[ILL]
یادداشت يك مسافر
[ILL]
محرر و ناشر: فضل احمد افغان ع ٣٥٠
یادداشت يك مسافر
١٣٠٨
برلين - ١٩٢٩
ناشر و محرر :
فضل احمد افغان
یاد داشت یک مسافر
دربارۀ سرگذشت مردم تاجیک ، انقلاب اوکتبر ، و جمهوریت تاجکستان
چاپ در مطبعه
سنۀ ۱۳۱۱
یک چند سخن از طرف نویسنده
سی سال پیش از این من از مملکت خود از افغانستان
بخاک تورکستان روسی هجرت کردم سالهای دراز در شهرهای
بخارا سمرقند خوقند و حصار شادمان زندگانی کردم.
در این مدت تبدلات عجیبی در این مملکت روی داد باشندگان
این سرزمین بسیار روزهای تاریخی عبرت انگیز را از سر خود گذرانیدند
اگر با دیده دقت و عبرت در سرگذشت این مردم نگه کنیم چیزهایی
که آموختن و عبرت گرفتن ممکن است در آن بسیار است.
معلوم است که طرز زندگانی، محیط اجتماعی وطن من حتی ایران
و هندوستان هم با حالت پیش از انقلاب این مردم خیلی
مشابهت و یکرنگی دارد.
معلوم است که گروهی از باشندگان مردم ایران افغانستان
و هندوستان هم در راه آزادی و ترقی وطن خود کار میکنند
راه ها میجویند، در مانع ها ومشکل هایی روبرو میآیند که مردم ترکستان
این همه را از سر خود گذرانیده اند، برای اینها آن احوال از سر
گذشت تاریخی، خاطره های تاریخی شماریده میشود.
معلوم است که، مردم ایران افغانستان و هندوستان
از زندگانی مملکت شورایی آنچه راست وحقیقت ست کمتر شنیده اند
هرچه شنیده اند. خوانده اند از زبان اهل غرض شنیده اند
از قلم اهل غرض خوانده اند.
من لازم دانستم که برادران هموطن و هم زبان خود را،
از حقیقت حال و گزارش زندگانی مردم این مملکت خالصانه
آگاهی دهم، آنچه دیده ام واز احوال این مملکت آنچه دانسته ام
بازبان ساده وروان بآنها برسانم.
در این رساله سرگذشت مردم جمهوریت شورائی تاجیکستان را
خواهم نوشت؛ تصویر نمودن سرگذشت تاجیکان را از آن جهت
اختیار نمودم که این جمهوریت بوطن من نزدیکتر است امردم
تاجیک باما هم نژاد و هم زبان اند، آشنائی و شناسائی
ما با تاجیکان تاجیکستان چون آشنائی دو برادری است !
که دیرگاه از یکدیگر دور افتاده ، باز یکدیگر را یافته اند
آب اگر صد پاره گردد باز با هم آشنا است .
جمهوریت هم زبان ما تاجیکستان با دولت های افغانستان
و خطای همسایه و هم حدود است ، کوهستان بدخشان تاجیکستان
با اندک فاصله بخاک هند میرسد . قسم جنوبی تاجیکستان که
ولایت های حصار شادمان ، قبادیان ، قورغان تپه ، کولاب ،
قرا تگین را شامل است ، در زمان گذشته حصه های جنوب شرقی
امارت بخارا را تشکیل مینمود
قسم شمالی تاجیکستان عبارت است از ولایت های خجند ، اورا
پنجیکت ، که جزو تورکستان روسی و تابع حکومت امپراطوری روس
بود .
مردم جمهوریت تاجیکستان دوره های حکومت امارت بخارا و
حاکمیت امپراطوری روس را از سر خود گذرانیده اند ! در این سر
زمین مبارزه های خونین انقلاب و عکس انقلاب دیرگاه دوام نمود ،
٦
این مردم در راه انقلاب و آزادی خود مبارزه ها کردند ؛
سختیها کشیدند، آخر بمظفریت رسیدند حاکمیت شورای
رنجبری خود را بر پا کردند.
رنجبران تاجیکستان در مدت اندک به کامیابی های خیلی
بزرگ اقتصادی مدنی وسیاسی رسیدند در مدت پنج سال
آخری زندگانی جمهوریت تاجیکستان آنقدر تغیر یافته است
که بدون انقلاب این مرحله را به صد سال طی کردن و گذشتن
شان ممکن نبود.
برای عبرت و آگاهی خوانندگان دوره های سرگذشت
مردم تاجیکستان را بقسم های علیحده تقسیم مینمائیم و هر یک
را جداگانه بطریق اختصار عرض میکنیم.
اصول حاکمیت امیران بخارا و زندگانی رعیت در آن زمان
از یک میلیون نفوس جمهوریت تاجکستان قریب شش
صد هزار کس در زمان گذشته در زیر حکومت امیران بخارا
زندگانی میکردند.
بواسطه حاکم های ولایت ها، قاضی ها، رئیس ها، املکدارها
میر شب ها، امیر حاکمیت خود را اجرا مینمود ؛ و بواسطه این تشکیلات
حکومتی، از حاصل رنج و سعی مردم باسم و رسم خراج، املاک ،
زکات و غیره هر چیزی که گرفتن ممکن بود میگرفت، در راه آبادی
ترقی اقتصادی و مدنی این سرزمین از آن مدخل هیچ یک خرجی
نمیکرد.
قسم بسیار زمین های کشت مملکت را «املاک» «مملکه سلطانی»
نام نهاده ملک امیر میشماریدند. اگر زمین آبیاری شده باشد
پنج یک، اگر کشت للمی با آب باران کشته شده باشد
ده یک حاصل را حق خزینه امیر قرار میدادند. اما این قاعده
پنج یک و ده یک بنام بود ، در حقیقت نصف و گاها بیش از
نصف حاصل دهقان رنجبر را املاکدار ها مأمورهای امیر میگرفتند
حاصل کشت هر یک دهقان را جداگانه تخمین میکردند هرجا
که ده من حاصل است بیست من وسی من تخمین میکردند
و از روی آن تخمین و قرار ناحق حصهٔ خراج را می طلبیدند
و میگرفتند .
بعضا خراج املاک چند خانواده دهقان را امیر یا حاکم ولایت به یکی
از منصب داران یا ملا یا شیخ می بخشید و حواله مینمود که خود
او بی واسطه استفاده نماید نام آن بخشش را « تنخواه »
میگفتند صاحب تنخواه هر قدر که میتوانست از حاصل دهقان
زیاده تر میگرفت دهقان وعائله او را چون غلام و کنیز کار میفرمود
شکایت و دادخواهی دهقان به اکسی نمیرسید .
در جمع آوری خراج املاک وزکات ودیگر مالیات ،
غیر از مأمورهای رسمی امیر زمینداران و مال چارپاداران کلان
مردم دولتمند صاحب نفوذ همراهی میکردند هرکس که ناتوان تر است
۹
از او بسیارتر میگرفتند. هرکس که توانا و صاحب اعتبار است
از او کمتر میگرفتند.
در نتیجه این اصول مالیات فقر و فاقۀ عامه رعیت سال از سال
زیادهتر و سختتر میگردید برای ادا نمودن مالیات طاقت
فرسا فروختن زمین یا خانه یا حتی زن و فرزند رعیت فقیر چون یک
امر عادی شماریده میشد هیچکس در این باره تعجب نمیکرد.
از سبب گرانی خراج و تنگی زندگانی بسیار دهقانها
مجبور میگردیدند که از دولتمندان شهر و دیه قرض بگیرند تنزیل بسیار
دهند، در اثر گرانی خراج و تنزیل دادن بسیار ناچار زمین یا
خانه های خود را بصاحب دولتان شهر و دیه میفروختند باین
راه بهترین زمین های مملکت بدست دولتمندان شهر و دیه جمع
میگردید و شمار دهقان بی زمین سال از سال میافزود.
قاضیها هیچ یک مرافعه را بدون گرفتن رشوت بآخر نمیرسانیدند
میزان حق و عدالت اندازۀ رشوت بود هرکس که بسیارتر رشوت
میداد حکم بجانب او قرار می یافت.
۱۰
هرگاه دو کس یکی دولتمند و دیگر فقیر یکی صاحب اعتبار دیگر رعیت
بیاعتبار در نزد قاضی میآمدند حکم در فایدهٔ دولتمند صاحب اعتبار
قرار مییافت عرض و داد فقیر بیاعتبار بجایی نمیرسید.
میر شبها که گویا کفیل و متصدی امنیت و انتظام مملکت بودند،
همه ویرانی و فساد را راهبر بودند.
جوانهای امرد، فاحشههای مشهور دزدهای نامی را چون جزء
تشکیلات ادارهٔ خود نگه میداشتند از آنها استفاده میکردند
قمارخانه در تحت حمایت میر شبها بودند.
فاحشهها و جوانهای امرد را با شهادتنامههای مخصوص در مجلس
های عیش و عشرت میفرستادند باندازهٔ حسن و جمال آنها از
صاحب بزم مبلغ معینی میگرفتند.
جاهایی که برای ایستادن نائبهای میر شبها تأسیس
یافته بود "پای طوق" یا جای با امنیت قمار بازها بود، در "پای طوق"
ها شبها و روزها قمار میباختند؛ از بردها بمیر شب حصهٔ معینی
میدادند، دزدهای نامی شهرها و دهها نیز در حمایت میر شبها بود.
۱۱
از کار آنها میرشب با حصه میگرفتند. هر گاه دزد، خانه را غارت
کند صاحب خانه بمیرشب مراجعت نماید، میرشب از قریبان
و خویشاوندان صاحب خانه چندی را بدزدی متهم میکرد، حبس
میگرفت آخر صاحب خانه مبلغ بسیاری بمیرشب میداد آن
بیگناهان را از پنجه میرشب خلاص میکرد، دزدان حقیقی با آزادی
به کار خود دوام مینمودند.
حاکم های ولایتها هر سال یک بار حساب ولایت را بامیر
تقدیم میکردند چیزی که وابسته به زندگانی مردم ولایت است
از حاکمان هیچ نمی پرسیدند.
ترقی خواجگی دهقانی درستی راه ها تعمیم معارف تندرستی
عامه این همه جمله هایی است که در دربار امیر کسی نمی پرسید؛
کسی نمی شنید. حساب رسمی حاکم های ولایتها تنها از یک
مسئله عبارت بود. «حاکم ولایت، از درآمد سالانه ولایت
بامیر چه مبلغ و چه قدر پول آورده است».
هر مبلغی که حاکم ولایت تقدیم مینماید، باید از آن مبلغی که حاکم
۱۲
سابق چون درامد سالانه ولایت با میر داده بود بیشتر باشد. کمی حاصل، خشک سالی، بی آب ماندن کشت با در نظر اعتبار گرفته نمی شد.
هیچ یک از مأمورهای حکومت میر از خزینه میر معاش و ماهیانه نمیگرفتند. هرکدام درامد خود را از رعیت از فقرا می ستانیدند. هریک از مأمورهای که بمنصبی میرسیدند مثلا حاکمها، علاقهدارها، قاضیها، رئیسها، میرشبها، مفتیها با میر تحفهها تقدیم میکردند: هریک باندازهٔ منصب خود با میر مبلغی میداد این همه حکام و مأمورین دولت و علما، کرام نوبت بنوبت دخترها، پسرهای امرد خود را چون تحفه غلامی با میر تقدیم مینمودند، حتی از تقدیم نمودن زنهای خود نیز ابا نمیکردند.
بجای تعیین نمودن حاکمها، قاضیها، مفتیها و دیگر مأمورهای دولتی علم و لیاقت آنها در نظر اعتبار گرفته نمی شد. تقدیم نمودن دختر و پسرهای صاحب جمال اند بزرگترین لیاقتها محسوب بود. هرکس در این کار پیش قدم بود، منصب و درجه بلندتر را صاحب بود.
۱۳
بسیاری از علمای دین و مأمورین دولت با همین راه بدرجه
های بلند میرسیدند .
برای بمنصب های بلند رسیدن مأموران دولت در بسیار
جایها زنها دختر پسرهای رعیت را بزور میگرفتند ، یا میقریم
میکردند، نه امیر نه حاکمان ولایت ها در بارهٔ ظلم و بیداد مأموران
دولت شکایت رعیت را نمی شنیدند دادخواهان را یاخواگرد
فساد پیشه شماریده با ضرب ولت اند در بار خود میراندند .
علمای دین هم باحکومت داران امیر جزء یک بدن بودند . در
سایهٔ حمایت امیر موقع اقتصادی علمای دین، نیکو تأمین میگردید .
بسیار زمین های زراعت ، بازارها ، دوکان ها، سرای ها، حامها
ملک اوقاف بود ، آنهمه درآمد بعلمای دین میرسید . قسم مهم
حاصل زمین های اوقاف را با یاری مأموران امیر علمای دین میگرفتند.
امیر و مأمورانش بهر راه و وسیله مداخل علما را میافزودند.
خیلی منصب های پردرآمد بزمرهٔ علما تخصیص گردیده بود، باشند
هر نصب و تعیین ها بدست امیر تمرکز یافته بود ، حتی تعیین کردن
١٤
مؤذنها ، امامهای محله ها ، مسوره خوانهای سر قبرها وابسته برضای امیر بود . از علمای دین هر یک که رضا و خوشنودی امیر را در یابد منصب پر درامد نصیب او بود . قاضیگی شهر بخارا که سالانه پنج صد هزار روبل طلا درامد داشت ، قاضیگی چارجوی و قرشی که هر یک صد هزار روبل سالانه درامد داشت . از جمله منصب هایی بود که بزمره علما تخصیص گردیده بود علما خود را شریک دولت و خزینه امیر میدانستند ، از درامد امیر بهره مند میگردیدند بنا بر این همه کار و فعال امیر و ماموران را موافق شریعت و فرموده خدا و رسول میگفتند و هر کس که
نمونه از وحشانیت های امیر بخارا
یکی از آنهایی که بمقابل استبداد امیر قیام نمودند و جلادان امیر او را بدین حال رسانیدند و از جان شیرینش جدا کردند .
۱۵
بخلاف امیر و حکومت او چیزی گوید اورا بیدین و کافر میشمارید.
حکومت امیر زمرهٔ علما را چون یک تشکیلات منظم تبلیغات
تشویقات در بین عامهٔ مردم استفاده مینمود.
در آن زمان فاسق ترین مردم علمای دین بودند با مدرسه ها جای
شراب خوری، جوان بازی، فاحشه بازی بود. ملابچه های فقیر
و ناتوان که از سبب های حقیقی بمنصب رسیدن بی خبر بودند
و از آن رذالت های دربارین دور بودند، هر قدر که میخواندند
میدانستند بجایی نمیرسیدند و منصبی را صاحب نمیگردیدند.
ناچار خواندن را ترک میکردند.
آخر کار بجایی رسید که اعتبار دانستن و صاحب علم بودن
از میان رفت؛ بسیار مفتی ها، قاضیها، حاکمهای ولایت با تمام
بی سواد بودند.
در نتیجهٔ این اساس و اصول حکومت داری بدست مأمورهای
دولتی و علمای دین مبلغ های کلان جمع شد. بهترین زمینها،
باغها، سرای ها، دوکانهای مملکت ملک امرا و علما بود، این
١٦
در زمره دولتمند ترین صنف مملکت بودند.
بعد از جنگ آخری در سنه ۱۲۸۵ هجری در بین حکومت امپراطوری روس و امیر مظفر و تابع شدن بخارا بروسیه و رسیدن راه آهن در بخارا کار تجارت بین روسیه و بخارا بازودی ترقی کرد. امیر امرا علما بواسطه تجارها نیز تجارت میکردند. بسیاری از تجارهای بخارا با سرمایه امرا و علما کار میکردند. و بآنها قریب بودند.
تسلط روسیه امپراطوری زندگانی رنجبران بخارا را پریشان تر کرد چونکه امیران بخارا بطریق تحفه و هدیه هر سال بدربار پادشاه روس و مأموران او مبلغ های کلی تقدیم مینمودند. آنهمه را نیز از رعیت می ستانیدند. زندگانی رعیت تنگ تر و سخت میگردید.
در آن زمان از علم و مدنیت در بین مردم نام و نشانی نماند. در تمام امارت بخارا از اهالی مملکت یک نفر دوکتور یا مهندس یا عالم علم زراعت یا دانشمند علم حساب یا مؤرخ یافتن ممکن نبود. مدرسه های مملکت بجز زیاده کردن شماره علمای بی سواد و فاسق دیگر خدمتی نمیکردند.
۱۸
ترک امر و فرمانش موجب گنه کاری است .
عامه بی سواد فریفته سخن های علمای دین بودند . از طرف دیگر
راه مبارزه راه نجات را بروی خود بسته میدیدند ، میدانستند که
امراء، علما و کسان صاحب نفوذ شهر و دهه بهم پیوسته اند ، همه
یکجهت اند . بخلاف این زمره رعیت فقرای فقیر از همدیگر بی خبر بی
تشکیلات مانده نمیدانست که چه کار کند ، راز دل خود را بکه گوید ،
هرگاه از تنگی و سختی زندگانی مردم یک دهه قدم بشورش گذارند مردم
دیگر دهه از انها بی خبر بودند ، بادست و تدبیر مردم صاحب نفوذ و
دولتمندان شور و قیام رنجبران ظلم دیده خاموش کرده میشد ، جسور
ترین قیام کرده گان را چون گنه کار بدست حکومت می سپاریدند .
مردم میدانستند که هرگاه بحکومت داران امیر غالب آیند حکومت
امپراطوری روس امیر را حمایت خواهد کرد بمقابل حکومت
امپراطوری قدرت و توانای مقابلت کردن را دارا نیستند تا سنه ۱۹۲۰ میلادی
یعنی در سنه ۱۳۳۹ هجری تمام مردم بخارا و باشندگان قسم جنوبی جمهوری
تاجیکستان امروز بهمین حال زیستند ، در نتیجه انقلاب اوکته بر
۱۹
و افتادن امیر بخارا باشندگان این مملکت زندگانی نو را دارا
گردیدند .
اصول ادارۀ حکومت امپراطوری روسیه زندگانی
مردم تورکستان روس در آن زمان
قسمی از مردم تاجیکستان باشندگان سمت شمالی آن که ولایت
های خجند ، اورا تپه ، پنجه کنت را شامل است و مردم شرقی پامیر در زمان
گذشته در زیر تابعیت حکومت امپراطوری روسیه بودند و این
جاها داخل تورکستان روسی بود .
حکومت امپراطوری بخارا و خیوه را بواسطۀ امیر بخارا و خان خیوه
اداره میکرد بقیه خاک تورکستان را بی واسطه خود اداره مینمود
چنانکه اینگونه شکل اداره بواسطه و بیواسطه از طرف دولت انگلیس
هنوز در هندوستان معمول است .
حکومت امپراطوری مردم تورکستان را چون ملت غیر روس
۲۰
بیگانه میشماید . سیاستی که حکومت امپراطوری در تورکستان
تطبیق مینمود عیناً مثل همان سیاستی است که هنوز دولتهای غالب
و تسلط یافته در مستملکه های خود در باره ملت های محکومه تطبیق
میکنند .
حکومت امپراطوری در راه ترقی و انکشاف اقتصادی و مدنی
مردم تورکستان هیچ یک اقدامی نمیکرد . در کشادن مکتبها، مدرسه
ها و تعمیم معارف هیچ مددی نمی نمود، بلکه اقداماتی که مردم تورکستان
در این راه میکردند، از طرف حکومت دچار مانعها و مشکل ها میگردید .
حکومت امپراطوری تورکستان را چون منبع مال خام می شناخت
و از این راه از تورکستان استفاده مینمود ، در تأسیس صناعت و کارخانه ها
که مال خام مملکت را کار کند قابل استعمال نماید ممانعت میکرد، از این است که
در مدت پنجاه سال حاکمیت امپراطوری روسیه کار صناعت در خاک تورکستان
ترقی نکرد، کارخانه های بوجود آمد برای با آسانی بردن مال خام خدمت میکرد.
مردم تورکستان در کارهای اداره وطن خود هیچ یک حق و اختیاری نداشتند.
بنده مأموریت های مهم حربی سیاسی و ملکی بدست مأموران از روسیه آمده حکومت
۳۱
و امپراطوری بود . اندمردم تورکستان قاضیها و نائب پولیس ها تعیین میکردند که
در بین مردم چون جاسوسان حکومت معروف بودند و در این راه خدمت میکردند
در زمان حاکمیت امپراطوری در خاک تورکستان بعض وسائل ترقی اقتصادی
و مدنی نیز فراهم آمد ، اما اصول حاکمیت امپراطوری امکان نمیداد که آن وسایل
با در راه ترقی مردم تورکستان خصوصا قسم رنجبران خدمت نماید . در آنزمان
در تورکستان خط های راه آهن کشیده شد ، پوچته و تلگراف تاسیس یافت،
راههای فنامایل درست کرده شد ، بانکها ، تجارت خانه ها تاسیس یافت شهرهای نو
بنا یافت ،محکمه های عدلیه تشکیل گردید . این همه وسائل برای استحکام حاکمیت دولتمندان
خدمت میکرد بوسطه این وسائل مدنی ، مردم تورکستان را بهتر استثمار میکردند محاصل رنج
و سعی این مردم را با اسانی از دست پشان میگرفتند ومیبردند . در تورکستان کشت پنبه ترقی
کرد ، اما منفعت آن نصیب یک مشت قلیل دولتمندان بود . در نتیجه سیاستی که در ان زمان معمول
بود زمینهای کشت از دست دهقانها فقیر بدست دولتمندان میگذشت بشمار دهقان
بی زمین فقیر سال بسال میافزود . حکومت امپراطوری صدها هزار دهقان را از داخل
روسیه بتورکستان کوچانید ، زمینهای خوب مردم تورکستان را بازور ظلم گرفت و
بمهاجران از روسیه آمده داد، خواست که با این راه از مهاجران برای خود
تکیه گاهی داشته باشد، در تورکستان طرفداران صادق اصول
حاکمیت امپراطوری بوجود آید.
در نتیجه این سیاست حکومت امپراطوری احوال مردم تورکستان
خصوصاً زندگانی قسم رنجبر این مردم بدتر و خراب تر شد. از ترقی
و آبادی مملکت بعامه مردم هیچ نفعی نرسید، بی سوادی و جهالت
عامه کم نشد، مکاتب، مدارس و مطبوعات مردم تورکستان ترقی نکرد
از سیاست حکومت امپراطوری عامه مردم نارضا بودند، آماده
قیام و مبارزه بودند. در سنه ١٨٩٨ و ١٩١٦ میلادی یعنی در سنه های ١٣٨٥ و ١٣٣٦ هجری
قیام و مقابله هم کردند. حکومت امپراطوری با ضرب توپ و تفنگ قیام را خاموش
و مردم شورنده را مغلوب کرد.
در تورکستان گروهی بودند که بحکومت امپراطوری با صداقت
خدمت میکردند و طرفداری میکردند، این گروه قلیل از علمای دین،
زمین داران بزرگ و دولتمندان عبارت بودند، حکومت هم بهر راه
و وسیله این گروه را حمایت میکرد.
از سیاست و اداره حکومت امپراطوری نه تنها عامه رنجبر
۲۲
در زمان حاکمیت امیرابولمری ، مدریس زندگان مسلمان ترکستان
گروی از مسلمانان ترکستان که در مخالفت حکومت امیر ابولمری در بخارا بپایان رسیده اند، عکس بالا سید عالم را نشان میدهد که ریاست پروند را بر عهده داشتند.
تورکستان نارضا بودند، بلکه اکثر مردم روسیه هم از حکومت خود
نارضا و بحکومت خود دشمن بودند . چونکه حکومت امپراطوری در همه
کار و سیاست خود منفعت صنف دولتمندان را مقدم میشمارید و
بسیاری از مأموران بزرگ حکومتی، خود صاحب زمین بسیار، کار
خانه ها، بانک ها و تجارت خانه ها بودند .
صنف رنجبر مملکت، مردکار کارخانه ها، فابریک ها و دهقانهای
فقیر بسختی زندگانی میکردند . از همه حقوقهای سیاسی و مدنی
و اقتصادی محروم بودند
اصول مالیات خراج، تجارت، صناعت، کارهای زراعت
معارف، عدلیه، نظمیه همه کار مملکت چنان اداره کرده میشد که
مردم دولتمند از آنها نیکو استفاده میکردند، صنف رنجبر رعیت
فقیر را از آنها نصیب خیری نبود. بنابرین از دیرگاه در بین دولتمندان و
فقیران روسیه مبارزه صنفی دوام مینمود.
وقتا که در روسیه صناعت ترقی نکرده بود، صنف مردکار، کار
گران کارخانه ها فابریک ها هنوز بوجود نیامده بودند.
۲۵
یکی از بازیهای روز سه شنبه که مردم ترکستان در زمان مسافرت امپراطور کوهسار بزکشی را میبازند
مردم ترکستان با سرهای خمیده خود بجنرال امپراطور کوهسار را سلام میگویند
٢٦
مبارزه صنفی در بین دولتمندان، زمینداران و دهقانان فقیر دوام
میکرد. تاریخ روسیه از شورش و عصیانهای دهقانهای فقیر
پرست. از آن جهت که دهقانها صاحب تشکیلات منتظم نبودند
همیشه مغلوب میگردیدند.
هشتاد، هفتاد سال پیش از این کار صناعت بنا کردن فابریک
ها، کارخانه ها در روسیه رو بترقی نهاد وعد د مردکارهای کارخانه
ها بازودی ترقی کرد، مردکارهای کارخانه دوازده ، چارده حتی
١٦ء ساعت کار میکردند، مزد کم میگرفتند، برای گذرانی زندگانی
ایشان کفایت نمیکرد، هرگاه کار را ترک کنند بهبودی احوال
خود را طلب نمایند. بزور و ظلم حکومت آنها را بکار کردن مجبور مینمودند
حکومت منفعت و خیریت صاحبان کارخانه را همیشه مقدم میشمارید
عرض و داد مزدور کارگران را نمی شنید. دشمنی و خصومت
کارگرها در حق حکومت روز از روز میافزود.
تنگی زندگانی ظلم حکومت و دولتمندان صنف کارگر را در راه
عصیان و انقلاب انداخت سی چهل سال پیش از این مردکارها
۲۷
تشکیلات های مخفی انقلابی خود را بوجود آوردند. مرد کارهایی که
در کارخانه ها کار میکردند، هزار ده هزار و بیش از این در یکجا جمع
بودند . جمعیت های بزرگ تشکیل میکردند . بنابرین با یکدیگر علاقه
کردن، مشورت کردن تشکیلاتها بوجود آوردن ایشان نسبت
به دهقانها خیلی آسان بود .
با راهبری تشکیلات مرد کار ها در بین دهقانها هم کارهای تشکیلات
انقلابی خیلی قوت گرفت و انتظام پیدا کرد . در نتیجه قوت یافتن
جریان انقلابی کارگر ها قریب سی سال پیش از این فرقه بلشویک
تشکیل یافت . تأسیس کننده و راهبر این فرقه لنین بود .
از روز تأسیس خود این فرقه رنجبر ها را در کارهای انقلابی راهبری
کرد ، و در راه مبارزه های صنفی عموم رنجبران با تمام فعالیت کار کرد .
حرکات انقلابی صنف رنجبر سال از سال شدت میکرد . در سال
۱۹۰۵ میلاد بمقابل پادشاه بمقابل اصول حکومت داری دولتمندان یک
حرکت انقلابی سخت پیدا شد ، همه مردکاران کارخانه ها ترک کار
کردند ، خواستند که اصول ادارهٔ مملکت را دیگر کنند راه های
٢٨
آهن استاده شد، کارخانه ها از کار ماند، حکومت و دولتمندان
در اضطراب افتادند در شهرهای بزرگ و در بعض ده ها در بین حکومت
و رنجبران جنگهای خونین واقع گردید.
در این مبارزهٔ بزرگ صنف رنجبر مملکت مغلوب گردید
حکومت و دولتمندان باز غالب آمدند، چونکه بسیار ترین دهقانها
در این حرکت انقلابی همراهی نکردند، پس مانده گی دهقانها اثر
کرد، عسکر نیز آمادهٔ انقلاب نبود در تحت تأثیر حکومت بود.
حکومت را مدافعه کرد.
این کشمکش و مبارزه صنفی رنجبر و صنف دولتمند تا
انقلاب اوکتابر در سنهٔ ۱۹۱۷ میلاد دوام نمود و این انقلاب
دولتمندان را مغلوب و رنجبران را غالب کرد.
۲۹
جنگ عمومی و انقلاب روسیه
دولتمندان روسیه میخواستند که برای ترقی تجارت و صناعت
خود خاک مملکت را وسعت دهند باز مملکت های دیگر را تصرف
نمایند بخود تابع کنند. با این نیت در سنۀ ۱۳۳۳ هجری در جنگ عمومی
داخل شدند با فرانسيه و انگلیس اتفاق کردند. بمقابل جرمنی و استریا
و تورکیه بجنگ آغاز نمودند. جنگ بدرازی کشید. قوت و دولت
مملکت در راه جنگ صرف کرده شد. تلفات عسکر روسیه روز اندوز
میافزود. حکومت روسیه پانزده میلیون رنجبر را در میدان جنگ
بخدمت عسکری برده بود.
معلوم بود که برای صنف رنجبر از این جنگ فائده حاصل نخواهد
شد. در این جنگ غالب آیند یا مغلوب گردند بهرحال منفعت نصیب
زمینداران بزرگ صاحبان کارخانه ها، فابریک، تجارت خانه ها
بانک خانه ها بود. این گروه در همه وقت تنگی و سختی احوال فقرای
رنجبر را در نظر نمیگرفتند. به دوام داشتن جنگ را طلب مینمودند.
۳۰
تشکیلاتهای انقلابی در بین مرد کار عسکر و دهقان کار کردند.
فهمانیدند که این همه خون ریزی ها برای منفعت دولتمندان است.
مرد کار دهقان عسکر بمقابل حکومت برخاستند و در ماه فیورال سنهٔ ۱۹۱۷ میلا
یعنی در سنهٔ ۱۳۳۵ هجری پادشاه روسیه امپراطور نیکالای را از تخت برانداختند.
دولتمندان دیدند که اگر در آن لحظه بمقابل مردم انقلابی بطور آشکار قیام
کنند ، کار ادارهٔ مملکت از دست دولتمندان خواهد رفت، چنین تدبیر
را اختیار نمودند که خودشان را در ظاهر بمردم انقلابی از طرفداران انقلاب
و آزادی معرفی کردند ، از تخت برانداختن پادشاه را تصویب
نمودند و با این راه ادارهٔ مملکت را بدست خود گرفتند و در باطن حرکت
میکردند که انقلاب را زودتر خاموش کنند. در نتیجه این انقلاب
ادارهٔ مملکت باز بدست دولتمندان بماند ، حکومت نو برای درستی
احوال مرد کار دهقان و عموماً صنف رنجبر هیچ یک کاری نکرد.
جنگ را بر دوام داشت، خرابی و پریشانی صنف رنجبر روز از روز مییافزود
از آن روزی که حکومت امپراطوری سقوط کرد و کار بدست
دولتمندان گذشت، فرقهٔ بالشویک و راهبر آن فرقهٔ لینن میگفت که:
۳۱
« این کسانی که ادارۀ مملکت را بدست خود گرفته اند ، همه از صنف
دولتمندان اند ، از خرابی و پریشانی صنف رنجبر اینها هیچ غمی ندارند ،
تا زمانیکه صنف رنجبر ادارۀ مملکت را بدست خود نگیرد ، اصول ادارۀ
که موافق منفعت و خیریت صنف رنجبر باشد ، بوجود نخواهد آمد » .
هر ماه هر روز که میگذشت راستی سخن بالشویکها روشن تر
میگردید ، اعتماد عامه رنجبر در حق فرقه بالشویک زیاد تر میشد .
در تحت تا ثیر تنگی و سختی زندگانی هم تبلیغات و راهبری فرقه بالشویک
صنف رنجبر بمقابل حکومت دولتمندان راه انقلاب را پیش گرفت .
مرد کارهای کارخانه ، علم انقلاب را بر داشتند ، همه دهقان رنجبر
و عسکر با صنف مردکار همراهی کردند .
در آن روزها این شعارها سرمشق و دستور همه رنجبران انقلابی بود
« نیست باد حکومت دولتمندان » ، حکومت را بدست شورای مردکار
دهقان و عسکر باید داد ، جنگ را تمام باید کرد ، زمینهای دولتمندان
بدهقان های بی زمین داده شود ، فابریک ها ، بانک ها تجارت خانه
های دولتمندان ملک عامۀ ملت باشد » .
۲۲
در این مبارزه صنفی دولتمندان از مقابله و مبارزه کردن عاجز
آمدند و در ۲۵ ماه اوکتبر سنۀ ۱۹۱۷ میلادی صنف رنجبر حکومت دولتمندان
را بر انداخت، حاکمیت را بدست خود گرفت و حکومت شورای را
تشکیل کرد.
از ساعتی که صنف رنجبر حاکمیت را بدست خود گرفت قدم بقدم
مقصد های صنفی خود را بموقع اجرا گذاشت. تمام کارهای خود را از نقطه
نظر صنف رنجبر تشکیل کرد.
حکومت شورای به همه دولت های جنگ کننده تکلیف نمود که باساس
های برابری صلح کنند. متفق های سابق روسیه قبول نکردند. دولت
شورا خود تنهائی صلح کرد. عهد نامه هائی که در بارۀ تقسیم کردن ترکیه
ایران و افغانستان حکومت امپراطوری با متفقان حربی خود بسته
بود، حکومت شورا همه را بیکار و از اعتبار ساقط اعلان نمود.
قرضهائی که برای صرف جنگ و استحکام دادن حاکمیت صنفی خود
حکومت امپراطوری و حکومت دولتمندان از سرمایه داران خارجی گرفته
بود حکومت شورای اعلان نمود که آن قرض ها را حکومت صنف رنجبر نخواهد
۳۳
پرداخت. حقوق و امتیازاتی که دولتمندان خارجی در روسیه داشتند
حکومت رنجبران نیز قبول نخواهد کرد.
اینچنین طلباتی که حکومتهای سابق روسیه از ترکیه، ایران و
چین داشتند همه را بخشید. از همه امتیازاتیکه در آن مملکتها
حکومت امپراطوری داشت از همه گذشت. عهدنامههایی که حکومت
امپراطوری با آن دولتها بسته بود و حقوق سیاسی اقتصادی آنها را
زیر پا کرده بود، همه را ساقط از اعتبار شمارید و در بستن عهدنامه
های دیگر به اساس برابری اقدام کرد.
تضییقات و سختگیریهایی که بنابر سبب تفاوت ملی و دینی در حق
غیر روسها در زمان گذشته مرعی بود همه را لغو کرد. رنجبران همه
ملت و مذهب را در کار اداره مملکت حقوق برابری بخشید و امکان
داد که هر ملت با رضا و خواهش خود طرز حکومتداری خود را تعیین
نماید و اگر لازم داند مختار است که از جمهوریت شورای روسیه تمام
جدا شود.
زمینهای زمینداران و دولتمند را گرفت، به دهقانهای بیزمین و کمزمین داد.
٣٤
بانک ها، فابریکها و تجارت خانه ها را تصرف کرد ملک ملت اعلان نمود
زمینداران بزرگ، دولتمندان شهر و دهہ و علمای دین را از حقوق
اداره کردن مملکت محروم قرار داد. این سیاست، این اقدامات
حکومت شورای، دولتمندان داخلی و خارجی را در اضطراب انداخت.
سرمایه داران داخلی و خارجی دیدند که این جریان صنفی انقلاب
میتواند که عالمگیر گردد و در تمام دنیا حاکمیت دولتمندان را زیر و زبر
کند. و بنا بر این بمقابل حکومت شورای همه راه مخالفت و مبارزه را
اختیار نمودند. منصب دارهای حربی و ملکی حکومت امپراطوری
زمینداران بزرگ، صاحبان کارخانه و تجارتخانه ها، علمای دین
از روس و غیر روس همه بخلاف حکومت رنجبران برخواستند.
حکومتهای دولتمندان خارجی خصوصاً انگلیس و فرانسه
با تمام هستی خود بحکومت شورای به مملکت رنجبران هجوم آوردند.
به دسته های عکس انقلاب داخل روسیه مدد کردند.
از طرف دیگر یک قیام عمومی صنفی رنجبران برپا شد، مرد کاران
همه فابریکها، دهقان های رنجبر از روس و غیر روس برای مدافعه
۳۵
حاکمیت صنفی خود در مبارزه خونین اقدام نمودند
رنجبران نمی خواستند که برای فایده دولتمندان جنگ کنند
از جنگ بیزار بودند، اما در این جنگ صنفی که برای نگهداشتن
حاکمیت صنفی خود قبول نموده بودند، با کمال مردانگی استاده گی
کردند. در اثنای این مبارزه تنگی و خرابی مملکت گرسنه گی و
سختی عامه رنجبر روز از روز افزونتر میگردید، اما این همه تشکیلات
عزم و متانت صنف رنجبر را نه شکست کم نکرد.
در سایه موفقیت و کامیابی های رنجبران روسیه جریان انقلابات
بین الملل قوت گرفت. رنجبرانی که در مملکت های ثروتمندان زندگانی
میکردند از موفقیت های انقلابی رنجبران شورای باخبر شده جرات
یافتند. بمقابل حکومت های خود نیز راه انقلاب را پیش گرفتند.
در نگه داشتن حکومت شورائی کوشش کردند.
عسکرانی که از طرف دولتهای سرمایه داران برای نیست کردن
حاکمیت شورائی فرستاده شده بودند، بمقابل حکومت شورای جنگ
نکردند. حکومتهای دولتمندان مجبور گردیدند که از مملکت شورائی
٢٦
دست کشند ، ترک جنگ کنند . سرمایه داران داخلی نیز از
مبارزه و مقابله عاجز آمدند ، حاکمیت شورائی استحکام یافت،
حکومت شورای در راه ترقی و انکشاف اقتصادی و مدنی صنف
رنجبر اقدام نمود .
اثر انقلاب در تورکستان
در نتیجه از تخت برانداختن پادشاه روسیه ، در تورکستان هم
حرکت انقلابی بوجود آمد ، گروه دولتمندان روس و مسلمان کار
اداره مملکت را بدست خود گرفتند .
دولتمندان تجددخواه بخارا نیز خواستند که کار اداره مملکت را
به اختیار خود گیرند و نفوذ و تاثیر خود را بیافزایند ، آنها میخواستند
در امور مملکت بعضی اصلاحات اجرا شود اما امیر و اطرافیان کهنه
پرست او این را قبول نکردند ، حصول این مطلب را امکان ندادند.
از انقلاب فیورال از سقوط حکومت امپراطوری صنف رنجبر
نیز استفاده کرد ، کار پای تشکیلات انقلابی رنجبران قوت یافت.
در بین رنجبران روس و محلی نزدیکی و یکجهتی زیاده شد.
در تورکستان هم صنف رنجبر بمقابل حکومت نو دولتمندان مبارزه
میکرد و در این مبارزه فرقه بالشوبک راهبری مینمود.
در نتیجه این انقلاب اوکتا بر در تورکستان هم حکومت نو دولتمندان
افتاد کار بدست صنف رنجبر گذشت، در این جا هم صنف دولتمند
بمقابل حاکمیت رنجبر راه مخالفت را پیش گرفتند.
زمینداران بزرگ دولتمندان شهر و و همه منصب داران حکومت سابق
علمای دین از روس و مسلمان یک اتحاد صنفی بوجود آوردند.
با تشکیلات های عکس انقلابی داخل روسیه یکجهت گردیدند، حکومت
انگلیس هم بیاری این گروه رسید، امیر بخارا هم با این با همدست
بود. این دسته، این قوت عکس انقلابی که از طرف دولتمندان
روس، یهود، ارمنی و مسلمان تشکیل یافته بود، دعوی محافظت سلام
را کرده و با این راه مردم را فریفته خود میکرد.
بمقابل این گروه عکس انقلابی که دولتمندان همه ملتها تشکیل کرده
بودند، صنف رنجبر مملکت نیز با همدیگر اتحاد نمودند، از رنجبران اوزبک
۳۸
تاجیک، تورکمان، قرغیز، قزاق، روس یک قوت انقلابی بوجود
آمد. همگی دست بدست یکدیگر داده حاکمیت صنفی خود را مدافعه کردند.
دائرۀ مبارزه صنفی وسعت یافت، رنجبران بخارا و خیوه نیز همرهی
کردند، حکومت امیر بخارا نیز افتاد، امیر بافغانستان گریخت، در
خاک تورکستان جمهوریت های شورائی تورکستان، بخارا و خیوه
بر پا شد. آنهائی که حاکمیت را از دست داده بودند، تا توانستند
مقاتله و مقابله کردند، مبارزۀ صنفی بدرجه رسید که طرفداران حاکمیت
دولتمندان باسمه چی ها، زن و کودکان دهقانهای رنجبران را میکشتند
قتل عام ها میکردند، خرمن و خانه های رنجبران را میسوختند.
با این همه سختی، صنف رنجبر تاب آورد، مبارزه کرد غالب شد
راه صنفی خود را اجرا کرد، تمام مال و ملک دولتمندان بخزینه ملت تعلق
یافت، زمینهای زمینداران بزرگ را بدهقان های کم زمین و بی زمین
داده شد، درآمد زمین های اوقاف را بکارندگان فقیر بخشیده شد
تمام کار های سیاسی، اقتصادی و مدنی مملکت موافق منفعت صنف
رنجبر تشکیل یافت، بدست صنف رنجبر گذشت.
۳۹
بعد از انکه صنف رنجبر حاکمیت خود را مستحکم نمود مسئله تشکیل
کردن جمهوریت های ملی را پیش گرفت و در نتیجه حل کردن این
مسئله جمهوریت شورائی تاجیکستان بوجود آمد.
برپا شدن جمهوریت های ملی در اسیای میانه
و بوجود آمدن جمهوریت تاجیکستان
وقتا که حکومت امپراطوری خان های تورکستان را مغلوب کرد
قسم بزرگ خاک تورکستان را بی واسطه در تحت اداره خود گرفت.
و قسمی را در زیر عنوان تابعیت امیر بخارا و خان خیوه گذاشت و بواسطه
آنها اداره کرد.
اما تقسیمات حدود را چنین تعیین نمود که اتحاد و نزدیکی ملت های اسیاسی
اسیای میانه را امکانی نماند. بعد از انقلاب اوکتبر مردم اسیای
میانه توانستند که امتیاز ها و جدائی های ملی را محو نمایند جمهوریت های
ملی برپا نمایند در سال ۱۳۴۳ هجری بجای جمهوریت های تورکستان
بخارا و خیوه جمهوریت های ملی تشکیل نمودند. حدود های این جمهوریت ها
موافق منافع ملی خود تعیین نمودند .
در مستملکة سابق امپراطوری ، جمهوریت های آزاد ، اوزبکستان
تاجیکستان ، تورکمنستان ، قزاقستان و قرغیزستان بوجود آمد
ملت هائی که در نتیجۀ سیاست امپراطوری پریشان و پراکنده بودند.
در دائره جمهوریت های ملی خود بهم پیوستند .
جمهوریت تاجیکستان که از جهت اقتصادی و مدنی خیلی پس مانده بود
چون یک جمهوریت مختار در داخل جمهوریت اوزبکستان بماند.
و قریب پنج سال زندگانی این جمهوریت در جزء اوزبکستان گذشت.
در مدت این پنج سال در زندگانی اقتصادی و مدنی تاجیکستان
چنان یک تبدلاتے بوجود آمد که اگر احوال تاجیکستان را در زمان امیر
دانید و از حالت پنج سال قبل آن واقف باشید بی اختیار خواهید گفت
که این ترقی تاجیکستان محیر العقول است .
دو سال اوّل زندگانی تاجیکستان در راه برپا کردن امنیت
مملکت ، نیست کردن باسمه چی ها گذشت. در آخر سال ۱۳۴۵ هجری خاک
تاجیکستان از غارت باسمه چی ها پاک گردید ، امنیت در مملکت مستقر شد
٤٤
و انجمن یکم شوراهای رنجبران تاجیک اجتماع نمود ، راه های انکشاف اقتصادی و مدنی مملکت را معین نمود، حکومت مرکزی خود را انتخاب کرد از آن روز حکومت تاجیکستان تمام قوت وسعی خود را در راه استحکام دادن حاکمیت صنفی ترقی و انکشاف اقتصادی و مدنی مملکت مصروف داشت . رنجبران تاجیکستان از همه کار بیشتر در تقویت و استحکام حاکمیت صنفی خود کوشش کردند .
عملدار و منصب دارانی که در زمان امیر زمام ادارۀ مملکت را در دست خود داشتند ، زمینداران کلان و تجارها و علمائی که حصول حکومت داری دولتمندان را حمایت میکردند ، همه را از حقوق اداره کردن مملکت از حق انتخاب و منتخب گردیدن محروم کردند، همه را از کارهای اداره راندند ، بیرون کردند .
حق اداره کردن مملکت را به صنف رنجبر منحصر ساختند از دهه گرفته تا مرکز جمهوریت ، همه مأمورها راهبرهای حکومت و دولت از طرف صنف رنجبر از بین صنف رنجبر انتخاب کرده میشوند . در نتیجه این انتخابات که در هر دو سال یکبار تکرار میشود،
٤٢
تمام اداره و کار مملکت بدست انتخاب کرده گان صنف رنجبر گذاشته آنهائی که چند سال پیش از این مزدوری مردکاری دهقانی میکردند، امروز با کمال مهارت و توانایی کارهای مهم مملکت را اداره میکنند.
مثلاً رئیس کمیته اجرائیه ایشان که باصطلاح ما رئیس جمهور است، رئیس شورای کمیسرها ایشان که باصطلاح ما رئیس الوزرا است، کمیسرهای عدلیه، معارف، داخلیه، حربیه، مالیه، تندرستی، زراعت ایشان که باصطلاح ما وزیرهای این وزارت خانه ها اند، همه از فرزندان رنجبر انتخاب کرده میشوند. رئیس جمهور رئیس الوزرا و دیگر وزیرها ایشان در انجمن های شورای ده نزد وکلای مرد کار و دهقان ها از کارهای حکومت و دولت حساب میدهند. اگر کار و خدمت ایشانرا شایسته شمارند بکار ایشان میمانند وگرنه بجای ایشان از بین رنجبران دیگری را انتخاب میکنند.
٤٣
خانۀ حاکمیت صنف رنجبر
کمیتهٔ مرکزی اجرائیه جمهوریت اجتماعی شورای تاجکستان
٤٤
حکومت صنف رنجبر قانونها و تشکیلات عدلیه مملکت را نیز از نقطه نظر
منفعت صنف رنجبر درست کرد.
در زمان گذشته شاهد با اعتبار محکمه، دولت مند شهر و دیه بود
امروز سخن و شهادت یک رنجبر یک مزدور از شهادت آن اشخاص
با اعتبار سابق، مقدم داشته میشود.
در زمان گذشته محکمه، قاضی خانه را دولتمندان چون خانه خود
میشماریدند، میدانستند که حاکم و قاضی از جنس آنها است، قانون
مملکت حقوق آنها را مدافعه میکند.
امروز احوال چنین شده است که فقیر رعیت مزدور با دلیری تمام
به محکمه شورای صنفی خود میرود، قبل از مرافعه میداند که سخن حق او را
خواهند شنید و حکم بجانب او خواهند کرد، چونکه آنکس که میپرسد
آنکس که حکم میکند نیز از رنجبران است، قانون مملکت حقوق رنجبران
را مدافعه میکند.
دولتمندی که در زمان گذشته محکمه را حامی خود میشمارید، در محکمه
عدلیه شورائی با ترس و لرزه میرود، میداند که این محکمه صنف وی نیست
٤٥
قانونیکه چون دستور در اساس گرفته میشود، از نقطه نظر منفعت
صنف رنجبر نوشته شده است. بنا بر آن مرافعه را خواهد باخت صنف
رنجبر در باره مدافعه و محافظت کردن وطن صنفی خود نیز اهمیت کلی داد
از روز تأسیس جمهوریت تاجیکستان در راه تشکیل کردن عسکر صنفی
خود اقدام نمود، امروز تاجیکستان دارای یک قوت مسلح صنفی
مکمل گردیده است که همه قسم های حربی پیاده، سواره، توپچی، پولیموتچی
و دسته های کیمیایی را دارا است، از رنجبران تاجیک را هبران
حربی قوماندان های ماهر رسیده است، و بسیار جوانان تاجیک
در مکاتب میانه و عالی حربی مشغول تحصیل اند. این قوت عسکری
رنجبران تاجیک که جزاء عسکر سرخ شورائی است، چون یک قوت مسلح
بین الملل رنجبران شماریده میشود.
برای تأمین نمودن امنیت و انتظام داخلی جمهوریت، رنجبران
تاجیک، میلیتیه منتظم صنفی نیز بوجود آوردند.
در عسکر و میلیتیه جمهوریت تاجیکستان فرزندان رنجبر را قبول
میکنند، بمخالفان صنفی خود به فرزندان دولتمندان تیر و تفنگ را
٤٦
نمیدهند آنها را در صف عسکر صنفی خود قبول نمیکنند. رنجبران تاجیک
میدانند که بدون ترقی و انکشاف اقتصادی و مدنی بهبودی و درستی
زندگانی صنف رنجبر میسر نمیشود؛ بنابرین با یک سلسله تدبیرهای
مهم در درستی این کارها اقدام نمودند، محافظت کردن منفعت صنف
رنجبر را در کارهای خود اساس دانستند، خرابی مملکت، و فقیری عامه دهقانان
را در نظر گرفته سه سال تمام خراج زراعت را بدهقانها بخشیدند.
بعد از آنکه احوال اقتصادی مملکت رو به بهبودی نهاد در اخذ نمودن خراج
دهقانی اقدام نمودند؛ درباره خراج و مالیات مملکت چنین قوانینی
وضع کردند که، باعث رفاهیت و درستی زندگانی دهقان فقیر و میانه
حال گردد. از روی قانون خراج دهقانهای مملکت را بجهات قسم تقسیم میکنند:
قسم اول، دهقانهائی که فقیراند حاصلی که از کشت خود میگیرند برای
تامین زندگانی اهل و عیالشان کفایت نمیکند، این قسم را از دادن خراج
دهقانی تمام آزاد میکنند.
قسم دوم دهقانهائی که احوال زندگانی اشان نظر به قسم اول
فی الجمله بهتر است، لکن بآن اندازه که زندگانی اشان بخوبی گذرد،
٤٣
درآمد ندارند با از مجموع در امد دهقانی این قسم دهقانها از صدی
سه تا از صدی شش و هفت میگیرند .
قسم سوم دهقانهائی که درامد کافی دارند ، زندگانی ایشان بخوبی
میگذرد ، از حاصل و درامد اینگونه دهقانها از صدی شش تا از صدی
ده میگیرند .
قسم چارم دهقانهائی که درامد بسیار دارند ، درکشت و زراعت خود
مرد کار ها چار یک کار ها پنج یک کار ها دارند ؛ تمامی گرانی خراج
به این گروه دهقانان عائد است ، از درامد و حاصل این قسم دهقانها
از صدی ده تا از صدی بیست و پنج میگیرند .
در زمان سابق هرکس دولتمند و صاحب اعتبار بود ، از او
کمتر میگرفتند ، در این زمان سیاست خراج مملکت تمام برعکس
آن است ؛ همه سبکی و رعایت نصیب دهقان فقیر و میان حال
همه گرانی نصیب دارا و دولتمند است، همین اساسی که در باره خراج
دهقانی عرض کردیم در دیگر مالیات و خراجهای جمهوریت نیز مرعی است.
جمهوریت تاجیکستان هم مثل دیگر مملکت های مشرق زمین مملکت
٤٨
دهقانی است. در زمان گذشته در این جا از صناعت و کارخانه
نام و نشانی نبود؛ بنابرین ترقی و انکشاف اقتصادی تاجیکستان
از همه کار زیاده تر وابسته بترقی کردن کارهای زراعت است؛
رنجبران تاجیکستان در مسئله های ترقی کارهای دهقانی اهمیت بزرگ
میدهند. در این مدت پنج سال کار زراعت مملکت را خیلی ترقی دادند
و احوال عموم دهقان ها را خیلی بهتر کردند.
زمینهائی که در زمان گذشته ملک خصوصی امیر و مأمورانش بود
همه را بفقرای فقیر دهقانان رنجبر تقسیم کردند و دادند؛ انچنین زمینهائی
املاک و اوقاف را که در زمان گذشته قسم کلی حاصلش را مأموران
امیر و علمای دین میگرفتند، همه را بکارنده گان رنجبر گذاشتند،
من بعد بنام املاک و اوقاف از آنها کسی چیزی نمیگیرد.
خریدن و فروختن زمین را منع کردند، چونکه همه خریدار دولتمندان
و فروشنده فقیر اند، در هر جا که خرید و فروش زمین معمول است
زمینهای خوب آهسته آهسته بدست مردم دولتمند جمع میگردد.
همه زمینهای مملکت را ملک ملت قرار دادند، هر کس که کار میکند زمین از آنِ اوست.
٤٨
باو و فرزندان او میدهند ، با این راه در زندگانی عموم دهقانان یک بنیاد مستحکم اقتصادی گذاشتند .
در تاجیکستان آب روان و زمین قابل کشت بسیار است ، اما بسیار جوی های که برای آبیاری لازم است در نتیجه سیاست امیران کابل گردیده بی آب مانده است . حکومت تاجیکستان در باره جویهای نو برآوردن و در جویهای باطل و خشک شده آب جاری کردن باجدیت تمام کوشش نمود ؛ در مدت پنج سال قریب در یکصد و پنجاه هزار هیکتار زمین که بحساب ما نه صد هزار جریب میشود آبیاری کرده ، جویهای نو برآورده در این مدت به ده هزار خانه وار دهقان بی زمین و کم زمین از طرف حکومت زمین دادند ، آنها را بزمین های نو آبیاری شده کوچانیدند ، بهر یک باندازه کافی سلفی دادند که برای خود خانه درست کند ، گاو اسب و دیگر اسباب دهقانی بخرد .
از روی قرار حکومت تاجیکستان امسال باز بده هزار خانواده دهقان بی زمین و کم زمین ، از زمین هائی که آبیاری شده است، زمین میدهند و زندگانی آنها را درست میکنند .
۵۰
دهقانهای تاجیکستان درکشت و زراعت اسباب های قدیمی را
کار میفرمودند، اصول زراعت مملکت صدها سال پیش از این چگور
باشد بهمان حال مانده بود، از کار فرمودن ماشینهای نو دهقانه
و استفاده نمودن تجربه های علمی تمام بی خبر ومحروم بودند.
حکومت تاجیکستان در این باره نیز یک تبدلات عجیبی بوجود آورد
در جلب نمودن عالم های علم ذراعت تشکیل کردن مؤسسه های علمی
زراعتی اگرانومی و تعمیم نمودن ماشینهای نودهقانی، با کمال جدیت
کوشش کرد، و مردم تاجیکستان را در کار فرمودن ماشینهای دهقانی
و استفاده نمودن از تجربه های علمی زراعتی آماده نمود! امروز هزارها
دهقانهای تاجیکستان با ماشینها، تراکتور ها زراعت میکنند، از تجربی
های علمی در کارهای دهقانی خود استفاده میکنند، کارهایی را که در هفتی
و ماه ها میکردند، با یاری ماشین و علم، در مدت یک روز دو روز میکنند
در زمان گذشته دهقانهای تاجیکستان از سودخورها قرض
ها میگرفتند، وتنزیل بسیار میدادند، آخر از بار گران قرض برآمد
نتوانسته از زمین ها و خانه های خود جدا میگردیدند، همه را فروخته قرض
۵۱
خود را ادا میکردند ؛ حکومت تاجیکستان احتیاج مردم دهقان را
در نظر گرفته یک بانک مخصوص برای دهقانها قرض دادن تأسیس نمود،
نمونه از عمارت های پای تخت جمهوریت رنجبران تاجیک
دهقان سرای : - بنائی است که از طرف حکومت رنجبران تاجیک برای تربیت دهقانان رنجبر ساخته شده است
و شعبه های این بانک را در همه جا در بین مردم دهقان تشکیل کرد،
هیئت ادارۀ این شعبه ها از طرف خود دهقانها انتخاب کرده میشوند که
باصطلاح محلی «شرکت های قرض دهقانی» میگویند .
۵۲
این بانگ بواسطۀ شعبه های خود هر سال میلیون ها بمردم دهقان
قرض میدهد، احوال اقتصادی دهقان را در نظر گرفته مهلت ادای قرض
را تعیین مینماید، و همچنین تنزیل را موافق احوال دهقان سالانه از
صدی دو تا صدی شش میگیرد که برای تأمین نمودن مخارج مؤسسۀ بانگ
و شعبه های آن کفایت میکند.
در سالهایی که مبارزۀ انقلاب شدت کرده بود، بسیار غملداران،
دولتمندان، طرفداران اصول حاکمیت ثروتمندان، بافغانستان گریختند،
و از مردم سرحد نشین تاجیکستان با راه تشویق و تهدید بسیار کسان را باخود
بردند. رنجبرانی که بخاک افغانستان رفته بودند، بحکومت خود مراجعت
نمودند که باز بوطن خود آمدن آنها را تأمین نماید.
حکومت تاجیکستان در این راه تدبیر های جدی کرد، قرار داد که
رنجبرانی که از افغانستان بوطن خود باز میآیند، بآنها باندازه کفایه
زمین داده شود برای درست کردن خانه و خریدن اسباب دهقانی
بآنها مبلغ ضروری داده شود و در تمام حقوق ادارۀ مملکت آنها را
برابر و کامل الحقوق شماریه شود. در نتیجه یاری حکومت تاجیکستان
۵۳
بسیار از رفته گان باز بوطن خود آمدند، هنوز در افغانستان قسمی
مانده اند و همیشه کوشش میکنند که زود تر بوطن خود برسند. اما
برای پس آمدن آنها در آن جانب مانع ها بسیار است.
در باره ترقی و انکشاف کارهای دهقانی مملکت اقداماتی که
حکومت شورائی تاجیکستان بکار برد و میکشد، نتیجه های نمایان
بخشید، کشت مملکت در مدت پنج سال بیش از سه مرتبه افزود ؛
خصوصاً کشت پنبه و کار پیله ابریشم بسیار ترقی کرد، صادرات،
چیزی که از تاجیکستان در دیگر جمهوریت های شورائه و ممالک خارجه
میبرند سال از سال میافزاید.
پنبه، غله، ابریشم، محصول مال چار پاداری، میوه قسم عمدۀ
صادرات تاجیکستان را تشکیل مینماید، دهقانهای تاجیکستان
از فروش محصول سعی خود میلیون ها میگیرند. حاصلات تاجیکستان
هر قدر که افزاید همان قدر احوال عامۀ دهقان بهتر، در آمدش
بیشتر میشود، در این بابت تاجیکستان و عموماً جمهوریت های شوراۀ
یک خصوصیتی دارند که در مملکت های غیر شورائی دیده نمیشود.
٥٤
چنانچه در مملکتهای غیر شورائی هرگاه زندگانی اقتصادی مملکت ترقی
کند. صناعت انکشاف یابد دولتمندان دولتمندتر فقیران فقیرتر میشوند
تفاوت زندگانی بین دولتمندان و فقیران بسیار تر میشود، در جمهوریتهای
شورائی هر قدر که احوال اقتصادی مملکت خوب تر شود بهمان اندازه احوال
رعیت فقیر بهتر میشود. رنجبران کار تجارت مملکت را نیز بدیگر
اساس تشکیل نمودند.
در زمان گذشته کار تجارت مملکت بدست تجارها، حناط ها، جلابها
بود آنها کوشش میکردند که هر چیز که از مردم بخرند ارزانتر بگیرند و هر چیز
که بمردم میفروشند قیمت تر بفروشند، در این معامله خرید و فروش
مبلغ بسیار از جیب مردم بکیسه تجارها و حناط ها میرفت.
حکومت شورایه تاجیکستان از طرف دولت تجارت خانه هائی تشکیل
نمود و در بین مردم بسیار شرکت ها بوجود آورد که باصطلاح آن جا
«کا آپراتیف» میگویند. و با این راه مردم را از پنجه تجارها، حناط ها
خلاصی بخشید.
امروز مردم تاجیکستان هر چیز که بفروشند به تجارت خانه های دولتی
۵۵
و شرکت ها میفروشند، خرید را نیز از آنها میکنند، نرخ خرید و فروش
مال ها را از روی اعتدال تعیین میکنند، در این میان اگر فائده
حاصل شود، در جیب دولت و شرکت های رنجبران میماند.
تمام تجارت مهم مملکت بدست این تجارت خانه های دولتی و شرکت
های رنجبران گذشته است. از این تدبیر حکومت تجارها، خیاط ها
دلگیر و رنجبران خورسند اند.
در زمان گذشته تاجیکستان راه های منتظم نداشت. اسباب
نقلیات بارکشی بردن و آوردن مال ها از شتر، اسپ و خر عبارت بود،
در بسیار جای های تاجیکستان از بدی راه رفتن عرابه ممکن نبود،
بدی راه، گرانی کرا یکی از مانع های بزرگ ترقی و اقتصادی و مدنی
تاجیکستان بود.
از روز تشکیل یافتن جمهوریت تاجیکستان حکومت رنجبران
تاجیک در باره درست کردن راه ها با کمال جدیت کوشش کرد
و تمام مردم بحکومت خود همراهی کردند: در نتیجه مساعی پنج ساله رنجبرا
تاجیکستان و در دیگر جمهوریت های شورای این مملکت راه و نقلیات خودرا
٥٦
خیلی اصلاح کرد، و موفقیت های بزرگ را صاحب گردید، راه آهن
در مرکز در پای تخت جمهوریت تاجیکستان رسید، از آنجا راه آهن
را به سمت جنوبی میکشند، ساختن راه دوام میکند. در بسیار جایهای
تاجیکستان خط راه آفتامبیل کشیده شد. آن خط ها با راه آهن
پیوست. در تاجیکستان نقلیات هوائی تأسیس یافت با خط منظم
هوائی بواسطه آیرپلان ها هواپیما ها تاجیکستان با تمام جهان علاقهمند
گردید، در بین مرکز دولایت های تاجیکستان نیز خط راه هوائی تأسیس
یافت، کشتی رانی دریای امویه خیلی ترقی یافت.
امروز راه آهن، آیرپلان ها، کشتی های بخاری دریائی، آفتامبیل
وظیفه نقلیات را در تاجیکستان ادا میکند، این همه وسایط مدنیه
در راه ترقی رنجبران تاجیک خدمت میکنند.
در تاجیکستان اسباب مخابره پوچته - تیلگراف، رادیا نیز تأسیس
گردید : و خیلی با زودی تعمیم یافت، نه تنها شهرها بلکه دیهه های بزرگ
تاجیکستان هم امروز دارای شعبه های پوچته و تیلگراف است. در بسیار
جایهای تاجیکستان رادیا (بی سیم) کار میکند.
۵۷
اولین راه آهنی که برای بهبودی زندگانی صنف رنجبر در شرق
ساخته شده است.
رسیدن راه آهن به پایتخت تاجیکستان و استقبال نمودن رنجبران
تاجیک اولین ماشینی را که به پایتخت اشان رسیده است.
۵۸
درست شدن راه ها آسانی نقلیات ارزانی کرایه بردن و آوردن
مالها در زندگانی تاجیکستان اثر بزرگ کرد : امکان بخشید که رنجبران
تاجیکستان در تأسیس نمودن صناعت مملکت خود اقدام نمایند : در
مدت کوتاه کارخانه های : پنبه تازه کنی، روغن کشی، صابون سازی
استانسه های چراغ برق که ساخته شده است از بیست عدد بیشتر است.
امسال در تأسیس فابریک بافنده گی بزرگ، کارخانه ابریشم، وبنای
استانسهٔ الکتریک آبی که قوت شش هزار اسب را دارا خواهد شد،
اقدام نمودند . صناعت تاجیکستان هم مثل کارهای زرعت اش
با یک زودی حیرت افزا ترقی میکند. برای اداره کردن راه های آهن
آیرپلان ها ، فابریک ها از فرزندان رنجبران تاجیک، میخاینک ها
تیخنیک ها، ماشینست ها، مهندس ها حاضر میشوند.
در راه ترقی مدنیت و معارف رنجبران، حکومت تاجیکستان همه
وسیله ها را استفاده میکند، کوشش میکند که هر چه زود رنجبران را
از تاریکی جهالت بروشنایی برارد. این کار را یکی از وظیفه های اساسی
خود میشمارد .
۵۹
معلوم است که در زمان حاکمیت دولتمندان بی علمی و نادانی مردم
این مملکت بدرجه انتها رسیده بود، سه سال پیش از این در تاجکستان
تحریر نفوس سرشماری مردم را اجرا نمودند، باین مناسبت معلوم
شد که در تمام ديهه های تاجکستان هفت هزار مرد و یکصد و هفتاد
نفر زن با سواد بوده است؛ در چنین حالت پیش بردن کارهای
معارف تا چه اندازه مشکل است پرظاهر است.
حکومت رنجبران تاجک با یک عزم متین در راه پیش بردن
کارهای معارف قدم گذاشت، هرچیز که در دائرۀ امکان بود همه را
در راه معارف صنف رنجبر استفاده کرد، با مخارج بسیار از خارج
جمهوریت معلم ها طلبید و با یک زودی فوق العاده از مردم تاجیک
معلم های بسیار رسانید، قسم مهم مخارج بودجۀ دولت را در راه معارف
تخصیص کرد، مخارج همه مکتب ها را از طرف دولت تأمین نمود، مصار
خوردنی و پوشیدنی طلبه گانرا از خزانۀ دولت داد. مساعی حکومت
ثمرۀ کلی بخشید، شمارۀ طلبه گانی که در مکاتب جمهوریت شورای تاجکستان
مشغول تحصیلند، امسال بچهل هزار رسید!
٦٠
یکی از بنا های مکتب صنف رنجبر
بنای دارالعلوم رنجبران تاجیک : درین بنا قریب یکهزار نفر فرزندان صنف رنجبر در تحصیل علم و فن مشغولند .
٦١
بیش از یک هزار طلبۀ تاجیکستان در خارج تاجیکستان در مکاتب
میانه و عالی با مخارج دولت مشغول تحصیلند ، در مکاتب عالی زراعت،
طب ، مهندسی ، حقوق وغیره شمارۀ طلبه گان تاجیک سال از سال
میافزاید ، این همه طلبه گان که علم و هنر کسب مینمایند ، همه از فرزندان
رنجبراند ، مکاتب و معارف تاجیکستان برای تنویر صنف رنجبر خدمت
میکند ، هر کس که صاحب علم و معرفت شد در ین صف رنجبر برای صنف
رنجبر کار میکند .
رنجبران تاجیک در تأسیس کارهای مطبوعات ، تألیف و ترجمه نیز
اقدامات بزرگ کردند ؛ بنام « ادارۀ نشریات دولتی تاجیک » مؤسسۀ
تأسیس نمودند ، از طرف این اداره مطبعه های مکمل بوجود آمد ؛
قابل ترین مؤلف و مترجم ها را از هر طرف طلبیدند ، در نتیجۀ مساعی
این مؤسسه کتاب های بسیار بزبان فارسی - تاجیکی تألیف ، ترجمه
و نشر گردید . در هر یک از شعبه های علوم ، هندسه ، جبر، طبیعیات
طب ، جغرافیا ، تاریخ زبان وغیره کتابهای فارسی بوجود آمد ،
سال از سال دائرۀ تألیف ترجمه و نشریات فارسی تاجیکستان وسعت می یابد.
٦٢
نزدیک است آن روزی که در راه پیش بردن مدنیت و معارف رنجبران
پارسی گوی عالم، تاجیکستان رهبری کند! از مدنیت رنجبران تاجیک
ما نیز مستفید و بهره ور گردیم.
حکومت رنجبران تاجیک تعلیم و تربیهٔ فرزندان دهقانان رنجبر را از مهم ترین وظیفه های
خود میشمارد.
نمونهٔ یکی از مکتب های که در دهه های دور دست تاجیکستان ساخته اند.
کار محافظهٔ تندرستی پیش از تشکیل جمهوریت تاجیکستان تمام متروک
بود. حکومت امیر در این باره هیچ یک اقدامی نمیکرد. در نتیجهٔ کوشش
٦٢
رنجبران تاجیک امروز همه شهرها و دبهه های بزرگ تاجیکستان
دارای شفاخانه ها و دواخانه ها است؛ آخرین تجربه های طبی
و جراحی عصر حاضره در شفاخانه های تاجیکستان بعمل گذاشته شدهاست.
معالجه و تداوی همه بیماران بتجربه از طرف دولت رایگان کرده میشود.
شماره بیماری های گذرنده، بیماری کودکان سال از سال کم میشود.
حکومت شورائی تاجیکستان در ضم حل نمودن مسئله های
اقتصادی و مدنی در تسویۀ مسائل ملی و اجتماعی نیز اهمیت بزرگ داد،
مبارزه و مخاصمت بین ملت ها را بآشتی و برادری ملی مبدل ساخت.
پنج یک مردم تاجیکستان غیر تاجیک اند، بملت های اوزبک
تورکمان، قرغیز و غیره منسوبند، رنجبران این همه ملتها در اداره مملکت
برابر همراهی میکنند، در راه بر داشتن احوال اقتصادی و مدنی جمهوریت
با برادران تاجیک خود برابر کوشش میکنند. از همه موفقیت های مملکت
برابر استفاده میکنند؛ جدائی دین و ملت به اتحاد صنفی باشندگان
تاجیکستان هیچ تأثیر و تفاوتی نمیکند، حتی رنجبرانی که از مملکت های غیر
شورائی به جمهوریت تاجیکستان آمده اند و میآیند، آنها را نیز شریک
٦٤
دولت میشمارند، آنها نیز در انتخاب حکومت تاجیکستان اشتراک
میکنند، از رنجبران ایران، افغانستان و هندوستان بسیار کسان
هستند که عضو حکومت تاجیکستانند، در اداره کردن جمهوریت با برادرا
تاجیک خود همراهی میکنند. قسمی از آنها در کارهای زراعت و صنعت
مشغولند، قسمی در مکاتب شورائی تحصیل علم میکنند، تاجیکستان را
وطن صنفی خود میدانند، با کمال آزادی و خوشنودی زندگانی میکنند.
در نتیجه تدبیر و سیاست حکومت تاجیکستان در بین همه ملت ها
یک دوستی و برادری صمیمی قایم گردید.
در مسئله تربیت و حقوق زنان موفقیت های تاجیکستان نیز بسیار
در زمان گذشته زنها را مثل مال میخریدند، میفروختند، زن از همه
حقوق انسانی محروم بود، زن را تنها آلت عیش و عشرت میدانستند.
حکومت شورائی تاجیکستان بخلاف این عادت و این عقیده
مبارزه سخت کرد، در تمام مسائل اقتصادی مدنی و سیاسی زن را
یک عضو کامل الحقوق مملکت شناخت؛ در انتخابات شورایی و اداره
مملکت زن های رنجبران تاجیکستان با مرد ها برابر همراهی میکنند.
٦٥
در های مکاتب و مدارس تاجیکستان برای زنها تمام گشاده است
از زنهای رنجبر تاجیک معلمه ها، محرره ها و راهبران اداره مملکت رسیده است
در تاجیکستان قبل از رسیدن بسن معین نکاح کردن ، بی رضای
دختر او را بشوهر دادن ، در بالای یک زن زن دیگر گرفتن ممنوع است.
در جمهوریت تاجیکستان زن یک عضو آزاد و صاحب حقوق جمهوریت است.
شرح کامیابی های تاجیکستان را با این قدر اختصار میکنیم.
خوانندگان گرام آنهائی که احوال گذشته تاجیکستان را میدانند
خواهند گفت: معلوم است که تاجیکستان یک مملکتی بود پس مانده ،
مردمش فقیر و ناتوان، در نتیجه غارت و تاراج باسماچیها - طرفداران
اصول حاکمیت امیر باز خراب تر و مردمش فقیر تر گردید ! دخل این مملکت
بخرچش البته کفایت نمیکند، این همه کامیابی های بزرگ که بدون
مخارج میلیون ها میسر نمیشود، برای تاجیکستان فقیر چگونه میسر گردید؟
این سؤال طبیعی است.
معلوم است که تاجیکستان جمهوریت اجتماعی شورا است، بواسطهٔ
اوزبکستان در « اتفاق جمهوریتهای شورا » داخل گردیده است. و جزء
٦٦
اتفاق جمهوریت های شورای میباشد . «اتفاق» جمهوریت های شورای
به جمهوریت تاجکستان هرگونه معاونت مادی و معنوی را مبذول داشت.
در مدت پنج سال گذشته از خزینه مشترک «اتفاق» مبلغ پنجاه میلیون
روبل بتاجکستان معاونت نمود. معاونت «اتفاق» در بارۀ تاجکستان
سال ز سال میافزاید. چنانچه برای مصارف سال جاری سال ششم
زندگانی جمهوریت تاجکستان چهل میلیون روبل معاونت میکنند، غیر
از این مصارف ساختن راه آهن و تامین مخارج عسکر نیز از خزینه مشترک
«اتفاق» پرداخته میشود. در نظر خواننده باز یک مسئله پوشیده
میماند، خواهد پرسید :
رنجبران تاجک که از مدنیت دور بودند، پس مانده بودند، این
همه مبارزه های صنفی را چگونه اداره نمودند، غالب آمدند و در جمهوریت
خود چنین یک اصول اداری مدنی و صنفی را برپا نمودند، و این همه موفقیات
ها را بدست آوردند ؟
اگر خواننده دقت کرده باشد در صحیفه های گذشته ما نشان دادیم
در مورد انقلاب اکتوبر راهبر صنف رنجبر فرقه بالشویگ کامونیست بود
٦٧
انقلاب اوکتابه با راهبری این فرقه بوجود آمد و حاکمیت شورائی رنجبران
با راهبری بالشویك ها تشکیل یافت. سی سال است این فرقه در راه
آزادی رنجبران و ملت های مظلوم کار میکند، در هر جا که صنف رنجبر بیدار
و هوشیار میشود و در بین آنها گروه انقلابی پیدا میگردد، آن گروه انقلابی
رنجبران فرقه بالشویك کامونیستی را بوجود میآرند.
از رنجبران فعال و انقلابی جمهوریت تاجیکستان بسیار کسان هستند
که در فرقه بالشویك کامونیست داخل گردیده اند، تشکیلات این فرقه
عالم شمول در همه جای تاجیکستان موجود است. با راهبری این فرقه این
تشکیلات، رنجبران تاجیک در راه انقلاب مبارزه کردند نصرت یافتند
حاکمیت صنفی خود را بر پا نمودند. امروز بدرجه رسیده اند که جمهوریت
تاجیکستان یکی از جمهوریت های مستقل «اتفاق» میشود، انجمن سوم
شوراهای تاجیکستان قرار گذاشت که تاجیکستان از جزء جمهوریت
اوزبکستان بپراید، بیواسطه در «اتفاق» جمهوریتهای شورایه داخل گردد.
بنا برین بعد از این موقع تاجیکستان بزرگتر و اهمیتش بیشتر خواند
تاجیکستان در سلسله جمهوریت های مستقل شورایه یک عامل بزرگ
۶۸
مدنی و انقلابی خواهد گردید.
کامبابی هائی که تاجیکستان را میسر گردیده است، جزئی است از کامیبا
هائی که تمام ملت های مقیم جمهوریت های شورائی را نصیب گردیده است.
اوزبک ها ، تورکمان ها ، قرغز ها ، قزاق ها و دیگر ملت هائی که در
خاک شورائی زندگانی میکنند، هر یک جمهوریت مستقل و مختاری را مالک اند
هر یک در راه اقتصاد مدنیت موفقیت های بزرگ بدست آورده اند.
هر گاه سرگذشت این ملت ها را ملاحظه کنیم و با سرگذشت مردم هندوستان
ایران و افغانستان اندازه کنیم یک مشابهت و یکرنگی بسیار نزدیکی را
مشاهده خواهیم کرد. چه شد که باشندگان جمهوریت های شورائی در راه
آزادی و استقلال چنین کامیاب گردیدند، مردم هند، ایران و افغانستان
از این کامیابی ها محروم اند؟ آیا استعداد و قابلیت فطری
مردم هند، ایران و افغانستان ناقص است؟
ما هیچ گاه چنین گمان نمیکنیم، عقیدۀ کامل داریم که اگر شرایط موفقی
فراهم آید، باشندگان هندوستان، ایران، افغانستان هم با یک
٦٩
زودی حیرت بخش ترقی خواهند کرد، اما تأثیر و نفوذ خارجی امکان
نمیدهد که شرایطی که برای سعادت این مردم لازم است فراهم آید .
واضح تر گوئیم : آزادی و استقلال مردم مستملکه ها و نیم مستملکه ها باعث
پریشانی دولت های سرمایه داران است. آزادی و استقلال مردم هندوستان
ایران و افغانستان بخرابی و پریشانی دولت سرمایه داران انگلیس را
سبب خواهد شد! چونکه شوکت و حشمت دولت سرمایه داران انگلیس را
مردم رنجبر و کارگر هند، مصر، ایران و افغانستان تأمین میکنند ، هندوستان
پس مانده و فقیر خزینه بریتانیای عظمی را پر میکند، دهقان مصر و هند
نیم گرسنه و نیم برهنه زندگانی میکند ، از رنج و سعی آنها دارائی دولتمندان
بریتانیا میافزاید.
از این است که سرمایه داران انگلیس میگویند: مردم هند هنوز بدرجه
نرسیده اند که خود را خود اداره کنند! از این است که سرمایه داران
انگلیس دشمن استقلال مردم مصر، ایران و افغانستان اند .
یکی از مثالهای نزدیک سرگذشت یکساله افغانستان
وطن من یکدوره مهم تاریخی زندگانی خود را میگذراند :
١- در افغانستان زندگانی کهنه با زندگانی نو مبارزه میکند،
ترقی کارهای معارف، انکشاف تجارت، تأسیس صناعت، مرکزیت ادارۀ
مملکت، خواهش تجدد خواهان افغانستان، خواهش زندگانی نو است،
کهنه پرستان این همه را نمیخواهند، مقابلت میکنند.
٢- در افغانستان ملتهای گوناگون افغان، تاجیک، هزاره، اوزبک،
تورکمان زندگانی میکنند، خیریت مردم افغانستان اقتضا میکند که در بین این
ملت ها یک برادری و برابری قائم باشد، در کار ادارۀ مملکت همه برابر شریک
باشند، یک ملت حاکم دیگر محکوم نباشد، یکی بدیگری ظلم نکند.
٣- اکثریت مردم افغانستان دهقاناند، سعادت افغانستان قتضا میکند
زندگانی مردم دهقان بهتر و خوبتر شود، اخراج و مالیات دهقانی سبک شود،
بمردم دهقان خصوصاً بقسم فقیر و محتاج آن هر گونه معاونت و یاری داده شود؛
تمام کارهای مملکت چنین اداره و اجرا کرده شود که عامه مردم دهقان راضی باشند.
بدرستی حل گردیدن و فیصل یافتن این مسئله ها نیک بختی و سعادت مردم افغانستان
را تأمین میکند، استقلال افغانستان را قوی میگرداند.
دولت انگلیس دشمن استقلال افغانستان است، بنابران کوشش
۷۱
میکند که این مسئله ها معلق پیچیده و ناتمام ماند، تا اینکه ماده و اسباب منازعه
در داخل افغانستان بردوام باشد، افغانستان ضعیف ناتوان باشد استقلال
حقیقی افغانستان بوجود نیاید! از این است که دولت انگلیس خونریزی جنگ
های داخلی افغانستان را طالب است، گاه به یکی، گاه بدیگری مدد میکند!
آتش فساد را بلند میکند، آخر هر یک را فریب میدهد.
سرگذشت تاریخی عربستان، هندوستان، ترکیه، ایران و افغانستان
را با نظر دقت ملاحظه کنید، می بینید که در هر موقعیکه فلاکت و پریشانی به این مملکت ها
رسیده است، دست و دسیسهٔ انگلیس کار کرده است.
انقلاب او کتا بر و تشکیل یافتن جمهوریت های شورائی در سیاست دنیا یک
انقلاب بزرگ انداخته است! فرقه بالشویک ـ کامونیست و جمهوریتهای شورائی
در راه آزادی و استقلال ملت های مظلوم تأثیر بزرگی دارند، هر روز که میگذرد علاقه
و یکجهتی ملت های مظلوم با اتفاق جمهوریت های شورائی و فرقه کامونیست
میافزاید، در هر جا تشکیلات های انقلابی قوت میگیرد. و روز نجات ملت های مظلوم
نزدیکتر میشود! شبهه نیست که سرگذشت تاجیکستان وجود اتفاق جمهوریتهای شورای
صنف ها و ملت های مظلوم جهان را به یک زندگانی نو و آزاد رهنمائی خواهد کرد.
Orient Verlag (G. m. b. H.)
Berlin S. 14
Alexandrinenstr. 62
[Orient?]