Afghanistan Digital Library adl0378 http://hdl.handle.net/2333.1/rfj6q5dp This is a PDF version of an item in New York University's Afghanistan Digital Library (http://afghanistandl.nyu.edu/). For more information about this item, copy and paste the "handle" URL above into a web browser. When referring to or citing this item please use the "handle" URL and not this document or the URL from which you downloaded it. All works presented on New York University's Afghanistan Digital Library website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial. NYU Libraries, Digital Library Technical Services, dlts@nyu.edu
FAYZ MUH KILID I- TADJVID
[BLANK PAGE]
Emâm Sajâwandi Lôgari - Kelid-e tajwid 1304 / 1925 déc.
[BLANK PAGE]
كليد تجويد (یادگار امام سجاوندی ؒ لوگری از یک وطندارش) برای معلمان ابتدائیه و متعلمان رشدیه بتصویب ع، ج فیض محمد خان وزیر معارف در مطبع شرکت رفیق زیور طبع در بر کرد جلد ۷ - سنه ۱۳۰۴ تعداد طبع ثانی ...... (۱۲۰۰) جلد
[BLANK PAGE]
۱ اعلام معلّم باید فقط آن امور را بطلبا نشان بدهد که در زبان فارسی یا افغانی آنها پیشتر یاد ندارند، مثلاً مخارج حروف مخصوص عربی و صفات حروف مانند: س، ل وغیره احوال مختصر مدها و نون ساکن و تنوین و ذکر مجمل اوقاف و بیان سرسری خصوصیات رسم خط آموختن اصطلاحات برای طلبہ ہیچ ضرورت ندارد، چون صرف و نحو خواندند خود یاد میگیرند، این کتابچه مقصود است برای معلمان جماعتهای ابتدائیه و متعلمان رشدیه. تمهید ، تجوید این علم بر مخارج حروف و صفات آنها و حالاتِ
۲ وقف و ابتدا و وصل و ادغام و حروف مد وغیره بحث میکند ، در کلام الهی هر حرف یک کلمه بدیگر حرف آن، و هر کلمه آیت بدیگر کلمه آن بذریعه تعلق حرف آخر یک لفظ با حرف اوّل دیگر لفظ متصل است این اتصال و اجتماع کلمات و آیات برای قرائت قواعدی دارد که درین اوراق بیان شده، چونکه بمدد اینها قرآن مجید صحیح و صاف خوانده میشود لهذا فن تجوید را فرض قرار داده اند ، زیرا که حکم خداوندیست وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلاً قرآن را واضح و درست بخوان . مهدی
۳ مخارج حروف از جمله حروف عربی، بیست و هشت حرف را صحیح میگویند، و سه از انها یعنی و ، ا ، ی را علت یعنی بیست و هشت حرف آواز پوره دارند و سه ناقص؛ حروف صحیح بحرکت دو حصه دهان تلفظ میشوند و علت فقط از یکی یعنی تا وقتیکه اول حرف صحیح نباشد حرف علت خوانده نمیشود. و ، ا ، ی آنوقت حروف علت میباشند که بر اینها سکون بیاید مثلاً در نور، نار، فی در وقتیکه ان، یا، هر سه صحیح اند زیرا بخود آواز پوره میدهند. الف همان وقت است که ساکن باشد، در غیر زبان بران نیفتد ورنه همزه گفته میشود
٤ مثلاً در الله رأس. دهان م ب ف و و لب دندان ط د ت س ز ص ی ش ج زبان ث ذ ظ ل ن ر کام ك ق خ غ ح ع ه ء ض حلق گلون
۵ از روی این نقشه تمام مخارج هفده میشود :- (۱) ء - ھ از آخر حلق میبراید . (۲) ح - ع از میان حلق می براید . (۳) خ - غ از قریب حلق میبراید . (٤) ف از لب زیرین می براید چون دو دندان بالا بآن بخورد . (٥) و از کشادن دو لب پیدا میشود . (٦) ب - م از چسپیدن هر دو لب(؟) . (۷) ق از بیخ زبان می براید . (۸) ك پستر ازان . (۹) ج - ش - ی از میان زبان بکام می برایند. لب بهم چسپد اگر گوئی محمّد از زبان هست نام رحمة للعالمین شیرین جان
۶ (۱۰) ض از آخر زبان بطرف چپ دندانہا بآواز دراز می برآید . (۱۱) ل از سر زبان چون بسه دندان بالا بخورد و حرکت کند . (۱۲) ن از کنارۂ زبان بد و دندان بالا خوردہ . (۱۳) ر از پشت زبان کہ بکام مائل میشود . (۱۴) ت - ط از نوک زبان چون بہ دندانہای بالا میخورد . ت از کشیدن لب و ط پیش . (۱۵) ث - ذ - ظ از نوک زبان چون از سرِ دندانہای بالا بگذرد تلفظ اینہا مائل طرف چپ است و در ظ لب پیش می آید . (۱۶) ز - س - ص از نوک زبان می برآیند
در حصی بسیار پیش میرود. (١٧) در حالت غنه درشتی تلفظ زائل شده مخرج بیخ بینی میباشد. این مخارج مجملاً پنج قسم است:- خلقی | شفوی | لهوی | مسنی | اسلی از حلق | از لب | از کام | از دندان | از زبان ا ح خ ع | ب ف م | ج ق ك | ت ث د ذ | س ز ص غ ه | و | ی | ط ظ ل ن | ض این قسم را قمری نامیده اند یعنی اگر ال قبل از اینها بیاید ل خوانده میشود مثلاً القمر والكتاب | این دو قسم شمسی گفته میشوند ل خواند نمیشود بلکه مشد سرش می آید النجم والشمس
۸ صِفَاتِ حُرُوْف چونکه مخارج کمیت یعنی اندازۀ حروف را نشان میدهد، صفات کیفیت آنها را بیان میکند و این دو قسم است: لازمی و عارضی. صِفَاتِ لَازِمِي این صفتہائیسکه در نفس حروف مدام میباشد بتعداد هفده است:- (۱) مہموس یعنی حروفی که در ان آواز آهسته باشد و اندک پنهان. ث ح خ س ش ص ف ك ه (ده حروف)
۹ (۲) جہر یعنی حروفی که آوازشان آشکارست ماسوای مہموس همه جهر خوانده میشوند (هجده حروف) (۳) درین هفت آواز سخت میباشد: ب ت ج د ط ق ك. (٤) رع ل من سختی دارند مگر کمتر (٥) باقی پانزده رخاوت یعنی سستی آواز دارند (٦) درین حروف که مستعلیه میگویند آواز بلند میشود خ - ص - ض - ط - ظ - غ - ق
۱۰ (۷) بیست و یک حرف باقی مستفله گفته میشوند و در آواز شان پستی میباشد . (۸) { حروف مطبقه یعنی بآواز پیوسته در مستعلیه داخلند } ص - ض - ط - ظ (۹) (باقی بیست و چهار حروف کشادگی آواز دارند) (۱۰) { این شش حروف مذلقه گفته } میشود در آواز آنها لغزیدگی میباشد ب - ر - ف - ل - م - ن - (۱۱) باقی بیست و دو حروف مصمته در آواز ایستادگی دارند
۱۱ یعنی برعکس نفریمدگی. (۱۲) حروف صغیر صدای پرندگی دارند در ز س ص ز آواز زنبور س از ملخ ص از مرغابی. (۱۳) این پنج حرف صفت قلقله یعنی جنبش آواز دارند ب ج د ط ق . (١٤) در آواز شین انتشار و پراگندگی میباشد. (۱۵) ض صفت مستطیل یا درازی آواز دارد. ...
۱۲ (١٦) ر ل صفت انحراف دارند یعنی آواز اینها از یک طرف بدیگر طرف میگردد. (۱۷) م - صفت اخفا دارد یعنی آوازش ظاهر نمیباشد سببش اینست که در تلفظ صدای دو (م) نبراید و در تشدید زائد از دو نشود. از صفات مذکوره معلوم شد که هر حرف پنج صفت دارد و بعضی زیادتر مثلاً حروف جهر و رخاوت و مستفله و مصمته پنج کیفیت دارند و حروف اضداد که برعکس اینها آوازشان پست موصوف بزیاده تر از پنج صفت اند چون حروف صفیر و غیره.
۱۳ مجهوره : ء ب ج د ذ ر ز ض ط ظ ع غ ق ل م ن و ی . رخاوت : ث ح خ ذ ر ز س ش ص ض ظ غ ف ه ی . مستفله : ء ب ت ث ج ح خ د ذ ر ز س ش غ ف ک ل م ن ه و ی + ن ه و ی منفتحه : ء ب ت ث ج ح خ د ذ ر ز س ش ع غ ف ق ک ل م . مصمته : ء ت ث ج ح خ د ذ ز س ش ص ض ط ظ ع غ ق ک ه و ی . حروف علت یعنی ا و ی بحال سکون تابع حرف ما قبل متحرک میباشد . * * *
١٤ صفات عارضی حروف برخلاف صفاتِ لازمی صفاتِ عارضی اگرچه در قرائت دائم باشند لازم حرف نمیباشند : (١) در حروف مستفله آواز پست و باریک می برآید و مخرج بوقت تلفظ می افتد . (٢) در حروف مستعلیه آواز پر میباشد و هنگام خواندن مخرج بالا میرود . (٣) حروف مطبقه زیاد تر پری آواز دارند در حروف مستفله بعضی جاها باریکی بآدله نیامده
۱۵ مثلاً بعد از فتحه و ضمه ل باپری آواز خوانده میشود بسبب تعظیم در اَللَّهُ و اَللَّهُمَّ ل ، آواز پری دارد . ( ٤ ) ر باریکی آواز کم داشته میباشد الاّ اگر مکسور یا ساکن باشد یا ماقبلش کسره بیاید لازم متصل و بعد از ان حرف مستعلی متصل نباشد باریک یا پست ادا میشود ، مثلاً : ( رِقَابٌ - رِضْوَانٌ - فِرْعَوْنُ ) در کلمهٔ فِرقِ چونکه قاف مکسور است و آسانی در تلفظ بپابندی قاعده حاصل نمیشود ، لہذا باریکی و پری آواز هردو جائز است . بغیر ازین مقامات ، ر ہرجا پری آواز دارد .
١٦ (٥) حروف قلقله در محض سکون هم با واز پر خوانده میشود و اگر بعد از انها وقف بیاید پرتر میگردد مثلاً د در یَلِدُ . لین از حروف علّت اگر (و) و (ی) ساکن ما قبل مفتوح باشد لین گفته میشود زیرا در آواز اینها نرمی پیدا میشود نه درازی که خاصه مد است سببش اینست که از (و) ضمه برآمده است و از (ی) کسره و از (ا) فتحه، لهذا اینها را موافق یکدیگر یافته چون حرکات مخالف بیاید لین میگویند و موافق را مد یعنی قبل از و ضمه و قبل از ی کسره و قبل از ا فتحه بیاید .
۱۷ مد دو قسم است :- مَدّاصْلى ومَدّ فَرعی (۱) اَصْلِيّ درین مد آواز موافق حرف میباشد یعنی قصر که برابر دو حرکت است ، اگر بعد از (و ی ا) همزه یا سکون نباشد مد اصلی یا طبعی گفته میشود مثلاً: رِجالٌ كَرِيمٌ - حُورٌ . (۲) فَرْعِيّ اگر بعد از حروف علت همزه یا سکون بیاید مد فرعی که میگردد باز مد سه حال دارد :- لازم - واجب - جائر.
۱۸ (٤) لازم لازم آنست که بعد از ان سکون اصلی بیاید - یعنے در حالت وقف و وصل سکون بر قرار بماند اگرچه لازمی باشد یا عارضی، این مد باز در چهار قسم منقسم شده است . (الف) مدّ کلمی یعنی مد و ساکن در خود کلمه باشد مثلاً در ضّالّیّن درازى مد دو نیم چند یا سه چند یا سه و نیم چند مدّ اصلی است (ب) مدّ حرفی یعنی در حروف جداگانه باشد در الّٓمّٓ لام و میم
در تلفظ میان خود مد دارند و بعد از ان حرف ساکن است حکم درازیش مثل کلمی است . با ز این دو مد کلمی و حرفی دیگر دو قسم دارند . (ج) مثقل یعنی بعد از مد حرف مشد د بیاید چون :- اَ تُحَاجُّوْنّیْ ، اٰلذَّکَرَیْنِ . (د) مخفف یعنی بعد از مد حرف ساکن محض باشد چون آلْئٰنَ . مَدّ حَرفیْ در حروف مقطعه میآید که در ابتداے بعض سوره است براے این هشت حرف مخصوص است س ص ع ق ك ل م ن بجز ع این حرف همه مده است .
۲۰ عین مثل مدطول یا وسط خوانده میشود یعنی برابر سه الف یا دو نیم یا دو الف . اگر یکی ازین حروف خود دو حرفی باشد مد آن اصلی است - ح ر ط ه ی حمّ یسّ طه الرّ . ازین معلوم شد که در حروف مقطّعه پنج حرف مد اصلی دارند و هشت مدّ لازم و یک الف هیچ ندارد . (۲) مدّ واجب چون بعد از حرف مد همزه بیاید و هر دو در یک کلمه باشند مد واجب است مثلاً جَاءَتْ شَآءَ جِیئَ سِیئَتْ سُوءٍ مقدار این برابر لازم است یا دو چند یا دو نیم چند اصلی .
۲۱ این را مد لازمی کلمی را مد متصل هم میخوانند. (۳) مد جائز این مد سه قسم دارد :- (الف) منفصل یعنی مد در آخر لفظ اول و همزه در اول لفظ آخر میباشد و در میان وقف نی چون لَا اَعْبُدُ . (ب) بعد از مد سکون عارضی یا وقف باشد مثلاً تَعْلَمُوْنَ نَسْتَعِيْنُ . (ج) این را مد بدل بدین وجه میگویند که حرف مد بعد از همزه بعوض دیگر همزه میآید مثلاً اٰمَنَ اِيْمَانًا
۲۳ اولی الف بدل همزه است و دوم یا ۔ این مد را جائز باین سبب میگویند که طول و توسط و قصر هر سه مقدار جائز و رواست ، قصر برابر یک الف یعنی دو حرکت میباشد . نون ساکن و تنوین اگر در آخر کلمه نون ساکن یا تنوین یعنی دو حرکت بیاید و بعد از ان دیگر لفظ بغیر از وقف باشد چهار صورت پیدا میشود ، اظهار ، ادغام ، خفاء ، اقلاب . (۱) اظهار اگر بعد از نون ساکن یا تنوین حرف حلقی باشد تلفظ آواز ظاهر ادا میشود زیرا مخرج نون طرف
۲۳ زبان است و مخرج حروف حلقیه ازین فاصله بعد دارد: اِنْ اَنَا - اِنْ هُمْ - مِنْ عِلْمٍ - حَکِیْمٌ - عَلِیْمٌ - وَالْمُنْخَنِقَةُ - ذَرَّةٍ خَیْرًا نَارٌ حَامِیَةٌ - جُرُفٍ هَارٍ ۙ درین امثله حرفی که بعد از نون ساکن یا تنوین آمده است بآواز ظاهر جدا از حرف ما قبل خوانده میشود . (۲) ادغام ضد اظهار است که بجای جدا جدا خواندن هردو حرف یکبارگی تلفظ میشود . بعد از نون ساکن و تنوین اگر یکی ازین شش حرف بیاید تشدید واقع میشود :-
٢٤ ال م ن و ی - ازین شش همراه چهار حرف شد با غنه است و بدو حرف بدون آن (الف) م - ن - و - ی - غنه دارند چون اِنَّ نَّشَا مِنْ نَّذِيرٍ - نَضْرَةً نَّعِيمٌ - عَنْ مَّا - نَذِيرٌ مُّبِينٌ - مِنْ وَّالٍ - لَشَهِيدٌ وَّ اَنَّهُ - (ب) ر - ل غنه ندارند - مثل اَنْ لَّنْ - هُدًي لِّلْمُتَّقِينَ - مِنْ رَّبِّكُمْ - عَزِيزٌ رَّحِيمٌ - اگر نون ساکن واو - یا در یک کلمه بیایند ادغام نمیشوند، یعنی علحده علحده خوانده میشوند دُنْيَا - صِنْوَانٌ - * * * * *
٢٥ (٣) اقلاب آنست که دران یک حرف بجای حرف دیگر بدل خوانده شود - اگر بعد از نون ساکن و تنوین ب بیاید اقلاب آن به م میشود مثلاً عَلِيمٌ بِمَا - مِن بَعْدِ - درین آواز غنه هم پیدا میشود اما باخفا یعنی بآهستگی و پوشیدگی. (٤) اخفا یعنی تلفظ ما بین اظهار و ادغام ادا میشود اگر بعد از نون ساکن و تنوین این پانزده حروف بیاید آواز اخفا دارد : ت ث ج د ذ ز س ش ص ض
٣٦ ط ظ ف ق ك . اَنْذَرْتَهُمْ - يَوْماً ثَقِيْلاً - مَنْشُوْرًا - سُنْدُسٍ - رِيْحًا صَرْصَرًا - يَنْفِرُوْنَ اِنْ كَانَ - اِنْ جَاءَ - مَنْ شَاءَ - اِنْ قَالَ . . میم ساکن سه حکم دارد :- اخفا - ادغام - اظهار . (١) اگر بعد از میم ساکن ب بیاید حکم اخفا دارد و این اخفای شفوی میگویند زیرا هر دو حرف از لب می برایند مثلاً عَلَيْكُمْ بِمَا . (٢) اگر بعد از میم ساکن دیگر میم متحرک باشد هر دو
۲۷ مدغم شده یکجا بیک آواز به شد خوانده میشوند مثلاً عَلَيْهِمْ مَّا. (۳) باقی تمام حروف بعد از میم ساکن حکم اظهار دارند- اگرچه و- ف در مخرج قریب اند مثلاً أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ وَلَا. میم و نون وقتیکه مشدّ د باشند غنّه زاید میگیرند زیرا اینها حروف اغن بوده— چون به تنہائی غنه دارند همان غنه را ادغام دو چند میشود. ادغام (۱) اگر دو حرف در مخارج وصفات یکی باشند
۲۸ مثلین و اگر در مخارج یا در صفات یکی باشند جنسین گفته میشوند ۔ ادغام درین هر دو صورت می آید : مثلین چون اضْرِبْ بِّعَصَاكَ ۔ اذْكُرْ رَّبَّكَ - قَالَ لَّهُمُ . جنسین چون قَالَتْ طَّائِفَةٌ . (۲) ادغام در قریبین بعض جایها می آید مثلاً قَدْسَمِعَ وَالصَّفْتِ صَفًّا . قریبین آن دو حرف که در مخارج متفق باشند در صفات . (۳) شرط ادغام اینست که حرف اول ساکن باشد
۳۹ دوم متحرک مثلاً قُلْ رَبِّكُمْ قَدْ جَعَلَ . (٤) اگر دو حرف اقسام مذکوره متحرک باشند بعضی اینجا هم ادغام جائز میدانند مثلاً يَعْلَمُ ما - بَعْدَ ذلِكَ . (۵) اگر حرف اوّل مطبقه باشد و دیگر مستفل ادغام ناقص است زیرا حرف اول قوی است و دوم ضعیف باید ضعیف در قوی محو نشده جدا ماند (+) مثلاً در اَحَطتُ - (+) خلیفهٔ اوّل فرمود که ضعیف را از قوی نگاهداشته در پناه خود جدا میگذارم .
٣٠ (٦) اگر اول حرف مستعلی است و بعده مستفل ادغام میکنند زیرا اوّل بسیار عالی نیست که ثانی را فانی بسازد الم نخلقکم اینجا خواه صفت استعلا غالب شود یا نه یعنی بلندی قاف به پستی کاف ظاهر باشد یا نه هر دو جائز است . (۷) اگر نون در اخیر لفظ اول باشد و (ی) یا (و) در شروع دیگر لفظ ادغام می آید اما غنه نون باقی می ماند مثلاً : مَنْ یَّشَاءُ - مِنْ وَّالٍ . همزه وصل (۱)
۳۱ اگر ابتدا ساکن بشود همزه وصل قبل از ان می آرند و این وقت وصل دیگر لفظ حذف میشود زیرا حاجت این نمی ماند چه بسبب آسانی تلفظ عربی آورده بودند (+) (۲) اگر مضارع مضموم العین باشد همزه وصل هم ضمه داشته میباشد ور نه کسره مثلاً از یذکر اُذکُرُ و از دیگر الفاظ اِضرِبُ و غیره . (۳) اگر همزه وصل در اول اسم بیاید و معرّف بالام (+) در افغانی ابتدا ساکن می آید اما فارسی زبانان جهته سهولت تلفظ همزه وصل می آرند مثلاً مکالمه افغانان اولوالعزم در اکبرنامه روایت شد یکی گفت این مرز و بوم اغلم دگر گفت استا بلا و اغلم در اصل هستا به ابتدا ساکن ستایوه .
۳۴ نباشد كسره میگیرد چون اِبْنٌ اِمْرُءٌ اِثْنَتَانِ. (٤) اگر لام تعريف بعد از همزه بيايد همزه مفتوح ميكردد مثلاً اَللهُ الصَّمَدُ . (٥) اگر ما بعد همزۀ وصل بلفظ ما قبل وصل شود همزه می افتد و حركت حرف آخر با سكون حرف ما بعد همزه پیوسته میشود مثلاً نَسْتَعِیْنُ اِهْدِنَا اگر همزه خوانده شود ضمه نون بر قرار می ماند . لام اگر ل در نفس فعل باشد در اول یا آخر و بعد از ان حرف مثل یا جنسش نباشد با ظهار
۳۳ خوانده میشود مثلاً در قُلْنَا - قُلْتُ - وَاتَّقَى . وقف وابتدا وقف حرکت را ترک کردنست و یک لفظ را بدیگر نا پیوستن . ابتدا شروع کردن از سر یا خواندن بعد از وقف را میگویند . وقف در سه حال می آید : (۱) اضطرار یا حالت مجبوری یعنی وقتیکه ضرورت نفس گرفتن می افتد . (۲) انتباه یا آگاهی یعنی خواننده متوجه شده آنمقام را بخوبی بفهمد .
٣٤ (٣) ختم یا یعنی بارادهٔ خود وقف نمودن تا آواز قطع شده یک لمحه آرام کرده شود این وقف سه قسم دارد ١- تام ، کافی ، حسن . (الف) اگر کلمهٔ آخری یک جمله بلفظ اول دیگر فقره پیوستگی ظاهری نداشته معنی نیز آنجا ختم شود وقف تام است ، اینجا ایستاده شدن بسبب تمام شدن معنی و نبودن تعلق لفظی مابین دو جمله ضروری است مثلاً در شروع قرآن مجید بعد از اُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ وقف تام است زیرا بعد از ان پیوستگی لفظی هم نیست و آیات مسلمانان باختتام رسیده آیته[ا?]
٣٥ در باب کفار آغاز میشود نیز بعد از عَذَابٌ عَظِيمٌه تعلق لفظی بما بعد نیست و انتهای آیات کفار شده ابتدا بیان منافقان میشود . ( ب ) اگر پیوستگی لفظی نباشد و یک حصه معنی آنجا خلاص شود وقف کافی است بسبب تمام شدن یک مدعا ایستادن کفایت میکند و درست است مثلاً در فاتحه بعد از يَوْمِ الدِّينِ و بعد از نَسْتَعِيْنُ در وقف کافی عبارت جاری میماند هرچه در تام تمام میشود چون وَلَا الضَّالِّيْنَ. (ج) اگر یک لفظ بلحاظ معنی بدیگر وابستگی ندارد اما بذریعه حرکات پیوسته است وقف حسن است
٣٦ یعنی نیکو - اگر این وقف آخر آیت بیاید و بعد ازان ابتداء دیگر آیت کرده شود آنهم حسن است و اگر بعد از ان آیت نو بنا شد ابتدا باید که پیش از وقف نموده شود و اگر بعد کرده شود قبیح است در الحمد لله وقف ما بین لام و حاء بالكل جائز نیست و در دال رواست اگر حاجت افتد در نام الله وقف حسن است و ابتدا بما بعد قبیح در نون عَالَميْنَ ه وقف حسن است و ابتدا به الرّحْمنِ الرّحیْمِ ه هم حسن - چه دیگر آیت بعد از ان شروع میشود - اوقافیکه در حالت اضطرار یا انتباه نموده شود قبیح است زیرا بغیر از ضرورت اشد جائز نیست چه در میان جمله واقع شده معنی کامل نمی بخشد .
۳۷ (رموز مروجهٔ اوقاف) ۱ ء انتہای آیت وقف پوره است اگر دیگر علامه سرش نباشد . ۲ م لازم لازم و ضرور است . ۳ ط مطلق باید وقف کرده شود . ٤ ج جائز وقف کردن جواز دارد . ٥ ز مجوز وقف تجویز کرده شده . ۶ ص مرخص رخصت وقف داده شد . ۷ ق میگویند که اینجا وقف است . ۸ قف حکم وقف داده شد . ۹ ك کذلک مثل وقف سابق حکم است . ۱۰ صلے وصل اولی بهتر است که وقف نشود . ۱۱ لا نہی وقف نشود بی ضرورت .
۳۸ ١٢ مع تعلق پیش تعلق کلام و کلمات بهر دو طرف است وقف هم هر دو جائز است . ١٣ غفران بخشش وقف نموده طلب آمرزش کرده شود . ١٤ سکته ایستادن وقف است بی گرفتن نفس . ١٥ صلعم وقف نبی خود آنحضرت برای مصلحت یا ضرورت وقف فرمودند . ١٦ دو قف وقفی که بالاست حکم دارد . علامات رکوع و ربع و نصف و سیپاره و منزل از خود الفاظ ظاهر میشود . سکته (۱) در سوره کهف بعد از عِوَجًا تنوین به الف مبدل شده
۳۹ پس معنی دیگر آمده قیّما . (۲) در سوره یس بعد از مرقد نا ـ اندک وقفه برائی جو ابیکه بعد از ان می آید . (۳) در سوره قیامه بر نون من تا که در آواز نزع سکوت و شکستگی ظاهر شود . (٤) درمطففین بر ( بل ) بعد ازان تأکید معنی است سکته در الحمد و دیگر جا یها درست نیست . خصوصیات بعض حروف بعض حروف مخالف تلفظ ظاهر خوانده می شوند . ۱
(١) مثلاً یبصُطُ هرجاے به آواز (س) خوانده میشود . (٢) بصطةً اگر ماقبلش فى الخلق باشد آواز سین دارد ورنه بصاد خوانده میشود . (٣) اگر پیش ہمزه دیگر همزهٔ استفهامے بیاید آواز آن نرم میگردد یعنی همزه اول مانند فتحه میشود و تلفظ آن ما بین الف و همزه میباشد . (٤) در مجر يها بسبب امالت آواز الف بطرف ( یا ) مائل میگردد و تلفظ مابین (الف) و (یا) میشود . (٥) در فیہ مُهَانًا ۔ آواز (ہا) اشباع می پذیرد، یعنی دراز شده مثل (یا) خوانده میشود. (٦) القہ اشباع دارد اما اَلْقِهْ
٤١ خوانده میشود . خصوصیات رسم خط خطی که حضرت عثمان رض جامع قرآن در مصحف مجید تحریر کردند در دنیای اسلامی مروج شد مستثنیاتی که اوّل داشت بهمانحال تا زمان حاضر مانده وبوجه ادب و قدامت بران استقامت ضروریست . (١) در ده جای اَنْ لَّا جدا جدا نوشتشته است و دیگر جا یها اَلَّا . اَنْ لَّا تَعْبُدُوْا - اَنْ لَّا يُشْرِكْنَ - اَنْ لَّا تُشْرِكَ - وَاَنْ لَّا يَدْخُلُنَّ - اَنْ لَّا تَعْلُوْا اَنْ لَّا يَقُوْلَ - اَنْ لَّا اَقُوْلَ - اَنْ لَّا
٤٢ مَلْجَأَ - أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ . (٢) إِنَّمَا در سورۂ هود جدا جدا نوشته است . (٣) عَنْ مَا علحده علحده نوشته است اگر بعد ازان ( نُهُوا ) است ورنه پیوسته میباشد چون عَمَّا مَنْ . (٤) مِنْ مَّا در سوره مَایِ نساء وروم جدا جدا آمده و در سورۂ منافقین هم بعضی جدا مینویسند . (٥) أَمْ مَّنْ در سوره های فُصِّلَت و ذبح و توبه از همدیگر جدا نوشته است . (٦) حَيْثُ مَا هر جا اینکه مگر جدا آمده . (٧) أَيْنَمَا در توبه و نحل یکجا نوشته اند
٤٣ و در نسا و شعرا هم بعضی همچنین مینویسند. (٨) اگر قبل از لام جار (ما) بیاید بعد ازان هؤلاء و لهذا و الَّذینَ باشد جدا نوشته است مثلًا مَالِ هؤُلَاءِ - مَالِ هَذَا - مَالِ الَّذینَ. (٩) بعضی لَاتَ حِینَ مَنَاصٍ مینویسند تا بر (ت) وقف نشود. (١٠) كَالُوهُمْ وَزَنُوهُمْ هردو متصل نوشته شده یعنی الف که بعد از صیغه جمع می آید نیامد. (ۃ و ت) ۃ که علامت تأنیث است در بعض جا بها بشکل (ت) آمده و فرق در قرائت باین آورده که وقف بر (ۃ) آواز (هـ) میدهد و بر (ت) آواز (١) در سوره های زخرف - اعراف -
٤٤ روم - هود - كهف - بقر - رحمت نوشته است. (٢) در سوره بقر نعمت آمده است و دو با در آخر سوره ابراهیم و سه بار در اخیر سوره نحل و جا دوم در عقود و در سوره های عمران - لقمان - فاطر - طور - در کل جایها نعمت یازده بار آمده . (٣) لعنت - در سوره های نور - و عمران بر کا ذبین آمده . (٤) امْرَأَتُ اگر بعد از ان نام شوهرش باشد وزن با و مضاف باشد مثلاً اِمْرَأَتُ الْعَزِيزِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ آمده . (٥) سُنَّتُ در فاطر وانفال و در غافر حضر در موضع ثانی نوشته است . (٦) مَعْصِيَتُ در سوره مجادله آمده .
٤٥ (٧) اَنْبَتَ - بَقِيَّتُ - فِطْرَتَ - هر جای آمده . (٨) قُرَّتُ اَعْيُنٍ نوشته است چون اعین مضاف الیه باشد . (٩) جَنَّتُ در سورۀ واقعه و شَجَرَتُ در سورۀ دخان آمده . (١٠) كَلِمَتُ در میان سورۀ اعراف . اگر در کدام لفظ تا ، تا نیث معلوم باشد و در مفرد و جمع آن اختلاف باشد آن لفظ بر (ت) نوشته میشود . (استعاذه) استعاذه بذریعۀ خواندن اعوذ بالله از شیطان مردود پناه خواستن است حکم آن از سورۀ نحل گرفته شده : فَاِذَا قَرَأْتَ الْقُرْاٰنَ فَاسْتَعِذْ
٤٦ بِاللّٰهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ، اگر كسی قرائت را بشنود باید که استعاذه به آواز جهر کرده شود در میان نماز و تلاوت قرآن مجید آهسته۔ اگر سامع نباشد اختیار است که بلند خوانده شود یا آهسته۔ (بسمله) بسمله بوسیله بسم الله بنام خدا شروع کردنست. در شروع سوره بسمله خواندن سُنت است و در میان سوره اختیار است خوانده شود یا نه۔ چونکه بنام خدای رحمن و رحیم شروع کرده میشود و سورۀ توبه از غضب الهی پُر است در ابتدای آن و در میان بسمله خواندن منع است.
٤٧ (حدیث) كُلُّ أَمْرٍ ذِي بَالٍ لَمْ يُبْدَأُ بِبِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ فَهُوَ أَبْتَرُ . هر کار ضرورے کہ از بسملہ ابتدا نشود پریشان میگردد . چونکہ علم تجوید فرض است برین ختم می شود . بسم الله اوله واخره «تصدیق» این کتاب کلید تجوید را از الف تا آخر معاینه کرده بنشر وافادۀ معلمان ابتدائیه و متعلمان رشد یه مفید و مناسب دیدم سیف الرحمن قاضی عسکر
٤٨ تمام شد
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]