Tohfa ol-olamâ
10 Ramazân 1292 / 10 oct. 1875
حسب فرمایش محبعلی
وعظنامه
الحمدلله
والمنه که نسخه متبرکه
الموسوم بتحفةالعلما در تصنیفات
عالیجناب علامۀ جایگاه اعلم العلما قاضی
القضات خاکسار خمد عار فاشیعۀ مصطفوی
وراهروان طریق محمدی تحفه نادر است
در مطبع هذا الحسب الحکم شهریاری
سید اشرف ابوالفتح معین
الدین اشیر علیخان
در علم طبع درامد
بسم الله الرحمن الرحیم
حمد و سپاس و ستایش بیقیاس نثار بارگاه آن علامی که
افراد بنی نوع انسان را بنور علم و عرفان باوج شرافت رسانید
که یَرْفَعِ اللهُ الذینَ آمَنُوا وَ الذینَ اُوتُوا العِلمَ دَرَجاتٍ
و رهنمای بهتائی که مؤمنان را بسلکِ فَاسْئَلُوا اَهلَ
الذِّکرِ
الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ارشاد فرمود متکلمی که
لسان مقال فصحای عرب در نعت کلمات فصاحت آیاتش عاجز
تیش
و الکن و زبان بلغای عجم در وصف مقالات بلاغت سمات
سبحانه
قاصر و ابکم کریمی که جنس انس و معشر بشر را بكرامت موفور الا
وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ سرفراز داشت و در اطراف ربع مسکون
و جهان بوقلمون بتملكت وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا علم دولت ایشان
برافراشت رایت فتح آیت پادشاهان عالم بذروهٔ فرمان فرمائی
اوج گیتی کشائی رسانید و صفحهٔ تیغ مجاهدان پردل را مرآت
جمال نمای عروس فتح وظفر گردانید مقتدری که در ایجاد و اکمال
۴
موجودات بآلات و ادوات محتاج نشده و در استحصال و
استکمال مکونات بمظاهرت و معاونت مفتقر نگشت مصوری
که بکلك تصویر در تشکیل منظور نظر عنایت خویش را بروجه احسن
چهره کشائی نمود که وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْاِنْسَانَ فِی اَحْسَنِ
تَقْوِیمٍ و مجبات نجبات تحیات و صلات صلوات وافیات و
تحف درود نامحدود و تحیت سلام نامعدود بآن گدازنده راز
غیب و رساننده اخبار لاریب نوباوه چمن کاینات فهرست
کارنامه مکونات سلطان تختگاه لِی مَعَ الله مشرف بتشریف
لِيَغْفِرَ لَكَ الله محراب نبوت و امامت محرم خلوتخانه قرب
و کرامت
و کرامت صاحب مقام قَابَ قَوسَینِ اَو اَدنی خورشید
آسمان مَرَرْتُ اِلیَ الْاَرْضِ فَرَاَیْتُ مَشَارِقَ الْاَرْضِ
وَ مَغَارِبَها مصطفای مکی و مجتبای مدنی مقتدای قریشی
مقتدای هاشمی شرف دودمان لوی ابن غالب محمد ابن عبداللہ
ابن عبدالمطلب صلی اللہ علیہ علی آلہ وسلم مقدمی که مبدأ
فطرت مخلوقات نور جبین همایونش بود که اَوَّلُ مَا خَلَقَ اللّٰهُ
نُورِیْ فرخنده مؤخری که انتهاء ظهور شرعیش آیه وَلٰکِنْ
رَسُولَ اللّٰهِ وَ خَاتَمَ النَّبِیِّیْنَ سروری که در بهم نشان جان
آستانش پهلوی پهلوانان ربیعه و نفار را نزار گردانید و بیم حدت
تیغ آتش فشانش تشنگان بنی غالب را بچشمه سارقین و منزل ابرار
رسانید پیغمبری که معجزات باهرات القدر او تا دامن آخر زمان بر قوام بقا
مرقوم است و آیات طاهرات امر او تا ساعت قیام و قیام سات
بسمت دوام موسوم بلند مقداری که در شب معراج از خطه غبرا
فراز نه طارم خضرا پرواز نموده جناح رافت و عاطفت بر حال گوشه
نشینان خطایره قدس مبسوط ساخت شهسواری که از ان منزل
پاک عنان عزیمت انعطاف داده بتربیت ناظمان مرکز خاک پردا
ره نوردی که غبار نعلین براقش با تفاق اکلیل مفارق اشرف
عالم علویست جهان کردی که گرد نعلین مبارکش باستحقاق توتیا
دیده
دیده اعیان خاکدان سفلی است صلی اللہ علیہ و علی آلہ و اولاد
و اصحابہ و اتباعہ اجمعین اما بعد راقم این موعظة ظاهرة المعانی
و ناظم این عقود راسخة المبانی اقل عباد الملک القاہر قاضی عبد القادر
پشاوری بخدمت صاحبان فضل و ہنر و عارفان نقض درر
عوض مینماید که بموجب آثار و اخبار آثار قیام قیامت قریب رسید انوا
انواع جہل و بیعلمی و اقسام اقسام رذالت و نادانی در عالم اشاعة یافتی
و علمای دیار بمهر خاموشی بر لسان حقایق ترجمان خودہا زده اثر
اعلان کلمات رحمانی کناره گزیدند حالتی بر این خطه و اہالیش عار
گردیده که مثلا ہر گاه خلاف ملت اسلامیہ آیتی از آیات قرآنی بخوابد
بسبب اشاعت جہل و بیعلمی اہالی دیار ما از آن آیت کناره کرد
میگویند که بزبان کافر این آیت جاری گردیده چرا معتقد این گردیم
چنانچه نتایج این همه شر تفصیلا در ذیل عرض کرده خواهد شد
چون که سابق ازین بسبب وجود کثرت منافقین امیر جنت مکان
رضوان الله علیه را موقع اظهار اشاعت مواعیظ دلپسند در کل
قلمرو خود روی نداد و در خطه هرات هرچند سعی و کوشش مینمودند
تابعان ابی ابن خلف مانعان تاثر آن میگردیدند چنانچه ترزیع
نفاق مارقین و ناکثین این نتیجه داد که در ایام تغشیش افغانستان
امراء غاصبین که داخل وعید حدیث شریف نبوی بودند که اذا
بویع
۹
خليفتين فاقتلوا آخرهما واقسام اقسام بدعات ونفاق و
تصرفات ظلم در ملک جایز دانسته اكل اموال رعايا وسكان اينديار را
بهتر از گنج شايگان ميشمرند وعمال وحكام اينولا بقول سعدی شيراز
اگر ز باغ رعيت ملک خورد سيبی برآورند غلامان او درخت از بيخ
عادات خبيثه رديه در اسلام را بنابر اظهار خوشنودی والی وقت
پيشه مرضيه اسلام دانسته مال بيگانه را بی موجب شرعی اخذ نموده
بيت المال ميناميدند حالتی بر اين خطه عارض گرديده بود که تجار اين
ولا خود را بدر افلاس زده اظهار مالكيت چند هزار روپيه خوف جان
تصور برده پنهان مینمودند و حکام ظلمه مال رعایا و برایا را حق متروکات
پدر دانسته ناگرفته من جمله اموال خود محسوب مینمودند شرایع و احکام
الهی در پس پرده گردیده علما و قضات سوء بتایید ظلمه و فسقه ارآیا
خاطر خواه مردود میدادند و عقبا را بحیفه دنیا مبدل نموده عیش دو
روزه را به نعیم جاودانی بدل مینمودند و تمیز حلال و حرام آن نپذیرفته
ملازمین و خوانین بقول النَّاسُ عَلى دينِ مُلُوكِهِمْ رو بـ
حلال و حرام و امر و نهی ناکرده دفع الوقت را غنیمت می انگاشتند
بسبب اثمار اشجار نفاق و بیدینی خطه ہذا بقسمی از اعتبار افتاده
بود که در دول عالم بخطه جبال معروف و مشهور بود و انسان این ولایت
خارج از حد انسانی تصوریده کلامش لا يعبأ به میدانستند این
کہ
۱۱
که مکنون ضمیر قدسی تنویر قضا و قدر آن بود که خطه افغانستان را که از
قدیم ندیم جهل و از شاهراه عقل بعید افتاده بود بشاهراه هدایت
و تربیت آورده حصه مکتوبه بکمال و ترقی در کنارش نهند تا عذر و ما
کنا معذبین حتی نبعث رسولا از وی ساقط گرداند
اکلیل جهانبانی این خطه افغانی را بر فرق ظل سبحانی وجود معدلت
آمو و امیر المؤمنین و متابع رسول رب العالمین امیر شیر علی خان
صاحب بهادر قرار یافت لا زال اعلام العدل في ايام دولته
عالية وقيمة العلم من اثار تربيته غالية واياديه على
اهل الحق فايضة واعاديه من بين الخلق غايضة وهو
۱۲
الذي عم اهل الزمان بافاضة العدل و الاحسان و
خص من بينهم اهل العلم بفواضل متوالية وفضائل
غير متناهية ورفع لاهل العلم مراتب الاكمال نصب
لارباب الدين مناصب الاجلال وخفض لاصحاب
الفضل جناح الافضال حتي جلبت الي جناب رفعته
بضايع العلوم من كل مرمي سحيق و وجهة تلقاء مدين
دولته مطايا الامال من كل فج عميق اللهم كما ايدتة
لاعلاء كلمتك فايده وكما نورّت خلده لنظم مصالح
خلقك فخلّده من قال امين ابقى الله مهجته فأنّ هذا
دعاء
۱۳
دعاءً يَشْمَلُ الْبَشَرَا آن شاه عادل مکنونات ضمیر مهرتنویر
خود را در ایجاد صنایع و بدایع بنابر استحکام شوکت اسلامیه و اشاعت
علوم وفنون ورفاه خاص وعام وانتشار علم وهنر ورفع بغض وضرر
در طوایف عام کوه بند که كَالْاَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا اند
معطوف ساخت چنانچه بر اشخاص منصفین خالی از حقد و حسد
پوشیده نیست علی الخصوص بهر جمعیه وعظ که بخواصین و وزراء اکابر
حاضره دربار میفرمایند میخواهم که بنابر تقویت این وعظ نامه عام
و خاص ساکنین این بلاد را از خیالات مشروعه امیر مآبانه پر خود بموعظه
و نصایح آبدار که هر یک لفظش مثل گوهر بی بها و مروارید یکتای
۱۴
دل پسند که ایشان بزبان مبارک خود ارشاد فرمودند مطلع
سازم که معلوم عام خاص گردد که تا چه حد مهندس خیال این
شاه عادل مایل عدالت و اتيان به اوامر الهی است
وعظ نامۀ بندگان اشرف ابو الفتح معین الدین
الامير ابن الامير امیر شیر علی خان صاحب بہادر
خلد الله ملکه و سلطانه و متع الله المسلمين ببقا
دولته وسلطانه ؞
كلام الملوكِ مُلوكُ الكلامِ
ای که این
١٤
ای اراکین وخوانین دولت خداداد واضح ولایح بادکه چون
برکافه سلاطین وامرا وقاطبه بزرگان ورؤسا بموجب حدیث
شریف سیدابرار وسند صحیح پیغمبرمختار که اَلَا كُلُّكُمْ رَاعٍ وَ
كُلُّكُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ الی آخرالحدیث رعایت حقوق
مشروعه رعایا وبرایای قلمرو سلطنت خود واجب و لازم است
لهذا از وقتیکه عنان توسن جهانبانی سلطنت خداداد
بهمرکابی فتح ونصرت بقبضه اقتدار ما درآمده از طرف خود تا ا
لغایت حد طاقت بشریت انچه در باب ترقی دولت واستحکام
رشته سلطنت بأمن وامان رعایا وبرایا در ایجاد صنایع وبدایع
۱۶
و رواج علوم شرعیه بنابر حفظ حقوق انفس مسلمانان برین
بنده درگاه آله لازم و واجب بود بنهایت سعی و کوشش بجا
آوردم و واحد برحق و صمد مطلق که علام الغیوب داننده اسرار
پنهانی است گواه است که گاهی قصد ما پیرامون این قسم خیالات
نگشته که بمخلوق خدا یا بیک شخصی خاص از من جلبه رعایا و
برایام ظلم شده مال وی بغارت رود و یا بنام نهاد جرم و جریمه
موجب و ناحق مال رعایا در حیز تلف آمده داخل خزانه شاهی کرد
و یا مال مسلمانی باخذ و رشوت لقمه ظالمان گردیده نقصان پذیرد
از جانب من بجمیع اراکین و وزرا و قضات و حکام این سلطنت
شما با وراء
۱۷
خداداد علانیه همین حکم است که رعایت و فریب و ظلم و رشوت ستانی
و بغض و بی اتفاقی را از سلطنت نزارفع نمایند و در دادرسانی مخلوق
خدارا از اعلی تا ادنی برشته مساوات پندارند و تغییر و تبدیل احکام
خدا و رسول را بحیل مبدل نسازند الحمدلله که جمیع ساکنین این
دولت خداداد و حاضرین این محفل مسلمان و مهربان اند و بر کافه
مسلمانان فرض عین است که اطاعت کلام ربانی و عمل براهوات
رسول سبحانی نمائیم پرهویداست که خطه افغانستان مایان در
ایام سابق بسبب بی اتفاقی و نفاق و کم توجهی بجانب علوم در عالم
بخطه گمنام و بی اعتبار مشهور و معروف بود که در هیچ دولت نامی
۱۸
این خطه گرفته نمیشد واکثر حاضرین این محفل بچشم خود دیدند که در
سالهای سابق بسبب نفاق و بیاتفاقی چه اقسام اقسام
مصائب و شداید باین خطه عارض گردید که از سبب آن نفاق
چقدر نقصانها به تجار و رعایای این سلطنت لاحق گردید
و علاوه برآن چقدر بدنامی این دولت در دول خارجه مشتہر
گردید که ضربالمثل اقوام فرنگستان است که هرکسیک ملکنفاق
رود و سر خود را واپس بملک خود رساند مرد است چنانچه تفصیل
خرابیها موجب طوالت است بر ضمایر صاحبان هوش و کاملان
حق نیوش مخفی نیست چنانچه هر امر یک نتیجه دارد نتیجه همان بے
۱۹
اتفاقی و نفاق آن بود که ملک ہائی که از قدیم در تحت سلطنت و
حکمرانی افغانیه بود از قبضۀ اقتدار سلاطین افغان برآمد
بقبضۀ سلاطین غیر در آمدند اگر این شجره ملعونۀ بی ثمر نفاق در
ملک ما بان نشو و نما نمی یافت مخلوق افغانستان در تعدا
و جلادت از رعایای دول غیره کم نمی باشند و نه بخطاب آیه
وافی هدایه يَبَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ
عَلَيْكُمْ وَأَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ ، نه
خطاب كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ درباره دیگر قوم وارد گردیده پس هویدا
است که خارج گردیدن این چنین بلاد از قبضه اقتدار افغانستنان
۲۰
محض سببش نفاق دولت و بی اتفاقی اعمال سلطنت بود که
ذات خاص را اینقدر واجبست که اگر علم ما بیک مقدمه بیاید که
در آن اتلاف حقوق مسلمانی بعمل آمده باشد و یا مرتیان بدان
با خذ رشا صورت وحیثیت مقدمه را دیگرگون نموده حق را بطلان
نموده باشند در آن مقدمه کمال غور نموده در دادرسانی و اهتیا
حق از باطل حتی الوسع از جانب ما کوتاهی بعمل نیاید و نخواهد آمد ویز
مرتشیان بد نهادان را هم انشاء الله حتی الوسع بسزای اعمال شان
خواهیم رسانید لیکن محال عقل است که بنقصان کلیات و جزئیات
مقدمات این خطه علم ما بیاید غان البسته تا وسع بشری هست دریغ
داریم
۲۱
نخواهم نمود که لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا در صورت
خطا و نسیان خود مخبر صادق علیه افضل الصلوة بحدیث منیف خود
ارشاد فرموده که رُفِعَ عَنْ أُمَّتِي الْخَطَاءُ وَالنِّسْيَانُ
صورت خطا رقبها از مؤاخذه بری است بلکه علی الدوام دست
انابت به امید اجابت بدرگاه مجیب الدعوات و واهب
العطيات برداشته عرض مینمایم رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِنْ
نَسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا بشما اراکین و وزرای سلطنت
حکم محکم میفرمایم که اگر در یک امری از اعلان امور شرعی بسبب سهو
بشری از ما قصوری رو د شما بخوف و خطر و بی نقصان و ضرر صلا
۲۲
کلمۀ حق را ادا نمائید و اگر مثلاً لجام توسن سرکش هوا و هوس
حاکمی در ضبط و ربط شما در نیاید بر کاهی حقیقت آن بندگان
ما را اطلاع بکنانید چونکه زمام اهتمام رتق و فتق سلطنت را بشما
وزرا و اراکین سپرده ام باید که در امور ماموره خود رعایت حق
پوشی و فریب و رشوت ستانی و بیانصافی و ظلم را پیشه نمائید که
در صورتی که اعتماد استحکام سلطنت بشما نموده شد پس نقض
شما بیخ کنی اسلام متصور است و خالق لایزال و قادر بیمثال در
قرآن مجید خود فرموده است وَلَا تُجَادِلْ عَنِ الَّذِينَ يَخْتَانُونَ
أَنْفُسَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ خَوَّانًا أَثِيمًا حدیث
شریف
۲۳
شریف منیف رسول برحق است که اَلَاكُلُّكُمْ رَاعٍ وَكُلُّكُمْ
مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ واگر علم ما بجنایت شخصی آمد و در
سزای اعمال شرعی و کوتائی رفت جواب ده آن خود ما
بنزدش اهنشاه مطلق خواهم بود و اگر مثلا در معاملات که بسب
بشریت در احاطه علم ما نیاید و یک عاملی یا حاکمی ظلمی و جوری برعایا
نمود و شما رعایت نموده چشم پوشی در آن نمودید خود بوقت
ندای اُحْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَاَزْوَاجَهُمْ جواب ده ان
نزد قاضی عادل که خالق واحد است خواهد بود ما بسبب عدم علم از
مؤاخذه آن بری الذمه خواهیم بود و بر همگنان هویدا باد
۲۴
که اگر کدام حاکمی یا عاملی این اراده باطل را در دل مصمم نماید که بنا
بر منفعت پادشاه بموجب شرعی و عقلی جریمه با جمع نموده
داخل خزانه می نمایم و خود در آن منفعت ندارم واضح باد که هرگز
و یکقلم اراده و خیال ما نه قدیم و نه حال بدین منوال بوده و است
که بحق کسی بموجب شرعی الزامی عاید گردیده منفعت مالی ازان
عاید حال ما گردد وَكَفَىٰ بِاللَّهِ شَهِيدًا بلکه خیال ما این است که
خالق لایزال بفضل و عنایات خود خطه افغانستان را از خجالت
و ایجادات صنایع و دولت عالم مالامال نماید تمنای مادر انسانیت
اقوام افغانستان است و توجه اوشان بجانب علوم و اوامر حق خدا
کمیست
۲۵
گواه است که تا این حد خیال دارم که اگر شخصی مالک ده کرور
روپیه در این ملک پیدا شود و نهایت احتیاج بنابر ضرورت مبالغ
بیش باشد این اراده هرگز پیرامون خیال نمیکردد که یکروپیه از
وی که لاشی محض است بحیله شرع گرفته شود بلکه بابادی انین
و در ترقی تجارت و زراعت و اشاعت علم و احاطت کمال سرور
عاید حال میگردد شما اراکین و وزرا وعظ مینمایم که وه
اتحاد و موافقت فیما بین خود در امور سر کار پیدا نموده در دادرسانی
مخلوق الله کوتاهی ننمائید که حدیث رسول الثقلین که مَنْ فَرَّجَ
عَنْ مَغْمُومٍ أَوْ أَعَانَ مَظْلُومًا غَفَرَ اللهُ لَهُ ثَلْثًا وَسَبْعِينَ
۲۶
ثمره و در صورت اختلاف و بی اتفاقی مصداق حدیث شریف
بشمایان صادق خواهد آمد که مثل المُوْمِنِيْنَ فِي تَوَادِّهِمْ
وَتَرَاحُمِهِمْ كَمَثَلِ الْجَسَدِ إِذَا اشْتَكَى عُضْوٌ مِنْهُ
يُدَاعِي سَائِر جَسَدِهِ بِالْحُمَّى وَالسَّهَرِ و مناسبت کرام
رفاقت و صحبت ظلمه حذر نمائید که خالق لایزال در قرآن شریف فرقان
حمید خود فرموده است که وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوْا
فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ و بعلمای امت رسول مقبول و قضات
سلطنت خداداد نصیحت مینمایم که شیوه صلاح را در بر گرفته از تغییر و
تبدیل احکام شرعی حذر نمائید که آبادی سلطنت در آن متصور است
باید
۲۷
و باید که حیله و حیل را بمقابل آیات شریف و احادیث منیف حق
علیه شرعیه ترک نموده اصلاح حال امت نمایند که خالق لایزال و قاد
بیمثال فرموده که اِنَّا اَنْزَلْنَا اِلَيْكَ الْكِتَبَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ
بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أريكَ اللهُ وَلاَ تَكُنْ لِلْخَائِنِيْنَ خَصِيمًا
و هم در این مقام قادر بر حق و پادشاه مطلق فرموده است که
يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَلَا يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللهِ
وَهُوَ مَعَهُمْ إِذْ يُبَيِّتُونَ مَا لَا يَرْضَى مِنَ الْقَوْلِ وَ
كَانَ اللَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطًا و لازم است که شما وزرا
خیر دولت خداداد و خیر اسلام را عین مرضای خدا و رسول دا
۲۸
در شفاعت اشخاصی مینمایند عمل برآیه وافی هدایه خداوند رحمن نمایند که
حق تعالی فرموده است مَنْ يَشْفَعْ شَفَاعَةً حَسَنَةً يَكُنْ لَهُ
نَصِيبٌ مِنْهَا وَمَنْ يَشْفَعْ شَفَاعَةً سَيِّئَةً يَكُنْ لَهُ
كِفْلٌ مِنْهَا وَكَانَ اللّٰهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ مُقِيتًا خيال
توجه بجانب حصول کمالات و ایجاد بدایع صنایع و اشاعت علوم
و اظهار عدل و رفع بغض است پس هر ملازمی که برخلاف منشاء ما که
موافق آیات و احادیث است چنانچه انفا ذکر نمودیم عمل ننمود در
اعمال وی کوتاهی نخواهد رفت و قهر خدا که إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ
هست آن جدا بوی خواهد رسید فقط و چون که در ابتدای مقدمه
۲۹
وعده نمودم که نتایج و تفصیل کلام مجمل را عرض خواهم نمود الحال
عرض میشود که مراد ازین موعظه دو امر اند اول اینکه صاحبان ثروت
اینردمان اهل علم و کمال بغیرت آمده با موری که از آن مکان و توسل بآن
طرف حسن افعال اسلامیه باشند تقرب ورزیده خود را از آن
بهره مند نمایند دویم سبب این تشریح من آنست که عوام مسلمانان
که در چاه غفلت افتاده اند از جهل عمی خود حذر نموده از شبها
جهلیه که در عقول ناقص خود قرار داده اند که هر سبزی نیک که سوای
اهالی اسلام دیگر فرق اختیار نموده اند از آن کناره کش بودن
از لوازم اسلام است مناسب که این خیالات بیهوده را که خطاً
٣
محض است ترک نمایند زیرا که هر رای نیک که از شخص غیر ملت
اسلامیه صادر گردد و آن امر موافق و نیک در امور معاش دنیا
باشد مناسب آنست که بر آن حرص کرده آن عمل نیک را
خصوصاً که آن عمل در وقتی از اوقات از دست ما اهالیان رفته
باشد در آن صورت انسب است که آن عمل حسن را بچنگال
تصرف خود آورده بر آن عمل نمائیم مثلاً شخصی گمراه پیدا عمل
نیک داشته باشد و شخصی در آن امر نیک متابعت وی کرده
آن عمل نیک را از ان شخص حاصل نماید در دین داری آنشخص در
حصول آن امر نیک چیزی ضرر نمیرسد چنانچه قول حضرت علی کرم
٣١
الله وجهه است که نظر مکنید بگفت که که گفته است بلکه نظر کنید که چه
گفته است یعنی این خیال مکنید که این سخن را که خوب است کافر گفت
یا مسلمان بلکه بخوبی سخن نظر بکنید اگر چه کافر گفته باشد الحال
چون ملاحظه کرده میشود که اکثر جهال که از علوم دینیه خود هرگز خبز
ندارند و امور رسمی را بجهت خود دین و مشرب تراشیده اند از طارقت
پلاتن و سپاهی نظام و مشق و اعد سفر و رزیذه ان را امور غیر اسلام
می شمارند و افسوس بر این مقام است که علماء خطه خداداد
مهر خاموشی بر دهان زده از مواعظ اخبار و آثار که در باب تقویت
شوکت اسلامیه دارند کناره گزینی اختیار نمودند پس اینوعظ محض تعلیماً
۳۲
امت اسلامیه که ساکنین قلمرو افغانستان اند تصنیف نمودیم نه
بجهال زیرا که حدیث حضرت رسول الثقلین است که وَيْلٌ
لِلْجَاهِلِ مَرَّةً وَلِلْعَالِمِ سَبْعِينَ مَرَّةً در صورتی که علما
خاموش باشند جهال را درین زمانه جهل کافی است و علمای
دیار ما را با تضرور لازم است که داخل این وعید باشند که اذا
ظَهَرَ الْفِتَنُ فَلْيُظْهِرِ الْعَالِمُ عِلْمَهُ مَنْ كَتَمَ عِلْمًا
اَلْجَمَهُ اللهُ يَوْمَ الْقِيَمَةِ بِلِجَامٍ مِنَ النَّارِ الحَ
چند آیات شریف و چند اخبار منیف در باب فضیلت و درجه
علماء درج مینمایم تا واضح گردد که این خلعت شرافت که بعلماء داده
شده است
۳۳
شده است مفت نیست خدمتی میخواهد و خدمت مقبوله ایشان
وعظ و پند و نصایح بعامه است تا عوام از علما تعلیم گرفته در شوکت و
قوت اسلامیه سعیها نمایند شواهد آن از قرآن شریف چند آیات
مختصر عرض میگردد اول شَهِدَ اللهُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَ
الْمَلَئِكَةُ وَأُوْلُوا الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ فَانْظُرْ كَيْفَ
بَدَءَ سُبْحَنَهُ وَتَعَالَى بِنَفْسِهِ وَثَنَّى بِالْمَلَئِكَةِ وَثَلَّثَ
بِأَهْلِ الْعِلْمِ وَنَاهِيكَ شَرَفًا وَفَضْلاً والثاني يَرْفَعِ اللهُ
الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ قَالَ
ابن عباس رضی الله عنه لِلْعُلَمَاءِ دَرَجَاتٌ فَوْقَ الْمُؤْمِنِينَ
۳۴
بسبع مأة درجة ما بين الدرجتين مسيرة خمسمأة
عام الثالث قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ
لا يَعْلَمُونَ الرابع إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ
الخامس وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ
لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ ردحكمه في الوقايع الى
استنباطهم وألحق رتبتهم برتبة الأنبياء في كشف
حكم الله السادس بَلْ هُوَ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ فِي صُدُورِ
الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ السابع خَلَقَ الْإِنْسَانَ عَلَّمَهُ الْبَيَانَ
وانما ذكر ذلك في معرض الامتنان الثامن فَاسْأَلُوا
اهل
۳۵
أهْلَ الذّكر إن كُنْتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ وانچه احادیث
در این باب وارند مشتی نمونه خروار عرض میشود اول اینکه
العلماء ورثة الانبياء ومعلوم انه لا رتبة فوق
النبوة ولا شرف فوق شرف الوراثة لتلك الرتبة
وقال رسول الله صلّى الله عليه واله وسلّم ليستغفر
بل
للعالمين ما في السّموات والارض فاي منصب يزيد
على منصب مَنْ تشتغل ملائكة السموات والارض
بالاستغفار له وهو مشغول بنفسه وهم مشغولون
بالاستغفار له :. وقال صلى الله عليه واله وسلم
۳۶
ان الحكمة تزيد الشريف شرفا وترفع المملوك حتي
يدرك مدارج الملوك وقد نبه بهذا علي ثمرته في
الدنيا ومعلوم ان الاخرة خير وابقي وقال علي
رضي الله عنه العالم افضل من الصائم القائم
سئل ابن المبارك من الناس فقال العلماء قيل
فمن الملوك قال الزهاد قيل فمن السفلة قال الذين
ياكلون الدنيا بالدين ولم يجعل غير العالم من الناس
لان الخاصية التي يتميز بها الناس عن سائر البهائم
هو العلم فالانسان انسان بما هو شريف لاجله وليس
بقوة
٣٧
بقوة شخصه فان الجمل اقوى منه ولا بعظمة فان الفيل
اعظم منه ولا بشجاعته فان السبع اشجع منه ولا
باكله فان الثور اوسع منه بطنا وقال رسول الله
صلى الله عليه واله وسلم باب من العلم يتعلمه
الرجل خير له من الدنيا وما فيها وقوله تعالى اذ
اخذ الله ميثاق الذين اوتوا الكتاب ليبيننه
للناس وقال رسول الله صلى الله عليه واله
سلم ما اتى الله عالما علما الا واخذ عليه من
الميثاق ما اخذ على النبيين ان يبينوه للناس
۳۸
لا يكتمونه در خانه اگر کس است یکحرف بس است
فقوله صلى الله عليه واله وسلم لما بعث معا
رضي الله عنه الى اليمن لأن يهدي الله بك
واحدا خير لك من الدنيا ومافيها وقال ايضا
تعلم بابا من العلم ليعلم الناس اعطي ثواب سبعين
صديقا وقال ايضا اذا كان يوم القيمة يقول الله
سبحانه للعابدين والمجاهدين ادخلوا الجنة
فيقول العلماء بفضل علمنا تعبدوا وجاهدوا
فيقول الله عز وجل انتم عندي كبعض ملائكتي
اشفعوا
۳۹
اشْفَعُوْا تُشْفَعُوْا فَيَشْفَعُوْنَ ثُمَّ يَدْخُلُوْنَ الْجَنَّةَ وَ
هذَا اِنَّمَا يَكُوْنَ بِالْعِلْمِ الْمُتَعَدِّي بِالتَّعْلِيْمِ لَا الْعِلْمِ
اللَّازِمِ الَّذِي لَا يَتَعَدّی پس حالا استفسار کرده میشود
که فضیلت علما بموعظه و وعظست که از ان حسن افعال امت
اسلامیه بظهور رسد نه انکه مردم بحساب الحیل واقف گردیده
در هضم مال مردم و ایذاء مسلمانان طرح طرح موشکافی نمایند
حالا باید دانست که مراد از علم و تعلیم وتعلم آنست که علمای آن
عوام را ترغیب اطاعت پادشاه وقت در بذل اموال و انفس بصدق
صداقت تام در راه خدا نمایند تا بدان سبب دولت اسلام قوتے
۴۰
ایشان گردیده دندان طمع ملت غیره از آن کوتاه کند کرد
زیرا که پر واضح است که پادشاه اسلام کرورها مبالغ خرج
نموده سپاه را جمع مینماید از سه حال بحصر عقلی بیرون
نیست که مطلب چهارم ندارد یا جهاد بمراه کفار یا بمراه بغات
که از اطاعت پادشاه مسلمان بی سبب شرعی خارج کردیده
باشند یا محض بجهته دبدبه و شوکت و قوت سلطنت اسلامیه
که بان سبب از چشم زخم کفار مال و نفس مسلمانان را محفوظ
نگهدارد تایید هر سه فقرات چند آیات و احادیث تنبیها و تمثیلا
عرض میشود اول آیه وافی هدایه که در سوره انفال مرقوم است
واعدوا
۴۱
اَعِدُّوالَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ وَمِن رِباطِ الخَیلِ
تُرهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُم وَآخَرينَ مِن دُونِهِمْ
تَعلَمُونَهُم اللَّهُ يَعلَمُهُم وَما تُنفِقُوا مِن شَىءٍ فِي
سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ اِلَيكُم وَاَنتُم لا تُظلَمُونَ
یعنی و آماده سازید ای مؤمنان انچه توانید از ساز و برگ حرب
لشکر بدان قوت می یابد و دیگر آماده کی کنید از بستن اسپان
تابترسانید باین استعداد دشمن خدای و دشمن خود را
و دیگر بترسانید باسب سلاح کافران دیگر را غیر از کفار مکه
شما میدانید ایشان را خدای میداند ایشان را و انچه نفقه
۴۲
میکنید از خیری که دارید در راه خدا تمام کرده خواهد شد بشما جزای آن
و شما ستم دیده نخواهید شد بنقصان ثواب الحال تفصیل ترجمه برکات
این آیه شریفه را از چند تفاسیر بیان مینمائیم بعد از آن احادیث از
صحاح سته مفید وعظ آورده خواهد شد قال الامام فخر الدین
الرازي في تفسيره الموسوم بمفاتيح الغيب المعروف
بالتفسير الكبير قوله تعالى وَاَعِدُّوالَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ
مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ
عَدُوَّكُمْ وَاٰخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمْ اَللَّهُ يَعْلَمُهُمْ
مَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْئٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَاَنْتُمْ
۴۳
لا تظلمون اعلم انه تعالى لما أوجب على رسوله
أن يسترد من صدر منه نقض العهد وأن ينبذ
العهد إلى من خاف منه النقض أمره في هذه
الآية بالإعداد لهؤلاء الكفار قيل إنه لما اتفق
لأصحاب النبي صلى الله عليه وآله وسلم في
قصة بدر أن قصدوا الكفار بلا آلة ولا عدة
أمرهم الله أن لا يعود والمثله وأن يعدوا للكفار
ما يمكنهم من آلة وعدة وقوة والمراد بالقوة ههنا
ما يكون سببا لحصول القوة وذكروا فيه وجوها
۴۴
الأوّل المراد من القوّة انواع الاسلحة الثّاني روی أن
النّبی صلّی اللّه علیه و آله و سلّم قرأ هذه الایة علی المنبر
و قال الا ان القوّة الرّمی ثلاثا الثّالث قال بعضهم
القوّة هي الحصون الرّابع قال اصحاب المعانى الاولی
یقال هذا عام فى کل ما يتقویٰ به على حرب العدوّ
کل ما هو الة للغزو و الجهاد فهو من جملة القوة وقوله
علیه الصّلوة والسّلام القوة هی الرّمی لا ینفی کون
غیر الرّمی معتبرا كما ان قوله عليه الصّلوة والسّلام الحج
عرفة والنّدم توبة لا ينفى اعتبار غيره بل يدلّ على
اذا
۴۵
هذا المذكور جزء شريف من المقصود فكذا ههنا و
هذه الآية تدل على ان الاستعداد للجهاد بالنبل والسلاح
وتعليم الفروسية والرمي فريضة وقوله من رباط الخيل
لاشك ان رباط الخيل من اقوى آلات الجهاد روي ان
رجلا قال لابن سيرين ان فلانا اوصى بثلث ماله
للحصون فقال ابن سيرين يشترى به الخيل فتربط
في سبيل الله ويغزى عليها فقال الرجل انما أوصى
للحصون فقال هي الخيل ثم انه تعالى ذكره لاجله
امر باعداد هذه الاشياء فقال ترهبون به عدو
۴۶
اللهُ وعَدَّ وكُم وذلِكَ اِنَّ الكُفَّارَ اِذَا عَلِمُوا كَونَ
المُسلِمِينَ متهَيّئِينَ للجهادِ ومُستَعِدِّينَ لِلقتَالِ
مُستَكملِينَ لجَميعِ الاسلِحَةِ والآلَاتِ خَافُوهُمْ
وَذلِكَ الخَوفُ يُفِيدُ اُمُوراً كَثِيرَةً اَوَّلُهَا انَّهُم لَم
يَقصُدُونَ دُخُولَ دَارِ الاِسلاَمِ وثانينها انَّهُم إِذَا العَمَّ
خَوفُهُم فَرُبَّمَا التَزَمُوا مِن عِندِ اَنفُسِهم جِزيَةً وثَالِثُهَا
انَّ رُبَّما صَارَ ذلِكَ دَاعِيًّا لهُم إلى الاِيمَانِ وَرَابِعُهَا
اَنَّهُم لَا يُعِينُونَ سَائِرَ الكُفَّارِ وَخَامِسُهَا ان يَصِيرَ ذلِكَ
سَبَباً لمَزيدِ الزِينَةِ فِي دَارِ الاِسلاَمِ ثُمَّ قَالَ تَعَالى وَ
اخرين
۴۷
واخزين من دونهم لاتعلمونهم الله يعلمهم والمراد
ان تكثير الات الجهاد وادواتها كما يرهب الاعداء
الذين تعلمونهم اعداء كذلك يرهب الاعداء
الذين لا تعلم انهم اعداء ثم فيه وجوه الأقول وهو
الاصح انهم هم المنافقون والمعنى ان تكثير اسباب
فكان
الغزوكما يوجب رهبة الكفار فكذلك يوجب رهبة المنا
فان قيل المنافقون لا يخافون القتال فكيف يوجب ما
ذكرتموه الارهاب قلنا هذا الارهاب من وجهين
الأول انهم اذا شاهد واقوة المسلمين وكثرة الاتهم
۴۸
وادواتهم انقطع طمعهم من ان يصير و امغلوبين
وذلك يحملهم على ان يتركوا الكفر في قلوبهم بوطأ
ويصيروا مخلصين فى الايمان والثانى ان المنافق
من عادته ان يتربص ظهور الآفات ويحتال فى القاء
الافساد والتفريق فيما بين المسلمين فاذا شاهد كول
المسلمين فى غاية القوت خافهم وترك هذه الاشال
المذمومة والقول الثانى فى هذا الباب ما رواه
ابن جريح عن سليمان ابن موسى قال المراد كفار الجن
روى ان النبى صلى الله عليه واله وسلم قرأو الحمن
ن
۴۹
من دونهم لا تعلمونهم الله يعلمهم فقال انهم الجن
قال ان الشيطان لا يخيل احد فى دار فيها فرس عتيق
وقال الحسن صهيل الفرس يرهب الجن وهذا القول مشكل
لان تكثير الات الجهاد لا يعقل تاثيره فى ارهاب الجن
والقول الثالث ان المسلم كما يعاديه الكافر فكذلك
قد يعاديه المسلم ايضا فاذا كان قوى الحال كثير
السلاح فكما يخاف اعداؤه من الكفار فكذلك يخاف
كل من يعاديه مسلما كان او كافر اثم انه تعالى قال
وما تنفقوا من شئ فى سبيل الله وهو عام فى الجهاد
ه
وفي ساير وجوه الخيرات يوف اليكم قال ابن عباس
يوف لكم اجره اى لا يضيع في الاخرة اجره ويعجل الله
عوضه فى الدنيا وانتم لا تظلمون اى لا تنقصون
من الثواب لما ذكر ابن عباس هذا التفسير تلا
قوله تعالى اتت اكلها ولم تظلم منه شيئا و انخا خبا
درين باب وارد کردیدند اگر قدری از ان هم در حيز تحریر آید دفتری
کلان سیاه خواهد شد بنكتة العاقل يكفيه الاشارت عمل نموده
چند احادیث تنها ثبت میکردند و عن ابی مسعود الانصاری
قال جاء رجل بناقة مخطومة فقال هذه فى سبيل الله فقال
رسول الله
۵۱
رسول الله صلی الله علیه واله وسلم لك بها یوم القیا[مة؟]
سبعمائة ناقة کلها مخطومة رواه مسلم وعن عقبه ابن
عامر قال سمعت رسول الله صلی الله علیه وسلم
یقول من علم الرمی ثم ترکه فلیس منا رواه مسلم وعن ابی
هریرة قال قال رسول الله صلی الله علیه وسلم من احتبس
فرسا فی سبیل الله ایمانا بالله وتصدیقا بوعده شبعة
ورید و روثه وبوله فی میزان یوم القیمة رواه البخاری پس از
ایراد آیات و احادیث در صد شتر خادمین نشین صاحبان فضل و
هنر کردیده و حالا عرضداشت نموده میشود که این سیا که در پلاتن و تو بخان[؟]
۵۲
در جهت در این خطه ملازم گرفته میشوند بموجب تقسیم صدرا از حالات
متذکره فوق خارج نیستند پس اگر عوام مسلمانان رغبت بتقویت گوشت
سلام نمایند بر علماء امت اسلامیه ساکنین خطه هذ شرعا چه لازم می آید
آیا وعظ و نصایح در هر مسجد و دیه و شهرهای خود بتقویت پادشاه وقت
نمایند و یا بر عکس مهر خاموشی در دهان نهند زیرا که پرواضحست که فسا
ملک از فساد علما متصور است چنانچه امام همام محمد غزالی قدس الله
سره السامی در کتاب احیاء العلوم فرموده که انما فساد الرّعيّة
بفساد الملوك وفساد الملوك بفساد العلماً فلولا
القضات السّوء والعلما السّوء لقلّ فساد الملوك الخ
عن الحاكم
۵۳
عن افکارهم و دیگر حدیث شریف نبوی است هذه لا تزال
الامة تحت ید الله و کنفه ما لم تمالی قراها و امراؤها
پس بموجب آیات و احادیث که سابقاً مختصراً ذکر نمودیم صاف
واضح گشت که خدا و رسول مقبول علیه افضل الصلوة والسلام
در باب تهیه اسباب و شوکت اسلام چقدر تاکیدات شدیده
بیان نمودند و چقدر ثوابها را در ضمن آن درج فرمودند
حتی که روث و بول اسپها را هم در پله میزان حسنات
انسان مقرر نمودند بر حقایق شناسان مخفی نیست خصوصاً
قلم را بند نمودم اگر تفصیل بسیار مطلوب باشد در مفتاح
۵۴
بسته وتفسیرنکات القران باید حسبت الحال عرض شود که
سوای ترتیب پلاتن ورساله وتعلیم قواعد و ساختن اسباب
جنگ از قسم توپهای دنباله پر وغیره اسباب مقابله همراه
فرق غیر اسلام کرده میشود یا نه زیرا که اوشان پلاتنهای بسیار
ورساله های بیشمار ملازم موجود دارند علاوه بران کل اقوام
اوشان مشق قواعد خود بخود بلا ملازمت مینمایند و شب و روز
علمای اوشان در ایجاد طرح اسلحه جدید حدید
کوشش ها نموده بلازمان سه کار میدهند اگر نمیشود بر پاد
وقت چه واجبست که خاموش بنشینند و یا بنابر تقویت شوکت
اسلام
۵۵
وکندی دندان طمع کفار از ملک خود که از عبارت تفسیر
کبیر واضح گردید سپاه را ملازم بگیرد و باوشان اسلحهٔ
جدید جدید عملی که صانعین فرنگ ایجاد نموده اند تعلیم
مشق قواعد بایشان بیاموزند و اسبابی که موقوف علیه استقامت
و تقویت است آن را بدست آورده بعمل آرد چنانچه در کتاب
شمس المهتدین هم آورده که آنچه منع کردیم از اعمال غیر
اسلام انچیز نیست که برخلاف شرع باشد و انچه بر خلاف
باشد ان را چرا ترک نمائیم زیرا که شریعت منع نمیکند
۵۶
ان شی را که بران اذن داده است خدای تعالی و در حاشیه محمدار
هم اورده است که صورت مشابهت با فعال کفار که دران صلاح
مردمان باشد ضرر در اسلام ندارد حالا بطور تمثیل یک قصه
مختصر از اخبار انگریزی درج این وعظ می نمائیم تا انالی اسلام
این ملک و علما غور نمایند که در قرآن شریف و احادیث
منیف مایان که در سابق ذکر نمودیم مدو در شوکت و تقویت
اسلامی حکم شده نه که در انجیل و حال انکه است اسلامیه افغانان
خصوصا علما یک قسم احکام را بر طاق نسیان نهادند
و مردم فرنگستان ان امور که ما مردم بان ماموریم از
بزرگی
۵۷
کتب مایان اخذ نموده بچه حالت رسیدند که از قصه
واضح خواهد کردید در ملک فرنگستان یک
مملکتی است که آن را روم کبری مینامند در انملک
پادشاهی است که اسمش امویل فتحمند است و در انملک
شخصی از اولاد حواریان میباشد و کل مردم فرنگستان
آن جانشین حواریان را بلاتشبیه بمنزله پیغمبر میدانند
پادشاه روم کبری از حال لشکر غافل بود و خیال
مینمود که ملک من معبد جمیع نصاری است حاجت
چیست که بلشکر وی را قوی سازم از اتفاق از عرصهٔ
٥٨
چهار سال فیما بین همین شاه روم کبری و شاه نمسه ملکی است
در دولت فرنگستان مناقشه پیدا شد و قریب بود که در
ما بین شاه روم کبری و شاه نمسه نوبت بقتل و جدال رسد
شاه روم کبری از خواب غفلت بیدار گردیده دانست که
در صورت منازعه شکر من هفتاد هزار است لشکر شاه
نمسہ بنه لک مقابله نمیتوانم فوراً بدر صلاحیت آمده صلح
اختیار نمود و اراکین و خوانین و تجار و علما ئي ملت
و ملک خود را جمع نموده با وشان وعظ نمود که تا حال
خیال ما این بود که حضرت عیسی علی نبینا علیه الفضل
الصلوه
٥٩
الصلوة امتیان خود را از امور دنیاوی و سیاست
ملکی منع میفرموده و میگفتند که سلطنت من با رواح
نه باشباح ولیکن حالا معلوم کردید که ان حکم خاص
متعلق بزمانه آن حضرت بود حالا وقت الملك لمن
غلب بکن رسیده است شاپنز باونی
منازعه هیچ خیال متبرک بودن ملک ماننموده اگر خود را
بدر صلاحیت نمیزدم ملک از دست رفته بود و تقویت
ملک با مداد تجار و رعایا حاصل میکرد و واز پادشاهوا
سرپرستی دیگر هیچ نمیشود شما مردم در باب تقویت
ملک چه مدد می نماید چنانچه فورا باین قدر گفتن مردم کار
و خاندان شاهی واغزه ملک و رعایا در خود تقسیم نموده
هشتاد و دو کرور روپیه در عرصه یک ماه در خزانه پادشاه
داخل نمودند و پسران خود را مردم رعایا همگی جمع نمود
تقریبا شش لکهم نفر بجهة پلاتن و توپخانه حاضر نمودند
و خرج و اخراجات آن شش لکهم سپاه رسم مردم رعایا
و تجار بر خود قبول کردند چنانچه در عرصه سه سال هماون شاه
روم کبرئی خود را به قسمی آراست که شش هفت لکهم سپاه
نظام را آراست و غیره مردم قوم خود را ولنثیر مقرر نمود
۶۱
امسال بجهت ملاقات بترد شاه منسه فرستاده منسه نهایت
تعظیم پیش آمده بیان نمود که تعظیم شما برما بدو جهته وجوبست
اول اینکه ملک شما معبد جمیع نصاری است دویم درقویت
حالا مساوی دولت کلان اید پادشاه روم کبرینهایت
تجمل و شان از ملک منسه واپس بملک خود آمده شکریه
تجار و خوانین و رعایای دولت خود را ادا نمود اهالی
مملکت عرض نمودند که درین امر شاه شکر به سعی خود را ادانماید
زیرا که هرگاه هموم وعموم حفظ اموال و انفس رعایا
بذمه پادشاه باشد در مد و مبالغ و سپاه برعایا نقصان
۶۲
عاید میگردد الحال عرضه داشت بخدمت علمای متقین
اسرار قرانی و احادیث نبوی نیست که خیال باید نمود
که معنی اِنَّ اللهَ اشْتَرَیٰ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اَنْفُسَهُمْ
وَاَمْوَالَهُمْ بِاَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ چیست و مومن مایان فرقه
محمدیانیم با فرق ملت غیره و بآیات و احادیث پیغمبر
مایان عمل میکنیم یا اهالی فرنگستان در این باب
ایراد تشریحات نیست زیرا که در ابتداء عرض نمودیم
که وعظ بعلماء ست پس اگر علما وقضات جهت اسلام
اعمال ناشایسته را ترک نمایند و کمر همت به تپهان
و اجرای
۶۳
و اجرای احکام شرعی بسته وعظ بعوام در باب تقویت
شوکت اسلام نمایند یقین کلیست که موثر حقیقی خواهد است
لیکن برای ذمه علما بوعظ خواهد شد زیرا که حدیث شریف
نبویست که لا تزال هذه الامه تحت ید الله
وكنفه مالم يمارقراءها وامراءها انچه بذمه پادشاه
مایان شرعا واجب بود در وعظ خود از جور و ظلم و فریب
و رعایت وغیره امور قبیحه ابرای ذمه خود شرعی نموده
انچه لازمه شرعی علما شد بوزراء امر نمود حالا رعایا و علما
میکنند
در باب تقویت شوکت اسلامیه و طاعت پادشاه جواب
۶۴
حالا مراد از قوة که در لفظ حدیث الا ان القوة هی
الرّمی آمده در زمانه حال استعمال قواعد توپخانه و ملازمت
پلتن هست اگر نیست پس دلیل باید گفت و اگر تصدیق کرده
شود است پس علما را لازم است که در قری و بلاد بگردند
وعظ نمایند و جهال را که كالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ
سَبِیلاً اند تفهیم نمایند تا بجانب ملازمت پلاتن و توپخانه
ترغیب گردیده مدد در تقویت شوکت اسلام نمایند و آن
علما که در چنین وقت زبان را از وعظ تقویت دولت اسلام
کوتاه نمایند خود مخبر صادق علیه افضل الصلوة
والسلام
۶۵
در شان اوشان فرموده من علم علما فكتمه الجمه
الله يوم القيمة بلجام من النار ومرتبه شرافت
برتری علماء که در قرآن شریف و احادیث ذکر شده مرا
از آن علما اند که در تقویت شوکت اسلام سعی ها و وعظها
ستیت
نموده سلطنت اسلام را براغب نمودن عوام بجانفزون
و سپاهی گری نمایند نه انانکه در طرح طرح کتاب الحیل
کلمه
موشکافیها نمایند و از اعلان کلمه حق کناره گزیده شغل در
حق سبات سهری دانند و بر قافله سالاران دین
و ناجان مناهج آثار سید المرسلین که پیشوای رهروان
۶۶
طریقیت اند و بادی گم کرده رایان صحرای حقیقت لازم
و متحتم است که مواعظ اسلامیه از باب صوم و صلوة
که عماد دین است و شمع بارقه شاه راه یقین نیز بجهتی
که در حال حسرت مال شان مصدوق لازم الوثوق
العوام كالانعام بل هم اضل صادق است
بیان نمایند و پنج بنای مسلمانی که ثمره پیش رس گلستان
اسلام و اتقان و میوه باکوره سزالبستان ایقان و
عرفان است در منابر متعدده و مواقع مجدده
ل
اعلان فرمایند که تا جهال بی کمال از ورطه ظلمتکده کفر و ضلا
ویره
۶۷
و نایره عالم سوز گمراهی و اضلال بساحل نجات و از حماة
سرمدی بحیات ابدی که بهمین نتیجه زنده کانی و سرمایه حیات
جاودانی است در آیند نه چون واعظان اوان و حکماء
خائنان زمان که ظاهر خود را آراسته و پیراسته و باطن را
بخیالات زخارف دنیا مملو ساخته اِما الخیام فانها
کخیامهم وارى نساءَ الحى غیر نسائها
بر منبر بامشاجرات اصحاب را میخوانند و در شارع
و محله بر محاربات سلف را بر زبان میرانند این همه خلاف
سنت سنیه سید الانام و عکس اعمال اصحاب کرام
۶۸
است رضوان الله تعالی علیهم اجمعین
الی یوم الدین چنانچه تفصیل این اجمال در تبیان این
مقال در حواشی عین العلم مسطور و مذکور است که
در زمان عدالت نشان برگزیده انفس و آفاق حضرت
اسدالله الغالب علی ابن ابی طالب کرم الله وجهه
واعظی در شهر کوفه قصص جنگ بدر واحد را بر منبر
بر مردمان بیان مینمودند و توصیف و تعریف شجاعت و
فتوت اصحاب کرام اعلان نموده مردم را تحریص میفرمود
تا شمع جمع ایقان نور دیده عرفان اعنی حضرت شان
از ان
۶۹
مردان ویرا لگد زده از منبر غلطان نمود و فرمود که مراد از امر بمعروف
و وعظ تبلیغ احکام الهی و تفهیم احادیث رسالت پناهی
و توضیح مسایل دین متین و تشریح مقاصد ضروریات شرع
مبین و اصول و ارکان اسلام و متابعت و اطاعت امام
ذهن نشین خاص و عام کند نه اینکه مخاصمات و معارضات
اهل سلف بیان کردن و اوقات گرانمایه عبادالله را بتتبع اشخاص
اقوال ضایع نمودن خلاف رای صوابست و عکس رای
اولوا الالباب پس اولی و انسب آنست که باصل مطلب
اعلی که عبارت از تبیان اعتقادیات و عذاب و ثواب
۷۰
صوم و صلوة کہ بحضر رسول مقبول علیہ افضل الصلوات
والتحیات است کراید و نکات مقاصد ضروریات دین
بایشان وانماید چنانچه از مضمون صداقت مشحون الصَّلوٰة
عمادالدین یعنی نماز ستون دین است واضح و لایح است
کہ ترک آن موجب خسران است و ادای آن نجات از نیران
و نیز حدیث مَنْ تَرَكَ الصَّلَوتَ مُتَعَمِدًا فَقَدْ كَفَرَ
یعنی هر کس کہ نماز را ترک نماید پس تحقیق کافر میگردد
چنانچه در این حدیث فیما بین امام ابو حنیفہ صاحب رحمته
اللہ علیہ و امام شافعی صاحب اختلاف است کہ
کتر
۷۱
کتاب عین العلم توجیه این حدیث شریف و این مقوله مصنف
این چنین فرموده اَیْ اَقَارَبَ الْکُفْرَ کَمَا یُقَالُ
دَخَلَ الْمَدِیْنَةَ اَیْ اَقَارَبَهَا یعنی نزدیک بکفر
میرسد چنانچه بطور مثال گفته میشود که داخل شهر شد
هر گاهیکه نزدیک شهر برسد و ائمه دیگر میفرمایند که
یُقْتَلُ کُفْراً یعنی تارک نماز کشته میشود از روی کفر و نیز
تذکره اختلاف در کتاب مالا بد منه مذکور و مسطور است پس
زمره اهل دانش و بینش الیقم است که از ادامر دلوای شنیع
بر اقاصی و ادانی ابلاغ نماید و ایاغ دماغ اینها را بزلال مساغ
۷۲
و غیره از ضروریات لبریز کرداند از انجا که اکثر انام از عوام
چه از صغیر و کبیر و برنا و پیر از کروه ضلالت پژوه در این بلیت
جانگاه وامرض رت پایه کاه مبتلا اند که شب و روز اکثر
ایام بل علی الدوام دشنام دهان و زبان و ایمان پیر
ست
و مذهب و طریقه و مشرب بر زبان شان جاری وطارق
زندن
و از لا علمی وضلالت و بد معاشی و جهالت نمیدانند که داین
است
این کلمات تاسف سمات موجب کفر و خسران ابدی کا
و باعث دخول نیران سرمدی بنابر آن بر واقفان احکام
الهی و دانش وران رموز رسالت پناهی التجی واحق
۷۳
انکه تخم مسایل دینیه را در مزرع قلوب ایشان کاشتن و خار
و خس الفاظ کفریه را بدرس تبیان مسایل شرعیہ قطع
نمودن و برداشتن و مشام عامہ مسلمانانرا بعطر
پیزی اطاعت امیر وقت معطر و راغب ساختن و
بوفاداری وی از دل و جان پرداختن از شعایر اصحاب
ایمان است و طریقہ ارباب ایقان واگر از مسلمانی
بسبب بی سرانجامی خواہشات نفسانی از نادانی حرفی
ناشایستہ و لفظی نابایستہ نسبت پادشاه وقت کہ
اولی الامر و مطاع واجب الاتباع وی است از وی بظهور
۷۴
رسید در اینصورت بگناه کبیره مبتلا گردید و از این ممر
سر از گریبان جهالت وضلالت کشید و قامت با وخامت
وی لباس کلالت پوشید و از رحیق نافرمانی جام
ندامت نوشید پس اولی و انسب آنست که طریقه مرضیه
شکر بایشان نشان داده شود که مدت های مدید بنعم
وشقم پیغم پادشاه وقت مسرور الوقت بود واگر
کاهی سببی از اسباب خواہشات او با تمام نرسید نظر
برآلاء والآذوالآلا واکرام سابقه او نموده انسب که شیوه
شایسته شکر را مرعی دارد نه اینکه بیک ناسازگار طبیعت
آنکه
۷۵
همه احسانات گذشته و انعامات ملحقه با دانی حرف تند و
تلخ برباد داده متابعت هوا و هوس نفسانی کند که این امر
نیز نهایت از شیوه انصاف دور و نزد اهل بصیرت مجذود
است چنانچه شاهد آن این مدعا از اقوال سلف مسطور
میگردد و این آنکه خواجه لقمان علیہ الرحمۃ والرضوان در اوانی
از آوان انصاحب تدبیر در باغی نزد شخصی اجیر بود روزی
خواجه آن والاگوهر را خواهش خیاری در سر افتاد و باوردن
خیار انعالی تبار را مامور فرمود برطبق حکم خواجه آن اخیار
الناس خیار را آورده نزد خواجه نهاد خواجه قدری ازان
۷۶
خیار خورده باقی را بحضرت لقمان واپس داد انحضرت
بغایت بشاشت و فرحت به تناول خیار رغبت نمودند
خواجه در ورطه تحیر فرو رفته استفسار نمود که این خیار
بغایت تلخ بود چگونه بشیرینی خوردن آن جسارت رفت
حضرت لقمان از زبان درر فشان بیان نمودند که مدتی
از دست شما شیرینیها خورده ام اگر یک روز تلخی خورم
شرط مروت نیست که باین روی را ترش نمایم لهذا
بر ممکنان لازم و الزم که از اثمار اسمار گذشته گان
خود را شیرین کام نمائیم و بوسیله سلف عبرت گیریم
٧٧
قد فرغت من تسويد
هذه الرّسالة الشّريفة
والمقالة المنيفة الموسو
بتحفة العلماء من تصا
نيف اعلم العلماء الزمان
وافصح الفصحاء الدوران
۷۸
العلامة النحرير ابلغ
البلغاء الذي كلت الا
لسن من محامد صفاته
اعني عاليجاه فضایل
کمال دستگاه قاضی
عبد القادر خان [اهل سنهری؟]
۷۹
ابن فضل قادر خان
خان ملا خان پشاوري
حسب الفرمان بندگان
سکندر شان ابو الفتح
معین الدین الامیر ابن
الامیر امیر شیر علی خان
۸۰
صاحب بهادر لا زال ایام
سلطنته ما دام اللیل و
النهار
العبد میرزا فیضاحا الشیر
فی عاشر شهر رمضا المبارک
فی سنه الف ماتی و اثنا و تسعین ۰۱۳۹۲