[seal] رساله قریه جات [seal]
[ILL]
[ILL]
[ILL]
[ILL]
[ILL]
[ILL]
[ILL]
برق آبی مندی در سنه ۱۹۲۶ آغاز
یافته بود وازان وقت تاحال شب و روز جریان
داشته است پروژه برق آبی مندی در نوع خود یکی
از پروژه های مهمه عالم است .
اجمال ساختمان پروژه مذکور که تفصیل آن در شماره
های گذشته ما درج است بستن آب دریای «اوهی»
که معاون دریای بیاس می باشد تعمیر یک تونل بزرگ
در کوه قریبه که طول آن تقریباً ٣/١ ٢ میل است
وقطر عرض آن نه و نیم فت میباشد
سرازیر نمودن آب بتوسط دو نل بزرگ
فولاد با لندی دو هزار فت به جو گند رانات
که محل ایست گاه است آب مذکوره چهار
« جنریتر » ( ماشینیکه از حرارت قوه
كهربائی تولید می نماید ) را به جریان
خواهد آورد که قوه برقی خود را
بایستاسیون سرایتی منتقل نماید و بتوسط سیم
سرایتی برق ٥٠٠ میل برق خود را به شهرهای
متعدده پنجاب خواهد رساند
حالا که کار تولید برق یکی از جنریترها شروع
شده است تجربه راجع به سرایت برق مذکور
به سیم ها بعمل خواهد آمد و گمان میرود این کار
در ظرف يك هفته شروع خواهد شد (سول)
امید عفریت نفاق در کنفرانس مندوبین
تمام پارتی های سیاسی کشته خواهد شد و اگر امید
کامیابی پیدا شد پندت موهن مالویه غالباً دورۀ
پنجم را نموده هنوداً و سکه ها را ترغیب خواهد داد
تا تجاویزی را که در کنفرانس آتیه تقدیم میشود
مطابق بر نمایند
پیغام مالویه مظهر است که بوقت شام
بسبب علالت طبیعت پندت مدن موهن مالویه
درمیان او و مولانا شوكت على فعلاً
مذاکره بعمل نیامد و قرار معلوم دوباره بروز
چهار شنبه مجلس خواهند نمود در ین اثنا داکتر
سید محمود و مولانا ابوالکلام آزاد با رهنمایان
عیسائی ملاقی گردیده کوشش دارند که انتخابات
مخلوط را بر آنها هم بقبولانند (انقلاب )
(کامیابی در تربیه کورها )
لندن ۱۲ میزان : - تربیه کورها در امتحانات
موسيقى - ادبیات ، تجارت خیلی کامیاب شده اند
بچه از جمله ۳۷ نفر طلاب کور دار المعلمین شاهی
انگلستان يك نفر هم ناکام نگردیده ، یکی از
طلاب کور از تمام طلاب موسیقی انگلستان نمرۀ
زیادی حاصل و نائل نشان طلائی گردید در
دار المعلمین مذکور ٧٤٠ نفر شاگرد موجود
درنتیجۀ امتحان خطها، مسلم گردید که نویسندۀ
مراسله يكنفر از مامورین ساخلو آلپ بوده است
این جوان که اصلا از اهالي مناکو بود و اسمش
(جاك سمه ریا) است توقیف گردیده است پس
از توقیف مشارالیه در صدد بر آمده انتحار کند
ولی متعاقب این تصمیم اقرار بخطا های خود نمود
جستجو وتحقيقات در قضیه بعهده ژاندارمری
محول گردید و شب بعد از توقيف وی یکنفر از
عملجات ايطاليائی موسوم به (انتونیوبورا)
که در ساختمان انبار مهمات قشونی شرکت داشته
بود توقیف گردید .
مطابق اظهارات سرباز جوان مزبور و(بورا)
معلوم است که سرباز مورد تطمیع يكنفر نماینده
يك مملکت خارجی واقع شده حاضر شده بود
اطلاعاتی راجع بمواقع و قلاع سرحدی بآن ها بدهد.
(٣٥ مليون وسائط نقليه)
مسائلی که ناشی از رقابت بین راه آهن و وسائط حمل
و نقل ارضی میشود در طی کتاب صنعت (موتورسازی
بریتانیا) طبع سال ۱۹۳۲ مورد بحث قرار گرفته
است راپورت اشاره میکند که انبوه وسائط نقلیه
ارضی در مستعمراتی که با راه آهن رقابت مینمایند
اشقر اقبال از [ILL?] خیر تاخته
[ILL?] بر نجاتش عزم
دید افغان را بدست دزد رهزن مبتلا
گشته جاری هر طرف کار روا و ناروا
دست بر شمشیر و لب در
چندگاهی ملك افغان همچو لیل تار شد
افسر کابل زمین از فاسق و اشرار شد
اینچنین اوضاع ایشان
بود جاري هر طرف آن ظلم و استبداد شان
اندران دم طبل جنگ نادری شد در فغان
جداً «نادر» که عزم قــ[ILL?]
کرد ۹ ماه پایه داری بهر رهزن روزگار
منهزم شد لشکرش اندر مصاف و کار زار
«نادر غازی» در افغان بــ[ILL?]
با برادر های خود این صاحب تاج و کلاه
با رضا و رغبت ملت بشد بر تخت شاه
در هزارو سه صد وهشت
ای «غفوری» سال چهارم از نجات آمد به پیش
از جفای سارقان گردیده بودی سینه ریش
زانکه ملت را سراسر شــ[ILL?]
رسالة تربية طفل
مؤلفش بزبان عربی فاضل دانشمند (داکتر شبلی افندی)
مترجمش بزبان فارسی قاری عبدالله
که برای افاده عموم در دار التالیف وزارت جلیله معارف
ترجمه و ترتیب شده و بتصویب وزارت موصوفه حسب الحکم
جناب ع- ج حضرت عالی (حیات الله خان) وزیر معارف
در مطبع وزارت جلیله معارف بچاپ رسید
سنه ١٣٠١ ش
عدد چاپ (۶۰۰) جلد
بسم الله الرحمن الرحیم
از سخنان عاقلانه (ناپلیون) بوناپارت است که
میگوید:- امروزه روز فرانس در اصلاح حال خود انقدر
احتیاج که بمادرهای صالحه دارد بچیز دیگر ندارد اگر این
رای نسبت بفرانس صحیح باشد هیچ شبهه نیست
که نسبت بتمام عالم نیز صحیح خواهد بود. زیرا این مهم
از اصلاح مادر بقلم میرود که دانا بچین- تربیت طفل
۲
بیچاره خود باشد که هم در حالت جنینی و هم در حالت طفلی
بعد از ولادت خود محتاج استمداد بوده در اموریکه یکی
از آن را هم خود خبر ندارد اعتمادش باو میباشد
و چون ما در طفل خود را خوب تربیه و پرورش کند تندرست
و ہشیار کلان میشود. و تندرستی و ہشیاری مدار و مرکز
ہئیت اجتماعی بوده فوائدی بملت میرسد و هرگاه مع الاسف
در تربیه او سوء تدبیر بعمل آرد آن بیچاره را همین در طفلی
عرضه امراض بسیاری ساخته صحتش را تلف میگرداند
و چون سنش خیلی خورد میباشد مشکل که تاب آور رنج
اینهمه امراض گردد و مقاومت آنها بتواند و بالفرض اگر
بر مرض غلبه کرده از چنگ مرگ رائی یابد باز هم نشو
و نما نمیکند و پیوسته علیل و ضعیف بوده بدرد هیچ چیز نمیخورد
۳
ونماى عقلی و بدنی او فتور ونقصانی راه مییابد وضعف
ونقاهت جانش میکشد و ازین رهگذر است که دانائی گفته
(زنی که گهواره طفلی بدست شور میدهد گویا تمام عالم را می جنباند
وبحرکت وشور می آورد) بلی حکمای اسلامی انسان را
عالم صغیر بلکه عالم کبیر گفته اند پس باید شور دادن گهواره طفل
شور دادن عالم باشد سبحان الله مادر در خصوص پرورش
طفل چقدر جوابده میگردد که به بیان راست نمی آید خصوص
زنان نو کتخدا که درینباب فهم وزیرکی ندارند وتجربه نکرده اند
ازین رو برای همچه زنان چند نصیحتی بزبان قلم می آرم.
بسم الله الرحمن الرحیم
آغاز به تربیه طفل در وقتی می شود که هنوز جنین در شکم
مادر باشد. و درینوقت مراد از تربیه طفل غمخواری و احتیاط
مادر اوست یعنی زن در اثنای حمل خودش باید در تندرستی
و حفظ صحت خود احتیاط بسیار نماید. از خوراکه باب
طعامی اختیار نماید که غذائیت آن بسیار زود هضم باشد
از غذائیکه مولد حرارت و چربو بوده ثقیل الهضم باشد پرهیز کند
زیرا چیزیکه سبب چاغی زن در اثنای حمل شود خوب نیست
۵
بلکه غذائیکه مقوی عضلات باشد برای او خوب است
چاغی حرکات مادر را بتاخیر و تعویق انداخته سختی در ولادت
پیش میکند باید حامله چای بسیار نخورد. لباسش باید گرم
و فراخ و کلان باشد که بدنش را تنگ نگیرد و فشار ندهد.
بسا که لباس تنگ سبب (نقصان) و سقوط رحم
و سختی ولادت و بد شکلی طفل میگردد.
روز یکبار حمام کند، هوای حمام گرم باشد در پاکی
و ستره گی بدن خوب کوشش نماید به کسالت و تنبلی
عادت نگیرد بلکه بکارهای خانه مشغول باشد و در کثرت
راه رفتن و ریاضت بدنی کوشش نماید و از ریاضت روحی
پرهیز کند در مجلسهای که بسیار آدم و بیروبار باشد
۶
(مانند مجلس طوی وغیره) نرود سرشام وقت خواب کند
و وقت برخیزد. روز خواب بسیار نکند باید آرام و آسوده
خاطر بوده خود را خوش نگهدارد پس از کارهائی که
سبب تشویش خاطر گشته تاثیری بدل پیدا میکند پرهیز نما
اگر حامله در آخر ایام حمل خود به تیاری و آمادگی لباس
و غیره لوازم طفل مشغول گردد باکی ندارد. تیاری لباس و
لوازم طفل در ماه هفتم خوبست زیرا احتمال دارد
وضع حمل پیش از وقت شود بهر تقدیر تیاری لباس
و گهواره و غیره باید اقلاً دو هفته پیش از وقت
ولادت باشد.
۷
استقبال طفل در حین ولادت ناف را بعد
از نزول جنین اولاً بسته و بعد قطع کنند طفل را عادتست
که در وقت ولادت صدا و گریه میکند و این گریه و صدا
علامه و نشان صحت اوست زیرا دلیل است بر آغاز
تنفس (نفس کشیدن) او هرگاه فریاد نکرد و آغاز تنفس
ننمود یکچپه آب سرد برویش بزنند و اگر باین چاره نه شد
اولاً بآب سرد و باز بآب گرم بنوبت غوطهاش دهند
(مگر باحتیاطی که بیان خواهد شد) زیرا دفعهً تغییر
ناگهانی که در حرارت بدنش از آب سرد و گرم پیدا میشود
و علاوه بران پاکی دهن و بینی از لعاب دهن و آب بینی
A
سبب تنفس او میگردد و چون طفل آغاز بتنفس کند
آغاز بحیات خارجی خود مینماید و لازم میشود که
اورا بقديفه نرم و گرمی پیچیده بجای گرمی بگذاریم و اسباب
حمام کردن و غسل دادن اورا مهیا داریم بستن در
دروزن و غیره منافذ خانه پیش از غسل لازم است
احتياطات راجع به نظافت
نظافت طفل
کودک در وقت زادن (و بدنیا آمدن) تنها برهنه
از لباس نیست ( بلکه پاک و ستره هم نمیباشد)
پس بر ما لازم است که پیش از لباس پوشانیدن در پاکی
و ستره کی او بکوشیم و از برای رخت پوشانیدن
۹
ضرور است که کودک را به قدیفه یا لنگ پیچیده در هر دو
زانوی خودمان بگذاریم، و اگر بر چوکی (یا تختی) بگذاریم
خیلی بهتر است، هرگاه هوا سرد باشد، لنگ گرم
برای کودک لازم است. زیرا سردی هوا خیلی مضر برای
کودک است پس در سردی هوا لازم است که در وقت
پوشانیدن او خیلی احتیاط نمائیم. و طریق احتیاط این است
که (فازلین) یا زردی تخم یا صابون بدست مالیده
بتمامی بدن کودک بمالیم. زیرا دلاک و مالش سر و پشت
و قات آرنج (زیر بغل) و مابین رانها خصوص همان
اطراف اعضا که چین و چنگلی در پوست میباشد
بسیار ضرور است.
۱۰
هرگاه به قرار هدایات فوق کار و تک و مانش طفل
انجام یابد پاک و ستره خواهد شد؟ نی نی بلکه عمل
فوق از مقدمات سترهگی او میباشد پس سراپا
شستن و غسل دادنش لازم است تا سترهگی و پاکیش
کامل کشته پوست جانش خوب ستره و صفا شود.
وقتیکه کودک را به (تپ) یا طشت هرچه باشد
غسل دهند ظرف غسل لازم است لگن چینی یا فلز مدنی
گلیت کرده باشد و میانه و اطراف آن ظرف را
بآب گرم درجهٔ جوشش خوب شسته و پاک سازند
بعد ۲/۴ حصهٔ ظرف را بآب جوش داده که از جوش نشسته بدرجهٔ
حرارت معتدل رسیده باشد پر کنند.
و باید مقدار آب بقدر کفایت کودک بوده درجه حرارتش
برابر بدرجه حرارت جسم باشد یعنی ۳۷ درجه میزان الحرارة
سانتی گراد - هرگاه آب از درجه مذکور گرم تر باشد کودک
می سوزد و اگر سرد تر باشد زکام می شود .
هرگاه بخانه میزان الحرارة موجود نباشد دست
در آب درون کرده درجه حرارتش را معلوم سازند-
اگر معتدل باشد کودک را دران بگذارند بلکه اگر میزان الحرارة
هم باشد دست زدن در آب برای امتحان حرارت واجب است
و پیش از غسل دادن احتیاطاً لازم است تکه پارچهای
گرمی آماده داشته باشیم تا کودک را بعد از غسل
دران بگذاریم و برای بدن خشکی او لنگ شکسته ابرمانندی
لازمست تا ترشحات و قطرات بدن کودک را
بسرعت و سہولت جذب و چشم نماید و تا ممکن است
لنگ نو استعمال نکند بنا بر دو سبب (۱) سترہ
و پاک نمیباشد (۲) تکه نو خشن و درشت
بوده قطرات و رطوبت آب را نمیپوشد. علاوه بر این
پوست بدن کودک خیلی لطیف و نازک و حساس است
که هر تکه و قماش صلاحیت خدمت آن ندارد -
و بسا که از چنین تکه ها کودک پوست شود.
و در ان خیلی ضرر است .
پس تدفئه (گرمی) رخت کودک چگونه لازم است؟
بهتر و آسانتر آنست که در بوتل و مانند آن آب گرم انداخته
۱۳
رخت کودک را بران به پیچیم .
و چون رخت و لنگ و غیره اسباب او آماده شد
بر ما چه لازم است و چگونه کودک را بدست گرفته بلگن
آب بگذاریم که نه کودک از دست مان بیفتد و نه افگار شود؟
لازم است وقتیکه ما کودک را بر سر زانو یا بر چوکی
گذاشته ایم چهار انگشت دست چپ را بپشت
گردن او بگذاریم بطوریکه دست چپ از برای سر تکیه
و شست و باقی سرانگشتان کودک را محکم گرفته
نماند بیفتد و بعد ازان بدست راست از هر دو زانویش
بروجه آتی بگیریم یعنی انگشت شهادت را در بین سر دو زانو
بگذاریم تا همراه شست حلقه گشته بران راست کودک
۱۴
این حلقه محیط شود و سه انگشت باقی ران چپ را
نیز حلقه وار بگیرد ـ و بعد از ان که کودک را بهمین کیفیت بگیریم
برفق و مدارا بطشت آب گذاشته غوطهاش میدهیم
چنانکه تمام جس او سوای سر داخل آب شود ـ و درینحال
دست چپ تنها سر کودک را بیرون آب و باقی بدنش را
اندرون آب میگیرد ـ و دست راست هر دو زانوی
کودک را یله کرده به پنبه یا بدون آن بدنش را میمالد
و باید غسل طفل بسیط و ساده باشد ـ یعنی مدت مدیدی
در آب نباشد بلکه طول غوطه و مکث آن در آب بیشتر از
سه دقیقه لازم نیست ـ و باید اهمال نورزیم بلکه خیلی احتیاط
نمائیم که آب پلید یا جامهٔ چرکین بچشمش در آید ـ زیرا چنین
۱۵
اهمال و بی پروائی نتائج خوبی ندارد و اکثر سبب کور شدن
میگردد .
طریق گرفتن کودک در آب
بعد از غسل
بعد از انکه کودک را غسل (موافق هدایات فوق)
دادند باید در اخراج او از آب همان احتیاط را
بجا آرند که در در آوردنش گفتیم یعنی دست چپ را
بی لرز و حرکت تکیه سر ساخته و بدست راست بهمان
کیفیت حلقه ساختن انگشتان هر دو زانویش را
گرفته کودک را بیرون از آب کشیم
و کودک درین آن بگریه و اضطراب آغاز مینماید
١٩
مگر وقتیکه بسرعت بگلیم گرمش بپیچیم آرام و خموش خواهد شد
بعد ازان نرم و آهسته بخشک ساختن بدن کودک
آغاز میکنیم یعنی مرور قدیفه بتمام اجزاء بدنش لازم است
تا آثاری از رطوبت در بدنش نماند علی الخصوص خیلی احتیاط
لازم است که سرو اندامی که چین و چملکی دارد خوب خشک شود
مانند زیرهای بغل و زانو خصوص باید جلد و پوست نشارود
و پژمان نگردد.
و چون بدنش خوب خشک شود (پودر یکه) سحق
و سفیده بیز کردگی باشد بر تمامی اعضا خصوصاً بر اعضای
چین چملکی دار لازم است بپاشیم که خیلی فائده مند است
و بهترین انواع [ILL] و اقاقیا است استعمال عمده پودر [ILL]
۱۷
غیر معطر و سیده نیز کبریت نباتی و سیده نیز طلق (ابرک)
میباشد ولازم که سحوق را بدست نگیریم بلکه همراه پر پودر
یا پنبه پاش دهیم و بعد ازان برخت پوشانیدن آغاز کنیم
لباس
وظیفه پوشاک حفاظت و نگهبانی کودک است
از شدت گرمی و سردی و آزادی حرکت اعضا
(یعنی آنقدر فراخ باشد که اعضایش بخوبی حرکت تواند)
پس باید فصل و موقع تبدیل لباس او را بدانیم .
اختلاف لباس کودک بر حسب اختلاف جایها
و شهر ها میباشد (چون وطن عزیز ما کابل سرد سیر است
باید لباس طفل در زمستان و غیره اوقات سردی
۱۸
خوب گرم و نرم باشد.
جای اقامت و گذاشتن کودک
اکنون از تدبیر لباس فارغ شدیم از محل بود و باش
و گهوارۀ کودک سخن میرانیم برای کودک خانه لازم است
که نه بسیار گرم باشد و نه بسیار سرد. و از تابش و
حرارت آفتاب و شمال و رطوبت دور باشد
و چون هوا غازی است غیر مرئی که از استنشاق میکنیم
و زندگی ما دران است ـ و از لوازم حیات و جزء
غذای مان میباشد. پس باید هوا همیشه صاف و پاک
باشد مگر هوای اندرون شهر نادر اصاف خواهد بود زیرا هوا به سبب غباری
ذرات و غازات مضره غالباً فاسد می گردد و این ذرات
۱۹
بدرجه خورد و ریزه اند که هرگز بچشم ممکن نیست دیده شوند
(و این ذرات غیر مرئی) آنقدر بسیار اند که حد ندارد.
و هر که خواهد درجه کثرت و کثافت این ذرات را ببیند
و بشناسد باید به شعاع و پرتو آفتاب که در روزنۀ خانه
تاریک می افتد نظر کند. در ان پرتو و (هوای شفاف)
خوب بنظر می آیند که چقدر بی شمار و پراگندۀ بسیاراند
که تماشا بین را بدهشت می افگند. هر گاه دیدن
این مقدار از ذرات این قدر دهشت خیز باشد
اگر همه شان دیده شود و بنظر آید چه حیرت دست خواهد داد.
اگر از مواهب الهی بما تیزی بصر آنقدر دهند که جمیع
این ذرات را بچشم دیده بتوانیم - درمیان آنها دایگ ها
۲۰
و ذره لگ های خورد خورد ریزه ریزه بدرجه خواهیم دید که
اکنون مشاهده اینچنین اجزاء خورد ریزه ریزه (بی آله قویّه مانند
ما یسقرس کوب که بمنزله عینک است
برای دیدن همچه اشیای غیر مرئی) بچشم ممکن نیست.
همین اجزاء و ذرات گوناگون غیر مرئی را بزبان فن مکروب نامند.
هرگاه امر ازین قبیل است پس لازم که محل اقامه
کودک بجائی باشد که نسبته وجود چنین ذرات
دران کمتر یافت شود. و باید همچه محل را تفتیش و جستجو نمائیم.
درجه حرارت هوائی که کودک استنشاق میکند باید از
۱۵ درجه پست و از ۲۲ درجه بلند نباشد ازینجهت
برای احتیاط باید میزان الحرارتی نزد خود نگهدارند
۲۱
هرگاه میزان الحرارت نباشد در تعیین درجه هوا
تخمین حواس را قائم مقام میتوان ساخت
گهواره کودک
اکنونکه خانه اقامتگاه کودک برحسب دلخواه معین گردید
خوابگاهش کجا و چگونه باید؟ میدانید که هرگاه در آغوش مادر
یا در کنار شخص دیگر بخواب (ناز) رود چه خطراتی را عرضه میگردد
بسا کودکان معصوم که از بی پروائی مادران ظلوم در اثنای
خواب از دولت حیات محروم گشته بخواب سمور میروند
(سینه یا دست یا پهلوی شان بدن آن بیچاره لگ
برابر شده راه تنفسش میگیرد و خفه شده می میرد) .
بنابرین باید حکم نمائیم که ۱- کودک را در اثنای خواب
۲۲
بر بستر علیحده و جدا خواب دهند و این خیلی ضرور و لازم است
و بهترین گهواره از برای کودک آنست که (تکان شور نخورد)
و تحریکش ممکن نباشد - زیرا کودک را بنهادن
(بگاز) از ضرر و خطر خالی نیست (آمدیم بر گریه او)
غالباً سبب آن یا گرسنگی یا درد و الم یا رطوبت
و تری خواهد بود، و چون آن بیچاره را بگاز شور دهیم
اسباب گریه و ناله اش را نمیتوانیم گم و دور نمائیم .
این یک سخن را نیز باید بدانیم که کودکان عادات
نیک و بد خیلی زود آموخته و خوگر میشوند و درین باب خیلی
استعداد قابلی دارند. و چون امروز او را بشور دادن
و جنبانیدن آموخته سازیم دوباره بی شور دادن گاهی
۲۳
خواب نمیکند.
بنابرین گهوارۀ که شور نخورد و غیر متحرک باشد برایش
واجب و لازم مینماید و بهترین گهواره فلز معدنی
است (یعنی آهنی یا برنجی یا غیر آن) زیرا گهوارۀ
آهنین محکم و متین بوده شستنش در وقت لزوم هم
بآسانی میشود.
باب دوم
غذای کودک
شیر مادر عینی بهترین غذائی است از برای طفل
و این شیر از دو سر چشمۀ قدرتی که آنها را پستان
گویند (سرمیزند) و طفل آنرا می چوشد. و از وقت
۲۴
ولادت طفل تا هنگامیکه از شیر جدا می شود این دو پستان
بوظیفه غذا رسانی او قیام می ورزد. طفل همان لحظه که
بدنیا می آید باین غذا (که از خوان فیض برایش مقرر شده)
آگاه و دانا میباشد. و چون مادر در کنارش گرفته
به پستان خود نزدیک می سازد هماندم دهان میکشاید
و سر پستان را بهر دو لب گرفته فشار میدهد و شیر
می چوشد و حال آنکه غیر ازین از هیچ کار دنیا
خبر ندارد.
شیر از پستان بمقدار کافی جوشش میزند و می تراود
و برای طفل غذای پوره میباشد (زیرا شیر مادر
خیلی فضیلت و برتری دارد) که هیچ غذائی بآن برابری کرده نمیتواند
۲۵
نه شیر گاو و گاو میش و نه از بز و نه چیز دیگر سوای شیر
زیر ارزاق مطلق جلت حکمه این غذای لطیف را که در پستان
مادر بودیعت گذاشته مناسب بدرجه حرارت
جسم است و گویا مقطر و صاف گشته بتدریج از پستان
بدهن طفل و از انجا بمعده اش رسیده غذا می شود .
مگر باید پرسید که هر مادری دارای اینچنین
یک غذای لطیفی هست یانی ؟ بلی اکثر مادران شیر دار
میباشند و اگر بعضی از سبب کم شیری نمیتواند
کفیل غذای طفل خود شود اینچنین زن خیلی کم و نادر است.
ولی هزار افسوس شیر بسیاری از زنان بکار
غذای طفل نمی آید چرا که پستان شان تکمه سر ندارد،
۲۶
و طفل نمیتواند بدهن بگیرد (و اینقسم زن مشاهد است
که در ۱/۲ میباشد) و بعض زنان بسبب مرض نمیتوانند
اطفال خود را شیر دهند.
قواعد عمومیه ضروریه
طفل دو سه روزه را ضرورت نیست بجز شیر مادر
چیز دیگر دهند. بلکه از دادن دیگر چیزها (مانندی که روغن
وغیره میدهند خیلی پرهیز لازم است).
و از معلوماتست که روغن خورانیدن وغیره بطفل
چندان فائده نمی بخشد. و نیز لازمه از مسهل دادن
پرهیز نمایند. چرا اول شیری را که طفل از پستان مادر میخورد
شامل بر موادی است که او را محتاج مسهل نمیگذارد.
۲۷
و لازم است در یک ماه اوّل روز هشت بار
طفل را شیر دهند ـ و بعد ازان عدد شیر دادن بقدّر
بزرگ شدن طفل کم می شود ـ و باید روزانه بعد از دونیم ساعت
یکبار شیر دهند که از ابتدای ساحت ۶ صبح تا انتهای
ساعت ۱۰ شب هفت بار شود
و تا میتوانند طفل را عادت سازند که در باقی شب
هیچ شیر نخورد مگر یکبار نزدیک بصبح و این عادت خیلی لازم است
و هر بار که شیر میدهند نمانند از پانزده بیست دقیقه علاوه شیر بخورد
و در اینجا احتیاطهای دیگر نیز لازم است یعنی هروقت
که شیر میدهند باید یکدفعه پیش از شیر دادن و یکدفعه
بعد ازان سرپستان را باب جوش دادگی شیر گرم بشویند
۲۸
و بعد ازان دهان طفل را بدستمال نرم و نازک ستره
خشک و پاک سازند .
بسیاری از اطفال شیر خواره جور و تندرست را
امتحاناً پیش از شیر دادن و بعد ازان دو دفعه وزن
و تول کرده اند . و معلوم گردیده که بهر شیر دادن در
مقدار شیر اختلافی پیدا میشود و غالباً صبح شیر زن بسیار
و بطرف دیگر و شام کمتر میباشد. و بمشاهده رسیده
که اطفال سنگین وزن نسبت باطفال کم وزن شیر بیشتر مینوشند
و با وجود آن احوالات دیگری هم هست که ازین قیاس معلوم میشود
و در ایام زچه گی شیر زنان نوزای کم و از زنانیکه پیشتر هم زچه
شده شیر داده اند بسیار میباشد .
۲۹
این سخن دانستنی است که هر طفل که بقرار نشو ونمای عادتی
کلان می شود شیر مادرش در اول زچه گی بسیار کم بوده
نزدیک به پوره شدن یک ماه اول خیلی بسرعت
افزون میگردد و فوق العاده زیاده میشود و باز از همان حین
تا آخر سال نخستین کم کم زیاده میگردد. و نیز طفل که اول بار
از پستان مادرش شیر میخورد غالباً بروز اول بیست قاشق
قدر از قاشقهای خورد چای خوری شیر میخورد ـ و در روز سوم
اکثر مقدار شیر خوردنش از ۲۰ قاشق بربع ۱/۴ (لتر)
میرسد و در روز پنجم غالباً از چار یک لتر برنیم لتر بالغ می شود
و باز از روز پنجم تا روز سیم که ۲۵ روز شود اکثر از نیم لتر
تا یک لتر مقدار شیر خوردنش میباشد سبحان الله از
٣٠
کثرت حرص این طفل ،ببینید چند روز پیش ازین بچند
قاشقک خورد از شیر قناعت می ورزید و امروز
چهار یک ۱/۴ لتر خواهش دارد تا غذایش کامل شود
و باز دو روز بعد یکتر (یک لتر عبارت است از ۶۱ مکعب انچ
تقریباً) از نیم لتر کفایت نمیکند. و چون سنش بیکماه رسد
خواهشمند مقدار مختلفه از زیادت شیر می شود. که
این اختلاف زیادگی در میان نیم لتر و یک لتر میباشد.
و باز در یازده ماه دیگر نیز در مقدار شیر خوردن
خودش میفزاید ولی این فزونی خیلی اندک است
زیرا در اطفال یکساله خیلی کم می بینیم که از یک لتر و ربع آن
علاوه تر خورد. این معلومات بسیطه برای ارشاد و رهنمائی زنان
۳۱
شیرده کفایت بوده در امور راجعه به شیر دادن اولاد خودشان
خیلی مهم است باید فراموش نسازند .
زنان و شیر دادن شان
پیش ازین گفتیم :- که هر دفعه شستن پستان پیش
از شیر دادن و بعد از ان لازم است اکنون از طریق
گرفتن طفل در بغل هنگام شیر دادن بحث میرانیم .
هرگاه زن بر تخت یا چارپائی نشسته باشد
لازم است کودک را بر سر هر دو زانوی خود بگیرد و سرکودک
از پایهایش بلند تر باشد زیرا اکثر اطفال را که باین سلیقه
بر سر زانو می گیرند آنها به مقصد ما در خود پی برده سر خود را
شور میدهند و دهن کشاده فی الحال پستان ما در را میگیرند
۳۲
و هرگاه بعض اطفال مقصد مادر را نفهمند (که چرا باین وضع
برسر زانویش گرفته) برای مادر لازم است مهارت خودش
را بخرج رسانیده صبر ورزد زیرا بعض اطفال خودشان بیصبر
و بعضی بدخلق بوده گریه و بیقراری آغاز میکنند. و
بر زن واجب است پستان را بدست گرفته
سر آن را در میان هر دو انگشت شهادت و وسطی نهاده
فشار خفیفی بدهد تا سر پستان بلند و ظاهر شده نهادنش
بدہن طفل صورت پذیر گردد و یکدو قطره شیر بجوشد
از انجا که شیر مادر خیلی شیرین و خوشگوار است
و اطفال غالباً دارای حرضند ذائقه شیر مزه داده
فی الحال که سر پستان را بدهن شان بگذارند بشیر خوردن
۳۳
آغاز میکنند. بعض اطفال که پستان را خیلی بقوت سخت
میگیرند و بعد از ان سر خود را پس کرده گریه و فغان میکنند.
و شیر را قی میکند سببش آنست که زن سر او را به پستان
چپانده نفس آن بیچاره تنگ می شود بعض اطفال برغم
جهد و کوشش مادر که در خوراک او بهر گونه چاره وسیله میجوید
تن به شیرخوارگی در نمیدهد مگر تا امکان سعی و کوشش است
نا امیدی لازم نیست
و ملتفت باید شد که در اولها طفل خیلی شیر کم میخورد
و کم محتاج آن میباشد. و نیز سر پستان در اول حال
چندان بلند و ظاهر نمیباشد و ازین رو نمیتواند بآسانی
در دهن بگیرد. مگر رفته رفته سر پستان بلند و دراز گشته
۳۴
شیر خوردن طفل خیلی آسان میگردد.
هرگاه طفل شیر نخورد لازم نیست او را چیز دیگر بدهیم بلکه خوب است که در گهواره اش بگذاریم زیرا آخر روز دوم یا سوم پستان را گرفته شیر خواهد خورد. و باید طفل را همین در عقب ولادت بخواب شب آموخته و عادت سازیم و پنج شش ساعت شیر ندهیم
بعض اطفال که خواب را دوست دارند و بعد از انکه بده بچه شیر خورند خواب کرده صبح می خیزند در نشو و نمای خود هیچ کم از اطفال دیگر نیستند.
بعض اطفال شبانه برخاسته گریه و چر چر آغاز میکنند مگر با وجود آنهم روا نیست هر بار که گریه کند بایشان شیر بدهید.
۳۵
چنانکه پیشتر گفتیم :- لازم نیست طفل را هر بار که گریه
و شور کند در گهواره بجنبانیم شیر دادنش هم هر بار که
گریه لازم نمی نماید بلکه چون بسیار گریه و شور کند
لازم است ملتفت شویم و به بینیم که چه چیز او را تنگ
ساخته و بآلم انداخته چرا که هرگاه او را در بغل بگیریم
چپ کرده خیلی بخوشی و خورسندی چشم خودش را وا میکند
و اینچنین اطفال صحبت و معاشرت را دوست داشته
به تنهائی ملول و خفه میباشند و چون دو سه دقیقه
همین طور بر سر هر دو دست او را بگیریم (حاجت بشیر دادن نمی ماند)
که عادت بد گرفته پاره از شب بیدار باشد و
باز روز خواب رود و در شب آینده نیز بنای گریه را ماند
۳۶
بطمع شیر و غیره روش شب گذشته را با مادر بگذارد
چونکه آغاز به تربیت طفل همین از اول زادن واجب است
و هرگاه خوب دیدید که در گهواره اش چیزی نیست
که موجب دلتنگی و ملالتش گردیده باشد همانطور او را
بگذارید و غم نخورید که گریه میکند یا ضرری با و میرسد
چرا که آخر خواب میکند.
کیفیت شیر خوردن طفل
طفل خیلی بحرص و چابکی پستانرا گرفته شیر میخورد
و چون در عین شیر خوردن دهانش پر از شیر شود
گاه گاه بسیار بقوت شیر را قُرت میکند
و با وجود آن پستان را نمیگذارد بلکه در میان هر دو لب گرفته
۳۷
میباشد و بعد از دو سه دقیقه که شیر را قُرت کرد باز بچوشیدن آغاز
میکند. و گاهی صدای قُرت کردن شیرش شنیده می شود
ازینجهت لطفالیکه پستانرا میچوشند و بعد از چار
پنج چوشک صدای قُرت کردنشان شنیده نمی شود
معلوم است دهانش پر نمی گردد و این دلیل است
که در پستان شیر بقدر کفاف نیست یا شیر ازان
بسختی خارج می شود.
و گاهی برعکس آن هر بار که شیر بچوشد دنبال آن
صدای قُرت می برآید. و هم شیر خیلی بسهولت از پستان
بیرون می شود و دهانش پر شده از لبانش سر میکند
درینحال خیلی احتیاط لازم است زیرا طفلیکه حریص
۳۸
باشد شیر بیش از کفایت چوشیده از دهانش سر میکند
و اگرچه گمان بقی میرود ولی قی نیست بلکه همان شیر
علاوه گی است که از دهانش سر میکند و این اگرچه
سبب رنج و تعب طفل نمیگردد مگر لازم است تکرار این
بسیار واقع نشود. و چون کمی فکر و تأمل کنیم که بعض
طفل ها در اوقات بسیار کم یا بعبارة دیگر در ظرف چند دقیقه
مقداری از شیر میخورند که باندازه و قیاس برابر یک
کوزۀ بزرگ میگردد واجب است خیلی احتیاط
دربارۀ شان مبذول فرمائیم زیرا طفل شیرخواره چنانچه
گاهی از کمی شیر رنج والم می افتد همچه بسیاری شیر
سبب الم بلکه موجب مرض او میگردد .
۳۹
در خصوص اطفالی که شیر بقدر کفاف قسرت نکرده
بر سر پستان خواب شان میبرد - علی الخصوص اطفالی
که در اثنای شیرخوارگی زردی در رنگ شان میباشد
باید خیلی پر حذر باشیم که بچه اطفال از بس پر خورده اند
برنج افتاده خواب شان نبرده است .
شیرخواره که بزودی خواب میرود در حال شیرخوارگی
زرد میباشد شیر و غذا بقدر کفاف نمیخورد - و شیرخوار
که قی میکند بیشتر از کفاف میخورد .
علی العموم طفل شیرخواریکه بعد از شیر خوردن خواب کند
یا بیدار بوده علامه و نشان انشراح خاطر و خرسندی
از طلعتش نمایان باشد اصلا گریه نمیکند - و چون بگهواره اش
۴۰
بگذارند خموش و چپ بوده چشمهایش واسیه باشد
گویا مدتی در احوال کائنات فکر و تأمل مینماید. و بعد
ازان بخواب آرام رفته نفس کشیدن و خور خورش منتظم
و بآرامی میباشد .
طفل در ماه های اول بغیر از شیر خوردن
و خواب رفتن شغلی ندارد .
چگونه شیر خواره غذا را هضم میکند
برای جواب این سوال واجب است باحتیاط
فوق العاده در عدد بول و براز شیر خواره فکر و تأمل
نمایند . شیر خواره که چند دفعه بول و براز میکند هضمش جید
و خوب میباشد. و بول و براز طفل جید الهضم
۴۱
بر وجه آتی میباشد.
در هر ۲ ساعت شبانه روز ماه اول از (۳) بار تا (۴) با
و در ״ ״ ״ ماه دوم تا ماه ششم
از (۲) بار تا (۳) بار. و بعد ازین مدت
روز یکبار دوبار می باشد. ولی اکثر در رقمهای
فوق تغییر پیش میشود و قاعدۀ عامّه واجب الالتفات
در خصوص براز آنست که هر روز باشد. هرگاه عدد براز
از مقدار ادنای مذکورۀ فوق کم یا از درجه متوسطه مسطور
افزون گردد باید در احوال شیرخواره نظر و توجه نمائیم
چون در طبیعتش امساک و قبض باشد و در یکروز
یا دو روز بجز یکبار براز نکند معلوم است غذای کافی برایش
۴۲
نمیرسد ـ و هرگاه تعداد سر پای گرفتنش بسیار باشد
معلوم است که در مزاجش اسهال و غذایش بسیار
و ردی میباشد ـ ولی اینهم از قواعد عمومیه است
که خالی از شذوذ و ندرت نیست .
طفل جید الهضم که دارای صحت کامل باشد
برازش روان و تازه و قوامش در بین سیلان
و بستگی میباشد ـ و در ین وقت
زردی رنگش نیز خوب شمرده میشود .
هرگاه براز بسیار زرد رنگ و مائل بسفیدی باشد
حال شیر خواره چندان قرار دلخواه نمیباشد.
و چون رنگش مانند سبزی پالک سبز باشد
۴۳
دلیل بر قلق و بیقراری حال شیرخوار میباشد .
هرگاه باین مشاهده ها و تجربه ها فکر و غور شود ـ معلوم
میگردد که در اوّل سوء هضم که برای شیرخوارہ پیش میآید
مواد براز غالباً زرد بوده و بعد از انکه هوا خورد سبز میگردد
مادر هوشیار بیدار مغز را لازم که چون فضله طفل را سبز
ببیند مراقب نفس خود و شیرخواره خود بوده
در حفاظت و نگهبانی او غفلت نورزد .
و چون فضلۀ جیدالهضم در عقد و بستگی هم جید میباشد
یعنی مواد مرکبۀ آن در پیوست و خشکی با هم متساوی و متشابه
میباشد پس در صورتی که موادش دروک و دانه جدا بوده
بعضی اجزایش بسته و خشک و بعضی اجزا جاری و آبگین با[شد]
۴۴
هضم قریباً ناقص و غیرعادی میباشد پس احتیاط بحال
کودک لازم است .
بر از طفل شیر خوار کامل الهضم بودار نمیباشد
و چون بوی بد از ان برخیزد قطعاً معلوم میشود که در امعا
و روده اش تخمر غیر عادی پیدا گشته (غذا ترش گشته)
بر از بد بو و عسیر مادی بالاخص از شیر خوارکانی
مشاهده میشود که بغذای صنعتی پرورش می یابند .
خلاصه . اگر در یک روز چند بار بر از کند و رنگش زرد و بی بو
باشد بر هضم جید و رضاعه کافی دلیل میگردد .
اگر روز یکبار کند نشان آنست که شیر کافی برایش
نمیرسد و زیادست در غذایش لازم است
۴۵
و در روز ۸ - ۹ یا ۱۰ بار نشان بیش از کفاف شیرخوردنش
بوده علی الخصوص که فضله روان و سبز رنگ باشد
پس کم کردن غذا لازم است .
و چون مواد فضله سبز یا بد بو باشد دلیل کافی است
بر بد هضمی و ردائت آن و درینصورت باید سببش را
دریافته تلافی و چاره آن را بنمائیم بحث تفتیش از
سبب و تدارک و تلافی آن ضرور است . هرگاه کیفیت
و احوال عادتی براز بسرعت عود ننماید رجوع بډاکتر و
طبیب خیلی بزودی لازم میگردد - خصوص که در تابستان
و گرمی این احوال پیش شود .
شیرخواریکه شیر خوارگی هضمش هر دو جید و خوب باشد
۴۶
چند بار سر پا گرفته میشود و فضلاتش بسیار و بَولُش شفاف
بوده رنگ و بونمیداشته باشد .
هر گاه اثر و نشان بول در سرین او ظاهر شود یا بوی تیز
از ان برخیزد غالباً دلیل اختلال و سوء هضم میباشد بد هضمی)
و چون بول اندک باشد غالب اوقات دلیل بر نقصان
غذا است .
اما بول رنگ دار و بودار بخصوص از شیرخوارگانی
مشاهده میشود که بغذای صناعی (ساختگی)
پرورش مییابند .
۴۷
سررشته نظام غذا
طریق نگهبانی و حفظ صحت
باید دانست که هر رقم غذائی که شیر دار میخورد
همان غذا در کیفیت و مقدار شیر تاثیر حقیقی می بخشد.
اکنون از نظام و تدبیر غذا و طریقه های حفاظت
مادی و ادبی زن شیرده بحث میرانیم.
شیر مادر غذائی است که طبیعت برای طفل
خاص گردانیده پس شیر ده را واجب است
غذا بقدر اندازه خورد و از پر خوری و بیش از اندازه بپرهیزد
غذایش باید گوشت تنها یا سبزی تفه نباشد
۴۸
بلکه در سبزی باب گوشت بیندازد و باید بسیار و هر وقت
از گوشت قاغ و گوشت شکار مانند آهو و غیره
و حیواناتیکه بدریا زندگی دارند و آنها را میوۀ بحری میگویند
نخورد و پرهیز نماید همین طور از لبلبو و پیاز و مانند آن پرهیز نمای[د؟]
زیرا این اشیا خیلی شیر را فاسد می سازند .
اما اشیاء نشوی ( بالیدگی بخش ) مانند نخود یا باقلی
و فاصلیا و کچالو خیلی غذای خوبی است برای شیرده .
خلاصه شیرده از هر گونه غذای نافعه که میخورد بخور د و بانو[؟]
کافی بخورد .
اکنون بآب و شربتیات شیرده توجه می نمائیم
زنان شیرده را تشنگی فزونتر از حالت معتاد می باشد
۴۹
پس واجب است چیزی بنوشند که هم رفع تشنگی شود و هم ضرر به شیر نرسد .
مشروباتی که اکثر ملائم و مناسب احوال ایشان میگردد همین شیر و آب است بعض زنان بضرورت یا ذوقی شیر می نوشند و از غیر آن پرهیز می نمایند و باین واسطه از نان و آب دیگر مستغنی میباشند بچه زنان را شیر خیلی بسیار و جیّد میباشد .
امّا بیره و مانند آن از مشروبات چونکه باعث زیادتی شیر میگردند در نوشیدن آنها چندان باکی نیست خصوص زنان سوداگرانی که
۵۰
تجارت این مشروبات دائر از مشروبات نشئه آور خیلی
پرهیز لازمست زیرا که شیر خطرناک گشته
ضرر عائد شیر خواره می شود .
طریقه های حفاظت مادی و ادبی
زنان شیر ده را واجب است که پابند قواعد
نظافت و ستره گی بوده در رعایت آن دقت
وزیر کی بکار برند و ما پیش ازین از سترگی پستان
و احتیاط در ان باب بحث را ندیم .
اکنون میگوئیم : غسل کردن و حمام نمودن نیز
لازم است و لزومش کمتر از احتیاطهای
سابقه نیست باید معیشت و گذران شیرده خیلی منتظم
۵۱
و بآرامی باشد، زیرا از ریاضت نفس شیر نقصان
می پذیرد .
و از احتیاطهای لازمه آنست که باید
شیر ده قهر نشود تندی غضب بمحصول شیر نقصان
بسیاری میرساند بچه از سائر تأثرو انفعالات نفسانی
مانند (غم و خفقان) مطلقاً پرهیز لازم است زیرا
از همه اینها نقصان بشیر میرسد .
نظافت و سترگی طفل
شستن و غسل دادن طفل هر روزه لازم است
و اگر هر روزه نشویند اقلاً در هر سه روز یکبار غسلش لازم است
و بعباره دیگر دو روز بعد غسلش ضرور است
۵۲
و در غسل طفل همان احتیاطها ئیکه در سرکتاب
بیان کردیم رعایت نمایند .
کی و کدام وقت به تغییر و تبدیل لته های طفل
آغاز میشود و طریق تغییر لته چگونه است.
باید هر بار که طفل چتل کند لته هایش بدل شود
(در انش مائی باشد یا غیر آن) معرفت وقت
تبدیل لته خیلی آسانست زیرا حرارت و رطوبت
غنداق و لته ها نشان وقت تبدیل است. سستی و کاہلی
درینباب لازم نیست زیرا وقتیکه طفل چتل کند
و لته هایش بدل نگشته مدت دیر بگذرد جلد
و پوست او سرخ و کبود میشود و بسا که ازین سبب
۵۳
جلد بشار دو پوست شود و رنج و المی که ازین رهگذر
بطفل میرسد قابل بیان نیست .
درینصورت تغییر و تبدیل لته ها بقدر امکان واجبست
خصوص که جلد و پوستش سرخ شود .
در تغییر لته های طفل چگونه آغاز شود
همین بکشیدن و بدل کردن لته های ملوث و تر،
و خشک ساختن جلد و بدن طفل اکتفا لازم نیست
بلکه همیشه باید جلد او را بدستمال نرم یا پاره پنبه
که در آب جوش شیر گرم غوطه داده باشند بشویند
وطفل را بسیار لطیف و نرم پاک سازند تا چنگلی های
پوست (قاتهای ران وغیره) کامل ستره و پاک شود
۵۴
انابی فرک و تراش بعد از ان سحق (پودر) وغیره
بران پاش دهند .
لازم است از اقرب طرق نظافت و پاکی خیلی
بسرعت و زودی برای طفل حاصل میشود
بحث و بیان کنیم باید طفل را از سی چهل روزگی
بسرپای گرفتن عادت سازند زیرا این عادت حسنه
طفل را هم از خوردی و چهل پنجاه روزگی پاک وستره
نگه میدارد. لگن ظرف مخصوص سرپا گرفتن را
قصریه می نامند .
شیر دادن دایه باجرت
نوعی از رضاع طبیعی دایه گرفتن است
۵۵
برای طفل به تنخواه ۔ دایه زنی است که طفل خودش را
گذاشته طفل دیگری را باجرت و تنخواه شیر میدهد
و بخانه فرزند رضاعی خودش میپاید .
رضاعت صنعتی
باثبات و اتفاق حكما طفلی که از شیر مادر
محروم و بی نصیب ماند واجبست او را بشیر حیوان
پرورش دهند و برای طفل غیر شیر هر غذائی که باشد
سَمّ نافع است بنا بر این از بعض حیوانیکه شیرش مناسبت
و قرابتی بشیر زن دارد و مقدار کافی شیر میدهد
بحث و بیان میکنیم .
علی العموم شیر حیواناتیکه موافق مزاج طفل شیر خوارست
همین شیر خر و بز، و گاو، و گاومیش است اما خر
حیوانی است که دو پستان دارد و شیرش
به شیر زن قریب میباشد فرق همین است که
در شیر خر شکر و مسکه از شیر زن کرده بیشتر است
و چون خر خیلی بر کرۀ خود مهربان بوده همه شیر خود را
صرف غذای آن می سازد حصول شیر خر برای طفل خیلی
دشوار است مگر برای طفل چند روزه که بشیر اندک
قناعت می ورزد اگر کسی دستگیری کند علاوه بران
در بعض اوقات یافت هم نمی شود .
اما بز نسبت بخر شیرش بسیار بوده بر غایۀ
خود چندان مهربانی ندارد زیرا شیر خودش را خشک نمی سازد
۵۶
اگر بزغاله اش را از شیر خوردن هم منع نمائی .
مناسبتش بشیر زن هم کمتر از شیر خر است
زیرا شکر و شیرینیش کمتر و مسکه اش بسیارتر است
و ازینجهته طفل مانند شیر مادر آنرا هضم کرده نمیتواند
بنابران طفلی را که شیر بز میدهند آن بیچاره را
دلتنگ و ملال می سازند .
گاو و گاومیش را نیز باخر مخالفت است
که اگر گوساله شان را از شیر خوردن محروم سازید
باز هم شیر بسیار میدهند و اصلا بسیار شیردار هم هستند
حقیقۀ سرچشمۀ حقیقی شیر همین پستان گاو و گاومیش
است که فیاض مطلق این سرچشمه را خیلی بسیار شیر ساخته.
۵۸
از انجا که شیر گاو میش مسکه بسیار دارد و شیر گاو
خفیف و سبک میباشد لازمست شیر گاو را
ازان بهتر دانیم ولی با وجود این بسیاری مقدار
اگر بشیر زن مناسبتی داشته باشد چقدر
یک کار خوبی است نسبتش بشیر زن از شیر خر کمتر
و از شیر بز بیشتر است - شکری که در شیر گاومیش است
مقدارش نظر بشیر خر کم و نسبت بشیر بز بسیار است
و نسبت به شیر زن مسکه زیاد دارد ولی زیادت اندک.
همین شیر است که در رضاعت صنعتی محل اعتماد
می تواند شد زیرا بآسانی مهیا می شود - لازم است
شیر از شائبه چرک و کدورت صاف و پاک باشد.
۵۹
و چون پیشتر ازین در خصوص هوای صاف و ذرات
مکروب که در هوا میباشد بحث راندیم و گفتیم مکروبات
در جای (وسط) بتوالد و تکاثر و نشو و نما و انتشار آغاز
مینمایند ـ اکنون میگوئیم شیر (وسط) و موافق حال
مکروبات میباشد .
و دلیل آنست که هرگاه شیر را بکوزه سفالی
بی سرپوش بگذاریم که هوا دران داخل شود
غبار و ذرات و مکروبات در ان مییابیم که بعضی
آغاز بنمو دارد و بعضی قریب بنمو میباشد. و چون فرض
کنیم که طفل از همین شیر میخورد پس برای طفل چه خطر پیش خواهد
و عاقبت کار مکروبات بکجا خواهد رسید.
شک نیست که مکروبات انتشار و پراگنده شده
نمومیگیرند و امروزه روز مسلم است و ما هم باید بدانیم که
حیوانات کرویه هرگاه داخل جهاز هضمی (معده) میشوند
انتشار و پراگندگیش نسبت بخوردی و تازگی جسم میباشد
و چون بجسم طفل داخل شود خیلی بسرعت خوفناک
انتشار مییابد و همیشه ازان مرض بر میخیزد و غالباً
سبب موت میگردد زیرا از رگ و ریشه این دانه خبیث
امراض خطرناکی در حشا و روده عارض میشود و هر قدر جسم
خورد و ترو تازه بود خطر انتشار مکروب در ان بیشتر است
و در اطفالی که یکساله شده می میرند بمشاهده رسیده است
که در صد پنج بمرض معده و امعا گرفتار بودند.
۶۱
پس واجب است سر ظرف شیر را بپوشیم
همین یک هوا دشمن جان شیر نیست، زیرا دیگر
چیز هائی هم هست که چون بشیر برسد شیر را فاسد
می سازد. شیر بیچاره از هنگام دوختن تا بمقر
رسیدن همین در معرض فساد و تباهی میباشد
زیرا دست بدست میگردد اول بدست دوشنده
باز بدست صاف کننده باز بظرف شیردانی
هنوز این کیفیت برای شیر در دهات پیش می شود
و از شیر شهر بگوئیم که بیشتر معرض فساد میگردد
زیرا دست بدست گردیدن و نقل کردنش از یک ظرف
بدیگر ظرف بیشتر است هنوز دل شیر فروش
۶۲
بدوشتن شیر در خمره ناپاک تخ کرده همیشه آب نیز
همراه آن خلط میکند و چون این آب غالباً ملوث میباشد
شیر نیز بآمیزش آن ملوث میگردد
پس معلوم است که در شهر شیر ستره و
پاکیزه خوب از زیر گاو چه قدر بدشواری پیدا میشود
لازم است بدانیم که شیر زیر گاو نیز مدام خوب
و جید نمیباشد زیرا گاهی از سبب ناجوری گاو
و گاهی از کم خوراکی و گاهی از خوردن کاه و علف
خراب شیرش ردی و فاسد میگردد .
فرض میکنیم که گاو هم علف موافق و خوب
خورده باشد و شیرش هم بقرار قواعد حفظ الصحه
۶۳
دوخته شده و بظرف پاک و پاکیزه مانده شده باشد
آیا طفل بسهولت هضمش میکند یا نی؟ شک نیست که
هضم بآسانی و جودت میکند مگر جودت هضم وابسته
بوقت شیر دوختن است یعنی هر قدر تازه دوش
باشد همانقدر سهل الهضم میباشد .
و چون فی الحال از پستان گاو خارج شود
و طفل بخورد هضم خیلی سهل تر می شود و هر قدر از وقت
برآمدنش از پستان دیر بگذرد دیرینه گشته تحلیل می پذیرد
و هضمش سخت و صعب می شود .
و از سببی که شیر فاسد و خراب نشود
و صاف و پاک آن را کودک بنوشد حکما نصیحت میکنند
۶۴
که باید کودک از پستان حیوان شیر بخورد ولی سوای بز
دیگر حیوان طفل را نمیگذارد شیر از پستانش بچوشد.
و چون صورتحال ازین قرار است لازم چیست؟
بلی همیشه لازم است شیری بخریم که منبع و دوشنده آن
بما معلوم باشد و بعد از خریدن جوشش بدهیم که
مکروب آن تقریباً متلاشی و نابود گردد.
طریقه های واجب العمل
طریقهٔ عملیه که شیر بدان واسطه خالص و صاف
گشته هیچ مکروب دران نماند چیست و کدام است؟
این طریقه جوشش یا تعقیم شیر است.
لازم است از برای جوش شیر ظرف ستره
۶۵
و پاکیزه بگیریم ( و بهترین ظروف ظرف مس است )
و ظرف را از شیر نیمه ساخته بر سر آتش بگذاریم
و بعد از آنکه مدتی بر سر آتش ( این مدت بقرار حرارت
آتش دراز و کوتاه میباشد ) بماند
روی شیر پرده و کثافتی گرفته شیر بالا می آید.
درین هنگام واجب است که فورا بقاشق پاکی
همان پرده را پاره و از سر شیر دور کنند در نیوقت
غلیان و جوش حقیقی ظاهر میشود و چون غلیان جوش
پنجدقیقه استمرار ورزد شیر را از آتش فرود آرند.
شیریکه قرار فوق جوش خورد آنرا ( شیر غالی ) میگویند
و طریق نگه کردن آن این است که یا بهمان ظرف
جوشدادگی یا بظرف شته گی دیگر که خوب بآب جوش
آنرا شسته باشند شیر را انداخته سرظرف را
سیر پوشش خوب محکم بسته کنیم تا باین طریق شیر
از مکروب خطرناک پاک وصاف مانده صلاحیت
خوراک طفل را پیدا کند مگر این صلاحیت بیش از یکروز
دوام ندارد زیرا هنوز مکروب دران بوده سر گرم
بسیار شدن و انتشار یافتن میباشد و شیر بعد از یکروز
از خوردن می براید مگر که تعقیم شود :
تعقیم شیر
اگر خواهند مکروبات شیر بکلی هلاک گشته
شیر خالص صاف و پاکی بهم رسد باید شیر را
۷۴
قرار هدایات فوق جوش داده حرارتش را کم از کم
بیک صد و ده درجه برساند و مدت جوش ۱۵ دقیقه
باشد باین طریق جوش را تعقیم نام میگویند.
مسئله تعقیم را میخواهیم بلکه نمیستوانیم درینجا
مفصلا شرح و بسط دهیم مگر میخواهیم قارئین کرام را محض
معرفی نمائیم که اگر شیر تازه از زیر پای گاو تندرست
را تعقیم نموده در بوتل گذارند و سر بوتل را خوب بکاک
محکم سازند مدت درازی می پاید.
هر چند شیر معقم با شیر مادر مساوات و برابری
نمی تواند ولی شک نیست که حفاظت و نگاه کردن شیر
مدت مدیدی که لائق خوردن اطفال بوده از مکروب
۶۸
بکلی تنقیه یافته باشد از فتوحات علم و کشفیات عصر
حاضر است که از بیست سال فزونتر باین سو
حیات بخش هزاران نفوس شیر خواره گردیده
جانشان را از تهلکه مرگ نجات بخشیده -
هنوز بعد ازین چه احتیاطهای لازمه دیگری که
در استعمال شیر باجرا خواهد آمد.
تسخین شیر بواسطه حمام مریم
طریق دیگری از برای تنقیه شیر و گرم کردن آنهم
در میان مردم رواج دارد که از قدیم برای حفاظت میوه ها
و سبزیات و شیر معروف و مستعمل است .
شیر را درین طریقه بصد درجه میزان الحراره مئینی
۶۹
جوش می آرند هر چیز را که در میان آب جوشان
برای گرم کردن بگذارند بچه گرم کردن تسخین بواسطه حمام ماریا
میگویند و آله های این قسم تسخین را با شکال و طبائع
مختلفه ساخته اند
جوش یا گرم کردن شیر باین طریق هم چندان
باکی ندارد. ولی تعقیم و پایش شیر باین طریق بیشتر
از طریق سابق نیست و دوامش اکثر نی
شیریکه در جودت و خوبی آن هیچ شک
و شبهه باقی نمی ماند همان است که بشیشه های
خوب سربسته محکم یکدفعه بمقدار وافی برای غذای
طفل پر کنیم. زیرا در شیشه از هر گونه لوث
۷۰
و آلائش محفوظ می ماند .
در بیان رضاعهٔ صناعیه
هرگاه اطفال غریبه و مساکین بکدام سببی
از شیر مادر خود شان محروم گردند واجب است
بشیر حیوان پرورش یابند. شیر گاو قرار بیانات
سابق برای شان خوب است
و چون حرارت شیر در وقت برآمدن
از پستان برابر بحرارت جسم مادر میباشد
لازم که طفل را شیر سرد ندهیم بلکه به ۳۷ درجه
میزان الحرارت (سانتی گرام) برسانیم .
مگر آیا طفل را شیر خالص صاف بدهیم
۷۱
یا چیزی آب دران بیامیزیم؟ از انجا که قاعده کلی
مروجی درین باب نیست تقریر ثابتی بجواب
این مسئله هم نمیتوان نمود.
بلکه لازم است بهضم اطفال توجه و دقت نمائیم
بعض اطفال از همان روز ولادت شیر خالص
را هضم می تواند و بعضی تا اندکی آب دران نیامیزند
اصلا هضم نمیتواند.
آمیزش آب بشیر هم در دو ماه یا سه ماه اول
می باشد و بعد ازان اگر بیامیزند بندرت خواهد بود
بهر حال باید آب جوش داده باشد اگر اندک
قند هم بشیر بیامیزند باک ندارد تا بقدر امکان
۷۲
مناسبت (و قربتی) بشیر مادر پیدا کند . مقداری قند
باید تقریباً در یک لتر شیر (١٠) گرام قند بیفتد
و بقرار عادت قند را اول بهمان مقدار معین آبجوش
آب میکنند و باز شربت را بشیر می آمیزند. هرگا
شیر بهمین صفت مهیا گردید آیا طفل را بطور نوشاندن
بخورانیم یا بطور مکیدن و برای شیر پیاله و قاشق بکار
است یا پستان صناعی ؟
بهر طریق که شیرش دهیم جواز دارد
ولی بشرطی که از احتیاطهای لازمه که
در ذیل بیان می شود غفلت نورزیم .
۷۳
احتیاطات لازمه در شیر دادن
بواسطه قاشق و پیاله یا پستان صناعی
استعمال قاشق
واجب است پیش از هر چیز قاشق را
بآب جوشان غوطه داده خوب بشویند و قاشق
و پیاله شیر را نزدیک بپیش دست بگذارند
و بعد ازان طفل را بر سر هر دو زانو بگذارند و بیکدست
سر او را بالا گرفته بدست دیگر سر قاشق را بنرمی در میان
هر دو لبش گذاشته اندک اندک دستۀ قاشق را
بالا کنند تا شیر بمدارا و کم کم بحلق او فرو رود و چون
طفل اُفقی و راستمان خواب بوده پایهایش بلند
۷۴
و سرش پست تر باشد شیر ندهند زیرا باین رقم
شیر دادن سبب اختناق و خفه شدن گلوی طفل
میگردد.
استعمال پیاله
در استعمال پیاله هم لازم است که پاکی
و نظافت سابق را ملحوظ دارند. و خود پیاله باید محکم
باشد تا از شکستن پیاله و مجروح شدن لب طفل
ایمن باشیم. و باید پیاله لبالب نباشد
بلکه هر بار کم کم در ان شیر بیندازند.
سن طفل هر چه باشد باید او را بسرعت
و شتاب زدگی شیر ندهند.
۷۵
بلکه هر قدر سن او خورد تر و کوچکتر باشد در دادن شیر
با و همانقدر تأنی و مدارا لازم است .
پستان صناعی درین عصر حاضر مرکب
از یک شیشه مستدیرالشکل و یک سرپستان
میباشد .
پستان صناعی باید انبوبهدار نباشد
بلکه پستان انبوبهدار خطرناک بشمار میآید و بهتر آنست
که پستان ساده و بسیط بوده و پاک کردن
و شستنش آسان باشد .
باید در پستان صناعی شیر افزونتر از حاجت
نماند مثلاً هرگاه تخمین زنیم که طفل ۱۵ دقیقه صبر کرده
۷۹
پستان مادر را میگیرد واجب میگردد که غذای صناعی را هم
برابر بهمان مدت (مثلاً ۱۵ دقیقه بعد) بطفل بدهیم
و چون شیر خلاص، و طفل از غذا خوردن فارغ شود
واجب است لب و دهان او را پاک کنیم. نیز
هربار که طفل از غذا فارغ گردد لازم است که پستان
را با حلمه اش اول صاف و پاک سازیم
و بعد ازان (تا وقتیکه طفل باز شیر خورد)
در آب جوش داده بگذاریم.
و بیشتر ضرر پستان صناعی از سبب
حلمه است که از مطاط میباشد و ازان بهمان
طفل را انواع مرض میگیرد.
66
از انجمله (سلاق) یا (قلاع) مرضی است که در دهان
برای طفل عارض می شود و آن مرضی است که بحلق طفل
از ترش شدن شیر پیدا می شود و این مرض نقطه
و خالهای سفید است که بر هر دو لب ظاهر میگردد
هرگاه بچه خالها و نقطه ها در لبان طفل بنظر برخورد و تحقیق
گشت که از قطرات شیر نیست واجب است
که فی الحال طبیب را بخواهند .
احتیاطهای لازمه
در بعض احوال خصوصی بهنگام رضاعت
دوام احتیاط که در اثنای رضاعت بکار است
حاجت بترغیب و تذکار ندارد - مگر اینقدر فراموش
مان نگردد که هر قدر طفل بیچاره خورد و صغیر باشد
همانقدر تاب مقاومت امراض در و کم بوده عرضۀ
مرض بیشتر میگردد.
و نیز باید بدانیم فصلی که (در بین فصول چهار گانه)
کنندۀ اطفال است همین فصل تابستان است
که این بیچاره گان ناتوان را بخطره های بزرگ بزرگ
می اندازد.
درین ماه با هر قدر احتیاط کنیم باز هم
با دای بعض امور واجبه قیام کرده نمیتوانیم همه گی
از دست مان پوره نمی شود زیرا خیلی دشوار است که
شیر را حفاظت کرده نمائیم که مایه شود و ترش گردد.
۶۹
در اوقاتی که طفل دندان میکشد نیز احتیاط کلی
لازم است و باید بغذای او توجه مخصوصی داشته باشیم
رضاعت مختلطه
وقتیکه شیر زن کم بوده برای غذای طفل
کفایت نکند واجب است قدری شیر حیوان هم
مهیا داریم تا غذایش کفایت شود. همین رضاعت
را رضاعت مختلطه میگویند زیرا از هر دو رضاعت طبیعی
و صناعی ترکیب یافته .
( ظروفی که دران رضاعت مختلطه حاصل میشود )
اسبابی که همین از عهد ولادت طفل مقتضی
باعث رضاعت مختلطه میگردد علت و منشاء آن
یا از طرف مادر است یا از جانب شیر خواره
اگر از طرف مادر باشد غالباً شیر او بقدر کفایت نمیباشد
باید فراموش نسازیم که زنان اکثر اوقات
در اولهای زچه گی خودشان نمیتوانند اولاد را
شیر کافی بدهند . و شیرشان جاری نمیشود مگر دوسه
هفته بعد و بعضی از زنان تا یک ماه دو ماه نمیتوانند
شیر کافی دهند. و بعضی را مدت درازی بعد از دو ماه
نیز حال بدینمنوال است و با وجود این مردم چندان
نمی فهمند ولی خیلی دارای اهمیت یک سخنی است .
و چون شیر خواره در روزهای اول شیر
مقدار کافی نیابد سبب تشویش خاطر و نومیدی مادر
۸۱
و متعلقین میگردد. مگر این سخن چندان مستوجب نا امیدی
نمیباشد
بعضی از زنان بگمان کم شیری طفل خود را
شیر نمیدهند و اگر از ایشان از مدت کم شیری بپرسیم
که چند وقت میشود همین قدر خواهند گفت
که چند روز شیر خودمان را تجربه کرده ایم .
ولی تجربه چند روزه عذر آن نمیگردد که از شیر
دادن طفل خود بازایستند بلکه مادرهای مشفق را
لازم است بماه ها بر شیر دادن اولاد خودشان
دوام و اصرار ورزند و درین باب خیلی کوشش کنند
و از خطره هائیکه از رضاعت صناعی حادث میشود
۸۲
طفل خود را حفاظت نمایند
رضاعت صناعی چه قسمی میباشد
هرگاه برضاعت صناعی گرفتار آئیم دو چیز
فراموش مان باید نشود- اولاً شیر زن هاضم
شیر حیوان میباشد اگر خوب بدقت ملاحظه فرمائیم
می بینیم که تنها شیر گاو را اگر هر قدر کم هم باشد طفل بسختی
هضم میکند و چون پیش ازان اندکی شیر مادر خود خورده
باز شیر گاو را بخورد بخوبی هضم میتواند- همین کیفیت ما را
بر هاضم بودن شیر مادر قائل ساخته
ثانیاً هر قدر پستان مکیده شود شیرش
فزون میگردد و چون محصول شیر مادر کافی نباشد هم لازم است
۸۳
که اولاً طفل خود را از شیر خود نیمسیر ساخته بعد از ان
بشیر گاو سیرش سازد. ولی اگر طفل اوّل از پستان مادر
شیر نیمسیر خورد و باز دو ساعت بعد مقدار لازم از
شیر گاو باو بخورانند این کار خیلی بد است زیرا در اوّل شیر
خوارگی تبدیل پستان مادر به پستان صناعی
طفل را از عملیهٔ هضم که شیر مادر مساعد آن میشود
محروم میگرداند.
و چون طفل کلانتر باشد یعنی از چار ماهه تا ده ماهه
ممکن است او را از یک شیر بدیگر نقل داده به بینیم که
شیر گاو را خوب هضم میکند یا نی و اگر بخوبی هضم تواند بمفاد گوُر
چه میخواهد بجز دو چشم روشن ما هم او را بشیر گاو پرورش داده
۸۴
حریت و آزادی اهالی را تبریک میگوئیم .
باب سوم
برای دریافت نموی طفل تول کردن او کفایت میکند
و چون یک دو بار تولش کنیم معلوم میشود که ثقلش
در روز های اول کم بوده و بمشاهده رسیده است که نقصان
ثقل بطفل اکثر میباشد و غالباً زیادست و چاغی
طفل را تول کردن در هفته یکبار دو بار خیلی خوبست زیرا درجه نمو و بالیدنش دار شده
کیفیت غذایش هم بتبعیت معلوم میگردد. و این سخن بدیهی است که افزونی وزن طفل نشان
صحت صیب باشد. وزن طفل در اول ولادت تقریباً هفت رطل انگریزی میباشد در هفته اول نمی بالد
بلکه در سه روز اول نسبت بحین ولادت لاغر میگردد و این نقصان لاغری تقریباً تا روز دهم میباشد.
و بعد ازان بتدریج گوشت گرفته میرود و بالیدنش (از ۴ اواق تا ۸ ) در هفته میباشد و درجه اوسط
زیادت هر هفته (۶) اواق تقریباً میباشد. پس طفل که در وقت ولادت ۷ رطل انگلیسی باشد
در آخر هفته (۶) تقریباً دو رطل افزون گشته به ۹ رطل میرسد و در آخر ماه سوم ۱۱ رطل و در آخر ماه (۶)
۱۶ رطل و در آخر ماه نهم ۲۰ رطل و در آخر سال اول ۲۴ رطل میگردد. (باقی حاشیه در صفحه ۸۵)
۸۵
از روز پنجم ولادت آغاز میکند و از همین حین استقرار می ورزد پس توسط چاغی در ظرف ماه اول یومیه از ۲۵ تا ۳۰ گرام و ماهانه (۷۵۰) تا (۹۰۰) گرام میباشد و در سه ماه دیگر که دوم و سوم و چهارم باشد زیادت یومیه ۲۲ گرام و ماهانه (۶۹۰) گرام می آید و در ماه پنجم و ششم روزانه ۲۰ گرام و یک ماهه ۶۰۰ گرام
علی العموم میتوان گفت که در آخر ماه پنجم دو چند ولادت و در آخر سنه اول سه چند ولادت می شوند. هرگاه وزن طفل از مقدار مذکور کمتر باشد واجب است باوقات رضاعه و سررشته و تدبیر آن توجهی مخصوص نمود اگر شیر از کفایت کم باشد زیاده اش سازیم و اگر ردی باشد بتجویدش بکوشیم و لازم است باین توجه و تدبیر قناعت نورزیده طفل را به طبیب نشان دهیم تا تندرستیش برای ما یقین گردد .
طول طفل و بلندی قامتش در اول ولادت ۱۹ قیراط و در آخر ماه ششم ۲۶ ۱/۲ در آخر سنه اول (۳۱) قیراط و در آخر سنه چهارم ۳۸ قیراط یعنی دو چند طول روز ولادت میباشد. و احیاناً طفل خیلی بسرعت در وزن و طول زیادت میگیرد و با وجود اینهم رول را بدرستی ادا می نماید .
۸۶
چاق میگردد. و در ماه هفتم روزانه ۱۸ گرام و جمله در ماه
۵۴۰ گرام می برآید در ماه هشتم ۵۱۰ است
که زیادت یومیه ۱۷ گرامه شود در ماه نهم زیادت
هر روزه ۱۳ گرام است که از ماه کامل ۳۹۰ گردد
در ماه دهم روزانه ۱۲ گرام و ماه کامل ۳۶۰ میباشد
در ماه یازدهم زیادت روزینه ۱۰ و از ماه ۳۰۰
ظاهر میگردد در ماه دوازدهم روزینه ۸ و ماهانه ۲۴۰
گرام است در آخر ماه پنجم طفل دو چند وزن ولادت
خودش می برآید ازین بیان معلوم گردید که بیشتر
نموی طفل در چند ماه اوّل خصوصاً در چهار ماه اوّل
میباشد مخفی مباد که این رقوم تخمیناً درجهٔ وسط میباشد
۸۷
وگرنه نموی حقیقی یومیه اختلاف بسیاری دارد
چنانکه گاهی از درجه مسطور کمتر و گاهی فزونتر می شود
اما اطفال اول باری (نخستینه) که شیر اول باری
پرورش مییابند نموی شان در ماه های اول خیلی کمتر
میباشد . بخلاف اطفالی که مادرهای شان پیشتر
نیز اطفال دیگر را شیر داده اند .
تول کردن اطفال خیلی عادت خوبی است
بشرطی که اسباب باعث لاغری و نموی
آنها را بدانیم .
هرگاه از تول مطرد و پی در پی نقصان لاغری
طفل معلوم شد ظاهر است مریض میباشد .
۸۸
و اگر زیاده می برآمد مگر کم لازم است سببش را
معلوم نموده باحوال خیلی التفات و توجه مبذول فرمائیم
ولی ترس و بیمی بخود راه ندهیم
این یک سخن معلوم است که اگر بخواهیم طفل
هر روزه نمو کرده مطرداً زیادست پذیرد امری است
که عقل قبولش ندارد .
ازینجا دانستیم که طفل را تول کردن در کمین
حالش بودن چندان باکی ندارد مگر بشرطی که نتیجه
وزن را خوب فکر و تشخیص نمائیم .
وزن کردن طفل را بتر ازو چندان از کارهای
ضرور شمار نمی شود زیرا ممکن است ازان مستغنی گردیم
٨٩
لذا کسانیکه قدرت خریداری آن ندارند باکی نیست.
چندی احوال طفل را بتدریج ملاحظه کرده دیدیم که
شیر خوردن و هضم و نمویش هر سه خوبست. اکنون
میخواهیم باحوال عمومی صحت و مرض اطفال
جلب نظر دقت نمائیم.
نشان صحت طفل و خوبی غذای او آنست که
در حالت بیداری برنگ و روی خوشش و رخسار
پُر گوشت و گردی روی و چشمان مست باشد
و پوست بدن نرم و شفاف و گوشتش صلب
و سخت بوده شکمش لاغر و هموار و صدایش سخت باشد
اما طفلی که تندرست نبوده غذایش ردئی باشد
۹۰
رنگش زرد و کنج های چشمش سست و خلط خلط میباشد
و نشانی دیگری هم هست که خیلی دارای اهمیت میباشد
باید از ان غفلت نورزیم و آن این است که غالباً
سر طفل از شکل و هیئت خود تغییر میخورد زیرا استخوانهای
کاسۀ سر مانند اشخاص کلان پُر گوشت پوره نمیباشد
و بواسطۀ پردۀ تازه یکجا جمع شده است. وقتیکه
انگشت ابهام را آهسته بر فرق سرش بگذاریم
در بین هر دو استخوان میان سر شگاف و چقوری حس
مینمائیم و چون انگشت ابهام را از انجا نزدیک
بطرف پیشانی فراریم فضای غشائی حس میکنیم
که آن را (یافوخ) و نرمۀ سر گویند. و چون طفل جور
۹۱
و تندرست باشد یافوخ تازه و سخت میباشد و هرگاه
برعکس طفل علیل و ردی الغذا باشد یافوخ ظاهرآ فرخو
و سُست و کاواک بوده که هم بانگشت و هم بچشم
معلوم می شود. میدانید چرا اینچنین است ؟ بلی در زیر
استخوان کاسه سر مواد سائلی است که حفاظت
مغز سر وظیفه اوست و این سائل مواد غذائیه هم
دارد پس هرگاه طفل شیر کافی نیابد یا شیرش
غذای صالح برای بدن نشود همان سائل غذاش گشته
بعض اجزای آن بعض دیگر را میخورد. و هر قدر همین سائل
کم شود استخوانهای سر بهم نزدیک شده
در پرده که استخوانها را بهم ربط داده شگافی ظاهر میگردد
۹۲
معلوم است که یافوخ ترازوی وزن برای اطفال
محتاجان میتوان شد .
خال چیچک
از امراض متعدی که خیلی برای اطفال بآنواع مهلک
ثابت شده یکی چیچک میباشد و برای مان
لازم است طفلهای خودمان را ازان حفاظت نمائیم
تقریباً یک قرن می شود (چنر) نام داکتر انگلیسی
کشف این مسئله فرموده دلیل و برهان بران اقامه نمود
که اطفال از خال زدن گرفتار این مرض نمیگردند.
و چون همه اطفال موجود بروی کره ارض در
وقت لازم خال زده می شدند و باز در هفت سال
۹۳
خال را اعاده و تکرار میکردند امروز این مرض کامل محو
و متلاشی میبود ولی مع الاسف بسیاری از مردمان
بواسطه فساد افکار و خیالات خودشان بصلاح خانهدان
نمیفهمند و اقرار ندارند و این ماده نافعه را برای اولاد
خودشان پرزو نمیکنند ازین است که اکثری
اطفال را خال نیز نشد.
و چون این مرض مهلک خیلی بسرعت تعدی
و سرایت دارد در وقتیکه پیدا می شود و بعضی گرفتار
آن میگردد باید طفل خود را پیش از چیچک کشیدن
خال زینیم.
بزعم بعضی خال زدن طفل بسیار خورد را
۹۴
سبب بعضی خطره ها میگردد و بعقیدۀ بعضی در هر وقت
و موسم خوب نمینماید، ولی لازم است اشخاص عاقل
گوش باین خرافات نگرفته هر وقت که باشد
اولاد خود را خال زنند .
هوا خوری اطفال قاعده عمومی
وقتیکه هوای بیرون از (۱۰) فوق صفر
پست تر یا از (۲۸) درجه بلند باشد خوب نیست
طفلی را که گاهی نبرآمده بهوا خوری برارند. و چون هوا
معتدل یا سن طفل کلان باشد ممکن است طفل را
در اوقاتیکه گرمی بشکند کم کم هوا خوری بکشند
در شمال بسیار سخت و آفتاب بسیار گرم از هوا خوری
۹۵
پرهیز لازم است در وقت هوا خوری لازم است
روی طفل را به دستمال نرم و نازکی پت کنند
که در چشمش گرد و غبار و مکس داخل نگردد - خلاصه
هوا خوری اطفال صبحانه بهتر است از دیگرانه
طفل بسیار خورد را در وقت هوا خوری بهتر است
بر سر هر دو دست بگیریم - و چون یک قدری کلان گردید
بگی پایه گی بهتر مینماید - و بهتر بگی تپ دار
چهار عراده میباشد - در زمستان لازم است
طفل را بقطیفه و شالی بپیچانیم که خنک نخورد -
و در سردی زور بهتر است بوتلی را بآب گرم پر کرده
به پهلویش بگذاریم که خیلی فائده دارد .
۹۶
دندان کشیدن
طفل تقریباً بششماهگی آغاز بدندان کشیدن
مینماید. ولی این قاعده کلی نیست زیرا وقت روئیدن
آن خیلی اختلاف دارد و بمشاهده رسیده است
که دندان عادتهً چند تا یکجا می برآید. و در میان برآمدن
هر جوره تا جوره دیگر چند ماه تاخیر و فاصله میباشد
غالباً ترتیب ظهور دندانها بر حسب مشاهده قرار ذیل
میباشد.
(۱) هر دو شیر دندان پیش روی پائین (۲) هر دو شیر دندان پیش رو بالا
(۳) هر دور با عیه پائین (۴) رباعیتین بالا
۹۷
وچون اطفالی که غذای کافی نمی یابند یا مریض
میباشند رستن دندان شان چندان با نتظام نبوده
پس می افتد مستحسن است ترتیب فوق را داسْته
بحال اطفالی که دندان شان بی ترتیب براید یاسن
دندان کشیدن رسیده و هنوز هیچ دندان نکشیده اند
توجه خاصی مبذول فرمائیم .
اطفال در اوقات دندان کشیدن چندان تندرست
وسخت سرقوی نمیباشند بلکه احوال شان تنگ بوده
مزاج شان بسرعت قبول مرض مینماید .
خیلی نادر است طفل دندان کشد و مریض نشود
بلکه غالباً در نیوقت در قوهٔ هاضمه شان اضطراب
۹۸
و فوری راه یافته قی و اسهال برای شان عارض میگردد
د بزودی زکام می شوند لذا در وقت ظهور دندان خیلی
احتیاط در غذا و حفاظت احوال شان لازم است.
بعض اطفال را علاوه بر ضعف عمومی فتور عضوی مانند
ورم بیره و درد احیاناً و خون آن عارض میگردد.
در نیوقت اکثر زنان از ناداری بدوا و علاج زنانه
رجوع مینمایند. ولی قاعدهٔ کلی است که باید
بنای علاج برأی دحکم (داکتر) بوده- هر دوا را سرخود
بطفل ندهیم.
برسر پا آمدن طفل
غالباً اطفال حرکت نمیتوانند مگر که دست شانرا بگیریم
۹۹
یا ایشان را بر داریم - و هر قدر طفل قوی و سلیم البنیه
باشد هم بر زمین نشاندنش چندان لازم نیست
مگر در ماه چهارم یا پنجم و درین وقت بپا رفته نمی تواند
مگر بخشک یا چار غوک میکند و بر دستها و زانوهای خود
تکیه می نماید- بعد ازان بنای برخاستن میکند و براه
ایستاده شدن را تعلیم میگیرد - و بعد ازان یکپار از
پای دیگر دور میگیرد و بنای قدم زدن را میگذارد و
پس ازان بر فتار آغاز مینماید.
چه وقتی اطفال راه میرود و کدام
وقت لازم است راه برود
بر سر پا آمدن و راه رفتن طفل نیز مانند دندان کشیدن او
۱۰۰
وقت و تاریخ معینی ندارد غالباً اطفال جور و تندرست
در یکسالگی و یک و نیم سالگی بر سر پا می آیند و بعضی
که پیش از یکسال راه روند پیش دستی میکنند
و بعضی که پس از دو سال بر سر راه رفتن بیایند
پس می مانند .
و غالباً اطفالی که دیر براه رفتن بیایند.
یا به غذای خوب پرورش نیافته اند یا ناجور میباشند
بنا برین طفلی که یک و نیم ساله شود و راه نرود لازم است
که بسیار متوجه حال او گردیم. هرگاه همانطور
پایهایش قوت نداشت و استاده شده نمیتوانست
لازم است بطبیب حواله اش نمائیم .
١٠١
احتیاطهای لازمه
وقتیکه طفل بدرجه رسد که هر چیز را بدست میگیرد
باید چیز های تیز مانند کارد و چاقو و سوزن اشیای گرم
مانند چای وغیره را به پیش او نمانند زیرا هر چیز را که طفل بگیرد
فی الحال بدهن میکند بنابرین بسیار احتیاط لازم است
که چیز نجس یا مضر را نخورد- و در پیش او هیچ چیز نگذارند
که مبادا چیز یشی را قُرت کرده در گلویش بند ماند و خفه شود
اسباب بازی
باید اشیای لعب و بازی اطفال تیز و برنده و رو غن زدگی
نباشد- وقتیکه اطفال نزدیک دندان کشیدن میشوند لعاب
دهن شان بسیار میگردد و ازین سبب هر چه بدست شان آید
۱۰۲
بدهن خود میکنند پس درین وقت لازم است که اسباب بازی او
از چیز مخصوص مانند دندان فیل یا استخوان باشد.
و نیز بسیار احتیاط کنند که همیشه انگشتانش ستره و پاک باشد
هرگاه طفل نو بر نشستن بیاید لازم است که توشکچه یا چیز دیگر
بزیر پایش بگذاریم و نمانیم که بر زمین خشک خالی بنشیند.
باید هیچگاه نگذاریم دست خودرا بچراغ یا آتش یا غیره
پیش کند چراکه می سوزد. هرگاه بزمین بیفتد باید از یکدستش
گرفته بالا نکنیم زیرا که اکثر شانه اش می براید.
از شیر جدا کردن
وقت شیر جدا کردن طفل باعث بار نشو و نما و صحت مزاج
و بر آمدن دندان او میباشد. و بهتر است بیکساله گی جداشو
۱۰۳
چرا که از برآمدن دندان معلوم میشود که حالا شیر خالص
بعوض نان آب کفایتش نمیکند و چون طفل یکنیم ساله شود
و هنوز تنها شیر با و بدهند خیلی ضرر دارد چرا که دندان کشیدن
و راه رفتن او را پس می اندازد
طفل را در تابستان یا که ناجور باشد از شیر جدا نکنند
و تا ممکن است طفل را عادت سازند که چیزی از شیر گاو بخورد
باید اطفال از شیر جدا شده را بغیر از شیر و تخم
و تلخوان گندم یا جو و برنج چیز دیگر ندهند
طفلی که عادت بشیر دارد و هنوز چیز دیگر نمیخورد باید
غذایش چیز های آبگین و لطیف باشد برای طفل غذای دیگر
مانند تخم و غیره اشیای نمونجش لازم است تا مگس شیر باشد
۱۰۴
غذایش کامل شود.
غذای طفل بمقدار کفایت لازم است باید گاهی
علاوه ندهند که ضرر دارد و طفل را ناجور میکند.
و ازین سبب باید هر روزه یکبار قدری (هریره)
با شیر علاوه کرده طفل را بخورانیم. و چون دیدیم که خوب
هضم میکند روز دو بار بدهیم.
برای طفل درین سن شیر و هریره وقتی موافقت
میکند که ما حتی الامکان مقدار خوراک و کیفیت ساختن
هر دو را خوب بدانیم.
چنانکه شیر را خوب جوش داده یا (تعقیم) نموده
بی قند یا با قند صاف ساخته روزی ۴ بار یا (۵) بار
۱۰۵
همراه قاشق بطفل بدهیم و درین وقت احتیاط بسیار کنیم
چنانکه در شیر دادن صناعی گفته بودیم .
صفت حریره پختن بروجه ذیل است.
اولاً دیگچه ستره را قدری شیر انداخته بر سر آتش
بگذاریم و یکقاشق خورد تلخان گندم را در آب خوب
صاف انداخته قاشق بزنیم که خوب گډ و حل شود. و چون
دیدیم شیر آغاز به جوش گذاشته تلخان آب
کرده گی را درمیان شیر انداخته ده دقیقه شور داده
از سر آتش فراریم که پخته شده، درینوقت
قدری قند بآن اضافه نمائیم .
باید هر بار حریره تازه پخته طفل را بدهیم
١٠٤
حریرهٔ باسی را دو بار سه بار گرم کرده باو ندهیم که لائق
خوراک او نمیباشد .
و می شود که قوهٔ هاضمهٔ او را دیده از انواع تلخان
حریره بپزیم - هرگاه قبض بوده کم سر پا گرفته می شد
از تلخان جو (حریره) لازم است - و چون چند بار
سر پا گرفته می شد و معده اش تلین بود حریرهٔ تلخان
برنج و تالیار مناسب است .
بعد ازان در مقدار غذای او زیاده و نقصان نمیکنیم
مگر وقتیکه وظیفهٔ هضم یا احوال خود طفل یا نتیجهٔ تول
او را امتحان نمائیم . بعد ازان غذایش را زردی تخم آمیخته
همراه شیر یا حریره مقرر میکنیم - و بعد ازان کامل زردی
١٠٧
و سفیدی تخم غذا مقرر می شود چرا که تخم غذای خوبی است
خصوص تخمی که تازه مرغ داده باشد - و به تخم مکروبات
مضره هم خلط نمی شود مگر باید که تخم را از اندازه بسیار نخورد
چنانکه بعض زنان نادان روز سه چهار دانه تخم بطفل میدهند.
غالباً تخم قبض و امساک می آرد و چون طفل متواتر
ازان بخورد سختی و سوء هضم و اسهال پیش میکند و چون تخم
د هریره بخورد هضم او خوب میگردد.
و از سبزی باب خمیرۀ کچالو برایش مناسب است
و باید مقدارش کم باشد مگر وقتیکه سوء هضم پیش کند
فی الحال رجوع به تنها شیر می شود.
همیشه ملاحظۀ احوال طفل در تابستان و گرمی لازم است
۱۰۸
چنانکه در سال اوّل نیز همین ملاحظه رعایت میشد هنگامیکه
طفل بر سر میز نان و دسترخوان بنشیند هر غذائی را که
به بیند میل بخوردنش میکند، درینوقت برای ما لازم است
جلو نفس او را نمانیم یله بوده هرچه خواهد بخورد وگرنه سبب مرض
و ناجوری او میگردیم.
ازین سبب لازم است طفل را با خود یکجا
بر سر دسترخوان ننشانیم بلکه او را علیحده نان بدهیم
تا خلل بحفظ صحت او نرسد
تمام شد
بعون الله الملک الوهاب
* اندر اساس وسطوت دشمن رخنه پا نهاد }
ای فاتح مجاهدة تل خوش آمدی
ای در بی عدیل مجلل خوش آمدی
* ای هستیم فدای قدوم تو خوش نژاد }
جانم بلب رسیده و عمرم بکو تهیست
از ساز و برگ قوت هستی کفم تهیست
* سرد است در همه بدنم خون اتحاد }
از خاندان و خویش عزیزان گذشته ام
از راحت و مسرت و ارمان گذشته ام
* یا میدهم نجات تو یا سرتوان نهاد }
افتاد در تعاقب يك عزم بس رفيع
فرمود فکر همره و یاران خود وسیع
* بهتر که شمه ز بیانش دهم بیاد }
منزلگه حیات شرافت نشان ماست
دیدار او مفرح جسم و روان ماست
* با من کنید از پی تخلیصش اجتهاد }
نظاره نجات وطن خوش مسرت است
از بهر هرکدام شما فخر و عزت است
* از بهر التيام جراحات این بلاد }
اینست از برای عزیزان نصیحتم
گویند هر یکی ز خلاصی ملتم
* آسوده باشم از پی آرام ملك شاد }
از دگر ما مورین و منسوبین شان در باریکاب ازو شان استقبال فرمودند و جلالتمآب سفیر صاحب فرانسه وعالیقدر مستشار سفارت کبرای ایران مقیمۀ کابل در بگرامی و جمعی از افراد دگر مناطق عرض راه ازو شان پذیرائی نمودند.
بالآخره بروز پنجشنبه دسته جات متعددهٔ تمام طبقات ملی باچهره های خندان در حالیکه لباس های نظیفی در بر داشتند کنار جادهٔ بزرگ جلال آباد را از حد تپهٔ بلخ الي وزارت حربیه که منطقهٔ پذیرائی اوشان تعیین و بچندین دروازه های عالی العال تزئین ، و تمام خط حرکت والاحضرت ممدوح به بیرقها و گلها آراسته شده بود ، اشغال و با يك وضع سرور آمیخته با ابتسامات فرحت باری مقدم این جنرال فاتح را انتظار میکشیدند.
وقتیکه ساعت ۱۰ نیم فرا رسید حضرتعالی افخم سردار شاه ولیخان فاتح کابل بسواری موتر بارفقای همسفر خود رونق افزای سیاه سنگ شدند درین منطقه و ، ج رئیس صاحب بلدیه وسائر اعزه ومعاريف وتجار واهالي شهر که قبلا صف بستهٔ احترام بودند از ایشان استقبال خوبی نمودند والا حضرت سردار شاه و لیخان نیز با ایشان احوال پرسی واظهار تلطف و گرم جوشی فرموده
زیرا همیشه افراد و جماعات و ملت ها در سیر حیات خود معروض انقلابات میشوند انقلابات از خود عوامل میداشته باشد چند علت يك معلول را روی کار می آورد در حیات و زندگانی انسانها وقتیکه معلولات جدیدی بظهور میرسد اولتر علل آنرا می سنجند و ازان نتیجه و تجربه می آموزند .
انقلابات یا بحرانهای اجتماعی دائماً عوامل کلیه و جزئیه را دار است هرگاه در يك بحران اجتماعی علل و اسباب آن بکلی فهمیده نشده و ازان جلوگیری نشود باز انقلابات یا بحران های مکرر رو میدهد .
حالا اغتشاش و بحران وطن را نباید کسی با نظر سطحی و بدون هیچ اسباب و علل تويك امر تصادفی تعبیر کنند و ازان هیچ تجربه و نتیجه گرفته نشود .
برای سنجش چنین عوامل ارباب فکر و قلم همیشه بایست نظریات خود را بجامعه تقدیم نمایند خصوصاً در مواقعیکه مخصوص بدکار و یاد آوری مارا در يك اختناق شدیدی در آورده بود و برای العین می نگریم که حیات غیر محتاطانه؛ انسان را با چه مخاطرات توأم و خبط و خطا در زندگانی خواه اجتماعی و یا انفرادی باشد ، انسانرا با چه مشکلات و چه مصائب مبتلا می سازد ؟
البته در نتیجه اینقدر مصائب و زحمات انسان کار دیده و دانسته میشود و تجارب زیادی حاصل می نماید .
تجارب انسان برای خود انسان محصول قیمت دار حیات و دستور زندگانی آتیه اوست اما برای انسال او علمی است که در آینده بدست آنها می افتد .
پس گفته میتوانیم که انقلاب یا بحران وطن تجارب نافع بدست ما داده است آن تجربه عبارت از اتحاد و اتفاق و رفع نفاق و شقاق و دوری از هوسات نفسانی ، و کناره جوئی از هر ناملائمات روحی و اخلاقی ، و روی کار آوردن يك رژیم اعتدالی مطابق تماثل روحی و اخلاقی ملت ، و ائتلاف تمام طبقات روحانیون و ادبا و سیاسیون مملکت است .