Afghanistan Digital Library
adl0209
http://hdl.handle.net/2333.1/sqv9s4vw
This is a PDF version of an item in New York University's Afghanistan
Digital Library (http://afghanistandl.nyu.edu/). For more information about
this item, copy and paste the "handle" URL above into a web browser.
When referring to or citing this item please use the "handle" URL
and not this document or the URL from which you downloaded it.
All works presented on New York University's Afghanistan Digital Library website are, unless
otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely
reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.
NYU Libraries, Digital Library Technical Services, dlts@nyu.edu
افانمایون نزلة محب الراعون
عهد دولت ابد مدت اعلیحضرت امیر ابن الامیر سرکار والا
امیر عبدالرحمن خان فرمانفرمای ممالک محروسه
افغانستان حرسه الله عن حوادث الدوران
رسالة
بصيرة التاركين
تالیف
زبان تازی و دری جناب اجل مولوی میرزا محمد حامد خیلوی شیرخیل قند هاری پیشور و کربل و بخار اولی
حسب ایما و ارشاد جناب عمدة الاعیان
و زبدة الاماثل والاقران فخر التجار قتی- اے مارطین حساب
وکیل التجاره دولت ابد مدت علیه افغانستان
مُطْبَع دِر كلتة مروزبرسند
در جا پن ليس هم محمد طبع
کتاب ہذا را
از دکان برادرم
عبد الخالق آخند جی
صراف خریدم قمتش
۱ غه ۱۳۲۴
نام ولو
مقدس الحاج محمود
مخلص : ثاقب کابی
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله الذي سطح الأرض ونبت النبات وعلمنا ما لم نعلم
من طرق الزراعة لاستحصال معاش الحيات والسلام على
من استحق الصلوة من رب العباد ولعث على أهل الار
والسموات وعلى آله وأصحابه
أصحاب الرشاد وثمرة النجات
۳
در حقیقت پرستش پروردگار یرا سزاست که بکاف و نون
مشیت جراثیم کان ویکون را از کتم عدم بعرصه شهود آورد
و باظهار انَّی قَادِرٌعَلی کُلِ شَیٍّ بزره کون و فساد را بمنصه
ظهور رسانیده و بتبیان انَا مؤلف الاشیاء بمقناطیس
الفت اضداد مدرج را بتركیب و اختلاط يكدیگر آراسته
خاك را بباد امتزاج و آب را بآتش ازدواج نموده ازمزاجت
این اربعه غیر متناسبه تولید خواصی که دال بر قدرت او
باشد ظاهر گردید. زین ازدواج چارعناصر بروزگاره تولید
گشت جمله ماکان و مایکون ٭ و بمفاد وما خلقت الجن والانس
الا لِيَعْبُدُوْن از میانه موالید این تاج ابهت
و سروریرا بر تارك بوالبشر نهاده و بتربیت وَعَلَّمَ آدَمَ الْاَسْماءَ
و را رشک خیز ملاء اعلی فرموده و بنكته إنا عرضنا الأمانة علی السموات
با وجود جنبه سفلی مورد امانت و امتحان و آیت قدرت خویش
قرار داده و ماده ملکوتیش عنایت فرموده و عالم را مظهر
وجود او ساخت لقايله عليه السلام اتزعم انك جرم صغير وفيك
انطوى عالم الأکبر و درود غیر محدود پیغمبر محمودی را رواست
که افسر لولاک لما خلقت الأفلاک بر سر و اورنگ انا كنت
نبيا و الادم بين الماء والطين را زیور است و بر آل و اصحاب
او که درخت نجات را ریشه و شجر وحدت را ثمر اند و بعد چون
اشرفترین علوم بعد از علوم مدرکات ذهنیه و معرفت الهی علم
زراعت است و اوست اقدم بر او چنانچه رسول اکرم علم
ابدان را مقدم بر ادیان فرمود نه بر حسب شرافت بل بحسب
۵
مقام و احتیاج زیرا که اگر علم زراعت نبودی انسان را
بودی نبودی و علت غائی خلقت که معرفت است قائم نشدی
پس اوست یکی از اسباب معرفت الهی. لقايله ع
تأمل في نبأت الارض وانظر الیٰ آثار ماصنع المليك
هر آن گیاه که سر از زمین برون آرد بز بحر قدرت او قطرهٔ
عیان دارد. و شک نیست که در دنیا بهترین علوم علمی است که
ابنای جنس ویرا محتاج تر و فائده از وی زیاده برند و علیکه
درجه احتیاج خلائق زاید و سودمند تر از ین علم بسیار باشد نیست
و علمی است که خداوند تبارک و تعالیٰ آدم را تعلیم فرمود
و اوست سبب اولی بجهت سایر اسباب و اوست علت اوّل
از علل معرفت و عبادت. از وست مظهر صفت رزاقیت
و بواسطه اوست قوام بشر و قوای انسانی و علمی است که خداوند
جل شانه معلم وی و انبیای کرام عامل او بودند. این است
که حکما فرموده اند که الزراعة سبب قوام الانسان وقوة كل
ذي روح و علت تصاعد الملل وسبب ترويج التجارة وبَيْهَا
تعمير البلاد وبها ترقي العباد وجرثومة العزة وارومة الثروة
آری علمیکه عالم بدو بر قرار و دنیا از و پایدار و خلق بسوی او
محتاج البته این اوصاف را سزاست اگر بدقت دیده شود
کیمیائیکه خلق بد و حیرانند اوست و اکسیر یکه در عقبش پریشانند
اوست. تجارتی است که مقدم است بر تمام تجارتهای عالم
و مال التجارة است که بازارش کسا د یرا ندیده و متاعی است
که خریدارانش هرگز از وی نقصانی نکشید خلق هر صباح که
۷
سر از دامن بستر برون آرد بواسطهٔ خریداری وی است
و هر شام که ببالین فراش رسد در فکر فراهم آوری اوست
طفلان خردسال بدو محتاج و پیران سالخورده بوی گرفتار
کیمیائی که خلائق ز پیش حیرانند اهل فضل و هنرش جمله زراعت خوانند
مگر هزار حیف و دریغ که چنین علمی را که تمام دنیا عامل و محتاج
وی اند و باعث هرگونه ترقیات ملکی و ملتی است هموطنان ما که همیشه
خداوندان علم و معرفت بودهاند و یرا پشت پا زده و دریوزه
گران بیسرو سامان همین فن را آموخته و باوج خویش و خویش
رسانیده و رسیده اند و بواسطهٔ برکت این علوم و فنون دست
بالای ما را زیر دست خویش نموده. ملاحظه نمیکنی که علم زراعت
که بزرگترین علوم و بهترین اسباب تجارت است بزرگان ما
از وی بی اعتنا و تاکنون در تصنیف کتب این فن توجهی نفرموده
و در ان بلاد متعدده شگرفۀ مدرسه که در وی آموخت کاری وی
باشد نیست و سوای دهقانان امّی که بتجربۀ ناقص خویش این ناتمام
زراعت را میکنند دیده نشده است که کسی از دانایان در تربیت
زمین و زراعت دستگاهی داشته باشد. بدین سبب زمینیکه قابل
محصول کثیر باشد مالکش منفعت قلیل می برد و یا زمینیکه قابل زرع
نیست در وی زراعت می کنند که باعث تباهی زمین و خرابی تخم میگردد
ازین است که همیشه در حالت پژمانی و پریشانی حال خویش را می بینم
لقایله تا بر ده رنج گنج میسّر نمی شود مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد
نظر کن اہل یوروپ را که دائرۀ این علم را چه قدر ها توسیع
داده و هزار ها کتب تصنیف نموده اند و مدارس متعدده
یوروپ در گلستان
۹
و متکثره بجهت تعلیم این علم مقرر فرموده و ملیونها وقفیات بجهت
ترویج این علم قرار داده اند و آلات و ادوات بیشمار بجهت تسهیل
این علم فراهم آورده روز بروز در فکر ترقی این علم اند و این علم
نیز در اوج است و هر ساعت در صدد آن اند که دائره این علم را
و اسعتر و اختراع جدیدی بجهت تربیت زمین و حاصل بعمل آرند
و هزارها از طریق ثمرات و قطنیات و حبوبات جدیده از تجربه بخویش
پیدا کرده اند و هر روزه بدین خیال اند که نوعی شود که در اراضی
قلیل مفاید کثیر بردارند- چگونه این منافع شامل حال ما شود که ازین
فن بهره و ازین علم حرفی را نخوانده و فی الواقع کلی سبب
احتیاج ما عدم این علوم است و واضح است که علم تا مقید در دفتر نگردد
بکمال خویش نرسد و هیچ علمی نبوده و نیست که واضع ابتداء کامل نموده
۱۰
باشد مگر اینکه خداوندان آن علم هر روز بتجدیدش نمودند و بحد کوشیش
رسانیدند چنانچه بزرگان ما نیز اولا علم زراعت و فن صناعت را مثل
سایرین بقید تحریر آورده بودند این وقت در تجارت شخصی و ملکی محتاج
بدیگران نبوده و این ذلّ عبودیت احتیاج در ما ساری نشدی و حال
نیز اگر چنان کنیم روزی رسد که از این احتیاجات مستغنی و از این
عجز بندگی وارهیم شعر
من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش
هزار افسوس که خواب خرگوش ما را فرا گرفته و رذائل صفات در
گوشهای ما سیماب ریخته که آنچه باید از ترقی اقوام بیگانه مشاهده کنیم
و از طعن و طنز همسایگان بشنویم نمی بینیم و نمی شنویم- سر از خواب
غفلت برنمی داریم و چشم بصیرت نمی کشائیم و غیرت و مردانگی را شیوه خود
نمی کنیم و احتیاج و انحطاط و پستی خویش و قوم خویش را نمی بینیم و در
میدان واسع فضائل که بیگانگان گوی سبقت را ربوده اند پائمی
نهیم و در کلبه انزوا و کم نامی بسر می بریم شعر
تاکه کرد این شیوه عادت طبع نافرجام ما نیم وحشی در زبان انجمن شد نام ما
مگر هزار سجدات شکر بجا می می آورم و هموطنان ملت خواه را بشارت
میدهم که درین آوان دولت جلیله افغانستان حرسه الله عن
حوادث الدّوران اعنی اعلیحضرت امیر ذو المجد والاقبال شریق البیان
طلیق اللسان مخترس الشقائق ومنكس المفالق المغلق من الفصحاء والمكن
من البلغاء خسرو تسلیم سخن بادشاه دانش و فتن فرد مرد یگانه شهریار
والاهمت زمانه انسان کامل و کامل انسان کام بخش و کامران جوهری
جوانمردی و مروّت و گوهر حمیت و فتوت چکیده عزّت و شوکت
۱۲
قهرمان دادگستر و دادگستر قهرمان صولت تهم سهراب نشان
و سهراب رستم توان قارن آرش کمان و آرش قارن سنان
مهر سپهر عزت و بختیاری و اختر تابان فلک کامبخشی و کامگاری گنجینه
کمال و سفینه افضال فروغ دیده ارباب دانش و بینش و گلدسته
بوستان آفرینش گل ریاض جهان و غنچه باغ امکان داور عالیجاه
امیر والادستگاه مشیر روشن ضمیر بالغ نگاه مسلمین را پناه و مومنین را
امیدگاه اجل اکرم افخم اعظم امجد والا
خدیو جهانگیر فتح نژاد | مشیر جاندار نیکو نهاد
خبیری هنر پرور و دادگر | دبیری جهان داور و پر هنر
سپهر عطا آسمان سخا | هژبر ژیان بروشت وغا
نهنگ یلی قلزم پر دلی | بجان حسد و بر نشان جلی
۱۳
جهانرا جهاندار عدل آفرین
زمین را نگهبان ز ظلم ترین
سپهدار ملت علمدار دین
نگهبان امت خدیو زمین
کتاب ادب قدردان هنر
بود جوهری بهر حفظ گهر
باورنگ شاهی چه گیرد قرار
انوشیروان گوئی آمد دوباره
بعدل ویش گرگ و میش است جفت
تو گفتی که در عهد وی فتنه خفت
معین داوری از نژاد مہم
ببین مهتری از تبار کرم
اسیری کرم گستری شیر گیر
مشیری جهان داوری دادگیر
بعهد ولیش شیر ز آهو بر م
بعصرش پر د کبک با باز هم
چو رو آورد در مصاف عدو
ز رعبش عدو پشت سازد بدرو
چو جولان دهد باد پی رخش خویش
ز رعبش شود قلب اعداش ریش
چو رخ آورد در وغاوقت جنگ
بلرزد عدو ارچه باشد نهنگ
۱۴
روا باشد آرند باج ار بوی
شها جهان جملگی پی به پی
بعهد ویش علم وفن شد رواج
وجودش بعلم است گوئی سراج
هنر بود چون مرغ بی بال و پر
دگرباره پرواز دادش زسر
باقبالش ار نحس اکبر بود
برای ویش سعد اکبر شود
خدایش شبان کرده بر مسلمین
زمین را نمودش بزیر نگین
ز قهرش عیان رعب و فرشیهی
بوجهش نهان آیت آگهی
امیر زمان عبدالرحمان خان
که در جسم گیتی است مانند جان
از ملبنت حوصلگی و وطن پرستی و رعیت پروری و علو همت و دوستی ملت
در صدد اصلاح این گونه خرابیها بر آمده همه روزه بنوعی در صلاح
قوم و ترقی علوم شان می کوشند چنانچه درین زمان از ارشاد
حضرت والاجناب اجل اکرم افخم تاجر قماش معرفت و ماهر فنون
۱۵
تجارت فرخنده نژاد نیک نهاد مفخمی جناب تی۔ اے مارطین صاحب
وکیل التجارهٔ دولت خدا داد افغانستان که همیشه بخیر خواهی و
نیک نامی حضرت والا کوشش کرده و خدمات نمایان از ایشان بمنصهٔ
ظهور رسیده و نمک حلالی که اثر نجابت است پیوسته از ایشان ظاهر گردیده
و همیشه در صدد خدمتی است که بدولت جلیله نفعی عاید گردد امر بدین
هیچمدان کج مج بیان محمد بن الحاج محمود بن ملا علی البصراوی المتخلص
بثاقب فرموده که کتابی در امور زراعت تنباک نوشته تا بدربار
همایونی روانه دارد. با وجود عدم استعداد و قابلیت و کم مایگی
خویش عذر را بیحقوقی بحضرت والا ونعم خود دانستم چون خود از این
علم بهرهٔ نداشتم با مداد بعضی نوشته جات بسیار معتبر انگریزی که
که جناب صاحبی تی۔ اے۔ مارطین موصوف مرحمت فرمودند این مختصر
۱۶
اوراق را تالیف و ترجمه نمودم - گر قبول افتد زهی عز و شرف - و در حقیقت درین
زمانیکه دولت علیه عالیه برطانیه کمال مودت و یگانگی را با ملت جلیله افغانستان
دارد و یکی از بزرگترین دول فرنگستان و مهذب ترین اقوام جهان است و
علوم و فنون را بهزارها خون جگر بمدارج خویش رسانیده موردیست نیکو که حضرت
والا کتب صنا و تجارت کارخانه های بخاری اتسیم بطریق سهل و آسان در ملک افغانان
رواج دهند و شک نیست که از خوش نفسی و دود پرستی و صلاح خواهی مودت و یگانگی
که با حضرت والا دار ندایالی دولت انگلیشه از هیچ باب مضایقه نخواهند فرسو دو در اندک
زمان افغانستان رشک بوستان خواهد شد شعر تا آفتاب هست مربتی بروزگار *
باشد وجود پاک تو در دهر پایدار امید از سخن سنجان نکته فهم آن ست که اگر نقصان سلانان
عبارت تکرار اسم دیده شود بر قرار مجز این هیچد ان قلم صلاح بر وی گذارند و این چیز طین
و طنز یاد نفرمایند که قلم در ترجمه عبات محدود است خذ ما صفا دع ما کدر *
۱۷
بسم الله الرحمن الرحیم
در این ایام مسئله زراعت تنباک در ملک انگلستان خیلی
روز افزون است. دولت انگلشیه در دارالشورای
خاص و عام بخصوص کاشتن و خشک نمودن تنباک بشرایط چندی
اظهار رضا و خوشنودی نموده که عمده ترین شرایطش آنکه یقین
کلی حاصل شود که زراعت تنباک در انگلستان مفید و سودمند
خواهد افتاد. و نیز در آخرین جلسهٔ رایل اگری کلچرل سوسایتی آف انگلند
که صدر آن جلسه عالیجاه پرنس آف ویلس بوده در آن مسئله
گفتگوی زیاد شده که نتیجهٔ وی صحهٔ در زراعت تنباک است
و اکثر محققین این علم زراعت تنباک را در انگلستان سهل -
و آسان دانسته اند- و این زراعت نه چنان است که اکثر مردم
رایل اگری کلچرل الخ جماعت شورای زراعت انگلستان
پرنس آف ویلس۔ لقب عالیجاه ولیعهد قیصره هند
گمان کرده که از انگلستان مفقود الاثر شده بلکه هنوز جهت چسبته
بعضی از زارعین استعمال بوی دارند. و اما طریقه کاشتن
تنباک بشرط جمعی اسباب و مهیا بودن ادوات و استعداد زمین و
علم بوی بسیار آسان است. اولاً لازم است که قریب بماه اپریل
تخم تنباک را به تغار گل آمیخته بر مل گندم وار در خاک پاشند و
اندکی خاک بر روی وی ریزند. و تغار مذکور را در گرمخانه
و یا در فریم نگاهدارند تا تخمها سر از خاک برآرد و بوتهای وی
بقدری شود که بدست آید. آنگاه در صندوقی سر پوشیده بنشانند
و روزنه قلیلی بر وی باز کنند و در سردخانه نگاهدارند تا آنکه از آفت
شبنم محفوظ باشد و در همانجا تا آخر ماه می تربیت شود پس آنگاه
که خود را گرفت در وسط ماه جون بوتها را در زمینی نشانند که در
فریم - گرم خانه
۱۹
زمستانش بخاشاک قوت داده و نرم کرده باشند و بوتهار ا
بخاک اندازی برداشته بفاصلهٔ دو فیت بقطار نشانند و قطارها
نیز بفاصلهٔ یک و نیم فیت باشد مگر بعد از نشانیدن حفاظت زیاد لازم
دارد که کرمهای ریزه خیلی خواستگار برگهای نازک میباشند
و بعد از اندک بزرگی بوتهای مذکو را ز آسیب این گونه آفت
در امان است و دیگر توجهی که قبل از بریدن لازم دارد آن است
که یک دو مرتبه زمین را شخم کنند تا علفهای خودرو پیدا نشود و
تا وقتیکه گلهای اول خوب شگفته نشود بوتهار ا نگذارند تا بزرگ شود
و هرگاه خوب شگفته شود آن وقت از روی زمین ببرند و بعد
ازان تا یکروز یا دو روز در کنار های گردو گذارده تا آفتاب
خورد و در این عرصه آنها را یک دو نوبت زیر و رو کنند
۲۰
و برگاه خشک شد در انبار مسقف و هواگیر گذارند و روی تنباکها را
تا چار پنج روز از حصیر بپوشانند تا اندک اثر نمیتی در او ظاهر شود
بعد ازان هر شش یا هشت شاخه را روی هم دسته بندند و در
سقف خانه معلق بیاویزند و تا خوب خشک و عنابی رنگ نشود آویزان
باشد و این امر در عرصه چند هفته بتکمیل میرسد- بعد ازان آنها را
بزیر آورده برگ را از شاخ جدا کنند و شاخها را بسه اینچ یا چار اینچ
قطعه قطعه کنند و پس ازان چوب و برگ را در پیپ یعنی خمره بپچانند
و پیپها را در جائی گذارند که از رطوبت محفوظ باشد و تنباک را کم کم
بقدر ما یحتاج از ظرفها بیرون آورده بمصرف رسانند- در امریکا
اول کاریکه بنسبت زراعت تنباک بعمل می آید اهتمام زمین تخمکاری
است- و زمین باید وسیع باشد که بوتهای تنباک بفاصله کاشته شود
ا پیپ پیپهای مثل پبهای با غند که از تباک دنیا سیب در آن گذارده می آرند
۲ امریکا - یک دنیا
۲۱
و روی آن زمین را با خس وخاشاک میسوزانند - و در بعضی
محالات ابتدای شخم درماه جولائی میشود - و درآن ماه زمین را
خاشاک میدهند و تخم پاشی درماه اگست میکنند و درماه سپتمبر
علفهای خودروی دیرا میکنند و این تخم پاشی گاه درخزان
و گاه در ابتدای بهار می شود - و دراکثر محالات زمین تخم پاشی را
درموسم خزان نیز می سوزانند و در بهار هم شخم و هم نیم شخم باید بشود
و بعد ها تخمکاری بعمل می آید و در زمین سوخته شده نمکیت پیدا میشود
و درقلمهای تنباک اثر می کند و علاوه برین زمین نرم و شخمش
آسان تر میگردد - و بعد از تخمکاری زمین را بارو روه هموار کنند
و اندکی روی آن راه روند و نهالهای کوچک که درسرد خانه
گذارده شده نیز از خاشاک مرطوب تربیت کنند و علفهای خودروی
۲۲
زمین را دفع نمایند تا با و اخر ماه می قابل نشانیدن در زمین
گردد و تنباک را چند قسم میکارند که ذکرش خواهد شد و تاکید است
که تخمهای تنباک نزدیک هم و روی هم پاشیده نشود و اما
بذر تنباک از اکثر بذرها ریزه تر میشود غالباً از یک بوته تنباک
اینقدر تخم بعمل آید که کفایت ده انگلی زمین نماید - تخمیناً یک
قاشقیکه ده مثقال تخم بگیرد - دو ذرع در پنجاه ذرع زمین را کافیست
تخمها را با رمل لا آمیخته نصف ویرا از راست در تمام زمین بپاشند
و نصف دیگر را از چپ بهمین قسم در وی ریزند تا تقسیم بالتسویه شود
زمین موضوع نهال باید از اوّل مستعد باشد یعنی در موسم
خزان بعد از تخم پاشی شخم کنند که شاخهای هرزه او برطرف شود
و مصدر این شاخهای هرزه ریشهای تنباک قبل است که باعث
انگلی - سه جریب و نیم بقرار پیمایش کابل
۲۳
پیدایش کرمها میشود ـ و قریب اول ماه می زمین را ثانیاً شخم کنند و
قبل از نشاندن درختهایز شخم باید کرد و میانه این دو شخم هر وقت
خواسته باشند خاشاک دهند و باید مقدار خاشاک زیاد و کافی باشد
اغلب از پانزده الی بیست بار خاشاک در هر ایکر زمین قبل از
شخم می اندازند و در بعضی مقامات دو صد رطل فاسفیت+ و
دو صد و پنجاه رطل نایتریت آف سودا روی هر ایکر زمین می اندازد
و از همین تدابیر در یک ایکر زمین هزار رطل از قسم اعلای تنباکو
بعمل آمده است ـ و زمینیکه در خور تنباک است باید ریگ آلود
و هموار باشد و زمین را بعد از شخم از کلوخ کوب باید هموار
و بجهت نشانیدن درخت نشان کنند ـ اگر تنباک از قسم شاخهای
بزرگ باشد قطارهایش بفاصله یک ذرع در نیم ذرع باشد
+ فاسفیت ـ بخیت تنباک را اعلی و نایتریت آف سودا مقدار حاصل را زیاد می کند
۲۴
و اگر از قسم کوچک بود نشانهایش بفاصلۀ سه شبر در یک و نیم شبر
بگذارند - پس بدین حساب از قسم بزرگ پنجہزار و هشت صد و از قسم
کوچک نه هزار و هفت صد درخت در یک ایکر زمین باید نصب شود
و این مقدار در اراضی مستعده ممکن است و در اراضی غیر مستعده
کمتر از این باید - و نهالهای تنباک باید بعد از باران یا آب پاشی
در زمین نشانده شود - بهر صورت آب پاشی یا باران ضرور است
و هرگاه بعد از نشاندن بوتا حالت زمین لازم شخم بود از چَپه
نرم کنند و تا چند نوبت هفته وار بدین قسم عمل نمایند و زمین را
دو مرتبه از بیل شخم کنند که دفعه اولش بعد از پنجه زدن باشد
و چهل و هشت یوم بعد از نشانیدن بوتا کل میکند آن وقت
لازم است گلچینی کنند - زیرا که اگر گلچینی نشود بوتا رشد کامل نمیکند
ایکر - بقدر سه جریب و نیم کابل
۲۵
و این زمانی است که شاخهای هرزه را نیز جدا کنند و ثانیاً
وقت بریدن شاخهای هرزه ویرا پیچینند- و زمان بریدن
تنباک از ابتدای برج اسد است و بعضی از کارد و برخی از
اره و اکثر از بیلچه از روی زمین قلم می کنند و هفت بوته را
در چوبی پیکانده بر وی تخته گذارده در انبار برند و باندک
فاصله آویزان کنند و انبار را بذریعه بخاری کرم داشته باشند
و تا پنج روز کرمی انبار را از نود تا صد و ده درجه نگاهدارند
و در مقاما تیکه آفتاب رومکن باشد آفتاب دهند و نیز آخر کار
بذریعه حرارت بخاری خشک کنند و انبار باید هواگیر باشد
و بلندی کارخانهای تنباک بمقدار چار ده فیت و عرضش
بست و هشت فیط وطولش بقدر کفایت مال باشد- و بعد از
۲۶
خشک شدن بوتا برگ را از شاخها جدا کنند و برگیها را موزون
نموده جدا جدا نمایند و از هجده الی بست برگ را پیچیده
دسته کنند و در گوشه روی یکدیگر نهاده تا بواسطه بخاریکه
از حرارت ذاتی اوست نمیعتی پیدا کند، آنگاه در خمره
و بترتیبی که شاخ بجانبی و برگ بجانب دیگر باشد گذارند
و خمره باید بمقدار هشتصد الی دو هزار رطل جاگیر
داشته باشد. و ما مفصلاً هر یک از این امور را بجهت سهولت
عاملان مینگاریم. سررشته زمین اقسام مختلفه تنباک از خوراک
و چروت و جکار و چپق و قلیان علیحده است. اولاً زارع
باید امتیاز ویر ا و بد تا مصروف وی زاید از خرج نشود. ابتداً
بر زارع لازم است که زمین زراعت را امتحان نماید. که
۲۷
قابل کدام یک اقسام تنباک است - زمین قوت دار که رنگش
مائل بسرخی باشد بجهت تنباک کرم و زمین ریگ آلود بجهت
تتون چپق و زمینیکه کناره آب واقع شود بجهت تتون رشتی و جکاره
موضوع شده و محاذ یکه بتجربه استادان این فن در آمده
و اقسام مذکوره تنباک مفید ترین و بهترین انواع اوست
و مبحث در این رساله مبنی بر همین اقسام است - مگر تا وقتیکه
زارع انبار بخاریرا در مخصوص یعنی فلو بنامند بد کامیابی وی
کما هو حقه مشکل است - انبار مذکور باید شانزده در لبت فیٹ
در طول وعرض و هفت فیت در بلندی باشد و درجات
متعدد را دارا باشد که دسته های پنکانده تنباک را جای گیرد
و فلو سامانی است بجهت گرم کردن انبار بطریق سامانی که
۲۸
طامهها را بدرو گرم می کنند ـ و این ترکیب را فلو میگویند
قیمت فلو های سنگی یا آجری که روپوش شان آهنی باشد
بقدر کفایت هر انبار از سی و پنج ریال که هفتاد و پنج روپیه
کابلی باشد زائد نیست و این با صرفه و مفید تر است و تنباکسیکه
بدین طریق خشک شود ـ بهتر و صافتر است و هر درجه که حرارت
مطلوب باشد بهترین آلاتش فلو است ـ و نظر بکفایت مصارف
۲۹
معلوم میشود که فلو در عالم رواج گیرد. و بجهت تنباک از آتش
هیزم بکرات بهتر است که از علت دود مبری است. در انبار
منافذ چندی بخاری و از بجهت فلو بسازند. دیگر آنکه زارع
نوکار لازم است که بملاحظه قوت زمین زراعت کند و اقسام
تلخ را بجای شیرین و شیرین را بجای تلخ نکارد و زراعت
باید بقسمی عمل آید که صورت بازار داشته باشد. تخم را بدو طریق
سبز می کنند یا در گرمخانه و سردخانه یا در زیر آسمان و این طریق
مختلفه بحسب حیثیت زمین قرار داده شده است. در گرمخانه
و سردخانه تربیت تخم بجهت سرحدات بسیار سرد است. و
در کرمسیر در زیر آسمان تربیت می شود. و از همه کم خرچ
و مفید تر تربیت تخم بزیر آسمان است و بتجربه رسیده که
بوته که در زیر آسمان تربیت شود. بعد از نشاندن متاثر نمیشود
و رشد او زودتر است. و در زمینیکه مناسب تخم باشد بوتہای قوی
بارشد و قوت می شود. و اگر چنین نکنند حاصل کامل دستیاب
نخواهد شد. بر زارع است که زمین طرف نساقده را تجویز نکند
و همچنین زمین بکثرت مرطوب و یابس نباشد بلکه زمین معتدل و
با قوت و بجائی واقع شود که مورد رطوبات مختلفه باشد. و
زمین باید بکر و مسطح از طرفی متصل بکوه و از طرفی متصل بآب
و از طرف جنوب و مغرب ہوا گیر و از شمالش قلیل الہوا باشد
و در زمینیکه بجهت نشاندن بوته تجویز شد باید آتش زنند
و سوزاندن زمین دو قسم است. اول زمین رفته خاشاک
و یراقریب یکدیگر آتش زنند بحدی که یک بند انگشت زمین گرم شود
۳۱
و دیگر مرتبه چوبهای کلفت را بفاصله قریب یک انگشت بزمین
فرو کرده و برگ بروی وی ریخته آتش زنند و این طریق
بجهت زمینی است که بذاته رطوبت کلی نداشته باشد و
زمینی که مرطوب باشد اولاً باید رفع رطوبت وی نموده بعد ازان
بسوزانند و اندازهٔ آتش دادن زمین دو سه ساعت است
و بعد از سوزاندن زمین زغالهای درشت و کندهای نیم سوز
ویرا جدا کنند و خاکستر را واگذارند که او باعث قوت زمین است
بعد از ان زمین را بخوبی شخم نموده نرم کنند- مگر شخم
نه چنان عمیق شود که زمین خام رو آید- پس بیخهای درخت
و کلوخهای سخت ویرا دور کنند و خاشاک از اصطبل یا از مرغدان
و یا هر خاشاک مصنوعی که با قوت باشد در زمین اندازند- و
۳۲
بتجربه رسیده که استعمال از هر قسم خاشاک اولی است - اما
از خاشاکیکه تخم علفهای خود رو داشته باشد پرهیز زیادی
باید نمود و خاشاک معموله را زارع باید بتجربه خود بمورد بکار بردو
در سطحه چهل ذراعی تخمینا هفت هشت مثقال تخم را در آن زمین
اولاً بپاشند وثانیاً نصف مقدار آن در آن زمین بپاشند
تا بطریق مقاسمه درست آید . انسب آن است که تخمها بطریق
خشخاشی پاشیده شود تا اگر آفتی رسد جبر نقصان شود - و بهترین
طریق پاشیدن تخم آن است که مخلوط بخاک نموده یک مرتبه
از یمین و دیگر از یسار پاشند تا بوته ها بترتیب برآید - و بواسطه
ریزگی تخم تنباک باید که روپوش او خاک کم بود - اگر
تخمپاشی یک ماه قبل از نوروز سلطانی باشد اندکی بروی زمین
۳۳
راه روند تا قدری چپیده شود و اگر بعد از ان زمان شود زمین را
آهسته بروبند و جوهای کوچک کوچک متصل یکدیگر بجهت
اخراج آب ببرند و خندقی عمیق در چهار دور زمین بکنند
تا آب زائد از چهار طرف در و جمع شود و زمین را از خرابی
محافظت نماید و بجهت پوشانیدن تخم اولاً جاروب نموده
و بکاه روی ویرا بپوشانند چه این قسم پوشش بوته را از
آفت شبنم و سورت آفتاب محفوظ میدارد. و البته
حفاظت باعث رشد بوته ها خواهد شد. لازم است که زارع
زمین ذخیره بجهت نشاندن درخت داشته باشد و آن زمین
را در خزان یا در اسد علفهای هرزه ویرا بر میره
بروی آن کاه و برگ بریزند و بعد علفهای سبز گذاشته
۳۴
از چوبی بچپانند و آن وقت که تمام آنها خشک شد
در اواخر باران یا شروع زمستان آتش بروی افروزند
تا تمام زمین سوخته شود بعد ازان شخم نموده خاکش را نرم کنند
و آنگاه قابل نشاندن بوته میشود و این عمل هر ساله باید بجا آید
و اگر زمین را خوب قوت دهند کفایت چند سال مینماید
و اگر چنانچه از سوزاندن زمین متعسر باشد در صحرائی زمین قوتدار بدست
آرند و خس و خاشاک ویرا پاک نموده شخم کرده خاشاک دهند و بعد ازان
تخم پاشی نمایند مگر در خشکسالی این نوع زمین حاصل
کمتر میدهد و در زراعت ثانی مثل زمین سوزانیده
حاصل نمیدهد و تخمکاری را وقت معینی نیست بلکه بواسطۀ
اقسام تخم و زمین است چنانچه در میان سی و پنج و چهل درجه
۳۵
در سرحدات که موضوع زراعت تنباک است در هر وقت
بخواهند از دو و نیم ماه قبل تا نوروز تخم پاشی ممکن
است. در هر چه زودتر تخم پاشی شود بجهت تخم اعلی مفید تر است
چرا که باید تا ابتدای موسم قسم اعلی پخته و رنگدار شود تا در شروع
باران بالکل خشک باشد زیرا در ابتدای موسم باران خشک
کردن تنباک اسهل است. تنباک بسیار خوشرنگ تا دو ماه
بعد از نوروز کاشتن ممکن است و هر چه ازین دیرتر شود
تنباک وی بدرنگ و گرمتر خواهد شد منتهای وقت
زراعت تنباک تا چهار ماه بعد از نوروز است و درین مدت
زمین آماده را اگر درخت نشانند اولی زراعت سیب
زمینی و باقلا است که ممد تنباک است چنانچه شخصی در تربیت
۳۶
کوشش کند رشد بوتها زودتر بعمل خواهد آمد خصوصاً
وقتیکه چاربرگی باشد بهترین تدبیرات آن است که خاشاک
اصطبل را نرم و خشک نموده بقرار ده بار فیصد ذراع
مربع بیندازند و لازم است که در وقت خاشاک دادن
بوتها از رطوبت و شبنم و غیره پاک باشد زیرا که غبار وی
نقصان در رشد خواهد رساند اگر باعث سُته شود و بعد ازان
در حین بارش یا اندکی قبل از بارش خاشاک علی در وی
بیندازند و طریقة خاشاک علی بجای خود نوشته میشود
یکی از تربیتهای رشد نگاهداری وی از کرم است - واگر
چنانچه کرم شروع بخوردن وی کند پارچه را در روغن
نفت مُدهَن کرده بر وی بوتها بیندازند که کرمهای وی میریزد
۳۷
سایبان درخت پنبه نیز بجهة نگاهداری بوته از کرم سودمند است
و هرگاه کرم زاید شود زارع باید این اعمال را زیاده نماید و این
عیب بیشتر از زمینیکه کم سوزانده یا نسوزانند و یا در غیر
فصل بکارند پیدا میشود و اما طریقه انتخاب زمن باید نرم و یکیا
آلوده و پرگیاه و حشرات الارض باشد که بعد از سوزاندن این
گیاه و حشرات تماماً خاشاک و باعث قوت زمین شود زیرا که
زمین رمل آلوده قوهٔ جذب آب را دارد و آب یکجا جمع
نمیشود که باعث فساد قوت زمین گردد و چنانچه زمین
کهنه باشد لازم است که در باران یا در ابتدای زمستان
شخم نمایند تا شبنم ویرانرم نماید و اندکی از علف
و برگ در و ریخته شود تا بمرور ایام پوسیده شده
۳۸
باعث نرمی و قوت زمین گردد. و اگر بخواهند که تنباک
زرد رنگ شود کاه جو در خاشاک آمیزند که بسیار مفید
است و نیز در اول بهار خاشاکهای کهنه بزمین اندازند و بعد از
خاشاک ثانیاً تخم نمایند و از یمین ویسار پنجه زنند بشرط آنکه
زیاده از نیم شب جز نشود و قبل از تخمپاشی مکرر از یمین و
یسار پنجه زنند. غافل نباید شد که آمادگی استعداد زمین نصف
زراعت است و تا وقتیکه زمین بکمال استعداد نرسد زارع
باید دست از وی بر ندارد و. و بعد از استعداد زمین فی جریبی
از صد و پنجاه الی سیصد رطل خاشاک علی میند ازند و چند مرتبه
شخم شود تا زمین خوب مستعد بجهت نشانیدن بوته گردد
و بفاصله سه ربع ذرع بجهت نشاندن بوته نشان کنند و این طریق
۳۹
بجهت زمین بکر کهنه است - و اما بجهت زمین زراعت شده
طریقه دیگر است - اغلب تنباک در زمین های بکر کهنه اعلی میشود
و بتجربه رسیده که زمینیکه چند سال در او زراعت نشو و بجهت
زراعت تنباک اولی است چرا که زراعت زمین را میکاهد -
اگرچه شخم بگاو اسهل و کمخرجتر است مگر شخم به بیل بهتر است که زمین
را از ریشهای درخت صاف و ناهمواری ویرا مسطح و حفر زیاده
میکند اما شخم اخیر سوای بیل دستی سودمند نخواهد شد - و
چنانچه شخم بگاو منظور باشد قبل از آن اندکی خاشاک محلی در وی
اندازند خصوص در زمین کم قوت تا موجب رشد بوته گردد - و
در چنین موارد خاشاک محلی بسیار مفید است و زارع باید اندازه
قوت زمین بدست دارد که بسا از کثرت خاشاک قوت زمین بوته را
۴۰
میسوزاند و باعث عدم رشد او میشود. خاشاک هر چه بمقدار
کم و بقوت بیش باشد درخت بهتر تربیت میشود. و بجهت
زراعت تنباک نائٹروجن وفاسفورك ایسڈ و پٹاس و
لایم و سوڈا بسیار مفید است و هر خاشاکیکه دارای
هر یک ازین خواص باشد خیلی سودمند است بشرط آنکه در
آبیاری وی کوتاهی نشود. و این اقسام مصالح هر یک را
جدا جدا خواص و فائده و قوت و قیمت است و دیده شده است
که باعلی قسم تنباک اینکر ہر بینڈ ٹیا ٹوغز فلائنس مفید میباشد
والحال چارده سال است که زُراع این مطلب را بتجربه رسانده
و مُرجح نموده اند که این مصالح از مصالحهای دیگر مفید و قوی تر
است و اقسام دیگر خاشاکها صرف بکار زراعت تنباک میخورد
۴۱
و نیز راعات دیگر سود مند نیست - در استعمال مصالح
زارعین مختلف اندمگر مقدار یرا بجهت سال اول و دوّم
اتفاق دارند - و بعضی قایلند که بعد از بریدن تنباک در
زمینیکه مصالح علمی داده باشند زراعت گندم شود و ثانیاً
زراعت خلیلی ازغله بعمل آرند - و چون زمین مستعد شخم شد
بقدر حیثیت وی خاشاک علی بیندازند و بطریق مذکور بجهت
نشاندن بوته نشان کنند و پیمانه را از دست ندهند بجهت
جابجا کردن بوته کومه بسازند و این فاصلۀ بوتہای مذکور
بجهت آن است که وقت شخم بوته را اذیت نشود چه اگر برگها
از او شکسته شود از جنسیت خواهد افتاد - و بعد از آنیكه كوما
بجهت نشانیدن درخت آماده شد از چهل یوم بعد از
۴۲
نوروز هر وقت بخواهند بوتهارا بنشانند. چنانچه
بعد از آمادگی کومه درخت را فوراً نشانند اصلح است.
اگر بوته را بشرایط مذکور بنشانند هرگز خشک نخواهد شد. وقت
نشاندن باید یک یک بوته را بطریق ملایم از تغار برداشت
که باعث حرکت فوق الطبیعه وی نشود. ونشاندن بوتهای
کوچک باعث زحمت و بے سود است. اولیٰ و انسب است
که برگهای بوته کم از یک انگشت نباشد. بوتهارا در سبدی
نهاده و سر هر کومه بوته گذارند. و بعد از ان با چوب سرتیزی
که طولش نیم شبر و قطرش یک بند انگشت باشد نشان نمایند
و بوته را در آن نشان بنشانند و بذریعه چوب مذکور وانگشتان
دست اطراف بوته را خاک ریزی کنند این کار با بدرون
۴۳
آلات خارجه از دست خوب بعمل می آید - و نیز وقت ساختن کومه زمین
باید خشک باشد- بعد بذریعه باران یا آب دستی او را رطوبتی دهند
و تا اندکی زمین رطوبت خود جذب نکند بوته ها را نَنشانند- چنانچه بوته
رسیده و موسم باشد و بطریق تدبیر نشانده شود بهترین اوقات قبل از
سرطان است که این موسم مانع نقصان درخت است- و بعد از نیمه
سرطان اعتباری در آن زراعت نیست- و خوب است بعد از موسم
هر قدر که از کومه ها را خالی کنند بجای وی بوته تازه نشانند- و باید ملاحظه
کرم را ادراک مینمود که بودن یک کرم در کومه باعث تباهی تمام بوتهای
آن کومه خواهد شد- لازم است بعد از نشانیدن
بوته ها تعجیل در تربیت و شخم زمین کنند
درینجاست که خطا واقع می شود- و این غفلت
۴۴
اول موجب نقصانِ آخر است. لازم است هر یک ازین
اعمال را بموسم و وقت خود بجا آرند تا حاصل نیکو برداشته
شود. زارع نباید فراموش کند که در هر سه مرتبه شخم
پنجه زدن بجهت نرمی خاک لازم است. وخاکیکه بعد از
شخم در زمین زاید شود در کوها بیندازند که موجب شادابی
بوته خواهد شد. واگر باران نبارد محافظ بوته ها خواهد بود بهر نوع
باید زمین همیشه نرم واز علفهای خود رو صاف باشد هر آله که باشد
عیب ندارد. زمین بایر محتاج بتربیت زیاد است خصوصاً بجهت
تنباک خوشرنگ و طریق نشاندن بوته در زمین یک یک است
بر کسانیکه زراعت شلجم کرده اند زراعت تنباک بسیار سهل است
چه هر دو زراعت قریب قریب یکی است. برگ و گلچینی تنباک را
۴۵
طرق مختلفه میباشد. برگ چینی آن است که برگهای کوچک
هرزه ویرا جدا کنند و چنانچه گل کرده باشد گلچینی نیز نمایند
و سر بُری بجهت رشد برگها بعمل می آرند. و طریقه آن است که
برگ زیر درخت را از قیچی یا ناخن جدا کنند که مانع ازدیاد برگ
شود. و بعضی زراع در وقت خشکی برگهای کوچک را قطع
نمی کنند. رأی شان چنان است که این امر باعث عدم رشد
بوته میشود. علاوه بر اینکه نگاه میدارد برگهای بزرگ او را
از غبار و این نگاهداری غبار موجب صفائی و خوشرنگی مال میشود
و در وقت فروش سبب رونق آن میگردد مگر نگاهداری وی
باعث کرم خواهد شد. و آن وقت موجب پریشانی است. البته
اولی آن است که تا وقتیکه شکوفه و شاخ خوب ظاهر نشود سر بُری
۴۶
نکنند و آدم تجربه کار باید عمل سر بّری بجا آرد. زیرا که آنانیکه واقف کارند
همانقدر برگ را میگذارند که درخت را باید: و باید برگهای زیر تا درجه سوم
بالا نه برگ باشد. و همیشه باید زارع این حسابرا در نظر داشته باشد و اگر
بریدن برگ زیر را اراده نداشته باشد دوازده برگ بگذارند
برگ چینی وقتی است که اغلب بوته برگ زائد پیدا کند آن وقت یکدفعه
برگ چینی اولیٰ است زیرا که کثرت تردّد باعث شکستن و خرابی بوته
میشود. و برگ جمع شده در یکجا باعث منفعت زارع است. هرگاه
مقصود خشک نمودن آن در فلّو باشد. برگ چینی نیز موقوف
است بموسم و تخم تنباک و زمین. و در زمین های متوسط از ده الی سیزده
برگ زاید نگذارند خصوصاً در قسم اعلای تنباک و از تلخ و شیرن از نه الی
ده و جهت تنباک پر رنگ از هشت الی نه برگ کافی است. اگر زراعت
۴۷
تن باک بعد از موسم باشد البته برگهای تنباک را کمتر گذارند- و این ظاهر است
که جنس اعلیٰ موجب منفعت زارع است نه کثرت برگ - علاج کرم را اگر چنانچه
زارع از اوّل نماید سودمند است و الّا بعد از ازدیاد آنها ابداً علاج پذیر نیست
هر چند کوشش زیاد بکار رود باعث خرابی تنباک و نقصان زارع میشود
کرمها در سالی زاید و سالی کم اند- و در سالی که زاید پیدا شود هیچ تدبیری
ندارد - وقت پیدایش کرم تنباک ماه می است و آن ایّام تخم پاشی آن است
و بعد از هفت هشت روز از تخم پاشی کرمهای ریزه سر از تخم بیرون می آرد
و تا دو مرتبه جلد بد نشان نیفتد قادر بر نقصان تنباک نیست و در عرصه
بیست و پنج الی سی یوم بزرگ میشود و خود را در زمین زیر خاک میکند تا جلد ثالثی
بیندازد آنگاه باعث نقصان او هر یک از آنها تخمیناً قریب دو صد تخم می گذارد
و بدین حساب اگر نصف تخمشان ضائع شود از هر کرمی صد کرم بعمل می آید
۴۸
در مرتبه ثانی لا تعد ولا تحصی پس زارع باید نگهبانی نماید که
هر وقت کرمی پیدا شود فورا ویرا نابود کند چه علاج واقعه
پیش از وقوع باید کرد - و تدبیر هلاکی کرمها بدین طریق است که
چند قطره از عرق کو بلنس در گلها ریخته شود تا کرمها را هلاک
کند - لازم که شاخهای هرزه را بطریق هفته وار قطع کنند و
نگذارند که بزرگی وی دو بند انگشت شود که باعث عدم رشد
برگهای نازک تنباک خواهد شد - تدبیر کرم و قطع شاخهای
هرزه خود باعث بهبودی تنباک می گردد - برگهای تنباک
تا بدرجه کمال نرسد بریدنش مفید نیست و طریقه بریدن
وی اقسام مختلف دارد - اگر کارد بک بران را بدسته وی
پارچه پیچیده باشند خوب است و کارد باید بدست پخته کاران
۴۹
سپرده شود که برگهای رسیده و مطابق و یکرنگ را ببرند و
نارسش را بگذارند. و هرگاه ده بست بوته را برچین نمودند
علامتی قرار دهند که برگها زود دستیاب شود و بوتها
نابریده نماند. برنده باید در وقت بریدن ملاحظه کند که
تنه درخت حرکت زیاد و برگ را خراب نکند و کارد بر برگهای
نارس نزنند. در هر صورت باید ملاحظه شود که وقت بردن
برگها در انبار یا خرمن برگها کوفته و شکسته نشود. بهر نوع
ممکن باشد تدبیر کنند. بجهت آسانی و نگاهداری برگها از
آفت شکستن احسن تدبیر آن است که اگر خرمن یا انبار خانه
دور باشد اراده سه طبقه که طولش بقدر چار ذراع
باشد مهیا کنند و در هر طبقه برگها را گذاشته بآرامی
۵۰
با نبارخانه برسانند که پژمردگی و شکستگی برگ باعث عدم
صورت بازار وی می گردد . و برگهای تنباک اعلی را
هر چه زود تر خشک کنند بهتر است . بجهت خشک کردن
تنباک باید در انبارخانه رجه بسته شود مگر بعضی بجهت سهولت
در میدانی رجه را می بندند بهتر آن است که رجه نزدیک
انبار باشد که اگر بیوقت بارانی رسد در انبار بردن وی
آسان باشد چه بعد از اندکی خشکی برگ محافظت از بارانش
ضرور است . ولی خشک شدن از فلو و غدغه باران را ندارد
و پست تر از خشکی آفتاب نیست و ترکیب خشک نمودن تنباک
از فلو آن است که حرارت انبار را از هشتاد و پنج الی نود درجه
فهرنهایت برسانند و هر صبح در فلو آتش افروخته
۵۱
و حرارتش را تا نود درجه تا عرصه پنج شش روز بگذارند تا
برگها خوشرنگ شود. و اگر برگها بکثرت رطوبت داشته باشد
بدان مقدار هفت هشت روز فلو را نگاهدارند. آنگاه که برگها
داغ خشکی رسید - حرارت تا بصد درجه رسانند و تا دو سه ساعت
حرارت بدین درجه گذارند و بعد از ان بفاصله دو و نیم
ساعت بتدریج حرارت را بصد وسی درجه رسانند تا برگها
خشک شود و بعد از ان تا صد و هفتاد و هشتاد درجه اش رسانند
تا چوبهایش نیز خشک گردد. و برگهای تنباک هر قدر کلفت و ضخیم تر
باشد بافلو مناسبتش بیشتر است - دود جهت تنباک نقصان
کلی دارد که تنباک را از رونق بازار می اندازد و فلو ازین
عیب ببری است و حرارت هر درجه که خواسته باشند ممکن است
۵۲
اهل یوروپ و امریکه عموماً تنباک را بذریعه فلو میخشکانند
سوای قلیلی که بدستور سابق اند- تقاضای وقت و پسند مردم
برخلاف دود است و این نقصان دود عنقریب باعث انسداد
حرارت آتش هیزم و رواج فلو خواهد شد- و با وجود اینکه
رنگ سیاه مرغوب این زمان نیست- اگر بخواهند آنهم از
فلو ممکن است- عموم مردم طالب تنباک کمرنگ اند و این
بذریعه فلو از سائر اقسام بهتر بعمل می آید و علاوه بر این مفاید
هرگاه تنباک از فلو خشک شود تنباک شیرین و برگهایش خالی
از غبار میشود- و هر رنگیکه مطلوب باشد بذریعه فلو ممکن است
قاعده طبیعی خشک شدن تنباک آن است که اولاً سبزی وی مبدل
بزردی و زردی بنارنجی و نارنجی بسرخی میشود و این منتهای
۵۳
خوبی رنگ تنباک است. و بهترین تدبیر بجهت خشک نمودن
تنباک آن است که حرارت زیاد در زمان قلیل ببرگها رسانیده
آنها را زرد نمایند. در خرمنی که هفتصد دستۀ تنباک
سبز که هر دستۀ آن شش بوته باشد تخمیناً چار و نیم الی پنج هزار
رطل آب دارد. و این مقدار آب باید در عرصه سه شبانه روز
الی چار و نیم شبانه روز بحرارت فلو خشک گردد. و حرارت
زغال بضمیر فلو یا هیزم حرارتی است موثر بر کیفیت
ذاتی ولی مایه کثافت زیاد و کثرت مصارف و زحمت بیشمار و
برگهای تنباک را نیز بواسطۀ غبار از رونق می اندازد ولیکن
فلو کمصرف و کم زحمت تر و باعث بهبودی تنباک است و
کسانیکه کار بذریعۀ فلو میکنند و مفایدش را دانسته اند
هرگز بدیگر قسم تنباک را خشک نخواهند کرد - اوسط درجه
تنباک از لست و چار ساعت الی سی ساعت باید تا نود درجه
حرارت خورد تا خوشه رنگ شود و هر قدر رطوبت تنباک بیش
باشد زردی وی دیر تر خواهد شد - و در اینجا ست که ذکاوت
خشک کننده باید بکار رود - و اگر چنانچه زارع در رنگ کردن
تنباک نا تجربهکار باشد خوب است که شخص مجربی را درین کار
گذارد تا باعث نقصان و خرابی تنباک نگردد - و شک نیست
که علم را تا عملی نباشد شخص کامل در آن فن نخواهد شد - چه
علم طب تماماً در کتب موجود است - لیکن از برای مریض
طبیب لازم است - و بعد از زردی تنباک هرگاه برگهای
اعلایش یکرنگ و برگهای دیگر نیز رو شد حرارت آتش
۵۵
تا بدرجه صد رسانند مگر هشیار باشند که رطوبت عرق
از برگها نریزد که باعث سرخی و تندی تنباک خواهد شد
دفاع این امر آن است که دروازه انبار را باز دارند
و اگر بعد از باز کردن دروازه انبار نیز تا یکساعت دو ساعت
دفع عرق چکانی نشد درهای متفرق بانبار باز کنند تا انبار
هوا گیر و عرقها خشک شود و این مور خیلی وقت طلب است اکثر
مال در این وقت خراب میشود. و این عیوبات تماماً از تعجیل کار
میشود. چنانچه از روی ملایمت و درجه این کار را بعمل آرند
هرگز باعث نقصان وی نخواهد شد اولاً رطوبتی که بر برگها
دیده شود باید بکم و بیشی حرارت تدبیر وی نمایند حرارت را
بدرجه صد تا چار ساعت گذارند بعد بفاصله هر دو ساعت
۵۶
دو و نیم درجه زیاد کنند تا بصد ده درجه رسد. درین مورد
شخص باید خیلی هشیار و مجرب باشد که از صورت و رنگ
تنبارک حالت مائول را معلوم کند. شخص تا اثر درجات
حرارت را نیکو ندیده باشد مهارتش درین فن مشکل است
اگر از اندازه حرارت کم بود داغها بطریق آبله در برگها
پیدا میشود و حرارت از درجه اعتدال که بگذرد باعث سرخی
برگ می گردد. و علامت سرخی برگ اول در کناره و در وسط
برگ داغ قرمزی می زند و از صد و ده حرارت را که تا صد وست
رسانند تعیین وقت ضرورتست تجربه زارع در کار است.
ازدیاد حرارت به چهار و هشت ساعت باید نمایند اگر چه رسم
چنین است که بد و و نیم ساعت فاصله باشد مگر صورت تنباکو
۵۷
هر طریقی را که خواهان شود باید عمل نمود و بهتر آن است که
حرارت را از صد و ده زاید نکنند تا آثار خشکی در کنارهای
برگ ظاهر نشود. و حرارت صد و نسبت تا صد و بست و پنچ
درین موارد کافی است و تا خشکی وی کامل نشود حرارت تخمیناً
از شش الی هشت ساعت بهمان درجه باید باشد و هرگاه
آثار یبوست در برگ نمایان شود بفاصله هر ساعتی پنج پنج
درجه زیاده کنند تا بصد و هفتاد درجه رسد که شاخهای وی
نیز خشک گردد. بیشتر حرارت را که بصد و هشتاد درجه
رساندند. باعث سوختگی تنباک یا آتش زدگی خرمن شده است
لهذا لازم است که بجهت خشک کردن تنباک زارع اصول
و دستورالعملی داشته باشد تا بموجب آن عمل نماید
۵۸
وطریقه خشک کردن تنباک بموجب ذیل است
| شمار | تدبیر | حرارت | وقت |
|---|---|---|---|
| ۱ | در خشک کردن تنباک که مایل بزردی گردد | ۹۰ درجه | ۲۴ الی ۳۰ ساعت |
| ۲ | ایضاً بجهت ازدیاد رنگ | ۱۰۰ درجه | ۴ ساعت |
| ۳ | ایضاً در رنگ اعلی | ۱۰۰ الی ۱۱۰ درجه | دو و نیم درجه بفاصله ۲ ساعت |
| ۴ | ایضاً در تکمیل رنگ | ۱۱۰ الی ۱۲۰ درجه | ۴ الی ۸ ساعت |
| ۵ | ایضاً بواسطه خشکی برگ | ۱۲۰ الی ۱۲۵ درجه | ۶ الی ۸ ساعت |
| ۶ | ایضاً بجهت خشکی شاخ | ۱۲۵ الی ۱۴۰ درجه | پنج درجه بفاصله ۱ ساعت |
چنانچه تنباک را بذریعه حرارت فلو خشک نمایند بعد از
خشکی وی در هوا برند و وقت جمع کردن تنباک خوب ملاحظه نمایند که
که برگ سبزی در او شریک نشود که بواسطه رطوبت حارّه که در اوست
۵۹
شاید باعث خرابی سایر برگها گردد. بعد از خشک شدن تنباک و خشک
بودن هوا اگر باعث شکستگی برگ نشود در صحن انبار برگهای سبز را
فراش نموده برگهای تنباک را بطریقه لحاف بر روی وی پهن کرده
اندک نم زنند که دفع شکستگی تنباک می نماید. و اگر تنباک از درجه
اعتدال زاید خشک شده باشد و هوا را رطوبتی باقی نباشد و یا موسم
زمستان باشد اندکی در خلو اتش دهند و کاه مرطوب یعنی
رطوبت دستی بجهت نرمی تنباک نیز مفید است. واگر هوار طوبتی درا
باشد ضرور بهیچیک از این اعمال نیست. بستن دستهای تنباک
بوقت عصر اولی است که حرارت افتاب رو بزوال و برودتی
در هوا پیدا ست. و دسته تنباک را بنحوی ببندند که هر گاه شاخی را حرکت
دهند برگهایش باز گردد. و انتخاب منیت تنباک از رنگ بزرگی برگ
۶۰
باید نمود مختصر و مفید چنانچه زارع از عهده خاشاک و تربیت زمین
کثیر برنیاید قلیل ارضی را بتدابیر ما سبق عمل نماید که با فایده کثیر خواهد شد
قل الشئ و حسّن
الحمدلله والمنه که این رساله بصیرة المزارعین (در سر رشته تنباکو) ترجمه
جناب مولوی مرزا محمد صاحب الشهیر ثاقب البصراوی میر منشی اداره وکیل التجار
دولت خداداد افغانستان بتاریخ بست و نهم ماه ذیقعده سنه ۱۳۱۴ روز پنجشنبه باختتام رسید
کتبه خاکسار غلط نامه تصدق حسین
صفحه سطر غلط صحیح
۶ ۵ وجرثومه العزه جرثومة العزّة
۱۱ ۸ مخترس الشقائق مخترس الشقاشق
۱۴ ۶ قهرش چهرش
جمیع حقوق رساله هذا قانوناً محفوظ است
اعلا
رساله هذا مسمی به بصیرة الزارعین که در مطبع رپین پریس
واقع نمبز ۳۲ تا را چند دس استریٹ باهتمام شیخ محمد وزیر تاجر
مالک مطبع و اخبار جنرل و گوهر آصفی کلکته بزیور طبع آراسته شد
درج دفتر رجستری برتش انڈین گورنمنت گردیده
صاحب اجل اکرم افخم مسرٹی۔ اے مارطین وکیل التجا
دولت خداداد افغانستان از افیس ایشان واقع جاکسن
جاکسن گھاٹ اسٹریٹ کلکتہ شائع شده بنابرین مرجو
هیچکس بلا اجازت مصنف قصد طبع نکند
که مایه زحمت و نقصان خواهد بود
فقط
اقل الجـ
میرزا محمد البصراوی مصنف رساله ہا