(جلد) (شماره) (صفحه) [ILL] سراج الاخبار افغانيه [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL]
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]
( عدد ) کتابخانه ( عدد ) ۱۷ مطبعه ۱۷ عنایت تاریخ محاربه روس و ژاپان ١٩٠٤ - ١٩٠٥ جلد پنجم مترجمش بزبان فارسی محمود طرزی این کتاب غیر از پنکه وقوعات حربیه را که از آغاز اعلان حرب تا بوقت امضا شدن معاهده صلح با تفصیلات تمام جامع میباشد احوال جغرافیه و تاریخیه و ایستاتستیکپه و سیاسیۀ هر دو دولت محارب را نیز با تمام تفصیلاتش بیان میکند. در دار السلطنه کابل در مطبعه مبارکه عنایت بزیور طبع آراسته گردید سنه ١٣٣٦
صحیفه ۲ محاربه روس وژاپان جلد پنجم دسته کشتیهای جنگی دوم روس در بحر محیط در ختام سنهٔ ۱۹۰۳ و ابتدای سنهٔ ۱۹۰۴ ، حکومت روس برای محافظهٔ موازنت قوای بحریهٔ خود در اقصای شرق (اوسلی یابیا) ، و (اورورا) ، و (دیمتر ی دونسقوی) نام کشتیهای زرهپوش خود را با چند کشتی مخرب طورپیدو در زیر قوماندانی قونتر اميرال (ویره نیوس) سپرده از بحر (بالتيك) بسوی اقصای شرق روانه کرده بود. اميرال (ویره نیوس) به بسیار سنگینی و آرامی که گویا سستی و کاهلئی قوهٔ بحریهٔ روس را برهمه مردمان زیاده تر اثبات نماید بسیر و سیاحت آغاز نهاد ، و از نتیجهٔ این سستی و کاهلئی خود ، دوکرو وازوری که دولت ژاپان از دولت ایتالیا خریداری کرده، و بواسطهٔ طایفه های انگلیز بسوی ژاپونیا سوق شده بود از پیش روی خود فرصت گذشتن را بداد ، و به اینسبب خطای بسیار بزرگی ارتکاب ورزید. لزوم ، واهمیت واصل شدن این لوی غند بحریهٔ روس در بحر محیط کبیر پیشتر از رسیدن این دو کر و واز ورژاپاني يك امر ظاهر و آشکاری بود، و خیلی ضرور بود که اميرال (ویره نیوس) نمیگذاشت که کرو وازورهای مذکور از پیش او سلامت درگذرد . و میبایست که طور پیدوها ، و زرهپوش(دونسقوی) را بعقب گذاشته تنها با کشتیهای (اوسلی یابیا) ، و (اورورا) بسرعت بسیار بزرگی بر رفتار خود دوام میورزید. حالا آنکه امیرال روس این قوت و جسارت را مالك نبود.
صحیفه ٣ دسته کشتیهای جنگی دوم روس در بحر محیط جلد پنجم و با منزلها ی کوتاه کوتاه ، وقدمهای آهسته بر رفتار خود دوام ورزیده در (١٦) فبروری به (جیبوتی) واصل شد . و درینجا به او از (پتر سبورک) امر رسید که باز پس به بحر (بالتيك) عودت کند . این قوه بحریه وقتیکه به بندرگاه (قرونشتاد) برگشت، تخم فرستادن يك دسته کشتی جنگی دیگری را به بحر محیط سبز نمود . چونکه لازم بودن فرستاده شدن قوای امدادیه بدار الحرب روز بروز مشدد میگرد. وهم بسرعت وزودتی که ممکن باشد این قوه امدادیه باید فرستاده شود. زیرا ژاپانهابناگهان بر (پور آرتور) هجوم برده قوه بحریه روس را دو چار خسار نموده ، و در تماس اول يك نتيجه مسعوده حاصل نکرده بود. پس لازم وضرور است که حکومت روس سر از نو قوه امدادیه بفرستد ، و در بحر يك حاکمیت متفوقی بدست آرد، وجبیره مافات نماید . حالا افکار رجال بحریه روس در خصوص تشکیل دادن يك دسته کشتیهای جدید از حد زیاده بمشکلات دوچار آمدند . کشتیهای که در دستگاههای کشتی سازئی خود داشتند یا بسیار پیر و فرسوده بودند، یا بسیار طفل نارسیده . چهار قطعه زرهپوشی که طرز ساخت آنها به پروغرام بحریه ژاپان، وافقت میکرد هنوز حا ضر نشده بودند. چونکه در روسیه يك چیزی که به بسیار سستی و آرامی اجرا می شود آنهم امور بحریه است . غیر ازین چار زرهپوش، سه زرهپوش دیگر که محتاج تعمیرات وانشاآت مخصوصه بودند، و یکچند کروو ازور، وبقدرده مخرب طور پید و بدست موجود بود . يك بحریه که در سال (٣٠٠) ملیون (بودجه) ـ یعنی میزان دخل و خرچ ـ را مالك باشد اینقدر موجودات نسبت به آن حقیقتاً خیلی جزویست . این بی اقتدارئی روسیه در عدد کشتیها ازین بود که قدم اعظم وجه بحریه شان در راه احتیاجات
صحیفه ٤ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم حقیقیه قوه بحریه صرف نمیشد بلکه در راه بعضی احتمالات واهیه استعمال میکردید. دولت روس در قوای بحریه خود اصول (تقسیم عمل) را مانند دولت فرا نسه تطبیق کرده بود که به این صورت بسی کشتیها را مالك بود. مثلا يك دسته (کشتی بحر آزاد) يك دسته (کشتی مدافعه بحر بالتيك) . يك دسته (کشتی بحر سیاه) بدست داشتند. هیچ کمبودی نداشتند. تنها همين يك كمبودى را داشتند كه مالك چنان يك دسته کشتی نبودند که در هر جائیکه بخواهند اثبات وجود و لیاقت بتواند !!! ( کشتی مدافعه بالتيك ) بقدر (۱۱) قطعه زرهپوش را مالك بود كه با آنها يك خرمن سفاین طور پید و نیز موجه د بود. این طور پیدو ها برای سفرهای دور و در از هيچ يك شرایطی را حایز نبودند. دولت روس با وجودیکه از ژاپانها دو بار زیاده تر طور پیدو را مالك بودند بازهم ( ۱۱ ) مخرب طورپیدو کشیده توانسته بودند که ازین (۱۱) عدد تنها ( ۹ ) عدد آن به بحر محیط کبیر واصل شده بود . * * * تا به تمام شدن زرهپوشهای نوساخیر حرکت کشتی دوم بحر محیط کبیر مجبو ریت دیده شد . و تا این زرهپوشها تمام میشد در اقصای شرق (پور آرتور) را ژاپانهابراً وبحراً در زیر محاصره گرفته بودند. محصورین قلعه بسببی که تول غند های بری روس که در (مانچوری) بودند از مغلوبیت بمغلوبیت گرفتار می آمدند امید امداد و معاونت بجز از طرف بحر از دیگر طرف نداشتند. اما چه چاره که این امید محصورین بیچاره نیز بیهوده و رایگان میرفت. زیر ابهر نقطه بحر يكابر (پور آر تور) محیط بود عطف نظر استمداد میکردند بغیر از کشتیهای مظفر دولت « شمس طالع » بدیگر چیزی تصادف نمیکردند ! مسئله متنازع فيها که عبارت از بردن يك دسته كشتی بزرگی را از بحر
صحیفه. ۵ دسته کشتیهای جنگی دوم روس در بحر محیط جلد پنجم (بالتيك) به بحر (محیط کبیر) بود حداً مشکلات عظیمه معروض گردیده بود. به این مأموریت مهم امیرال (روژه ست وه نسکی) مقرر شده بود. امیرال مذکور درین راه و سفر دور و دراز ۵ عبارت از (۱۲۰۰۰) میل است هیچ يك اسس الحركات را مالك نبوده و در اثنای اینچنین يك سیاحت عظیم ، هم با دشمن و هم با دولتهای بیطرف بدست و گریبان شدن مجبور بود که به این سبب علی الا کثر در سواحل آزاد و باز لنگر انداخته می توانست. غیر ازین به تنظیم دادن حرکات يك قافله بزرگی که از واپورهای داگ مرکب بود و برای رسانیدن ارزاق و زغال کشتی ها مأمور بودند نیز مجبر بود. موانع درین راه آنقدر بسیار بود که اکثر مردمان گمان میکردند که این دسته کشتی دوم اصلا حرکت کرده نخواهد توانست. مع هذا بر خلاف همه گمانها این دسته کشتی بزرگ در — (۱۳) اوکتوبر از میان آوازه تحمیقها و شاباشهای يك جم غفیری بسوی اقصای شرق از بندرگاه (قرونشتاد) بحر يك چرچ عزیمت نمود . صورت ترکیب دسته کشتی دران زمان از قرار ذیل بود : (۷) قطعه زرهپوش . (۲) قطعه کرو وازور زرهپوش . (٤) قطعه کرو وازور محفظه دار. (۷) قطعه مخرب طورپیدو . و یکچند سفینه نقلیه که ترتیبات کشتی سازی را حائز بود . در اثنای راه به این كشتی يك سفینه خسته خانه، و کر و وازورهای معاون و از داوطلب بعضی واپورها التحاق نمود . کرو وازورهای محفظه دار (اوله غ) و (ایز ومروت) با دو قطعه کرووا زور معاون و پنج قطعه طورپیدو در (١٥) نومبر از (لیباو) حرکت کرده توا
صحيفه ٦ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم نیستند که این مفرزه در روز (١٤) هم ماه فبروری در (ماداغشقار) به دسته بزر گ کشتی ملاقی گردید . تنها (٣) طورپیدو به سببی که به بعضی خسارات در راه دوچار شده بودند در بحر سفید بماندند . کشتی (روژه ست ونسکی) هشت روز بعد از حرکت خود به واقعه مؤلمة (هول) تصادف نمودکه اینواقعه چنان يك نزاکت و اهمیتی را حائز بود که کم مانده بود در مابین دولت (بریتانیای بزرگ) و (روسیۀ بزرگ) يك حرب بزرگی را نتیجه بدهد . اما بدلالت خیرخواهانه ومنصفانه حکومت (فرانسه) حادثه مذکوره بسهولت برطرف گردید . مع هذا ، وقعۀ مذکوره چون در اول قدم حرکت کشتی بظهور آمد برای آینده بسیار تیره و مظلم دسته بزرگ کشتی روس يك فال خیر و اقبالی شمرده نشد. علی الخصوص از یحادثه غریب و مشئوم امیرال( روژه نست و نسکی) که ذاتاً خیلی عصبی المزاج بود بدرجه متأثر گردید که بیمار شد. بناءً علیه در حق صورت ظهور این حادثه ، وکیفیت رفع وازاله آن تفصیلات ذیل را مینگاریم : حادثه ( هول ) دسته بزرك کشتی روس که در زیر قوماندانی امیرال(روژه نست و نسکی) در شب (٢٢) او کتوبر سنه ١٩٠٤ بندرگاه (شاکان) را ترک کرده بود در (بحر شمال) در موقعیکه به (دوکه ربانق) معروفست به يك دسته کشتیهای ماهیگیری انگلیز که به بندر گاه (هول) منسوب بود تصادف نمود . سفاین حربیۀ روس برکشتی های ماهیگیری مذکور آتش کشاده یکی ازانها را غرق ، ودونفر را مجروح ،و (٢٠) آدم را مجروح ساخت .
صحیفه ۷ حادثه (هول) جلد پنجم بمجردیکه این حادثه به انگلتره عکس نمود، يك هیجان و شورش عظیمی بحصول آورد؛ مطبوعات واهالی سریعاً يك تضمینات یعنی تاوان بسیار مهمی طلب نمودند. سفیر دولت روس قونت (بکندروف) که در لندن بود از طرف يك قسم اهالی لندن علناً تحقیر کرده شد. حکومت انگلتره درجه شدت هیجان واقع را بنظر دقت گرفته، و یگانه خط حرکت خود را تابع حسیات عمومیه ساخته تهدید آمیزيك طور و وضعیتی اتخاذ نمود. در (٢٤) اوکتوبر لورد (لاندسوون) در نزد حکومت روسیه در ینباب تشبثات اجرا نمود، و فهمانید که موقع اینمسئله به تأخیر و امهال متحمل نیست. جناب قرال (ادوارد) دريك تلگرافنامه ئیکه بمدیر بلدیه (هول) کشیده بود این حادثه را به این عبارت که: (يك حرکتیست که معذرت قبول نمیکند.) توصیف کرده بود. رئیس وکلا، وسيو (بالفورد) در نطقی که در قمارۀ عوام برخواند بیان کرد که: (بعد از چنین تجاوز بزرگ، امپرال روس بی آنکه دو چار اندیشه بشود، و توبیخ و تکدیر کرده شود، و مجازات به بیند احتمال دوام کردن سفر آنرا رد میکنم.) جناب (زار روس) به قرال (ادوارد) تأسفات خود را با تلگراف بیان نمود، و وعده کرد که بمجردیکه اسباب و شرایط حادثه معلوم شود مکمل وطمها نیت بخش تضمینات عطا خواهد نمود. حالا ئیکه این تلگرافنامه حسیات نفرت وعدا وتکارنی حر بجویانه که از یکسر تا دیگر سرهه مملکت انگلستان را استیلا کرده بود تسکین نمود. خلاصه در روز (٢٦) اوکتوبر دولت انگلیز به تدارکات جدیه حربیه آغاز
صحيفه 8 حـادثـه (هول) جلد پنجم نهاد. و به عموم کشتی های خود که در (بحر مانش) و (بحر سفید) و بحرهای دا خلی دشت برای حاضراتی سفر حرب اوامر قطعی فرستاد . در (۲۷) ام ماه در باب وقایعیکه در اثنای مرور کشتیها از بحر شمال جریان یافته بود از طـرف امیرال (روژه ست و نسکی) بجناب حشمت مآب (زار) يك راپوری به تلگراف رسید . امیرال مذکور درین راپور خود حادثه را چنین بیان کرده بود : (قوه بحریه روس در اثنائیکه براه خود دوام داشت، در شب تار کشتی پیشدار کشتیهای جنگی دو چار تعرض دو طو رپیدوی مجهولیکه چراغهایش خا موش بود گردید . لهذا بر طو رپیدوهای مذکور امر آتش داده شد . هیچ کشتئ حرب در چنین حال و وضعیت اگر چه در زمان صلح هم باشد بجز همین طرز حرکت ۵ کشتی روس کرده دیگر طور حرکت نمیتواند . ) این راپور امیرال روس که از (ویغو) کشیده شده بود از طرف مطبوعات انگلیز قبول نگردید . موسیو (بالفور) این سخن امیرال را به تعبیر (خلیای محض) توصیف نمود . دولت (فرانس) که از آغاز این بحران سیاسی در مابین این دو طرف برای تسهیل ائتلاف از اظهار فعالیت خالی نبود توسط و مداخله نموده اختلاف واقع یکقدری سکونت پذیر شد و نتایج وخیمه آن را که وقوع آن خیلی محتمل بود تا یکدرجه جلو گیری کرد . جناب (زار) حواله شدن مسئله منازع فیها را در داخل شرایطی که معا هده نامه ( لاهی) تعیین کرده است بيك قومیسیون تحقیقاتیکه بین الملل تشکیل بیاید تکلیف نمود . دولت انگلستان این تکلیف را قبول کرد. بنا برین بحران مذکور در نهایت
صحیفه ۹ حادثه (هول) جلد پنجم اوکتوبر بتمامها سکونت پذیر گردید. قومیسیون یعنی (کمیشن) تحقیقات بین الملل در (۲۰) م دسمبر سنه (۱۹۰۵) در (پاریس) اجتماع نمود. مرخصهائیکه از طرف دولت (روس) درین قومیسیون مأمور شده ، معلم حقوق دارالفنون (پترسبورک) بارون (طوبه) ، و امیرال (قازنوقوف) ومستشار سفارتخانه پاریس اوقونت ( نقلودوف) بودند . مرخصهای دولت (انگلیز) امیرال (بومون) وه وسبو (اوبارته) بود . از طرف دولت (آمریکا) امیرال (داوی) ، و از طرف دولت (فرانس) امیرال (فورنیه) مرخص شده اجتماع کردند . در انعقاد نخستین رسمیئی که در (۲۲) م ماه منعقد گردید بنابر فقره اول معاهده نامه (صلح لاهی) این چار امیرال ، يك مرخص پنجمین دیگر نیز انتخاب باید میکردند . لهذا به اتحاد آرا از بحریه دولت (اوستریا) امیرال (شپون) را قبول کردند . ریاست قومیسیون را به امیرال (فورنیه) حواله کردند . مذاکرات علنی اجرا گردید . والحاصل بعد از قیل و قالهای بسیاری که اجرا گردید نتیجه کار، و قرار بر يك مسئله قطعی المفادی قرار نیافته بحصول يك نتیجه که موجب ممنو نیت هر دو طرف باشد فیصله پذیر گردید. اینست مسئله حادثه (هول) که بیان گردید . حالا ما باز دسته کشتی دوم بحر محیط روس عقب گیری کرده به بینیم که کجا میرود ، و چه میکند ؟ وقتیکه کشتی روس (طنجه) را ترك كرده براه افتاد بر دو قسم تقسیم گردید: (۵) قطعه زرهپوش نو، وکرو وازورهای زرهپوش بصورتیکه قطعه (افریقا) را از دماغه امید گردش کند راه غرب را پیش گرفت . (۲) قطعه زرهپوش کهنه و کرو وازورهای محفظه دار، و طور پیدوها برای گذشتن از (قنال سویس) راه
صحیفه ۱۰ محاربه روس و جاپان جلد پنجم (بحر سفید) را گرفتند. این هر دو قول در (۹)م جنوری در (نوسی به) باهم یکجا شدند . امیرال (روژه ست و نسکی) در بحا حوادث سقوط (پور آرتور) و محو شدن دسته کشتی نخستین بحر محیط را شنید. خبر فلاکت آور این مصیبت، وضعیت حرکت او را سراسر تبدیل نمود . (روژه ست و نسکی) اگر تنها بسر خود در مقابل دسته های کشتی (ژاپان) بر ود، هیچ شبهه نیست که بيك کردابی محقق زوال ره پیمای عدم شده میرود. اگر در (لیباو) بحاضری و تدارك يك دسته کشتی سوم بکمال کرمی و فعالیت پرداخته نمیشد این دسته کشتی دوم بهمه حال واپس خواسته میشد . ذاتاً از بسیار وقتها مطبوعات روس از فرستاده شدن جمله سفاین حربیۀ روس را به اقصای شرق بحثها میراندند . مطبوعات مذکوره بیان میکردند که برای پس بدست آوردن حاکمیت بحریه را در اقصای شرق باید از هیچگونه فداکاری روگردانی نشود . اما افکار عمومیه به این نشریات واقعۀ مطبوعات بتمامها اشتراك نميورزيد و میگفتند که دولت روس همۀ قوای بحریۀ خود را به اقصای شرق فرستاده نمی تواند چونکه اگر چنین بکند بحر (بالتيك) خود را خالی میکند. و ممکنست که در چنین وقت عجز و ضعف او ديگر يك دولت فرصت طلب اوروپائی او بعضی سوا حل او را برباید . والحاصل بهمه حال فرستادن يك دسته كشتی جنگی دیگر بمعاونت دسته کشتی ( روژه ست و نسکی ) قرار گیر گردید. زیرا برای محافظه کردن خود را از هجوم يك دشمن موهوم مخیل ، دیده و دانسته لگدكوب يك دشمن موجود مجسم شدن شایان حيرت يك حرکتی بود .
صحیفه ۱۱ حقوق محاربین وبیطرفها جلد پنجم بناءً علیه نظارت بحریۀ روس به جریان افکار عمومیه تابع شده تجهیز و وتسلیح يك دسته کشتی سومین را امر نموده امیرال (نه بوغانوف) با این دسته کشتی (۳) وم که مرکب از (۵) قطعه سفینه حربیه بود در (۱۵) هم فبروری از (لیباو) حرکت نموده حالا در باب حقوق جنگ کنندگان وبیطرفان یکقدری بحث راندن از فایده خالی نیست : حقوق محاربین وبیطرفها حرکت غول غند کشتی دوم بحر محیط بـی آبهای اقصای شرق در مابین دولت های بیطرف موجب خیلی قیل وقال بزرگی گردیده بود بناءً علیه در مجادل باب محار بین یعنی با همدیگر جنگ کنندگان، وغیر محاربین یعنی بیطرفان يك چند سخن گفتن لازم می آید : در زمانهای سابق، چون یکبار در مابین دو حکومت مخاصمات آغاز مینهاد طرفین محارب هرگونه قواعد حقوقیه و مدنیه را از حکم ساقط پنداشته بمقابل همدیگر خود بکمال شدت و وحشت حرکت میکردند . و در دار الحرب هیچ خصوصیت و حق را نمیشناختند. حالاً آنکه در تمام دوام مدت حرب بسی حقوق ومنافعی، و جود است که محاربین بر تجاوز کردن آن حق وصلاحیت ندارند . حربهای این زمانرا از حرب های زمانهای پیش چیزیکه تفریق میکند همینست که به این حقوق ومنافع رعایت میشود وتمایلات انسانیتپرورانه نشان داده میشود . مع هذا در سالهای اول این عصر بیستم میلادی این رعایت وتما یلات هنوز بدرجۀ مطلوب نرسیده است . قواعد مخصوصۀ که در مابین حکومتهای متمدن در باب حقوق محاربین قبول شده است از یکدیگر کم و بیش فرق دارد . مثلا از طرف ارکان حربیه عمو میۀ المانیا اثریکه در باب (حقوق محاربین در حرب بری) نشر شده است در اول
صحیفه ۱۲ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم صفحه آن این قواعد بنظر دقت بر میخورد : « مقصد از حرب تنها این نیست که قوت های محاربه دشمن را ، وقلعه های آنرا محو بکند ، نی بلکه بالجمله منابع مادی ومعنوی مملکت او را تخریب وافنا کرد نست . ملاحظات انسانیت پرورانه یعنی اشخاص واملاك واموال آن اشخا ص راغرضدار نشدن آنوقت داخل حساب میشود که به طبیعت و مقصد حرب ایراث ضرر نکند .» مارشال (مولتکه) در حق این بحث چنین میگوید : « حرب ، تنها عبارت از محو کردن قوای عسکریه دشمن نی بلکه قوه مالیه شمند و فرها ، و اسباب تعیش ، و همه منابع ثروت او را حتی حیثیت ، وشرف ، واعتبار حکومت دشمن را نیز بمحو وافنا کردن جواز میدهد .» اثری که ارکان حربیه عمومیه (برلین) نشر کرده است اساساً برسه قسم جدا شده است : قسم اول : معامله در حق تول غند دشمن ؛ قسم دوم : معامله در حق اهالی وممالك دشمن ؛ قسم سوم : معامله با حکومت های بیطرف . کسانیکه بالفعل در ذیل محاربین داخلست اینها ست : اولا : رئوسای حکومت وناظرها ، که اگر برتبه عسکری باشند یا نباشند ؛ ثانیاً : تول غند موظف ؛ ثالثاً : قطعات غیرمنتظم -- یعنی ایله جاری -- ؛ والحاصل این اثر مکمل درباب معامله هر يك ازین اقسام تفصیلات مکمله بیان میکند که همه مباحث آنرا درینجا ذکر و بیان کردن امکان گنجایش ندارد اما بعضی قواعداساسیه را که تول غندهای المان برعایت کردن احکام آن مجبور
صحیفه ۱۳ حقوق محاربین و بیطرفها جلد پنجم گرفته شده اند درینجا بدرج کردن آن اکتفا میورزیم : ۱ - اسلحه وتشبثات غیر مشروعه : در چشمه ها، وچاه ها ، وارزاق خوردنی، وغیره زهر آمیختن ؛ به سرایت وتوسع دادن مرضهای ساری مدد کردن ؛ بلاسبب اهالی را کشتن ؛ گله هائیکه موجب محنت ها ومشقتها شود استعمال کردن ؛ اسیران و مجروحان را کشتن ؛ محاربیتی که تسلیم شدن بخواهند آنهار اتلف کردن؛ در دارالحرب های اور وپا از قطعات غیر مدنی استفاده کردن ، اینست که همۀ اینگونه وسایط وحرکات در شمار اسلحۀ غیر مشروعه وتشبثات خائنانه داخلست . ۲ - محاصره ها وبو مبارد مانها : اولا ، قلعه وموضعهای مستحکم در زیر محاصره گرفته شده بران بوم باردمان اجرا میتواند شد . ثانیاً ، شهرهای غیر مستحکم، وده ها، وخانه های منفرد که از طرف دشمن اشغال شده باشد، و یا وقتیکه دشمن از ان استفاده بکند محاصره و بوم بار دمان میتواند شد. هاجمین بی آنکه بدشمنی که در چنین محلها التجا برده باشند خبر بدهند یکسر برانها هجوم برده و آنهارا در زیر آتش طوپ گرفته میتوانند. و وقتیکه بر يك شهر مستحکم بومباردمان میشود هاجمین بلا تفریق بر استحکامها وابنیۀ خصوصیه به آتش کردن صلاحیتدار هستند در چنین احوال هیچ جا مانند معابد دینیه مکتبها ، کتبخانه ها، موزه خانه ها، تیاترها وغیره هاجمین را از آتش کردن منع نمیتواند . مع هذا اگر از چنین اماکن مهمه و خصوصیه بداند كه يك ضررو زیانی به او نمیرسد آنجاها را در خارج دا یرۀ آتش خود داشتن هاجمین آزاد است . اهالی ئیکه در يك قلعه باشند خواه از خود آن قلعه باشند و خواه بیگانه در حق همۀ آنها یکسان معامله میشود .
محاربه روس و ژاپان جلد پنجم صحیفه 14 3- دسایس حربیه و مال گریزانیدن: اونیفورمه، یعنی لباس رسمی عسکر دشمن را پوشیدن، و دشمن را به آن صورت بازی دادن يك حال غير مشروع شمرده میشود . اما افراد عسكريه دشمنرا بخود مایل ساختن، و برای آنها نخواه و بخشش دادن ، و افعال خائنانه و فراری های شانرا قبول کردن جائز است . 4- در اردو ها مأمورین مطبوعات : در وقت حاضر بنابر وظیفه مهمه که عالم مطبوعات ایفا میکند، مأمورین مطبوعات را در دار الحربها قبول نکردن جائز نیست . مع هذا در اثنای محاربه مأمورین مطبوعات را بيك نظامنامه عسکری تابع باید داشت . و برای مخبرین حرب آنچنان مردماني را قبول باید کرد که شرف وحيثيت ، و ذكا و درایت ، وتربيه ونزاكت شان مسلم باشد . این مخابرین مطبوعات خواه دوست، و خواه بیگانه باشد، چون در قرار گاه عمومی قبول شوند برای رعایت کردن این پنج فقره ذيل بشرف و حیثیت شان سوگند داده میشود : اولا : در باب قوت، ووضعیّت ، وحركات قطعات عسکریه هیچ چیزی شایع نکنند ، و در باب نیتها ومقاصد سرقوماندان نیز حرف واحد نشر نما يند . اما در بعضی اوقات به اذن واجازه ارکان حربیّه تول غند، این ممنوعیت برای مخابرین مطبوعات رفع وزايل شدن جائز است . ثانیاً - چون بجوار يك قطعه عسکری برسند هماندم به نزد قوماندان آن قطعه عسکری رفته در باب اقامت خود در انجا اذن واجازه طلب میکند ، و اگر بنابر بعضی اسباب عسکری اذن اقامت به او در انجا داده نشود هماندم بالاتأ خیر بر میگردد .
صحيفه ١٥ آمدیم برحقوق ووظايف بيطرفها جلد پنجم ثالثاً : اوراق رسمية كه به آن اثبات هویت خود شانرا بتوانند در نزد خود داشته میباشند . و بمجردیکه اثبات هویتشان مطلوب شودهماندم آن اوراق را بمامورین معاینه نشان میدهند . رابعاً : دفتر مخابرات ، ومالزمة سفریه شان ، دایماً به قوماندانهای قطعه که دران هستند معلوم باید بود . خامساً : به اوامر و اشعاراتی که از طرف افسری که در مابین قرارگاه عمومی ومخابرين مطبوعات مأمور است حرف بحرف اطاعت و پیروی مینمایند . مخابرهای ملی و یا اجنبی که در باب احوال و حركات غول غند هرزه درایی کر ده نشر حوادث نمایند هماندم از قرارگاه اخراج میشوند . واگر بیشتر ازان جرات ورزند بحضور يك ديوان حرب جلب و محاکمه میشوند . اخبار نگارانی که هیچ مساعده رسميه استحصال نکرده باشند، وبقطعات عسكريه رفاقت کنند ، و از هرگونه معاينه عسكريه خارج مانده باشند، آنها را بيك شدت بيرحمانه از قطعات عسکریه میرانند ، و به آن گونه اشخاص به نظر اشخاص مهلكه ومضره ديده میشود . - آمديم بر حقوق ووظايف بيطرفها : - يك حكومت بيطرف بهیچگونه مالزمه حربیه بیکی از مخاصمین معاونت کرده نمیتواند . دیگر اینکه تا از دستش بیاید تبعه خود را از میل و محبت بيك طرف منع کردن نیز از وظیفه های حکومت بیطرفست . ( مالزمه حربيه ) يك تعبیریست که بسیار چیزها را در بر میگیرد . لهذا این مسئله در اول امر موجب بسی اختلافات بزرگی شده است. مثلاًپيسه الزم ترین عنصر مالزمة حربیه‌را تشکیل میدهد آيا تبعه ورعایای يك حكومت بي
صحیفه ١٦ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم طرف را از اعانه یکی از محار بین چسان منع کردن ممکن میشود ؟ يك بانكری که تابع يك دولت بیطرفی باشد هر گاه بيك دولت محارب پیسه قرض بدهد اورا ازین آرزوی او که منع کرده میتواند؟ چونکه اين يك حالیست که آنرانه حقوق دول اصلاح و تعدیل میتواند و نه از انسبب يك حکومت مسئول میشود. اما اگر اینمسئله قرض دادن تبعه آن دولت به تشویق وتحريك خودآن دولت بوقوع آید مسئول شدن آن لازمست . آمدیم بردیکر مواد ملزمه حربیه : اولا اسلحه حربیه مانند توپ، تفنگ شمشیر ، وجبه خانه وغیره ثانیاً : مواد ابتدائیه که برای ساختن ملزمه حربیه بکار است مانند(کوکرد ، شوره ، پوست وغیره غیره) ثالثاً : اسپها ، وقاطرها وما اشبه ذالك . رابعاً : ملبوسات، وتجهيزات ، مثلا هر جنس اونیفورمه ،موزه وپوط و آلات ، وادوات اردوگاه ، لوقوموتيفها يعنى انجنبهای ریل، اوتو موبيلها، وه لو سیپیدها ، اسباب تلگراف و تلفون وغیره از اسبابهای گریژنی حرب شمرده میشود . اما اين يك را نيز فراموش نکنیم که يك قسم مهم این مواد برای احتیله جات بیتیه وصلحيه انسان نیز لازمست . لهذا از نظریات آن انحراف ورزیده در تطبیقا ت آن از قرار ذیل بحرکت کردن مجبوریت دیده میشود . اولا، حدوعطای ارزاق، وحیوانات جانداره ومأكولات وغيره مخل بیطرفی شمرده نمیشود . ثانیاً ، از طرف تبعه يك حكومت بیطرف هر گاه بمقصد صرف تجارت يك مقدار جزوی كريژنی، الزمه حرب تدارک شود باز هم بیطرفی را خلل نمی
صحیفه ۱۷ حقوق و وظایف بیطرفها جلد پنجم رساند . اما اگر مقدار بسیاری از ملزمه حربیه تدارک شود در انوقت معلوم میشود که حکومت آن تبعه آن را حمایت میکند . ارکان حربیه (برلین) این را قبول میکند که قافله های زخمیها و بیمارها از مما لک يك حکومت بیطرف بگذرد . اما گذشتن قافله های اسیرانرا قبول نمیکند . اين يك امر اشکاریست كه يك حربی که در مابین دول معظمه بوقوع آید بمعاملات تجاریه آن دولت خیلی ضررها میرساند. چونکه هر گاه شاخ يك درخت را ببریم دیگر شاخی که در پهلوی آنست هیچ يك المی حس نمیکند ، و درخت به قرار سابق محافظه حیات خود را میکند چونکه رابطه و نسبت اجزای فردیه ئیکه در مابین نباتاتست خیلی محدود میباشد . اما اگر دست يك انسان را ببریم تنهانه اینکه اعضای دیگر آن يك عذاب الیمی حس بکند احتمال تلف شدن همه وجود هم موجود است . زیرا بسبب جمله عصبیه که حیوانات دارند در مابین اجزای فردیه شان يك ارتباط ومناسبت بسیار بزرگی موجود است . وچون بعضی از حجیرات بدنیه آن مختل شود در دیگران نیز تأثیر مضرت آن دیده میشود . لهذا بسبب ارتباطات و اتصالات مکمله سریعه ئیکه در وقت حاضر مابین دولتها و مملکتهای متمدنه موجود است ، وامنیت واعتبار ، ومناسبات ومعا ملاتی که در جمعیت انسانیه وسعت گرفته است مشابه حوادث و علایمیکه جمله عصبیه اظهار میکند بعضی احوالها بظهور میآورد . پیش از ین هر گاه در يك حکومتی اغتشاشات محاربه ظهور میکرد بدیگران هیچ ضرری نمیرسانید ؛ حالا نکه درینوقت چنین نیست . مثلاصد سال پیش ازین اكريك حادثه در ژاپونیا بوقوع میآمد بعد از هشت نه ماه در اور و پاشنیده میشد و آنهم بگوش بسیار کم مردمان میرسید، وكم مردمان از ان آگاه میشد. حالا نکه در امروزه روزيك حادثه که در ژاپونیا بوقوع آید دو سه ساعت بعد از
صحیفه ۱۸ محاربهٔ روس و ژاپان جلد پنجم شرق تا غرب خاص و عام هر کس آن را میشنوند، و همه عالم از آن با خبره میگردند. یک پاریسی، با وجودی که بازاپانها هیچ یک علاقه و مناسبتی نداشته باشند باز هم از سبب بعضی اخذ و عطای تجارت کم و بیش متضرر شدن شان بی اشتبا هست. هر آنقدر که وسایط نقلیه و اتصالیه، و اعتبار تجارت وسعت و تزاید گیرد در میان اقوام موجوده ارتباط و مناسبات نیز تزاید مینماید. این حقیقت بمجرد آغاز کردن (محاربهٔ روس و ژاپان) بتمامها ظاهر گردید. چونکه بمجردی که حوادث حرب شنیده شد در (بورسهٔ) لندن یک هیجان بزرگی بوقوع آمد. اسهام انگلیز بیک صورت بسیار مدهشی تنزل نموده در روزهای بسیار بدترین جنگ (ترانسوال) نیز اینچنین تنزل وقوع نیافته بود. در ظرف ٢۴ ساعت اهالی انگلیز بقدر یکچند صد ملیون غایب کردند. در (بورسهٔ پاریس) نیز همچنین حال هیجان بوقوع آمد. در ظرف یک روز در واردات فرانسه (٨٧٥) ملیون زیان بوقوع آمد. چونکه فرانسویان تقریباً (٨) ملیار فرانک اسهام روس را حامل بودند. بسبب شکست خوردن روسها این اسهام از قیمت اصلیهٔ شان یکبار تنزل نمود. و تنها اینمسئله در پاریس و لندن منحصر نماند، بلکه هر مملکت نسبت بحال و شان خود ازان تأثیر عمومی حصه دار گردید. پس دیده میشود که در ین عصر حاضر در هر گوشهٔ دنیا که یک بی انتظامی ظهور نماید نابدیگر طرفهای دنیا با وجودیکه هیچ مناسبت در مابین شان نباشد سرایتها و تأثیرهای عجیب و غریبی پیدا میکنند. در خصوص بیطرفی محاربات بحریه از محاربات بریه بیشتر اجرای تأثیر میکند. چونکه محل جریان حرکات بحریه در وقت صلح طریق مشترک تجارت
صحيفه ۱۹ حقوق و وظایف بیطرفها جلد پنجم همه حکومتهاست، و بمجردیکه اعلان حرب بشود تحریکه دارالحرب است برای دو حکومت محارب مخصوص میماند. یعنی تنها همان دو حکومتی که با همدیگر جنگ میکنند در منطقه بحریه دارالحرب حقوق مخصوصه خودشان را تطبیق و اجرا کرده، میتوانند مثلا سفاین تجاریه را معاینه و تفتیش میکنند؛ چراغهای دوار سواحل را خاموش میکنند؛ بندرگاهها و خلیجها را با طورپید و موانع سایره سد و بند مینمایند؛ وما اشبه ذالك. بناء علیه در هر محاربه بحریه؛ دولتهای بیطرف یکه علاقه دار هستند نظر بحقوق و منافع شان بهمه حال يك طور معینی برای خود میگیرند. در نیمحاربه روس و ژاپان همه دولتها بیطرفی خودشانر ابصورت رسمی اعلان کرده بودند و اکثر دولتها چگونگی استفاده کردن محاربین طرفین را از بندرگاهها و بندرگاههای خودشان که تاچه درجه، و چه حد باشد بهر دو طرف تبلیغ نمودند. از جمله حکومت انگلیز چنان قرار داده بود که سفاین حربیة طرفین در بندرگاهها یعنی لنگرگاههای حکومت مشارالیها زیاده از (۲٤) ساعت توقف نکند؛ و بجز همانقدر زغالی که آنها را تا بيك لنگرگاهی که نزديكترین لنگرگاهها باشد برساند بیشتر زغال نه بردارد. حکومت فرانسه، در اثنای اعلان حرب که دسته کشتیهای جنگی (ویره نیوس) روس، در (جیبوتی) بودند در باب زمان توقف، و نه برداشتن زغال و ارزاق هيچيك وقت و حدى معیین نکرده بود. و غیر از برداشتن اسلحه و جبه خانه برای دیگر هیچ چیزی بهیچگونه تقییداتی نه پرداخته بود. حکومت ژاپان، در اثنای اعلان حرب يك بیاننامه نشر کرده با انبیاننامه گریزهای حرب را تعیین نمود: ۱- اسلحه، جبه خانه، مواد ناریة مخربه، امتعة خام و آلات و ادواتی
صحیفه ۲۰ محاربة روس و جاپان جلد پنجم که برای ساختن آنها بکار آید، خیمه تو، اونیفورمه، وسایط و لوازمی که برای اکمال نواقص اردو و کشتی جنگی بکار آید، لوحه های زره کشتی، مالزمه ئیکه برای انشأآت و تجهیزات کشتی سازی بکار آید؛ والحاصل دیگر همه گونه وسایطی که برای مقصد حرب نافع باشد. همه اینگونه چیزها اگر از مملکت دشمن بگذرد و بسوی مواقعیکه عسکر در کشتی جنگی دشمن باشد برده شود گریزتی حرب شمرده شده ضبط و مصادره میشود. ۲- ارزاق، مشروبات، ومأکولات، اسباب و یراق اسپ و طوپ کشی عرابه، زغال، چوب، پیسه، گلچه های طلا و نقره، تلگراف، تلفون، مالزمة شمند و فر پلسازی، وغیره؛ همه اینگونه چیزها که برای عسکر دشمن، و یا بسوی مواقعیکه عسکر دشمن در انجاست برده شود گریزتی حرب شمرده شده ضبط و مصادره میشود. بیاننامه که در باب گریزتی حرب از طرف حکومت روس نشر شده بود نیز نزدیک به بیاننامه جاپان ها بود. تنها پیسه را داخل گریزتی حرب نکرده بودند. و بمقابل آن، نفت، واسپریت، و دیگر مواد احتراقیه، واسپ، و مکتوب و تلگرافنامه، و واپور های نیم کاره ئیکه در راه ساخته شود اگرچه در زیر بیرق دیگر دولت هم باشد در میان گریزتی حرب داخل کرده بودند. چیزیکه روسها را برای این تدابیر سوق کرده بود این بود که بخیال شان میرسید که جاپانها هنوز در بندرگاهای خود شان واپور های بزرگ ساخته نمیتوانند. و ازانسبب ضبط و مصادره همه کشتیهایی را که بطرف جزیره های جاپان بروند اعلان کرده بودند. دوام ورزیدن حرکت دسته کشتیهای جنگی دوم بحر محیط روس و یکسر بسوی شرق امیرال (روژه ست و نسکی) بعد از انکه بقدر دو نیم ماه در جوار (ماداغسقار)
صحیفه ۲۱ دوام ورزیدن کشتیهای روس یکربسوی شرق جلد پنجم اقامت نموده در (١٦) ماه مارچ قطعيآ بسوی اقصای شرق رهسپار عزیمت كرديد. امیرال مذکور بعد از کمی بخیال آن بود که با سفینه های کشاف ژاپان تماس حاصل نمايد. زيرا از چند وقت به اينطرف اينخبر شایع شده بود که بعضی کر و و ازور های ژاپان در جوار جزیره های (سوند) که در (بحر محيط هندی) واقعست كشت و گذار دارند . این خبر از يك فكر بسیار ساده و بسيطی نشأت کرده بود. زیر اامیرال (توغو) برای بازی دادن دشمن با بحرکات سفاین حربیه خود به نشر کردن این چنین حوادث ساخته کی آغاز نهاده بود. اما در حقیقت حال حکومت ژاپان بسوی جنوب محض از برای يك نمایش ساخته کی(قارا كی) ، و ( شيطوزه) نام (۲)کرووازور محفظه دار خودرا، با(یامانا مارو)، و (امریكا مارو)نام(۲) قطعه کرووا زورهءاون خود در زیر قوماندانی ويس امیرال (ده وا) فرستاده بود. این فرقه كوچك ژاپان در(١٢) هم مارچ در ساحل جنوب(قوشه نشین) و در (١٥) هم ماه مذکور در (سنگاپور) نمايش اجرا کرده در (۱۸) هم ماه واپس بسوی شمال عودت کرده بود . دسته کشتی های جنگی روس با وجود این استخبارات برکوتاه ترین راه ها از آب نای (سنگاپور) گذشته در (۸)م اپریل در جوار(آننام) مواصلت نمود : امیرال(روژه ست وه نسکی) در جوار سواحل(آننام)تایه رسیدن قدمة دوم کشتی جنگی خود که در زیر قوماندانی امیرال (نه بوقاتوف)درهمان تاریخ از (جیبوتی) حركت كرده بودلنگر انداز اقامت گردیده بود. بسبب استفاده کردن سفاین حربیه روس از سواحل مستملكات فرانسه در مابین كابينه های (توكيو) ، و (پاریس) اختلافات سياسية بسیار شدیدی برپا کردیده بودکه اگر (روژه نست و نسکی)يكقدری پیشتر ازین در سواحل( هند
صحيفه ۲۲ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم چينی) اقامت میکرد مسئله سیاسیه که در مابین (ژاپان) و (فرانس) باز شده بود از قلم صلح و صلاح بیرون بر آمده به نوك سر نیزه، و کله های طوپ محول میگردید. نهايت الامر، ملاقی شدن دسته کشتی های جنگی (نه بوغاتوف) و دسته کشتی جنگی (روژه ست وه نسکی) در (۸) ماه می بعد از انتظار بسیاری میسر گردید. درین اثنا این تول غند بحری روس ازین سفاین قرار ذیل مرکب شده بود: قیناز سواروف امپراطور الکساندر سوم بورودنیو کشتیهای زرهپوش اوره ل اوسلی یابیا سیصویی وه لبتی ناو ارین امپراطور نیکولا آدمیرال ناقیموف کروواژورهای زرهپوش دیمتری دونسقوی ولادیمیر. و نوماق آدمیرال اوشاقوف محافظهای ساحل آدمیرال سه نی یاوین جنرال آپراسقین اورورا اوله غ آلماز کرو واژورهای محفظه دار ژه مچوغ سوييه تلاما ایزومرود
صحیفه ۲۳ دوام ورزیدن کشتیهای روس یکسر بسوی شرق جلد پنجم قوبان اورال کرو وازورهای معاون ته ره ك ریون دنیه په ر بونیه یی براوی یی بله سیناچی یی بیستره یی مخربهای طور پیدو بودری یی به زوبره چنی یی بیه دودی یی غرو مقی یی | غروزنی یی هيمالا یاروسلاوك تامبوف دسته کشتی نقلیه های داوطلب دورونه ژ ولاديمير كيه ف قوره آ
محاربة روس وژاپان جلد پنجم صحیفه ٢٤ سفاين نقليه مالاقا مه رکوری یی قسه نيا ژوپیتر ستروغانوف کیتایی قورونیا غوروچاقوف هرمانلرشه اوره‌ل قوستردما کامی شقا انادیر مه‌ته اورا ناجه دا دانوپ روس سویر کشتیهای خسته خانه کشتیهای تعمیر کشتی آب بردار کشتیهای ارزاق ره‌مورکورها اینست تولغند بحرئی روس که بسوی شمال بحر پیمای عزیمت شده میرود. امیرال (روژه‌ست وه‌نسکی) پیش ازانکه به اراضی بحریهٔ دشمن داخل شود از یک قسم بزرگ قافلهٔ کشتیهای نقلیهٔ خود تخلیص گریبان نمود. «نشر حوادث پیش از محاربه» از دستهٔ کشتی ژاپان هیج یک خبر راست قطعی گرفته نمیشود. یا آنکه بسیار
صحیفه ٢٥ نشر حوادث پیش از محاربه جلد پنجم خبرها گرفته میشود. مثلا يکباريك حوادثی شایع شدکه کشتی های ژاپان در جوار جزیره (فورموز) با همهٔ سرعت خود بجولان بازی و محو تازی دیده شده است. بازیكروزی این خبر منتشر کردید که بقدر (٨٥) قطعه سفینهٔ حربیهٔ ژاپان در جوار (به سقا دور) جمع آمده است. نهایت الامر بكمال موثوقیت این خبر شایع شد كه يك كروو ازورژاپان كه اسم آن غیر معین است به (هونغ قونغ) آمده با شرکت تخلیصیه — یعنی يك كمپنی كه کشتیهای غرقشده را رهایی میدهد در باب رهایی دادن کشتیی زرهپوش (میقازا) که سوارئی امیرال (توغو) میباشد، و در آبنای (باشی) به بد صورت در ریگ بند مانده است مذاکره کرده است. حالآنکه در حقیقت امر امیرال (توغو) برای اکمال کردن تجمع عمومی همهٔ قوای بحریهٔ خود مشغول تدارکات و حاضری های خود است. و اینهمه حرکات و شایعات محض از برای آنست كه دشمن خود را به این قانع سازد كه دستهٔ کشتی ژاپان به ترتیبات يك مدافعهٔ متحركه مشغول میباشد. حال آنکه امیرال (توغو) لحظه بلحظه از همه حرکات و تشبثات دشمن خود معلومات صحیح و درستی میگیرد. و اكثر این معلومات را نیز از طرف نشریات هرزه درائی خود روسها بدست می آرد. پیش ازین نیز دیده بودیم كه روسها در خصوص حرکات عسکریی خودشان كه پنهان داشتن آن خیلی اهم و الزم بود پیش از وقت اشاعه میکردند. از جمله در (٢٣) وم جون پارسال چار روز پیش از حرکت خروجی كه امیرال (ویت هفت) میخواست از (پورارتور) اجرا بكند از طرف نظارت بحریهٔ روس به اخبارها اعلان شده بود كه خسارات دسته کشتی جنگی (پورارتور) برطرف شده، و ضایعات آن اکمال گردیده و درین روزها در زیر قوماندانی امیرال (ویت هفت) بسوی (ولادیوستوق) بحركت مهیا
صحيفه ٢٦ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم می باشد . نتیجه این نشر حوادث چه شد ؟ همین شد که قوماندانهای ژاپان بمجردیکه این را خبر شدند همه دسته کشتیهای جنگی خود را در پیشگاه (پورآرتور) جمع اورده بخروج دسته کشتیهای جنگی روس انتظار کشیدند. جنرال (غریپه‌نبرغ) و دیگر قوماندانهای نول غند، بحوریه ئی روس نیز هم چنین بعضی حوادث و معلومات عسکریه را پیش از وقت نشر کردند و نتیجه های وخیم انرا برای العین مشاهده نمودند. این گونه بیباکی و بی دقتی مطبوعات روس در باب نشر حوادثی که پنهان داشتن آن ضروری دیده میشد الحق که شایان حیرت است . یکچند وقت محرر های روس این خطاهای خودشانرا دانسته فقره هائیکه برای دشمن فایده رساند ننوشتند. اما این تقیدات احتیاطکارانه شان بسیار دوام نورزید. مطبوعات، و مأمورین روس باز در وقتی که جان مسئله حرب میبود از اول بدتر به نشر حوادث و معلومات پرداختند. مثلا درین اوقات باز (روس) نام اخبار روس در نسخه (١٤٢) وم خود از يك ملاقاتی که باز ناظر بحریه کرده بود بحث رانده نشر نمود که : (سرقوماندان) دسته کشتی جنگی روس امیرال (روژه ست ونسکی) بیمار است، و پیش از آنکه از (لیباو) حرکت کند مریض کرده دردئی او خیلی شدت کرده بود، و در اثنای این چنین يك سفر دور و درازی که او در پیش گرفته البته خیلی خسته و مانده خواهد که این حال يك نتیجه وخیمی حاصل خواهد کرد.» بعد از يك كمی باز همین اخبار از بیماری امیرال (فولکرسام) که بعد از (روژه وه نسکی) جانشین اوست بیانات نشر نمود این امیرال (فولکرسام) دسته کشتی جنگی زره پوش دوم روس را قومانده میکرد. پس این حوادث برای ژاپانها تا چه
صحیفه ۲۷ نشر حوادث پیش از محاربه جلد پنجم درجه فایده مند شدن ان امرا شکار يست. حال انکه اخبار روس تنها به اینهم اکتفا نور زیده اینرا هم علاوه مقال نمود که : «بسببی که دسته کشتی های جنگی روس در آب های (ماداغسقار) یعنی در منطقه حاره بسیار مدت اقامت کرده اند تنها امیرال (فه‌لکر سام) نی بلکه همه امرای عسکر به احوال شان مختل شده است .» ازین بیانات اخبار روس معلوم میشود که احوال صحیه دسته کشتیهای جنگی روس که برای زدو خرد امیرال (توغو) میرو د سراسر مختل است. اخبا ر رو سی هنوز بهتر ازین حوادث نیز نشر کردن گرفت : مثلا نوشت که اصل مقصدرسر قوماندان روس و وظیفه یگانه او همینست که دسته کشتی های جنگی را به (ولاد یووستوق) ببرد؛ و بعد از انکه به آن بندر گاه مواصلت کند(روژه‌نست وه‌نسکی) وظیفه ماموریت خود را گویا تمام کرد . لهذا واپس بر خدمت خود که ریاست ارکان حریبه بحریه است عودت میکند . (روژه ست وه‌نسکی) در ینوقت تنها روح دسته کشتیهای جنگی ، بلکه روح امیدهای تمام ملت روس است . پس در چنین دوره بحران آمیز محاربه مطبوعات روس در بات احوالات مهمه او اینگونه نشر حوادث کردن حقیقتاً شا یان حیرت است . هرگاه مأمورین عسکریه ، ومحررین ملکیه روس در باب دانستن اینکه این گونه نشر حوادث برای خود شان چقدر مضر و برای دشمن شان چقدر نا فعست در فن حرب بحری لاعلی التعیین يك اثر و تألیف ارباب این فن را مطالعه میکردند برای شان خیلی بهتر میشد. بعداز سواحل هند چینی ، ( روژه‌ست وه‌نسکی ) مجبور بود که حرکات خودرا برای خدمتی که ازو منتظر است تنظیم نماید سو ازینجا مومی الیه به ایندو
صحیفه ۲۸ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم صورت حرکت کرده میتوانست : یکی آنکه يك قسمی از دسته کشتی های جنگی خود را فدا کرده ، و هر چه باداباد گفته بر استقامت (ولادیوستوق) برای خود يك راهی کشادن ، و بعد از آنکه یکبار به این امر الحرکات بیاید در انجا به اجرا کردن بعضی حرکات بحریه نو نوی آغاز کردن . دیگر اینکه پیش از آنکه به بندرگاه (ولادیوستوق ) برسد بر دشمن پیش رفته . و با آن يك محاربه قطعیه اجرا کردن . در صورت اول ، بی آنکه با دشمن برابر بیاید اگرچه بفدا کارنی بسیار بزرگی هم باشد عبارت از يك تجربه در باب رفتن (ولادیوستوق) شمرده میشد. تشبث دوم بريك تفوق قوت موقوف بود . بهر دو صورت مسئله زغال درینباب يك عنصر مهمی تشکیل مینمود که از وقایع جریان یافته بخوبی معلوم میشود که ادیرال (روژه ست وه نسکی) بدرجه کفایت زغالرا مالك بود . ما حالا ازین صرف نظر کرده بسوی پلان ونقشه (توغو) به بینیم : هیچ شبهه نیست که امیرال ژاپانی برین يك قرار داده است که به استقبال دسته کشتی های جنگی روس نرود ، و او را در امیکه میگذرد انتظار بکشد . برای رفتن (ولادیوستوق ) از بهر گذشتن دسته کشتی های جنگی روس سه گذرگاه موجود بود : یکی آبنای ( چوشیما ) ؛ یکی آبنای (چوغارو) ؛ یکی آبنای ( په روز) این دو آبنای آخرین برای دسته کشتی های جنگی روس کار آمدنی نبود، زیرا دسته کشتیهای جنگی برای رسیدن تابه آنجا بصرف کردن مقدار بسیاری
صحيفه ۲۹ نشر حوادث پیش از محاربه جلد پنجم از زغال خود مجبور میکردید. دیگر اینکه این دو آبنا برای ژاپانها نیز چندان خوب نبوده چونکه ژاپانها را از بندر گاهای خودشان خیلی دور میانداخت. لہذا یگانه تدبیر امیرال (توغو) همین بود که در نزدیکی بندرگاهای عسکری خود بادشمن محاربه کند. وازینسبب آبنای (چوشیما) برای امیرال ژاپانی يك دار المصادمه بسیار مکملی تشکیل مینمود. امیرال (توغو) در طرفهای آبنای (چو غارو)، و (په روز) دو کشتی که با آلات تلکراف بی سیم مجهز بود فرستاده بود که اگر خط حرکت دسته کشتیهای جنگی روس را به آنطرف ها ببینند هماندم سریعاً به او خبر بدهد. و در انوقت بسرعت تمام با همه قوت خود به آن آبناها رسیده بتواند . جزیره (چوشیما) آبنایی را که بهمین نام موسوم است بر دو قسم غیر مساوی تقسیم کرده است. قسم شرقی آنراه خیلی واسعتر است (آبنای قوره)، وقسم غربی آن راه تنگتر است (آبنای بروقنون) میگویند . وقتیکه به (آبنای قوره) داخل شود ، در مدخل این آبنا و بر ساحل جزیره (مینیپون) به یکی از بندر گاهها یعنی لنگر گاههای مهم ژاپونیا تصادف میشود که آنهم عبارت از بندر گاه (ساسه بو) میباشد، و بیکقدری بجهت جنوبی آن ، بندر (ناغازاکی) واقعست. که این هر دو بندر گاه بسی حوضهای کشتی سازی و آلات وادوات تعمیرات کشتیها را مالك میباشند. در يك کنار دیگر این آبنا يك بندر گاه عسکری بزرگ دیگری موجود است که آن را (بندر گاه کوره) میگویند. در مخرج این آبنا (مه جورو) نام يك بندر گاه عسکری دیگری نیز موجود است. آبنای (بروقنون) اگر چه بندر گاههای عسکری ندارد لکن در وقت حرب بندر گاههای (فوزان) و (موزامپو) را يك بك اس الحركات برای خود میتوانند گرفت . ژاپانها این بندر گاهها را برای همین مقصد بدقت تمام ترتیب و تنظیم کر
صحيفه ٣٠ محاربة روس وژاپان جلد پنجم ده اند. وچون هنوز برای ساختن حوضهای بزرگ کشتی سازی در نجاها وقت و فرصت نیافته اند، ولی باز هم برای آنقدر تعمیراتی که کشتیهای بزرگ خود را تا بدیگر بندرگاههای بزرگ رسانیده نتواند ، وکشتیهای كوچك درا ننجا بخوبی تعمیر بشوند حوضهای كوچك بوجود آورده اند. اینست که امیرال (توغو) بنابرین فوائد و محسنات همین آبنارا برای دسته کشتی جنگی خود كمینگاه اتخاذ کرده، وكذرگاه دسته کشتیهای جنگی روس را نیز به آهو گردانیهای که میدانست بر همین راه برابر کرده است. مع هذا بسیار مردمان این فن، این بی حرکتی، وعدم تشبث طور پیدو های ژاپان را بنظر حيرت وتعجب میدیدند، ومیگفتند که: اگر این طور پیدو های خود را امیرال (توغو) در فراخنائی های جزیره های (فورموز) و ( په سقا دور) بحركات بحری سوق میکردندر فتار و حرکات دسته کشتی جنگی روس را خیلی سکته دار میتوانستند. وبعضها این سکوت معندانه ، و یا این قرار عالمانه امیرال ژاپانی را چنین تفسیر کرده میگفتند که: سر قوماندان دسته کشتیهای جنگی ژاپان برای آنکه تا وقت حمله قطعی نرسد دشمن خود را بر موجودیت خود آگاهی نمی بخشد ، و قوای حربیۀ خود را مائده نمیکند لہذا از جزو نامهای خودهیچ یکی را به استقبال دشمن نفرستاده است. فی الواقع که پلان امیرل ( توغو) همین بود که محاربه را در دیگر جائی بلکه دريك محل معینی که تصور کرده است اجرا نماید . مشاراليه برین پلان خود موفق آمده ، وازان فوائد عظیمی بدست آورده که بعد ازین به تفصیل از ان بیان می شود . اما قبل از انکه به تفصیلات این محاربه خون ریزانۀ ( چوشیما ) آغاز کنیم یكقدری از احوال خصوصیه محاربات بحريه ، وفرق آن با محاربات بریه اگر بحث رانده شود از فايده خالی نخواهد بود .
صحيفه ۳۱ فرق در میان محاربات بریه و بحريه جلد پنجم فرق در میان محاربات بريه وبحریه اول یکبار این را باید دانست که تصادف دو دشمن در بحر، و پیدا کردن همدیگر خود را خیلی مشكل يك کيفیتیست . در خشکه انسان همیشه میداند که دشمن خود را در کجا خواهد یافت ! حالا نکه در بحر کار اینچنین نیست . اگرچه بوقوع آمدن محاربه که در فلان محل و فلان موقع خواهد بود کشف و استدلال میشود اما معنای حقیقی ان دایما در پرده مجهولیت میماند . مثلا روسها به اين يك ميدانستند كژ با پنهامحاربه را در نزدیکی بندرگاههای خودشان اجرا خواهند کرد . زیرا فایده شان در همینست. ولی به این نمیدانستند که محاربه آیا محاربه در (٢٥) ميل يا (٥٠) ميل در شمال ؟ و يا بهمین قدر مسافه در جهت جنوب این بندرگاهها بوقوع خواهد امد ؟ اهمیت این هر دو حال در نز در وسها یکی بود. اما چیزیکه آنها از ان میترسید ند کیفیت اجرا شدن محاربه در يك ابناى تنگى بود. زیرا در بحرهای باز و آزاد موضعهای فایده مند، و بیفایده موجود نیست . بلکه معنای صحیح ( موضع ) هم موجود نیست . چونکه دسته کشتی های جنگی که در مقابل همدیگر هستند از حرکت کردن ، و مانوره نمودن يك آن خالی نیستند. و این مانوره ها نسبت به حرکات و مانوره های خشکه بسرعت وسهولت در يك مقياس بزرگی اجرا میشود. مثلا اردوهای بری در حالیکه در روزی از ( ١٠ تا به ٣٠ ) فرسخ مسا فه قطع میتوانند ، دسته کشتی های جنگی بحری در روزی از ( ٣٠٠ تا به ٥٠٠) فرسخ قطع میکنند . و هم در راهیکه میان بحر می پیمایند هیچ اثر قدم خود را هم نمیگذارند که دشمن بحرکت آن پی برده بتو اند برای این کیفیت تاریخ حرب عالمثال های بسیاری نشان میدهد که يك دسته کشتی جنگی در پی دیگر دسته کشتی جنگی افتاده ولی همدیگر خود را نیافته اند .
صحیفه ۳۲ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم مشهورترین مثالها دسته کشتیهای جنگی فرانس است که تول غند (ناپولیون بوناپارت) را یکعصر پیش ازین نقل میداد، و در حالیکه بحر سفید را از یکسر تا بدیگر سر به پیمود دشمن به آن تصادف نتوانست نمود. امیرال (نلسون) انگلیزی از بسیار وقتها در فراخناهای لنگرگاه (طولون) خروج دسته کشتیهای جنگی فرانسه را انتظار میکشید. اما این دسته کشتیهای جنگی یک روزیکه طوفان بسیار شدیدی ظهور نموده بود و امیرال انگلیزی از بندرگاه بمجبوریت دور شده بود فرصت خروج را یافته بود. بعد از چند روز (نلسون) خبر گرفت که یکقطعه عسکری فرانس در جزیره (مالطه) بیرون برآمده است، و آنوقت خبر شد که (بوناپارت) ببحر سفید برآمده است. بنابرین مومی الیه هماندم در عقب آن براه افتاده دسته کشتیهای جنگی فرانسه را جستجو کردن گرفت و در (۲۸) جولای به (اسکندریه) رسید. زیرا میدانست که فکر استیلاجویانه (ناپولیون) عبارت از گرفتن قطعه (مصر) است. ولی چون در انطرفها هیچ علامه از دسته کشتیهای جنگی فرانس نیافت دو چار تردد شده باز برای جستجوی آن به دریا برآمد. حال آنکه یک روز بعد از حرکت (نلسون) دسته کشتیهای جنگی (ناپولیون) به (اسکندریه) رسیده بی پروا عسکر خود را بخشکه برآورد. آیا این کار چه سان پیش آمد؟ به اینصورت پیش آمد که دسته کشتی جنگی فرانسه بسبب که سیار سفاین نقلیه همراه داشت آهسته آهسته براه میرفت، و (نلسون) چون ازار بسرعت تمام قطع مسافه مینمود. حتی وقتیکه به اسکندریه می آمد از پهلوی دسته کشتیهای جنگی فرانس گذشته بود اما بسبب دمه شدیدی که به تصادف ظهور نموده بود همدیگر خودشان را ندیدند. مع هذا در نجاتها کیفیت دمه مانع ندیدن دو دسته کشتیهای جنگی بهمدیگر
صحيفه ۳۳ فرق در ميان محاربات بريه و بحريه جلد پنجم شان نميشود. بلكه تاريكى شب نيز راههاى مختلف براى دو دسته كشتى هاى جنگى پيدا ميكند كه همديگر خود شان را ديده نتوانند. ديگر اينكه در خشكه بسيار وقتها ميشود كه دوازده ماهها به ترصد هم ديگر مشغول مانده يك محاربه عموميه در مابين شان بوقوع نمى آيد. حال آنكه در بحر بمجرديكه مخاصمين با همديگر برابر آمدند هما نوقت با همديگر بمحاربه آغاز ميكنند. در محاربه بحريه يك خصوصيت ديگرى هم هست كه خيلى شايان دقتست و آن اينست كه در محاربات بحريه سراءيرال واركان حربيه او دايما به تهلكه مردن و يا مجروح شدن معروض ميباشند. حالآنكه در خشكه سراسر كار دگر گونه است. چونکه در خشکه سر قو ماندان هيچگاه بالذات به آتش دشمن معروض نميشود. و اگر در داخل دايره آتش دشمن درايد براى سرقوماندان يك قباحت بزرگى شمرده ميشود. در (تاريخ محاربات اقوام) به بسيار قوماندانهاى تصادف ميشود كه تا به قطعات خط پيش داخل شده بر ايگان خودرا بقتل رسانيده اند. حالانكه اينحركت آن سرقوماندان ها يك فضيلت نى بلكه يك خطا و نقصان عظيمى براى شان بار اورده است. درين محاربه اقصاى شرق جنرال فونت (كه للر) نام روسى تا به يك نقطه تهلكه نا كى پيشرفته خود را برايكان تلف ساخت که اینهم يك مثال نوی برای اینگو نه قو ماند انهای بیمغز تشکیل میدهد. اتشه ميليتر المانی که حرکات نول غندروس را در (مانچوری) تعقيب ميكرد جنرال (قور و پاتکین) را بسببی که قرارگاه عمومئی خود را نزديك جبهه بيك وضعیتی وضع کرده بود شایان اعتراض و توبیخ دانسته بود. وبالعكس طرز حر
صحیفه ٣٤ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم کنت ماره شال (اویاما) را که قرار گاه عمومی خود را در بسیار عقب جبههٔ محاربه وضع کرده بود ، و از روی راپور هائیکه از قوماندانها میامد مانند انکه شطرنج ببازد بر روی خریطه مانورهای محاربه را بواسطهٔ تلگراف وتلفون اجرا واداره مینمود تحسین و افرین کرده است. در حقیقت حال نیز همچنین است که يك سر افسر کل صورت حرکت و معاملهٔ او در میدان محاربه همین طور باید بود. دیگر انکه در میدانهای محاربهٔ بریه جنرالها وقوماندانها نادراً ویا تصادفاً مقتول ویا مجروح میشوند. وسرقوماندان هرگاه قضاء در محاربه کشته شود هماندم جانشین او موجود است، چونکه درمعیت او يك هیئت ارکان حربیه بزرگی موجود است. حال انکه در بحر حال و وضعیت سراسر دگرگونه است. زیرا سر امیرال با همهٔ هیئت ارکان حربیهٔ خود در يك کشتی بسوار شدن مجبور است که ضایع شدن این کشتی موجب ضیاع سر امیرال وهمهٔ ارکان حربیهٔ او میشود. چنانچه در (پورارتور) در سرکشتنی (پتروپاولو فسق) امد. سر امیرال در بحر دایما در زیر تهلکهٔ تاثیر آتش دشمن معروضست حتی از همه طایفه های کشتی خود بیشتر درزیر تهلکه میباشد. زیرا طایفه ها را اکثر شان در دایرهٔ ماشین وجاهای مستوره میباشند. حالانکه امیرال برای قوماندهٔ دستهٔ کشتی جنگی دایما بر سرپل کشتی باید ایستاده باشد، بنابرین هرگاه در محاربات بحریه تلف شدن بسیاری از امیرالها دیده شود دوچار حیرت نباید شد. مثلا درین حرب بعد از کشته شدن امیرال (ماقاروف) امیرال (ویت هفت) کشته شد که هیچ شایان تعجب نیست. در محاربات بحریه وقوعات دایما همچنین امده ورفته است. صورت تلف شدن امیرال های مشهور دنیا مانند (رویتر)، و (نلسون)
صحیفه ۳۵ فرق در میان محاربات بریه و بحریه جلد پنجم نیز بهمینصورت بوقوع امده است. افسران ارکان حربیه بحریه نیز بادر ( بلوقهاوز ) و یا بر سر پل قوماندانی کشتی ها با امیرال یکجا میباشند که در تهلکه دایمی معروض هستند. چنانچه در (۳) وم ماه جولایی يك گله بزرگی که از طرف دشمن بر کشتیی ( سه‌زارویچ ) کفید چنانچه امیرال ( ویت هفت ) مقتول شدهمه افسران ارکان حربیه را نیز مجروح نمود . دیگر اینکه چون امیرال کشته شود، قوماندانی را بدیگر قونتر امیرالهایکه در دیگر کشتی باشد حواله و تودیع کردن نیز خیلی مشکل يك كيفیتیست. زیرا این کیفیت تنها بيك اشارتی اجرا میشود که علی الاکثر این اشارت هم با گله های طوب دشمن خراب شده میباشد. در روز (۱۰) هم اگست در وقتیکه برنس ( وخته وسکی ) قوماندانی دستۀ کشتی های جنگی روس را در عهده میگرفت عین همین حال بوقوع امده بود . در تاریخ اسفار بحریه در بخصوص بسی مثلها ذکر کرده میتوانیم . دیگر اینکه سر امیرال هر چیزی را بالذات باید به بیند ، و بداند ؛ و نظر به اوضاع مختلفۀ محاربه كه بيك سرعت بزرگی تبدل و انقلاب میورزد لحظه بلحظه بدادن او امر متنوعه مجبور است . و بعضی وقتها میشود که با اشارتهای مخـصو صه‌ کیفیت دادن او امر ممکن نمیشود . پس در چنان اوقات امیرال میباید که بوا سطۀ حرکات کشتی خود امر های خود را بکشتیهای معیت خو بفهماند . لهذا کشتی سوارنی امیرال همیشه در پیش روی همه دستۀ کشتی های جنگی باید رفتار نماید. و ازینسبب باید سرامیرال بیرق خود را بر بهترین و قوتمندترین کشتیهای خود برافرازد . وازینست که امیرال(توغو) بیرق خود را بر کشتیی (میقازا) که بهترین کشتیهای دستۀ کشتیهای جنگی ژاپان؛ و امیرال (روژه ست
صحيفه ٣٦ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم وه نسکی) درینمحاربه بیرق خودرا برکشتی (قینازسواروف) که بهترین کشتی دستهٔ کشتیهای جنگی روس بود برافراشته بودند . والحاصل در محاربهٔ بحریه ، سفینه اميرال دايما در زیر تهلکهٔ عظیمی معرو ض است. وقسم اعظم گله هایران جمع و توحید میشود. تابحال درینمحاربه ها ژاپانیها بمحو کردن سفینه های امیرال روس موفق وکامیاب آمده اند. به بینیم که بعد ازین چه میشود . آیانوبت فلاکت درینبار بر سفینهٔ ( میقازا ) یا برکشتی (قیناز سواروف) توجیه خواهد کرد ؟ خبرهای آخرینی که از اقصای شرق آمده چنان معلوم میشودکه (روژه ست وه نسکی) بدرا زئی ساحل شرقی جزیرهٔ (جوشیما) به آبنای (قوره داخل) شده است این خبر چنان معلوم میشودکه راست باشد. زیرا بندرگاه (ناکه ریکی) بسی که به آبنای (بروقنون) متوجه است اگر دستهٔ کشتیهای جنگی روس ازا نجا بگذردازدوجهت باطو پپلهای تحت البحر ، وطورپیدوها تهدید میشود. امادر آبنای (قوره) از یکطرف به این تهلکه درزیر تهدیدمیماند.
صحیفه ۳۷ محاربهٔ میدان بحری در چوشیما جلد پنجم (محاربهٔ میدان بحری در چوشیما) تلگرافهایی که از هر طرف می آید؛ از آغاز یافتن محاربهٔ عظیمهٔ که از بسیار زمانها همه عالم به انتظار آن بودند خبر میدهد! این محاربه در آبنای (قوره) بوقوع آمده است. امیرال (توغو) پلان و نقشهٔ که در باب تاجهای مظفریت دستهٔ کشتی‌های جنگی خود، و فلاکت و ادبار دستهٔ کشتیهای جنگی روس از بسیار وقتها کشیده، و از ماهها ماه‌ها بکمال صبر و متانت به پنهان داشتن آن کامیاب آمده، و عالم را به این اعمال خود حیران ساخته؛ اینست که در ینوقت بکمال حشمت و جلال بمیدان میبراید. دستهٔ کشتیهای جنگی روس بر دو قول بسرعت ساعت (۱۰) میل راه پیمایی داشتند. قول راست که در زیر ادارهٔ خود امیرال (روژه ست وه نسکی) بود مرکب از (۷) قطعه زرهپوش، و (۱) قطعه کرووازور زرهپوش بود. زرهپوشها عبارت ازین کشتیها بود: (قیناز سواروف)- سواری خود امیرال. (الکساندر دوم)؛ (بورو دینو)؛ (اووه ل)؛ (اوسلی یا بیا)؛ (حصوینی) (ناوارین). قوماندان دسته‌های کشتی کرووازور زرهپوش (امیرال ناقیموف) بود. قول دوم عبارت ازین کشتیها بود: زرهپوش (نخستین نیکولا) سواری امیرال (نه بوغانوف) در پیش روی قول مذکور میرفت. در عقب آن (جنرال آپراقین)، و (آدمیرال سه نیاوین)، و (آدمیرال اوشاقوف) نام سه قطعه کشتی محافظ ساحل؛ و (اوله غ)، و (اوروزا) نام دو قطعه کرو
صحيفه ۳۸ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم و ازورهای محفظه دار ؛ و (دیمتری دونسقوی) ، و (ولاديمير مونو موماق) نام دو قطعه کرووازورهای زرهپوش میآمدند . در مابین این دوقول و يكقدرى عقب تر :(انادیر)، و(ايريتش)، و(قامچي تقا) ، و( قوزه ) ، و(روس ) ، و(سوير ) نام كرو و ازور معاون حركت ميكردند . و( اورال) نام کر و وازور بزرك نهايت قول را تشکیل میداد . کروو ازور(-وييه تلانا) ، و(ژه مچو غ) ، و(آلماز)، و(ایزومرود) نام سفينه هارای خدمت كشف در بغلهای قولها رفتار داشتند . (مخرب طور پيدوها) نيز در جوار زرهپوشها میبودند. در شب (۲۷)م ماه ؛ تلگراف های بی سیم به دسته کشتی های جنگی روس نزدیك بودن سفاین حربیۀ ژاپان را خبرداد ! هنگامیکه شفق سرزد هوا خیلی غبار آلود، و دمه داربود ، دیدن يکچند ميل به آنطرف ممکن نمیشد ! باد از سمت جنوب غربی بشدت وقوت تمام همیو زيد . بحر خيلی مواج بود. زرهپوشها بسيار می جنبید . این طپش ولرزش، از طپیدن و لرزیدن دلهای افراد دو ملت مسلحه درین آن خبر میداد! اصل نقطه جاندار این محاربه روس و ژاپان در همين جاست . دو دشمنی که از ماهها بملاقات خونریزی همديگر خود منتظر، و تاحال بهيچ صورت خودرا ملاقی نمیشدند اینست که درینوقت : « چه خوش باشد که بعد از انتظاری . به اميدرسد امیدواری ! » گفته با مدهشترین اسلحه که قوه اختراع بنی نوع بشر برای محووهلاك همديگر خود در ينعصر حاضر بروی کارآورده در میدان مبارزه برای خون ریزی مهيا شده اند. درين بحر مواج از خون هائيكه بريزد موجهاى سرخ آتشينى محصول میآيد ! امیدهای ظفر که از بسیار وقتها در دلهای متردد ومتهيج دوقوم بسيار بزرك بطغيان
صحيفه ٣٩ محاربه میدان بحری در چوشيما جلد پنجم آمده باجدید ترین سلاحها و مدهشترین آتشهای مدنیت حاضره امروز آخربه یکی از این دو نتیجه منجر میشود : مظفریت ؛ مغلوبیت ! . . . ساعت (٧) بود که در استقامت طرف راست روس ( ایزومی) نام سفینه کشاف ژاپانی پدیدار شد . این کشتی بعد از انکه یکچندی دسته کشتی های جنگی روس را بخوبی از نظر دقت گذرانید یکی یکبار درمیان دمه ها در افق از نظر نهان گردید . بساعت (١٠) وقتیکه دسته کشتیهای جنگی روس به برابر ئي ( ايكيشيما) رسید ؛ در پیش روی چپ آن يك لوي غند کروزر های دشمن ظهور نمود ؛ و در طرف راست نیز یکچند سفینه محافظ ساحل نمایان شد . این لوی غند های ژاپان را روسها باطوپ استقبال کرده ، و با آن تماس خود را دایما محافظه کرده یکسر براستقامت شمال شرقی بحرکت خود دوام ورزیدند . امیرال ( روژه ست وه نسکی ) در اثنائیکه بقسم شر قئی آبنای (قوره) داخل میشد زرهپوش (اوسلی بابیا) و دو زرهپوش دیگر را که در عقب آن بود بطرف سر قول چپ خود گذرانید . به اینسبب تول غند بحرئی او بر دو قول بسیار غیر مساوی ترتیب یافت . قول راست تنها از چهار زرهپوش مركب بودكه يك فرقه متجانسه تشکیل میداد ؛ قول چپ از (١١) قطعه سفاین حربيه مختلفه ترکیب یافته يك قول بسیار درازی تشکیل شده بود . اینست که دسته کشتی های جنگی روس با این نظامیکه دانسته نمیشود که چسان نظامیست بمحاربه پیش میرود . درین اثناء مه برطرف شد ، دسته کشتی های جنگی ژاپان را که بسرعت از طرف شمال پیش میآمد بمیدان برآورد . امیرال ( توغو ) برای آنکه حرکات دشمن خودرا روز بروز خبر بگیرد
صحیفه ٤٠ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم در مابین ساحلهای (قوره) و (ژاپونیا) برای رصد و دیده بانی از سفاین کرووا زورهای معاون خود دو خط وضع و تشکیل داده بود . در روز (٢٧) ماه می بوقت ساعت (٥) صبح ( شیمانو مارو ) نام کرووا زور معاون ، از اقسام خط خارجی ؛ پدیدار شدن دسته کشتی های جنگی روس را اشارت داده و هم فهمانید که دسته کشتی های جنگی دشمن چنان معلوم میشود که از قسم شرقی آبنای ( قوره) بر استقامت شرقی شمالی بگذرد . ساعت (٧) سفینه ( ایجومی ) که در جناح چپ خط دوم ترصد بود ؛ این خبر (شیمانومارو) را تصدیق و تاکید نمود . دسته کشتی های جنگی روس درین اثنا (٢٥) میل در شمال غربی (ایکیشیما) رسیده بود. لوی غندهای کرووازور معاون ژاپان برای کشف و تحقیق کردن آن در حال به استقبال شان دویدند. اميرال (توغو) با زرهپوشها و کرووازور های زرهپوش خود از اس الحرکات خویش که از بسیار زمانها در ان پنهان نشسته بود بیرون برآمد ، و از شمال (چوشیما) گذشت، و همه قوای حربیه خود را بخود جذب و جلب نموده در شمال جزیره (قو چو) کمین گرفت . بحر خیلی مواج بود ، طورپیدوها ، و مخربها بسیار زحمت میکشیدند امیرال (توغو) دانست که این هوا برای استعمال این سفینه های كوچك غير مساعد است. لهذا بر انها امر کرد که بخليج (میورا) التجا ببرند ولی این امر بهمه طور پیدوها واصل نشد. از امر وبقدر دو لوی غند طور پیدو با کرووازور هائیکه به آن مربوط بودند رفاقت کردند . از ساعت يك (٤٥) دقیقه گذشته بود که امیرال ژا پان به دسته کشتی های جنگی خود این اشارت را دادکه : (سلامت، و یافلاکت امپراطوری نی ژاپان به نتیجه این محاربه تابعست. لهذا هرکس از هر وقت زیاده شدت ولیاقت خود را درین وقت بمیدان باید بر ارد! ) بعد ازین اشارت ؛ دسته
صحیفه ٤١ محاربه میدان بحری درچوشما جلد پنجم کشتی‌های جنگی جسیم ژاپان مانند کوه‌های سیاری که بتاثیر زلزله بحرکت آید به یکباره گی جنبش نمود. دسته کشتی‌های جنگی (١)م، و(٣)م که در عقب همدیگر بريك خط مرتب براستقامت جنوب شرقی ره پیمایی آغاز نهاد. دسته کشتی‌های جنگی نخستین در زیر قوماندۀ خودامیرال (توغو) ازین کشتیها مرکب بود: (میکازا؛ شیکی شیما؛ فوجی؛ اساهی) زرهپوش. (قازوغا؛ نیشین) کروواژورهای زرهپوش. دسته کشتیهای جنگی سوم در زیر قوماندۀ امیرال (قامی‌مورا) ازین کرواژورهای زرهپوش مرکب بود: (ایجومو؛ ایواتا؛ یاقومو؛ اچوما؛ ازاما؛ توکیوا) سفینه امیرال میمنی (میکازا) سفاینی را که در عقب خود داشت در پی خود کشیده بصورتیکه پیش روی هر دو قول دسته کشتی‌های جنگی دشمن را بگیرد بسوی شرق تبدیل استقامت نمود این دو دسته کشتی‌های جنگی ژاپان بانصورت قولهای روس را در زیر آتش شدید طوپ گرفته، و راه را بران سدکرده دسته کشتی‌های جنگی روس را سراسیمه ومتحیرساخت. مانوره (توغو) خیلی درخشان بود! کشتی‌های زرهپوش (اوسلی یابیا) و(قیناسواروف) را بدرجۀ مرگ زده و زخمی نمود که دوباره خود را جمع نتوانستند. تفصیل آن به اینصورتست که (اوسلی یابیا) بسببی که از قوماندان کل هيچ يك امری نگرفته بود یکسر از پیش روی دشمن به پیش روی خود دوام ورزیده از مسافه غیر معین بر خصم خود آتش کشاد. در اول امر ژاپانیها به آتش و جواب ندادند. بعد از ان از مسافه (٦٠٠٠) متره برین سفینه بدبخت يك آتش بسیار مهلکی کشادند. بنابرین این کشتی روس در زيريك طوفان آهن مذاب شده بطرف راست روی خود را دور
صحیفه ٤٢ محاربة روس و ژاپان جلد پنجم داد . این دو رپيك سوق طبیعی بوقوع آمده بود . چونکه همه ضربه های که به آن آماج شده بود از طرف چپ برومی آمد . و چون هرچه به آن طرف نزدیك شده میرفت به آن قول دیگر تقرب میورزید . امیرال ( توغو ) سریعاً براهیکه داشت دوام ورزیده در حال به برابری قول دوم واصل شد، ودسته کشتیهای جنگی نخستین آن آتش خودرا برکشتی زرهپوش امیرال ( قیناز سواروف ) جمع و توحید نموده اینهم مانند رفیق خود ( اوسلی یا بیا ) بطرف راست تبدیل جبهه کرد . به اینصورت ؛ محاربین باهمدیگر بر دو خط موازی برابر آمدند اما خط ژاپان در يك انتظام حقیقی ، و همه کشتی های آنها متحداً اجرای حرکت میکردند ، خط روس از حالايك بی انتظا می بزرگی نشان میدادند . از جمله سفاین حربیه یکی دیگرشان را تعقیب نمیکردند . دیگر اینکه مسافه که در مابین جزوء نها اصولاً موجود بودن آن لازم می آمد خیلی تبدیل یافته بود. در کم وقت این ابتری وبرهمی در میان دسته کشتیهای جنگی روس تزاید وافزونی گرفت . زرهپوش ( اوسلی یابیا ) باهمه معنای حقیقی آن بحال يك غر بالی درامده بود ، و با این حال آتش بزرگی نیز دران شعله ور گردید . این کشتی هر قدر که برای نیاب کردن بر جای خود کوشش ورزید . هیچ فایده نه بخشید . لهذا بالضروره به برآمدن ازخط مجبور گردید . درین اثنا دسته کشتیهای جنگی ژاپان کوشش میورزیدند که باز بسر قولهای خط روس که بسرعت بسوی راست افتاده بودند تقرب ور زند ، وباز آنها را درمابین آتش دوطرفه بگیرند . به اینصورت دو خط محاربه که بفاصله ( ٣٠٠٠ تا به ٤٠٠٠ ) متره جدا جدا حرکت میکردند يك يك دایره قوسی متحدالمرکزی ترسیم میکرد که
صحیفه ٤٣ محاربه میدان بحری در جوشیما جلد پنجم این وضعیت برای ژاپانها موجب تفوق مهمی میگردید ، و بسبب وسعت و امتداد خط روس ؛ ژاپانها در اثنای ترسیم این قوس دایره بمقابل کشتیهای اول روس افتاده بودند . بحقیقت که این کشتیهای اولین روس خیلی زحمت میکشیدند نهایت بعد از سه ربع ساعت که محاربه دوام یافت سفینه (الکسا ندر سوم) بر بغل چپ خوابیدن گرفت . کشتی (قیناز سواروف) نیز در میان يك دود بسیار کثیف و غلیظی پیچیده شده بود . هماندم این دو کشتی بخارج خط حرب افتادند . در دیگر سفینه های روس نیز حریقها ظهور کرده بود . دودی که باد غربی آنرا میراند میدان محاربه را سراسر سیاه گردانیده بود . در جهت ژاپانها سفینه (قازوغا) سه طوپ خود را ضایع کرده بود . کشتی (آزاما) نیز زخمها ئیکه در خط آب خود برداشته ، و خرابیهایی که در سکان آن هم رسیده بود از آسیب به ترک کردن موقع خود که در خط حرب داشت مجبور گردید . اما بعد از کم وقت کشتیبانان ماهر ژاپان به تعمیر آن موفق آمده باز بخط حرب داخل شد . دیگر سفینه ها نسبتاً کمتر دو چار خسار شده بودند . در ظرف کمتر از یکساعت از کشتیهای قوتمندترین روس سه قطعه زرهپوش بيك حال خارج از محاربه مانده بود دیگر سفینه ها چون از آمر خودشان که بر کشتی (قیناز سواروف) بود محروم مانده بودند از طرف سفینه زرهپوش (بورودنیو) سوق و ادار میشدند . بعد ازین دسته کشتیهای جنگی روس بجز اینکه از نظر دشمن خود را پنهان کنند و از دایره تاثیر آن بخارج بر آیند دیگر مقصدی برای شان نمانده بود . ساعت (٣) بود که سر قولهای هر دو خط محاربه قوسپاره بدرجه که حس شود به جهت جنوب شرقی متوجه شده بودند .
صحیفه ٤٤ محاربة روس و ژاپان جلد پنجم درین اثنا يك طبقه کثیف دمه میدان محاربه را فرا گرفته هر دو مخاصم را از همدیگر شان ستر نمود. (توغو) که درینبار مهمات و جبه خانه خود را به اداره و سرفه جویی صرف کردن میخواست در حال آتش خود را قطع نمود. سفینه (بورو دنینو) ازین فرصت استفاده کرده برای جمع کردن سه زرهپوش از خط خارج مانده، و برای پیدا کردن امیرال خود یکی یکبار بسوی شمال برگشت. اما چون یکقدری دمه برطرف شده بود هماندم از طرف ژاپانها دیده شد. (توغو) نیز در حال دسته کشتیهای جنگی خود را بعقب تبدیل جبهه داده بيك وضعیت معکوسی درآورد. دسته کشتیهای جنگی سوم ژاپان نیز بتحرکت دسته کشتیهای جنگی اول را تعقیب نمود. قوت هر دو دشمن باز سر از نو بر دو خط موازی برابر آمدند سرقه لهای ژاپانها بحط روس به تدریجاً بطرف چپ دور میخورد تقرب کردن میخواست. از ساعت ٣ تا بساعت (٤) و (٤٥) دقیقه طرفین بسببی که در دیدن همدیگر بمشکلات برخوردند محاربه شد تیکه داشت تا یکدرجه ضایع کرده بود. درین اثنا زرهپوش (اوسلی یابیا) که از بند کردن رخنه ها و خاموش کردن حریق خود عاجز مانده بود بريك بغل خوابیده آهسته آهسته غرق میشد. این کشتی در انوقت منفرد مانده بود، و برای معاونت او (راوانی) و (بویخی نی) نام دو مخرب طور پیدا گذشته شده بود که مخرب های مذکور بقدر (٤٠٠) نفر مرتبات اوراره یی داده توانسته بودند. زرهپوش (قیناز سواروف) را شعله های حریق پیچانیده بود. فرقة طور پیدوی (هیروزه) ازین فرصت استفاده کرده بر زرهپوش مذکور هجوم برد. ولی به این هجوم خود موفق نگردید. زیرا زرهلی مجروح بصورت نومیدانه خود را مدافعه میکرد. و مخرب (شی حاوی) ژاپان را از محاربه خارج نمود. بعد از یکساعت
صحيفه ٤٥ محاربه میدان بحری در چوشيما جلد پنجم لوی غند (سوزوکی) بر زرهپوش مذکور هجوم نمود. وطورپياي که از طرف مخرب (آزاشی یو) بروانداخته شد زرهپوش روس را در حال بيك بغل بخوا بانيد ، وسراسر بیکار ساخت . زرهپوش ( الکساندر سوم) تابكه وجه به تعمیرات خود موفق آمده بس بخط حرب داخل شده توانسته بود. اما چه فایده که در انوقت تول غند بحرئی روس بر هم و در هم شده ، و از نظام اصلئی خود بیرون برآمده بود . زرهپوش ( بور و دنیو) که خیلی دو چار خسار شده بود دسته کشتی های جنگی را سوق و اداره میکرد، ولی رفته رفته طرف سرش بغرق شدن آغاز نهاده بود، باز هم خودداری کرده ، واز دمه ودوديكه در ان اثنا سطح دریا را احاطه کرده بود استفاده نموده برای رهایی یافتن از نظر دشمن بسوی شرق به تبدیل استقامت کوشش ورزید . دو دسته کشتی های جنگی ژاپان باز به اجرا کردن مانوره اول خود آغاز نهادند . و در حالتیكه کشتی امیرال در پیش روی همه بودتر تیبات طبيعية خودرا سر از نو اخذ نمود . زرهپوش ( بورو دينو) بطرف جنوب آمد. و خودرا از نظر دشمن به پنهان کردن موفق گردید . امیرال (توغو) بی آنکه اورا به بیند (۸) ميل مسافه قطع نمود . و بر راه خود بقافله کرو وازورهای محفظه دار و کرو وازورهای معاون بر خورده انها را بر اتش طوپ بگرفت . درین اثنا دانست که بر راه غلط میرود . لهذا هماندم برای بچنگ آوردن شکار خود قواى موجوده خود را تقسیم نموده خودش با دسته کشتی های جنگی اول بسوی شمال برگشت ، و ( قامیمورا ) را باگرووازورهای زرهپوش بسوی جنوب غربی سوق نمود . در اثنائیكه دسته کشتیهای جنگی ( توغو) یکسر بسوی شمال بحر پیمای می
صحیفه ٤٦ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم پت بود دفعته (اورال) نام کرووازور معاون روس که بسبب دمه راه را غلط کرده بود در پیش رویش تصادف کرده در کم وقت آن را غربال آسا سوراخ سوراخ نمود، و بعد از کمی در قعر بحر ناپدیدش ساخت . این دسته کشتیهای جنگی (توغو) در کم مدت باز بادسته کشتیهای جنگی زرهپوش روس که بصورت درهم و برهم در حال فرار بودند تماس حاصل نمود. زرهپوشهای روس (٦) قطعه بودند . محاربه با ترتبتکان و نظام سابق آغاز نهاد از ساعت (٦) محاربه طوپ در شمال شرقی آغاز نهاده تا بشب دوام ورزید . رفته رفته آتش طوپ های روس کسب ضعیفیت مینمود . ژاپانها آتشهای خودشانرا بر قوتمند ترین زرهپوشهای روس جمع و توحید کرده بودند . بعد از نیم ساعت زرهپوش ( الکساندر سوم ) که سر از نو بخط محاربه داخل شده بود باز زده و زخمی شده از خط حرب بیرون برآمد، و بعد از کمی در میان موجها مدهش بحر غوطه خوار گرداب فنا گردید . ساعت (٧) نوبت فلاکت به زرهپوش( بور دینو) رسید . و کمی نگذشته بود که با تاریکی شب با شعله های حریق خود در زیر دریا فرو رفت . مرتبات این کشتی از طرف ( قازوبغا ) نام کرووازور ژاپان رهائی داده شدند در عین زمان زرهپوش ( قیناز سواروف ) که بیک پهلو در خارج خط در جهت جنوب غلطیده مانده بود ، ( و قامچاتقا ) نام کرووازور معاون بمدد رسانی با او همراه بود از طرف کرووازورهای ژاپان که طورپیدوها با آن بودند دیده شده کشتی ( قامچاتقا ) راباکله طوپ، و(قیناز سواروف) را با دودانه طورپیل که از (خاروزامه) نام مخرب انداخته شد غرق و ناپدید ساختند . امیرال ( روژه ست و نسکی ) که از ساعت چار به اینطرف از کشتی(قیناز
صحیفه ٤٧ محاربه میدان بحری در چوشیما جلد پنجم سواروف ) به مخرب طورپیدوی (بویفی ی) سوار شده ، و در حالتیکه مجروح هم شده بود در میدان محاربه حیران و سراسیمه باین سو و آنسو گردش داشت. بوقت شام شدت بادرو به آرامی نهاده بود. درین اثنا کشتیهای طورپیدو های ژاپان که در خلیج (میورا) التجا برده بودند مانند زنبورهای که از زنبور خانه برایند بر روی بحر منتشر شدند . امیرال (توغو) درینوقت میدان محاربه را به آنها سپرده آتش خود را منقطع نمود ، و یکسر بسوی شرق برفت. سفینه کشاف ( تاچوتا ) نیز برای حاضر کردن موعد تلاقی برای اقسام مختلف دسته کشتی های جنگی که فردا در ان جمع شوند به جزیره (ماچوشیما) رفت. در اثنائیکه مابین ژرهپوشها این وقایع بوقوع میآمد ، در انطرف دیگر کرو وازورها نیز با همدیگر بمحاربه دست و گریبان شده بودند . امیرال(توغو) وقتیکه امر آغاز محاربه را بدادلوی غند های کرو وازورهای امیرال (ده وا) و امیرال (اوریو) كه بريك خط ترتیب یافته بودند یکسر بسوی استقامت غرب پیش شدند . لوی غند (ده وا) مرکب بوداز (قازا کی ، وشیطوزه) نام دو قطعه کرو وازور صنف دوم ، و( فوقاتا، و اوتاوا ) نام دو قطعه کرو وازور صنف سوم. لوی غند(اوریو)مرکب بوداز(نانیوا، و تا قاجیحو) نام دو کرو وازور صنف دوم، و(چوشیما ) نام کرو وازور صنف سوم . این لوی غند ها از مسافه بسیار بزرگی قول روس را از چپ احاطه کرده در عقب آنها بیامد ، و در جهت راست آنها موضع گرفته آنها را در زیر تهدید در اورد . ظهور کردن این کرو وازورهای ژاپان در عقب نهایت قول روس که در زیر قوماندانی امیرال (نه نکیست) بود هیچ موجب تهلکه و اندیشه نبوده زیرا
صحيفه ٤٨ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم برای محاربه کردن با انها بدست اميرال (ئه نكيست) مهمتر و مقدرتر وسایط حربيه موجود بود. در ميان كرووازورهای ژاپان تنها دو سفينه تجهیزات مكمله را مالك بود كه يكی كرووازور (قازاکی) و دیگرش كرووازور (شيطوزه) بود. حالانكه در داخل لوي غند كرووازورهای روس دو كرووازور زرهپوش و دو كرووازور محفظه دار بزرگ، و يك كرووازور محفظه دار كوچكتر و بسی كرووازورهای صنف سوم موجود بود. لهذا لوی غند (ده وا) را با يه قبولكردن محاربه يا به پس گشتن مجبور ساختن برای اميرال (ئه نكيست) بسيار آسان بود. اما برای اجرای اسکار از خط جدا شدن و بكال آزادی به استقبال كرووازور های ژاپان رفتن لازم می آمد كه اميرال (ئه نكيست) اينچنين نكرد، و از يشيب كرووازورهای ژاپان در اطراف خط قول نهايت روس بدون مشکلات آرا دابه گردش توانسته اند . والحاصل بعد از انكه بقدر دو ساعت يك محاربه طوپ بوقوع ا مد در خط دمدار دسته کشتی های جنگی روس يك بی انتظامی بزرگی بوقوع امد ، و دو سفينة معاون روس كه يكی (ايرچيق) و دیگری (روس) نام داشتند از خط جدا جدا افتدند. لوي غند (اوريو) هماندم براین دو کشتی دويده اولا کشتی (روس) را در ظرف يكچند دقیقه غرق ساخت، و كشتی (ايرچیق) را نیز به اندرحه دو چار خسار نمود كه بعد از کمی در ساحل (چوشیما) رفته غرق و نا پدید گردید . ساعت (٤ ونيم) بود كه در ين قسم ميدان محاربه دسته کشتی های جنگی اميرال (قاطوقا) مواصلت نمود. این دسته کشتیهای جنگی مركب از کشتی محافظ ساحل كه به سیستم (حاشيدانه) بود ، وكرووازور (شيی یودا) و چند كرووازورهای كوچك مركب بود .
صحیفه ٤٩ محاربه میدان بحری در چوشیما جلد پنجم بنابر تضییق این دو قوث کر ووازورهای روس از نهایت خطی که از ابتدای محاربه به آن مربوط بودند جدا شدند، و سر راست بسوی جنوب بر جهیدند لوی غندهای ژاپان از مسافه بزرگی حرکات تعقیبیه خود را اجرا میکردند که این هم اثبات میکرد که مقصد کرووازورهای ژاپان محاربه کردن نی بلکه آنها را مشغول ساختن ، و از میدان محاربه جدا کردن ، و بر سفاین معاونه هجوم بر دن بود که باین مقصد خودشان بکمال موفقیت نایل شدند. خلاصه محاربه ئیکه در مابین کرووازورها در گرفته بود بر قافله بی انتظام کشتیهای روس خیلی مهلك و مؤثر گردید، ولی غیر از کشتی (سویه تلا) که محو و نابود گردید دیگر همه کرووازورهای روس بفرار کردن موفق آمدند. بساعت (۷) شام مخرب طور پیدوی ( بوئی بی) به کرووازورها تقرب کرده اشارت داد که امپیرال (روژه ست وه نسکی ) زخمی و در اضطرابست و وظیفه سر قوماندانی را بدیگری ترك كرده است. این اشارت ای سر اسر محو و منهزم شدن دسته کشتیهای جنگی روس يك علامت ماتم و فلاکتی بود ! کرووازورهای ( اوله غ ) و ( اورورا ) و ( ژه مچونغ )، کشتیهای معاون (انادیر ) و ( قوره آ) و (سویر) بر استقامت جنوب از نظر نهان شدند. سفاین ( دمیتری دو نسقوی ) و ( ولادیمیر ) و (سویه تلا با ) و ( آلماز ) برای پیدا کردن يك طريق نجات بسوی شمال جدا جدا رهسپار شدند . وقتیکه ظلمت شب جها نرا فرا گرفت بقدر (۲۰) مخرب و (٦٠) طو. پیدو در آبهای (قوره) مانند زنبورها منتشر شده بجستجوی انقاض پراکنده دسته کشتیهای جنگی روس افتادند. هجومهای نخستین این طورپیدو ها از ساعت (۸) يك ربع گذشته به
صحیفه ۵۰ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم اطراف لوی غند امیرال (بوغابوف) که بر استقامت شمال شرقی پویان بود گرد آمدند. این دسته کشتی های جنگی در ان اثنا از کشتیهای (نیکولای نخستین) و (اوره ل) و (ناوارین) و (ناخیموف) و (سیصویی) و (ایزومرود) مرکب بود. بجز کشتیهای (سیصویی) و (اوره ل) که خیلی دو چار خسار شده بود دیگر یکی از انها بسیار زده نشده بود. لہذا در هجومهائیکه در ینوقت بوقوع آمد سفاین مذکوره بکمال تهور و هیجان خود را مدافعه میکردند. این هجومہاتا بساعت (۱۱) بلافاصله یکی دیگر را تعقیب نمود. سفینه هائیکه بر سر قول بودند، هجومهای طور پیدوی ژاپان را بکمال موفقیت رد کرده توانستند. اما در سفینه هائیکه به تضییق اصلی معروض بودند حال اینچنین نبود. کشتی (ناخیموف) و (سیصویی) با طورپیل زخمی شدند. کشتیهای (او شاقوف) و (ناوارین) غایب شدند. این دو سفینه بوقت صبح در جهت شمالی (چوشیما) پهلوی غند مخرب طور پیدوی (بوزوکی) تصادف کردند. کشتی (اوشاقوف) بگریختن موفق شد. اما کشتی (ناوارین) با طورپیل اگر چه زخمی شد ولی بصورت يك بغله بر رفتار خود دوام ورزید. و الحاصل در نتیجه این هجوم شبانه طورپیدوها از طرف روسها يك زر هپوش غرق و ناپدید گردید؛ يك زرهپوش و يك کرووازور زره پوش به بد صورت زخمی شد. در جهت ژاپانها نیز در اثنای این عربده سه قطعه طورپیدو ضایع گردیده بود. وغیر ازین بسی طور پیدوهای دیگر نیز کم و بیش دو چار خسار شده بودند. فاجعه هنوز به انجام نرسیده بود. در روز (۲۸) م ماه می که خورشید جهان آرا برای دیدن حال فلاکت اشتمال دسته کشتیهای جنگی روس طلوع
صحيفه ٥١ محاربة میدان بحری در چوشيما جلد پنجم نمود ، امیرال ( توغو ) امر داد كه همه اقسام دسته کشتیهای جنگی ژاپان سر راست بسوی جزيره ( ماچوشيما ) توجیه حرکت نماید . امیرال ژاپانی از تحركت ،قصدش این بود كه دسته کشتیهای جنگی خود را در انجا از شرق تا بغرب انتشار داده کشتیهای روس را که بسوی ( ولادیو وستوق ) رفتن بخواهند يگان يگان توقیف بکند . اما به اینهم حاجت نماند. در وقت طلوع آفتاب روز ( ٢٨ ) م می در نزد امیرال ( نه بوغاتوف) تنها کشتیهای ( نيكولاى نخستین) که سواری خود او بود ، و (سه نیاوین)، و ( جنرال اوپر اقسین ) ، و ( اوره ل ) ، و ( ایزومرود ) باقی مانده بود. وبسوی سنگلا خهای ( ليانقور ) بر استقامتی که لوی غندهای دسته کشتیهای جنگی ژاپان آنر اتعقیب میکردند بصورت موازی بقطع مسافه آغاز نهادند . لوی غند کر وواژ ور ژاپان که در زیر قوما ندا نجی امیرال (قاتا اوقا ) بود دود های کشتیهای روس را دیده برای کشف و تدقیق آن برفت . امیرال ( توغو ) درین اثنا با دسته کشتیهای جنگی (١) ودسته کشتیهای جنگی «٣» در [ ٢٠ ] ميل جنوبی ( ماچوشیما ) بود. بمجردیکه باتلگراف بی سیم از موجود بودن پنج قطعه کشتیهای روس در ان جوار خبر گرفت هماندم قوای حر بیه خود را بر سر آن سوق و توجیه نمود ، ساعت پنج ونیم بود که امیرال ( نه بوغاتوف ) از هر جهت احاطه شده بود . وبمجردیکه زر هپوشهای ژاپان بر کشتیهای روس آتش کشادند سفینه « نیکولای نخستین » که سواری خود امیرال « نه بوغاتوف » بود بیرق سفید تسلیم شدنرا برافراشت. سفینه های دیگر روس نیز پیروی آنرا کردند . تنها کشتی « ایزو مرود » تسلیم نشده بر استقامت شرق فرار نمود . «شيطوزه » نام كروواژور ژاپان كه يك روز پيشتر با« قازاكی» نام سفینه
صحيفه ۵۲ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم زخمی امیرال « ده واء تا به خلیج «آبورايا» رفاقت کرده بود، در ین اثنا باخود اميرال عودت میکرد . در راه باکشتی طور پیدوی « به زود بر وجنی یی» روس تصادف کرده انرا با کله طوپ غرق نمود . لوی غند کر و وازورهای امیرال ( اوریو) که بسوی محل ملاقات میرفت در ساعت ( ۷ ) صبح در جهت ضرب يك كشتى دشمن را ديد . این کشتی ( سويتيه تالانا ) نام سفينه حرب روس بود . هما ندم ( في طاقا ) و ( اوطو وا) نام دو کر و واز ور ژا پان برای محاربه کشتی مذکور ازلوی غند جداشدند . کرو وا زور روس یکسر بسوی ضرب شمالی بگریختن آغاز نهاد. ولی کشتیهای ژاپان خود را به آن رسانیده کشتی روس را بقبول کردن محاربه مجبور سا ختند . و بعد از انکه بقدر یکساعت محاربه بوقوع آمد در نزدیکی خلیج (شیقو) غرق و ناپدید گردید . مخرب طور پیدوی ( بیستری یی ) نام روس که در حال فرار بود بعداز یکساعت بنج میل دور تر ازان ازطرف کر و وازورهای ژاپان بعین همین فلاکت دو چار کردید . برای جمع آوردن کسانیکه بدریا افتاده بود ند وزنده مانده بودند کر و وا زورهای معاون (شما نو مارو) و (طانیان مارو) و (يا واطامارو) و (صادو مارو) و یکچند قطعه مخرب طور پید و مقرر شده بودند . درصبح (۲۸)م ماه کر و وا زور ( صادو مارو) و مخرب طورپیدوی (شیرانووی) کر و وازورهای زرهپوش (اميرال ناقيموف) و (ولادیمیرمو نوماق نام روس را که در شب گذشته باطور پیل زخمدار شده بودند، وازدیگر رفقای خود جدا مانده بودند دیدند. امابه نزدیکشدن آنها جسارت نکرده در اطراف آنها به پاسبانی ماندند .
صحیفه ٥٣ محاربهٔ میدان بحری در چوشیما جلد پنجم ساعت (١٠) بود که هر دو کروزر روس در پی همدیگر بغرقشدن رخ نهادند. کشتی (ساوامارو) مرتبات آنها را رهایی دادند. درین اثنا (غروه کی بی) نام مخرب طور پیدوی روس مشاهده شد. و در حال بفرار آغاز نهاد. اما طور پیدوی (شیرانووی) وطور پیدوی نمبر (٦٣) در پی آن افتاده بعد از محاربهٔ بسیار شدیدی آنرا اسیر کردند. ولی از زخمهای کاری ئیکه برداشته بود بعد از کمی بقعر دریا سقوط نمود. کشتی (سیصوده لیتی) روس که یکشب پیشتر باطورپیدو زخمدار شده بود در (٣٠) میل شرقی (چوشیما) در حالتیکه سکانش شکسته بود حیران حیران گردش میکرده کشتیهای (شینانو مارو) و (طائیان مارو) و (یاواطامارو) آنرا دیده برو حمله آوردند. ولی حاجت بمحاربه نیفتاد زیرا کشتی روس دران اثنا غرقشدن گرفته بود. کشتیهای ژاپان در خوب وقت بسروقت آن رسیده بقدر (٥٧٠) نفر مرتبات آنرا رهایی دادند. کروز از ور (اوشاقوف) نام روس بعد از انکه از دست طورپیدوهای ژا پان رهایی یافته بود یکسر بسوی بندرگاه (ولادیووستوق) بحر پیمای آغاز نهاده بود. در (٢٨)م ماه بعد از پیشین بسوی شمال دودهای بسیاری مشاهده کرده بخیال آنکه دسته کشتی های جنگی روس خواهد بود به آنطرف تقرب کردن گرفت. حال آنکه دودهای مذکور از دستهٔ کشتی های جنگی ژاپان که دستهٔ کشتی های جنگی (نه بوغانوف) را اسیر کرده بود انتشار مییافت. کشتی (اوشاقوف) ازین حال هیچ خبردار نبوده یکسر به آنطرف نزدیکشده میرفت.
صحیفه ٥٤ محاربة روس و ژاپان جلد پنجم دسته کشتی های جنگی ژاپان که نزدیک شدن کشتی مذکور را دید، هماندم دو دسته کشتی خود را برای کشف و تحقیق آن فرستاد. کشتی (اوشاقوف) دانست که آنها کروزرهاى زرهپوش ژاپانست. اما این آگاهی او خیلی نا وقت بوقوع آمد! بنابرین تمام قوت و سرعت بر استقامت جنوب بفرار شتاب نمود کروزرهاى ژاپان نیز بشتاب تمام در عقب آن افتادند. و بساعت (۸) به اوزیده هماندم به تسلیم شدنش اشارت کردند. کشتی روس این اشارت را به آتش جواب داد، لهذا کروزرهاى ژاپان آتش شدیدی بر و کشاده در کم مدت اورا بقعر بحرناياب غریق لجه فنا ساخت و از مرتبات ان تنها (۳۰۰) نفر را رهایی داده اسیر کردند. در وقت شام (۲۷) م می کروزر (دیمتری دونسقوی) نام روس بسبب سستگی رفتار خود از دسته کشتی های جنگی کروزرها که در زیر قوماندانی امیرال (نه نگیت) بر استقامت جنوب ره پیما بودند عقب مانده دسته کشتی های جنگی را از نظر غائب کرد لهذا راه خود را تبدیل داده راه (ولادیووستوق) را پیش گرفت. بوقت صبح این کروزر ر و بهوش روس. مخرب های (بیه دوبی) ، و(غروزنی ئی) و(بونی ئی) روس را یافت در مخرب (بونی یی) بسیار مردم دیده میشد. : مگراميرال (روژه ست وه نسکی) و رئیس ارکان حربیة او، و يك قسمی از مرتبات کروزر غرقشده (اوسلی يابيا) دران موجود بود. کروزر «دیمتری دونسقوی» فلاکتزدگان کشتی «اوسلی یابیا» را با خود برداشت، ومیخواست که به طور میدوی «بونی یی» زغال بدهدکه درین اثنا رزافق دودهای کشتی های ژاپان نمایان شد. مخربها بفرار آغاز نهادند.
صحيفه ٥٥ محاربه میدان بحری در چوشیما جلد پنجم اما بعد از کمی بر جعت مجبور شدند . زیرا ماشین طور پیدوی « بونی یی » دو چار خسار شده بر رفتن مقتدر نشد. امیرال «روژه ست وه نسکی» و ارکان حربیۀ او از طور پیدوی « بونی یی» به طور پیدوی «بیه دودی ئی» سوار شدند . مرتبات «بونی ئی » را کرو وازور « دیمتری دو نسقوی» گرفت . بعد از کمی سفینۀ « بونی یی غرق شد . «بیه دودی یی » و« غر وزنی یی» بسرعت ممکنه خود بفرار شتافتند . اما بساعت « ٣ » در «٤٠ » میل جنوبی « ماچوشیما» از طرف « ساز انامی » و « قا که رو» نام مخربهای ژاپان کشف شده تعقیب شدند . سفینۀ «بیه دودی یی» احتمال فرار را مفقود یافته بیرق تسلیم را برافراشت. و بکشتی «سازانامی» که به او نزدیک شده بود خود را تسلیم نمود. سفینۀ «غروز نی یی» بامخرب « قاکه رو» بجنگ آغاز نهاد ، ومخرب مذکور را سقط نموده به فرار موفق امد . حالا ارباب مطالعه تصور بفرمایند که چون ژاپانها در سفینۀ «بیه دودی یی» امیرال « روژه ست وه نسکی» و ارکان حربیۀ او را بدیدند تا چه درجه دو چار حیرت و مسرت شده باشند ! « دیمتری دونسقوی » بر استقامت « ماچوشیما » برفتار خود دوام ورزید لکن قریب شام بود که از طرف کر و وازور ها وطور پیدوهای ژاپان احاطه گردید. واز دو طرف بران گله باری آغاز کردند. مع هذا کشتی روس تا به آخر پایداری و مقاومت کرده عار تسلیم شدن را قبول ننمود . در روز« ٢٩» می سفینۀ مذکو ره در نزدیکی « ماچوشیما» بود ، و با وجودیکه اقسام حیاتیه ان هنوز درست بود کپتان ان برین قرار داد که کشتی خود را بدست خود در بحر از ادغرق نماید. لهذا مرتبات خود را در جزیره بیرون بر آورده کشتی خود را در بحر فراخ
صحیفه ٥٦ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم غرق نمود. مرتبات آن از طرف «قازوغا» تام کرووازور ژاپان اسیر شدند. در« ولادیووستوق» برای نتیجه محاربه «چوشيما» بيك اندیشه و خلجان بسیار بزرگی انتظار میشد . ساعت «٦» روز «٢٩» م می بود که در افق پیش امدن کشتی کشاف «الماز» مشاهده شد. اثار نشه و سروریکه از ظهور این کشتی محصول امـد بسیار کم مدت دوام ورزید. زیرا سفینۀ مذکوره در روز «٢٧» م می در وقت تاریکی شب از دسته کشتیهای جنگی مفارقت کرده بود، و خبرهای که اورده بود هیچ یك امید مسرتی نمی بخشید. در کشتی «الماز» «٥» مقتول و «١٠» مجروح بوقوع آمده بود. بساعت «١١» روز «٣٠» م می مخرب طورپیدوی «غروزنی» مواصلت کرد. بعد ازان مخرب (براوی) نیز آمد که درمیان این مخرب «١٧٥» نفر مرتبات کشتی مغروقه (اوسلیا بیا) موجود بود. این مخرب در (٢٧) ماه بعد از انکه دو چار خسار گردید بسرعت بسیار كوچك بره پیمایی آغاز نهاده و اقسام چوبین خود را سوختانده سوختانده و به اینصورت خود را تا به اینجا رسانیده است. سفینۀ «ایزومرود» که در وقت اسیر شدن امیرال «نه بوغاتوف» برهایی دادن گریبان خود از اسارت کامیاب آمده بود در شب «٣٠» م ماه بمدخل خلیج «ولادیمیر» که بقدر «١٥٠» میل در طرف شمال «ولایووستوق» واقعست واصل شده بود. اما در انجا چون برخشکه نشست کپتان آن او را برهوا کرد. از همه پس تر دو سفینۀ معاون «قوره آ» و «سویر» نام نیز در «٣٠» ماه به (وو زونغ) مواصلت نمود. * ** در ناب کرووازورهای امیرال (ئه نکیست) هنوز هیچ یك حوادث كرفته نشده و و آنرا مخرب های «بودری یی» و (بله سیتاچی یی) و سفینۀ نقلیه (انا)
صحیفه ۵۷ محاربه میدان بحری در چوشیما جلد پنجم دیر) هیچ خبری نبود . در (٤) م جون يك تلگرافی رسید . به این تلگراف معلوم شد که امیرال « ئه نکیست » با کروزر های (اوله غ ) ، و (اورورا) ، وه ژه مچوغ » در (۳) وم ماه بساعت (۱۰) به (مانیلا) مواصلت کرده است . در انجا المجه همه این کشتیها را برداشته بیطر فئی شان اعلان کردید. اما اینمسئله معلوم نشد که آیا این سفاین حربیه در شام محار به چرا دسته کشتی های جنگی خودشان را ترک کرده بودند، و بچه‌سبب به(مانیلا) آمده بودند؟ روز دیگر سرگذشت (بودری بی) ، و(بله سیقاچی نی)نیز معلوم گردید . این دو سفینه بعد از محاربه (۲۷) م جولایی اولا قسم کلنی دسته کشتی های جنگی را تعقیب کرده بودند ؛ و بعد از ان به استقامت جنوب غربی توجیه حرکت کرده در شب از کانال غربی آبنای قوره گذر کردند. اما چون سفینۀ (بودری یی) خیلی دو چار خسار شده بود در ساعت پنج صبح بقعر نایاب در یا سقوط نمود . سفینۀ(بله سیقاچی نی) چار افسر و (۷۵)نفر باقی مانده انرا جمع کرده یکسر بسوی (شانغهای ) ره پیمایی آغاز نهاد . این کشتی بعد از انکه همۀ زغال خود را سو ختانده تمام نمود (۳) روز متمادیاً بر روی بحر بیحرکت بماند . نهایت الامر در (۷۰) میل شمالی جزیره های (ساده ل) به (قونه لینغ) نام يك واپور انگلیزی تصادف کرده و اپور مذکور آنرا کشیده کشیده بچارم جون به لنگر گاه (شانغهای ) برسانید . کشتنی نقلیه(انادیر) از محاربه آنقدر رم خورده بود که مسافه مابین(قوره) و (ماداغسقار) را بيك نفس قطع کرده در(۲۷)م ماه جون خود را به (دییه غو سواره ز) رسانیده بود . در ینبارهیچ گفتگو نماند ، محاربه را ژاپنها بيك نتیجه بسیار در خشانی به
صحيفه ۵۸ محاربة روس و ژاپان جلد پنجم انجام رسانیدند. از (٣٦) قطعه کشتیهای جنگی روس که به بحر ژاپان داخل شده بودند تنها يك كرو و ازور کشاف ، و دو مخرب طور پیدو بهدف مقصود یعنی (ولادیووستوق) واصل شده توانسته بودند. سه قطعه كرووازور ، ويك مخرب طورپيدو ، و دو سفينة نقليه ببندر گاه های بیطرف التجا بردند . باقی مانده آنها يك قسمی غرق ويك قسمی بدست دشمن اسیر شدند. از « ١٤٢٠٠ » عسکریکه در دسته کشتی های جنگی روس موجود بودند « ٦١٤٢ » عدد آن اسیر ، و « ٥٠٠٠ » آن مقتول و غایب شده بودند . در طرف ژاپانها «١١٦» ، مقتول ، و «٥٣٨» مجروح بوقوع آمده بود . * * * نتیجه عاقبت محاربه میدان « چوشیما » را تنها دو دولت مخاصم نی بلکه همه جهان مدنیت بايك بیصبری بزرگی انتظار میکشیدند . هرکس به اين يك میدانست که این دودسته کشتی های جنگی تا وقتیکه سراسر محو بشوند باهم دیگر زدو خورد خواهند کرد . در دو ساحل آبنای « چوشیما » يك هیجان عظیمی حکم فرما بود . در ساحل شرقی آن ممالك ژاپانیا بود که بقدر چهل ملیون نفوس بشر بشمشیر تیز «توغو» اعتماد کرده لرزان لرزان يك صدای ظفر را از طرف « چوشیما » انتظار داشتند . در ساحل غرب اراضی «مانچوری» بود كه يك تول غند بسيار بزرگی که از ماهها بحرب و جدال مشغول بودند باز هم بيك چند کلمه خبریکه از طرف امیرال های بزرگ شان برسدگوش به آواز تردد و اضطراب بودند . اهالی ژاپان بر بزرگی شان ، وعلو فطرت اميرال « توغو » که مقدمه اقبال این محاربه را بيك مهارت و مهابت فوق العاده وضع وتأسیس داده بود
صحيفه ٥٩ محاربه میدان بحری در چوشیما جلد پنجم قطعياً امین بودند . مارشال « اویاما » نیز بر ذکای فطری، وشجاعت جبلّی رفیق خود بتمامها معتمد بود . اما با وجود انهم بسببیکه تبدل و تغیر در احوال حرب ؛ مانند تبدلات احوال هوائیه اجرای حکم و تأثیر دارد از ان رو از يك نتیجه دگرکونی خوف و اندیشه میشد ، و ازینسبب در هر طرف اندیشه های عظیمی بر پا بود . نهایت الامر يكچند سطر راپوریکه از قلم خونچکان امیرال « توغو » برامد به همه این ترددها ، وهیجانها ، وانتظارها خاتمه کشید . زیرا مشارالیه با ان را پور خود بتمام همشهریها ، وجمله عالم مدنیت تبشیر مینمود که شاهد مظفریت در ینبار نیز در زیر بیرقهای طالع مند دولت شمس طالع جلوه کر گردیده است . حالا پیش از انکه بمحاکمات محاربه میدان « چوشیما » در آئیم . بباید راپورها ی مفصل امیرال هژبر مثالی را که در ظرف يك روز يك دسته کشتی های جنگی بسیار بزرگ دشمن را زیر و زبر نموده ، وبفضایل مخصوصه عسکریه خود از همه امیرالهای بزرگ زمانهای سابق سبقت گرفته مطالعه باید کنیم :
صحیفه ٦٠ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم (راپورهای مفصل امیرال توغو) - در باب محاربه میدان چو شیما - «با لطف و عنایت جناب حق دسته کشتیهای جنگی ما با دسته کشتیهای جنگی دوم و سوم دشمن در روزهای (٢٧ و ٢٨)م ماه می محاربه کردند، و آنها را سراسر محو و خراب نمودند . «هنگامیکه قسم نخستین دسته کشتیهای جنگی دشمن در بحرهای جنوب پدیدار گردید با دسته کشتیهای جنگی ما بنا بر تبعیت او امر حضرت (میکادو) برای خود شان اینگونه خط حرکت اتخاذ کردند «ورود آنها را انتظار بکشند، و در آبهای خود ما با آنها محاربه بکنند. بنا برین قوای بحریه خود مانرا در آبهای (قوزه) جمع و تحشید کردیم، و در انجا برای آمدن دشمن بسوی شمال منتظر شدیم. «دشمن بعد از انکه یکمدتی در سواحل (اننام) توقف ورزید یکمرتبه استقا مت شمال به پیش امدن آغاز نهاد، و چند روز پیش از تاریخیکه به آبهای ما رسیده بتوانند بموجب پلان و نقشه ئیکه پیش ازین مقرر شده بود يك قسمی از سفینه های کشاف خود مانرا در سمتهای حصه غربی برای ترصد آنها مامور کردم. دسته کشتیهای جنگی ما که از سفاین عسکریه حریه مرکب بودند - بيك صورتیکه در نخستین اشارت فك لنگر عزیمت بتوانند دراس الحركات خودشان بمحاربه حاضر بودند . «بعد از انکه این ترتیبات اجرا گردید. در (٢٧) م می بساعت (٥) سفینه
صحيفه ٦١ راپور های مفصل اميرال توغو پنجم (شينا نومارو) که در جنوب غربی خدمت قراول بزرگ را ايفا مينمود با تلگراف بی سیم این خبررا بما داد : دسته کشتیهای جنگی دشمن در خانه رقم (۲۰۳)(۱) مشاهده شد ، و چنان گمان میشود که یکسر بسوی ابنای شرق پیش می ايد . ) «ثمره انتظار بسيار تلخی که از ماهها دوام میورزید بحاصل شدن ، يعنی با دشمن تماس کردن آغاز نهاده بود. بنابرین خبر سفينه ( شينانومارو ) در هیئت عموميه دسته کشتیهای جنگی ما هر کس بر سر کار خود دویدند. کشتیهای ماهماندم لنگر برداشتند . و هر دسته کشتیهای جنگی جدا جدا اخر ترین ترتیباتی را که برای استقبال دشمن لازم بود گرفته و بسوی موضعهای که پیش از ین به آنها نشان داده شده بود سر راست بر رفتار آغاز نهادند . « در ساعت (۷) سفينه كشافیکه در جناح چپ خط ترصد داخلی بود این اشارت را داد : « کشتیهای دشمن پدیدار کردید ، در بند قیقه در (٢٥) ميل بسوی شمال غربی ( او كيشيما) واصل شده اند ، و بر استقامت شمال شرقی برفتار خود دوام دارند . » لوی غند(مازامیشی) و لوی غند (ده وا) ، و دسته کشتیهای جنگی کرو واز ورها که در زیر اداره ویس امیرال (قانو قا) بود از ساعت (۱۰) تا بساعت «۱۱» در ما بین جزیره «ايكيشيما» ، و(چوشيما) متعاقباً باد شمن تماس حاصل کردند. این لوی غند با وجود یکه در زیر آتش توپ دشمن معروض میشدند باز هم تا بجوار(او کینوشیما) بانها تماس خودشان را محافظه کردند ، و بی هم در حق موضع دشمن «۱» بر روی نقشه که ارکان حربیه امیرال توغو کشیده بودند آن قسم بحر را بر بعضی خانه ها تقسیم، و هر خانه را بيك رقم هندسه توسیم کرده بودند .
صحیفه ٦٢ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم با تلگراف معلومات قطعیه بما میفرستادند . «اینست که با وجود دمه بسیار کثیفی که پنج میل به انطرف دیدن ممکن نمیشد ما از سی چهل میل دور تر موضع دشمن خود را چنانچه بچشم خود به بینیم بشنا ختن باینصورت موفق شدیم . «ذاتاً ما خیلی پیشتر از انکه دشمن را به بینیم به این يك واقف بودیم که قوای عسکریه دشمن ما از دسته کشتیهای جنگی دوم و سوم بحر محیط مرکب است ، و در رفاقت آن هفت سفینه معاون موجود است ، و بر دو قول ترتیب یافته است و قوتمند ترین کشتیهای شان در سر قول راست آنها میروند، و سفاین معاونه آنها را از عقب تعقیب میکنند، و سرعت رفتار شان در ساعتی (١٢) میل میباشد ، و همه دسته کشتی های جنگی یکسر بسوی شمال شرقی پیش میشوند . «پس باین معلومات کامله که برای من حاصلشده بود برای من ممکن گردید که بساعت (٢) در جوار (اوکینوشیما) ترتیبات خود را بيك صورتی بگیرم که بر طرف سرقول چپ دشمن هجوم بتوانم . «تخمیناً ساعت یکنیم بود که لوی غند (ده وا) ، ولوی غند کر و وازوز ها ولوی غند کپتان (توغ و مازامیچی) که با دشمن تماس خود را محافظه کرده بودند پی همدیگر مواصلت کرده با همدیگر یکجا شدند . «از يك (٤٥) دقیقه گذشته دشمن را نخستین بار بچشم خود دیدیم که از ما بيك چند میل دور تر بود . چنانچه از اول تصور کرده بودیم همچنان بود، یعنی قول راست از چار قطعه زرهپوشی که به طرز (بورودینو) بود تشکل کرده بود . قول چپ کشتیهای زر هپوش (اوسلی یا بيا) ، و (سیصویی)، و (ناوارین) ، و (ناخیموف) را احتوا میکرد . در پی اینها (نیکولای نخستین) با سه قطعه کر و واز ور محافظ ساحل می آمدند که اینها جدا كانه يك
صحیفه ۶۳ را پور در باب محاربه دسته کشتیهای جنگی اصلی جلد پنجم دسته کشتیهای جنگی تشکیل کرده بودند . سفینه های ( ژه مچونغ ) و ( ایزومرود ) در مابین هر دو قول به پیش رفتار داشتند که خدمت کشف را ایفا میکردند . عقب تر آنها در میان دمه هاسفینه های ( اوله غ ) و ( او رورا ) را نیز خیال میال میدیدیم ، ( دونسقوی ) و ( لادیمیر ) با دیگر سفاین معاونه به امتداد بسیار میلهادور تريك دیگر قولی بوجود آورده بودند . « بنابرین بهمه دسته کشتیهای جنگی خود امر دادم که بکار آغاز کنند ، و بکشتیهائیکه در پیش چشم من بودند این اشارت را دادم که : « اقبال و ادبار حکومت ما به نتیجه همین محاربه تا بعست . هر کس هر غیرت و فعالیتی که از دستش می آید قصور نکند . و امروز از هر وقت زیاده بکوشد.» « بعد از کمی دسته کشتیهای جنگی اصلی ما یکسر بسوی استقامت جنوب غربی دویدند ؛ و از دو بجد قیقه گذشته یکی یکبار بسوی شرق برگشتند ، و بيك صورتیکه از پیش روی سرقول دشمن مائلاً بگذرند ، و راه را برو بگیرند برفتار آغاز نهادند . « لوی غندکرووازور های زرهپوش مادر عقب دسته کشتیهای جنگی اصلی ماهی آمدند . ويك خط تشکیل کرده میرفتند . لوی غند های (ده وا) و ( اوریو ) ولوی غندکرووازورهای کپتان ( توغومازامیشی ) چنانچه در نقشه به آنها نشان داده بود بيك صورتیکه از پشت برقول دشمن هجوم برند بسوی جنوب رهسپار گردیدند . اینست که در ابتدای محاربه وضعیات متناظره مخاصمین به همین صورت بود که بیان شد . » را پور در باب محاربه دسته کشتیهای جنگئی اصلی هنگامیکه دسته کشتیهای جنگی اصلی ما تقرب ورزید دشمن سرقول خود
صحيفه ٦٤ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم را بجهت راست تبدیل داد ، و از ساعت (۲) هشت دقیقه گذشته بود که بآتش آغاز نهاد . تا یکمدتی ما به او جواب ندادیم ، اما چون بقدر « ٦٠٠ » متره به اونزدیکشدیم هماندم به يك آتش بسیار شدیدی مقابله کردیم . واین آتش خود را بر دو سفینه بزرگ پیش روی دشمن جمع و توحید کردیم . در زیر این تضییق و فشار ما ، دشمن حرکت خودرا یکقدری بسوی جنوب برگر دانید ، و هر دو قول دشمن در يك آن راههای خودشانرا تا بشرق تبدیل داده باینصورت قولهای ما و دشمن يك وضعیت مساوی و برابری پیدا کرد. کشتی زرهپوش « اوسلی یا بیا » که قول چپ را سوق و اداره میکرد بصورت بسیار ناگواری دو چار خسار شده ، ويك حریق بزرگی در ان محصول آمده هماندم از خط حرب بیرون برآمد در ینوقت همه کروز ازور های ما بيك صف ، دسته کشتیهای جنگی اصلی ما را پیروی میکرد . و متحداً اجرای حرکت و فعالیت میکردند . هر انقدر که مسافه کم میشد آتشهای هردودسته کشتیهای جنگی ما زیاده تر کسب شدت و غیرت میورزیدند ، درین اثنا کشتی زرهپوش ( قیناز سوا روف ) روس که سرکرده قول بود ، و زرهپوش (الکساندرسوم ) در میان شعله های آتش مانده خط محاربه را ترك كردند . رفته رفته ترتیبات عسکریه دشمن ابتر شدن گرفت و در هر طرف آثار بی انتظامی پدیدار گردید ، غیر ازین ، دیگر سفاین حربیه روس در میان بسی تهلکه هاپویان شد . دودها و شعله های آتشیکه با باد تندغربی همدم شده بود در آن واحد در میدان محاربه منتشر شده از یکسر تا دیگر سرکشتیهای دشمن را آتش احاطه نمود. حالآنکه با این ابرهای دود ، طبقات دمه نیز منظم آمده کشتیهای ما آتش خود را قطع کردند .
صحیفه ٦٥ راپور در باب محاربه دسته کشتیهای جنگی اصلی جلد پنجم در طرف ما هم کشتیهای جنگی کم و بیش زحمت کشیده بودند . کشتی جنگی (آساما) در نزدیکی خط آب خود از طرف دنبال باسه کله دشمن زخم دار شده ، و ترتیبات سکانش بر هم خورده ، و آب بسیاری بداخل کشتی در امدن گرفته بود . به اینسبب کشتی آساما از خط حرب بیرون بر امد . ولی در کم وقت بعد از يك تعمیرات عجله باز بموقع خود که در خط حرب داشت در امده اینست که در ساعت (٢) و ٤٥ دقیقه وضعیت حربی قوای اصلیه که با همدیگر در آویخته بودند عبارت از همین بود که بیان شد . اینرا هم بگوئیم که هنوز از همین وقت بخت و طالع محاربه سراسر قرار گرفته بود که چه میشود . بعد دسته کشتیهای جنگی اصلی ما دشمن را در استقامت جنوب به تضييق و فشار دادن دوام ورزید و هر گاه و نا گاهی که کشتیهای دشمن از میان دمه ها و دود ها پدیدار میگردید دسته کشتیهای جنگی ما آنها را در زیر آتش شدیدی میگرفتند . و بر افزونی قوت تضییق و فشار خود دقت و اهتمام میورزیدند. بساعت ٣ بر يك خطی که با خط دشمن موازی بود برابر آمدیم و یکسر بر استقامت جنوب شرقی رفتار داشتیم . در ین اثنا یکی یکبار دشمن بسوی شمال برگشت . و از عقب خط ما بسوی شمال توجه نمود . دسته کشتیهای جنگی اصلی ما هماندم بقدر ١٦ کرته بسوی چپ تبدیلی استقامت ورزید . و بصورتیکه زرهپوش ( نیشین ) در پیش خط بود بسوی شمال غربی بر فتار آغاز نهادیم . کرووا زور های زرهپوش ما زرهپوشهای بزرگ ما را پیروی میکردند . و به اینصورت کشتیهای دشمن باز در زير يك آتش مدهش ما بسوی استقامت جنوب انداخته شدند . از ساعت ٣ هفت دقیقه گذشته بود که ( ژه، چولغ ) نام کشتی جنگی روس بخسارتهای مدهشی گرفتار آمده در عقب ماند . کشتی ( اوسلی یابیا، نام روس که پیش ازین از خط حرب بیرون افتاده
صحيفه ٦٦ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم بود ۱۰ دقیقه از ۳ گذشته در میان امواج بحر بی نام و نشان گردید. (قیناز سوا روف ) نام کشتی جنگی روس درین اثنا در يك حال بسیار بحران انگیزی تنها مانده بود . این کشتی اولایك دگل خودرا ، و پس از ان هر دو دودکش خود را غایب نمود ، و در میان شعله های آتش و دو دهای کثیف مستغرق گردید . نهایت سرا سر بیکوضعیت ناامیدانه درآمده امید حیات و نجات برای طایفه های آنهم نمانده «دیگر سفاین دشمن که اکثر آن بسیار خسار زده شده بودند بازيك بار دیگر تبدیل استقامت نموده و تا به استقامت شرق آمدند. بنابرین دسته کشتی های جنگی اصلی ما نیز بقدر ١٦ کرنه بسوی راست تبدیل استقامت نموده و گاه به آتش بسیار شدید عمومی ، و گاه به انداخت طور پیل کشتیهای رجعت کننده دشمنو از حمتها و آزارها داده بعقب گیری شان دوام ورزید. تا از ساعت چار چهل و پنجدقیقه گذشته وضعیت حرب ثابت ماند. دشمن را دایما بجهت استقامت جنوب انداختیم و در زیر آتش بسیار شدیدی گرفتیم .» * * * در نجا از طرز حرکت محار به لوی غند طور پیدوی مخرب (شیمایا)، لوی غند ( هیروزه) که از ساعت سه چهل دقیقه گذشته تا بساعت ٤ و ٤٥ دقیقه اجرا کر ده اند بصورت خصوصیه بیان کردن لازمت . « این کشتیهای كوچك حربیبه طور پیلهای خود را بصورت بسیار بهادرا نه برکشتی (قیناز سواروف) که کشتی امپرالست انداختند . نتیجه طور پیلهائیکه از لوی غند اول انداخته شد معلوم نگردید ولی يك طور پیلی که از طرف لوی غند دوم انداخته شد (قیناز سواروف) را از بغل چپ بطرف دنبال گفته بزد . و بعد از کمی کشتی مذکور از تاثیر آن طور پیل بقدر ۱۰ درجه میل نمود. در اثنای این دو هجوم مخرب طور پیدوی (شیرانوی) ، وطور پیدوی (آزاشیو) باکله
صحيفه ٦٧ راپور در باب محاربه دسته کشتیهای جنگی اصلی جلد پنجم های که از کشتیهای دشمن از هر دو طرف بر انها میبارید زخمدار شدند، وتهلکه های بسیار بزرگی دیدند . اماهزار شکر که هر دوی شان دريك كم مدت ازين وضعيت مخاطره ناك رهایی یافتند . « از ساعت ٤ چهل دقیقه گذشته بود که دشمن ازین فکر خود که بسوی شمال يك راهی برای خود پیدا کند صرف نظر نمود . چونکه یکسر استقامت جنوب را گرفته بفرار کردن سعی وغیرت ورزيد . بنابرین دسته کشتیهای جنگی اصلی ما بصورتیکه كرو و ازورهای زره پوش در پیش بودند به تعقیب دشمن سرعت نمود . اما بسبب دهه و دودهای آتش تا یکمدتی دشمن از نظر نهان گردید « بعد از انکه بقدر ٨ ميل بسوی استقامت جنوب رفتار نموده بودیم در طرف راست خود يك كرووا زور صنف دوم و يکچند کشتی معاون دشمن را مشاهده كرديم ، وهماندم بر آنها آتش کشادیم در ساعت پنج ونیم دسته کشتی های جنگی اصلی مابرای پیدا کردن زرهپوشهای دشمن بسوی استقامت شمال برگشت . وكرووا زورهای زرهپوش برای هجوم کردن برکرو وازورهای دشمن بر رفتار استقامت جنوب غربی خوددوام ورزيدند. سر از ینوقت تا بوقت شام که تاریکی شد هر دو دسته کشتی های جنگی ما بر دو راه مختلف حرکت کرده همد یگر خودرا از نظر غایب کردند . * * * « از (٥) (٤٠) دقیقه گذشته دسته کشتی های جنگی اصلی ما بر (اورال) نام سفینه معاون روس که از نزدیک ما میگذشت آتش کشاد ، وهماندم اورا غرق نمود ، وبرای جستجوی دشمن بر رفتاریکه داشت دوام ورزيده نهایت دسته کشتیهای جنگی مادر جهت چپ خودشش قطعه سفینه دسته کشتیهای جنگی اصلی روس را مشاهده کرد که یکسر بسوی شمال شرقی رو بفرار نهاده
صحیفه ٦٨ محاربهٔ روس و ژاپان جلد پنجم بودند . هماندم به آنها نزدیک شدیم ، و بر يك راهی که موازی بر راهیکه آنها گرفته بودند بود برابر آمدیم . در مابین ما باز محاربه درگرفت. چون رفته رفته مسافه کم شده میرفت دشمن از آتش شد تناك ما بسیار بسیار متأثر گردید . دشمن در اول امر به استقامت شمال شرقی پویان بود. اما آهسته آهسته راه خود را بسوی غرب برگردانید و نهایت در استقامت شمال غربی بماند . این محاربه که بر دو خط موازی اجرا گردید از ساعت ( ٦ ) شام تا به شب دوام ورزید . دشمن آنقدر زده و زخمی شد که آتش شان نیز خفت و سستی پیدا کرد . « دسته کشتیهای جنگی ما بيك حال آزادانه و مالکانه مانده لحظه بلحظه كسب شدت مینمود . يك زرهپوش دشمن که به سیستم ( الکساندر سوم) بود از خط برآمد و در عقب بماند. يك سفينة ديگر دشمن نیز که مانند زرهپوش ( بوردينو ) دیده میشد و این کشتی قول حرب را اداره میکرد از (٦) (٤٠) دقیقه گذشته آتش گرفت . واز (٧) (٢٣) دقیقه گذشته یکی یکبار در میان دود های بسیار غلیظی مانده ، و گویا آتش بمخزن جبه خانه آن سرایت کرده در يك آن واحد غرق و ناپدید گردید. كرووازورهای زرهپوش ما که در جنوب دسته کشتیهای جنگی کر و و ارورهای دشمن را تعقیب میکردند ٧ دقیقه از ٧ گذشته بشكل كشتى (بوردينو) يك زرهپوشى مشاهده کردند که این سفینه دشمن بيك بغل بسيار میل کرده بیحرکت مانده بود . در نزديك اين كشتى ( نا خيموف ) نام دیگر کشتی روس نیز موجود بود که هردوی شان در يك كم مدتى ترك سفينه حیات کرده در قعر بحر ممات غوطه ور گردیدند. بعد تر ازین از زبان اسیرهای روسی که بچنگ افتاده بودند معلوم شد که یکی ازینها ( الكساندرسوم) و دیگر آن (بوردینو) بود . « رفته رفته تاریکی بسیار عمیقی جهانرا فرامیگرفت گویا طبیعت میخواست
صحیفه ۶۹ راپور در باب محاربهٔ دسته کشتیهای جنگی اصلی جلد پنجم که در پیشگاه دیده های امید این هر دو خصم جان همدیگر که از صبح دم تا به این دم بفانی کردن همدیگر میکوشند يك پردهٔ سیاهی بیاویزد. اما این کشتیها را ، این قلعه های سیار را ، این کوههای آتشفشانرا که از بسی زمانها بر همدیگر خود سلاح خونریزیرا برداشته اند کجا آرام میگیرند؟ هیچ شبهه نیست که دشمن خود را در آغوش ظلمت شب در انداخته برای حیات باقماندهٔ خود در باب تدارك كردن يك ملجا و مأوایی همیکوشد. امادسته کشتیهای جنگی ما ازین شبی که روز آنر ابکمال شرف و شان بسر آورده نیز استفاده کردن میخواست و از انرو پرده های کثیف ، وطبقه های غلیظ تیره کثی شب را یکان یکان از همدريده گریبان دشمن خود را که از پیش تیغ مظفریتش در گریختن است بچنگی آوردن و اور اسر اسرمحووپریشان ساختن از جملهٔ مقاصد مهمه اش بود. بناء علیه با وجودیکه تیره کشی شب بسیار بود باز هم ترك مخاصمات نکردیم ، واگر دشمن از یکطرف میگریخت ، در همانطرف کشتیهای ما بر او حمله میآورد ، هر طرف که آتش بکشاید طرف مقابل او را جواب میدهد. اگر کشتیهای بزرك بایستند کشتیهای كوچك بكارزار آغاز میکند. طورپیدلها بغرش می آید!! بواقعیکولوی غندهای طورپیدو و مخرب طورپیدوهای ما بعد از انکه همه تدارکات لازمهٔ خودشان را برای هجوم حاضر کردند دشمنرا در جهت شمال از طرف جنوب و شرق به احاطه کردن آغاز نهادند، بنابرین دستهٔ کشتیهای جنگی اصلثی ما آهسته آهسته از تضییق وفشار دادن دشمن به صرفنظر کردن آغاز نهاد و میدان حرب را برای این کشتیهای كوچك آتشین جولان خود واگذاشت. (۲۸) دقیقه از (۷) گذشته بود یعنی هنگامیکه آفتاب جهانتاب شعاعات آخرین خود را بر موجهای حزین دریای ژاپان نشر میکرد ، درین ساحهٔ دریا
صحیفه ۷۰ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم شیكه افراد دو ملت بزرگ دران پهلوانیها كرده اند لوحه‌های بسیار عبرت‌انگیز الم آمیزی بوجود آمده بود . در ینوقت بدستهٔ كشتیهای جنگی خود امردا دم كه استقامت شمالرا بگیرند، و موعد تلاقی را برای فردا صبح جزیره‌های (او لئونغ) را تعیین كردم . محاربه لوی غندهای (ده وا) و (اوريو) دو توغو و دستهٔ كشتی‌های جنگی گروو ازورها [ این توغو غير از امیرال توغوست ] « وقتیكه بساعت (۲) امر آتش گشادن داده شده بود لوی غندهای (ده وا) و ( اوریو ) و (توغو ) و دسته كشتی‌های جنگی كرو وازورهای ما از دسته كشتی‌های جنگی اصلی جدا شدند . و دشمن را بجهت راست خود گرفته بسوی استقامت جنوب توجه كردند . و بموجب پلان و نقشهٔ سوق الجیشی كه پیش ازین كشیده شده بود برای برهم كردن كشتیهای دشمن كه دمدار تول غند بحرفی دشمن را تشکیل کرده بود، و عبارت از سفینه های معاون (اوله غ) و (اورورا) و (سوييه تلانا) و (الماز)، و (دیمتری دونسقوی)، و (ولادیمیر - مونوماق) بودند حركت كردند . «لوی غندهای (ده وا) و ( اوریو) يكجا و بيك خط حركت كرده بدسته كشتیهای جنگی كرو وازورهای دشمن نزديك شدند، و مقابل راه یكه آنها گرفته بودند يك راهی گرفته بمحاربه آغاز كردند . « بسیا با سرعت افزونتری كه این لوی غندهای ماداشتند دشمن را گاهی از راست و گاهی از چپ بزیر آتش توپ گرفته وضعیت آنها را به آرزو و دلخواه خود تبدیل و تعدیل میدادند در میان (۳۰) دقیقه در دمدار دشمن بی انتظامی ظهور
صحیفه ۷۱ محاربه لوی غندهای (ده وا) و (اوربو) و (توغو) جلد پنجم نمود سفینه های معاون، وکروو ازورها از همدیگر جدا شدند . «يك كمى بعد از ساعت (۳) يك كشتى بطرز ساخت كشتئی جنگی (اورونا) از دیگر کشتیها جدا شده ويكطرف نزديكشد. لکن بتأثير آتش سفینه های ما بصورت بسیار سنگینی زخمدار و دو چار خسار شده باز به تبدیل دادن راه خود مجبور کر دیده (٤٠) دقيقه از (۳) گذشته بود كه (۳) قطعه مخرب طورپیدوی دشمن بر ما هجوم کرد امابی آنکه هیچ يك نتیجه حاصل کنند به پس رانده شدند. « از نتیجهٔ هجومهای مشترك لوى غندهای (ده وا) و (اوربو) بساعت (٤) در میان لوی غندهای دمدار دشمن يك بی انتظامی حقیقتی پدیدار آمد . « در میان کشتیهای جنگئی این قسم میدان محاربه هيچ يك اثر ترتیب و نظامی باقی نماند . ازین کشتیها هر کدام جدا جدا دو چار خسار شده بودند و بعضها بدرجهٔ که حرکت نتوانند رسیده بودند . « ساعت چار را (۲۰) دقیقه گذشته بود که لوی غند (اوربو) يك كشتئی معا ونی سه دکله دودو کش دار مشاهده کرد . هماندم بران آتش گشاده در يك كم مدتی آنرا بقعر دریا رهسپار ساخت . و نیز همين لوى غند يك کشتی دیگر چهار دكله ويك دو کش دار را نیز بزیر آتش شدید طوپ گرفته و آنرا نیز بدرجهٔ غرق رسانید. در همین وقت دستهٔ کشتیهای جنگی کرو و ازورهای ماولوی غند توغو نیز بجای محاربه واصل شدند ، وقوتهای موجوده خودرا بر لوی غندهای اوربو، وده واضم والحاق کردند، و همه این قوهٔ مجتمعه دست يك كرده بادستهٔ کشتیهای جنگی کرو و ازور های دشمن وسفینه های معاون دشمن كه بيك حال بسيار ابتر و برهمی بود بشدت تمام هجوم بردند و انها را خراب و پر اضطراب ساختند . « درين اثنائیکه این کارها میشد چار کشتی جنگی دشمن که از طرف دستهٔ
صحیفه ۷۲ محاربهٔ روس و ژاپان جلد پنجم کشتیهای جنگی اصلی ما دفع و طرد شده بودند بر استقامت جنوب واپس رانده شده به دستهٔ کشتی‌های جنگی کروزرها ملتحق گردند. از نتیجهٔ این اتفاق چار زرهپوش با کروزها این بعمل آمد که لوی غند (اوریو)، و لوی غند کروزرها با دشمن تا بسیار وقتها از مسافه بسیار نزدیک بمحاربه کردن بسیار جدی و حقیقی در آویختند، و درین محاربه همه کشتی‌های ما کم و بیش زحمت کشیدند اما هزار شکر که خسارتهای ما بدرجهٔ که شایان اهمیت باشد نبود. «سفینهٔ (قازاکی) نام لوی غند (ده وا) که بیرق خود امیرال (ده وا) را حامل بود در زیر خط آب خود از طرف چپ دوچار خسار شده بود. این کشتی برای اجرا کردن تعمیرات موقته بیکجایی که دریا آرام بود در کشید. (امیرال ده وا) کشتی (شیطوزه) را با کشتی قازاکی رفیق نمود، و دیگر جزوهای تام لوی غند آن در زیر ادارهٔ قونتر امیرال (اور یح) در آمد. بساعت (۶) سفینهٔ قازاکی به دریاچهٔ (ابوراتیا) واصل شد و قونتر امیرال (ده وا) بیرق خود را بر کشتمی (شیطوزه) برافراشته در شب باز در میدان محاربه بپامد. ولی کشتنی قازاکی چون تعمیرات خود را تا روز دیگر نتوانست بسر برساند در تعقیب دشمن بروز دیگر اشتراك ننمود. در لوی غند (اوریو) نیز کشتنی (نانیوا) که سوارنی امیرال بود در زیر خط آب خوديك ضربهٔ اوبوس را بخورد. بنابرین او نیز برای اجرا کردن تعمیرات موقته به ترك کردن خط حرب مجبور شد. « درینوقت هم در طرف شمال و هم در طرف جنوب همه دستهٔ کشتیهای جنگی دشمن سراسر پراکنده و پریشان شده بود. و يك حالی که دل انسان بر آن میسوخت درآمده بود، و ازینسبب بود که در ساعت پنج و نیم دستهٔ کشتی های جنگی کروزر زرهپوش ما از دستهٔ کشتی‌های جنگی اصلی جدا شده، و برای هجوم بردن بر کروزرهای دشمن یکسر بسوی جنوب حر
صحیفه ۷۳ راپورت در باب محاربه طورپیدوها جلد پنجم کت نمود. درینوقت لوی غند (اوریو)، و دسته کشتی های جنگی کرووازورها ولوی غند (توغو) دشمن را در زیر تضییق و فشار آورده کشتیهای دشمن فوج فوج بسوی شمال بگریختن آغاز نهادند. لوی غندهای مادر اثنای تعقیبی که داشتند به کشتی زرهپوش (قیناز سواروف) و (قامچاتقا) که بر رفتار اقتدار نداشتند و در عقب مانده بودند تصادف کردند، و هما دم ترتیبات غرق کردن آنرا گرفتند. ده دقیقه از ۷ گذشته (قامچاتقا) را غرق کردند. . بعد از ان لوی غند طور پیدوی (فوژیموطو) که بهمراه دسته کشتیهای جنگی کرووازورهای ما بود بر زرهپوش (سواروف) تاختند. این سفینه تا به آخر وقت بيك طوپ کوچکی که داشت در مدافعه دوام ورزید . اما نهایت الامر با ضربۀ دو طورپیل بزیر دریا فرو رفت! «۲۰ دقیقه از ۷ گذشته بود: کشتیهای ما که درین قسم میدان محاربه بودند برای رفتن بموعد ملاقاتی که در جزیره های (اوللوناخ) تعین شده بود امر گرفتند، و ازینسبب از محاربه صرف نظر کردند، و بسوی استقامت شمال شرق بره پیمایی آغاز کردند. --*-- راپورت در باب محاربۀ طورپیدوها « محاربه شب ۲۸ بمجردیکه محاربۀ روز ۲۷ منقطع گردید آغاز نهاد . اینمحاربه عبارت از جنگ و جدال بسیار شدید و مهلکی بود که لوی غندهای طور پیدوها، ومخرب ها از جهتهای مختلف اجرا کرده بودند. «باد بسیار شدیدی که از صبح به اینطرف در وزیدن بود دریا را خیلی بر جوش و خروش نموده بود. و به اینسبب این سفینه های كوچك ما به بسیار مشکلات مانوره یعنی حرکات عسکریۀ خود را اجرا میتوانستند. بنابرین پیش از انکه
صحیفه ٧٤ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم محاربه روز آغاز کند لوی غند طورپیدوهای را که در پیش من بودند در خلیج (می یورا) فرستادم . بوقت شام شدت باد یکقدری کمشد ، اما در یا هنوز خیلی در طلاطم بود ، و به اینسبب وضعیت سفاین طورپیدوی ما هنوز برای مانوره کردن در شب مساعد و موافق نبود . مع هذا لوی غندهای طورپیدو ، و مخربهای ما از بیم آنکه مبادا این فرصت یگانه از دست شان فوت شود با وجود طلاطم پر دهشت بحر پیش از غروب شمس خود را بمیدان رزمگاه در انداختند ، و در باب نزدیکشدن به دشمن جد و جهد نمودند . لوی غند مخرب (فوژیموطو) که از جهت شمال می آمد ، ولوی غند مخرب (باژینا) که از شمال شرقی می آمد ، ولوی غند طورپیدوی (قاوا زه) از سه طرف بر دسته کشتیهای جنگی اصلی دشمن بشدت هجوم بردند . در همین وقت لوی غند مخرب (يوشيزيما) ، ولوی غند مخرب (هیروزه) از جهت شرق ، و جهت شرق جنوبی بر آخر قول همین دسته کشتیهای جنگی دشمن اجرای صولت کردند . لوی غندهای طور پیدوی (فوکودا) ، (اوتاکی) ، (اویاما) ، (قاوا دا) که از جهت جنوب میآمدند دسته کشتیهای جنگی کر و وازورهای دشمن را که از دسته کشتیهای جنگی اصلی جدا افتاده بودند بشدت تمام عقب گیری نمودند . به اینصورت در وقتی که تاریکی شب جهانرا فرامیگرفت این دسته کشتی های جنگی کوچک ما دشمن را از سه طرف احاطه کرده بودند . پس معلوم شد که این وضعیت مهلکه دشمن را بيك خوف وهراس فوق العاده انداخته بود که بعد از غروب آفتاب از راهیکه بر استقامت جنوب غربی گرفته بود صرف نظر کرده سر از نو باز بسوی استقامت شرق توجیه حرکت نمود . هجوم شبانه لوی غند های طور پیدوی ما بساعت (٨) شب
صحیفه ۷۵ راپورت در باب محاربه طور پیدوها جلد پنجم اول از هجوم لوی غند مخرب (یازیما) که بطرف سردسته کشتیهای جنگی دشمن اجرا کردند آغاز نهاد . و سر از ین ساعت همه لوی غند های طور پیدوی ما از هر استقامت مانند شاهینهای تیز پروازی برین دسته کشتیهای جنگی به پرواز آمدند ، و تا بساعت (۱۱) شب اصلا از هجوم فارغ نشدند دشمن نیز همه پروژه کتورها ، وطوپهای خود را استعمال کرده از مدافعه و محاربه ناامیدانه کوتاهی نکردند . و لی به این هجومهای متمادی حشرات البحر طور پیدوهای مامقاومت و توانایی نتوانسته همه ترتیبات محاربه شانرا کاملا زیر وزبر نمودند ، وهريك از كشتيها بيك يك طرفی گریخته در هر جهت دسته کشتی های جنگی يك بی انتظامی و پراکنده گی بزرگی حکمه فرما گردید. « طور پیدوهای ما بعقب گیری آنها بشدت دوام ورزیدند میدان محاربه درهم و برهم گردید . سه قطعه زرهپوش دشمن که یکی زرهپوش (سبصو یی وه لیقی )، و دیگرش کرووا ز ورزرهپوش ( امپرال ناخيموف ) ، وكرو وازور زرهپوش (ولادیمیرمونوماق) بودند باطور پیلهای طور پیدوی ما زخمهای کاری خورده از کار در افتادند. از طرف ماطور پیدوهای نمبر(٦٩) ازلوی غند ( فوکودا) ، ونمبر ( ٣٤ ) از لوی غند ( اویاما ) ، ونمبر (٣٥)از لوی غند ( قاوادا ) بتاثیر اوبوسهای دشمن غرق شدند . مخربهای (هارو زامه ) ، و ( آ قاچوکی ) ، و( ایقاچوکی) ، و( یوژیری )، وطور پیدوهای (صوژی ) ونمبر ٦٨ و نمبر (۳۳) نیز از گله های اوبوس دشمن خوب متأثر شدند. و بصورت موقت از صف حرب بیرون برآمدند . ضایعات مرتبات مادر لوی غند های (فوکودا ) . و ( اویاما ) ، و (قاوادا ) نسبت بدیگران زیاده تر بوقوع آمده بود . طایفه های سه طورپیدوی ما از طرف مخرب ( قازی) وطور پیدوهای نمبر(۳۱) و (٦١) رهایی یافتند .
صحیفه ٧٦ محاربة روس و جاپان جلد پنجم « از قرار گفته اسیر های روسی که بدست ما افتاده بودند چنان معلوم شد که هجوم طورپیدو های ما که در شب اجرا کرده بودند خیلی مدهش شده بود . این کشتیهای كوچك مابه آنقدر سرعت هجوم میکردند ، و آنقدر نز ديك می آمدند که توقف دادن آنها غير ممکن دیده میشد ، و از انقدر نزديك طور پیدهای خود رامی انداختند که نشان گرفتن آنها غیر قابل مینمود . « غير ازين هم مهائيكه ذكر كرديم لوی غند مخرب (سوزوکی ) و دیگر لوی غند های طور پیدوی مانیز از استقامتهای مختلف به عقب گیری ، و جستجوی دشمن افتاده بودند . بوقت صبح روز ( ٢٨ ) در (٢٧) ميل شرق شمالی ( قارا زاکی ( نام محل دو قطعه سفينة حربیه دشمن را دیده برا نها هجوم بردند ، و هماندم یکی از انهارا غرق كردند نظر به گفته اسیر هائيكه بدست آمده بود این کشتی غرق شده سفينة حربيه ( ناوارین ) بود که از هر دو طرف خود دو دو طورپیل خورده و در ظرف دو دقیقه در قعر بحر پو یان کردیده است . دیگرلوی غند های طور پیدوی ما اگر چه تمام شب بجستجوی دشمن در استقامتهای مختلف تک و تاز کردند ولی هیچ اثری از دشمن کریز پای خود نیافتند . « اینست نتیجه هجوم طورپیدو ها که در شب ۲۸ می اجرا گردید . راپور در باب محاربة میدان ٢٨ می « در روز (۲۸) می دمه کثیفی که از ٢٤ ساعت به اینطرف جهانرافرا گرفته بود تمامها بر طرف شده بود. دسته کشتیهای جنگی اصلی مابادسته کشتیهای جنگی کروواژور های زرهپوش ما تخميناً در (۲۰) ميل بجهت جنوبی جزيرة ( اولنونغ ) موجود بودند. دیگر لوی غندهای ما ، و دسته کشتیهای
صحیفه ۷۷ راپور در باب محاربهٔ میدان ۲۸ می جلد پنجم جنگی طورپیدو های ما که به هجومهای دیشبهٔ خودشان کشتیهای دشمن را تار و مار کرده بودند از راههای مختلف بموعد تلاقی یکسر پیش می آمدند. « ساعت (۵) را (۲۰) دقیقه گذشته بود. در اثنایی که من برای سد کردن خط رجعت دشمن دستهٔ کشتیهای جنگی کروزورهای زرهپوش خود را بطرز زنجیر کشف از شرق بسوی غرب ترتیب میدادم از طرف دستهٔ کشتی های کروزورهای ما که تخمیناً (۶۰) میل در عقب ، و بر استقامت شمال برفتار بودند خبر داده شد که دستهٔ کشتیهای جنگی دشمن را در جهت شرق دیده اند ، که بسی ستونهای دود های آن به آسمان بلند میشود . « بعد از کمی این دستهٔ کشتیهای جنگی کروزورهای مابدشمن نزدیک شدند و بما اشارت کردند که دستهٔ کشتیهای جنگی دشمن عبارت از ۴ قطعه زرهپوش و دوکروزور میباشد ، و یکسر بسوی شمال در رفتار است. هیچ شبهه برای مانماند که این کشتیها عبارت از قسم اصلی ویران شده کی دستهٔ کشتی های جنگی دشمن خواهد بود. بنابرین دستهٔ کشتیهای جنگی اصلی ما با دستهٔ کشتیهای جنگی کروزورهای زرهپوش ما برای بستن راه رابر دشمن بطرف راست تبدیل حرکت کرده بر استقامت شرق رفتار نمودند . لوی غند های ( توغو ) و ( اوریو ) نیز به دستهٔ کشتیهای جنگی کروزور ها التحاق کرده در عقب آنها موضع گرفتند . به اینصورت بساعت ده و نیم در ( ۱۸ ) میل جنوب ( تا که شیما ) دشمن از هر جهت احاطه شده بود . « این قوت دشمن عبارت بود از کشتیهای زرهپوش ( اوره ل ) و ( نیکولای نخستین ) ، ومحافظهای ساحل ( آپراکسین ) ، و ( سه نیاوین) وکروزور ( ایزمرود ) که همهٔ آن پنج قطعه میباشد . در همین وقت یک کروزوردیگر دشمن در استقامت جنوب از بسیار دور پدیدار گردید ، و
صحیفه ۷۸ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم لی خیلی زود باز از نظر پنهان شد. اینچند پاره کشتی که با قلی ویران شده کنی دسته کشتیهای جنگی دشمن بود به آندارجه خسارت زده شده بودند که با قسای فایقه ما مجال محاربه کردنرا نداشتند. و بعد از انکه کر و و ازورهای زرهپوش مايك چند کله بر آنها اندا ختند قونتز امیرال (نه بوغانوف) که قوماندان این کشتیها بود اشارت کشید که با همه قوای حربیه که در زیر اداره اوست آرزوی تسلیم شدن را دارد. من این اشارت او را قبول کردم، و يك خوبی دیگر هم با آنها کردم که افسران شا ن را اجازه محافظه کردن شمشیرهای خود شان را دادم . تنها کر و و ازور (ایز مرود) دشمن پیش از کشیده شدن اشارت تسلیم با همه سرعتی که داشت یکسر بسوی جنوب فرار نموده از پیش لوی غند (توسو) در گذشت، و بسوی شرق يك راهی برای خود پیدا کرده توانسته از نظر پنهان گردید. درین اثنا کشتی (شيطوزه) بما التحاق مینمود که از خلیج (آبورایا) عودت میکرد، و در راه يك مخرب طور پیدوی دشمن را غرق کرده بود. «وقتی که (شيطوزه) کر بختن سفینه (ایز و مرود) را مشاهده کرد، هماندم تبدیل استقامت نموده (ایز و مرود) کریزیا را تعقیب نموده اما دشمن برهایی دا دن گریبان خود کامیاب آمده در جهت شمال به میان مسافات بعیده بحر از نظر پنهان گردید. «پیش ازین وقایع، در وقتی که لوی غند (اوربو) بسوی شمال پیش میرفت بساعت ۷ صبح در جهت غرب يك کشتی دشمن را مشاهده نمود هماندم کشتیهای (اوتار)، و (نی ناقا) که در زیر قوماندانی کپتان (آریما) بود به تعقیب آن شتافتند . ساعت (۹) بود که به آن رسیدند، و شناختند که کشتی (سوییه تلانا) ست برفاقت این کشتی دشمن يك مخرب طور پیدو هم بود. این دو کشتی ما
صحیفه ۷۹ راپور در باب محاربه میدان ۲۸ می جلد پنجم چون يك کمی بدشمن نزدیکشدند آتش بسیار شدیدی کشادند . و بعد از یکسا عت محاربه کشتی (سوییه تلانا)ی دشمن را در نزدیکهای خلیج (شی بوک پی یونغ ) غرق کردند . سفینه (نی تاقا) با مخرب طور پیدوی (موراقومو) که نو بمددگاری شان رسیده بود (بیستری) نام مخرب طورپیدوی دشمن را که با ( سوییه تلانا) بود عقب گیری نمودند از (۱۱) (۵۰) دقیقه گذشته بود که او را به ساحل نزديك کرده در زیر فشار گرفتند ، ونهایت در يك خلیج بی نامی انرا غرق و ناپدیدساختند. مرتبات این دو سفینه که زنده مانده بودندجمله از طرف کشتی های معاون( اسریكا مارو) ، و(قازوغامارو) رهایی داده شدند . «در اثنامیکه قسم اعظم دسته کشتی های جنگی مرکب ما که دشمن را اسیر کرده بودند هنوز در محل وقعه اسیر شدن امیرال (نه بوغاتوف) بودند، و با چهار کشتی جنگی اسیر شده دشمن مشغول بودندینا گهان از دور کشتی امیرال ( او شاقوف) مشاهده شده هماندم يك مفرزه بحریه که از کشتیهای (ایواته) و (یاقومو) مرکب بودند بر او بحمله آوری مقرر شد . يك کمی از ساعت ۸ گذشته بود که این دو کشتی ما به کشتی دشمن رسیدند، وهماندم تسلیم شدن او را تکلیف کردند . اما کشتی روس به این تکلیف کشتیهای مابه آتش طوپ جواب دادند . بنابرین بجز اینکه بر و هجوم برده شود دگر چاره نماند. نهایت الامر کشتی روس را غرق کردند ، و ۳۰۰ نفر مرتبات آنرا از میان موجهای فروبرنده بحر محیط رهایی داده اسیر کردند . « ساعت۳ و نیم بود که (سازانامی) ، و(قازارو)نام مخرب طورپیدوهای مادو مخرب طورپیدوی دشمن را تخمیناً (٤٠) میل در غرب جنوبی جزیره های (اولنونغ ) مشاهده کردندکه یکسر بسوی شرق درگریختن بودند. یکی ازین کشتیهای دشمن که در عقب مانده بود يك بیرق سفیدی برافراشته اشارت
صحیفه ۸۰ محاربة روس و جاپان جلد پنجم تسلیم شدن خود را نمودار کرد. بنابرین طور پيدوی (ساز انامی) نام ما رفته انرا بدست تصرف خود در اورد. معلوم شد که این مخرب طور پیدوی دشمن ( بی په دودی) نام کشتی روس است . ویس امیرال (روژه ست وه نسکی) با همه ارکان حربیه خود درین کشتی بودند، و جمله شان با طایفه های خود اسیر افتادند . طور پیدوی (فازه روی) ما تا بساعت (٦) ونیم به تعقیب کشتی دیگر روسی دوام ور زید، ولی بگر فتار آوردن آن موفق نشده کشتی كوچك روس گريبان خود را رهایی داد . لوی غندهای (اوریو) و (یازیما) بساعت (٥) شام کرووازورزرهپوش (دیمتری دونسقوی) دشمن را مشاهده کردند، و هماندم بعقب گیری آن شتا فتند . درین اثنا کشتی های «اوتاوا»، و (نی تاقا) نام ما بهمراه «آزاژیری) و (شیر اقومو) ، و (فوبوكى) نام مخرب طور پیدوها از خلیج (نی پونغ) بر می گشتند . بنابرین از جهت غرب به او تقرب کردند، و هماندم برکشتی مذکور آتش گشادند. و به ینصورت کشتی روس در میان آتشهای مقراضی کشتیهای مادر افتاد و تا بوقت شام که تاریکی شب جهان را فرا گرفت بشدت تمام بمحاربه دوام نموده کر و واز ور دشمن به بدصورت زده و زخمی شد . اما بازهم بشناوری دوام مینمود . تا آنکه در تاریکی شب از نظر نهان گردید. و کرو وازورهای ما آتش خودرا قطع نموده «فوبوکی» و (یاژیما) نام مخرب طور پیدوهای ما بر او حمله آوردند. اما نتیجه مشكوك وغير معین بماند. روز دیگر بوقت صبح این کشتی دشمن در نزدیکی ساحل جزیره های (اولونغ ) دیده شده هماندم از طرف کشتیهای ما بقعر دریا فرستاده شد. مرتبات آن که در جزیره ها برآمده بودند از طرف (قازوغا) ، و ( قوبوكی) جمع آوری شدند . در اثنایی که قسم اعظم دسته کشتی های جنگی مرکب ما در شمال به این
صحیفه ۸۱ راپور در باب محاربه میدان ۲۸ می جلد پنجم صورت حاصلات حرکات شدیدانه جوانمردانه خود را بجمع کردن مشغول بودند. در جهت جنوب نیز بسیاری از سفاین حربیه دشمن اسیر میشدند. سفینه های معاون (شینانومارو) و (تنان مارو) و (یاواتا مارو) برای تحریات و تجسسات بوقت صبح (۲۸) می حرکت کرده بودند. این کشتیها بعد از یکمدتی در (۳۰) میل شمال شرقی (قازازاکی) (میصوبی وه لیقی) نام کشتی دشمن را مشاهده کردند که این زرهپوش دشمن یکشب پیشتر با طورپیدهای طورپیدوهای ما زخمدار شده بودند. و درین وقت که سفاین معاونه ما میرسیدند، در حالت غرق شدن بود. کشتیهای معاون ماهماندم بگر فتار کردن آن، و خلاص کردن طایفه آن حاضر شدند. اما ساعت (۱۱) بود که این زرهپوش بسیار بزرگ دشمن نیز در زیر دریا از نظرها نهان گردید. «در دیگر طرف از ساعت (۵) (۲۰) دقیقه گذشته بود که مخرب طورپیدوی (شیرانووی)، و سفینه معاون «سادومارو» به کشتی جنگی «آمیرال ناخیموف» در «۵» میل شرقی ساحلهای «چوشیما» تصادف کردند که کشتی مذکور در میان یک تهلکه عظیمه مانده بود. در عقب این تصادف «ولادیمیرمونوماق» نام کشتی جنگی دیگر دشمن را دیدند که این هر دو کشتی بحالت غرق شدن بودند. کشتی «سادومارو»ی ماهماندم بتدارکات ضبط کردن آنها آغاز کردند. ولی کشتیهای دشمن آنقدر خسارت زده شده بودند که از هر طرف انهار خنه های حسیمی پیدا شده آبها بشدت دران هجوم مینمود. کشتی ماهم بانقدر توانستند که مرتبات آنها را رهایی بدهند. بساعت «۱۰» هر دوی آنها در زیر بحر پویان شدند. در همین اثنا بود که «غرومکی» نام مخرب طورپیدوی دشمن دران جوار پدیدار شد و دفعته بسوی شمال بره پیمائی آغاز نهاد. (شیرانووی) همان دم اورا عقب گیری کرد و درین اثنا طورپیدوی نمبر (۶۳) نیز رسیده هردوی شان
صحيفه ۸۲ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم بر کشتی دشمن هجوم برده آن را ضبط و طایفه اش را اسیر کردند . اما سفینه مذکو ر به آنقدر خسار دوچار آمده بود که از ساعت (۱۲) (٤٦) دقیقه گذشته بود که از سطح آب الوداع ابدی گفته در قعر بحر شتابان گردید . بعد از محاربه دیگر اقسام دسته کشتیهای جنگی ما و سفاین معاونه ما هر هر طرف میدان محاربه ، و سواحل همجوار را بخوبی جستجو کرده بسیاری از مرتبات سفاین غرق شده دشمن را بدست آوردند . همه اسیرانی که درین محا ر به اسیر دست ما شدند بضمیمه مرتباتی که در کشتیهای اسیر شده بودند به (۶۰۰۰) هزار آدم بالغ شدند . « نتیجه محاربه که از روز (۲۷) می بعد از پیشین آغاز ، و در روز (۲۸) می بعد از پیشین به انجام رسید عبارت از همین بود که بیان گردید . بعد از محاربه يك قسمی از دسته کشتیهای جنگی ما تا بسیار جاها بسوی جنوب برای جستجوی دشمن پویان شدند ، ولی دران جهتها هیچ یکی از سفاین دشمن دیده نشد . تقریباً (۳۸) قطعه کشتی دشمن بداخل شدن دریای (ژاپان) تشبث ورزیده بودند . که ازین جمله تنها يكچند کرووازور ، ومخرب طورپیدو ، و يکچند سفينه معاون بی اهمیت از دم سلاح قهر و تدمیر ما گریبان خود را رهایی داده توانسته اند . درین محاربه عظیمه که دو روز دوام نمود ضایعات ما تنها بر سه طورپیدو منحصر مانده است . بعضی دیگر سفینه های مانیز اگر چه کم و بیش دوچار خسار شده اند ، ولی هيچ يکی از آنها بدرجه که از خدمت خود پس بمانند زده وزخمی نشده اند. ضایعات نفوسی که در همه دسته کشتی های جنگی ما بوقوع آمده از افسران و نفر بها (١٦٠) مقتول و (٥٣٨) مجروح میباشد . « در مابین نفوذ و اقتدار این دو قوت معارض یعنی دسته کشتی های جنگی ما و روس يك فرق بزرگی موجود نبود ، و این راهم اعتراف میکنم که افسران
صحیفه ۸۳ راپور در باب محاربه میدان ۲۸ می جلد پنجم ومرتبات دشمن به بسیار غیرت و شدت جنگ کردند، ولی باوجود آنهم دسته کشتی های جنگی ما مظفر آمده نتایج مذکوره را حاصل کردند که اینهم اثر جسارت ودلاوری خودمانی بلکه از فضایل برگزیده حضرت ایمپراطور ما يك نشانه علوی ایست. اینقدر کم بودن ضایعات ما نیز بجز تاثیر حمایه ارواح اجدا دایمپر اطوری بر دیگر هیچ چیزی عطف و اسناد کرده نمیشود . وهمه افسران و افراد ما كه بيك شدت و دلاوری مردانه حقیقی محاربه کرده اند چون به سوی این نتیجه مظفریت ، و بی نسبتی ضایعات خود می بینند بجز اینکه آن را بر اثر شفقت وحمایه ارواح متقدمین حمل نمایند دیگر چیزی گفته نمیتوانند . »
صحیفه ٨٤ محاربه روس و جاپان جلد پنجم ملاحظات در باب محاربه میدان چوشیما عاقبت الیم – و طرز ساخت سفاین حربیه روس انجام الم انگیز کشتیهای جنگی روس ازینقرار است : (١) – کشتیهای زرهپوش روس (٨) قطعه بود (٦) قطعه آن غرق کرده شد که اینهاست : (قیناز سواروف ؛ الکساندر دوم ؛ بوردینو ؛ اوسلی یابیا ؛ سیسویی وه لیکی؛ ناوارین) دو قطعه آن اسیر شد که اینهاست : [ اوره ل ؛ نیقولای نخستین ] (٢) – کروز ا زورها (٩) عدد بود (٤) قطعه آن غرق شد که اینهاست : [امیرال ناخیموف ، سوبیه تلانا ، و لادیمیر، ایزومرود ] سه قطعه آن به (مانیلا) فرار کردند ، و در انجا محبوس شدند که اینهاست : [ اورورا ، اوله غ ، ژه مچوغ ] یکی به بندرگاه (ولادیو وستوك) گریخت که نامش [آلماز] است . (٣) – محافظهای ساحل (٣) عدد بود . دو عدد آن اسیر شد که [اپراکسین، و دیگرش سه نیاوین] بودند. يك عدد آن غرق شد که [امیرال اوشاقوف] بود . (٤) – مخرب طورپیدوها (٩) عدد بود (٤) قطعه آن غرق کرده شد
صحیفه ۸۵ ملاحظات در باب محاربه میدان چوشیما جلد پنجم که اینها ست : [ بوئی نی ، بیستری ، غروءکی ، و یکی دیگر ] . یکی اسیر افتاد که نامش ( بی یه دووی ) بود . یکی در اثنای گریختن به [ شانفهای ] بسبب خساراتی که یافته بود غرق شد ، نامش ( بله ستیاجی ) یکی به شانفهای گریخت و در انجا تجهیزاتش برداشته شده محبوس ماند که نامش [ بودری ] بود . یکی به ولادیوستوک فرار نمود که نامش ( براوی ) بود . آخری آن معلوم نشد که چه شد . ( ۵ ) — کروزر های معاون یکدانه بود که آنهم غرق کرده شد . نامش ( اورال ) بود . ( ۶ ) — واپور های معاون ( ٦ ) قطعه بود . ( ٤ ) قطعه آن غرق کرده شد . نامهای شان [ قامچالقا ، ایرتیش ، آنادیر ، روس ] بود. دو قطعه آن به شانفهای فرار کرده در انجا حبس شدند که نام شان [ قوره آ ، و سویر ] بود . ( ۷ ) — واپور های خسته خانه دو قطعه بود که هر دوی آن اسیر شدند . و یکی بعد از اسیر شدن آزادی داده شد که نامش [ قوستروما ] بود ، و دیگرش که ( اوره ل ) نام داشت در غنایم بحریه داخل شد . — اجمال — کشتیهائیکه غرق شده ۲۰ قطعه کشتیهائیکه اسیر شده ٦ قطعه کشتیهائیکه گریخته اند و غرق شده ۲ قطعه کشتیهائیکه ببندر گاههای بیطرف رفته و حبس شده ٦ قطعه کشتیهائیکه اسیر شده و رهایی داده شده ۱ قطعه کشتیهائیکه فرار کرده اند ۲ قطعه
صحيفه ٨٦ محاربة روس و ژاپان جلد پنجم در روسیه بملیونها نفوس به حوادثی که از آشیای (چوشیما) بیاید منتظر بودند . حتی این انتظار بتمام ساکنان کره زمین شامل بود . آرزوی شدیدیکه در دلهای روسها برای غالبیت دسته کشتیهای جنگی شان جایگیر شده بود اگر بگمان یگان حساب میشد يك جمع بسیار بزرگ وحشتناکی از امید تشکیل مینمود ! قسم اعظم مردمان به تدقیق بعضی حسابها و رقمها مشغول بود . مثلا بعضی عدد سفاین حربیۀ روس را ، و بعضی مقدار جنس و توپهای سفاین حربیۀ شانرا ، و بعضی شجاعت و دلیری تاریخیۀ افسران و مرتبات شانرا حساب کرده دسته کشتیهای جنگی امیرال (روژه ست وه نسکی) را از دسته کشتیهای جنگی امیرال (توغو) قوتمند تر و مافوق تر تصور میدادند . ولی هزار افسوس که این تصورات منتظره از قوه بفعل نیامد ! خبر حقیقت بسیار تلخی همه این حسابها و تخمینها را زیر و زبر نموده اینهمه امیدها را با خاك يكسان نمود . این يك امر طبیعیست که شاهدی ظفریت بحری به تفوق عددی روی التفات ندارد ، بلکه در آغوش قوتمندتر ، و تجربه دیده تر ، و با تدارك تريك دستۀ کشتیهای جنگی میاندازد که در يك دارالحربی که بخود او خوب معلوم باشد حرکت کرده بکمال سهولت و زودی نواقص خود را اکمال، واحتياجات خو درا بر طرف بتواند . اینست که این محاربه چوشیما این حقیقت تجریه تاریخیه را باز بما بخوبی روشن و مبرهن نمود . «روژه ست وه نسکی» هنگامیکه از (لیباو) بسوی اقصای شرق میرفت امید مشخص همه دولت روس شده برفت ؛ اما در اول مصادمه که بادشمن نمود يك ناامیدی مجسمی تشکیل داد ! و سنگ خوش عیار موفقیت و کامیابی را در پله میزان روسها نتوانست نهاد .
صحيفه 87 صورت تلگراف جلد پنجم مع هذا همۀ این قباحت عدم موفقیت را بر او انداختن گناه است! در خصوص يك محرر روسی اینچنین مطالعات بیان میکند: «آمیرال روژه‌ست‌وه‌نسکی» چرا از ابنای‌های (په‌روز) یا (چوغازو) مرور نکرد و از ابنای (قوره) گذر کرد، تا اینکه این فلاکت را بر خود بیاورد؟ پس اگر چه اینگونه يك اعتراض معقول بر او وارد میشود؛ اما اگر او بجواب بگوید که (برای طی کردن اینقدر مسافه بدرجۀ کفایت زغال نداشتم) در ا نوقت چه حق داریم که به او چیزی بتوانیم گفت. «اما اینهم جای دقت و اندیشه است که آیا میرال (روژه ست وه نسکی) بدر آمدن آبنای قوره قطعیاً مجبور بود؟ آیا وقتی که آن دمهٔ کثیفه را دیده بود نمیتوانست که پیش رفتن خود را تا بر طرف شدن دمه معطل بگذارد؟ آیا نمی توانست که در سواحل قوره يك خلیجی را برای خود اس‌الحرکات گرفته برای داخل شدن در آبنای مذکور موافقتريك زمانی را انتظار بکشد؟ این است که این سوالها را خود (روژه ست وه نسکی) باید جواب بدهد! جناب زار روس در عقب محاربۀ (چوشیما) به امیرالهای خود به اینصورت بیان تبریکات کرده است: - صورت تلگراف - در توکیو: به یاور حریم و پس امیرال روژه‌ست‌وه‌نسکی «بشما و دیگر همه افسران و مرتبانی که در دستۀ کشتیهای جنگی شما بوده از صمیم قلب تشکر میکنم. در اثنای محاربه در خصوص بجا آوردن وظیفهٔ مقدسۀ خودتان حرکات فداکارانه که برای من و تمام روسیه اجرا کرده‌اید شایان تقدیر و ثناست. بموفقیت و کامیابی تشبث شما ارادۀ الهیه شرف تعلق ننمود. اما بمقابل آن شما آن امر عظیم را بجسارت و شجاعت فوق‌العادۀ‌تان
صحيفه ٨٨ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم تزئین و اعلا كرديد . روسيه دايما بوجود شما مغرور خواهد بود . در نزديك وقت اعاده عافيت كردن شما را ، وصبر ومتانت نشاندادن شمارا از جناب حق تمنی و نياز ميكنم . » دیگر در مانيلا : به قونترا ميرال نه نكيست « قوماندانها ، وافسران ، ونفر های کرو و ازورهای ( اولفا ، و اورو را ، وزه مچوغ ) همه شما جدا جدا تشكر ميكنم . و خدمات برگزيده شما را كه در اثنای ان محاربه دهشتناك بجا آورده ايد تقدير و ثنا ميگويم . جناب حق بخاطر اينكه وظايف مقدسه خودتانرا بخوبی بجا آورده ايد بدلهای شما صبر وتسكی احسان بفرماید . » دیگر در ولاديوسستوك : به قوماندان ( آلماز ) ياور حرب ( چاغين ) « بشما بكمال صمیمیت تشكر ميكنم در اثنای محاربه بد بخت چوشيما از حركات فداكارانه كه بجا آورده ايد به قوماندان و افسران ، ومرتبات سفينه های ایزومرود ، آلماز ، غروزبوی ، و براوی از طرف من بيان ممنونیت بكنيد در میان اینهمه المها وكدرهائيكه روسیه را از یكسو تا دیگر سر استيلا كر ده بياد آوریهای وظيفه مقدسه شما حسان فرمودن تسلی و قوت را بشما از جناب حق دعا و نیاز میکنم . » نتایج این محاربه از تصور بد بين ترین مردمان نيز وخيمتر ومؤلمتر كرديد. طالع درین بازی بروی روسها خنده نكرد . هنوز در اول محاربه اميرال (روژه ست وه نسكی) زخمدار كرديد . واگر چه مشار اليه از سفینه اميرال بکشتی طور پیدوی ( بوئی نی ) نقل نموده توانست ولی اداره کردن دسته
صحیفه 89 صورت تلگراف جلد پنجم کشتیهای جنگی برای او ممکن نشد . تا آنکه این امیرال بدبخت آخر الامر با همه ارکان حربیه خود بدست دشمن اسیر افتاده فلاکت خودرا بکمال رسانید. بعد ازو ، قدیمترین قوماندانها امیرال (فه‌لکرسام) بود که او نیز آنقدر نا جور وضعیف بود که پیش از رسیدن دسته کشتیهای جنگی روس به ( چو شیما ) ترک سفینه حیات نموده است . پس به اینصورت قوماندانی دسته کشتیهای جنگی بعد از روژه ست وه نسکی و فه‌لکرسام ، اول به امیرال ( نه‌بوغاتوف ) وبعد ها به امیرال ( ئه‌نکیست ) که معلوم نشد که چه شد انتقال می یافت امیرال ( نه‌بوغاتوف ) مدهشترین رذالتها و نامردیها ئیکه خیال بشر آنرا تصور نتواند قبول نمود . یعنی باچار کشتی جنگی زرهپوش و يك مخرب طورپیدو خودرا بدشمن تسلیم کرد . نقطه مدهشترین این فلاکت نوی که بسر روسها آمد عبارت از همین عار اسا رتیست که از طرف امیرال (نه‌بوغاتوف) قبول کردید .» . * * * در نظامنامه بحری روسها در باب تسلیم شدن بدشمن این سطر ها مندر جست : «در اثنای محاربه شخصی که قوماندانست به افراد و افسرانی که بهمراه اوست دلاوری باید بدهد . وبکمال فداکاری و شجاعت تابه آخر درجه جنگ باید کند . اما اگر ازین سه حال یکی پیش شود همه افسران بزرگ و خوردرا در پیش خود جمع کرده و همراه آنها مشورت کرده هرگاه رایهای همه شان در باب قبول کردن اسارت قرار گرفت از بهر آنکه خون ریزی بیهوده نشود کشتی خودرا بسبب حالات ذیل بدشمن تسلیم میتواند : حال اول – : هرگاه گله های دشمن آنقدر شگافها ورخنه ها در کشتی
صحیفه ۹۰ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم او پیدا کرده باشد که بستن آن ممکن نباشد ، و کشتی بغرق شدن آغاز نهد . حال دوم – : هر گاه جبه خانه در کشتی هیچ نماند، وطوپ های کشتی بتأثیر کله های دشمن سراسر از کار بیفتد ، و الحاصل هنگامیکه از همه اسباب جنگ و دفع کردن دشمن محروم بماند ، و یا در مرتبات آنقدر ضایعات و کمبودی ظهور کند که تاب آوری بیرون دایره امکان شود . حال سیوم – : هرگاه در کشتی يك احتراقی یعنی سوختنی که قابل کن کردن نباشد ظهور نماید . « اما با وجود این سه حال باز هم اگر قوماندان دید که عسکر خود را بواسطه قایقها و کشتی های كوچك بهیچصورت رهایی داده نمیتواند و بهیچصورت کشتی خود را غرق کرده نمیتواند در انوقت قبول کردن عار اسارت برای او جائز است . » این سخن و مقصد نظامنامه بحری روس بسیار واضح و صریح است كه يك افسر بحری ازینکه خون ریزی بی فائده بکند تسلیم شدنش اولتر است . اما کشتی خود را نی بلکه خود را و نفری های بحری خود را تسلیم کند، و کشتی خود را بهمه حال بدست دشمن نداده بهمه حال غرق باید کند. و اگر از غرق کردن کشتی خود سراسر محروم گردد و بهیچصورت نتواند که کشتی خود را غرق کند در انوقت تسلیم میتواند نمود . در پیشها که کشتیها از چوب ساخته میشد خراب کردن و غرق ساختن آنها حقیقتاً خیلی مشکل بود ، و برای خراب کردن آنها لازم میشد که آنها را بر هوا کنند یعنی پرانند . و پراندن آنها بموجود بودن باروت بسیار زیادی موقوف بود. حال آنکه در وقت آخرهای محاربه باروت بدرجه کفایت در کشتی پیدا نمیشد . دیگر اینکه اگر کشتی را بر هوا میکردند همه طایفه های آن
صحیفه ۹۱ صورت تلگراف جلد پنجم نیز با آن کشتی محو و تلف میشدند که اینگونه يك فداکاری را هیچ یك قانون بشر امر و تعیین کرده نمیتواند. واگر این چنین يك تشبثی بشود عبارت از يك حرکت قهرمانانه فوق‌العاده خواهد بود. از دیگر چیزها صرفنظر، حالا اینرا بگوئیم که يك سفینه چوبی را خراب کردن بسیار مشكل يك كاری بود. اما امروزه روز که سفاین حربیه را از فولاد و آهن بساختن آغاز کرده‌ایم خراب کردن آنها در وقت ضرورت خيلی يك امر آسانی شده است. زیرا بمجردیکه سرپوشهای متحرک فولادی که در قسم زیر آب وابور موجود است باز شود هماندم آبها در درون وابور هجوم نموده وابور را بقعر بحر میبرد که در انوقت برای طرف غالب بجز اینکه برای رهایی دادن مرتبات کشتی غرق‌شده کوشش ورزند دیگر کاری نماند، زیرا کشتی را از غرق منع کردن غیر ممكن يك چيزيست. چونکه برای رهایی دادن کشتی را از غرق اولاباید سرپوشهای (که نستون) را که نام همان سرپوشهاست – و در درون مخزنهای وابور پنهانست شناختن لازم است که آنرا نیز بجز خود صاحبان همان وا بور دیگر کسی نمیشناسد. و گیرم که دشمن ترتیبات عمومیه آن کشتی سرپوش بازشده را مفصلاً بداند، در آنحال نیز بند کردن آن از طرف غالب غیرممكنست زیرا بمجردیکه سرپوشهای مذکور باز شود هماندم آبهای بحر در مخزنهای مذکور از زیر هجوم کرده مخزنها را در آن واحد پر میکند، و بستن آنرا محال میسازد. مثلا قایمقام (ایوانوف) که در سفینه (روریق) روس در (شه‌مولپو) بود بعد از مقاومت مردانه که بمقابل دسته کشتی‌های جنگی ژاپان اجرا کرد، و کپتان اول و دوم کشتی تلف‌شد. نوبت کپتانی بخود او رسید و از سلامت کشتی خود مأیوس شد بفر و آوردن بیرق کشتی نیز تنزل نموده سرپوشهای (که نستون) کشتی‌زده و زخمی خود را باز کرده در میان موج‌های بحر ناپدید گردانید. برای
صحیفه ۹۲ محاربه روس و جاپان جلد پنجم ژاپانها در انوقت بجز اینکه طایفه‌های بدریا افتاده روسها را رهایی دهند دگر کاری باقی نماند . (سته روغوجی) نام کشتی طورپیدوی روس نیز بهمت دو نفر فدائی کشتی مذکور بهمین صورت غرقشده از اسارت دشمن رهایی یافت . در وقتیکه ژاپانها بکشتی مذکور رسیدند و بر ان تسلط یافتند همین دو نفر عسکر فداکار بحری بوجهو د خود شان سرپوشهای مذکور را از نظر دشمن پنهان ساخته و پیش از انکه ژاپانها به بندکردن انها کامیاب ایند انها را باز، و با خود یکجا غرق نمودند ، و از عار اسارت دست دشمن طورپیدو را رهانیدند . حالا مردانگی ، و نامردی ، وغیرت و بی غیرتی امیران (نه بوغانوف) رابا این دومثالی که بیان شد مقایسه نمائیم! اما این مقایسه را در مابین کشتی که امیرال (نه بوغانوف) و همراهان او سوار بود، وکشتی طورپیدوی (سته ره غوجی) که تا به آخرین نفرنی او تلف شده بود اجرا میکنیم . زیرا از ان کشتی بزرگ امیرال که بصدها نفوس انسانی در ان موجود بود فدا کاری (سته ره غوجی) را طلب کردن جایز نیست لکن از جناب (نه بوغانوف) وهمراهانش میپرسیم که چرا مانند قوماندان (روریق) حرکت نمودند ؟ و بچه مجبوریت با چهار سفینه زرهپوش عار تسلیم و اسارت را قبول کردند ؟ زیرا چیزیکه از همه بیشتر دلهای قوم روس را پاره پاره کرده وعوض اشک خون از دیدگانشان بارانیده همین مسئله شده است درین فاجعه مدهشه (چوشیما) که روسها محاربه قطعیه بحریه را پسراسر بای دادند ، وامید های حاکم شدن بحری را بیکقلم وداع ابدی گفتند بازهم از همه این فلاکتها این عار اسارت (بوغا نوف) بدتر بود . آیا روسهای بیچاره بعد از ین نیزچگونه خبرهای فلاکت آوری خواهند
صحيفه ۹۳ صورت تلگراف جلد پنجم شنید ؟ آیا خواندن راپورهای شرمسارانه سقوط (پورآرتور) که عدد طوپ های نیاز وسالم آن را، ومقدار باروت های ناسوخته آن را دران خواندند کم نبود که بر سر آن همه این راپور عار اسارت (نه بو غاتوف) را نیز خواندند. این خبرها بقوم روس بسیار تلخ میآید . زیرايك ملتى که در وقت فرستا دن دسته کشتیهای جنگی خود را بسوی اقصای شرق بر مظفریت قطعیۀ خود بنای فکر کرده باشند ، و بعوض مژده و بشارت خبر مغلوبیت و اسارت را بشنو ند البته که دلخون و داغ درون خواهند شد ! آیا امیرال (نه بو غاتوف) چار زرهپوش خود را در زیر کدام شرایط و چسان قواعد به اسارت تسلیم نمود، و تا به بندر گاه های ممالك ژاپان بچه صورت رسیده توانست ؟ اين يك معلوم است که در وقت اینگونه اسارتها در و اپورهای اسیر کرده شده بیرق دشمن ، بر بالای بیرق ملیتی خود آن واپو ر برافراشته میشود. آیا امیرال (نه بو غاتوف ) وارکان حربیۀ او باینگونه معاملۀ ناموس شکنانه چسان تحمل کرده توانستند؟ اینست که از همه پیشتر اینها را باید بدانیم که چه بود و چه شد؟ امیرال (نه بوغاتوف) برای خراب کردن زره پوشهای خود که اسیر دست دشمن نشود بهیچ یکی از اصولهائیکه در زیر احوال و شرايطيكه يك قوماندان بقبول تسلیم و اسارت به آن مأذون باشد تشبت و اقدام نورزیده . حتی نظر بقول ژاپانها زر هیپوش های مذکورا ز جائیکه اسیر افتاده بودند یعنی از پیشگاههای جزیره های ( اوکینوشیما) تابه لنگر گاههای ( مه جورو) و (ساسه بو) بپای خود شان آورده توانسته شده اند . پس معلوم میشود که لوی غند اميرال (نه بو غاتوف) بعد از انکه تسلیم شده اند چنان درست و توانا بوده اند که (۳۵۰) فرسخ يك مسافه را قطع کرده توانسته اند ! حیرت !!
صحيفه ٩٤ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم پیش از تسلیم شدن مفرزه (نه بوغاتوف) ضایعات وتلفیات مرتبات ان نیز آنقدر حائز اهمیت نبوده زیرا بنابر قول ژاپانیها عدد اسیر هائیکه بدست ژاپانیها درین کشتي ها در افتاده اند عبارت از (٢٣٠٠) نفوس بودند. پس چون حالا این واقعه اسارت (نه بوغانوف) را با واقعه سفینه (رورق) که تفصیلات آن پیش از ین ذکر شده بود مقایسه نمائیم شایان حیرت يك فرق و مباینتی می یابیم. ومردانگی و بیغیرتی را در وجدان ودماغ اشخاص می یابیم نه در همه يك قوم و ملت! در نظر افسرانی که دلهای شان بحسیات وطنیه، وغیرت ملیه مملو باشد مرگ ومردن هزار بار شیرینتر و شرفدارتر است ازینکه پیش از صرف کردن همه قوت و قدرت خود بدشمن سر فرو آرند. الحق که برای جنس عسکر ازین بیشتر ذلت وحقارت تصور نمیشود که پیش از انکه حق سلاح خودر اند هد، وهمه زور بازوی خودرا صرف بکند، وهمه آمال مقدسه خودرا بجوش و خروش نیاور دبدشمن تسلیم نفس نماید!! یکی از اخباره ئیکه در روس نشر میشد و نام آن اخبار (سن پترسبورغ) بود بنابر فلاکت (چوشیما) در یکی از صحایف خوداین سطرها رادرج کرده بود: «امیرالهای ما چنان يك دلیری وشجاعتی نشان ندادندکه مرگ را بر اسارت ترجیح کنند! و از سر افسرکل گرفته همه شان بدشمن اسیر شدند! این فلاکت عظیمه روسیه حصه کی از نتیجه دنائت آنهاست. زیراشاهد مظفریت را در آغوش کردن بحقیر شمردن مرگ موقوفست.» این سخن اخبار مذکور برای يك مغلوب مجروحی که در بسیار دور بدست دشمن اسیر افتاده يك تحقیر بسیار بزرگیست. بلی! ازين يك هيچ انکار نمیشود که اميرال (روژه ست وه نسکی) از نقطه نظر اداره حرب بسی خطا
صحیفه ٩٥ صورت تلگراف جلد پنجم ها کرده است. اما این گونه خطاهای او يك دليل ذلت و دنائت او نمیشود. چونکه اگر يك قوماندان بر خلاف قواعد مخصوص حرب بصورت بی تدبیرانه حرکت کند، دنائت و پست فطرتی اونی بلکه بی و قوفی و بی تد بیری او ثابت میشود . بناءً علیه آن اخبار (سن پترسبورغ) که بیست و چار ساعت پیش (رو ژه ست و فسکی) را با همه قوت و قدرت قلمیه خود مدح و ثنا میگفت حالا یکی یکبار تبدیل لسان کرده آن بیچاره را به دنائت متهم ساختن موافق انسانیت نیست . * ** اینست که محاربه میدان (چو شیما) به اینصورت جریان کرده بود . حالا یکقدری در مابین این محاربه ، و محاربه بحری که در (١٠) م آگست یعنی ده ماه پیش ازین بوقوع آمده بود ملاحظه و مطالعه نموده قیاسات اجرا نمائیم : اولا چنان معلوم میشود که نتیجه های این محاربه خونریزانه بزرگ با نتیجه های محاربه میدان (١٠) آگست بعکس همدیگر بعمل آمده . در طرف ژاپانها این محاربه عیناً باهمان آدمها ، وهمان مانوره ها ، و همان آدمهای (١٠) م آگست اجرا کرده شده بود، حالاً نکه در نتیجه های این محاربه و آن محاربه چقدر فرق بزرگی پدیدار است ! زیرا در محاربه میدان (١٠)م آگست روسها شکست فاحش خورده از هم پاشیدند ولی سراسر محو نشدند. ولی درین محاربه (٢٧) مى يك دسته کشتیهای جنگی بزرگ يك دولت بزرگ تا بفرد واحد سراسر محو و بی نشان گردید . در (١٠) م آگست ژاپانها از خودشان شبهه میکردند، چونکه هنوز قوت خودشان را تجربه نکرده بودند . موفقیت و کامیابی نخستینی که حاصل کرده
صحيفه ٩٦ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم بودند عبارت از نتيجه يك شبیخونی بود. و خودشانرا از درجه که بودند کم قوت ترگمان میکردند ، و روسهارا از درجه شان افزونتر پر قوت میدانستند . و ازین است که در انوقت امیرال (توغو) به احتیاط ، وتأنی، و بصیرت زیادی حرکت می کرد . و در وقت شام آن محاربه ازین آسانی کامیابی خود خودش نیز بحیرت افتاده ، و بریدن خط رجعت روسهارا بخاطر و خیال خودهم نیاورده پس به اس الحركات قدیم خود بر گردید . اما به بینید که بعد از ده ماه سر از نو اميرال ژاپانی چه اصول های دیگر در میدان محاربه تطبیق میکند ، و چه نیرنگهای عجیب و غریب بروی کار می آورد زیرا خطاهائیکه در اول بار از دستش سر زده بود در ینبار آنرا تصحیح ، و ایرادها ی اعتراض کنندگانی که برووارد آمده بود همه را تصديق و اعتراف نمود. بلی ، درینبار چنانچه در محاربه (١٠)م آگست کرده بود در مسافه های دور ایستاده نشد. از ( ٣٠٠٠ تا ٤٠٠٠ ) متر دور تر آتش گشاد. و هر وقتی که اندا خت خود را بیفایده دید آتش خود را قطع نموده جبه خانه خودرا تصرف و اداره کرد. و دمبدم مانند شاهینی که شکار خودرا در پیش بیند از ددشمن را تعقیب نمود . بلی، در ینبار کار بسیار خوب اداره کرده شد، نتایج مانند صاعقه مهلك گردید ! حالا نکه محاربه در داخل يك شكل بسيار بسیطی جریان یافته بود . كرووازورها برکرووازورها گله اندازی میکردند ، زرهپوشها بر زرهپو شها هجوم میبردند . در اول امر بايك مانورۀ بسیار درخشانی بکار آغاز کرده میشد . بعد ازان در مابین دو خط موازى يك آتش بسیار شدید طوپ کشاده میشد . اصل هنر و معرفت سر افسر ژاپانی عبارت ازین بود که اول قوای حربیه
صحیفه ۹۷ صورت تلگراف جلد پنجم خود را بیکطرز بسیار معقول و پسندیده بردشمن هجوم میداد، و به آنصورت برای خود یک فائدهٔ ابتدائیه و استقلالیه بوجود می آورد. و بعد از انکه این شد در اثنایی که طوفان دوام داشته باشد بعضی حرکات بی نظام اجرا کردن غیر جائز است . بلکه بغل خود را بدشمن داده باین صورت کوشش ورزیدن لازم است . چونکه یک محاربهٔ بسیط در پانی خوب شده میتواند. ولی اگر در یک آن صدر تک حرکت اجرا کرده شود از چنین محاربهٔ بحریه خیر نیست. حوادثهای تلگرافیه که فردای روز محاربهٔ عظیمه (چوشیما) شنیده شد با حقیقت حال قنئی حرب خیلی فرق و مباینت دارد. مثلا شنیده شد که دستهٔ کشتی های جنگی روس از سرو، دنبال، و پهلو احاطه شده است. حال آنکه این چنین یک مانورهٔ حاطه هیچ بوقوع نیامده بود. بلکه تنها به تجمع و تمرکز آتشها اکتفا کرده شده بود. سبب این هم بسیار بسیط ست، یعنی در مسافه هائیکه در مابین (۳۰۰۰ و ۲۰۰۰) متر باشد مانوره های احاطه ممکن نمیشود. حالا این مسئله را یکقدری واضح کنیم: مثلا دو خطی را که از سفینه ها مرکب باشد بریکدیگر بپیچانید. و یکی ازیندو خطها را نسبت به آندیکر در سرعت و تیز رفتاری تا یکدرجهٔ مهم یک تفو قی بدهید. می بینید که خط اول بر سر خط دیگر دور خورده به اینصورت دشمن را بیک وضعیت غیر مساعد در آورده میتوانند. حالا باز همچنین یک دو خط را از همدیگر (۳۵۰۰) متر دورتر تصور کنید. هرگاه ازین مسافه باز بهمین مانوره آغاز شود دو خط موازی بدو قوس دایرهٔ متحدالمرکز تحول میکنند.
صحیفه ۹۸ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم خط روس بسیار عمیق یعنی تابسیار جایه ابجی همدیگر بود . و خط ژاپانها نسبت به این خط یکقدری پیشتر بود که این حرکت دائره وئی دسته کشتیهای جنگی ژاپان برای آنها مهم يك فایده میرسانید. اما اميرال (توغو) در راپوری که نوشته است از یك محاربه که بر دو خط موازی بوقوع آمده بحث میراند. و چون مشارالیه برای خود این را يك خط حرکت گرفته بوده از (۳۰۰۰) متر نزدیکتر نشود از انرو همینقدر مانوره کرده میتوانست . وقتیکه ازین سه محاربه بحری روس و ژاپان که یکی در (۱۰) م آکست سنه ۱۹۰٤ و دیگری در (١٤) م آکست سنه مذکور ، و سومش همین محاربه (۲۸) م می سنه ۱۹۰٥ بوقوع آمده بحث و بیان میشود سبب یگانه مظفریتهای ژاپانها را از ( تفوق سرعت ) آن ها که موجب حاکم شدن مسا فه محاربه میباشد تخمین کرده اند . اما ما حالاسرعت را بیکطرف بمانیم ، و درجه تاثیر آنرا بعد ازین مطالعه کنیم ، بلکه اول امر با (مسافه محاربه ) مشغول شویم : در اثنای جریان يك سفر حرب از طرف کسانیکه بفن حرب آشنا نیا شند بسی مطالعات غریبه نشر کرده میشود . اینحال اگرچه در هر مملکت در هر وقت بوقوع می آید اما به ایندرجه که درین محاربه اقصای شرق این مطالعات غریبه ، بسیار بوقوع آمده در دیگر جا نشده . مثلا پیش از محاربه بحری (چوشیما) به یکچند روز مخابراخبار (تان) فرانسوی اینگونه يك فقره در جریده خود نشر کرده بود : «بسببی که امیرال (روژه ست وه نسکی) توپهای بزرگ چاپ بسیاری دارد از مسافه های نزدیك بمحاربه در آمدنش ایجاب میکند . » حالا نکه این مطالعه اخبار فرانسوی خطاست . اگرچه در باب فایده
صحیفه ۹۹ صورت تلگراف جلد پنجم تقرب ( روژه ست وه نسکی ) بدشمن این گفته مخبر فرانسوی درست است بسبب اما این فوائد تقرب ، بسیاری طوپهای بزرگ نی بلکه سراسر دگرگونه سببها دارد . يك افسر بحری روسی در بخصوص چنین میگوید : « در يك محاربه بحریه ( فائده مندترین ) يك قاعده بسیار آسانی تعیین و ایضاح شده است: مثلا اگر فرض شود که درینجا با دشمن يك زد و خورد گله اندازی بعمل میآید ، قاعده مذکور درینباب به اینصورت بیان کرده میشود: « هر افزونی و برتری که بر دشمن داشته باشید میباید که مسافه انداخت شما را بقدر لازمی آن افزونی دهد ، و هر نقصان شما بمقابل دشمن میباید که مسافه مذکوره را کم کند . « حالا این مسئله را بايك مثالی واضح سازیم : « فرض بکنید که ما تنها مالك طوپهای بزرگ دور اندازی میباشیم . و دشمن بمقابل ما طوپهای نزديك انداز ولی سریع آتش را مالکست . پس در بحال هیچ شبهه نیست که ما مسافه خود را بدرجه که از تاثیر گله های سریع آتش دشمن متأثر نشویم دور کرده برای تأثیر گله های دور انداز خود کو شش ورزیم که دشمن نیز در انحال به كوچك كردن مسافه بعكس ماسعی و کو شش خواهد ورزید . مع هذا ، قصد ما از ینسخن اینهم معلوم نشود که مسافه خود را با دشمن آنقدر بزرگ بکنیم که تاثیر آتش ما نیز بر دشمن کم شود . زیرا در انوقت بجز آنکه بیهوده جبه خانه صرف شود هیچ ثمره حاصل نمیشود . « حالا بر همین مطالعه بفرضیات دوم بگذریم : این فرضیات از فرضیات اول يك کمی فرق دارد . چونکه درینبار چنان فرض میکنیم که طوپ های هر دو جهت از يك جنس و يكطرز است . اما طوپچیهای خود را از طوپچیهای دشمن
صحيفة ۱۰۰ محاربة روس و ژاپان جلد پنجم ماهر تر، و نشان اندازتر، و تجربه دیده تر فرض کنیم . در انحال نیز مسافه را باید چنان تخاب کنیم که از مهارت و نشان اندازی توپچیهای خود فایده برداریم. زیرا اگر مسافه را نزديك كنيم در ان وقت در مابین نشان اندازهای ماهر، وطوپ چی های غیر ماهر دشمن هیچ فرقی نمی ماند . « يك حال سوم که موجب جنگ کردن از مسافه دور میشود اینستکه کشتی های ما از کشتیهای دشمن خوبتر زره دارتر باشد. یعنی زره های شان کلفت ترو متینتر باشد . در انجال اگر چه با يك رنگ و يك طرز طو پها مجهز هم باشند هر گاه از دور محاربه شود گله های کشتیهای خوب زره دار تر بر کشتی های که زرههای شان کمتر مکمل باشد خسارتهای زیادی میرساند، واگر برعکس آن باشد یعنی از نزديك محاربه شود احتمال ضرر رسانیدن گله های دشمن بر کشتیهای ما بیشتر میشود . « اما اینراهم فراموش نکنیم که برای گرفتن و محافظه کردن مسافه های فايده ناك تفوق سرعت ما بهمه حال بر دشمن لازمست. مثلا در یجا دو سفینه فرض کنیم که یکی زرهپوش و یکی بی زره باشد . پس هرگاه کشتی بی زره بسبب کمبودی سرعت خود بيك حالی بماند که از محاربه احتراز کرده نتواند ، بهمه حال میباید که تا میتواند خود را بدشمن نزدیک کند. زیرا اگر دیگر رنگ کند بی آنکه بدشمن هيچيك ضرری برساند خود را محو میسازد. اما در اینهم شبهه نیست که کشتی زرهپوش نیز برای بی تاثیر ماندن این مانوره کشتی بی زره سعی میکند ، و در دور شدن از و کوشش میورزد . « این مطالعاتی که در حق ( تعبیۀ بحریه ) یعنی فن جنگ بحریه گفته شد در نظر مردمانیکه به (تعبیۀ بریه) یعنی فن جنگ خشکه عادت گرفته اند خیلی غریب دیده میشود. چونکه آنها این عقب کشیدن زرهپوش را که برای نزديك
صحیفه ۱۰۱ صورت تلگراف جلد پنجم نشدن دشمن را به خود اجرا میکند مطلق معنای (رجعت) یعنی گریختن را مید هند . وهم درینباب حق دارند! زیرا در خشکه هر رفتاری که به عقب اجرا کرده میشود نتیجهٔ آن موجب از دست بر امدن يك قطعه اراضی که برای رجعت کنند گان فائده مند و مستحکم بود، میگردد . « حال آنکه در دریا این چنین نیست . چونکه در انجانه پیش رفتاری و نه رجعت موجود است . بلکه هر چیزی عبارت از همین است که يك آن ولتر بر دشمن يك ضربهٔ قطعی فرو آورده شود و برای این کار هر رنگ مانوره ها و حرکت هائیکه لازم باشد جائز است . « بناءً علیه چنانچه پیش از ین بیان کردیم كه يك كشتی زرهپوش از پیش يك كشتئی بی زره اگر دوری گیرد البته که برای فایده و منفعت خود میگیرد . چنانچه اگر بيك كشتئی كوچك طور پید و نیز برابر شود باز مجبور است که به همین رنگ حرکت کند . زیرا کشنئی طور پید و دایما سعی میکند که برای اندا ختن طور پید خود را بدرستی و صحت تامیتواند بدشمن نزدیک شود . حال آنکه کشتی زرهپوش بزرگ مجبور است برینکه این دشمن كوچك خود را نگذار رد که به او نزدیك شود . بنابرین در پیش رفتن بر او هیچ فایده برای زرهپوش ملحوظ نیست . و در دور شدن از و، و از دور او را غرق کردن ، ویا او را سرا سیمه ساختن سراسر خیر و منفعت است . « حالا چون این قاعده های اساسی بحری را آموختیم بما معلوم میشود که در محاربهٔ (چوشیما) بسببی که امیرال ( روژد ست وه نسکی ) چار قطعه زره پوش بسیار مکمل باطوپ های بزرگ چاپ دور انداز مجهزی بدست داشت لهذا برای او فایدهٔ کلی در همین بود که از مسافهٔ دور و بزرگ محاربه کند . وبرای زرهپوشهای محافظ ساحل ( نه بو غا نوف) نیز همچنین بو د .
صحیفه ۱۰۲ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم اما برای زرهپوشهای (نیقولای نخستین) و (ناوارین) و کروزوازورزره پوش (ناخیموف) لازم بود که از نزدیک محاربه میکردند . زیراطرز ساخت وزره . و تجهیزات کشتیهایی که ذکر شد بقرار قواعدی که تاحال ذکر و بیان کردیم همچنین محاربه کردنها را اقتضا میکرد . «بنابرین (امیرال روسی) که از مسافهٔ نزدیک بجنگ تشبث و قیام نموده بلکه از مختلف‌الجنس بودن کشتیهای او ، و یا آنکه اجرا کردن محاربه را بصورت قطعی پیش آمده باشد . «والحاصل هیچ کس این را پیش از وقت تعیین کرده نمیتواند که بگوید آیامسافه در از لازم بود یا کوتاه ؟ بلکه حل و فصل کردن این مسئله مهمه را در چنان آوان مدهش يك کاری بود که بخود امیرال روس عائد و راجع بود. ولکن هیهات! زیرا این مسئلهٔ انتخاب مسافه يك چیزی بود که بفکر و آرزوی (روژه ست وه نسکی) نیز تابع نمیشد! چونکه در دستهٔ کشتیهای جنگی او بسی کشتیهای سست رفتار و تیز رفتار و غیره موجود بود که حرکات دستهٔ کشتیهای جنگی را بمشکلات می انداخت و مطالعات روژه ست وه نسکی را فشار میداد . «حال آنکه دستهٔ کشتیهای جنگی ژاپان بسببی که خیلی یکرنگ و يك طرز بود امیرال روسی را همیشه تابع حرکات خود میساخت . خلاصه کلام در يك محاربهٔ میدان بحری چیزیکه از همه اول در انباب دقت و تدبر شود همین است که در داخل مسافهٔ فائده مندی محاربه کنند. و اگر دشمن خواهد که نزديك شود، و شما میخواهید که دور شوید میباید كه بر يك استقامتی که بعکس استقامتیکه او گرفته عقب بکشید که درینباب نیز شما دائماً آزادید . «حالا دیدیم و دانستیم که در محاربات بحریه ( مسافهٔ مفیده ) چه چیز است پس در انجال باز اینرا بیاد بداریم که درین محاربهٔ (چوشیما) بسببی که طوپهای
صحيفه ۱۰۳ صورت تلگراف جلد پنجم امیرال (روژه ست وه نسکی) هم بسیار، و هم از چاپ بزرگ بود از مسافه دور بمحاربه در امدنش فائده مند بود، و بسبب بسیاری توپ های وسط چاپی که امیرال ( توغو ) بدست داشت از نزديك محاربه کردنش فائده مند بود. « دیگر اینکه (روژه ستوه نسکی) به آزادی حرکات خود مالك نبود چو نکه دایما میبایست که بر استقامت راه (ولادیووستوك ) به پیش برود. حالا نکه امیرال(توغو) بسببی که برهيچيك استقامت معينه تابع نبود برای هر رنگ مانور. کردن سراسر آزاد بود . « دیگر اینکه آفتاب ، و بادنیز در محاربه بحریه دخل و تعلق کلی دارد. مثلا وقتیکه جنگ میکنند آفتاب را در طرف پشت گذاشتن خیلی فواید دارد علی الخصوص در وقتهای صبح و شام که آفتاب به افق نزديك باشد . چونکه در چنان وقت اگر پشت به آفتاب و رو بدشمن داده شود تابش آفتاب چشمهای طوپچی دشمن را سوختانده از نشان گرفتن درست محروم میسازد . و هم برای طرف مقابل کشتیهای دشمنرا خوب روشن ساخته هر چیز آنها را بصورت نمایان و و درخشانی بنظر نشان میدهد . پس معلوم شد که در محاربه بحریه افتاب از نقطه نظر فن انداخت تأثیر بسیار مهمی اجرا میکند . چنانچه در محاربه (١٤) آکست (سنه (١٩٠٤) امیرال (ژه سن) روسی بسببی که امیرال ( توغو) او را به طر ف تابش آفتاب ، و خود را پشت به آفتاب مانوره کرده ، و امیرال ( ژه سن ) نیز به این کار موافقت کرده بود خطای عظیمی نموده بود . باد نیز در محاربه بحریه خیلی اهمیت زیادی دارد . چونکه از هر استقامتیکه يك باد بسيار شدیدی می آید نظر به استقامت آمدن باد موجهاى بسيار بلند و بزرگی بر روی آب پیدا میکند . پس در انحال اگر چنان يك وضعیتی گرفته شود که موجها از دنبال کشتی ما خورده منکسر شوند، و جبهه کشتیهای دشمن را استیلا کرده پارچه های موجهاطوپهای سرکشتی های دشمن را در استعمال
صحيفه ١٠٤ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم بمشکلات انداز د بسیار فائده دارد . « دیگر اینکه اگر محاربه در نزديك يك ساحلی بوقوع آید .وضع گرفتن مادر مابین دشمن و ساحل فایده مند است . زیرا در آنوقت طوپچیهای دشمن محیط کشتیهای مارا که با سواد ساحل آمیخته شده بخوبی نمی بینند، وکشتیهای ما بسبب خط افقی که محیط کشتیهای دشمنرا احاطه کرده خوب نشان گرفته می توانند . « بناءً علیه فائده برداشتن ازین چیزهائیکه ذکر شد موقوف بر آزادی حرکاتست . حالانکه در آبنای (چوشیما) امیرال(روژه ست وه نسکی) به ازا دنی حرکات خود اصلا مالك نبود . واميرال(توغو) بوجه دلخواه خود سراسر ازاد بود . » این بود مطالعه افسر روسی که در باب محاربه (چوشیما) بیان کرده است . حال انکه افسر مذکور در بعضی جاها بسیار نظریات پرستانه اداره کلام کرده است . اگر چه طرز فکران این دستور که : « در محاربه های بحری ، هر طرفیکه به ان طرف دیگر مسافه محاربه را بجبر وزور قبول بكناند انطرف غالب میشود.» بسیار است. اما در اول امر این عبارت از يك ( دستور) است و بس. ثانياً این قاعده کلیه را اسرازمیدان محاربه در ميان يك شكل مبهمی احاطه میکند . دیگر اینکه دشمنرا به اینگونه يك اطاعت کردن انقدر اهميت تاكتيك چيزى نيست . خلاصه کلام این يك علاجیست که هر کس انرا میداند . راست ترش اینکه این يك سفسطه ایست ، وهم يك سفسطه تهلكه ناك ! مثلا دو کشتی بهم مساوی را که در عدد ومکملیت تجهیزات هیچ فرقی از هم نداشته باشند بمقابل همدیگر بیارید که مسافه مابین همدیگر شان نیز عیناً با هم مساوی باشد ، و بیکدیگر شان یك رنگ فائده بر ساند .
صحیفه ١٠٥ صورت تلگراف جلد پنجم درین يك هيچ شبهه نيست كه هر سفينه ئيكه نشان اندازهای خوبتر و ماهرتر را مالك باشد بر هدف مطلوب زياده تر و بمقدار بيشتر گله ها ميتواند انداخت . اما مسافه هر قدر که باشد باشد ؛ درستی وصحت انداخت سفينه مذكور ثابت میماند . و اینرا هم اعتراف ميكنيم كه بمقابل این نتایج عملیه بدور شدن از همدیگر تبدل میکند . بناءً عليه حالا این را جستجو باید کنیم که برای طرفيكه مالك تفوق انداخت است آيا در كدام منزل مسافه این تفوق يك اعظم تأثير نافع حاصل میکند ؟ چون چنین است میگوئیم که این اعظم تأثیر در مسافه های كوچك حاصل شده میتواند . سفينه ئيكه خوبتر انداخت میکند در منزلهاى بزرگ از گله های دشمنی که بدتر انداخت دارد محفوظ مانده یگان یگان گله برو خواهد خورد . اما بمقابل این ، عدد گله های خود او نیز که بر هدف مطلوب روانه میکند کمتر میشود . وغير ازين تأثیر انداخت تنها بعدد گله ها ئيكه بر هدف اصابت کند تابع نيست . زیرا وقتيكه بر بدنه کشتی گله هامانند جاله پی هم بریزد افسران ونفر یها را معطل میسازد ، و آنها را کور میکند ، و مانع انداخت ، و تعمير خسارات ، وسكونت مانورۀ شان میشود . واگر گله ها یگان یگان بیفتد — که این از مسافه های بسیار دور بوقوع میآید — افراد و افسران خودشانرا جمع آوری کرده میتوانند ، و هیچکس موازنت فکریه خود را گم نمیکند ، و راههای آبی که از تأثیر گله های دشمن در کشتی باز شود بخاطر جمعی آنرا می بندند ، واگر يك حریقی بظهور رسد بزودی چاره اطفای آنرا میتوانند . در استعمال منزلهاى بزرگ استحصال فائده در انوقت ممکن میشود که دوسفينه به يكرنگ و يكطرز تجهیزات را مالك نباشند . مثلايك سفينه مانند کشتی (کینگ ادوارد هفتم ) طوپهای چاپ بزرگ بسيارى رامالك باشد . اینچنين
صحيفه ۱۰۶ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم کشتی در مسافه های بزرگ از طوپهای وسط چاپ متأثر نمیشود . زیرا از طوپهای مذکور کله هائیکه انداخته میشود تا بوقتی که بهدف برسد همه قوت زندگی خود را ضایع میکند . حالانکه کله های بزرگ چاپ دور انداز قوت خود را از ان مسافه هنوز ضایع کرده نمیباشد . بناء علیه از نقطه نظر مدافعه مسافه های بزرگ فائده مندتر است . و برای تعرض در کم مدت بسیار کله اندا ختن جمع شرط است. پس اگر (کينگ ادوارد هفتم) ازين يك امین باشد که از دشمن خود خوبتر کله میاندازد در نزديكشدن بدشمن فائده دارد. در سه محاربهٔ بزرگ بحرئی (محاربهٔ روس و ژاپان) که بوقوع امده نظریهٔ مقولهٔ (مسافه محاربه) عبارت از همین قواعدیست که ذکر شد . در محاربهٔ (۱۰) هم آگست تفوق انداخت ژاپانها در ابتدای محاربه به تحقیق رسیده بود که این را هیچکس انکار کرده نمیتواند. اما بسببی که از مسافه (۵۰۰۰) و (۶۰۰۰) حتی (۷۰۰۰) متر آتش کرده بودند پیش از انكه يك کشتی دشمنرا غرق بکنند همه جبه خانه شان خلاص شده بود. اگر دل قوماندان دسته کشتی های جنگی روس بقدر زره کشتی (سه زارویچ) متین میبود این وضعیت ژاپانها برای خود ژاپانها خیلی خطرناك میشد . دیگر اینکه در محاربهٔ (۱۰) م اگست اگرچه حریقهای بسیاری در کشتیهای روس بظهور امد ولی هیچ حریق ان نتیجه های وخیمه حاصل ننمود. بلکه در هر کشتی که حریق ظهور نمود به بسیار چابکی و اسانی جلو گیری ان را توانستند اما در بن محاربهٔ (۲۷) م می کشتیهای روس در میان شعله ها و علوها مانده بودند که چار کشتی بسیار مهم و نامدار آنها در میان همان شعله ها و علوها غرق و نابود گردید . پس اگر کله ها مانند ژاله پی همدیگر باریدن نمیگرفت ، وافسران و مرتبات کشتی های روس را آنقدر سراسیمه و پریشان نمیساخت که از جلوگیری خاموش کردن کشتیهای خود عاجز میماندند احتمال که
صحيفه ۱۰۷ صورت تلگراف جلد پنجم هیچ یکی از آنها به این حال تهلکه ناك نيافتادند . لهذا معلوم شد که به ایندرجه تاثیر حاصلکردن کله ها، و به ایندرجه سر عت و پی همدیگر رسیدن خسارتها از (مسافۀ مؤثر محاربه كردن) بظهور پیوسته است. سفاین ژاپان درینمحاربه به تهلكه زیاده تر معروض بودند . مع هذا ضایعات و تلفات شان زیاده از محاربۀ (۱۰) م آکست نبود . حتى يك کشتی خود را هم غایب نکرده بودند. در (۱۰) م آکست در کشتی (میقازا ) (۲۳ مقتول و ۸۸ مجروح بوقوع آمده بود . حالا نکه درین محاربۀ (۲۷) م می ( ۸ مقتول و ۵۵ مجروح ) در ین کشتی بعمل آمده بود . پس ازين يك معلوم میشودکه (توغو) دران محاربه که از مسافۀ بزرگ محاربه نموده بود ؛ در خصوص سرعت خود سوء تطبیق بعمل آورده بود و باین صورت به اصول(تصرف قوا) رعایت نکرده بود . حال آنکه درین محاربۀ (۲۷م) می اکرد رکتر ازین مسافه که استعمال کرد. بود هم محاربه میکرد ضایعاتیکه در محاربۀ سابق به آن دو چار شده بود بیشتر ضایعات نمیداد . زیرا خود را به آتش خود حمایه میکرد . بناءً عليه در محاربه میدان چوشیما موفقیت و کاميابی حقيقتی از شدت و کثافت آتش بوجود آمده . این کثافت آتش که ازین چند عنصر مرکب است یکی (سرعت انداخت) ، دوم (قطعیت نشان گرفتن) ، سوم (تاثیر و نفوذ مرمییات) ، چهارم ( مانوره های تعبیه ) از حمایۀ که مسافه آن را بوجود آرد عاليتريك حمايه تشکیل میکند . و هر انقدر که مسافه کمتر شود قیمت حقیقیۀ آن چابکتر افزو نی میگیرد . (سرعت) يعنی تیز رفتاری نیز یکی از عنصرهای بسیار خوب و مهم ( تعبيه) یعنی فن جنگ است. سرعت ، معین قوتست. اما هیچ وقت بجای قوت قایم
صحیفه ۱۰۸ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم نمیشود . سرعت را مانند يك سلاحی دانستن هم خطاست . سرعت بسیار خوب چیز است اما جایش را دیده استعمال باید کرد . آمدیم برینکه آیا کشتی های جنگی را چقدر سرعت باید داد ؟ این مسئله بقوه مالیه هر دولت منحصر است . مثلا دولت انگلیز که دعوای حاکمیت دریا ها را میکند و این ادعای خود را بقوت ثروت عظیمه که دارد اثبات هم کرده میتواند ، هر قدر که دلش بخواهد حجم استیعابی کشتیهای خود را بزرگ کرده میتواند . اما مانند فرانس يك دولتی که به بودجه (۳۰۰) ملیون بدشواری اداره موازنت میتواند کار دگر گونست . يك دولت بحريه بمجردیکه در کشتی های جنگی خود خواه از جهت سر عت و خواه از جهت تجهیزات يك تجددی نشان بدهد همان دم دیگر دولتهای بحری پیروی او را کرده روز بروز تبدلات بوقوع میآید . مثلا امروز می بینیم که دولت فرانس زرهپوش های (۲۰) میل سرعتی میسازد ، هماندم دید یم که ژاپان ، المان ، امریکانیز هم چنان زره پوشها ساختند ، وانگلیز آن را به (۲۱) میل سرعت بالا بر اورد . اما برای سرعت اعظميه يك دسته کشتی های جنگي يك حد معینی مو جود است که آن حد نیز لایتغیر نیست بلکه نسبت بدرجه تحرك دسته کشتی های جنگی تبدیل مییابد . مثلا دسته کشتیهای جنگی که کشتیهای ان سریع گفته شود این چنین نیست که تیز رفتارتری ان منظور باشد . نی بلکه هر کس که از سرعت خود خوب فائده بردارد همانطرف سریعتر گفته میشود . (ناپولیون بوناپارت ) میگفت که : « من با گامهای پاهای عسکر خود حرب میکنم . » اینسخن بسیار راست است . اما این چنین نیست که پاهای عسکر ناپو لیون از پاهای عسکر اوستریا در از تر بود ، نی بلکه عسکر فرانس نسبت به عسکر
صحیفه ۱۰۹ صورت تلگراف جلد پنجم اوستریایای انداختن را خوبتر و بهتر میدانستند . و از انسبب ناپولیون با پاهای عسکر خود بر اوستریا غالب امد . این حال عیناً در سفاین حربیه نیز قابل تطبیقست . بناءً علیه این چنین لازم نیست که سرعتهای سفاین حربیه جدا جدا بر سرعتهای سفاین دشمن جدا جدا فایق باشد . نی ، بلکه هر دسته کشتی های جنگی ئیکه به هیئت عمومیهٔ خود از دیگر دسته کشتی های جنگی چابک تر حرکت کند، یعنی از سرعت خود بهتر فایده بردارد آن دسته کشتیهای جنگی با سرعت تر و چابک تر شمرده میشود . زیرا این ممکن نیست که در یک دسته کشتیهای جنگی همه کشتیها بيك طرز و یکرنگ سرعت را مالك باشند . محاربهٔ میدان (چوشیما) منفعتی که از يك تعقیب شدتناکی حاصل میشود بمیدان بداهت و ثبوت رسانید . اگر راست بگوئیم این يك از بسیار وقتها يك كیفیت معلومی بود که از تعقیب شدید نتیجه های بسیار درخشانی محصول میآید . اما مثالها ئیکه درینباب موجود بود بدرجهٔ کهنه شده بود که نزدیک بفراموشی رسیده بود. و این محاربه آنرا تازه کرد . ژاپانها از بسیار وقت قدر و قیمت اهمیت حرکات تعقیب رانشناخته بودند. در حربی که بهمراه چین کرده بودند ، در محاربهٔ (یالو) زرهپوشهای چین از دست شان گریخته توانسته بودند . درین محاربه روس نیز در (۱۰)م آگست منع کردن دسته کشتیهای جنگی روس را به (پور آرتور) بخیال و خاطر خود هم نیاورده بودند. لکن زده زده حرب آموخته میشود؛ اینست که ژاپانها نیز همچنین حرکت کردند . اما آخر الامر استاد عالم شدند .
صحيفه ۱۱۰ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم يك قوة بحريه كه چاره را بر خود منحصر ديد سلامت خود را در فرار می بيند . اما بسببي كه در اول به بسيار تلفات و ضايعات دو چار شده ميباشند بمحافظه ارتباط و انتظام جزو تامهای خود موفق شده نميتوانند ، و در كم مدت انقاض قوای موجوده اش يكان يكان از هم ميپاشد . بنابرين در انحال چون تعقيب شود در پيش روی خود بجز بعضی سفاين منفرده و يا بعضی گروپ های غير مقتدره بديگر چيزی تصادف نميكند . و چون دسته كشتی های جنگی تعقيب كننده به آن برسد بسببی كه برای آنها هيچ اميد سلامت نميباشد يا كشتيهای خود را غرق ميكنند - كه اولتر همين است - يا تسليم ميشوند. اين است كه نتايج عظيمه كه از تعقيب انتظار ميشود از همين انقلابی كه در قوة معنويه محصول مييابد و نا اميدی های طرف گريزنده بحصول می آيد . بنابرين در اثنای تعقيب به تدبيرهای بسيار بزرگی نيز حاجت نيست . على الخصوص بسبب نقصان مهمات نيز در تعقيب توقف نبايد كرد ، و دايما تعقيب بايد كرد . چونکه درين محاربه چوشيما بجز كشتی ( ديمتری دونسقوی ) كه بصورت بسيار سستی تعقيب شده بود ديگر هيچيكی از كشتيهای روس كه گرفتار آمده اند يك مقاومت و توانایی جدی نشان نداده اند . از راپور اميرال ( توغو ) اگر چه چنان معلوم ميشود كه سفينه های ( سو ييه تلانا ) و ( اميرال اوشا قوف ) بتأثير گله ها غرق شده اند ، ولی احتمال دارد كه اينها هم مانند كشتی ( مونوماق ) خود را خود غرق كرده باشد كه اين هم از نتيجه تعقيب شديد است . لهذا بعد از محاربه جهتی كه غالب آمده باشد نبايد كه شكار بچنگ آورده خود را سست بماند . * * * مطالعاتی كه تا بدينجا ذكر شد بر تعبيه ژاپانها مؤسس بود . حالا نيز يکقدری
صحيفه ۱۱۱ صورت تلگراف جلد پنجم تعبیه روسهارا تحليل و تدقيق ميكنيم : اين يك قاعده است كه هر طرفيكه مغلوب باشد همه قباحتها برو انداخته میشود اما اينچنين حکم نباید کرد که همیشه خطا بر خطا بهمان طرف مغلوب باشد . چونكه كاهی میشود که در كشف و استدلال خود غلط میخورد ، و يا آنكه هر چه كه از دستش بيايد ميكند و همه جهد خود را صرف میکند ولی موفق نمیشود . حتی بعضی اوقات همه ترتیبات او از ترتیبات طرف غالب بهتر میباشد ، ولی يك حادثۀ ناگهانى مثلا مانند يك خسارت عظيمه كه در خيال و خاطر نباشد ، يايك غلط فهمى كه در اشارات واقع آيد، يايك مانورۀ غلط همه پلانهای بسيار درست و متنظم را زيروزبر ميتواند ساخت . اما هزار افسوس كه در جهت روسها ازين گونه چيزها هيچ اثری موجود نبود . از همه اول يك چيزيكه هیچ معنی آنرا ندانستیم این است که در خدمت كشف چر اينقدر بی اهميتی و بی مبالاتی نشان دادند . در دنیا هيچ وقت هيچيك دسته كشتیهای جنگی در باب حركات دشمن خود به ايندرجه بیقيدی نشان نداده است ! سفاين خفیفه بجای اينكه در سرقول يعنى سر قطار حركت بکنند در نهایت قطار میرفتند . حيرت ! على الخصوص كه روسها هر انقدر که به آبنای (قوره) نزديکشد میرفتند اين عدم اهتمام و بیقیدئی شان بیشتر شده میرفت . صدبار حيرت ! هزاربار حيرت !! حالا از اميرال روسی میپرسیم كه آيا جناب شما نمیدانستيد كه مانند (اورورا) و (ژه‌مچوغ) کشتی‌های كشاف برای چه مقصد ساخته شده ، و بهمراه دستهٔ کشتی‌های جنگی بچه مقصد رفاقت کرده ؟ هیچ شبهه نيست كه اینگونه كشتیها باقوهٔ حربیه خود به دسته کشتی‌های جنگی خدمت و معاونت كرده نمیتوانند . بلكه اینها وظیفه خصوصیه ديگری داشتند كه آن را بجا بیارند . پس اگر جناب
صحیفه ۱۱۲ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم امیرال به این نداند که وظیفه اینگونه کشتیها بجز کشف کردن راه ، و بظاهر براوردن قوای عسکریه دشمن دگر چیزی نیست چسان حیرت نباید کرد ! بنابرین نادانی امیرال دسته کشتی های جنگی روس مانند يك قطار کورهای بی عصا به پیش میرفتند . و باینصورت رفته رفته بخطهای ترصد دشمن تصادف نمودند. کرووازورهای متعدد ژاپان که از بسیار وقتها مانند شاهینهای گرسنه منتظر شکار بر خط ترصد قایم کرده بودند ، هماندم در اطراف این غلیوازهای کور سنگین پرواز ، به پرواز آمدند. دسته کشتیهای جنگی روس برای دفع کردن آنها بهیچ حرکت دست و پا نزدند؛ بلکه برای تدقیق کردن خندان خندان (توغو) که عدد کشتیها ، و ترتیبات رفتار و دیگر احوال آنها را خوب بخود معلوم کند اجازه و مساعده کامله داد . زهی امیرال بی پروا ! اینستکه امیرال خوابرفته بهمینصورت بر رفتار خود دوام ورزید ؛ تا آنکه بعد از کمی زرهپوشهای امیرال بیدار پدیدار گردیده محاربه آغاز نمود . بنابرین سوالهای بسیار دیگری برای امیرال روسی پیدا شد !! آیا دسته کشتیهای جنگی چرا بر دو قطار غیر مساوی حرکت میکرد ؟ آیا امیرال چرا کوچكترین استقامتها را گرفته بود؟ آیا کرووازور ( ناخیموف ) را که در نوع خود فرید و یکتا بود چرا در میان دو زرهپوش تنک گرفته بود ؟ آیا سفینه های (مونوماق) و (دیمتری دونسقوی) را چرا در عقب گذاشته بود ؟ آیا کرووازورهای محافظه دار بازره پوشها چرا در داخل يك خط میبودند؟ آیا این وضعیت آنها را به ضربه های مهلك دشمن معروض نمی نمود ؟ آیا بمجرد اینکه دشمن پدیدار شده بود قافله را یعنی کشتیهای بیکار را از دسته کشتیهای جنگی چرا جدا نساخت ؟ جناب امیرال برای همه این سوالها هيچ يك جواب شافی پیدا نمیتواند.
صحیفه ۱۱۳ صورت تلگراف جلد پنجم پس چنان معلوم میشود که روزدستوه نسکی) بمجردیکه ظهور نمودن دوازده کشتی زرهپوش دشمن را یکی یکبار در پیش روی خود بدید دست پاچه شده ندانست که چکنده تا وقتیکه در وسط آبهای (قوره) میرسید بجز کروا زورهای صنف دوم و یکچند محافظ ساحل دشمن دیگر سفینه ندیده بود. لهذا چنان گمان کرده بود که امیرال (توغو) با قسم کلشی خود در جهت شمال در کدام جایی اورا انتظار میکند که اینهم بر عدم کشفیات او دلیلست. اما چون چنین حکم کرده بود چرا نظام رفتار خودرا تبدیل نمود؟ و چرا بجای این، یا ترتیبات نظام رفتار، و یا ترتیبات نظام محاربه را قبول نمود؟ در اثنای محاربه نیز طرز حرکت و مهاجمان چیزی نیست که دانسته شود. دایماً میدان را بدشمن ترک کرده، و چون یک سکونت کمی حاصل شده باز بگر فتن استقامت (ولادیووستوق) کوشش ورزیده و بيك حالت دافعی و بیقیدی مانده اند. و از حرکات شان چنان معلوم میشود که همه آرزو و مقصد شان همین بوده که ازین وضعیت مشکله چسان رهایی یابند. هدف مقصد شان یکسر بولادیووستوق رسیدن بود، نه محاربه کردن، و دشمنرا مغلوب ساختن! چنان گمان کرده بودند که مانند محاربه میدان (۱۰) اگست یکچند گله اندازی شده از آبهای کوریا خواهند گذشت. این چنین گمان و تخمین یك خطایی عظیمی بود. زیرا گذشتن از آبهای مذکور موقوف بر ظفر یافتن دشمن بود. و امید یگانه ظفر یافتن نیز همین بود که با دشمن بشدت دست و گریبان شده جنگ فداکارانه نماید. در آخر روز وضعیت محاربه آنقدر خراب شده بود که باقدرت بشریه چاره یافتن تعمیر آن خارج تصور بود. مع هذا کشتیهای طورپید و میتوانستند كه بيك تجربۀ طالع تشبث ورزیده بتوانند.
صحیفه ١١٤ محاربة روس و ژاپان جلد پنجم از احوال مخصوصة محاربة میدان (چوشیما) یکی هم اینست که ژاپانها در حملة نخستین بر دشمن خود غالب آمده ترتیبات محاربة خودشانرا تبدیل دادند . حالاً انکه روسها برهمان ترتیبات پرخطا و سرا سر غلط خود تا به آخر مربوط مانده اند . بعد از يك تجربه که نه بار دران فاصله آمد ، و به بهای خونهای بزرگی حاصل شد باز هم روسها تا به آخر محاربه بكشف و تحقیق کردن حرکات دشمن سرفرو نیاوردند . و همان اعتقاد باطل خودشان که عبارت از جنگ اجتناب ورزیدن و بصورت معجزه به (ولادیووستوق) رسیدن بود ماندند . در آخرها بروز محاربة کرو و ازور هائیکه هر يك بيك طرفی گریخته رهایی یافته بودند باز هم بهمانطور مانوره اجرا میکردند . طورپیدوها نیز بیکصورتیکه هیچ معنی آن دانسته نمیشد سیر و حرکت میکردند که به این كارهايك حيرت نی بلکة بصدها .. هزارها حیرت ! مطالعة يك افسر روسی افسر روسی میگوید : بیشتر از همه چیزیکه در محاربة میدان (چوشیما) نظر دقت و حیرت انسانرا بخود میکشد این است که دستة کشتیهای جنگی روس چنان حرکت کورکو رانه میکردند که گویا به قوای كلیة دشمن هیچگاه بر نخواهند خورد ، و بهمین اعتقاد بودند که دفعتاً بهجوم دشمن معروض شدند . تنها همین و قعه دلیل واضحست برینکه (روژه ست وه نسکی) راهی راکه بران رفتنی بود هیچ استکشاف نکرده بود . درين يك هیچ شبهه نیست که روسها نظر به ژاپانها کمتر کرو وازورها
صحيفه ۱۱۵ مطالعۀ يك افسر روسی جلد پنجم را مالك بودند . لکن (روژه ست وه نسکی ) را واجب آن بود كه بعد از انکه جزيره های ( ساره ل ) رانرك نمود لوی غندکرو و ازور های خود را از پیش برفتار می انداخت . لوی غند مذکوره به پیش رفته وكشفيات لازمه خود را اجرا کرده در وقت لزوم بر قسم کلی دسته کشتیهای جنگی برگشته میتوانست . و به اینصورت سواحل غرب و شرق جزيره ( چوشيما ) را كشف وجستجو كرده بلكه از زرهپوشهای بزرگ ( توغو ) وقت تر خبر دار شده میتوانست . اگر چه درینگونه مانوره کردن تهلکه ضایع شدن بعضی کرو وازورهای روس موجود بود ، اما بمقابل آن فایده آموختن ، وضع حقیقی دشمن استحصال كرده میشد . دسته کشتیهای جنگی روس وقتیکه به آبنای ( قوره) داخل میشدلوی غندکر و وازورها در جهت چپ او بود ؛ که از ين يك معلوم میشود که زره پوشها و کرو وازورها در يك آن به دارالحرب واصل شده اند . حالا نكه يك خطای عظیمی درینباب از (روژه ست وه نسكی ) بوقوع آمده. بلکه لازم آن بود كه كرو وازورهايی که از زرهپوشها سريع الحر كت تر هستند بواسطه تلگراف بی سیم بالوی غندزرهپوشها ارتباط خود را محافظه کرده بر فتار يكروز بيشتر تقدم كرده ميتوانستند . و ازين لوی غند کروز وازورها همانها ئیکه سریعتر و قوتمند تر بودند در سرلوی غند يك قطار تر تيب میکردند . و درینباب از هجوم طور پیدوهای دشمن هیچ اندیشه نباید کردزیر اطو پیدو هادر پیش طوپهای بزرگ چاپ بسیار کم به کامیابی نایل میشوند . دیگر اینکه هرگاه لوی غند كرو وازورهایکروز پیشتر از قسم کلی در آبنا ظهورمیکرد هیچ شبهه نيست كه يك مفرزه مهم دشمن را بخود جلب کرده
صحيفه ١١٦ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم بما معلوم میشد که قسم کلی دشمن در نزدیکی (چوشیما) تجمع کرده است. برای اینکه طرز حرکت (روژه ست وه نسکی) را تا یکدرجه ذی حق نشان بدهیم این مطالعه را بیان میکنیم که (روژه ست وه نسکی) به این فکر بود که بر دشمن خود یکی یکبار بخبر شبیخون زند، و تا ژاپانها خود را جمع آوری کنند آبنای را در گذرد . بلی اگر کار را ازین نقطه نظر مطالعه کنیم لازم می آید که مومى الیه را در باب پیش نفرستادن کروزاورهایش معذور به بینیم . اما مانند (توغو) يك نهنك دريارا که بهمراهش بسی کشتیهای کشاف موجود است آسان آسان غافل ساختن و بشبیخون از و در گذشتن يك کار آسانی گمان نباید کرد. حالا نکه برای اینکار نیز اگر در مدخل آبنا توقف کرده برای گذشتن از آنجا يك فرصت مناسبی میجست و احوال دشمنرا بخود تا يكدرجه معلوم میکرد بهتر میبود . با اینهم بگوئیم که چون او برین قرار داده بود که بهمه حال آبنای را بنا گهانی بگذرد البته برای تحقیق کردن دشمن که در انجاهست یا نیست لزوم باقی نماند . زیرا به اینصورت خود را بدشمن نشان میداد ، و يك محاربه را که وقوع آن بهمه حال محتمل بود بدست خود حاضر و تعجیل مینمود . پس چون چنین بود آیا این اقتضا میکرد که اگر هیچ نباشد تا بدرجه ممکن برای حاصلکردن بزاری موفقیت همه تدابیر و ترتیبات لازمه را حاضر کند؟ حالا نکه ترتیبات محاربه که اميرال (روژه ست وه نسکی) قبول نموده خیلی عجیب و غریب يك ترتیباتی بود که غیر از عجیبی و غریبی آن سبب بسی نتیجه های الم انگیزی نیز میشد . حالا اين يك را نیز بگوئیم که در تعبیه بحریه يك قاعده اساسيه موجود است که این قاعده نظر به بسی تجربه‌ها ، و نتیجه بسی مانوره ها ، و تصدیق
صحیفه ۱۱۷ مطالعهٔ يك افسر روسی جلد پنجم بسی اميرالها بدرجه که استثنا قبول نکند قطعی و حکمی میباشد ، و آن قاعده اینست : « در آوان محاربه يك دسته کشتی های جنگی دایما بر يك خط مرتب باید بود . » بواقعی همیچنینست زيرا يك نظام باهم بیامیخته که از چند خط مرکب باشد در محاربه قابل تطبيق و استفاده نمیشود . درین قاعده هيچ يك چيزيكه دانسته نشود موجود نیست . مع هذا در وقتیکه اميرال روس به آبنای (قوره) داخل میشد آنقدر يك ترتيبات بدوناموافقی برای محاربه گرفته بود که حد ونهایث نداشت . (۱) (۱) – اگرچه درينباب دیگر مطالعات هم در اصل کتاب موجود است ولی چون آنها به بعضی نقشه ها ، واسبا بها موقوف بود و هم متعلق امور بحری بود که بدرد ما نمیخورد از ترجمه آن صرف نظر شد فقط *
صحیفه ۱۱۸ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم اجمال وقایع از يك کتابیکه در باب (حاکمیت بحریه) بزبان فرانسوی نوشته شده گرفته شده است . دولت روس هیچوقت یکدولت بزرگ بحری شده نمیتواند . زیرا (جغرا فیا) مانعست . در اول امر ميان يك ولایتی که هر طرف آن باخشکه محاط بود این ملت (موسقوف) بزرگ شده بزرگ شده بدرجه رسید که خود را تا بسوا حل بحر رسانیده و باینصورت در اطراف سه بحر از همدیگر بسیار دور جایگیر شدند . اما چسان بحرها ! هريك مانند يك کوچه که راه بدر رفت نداشته باشد ، و يا بايك تالاب محصوری که راه آمیزش آن با بحر مفقود باشد، واگر راه آمیزش با بحر محیط داشته هم باشد آن راهها در دست بعضی ملتهای هست که همه رقیب او هستند ! . . . این وضعیت (سوق الجیشیه) بحریه موجود داشتن سه دسته کشتیهای جنگی را که نه با یکدیگر معاونت کرده بتوانند، و نه با همدیگر یکجا شده بتوانند اقتضا میکند . مثلا راه دسته کشتیهای جنگی (بحر سیاه) با معاهده پاریس ابداً سد شده که معاهده مذکوره نیز از نتیجه طبیعیه جغرافی است. آمدیم بر دسته کشتی های جنگی (بحر بالتيك) و (بحر محیط کبیر) که آنها هم یکی در غرب، و دیگری در شرق میباشند . یعنی در دو نوك دنيا افتاده اند . و اگر بخواهیم که درجه مشکلات تقویت و معاونت این دو دسته کشتی های جنگی را بيك ديگر نشان بد هیم بهتر از ین مثال و قیاسی نیست که: دسته کشتی های جنگی (بحر بالتيك) روس
صحیفه ۱۱۹ اجمال وقایع جلد پنجم که در زیر قوماندانی (روژه‌ست وه‌نسکی) بمعاونت دستۀ کشتی‌های جنگی (بحر محیط) روانه شد بعد از (١٤) ماه به آمجار رسیده توانست. يك پوليتيك‌شناس دوراندیش بحری، در راه اقصای شرق میدانست که بعضی نقطه‌های استناد یعنی تکیه‌گاهها تأسیس و بنیاد داده محذورها و علتهای این مسافۀ بزرگ را تا یکدرجه کوتاه تر بتواند. بحقیقت که پیش از (٥٠) سال دولت روس میتوانست که درینراه بعضی (اس‌الحرکات) هابدست آورده بتواند. اما حالا (آن قدح بشکست و آن ساقی نماند)! هیهات! زیرا همۀ آنها گرفته شد این چنین نظر دوربینانه عاقبت اندیشانه که قدر و قیمت کوههای سخت و سیاه بیهودۀ (جبل الطارق)، و زمینهای گرم پر وحشت (عدن)، و (هونقونغ) و امثال آنها را بشناسد که در آینده موجب چه فواید کثیره میشود همانا قوم انګلیز است و بس. انبساط و فراخی قوم روس همیشه در خشکها بوقوع آمده است، و در امور بحری خیلی پس مانده‌اند. چنانچه جغرافیای عمومی بر ضد منافع روس است، جغرافیای محلی و خصوصی نیز برای منافع او چندان خدمت نکرده است. بندرگاه شهر (ولادیووستوق) که بندرگاه یگانه همۀ ممالك (سیبریای) روس است در وسط بحر (ژاپان) واقعست که دران دریا نیز از سه درۀ دریایی یعنی (آبنا) درآمده میشود که یکی آبنای (په روز) دیگری آبنای (چوغارو) دیگری آبنای (قوره) است که هر سه آبنا از طرف سواحل (ژاپان) محکوم است. این راهها گذرگاههای حقیقی ایست که برای درآمدن یا برآمدن (ولادیووستوق) بهر حال ازان گذشتن لازمست. محاربۀ میدان (١٤) اگست، و محو و زوال یافتن دستۀ کشتی‌های جنگی (روژه‌ست وه‌نسکی)، و مصیبت کشتی (نوویق) همه در همین آبناها واقعشده. دولت روس بامید آنکه از قید اسارت خلاص شود (پورآرتور) را ضبط نمود. اما در بحال نیز این دو اس‌الحرکات بحرتی او با اراضی ژاپان از یکدیگر جدا شده
صحیفه ۱۲۰ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم بود که برای رفتن از یکی بدیگر یا همه سواحل دشمنرا از یکسر تا دیگر سر قطع کردن، و یا یک دور بسیار درازی اجرا کردن لازمی آمد. چنانچه بعد از محاربه میدان (١٤)م اگست سفینه (نوویق) روسی همچنین حرکت دور و درازی خواسته بود ولی باز ممانعت طبیعیه جغرافیاتصادف کرده در آبنای ( په روز ) غرق و ناپدید گردید . چنین گمان نشود که این حرب در مابین روس و ژاپان بنا گهانی و یکی یکبار باز شده است. حکومت ژاپان از بسی سالها برای حرب بکمال شدت و تهالك خود را حاضر میکرد . پس دولت روس را نیز باید بمقابل یکچیزی که روز بروز احتمال وقوع ان کسب قوت و صحت میکرد با وجود اجتناب از جنگ باز هم اینقدر بیقیدانه و بی احتیاطانه حرکت نمیکرد . حکومت ژاپان حساب و موازنه خود را درینباب بصورت بسیار مدیرا نه اجرا کرده بود ، و در اثنای حرب معلوم شد که هیچ حرکت او بی حساب و بی تدبیر و اندیشه سالها سالها نبود . حال آنکه نظر به نواقص و خطاهائیکه در اثنای حرب از حکومت روس ظهور نمود بخوبی معلوم شد که در خصوص تد قیق وضعیت و شرایط سوق الجیشیه خیلی بی دقتی و بی پروایی روا داشته . حرب، بازیچه اطفال نیست ؛ بلکه يك امر عظیم و مشکلیست که موی موی آن ! از هر نقطه نظر سنجیده میزان دقت و امعان کردن لازمست . و اگر این چنین نشود از قوای حاضره ، و لوازمات حربیه هیچ استفاده نمیشود ، و از فلاکت بفلاکت، واز مصیبت بمصیبت انسان را پویان پویان بسر میاندازد. خطای نخستینی که روسها ارتکاب کرده اند اینست که اهمیت ابتدائی نتیجه حرب بحری را بخوبی درك نکردند که چه میشود. زیرا چنانچه برای ژاپانها بود، برای روسها نیز خط مواصلات یعنی راههای بهم رسیدن شان عبارت از بحر بود. بنابرین
صحیفه ۱۲۱ اجمال وقایع جلد پنجم درین يك هیچ شبهه نبود كه هر طرف حاكمیت بحری را بدست آرد، البته حاكم وضعیت حرب نیز همانطرف است. هرگاه روسها حاكم بحر میشدند ژاپانها به (قوره) عسكر برآورده نمیتوانستند. بالعكس چون ژاپانها حاكم بحر شوند بسبب بسیا رنی مردمیكه دارند ، افراد عسكر احتیاط بی پایان وفراوانی از جای بسیار نز ديك بمیدان حرب میریزانند كه روسها آیا مقابل اینكونه قوت از مسافه هشت نه هزار كیلومتره بدرجه كفایت جساز عسكر رسانیده خواهند توانست ؟ اینستكه اینهمه از بی حسابی و بی پروایی و بی تدبیریست. اگر حكومت روس تأثیر واهمیت صاحب شدن قوه بحریه وادرتاریخ حرب بخوبی تدقیق میكرد البته كه از معروض شدن به اینقدر هزیمتها وفلاكت ها و بی آبیها و بی غیرتیها كه با شأن و شرف دولت معظمه كی او هیچ متناسب نیست اجتناب میكرد. پیش از محاربه سلاح، يك حرب اقتصادی یعنی حرب مالی بوقوع آمده بود. درین مسئله همه فواید در جهت روسیه بود، منابع ژاپان بسیار كم ومحدود بود. زیرا این ملت غیور با غیرت همه قوه مالیه خودرا در مابین مصارف تول غندبری وقوه بحرنی خود تقسیم كرده بودند. زیرا سخن آخرین شان همین بود كه هم در دریا و هم در خشكه بردشمن خود غالب باید شوند. هرگاه حكومت روس برد ریا حاكم میبود تنها بهمین واسطه مالیه ژاپان را از مناسبات خارجیه سراسر تجرید كرده میتوانست. لهذا از همه الزم این بود كه حكومت روس در اقصای شرق از ژاپانها زیاده تر يك قوه بحریه موجود میكردند. وچون خودرا طرفدار صلح میدانست آیا برای محافظه وادامه صلح بهتر ازینو اسطه چه بود ؟ اما آیا دولت روس این تفوق بحری را استحصال ومحافظه كرده میتوان
صحیفه ۱۲۲ محاربة روس و ژاپان جلد پنجم نیست ؟ هیچ شبهه نیست که اگر میکرد میتوانست . اگرچه این محقق است که در ظرف بیست و چار ساعت يك قوه بحریه بوجود آورده نمیشود. دولت ژاپان درین خصوص بسیار سالها متمادیاً سعی وغیرت کرده بمقصد خود رسیده بود . در مدتی که او سعی وغیرت دایمئی خود را محض برای مضمحل کردن روس صرف مینمود اگر روس نیز این احتمالات را در زیر نظر دقت گرفته سعی وکوشش میورزید بخو بصورت حاضر شده میتوانست . اینوقت و اینمدت برای حاضرئی او نیز کفایت میکرد. و بسببی که بودجه یعنی دخل و خرج بحریۀ رو س از دخل و خرج بحریۀ ژاپان بزرگتر و افزونتر بود زیاده تر کامیاب میشد . برای اینکار روسیه را لازم بود كه يك پولتیکی تعقیب میکرد که سواحل (با لتیك) خودر اباز گذاشته میتوانست . لکن پوليتيك وحرب هر دويك چيز است. براى يك حرب بسیار خوب ، يك پوليتيك بسيار خوب لازم است . دیگر اینکه چون پلمانهایسی عساکر احتیاط رابه بسیار زحمت و مشقت و شرایط غیر مساعد بدار الحرب فرستاده بود، آیا اگر اینها را پیش از آغاز شدن محاربه در آنجا میفر ستاد بهتر نمیشد ؟ حالانکه هیچ یکی ازین کار ها ساخته نشد . اساس دسته کشتیهای جنگی ژا پانرا هشت کشتی زرهپوش که دو قطعۀ آن پیش از اعلان حرب از(ایتالیا) خریده شده بود، وشش کرو وا زور زرهپوش تشکیل داده بود. بمقابل این روسیه بعضی جزو تاهای غیر کافی که فیشن بعضی از ان ها نیز از گذشته ها بودموجود کرده بود . در ظرف مدت مهلتی که برای او داده شده بود باید که ترسانه یعنی کار گا ه های کشتی سازی (ولادیووستاق) و (پور آرتور) خود را بدرجه که زرهپو ش ها در حوضهای آنها برای تعمیر درآمده میتوانستند توسیع و آماده میکردند.
صحیفه ۱۲۳ اجمال وقایع جلد پنجم حالا آنکه در انباب هم قصور ورزیدند حتی ترتیبات تدافعیه ایندو موقع را نیز نا قص گذاشته بودند . بالعکس لنگرگاه تجارتی (دالنی) از حد زیاده تزئین و اعمار شده بود که همه منابع موجوده را که در دست بود زینت و عمارت آن بلع نموده بود و این بدان میماند که يك كاو کاری را در پیش روی کاوها بگذارند ! * * * قوای بحریه روس در وقتیکه نخستین هجوم ژاپانها بوقوع آمد یعنی هجوم (۸) م فبروری سنه (١٩٠٤) بردو قسم جدا شده بود . زر هپوشها با یکچند کرو و از ور در (پورآرتور) بود. و در (ولادیووستوك) سه قطعه کر و و ازور بسیا ر مهم که دایره کار گذاری شان خیلی بزرگ بود باسفینه (بوغاتیر) موجود بود. بسببی که حرب از بسیار وقتها بدرجه آمده بود که همه کس میدانست که قابل اجتناب نیست با وجود آنهم منقسم ماندن قوای بحریه باینصورت بنا بر يك مجبور یتی نبود . بلکه این انقسام بوجه مطلوب خود شان بود! آیا این درست يك تدبیری بود ؟ نی ... مقصد روسیه کویا این بود که اعلان حرب چون بشود، وظیفه لوی غند (ولادیووستوك) رفت و امدیکه در مابین (قوره) و ژاپونیا بشود این لوی غند آنرا منع و تضییق خواهد کرد، و مالهای کریزنی حربی که از (هونقونغ) و (شانغای) و (امریکا) بیاید آنها را بچنگ خواهد آورد . دسته کشتیهای جنگی پورآرتور در مرکز منطقه که حرکات عسکریه در ان جریان مییابد خواهد بود. که وظیفه آن نیز کو یا عسکر ژاپان را از برامدن به (مانچوزی) و (قوره) منع کردن خواهد بود! حالا آنکه پیش از ینهم گفته بودیم که این نتیجه بحاکمیت بحریه استحصال شده میتواند . روسها امید میکردند که اگر در (ولادیووستوك) يك لوى غند
صحيفه ١٢٤ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم کرو و ازورهای بزرگ خود را بگذارند هيچ نباشد از قوای عسکریه ژاپان نيز همانقدر يك قوت را به انطرف بنقابله حصه مجمع جلب کرده باینصورت موازنه قوت (پورارتور) خود را محافظه خواهد توانست * حالانکه این حساب ارکان حربیه روس غلط و خطا بود. زیرا موجود نبودن يك لوی غند کرو و ازور روس که در (ولادیووستوق) باشد برای ژاپانها آنوقت تهلكه ناك شده میتوانست که تول غندهای خود را به (قوره) و (مانچوری) نقل میدادند و چون این آمد و شد منقطع میکردید تهلکه که از طرف کرو و ازورهای روس اجرا میشد يك چیز خیالی میبود . اگر چه برای ژاپانها اینمسئله موجب يك دلتنگی بزرگی میشد که گردش کشتی های روس را در پیشگاه سواحل بحر محیط به بینند، و ضبط شدن وابور های داکی که ما لزمه حربیه را حامل باشند مشاهده کنند . اما این احوال نسبت بمقصد حقیقی که مغلوب کردن دسته کشتیهای جنگی اصلی و حاصلکردن حاکمیت بحریه است از احوال طبیعیه عادی شمرده میشد که امیرال (توغو) ازین نقطه نظر این چنین ترتیبات را اخذ و قبول نمود : در مقابل لوی غند بحریه (ولادیووستوق) تنها بعضی تدابیر تدافعیه گرفت. و قوای عسکریه خط نخستین خود را کاملاً در بحر اصفر جمع نمود، و بعد از شبیخونی که در (۸)م فبروری بر (پورآرتور) برده دوزره پوش ، ويك كرو و از ور روس را زخمدار و بیکار ساخت ، و به آنصورت تفوق وبرتری خود را بر دسته کشتی های جنگی روس بدست آورد ، در انوقت اميرال (توغو) يك قسمی از کرو و ازورهای بزرگ خود را برای ترصد آبنای (قوره) جدا کرد اما با وجود آنهم بجای آنهالوی غند محافظه ای ساحل خود را که در (ژه نسأن) عملیات عسکر برآوردن بخشکی را حمایه میکرد قایم نمود اگرچه باینصورت
صحيفه ١٢٥ اجمال وقايع جلد پنجم بدسته کشتی های جنگی خودقوت های سست حرکت تر الحاق نموده لکن از روی عدد و اقتدار فایده تفوق و برتری خود را بردشمن نمود بعضی کسان برین اعتراض کردندکه اینقدر قوت را در پیش (پورآرتور) جمعکردن زاید و بی لزوم بود ، اما اینسخن درست نیست . زیرا در صبح شب شبیخو ن یعنی روز (٩) م فبروری وقتیکه اميرال (شتمارق) بادسته کشتیهای جنگی خود از مدخل (پورآرتور) بر مد در پیش روی خود قوای کلی دشمن را یافته مجبور شدكه يك خط حرکت تدافعی را قبول نماید ، و از انوقت دسته کشتیهای جنگی روس هم قوة مادیه و هم قوة معنویۀ خودر اغائب نمود . آمدیم بر مسئلۀ فن (سوق الجيش بحری) ژاپانها : درینباب اگر هر قدر مدح وثنا شود سزاست . اميرال (توغو) بميل طبیعی (اقتسام قوت) گرویده نشد . و از ينكه نتیجۀ يك مصادمه ، یعنی زد و خوردقوای کلی را که برای عاقبت حرب تاثیرهای بزرگی اجرا میکند به تهلکه می انداخت ؛ بر غرق شدن ، ویابدست افتادن یکدو کشتی نقلیۀ که در طرف شمال بدست دشمن بیفتد ترجیح نمود . روسها چنانچه سفینه های بزرگ خودرابر دو قسم تقسیم نموده بودند طور پیدو ها ومخرب طور پیدوهای خود را نیز بر دو قسم جدا کرده بودند . روسها در اقصای شرق بقدر (٢٥) مخرب طور پیدوداشتند که ژاپا نهامقابل آن از (١٨ تا ٢٠) مخرب کشیده میتوانستند روسها پنج شش دانه اینها را بسببیکه به (ولادیو وستق) فرستاده بودند از ابر و فایده ئیکه در تفوق عددی داشتند ضایع کرده بودند . طور پیدوهای خود را نیز بر همین دو بندر گاه تقسیم کرده بودندکه به اینصورت نسبت به ژاپانها که طور پیدوهای بسیاری رامالك بودند خیلی کم قوت ترویست درماندند . چونکه ژاپانها طور پیدو
صحیفه ١٢٦ محاربة روس و ژاپان جلد پنجم ها و مخربهای خود را نیز مانند دیگر سفینه های خود در (بحر اصفر) جمع کردند. و الحاصل روسها را لازم بود که تا بوقتيكه يك مظفريت قطعية در بحر حاصل میکردند ويك قسمی از قوتهای ژاپانرا محو و پریشان میساختند قوای بحریه خود شانرا مجتمع نگه میداشتند . و اینرا نیز فراموش نکنیم که ژاپانها اصلاً اینرا بخاطر خود نگرفته بودند که تا دسته کشتیهای جنگی روس را سراسر معطل نکنند به تول غندهای خود را بصورت منتظم بخشکه بریزند، و نه بر (پور آرتور) هجوم ببرند. پس چون چنین بود اگر دسته کشتیهای روس در (ولادیووستوق) و یا در (پور آرتور) میبود بهر دو صورت دسته کشتی های جنگی ژاپان برهمانطرف حمله میکرد. اماچون بندرگاه (پورارتور) انقدر وسعت و امتداد نداشت که همه دسته کشتی های جنگی روس در ان جمع و تحشید کرده بتواند ، و بندرگاه (ولاديووستوق) بهتر و خوبتر این صفات را مالک بود بندرگاه (پورارتور) تنگ و مدخلش خیلی باز بود که باین سبب يك اس الحرکاتی که اهمیت ان بدرجه وسط شمرده میشد بود. حالانکه (ولادیووستوق)هم بیشتر ازین بود وهم محاصره ان مشکلتربود که بالنسبه اگر روسها بندرگاه ولادیووستوق را(اس الحركات ) خود میکر دند بهتر میبود . (پورارتور) انتخاب کرده شد ازین انتخاب هماندم در افکار سوق الجيشيه روسها اثربی اهمیتی غریبی که در باب (اس الحركات)هاداشتند بميدان برآمد. بواقعه که روسها در باب مدافعه شهر (پور ارتور) بسیار بی پروایانه حرکت کرده بودند، و طرز ترتیبات تدافعیه شان نیز غلط بود زیرا هر گاه در جوار يك موقع مستحكم ، يك موضع سوق الجیشیی که برای دشمن فایده برساند
حیفه ۱۲۷ اجمال وقایع جلد پنجم موجود باشد ان موضع را از اقسام ترتیبات تدافعیه ان موقع مستحکم شمرده، و برای منع کردن جایگیر شدن دشمن دران موضع ان را نیز بجای موضع پیش اعتبار کرده هر گونه ترتیبات تدافعیه را در ان اجرا نمایند این قاعده اساسیه در ترتیبات مدافعه بریه انقدر ضروری يك چیزیست که هیچ اعتراض قبول نمیکند همچنان در مدافعه های بری نیز تطبیق کردن اینقاعده از لوازمات ضروریست . لهذا روسها در باب منع کردن جایگیر شدن اميرال (توغو) در جزیره (الیوت) که در پیشگاه (پورآرتور) بود هیچ تدبیری بکار نبرده بودند که اين يك خطای بسیار بزرکی بود حالانکه حمایه جزایر مذکوره بقدر (پور ارتور) الزم واهم شمرده میشد . حالا این سوال وارد میشود که آیا قلعه (پور آرتور) بدون حمایه دسته کشتی های جنگی خودش خود حمایه میبایست کرد؟ یا آنکه دسته کشتی های جنگی در راه حمایه این قلعه فدا میبایست شد ؟ لهذا گفته میشود که اس الحركات ها برای سفاین حربيه بوجود آورده شده اند. از انرو عهده براری مدا فعه آنها بر ذمه کشتیها نیست . دیگر اینکه روسها میبایست که تنها يك فكر، يك مقصد ، يك هدف میداشتند که انهم عبارت از بدست اوردن حاکمیت بحریه می بود . زیرا اگر حاکمیت بحریه نمیبود محض كه يك روزی از روزها (پورآرتور) میافتاد و از دست میرفت . واگر حاکمیت موجود بود ژاپانها در خشکه بمحاربه دوام ورزیده نمیتوانست . زیرا برای ان تول غنددهشتناکی که به (مانچوری) ریختانده بودند جاری كردن يك سیلابه ارزاق ومهمات لازم بود . چون چنینست (پورارتور) از کشتیها معاونت انتظار نمیبایست کرد. بلکه تا از دستش میامد در بحر جولان میکرد، و در باب باز کردن راه دسته کشتی
صحيفه ۱۲۸ محاربة روس و ژاپان جلد پنجم های جنگی که بامداد میامد کوشش میورزید. و بدشمن شناور خود از هر طرف بدیها باید میرساند . اگرچه در راه این سعیها و کوششها احتمال محو و تلف شدن دسته کشتی های جنگی روس نیز موجود بود . اما اینکه نه محو شدنش می ارزید . زیرا برای يك سبب و خدمت حقیقی بوقوع میآمد . ازینکه مانند يك بازیگر های بدبختی در يك كوشه میخ شده بماند این بهتر بود که مانند قهرمانان شجاعت نشان در میدان کارزار فدای جان میکرد . حالانکه دولت روس بهوس انکه جان کندن ( پور ارتور ) را یکچند روز دیگر نیز تاخیر کند دسته کشتی های جنگی خود را برای آن فدا ساخت . و باینصورت يك خطای بزرگی ارتکاب نمود. قلعة ( پورارتور ) يك هيكل نفوذ و عظمت روس در اقصای شرق بود و آر زوو هوس طفلانه او همین بود که موجه های بیرق خود را یکچند وقت دیگر نیز بر استحکامهای نیم خراب ان مشاهده کند و در راه این آرزو و هوس دسته کشتی های جنگی خود را فدا ساخت . ان دسته کشتیهای جنگی بی کار بی اقتدار طبعاً درزیر حکم و ادارۀ قوما ندان قلعه در امده بود. وقوماندان قلعه چون در باب تسلیم نکردن قلعه به حیثیت و ناموس خود عینا قسم خورده بود، از هر چیزی پیشتر لازم بود که در باب از دست نبرامدن قلعه سعی و کوشش ورزد. وچون سوق و ادارۀ دسته کشتی های جنگی خارج صندت او بود ، البته که دسته کشتیهای جنگی را فرا موش کرده بود ، حتی در آخر کار آن کشتیهای بیچاره و امانده را یگان یگان مانند رهزنان لخت کرده اسلحۀ انهارا برای تجهیز و تقویه استحکا مهای خود برد. اینست که باینصورت پنج زرهپوش و دو کرو وازور و بسیاری از طورپیدو ها و مخرب هائیکه بی انکه بدشمنی يك ادنا ضرری برسانند یگان یگان هدف کله
صحیفه ۱۲۹ اجمال وقایع جلد پنجم های صدمتی طوپ های اوبوس جنرال (نوژی) شده بر حیات خودشان خا تمه کشیدند. (روژه‌ ست وه‌ نسکی) بدبخت هنگامیکه بادسته کشتیهای جنگی (بالتيك) به اقصای شرق میرسید در پیش روی خود يك قلعه خرابی، مزار پر حسر ت دسته کشتی های جنگی روس بود، و در پیشگاه آن دسته کشتیهای جنگی دشمن خود را باهمه قوت وسطوتش بر حیات یافت. حال آنکه اگر همت میکردند وبجای اینکه سلاحهای خود را بدست (اشتوسل) تسلیم کرده بحسرت و بی غیرتی در زیر بحر فرو میرفتند خود شانرا بگله های طوپ دشمن غرق میکردند، و هیچ نباشد یکدو کشتی امیرال(توغو) را نیز از خود پیشتر میکردند ایا بهتر نمیبود ؟ امیرال (ویره‌ن) چندبار اگرچه از(پورا رتور) برای همین مقصد بیرون برآمدن را آرزو کرد ولی قوماندان قلعه جناب (اشتوسل) پر کسل او را نگذا شت! زیرا به طوپ ها وجبه خانه و مرتبات آن احتیاج داشت. پس آیا در زیر این احوال واین شرایط از رسیدن دسته کشتیهای جنگی بحر بالتيك چه فائده حاصل میشد ؟ نظر به این افکار وتصورات سوق الجیشیه هرگاه دسته کشتیهای جنگی مذکور را در او روپا میگذاشت و نمیفرستا دند خوبتر میبود. روسها مغلوب شدند. این نتیجه نباید که موجب حیرت و تعجب ما بشود. زیرا بسیار بسیار خطاها کردند. ژاپانها خطا نکردند ؛ زیرا غالب آمدنرا آر زومیکردند. و برای غالب آمدن هر واسطه که لازم بود همۀ آنرا استعمال کردند. زرهپوشها، کروواژورها، طورپیدو ها، مخربها همه را در پیش
صحيفه ۱۳۰ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم گاه (پور آرتور) جمع کردند . و به ينصورت دشمن خود شان را که در باب مسئله حاکمیت بحریه رقیب شان بود تضييق و محصر نمودند. ۵ اینکار خیلی منطقی و معقول يك کاری بود . هر چيزيكه طرف غالب بکند آنرا بحرت تحسین کردن در طبع بشر يك ميل طبيعي مخصوصی موجود است. چونکه کامیابیها برای حركات يك معيار کمال و عدالت شناخته میشود . حرب يك تياتر فاجعه انگیزیست که از بسی پرده ها متشکل است که پردۀ اول آن همیشه از فتوحات بحری متشکل است . بنابرین همه قوای حربیۀ بحریه را در صحنۀ فعالیت وضع کردن لازمست . پردۀ دوم به امتداد سواحل جریان می یابد . زیر ا طرف مغلوب عقب کشیده کشیده به بندرگاههای خودالتجا میکنند که در انوقت این بندرگاهها همه وسایط تدافعیه را استعمال کرده به نگهبانی خود کوشش میورزند . خلاصه در حرب بحری بدو دسته کشتیهای جنگی از همدیگر فرق دار احتیاج نیست با که تنها يك دسته کشتیهای جنگی کفایت میکند . اما بسیار قو تمند بودن آن شرط است . قوای بحریه هیچ وقت نباید که دوچار انقسام بشوند . چونکه انقسام قوت ، موجب ضعف است . وظیفه یگانه قوای بحریه همین است که مجتمعاً بر سر دشمن حمله کند، و یا اور ابسوی خود کشیده ضرر آن را بر طرف و از اله کند . والحاصل قوای حربیۀ را پیش از وقت بیهوده پراکنده نباید کرد، بلکه همه و سایط و مساعی را بر دستۀ کشتیهای جنگی اصلی دشمن توجیه و توحید کر دن لازم است . اینست اجمال نتایج سوق الجيشيه که از حرب بحرئی روس و ژاپان استحصال شده است . بعد از خراب کردن دسته کشتیهای جنگی نخستین بحر محیط روس ، هنوز
صحیفه ۱۳۱ اجمال وقایع جلد پنجم وظیفهٔ بحریهٔ ژاپان تمام نشده بود. چونکه بعد از ضبط قلعهٔ (پورت ارتور) بچهار ماه يك دستهٔ کشتیهای جنگی روس بقصد استحصال حاکمیت بحریه بسوی اقصای شرقی می آمد . وضعیت بسیار مشکل بود . چونکه اثنا يك كامیابی روسها همه نتایج موفقیتهاراکه تا به ان‌دم بدست امده بود زیر وزبر کرده میتوانست. اگر چه قوتیکه انرا امیرال (روژه ست وه نسکی) سوق میکرد از عناصر غیر متجانس ترکیب یافته بود و مرتیات انها اکثری مجربه ، وکم بها وبی اطاعت بودند ، ولی بخت و طالع حرب آنقدر يك چیز بیوفائیست که اگر بهمهٔ اعتماد ، و تمام امید به ان دل بسته شود از تهلکه خالی نیست . از انرو ژاپانها ازین دستهٔ کشتیهای جنگی نوابندهٔ روس بازهم از اندیشه خالی نبودند. وهم فکرشان از نتیجهٔ که از مصادمه حاصل شود بیشتر به این مشغول ومصروف بودکه ایا مصا دمه در کجا خواهد شد ؟ این وضعیت حربیهٔ این بار با وضعیت حربیهٔ ابتدای محاربه هیچ مشا بهت نداشت . چونکه درینبار دستهٔ کشتیهای جنگی روس را تنها يك هدف مقصد بود که آنهم رسیدن به بندرگاه ( ولادیووستوق ) بود . وبعد از ا نکه در انجا برسد کر و وا زورها، وطورپیدوها، وتحت البحرها را جمع وتوحید کرده با همهٔ سفاین حربیهٔ خود به امید موفقیت و کامیابی بجنگ آغاز کند . و تاوقتی‌که به آن اس الحرکات خود نرسد این دستهٔ کشتیهای جنگی آنقدر مزعج و مهلك يك چیزی شمرده نمیشد . چونکه مشکلات دایمهٔ احتیاج زغال او را در هر جا بحال تدافعی محکوم میساخت . لهذا اصل کار همین بود که بر و بشرایط مساعد وموافق هجوم برده شود ، وایستاده کردن او را در فلان جایا فلان مأوا آنقدر اهمیتی نداشت . مسئله که امیرال ( توغو ) به حل و فصل کردن آن مجبور بود انقدر
صحفه ۱۳۲ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم دشواريك چيزی نبود . زیرا چند صورت حل کردن آن ممکن مینمود . قدمه اول دسته کشتیهای جنگی روس نقدر يك ماه در جوار ممالك ( انام) برای رسیدن قدمه دوم خود توقف نموده بود . پس بخوبی ممکن بود که پیش از انکه این قدمه بالوی غند ( به بوفا نوف) که قدمه دوم بود قوت بگیرد رفته رو هجوم کرده شود . دیگر اینکه در یکی از سه ابنا هائیکه کذشتن دسته کشتیهای جنگی روس از ان متصور بود قایم گرفته در اثنای گذشتن برو هجوم کنند که امیرال ( توغو ) همین صورت حل اخری را قبول نمود . این پلان یعنی نقشه بسیار خوب تفکر شده بود . و سبب قبول کردن سه امیرال ژاپانی همین نقشه را شایان بسی تقدیر و تحسین میباشد . هر انقدر که دسته کشتیهای جنگی روس به دوره اخری سیاحت خود تقرب میکرد در ژاپونیا تردد و هیجان افزونی میگرفت . زیرا بیم و اندیشه اینکه مبادا بی انکه دشمن دیده شود و جنگ با او شود به بندر گاه (ولادیووستوق) رسیده بتواند همه پی ها ورگهای ژاپانیار بحرکت میآورد . این حال در اکثراو قات موجب گرفتن بعضی تدابیر غلط و مهلك هم میشود . مثلا بسیار قوماندا نهایدصبری کرده از بیم انکه مبادا دشمنرا فرصت گریز بدهد تا بدرجه ممکن در دورجاها برای پالیدن او میرود . اگر امیرال (توغو) نیز باینگونه ملاحظه ها و اندیشه ها افتاده برای جستجوی ( روژه ستوه نسکی) بسوی جنوب میر فت بیکو ضعیت بسیار بدی میافتاد . لهذا این امیرال باوقار جرار بعد از انکه برای هجوم بردن بردشمن برین قرار داد که هروقتیکه دسته کشتیهای جنگی روس داخل دریای ژاپان بشود برو هجوم کنند در انحال چنان لازم میامد که قوای حربیه خود را چنان جمع و تحشید کنند که برای فرار او امکان نگذارد . وقتیکه از طرف جنوب آمده
صحيفه ۱۳۳ اجمال وقایع جلد پنجم بسوی شمال رفته شود، برای رفتن (ولادیووستوق) کوتاه ترین راهها ابنای (قوره) است. راه رفتار دستۀ کشتیهای جنگی روس نیز طبعاً همین راه بود بنابرین (توغو) با همه قوای عسکری خود در همین ابنا جایگیر شده بود. مشارالیه درینجا بحقیقت که خیلی درخشان يك موضع حاضری را مالك بود چونکه اگر (روژه ستوه نسکی) این راه را گذاشته ژاپونیارا از طرف شرق دور کردن آرزو میکرد در انحال دستۀ کشتیهای جنگی ژاپان برخطهای داخلی مملکت حرکت کرده پیش از رسیدن او به بسیار وقت بشمال میرسید و در آبناهای (چو غارو) و (په روز) رفته دستۀ کشتیهای جنگی روس را انتظار میکشید. حال آنکه (روژه ستوه نسکی) به این فریضۀ سوق الجیشیه تبعیت نکرد. و از آبنای قوره به (ولادیووستوق) رفتن را آرزو نمود، و در درون آبنادستۀ کشتیهای جنگی خود را بحمله های دشمن محو و تلف ساخت. با این فاجعۀ مدهشه حرب بحرنی روس و ژاپان به انجام رسید. و بعد از ان بحریه روس در اقصای شرق موجود نماند. از ابتدای محاربه حرکات حربیه از طرف ژاپانها بيك اعتدال دم و راستی و درستی بسیار بزرگی سوق شده بود که سبب یگانه این مظفریات درخشان آنها نیز همین مسئله شده است. اما چون درین کارها بخوبی غو ر شود هماندم اين يك سوال وارد میشود: آیا بكدام يك بيشتر حيرت بايد كرد؟ بحكومت ژاپان كه اين چنین تدابیر معقوله متینی در پیش گرفته، مدار اینهمه کامیابیهای درخشانی گردید؟ یا آنکه ملت ژاپان که این تدابیر حکومت خود را بدون قید و شرط قبول کرده به سعیها و کوششهای دلیرانه خودشان در میان اقوام حاضره دنیا درجه نخستین شرف و شان را حاصلکردند؟ این يك (چیستان) است! هرکس بفكر خوديك جواب میتواند بگوید والسلام!
صحیفه ١٣٤ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم حرکتهای اخرین محاربه در مانچوری محاربه میدان (موکده ن) در جلد چارم این کتاب به کامیابی ژاپانها بانجام رسیده بود . حالا باز در مانچوری رفته به بینیم که وضعیت حربیه ایندوتول غند محارب در چه حال است ؟ میدان محاربه (چوشیما) قوای بحریه روس را از میان برداشته بر حرب بحرى يك خاتمه بسیار درخشانی کشید . در (مانچوری) از آخر ماه مارچ تا به ابتدای ماه دسمبر در وضعیت تول غندهای اصلی هیچ يك تبدلي بوقوع نيامد . ایند و ر سکون و استراحت به افزونی دادن ، وکامل کردن قوتهای هر دو طرف گذران نمود. در اثنای دور مذکورتول غند روس با این قوتهای بزرگی که بیان میشود تقویه شده بود : اولاً : قول تول غند چارم اوروپا ؛ ثانياً : جزو تامهای نخستین قول تول غندهای (١٩)م ، و (٩)م و (١٣)م. ثالثاً : از غبرتك غندهای شکاری اوروپا که بحال لوی غند ها وضع شده بود دو قول تول غند تشکیل یافته بود . رابعاً : از قطعات جنرال (ره نه نقامف) نيز يك قول تول غند (٧)م سيبيريا تشكيل يافته بود . و غیر ازینها از (١٤) توپخانه هوان، و (٢)طوپخانه سیار شانزده طوپخانه بوجود آمده بود. ونیز(٣)طوپخانه سریع آتش (٧٥)سانتیمتره یی نیز به (مان چوری) فرستاده شده بود.
صحیفه ۱۳۵ حرکت‌های آخرین محاربه در مانچوری جلد پنجم و نیز با یک لوی غند شکاری سایبریا محافظین (ولادیووستوق) تقویه شده بود. و یک غبرک غند قول تول غند (۱۹)م نیز به اراضی (اوسوری) فرستاده شده بود. تول غند ژاپان نیز این قوای مهمه امدادیه را گرفته بود. (۱۸) لوی غندی که تول غند مذکور را تشکیل داده بود همه‌ آن لوی غندها بموجود سفری شان ابلاغ شده و سرباز نو غبرک غندهای کدام تشکیل داده شده بود. (اما این کدام کدام ارزاق مانند گندم و غیره گمان نشود بلکه خود عسکر را کدام کرده در وقت لزوم بجنگ سوق میکنند.) در اثنای ترک مخاصمات قوت هر یک از طرفین محاربین تخمیناً از (۵۰۰) هزار نفر عسکر که جمله گی (۱) ملیون شود ترکیب یافته بود. اما اگر اینقدر نباشد ولی از (۸۵۰) هزار کمتر بهیچصورت نبود. در تقسیمات تول غندها نیز هیچ یک تبدل حقیقی بوقوع نیامده بود. باز بقرار سابق بمقابله سه تول غند (لینه ویچ) پنج تول غند (اویاما) موجود بود. از آخر ماه مارچ یعنی تقریباً – حمل – تا به ابتدای ماه دسمبر – یعنی تقریباً سنبله – حرکاتیکه در تول غند های طرفین اجرا شده عبارت از بعضی کارهای قره غولهای پیش – یعنی چول پره ما و گزمه های پیش – و خدمتهای کشف احوال یکدیگر مانده بود. مهمترین این حرکاتیکه اجرا شده جریان دوم – یعنی چاپول یا آنکه المان تازی دوم – جنرال (میچه نقو) ست که در ماه می اجرا شده است. بناءً علیه ما هم درینجا تنها به ذکر و بیان آن اکتفاء میورزیم: چاپول دوم جنرال میچه نقو درین اثنا قوای عسکریه روس در حالتیکه روی شان بسوی جناب متوجه
صحفه ١٣٦ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم بود درینموقعبها ئيكه بيان ميشود موجود بودند : در غرب ، به رارثی (سپلپه نقای) تول غند (٢) م درزير اداره جنرال (قولبا س) موجد دنود . در شرق ،تول غند (١) م جنرال(قوروپاتکين)، ودر مرکز، وبر خطراه آهن تول غند (٣) م جنرال (با سيانوف ) موجود بود . قول تول غند ٤١، م در عقب احتياط عمومی را تشکيل داده بود . ودر (١٠٠) کيلومتر بسوی چپ درموقع (مايلوجه نغ) قول جنرال(ره نه نقامف) موجود بود . جناح راست تول غندرا مفرزه جنرال (ميچه نقو) سترکرده بود . متبا قئی صنف سواری يعنی رساله در پيش روی تول غند بودند. جنرال (لينه ويچ) برای دانستن قوتهاى موجودۀ ژاپانها ، وکشف کردن موضعهای آنها جنرال (ميچه نقو) را امرکردکه برجناح چپ ، و عقب تول غند ژاپان پيش برود . قطعه هائيکه درزيرقوماندۀ جنرال (ميچه نقو) داده شده بود عبارت ازينهاست : لوى غند سوارى (قا فقاسيا). لوى غندقزاق (اورال ترانسبايقال). از غند (٢) م (طاغستان) يك طرب رساله . از غند(ته رك قوبان) يك طرب سوارى . (٢)طوپ خانه سواری . جمع همه (٥٠)طرب سوارى ، و(١٢)طوپ . جنرال (ميچه نقو) در(١٦) محی (مفرزه خود را در موقع(ووپيه نغ) جمع نموده در(١٧) م می از نهر(ليااوهو) گذرکرد، وجناح چپ لوی غند(٧) م
صحیفه ۱۳۷ چاپول دوم جنرال میچه نقو جلد پنجم ژاپانرا گردش کرد . و شب را در مابین (فالامينقون) و (قون حی سیان) گذشتا ند . در (۱۸)م می بعضی خرابیهای خرد و ریزه اجرا کرده و یکچند اسیر بدست آورده در جوار (فاقومه ن) اردوگاه تأسیس نمود. در (۱۹)م ماه مذکور در (سن من تینغ) با آلام یعنی غند (٤٩)م ژاپان برخورد و بصورت بسیار دلا ورانه در زیر حمایت طوپچئی خود بر انها تعرض نمود . و دو بلوک پیادۀ دشمنرا از تیغ کشیده، و دو مترالیوز بدست آورده به پریشان کردن دشمن موفق شد. بعد ازین اجراآت جنرال (میچه نقو) وظیفه خود را به انجام رسانیده پس از استقامت غرب بسوی شمال برگشت. و در (۲۳)م ماه در حالتیکه (۲) افسر و (٣٤) نفر مقتول ، و (٩) افسر ، و (١٤٠) نفر مجروح داده بود و (۲)مترا لیوز ، و (٢٠) عرابه و (۲۰۰) حیوان بدست آورده بود در منزل گاه قدیم خود برگشت . (میچه نقو) در اثنای این المان تازئی خود محیط خارجی دشمنرا کشف کرده، وموجودیت قطعه های تول غند (۳)م ژاپانرا اثبات نموده مقصدیکه از وظیفه او انتظار میشد بسر رسانیده بود . * * * بعد از محاربه میدان (چوشیما) دولت روس بمصالحه میل نمود. اگرچه قوماندان های تول غند مانچوری روس برای جناب امپراطور استرحامنامه خود را تقدیم کردند که مابشدت بر حرب دوام میورزیم، ولی باز هم در مابین تول غند های طرفین خود بخوديك (متارکه) حاصلشده بود. (متارکه، ترك کردن جنگ را میگویند که برضای طرفین دو تول غند با هم جنگ کننده‌ترك قتل وقتال شود) ، وازین متارکه ژاپانها بیشتر استفاده کرده بودند. چونکه در اثنای این متارکه و مذاکرات صلحیّه بعضی نقاط مهمۀ دیگر را که برای
صحیفه ۱۳۸ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم حصول مقصد شان خدمت میکرد نیز بدست آوردند . و برای اجرای بعضی حرکات عسکریه درجه دوم تشبث کرده بودند. از جمله حرکاتی که در شمالی ( قوره ) بوقوع آمده، و ضبط کردن جزیره ( ساخالین ) از مهمترین این تشبثات است . حرکاتی که در « قوره شمالی بوقوع آمده : و ضبط شدن - جزیره ساخالین - در اثنایكه يك تول غند (٦)م ژاپان که از دولوی غند احتیاط ترکیب شده بود در زیر قومانده (هازه غاوا ) از مابین ( ایالت ساحلیه ) روس ، و (نهر تومن) در جهت شمالی ( قوره ) برآمده روسها را سراسر از اراضی ( قوره ) اخراج میکردند، از طرف دیگر؛ امیرال (قاتاوقا) در (۷)م ماه جولایی - یعنی نقر یباً اسد - در جنوب جزیره ( ساخالین ) ، یعنی در جوار (قورساقو فسق) با يك قول تول غند دیگر بخشکه برآمده شهر مذکور را ضبط نمود . و مفرزه های روس را که جزیره را در زیر استیلا داشتند جاروب کرده بسوی شمال میراندند. در (٢٤) ماه مذکور امیرال (قاتاوقا) شهر ( الکساندرو فسق ) را که در ساحل غرب جزیره است بزیر آتش طوپ گرفته ، و به ( آلقودا ) نام موقع قطعه های نوعسکری ریختن گرفت. محافظ شهر که از هر طرف با عساکر دشمن در زیر تضییق درآمده بود آخر الامر به تسلیم سلاح مجبور شده بود. و در (۳۱) م جولایی والی جزیره نیز با سه هزار نفری که با او مانده بود در موقع ( اوفور ) بدشمن تسلیم شده بود .
صحیفه ۱۳۹ متارکه (١٦)م ستمبر جلد پنجم در دیگر جهت یعنی در (مانچوری) قوه معنویه تول غندهای روس روز بروز خراب شده میرفت. و در وقتیکه معاهده صلحه امضا میشد وضعیت تول غند ژاپان از هر وقت زیاده تر قوی و متین بود. متارکه (١٦) ستمبر، و وضعیت متقابله دو تول غند مخاصم وقتیکه معاهده نامه صلحه امضا شد در مابین تول غندهای دو دشمن که در (مانچوری) بودند يك (متارکه) نیز عقد گردید. این متارکه برین چند اساس بنا یافته بود: اولا: در مابین دو تول غند خواه در (مانچوری)، و خواه در جهت نهر (تو من) تأسیس و بنیاد نهادن يكيك (منطقه بیطرفی). ثانیاً: بعد ازین منع کردن آوردن قوتهای مددرسان. ثالثاً: نگذشتن قطعه های عسکریه روس از (خاربین) و نگذشتن قطعه های عسکریه ژاپان از (موکده ن). بعد از انکه سر افسرهای کل تول غندهای طرفین بزین شرطها موافقت کردند، دو هیئت صلحه در زیر ریاست جنرال (فوقوشیما)ی ژاپانی، و جنرال (اورفانوفسکی) روسی برای تعیین کردن حدود بیطرفی، و دانستن متارکه را که از کدام روز بموقع تطبیق وضع شود، در (١٤)م ستمبر در موقع (شاقاچو) بایکدیگر یکجا شدند. در انجا ابتدای متارکه را از (١٦)م ماه قبول کردند. درین اثنا وضعیت تول غندها ازینقرار بود: در طرف روسها: تول غند (٢)م با قول تول غندهای (٨، و ١٠، و ١٦) و قول تول غند نخستین شکاری اوروپا، و قول تول غند (٦)م سیبر یا در ضرب خط
صحيفه ١٤٠ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم راه آهن ، و قرارگاه شان در (فه نغخو و زين) بود . تول غند (۱) م با قول تول غند (٤٠٣٠٢٠١) م سيبيريا و قول تول غند نخستين اوروپا در جهت شرق خط راه آهن ، و قرارگاه شان در (قورسو) بود . و قول تول غند (۷) م سیبیریا نیز در جوار (حايلونغ چه نغ) بود . تول غند (٣) م ، باقول تول غندهای (٩،٤، ۱۹۱۷)م ، وقول تول غند شکارئی «۲»م اوروپا ، وقول تول غند «٥»م سیبریا در جهت شرق خط راه آ هن بطرف پیش و نزدیکنی« قوچیاتین» بود . قره غولها یعنی بهره هائیکه از طرف سوارئی قازاق کشیده شده بودند . بدرازی خط (ویپه نغ) و (مه هوغای) تاسیس شده بودند، قرارگاه بزرگ عمومی در مابین « قوچیاتین ، وقونشولينغ » بود . آمدیم بر طرف ژاپانها : تول غند های ژاپان بريك جبهۀ که متجاوز از « ٢٠٠ » كیلومتر بوديك زنجير آهنين بزرگی تشکیل داده بودند: تول غند« ٣ »م که از لوی غند های «٩،٨،٢،١» و يك چند غند احتیاط، تشکیل یافته بود در مابین «چيناتون ، وفاتوهه ن» بود. رساله آن نیز در مقابل قازاقهای « میچه‌ نقو» پهلوی چپ شانرا ستر وحمایه میکرد . تول غند «٢» م، که از لوی غندهای «٥٠٤٠٣» وغندهای بسیار احتیاط، مر کب بود ، در طرفهای « چانغ طوقو» بود . تول غند(٤)م در ضرب جادۀ ( ماندارین ) وبيك وضعیتی که برین جاده حاکم باشد بود . تول غند(۱)م در وادی (چیی هو) بود. تول غند(٥)م بر خط (بولپائچا، واینقومه ن) بصورتیکه جبهه اش بسوی قول تول غند سوارئی (ره نه نقام ف)،توجه بود افتاده بود .
صحيفه ١٤١ متاركه (١٦) سبتمبر جلد پنجم وقتيكه مصالحه عقد شد غوند هار از باده تريك، منطقه سكون و استراحت نشان داده شده هر کس در انجا برای برگشتن بسوی مملکت خود منتظر امر نشستند. خالی کردن قطعه (مانچوری) از طرف غوند های مخاصمین بر چهار دور تقسیم کرده شد . دور اول : در (٣١) م دسمبر سنه (١٩٠٥). دور دوم و سوم : در (١) م جون ، و «١» م آگست سنه «١٩٠٦» . دور چارم : در «١٥» م اپریل سنه «١٩٠٧» آغاز میکرد .
محيفه ١٤٢ محاربه روس و جاپان جلد پنجم تفصیل مذاکرات صلحیّه از ماه جون تابه ماه ستمبر سنه ١٩٠٥ بعد از شکستهای فاحش بزرگ آخرتی روسها، حوادثهای آغاز کردن مذاکرات صلحیّه شایع شدن گرفت. در اواخر ماه مارچ بتحقیق پیوست که رئیس حکومت «امریکاه موسیو» «روزوه لت» برای بنیاد نهادن مناسبات صلح و صلاح روس و جاپان واسطه و میانجی خواهد شد. رفته رفته این شایعه ها رنگ حقیقت را گرفت. روز «٨» م ماه جون - یعنی تقریباً سرطان - سفیر امریکاه مقیم «پترسبورغ» که «موسیو» «مایر» نام دارد با جناب «زار» ملاقات کرده يك تلگرافنامۀ «موسیو» «روزوه لت» را عرض و تقدیم نمود که «موسیو» «روزوه لت» درین تلگراف نامۀ خود برای آغاز کردن مذاکرات صلحیّه از طرف هردو دولت مخاصم تعیین کردن مرخص را تکلیف میکرد. در (١٠)م جون قونت (لامسدورف) بموسیو (مایر) زبانی تبلیغ نمود که دولت روس با مرخصهای جاپان بمذاکرات راضی میباشد. وقتیکه این حوادث در (مانچوزی) شایع شد سر افسر غول غند روس جنرال (لینه ویچ) که بعد از (قروپاتکین) سر افسر شده است يك مجلس حرب عقد نموده و این پروتستو نامه را بجناب زار فرستاد:
صحیفه ١٤٣ صورت پرو تستونامه جلد پنجم صورت پرو تستونامه « حشمتما ب ، « چون شنیدم که بنابر حسن نیت و توسط موسیو (روژوهات) ذات حشمت پناهی شما به آغاز شدن مذاکرات صلحیه راضی شده اند همه قوماندانهای تول غند را که در قرار گاه عمومی حاضر میباشند جمع کرده يك مجلس حرب تشکیل دادم . بعد از انکه اسباب مصالحه و موضعهای متقابله طرفین را بخوبی تدقیق و منا قشه کردیم . من و همه رفیقان من متحداً و شدیداً برین قرار دادیم که تا بو قتيكه جناب حق قطعه های دلاور ما را به کامیابی آخری نایل و سزاوار سازد بر حرب دوام کنیم ، و بعرض کردن این قرار داد خود را به ذات حشمتپناهی شان کسب فخر و شرف میکنیم . « بعد از محاربه های میدان (مو کده ن) ، و (چوشیما) ، از صلح بحث کردن لایق نیست ! « دشمن ما بسبب غرور و نشه که از کامیابیهای خود حاصلکرده بالطبع مغا یر شان و حیثیت دولت روس بعضی شرطهای سخت بیان خواهد کرد . اما مملکت ما بقبول کردن شرایط مذکوره هیچ مجبوریتی ندارد . چونکه ما هنوز به آن درجه تنزل نکرده ایم . « فلاکت ( چوشيما ) بيشك كه يك حادثه الم انگیز يست . لکن آن حادثه را با تول غند دلاور ما هيچ مناسبت و رابطه نيست . زيرا تول غند روس که در ( مانچوری) است در ينوقـت بيك وضعیت بسیار درخشانی میباشد ، و همه افراد و افسران برای حاصلکردن کامیابی آخری بفکر انتقام گرفتن از دشمن بوده اوامر حشمتپناهی شانرا منتظر هستند .
صحیفه ١٤٤ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم « وضعیتهائیکه قطعه‌های ما بدست دارند بصورت بسیار مکمل تحکیم کرده شده است. موسمهای باران تا به ایندم مانع تعرض من بردشمن شده بود . اما حالا ضایعات ما که در محاربه میدان (موکده ن) بوقوع آمده بود بتمامها کامل شد، و تول غندهای ما با قول تول غند هائیکه از اوروپا رسید تقویت پیدا کرد. از انرو بکمال موفقیت به تعرضات خود بردشمن امنیت کامله دارم، و خوب میدانم که این اقتدار در من موجود است. و امید میکنم که در همین ماه بيك تعرضی که همه احوال حاضره را سراسر تبدیل بدهد آغاز بتوانم. « باز عرض و تکرار میکنم : ذات حشمت پناهی شان بر قوت واقتدار قطعه‌های ما اعتماد تام کرده میتوانند، و در وضعیت حاضره ما نبودن هیچ يك جهت تهلکه با کی که مخل شرف وحیثیت يك مصالحه را قبول بکند امنیت کرده میتوانند. از (غوچولین) فی ١٠ جون سنه ١٩٠٥ سرقوماندان لینه ویچ » این پروتستوی (لینه ویچ) تأثیریکه از ان امید بود حاصل نتوانست کرد. زیرا جناب زار روس یکروز بعد از گرفتن این پروتستو نامه بموسیو (روز و- لت) از توسط او درینباب تشکر کرده ممانعت نکردن خود را در باب اجتماع مر خصهای روس و ژاپان اعلان نمود. آخرد : (٢) م ماه جولابی از طرف حکومت (واشینگتون) يك نوطه رسمی به اینصورت نشر کردید : «حکومتهای روس و ژاپان بموسیو (روزوه‌لت) این سخن را خبر دادند
صحیفه ١٤٥ صورت پرو تستو نامه جلد پنجم که بزودی مرخصهای شان اجتماع خواهند کرد. «این مرخصها، برای اجرا کردن مذاکرات صلح، وعقد کردن يك معاهدهٔ قطعیهٔ که از جانب حکومتهای شان تصدیق کرده شودرخصت و صلاحیت تامه را حائز میباشند. « از طرف روسها مرخصها: قونت (موراوی یف) و بارون(روزن) واز جهت ژاپانها موسیو(قومورا) ، وموسیو(تاقاهیرا) میباشند. اینهم ممکن است که هر دولت در نزد این مرخصها یکی یا دو سفیر داشته باشند . » * * * « قونت(موراوی یف) که از طرف حکومت روس در ( روما) سفیر بود این خدمت مرخصی را که به او تکلیف شده بود قبول نکرد . لهذا بجای اوموسیو(ویته) مقرر گردید ، و در (١٣)م جولائی در سرای (پترهوف) در باب تعیین شدن او از طرف جناب زار امضا کرده شد. موسیو« ویته» در اثناییکه به (واشینگتون) میرفت در (٢١)م جولائی (بپا ریس) رسید. روز دوم رسیدنش از طرف ( روویه ) و روز دیگر در سرای ( ئه لیزه ) از طرف رئیس حکومت قبول گردید در (٣٠)م اگست مرخصها ی روس با کشتی (قایزه رویلهلم در خروس) نام المانی به (نيورك) واصلشدند . در (٥) م آکست مرخصهای روس و ژاپان نخستین بار در ( اویستربای) در کشتی یاط مخصوص رئیس (روزوه‌لت) که نام آن کشتی(مای قلووه‌ر) بودبا یکدیگر تصادف کردند، و در انجا رسماً بیکدیگر تقدیم و معرفی شدند. بعد از ان موسیو( روزوه‌لت ) بمهمانهای خود ايستاده بايك ناشتاا كرام کرده واین نطق را ادا نمود: « بشمايان يك ادارۀ اقداح تكليف ميكنيم . وميخواهم كه اين قدحهای
صحیفه ١٤٦ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم خودتان را ایستاده با با من یکجا بنوشید. به این نطق من از هيچيك طرف جوا ب داده نمیشود. من بشرف حکمدارها و اهالی دو ملت بزرگی که مرخصهای شان امروز درهای قلووه ر» با یکدیگر تصادف کرده اند باده نوش میشوم. «شدتنا كترين آرزوها ، وسوز شنا كترين تمنی و نیازهای من همین است که تنها برای منفعت همین دو دولت بزرگی که با مرخصهای آنها درینوقت پهلو به پهلو ایستاده ام نی، بلکه برای منفعت همه عالم انسانيت بزودى يك مصالحه حقیقی و مدیدی عقد و قرار گیرد.» بعد از ان مرخصهای طرفین بشهر «پورتسموت» که قد نفر انس صلح در ان بوقوع می آیدروانه شدند. اجتماع نخستین در روز چهارشنبه «۹» آکست بوقوع آمد امر وز تنها به تدقیق واخذ و عطای اعتماد نامه های طرفین اشتغال ورزیده شد. در «۱۰»م آگست این چنین يك نوطه نشر کرده شد: « در اجتماع «١٠»م آکست مسئله صلاحیت نامه تنظیم کرده شد. به اینصورت که طرفین درین خصوص بعد از ین بهیچ مشکلی تصادف نخواهند کرد. مرخصهای ژاپان بمرخصهای روس شرایط صلحی را نوشته کرده تسلیم و تقدیم کردند . مرخصهای روس اینمسئله را مطالعه کرده تابقدریکه ممکن باشد بزودی جواب نوشته خواهند کرد، و بر همین قرار داد مجلس به انجام رسید . تا بجواب دادن مرخصهای روس اعضای قونفرانس اجتماع نخواهند کرد .» * * * در کم وقت معلوم شد که مرخصهای ژاپان این شرایط را تکلیف و بیان کرده اند: ۱) – دادن مصارف حربيه «مقدار آن غيرمعين » ؛ ۲) – ترک کردن جزیره « ساخالین »؛
صحیفه ١٤٧ صورت پروتستو نامه جلد پنجم ٣) - انتقال دادن شبه جزیره (لیاتوتونغ) را با دالنی»، و «پور آرتور» به ژاپان ؛ ٤) - خالی کردن «مانچوری» ، و پس دادن همه امتیازاتی را که در داخل این ولایت بدست آورده به (چین) ، وقبول وتطبیق کردن اصول (دروازۀ باز) ؛ ٥) - ترك کردن راه آهن (چین شرقی) را که از (خاربین) تابه (پور آر تور) کشیده شده به ژاپان ؛ ٦) - تصدیق شدن حمایت ژاپان در «قوره» از طرف روس ؛ ٧) - دادن حق صید ماهی به ژاپان . از حد شمال «ولادیووستوق» تابه بحر «بهرنگ» در ساحل «سیبریا» ؛ ٨) - ترك وتسلیم کردن همه کشتیهای جنگی روس که در جنگ گریخته و به بندر گاه های بی طرف النجا کرده به ژاپان ؛ ٩) - تحدید کردن روس قوای حربیۀ خود را در اقصای شرق . * * * در اجتماع روز «١٤» مآکست مرخصهای طرفین برین سه مسئله موافقت حاصلکردند : اول : حاکمیت ژاپان بر «قوره » ؛ دوم : خالی کردن «مانچوری» ؛ سوم : ترك کردن راه آهن «شرقئی چین» اما روسها ترك کردن جزیرۀ «ساخالین» ، و دادن تضمینات حربیه ، و تسلیم کردن سفاین حربیه ، وتحدید کردن قوای بحریۀ خود را در اقصای شرق قطعاً رد کردند .
صحیفه ١٤٨ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم در «١٧» آگست مرخصهای طرفین عدم امکان نتیجه یافتن شرایط صلحیّه را دیده مسئله هائیکه دران اختلاف بود دريك ضبطنامه درج کردند. در «١٨» م ماه مرخصهای هر دو طرف، تا بوقتیکه از حکومتهای متبوعه خود شان در باب مسائل متنازع فیها تعلیمات و اوامر بگیرند مذاکرات را تا بسه روز تعطیل نمودند. در «١٩» م ماه رئیس «روزو،لت» ازین انقطاع مذاکرات بشبهه افتاده بموسیو «ویته» این تلگرافنامه را فرستاد: «موسیو سر ژویته ! «برای بردن يك مکتوب مرا برای شما همین دم فرستادن بارون «روزن» ويك معتمد دیگر خود را در پیش من بشدت رجا میکنم .» اجتماعیکه در «٢٢»م ماه وقوع آن متصور بود تا به «٢٣»م تاخیر کرده شد. هیچ شبهه نیست که این تاخیر از سبب نیامدن اوامر و تعلیمات برای موسیو «ویته» بود که از «پترسبورغ» نیامده بود. درین اثنا از طرف موسیو «روزوه لت» یکی از معتمدان او با ديگر يك مکتوب به نزد بارون «روزن» و موسیو «ویته» آمده ملاقات دور و درازی در ما بین شان بوقوع آمد. نانه ایندم در باب صلح ، افکار عمومیه خیلی بد بینانه و مشکوکانه است . در «٢٣»م آگست بعد از امضا شدن مضبطه ها ، ژاپانیها برای تنظیم نمودن مسائل متنازع فیه بموسیو «ويته» معتدل يك صورت حل و تسویه تقدیم نمودند. اینصورت حل و تسویه باینگونه بود که ژاپانیها نصف جزیره «ساخالین» را که در ینوقت بران حاکم میباشند بحکومت روس واگذار شوند و هم یکمقدار پیسه که حکومت ژاپان بتنهایی ای ادارهٔ حرب صرف کرده حکومت روس آن را عطا
صحیفه ١٤٩ صورت پروتستونامه جلد پنجم کند . این طرز تسویه که از نتیجه تشویقات موسیو «روزولت» بود برای جناب «زار» نوشته شده در ینوقت بجواب آن انتظار کرده میشود . در «٢٥»م آگست باز مذاکرات قونفرانس تعطیل کرده شد . نظر بيك روایت گویا مذاکرات در ینوقت راه براه بواسطه قونت «لامسدورف» وموسیو«ماير» درمابين جناب «زار» و موسیو« روزولت» جریان میکند . در «٢٧»م ماه چنان معلوم میشود که حکومت روس تکلیفات موسیو «روزولت» را قطعاً رد نمود. تکلیفات آخرتی موسیو «روزولت» عام نشد. اما این يك معلوم شدكه حکومت روس ادا كردن تضمینات حربیه را یکقلم ردنمود . مع هذا مذاكرات منقطع نشد؛ وچنان دیده میشود که ژاپانها مقدار تضمینات حربيه را که پیش ازین طلب کرده بودند به تنزیل دادن قرار داده اند. بعد ازین ، مذاكرات دراز شدن گرفت . مرخصهای ژاپان که از(توكیو) برسیدن اوامرانتظار ميكشيدند زود زود تأخير مذاکرات را طلب میكردند. موسیو(تا کاهيرا)بالذات با موسیو(ويته)ملاقات نمود . باوجود آنهم درخصوص حاصل شدن موافقت آرا وافکار امیدها بسیار ضعیف است. در(توكیو) وكلا و وزرای دولت جمع آمده به تدقيقات و اعتراضات مذاکرات «پورتسموت» آغاز نمودند. از شایعه هائیكه در تأخير مذاكرات بوقوع ميآید ، وانقطاع پی هم آن افکار عمومیه بسیار متردد و متهیج است، وچنان گمان میشودکه توافق افکار حاصل نشود، وبه بسیار زودی مذاکرات منقطع شود . در اثنائیكه احوال وافکار در ین مرکز بودیکی یکبار در «٢٩»م ماه از پشت پرده ئیكه صحنه مذاکرات «پورتسموت» را سترو مخفی داشت یکصدائی که مشابه بضربهای خبر دادن پرده بالا شدن تیاترها بودشنیده شد. صلحی که پیشتر از یکروز
صحیفه ۱۵۰ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم غیر ممکن شمرده میشد بصرفنظر کردن ژاپانها از اختلافات و مدعیات خود شان يك امر ممکن و راستی دیده شد . این تبدیل افکار ژاپانها ، يك قسمی از تضییق و اصرار موسیو (روزولت) ، و يك قسمی از پوليتيك انگلیز که درین صحنه يك پارتی عجیبی بروی کار آورد بظهور آمد . نکول کردن ژاپانها از مطالبات سابقه شان ، موسیو (ویته را) به بیان کردن اینگونه سخنان مغرورانه سوق نمود : « این مصالحه که عقد شد بسیار شرفدار يك مصالحه ایست . دولت روس بهيچگونه يك تعهدی که مغایر حیثیت و منافع روس ها باشد نداده است . ژاپان نها راه آهن (شرقی چین) را تا به (خاربین) طلب کرده بودند . لکن من از نقطه (کوان چه تس) که خوب بسوی جنوب واقعه شده اصرار کردم ، و بمقصد خود کامیاب آمدم . « ژاپانها تحدید کردن قوای بحریه مارا در آب های اقصای شرق طلب کردند من رد کردم ؛ آنها نیز به این رد من موافقت کردند . و غیر از ین ژاپانها از مدعیاتی که در باب سفاین حربیه ما که در بندرگاههای بیطرف اقصای شرق محصور مانده بودند نیز صرفنظر کردند . (ژاپانها جزیره (ساخالین) را نیز از ما خواستند . من به ترك کردن نیم جزیره مذکور که در نزد ما آنقدر اهمیت نداشت راضی شدم ، و درین خصوص نیز کامیاب آمدم . ( نهایت ژاپانها تضمینات حربیه طلب کردند . من قطعاً رد کردم . بنا برین اگر هیچ نباشد تنها مصارف حربیه خودشان را از ما خواستند . من این را هم قبول نکردم . بعد از ان برفروختن يك قسم جزیره (ساخالین) را بقیمت
حیفه ۱۵۱ صورت پروتستو نامه جلد پنجم بسیار گران بر ما اصرار کردند . من بمقابل این اصرار و تکلیف شان گفتم « رو سیه به ژاپان يك روبله نیز تضمینات نخواهد داد . در یباب نیز کامپاب آمدم . موسیو (روزولت) ، فرانسه ، انگلیز ، امریکا و الحاصل هر کس . حتی بسیار رفقای من که در روس بودند نیز پیسه دادن مرا به ژاپان توصیه کرده بودند . اما من در یخصوص بسیار عناد و اصرار کردم . مع هذا من هیچ امید نمیکردم که ژا پانها ازین طلب و تکلیف خود شان فارغ شوند . و چون موسیو«کومورا » بمن گفت که « در باب این فقره نیز با شما متفق الافكار يم » : درجه حیرت و مسرت خود را هیچ تعریف نمیتوانم . » * * * وقتیکه بر مواد صلحیه موافقت نامه طرفین حاصلشد مرخصهای روس وژاپان از حکومت متبوعه خودشان عقد شدن يك متارکه را در ما بین دو تول غند مخاصم طلب کردند . حوادث عقد صلح در هر گوشۀ جهان مدنیت سرورهای بسیار بزرگی بوجود آورد . همۀ عالم انسانیت ، این نتیجه قونفرانس «پورتسموت» را به يك زبان شکران بر موسیو ( روز وه لت ) که مشوق و ناظم این قونفرانس شده است عطف میکنند . بنابر قرار یافتن مصالحه رئیس حکومت فرانس این تلگراف نامه را به رئیس حکومت امریکا فرستاد : « ذات عالی شما بجمعیت انسانیه يك وظیفه بسیار عالی و نامداری را نجام ور دید . من این موفقیت شما را با همه صفوت قلبية خود تبريك ميكنم . دولت فرانس نیز ، بدولت امریکا در باب این واقعۀ مهمۀ تاریخیه که دولت مذکوره آن وظیفه را بجا آورده بیان فخر و مسرت میکند . » امضا لوبه
صحيفه ۱۵۲ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم غیر ازین ، رئیس « روزولت » از طرف قرال انگلستان (ادواردهفتم) و امپراطور المان «كيليوم»: وم نيز باتلگرافنامه های مخصوص تبريك شده است. حتی مرخصهای روس نیز بموسیو (روزولت) با این تلگراف نامه بیان شکر و منت کرده اند : « همت عالی شما را که در باب اجتماع قونفرانس (پورتسموت) وعقد مصا لحه شرفداری که در مابین دو مملکت بوقوع آمد تاريخ بايك تحسين، وقدر شنا سئی بزرگی ایفا خواهد کرد . » امضا ویته ،وروزون * ** در ( ۳۰) م آگست ، بنا بر قرار گرفتن صلح موسیو (لوبه) بجناب زار روس این تلگرافنامه را فرستاد : از طرف رئیس حکومت فرانس بحضرت امپراطور روس . « بنا بر مصالحه که مخفی از اثر فراست حشمتپناهی شان قرار گیر شد ذات حکمداری شا نرا عن صمیم القلب تبريك ميكنم . « فرانسه ، که دوست ومتفق روسیه است نیز از نتیجه پذیر شدن اینچنین حربی که بوقایع دلیرانه خودشهره گیر عالم است به این چنین يك مصالحه شرفداری بیان محفوظيت و مسعودیت میکند لوبه » جناب زار نیز با این تلگرافنامه مختصر بموسیو (لوبه) مقابله کرده است : « بجناب رئیس حکومت فرانس موسیو امیل لوبه : » ( از حسیات صميمه شما كه با تلگرافنامه مروزئی خود بیان فرموده بودید بسیار متأثر شده مقابلة بیان تشکر میکنم . ) نيقولا در ( تو كيو ) قسم اعظم اهالی از شرایط صلجيه ممنون نشدند . در
صحیفه ١٥٣ صورت پروتستونا مه جلد پنجم (پورتسموت) نیز در چهره های مرخصهای ژاپان يك اثر حزن و حرمان دیده میشود . در ژاپونیا همه مطبوعات ژاپان مأيوس و منفعل است . از هر طرف همین سوال وارد میشود که آیا طرف غالب چرا اینقدر طرفدار صلح ، و مغلوب چرا بر سخن خود اینقدر مصر و سخت ایستاده شد ؟ در روسیه ، شرایط صلحیه بصورت عمومیه مظهر قبول و تحسین گردید . در (٣) م ستمپر جناب ( زار ) این بیاننامه را بر تول غند (مانچوری ) خود نشر و تعمیم نمود . «تول غند محبوب من ! که دایما بفدای جان حاضر هستید ، به پیش رفتاری عدد فایق دشمن مقابله کرده نام نوزده ماه بهیجومهای شدتناك آن سینه دادند. « تول غند ما که بموجب امر های ما تشکیل یافته و با قطعه های نویکه از روسیه رفته تقویه و تکمیل شده امروز از هر وقت زیاده تر قویست ، و امرو زه روز به دو چار کردن هزیمت قطعیه دشمن نیز حاضر است . من و همه روسیه از قوت و اقتدار تول غند باشان خود امینیم ، و مهیا بودن شانرا برای فدای نفس کردن در راه مدافعه منافع ملك وملت میدانیم . « مع هذا ، بنا بر وظا يفيکه بمقابل وجدان خود ، وملتی که جناب حق بدست اداره من آنرا بودیعت سپرده مکلف میباشم برای استرداد نصف يك جزیره بسیار دور یکه در سنة (١٨٧٥) ژاپانها آنرا بمارك کرده بودند هنوز تابسیار وقتها عسکر محبوب خود را به احتیاجات سفریه گذاشتن مر امنع میکند ، بناءً عليه تکلیفاتی که در باب جزیره مذکور واقعه شد رد نکرده شرایط خصم خود را در باب عقد مصالحه قبول کردم . « قطعه های روس در اثنای این حرب خونریزانه خیلی برهانها ئیکه قیمت عسکریه شانرا ، وحس فداکاری شانر اثبات نماید نشان دادند .
صحيفه ١٥٤ محاربة روس و ژاپان جلد پنجم « این مسئله را به تول غند محبوب من بدانانید و بگوئید که من وهمۀ روسیه آثار فدا کاری ئیکه در اثنای این جنگ بسیار مشکل بعمل آوردند با تمام صمیمیت قلبیۀ خود مان تقدیر و تقدیس میکنیم .» نيقولا * * * درينوقت کاتبهای قونفرانس به پاك نويسی معاهده نامه که عبارت از (۱۷) فقره است مشغول هستند . معاهده نامه بزبانهای فرانسوی ، و انگلیزی نوشته شده است . بعد ازان که مسئله پاك نويسی به انجام رسيد در روز سه شنبه (۶)م ماه ستمبر بساعت (۳) در دالان دایره بحریه (پورتسموت) از طرف دولت روس موسيو ( ويته ) و بارون (روزه ن ) و از طرف دولت ژاپان بارون ( کومورا ) وموسيو ( تاكاهيرا ) امضا کرده شد . این معاهده در ظرف پنجاه روز از طرف حکمدارهای دو دولت تصديق کرده خواهد شد ؛ مع هذا سر از امروز مخاصمات این دو دولت کويا به انجام رسیده است. ( متاركه ) در (۱۰) م ماه ستمبر ، در(مانچوری) يك مأمورمكالمۀ ژاپان ، در حاليكه يك بیرق سفید در پیش روی شان ، و پنجاه نفر برفاقت شان بود بموقع (شه موفر) آمدند . و به افسر روسی که به استقبال آنها آمده بودند ، مکتوب ماره شال (اوياما) را که برای جنرال ( لينه ويچ ) نوشته شده بود تسليم کردند . درین مکتوب خود مارشال (اویاما) از سبب قرار یافتن مصالحه ، و ختام یافتن محاربه جنرال ( لينه ويچ ) را مبارك بادی گفته بود، و بعد از ان برای حل
صحيفه ۱۵۵ متارکه جلد پنجم و تنظیم کردن (متارکه) که در مابین دو تول غند عقد کردن آن لازمست تعیین کردن يك مرخص روس را رجا کرده بود . و نیز فهمانیده بود که از طرف خود جنرال ( فوكى شما ) را مر خص تعیین کرده و برای محل اجتماع مرخصها استيشن ( شاقه هازا) را مناسب ديده . در ( ١٤ ) م ستمبر در مابین تول غند های (مانچوری) مضبطه متارکه نامه از طرف جنرال پرنس ( فوكى شما) و جنرال (اورانو ویچ) امضا کرده شد . متارکه نامه بقرار ذیل از (٦) فقره مرکب بود : ۱ ) - در مابین تول غند های دو دولت که در (مانچوری)، و قطعات شان که در منطقه (تومن) هستند بنا بر تناسیب طرفين يك مسافه ترك كرده شود . ۲ ) - قوای بحريه هيچ يك از مخاصمين، اراضی که از طرف آندیگر ضبط شده باشد یا به آندیگر تعلق داشته باشد بزیر آتش گرفته نمیتواند . ٣ ) - بسبب عقد متارکه غنايم بحريه تعطیل کرده نمیشود، یعنی بر کر فتار کردن غنیمت های بحریه دوام ورزیده میشود . ٤ ) - در اثنای امتداد متارکه قطعه های عسکریه نو بدارالحرب فر ستاده نمیشود . و قطعه هائیکه درینوقت در راه میباشند از طرف ژاپانهابشمال ( موکده ن ) ، واز طرف روسها بجنوب (خاربين) فرستاده نمیشود . ٥ ) - قوماندانهای تول غند و دسته کشتی های جنگی هردودولت، شرا یط اساسیه متارکه را در مابین خودشان محاصلشدن اتفاق آرا تعیین و تحديد میکنند . ٦ ) - هر دو دولت ، هروقتیکه معاهده صلحیه امضا کردند برای اجرا و تطبیق (پروتوكول) اين متاركه هماندم امرمید هند . در ژاپونیا در باب معاهده صلحيه (پورتسموت) عدم ممنونيت و ناخشنودی
صحيفه ١٥٦ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم الآن دوام دارد . مع هذا چنان فهمیده میشود که بسایه تدابیر حکیمانه حکومت این حال يك نتیجه بدی ندهد . در ( ١٨) م ستمبر موسیو (ويته ) که از آمریکا بر گشته بود به ( شر بورغ ) رسید . در ( ٢١ ) م ستمبر ، در خلیج (قور نیلوف) در مابین امیرال روس ( ژه سن ) ، و امیرال ژاپان (شیامورا) يك قونفرانس بوقوع آمد . ازین قونفرانس که پنج ساعت امتداد یافت مقصد این بود که شرایط متارکه محاربه تعیین شود. دو امیرال ، خطوط سیرسفاین را تحدید ، ومنطقه بیطرفی را تعیین کر دند و در باب ممنوعیت گریژنی حرب نیز متحداً قرار دادند . جناب زار روس بسببي كه ازموسيو (ويته ) در باب معاهده صلحيه خیلی ممنون شده بود بمکافات خدمات بر گزیده او عنوان (قونتی ) را به او توجیه نمود . این توجیه ایمپرا طوری در تاریخ ( ١٠ )م اوکتوبر در اخبار رسمئی دولت به اینصورت نشر واعلان کرده شد : ( قونت سرژ (ژولی یه ویچ) : ( چون آرزوی یگانه من همین است که روسیه دایما از نعمت صلح و آ سایش مستفید شده نایل ترقیات عظیمه گردد . از انرو به امید آنکه بر همه فلاکتها و دهشت های این حربی که اگر دوام میکرد برای هريك از طرفين مخاصمین موجب بسی فدا کاری های تحملگدازی ميشد يك خاتمه كشيده شود بقبول کردن تکلیفات رئیس حکومت آمریکا که در باب اجتماع مرخصهای روس وژاپان بوقوع آمد راضی شدم . بنابر توجه و اعتمادی که از بسیار وقتها بر شما داشتم در باب عقد مصالحه
صحیفه ١٥٧ مشارکه جلد پنجم که اگر تکلیفات ژاپانها شایان قبول باشد شما را بصفت مرخص درجه اول برای اجرای مذاکرات با مرخصهای ژاپان مأذوناً ومأموراً بجماهیر متفقه آمریکا فرستادم . و اینرا هم میدانستم که این خدمتی که بعهده درایت شما حواله شده تا بچه درجه مهم ومشكل يك خدمتی میباشد. چونکه شما همه بدیهائیکه از چنين يك حرب بزرگی بوجود آید با قلم صلح بخاتمه کشیدن مأمور بودید. در اثنای مأموریت خود وقتیکه شرائط مصالحه مذاکره میشد شرف وحیثیت روسیه را بکمال ثبات ومتانت مدافعه کردید ، وهر تکلیفی که حسیات وطنپرورانه ، ومنافع اساسیه حیاتیه روس را جریحه دار میکرد بخو بصورت رد کردید ، و به اینصورت وظیفه خودتان را بکمال درستی بجا آوردید. و در باب ندادن تضمینات حربیه نیز غلبه کردید . و غیر ازین در خصوص نصف جنو بی جزیره (ساخالین) که ذاتاً مال خود آنها بود برای ماندن بدست خودشان را ضی شدید . «این است که به اینصورت ، با حسن تدبیر ، و کمال درایت ، وسیاست مسئله صلح و آسایش موافق منفعت عمومیه در اقصای شرق حل وتسویه کرده شد . «لهذا بنابر مکافات علم ووقوف وتجربه واقتدار که برای آدم یکدولت موجود بودن آن لازم است ، وشما تماماً مالك آن فضایل میباشید و لیا قت و اهلیتی که در راه خدمت وطن صرف کرده اید عنوان (قونتشی) ایمپراطوری روسیه را بشما توجیه کردم . نیقولا» در (١٤) م ماه اوکتو بر بارون (دوروزهن) وموسیو (تاقاهیرا) از حكو مت های متبوعه خودشان بيك تلگرافنامه گرفته خبر شدند که جناب (میکادو) وجناب (زار) يكيك نسخه معاهده صلحیه را دستخط کردند .
صحيفه ١٥٨ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم به این تلگراف، تصدیق معاهده صلحیّه ثابت شده چنانچه مدّت متارکه بدان نهایت یافت، همچنان این حرب جسیمی که در مابین دولت روسیه، و ژاپونیا باز شده بود سراسر وزسما به انجام رسید. در (١٦)م اوکتوبر معاهده صلحیّه از هر دو طرف رسماً تصدیق شده حکومتهای روس و ژاپان یکیک نسخه آنها را با اخبار های رسمیّ خود شان نشر و اعلان کردند. معاهده پورتسموت از یکطرف حضرت ایمپراطور ژاپان، و از دیگر طرف حضرت ایمپراطور روس بنابر آرزوی آنکه رعیّت و مملکت خودشان را از نعمت صلح و آسایش مستفید کنند بعقد کردن یک معاهده صلحیّه قرار داده اند. و برای اینکار این اشخاصی را که اسامی شان بقرار ذیلست صلاحیت نامه داده از طرف خود مر خص تعیین فرمودند: ( از طرف جناب ایمپراطور ژاپان: حامل نشان بزرگی ناظر خارجیه جناب بارون (قوموراز و تاروژوزامی)، و سفیر فوق العاده شان در نزد جماهیر متفقه آمریکا جناب موسییو (تاقاهیراقوغوروژوزامی). از طرف جناب ایمپراطور روس رئیس نظار جناب موسیو (سرژویت)، و سفیر فوق العاده شان در نزد حکومت آمریکا جناب بارون (رومان دوروزه ن). ذوات مشار الیهم بعد از تدقیق و داد و ستد اعتماد نامه های خود شان این چند فقره معاهده نامه را در مابین خودشان قرار دادند: فقره اول. – بعد ازین در مابین حضرات ایمپراطورهای ژاپان و روس، و رعایای هر دو طرف صلح و مودت حکمفرماست. فقره دوم. – دولت روس، حق مالک بودن بعضی منافع فایقه سیاسیه،
صحيفه ١٥٩ معاهده پورتسموت جلد پنجم و عسكريه، و مالیه دولت ژاپانرا در داخل ممالك (قوره) تصديق و اعتراف میکند. و در باب تدابیریکه دولت ژاپان در مملكت مذكور مانند قونترول ، وحمايه، و حسن نصايح اجرا کند دولت روس در عهده میگیرد که در این خصوصها بدولت ژاپان هیچ مخالفت نکنند . دیگر اینکه بارعایای روس که در (قوره) میباشند مانند رعایای دیگر دولتها که در انجاست معامله و رفتار میشود. یعنی بدرجه افراد ملتی که زیاده تر مظهر اعتبار باشند شمرده میشوند . كذلك برای آنکه از هر گونه غلط فهمیها اجتناب کرده شود، مأمورین عالیه هر دو طرف که عقد مقاوله کرده اند ، در حدود روس و قوره از پیش گرفتن تدابیر عسکريه ئیکه اراضی روس یا قوره را تهديد بكند قطعياً احتراز بکنند . فقره سوم . — حکومتهای ژاپان وروس اینمسئله های ذیل را متفقا بالا در عهده میگیرند : (۱) – غیر از ( شبه جزیره لیاثوتونغ) دیگر همه (مانچوری) را كاملاً در يكوقت خالی کردن . (۲) — غير از ( شبه جزيره ليائوتونغ ) که به اجاره داده شده دیگر همه اقسام مانچوری را که در وقت حاضر در زیر استیلا و تر صد قطعات عسکريه ژاپانست تماماً و کاملاً به اداره حکومت چین اعاده کردن . و غیر ازین ، حکومت معظمه روس اینراهم اعلان میکند که در مانچوری هیچ استفاده ملكيه ندارد، و مغاير بمنافع حكومت چين هيچيك امتياز رجحا نیت و تفوق ندارد . فقره چارم . — دولتهای ژاپان وروس ، این را هم يکجا در عهده
صحيفه ١٦٠ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم میگیرند که در خصوص توسیع تجارت و صنایع که دولت چین در قطعه (مانچوری) با دولتها ئیکه در انجاب مناسبات پیدا کند هیچیکی به تدابیر عمومیه ترقیات او سکته نرساند . فقره پنجم . — حکومت روس ، برضای دولت چین مقاوله نامه اجاره که به ( پور آرتور ) ، و ( تالیه ن وان ) وسواحل اراضی همجوار و آبهای آن عائد است با همه حقوق و امتیازات آن به حکومت ژاپان دور و تسلیم میکند وغیر ازین حکومت روس همه املاك وامور نافعه ئيكه بامقاولة نامه مذكور در اراضی مزبور اجاره گرفته بدولت معظمه ژاپان میسپارد ، وحاصلكردن رضای دولت چین را در باب این شرط مأمورين عاليه طرفین عاقدین در عهده میگیرند . وبمقابل این ، حکومت ژاپان نیز این را در عهده میگیردکه در داخل اراضی مذکوره حقوق تصرفیه رعایای روس را که بر املاك خود دارند تما مها محافظه نماید . فقره ششم . — حکومت روس عهد میکند که راه آهنی که درما بین ( شانغشو نغ ) و ( پور آرتور ) کشیده شده با همه شعبه ها و امتیازهای آن ، و همه املاك ، ومعدنهای زغال که دران منطقه موجود است همه را بدون بدل ، وبحسن رضای دولت چین بحکومت ژاپان ترك نمايد . ومأمورين عاليه هردو عهد کننده گان حاصل کردن حسن رضای دولت چین رادربینباب جداگانه درعهده میگیرند . فقره هفتم . — حکومتهای ژاپان وروس هردوی شان متقابلا عهد میکنند که خطهای راه آهن ( مانچوری ) را بهیچصورت از نقطه نظر سوق الجيش بكار نینداخته محض بمقصد تجارت وصنايع بکار بیندازند .
صحيفه ١٦١ معاهده پورتسموت جلد پنجم و درينباب نیز طرفین عهد کنندگان متفق الرأی اند که راههای آهن مذ کور بخطهای راه آهن(شبه جزیره لیائوتونغ) که با اجاره ترك شده هيچ شمول و تعلق ندارد . فقره هشتم . - حکومتهای ژاپان وروس برای تعميم وتسهیل کردن مناسبات ونقلیات تجاریه راههائی را که در(مانچوری) بخود شان عائد وراجع است منتظماً ودائماً بکار میدارند ، و درینباب تا بدرجه که ممکن باشد در کم وقت درمابین خودشان يك مقاوله نامه عقد میکنند . فقره نهم . - حکومت روسیه نصف جنوبی (جزیره ساخالین) را ، و جزیره های کوچکی که دران قسم باشد ، وهمه املاک و امور نافعه که در انجا موجود است همه را مؤبداً بحکومت ژاپان ترك میکند . دایره که از (٥٠)م درجه عرض شمالی میگذرد برای حدود شمالی این اراضئی که ترك شده قبول کرده شده است . مع هذا تحديد قطعی این اراضی متروکه نظر به احکام ذیل فقره (٢)م معاهده نامه مؤخراً اجرا کرده خواهند شد . و غیر ازین ، حکومتهای ژاپان وروس متقابلا درعهده میگیرند که در جزیره (ساخالین) در قسمهائیکه بخودشان عائد است و یا در جزیره های كوچك اقسام مذکوره هیچ استحکام و یا امثال آنگونه آثار عسکر به بوجود نمی آورند. كذالك هر دو حکومت عهد کننده این راهم متقابلاً در عهده میگیرند که در آبناهای (تارتاری)، و( په روز ) تدابير عسكريه که محل آزادی سیر وسفر باشد اتخاذ نکنند . فقره دهم . - تبعه و رعایای روس که در اراضی که به ژاپان ترک شده ساکن هستند این حق را دارند که که املاك و اموال متصرفه خود شان را
صحیفه ١٦٢ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم فروخته بمملکت خودشان برگردند، اما اگر ماندن خود را در اراضی متروکه مذکوره ترجیح بدهند بموجب قوانین ژاپان با آنها معامله شده بکار و بار خود مشغول و از املاک خصوصیه خودشان مستفید میشوند. حکومت ژاپان این حق را دارد که اهالی روس را بسبب متهم شدنشان به (پولیتیقه) دولتی، و یا اداره حکومت از حقوق مدنیه اسقاط کند، و یا نفی و طرد بکند. اما این را عهد میکند که به املاک خصوصیه آنها غرض دار نشود. فقره یازدهم. - حکومت روس این را عهد میکند که در خصوص اجرا کردن صید ماهی تبعه ژاپان در سواحل روس که در بحر های (ژاپان، و او قوچق، و بهرنگ) واقعست با حکومت ژاپان راست می آید. مع هذا با این تعهد حکومت روس، حقوقیکه در منطقه مذکوره پیش ازین به تبعه روس، یا دیگر تبعه اجنبیه داده شده زایل نمیشود. فقره دوازدهم. - معاهده تجارت و سیر سفاین که در مابین ژاپونیا و روسیه موجود بود بسبب حرب حاضر منفسخ گردید. از ان روتا بوقتیکه يك معاهده تجارت و سیر سفاین نوی عقد شود، در مناسبات تجاریه، و معاملات ادخالات و اخراجات و گمرک و دیگر خصوصات بدرجه معامله ئیکه با معتبر ترین حکومتها میشود بهمانگونه معامله کردن را با همدیگر خودشان عهد میکنند. فقره سیزدهم. - بعد از آنکه این معاهده صلحیة بموقع تطبیق و اجرا وضع شود همه اسرای حربیه متقابلاً بیکدیگر تسلیم و اعاده خواهند شد. و برای تسلیم گرفتن اسیران، هريك از حکومت های ژاپان و روس يكيك قو میسر خصوصی تعیین کرده در هر بندر گاهی که پیش ازین قرار داده شده باشد اسیر ها رایگان یگان به او شمرده تسلیم میکنند. و این محل تسلیم پیشتر به ذاتی که اسیر ها را قبول میکند خبر داده میشود. بمجردیکه معامله تسلیم اسیر های حربیه به انجام رسد، هر يك از حکو
صحیفه ١٦٣ معاهده پورتسموت جلد پنجم متهای روس و ژاپان در خصوص خوراک و پوشاک و مداوات اسیرها از روز یکه بدست دشمن درافتاده اند تا وقتیکه وفات یا تسلیم شده اند یکان یکان مبلغی که بر انها صرف شده دفتر آنرا تقدیم میکنند . حکومت روسیه تعهد میکند که بعد از تعاطی دفترهای مصارف مذکور هر قدر فرقیکه در مابین مصارف واقعه ژاپان و روس در باب اسیرها پیدا شود آنمبلغ را هماندم بحکومت ژاپان تسلیم میکند. فقره چار دهم . - معاهده حاضره از طرف حضرات امپراطور های روس و ژاپان تصدیق، و این مسئله تا بدرجه که ممکن باشد در کم مدت، یعنی کم از کم بعد از مدت پنجاه روز از تاریخ تبلیغ آن به (توکیو) و (پترسبورغ) اجرا کرده میشود . و این معاهده صلحیّه که در (پورتسموت) امضا شده سر از تاریخ اخیر تبلیغ آن به کابینه های هردو طرف با همه مواد و اقسام آن مرعی الاحکام میشود . معامله دادن و گرفتن صورتهای مصدق معاهده صلحیّه تا که ممکن باشد در کم وقت و در (واشینغتون) اجرا کرده میشود . فقره پانزدهم . - هم نسخه انکلیزی، و هم نسخه فرانسوی، معاهده حاضره امضا کرده میشود. و مواد مندرجه نسخه های مذکور بتمامها عین یکدیگر شان میباشد . مع هذا هرگاه یک اعتراضی واقع شود برای حل مشکلات نسخه فرا نسوئی آن اساس گرفته میشود . معاهده صلحیّه که در مابین ژاپون و روس منعقد شده ، مرخصهای طرفین واضع الامضا در فقره های (۳)م، و (۹)م معاهده مذکوره علاوه کردن اینچند مواد ذیلیه را در مابین خودشان قرار داده اند :
صحيفه ١٦٤ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم ذيل فقره (٣) حکومتهای ژاپان و روس این را متقابلا تعهد میکنند که چون معاهده صلحیه بموقع اجرا وضع شود قوای عسکریه خودشان را که در قطعه (منچوری) دارند در يك آن پس میکشند. اما عسکرهای ژاپان که در (شبهه جزیره لیائو تونغ) هستند مستثنا میباشند. و ازین تاریخ نهایت تا به هشتده ماه بعد تول غندهای هر دو طرف از (مانچوری) کاملا بیرون میبرآیند. قطعات عسکریه هر دو حکومت که موضعهای نخستین را استیلا کرده اند نخستین بار پس میکشیدند. اما طرفین عاقدین برای حمایه کردن خطهای راه آهن خودشان این حق را دارند که در انجاها عسکر محافظ بگذارند. و عدد این محافظها بر هر کیلومتر از پانزده نفر زیاده نمیشود. اینست که این عدد را اساس گرفته قوماندانهای تول غند ژاپان و روس در مابین خودشان قرار میدهند که نسبت بدرازی راههای آهن شان چقدر عسکر محافظ برای خودشان لازم دارند. بعد از انکه قوماندانهای قوای عسکریه روس و ژاپان در امور خالی کردن قطعه (مانچوری) با یکدیگرشان موافقت افکار حاصل کردند در خصوص خالی کردن قطعه مذکور تاممکن باشد به تدابیر چاپکی و سرعت کوشش میورزند، و بسیار دقت و اعتنا میکنند که از هشتده ماه بیشتر تال نخورد. ذیل فقره «٩» وقتیکه معاهده حاضره بموقع اجرا نهاده شد يك قومیسیون یعنی (کو میشن) تحدید حدود که از طرفین معاهده کنندگان بعدد مساوی اعضا داشته باشد تعیین میشود و بجزیره (ساخالین) میرود و در انجا در مابین اراضی حکومتهای ژاپان و روس يك حدود قطعی وضع میکند.
صحيفه ١٦٥ بیان نامه جناب میکادو جلد پنجم این کومیشن در نسبتی که احوال (طوپو غرافیه) مساعده بکند دایره عرض شمالی را که از (٥٠)م درجه میگذرد خط حدود گرفته تعقیب میکنند. و در جاهائیکه ازین دایره جدا شدن لازم آید از طرفین بمعادل همدیگر قسمها ترك كرده تعيين حدود میکنند. کومیشن تحدید حدود، در قسمیکه به ژاپان ترك شده هر قدر جزیره های کوچکی که موجود باشد يك سياهه آنرا نیز تدارك و حاضر میسازد. در آخر کار، كوميشن مذكور يك خريطه یعنی نقشه مکمل اراضیی که به ژاپان ترك شده برداشته آنرا امضا میکنند. هر يك ازين دو ماده ذیلیه که بیان شد هماندم که معاهده صلحیّه تصدیق كرده شد اینها نیز تصدیق ، و بموقع اجرا وضع خواهد شد. (انتها) فى روز (٥) ماه (٩) م سال (مه یجی) در (پورتسموت) و (٢٣)م ماه آگست رومی ، و (٥)م دسمبر فرنگی سنه ١٩٠٥م * ** اینست که به اینصورت معاهده صلحیّه (پورتسموت) در مابین طرفین عقد کنندگان قرار داده شده بعد از آنکه از طرف مرخصها، مهر كرديد يكيك بار امضا هم شده به انجام رسیده است. (بیاننامه جناب میکا دو) بعد از انکه معاهده (پورتسموت) به انجام رسید جناب (میکادو) این بیا
صحیفه ١٦٦ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم ننامه را که جداً شایان حیرتست بر تبعه و رعایای خود نشر و اعلان نمود : « قاعدة اساسیه پولیتقه خود ما نرا در بین الملل همین مسئله را دانسته ایم که رفاهیت و اقبال ایمپراطوری خود را در زیر امنیت بداریم، و در اقصای شرق صلح و آسایش را محافظه نمائیم . و طرز حرکت ما دایماً از فکر پیروئی همین مقصد علوی ظهور و نشئت کرده است . اما پارسال ، مجبوریت حقیقیه که در باب امنیت موجودیت خود حس کردیم ما را مع التأسف با همسایه ما روسیه بجنگ سوق نمود . « از ابتدای حرب، خواه غول غند بری ما، و خواه دسته کشتیهای جنگی بحری ما، مدافعه داخليه مملکت ما را بدرجه مطلوب حقیقی تأمین نموده بسر ر سانیدند . و بهمه شداید و احتياجات يك سفر حربی که در خاك مملكت بیگانه جر یان یافت سینه کشای صبر و تحمل شدند . و به اینصورت در بر و بحر نایل فتوحات عظیمه شدند . « مأمورین ملكيه ما با ناظرهای ما همدست وفاق و اتفاق شده موافق آرزوهای ما خدمت بجا آوردند . « همه تدابیری که در باب تعقیب حرب ، و ادارۀ امور داخلیه ، و اجنبیه لازم دیده میشد بکار برده شد . حال و وضعیت ما چنان اقتضاء میکرد که ملت ما قناعتکار و مدبر باید شوند . هر فردی از تبعه من ببار کران مصارف عظیمی که برای این حرب بزرگ لازم بود تحمل کرده بهر گونه تکلیفات بحسن رضای خودشان اطاعت، و در راه شرف و شان محافظه حکومت ما بصورت بسیار عا لیجنابانه اظهار آثار حمیت و جوانمردی نمودند . « این نتیجه ظفرهای درخشانرا اول از تأثیر روحانی آباء و اجداد خودمان و باز بحرکتهای وطنپرورانه و فداکارانه مامورهای خود مان بدست آورده
حیفه ١٦٧ بیان نامهٔ جناب میکادو جلد پنجم توانستیم . «بعد از بیست ماه جنگ وقتال ، حال و وضعیت امپراطوری ما، و اقبال و سعادت مملکت ما از پیش زیاده تر قوت وسطوت پیدا نمود . اما با وجود اینهم ، ما هیچوقت از آرزوی دوست داشتن صلح و مسالمت نکول نکرده ایم . بنا برین ملت خود را بیشتر ازین بهلا کتهای حرب معروض گذاشتن را بیفایده دانسته تکلیف رئیس حکومت متحدهٔ امریکا را که بنام انسانیت و مسالمت عمومیه در باب عقد مصالحهٔ حکومتهای ژاپان و روس بوقوع آمد حسن نیت مشارالیه را قدر شناسی کرده تکلیف واقع شان را در وقت تام ومناسب قبول کردیم، و برای مذاکره کردن با مرخصهای روس ، مرخصهای مأمور ومأذون خود را تعیین نمودیم . « مرخصهای هردودولت بسیار بارها باهم جمع آمده ، و پی هم با یکدیگر مذاکره کرده تا آنکه مرخصهای روس تکلیقات اساسیهٔ مرخصهای مارا که مقصد یگانه از حرب همان بود، ودوام ورجوع بصلح نیز به همان تأمین میشد قبول کردند ، و به اینصورت آرزوی خالص خود شانرا که در باب مصالحه دا شتند بر همه عالم انسانیت آشکار و هویدا ساختند . « ماهم ، بعد از انکه مواد صلحه را که مرخصهای طرفین در مابین خود شان قرار داده بودند بخوبی تدقیق و مطالعه کردیم همه آنها را بتمامها بمطلوب خود موافق یافته قبول و تصدیق کردیم . «پس به اینصورت هم صلح ، وهم شان و شرف حاصلکرده ، ارواح اجداد خود مانرا شاد، وبسایهٔ نتایج عالمی که از بن حرب واین صلح بدست آوردیم باز آیندگان خود را از تعرض اغیار بری و آزاد کردیم .لهذا خودمانرا مسعود و بختیار میشماریم .
صحيفه ١٦٨ محار به روس و ژاپان جلد پنجم «در ینوقت آرزوی بزرک ماهمین است که این شرف وشان حاصلشده را با تبعه ورعایای خودیکجا حصه و تقسیم کنیم ، و بسیار وقتها از نعمت صلح و مسالمت باهمه اقوام مشترکاً مستفید شویم . روسیه سر از نو باز دوست ژ پان شد. به اینصورت ما هم صمیمی و پایدار شدن مناسبات همجواری را بکمال جدیت تمنی میکنیم . « در عصر ما كه عبارت از يك دور ترقی دایمی میباشد ، برای تعدیل وبرا بری امور اداره داخلی وخارجئی آن لازم ولابد آنست كه يك ملت لا ينقطع کوشش ورزند . از طرف ديگر ؛ واسطه یگانه بقای ملك ودولت كه آن را ( تول غاند) میگویند نیز لازمست که باهمه معاشی قوت خودحتی در وقت حضر نيز مخارج دهشد اندازئی تمام باید داشته باشد . یعنی دولت میباید که در حال صلح چاره حاصلکردن سعادت واقبال ، ومحافظه و ترقئی ابدی الآمال ملت خود را بیندیشد وبیاید . «درینوقت ، امید یگانه بزرکی ما ازنبعه صادقه ما همین است که از جای اینکه بیهوده مغرور ظفرشده در پیش روی عالم سرور و شاد مانی کنند بجهار دست بکارهای لازمئی خود چنگ زده باهمۀ قوت های خودشان در راه تحکیم اساس و بنیاد ایمپراطوری ماغیرت و کوشش بکنند.» (انتها) معاهده نامه ( پور تسموت ) ، یکی از حرب های بسیار بزرگ ، و دراز این ازمنه اخيره را به انجام رسانید . درین حرب عظیم روسها از (٥تا٦) ملیار ، و ژاپانها از (٣تا٤) ملیار فرانك مصرف نموده اند . «يك فرانك نزديك به يكروپيه كابلی است که بحساب رپیۀ كابلى مصارف این حرب از هر دوطرف این رقمها را تشکیل میکند : « ١٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠ »
صحیفه ١٦٩ بیان نامه جناب میکادو جلد پنجم « این رقم هندسی را هر رنگی که به اصطلاح حساب رقوم فارسی میخوانند بخوانند. بفکر ناقص این عاجز بیانه حضرت میکاد و علی الخصوص فقره های آخرتی آن بار بار از بمبلغ بیشتر قیمت دارد . زیرا قولیست بالفعل، بلکه فعلش قولش را تأیید نموده است . « القول بلا عمل كالشجر بلا ثمر » والسلام « لمترجم »
صحیفه ۱۷۰ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم فصل مناقب یعنی سرگذشتهای بعضی جنگاوران ژاپان درین حرب اگرچه در باب جنگ آوری ژاپانها بیان کردن مثال و برهان چیزی زائد شمرده میشود، ولی چون (تاریخ محاربه ژاپان و روس) مابه انجام رسید خاتمه آن را بر حکایات سرگذشت بعضی نفریها و افسران ژاپانی که به آن دسترس شده بود ختام دادیم. (سرگذشت دو برادر) در باب (چونی تازو) نام دو برادر يك واقعه بسیار پر تاثیری گذران یافته است : برادر بزرگ، بی آنکه مراسمه وداع را با برادر كوچك خود بجا آرد بر حدود فرستاده شده بود. اما بسیار دیر نشد که نوبت عسکری برادر كوچك نیز در رسیده بر حدود سوق کردید. این دو برادر چون با همدیگر وداع نا کرده جدا شده بودند به امید آنکه در (مانچوری) یعنی در ان میدان شرف و شان با هم ملاقی شوند، برادر بزرگ از شنیدن رسیدن نوبت عسكرئی برادر كوچك، و برادر كوچك از امید ملاقات برادر بزرگ يك امنیت قلبیه حاصل کرده شادان شدند. این دو قلب، بيك اميد، و يك نويد متحسس بود هر روز در میدان محاربه از همه پیشتر میدویدند، تا باشد که با همدیگر در زیر بارانهای
صحيفه ۱۷۱ سرگذشت دو برادر جلد پنجم آتش گله دشمن ملاقی شده قهرمانانه، و جان فشانانه یکی از دیگر پیشتر خود را فدای میکا. ووطن وملت سازند. ولی بسیار روزها گذشت، و این امید شان بسر نرسید. تا آنکه در روز (۶)م ماه جولائی در میدان حرب بنا گهان این دو حسر تز ده با یکدیگر خود ملاقی شدند. ملاقات بصورت بسیار صمیمانه ومؤثرانه بوقوع آمده بود. بعد از انکه همدیگر خود شان رادر آغوش کردند برادر كوچك اشك های مسرت ریختانده وسخنان وصیت ونصیحتی که والده شان او را بر تبلیغ کردن آن مأمور نموده بود به برادر خود گفت. والده محترمه این عسکرهای دلاور قهرمان وصیتی که به اینها کرده بود اینبود : «اولادهای من! وقتیکه در راه شرف ميكا. وومملکت خود بدلاوری و قهرمانی سینه تان را بدشمن سپر میسازید، مرگ را برای خود تان شرف عظیم و بلکه زندگانی ابدی خوش شمیمی بشما. ید. امیدیکانه والده عاجزۀ تان همین است که خبر پشت دادن تان را بدشمن نشنود.» وقتیکه زمان جدایی در رسید، يعنى هريك با كندك خود بيكسو مأمور شده میرفتند، این دو برادر باهمدیگر وعده کردند كه يا هردوى ما در يك آن و یا در پی یکدیگر اینجهان فانی را وداع کرده وصیت والده خود رادر راه ميكا دووطن بجا بیاریم. پس بنا بر همین عهد وميثاق از هم جدا شدند. (چونی تورو) بعد از دوروز در اثنائيكه در (قاپینیغ) بخراب کردن خطوط مدافعه دشمن مشغول بود، با یکپاره گله شرنپل دشمن این دار فنا راوداع نمود. یکی از رفقای او خبر وفات برادرش را به (چونه تارو) رسانیده ومی الیه هماندم برای برداشتن جسد برادر خودکه پیشتر از و به وفای وعد خود کامیاب گردیده
صحیفه ۱۷۲ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم بود دوید. وقتیکه در پیش آن جسد بی‌روح واصل شد، متأثرانه و محزونانه و رشک آورانه بجسد مذکور خطاب کرده گفت: — برادر! چقدر مسعود و بختیاری! من چقدر بدبخت و کم‌سعادتم! ترا از خود بیشتر بدار نعیم میبینم، حالا یکه آرزوی من این بود که دست بدست و پهلو به پهلو میرفتیم. اما بخوبی بدان که منهم از عهد خود برنگشته‌ام! امروز یا فردا بتو ملاقی خواهم شد! خاطر جمع باشی! مستریح شو برادر! بعد از آن بنابر عادت مذهبی خودشان جسد برادر خود را احراق بالنار نموده، و خاکستر آن را در يك خریطه انداخته بگردن خود درآویخت. بعد ازین واقعه جسارت و دلاورئی (چونه تارو) يك بر هزار گردید. و از همه افراد بلوکی که به آن منسوب بود دایم پیشروئی همه را اختیار میکرد. و بشدیدترین محاربه‌ها و تهلکه‌ها خود رابی‌محابا می‌انداخت. لکن هزار افسوس که هنوز يك ادنا زخمی هم نه برداشته بود. آخر الامر، در يك شبی که از يك محاربهٔ بسیار خونریزانه برگشته بود و بهزارها فداکاریها و جانسپاریها تشبث نموده، و بمقصد خود نایل نشده بود دهن خریطه‌ئی که خاکستر برادرش در ان بود باز کرده گفت: — برادر! امروز هر قدر سعی کردم نمردم، اما بیغم باش! فردا بهمه حال با تو ملاقی میشوم! روز دیگر بلوك (چونه تارو) بر هجوم یکی از استحکامهای دشمن بهجوم مأمور گردید. از بلوك مجزده نفر هیچ فردی باقی نماند، و همه طعمهٔ آتش جانسوز دشمن گردید. (چونه تارو) بر حال آنها رشک میبرد. دفعتهٔ تفنگ نفری ئی که بیرق كوچك بلوك بران افراشته بود، و نفرتی مذکور زخمی شده افتاده بود در ربوده بر استحکام مذکور هجوم نمود، و بيك نفس خود را در انجا رسانیده
صحیفه ۱۷۳ يك نفر سپاهی ژاپانی که بکمال صبر و متانت محاربه کرده جلد پنجم بیرق را بر دیوار استحکام برافراخت . و در انجا بضرب سرنیزه و قونداق و تیغ و خنجر دشمن پاره پاره گردید . و بر وعدۀ که با برادر خود کرده بود مو فق و کامیاب آمد . يك نفر سپاهئی ژاپانی که بکمال صبر و متانت محاربه کرده (سای جیر و) نام يك نفر عسکر پی ژاپان ، از سر خود ، و پشت گوش ، و گلوی خود زخمهای بسیار مهلکه ناکی برداشته بود ، و بسبب زخم سرنیزۀ که از زیر بغل خورده بود حیاتش در تهلکه بود . زخمی مذکور را در خسته خانۀ ( صلیب احمر ) که در ( هوری شیما) بود خوابانیده بودند . یکی از مخبرهای اخبار بعد از کتر صحت با این نفر زخمی ملاقات کرده بود، و سرگذشت او را پرسیده بود ، از زبان نفر ئی مذکور اینچنین حکایت میکند : « در (٢٤)م ماهی در شبه جزیره بخشنکه برآمدم . در روز (۳۰)م ماه مذکور به این حال افتادم . بسببی که با این زخمهای بسیار غلیظ بسیار زود معطل ماندم ، و در راه پادشاه و وطن مقدس خود از کوشش باز ماندم به آخرد رجه متأثر و مکدرم . شما از سرگذشت من میپریسد؛ حالا آنكه يك سرگذشت دلیرانه ندارم که بفخر و مباهات آنرا بیان کنم. و تا باز صحت نیابم، و بجنگ عودت کرده مظفرانه و دلاورانه بمحاربه اشتراك نورزم وجدانم به این راضی نمیشود که ازین زخمهای بی اهمیت خود بحث و بیان نمایم . ولی چون بسیار اصرار مینمائید سکوت کردن را خلاف آداب میدانم : « اولا اینرا بگویم که از روزیکه به ایحال افتاده درین خسته خانه آمده ام آثار شفقت و مروتی که از طبیبان عسکریه ، و زنان خدمتکار خسته خانه دربارۀ خود دیده ام تشکر آن را از وظایف انسانیت میشمارم . « هنگامیکه در روز (٢٩ ) م می بعد از پیشین بر (پولا نغ تی ین) پیش رفتیم ،
صحیفه ١٧٤ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم روسها هنوز بسیار دور بودند. اما روز دیگر بعد از زوال ما به آنها بخوبی نزدیک شده بودیم. در آخر محاربه عسکر های ما با آنها درآمیختند گلو بگلو هم دست و گریبان شدیم. بعد از پنجدقیقه يك طرپ سوارتی روس بر ما هجوم نموده درین اثنا از طرپ ما کم نفری باقی مانده بود. عدد دشمن پنج شش بار از ما افزونتر بود، و از هر طرف ما را احاطه کرده بود. از رهایی دادن جان خود نومید شدیم. لهذا برین قرار دادیم که تا میتوانیم از روسها بسیار تلف ساخته خود را نیز در همین جا تلف نمائیم. «ما چون از صنف سواری بودیم باشمشیر، و آنها باریچه و کله با هم جنگ میکردیم صداهای يك آهنگ پرترکی که از بهم خوردن آهنهای سر نیزه و شمشیر برمیخواست با آوازه مهیب جنگاوران منظم آمده کوهسار را به اهتزاز میآورد. روسها که در پیش رو بودند عقب کشیدند. اما درینبار روسهائیکه در عقب بودند بر ما هجوم نمودند. درین اثنا افسر طرپ ما را یکچند نفری روس در میان گرفته بود. آن افسر دلاور بکمال خشم و شدت بر آنها تیغ اندازی داشت. بمجرد دیدن اینحال به امداد افسر خود دویدم. با کمال یأس و نومیدی شمشیر خود را باینسو و آنسو میراندم. درین اثنا یکچند ضربه بر چه برداشتم و از صبر و طاقت درافتادم، رگها و پی هایم افسرده شد، بدرجه که بر اسپ خود را گرفته نمیتوانستم. اما به امید اینکه بلکه يك روس دیگر را نیز پیشتر از خود کشم، بسیار دشواری خودداری میکردم. تا بوقتیکه اسپم نغلطیده بود بر محاربه دوام ورزیدم. اما يك نفری دیوآسای روسی از زیر شکم اسپ من چنان يك ضربه سر نیزه حواله نمود که حیوان بیچاره بدو پا میل کشیده بر پشت بغلطید، ولی هزار شکر که شمشیر من نیز هماندم که او سر نیزه را حواله میکرد سر آن دشمن را از هم دوپاره نمود.
صحيفه ١٧٥ يك نفر سپاهی ژاپانی که بکمال صبر و متانت محاربه كرده جلد پنجم در اثنای افتادن اسپ از پشت اسپ بیکسو افتادم ، ولی پای راستم در زیری اسپ مانده بود . اما بحرکت جانکندن اسپ که خود را بالاکرده بر زمین میزدپایم رهایی یافت . ولی هیچ تاب و توان در جانم نبود . و از خودئی خود بیخبر بودم و سراسر بیهوش افتاده بودم . به این حال نمیدانم که چقدر مدت مانده ام که بناگهان بصدای کفیدن يك شراپنلی که بر برابری سرم بکفید بحال آمده بر پاخواستم ؛ شمشیرم هنوز بد ستم بود . در نزديكشى خوديك نفرئی قزاق روس را دیدم که او هم بصدای کفیدن شراپیل بهوش آمده میخواستکه بر پاشود . هماندم بر او هجوم کردم ، و تا میخواست که تفنگ خودرابرداشته برمن هجوم کندبشمشیر اور ادوپاره کردم . اینحادثه را بقدر بیست نفر عسکر روس که (۱۰۰) متر به آنطرف بودند مشا هده کردند. هماندم هر بیست آن بر من هجوم نمودند. یکچند دقیقه با آنها نیز زد و خورد کردم . لکن از تاثیر خنک آهنهائیکه بر سر و پشت و بغل خود حس کر دم باز بیهوش شده بر زمین افتادم . بعد از ان هیچ نمیدانم که چه شد . نخستین بار که بعد ازین بیخودی بخود آمده ام خود را در خسته خانه (هیروشیما)یافته ام. اما اين يك را نمیدانم که مرا چسان از انجا به این خسته خانه آورده اند ، و تا بوقتی که بهوش آمده ام از ذکر هیچکونه حالات حرب آگاهی ندارم که چه شده و نشده چون چشمم درین خسته خانه نخستین بار باز شد،اول کسیکه بچشمم بر خورد افسر طب ما بود که دو چارپایی از من دور بريك چارپایی افتاده بود، و چشمهای خودرا بيك نظر شفقت ومرحمت بر من دوخته بود . همۀ افسران و آمران خودرادیدم که بنظر مرحمت وشفقت بسوى من نگرانند . این نظر مرحمت آنها را برای خود يك مكافات وتلطیقات بزرگی شمردم، ودرینوقت آرزوی یگانه من همین است که باز بزودی کسب صحت وعا
صحيفه ١٧٦ محاربة روس و ژاپان جلد پنجم فیت نموده باز بدارالحرب شتاب نمایم .» ( سرگذشت يك مجروح ديگر ) « يك نفر سپاهی ژاپانی که در روز ( ٢٤ )م آگست در اثنای هجومی که به یکی از استحکامهای ( پور آرتور ) اجرا کرده میشد مجروح افتاده بود سر گذشت خودرا اینصورت بیان میکند : « درروز (٢٤)م آگست بساعت پنج بر استحکام دشمن هجوم کردیم . باور کنید که دهشتناکتر از هجوم بردن بريك استحكام هیچ چیزی تصور نمیشود !اسلحه ماشيندار استحکام از چارطرف بر سرماژاله گله همی بارانید . پیش از انکه مقصد بحصول انجامد بیشتر از نصف رفقای من تلف شدند . اما کسانیکه بر حیات مانده بودیم برين يك قرار داده بودیم که استحکام را از هر طرف در زیر تضییق و فشار آورده ضبط كنيم آخر الامر مظفر شدیم، و استحکام را ضبط كرديم ! . «بعد از انکه استحکام را بکمال متانت و جسارت استیلا كرديم ؛ طوپهای ماشیندار استحکامات چپ وراست ، وجبهۀ روس بر ما بلافاصله گله اندازی ژاله آسا اجرا میکردند، وعسکرهای مایکان یگان برخاک هلاک می افتادند . بسیار کم نفری مانده بودیم . قوت ماهمان بتمام شدن رو نهاده بود . درين اثنا يك قوت عظیم روس بر استحکامی که ما آنرا استیلا کرده بودیم هجوم نمود . چون دانستیم که بر مدافعه استحکام مذکور موفق شده نمیتوانیم آن موقع متین و آهنین را که بهتر از مشکلات بدست آورده بودیم به ترک کردن مجبور شدیم . « در اثنای برگشتن به گله تفنگ ماشيندار دشمن زخمی شدم ؛ در منطقۀ دامهای سبعی بر زمین افتادم ، وبررجعت دوام کرده نتوانستم ، وخودرا به
صحیفه ۱۷۷ سرگذشت يك مجروح دیگر جلد پنجم ظهورات قضا وقدر تسلیم کردم . زخم خود را بخوبی بسته ، و پیچانیدم . از بیم آنکه مبادا روسها مرا به بینندهیچ استراحت نداشتم . بقدر ده قدم به آن سويك چقورتی بنظرم برخورد که از تاثير يك كلۀ بم پیدا شده بود ، غلطان غلطان خود را تابه آن غار رسانیدم . تاثير اين كلۀ بم ژیانی عجب کارستانی کرده بود. زیرا بقدر هفت هشت جسد روس را به تاثیر پرتاب خود در ان غار مستحصله خود مدفون نموده بود . منهم درين مزار خزیدم !! « بعد از سه چار ساعت از حد زیاده تشنه شدم. مطره که در کردن داشتم خالی شده بود . در هر طرف نظر انداختم ! از آب هیچ اثری نیافتم . اما در زیر جسد های روسهايك حوضچه گک پر از خون بنظرم برخورد که خون بسیاری دران تراکم نموده بود. در یتی غم رنگ ، وبو، وطعم آن مانع مدهش نگشته هماندم لپ لپ خون گرفته نوشیدم ، و به اینصورت دفع تشنه کی نمودم . تابوقت شام از شدت درد زخمها ، وخوف واندیشه کشف شدنم از طرف رو سها ، وگرسنه گی وتشنه گی گاه بهوش و گاه بیهوشانه وقت گذرانیدم . « رفته رفته دست بی امان گرسنه گی وجودم را به پیچ و تاب میانداخت ، و روحم را مضطرب ونالان میداشت ! اضطراب در دزخمهای من نیز غیر قابل تحمل بيك حالی آمده بود . بر سر اینها خوف واندیشه کشف شدنم از طرف روسها عذاب مرا زیاده تر میافزود . ازین نمیترسیدم که جنگ کرده جنگ کرده بمیرم ، ولی این چنین مرکی که هیچ حرکت نتوانم ، وبر قتل دشمن خود مقتدر نشوم . ودرین غار ماننديك مرغی از طرف دشمن به تیغ حلال شوم حقیقتاً مصیبت بسیار الم انگیزی میشمردم . زیرا در منوقت مقصد من زنده کانی بودکه جور شده باز پس بمیدان حرب درايم، و گلو بگلو، و پنجه باپنجه با دشمن زدوخورد نمایم . وبکشم و بکشندم نه اینکه به این حال بیدست وپایی ما
صحيفه ۱۷۸ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم نند آهوی دست و پا بسته سرم را از تن جدا کنند. « تمام مدت سه روز درین چقوری به اضطرابات گوناگون جانکندن بسر آوردم. در وقت شام روز چارم، از نزديك صداهای روسها بگوشم برخورد ازینواقعه بدهشت بر خودلرزیدم ! بدل خودتضرع و نیاز میکردم که مرا نادیده بگذرند. ولی این تضرعات من کارگر نیفتاد. چونکه روسها جسدهای ژا پانهارا برچه زده، و نیم جانهایشان را سر بریده تا به پیش من نزدیك شدند ! « من روی خود را در خاك فرو برده مانند مرده افتاده بودم. یکی از رو سها در پیش من ایستاد، و بدقت بروی من نظر کرد، ولی در من هیچ اثر حیات ندیده مرده پنداشت از اثر و جیبهای مراپالیدن گرفت. پیسه، و چا نطه، ولوازم طبیه و دیگر اشیای مراسرقت کرد ! بعد ازان با قونداق تفنگ برپشتم بشدت زده، و بایرچه تفنگ در زیر استخوان قبورغه ام يك زخم دیگر ی حواله کرده، و یکچند لگد دیگری هم زده در گذشت. « بسبب تاثیر انجماد خون که در اطراف زخم پیدا شده بود سیلان دم منقطع شده بود، و تاب و توانم سراسر محو و زایل شده بود. حالم از حیات دور و بموت خیلی نزديك بود. اما در خود هیچ اثر زنده گی نمیدیدم. « روز پنجم باران بارید. بتأثیر آب وخامت احوال سر اسرتزاید نمود. زخمهایم رفته رفته به تفسخ رو نهاده بود. يك قسم کرم در میان گلها فرورفته بود ! کرمها و دیگر حشرات مضره بر سرور ویم گردش میکردند. مجال اد ناحرکت را نداشتم. پیش از مرگ کرمهای قبروجودم را استیلا کرده بود. والحاصل در عالم زنده گی تجربه های مرگ را میگذرانیدم. تا آنکه سراسر بیهوش شده از خود بی خود در گذشتم !! « درعین بیهوشی بودم که صداهای ژاپانها بگوشم برخورد. بی اختیار
صحیفه ۱۷۹ صورت وفات کرنیل (اویا) جلد پنجم چشمهایم را کشادم : در روبروی خود قوماندان يك تولی ژاپانی را دیدم. بسوی من بنظر شفقت و مرحمت دیده و مددفرستادن را بمن وعده داده عسکر خود را به پیش راند . «بعد از کمتری دو نفری دولی بردار امده مرا بردا شتند و بخسته خا نه آوردند ...» صورت وفات کرنیل (اویا) «این کرنیل ، در محاربه (مانچوری) در راه شرف پادشاه و وطن خود بکمال شجاعت و دلاوری محاربه کرده کرده فدای جان نموده است . یکشب پیش از محاربه به كپتان (می یوشی) چنین گفته بود : ـ روسها را بهمه حال منهزم ، و پریشان باید کنیم . در ینوقت اینرا گفته نمیتوانیم که چه وقت خواهیم مرد . مع هذا برای این نتیجه دایما حاضر ومهیا باید باشیم ! » « و اینرا هم وصیت کرده بود که اگر بمیرم بالاپوش تابستانی او را برای یاد کار بردارد » «يك کمی پیش از محاربه که در ان کشته میشد بر سر خود يك شيشه (لوانطه) یعنی عطر بریخت . حال آنکه در وقتیکه بخانه خود بود هیچگاه لوانطه استعما ل کردن او را کسی بیاد ندارد . و نیز حمام کرده همه وجود خود را پاك بشست وزیر پیراهنی وزیر جامه پاك و تازه در برکرد . « اینست که این طرز حرکت از عادات مستحسنه قدیم جنرالهای ژاپانست که هر وقت بجنگ میرفتند بهمین عزم میرفتند که بمیرند ولی پشت بدشمن ندهند ، و پیش از جنگ حمام کرده ، و لباسهای پاك پوشیده ، ولوانطۀ بسیاری
صحيفه ١٨٠ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم بر سر و رو خود میپاشیدند . این عادت قدیم تا بحال در اردوی ژاپان موجو داست و اکثر افسران ژاپنی همین عادت را درین جنگ ( مانچوری ) رعایت کرده اند . « اینست که کرنیل ( اویا ) نیز در روزیکه کشته میشد بهمین طرز حرکت نمود ، و در اثنائیکه تولی خود را به پیش سوق مینمود يك نفر عسکرش پس مانده بود . بمجردیکه روی خود را برای آواز دادن نفرئی مذکور دور داد يك گله دشمن بطرف چپ سرش بر خورده و مغز هایش را پراگشانده هماندم بر خاك هلاك در افتاد . در مکتوب یاور این کرنیل که به (توکیو) نوشته بود این معلومات ذیل مندرج بود : « كرنیل ( اویاما ) شش بار در موقع های بسیار نازك حرب به مهلکه مرگ در افتاده بود که از پنج آن رهائی ، و در ششمین آن بيك گله بی امان دشمن ترك دغدغه حیات نموده است: « اول در اثنای هجوم (کيه ن تی ین شانغ) بود. در زير يك باران شدید گله تفنک ، و شريپنل ، و بم و رون با تولی خود به پیش حرکت کرده بود . کرنیل بعوض شمشير يك چوب بدست داشت ، و میگفت : ( برای مغلوب کردن رو سها همين چوب کافی و افی ست.) هر انقدر که بدشمن نزديك شده میرفتیم بارش گله دشمن افزونی میگرفت . عصا چوب كرنيل بكله دشمن دوپاره گردید . اگر چه برای توقف کردنش یک دو بار رجا کردیم ، ولی او هیچ التفات نکرده ( ایلری! ایلری ) یعنی ( در آید ! در آید ) گفته به پیش حرکت میکرد ، و تا کامیابی حاصل ميشد هيچيك دقيقه توقف نورزيد . « موقع مشکل تهلکه ناك دوم این بود که برای يك كشف ؛ اسپ خودرادر زیر باران گله های بم و شر پنل دشمن بتاخت. بسیار بار ديديم که كرنیل در میان
صحیفه ۱۸۱ صورت وفات کرنیل ( اویا ) جلد پنجم دودها وغبارهائیکه از اشتعال کفیدن بمها و شرپنلها حاصل میشد سراسر غایب گردید، وهمۀ ما از حیاتش یکقلم نومید شدیم . لکن از همۀ آنها زنده و سلا مت رهایی یافت . درین اثنا بمها و شراپنلهائیکه در دور و پیش کرنیل می افتاد بیشتر از (۶۵) عدد بود. اما این اشتعالها ، و این صداهای مهیب در نظر کرنیل از آواز موسیقی ، والوان رنگارنگ جشنهای آتشبازی شیرینتر ورنگینتر می آمد . «تهلکۀ سوم را در هجوم (شیانوچو) گذرانیده است . در اثنائیکه برای ترصد موقع دشمن برآمد روسها او را دیده یکی یکبار همه گی بر و آتش کردند اما همۀ گله ها خالی رفته هیچیک تاثیری بر او نکرد. زنده ماندن کرنیل درینجايك حال فوق العاده شمرده میشد . تهلکۀ چارم را در وقتیکه در موقع مذکور احوال و مواضع دشمنرا کشف کرده بسوی (و فانغ تی ین) جنوبی پیش شد در گذرانید . بحرکات پیشر وئی این قوماندان شجاعت نشان که در زیر باران گله های بم وشرپنل، وتفنگ ومترالیوز سینه داده پیش میرفت اگر فلک هم مانع میشد موفق نمیشد . تهلکۀ پنجم این بود : بعد از انکه (هیایی پن لینغ) را استیلا کردیم بسوی (فانغ شویی لینغ) حرکت کرده بودیم . دشمن این جا را بسیار تحکیم و محکم بندی کرده بودند گله مانند باران همیریخت . ولی کرنیل موقع خود را محا فظه کرده از دادن اوامر وا نمی ایستاد . درین اثنا بمن گفت : ( اگر مجروح بیفتم ، و یا تلف بشوم هماندم کلاه وموزه و علامت های افسرئی مرا بردار تا دل عسکر نیفتد . ششم تهلکه همین بود که آن را گذشتانده نتوانست، و گله ناگهان دشمن مغزهایش را بادباد نمود .»
صحيفه ۱۸۲ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم (حركت عاليجذابانه يك نفرى) در پنجم ماه جولای (هاشيموتو) نام يك نفرئی ژاپانی برای وظيفة پهره بر يك تپۀ مأمور شده بود. درين اثنا پيش آمدن (۱۵) نفر عسکر دشمن را (هاشيموتو) مشاهده نمود. همان دم بسوی تولی خود که در عقب به تأسيس و تشکیل وسایط مدافعه مشغول بودند اشارت کرده اخبار كیفیت نمود. ولی خودش باحواله دار خود برای تعیین کردن مقدار عدد دشمن در پشت يك سنگ بزرگی پنهان شدند. دیدند که در عقب آن (۱۵) نفر عسكر بقدر (۱۵۰) نفر عسکر قازاق روسی نیز در پیش آمد نست. و چنان معلوم میشد که این قوت دشمن برین تولی شان که در ینجا بتأسیس اسباب مدافعه مشغولند يك حركت دور دادن و عقب گرفتن اجرا کنند. چون این معلومات را گرفتند (هاشیموتو) و حواله دارش بر خاسته بسوی تولی خود روانه شدند. درین اثنا حواله دار را يك گلۀ در رسیده بر خاك هلاك بيفتاد. حواله دار در نفس واپسین خود به (هاشیموتو) این وصیت را کرده جان داد: — غیرت کن ! بزودی افسر تولی را از حادثه آگهی ده. (هاشیموتو) دلش بهیچصورت به این راضی نمیشد که جسد آمر خود را بدست دشمن تسلیم کند. لهذا جسد حواله دار را همراه تفنگش بر پشت خود بر داشته از تپه فرو آمد. هنوز يكچند قدم فرو نیامده بود که در پیش رو یش دو نفر عسکر دیوقامت روسی پدیدار گردید. چون وقت آتش کردن نبود هماندم بيك جهيدن لگد انداز جمناستیکی یکی از آنها را بپایان لولان نمود و با آن دیگر بمجاوله آغاز نهاد. این مجادله خیلی مدهش بود. در اثنای زد و خورد هردوی شان لولان شدند. گاه یکی بزیر و آندیگری ببالا و گاه بعکس آن تا به
صحیفه ۱۸۳ مکتوب دختر کرنیل «می پوشی» به پدرش جلد پنجم نیم تپه غلطان غلطان رفتند . ولی (هاشیموتو) چابکدستی کرده کارد ژاپانی خودرا کشیده سینه دشمن خودرا بشکافت . وباز پس برگشته جسدحواله دار را در زیر بوته ها وخاکها پنهان ساخت و به نزدتولی خود عودت نموده قوما ندان تولی را از کیفیت حرکات روسها آگاهی داد . قوماندان ، این حرکت عالیجنا بانه نفر را تحسین کرده بما فوق خود از کیفیت خبرداد . مکتوب دختر کرنیل «می پوشی» به پدرش هنگامیکه جنرال (قوروپاتکین) در سنهٔ ۱۹۰۳ بمقصد سیاحت به ژاپونیا آمد. بودکرنیل (می پوش) نیز در میان هیئت استقبالیه ئیکه از طرف دولت ژاپان مقرر شده بود مأمور بود. واز انسبب از رتبه سوم يك نشان روسی به او داده شده بود . کرنیل مذکور در پتبار پیش از انکه بجنگ مانچوری میآمد حیات خودرا بمبلغ (۱۵۰۰) مارق (سیگورت) یعنی (بیمه) نموده بود. این کرنیل به اسپ سوا ری وشکار خیلی هوسکار بود. مجبوب يك زوج، ومشفق يك پدر بود . همه او قات بیکاری خودرا به تربیهٔ اولاد خود صرف میکرد . دختر بزرگ او در مکتب اناثیه (کیوتو) تحصیل علم وعرفان مینمود. این دختر،مكتبی که یازده ساله بود این مکتوب را بدار الحرب برای پدر خود فرستاده بود : «پدر مهربان من ! «برای دانستن، وخبرگرفتن احوال زنده بودن شما هروز يك اخبار یکه روزانه چاپ و نشر میشود گرفته میخوانم. گمان میبرم که در بسی محاربه ها موجود بودید ، وبکمال قهرمانی و بهادری محاربه گردید انشاءالله بسلامت و
صحیفه ١٨٤ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم مظفریت می آئید، و بحکایات و مناقب برگزیدهٔ آن محاربه های پاشان و شرف این دخترك عاجزه كك تاراپوورثياب فضل و عرفان میکنید. «خیال شما شب و روز از نظرم دور نمیشود . و ایندعا را که وظیفهٔ خودتان را پیش از انکه لایق بجسارت و شجاعت خود بسر رسانید ازین عالم فانی و داع نکنید ؛ هیچ یکدقیقه از زبان خود کم نمیکنم ! » - نقشه هائیکه در ریگ پنهان شده بود - ( آزاقا ) نام يك دفعه دار ژاپانی در روز (۹) م آکست با دو نفر دیگر در اثنائیکه برای تفتیش گردش میکردند یکی یکبار از طرف يك مفرزهٔ روس که در انجاها کمین کرده بودند دو چار تعرض شدند . از آتش ناگهانی تفنگ روسها اسپ دفعه دار بیچاره رم بد نمایی خورده (آزاقا) را به بد صورت بزمین انداخت ، واز تاثیر این افتادن پایش بشکست . یکی دو نفری دیگری که هر دو مجروح شده بودند با وجود مجروحی برای خبر دادن به طرب ، بعقب تاختند بعد از کمی یکمقدار قوهٔ معاونه گرفته باز بمحل واقعه بیامدند. ولی از دفعه دار اثر نیافتند. معلوم شد که بدست روسها اسیر شده است . حال آنکه در نزد ( آزاقا ) یکچند نقشهٔ بسیار مهمی موجود بوده از افتادن آن نقشه ها بدست روسها قوماندان طرب بسیار به اندیشه و تلاش افتاد دو هفته بعد يك قطعه عسکر کشاف ژاپانی که در همان محل گشت و گذار میکردند در میان ريكها يك كاغذ پاره بنظرشان برخورد . یکی از نفریها از اسپ فرو آمده و ریگهارا پس کرده یکچند ورق پاره ئیکه با خاك و خون آغشته شده بود از میان ريكها بیرون براورد . چون خوب نظر کردند معلوم شد که این اوراق همان نقشه هایی بود که در پیش (آزاقا) بود. مگر بیچاره ( آزاقا) در نفس آخرین خود بجز اینکه نقشه های مذکور
صحیفه ١٨٥ يك تار موی اسپ يك رساله ئی جلد پنجم را در خاك پنهان سازد دگر چاره نیافته بود .. قوماندان طرب ركار واپی وصداقت (آزاقا) تحسین ها نموده حفظ کردن اوراق مذکوره را برای یاد گار بموزه خانه عسکری توصیه نمود . ( يك تار موی اسپ يك رساله ئی ) يك طرب سوارئی ژاپان ، بعد از عقب گیرئی روسها برگشته در يك موقعی توقف کرده بودند . دران اثنا عرابه داك واصل شده عسکر ها همه کی دویده اطراف عرابه را گرفتند . افراد این طرب نیز دران میان بود . داکی نامه های هر کس را به آواز بلند میخواند، و هر کس پیش دویده پاکت خود را میگرفت، و بيك ذوق و تلاش پاکت را پاره کرده احوال خانه و مملکت خود را از زبان اقربا و تعلقات خودها میخواندند . زمین از پاکتهای پاره شده بيك قالیچه سفیدی فرش شده بود . بعضی از افراد به نظرهای متبسمانه مکتوب خود را میخواند بعضی غمگینانه بعضی مدققانه ، بعضی متلاشیانه ، بعضی مستریحانه میخواندند که ازین وضع های مختلف الاطوار آنها تا یکدرجه مضامین مکاتیب مذکوره معلوم میگردید . بعد از انکه مکتوبهای خود را خواندند از طرف افسران بعسکر مأذونیت داده شد که جواب مکتوب های خود را بنویسند . ازان رو هر کس در يك گوشه نشسته بجواب نوشتن آغاز نهادند . بعد از یکساعت جوابها تمام شده افراد مکتوبهای خود شان را بهیئت افسران تسلیم کردند . افسران مذکور بقرار قاعده که در دارالحرب ها موجود است مکتوبهای افراد را از بهر آنکه مبادا اسرار و حرکات عسکریه را افشا کرده باشند یکان یکان از نظر مطالعه گذرانیده ، و غلطیهای آنها را اصلاح کرده ، وسرهای
صحیفه ١٨٦ محاربه روس و جاپان جلد پنجم پاکت ها را بسته و مهرلاک کرده به داك تسليم ميكردند . يکی از مکتوب های مذکور را ، يك افسر كوچك مطالعه ميكرديك تاره وی ظهور نموده افسر مذکور به آواز بلند دیگر افسران را خطاباً گفت : درمیان این مکتوب يك تاره وی ظهرو نموده كه عجب يك کيفیتی دارد . بشنويد تا به آواز بلند بخوانم : مكتوب مذکور از طرف يك نفر رساله یی برای پدرش به اینمضمون نوشته شده بود : پدر مهربان من ! امروز مكتوب شما را گرفته خبر صحت وعافيت شما مرا از حد زیاده ممنون و مسرور ساخت . منهم نامه ایندم زنده ام . در ماه گذشته برای رهائیدن يك قسمی از تول غند ( قوروکی ) از جناح چپ بر دشمن بهجوم مأمور شده بودیم . دشمنرا بحال فلاکت اشتمالی درآورده تار و مار نموديم . وتانوقتيكه ( قودان شای ) را ضبط واستيلا کرديم از عقب کیرنی دشمن وانه ایستاديم . بعد ازان بر دشمن که در (قائوتای لینغ ) بود بهجوم آغاز نهادیم. طريقيكه من به آن منسوب بودم ، در قطاری كه جناح چپ دشمنرا تعقيب ميفرمود، وجود بود. مفرزه دشمن که از عسکر طوپچی ، و سواری مرکب بود، رجوار قرار گاه تول غند خودشان برد و تپه كوچك چار قطعه طوپ سیار تعبیه کرده بودند . این چهار طوپ بر طرف رساله ما كه در میدان صاف به پیشرفت مجبور بودند، متحداً آتش کشادند . من برای ترصد بر یکی از تپه ها مامور شدم. در اثنائیكه من ورفيقم ( قوباتان ) پیش میرفتیم در پيش روی ما در بسيار نزديك يك كلۀ بم دشمن بکفید. رفیق بیچاره ام را تلف واسپ مرا زخمی نمود . از تلف شدن رفیق خود(قوباتان)مخزون، واز مشاهده حال جانکدن
صحیفه ۱۸۷ ملاقات يك افسر روسی با يك افسر ژاپانی جلد پنجم اسپ خود دلخون شدم . الحق که مفارقت ابدنی این حیوان صادق که از ینقدر مد تها بمه محنتها ومشقتہایم ن رفیق وشريك بود خیلی يك حزن المی در دلم پیدا کرد بر اسپ رفیق خود سوار شدم، و در پی وظیفه که بران مقرر شده بودم روانه شدم بعد از انکه وظیفه ام را بجا آورده پس کشتم حیوان بیچاره خود را مرده یافتم . پاره کله ام تام بر جگرگاه آن حیوان بیچاره خورده بود . «آیا بزرگتر ازین مصیبت چه تصور شود که برین حیوان صادق بی آنكه يك کار و خدمت بزرگی که نمونه امثال شجاعت، ونمونه امثال عبرت شود از دستم بیاید آن بیچاره پیشتر از من رهسپار عدم کردد ! «موبی که درین مکتوب خود برای شما فرستاده ام يك یادکار قیمتدار یاد آ ورئی آن یار وفاشعار منست . این تارمو را در يك جای مناسب ده خود مادفن کر ده يك لوحه سنگی نیز بران نصب کنید ، و بران لوحه سنگ از این عباره را بنو یسید: «قبر(قوتا) نام اسپ یکنفر عسکرنی سواری میباشد » هرگاه زنده و سلامت به ده عودت کنم آنوقت يك صندوقه قبر بسیار خوبی برای آن ساخته قدر شناسی آن یار صادق خود را بجا خواهم آورد . » تا که خواندن این مکتوب به انجام میرسید همه سامعین به نهایت درجه متاثر دیده میشدند ، واز تاثیر رقتپرورانه این مکتوب همه افسران را يك سكونت و سکوتی فرا گرفته بود . . بلی! بسببیکه در باب بزرگی شفقت ورقت قلبیه يك عسکرژاپان يك نمونه خوبی بدست آمده بود همه افسران بيك بحر سرورونشا طی غوطه خوار حیرت شده بودند . ملاقات يك افسر روسی با يك افسر ژاپانی يك افسر اكرهر قدر شجيع وبهادر، و در باره دشمن سنگدل وبیرحم با
صحیفه ۱۸۸ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم شد اما باز هم انسانست . گاهی میشود که چشمان او با شکایه تاثر پر میشود . يك فرقی که در مابین او بادیگران هست همین است که در ین چهره يك لمعه شجا عت و يك بارقه قهر و غضب میدرخشد . دو آدم رفیق القلب که باهمدیگر روبرو آیند هر قدر اشك كه بريزند وهر قدر حسیات مشفقانه که بیکدیگر نشان بدهند. دو افسر جنگی نیز بمقابل یکدیگر از درجه های عالیه این این تحسسات قلبیه نمونه ها نشان داده میتوانند . يك افسر ژاپانی ، بايك افسر روسی که در اثنای نهایت گرمئی محاربه ، و هنگامه رستاخیز جنگ و مقاتله يك دوره صلح و صلاح موقتي برای خود حاصل کرده با همدیگر یکچند دقیقه ملاقات کنند ، و بمقابل همدیگر حسیات مود تکارانه بروی کار آورند آیا حت قدر علوی يك منظره ، چقدر رقت انگیز بك صحنه تشکیل میدهد ؟ هر گاه انسان بخواهد که صورت جریان این ملاقات را تحریر و تصویر نماید دل رايك سرور حزنی استیلا میکند . قوه متخیله مانند انوار شمس در آفاق علويه سير ان وجولان میکند ! گاهی میشود که سما ابر آلود، وزمین برف آلود باشد . . . اما تاثیر این عوا رض طبیعیه ضیای شمس و قمر، ا قطعاً غایب کرده نمیتواند ! در يك روز ماه دسمبر سنه (١٩٠٤) از طرف يك افسر روسي يك مكتو بيكه بيك افسر ژاپانی خطا با نوشته شده بود بیکی از پهره های نخستین خط حرب نواغند ژاپان رسید . ایا درین مکتوب چه نوشته شده بود؟ این مکتوب در باب حرب حاضر هیچ معلوماتی را محتوی نبود . بلکه تنها از آرزوی دست بدست مصافحه شدن يك افسر روسی بايك افسر ژاپانی حکایت میکرد . مکتوب مذکور
صحيفه ۱۸۹ ملاقات يك افسر روسی بايك افسر ژاپانی جلد پنجم بسیار نازکانه و ظریفانه نوشته شده بود . بعد از کمی به این مکتوب افسر روسی از طرف افسر ژاپانی جواب نوشته شد ، و درین جوابنامه قبول شدن آرزوی افسر روسی از طرف افسر ژاپانی تذکار کردید . در مکتوب خود افسر ژاپانی بعضی شرایط ملاقات را اصلاح و تعدیل کرده به اینصورت شرایط بیان نمود : « در زیر احکام این شرایط ذیل با شما ملاقات کرده میتوانم ، و بعرض آن کسب شرف و مباهات میکنم : ۱) — جائیکه از طرف شما برای ملاقات تعیین شده ، من آنجا را چندان موافق نمیشمارم . لهذا يكقدرى بطرف شرق يك موعد ملاقات تعیین باید شد . ۲) — روز (۳۱) دسمبر در وقت زوال ملاقات اجرا کرده خواهد شد . ۳) در اثنای رفتن و آمدن همه آتش منقطع باید شود ، و چنانچه من درینباب به تول غند خود معلومات میدهم ، شما را هم لازمست که همچنین حرکت باید بکنید . ٤) — مدت ملاقات عبارت از (۳۰) دقیقه باید بود . ٥) — در اثنای ملاقات از طرف مايك بيرق سرخ برافراشته میشود . اینست که اگر این شرایط قبول کرده شود با شما ملاقات کرده خواهم توانست و با این عرض حسیات احتراماترانه خودم را تقدیم میکنم » . وقتيكه اين مکتوب به تول غند روس رسید هماندم این جوابنامه نوشته شد . «مکتوب شما که مبشر بر قبول شدن آرزوی من از طرف ذات عالی شیاوقه ماندان محترم شما بود مر اشرح بزرگی عطا نمود . همه شرایطی را که بیان کرده اید قبول کردم . با خود دو نفر میآرم . یکی ازین دو نفريك بيرق
صحیفه ۱۹۰ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم که نصفش زرد و نصفش سرخ باشد حامل خواهد بود. محافظه کردن شما را از هر گونه تهلکه در عهده میگیرم. مع هذا در ان اثنا حرکات عسکریه تول غند ما دو چار تعطیل نمیشود. در وقت رفتن و آمدن شما بموعد ملاقات، و در اثنای مصاحبه نه بخود شما و نه بعسکرهائیکه با شماست هیچگونه تعرض کرده نمیشود. بمحل ملاقات از راه (تایشا لغتون) می آیم و تا وقتیکه بیرق شما را به بینم انتظار میکشم. «وقتیکه شما را به بینم امید میکنم که اسم عالی شما را بیاموزم، و بمقابل آن اسم خود را نیز بشما میدانانم.» روز (۳۱) م دسمبر در آسمان یک پارچه ابر هم نبود. آفتاب با همه قوه فیاضانه خود شعشعه نثاری میکرد. گویا که صانع قدرت این لطافت را بشرف ملاقات این دو افسر برای همین روز تخصیص کرده بود! افسر ژاپانی بر يك اسپ سوار شد، و عسکر ها نیز او را پیروی کردند. ده دقیقه بعد سواریهای طرفین بهم روبرو آمدند، و هماندم از اسپها فرو آمدند، و بمکالمه و مصاحبه آغاز کردند. در حالی که نیمساعت برای ملاقات قرار داده بودند یکساعت طول کشید. نهایت زمان مفارقت در رسید. این دو نفر افسر که در اثنای جنگ بخون همدیگر تشنه جنگ میکردند، درینوقت مانند دو یار جانی از همدیگر جدا شدند. اینست که ایندو افسر در میدان های هوی جنگ و جدال يك دوره مسعودیت گذرانیدند. ( وفات صوبه دار نوژی ) خبر وفات صوبه دار (نوژی) که در اثنای هجوم بر تپه (۲۰۳) م در ( پور
حیفه ۱۹۱ وفات صوبه دار نوژی جلد پنجم آرتور) کشته شده بود، همه ژاپانها را دلخون و محزون کرده بود. جنرال (نوژی) فاتح (پور آرتور) را دو پسر بود یکی (حوته‌ن) و دیگری (شوته‌ن) نام داشت . و هر دو بمنصب صوبه داری در تول غند (۳) م . (پور آرتور ) سوق شده بود . (شوته‌ن) در محاربه (نانشان) کشته شد، (حوته‌ن) در هجوم تپه (۲۰۳) کشته شد . ( حوته‌ن) بیست و چار ساله يك افسر نوجوانی بود . بعد از انکه مقدمات تحصیل خود را اکمال نموده بمكتب اعدادی عسکری (ناغويا) دوام کرده ، و بعد ازان بمكتب حربیه (توکيو) داخل شده بود ، و از انجا بمنصب صوبه داری برآمده بود . وقتیکه خبر زخمی شدن برادر خود (شوته‌ن) را شنید هماندم به خسته خانه ئی که هفت فرسخ دور بود دوید . یکدو دقیقه پیشتر از وفات برادر خود در انجا واصل شده بود. اگرچه (شوته‌ن) بیچاره به اضطراب مرگ از خود بخبر بود باز هم چشمان خود را باز کرده بسوی برادر خود متبسمانه بیان تشکر کرده بود. بعد ازان (حوته‌ن) به تولی خود برگشت و برای حاضر شدن در مراسم تدفینیه برادر خود از آمر خود رخصت استحصال نمود . به این افسر نوجوان از پدر خود اصالت ، و شجاعت و بسی مزایای عسکریه انتقال کرده بود . دایما در پیش روی تولی خود حرکت میکرد ، و در زمانهای شدتنا کترین آتش نیز بعسكر معیت خود از وصیت بشجاعت و جسارت خالی نمیماند . همه آمرها و افسرهای بزرگی که او بمعیت شان بود افعال و حرکات این افسر نوجوان را تحسین و آفرین میکردند . بنا بروفات (شوته‌ن) همه افسران تول غند با جنرال(نوژی) متأثر و محزون شده بودند . و برای اینکه پسر یگانه دیگر او یعنی (حوته‌ن) هم ضایع نشود او
صحیفه ۱۹۲ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم را به هیئت ارکان حربیه مامور کردند . این حال بجای اینکه جنرال (نوژی) و پسرش را ممنون کند خیلی موجب کدورت آن جنرال پیر باند بیر گردید . لهذا هماندم برای هیئت ارکان حربيە يك كاغذ نوشته در ان کاغذ خود رجا و استرحام نمود که اگر پسر مرا از سوق و اداره يك قطعۀ عسکر به عاجز و غیر مقتدر نمی بینید در خط نخستین حرب تعیین بکنید . زیرا او بدرجة ارکان حربیه رسیده از مقرر کردن او را بهیئت ارکان حربیه ندانستم که چه مقصد است! بعد از ان این افسر نوجوان بجنرال (تومہ باسو) معاون تعیین کرده شد . در اثنای هجوم شدت ناکی ۵ برتبۀ (۲۰۳) اجرا کرده شد، در حالتیکه در پیش روی همه عسکر بود ازین دار فنا وداع ابدی گفت وفات این پسر دوم جنرال نوژی سخن او را که در وقت وداع در(توکیو) به زوجۀ خود گفته بود بحقیقت مبدل نمود . جنرال (نوژی) به زوجۀ خود چنین گفته بود : « پدر با اولاد های خود برای محافظه وطن، و مدافعة حدود از شما جدا میشوند . برای اولاده ای من بزرگترین شرف ، و برای خودم مقدس تر ین آرزو همین است که در راه این مقصد مقدس مراسم تدفینیۀ هر دو اولاد خو در ا در يك روز اجرا کنم ! » ( حوته ن نوژی ) ، در وقتیکه او را بهیئت ارکان حربیه تعیین کرده بودند بیکی از رفقای خود که مجروح افتاده بود يك مکتوب تسلیت آمیزانه و از حال خود شکایت انگیز انه يك مکتوبی نوشته بود که صورت آن از قرار ذیلست : « دوست محبت پرور من ! « مع التأسف مجروح شدن شمار اشنیدم . چون فرصت ندارم بالذات به عیادت شما آمده نتوانستم ، تنها به این مکتوب خود شما را تسلی میدهم .
صحيفه ۱۹۳ افتخار يك افسر چر خچئی بحری جلد پنجم بعضی از رفقای خود را کشته ، و بعضی را مجروح می بینم . من بیچاره را برای تنظیم و تسویه بعضی کارها در عقب مقرر کرده اند، و از انسبب ازین شرفها محروم مانده ام . « وقتیکه در مکتب بودم نه این وظیفه های ئیكه در ینوقت مرا بران مقرر نموده اند آموخته بودم ، و نه درینجا برای اینکارها آمده بودم . امتداد یافتن این محاربه هنوز تا بسیار وقتها احتمال دارد. بر خود خوب دقت ، برای خاطر مملکت محبوب تان کوشش ورزید که زود اعاده صحت بکنید . ) -*{ افتخار يك افسر چر خچئی بحری }*- در اثنای تشبث سومین مسدودن مدخل (پور آرتور) این افسر ژاپانی که در کشتی ( او تارو مارو ) مأمور بود بدست روسها اسیر افتاده بود از تاثیر زخمی که برداشته بود از خود بیخبر بوده به کشتی خسته خانه (مونغولیا) نام رو سی نقل داده شده بود . وقتیکه از حال بیهوشی رهایی یافته چشمان خود را باز کرد دید كه يك افسر روسی فوطوغراف او را میخواهد بگیرد . افسر ژاپانی ممانعت نمود. افسر روسی اصرار کرد . افسر ژاپانی بیان کرد که در هيچ يك مملکتی که تمدن کرده باشد این عادت نیست که تا اجازه خود انسان نباشد فوتوگراف او گرفته شود ، و اینحرکت شما قطعاً لایق افراديك ملت مدنی نمیباشد . بنابرین افسر روسی از گرفتن فوتوگراف افسر ژاپانی صرفنظر نمود . وقتیکه در مجلس بود ، تا یزمانی که دسته کشتی های جنگی روس در ( پور آرتور ) میبود احوال صحية افسر ژاپانی خوب میبود . هر روز از پنجره که بسوی مدخل ( پور آرتور) ناظر بود دسته کشتی های جنگی را سیر میکرد ،
صحیفه ١٩٤ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم و چون از پنجره مفارقت میکرد، بجای خود يك نفرتی ژاپانی را که او هم اسیر بود برای نظارت کردن دسته کشتیهای جنگی در پنجره می نشاند . در روزهای آخر ماه جون يك صبحی بود که دسته کشتی های جنگی روسی خروج نمود. این حرکت بر افسر ژاپانی خیلی گران آمده. بعد ازین بغیر از آب و چای دگر چیزی نمینوشید . نان و دوائیکه از طرف داکترها به او داده میشد نمیخورد . و از ینسبب رفته رفته قوه بدنیه اش تناقص میکرد . و وجودش روز بروز ضعیف میشد . در (۸) م آگست هر قدر که ممانعت کرد او را بخسته خانه خوابانیدند . درینجا چون مجبور بود که دوا و غذا را بخورد زبان خود را جویده و ساعت خود را به پنهانی فرو برده به اینصورت انتحار کردن خواست ولی موفق نیامد . بعد از يك ماه باز او را بمحبسخانه فرستادند و جودش آنقدر ضعیف شده بود که رفقایش نیز او را نشناختند . علی الخصوص که بسبب جویدن زبان خود بدرستی سخن هم گفته نمیتوانست . یگانه مقصدش همین بود که يك آن اولتر خود را کشته از اسارت دشمن وارهد . آخر الامر خود را از طبقه سوم حبسخانه بکله پایان انداخته تلف نفس نمود . وجودش پارچه پارچه شده بود. مراسم تدفینه اش در پورت آرتور از طرف روسها بکمال تاثر و تقدیر اجرا گردید .
صحيفه ١٩٥ نتايج عسكريه محاربه روس و ژاپان جلد پنجم نتایج عسکريه محاربه روس و ژاپان ازین سفر حرب عظیم روس و ژاپان درباره (فن عسکری) فائده های بسیار مهم و بزرگی حاصل شده است. و خلاصه و زبده همه این کتاب برای فنو ن حربیه عسکریه عبارت از همین نتیجه های مهمه ایست که درین فصل ذکر و بیان میشود. نتیجه های مذکور بر صنوف مختلفه عسکریه جدا شده یگان یکان درینجا نشانداده شده است. اما چون همه این مسئله ها متعلق فنون حربیه عسکریه میباشد بجز ارباب آن دیگر کسی از آن کمتر استفاده کرده میتواند . ( طوپچی ) صنف طوپچی نیز مانند صنفهای دیگر ازین سفر (مانچوری) خیلی از خیلی استفاده کرده است . شرایط جدیده ئیکه بصورت استعمال طوپچی عائد است: — طوپهای جدید یکه دورمنزل، وسرعت بزرگ انداخت را مالک باشند ، و از مواضع مستور به اجرای تأثیر کردن قابلیت داشته باشند و بر هدفهائیکه با خندقهای شکاری مستور باشد ضعیف بودن تأثیر آتش آن در محاربه های زمان ما شرایط استعمال طوپچی را تنظیم و تعیین میکند . اگرچه بصورت تصادفی هم باشد ، هرگاه در داخل ساحه تأثیر شراپنل در میدان باز يك هدفی ظهور نماید در ظرف يك دو دقیقه بضایعات مدهش دوچار
صحیفه ١٩٦ محاربهٔ روس و ژاپان جلد پنجم میشود . زیاده کی منزل (از ٥٥٠٠ تا ٦٠٠٠) متر دایرهٔ تاثیرات طوپچی را در داخل نسبتهای عظیم توسیع کرده است . استعمال شراپنل که بخوردن با چیزی بکفد ، بسبب حاصلشدن تاثیر بسیار جزئی آن ثابت شد که بمقابل هدفهای مادی و مقاوم هيچ يك خسارت مهمی بوقوع آورده نمیتواند . آمدیم برگله های طوریپلی که ژاپانها استعمال کرده اند : بسبب مشکلاتی که در راه حاصل کردن صحت انداخت آن پیش آمده تاثیر آن نیز خیلی محدود مانده است . بناءً عليه وظیفهٔ اصلی طوپچی نوعبارت از ينست که متحرك وغير وح هدفها را تخریب کند ، وشكل طبیعئی انداخت نیز همین است که با ( رافال) نام شراپنل و بسیار زود و چابك آتش کرده شود. آتش آهسته، تنها بر مواقعی که قطعات احتياط ، و قطار وقافله دران مامول ، واز نظر محفوظ باشد اجرا کرده میتواند شد. هرگاه شراپنلها وقت بوقت در عين يك موقع اشتعال بکنند، در چنان نقطه ها اقامت کردن بالطبع خیلی مشکل و مخاطره دار است که از انسبب دشمن به تبدیل دادن موقع مجبور میشود . حالا پیش از انکه از نتایج طوپچیگرئی که درین حرب اقصای شرق استحصال ل شده عرض وتشریح کنیم در اول امر یکنظر سریعی بسوی تشکیلات طو پچی هردو طرف عطف کردن لازمست . طوپچئی صحرای روسها ، عبارت از طوپ خانه های بود که هر طوپ خانه از (۸) قطعه طوپ، و(۱۲) عرابهٔ جبه خانه مرکب بود ، و از ينسبب تشكيلا ت آن خیلی سنگین بود . در زمان اعلان حرب هنوز تجهیز نشده بودند . همه طوپ خانه هائیکه بدار الحرب فرستاده شده بود بقدر نصف آنها ملزمهٔ نو خود شان را يك کمی پیشتر از حاضرئی سفر حرب، و در اثنای حاضرئی سرحرب
حيفه ۱۹۷ نتایج عسکریۀ روس و ژاپان جلد پنجم حرب گرفته بودند . و تعلیمنا مه ، و تعلیمنا مه انداخت نوین طوپ ها چار پنج ماه بعد بطوپ خانه ها فر ستاده شده بود. افراد احتیاطیۀ که صنف طوپ چی را بمو جود سفریش ابلاغ کند قسماً از افراد پیاده وسواری مرکب بودکه ازهر گونه تعلیم ابتدائی طوپچیگری محرو. بودند . طوپ های صحر ای نوروسها اگر چه يك اسباب مخصوص پس لگدزدن را داشت ولی بمعنای حقيقى خوديك طوپ سریع آتش نبود . زیرا بعداز هر انداخت تنظیم و توجیه کردن شان لازم می آمد. واینهم بسیار شایان دقت و حیرتست که نه درطوپ های روس و نه در طوپ های ژاپان سپرهائیکه مخصوص برای محافظۀ افرادطوپچی باشد. وجود نبود . جبه خانه روسهانیز بيك حالی که بمطلوب موافق باشد نبود. ودلیل آن اینست که بسیار بارها گله های شان در داخل میل طوپ می کفید و بسیار گله های شان بوده اشتعال نمیکرد. ونقطه های اشتعال شان بسیار انحراف میکرد. يك قسمی ازکارتوس های شان که برای طوپ های مودل(۷۷)عائد بودباباروت های سیاه و کهنه مملو شده بوده محذورهای بسیار آنها نیزدیده شده بود. چونکه بر مواقع مسکونه ، واستحکا مهای صحرا که درهرهر سو تصادف میشد گله های بسیاری انداختن لازم می آمد ، وبرای این بکارتوس بسیاری اشد احتیاج دیده میشد موجود نبودن هواتهای موافق صحرا نیز برای روسها این محذوررا زیاده تر کرده بود . سوق و ادارۀ آتش بسیار که میشد باجزو تام كندك اجرا كرده میشد. طوپ خانه های روس در ابتدای حرب ،در زمین صاف بی پناه به صف میدرامد ، واکثر درمیان خط پیاده اخذ موقع مینمود. بعد از تجربه های بسیار تلخی که از ینگونه حرکات حاصل کردندطوپ خانه های خودشان را در پس پشت تپه ها ، واکثر بصدها متردورتر میگذاشتند و بعداز تنظیم انداختی که
صحیفه ۱۹۸ محاربهٔ روس و ژاپان جلد پنجم از مسافه های دور میکردند يك قطعهٔ (۶۰۰) متره یی را در زیر آتش شرافنل گرفته بهمینقدر اکتفا میکردند . کرنیل (برونزار) المانی در راپور خود گفته است که : «روسها ، دایماً این اصول را ترجیح میکردند که همه اراضی را در زیر آتش ثبت بگیرند . گاهی در يكجا و گاهی در دیگر جادوه های كوچك كوچك سفید کفیدن شرافنلهای شان دیده میشد . ژاپانها در کم مدت این نوع آتش را دانستند که هیچ مخاطره ندارد . «روسها به اين يك هيچ اهمیت نمیدادند که صنف طوپچی را برای استحصال نتیجهٔ قطعیه باصنوف دیگر در حرکات شريك سازند ، و ازین بودکه با وجو دحرکت های فداکارانهٔ بعضی افسران آتش طوپچی روس نتیجه های مهم حاصل نمیتوانست کرد. همه ضایعات ژاپانها که از طرف طوپچی روس بوقوع می آمد از صد (۷ تا ۸) نمیگذشت . « پس به این تأثیرات قلیلهٔ طوپچی صحرای روس دیده در باب تاثیرات طوپچی صحرا يك حكم عمومی دادن ، يك خطای فاحش میشود . « آمدیم بر ژاپانها : طوپخانه های اینها شش طوپی بود . طوپها خفیف ولی ترتیبات تسمه و جوت و اسباب کشیدن طوپ شان بد بود . بنابرین قابلیت حرکت شان جزوی بود . در صورت عمومیه بطرز عادتی حرکت کرده است . طوپ صحرای ژاپانها سریع آتش هم نبود. و در خواص (بالستیقیه) از روسها دونتر بود . اما بمقابل این جبه خانه ژاپانها از روسها بهتر بود. باز هم شرافنلهای شان نسبت به شرافنلهای ما کمتر قابل استعمال بود ، چونکه از ( ۳۰۰۰ ) متر پیشتر جزوی بودن تاثیر آن عیان گردید .» تاثیر هاوانهای صحرای ژاپان خیلی خوب بود .
صحیفه ۱۹۹ تعبیه توپچی – یعنی جنگ توپچی جلد پنجم سوق و اداره آتش از طرف ژاپانها با جزوهای تام بزرگ نیز اجرا کرده شده است . چنانچه در ماههای فبروری و مارچ سنه (۱۹۰۵) (۱۳۰) قطعه طوب تون غند نخستین ژاپان که بر پنج گروپ منقسم بود درزيريك امر ويك قوماند استعمال کرده شده است . ژاپانها از اول محاربه به اخذ موقع کردن مستور قیمت و اهمیت بزرگی عطف کرده اند ، وبازهم تاثیر خصوصی خود را نیز فراموش نکرده اند . یگانه مقصد توپچی ژاپان همین بود که پیاده خود را بوقت و زمان لازمی آن ستر و حمایه نماید . نتایج حربیه ئیکه بصنف توپچی عائد است بر سه قسم تقسیم میکنیم تا آنکه بصورت واضحه نه نشان داده شود . اول ( تعبیه ) دوم ( تشکیلات ) سوم ( مالزمه وجبه خانه ) : تعبیه توپچی - یعنی جنگ توپچی ( شراکت حرکت توپچی صحرا با دیگر صنفها علی الخصوص با صنف پیاده ) اینمسئله نقطه مهترین مطالعات ما را تشکیل میکند : هر گاه توپچی صحرا در هر محاربه با صنف پیاده بصورت ارتباط دایمی ، وحرکت مشترکه ایفای وظیفه بکند ، معلوم است که صنف توپچی وظیفه خود را کامل ، ومقصد حرب را حاصل کرده است . حرکت و کارگذاری توپچی ، مانند دیگر صنفها دايما بر همین نقطه معطوف باید باشد که همۀ تول غند نتیجه موفقیت را اكتساب نماید . اینمقصد مهم نیز با این حاصل میشود که صنف پیاده کلوبكلو با دشمن دست و گریبان شده زد و خورد نماید ، و تاب آوری مقاومت آخرین دشمنرا بشکیناند ، و قوتهای دشمنرا با صنفهای دیگر يكجا بايك تعقیب شدتداکی بمحو کردن احراز موفقیت نماید . بناء عليه صنف توپچی تنها برای اسانی
صحیفه ۲۰۰ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم دادن این وظیفه صنف پیاده اکتفا نکرده بلکه سعی و کوشش خود را برین حصر و صرف باید کنند که آن وظیفه را با پیاده یکجا بجا بیارد . و این هدف و این مقصد برای تنظیم فعالیت و حرکت صنف توپچی یک معیار مکملی باید بوده طرز اجرا کردن استکشاف ؛ عدد توپهائیکه بخط آتش ادخال شود ؛ انتخاب موضع ؛ انتخاب هدفها و آغاز کردن زمان آتش همه کی میباید که نظر بهمین مقصد و همین هدف تعیین کرده شود . پس ازین استنتاج میشود که اینحرکات منفرد بيك قاعده ثابته ربط و وضع کردن موافق نفس الامر نمیشود . چونکه چنانچه طرز استحصال نتیجه قطعیه برای دیگر صنفها نسبت بوضعیت حربیه تبدیل و تغییر مییابد ، همچنان برای توپچی صحرا نیز این وظیفه ها و اصول حرکتها در هر حال و هر وضعیت مختلف است . بنا برین بر صنف توپچی لازم و واجب است که بوضعیت عمومیه حربیه ، و افکار و مقاصد سر افسر و علی الخصوص بر طرز استعمال شدن پیاده وقوف تام حاصلکرده حرکت خود را نظر به آن موافق و برابر سازد . بواسطه استكشافات ، میباید که توپچی بان بك دانسته شود که دشمن بچه صورت به پلانهای قوماندان ما مخالفت خواهد کرد ، و برای دشوار سا ختن بجا آوردن وظیفه پیاده ما بچه گونه تشبثات اقدام خواهد ورزید ، و بعد از ان همه وسایط جدی و مؤثری که بمقابل تشبثات و افکار دشمن لازم آید پیدا باید کند ، و تطبیق نماید . و این وسایط مؤثر عبارت ازین است که هدفهایئیکه برای پیاده مهلکتر باشد آنرا بشدت بکوبد . اما اين يك بصورت يك قاعده بیان نمیشود که آیا این هدفها را در قوت توپچی دشمن که در مسا فه های دور هستند جستجو کردن لازم است ، یا آنکه در قوت پیاده دشمن که در مسافه نزدیکتر هستند ؟ نی بلکه این جستجو دایما نظر به احوال حر
صحيفه ۲۰۱ تعبیه توپچی - یعنی جنگ توپچی جلد پنجم سیه به یقین میرسد . درین حزب (مانچوری) بسبب عدم رعایت به این قواعدیکه در باب اشتراک طوپچی با پیاده بیان کردید سبب انهزامهای الیمی شده است . و در احوالهای بسیار مساعد و موافق نیز بسبب همین بی رعایتی استحصال شدن موفقیت قطعیه عدیم الامکان مانده است . روزها ، ساعت ها بومباردمان طوپچی بوقوع آمده ولی چون با حرکات پیاده ارتباط و مناسبت نداشته است به هیچ حسن نتیجه منجر نگردیده . مقدار طوپ هائیکه به آتش اشتراک کرده میشود نیز میباید که نظر بمخصوصات وقواعدیکه قبل ازین بیان شد تعیین باید کرده شود. اگر محاربه با جنگ وغوغای طوپچی آغاز شده باشد ، میباید که یک قوت طوپچی که در عدد بر طوپچی دشمن فایق باشد به حال فعالیت و کار گذاری وضع کرده شود. از دیگر جهت اینرا هم فراموش نباید کرد که در جزو تامهای بزرگ یک قسمی از قوت جزو تام را جدا کرده یک احتیاط طوپچی تشکیل باید داد . ولی اینرا هم بگوئیم که این جدا کردن احتیاط را مثل يك قاعده ثابته قبول نباید کرد ، زیرا در بعضی جاها مخاطره را دار است ، لهذا اجتناب کردن از ان لازم است . این ملاحظات ذیل در باب خوشی احتیاطهای طوپچی اعطای حکم میکند : در محاربه روس و ژاپان یک دوثلوی حقیقتی طوپچی که بوقوع آمده ها نادر محاربه (یالو) ست . در محاربه های دیگر محاربه های طوپچی نادراً بوقوع آمده است . اگر دشمن بمقابل طوپ خانه شما انداخت خود را تنظیم کرده ، و مخاطره ضایعات مرتبات موجود باشد تدبیری که لازم است این است که آتش خود را قطع باید کرد . دشمن بعد از انکه یکچند رافال بکند یا به اندیشه اینکه از اسراف
صحیفه ۲۰۲ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم کردن جبه خانه خود از آتش بیهوده صرف نظر میکند ، یا آنکه شدت خود را تخفیف میدهد. در آنوقت باز روز آتش کشادن بشما میرسد. پس اگر نقطه اصابت گله های تان بمطلوب موافق باشد دشمن شما اختیار سکوت کرده افراد نمبر طوپچی خود را در میان خندقها پنهان و پوشیده میکند . بناءً عليه يك طوپچی را که در داخل این شرایط موضع گرفته باشد برای محو کردن آن کوشش كردن يك حرکت بیفایده شمرده میشود. چونکه اگر خندق بسیار بی اهمیتی هم باشد که افراد نمبر طوپچی در ان موضع گرفته باشد ضرر رسانیدن به آنها غیر قابلست . يك طوپ چی که خوب و مستور يك موضعی گرفته باشد، وهم باسپر مجهز بوده آنچنان طوپ چی خسارت رسانیدن يك كيفيت بسیار مشكليست . محو وفناساختن این چنین يك طوپ چی اگر چه عدداً ضعیف هم باشد عدیم الامكانست . در محاربة (۱۲) اوکتوبرطوپچی، طوپ خانه یکم روس که به غبرك غند (١٥) منسوب بود، بسیار بارها بقطع کردن آتش خود مجبور شده بود، چونکه از دو استقامت مختلف طوپ چی ژاپان برین بطاریه متصل آتش میریخت . اما با وجود آنکه از صبح تا بشام آتش خودشان را بر طوپ خانه مذکور توجیه نموده مه ضایعات طوپ خانه مذکور بر (۱) افسر، و (٦) نفر منحصر ماند . درین حال بعد ازین از محاربة طوپ چی مقصود اصلی باید همین باشد که طوپ چی دشمن را دایما به را فال دو چار کند ، و او را از آتش کردن بر پیاده وطوپ چی ورساله ئیکه در حال حرکت باشند ، و دیگر هدف های متحرك مانع کند ، و بمقابل آن وظیفه پیاده خودما را آسانی دهد . تجربه های حربیه این را هم بما نشان داده که کشف کردن موضعهای
صحيفه ۲۰۳ تعبیه طوپچی - یعنی جنگ طوپچی جلد پنجم طوپچی که خوب انتخاب شده باشد باعث مشکلات عظیم میشود. بر چنین مو ضعها تا وقتیکه تأثیرات گله های دشمن حس شود بسیار وقت میگذرد. بنا برین يك قوماندان در ابتدای محاربه طوپ چی هر گاه مساوی بعدد قوت دشمن طوپ داخل نکند چیزی عیبی ندارد. زیرا اول میباید که وضعیت و موضع را تعیین کرده و يك قسم طوپ چیئی خود را آهسته، ولی بمقصد حرب موافق بموضع داخل کند ، و چون وضعیت و موضع معین شد همۀ طوپ ها را یکی یکبار بموضع ادخال کردن جائز میشود . در هنگامیکه در باب مسئله چقدر طوپ را در اول امر بموضع داخل کردن اندیشه و تأمل میشود. مقدار جبه خانه را نیز بنظر حساب و تدقیق گرفتن اقتضا میکند ، زیرا بسبب کمبود تی جبه خانه طوپ خانه های خود را بتأثيرات آتش طوپچیئی دشمن معروض گذاشتن چندان کار معقولی شمرده نمیشود . علی الخصوص که در يك میدان محاربه يك زمینی که وسعت مطلوبه را حائز باشد پیدا کردن نیز خیلی مشکل يك مسئله ایست . حالا نکه برای کمکردن تأثیر آتش دشمن، و آسان کردن ترصدات خود ما به فاصله های بزرگی نیز بسیار لزوم و مجبوریت حس میشود. احتیاط های طوپچی برای يك قوماندان يك سلاح بسیار قیمت داری شمرده میشود . قوماندان این سلاح قیمتدار را برای تبدیل دادن مرکز ثقات خود در هر نقطه که ارزو کند، و یا نظر به تحولات وضعیت و تدابیر دشمن در دیگر موقعیکه به آن احتیاج به بیند استعمال کرده میتواند . برای آسانی خراب کردن طوپ خانه های دشمن که با سپر مجهز باشند بهترین و مساعد ترین موضعها همان موضعهاییست که در بغل باشد و در (انفیلا) گرفته شده باشد. اگر این چنین موضع پیدا شود طوپچیئی احتیاط در انجا سوق کرده میشود . والحاصل در نتیجه ملاحظات خود اینرا هم میگوئیم که
محاربه روس و ژاپان جلد پنجم ٢٠٤ در محاربات استقبال وظیفه تعیین کردن نتیجه قطعیه با احتیاط های طوپچی و پیاده اصابت خواهد کرد مع هذا اینرا نیز بگوئیم که این ملاحظاتی که بیان شد ، چنانچه در فقرهٔ (٤٩٢) م تعلیم‌نامهٔ پیادهٔ نوالمان نیز بحث و بیان شده که تفریق کردن احتیا طهای طوپچی را در داخل جزو تامهای بزرگ جائز است. ولی باز هم در هر حال خصوصی تفریق کردن احتیاط طوپچی که آیا تفریق بشود، یا نشود ؟ و چقدر تفریق بشود ؟ اینمسئله‌ها را وضعیت حربیه تعیین کرده میتواند . در تخصیص چیزیکه اجرای تأثیر میکند حال و وضعیت محاربه است . بنابرین از قواعد پرستی اجتناب باید کرد ، و دائماً احتیاجات و ایجابات وضعیت را نظر باید کرد . صورت حرکات قواعد پرستی روسها در پنیاب يك عبر تا للنسا برین شده . برای اینکه در يك بیان‌نامه ( قوروپاتکین ) از اهمیت و لزوم احتیاط ها بحث و بیان شده ، روسها اکثر اوقات يك قسم مهمی از طوپ‌چی‌های خود شان را برای احتیاط تفریق میکردند . و با وجودیکه به اشتراك كردن این قوت در محاربه اشد لزوم و احتیاج دیده میشد باز هم بخط آتش سوق نکرده بسیار مدتها بیهوده و بیفائده در عقب نگهداشته‌اند . — موضعهای طوپچی — « تابع تعبیه » این مسئله آنقدر مهم است که از محاربه آسیای شرق درین خصوص استحصال شدن ، یا استحصال نشدن يك نتیجهٔ قطعیه مجهول مانده، وازان رو درین باب تدقیق کردن فوق العاده موجب استفاده است . طوپ‌چی روس در اول محاربه بسببی که موضعهای باز بی پناهگاه برای
صحیفه ٢٠٥ موضعهای طوپچی جلد پنجم خود انتخاب میکردند بضیقات بزرگی دو چار شده اند . وسی طوپ خانه های شان ازین سبب از طرف ژاپانها ضبط کرده شده بوده اما بسببی که روسها سپر نداشته بودند ، و يك طوپ چشی سپر دار که در جای بی پناه یا نیم مستور باشد و بهمین حال دو چار شود این مسئله يك دلیلی برای این تشکیل نمیتواند. لکن طوپ های صحرای کهنه که بدست ژا پانها بود و به این درجه اجرا کردند پس در زیر آتش طوپ های سریع آتش نو در جای با بی پناه اخذ موضع کردن ـ صرف نظر از احوال مجبره و ضروريه ـ يك خطای بزرگی شمرده میشود. حماية سپر چون بعد از مسئله اخذ موضع آغاز میکند از ان رو در اثنای اخذ موضع در مابین بودن و نبودن سپر يك فرقی نیست . در باب تفرعات اینمسئله ، آیا ازین حرب اقصای شرق هنوز بسی اثبات های دیگر نیز بروی کار آورده است یانی ؟ آیا با آنکه مستوراً موضع گرفته شود و موضع هم مستوراً موجود شود اجرا کردن انداخت (آندیر کت) را نیز بصورت يك قاعده مخصوصه تعیین کرده است یانی ؟ مآل مطالعه ورا پور هائیکه درینباب داده شده عین فکر و نتیجه را ناطق نیست . یکی از پرکدهای روس در يك رساله عسکری ئیکه در المانیه نشر میشد يك را پوری نشر کرده دران راپور خود اخذ کردن (موضع های سراسر مستور ) را توصیه مینمود . اما مطالعات این پرکد را قطعی الحکم تلقی کردن جائز نمیشود . زیرا در تخطالعات او مفرزه های طوپ چی ئیکه از (٢) طوپ خانه . و گاهی از (٣) طوپ خانه مرکب بوده و ضوع بحث شده است . حالانکه اصل مشکلات اخذ کردن (موضعهای سراسر مستور) در جزو تامهای بزرگ خود را نشان میدهد . بواقعی که تحری کردن موضعهای موافق طوپ خانه، و یافتن نقطه های ترصد خوب برای قوماندان های طوپ خانه ، وقوماندان
صحيفه ٢٠٦ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم های كندك، وغند، وغبرك غند تفریق وتمیز كردن کله های طوپ خانه ها را از يكديگر بسيار مشکل میشود. دیگر اینکه اینهم دور نیست که برکد مذکور روس بر تأثیرات طوپ خانه های خود بيك اعتماد كاذبه ذاهب نشده باشد. مثالهای دیگری که در باب مواضع مستوره روسها بیان کرده اند نیز این مسئله مشکلتر احل وتنویر میکند. چونکه اولا روسها بسببی که سپر نداشتند مجبور بودند که ستره ها وموضعهای مستور جستجو کنند. ثانیا مشکلاتی که ذکر شد هیچ وقت داخل حساب شان نشده بود. زیرا با جزو نامهائیکه از كندك پیشتر باشد آتش مجتمع اجرا نشده بود. ثالثا روسها بسببی که کله زون هیچ نداشتند تنها شر اپنل انداخت میکردند. طوپ چئی ژاپان چون سپر نداشتند این مسئله برای شان يك کامیابی بود، وشراپنل برای شان موافق ترین کله هاشمرده میشد. زیرا شر اپنل چون بمقابل سپرهابی تأثیر است از اثر وبمقابل طوپ چئی سپر دار با کله زون محار به کردن اولی ست. اجرای انداخت بازون به تنظیم انداخت صحیحتر عرض احتیاج دارد. چونکه در انداخت شراپنل نسبتا با تشکیل پنجه شکسته اکتفا میشود. پس درین حال مشکلاتی که در اجرای انداخت از موضع های مستور ظهور میکند، و هران قدر که جزونامها بزرگ شود در باب تفریق کله ها از یکدیگر این مشکلات پیشتر حس میشود. اینچیزها در نزد روسها اصلا داخل حساب نشده بود. رابعاروسها از افراط به تفریط افتاده اند. زیرا در اول سراسر از جای باز و بی پناه آتش می کردند.، بعد از ان بصدها متر در پس ستره ها و تپه ها رفته اند. جنرال (قورو پاتکین) بصورت قطعیه امر کرده بود که طوپچی خواه در اثنای هجوم، وخواه در اثنای مدافعه دایما انداخت ( انديرکت ) اجرا بکند این احتیاط مفرط پسان شان را با ضایعات بزرگ اول شان يك عکس تأثیر میخا نگی تلقی باید کرد. این يك را روسها اصلا تجربه نکرده بودند که خیر در اوسط است. خامسا تأثیرا
صحیفه ۲۰۷ موضعهای توپچی پنجم جلد تیکه طوپ چیئی روس تحصیل کرده بیکدرجه که شایان رشک آوری باشد نیست که دلیل خوبی موضع های مستور شود ، واینهم ادعا نمیشود که عکس آن را اثبات بکند . در تول غند ژاپان اگرچه درین خصوص خیلی تجربه ها اجرا شده ولی اکثر آن خفی وپنهان گرفته شده است . مع ذالك بعضی معلوماتیكه به تصادف درینباب بدست آمده بقرار ذیل نقل شده است : از ( تاغانا ) نام برید طوپ چیئی ژاپان بمقابل سئوالی که در باب اینکه چرا آتش اندیرکت اجرا کرده واقع شده بود این جواب را گفته است : « اسباب این بسیار ساده و بسيط است . زیرا راست آتش کردن غیر ممكن شد. اگر دشمن موضع مارا کشف میکرد ، در پیش سرعت آتش طوپ های روس ، در كم مدت هیچ شبهه نبود که طوپ های ما بحال خارج از محار به میدرامد. خلاصه كلام يك طوپ خانه را نشان دادن عبارت از محو کردن آنست . » درین نزدیکیها در رسایل عسکرية المانيا در باب اینکه آیا مستور آیا آنكه بازو بی پناه ، یا آنکه نیم مستور، یا آنکه در پشت تپه ها موضع كرفتن كدام يك موا فقتر است ؟ يك مناقشه قلمية بسیار شدتدا کی باز شده است در نتیجه این مناقشات سالمترین محاکمه ها عبارت ازین است : نظر به نتیجه حرب اقصای شرق ، اولا در زیر آتش طوپ چیئی دشمن در جای بازوبی پناه موضع گرفتن در احوال ضروری ومستثنا جواز داده میشود ؛ ثانياً در صورت عمومیه قیمت واهمیت تستر خیلی زیاده است ؛ ثالثاً در استقبال طوپ چیئی را مجبوره میشود که ازین زیاده تر از موضعهای مستور آتش اجرا کند ؛ رابعاً اصول انداخت آندیرکت در صورت عمومیه از لواز مات شرایط حاضره حربیه میباشد .
صحیفه ۲۰۸ محاربه روس و ژاپان حصه پنجم لکن این را نشان نداده است که این حرب مشکلات برا که در جزو نامهای بزر گ از انداخت اندیرکت پیش میاید بچه صورت برطرف کرده است ؟ حالا از حرب اقصای شرق در باب اندی از تسترهای خوب چه خوب نتیجه ها حاصل میشود یکدو مثال ذکر کردن میخواهیم : در محاربه (لیائويانغ) بریک (سلیوزار منقو) که برطوپ خانه که هول تول غند (۱۰) م منسوب بود قومانده میکرد در يك اخبار روسی چنین نوشته است: «هر دو طوپ خانه مادر پشت يك تپه سنگستانی چنان مستور و پنهان بود که کوئی در پشت يك دیواری باشند تنها من بر سر تپه بودم، و از مجابواسطه بیرق اشارت می میدادم . در پیش من عجز نفری هائیکه با بیرق اشارت اوامر را تبلیغ میکردند دیگر کسی نبود . » و نیز در محاربة (ليائويانغ) ) طوپ خانه های هر دو طرف ، درعقب پشته های کوهها چنان مستور بودند که انداخت کردن اندیرکت غیر ممکن بود طوپ های ژاپان در همواری بصووت از هم پرا کنده و درجه ازده ها و کشتزارها ئیکه سه متر ارتفاع داشت بحال مستورین بود . اسپ های طوپ کش در پشت خانه های ده محفوظ بودند . و درختان جوارده وظیفه ترصد گاههای بسیار مکمل را بجامی آورد . طوپ چئی روس تمام روز هر انقدر سعی که کردند مو ضعهای طوپچی ژاپان را کشف نتوانستند . از هر چیزیکه برای سر رشته دادن اطلاع دشمن در باب معلوم شدن شان باشد اجتناب کرده شده بود . برای اخذ موضع کردن طوپ خانه ها در جاهای مستور هر گونه حرکات تبدیل مو قع در شب اجرا کرده شده بود . حتی در روز دوم محاربه (وافافقو) در وقت صبح روسها بکمال تعجب دیدند که یکچند طوپ خانه ژاپان در شب بر يك تپه که بر مواضع شان سراسر حاکم و ناظر بود آورده شده است. ژاپانها در باب آوردن
صحيفه ۲۰۹ موضعه های طوپچی جلد پنجم طوپ خانه های خود را در انجا آنقدر احتیاط بکار برده بودند که برخاستن گرد وغبار را نیز رفع کرده بودند. حتی چرخهای عرابه ها وعرابه های جبه خانه را نیز نزديك نکرده بودند . وجبه خانه را بصورت قدیمه بواسطه سلسله افراد از دست بدست تا به طوپخانه ها سوق میکردند . دیگر مثال اینکه در محاربة (دا شیچاعو) طوپ خانۀ (۲)م لوی غند (۹)م شکاری روس بقدر (١٥) ساعت متمادياً به آتش (٦) طوپ خانه ژاپان معروض مانده بود. اما بسبب مستور بودن موضع آن دشمن بکشف کردن آن کامیاب نیامد. و بجز یکچند گله تصادفی که برانها اصابت نمود ويك ضایعات جزئی رسانید دگر هیچ چیزی نتوانست. و سبب این بود که يك طوپخانه روس در نزدیکی بطاریه مذکوره در جای باز بصف حرب درامده بود که دشمن آن را مشاهده کرده بران آتش کشاده بود . اینهم به تجربه رسیده که در پیش جاهائیکه در اراضی يك شكل ومنظرة مخصوصی نشان بدهد که جالب نظر دقت باشد از اخذه وضع کردن دایما اجتناب باید کرد . زیرا طرف مدافع ، مسافاتی را که در مقابل اینگونه نقطه ها مو جود است از اول بکمال اعتنا پیما یش کرده میباشد . لہذا يك طوپ خانه که در پیش آن چنان يك نقطه معلوم دار اراضی اخذ وضع کند به آتش شدید و وسریع دشمن معروض میشود . در (۲۸) م ماه بر سريك طوپ خانه ژاپان که در کنار قرية ( لیو پایزا ) اخذ موضع کرده بود همین حال آمده بود. طوپ خانۀ ژاپان در زیر آتش شدید و صحیح دشمن به آتش کشا دن هم کا میا ب نشده بود . در باب موضع های طوپچی اینرا نیز بگوئیم که هیچگاه به تاثیرات عادات وتجارب سابقه مربوط نباید ماند ، وتجارب جديدة یومیه را دائما بنظر اعتنا ودقت باید گرفت ، و برای انداخت آندیرکت در وقت لزوم و ایجاب خوب حاضر
محاربه روس و ژاپان صحيفه ۲۱۰ جلد پنجم باید شد که برای حاضر شدن به این وظیفه مشکله اندیرکت است به این میسر میشود که در وقت حضر افراد را بخوبی درین خصوص تعلیم بدهند، و به تعلیم و تجربه متمادی صنف طوپ چی را با این وظیفه مشکله بخوبی الفت بدهند. رساله (میلژو و خن بلات) درينموضوع بيك مقاله خود با این عباره ختام داده است : «تاریخ اینرا بمانشان میدهد و میآموزاند که مربوط ماندن يك تول غند بمعلومات مکتسبه خود شان اصلا دلیل سلامت نیست . توقف بر معلومات، عبارت از رجعت است. و مولد مغلوبیتها ی آینده است .» استکشافات « تابع تعبیه » غیر مرئی بودن هدفها که باد ور بینهای بسیار خوبتر و اعلا نیز به آسانی کشف نمیشوند ، مسئله استکشافات هدفها را اهمیت زیادی داده است . و و مشکلات را بهمان نسبت افزونی داده است و علی الخصوص که دشمن از نمایش های پیش از وقت احتراز هم بکند! اگر کشف کردن، وضع های طوپچیئی دشمن ممکن نشود برای افشا ساختن آن به بعضی حیله ها تشبث میشود .. مثلا دشمن را برین تشویق میکند که موضع خود را افشا کند . چنانچه در موضعهای بسیار دور بدرجه که از آتش دشمن متضرر نشود بعضی طوپ خانه های منفرد باز و یا طوپ خانه های مستور آتش میکشاینده این اصول در محاربه های اقصای شرق بكثرت استعمال شده است . ژاپانها این اصول را بسیار بار ها بکمال مو فقیت و کامیابی تطبیق کرده توانسته اند . ژاپانها برای کشف کردن مواضع طوپ چیئی دشمن در ابتدای شروع جنگ يك قسم كوچك طوپ چئی خود را از یکدیگر بسیار دور ، و از دشمن بمسافه بسیار بعید بصورت غیر مستور دريك
صحیفه ۱۱۱ صورت تشکیل خطهای توپچی، و سوق و اداره آتش آن جلد پنجم موقعیکه به نظر دشمن برخورد بصف حرب داخل میکردند . و باینصورت انظار تجسس ودقت طوپ چی دشمن را بخود جلب کرده به آتش باز کردن مجبور میساختند . تا وقتیکه این حرکت خدعه کارانه ژاپانها از طرف روسها فهمیده نشده بود ژاپانها دایما بکشف مواضع دشمن کامیاب آمده اند . صورت تشکیل خطهای طوپچی، و سوق و ادارۀ آتش آن «تابع تعبیه » ژاپانها ، در بن محاربه ازين يك اجتناب کرده بودند که بنابر حسن مقصد سوق واداره آتش طوپچی خود ، و آسانی جمع و توحید آن در نقطه که بخوا هند ، قوت های شان را بر يك جبهۀ تنگی جمع کرده و به اینصورت متصل ومتمما دى يك خط طوپ چئی تشکیل بدهند . ژاپانها بالعکس همیشه این ترتیب را تر جیح کرده بودند که قسم کلی قوت های طوپ چئی خودشان را تا که ممکن باشد بر يك جبهۀ فراخی توزیع کرده بحال غروپ، وقدمه درازند . طوپ هائیکه در داخل هر طوپ خانه بود ، دائما بر يك خط منتظم ترتيب نشده درين باب همیشه حال و تأثیر اراضی بنظر اعتبار گرفته شده بود . برای بازی دادن دشمن اینهم نادر نبود که طوپ ها را در پیش روی ، وضع ، و يا يك بغل بدارند . دایرۀ انتشار شر اپنل های روس به (١٦) متر بالغ میشد . لهذا ژاپانها این قضیه را در مدنظر گرفته برای کم کردن تاثیرات شر اپنل های روسها در ما بین هر طوپ بقدر (٢٤) متريك جاخالی ترک میکردند ، و در ما بین غروپها، وقدمه های خودشان فاصله های بزرگی میگذاشتند . این اصول تعبیه محسنات بسیاری دارد . چونکه به این اصول هم ضایعات کم میشود، و هم در داخل هر
صحيفه ۲۱۲ محاربه روس و جاپان جلد پنجم گروپ ترصد ، وسوق واداره آتش كسب سهولت ميكند . از ديكر جهت بسبب جا خاليها و فاصله های بزرگ وسعت و امتداد خط طوپ چی زیاده شده ، امكان احاطه كردن موضع دشمن ، و در زير آتش بغلكی كرفتن بيشتر میشود ، و نیز بسایه امتداد موضع نامرتبه ممكن بسيار طوپ خانه ها را به آتش اشتراك داده ميتوانند ، و درعين زمان كشف كردن موضع را نيز از طرف دشمن دشوار میسازد . مكلاتيکه در خصوص مخابره ، وسوق و اداره آتش واقع میشد آنرا بسایه استعمال تلفون بر طرف میكردند . ژاپانها كتله های جسیم طوپ چیی خود شان را بسایه همین اصول که هر طوپ خانه را به قوماندان جزو تامهای بزرگتر ربط میدادند ، و در خصوص تبليغ اوامر امنيت تامه بوجود میآور دند در زير ادارة دست واحد سوق واداره کرده آتش طوپ خانه های بسیار خود را بر نقطه هایی که نتیجه قطعیه را تامین بكند جمع و محشید كرده توانسته اند . و باينصورت خواه در مجر. و خواه در بر موفقیت عظیمه تحصیل كرده اند . پس معلوم شد كه اس الاساس قواعد ژاپانها در محاربه طوپچی عبارت ازین بود که قوت طوپچیی خودشارا بحال جزو تامهای بزرگ استعمال كنند ، و بر اراضی بصورت از هم تیت، و امتداد دار توزيع كنند، اما همه آنها را متحداً سوق واداره نمایند . آمدیم برطوپچی روس : اینها دایما قوت خودشان را پرا كنده ميكر دند اكر ازروی عدد از دشمن دو نترهم باشند ، بازهم يك طوپ چئی احتیاط تفریق میکردند ، واز لازم بودن سوق واداره آتش متحد بیخبر بودند، هرقو ماندان هر طوپ خانه بحساب خود ، وبی آنکه وضعیت عمومیۀ حربیه را اصلا بنظر اعتبار بگیرند کوشش میكردند ، وطوپ های خودشان را پر کرده
صحیفه ۲۱۳ صورت تشکیل خطهای طوپچی، و سوق و اداره آتش آن جلد پنجم بر استقامت دشمن انداخت میکردند که از سوء نتایج این اصول حرکت ، در محاربه های مدافعه ، و در زمانیکه احتیاج محاربه خیلی افزونی میداشت جبه خانه شان تمام میشد ، وطوپ خانه ها به تعطیل آتش مجبور میشدند . وظیفه نخستین طوپ چئی هر دو طرف بالطبع عبارت از همین کوشش است که طوپ چئی دشمن را بکوبد ، و پیش از انکه هجوم پیاده آغاز کند آن را محو و فنا سازد . لکن غیر از محاربه های اولی که آنها مستثناست در دیگر محاربه های اقصای شرق این نتیجه بسیار نادرالاستحصال توانسته شده بود. بعضاً در اثنای شب نیز منقطع نشده روزها روزها محاربه دامنه دار طوپچی تمادی کرده ، وصنف پیاده که به نتیجه محاربه طوپچی انتظار میداشتند در اثنای این مدت تماماً اختیار عطالت کرده بود. در باب محاربه (داشیچیاعو) جنرال (زاخاروف) در راپور خود چنین گفته است : « بر قطعات مراکز هیچ هجوم واقع نشده ، تنها بومباردمان کرده شده است . » و مارشال ( اویاما ) در راپور خود نیز چنین گفته است : « امروز تنها صنف طوپچی محاربه کرد .» این آتشهای بیحاصل طوپ خیلی نادريك نتیجه حاصل میکند . و تنها طوپ خانه های دشمن را عقیم گذاشته آنها را در اثنای هجوم پیاده به اشغال کردن اکتفا کرده اند . چیزیکه در محاربه طوپچی حائز اهمیت بزرگ است همین است که ، هجوم پیاده خود را تا تقرب بجوار ، وضع دشمن با آتش طوپ چئی خود حمایه و استناد بکند ، این حمایه و استناد با اجرای انداختی که از سر پیاده خود بکمال عزم و جسارت اجرا کنیم ممکن الاجراست .
صحیفه ٢١٤ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم چنانچه در اکثر راپورها نوشته شده است که عساکر پیاده روس و ژاپان از منقطع شدن آتش طوپ چی خودشان اجرا کردن آتش طوپ خانه های خودشان را که از سرشان بگذرد و اگرچه با آن بضایعات هم دوچار شوند ترجیح و آرزو کرده بودند . اینهم طبیعیست که برای اینکار طوپ هائیکه قوس انداخت اجرا بکنند نظر بطوپ های صحراء و افقتر است . اوبوسهای ژاپان، تابوقتیکه عساکر ژاپان بقدر (٥٠) متر بموضع دشمن نزديك میشدند آتش خود را قطع میکردند . ولی طوپ خانه های صحرا از مسافه (٥٠٠) متر آتش خودشان را قطع نمیکردند . زیراکمتر ازین مسافه پیاده های خودشان را دوچار مخاطره میکردند . پس اگر در وظیفه حمایه واستناد هجوم پیاده اهمال کرده شود عدم موفقیت محقق است . چونکه در انوقت همه طوپ خانه های دشمن آتش خود را بر پیاده مهاجمین توجیه و توحید کرده هجوم را بی نتیجه میگذارد. برای مثال اینمسئله تفصییلات يك مخبر حرب که محاربه (١٩) م جولایی سنه (١٩٠٤) را در جوار (موچیا تو) برای العین تماشا کرده شایان نظر است. «طوپ خانه های ژاپان بخیال اینکه برای هجوم پیاده بدرجه کافی حاضرتى خود را کامل کرده اند، بعد از طوپ اندازی شدید بسیار اختیار سکوت کرده بودند بنابرین پیاده ژاپان با خطهای کثیف شکاری بهجوم برخاستند . خطهای شکاری در زیر حمایه اراضی پیش میشدند، قطعات احتیاط به نظام قطار آنها را تعقیب میکردند . طوپ خانه های روس که از بومباردمان طوپ خانه های ژاپان فارغ بودند بیکبارکی برین پیاده های ژاپان سریع و شدید آتش کشادند، و آن ها را توقیف کردند، و بضایعات جسیمه دوچار ساختند . ما از دور تماشا میکردیم که صفهای ژاپان در زیر آتش متصل طوپ چی روس چسان بر زمین میغلطیدند . ژاپانیها به این ضایعات مدهشه تحمل نکرده رجعت
صحیفه ٢١٥ صورت تشکیل خطهای طوپچی، و سوق و اداره آتش آن جلد پنجم کردند .» اینست که اینچنین هجومهای نابهنگام ، یعنی بدون حمايه و استناد طوپچی این گونه هزیمتها را موجب میشود . بعضی طوپ خانه ها تا بخط پیشترین محاربه با پیاده رفاقت باید کرد. چون که در چنان زمان صنف طوپچی نیز بادیگر صنوفیکه تونغند را تشکیل داده، برای پیش رفتن بايك آرزوی شدید پر شوق و هیجانی متجسس میباشد ، و بمانند صنف پیاده او نیز فدای موجودیت خود حاضر و آماده میشود . يك چار نعله سریع ، تا بوقتیکه بخط پیشترین ـ یعنی منتهای هدف برسد ثانیه هایی را که مرور میکند تنقیص مینماید . يك وزن و قرار سریع پیدا کر دن، از اراضی بصورت ماهرانه استفاده کردن ، در مابین طوپ ها فاصله های بزرگ گذاشتن ، بابلوکهای منفرد طوپ ها را حرکت دادن، چنانچه تولغند (اوقو) در پیشگاه (لپائوپانغ) بکمال مهارت اجرا کرده بود ـ طوپ ها رابا لذات از طرف افراد به پیش سوق کردن ، چیزها ئیست که تاثیرات دشمن را بحد اصغر تنزیل میکند . در خصوص حمايه و استناد پیاده خدمت های برگزیده و درخشان تفنگ های ماشین دار را دیده گمان نشود که این وظیفه از دست صنف طوپچی نزع شده باشد. نی نی اینچنین شبهه و گمان سراسر خطاست. چونکه نه از جهت تاثیر معنوی ، و نه از جهت تخریبات مادی ئیکه از انداخت حاصل میشود ، تفنگهای ماشیندار هیچ گاه با طوپ های سریع آتش صحرا مقایسه کرده نمیشود . كذلك ازین تجارب حربيه يك نتيجۀ مهمۀ حقیقتدار دیگر نیز ظاهر میشود که آنهم اینست که مبادلۀ طوپچی صحرا، با هیچ صنف سنگینتر ازو ممکن نمیشود ، و در هیچ وقت طوپ چنی صحرا طبیعت و ماهیت مخربی، جوالی،
محفه ٢١٦ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم طیارتی خود را ضایع نمیکند. در زیر آتش دشمن تبدیل موضع کردن برای طوپچی در بعضی احوال استثنائیه نادرا موافق میشود. وگرنه به تجارب حربیه اين يك ثابت شده است که در زیر آتش دشمن تبدیل دادن موضع غیر از انكه موجب انقطاع آتش بشود سبب آنقدر ضایعات مدهشی میگردد که فوائد موضع نو و خوبتری که برای این تبدیل بوقوع میآید بقیمت خیلی گرانبهایی تمام میشود. اما برای طوپ خانه هائیکه موضع شان مستور است تبدیل موضع کردن آسانتر است. كذالك استعمال طوپ ها را منفرداً یا بلوك بلوك در صورت عمومیه تنها برای رفاقت کر دن هجوم پیاده بيك حال بسیار مستثنا جواز داده میشود. ژاپانها کار تبدیل موضع خودشان را با يك بصیرت تامه و از اراضی بكمال اعتنا استفاده کرده اجرا میکردند. طوپها را یکی هم دیگر میکشیدند. و از اراضی ئیكه به انظار دشمن معروض باشد سراسر اجتناب میکردند، و برای تبدیل موضع دایما ظلمت لیل را انتظار میکشیدند. اینهم به تجربه رسید که در هنگام رجعت کردن دشمن تا که ممکن باشد به سرعت يكچند طوپ خانه در عقب آن سوق شود. زیرا اين يك عنصر مهم موفقیت است. اگرچه درینباب بعضی مخاطره ملحوظ هم باشد بازهم ازین کار صرف نظر نباید شد. يك افسر روسی درینباب میگوید: «در وقت شام روز (۱۲) م اوکتو بر قطعات ما رجعت کردند اما ژاپانها بر پیش راندن طوپ خانه های خود را بر ما جسارت نتوانستند که بسبب این احتياط پرور کی شان ما از يك پل كوچك سنگین بار سه لوی غندر از نهر (شاحو) به بسیار آرامی و آسانی گذرانیدیم. و در استیشن (شاحو) همه مالزمة متحمر
صحیفه ۲۱۷ صورت تشکیل خطهای طوپچی، وسوق وادارهٔ آتش آن جلد پنجم که رابا (۵۰۰) زخمی به نقل دادن موفق شدیم . اما اگر طوپ خانه های ژاپان زحمت در زیر طوپ گرفتن طریق رجعت مارا بر خود اختیار میکردند دچار شدن ما بيك هزيمت كليه محقق بود .» تعلیمنا مهٔ طوپ چتی ژاپان برای تنظیم انداخت در اول (٤٠٠ و يا ٢٠٠) متره يى يك تجوّز اتشكيل دادن ، و بعدهٔ نظر بمساعدهٔ احوال آنرا تابه (٥٠) متر فروآورد امر میکند . طاقم (۲) م نظر بمسافه ئیکه تخمین کرده شده نشانگاه تنظیم میکند . طاقم های (۱) م و (۳)م (۲۰۰)متر كوچكتر، و (۲۰۰) متر بزرگتر بيك مسافه نشان میگیرند . طاقم (۲) م به آتش آغاز میکند ، و نظر به ترصد این دومرمی، طاقم (۱)م و یا(۳)م آتش میکند . خواه در وقتيكه يك منطقهٔ اراضی عمقاً در زیر آتش گرفته شده باشد در تنقيص وتزئيد مسافه ها ، و خواه درزمان فاصله های آتش رعایت کردن به انتظام بسیار بد است . چونکه دشمن به بسیار آسانی آن اصول را آموخته و از صحت و انتظام اصابت طوپ های نو استفاده کرده حرکات خود را به آن توفيق ، و به اینصورت خود را از خسار مصون کرده میتواند . در اثنای محاربه های (شاحو) بنا بر امر سرقوماندان يك غند پياده مجبور شده بودندکه در يك نقطه در زیر آتش دشمن بمانند، قوماندان غند بسایهٔ انتظام انداخت دشمن خود را بحمایه کردن موفق شده بود. بلوکها بدفعات در اراضی مذكور موقعهای خود شان را تبدیل کرده بودند . بیکصورتی که کله ها در میان جا خالیهای که در مابین کندکها بود اشتعال کرده است و بسبب کشنی ساحهٔ تأثير شان باعث ضایعات جزئی شده اند، تمام غند (۳) نفرمقتول، و (٤)افسر خفيف مجروح داده ودر خط حرب باقی مانده اند .
محيفه ۲۱۸ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم ونيز دريك محاربه ، طوپ چنی ژاپان بعد ازانكه يك طوپخانه دشمنرا بسکوت مجبور گردانید ، برای آنکه جبه خانه وحيوانات آنرا و امتداد مداد آنرا نیز محو کند اراضی عقب آنرا نیز به کوبیدن دوام نموده بود . در آتشی که روسها بر قصبه ها ، واستحکامها اجرا میکردند انداخت شراپتلهای مصادمه را با شراپتلهای احتراق ، وشراپتلهای طوپهای صحرا، وانداخت دانه های طورپیل هاون مزج میکردند ، وژاپانها در عین احوال با طوپ های صحرا طورپيل وشراپنل استعمال کرده اند. دانستن مقصد این امتزاج اسانست . زیرا کله های که بمصادمه می کفتد بمجردیکه به ستردها بخورد ازهم میكفند از انرو در پس ستره البته يك حركت غير اختیاری حاصل میکند. در عقب آن شرا پنل احتراق رسیده افرادی را که بیرون برامده اند بضایعات دو چار میسازد . برای يك تنظیم انداخت مکمل ، اول چیزیکه لازم است هما ناوقت و زمان فراخست . آن فکر و اعتقادیکه هر کس نخستین کله را انداخت فتح و ظفر به طرف اوست ( در ینوقت زایل شده است. چونکه مظفریت به کله نخستین نی، بلكه بكله مؤ ثرنخستین است . لہذا برای طوپچی صحرا که موضع خودر او موضع دشمنرا بکمال اعتنا بخوبی کشف کند وقت و زمان ترك باید کرد. لكن تنها زمان هم لازم نیست بلکه برای استكشاف اسپ های بسیار خوب و تیز دو كامل الاوصاف نیز لازم است . کار استكشاف تنها به احوال دشمن انحصار ندارد بلكه باقطعات مانعز على الخصوص با خط پیاده پیشترین محافظۀ ارتباط کردن شان لازم است . ژاپانها در اثنای محاربه پیاده ، در بن خصوص بسیار اهمیت میدادند که خط پیش روی ترین تا بكجا واصل شده است . المانها در فقره (٧٤٤)م تعلیمنامه نو پیاده خود
صحيفه ٢١٩ صورت تشکیل خطهای توپچی، و سوق و ادارهٔ آتش آن جلد پنجم درینباب میگویند: (از طرف صنف توپچی؛ به پیش رو افسرها فرستاده میشود، واینها به اشارت بعقب خبرها میفرستند. این افسرها از همه چیز پیشتر در باب اینکه خطهای شکارئی ما بدشمن تا چه قدر نزدیکشده بصنف توپ چیی خود متمادیاً بمعلومات دادن حصر دقت میکنند. تا که به اینصورت توپچی تا که ممکن باشد بسیار مدت به اجرا کردن آتش دوام کرده بتواند.» اینهم حاجت ندارد که بگوئیم که اجرای این وظیفه به وجود افسرها، و افراد، واسپ ها عرض احتیاج دارد. حالا اینرا هم آرزو داریم که تفصیلات بدهیم که ژاپانها، پیش از انکه به آتش آغاز کنند بچه مشغول میشدند؟: ژاپانها بعد از انکه از طرف دشمن دیده نشده به آمدن موضع موفق میشدند به آتش کشادن استعجال نکرده از همه اول تر برای توپ ها ستره می کندند و برای افراد خندقهای ستر ترتیب میکردند، و بعد از ان بواسطهٔ آلت های تخمین مسافه، مسافات را تخمین میکردند، و بعد از انکه همه اینگونه استحضارات را اکمال میکردند به آتش شروع مینمودند. مع هذا اگر وقت و زمان برای اینقدر استحضارات مساعد نمیبود بمجرد موضع گرفتن نیز آتش میکشادند. اما افسران روس در اول امر به استعجال تمام به آتس کشادن مسارعت میکردند، و در باب تعیین مسافات اهمال میورزیدند. در باب تعیین کردن مسافه تعلیم و تربیهٔ توپ چیی روس بسیار ضعیف و ناقص بود. ژاپانها وروسها از عملیات حفریه مبذولاً استفاده کرده اند عرابه های جبهه خانه، واسپ های توپ کش نیز دفن شده، و بر سر توپ ها که از گله و پارچه های شر اپنل محفوظ بماند سقفهائی ساخته بودند. ولی اینرا هم بنظر
صحيفه ۲۲۰ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم دقت باید گرفت که حرب اقصای شرق را (مواضع حرب) موجود بود، و برای ساختن این کار ها وقت و زمان مساعد بود. معمافیه با وجودیکه طوپ ها سپر دار هم باشد این عملیات حفریه را دانستن و اگر امکان باشد تطبیق کردن خیلی لازمی يك کاریست. چونکه سپر ها تنها همان افرادی را حمایه میکند که در عقب آنست. حتی آنها را نیز کاملاً محافظه نمیتواند . در موضع های مستور طوپ چی نیز برای افراد خندك های تنك و عميق حتی اکثر سر پوشیده تأسیس کرده شده است . در زمانهای که آتش دشمن بسیار مؤثر و شدید میبود. افراد به این خندکها التجا کرده تا وقتیکه بسبب کمبودئی جبه خانه آتش دشمن سست میشد در انجا انتظار میکشیدند . در زمانهائیکه با وجود هر نوع ضایعات بر آتش دوام کردن بنا بر بعضی اسباب قطعياً مقتضی نباشد ، این اصول حرکت بسیار باصواب ، و خیلی شایان توصیه است. و ازین اصول حرکت نفرت کردن هیچگاه معقول نیست. اگر وقت مساعد باشد برای سوق و نقل جبه خانه ، و موقعهای ترصد قوماندانهای طوپ خانه ها نیز تأسیس کردن راههای اتصال فائده مند است . زمینهای ( مانچوری) بسببی که لخت بود از توبره های ریگ استفاده های بزرگی شده بود. بنا برین طوپ چی با خود دایما جوالهای خالی برمیداشتند. و در وقتیکه برای طوپچی بکار نمیدید به عسکر پیاده میدادند . در اثنای مدافعه موضعهای مستحضر ، در پیش خند ك های شکاری حاضر کردن ستره های طوپ شایان توصیه است که در وقت بر خواستن دشمن بهجوم در درون آنها یکچند طوپ گذاشته شود . صورت حاضر کردن همه این ستره ها را طوپ چئی صحرا در وقت حضر باید بیا موزد و با آن کسب الفت کرده باشد .
صحیفه ۲۲۱ صورت تشکیل خطهای توپچی، وسوق وادارهٔ آتش آن جلد پنجم برای کشف نشدن موضع های توپچی در وقت حرب بواسطه نقابها وچیز های ساخته نما اشکال باید کرده شود. علی الخصوص در بیناب ژاپانها اقدامات تعب ناپذیری اجرا کرده اند، برای پیش راندن توپ خانه های خود شان را از بعضی نقطه هائیکه معروض انظار دشمن بود نقابها ساخته اند. حتی برای بازی دادن دشمن از چوب تقلید توپ ها ساخته در درون سپرهای صنعی وضع نموده اند. اما خود شان نیز بعضی بار ها از طرف روسها بازی خورده اند. ازین قبیل در محاربه (داشی جاعو) در حالتیکه توپ خانه های روس بصد عامتر دور تر در عقب بود ، توپ خانه های ژاپان ساعتها (۱۲) مو ضع خالئی توپ چئی روس را بزیر آتش توپ گرفته اند. درعقب این نقابها یعنی این موضعهای ساخته کی دو توپ خانه روس موجود بود که اراضی پیش را از (۲۲۰۰) متر ومیکوبید. برین دو توپ خانه در اول (۳) توپ خانه ژاپان آتش کشادند، وروسها به آن جواب دادند. بعد از نیم ساعت غروبهای منفرد ژپان که از (۲۲۱) توپ، و یا (۳) غندك مرکب بود ظهور نموده همه بیکبارگی برموضع روس آتش های خودشان را باز نمودند. آتش این توپ خانه ها موضع پیاده روس را که در يك تپله بود خیلی از خیلی دوچار خسار نمود، ژپانها برین يك قانع شده بودند که توپ چئی روس در همان (۱۲) موضع سالف الذكر هستند. بنابران بر موضع های ساخته کیی مذکور يك آتش شدتلا کی اجرا کردند. اما چون دیدند که به این بمباردمان مؤثر آتش توپ های روس را ساکت نتوانستند دانستند که بازی خورده اند . باز همه پشته هائیکه احتمال توپ خانه های روس دران بود بکوبیدن آغاز نهادند اما باز هیچ تأثیر حاصل نتوانستند. وموضع اصلیی توپ خانه های روس را نیافتند . پس ازین معلوم شد که فوائد اینگونه تطبیقات وحاضری ها بسیار است
صحيفه ۲۲۲ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم و ازینسبب کار کشف را نیز بمشکلات عظیمه دوچار میسازد . و این مشکلات علی الخصوص در مقابل موضع های مستحضر زیاده تر احساس میشود . قطار های کشف اگر چه به نقطه های ترصد بخزیدن موفق هم بشوند باز هم در باب استحکامهای حقیقی و نقاب های ساخته کی راصدهای بسیار مجربه کار نیز به مشکلات برمیخورند . اگر افسران استکشاف در باب شرایط انشای اینگونه استحکامها يك وقوف جدی حاصل نکرده باشند منظره ئیکه در پیش نظرشان انکشاف میکند بسببی که معنای حقیقی آن را نمیدانند را پور هائیکه در انباب بفرستند از قیمت محروم است . اگر استکشافات موضعهای مستحکم بعدم موفقیت منجر بشود ، امید منجر شدن هجوم بموفقیت نیز خیلی کم میشود . محافظ طوپچی این هم درین محاربه به تحقیق پیوست که برای صنف طوپ چی ترفیق و تعیین کردن يك محافظ خصوصی از احتیاجات ضروریه قطعه حربیه است . در موضع ، برای دو طوپ خانه يك تولی پیاده و در اثنای رفتار ، برای هر يك غندك طوپ يك تولی ترفیق کردن کفایت میکند . معما فیه درین خصوص يك قاعده ثابته وضع کرده نمیشود . وظیفه این محافظ ها این است که طوپ چی را از هر گونه تعرضات محافظه کند ، و در نقطه های مشکل به آن معاونت کند . طرز جریان این محاربه های نو آنقدر پیچیده و مغلق است كه يك قطعه پیاده اگر چه در پهلوی طوپ چی باشد ، و هر قدر بحسن نیت آرزو هم بکند به امداد و معاونت طوپچی شتابان شده نمیتواند . اگر محافظ خصوصی برای طوپ چی تعیین شود بالطبع در باب بجا آوردن وظیفه خود مسارعت میتواند .
صحیفه ۲۲۳ صندوقهای جبه خانه وقدمه نخستین جلد پنجم در محاربه جوار (شیلیحو) که در (١٢)م اوکتوبر سنه (١٩٠٤) بوقوع آمده بود يك طوپ خانه ژاپان که به غند (٣٥) م منسوب بود در میان يك دره به آتش پیاده دشمن دو چار آمده بود که اگر معاونت تولی پیاده که بمحافظه آن مأمور بود نمیبود محوشدنش محقق بود. كذالك در شب (١٠)م مارچ يك تولی افراد پیاده روس که در اثنای شکست خوردن روسها ر پراندن طوپ خانه خود مأمور بودند . طوپ خانه را بر هوا نکرده بسبب تلف شدن همه حیوانات طوپ خانه مذکور طوپ خانه را بر شانه های خودشان تابه (١٠وکده ن) که (٥) کیلومتر مسافه بود رسانده در انجا به غندیکه منسوب بودند تسلیم کرده اند . صندوقهای جبه خانه وقدمه نخستین صندوق های جبه خانه بعد از انکه جبه خانه را در پیش طوپ ها بگذارند باز برای جبه خانه گرفتن پس رفته در پهلو یا عقب طوپ خانه با ستره ها ستر و حمایه باید شد . قدمه نخستین ، لااقل از طوپ خانه بقدر (٥٠٠) متر دورتر و در پشت ستره ها باید بود . جبه خانه را بواسطه افراد باید نقل بدهند . چونکه حرکت اسپهایك طوپ خانه را که تا به آندم از طرف دشمن کشف نشده باشند بخوبی معلوم و پدیدار میسازد . کدا مهای کارتوس هر گاه در میان خندك های كو چك نزديك طوپ خانه ها باشند هيچيك مضرتی ندارد. شراپنلها اگر كله تفنگ بر یطاق آن اصابت نکنند اشتعال نمیکنند . کله های طورپیل ژاپان بعضاً از نتیجه اشتعال يك کله که در جوارشان بوقوع آمده اشتعال کرده اند. در محاربه (شاحو) صندوقهای جبه خانه ژاپانها بر هوا شده يك ابری از دود سیاه تشکیل داده بود .
صحيفه ٢٢٤ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم ترصد پیش ازین گفته بودیم که بهترین چاره ها برای احتراز کردن از ضایعات عبارت ازین است که بهرگونه وسایط ممکنه در باب ستر کردن قطعات را از انظار دشمن مراجعت کنند. بناءً علیه ترتیب کردن خدمت ترصد دشمن را بکمال اعتنا از طرف طوپچی شرط الزم است. راصدها که افسران و افراد باشند بر تمام امتداد خط محاربه توزیع کرده شده بالذات اجرای ترصد باید کنند. واز ترصدات قطعات مجاور نیز استفاده باید کنند. بواسطه تلفون تبليغ ترصدات بلا تأخیر به قوماندان های طوپخانه ها و توپ چی ها ممکن میشود. برای هر طوپ خانه ششهزار مترسیم، وسه چهار استيشن تلفون بکار است با بیرقهای اشارت ودیگر واسطه ها مخابره کردن آنقدر فائده مندنیست چونکه دشمن آنها را مشاهده کرده برای محو کردن را صد ها فرصت فوت نخواهند کرد. در ماه فبروری سنه (١٩٠٥) در (ولیان طون) راصدهای روس که با اینگونه واسطه ها اخبار معلومات میکردند از طرف ژاپانها سراسر محو و تلف شدند. دريك منطقه حرب، ارکان حرب افسر بزرگ، وهمه قوماندانهای صنف پیاده وسواری هر معلوماتی که در باب دشمن بیابند هما ندم باید بموضع طوپچی تبلیغ کنند. ژاپانها از ترصدات حیرت افزایی که چینیان اجرا میکردند نیز بسی استفاده ها کرده بودند. چونکه بسیار بارها در محاربه چین دیده بودند که چینیها با آئينه، وبيرق و آتش در دادن، ودست جنبانیدن، حتی بدردادن خانه های خودشان از احوال خود خبر میدادند. ژاپانها در باب ترصد واستكشاف اقسامیکه در داخل تأثیر ساحه طوپ خانه
صحیفه ٢٢٥ صندوقهای جبه خانه وقدمهٔ نخستین جلد پنجم های میدان محاربه میبود به آندرجه اعتنا کارانه عطف نظر دقت کرده بودند که در هیچ وقت هیچ یک هدف معین از ترصدشان رهایی نیافته است . اراضی که در پیش روی یک طوپ خانه ئیکه تماماً مستور باشد بسیبی که راه براه دیده نمیشود البته که ترصد آن زیاده تر کسب اهمیت میکند . علی الخصوص که قطعات عسکریهٔ پیش رو با قطعات عسکریه و طوپ خانه ستر و حمایه نشده باشد و برای یک شبیخون در زیر امنیت گرفته نشده باشد در انوقت این اهمیت زیاده تر میشود . و از سبب اهمال کردن این تدبیر است که در (٣٠) آگست یک طوپ خانهٔ روس که به لوی غند (٦) مسیر یامنسوب بود بهجوم پیادهٔ ژاپان گرفتار آمده و سراسر محو کرده شده است. طوپ خانه مذکور در یک کشت زار گندم در یک جای چقوری مستور بود . افراد در پهلوی طوپ نشسته بودند پیادهٔ ژاپان از میان کشت زار پیش رفته آتش کشادند. قوماندان طوپ خانه در اول فیروفات یافت ، و دیگر همه افسرها زخمی شدند ، و افراد جملهٔ زده و زخمی شدند ، و طوپها بدست ژاپانها درآمد . محاربه های شب : - حرکت پیش رفتاری در میدان باز و در زیر آتش دشمن خواه برای پیاده و خواه برای طوپ چی موجب ضایعات جسیمه میگر دد . و از ینسبب است که برای ضبط کردن موضع پیش اکثر حرکات در وقت شب اجرا شده است . و از انرو محاربه های شبانه بوقوع آمده است. در اثنای هجوم های شب صف هدفها ئیکه از روز بران انداخت کرده میبودند آنرا بکمال موفقیت کوبیده توانسته اند . دیگر اینکه از تاریکی شب در ینباب نیز استفاده کرده اند که بر بعضی موضعهای مستحکمی که در روز بران هجوم برده اند ، چون شب شده طوپ خانه ها را به آن نزدیک کرده و بمجردیکه سپیدهٔ صبح دمیده هماندم یک آتش
صحيفه ٢٢٦ محاربة روس و جاپان جلد پنجم بسیار شدیدی بر ان باز کرده اند . هجوم های سواری : — بريك طوپ چی که موضع اخذ کرده باشد، درین حرب اقصای شرق هیچ واقع نشده که سواری یعنی رساله هجوم برده توانسته باشد . بنابراین در حرب های آینده نیز — صرفنظر از بعضی احوال استثنائیه هجوم سواری برابر مقابل جبهۀ خط طوپ چی بجز انتحار یعنی خودکشی بر دیگر چیزی حمل نباید کرد . ( تشکیلات طوپچی ) ۲ طوپخانه های چارطوپی ، یا شش طوپی : — اینحرب اخیر اینمسئله را حل نتوانسته است که طوپخانه ها را از چارطوپ ، یا شش طوپ تشکیل باید داد ؟ طوپخانه های روس از هشت هشت طوپ مرکب بود . و از ژاپانها اگر چه شش طوپی بود ولی از طوپهای سریع آتش جدید نبود . و از طوپهای سریع آتش نو تشکیل طوپخانه های چار چار طوپی ممکن میشود نه زیاده . از طوپهای نوسریع آتش خود ژاپانها طوپخانه های چار چار طوپی تشکیل داده بودند ، و به اینصورت قوۀ حربیۀ هر طوپ تزاید کرده وظیفۀ خود را بخوبی ایفا میکردند ، و از ستره ها نیز خوبتر استفاده میکردند . طوپخانه های اوبوس : — در اکژر تول غند ها که طوپخانهای اوبوس را افزونی داده اند ازینست که استحکامهای صحرای دشمن را به آن بکوبند. تأثیرات فایقۀ اوبوسهای گروپ (١٢) سانتیمتره ئی ژاپانها در محاربه های (يالو ، و پور آرتور ، ولیا ئويانع ، وشاحو، وموكده ن) دیده شده است. يك مخابر فرانسوی ئیکه بیطرفانه محاربۀ ( يالو ) را تماشا کرده است چنین میگوید :
صحيفه ۲۲۷ تشکیلات طوبچی جلد پنجم «اوبوسهای کروپ جنرال (قوروکی) برخندقهای شکاری روسها توجیه کرده شد . عسکر روس در زیر باران گله های متمادیی که از روی سما بر سرشان باریدن گرفت بضایعات فوق العادهٔ عظيمهٔ آن تاب آور مقاومت نشده شکست خوردند .» بسببی که خندقهای روس که در (یالو) بود در ظرف کم مدت به گله های اوبوس ژاپانها خراب کرده شد ، حرکات هجوم پیاده را باضایعات بسیار جزوی به نتایج موفقیت نموده آتش اوبوسها هجوم عسکر پیاده را تا بوقتیکه (۵۰) متر بکنار خندقها نزديك میشدند استناد و حمایه کرده بود . حالا آنکه با طوپ های لیسنده بر آتش به اینقدر دوام کردن ممکن نمیشد ، زیرا عسکر خود را بهمه حال دوچار مخاطره میکرد . با تجارب حربيه تأئید و تصدیق شده که برای هرلوی غند پیاده غیر از دیگر طوپ خانه ها يك كندك اوبوس نیز باید باشد . طوبچئی کوهی : - تشکیلات طوبچئی کو هئی ژاپانها نسبت بروسها مكملتر بود . و ژاپانهابطوپهای کوهئی خودشان را تنها به استعمال کردن درکوهها و بيراهه ها اکتفا نمیکردند بلکه به هجوم پیاده نیز توفیق مینمودند . و در صفحه های نخستین محاربه ، در وقتیکه هنوز موضع طوبچئی دشمن معلوم نمیبود برای مجبور ساختن آنها را بر آتش کشادن نیز استعمال میکرده اند . هاوانهای صحرا : - بسبییکه طوپ های سریع آتش دور منزل شرایط محاربه را تبدیل داده از ان رو معلوم گردید که منزلهاي هاوانهای صحرا و صحت انداخت شان غیر کافیست . انداخت هاوانها ، که با انداخت شراپنل طوپها یکجا باشد همانا منحصر بر انداخت گله عبارت میماند . هرگاه يك هاون صحرایی که نزديك بمنزل طوپهای صحرايك مسافهٔ شدید
صحيفه ۲۲۸ محاربة روس و ژاپان جلد پنجم التاثیر دانه های طوپ پیل انداخته بتواند ، و نقدر طوپهای صحرا قابلیت حرکت را مالك باشد موجود شود فوق العاده شایان آرزو يك چيزيست . برای هاوانهای صحرا به مرمئی شراپنل آنقدر احتیاج دیده نمیشود . افواه ناریهٔ سنگین : — یعنی طوپ های بزرگ سنگین ، درین حرب در هر دو طرف موجود بود ، اما از هر طرف مجزا گانه مقصدها استعمال شده است . در جهت روسها بسببی که در طوپ های صحرای شان دانه های تخریب موجود نبود به استعمال این طوپ ها مجبور شده بودند . و ژاپانها در محاربهٔ (موکده ن) بنا برین چند سبب استعمال کرده اند . ۱) بر مرکز خط حرب روس اجرا کردن نمایش ، و آن را متمادیاً در زیر تهدید يك هجوم گرفتن . ۲) برای تقویه کردن طوپ های صحرای خود که به اعتبار منزل از طوپهای روس یکقدری کمتر بودند . ۳) مجادله و مقابله کردن با طوپ های محاصرهٔ روس . ٤) برای اینکه طوپ چیهای صحرائی خود را که در مرکز بود ، بجناح چپ که به تشبثهای قطعی مأمور بودند سوق بتوانند . آتشی که از طرف این افواه ثقیله بی آنکه با شراپنل مرافقت نمایند اجرا شده بود ، تنها يك تأثیر معنوی اجرا کرده است ، و ضایعات مادی ئیکه بمحصول آورده چندان شایان تذکار نیست . آمدیم بر افواه ناریهٔ ثقلیهٔ روسها : روسها طوپ های بسیار بزرگ سنگین چاپ خود را در زیر امر قوماندان منطقه تودیع نکرده به استیذان سر افسر کل قول غند آتش کردن انها را مجبور و موقوف نموده بودند که ازینسبب تنها در بعضی احوال منفرده استعمال شد، اند از ان جمله يك نتیجه در خشانیکه این طوپ های
صحیفه ۲۲۹ تشکیلات طوپچی جلد پنجم روس استحصال کرده اندها ناپرده های مستحکمی که در منطقهٔ قول تول غند (۲) م بود اجرا شده است. چونکه بمجردیکه بومباردمان اغاز نمودژاپانها بخالی کردن ده های مذکور مجبور شده اند. والحاصل گفته میشودکه اگر امکان تزئید وتقویهٔ طوپ های صحرارا با افواه ناریهٔ بزرگ چاپ ممکن باشدازین واسطه صرف نظر کردن بالطبع معقول شمرده نمیشود . اما چنانچه پیش از ینهم بود حالاهم همچنین است که استعمال افواه ناریهٔ سنگین از لوازمات ضروریه وشرایط اصلیهٔ محاربات صحرا شمرده نمیشود. موجود بودن طوپ های سنگین چاپ در محاربه های میدان وقت حاضر از احوال استثنائیه شمرده باید شده ژاپانها این طوپ هارا در محاربهٔ موکده ن بیشتر استعمال کرده اند. درین محاربه هائیکه بقدر (۱۰) روز دوام ورزیده هيچيك کار قطعیٔ ایفا نکرده اند . قطعه های روس که اطراف مواضع متینهٔ مستحکمهٔ اطراف (شاحو) را ترک کرده اند ، از تأثیر آتش طوپ های بزرگ محاصرهٔ ژاپانها نبود بلکه بتأثیر حرکات احاطه ئیكه لوی غندهای ژاپان اجرا کردند ترک وخالی نمودند . مع هذا در المانیا در وقت حاضریه مالزمهٔ طوپ چئی سنگین يك اهمیت بزرکی عطف نموده اند . حتى يك تعليم‌نامهٔ مخصوص نوی نیز درینباب نشر کرده اند . در المانیا تأثیرات این افواه ناریهٔ بزرگ را در میدان محاربه با تأثیرات دیگر صنوف به آن درجه مربوط شمرده میشود که مالزمهٔ طوپچئی سنگین را بنام صنف رابع یا دوم تسمیه نموده اند . (طوپچئی سنگین صحرا) که گفته شود ، طوپ چئی قلعه ومحاصره خیال نباید شود بلکه عبارت از مالزمهٔ يك صحراست که اساس وظیفهٔ آن عبارت از تعرض است افواه ناریهٔ که این صنف را تشکیل کرده از (۳) چاپ متشکل است که آن هم
صحیفه ۲۳۰ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم عبارت از ینست : ۱٥ سانتیمتره یی اوبوس سنگین صحرا ، ۲۱ سانتیمتره یی هاوان فولادی ، ۱۰ سانتیمتره یی طوپ های سپر دار . اما ان چاپ آخری از سبب بسیار سنگینی محرکات محاصره مناسبتر است لهذا آنرا اخراج کردن لازمست . اوبوس (۱٥) سانتیمتره یی بعضی اسبابهایی را مالك است که پس لگد زدن را محو و بعد از انداخت، میل طوپ را پس بحال خودش رجوع میدهد که به این سبب يك نوعی از طوپ های سریع آتش شمرده میشود . در هر دقیقه از (۳ تا ٤) مرمی انداخت میتواند، و با دانه مرمیهای بزرگ (٤۲) درجه یی، يك كله (٤٠) کیلویی را که (۷) کیلو ماده ناریه را احتوا میکند رمی میکند . این اوبوس سنگین با شش اسپ کش میشود، و در هر نوع اراضی با پیاده بيك سرعت مساوی حرکت کرده میتواند. این طوپ خانه های اوبوس از قرار تعلیمنا مه محرکت عادتی در دقیقه (۱۰۰) خطوه، و بحرکت سریع در دقیقه (۲۰۰) خطوه قطع میکنند . در قدمه های مختلف جبه خانه، موجودتی جبه خانه بر هر طوپ (٤۳٤) انداخت اصابت میکند. آمدیم بر هاوانهای فولادی (۲۱) سانتیمتره یی : این افواه ناریه ثقیله در زا ویۀ بزرگتر از ان يك دانۀ (۱۲۰) کیلویی را انداخت میکند. بر راههای بسیار هموار نیز بصورت عادتی حرکت میتواند . برای سوق و نقل کردن آن در وقت لزوم برای هر طوپ خانه هاون دو دو تولی بايك كنده ك تخصیص میشود. این ها و تنها بر نشست گاههای مخصوصی انداخت میشود، و بعد از انکه بموضع برسد چار ساعت بعد به آتش کردن مهیا میشود . طوپ خانه ها از چار چار طوپ مرکب
صحيفه ۲۳۱ تشکیلات طوپچی جلد پنجم است . برهر طوپ چهل چهل مرمی اصابت میکند . مع مافیه برای این هاونهای (۲۱) سانتیمتره یی در حربیهای صحرا يك محل تطبيق یافتن خیلی مشکلست . زیرا حرب اقصای شرق این مطالعات مارا تایید کرده است . تعلیمنا مۀ المان درینباب میگوید: «برای محو کردن استحکامهای موقت ، و استحکامهای دایمی ، به جبه خانۀ بسیار قیمت بهای این طوپهای سنگین صحرا احتیاج هست . این طوپخانه ها برای يك مقصد معين وصريح به تول غند صحرا رفاقت میکند . » اصل وظیفۀ طوپچی سنگین را در میدان محاربه ، تعلیمنا مه با این چند کلمۀ مختصر بیان میکند : « اصل وظیفۀ طوپچی سنگین عبارت ازین است که در خصوص کوبیدن و میده کردن نقطه ئیکه سر افسر اصل هجوم پیاده را بران نقطه سوق کردن میخواهد با طوپچی صحرا توحید حرکت بکند . اما برای بوجود آوردن موفقیت این صنف برطوپچی دشمن استحصال کردن تفوق آتش امر ضرور یست. بنابرین وظیفۀ نخستین طوپچی سنگین همین است که باطوپچی صحرا که ظهیر و استنادگاه اوست تفوق آتش خود شان را تأمین کند .» منزلهای این طوپهای سنگین چون در از تر است از انرو اخذ موضع کردن ، و منتشر شدن طوپچی صحرا را نیز حمایه کرده میتواند . طوپچی سنگین قاعدة يكيك كندك استعمال کرده میشود . تعلينا .. در باب صورت ادارۀ آتش طوپهای سنگین چنین میگوید : « بمجر دیکه محار به کردن لازم آمد ، هماندم طوپچی سنگین از ابتدا برای استحصال كردن يك تأثير عظيم باهمۀ طوپ های خود در عین زمان آتش
صحیفه ۲۳۲ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم باید کشاد . «مع هذا اینرا هم هیچوقت از نظر دقت دور نباید گرفت که بسبب کمبودن جبه خانه طوپ چئی سنگین ، وظیفه هائیکه به این صنف تخصیص کرده میشود، باید که نسبت بصرفیاتیکه واقع میشود برابری کند، و بمصرف آن اثبات لیا قت بتواند . آمدیم بر مسئله هدف یعنی آماج : طوپ خانه های سنگین او بوس بمقابل هدف های ثابت تاثیر بزرگی اجرا میکند . باماده اشعالیه ، واصابت پارچه ها ، و تاثیرات گله های خود در خصوص خراب کردن و کوبیدن طوپهای سپردار ، و استحکامات قوت ناك صحرا ، و خندقها ، وموا قعیکه با جنگلها محفوظ باشد خیلی مؤثر است . مترالیوزها : – یعنی تفنکهای ماشیندار درین حرب اقصای شرق اهمیت فوق العاده کماهی کرده اند . نظر به گفته يك مير آلای روس عسکرهای روس از طوپها کرده بر تفنگهای ماشیندار زیاده تر اهمیت و اعتماد عطف کرده اند . مومی الیه در هر لوی غند پیاده بشر طیکه به غندها مربوط نباشد ومستقل جزو تامها تشکیل کند از (۱۲ تابه ۱۶) مترالیوز موجود داشتن را لزوم نشان میدهد. در اثنای تعرض برای تامین محافظ کردن نقطه هائیکه ضبط کرده شده از تفنکهای ماشیندار بهتر سلاح تصور نمیشود . –{ ما لزمه }– ۳ فائده طوپ هائیکه بر قونداق خود به پس بجهد به استعمال کردن روسها تحقق و تظاهر کرده است . و اين يك مسئله ایست که بصورت قطعیه حل شده است .
صحيفه ۲۳۳ تشكيلات طوپچی جلد پنجم و ژاپانها نيز اينمسئله را تصديق کرده اند. وبه اين سبب ادخال و قبول اين نوع طوپ ها را تسريع ميکنند. فایدهٔ سپرها نيز در باب استعمال کردن شان از بعضی مثال هائیکه موجود است مستبان شده است. در باب استعمال وسایط صناعيهٔ معاونه این حرب اخیره بسيار نتيجه های شایان استفاده احضار کرده است. جبه خانه : — صرفیات جبه خانهٔ روسها نسبت به ژاپانها خیلی افزونی داشت . در (شاهو) يك طوپ در ظرف يكروز (۳۶۱) انداخت صرف کر ده است. در (داشپچاعو) این مقدار به (۵۲۲) بالغ شده است. اما ژاپانها در خصوص صرف جبه خانه بحسن اداره وصرفه جویی رعایت کرده اند. در (موکده ن) طوپ های ژاپان در روزی (۲۲۰) مرمی انداخت کرده اند. معهذا به این صرفیات روسها دیده اینرا استخراج کردن معقول نیست که اینقدر جبه خانه موجود باید داشت. چونکه در بدایت حرب طوپچی روس بسیار کم تربیه، و ناقص تعلیم بودند. و بعد از ان هم اراضی را که هیچ هدف در ان نمیبود نیز بیهوده بران آتش میکردند. و به انصورت بجاهای بی لزوم بسیار جبخانه اسراف کرده اند. باز هم اینرا هم تسلیم باید کرد که نظر بایط جديدهٔ حرب درین اوقات صرفيات جبه خانه بیشتر لازم ميآيد. چونکه طوپ خانه ها اولا سریع آتشست. ثانياً طرف دشمن از ستره ها استفاده میکنند، و در وقت لزوم ستره های صنعی ترتیب کرده میشود. ثالثاً دشمن نقابها، واستحکا مهای ساخته گی بوجود آورده سبب صرف شدن جبه خانهٔ بیهوده میگردد. رابعاً طوپ خانه ها اکثراً بسپرها مجهز میباشند. آمديم بر مسئلهٔ مرمی : این حرب اقصای شرق به اثبات رسانید که نتنهاشرا پنل ئی بلکه دیگر نوع مر میها نیز استعمال باید شود. موجود بودن فیوز های
صحيفه ٢٣٤ محاربه روس و جاپان جلد پنجم مصادمه که بخوردن از هم میکنند از لوازمات ضروریه حربهای حاضر شمرده میشود . فيوزهای مصادمه روسها ضعیفترین بناها را نیز خراب کرده نتوانسته است . بلکه يك سوراخی به برابری حجم خود کشاده توانسته است . حتی يك دیوار خشتی را نیز خراب نکرده ، و برسپر های شکاری نیز هیچ گونه خسارتی نرسانیده . حالا نکه دانه های طور پیلی که ژاپانها استعمال کرده اند همه این وظیفه ها را بکمال سهولت ایفا کرده اند . در محاربه روز اول دسمبر سنه ١٩٠٤ يك مفرزه ژاپان که در يك خانه منفر دی ترصد داشتند يك خندك روس بر ان آتش کشاده در ظرف یکچند دقیقه با یکچند دانه طور پیل خانه مذکور را از بیخ و بن برانداخته اند . برسپر های خندقها نیز بسبب صعوبت اصابت تأثیر آن کمتر بوقوع آمده ؛ ولی هر دانه که اصابت کرده است تأثیر آن بخوبی محسوس شده . حالا پیش از انکه به این بحث طوپچی گری را ختام بدهیم این را نیز عرض کنیم که سبب یگانه غلبه طوپچی ژاپانها بر روسها باوجودیکه طوپخانه های ژا پانها از طوپهای کهنه مجهز بود، وطوپخانه های روس با طوپهای سریع آتش نو مجهز بود از چه پیش آمد ؟ این است که سبب یگانه این را عرض میکنیم . محقق باید دانست که موفقیت و کامیابی یگانه ژاپانها محضا از همین بود که تول غند ژاپان با طوپچی آن از جنرال شان گرفته تا بسپاه سپاهی ، در خصوص قوه معنویه و اخلاقیه بیکدرجه فوق العاده حیرت آو رانه بود . وگرنه در اسباب و آلات حربیه هیچ برتری نداشت .
صحیفه ٢٣٥ صنف رساله جلد پنجم صنف رساله بسببی که يك قسم بزرگ دارالحرب کوهستان و عارضه ناك بود، خدمت سواری بصورت عمومیه دوچار مشکلات شده است . دیگر اینکه بسببی که سواری یعنی رسالهٔ ژاپان عدداً ضعیف بودند، و وظیفه استکشافیه را باجاسوسها یکجا ایفا میکردند ، بارسالۀ دشمن بمصادمه لزوم ندیده اندرسالۀ روس ، با وجود فایقیت عددئی شان بسببی که از اوصاف و خصایل تعبویه تمامها محروم بودند. ورسالۀ دشمن شان نیز بسببی که دایماً ارتباط خودشان را با پیاده محافظه میکردند بامصادمۀ يك اجر از موفقیت نکرده اند از صنف سواری روس در خصوص استکشافات نیز که یگانه وظیفه و مقصد شان همانست بخوبی استفاده نشده است . چونکه در زمانهای بسیار مشکل و بحران انگیزی نیز این خدمت که از انها انتظار میشد سرقوماندان را از معلومات بسیار قیمتدار محروم گذاشته اند . حالا ما درینجا متعاقباًرول سوق الجيش، وصورت استعمال آن را در دائرۀ تعبیه موضوع بحث میکنیم : وظیفهٔ سوق الجیشیهٔ سواری استكشافات در مقیاس بزرگ ؛ در عقب دشمن جولان در بدایت حرب يك غبرك غند سواری در زیر ادارۀ جنرال(میجه نقو) برای ترصد حرکات پیش رفتاری(قوروکی) تا به (١٥٠) کیلومتر به آنطرف (یالو) رفته بود. دیگر يك حرکت سوارئی روس اینبود که در ظرف ماههای اپریل و می از طرف قایمقام (مادرین وف) با (٥٠٠) سوار در داخل (قوره) يك جولان بزرگ اجرا شده است ، و ازین جولان در اخبارها بسیار بحث و بیان نشده بود .
حیف ٢٣٦ محاربهٔ روس و ژاپان جلد پنجم این قایمقام که از (موکده ن) رهسپار شده بود، در اثنای جولان خود از منصب نهر (یالو) (١٥٠) کیلومتره به آنطرف گذشته ، و کدام‌هائیکه در راه یافته بود خراب کرده تا به ( ژه نسان ) رفته بود، و جمعاً بقدر (١٢٠٠) کیلو متر يك مسافهٔ را قطع نموده بود . جولان سوم در جنوری سنهٔ (١٩٠٥) باز از طرف جنرال (میچه نقو) اجرا کرده شده بود که ازین جولان نتیجهٔ فائده‌مندی که از ان انتظار میشد حا صل نشده است . چونکه در حرکات‌شان بسیار سستی و وقت ضایع کردن پیش آمده و در باب ترتیباتی که برای هجوم ( اینقو ) گرفته شده بود غلطی نموده بود. ازین حرکات استکشافیه که يك ثمرهٔ فائده مندی از نقطهٔ نظر سوق الجيش حاصل نشده ازینست که با حرکات تول غند هیچ تعلق و ارتباطی نداشته لا على التعیین اجرا کرده شده است . و اینهم دلیل واضح است برینکه براى يك مقصد معینی مشترکاً صرف سعی و کوشش نشده هر صنف جدا جدا تشبثات نموده اند . در (١٣)م ماه فبروری سنهٔ ( ١٩٠٥ ) ژاپانی‌ها نیز بر خطوط مواصلهٔ تول غند روس همچنين يك حرکتی اجرا کردند. يك مفرزهٔ ژاپان که از (١٥٠ ) سواری مرکب بود ، و اجته های (طونغوزها) پشتیبانی به آنها داده شده بود در (قانچیاتون) که ( ٢٤٠ ) كيلو متر بجانب شمال (موکده ن ) بود برای محو و خراب کردن خط شمندو فر تشبث نمودند که نزدیک بود تشبث‌شان منتج مو فقیت هم بشود . این قوت بجهت شمال غربی عقب کشیده با يك مفرزهٔ پیاده وسواری قوزاك كتر خودشان التحاق كرده و يك خط محافظ مفرزهٔ روس را که در راه شان برابر آمد دو چار انهزام نموده بودند . بعد از محاربهٔ ( موکده ن ) سواری ژاپان بصورت بسیار جرئت‌کارانه در
صحیفه ۲۳۷ وظیفه سوق الجيشية سواری جلد پنجم جهت شمال با تول غند روس تمام خود را محافظه کرده بودند . حمایه جناحهای تول غند ها : - سوارنی روس تا بوقتیکه محاربه ( مو كده ن) می چسپید امنیت سوق الجيشية جناحهای تول غند خود را بشرایط موافق تأمین کرده است . در تمام موسم تابستان لوی غند های جنرال (میچه نقو) و (ره ننقامف) اراضی کوهستانیکه در جهت شرق خط شمند و فر بود خطوه بخطوه مدافعه کرده اند . و حرکات پیش رفتاری مفرزه های ژاپا نرا بتأخیر کردن موفق شده اند . معهذا این وظیفه برای صنف سواری روس يك وظيفۀ عادتی لازمی بود که بسایه موافقت اراضی تا یکدرجه بصورت شر فناکی اجرا کرده توانسته اند . در محاربه (ليائویانغ) جناح راست تول غند روس در اول بالوی غند های سوارنی (میچه نقو) و (صامسونوف) مستور بود. اینها حرکات پیشتر فتارنی قطار های تول غند جنرال (اوقو) را که از جناح چپ پیش می آمدند بوقت و زمان مناسب آن خبر داده وتأخیر کرده اند. وهم در جناح چپ جنرال (ره ننقامف) مرور (قوروکی) را از نهر (تایچه) هیچ نباشد بقدر (٢٤) ساعت تأخیر کرده بود . بعد ازان جنرال مذکور، در جوار معد نهای (یه نتای بقدر (٢٧) طرب سوارنی خود را جمع کرده با آن در ( ٣١ )م آ کست منتهای جناح يسار تول غندروس را ستر نمود . در (۱)م ، و (٢) م ستمبر لوی غند مذکور در حوالی (یه نتای) بالوی غند (اور لوف) یکجا حرکت کر ده دو بار قطع شدن محاربه را حمایه نمود . و وقتیکه لوی غند (اورلوف) بحال خارج شدن از محاربه درآمد سواری پیاده بجنگ آغاز کرده پشته های جنو بی ( یه نتای) را محافظه کرده . و به اینصورت مقابله و مدافعه قول تول غندهای (١)م و (٣)م سیبریارا که از (ليا نويانغ) آورده شده بود بمقابل حرکت احاطه جنرال ( قوروکی ) کامیاب آورده بود. در آخر ختام حرکات (لیائویانغ ) لوی غند
صحيفه ۲۳۸ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم جنرال (میچه نقو) نیز محاربه جناح روس مشارکت ورزیده است. در محاربه های (شاحو) جنرال (ره ننقامف) با يك لوى غند سوارى ويك لوى غند پياده جناح خارجی چپ تول غند روس را ستر کرده بود. و براى خوب ایفا کردن این وظیفه يك لوی غند قازاق دیگر نیز بمعیت جنرال الحاق کرده شده بود. آمدیم بر محاربه (موکدن) : درینمحاربه صنف سواری روس بر ایفای وظیفه مهمه خود موفق نشده اند و در باب جلوگیری تأخیر دادن حرکات پیشرفتارئی جنرال (نوژی) که تول غند روس را احاطه میکرد هيچ يك خدمت بزرگی نکرده اند. يك كپتان فرانسوی در باب اینعدم موفقیت میگوید : « باعث اصلی این عدم موفقیت را آیا در کجا جستجو باید کرد ؟ آیا این را برزخمی شدن جنرال (میچه نقو) که در نهایت جنوری زخمی شده از قوماندانی بصرف نظر کردن مجبور شده بود حمل باید کرد ؟ یا آنکه بمقابل مهاجمات طو نفوز ها که بر خط راه آهن شمال اجرا میکردند سوارئی بسیاری به آنطرف سوق شده بود حمل کرده شود ؟ یا آنکه بسبب تضییق یافتن تول غند دوم روس که از طرف جنرال (اوقو) در زیر فشار گرفته شده بود قطعات پیاده را از معاونت لوی غندهای سواری گرفته بودند حمل کرده شود؟ اینست که درینخصوص هیچ يك فكر قطعی داده نمیشود. يك چزیکه هست همین است که صنف سواری خدمت و وظیفه خود را که سلامت و امنیت تمام تول غند به او تودیع شده بود بجا آورده نتوانست و السلام ! » درین اثنا ئیکه سوارئی روس این چنین اختیار عطالت میکردند، در طرف ژاپانها دیده میشد که نخستین باريك سوارئی بسیار قوتمندی مستقلاً ایفای خدمت میکردند. چونکه يك لوى غند سواری که از (۶) غند مرکب بود در
حیفه ۲۳۹ وظیفه سوق الجیشیه سواری جلد پنجم زیر قومانده جنرال (آقیاما) حرکت جنرال (نوژی) را اخفا وستره میکردند . در نزد این لوی غند متعدد طوپ های کوهی ، و يك استناد قوت تاك پیاده ، و (٢٤) متراایوزه موجود بود . خدمت کشف : - تا بمحاربه (موکده ن) خدمت استکشافیه ژاپانها به جا سوسهائیکه آنها را بیکصورت عجیب و حیرت آوری تنظیم و ترتیب کرده بودند منحصر بود . در ظرف اینمدت قطارهای کشف ژاپان نامسافه دور هیچ دیده نمیشود . از طرف روسها با وجودیکه مملکت خيلی عارضه ناك و اهالی آن دشمن ، و خریطه مکمل هم بدست نداشتند بيك جرأت حیرت آوری اجرای کشفیات نموده اند . به این قطارهای کشف علی الاکثر از مردمان بومی یکدو رهبر ترفیق میگر دید این استکشافات اکثر یکچند روز دوام مینمود . بعضی قطارهای کشف در میان قطارهای دشمن بدر آمدن کامیاب و موفق شده اند. در نهایت ماه اگست يك قطار کشف که از داوطلبان (طاعستان) مرکب بودند تول غند جنرال ( قوروکی) را از یکسر تا بدیگر سر قطع کرده ، و جناح راست جنرال (نوژو) را نیز دور کرده و باقول تول غند (۱۰)م ارتباط پیداتوانتسه است . در سنه (١٩٠٤) دو طرب کشاف بمعیت خود سرقوماندان روس تشکیل نموده بود که این دو طرب از افراد افسران بسیار ماهیکه در فن کشافی ید طولا داشتند بودند . اینها هم برای تحقیق کردن حوادثهای مهمه، و هم برای مستعجله استعمال شده اند . در اثنای محاربه این کشافها بر جبهه صف حرب تبت شده در باب شکل وطرز جریان محاربه واسطه معلومات سر قوماندان میکردیدند ، و در زمانهای سکونت حرب در استکشافهای بعیده پهلو وعقب دشمن استعمال می شدند .
صحیفه ٢٤٠ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم ازین معلوم میشود که این تدبیر سرقوماندان روس ازین پیش آمده بود که بر صنف سواری خود امنیت کامله نداشت . اگر صنف سواری وظیفه خودرا بخوبی ایفا میکردند به این مفرزه های خصوصی کشف احتیاج نمیماند . ( استعمال سواری از روی تعبیه ) سواری روس ، چون اصول اجرا کردن مصادمه را با قطعات بزرگ سواری نمیدانستند از مصادمه زیاده تر پیاده جنگ کرده اند . سبب یگانه دیگر این نیز این بود که سواری ژاپان چون عدداً کم بود از مصادمه اجتناب میکردند. در تعلیم‌نامه سواری روس صریحا بیان شده است که « در بعضی احوال قطعات سواری پیاده باید جنگ کنند ، و با دشمن تعرضی يك محاربه اجرا کنند . » و ازینست که سوار های دراغون تفنگهای برچه دار دارند . و قازاقها چون برچه ندارند استعمال کردن شمشیر شان توصیه شده است . روسها در محاربه آتش (طوپچی سواری) خود شانرا در مقیاس بسیار بزرگی استعمال میکنند . (طوپخانه های سواری) روسها بسبب سپاری بسیاری که دارد يك صنف خیلی گزیده شمرده میشود . آمدیم برسواری ژاپان : چنانچه روسها هم تصدیق کرده اند که سواری ژاپان محاربه آتش را به بسیار مهارت اجرا میکنند، وعلی الخصوص در حرکت کردن با پیاده بصورت مشترك اظهار مهارت فوق العاده کرده اند . در محاربه (شاحو) سواری روس بسایه پیاده جنگ کردن بمقابل پیا ده ژاپان شایان تذکار نتیجه ها تحصیل کرده اند . آتش سواری ، و یا آتش طوپچی سواری گاهی نتیجه های قطعی بسیار غریبی اجرا میکنند كه يك مثال آن در اثنای رجعت روسها در محاربه (موکده ن) از طرف ژاپان ها بعمل آمده است . در (١١) م مارچ در میان قافله و
صحیفه ٢٤١ استعمال سواری از روی تعبیه جلد پنجم قطار رجعت کنندۀ روسها بسبب صدای یکچند طوپ یک تلاش و هیجان حقیقی بسیار دهشتناکی پیدا شد. این آتش طوپ عبارت از یک چند کله بود که از طرف یک طوپخانۀ سواری ژاپان که بایکد و طوپ سواری بکمال موفقیت و جسارت خود را در میان قافله ها و قطارهای شکست خوردۀ روس انداخته بودند بطور پیوسته بود. این چند کله آنقدر یک برهمی و درهمی و اضطراب و هیجان در غول غند روس در انداخت که اگر سواری ژاپان یکقدری قوتمد تر میبود در غول غند روس نتیجه های بسیار الم انگیزی حاصل میکرد. مصادمه : – در (وافاقو) اجرا کردن یک هجوم سوارنی روس که بر یک طوپ خانۀ ژاپان اجرا کرده بود، و در (٦) م مارچ سوارنی ژاپان که در (اوئه نشانپو) یک هجوم اجرا نمود مثالهای خوبی برای مصادمه نشان میدهد. این هجومها یک برهان روشنیست که محاربه های که با اسلحه جارحه سواری اجرا کرده میشود چقدر قیمت عظیمه معنویه را مالک است. مع هذا در اجرای هجوم مشکلات بسیاری رخ میدهد که به این سبب در باب انتخاب زمان هجوم از پیش کرده زیاده تر اعتنا کردن لازمست. * ** ازین ایضاحات معلوم میشود که رول سواری در محاربات جدیده از اهمیت ساقط نشده است. دوام کردن دور و دراز محاربه ها، و دو چار شدن اعصاب بضعف از نتیجۀ آن، برای صنف حقيقتاً يك ساحۀ بسیار واسع حرکت و فعالیت احضار و تأمین کرده است. در (١٠) م مارچ سنۀ (١٩٠٥) در نزدیکی خط شمند و فر این ندا که (سوارتی ژاپان آمد) در مابین عسکرهای روس یک تأثیر بسیار بزرگی حاصل کرده بود. این است که تنها همچنين يك صدا در چنین زمان نتایج عظیمه
صحيفه ٢٤٢ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم حاصل میکند . سواری بسببی که در روز (٦٠) کیلومتريك مسافه را قطع میتواند از اترو هرگاه در پس شان قطار وقافله هم نباشد در عقب تول غند های جدید به بسی کارهای مهم تصادف میکند . هرگاه سواری به اجرای این چنین حرکتها موفق شود صنف پیاده آن را توقیف کرده نمیتواند . چیزیکه از همه بیشتر یاد آوری آن لازم است همانا اهمیت عظیمه پیاده جنگ کردن صنف سوار يست. حرب حاضر صریحاً اثبات نمود که چون سواری بر زمین فرو آید برای يك زمان موقت بايك پیاده فایق نیز مقابله کرده میتواند . على الخصوص که با وطوپ خانه یا مترالیوز هم باشد . يك افسر روس میگوید : «قطعه های کشف سوارئی ما اکثر اوقات از سرعت خود استفاده حرکت های احاطه دشمنرا به اینصورت توقیف میکردند که هر گاه حرکتهای احاطه دشمن تهلکه ناك میشد یک قطعه سوارئی کشف ما بريك تپه پهلوی قطعه دشمن میتاختند ، و از انجا بر قطعات احاطه دشمن يك آتش بغلکی اجرا میکردند. و باینصورت به تجربه ثابت شد که ده نفر سوارئی با تفنگ جدید مسلح نیم طرب ، و گاهی يك طرب را توقیف کرده است .» لهذا بسبب این قابلیت آتش سواری هیچ انکار نمیشود که این صنف يك عنصر مهم حرب شمرده میشود . صنف پیاده بنابر نتیجه مهم و نخستین ترقیات اسلحه جدیده در محاربات این عصر (۱۹) هم وظیفه استفاده کردن از اراضی برای صنف پیاده خیلی ضرور و مهم شده است. بحقیقت که مسئله از اراضی استفاده کردن يك قاعده اساسی تعبیه
صحيفه ٢٤٣ استفاده از اراضی جلد پنجم جدیده را تشکیل میدهد. چونکه قوت خود را حسن تصرف و اداره کردن ، و از تاثیرات آتش دشمن کمتر متأثر شدن ، و حرکات خود را از دشمن ستر و اخفا کردن همه کی بسایه استفاده از اراضی ممکن میشود. و بسبب لازم بودن انمسئله استفاده اراضی است که نظامهای صنف پیاده ثابت و معین نیست، بلکه نظر به طبعیت اراضی هر آن متحول بودنش ایجاب میکند. و این حال خاصه فا رقه و ممتازه تعبیه جدیده صنف پیاده را تشکیل میدهد. بناءً علیه از همه چیز اولتر ازین مطالعه آغاز میکنیم که آیا از اراضی چه سان استفاده کرده میشود : استفاده از اراضی ژاپانها در خصوص استفاده از اراضی خیلی زیاده عطف اعتبار میکردند . اما اینرا هم بگوئیم که استفاده از اراضی، شدت اجراآت را اصلاً منع نمیکند . در نزد ژاپانها تنها خطهای شکاری نی بلکه قطعات احاطه نیز از هر نوع ستره ها استفاده کرده به این کوشش میورزیدند که خودشان را بيك حال غیر مرئی درا رند . على الخصوص شکاریها برای ستر کردن خودشا، و در اثنای توقف باز جمع کردن خودشان هیچ يك ملجاء و هيچ يك ستره را اهمال نمیکردند . در اراضی صاف و بی سر پناه شکاریها دایماً بر زمین میخوابیدند ، و در زیر آتش دشمن میبودند یا با ما نغه ها یا با ضروپ های كوچك پیش میرفتند . قطعات امدا دیه که برای ملاقی شدن خط شکاری فرستاده میشدند از يك بر جهیدن با پدیگر بر جهیدن بصورتی که از هر نوع ستره ها بخوبی استفاده کنند به نظامها ئیکه موافق اراضی باشد، درامدن . این قطعات در صورت عمومیه با خطهای بسیار باريك، و از همکنده پیش شده در ستره ها ئیکه شکار بها توقف کرده میبودند آنها را تقویه میکردند.
صحيفه ٢٤٤ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم قطعات احتياطيه ژاپانها : دائما مسافه هایی را که در مابین خودشان و دشمن میبود ملاحظه ، و تا بحدتیکه اراضی مساعده میکرد نظامهای کثیف خود را محافظه میکردند . این قطعات احتیاط در باب تستر به آخر درجه اعتنا بکار میبردند ، و نادراً دیده میشدند . اما با وجود این همه دقت و اعتنا بعضی اوقات میشد که بعضی احتیاطهای ژاپان که به نظام قطار میبودند به آتش طوپ چیی دشمن و یا از مسافه بسیار دور بتأثیر آتش پیاده دوچار می آمدند که تأثیر این آتش آنها را پریشان میکرد، و تا بملجاء های نزديك آنها را بصورت ابتر بر جعت مجبور میساخت . آمدیم بر روسها : بسببی که اینها لزوم استفاده کردنرا از اراضی نمیدا نستند ، و هیچکونگی استفاده اراضی تمیز و اقفیت نداشتند - علی الخصوص در اوایل محاربه - از انرو بضایعات عظیمه دو چار آمده اند . در اوایل محاربه که روسها از اصول استفاده اراضی بیخبر بودند ، از کم معلوم شدن دشمن خود خیلی حیرت میکردند . و از ینسبب در نظامهای بسیار کثیف به آتش دشمن معروض میشدند . اما این خطاهای شان آهسته آهسته ولی بخون بهای بسیار انسانها تصحیح کرده شده است . و نظر به ادعای بعضی محرر های فرانسوی یکچند ماه بعد هر دو طرف درین خصوص یکرنگ ملکه و مهارت را مالك شده اند . با وجود اینهم، روسها بنا بر اقتضای تمایلات قوميه شان دائما بهم نزديك و چسپیده حرکت میکردند . و خطهای شکاری شان آنقدر بهمدیگر در امده میبودند که برای انداخت یکدیگر خودشان را تیله و تنبه میکردند . این حال روسها هیچ عجیب دیده نمیشد، زیرا از خواص طبیعیه روسها اینست که در زمان تهلکه با یکدیگر بسیار نزديك ميشوند ، وعلی الخصوص در اطراف آمر خودشان به بسیار فشار جمع میشوند . این حال روسها تنها در پنسفر (مانچوری)
صحيفه ٢٤٥ استفاده از اراضی جلد پنجم دیده نشده ، بلکه در اثنای محاربه هفت ساله در دور امپراطوری نخستین ، و بعد از نیم عصر در سفر حرب (قریم) نیز این حال مشاهده شده بود . این مسئله استفاده کردن از اراضی در ژاپانها آنقدر تعمیم و اهمیت داده شده بود که در وقتیکه در زیر آتش دشمن بخوابیدن مجبور میشدند بی آنکه بپا خیزند در همانجا که افتاده بودند برای خودشان يك ملجاء و سر پناهی می کندند . اگر دو نفر عسکر میبودند یکی از ان دو نفر بر آتش دوام میکردند ، و آن دیگری در جائیکه افتاده بود مانند نباش بعملیات حفریه دوام میورزید . و بمجردیکه در پیش روی خوديك بلندئی كوچك خاکی حاصل مینمود هماندم به آتش آغاز میکرد و درینبار رفیق دیگرش بزمین کنی آغاز مینهاد. اما اینهم گمان نشود که این عملیات تستریه و تحکیمیه بر میل تعرض و پیش رفتاری ژاپانها يك سوء تاثیری اجرا کرده باشد، یا آنها را بهمان خندقها ، و سر پناههای شان ربط وثابت قدم کرده باشد ، نی بلکه دمبدم از پیش رفتاری پنهانی خودوانه ایستاده اند . برای صنف پیاده ، مسئله باروت بیدود نیز برای استفاده کردن شان از اراضی خیلی معاونت و مدد رسانی نموده چونکه دانستن و تخمین کردن عدد نفری شانرا از طرف دشمن بمشكلات عظیمی برمیخورد ، ودشمنرا در اثواب بغلطیهای بزرگی دو چار میکرد ، حتی در محاربه ( شاحو ) يك كندك خاصه ژاپان همه يك لوی غند پیاده روس را بازی داده به انتشار دا دن مجبور نموده بود . آنشه میلیتر دولت ایتالیا که در محاربه ( مانچوری) فرستاده شده بود در خصوص استفاده ژاپانها از اراضی این سطرها را در جریده ( میلیتر ووخن بلات ) نشر نموده است :
صحیفه ٢٤٦ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم « برای دانستن استفاده کردن عساکر طرفین از اراضی، فوتوگرافهای محاربه را از نظر تدقیق گذرانیدن کفایت میکند . در تصویر های محاربه دیده میشود که نفری های ژاپانها در میان موجهای اراضی، و پست و بلندیهای ریگ زار سوا سرکم و نایاب شده میباشند . ونفری های روس دایما معلومدار و آشکارا بنظر میخورد . «وقتیکه در چول پیره های پیش ژاپانها بودم میدیدم که مفرزه های روس بر سرتپه ها و راهها ظاهر و آشکار پدیدار بودند . و چون بطرف وضعیت افراد ژا پانها نظر میکردم . هیچ چیزی دیده نمیشد . حال آنکه در انزمینهایکه شما آن را تنها و از انسان خالی کمان میکردید مقدار کلفی عساکر ژاپان که از رو سها بیشتر بودند موجود بود . « در محاربه های (لیاثویانغ) سوارهای قازاق روس را میدیدم که مانند (شوالیه) های زمان قدیم ، در میان دشتی که باکوهها وتپه ها محاط بود چار نعله میتاختند ، وتفنکهای خودرا به تخمینی و بیهوده کی خالی میکردند. زیرا دیدن ژاپانها که از چارطرف بر آنها آتش میکردند برای روسها غیرممکن بود . در اثنای این حرکتی که از يك میدان اسپ دوانی هیچ فرق نداشت قازاقها خود شان را اسپ های خود شانرا طعمهٔ آتش ژاپانها میکردند . » * * * مناسبت و مرابطه که در مابین تستر و آتش موجود است چون خیلی شایان اهمیت میباشد از انرو درینباب به بیان کردن بعضی مطالعات لزوم دیده شده است: موفقیتی که در اجرای محاربهٔ آتش بدست آید، تابع نسبتی است که در مابین تستر و آتش موجود است . چونکه هردوی این بر یکدیگر خود قطعی ترین تأثیر هارا اجرا کرده میتواند .
صحیفه ٢٤٧ استفاده از اراضی جلد پنجم این قاعده اساسیه حربیه که : «تأثیر آتش به تستر مرجح است.» اگرچه این قاعده در ظاهر حال خیلی ساده و بسیط مینماید : ولی مضامین ضمنی آن غوا مَض کثیره مندرج دارد. تعبیر (تأثیر آتش) که گفته شد مقصد ازان این است که فرق و اختلاف تأثیرات مارا با ضایعات ما بنظر مطالعه در آرد . یعنی تأثیرات آتش ما را با ضایعات نفرتی ما، و تأثیرات و ضایعات دشمن مقایسه کرده نتیجه بهر طرف که توجه کند آنطرف را متفوق شمردن لازم می آید. احتیاجی که تعبیه این حرب‌های زمان آخر طلب میکند همین است که تا ممکن باشد یک قطعه عسکری را تا بسیار وقت از انظار دشمن محفوظ بدارد . لهذا (تأثیر حرکت) بر (تأثیر آتش) فایقست. چونکه یک دشمنی که از طرف دیگر دشمن مقا بل خود دیده نشود تا وقتیکه از طرف دشمن غیر مرئی بماند آزادی و استقلالیت حرکت خود را محافظه میتواند کرد. و هر انقدر که مستوریت قطعات مذکوره کمتر بود آزادی حرکات شان نیز بهمان نسبت کمتر میشود. چونکه حرکات و تدا بیر ما؛ بهر درجه ئیکه به انظار دشمن معروض بشود، هیچ شبهه نیست که دشمن نیز بهمان نسبت تدابیر و حرکات با ما مقابله خواهد کرد. دشمن تنها از تهلکه که ازان خبر دار نباشد خوف میکند. وگرنه از تشبثی که آن را به بیند و بران آگاه بشود هیچ نمیترسد . چونکه درجه اهمیت آن را تقدیر و تخمین کرده ازهمان قرار تدابیر و حرکات او نیز کار میکند. بناءً علیه محاربین هر انقدر که از ستره‌های اراضی استفاده کنند احتمالات موفقیت بهمان نسبت کمتر میشود، وتأثیرات عسکر نیز کمتر میشود، واحوال معنویه شان ساکن و بی هیجان میماند. پس نظر به این ملاحظات به تحقیق میرسد که : «تستر برای بیشتر تحصیل کردن آتش واسطه بسیار قوی و متین میباشد .» چونکه ضایعات خودما از ضایعات دشمن که بقدر ماتستر نکرده اند
صحیفه ٢٤٨ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم کمتر بوده تاثیر آتش ما نیز بهمان نسبت افزونی میگیرد و از انسبب از تاثیریکه به آن دو چار میشویم زیاده تر تاثیر اجرا کرده میتوانیم . اما شایان دقت این است که این تاثیر از افزونی تاثیر انداخت ما نی بلکه از کم تاثیری آتش دشمن بر ما پیش می آید . والحاصل نتیجه اینست که : مو فقیت متقابله دو قطعه محارب که در داخل شرایط متساویه آتش اجرا میکنند تابع اینست که ستره های شان نسبت بیکدیگر غیر مرئی باشد . استحصال کردن تفوق بواسطه آتش ، و حرکت ، و دو چار کردن دشمنرا بغفلت برای صنوف ثلاثه عسکریه موقوف بر استفاده کردن است از اراضی . یعنی استفاده از اراضی واسطه بسیار قوی و متینی ست برای حاصل کردن نتیجه موفقیت . و اینرا هم باید دانست که برای استفاده کردن ازین واسطه واجب اینست که در وقت حاضر ، در مابین این سه عنصر مهم یعنی (حرکت)، (آتش)، (تستر) مناسبت ویگانگی را بخوبی و درستی تقدیر و تأمین باید کرد . قطعه های کوچک نسبت بقطعه های بزرگ آسانتر (ستره) پیدا میتوانند از انرو يك (تفنگ ماشیندار) بر همانقدر عدد تفنگی که با آن معادل باشد فایق می آید . ازین ملاحظات که تابه اینجا بیان شد در باب مناسبات آتش ، و تستر قواعد این چیزهای ذیل استخراج کرده میشود : ١ — استحصال كردن يك تأثير مكمل ، بايك تستر مكمل ، غايه امل را تشکیل میکند . ٢ — در حوب تاثیر هیچ وقت یکطرفه نی بلکه اکثر دو طرفه است . پس در انمحل تاثیر که گفته شود ، تنها تاثیر یک طرف اجرا میکند دانسته نشود ؛ بلکه فرقی را که در مابین ضایعات ما ، و ضایعات دشمن است بنظر
محيفه ٢٤٩ محاربه پیاده جلد پنجم مطالعه باید گرفت . ٣ - يك تستر خوب : برای حاصلكردن تفوق آتش قونتاك ترين وا سطه هاست . ستره هر قدركه غيرمرئی باشد تاثیر آن نیز بهمان نسبت زیاده میشود . واكر يك ستره ئيكه از طرف دشمن واضح دیده شودبجای آنكه فایده بر ساند بالعكس ضرر میرساند . ٤ - درجه استفاده کردن ازستره تابع جنس وطبیعت سلاح میباشد. درصورت عمومیه تنها اسلحه ثقیله کاملاً مستورانه انداخت اجرا کرده می تواند . اما دراسلحه خفیفه میل تفنگ، واقسام علویه افراد بدشمن معروض میماند كه اینهم غیر قابل اجتنابست . ٥ - اسلحه ثقیله در وقتیکه کاملاً مستور بوده آتش کند ، اکرچه ازین جهت تاثیر شان ناقص هم بماند ، باز هم بردشمن خودکه درمیدان باز آتش میکند فایق شمرده میشود. تاوقتیکه موضع مستور آهسته آهسته از طرف دشمن کشف و معین بشود، و در تاثرات هردو طرف يك توازن حاصل بشود بازهم دران وقت فوائد خوبتر ترصدکردن ، وقابلیت حرکت را بخوبی محا فظه کردن بهمانطرفیست که مستوراً آتش میکرد . ٦ - نظر بضايعا تیکه وقوع آن محتمل است ، هر گاه نتیجه موفقیت و کا میابی زیاده تر باشد در انوقت ازستره صرف نظر کردن شایان توصیه است . محاربه پیاده در نیمحار به نه در طرف ژاپانها ، و نه در طرف روسها به اصول ( بوئر ) ها يك پرا کنده کی و تیت و پرکی دیده نشده است ، در همه محاربه های اقصای شرق ، شکاريها خطهای بسیار باريك تشكيل مي دادند ، و به احوال دیده
صحيفه ٢٥٠ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم با مدافعه مانعه، یا باگروپهای كوچك كوچك پیش میرفتند . مع هذا در باب حر کتهای شان که با خطهای کثیف و غلو یعنی یکیث خطوه از هم دور، حتی آرنج بآرنج حرکت پیش رفتاری شان بسیار مثالها دیده شده است . در زیر کثیفترین آتش دشمن نیز حرکات پیشرفتاری شکاریها تظاهر کرده است . اما شرط اعظم این پیشرفتاری شکاریها اینست که با آتش شدید طوپ حمایه شوند، و برای پیشرفتاری بسیار استعجال نکنند، و دم راست کرده پیش شوند. حرکات جهیدن عسکرها از يك نقطه بدیگر نقطه در زیر آتش دشمن اکثراً باگروپهای (١٥) نفری و (٢٠) نفری اجرا کرده میشد . افراد در اثنای دویدن بخواهش خود شان حرکت میکردند، و باز باهم یکجا میشدند . جهیدنها تقریباً بدرازی، (٥٠ تا ٦٠) خطوه بود . در صورت عمومیه افسران با یکچند نفر پیشتر از همه حرکت میکردند . بعد از ان افسران كوچك افراد متباقی را به پیش رفته کمها نزدیک میکردند . این حرکات خیزان خیزان بسیار تعب آور بود که از انرو در هر ملجاء و سرپناه توقف شان دراز میشد . در اراضی باز، در هر ستره خوابیده آتش کرده میشد . معهذا در میان راپورهای تفصیلات محاربه ها بیک راپور شایان دقت تصادف کرده شده است: افسر غبرك غند روس در یکی از راپورهای خود که در باب محاربه یکی از روز های جنگ (شاحو) بجنرال (دراغومیروف) فرستاده بود نوشته بود که : « بر فرمودۀ شما حرکت کردم. و غبرك غندرا بی آنکه بر زمین بخوابانم بهجوم سوق نمودم، و دشمن را گریختاندم . » اما این يك حال خصوصی و مستثنائیست که برای اراضی باز اینگونه حر کت قاعده عمومیه اتخاذ نمیشود . اینگونه حرکت تنها در وقت هجومهای نا
صحيفه ۲۵۱ محاربه پیاده جلد پنجم کهانی شبیخون استعمال شده میتواند . در (۱۱)م اوکتوبر سنة (۱۹۰۴) يك مفرزه پنج کندکی روس بی آنکه يك کله هم بیندازند دشمنرا به شبیخون ناگهانی دوچار آورده يك غند ژاپان را با سر نیزه بضا یعات عظیمه گرفتار ۲ ورده اند . این هجوم آنقدر ناگهانی اجرا شده بود كه يك قسمی از ژاپانها بگرفتن تفنگهای خودشان که کوت بسته بودند نیز فرصت نیافته بودند . مسافه انداخت ، ونوع انداخت : ـ تفنگ های نو، بشرطيكه مقدار بسیاری جبخانه صرف شود از (۲۰۰۰) خطوه بدشمن ضررهای کلی میر ساند . معهذا این آتش چنانچه در تعلیمنا، هامذکور است باید که برای کوبیدن يك ساحه اراضی معین ویاهدف های واسع ذیروح استعمال کرده شود . مانند قطارهای نقلیه ، وقطعات جسیمه ، وقطارهای رفتار . ( از ۲۰۰۰ تا ۲۵۰۰) متر اجرا کردن اتش یکجایکی که بر قطعات نظام قطار اجرا کرده شود ، معناً نتایج حسنه حاصل میکند. طرفیکه این انداخت را اجرا کرده باوجودیکه دشمن غیر مرئی بوده تاثیر خود را نشان داده، وضا یعات بوقوع آورده است . از (۱۵۰۰) خطوه ، آتش شکاری اغاز میکرد. بسببی که هر دو طرف در پنهان شدن ساعی بودند ، برای اجرا کردن آتش جمع و یکجایکی هدف پیدا نمیشد . ازینسبب هدف ها را تفریق کردن ،ونقطه هائی را که بر آن نشان گرفته شود نشان دادن غیرقابل شده است . اتش شکاریکه ازین مسافه اغاز میکرد گاهی کثافت و شدت خود را نزايد ، و گاهی سراسر منقطع مینمود . ژاپانها اتش جمع و یکجا یکی خود شان را بمقا بل بسیار مسافه های دور، و یا از طرف قطعات احتیاط استعمال میکردند، و بعد از هجوم افراد را باز در زیر دست خود جمع اوری کرده استهلاك جبخانه را
محاربه روس و ژاپان جلد پنجم صحیفه ٢٥٢ منع میکردند و همین نوع اتن را دایما ترجیح میکردند . تاثیر آتش از (۱۲۰۰) متر بسیار شدید میشود. اما تاثیر آتش هر قدر که مؤثر بشود باز هم شکاریهایی را که خوب تستر کرده باشند – اگر چه در مسا فه های بسیار نزديك هم باشند – سراسر ساکت ساختن و موقع های شان را خالی کراندن قابل نشده است . طرفین چون بیکدیگر نزديك شوند هدفها طبعاً خوبتر دیده میشوند . اما عصبیت و هیجان نیز بهمان نسبت زیاده میشود . یکی از برکدهای روس در اثنا ئیکه آتش به ایندرجه کسب کثافت میکرد ؛ « پترس کله هارا به خت خت يك ديك بسیار بزرگی که بحال جوش خوردن باشد تشبیه داده است . در چنین اوقاتها در مسافه (٤٠٠ و ٥٠٠) متر بدرستی نشان گرفتن خیلی مشکل مینمود از انر و کله های شان سر کرده تا بر هدفهای بسیار دور عقب شان اصابت میکرد. تجارب حربیه بخوبی نشان داده است که هر وقتیکه مهاجمین بقدر (۱٥٠) خطوه و یا کمتر از ان بمدافعین نزديك شده اند . آتش مدافعین بتمامها غیر مؤثر شده است . شجیعترین نفریها نیز بيك حال عصبیتی گرفتار آمده قوت خود شان را غایب کرده اند . حتی نفری هائیکه بسیار نشان انداز های ماهر بوده اند و بچند ما هه تجربه های حربیه ملکه و مهارت زیادی پیدا کرده اند بازهم در چنین حالها از صحت انداخت تفنک خود استفاده نکرده اتکلی و بر هدف موهومی کله انداختن گرفته اند . این است که در چنین زمانها میترالیوزها یعنی تفنکهای ماشينداريك اهميت فوق العاده گرفته اند نفری های تفنک های ماشیندار بسببی که با سپر مستور بودند مانند عسگر های پیاده بهیجان عصبی گرفتار نمی آمدند و صف های مهاجمین را درو کرده اند .
صحیفه ٢٥٣ محاربه پیاده جلد پنجم در میان غلیان عصبیت، و جوش و خروش محاربه، ولوله و غلغله مطرد و آهنگدار تفنگهای ماشیندار که بکمال سکونت و اعتدال کله میبارانیدنديك تاثـ ـیر بزرگی حاصل کرده بود. نظر بحکایتی که افسران روس میکردند چنان معلوم میشود که در هر دو طرف - علی الخصوص در طرف روسهايك (آتش شکار ئی حقیقی) اجرا کرده نشده است . چونکه تربیه و تعلیم شکاریان روس در خصوص انداخت بسیار ناقص بوده دلیل واضح و برهان روشن آن نیز اینست که نشانگاهها را بمسافات مختلفه محاربه تبدیل نداده دایماً بريك نشانگاه انداخت اجرا کرده شده است . روسها در ابتدای امر از شدت آتش شکاری های ژاپان خیلی متأثر شده اند . اما آهسته آهسته با آن الفت حاصل کرده اند. بواقعیکه در محاربه های آتش که از مسافه های نزديك بوقوع میآمد تأثیر مادی آتش تناقص کرده قوة معنویه مدافعین تزاید کرده است . بعضی زمانهائی شده است که بواسطه ایشپلاق، وصغیر تیز آتش قطع کردن افرادی که اعتدال دم خودشان را ضایع کرده بودند ممکن نشده است . جبخانه - درین حرب اخیر صرفیات کارتوس بسیار عظیم شده است در اثنای محاربه (شاحو) دیده شده است که در يك روز بعضی غند ها که عدد موجودی نفرئی شان خیلی کم شده بود در يكروز (٢٠٠،٠٠٠) کارتوس سو ختانده اند . غند (١٣٨)م از (١٣ تا ١٧)م اوکتوبر (١،٩٢٠،٧٣٠) کارتوس خرج کرده اند . غند شکارئی (٤) م سیبریا در (١٤) م اوکتوبر سه بار هجوم ژاپانها را بمو فقیت دفع کرده بود. ژاپانها از خندکهای روس (٣٠٠) متر دور تر خود را رسانیده بودند . لکن درین اثنا برای روسها چون کارتوس باقی نمانده بود آتش شان سستی پیدا کرده بود . مهاجمین باز بر هجوم برخاستند، و خود را بخندکها
صحيفه ٢٥٤ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم رسانيده محاربه شديد برچه بوقوع امد درين حرب اقصای شرق کیفیت بی جبخانه ماندن، بسيار بارها بوقوع آمده، على الخصوص در طرف روسها. والحاصل صرفیات جبخانه درین حرب از مقدار نظامی آن که در نزد عسكر موجود بودن ان قاعده است خیلی تجاوز کرده است . در ابتدای حرب بر سر هر نفری (از ١٢٠ تا ١٥٠) کارتوس تقسیم شده بود رفته رفته به (٢٠٠ تا ٢٥٠) بالا برامد . در محاربة (شاحو) در روزهای (١١و١٢)م او کتوبر نفری های غند (٩)م چارصد چارصد کار توس صرف کرده بودند. در طرف ژاپانها نيز عيناً همین حال واقع شده بود. از تفریها بکس های شان گرفته شده بجای ان برسر آدم دو صد دو صد کار توس داده بودند . برای رسانیدن کار توس به خطهای شکاری بدرجه اهتمام تمام احضار شده بود که یکنفر (٧٠٠) کار توس برداشته میتوانستند. با وجود اينهم قطعات پیاده علی الخصوص بعد از آتش تعقیبی بی جبخانه مانده اند و از انرو بسی فرصتهای گرانبها را غایب نموده اند. انجرب های وقت حاضر بسبب این غیر مرئیتها ئیکه دارند، و این صحت و سرعت های انداختی که تفنگهای شان دارد؛ بيك خدمت استخباریه بسیار محتاج میباشند که این خدمت استخباريه از شرطهای الزم و اقدم شان شمرده می شود . برای حاصل کردن این خدمت لابد و لازم چنانست که در موضع محاربه هرگاه یکدر ختی، بايك خانه، يايك تپه يى و ما اشبه ذالك يك چيز معلوم دار و معینی که دیده شود در انجا هايك آدم باريك بيني که بايك دوربين بسيار تزيبني مجهز باشد بنشانند که آن آدم دشمتر ايك لحظه از نظر غائب نکند، و کوچکترین خطا هائیکه از طرف خودشان و یا از طرف دشمن بوقوع آیدانر از ود خبر بدهد
صحيفه ٢٥٥ محاربه پياده جلد پنجم و دقیقه بدقیقه يك ترصد دایمی اجرا نماید . هرگاه يك ساحه انداختيکه بيشتر از (١٥٠٠) متر باشد بران آتش جمع و یکجا یکی شایان ترجیح است . و در مسافات كوچك و وسطى بشرطيكه تربيه و ضبط و ربط مکمل باشد آتش شکاری مؤثر تر است . حالا قواعد اساسیه شرایط محاربه را اجمال کرده مینویسیم که این شرایط عبارت از پنجند فقره ذیل است : ١) قطعه های اراضی ئیکه از انظار ترصد دشمن تماماً مصون باشد، آن اراضی را از تأثیرات آتش دشمن محفوظ باید شمرد . ٢) برای کم کردن ضایعات بهترین چاره ها پنهان ماندنست . بعد از ان نظام ها را کش کشیف کردن . ٣) بکمال اعتنا بالذات دشمنرا ترصد باید کرد . ٤) برای اینکه دشمنرا بك آن از نظر دور ندارند، و نظر بمعلوماتیكه بگيرند حركت بكنند ، وعلى الخصوص بصور تيكه ايجاب بكند ما نوره بكنند بوا سطة راصدها ، بيك ترصد و استكشاف خصوصی اشد لزوم موجود است . ٥) در اداره آتش به استقلاليت و آزادی وسيعة مالك بايد بود . ٦) و اقر صرف شدن جبخانه را در پیش نظر دقت باید گرفت . طرز اجرای هجومها :— موافق بر اصول و قواعديكه در تعليمنامه های حرب روس و چاپان توصیه و سفارش شده به اثبات رسیده که همچنان هجومها و هجومهای مقابل نتیجه بخش موفقیت گردیده است . لهذا حالا بیان کنیم که این هجومها ایا در زیر چگونه شرایط اجرا شده است : ژاپانها پیش از انکه بهجوم اغاز میکردند ، در اول امر ، دایما از مسافة (٦٠٠ تا ٨٠٠) متر در خصوص تفوق کردن آتش پیاده خودشان بر دشمن حصر دقت
صحیفه ٢٥٦ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم و اعتنا میکردند . روسها نیز در اکثر احوال بهمین صورت حرکت کرده اند . اینرا هم باید دانستکه توپچی نیز در بخصوص بشدت اشتراک میورزید . در جاهائیکه اجرای هجوم حقیقی ملتزم نمیبود نیز به این حصول تفوق آتش سعی وغیرت ورزیده میشد . بیکصورتیکه بر درازی همه جبهه بشدت تمام آتش تفنگ اجرا کرده میشد . این آتش گاهی بسیار دراز میشد ، ومتمادیاً پنج شش ساعت و بلکه زیاده تر دوام میورزید . بعد از انکه بر تفوق آتش قناعت حاصل میشد بهجوم ابتدا میشد . حرکت هجوم ، گاهی باگروپهای كوچك پي هم ديگر ، وگاهی با قطعه های بزرگتر از ان حتی گاهی با همه تولی ها متعاقب همدیگر خیزان اجرا کرده میشد . قطعاتیکه در خط نخستین توقف میکردند ( رافال ؟ ) های بسیار شدتناك اجرا میکردند ، و پیش از حرکات جهیدن نیز دایما ( رافال ؟ ) میکردند . و از ستره ها هم به آخر درجه استفاده شده بود . مهذا باوجودیکه در خصوص احضار هجوم ، واستحصال تفوق آتش به ایندرجه سعی و کوشش ورزیده میشد باز هم مهاجمین اکثر اوقات در باب قیمت و درجه حاضرتی هجوم بازی خورده اند . اینهم ازین پیش آمده که یا تمام در همان وقت برای قوه مدافعین قوه امدادیه آمده ، یا آنکه توپچی مدافعه بصورت مؤثر و فائده مند بصحنه فعالیت داخل شده است . در اینحال اکثر اوقات هجوم مهاجمین دوچار انکسار شده در زیر آتش دشمن تا بملجائیکه از انجا هجوم آغاز کرده بودند بر جعت کردن مجبور میشدند . و یا آنکه در همانجا بر زمین چسپیده میماندند . در چنین زمانها برای استحضارات نو ، و باز هجوم کردن بورود احتیاطهای تازه احتیاج پیدا میشود. برای اینچنین هجومها نیکه عقیم ، و بیفائده مانده ، ومهاجمین در زمین خوابیده و بعد از ان باز موفق
صحيفه - ٢٥٧ محاربه پیاده جلد پنجم شده اند بسیار مثالها موجود است. اما اینرا هم باید دانست كه يك هجوميكه بخوبی حاضر شده باشد و بسیار مدت با آتش طوپ چی حمایه شده باشد، و بصورت جدی اجرا شود آتش مدافعین کسر کرده نمیتواند. در انمحال اگر قوه معنویه مدافعین بدرجه کافی بر هم نخورده باشد، گلوبگلو بامهاجمین آمده زدوخورد سرنیزه بوقوع میامد. و بعد از انكه به اینصورت يك محاربه سر نیزه بوقوع می آمد، و یا دیر یا زود به انجام میرسید نتیجه قطعیه معلوم میشد. اکثر اوقات روسها وقتیکه میدیدند که آتش شان صولت مهاجمین را نمی شکست، با سرنیزه به هجوم مقابل برخاسته، و از سپرهای خود برامده بمقابل دشمن خود شان میبرآمدند. این صفحه هجوم الحاق که خیلی شایان دقت است. از یکطرف مهاجمین را میبینیم که بسی مشکلات را بر خود گرفته، و بر خیلی موانع غلبه جسته، و بسایه تفوق آتش طوپ و تفنگ خود بر دشمن هجوم نموده، و بموضع نزدیک دشمن خود را رسانیده، و به اینصورت منتظر امید های داخل شدن به استحکام های دشمن شده خواهشگر بر چیدن ثمره های جانفشانیهای خود میشدند. از دیگر طرف مدافعین را می بینیم که بر محاربه تعرضکارانه موفق نیامده در زیر آتش مؤثر دشمن در میان سپرهای خود به پنهان شدن مجبور شده، و منع پیش آمدن پیاده های دشمن جرأتکار خود کامیاب نیامده به ناامیدئی ترك موضع خود که از بسیار وقتها آن را بهزار خون جگر مدافعه کرده اند گرفتار آمده اند. پس در چنین حال خطرناك بحران اشتمال، برای طرف مدافعین يك کار باقی میماند كه بكمال جرأت و جسارت این تفوق و حاکمیت دشمنر احقیر شمرده با
صحيفه ۲۵۸ محاربة روس و چاپان جلد پنجم ضربه های سرنیزه از سپرهای خود بیرون برآمده دشمنرا استقبال کنند . این حرکت جسورانه مدافعين احتمال کلی دارد که دشمنرا مغلوب و منكسر نماید . زيرا مهاجمين كه بمشكلات مديدی خود را تا به آنجاها رسانيده اند البته از تاب و توان افتاده ميباشند . لاجرم در پیش اینگونه حركت جسورانه قهرمانانه مدافعین منهزم و پریشان میشوند . باز تکرار میکنیم که در چنين احوال هر نوع عناصر ومؤثرات مادی از حکم و تأثير ساقط وعاطل مانده ، احوال روحيه ومعنویه بدرجة نخستين اجرای تأثیر میکند . اعصاب دو مخاصمیکه اینچنین بهم نزديك رسيده باشند به آخر درجه متأثر و خللدار شده تفنگیکه بدست دارند آنرا نیز به امنيت و صحت تمام استعمال کرده نمیتوانند . بنا برین در چنان وقت ها کار بانداخت كامل ، و تفوق آتش پيش نمیرود ، بلکه بجرأت ، وعزم، وعلوهمت به انجام میرسد . زیرا مها جمین هر انقدر که بر قوت خود اعتماد داشته باشند ، وازبر طرف کردن اینهمه مشكلات وموانعات ، ونزديكشدن به ايندرجه بمدافعين سرمست نشه ظفر باشند باز هم در مقابل اين حرکت جرأتکارانه مدافعین که از سپر ها برآمده سرنیزه بر انها بتازند ممتأد و چارهيجان ميشوند . چنانچه در بعضی اوقاتی که روسها همچنین حرکت کرده اند ژاپانها با وجودیکه خود را بسیار به استحکامهای آنها نزديك هم كرده بودند تاب آور مقاومت نشده رجعت کرده اند . این تأثیر معنوی تهلكه برچه را گاهی در هجوم مهاجمین نیز می بینیم که در بنیاب نیز بسی مثالها موجود است . ازين قبيل يك غند سيبريا كه در اثنای محاربة ( يالو ) در جوار ( توره نچون ) از طرف جناح راست ژاپانها احاطه شده بودند ، و خط رجعت شان بریده شده بود ، بقوت هجوم سر نیزه صفهای
صحیفه ۲۵۹ محاربه پیاده * جلد پنجم دشمنرا شگافته راه برای خود باز کرده اند . درین جادیده میشودكه يك نمونهٔ قیمتدار ترین فن تعبیه بسایهٔ هجوم برچه عقیم مانده است . کذالك بسی مثالها موجود است كه هجومها ئیكه بعزم وشدت اجرا کرده شده است بموفقیت نتیجه پذیر گردیده است . در ( ۱۳ ) م اوکتوبر ، ژاپانیها باقوتهای عظیمی كه هجوم بردند اقسام پیشروی قول ٹول غند ( ۱۰ ) م روس را که ساحلهای ( شاحو پو ) را گرفته بودند دفع کردند . و دیگر بعضی هجومهای شان نیز مرکز ٹول غند روس را بسوی (شاحو) بر جعت مجبور ساختند روز دیگر بساعت (۱۰) جنرال ( قوروپاتکین ) فرستادن يك قسمی از احتیاط عمومی را به امداد مرکز ضرو ری دیده ( ۲ ) توپخانه . و ( ۲ ) طرپ سواری و ( ۲ ) غند پیاده را روانه نمود. با این قوتهای کندکها ( ۲ ) غند دیگر نیز در اصل موضع محاربه موجود بود که همه اینها بزیر ادارهٔ يك برگد داده شده بود . این هجومها را يك کپتان روس در اخبار ( روسکی انوالد ) اینچنین تصویر نموده است : « یکی از غند های پیاده که ( ۲ ) كنڈك آن در خط پیش، و يك كنڈك آن در احتیاط بود، بر پشته ئیكه خدمت موضع انداخت را میدید جابجا شد. ازین جابعد از زوال تا بساعت چار يك آتش شدید تفنگ اجرا کردد شد. درین اثنا طوپ خانه ها هم رسیده وظیفهٔ حاضر شدن هجوم را بر تپهٔ که ژاپانها آنرا گرفته بودند در عهده نمود . « این حاضری ها تا بیکساعت دوام نمود. بساعت پنج بعد ازيك باران شدید اشارت تعرض داده شد. این اشارت بر تمام جبهه به بسیار نشاط وسرور قبول شده غند های پیاده به آتش شدت ناك تفنگ دشمن اهمیت نداده بيك
صحيفه ٢٦٠ محاربه روس و جاپان جلد پنجم عزم قوی پیش شدند . « عسکرها بلا توقف پیش میرفتند . مهاجمها وقتیکه بموضع ژاپانها نز دیک شدند غیر از جناح چپ دیگر بر همه امتداد خط حرب آتش را منقطع کردند. اما آتش تفنگ جناح چپ رفته رفته ترتید شدت میکرد . از انرو عسکرهای ما بقوت سرنیزه ژاپانها را از جائیکه در آن تحصن کرده بودند برآوردند . ساعت شش وقت شام بود که شکاری های روس پشته های موضع ژاپانها را ضبط نمودند .» این محاربه شایان تدقیق است . درینجا می بینیم که هجوم بايك آتش شدید طوپچی که تا خط شکاری هجوم خود را حمایه کرده ، هجوم را منتج موفقیت کرده است . بعد از انکه این حاضرتی طوپ چی به انجام رسیده قطعاتیکه بهجوم مأمور بودند بی آنکه یکدم توقف کنند پیش رفته موضع ژاپانها را ضبط کرده اند . معهذا درینجا یکبار این دیده میشود که هجوم تا سینه بسینه رسیدن پیش رفته ، و تنها حاضرتی آتش کافی نیامده به استعمال برچه احتیاج پیدا شده است . حالا در باب ژاپانها نيزيك مثالی ذکر عرض میکنیم که این مثال از يك رساله فرا نسوی ترجمه شده است : « در اثنای محاربه ( لیائویانغ ) از طرف لوی غندهای (٣ و ٥) متول غند ( اوقو ) يك موضع روس را به اینصورت ضبط کردند: روز (٣١) آگست بوقت صبح طوپ چیهای ژاپان برای تسهیل کردن هجوم ؛ خندقهای روس را بايك كرد باد طوفان گله ریزی سترنمود. پیاده ژاپان در خندقهای خودشان که بقدر (١٠٠٠) متر دورتر از موضع روس بود منتظر امر هجوم نشسته بودند . در خط اول يك قوت (٣) کندکی موجود بود. افراد در میان خندقها آرنج به آرنج نشسته بودند . مسافه ئیکه قطع کردن آن لازم بود صاف و باز بود و بجز يك دو كمبولتی دگر هیچ ستره موجود نبود . برای هجوم، عساکر موجرده
صحیفه ٢٦١ محاربة پیاده جلد پنجم را برغروپ های (٢٠) نفره و (١٢) نفره تقسیم کردند ، وغروپ ها را در زیر قوماندانی یكیك افسر كوچك تودیع نمودند. و بهريك ازين غروپها نقطهٔ که واصل شدن شان به آن لازم بود واضحاً تعیین و تثبیت کرده شده بود. قطعا تیکه بهجوام مأمور بودند، تعلیمات یگانه که از قوماندان خود گرفته بودند عبارت از تعیین نمودن همین نقطه ها بود. « تمام ده دقیقه بعد از زوال ، پیاده های ژاپان اشیای خود شان را که در پشت داشتند بر زمین گذاشته بهجوم عمومی آغاز نهادند . خط اول بيك صو لت شیرانه از خندق های خود شان بر جهیدند . قوماندانهای غروپ ها به پیش تاخته بسرعتیكه ممكن بود تا به نزدیكترین موجھای اراضی خود را رسانیده در انجا بر زمین بخوابیدند . قطعه ها بی آنکه بهیچگونه نظام و انتظام رفتار رعایت بکنند، و هر نفر مجزایکه ناممکن مرتب به نقطهٔ که رسیدن شان امر شده خود را برساند دیگر هیچ چیزی بیندیشیده آمرهای خودشان را تعقیب میکردند. بعضی ازین قطعه ها از میان کشت زار ها میگذشتند که به اینسبب رفتار آهسته تر مجبور میشدند . اما بمقابل این آهسته روی از پنهانی خود استفاده کرده بدون تهلکه خود را تا به نقطهٔ معلومه میرسانیدند . دیگر قسمهای شان با پاهای کوتاه خود تا ممكن مرتبه بسرعت دویده، نطفهٔ اراضیی باز و بی سر پناه را مرور می نمودند . « پیش رفتاری ؛ به این جهیدنهای پی همدیگر، و دم راست کردنهای مدید دوام میورزید . افراد آمرهای خودشان را تعقیب ، و آمر ها نیز ستره های پیش روی ، و گذرگاههای رسیدن را به انجا انتخاب میکردند . اکثر استقامت حرکت های خودشان را برای استفاده کردن از ستره های اراضی بچپ و راست میل میدادند و باز استقامت اولئی خود را میگرفتند .
صحیفه ٢٦٢ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم «در توقف نخستین انتظام اولئی که داشتند زایل شده بعضی غروپ‌ها خوابیده وسینه مال ، و بعضی عوارض زمین را سپر کرده ، و بعضی بدویدن پیش میشدند . غروپ‌ها حذای همدیگر را تجاوز میکردند ، ویکی دیگر خود شان راستر میکردند تا آنکه (۹۰۰) متراراضی را باینصورت قطع کرده تا بموانع فرعیه موضعهای روس خود را رسانیدند . و در انجا باز کسب انتظام ورزیدند . « در اثنای این نظام رفتار که در حقیقت هیچ نظام نبود، چیزیکه شایان دقت است همین است که مهاجمین سلاح خودشان را هیچ استعمال نکرده، یعنی هیچ تفنک نینداخته‌اند . غروپ‌های پیاده در پیش روی یکدیگر گذشته در مابین روسها و رفقای خودشان اخذ موقع میکردند . که در انحال اگر آتش میکردند به رفقای خود ضرر میرسانیدند. دیگر اینکه دشمن خودشانرا که در عقب سپرهای خودشان خزیده بودند نمیدیدند، و نشان گرفته نمیتوانستند ازینسبب‌ها همه حرکت هجوم بی استعمال سلاح بوقوع آمده يك دانه گله هم انداخته نشده بود . «وقتیکه خط نخستین مهاجمین به نصف مسافه هدف مقصود نزديك شدند خط دوم از خندك هائی که در ان بودند بر آمده، و از اراضی استفاده کرده ، ومانند خط اول حرکت کرده بر موضع دشمن هجوم نمودند و در پی آن خط سیم ، خط دوم را والی آخره تعقیب کردند آخرالامرهمهٔ خطها در حالی که شش کولمبوتی کشته‌های پی همدیگر را گذشتند، در میدان پیش روی موضع روس که صد متر مسافه بموضع دشمن مانده بود جمع آمدند . «درین اثنا افراد داوطلب ژاپانیابه بریدن دامهای سیمئی که در زیر میل‌های تفنگ روس بود مشغول شدند . و به اینصورت خزیده خزیده از میان موا قع فرعیه بکشادن راهها موفق شدند . لکن ازین دلاوران جان نشان بسیارکم
حیفه ٢٦٣ محاربه پیاده جلد پنجم مردم باز پس برفقای خود التحاق توانسته بودند. و باقی همه شان در آنراه فدای جان کردند. هنگامیکه همه شان جمع شدند حکم (برچه بك) داده شد. لمعه پاشی برچه ها که از غلاف کشیده شدند برهمه خط يك چر اغانی بوجود آوردند. باز يكبار افسرها ملجاء خودشان را ترك كرده، و (بانزای) گفته به پیش تاختند همه مهاجمین بیکباره کی بر خندقهای دشمن خود را بینداختند، تام در همین وقت شکاری های سیبریا از خندقهای محفوظ خودشان بیکبار کی برخاسته بر تمام درازی خط يك آتش جمع یکجایگی اجرا کرده، و بعد از ان بقد مهای دویدن از بغله عقب کوه فرو آمدند، و در یکنقطه باز دشمن خودشان را منتظر شدند. ژاپانها نیز در عقب آنها بتاخت فر وامده در انجا يك محاربه شدید سر نیزه در مابین شان در گرفت. ولی چون روسها دانستند که خط رجعت شان بریده میشود بر جعت قهقری به عقب کشیدن مجبور شدند. درین محاربه طوپ چیئی روس تنها بيك چند فیریکجایگی برطوپ چئی ژاپان اکتفا کرده بودند. «آمدیم بر آتش پیاده: عساکر ژاپان که در جناح راست هجوم اخذ موقع کرده بودند، خطهای روس را در زیر آتش بغلکی گرفته بودند که همین آتش هجوم مذکور را بمو فقیت منتج نمود. این هجوم برلوی غندهای (٣ و ٥) مژان به (٣٠٠٠) نفر مقتول و مجروح تمام شد .» یکی از وقایع حربیه ئیکه در هجومها پیش میاید و خیلی شایان دفتست این است که در بعضی هجومهای قطعی بسبب مزاحم عظیمه بدنیه، و مساعئی فوق العاده تعبیه وتأثرات روحیه گاهی میشود که مهاجمین سراسر از قوت وطاقت ساقط میشود. درینباب بيك مثال عجیبی که شایان تذکار است تصادف شده
صحيفه ٢٦٤ محاربه روس و جاپان جلد پنجم که آن را درینجا حکایه میکنیم : در اثنای محاربه هائیکه در (٣١) م آگست در جنوب (لیاویانغ) بوقوع میآمد یکی از غند های شکاری سیبریا از نتیجه يك هجوم شدتناکی که از طرف ژاپانیها بوقوع آمده بود از خندقهای شکاری شان براورده شده بودند. روسها بی آنکه مصادمه کنند بيك حال پریشانی و فلاکت موضع خودشان را تخلیه کرده در پشت خانه هائیکه یکقدری در عقب بود پنهان شدند. اما در انجا افسر آنها سعی و کوشش ورزیده آنها را به ایستادن ، و پس بحال انتظام رجعت دادن موفق گردید باز بر ژاپانهاکه موضع شان را ضبط کرده بود به پیش سوق نموده ژاپانها در میان آن خندقها به ۲ بدرجه بیتاب و توان افتاده بودندکه بمقابل این عودت تعرضیه روسها نه بمدافعه کردن نه فرار کردن مجال حرکت نداشتند. در حالتی که با قونداق تفنگ، وسر نیزه وتیغ وخنجر بیچاره هارا قتل میکردند، و اسیر میگرفتند باز هم هیچ تاب و طاقت نداشته از همانجائیکه بودند بر نمیخواستند .» این مثال ، بصورت بسیار واضح بما نشان میدهدکه هرگاه يك موضعی ضبط شود، میباید که در عقب آن مفرزه ئیکه آن موضع را ضبط کرده اند برای دفع کردن عودت تعرضیه محتمله دشمن بسرعت ممکنه قطعات تازه دم احتیاط فرستاده شود . از مدهشترین احوال محاربه های زمان مایکی اینست که بر يك موضع چون هجوم برده شود، و آن هجوم عقیم بماند، و در زیر آتش شدید دشمن رجعت مجبوریت دست دهد خیلی مهلك میباشد. زیرا در چنان وقت قوه معنویه مدافعین فوق العاده بالائی گرفته و اعتدال دم خودشان را بخوبی محافظه کرده چنانچه در يك میدان نشان اندازی باشد بشدت وکثافت آتش تعقیب را اجرا میکنندکه از انرو مهاجمین را بضایعات عظیمی گرفتار میارند .
صحيفه ٢٦٥ محاربه های شبانه جلد پنجم نظر بمعلوماتیكه از منابع (المان) گرفته شده چنان معلوم میشود كه ژا پانها از چنین رجعت در زیر آتش خیلی احتراز میكردند . اگر هجوم خیلی مشكل ، وغير قابل اجرا دیده میشد در نیم راه توقف كرده بحفر كردن و تا سیس دادن سپر مشغول میشدند . و برای دوباره هجوم كردن ، و یا سراسر رجعت نمودن بحلول شب انتظار میكردند . در اپریل سنة (١٩٠٤) بركید (مارتينوف) روسی در هجوم (آنچو) نیز همچنین حركت كرده بود . بركید (مارتينوف) قطعه های خود را كه بسبب بی تدبیری پیشدارنابه نزديك شهر با دشمن بمحاربه داخل شده بود، و در زیر آتش دشمن مجال حركت برای شان نمانده بود بدرجه كه زخمیهای خود شانرا نیز برداشته نمیتوانستند تقویه داده ، و جناحهای خود را حمایه كرده ، تا بشب بر محاربه دوام نمود ، و چون شب شد زخمی های خود را جمع كرده بکمال امنیت بر جعت آغاز نهاد . ( محاربه های شبانه ) بعد از محاربه های اوكتوبر كه برنهر (شاحو) بوقوع آمده بود تول غند های هر دو طرف محاربه های شبانه را خیلی زیاده استعمال كرده اند واكثر اوقات قوتهای بزرگ مانند غبرك غند ، ولوی غند بمحاربه های شبانه اشتراك كرده اند . این محاربه های شبانه یا بوقتیکه ظلمت شب بخوبی حلول میكرد ، یا بوقت غروب بوقوع می آمد . در اثنای محاربه (شاحو) بسایه يك هجوم شبانه ژاپانها در (١٤) م او كتوبر يك كندك طوپچی روس را سراسر محو كرده بودند . صورت وقوع این هجوم در يك رساله فنی حرب روس باینصورت حكایه شده است :
صحیفه ٢٦٦ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم در طرف صبح يك دمه پیدا شده بود . ستاره هایگان یگان خاموش میشد . درده پیش رو يك آتش تفنك شنیده شد . در طوپخانه های روس يك بیداری و هشیاری تمام حکمفرما بود . یکی یکبار از میان موجهای دمه پیش آمدن يك خط پدیدار گردید . سایه های که این خط را تشکیل میداد بسرعت تمام برطوپخانه ها پیش می آمد . در عقب این خط دیگر خطها پیش میشد . و لحظه بلحظه صداهای تفنك بیشتر شده میرفت . در اول امر روسها چنان پنداشتند که این آیندگان رفقای خود شانست که از پیش دشمن گریخته میآیند . از انسبب برای آنکه رفقای خودشانرا ضرر دیده نسازند بايك زاويهٔ بزرگ رمی آتش میکردند . درین اثنا خطهای شکاری دشمن از تپه فرو آمده جناح چپ یکی از طوپ خانه ها را احاطه کردند . رفته رفته مسافه کمتر شده میرفت . روسها هنوز در شبهه بودند . آخر الامر سایه ها چون بقدر (١٥٠) خطوه نزديك شدند به تحقیق پیوست که اینها ژاپون است . هماندم فیوزهای شراپنل را مجدداً تنظیم کرده بزودی تمام آتش کشادن امر کرده شد . زیرا گله رون موجود نبود . لهذا شراپنل عمقاً اجرای تأثیر نکرده ژاپانها را توقیف کرده نتوانست . قوماندان طوپچی برگد (سومه لنسکی) یکی از جمله مقتولان بود مومی الیه وقتیکه میمرد (قماها) و نشانگاه های طوپ ها را به کشیدن و گریختاندن امر نمود . طوپ ها از آتش کردن در افتادند . چونکه محاربه اسلحه جارحه آغاز کرده بود . اسپ های طوپ ها نیز همه تلف شده بودند قوماندان طوپ خانه چون تلف شدن اسپ ها را بدید ببردن طوپ ها را بشانه ها امر نمود . به اینصورت دو طوپ را تا یکچند خطوه بشانه کشیدند ، ولی همهٔ افرادیکه آنرا حامل بودند
صحیفه ٢٦٧ محاربه های شبانه جلد پنجم دند مقتول و مجروح شدند . « این است که به اینصورت قسم اعظم افسران ، وافراد ، واسپ ها تلف شده و توپ ها هم ضبط گردید ، تنها بعضی (قره ای) توپ ها از طرف روسها گریختانده شده بود . » این مسئله با این محاربه واضح شد که هر گاه پیاده بقدر (١٥٠ تا ٢٠٠) خطوه بيك توپ خانه نزديك شوند بهمه حال بر مقصد خود نایل و کامیاب می آیند . در شب (١٦) م و (١٧) م اوکتوبر، برتپه (پوتیلوف) ، و دیگر تپه هجوار آن از طرف روس ها يك هجوم شبانه اجرا شده بود؛ به این محاربه که هنوز از روز آغاز نهاده بود از هر دو طرف قوه عظيمه اشتراك كرده بود . از طرف ژا پانهالوی غند (١٠) م كاملاً ، و از طرف روسها از لوی غندهای مختلف نزديك به (٧) غنديك قوت اشتراك ورزیده است . این قطعات برسه مفرزه تقسیم شده بود . اما همه آن در زیر اداره يك قوما ندان بوده حالا نکه در ما بین این مفرزه اتحاد حرکت حاصل نشده بود . در طرف راست غبرك غند (پوتیلوف) ، در مرکز قطعات جنرال (نوو يقوف) که از (٣) غند و (٢) كندك مركب بود . در طرف چپ يك غند شکاری موجود بوده این محاربه که تفصیلات آن در جلد چارم کتاب ما مفصلاً مذکور، وبنام محاربه تپه (پوتیلوف) مشهور است یکی از مثالهای درخشان حرب روس و ژاپان را تشکیل میدهد. این محاربه بخوبی نشان داده است که در شب با قطعات بزرگ اجرا کردن هجومهای قطعی ممکن میباشد . در ین محاربه بر چه اهمیت فوق العاده خودرا بمیدان براورده است . والحاصل محاربه های شبانه برای ضبط و استیلا کردن نقطه هائیکه در روز نزديك شدن به انها ممکن نباشد چاره یگانه امکان را تأمین و تشکیل میدهد.
صحيفه ٢٦٨ محاربة روس و چاپان جلد پنجم -{ استعمال سرنيزه }- بنام دیگر ( برچه ) در تجارب حربيه هر كس در همین سعی است که همان دلایلی را پیدا کنند که اصابت نقطه نظر خودش را نشان بدهد . وازین است که المانها حرب (مانچو ری ) را در صورت عموميه برای مظفریت (تعبية آتش) مانند يك برهان قاطعی نشان دادن میخواهند. بلی درین هیچ شبهه نیست که در محاربه پیاده آتش معناً وماده قیمت بسیار گرانبهایی را مالك است . چونکه هرگاه مهاجمین از مسافات وسطی به آتش پیاده احراز تفوق نکنند احتمال موفقیت در هجوم قطعی گاهی تصور نمیشود . مع هذا این را هم تسلیم باید کرد که از محاربه سنه (١٨٥٩) سفر حرب فرانس در ایتالیا باینطرف استعمال برچه چنانچه درین حرب روس و ژاپان در یکمقیاس بزرگی بوقوع آمده در دیگر هیچ حربی واقع نشده است . بحقیقت خواه در پیشگاه ( پور آرتور ) در محاربه های قلعه و خواه در ( مانچوری ) در محاربات صحرا برچه بصورت بسیار و اسعی استعمال شده است. نظر به ایستاتیستقبهائیکه اطبا داده اند در نیممحاربه اقصای شرق درمیان زخمیها در صدی (۸۰ تابه ۸۵) از گله پیاده در صدی (۸) از گله طوپچی ، در صدی (۷) به سرنیزه زخمی موجود شده است که ازینهم معلوم میشود که برچه برابر صنف طوپچی تخریبات بعمل آورده است . بناءً علیه چنانچه بعضی کسان اعتقاد کرده اند که برچه عبارت ازيك ثقلت بی لزومی شمرده میشود، چنین نیست زیر اهنوز زمان رفع کردن و بر داشتن آن نرسیده است ، چونکه تجارب اخیره حل ایمسئله را بيك زمان
صحيفه ٢٦٩ استعمال سر نيزه بنام ديگر (برچه) جلد پنجم آينده مجهولی وا گذاشته است . در روسیه به تعلیم برچه خیلی زیاده اهمیت داده میشود . حتی عسکر پیاده در حال رفتار نیز دائما تفنگ را بحال (برچه بك) مبين دارند . اگر چه این یك احتیاط مفرط است . معهذا دريك زمان بحران انگیزی این حرکت احتیاط کارانه با وقت ضایع کردن بر چه انداختن تضمین میشود. در (٢٤)م جولایی در محاربه ( داشيجاعو) يك غند سیبریا بر قطعات ژاپانها يك هجوم مقابل اجرا کرده بودند . حال آنکه ژاپانها برای برچه انداختن وقت و فرصت نیافته بودند . همه محاربه های این حرب اخیر به اثبات رسانیده که، در وقت هجوم، برچه يك واسطه قطعی ایست که نتیجه مظفریت را تعیین میکنند . زیرا اکثر او قات طرفین مخاصمین تا بمسافه برچه بهمدیگر نزديك شده اند . و به اینصورت گلو بگلو محاربه کرده اند . چنانچه پیش ازین هم گفته شده بود که هر وقتیکه مهاجمین تابصد خطوه نزديك میشدند ، روسها بابرچه هجوم مقابل اجرا میکردند . و این هجومها اکثر منتج موفقیت هم میشد که این هجومهای مقابل ، قیمت معنویه برچه را اظهار کرده است . در حقیقت که نظر شود این يك هیچ قابل انکار نیست که ژاپانها با وجودیکه در هجومهای خود شان در خصوص شدت ومتانت ، و استحقار موت جسارت و دلاوریهای فوق الحد نشان میدادند، ولی باز هم در پیش این تهلکه برچه کردن خم میکردند . درین هم هیچ شبهه نیست که سبب اینهم قسماً از تفوق جسمانی روسها پیش میآمد . يك بر گدر روسی در تالیف خود چنین نوشته است : « برچه در دست عسکر های ما از قیمت خود هیچ چیزی ضایع نکرده است . من درینجا چیزهائیکه برای العین مشاهده کرده ام مینویسم : يك قوت
صحيفه ۲۷۰ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم عسکريه ماكه ازيك غند و (۲) كندك مركب بود در (۱۱) م اوکتو بر (اندونيوليو) نام يك قريه را بی آنكه يك گله بیندازند با هجوم سرنیزه شبانه ضبط نموده اند. و درین محاربه ژاپانها را بیشتر به (۱۵۰۰) ضایعات دو چار کرده اند. برای مثال در اینجا تنها حركت يك صوبه داری را كه به غند مذکور منسوب بود حکایه میکنیم : «غند ما ، يك دهی را كه در جبهه غرب موضع مستحکم (موكدهن) بود اشغال کرده بودند : در وقت صبح (۸) م مارچ ، ژاپانها هجوم كردند . ژاپانها بقدر (۵۰۰) متر بموضع ما نزدیك شدند، ولی در مقابل آتش بسیار شدید ماطاقت نتوانسته با ضایعات عظیمه رجعت کردند . لکن يك قسمی از انها ، یکقدری در پیش روی این ده در میان قبرستانهای کهنه چین التجا گزین شده بود. بعد از نیم ساعت ازین جهت يك آتش شدید تفنك بر ما آغاز نهاد كه این آتش، وضع ما را در زیر آتش بغلكى ميكرفت، وسبب يك برهمی و در همی بزرگی میشد. چونکه هم سبب ضایعات ما میشد هم مواصله مارا باده قطع مینمود . «لهذا اولا اگر چه با آتش جمع یکجایگی و بعد از ان با میترالیوزها برای کشیدن ژاپانها را از انجا كوشش ورزیده شد لکن ممکن نشد. زیرا انجا محل که از سه طرف با کوتهای خاك محاط بود برای ژاپانها يك ستره مکملی تشکیل مینمود. تنها جهت چارم شان بسوی غرب باز بود . «ساعت (۱۱) بود که صوبه دار (سته فانقو) برای دفع کردن ژاپان هارا ازین جا از قوماندان اجازه خواست. قوماندان غند بعد از انکه ترتیب حرکات صوبه دار را شنید اجازه داد . «صوبه دار (سته فانقو) از مفرزه خود (۶۰) نفر داو طلب جدا کرد . از همه پیشتر بر جبهه (۱۰) نفر فرستاد . این ده نفر برسینه خزیده خزیده و
صحیفه ۲۷۱ استعمال سوقیه و بنام دیگر (برچه) جلد پنجم از اراضی استفاده کرده تا به (۲۰۰) خطوه خود را به ژاپانها نزدیک کردند. و از انجا یک آتش شدید تفنگ اجرا کردند . این حال غیر منتظر نظر ژاپانها را به آنطرف جلب نمود. ژاپانها برین ده نفر که عدد قوت آنها به ایشان معلوم نبودهم آتش خودشان را توجیه نمودند. صوبه دار ازین دقیقه استفاده کر ده با (۵۰) نفر عسکر معیت خود به طرف چپ قبرستان بکمال سرعت و چابکی دویدند. و در انجا نقطه های مساعد و موافق را استیلا کردند. و يك آتش بسیار شدیدی بر ژاپانها باز کردند. درین اثنا سه نفر کشاف به صوبه دار خبر داد که در عقب قبرستان یک جا خالی خوبی موجود است که ژاپانها آنجا را نگرفته اند. هماندم صوبه دار (۲۰) نفر را در انجا فرستاد تعلیما تیکه صوبه دار به آنها داده بود این بود که در اول امر يك پولی آتش یکجابکی داده و به اینصو رت ژا پا نهارا بازی بدهند که بر زمین بخوابند، و چون خوا بیدند هماندم بهجوم برچه برانها برخیزند . اینحساب صوبه دار در ست برامد : ژاپانها به پولی (تولی) بر زمین خوا بیدند . در همان ساعت آن (۲۰) نفر بهجوم برخاستند. (۳۰) نفر دیگر قبرستانرا در زیر آتش بغلکی گرفته بودند. ازین هجوم ، ژا پا نها بحیرت افتاده بر نفریهای هجوم کننده روی خود را گردانیدند که بقوت آتش آنها را دفع کنند. در ین اثنا صوبه دار (سته قانقو ) با (۳۰) نفر همرا هان خود با بر چه بهجوم برخاست . ژاپا نهارايك پریشانی عظیم استیلا نموده فرار کردند . دیگر تولی ها ومتراليوز های روس که منتظر فرصت بودند با آتشهای شدید ژاپانها را کو بیدن گرفتند . و از (۵۰۰) نفر ژاپانها تنها (۷۰) نفرشان رهایی یافته باقی مقتول و مجروح افتادند. این محاربه که از وقت پیشین آغاز نهاده بود بساعت
صحيفه ۲۷۲ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم يك به انجام رسيد .» اين مثال هم نشان ميدهد كه يك مقصديكه بخوبی دران انديشه شده باشد ، وعزم قوی دران باشد محققست كه بموفقيت و كاميابی نتيجه پذير ميشود. (صلاحيت) يعنی اختيار داری مهمترين اسبابی كه در محاربه پياده نيز روسها را عاجز وكم زور داشته بود همين بود كه افسران كوچك شان هيچ قيمت عسكريه را مالك نبودند ، و بر خود شان هيچ اعتماد نداشتند ، وچون ژاپانها كه از خود صاحب رأی و قرار هستند آنها ازين اقتدار سراسر محروم ميباشند . وتعليم وتربيه شان بد رجه كفايت نيست. اين چنان يك نقصان عظيمیست كه تول غند روس هيچگاه بر رفع وازا له كردن آن موفق وكامياب نخواهد آمد . روسها در زمانهای بحران انگيز محاربه در اطراف افسران خود گرد آمده هر چيزیرا از آنها اميدميكنند. اينحال در فطرت قوم روس موجود است. برای عسكر روس بهمه حال يك سائق ورهبر لازمست كه باسوق وتأثير آن بيكجایی رفته بتوانند ويك كاری كرده بتوانند. اهالی روس از اهالی هر جا زياده تر جاهل ميباشند كه ازان سبب انتخاب افسران كوچك از ميان آنها يك مسئله بسيار مشكليست . در تول غند روس نظامهای بسيار كثيف استعمال كردن ، و در زير اتش دشمن در نظام بهم چسپيده قطعه ها را داشتن ، وآتش جمع و يكجايگی را بسيار استعمال كردن ، و در خصوص آتش شكاری كه در مسافات وسطيه و قريبه خيلی مؤثر است اهمال ورزيدن همگی از همين سبب است . سبب يگانه بسياری ضايعات افسران شان نيز همين است كه افسران كوچك شان بی
صحیفه ۲۷۳ شکل و منظره محاربه جدیده جلد پنجم اقتدار هستند . آمدیم بر ژاپانیها : صلاحیت، و ذکاوت افرادشان بیشتر، و تعلیم و تربیه افراد افسران كوچك شان مکملتر است . در اثنای محاربه، افسران كوچك آتش ، و شکاریها را بخوبی اداره میکردند. لہذا افسران بزرگتر بوظیفه های مهمتری که اصل نخودشان عائد بود حصر دقت کرده خودشانرا به آنقدر تهلکه نمی انداختند . و با تفرعات كوچك زمان خودشانرا ضایع نمیکردند . ( افسران كوچك عبارت از حواله دار ، كوت حواله دار ، لندك و نايك و امثال آنها که کریج بند نیستند میباشد ، و افسر از صوبه دار آغاز میکند . ) نظر بشرایط جدیده محاربه پیاده ، این صلاحیت و اختیار داری افراد و افسران كوچك از شرطهای لازم و ضروری دیده میشود . تنها قوماندا نهای کندك ئی ، بلکه قو ماندا نهای تولی ، و حتى بلوك نيز مسئولیت را بذمه گرفته بکمال صلاحیت و اختیار قرارها داده و آن قرارها را به اجرا و تطبیق کردن مجبور میباشند. بناءً عليه برای اینها نیز يك فكر تعبیوی مکمل و رو شنی لازم است . اکثر اوقات میشود که نفری نیز خود بخود بحرکت کردن مجبور میشود . بناءً عليه فکر آمر خود را بخوبی دانستن و آنرا بموقع تطبیق رسانیده توانستن لازم است . شكل و منظره محاربه جديده اول چیزیکه محاربه را باز میکند، و شکل و صورت محاربه را میبندد، همانا محاربه ( طوپچی ) ست . اگر چه در محاربه های قدیم هم وظیفه آغاز نهادن محاربه بطوپچی عائد بود ، ولی درینزمانها بسیار مدت بلکه اکثر اوقات روزها دوام میکند . گردباد های طوفان اشیای کله ها هوای نسیميرا بشدت پاره
صحيفه ٢٧٤ محاربه روس وژاپان جلد پنجم ميكند ، وغرش ماتم انگیز آن يك ولولة دوزخينی بوجود می آورد . سقوط واشتعال شرائپلها ، وطور پيلها بصفهای ابر پاره های كوچك كوچك دودهای آتشین معلوم میشود.طوپهائيكه این بارانهای بلای كينه ها را میریزاند در عقب ستره ها ئيكه بصورت بسيار ماهرانه ترتیب شده، ویا در عقب ستره های زمین، و يا تپه ها پنهان گرديده بيك حال غیر قابل رؤیت مانده اند ، اما با وجود آنهم گاه گاه شعلۀ زرد هيبت ناك، يك دهن ناری و ولقان مانند طوپها را افشا میکند اکثر اوقات انداخت انديركت استعمال کرده میشود . چونکه در خصوص تستر وتحفظ هر طوپخانه ئیکه اهمال کارانه حرکت بکند به تخریب بسیار سریعي محکوم میماند . در اثنای این محاربۀ طوپچی ها از مسافۀ (٤ تا ٦ ) كيلومتر بوقوع میآید، پياده ها در ميان استحکامها و ستره هائيكه از شب آنرا ساخته اندساکتانه و و ساكتانه انتظار میکشند. اطراف این استحکامها بادامها وشبکه های سیمی وکرگدا مها ، ونقبها مدافعه کرده شده میباشد. در حالتيکه يك چند صد هزار آدم در مقابل همدیگر میباشند يك كندك شان هم دیده نمیشود ، بصورتيكه هر گاه بطرف میدان محاربه نظر کرده شود چنان گمان میشود كه يك ميدان خالی وتنها نیست . گاه گاه يك ( بالون ) تابعی در میان طبقات هوابالا میشود که آنهم بايك سيم تلفون بزمين مربوط میباشد . در میان سبد این بالون یکدو نفر افسری دیده میشود که آنها هم بهمین سعی وکوشش هستند که مواقع طوپخانه های دشمنرا کشف کرده ترصدات خودشانرا بواسطۀ تلفون به قو ماندانها ئيكه بر زمین هستند تبلیغ کنند . بريك تپۀ مرتفع ديكريك جنرالی دیده میشود که بايك دوربين بسيار تیز بینی طرز جریان محاربه را تعقیب میکند . این جنرال بواسطه تلگراف
صحيفه ۲۷۵ شکل و منظره محاربه جديده جلد پنجم محورا ، و يا تلفون و يا بواسطة چاووشهای او امررسان بقطعات مختلفه احکام و او امر تبليغ ميكنند . در اثنای محاربه صنف سواری یعنی رساله را می بینیم که از اسپها فرو آمده ، و در عقب جناحها پنهان شده برای رفتن بيك نقطة مهلكة نالك بفرصت انتظار میکشد . هر وقتيكه یکی از طرفین مخاصه بین دید که طرف مقابلش بدرجه کافی با آتش طوپچی میده و کوبیده شده بلرزه درامد ، هادم پیاده خودرا بهجوم سوق میکنند . اما مانند محاربه های پیش ، درین محاربه های عصر حاضر آنچنان نظامهای کثیف بهم چسپیده نزديك ديده نميشود . بلكه دیده میشود که غروپهای (۱۵) نفری ، و (۲۰) نفری با فاصله های از هم دور ، و هر غروپ بحساب خود از همۀ عوارض زمین استفاده کرده از يك ستره بدیگر ستره باقدم دویدن پیش میروند . واگر زمین کوهستان ، و چقری و چقوری بسیاری داشته باشد دیده میشود که گروپهای مذکور از شیله ها، و چقوریها ، و دره ها خود را خشانیده به آنصورت به پیش رفتن کوشش میورزد. همۀ این گروپهای كوچك بي آنكه انداخت تفنگ اجرا کنند یکسر بسوی هدف مقصود يك تشبث متقارب اجرا میکنند و چون بيك مسافه کو تاهی آمدند با هجوم سرنیزه نتیجه را بدست آوردن میخواهند . اینست که این دور ، بحران انگیز ترین آوان محاربه است . طرف مدافع در ینوقت همۀ تفنگها ومترالیوزهای خود را بشدت تمام بفعالیت میاندازد . و بر مهاجمین مانند باران وجاله آتش میریزاند . در چنین وقت هیچ شبهه نیست که هر طرفیکه قوۀ معنويۀ مکملتر را مالك باشند نتيجۀ مظفریت را حاصل میکنند . در اکثر اوقات سینه بسینه کلو بگلو محار به بوقوع میآید . سر نیزه در ینوقت به اجرای وظیفه خود آغاز میکند . اکثر همچنین هجومها بشب بوقوع میآید.
صحیفہ ٢٧٦ محاربۀ روس و جاپان جلد پنجم مهاجم بسوی پیش پی هم موجهاى نفری سوق میکند ، پیشترین موجہ ها محو میشوند ، و در پیش دامها و شبکه‌های سیمی دچار توقف میشوند ، و در گرک دامها سراسر زایل و پریشان میگردند . اما بجای آنها دیگر موجہ ها میرسند ، و بر کشته ها قدم نهاده میگذرند ، و آخر الامر موضع دشمنرا ضبط میکنند . اینستکه‌ بہ اینصورت در روز تنها آتش طوپچی و گاه گاهی بصورت مستثنا هجوم پیاده واقع میشود . و چون شب شد طوپچی الزام سکوت کرده هجوم سو نیزه پیاده آغاز میکند . یعنی پیاده در صورت عمومیه در روز ها میان سپرهای خودشان استراحت گزین عافیت میبودند ، و وظیفة اصلیاً خود شانرا در شب ایفا میکردند . و طوپچی بعکس آن کار میکردند . اینستکه در صد ( ٨ ) محاربه هائیکه در اقصای شرق بوقوع آمده همین شکل ومنظره را نشان داده است . معهذا این طرز جریان محاربه بطرز ثابت و قطعی قبول نمیشود که در استقبال هم در محاربہ ھا همین حال ، و ھمین شکل، ومنظره بوقوع آید . اگر چه‌ روسها و جاپانها بواسطه آتش پیاده در خصوص حاضر کردن هجوم بصورت مکمله اهمیت نداده اند اما برای تامین موفقیت وکامیابی به اینهم اشد لزوم میباشد . ذاتاً جاپانها بسببیکه بہ اینمسئله عطف اعتبار نکرده بودند جزای آنرا بضایعات عظیمه خودشان کشیده اند، چونکه در همه هجومهای خودشان بضایمان عظيمه دچار شده اند . معهذا چنانچه پیش از ینهم گفته شده بود که بشرطیکه از اراضی بصورت مہارتکارانه استفاده شود و قتیکه بمسافه بسیار کوتاه نزدیکشدند بہجوم سر نیزہ برخاستن برای استحصال غلبه و ظفر از وایط یگانه فتح وظفر شمرده
صحيفه ۲۷۷ شکل و منظرهٔ محاربهٔ جدیده جلد پنجم میشود که اینمسئله را نیز بصورت جدی بنظر مطالعه گرفتن لازمست . تاثیر امر و قوماندهٔ آمر و قوماندان در وقت هجوم بر خط شکاری رفته رفته کمتر میشود . افسر تنها بسر خود بلوک خود را در زیر آتش اداره نمیتواند، کپتان نیز تولی خود را سوق و اداره نمیکند . تاثیر افسر در چنان وقت تنها بر همان قطعه ئیکه با خود اوست و يك كمی که در جوار اوست منحصر میماند . معهذا این افسر ما نعهٔ خود را بصورت ( مانعهٔ استقامت ) استعمال کرده نمونهٔ امتثال دیگر قطعه ها کرده میتواند . درجهٔ صلاحیت و اختیار داری افسران كوچك بيكدرجهٔ واصل شده که به افسر کلان در چنان اوقات در حرکات هیچ احتیاجی باقی نمانده است . این حسن صلاحیت ، در وقت حضر تنها به افسران كوچك نی ، بلکه به شکاریهای منفرد نیز بخوبی دانستانده و آموختانده میشود . تبلیغ اوامر در چنان هنگام باصدا اجرا کردن ممکن نمیشود . و از ینسبب قطعه های متفرقهٔ دیگر ؛ قطعهٔ استقامت افسر را مد نظر و استاد گرفته به اشارتهائیکه بدست ، یا بشمشیر میدهد بحرکت کردن عادت گرفته میباشند . سوق و اداره کردن احتیاطها از اول خیلی مشکلتر شده است . در بخصوص از همه عوارض زمین استفاده کردن از واجبات شمرده میشود . این است افکار و قواعد عمومیه ئیکه الیوم در تول غند های اوروپا در باب محاربهٔ پیاده جاری و حکمفر ما میباشد . در ختام این بحث خود از اصول ماهرانهٔ هجوم يك قطعهٔ پیادهٔ تول غند جنرال ( نوژی ) که بر يك توپخانه اجرا کرده ذکر و بیان مینمائیم : قطعاتی که بر هجوم مأمور بودند روهای شان بسوی هدف متوجه بود، و بر بعضی قطارها تقسیم ، و هر يك ازین قطار ها پنج پنج نفر شده یکی در عقب دیگر در کشیده شده بودند . این قطار ها برای استفاده کردن از اراضی خزیده خزیده پیش میرفتند
صحيفه ۲۷۸ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم که روسها آنرا (قطارهای مار پیچ) نام نهاده بودند . بحقیقت که همچنین هم بود زیرا چنانچه مار حلقه های خود را پی همدیگر نشان میدهد این قطارهای به هم در کشیده گیهای پنج نفری خود را همچنان پی همدیگر بدشمن نمودار میکردند. بمجردیکه اشارت داده میشد در کشیده کشی پنج نفری اول بقد مهای دویدن بقدر (۳۰) خطوه به پیش تاخته در انجا بزمین میخوابید ، و بهمین صورت هر در کشیده کی پی همدیگر همین مانوره را اجرا میکردند . و بعد از انکه در کشیدگی آخری به آنها ملاقی میشد قطارها باز بعین صورت بسوی پیش يك حرکت مار آسای نوی اجرا میکردند . و تا بوقتیکه بهمین صورت بيك مسافه کوتاهی میرسیدند به تضییق احتیاطها که از عقب میرسیدند بهجوم آغاز مینها دند . بزرگترین فائده این هجوم که روسها آنرا به (طرز هجوم نوژی آسا) توصیف کرده اند این استکه به آتش دشمن یکهدف بزرگی تشکیل نمیدادند . چونکه تنها پنج پنج نفر به آتش دشمن معروض میشدند که طو پخانه دشمن بر چنین افرادیکه عمق آن کم و كو چك بود بيك صورت مؤثر آتش کرده نمیتوانستند . ازین ملاحظات این چند فواید ذیل استخراج وتظاهر میکند : ۱) يك موضعیكه خوب مدافعه شده باشد برای ضبط کردن آن تنها آتش کافی نیست . بلكه يك تعرضیكه بکمال عزم و شدت تابه صفحه آخر ینی که استعمال سر نیزه را ایجاب میکند اجرا کردن لازم است که این تعرض قوه تدافعیه دشمنرا کلی ابطال کرده میتواند . ۲) خطهای شکاری که متصل ، و منتظم ، و کثیف باشد در داخل منزل مؤثر انداخت طوپچی ، یعنی از (۳۵۰۰) متر بضایعات بسیار مدهشی گر فتار می آیند .
صحيفه ۲۷۹ شکل و منظره محاربه جدیده جلد پنجم ۳) در نظام بهم نزديك ، قطعات در داخل انخسافه بشرطیکه محفوظ با شند ، محافظه موجودیت کرده میتوانند . ٤) با جزوتامهای قوتناك يا (بلوكها) حركات جبهيدن غير ممكن است . ٥) هرگاه خطهای شکاری کمتر کثیف استعمال شود ، و از اراضی بخوبی استفاده کرده شود مهاجمین دایماً بموضع دشمن بحرکت کردن ، و برای هجوم بردن در يك مسافة كوتاه مجمع کردن قوای کافیه موفق میشود . ٦) در مسافه های كوچك ، برای حرکت کردن به پیش حاصل کردن تفوق آتش را بیشتر شرط الزم است . ۷) بعد از انکه این تفوق آتش حاصل شد از همه موضعها ئیکه برای انداخت مساعد و موافق باشد يك آتش شدتنا كى اجرا کرده شود که به اینصورت محافظه تفوق آتش ممکن شود ، و اینهم بصرف کردن جبخانه بسیاری موقوفست . ۸) در مسافات بسیار نزديك شكار بها بسببی كه بيك حال فوق العاده عصبئی گرفتار می آیند از انرو برغم قواعد نظریه صحت انداخت در مسافه هاز ایل و ضایعات بسیار کم میشود . ۹) در مقابل این اسلحهٔ جدیدۀ مكمله اجراشدن يك هجوميكه بموفقيت نتیجه پذیر گردد اگرچه سبب ضایعات عظیمه میشود ، ولی از قدیم الایام به اینطرف ممكن الاجراست در هر صحیفه تاریخ حرب تعبيه تعرض دايما قیمت و شرف شمشمه بار خود را محافظه کرده آمده است . ۱۰) يك جزوتامى كه يك جبهه واسع را فرا گیرد ، هم ضایعات را کم میکند و هم قوة معنویه را محافظه میکند .
صحیفه ۲۸۰ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم ( یگانگی در کوششها و حکمها ) صنوف مختلفه عسکریه در خصوص اشتراك حركت ، و یگانگی سعی غیرت بیکدیگر خود بدرجه فوق العاده محتاج میباشند . اما این احتیاج علی الخصوص برای صنفهای پیاده ، و طوپچی اشد لازم غیر فارق ، و ضامن فتح و ظفر است . لازم بودن حرکت وفاق و اتحاد در مابین پیاده و طوپچی در هیچوقت انکار نشده بود ، اما امروزه روز بدرجه ثبوت و صراحت قطعی رسید ، و از هرگونه ابهام و اغلاق آزاد شد . چونکه طوپچی برای پیاده بمحاربه آغاز میکند ، و از کله نخستینیکه می اندازد تا به کله آخرین خود در هر آن و هر زمان تنها مظهریت پیاده را می اندیشد و سوق کردن آنرا بمنزل مقصودش تفکر میکند . در محاربات گذشته نیز پیاده و طوپچی از اول تا به آخر کوشش شان کم و بیش برای يك كار و يك مقصد بود . اما باز هم به این درجه نبود. چونکه تا بحال طرز محاربه طوپچی و پیاده را از یکدیگر شان تا یکدرجه جدا و فرق دار تصویر و تحریر میکردند ، و در تعلیمنامه ها چنین مینوشتند که : طوپچی از همه اولتر با طوپچی دشمن بمجادله میگراید، و درین مجادله به استحصال تفوق وحاکمیت سعی و غیرت میورزد، و بعد از ان آزادانه به پیاده خود بمعاونت کوشش میکند . این است که تا بحال این فکر و تصور بنای مطالعات کتابهای تعبیه ، و تعلیمنامه ها را تشکیل مینمود . حالا آنکه بعد ازین محاربه ژاپان این صورت تفریق اهمیت و اعتبار خود را غایب کرده وظیفه یگانه طوپچی عبارت از معاونت کردن ، و استناد شدن پیاده
صحيفه ۲۸۱ يگانگی درکوششها وحکمها جلد پنجم مانده است ، و بجز همین وظیفه دیگر وظیفه به او داده نشده است . فتح وظفر اساساً به پیاده ، وبحرکات وموفقیات آن وابسته میباشد. صنف پیاده در حرب چنان يك صنف مهیبیستکه بزرگترین تأثیرها را او بحصول میاورد ، و به بزرگترین تلفات او معروض میشود، و در هر گونه کارهای تعرض ومدافعه او مأمور است . و در شب وروز در هر گونه اراضی پوشیده و باز بيك چستی و چالاکی بزرگی به اجرای حرکت او مستعد ومقتدر است. چنا نچه قبل ازینهم گفته شده بود که در صدی (۸۰) تا (۸۵) تلفات وضایعات از کله پیاده ، و درصدی (۷) از سر نیزه او بعمل می آید. بناء علیه ازینهم معلوم میشود که تلفات عمومیه در صدی (۹۰) از طرف صنف پیاده بروی کار می آید . پس گفته میشود که ژاپانها مظفریت خودشانرا محض بسایه پیاده های متین وفعال جوال خود شان بدست آورده اند . لهذا در یکنظر دانسته میشود که نظر به این زبدۀ اوصافیکه در حق صنف پیاده عرض کردیم سر مایۀ افتخار صنف طوپچی همین است که به این صنف برگزیده که از جهت آتش نظر به پیاده اقتدار بزرگتر را مالك است معاونت جدیه و حقیقیه برسا ند . در محاربات گذشته سوء نتایجیکه از استعمال تاثیرات منفرد ومتفرق پیاده وطوپچی بعمل آمده است بسیار دیده شده است . در محاربۀ (پگونه) رو سها به این خطا بسیار جانها فدا کرده اند . رو سها چهار روز بالا فاصله موضعهای عثمانی را با آتش شدينك طوپچی خود کوبیدند . بعدازآن پیادۀ خودرا بحرکت پیشرفتاری سوق کردند . در اثنای آتش طوپچی که تنها بسر خود اجرای تأثیر میکرد عساکر عثمانی از خندقهای موضع خودشان خود شانرا کشیده هیچ متأثر نشده اند ، و بعدازانکه طوپچی سکوت نموده پیادۀ
صحیفه ۲۸۲ محاربه روس و جاپان جلد پنجم روس پیش آمده است هماندم باز عساکر عثمانی بموضع های اصلئی خودشان در ا مده به آتش بسیار شدتناکی عساکر روس را بحال پریشانی بر جعت مجبور کر ده اند ، و به اینصورت همه هجومهای شانرا عقیم گذاشته اند . در اثنای حرب (انگلیز و بور) که انگلیز بعدم کامیابیهای مختلف و بسیاری دو چار شده اند همه از همین بی آهنگیی که در مابین یگانگی کوشش طوپ چی و پیاده شان بود بوقوع آمده است . انگلیز ها چنان خیال میکردند که باطوپ های بزرگ چاپ بسیار خود از دور آتش بسیار شدیدی اجرا کرده بوئر ها را بيك حالی در ارند که در موضعهای خود ایستاده باقی نتوانند ، و بعد از ان بکمال آ سوده گی پیاده های شان دستهای خودشان را جنبانیده ، و موزیکا نواخته به موضع های شان در ایند . چنانچه در محاربه های میدان (قوله نزو) و (ماکارس قونتین ) پیش از تعرض پیاده انگلیز ها از طرف طوپ های بزرگ چاپ کشتئی خود دور وز متمادیاً بومباردمان اجرا کردند . اما قسم اعظم این طوپ ها بر مو ضعهای خالی و تنهائیکه یکدانه ( بوئر) در ان نبود کله انداختند که بالطبع ازین بو مباردمان مدهش هيچ يك نتیجه حاصل نشده بود . لهذا یگانه مقصد از آتش طوپ چی همین است که در اثنای بومباردمان پیاده خود را نیز متصل به پیش براند و موضع دشمن را بقوت پیاده ضبط کند، وطو پچی دشمنرا به هویدا کردن مجبور گرداند . پیاده وقتی که به پیشرفتاری آغاز کند از طوپچیی خود به معاونت دیدن و استناد یافتن مجبور است . این استناد و معاونت علی الخصوص در تعرضهائیکه بر موضعهای مستحکم صحرا اجرا کرده میشود خیلی لازم وقیمتدار است در چنین جاها کله های تخریب خیلی ضرور والزم است در طوپ چئی صحرای روس فقدان و نایابی این مالزمه حربیه خیلی تلخکامیها به آنها چشانیده است.
صحیفه ۲۸۳ یگانگی در کوششها و حکمها جلد پنجم جنرال (اوقو) در باب یگانگی سعی و کوشش صنوف مختلف عسکریه خود، پیش از محاربه میدان (موکده ن) به تول غند خود در اوامر یومیه خفیه از قرار ذیل شرح و بیان نموده است : «آتش طوپ چی برای حاضر ساختن هجوم بالطبع بهترین واسطه هاست؛ اما اگرچه طوپهای بزرگ چاپ هم استعمال بشود تا پیاده به پیشرفتاری آغاز نکند بر موضعهای دشمن از گله بارانیدن هیچ نتیجه حاصل نمیشود. اگر هنوز زمان حرکت نرسیده باشد طوپ چی میباید که برای آغاز کردن به آتش بزمان حرکت پیاده انتظار بکشد. پیاده بهر صورتی که باشد باید به پیش برود، و با این پیشرفتاری پیاده آتش طوپ چی هم آهنگ باید شود.» این سخنها الیوم از قواعد اساسیه تعلیم نامه های آخرین فن تعبیه، میباشد. حاضر کردن حرکت پیش رفتاری ، و هجوم اکثر اوقات بسیار مدت دوام میورزد . بر تمام بودن ، و بکملیت حاضر شدن هیچ وقت امنیت کامله حاصل نمیشود. در باب درجه تأثیر و موفقیتی که استحصال شده باشد بازی خوردن بسیار محتمل میباشد، و هم در عین احتیاج دفعه طرف مدافعین با قطعات پیاده و یا طوپچی تقویت یافتن شان نیز ممکن الوقوع است. بناءً علیه طوپ چی میباید که که مشکلات، و مقاومت طرف دشمن را که بوقوع آوردن آن محتمل است دایما در نظر دقت گرفته برای محافظه کردن حرکت رجعیه پیاده خود حاضر باید بود. در بعضی هجومهائیکه بر (پور آرتور) اجرا کرده شده است ، طوپچی ژاپان تا بوقتیکه پیاده شان بخندقهای استحکام دشمن میدر آمدند بر آتش دوام ورزیده است . معهذا در صورت عمومیه قاعده همین است که در مابین دو پیاده تا بوقتیکه (۳۰۰ یا ٤٠٠) متر حاصل بشود اجرا کردن آتش طوپچی ممکن میشود. بعد از انوقت، طوپچی آتش خود را بر عقب ها تمدید کرده قوای
صحیفه ٢٨٤ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم جدیده را که برای مدافعین درآمدن باشد میده کند، و یا آنکه اگر رجعت دشمن بوقوع آید بمشکلات وتلفات دو چار سازند . اما اینرا هم باید دانست که این رقم ( ٣٠٠٠ یا ٤٠٠ ) متر که گفته شد عبارت از يك قواعد نظری میباشد . حالا تکه طوپچی را باید خوب تعلیم و تربیه کنند ، و بکمال اعتنا عادت بدهند که از سر پیاده خود بکمال سکونت و اعتدال دم تا هر قدر مسافه ئیکه ممکن باشد اجرا کرده بتواند . محاربه ( سی هون هان ) که در ( ١٩ ) م جولائی بوقوع آمده بود برای اینگونه آتش يك مثال بسیار مقنعی تشکیل داده است : پیاده ژاپان بعد از آنكه يك حاضری بسیار جدی و دقةنا کی اجرا کرده شد بيك متانت و شدت بسیار پر قوت و عزمی هجوم نمود . و بسبی که در آوان هجوم طوپچی آتش خود را منقطع نمود با وجودیکه هجوم را چار بار تکرار کردند باز هم به ناکامیابی منجر گردید . فائده اشتراك کوشش طوپچی با پیاده در حال مدافعه بیشتر عیاناً دیده میشود . محاصره پورت آرتور در بخصوص با مثالهای بیشماری مالا مال است . و در محاربه های میدان ( ليا ئو يانغ ، شا حو ، موكده ن ) این حقیقت به بسی وقایع مؤکده تائید شده است . بالمقابله پیاده نیز وقایه و حمایه فوق العاده به پیاده میرساند . در ینمحاربه روس و ژاپان از ینگونه مثالها نیز بسیار دیده شده است . از جمله در محاربه ( ليا ئو يا نغ ( طوپخانه روس بسبب عدم معاونت و اشتراك پياده به آتش و هجوم پیاده ژاپان دو چار آمده محو شده است . در (١٤) م اوکتوبركندك طوپچی ( سمولنسکی ) که بر ( شا حو ) بود نیز بهمین سبب همه موجود خود را غائب کرده است .
صحیفه ۲۸۵ یگانگی در کوششها و حکمها جلد پنجم این محاربه ژاپان تاثیرات اسلحه موجوده جدیده را که بچه درجه مدهش اند بخوبی تصویر و تجسم نموده طرفین محاربین را بمصادمه های شبانه سوق نموده است قوتها ئیکه به این مصادمه ها اشتراك ورزیده اند از مقداریکه تاحال قبول شده بود و دیده شده بود افزونی گرفته است . به غيرك غندها، ولوی غند ها . حتی به قطعات بزرگتر ازان بالغ شده است . این کیفیت به سر نیزه سر از نو اهمیت فوق العاده بخشیده . روسها برای اجرای محاربات شب بدرجه کافی حاضر نبودن خود را اعتراف کرده اند و در طرف ژاپانها مکملتر بودن این حاضریهای محاربات شبانه را تصدیق کرده اند . صنف سواری در یحرب از اسپ خود بخوبی استفاده نکرده اند . اگر چه در باب حمايه جناحها . و ارتباط اقسام متفرق و بعید تول غند را بیکدیکر در اوایل محاربه تا یکدرجه خدمت شان سبقت ورزیده ، ولی در ماههای فبروری و مارچ و محاربه ( موکده ن ) در المخصوص نيز يك فائده مستحسنه شان دیده نشده . آمدم بر خدمت کشف که یگانه مقصد از سواری هانست نیز بیکاره گی که از سواری دیده شده شایان حیرت است. سواری از حادثات سوق الجيش بدرجه بخبری غفلت نشان داده است . مرور تول غند ( قور وکی ) ازنهر ( تايچه ) ، رفتار تول غند (نوژی) ، و ایضاً حرکات احاطه تول غند(نوژی) يك چیزهای بود که روسها ازان هیچ خبردار نشده اند . اما این وقایع صنف سواری را از قیمت حقیقه آن نینداخته است . بلکه قیمت سواریرا اعلا ، وسواری بیکاره بی قیمت را بدرجه سفليت تنزيل و اسقاط کرده است . اسباب این بی قیمتی سواری روس رادر نقصان تربیه و تعلیم وقوف و عرفان قازاقها که موجود اصلی سواری را تشکیل داده بود
صحیفه ٢٨٦ محاربة روس و ژاپان جلد پنجم باید جستجو نمود. صنف سواری تیکه مانند برق جوال باشد، و تربیه و عرفان عسکری آن مکمل بود، و مانند صاعقه صفهای دشمنرا بدراند، و بسرعت تلگراف از احوال دشمن خبر برساند خيلی يك صنف مدهش و خوف انگیز یست. علی الخصوص تأثیر معنوی که از هیبت وصولت خود در دلهامی اندازد جداً عظیم است. در (١٠) مارچ قافله های روس که در رفاقت يك طوپخانه رجعت میکردند بهجوم دوطوپ سواری ژاپان دو چار آمده بودند. طوپخانه يك دو گله انداخته توانسته دران واحد سواری ژاپان قافلۀ عسکر روس را با طوپخانه برهم و در هم نمود. این حادثه نیز مثال بسیار در خشانيستکه سواری در وقت رجعت بردشمن چگونه تأثیرات مدهشی اجرا میکند. مارشال (اویاما) بسببیکه برای عقب گیری دشمن بمقدار مکمل سواریرا مالك نبود با وجود اعتدال دمیکه داشت بدفعات اظهار تأسفات بیشمار کرده است. خلاصته باز تکرار کنیم که حرب اقصای شرق بخوبی اظهار و اثبات کرده است که سواری بی تعلیم و تربیه هیچ خدمت کرده نمیتواند. ووظایف سواری بسیار دقیق ومشكل يك کاريست. وبسایۀ استعمال حرکت خود که اسپ سوار باشد، و هم پیاده باشد وظایف سوق الجیشیه بسیار مهمیرا بجامی آرد. محاربة روس و ژاپان بصراحت و قطعیت تمام اثبات کرد که در مابین صنف های مختلف ارتباط و اشتراك خيلی لابد و لازم است. خدمت ارتباط در نزد روسها بدرجۀ لازمی و ضروری موجود نبود، حتی نقلها و روایتها ی افسران خودشان هم چنین است. بسیار بار ها شده که يك قطعۀ سواری رايك قطعۀ پیاده که در نزديك
صحیفه ۲۸۷ یگانگی درکوششها، وحکمها جلد پنجم آن بوده بمعاونت خودطلب کرده وسواری در آنجا، وجود نبوده، گاهی شده که پیاده از طوپخانه ئیکه در جوار او بوده خبرنبوده، ورجعت کرده است، وطوپخانه را بدست دشمن ترک کرده بدررفته است. اکثرخبر هاوامرها درراه غائب شده وبجاهای لازمی آن نرسیده، ویاخیلی دیررسیده. والحا صل یکی ازافسران ارکانهای حرب روس که مجروحاً بمملکت خودبرگشته بود در (پترسبورغ) يك قونفرانسى داده بلسان بسيارپرتاثیری فریادزنان کگفته است : «بسببی که از قطعات معیت ما خبر نمی آمد هیئت ارکان حربیه در اثنای محاربه از وضعیت حرب درميان يك ظلمت بیخبری ومجهولیت مانده بودند .» بحقیقت که این سخن افسرارکان حرب خیلی شایان حيرت وتأسف است حقایق حرب نشان میدهد که هرگاه درباب مانوره ها در وقت حضر بصورت مخصوصه عطف نظر کرده نشود، درزمان حرب ناگواری ها وتلخ کامیهای فراموش کاریهای ارتباط وغیره آن را میکشد. همه مخبرینی که در تول غندژاپان بودند میگویند که کیفیت ارتباط و اشتراك در تول غند ژاپان به بسیار دقت واهمیت به آن اعتنا کرده میشد. در مابین صنف های مختلف، و قطعه های مجاوروفاق وارتباط در صورت عمومیه خیلی اساسدار بود . خواه در اثنای رفتار، وخواه در اثنای محاربه بکمال استعجال تلگراف و تلفون تأسيس كرده قرارگاههای قوماندانها بایكديگر ربط کرده میشد . على الخصوص بیرق های اشارت و دیگر گونه اسباب های اشارتى آنقدر بسيار استعمال ميشد كه حدونهایت نداشت . این کیفیت ارتباط که نتایج آن بسیار اهم است هرگاه در هر کس فکر تعبیه موجودباشد ، وهرکس احتیاج یکدیگر خود را بداند در آنوقت بیشتر فوائدو
صحیفه ۲۸۸ محاربهٔ روس و ژاپان جلد پنجم محسنات میرساند. در حرب حاضر بسی مثالهای هجوم موجود است که حقیقتاً بشدت، و فدا کاری بسیار بزرگی تا به نهایت بران دوام ورزیده شده، ولی در آن بحران بسببی که با دیگر قوت تقویه نشده به ناکامیابی منجر شده است. در (وافاقو) در بعضی نقاط پیاده های روس با وجود یکه مخندگهای شکاری ژاپان بقدر (۳۰) خطوه نزدیکشده توانسته است اما بسببی که بادیگر قوت تقویه نشده بود در هجوم آخرتی خود موفق و کامیاب نیامده اند. لزوم احتیاط – احتیاط برای نتیجهٔ موفقیت ها از لوازمات ضروریهٔ حربیه دیده میشود. تعرضی که بر یک جناح دشمن اجرا کرده شود بقوت احتیاطیه ادعا کرده میشود. در (٢٦)م آگست در محاربهٔ (لیائویانغ) حرکت غند (زاراسق) روس درینباب يك مثال بسيار رعنايى تشکیل میدهد. برکد (مارتینف) حرکت موفقیت کارانه غند خود را به اینصورت بیان و حکایه میکند: « در (٢٥)م آگست، از قوماندان بزرگ امر مانع شدن حرکت احاطهٔ ژاپان هارا در جناح راست مفرزه شرق توجیه و اجرا شده بود گرفتم. مقر زه من عبارت از يك غند پیاده ويك طوپ خانه طوپ چی ويك طوپ سواری بود. « در نیمشب وقتیکه قمر طلوع میکرد از (چوفانتون) حرکت کردم. و از دره که در مابین (چوفانتون) و (آیداغو) بود بيك رفتار بسیار زحمت ناکی که حتی طوپ های خود را نیز با پیاده میکشیدیم گذشته بطلوع صبح بوادی ئیکه به (قوفینتسه) فرومی آمد رسیدیم. درین آوان از استقامت جنوب غربی صدا های طوپ شنیده میشد.
صحیفه ۲۸۹ یگانگی در کوششها، و حکمها جلد پنجم در وسط راه (سیانساندی) و (چاندا اوپو) به قزاقهای (غره قوف) برا بر آمدم. از يك افسر این قزاقها این خبر را گرفتم که ژاپانها بکمال جدیت بر جناح راست مفروزه شرق ما بر حرکات احاطه دوام میورزند، و اگر چه بعضی قطعات پیاده بمقابل آنها فرستاده شده ولی هیچ فایده نکرده است. ه براستی که از انطرف يك ولوله شدید آتش تفنك هم شنیده میشد . وقتی که این خبر را گرفتم برین قرار دادم که در پهلوی حرکت احاطه دشمن خودرا بیندازم . و بنابرین مقصد استقامت ( پاوشوغو) را گرفتم . ه در حالتی که از هر طرف خود با کشاف ها محاط بودیم از يك چقورئی واسع سیل برده کی راه میزدیم . غند پیاده و طرب سواری به اینصورت به جهت شرقی ده واصل شده تپه که در عقب آن بودیم از طرف قطعات مفرزه (غره قوف) اشغال شده بود . طوپ خانه ما از چقورئی سیل برده کی گذشته نتوانست . منهم آن را در زیر حمایه نیم طوپ به پس فرستادن مجبور شدم . خودم بر تپه بالا برامده و وضعیت محاربه را دیدم . ژاپانها بحال يك خط درازی جناح راست مفروزه شرق ما را تیر شده بودند. در مقابل آنها بجز یکچند قطعه پیاده بی اهمیتی دگر کسی نمانده بود. درینوقت هر دو طرف یعنی روسها و ژاپانها در وادی شرق ( یاوشوغو) بودند . یعنی جبهه قطعات ژاپان بر جبهه مفرزه شرق ما عمود افتاده بود . ه فکر کردم که پناگهان پیدا شدن ما ازین جهت البته ژاپانها را بيك تلاش و اضطراب میاندازد . لهذا ازین فکر خود استفاده کردن خواستم . و هم برین قرار دادم که تنها بمقاومت کردن و مانع شدن حرکت احاطه ژاپانها کفا یت نکرده بيك تعرض شد تنا کی قیام نمایم . ه سه كندك خود را بر خط نخستین تعیین کرده يك كندك را در احتیاط گذا
صحیفه ۲۹۰ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم شتم . مفرزه کشف خود را بجهت ضرب وادی (پاوشوغو) فرستادم . طرب سواری نوا برستر کردن عقب خود امر نمودم . بعد از انکه این کار ها تمام شد ، تقریباً بساعت (۱۱) به پیش رفتاری آغاز نهادم ، و خط بالای تپه را که ما راستر کرده بود در گذشتم ، و بکمال سرعت برجناح دشمن بيك تعرض شدیدی حمله بردم . «ژاپانها ازین ظهور ناگهانی غیر منتظر مامتحیر مانده بسرعت تمام منتهاهای جناح چپ خود را پس کشیدند ، و برپایه نخستین خودشان استناد داده به تشکیل دادن (قولتوق) تشبث کردند . اما تعرض بلافاصلۀ شدت ناك كندك های ما ژاپانها را از ان پایه بلکه دو سه پایۀ دیگر نیز به بر کندن و پس انداختن موفق میشد . « درین وقت ، مفرزه کشف غند (زارایسیق) و مفرزۀ کشف غند نشان انداز (۱۲)م از بغلۀ غرب وادی بالابرامده ژاپانها را بزیر آتش جناح چپ کر فتند . و از یکطرف دیگر طرب های مختلف غند (۱۲)م نیز بر تپه های شرق برآمده از جناح راست نیز برژاپانها به آتش آغاز نهادند . « ژاپانهانه باین آتش شدید ما از جناحهای خودمتأثر شدند ، و ازجبهۀ خود نیز باآتش غند(زارایسیق)در زیر تضییق درامدند تاب آور مقاومت نشده بعد از کمی تیت و پرک شده بفرار رو نهادند . ما هم متصل به آتش بسیار شدید آنها را تعقیب میکردیم . « نشه و نشاط عسکر ما بدرجۀ فوق العاده بود . درین اثنادیدم که كندك احتياط من به این حرکت عمومی گرویده شده بخط پیش نخستین التحاق نموده ازین مسئله به اندیشه افتاده هماندم پنج طربی که جناح راست مفرزۀ مرا تشکیل داده بودجمع کرده سر از نويك احتياطی تشکیل دادم زیرا ترسیدم که
صحیفه ۲۹۱ یگانگی در کوششها ، و حکمها جلد پنجم قطعات تازه دم دشمن از جبهۀ غربی ظهور نکند، و یکی یکباريك عکس عمل بظهور نرسد . « به اینصورت همه جناحهای ژاپانها که به احاطه مامور بودند بقوت غند ما وغند (زارایسیق) بعقب رانده شدند . غند مادیگر قطارهای دشمن را که در دیگر طرف راه (طاشیغو) دیده بودند در زیر آتش شدت تاکی به مبده کردن دوام نموده تابوقتی که تاریکی شب جهان را فرا میگرفت در (تاشیغو) بماندند. وقتیکه شب سراسر حاول نمودهمه غند را گرفته به (یاوشوغو) بردم، و در آنجا برای بجا آوردن وظیفۀ خود که عبارت از منع نمودن حرکت احاطۀ دشمن و جناح راست مفوزۀ شرق خودمان راست و تامین کردن بود منتظر شدم. « در نیمحار به غند ما (۳) افسر ، و (۱۳۵) نفر تلفات داده بود. ژاپانها در میدان محاربه بسیار تلفات داده بودند. حتی در بعضی چقوریها کشتههای شان بر روی همدیگر خرمن شده افتاده بودند . « سبب یگانۀ این کم تلفاتی ما ، و پیش تلفاتی ژاپانها ازین بود که تعرض ما غیر منتظر و ناگهانی بوقوع آمد . و بر جناح دشمن موافق يك استقامت تعرض انتخاب کردیم، وسبب کلی این بودکه درعقب جناح ژاپان احتیاط کافی موجود نبود . « برای دانستن درجۀ قوت آتش خود ماهین کافیست که درهمین روز محاربه و روز دیگر آن تنها غند (زارایسیق) (۱۵۸۲۰۰) کارتوس سوختانده بودند.» این حکایۀ برکد (مارتینوف) سراسر از استفاده ها مملو ست. بزرگترین خطا هائیکه درطرف ژاپانها دیده میشود این است که در عقب جناح خط اول خود احتیاط نگذاشته اند . این خطا در پیش يك حادثۀ غیر منتظر نتیجۀ
صحيفه ۲۹۲ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم حرکت نتوانستن را تولید نمود . و دیگر اینکه در جناحهای مهلکه ناك خود سواری نیز نگذاشته بودند که آنهم موجب حاضر کردن این نتیجه شایان دقت گردید . از حرکات روسها میبینم که یکقطعه تازه دمیکه در يك جناح بازویی حمايه دشمن بنا گهانی ظهور کند، و از اراضی بصورت ماهرانه استفاده کند بر استحصال چسان نتیجه قطعی مقتدر میشود . پرگد (مارتینوف) در باب احتیاط نیز خیلی عاقلانه اندیشیده چونکه اول احتیاج قطعی خود را به احتیاط بخوبی اندیشیده برای مبادا احتیاط جدا کرده، و چون آن احتیاط از دستش بر آمده هماندم در اثنای حرب يك احتیاط دیگر تشکیل داده است . اینهم ظاهر میشود که در عین اراضی جزو نامهای مختلفی که حرکت میکنند هر گاه در مابین شان وفاق و ارتباط باشد، و یکی بدیگر معاونت و اشتراك سعی و غیرت برساند چقدر اهمیت حربیه را بالا میکند . موجود نبودن احتیاط برای ژاپانها درینمحاربه موجب فلاکت گردید. زیرا بعد ازین مشکلات عظیمه ئیکه در باب حرکت احاطه اجرا کردند و معناً و ماده مانده و خسته شده افتادند بمقابل يك تعرض مقابل مجز احتیاط تازه دم دگر چیزی نبود که ایشانرا در موضعهایی که بجان کنیها بدست آورده بودند ثابت و محکم بتواند . اگر در عقب يك احتیاط مکمل موجود میبود به تقویه آن احتیاط باز عساکر رجعت کننده خود را به يك موجه اراضی محکم کرده بهجوم سوق و شوق پیدا میتوانستند . ( قطع محاربه ) کیفیت قطع محاربه که در صورت عمومیه خیلی نازك يك كيفيتی شمرده
صحیفه ۲۹۳ اهمیت وحدت در افسری جلد پنجم میشود ، اما هرگاه در میان قطعات انتظام غائب نشده باشد ، وبسیار متأثر و مانده هم نشده باشند در چنان زمانها می بینیم که این کیفیت به آسانی اجرا شده میتواند . چنانچه در محاربه های (سی هوهان) و (په ن سهیو ) ، و (شا حو) مثالهای بسیاری در باب این کیفیت در حرکات رجعیه موجود است . برای بریده توانستن محاربه را به آسانی در اول امر بحمایۀ يك توپچی احتیاج دارد لذا از اول در عقب بيك موضع حمایه جابجا کرده شود . و هم بحمایه کردن قدمه های مختلف که مشترکاً یکدیگر خود شانرا محافظه کنند نیز عین نتیجه حاصل میشود . در بدایت حرب روسها بریدن محاربه را یعنی باختیار خود محاربه را بریده کار رجعت کردنرا نمیدانستند ، و نمیتوانستند اینحال بسیار بار هاسبب تلفات عظیم شان گردیده بود . در (یالو) و (وافا نفو) تلفات عظیمۀ شان مثا لهای واضح این است . این خطاها قسماً ازین پیش آمده که امر رجعت بر طبع شان گوارا نمی آمد که اینهم يك حس غیر معقولست . جنرال (شتا کلبرغ) در باب محاربۀ (وافا نفو) راپوری که نوشته دران راپور خود صراحتاً بیان شکایت کرده است که بعضی غندها امر رجعت را اجرا نکرده اند . اما روسها که ازین رجعت معقوله امتناع کرده اند نتیجۀ آن برای شان بسیار وخیم گردیده است زیرا با تلفات عظیمه ومدهشه شکست فاحش خورده اند . (اهمیت وحدت در افسری) هنگامیکه احتیاطها بمحاربه داخل شوند وعلى الخصوص که مصادمه روزها روزها دوام بکندار تباط تعبیوی در میان جزو تامها برهم میخورد.
صحيفه ٢٩٤ محاربه روس و جاپان جلد پنجم وقطعاتیکه برای يك حركت اشتراك میورزند عبارت از قطعات جزوتامهای مختلف میباشد . پس در چنین حالات اگرچه از طرف قوماندان يك سررشته تنظیم هم نشده باشد لازم چنانست که هرکس بسعی ذاتی خود كوشش ورزند كه بيك قوماندانی تابع شوند . قوماندان های معیت در چنین اوقات خود بخود در زیر قوماندانى يك افسر بزرگ که نزدیکتر باشد داخل شدنرا بايك سوق طبیعی حس میکنند . این حال در بسیار جاها ، على الخصوص برای قطعات پیاده که در نز دیکئی جنرال ( ره ننقامف ) و جنرال ( بیلچه نقو ) بمحاربه درآمده بودند بكثرت واقع شده است . و غیرازین برك ( سیوبيسكی ) كه بریكی از غندهای لوی غند ( ٢٢ ) م مأمور بود در ( ١٤ ) اوکتوبر بر ه، قطعاتیکه به تعرض قطعی مأمور بود به قوماندانی ما مور شده بودکه مفردات قطعات مذکور از قرار ذیل است : غند ( ٨٦ ) م ويالمانستراند ، غند ( ٨٨ ) م پترو وسکی ، ( ٢ ) طوپخانه ، ( ٢ ) طرب از قاراقهای اورال ، طابورهای مختلف که در عین اراضی پیش از ین بمحاربه چسپیده بودند . در ( ١٦ ) م اوکتوبر که برتبه ( یک درخت ) تعرض میشد قطعه های مختلف در زیر قوماندانی جنرال ( پوتيلوف ) داده شده بود . والحاصل اهمیت وحدت قوماندانی نیز در محاربه بسیار است که مثالهای آن درین حرب روس و جاپان بسیار دیده شد . طرز محاربه جزو تامهای بزرگ و استعمال احتیاطها تا به ماه مارچ سنه ( ١٩٠٥ ) که سر افسر قى كل تول غند جاپان در عهدهٔ
صحیفه ۲۹۵ طرز محاربه جزوتامهای بزرگ واستعمال احتیاطها جلد پنجم جنرال (قور وپاتکین) بود دایما قطعات بسیار جسیمی برای احتیاط جدا میکرد واگر آن احتیاط از دست میبرامد در حال دیگر احتیاط بجای آن جمع میکرد. در محاربه میدان (لیا او یانغ) قول تول غندهای (۲) م و (۵) م سیبریا در ابتدای حرب برای احتیاط عمومی تفریق شده بودند. این احتیاطها هنوز در اثنای محاربات جبهه برخط آتش سوق شده از دست برامده بود. جنرال (قوروپاتکین) از مواضع جنوبی حالاً هماندم قول تول غندهای (۱) م و (۳) م سیبریا را جمع کرده بطرف شرق شهر فرستاده بود. وبرای مقابله حرکت احاطه جنرال (قوروکی) آنرا در زیر دست داشته بود. در (شاحو) جنرال (قوروپاتکین) در اول امر قول تول غند نخستین اوروپا را با قول تول غند (۸) م که نووارد شده بود برای احتیاط عمومی نگهداشته بود. برای تعرضهای شدت ناک (اوقو) و (نوجو) همین احتیاطها سوق وصرف شده است که بجای آنها (قوروپاتکین) بزودی تمام از تول غند شرق قول تول غند ها (۱) م و (۲) سیبریا را خواسته سر از نويك احتیاط عمومی تشکیل داده، و در (شاحو) سعی و شدت آخرین ژاپانها را با تعرضهای مقابل همین احتیاطها جلو گیری توانسته است. در اثنای محاربه (موکدن) احتیاط عمومی روسها از قرار ذیل بود: در عقب مرکز تول غند (۲) م که تول غند جناح راست بود قول تول غند (۱) م سیبریا، و در نهر (هونهو) که جنوبی (موکدون) است (۳) غبرك غند قول تول غند (١٦) م موجود بودند. بسبب تعرضهای شدید جنرال (قوروکی) و جنرال (قاوا مورا) قول تول غند نخستین سیبریا به بسیار زودی به تول غند (۱) م فرستاده شده بود. وچون بعد از کمی حرکت احاطه جنرال (نوژی) ظاهر شد اقسام قول تول غند (١٤) م نیز کاملاً برای تأمین جناح راست صرف شده بود.
صحيفه ٢٩٦ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم جنرال (قور و پاتكين) در مقابل این وضعیت برای تشکیل دادن احتیاطهای نوعی چیزیكه كردنی بود كرد. وبجای آن قول تول غند (١) م سیبر یارا كه نو واردشده بود باز جلب نمود. جنرال (بيلدر لنغ) كه مأمور این احتیاط بود دیگر قطعاتی كه در تول غند مركز بیکار بودند نیز در زیر قومانده خود گرفته این حرکت احاطه جنرال (نو ژی) را توقيف و اجرای رحمت تول غند روس را ممکن نمود. در طرف ژاپا نها در اثنای محاربه فکر وتصور احتیاطهای جسیم به بعضی تبدلات دو چار شده است. در بدایت حرب بسببیکه عدد از یاده فایق بودند احتیاطهای قوننا كی جدا کرده در عقب جناحهای خود جابجا میکردند، و بواسطه آن دشمن خود را از دو جناح به احاطه کردن میکوشیدند. سر از ماه جولائی بسببی که نسبت عددیه در ما بین هردو طرف برابر آمد طرز حرکت خود را كه تا به آنوقت پیش گرفته بودند به تبدیل دادن مجبور شدند. وهمه قوتهای خود را بكار سوق، واز جبهه بسیار بزرگی پیش فتا ری گرفتند. هر تول غند يك جبهه تعرض داشتند، و این جبهه بسیار بزرگ بود. به اینصورت هر لوی غند ها را هدفهای خصوصی بود كه برهمان هدفهای خود مستقلاً حرکت میکردند. حتی گاهی تول غند هانيز بمقا بل هدفهای خود مستقلاً حرکت میکردند. هر قول برای خود يك احتیاط مخصوصی داشتند كه این احتیاط در وقت لزوم به مدد رسانیدن قطعات همجوار خود مکلف بودند. تول غند ژاپان بمعاونت ومددرسانیدن قطعات مختلفه به یکدیگر شان از سر تا بپايك اهمیت عظیمی میدادند. اماباوجود اينهم در زیر قو مانده ماره شال (اویاما) جدا كردن يك احتیاط عمومی بزرگ
صحیفه ۲۹۷ طرز محاربهٔ جزو تامهای بزرگ و استعمال احتیاطها جلد پنجم خیلی شایان اهمیت دیده میشد. در اثنای جریان وقایع تول غندها با یکدیگر استناد میشد ، ومستقلاً یکدیگر خود را تقویه میکردند . درماه اوکتوبر در اثنای محارباتی که بر (شاخو) بوقوع میامد، یک قسم تول غند جنرال (قوروکی) به امداد تول غند جنرال (نوجو) آمد. در اثنای محاربات (موکده ن) (۳) لوی غند تول غند جنرال (اوقو) به تول غند جنرال (نوژی) برای معاونت داخل شد . خلاصه طرز محاربهٔ ژاپان ، به اساسهای مانوره های آخرئی المان مشا بهت میرسانید که این اساسها عبارت ازین بود که برنفس خود يك اعتماد قوی کردن ، از هر وضعیت استفاده کرده دشمن را به آرزو و حرکات خود رام کر دن ، از همه جبهه يك تعرض شدتناکی نشان دادن ، هر فرد همه قوت وقد رت خود را صرف و استعمال کرده و به مجاور های خود امنیت عظیمه پرورانیدن . اعتماد نفس ، و امنیت عظیمه بر مجاورها بدرجه که بر گرفتن جبهه های بسیار فراخ جسارت بدهد زیاده بود . در هر جبههٔ تول غند بسیار فاصله ها گذاشته میشد و این فاصله با مفرزه های كوچك گرفته میشد ، و با این گونه اقتصادها وسرفه جوئیها با وجودیکه تفوق عددی هیچ نمیبود بر احاطه کر دن دو جناح دشمن موفقیت و کامیابی حاصل میشد . این کارها به این ممکن میشد که هر قو ماندانی که بهر رتبهٔ بود چنانچه بر تصورات و اجراآت خود امنیت داشت بر مادونهای خود نیز اعتماد فوق العادهٔ میپرورانید . این اعتماد متقابل در ژاپانها بدرجهٔ اتم موجود بود . به این اعتماد البته که قوت احتیاط کم میشد . زیرا در مابین اعتماد بر قطعات ، وقوت احتیاط يك نسبت موجود است . هر انقدر که بر معیت خود کمتر امنیت کرده
صحيفه ۲۹۸ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم شود احتمال معروض شدن به احوال ناگهانی نیز بهمان قدر زیاده میشود . لهذا احتیاطی که برای ظهور آن احوال ناگهانی جدا میشود بهماندرجه بیشتر و پرقوت شدنش لازم می آید . ژاپانها از تعرضهای شدت ناک جبهه هیچ ترس و اندیشه نمیکردند. این حال در ( کینچو ) ، و ( پوز آرتور ) ، و ( لیائویانغ ) ، و ( شاحو ) در محاربات میدانی که بوقوع آمده عیاناً تظاهر نمود . ژاپانها دایما احاطه میپالیدند . و اگر درین خصوص وسعت جبهه از حد لزومئی آن بیشتر هم میشد از آنهم روگردان نمیشدند . ژاپانهاتاز ( یالو ) و ( وافانقو ) به این مانوره آغاز کردند . در ( لیائویانغ ) قطارهای جنا حهای چپ تول غند جنرال ( اوقو ) به احاطه کردن جناح راست تول غند روس کو شش میورزید . و در عین زمان جنرال ( قوروکی ) به احاطه کردن جناح چپ تول غند روس سرگرم میبود . در ( شاحو ) جنرال ( اوقو ) باز به تکرار کردن همین حرکات جهد و کوشش نمود . والحاصل محاربه میدان ( موکده ن ) نیز بر همین اساس و پلان بنا یافته بود که هر دو جناح روس را احاطه کند . آمدیم بر جبهه : جبهه ژاپانها در روزهای اول مارچ اینقدر واسع بود که از يك جناح تا بدیگر جناح ( ۱۴۰ ) کیلومتر باز بود . اما اینراهم بگوئیم که این افراطی که در درازی جبهه رواداشته بودند ، و کافی نبودن احتیاط عمو می سبب یگانه اقتران نکردن نتیجه قطعیه محاربات ( ليائويانغ ) و ( شاحو ) گردید . و نزديك بود كه بهمین سبب محاربه میدان ( موکده ن ) نیز به نتیجه قطعیه منجر نشود . محاربه میدان ( موکده ن ) يك مثال بسیار روشن و مبرهنیست که روسها به مانوره ژاپانها چسان به يك تسلیمیت تمامی رام شده است ، چونکه بچکمد
صحیفه ۲۹۹ طرز محاربۀ جزوتامهای بزرگ و استعمال احتیاطها جلد پنجم روز پیشتر از حرکات قطعیۀ محاربه تعرضهائیکه بر جناح چپ روسها اجرا کردند ، روسها را به آن بازی داده نظر دقت شانرا به آنطرف جلب کردند ، و مقصد یگانه خودشانرا که حرکت احاطۀ جنرال ( نوژی ) از جناح راست بود بسر رسانیدند . به بینید که در ینباب چگونه پلان و مانوره بکار برده اند : چنانچه گفته شد که از طرف جناح چپ روسهارا به تعرضات شدیده خود مشغول ساخته بودند ، در مرکز نیز از طرف تول غند جنرال ( نوجو ) بمددکاری طوپهای سنگین چاپ بزرگ که از ( پور آرتور ) آورده شده بود بومباردمانهای شدید اجرا ، و بحمایۀ آن هجومهای شدتناك جبهه را پیش میبردند . اگرچه این هجومهای جبهه همگی از طرف روسها دفع گردید ؛ ولی هر انقدر عسکری که در مرکز تول غند روس موجود بود همه کی در جای خود میخ شده ماندند که اصل مقصد ژاپانها هم همین بود . در عین زمان جنرال ( اوقو ) نیز از هر دو ساحل نهر ( هونهو ) بشدت پیش شده روسها را در موقع خودشان ثابت قدم نمود ، و بر جعت کردن مجبورشان میساخت . درین اثنا برای اصل مقصد که عبارت از حرکت تول غند احاطه جنرال ( نوژی ) از طرف جناح راست بود کوشش تمام ورزیده میشد . در اول برای ستر این تول غند صنف سواری که با طوپخانه ها و مترالیوز ها و یکمقدار پیاده تقویه شده بود بجانب غرب ( موکده ن ) فرستاده شده بود . برای مقابله و دفع این احاطه در اول امر بدست جنرال ( قوروپا تکین ) يك قوتي مو جود نبود . زیرا قوتهای اورا از هر طرف ژاپانها بکار گرفتار کرده بودند . اما بمشکلات بسیار عظیم بعد از چند روزيك قوتی که احاطه را توقیف بتواند جمع نمود . جنرال ( قوروپا تکین ) درین اثناء میخواست که تول غند مانده و
صحيفه ٣٠٠ محاربة روس و چاپان جلد پنجم بیتاب جنرال ( نوژی ) را بيك عودت تعرضيه بسیار شدید محو نماید ، و همه حاضری آنرا هم کامل نموده بود . اما چون دید که از طرف دیگر دره ( قوز یان ) بدست یکی از پیشدارهای غول غند جنرال ( قوروکی ) در آمد ، و ( قوروکی ) ازان دره بشدت خود را در افگنده خط رجعت مرکز روس را تهدید نمود از همه چیز در گذشته در شب (٩) ماه خالی کردن ( موکده ن) و رجعت کردن را بر (تیه لینغ) امر نمود . شایان حیرت اینست که در (موکده ن) ژاپانها عدداً بر روسها هیچ افزو نی نداشتند . اما در خط آتش حرب روسها قطعات عسکریه ژاپانرا بيك کثرت و تفوقی دیده بودند که هیچ امید آن را نداشتند . ژاپانها برای بردن بازی شطرنج جنگ همه قوت های خودشان را صرف کرده بودند؛ و همه چیز خود را فداساخته بودند ، آخرین طوپ ها و تفنگ های خود شان را بخط آتش در اورده بودند ، عقب های خط محاربه را سراسر خالی کرده بودند اساس اینگونه پلانهای جرأتکارانه ژاپانها از عطالت و سستگی روسها پیش آمده بود . این حرب از سر تا به آخر به تیرات معنویه تعرض تعبیه وی وسوق الجیشی بدست آمده است . این حرب در باب نتایج درخشان مسلك تعرضی برای تاریخ حرب مقنع و مسکت يك نمونه بیمانند يست . در حرکت پیش رفتاری اگر يك ناكامیابی هم پیش شود بهمه حال بايك كاميابی دیگر تلافی میشود . اما در مدا فعه مطلقه هرگاه یکباريك رخنه پیدا شود همۀ خط سقوط میکند که اینحرب سنه (١٩٠٥) اینمسئله را بکمال صراحت اثبات کرده است . پیش از انکه اثر خود را اکمال نمایم در باب تول غندهای طرفین معلومات خود را اکمال کردن میخواهیم :
صحیفه ۳۰۱ طرز محاربه جزوتامهای بزرگ و استعمال احتیاطها جلد پنجم قیمت دار ترین درس این حرب ژاپان و روس همین است که اساس یگانه فتح و ظفر تنها عبارت از تکملات اسلحه، و تجهیزات، و صنایع جدیده نیست؛ بلکه مهمترین و نخستین ترین عنصر حرب (انسان) است. زیرا در هر حال و هر وضعیت در هر صفحه محاربه مهمترین تاثیری که اجرا کرده است همانا عناصر و موثرات معنویه انسان است. دلاوری و فداکاری از خصایل لازمه حربست: اما هزار افسوس که اینها کافی نیست. هر گاه ازين يك هر كس مطمئن باشد که تربیه عسکریه همه اقسام تول غند بدرجه کفایه است در انحال این قوه معنویه و اعتماد که شرط الزم موفقیت است حاصل میشود. هر قوماندان که به او اطاعت کرده میشود از همین است که عسکر بر و اعتماد تمام دارند. و چون قوماندان ازین ایمن شده عسکرش بر و همین اعتماد را دارد فدا کردن حیات هزار ها انسان را طلب کرده میتواند. عسکر ها نیز چون دا نستند که برای استحصال مقصد حرب به این ضایعات لزوم و احتیاج است بو ظیفه های خودشان چابکی میورزند. در نول غند ژاپان این اعتماد و قوه معنویه بدرجه مطلوب، و در روسها مفقود بود. افراد و افسران روس، چون از اقتدار قوماندانهای خودشان امین نبودند در خصوص بجا آوردن وظیفه خودشان يك سرعت و چابکی بر هیچجا نی نشان نمیدادند. چونکه فداکاری که برایشان امر میشد آنرا بی فائده و بی لزوم میشمردند. در يك کتابی که بعد از فن حرب، در روسیه نشر شده احوال فکریه و روحیه افسران و افراد روس دران تصویر شده است. درین اثر مذکور مینویسد: «که در میدان محاربه در يك سپر شکاری شبکه در يك نقطه تنها و متروکی
صحیفه ۳۰۲ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم واقعه شده يك مقدار عسکر روس بايك افسر برای محافظه گذاشته شده بود . برین سپر شکاری از طرف ژاپانیها متصل يك باران گله همیبارید . کسانیکه از ناصر خود را از سپر بالا میکردند هماندم کشته میشدند . افسریکه در سپر شکا ری بود در بودن خود و قطعه عسکریه خود درین سپرنك وتنها هيچ فائده و مقصدی نمیدید این افسر به همراهان خود میگفت : «هر گاه جنرال (سقو بله ف ) زنده میبود و بمن میگفت که : ( کپتان ۱ تولی خود را بصف نظام حرب در اورده در زیر این آتش دشمن به خطوط موزونه پیش ببر . » من این امر را هماندم مجری آورده . چونکه میدانستم که برای استحصال يك مقصد به این فدا کاری ما لزوم دیده . حالا آنکه درینجا از بن ضایعات ما هيچ يك مقصد و فايده تصور نمیکنم . ما درینجا بیهوده کشته میشویم، وقوماندانهای مادرا قطرف، یعنی بیرون از دایره تأثیر دشمن بکمال استراحت و خاطر جمعی به راپور نویسی مشغول میباشند . اینست که ما برای پر شدن را پور آنها کشته میشویم. » پس در يك غند كه اینچنین افکار و حسیات ظهور نمايد ، قوة معنوية آن تول غند بتمامها خلل پذیر شده میباشد که عاقبتهای الم انگیزی که از ان حاصل میشود این احوال مجیبه روس نمونه مثال خوبی تشکیل داده است . يك افسر دیگر روسی نیز در حق هیئت قوماندای روس در اخبار ( میلتر و و خن بلات) این تفصیلات شایان حیرت را درج کرده است : « در سراداره و کار تول غند روس، قوماندانها ئیکه اقتدار حقیقی عسکری را مالك باشند موجود نبود ، بلکه کاتبها یعنی میرزاها موجود بود . این قوما ندان ها بسببی که به اقتدار دادن يك امر قطعی مالك نبودند از بهر آنکه از بازخوا ست رهانی یابند از حد زیاده او امر و تعليمات عمومی میدادند تا معلوم کنند که آنچه از دست شان آمده در ان قصور نکرده اند . هر کار را به زیر دستان خود میکر
صحیفه ۳۰۳ طرز محاربه جزوتامهای بزرگ و استعمال احتیاطها جلد پنجم دند ، واز انها کارهای غیر قابل اجرا طلب میکردند. در اثنای محاربه نیز معا ملات قلمیه و کارهای نویسنده گی بدرجه بسیار بود که افسران كوچك برای خلاص شدن ازین کارهای بی انتهای نویسنده گی محاربه کردن را در زیر کله های دشمن ترجیح میکردند. چونکه بمجر دیکه محاربه به انجام میرسید افسران خود را در پیش يك (بومباردمان اوراق) مییافتند. در نظر آنها ( بومباردمان کله) ازین کارهای بیپایان اوراق نویسی زیاده تر قابل تحمل مینمود. » ( حس اعتماد مشترك) یعنی که يك بر دیگر اعتماد خودرا بدانند – از لوازمات كاتی فتح و ظفر شمرده میشود که آنهم به این حاصل میشود که هر عسکر اول بر خودوقوت خوداعتماد تام داشته باشد، و براقتدار عسکری و فکر تعبیه ئی قطعات هم جوار خود نیز مطمئن باشدکه دروقت تهلکه برای محافظه وحمایه او بهرگونه فداکاری حاضر و آماده میباشند. ازین نقطه نظر میباید که در ابتدای محاربه احتیاطها ئیکه هنوز شناخته نشده باشندوعلی الخصوص افسران كوچك ، و افسران که نوبه تول غند داخل میشوند به این حس آنها را بزودی عادت بدهند یکی از استاد های صنعت حرب زمان مارشال(بوژو)ی فرانسوی گفته است: « تاوقتیکه افراد از يك ديك مدت مدیدی نان نخورند ، يك قطعه عسکر یه مكمل شمرده نمیشود » كپتان ( قامپه ریو) که بصفت اتاشه میلتر ئی حکومت ایتالیا در تول غند روس بود در يك اثر خود عسکر روس و ژاپان را با یکدیگر مقایسه کرده باینصورت بیان مطالعات نموده است : «درتول غندر وس يك خصلتی که موجب شرف وافتخار یگانه میباشد این است که به متقابل تهلکه مرگ بی قید میباشند . نفرئی روس برای اثبات کر دن نه ترسیدن خود از مرگ بمردن میرود. روسها حقیقتاًدرین محاربه دایما
صحیفه ٣٠٤ محاربة روس و ژاپان جلد پنجم اثبات کرده اند که از مرگ نترسیده اند و مرده اند . «آمدیم بر ژاپانها : اینها همۀ سعی و کوشش شان تنها برای حاصل کردن يك هدف مقصود معطوفست : که آنهم عبارت از محو کردن دشمن و خطر جمعت شان را بریدنست . «برای استحصال کردن این مقصد هر ژاپانی از همه وسایط و از همه معلومات استفاده کرده بمغلوب کردن و محو نمودن دشمن کوشش میورزد . این است که در مابین این هر دو دول عهد فرقهای اساسی عبارت از همین است که گفته شد . «جسارت و دلاورئی که ژاپانها بکار برده اند مانند روسها عبارت از يك جسارت بی فائده و بی نتیجه غیر معقول نبوده؛ بلکه بر يك احتیاط و دور بینی مفرط بنا یافته خیلی عاقلانه و فداکارانه يك جسارتی بود . ژاپانها تا که ممکن میشد از مصادمۀ اسلحۀ جارحه احتراز میکردند ، جنرال های شان در موقع های محفوظ میبودند . افسران خودشانرا کم اظهار میکردند . اما این محفوظی و کم اظهاری شان بر فکر تعرضی فوق العاده و بدرجه شایان حیرت حقیر شمر دن موت شان هيچ يك تاثير بدی اجرا نمی کرده است .» اخبار ( روسكي انوالید ) از تعلیم‌نامه جنرال ( اوقو ) این معلومات ذیل را نقل کرده است : «نکتۀ ( ظفر ) عبارت از همین است که برای واصل شدن بيك هدف مقصود یکه تصور شده باشد جسارت ، مقاومت ، ثبات نشان داده شود . آمرها به مادون های خود باید بدانانند که از واپس ماندن ، ادنا تردد و بی عزمی ضایعات را افزونی میدهد ، و وصول به هدف را پس میاندازد . وعزم و ثبات و متانت و غیرت ضایعات را تنقیص و سعیها را تسهیل میکند . بنابرین بهیچ مشکلاتی مغلوب نشده تا وقتیکه هدف مقصود استحصال شود عنودانه ثبات
صحیفه ٣٠٥ نتیجه جلد پنجم کارانه پیش رفته باید شود .» این عبارة جنرال (بونال) فرانسوی نیز این فکر را تائید واثبات میکند: «در اثنای هجوم (زدن) خونست .» نتیجه ازین مطالعات يك نتیجه ابدی الحکم استنتاج میشود که آنهم عبارت ازین است : (برای مظفر شدن صاحب عزم قوی مظفریت شدن لازم است .) اساس یگانه وشرط و نتیجه اعظم این (عزم مظفر شدن) عبارت از (تعرض) است . وفایده مهم اینتعرض همین است که دشمن را به تضییق وفشار عزم و ارادۀ قوی خود که بران متوجه نموده تابع بسازد ، و برای خود آزادی ، واستقلالیت حرکت حاصل بکند . تعرضهای خون آلود جنرال( نوجو) ، وجنرال (اوقو) که از جبهۀ جناح راست در محاربه(لیا اویانغ) اجرا کرده اند، وتعرضهای مقابل پرتلفاتیکه در محاربه های (شاحو) و (ساند، پو ) برتمام جبهه از طرف ژاپانیها اجرا کرده شده ، وهمه وقایع حربیه که محاربۀ (مو کده ن) ، و(پور آرتور) را تشکیل داده دلایل و براهین این (عزم قوی مظفر یت) را نشان میدهد. اما اینهم از واجبات است که هیئت قوماندایه تاثیرات بعضی حسیات تابع نشود، وازضاییات وتلفات هر قدر که بسیار هم باشد احتراز نکند ، وهیچ چیزی را دریغ نکرده هرگاه لازم شود آخرین نفرتی خودرا نیز به آتش اشتراک بدهد وبرین کارها بکمال جدیت و اهمیت عازم و ثابت باشد. بخوبی باید دانست که شاهد دل آرای (مظفریت) دایما به معندها ، وبصا حبان عزم قوی ، وبکسانیکه برتعرض اقدام نموده يك هدف حقیقی را تعقیب کنند، والحاصل بهمان کسانیکه حقیقتاً مظفریت را آرزو داشته باشند توجه میکند . تول نمند مغلوب همان تول نمندیست که مغلوب شدن خودرا کمان کند والسلام . تمت بالخير
صحيفه ٣٠٦ محاربه روس وژاپان جلد پنجم عرض شكران و اعتذار مترجم بحضرت ذات اقدس متمم كائنات جل شانه هزارها هزار حمد و ثناء ميكنم كه اين عبد العجز احقر را بر تمام نمودن ترجمه اين اثر گرانبهای بزرگ موفق و كامياب نمود . مدت سه سال كاملست كه در راه ترجمه اين كتاب فوائد انتساب بجان كوشش ورزيده ام تا آنكه به يارى بارى آن را به اتمام رسانيدم . اما در اثنای ترجمه اين كتاب يعنی در ظرف اين سه سالی كه به ترجمه اين پنج جلد كتاب (تاريخ حرب روس و ژاپان) مشغول بوده ام سه چهار كتاب ديگر را نيز ترجمه وتأليف نموده ام كه آنها هم عبارت ازينهاست : ١) سياحت بر دورادور زمين بهشتاد روز ، ٢) سياحت در جوهوا ، ٣) مختصر جغرافيای عمومی ٤) مكمل ومفصل جغرافيای عمومی حال آنكه اصل تركئی اين كتا براسه چار نفر از افسران و متفنان نامدار عثمانی در ظرف سه سال از زبانهای المانی، وفرانسوی، وانگليزی، وروسی برای استفاده واستفاضه تول غند دولت خود ترجمه كرده اند. فوائدی انتها ئیكه از مطالعه اين (تاريخ حرب) برای عالم عسكری حاصل ميشود قابل انكار نيست ولی چون اين عبد عاجز اولا از صنف جليل عسكری نيستم وثانيا در دولت
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]