کل نفس ذائقة الموت حسب فرمایش سرکار پادشاهت مدار دین پرور آقای سراج الملة والدين قواعد سراجی در مطبع دار السلطنه کابل طبع شد
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
كُلُّ نَفسٍ ذَآئِقَةُ المَوتِ حسب الفرمان حضرت سرکار عظمت مدار این رسالۀ مسمی به قواعد الملة في طريق التعزية بسعی و اهتمام فدوی جانفشان الحاج عبدالخالق سکرتری حوا در مطبع دار السلطنۀ کابل طبع شد
بسم الله الرحمن الرحیم سپاس بی قیاس و ستایش قبولیت اساس مر حضرت مالک الملکی را سر است که بحکم محکم تبارک الذی بیده الملک و هو علی کل شی قدیر الذی خلق الموت والحیواة لیبلوکم ایکم احسن عملا قا
۳ فنا و موت را موعظه مسلمانان پاکدل گردانیده و نعمت ستورتی قالب بدن بعد از فراق روح و روان در کلام اعجاز نشان خود بکریمه ثم اماته فاقبره ثم اذا شاء انشره منت نهاده و درود مرحمت ورود بمیمنت نمو در حضرت پیغمبری را در خورست که انذار و تخویف امت خیر الامم خود را بکلمه جامعه جاء الموت بما فیه
۴ و حکمت لامعه اکثر و اذکر عبادی الله را الیوف فرموده و طریق قرب درگاه خداوندی را در جمیع اطوار تقا و قا نهادن سنت پاک و سیرت مطهر خود بقول و فعل عیان داشته است و بر آل طهارت مآل و اصحاب هدایت نصاب او خصوصاً آن چهار جوی بهشت برین و تکیه گزینان چهار بالش سلطنت دین
دین متین که خلفای راشدین و ائمه مهدیین اند و سایر تابعین و اتباع ایشان الی یوم الدین اما بعد چون درین اوقات میمنتظبات سرکر سلطنت بادیانه‌افغانستان بجلوس سعادت مانوس پادشاه دیانت آگاه اسلام پناه معدلت انتباه امیربن الامیربن الامیربن الامیر سراج الملة والدین امیر حبیب الله خان
که یارب خطه این کشور دیانت اثر و حوطیه این مملکت ملت سیر را درظل حمایت ایزدی بیای بی خلل و سعادت مآل دارا و مفتخر و مباهیست و از کمال فضل و مرحمت حضرت آله این پادشاه دیانت آگاه سلطنت دستگاه را بمیل خاطر و اشتیاق باطن و ظاهر بجانب پرورش دین مبین حضرت سیدالمرسلین صلی الله
۷ صلی الله علیه وسلم علیهم اجمعین وترویج طریقه حقه سنن حسنه دینیه و محو بدعات شنیعه مانند آفتاب تابان روشن و نمایانست ازان جمله بدعاتی چند و رسوماتی ناپسند با تعزیه اموات وطریق دفن میت و تعزیه وصدقات و خیرات در دارالسلطنه وستا صفحات مملکت رواج یافته بود حضرت
۸ پادشاه معظم الیه قاضی محکمه شرعیه عالیه و علما حاضرین دربار شوکت مدار خود امر واجب الاطاعه و حکم واجب الاذعان فرمودند که احکام شرعیه تجهیز و تکفین و دفن و تعزیه و صدقه نمودن را بر اموات مطابق روایات قویه مذهب مهذب حنفی از کتب معتبره جمع نموده رساله مختصره مسمی بقواعد
۹ بقواعد سراج المله فی طریق التعزیه تألیف نمایند تا از حضور دیانت ظهور پادشاهی هزاران نسخه ازان بقالب طبع رسیده و در جمیع بلاد ممالک محروسه فرستاده شد امر ولی الامر باجرا و انفاذ آن داده شود تاطریقه سنت سنیه در کار اموات مغفرت آیات جایز و از گرفتاری بدعت و خرافه نامشروع برآید
۱۰ و عاری باشد. لاجرم قاضی شریعت غرا و علمای عظام ممدوحین این رساله را در باب مزبور از کتب معتبره فقه شریف حنفی انتخاب نموده موشح باسم سامی و نام نامی حضرت پادشاه اسلام پناه سلطنت مقام ساخته معروض سریر سلطنت داشتند و ملازمان سریر سلطنت مطیع دار السلطنه را به طبع رسید
۱۱ برچاپ و طبع آن گماشتند حق سبحانه و تعالی توجه خاطر سلطنت ذخایر این پادشاه دیانت کیش را بترویج و استحکام دین مبین و شرع متین بیش از پیش و سایه همایایه او را سبب حفاظت جمیع اهل اسلام از ضرر بیگانه و خویش داراد بمحمد صلی الله علیه وآله الامجاد و اصحابه الانجاد برحمتک یا ارحم الراحمین
۱۲ هو الله تعالی شانه بر ضمایر اخلاص مظاهر رعایای دولت خدا داد افغانستان و ممالک محروسه آن مخفی و پوشیده مباد انیکه در خصوص دو داری قبل ازین سررشته که موافق و مطابق شرع انور و بهمه شمایان دانسته میبود بدست شما بشرح فارسی مفصل نبود که بدفتر ا محول
۱۳ معمول میداشتید دوم اینکه خرج زیادی در مردانه و زنانه بطریق سیالداری از طرف شخص مرده دار نیز میشد که غم مرده دارتی از یکطرف و غم اخراجات مرده خانه سیالدا از دیگر طرف برای شخص مرده دار میرسید و از سبب مخارج زیاد مرده داری تکلیف بسیاری شما پیش میشد و همین خرج سالدا
۱۴ که بالای شخص مرده دار بود بدون از ضرر در امور دینی و دنیوی منفعتی نداشت لهذا حکم شرع انور بانچنین خرچ منع میباشد بنابرآن برای سررشته خبرکردن و آمدن مردم و طریق تکفین و تجهیز و اسقاط و دفن مرده و برای خدا دادن که از برای مرده لازم میشود و غیره اموری مرده داری موافق و مطابق شرع انور رسالاً بنی
۱۵ یعنی این کتاب بشرح فارسی که مشتمل برهشت و قاعده میباشد ساخته شد که بدانقرار معمول بدارند و آنچه خلاف شرع انور و کتابهاء دینی است از شما صادر نشود تقسم آگاهی برای شما تحریر فرمودیم و در خصوص خرچ مرده داری که بطریق سیالداری چای و نان غیره خورده باشد مطلق از طرف شخص مرده دار د مردانه و زنا
١٦ کرده نشود و اگر خلاف حکم همایونی در جرج مرده خانه نموده بودند و ظاهر گردید هر قدر چنکه شخص مرده دار در مردانه و زنانه کرده بود دو چند آنرا بطریق جریمه زجر از همان شخص مرده دار گرفته میشود که تا دوباره دیگری آنچنان نکند شروع قواعد سراج الملّه فی طریق التّعزیر باب اول
۱۷ مسئله جنازه و دفن و تعزیه مشتملبر شانزده قاعده قاعده اول چون مسلمانی بحکم محکم آیه کریمه كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ ازین دار فنار حلت نماید جایز است که بهرگذاو جنازه مسلمانان را خبر نمایند که برای خواندن نماز و دفن میت حاضر شوند اما اوصاف میت را که عظمت و بزرگی او از ان معلوم شود
۱۸ نگویند بلکه بوصف محتاجی و امیدواری فقط برحمت جناب باری تعالی نام اور ا یاد کنند قاعده دوم برای مردم همسایه و خویش و قوم و آشنایان آن میت از زنانه و مردانه جایز است که بخانه وتعزیه او تا سه روز بیایند اما در صورتیکه زنهای نامحرم و جوان نباشد و از آمدن ایشان شرو فنه
۱۹ شروقته نزاید تفصیل محرم و نامحرم زنان در قواعد کار کوتوالی و کلانتر ها ذکر خواهد شد فقط قاعده سوم نوحه و فغان و بر روی زدن و موی کندن بسینه دیگر اعضا زدن نباشد که حرام محض و گناه صر فقط قاعده چهارم تعزیه در روز اول بهتر است و بعد از سه روز
۲۰ مکروه است مگر شخصی که در سه روز غایب باشد و یا ورثه میّت بعد از سه روز در جای خود حاضر شود درینصورت بعد از سه روز نیز جایز است فقط قاعدۀ پنجم نشستن وارثان میّت برای تعزیه تا سه روز جایز فقط قاعدۀ ششم تعزیه بر سر قبر و بدروازۀ خانه براه عام مکروه و ممنوع فقط قاعدۀ
۲۱ قاعده هفتم اگر اهل ورثه و اقربای میت نوحه و فغان نامشروع میکردند بتعزیه رفتن درینجا جایز نیست فقط قاعده هشتم طریق تعزیه اینست که چون در نزد ورثه میت میروند بعد از ادای سلام بقرآن شریف و حدیث مبارک و اقوال و آثار صحابه کبار
۲۲ و مجتهدین رضی الله عنهم وارثان متوفی را تسلی و دلجوئی بکنند ـ و دعای مغفرت برای میت و اجر و صبر برای ورثه او بکنند ـ و ورثه او را نیز بصبر و تسلیم و رضا بقضا و قدر خداوندی نما فقط قاعده نهم باید که میت را بصفت مسلمانی و نیکوئی یاد کنند ـ و بایمان و اسلام او شهادت بدهند فقط
۲۳ قاعده دهم در وقت تعزیه اظهار تبسم و خوشدلی نکرده و اظهار غمگینی و خفگی نموده کم گوئی اختیار کنند فقط قاعده یازدهم بر همسایگان نزدیک و خویشاوندان دور اهل میت مستحب است که در خانه های خود طعام پخته برای کفایت یکشبانه روز اهل میت
۲۴ ببرند و در بسیاری و خوبی طعام مذکور از اندزده عادت و دسترس خودها بیشتر تکلیف نکنند و باعث شوند اهل میت را بخوردن طعام و مبالغه در ان بکنند که اهل میت از غلبه غصه بطعام میل نمیکند زیرا که طعاما میکه در مرده خانه تا سه روز پخته شود مکروه فستط قاعده دوازدهم نان
۲۵ نان پختن اهل میت و چای و غیره خوردنیها برای اغنیا و معتبرین و غیره مردان و زنان که برای سیالداری می‌آیند مکروه است فقط قاعدۀ سیزدهم پختن طعام در شب اول و شب سه و شب هفت و بردن طعام یا میوه جات و نقلیاً بر سر قبر و پختن طعام برای قاریان یعنی تر
۲۶ حافظان که تقسیم اجرت بجهت رسم وسیالداری باشد نارواست فقط قاعده چهاردهم در شبهای جمعه گی و چهل و عیدها و برات که برسم سیالداری نان می پزند و مردم اغنیا را می خواهند چنانچه عادت اهل زمانه است حرام است و شرعا درست نیست فقط قاعده
۲۷ قاعدۀ پانزدهم اگر ورثه میت صغیر باشد از مال متروکه او بغیر از تکفین و تجهیز و دین خرج کردن روا نیست مگر که ورثه کبار او از حق خودها بنیت خیرات برای فقرا بدهند در هر وقت جایز است فقط قاعدۀ شانزدهم مستحب آنست که شب اول تا شب هفتم
۲۸ برای میت بقدر دسترس خیرات و صدقه بکنند و بفقرا بدهند و ترک نکنند. و هرگاه ورثه بعضی صغیر باشد باید ورثه کبار از مال خودها بکنند و از حصه صغیران نگیرند و اگر ورثه میت از برای فقرا و مساکین طعام پخته کنند. و ورثه صغیر نباشد خوب و درست است. و اگر بعضی از ورثه صغیر باشد
۲۹ باشند ساختن طعام از متروکه در سنت نیست فقط باب دوم مسئله اسقاط مشتمل بر یک قاعده است که هرگاه شخصی فوت شد و بر ذمه او نماز و روزه و کفارت و غیره فرایض و واجبات فوت شده باقی مانده بود که الحال بسبب موت از قضای مافات عاجز آمده است
۳۰ و آن میت وصیت کرده باشد که فدیه نمازها وصیت او و روزه فوت شده او را بدهند- شرعاً تا سه یک مال متروکه او نافذ ست- پس واجب ست بر ورثه او که فدیه نمازهای فرض و وتر و روزه فرض و واجب و نذور و کفارات را از ثلث مال متروکه او بطریق اسقاط برای فقرا و مساکین بدهند- و فدیه نماز
۳۱ هر نماز وفدیه روزه یکروزه مقدار صدقه فطرست و هرگاه ان میت وصیت نکرده باشد و یا از میت چیزی مال متروکه نمانده باشد اسقاط کردن بالای ورثه واجب نیست و همچنین اگر وصیت کرده باشد و ثلث مال او از برای فدیه صلوة و صوم و سایر حقوق واجبه فوت شدگی او کفایت
۳۲ نکند برورثه لازمست که تا ثلث مال اسقاط بکنند و فدیه بدهند و اضافه بران واجب نیست و هرگاه درین صورت ورثه میت از جانب خود با اسقاط کرده فدیه حقوق فائته مرد مذکوررا بطریق بخشش بدهند جایز و حسن و مستحب است و طریق اسقاط و دوره چنانست که اول نمازها و روزها و غیره حقوق فائته او را حساب کرده
۳۳ کرده یعنی از عمر مرد دوازده سال را واز عمر زن نه سال را کم کرده باقی مانده آنرا جمع کرده همان مقدار مال را اگر موجود باشد همراه کلام الله شریعت یا بدون کلام الله برای مساکین بدهد و بگوید که بعوض فدیه صوم وصلواه و سایر واجبات فائته اینقدر ساله این میت حاضر و یا اگر غایب باشد فلانی ابن فلانی که اسحال بسبب موت
۳۴ از قضای مافات عاجز آمده است برای تو دادم و شخص گیرنده بگوید قبول کردم قبض نماید و اگر مقدار فدیه مافات میسر نشود بلکه مال اندک حاضر باشد حساب کرده شود که همین مال موجود فدیه چقدر وقت میشود بطریق بعد ان دوره همان مال را همراه کلام الله شریف باید دا کلام الله شریف بعوض فائته همانقدر مد ت در
۳۵ که حساب کرده شده بود مستحق بدهد - و أ قبول وقبض کرده بمستحقی دیگر بطریق هدیه بده واو قبول وقبض کرده بمستحق دیگر بقرار شرح فوق بدهد- و همچنین تا که حیله شرعی از برای حقوق ذمه گی میت بطریق دوره کامل و برابر شود - که حضرت خداوند جل علی غنی و رحیم و غفور و کریم ست - و آیه
۳۶ است که مقبول شود انشاالله تعالی فقط باب سوم در طریقه غسل و کفن میت و میته مشتمل برسیزده قاعده قاعده اول مرده را بتخته انداخته که پای او بطرف قبله باشد لباس او را کشیده بر عورت او لنگ انداخته او اسپند یا عود را دود کند مگر طاق که یا سه دفعه یا پنچ فقط قاعده
۳۷ قاعدهٔ دوم اول استنجا بکلوخ داده پس استنجا باب ميت بدهد تاخوب پاک شود ـ مگر اینکه شخص غاسل بدست خودلته را یا خریطه پیچانیده در موضع استنجای میت دست برساند فقط قاعدهٔ سوم بعد از استنجا غاسل دست خود را شسته و صابون زده
۳۸ مرده را بسازد - بدون مضمضه و استنشاق فقط قاعده چهارم بعد از اتمام وضو بنای غسل را نماید بآب گرم معتدل که نه بسیار گرم بود و نه بسیار سرد فقط قاعده پنجم ابتدای غسل از پهلوی راست شود که مرده را بطرف پهلوی چپ مایل نموده آبرا از سر مرده انداخته
۳۹ انداخته تا پای او برساند بعد در پهلوی چپ بقاعده مذکوره عمل نماید یعنی مرده را به پهلوی راست مایل نموده بطرف راست او سر تا پای آب بریزاند بعد ازان بسر و روی سینه و شکم او آب انداخته تا پای او برساند و شکم مرده را بنرمی مالیده اگر چیزی فضلیا خارج شود بشوید و جای استنجای نیست را
۴۰ نیز بشویند - و میباید که خریطه بدست غسال باشد و بعد ازان سر و شانهای مرده را بنرمی گرفته قدری او را بلند تر بکنند که پشت و کمر و هر دو سرین او نیز شسته شود و آب فقط و دست غسال دران برسد تا غسل کامل شود قاعده ششم چون غسل دفعه اول بنابر قاعده پنجم تمام شد اردو
۴۱ در دفعه دوم باید که آبیکه دران برگ مورد یا اشنان و غیره اشیا که چرک را دور میکند جوش داده باشد با یکدفعه غسل بطریق قاعده مذکوره بدهد فقط قاعده هفتم در مرتبه سوم باز غسل بآب خالص مانند قاعده پنجم عمل نماید که سه دفعه پوره شود بعد از اتمام غسل سه دفعه بسیار نرمی دست خود را بشکم میت کشد
۴۴ که اگر چیزی برآمد باز بشوید و اعاده غسل نکفقطند قاعده هشتم چون از غسل فارغ شد مرده را از تخته بالا کرده بلنگ دیگر و یا پنبه و یا چیز پاک دیکر خشک کرده در کفن بکنند و هر دو سر کفن را بسته بکنندفقط قاعده نهم اگر مرده مرد مسلمان بالغ بود یا مراهق با شد سه کفن
۴۳ سه کفن کنند- اول قمیص که از گردن تا قدم بود دوم ازار که از سر تا پای بود- سوم لفافه که نیز از سرتا پای بود- و لفافه و ازار باید که یک قبضه از طرف سر و پای اضافه بود که بعد از پوشاندن کفن جمع کرده بسته کند فقط قاعده دهم باید که در کفن مرد زیادت و نقصان نشود- و یا
۴۴ که همان جنس لباس که اکثر اوقات در حیات خود می پوشید کفن از همان جنس باشد اگر سفید باشد بهتر است قاعده یازدهم در مواضع سجود مرده و کفن او کافور و غیره خوشبوئی انداخته بعد کفن را بسته کند مواضع سجود پیشانی و بینی و هر دو کف دست و دو زانو و دو پای میباشد فقط قاعده
۴۵ قاعده دوازدهم اگر مرده زن بود و بالغه و مسلمه و یا مراهقه باید که پنج کفن کنند قمیص و لفافه و ازار بقرار کفن مرده مردانه باشد و اضافه بران دو تکه دیگرست که یکی آن سینه بندست که عبارت از یک خرقه است که سینه و پستان مرده را بآن بسته میکنند دوم چادر که
۴۶ که عرض آن بقدر یک وجب وطول آن بقدر دوزرعۀ شرعیست که سر مرده باآن بسته میشود باقی ترتیب کافور وغیره بقرار قاعدۀ سابق باشد که در غسل مردانه ذکر یافت وزرع شرعی قدر عرض بیست و چهارانگشت میباشد - اندازه خرقه که سینه بند گفته میشود طول سه زرعۀ شرعی و عرض از زیر بغل تا سرزانو فقط
۴۷ قاعدهٔ سیزدهم اگر مرده صغیر که بالغ و مراهق نباشد یک لفافه کفن کافی ست نه سه تکه حاجت است و نه از و نه پنج تکه اگرچه از جنس دختر و یا بچه باشد فقط باب چهارم مسئله بردن میت که مشتمل بر نه قاعده است قاعدهٔ اول
۴۸ چون از تکفین و تجهیز و غسل و اسقاط و دوره صلوة جنازه بطریقه مشروعه فارغ شوند و بردن میت را بقبر اراده نمایند مستحب و مستحسن آنست که باتفاق اهل میت و اقربا و همسایگان و اهل گذر میت بقبرستان همراه جنازه بروند که رفتن همراه جنازه از نماز نفل بهتر است فقط قاعده
۴۹ قاعده دوم باید که در برابر کردن اسباب دفن مرده تعجیل و چابکی نمایند که مستحب است - اما انقدر چابک بروند که بمیت آسیب از حرکت آنها نرسد و نیز بر مردمان که در عقب جنازه میروند تکلیف نشود فقط قاعده سوم در وقت بردن میت بسوی مقبرستان
۵۰ بهتر آنست که از عقب جنازه بروند وقتیکه بقبرستان رسیدند جنازه را بطرف قبله قبر نهاده مرده را از طرف قبله داخل قبر کنند قاعده چهارم در وقت نهادن مرده بقبر بگوید که بسم الله و بالله وضعناک و علی ملة رسول الله کذا و روی مرده را بطرف قبله کنند و کفن را باز
۵۱ که از طرف سروپای مرده بسته شده بود باز نماید و بعد از بسته کردن قبر اولاً خاک را از طرف سر میت سه بار انداخته بعد از ان همان خاکی که از قبر کشیده شده بود بسر قبر بندازد و قبر را بمثل کوهان شتر بسازند که بلندی او یک وجب و یا اندک بلندتر باشد سنت است و زیاده از خاک مذکور نیندازند که مکروه میشود
۵۲ قاعده پنجم اندک نشستن بعد از دفن بقدر ذبح یک شتر و قسمت کردن گوشت آن از برای دعا و پایان از برای قرآن مستحبست و نیست باک بپاشیدن آب بر قبر بعد فراغ دفن که تا خاک او منتشر نشود فقط قاعده ششم پقوری قبر بقدر نصف قامت ضرورت وافر او
۵۳ و اضافه از ان تا بقدر قامت درسیست و اگر زمین سخت باشد لحد ساخته شود و اگر زمین نرم باشد شق کرد شود - و مستحب است فقط که بعد از دفن اول و آخر سوره بقره را بخوانند قاعده هشتم رفتن زنها و بردن آتش هموچنچه در بین قبر نهادن و بوریا و غیره چیز را
۵۴ که بطریق فرش در بین قبر انداخته شود و مرده را بالای او گذاشتن نا رواست فقط قاعده هشتم بعد از فراغ دفن و دعا و قرائت قرآن باید که متفرق شوند اهل میت بکار خود و دیگر مردم بکار خود مشغول شوند و در باب تعزیت و فاتحه الی یوم سیم بقرار مسایل مذکور فوق معمول خواهند داشت فقط قاعده
۵۵ قاعده دهم دفن نمودن میت در مقبره همان جائیکه فوت شده باشد بهتر است و هرگاه بدیگر شهر و ولایت قبل از دفن برند ثواباک نیست - و ترک او اولیست و بعد از دفن مکروه است و روانیست فقط اعلام حضور انور و قواعد تعزیه داری بقرار فوقست که مذکور شد
۵٦ و بعد از دفن مرده بقرار شرحیکه در قواعد فوق بذکر امد شده مردها متفرق میشوند و صاحب مرده که بخانه خود می اید سه روز گلیمداری خود را باینطریق میکند که از مردانه و زنانه قومی و اقربا و همسایها از صبح الی افتاب گشت یکه افتاب گشت مراد از نصف روز است مردانه و زنانه بقرار تِفصِیل قواعد فوق هرشخصیکه برضای خود برای فاتحه می اید امده
۵۷ آمده فاتحه بدهند و بروند و بعد از آفتاب‌گشت که مراد از نصف روز شرعی است یکمرد در خانه نروند و باز سر از صبح تا آفتاب‌گشت که مراد از نصف‌روز میباشد بروند ـ در عاکه تا سه روز بهمین قرار معمول بدارند و چای و نان و غیره نخوردنیها و چلم مطلق از طرف مرده‌دار از مردانه و زنانه موقوفست که خرچ چای و نان و غیره خوردنیها
۵۸ و طعم مطلق نشود . و اگر شخصی از اقربا و قومی یا همسایها همراه اهل مرده خانه برضای خود می نشینند خوراک خود را انچه بکار او شود از خود کنند و بمرده دار از طرف مردانه و زنانه تکلیفی نیست و اینکه اقوام مرده دار از خانهای خود نان بیاورند آوردن نان شان حکمی نمیباشد اگر کسی تا سه روز از اقوام او در خانه مرده دار بماند از خان خود نان
۵۹ نان و چای و چلم و غیره خوردنی نخواهد و مرده‌دار برای هیچکس نه نان و نه چای و نه چلم و غیره خوردنی بدهد - و در مرده‌خانه از طرف مرده‌دار چای دادن و نان دادن و چلم دادن و غیره خوردن مطلق موقوف است و اگر شخص مرده‌دار تخلف از حکم نمود بود بقرار اعلام ابتدای کتاب هذا بازخواست دارد فقط
۶۰ تمت الکتاب بعون الملک الوهاب در عهد پادشاه عدالت گستر و خسرو دین پرور حضرت شهریار عظمت مدار امیر ابن الامیر سراج الملة والدین امیر حبیب الله خان خلد الله ملکه که مساست قواعد سراج الملة فی طریقت تفتر در مطبع دارالسلطنة کابل سعی و اهتمام فدوی جانفشان جا عبدالحق بقلم حاجی سید علی حوار در شهر ربیع الثانی ۱۳۳۱ هجری طبع شد
فهرست قواعد سراج الملة فی طریق التعزیة در مسله جنازه و اسقاط باب اول در مسئله جنازه و دفن و تعزیه مشتمل بر شانزده قاعده در صفحه ۱۶ باب دوم در مسئله اسقاط مشتمل بر یک قاعده در صفحه ۲۹ باب سوم در طریقه غسل و کفن میت و تشییع مشتمل بر سیزده قاعده در صفحه ۳۶
۲ باب چهارم در مسئله بردن قبر که مشتمل بر نه قاعده در صفحه ۴۷ اعلام حضور انور والا در صفحه ۵۵ تقریبا بابها و قواعدتیکه در کتاب هذا مرقوم است فهرست ان قواعد در صفحات جا تحریر شده بمفاد ان تخلف و انحراف نورزند جای مهر مبارک حضرت شهریاری در مطبع کابل طبع شد سنه ۱۳۲۷
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]