کتابخانه محمد اکبر
عتیق
کارته سه کابل افغانستان
عبدالاحد
لوازم مکاتب عسکریه :
السيد محمود سامی
تعبیه
قسم اول
در حربیه سنه ۲ و سنه ۳ تدریس
کرده میشود .
طبع اول
کابل : در مطبعه مکتب فنون حربیه طبع شد .
جوزا - ۱۳۰۲
مأخذ کتاب : نسخه که در مکاتب حربیه
المان و عثمانی تدریس کرده میشود .
ملاحظات ابتدائیه
کامیابی موفقیت در حرب : به عسکر و قوماندانان عسکر و به هیئت عالیه قومانده تابع است .
جمعیت شورای حربی
موفقیت حقیقیه را تنها غالبيت محاربه میدهد. حال آنکه عسکر هر گاه تربيه مکمله ندیده باشد و کمال فداکاری و متانت نداشته باشد غالبیت محاربه : ميسر نمیشود . بناء عليه : غیرت نموده تربیه عسکر را به انتها درجه امکان رسانیدن : برای ضابطان هر صنف : يك ذمت مقدمترین است :
در هیچ حال ، باید که کمتر از اندازه که امن و طلب
شده است کار کرده نشود . و برای واصل شدن
به هدف و غایه که برای هیشت عمومیه ، وضع
و اتخاذ گردید لازم که در خصوص همت و تدبیر
بشری ، قصور واقع نشود .
مبنای قوت عسکر ، فکر و معنویاتش است !
چرا که ساحه وقوع و جریان فعل محاربه ،
تهلکه است . مقدمترین قوای روحیه بمقابل
تهلکه ، جسارت است . هر چیز را بخیال ،
گرفتن ، تکیه به طالع ، به میدان در آمدن ،
تدبیر مدهش ، همه اینها اثر ومولدات جسارت
اند . صداقت فداکارانه ، انقیاد لایزال ،
اعتماد صمیمی مابین مافوقان ومادونان ، اخوت
عسکریه تابه قبر ، دریغ جان نکردن برای همدیگر
خود و برای شان وشرف قطعات عسکریه خود ،
اجرای
بخداوند تعالی ربط قلب نمودن ، حسیات مردانه ،
ناموس ووظیفه را مقدس دانستن ، با غیرت خلل
ناپذیر ، مداخلت به کمال آرزو ، سعی به شوق ،
مردانه حفظ امل ، عزم وثبات ، میل لطائف
(حتی در هنگام خطر) ؛ عوامل معنویۀ که
پروریدن آنها لازم است اينك اينها اند . خاصۀ
عجله که عسکر را به اجراآت حربیۀ عالی ترین ،
سوق میدارد وحتی در حال مغلوبیت نیز ؛ سطور
شان وشرف را به علمهای شان ؛ نقش میدارد
عوامل فوق را کمال تصرف نمودن است .
[ (١٨١٤ - ١٨١٥) عسكر بلوخر ! ]
محمد الاحمد
صمصام حربيۀ
عبدالاحد لوكوى
نمره ۴۰
[از بيانات فوق، فهمیده شد که اساس قوت
عسکر ، عبارت از معنویات است . مگر قوهٔ
معنویه ، به قوهٔ مادیه ، محتاج است . حال آنکه
برای اظهار قوهٔ مادیه ، صور و وسائط ،
و برای استعمال قوهٔ مادیه ، ملکه و مهارت
لازم است . اينك همين صورتها و وسائط و همین
ملکه و مهارت ، موضوع تعبیهٔ خصوصیه های
صنوف مختلفه را تشکیل میدارند . و این نیز ،
به نظامنامه ها مستند است .
افکار و ملكات حربيه ، به واسطهٔ امتداد
مدت صلح ، تناقص میکنند . اسفار مستقبله یعنی
حربهای آینده ، چیز هائیکه بخیال و خاطر
نمی آید نشان خواهد داد . لهذا باید که بیدار
و آماده بوده خواب وغافل نباشیم .
٦
١ ـ تعبیهٔ خصوصیه های صنوف مختلفه [ه]
پیاده
مطالعهٔ عمومیه
١ ـ پیاده ، صنف اصلیست . پیاده ، واسطه آتش خود بهمراه طوپچی ، دشمن را مغلوب میکند . پیاده ، مقاومت آخرین دشمن را تنها با جان خود ، میشکند و کمک کار سختترین محاربه را میکند و زیاده تر ، خون میریزاند صنف پیاده است . ازین سبب است که شان وشرف اعظم هم ، راجع به صنف پیاده میباشد .
[ه] درهمه نظامها از طریقاتیکه به صیغه های ضابطان و خرد ضابطان وصنفها و به صورت تقسیم خرد ضابطان . . . . . . والخ تعلق دارد شاگردان ، تنها حصهٔ صنف شان را یاد بگیرند . مع مافیه ، هر شاگرد باید که نظام اساسی دیگر صنفها را وخصوصاً امتداد جبهه های آنها و عمق قطار های آنها را بسیار خوب ، ذهننشین خود ها بدارند .
۷
پیاده و اسلحه ناریه وجارحه را حامل است
و برای تعرض و برای مدافعه ۱ ه عین درجه ،
صالح است . و در هر نوع اراضی که يك آدم زنده
گذشته بتواند شب و روز ۱ کار کرده میتواند .
و نظر به اسپ ۱ زیادتر متحمل است . لهذا بعنی
بنابر خصائل فوق ۱ صنف پیاده از عهده هر نوع خدمت
می برآید . و از احتیاج صنوف سائره وارسته ، يك
صنف است و درحین مجبورت ، صنف پیاده ،
يك محاربه را تنها به جان خود بدون بی معاونت
صنف دیگر نیز ، اجرا کرده میتواند .
تدارك پیاده ، تجهيز پیاده ، تعلیم وتربیه
و اعاشه پیاده ۱ خیلی آسان است :
۲ - نظر به قوت مر می و مسافه ،
طوپچی به پیاده ۱ فائق است . به مقابل آتش
طوپچی دشمن از مسافه دور ۱ صنف پیاده ،
۸
بی مدافعه است . به مقابل مواضع قوتمند و
خصوصاً مستحكم ، برای استحصال موفقیت
در تعرض ، معاونت طوپچی ، شرط اساسیست .
نظر به سرعت وقوت مصادمه ، صنف سواری
به پیاده ، تفوق میکند . برای خدمت كشف ،
پیاده ، قاعدتاً به معاونت صنف سواری ، محتاج
است . مگر درزمانهائيكه به دشمن ، خيلی تقرب
شد و در اراضی که فوق العاده ، عارضه دار است
خدمت كشف را صنف پیاده بالذات ، ايفا ميكند .
خواص فارقهٔ محاربهٔ پیاده .
۳ ـ چون ، اسلحهٔ ناريه ، روز به روز ،
ترقی و تکمل کرده رفت لهذا اهميت محاربهٔ آتش
نیز ، زیاده شده رفت .
عبد الاحد
در زمان ناپولیون اول : قطعات عسکریه ، هجوم
برچه را به مجتمع نظام میکرد و این را يك طرز
خصوصی محاربه پیاده می پنداشتند . و محاربه
آتش انپور ، حائز يك تاثير قطعی نبوده خاص
برای آماده کهی و برای محاربه برچه ، عبارت از
يك معاونت می دانستند . حال آنکه درین عصر :
چنین لزوم ، ظاهر شد که نتیجه قطعیه ، خاص
به واسطه محاربه آتش ، استحصال کرده میشود .
و برچه ، عبارت ازینست که موفقیت را که حاصل
میشود به ظفر میرساند . استعمال برچه ، پیش
از وقت لازم ، نتیجه های تلخ مید هد .
قطعاتیکه در مجتمع نظا مند به داخل منطقة
مؤثره آتش دشمن ، محو میشوند . لهذا اجرای
آتش ، در این نظام ، به احوال نادره ، منحصر
است . مثلا : در حین اجرای آتش به مقابل
سواری و نیز هرگاه ناگاه و رأساً با دشمن ،
تصادف شود ....
٤ - نیت نظام ؛ اصل نظام محاربه
میباشد . کسانیکه محاربه را اجرا میکنند خطهای
قوی و کثیف انپور است . نظام مذکور :
هم در خصوص استحصال يك تأثير اعظمى :
امکان می بخشد و هم در خصوص استفاده از
اراضی : مساعد است .
ه - مجتمع نظام ؛ در اجتماع ، در رفتار
و در آماده کی : اهمیت خود را كما كان يعنى
بقرار سابق : محافظه کرده و میکند . قطعة
که در نظام مذکور باشد در يك محل ننک :
اجتماع کرده می تواند . و به قوماندا : تحريك
کرده میشود و در قبض قوماندان میباشد .
٦ - قطعاتیکه در عقب خط آتش : نكاه
کرده میشوند در زیر آتش مؤثر دشمن :
علی الاکثر ، به ترك نمودن نظام مجتمع ، مجبور
میگردند . وظیفهٔ اینها ، خط آتش را ، تقویه
کردن و برای او ، قوۀ الظهر یعنی مددگار بودن
است . قطعات مذکوره ، حرکات خود ها را
نظر به خط اخیور ، اجرا میدارند . مگر بشرط
اینکه از تلفات بی وقت تا که ممکن است اجتناب
ورزند . مع مافیه به هر حال ، باید چنین باشند
كه، پوره در وقت لازم ، داخل محاربه شده
بتوانند .
محاربه هر قدر که زیاده ، امتداد کنند یعنی
کشال شود و تلفاتيكه وقوع آن ، ملحوظ و
محتمل است هر قدر زیاده باشد قطعاتیكه درعقب ،
نگاه میشوند نیز بهمان نسبت باید كه قوی باشند
تا كه قوۀ آتش را تابه زمان آخرین ، به درجهٔ
اعظمی داشتن ، ممکن کردد .
۱۲
۷ - امروز و روز ، محاربة پیاده ، عبارت
از مقاتلة مصرانه و دوامدار است که برای
استحصال تفوق آتش ، اجرا می یابد . خطهای
اخيور متعرضين ، بشرطیكه استفاده از اراضی
نمایند و در ستره ها جا بگیرند و جای ضایعات
خود ها را متمادياً پر کنند در میدان محاربه ،
آهسته آهسته پیشرفت میکنند . تا که قدرت
آتش خود را با همه وسعتش در مسافه های
قریب ، ابراز و اظهار کرده بتوانند و مسافه
هجوم را کماهی کرده بتوانند .
مقابلة مدافعین ، از اراضی ، ماهرانه
استفاده نموده و عملیات استحکامیه که از نظر
دشمن ، مستور و قوی باشند پیدا کرده به
تدا بیریكه باعث تزیید تاثیر سلاح خود و تنقيص
تأثیر سلاح دشمن باشد توسل میکنند .
ع الاحمد
۲۴
ترمز
هر گاه جبخانه : مساعد باشد یعنى اكر
زياده باشد مدافعين ازمسافه هاى دور که خصم :
از آن مسافه ها بيك مقابله نتیجه آ ور :
امکان نیابد نیز : شروع آتش نموده متعرضين
را پيش از وقت : دوجار ضایعات بدارد . و
بعده ثبات معندانه نموده به کسر قوه تعرضية
خصم میکوشد : ضایعات مدافعين خصوصاً
در دور نخستین محاربه : نسبت به ضایعات
متعرضين : كمتر ميباشد : موضع مدافعه :
هر قدر که قوى و به اطرافش حاکم با شد آن
قوت که براى اشغال نمودن موضع مذکور : مقتضيست
همانقدر : قليل ميبا شد .
۸ - تحکیمات مدافعه : چون على الاكثر
به طور گروپها ترتیب میشود لهذا نظر به آن :
تعرض نيز: به اطراف عوارض معينه زمين :
تمركز میکند : متعرضين : اول به اول : به این
۱۴
ساعی باشند که نقطه های استناد به دست آورده در انجا جاگزین شوند تا قوای متباقیه خود را به حمایه نقاط مذکوره ، [تعبیه؟] کرده یعنی عرضاً و عمقاً ترتیبات محاربه داده به محاربه ، ادخال کنند .
۹ - پیاده ، تعرض خود را هرگاه در زمین های واسع و بی عارضه اجرا کند روبروی يك وظیفه مشکلترین تعرض ، شده میباشد .
اگرچه پیاده ، از طرف توپچی خود ، بيك صورت خیلی مؤثر ، مظهر معاونت میشود مگر توپچی مدافعه نیز ، قاعده به ضایعاتیكه دوچار میشود لحاظ نکرده کافه قوت آتش خود را بر پیاده متعرضین ، توجیه میکند . حال آنکه کاملاً مغلوب شدن توپچی مدافعه نادراً مأمول است . بناءً علیه ، کافه تدابیریكه کرده خواهد شد عبارت ازین باید بود که ضایعات ، بدرجه
عبدالاحد [حبیبی؟]
امکان ، تقلیل کرده شود .
در چنین اراضی ، اول به اول باید ، آن
خطهای اخپور که محاربه کرده میتوانند آنها را
بی آنکه دوچار ضایعات مهمه شوند به يك موضع
آتش که از دشمن دريك مسافهٔ مؤثره است
سوق کرده شوند .
کافهٔ قوای همین خطهای اخپور را بی آنکه
دوچار ضایعات عظیمه شوند دفعةً منتشر کردن ،
یعنی تثبیت کردن غیر ممکن است . بناءً علیه ،
خطهای اخپور خیلی خفیف ( برای اینکه
هدف خرد ، نشان بدهند ) وبهم غیر مربوط ،
تشکیل نمودن ، و آنهارا به يك مسافهٔ که از آنجا
محاربه کرده خواهد شد متعاقباً پیش بردن ،
و در آنجا خط اخپور را به درجهٔ که محاربه را
به يك آتش مؤثر ، شروع کرده بتواند کثیف
۲۷
کردن ، لازم است . [ILL]
بعد از شروع به آتش ، خطهای اخپور را
بسوی دشمن ، باز پیش بردن ، وجوب
قطعیست . مگر همین حرکت پیش بردن نیز
باید ، با تأثیر آتش ، استحصال کرده میشود
متناسباً اجرا یابد . هر پیشرفت که در اراضی
بی ستر ، پیش از رسیدن وقتش کرده شود
نشانه های عدم موفقیت را محتوی میباشد .
تقرب به سوی دشمن ، چون تابع اراضی و تأثیر
آتش دشمن است لهذا هر گاه علی الانفراد
به نظر دقت آورده شوند به طرز های خیلی مختلف ،
واقع میشوند ، و شکلها و منظره های متنوع ،
ارائه میکنند : از يك طرف ، بلوکها و حتى
در بعض احوال ، جزؤ تامهای جسیمتر ،
در اثنائیکه ترپله ها کرده پیشرفت میکنند از طرف
دیگر ، خطهای اخپور که به اقسام صغیره و حتی
۱۷
خیلی ریزه ، تفریق شده ست دویده ، زحف
کرده به موضع دشمن ، تقرب میکنند . در کافهٔ
حالات ، همین ۲ خصوص آتی را نقطه نظر باید
گرفت :
۱ - تا که ممکن است هدف خرد ، ارائه کردن .
۲ - نظر دقت دشمن را جلب نکردن .
آن تعرض ، که به واسطهٔ قطعات عقب ،
متمادیاً ترمیم و تقویه شود هر قدر که آتش خود را
يك تأثیر تام داده پیشرفت کند تفوق ابتدائی تأثیر
آتش دشمن نیز ، هما نقدر غائب شده میرود .
نتیجه قطعیه : اگر چه در مسافه های خیل قریب
ترین ، سریعاً رسیده کمال میشود مگر تاریخ جدید
حرب ، مثالها آورده است که در مسافهٔ هجوم
نیز ، محاربه های مدید و معندانه اجرا می یابد .
۱۰ - بعد از طرد دشمن از موضعش
۷۲
۱۸
برای اینکه همین مغلوبیتش به درجه محو برسد و
بيك مقاومت جدیده ، فرصت ومحل نیابد اولا
آتش خیلی مؤثر ، اجرا نمودن و بعده او را
شدیداً تعقیب کردن ، لازم است .
تولی
مجتمع نظام
ترتیب و تقسیم
۱۱ ـ يك تولی سفر بر ، قاعدةً عبارت
از ۵ بلوکمشر ، ۲۰ خرد ضابط و ۲۵۰
نفر میباشد . [*]
[*] همین عدد ها در اثنای مدت جریان سفر ،
به دفعات ، دوچار تنزل میشود !
۱۹
۱۲ - نظام صنف حرب ؛ تولی : ازجناح
راست : شروع کرده به دلگی ها که هر دلگی :
چهار غبرك باشد تقسیم میشود . برای اینکه
غبرکهای زیاده نماند بقدر لزوم ازضمنان مسات .
به داخل صف خرد ضابطان و دلگیمشران :
داده میشود . از دلگی هائیکه بقرار تقسیم فوق
پدید آید سه بلوك ، تشکیل میشود . هر بلوك .
که عدد دلکهای آن : ازسه زیاده تر باشد به ۲
نصف تقسیم میشود . شکل ۱
صف جوب : برای آتش کردن ونیز
برای گرفتن يك وضعت : كه خيلی اندك
مقدار است استعمال کرده میشود . مکر بشرط
اینکه تولی : هر گاه بالذات : زیر آتش .و ثمر
نباشد .
٢٠
۱۳ - عرض جای يك غبرك : اقلاً
٣٠ سانتیمتره میباشد . عرض جبهۀ يك بلوك
خفیدبر : تقریباً ٢٥ متره است .
١٤ - تولی قطار : برای توقفها
استعمال میشود . علاوه بران : چون مترهای
جلوکهای آن : متبدل میباشد لہذا خاصةً
به داخل دائره تأثیر آتش طوپچی دشمن ودريك جبهۀ
واسعه : هر وقتیکه سریعاً انبساط کردن : آرزو
شود در چنین محلها تولی قطار : نظام مانوره
میباشد . نظام مذکور در خصوص استفاده مکمله
از اراضی : نیز مساعداست . شکل ٣
١٥ - بلوك قطار : برای اجتماع و نیز
برای گرفتن يك وضعیت که عمقش اندك باشد
مستعمل میشود . در احوال استثنائیه : نظام
جریب
عبدالرحیم
۲۱
مانوره است. حذا برابری از همه زیاده تر
درین نظام میباشد. شکل ۳
١٦ - نصف قطار ؛ تولی ؛ وقتیکه به
نظام بلوک قطار؛ باشد نصف هر بلوک را که به
عقب نصف دیگر بگذاریم یعنی کافة نصفها را
عقب همدیگر ؛ ترتیب کنیم نظام نصف قطار ؛
حاصل میشود . هر نصف که بلوکمشر نداشته
باشد در عهده بلوکمشر اضافه میباشد . و هر گاه
بلوکمشر اضافه نبود نصف مذکور در عهده
دلکیمشر قدمدار میباشد .
نظام مذکور ؛ برای گذشتن از جای های
تنگ ؛ و نیز در خصوص استفاده از ستره هائیکه
به اندازه جبهۀ آن اند ؛ استعمال میشود .
۱۷ - دلگی قطار ؛ برای قطعاتیکه در
عقب خط محاربه اند نظام ما نوره میباشد .
۲۲
نظام مذکور درموضعهای آماده گی برای محاربه
نیز ، استعمال میشود . نظام مذکور ، اگرچه
برای حرکت در هر نوع اراضی ، مساعد است
مگر اخیر شدن ، از نظام مذکور ، خیلی
وقت میخواهد . شکل ٤
۱۸ - لار قطار ؛ نظام اجتماع و رفتار
است . عمق لارقطار در تولی سفر بر ، مع
بارخانه خرد ؛ تقریباً ۱۰۰ متره است . شکل ٥
۱۹ - غبرك قطار ؛ برای گذشتن از
راه های تنك ( مثلا تنگی و غیره ) ؛ و درحین
استفاده از ستره هائيكه با جبهه اش متناسب اند
استعمال کرده میشود .
۲۰ - حذا و برابری ؛ خواه در توقف
و خواه در رفتار ؛ علی العموم از طرف راست ،
۲۳
گرفته میشود . در تولی قطار و در صف حربیه
در اثنای راه رفتن ؛ حذا اساساً از بلوکشر
بلوك ميانه ؛ گرفته میشود .
رفتارها و گرزها
۲۱ - رفتار : ۳ نوع است : تعلیم قدم ،
موزون قدم ، عادی قدم . طول خطوه يعنی
درازی گام : ۸۰ سانتیمتره است . سرعت
رفتار : در يك دقیقه : ١١٤ : و در رفتار هجوم :
در دقیقه ۱۲۰ خطوه است .
۲۲ - دویدن : ۲ نوع : دویدن هست :
موزون و غیر موزون . موزونش : عبارت از
جيمنامتيق قدم یعنی دوه گرهی است . که طوله
خطوه ٧٥ : ۹۰ سانتيمتره ؛ و سرعتش در
دقیقه ۱۷۰ : ۱۸۰ خطوه میباشد .
٢٤
دویدن غير موزون یعنى مارش : مارش !
عبارت از جنین دویدنیست که افراد ، بشرطیکه
جاهای خود را در صنف ، محافظه نمایند تا که ممكن
است سريع میدوند .
۲۳ - گرز ها : گرز ها به طرف راست
ویا جپ ، عبارت از (۹۰) درجه ، وبه طرف
عقب ( ۱۸۰ ) درجه میباشد . تنها گرز های
مائل یعنی شی نیم ويا كين نیم ، عبارت از ( ٤٥ )
درجه است .
٢٤ - تبديل جبهه : یعنی جبهه را ،
طرف عقب ، گردانیدن است .
تبدیل نظام ها و چرخ ها
٢٥ - به واسطۀ تصغير جبهه یعنی به واسطۀ
خرد کردن جبهه ؛ نظام صف حرب ؛ به نظام
تولی قطار و یا به نظام بلوك قطار ؛ تبدیل
میشود . و نظام بلوك قطار ؛ به نظام تولی
قطار و یا به نظام نصف قطار ؛ و یا به نظام
دلکی قطار ؛ تبدیل میشود . و نظام تولی قطار
و یا نظام نصف قطار ؛ به نظام دلکی قطار ؛
تبدیل میشود .
٢٦ - توسیع جبهه یعنی جبه را کلان
کردن : اقسام پسینه به طرف راست و یا چپ
اقسام سربيك حذا آمده جبهه ؛ کلان کرده میشود.
هر گاه قطعه به غبرك قطار باشد نفر دست راست
و يا چپ غبرك سر ؛ اساس است . یعنی مثلا
افراد پسینه قطار دست چپ غبرك قطار مذکور ؛ به
پهلوی چپ نفر طرف چپ غبرك سر ؛ بيك حذا
٢٦
آمده و افراد صف دوم آنها نیز به پس پشت آنها آمده جبهه : کلان کرده میشود . درین صورت : ترتیب اصلی : پیدا میشود . و اگر به طرف راست باشد افراد پسینۀ قطار دست راست : به پهلوی راست نفر غپرك سر بيك حذا آمده جبهه : کلان کرده میشود . درین صورت : افراد صف دوم در صف اول میباشند .
از تولی قطار : به واسطۀ توسیع جبهه :
صف حرب بقرار آتی : تشکیل میشود : قاعدۀ هر بلوك به داخل خود به طرف چپ : توسیع جبهه کرده و درعین زمان : بلوکهای جناح : بقدر لزوم یعنی به اندازۀ کفاف صف حرب : به طرف جانبها دور میشوند . مثلاً بلوك جناح راست هرگاه ۱۲ غپرك باشد برای تشکیل صف حرب فوق باید که بعد از توسیع جبهه :
۲۷
بقدر ۳ خطوه به طرف راست برود . و نیز
بلوک جناح چپ ؛ هر گاه ۱۳ غبرک باشد بعد از
توسیع جبهه ؛ بقدر ٤ خطوه به طرف چپ برود.
از بلوک قطار ؛ به واسطه توسیع جبهه ؛
صف حرب بقرار آتی ؛ تشکیل میشود : قاعده
بلوک متره به طرف راست بلوک سر ؛ و بلوک آخر ؛
به طرف چپ آن رفته صف حرب : تشکیل میشود .
از غبرک قطار و از دلکی قطار و از نصف
قطار ؛ صف حرب ؛ بقرار آتی تشکیل میشود :
قاعده اولا بلوک قطار میشود و بعـده صف
حرب میشود .
از دلکی قطار : به واسطه توسیع جبهه ؛
تولی قطار بقرار آتی تشکیل میشود : قاعده
۲۸
بلوك ميانه ، به طرف راست ؛ و بلوك آخر ،
به طرف چپ بلوك سر رفته تولی قطار میشود .
از تولى قطار ،
از بلوک قطار ، که | بر آن بلوك
دلگى هاى آن بيك
جانب ، چرخ نموده | بلوك قطار ، که امر شده
است و
تشکیل نمودن، است اجرا
از بلوك قطار ، که | مى يابد .
غبركهاى آن بيك |
جانب، کرز کرده است |
برای اینکه تولی در استقامتهای مائل ، و
خصوصاً به زاویه بزرك ، توسيع جبهه نمايد
قاعدة اولا : جبهه مطلوبه ، گرفته میشود و
بعده حركت توسيع جبهه ، اجرا مى يابد .
۲۷ - در اثنای رفتار ، براى غبرك قطار
شدن ، نفر جناح صف اول ، رو برو به رفتار
علی الاحمد ۲۹
خود ، دوام میکنند و برای اجرای حرکت قطار
مذکور ، اساس میشود . نصف ها وبلوك های
پسینه ، الی زمانیکه نوبت التحاق برای شان برسد
به کامهای کوتاه میروند .
۲۸ - در حرکات چرخ ؛ حذا از جناح
خارجی یعنی از جناح رونده گرفته میشود و آرنج ،
از جناح داخلی یعنی از جناح ایستاده .
در چرخ نظامهای قطار ، اقسام منفرده
پسینه ؛ متعاقباً تابه محل مبدأ چرخ ، به رفتار
خود دوام میکنند و بعده یعنی درمبدأ مذکور ،
حرکت چرخ را اجرا میدارند . این چرخ را
( چرخ کوشه ) مینامند .
از نظام صف حرب ، هرگاه دلکیها به عین
٢٩
جهت ، ربع چرخ یعنی ٩٠ درجه ، چرخ کنند
نظام دالکیقطار ، پیدا میشود . و هرگاه از نظام
بلوك قطار ، دلگی ها ربع چرخ کنند نظام
تولیقطار ، تشکیل میشود . و هرگاه بالعكس ،
عمل شود نظام صف حرب و نظام بلوك قطار ،
حاصل میشود .
بیت نظام
مطالعهٔ عمومیه
٢٩ ــ بیت نظام : درین نظام ، اخپوریها
اسلحهٔ خودرا آزادانه استعمال ، و از اراضی ،
مکملاٌ استفاده کرده میتوانند یعنی برای دو
خصوص مذکور ، يك نظام مساعد است .
مگر به مقابل فائدهٔ مذکوره ، این مضرت را
۳۱
دارد : که نسبت به نظام مجتمع ، به قبض قوماندان :
کمتر میباشد . لهذا تعلیم و تربیه عسکریه بدینگونه
باید اجرا یابد که افراد عسکریه ، خود بخود یعنی
به بدعت ذاتیه خود ها حرکت کرده بتوانند .
۳۰ ـ در جه کثافت يك خط اخپور ،
نظر به مقصد محاربه ، به محل موجود ، به
دوری دشمن و اراضی ، تعیین میشود .
منزهای خط اخپور هر گاه از دو دو کام :
زیاده تر باشد آن را ( خفیف خط اخپور ) و اگر
کمتر باشد ( کثیف خط اخپور ) مینامند .
خط اخپور خفیف : برای استحصال امنیت
( یعنی برای اینکه پرده شود ) . برای اجرای محاربه
اشغال ، و در حین تعرض در اراضی مرئیه که
هیچ یکجای مستور ندارد برای اینکه بی ضایعات
زیاده به موضع نخستین آتش ، رسیده شود :
۳۲
استعمال میشود . مگر در محاربه هائیکه استحصال
نتیجۀ قطعیه : مطلوب باشد خطهای کثیف اخپور
که قوۀ محاربه را حائز اند لازم است .
مترهـــای خیلی زیاده ، اداره را مشکل
میسازد . کثافت اعظمیه : به واسطۀ اخپور بی
متر ؛ میسر میشود .
سوق و اداره
۳۱ – در نیت نظام ؛ جزؤ تام قومانده و
ادارۀ آتش : قاعدۀ بلوك است .
قوماندان بلوك یعنی بلوکمشر ؛ تشکیل خط
اخپور را و استقامت رفتارا و اگر لازم باشد
احتیاط را امر میکند . در مدافعه ؛ بـلوك
خود را در موضع : جا گزین میکند . و برای
در نقطۀ نظر گرفته شو صاف کردن
برای تخمین مسافه یعنی میزان صفوی را
شروع آتش ، کافۀ آماده گی هائیکه لازم است
اجرا میدارد .
در تعرض برای اینکه حتی الامکان ، از قریب
دشمن ، شروع آتش کرده شود بلوکشر ،
سعی و غیرت کنند به اینکه تاكه ممكن است ،
به اندک تلفات ، پیشرفت نماید . پیشرفتها ئیکه
بعد ازان اجرا می یابند طرز سریعتر و بسیطترین
آنها اینست که همه بلوك ، متحداً تره پله کنند .
مگر تریله مذکور اساساً باید که پیشتر ، مکملاً
احضار کرده شود و از آتش قطعات مجاوره ،
معاونت بیند و بعده اجرا یابد . مع مافیه ،
نظر به احوال ، بلوک را ، اقسام صغیره ،
تفریق کردن ، و حتى اخپوربها منفرداً پیشرفت
نمودن شان ( زحف کردن شان ) نیز ، جائز
است . در چنین حال ، طرز و شکل پیشرفت
باید که غیر منتظم ومختلف باشد .
٣٤
بلوکمشر : دقت باید نمود به اینکه آتش را
و پیشرفت را متحداً اداره نموده بر بلوك خود :
حاکم باشد تا تفوق آتش را که ضامن امیدترین
پیشرفت است استحصال نمودن : ممکن و میسر
گردد .
بلوکمشر : هرگاه حس و تقدیر کند که يك فائده
بدست آورده خواهد توانست و یا از ضعیف بودن
دشمن : استفاده کرده خواهد توانست مجبور و
مدیون است كه مستقلاً یعنی خود بخود :
حرکت نماید . مگر درینباب هیأت عمومیه را
دائماً زیر نظر : داشتن لازم است .
بلوکمشر : برای تخمین مسافه : دوتخمن مسافه را
نزد خود نگهمیدارد . موما الیهما در خصوص
ترصد دشمن : و ترصد قطعات مجاوره طرف
خودها و نیز هرگاه بوریزان یعنی طره چی
٣٥
نباشد در خصوص حصول ارتباط بصری بهمراه
تولیمشر ، معاونت برای بلوکمشر میکنند .
٣٢ - دلکیمشر ، معاون بلوکمشر است
و در عین زمان ، امر مستقل و مسئول دلکی
خود بوده به آتش دلکی خود ، نظارت میکند .
٣٣ - تولیمشر ، پیشتر از داخل شدن به
محاربه ، پیشرفته راه مناسب را که برای تقرب
به دشمن ، لازم است کشف میکند . و به
سمتیکه تهلکه ملحوظ باشد يك خط اخپور ضعیف
کشیده امنیت را اکمال میدارد . صورت استعماله
بلوکها را ومقصدآ اجرای تأثیر کردن آنها را تنظیم
میکند . و آن قسم تولی یعنی آن حصهٔ تولی را
که اخپور خواهد شد امر میکند . خواه برای
قسم مذکور و خواه برای قسمیکه در عقب
میماند ( یعنی اسقناد ) ، تعلیماتیکه لازم است
میدهد .
یکجای ؛ اخپور شدن همه تولی ؛ منتج این
میگردد که با جزو تامها ئیکه برای تقویه اش می آیند
پیش از وقت ؛ مخلوط میشود . مع مافيه ؛ وضعیت
محاربه هر گاه ایجاب کند توليمشر ؛ هنوز از
ابتدا ؛ از داخل نمودن کافه قوت خود در محاربه ؛
اجتناب نباید کرد .
٣٤ ـ آن تولی که هر دو جنا حش مستند
بوده تعرض میکند زیاده تر از ١،٥ : ٢ بلوك
خود را دفعه اخپور كردنش نادر است . درین
حال ؛ تقویه نمودن خط آتش نیز ؛ اکثریا به
طرز پرکردن مترها وقوع می یا بد .
آن تولی كه يك جنا حش مستند است و
خصوصاً منفرداً يعنى تنها به سرخود ؛ محاربه
میکند اکثریا از پر کردن متر های خط اخپور
و بنا بران ؛ از مجبوریت مخلوط کردن بلوکهای
خود ؛ وارسته است .
٣٥ ـ وضعیتیکه پیشتر از اشغال نمودن
يك موضع مدافعه گرفته میشود چوكات و ضع
مذكور ؛ قاعدة بواسطه قوماندانان بلوك و
خانگی ، تأسیس میشود .
٣٦ - توليمشر در اثنای محاربه ، در چنین
نقطه میباشد كه تولی خودرا از انجا بيك صورت
بهترین ، اداره كرده بتواند . هرگاه در خط
تخپور باشد هدف را انتخاب و ارائه میكند و
شروع آتش را امر میكند . نتائج آلت
مسافه [ * ] را اعطا و تأثیر آتش را ترصد
میكند . اداره آتش را قاعدة به بلوكشر ها
حواله میكند . و با ایشان به واسطه بوريزان
( يعنى طرمجی ) ویا طنبورچی در ارتباط بصری
میباشد .
[ * ] در هر تولی ، يك يك آلت مسافه
داشتن ؛ فوائد مهمه ، تولید میكند .
۳۸
تشکیل خط اخپور و حرکات آن
۳۷ - نیت نظام گردیدن ـ یعنی اخپور
شدن ـ از هر مجتمع نظام ، به هر طرف اجرا کرده
میشود . یا یلمه یعنی انبساط ؛ قاعدة به
عادی قدم ، اجرا می یابد . و هر گاه سریعاً
لازم باشد به مارش ! مارش !
اخپور شدن بلوك :
از صف حرب : بر دلگی شی ورز ، از
نصف دوم بلوك میباشد .
از دلگیق طار : بر دلگی سر ، يا بيك طرف
ویا به هر دو طرف میباشد . ( وقتیکه به دو طرف
باشد دلگی های نصف دوم ، به طرف چپ دلگی
سر ، اخپور میشوند ) .
هر گاه يك چند بلوك تولی ؛ دفعة اخپور شود
۳۹
باید که يك بلوك ارتباط تعیین شود لزوم
مذکور هرگاه پیشتر ، محسوس شود بلوکها
پیشتر ، باید بدینگونه از هم جدا شوند که به پس
پشت آن محل که در آنجا اخپور خواهند شد
مقابل بیایند .
دفعۀ اخپور شدن تکمیل تولی ؛ به قوماندۀ
تولیمشر ، اجرا می یابد . درین حال ۱ تولی هرگاه
به نظام صف حرب و یا تولقطـار باشد بربلوك
وسط ؛ اخپور میشود . و اگر به نظام بلوك
قطار و یا نصف قطار و یا دلکیقطار باشد بربلوك
سر ؛ اخپور میشود . که درینصورت ، بلوکهای
پسینه ۱ یا به هر دو طرف ، و یا تنها به يك طرف
قطعۀ سر ؛ اخپور میشوند .
در قومانده هرگاه مقدار متر ؛ تعیین نشده
باشد متر های اخپورها دو دو گام میباشد .
۳۸ - اخپور شدن ، هم از توقف و یا
از رفتار : پیشرفته ، و هم جای بجای ( یعنی
بر خط اساس ) اجرا میشود .
هر گاه از پسرفتار : اخپور شود قاعدة باید
که اولاً تبدیل جبهه شود یعنی اولاً جبهه
به دشمن آورده شود و بعده اخپور کرده شود .
۳۹ - هر گاه به استقامتهای مائل : ویا به یکی
از جناحین : اخپور شدن : لازم باشد اولاً جبهة
جدیده را اخذ نمودن و بعده اخپور کردن :
مناسبتر است .
٤٠ - حرکات خط اخپور : به قرار آتی
میباشد :
ا - پیشرفتن .
ب - پس آمدن .
ح - در مسافه های کوتاه : رفتار مائل
( یعنی شق نیم ویا کین نیم ) ،
٦٤١
د ـــ رفتار جانب ( یعنی شی خوا و یا كین خوا )
[ مگر رفتار مذكور ! یا در پس پشت
ستره و یا در خارج آتش دشمن : ممكن
است ] و
ه ـــ تبدیل استقامت رفتار .
حركات : به عادی قدم : اجرا می یابد .
مگر هرگاه به زیر آتش مؤثر دشمن : پیشرفت
کرده میشود و یا در هنگامیکه سریعاً بيك منطقه :
رسیدن لازم باشد به مارش : مارش : حركت
میشود .
دلگیمشرها در حین تشكیل خط اخپور .
چوكات خط اخپور را تشكیل میدارند . و در
پیشرفتار و در پسرفتار : پیشروی دلگی های
خود : میباشند . بلوكمشر : در پیشرفتار :
پیشتر از خط دلگیمشرها : و در پسرفتار :
پس پشت بلوك خود میرود .
٤٢
در تره پله ها [یعنی جهیده دویدن اقسام صغیره
به حمایۀ آتش قطعات مجاوره ] باید غیرت کرده
شود که حتی الامکان : مسافه های دراز قطع
شود . مگر : برای اینکه دشمن او فرصت آتش
کردن را نیا بد تره پله های کوتاه نیز : عند الاقتضا
کرده میشود .
آتش
٤١ - خط اخپور : يك موضع آتش
گرفته از آنجا آتش میکند . آتشیکه کرده
میشود قاعدتاً عبارت از آتش اخپوری یعنی
پخپل سر اور است . که از همه زیاده تر : تأثیر
اصابت را حائز است .
غودم اور یعنی آتش با قوماندا به احوال
استثنائیه : منحصر است . هرگاه به دشمن : بغتةً
آتش کردن لازم باشد و یا هر کاه قطعه خویش را
به قومانده به قبض خویش : داشتن لازم باشد
از یودم اور : استفاده نمودن ممکن است .
٤٢ - تأثیر اتش به خصوصات آتیه .
تابع است :
١) به عدد تفنگها و عدد جبخانه ،
٢) به دوام آتش یعنی به اجرای آتش
به صورت دوامدار ،
٣) به مسافه و درجه تخمین آن ،
٤) به تدابیر قوماندان [ اداره آتش.
تقسیم آتش و انتخاب نشانگاه ]
٥) به انضباط آتش قطعه ،
٦) به نوع هدف و درجه مرئیت
آن ،
٧) به امکان ترصد ،
٨) به تأثیر مقابل آتش دشمن .
٤٣ - تأثیر آتش جانب : خاصةً زیاده
٤٤
است . آتش های ناگهانی و مجتمع ، يك
قطعه را در اندك زمان ، دو چار تزلزل میکند
بلکه محو میکنند . اجرای تأثير ، هر قدر که
به اندك زمان ، منحصر کرده شود و حمله آتش :
هر قدر که از مسافه نزديك كرده شود ، نتيجه
نیز بهمان نسبت ، زیاده میباشد .
٤٤ ـ تخمین نمودن مسافه ها را به امنیت ،
برای مکملاً اداره نمودن آتش ، اساس
میباشند . آلت مسافه را استعمال نمودن ،
از خریطه ، مساحه کردن ، و یا از توپچی و یا
پیاده که پیشتر ، آتش میکرد پرسیدن ، اگر چه
در خصوص تصحيح و اکمال تخمین مسافه ،
خادمند مكر بالكل به عوض آن ، قائم شده
نمی توانند .
٤٥ ـ به مقابل هدفهای بلند و عمیق
مير
[يعنی قطعاتیکه به مجتمع نظام بوده آشکار و نمايان
ایستاده اند و یا در رفتارند] به نشانگه های بلند ترین
فیرا کو آتش کرده شود چنین تأثير ، مأمول
است . و در مسافات وسطيه و قريبه ، تأثير
آتش ، به درجه مهلك میرسد .
به مقابل هدفهای خرد و كثيف ، از مسافات
وسطيه و
به مقابل خطهای انبود ، آشکار و نمایان ،
حرکت میکنند ، از مسافات وسطیه و حتی از
مسافات بعيده يك تأثير خوب داده می تواند.
مگر درین حال ضایعات ، با كثافت ، متناسب
میباشد .
بناء عليه ، خطهای کثیف انبود ، به زیر
آتش مؤثر دشمن ، در مسافات قریبه و وسطیه ،
مسافه های دراز و لا ینقطع ، قطع کرده پیشرفت
٤٦
نمودن شان ، خاصه بواسطه معاونت متقابله
آتش ، ممکن شده میتواند .
به مقابل طوپچی که طوپ آن سپر دار
بوده موضع آتش را آشکار و نمایان گرفته
باشد از جبهه ، محاربه نمودن در مسافه های
قریبترین نیز ، در خصوص استحصال يك تأثير
قطعی ، اگرچه امنیت و اعتماد کرده نمیشود .
اما قابلیت حرکت طوپچی را نزع کردن و آتش
آنرا خللدار کردن ، ممكن است . و برای
استحصال يك تأثير زیاده تر ؛ باید که آتش
مائل کرده شود .
در اثنائيكه طوپچی ؛ حلقه واچ و یا
حلقه كاز میکند و یا در رفتار باشد اگر بالای آن
آتش کرده شود آتش مذكور ، خاصة مؤثر
است .
٤٨
٧٤
یکجای استعمال کرده میشود. و وقتیکه مسافه ۱
صحيحاً معلوم شود قوماندان در بالای ١٠٠٠
متر نیز به يك درجه نشانگاه و یا به دو نشانگاه
که ٥٠ متر فرق داشته باشند، اجرای آتش
کرده میتواند.
٤٧ – نقطه نشان، قاعده كنار تحتاني هدف
میباشد و این قاعده، قاعده اساسیه است. لکن بعض
اسباب خصوصیه در مسافات قریبه اعتبار
نمودن آن را تقاضا میکند که نقطه نشان به داخل
هدف، یا پایان تر از کنار تحتانی و یا در جانب باشد.
در حال مذکوره اخپورها در انتخاب نقطه نشان
مخير گذاشته میتوان شد.
٤٨ – آتش را بر تکمیل جبهۀ هدف که زده
میشود تقسیم نمودن، فوق العاده مهم است.
هر قسم خط اخپور یعنی مرحصۀ خط اخپور،
و نیز به مقابل مترالیوز ها ( تفنگ ماشیندار )
که حلقه واج شده و یا بر حیوان ؛ بار کرده
شده باشند تأثیر آتش ، بقرار فوق میباشد .
مترالیوز هائیکه موضع گرفته باشند چنین
هدف ابراز مینمایند که اصابت آن ؛ مشکل
است . حال آنکه مترالیوز هائیکه پایان کرد،
کرده شده باشند به درجه اخیر ر بها دو چار
ضایعات میشوند . مترالیوز کرت ٦٠٠ متره
٤٦ - تا ١٠٠٠ متره ؛ قاعدةً به واسطة
يك درجه نشانگاه یعنی بيك تقسيم نشانگاه آتش
کرده میشود . و در بالای ١٠٠٠ متره ؛ هرگاه
مسافه به درستی معلوم نباشد قاعدةً دو درجهء
نشانگاه که ۱۰۰ متره ؛ تفاوت داشته باشند
٤٩
قاعدة باید که بر هر قسم دشمن که رأساً رو
برویش است آتش کند . مع ما فیه ، از اجرای
آتش چپراستی یعنی از آتش مائل نیز ، باید که
اجتناب کرده نشود .
٤٩ - سرعت آتش ، به مقصد و حال
محاربه ، و به جبخانه که موجود است و به شکل
هدف ، تابع است .
بعديت مسافه ، عدم مساعده احوال ضيائيه ،
و هدفيكه مكملاً تفريق و تمییز نشود سرعت آتش
را تحدید میکند . هر گاه ایجاب کند که در
اندك زمان ، يك تأثير عظیم به دست آورده
شود سرعت آتش ، تزیید کرده میشود .
در آنهای قطعی محاربه (احضار هجوم و یا
طرد آن ، ) و در مقابله به سواری ، و در
حالاتی که به دشمن ، بغتة و از نزديك ،
٩٦
تصادف شود ؛ و در تعقیب ، سرعت آتش باید
که فوق العاده ، تزیید کرده شود .
استناد
٥ ـ دريك تولی ؛ بعد از برامدن اخپور بها ،
ان قسم تولی یعنی آن حصه تولی که در عقب
میماند استناد را تشکیل میدارد . استناد مذکور ،
برای تمدید جبهة محاربه ؛ و برای تکثیف خط
اخپور ؛ و یا برای پر کردن خالیگاه ها ئیکه در
خط اخپور پیدا شوند ؛ و یا برای ستر نمودن
جانبها [ه] بکار می آید .
[ه]
...
استناد
] ــ ــ ــ جناحهاست
] ــ ــ جانبهاست
٥١
برای اینکه خط اخپور ، پوره در وقت لازم ،
تقویه کرده شود استناد باید که حتی الامکان ،
نزديك خط اخپور باشد . مگر از تلفات بی جای
نیز ، وقایه کرده شود . استناد باید که با خط
اخپور ، به ارتباط بصری باشد . و در حین
ضرورت باید که به واسطۀ يك پوسته متوسط :
ارتباط مذکور را تأسیس نماید .
٥١ - نظامی که استناد میگیرد به تأثیر آتش
دشمن و به احوال اراضی ، تابع است که بسیار،
در اراضی عرشیه ، در جاهائیکه زیر آتش دشمن
است استناد ، اکثريا بت نظام میگردد . وحق -
مفاً به دلکیها منقسم گردیده س تر، په کرده
پیشرفت میکند .
خط اخپور : یا تمدید شده و یا منزهای آن
را پر کرده تقویه میشود .
تقویه : بعضاً به مقصد تشجيع خط اخپور
۵۲
نيز ، اجرا ميشود . يعنی خط اخير هر گاه
جابجا مانده باشد برای پيش بردن آن ، بعضاً
قوه کرده ميشود .
نزديك شدن ، جمع كردن ، ترتيب اصلی
تشكيل كردن
٥٢ ـ در محاربه برای اينكه قطعات عسكريه بهم
مخلوط نشوند چاره مؤثر ترين ، اينست كه هر قطعه ،
در حين وقوع ضايعات ، بسوی قوماندان خود
نزديك شده در خصوص پر كردن مترها متمادياً
صرف غيرت كنند . مگر اين حركت نزديك
شدن ، قاعدةً تنها در اثنای رفتار ، اجرا
كرده ميتوان شد .
٥٣ ـ در اثنای محاربه ، هر قطعه عسكريه
که بداند كه در تحت نظام بودنش حاجت نماند
٥٣
به هیچ امر ، منتظر نبوده جمع شود و به جزو
تامیکه از خود يك درجه بالاتر است التحاق
نماید . همین فراهم آمدن ، هرگاه از حال
توقف ، اجرا شود جبهه دائما بطرف دشمن
میباشد . يك بلوك ، قاعدتاً به نظام صف
حرب ، جمع میشود . و تولی به بلوك قطار ،
جمع میشود .
٥٤ - تشکیل ترتیب اصلی ، عبارت از
تشکیل اساسی جزو تام است .
كندك
٥٥ - قوماندان كندك یعنی کندکشمر ،
كندك خود را بواسطۀ امر ها سوق میکند یعنی
امر داده كندك خود را سوق مینمایند .
٥٤
در احوال خصوصیه ، هرگاه آرزو کند که
كندك خود را به واسطه قوماندا اداره نماید این
خصوص را باید که پیشتر ، اخبار کند .
٥٦ - تولی ها - به نظام بلوك قطار و یا
تولیقطار بوده - يا عقب همدیگر ، قطار میشوند
که این نظام را عمیق قطار ( و یا عمیق قطار از
تولیقطارها ) مینامند شکل ٦
و یا تولی ها به پهلوی همدیگر میباشند که
این را واسع قطار ( و یا واسع قطار از تولی
قطارها ) مینامند شکل ۷
و یا تولی ها به نظام لار قطار میباشند .
عمیق قطار ، هم نظام اجتماع است و هم
لارقطار است .
واسع قطار ، برای گرفتن يك وضعیت که
عمقش اندك باشد مستعمل میشود نظام مذکور
٢٥
برای حرکات کم بکار میآید .
نظربه مقصد و به ایجابات زمین ، بدیگر نوع
نیز ، ترتیبات کرده میتوان شد .
٥٧ - كندك هرگاه درمجتمع نظام با شد
حرکات ان وتبدیل استقامت رفتار آن ، توفیقاً
به قاعده هائیکه در باب تولی ، بیان شده بود اجرا
می یابد .
قوماندان كندك ، جبهه را وتولی ارتباط را
( که آجطمه یعنی حرکت اتساع برآن تولی ،
کرده خواهد شد ) وصورت حرکت تولی ارتباط را
تعیین میدارد . بعده محلهای دیگر تولی هارا
امر میکند . اگر حرکت اتساع ، بر خط
اساس ، اجرا خواهد شد مسافه ها در اثنای
رفتار ، گرفته میشود .
در اثنای رفتار ، حرکت اتساع ، برتولی
٥٦
**
سر : که از همه پیشتر است اجرا مییابد که بدایۀ
تولی ارتباط : عبارت از همین تولی است .
حرکت اتساع از قطار رفتار : طرز بسیطترین
آن اینست که قولباشی های تولی ها یعنی سر قطار
های تولی ها به استقامتهای مناسب : گردانیده
شوند .
٥٨ ـ كندك : پیشتر از داخل شدنش
به محاربه : اکثرا باید که از قطار رفتار : بيك
صورتیکه موافق اراضی باشد حرکت اتساع را
بکند . بدینگونه جبهه برداری که پیدا شود هم
حرکت انبساط را یعنی یاییلمه را احضار وتسهیل وهم
آمادگی محاربه را ( تیاری محاربه را ) : تأمین
میکند . برای اینکه تیاری به دشمن : نشان داده
نشود هر گاه وقت مساعد باشد حرکت اتساع :
بر خط اساس نیز : کرده میتوان شد .
حربی عبدالاحد لوگری
۸۵
۵۷
٥٩ - حرکات يك كندك که اتساع کرده
باشد نظر به تولی ارتباط که برایش استقامت
رفتار ، ارائه میشود تنظیم کرده میشود . بعد از
داخل شدن به محاربه ، لزوم توفیق حرکت به
ایجا بات محاربه هر قدر که می افزاید اهمیت تولی
ارتباط ، همانقدر تناقص میکند .
٦٠ - كند كيكه اتساع کرده باشد تبدیل
استقامت رفتار آن ، بواسطه ارائه نمودن نقطه
استقامت جدیده به تولی ارتباط ، اجرا می یابد .
تولی ها علیحده علیحده به جبهه جدیده میکردند
و وضعیت سابقه را میگیرند . تبدیل استقامت
هر گاه به درجه کلان باشد اكثريا يك ترتيب جديد ،
لازم میشود .
٦١ ـ كند كيكه به حال اتساع باشد تکرار
جمع شدن آن ، بر آن تولی که از طرف قوماندان
كندك ، تعیین شود از راه کوتاه , اجرا می یابد
٥٩
٦٤ - کندکها بداخل غند ، در يك و یا
در چند خط میباشند . غند هائیکه به داخل لوا
باشند خطواری و یا جناحواری میباشند . و
عند اللزوم ، به حالت ضروپها که از همدیگر خیلی
جدا اند میباشند .
نظام های اجزای قطعات ، طرز اقسام آنها ،
متر و مسافه های آنها تابع وضعیت ، مقصد ،
اراضی و محل موجود میباشد .
٦٥ - اتساع غند و لوا و وقتیکه به حالت
اتساع باشند حرکت کردن آنها و تکرار ، جمع
شدن آنها توفیقاً به قاعده هائیکه در باب کندك ،
ذکر یافت اجرا میشود :
غند و لوا که به حالت اتساع باشند برای
حرکت دادن جزؤ تامهای آنها اکثراً چنین لازم
میشود که به اجزای قطعات ، استقامتهای رفتار
مستقل ، ارائه کرده شود .
٦٦ ـ غند ، نظر به وقایع تاریخی و
نیز نظر به اینکه تعلیم و تربیه اش از يك دست
بر آمده است و ضابطان غند ، یکدیگر را
میشناسند و هر غند از ٣ كندك ، مرکب و
بنا بران ، قابل انقسام است لهذا غند ، چنین
يك جزؤ تام است که وظایف معینۀ محاربه را اجرا
کرده میتواند .
٦٧ ـ تقسیم نمودن وظایف محاربه بالای
جزؤ تامهای مادون ، برای حرکت اتساع غند
و لوا اساس میشود . اقسام غندهای مختلف را
بهمدیگر مخلوط نمودن ، خاصۀً محذور دار است .
بناءً علیه ، به اندازۀ مساعدۀ احوال ، باید
غیرت کرده شود به اینکه غندها پهلو به پهلو به
محاربه ، ادخال کرده شوند .
عسکر به
تولدی
٦٧
محاربه
سوق و اداره
٦٨ - در باب سوق و ادارة محاربه
چنین قواعد معینه که در هر حال ، قابل تطبیق
باشند بیان نمودن : ممکن نیست . قوماندان :
به مقابل احوال مختلفه : برای اینکه محاربه :
به مقصد : موافق تر بیفتد چه گونه اجرا شود
باید که آن را خوب بفهمد و قرارهای خود را
نظر به آن بدهد . و تا مجبوریت قطعه نباشد
از ان قرارهای خود : نکول نکند .
٦٩ - قاعده قطعات عسکریه را اول به
اول : به امر شفاهی . هر استقا متیکه آرزو شود
سريعاً توجیه نمودن ؛ حائز اهمیت است .
٦٢
اوامر متعاقبه ، بعد ازان داده میشود .
٧٠ - قوماندان ، از مداخله به تفرعات ،
ممانعت نموده انتخاب وسائط را باید که به مادون
حواله کند .
٧١ - اوامر و ترتیبات ، قاعدتاً به
قوماندانانيكه يك درجه ، مادون اند داده میشود.
هرگاه احوال مجبره ، انحراف را از قاعده
مذکوره ، ایجاب کنند باید که به قوماندانانيكه
بصرف نظر شدند فوراً خبر داده شود .
٧٢ - در اثنای پیشرفتار ، هرگاه حصول
تماس بادشمن ، ملحوظ باشد قوماندان ، باید تاکه
ممكن است پیش باشد و قاعدتاً در اقسام پیشبینه
پیشدار میباشد . و به نقاط حاکمه که به هر
طرف ، نظارت دارند به صورتیکه متعاقباً از
یکی به دیگر آنها برود پیشرفت نموده در باب
٦٣
دشمن ، و در باب قطعات مجاوره طرف خود ،
و در باب اراضی ، بالذات يك احاطه نظر ،
حاصل می کند و برای محاربه ، وحدت اداره را،
تأمین مینماید . قوماندان ، قو ما ندانان قطعاتيكه
جداية برای شان امر خواهد داد آنها را
باید که بوره در وقت لازم ، به نزد خود ،
جلب کند .
۷۳ - قوماندان برای اداره کردن محاربه
باید که در عقب در چنین جای باشد که قطعات
عسکریه خود را از انجا بخوبی دیده بتواند و
خودش به آسانی ، پیدا شود . موقع قوماندان ،
هر گاه ممکن باشد بدینگونه انتخاب کرده شود که
قوماندان ، از آنجا هم به اراضی پیش و به دشمن ،
نظارت کرده بتواند وهم باقوماندانها ئيكه يك درجه ،
مافوق ومادون اند در ارتباط باشد . از تبدیل موقع ،
٦٤
حتی الامکان ، اجتناب باید کرد .
٧٤ ـ قوماندانان ، مشاهدات مهمه
خودها را باید که فوراً بهمدیگر بیا نرانند .
در ابتدای محاربه ، در خصوص مقدار قوتیكه
به محاربه ، ادخال کرده خواهد شد احتیاط کار
بودن اگرچه لازم است مگر باسان ، تدریجاً
تقویه میشود گفته با قوای غیر کافیه به اجرای
يك محاربه ، اقدام نمودن ، چنین غلط و خطای فاحش
است که کلانتر ازان ، تصور نمیشود ، درین
صورت ، گویا به مقابل دشمن قوی ، دائماً به
اندك قوت ، محاربه شده و از تفوق عددی ،
بالاختیار ، صرف نظر کرده شده ست . حال
آنکه این تشبث که عقیم بماند هم بادی تلفات
بی لزوم میشود وهم علاوه قوه معنویه عسکر را
اخلال میکند .
٦٤
٧٥ - پیش از درآمدن به محاربه ، باید
جبهه که بر آن ، محاربه کرده خواهد شد
حق الامکان صحیحاً تعیین کرده شود . جبهه
هر گاه غلط گرفته شده باشد در قطعات جسیّمه ،
باید به جبهه دیگر که گرفتنش لازم است
خطهای جدید ، تأسیس کرده شود و الا دیگر
چاره تسویه ، نادراً پیدا میشود
٧٦ - عرض جبهه يك قطعه وطرز اقسام آن ،
به مقصد محاربه ، به اراضی ، و به مستند بودن
و نبودن جانبها تابع است . همین عرض و
صورت اقسام ، نظر به ٢ ملاحظه آتیه علیحده
علیحده میباشد . که :
١ - قطعه عسکریه آیا منفرداً یعنی تنها
به جان خود ، محاربه میکند ویا به داخل قطعات
حائزه ،
٦٦
ب ـ قطعه مذکوره آیا تعرض میکند و یا
مدافعه ؟ و یا دشمن را برای يك زمان محدود به
اشغال میکند .
عرض نخستین جبهۀ محاربه ؛ تنها به قوت
و نیت خود ما تابع نمیباشد بلکه امتداد جبهۀ
دشمن نیز ؛ درین خصوص ؛ تأثیر دارد .
قوای ضعیفه برای محاربه هرگاه منطقههای
واسع ؛ اصابت کند به طرز گروپها که از
همدیگر ؛ کما بیش ؛ متفرق باشند محاربه کرده
میشود .
۷۷ ـ هرگاه هر دو جانب ؛ مستعد باشند
تا انقسام قطعه عسکریه ؛ تابع مساعدۀ جای است .
درین حال ؛ در عقب ؛ آنقدر قوتها نگاه کرده
میشود که صرف برای اجرای محاربۀ جبهه ؛
کفایت کند .
٦٧
در قطعاتیکه تنها يك جانب آنها مستند باشد
قطعاتیکه در عقب ، نگاه کرده میشوند در طرف
غیر مستند و به حال قدمه بودن شان مناسب
است . قوت این قدمه ها هر قدر ، زیاده باشد
بهتر و مسافه های آنها نیز از قطعات پیش ،
همانقدر زیاده میباشد .
۷۸ - قطعه که منفرداً یعنی تنها محاربه
میکند در خصوص امتداد جبهه و طرز اقسام
(ترتیباتیکه عمقاً گرفته خواهد شد) مختار است .
مگر اینقدر است که حال را دیده در خصوص
محافظه نمودن هر دو جانب خود به مقابل احاطه
دشمن ، مجبور است .
۷۹ - جزوه تامیهائیکه به خط نخستین ،
ادخال کرده خواهند شد برای تأمین نفوذ بر آنها
٦٨
واسطهٔ بهترین ؛ عبارت ازینست که برای آنها
وظیفه های معین داده شود . در جریان عمومی
آتی محاربه : قوماندان به واسطهٔ قونهایکه هنوز
از دست نکشیده است یعنی به واسطهٔ احتیاط :
مقتدر به این میشود که مرکز ثقلت محاربه را
به هر نقطه که آرزو کند تحویل نماید . ونیز مقتدر
به این میشود تزلزلهای ینی که تکانهای خط محاربه
را برطرف نموده موازنه را حاصل کند .
و الحاصل به واسطهٔ احتیاط مذکور : در خصوص
استحصال نتیجهٔ قطعیه : مقتدر میباشد .
احتیاط باید که خیلی ضعیف : تفریق کرده
نشود . و در تفریق آن : از پارچه کردن جزؤ
تامها حتی الامکان : احتراز کرده شود .
۸۰ - در هنگامیکه يك شى که مساعد تستر
است موجود نباشد خطهای عقب : در خصوص
٦٩
تعیین مسافه که از پیشروی خود خواهند گرفت :
باید که این را به نظر دقت بیارند که حزمه آتش
پیاده و یا مرمی شراپنل ؛ درعین زمان :
بر هر دو خط : اصابت نکند یعنی هردو خط را
شامل تأثیر نکنند . [ مسافه مذکوره :
علی العموم ٣٠٠ متره میباشد] .
مگر ملاحظه فوق : درخصوص یك قطعه
عسکریه که فوراً ادخال آن به خط آتش :
ملحوظ باشد به نظر اعتبار : آورده نمیشود .
۸۱ - کشیدن چانطه افراد : قابلیت حربیه
قطعه عسکریه را خیلی زیاده : تزیید میکند .
مع هذا قوماندانانیکه این تسهیلات را امر میکنند
باید محاذیریکه از عقب گذاشتن چانطه ها پدید آید :
نیز به نظر دقت خود ها بیارند .
جبخانه ، تعینات يدك ، بالاپوش ، قازاوائه .
٧٠
مطهره يعنی بطك ، طبرة نان خشك ، و ادوات
استحكام ، دائما نزد افراد ميباشد .
۸۲ – هرگاه وضعيت محاربه ، مساعد باشد
قطعات عسكريه ، سلاح كوت كرده به پهلوی
کوت سلاح ، استراحت ميكنند .
۸۳ – نترسيدن از درعهده نمودن مسئوليت
برخود ، يكي ازجمله صفات مهمۀ قوماندا نيست .
لكن اين خصوص را سوء تأويل نمودن یعني هيئت
عمومیه را به نظر دقت نیا ورده قرار های كیفی
دادن ، به امر هائيكه داده میشود ، رعايت نكردن ،
و به عوض اطاعت ، معلوماتفروشی نمودن
و هكذا گمان كردن ، غلط است .
مع هذا هرگاه قناعت حاصل شود که امر
دهنده ، احوال را مكملاً فرق و تمییز کرده
نتوانسته است و يا بيشتر از ورود امر ، احوال ،
۷۱
تغییر شده باشد در چنین حال (آن امر که گرفته شده است اجرا نکردن ، و یا آن را تعدیلاً ایفا نمودن ، و این عدم اجرا و یا تعدیل را فوراً به مافوق ، عرض نمودن ، از جمله وظائف مادونهاست .
مسئولیتی که از عدم اجرای امر پدید آید تماماً به مادون ، عائد است .
آن قوماندان که مزیت در عهده نمودن بار مسئولیت را حائز است در زمانیکه نتیجه محاربه را مشكوك بیند نیز ، از بلا تأمل به کار انداختن قطعه عسکریه خود نمی ترسد .
استفاده ا ز اراضی و استعمال ادوات استحکام
٨٤ - ماهرانه استفاده نمودن از اراضی ،
وابسته به اینست که پوره در وقت لازم ، اجرای
کشف کرده شود .
مگر درین خصوص ، مکملیت را به درجة
افراط ، آرزو نموده فرصت را از دست دادن و
بدینگونه ، فعل محاربه را به درجه که موفقیت
در شبهه بیفتد دوچار بطائت نمودن ، جائز نیست .
حرکات را به ایجابات اراضی ، توفیق کردن ،
لازم است . مگر این خصوص ، باید که شدت
حرکت پیشرفت را نیز نشکند .
حرکاتیکه در اثنای نزدیک شدن به دشمن ،
کرده میشوند باید که حتی الامکان از نظر دشمن ،
مستور باشند .
حربی
۷۳
٨٥ - اراضی ، برطرز انضام ، تأثیر
مهم دارد :
در اراضی مرئیه ، برای تنقیص تلفات ،
به مسافه های بزرگ ، احتیاج هست .
در اراضی مستوره (یعنی غیر مرئیه) ، مسافه ها
تنقیص کرده میتوان شد . درچنین اراضی ،
اکثریا این لزوم میباشد که سریعاً به خط
نخستین ، معاونت کرده شود .
سپرهای صنعی ، مالمها ، سپرهای ساختگی
و ماسکه ها هرگاه بوره در وقت لازم و محل
لازم ، ساخته شوند برای قوماندان ، خدمات
مهمه ، ایفا میدارند .
احوال ، هرگاه خلاف مأمول ، به صورت
دیگر ، ظاهر شود عملیات استحکامیه که ساخته
٧٤
شده اند باید که بر مقررات قوماندان : اجرای
تأثیر نکنند . یعنی قوماندان را از خیالات و
مقررات خود نگردانند . و از طرف دیگر .
ملاحظه اینکه اینچنین عملیات : احتمالکه بی لزوم
خواهد شد گفت. موجب بالكل صرف نظر از آنها
نشود .
٨٦ - جایهائیکه در حال تعرضی به دست آمده
و تنها به این سعی : اکتفا نمودن لازم است که
فی الحال از دست نرود در چنین جایها از ادوات
استحکامیه : استفاده کرده میتوان شد . مع هذا :
خط اخیریکه در منطقه آتش مؤثر : جاگزین
باشد بسبب مشکلات پیش بردن خط مذکور :
در استعمال بیل ها احتیاطکار بودن لازم است .
سپرهائیکه ساخته میشود باید که به آرزوی
شدت اجرای تعرض : مانع نشود و یا موجب
۷۰
زوالپذیر شدن فکر تعرض نشود . یعنی آرزو
میشود که تعرض به شدت اجرا یابد و
سپرها ئیکه ساخته میشوند باید که مانع آرزوی
مذکور نشوند . و یا فکر تعرض را محو نکنند .
۸۷ - پیاده باید که بسیط ، عملیات
استحکامیه را بالذات ، اجرا کند .
پیشرفتار برای محاربه
۸۸ - عسکر ، هر قدر که به دشمن
نزديك شده برود باید که درجه تیاری به محاربه
نیز ، همانقدر ، تزیید کرده شود . درینباب ،
خصوصات آتیه به نظر دقت ، آورده میشود :
۱ ) : توسيع جبهه .
ب) : آچلمق یعنی اتساع
ه) : یایلمق یعنی انبساط
توسیع جبهه : از قطار رفتار ؛ به نظام
جائیکه جبههٔ آنها واسعتر باشد در آمدن است .
این ؛ هم برای تنقیص عمق قطار رفتار وهم برای
اجتماع ؛ استعمال میشود .
آچیلمق یعنی اتساع : قطار رفتار را به
قطار های متعدد ؛ تفریق نموده يك جبهه بردار ؛
گرفتن است . برای این ؛ قطعات عسکریه ؛
یکه واری از همدیگر ؛ جدا میشوند . وعلی الاکثر
به نظام رفتار ؛ میباشند . این هم ؛ برای قطارجهٔ
آ نوقث ؛ مناسب میبا شد که هر گاه از قطار
رفتار ؛ عمیق قطار کرده توسیع جبهه نمودن ؛
و تکرار تصغیر جبهه کردن ؛ ملحوظ نباشد .