Afghanistan Digital Library adl0351 http://hdl.handle.net/2333.1/80gb5n4v This is a PDF version of an item in New York University's Afghanistan Digital Library (http://afghanistandl.nyu.edu/). For more information about this item, copy and paste the "handle" URL above into a web browser. When referring to or citing this item please use the "handle" URL and not this document or the URL from which you downloaded it. All works presented on New York University's Afghanistan Digital Library website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial. NYU Libraries, Digital Library Technical Services, dlts@nyu.edu
هدية مكتب امانيه اصول دفتری محفل نمونه مالیه «رویداد کار گذاری» در مطبع سنگی ماشینخانه مبارکه کابل زیور طبع در بر کرد تعداد طبع ۲۰۰ جلد
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
ذات شوکت سمات اعلیحضرت شهریار غازی جوان بخت معارف پرور محب ملت و ترقیخواه وطن ، مؤسس مکتب امانیه اصول دفتری
(1) بسم الله خیر الاسماء هدایۂ مکتب امانیہ (اصول دفتری) بتاریخ ١٦ سنبلہ جناب ادیب محترم کارگذار صاحب مالیه کارنامی کارگذاری، و نتایج مکتب امانیه اصول دفتری را بحضور ذات شوکتسمات همایونی در پغمان برده از شرف ملاحظہ شاہانہ گزارش داده بعرض رسانید اینکه:- ذات اقدس کارروائی دوسالہ کارگذاری مالیہ و نتایج مکتب امانیه اصول دفتری را که ملاحظہ فرمودید، من نمیتوانم گفت که من کردم، چیزی که بطور شکران میگویم اینست که جناب اعلیحضرت غازی بر فاہ ملت و سهولت کار دولت جد و جہد نموده بنفس نفیس خویش روزها و شب های خود را صرف کرده زحمات زیاد کشیدند، امروز نتایج را دیدند، ملت ادای شکریہ این نعمت عظمی را که خداوند کریم، چنین پادشاہ شفیق وطن دوست برای شان اعطا فرموده کرده نمیتوانند
(۲) خادم که مملوک افکار با اقتدار پر انوار شاهانه هستم، خدمتم محسوب نکرده بانجام وظایفم مسرور بوده از یک مقتدر میخواهم که سالهای در از بظل ظلیل عاطفت اعلیحضرت غازی خدمت قوم خود را نموده نتایج کار های محوله ام را بتقدیم برسانم. اعلیحضرت غازی جوانبخت مدتی بود که کار نامه کار گذاری تمام و قابل ملاحظه حضور مبارکت داشت انتظار میکشیدم که مرض نازله هیضه دفع شود، و بروز جشن مبارک استقلال که روز با شکوه و شان است، بعرض برسانم بهره ام نیفتاد. لهذا میخواهم که باراده سنیه شاهانه بتاریخ ١٤ عقرب محفل نمونه ما یه منعقد نمایم، ذوات کرام را مدعو نموده مراحم شاهانه که در باره اولاد وطن شده توضیح کنم. اعلیحضرت غازی معارف پرور منظور فرموده اجازه انعقاد مجلس را بسلام عام حکم فرمودند. روز شنبه ۱۳ عقرب دعوت نامه های رسمی که از طرف ادیب محترم کار گذار صاحب مالیه بطبع رسانیده شده بود، به اسم جنابان جلالتما باون
[BLANK PAGE]
جناب عالیقدر محترم میرزا غلام یحیی خان کار گذار مالیه و رئیس مساحت اراضی و مدیر مکتب امانیه اصول دفتری
(٣) وزراء محترم ومستشاران و مدیران مکرم وصاحبمنصبان نظامی و فرقه دپو خوانا مهاجرین هندی و طلاب دارالعلوم امانیه و مکتب حکام و قریه‌داران و موسفیدان شش کروهی و بعضی قریه‌داران محالات و وکلای ملی و نفری معتبرین دارالسلطنه و اشخاص روش‌ضمیر که بتعداد (پنجصد) نفر میشدند دعوت نامه بذریعه چپراسیان کارگذاری برای شان فرستاده شد. روز یکشنبه هفت ونیم بجه شاگردان سال اول وسال دوم مکتب امانیه اصول دفتری ونفری مهندسین مساحت اراضی بکارگذاری حاضر شدند چپراسیان وعمله کارگذاری بدروازه صف بسته ایستاده بودند، نفری طلاب مکتب امانیه ومهندسین نیز آمده صف بسته انتظار تشریف فرمائی جناب کارگذار صاحب را میکشیدند. بساعت (٨) بجه جناب کارگذار صاحب تشریف آورده نشانهای وایشان صداقت وشهادتنامه ها و خلعتها را در پطنوس های نقره گذاشته بسلامخانه فرستاده، خودشان باشاگردان وعمله کارگذاری بر صفوتبسته روانه سلامخانه شدند. یمینکه بسلامخانه رسیدند بسری داخلی عمارت سلامخانه شاگردان توقف نموده خود جناب کارگذار صاحب داخل
(٤) سلامخانه شده ناشتا و شیرنی های اعلیٰ و سگرت که بالای میزها چیده شده بود و ترتیب چوکی‌ها را ملاحظه کرده مراجعت نموده از حد دروازۀ سرک الیٰ دروازۀ عمارت سلامخانه بفاصلۀ بیست قدم ده ده نفر از شاگردان مکتب را انتخاب فرموده موظف نمودند که نفری مدعوین که از دروازۀ سرک داخل سرک سلامخانه میشوند مراسم تعظیمات شانرا بجا آورده از جملۀ ده نفر چهار نفر مشایعت کرده بحد دیگر نفری برسانید. خود جناب کارگذار صاحب بمعۀ بیست نفر بدروازۀ سلامخانه ایستاد شدند. ذوات محترم از ساعت هشت و نیم بجه بشروع بتشریف آوری نموده شاگردان بوضعیت درست ایفای انسانیت خویش را ادا نموده نفری مدعوین را الیٰ دروازۀ سلامخانه میرسانیدند، کارگذار صاحب و بیست نفر بدروازه پذیرائی کرده ده نفر دیگر که بداخل سلامخانه ایستاد بودند همراه شان رفته بموضع نشیمنش میرسانیدند. بساعت نه و نیم بجه ترقی خواهان وطن که تشریف فرما شده بودند صرف چای و ناشتا نمودند.
(۵) بعمل ده مجد جناب کارگذار صاحب و شاگردان مکتب داخل سلامخانه شده بمقابل تخت سعادت بخت ذات شوکتسمات اعلیحضرت، صف آرا گردیده ادای سلام پادشاه غیور غازی را نموده، شاگردان سال اول بطرف راست و شاگردان سال دوم بطرف چپ و مهندسین حست عقب جناب کارگذار صاحب در وسط بمقابل تخت بطرف پایان استاد نظری سامعین سکوت کرده جناب کارگذار صاحب شروع به نطق و خواندن اوراق تحریریه کارنامه خود به جدیت و آواز بلند نمودند، که من عیناً آنرا برای مطالعه قارئین کرام درج مینمایم. (غلام محی الدین منتظم مکتب امانیه اصول دفتری) (نطق جناب کارگذار صاحب خواندن اوراق کارنامه شان) حضرات محترم، وزراء مکرم، حضار کرام محفل !!! از تشریف فرمائی اولیای عظام دولت مقدس خود، که بقدوم میمنت لزوم
( ٦ ) محفل نمونه مالیه را مفتخر ساخته بدعوت من قدم رنجه فرموده اید، تشکرات صمیمانه خود را ابراز مینمایم . تنها تشکر من بمقابل مراحم شما کافی نیست ، مدیران و مأمورین مالیه و شاگردان مکتب امانیه و مهندسین مساحت اراضی تشکرات خالصانه خود را با آواز بلند اظهار نموده خوش آمدید میگویند ، آواز عموم ـ خوش آمدید ! ! ! همواره از خداوند ملیک مقتدر سلامتی ذات اقدس اعلیحضرت غازی و ملت اسلامی را تمنا داریم . ذوات وطن پرست ، که امروز بترقیات وطن کوشاند ، و مقصد یگانه شان حمایت دین رسول الله صلّی الله علیه و آله وسلّم ، و مسلک شان رفتار حقانیت است ، ما افکار با اقتدار شانرا تقدیر کرده ، از خداوند تعالی مقاصد دارین کامیابی شان میخواهیم . ذوات محترم حضار کبار محفل ! ! ! امروز که اوقات قیمتدار شما را به تشریف آوری ضایع کردم ، میخواهم که بحضور شما کار روائی دو ساله کارگذاری ، و نتایج مکتب امانیه
(۷) اصول دفتری را تقدیم کنم. ارادۀ سنیۀ شاهانه و عزم و مقصد خیرم صدشانه ابکار مالیه، و اجرای دفاتر اصول دفتری توضیح نمایم، وزحماتِ پادشاه وطن دوست را تأیید کرده تصدیق کنیم، که اعلیحضرت غازی از زمان شهزادگی حبّ الوطن را بسر داشته، بترقیات وطن و حمایت دین مبین و بر فاه ملت جد و جهد میکردند. الحال اینهمه تشبثات عالیه را بفاعلیت موافقانه و نتایج کامگارانه بثبوت رسانیدند، ما از حق سبحانه تعالی نیاز میکنیم، که سایۀ هما پایۀ اعلیحضرت غازی را برسر ملت افغان و افغانستان ممتد و آسایش افگن فرماید. حضرات محترم !!! میدانید که من عاجز از اولاد وطنم، در پیروی اسلاف خود، که نویسنده گی پیشه داشتند اقدام کرده، بعد از ایام متمادی شاگردی بهر شعبه میرزائی تجربه نمودم، در انزمان هم بیکاری و روزگذرانی را عیب و عبث دانسته از لهو ولعب متنفر میبودم، چنانچه در حضار محفل بعضی
( ۸ ) تشریف دارند، که بهمراه شان بطرز مذکور کار میکردم، بعد از مدتی بیک ذات محترم دو چار گشته، از زبان شان کلمہای وطن پرستی استماع میکردم، در اوایل چندان اعتنا نمیورزیدم، امّا بمرور زمان بر من چنین تاثیر نموده که عاشق وطن شدم، تفصیل این سوانح را در تمہید کتاب اصول دفتری که تألیفم هست بیان کرده ام، همیشه در صدد این بودم که بیک ذرایعه بممالک خارجه رفته چیز مفیدی برای وطنم اخذ کرده پس بمملکت عزیزم صرف نمایم، لیکن آرزویم میسّر نشده دایم مخزون و متأسّف میبودم. خداوند نعم الوکیل چنان وسیلهٔ فرمود، که چند ذوات مکرم وطنخواه عثمانی در سنه ۱۳۳۱ به افغانستان آمدند، منجمله شان یکت ادیب ماہر خواهشش نمود که چند نفر از اولاد وطن بمن سپرده شوند تا علم اصول دفتری را برای شان درس بدهم، حسب الانتخابش چند نفر برایش داده شد، بخوش نصیبی در زمرهٔ شان من هم بوده، بکمال ذوق و متوجّه تعلیم شدم، در مدتی اصول دفتری را که قسم تجاریه بود تعلیم گرفته، بعد از امتحان شهادتنامه رسمی حاصل کردم پس ازین
(۹) کامیابی ہر قدر کوشش وسعی کردم، که کارہای دولتی وطنم بہ اصول مذکور اجرا شود بہره ام نیفتاد ، بملاحظه خدمت ملت و حب الوطن کہ بدل می پرورانیدم ، و محنت خود را بے ثمر دیده بغم و اندوه همیشه خود را مدیون دولت میشمردم . حق سبحانه تعالی کہ بضمیر بنده گان دانا و بحال شان بینا ست چنان مرحمت فرموده شخصی نجیب کہ بولایت عثمانی مفتش مالیه بود اصول دفتری دولیه را بمن تعلیم نموده بشها دتهای دیگر فایز شدم ، بآن جنیابان محترم خدمتی نکرده بہیچ زبان شکر یه شانرا بجا آورده نمیتوانم : (اگر خدمتش دورم بدل شرمندگی ارم - چوقمری طوق در گردن نشان بندگی دارم) وزراء محترم و حضار مکرم !!! وقتیکہ اصول دفتری دولیه را آموختم ، و باین مطمئن خاطر شدم که اجرا کار مالیہ را کرده میتوانم ، خواستم که عریضه در غیاب بحضور جنایع الحضر امیر شہید سعید تقدیم کنم ، اشخاص خائن کہ ضد ترقی وطن بودند ، مرا بسررشتہ داری فراه مقرر کرده بذریعہ محصل از کابل کشیدند ، تانیجه آلہی نصاب اصول دفتری را بیا دنصاب صبیان ابونصر فراہی ضبط کردم
(۱۰) مدتی در حضور سفر کارهای وطن مقدسم را به اصول دفتری ساختن اقسام نمونه ها تطبیق میکردم - وهمیشه درصدد این بودم که متخصصین اصول دفتریرا یافته از انها معلومات حاصل کنم ، چنانچه باچند نفر ماهر کاردستان متصادف شده از کمالات شان مستفیض گردیدم ، و نیز نمونه های دفاتر ممالک عثمانی را بدست آورده از آنها استفاده کردم ، چون نوع کار جميع عالم اصولی و قواعد معاملات تمام دول متنوع و مختلف است ، بناء ان آنها را مدنظر داشته بزحمت بسیار قواعد معاملات وطن مقدسم را باجرای اصول دفتری مطابق ساختم ، و باین نکته دائماً حسرت ناک و حزین بودم که چرا معاملات وطن عزیزم بطرز اصول اجرا نشود که ملت بداد خود بداند و دولت بگرفت خود بفهمد ، و چیزیکه از ملت گرفته میشود بدون کم و کاست بخزینه دولت برسد ، کے باشد که ملت از حساب بیحساب خلاص شود ، هر قدر که داد و فریاد کردم کسي نشنید ، کار دارهایکه ضد مسلک حقانیت بوده پیش از اینکه مکاتیبایی بفهمند بصورت آسان میگفتند نمیشود - اولیای عظام دولت محض بشخصیت و گفته آنها اعتبار کرده عرفم محسوس و مسموع نمی شد.
(١١) تسلی من بهمین بود شخصیکه چیز را نداند اگر بگوید که نمی شود گفته آن قابل دقت و وقعت نیست، فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَانتَظِرْ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ. جناب اعلیحضرت غازی عدالت گستر حقانیت پسند !!! در زمان شهزاده گی شان با فکار منور خود عزم کرده بودند، که کار اصول دفتری را انشاء الله تعالی بافغانستان رواج خواهم داد، و ملت را از شکنجه های عذاب حسابات بی تناہی خلاص خواهم نمود. ازین نیت رعیت پرورانه بنده را بحضور طلب فرموده گفتند که اصول دفتری کاریست مفید و مقبول عالم، میخواهیم که بوطن عزیزیم اجرا نمایم، ضدیت بکار مذکور بدون واقفیت از روی جهالت است. لہذا دفاتر شخصی خود را به این اصول تبدیل و تطبیق داده معاملات بطرز مروج عالم جاری مینمایم، بنده از یاس بسیار و مخالفتی که دیده بودم بفرط مسرت میگفتم، اینکه می بینیم به بیداریست یا رب یا بخواب . مراد یگانه ذات اعلیحضرت غازی ترقی خواه وطن و طالب رفاه ملت از ساختن دفاتر شخصی شان این بود که نمونه اجرای کار دولت شود
( ۱۲ ) بدینطریق معاندان مسلک حقانیت را قانع بسازند، با وجود این عواطف شان اشخاص معاند بسیار ذرایع بحضورشان در تشدد محال بودن اینکار عرض کردند، مگر حضرت شهزاده حقایق و ساده بگفتهٔ شان التفات نکرده فرمودند که کار شخصی من است بدیگری تعلق ندارد ، و بمن تشفی زیاد داده شروع بکار نمودم، ذات ستوده صفات شان هر روزه مفتشی میگردند، و به نطق های مؤثر میفرمودند که اجرای کار وابسته بسعی و عمل است، بتعمیل ارشادات یکسال کار دفتر شخصی شان بطرز جدید اجرا شد، یعنی هرروزه و ماهواره و سالیانه معاملات بجز و کل واضح گردید . آخر خداوند ذوالجلال خواست که ملت افغان زنده و آزاد گردد و بمعارف و اصلاح باوج رفعت برسد، جناب اعلیحضرت غازی متملکن تخت سلطنت گشت . بعد از مدت سه ماه در سنہ ۱۲۹۸ شمسی ارادهٔ سنیهٔ شاهانه بدین اقتضا فرمود ، که مکتب اصول دفتری تأسیس شود، تا اولاد وطن بخواندن علم اصول بهره مند گردند، و مالیهٔ شش کروهی نقد و بطرز اصول دفتری
(۱۳) اجرا شود، لہذا مدیریت مکتب اصول دفتری، و کارگذاری مالیه را برای بفدائی محول فرمودند. اکثر نفری انتظار میکشیدند که اداره نسخه اهم توانست، چیزیکه مرا جسور بکار ساخت اول نوازشات اعلیحضرت غازی و توجه شاهانه شان، دوم بعجز تمام صرف نظر کردنم از اغراض شخصی و بمسلک حقانیت صدق و صفا رفتار نمودنم، نتیجه این هر دو کاریکه بآن مأمور و موظفم همین است، که ملخص آنرا بحضور دوستداران ملت، فدائیان وطن، ذوات معظم امروز بعرض میرسانم. (مکتب امانیه اصول دفتری) که در سنه ۱۳۲۹ تأسیس شد، موسس جناب اعلیحضرت غازی، اراده فرمودند که (۸۳) نفر متعلمین داخل مکتب شوند، اکثر نفری طلاب مکتب از میرزا زادگان که بدفاتر کار میکردند و معاشات مقرری داشتند، گرفته شدند، و بعضی فخریه نیز داخل مکتب گردیدند، مصارفات شانرا دولت تأمین کرد، قبل از دخول مکتب اعلیحضرت غازی معارفشو بقصر سعادت حصر ستور، طلاب را بحضور مبارک طلب فرموده
(١٤) نطق هائی مؤثر نموده باو شان وعده فرمودند، که اگر بتحصیل علم کامیاب شدید، حسب اللیاقت بآن کار مالیه مقرر و بانواع مراحم ملوکانه مفتخر خواهید شد از حضور مبارک کوتی باغ علیمردان جای مکتب مشخص شده، بروز افتتاح مکتب که متعلمین حاضر شدند، برای شان حقوق خداوند تعالی، و حضرت رسول مقبول صلی الله علیه وسلم، و پادشاه ذیشان، و والدین، و وطن مقدس، و ملت نجیب اسلامی را بیان کرده گفتم که اگر کامیابی میخواهید، باید حقوق حقداران خود را شناخته، بفداکاری شرف وطن را بفعالیت محافظه کنید، که تفصیل بیاناتم بشماره های اخبار خیریه معارف درج است. اگرچه بعضی عیب جویان میگفتند، که این حقوق را باصول چه مناسبت، مگر نیک سنجیده بودم تا فکر کسی سلیم نشود کارش درست نمیشود، تا مساوات را نداند عدالت کرده نمیتواند، تا حق خود و دیگر را نشناسد بتمیز حق و باطل قادر نمیشود، درینصورت حتی المقدور تنویر افکار شانرا نموده، مسلک و رفتار حقانیت را تعلیم دادم، خصوصاً از خوردن رشوت مدامش منحوس که مایه نار جهنم است تنفرشان
(۱۵) ساختم، و به اتحاد و اتفاق راغب شان نموده، تخم عداوت کفار و اغیار را بسینه های شان کاشتم، قدر حریت را در مملکت خود، و قیمت وطن را زیر سایه پادشاه خود، و استقلال سلطنت را بی حمایت دیگری مدلل نمودم، و آن حقوق را درج کتاب اصول دفتری نمودم، که از مطالعه آن ذواتِ روشن ضمیر حق بجانبم خواهند دانست. و خدای عالم الغیب شاهد است (وَكَفَىٰ بِاللَّهِ شَهِيدًا) که بجز خدمت خالصانه که بمعاونت تعلیم یافتگان اصول دفتری مضاف میشود، مدعای نفسی غرض شخصی نداشتم و ندارم. عالیجنابان محترم !!! چون قواعد اصول دفتری را خوانده، و ضبط کرده و بغور و خوض سالها به احوال ملک خود مطابقت داده بودم، هر شب برای تعلیم فردا درسی ساخته تا اختتام تعلیم کتاب هم با تمام رسید، بعد از مدت یکماه که فصل مالیه را شاگردان تعلیم گرفتند، جناب اعلیحضرت غازی آنها را بگلخانه ارگ مبارک برای استعلام سباق شان طلب فرموده
(١۶) بقدر چهار ساعت بالذات از آنها سوالات پرسیدند، تا درجه که خواند بودند بحضور شاهانه بطریقی بیان نمودند، که باعث خوشنودی ذات حمیده صفات شاهانه گردید، ذات شوکسمات نطق مؤثر ترغیب علم و عرفان نموده با عطیه قلمهای جواهر نشان و طلاهای مسکوک سرافرازشان نمودند، کوائف این باریابی شاگردان اصول دفتری و مورد انعامات گشتن شان در اخبار امان افغان بتفصیل درج شد ازین مراحم پدرانه اعلیحضرت غازی اینقدر تشویق طلبا شد که از پیش بیش کمر همت بسته بمدت قلیل درسهای زیادی را بخوبی آموختند. بی ریب خداوند باریتعالی وجود مسعودش را بملت افغان برگزیده ، فکرش را منورترین افکار، وعقلش را سالم ترین عقول آفرید. شاگردان مکتب بمدت سه ماه و سه روز اصول دفتری و نصاب مقرره جغرافیا و حساب را تعلیم گرفتند . هیئت ممتحنین از حضور مبارک مقرر گردید، نفری طلا با متحان
(۱۷) کامیاب شدند، مجلسی بمکتب منعقد گردید، شاگردان بفرمان عظیم الشان میثاق نمودند ، حسب اللیاقت شان شہاد تنامه های رسمی داده شد . نتایج امتحان شان بحضور مبارک تقدیم گردید ، از حضور مبارک بمقرری اداره هاسبه مالیه سرافراز شدند ، و معاشات لایق برایشان اعطا شده ، مواهیر رسمی مفوضه شان گشت . رأی مهرتضایای ذات شوکتسمات برین اقتضا فرمود ، که فدائی وطن آنها را بمحل ماموریت های شان رسانیده ، ملت را از فوائد اینکار واقف بسازم ، بهر محالیکه رسیدم بحکومتی آنجا ملکان معنی راجع نموده ، اول از حقوق خداوند تبارک و تعالی ، وحضرت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم ، و پادشاه معظم ، و ملت نجیب ، و وطن مقدس، بحث رانده و عداوت دشمنان دین ، و ضرورت اتفاق و اتحاد را بیان نمودم . دوم نظامنامه مالیه را قراءت کرده فوائد آنرا واجرای اصول دفتری وزحمات پدر معنوی شانرا بیان کرده ، هزار ها لعنت بر خائنین
(۱۸) و دولت وملت و وطن و رشوت خوار گفته مأمورین مالیه را سوگند بصدق معامله داده آغاز بکار نمودند. محبان وطن، ذوات معظم !!! نتایج سال اوّل مکتب، و کارروائی که کرده شده ملخص آنرا عرض میکنم که: (۸۳) نفر تعلیم گرفته پنجاه نفر بکار های مالیه، باقی بکار های متفرقه دفاتر مثل کوتوالی و نظام و خزانه و گمرک و غیره مأمور شدند، . و کتاب اصول دفتری که بتطبیق احوال وطن عزیزم تألیف نمودم، خاصتاً بکار مالیه نیست بلکه جمیع منابع واردات را داراست و ساختن اقسام دفاتر آنرا از جزویات الی کلیات یکان یکان توضیح میکند، این اثر عاجزانه ام برای تنویر افکار نوجوانان وطن نیز مفید است ارباب بصیرت محض بمطالعه دریافت معاملات و محاسبات را کرده میتوانند، با رادۀ سینه چهار صد جلد بطبع رسانیده میشود. حضار محفل !!! وقتیکه از محالات مراجعت نموده شرفیاب حضور مبارک همایونی شدم ذات شاهانه مرحمت نمود برایم فرمودند که جهة سال آینده (۹۰) نفر
(19) براى اجرای کارهاى محالات باقیمانده وقفاً تعلیماً فرستاده شوند. حسب الامر اعلحضرت غازی معارف نشور (٩٠) نفر داخل مکتب شدند ونفرى مذکور از میر زازادگان، دارالعلوم امانیه وفخریه میباشند. مصارفات شان مثل سال اول بمراحم شاهانه داده شده بمدت (٦ ماه و ٦ روز) تعلیم اصول دفتری و دینیات و حساب و جغرافیه را بقرار نصاب مقرره گرفته فارغ التحصیل شده اند، بعد از امتحان مکمل بکامیابی شاگردان رسیدیم امروز مبارکباد میگویم!!! و از خداوند رحمان مستعان میخواهیم که بسلامتی ذات شاهانه بکار روانکی نیز موافق آیند، تا از عمل خیر شان خداوند تبارک و تعالی و حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم، و پدر معنوی شان اعلیحضرت غازی خورسند و رضامند شوند، در زمان تعلیم خودشان بهتر معلوم است تا وسع بشری چه قدر سعی و کوشش نموده تنویر افکار شانرا بگفتار نموده، و تعلیم اصول که موظف از طرف دولت بودم بکدام درجه زحمات کشیده ام اگر قدرى بآنها بلحاظ تعلیم شان سخت گیری شده، ملحوظ مركاى نيای شان بوده اگر چه لله الحمد جوانان وطن پرست بسیار با عز از و اکرام
(۲۰) کوشیده اند و انتنان مسرت از اخلاق پسندیده شان دارم، مگر انسان جائز الخطا است، هرگاه بعضی بخاطر خود بحق استاد چیزی گذرانیده باشند، و بآن سبب قابل مؤاخذه میباشند، و آن باعث ناکامی کارشان میشود . لهذا من از صمیم دل از قصور شان در گذشته از خداوند غفور برایشان عفو میخواهم . رسمی فرزندان رشیدم طلاب مکتب امروز طالب شهادتنامه های خود هستند، و شهادتنامه های شان را حسب الامتحان نوشته بحضور عطوفت مداران آورده ام، بآن شرط شهادتنامه را به آنها میدهم ، که مثل طلاب سال اول مکتب بفرقان عظیم الشان که میثاق داده اند اینها که طلاب سال دوّم اند آن موعده را من میخواهم اگر بران رفتار کرده ثبات ورزیده میتوانید عهد نمائید : تا شهادتنامه البت برایت شان داده شود : هرگاه این امر را قبول نکنید و بگوئید بروزست میثاق داده ایم : من حرف شما را تصدیق و تأئید کرده میگویم ، که اگر شخص از خدا وند بتر سد و خداوند را حاضر ببیند خوف و پروا از هیچ چیز ندارد
( ۲۱ ) مگر از بیعت تحت شجره تمسک گرفته تسلی خود را من بلحاظ کار ملت کرده بروز حشر خود را بری الذمه میسازم، هر گاه شخصی تجاوز از عهد خود کرد و صرف نظر از مسلک حقانیت نمود من مسئول شمرده نشوم . زیرا که مقدورم همینقدر بود راه نمائی کردم هدایت خداوند کند ، باین توضیح کردم اگر شاگردانم طالب شهادتنامه هستند، گرفتن شهادتنام موقوف بميثاق است ، زیرا که دولت آنها را رسماً باندازه اختیارات داده بکار محول مینماید ، هرگاه شخصی شهادتنامه رسمی نگیرد بکار طرز جدید مالیه داخل نشده ، دولت رسماً او را نمی شناسد و دعوی ترفیع رتبه خود را بحقوق کرده نمیتواند . از دلبندان عزیزم آزادانه بدون لحاظ شخصی بحضور محفل جواب میخواهم وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْؤُلاً. غلام محی الدین منتظم مکتب : - جناب کارگذار صاحب عظم، که بیانات فوق را نموده عهد نامه که بقرآن عظیم الشان نوشته بودند بدست من داده به جهر قرائت کردم
(۲۲) از نفری شاگردان سال دوّم میرزا امیر محمد خان نطق ذیل را خوانده دیگران تائید میکردند. نطق میرزا امیر محمد خان از طرف خود و نفری طلاب سال دوّم (بحضور محفل) بحضور استاد محترم و حضّار معظّم! من از طرف خود بالاصاله و منجانب برادران عزیزم که حاضر اند با لوکاله از مراحم پدر تاجدار ملّت دوست ما ذات شوکتسمات اعلیاحضرت غازی و زحمات استاد شفیق ما به آواز بلند تشکّر میکنم ! (آواز عموم) امروز اعتراف کرده میگویم که ما جسد بی روح بودیم، بدرستی قدر و
(۲۳) منزلت وطن خویش را میدانستیم از توجهات ذات شاهانه بمددتی تعلیم و از گفتار و کردار ادیب لبیب جناب کارگذار صاحب وطنیت را دانسته ادعای فدائی بودن را داریم ، اگر از ما بگفتار است جنابان برادران ما مدیران مالیه بکردار خودها به ثبوت رسانیده اند، ما نیز امید قوی بدل میپرورانیم ، که گفتار خود بفعالیت بحضور حق سبحانه تعالی و انظار عموم به ثبوت برسانیم. ضمیر ما پیروی خیالات و افکار منور پادشاه ذیشان است، که بترقیات وطن و رفاه ملت کوشان بوده پیروی رسول الله صلی الله
-٢٤- علیه و آله و صحبه و سلم را میکند، خوش نصیبیم که خداوند تبارک و تعالی چنین پادشاه با اعطا و احسان کرده که روز و شب کمرش بسته بخدمت وطن است . آواز عموم : (خدا نگهدار پادشاه غازی را از ما) از روزی که داخل مکتب امانیه اصول دفتری شدیم حقوق باریتعالی جل جلاله و حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و پادشاه و والدین و استاد و وطن و ملت را هر روزه باوقات مقرره خوانده تعلیم گرفتیم، و هزارها لعنت بر خائن دین و دولت و ملت و رشوت خوار گفته، رشوت خوار را
(٢٥) بیدین شمرده، امروز به بسیار مسرت بحقوق حقه اران خود و تنفر رشوت میثاق میدهیم . و جنایت را بملت و دولت کفر میدانیم، بدون اجبار موعوده را بحضور حضار کبار محفل تجدید کرده از مراحم استاد محترم خود طالب شهادتنامه های رسمی هستیم بصدای بلند میگوئیم که بمیثاق ما مطمئن خاطر باشید . وَاللّٰهُ الْمُوَفِّقُ لِلسَّدَادِ وَمِنْهُ الْهِدَايَةُ وَالرَّشَادُه امين امين .
(٢٦) غلام محی الدین منتظم :- در حالیکه میرزا امیر محمد خان نطق خود را تمام کرد و دیگران بتکرار تائید کرده بجایش امضا نمودن عهد نامه و گرفتن شهادتنامه را نمودند، شهادتنامه ها که در کاغذ ها پیچانیده محکم و بالایس اسم اسامی طلاب نوشته بود جناب کارگذار صاحب اسم اسامی طلاب را خوانده، یگان یکان آمده دستخط به عهد نامه و به زبان سوگند یاد کرده شهادتنامه خود را گرفته ادای سلام مینمودند، بعد از تقسیم نمودن شهادتنامه های رسمی مکتب امانیه اصول دفتری، مهندسین مساحت اراضی را نیز شهادتنا های شان که از وزارت جلیله معارف رسیده بود برای شان داده شد ، جناب کارگذار صاحب بپا ایستاده آغاز بخواندن کار روائی نمودند :- کارگذاری مالیه :- در ۱۲۹۸ شمسی اراده سنیه شاهانه برین تصویب نمود، که اجرای دفاتر مالیه بطرز جدید شود، همه افراد ملت بداد خود دانسته که افغانستان فی
کرده نتواند ، از انواع حواله جات مختلفه ورسانیدن اجناس متنوحه، واز بیگاری های متعدده نجات یافته مأمون ومصئون بوده متوجه کارخود باشند. لهذا برای اجرای کار مالیه شش گروهی نظامنامه ترتیب تنظیم نمودند، بقصر استور ملکان و موسفیدان ۶ گروهی را بشرفیابی حضور مبارک اعلام واجازه داده شد ، ملکان وموسفیدان که شرفیاب حضور شاهانه شدند، ذات اقدس نطق بتائید کا راصول دفتری وفوائد پابندی نظامنامه مالیه کرده بآسایش شان قانع ومطمئن خاطر نموده مرخص شان فرمودند، و باجرای کار ندائی مامور شدم ، ازجنابان ضمنا معذرت خواسته، شکایتی بیان میکنم، حکایتا میگویم که دفاتر طر ز سیاق یک نظلام درستی نداشته که بیکبظر مجموع دخل وخرج از وی فهمیده میشد ، بلکه برای معلوم کردن یک حساب روزها وسالها میگذشت، رعیت مالیه ده مالیه دهی خود نمیدانست که چقدر مالیه میدهم ، و دولت از من چه میگیرد وبکدام وقت مالیه را جمع میکنم، بلکه انتظار حواله ومحصل را هروقت میکشید ،
(٢٨) دفتردار نمیتوانست بگوید که سرجمع تعلق من چند است، رسیدگی و باقی جوئی فقط رعیتی که اضافه ستانی ملک را اظهار میکرد صحت قولش را نموده و یا شطراً تردید وجه صحتش دانسته کرده نمیتونست ، چون دفاتر مالیه دارای جزو نبود، دفتر دار از موقوفی یک ملک خائن معذور بود. رفع این اشکالات بعصر ترقی عصر اعلیحضرت غازی بوده، که دفاتر اصول دفتری که مصدق ومنظم و مسلسل است بروی کار آورده شود . بسال اول من تنها بودم ، مشاور اجرای کارم ذات شاهانه بودید بتجویز وافکار با اقتدارش یگرفتن جزو بالیه مجبور شدم بلحاظ یکه دفاتر سیاق جزو نداشت چیزیکه جزو آن داخل دفاتر بود از سنوات ماضی بوده صحت نداشته ، واوراق سرجمع مالیه بدستی از مالکان بر خرد اسامی مالیه ده که گرفته شد ، بتنظیم دفاتر ذیل آغاز نمود .١ -- چیز یکه وقتم را بسیار ضایع نمود تسعیر کردن و معلوم نمودن افرا مالیه ده بود . اینقدر میگویم که برای وطن عزیزم بمراحم ذات همایونی کارهائیه
(۲۹) اساساً دفتر ساخته شده : (۱) دفتر انوانتر خصوصی، انوانتر خصوصی یکحساب است که بمقتضای وقت و فکر مأمور ساخته میشود، که جزو او توحید کرده، با جرای کار اساس گردیده، مأمورین مالیه که بصورت دائمی بکارهای رعیتی مشغولیت و بداناندن اسامی مسئولیت دارند و به معلوم کردن سرمایه دولت که موظف هستند انوانتر خصوصی میسازند بحیثیت تعریف بارز باشی جزو یکه از ملکان گرفته بودم فرداً فرداً داخل نموده، بدعوی و منازعه مالیه بمقام شاهد و دلیل واثبات ساختم، که علاقه و قریه و صاحب جمع و اسامی مالیه ده ورند و سکونتش، و نوع زمین و تعداد زمین و بست مالیه، و فی مالیه، و مالیه سالیانه را توضیح مینماید، تعداد علاقه و تسمیه و ملک و اسامی مالیه ده، از ارتباط تنظیمش و اتصال مسلسلش ظاهر میشود، که دفتر آنرا بترتیب (الف) تقدیم میکنم . (۲) از روی انوانتر خصوصی برای رعیتی مالیه ده تکت رسنی بذریعه ملک قریه فرستادم که رعیت، نوع زمین و تعداد زمین و موقع و بست مالیه و مالیه سالیانه خود بداند که اضافه ستانی در حقش نشود
(۳۰) و به نزد دوائر حکومت اعتبارش توضیح، و بداشتن تکت تبعه دولت علیه شناخته شود، یک قطعه تکت رعیتی را بنوشتة (میم) تقدیم مینمایم. (۳) برای ملکان تکت ملکی ساخته شده که دارای جمع و خرج است، بجمع تکت ملکی بهر سطرش اسامی مالیه ده بتفصیل داخل شده تا ملک قریه بداند که اسامی مالیه ده کیست، و جمع جمعهی سالیانة من چیست، منجمله جمعهی خود تا حال چند رسانیده ام، و چقدر باقیدا هستم، و در اخیر سال فارغخطی و تمسک حسابش بوده بدوائر حکومتی حاکمیت ملک را برعیت مندرجه اش ثابت مینماید، فردا فردا مالیه دهی وقسط اسامی را میداند، تکت ملکی یک ملک را جهة دریافت معاملات به نمبر (الف) تقدیم نمودم. (۴) برای ملکان حساب خصوصی ساخته شده و حساب خصوصی همه وقت با دارۀ مالیه میباشد که مأمور کار از جمع و خرج و باقی ملک دانسته باشد، و یکنظر جواب رسیده‌گی و باقی و میگوید، یکجلد حساب خصوصی برای معلوم کردن حضار محفل آورده بحرف (نون) تقدیم کردم
(۳۱) تا نتایجش دیده شود. (۵) روز نامچۀ خرج ساختۀ ام که حصولی مالیه روز افزون و مسلسل آنچه سندات ملکان که یومیه میرسد نمبر داخله روز نامچه میشود و از روی روز نامچه بحساب خصوصی ملک درج و همانروز داخل تکت ملکی عوض سند بامضای ملک داده میشود، و هر روز دانسته خاطر بیننده میگردد که الیوم چقدر رسیده و کل رسیده گی مالیه چیست (میم) بالای دفتر مذکور نوشته ام ملاحظه بفرمائید. (۶) دفتر انوانتر جنرال، یعنی حساب عمومی مالیۀ اداره را ساختم که یک سطرش صورت حساب یک ملک را نشان میدهد و بانقطاع معامله تعداد علاقه و قریه و ملک اسامی مالیه ده و جمع مالیه سالیانه و رسیده گی و باقی اداره را بیک سطر نشان داده موازنه حسابات صحت معاملات را توحید میکند (لام) بالای وقایه آن نوشته گردم مطالعه نمائید. (۷) ملکان که سابق برعیتی رسید میدادند در حالیکه میدانستند که رسیدهای رعیتی از نزدش مفقود شده بدوائر حکومتی عارض میشدند
( ۳۲ ) که فلان شخص مالیهٔ خود را نرسانیده حکومت، از رعیتی سند ملک را میخواست ، چون بدست رعیت سند نمی بود بلحفظ نرسانیده‌گی دوباره از رعیت گرفته میشد، برای دفع منازعه کتاب پارچه‌سید ساختم ، که ابتدای سال کتاب مذکور مختوم بملکان سپرده میشود که هر ورق آن سه پارچه دارد ، دو پارچهٔ آن که ابتدای ورق است کنده بموعد اقساط بمهر ملک برعیت داده پارچهٔ سوم که مربوط شیرازهٔ کتاب و رسید ملک است ، بکتاب محفوظ میماند که بمقام منازعه وانکار نمودن ملک و مفقودی رسید شاهد ودلیل واثبات حساب شمرده میشود، چون کار مالیه اسامی و ملک باین کتاب پارچه رسید تمام گفته میشود ، بالای آن ( ت ) نوشته شد بملاحظهٔ این توجه کنید . ذوات محترم حضرات مکرم !!! دفاتریکه ملاحظه فرمودید بکار مالیه بفکر عاجزانه ام چنان دفتریست که بتوجه ذات شاهانه ساخته شده نظیرش بانتظام دیگر دفتری نخواهد بود که از خواندن یک سطر انو اثر خصوصی جز و مالیک اسامی
(۳۳) مطالعه سطر خیر انوانتر جنرال ، معاملات یک اداره ظاهر و هویدا میشود، دفاتر اصول دفتری دائماً دارای جزویات بوده کلیات را بخواند یکسطر نشان میدهد ، حال سطر اخیر انوانتر جنرال را ملاحظه بفرمائید که تعداد علاقه و قریه جات و ملکان و اسامی مالیه ده و مالیه سالیانه و رسیدگی و باقی را آشکار مینماید . ارباب بصیرت میدانند که چقدر زحمت کشیده شده ، و حسابات اصول دفتری که مصدق منظم شمرده میشود، بحیثیت اینکه معاملات مندرجه اش یک بدیگر موافق باشند، از موافقیتش صحت تحریرات نمایان و موازنه حق و باطل محاسبات گفته عموماً اسامی مندرجش بهیئت آن قانع بوده کسی اضافه ستانی کرده نمیتواند و دست تظلم بسته رعیت بدا د خود میداند . حال ترتیب حروف که دفاتر مالیه را تقدیم کردم و اشکالات سابق را بیان کرده سهولت و انتظام دفاتر طرز جدید را نشان دادم آن حروف ٤ را که نوشته ام که یکجا شود و طرز کارش بهمین منوال باشد ، (امان ملت) است .
(٣٤) عالیجنابان !!! اظهر من الشمس است که در سابق چون از طرف دولت بیک کار دستور العمل بخشید، ملت چقدر بهراس میبود که آیا در ان چه امر است – آن نزد کار داران میبود هر چیزیکه بخیال او میرسید و اجرا میکرد کسے پرسید نمیتوانست که بکدام قاعده ها ، فرضاً اگر میپرسید میگفت که داخل فقرات دستور العمل من است ، حال اینکه دستور العمل فقط قضاً و عمل خودش میبود ، از ان رویه بود که ملت اسم نظامنامه را شنید تنفر میورزید . حکیم حاذق ملت افغان ( اعلیحضرت غازی ) که تشخیص مرض ملت را نموده بودند نظامنامه مالیه که تداوی اولین بود بطبع رسانیده عموماً توضیح نموده بملکان و موسفیدان و ملا امامان اعطا فرمودند ، ملت از فوائدش آگاه شد . امروز هر قدر نظامات که دولت مقدس تشکیل مینماید ، ملت که میخواند تشکر نموده از صمیم دل دعاے سلامتی پادشاه غازی را مینمایند. بلی شخصی که مریض باشد و در مرض متمادی گرفتار ، دفعتاً بمعالجه
(۳۵) طبیب لایق بهتری بیند هر روزه بر اسپ صحت خویش طالب دواء دیگر است . ملت از مداوای اعلیحضرت حیات بخش وطن شفا و اعتلا را امتحان کرده حالا امیدوار دیگر عنایت است . لهذا در صباح و مسا ورد زبان خود ساخته میگویم : زنده باد اعلیحضرت امیر امان الله خان غازی ظِلّ الله . (آواز عموم) در سنه ۱۲۹۹ نتایج کار مالیه شش کروهی بحضور ذات اقدس همایونی تقدیم گردید ، و طلاب مکتب امانیه فارغ التحصیل بوده انتظار مأموریت خود را میکشیدند، ذات شاهانه امر واراده فرمودند ، که کوهدامن و چهاریکار و کوهستان و پنجشیر و نجراب و تگاب و جبل السراج و غوربند و ترکمان و پارسا از سمت شمالی ، لہوگره از سمت جنوبی ، وردک و میدان از سمت مشرقی ، باید بطرز جدید اجرا شود . مأمورین مالیه از شاگردان مکتب امانیه مقرر شوند، حینیکه اراده سنیه شاهانه بامر اجرای طرز جدید اصدار یافت پنج ماه از سال
(٣٦) گذشته بود، جناب ذات شاهانه بافکار ذی اقتدار خود چنین تجویز نمودند که پرنجاه از سال گذشته و شاگردان مکتب تعلیم یافته اصول دفتری هستند، مگر تجربه بکار ندارند و تحویل کردن سیاق باصول دفتری، واجرای فقرات نظامنامۀ مالیه بسال اول صعوبت درشته فعالیت زیاد بکار دارد . درینصورت محالات را باداره ها تقسیم نموده شاگردان مکتب مقرر وموظف شدند وتنخواه بقرار لیاقت شان داده شد . (شاگردان رشیدم اولاد وطن فدائیان پادشاه غازی) که بمحل مأموریت های خود رسیدند، جمع ملکان وقریه را از دفترها گرفته بقاعدۀ سیاق خلص بدون جزو مالیه ده گرفتند، از ملکان جزو اسامی مالیه ده را معلوم نموده بطرز اصول دفتری که مالیه ها کروهی را ساخته بودیم بمثل آن کارروائی نمودند، بدون کارغوربند که از جمله کار های ادارۀ مالیه ناتمام مانده که سبب ناتمامی آنرا نمیتوانم که بگویم وقتم ضایع میشود و مأمورش را مسئول نمیدانم ،تفصیلش بحضور مبارک عرض شده ، الحمد لله کار دیگر اداره ها فیصله و تمام گردید.
محاسبات شان بکار گذاری مالیه فیصل و قطع شد، بکار گذاری مالیه کار ہائے کہ در ۱۳۲۹ اجرا شدہ از تفرعات آن صرف نظر کرد صورت اجراآت را بعرض میرسانم :۔ (۱) کار مالیه ۶ گروہی و قطع محاسبات آن کہ از روی انوائتر جنرال از جزء کل و تعداد علاقہ و قریہ و اسامی و مالیه شان کہ ملاحظہ فرمودند . (۲) قطع محاسبات مدیران مالیه و ادارہ ہائے مالیه و ساختن دفتر کبیر مالیه که از ملاحظه آن تعداد محال و ادارہ ہائے مالیه و علاقہ و قریہ و مالکان و اسامی مالیہ دہ و مالیه سالیانه و رسیدہ گی و باقی بیک ورق ساخته شده کہ بخط اندن یکسطر جمیع مالیه کہ بطرز جدید اجرا شدہ معلوم میشود ، دفتر مذکور حاضر است ملاحظہ بفرمائید . (۳) پشکی قطعہ نمونہ از وزارت جلیله داخله جهته تحصیص بمن سپردہ شدہ بود اصل حوالہ و نفریکہ تحصیل شدہ و نفریکه تحقیق شده و مستحق گرفتن نبود ، بعد از تحقیق خلاص شدہ جدول آنرا ساختہ ام بحضور شما تقدیم میکنم.
(۳۸) (۴) نفری قومی از ۶ کروهی گرفته داخل نظام شده تعدادش را بورق علیحده ساخته بحضور شما تقدیم مینمایم. (۵) نفری پشکی برای ماشینخانه جمع آوری و گرفته شده بجناب وزیرصاحب محترم معلوم است . (۶) کار خریداری ۶ کروهی و قطع محاسبات آن بمالکان . (۷) جمع آوری اطفال ۶ گروهی بداخل شدن مکاتب، اینخدمت را جناب محترم وزیر صاحب معارف میدانند که چقدر نفری داخل شد (۸) حاضر نمودن نفری غیر حاضر ماشینخانه که جناب سررشته دار آن میدانند. (۹) به ارباب بصیرت معلوم است که اقلاب یک کار بدیگر نوع تاملت بفهمد و عادی شود بسیار دشوار است ، ذوات محترم که بکار گذاری تشریف آورده عرضہ چی را دیده اند، تائید این حرف را خواهند نمود، که بروز سه صد نفر تخمیناً کارش تمام میشود. عظمت مداران محترم !!! بیک چیز شاگرد شرمنده نیستم به پیش وجدان خود و دیگران که بکار روائی
( ۳۹ ) و بقدر اندازه و اختیارات که از دولت بمراحم ملوکانه بمن عنایت بخش شخصی و مدعای نفسی کرده باشم . اگر کسی علمش رسیده باشد، بدون تصور بین بگوید که از علم مخجول شوم، و باین اظهارم خداوند عالم الغیب میداند که غرض شخصی و مدعای نفسی را بدولت و ملت مقدسم خیانت و کفر میدانم، خیانت بدولت و ملت خود نکرده ام، وفدائی اعلیحضرت غازی هستم، فدائیت و ملوکیتم صرف بافکار وطن پرستی اعلیحضرت غازی است، اگر چه تاامروز فدائی بودن خود را بفعالیت بظهور نرسانیده ام، هر روزیکه حیات خود را بطلب رضایش نثار نمودم انگاه فدائی شمرده میشوم. کار روائی کار گذاری را که بحضور ذوات محترم عرض کردم بمقصد یگانگیم استحضار نتایج کارها و کامیابی آن، تا ترقخواهان که سالها آرزو داشتند، از غیرت شاه نوجوان مسرور گردند، فدائی کارروا را خدمت خود دانسته اظهار نمیکنم زیرا که ایفای وظیفه خود را نموده جهت ملت و قوم و دولت خود را نمودم . اجرش را از خداوند چشم داشته آینده نیز توفیق میخواهم که لا بقات
(٤٠) خدمت ملت خود را کرده رضای پدر تاجدار شفیقم که وابسته برضا خداست بفداکاری حاصل نمایم : منت منه که خدمت سلطان همیکنم منت بدان از و که بخدمت گذاشتت غلام محی الدین منتظم :- درینحال جناب کار گذار صاحب مکرم سکوت کرده ، حضرات محفل دفاتر و فیصلہ کار ما را دیدند به تصدیق و تأئید شروع کرده کار روائی کار گذار صاحب را مدح کردند ، از تأئیدات آن قدر نمایان بود که بدرستی حرف شنیده نمی شد ، قریه داران و موسفیدان پکروہی بحضور محفل بپا ایستاده گفتند : ما ادای شکریہ مراحم پادشاه غازی و پدر تاجدار شفیق خود را کرده نمیتوانیم، بدون اینکه جان خود را فدایش نمائیم اظهار ما رفتار حقانیت کارگذار صاحب معظم را بیان داشته میگوئیم که درین مدت دو سال اشارتاً و دلالتاً و کتماً نا غرض شخصی و مدعا نفسی از نامبرده ندیده ایم ، فدائی وصدیق پا دشاه و دولت و ملت است
(٤١) بحضور پادشاه و خداوند تبارک و تعالی بلفظ اشہد شہادت میدهیم قریه داران محالات گشته جناب کارگذار صاحب که بسال گذشته بحالات تشریف فرما شده بودند احسانات و مراحم شاهانه را بر ملت بیان کرده مأمورین را سوگند بصدق معامله داده میگفت که خوردن نان و میوه بحیثیت کارداری حرام است گفتهٔ خود را بانظار عموم به ثبوت رسانیده کسی انکار از رفتار حقانیتش کرده نمیتواند بیشک برگزیدهٔ پادشاه برگزیده است. جناب کارگذار صاحب بجوش و خروش به آواز بلند بخواندن ورق لایحه شروع نمود: امروز با متنان تشکر میگویم، معاملات مالیات که بطرز جدید اجرا شده دولت و ملت کامیابی حاصل نماید انشائ الله تعالی کرده اند این فائز المرامي درجه همت اصول دفتری و افکار با انوار مؤسش جناب اعلیحضرت غازی است محبّان اولاد وطن!!! یک ماه قبلتر ین دفاتر مالیه را بعهٔ دفتر کبیر، بحضور مبارک در پغمان برده از ملاحظهٔ ذات شاهانه گذرانیدم، اشخاصیکه ایفای وظیفهٔ خود را بدرستی نموده بودند، و بمسلک حقانیت رفتار کرده اند، صداقت شان بحضور مراحم ظهور بظهور رسیده با عطای نشان ذیشان
(٤٢) صداقت ووجه نقد وخلعت آنها را سرافراز فرمودند، که بحضور شما درقله داده، ونشانها بالای سینه های شان آویخته وخلعت دربر اوشان میشود، زهی سعادت ملت که چنین پادشاه مهربان مجاز و بنده داشته باشد. زهی ارشادات اولا دوطن که خدمت ملت را بصداقت کرده مستحق نشان ذیشان صداقت گردو :- (۱) جنابان صالح محمد خان وغلام محی الدین خان که بکارگذاری خدمت کرده اند برای هر یک آنها یک یک قطعه نشان و پنصد روپیه نقد . (۲) مدیران مالیه که برای شان نشان ذیشان صداقت عطا شده :- (الف) مدیرانیکه حاضر هستند: ۱- میرزا خیر محمد خان مدیر اداره کلکان. ۲- میرزا غلام محمد خان مدیر اداره اول چهاریکار. ۳- میرزا محمد عمر خان قایم مقام اداره دوم چهاریکار. ۴- میرزا محمد علیخان مدیر اداره سوم چهاریکار. ۵- میرزا محمد عثمان خان مدیر اداره شکردره .
(٤٣) ٦ - میرزا محمد عثمانخان مدیر اداره قره باغ . ٧ - میرزا عبدالرحیم خان مدیر یزه کوهستان . ٨ - میرزا نجف علیخان مدیر نجراب . ٩ - میرزا امیر محمد خان مدیر پنجشیر . ١٠ - میرزا فقیر محمد خان مدیر اول لہوگرد . ١١ - میرزا عبدالوهاب خان مدیر دوم لہوگرد که چند روزمیشود که مدیر مأمورین وزارت مالیه مقرر شده . ١٢ - میرزا غلام بہاؤ الدینخان مدیر اوّل وردک . ١٣ - میرزا محمد ہاشم خان مدیر میدان . ١٤ - میرزا محمد کبیر خان مدیر لغمان . ١٥ - میرزا امیر عباس خان . ١٦ - میرزا عبدالقیوم خان مدیر لغمان . ١٧ - میرزا محمد ابراهیم خان مدیر لغمان . ١٨ - میرزا عبداللہ خان مدیر لہوگرد . (ب) میرزا میر محمد ہاشم خان مدیر دوّم وردک ، یک جوان خوش اخلاق
(٤٤) و شخص ماهر کار بود، و ایفای مأموریت خود را بدرستی نموده، رعیتی و قریه داران وردک از اخلاق حمیده و رفتار حقانی او بار بار اظهار شکریه‌ها نموده اند. آن فرزند رشید مکتب امانیه در مبانی وردک مبتلاء مرض و باگر دیده چون استعدادے نداشت، یک شخص محضاً لله بسواری بحدّ شت توپ رسانید ش، از شدت مرض و حرارت هوا آب طلب کرد همراهش در جستجوی آب رفته، چون پس آمد بیچاره جان بحق تسلیم نموده بود (إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُوْنَ) . دلبند عزیز تم تشنه لب جانداده بشفاعت جدّش حضرت نبی کریم علیه الصلوة و التسلیم بر لب حوض کوثر سیرابش میخواهم. فرزندان رشیدم شاگردان مکتب امانیه، برادر مرحوم مغفور وطن پرست خود را بیاد آورده سوره فاتحه بخوانید. نشان ذیشان صداقت که برایش اعطا و احسان شده بود، با جازه شاهانه بخانه اش میفرستم تا یادگار نگهدارند : (ماتم و سورجهان بسکه بهم آمیز است)
(٤٥) (٣) برای ملکانیکه چپن و کلاه از حضور مبارک مرحمت شده :- ١- ملک عبدالاحمد خان ده خدا داد . ٢- ملک میراحمد شاه خان چهار قلبه . ٣- ملک عبدالقادر خان ده قلندر . ٤- ملک عادل شاه نونیاز . ٥- ملاکل احمد خان . ٦- ملک آقا بابای ده مبارک . غلام محی الدین منتظم : جناب کارگذار صاحب و شاگردان مکتب میگریستند، کارگذار صاحب سوره فاتحه شریفه را به جهر قرائت کرده بحق متوفای مرحوم مغفور دعا نموده، و بدست خود نشانها را بالای دلهای شاگردان آویخته و خلعت را در بر قریه داران کرده آغاز بنطق ذیل کردند : از غم شاگردم مسرّت کوچ کرده نشانهای ذیشان صداقت را
(٤٦) به شاگردان سعیدم، وخلعت را بملکان مبارکباد میگویم، واز خداوند واهب العطایا میخواهم بزندگی و فرخنده گی اعلیحضرت غازي به ایفاى خدمات شایسته در عهد سلطنتش جمیع خدمتگاران سرافراز شوند. ذوات مکرم حضار محفل نمونۀ مالیه!!! بسال گذشته، جناب علحضرت شاهانه، بشاگردان مکتب فدائیان وطن وعده فرموده بودند، که اگر ایفاى مأموریت خود را بدرستی نمودید و به حقانیت رفتار کردید ترفیع منصب وافزودی تنخواه برای شماها مرحمت میشود، حال که خدمت شان منظور حضور مبارک گردید، ترفیع منصب وافزودی تنخواه و اجازۀ پوشیدن لباس رسمی برای مرحمت شد، و بمقرری تنخواه و کار برای فدائی اجازه فرمودند کار نفوس وزراعت وتحصیل مالیه وخبرداری متعلق ومفوض شان گردید. تقسیم اداره ها را که نموده بودم منظور گردید، که در اخیر تقسیم اداره ها و تشکیل را میخوانم، برای فدائی اجازه داده شد که بمحالات دار السلطنه الی قندهار رفته سر رشتۀ انتظام کار مالیۀ
(٤٧) نمایم، لہذا مع الخیر قندہار میروم، بعد از مراجعت قندہار بدیگر محلات هم رفته فريضه ليست تشکیل ملک را مینمایم، چند روز بعد مع الخیر میروم، یکروز بکار گزاری مجلس وداعیه تشکیل داده وداع کرده بهمانروز بیکی عازم محل مأموریت و روانه سمت مقصود میشویم از خداوند تبارک و تعالی سلامتی اعلیحضرت غازی را تمنا کرده پی مقصد ترقی وطن میرویم. امروز به شاگردانم یاد آوری کرده کلمه آخری را میفهمانم. شاگردان رشید مکتب امانیه !!! روزیکه داخل مکتب شدید از گفتار عموم که اجراے کار اصول دفتری ناشد هست مایوس بودید، تنها تسلی شما بافکارذی اقتدار پر انوار شاهانه بود، من یأس شما را درک کرده بشما گفته بودم که بفضل خدای قدیر و توجه پادشاه بدنیا کار ناشد چیزی نیست، البته کامگاری بسته بسعی و عمل است، واجرائیش منحصر بارادۂ پادشاه، شما مطمئن خاطر بوده تشکر کنید که بملت سائره اجنبیه ملت برای وسائل ترقی وطن کوشش و زحما
(٤٨) کشیده یک کار را سرمایه ساخته بحضور اعیان دولت توضیح میکند ما و شما غافل نشسته ذات اقدس کوشش کرده ما و شما را ترغیب بعلم و خدمت وطن میکند . درینصورت میباید که بامیدواری مسلم بکامیابی جد و جهد کنیم، قدر و قیمت این روز را بدانیم که دریا بموج است و کشتی تیار، اگر عزم بالجزم کردیم بساحل بسلامت واصل، ورنه از غفلت و بے پروائی خدانخواسته غرق ذلت و ادبار میشویم. دلبندان عزیزم !!! روز دیگرش همان روزی بود که امتحان داده بودید، و بیرق مکتب سجده و تخته دروس شما برداشته شده بود، و بقدر دو ساعت از فراق مکتب میگریستید، و روزهای تعلیم را قیمتاً شمرده بحسرت ناله میکردید، من بشما گفته بودم که عزیزانم شما بمراحم شاهانه مفتخر بکار شده بمحل ماموریت های خود میروید . از برای خدا از حقوقهائیکه خوانده اید صرف نظر نکنید، شما نیز نطق های موثری کردید، وقتیکه ماموریت بحالات شما را
(۵۷) (تشکیل کارهای کارگذاری مالیه) کارگذاری مالیه که گیرنده محاسبات مدیران و مامورین مالیه است اسم | ولد | ماموریت میرزا غلام مجتبی خان | میرزا مصطفی خان | کارگذار مالیه فدائی پادشاه غازی میرزا خیر محمد خان | شهنواز خان | معاون میرزا محمد شفیع خان | محمد مهدیخان | سرکاتب " | " میرزا محمد یوسفخان | ذوالفقار خان | مفتش داخله میرزا عبدالعزیز خان | میرزا شاه پسندخان | کاتب میرزا محمد اکبر خان | میرزا محمد شریفخان | کاتب (مکتب امانیه اصول دفتری) میرزا غلام مجتبی خان | میرزا مصطفی خان | مدیر محب اولاد وطن غلام محی الدینخان | حاجی عبدالغفورخان | منتظم میرزا محمد موسی خان | حاجی میرزا عطا محمد خان | معلم
(٥٨) (تشکیل کارهای کارگذاری مالیه) اداره مالیه شش کروهی دار السلطنه کابل ، مدیریت درجه اول اسم ولد مأموریت میرزا غلام مجتبی خان میرزا مصطفی خان مدیر مالیه ، خادم ملت میرزا عبد الرحیم خان // // مدیر محاسبه میرزا محمد جانخان سرکاتب چهاردهی و بتخاک میرزا محمد عمر خان میرزا فتح محمد خان سرکاتب پنجه ده و موسهی میرزا عبد المجید خان سرکاتب پغمان میرزا عبد الرحمن خان میرزا مصطفی خان کاتب میرزا فقیر احمد خان // میرزا محمد سرور خان میرزا غلام جیلانی خان معاون مدیر محاسبه کاتب اعانه مکاتب صالح محمد خان پاینده محمد خان مأمور متفرقه ۶ کروهی میرزا محمد عظیم خان محمد کبیر خان سرکاتب ملا کل احمد خان ممیز
(۵۹) تشکیل کارهای کار گذاری مالیه ریاست مساحت اراضی نام دیگر محکمه بندوبست اسم ولد ماموریت میرزا غلام مجتبی خان میرزا مصطفی خان رئیس، ترقیخواه وطن عبیدالرحمن خان عبدالرحمن خان مأمور اعضای ادارهٔ مساحت میر عبدالعزیز خان میر غلام محی الدین خان " " " محمد اکبر خان محمد کبیر خان " محرر ؟" محمد انور خان محمد عثمان خان " " " میرزا محمد اکبر خان میرزا عبدالفتاح خان سرکاتب " " میرزا عبدالرزاق خان میرزا شاه پسند خان کاتب " " مأمورین جماعہ عبدالعلی خان سمندر خان مأمور جماعه (۱) محمد انور خان محمد ایوب خان اعضای جماعه محمد عثمان خان عبدالرحیم خان " " "
(۶۰) (تشکیل کارهای کار گذاری مالیه) ریاست مساحت اراضی ، نام دیگر محکمه بند و بست اسم ولد مأموریت غلام غوث خان عبد العزیز خان مأمور جماعه (۲) عبد الکریم خان محمد قاسم خان اعضای جماعه سکندر شاه سید حسن شاه " " عبد القادر خان محب علیخان مأمور جماعه (۳) گل چند چنه مل اعضای جماعه سید یعقوب شاه سید تحقیق شاه " " عبد الغنی خان عبد المجیب خان مأمور جماعه (۴) پاینده محمد خان غلام مصطفی خان اعضای جماعه خان محمد خان یار محمد خان " " محمد زمانخان حافظ خدا بخش خان مامور جماعه (۵) گل احمد خان شیر محمد خان اعضای جماعه حسین علیخان حسین قلیخان " "
(۶۱) (تشکیل کارهای کارگذاری مالیه) ریاست مساحت اراضی = بنام دیگر محکمہ بندوبست اسم ولد مأموریت محمد نبی خان عبدالغنی خان مأمور جماعه (۶) علاء الدینخان محمد ناصر خان اعضای جماعه محمد عمر خان طره باز خان " " گل احمد خان حاجی نور محمد خان مأمور جماعه (۷) محمد اسحق خان عبدالعزیز خان اعضای جماعه سلطان محمد خان امیر محمد خان " " محمد حسین خان امیر محمد خان مأمور جماعه (۸) عبدالله خان غلام حیدر خان اعضای جماعه محمد یونس خان احمد علیخان " " محمد طهماسب خان عبدالباقی خان مأمور جماعه (۹) عبدالله خان عبدالرحمن خان اعضای جماعه غلام جیلانی خان محمد صادق خان " "
-( ۶۲ )- (تشکیل کارهای کارگذاری مالیه) ریاست مساحت اراضی = بنام دیگر محکمه بند و بست اسم ولد مأموریت محمد زمانخان محمد اعظم خان مأمور جماعه (۱۰) گل احمد خان میرزا شیر احمد خان اعضای جماعه غلام ایشان خان میرزا عبدالله خان " " عبدالغنی خان میرزا محمد علیخان مأمور جماعه (۱۱) نجف علیخان " " اعضای جماعه خیر الدینخان سیف الدینخان " " شیر علیخان عبدالمنان خان مأمور جماعه (۱۲) قربانعلیخان محمد اعظم خان اعضای جماعه محمد امین خان بهاء الدین خان " " نور احمد خان میر احمد خان مأمور جماعه (۱۳) محمد نبی خان میرزا امیر محمد خان اعضای جماعه محمود شاه خان میر احمد شاه خان " "
(۶۳) (تشکیل اداره‌های متعلق کارگزاری مالیه) نمبر | سمت | نمبر | اداره | اسم و ولد | مأموریت | سمت | | اداره | اسم | ولد | ۱ | جنوبی | ۲ | لهوگرد | میرزا غلام محمد خان | محمد شریف خان | مدیر مالیه درجهٔ (۲) " | " | " | " | میرزا محمد سعید خان | میرزا محمود خان | معاون درجهٔ (۲) " | " | " | " | میرزا محمد نبی خان | عین الدین خان | سرکاتب درجهٔ اول " | " | " | " | میرزا عبدالعزیز خان | فقیر محمد خان | " " " " | " | " | " | میرزا غلام سخی خان | محمد اکبر خان | کاتب درجهٔ (۲) " | " | " | " | میرزا عبدالکریم خان | عبدالحمید خان | " (۳) ۲ | مغربی | | | | | " | " | ۳ | وردک | میرزا فقیر محمد خان | دین محمد خان | مدیر مالیهٔ درجهٔ (۳) " | " | " | " | خواجه ذکر الله خان | خواجه محمد حیدر خان | معاون درجهٔ (۳) " | " | " | " | میرزا محمد عثمان خان | محمد ایوب خان | کاتب درجهٔ (۳) " | " | ۴ | میدان | میرزا محمد هاشم خان | محمد عظم خان | مدیر مالیهٔ درجهٔ (۳) " | " | " | " | خواجه محمد سعید خان | خواجه محمد حیدر خان | معاون درجهٔ (۳)
٦٤ (تشکیل اداره های متعل‍قه کارگزاری مالیه) نمبر | سمت | نمبر | اداره | اسم و ولد | مأموریت | | | | اسم | ولد | ۲ | مغربی | ۴ | میدان | میرزا محمد نعیم خان | محمد طاهر خان | کاتب درجه (۲) ۳ | شمالی | ۵ | کوهدامن | میرزا محمد عثمان خان | میرزا محمد عمر خان | مأمور درجه اوّل " | " | " | " | میرزا عبد الغفور خان | امیر محمد خان | معاون درجه (۳) " | " | " | " | میرزا محمد رضا خان | میرزا محمد علی خان | سرکاتب درجه اول " | " | " | " | میرزا محمد حسن خان | محمد غوث خان | کاتب درجه (۲) " | " | " | " | میرزا عبد القدوس خان | عبد الرشید خان | " " (۳) " | " | ۶ | چاریکار | میرزا محمد عثمان خان | محمد کاظم خان | مأمور درجه (۲) " | " | " | " | میرزا محمد اکبر خان | " " | معاون درجه (۳) " | " | " | " | میرزا محمد غوث خان | خان محمد خان | سرکاتب درجه اول " | " | " | " | میرزا محمد عمر خان | شیر محمد خان | کاتب درجه (۲) " | " | ۷ | دره کوهستان و پنجشیر | میرزا عبد الرحیم خان | میرانشاه خان | مأمور درجه (۲)
(۶۵) تشکیل اداره های متعلق کارگذاری مالیه نمبروسمت نمبراداره اسم و ولد مأموریت سمت اداره اسم ولد ۳ شمالی ۷ دره کوهستان وپنجشیر میرزاغلام نبی خان میرزاغلام علی خان معاون درجه (۳) " " " " میرزاعبدالقدوس خان عبدالسلام خان سرکاتب درجه (۲) " " " " میرزانوراحمد خان شاد محمد خان کاتب درجه (۳) " " نجراب و تکاب میرزا نجف علیخان میرزانورعلیخان مأمور درجه (۳) " " " " میرمحجوب خان سیدمحمد خان معاون درجه (۳) " " " " میرزاعبدالحی خان برات علیخان کاتب درجه اول " " ۹ ترکمان و پارسا و غور بند میرزا محمد عمرخان محمد حسن خان مأمور درجه (۳) " " " " میرزاعبدالحسین خان غلام حسن خان معاون درجه (۳) " " " " میرزامحمد یوسف خان محمد حسن خان کاتب درجه (۲) " " ۱۰ جبل السراج میرزامحمدعلیخان محمداسلم خان مأمور درجه (۴) " " " " میرزاشیرعلیخان کاتب درجه اول ۴ مشرقی ۱۱ لغمان میرزایحیی اکبرخان حاجی محمد یعقوب جان اداره اول مأمور درجه (۲)
(٦٦) (تشكيل اداره های متعلق کارگذاری مالیه) نبروسمت | نمبرواداره | اسم و ولد | مأموریت سمت | اداره | اسم | ولد ۳ | مشرقی | ۱۱ | لغمان | میرزاعبدالسبحان‌خان | میرزا عبدالرحمن‌خان | معاون درجه (۳) اداره اول " | " | " | " | میرزا شیراحمد خان | علی احمد خان | کاتب درجۀ اول | " " | " | ۱۲ | " | میرزامحمدابراهیم‌خان | سید محمد خان | مأمور درجه (۳) " | " | " | " | میر محمد نبی خان | میر ابوالقاسم خان | معاون درجه (۳) " | " | " | " | محمد اصغر خان | محمد اکبر خان | کاتب درجه اول ۴ | مغربی | ۱۳ | مقر | میرزا سلطانعلی‌خان | تاجمحمد خان | مأمور درجه (۴) " | " | " | " | میرزا سیدعلی‌خان | سیدحشمت‌الله‌خان | سرکاتب درجۀ اوّل " | " | " | " | میرزا مسجدین‌خان | میرزا محمدجان‌خان | کاتب درجه (۳) " | " | ۱۴ | جاغوری‌و‌مالستان | میرزا امیرمحمدخان | فیض محمد خان | مأمور درجه (۴) " | " | " | " | خواجه‌عبدالغفور‌خان | خواجه‌محمد‌عمر‌خان | کاتب درجه اوّل " | " | ۱۵ | بهسود | میرزاعبدالعزیز‌خان | عبدالقیوم‌خان | مأمور درجه (۴) " | " | " | " | میرزامحمدکاظم‌خان | احمدقلی‌خان | سرکاتب درجه اول
(۶۷) (تشکیل اداره ها متعلق کارگذاری مالیه) نمبر وسمت نمبر واداره اسم و ولد مأموریت سمت اداره اسم ولد ۲ مغربی ۱۵ بہسود میرزا محمد یعقوب خان قنبر علیخان کاتب درجه (۳) ۳ شمالی ۱۶ بامیان میرزا الاحد خان على احمدخان مأمور درجه (۴) " " " میرزا حبیب اله خان ملک حسین خان سرکاتب درجه اول " " " میرزا عبدالغفار خان غلام نقشبند خان کاتب درجه (۳) " ۱۷ سیغان و کهمرد میرزا پاینده محمد خان میرزا فقیر محمد خان مأمور درجه (۴) " " " میرزا محمد اسمعیل خان ملا محمد یوسف خان سرکاتب درجه اول " " " خواجه سیف الدین خان جلال الدین خان کاتب درجه (۳) " ۱۸ دایزنگی میرزا غلام بہاؤ الدین غوث الدین خان مأمور درجه (۴) " " " میرزا غلام حسین خان میرزا عبد الرزاق خان کاتب درجه اول ۴ مشرقی جلال آباد " ۱۹ سرخ رود دیوان نند لعل دیوان حکم چند مأمور درجه (۴) " " " دیوان کینه مل درم سنگ کاتب درجه اول
(۶۸) (تشکیل اداره‌های متعلق کارگزاری مالیه) نمبر و سمت | نمبر و اداره | اسم و ولد | مأموریت سمت | اداره | اسم | ولد ۴ مشرقی جلال آباد | ۲۰ اداره سر دفتر | میرزا باقر شاه خان | رحمیت الله خان | مأمور درجه (۴) " | " | " | میرزا محمد عثمان خان | عبد الرزاق خان | کاتب درجه ثانی " | " | ۲۱ چپرپار | میرزا خواجه عبد الطیف خان | خواجه الدین خان | مأمور درجه (۴) " | " | " | میرزا محمد سرور خان | سلطان محمد خان | کاتب درجه اول " | " | ۲۲ کوت مهمند دره | میرزا عزیز احمد خان | تاج محمد خان | مأمور درجه (۴) " | " | " | میرزا عبد الاحد خان | حاجی میرزا محمد حسن خان | کاتب درجه اول " | " | ۲۳ خوگیانی | میرزا گل احمد خان | امیر محمد خان | مأمور درجه (۴) " | " | " | میرزا حبیب الله خان | عبدالله خان | کاتب درجه اول " | " | ۲۴ کامه | میرزا محمد سیف الدین خان | احمد جان خان | مأمور درجه (۴) " | " | " | میرزا محمد سالم خان | - | کاتب درجه اول " | " | ۲۵ شینواری | میرزا غلام محمد خان | نظر محمد خان | مأمور درجه (۴) " | " | " | میرزا عبد المجید خان | مسجد خان | کاتب درجه اول
(۶۹) (تشکیل اداره های متعلقۀ مرکز سری مالیه) نمبر سمت | نمبر و اداره | اسم و ولد | مأموریت سمت | اداره | اسم | ولد ۴ شرقی جلال آباد | ۲۶ حصارک غلجائی | میرزا فقیر الله خان | عبد الله خان | مأمور درجۀ (۴) " | " | میرزا ویس الدین خان | محمد عمر خان | کاتب درجۀ اول " | ۲۷ حصارک بشیر | میرزا میر عباس خان | میر محمد ہاشم خان | مأمور درجۀ (۴) " | " | میرزا نثار علی خان | حاجی عبد المؤمن خان | کاتب درجۀ اول " | ۲۸ اداره ۱ کنر | میرزا محمد اکبر خان | میرزا محمد عثمان خان | مأمور درجۀ (۴) " | " | میرزا غلام محمد خان | عین الله خان | کاتب درجۀ اول " | ۲۹ اداره ۲ کنر | میرزا خواجه میر احمد | خواجه درویش خان | مأمور درجۀ (۴) " | " | میرزا میر آقا خان | میر حسین خان | کاتب درجۀ اول " | ۳۰ اداره ۳ کنر | میرزا امیر محمد خان | فخر الدین خان | مأمور درجۀ (۴) " | " | میرزا حبیب اللہ خان | میرزا عبدالرحمن خان | کاتب درجۀ اول ولایت قندہار | | | " | ۱ به گرومی | میرزا غلام علیخان | فتح علیخان | مأمور درجۀ (۴)
۷۰ (تشکیل اداره های متعلتہ کار گذاری مالیه) نمبر سمت | نمبر اداره | اسم و ولد | مأموریت سمت | اداره | اسم | ولد ولایت قندهار | ۱ | ۶ کروهی | میرزا عبد القدوس خان | ملا عبد الاحد خان | کاتب درجه اول " | ۲ | کلات | میرزا نور محمد خان | صالح محمد خان | مأمور درجه (۴) " | " | " | میرزا محمد صادق خان | میرزا عبد اللطیف خان | کاتب درجه اول " | ۳ | هوتک | میرزا غلام دستگیر خان | میر غوث الدین حیدر | مأمور درجه (۴) " | " | " | میرزا مسجد ی خان | میرزا فیض محمد خان | کاتب درجه اول " | ۴ | ترنک جلدک | میرزا نظار محمد خان | عبدالمؤمن خان | مأمور درجه (۴) " | " | " | میرزا غلام حسین خان | کلب حسین خان | کاتب درجه اول " | ۵ | معروف | میرزا سید محمد خان | سید کاظم خان | مأمور درجه (۴) " | " | " | میرزا محمد رحیم خان | حسن علیخان | کاتب درجه اول " | ۶ | ده راوت و چار | میرزا یعقوب علیخان | غلام حیدر خان | مأمور درجه (۴) " | " | " | میرزا اسلم خان | شیر محمد خان | کاتب درجه اول " | ۷ | ده لاء میانشین | میرزا محمد عثمان خان | کلانتر سید حسین خان | مأمور درجه (۴)
(۷۱) (تشکیل اداره های متعلق کار گذاری مالیه) نمبر سمت | نمبر اداره | اسم و ولد | مأموریت سمت | اداره | اسم | ولد ولایت قندهار | ۷ ادلهمیشان | میرزا امیر محمد خان | دلاور خان | کاتب درجه اول " | ۸ کشک نخود | میرزا ابو الملی خان میرزا سید محمد | میرزا قاسم خان | مأمور درجه (۴) " | " | میرزا عبد الممدخان | میرزا محمد جان خان | کاتب درجه اول " | ۹ خاک ریز | میرزا محمد عمر خان | نور محمد خان | مأمور درجه (۴) " | " | میرزا محمد نبی خان | حاجی عبد الغفار خان | کاتب درجه اول " | ۱۰ ترین | میرزا جلال الدین خان | حاجی احمد سعید خان | مأمور درجه (۴) " | " | میرزا نور احمد خان | فقیر محمد خان | کاتب درجه اول " | ۱۱ دراب و افغان | میرزا عبد الکریم خان | میرزا عبد الرؤف خان | مأمور درجه (۴) " | " | میرزا بختیار خان | محمد ایوب خان | کاتب درجه اول " | ۱۲ گرم سیر | میرزا محمد شریف خان | میرزا محمد صدیق خان | مأمور درجه (۴) " | " | میرزا یار محمد خان | غلام محمد خان | کاتب درجه اول * | * | * | * | *
(۷۲) غلام محی الدین منتظم :- حضار محفل از مسرت چك چك كردند، جناب کارگذار صاحب که از حضور ذات شاهانه ماذون بمقرری مأمورین و مدیران مالیه و تشکیل اداره های کارگذاری مالیه و محالات شده بودند، ورق تشکیل اداره های مالیه را و نفری که مقرر نموده بودند، و کسی واقف احوال و مقرری خویش نبود، چون ورق تشکیل را قراءت نموده نفری که اسمش گرفته میشد بسیار بوضعیت درست به ترتیب رتبه خود ایستاده میشدند و بسیار الفاظ های مؤثر بیان کرده از خداوند متناسب صداقت و موافقیت کار را مینمودند، و از چشمان شان آب جاری میشد، اکنون که خواندن تشکیلات تمام شد کار گذار صاحب حضرات محفل مباركباد گفته ، میرزا فقیر محمد خان مدیر مالیه وردك از طرف خود و نفری مأمورین مالیه بحضور استاد معظم خود و حضار محفل نطق ذیل را نمود نطق میرزا فقیر محمد خان حضار كبار محفل، بنده از طرف خود اصالتا و از جانب دیگر برادران مکتب مبارکه شاهانه اصول دفتری وکالتا خیر مقدم رسانیده
(۷۳) عرض میدارم! اولاً نیازیکه از درگاه حضرت بے نیاز ما فدائیان وطن داریم سلامتی ذات با برکات شهریار مراحم شعار پادشاه مهربان پدر معنوی مان است، که امروز از مساعی جمیله و مجاهد جلیله شان دارای نام و نشان گردیده ایم، چنانچه در آغاز جلوس میمنت انوس خویش ملت نجیبه خود لا از نیر اسارت اجانب وارهانیده گوهر قیمتدار استقلال را بکف اقتدار خویش آورده، این ملت بخواب رفته که سالهای بسیار و قرنهای بیشمار چون جسم بیجان در تحت اسارت دیگران بود از توجه ذات خجسته صفات شهریاری به عموم ملل مشهور و بر تمامی دول معروف گردید. علاوه بر ان شب و روز اوقات قیمتدار خود را مصروف ترقی وطن و ازدیاد علم و فن میدارند، خیال عالی شانه شان به بهبود سلطنت و ترقی دولت و آسوده حالی ملت است چنانچه یکسال از جلوس میمنت مانوس شاهانه شان نگذشته بود که راے بیضای شان چنین قرار گرفت که طرز عتیقه سیاق نا پدید،
-(٧٤)- و اصول مقبول ترویج یابد، زیرا که سابق برین گاهی ملت بیچاره بداد خود نفهمیده و دولت بگرفت خود ندانسته ملت مظلوم باسم باقی بد نام، و کار دولت بی انجام، کاردارانیکه از طرف دولت موظف بودند، وظیفه فرض منصبی خود را یکطرف گذاشته از آیه وافی هدایه حضرت خالق یگانه جل شانه که (انما المؤمنون اخوة) ارشاد فرموده خود را واقف نساخته برای منافع خود زجر و ضرر یک برادر مؤمن خود را روا دار شده دولت را از خود ندانسته از فائده آن صرف نظر نموده شب و روز خود را بعیش و نشاط گذرانیده وقت خود را غنیمت می شمرد. شهنشاه افغان پناه ملت خواه ما بباعث انتظامات دولت و آرامی و رفاهیت ملت مکتب مبارکه امانیه اصول دفتری را تأسیس، و جناب فیض مآب نکوکردار کارگذار صاحب را بمدیریت مکتب موصوف مأمور و ذی افتخار فرموده، ما فدائیانرا از حضور لامع النور مبارک خود جهة تحصیل اصول جدیده ارشاد فرمودند، که بمکتب فیض مکسب موصوف، تحصیل اصول مقبول را
(۷۵) بنمائید، بعد از آنکه فارغ التحصیل گردیدید، بکارات عمده دولت مامور وسرافراز میشوید. جناب ادیب لبیب فرزانه ما از روی شفقت استادانه و مرحمت پدرانه خود قاعده های اصول را بمدت کی بسیار سهولت برای شاگردان سرا پا اخلاص خود دانائیم، اضافه بران در هر روز و هر ساعت از مرحمت های اعلیحضرت نکو دار، و بی اعتباریهای اشخاص رشوت خوار بحث میراندند، خلاصه مقصد که کارگذاریهای صادقانه و کارروائیهای عادلانه استاد فرزانه ما بدولت و ملت اظهر من الشمس گردیده. حینکه در مکتب بودیم بچشم سر میدیدم که از شش بجه صبح تا ده بجه روز بتعلیم شاگردان، وازده بجه تا بشام بعرض و داد ملت وقت خود را صرف نموده، بعد از شام بی آنکه استراحتی کند به تحریر در س فردا اشتغال داشتند، مهربانیها یکه در باره ما فدائیان اعلیحضرت فرموده اند بیرون از حد بیان است. هنوز در س مالیات را با تمام نرسانیده بودیم که ما فدائیان را
-( 76 )- بحضور فیض گنجور انور والا مشرف فرمودند، پادشاه مراحم شعار و پدر نامدار تاجدار ما هرکدام ما را بحضور مبارک شهریاری خود طلب فرموده بمثل پدر شفیق مهربان بزبان در افشان خود بقسم امتحان استفسار میفرمودند، بعد از فراغ امتحان تحسین و آفرین و انعامات سر افتخار غلامان خود را بکهکشان فلک رسانیدند، بعد از تحصیل کتب جمیع شهادتنامه های رسمی خارج گردیده بکار های لایق و تنخواه های فراوان و مواهیر رسمی سرافرازی یافته بمحل مأموریت های خود رفتیم شفقت های اعلیحضرت، ونصیحت های استاد ذی همت خود را مد نظر داشته حتی المقدور بشری خدمتیکه از دست ما آمد بجا کردیم نتیجه ما خدمتگاران از حضور پر نور پادشاهی گذارش یافت اگرچه خدمتیکه ما خدمتگاران نمودیم بهیچصورت حقوق پدر معنوی ما بجا نشد، با وجود آن اعلیحضرت ذره نواز از طریقه شفقت گستری خویش مبالغ زیادی بتنخواه های خدمتگاران صادق خود افزون نمود علاوه بر ان به نشانهای ذیشان صداقت ممتاز فرمودند. شکریه احسان بی پایان پادشاه مهربان خود را همچنان
(۷۷) بیان کرده نمیتوانیم، اما اینقدر میگوئیم که الحمد لله تعالی امروز خد مخر خدمتگار بحضور صاحب دولت ظاهر و آشکار گردیده هدر ضایع نمیشود، ما از درگاه حضرت الله تبارک و تعالی آرزو داریم که هر کدام ما سر و جان خود را فدای مهربانیهای پدر مهربان خود بسازیم، چنانچه جناب مرحوم مغفور برادر هم مکتب و هم سلک ما میر محمد هاشم خان مدیر مالیه وردک، در راه رضای اعلیحضرت و خدمت دین و دولت جان خود را فدا ساخت، تا هر کدام ما رضامندی اولوالامر خود را حاصل نموده کامیاب دارین شویم علاوه برین به آواز بلند میگوئیم :- ( زنده باد تاجدار افغان اعلیحضرت امیرامان الله خان! زنده باد ملت غیور افغان! زنده باد حضرت استاد ما کار گذار وطن پرست ) غلام محی الدین منتظم :- جناب عالیقدر جلالتمآب سردار اعلی وزیر صاحب داخله که در محفل مذکور حضور داشتند نطق بسیار مؤثری که خود جناب ممدوح
(۶۸) تحریر داشته بودند بحضور محفل قراءت شد و سزاوار تحسین نفری محفل گردیدند. نطق جناب عالیقدر جلالتمآب سردار اعلی وزیر صاحب داخلیه عمل دو بجۀ ظهر از مشاهده مساعیات جمیلۀ دوست محترم کار گذار صاحب و بروز مجاهدات حسنۀ برادران عزیزم فارغ التحصیلان مکتب مبارکۀ امانیه اصول دفتری، و جماعت مهندسین مساحت اراضی، از طرف خودم و جملۀ ارکان وزارت خود و طلبۀ عزیز مکتب حکام امانیه بی اندازه مسروریت تارا تبیین داشته شاگردان ذیسعادت مکتب موصوف را از حصول تمغه‌ ها و شهادتنامه‌ ها تبریک میگویم. الحق دوستم مومی الیه در خدمت دولت و صداقت شعار دولت قومی صولت اعلیحضرت با دیانت مان زحمات شاقه و تکالیف مفرطه را متحمل گردیده، جدیت و فعالیت نهایت خوبی را
جناب عالیقدر جلالتمآب سردار اعلی وزیر صاحب داخلیه
[BLANK PAGE]
(79) بظهور رسانیده در تنویر افکار و اکتساب علوم ضروریه دفتریه ایشانرا خود متبادر سعی و کوشش نموده است انکشاف این حقیقت و بیان این واقعیت بیجا نخواهد بود ، و برخود شاگردان غیر نظامی و آشکار است که هرگاه چنانچه امید کرده میشود ، خدمات شایسته و افعال پسندیده نسبت بدولت متبوعه و ملت مقدسه خویش (که امروز از فریضه ما وجبه هر فرد غیور افغان است) ایفا و ابراز نمودند، توفیقات کامله حضرت احکم الحاکمین جل شانه، و روحا مقدس حضرت سید المرسلین (ص) همواره شامل حال شان بوده توجهات جهاندار جات همایونی را نسبت بخویشتن جلب وجذب کرده مورد عطایای بے گران و مظهر تلطفات فراوان ذوات مراحم صفات اعلحضرت شهریاری میگردند انشاء الله تعالی. زیاده حضرت حق تو انا بی همتا بزیر سایه هما پایه اعلحضرت والای غازی (ایده الباری ) جمیع ما خدمتگاران دین و دولت ووطن پرستان با حمیت را توفیق خدمت با صداقت در راه ترقی دین و ملت و اعلای کلمه توحید و اسلامیت اعطا نموده
( ۸۰ ) بالتخصيص این نونهالان دبستان مکتب فیض مکسب مبارکه را که بشهادتنامه های تحصیلی خود فایض شده و میثاقیکه مشهود داشته اند در نیل مرام موفق و کامیاب گرداناد . باقی دعا ست که الله تبارک و تعالی ذات معارف سمات اسلام پرست وطن دوست شاهانه را که موجد و محیی این جمله ترقیها است دیر سال باریکه سلطنت مستدام داشته و بجاده شریعت توام داراد ، زنده باد شهنشاه جوان افغان ! پاینده با د ملت حر افغان ! تابنده باد دین مقدس اسلام ! ! ! غلام محي الدين منتظم :- درین اثنا جناب محترم مولوی محمد حسین خان مدیر دارالعلوم (امانیه) بپا برخاسته
(۸۱) کوائف صادقانه جناب کارگذار صاحب را که چشمدید شان بود بحضور محفل نمونه مالیه بیان نمودند :- نطق جناب مولوی محمد حسین خان مدیر دارالعلوم امانیه حضرات موقرا ! بعد از اینقدر بیانات قیمدار و تقریرهای رنگین، گفتار من همانقسم است مثلیکه کسی طلا را ملمع یا سوسن را منقش کند، بعد از چنین نطقهای پرشیرین اگر یکدو کلمه من کار چای تلخ را بدهم غنیمت است، اما این اندیشه دامنگیرم میشود که آیا استعداد حرف زدن را پیش حضار کباری دارم که ما بین شان اکابر ملت و عالمان فنون موجود باشند لایق نبود قطره بعمان
۸۲ بردن ، خار و خس صحرا بگلستان بردن * اما چکنم که رسم موران باشد ، پای ملخی پیش سلیمان بردن * باز این فکر لاحق میشود که با وجود شغف فطری با افغانستان و سکونت سیزده چهارده ساله در ان از دیگر ملک گفته میشوم و حضرت علی کرم الله وجهه فرموده اند :— حسين اذا كنت في بلدةٍ — غريباً فعاشر با دابها ولا تفخرن فيهم بالنهى — فكل قبيل بالبابها لهذا بر تجربه و واقعیت خود فخر ناکرده بعجز و انکسار فقط آن واقعاترا بیان میکنم که در باب کار گذاری مالیه بمشاهده چشمید من آمده است :— یکروز جمعه در تنگی سیدان برای ماتم پرسی رفتم، نزدیک شام از گلباغ گذشته یک محفلی را دیدم که بر لب جوی منعقد، همراه شر شر آب صدای ساز و خواننده هم میآید، در میان آن شخصی محو سر و دنشسته اشکباری میکند، اگر شاعر میبود از آنجمله شعریکه حالا در آثار عتیقه شمرده میشوند ، منبع آن جوی را چشمهای خود قرار میداد *
۸۳ بدلم این خیال خطور کرد که از اهل معارف میباشم و خود را از ساز و خواننده نگهداشته طلبا را هم از اینگونه لہو و لعب باز میدارم بنا برین از شخص در تقوی بهترم . امام حسن بصری در بکنار دریا یک حبشی را دید که صراحی مانده رو بروی زنی نشته است ، چونکه ولی کامل بودند و از اصول ولایت اینست که انسان خود را از دیگران حتی از کافر ہم بهتر نشمارد زیرا خاتمہ مستور است شاید بهدایت خداوندی کا فرایمان برد و مسلمان خدانخواسته مرتد بمیرد ، بدل امام صاحب گشت کہ من خر و این غلام من تربیت یافته بیت رسول در هر مسلمانان و این بیحیا ئیکه در شارع عام بازن شراب میخورد ، البته ازین سیاه دل و سیاه رو بهتر خواهم بود. درین اثنا کشتی نمودار شده در گرداب افتاد و انا فانا هفت سواران غرقاب شدند ، حبشی فی الفور غوطه زده یکی بعد دیگری شش نفر را بیرون کشید ، پس بحضور امام ایستاده عرض کرد که اگر از من بهتر ید هفتم را از مرگ خلاص کنید ، امام صاحب
(٨٤) عاجز آمده بر خطرهٔ دل خود ندامت خوردند و حبشی را از خود بس بزرگتر گفته برای نجات آن مغروق التماس کردند، آخر کیفیت حبشی نصیحت ازو طلبیدند، گفت که زن مادرم و صراحی آب است و فضیلت در خدمت خلق است چنین خدمتیکه مردم از مصائب و آفات براحت و آرام بیارد، از همین جا حضرت سعدی رح فرمودند عبادت بجز خدمت خلق نیست بتسبیح و سجاده و دلق نیست خیر ذکر آن محفل طرب بود که صدر آن کارگزار بر آمد، آخر محقق شد که کدام دیگر عائشه بلب حوض مجلسی آراسته بود، و کارگذار حساب اتفاقاً در آنجا رسیده رقت بر یک فردی آورد که دلبستگی وطن را بطرز دلفریبی ادا میکرد، در گلباغ برای ملاحظه کوشش آمده بود بقرار فرمودهٔ اعلیحضرت که اگر آبش جهت کشت های چهار روپیه فایده برساند حاجت نگاه کردنش برای تماشائیست در همانروز تا بقصر چهل ستون نصف شب آواز فواره را شنیده باوجود درد پای که نصیب اعدایش باد دران روزها واقع شده بود بیرون
(۸۵) برآمده حکم کردند که بسبب قلت آب، آب فواره هم فصل مردم را سیراب کند خوبی شاهان در رعیت جا کند چرخ اخضر خاک را خضرا کند یکی از آنها کارگذار است که روز جمعه مذکوره برای اهتمام آب تا آخر تنگی رفته همراه از دھام عوام قال و مقال کرده که دران کلمات عدل و مساوات بسیار شنیده میشد سر رشته آب رسانی نمود و از ان سر رشته آب بسے شرفا را صیانت کرد که از دست برد در از دستان میرنجیدند چیست نسبت پا اسمعیل را با دست حق آبروی آدمی مانند زمزم هم نبود بعد از شام از راه دشوار گذاری مراجعت کرده که از تاریکی خوف افتادن مرگی داشت، توپ شب بخانه رسید، آنگاه اعتراف کردم که از من در زحمت کشی برتر است. بعد از محنت متواتر یکهفته بروز رخصت هم استراحت نکردن
(۸۶) کار هر کس نیست، اکثر مردم یوم جمعه در قطعه بازی و شطرنج منهک شده بر غالب آمدن طوس یگانه خود و چالهای پیاده و خیزهای اسپ و کجروی فرزین خوش و خرم میگردند. حال آنکه شاه و مانکه کاغذی و پیاده و اسپ چوبی ساکت و صامت و بیجان اند، آیا این بازیها زیادتر لطف دارد از بازی حقیقی سوارها و پیاده هائیکه همه جاندار در ضیق و فشار روزگار بزبان حال و قال خود از ما فوقان تسریح استدعا میکنند که در تخفیف رنج بری شان بکوشند، پادشاه کاغذی را از طوس و پادشاه چوبی را از مات نگهداشتن چه حظی دارد بمقابله پادشاه جرار و فعّال و متدین و ملّت پروریکه با خدام جان نثار خود شب و روز در دفع آلام و رفعت ملک و فلاح و اصلاح وطن مشغول است کسانیکه حسیات انسانی و اسلامی دارند، از احوال متعال پادشاه خود محظوظ شده در پیروی اولیل و نهار کار کرده خود را و ملت خود را آماده میسازند که از مغلوبیت و شکست محفوظش دارند درین بازی زنده جانان و ذی روحان فی الحقیقت زیادتر التذاذ است
( ۸۷ ) برای کسانیکه وجدان سلیم داشته خدمت ملت و رفاهیت آن میخواند از روی همین فکر روشن کار گذار صاحب در ابتداء تاسیس مکاتب شش کروی بروز های جمعه همراه من بغایت و اعانت رفته بمردم دعات بحث ها کرده بخوبیهای معارف قائل میسنمود کلموا الناس علی قدر عقولهم بهمین اوضاع چند مکتب را بروز های جمعه جاری کردیم بحیثت مدیر مکتب اصول دفتری کارگذار صاحب از اهل معارف شمرده میشود و خود در ترقی آن ساعی بوده طلبای آن مکتب را نیز خیر خواه آن گردانیده است اگر چه این طلبا خود هم در معارف داخل اند ، اما بسبب عرصۀ قلیلی که در مکتب بودند توقع نمیرفت که تربیت کامل آنرا برداشته باشند اما مواعظ زبر دست کار گذار صاحب و معاضدت و بازوی با نیروی شان ( غلام محی الدینخان و صالح محمد خان ) که بعلم و صلاح از صبغۀ مکتب ملون اند تعلیم یافتگان مکتب اصول دفتری نه تنها در حصول مالیه بطرز جدید کامگار آمدند ، بلکه اهل معارف را از معاونت خود گرویدۀ خود ساختند ، هر مستمیکه موسسیان
(۸۸) مکاتب رخ کردند این مدیران مالیه بکمک تیار بودند بلکه بعضی پیشتر راه را بر ای ما صاف میکردند تا بمنزل تأسیس و استحکام مکاتب بآسانی میرسیدیم، عرض کرده بودم که واقعات چشم دید خود را بیان میکنم، میرزا عبدالله خان مدیر برکی راجان میرزا عبدالوهاب خان مدیر کلنگار، میرزا فقیر محمد خان مدیر محمد آغه چنان امدادی نمودند، که باجازه جناب عالیقدر جلالتمآب وزیر صاحب معارف باین موقع اظهار تشکرشانرا مناسب میدانم، همۀ شان خصوصاً میرزا عبدالله خان بهر قسم اعانت حاضر در ترغیب و تحریص مردم بمکتب هیچ دقیقه فرو نگذاشتند، چون از لهوگرد بطرف غزنین میرفتم میرزا بهاء الدین خان مدیر وردک در ابراز عنایت از همسران خود پا پس ننهاد، اوضاع و اطوار این نوجوانان ملت یکی شعاع را از خیر القرون در تیرگی این عصر جلوه گر میساخت، در یک حجرۀ تنگ نشسته که نیمیش گلیم داشت و نصفش نداشت، بیرون یک سپاهی نیم پت و نیم لچ ایستاده میگوید که دیگر اندیوارم گریخته من هم نباش میروم، از برای خدا پیاده های علاقه دار را به بینید که سراپا
(۸۹) سوار کالاهای اعلی و پیزارهای جل و بل در پای ، و ما فلاکت زده ها را ملاحظه کنید که برای محصلی نالان ما میسازند، و غم نان ما میخورند، دیگرها مرغ میزنند و ما جان میکنیم، چرا محصلی گرفتن خلاف نظامنامه است، ما هم آخر در نظام کلان شدیم. باور کنید که این بسیر و سامانی مدیرها بیشتر رعب و هیبت می انداخت بنسبت شان و شکوه حکام ، زیرا این یک از انعکاسی بود که برسفيران رومی در عهد خلیفۀ ثانی افتاد ، چون حضرت فاروق رض را در لباس ساده عصا بدست در کوچه مدینه تنها روان دیدند گفتند که اگر با پوشاک زرق برق ملوکانه با لشکر مسلح میگشتند چنین شوکت حشمت نمیداشتند. یکدیگر مثال تطبیق احوال بکوهستان در نظرم خورد میرزا عبدالرحیم خان در کوته خود پنج شش خریطه کرباسی آویخته بر سر آنها پاکته فلانی سمت نگاشته بود، این بود الماریهای دفترش که از آبنوس و صندل محکم و خوشنما تر تجسم میکرد، حهت استقا این مدیران مالیه با چنین غیرت و دلاوری جفت بود که عسکر را
(۹۰) برشک میآورد، سنجن بوله غین در نامه و گیا وه از بد مستی در سرکشی نام پیدا کرده اند، یکی ازین قبایل در زد بندی خود را که بحرات سپاهی در رعیتی بکابل آورده میشد بکشت و خون رمانیده همراه او بکوه بالا شدند، و از تکالیف سرکار آزاد و پایان نمی آمدند چون قسط مالیۀ شان نزدیک رسیده بود میرزا نجف علیخان مدیر بخراب تن تنها بکوه بر آمده کاملا مواجب تھا نرا وصول کرد. این جوانمردان ملت افغان بر سر همه اوصاف روشن حقانی گزیده از رشوت ستانی سخت مجتنب میباشند، حتی از نان و میوه مردم هم پرهیز مینمایند . این ارتقای شان منسوب است بشخصیت فعال کا گزار صاحب که در اندک مدت نصایح دلنشین نموده آنها را تابع مثال خود ساخت، و ارتفاع ظاهری و معنوی خود کار گذار مبنی است بر اراده های حقانیت و ساده اعلیحضرت که خدام جان نثار را منور الافکار گردانیده است . این امر مسرت است که حالا جماعت مساحت اراضی
(۹۱) بمدیران و مأموران مالیه ملحق گشته اند، چون اینها بهره کافی از علم نبرداشته اند لازم است که همه شان با معارف وابستگی داشته باشند، از اثرات مفید علمی که برطلبا پرتوافگن میشود خود ها را مستفیض سازند، بمطالعہ کتب و ملاقات با معلمان متعلمن در خیالات خود وسعت وصلاحیت پیدا کنند، از نظامنامه هائیکہ اعلیحضرت غازی یوماً فیوماً شایع میفرمایند خود ها را آگاه داشته برای فدا کاری آماده باشند، جان نثاری را بر وجود مسعود شاهانه فرض خود بدانند و این جان نثاری صورتهای مختلف دارد، برای عسکر جان در میدان دادن است، وبرای ملازمان ملکی جان در دفتر قربان کردن، و این مشکل تر است بزرگی با نفس خود مکالمه داشت کہ آنها را بر جہاد تحریص میکرد، گفتند کہ جہاد فعل ثواب است و این محال است که تو تشویق آن بدی، جوابداد که در غزا یکبار کشته شدن است، و شما روزی صد بار مرا میکشید ازین سبب رسول اللہ صلعم اصلاح نفس را جہاد اکبر فرمودند
-(۹۴)- رَجَعنَا مِنَ الْجِهَادِ الْاَصْغَرِ الَی الْجِهَادِ الْاَكْبَرِ شخصے بتنگی و تلخی گذران میکند و خوراک و پوشاک درست ندارد با وجود آن حرام نمیخورد این جهاد اکبر است . خانی یا معتبری بر ضعیفی ظلم میکند مدیر یا حاکم حمایت کمزور نموده نشانهٔ دشمنی آن خان میگردد و پروائیش هم ندارد این جهاد اکبر است . خود را بقولی و راست کرداری نمود ساخته با دیگران بامر بالمعروف و نہی المنکر سلوک کردن تا همه افراد ملّت متفق و متحد شده بمقابلهٔ کفار بنیان مرصوص گردند جهاد اکبر است ، چون پادشاه ما مجاهد اکبر است ختم مقاله را بدعای بپریای تائید و تمدید و توفیق مجاهداتش میکنم ، آمین * *---*---*
(۹۳) غلام محیی الدین منتظم :- چون جناب مولوی صاحب موصوف نطق خود را با تمام رسانید، خود جناب عالیقدر جلالتمآب سردار اعلیٰ وزیر صاحب داخله، نطق ذیل را بیان فرموده محفل نمونه مالیه اختتام یافته همه مدعوین مرخص گردیدند. نطق ثانی (جناب جلالتمآب عالیقدر سردار اعلیٰ وزیر صاحب داخله) ۳ ۱/۲ بجهٔ عصر حضرت ایزد توانا میخواست که ملت شجاع غیور افغان را به ترقیات عالیه درخشان رسانیده رفعت و اعتلا امان بخشد از انرو یک پادشاه حقّانی آگاه ترقی خواه غیور و یک قهرمان جسور مانند ذات فرخنده سمات باشوکت وشان (اعلیحضرت الغازی امیر امان الله خان صانه الله تعالی بالحفظ والامان) را برای مان کرامت و احسان فرموده که ملت با غیرت خود را بهمت عالیهٔ خویش یکی از جمله ملل متمدن کرۀ ارض گردانیده در صحایف تاریخ روزگار
(٩٤) بیادگار بگذرانند. از روزیکه اعلیحضرت پدر نوجوان تاجدار مقدس متبوع مان که غمگسار حقیقی ملک و ملت اند، چون لالۀ نورسته بر سریر سلطنت نشسته اگر بدیدۀ انصاف حقیت دیده شود ساعتی از غمخواری و کوشش فوالهای ترقی و تعالی ملت عزیز شاهانه خویش فارغ نبوده سعی دارند که بهر وجه که دست دهد و ممکن باشد اهالی خطۀ جنت مینو وطن مقدس عزیز ما وکاً شان حسب شریعت غرای نبوی و مسلک طغرای مصطفوی(ع) دارای هر گونه شرف و شان و مالک هر قسم علم و عرفان گردند از ان که جمال " باقیمتش در ما اثر کرد " ظاهر ولایح است که این جمله کیفتیهای بوقلمون ترقی نمون و انواع نعمتهای علوم و فنون گوناگون که امروز در وطن عزیز مقدس مان جاری و ساری بوده بچشم خویش مشاهده مینمائیم، وابسته بوجود ذیجود حضور مراحم ظهور ذات اقدس شوکتسمات ترقی آیات شاهانه میباشد. و اگر بر خویشتن نظر کنیم " همان خاکیم که هستیم " دعا ست که حضرت ایزد متعال سایۀ هما پایۀ اینچنین پادشاه
(۹۵) فلک تمثال محبوب القلوب ترقی خواه غمگسار ملک و ملت پدر تاجدار خیلی مهربان مان و مجاهد اکبر فی سبیل الله را از سرما افغانیان سنی، بلکه جمله اهل اسلام کم نکناد . افغان و افغانیان را ازین نعمت عظمیٰ و عطیه کبرئے معارف و عرفان (که حقیقتاً یگانه حیات یک ملت و باعث ترقی و تعالی دولت است) بے بہرہ نگرداناد . زیاده توفیق انیق حق سبحانہ تعالیٰ را رفیق حال خود میخواهیم که تا آنکه جهت هرگونه فدا کاری و جان نثاری در راه خدمت دین و دولت بیش از پیش تیار و آماده باشیم * تمت
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
ق ۳۱۰۰ ۷۵ اس کتاب کا مالک محمد ابراہیم خان ہے [ILL] ۴۵۸ [ILL]