قواعدنامه مکتب فنون حربیه
[ILL]
[ILL]
[ILL]
[ILL]
[ILL]
[ILL]
[ILL]
[ILL]
[ILL]
[ILL]
[ILL]
قوماندان مکتب فنون حربیه
و مدیر و مفتش عموم مکاتب عسکریۀ افغانستان :
جنرال
السيد محمود سامی
بحث اخپور
از تعلیمنامۀ پیاده
ارادۀ سنیۀ باش قوماندان اقدس اردوی افغانستان
اعلیحضرت « الغازی امیر امانالله خان »
و امر قوماندان اعظم سپهسالار غازی و ناظر
حربیه سردار اعلی جناب محمد نادر خان صاحب
بمطبعۀ مکتب فنون حربیه طبع کردید .
طبع ثالث
کابل - اول عقرب - ۱۲۹۹
قیمت - يك روپیۀ کابلی
Ta'lim-nâma
- e pyâda (1279)
Repris dans
id 1300 / 1921
نظامنامه تشکیلات اساسیة
افغانستان که به شوری دولتی پیشنهاد و مورد
موافقت
حضور اعلیحضرت
متبوع ما
امیر امان الله
پادشاه
محبوب افغانستان واقع
شده است
و برای آگاهی عموم اهالی و ملت نجیب
افغانستان در مطبعه ماشینخانه کابل طبع
و نشر شده است تاریخ ۲۵ حوت
سنه ۱۳۰۰ ایت ئی مطابق ۲۰ جمادی الثانی
سنه ۱۳۴۰ هجری
شماره ( ) مجلد
بملاحظة شروع کابل ـ شمسية
قوماندان مکتب فنون حربیه
و مدیر و مفتش عموم مکاتب عسکريه افغانستان :
جنرال
السيد محمود سامی
از تعلیمنامهٔ پیاده
بحث اخپور
با اراده سنیه باش قوماندان اقدس اردوی افغا نستان
اعلیحضرت « الغازی امیر امان الله خان »
و امر قوماندان اعظم سپهسالار غازی و ناظر
حربیه سرداراعلی جناب محمد نادر خان صاحب
در مطبعهٔ مکتب فنون حربیه طبع گردید .
طبع ثالث
کابل — اول عقرب — ۱۲۹۹
تیت نظام [۱]
قواعد عمومیه
١٤٢ — افراد عسکریه از مجتمع نظام
خطهای اخپور تشکیل نموده به تیت نظام ؛ داخل
میشوند . منزهای اخپوریان در تیت نظام ؛ مختلف
میباشد . مقدار منزها در قومانده هرگاه مذکور
نباشد قاعده دو دو خطوه یعنی دو دو گا
میباشد . و اگر کمتر و یا زیاده تر از مقدار
مذکور ؛ مطلوب باشد بایدکه امر کرده شود
هرخط اخپور ؛ که منزهای آن از دوگام
افزونتر باشد آن خط را « خفیف خط اخپور »
[١] مقصد اصلی اردو ؛ تیت نظام است
مجتمع نظام ؛ مقصد اصلی نمیباشد بلکه عبار
ازواسطه تأسیس نمودن ضبط و ربط و اطاع
میباشد . چراکه ضبط و ربط و اطاعت ؛ در
و روح اردو وواسطه نخستین مظفریت اردوست
و اگر کمتر باشد « كثيف خط اخپور » مینامند .
اداره نمودن خط اخپوريكه منزهایش خیلی
زیاده باشد مشکل است . و خط اخپور وقتیکه
بی منز میباشد بازهم ؛ منزهای آن باید که بدین
درجه با شد که افراد ؛ اسلحه خود را آزادانه
استعمال کرده بتوانند .
١٤٣ – عموماً در تشكيل خط اخپور بایدکه
اسم و نومره قطعه عسکریه که اخپور میشود بیان
و نیز در حین لزوم ؛ استقامت رفتار و ارتباط
آن ؛ تعیین کرده شود . بهتر و مناسبتر ؛
اینست که ارتباط از حد وسط باشد . قطعه که
برای ارتباط ؛ منتخب و اساس گردید « قطعه
ارتباط » نامیده میشود .
١٤٤ – نفر در تیت نظام ؛ به بودنش دريك
موقع معین ، بدرجه که در مجتمع نظام می بود
و به گرفتن بدنش در وضعیت مخصوصه ؛ و نیز
به استعمال سلاح خود بيك صورت مرتبه مانند
که در حرکات تفنگ میکرد مجبور بیست یعنی نفر
٤
در ئیت نظام ، آزاد و بی قید میباشد . اما
بمقابل تکالیفیکه رفع شد خصوصات مهمه ذیل
از نفر مذکور ، طلب کرده میشود که :
- نفر در خصوص استعمال تفنگ خود و
استفاده از اراضی ، ماهر باشد ،
- بداخل دائره وظائفیکه بخودش ماندند
استقلال حرکت داشته باشد ،
- به مافوقان و دشمنان خود ، متمادیاً
دقت فوق العاده نمايد .
افراد جدیده بمجردیکه زیر سلاح آیند می
باید که به آنها خصائل عسکریه : قوه ممیزه ،
اعتماد نفس و شجاعت ، ایقاظ و تفهیم و تلقین
کرده شود و در اثنای کل خدمت عسکریه ، به
تأیید و تقویه خصائل مذکوره کوشیده شود .
١٤٥ - قوماندانان معیت [۱] [ دلگی
[١] قوماندانان معیت = درینجا مراد ضابطان
و خورد ضابطان تولی است .
ه
باشی ها نیز داخل را به صورت اساسدار ؛ تعلیم
و تربیه نمودن ؛ حائز اهمیت مخصوصه است .
در تعلیمهای محاربه یعنی در اثنای مشق محاربه ؛
قوماندانان معیت در خط اخپور باید که از چنین
وضعیت بدن ؛ ایفای وظیفه کنند که در محاربه
حقیقی ؛ تأثیر آتش دشمن ؛ وضعیت مذکور را
استلزام و تقاضا نماید .
کافه چاوشان [ یعنی حواله داران ] و دلگی
باشی ها وافراد لیساقتدار باید که در وظائف
دلگی باشی گری ؛ تعلیم و تربیه کرده شوند .
١٤٦ – خط حرکت یعنی دستورالعمل
در خصوص تعلیم و تربیه ؛ عبارت ازینست که مقصد
ومدعا برای نمایش فدا نشود یعنی از حرکات مصنع
که به نظر ؛ خوشنما و درحقیقت ؛ بی لزوم اند
مجانبت کرده شود .
٦
۱ - تربیهٔ منفرده در تعلیم اخپور
١٤٧ - خوب کار کردن يك قطعهٔ عسکریه
در اثنای محاربه ؛ خاص وابسته به اینست که
تربیهٔ منفردهٔ تعلیمهای اخپور ؛ بکمال دقت و
اعتنا اجرا یافته باشد .
چون اهمیت تربیهٔ منفردهٔ تحت نظام ؛ از
اهمیت تربیهٔ منفردهٔ مجتمع نظام ؛ دون نمیباشد
یعنی تفاوت ندارد لهذا تربیهٔ منفردهٔ تعلیمهای
اخپور باید که در اثنای کل خدمت عسکریه
بر دوام باشد .
برای آموختن قاعده های ابتدائی استعمال
تفنگ میباید که به افراد عجمی یعنی به افراد جدیده ؛
چند روز بعد از و رود شان فوراً تفنگ داده
شود .
شروع و مباشرت تعلیمهای اراضی ؛ بالای
افراد جدیده باید که علی قدر الامکان ؛ تسریع
کرده شود و تعلیمهای مذکور ؛ متعاقب و پیهم
اجرا یابد .
١٤٨ - موادیکه پیشتر از تعلیمهای اخپور
برای افراد ؛ لازم التعليم اند قرار آتیست :
- معلومات خیلی بسیط ازجملۀ نظریات انداخت ،
- شناختن اراضی و استفاده از اراضی ،
- هدفها را دیدن وشناختن [ چشم را آموخته
کردن ] ،
- مسافات را تخمین و نشانگاه را تنظیم
كردن .
١٤٩ - طرز و ماهيت محاربۀ اخپور ؛
اولاً بواسطۀ قطعات صغیرۀ عسکریۀ که از افراد
معلم ؛ تشکیل یافته باشند برای افراد جديده
در اراضی ؛ ارائه و ايضاح کرده میشود .
بعده مجسمی ها را یعنی افراد جديده را نیز
بالذات در تعلیمها ئيكه حالات بسيطۀ محاربه را
نشان میدهند شريك ساخته معلومات شان را
۸
تزیید ۱ و بمقابل يك دشمن مفروض ؛ حرکت
نموده طرز حرکت اخپوری ها هم در تعرض وهم
در مدافعه ؛ ارائه و تعلیم کرده میشود .
١٥٠ – نفر بعد از آنکه در حرکات پر کردن
تفنگ و نیز در انواع وضعیتهای نشان ؛ اندکی
کسب مهارت کند بتعلیم حرکات مذکوره
در اراضی بمقابل هدفهای محاربه [ یعنی اشکال ]
سعی و تشبث کرده میشود .
در هر وضعیت بدن باید که تفنگ را بسیار
چالاك پر کردن ، نشانگاه را بسرعت و صحت
تنظیم نمودن ، وضعیت نشان را سریع و ماهرانه
گرفتن و به هر هدف یعنی حتی به هدفهایی که اندك
زمان بزیر آتش داشتن شان مقتضی باشد نیز
زینهار هول و تلاش نکرده بکمال سکون ؛ نشان
گرفتن و ماشه را کش کردن ؛ تعلیم کرده شود .
۱٥۱ – به اخپوریها ایضاح نمودن این
فقرات لازم است که از جمله عوارض و تفصیلات
۹
زمین ؛ کدام آنها تنها از نظر دشمن و کدام آنها
از آتش او نیز مستور میدارد . و از پس پشت
عوارض و تفصیلات مذکوره آیا کدام وضعیت
نشان گرفتن ؛ مناسب می افتد و سپرهای اخپور
[ خندقها و غیره ] چه گونه استعمال کرده میشود .
١٥٢ - اخپوریها چنین تعلیم و تربیه شوند
که دائما تأثیر آتش را مرجح بر مستوریت بدانند .
لهذا در اثنای ستر نمودن بدن خودها باید
که چنین دقت کنند که دشمن ؛ زیر نظر شان
آید . یعنی اول درجه ؛ تأثیر و دوم درجه
تستر .
بناءً علیه آیا از سپر تا کدام درجه ؛ استفاده
کردن ممکن است و یا بالکل از تستر ؛ صرف نظر
نمودن لازم است این دو لزوم ؛ خاص بواسطة
وضعیت نشان و نشان گرفتن ؛ تحقیق کرده
میتوان شد .
هرگاه آتش کرده نخواهد شد اخپوریها باید
۱۰
از سپر بدینگونه استفاده کنند که حتی الامکان
از نظر و تأثیر آتش دشمن ، مستور و محفوظ
باشند .
١٥٣ – در اراضی مرئیه ، اخپوری هـا
خاص بوضعیت پر وت ، مدت مدیده به آتش
دشمن ، مقابله کرده میتوانند . بناء علیه بالخاصه
از وضعیت پروت باید که تفریق و ترصد هدف ؛
تعلیم کرده شوند .
١٥٤ – چون بعض مؤثرات ؛ مانند روشنی
و یا خیره گی رنگ لباس ، روشنی و یا خیره گی
و تاریکی پس پشت هدف ؛ وصافی و یا ابر ناکی
هوا ، درجة مرئیت هدف را اختلاف میدهند
بنابران ، نظر دقت افراد را در خصوص مؤثرات
مذکوره ، جلب نمودن لازم است .
١٥٥ – هر اخپوری باید که هر نوع موانع را
بکمال مهارت ؛ اقتحام کرده بتواند یعنی در هیچ
مانع ، بند نماند .
حربیه ۲
۱۱ عجرالحدود - نمره [ILL]
نمره
بالخاصه باید که از خندقهای عمق خیز زدن و
بداخل خندقهای بردار درآمده ازشیو مقابل آنها
چنگ زده برآمدن و به دیوارها و غیره بالا
شدن ؛ تعلیم کرده شود .
۱٥٦ - به نفری اخپور باید که مستوراً
اصول تقرب بدشمن ؛ نیز تعلیم داده شود .
نفری اخپور باید که از ستره و چقوری خردترین
زمین ؛ مکملاً استفاده کنند و در اراضی غیر
مستور نیز ؛ خمیده و یا زحف کرده حتی الامکان :
مستوراً وبکمال مهارت ؛ پیشرفت کرده بتوانند .
۱٥٧ - به نفری اخپور باید که استعمال
ادوات استحکامیه نیز ؛ تعلیم کرده شود . و
مطالب خصوص مذکور تدریجاً تزیید کرده شود
یعنی از مسند بسیط تفنگ گرفته الی سپرهای
مستحکم اخپور : همه را نفری اخپور باید که
حفر و احضار کرده بتوانند .
نفری اخپور باید آموخته باشند به اینکه برای
۱۲
ستر بدن خود ، سريعاً يك سپر خرد ، انشا کنند
و چنین سپر را در عین وضعیت پروت نیز ؛ ساخته
بتوانند .
١٥٨ - طرز حرکت در تاریکی و در اثنای
شب ؛ به بعض ملکات مخصوصه محتاجست که
تحصیل آن خاص بواسطه تعلیم و ادمان ؛ ممكن
است . تعلیم و تربیت خصوص مذکور باید که هنوز
از دوره عجمی ها شروع و مباشرت کند .
در تعلیمهای مذکور نیز باید که بيك اصول
و يك قاعده تدريج ؛ عمل نموده تحصيل و تأمين
ترقی کرده شود . بدین موجب :
تعلیمهای شب باید که اولاً در نیم تاریکی
يعنى بالكل تاریکی نباشد ] و در تعلیمخانه
چاپنی و یا در اراضی معلومه و بعده در اراضی
غیر معلومه ؛ و نهایت در تاریکی تام ، اجرا
کرده شود . و چشم و گوش باید که به تأثیرات
متبدله ظلمت تامه و ناقصه [١] که بر احوال
[١] ظلمت = تاریکی !
١٣
و اشیا واقع میشود آموخته کرده شود .
در خصوص تمیز و تقدیر استقامت و دلالت
اصوات مختلفه باید که اکتساب ملکه و ممارسه
کرده شود .
تظاهرات متبدله انسان ، اشیا و اشکال
ارضیه را [ که در تاریکی حادث میشود ] نشان داده
ایضاح کردن لازم است . و درین خصوص باید که
تأثیر زمین ، مسافه ، احوال هوائیه و درجات
ضیائیه نیز ؛ به نظر دقت آورده شود .
نظر به بعض نقاط اراضی که در اثنای روز ؛
نشانی و ارائه کرده میشود و یا نظر به بروج و
کواکب ؛ جهت و استقامت را تعیین نمودن نیز ؛
باید كه بيك اعتنا و صورت مخصوصه ؛ تعلیم
کرده شود .
افراد برای حرکات شب باید بدینگونه تعلیم ؛
کرده شوند که دائما غافل نباشند و خاموش باشند .
و همه تجهیزاتشان برای اینکه آواز ندهند خوب
١٤
تثبیت شوند و یا بدست گرفته شوند .
در اراضی ناهموار نیز ، نفر باید که به پای خود
ندیده راه برود .
در تاریکی ، به امن و خاموشانه گذشتن از
موانع ؛ کیفیتیست وابسته به تعلیمهای خصوصی
میباشد .
١٥٩ - مقصد از کافه همین تعلیمها اینست
که نفر ، چنین اخپوری جنگاور گردد که خود
بخود ، فکر کند و موافق حال و مصلحت ؛
حرکت نماید .
به اصابت هر مرمی ، عزم قطعی داشتن و
در اثنائیکه مافوق نباشد نیز ، در ایفای وظیفه
بکمال صدق و اهتمام کوشیدن ؛ شرائط اساسیۀ
تفوق را تشکیل میدارد .
ب . غبرك و دلگی
١٦٠ - قوت و طرز و تركيب غبرك و
١٥
دلگی چنانچه در مجتمع نظام بود میباشد .
غبرگهای زیاده کی ؛ به دلگی دست راست آنها
عائدند . به هر داکی ؛ يك دلگیباشی ؛ قومانده
میکند .
١٦١ – خط اخپور ؛ چون از غبرگها و
دلگی ها مرکب است لهذا تعلیم و تربیۀ خط
اخپور باید که اولاً بواسطۀ تعلیم مواد آتیه بداخل
غبرك و دلگی ؛ احضار کرده شود :
ا – به صور مختلفه ؛ اخپور کردن [مثلا :
عادیاً ( یعنی به قدم ) و یا دویده ، به متر
های مختلف و یا بی متر ، جابجا و یا
پیش رفته ، رو برو و یا به استقامتهای
مائل ، به قومانده و یا به اشارت ...
والخ ] .
ب – یکجا شدن و جمع شدن .
ج – حرکات خط اخپور [ بهر جهت .
و درین اثنا مترها را تزئید و تنقیص
١٦
کردن ] ،
د - جهیده ( یعنی تره پله کرده ) وزحف
کرده پیشرفتن ،
ه - يك موضع معین را اشغال کردن ،
و - در ایستاده کی [ در وضعیتهای مختلف ]
و در اثنای رفتار ؛ سلاح پر کردن .
ز - خواه در وضعیتهای متنوع بدن وخواه
در پس پشت سپر های اخپور ؛
نشانگاه های مختلف ؛ استعمال نموده
متنوع وضعیتهای نشان گرفتن ،
ط - انواع آتش کردن و آتش را قطع کردن ،
ی - در خط اخپور ؛ اوامر را تکرار
نموده بیکدیگر ؛ تبلیغ کردن .
١٦٢ - حرکات سالفه يعنى حرکات فوق ؛
اول باول باید که در میدانهای تعلیم یعنی در تعلیمخانه ها
شکلا [ یعنی بيك وضعيت محاربه ؛ مستند
نباشد ] یاد داده شود . وقتیکه درین باب ؛
۱۷
مهارت لازمه ؛ حاصل شد به تعلیم و تربیة
دلگی در اراضی ؛ شروع کرده میشود . قواعد
اساسیة تعلیم و تربیة دلگی از قواعد تربیة منفرده ؛
فرق و تفاوت ندارد . مگر بر قواعد اساسیه
مذکور ؛ همین دو خصوص می افزاید :
اولاً هر نفر ؛ رفیق همپهلوی خود را [ خواه در خصوص
حرکت و خواه در خصوص آتش و خواه در خصوص
استفاده از اراضی ] زیر نظر دقت خود بیاورد .
ثانیاً : به قومانده ها و اشارات مافوقان
خود ؛ دقت نماید .
١٦٣ - دلگی باشی ها بالخاصه باید که بکمال
دقت واعتنا تعلیم و تربیه کرده شوند . دلگیباشی
هم معاون قوماندان بلوك خود میباشد و هم برای
دلگی خود ؛ چنین یك قوماندان مسئول است که
بداخل وظیفة مودوعة خود مستقلاً حرکت میکند .
دلگیباشی در خصوصات ذیل باید که معلم یعنی
تعلیم یافته باشد :
۱۸
— برای یافتن و شناختن هدف و نیز برای
ترصد تأثیر مرمی باید که دوربین ؛ استعمال
کرده بتواند .
— مسافه های وسط و کلان را بسرعت
و صحت ؛ تخمین کرده بتواند ،
— و خصوصاً قومانده هائیکه در تحت نظام
به اداره آتش ؛ عائد اند داده بتواند .
١٦٤ — دلگیمشر ؛ اخپوربهای خود را
بداخل منطقه حرکت دلگی خود یعنی بداخل
محلیكه برای دلگی خود ؛ مخصوص است
حتی الامکان ؛ مستوراً سوق نماید . وبكمال سرعت
و مهارت ؛ باعث اخذ موضع شان شود .
دلگیمشر به خصوصات ذیل : باید که متمادیاً
دقت نماید :
— به تنظیم نشانگاه ها بصحت ،
— به تقسیم آتش ،
— به اجرای آتش به دقت ،
۱۹
— به سرعت آتش و صرفیات جبهانه ،
— به نشر و تودیع اوامر و تبلیغات شفاهیه از همدیگر [ یعنی افراد ، بیکدیگر خود گفته امر ها را برسانند ] .
١٦٥ — بلوکیكه اخپور میشود چون جبههٔ آن زیاده میباشد لهذا در هر حد جبههٔ مذکور ، بيك اندازه ، تستر و حرکت اخپوریها خارج امکان است .
قوهٔ مخربهٔ آتش دشمن ، علی الاکثر ، حرکت پیشرفتن را و متحداً ادارهٔ آتش را تصعیب میکند یعنی مشکل میسازد . بنابران ، دلگیمشر باید که آتش دلگی خود را مستقلاً نیز اداره کرده بتواند . و هر وقتيكه بداخل يك جزؤ تام ، تعرض کرده میشود در خصوص تقرب بدشمن ، از هر فرصتیكه پیدا شود باید که بدون امر و اجازه گرفتن هم ، استفاده نماید . و در هر حرکت دلگی های مجاورش بواسطهٔ آتش دلگی خود ،
۲۰
معاونت کند .
١٦٦ — دلگی باشی ها هر وقتیکه وظائف شان
در خصوص اداره کردن دلگی های خود مسا عد
باشد به آتش ؛ اشتراك می ورزند . و این هم ؛
علی الاکثر در محارباتیكه در عين موضع ؛ مدید
باشند واقع میشود .
ج . بلوك
قو ما ندان بلوك
١٦٧ — در تیت نظام ؛ جزؤ تام قو ما نده
و اداره آتش ؛ بلوك است .
١٦٨ — قوماندان بلوك ؛ تشکیل خط
اخپور را ، استقامت رفتار را و در حین لزوم ؛
ارتباط را امر میکند . و منزها را نظر به مقصد
محار به ، بمحل موجود و به مسافه دشمن ؛
تعيين میدارد .
۲۱
١٦٩ — قوماندان بلوك يعنی بلوكمشر ؛
در حال مدافعه ؛ بلوك خود را در موضع می نشاند .
و برای شروع آتش ؛ احضارات لازم را اجرا
میدارد .
۱۷۰ — بلوكمشر ؛ در حال تعرض ؛ اولاً
باید سعی وغیرت کند باینکه بلوك خود را حتی الامکان
به اندك تلفات ؛ به چنین مسافه برساندکه از انجا
شروع آتش را موفقاً اجرا کرده بتواند .
مومـا الیه برای مقصد مذکور ؛ خط اخپور
قوی وكثیف خود را تا که اراضی و آتش دشمن ؛
مساعد است متحداً [ یعنی به اقسام ؛ تفریق نکرده]
به سوی دشمن ؛ سوق کند . درین اثنا البته
ازجاهائیکه معروض آتش دشمن میباشد دویده
یعنی تره پله کرده گذشتن لازم وممکن است .
هرگاه بقرار فوق ؛ متحداً حرکت نمودن
در اراضی بی ستره یعنی در اراضی هموار ؛
هنوز از ابتدا ناممکن باشد و یا از تزاید تأثیر آتش
۲۲
دشمن ؛ صرف نظر از حرکت مذکور [یعنی از متحدال
حرکت] لازم آید بلوکشر باید که نصف نصف
و یا دلگی دلگی ؛ خطهای خیلی خفیف اخپور ؛
تشکیل کرده به مسافه های غیر منتظم ؛ متعاقبا
سوق نماید . و دقت و غیرت کند به اینکه بلوک
خود را خواه در يك محل مستور و خواه در موضع
نخستین آتش ؛ باز متحد و يكجا ساخته به قبض
خود آرد .
۱۷۱ - بعد از شروع آتش ؛ واسطة بسيطتر
و سریعتر تقرب به دشمن ؛ اینست که کل بلوك ؛
متحداً تره پله کند . مکر باید که تره پلة مذکور
پیشتر ؛ مكملا احضار و بواسطۀ آتش قطعات
مجاوره ؛ حمايه کرده شود و بعده اجرا یابد .
و اگر بدینگونه ؛ تقرب به دشمن ؛ دوچار مشکلات :
گردد جبهۀ بلوك را به اقسام صغيره ؛ تقسیم
کرده [به نصف و یا دلگی] متناوباً سوق نمودن
لازم است . درین حال ؛ طرز حرکت و شکل ت
۲۳
پیشرفت اقسام مذکوره باید که هم مختلف وهم غیر
مطرد باشد . اقسام مذکوره در اثنای تره پله خود ؛
مترهای خود را به اندازه مساعده آتش قطعات
مجاوره آنها تزئید نموده و در داخل ستره تکرار
تنقیص کرده یعنی بهم نزدیک شده می توانند .
ویا افراد ؛ یکی عقب دیگر و حتی فرداً فرداً
هم ؛ پیشرفته ویا زحف نموده قطع مسافه کرده
می توانند ( ماده – ۱۳۵ ) .
قوماندان بلوك یعنی بلوکشر ؛ این را هیچ
وقت از فکر و ملاحظه خود ؛ دور نباید کرد که
واسطه مهمترین تقرب به دشمن ؛ عبارت از
استحصال تفوق آتش است . ازین سبب ؛
مومالیه یعنی بلوکشر باید سعی و غیرت نماید
به اینکه از هر فرصت ؛ استفاده کرده بلوك
خود را فراهم آورده به قبض خود بیارد ؛ که
هم آتش را و هم پیشرفتن را متحداً اداره نماید و
نفوذ و مداخله خود را بالای بلوك خود ؛ ادامه کند .
٢٤
١٧٢ - به مقصد اینکه از اراضی مکملاً استفاده کنم گفته برای بلوکمشر جائز نیست که نظر خود را از دشمن؛ جدا کند ویا استقامت تعرض را تبدیل نماید . به حرکات و آتش قطعات مجاوره ؛ مانع نشود . بناً به ملاحظهٔ مستوریت بعض اقسام خط اخپور باید که اتحاد حرکات عموم بهیچ صورت ؛ سکته دار نشود .
١٧٣ - در فرصت تأمين يك فائده ویا در فرصت استفاده از ضعف دشمن ؛ بلوکمشر به استقلال حرکت ؛ مکلف است . مگر باید که تأثير فائدهٔ مذکوررا بر عموم ؛ ملاحظه نموده در جهٔ امکان استفاده را مکملاً و بدرستی ؛ تقدیر نماید .
١٧٤ - بلوکمشر ؛ مسئول است ازینکه مسافه را بصحت ؛ تعیین نماید . موماالیه برای مقصد مذکور ؛ دو نفرمخمن مسافه ؛ نزد خود نگه میدارد . اینها نتیجهٔ تخمین خود را بدون اینکه
٢٥
بلوکمشر : سؤال کند برای بلوکمشر موما الیه
میگویند . مع مافیه بلوکمشر از تخمین دلگیمشرهای
معتمد نیز استفاده باید کرد .
بلوکمشر و دلگیمشرها و مخمنان ؛ در خصوص
تخمین مسافه ؛ برای اینکه چنین توحید اعمال
نمایند که موافق محاربه باشد تعلیمهای خصوصی
بکار است .
مخمنان مسافه در خصوص ترصد دشمن و قطعات
مجاورۀ خود باید که به قوماندان بلوك ؛ معاونت
کنند .
به تأسیس ارتباط چشمی بهمراه تولیمشر
اگرچه بوریزان یعنی طرهچی مکلف است اما
در حال فقدان بوریزان یعنی اگر طرمچی مفقود
باشد تاسیس ارتباط مذکور ؛ نیز به مخمنان مسافه
عائد و راجع میشود ( ماده – ٢٢١ ) .
وقتیکه اهمیت وظائف سائرۀ مخمنان مسافه نماند
بلوکمشر : آنها را نیز به آتش ؛ شريك ميسازد .
٢٦
تشکیل خط اخپور
١٧٥ — خط اخپور : باید که از هر شکل مجتمع نظام به هر طرف : بسرعت و بکمال انتظام و سکون : تشکیل یابد .
« استقامت رفتار » و « ارتباط » یا در قومانده اخپور و یا پیشتر و یا پستر ازان : امر کرده میشود .
هرگاه اخپور از صف حرب بلوك شده و ارتباط : بدیگر صورت امر و تعیین نشده باشد قاعده ارتباط : از دلگی جناح راست نصف دوم و اگر اخپور : از نظام دلگیقطار شده باشد از دلگی سر میباشد .
هرگاه به طرف راست و یا چپ قسم سر اخپور شدن لازم آید ارتباط : از جناحی که اخپور مذکور بر آن میشود میباشد .
بلوك هرگاه به نظام دلگیقطار باشد یا پیاده
۲۷
طرف [ طرف راست ویا چپ ] ویا به دوطرف :
اخپور میشود . درصورتيكه به دو طرف :
اخپور میشود دلگی های نصف اول بلوك :
به طرف راست دلگی سر ؛ ودلگی های نصف
دوم بلوك : به طرف چپ آن ؛ اخپور میشوند .
و اگر بلوك از ۳ دلگی ؛ مرکب باشد دلگی میانه
بطرف راست ؛ و دلگی سوم بطرف چپ رفته
اخپور میشوند .
١٧٦ – بعد از دادن قوماندهٔ اخپور ؛ تفنگ
به وضعیت : « هجوم دپاره ـــ تو بك كشه ت »
می آید . بعده بقرار خواهش افراد یعنی بابشرطيكه
دهن تفنگ ؛ اندك بالا بوده از مرکز نشانش
گرفته میشود ویا زیر بغل برداشته میشود .
عنداللزوم امر : توپك بند اوژ دکی !
نیز داده میشود .
در اثنای حرکت بداخل جنگلهای کثیف ویا
۲۸
در چنگ زدن بر بلندیهای سخت و یا در حرکات
زحف ... والحاصل در حالاتیکه هر دو دست را
آزاد داشتن لازم آید در خصوص آویزان کردن
تفنگ به کردن ؛ نیز مساعده کرده میشود .
۱۷۷ - بلوك ؛ خواه در ایستاده گی
وخواه در رفتار که باشد برای اخپور کردن آن ؛
قوماندۀ :
فلانی بلوك – اخپور مارش !
داده میشود .
و اگر اخپور نمودن كل بلوك بيك طرف ؛
لا زم باشد قوماندۀ :
فلانی بلوك – شیته ( کینته ) اخپور مارش !
دا ده میشود .
بلوك هر گاه در نظام دلکیقطار باشد اخپور
شد نش بقرار فقره آخرین ( مادۀ – ۱۷۵)
میبا شد .
در قومانده : اخپور مارش !
۲۹
دلگی باشی ها بکمال سرعت ؛ پیشروی جبهه
بر آمده اساس خط اخپور را تشکیل میدارند .
دلگیمشر دلگی ارتباط در ابتدا رو برو و یا به
استقامتی که امر شده است به کامهای کوتاه میرود .
دیگر دلگیمشرها نظر به موقع شان از دلگی
ارتباط ؛ شی (کین) کوژ رفته هر کدام شان ؛
متر خود را از دلگیمشر مجاورش نظر به متریکه
برای اخپوریان ؛ امر شده است میگیرد .
اخپوریان ؛ دلگی باشی های خود را ازده گام ؛
تعقیب میکنند . افراد صف دوم ؛ هر کدام بطرف
راست پیشفیل خود میرود . ما بین افراد یعنی
مترها دو دو گام میباشد ؛ هر گاه متر زیاده تر
و یا کمتر ؛ مطلوب باشد بلوکمشر ؛ قومانده
آتی را میدهد ؛ مثلا :
فلانی بلوك – چلور گام پرمنز [ نیم گام
پر منز ( بی متر ) ] – اخپور مارش !
قوماندان بلوك ؛ استقامت رفتار را به دلگیمشر
۳۰
دلگی ارتباط ؛ نشان میدهد . و خود بلوکمشر
بهمراه تخمینا مسافه [ یکی بطرف راست و یکی
بطرف چپ ] و بوریزان یعنی طرمپچی ؛ قاعده
در وسط بلوك ؛ و از خط دلگیمشر ها لا اقل
ده گام پیشتر میرود . اما مجبور نیست که دائما
در موقع مذکور باشد . قوماندان بلوك ؛ چون
مجبور است باینکه بلوك خودرا دراراضی ؛ ما هرا
سوق نماید و بلوکش با بلوکهای مجاورش باعث
بی انتظامی نباشد و درعین زمان ؛ دشمن
ترصد کند لهذا قوماندان موما اليه باید ك
دريك محل و مسافه ؛ بند و مقید نبوده از
ومختار باشد .
۱۷۸ - هر گاه دريك استقامتیکه به ج
بلوك ؛ مائل باشد و یا ریکی از جانبین ؛ تشکی
خط اخپور ؛ لازم آید اگرچه مناسب اینـ
که اولاً جبهه مطلوب گرفته شود و بعده أخي
کرده شود مگر استقامت جدیده را در قوما
۳۱
افزوده حرکات مذکوره را اجرا نمودن ؛ نیز
ممكن است . مثلا :
فلانی بلوك - استقامت ؛ نیم کینه آسیاب ،
ارتباط له فلانی دلگی - اخپور مارش !
درین قومانده ؛ دلکی مشر دلکی ارتباط ؛
فوراً استقامت جدیده را میگیرد .
۱۷۹ - برای اینکه بلوك ؛ جای بجای
اخپور شود قومانده آتی داده میشود ؛ مثلا :
فلانی بلوك ( ارتباط له فلانی دلگی )
زای په زای - اخپور مارش !
در قومانده مذکور ؛ دلکیمشرها بقرار
( ماده - ۱۷۷ ) ؛ در پیشروی جبهه بلوك ويا
در موضعیکه اشغال کرده خواهد شد اساس خط
اخپور را تشکیل میدارند .
دلگی ها برای اینکه پشت سر دلکیمشرهای
خود بیایند از همدیگر جدا میشوند . و در قومانده :
٣٢
موضع نسبی ! افراد ؛ داخل خط دلگی باشی ها
میشوند ( ماده – ١٨٧ ) .
١٨٠ – هرگاه آرزو شود که خط اخپور
به کمال سرعت ؛ تشکیل یابد قومانده آتی داده
میشود ؛ مثلا :
فلانی بلوك – ارتباط له فلانی دلگی –
اخپور مارش ! مارش !
١٨١ – هرگاه بلوك ؛ پس می آید یعنی
رجعت میکند و درین اثنا اخپور شدنش لازم آید قاعدةً
ابتدا و رند کرز میکند و بعده بقرار قومانده
ذیل ؛ اخپور میشود :
فلانی بلوك ؛ زای په زای – اخپور
مارش !
۳۳
حرکات خط اخپور و موضع گرفتن آن
۱۸۲ — قسم مهمترین تعلیم و تربیهٔ نیت
نظام ؛ عبارت ازینست که خط های اخپور ؛
مسافه های دراز را بکمال انتظام قطع کنند و
در اراضی صعب المرور نیز ؛ استقامت رفتار را محافظه
نمایند . در قطعهٔ عسکریه که تعلیم و تربیه اش مکمل
باشد برای حرکات ؛ به عوض قومانده ؛ اشارت
دادن کافیست . مترهارا پوره محافظه نمودن و حذارا
رعایت و اهمیت دادن ؛ چندان حاجت و اهمیت ندارد .
مگر درین خصوص ؛ آنقدر ملاحظه کرده شود که
یکی مانع حرکت و آتش دیگر نشود .
۱۸۳ — خط اخپور ؛ بی قید و آزاد و
بیدار و بسرعت رفتار عادی ؛ حرکت میکند یعنی
میرود . در شروع حرکت ؛ خواه سلاحها و
خواه کارطوسدانی ها بدون امر ؛ قید و بند
کرده میشود .
٣٤
١٨٤ — در حرکات پیشرفتن و یا به جانبین بلوکمشر ها و دلگی باشی ها در پیشروی اخپورها یعنی بجانب دشمن میباشند . و در رجعت یعنی در پس آمدن ؛ دلگیمشر ها به جانب عکس دشمن یعنی به پیشروی جبهه آمده استقامت رفتار را محافظه میکنند . مگر بلوکمشر ها باز بجانب دشمن میمانند .
١٨٥ — حرکات خط اخپور ؛ عبارت حرکت از کل بلوك ويا يك قسم آن [ نصف ، دلگی ] در استقامتهای ذیل میباشد :
— پیش رفتن ،
— پس آمدن ،
— به استقامتهای مائل [ شی كوز ، کین كوز ] ،
— به جانبها [ شی خوا ، کین خوا ] ،
— تبدیل استقامت رفتار یعنی حرکات چرخ .
برای پیش رفتن ؛ قوماندۀ آنی داده میشود :
٣٥
فلانی بلوك [ فلانی نصف و یا فلانی دلگی ]
مارش ! و یا : مارش ! مارش !
و برای پس آمدن ؛ قوماندۀ :
فلانی بلوك [ و یا فلانی نصف ، فلانی دلگی ]
کین شا مارش ! داده میشود .
و برای قطع یك مسافۀ كوتاه در استقامتهای
مائل ؛ قوماندۀ ذیل داده میشود :
فلانی بلوك [ نصف ، دلگی ] شی كوژ
( كین كوژ ) مارش !
برای رفتن به جانبها [ در پس پشت سپر و نیز
در خارج آتش دشمن ] ؛ قوماندۀ آتی داده میشود :
فلانی بلوك [ نصف ، دلگی ] شی خوا
( كین خوا ) مارش !
تبدیل استقامت در مادۀ آتی مفصلاً مندرج است .
١٨٦ - استقامت رفتار خط اخپور بواسطۀ
حركت چرخ ؛ تبدیل كرده میشود . حركت
٣٦
مذکوره یا به چرخ خرد و یا به چرخ کلان میباشد.
اگر خرد باشد دو صورت دارد :
صورت اول : استقامت جدید داده میشود .
مثلا :
استقامت ؛ وچ چنار ونه !
صورت دوم : قوماندۀ حرکت چرخ داده
میشود و بعده استقامت جدید ؛ امر میشود .
مثلا :
شی چرخ - مارش ! استقامت ؛ چنار ونه
واگر چرخ کلان باشد تبدیل استقامت مذکور ؛
به طرز حرکات توسیع جبهه اجرا می یابد .
یعنی هر دلگی گویا تنها بوده باشد چرخ نموده
استقامت جدید را میگیرد . درین صورت البته از
همه دلگی ها قدمه های متعدد حاصل میشود . بعده
تدریجاً هر قدمه ؛ پیشرفته داخل حذای قدمۀ
محور میشود . قدمه های محور باید که گامهای
۳۷
خود را کوتاه بزنند تا قدمه های پسینه ؛ رسیده داخل حذا شوند .
در خطهای دراز اخپور نیز بقرار فوق عمل نموده بلوکها قدمه ها حاصل میکنند . قدمه های مذکور در اثنای رفتار در توقف نخستین ؛ تدریجاً و متوالياً بحذای قدمۀ محور ؛ داخل میشوند . ( ماده - ۲۸۷ ) .
۱۸۷ - هر گاه شروع آتش نخواهد شد قومانده :
دریژ ! ویا پروت ! ویا زنگون کیژد !
داده حرکت خط اخپور ؛ قطع میشود . در قومانده های مذکور ؛ همه افراد ؛ و ضعیتیکه امر شده است میگیرند . و قوماندان بلوك و دلگباشی ها در پیشروی جبهه ؛ جابجا میمانند .
در پسرفتار یعنی در هنگام پس آمدن ؛
۳۸
هرگاه ایستادن لازم آید قومانده :
ورند دریژ ! داده میشود . درین قومانده
دلگيمشرها تكرار به پیشروی جبهه می برایند .
خواه در اثنای ایستاده گی و خواه در اثنای
رفتار ؛ هر گاه محاربه آتش کرده خواهد شد
قومانده :
موضع نسی ! داده میشود . درین
قوماندۀ ؛ اخپوریها تا به حذاى قوماندان بلوك :
پیش میروند یعنی به خط بلوكمشر : داخل شده
موضع ميگيرند . وهرگاه ممکن باشد نشا نگاه ها را
پیشتر از داخل شدن به مو ضع : تنظیم کردن
لازم است .
۱۸۸ — بعد از اشغال موضع : هرگاه فوراً
آتش کرده نشود و یا به آتش : فاصله داده شده
۳۹
باشد قوماندان بلوك ؛ امر : پت سی !
داده افراد را در پس سپر ؛ چنین نگه میدارد که
از نظر دشمن ؛ کاملاً مستور باشند . و برای ترصد
دشمن ؛ يك چند آدم ؛ تعیین میکند . و در
قوماندۀ : موضع نسی ! نفری اخپور :
آماده آتش میشوند .
۱۸۹ – برای اینکه نفری اخپور دویده
پیشرفت کنند قوماندۀ :
فلانی بلوك [ نصف و يا دلکی ]
تره پله – ولار ! مارش ! مارش !
داده میشود . در قوماندۀ تر پله! افراد اخپور :
حرکات پر کردن را اکمال نموده سلاحهای خودرا
قید میکنند و کارتوسدانی ها را دوکمه کرده آماده
جهیدن میشوند . افرادیکه پروت کرده باشند
٤٠
بدینگونه ؛ آماده جهیدن میشوند : تفنگ را از
حد قونداغ دست بدست چپ میگیرند و دست
راست را به زمین ؛ تکیه میدهند . و زانوی
راست را علی قدرالامکان ؛ زیر شکم خود کش
میکنند درین اثنا هوش کنند به اینکه تنه از
زمین ؛ بلند نشود . برای این مدعا ؛ شکم وسینه
به ران راست بچسپد [۱] . بعد ازاندك فاصله
که برای اجرای آماده گی های مذکور کفایت
کند بلوکمشر در اثنای جهیدن خود ؛ قومانده :
ولار ! مارش ! مارش !
میدهد . درین قومانده ؛ نفری اخپور بکمال
سرعت خیزته به کل زور خود میدوند .
[۱] خواه در اثنای اخذ موضع و خواه
در اثنای جهیدن ؛ دقت بسیار لازم است که به
دهن تفنگ ، خاك و غیره نرود . لهذا باید که
دهن تفنگ بزمین نرسد !
٤٧
است تا ترپله هشتاد متره را نادراً تجاوزا کرده
میتواند [ ماده ٣٣٨ ] . قاعدة باید که
على قدر الامکان ، ترپله های دراز کرده شود .
مگر برای اینکه دشمن برای آتش كردن :
فرصت نیابد میباید که تر پله های کوتاه نیز :
تعلیم کرده شود .
کیفیت مهمترین در اجرای ترپله ها اینست :
که كل نفری ، يكجای و خیلی سریع بخیزند و
بسیار چالاک بدوند .
۱۹۰ – ترپله ها بقرار ( ماده – ۱۸۷ ) ختام
می یابد و تنها در حین لزوم ، بدون تبدیل نشانگاه :
به هیچ امر منتظر نشده شروع آتش میشود .
اکثریا موضع جدید آتش ، پیشتر از ترپله برای
نفری اخپور ، نشان داده میتوان شد .
۱۹۱ – درموضعیکه گرفته شده است هرگاه
قوماندان بلوك ، مشاهده کند که قسم اعظم افراد
٤٢
برای اینکه بالای دشمن ، آتش کرده بتوانند
به زنخون خیزد و یا به ایستادن مجبورند یعنی از
وضعیت پروت ، آتش کرده نمی توانند باید
بلوکمشر مذکور این موضع را غلط بداند و فوراً
نفری را تکرار ، حرکت داده يك موضع مناسب
دیگر بگیرد .
و هرگاه خواه از شدت آتش دشمن و خواه
بسبب رعایت به قطعات مجاوره ، تبدیل موضع
ممکن نباشد بلوکمشر موما الیه ، نظر به مساعدت
احوال محاربه یعنی در قطع نمودن آتش اگر محذور
نباشد افراد را در وضعیت پروت نگهداشته آتش
آنها را موقته تعطیل کرده میتواند . و یا از
همین وضعیت پروت برای چنین افراد ، دیگر
هدف ، نشان داده اجرای آتش میکند [ چنین
آتش را « آتش مقراضی » مینامند ] .
۱۹۲ — هجوم خط اخیر بقرار ( ماده -
٣٤٨ ) اجرا کرده میشود .
این بحث امور از نوالورود
٤٣ میباشد صنف
انواع آتش و قومانده های آن
١٩٣ - خط اخیور : خاص بعد از اخذ
موضع : آتش کرده میتواند .
١٩٤ - در خط اخیور قاعده آتش اخیور
یعنی بخپلستر اور کرده میشود . استعمال آتش متحد
یعنی یکدم آتش به احوال نادره : منحصر است .
هر وقتیکه به دشمن بغتةً یعنی ناگاه آتش کردن :
و یا قطعه آتش کننده را شدیداً به قبض داشتن :
لازم آید استعمال نمودن یکدم آتش فائده مند
میتوان شد .
١٩٥ - قومانده که برای هر دو نوع آتش
داده میشود باید که حتی الامکان : کوتاه و بقدر
لزوم : آواز بلند و واضح باشد . هر حرف
قومانده : یکه یکه فهمیده شود . و اولاً
٤٤
استقامت ، بعده هدف ، بعده نشانگاه و بعده
نوع آتش ، تعیین کرده شود . هدف باید که
بدین طرز ، نشان داده شود که بهیچ غلطفهمی
راه ندهد .
قطعات عسکریه دشمن ، به هرطور که از جانب
افراد اخپور دیده میشوند باید که بهمان طور ،
ذکرکرده شوند یعنی نظر به چپ و راست خود
نفری اخپور گفته شوند نه به چپ و راست
دشمن . مثلا : « به كین وزر دی بطریه ،
گفته نشود بلکه : « په طوپ لری له شی ،
گفته شود .
بعد از ارائه هدف وتعيين نشانگاه ، قومانده
پخپلسر اور !
داده میشود . بعد ازین قومانده ، آتش فوراً
جاری میشود . اما برای یکدم آتش ، انتظار
قومانده ، لازم است .
٤٥
امثله در باب قومانده های آتش :
مخامخ اخپور ! نشانگاه ۸۰۰ !
پخپلسر اور !
نیمشیته اسپور ! نشانگاه ۷۰۰ !
پخپلسر اور ! - نشانگاه ٤٥٠ !
نیمکیته شنه تپه کی قطارونه ! نشانگاه
۱۰۰۰ ! تيار اوس ! نشان - نسی !
اور ! دلته کی !
برای آتش اخپور برای آتش متجد
١٩٦ - در اثنای آتش : هر گاه دو
نشانگاه ؛ استعمال شده باشد در قومانده که برای
تبدیل یکی از آنها داده میشود لفظ نشانگاه ؛
علاوه نمودن حاجت ندارد . مثلا :
هر گاه آتش به نشانگاه های ۱۱۰۰ و
٤٦
۱۲۰۰ کرده میشود و نشانگاه ۱۲۰۰ را
تبدیل کردن ؛ لازم آید قومانده :
۱۲۰۰ ؛ ۱۰۰۰ سی !
داده میشود .
۱۹۷ - در آتش اخپور یعنی در پخپلسراوری
سرعت آتش به تقدیر و انتخاب اخپور یان
محول است . حسن تعلیم و تربیه افراد عسکریه
باید که به سوء استعمال مساعدۀ مذکور ؛ مانع
باشد . یعنی بکدام جای ؛ ورو آتش و بکدام
جای ؛ شدید آتش لازم است آنها را باید که
افراد اخپور بدانند .
به نیت و امید اصابت هر مرمى ؛ اجرای
آتش نمودن ونیز آتش را بکمال اعتنا اجرا کردن ،
چون وظیفه مهمه هر اخپوری میباشد لهذا افراد
اخپور هر گاه به وظیفه مذکور ؛ رعایت کنند
سرعت آتش ؛ خود بخود معین میشود . اخپوری
هائیکه پهلو به پهلو اند در خصوص آتش باید که
٤٧
مهما امکن یعنی حتی المقدور ؛ معاونت همدیگر خود را بکنند .
سرعت آتش که در شدید آتش ؛ بکار است باید که بواسطۀ سرعت حرکات پر کردن تفنگ و وضعیت نشان گرفتن ؛ به دست آید .
قوماندان هرگاه تزیید و یا تنقیص سرعت آتش را خواهش کند قومانده های :
شدید اور ! و یا ورو اور ! میدهد .
۱۲۸ -- برای قطع نمودن آتش اخیر ؛ قوماندۀ :
فلانی بلوک ؛ اور بند ! داده میشود .
قوماندۀ مذکور را کافۀ دلکبباشی یان ؛ تکرار میکنند و اگر بدینگونه ؛ شنوانیدن آن به کل افراد ؛ ممکن نشد هر نفری که می شنود باید که به آواز بلند ؛ تکرار کند .
آتش را بواسطۀ استعمال مزمار یعنی بواسطۀ
٤٨
اشپلاق ؛ قطع نمودن ممنوع است . زیرا : احتمال
دارد که بلوکهائیکه قطع کردن آتش شان باعث
مضرت است نیز آتش خود را قطع کنند .
در قوماندۀ : اوربند ! همه افراد اخپور ؛
خواه از حرکات آتش و خواه از حرکات
پر کردن باید که فوراً وا گذار شوند . حتی
اخپوریانیکه تفنگهای خود را برای نشان گرفتن ؛
به شانۀ خود تکیه داده باشند نیز باید که تفنگهای
خود را فرود آرند . الحاصل بمجرد شنیدن
قوماندۀ مذکور باید که يك سكونت قطعيه ؛ حكمفرما
بوده هر کس به اوامر یکه داده میشود کوش و
دقت کند .
هر گاه دوام آتش به هدف سابق ؛ آرزو شود
تکراراً هدف را تعیین نمودن ؛ حاجت ندارد یعنی
تنها قوماندۀ :
اورته دوام ! داده میشود .
الودووحرد طایفان ی
٤٩
و اگر من بعد ، آتش کرده نخواهد شد در
همان فرصتيكه بواسطه قومانده : اوربند ! پدید
آید قومانده :
به دکه ولو دوام ! داده [ ماده - ٥١ ]
حرکات پرکردن ؛ اکمال کرده میشود .
تأثیر آتش
١٩٩ - تأثیر آتش [ یعنی استحصال تفوق
آتش ] به عدد تفنگهائیکه در محاربه آتش ، ادخال
کرده میشود و نیز به حسن استعمال آنها تابع
است .
در هر مسافه ، به هر نوع هدفها آتشیکه از
جانب ، اجرا کرده میشود بالخاصه ، مؤثر
٥٠
میباشد .
تأثیر آتش : هر قدر که در اندک زمان :
وقوع یابد و هر قدر که ناگهانی واقع شود قوه
معنویۀ دشمن نیز ؛ هما نقدر بزودی متزلزل میشود .
٢٠٠ – اجرا آت و فعالیت افراد اخپور :
به تعلیم و تربیۀ بدنیۀ شان و نیز به درجۀ متاعب و
خلجان و هیجان شان ؛ تابع است .
اداره آتش
٢٠١ – اداره آتش : یعنی آتش را بر
هدفهای مهم به صورت مؤثره ؛ توجیه نمودن
است .
اداره آتش : تا که ممکن است باید که بدست
مافوقان باشد و بواسطۀ اداره مافوقان باید که
٥١
از سلاح : استفاده کرده شود .
٢٠٢ - بسبب غلغله و اصوات گوناگون
انداخت که در خط آتش پدید آید امر و قومانده
ها را افراد به بسیار مشکلات میشوند . در چنین
حالات : دلگیمشرها و اگر کفایت نشود افراد
نیز باید که اوامر را تکرار نموده یعنی از یکدیگر
خود اخذ نموده بهمدیگر : تبلیغ نمایند .
در تکرار های مذکور باید بیان کرده شود که امر
مذکور از کدام آمر آمده و بکدام شخص :
عائد است . و بدین ترتیب : امر را تحریراً
دادن نیز : موافق مقصد شده میتواند . از تبلیغ
اوامر بقرار فوق : دلگیمشر ها مسئولند .
مومآ الیهم : يك دست خودها را بالا کرده رسیدن
اوامر مذکور را اعلام میکنند .
٢٠٣ - حسن اداره آتش : وابسته به
اینست که مسافه ها بکمال امنیت : تخمین کرده
٥٢
شود .
بواسطۀ آلات مساحه و یا از خریطه ها پیموده
و نیز از توپچی و یا پیادۀ که آتش میکنند پرسیده
در خصوص مسافه ها استحصال معلومات اگر چه
ممکن است اما چنین صورتها از جملۀ وسائط متممه
میباشد . واسطۀ اصل ؛ مسافه را بکمال امنیت ؛
تخمین کردن است .
٣٠٤ - وقت شروع آتش را تعیین نمودن ؛
اول درجه تابع احوال محاربه میباشد . زمان
مذکور را تعیین نمودن ؛ قاعدۀ وظیفۀ ضابطیکه
در خط اخیور است میبا شد .
قاعدۀ هر وقتیکه حسن تأثیر آتش ؛ ملحوظ
و مأمول باشد و یا بی حمایۀ آتش ؛ تقرب به
دشمن ؛ باعث تلفات عظیمه میباشد آنوقت ؛
شروع آتش میشود .
آتش را خیلی وقتتر جاری نمودن ؛ عدم
٥٣
سکونت را یعنی تلاش و وارخطایی را و نیز به نفس خود ؛ بی امنیتی یعنی عدم اعتماد نفس و بی دلی را نشان میدهد .
جبخانه که صرف میشود هرگاه با نتیجه مستحصله ؛ متناسب نباشد دلالت به اسراف قوت میکند که این ؛ مضر و بنا علیه غیر جائز است .
هرگاه تاثیر آتش ما قلیل باشد اعتماد ذاتی دشمن می افزاید .
٢٠٥ — درخصوص انتخاب هدف ؛ اهمیت تعبیه وی آن ؛ به نظر اعتبار آورده میشود . هدف را زود زود تبدیل نمودن ؛ قوت آتش را تیت و پراکند میسازد .
بر قطعاتیکه از عقب برای تقویه خط اخپوریکه بر آن ؛ آتش کرده میشود می آیند آتش را توجیه نمودن ؛ قاعده لازم نیست . چرا که
٥٤
٧٥
از سبب انتشار طولانی مرمییات ؛ قطعات مذکوره اساساً مجبورند که از منطقه مضروبه بگذرند .
٢٠٦ - هدف باید بدینگونه ارائه کرده شود که از طرف افراد اخیور ؛ سریعاً دریافت شود . هدف هرگاه بجز دوربین دیده نشود باید که بعرض آن ؛ خطوط وغیرۀ اراضی، محل هدف را هدف [یعنی نقطۀ نشان] قرار داده ارائه کرده شود . برای دیده توانستن هدف ؛ این نیز شایان توصیه است که افراد اخیور ؛ دوربین را بیکدیگر خود بدهند .
٢٠٧ - آتش را بالای جبهۀ که بر آن ؛ آتش کرده میشود تقسیم نمودن ؛ بالخاصه مهم است .
ازین سبب ؛ قوماندان بلوك حدود تقسیم را تعیین میکند . قوماندان موما الیه ؛ وقت را دیده پیشتر و یا پستر از شروع آتش ؛ اجرای
٥٥
تقسیم میدارد . برای اینکه درمابین حدود ، جای
خالی از آتش ، نماند مناسب است که حدود
معینه ، یکدیگر را قدری تجاوز کنند یعنی تیر و بیر شوند .
علی العموم بایدکه هر قطعه و هرفرد اخپور ؛
برهمان حصهٔ دشمن که در پیشروی خود دارد
آتش کند مکردر حین لزوم ؛ آتش مقراضی
نیز بایدکرد .
هرگاه بعض اقسام جبههٔ دشمن ؛ خوب
دیده نشود برای اخپورها جائز نیست که تنها
بهمان اقسامیكه خوب دیده میشوند متمادیاً آتش
کنند . مع مافیه ؛ ممنوعیت مذکور درخصوص
استفاده ازفرصتهائیكه بسیار مساعدند [ مانند
توپله های دشمن ] مانع نمیباشد .
۲۰۸ - سرعت آتش اخپور ؛ به وضعیت
محاربه و مقصد محاربه و نیز به جبهخانه که موجود
است و به حال هدف [ یعنی به جسامت و کثافت
٥٦
هدف ] تابع است .
در صورتیکه مسافه ؛ دور و احوال ضیائیه غیر
مساعد و شناختن هدف ؛ مشکل باشد سرعت
آتش باید که خیلی زیاده نباشد .
محاربه های آتش ؛ چون علی الاکثر ؛ خیلی
دیر دوام میکنند لهذا در قسم اعظم مدت محاربه
باید که جبه خانه بتصرف ؛ استعمال کرده شود .
علی العموم ؛ در حال تزاید سرعت آتش ؛
صحت اصابت برای مرمی منفرد ؛ تناقص
وامتداد حزمه آتش ؛ عمقاً تزاید میکند .
لکن بعضاً چنین سببها مانند وضعیت محاربه ،
مقصد محاربه و حال دشمن [ مثلا تریله ها ] و
غیره پیش میشود که در خصوص استحصال تاثیر
زیاده در اندک زمان ؛ باعث تزیید سرعت آتش را
و بنا بران باعث صرف نمودن جبه خانه زیاده را
استلزام میکنند . و قوع اینگونه اسباب ؛ نادر نیست .
٥٧
افراد اخپور ، چنین وضعیتها را شناخته
در خصوص استفاده از هر فرصتیکه وضعیت های
مذکور ، عرض مینمایند باید که حائز ملکه و
مهارت باشند .
۲۰۹ - سرعت آتش را بدرجه انتها
تزیید نمودن در احوال آتیه ، موافق است :
ا - در تعرض ، پیشترک از هجوم به برچه ،
یعنی در تیاری و آمادگی آخرین
قبل از هجوم ،
ب - در مدافعه ، در مقابله هجوم دشمن
به برچه ،
ج - در طرد و دفع سواری ،
د - علی العموم ، در وقوع يك مصادمه
ناگهانی و از نزديك ،
ه - در تعقیب دشمنیکه رجعت میکند .
۲۱۰ - گاه گاه دوربین نیز استعمال نموده
٥٨
تأثیر آتش را علی الدوام ، ترصد کردن لازم است .
قوماندانیکه آتش را اداره میکند از صورت اصابت مرميات و نیز از حال و حرکت خصم ، به تشخیص و تمییز این ، سعی باید کرد که تدابیر و ترتیباتش موافق است یا نه . و برای تزیید تأثیر آتش ، چه گونه تصحیحات در خصوص نشانگاه و نقطه نشان ؛ لازم است پیدا کند .
هرگاه ترصد رأساً از خط آتش ، ممکن نباشد یا در جانب یا در عقب ؛ در محلهای مرتفع و مستور ؛ راصدها مقرر نمودن ممکن است .
على الاکثر در محاربه های صحرا ؛ راصدهای جانب به حسن صورت ؛ استعمال کرده میتوان شد .
راصدهای مذکور قاعده عبارت از تخمینان مسافه میباشند اینها مشاهدات خود را بواسطة اشاراتیکه پیشتر ، مقرر نمودن شان لازم است
٥٩
خبر میدهند .
اینها هرگاه از طرف قطعه آتش کننده
دیده نمیشوند پوسته های متوسط ؛ اقامه کرده
میشود .
انضباط آتش
۲۱۱ - انضباط آتش ؛ متمم اداره آتش
است . چرا که انضباط آتش اگر نباشد ادارهٔ
آتش نیز ؛ وجود نمی یابد .
انضباط آتش عبارت ازینکه امر هائیکه در
اثنای محاربه آتش داده میشود تماماً اجرا یابد و
نیز بقاعده هائیکه در خصوص استعمال اسلحه
و طرز حرکت در محاربه ؛ عائد بوده در تعلیمنامه
و در تعلیمنامه فن انداخت مندرج و مذکور است
تماماً رعایت کرده شود .
٦٠
از انجماله : خصوصات آتیه : حائز اهمیت
میباشند :
ا - خواه برای استناد سلاح و خواه برای
تستر : از اراضی تماماً استفاده نمودن ،
ب - در تنظیم نشانگاه و در خصوص اینکه
هر مر می اصابت کند دقت نمودن ،
ج - برای اینکه امر مافوقان فوراً اجرا یابد
به مافوقانیکه قومانده میکنند گوش کردن
و نیز برای اینکه دشمن از نظر ، غائب
نشود به او : دقت متمادیه نمودن ،
د - هر گاه حال هدف : مساعد تر کردد
[ مثلا دشمن وقتیکه حرکت کند
يك سطح کلانتر نشان میدهد ] آتش را
خود بخود : تسریع نمودن ،
ه - وقتیکه دشمن از نظر : غائب شد آتش
را خود بخود قطع نمودن ،
و - صرف نمودن جبهخانه به اداره .
٦١
در اثنای جریان محاربه هرگاه آتش بدرجه
که لازم است اداره کردن ، ممكن نشود [ یعنی
درهنگام انقطاع موقتی اداره آتش ] ، ويا اداره
آتش كاملا منقطع شود [ انقطاع دائمی ] ،
هر نفر بايد كه وارخطا نشده فکر و اعتدال دم
خود را محافظه نماید و هدف ونشانگاه را خودش
انتخاب کند .
برای اینکه افراد دراثنای حالتهای فوق ،
خود بخود حرکت کرده بتوانند یعنی وضعیت
محاربه را دیده طرز حرکت مناسبتر و موافقتر را
فکر زده پیدا و اجرا کنند قابلیت لازم
است . برای اعطای این قابلت به افراد مذکوره
میباید که در تعلیمهای حضری ، وقوع تلفات را
فرض نموده مشقها کرده شود و در مشقهای مذکور
حالات محاربه که در آن ، اداره آتش منقطع
میگردد افراد را آموخته کردن یعنی افراد را در چنین
٦٢
حالات ، برای حرکت مصیبانه ، تعلیم و تربیه
نمودن لازم است .
نزديك شدن ، يکجای شدن ،
جمع شدن
۲۱۲ — برای اینکه قطعات عسکریه در اثنای
محاربه ، بهم مخلوط نشوند چاره مؤثر ترین
اینست : که قطعات مذکوره در خصوص گرفتن
و پرکردن خالیگاه هائیکه بواسطه وقوع تلفات
حاصل میشود باید متمادیاً سعی و غیرت نمایند که
به طرف قوماندانهای خود ؛ نزديك شوند .
دلکی هائیکه دو چار ضایعات زیاده باشند باید که
بادلکی های مجاور خود ؛ یکجا شده تابع يك
اداره و قومانده شوند .
٦٣
همین نزديك شدن ها قاعدهٔ خاص در اثنای حرکت یعنی در اثنای پیشرفت ؛ ممکن الاجرا بوده بشرط محافظهٔ منز هائیکه پیشتر امر شده ست باید که تدریجاً کرده شوند .
تنگی جای یعنی ضیقت منز های افراد اخپور هر گاه زیاده از لزوم كردید باعث تزايد تلفات و سبب حصول رخنه های مضر در جبههٔ عمومیه میگردد .
۲۱۳ - در اثنای جریان محاربه ؛ قوماندان هر قطعه [ از دلگیباشی گرفته الخ ] هر گاه من بعد ؛ بودن قطعهٔ عسکریهٔ خود را در تیت نظام ؛ بنا به مقصد و وضعیت ؛ لازم نبيند فوراً قطعهٔ خود را فراهم آور ده یعنی یکجای کرده به جزو نا میکه از خودش يك قد مه کلانتر با شد به التحاق و اتباع نمودن مکلف است . و درین باب حاجت به انتظار امر ندارد . چرا که سریعاً مجتمع بودن
٦٤
عسکریه زیر دست قوماندان ها حائز اهمیت است .
٢١٤ – برای اینکه يك خط اخپور به
مجتمع نظام دراید امر و یا اشارت :
فلانی بلوك ( و یا د لکی ) یوزای سی !
مارش ! ویا : ( یوزای سی ! مارش ! مارش ! )
داده میشود ( ماده – ١١ ) .
حرکت مذکوره باید که به سرعت و به کمال
سکون و از راه کوتاهترین ، اجرا یابد .
حرکت مذکوره ، هر گاه به دیگر نظام ؛
امر نشده با شد بلوك به نظام صف حرب
یکجای میشود .
در اثنای یکجای شدن در حین ایستاده کی ؛
سلاح بوضعیت راحت کی میباشد و جناح راست
بلوك به بمقابل قوماندان می آید . یعنی افراد ؛
بلا توقف بوضعیت سلاح اوژه اولا دلگی ؛
تشکیل کرده دلکیبا شیء خود را تعقیب میکنند .
٦٥
و وقتیکه بداخل بلوك به جای خود رسیدند
قوماندۀ دلگیباشی ؛ راحت کی میکنند . حرکت
مذکوره بقرار آتی ؛ شرح و ایضاح میشود :
« بلوك و قتیکه ایستاده باشد یعنی در حرکت
نباشد بر جناح راست و یا چپ و یا بر مرکز ؛
یکجای میشود [۱] .
هر گاه بر مرکز ؛ تجمع نفری لازم
آید لفظ مرکز یعنی لفظ منز را در قومانده
علاوه نمودن حاجت ندارد . یعنی هر گاه
قوماندۀ :
فلانی بلوك ( دلکی ) ؛ یوزای سی !
داده شد افراد اخیور باید که بر مرکز ؛
[۱] قوماندان بلوك ؛ نظر به موقعش و یا
نظر به جهتیکه بلوک را سوق خواهد کرد و یا
نظر به سرعت وسهولت حرکت تجمع ؛ یکی را از
۳ شق مذکور انتخاب میکند .
٦٦
یکجای شوند .
برای تجمع افراد بر جناح راست و یا چپ
باید که لفظ شی و یا کین در قومانده یاد شود .
مثلا :
فلانی بلوک (دلکی) ؛ پرشی ( برکین )
یوزای سی !
فرض کنیم پرشی ؛ مطلوب باشد . درین
صورت ؛ دلکی جناح راست برای تجمع مذکور ،
اساس میباشد . غبرگ شی وزر آن ؛ پیشروی
بلوکشر آمده ٣ کام دور می ایستد . درین هنگام ؛
پشت سر بلوکشر بطرف دشمن میباشد . دیگر
افراد دلکی مذکور به وضعیت راحت کی ؛
اولاً غبرگ و بعده دلکی تشکیل میدارند .
وقتیکه دلکی به پیشروی بلوکشر ، تشکیل یافت
دلکیمشر ؛ قوماندهٔ آرام شی میدهد .
دیگر دلکی ها به طرف راست ؛ به وضعیت
٦٧
سلاح اوزه ؛ غبرك و دلگی تشکیل داده [۱]
دلگیباشی های خود را [ دلگیباشی ها درین اثنا
سریعاً پیشروی دلگی ها می آیند ] تعقیب میکنند .
وهنگام رسیدن شان به جایهای خود در داخل
بلوك ؛ بقرار قومانده دلگیباشی ها راحت کی و
آرام می میکنند .
حرکت تجمع اگر بر جناح چپ باشد نیز
بقرار فوق میشود .
حرکت تجمع اگر بر مرکز باشد محل اساس ؛
وسط بلوك ميباشد . یعنى دلگی هاى بلوك هرگاه
فرد باشد غبرك وسط دلگی میانه ؛ اساس است
و اگر دلگی ها زوج باشد غبرك جناح راست نصف
ثانی بلوك ؛ اساس است . دلگی اساس به شرطیکه
[۱] درین اثنا نفر اساس هر دلگی یعنی نفر
سمت تجمع به گامهای کوتاه میرود . و وقتیکه
دلکی بسته شد به گامهای دراز میرود .
٦٨
غيريك اساس : پيشروی بلوكمشر باشد : از هر دو
جانب به طرف مرکز ویا تنها به طرف راست :
جمع میشود .
دیگر دلگی ها بلا توقف به عين طرز : به
سوی دلگی اساس : تجمع کرده بلوك را تشكيل
میدارند . تفرعات سائرة حركت مذكور بقرار
فوق : اجرا می یابد . در اثنای تجمع : حرف
زدن و غیره ممنوع است .
حرکت هر گاه از حال توقف یعنی از ایستاده کی
اجرا میشود جبهه دائما به طرف دشمن میباشد» .
حركت تجمع هر گاه از حال رفتار باشد هر
دلگی : مجتمعاً : وضعیت سلاح اوژه :
بلوكمشر را تعقیب میکنند .
حرکت مذکور نيز : بقرار آتی ایضاح
کرده میشود :
« در اثنائیكه بلوك به رفتار باشد و یکجاشدنش
٦٩
لازم آید در قومانده :
فلانی بلوك (دلگی) یوزای سی !
افراد در مرکز بلوك : یکجا میشوند . و
اگر قومانده :
فلانی بلوك (دلگی) پرشی (برگین) یوزای
سی !
داده شود در جناحیکه امر شده است یکجای
میشوند . چون افراد در رفتار است بعد از شنیدن
یکی از قومانده های فوق : همه افراد سلاح اوزه
میکنند . دلگی اساس : حال را دیده یا به
طرف مرکز و یا بطرف راست و یا چپ :
نزديك ميشود . غبرك اساس : قوماندان بلوك را
از ٣ کام : تعقیب میکند . قوماندان موما اليه
تا ختام حرکت : به کامهای کوتاه میرود . و یا
بدینگونه رفتن را به غبرك اساس : امر ميكند .
دیگر دلگی ها بلاتوقف : در عقب دلگباشی
های خود اولاً غبرك و بعده دلگی : تشکیل
۷۰
کرده و به سوی دلگی اساس رفته به بلوك
التحاق میکنند يعنی داخل بلوك ميشوند .
حرکت تجمع هرگاه به مارش ! مارش !
باشد حاجت به تشکیل دلگی نمیباشد یعنی هرکس
به سرعت ممکنه دويده داخل بلوك ميشود .
حرکت تجمع در پسرفتار نيز ؛ بقرار قاعده
هـای فوق میباشد . مگر بمجردیکه استقامت
رفتار گرفته شد بلوکمشر ؛ باز بطرف دشمن
میگذرد يعنی از عقب بلوك ميرود . مع مافيه
هرگاه وقت ؛ مساعد باشد برای تجمع در حال
رجعت نيز ؛ اولا در توقف يعنی در ايستاده کی ؛
رو بطرف دشمن گردانیده یکجا شدن و بعده پس
آمدن ؛ شایان توصیه است .
خواه در ایستاده کی و خواه در رفتار هرگاه
تجمع بلوك به دلگیقطار ؛ لازم آید بعد از شنیدن
قوماندۀ لازم ؛ دلگی اساس ؛ رأس قول را يعنی
۷۱
سرقطار را تشکیل میدارد . دیگر دلگیها از راه
کوتاه ؛ هرکدامش که پیشتر رسید به عقب دلگی
اساس آمده قطار را تشکیل میکنند . هرگاه دو
دلگی درعین زمان یعنی بيك وقت برسند دلگی
دست راست به دلگی چپ ؛ تقدم میکند .
تقسیمات جدیده [ تقسیمات دلکی ] که در اثنای
محاربه بسبب تقویهٔ خط اخپور کرده میشود باید
تازمانیکه برای تشکیل نمودن ترتیب اصلی ؛ فرصت
[ مثلا طرد دشمن و غیره ] پیدا شود محافظه
کرده میشود .
۲۱۰ — قطعهٔ عسکریهٔ که در حال اخپور
باشد برای جمع نمودن آن به ترتیب اصلی یعنی
هرنفر بهمان جاییکه پیشتر از اخپور شدن داشت
آمده جمع شود و یا قطعا ئیکه افرادش از قطعات
مختلفه بوده مخلوطاً مجمع شده باشند برای اینکه
آنها را به ترتیب اصلی ؛ تشکیل یابند قوماندهٔ :
۷۲
فلانی بلوك ! به صف حرب جمع سی !
داده میشود . درین قومانده ؛ اخپو ریها بدون
اینکه قطعات صغیره [ یعنی دلکی ] تشکیل دهند
نزد بلوکمشر رفته محلهای خود را در ترتیب اصلی
میگیرند بدینگونه :
نفر شیپور [ از هر نظام که امر شده است ]
پیشروی بلوکمشر آمده ۳ گام دور می ایستد .
افراد سائره ؛ نظر به نفر مرقوم ؛ محل اصلی
خود را در همین نظام که امر شده ست به وضعیت
آرام سی میگیرند .
حرکت جمع شدن ؛ آنها در توقف یعنی
در ایستاده گی ؛ اجرا کرده میشود .
۷۳
د ـــ تولی
قوماندان تولی یعنی
تولیمشر
٢١٦ ــ قوماندان تولی ؛ استعمال و استخدام
بلوکها را تنظیم میکند . و بقرار امرش یکی از
اقسام تولی ؛ اخپور میشود . موما الیه برای
قسم مذکور و نیز برای اقسامیكه در عقب ؛
نگهداشته میشوند تعلیمات لازمه میدهد .
تولیمشر ؛ در چنین جای و محل میباشد كه تولی
خود را از محل مذکور خوبتر ؛ اداره كرده
بتواند .
٢١٧ ــ قوماندان تولی ؛ هر گاه در خط
اخپور باشد هدف زا انتخاب و اعطا ؛ و شروع
آتش را امر میکند . و نیز نتایج آلت مسافه
٧٤
را بیان و تأثیر آتش را ترصد میکند . بدون
اینها ؛ اداره آتش را به بلوکشر ها ترك نموده
خاص ؛ هر وقتیکه تأثیر اقسام متعدده و یا تأثیر
کل تولی را در عین زمان و در عین محل ؛ توحید
نمودن آرزو کند و یا احوالی را که بلوکشرها
تفریق و تمییز کرده نتوانستند و موما الیه مشاهده
کند بالذات ؛ مداخله مینماید .
خط اخپور
۲۱۸ – صورت تشکیل خط اخپور و
طرز حرکت و اخذ موضع نمودن آن ؛
بقرار نومره های ( ۱۷۵ الی ۱۹۲ ) میباشد .
قوماندان که برای اخپور شدن ؛ لازم است
آن را بلوکمشر یعنی صوبه دار میدهد مگر حال
( ماده – ۲۲۱ ) مستثنا است .
٧٥
۲۱۹ - هرگاه درعین زمان ؛ يكچند
بلوك ؛ يکجای اخپور خواهد شد يك بلوك
ارتباط ؛ تعیین کرده میشود . قاعدة بلوك
ارتباط ؛ ارتباط خود را بایدکه بداخل خود از
وسط ؛ محافظه بدارد . و ديگر بلوكهای مجاور ؛ ارتباط
داخلی خود هارا از دلگی جناح داخلی [ يعنی از
دلگیهای جانب بلوك ارتباط ] بگیرند .
۲۲۰ - تولیمشر هرگاه یکجا استعمال نمودن
یکچند بلوک را پیشتر ؛ درك كرده بتواند بلوكهای
مذکور را او لا درعقب آن محلها ميفرستد كه
پسان درانجا اخپور خواهند شد .
۲۲۱ - برای اخپور شدن كل تولی ؛
تولیمشر قومانده :
فلانی تولی ؛ تول - اخپور مارش !
میدهد . درين قومانده ؛ تولی هرگاه در نظام
صف حرب و یا در نظام تولی قطار بود بر بلوك وسط ؛
٧٦
اخپور میشود .
تولی هرگاه در نظام بلوک قطار و یا نصف قطار
و یا دلکی قطار باشد بلوک سرفورا اخپور میشود .
و بلوکهای پسینه اولاً ٹیکوژ و کینکوژ رفته خود را
به جناحهای بلوک سر میرساند و بعده بر جناح
داخلی خودها اخپور میشوند (ماده - ١٣٢) .
تولیمشر هرگاه بخواهد که همه تولی تنها بيك
جانب ، اخپور شود قومانده : -
فلانی تولی ، تول ۔ ثيته (کينته) -
اخپور مارش ! میدهد .
۲۲۲ - بورزان (طرمچی) و طنبورچی
های تولی در محاربه به تأسیس ارتباط چشمی
مابین تولیمشر و بلوکمشرها مستخدم میشوند .
یکی از بورزانها نزد تولیمشر ؛ و دیگر بورزان و
دو طنبورچی نزد صوبه داران میباشند [۱] .
[۱] بورزان و طنبورچی ها باید که برای
مخابره بواسطة فلامه ؛ تعلیم و تربیه کرده شوند
۷۷
استناد
۲۲۳ – هر آن قسم تولی یعنی حصه تولی
که در عقب خط اخپور ؛ نگاه کرده میشود
« استناد » نامیده میشود . قسم مذکور در
خصوصات آتی مستعمل است :
— در تمدید جبهه محاربه ،
— در تکثیف خط آتش ،
— در پر کردن خالیگاه ها ئیکه در خط
اخپور پدید آید ،
— در ستر نمودن جناحها .
موقع استناد یعنی محل استناد ، نظر به
وظائف فوق ؛ تعیین کرده میشود .
٢٢٤ — مسافه استناد از خط اخپور ؛
تابع اراضی و احوال محاربه میباشد . نقطه
نظر مهمترین درخصوص تعیین مسافه مذکور ؛
۷۸
عبارت از ینست که خط آتش ، تام در وقت
لازم ، تقویه کرده شود . لهذا استناد
باید هر قدر که ممکن است قریب خط اخپور باشد .
مگر از تلفات بی لزوم نیز محفوظ بودنش لازم
است . ما بین خط اخپور و استناد ، دائماً
ارتباط چشمی ، تأسیس نمودن ضروریست .
در اراضی غیر مرئیه ، برای مقصد مذکور ،
يك پوسته متوسط ویا فراد متعدده ، اقامه نمودن
لازم دیده میتوان شد .
٢٢٥ – حرکت استناد باید که توفیقاً
به اراضی یعنی نظر به اراضی ، اجرا یابد . نظامی که
استناد میگیرد ، نیز تابع حال اراضی و تأثیر آتش
دشمن میباشد .
در اراضی که مستوراً حرکت نمودن ممکن
باشد استناد را به خطوه عادی و به مجتمع نظام ،
بردن امکان دارد . بالعكس در اراضی غیر مستور
۷۹
و در جاهای زیر آتش دشمن ؛ استناد علی الاکثر به تیت نظام ؛ داخل میشود وحتی برای پیشرفت به تپله ها نیز ، مجبور میگردد .
جائز است که استناد ؛ دلگی دلگی پیشرفت کند و نیز جائز است که برای يك مدت موقته ؛ به صورت اتساع به جانبها [ یعنی به جانبها جدا گردیده ] از عارضهای زمین ؛ مکملاً استفاده نماید .
۲۲۶ — قوماندان استناد بسبب اینکه يك معاونت مفیده برای خط اخپور کرده بتواند باید که حرکات و موقفیات خط اخپور مذکور را بلا انقطاع ؛ ترصد نماید . موما الیه هرگاه حسب اللزوم ؛ قطعهٔ عسکریهٔ خود را برای پیشرفت ؛ به اقسام صغیره تفریق کرده باشد بازهم فوراً به یکجا نمودن [ جمع نمودن ] آن ؛ غیرت کند که از قبض خود نبراید .
۸۰
۲۲۷ – خط اتش بواسطة تمدید و یا
بواسطة پرکردن خالیگاه ها تقویه کرده میشود .
اقسامیکه برای تقویه مأمورند اخپور شده به یکی
از جناحهای خط آتش میروند و یا خالیگاه های
آن را املا میکنند . اخپوریائیکه آتش میکردند
بمجرد رسیدن افراد تقویه ؛ نشانگاه را به آواز
بلند برای آنها اخبار میکنند .
قطعة تقویه بعضاً به وظیفة تشویق و تشجیع
پیشرفت يك خط اخپور که حرکاتش دوچار
توقف گردیده است ؛ نیز مکلف شده میتواند .
۲۲۸ – برای پرکردن خالیگاه های خط
آتش باید که پیشتر آماده گی ها کرده شود .
یعنی هنوز از مبدأ حرکت باید امتداد جبهة
تقویة آن لازم است تعیین و افراد تقویه به همان
خالیگاه هائیکه دیده میشوند تقسیم کرده
شوند . ازین سبب ؛ جائز نیست که افراد در
۸۱
خط آتش یکجا گردیده کوت شوند .
وقتیکه افراد تقویه : داخل خط آتش شوند
باید افرادیکه در اجرای آتش : مشغولند تعجیز
کرده نشوند .
۲۲۹ – سریعاً تفریق شدن خط اخیور
به اقسام صغیره : در تولی تعلیم کرده شود .
برای مقصد مذکور : بلوکمشرها و دلگیمشرها
خود بخود در جبهه : تقسیم میشوند یعنی جبهه
را مابین خود تقسیم میکنند . در تولی : بقرار
فوق سریعاً و مجدداً اقسام مقننه به وجود
آوردن : و اعادۀ انتظام ادارۀ آتش را نمودن
لازم است . خصوصهای مذکور خاص بواسطۀ
تعلیمهائیکه پیشتر بکمال اهتمام اجرا یافته باشد
تأمین کرده میشود .
[ornament]
۸۲
نزدیک شدن ، یکجا شدن ، جمع شدن
۲۳۰ — قواعد اساسیه که در خصوص
نزدیک شدن ، یکجا شدن و جمع شدن تولی ،
بقرار اصولیکه در بحث بلوک ، بیان شده ست
میباشد . ( ماده — ۲۱۲ — ۲۱۵ )
۲۳۱ — قوماندان تولی ، قاعده یکجای
شدن را بر یکی از بلوکها امر میکند . درین
حال ، بلوكها اولاً عليحده عليحده يكجا
میشوند و بعده به بلوکقطار ، نزدیک میشوند .
ویا دو حرکت مذکور را توحید نمودن جائز
است . درین باب باید که دائما راه کوتاه انتخاب
کرده شود .
۲۳۲ — تولیمشر هر گاه آرزو کند که
کل تولی نزد خودش یکجا شود و در اثنای
۸۳
رفتار ، یکجا شده اورا تعقیب کند قومانده :
فلانی تولی ــ یو زای سی ! ویا :
فلانی تولی ــ یوزای سی ! مارش ! مارش !
میدهد . درین قومانده ، ضابطان و افراد ،
تولیمشر را استقامت گرفته یعنی رو به طرف
تولیمشر ، توجیه نموده و تدریجاً دلکی وبلوك ،
تشکیل کرده به بلوکقطار ( ماده ـــ ٢١٤ )
نزديك میشوند . در اثنای رفتار ، اقسام مجتمعه
هر گاه هنوز تشکیل شده نتوانسته باشد کیفیت
مذکور و نیز در حین لزوم ، تقسیم جدید تولی
در محل اجتماع ، اجرا می یابد . بلوکها ئیکه
پسان میرسند در عقب بلوکها ئیکه پیشتر آمده
اند میباشند .
۲۳۳ ـــ برای تشکیل ترتیب اصلی ،
قومانده :
فلانی تولی ـــ په بلوکقطار ! جمع سی !
٨٤
داده میشود . بدون بلوکمقدار ، هرکدام نظام
که باشد نیز انتخاب کرده میتوان شد .