# Risālah-i naṣāyiḥ-nāmah bi-iḥtimām-i Gul Muḥammad Durrānī Bārakzāʼi Muḥammadzāʼī رساله نصايح نامه # adl0123 # Kābul, Dār al-Salṭanah, 1311 [1893] ‏كابل :‏‏دار السلطنة،‏, . ‏١٣١١. # Transcribed by gemini-3.1-pro-preview, 2026-08-09. # Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. # Text: CC0. Images: New York University Libraries, public domain. --- page 1 --- Afghanistan Digital Library adl0123 http://hdl.handle.net/2333.1/n8pk0p8p This is a PDF version of an item in New York University's Afghanistan Digital Library (http://afghanistandl.nyu.edu/). For more information about this item, copy and paste the "handle" URL above into a web browser. When referring to or citing this item please use the "handle" URL and not this document or the URL from which you downloaded it. All works presented on New York University's Afghanistan Digital Library website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial. NYU Libraries, Digital Library Technical Services, dlts@nyu.edu --- page 2 --- NASA IH- HAMA --- page 3 --- [BLANK PAGE] --- page 4 --- gol Moh., éd _Nasâyeh-nâma 1894 --- page 5 --- [BLANK PAGE] --- page 6 --- 10968 12 G. --- page 7 --- [BLANK PAGE] --- page 8 --- [BLANK PAGE] --- page 9 --- [BLANK PAGE] --- page 10 --- [BLANK PAGE] --- page 11 --- [BLANK PAGE] --- page 12 --- [BLANK PAGE] --- page 13 --- Nasâyeh- nâma Gul Mhd, ed 1894 --- page 14 --- [BLANK PAGE] --- page 15 --- [BLANK PAGE] --- page 16 --- قال النبی صلی الله علیه و آله النصيحة في الدين حسب الفرمان كانشرف همايون الا امیر عبدالرحمن خان نظام نامه باهتمام گل محمد درانی بارکزایی محمد زایی مهتم چاپخانه مبارک در مطبع دار السلطنة كابل بطبع رسيد ۱۳۱۱ --- page 17 --- ۲ بسم الله الرحمن الرحیم بر ضمایر پیروان شریعت محمدی و خاطر مستحفظان ناموس دین احمدی صلی الله علیه وسلم واضح با که چون جناب فیض مآب معلی القاب امیر کبیر روشن ضمیر امیر عبد الرحمن خان غازی الله --- page 18 --- مدالله تعالی ظلاله و ضاعف جلاله از کمال دینداری و سلمانی و شفقت و مهربانی هموارۀ بر خادمان و چاکران و عامۀ اهل ایمان چون ابر رحمت یزدانی درر نصایح سودمند و لآلی مواعظ دلپسند میبارند و می نگارند البته که شکرانۀ وجود مسعود این چنین پادشاه اسلام و قدر دانی اینچنین ایام سعادت فرجام --- page 19 --- برخاص وعام انام واجب ولازم و پذیرفتن و بعمل آوردن این جمله اندرزها امری جازمست بیت پند حکیم عین صوابست و محض خیر فرخنده بخت آنکه بسمع رضا شنید * چنانچه شبی از شبها با مشرفان مجلس حضور در حین مخاطبه فرمودند که ناموس اکبر برای اهل اسلام دین متین خاتم النبیین صلی اللہ علیہ [ILL] --- page 20 --- ۵ وسلم است نه اینکه بعضی ابنای زمانه عبادات را بعادت و شریعت را بعرف مبدل ساخته برای خود ناموسهای اسمی و رسمی تراشیده‌اند تفصیل این اجمال انکه هرگاه زن و فرزند و خواهر و دختر و مال و جاه و غیره متاع دنیوی ناموس باشد پس درینصورت کسی ناموس ندارد زیرا که این جمله در معرض --- page 21 --- تغییر و تبدل وحیف و میل می‌آید- چنانچه منکوحه بیک کلمه ایجاب و قبول می‌آید و بیک لفظ طلاق میرود و خواهر و دخترا دیگری در سلک ازدواج میکشد همچنین جمله مزخرفات دنیا آمد و رفت دارد- و این معنی ظاهرست که احداث جمله امورات از نکاح و طلاق و عتاق و بیع و شرو صلح دعویٰ --- page 22 --- ۷ و دعوی و مجالست و مکالمت و سایر معاملات جهانداری که درمیان مسلمانان بقرار قاعده دین مبین میشود برای احدی تهمت بدناموسی و طعنه ننگ و عار نمی آید و هرگاه از شخصی خلاف قاعده دین امری بوقوع برسد بدناموسی صریح ست که مجال عذری و حیلۀ دران نمیباشد و دیگر انکه ناموس --- page 23 --- ۸ در لغت عبارت از سریست که در میان دو کس میباشد چنانچه زن را بسبب آنکه محرم اسرار شوهرست مجازاً ناموس گفته میشود پس این چنین اسرار عظیم که مراد از دین قویمست که بندگان دنی و خسیس را در بهشت نعیم جوار خداوند کریم میرساند چگونه ناموس نباشد زیرا که در میان خداوند تعالی و بندگان بغیر از دین اسلام --- page 24 --- ۹ دگرهیچ واسطۀ قربت و وصول مصیبت عمره چه نسبت خاک را با عالم پاک به آیه کریمه سوره آل عمران که در ربع چهارم از جز و سیوم ست مؤید این قول ست و آن اینست وَ مَن يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ یعنی کسیکه خواهش و اختیار کند بغیر از دین اسلام دینی را --- page 25 --- پس قبول کرده نمیشود ازو آن دین و اوست در روز قیامت از زیانکاران - و هم ازین جهت جبریل علیه السلام را ناموس اکبر گفته میشود که واسطه تبلیغ جمیع ادیان سماویست دلیل دیگر آنکه ببرکت دین اسلام هر مومنی صاحب انساب و اولاد و اهل و عیال و ملک و مال و عزت و جلال است که این جمله را برای خود ناموس --- page 26 --- ۱۱ ناموس پنداشته واکر عیاذا باالله شخصی از دین بکر دد و مرتد شود در حال زن او طلاق میشود و شرعا از میراث والدین وجمله مواریث عصبی وذوی الارحامی محروم وازکفوت خویش و قوم مردود ومرحوم میکردد بلکه وجود ونفس او نیز در معرض فنا میرود چنانچه در کتب متداوله فقه شریف باتفاق جمهور مکتوب ومسطور ست --- page 27 --- ۱۲ چون بیک کلمه کفر آنچه را برای خود ناموس دانسته بود همه بر باد فنا میرود ـ پس ثابت شد اینکه دین اسلام بذات خود ناموس ست و این جمله قایم بدین ست و تحقیق پیوست که دین اصل جمله ناموسهاست و باقی فرع آنست پس نگاهداشتن عزت و وقار این ناموس اکبر بر هر مسلمان فرض عین ست چنانچه حق سبحانه و تعالی در سوره --- page 28 --- ۱۳ در سورهٔ شوری در ربع اول از جزو بیست و پنجم فرموده که شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ الا یعنی بیان فرمود خدا تعالیٰ برای شما از دین آنچیزیرا که وصیت کرده بود بآن احکام نوح علیه السلام را و آن چیزی را که --- page 29 --- ۱۴ وحی کردیم بسوی تو از آیات قرآنی و بآن چیزیکه وصیت کردیم ما ابراهیم و موسی و عیسی علیهم السلام را حاصل جمله اینست که بر پای بدارید دین را و تفرقه نشوید در دین و اما در محافظت و بر پا داشتن دین محبت خدا و رسول شرط است که در دلها قرار گیرد چرا که کار دین کار هوس نیست بلکه کار عشق است چنانچه آیه کریمه --- page 30 --- ۱۵ کریمه یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّوْنَهُ شاهد این قوت یعنی خدایتعالی جل جلاله دوست میدارد بندگان مؤمن را و نیز دوست میدارند مؤمنان خدایتعالی را و ظاهرست که عشق ومحبت یک معنی دارد و همچنین در کتاب صحیح بخاری حدیث ست از رسول الله صلی الله علیه وسلم حدثنا ادم ابن ابی --- page 31 --- ۱۶ ایاس قال حدثنا شعبة عن قتادة عن انس قال قال رَسُولُ الله صَلَّى الله عَلَيْهِ لَا يُؤْمِنُ أَحَدُكُمْ حَتَّى أَكُونَ اَحَبَّ إِلَيْهِ مِن وَالِدِهِ وَوَلَدِهِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ یعنے ایمان نمی آردیکی از شمایان تا اینکه باشم من دوست تر و محبوب تر بسوی او از پدر و مأر او و فرزند او و از تمامی مردمان اگرچه بیان پدر --- page 32 --- ۱۷ آیات و احادیث و دلایل بسیارست اما بنابران که این سخن اظهر من شمس است و نزد جمله اهل دین ثابت است که بی محبت خدا و رسول ایمان کسی مقبول نیست بهمین یک آیت و یک حدیث اکتفا نموده شد و علام محبت خدا و رسول که سبب است از برای ثبوت ایمان و اسلام بچند وجه ظاهر میشود --- page 33 --- ۱۸ درجه اول متابعت شریعت و پیروی سنت محمدی صلی الله علیه وسلم را بر خود لازم گرفتن است چنانچه خداوند حکیم در قرآن عظیم در سوره آل عمران در ربع سیوم از جزء سیوم میفرماید قُلْ اِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّوْنَ اللهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوْبَكُمْ وَاللهُ غَفُوْرٌ رَحِيْمٌ یعنی بگوی مرامستان خود را اگر هستید شما که دوست می‌دارید --- page 34 --- ۱۹ میدارید خدایتعالی را پس متابعت و پیروی کنید مراچون متابعت کنید مراپس خدایتعالی هم دوست میدارد شما را و می آمرزد از برای شما گناهان شما را و حال آنکه خدایتعالی آمرزنده و بخشاینده است و این اعلی درجه محبت است که شخص مسلمان موبمو پیروی و متابعت سنت نبوی صلی الله علیه وسلم را باخلاص دل --- page 35 --- ۲۰ و خورسندی خاطر بکند. اخلاص آنست که بنده در هر عمل محض خورسندی و رضامندی خدا و رسول را مقصود دارد نه خواهشات و حاجبهای نفسانی را مثل خود نمائی و شهرت و حصول مال و جاه چرا که اصل در عبادتها اخلاص است نه محض عمل نمودن بجوارح و اندامها چرا که شانۀ محبت دل خالص نمودن عملست از بهر افغانیست --- page 36 --- ۲۱ رضامندی خدا ورسول چنانچه حق سبحانه و تعالی در سورۀ زمر در ربع دویم از جزو بیست وسوم میفرماید که اَلَا لِلّٰهِ الدِّیْنُ الْخَالِصُ یعنی بدانید که مرخدایتعالی را سزاوارست پرستیدن پاک از شرک و عبادت کردن خالی از ریا۔ و نیز در کتاب صحیح بخاری باسناد صحیح حدیثیست از رسول الله صلی الله علیه وسلم حدثنا عبدالله --- page 37 --- ۲۲ ابن مسلمة قال اخبرنا مالك عن يحيى ابن سعيد عن محمد ابن ابراهيم عن علقمة ابن قاص عن عُمر ان رسول الله صلى الله عليه وسلم قال الاَعمَالُ بِا النِّيَّةِ وَلِكُلِّ امْرِئٍ مَا نَوَى فَمَنْ كَانَتْ هِجْرَتُهُ إِلَى اللّٰهِ وَرَسُوْلِهِ فَهِجْرَتُهُ اِلَى اللّٰهِ وَرَسُوْلِهِ وَمَنْ كَانَتْ هِجْرَتُهُ لِدُنْيَا يُصِيْبُهَا اَوِ امْرَأَةٍ يَتَزَوَّجُهَا فَهِجْرَتُهُ إِلَى مَا هَاجَرَ اليه يحيى --- page 38 --- ۲۳ یعنی بدرستی که رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمود که پاداش عملها وابسته بنیتهاست پس کسی را که باشد هجرت او بسوی رضامندی خدا و رسول پس مقبول ست آن هجرت او نزد خدا و رسول و کسی را که باشد هجرت او از برای دنیا که برسد بان دنیا یا برای زنی که بنکاح آرد او را پس هجرت او برای آنچیزست --- page 39 --- ۲۴ که برآمده برای آن مثلا در سفر غزا کسی که برای جهاد و طلب رضای حق تعالی بر آید ثواب غازیان و شهدا را می یابد و کسیکه برای طلب غنیمت یا شهرت برآید اگرچه فرضیت غزا از ذمه او ساقط میشود اما مثل دگر صاحبان نیت خالص فضیلت ثواب مضاعف را نمی یابد و اما درجه اوسط در محبت خدا و رسول است --- page 40 --- ۲۵ که اگر کسی از ضعف بشریت بجمله آداب وسنن نبوی صلی الله وسلم قیام کرده نتواند باری تا اینقدر کند که فرایض و واجبات را مخالفت نکند خصوصاً انا میکه ضرر آن بغیر متعدی باشد در بهر حال احتراز نمودن را از ان گناه لازم دانند که حق سبحانه و تعالی و رسول الله علیه وسلم در باب رعایت حقوق العباد تاکید بسیار --- page 41 --- ٢۶ فرموده اند چنانچه در سوره انفال در ربع چهارم از جزو نهم میفرماید که فَاتَّقُوا اللهَ وَأَصْلِحُوا ذَاتَ بَيْنِكُمْ وَاَطِيْعُوا اللهَ وَرَسُولَهُ إِنْ كُنتُم مُّؤْمِنِيْنَ یعنی پس بترسید از خدایتعالی و باصلاح آرید آنچه میان شماست بمواسات با یکدگر فرمانبرداری کنید خدایتعالی و رسول اورا اگر هستید شما مومنان صادق و نیز در کتاب صحیح بخاری ابو ہریره --- page 42 --- ۲۷ بروایت عبدالله ابن عمر رضی الله عنهما حدیث از رسول الله صلی الله علیه وسلم که اَلْمُسْلِمُ مَنْ سَلِمَ الْمُسْلِمُوْنَ مِنْ لِسَانِهِ وَيَدِهِ وَالْمُهَاجِرُ مَنْ هَجَرَ مَا نَهَى اللّٰهُ عَنْهُ یعنی مسلمان کامل کسی ست که بسلامت باشند مسلمانان از ضرر دست و زبان او و مهاجر کسی ست که دوری و نفرت کند ازان چیزیکه منع کرده --- page 43 --- ۲۸ خدایتعالی از نزدیکی آن خبر ۔ و همچنین در کتاب صحیح بخاری بروایت انس رضی الله عنه حدیث دیگرست درینباب قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لَا يُؤْمِنُ أَحَدُكُمْ حَتَّى يُحِبَّ لِأَخِيهِ مَا يُحِبُّ لِنَفْسِهِ يعنی کامل نمیشود ایمان هیچکدامی از شمایان تا انکیه دوست بدارد برای برادر مسلمان خود از خیر و نافع --- page 44 --- ۲۹ منافع آنچیزی را که دوست میدارد برای نفس خود پس مراعات حقوق مسلمانان بعد از حق خدا و رسول و پادشاه اسلام که خلیفه رسول الله صلی الله علیه و سلم است بر یکدیگر واجب و لازم است و هرگاه کسی را شرارت نفس غالب باشد و در محبت خدا و رسول باین دو درجه مذکوره که اعلی و اوسط --- page 45 --- ۳۰ است قیام کرده تواند بدرجه سیوم که بعد ازین بیان کرده میشود هم اگر بقدم ثابت ونیت راسخ قیام نماید هنوز امید مغفرت از خداوند رحیم و چشمداشت شفاعت از رسول کریم برای او باقی میباشد-وآن نیست مگر حب لله وبغض فی الله یعنی باخدا و اهل حق محبت و دوستی کردن و با شیطان و اهل باطل دشمنی --- page 46 --- ۳۱ خصومت و دشمنی ورزیدن تبیین این مقال انکه هرگاه شخص مسلمان در حفظ حدود و احکام شرع شریف بقدر وسع بشری که قابل تکلیف است بر نفس خود باز نهد باری انقدر بر و فرض است که بدین اسلام و مددکاران دین از برای رضای حق در ظاهر و باطن دوست و خیرخواه باشد که حب لله عبارت ازین است --- page 47 --- ۳۲ و با کفر و هواخواهان کفر در راه خدا دشمن و بدخوا باشد که بغض فی الله همین چنانچه حق سبحانه و تعالی در سوره توبه در ربع دویم از جزو دهم فرموده است که یَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا آبَاءَكُمْ وَإِخْوَانَكُمْ أَوْلِيَاءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَى الْإِيمَانِ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ة یعنی ای اشخاصی که ایمان اورده اید فرانگیرید --- page 48 --- ۳۳ فرامگیرید پدران و برادران خود را دوستان اگر بودند آنها که دوست داشتند کفر را برایمان و نیک خواهی کفر و بدخواهی اسلام را میکردند و کسیکه دوستی کند از شما با ایشان پس انکر و ه ستمکاران و از حد بیرون رفتگانند ـ تاکید تا باین حدست که اگر پدر و برادر و فرزند کسی نعوذ با الله محبت کفر را بدل اختیار کند بیزاری نمودن از آنها فر ضت --- page 49 --- ۳۴ ونيز در كتاب صحیح بخاری حدیث است از رسول اللہ صلی الله عليه وسلم حدثنا محمد ابن المثنی قال حدثنا عبد الوهاب الثقفی قال حدثنا ایوب عن ابي قلابة عن انس عن النبي صلى الله عليه وسلم قَالَ ثَلث مَنْ كُنَّ فِيْهِ وَجَدَ حَلَاوَةَ الْإِيْمَانِ أَنْ يَكُون اللهُ وَرَسُولُهُ أَحَبَّ إِلَيْهِ مِمَّا سِوَاهُمَا وَ ان --- page 50 --- ۳۵ اَنْ يُحِبَّ الْمَرْءَ لَا يُحِبُّهُ اِلَّا لِلَّهِ وَاَنْ يَكْرَهَ اَنْ يَعُوْدَ فِي الْكُفْرِ كَمَا يَكْرَهُ اَنْ يُقْذَفَ فِي النَّارِ یعنی سه خصلت ست درشان کسیکه باشد می یابد انکس حلاوت ایمانرایکی آنکه باشد خدا و رسول در دل او دوست تر و محبوب تر از ماسوای اوشان در عالم۔ دویم آنکه دوست بدارد مردیرا و آن دوستی نباشد مگر خاص از برای خدا --- page 51 --- ۳۶ سیوم انکه انقدر نارضا باشد ازینکه بگردد در کفر چنانچه نارضا میباشد ازینکه انداخته شود در آتش و این معنی ظاهرست که بودن محبت کفر در دل عین کفرست و محبت اسلام در دل عین اسلام است و هم ازین سبب است که با وجود فضل و رحمت بی نهایت خداوندی که جمله عاصیان امید بخشایش دارند اگر نعوذ باﷲ از کسی --- page 52 --- ۳۷ از کسی در دین قوم سلمانی خللی برسد یا دشمنا دین برای خرابی اهل اسلام کمکی کند یا بدل دوستی کند از رحمت نعمتهای ایزدی قطعاً بی نصیب میشود زیرا که مغفرت الهی و شفاعت رسالت پناهی صلی الله علیه وسلم بقرار عقیده اسلامیه برای کسانیکه گناهان کبیره کرده باشند حق است نه از برای اهل کفر - وظاهراً دین را --- page 53 --- ۳۸ تحقیرنداشتن و هواخواه بدخواهان دین بودن و با دوستان و خدمتگاران دین و حامیان شرع مبین بدخواهی و نفاق ورزیدن کفر غلیظ ست نعوذ باالله منها - پس اسرار و شته خلافت و امارت که از عهد رسول الله صلی الله علیه و سلم نهاده شده و فرمانهای خدا و رسول در قرآن و کتابهای حدیث در باره طاعت --- page 54 --- ۳۹ اطاعت اولوالامر و خدمت نمودن در صدقات و زرمدن با خلیفه زمان مکرر آمده همین سبب است که دین اسلام ناموس اکبر است و حق است و از جانب رسول خدا صلی الله علیه و سلم پادشاهان بطریق نیابت در خلافت در محافظت و نگاهداری این ناموس اکبر مقرر نیستند و سایر خلق بفرمانبرداری و اطاعت در محافظت --- page 55 --- ۴۰ شان مامور چنانچه حق سبحانه وتعالی در سوره حج در ربع چهارم از جز و هفدهم میفرماید که الَّذِينَ إِنْ مَّكَنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ * یعنی آنکسانی را که برحمت شاملۀ قریب و پیوسته جای دهیم در زمین و دستگاه و اختیار دهیم که مراد از خلفا وسلاطین --- page 56 --- ۴۱ و سلاطین است برپای بدارند نماز را و بدهند زکوة را بمصارف آن و بفرمایند بندگانرا بنیکوئی و منع کنند خلایق را از بدکاری و مر خدا یتعالی راست نهایت و انجام همه کارها پس ثابت شد که دین ناموس اکبرست و حق است و پادشاهان از طرف خدا و رسول و یاران او نگهبان همین ناموس اند و هم ازین است که --- page 57 --- ۴۲ رسول صلی الله علیه وسلم در اطاعت امام پیوسته وصیت فرموده بلکه امر جازم نموده چنانچه در کتاب صحیح بخاری وایت ابی هریرة رضی الله عنه واسناد صحیح این حدیث شریف آمده که مَنْ اَطَاعَنِي فَقَدْ اَطَاعَ اللهَ وَمَنْ عَصَانِی فَقَدْ عَصَی اللهَ وَمَنْ يُطِعِ الْاَمِيْرَ فَقَدْ اَطَا عَنِى وَمَنْ يَعْصِ الْاَمِيْرَ فَقَدْ عَصَانِي وَاِنَّمَا الْاِ جنة --- page 58 --- ۴۳ جُنَّةُ يُقَاتَلُ مِنْ وَرَائِهِ وَيُتَّقَى بِهِ فَإِنْ اَمَرَ بِتَقْوَى اللَّهِ وَعَدَلَ فَإِنَّ لَهُ بِذٰلِكَ اَجْرًا وَإِنْ قَالَ بِغَيْرِهِ فَإِنَّ عَلَيْهِ مِنْهُ یعنی کسی که فرمانبری کرد مرا بتحقیق فرمانبردا کرد خدای را و کسی که بیفرمانی کرد مرا بتحقیق یفرما کرد خدای را و کسی که فرمانبری کرد امیر خود را بتحقیق فرمانبری کرد مرا و کسی که بیفرمانی کرد امیرا --- page 59 --- ۴۴ خود را بتحقیق بمقرمان کرد مرا و تحقیق امام سپرست از برای سایر مسلمانان که مقاتله میکنند بامرای و معاونت او با کفار و باغیان و نگاهداشته میشود با و شر دشمنان و اهل فساد پس اگر امر کرد امام بتقوی حق و عدل کرد پس مرا ور است باین عدل و امر بتقوی حق کردن اجر نیک و اگر بر خلاف این کرد پس بر اوست مظلمه --- page 60 --- ۴۵ مظلمه و گناه آن یعنی بمردمان نمیرسد که بکار امام خود ایراد بگیرند و ایرادهای خود را دلیل معصیت و مخالفت بسازند بلکه در هر جا اطاعت امام را لازم بدانند که از جانب خدا و رسول تفویض امور از برای او شده و خیر و شر از و در روز جزا پرسیده میشود که او را صاحب اختیار و شبان خلق مقرر کرده است پس --- page 61 --- ۴۶ هزاران ویل و افسوس ست بر انکسانیکه قدر ناموس دین و ایمان خود را نمیدانند و بتبعیت رسوم و عادات زمانه پیوسته جگر خود را میخورند کاسی زن و فرزند را ناموس عظمی مینمایند و گاه ریش و دستار را عروة الوثقی میدانند و اگر نعوذ بالله رکنی از دین شان بیفتد و یا شطری از ایمان شان زایل شود اول ندانند و اگر بدانند بالحره --- page 62 --- ۴۷ بجده و هزل بگذرانند البته که حدیث مخبر صادق صلی الله علیه وسلم بی مصداق نیست که فرموده اند که مومن عمل صالح میکند و از خوف میگرید و منافق عصیان می ورزد و از غرور میخندد این نکته میز را بیدل علیه الرحمه که عارف واصل بود درینجا مناسب آمده که۔ خلایق را تقلید اوضاع پلید کرد مرن تحقیق است و جمعیت و --- page 63 --- ۴۸ عادات رسوم مانع سر منزل توفیق ربانی انکار زغیر کن که تصدیق انیست واگر و بدل دلیل توفیق انیست تبعیت خلق از حقت غافل کرد ترک تقلب دگر تحقیق انیست و چه بی نصیب طایفه خواهند بود که با دعوی اسلام و لاف مسلمانی دلهای قاسیّه شان از نور شمس --- page 64 --- ۹۴ از نور محبت خدا و رسول آنقدر عاری باش که بیکپایه از سه درجه مذکوره ایستاده باشند چنانچه حق سبحانه تعالی از حال پر اختلال شان خبر داده که فَوَيْلٌ لِلْقَاسِيَةِ قُلُوْبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللّٰهِ أُوْلَئِكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ : یعنی پس شدّت و سختی عذاب است مر آن سخت دلانی را که دلهای شان اعراض کننده و سخت است --- page 65 --- از ذکر حق تعالی انگر وه در گمراهی اشکارا اند علی الخصوص کسانیکه از درجه سیوم که حریت و بغض فی الله است و این از جمله ایمانست نه از جمله اعمال بی نصیب و عاری میباشند ونداند که در چه مهلکه افتاد اند انتهی کلام الامیر الفاضل التحریر منکه جامع اوراق و راقم این سیاقم میگویم هرگاه بحکم آیات و احادیث مذکور --- page 66 --- ۵۱ مذکوره و دلایل عقلی و نقلی محبت دین و اهل دین شرط است در قبولیت ایمان پس امروز دین در میان جمله اهل اسلام جناب ظل الهی حامی نبوی و معین شرع مصطفوی امیر سعادت تخمیر امیر عبدالرحمن خان غازی دام اقباله بنابر چند وجه نسبت بسایر اهل دین مستحق تر از برای دوستداری و پرستاری --- page 67 --- ٥٢ میباشد اول آنکه چنانچه از جمله خلایق زیاده تر بدین قویم معاونت میرساند همچنین برتر بعد از خدا و رسول وخلفای راشدین جمله دلها استحقاق محبت و صداقت ورزیدن را نسبت بسایر مردمان بیشتر و بیشتر دارند ثانیاً انکه اگرچه در خدمت دین کوشش میکنند عبادت خود اوشانست لکن چون منافع دینی و دینوی --- page 68 --- ٥٣ و دینوی آن بهر فردی از افراد اهل اسلام علیحده میرسد بالضرورت قدر دانی ومنت علیحده شناسی اینهمه احسانها نیز برهر فردی لازم است سیوم آنکه چون در عزت دین که ناموس کیبر است جمله اهل اسلام شریکنند که در خدمتگذاری و محافظت و معاونت دین مبین نیز با اوشان شریک باشند انکه --- page 69 --- ۶۴ همه آرام طلبی و تن پروری و هوا پرستی کنند و عمر خود را بخواب غفلت و بپستی جهالت گذرانیده یکسره کلفت های خود را بدوش ولی نعمت خیر خواه خود بیندازند مگر آنکه بقهرا وعده برحقی که خدایتعالی فرموده است که کَتَبَ اللهُ لَآغْلِبَنَّ اَنَا وَرُسُلِیْ اِنَّ اللهَ قَوِیٌّ عَزِیْزٌ * یعنی حکم کرده است خدایتعالی بر ائینکه آئینه --- page 70 --- هرآئینه بتحقیق غالب میشوم من و رسولان من بر دشمنان دین بدرستیکه خدایتعالی قو و غالب است چون دین اسلام حق است و خیال و نیت و ارادۀ امیرمسلمانان کتاب رسول الله صلی الله علیه وسلم است نیز الحمد بکمال حق گذار و خیر خواهی دین است ازینجا یقیناً امید است که ببرکت روحات --- page 71 --- ٥٦ رسول کریم که همیشه متوجه و مددگار این دین است حق سبحانه و تعالی وعدۀ خود را که بمحافظت دین و نصرت مومنین نموده وفا میکند و این پادشاه دین پناه را بر دشمنان غالب میسازد و این دین را روشن میگرداند شرط اسلام و مسلمانی و دینداری و کمال سعادت مندی و بختیاری همین است که در خدمت دین --- page 72 --- ۵۷ دین و رضا جوئی رب العالمین جمله بکمر همت بربندند تا درین ثواب جمیل و اجر جزیل شریک شوند و از خجالت روز محشر در نزد شفیع المذنبین پاک و خالص برآیند و از فضیحت و قهر خدا و شرمساری دنیا و عقبی نجات بیابند اَللّٰهُمَّ آمِیْنَ یَارَبَّ الْعَالَمِيْنَ وَصَلَّى اللهُ تَعَالى وَسَلَّمَ عَلى --- page 73 --- ۵۸ سَيِّدِ المُرسَلينَ وَ عَلی آلِهِ وَ اَصحَابِهِ وَ اَزو[اجِهِ] وَ اَهلِ بَیتِهِ اَجمَعینَ بِرَحمَتِکَ یَا اَرحَمَ الرّاحِمینَ خاتمة الطبع بعون کردگار زمین و زمان و مرحمت خلاق مکین و مکان این رساله نصایح نامه هدایت ختامه بفرمایش سراسر اسایش پادشاه جم جاه --- page 74 --- ۵۹ جم جاه اسلام پناه بادی سرگشتگان بیدا خودسری و ناصح رسوم و طریقه پمبری الامیر ابن الامیر ابن الامیر امیر عبدالرحمن خان غازی خلد الله ملکه و سلطانه جهت منفعت و هدایات خاص و عام و تقویت دین حضرت سید الانام در مطبع دار السلطنه کابل --- page 75 --- ۶۰ باهتمام گل محمد خان درانی بارکزائی محمد زائی مهتمم چاپخانه مبارکه موصوف بید اقل العباد حافظ حیدر علی احراری بتاریخ هفدهم ماه رجب المرجب سنه ۱۳۱۱ هجری دفعه دویم حلیه انطباع پوشیده جلوه ارای منبر و محراب گردید * --- page 76 --- [BLANK PAGE] --- page 77 --- [BLANK PAGE] --- page 79 --- [BLANK PAGE] --- page 80 --- [BLANK PAGE] --- page 81 --- [BLANK PAGE] --- page 82 --- [BLANK PAGE] --- page 83 --- [BLANK PAGE] --- page 84 --- [BLANK PAGE] --- page 85 --- [BLANK PAGE] --- page 86 --- [BLANK PAGE] --- page 87 --- [BLANK PAGE]