کتابخانه محمد اکبر
عشیق
قریه سه کابل افغانستان
علی الاحمد
لوامشر مکاتب عسکریه :
سید محمود شامی
خلاصه بحث بیت نظام
از کتب عسکریه عثمانیه
طبع اول
کابل : در مطبعه مکتب فنون حربیه طبع شد .
جوزا - ۱۳۰۲
نیت نظام : [ مواد عمومیه
خط اخیور
١٤٢ اصلی
هر گاه مقدار متر در
قومانده ، بیان نشود
مترها دائما دو دو گام
میباشد .
خفیف
مترها هر گاه از ۲
گام ، زیاده تر باشد .
کثیف
مترها هرگاه از ۲ گام ،
کمتر باشد .
بی متر
مترها به درجه که
اخیور بها سلاح خود را
بی قید و آرام ، استعمال
کرده بتوانند میباشد .
( متر اصغری )
تشکیل خپد
اخپور ١٤٣
باید که تعیین کرده شود :
١. اسم و نمره قطعه که اخپور میشود .
در حین ضرورت مفرزه .
٢. استقامت رفتار ،
نقطه استقامت باید که مكملاً و واضحاً تعریف و تا که ممکن است دور انتخاب کرده شود .
٣. قطعه ارتباط
هر گاه دیگر امر داده نشده باشد ارتباط را از وسط ، گرفتن ، مناسبتر
است . ( به بحث ارتباط مراجعت
كنيد ! )
قوماندانان چنان وضعیت باید بگیرند که تأثیر آتش
جمعیت ١٤٥ دشمن ؛ در حقیقت اقتضا نماید .
ا. از نظر دشمن ؛ مستور
ستره ١٥١ باید که کند ،
ب. از آتش دشمن ؛ مستور
کند .
تأثیر آتش ما ؛ مرجح است بر
خود را نشان مستوریت ما .
نداده یعنی از ادنا و خرد ترین پستی و بلندیهای
مستوراً زمین ، مکملا استفاده نموده ،
پیشرفت در اراضی دشت و هموار ؛ باید که
کردن ١٥٦ خمیده و یا زحف کرده حرکت کرده
شود .
یلیپە ١٥٧
در تاریکی
مکرر ١٥٧
غپ رکها ١٥٩
دلکی
بلوك ١٦٦
در وضعیت پزوت نیز باید کە استعکاله
کردە شود . سریعاً بایدكه يك مسند :
تدارك كرده شود . در محلیکه
ممکن است يك چيقوری : حفر کرده
بداخل آن : جای گرفته شود .
بسیار ساکتانە یعنی خامو شانە :
حرکت باید کرد . و اقسام کافۀ
تجهيزات بايد که تثبیت کرده شود .
غپرکهای زیاده گی : به دلگی دست
راست شان : ماند اند .
هر دلکی : يك دلكيمشر ويك وكيل
دلکمشر دارد .
قاعدة جزو تام قومانده و ادارة
آتش است .
١. نفر یعنی سا ئر سپاهی :
چيزهائيكه
از نظر :
خواسته
میشود :
اینهاست :
١. در خصوص استعمال سلاح
ب. در خصوص استفاده
ا از اراضی
مهارت
ح. اوامریکه داده میشود تماماً ومكملاً
ایفا نمودن
د. دقت در تنظیم نشانگاه
ه . دقت در هر انداخت
و. دقت متمادیه به مافوقان
ز. دقت متمادیه به دشمن
ح. وقتیکه حال هدف ، مساعد
باشد آتش را بخود بخود ،
تسریع کردن
ط. بمجردیکه دشمن ، از نظر ،
غائب شد آتش را بخود بخود ،
قطع کردن
ی. جپخانه را به اداره ، صرف نمودن
ك. ادارۀ آتش هرگاه منقطع شود
فکر اعتدال را محافظه نموده
خود بخود ، حرکت کردن .
علاوه براینها :
ل. قوۀ ممیزه
م. اعتماد نفس
ن. شجاعت
معتبر
ب . دلکیمشر ها :
وظائف شان ۱۶۲ ۱۶۳
۰۱ اخپوریهای خود ها را بداخل محليکه برای دلکی ؛ مخصوص است بقدر امکان ؛ مستوراً سوق نمودن
۰۲ اخپوریهای خود را سريعاً و ماهرانه به موضع ؛ در آوردن
۰۳ از بهر پیدا کردن و شناختن هدف ؛ دوربین استعمال کرده توانستن
۰۴ تأثیر مرمي را ترصد کردن
۰۵ سریعاً و صحيحاً مسافه راه تخمین کردن
۰۶ در قومانده دادن ؛ معلم بودن.
۰۷ به مواد آتیه ؛ متمادیاً دقت و نظارت کردن :
ا. به تنظیم نشانگاه جا به سمت
ب. به توزیع آتش
ع المقاصد
٠ به اجرای آتش به دقت
٠ به سرعت آتش
٠ به صرفیات جبخانه
٠ و. توزیع و نشر اوامر و
تبلیغات شفاهیه بواسطهٔ
همدیگر :
٠١ امر کیست | به بحث ادارهٔ
٠٢ برای کیست | آتش :
٠٣ محتویات امر | مراجعت
| کنید !
٠٤ يك دست را بالا کرده
اخذ امر را تصدیق نمودن
مسئولیت
٠٨ از گرفته شدن : امر از طرف
دلکی مجاور
آتش ١٦٤
٠٩ در زمانیکه آتش را متحداً اداره
نمودن : ممکن نشود : آتش را
مستقلاً اداره کردن
١٠ در تعرض :
ا. در خصوص تقرب به دشمن؛
از هر فرصتیکه پیدا شود
استفاده باید کرد ؛ حتی
بدون امر نیز .
ب. به هر حرکت دلکی های
مجاور ؛ به واسطۀ آتش
دلکی خود ؛ امداد و
معاونت باید کرد .
١٦٥ | دلگیه شر ها آتش نمیکند :
مگر هرگاه محاربه دريك ، وضع ؛
کشال شود و وظیفۀ شان در خصوص
ادارهٔ دلگیهای شان ؛ مساعد باشد
اشتراك در آتش می ورزند .
- تخمنان مسافه :
١٧٣ | هردو تخمن ؛ دائما قریب بلوکشر
میباشند .
۱۰
وظائف شان | ۱. قرار ونتيجه تخمين خود ها را منتظر به سئوال نشده به بلوكمشره گفتن .
۲. دشمن را ترصد کردن ( پس رفتنش ، پیش آمدنش . . . وهكذا ) ، هر نوع تبدلاتیکه نزد دشمن ، واقع شود به آواز بلند ، خبردادن .
۳. دلگيهای مجاور را زير نظر داشتن .
٤. یکی از تخمنان ، ارتباط چشمی با تولیمشر ، تأسیس میکند ( مگر هرگاه هيچ يك بوریزن و یا طنبورچی نباشد )
ه. آتش نميکنند . مگر هرگاه اهمیت دیگر وظائف شان نماند بنابر امر بلوكمشر ، آتش
میکنند
د. بوریزانها و طنبورچی ها :
وظائف شان
۲۲۱
امر میکند
۱٦۷
باید که در خصوص مخابره به واسطهٔ
قلامه : تعلیمیافته باشند .
۱. تولیمشر را علی الدوام زیر نظر
گرفتن
۲. به تولیمشر : خبر دادن :
اشارات قطعهٔ مخابره را
۳. به بلوکمشر : خبر دادن :
اشارات تولیمشر را
٤. نزديك شدن قطعات تقویهٔ ما را .
داخل شدن طوپچی به موضع ...
و الخ را به قوماندان خود :
خبر دادن .
ه : قوماندانان بلوك يعنی بلوكمشران
۱. تشكيل خط اخپوررا ( به بحث
۱۴
تشکیل خط اخپور ،
مراجعت کنید)
۲. استقامت رفتار را ( به بحث
قوماندہ ھای تشکیل خط
اخپور ، مراجعت کنید)
۳. ارتباط را (به بحث تشکیل خط
اخپور ، مراجعت کنید)
مسئولست
۱۷۳
۲۰۲
از تعیین مسافه به صحت : بنابران
برای او درین خصوص :
ا. مخمنان مسافه و دلکیمشران
معتمد
ب. آلات مساحه ، تعیین مسافه
از روی خریطه ها ، پیاده و
طوپچی که پیشتر از خودش آتش
میکردند
ح. بر يك نقطه به واسطه دو
دلگی ، آتش کرده مسافه را
تعیین نمودن : معاونت
میکند .
توزیع آتش در محاربه
( در صحائف ما بعد به بحث تقسیم آتش : مراجعت کنید ! )
قبل از شروع محاربه ؛ تعیین میکند :
۱. وکیل های بلوکمشران را
۲. دلگیمشران را
۳. وکیل های دلگیمشران را
۴. افراد ارتباط هر دلگی را
۵. تخمینان مسافه را ( به صحیفه - ۹ مراجعت کنید ! )
۶. مقرر کردن قطارهای کشف محاربه را در جناحهای بلوک ؛ ( عنداللزوم )
۷. در حین اخپوز شدن ؛ کدام یک از بوریزان و طنبورچی ؛ بهمراه بلوك خواهد بود اورا
در مدافعه
۱۶۸
۱. بلوك را در موضع ؛ جاگزین کردن :
۱. دلگیمشران ؛ زحف کرده
١٤
محری موضع مناسبترین میکنند :
چوکات موضع را بشرطیکه آزاد
و خوب يك میدان انداخت
داشته باشد تشکیل میدارند
ب، ( هرگاه دشمن ! نزديك باشد )
افراد پیروی دلکمشران را
کرده زحف میکنند .
ح. ادوات استحكامیه گرفته میشود
د. مسند تفنگ را اصلاح باید کرد
ه . ستره را اصلاح باید کرد
و. کارتوس را حاضر باید کرد
ز. با نشانگاه هائیکه تنظیم کرده
شده ست به محلیكه بلوکمشر امر
کند نشان باید گرفت
ح. چون آمدن دشمن : ملحوظ
است لهذا بايد كه يك چند نقطۀ
نشان مناسب ! منتخب و مقرر
١٥
نموده مسافه آنها تعیین کرده شود و به افراد ؛ دانسته کرده شود
( ٢ نقطه به استقامت رو برو ، ١ نقطه ؛ به استقامت قدری شی نیم ، ١ نقطه ؛ به استقامت قدری کین نیم ؛ منتخب شوند ! )
٢. برای شروع به آتش ؛ احضارات لازمه را اجرا کردن :
ا. خود را پشت سپر ؛ اخفا کردن
ب. تفنگهارا پر کرده و قید کرده و نشانگاه ها را تنظیم کرده بالای مسند ؛ گذاشتن
ح. دشمن را به واسطه دوربین ؛ دائما ترصد کردن
در امرض | ١. هرگاه اراضی و آتش دشمن ؛ مساعده کند :
١٦٩
اسه
علی احمد
١٦
١ . خط اخپور قوی و کثیف را
اقسام آن را جدا نکرده
پیش بردن
٢ . ازجاهای غیر مستور و معروض
آتش دشمن اند دویده
گذشتن
ب . در اراضی بی ستره :
١ . آن قسم خط اخپور ، که تعرض
خواهد کرد یعنی پیشرفت خواهد
کرد اورا واضحاً تعیین کردن .
٢ . نصف نصف و یا داکی داکی :
يك خط اخپور خیلی خفیف
( یعنی به مترهای ٦ - ١٠
کام ) تشکیل کردن .
٣ . اقسام مذکوره فوق را به
مسافه های غیر منتظم : یعنی
به طرز موجه ، یکدیگر را
متعاقباً پیش بردن .
٤. یا در يك محل مستور ویا در
موضع نخستین آتش ؛ بلوك
را تکرار متحد ساخته به
قبض خود آوردن
مثلا : در اراضی بی ستره وزیر آتش
دشمن ، برای تعرض :
پیشرفت کردن لازم با شـــــد
بلوكمشر ، اولا مستوراً دلکی
اول را به منز مناسب اخپور
میکند ، این دلگی : ترپله
های كوتاه كرده و برای
تنفس ، بروت نمـوده به
خطیكه بلوكشر نشان داده
است ( و یا به موضع نخستین
آتش ) میرسد . بلوكشر
وتخمنان مسافه و بوریزان :
یا بهمراهه لکی مذكور ، يكجاى
ویا پیشتر ؛ به موضع مذکور میروند.
۱۸
بلوك
١. تشكيل يك خط اخپور
١٧٤ | خط اخپور ، از هر نظام و به هر استقامت باید که به سرعت و به كمال انتظام و سکونت ، اجرا یابد .
در مبق قومانده ، ذکر باید : | ١. اسم و نومرة قطعه ( به صحیفه - ٢٦ مراجعت ) ٢. استقامت رفتار ( صحیفه - ٢٧ ) ٣. ارتباط
ارتباط | نفر ارتباط : نفر صف اول از غبرك دوم دلگی است دلگمشر را تعقیب میکند.
دلکی ارتباط : | هرگاه امر دیگر داده نشده باشد : ا) بلوك اگر از نظام صف حرب ، اخپور شود دلگی جناح راست نصف دوم بلوك . شكل ١ ب) به يك طرف : يعنى وقتيكه بلوك
۱۹
به طرف راست ، اخپور شود
دلگی جناح چپ بلوك ، ارتباط
میباشد و اگر به طرف چپ ،
اخپور شود دلگی جناح راست
بلوك ، ارتباط میشود . شکل ٢
ح ) بلوك هر گاه از نظام دلگیقطار ،
اخپور شود : دلگی سر ، ارتباط
است . شکل ۳
د ) بلوك وقتيكه دو طرفه اخپور شود :
٠١ دلگی های نصف
اول بلوك ، به
طرف راست دلگی
ارتباط ،
اخپور
میشوند.
٠٢ دلگی های نصف
دوم بلوك ، به
طرف چپ دلگی
ارتباط
شکل ٤
تفنگ ١٧٥
١. بو ضعیت رفتار هجوم میباشد . یعنی دست راست از قونداغ دست گرفته به پهلوی راست کشال و دهن تفنگ : قدری بالا میباشد .
٢. بقرار خواهش اخپوری بر داشته میشود . یعنی یازیر بغل می بردارد و یا وقتیکه هر دو دست را آزاد داشتن لازم باشد تفنگ را از بند به گردن آویزان میکند .
٣. هر گاه اجازه در از کردن بند تفنگ داده شود باید که امر (بند اوزد کی) داده شود .
در قومانده اخپور سی :
وظیفه : ١٧٦
١. اخپوری :
١. افراد صف دوم به طرف راست افراد صف اول میروند .
على الاحد
غربيه
٢١
٠٢ مابین اخبوریها دو دو گام
میباشد . یعنی هر متر ١ ٢ گام
است . هر گاه زیاده تر و یا کمتر ،
نیز بکار باشد امر داده میشود .
٠٣ اخبوریها دلگمشر های خود را
از ١٠ گام ؛ تعقیب میکنند .
٠٤ نفر ارتباط هر دلگی ؛ دائما
دلگمشر خود را تعقیب میکند .
اگر چه دلگمشر مذکور از
دلگمشر ارتباط ؛ دور شود هم .
٠٥ ارتباط ؛ به داخل همه خط
اخبورنی ؛ بلکه به داخل دلگی ؛
محافظه کرده شود .
٠٦ آن دلگی ؛ که به عقب بلوکشر
میرود در اثنای رفتار باید که برای
بلوکشر وتخمنیان مسافه و بوریزان
و یا طنبورچی ؛ يك جای خالی
۲۲
بگذارد . تا در حین موضع گرفتن ه
مضايقه يعنی تنگجايی ، واقع نشود .
وظیفة
ب. دلگیمشر ها :
شان ١٧٦
٠١ درقوماندۀ اخپور بایدکه سریعاً جهيده برا
یند ( برای تشکیل اساس خط اخپور )
٠٢ دلگیمشر داکی ارتباط ، در ابتدا
به گامهای کوتاه میرود و بعده به
استقامتیكه امر شده ست به گامهای
آزاد و کلان ميرود ( بقراریکه
در دقيقه ١١٤ خطوه )
٠٣ دیگر دلگیمشر ها :
۱) نظر به موضعهای خود از دلگی
ارتباط ، باش نیم و یا کهدنیم
رفته از همدیگر ، جدا
میشوند و پیشرفت میکنند .
ب ) مترهای خود را از دلگیمشر
های مجاور ، نظر به متریک
۲۳
برای اخیور بها امر ششم
تقدیر میکنند .
مثلا : اخیوریها هر گاه
متر اصلی را ( ۲ گام را )
گرفته باشند از يك دلكيمشر
تا ديگر دلكيمشر مجاور :
٢٤ گام وهكذا ميباشد .
ح) دلگیمشرها نفر ارتباط دلگی
های خود را هر گاه بيك
صورتیکه از خطا سالم باشد
سوق نمايند البتة ارتباطيكه
مابین دلگی های خود و دلگی
ارتباط است محا فظه کرده
میشود . و هر گاه بالعکس
باشد گاه بيك طرف و گاه
به دیگر طرف ، موج، خوردن
خط اخیور ، واقع میشود .
٢٤
وظائف | ح . بلوکمشران :
شان ١٨٦ | ١ . بلوکمشر ؛ بهمراه تخمغنان ، سافه
| و بوریزان ؛ اقلاً ١٠ گام ،
| پیشتر از دلگیمشرها میرود .
| ٢ . در ابتدا در پیشروی وسط بلوك
| میباشد و :
| دست خود را دراز کرده
| استقامت رفتار را نشان داده
| بعده به هیچ جای ، مقید
| نمیباشد .
| ٤ دلگی ارتباط را ( یا در قومانده
| اخیر ؛ و یا پیشتر ؛ و یا پستر
| از قوماندۀ مذکور ) تعیین
| میدارد . ( ١٧٤ )
| ه استقامت رفتار را به دلگیمشر
| دلگی ارتباط ؛ ارائه میکند .
| ٦ آزاد بوده بلوك خود را در
علی الاحمد
٢٥
اراضی ، بکمال مهارت ، سوق
باید کرد .
٥٧ به بیانتظامی ، بابلوکهای مجاور
باید که میدان ندهد .
٥٨ و در عین زمان ، دشمن را
ترصد میکند
٥٩ هر گاه بلوکهای متعدد ، اخپور
شود چنانچه در دلگی ها
بود همچنان در بلوکها نیز ،
ارتباط را در داخل بلوك محافظه
نمیدارند .
بلوکمشران ، استقامت رفتار را به دلگی
ارتباط ، مکملاً نشان داده بلوك
خود را به داخل آن کل ، كه بلوك ،
جزو اوست بيك صورتيكه موافق
مقصد باشد سوق باید نمود .
٢٦
بلوك : تشكیل خط اخپور
قوماندہ ھا
١. از نظام صف حرب
پیشرفته | فلانی بلوك ـ اخپورسی ! ( به شكل ١ مراجعت كنیید . )
١٧٦
به یك طرف | فلانی بلوك ـ ( شئیته ) ( كینه ) اخپورسی ! ( به شكل ٢ مراجعت )
به متر ھای مختلف | فلانی بلوك ـ استقامت ! یكه توت ـ ٤ گام متر ( نیم گام متر ) ( بی متر ) ـ اخپورسی !
از نظام دایكیقطار
به یك طرف | فلانی بلوك ـ كينة ( شیئة ) ـ اخپورسی ! ( شكل ٣ )
| + در ابتدا دلگی ارتباط است .
| بعد از اخپور شدن باید كه دلگی
ارتباط ، تعیین شود .
به دو طرف فلانی بلوك - اخپورسی !
دلگی های نصف سر ؛ به طرف راست ،
و دلگی های نصف پس ؛ به طرف
چپ : اخپور میشوند . شکل ٤
با وجود آن ، ممکن است که بلوکشر ،
به هر صورت که مناسب بداند بلوك را
اخپور کرده میتواند . مثلا :
دلگی های نصف سر ، کینته ؛ دیگر
دلگی ها شيته - اخپورسی !
به استقامتیکه ٠١ اولا جبهه مطلوبه گرفته شود و
به جبهه، مائل بعده اخپور شود . ویا :
باشد ۱۷۷ ۰۲ استقامت جدیده را در قومانده :
افزوده اخپور شود . مثلا :
فلانی بلوك - استقامت كين نيم كى
چنار و نه - ارتباط له كين ورز
۲۸
دلگی – اخپورسی ! شکل ه
۱. دلگیمشر دلگی ارتباط ، فوراً
استقامت جدیده را میگیرد .
ب، بعداز اخپور شدن ؛ باید که
دلگی ارتباط جدید ؛ تعیین
شود.
در اثنای ایستاده گی : از نظام صف حرب .
| فلانى بلوك – ارتباط ، فلانی دلگی ،
زای به زای – اخپورسی !
| بلوك را پیش | ۱. دلگيمشر ها سريعاً ۱۰ گام
گیرده یعنی | پیشروی جبهه جهیده می
جائی بجای | برآیند ( برای تشکیل اساسی
اخپور | خط اخپور )
کردن ۱۷۸ | ۲. افراد ؛ تا اینکه پس پشت
| بیایند از همدیگر ، جدا
میشوند !
عربی
ع الاحد
۲۹
در قومانده :
موضع نسی !
۳. افراد به خط
دلگی مشران !
داخل میشوند !
هرگاه سریعاً تشکیل خط ، اخپور
مطلوب باشد :
فلانی بلوك ـ فلانی دلگی ! ارتباط ـ
اخپورسی ! مارش ! مارش !
بلوك هرگاه
به مجتمع
نظام بوده حال
پسرفتار
باشد :
۱۸۰
۱. ترشا دريژ !
بعده :
فلانی بلوك زای به زای ـ اخپورسی !
بلوك هرگاه در پسرفتار باشد
قاعدۀ اولا روی به طرف دشمن آورده
ایستاده کرده میشود بعده اخپور کرده
میشود . این يك قاعدۀ عمومیه است.
مستثنا دارد : مثلا هرگاه سريعاً يك موضع
را اشغال نمودن ، لازم باشد و یا در
حین رجعت به زیر آتش دشمن ؛
البته میباید که به استقامت رفتار ؛
اخپور شود .
٣٠
حركات يك خط امپور و موضع گرفتن آن
١. مواد عمومیه :
١٨٢ | ٠١ تفنگ را قید كردن | ٠٢ کار توسدانی را بند كردن | ٠٣ به سرعت عادیه گامهای دراز و آزاد ، انداختن | در اثنای حرکت و یا در هنگام شروع به زحف ، بلا امر .
١٨١ مسافه های دراز را بکمال انتظام ، قطع نمودن و در اراضی دشوار نیز ، استقامت رفتار را محافظه کردن ، مهمترین تعلیم و تربیۀ نیت نظام است. در يك قطعۀ عسکریه که تعلیم و تربیه اش مکمل باشد به عوض قومانده ، اکثريا اشارت داده میشود .
۳۱
در خصوص تماماً محافظه نمودن منزها و رعایت به حذا اهمیت داده نشود .
دلکیمشرها بلوکمشرها ۱۸۳ دائما در پیشروی اخپوریها میباشند دائما در طرف دشمن میباشند یعنی =
ا . در حرکتها ئیکه رو برو ویا به جانب کرده میشود در پیشروی اخپوریها میباشند
ب . در رجعت یعنی در پس آمدن در عقب خط اخپور میباشند .
حرکات خط اخپور ۱۸۴ عبارت ازینهاست :
۰۱ به سوی پیش رفتن همه بلوك و يا يك قسم آن .
۰۲ پس آمدن
۰۳ شنی نیم و یا کین نیم رفتن ، ( برای قطع مسافه های کوتاه )
۰۴ حرکات جانب ( مکر در پس پشت )
۳۲
ستره ها ! و در خارج آتش دشمن )
هه تبدیل استقامت رفتار
ب، قومانده ها
حرکات
فلانی بلوك ( نصف ) - مارش !
به جانب
( مارش ! مارش ! )
پیشروی
١٨٤
برای پس
ترشا - مارش !
آمدن
برای حرکات
شی نیم (کین نیم) - مارش !
کوژ
برای حرکات
شی خواه (کین خواه) - مارش !
جانب
برای تبدیل
چرخ لازم است . چرخ مذکور
استقامت
هرگاه به درجه خرد باشد :
۱. یا استقامت جدیده داده میشود .
مثلا :
استقامت رفتار ! چنار بلند !
بالا احمد
۳۳
۲، و یا قومانده چرخ داده درین
قومانده ؛ استقامت رفتار جدید ؛
ذکر میشود . مثلا :
شی چرخ – مارش ! استقامت !
چنار بلند !
حرکت چرخ
اگرچه درجه
زیاده باشد
به طـرز توسیع جبهه اجرا می یابد .
یعنی : هر دلگی خط اخپور ؛ کویا
تنها بوده باشد چرخ نمـوده جبهه
مطلوبه را میگیرد . درین صورت ؛
قدمه ها در خط اخپور پیدا میشود . بعده
قدمه های مذکور یا در اثنای پیشرفت ؛
و یا در توقف نخستین ؛ تدریجا و
متعاقباً به حذای د لگی محور آمـده
خط اخپور ؛ مجدداً پیوند میشود .
هر گاه خط اخپور ؛ دراز باشد
یعنی هر گاه بلوکهای متعدد ؛ اخپور
شده باشد بقرار فوق ؛ چرخ مینما یند .
٣٤
مگر درینجا قدمه ها عبارت از بلوکها خواهد بود .
حرکت
پیشرفتن را ختم کردن
١٨٦
دریژ ١
پرووت ١
رنکون کیزد ١
هرگاه شروع آتش
نشود .
درین صورت ١
بلوکشرود لکیمشرها
در پیشروی جبهه
میباشند
حرکت پس
آمدن را ختم
کردن
ترشا دریژ ١
بعده
دلکیمشرها تکرار ٦
پیشروی جبهه
میروند .
هرگاه محاربه
آتش کرده
خواهد شد
موضع نسی ١
٠١ اخپوریها به
حذای بلوکشرها
رفته موضع
میگیرند .
٠٢ هرگاه ممکن باشد
نشانگاه ها پیشتر ١
یعنی قبل از
٣٠
اخپور شدن ویا در موضع
ماقبل ، تنظیم کرده شود
تا بمجرد موضع گرفتن ،
افراد ، بلا انتظار امر ،
به محاربهٔ آتش ، شروع
کنند .
و یا
اگر پیشرفت لازم باشد
فلانی بلوك مارش ! استقامت ! یکه
چنار ، فلانی دلگی ارتباط !
پت سی !
٠١ بعد از اشغال يك
موضع ، هرگاه آتش
کرده نخواهد شد
٠٢ هرگاه فاصلهٔ آتش
داده شده باشد .
(مگر درین صورت ،
بلوکمشر ، دو نفر
برای ترصد دشمن ،
تعیین میکند .
مثلا : فلانی و فلانی ،
٣٦
بعده
در ظهور موضع نسی!
دشمن
دشمن را ترصد
کند !)
اخیوریها آماده اجرای
آتش میشوند . یعنی
زحف کرده به خط آتش
میروند و تفنکهای خود را
کشاده منتظر به امر دیکر
میشوند .
ح. تره پله ها
قوماندۀ ١٨٨
در قوماندۀ
تره پله ولار
فلانی بلوك ( نصف ، دلکی ) تره پله
ولار - مارش ! مارش !
١. اخیوریها حرکات پرکردن تفنک را
اکمال کرده تفنک را قید میکنند
٢. کارتوسدانی را بند میکنند .
٣. آمادۀ جهیدن میشوند .
افرادیکه بروت کرده بودند بدینگونه !
آمادۀ جهیدن میشوند :
علیه السلام
علی احمد
بایدوکردی
٨٣٧
ا۔ تفنک را به دست چپ ، تسلیم
میکنند .
ب. دست راست را به زمین ، تکیه
میکنند .
ح. تنه های خود را بشرط اینکه از
زمین ، بلند نکنند زانوی راست
خود را تا که ممکن است زیر شکم
می آرند .
بعد از اندك فاصله که برای طیاری
فوق بکار است بلوکشر قومانده :
توجه لر ، مارش ! مارش !
داده سریعاً میدود . و افراد :
۱. مانند برق
میخیزند و
۲. خیلی سریع
میدوند
همین دو حرکت را
یکجای میکنند .
[ افراد در حین دویدن ، برچه ها را
بدست چپ میگیرند . افرادیکه حرکت
۷۳۸
پر کردن تفنگ را تمام نکرده اند
نیز باید بدوند . ]
تره پله باید که ۸۰ متره را تجاوز نکنند .
تره پله دراز : برای اینکه حتی الامکان
بزودی به دشمن رسیده
شود اجرا می یابد .
تا حرکات تعرضیه ؛
بطی نشود .
تره پله کوتاه : برای اینکه دشمن ؛
فرصت آتش را نیابد
اجرا میشود .
طول تره پله ها
۳۲۷ به تأثیر آتش دشمن
به حال زمین تابع است .
به شکل زمین
تره پله ها هرگاه دلکی دلکی اجرا یابد باید که
بالخاصه ، تره پله های کوتاه کرده شود
چرا که اگر بالعکس باشد ::
۱. به آتش اخپوریهائیکه ترهپله
نکرده اند مانع میشود
۲. پیشرفت یعنی حرکت تعرضیه ؛
کسب بطائت میکند .
۳. بناءً علیه ؛ تنها در حین مجبوریت ؛
باید کرده شود . [ درینصورت ؛
آن دلگی که تره پله میکند باید
که به طرف مرکز خود ؛ نزدیک
شده تره پله کند و آن اقسام
ویا غبرگه ها که تره پله نکرده اند
در مدت تره پله دلگی مذکور ؛
بر هدف دیگر ؛ آتش کنند . ]
و هر گاه تریله فوق ؛ بلوك بلوك ؛
اجرا یابد :
۱. معاونت متقابله آتش ؛ تصعیب
کرده میشود . یعنی مشکل میشود
۲. تفوق آتش هر گاه حقیقتاً موجود
باشد تریله مذکوره اجرا میشود
۳۳۸
از حمایه و مساعدۀ اراضی ؛ بالاستفاده :
بعض اقسام خط اخیر ؛ سریعتر
از دیگرها پیشرفت میکنند . مع مافیه ؛
خصوصا مذکور یعنی اینگونه
پیشرفتهای منفرد ؛ به مطرودئیتهائیکه
موفقیت تعرضیه عموم را در شبهه
می اندازد سبب شده میتواند .
۱۸۹
پریدن از تره پله :
هرگاه ممکن باشد موضع جدید
آتش ؛ ارائه کرده شود . مثلا :
تا همان علفهای سبز ؛ تره پله خواهم
کرد به دیگران نیز بگوئید . و وقتیکه
اطمینان حاصل شد که کافۀ افراد
بلوك ؛ خبر شدند قومانده : فلانی
بلوك ؛ تره پله ولار ـ مارش !
مارش ! داده میشود . افراد به همین
موضع جدید که رسیدند خود بخود ؛
٤١
موضع میگیرند یعنی منتظر به امر دیگر
نمیباشند . و هكذا . . . ( به صحیفه
های ما بعد به « بحث اداره آتش » مراجعت
کنید ! )
بعد از تره پله :
۰۱ در حین لزوم باید که تبدیل نشا نگاه
شود .
۰۲ بدون انتظار به يك امر ديگر ؛
اخپوریها باید که شروع آتش
کنند . [ در صحیفه های ما بعد
به بحث « بعد از شروع آتش » :
مراجعت کنید ! ]
۱۹۰ هر گاه بلوکشر مشاهده کند که نظر به
حال اراضی ، قسم اعظم اخپوریها
برای اینکه آتش کرده بتوانند به
وضعیت ز نکون خیزد و یا به وضعیت
ایستاده ، مجبورند :
٤٢
۰۱ باید که موضع مذکور را غلط دانسته برای گرفتن موضع مناسبتر فوراً تکرار ؛ حرکت کند .
۰۲ هرگاه اینگونه تبدیل موضع ؛ خواه از شدت آتش دشمن و خواه بسبب رعایت به قطعات مجاوره ؛ ممکن نشد درینصورت هرگاه احوال محاربه ؛ مساعد باشد یعنی در قطع نمودن آتش ؛ هرگاه محذوری نباشد بلوکشر باید که آتش را موقتاً تعطیل کند این را ( فاصلهٔ آتش ) مینامند .
۰۳ و یا بلوکشر ؛ به اخپوریهای مذکور ؛ هدف دیگر داده ؛ اجرای آتش میکند . چنین آتش را ( آتش مقراضی ) مینامند .
٤٣
[سلاح را از وضعیت بروت ، پر کردن
و بعده از وضعیت زنگون کرد و یا از
وضعیت ایستاده ، آتش کردن ، هم
افراد را مانده میکند و هم باعث کشف
موضع میگردد . لهذا جائز نیست]
ده هجوم
٣٤٧ هجوم خط اخپور بقرار آتیست :
١. قومانده و یا اشارت طرم برای
برچه سوار کردن ، داده
میشود . بنابر آن هردو اخپوری
که پهلو به پهلو اند مناوبةً برچه
سوار میکنند یعنی یکی از آنها
برچه ، سوار میکند و یکی آتش |
میکند و بعده بالعکس ، عمل
میکنند .
٢. خط اخپور ، شدت آتش را
به درجهٔ انتها میرساند .
٤٤
٣، در طرز هجوم و یا در قوماندۀ :
مارش ! مارش ! خط اخپور ؛
جهیده به سوی دشمن میدود .
٤، پیشترک از داخل شدن به موضع
دشمن : ( مثلا ٢٥ : ٣٠ م )
تیار اوس ! کرده میشود .
٥، در مسافۀ مناسبه ، قوماندان ؛
ندای بصوت انتمای « الله الله » را
فریاد میکند . متعاقباً هر فرد ؛
همین لفظۀ جلاله را بلا انقطاع و به
بلند آواز ، ذکر کرده به موضع
دشمن ؛ داخل میشود .
دشمن هرگاه در موضع ؛ ثبات کرد :
مبارزه و مضاربۀ برچه ؛ دوام
میکند یعنی کافۀ افراد خط
اخپور ؛ مهارت بدنیه و فنیۀ
خود را در برچۀ خود ؛ تطبیق
٤٥
نمود و بناءً عليه : عظمت و
قدرت اردو و دولت خود را به
نوك برچه و زور بازوی خود
در سینه دشمن : نقش کرده
میروند .
دشمن هر گاه طرد کرده شد :
٦ . همه افراد : توقف کرده آتش
تعقیب را به شدت و سرعت
فوق العاده : اجرا میدارند .
افراديكه برای آتش تعقیب :
جای نیابند به عقب خط بوده
یعنی اشتراك به آتش نکرده به
وضعیت راحت کی میباشند .
[ پیشتر از داخل شدن به موضع
دشمن : به رسیدن استناد ها
منتظر نبوده بکمال سرعت و
شدت : پیشرفت نمودن خط
٤٦
اخیور ، از جمله مقتضیات شرف
و ناموس عسکریست . لهذا :
دیگر قطعات عقب ، هنوز
نرسیدند گفته داخل شدن را
به موضع دشمن ، تاخیر نباید
کرد .
الحاصل ، کافه اقسام ، يك
دفعه که به هجوم ، شتابان شدند
باید که بلا انقطاع ، در پیشرفت
خود ها بر دوام باشند ] .
بعد از طرد دشمن :
١. قطعات عقب باید که بزودی ،
ایستاده کرده شوند .
٢. قطعات مذکوره به دیگر
صورت ، استعمال کرده
شوند .
٣. باید که به قطعات احتیاط
٤٧
دشمن ، دقت کرده شود .
٤ ، باید که به توپچی دشمن ،
دقت کرده شود .
نزديك شدن ، يكجا شدن ،
جمع شدن
نزديك شدن ٢١١
در محاربه : هرگاه قطعات به واسطة
پر کردن محل تلفات : بهمدیگر مخلوط
شوند سوق واداره : مشکل میشود .
چرا که افراد تولیهای مختلف :
به زیر قوماندۀ دیگر ضابطان باشند
هم ضابطان و هم افراد : در خصوص
آواز و غیرت و اقتدار و لیاقت :
بیگانۀ همدیگر میباشند .
بناءً علیه در محاربه باید که میدان
داده نشود که قطعات بهمدیگر :
مخلوط شوند . درین خصوص :
٧
٤٨
چارة مؤثر اینست که عموم قطعات :
به سوی قوماندانان خود : متمادياً
نزديك شده خالیگاه های تلفات را
پرکنند .
يعنی افراد دلگی : به سوی
دلگيمشر خود : و دلگی های بلوك :
به سوی بلوکمشر خود : و بلوکهای
تولی به سوی تولیمشر خود به حركت
شی یم و یا کین نیم : دريده نزديك
شوند .
آن دلگی : که به تلفات زیاده :
دوچار شد با افراد دلگی مجاور :
یکجاشده و به زیر قوماندۀ دلکیمشریکه
موجود است در آمده تابع عين اداره
و قومانده میشود .
این نزديك شدن : قاعدۀ خاص
در اثنای حرکت يعنی در اثنای پیشرفت :
عبدالاحد لوگرو
٤٩
تدریجاًاجرا میشود . یعنی آن
مترهائیکه پیشتر امر شده بود در هر
حرکت ، يك حصهٔ آنها گرفته شود .
مع ما فيه ، در پس يك سپر نیز ،
گرفته میتوان شد . برای خصوص
مذکور ، افراد ، از سپر پس شده
و بهمدیگر ، نزديك شده بعده تکرار
موضع میگیرند .
خیلی زیاده نزديك شدن افراد ،
هم مانع آتش ما میشود وهم به تزاید
تلفات ما خادم میگردد . لهذا درین
باب : بکمال شدت ، ممانعت کرده
شود .
یکجاشدن در اثنای جریان محاربه ، هرگاه
٢١٢ مقصداً ووضعیهٔ به نیت نظام بودن ،
حاجت و لزوم نماند :
٠١ سر از دلکی ، قوماندان هر قطعه ،
فوراً قطعهٔ خود را یکجای میکند .
۲ . هر قطعه که بقرار فوق ، یکجا
شده به مجتمع نظام در آمد باید
به آن جزؤ تام که يك قدمه ،
بزرگتر است التحاق نموده تابع
امرش گردد .
۳ . سریعاً مجتمع نظام گردیده
به قبض قوماندان آمدن ، خیلی
مهم است . لهذا درین باب ،
انتظار به امر ما فوق ، حاجت
نیست .
مجتمع نظام شدن خط اخیر
۲۱۳ ۱ . دائما به نظام صف حرب ( مگر
هر گاه به دیگر نظام ، امر
نشده باشد ) .
۲ . به سرعت و به کمال سکونت یعنی
بی حرف زدن و بی غال مغال و
از راه کوتاه .
٥١
٣ قطعاتیکه مخلوط شده بودند همین ترتیب مخلوطی را محافظه میدارند .
٤ نام صف اول وصف دوم نخواهد ماند ؛ تنها نام دو صف ؛ میباشد .
مجمع خط اخپور ؛ یا در حال توقف و یا در حال رفتار میباشد .
یوزای شده
مجتمع نظام ؛
تشکیل
میدارد .
وجبهة بلوك
به طرف
دشمن میبا
شد . در
قومانده هی
گاه ( مغز )
و یا ( كين )
یاد نشد
معلوم است
که برشی
است .
بلوك :
١ بر جناح راست یعنی برشی و یا
٢ بر جناح چپ یعنی بر كين ويا
٣ بر مغز
در حال توقف
۵۲
بلوکمشر ، نظر به جهتیکه بلوک را
بعد از تجمع خواهد برد و نظر به
موقع خودش و نظر به سرعت و
سهولت حرکت تجمع ، یکی را از
۳ شق فوق انتخاب میکند .
تجمع بر جناح
راست
۱. دلگی جناح راست ، «دلگی
اساس» میباشد .
۲. غبرگ اول دلگی مذکور ،
«غبرگ اساس» میباشد .
۳. غبرگ اساس ؛ به مسافة ۳ گام ،
پیشروی بلوکمشر می ایستد .
پشت بلوکمشر به طرف دشمن
میباشد .
٤. افراد سائرة دلگی اساس ؛
به حال راحت کی بوده به طرف
راست یعنی برشی اولا غبرگ و
بعده به عین طرف ، دلگی
تشکیل میدارند . و وقتیکه دلگی
٥٣
مذکور ، پیشروی بلوکشر ،
تشکیل یافت دلکیمشر ، قومانده
آرام سی ! میدهد .
ه. دیگر دلکی ها به وضعیت سلاح
اوزه به طرف راست یعنی پرشی !
باز غبرك و دلکی ، تشکیل داده
دلکیمشر های خود را که درین
هنگام ، سریعاً پیشروی دلکی
بر آمده ست تعقیب میکنند . و
وقتیکه بداخل بلوك به جای های
خود كه رسیدند به قوماندهٔ
دلکیمشر های خود ، راحت کی
و آرام سی میکنند .
[ بدون دلکی اسـاس ، باقی
در همه دلکی هـا الی زمانیکه دلکی ،
تشـكیل یابد نفر اسـاس باید که
به کامهای کوتاه برود . نفر اساس
در دلگی های مذکور ، آنست
که به سمت دلگی اساس باشد]
۱. دلگی جناح چپ ، «دلگی اساس»
میباشد .
۲. حرکات متباقیه قرار حال فوق :
اجرا می یابد .
۱. عدد دلگی های بلوك هرگاه
فرد باشد دلگی متر ، « دلگی
اساس ، میباشد . و
هرگاه زوج باشد دلگی اول
از نصف دوم بلوك ، « دلگی
اساس ، میباشد .
۲. هرگاه عدد دلگی ها فرد باشد
غيرك ما بین از دلگی اساس :
« غيرك اساس ، میباشد .
و هرگاه زوج باشد غبرك اول
بر جناح
چپ
رمتر
دلکی اساس ۱ غپرك اساس ته
میباشد .
۳ . غبرك اساس : بشرطیکه پیشروی
بلوكشر بیاید دلکی اساس ۱ یا برمتر
ویا برشی : یکجا میشود .
٤. باقی دلکی ها بدون توقف ،
به عین طرز : به سوی دلکی
اساس : یکجا شده بلوك را
تشکیل میدارند .
٥. تفرعات سائره : بقرار ٢ حاله
سالف الذكر است .
تجمع در حال | تجمع خط اخپور : چنانچه در حاله
رفتار | توقف بود همچنان در حال رفتار نیز .
۳ طرز : اجرا می یابد :
۱. بر جناح راست | یوزای شده مجتمع
ویا | نظام میگردد .
۲. بر جناح چپ | جبهه بلوك :
ویا | عمود به استقامت
۳. بر متر | رفتار میباشد .
٥٦
به هر طرز که باشد کافۀ افراد :
سلاح اوزه میکنند . بعده :
۱. دلکی اساس : نظر به قومانده :
یا بر جناح راست و یا چپ و یا
بر مرکز : توزیع میشود .
۲. غبرك اساس از دلکی اساس :
بلوکشر را به ۳ خطوه : تعقیب
میکند . بلوکشر موما اليه :
الی ختام حرکت تجمع : به گامهای
کوتاه میرود و یا چنین کوتاه رفتن
را به غبرك اساس : امر میکند .
۳. دیگر دلکی ها بی توقف : در
پس پشت دلکیمشر های خود
اولا غبرك و بعده دلکی شده و
به سوی دلکی اساس : حرکت
نموده بلوك را تشکیل میدارند .
٤. حرکت تجمع : هرگاه به « مارش :
مارش ! » باشد حاجت به تشکیل
٥٧
غيرك و دلكى نيست هر نفر به
سرعت ممكنه دويده تشكيل
بلوك ميشود .
تجمع در حال پسرفتار يعنى در حال رجعت
بقرار طرز های سابق الذکر : اجرا می یابد . مگر : بمجرديكه استقامت رفتار گرفته شد بلوكمشر : باز به سوی دشمن يعنى : عقب بلوك خود ميرود .
هرگاه از ضياع وقت ؛ خوف نباشد يعنى هرگاه فرصت باشد اولا در حال توقف : جبهه به طرف دشمن آورده تجمع شود و بعده رجعت شود .
تجمع خط اخپور به ديگر نظام
خواه در توقف و خواه در رفتار ؛ هرگاه خط اخپور را مثلا به نظام دلكى قطار ؛ بوزاى كردن لازم باشد :
۱. دلكی اساس ؛ قولباشی میگردد يعنى دلكی سر ميشود .
٥٨
٧٥
٢. دیگر دلگی ها هر کدام که از راه
کوتاه ، رسید دلگی اساس را
تعقیب نموده قطار مذکور را
تشکیل میدارند .
٣. هرگاه درعین زمان ، دو دلگی
رسیدند دلگی دست راست
درقطار ، تقدم میکنند یعنی
اولاً دلگی راست و بعده دلگی
چپ ، داخل قطار میشود .
مجمع خط اخپور به وضعیت زنگون کیزد و یا پروت
بعضاً ایجاب میکند که خط اخپور
به وضعیت زنگون کیزد و یا پروت ،
تجمع کنند . برای مقصد مذکور :
١. درقومانده ، حاجت نیست که
چیزی علاوه شود . بلکه
به غبرك اساس و یا دلگی اساس ،
آن وضعیت که لازم است امر
میشود .
٥٩
٢ . دیگر دلگی ها وقتیکه بجایهای
خود رسیدند به افرادیكه پیشتر
رسیده بودند دیده هرگاه آنها
به وضعیت زنگون کیزد و یا پروت
باشند اینها نیز ، زنگون کیزد
و یا پروت میکنند .
تجمع خط على الاكثر ، چنين احتیاج وضرورت
اخیپور میشود که خط اخیپور در يك محل
در يك محل معین ، تجمع کند . درینصورت :
معین
١. مثلا يك پشته ، نشان داده
٢. بلوکمشر هرگاه دران پشته نباشد
هرغبرك و یا دلگی که آنجا
رسید اساس میشود . دیگرها
نیز به آنجا رفته نظر به نظامیكه
امر شد بلوك را مجتمعاً تشکیل
میدارند .
٦٠
قوماندانده های
تجمع خط
اخپور
۲۱۳
فلانی بلوك « دلکی »
یوزبای سی !
ویا اشارت داده میشود
فلانی بلوك « دلکی »
یوزبای سی !
مارش ! مارش !
و یا :
فلانی بلوك ! برمنز !
یوزبای سی !
و یا :
فلانی بلوك ! بركين !
یوزبای سی !
اخپوریها بيك
صورت غیر مرتب ؛
به نظام صف حرب ؛
تجمع میکنند .
اخپوریها دویده
تجمع میکنند .
به صحیفه - ٥٤
مراجعت !
به صحیفه - ٥٤
مراجعت
اخپوریهارا
به ترتیب
اصلی ؛ جمع
کردن
فلانی بلوك ؛ جمع
سی !
نفر جناح راست ؛
به مسافه ٣ خطوه ؛
پیشروی بلوکطیر
می ایستد . افراد
و یا :
قطعه که بی
ترتیب ،
جمع شده ست
آن را به ترتیب
اصلی ،
تشکیل کردن
٢١٤
سازاه بی تشکیل
غبرك و دلکی یعنی
منفرداً آمده نظر
به فرجناح مذکوره
محلهای خود را
به وضعیت ( راحت
کی) میگیرند .
حرکت جمع شدن
اخیوربها تنها
در توقف اجرا
می یابد ، در رفتار
نمیشود .
نوع آتش و قومانده های آن
نوع آتش |
۰۱ بخپل سر اور
قومانده : ( ۱ ) بخپل سر اور !
( ب ) شدید اور !
( ح ) ورو اور !
M
٠٢ یودم اور
قوماندہ : ۱ ) نشان نسیسی ات
اووور !
١٠ پخپل سر اور :
١٩٤
٠١ در قوماندۀ « پخپل سر اور ! »
فوراً شروع آتش میشود .
سرعت آتش ، معتدل یعنی میانه
میباشد .
هر نفر در دقیقه تقریباً ٢ رمی
انداخت میکند
٢٠٧
٠٢ شدید اور :
بلوکمشر هرگاه مشاهده کند که
اخهوریها بقرار فکر و خیالش
آتش نمیکنند قو مانده « شدید
اور ! » میدهد . و در صورت
عمومیه ، سرعت آتش را خود
اخهوریها تعیین میدارند ( ١٩٦ )
در دقیقه تقریباً ٦ صدمه .
سرعت آتش : تابع است :
ا. به وضعیت محاربه
ب. به مقصد محاربه
ح. به جیبخانه که موجود است
د. به حال هدف (یعنی به جسامت و
کثافت و درجهٔ رؤیت هدف)
یعنی :
ا. در حین تره پلهٔ دشمن
ب. در حین تره پلهٔ قطعات مجاور شما
ح. در حین پیشرفت دشمن
د. در حین تقرب قطعات تقویهٔ دشمن
ه. به مقابل طوپچی و مترالیوز
| افراد: مجبورند که خود بخود : اجرای شدید اور کنند.
٦٤
٢٠٨ ٣- سرعت آتش را به انتها درجه، تزیید
نمودن : (در دقیقه ۸ مرمى) .
برای اینکه در اندک زمان ،
یک تأثیر زیاده استحصال
کرده شود . سرعت مذکوره
در احوال آتیه ، مستعمل
میباشد :
ا. در تعرض : پیشتر از هجوم
در احضار آخرین ،
ب . در مدافعه : در مقابله به هجوم
دشمن ،
ج . در حین دفع و طرد سواری
د . على العموم ، هرگاه با دشمن ،
یک مصادمه ناگهانی و از نزدیک ،
واقع شود .
ه . در آتش تعقیب
١٩٤ ٤ . برای تنقیص نمودن سرعت آتش ،
٦٥
قوماندۀ : «ورو اور !» داده
میشود . و این در اوقات آتیه
میباشد :
ا. مسافه هر گاه کلان باشد
ب. احوال ضیائیه هرگاه غیر مساعد
باشد
ح. شناختن هدف هرگاه مشکل
باشد و :
د. محاربۀ آتش هر گاه دوامدار
یعنی کشال باشد [برای اداره
نمودن جبخانه]
ب) بودم اور : دائما بقرار آتی قومانده
میشود ، اولا قوماندۀ :
اور دباره ــ تیار اوس ! وبعده :
نشان ــ نسی یی ! ــ اووور !
داده میشود .
٦٦
۱۹۳ تنها در حالات استثنائیه ، استعمال
میشود .
آتش مذکور در احوال آتیه ،
مفید شده میتواند :
۰۱ هر گاه بغتةً یعنی ناگاه به دشمن ،
آتش کرده شود .
۰۲ هر گاه قطعه آتش کننده را
شدیداً به قبض داشتن ، لازم
باشد .
۰۳ برای تعیین نشانگاه
ح) سرعت آتش
بلوکمشر : نظر به وضعیت محاربه ،
آتش را بقرار آتی بواسطه قومانده ،
تنظیم میکند :
وور اور : و یا : شدید اور :
سرعت آتش در « پخپل اور » سرعت آتش را
۱۹۶۰ خود انجیوری ، تقدیر میکند یعنی
۹۷
می سنجد درین اثنا
وظیفه اخپوری :
ا) هر مرمی را به نیت اصابت یعنی به اعتنا انداخت کند ( خوب نشان گرفته و ماشه را به سکونت تامه کش کرده اجرای آتش نمودن ؛ وظیفه مهمه هر اخپوریست . هرگاه به وظیفه مذکوره ؛ رعایت کرده شد سرعت آتش ؛ خود بخود ؛ معین میشود . مافوقها بالمداخله ؛ قومانده داده شدت آتش را تحدید و تشدید نمودن ؛ برای يك قطعه که تعلیم و تربیه اش مکمل باشد در اکثر حالات ؛ ذل و عار است . )
ب) به اخپوری مجاورش در خصوص
۶۸
آتش ؛ معاونت کند یعق
در اثنای آتش ؛ احوال دشمن را
ترصد نموده مشاهدات خود را
به رفیق خود بگوید .
ح) در شدید آتش ؛ سرعت آتش ،
به واسطۀ تسریع حرکات پر کردن
و وضعیت نشان گرفتن ؛ و مدت
ترصد را کم کردن ؛ میسر
میشود . والا ، آن زمان که
برای نشان گرفتن و ماشه را
کش کردن ؛ لازم است همیشه
یک رنگ است . یعنی سرعت
آتش ؛ خواه خفیف باشد خواه
شدید ؛ زمان مذکور ؛ لایتغیر
است . و برای تسریع آتش ،
از زمان مذکور ؛ تصرف نمودن :
جائز نیست. زیرا که تأثیر آتش ؛
تناقص میکنند . ( درین حال و از
خصوصاتیکه در ( ب ) بیان شده است
صرف نظر کرده میشود )
قوماندۀ : فلانی بلوك ــ اور بند !
١. قوماندۀ مذکور را کافۀ دلكيمشرها
و در حین لزوم ؛ همه افراد به
آواز بلند ؛ تکرار میکنند و
بنا برین قومانده :
٢. از حرکات آتش و پرکردن ؛
فوراً صرف نظر کرده میشود
٣. هرگاه بعض اخپور بها تفنگ
خود را برای نشان گرفتن ؛
به شانۀ خود ؛ تکیه کرده باشند
نیز تفنگ را فوراً پائین کنند .
٤. در تمام خط اخپور ؛ يك سکوت
قطعی ؛ حکمفرما بوده و به هیچ
چیز ؛ مشغول نبوده هر کس
آتش خط
اخپور را
قطع کردن
١٩٧
به اوامری که داده خواهد شد دقت
کامله باید نمود یعنی کوش به مافوق .
[ برای قطع نمودن آتش : صفیر
یعنی استعمال اشپلاق ؛ ممنوع است
چرا که احتمال دارد که دیگر بلوکها
که قطع آتش شان موجب ضرر است
نیز : آتش خود را قطع کنند !
مع ما فيه ، آتش را زود زود
قطع کردن ؛ خوب نیست لهذا هرگاه
ممکن باشد امر ها را اولا بی قطع
آتش : به خط اخپور : نشر و
تبلیغ کرده شود . ]
بعد از قطع
آتش ؛ هر
گاه دیگر
آتش ؛ کرده
نشود
|
قوماندہ : به دکه ولو دوام !
[ بعد از اکمال پر کردن ؛ هرگاه
آتش را خاتمه و نهایت داده شود
تفنگ را قید کرده ما بین دو بست
تفنگ بر ساعد دست چپ نهاده
۷۱
و هر گاه به عین هدف به نشانگاه سابق ! تکرار آتش کرده شود
میشود تايك قضا وتهلكا ! واقع نشده هدف مذکور را تکرار ! نکرده تنها قومانده :
اورته دوام ! داده میشود .
و اگر تبدیل نشانگاه ! لازم باشد ! قومانده :
نشا نگاه ٥٠٠ ـ اورته دوام ! داده میشود .
١٩٤
قوماندە ! که برای هر دو نوع آتش داده میشود باید تاكه ممكن است مختصر و مفيد باشد و به بلند آواز و واضح و پارچه پارچه داده شود . و هر گاه از وضعیت پروت داده شود باید که روی به طرف زمين ! ورته داده نشود بلکه از بالای سر اخپویها دیده قومانده داده شود و اگر بالعکس باشـد از جانبها شنيده
۷۲
نمیشود . الحاصل : قومانده مذکور
باید که :
۱. كوتاه باشد و
۲. استقامت را
۳. هدف را محتوی باشد .
٤. نشانگاه را مثلا :
٥. نوع آتش را
( مخامخ اخپوریان ! نشانگاه ۸۰۰ !
پنجپل سر اور ۱ )
( شی نیمته - اسپور ! نشانگاه ۹۰۰ !
پنجپل سر اور ۱ - نشانگاه ۷۰۰ ! )
( نیم کفته ـ شنه تپه کی قطا رونه !
نشانگاه ۱۰۰۰ ! اور دپاره - تیار
اوس ! نشانسی ی ! اووور !
دك ! )
هرگاه دو نشانگاه ۱ استعمال شده و
تبدیل یکی از آنها لازم باشد در قومانده :