Afghanistan Digital Library
adl0318
http://hdl.handle.net/2333.1/m905qgfk
[BLANK PAGE]
This is a PDF version of an item in New York University's Afghanistan
Digital Library (http://afghanistandl.nyu.edu/). For more information about
this item, copy and paste the "handle" URL above into a web browser.
When referring to or citing this item please use the "handle" URL
and not this document or the URL from which you downloaded it.
All works presented on New York University's Afghanistan Digital Library website are, unless
otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely
reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.
NYU Libraries, Digital Library Technical Services, dlts@nyu.edu
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ
وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ
رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا
وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ
دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ
فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ
سلسله إشارات قطعه کمینۀ مأمورین وزارت جلیله داخلیه
دولت علیه افغانستان ايدها الله تعالی
قال رسول الله صلی الله
عليه و آله و اصحابه و سلم
السلطان العادل ظل الله في الارض
پادشاه عادل سایه خدايست در زمین
رساله
عنوان اساسی دینیات
در مضمون تعلیمی فلسفۀ اسلامی قرآنی و حکمت یمانی ایمانی
از آثار قلمیۀ خادم العلما
محمد عبدالواسع قندهاري
عفي عنه
بعد از منظوری جناب جلالتمآب عالیقدر وزیر داخله سردار اعلی
(عبدالعزیز) خان، جهت نصاب تعلیم عمومی کل و دارا و مأمورین ولایات علیه
در مطبع ماشینخانۀ دارالسلطنۀ کابل در ۲۲ اسد ۱۳۳۰ شمسی طبع شد
طبع اول
(۱۰۰۰) جلد
۲
بسم الله الرحمن الرحیم
(عنوان اساسی تعلیم دینیات)
(۱) حضرت قرآن عظیم دستورالعمل و قانون دین اسلام
است .
(۲) دین اسلام ناسخ کل ادیان سابقه و خاتم جمیع
ملتهای لاحقه است .
(۳) این قسم قانون باید جامع تمامی حکم و معارف ضروریه
و حاوی جمیع منافع لازمه و دافع همه اضرار و نقصان
حادثه، و کافل کامل ترقیات مکنه باشد، والا نسج
۳
کمالات سابقه ومنع قوانین ترقیانه لاحقه را نخواهد
کرد .
(۴) چون خدای حکیم که خالق کل مخلوقات و عالم تمامی
استعدادات عالم است قرآن عظیم را بصفت
کمال ستوده است ، وغیر از دین اسلام باقی ادیانرا
نامقبول فرموده است لازم که ضامن کل ترقیات
ومنافع، و دافع تمامی تنزلات و زیانها همین قرآن باشد،
والاخدای کامل گوینده وخاتم سازنده آن صادق
وحکیم نباشد ( نعوذبالله)
(۵) باتفاق کل عقلای ملل عالم خدای جهان حکیم
وصادق است .
(۶) لازم شد که قرآن عظیم با این قلت اوراق واختصار
حروف که تمام آن تخمیناً (۶۶۶۶) آیه و فقره است
متمم مقاصد ترقی ظاهری و باطنی و روحانی و
جسمانی کل عالم باشد.
(۷) عالم کیست و معنی آن چیست؟
(۸) عالم لفظ عربی است از لفظ علم مأخوذ و مشتق
معنی آن چیزیکه از ان علم بر دیگر چیز آورده شود،
و آئینه داری دانستن آنچیز دیگر را بنماید،
و عالم نام چیزی است که غیر از ذات و صفات
حقیقتۀ خدایتعالیٰ باشد پس آنچه موجود مخلوق
است یا بوده است و یا خواهد بود، همه را عالم
۵
گفته میشود که از دیدن و دانستن اشخاص و احوال
انها وجود و صفات کمال خدا یتعالی دانسته
و معلوم میگردد .
(۹) کل عالم بدو قسم است : یکی مخدوم و مقصود ذاتی
دیگری خادم و غیر مقصود ذاتی که منظور از وجود
ان تکمیل همان قسم مقصود ذاتی باشد .
(۱۰) مقصود ذاتی از عالم همان موجود خواهد بود که حکمت
وجود عالم و ثمره خلقت موجودات از وجود
و هستی او حاصل و نتیجه گردد .
(۱۱) نتیجه و حاصل وجود عالم ظهور قدرت مالک الملکی
ذات اقدس خداوندی است جل شانه ، و ترقی
۶
ممکن کل انواع و اقسام موجود بنهایت درجہ کمال، تا
کمال حضرت خالق را مظهر و آئینه دار گردیده حقیقت
خدائی او تعالی مطابق مراد او ظاهر و ہمہ مخلوت
گردن تسلیم را به بندگی او تعالی طوعاً و کرها بنهند
و آثار و خاصیات اقسام مخلوقات ہمہ ظاہر شده
صفات کمال الهیه در آنها جلوه نماید .
(۱۲) این قسم موجود که ثمره و نتیجه مذکوره را قابل باش
غیر از انسان دیگر نوع موجود نخواهد بود که کامل تر
انواع موجودات است، پس مقصود اصلی از موجو
سفلی همین انسان است، باقی مخلوقات و موجودا
سفلی و علوی هر چه دیده و شنیده میشود برا
۷
تکمیل همین انسان و ترقی او بغایه وجود خود او میباشد و بهمین سبب او را خلیفه الله لقب و آنچه آسمانها و زمینها و کوه ها از برداشتن آن عاجز است بر دوش همت و هوش او نهاده اند:
آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه فال بنام من دیوانه زدند
(۱۳) از دوازده درس فوق ثابت شد که عهده بردار تکمیل عالم انسان است، و خلیفه مالک الملکی خداوندی انسان است، و مخدوم کل انواع و اصناف موجود انسان است، و دستورالعمل کامل سعادت او قرآن که ناسخ جمیع ادیان سابقه، و خاتم تمامی
۸
قوانین لاحقه است.
(۱۴) این شخص اکمل انسان باید در تمام و پوره کردن منصب
بس بزرگ خلافت خود وظایف و مأموریتها
داشته باشد، تا بقرار آن اجرای تکمیلات ترقیات
عالم و ایفای لوازم ضروريه منصب خود را نماید.
(۱۵) اوّل وظایف او که ضرور و مهمتر احوال وی
بوده است شناختن آنذاتی است که او را بخلعتِ
خلافت سرفراز و بعهده برداری تکمیلات باقی عالم
ممتاز گردانیده است، که اگر او را نشناسد
باقی خیر و شر را از کجا خواهد شناخت و ایفا وظایف
خلافت خود را بچه نوع خواهد کرد؟
۹
(١٦) همین شناخت اول وظیفه اقدم انسانیت را بزبان
شرعی قرآنی ایمان میگویند که اول اصول اسلامیت
یعنی انسانیت از همین جهة ضرورة عقلی مقرر شده است
که بی تحصیل آن باقی سعادت همه شقاوت نیکی ها همه
بدیها، وسودها همه زیانها است، و هر عاقل که ایمان
نداشته باشد خود را نمی شناسد، و کسی که خود را
گم کرده باشد و دعوی اصلاح دیگران را بنماید،
در محکمه عقل مجنون و در اداره بخردی زبون خواهد بود.
(سوال) :
(۱۷) ایمان یعنی شناخت خدا را طریقه چیست ؟
(۱۸) (جواب) : در شناخت خداوندی تعالی شانه
ملل سابقه ولاحقه انسانیت دو فریق شده اند،
یک فریق در راه شناخت مذکور قوه عاقله خود را
راهنمای مطلب دیده بارشاد عقول مختلفه خودها
بر خدای عالم نامها گذشته، دو فرقه با هم متفق متحد
درایشان بر مطلب معرفت الهی جل شانه یافته
نشده است، بلکه همه ملل مختلفه گشته ادیان متفرقه
و خدایان مختلفه را یافته اند که بر عالم علم تواریخ ظاهرات
که همین اختلاف شان در مطلب عزیز معرفت ذات
یگانه خداوندی عاقل را مجبور حکم بطلان و نامعقولی
مسلک شان میگرداند .
فرقه دوم پیروی وحی آسمانی و نقل دینی را
در معرفت و شناخت ذات اقدس الهی کرده عقل
مخلوقی را از دریافت حقیقت خالق خود عاجز یافته
اند، و کوزه را یا راے احاطه برذات وصفات
کوزه گر ندیده اند، تمسّک ایشان در تعریف خدائی
برهنمونی خداے ہست و بس، دو ستا ویزشان
در معرفت الٰہی کلام اله است ، تعالیٰ و تقدس
این فرقه از ابتداے وجود تا آخر با آنکه نفری بسیار
و عقلاے بیشمارند، و مقتدایان ایشان بیک لک و
بیست و چهار هزار نفر تحقیقاً میرسد، ہیچ اختلاف در
ذات وصفات الٰہیہ نکرده اند، بلکه آنچه شخص
اوّل شش ہزار سال پیشتر گفته است شخص آخر
۱۲
همان حقیقت را شش هزار سال بعد فرموده است
و برای اثبات قول خودها در هر زمان دلیل نیری
خارق العاده ظاهر نموده و در مقابله اهالی مسلک
اول در هر فرصت غالب ظاهری و باطنی شده اند
که همه در علم تاریخ معلوم و نمایان است ، چنانچه
اختلاف فرقه اول عقل انسانی را مجبور بحکم بطلان
شان میسازد اتفاق فرقه دوم ناچار حکم صحت
و قبول و انقیاد میکند ،
پس معلوم شد که طریقه شناخت خدا جلّ و علیٰ
اقتفا و پیروی حضرات انبیا و پیغمبران است ، که
بقرار دلایل قطعیهٔ عقلی و شرعی خلاف در قول
۱۳
رسالت شان ممکن نیست، و غلط در فعل پیغمبری شان
محال است.
(۱۹) از درس اوّل و دوّم معلوم شد که منتخب علوم انبیا
و متفق علیه ادیان آسمانی قانون خاتم الرّسل
قرآن است، پس بحکم عقلی بی تعصب، واضح ضمناً
و لایح بانصاف گردید که طریقه شناخت خدا
غیر از قرآن دیگر چیز باید نباشد، و آنچه مخالف و مباین
آن معلوم گردد، باطل ولا مقبول بود مسئله اثبات
ناسخیت قرآن عظیم برای باقی ادیان آسمانی
چون ذیل فراخی دارد ( از حکمت اسلامی ) بایست
جست.
۱۴
شروع بمطلب وظیفهٔ
اوّل انسانیت
(یعنی ایمان)
(۲۰) حضرت قرآن عظیم فرقهٔ منتخب انسانیت یعنی
کسانی را که خود و خالق خود و غایهٔ وجود خود
شناخته باشند و بهمین جهته نام شناسا و مؤمن
یافته باشند، امر فرموده میگوید : يَأَيُّهَا الَّذِينَ
آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالْكِتَابِ
الَّذِي نَزَّلَ عَلَى رَسُولِهِ وَالْكِتَابِ
الَّذِي أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ وَمَنْ يَكْفُرْ بِاللَّهِ
وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ
فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالاً بَعِيداًه
(جزء پنجم) (سورۀ نساء) (رکوع نوزدهم)
یعنی ای کسان شناسا و انسان شناسید
خدا و رسول او و کتاب قانونی را که بر رسول
خود فرستاده و کتابهای قانونی نازل شدۀ
سابقه را و هر که ناشناسا باشد خدا و ملائکه او
و رسولان او و روز آخرت را بتحقیق گمراه سبیل
انسانیت و ترقی بوده از جادۀ مطلب بسیار
دور افتاده خواهد بود .
(٢١) از امر مبرم قرانی دانسته میگردد که اول اصول
١٦
انسانیت که مدار باقی ترقیات ظاہری و باطنی و
ابدی است و اسلامیت عبارت از ان اصول است
شناخت همین پنج مطلب بزرگ است از همین
جہتہ لفظ عربی آمَنْتُ بِاللہِ شریف که شامل
شناخت همین مطالب مقدسہ است وظیفہ لازمه
خاندان انسانیت اسلامیت گشتہ بر زن و مرد
ملت مقدسہ اسلام اقرار زبانی و تصدیق قلبی
این مطالب فرض عین گشته است.
آمَنْتُ بِاللّهِ وَمَلٰئِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ
وَالْيَوْمِ الْاٰخِرِ وَالْقَدْرِ خَيْرِهِ وَشَرِّهِ
مِنَ اللهِ تَعَالىٰ وَالْبَعْثِ بَعْدَ الْمَوْتِ.
۱۷
(۲۲) پس هر فرد انسانی که داعیهٔ کمال ذاتی را داشته
باشد شناخت و تصدیق این شش مطلب
بدل، واقرار قبولی آنها بزبان ضرور است،
والاّ از جملهٔ ناشناسان حقیقت عالم خواهد بود
که در تعبیر قرآنی مخالف و متقابل مؤمن یعنی کافر
گفته میشود، پس معنی کافر غیر ناشناس حقیقت
انسانیت چیز دیگر نیست.
بیان ضرورت شناخت مطالب
شش گانه
(۲۳) ضرورت شناخت ذات اقدس و صفات
مقدّسهٔ خداوندی ، از درس های سابقه (۱۴ و ۱۵)
۱۸
معلوم شده است.
(۲۴) ضرورت شناخت ملائکه ازین جهت است که
چون مدار انتظام کارخانه عالم دنیا بر اسبابست
و در سلطنت دنیوی اسبابي بي تعیین کاردار
که واسطۀ رسانیدن اوامر بادشاهي و اجرائ
مرادات سلطانی در رعیت و تبعه باشد، امور
مملکت مختل میگردد، وسایط نورانیه وقوا عقلیه
که مستند حرکات و سکنات، وخیر و شر، ونفع
وضرر عالم مخلوق بقرار اتفاق عقل و شرع
میباشند، وبزبان حکمت عقلی قدیم نفوس
فلکیه وعقول مفارقة و بتعبیر شرایع سابقة نور
۱۹
و انجیل نوامیس الهیه و ارواح مقدسه گفته شده است
بتعبیر قرانی که هر چیز را بزبان عام فهم بیان میفرماید
تا کل افراد جن و انس بقدر مراتب عقول
فایده از ان توانند گرفت ، از وسایط مذکوره
مقدسه ، بنام ملایکه که بعربی جمع ملک است
بمعنی فرستاده و قاصد تعبیر شده است که
در وظایف مقرره عالم ملائکه کار ظاهر و عام فهم
همین است، و باقی اسرار تحریکات افلاک
و ادوار، و تاثرات ظلمات و انوار، که از ایشان
در عالم وجود اولوی و اخروی ساری و جاری
میباشد، بنظر باریک بینی عقلا و حکمای وجود
۴۰
استفاده میگردید، که فهم هرقاصر بآن مکلف نیست
و مدار تاسیس انسانیت و اسلامیت که مشترک
کل افراد انسانیست مهیا شده بزیان سروا
و کنایه وظیفهٔ خواص بارگاه انسانیت شد
بهار عارض حسنش داع جان تازه میدارد
برنگ اصحاب صورت را ببو ارباب معنی را
(۲۵) پس براے فهم و درک ترتیب نظام کارخانه وجود
عالم، بعد از شناخت ذات و صفات مقدسه
مالک الملکی، شناخت این عالم کاردار و وی
خلقت در تربیت ضرور است که واسطهٔ فیوضان
رب العالمینی بر عالم ایشان اند، چنانچه در فصلی
۲۱
تعریف و تقسیم ایشان در تفسیر سُور قرآنیه خواهید
شناخت انشاء الله تعالی .
(٢٦) ضرورت شناخت رسولان و پیغمبران ازینجهته
است، که کمال ذاتی انسان و تکمیل واجبی
و لازمی باقی اقسام عالم وجود که وظیفه خلافت
انسانی گشته است بقرار دُرس (۱۱ و ۱۸)
بارشاد و هدایت خدائی بسته و مربوط است
که عقل انسانی از یافتن راه ترقی کامل
عالم عاجز ثابت شده است ، ازین جهت
لازم است که در هر مطلب لازمه ترقی لازمی
متعدی انسان از حضور مالک الملک مطلق
۲۲
جل شانه سررشته و سند حاصل دارد و بقرار
آن ایفای لازمه خلافت خود را نماید، و چون
افاده و استفاده مناسبتی در ما بین مفید و
مستفید و معلم و شاگرد بکار دارد که بحصول
مناسبت همکلامی، آن هر دو مطلب ممکن
میگردد، و افراد عامه نوع انسان بسبب غلبه
جنبه بهیمیت ایشان بر لمه روحانیت و
ملکیت قابل مخاطبه و همکلامی نور مطلق و
ظهر برحق ذات اقدس الهی جل شانه
نمیتوانند شد، لازم شد که برای استفاده
اصول ترقیات انسانیه واسطه خدا و مخلوق
۲۳
کسانی باشند، که از جهت صورت ظاهری همجنس
افراد انسانی و از روی حقیقت باطنی مظهر انوار
الهی بوده مناسبت خدا و مخلوق را کامل
داشته باشند تا بنسبت نورانیت استفاده
عالم غیب را بنمایند و بحیثیت جسمانیت افاده
افراد عالم شهادت را کرده مثال وساطت
وزرا و وکلای پادشاهان مخلوقے را
با رعایای عامه دارا باشند، این فرقه
فائقه عالم انسانیت که از روی ظاهر انسان
و مانند باقی افراد بشر، و از جهت غلبه نورانیت
باطن انوار محض اند، رسولان پیغمبران میباشند
۲۴
که در هر وقت و فرصت حِکَمَ و معارفِ لازمهٔ
ترقیات همان فرصت عالم وجود را از جانب
خدا بے خالق عالم برابر درجه و مرتبه ایشان
آورده و از ابتدای وجود انسانی تا آخر نشأهٔ
دنیوی تکمیلاب عالم را واسطه گشته اقسام
قوانین و انواع فرامین که دستورالعمل ترقیات
ظاهری و باطنی عالم شده و میشود، بواسطهٔ
ایشان از حضرت خالق کون و مکان رسیده
است، و ارتباط و پیوند ارسال و مرسول
مطالب ایشان اغلب و اکثر بواسطهٔ عالم
ملائکه که انوار محض و یکف جانب نورانیت را
۲۵
دارا و از جانب انسانیت معرا آفریده شده
اند بوده قاصدان حضور مالک الملکی براے
ابلاغ رسولان و پیغمبران ملائکه و معلمان
عالم انسانیت به لوازم ترقیات ظاهری
و باطنی پیغمبر اند علیهم الصلوة والسلام.
(۲۷) از ضرورت شناخت رسل ضرورت شناخت
کتب الهیه که ارسال رسولان براے ابلاغ و رسانیدن
آنهاست واضح معلوم میشود که تا فرمان شناخته
نشود شناخت قاصد آن بیفایده و ضایع است.
(۲۸) (ضرورتِ شناخت روز آخرت)
دسته هر دانا است که مدار سلطنت و پادشاهی
٢٦
ناقص مخلوقتی بیم و امید تبعه و رعایا بدر بار
پادشاهی و سیاست سلطانی است تا این دو
نباشد هیچکس او امر پادشاهی را نافذ نمیدارد
و کمر حمیت و جانفشانی را بر میان نمی بندد ، و
بهر اندازه که سطوت پادشاهی زیاده تر باشد
بیم و امید بآن بیشتر میگردد. پس مالک الملکی
مطلق و شاهنشاهی بر حق حضرت خدائی جل وعلی
بکدام درجه محل امید و جاخوف باید باشد؟؟..
(۲۹) و چون برای قانون گذار سیاست موعد
جهة ملاحظۀ ایفا و اجرای قوانین موضوعۀ خود
ضرور است که دران موقع وظایف کارداران را
۲۷
ملحوظ نموده محسن کارداری را جزا و خلعت
و مسیٔ بدکار را آنرا سرزنش و سیاست نماید،
البته برای پادشاه پادشاهان و سلطان
سلطانان هم فرصتی برای بازخواست اجرا
و ایفای قوانین مرسوله خود ضرور است،
(۳۰) سوال: چون تعین یک فرصت برای حسا
و کتاب در سلطنت مخلوقی بجهت عجز سلاطین است
از علم آوری هر ساعت و هر آن بر جمیع جزویات
و کلیات اعمال و وظایف کارداران لهذا
یک فرصتی را برای آن مقرر می کنند و
نفری کُتّاب و منشیان را برای جمع آوری آن
۲۸
میگمارند تا آنرا از نظر ایشان گذشتانده خبر
و سزای موافق آن معین مینمایند و در علم
حضرت خلاق عالم چون نقصان و تفاوت
وقت و زمان نیست ، و در هر آن و نفس
جزا و سزا داده حساب کرده می تواند
پس تعیّن روز آخرت و دراز کردن اینقدر
مهلت برای چیست چرا فی الحال از بدکار
جز انقد گرفته نشود و نیکو کار سرافراز
نگردد .
جواب :- حساب و کتاب و بازخواست
و جزا دو قسم است یکی خاص خاص هر فرد و هر
۲۹
شخصی و یکی عام و مشترک جمیع مخلوقات
آنچه خاص هر فرد فرد است تعلق بروز آخرت
نداشته در هر آن و هر نفس جزاء نیکی و سزای
بدی لا محاله رسیدنی است و بالضروره دیدنیست
می بیند کسی که می بیند و میداند کسی که میداند
قَالَ اللهُ تَعَالَی : وَمَا اَصَابَكُمْ
مِنْ مُصِيْبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيْكُمْ (الآیة)
و اما باز خواست عام که مشترک کل خلایق باشد
بی فرصت حضور عام کل مخلوق صورت
انتظام حکیمانه نمیگیرد ، پس برای آن
باز خواست و نوازش عام روز آخرت مقرر
گشته است که تفصیلات تحقیقیه آن در آیند[؟]
خوانده می شود انشاء الله تعالی .
(۳۰) ضرورت شناخت اندازه خیر و شر از جانب خداوند
شناسای حق تعالی و بنده مسلمان
حضرت او تا حصر مقاصد و مرادات عالم وجود را
مربوط محض قدرت و پادشاهی و خالقیت او
تعالی نداند از اندیشه شرک و غیر پرستی خلاص
نشده و همت و توجه قصد خود را بسوی او تعالی
نمیتواند کرد و از پرستش یزدان و اهرمن فارغ
نمیشود و چون ترقی سعادات دو جهانی وابسته
توحید و یگانه پرستی است تا انسان در هر حال خود را
۳۱
مربی تربیت رب العالمین ندیده همه را ازو
و جمله را بدو ندانند ترقیات فیوضات خالقانه
را دریافت نکرده از حقیقت عروج انسانی
محروم و در جمله مخلوقات سفلی جماد و نبات -
حیوان تربیت میشود .
برای تحصیل شرف توحید و تکمیل قوه انسانیت
لازم است که در ابتدای نشو و نمای انسانی
اعتقاد توحید و یگانگی و خالقیت عام حضرت
مالک الملک مطلق را حاصل نماید و خود را
داخل خاصیت برقی کارخانه توحید بگرداند و
خلق و آفرینش خیر و شر و نفع و ضرر را از همان
یگانه بی شریک اعتقاد نماید تا صحیح
علم حقیقی روحانی ترقی و عروج خارق العا
کامل را بی احتیاج بقوهٔ جسمانیّه و مرئیا
حاصل کرده بتواند .
آثار این قسم ترقی برقی و نمونه این گونه عرو
روحانی برای عالمان کیفیت مسمریزم مصنو
حالی که برق تخیّل است و بس واضح تر مفهوم
و معقول میگردد اگرچه فرق حقیقت و بطلان
و بقا و فنا در ترقی روحانی و کیفیت مسمریزم
ثابت است .
تفصیل این مسلئه بر وجهی که مفهوم و معقول
۳۳
دانسته گردد در سبق های حکمت اسلامی خوانده
خواهد شد برای ضرورت شناخت
این عقیده همین اجمال کافی است .
(۳۲) (ضرورت شناخت بعث بعد الموت)
(یعنی زنده گی پس از مرگ)
این مطلب چون تعلق دارد بمعرفت حقیقت
مرگ و زنده گی و شناخت خاصیت دنیا که
یوم الجمع و فرصت شراکت کل مخلوقات است
در انتظام و اتساق آن و نیز موقوف است
بر معرفت خاصیت آخرت که یوم الفصل و
موعد انفراد هر مخلوقست به ظهور خاصیت
۳۴
علیحده او که این مطالب خاصه علوم انبیاء
بوده عقل وعقلا را در استخراج صلات
بهره داده نشده است لهذا افراد ملل عالم
که تربیت روحانی پیروی آنحضرات را
نیافته اند در تعقل انمطلب سراسیمه و حیران
میباشند تا تفصیلات مطالب مذکوره داسته
کامل نگردد حقیقت این عقیده معقول عام
فهم نمیشود تحقیق کامل این مطلب را در من آخرح
حکمت اسلامی دانسته در عنوان اساسی عقد
حقیقت وقوع شک و شبهه انرا باید
کرد و بس .
(۴۳) چون ضرورت معرفت عقاید شش گانه مندرجه
امنت بالله شریف ببیان مجمل درسهای شش دو گانه
سابقه برای تحصیل انسانیت و اسلامیت دانسته
شد باید تعریف مختصر هر یک از معتقدات ششگانه
را از روی سال ابتدائی سراج العقاید حصهٔ اوّل هر
متعلم حفظ کرده تفصیلات آنرا در درس
حکمت اسلامی حاصل نماید و برائی تحصیل شرف
و ثواب حفظ اسماء حسنی و تکمیل قوه خلافت انسانی
از تخلق باخلاق جلال و جمال الهیه نود و نه نام
مقدسه حضرت الهی جل وعلی را
لفظا و معنا حفظ کرده هر صبح بعد از نماز بیستم و نقطه
۳۶
بخوانند تا آثار تربیت آنرا معاینه و مشاهده کنند
(۳۴) درس اسماء حسنی که رساله جدول دار علیحده ا
(۳۵) درس حصۀ شمائل نبویّه صلعم از کتاب سراج المـ
برای شناخت پیغمبر ص .
(۳۶) کتاب سراج العقاید حصه اوّل .
بیان وظیفهٔ اوّل انسانیّت یعنی ایمان بهمین بود
که ذکر شد بعد ازین بیان وظیفهٔ دوم انسا[نیت؟]
یعنی اسلامیت درس داده خواهد شد انشا
الله تعالی .
٣٧
شروع بمطلب وظیفه
دوم انسانیت
(یعنی اسلام)
(٣٧) بیان وظیفه (٢) انسانیت که معرفت و اجراء
لوازم اسلام است که بعد از معرفت و حصول
وظیفه ایمان جهت تحصیل نام مسلمانی که
انسانیت عبارت از آن است لازم و ضرور
ثابت میگردد.
(٣٨) (تعریف اسلام و بیان معنی آن :-)
اسلام لفظ عربی و بمعنی انقیاد و گردن نهادن
مستعمل است و مقصد ازان در وظائف انسانیه
بقرار ضرورت عقلی چند امرست:
(٣٩) معلوم هر دانا است که هر علم و دانش
معمول ظاهری نگردد نتیجه و اثر آن ظاهر و
برآن مرتب نمیشود و از قسم تخیّلات
محضہ میباشد پس وظیفۂ اوّل انسان
(ایمان) تا عامل در ظاهر نگردد و آثار آن
در وجود نشود خیال محض بوده اجراء نیّت
ترقیانه را نمیکند و نام قرآنی مومن ۔
عملاً فاسق یعنی خارج دائرۂ ترقّی قانونی
میباشد .
(مثال) نوکر نظام پادشاهی که خطر نوکرا
۳۹
و شمول فوج را حاصل داشته در عداد اردل
خاص حضور سلطنت داخل شود اگر محض قبول
باطنی نوکری قناعت کرده آثار تمغه ونشان
اردل را حاصل نماید و ایفای وظایف
عملیهٔ فوج مذکور را نکرده امیدوار ترقی منصب
بلکه حصول فائدهٔ مُوَظَّفَهٔ نوکری خود باشد
در چشم نمایندگان نظامی مغرور و در نظر
افراد عسکری بحماقت مشهور خواهد بود لہٰذا
ایمان یعنی شناخت خدا و شناخت خود و
شناخت حقیقت تبعه و خدام انسانیت و باقی
انواع وجود سفلی هر کدام از خود اثری
دارد که در خارج باید اجرا شود.
اجراهای لوازم ایمان و اعمال اعمال لازمه
وظیفه اول وظیفه دوم میباشد که نام
قرآنی آن اسلام است یعنی انقیاد
و اطاعت ظاهری .
چون اسلام ثمره و نتیجه ایمان ثابت شد
و ایمان معارف و شناختهای چند بود
لازم است که در مقابل ہر معرفت و شناخت
اسلامی و برای ثمره ہر تصدیق و عقیده اطاعتی
و اجرائی ظاهر شود بنابر آن شعب و
شاخهای اسلام بسیار و جمیع اعمال
۴۱
و افعال بدنی و ظاهری بلکه خیالی و دماغی عالم از
هر قسم و هر فن که باشد داخل حقیقت اسلام
و وظیفه دوم ترقیانهٔ انسانی میگردد چنانچه
مخبر صادق و حکیم باعقل خدا داد حقیقی موافق
رسول مقبول ، محمد مصطفیٰ روح العالم له
الفدا صلی الله علیه و آله و اصحابه و سلّم
در بیان بعضی شعب اسلام فرموده است
که اسلام هفتاد و چند شعبه است که
کمتر شعبهٔ آن پاک و صاف کردن راه ها و
سرکها است .
(۴۱) شعب اسلامیت اگرچه بسیار و لوازم ترقی
۴۲
عالم انسانیت با آنکه بیشمار است مگر ترتیب
اجرای آنها لازم است والا خلط و آمیزش
اول و آخر و شرط و مشروط و علت و معلو
حاصل گشته بیترتیبی اجراآت موجب خلل
در مطلب ترقی انسانی میگردد.
(۴۲) چون اسلام ثمرهٔ ایمان ثابت شده است
ترتیب وظایف اسلامیه برابر ترتیب وظایف
ایمانیه در قانون قویم و کتاب کریم قرآن عظیم و
احادیث شریفهٔ نبوی صلعم که مفسر و مترجم
اجمالات قرآنیاند بدو قسم منقسم و دو صنف
مرتب گردیده است:۔
۴۳
قسم اوّل - وظائف اسلاميّه كه ثمرۀ شجرۀ
اوّل وظيفه ايمانيّه (شناخت خدا و شناخت
خود) مقرّر شده وبر تمامى افراد انسانيّت
مرد و زن كه قابليّت شناسائى وتمييز را دارا
باشند یکسان و برابر لازم وفرض گشته است
واز آن به پنج بناى مسلمانی تعبير شده
شهادت اسلام نماز زكوة روزه حج را اركان
بناى آن ثابت فرموده وچنان ثابت
شده است كه هر كه این وظائف را اعمال
واجرا نسازد بكمال ايمان او بے ثمر وهو
شناسائى او مانند او مدّعى مفيد ومفيد نمى توان شد
علم
خواهد بود امید ترقی منصب انسانیتہ کجا بلکہ
نسخ نام وی از طومار فرقہ شناسای
انسانیت قریب شمرده میشود .
(۴۳) چون در کلام صادق قانون برحق خلاف محالست
لازم که بقدر قوۀ عقلیۀ ناقصه تشریح این
ترتیب شده لزوم پنج بنای مذکوره را با اصل
وظیفه لازمه ایمانیتت وجهی معقول مفهوم
گردد والا قاصر فهمان بکتب ادراک زور فلان
معرفت و ایمان با نماز و روزه شبهه های بسیار
پیدا شده بتقلیب حیوانات انسان هیئت روی
دنیا متعجبانه خواهند گفت و استهزا یا ند خوا هند
شم
پرسید که نماز را به ایمان چه کار و اعمال را با
عقیده چه اعتبار .
برای مفهوم و معقول شدن ربط ایمان و اسلام
و معرفت و اعمال با ضرورت ایفای پنج بنای
مسلمانی برای حصول محض ایمان ضروری و
وجود نور عرفانی لازمی تفصیل اجمالی بقدر فهم
متعلمان مکتب تحریر میگردد و من الله
الاستعانة والسداد .
(۴۴) (ضرورت بنای اوّل مسلمانی « شهادت
توحید و رسالت » با ایمان ضروری)
از ضرورت شناخت معبود یگانه و پیغمبر قانون آورنده صریح و ظاهر است
۴۹
که اگر با قرار زبانی تصدیق قلبی شناخت
و ایمان ظاهر نگردد، در عالم شهادت دنیا اثری
از ایمان و عرفان معلوم نشده، مومنی جز خیالی
بیش نباشد، و خدا شناسی علاوه بر اندیشه
محضه اثر پیدا نکرده فرق ظاهری شناسا
و ناشناسا و مؤمن و کافر ظاهر نشده نوازش
تعلیمی دوست و قریب و سرزنش ظاهری دشمن
و رقیب حاصل نگردیده نتیجه ظهور عالم شهادت
معدوم و فایده بروز ادوار و اطوار عالم
نمود، نامعلوم گردیده جمیع ظهورات عالم
مخالف حکمت و موجب سفه میگردد (نعوذ بالله منها)
۴۷
(۴۵) (ضرورت ادای نماز برای تحقیق ایمان و معرفت ضروری خدای)
فکر هر کس درک میتواند کرد،
که نوکر را با بادار، و رعیت را با پادشاه، و
تابع را با مقتدا وظایف آداب ضرور است
که در اوقات شبانه روزی ایفای ضروریه
آنرا بنماید، چنانچه در فطرت کل مخلوقات
اگر چه سباع و دواب باشند مشاهده و معاینه
میگردد که مغلوب را با غالب، و تابع را با متبوع
آداب مغلوبانه و تذللات چاکرانه ضروریست
پس بنده مخلوق را با خدای خالق اگر آداب
و وظایف بنده گی مقرر نباشد عکس طبع فطرتی
۴۸
و خلاف فرض عالمی میشود. لازم است که
بنده را با خدا وظایف مقرره و عبودیت
موظفه بوده اظهار بندگی خود و خدائی خدا
خود را در فرصت های معقوله ایفا کرده
بتواند.
(۴۶) در جمیع اقسام تذلل و بندگی حرکت معقولی
مثل نماز برای اظهار تذلل و عبودیت عام
حضور خالق ذو الجلال و الاکرام کیفیت دیگر
معلوم عقلی نمیگردد ، تفصیل این اجمال اینکه
اظهار شکر بر منعم باستعمال نعمت موهوبیه
در راه رضا ، و خدمت منعم مذکور ،
۴۹
پادشاه اگر بکسی اسپ بخشد بهترین اقسام
شکر آن استعمال سواری اسپ مذکور است
در خدمت حضور و اگر شمشیر مرحمت کند
بهترین شکرات ضرب دشمن اوست بهمان شمشیر
وعلیٰ ہٰذا القیاس پس شکر منعم در ہر نعمت
باید بہ استعمال نعمت موہوبه در خدمت
او باشد .
(۴۹) از نعمتهای عامه حضرت منعم حقیقی که کل
افراد عالم انسان در عطیهٔ آن همسر شریکند
ینکه بدن انسانی است که انسان بظاہر
در چشم عوام و خواص این عالم بہمین بدن است
اول بنده گی ہاے انسان باید باستعمال ان
نعمت در شکریہ رضای منعم حق باشد .
(۴۷) استعمال ہر عضو بدنی در وظیفہ خود او بقسمی
که دلیل تذلل و انکسار بودہ تعظیم با دار خود را
ظاهر نماید قدہما رکیفیت را قابل است
قیام و قعود و انحنا و سجود ۔ دست سه کیفیت
دارد رفع و بسته و فرو گذاشته ۔ پای دو
کیفیت دارد ایستاده و نشسته و عاجزتر
اقسام و اوضاع ذلیلانہ انسانی گذشتن شر
اعضا (پیشانی) بر عاجز تر محال (خاک) است
و در یک رکعت نماز کل این اقسام استعمالات
۵۱
جوارح به بهترین صورت موجود است و بفضل
انواع شکر نعمت اعضا میثه لازم شد که بقدر
حکم عقلی ادای نماز در شکر نعمت بدن
احسن اوضاع بندگی و شاکری با
(۸۴) و حسن استعمال اعضا و قوای باطنی در نماز
بوظیفه بندگی باین وجه معقول است که
زبان بذکر و تلاوت مشغول و گوش به
استماع قرائت امام و یا قرائت خود و چشم
به ملاحظه محل سجده که درجه معراج بنده است
متوجه و دماغ بتخیل قیام در حضور مالک الملک
مرتبی مطلق در کار و دل بملاحظه و مطالعهٔ
۵۲
سوال نیازمندانه خود در مرتبه مناجات
خاص حضور بقرائت عرضیه فاتحه که شامل
اکمل و احسن سوالات ترقی دین و دنیاست
و تلاوت فرمان جواب حضور با دار غمجوا مهرن
که از قرائت سوره و آیه قرآن مجید استنباط
میگردد متوجه بوده صوره معراج محمدی صلعم
و کیفیت مناجات کوه طور موسوی در هر
نماز برای هر بنده سعید میسر است
اگر بخت ازلی یار و سعادت لم یزلی مددگار باشه
و از همین جهت نماز معراج مومین دستون
دین گفته شده و ترک عمد آنرا دلیل کفران نعمت
۵۳
وجود ظاهری و باطنی دانسته زجر بصلب وحبس
بلکه تهدید بکفر در شریعت حقه برای آن از ان
مقرر شده است که کفران نعمت بغیه ظاهر
و قوای باطنی از ترک نماز لازم و ظاهر شده
در عوض شکر این نعم جسیمه به ادای نماز پنج
وقته مضایقه کردن دلیل ظاهر انکار منعم و کفران
نعمت میگردد (نعوذبالله منه) .
(۴۹) و ضرورت ادای پنجوقته نماز باین لحاظ معقول
میشود که اوقات شباروزی دو قسم است
شب و روز و هر قسم آن سه درجه دارد اول
وسط آخر که مجموع اوقات شباروزی
۵۴
شش وقت میشود بنده مخلوق اگر
شود باید در جمیع اوقات مشغول تعظیم خان
خود باشد و لااقل در اول و آخر و وسط
خود بضرورت یاد خدمت مولای خود
بمین لحاظ سه نماز روزانه صبح و ظهر
و سه نماز شبانه مغرب و عشاء و ترک دو
فاضلتر و تر در اخیر شب سیب باشد مقدسه)
تا در اول و آخر و وسط هر وقت نوکری
خود را داده از نظر رحمت او تعالی خود را
وقت غائب نگرداند .
(۵۰) ضرورت ادای نماز پنجوقتہ با جماعت از نما۵)
۵۵
ظهور حسن تمدنی و سیاسی کل عقلای عالم
تحسین نموده منکر حسن مشروعیت آن در
عالم وجود ندارد لهذا تفصیل محاسن آنرا
مطوی کرده و وعده بیان کامل آنرا بدرس
دینیّات عبادات میدهیم انشاء الله
تعالیٰ .
(۴) ضرورت لزوم ادای زکوه و روزه بعد از فهم
لزوم شکر منعم در هر نعمت مالی و غذائی
به اندک فکر و تأمل دانسته میشود و تفصیلاً
آن در درسهای دینیات خوانده میشود .
(۵) اما ضرورت لزوم حج کعبه در شهر مکه معظمه که تبقۀ
۵۶
آنست که از ضرورت کمال انسانی ست سیا
بلاد وسفر اطراف واکناف عالم است که
سیاحان عالم برای آن عمرها را صرف
و دولت ها را خرج کرده و میکنند برای افراد
مستطیع انسانیه اسلامیه راه سیاحت را بان
سفر خیریت اثر کشاده و قصد عتبه حضور حضرت
مالک الملک شکور را منتهای آن گردانیده
اند تا فائده سیاحت بلاد و عائده زیارت
خانه رب عباد هرد و میسرآمده صورت حشر
خلایق در محشر و عرض امم مختلفه و خلایق متنوعه
بحضور خالق اکبر بجسمهای عریان سینهای
۵۷
بیان برأی العین مشاهده و معاینه گروید
منشا ء ظهور دولت اسلامی و منبع بروز کوکبه
دین محمدی صلعم را هر کس توانا بدیده به بینید
و ظهور ترقیات خارقه العاده دین اسلام را
از چنین موقع بی اسباب ناسز انجام
ملاحظه کرده در ترقی دین اسلام بمقابله شنیعها
قوی و حریفان غوی جبان و بزدل نشده توقفا
غلبه دینی را بوقت مداحی ملکی و مدنی خود بگرد تلفظ
محض لا کلمه طیبه نفی باقی مقابلان را بیقین
دفع گروه شیاطین را معقول ببینید.
فهم تخصیص نسبت حضرت کعبه بخدای لامکان
۵۸
تفصیلی دارد که در سبقهای آینده تعلقهٔ
عبادات مجتمعه درس داده میشود انشاء
الله تعلیٰ .
آنچه ثمرهٔ ایمان ضروری عالم هر انسان مخلوق
و ممیز است (یعنی شناخت خدا و خود) همین
پنج بنای مسلمانی است که بی اجرا و ایفای آنها
دعوی شناخت و تمیز بی برهان، واظهار
انسانیت بی سند و گواه میباشد لهذا
در قانون اسلامیت ضرورت اعمال آنرا وظیفهٔ
لازمی و فرض عینی هر فرد مکلف انسانی
گردانیده اند و چنانچه راست شناسی حقیقت
۵۹
انسانی را کا فرنام است ناسپاس حقوق منعی را
فاسق لقب گشته است پس گویا علامه فارقه
انسان شناسنده نباتی حیوانات ناشناسا
دو پا باشند یا چار پا همین اجرای اعمال شرع
بنای مسلمانی است که ثمره و نتیجه تمیز و شناخت
وظیفه اولای انسانیت است چنانچه قانون
قویم قرآن عظیم از فرقه ناشناس انسانیه باین
عبارت تعبیر میفرماید که أُولٰئِكَ كَا
لأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولٰئِكَ هُمُ
الْغٰفِلُونَ یعنی این فرقه ناشناس وجود
و خدای خود چون چار پایانند بلکه گمراه تر
۶۰
چراکه ایشان با وجود استعداد و قوه شناخت
و ادراک غافل و بیخبر حقیقت وظیفه خود
میباشند بخلاف انعام و بهایم که بیخبری شانرا
غفلت گفته نمیشود بلکه بواسطه بی استعدادی
معذورند.
(۵۴) امر دوم اسلام که ثمره مخلوق شناسی
و وظیفه دوم ایمانیت میباشد دو چیز است
(اطاعت) و (عدالت) که این دو عنوان شامل
کل ترقیات لازمی و متعدی و حاوی جمیع علوم
و فنون و صنایع تعلقه اصلاح ذاتی و صفاتی دنیا
و آخرت کل مخلوقات عالم وجود بوده منصب
٦١
خلافت الهی به آن دو عنوان پوره
میشود و تاج امامت برای مخلوق از تحصیل
هر دو بر سر کرامت افسر انسانی نهاده
میگردد - اگر چه تفصیلات بعض معانی این
جوامع الکلم قرآنی در ضمن کُلّ مؤلفات دینیه
دنیا تخصیص کردنی است - مگر برای فهم مختصر
آثار عامه این دو عنوان جامعیت ترجمان
ضرورت تفصیل اجمالی میرود (وبالله التوفیق)
(٥٥) وظیفهٔ دوم ایمانیت را عبارت از مخلوق
شناسی دانسته بودیم و نتیجه و اثر آنرا کار
دوم اسلام مقرر و ثابت کرده چنانچه
۶۲
در درس (۳۹) خوانده شد -
(۵۶) کل مخلوقات علوی و سفلی چون نسبت بهر
فرد انسان لحاظ کرده شود دو قسم یافته میشوند
(۱) مطاع (۲) مطیع - قسم سوم را
عقل تجویز واقعی ندارد - وظیفه انسان
موافق مقتضای طبعی و عقلی با قسم اول اطاعت
و با قسم دوم عدالت است - پس عنوان
کمال و تکمیل عالم همین دو لفظ واساس
نظامنامه وجود همین دو عبارت شد
تمامی قوانین مشروعه و معقوله روی دنیا
تفسیر همین دو لفظ باید باشند - قانون قویم
۶۳
حضرت قرآن عظیم این دو عنوان مبارک را
در دو آیه قول خدای تعالی و تبارک تمام
و پوره کرده است که یک آیه آن وظیفه مطاعان
و پادشاهان در تربیت رعایا و مطیعان و دیگر
دستور العمل مطیعان و رعیت است در حد
امرا و مطاعان و آنچه تفصیلات سیاست
سلاطین است شرعاً و عقلاً تفسیر آن یک
آیه و چیزی که تحریرات وظایف رعایا و تبعه و غلمه
روی دنیا است تفسیر آیه دیگر است فَتَبَارَکَ
اللهُ اَحْسَنُ الخَالِقِیْن یک آیه اول وظیفه
پادشاهان و مطاعان اِنَّ اللهَ یَأْمُرُکُمْ اَنْ
٦٤
تُؤَدُّوا الْاَمَانَاتِ اِلَی اَهْلِهَا وَاِذَا حَكَمْتُمْ
بَیْنَ النَّاسِ اَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ
اِنَّ اللّٰهَ نِعِمَّا یَعِظُکُمْ بِهِ اِنَّ اللّٰهَ
كَانَ سَمِیْعًا بَصِیْرًا.
جزء (٥) سورۀ (نسأ) رکوع (٨) برای
فهم معانی مختصرۀ این آیۀ مقدسه بقدر دلالتِ
عدالت حکومتی رسالۀ حکومت اسلامی تالیف
شده است که داخل درس مکاتب جماعتِ سوم
مُوَظَّفین مأمورِیَّت دولت اسلامِیَّۀ امانِیَّه
است اَیَّدَ هَا اللّٰهُ تَعَالَی و تعدادِ اقسام
امانت و عدالت را بقرار ذیل دانسته برای تحصیل علم
۶۵
هر كدام رساله علحیده ضرور است :-
(۱) امانت نصب حكام رساله حكومت اسلامی
(۲) امانت در دماء فروج واموال بتمشك
القضاة الامانيه حصه حقوق.
(۳) عدالت در اخلاق لازمی هر شخص رساله
تهذیب اخلاق .
(۴) عدالت در امور خانه داری و منزل رساله
تدبیر منزل حصه نكاح فقه شریف .
(۵) عدالت در سیاست مدن جمیع قوانین
عدلیّه اسلامیه كه تعلق بجهاد وسیر دارد واقف
فنون ترقی عالم بقدر لازمه حال ضرورت فرصت
٦٦
آیه دوم وظیفه رعایا و مطیعان :-
یَا أیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أطِیعُواْ اللّهَ وَ
أطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنکُمْ
فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إلَی اللّهِ
وَالرَّسُولِ إِن کُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ
وَالْیَوْمِ الآخِرِ ذَلِکَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ
تَأْوِیلاً ـ جزو (٥) سورۀ (نسآء) رکوع (٨)
تفصیل تفسیر این آیۀ شریفه ب قدری که کلیاً
وظایف رعایای عالم که عبارت از سیاست عام
کل مخلوقات برای ترقّی أبدی انسانی ازان مفهوم
میگردد - در رسالۀ حکمت اسلامی بیان و در
۶۷
حصهٔ اطاعت اولوالامر مطلق یعنی پادشاه اسلام
در رسالهٔ خاص اطاعت اولوالامر مفصلاً و
در درسهای اخیرهٔ موظفین مأموریت دولت
اسلامیهٔ امانیه داخل است و تعداد و اقسام
اطاعت را بقرار ذیل باید دانست (۱) اطاعت
خدا بعلم بجميع فرایض و واجبات و حرام و مکروه
شرعی (۲) اطاعت رسول بعلم جمیع سنن و
مستحبات شریعت (۳) اطاعت اولوالامر
بعلم حقیقت اولوالامری و تقسیم آنها و اطاعت
هر قسم بهمان قسمیکه منقسماند کردد و علم لوازم نافرمانی
ایشان و جزای مرتب بر عصیان که در مسلک
۶۸
القضاة الامانیه و باقی نظامات امریه ای حصهٔ جزا
مذکور است .
(۵۷) وظیفهٔ دوّم انسانیت که امر اجرای لوازم
مخلوق شناسی بوده است به دو فقره قرآنی
پوره و کامل گردیده از ضروریات خلافت انسانی
که مقتضی کمال ذاتی و تکمیل باقی انواع موجودات
چیزی قانوناً باقی نماند و اسلام عبارت از حقیقت
خلافت مذکوره که عین انسانیت است ثابت
و مخالف اسلامیت بقرار حکم عقلی غیر از بهیمیت
و سبعیت و حیوانیت محضه چیزی باقی نماند
و عدالت حقیقی لازمی و متعدی که حکم عبادات
۶۹
از آنست و مفهوم دو آیه کریمه مذکوره است
خاصه قانون اسلامی مبرهن شده آنچه از اصول
ترقیات انسانی بقرار قانون قویم قرآنی برای ترقیات
(۳)
معارج روحانی باقی مانده است وظیفه سوم
انسانیت است احسان تام .
۷۰
شروع بمطلب وظیفه سوم انسانیت
(یعنی احسان)
(۵۸) هر صاحب همت عاقل یقین میداند که تمام
لذات بدنی و خیالی و عقلی که انسان تصور انرا
میکند و زحمت تحصیل لوازم و دفع منافیات
انرا مادام العمر میکشد- اگرچه بدرجه اعلای تمنا
حاصل شود و بمرتبه اقصای ارزو واصل گردد
وسوسه عدم و نیستی آن زهر قاتل کام لذت
آشام و تصور زوال و فنای آن بر همزن نشاه
سرور و فرحت مدام گشته در هیچ یکی از لذات
فانیه سروری و در کدامین از مرادات منعدمه
۷۱
خاطر جمعی لازم نمیشود چنانچه عقلای عالم سعی
که در عمر دنیا دارند همه در تحصیل چیزهای باقی است
و زحمتی که بر سر میبرند برای گذاشتن نام
و نشان پاینده است - و چون بحکم عقلی و نقلی
پاینده تر موجودات حضرت خالق آنهاست
ثابت شد که لذیذ تر لذات حضور حضرت خالق
و قرب بساط جناب مالک الملک است
تعالی شانه .
در تعبیرات قانون قویم قرآنی احسان عبارت
از تحصیل همین مرتبه قرب حضور رب بی ندل
و قدرت لا یطاق مکلف محال است که انسان
۷۲
خود را بهمان مرتبه فائز گرداند که حضوری پادشاه
خالق شده بمضمون (میر ولایت شود بنده که
سلطان خرد) مرتبۀ ایاز خاص را واصل گردید
مخلوقات وجود بی زحمت گیرد و از جسمانی مخلو
او و مملوکات عالم ہست و بود بدون کش و
کوک اسباب تسلط دنیوی عاشق اگوشته
از مرتبۀ خلافت باوج معیت و از درجۀ نهی
بمنصب منابی مشرف میگردد تمامی لذات ابدی
و همه مرادات بفیض حضرت صمدی گشته کدورا
یکقلم معدوم و مرادات سراسر موجود و
مفہوم میشود و فایت وجود حاصل و حقیقت درین
۷۳
خدائی که عبارت از مجموعه وظایف ثلاثه :
ایمان ، اسلام ، احسان است مستحصال
میگردد ذَالِکَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ
وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ . چنانچه حضرت
روح الامین جبرئیل سوال این سه وظیفه را
برای تعلیم امت از حضرت رسالت فرمود
و مجموع هر سه وظیفه را دین گفته شده است که
عبارت از سر رشته و قانون خلافت کامل
انسانی است .
(۵۹) (حدیث شریف حضرت جبرئیل امین علیہ السلام)
عَنْ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ قَالَ بَيْنَمَا نَحْنُ عِنْدَ
۷۴
رَسُولِ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ
ذَاتَ یَوْمٍ اِذْ طَلَعَ عَلَیْنَا رَجُلٌ شَدِیْدُ
بَیَاضِ الثِّیَابِ شَدِیْدُ سَوَادِ الشَّعْرِ
لا یُرَیٰ عَلَیْهِ اَثَرُ السَّفَرِ وَلا یَعْرِفُهُ
مِنَّا اَحَدٌ حَتّی جَلَسَ اِلی النَّبِيِّ صَلَّی اللهُ
عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَاَسْنَدَ رُکْبَتَیْهِ اِلَی رُکْبَتَیْهِ
وَوَضَعَ کَفَّیْهِ عَلیٰ فَخِذَیْهِ وَقَالَ
یَا مُحَمَّدُ اَخْبِرْنِي عَنِ الْاِسْلامِ قَالَ
الْاِسْلامُ اَنْ تَشْهَدَ اَنْ لا اِلٰهَ اِلا
اللهُ وَاَنَّ مُحَمَّدًا رَّسُولُ اللهِ وَتُقِیمَ
الصَّلٰوةَ وَتُؤْتِيَ الزَّکٰوةَ وَتَصُومَ
٧٥
رَمَضَانَ وَتَحُجَّ الْبَيْتَ اِنِ اسْتَطَعْتَ
اِلَيْهِ سَبِيْلًا قَالَ صَدَقْتَ فَعَجِبْنَا
لَهُ يَسْأَلُهُ وَيُصَدِّقُهُ قَالَ فَاَخْبِرْنِي
عَنِ الْاِيْمَانِ قَالَ اَنْ تُؤْمِنَ
بِاللهِ وَمَلٰئِكَتِهٖ وَكُتُبِهٖ وَرُسُلِهٖ
وَالْيَوْمِ الْاٰخِرِ وَتُؤْمِنَ بِالْقَدَرِ خَيْرِهٖ
وَشَرِّهٖ قَالَ صَدَقْتَ قَالَ فَاَخْبِرْنِي
عَنِ الْاِحْسَانِ قَالَ الْاِحْسَانُ اَنْ تَعْبُدَ
اللهَ كَاَنَّكَ تَرَاهُ فَاِنْ لَّمْ تَكُنْ تَرَاهُ فَاِنَّهٗ
يَرَاكَ قَالَ صَدَقْتَ قَالَ فَاَخْبِرْنِي
عَنِ السَّاعَةِ قَالَ مَا الْمَسْئُوْلُ عَنْهَا
٧٦
بِاَعْلَمَ مِنَ السَّائِلِ قَالَ فَاَخْبِرْ نِيْ
عَنْ اَمَارَاتِهَا قَالَ اَنْ تَلِدِ الْاَمَةُ
رَبَّتَهَا وَاَنْ تَرَى الْحُفَاةَ الْعُرَاةَ
الْعَالَةَ يَتَطَاوَلُوْنَ فِي الْبُنْيَانِ
قَالَ ثُمَّ انْطَلَقَ فَلَبِثْتُ مَلِيًّا
ثُمَّ قَالَ لِيْ اَتَدْرِيْ مَنِ السَّائِلُ
قُلْتُ اَللهُ وَرَسُوْلُهُ اَعْلَمُ قَالَ
فَاِنَّهُ جِبْرِئِيْلُ اَتَاكُمْ يُعَلِّمُكُمْ
دِيْنَكُمْ .
(رواه مسلم)
۷۷
حاصل معنی حدیث شریف در صحیح مسلم
از حضرت عمر رضی الله تعالی عنہ روایت است
کہ وی گفتہ روزے ما صحابہ بحضور حضرت رسول الله
صلی الله علیہ وسلم مشرف بودیم ناگاہ بمجلس در آمد
شخصے کہ جامہ وی بسیار سفید و مویہای
سر و محاسن او نہایت سیاه و براق بود،
آثار سفر بروی ہیچ دیده نمی شد کہ از جائے آمد
باشد و شناسائی ہیچکس ہم نبود تا بحضور حضرت
رسول چنان قریب ومتصل نشست کہ زانو ہاے
خود را بر زانو ہاے مبارک آنحضرت تکیہ داد و
دست ہاے خود را بر رانہاے مبارک شان ویا
۷۸
بر زانها خود نهاد گفت ای محمد صلعم خبرده مرا
از اسلام آنحضرت فرمود اسلام نیست که شهادت
توحید و رسالت دهی و بگوئی که أَشْهَدُ
أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ
اللهِ و بر پا داری نماز را و بدهی زکوة مال را
و روزه داری ماه رمضان را و حج خانه کعبه کنی اگر
توان آنرا داشته باشی گفت سایل مذکور است
گفتی پس ما حاضران تعجب کردیم که از آنحضرت
پرسیده یاد میکرد باز تصدیق میکند باز گفت خبر ده
مرا از ایمان آنحضرت فرمود ایمان انیست که بگرد
بخدا و ملائکه و کتابها و رسولان او بروز آخرت ایمانده
۷۹
کردن خدا خیر و شر را سایل گفت راست گفتی با
گفت خبر ده مرا از احسان آنحضرت فرمود احسان
آنست که عبادت کنی خدا برا بتصوری که در حضور
بوده اورا ببینی و اگر نینی تو خدا را پس بدرستیکه بیند
خدای تعالی سایل گفت راست گفتی باز گفت خبر
ده مرا از ساعت قیام قیامت آنحضرت فرمود
نیست سوال کرده شده درین مطلب عالمتر از سوال
کننده یعنی چنانچه ساعت مذکوره معلوم سایل
معلوم من هم نیست سایل گفت پس خبرده
مرا از علامات قرب وقوع آن آنحضرت فرمود علاما
وی آنست که بزاید کنیز با دار زن خود را و دیگر این که بینی
برهنه تنان و برهنه پایان چراننده گان گوسپند را که
دراز دستی و بلندی میجویند در بنای عمارات و قصرها
و غیره حضرت عمر فرموده است که بعد ازین سوال و جواب
سائل مذکور رفت پس من دیری درنگ کرده نشستم
پستر آنحضرت بمن فرمود که میدانی که سایل کی بود؟
عرض کردم که خدا و رسول او دانا ترند بوی فرمود که
جبرئیل بود نزد شما آمده بود که تعلیم دین شما را بشما
نماید این حدیث شریف جامع اقسام دین اسلام
و شامل تمام کلیات لازمه خلافت انسانست
که جمله تصانیف عبادات و معاملات اسلامیّه
تفسیر آن و همه کتابها قوانین سیاسه تفصیل آنست
۸۱
مقصود از قرآن در عنوان اساسی تعلیم ادینات
که دین اسلام عبارت است از سه مضمون ایمان
و اسلام و احسان است که آن سه کلا فل
کمال لازمی انسانی و تکمیلایت جمیع افراد وجود
عالم و ترقی بدرجه تحصیل سعادت روحانی است
هر چه ازین سه مطلب کم شود در وظیفه
انسانیت بهمان قرار نقصان عارض
میشود و بهر اندازه که از درجه انسانیت سقط
و هبوط لازم شود بهمان درجه مرتبه حیوانیت
نزول ضروریست آنچه در عنوان
اساسی تعلیم دینیات ضرور و مهم بود
۸۲
در پنجاه و نه درس رساله ہٰذا مختصراً تحریر
شد تا متعلمان درجه رشدیه مکاتب دولت
اسلام افغانستان عموماً و شاگردان مکتب
مبارک مامورین خصوصاً در اول درس
و نیات ملاحظه کرده ثبت صفحه دل و ملکه مخمره
آب و گل خود گردانیده تفصیلات و
تکمیلات آنرا در اوقات تحصیلات
باقیه حاصل دارند و راه سعادت و جاده
ترقی انسانیت را منحصر بپیروی قواعد مذکوره
رساله اساسی بدانند -- فرد
محال است سعدی که راه صفا - توان رفت جز در پی مصطفیٰ
۸۳
زیاده من آنچه شرط بلاغت باتو میگیم
تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال فقط
دعائيه
حضرت حق جل شانه و عز برهانه، افراد خصوصی
افغانستان، واشخاص عمومی کل اہل اسلام را
بتوجه اسلام پناهانه اعلیحضرت پادشاه
جوانبخت غازی افغانستان (الغازي
امیر امان الله خان) ایده الله تعالی
بترقیات حقیقیه اسلامیه، و تعالیات
۸۴
خارقة العادة ایمانیه سرفراز و ممتاز داراد بحمدہ
و آلہ الامجاد وصحبہ الانجاد .
المؤلف :
خادم العلماء محمد عبدالواسع
قندهاری
تمت الرسالة