# Qavāʻid-i sirāj al-millat fī ṭarīq al-taʻziyah bi-ḥusn-i intiẓām Muḥammad Sarvar Khān قواعد سراج الملة فى طريق التعزيه # adl0227 # Kābul, Dār al-Salṭanah, 1337 [1918] كابل :دار السلطنه،, . ١٣٣٧. # Transcribed by gemini-3.1-pro-preview, 2026-08-09. # Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. # Text: CC0. Images: New York University Libraries, public domain. --- page 1 --- Afghanistan Digital Library adl0227 http://hdl.handle.net/2333.1/j9kd51jh This is a PDF version of an item in New York University's Afghanistan Digital Library (http://afghanistandl.nyu.edu/). For more information about this item, copy and paste the "handle" URL above into a web browser. When referring to or citing this item please use the "handle" URL and not this document or the URL from which you downloaded it. All works presented on New York University's Afghanistan Digital Library website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial. NYU Libraries, Digital Library Technical Services, dlts@nyu.edu --- page 2 --- [BLANK PAGE] --- page 3 --- [BLANK PAGE] --- page 4 --- [BLANK PAGE] --- page 5 --- [BLANK PAGE] --- page 6 --- [BLANK PAGE] --- page 7 --- [BLANK PAGE] --- page 8 --- کل نفس ذائقتہ الموت حسب‌الفرمان جناب‌الافخم عالی‌اعلیحضرت امیر کار‌فرمایان رسالهٔ قواعد سیّرا‌المملکته فی‌طریق‌آلاخرته بحسن‌انتظام عالیجاه عزت‌نشان محمد سرور‌خان کرنیل کل کل‌رخانیه در مطبع دار‌السلطنهٔ کابل طبع‌شد --- page 9 --- ۲ بسم الله الرحمن الرحیم سپاس بیقیاس، و ستائش قبولیت اساس مر حضرت مالک الملکی را سزاست، که بحکم تَبَارَكَ الَّذِیْ بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيْرٌ الَّذِيْ خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَوةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا --- page 10 --- ۳ فنا و موت را موعظۀ مسلمانان پاکدل گردانیده و بنعمت مستوری قالب بدن بعد از فراق روح و روان در کلام اعجاز نشان خود بکریمۀ ثُمَّ امَاتَهُ فَأَقْبَرَهُ ثُمَّ اِذَا شَاءَ اَنْشَرَهُ منت نهاده است و درود مرحمت ورود میمنت نمودام در حضرت پیغمبر برادر خورست، که انذار و تخویف امت خیر الامم خود را بکلمه جامعه جَاءَ الْمَوْتُ بِمَا فِیهِ --- page 11 --- و حکمت بالغه اكثروا ذکرها دم اللذات الموت فرموده. وطریق قرب درگاه خداوندی را در جميع اطوار بقا و فنا بنهادن بسنت پاک و سیرت مطهر خود بقول وفعل عیان داشته است. و بر آل طهارت مآل ، و اصحاب هدایت نصاب، خصوصاً آن چهار چوبی بهشت برین و تکیه گزینان چهار بالش سلطنت دین متین، --- page 12 --- ۵ که خلفای راشدین و ائمه مهدیین اند و سائر تابعین و اتباع ایشان الی یوم الدین اما بعد چون درین اوقات میمنت طبقات سریر سلطنت بادیانت افغانستان بجلوس سعادت مانوس اعلیحضرت پادشاه دیانت آگاه اسلام پناه معدلت انتباه امیر بن الامیر بن الامیر بن الامیر --- page 13 --- ۶ سراج الملة والدین امیر حبیب الله خان که یا رب خطهٔ این کشور دیانت اثر، وحیطهٔ این مملکت ملت سیر را در ظل حمایت بی‌ریای بیخلل وسعادت مآل راد، مفتخر ومباهیست و از کمال فضل و مرحمت حضرت آله، این پادشاه دیانت آگاه سلطنت دستگاه را میل خاطر، و اشتیاق باطن و ظاهربا یجانب --- page 14 --- ۷ پرورش دین مبین حضرت سیدالمرسلین صلی الله علیه وسلم وعلیهم اجمعین، و ترویج طریقه حقه سنن حسنه دینیه، و محو بدعات شنیعه دنیه مانند آفتاب تابان، روشن نمایان است از انجمله بدعتی چند، و رسومی ناپسند در باب تعزیه اموات، و طریق دفن میت و تعزیه و صدقات و خیرات، در دارالسلطنه --- page 15 --- صفحات مملکت رواج یافته بود، حضرت پادشاه معظم الیه ، قاضی محاکم شرعیه عالیه و علمای حاضرین دربار شوکت مدار را امر واجب الاطاعه ، و حکم واجب الاذعان فرمودند، که احکام شرعیه تجهیز و تکفین، و دفن و تعزیه و صدقه نمودن را بر اموات ، مطابق روایات قویۀ مذهب مهذب حنفی --- page 16 --- ۹ از کتب معتبره جمع نموده رسالهٔ مختصر مسمیٰ بقواعد سراج الملة في طريق التعزیة تالیف نمایند- تا از حضور دیانت ظهور پادشاهی هزاران نسخه از ان بقالب طبع رسیده، و در جمیع بلاد ممالک محروسه فرستاده شده امر ولی الامر باجرا و انفاذ آن داده شود - تا طریقهٔ سنیهٔ سنیه، در کار اموات منغفرت آیات --- page 17 --- ۱۰ جاری، واز گرفتاری بدعت وطریقه نامشروع بری وعاری باشد، لاجرم قاضی شریعت غرا، وعلمای عظام ممدوحین این رساله را در باب مزبور، از کتب معتبره فقه شریف حنفی انتخاب نموده ، موشح باسم سامی و نام نامی حضرت پادشاه اسلام پناه سلطنت مقامی ساخته، معروض سریر سلطنت --- page 18 --- ۱۱ داشتند و ملازمان سربر سلطنت مهتمین مطبع دار السلطنه را بر چاپ طبع آن گماشتند حق سبحانه و تعالی توجه خاطر سلطنت ذخائر این پادشاه دیانت کیش را بترویج و استحکام دین متین و شرع مبین بیش از پیش، و سا سایۂ او را سبب حفاظت جمیع اهل اسلام از ضرر بیگانه و خویش محفوظ داراد بحق محمد صلی الله --- page 19 --- ۱۲ علیه و آله الامجاد، واصحابه الانجاب، برحمتک یا ارحم الراحمین هو الله تعالی شانه بر ضمائر اخلاص مظاهر رعایای دولت خداداد افغانستان و ممالک محروسه آن مخفی و پوشیده مباد اینکه - در خصوص مرده داری قبل ازین سررشته که موافق و مطابق شرع انور --- page 20 --- ۱۳ و همه شمایان دانسته میبود بدرستیما بشرح فارغی مفصل نبود که بدانقرار معمول میشد این دوم اینکه خرج زیادی در مردانه و زنانه بطریق سیالداری از طرف شخص مرده دار نیز میشد که غم مرده داری از یکطرف ؛ و غم اخراجات مرده خانه و سیالداری از دیگر طرف ، برای شخص مرده دار میرسید- و از سبب مخارج --- page 21 --- ۱۴ زیاده مرده داری تکلیف بسیار بری شما پیش میشد، و همین خرچ سیالداری که بالا شخص مرده دار بود، بدون از ضرر در امور دینی و دنیوی منفعت نداشت. و بقرار حکم شرع انور اینچنین خرچ منع میباشد، بنابران برای سررشته خبر کردن و آمدن مردم و طرقه تکفین و تجهیز و اسقاط و دفن مرده و برا --- page 22 --- ۱۵ خدا دادن، که از برای مرده لازم میشود، وغیره امورات مرده داری موافق و مطابق شرع انور رساله ، یعنی این کتاب بشرح فارسی که مشتمل بر سی و هشت قاعده میباشد، ساخته شد؛ که بدانقرار معمول بدارند. و آنچه خلاف شرع انور و کتابهای دینی است از شما صادر نشود. قسم آگاهی برای شما تحریر فروزم --- page 23 --- ١٦ و در خصوص خرج مرده دار کی بطریق سیالداری چای و نان و غیره خوردنیها باشد مطلق از طرف شخص مردہ دار در مردانه و زنانه کرده نشود و اگر خلاف حکم همایونی در خرج مرد خانه نمود بود و ظاہر گردید هر قدر خرچیکہ شخص مرده دار در مردانه و زنانه کرده بوده دو چند آنرا بطریق جریمه جبرا از همان شخص مرده دار --- page 24 --- ۱۷ گرفته میشود که تا دوباره دیگری آنچنان نکند فقط شروع قواعد سراج الملة فی طریق التعزیه باب اول مسلمہ جنازه و دفن و تعزیه مشتمل بر شانزده قاعده قاعده اول چون مسلمانی بحکم محکم آیه کریمه کل نفس ذائقة الموت ازین دارفنا رحلت نماید --- page 25 --- ۱۸ جایز است که بمردن او مسلمانانرا خبر نمایند که برای خواندن نماز جنازه و دفن میت حاضر شوند اما اوصاف میت را که عظمت و بزرگی او از ان معلوم شود نگویند بلکه بوصف محتاجی امیدواری رحمت جناب باری تعانا هم فربا فقط قاعدۀ دوم برای مردم همسایه و خویش و قوم و آشنایان --- page 26 --- ۱۹ آن میت از زنانه و مردانه جائز ست که بجنازه و تعزیه او تا سه روز بیابند ـ اما مردها در جنازه و فاتحه خوانند آمد و زنها در جنازه لازم ندارد بقاتحه خانه زنانه خواسنت آمدند اما اگر زنهای جوان باشند تا دروازه فاتحه خانه زنانه باید مرد محرم شان با اوشان همراه باشد خود سرآمده نمیتوانند فقط --- page 27 --- ۲۰ قاعدۀ سوم نوحه و فغان، و بر روی زدن، و موی کندن، یا سینه و دیگر اعضا زدن نباشد که حرام محض و گناه صرف ست فقط قاعدۀ چهارم تعزیه در روز اول بهتر ست، و بعد از سه روز مکروه است مگر شخصی که در سه روز غایب باشد --- page 28 --- ۲۱ و یا ورثه میت بعد از سه روز در جای خود حاضر شود درینصورت بعد از سه روز نیز جائزیست فقط قاعده پنجم نشستن وارثان میت برای تعزیه تا سه روز جائز است فقط قاعده ششم تعزیه برسر قبر و بَدروازه خانه و براه عام مکروه و ممنوع فقط --- page 29 --- ۲۴ قاعده هفتم اگر اهل ورثه واقربای میت نوحه وفغان نامشروع میکردند، بتعزیه رفتن در انجا جایز نست فقط قاعده هشتم طریق تعزیه آنست، که چون در نزد ورثه میت میروند، بعد از ادای سلام فقرات مسنونات و حدیث مبارک، واقوال و آثار صحابه کبار --- page 30 --- ۲۳ مجتهدین رضی الله عنهم، وارثان متوفی را تسلی و دلجوئی بکنند - و دعای مغفرت برای میت، و اجر و صبر برای ورثه او بکنند - و ورثه او را ترغیب بصبر و تسلیم و رضا بقضا و قدر خداوندی بنمایند فقط قاعده هفتم باید که میت را بصفت مسلمانی و نیکوئی --- page 31 --- ۲۴ یاد کنند و بایمان و اسلام و شهادت بدهند فقط قاعده دهم در وقت تعزیه اظهار تبسم و خوشدلی نکرده و اظهار غمگینی و خفگی نموده کم گوئی اختیار کنند فقط قاعده یازدهم بهمسایگان نزدیک، و خویشاوندان دور اهل میت مستحب است، که در خانهای خود --- page 32 --- ۲۵ طعام پخته برای کفایت یکشبانه روز اہل میت ببرند - و در بسیاری و خوبی طعام مذکور از اندازه عادت و دسترس خودها بیشتر تکلیف نکنند - و باعث شوند اہل میت را بخوردن طعام و مبالغه در ان بکنند - که اہل میت از غلبه غصه بطعام میل نمیکند، زیرا که طعامی که در مرده خانه تا سه روز پخته شود مکروه است فقط --- page 33 --- ٢٦ قاعدة دوازدهم نان پختن اهل میت، و چای و غیره خوردنیها، برای اغنیا و متکبرین و غیره مردان و زنان که برای سیالداری می آیند، مکروه است فقط قاعدة سیزدهم پختن طعام در شب اول، و شب سه --- page 34 --- ۲۷ و شب هفت، و بردن طعام یا میوه جات و نقلیات بر سر قبر، و پختن طعام برای قاریان، یعنے حافظان که تقسیم اجرت برحسب سهم و سپرداری باشد ناروا فقط قاعده چهاردهم در شبهای جمعه گی، و چهل، و عیدها، و برات، که برهم سپرداری نان میبرند، و مردم --- page 35 --- ۲۸ اغنیار ا میخواهند، چنانچه عادت اهل زمانه ا[ست?] حرام است، و شرعا درست نیست فقط قاعدۀ پانزدهم اگر ورثۀ میت صغیر باشند، از مال متروکۀ او بغیر از تکفین و تجهیز و دین خرج کردن روا نیست، مگر که ورثۀ کبار او از حصهٔ خودها به نیت خیرات برای فقرا بدهند. --- page 36 --- ۲۹ در هر وقت جائز است فقط قاعدۀ شانزدهم مستحب آنست که شب اول تأخیر میت برای میت بقدر دسترس خیرات و صدقه بکنند - و بفقرا بدهند، و ترک نکنند. و اگر ورثه بعضی صغیر باشد، باید ورثۀ کبار از مال خود ها بکنند - و از حصۀ صغیران نگیرند. --- page 37 --- ۳۴ واکثر ورثه میت از برای فقرا و مساکین طعام پخته میکنند. و ورثه صغیر نباشد خوب و درست است، واگر بعضی از ورثه صغیر باشند، ساختن طعام از متروکه درست نیست باب دوم مسئله اسقاط مشتمل بر یک قاعده اینکه هرگاه شخصی فوت شد، و بر ذمه او نماز --- page 38 --- ۳۱ و روزه و کفارت وغیره فرائض و واجبا فوت شده باقی مانده بود که الحمال بسبب تو از قضای ما فات عاجز آمده است، و آن میت وصیت کرده باشد، که فدیه نماز ها و روزه فوت شده او را بدهند. شرعاً وصیت او تا سدیک مال متروکه او نافذ است پس واجب است برورثه او که فدیه نمازها کے --- page 39 --- ۳۲ فرض، ووتر، و روزه فرض، و واجب و نذور، و کفارات را از ثلث مال متروکۀ او بطریق اسقاط برای فقرا و مساکین بدهند و فدیه هر نماز، و فدیه روزه یکروزه، مقدار صدقۀ فطر است. و هرگاه آن میت وصیت نکرده باشد، و یا از میت چیزی مال متروکه نمانده باشد، اسقاط کردن بالا ورثه واجب نیست --- page 40 --- ۳۳ و همچنین اگر وصیت کرده باشد و ثلث مال او از برای فدیه صلوة و صوم و سائر حقوق واجبه فوت شدگی او کفایت نکند، بر ورثه لازم است که تا ثلث مال اسقاط کنند و فدیه بدهند، و اضافه بران واجب نیست و هرگاه درین سه صورت ورثه میت از جانب خودها اسقاط کرده فدیه حقوق فائته مرده --- page 41 --- مذکور را بطریق بخشش بدهند جائزه مستحسن و مستحب است، وطریق اسقاط دور چنانست که اول نمازها و روزها و غیره حقوق فائته او را حساب کرده، یعنے از عمر مرد دوازده سال و از عمر زن نه سال را کم کرده باقیمانده آنرا جمع کرده، همان مقدار مال را اگر موجود باشد همراه کلام الله شریف یا بدون کلام الله را --- page 42 --- ۳۵ مساکین بدهد، و بگوید که بعوض فدیه صوم وصلوة، وسائر واجبات فائته اینقدر ساله این میت حاضر و یا اگر غائب باشد فلانی ابن فلانی، که الحال از سبب موت از قضای مافات عاجز آمده است، برای تو دادم، و شخص گیرنده بگوید قبول کردم، و قبض نماید ، واگر مقدار فدیه مافا --- page 43 --- ۳۶ میسر نشود، بلکه مال اندک حاضر باشد، حساب کرده شود که همین مال موجوده فدیه چقدر وقت میشود. بعد بطریق دوره همان مال را همراه کلام الله شریف یا بدون کلام الله شریف بعوض فائته همانقدر مدت که حساب کرده شده بود بمستحق بدهد - و او قبول و قبض کرده بمستحق دیگر بطریق فدیه بدهد؛ و او قبول و قبض کرده بمستحق دیگر --- page 44 --- ۳۷ بقرار شرح فوق بدهد - و همچنین تا که حیله شرعی از برای حقوق ذمگی میت بطریق موجه کامل و برابر شود - که حضرت خداوند جلے غنی و رحیم و غفور و کریم است - و امید است که قبول شود ، انشاء الله تعالی فقط باب سوم در طریقه غسل و کفن میت و میته مشتمل سیزده قاعده --- page 45 --- ۳۸ قاعدۂ اول مرده را بر تخته انداخته که پاے او بطرف قبله باشد، لباس او را کشیده بعورت او لنگ انداخته ، اول اسپند و یا عود را دود کنند - مگر طاق ، که یا سه دفعه باشد، پانچ دفعه فقط قاعدۀ دوم اول استنجا بکلوخ داده پس استنجا بآب بدهند --- page 46 --- ۳۹ تا خوب پاک شود ـ مگر این که شخص غاسل بدست خود لته را یا خرقه پیچانیده در موضع استنجای میت دست برساند فقط قاعده سوم بعد از استنجا، غاسل دست خود را شسته وضوی مرده را بسازد ـ بدون مضمضه و استنشاق فقط --- page 47 --- ۴۰ قاعده چهارم بعد از اتمام وضو، بنای غسل را نماید به آب گرم معتدل ، که نه بسیار گرم بود و نه بسیار سرد قاعده پنجم ابتدای غسل از پهلوی راست شود که مرده را بطرف پهلوی چپ مائل نموده آب را از سر مرده انداخته تا پای او برسانند --- page 48 --- ۴۱ بعد در پہلوی چپ بقاعدۀ مذکور عمل نمایئد یعنے مرده را بہ پہلوی راست مائل نموده بطرف راست او سرتا بپای آب بریزاند بعد از ان بر روی و سینه و شکم او آب انداختہ تا پای او برسانند؛ و شکم مرده را بنرمی مالیده ، اگر چیزی فضلیات خارج شود بشوید - و جای استنجای میت را --- page 49 --- ۴۴ نیز بشوید. و میباید که خریطه بدست غاسل باشد و بعد ازان سروشانهای مرده را نرمی گرفته قدری او را بلندتر بکند، که پشت وشکم و هرد و سرین او نیز شسته شود. و آب و در غیال دران بحد تا غسل کامل شود فقط قاعده ششم چون غسل دفعه اول بنابر قاعده پنجم تمام شد. --- page 50 --- ۴۳ در دفعه دوم باید که آبیکه دران برگ مورد یا اشیان و غیره اشیا که چرک را دور میکند ، جوش داده باشده یکدفعہ غسل بطریق قاعدہ مذکورہ بد ہد فقط قاعدۀ هشتم در مرتبہ سوم، باز غسل بآب خالص مانند قاعدۀ پنجم عمل نماید، که سه دفعه پوره شود . بعد از اتمام غسل سه دفعه به بسیار نرمی دست خود را بر شکم میت بکشید که --- page 51 --- ۴۴ که اگر چیزی برآمد باز بشوید، و اعاده غسل نکند فقط قاعدۀ هشتم چون از غسل فارغ شد، مرده را از تخته بالا کرده بلنگ دیگر و یا بفته، و یا چیز پاک دیگر خشک کرده در کفن بکشند؛ و سر و دوسرکفن را بسته بکنند فقط قاعده نهم اگر مرده مرد مسلمان بالغ بود، یا مراهق باشد، --- page 52 --- ۴۵ سه کفن کند، اول قمیص، که از گردن تا قدم بود دوم ازار، که از سر تا پای بود، سوم لفافه که نیز از سر تا پای بود، و لفافه وازار بآید که یک قبضه از طرف سر و پای اضافے بود که بعد از پوشاندن کفن جمع کرده بسته کنند فقط قاعدۀ دهم باید که در کفن مرده زیادت و نقصان نشود --- page 53 --- ۴۶ و باید که بهمان جنس لباس که اکثر اوقات در حیات خود میپوشید، کفن او از همان جنس باشد، واگر سفید باشد بهتر است فقط قاعدهٔ یازدهم در مواضع سجود مرده وکفن او کافور وغیره خبو؟ انداخته، بعد کفن را بسته کند؛ مواضع سجود:- پیشانی، وبینی، و هردو کف دست، --- page 54 --- ۴۷ و دو زانو، و دو پاے میباشند فقط قاعدۀ دوازدھم اگر مرده زن بود، و بالغه و مسلمه یا مراھقه بود باید که پنج کفن کنند قمیص، و لفافه، و ازار بقرار کفن مردۀ مردانه باشد، و اضافه بران دو تکه دیگرست، کہ یکے آن سینه بندست کہ عبارت از یک خرقہ است، کہ سینہ --- page 55 --- ٤٨ و پستان مرده را بآن بسته میکنند - دوم چهارک که عرض آن بقدر یک وجب ، و طول آن بقدر دو ذرع شرعیست - که بسر مرده بآن بسته میشود ، باقی ترتیب کافور و غیره بقرار قاعده سابق باشد ، که در غسل مردانه ذکر یافت و ذرع شرعی قدر عرض بیست و چهار انگشت میباشد - اندازه خرقه که سینه بند گفته شود ، طول --- page 56 --- ۵۴ فقط سه ذرعه شرعی، و عرض از زیر بغل تا سر زانو قاعده سیزدهم اگر مرده صغیر که بالغ و مراهق نباشد، یک نفافه کفن کافیست. نه سه تکه حاجت و لازمت و نه پنج تکه، اگرچه از جنس دختر و یا بچه باشد فقط باب چهارم مسئله بردن قبر که مشتمل برنه قاعده است --- page 57 --- ۵۰ قاعدۀ اول چون از تکفین و تجهیز و غسل و اسقاط و ادا صلوۃ جنازه برطریقه مشروعه فارغ شوند و بردن میت را بمقبر اراده نمایند مستحب و مستحسن آنست، که باتفاق اهل میت واقربا و همسایگان واهل گذریا میت بقبرستان همراه جنازه بروند، --- page 58 --- ۵۱ که رفتن همراه جنازه از نماز نفل بهتر است فقط قاعده دوم باید که در برابر کردن اسباب دفن مرده تعجیل و چالاکی نمایند، که مستحب است؛ امّا انقدر چالاک بروند، که بمیت آسیب از حرکت آنها نرسد، و نیز بر مردمان که در عقب جنازه میروند تکلیف نشود فقط --- page 59 --- ۵۲ قاعدۀ سوم در وقت بردن میّت بسوی قبرستان بهتر آنست، که در عقب جنازه بروند؛ وقتیکه بقبرستان رسیدند، جنازه را بطرف قبلۀ قبر نهاده مرده را از طرف قبله داخل قبر کنند قاعدۀ چهارم در وقت نهادن مردۀ بقبر بگوید که بسم الله --- page 60 --- ۵۳ و بالله وضعناک، و علی ملة رسول الله سلمناک ، و روی مرده را بطرف قبله کنند و کفن را که از طرف سر و پای مرده بسته شده بود باز نماید، و بعد از بسته کردن قبر اولاً خاک را از طرف سر میت سه بار انداخته بعد ازان همان خاکی که از قبر کشیده شده بود بسر قبر بیندازد، و قبر را بمثل کوهان شتر --- page 61 --- ۵۴ بسازند، که بلندی او یک وجبی یا اندک بلندتر باشد مستحب است، و زیاده از قدر مذکور نیسازند که مکروه است فقط قاعده پنجم اندک نشستن بعد از دفن بقدر ذبح یک شتر قسمت کردن گوشت آن از برای دعا و یا از برای قرائت قرآن مستحب ست --- page 62 --- ۵۵ و نیست باک بپاشیدن آب برقبر بعد فراغ دفن، که تا خاک او منتشر نشود فقط قاعدهٔ ششم چقری قبر بقدر نصف قامت ضرورت و اضافه از ان تا بقدر قامت درست است و اگر زمین سخت باشد لحد ساخته شود، و اگر زمین نرم باشد شق کرده شود. و مستحبست --- page 63 --- ۵۶ که بعد از دفن، اول و آخر سورۀ بقره را بخوانندفقط قاعدۀ هفتم رفتن زنها و بردن آتش، و خیمه در بین قبرستان و بوریا و غیره چیز را که بطریق فرش بین قبر برنده شود، و مرده را بالای او گذاشتن نا رو است فقط قاعدۀ هشتم بعد از فراغ دفن و دعا، و قرائت قرآن شریف --- page 64 --- ۵۷ باید که متفرق شوند. اهل میت بکار خود، ودیگر مردم بکار خود مشغول شوند، و در باب تعزیت هجا الی سه یوم تقریر تفصیل مذکور فوق معمول خواهند داشت فقط قاعده هشتم دفن نمودن میت، در مقبره همان جائیکه فوت شده باشد بهتر است، و هرگاه بیک شهر و ولایت قبل از دفن برده شود، --- page 65 --- ۵۸ باک نیست، وترک او اولیست؛ وبعد از دفن مکروه است ، وروا نیست فقط اعلام حضور انور و قواعد تعزیه داری بقرار وقتیست که مذکور شد وبعد از دفن مرده بقرار شرحی که در قواعد فوق مذکور شده ، مردها متفرق شوند و صاحب مرده که بخانه خود می آید سه روز --- page 66 --- ۵۹ گلیم‌داری خود را بایطریق میکند که از مردانه و زنانه قومی و اقربا و همسایه‌ها از صبح الی آفتاب گشت که آفتاب گشت مراد از نصف روز است مردانه و زنانه بقرار تفصیل قواعد فوق هر شخصی که برضای خود برای فاتحه می‌آید آمده فاتحه وبروند و بعد از آفتاب گشت که مراد از نصف --- page 67 --- ۶۰ روز ست منعت ، که بمرده خانه نروند ، و باز سر از صبح تا آفتاب گشت که مراد از نصف رو میباشد بروند، معاکه تا سه روز همین مقدرا معمول بدارند - و چلی و نان و غیره خوردنیها ، و چلم مطلق از طرف مرده دار انه و زنانه موقوفست ، که خرج چای سیر و خوزنیها و چلم مطلق نشود. --- page 68 --- ۶۱ و اگر شخصی از اقربا و قومی یا همسایه های همراه اهل مرده خانه برضائ خود می نشینند خوراک خود را آنچه کار او شود از خود کند، و مرده دار از طرف مردانه و زنانه تکلیفی نیست، و اینکه اقوام مرده دار از خانه های خود آوردن نان شان حکمی نمیباشد تا سه روز از اقوام او در خانه مرده --- page 69 --- ۶۳ از خانه خود نان و چای و چلم و غیره خوردنی بخواهد، و مرده دار برای هیچکس نه نان و نه چای و نه چلم و نه غیره خوردنی بدهد و در مرده خانه از طرفِ مرده دار چای دا دادن و چلم دادن وغیره خوردنیها موقوف است، و اگر شخص مرده دار حکم نموده بود، بقرار اعلام ابتداے --- page 70 --- ۶۳ کتاب هذا بازخواست دارد فقط احکام حضور اعلیحضرت والا این رسالهٔ شریف ، مجموعهٔ منیف ، مستمی بقواعد سراج الملهٔ فی طریق تعزیرته که مشتمل است بر یک دیباچه، ویک اعلان، و چهار باب، که باب اول مشتمل بر شانزده قاعده است ، و باب قواعد علیحده ندارد، و مسائلهٔ متعلقهٔ آن در خود با باب سوم مشتمل بر سیزدہ قاعده، باب چہارم مشتمل نه قاعده، ویک اعلام حضوری ، که جمله در --- page 71 --- ۶۴ وابواب واعلام مذکوره از صفحه اول الی صفحه شصت ودوم که جمله سی و یک ورق میشود مندرجست حسب الاحکام حضور اعلیحضرت مابواسطه علمای پایتخت عالی بخت دارالسلطنه کابل از کتابهای فقه شریف حنفی تالیف گردیده و جمع شده در چاپخانه سنگی دارالسلطنه طبع شد و در اخیر هر رساله مذکوره بمهر (حسب الفرمان اعلیحضرت المله والدين مهر شد) مزین گردید، بر همه مسلمین [ILL] رعایای صادقه دولت متبوعه [ILL] خصوصاً لازم است که بقرار قواعد احکام [ILL] بعمل بیاورند، و از حکم و لازمات --- page 72 --- ۶۵ که موافق کتابهای فقه شریف است تخلف و انحرا نورزند و اگر کسی از رعایای دولت علیه خلاف احکام مذکور را نموده در مرده داری خود اخراجات غیر مشروع کرده بود و ثابت شد البته بمانقدار اخراجا که نموده باشد بطریق جرمیه از هما شخص گرفته خواهد د خاتمة الطبع این رساله هدایت ترسل که از توجهات جها شهر بار اسلامیان الکتستر رعیت پرور دین --- page 73 --- ۶۶ خاتم النبیین صلی الله علیه وسلم، قامع البدعة، محیی السنة پادشاه اسلام و اسلامیان، در دران، مربی افغان و افغانیان اعلیحضرت سراج الملة و الدین خلد الله ملکه و سلطانه، پادشاه خود مختار، والئی افغانستان و ترکستان و نورستان غیره توابعاث و لواحقات آن که بواسطه علمای متبحر افغانستان کتاب فقه شریف حنفی تالیف و تدوین گردید، و محض از راه غمخواری رعایا شاهانه مقدس خود در چاپخانه سنگی دارالسلطنه دادند، بسعی و اهتمام کمترین خدمتگاران کارخانجات بخط حافظ سید علی احراری اله در سنه ۱۳۳۷ هجری زیور طبع پوشید. --- page 74 --- [BLANK PAGE] --- page 75 --- [BLANK PAGE] --- page 76 --- [BLANK PAGE] --- page 77 --- [BLANK PAGE] --- page 78 --- [BLANK PAGE] --- page 79 --- [BLANK PAGE]