۱۳۳۱
طبع اول
٦
[ILL]
تعلیم و تربیه اطفال [ILL]
برای اطفال [ILL]
جزء اول [ILL]
[ILL] طبع گردید
[ILL]
کابل [ILL] ۱۳۳۱
عبدالودود
۱۳۱۱
طبع اول
۶
مسائل ؛ درباب
تعليم و تربیهٔ اخپوری منفرد
برای احضار نمودنش به محاربه
جنرال صاحب
در مطبعهٔ مکتب فنون حربيه طبع کرديد .
السيد محمود شامي
طبع اول
کابل - سرطان - ۱۳۰۰
Masâ'el dar
bâb-e ta'lim
wa tarbiya
...
مسئله - ۱
مقصد : شروع آتش ، شدت آتش را تزیید
و یا تنقیص نمودن ، آتش را قطع کردن ، نقطه
نشان را انتخاب کردن .
هدف : يك نفر مسلح به قشنگ مانوره
مجهز بوده به مسافهٔ ۱۵۰ متره دور و مستور
میباشد .
اشارات آتیه به نفر مرقوم داده میشود :
اشارات : لوحهٔ سرخرنگ هرگاه به وضعیت
عمود گرفته شود بمعنای : دقت !
مذکور لوحه هرگاه از وضعیت شاقولی ؛ به طرف
چپ وراست ؛ شور داده شود بمعنای : هدف سر.
واکر شاقولاً ته و بالا حرکت داده شود بمعنای :
هدف زنگون كيزد .
در اثنای ارائه هدف زنگون گیرد هرگاه
این لوحه به وضعیت افقی : بالای سر گرفته
بمعنای : تکرار هدف سر را ارائه کنید .
مذکور لوحه هرگاه به زمین : طرح شود
ی : غائب شدن یعنی هیچ هدف : ارائه نشود .
در ابتدا هدف : هر وقتیکه هدف سر : نشان
يك دفعه : آتش میکند . وبعد از يك دقيقه
آتش دیگر میکنند . بعده الى زمانيكه اشارت
شدن داده شود دیگر آتش نمیکنند ( برای
صرف بی لزوم جبه خانه نشود ) . بعد از
شدن هرگاه هدف : تکرار نشان داده شود
سابق : دو دفعه آتش کرده میشود .
فرضیات : ــ تو در اینجا نوبچی یعنی پیره دار
. همین منطقه را که از فلانه محل تافلانه محل
رصد میکنی . ( منطقه که داده میشود
ه باشد کلان نباشد ) به داخل این منطقه
٤
هر هدفیکه می بینی بر آن ، آتش خواهد کردید
تنبیه .ــ معلم اولا به واسطۀ افراد تعلیمیاند
طرز حرکت ؛ نشان بدهد . و درین اثنا شرو
آتش ، تزیید ویا تنقیص شدت آتش ، قطم
نمودن آتش و انتخاب نقطۀ نشان را برای عجمی
میفهماند .
صورت اجرا :ـ نفر ١ بمجردیکه امر
شنید امر را تکرار میکند . وروی خود را سخی
به طرف دشمن میگرداند . ( سلاح باید که پیش
از دادن مسئله ؛ پرکرده شده باشد ) و منقط
اراضی که برایش ارائه کرده شده است به ترصد
آن اغاز میکند .
[اول درجه : باید نقطه هائیکه دفعۀ ظاهر
شدن قطعات کلان دشمن از آنها محتمل باشد
ترصد کرده شوند .
دووم درجه : نقطه هائیکه قطعات خرد
ویا
لش
مجا
مید
م
A
ها
دشمن از آنها ظاهر شود و یا بواسطۀ آنها پنهان
باشد .
سه وم درجه : متباقی محلهای اراضی که
به نظر آید ترصد کرده میشود ]
محلهای درجۀ اول :
مدخل های ده و قریه ، کنار های جنگلها ،
خط بالا ها ، آن نقطۀ راه ها که آخر ترین دیده
میشود .
محلهای درجۀ دووم :
مبانی منفردہ ، کند های سیل ، غندك
درختها و جنگلها ، جرها ، خندقها وكندهای
سیل که از جانب دشمن به طرف محل نوبتی می
آیند و دشمن بواسطۀ آنها مستوراً نزديك شده
می تواند .
٦
محلهای درجهٔ سه وم :
سائر اقسام مستویهٔ اراضی .
ترصد : — تنها دريك محل جابجا ایستاده
شده ترصد نمودن جائز نیست بلکه به طرف چپ
و راست ( ١٥ : ۲۰ خطوه ) حرکت کرد
اجرا میشود .
نفر ، اولاً ٢ و نهايت ، ٣ نقطه را که اغلب
احتمال است که دشمن از آنها دفعةً ظاهر شود معین
میکند. و نیز دشمن هر گاه از همین نقطه ها ظاهر شود
فوراً آیا اشغال نمودن کدام جایها لازم است
آنها را تعیین میکند . بعده وضعیتهای نشان
که در جایهای مذکور لازم است گرفته مسافهٔ
هر نقطه را تخمین و نشانگاه ها را تعیین نموده يك
يك دفعه نشان میگیرد و چشم خود را آموخته و باز
آشنا میکند . بعده خیزته به و ظیفهٔ خود شا
دوام میکند .
۷
بعد ازان ، هدف را بمجرد دیدن ویا صدای
آتش را شنیدن ، فوراً بروت میکند . هرگاه
موضعش خوب نباشد زحف کرده به محل
مناسبترین میرود . مسافه و نشانگاه را تعیین و
تنظیم میکند . ونقطه نشان را انتخاب نموده آتش
میکند . بعده بنابر اشارتیکه داده میشود هدف ،
غائب میشود . اخپوری ، اوربند میکند . مدتی ،
بهمان وضعیت بوده ترصد میکند . هدف ، ۱
تکرار نشان داده میشود . اخپوری ، تکرار ،
خود بخود به آتش ، دوام میکنند . درین اثنا
هدف زنگون کبرده ، ارائه کرده میشود .
بمجرد دیده شدن هدف زنگون کبرده ، اخپوری ،
شدت آتش را تزیید میکند . تکرار اشارت داده
باز هدف سر ، ارائه کرده میشود . اخپوری ،
شدت آتش را تنقیص میکند . هدف ، غائب
میشود . اخپوری ، فوراً اوربند میکند .
بدینگونه نیز به خاطر اخپوری آورده میشود
که هر وقتیکه هدف، کلان شد شدت آتش را
خود بخود تزیید نمودن و هر وقتیکه هدف،
خرد شد شدت آتش را تنقیص کردن لازم است.
مناقشه :ـ خصوصات آتیه مناقشه کرده
میشود :
نفر ، بعد از اخذ نمودن امر، آیا
امر مذکور را تکرار کرد یا نه ،
آیا فوراً به کار خود شروع کرد یا نه ،
حرکاتش در ترصد ،
مواقع و وضعیتهای نشان که انتخاب
میکند به مقابل دشمنیکه ظهورش از محلهای
مختلف ، محتمل باشد. و نیز تخمین مسافه ها ،
[ به افرادیکه سیر و تماشا میکنند اولا خطاها
نشان داده میشود و بعده صحیح آن خطاها از
افراد مذکوره پرسیده میشود و یاد داده
میشود . ]
دشمن را آیا بزودی دید و یا ندید و وقتیکه
دید هرگاه از محلهائیکه خیال کرده بود ظاهر شد آیا
همان موضع که پیشتر ، اشغال ان را قرار داده بود
اشغال کرد یا نکرد ، و قرارش در باب شروع وعدم
شروع آتش و مسافه را صحیحاً تخمین کرد ویا
نکرد .
— بكدام حد هدف ، نشان گرفت
— تفنگ را به شانه ، چه گونه کش کرد .
— ماشه را آیا به سکونت ، کش کرد یا نه .
و بعد از انداخت ، آیا قدری در همان وضعیت
ماند یا نه . و بعده چشم خود را واز کرد و
انگشت خود را دراز کرد و سر خود را بلند کرد
و تفنگ را پس کرد یانه ! و این حرکات فوق را
متعاقباً و منتظماً کرد یا نه !
— در اثنای سریعاً پر کردن تفنگ
١٠
حتی الامکان ؛ هدف خرد ؛ نشان داد یانه .
- بمجرد غائب شدن هدف ؛ آتش را قطع کرد و مدتی دران وضعیت ؛ ترصد نمود یانه .
- در اثنائیکه تفنک را به شانه تکیه کرده باشد هرگاه هدف ؛ غائب شود تفنگ را پس کرد یانه . جبخانه را عبث ؛ خرچ نکردن و هدف وقتیکه تکرار دیده شد باز به آتش ؛ شروع کردن .
- وقتیکه هدف ؛ کلان شود شدت آتش را تزیید نمود یانه . مگر با وجود آن ؛ تفنک را آهسته آهسته به سوی شانه برده وخوب نشان گرفته ماشه را به سکونت ؛ کش کردن لازم است و تنها در پر کردن تفنک ؛ چالاکی کرده شدت مذکوره را تزیید نمودن یعنی شدت مطلوبه را حاصل کردن لازم است .
- وقتیکه هدف ؛ خرد شد شدت آتش را
۱۱
تنفس کرد یانه : اخیروی اگردائما خوب نشان
گرفته ماشه را به سکونت : کش کند شدت آتش :
خود بخود : انتظام می یابد .
خطاها به افرادیکه سیر وتماشا میکنند نیز نشان
داده تدریس کرده میشود . و الحاصل از همین
مسئله که کرده شد موادیکه افراد باید بیاموزند
آنها را بقرار آتی : از افراد پرسیده علم آوری
داده شود که آیا همه افراد فهمیده است یانه .
تا آنکه همه افراد : یاد بگیرند و بفهمند مسئله
مذکوره باید تکرار کرده شود . لکن در هردفعه
به دیگر نظره اجرا کند :
س – بمجرد اخذ وظیفه : چه را باید فکر
کنی :
ج – این را فکر میکنم که آیا دشمن از
کدام جائی : محتمل است که ظاهر شود . وبمجردیکه
دشمن را ببینم چه گونه حرکت کنم .
۱۲
س - برای مقصد مذکور آیا بچه تدبیر کردی ؟
ج - اولا نقطه هائیکه اغلب احتمال است که دشمن از آنها بیاید قطعه های فلانی وفلانیست.
به مقابل آن نقطه ها موضع مناسبترین ؛ اینست .
چرا که ازینجا همه محلهای (۳۰۰) متره ؛ کاملا زیر نظر است [ خوب میدان انداخت دارد ] .
درین مسافه ؛ هر هدف که باشد میزنم .
علاوه بران ؛ مسند برای تفنگم و سپر برای محافظه ام نیز موجود است .
ازین سبب ؛ این جای را انتخاب کردم . و برای اینکه چشمم بلد و آشنا باشد يك يك دفعه به نقطه های مذکور ؛ نشان گرفتم .
س - آیا چرا نقطه های زیاده تر ؛ انتخاب نکردی ؟
ج - نقطه های زیاده تر را به فکر ؛ ضبط کردن مشکل است .
السید محمدجان
١٣
[١١]
س - پسان چرا ولارسی کردی ؟
ج - وظیفه ام این منطقه را ترصد بود .
در رؤت ، خوب ترصد کرده نمی توانم ازین
سبب ولارسی کردم .
س - چه طور ترصد میکنی ؟
ج - اولا حدهائیکه دفعهٔ رؤیت قطعات
کلان دشمن از آنها محتمل باشد که یکی این نقطه
است که راه در انجا غائب شده ، و دیگر ، همین
تپه های روبرو است .
ثانیاً جا هائیکه در انجا پت شدن قطعات خرد
دشمن ، محتمل باشد که همین کله و همین درهٔ
بطرف چپ آمده ، و همین جنگلک است .
ثالثاً از طرف راست ، شروع کرده تا طرف
چپ ، همه اراضی را از نظر خود میگذرانم .
س - بمجرد دیده شدن دشمن آیا چرا
رؤت کردی ؟
١٤
ج ـ برای اینکه خود را به دشمن ، نشا
ندهم و اگر مرا دشمن دیده باشد يك هد
کلان نشوم .
س ـ آیا چرا تا اینجا زحف کردی ؟
ج ـ چونکه این جای ، اولاً برای اجرا
آتش مؤثر ، يك جای بهترین است . ثانیاً برا
محافظهٔ خودم سپر نیز دارد .
س ـ تو وقتیکه به همین سپر آمدی
فکر کردی ؟
ج ـ وظیفهٔ خود را فکر کردم . وظیفه ام
به هر هدف ، اور کردن بود . مسافهٔ هد
هم ١٥٠٠ متره بود لهذا فوراً شروع آتش کرد
س ـ در اثنای آتش ، چه آرزو داشت
ج ـ همین را آرزو داشتم که مرمها
مطلقا به هدف ، اصابت کند .
س ـ مطلقا اصابت ، بواسطهٔ چه عـم
۱۰
و میسر میشود ؟
ج – بدین واسطه ، ممکن و میسر میشود :
که خوب یعنی بی هول ؛ نشان گرفته شود و ماشه
بکمال سکونت ، کش کرده شود .
س – در اثنای آتش ، به چه نشدن هدف :
دقت کرده شود ؟
ج – به غائب نشدن هدف ، هوش و دقت
کرده شود .
س – هدف وقتیکه غائب شد چه کردی ؟
ج – برای اینکه جبخانه ، عبث خرج نشود
آتش را قطع کردم یعنی اوربند کردم .
س – و قتیکه اوربند کردی آیا چرا زود
یعنی دفعه ولارسی نکردی ؟
ج – احتمال دارد که دشمن در آنجا مخنفیست
یعنی پنهان شده منتظر فرصت است . ویا اینکه
سلاح خود را پرمیکند . پس ، وقتيكه من
١٦
بخیزم آتش کرده مرا تلف میکند . لهذا دفعه
دلارسی نکردم .
س - وقتیکه هدف رنگون کرد دیده شد
شدت آتش را چرا تزیید کردی یعنی چرا زود
زود آتش کردی ؟
ج - دشمن ؛ دائما هدف کلان ؛ ارائه
نمیکند . حال آنکه هدف کلان را زدن ؛ بسیار
آسان است . این فرصت را از دست ندهم گفته
شدت آتش را تزیید کردم .
س - شدت آتش را چه طور ؛ تزیید
میکنی ؟
ج - بواسطه زود پرکردن تفنک ؛ تزیید
میکنم . علاوه بر آن ؛ بسببیکه هدف ؛ کلان
است آسانتر ؛ نشان گرفته میشود .
س - وقتیکه هدف ؛ خرد شد شدت آتش را
چرا تنقیص کردی ؟
۱۷
ج — برای اینکه بسیار جبه خانه ۱ خرج
نکنم و در وقت تنگی ۱ بی جبه خانه نمانم و دست
های خود را ، چشمهای خود را بلا لزوم بواسطۀ
آتش سریع ۱ بیشتر از وقت لازم ۱ مانده نکنم .
علی الخصوص وقتیکه هدف ۱ خرد دیده میشود
نشان گرفتن هم ۱ مشکل میشود زیاده تر ۱ دقت
صرف میشود . لہذا شدت آتش ۱ خود بخود
تناقص میکند .
س — مسافه را چه قدر ۱ تخمین کردی ؟
ج — ۱۷۰ متره تخمین کردم .
س — چه گونه تخمین کردی ؟
ج — از مقیاس ۲۰۰ متره یی که مشق کرده
بودم بقدر ۳۰ متره ۱ کمتر ۱ تخمین کردم .
س — به کدام حد هدف ۱ نشان گرفتی ؟
ج — هدف ۱ چون از منزل نشا نگاه ۱
۱۸
نزدیکتر است لهذا به کنار تحتانی آن ، نشان
گرفتم .
مسئله -- ۲
مقصد : -- بر دشمنیکه بجانب ما می آید
آتش کردن ، و نیز دریاب ستره هائیکه بمقام
نظر و مر میات دشمن ، باعث استفاده باشد
برای افراد ، درس دادن ، است .
هدف : -- يك نفر مسلح در مسافه ۸۰۰
متره . نفر مذکور در انجا مستور میباشد
و فشنك ما نوره یعنی كارتوس ما نوره دارد
اشارات : -- يك لوحه سیاه هرگاه به وضع
شاقولی گرفته شود بمعنای : دقت .
۱۹
از وضعیت شاقولی اگر چپ و راست شور
داده شود بمعنای : پیش بیا .
وقتیکه بر هدف : آتش کرده شود هدف :
پروت میکند .
لوحه سیاه هرگاه از وضعیت شاقولی : ته
و بالا حرکت داده شود بمعنای : تپله کرده به
پشت يك درخت باريك آمده از انجا آتش
کن .
و اگر تکرار : ته و بالا شور داده شود
بمعنای : تریله کرده به پس پشت يك درخت قوی
آمده و زنگون کیند کرده آتش کن .
و اگر باز ته و بالا حرکت داده شود بمعنای :
تپله کرده به پس پشت يك سپر خاك ( يعنى
توده خاك ) آمده از انجا آتش کن .
و اگر لوحه بزمین : خوابانیده شود بمعنای :
هدف : غائب شود .
٢٠
تنبیه : ــ اول باید که تدریسات لازمه در باب
طرز حرکت بمقابل هدفها ئیکه بجانب ما می آیند ویا
پس میروند کرده شود و بعده وظیفه داده شود .
فرضیات : ــ در همین اراضی که از فلانه
حد تا فلانه حد است به هر هدف که می بینی :
آتش میکنی .
صورت اجزا : ــ نفر بعد از اخذ وظیفه :
تا آنکه هدف دیده شود بقرار مسئله اول : حرکت
میکند . وقتیکه هدف دیده شد فوراً به شدید
اور شروع میکند . مگر به پای هدف : نشان
گرفته حرکت هدف را تعقیب می نماید . وقتیکه
هدف : پروت کرد ورو اور میکند . وقتیکه
هدف : تپله میکند آتش را شدت میدهد .
وقتیکه پس پشت درخت باريك : پروت میکند
شدت آتش را تنقیص میکند . و وقتیکه برای
۲۱
رفتن به پس پشت درخت لك ، ترپله میکند باز شدید اور میکند . در پس پشت درخت مذکور اگر چه زنکون کیژه کرده است یعنی هدف ، نسبة کلان است مگر بسببیکه لکی درخت ، از نیم متره ، زیاده تر است مرمى ، از درخت مذکور ، نفوذ نمیکند لهذا باز ورو آتش ، لازم است .
هدف و قتیکه برای رفتن به پس پشت يك جنگل و يا يك سيرخاك ، تريله ميكند شدت آتش ، افزوده میشود . وبمجرد غائب شدن هدف ، اخپوری باید که فوراً آتش را قطع کند . و يك مدت بهمان وضعیت بوده بعده ولارسی کند .
مناقشه :ـ كافه حركات اخپوری ، مثل مسئله اول ، مناقشه کرده میشود . وقتیکه در پس پشت در خهای باریك ، از وضعیت پروت ، آتش کرده میشود در خهای مذکور ، هدف را تنها از نظر ، مستور میکنند واکر زنکون کیژد کرده و یا ایستاده ، ۲
٢٢
آتش کرده شود درختهای مذکور ، خدمت
استتار برای تفنگ مینماید . لهذا چنین درختها
در اوقات مذکوره اگرچه فائده دارند مگر درخـ
هرگاه منفرد باشند مضرت دارند . و اگر بداخل
بیشه و جنگل ها باشند موجب استفاده میباشند
فقرات آتیه ، مناقشه کرده میشود :
درختهای لک برای اینکه بمقابل مرمیيات
سپر شده بتوانند اقلاً از نیم متره ، لکتر با
و تا مجبوریت نباشد مطلقا بروت کرده آتش کر
لازم است .
در پس پشت جنگلك ها و پته ها بودن
اگرچه تدبیر خوب است برای پت شدن از
دشمن ؛ مگر الی زمانیکه محلهای مذکو
دشمن ؛ کشف نماید و مسافه ها را تعیین
اشغال کردن آنها لازم است .
مرمیاتیكه بيك جسم ، تماس نموده ، به
۲۳
داخل شوند به وضعیت عرضانی ( یعنی بغله )
داخل میشوند لهذا زخم آنها تهلکه ناک میباشد .
سپرهای خاک ، بهترین میباشد . مگر لکه
آنها بایدکه از هشتاد سانتیمتره ! (یعنی از ۳۲ اینج ) ،
دون نباشد . در مسافه های دور باید که لااقل ،
پنجاه سانتیمتره باشد و به درجه که نشان گرفتن را
از مسافات بعیده ، تسهیل نمایند آشکار و واضح
دیده نشوند .
بعد از پرسیدن سؤالهای مسئلۀ اول ، سؤالهای
آتی نیز ، علاوه کرده میشود :
س - وقتیکه هدف دیده شد چرا شدید
اور کردی ؟
ج - هدف به سوی من می آمد یعنی
برای من تهلکه ناک میشد و هم هدف کلان ،
نشان میداد . از همین فرصت ، استفاده نمودم
دشمن را بزودی ، تلف کنم گفته شدید اور
کردم .
س - به كدام حد هدف ، نشان گرفتی
ج - به پایهایش نشان گرفتم
درينصورت ، مرمى ها به پیشرويش مى افتد
لهذا هرچند که پیش آمده میرود اراضی که را
راهش می آیند زیر آتش آمده پیشرفت کر
نخواهد توانست .
س - هدف وقتيكه ترپله كرد چرا شد
اور كردى ؟
ج - چرا که هدف ، کلان دیده میشد
اصابت ، آسان بود .
س - ايستادن در پس پشت درخت با ريك
آيا خوب است ؟
ج - درخت هرگاه منفرد باشد مضر است
و اگر بداخل جنگل باشد مفید است ، درخت
آتش از وضعیت زنگون گذرد و از وضع
٢٥
ایستاده ، برای تفنک ما مسند میشود .
س — ببینم این درخت را چه كونه مثل
مسند ، استعمال میكنی ؟
ج — پیش درخت میروم و از درخت ،
استفاده نموده نشان میكیرم .
س — درختها برای اینكه از سرمی دشمن ،
محافظه كنند لکی آنها چه قدر باید باشد ؟
ج — اقلا نیم متره باشد .
س — سپرهای خاك ، چه قدر لكی داشته
باشند ؟
ج — كم از كم ، هشتاد سانتیمتره باشد .
س — آیا بته ها ، كياه ها سپر میشوند ؟
ج — انسان را از سرمی دشمن ، محافظه
كرده نمی توانند . لكن ما را از نظر دشمن ،
نگاه میدارند يعنی بواسطۀ آنها دشمن ، مارا
نخواهد دید ولهذا نشان گرفته و اصابت كرده
٢٦
نخواهد توانست . بناءً عليه : بسيار فائده دارندر
مگر در پس پشت غنديكك كياه منفرد ويا بته منفر
بايد مدت مديده نباشم . چونكه اينها نشا
گرفتن را آسان ميسازند .
مسئله - ۳
مقصد : - طرز حرکت را بمقابل هدفهای
به جانبها و به عقب ميروند تعليم کردن است
در وضعیت زنگون خيزد و يا از ايستادن : آنه
کردن را تعلیم نمودن است .
هدف : - يك نفر مسلح : و به فشنگ
مانوره : مجهز بوده ۳۰۰ متره دور و مستر
ميباشد .
اشارت : - لوحه سفيد اگر شاقولی کرا
شود بمعنای : دقت !
۲۷
از وضعیت مذکوره هر گاه چپ و راست
شور داده شود بمعنای : هدف ، پیش میاید .
بمجرد آتش کردن بر هدف باید که هدف
مذکور به یکی از جانبین بقدر پنجاه متره برود و
در سپر ، پروت کرده آتش کند .
لوحهٔ سفید هر گاه بالای سر ، بوضعیت
افقی گرفته شود هدف باید به جانب بقدر ۱۰۰
متره دویده و بعده پروت کرده آتش کند . و
هر وقتیکه لوحه به وضعیت فوق گرفته شود ۳
هدف نیز بقرار فوق ، عمل نماید .
لوحهٔ مذکوره هر گاه به وضعیت شاقولی
گرفته شود و بعده دسته آن را محور ، اعتبار
نموده بهمان وضعیت ، چرخ داده شود بمعنای :
هدف بقدر ۱۰۰ متره ، عقب رفته غائب شود .
تنبیه : - باید که اولا طرز حرکت بمقابل
هدفهائیکه به جانب و یا به عقب میروند نشان
۲۸
داده شود . و وقتیکه هدف دیده شد زنگون كیزد کرده ویا ایستاده ؛ طرز آتش کردن فهمانیده شود بعده وظیفه داده شود .
فرضیات : ــ در اراضی که از فلانه جای تا فلانه جای است هر هدفیکه ظاهر شود برای اینکه بالای آن ؛ آتش کرده بتوانی در اینجا نزديك خودت يك موقع خوب ؛ منتخب کن . و درین منطقه ؛ بر هر هدف که دیده شود آتش کن !
صورت اجرا : ــ وقتیکه هـدف ؛ دیده شده فازرفتن به یکی از جانبين كند اخپوری ؛ يك خطوه پیشرویش به استقامت حرکتش نشان گرفته و بواسطه تفنك ؛ تعقیب نمـوده آتش كند . و
وقتيكه هدف ؛ پروت کند شدت آتش را تنقیص کند . و
۲۹
وقتیکه هدف ۱ به جانب میدود دو خطوه ۲
پشرویش نشان گرفته به تفنك ۱ تعقیب نماید .
و وقتیکه تکرار ۱ پروت کند هـدف ۱ از محــل
اخپوری دیده نشود او زمان ۱ اخپوری از وضعیت
زنگون کیزد ۱ آتش میکند . و اگر باز ممکن
نشد از وضعیت ایستـادن ۱ آتش میکند و در
اثنای برگردن ۱ خود را پت میکند
هدف وقتیکه به پس رفتن ۱ شروع کند به ۳
سرش نشان گرفته شدید اور میکند .
د اصابت به هدفهاییکه به جانب میروند
خیلی مشکل است . لهذا مسافه باید صحیحاً
تخمین شود . مدت طيران مرمى را و نیز سرعت
حرکت هدف را به درستی ۱ حساب نمـودن ۲
الزم است : مرمى ۱ ۳۰۰ متره را به نیم ۲
۶۰۰ متره را به يك و نيم ، ۹۰۰ متـره را بـه
۲٫۵ ثانیه قطع میکند ۲ .
٣٠
مناقشه : – مواد آتیه مناقشه کرده میشود
– هدفها هر گاه به جانبین ، میروند آیا
کدام حد آنها نشان گرفته شود .
– هدفها هر گاه در حرکت باشند باید که
مربیات دائما به استقامت حرکتشان به پیشرو
شان بیفتد .
– به هدفهائیکه به سوی ما می آیند دائما
نشانگاه کوتاه و به هدفهائیکه عقب میروند دائما
نشانگاه بلند ، استعمال کنیم . و بدینگونه نشا
گرفتن را قاعده بدانیم .
– وضعیتهای نشان که اخیوری میگیرد
مناقشه کرده میشود . باید که اولا بعض سؤالها
لازم را از مسئله های گذشته پرسیده شود بع
سؤالهای آتی ، علاوه کرده میشود :
س – وقتیکه هدف به طرف راست میرا
به کدام حد آن ، نشان گرفتی ؟
۳۱
ج - به پیشرویش نشان گرفتم .
س - هدفها هرگاه به یکی از جا نیین میروند
به کدام حد آنها باید نشان گرفته شود ؟
ج - مسافه هر قدر که دور و هدف هر
قدر که سریع میرود هما نقدر زیاده تر ، به پیشرویش
نشان گرفته میشود .
س - حالی چه قدر پیشرویش نشان گرفتی ؟
ج - هدف وقتیکه عادی قدم ميرفت يك [ILL]
خطوه ، ووقتیکه دوید دو خطوه پیشرویش نشان
گرفتم .
س - هدف وقتیکه پروت کرد و دیده
نمیشود چه کردی ؟
ج - زنگون کیژد کردم . و اگر باز دیده
نمیشد می خیزتم یعنی ایستاده میشدم .
س - هدف وقتیکه پس میرفت چه کردی ؟
ج - به سر هدف ، نشان گرفتم . هدف ،
۳۲
چون از من دور شده میرفت مرمی به پشتش اصابت
میکند . و اگر بر می سر کند به پیشرویش می
افتد و لہذا هدف دائما به اراضی تهلکه ناك
داخل شده میرود .
مسئله - ٤ -
مقصد : - اهمترین هدف را انتخاب
نمودن ، به هدفہائیکه خود را اندك زمان نشان
میدهند آتش کردن ، آتش را بی لزوم به هدفهای
مختلف ، توجیه نکردن است .
هدف : ــ دو نفر ، فشنك مانوره وتفنگ
دارند ٤٠٠ متره دور ومستور میباشند .
هدفها وقتیکه بالای شان آتش کرده شد
پروت میکنند و یکى هدف سر ویکی هدف
زنگون کبر د نشان داده آتش ميكنند . بنابر
۳۳
اشارتیکه داده شود یکی از آنها تریله کرده به پس پشت
سپر آمده غائب میشود . و بعد از چند ثانیه تکرار
ظاهر شده شروع آتش میکند .
برای اینکه هدف دیگر نیز تریله کند اشارت داده
میشود . این نیز ! به عین صورت ؛ حرکت میکند .
بعد ازین بالمناوبه ! ظاهر شده ( یعنی خود را نشان
داده ) به آتش : دوام می ورزند . بعده اشارات
تریله را تکرار نموده تریله ها مناوبة اجرا ٤
می باشد . در هر تریله ٤٠ : ٦٠ متره ؛ قطع
میشود . در آخر ! بنابر اشارتیکه داده میشود
یکی از هدفها گویا زخمی شده باشد جابجا میماند
و دیگر هدف ؛ برچه يك کرده هجوم میکند »
اشارت : — لوحه زرد رنك هرگاه شاقولاً
گرفته شود بمعنای : دقت . و اگر از وضعیت شاقول .
به طرف چپ و راست ؛ شور داده شود بمعنای :
دو هدف پیاده ! به طرف اخپوری بیایید .
٣٤
لوحه اگر ته و بالا حرکت داده شود بمعنای :
یکی از هدفها تپله کند .
لوحه اگر افقاً بالای سر گرفته شود بمعنای :
یکی از هدفها جابجا باشد وهدف دیگر : بر چپ
يك کرده هجوم کند .
تنبيه : -- بعد از اعطای معلومات در باب
مواد آتیه : بايد که وظیفه داده شود :
— در عین مسافه هر گاه از عین جنس
دو هدف دیده شود آیا کدام آنها انتخاب کرد
میشود ،
— به مقابل هدفهاییكه خودرا اندك زمان
نشان میدهند چه گونه حرکت کرده میشود ،
— دو دشمن هر گاه به عین درجه : تهلکا
ناك باشند آيا بمقابل آنها چه گونه حرکت کرا
شود .
فرضیات : — در همین جای که از فلانه م
٣٥
تا فلانه حد است به هر هدف که دیده شود آتش
میکنی . و هیچ کس را نگذاری که به اینطرف
بیاید .
صورت اجرا : — دو هدف پیاده دیده میشود
که به طرف اخپوری می آیند . اخپوری ۱ به هر کدام آنها
که به آسانی ۱ نشان گرفته میتواند آتش میکند .
ووقتیکه یکی از آنها هدف سر ۱ و دیگرش
هدف سینه نشان بدهد اخپوری ۱ به هدف سینه ه (٤)
آتش میکند . هر کدام آنها ه خود را از پس
سپر ۱ نشان میدهد بالای آن ۱ آتش میکند .
وقتیکه ترپله کنند یکی از آنها را انتخاب کرده تلف
میکند و بعده آتش خود را بالای دیگر هدف ۱
توجیه مینماید . هدف ۱ وقتیکه به ۱۰۰ متره ه
نزديك شد اخپوری ۱ برچه پك ميكند .
هدف وقتیکه هجوم نموده در ما بین ۱ ۳۰ متره
ماند اخپوری نیز از جای خود جهیده به مقابل
٣٦
هدف ؛ میدود و به برچه خود ؛ مقابله میکند .
مناقشه : -- مواد آتیه مناقشه کرده میشود :
-- هرگاه ازعین جنس ؛ دوهدف دیده شود
بالای هرکدام آنها که آسانتر ؛ نشان گرفته میشود
آن را انتخاب کردن .
-- به مقابل هدفهایکه خود را اندك زمان ؛
نشان میدهند هروقتیکه هدف ؛ غائب میشود سریعاً
تفنگ را پرکرده و به شانه ؛ تکیه داده برای اینکه
سریعا آتش کرده بتوانیم ؛ بهمان وضعیت ؛
منتظر بودن ،
-- هدفهایکه به طرف اخپوری می آیند
هرگاه عین اهمیت داشته باشند . اخپوری ؛ یکی
از آنها را به واسطه آتش خود تعقیب نموده بعد از تلف
نمودنش آتش خود را بالای دیگر هدف ؛ توجیه
کردن . ونفرهیچ نترسیده در آخر بواسطه برچه
خود ؛ دشمن را تلف نمودن لازم است .
۳۷
س — هرگاه دو هدف دیده شود برکدام
آنها آتش میکنی ؟
ج — بالای هرکدام آنها که خوب نشان
گرفته میتوانم آتش میکنم .
س — هدفها وقتیکه اندک زمان دیده شدند
و غائب شدند چه کردی ؟
ج — تفنك خود را پر کرده و به شانه :
تکیه داده آماده شدم . هرکدام آنها که دیده
شد آتش کردم . (٤)
س — هدفها وقتیکه تریله کردند چه گونه
آتش کردی ؟
ج — هدفیکه به طرف راست است انتخاب
کردم . و دائماً بر آن : آتش کردم . بعد
از تلف نمودن آن : بالای هدف دیگر : آتش
کردم .
س — آیا چرا برچه يك كردى ؟
۳۸
ج - دشمن قریب شد اگر هجوم کند اورا
بواسطة برجهٔ خود ؛ تلف کنم گفته برچه يك كردم .
مسئله - ٥ -
مقصد : -- صورت حرکت به مقابل سوار .
هدف : -- يك نفر ؛ ٥٠٠ متره دور
و مستور میباشد . يك هدف سوار که نظر به
اینکه از جانب دیده شود ساخته شده باشد به
دست نفر مذکور میباشد .
اشارت : -- لوحهٔ سرخرنك هركاه شاقولاً
گرفته شود بمعنای : دقت ؛ و اگر به طرف چپ
و راست ؛ شور داده شود بمعنای : هدف سوار
را بشرطیکه از بغل دیده شود ارائه کن !
و اگر لوحهٔ مذکور ؛ ته و بالا حرکت داده
٣٩
شود بمعنای : هدف سوار : به یکی از جانبین به
عادتا برود . و وقتیکه عادتا میرود و حرکت
لوحه تکرار شود بمعنای : سرعتلی یعنی دیگلتن
برود .
لوحه اگر افقاً بالای سرگرفته شود بمعنای :
هدف سوار را به زمین : خوابانیده هدف (٥)
زنگون گیزد : ارائه کن ( یعنی سوار از اسپ (٤)
فرو آمده ) .
لوحه هرگاه بزمین : خوابانیده شود بمعنای :
هدف سوار : غائب شود .
تنبیه : -- باید که اولا معلومات در باب صورت
حرکت به مقابل صنف سواری ( تعلیمنامۀ پیاده :
ماده -- ٤٥١ ، ٤٥٢ ) داده شود و بعده وظیفه
داده شود .
فرضیات : -- به همین استقامت ببین .
هر هدف که به نظرت آید بالای آن : آتش کن !
٤٠
صورت اجرا : ـ وقتيكه هدف ديده شـ...
انچپوری ، از وضعيت زنگون كيزد مستند ، شر[؟]
آتش ميكند . وهدف ، وقتيكه به يكي از جانبين
حركت كند از وضعيت زنگون كيزد غير مستند مـ...
آتش ميكند . هدف ، وقتيكه پروت كـ...
انچپوری ، پروت ميكند وازهمين وضعيت پرون
آتش ميكند .
مناقشه : ــ مواد آتيه ، مناقشه كر...
ميشود :
ـ درحين هجوم سواری ، بدون اينكه بكمـ...
سكونت ، اجرای آتش كرده شود ديگر چاره نيست
ـ هرگاه به سكونت ، آتش كرده شد بسـ...
جسامت هدف ، مطلقا اصابت ميشود . بنـ...
عليه ، يك نفر بايد كه از چند سوار ، نترسد .
ـ سوار وقتيكه ايستاده باشد بالای
از وضعيت زنگون كيزد مستند ، ودرحال حركتـ...
٤١
یکی از جانبین ، از وضعیت زنگون کیژد غیر
مستند ، آتش کردن مناسب است .
— سوار ، وقتیکه از اسپ ، ته شود چون
براخپوری ، آتش خــواهـد کرد لہذا اخپوری
باید که پروت کند .
(٥) خطاء هـای همه حرکات را مناقشه و تصحیح
نمودن ، لازم اشت .
(٤) س — وقتيكه سوار دیده شد چرا از وضعیت
زنگون کیژ آتش کردی یمنی پروت نکردی ؟
ج — اگر پروت کنم احتمال دارد سوار را
دیده نتوانم و اگر حرکت کند تعقیب کرده نمیتوانم
و به تبدیل وضعیت نشان مجور میشوم ولهذا وقت ؛
ضایع میشود . بنابران ، پروت نکردم . ذاتاً از
وضعیت زنگون کیژد هم ، آتش مؤثر کرده می توانم .
س — وقتیکه به حرکت ، شروع کرد
از کدام وضعیت ، آتش کردی ؟
٤٢
ج — از وضعیت زنگون کیژد غیر مستند
چرا که از همین وضعیت ؛ حرکت هدف به بسیا
آسانی ؛ تعقیب میشود .
س — هدف وقتیکه از اسپ ؛ ته شد چر
بروت کردی ؟
ج — هدف ؛ هدف پیاده کردید .
شروع آتش کرد . پس ؛ حالی اگر در وضعیت
زنگون کیژد باشم خود را بلا لزوم ؛ تلف کرد
میباشم .
مسئله — ٦
مقصد ؛ — صورت حرکت به مقابل هيچ
سواری .
هدف : — دو سوار حقیقی ؛ به مسال
٥٠٠ متره .
٤٣
اشارت : ــ لوحهٔ سیاه اگر شاقولاً گرفته
شود بمعنای : دقت !
واگر از وضعیت مذکوره به طرف چپ
وراست : حرکت داده شود بمعنای : سوار ها
پیاده تا به سوی اخپوری بیایند .
واگر لوحه : شاقولاً ته و بالا شورانیده
شود بمعنای : به سرعتلی یعنی به دیکلن بیایید .
واگر اشارت مذکوره تکرار شود بمعنای : یکی (٦)
کوتاه چهار نعل بیاید و دیگرش مثلیکه زخمی
شده باشد جا بجا مانده از اسپ : ته شود .
« سوار : وقتیکه به چهار نعل : از پهلوی
اخپوری میگذرد باز به کوتاه چهار نعل ( برای
اینکه اسپ را مانده نکنند ) بقدر ٢٠٠ مترهٔ
دیگر رفته بعده ایستاد شود . »
تنبیه : ــ باید که اولاً ( ماده ــ ٤٥١ و
٤٤
٤٥٣) ی تعلیمنامه پیاده ، ایضاح کرده شود و
بعده وظیفه داده شود .
فرضیات : -- به همین استقامت مبین ؛
هر هدف که دیده شود بالای آن آتش کن !
صورت اجرا : اخپوری ؛ وقتیکه هدف
دیده شد به نشانگاه ٤٥٠ نشان گرفته از وضعیت
زنگون کیژد مستند ؛ شروع آتش میکند
هدف ؛ وقتیکه به سرعتلی یعنی به دکان ؛ شروع
کرد اخپوری ؛ به زنگون کیژد غیر مستند ؛
آتش میکند . هدف ؛ وقتیکه به ۳۵۰ متره
رسید اخپوری به نشانگاه ۲۵۰ آتش میکند .
و وقتیکه یکی از سوارها به چهار نعل بخیزد اخپوری
و لارسی کرده آتش میکند .
در هجوم سواری ؛ اخپوری سعی کند که به
طرف چپ سوار باشد و بعد از گذشتن سوارها
نیز آتش کند .
٤٥
مناقشه
مواد آتیه مناقشه کرده میشود :
- سریعاً شروع آتش کردن ،
- سریعاً تفنگ را پر کرده بکمال سکونت :
آتش کردن ،
- از پیشقدمی سوار ، فتور نکرده یعنی
نترسیده به آتش ، دوام نمودن ،
- وقتیکه سوار رسید برای مجانیت از نیزه (٦)
و یا کریچ آن ، به طرف چپ سوار گذشتن :
و بعد از تیر شدن سوار ، از پس پشتش :
آتش کردن .
همه خطا هائیکه دیده شود تصحیح کرده
بشود . و این خصوص نیز فهمانیده شود که يك
خپوزی ، دو سوار را بهمه حال : تلف کرده میتواند .
کر الحال ، صرف به مقصد تعلیم ، تلف نمودن
٤٦
آنها فرض کرده نشده است .
س - وقتیکه سوار ها هجوم کردند چه
فکر زدی ؟
ج - همین را فکر زدم : که آتش مؤثر
کرده هر دو را تلف کنم .
س - اگر می گریختی چه میشد ؟
ج - سوار به من بهمه حال میرسد و مرا
تلف میکند . حال آنکه اگر ایستاده باشم و آتش
مؤثر کنم هر دو را بهمه حال ، تلف میکنم چرا که
هدف کلان است . و اگر بالفرض : تلف نکردم
و آمده مرا زیر پای کنند مطلقا نمی میرم . مگر
اگر بگریزم بهمه حال بمن رسیده مرا میکشند .
س - برای اینکه سوار ها را بهمه حال تلف
کنیم چه لازم است ؟
ج - هیچ هول و تلاش نکردن ، تفنگ را
سریعا پر کردن ، و بکمال دقت نشان گرفته و بکمال
٤٧
سکونت ، ماشه را کش کرده اصابت کردن ، لازم است .
س -- هرگاه خوب نشان گرفته نشود و آتش کرده شود چه میشود ؟
ج -- هر قدر مرمی انداخته شود هيچ یکی اصابت نميكند . لهذا يك دو مرمی ، هر گاه خوب نشان گرفته شود انداخته شوند از صدها مرمی که بی نشان گرفتن ، انداخته شوند بهتر است .
س -- سوار ، وقتيكه ترا زیرپای نکرد توجه کردی ؟ (٦)
ج -- از عقبش آتش کردم که او را تلف کنم .
مسئله -- ۷
مقصد : -- از جمله هدفهای مختلف , هر
٤٨
هدف که تهلکه ناك است بر آن ، آتش کردن .
هدف : يك نفر پیاده كه تفنك وفشنك
مانوره دارد ٣٠٠ متره دور و مستور میباشد .
و نیز :
يك هدف سوار ، در استقامت شی نیم بمسافة
٥٠٠ متره میباشد .
اشارت : ــ لوحة زرد رنك و لوحة سفيد
رنك ، پهلو به پهلو میباشند .
اشاراتی که بواسطة لوحة زرد رنك داده میشوند به
هدف پياده ؛ و اشارات لوحة سفيد رنك به هدف
سواری ، عائد .
لو حة زرد رنك اگر شا قولی گرفته شود
بمعنای : دقت ! و اگر از وضعیت مذکوره به
طرف چپ و راست ، شور داده شود بمعنای :
هدف پیاده ، هدف زنگون كثر د نشان داده
آتش کند .
٤٩
لوحه زرد رنگ اگر شاقولاً ته و بالا حرکت داده شود بمعنای : هدف پیاده پیشرفت کند.
و اگر لوحه بزمین خوابانیده شود بمعنای : هدف غائب شود .
لوحه سفید رنگ اگر شاقولاً گرفته شود بمعنای : دقت .
و اگر از همین وضعیت به طرف چپ و راست تحريك كرده شود بمعنای : هدف (٧) سواری به سرعتلی یعنی به دکلن بیاید .
لوحه سفید رنگ اگر بزمین خوابانیده شود بمعنای : هدف سواری بیکی از جانبین گریخته غائب شود .
تنبيه : ـ اولا باید که هدفها بهمدیگر نسبت کرده شوند و تهلكه ناك آنها گفته شود و بمقابل آنها ، چه گونه حرکت کردن لازم
است فهمانده شود و بعده وظیفه داده شود .
فرضیات : ــ بر هر هدف که درین منطقه که از فلان حد تا فلان حد است دیده شود آتش میکنی
صورت اجرا : ــ وقتیکه هدف پیاده دیده شد اخپوری به آتش شروع میکند . بعد از مدتی ، بنا بر اشارتیکه داده شود هدف سواری نشان داده میشود . وقتیکه هدف سواری دیده شد اخپوری ، هدف پیاده را ترك كرده برای اینکه بر هدف سواری ، آتش کند مسافه را تخمین میکند هر گاه ٥٠٠ متره ، تخمین کرده باشد به نشانگاه ٤٥٠ ، شروع آتش کند . و تا آنکه هدف سواری ، غائب شود دائماً بر آن ، آتش کند .
وقتیکه هدف سواری ، غائب شد آتش را
اه
بر هدف پیاده ، توجیه مینماید .
س - وقتیکه بر هدف پیاده ، آتش میکردی
آیا چرا او را گذاشته بر هدف سواری ، آتش
کردی ؟
ج - اگر سوار ، تلف کرده نشود بعد از
اندك زمان آمده مرا پایمال میکند . پس ، این
هدف ، تهلکه ناك شد لهذا کوشیدم که او را
تلف کنم .
س - وقتیکه هدف سواری ، غائب شد چه (۷)
کردی ؟
ج - تکرار به هدف پیاده ، شروع آتش
کردم .
س - در عین زمان هرگاه دو هدف دیده
شود بر کدام آنها باید آتش کنی ؟
ج - هر کدام که برای من زیاده تر ، تهلکه
ناك است اول باول بر آن ، آتش میکنم .
درین کتابچه ۷ مسئله داخل است
۱۰
[ILL]
[ILL]
[ILL]
[ILL]
[ILL]
[ILL]
[ILL]
[ILL]
[ILL]
[ILL]
[ILL]
[ILL]
[ILL]