# Nādir-i Afghān muʼallif-i Burhān al-Dīn Kushkakī نادر افغان # adl0119 # Kābul, Maṭbaʻ-i Sangī-yi Riyāsat-i ʻUmūmī, 1931 - 9999 كابل:مطبع سنگى رياست عمومى،, . ١٣١٠- # Transcribed by gemini-3.1-pro-preview, 2026-08-09. # Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. # Text: CC0. Images: New York University Libraries, public domain. --- page 1 --- بسم الله الرحمن الرحیم نادر افغان شامل کوائفی از محاربات اعلیحضرت محمد نادر شاه پادشاه غازی خلدالله ملکه مولف: انجنیر سید قاسم خان مهاجر سرماتی [ILL] --- page 2 --- [BLANK PAGE] --- page 3 --- [BLANK PAGE] --- page 4 --- [BLANK PAGE] --- page 5 --- ۱ صفت سردارها ۲ چرنده " " ۳ اعلیحضرت شهید ۴ " " با ملک زاده جنوبی ۵ " " با متعلمین نورستانی بحث و تر و عکس دارد ۶ " " یکگروپ هم صنفی مکاتب افغانستان ۷ جمناستیک ۸ موزیک ۹ مشق تفنگ خنک اردلی ۱۰ اعلیحضرت سراج الملت و الدین ۱۱ " " نادر شاه شهید با صاحب منصبان افغانستان ۱۲ امتحان ده در عساکر ۱۳ اعلیحضرت نادر شاه شهید با ۹ کر در ۱۴ مرحوم شهید نصرالله خان ۱۵ طوپ حودرز ۱۶ قوای مجاهدین ۱۷ اعلیحضرت نادر شاه شهید در یکی از محاذه جنگ ۱۸ یک گروپ هم در ایام جهاد ۱۹ ایام بازگشت اعلیحضرت نادر شاه شهید از سفر با اعلیحضرت امان الله خان عکس ۲۰ منار استقلال ۲۱ ۲۳ صدراعظم با اعلیحضرت شهید ۲۲ " " و اعلیحضرت شهید ۲۳ سرور رعنایت الله خان ۲۴ ایام که اعلیحضرت شهید از بنکه تشریف آورده اند ۲۵ جلالت مآب پشر نقاب با برادرش --- page 6 --- ۲۶ قصر سوخته جلال آباد ۲۷ محمد گل جان مهمند ۲۸ سردار محمد علی جان پیروز در خوست (یکجا با) ۲۹ .. .. علی شاه جان ۳۰ اعلیحضرت امان الله خان ۳۱ سردار شاه ولی خان ۳۲ ماشین چاپ اخبار وعکس ۳۳ وزیر علی احمد خان ۳۴ سردار شاه محمود خان ۳۵ سردار محمد هاشم خان ۳۶ سردار شاه ولی خان و سردار شاه محمود خان ۳۷ ارگ کابل که حریق گردیده ۳۸ ورود اعلیحضرت نادر شاه شهید در کابل ۳۹ بیعت ملت به اعلیحضرت نادر شاه شهید --- page 7 --- ۱ - ۲ دی ۳ ای ۴ " ۵ " ۶ " ۷ حجم ۲ ۸ متفرقه ۹ ۱۰ اعلان ۱۱ " ۱۲ افتتاح ۱۳ اعلان ۱۴ مرحوم ۱۵ مکتوب ۱۶ قوای [؟] ۱۷ اعلان ۱۸ تلگراف ۱۹ ایام [؟] ۲۰ اخبار [؟] ۲۱ ۲۷ ۲۲ ۲۳ ۲۴ ۱ ۲۵ جـ --- page 8 --- [BLANK PAGE] --- page 9 --- [BLANK PAGE] --- page 10 --- بسم الله الرحمن الرحیم نادر افغان جلد اول که مشتمل بر اجمال حیات اعلیحضرت محمد نادر شاه از ولادت تا بدو سلطنت میباشد مؤلف : برهان الدین کشککی تاریخ طبع اول : ۲۳ میزان ۱۳۱۰ شمسی در مطبع سنگی ریاست عمومی مطابع کابل طبع شد --- page 11 --- اهداء این کتاب مفید که دارای معلومات نافعه و آثار مهمه و از جمله مفاخر تاریخی و مشتملبر اجمال حیات پر افتخار شهریار استقلال و نجات بخش افغانستان اعلیحضرت (محمد نادر شاه غازی) از تاریخ ولادت با سعادت شان الی فتح کابل و نجات وطن است و من آنرا از جراید و مطبوعات وطنی و خارجی و اسناد مهمه رسمی (که خوشبختانه در هنگام مدیریت خویش در اخبار اتحاد مشرقی و اخبار حقیقت کابل و تصدی من در دائره تحریرات حضور عصر امانی و ریاست شورا دورهٔ ماضی و در اثنای انقلاب) جمع آوری کرده بودم اقتباس و ترتیب داده بمعرض مطالعه و افادهٔ ابنای وطن که علاقه‌مندی زیادی به سوانح درخشان این مرد تاریخی افغانستان دارند اهدا میکنم . کابل - ۲۰ جوزا - ۱۳۱۰ - برهان الدین کشککی --- page 12 --- ضمیمۀ صحیفۀ (۲) جلد اول کتاب « نادر افغان » از طرف راست بجانب چپ : ــ (۱) سردار محمد هاشم خان . (۲) سردار احمد شاه خان . (۳) سردار محمد نادر خان . (٤) سردار محمد عزیز خان . (٥) سردار شاه محمود خان . (٦) سردار شاه ولیخان (۷) سردار محمد علی خان ( مرحوم ) این عکس تاریخی در سنۀ ١٢٦٨ شمسی گرفته شده است --- page 13 --- [BLANK PAGE] --- page 14 --- جلد اول - نادر افغان ۱ حمد ونعت . نسب و تاریخ ولادت سردار محمد نادر خان بسم الله الرحمن الرحيم الحمدُ لِلّهِ الّذِي مَا لِلعَالَمِ سِواهُ خَالِقٌ وَصَانِعٌ ، وَلَا لَهُ عَمَّا يُرِيدُ مَانِعٌ وَدَافِعٌ ، وَالصَّلوةُ عَلَى مُحَمَّدٍ رَسُولِهِ النَّذِيرِ الَّذِي سَيْفُهُ لَامِعٌ وَبُرْهَانُهُ قَاطِعٌ ، وَالسَّلامُ عَلَى الِهِ الطَّاهِرِ الطَّائِعِ ، وَاَصْحَابِهِ الظَّاهِرِ النَّافِعِ وَعَلَى مَنْ اتَّبَعَهُمْ مِنَ الْمُسْلِمِينَ السَّاجِدِ الرَّاكِعِ . سلسله نسب و تاریخ ولادت و تعلیمات جناب سردار محمد نادر خان بن سردار محمد یوسف خان که سلسله نسب اصولی و فروعی شان ضمیمه این کتاب ان شاء الله مرقوم میگردد ، بتاریخ حمل ۱۲۶۲ هجری شمسی در دیره دون هند تولد یافته اند . امور رضاعت و حضانت اوشان تحت نظارت والد امجد شان سردار محمد یوسف خان و والده ماجده شان بکمال غمخواری و دلسوزی اجرا ، و بعدا جهت آموختن آداب ابتدائیه --- page 15 --- تعلیم وتربیۂ عالیهٔ سردار محمد نادر خان ۲ جلد اول - نادر افغان که لازم بچه اطفال اعزه واشراف است توجهٔ خصوصی پدر وعم معظم برادرشان مبذول ومخصوصاً اتالیق دانشوریرا برای شان استخدام فرمودند. چون این دودمان معظم از روی نجابت ذاتی وشرافت فطری، طبعاً ملتدوست ووطنخواه بودند، همین روح وطن دوستی وملت پروری را برعلاوهٔ پابندی شدید بامور مذهبی ومحترم شمردن همه اوامر ومقررات اسلامی در تمام اولاد های خویش تزریق وتتنمیه میفرمودند، وبنا برهمین ملاحظات اساسی اولیای معظم این فامیل محترم بامید خدمتگذاری وطن وقوم نسبت به تعلیم درست وتربیۂ صحیح فرزندان خود توجه واهتمام انتهائی شانرا مبذول ومعطوف میفرمودند. تعلیمات ابتدائی وانتهائی سردار محمد نادر خان ودیگر برادران وعموزادگان شان ذریعهٔ اساتذهٔ لایق اسلامی ومعلمین دانشور عصری که مخصوصاً برای شان از طرف یمین اولیای دلسوزشان بمعاش گزاف واعزاز ممتاز استخدام شده بودند، درمحل نشیمن شان بتکمیل رسیده است: از دیدن مناظر رذیله، گشتن به اطراف وحوالی عادات قبیحه، جداً ممنوع ومحروم حتی در مواقع تفریح هم تحت نگرانی اتالیق مخصوص، و یکی از اولیای امورشان بوده، بر حرکات واوضاع سردار محمد نادر خان ودیگر اخوان وعموزادگان عالیشان اوشان، --- page 16 --- تعلیم و تربیه سردار محمد نادر خان ۳ جلد اول - نادر افغان نیز نظارت دلسوزانه جاری، و نسبت بتعدیل و اصلاح هر نوع اعمال شان توجه کافی کرده میشد . چنانچه بواسطه همین تعلیم و تربیت صحیح وحسن مراقبت، تمام افراد اینخاندان مجسمه اخلاق و دیانت و صفات عالیه گردیدند . در فرصتیکه تفریح و ساعت تیسری این سرداران عالی مستلزم میشد و تقویه جسمانی و تهیه استعداد عسکریت، ریاضت بدنی و زحمت کشی و حرکت را برای اوشان ایجاب مینمود عنداللزوم از طرف صبح و عصر عموماً و در ایام تعطیلات عمومی زیاده تر به سیر نمودن و شکار کردن و کوه پیمائی و جنگل نوردی مشغول میشدند و بعضاً بزیارات متبرکه تشرف میجستند . علت مسافرت خاندان سردار یحیی خان از افغانستان در عصر امیر محمد یعقوب خان که از اوضاع ناگوار خود مورد عتاب پدرش امیر شیر علیخان شده هفت سال تمام را در انواع زحمات و مشقات، بمحبس گذرانیده تماماً قوای فکری و اداری خود را فنا ، و بضعف اعصاب و امراض دماغی مبتلا بود، در --- page 17 --- علت مسافرت خاندان سردار یحیی خان ٤ جلد اول ـ نادر افغان موقع عزیمت امیر شیرعلیخان بمزار از طرف پدرش وکیل دار السلطنه، و بعد وفات او در ربیع الثانی ١٢٩٦هـ ق با مارت رسید اولا بکشیدن آن افواج انگریزی که موجب حرکت پدرشان مرکز شده بود، بشرائطی چند پرداخت، متعاقباً از خود غرضی کاردارها و آشوب پسندی لشکرها، انقلاب شدیدی واقع شد که در آن (سرهیوی کیوناری) سفیر انگیر مقتول، و تکرار قوای انگریزی جهه خونخوا نمایندۀ خود بر افغانستان تجاوز کرد . امیر محمد یعقوب خان ازین بی جلو شدن عساکر و نفاق اندیشی مأمورین، و مخالفت انگیزی سرداران قوم، زیاده تر عصبانی و از ادارۀ امور مأیوس شده بشرحیکه در صحیفۀ (٣٥٣) جلد دوم سراج التواریخ مرقوم است، دست از کار کشیده شد، این استعفای او که ناشی از ضعف باغی او بود بر ملت افغانستان اثر بد انداخت، تمام عشائر و قبائل افغانی بشدت بر علیه قوای انگیر شوریدند . انگریزها این آشوب را از طرف اَعزه و معاریف و متنفذین افغانستان دانسته عدۀ از آنها را شهید، و بعضی را حبس، و خود امیر محمد یعقوب خان را با متعلقین آن و دیگر سرداران و قائدین با رسوخ وطن بتخت الحفظ بهند بردند، که در ان ضمن خاندان سردار یحیی خان هم (که صبیۀ او شان حرم امیر مذکور بود) از وطن محبوب شان اخراج شدند . --- page 18 --- ضمیمهٔ صحیفهٔ (۶) جلد اول کتاب «نادر افغان» این گروپ تاریخی در سنه ۱۲۷۷ ش گرفته شده است صف اول از طرف راست بـچپ: (۱) سردار شیراحمد خان. (۲) سردار فتح محمد خان (۳) سردار معظم یحیی خان. (۴) سردار محمد سلیمان خان (۵) سردار محمد عزیز خان صف دوم از طرف راست بـچپ (۱) سردار شاه محمود خان (۲) سردار نور احمد خان (۳) سردار محمد هاشم خان (۴) سردار محمد نادر خان (۵) سردار شاه ولیخان (۶) سردار علی محمد خان (۷) سردار احمد شاه خان --- page 19 --- [BLANK PAGE] --- page 20 --- جلد اول - نادر افغان رفتار شریفا نه خاندان نادری در خارج در هند هم بنابر همین نسبت خویشی، محل توقف امیر محمد یعقوب خان و سردار یحیی خان در دیره دون تعیین شد، ولی سردار معظم یحیی خان و باقی افراد این دودمان عالیشان با وجود همان نسبت قرابتیکه در بین آنها ده سال قبل ازین درعصر والدش امیر شیر علیخان پیدا شده است، چون با اوضاع و طرز عمل محمد یعقوب خان از ابتداء موافقت نداشتند و همه حرکاتش را بنظر تخالف و تأسف دیده بخبط و خطاهای سیاسی او را ملامت میکردند، با اینکه هر دو خاندان در یک منطقه اقامت داشتند با همدیگر حرف زدن و مخالطت کردن در کنار، حتی بسالها همدیگر را نمیدیدند و سرداران عظام از رفت و آمد و خلا و ملا اطفال خود با اولاد او مخالفت و جدا این موضوع را مراقبت میفرمودند . گذاره نیکو و رفتار شریفانه خاندان نادری چون اعلیحضرت ضیاءالمله والدین درطی دیگر اطلاعاتیکه از عامه مجاری امور میگرفت، از گذاره و چگونگی آن اعزه افغانی که در خارج سکناگزین بودند بیشتر معلومات موثقه را اکتساب میکردند، لذا درین سلسله از حسن گذاره و پابندی اوامر اسلامیه و رعایت عرف و عادات افغانیه خاندانی سردار یحیی خان نیز معلومات صحیحی (٥) - دل آغـا ه و افـغـان (٦) سـر دار مـحـمـد عـلـیـخـان (٧) سـر دار احـمـدشـاه خـان --- page 21 --- رفتار شریفانهٔ خاندان نادری در خارج ۶ جلد اول - نادر افغان دائماً باو شان مواصلت میکرد . . تا اینکه بعلم الیقین دانستند که این دودمان عالی در بین همهٔ آن خاندان‌های افغانی که در خارج مسکن دارند ، واحد خاندانی است که بدین و وطن و ملت خود محبت دارند و در آن عالم غربت بکمال شرافت و استقامت طورے امرار حیات، و چنان گزارۀ اوقات شانرا مینمایند که موجب تحسین از خود و بیگانه و عموماً باخلاق عالی شان معترف اند . بر علاوهٔ آن در بین این خاندان عالیشان یکعدهٔ کافی از جوانهای صاحب تعلیم و تربیهٔ عالی که داراً تمام خصائص اسلامی و افغانی میباشند نیز موجود است، که برای وطن مطهر خدمات با صداقت ، و برای ترقی افغانستان زیاده مصدر فعالیت خواهند شد ، ازین جهة در اواخر سلطنت خود یک دعوتنامهٔ احترام کارانه را بنام سردار صاحبان تحریر و از اوشان خواهش کرد تا با آل و اولاد و تمام افراد خاندانی خود عازم وطن محبوب خویش شوند و هم این موضوع را رسماً بحکومت هند نگاشت تا در فراهم آوری تسهیلات لازمهٔ سفریهٔ آنها مساعدت کند . --- page 22 --- ورود و پذیرائی خاندان نادریه بافغانستان ٧ جلد اول - نادر افغان ورود خاندان نادری بکابل چون این دودمان عالیشان بنابر رفع آن ایجابات سیاسی که موجب عزلت و گوشه نشینی شان در خاک اجنبی واقع شده بود، بملاحظه اینکه وطن از تجربه و دانش و خدمات و رویه بی آلایش آنها مستفید، و ملت از کار روائی شان طوریکه از آبا و اجداد معظم شان دیده بودند بهره ور شود در سنه ۱۳۱۹ قمری وارد خاک مقدس وطن شدند، از طرف تمام اعزه و مشاهیر وطن و مأمورین رسمی حکومت، در عرض راه و خود کابل پذیرائی را که در خور شان و احترام آنها بود مورد شدند. بر علاوه آن این ذوات از طرف شخص پادشاه و عامه زعمای امور آنوقت باعزاز و تکریم معقول قبول شده تمام املاک و اراضی و مایملک شان که امانتاً در دست حکومت بود برای شان ابدا گردید. در مقاربت و توصل با اوشان تمام اعیان و اشراف افغانستان بهمدیگر سبقت و بسا مخدرات با عفت را در سلک ازدواج جوانان صاحب تعلیم و تربیه این دودمان صاحب دیانت مسلک نمودند، و اکثریه مائل و راغب به خویشاوندی --- page 23 --- ورود و پذیرائی خاندان نادرجی بافغانستان ۸ جلد اول ـ نادر افغان و مواصلت با عقائف صواحب عصمت این دودمان نجیب هم بودند، ولی حسب عادت مستمره که از قدیم الایام در بین این سرداران ذوی الاحترام، معمول است، آنها کمتر بیچه مواصلت ها که خارج از افراد خاندانی شان میبود رغبت، وعلی الاکثر سلسله مناکحت بنین وبنات شانرا در خود افراد فامیل جلیل شان اجرا و تعمیل مینمودند . تنها بنابر اصرار و استرجای بار بار والده و همشیرهای اعلیحضرت سراج الملة والدین و میلان طبع همایونی که بر علاوه توحد سلسلۀ نسبی و نسبت قریب خاندانی، یک علاقه جدید مواصلتیکه موجبات مزید تحکیم محبت و صمیمیت را بین اعلیحضرت و این سلاله صاحب عفت فراهم آورد، کریمه سردار صاحب محمد یوسف خان (که یک عالمه فاضله و زباندان عاقله و صاحبه تقریر و تحریر بودند) در حباله نکاح شهریاری آمد و بکمال تزک و احتشام مراسم این عروسی بجا آورده شد، خطاب این صبیّه عفیفه که در ١٣٢٠هـ عقد نکاحش با اعلیحضرت امیر حبیب الله خان بعمل آمده از طرف اعلیحضرت (علیا جناب) گذاشته شد، از بطن ایشان شهزاده اسد الله خان در ١٣٢٨هـ قمری هجری تولد یافت . عالیجنابان سردار محمد آصف خان و سردار محمد یوسف خان خاصه و باقی افراد --- page 24 --- شمولیت سرداران عالی بخدمات وطن ۹ جلد اول - نادر افغان این دودمان عالیشان عند اللزوم بحضور پادشاه مدعو و مشرف، در مجالس مهمه و تقاریب رسمیه و تفریحیه دائماً بحیثیت رفیق صمیمی بنام مصاحب حواشی اعضای دربار پادشاهی شامل میبودند و در هر شعبه که بحث و مذاکره می افتاد ، افکار معقول و نظریات مقبول آنها موثر و نافع افتاده موجبات رضا و خورسندی پادشاه را حاصل ، و تحسین و آفرین دیگر زعمای امور را نائل می شدند، حتی همه آثار مدنی و عمرانی و غیره که از محصولات مفیدهٔ عصر سراجیه گفته میشود، در اثر پیشنها دای نافعه و مشوره های خیراندیشانهٔ همین حضرات سرداران عظام جناب محمد آصف خان و محمد یوسف خان بعمل آمده است. الحق که این ذوات عالی صفات دائماً برای منافع مملکت و فراهم آوری رفاه و آرامی ملت و رفع تکلیف و مضرت بسیار ساعی و کوشان بودند، و عموم مردم خاطرهای شیرین حسن اخلاق و خیر اندیشی ها و همدردیهای اوشان را بخاطر دارند. شمولیت سرداران عالی (در خدمات موطن آبائی شان) رفته رفته این دودمان عالی از عقل و فراست خدا داد و وسعت نظر و خیراندیشی و حقائق گوئی و جذبات ملتخواهی و حس وطن دوستی خود هر روزه --- page 25 --- شمولیت سرداران عالی بخدمات وطن ۱۰ جلد اول - نادر افغان در موقعیت و احترام خود می افزودند و توجّه قدر شناسانه پادشاه و دیگر ذوات خبرت آگاه را بخود جلب میکردند و مشارکت رسمی و معاونت اساسی آنها را در انجام خدمات وطن بشدّت بر اولیای امور آنوقت مستلزم و ایجاب مینمودند. چنانچه این پرتو دانش و صمیمیت ملّی سرداران عظام و کیاست و فهم و اطوار عالی سردار محمد نادر خان، رئیس حکومت آنوقت را باین مسئله وادار کرد تا نه تنها در اعزاز رسمیه، و احترام مقتضیهٔ این خاندان بیفزایند و در همه امور مملکت داری آنها را سهیم و شریک قرار دهند زیرا که فکر رسای آنها در همه شعبه‌های آن بسیار خوبی از نقطهٔ نظر خیراندیشی ملت و منفعت جوئی حکومت بخوبی میرسید، بلکه دگر افراد خورد و بزرگ این دودمان را هم باید حتماً در خدمات مملکت فراهم آوری موجبات مسرّت رعیّت حصّه بدهند. درینجا چون مقصود از نگاشتن واقعات عمده است که بحیات سردار محمد نادر خان ربط و تعلق دارد، از ریخته قلم از اعطای توضیح انواع قدردانی و مقرّریهائی دیگر افراد دودمانی شان نکول کرده بناظرین محترم وعده میدهد که ان شاء الله اختصار حیات و خدمات و مفاخر آنها را اخیراً در ضمیمهٔ این مجلد اول می نگارد و فعلاً --- page 26 --- دوره کندکشری سردار محمد نادر خان ۱۱ جلد اول - نادر افغان بتذکار اجمال حیات نادری از بدو شمولیت رسمی شان در خدمت افغانستان تا انجام آن خدمت خیلی عالی و قیمتدار شان که بموقع حدوث انقلاب در نجات قوم و وطن از گرداب رنج و محن فرموده اند تصمیم میکند. بعون الله تعالی. (اولین منصب نظامی سردار محمد نادر خان) چون ذاتاً سردار محمد نادر خان از آوان طفولیت الی سن بلاغت بیش بهدف زدن و شکار کردن و کشیدن انواع ریاضت و زحمت که لازم یک جوان افغان عسکری مشرب میباشد، خیلی عادی و صاحب مهارت است و مبادی تعلیمات علمی و عملی قشونی را هم از اولیای شجاع خود (که در چندین مواقع حرب و ضرب آنرا اموخته و تجربه کرده اند) یاد گرفته است، و هم از شوق فطری خود و علاقمندی زیادیکه درین مسلک شریف دارد، مطالعات شان در فن جلیله عسکری مکمل است، و هم از موقع ورود شان به افغانستان الی الان زیاده تر بدیدن پریت ها و مشق های نظامی و نشست و برخواست باصاحب منصبان افغانی عادی شده اند، و هم در موقع شمولیت بدربار پادشاهی زیاده تر بامور عسکری دلچسپی خود را نشان میدهند، وعلی الاکثر در موقع شرفیابی پادشاه در اطراف مسائل حربی و نظم و نسق قوای نظامی بیانات میدهند. --- page 27 --- دوره کند کشری سردار محمد نادر خان ۱۲ جلد اول - نادر افغان لذا علحضرت سراج الملة والدین نظر باہلیت و لیاقت و کفایت این سردار صاحب شجاعت، اوشان را در اواخر ۱۳۲۱ قمری مطابق ۱۲۸۲ شمسی بمنصب «نرینشری» کند کشری در سپور اردلیان حضورش منصوب نمودند . در حین این تقرر در محضر والدامجد وعم معظم شان شجاعت مآب محمد نادر خان را ازین موضوع مطلع نموده گفتند که «فعلاً شما را در اسپور اردلیان حضورم کرنیل مقرر کردم ، تا ازین چیزهائیکه در شعبه نظام از آن بحضورم اعلام میکنید عملاً بحکومت و ملت خود امتحان بدهید و این نفری را که تحت امر شما مقرر میکنم مطابق فکر و آرزوی خود تعلیم و تربیه کنید» . شجاعت مآب سردار محمد نادر خان ازین اشتراک رسمی خود در خدمات وطن و اختصاص سلگیکه او را نهایت عزیز و مقدس میداند ، و از مدتیست که در اطراف آن مصروف معلومات واکتساب عملیات هست ، خیلی مسرور و متشکر شده بکار نظام بکمال فعالیت و جدیت اقدام کرد . در تعلیمات عملی ، نظری ، اجرای ریاضت بدنی ، مانوره های عسکری ، تعمیم هدف زدن ، شطارت ، فعالیت و تعلیم اموریکه دانستن آن برای هر فرد عسکری لازمی است ، در اندک فرصت قطعه منصوبه خود را از سایرین بهتر، و در همه شعبات --- page 28 --- دوره غندمشرى سردار محمد نادر خان ۱۳ جلد اول - نادر افغان لازمه مطابق مقتضیات عصریه، آنها را تربیه، و حسن عملیات نظامی خود را علناً مشتهر فرمودند. ترفيع شجاعت مآب محمد نادر خان (به غندمشرى) شخصاً اعلیحضرت سراج الملة و الدین از اجراآت و زحمت کشی شجاعت مآب محمد نادر خان بالعموم نظارت میفرمودند، و همه این تطبیقات مفیده عصریه نادر را در نظام، بنظر محبت دیده اوشانرا تحسین، و در فراهم آوری تسهیلات لازمۀ آن اوامر میدادند، و بتعدیل بعضی تعلیمات هم بشجاعت مآب موصوف نظریه خود را میدادند، و هم در وسعت معلومات اوشان بذل مساعی میفرمودند. در عین زمان خود کرنیل موصوف (با اینکه تعلیمات اوشان بالنسبة بآن عالی و مکمل بود) در خواندن اثرات نظامی و اتخاذ اصول و مقررات عساکر تازه دنیا نیز خیلی جد و جهد میفرمودند. بعد از اینکه اوشان در تعلیم و تربیه و ضبط و ربط قطعه منسوبه خود طوری کسب موفقیت کردند که نه تنها شخص پادشاه، و زعمای امور آنگاه، بلکه عموم عسکر و سپاه حسن تعلیم و تطبیقات این جوان کارآگاه را تحسین و تصدیق میکردند، و زحمت کشی --- page 29 --- دوره غندمشری سردار محمد نادر خان ١٤ جلد اول نادر افغان و وظیفه شناسی او را آفرین میگفتند، از حضور پادشاهی در صله این مساعیات قدردانی شان، به ترفیع منصب شد، و در اوائل ۱۳۲۳ ق مطابق ١٣٨٤ شیر به منصب برگدی (غندمشری) در اثر همان فعالیت و زحمت و صداقت خود ترفیع یافتند و یک نشان خدمت را هم حاصل نمودند. درین موقع باز از حضور همایونی، در محضر پدر و عم و دیگر منسوبین خاندانی شان و عامه زعمای امور از صنف ملکی و نظامی، بعد از اظهار مسرت از مجاهدت و فعالیت شان، این خدمات آنها را باعطای ترفیع تقدیر، و به اوشان توصیه کردند، تا در مزید تعلیم و تربیه نظامیان حضوری بذل مساعی کنند، و منتظر مزید نوازش حکومت و تقدیر ملت باشند. حضرت محمد نادرخان غندمشر ازین قدردانی پادشاهی اظهار مسرت و از توسیع دائره خدمتش شکرگذاری کرده، از خداوند توفیق خدمت و فعالیت را برای خود خواستار شده از ذات پادشاهی رجا کردند تا الآن کماکان در فراهم آوری تسهیلات مطلوبه، و معاونت های اخلاقیه باو مساعدت فرمایند، اعلیحضرت پادشاهی هم این تمنای اوشان را بکمال محبت پذیرفته گفتند که «شما را طوریکه من الی الآن کرنیل حضورم دانسته با شما در هر امر کمک و معاونت --- page 30 --- دوره غند مشری سردار محمد نادر خان ۱۵ جلد اول - نادر افغان میکردم، بعد ازین نیز شما را ارجمند عزیز الوجودم دانسته غند مشر حضورم مقرر کرده در رفع هر نوع مشکلات و اعطای تسهیلات لازمه بشما کمک میکنم امید دارم که بعد ازین لیاقت فطری شما محتاج معاونت و نظارت من نخواهد بود». درنجا باندازه که حلقه مجاهدت حمیت مند موصوف وسعت کرد، بهمان پیمانه مراتب خدمت و فعالیت و زحمت خود را افزونی داد و کند کشرهای درست و تولیمشرهای خوبی را در مفرزات ما تحت خود از اشخاص لایق مقرر فرموده راجع بتعلیم و تربیه و همه مقررات نظامیه غند منسوبه خود بیش از پیش بذل مقدرت ورزید، و دائره تعلیم و اعمال نظامی خود را هم بلند گرفت، شب و روز بجز از فکر ترقی و پیشرفت عسکر و افزونی مطالعات و بلند بردن معلومات خود، و صاحب منصبان ما تحت خویش دیگر مشغله نداشت تا اینکه در ظرف دو سال و چند ماه در چندین مواقع از امتحان قابل تقدیر و نمایشهای بی نظیر، غند مربوطه خود را بهترین افراد عسکری افغانستان تمثیل کرد، و خود را باین وسیله مورد تقدیر و تجلیل عمومی قرار داد. محمد حبیب و رمان ۱۵ / ۸ / ۱۳۱۰ --- page 31 --- مجاهدت نادری در موقع سیاحت پادشاهی ١٦ جلد اول - نادر افغان اظهار لیاقت عسکرانه و جذبات عالیجنابانه جمعیت بنیان محمد نادر خان بتقریب سیاحت پادشاه افغانستان در موقعیکه اعلیحضرت امیر حبیب الله خان در ١٣٢٤ ق مطابق ۱۲۸۵ ش بدورۀ هند تصمیم کردند، و یکعدۀ از اعیان و اشراف افغانستان بمعیت ایشان در آن سیاحت مشارکت داشتند، حصۀ مهم این رفقا و مصاحبین شهریار را افراد معظم این خاندان عالیشان تشکیل کرده بود، که در آن ضمن جمعیت مند محمد نادر خان نیز که بحیثیت نمایندۀ عسکری افغانستان شامل، و از فعالیت و کیاست و وظیفه شناسی خود، در تمام دورۀ امصار و بلدان مشهور هندوستان، نام و شرف عسکری افغانستان را بدرستی تثبیت و رضا و مسرت شهریار را بوجه احسن تحصیل، و ضبط و ربط و فوقیت تعلیمات نظامی مربوطه اش را (که امتحانات آنها در وطن مکرراً از طرف قرین الشرف گرفته شده بود) در مقابل قوای اعزازیه حکومت انگریز که در همه مواقع جهت پذیرائی همایونی تشرف میجستند، --- page 32 --- ترفیع جناب محمد نادرخان بمنصب جنرالی ۱۷ جلد اول - نادر افغان تمثیل و اوند ! هکذا بعد از فراغ سیاحت هند در اثنای دورهٔ ولایات و حکومتیها افغانستان که در سنهٔ ۱۳۲۵ ق مطابق سنهٔ ۱۲۸۶ ش از طرف همایونی اجرا بشد ( و در آن سیاحت تاریخی هم بر علاوه همرکاب بودن حمیت مآب محمد نادرخان غندمشر حضور، سرداران معظم و دگر ذوات محترم این خاندان فخـم هم برفاقت و همراهی موکب پادشاهی ملتزم بودند ) نیز خدمتگذاری ، و زحمت کشی و علاقه مندی حمیت مند محمد نادرخان و قطعات عسکری مربوطهٔ این ذات عالی صفات، اسباب مسرت و خوشنودی شهریار را فراهم آورد، و برعلاوهٔ آن حسن تدقیق و تعمیق و اطلاع گرفتن این درگاه حضور از تمام مجاری امور عسکری و ملکیتی (عام از اینکه جزوی میبود یا کلی) ذات شاهانه را بآتیه درخشان وجوهر عقل و ذکای فراوان خود امیدوار ساخت. تقدیر خدمات منیع حمیت مآب محمد نادرخان به ترفیع یافتن شان بمنصب جنرالی نظر به مساعیات جمیله و خدمات عالیه که از حمیت انتساب محمد نادرخان غندمشر حضور، در امور نظامی مشاهده شده، و فعالیت جراری و بیداری که --- page 33 --- داوطلبی جانمجی نادرخان جهته سرکوبی اسرار جنوبی ۱۸ جلد اول - نادر افغان در سیاحت هند، و وظیفه شناسی و دانشموری که در هنگام دورهٔ داخله افغانستان بملاحظه پیوسته، و کفایت و لیاقتی که از وجود خبرت آمودش هویدا بود، در سنه ۱۳۲۶ ق مطابق سنه ۱۲۸۷ ش بمنصب منیع جرنیلی ( لومړی ) حضوری عز افتخار یافتند، ومیدان مجاهدت ومساعیات قیمتدار این عسکر هوشیار بسیار وسعت پیدا، وشب و روز تمام قوا و حواسش را، اصلاح تنظیم و انضباط و استواری امور عسکری مشغول میداشت ! و دائماً در تعلیم و تربیه و تقویه صوری و معنوی نظامی مربوطه اش بذل مساعی میورزید. داوطلبی عالیشان شجاعت مآب محمجنی نادرخان در موقع عصیان و سرکشی اشرار جنوبی در فرصتی که عالیشان شجاعتمآب محمد نادرخان حسب مطلوب ، در تنظیم و تنسیق آن عساکر خاصه حضوری که تحت قیادت و اداره شان بود، کسب موفقیت کرده بودند، واقعه بغی منگل در اواخر سنه ۱۳۲۹ ق مطابق سنه ۱۲۹۰ ش بظهور انجامید، و طور فضای سمت جنوبی را مکدر ساخت که یک قلم مأمورین محلی و قوای نظامی متعینه سمت جنوبی ، از جلوگیری و استیصال آن عاجز و پریشان ماندند، وفکر علحضرت امیر حبیب الله خان را هم نهایت سراسیمه و حسیات --- page 34 --- داوطلی سردار محمد نادر خان جهت سرکوبی اشرار جنوی ۱۹ جلد اول- نادر افغان دیگر زعماسے امور را نیز حیران و واله ساخت، چرا که سردار محمد اکبرخان حاکم اعلای جنوبی در خوست، و شاغاسی خواجه محمدخان در جاجی، و ناظم دوست محمد خان در گردیز با عدهٔ زیاد عسکری و ملکی در هرنقطه محصور و قلعه بند، و چاره کار بر آنها حصر شده بود، و خود سری و سفید چشمی اشرار جنوبی بدرجهٔ نهائی رسید بود چنانچه قوای محلی جنوبی را تماماً مجبور و محصور کرده، در صدد تجاوز بر مرکز بودند، تا اینکه کوتل "تیره" را هم اشغال و راه آمد و شد و مخابرهٔ مرکز را با جنوبی مسدود نموده بودند. از همین جهته بود که درین سال برخلاف معمول، حرکت هیئت همرکابی اعلیحضرت از مشرقی محض جهته حفظ ما تقدم و اتخاذ ترتیبات دفاعیه پیشتر واقع شد، و در عین زمان قوای قومی مشرقی را بصورت فوری جمع آوری نموده بآنها شخصاً اعلیحضرت بالنفسه به سرکوبی اشرار تشویق و تحریص میدادند (۱) و در نظر داشتند که دیگر اقوام و عشائر ملی را هم وادار نمایند، تا در سرکوبی اشرار جنوبی مشارکت ورزند. چرا که بملاحظه عدم موفقیت آن قوای مکفیهٔ عسکریه عصراجیه که در موقع بروز این واقعه در جنوبی بودند، از عسکری یک قلم مایوس ومتیقن شدند، (۱) ملاحظه شود نطق اعلیحضرت به صفحه (٤) شماره (١٥) سال اول سراج الاخبار، و برای مزید اطلاع شماره ٤ و قرینه آن. --- page 35 --- داوطلبی جنرال محمد نادرخان جهت سرکوبی اشرار جنوی ۲۰ جلد اول - نادر افغان که نشانیدن این جوشش مخالفت ذریعه قوای عسکری محال، وحتماً باید این قضیه بقوای قومی انفصال یابد . ولی در یک دربار خاص الخاص که در موضوع سرکوبی اشرار و استیصال این واقعه جنوبی منعقد شده بود ، عالی‌شان شجاعت بنیان جنرال محمد نادر خان ، بکمال رشادت و جلادت بحضور اعلیحضرت جذبات سرشار عسکریتش را ضبط ناکرده قبل از پرسان مردانه وار این بیانیه را عرض نمود : "اعلیحضرتا ! این واقعه آنقدر مهم نیست که شما راجع به جلوگیری و چگونگی نتایجش اوقات قیمتدار تان را صرف میکنید ، و از بحث و کنگاش زیاد بخود درد سر را عائد میفرمائید ،، "اگر اجازه اعلیحضرت باشد که من بشرف این خدمت پر مفخرتی که از سالیان دراز آرزو مند آنم ، امتیاز و افتخار یابم امید است که بفضل خدا و حسن نیت شما در فرصت قلیل ، این اشرار را خوار و ذلیل و همه امور جنوبی را حسب دلخواه اصلاحاً و تعدیل میکنم ." "اعلیحضرتا ! بسیار ممنون و متشکرمیشوم تا از جلب قوای قومی منصرف و تنها با نجام این خدمت این خادم خود را با عسکری که خودم تربیه کرده ام مأذون فرمائید --- page 36 --- اعزام نادری جهتہ سرکوبی اشرار جنوبی ۲۱ جلد اول - نادر افغان تارقیه بمعاونت پروردگار، دود از دمار آن اشرار یکه بملت و حکومت قویجه خود اضرار را وارد میکنند بکشم، و وظیفهٔ ملیت و عسکریت خود را بدرستی ایفا کنم ". اولاً اعلیحضرت و زعمای امور باین عریضهٔ شفاهی جرنیل حضوری چندان عطف توجّه نکردند، و یا تصوّر داشتند که این عسکر هم مانند عساکر جنوبی کاریرا از پیش برده نمیتوانند، جناب جنرال از دربار برگشته علی الفور این مطلب را در یک معروضهٔ خود نگاشت و محض جهتہ قبول و اجابت آن چند از اعیان دربار را هم باین مسئله وادار کرد تا در اخذ اجازهٔ این فقره با او همنوا کنند. و در فرستادنش برای خدمت ملت و مملکت در جنوبی بحضور عرض الحاح باصرار مسروریت شاهانه ازین جذبهٔ عسکرانه جنرال محمّد نادر خان و اعزام شان جہتہ انطفاے نائره شرارة به سمت جنوبی پس از تقدیم شدن این عریضه و اجازه دادن ذات شاهانه برای جناب جنرال، همچنان که عالیشان شجاعت بنیان محمّد نادر خان ازین امتیاز شان --- page 37 --- اعزام نادری جبهه سرکوبی اشرار جنوبی ۲۲ جلد اول - نامه افغان بخدمت وطن و نائل گردیدن خویش به تمنا و آرزو ئیکه از مدت مدید انجام آنرا بخاطر می پرورانید، بمسروریت و مشکوریت زیاد هم آغوش گردید، اعلحضرت امیر حبیب الله خان هم ازین رشادت و حس عسکریت و جذبات ملیت این جنرال خجسته خصال خود فوق العاده مسرور و مشکور گشته بلانها یتحبت و احترام او شانرا در دل خود جا دادند، برعلاوه آن همه ذوات بزرگ حکومت از ین حس شریف این جنرال صاحب توصیف، تعریف ها نموده، دعای موفقیت و کامیابی آنها درین داو طلبی اوشان، از درگاه رب منان ورد زبان خورد و کلان افغانستان بود ! بالجمله جنرال با یک غند از عساکر غسوبه خویش و اختیارات تام و تشکیلات عالی و امور تشریفاتی که شخصاً از طرف قرین الشرف همایونی، از قبیل میتخندست و فراش و آبدار و چایدار و طباخ و غیره تخصیص و تعیین شد بود عازم صوب مقصود شدند . چون واقعات این سفر مظفریت اثر سنه ۱۲۹۱ بغی جنوبی را در همان موقع شخصاً جناب جنرال نیکو خصال بقلم حقایق رقم خویش بصورت یک را پور مختصر بنا بر درخواست فاضل شهیر محمود بیگ خان سرمحرر و مدیر اخبار تحریر کرده --- page 38 --- اعزام جنرال محمد نادر خان بسمت جنوبی ۲۳ جلد اول - نادر افغان و در سراج الاخبار افغانیه عیناً منشور گردیده است ناظرین میتوانند که کوائف مفصل این فتوحات و مظفریتهای جناب مستطاب جنرال محمد نادر خان را در ان ملاحظه فرمایند (۱) درینجا راقم الحروف محض جهة ارتباط وقائع خلاصةً ازین مساعی جمیلهٔ نادری باستناد همان منشورات رسمی و اخباری که الی الآن موجب افتخار جهان عسکری است، قرار آتی تذکار میدهد:- خلاصه این جنرال شجاعت مثال بتاریخ ۲۳ جمادی الاول با عزاز و احترام مخصوصی از دارالسلطنهٔ کابل حرکت و شب ۲۴ را جهة تهیه و تکمیل لوازم ضروریه ولایتی گذرانید فردای آن با ترتیبات مخصوصی از انجا سفر و شب ۲۵ را در چهارآسیا و شب ۲۶ را در محمد آغه لوگر منزل گرفتند. بعد از موصلت در حدود لوگر از یکطرف جناب جنرال باخذ ترتیبات لازمه عسکری از قبیل مقرر کردن هیئت های استکشافیه و اعزام پیشدارهای عسکریه و غیره مصرف (۱) ناظرین درین مورد صحیفه ۳ و ۴ شماره ۱۸ سال اول سراج الاخبار منطبعه ۲۸ جوزا و شماره ۴ سال دوم سراج الاخبار منطبعه ۱۹ عقرب ساله ۱۲۹ کابل را ملاحظه کنند، برعلاوهٔ این معلومات مفصلی که راجع به اجراآت وطنخواهانهٔ نادری درین شماره و دگر شماره های سراج الاخبار افغانی مرقوم است، ذکر این مجاهدت عالی المال جناب جنرال در ضمن یک قصیدهٔ طویلی که در صحیفهٔ ۱۴ شمارهٔ ۱۸ سال اول تاریخی ۲۷ جوزا منطبعهٔ کابل موجود میباشد نیز مشرحاً مرقوم است . --- page 39 --- اخطار نامه مهمه نادری بعنوان اقوام جنوبی ٢٤ جلد اول - نادر افغان مقدرت ورزیدند، واز جانب دیگر مکاتیب متحد المال را که تماما مشتمل بر مواعظ خیر اندیشانه بود باسمی سرکردگان سائر اقوام و عشائر جنوبی نگاشتند و در ان عموم اهالی را از اثرات وخیم این سرکشی که از طرف بعض اقوام آن نواحی بنا بر غلط فهمی و یا مجبوری سرزده است مشرحاً و مفصلاً دانا ندند. اخطار نامه مهمه نادری بعنوان اقوام جنوبی درین دعوتنامه ای اصلاحیه نادری این نکته بعموم اهالی آن خطه خاطرنشان شده بود :- «چون حکومت آرزومند تباهی و بربادی شما اقوام نمیباشد، این خیرخواه قوم و هیچخواه افغاستان از مرکز جهت اداره و تنظیم رشته های از هم گسسته سمت جنوبی و تنویر اذهان آنانیکه بنا بر غلط فهمی و یا نادانی بسرکشی و مخالفت با حکومت اسلامی خود قیام دارند، مقرر و معین شده است، چون من خود را خیر اندیش ملت و حکومت میدانم و سعادت و نیکنامی شما اقوام غیور را خواهانم، میخواهم که اولاً از راه نصیحت و ملائمت شما را بخیر و شر تان آگاه کرده براه بیاورم» «اگر عقل و دانش شما راهبری کند، و این نصائح خیر اندیشانه مرا که ضامن سعادت و برومندی حال و آتی شماست، بسمع قبول بشنوید؛ من بشما عهد و پیمان میکنم و برای قوام --- page 40 --- اخطارنامه نادری بعنوان اقوام جنوبی ٢٥ جلد اول - نادر افغان و طوائفی که برعلیه حکومت مصروف اقدامات مخالفانه هستند اطمینان میدهم که سمت جنوبی از سرزنش و بازپرس حکومت عفو خواهد بود و من بحضور اعلیحضرت سفارش خواهم کرد تا از ین خطاها و تجاوزات شما که موجب این هنگامه و سبب بغیات عسکریه شده است، صرف نظر فرمایند و این همه تقصیرات شما را که الی الان فهمیده و نافهمیده از شما سر زده است بذیل عاطفت شاهانه خود بپوشانند» «اگر خداناخواسته این نصیحت همدردانه مرا کار بند نشدید، و یا این پیشنهاد خیر اندیشانه مرا تعمیل ننمودید، و مثل سابق در مخالفت و عناد عجولانه خود با حکومت اسلامیه تان مداومت را اختیار کردید، البته که حکومت جهة تأمین امنیت و انضباط و اندفاع این تمرد و عناد (که اضافه بر این اغماض و تحمل در برابر ان آن از هر حیث و جهة نهایت شاق و دشوار است) شرعا و عرفا مجبور خواهد شد که این شورشی را (که دامنه آن بنا بر تحریکات مغرضین و مفسدین یوما فیوما در ترقی و تزائد است) بقوت عسکری و شدت فرونشاند و دود از دمار آن اشرار نابکار برآرد که سد راه حریت و سعادت جامعه میشوند» «اینک جهة حصول این مقصد مقدس که خیر اسلام و قوم و ملک و پادشاه در آن است خودم با یک قوه عسکری عازم سمت جنوبی میباشم و در نظر دارم که یک دوره --- page 41 --- اخطارنامۀ مهر نادری بعنوان اقوام جنوبی ٢٦ جلد اول - نادر افغان مکملی را در تمام آن اجرا کنم و با شما برادران عزیزم در جرگه‌های قومی ملاقات کرد، شفاناً شما یانرا بخیر و شرتان بداء‌نم و در رفع آن تکالیف و مصائبی که موجب این حرکت شما شده است، بذل مقدرت ورزم و آن اشقیا و مغرضین را که سبب سلب امنیت و محرک خونریزی و برادرکشی شده‌اند، بموجب امر خدا و رسول و صوابدید شما مجازات بدهم» «چون من بعسکر معیتی خود تأکید زیاده کرده‌ام که بدون از دفاع تعرض و رد حملهٔ مخالفین باحدی از شما افراد و اقوام سکنهٔ سمت جنوبی غرضدار نشوند ازینجهة همه‌تان آرام و آسوده در محلات خود بوده خاطر جمع باشید، که این قوهٔ نظامی جهته خدمت شما و گرفتار کردن آن دستهٔ شرارت‌پیشه عزیمت فرمای آنصوب شده‌اند که راحت و امنیت عمومی آن نواحی را مختل، و فضای مأمون جنوبی را مکدر، و تمام قوم را بدنام و سرگردان و خودها را مخذول و پریشان کرده‌اند» «در خاتمه بعموم اقوام و طوائف سمت جنوبی توصیه میکنم تا این فرصت را غنیمت شمردۀ ازین موقع خوب استفاده کنند و بمجرد خواندن این اخطارنامه ام نه تنها خودها را ازان مفسدین و نفری شرارت‌پیشه که موجب این غلغله شده‌اند، کناره و گوشه نمایند بلکه اولاً به راهنمائی و اصلاح آنها صرف مساعی اسلامی خودها را بدرجهٔ اقصی مبذول نمایند و این بیانات فوق مرا که تماماً از جنبهٔ همدردی و خیراندیشی میباشد، با آنها حالی کنند --- page 42 --- وقوع محاربه و فتح کوتل تیره ۲۷ جلد اول - نادر افغان اگر مفید افتاد خوب والا آنها را بقوهٔ قومی اصلاح و تادیب دهند و مطمئن باشید که این خدمات شما که در راه بهبود ملک و ملت و منافع حکومت متبوعه تان میباشد بی نتیجه نخواهد ماند» . وقوع محاربه و فتاح کوتل تیره و ادارهٔ امنیت عمومیه مع الاسف قبل از وصول و تاثیر این اخطار نامه (که تعداد کفيه دو سه روز قبل از مواصلت جناب جنرال بوقع التمور بنام عموم مشاهیر و معاریف جنوبی ارسال شده بود) بتاریخ ۲۷ جمادی الاولی هیئت اکتشافیه و پوسته های نظامی در اردوگاه التمور این اطلاع را بحضور جناب جنرال آوردند: «که یک لشکر قومی منگل با اقوام احمد زائی و غیره نفری را با خود طرفدار کرده بعزم حمله آوردن فوری و شب خون زدن ناگهانی بر قوای نظامی مصروف ترتیبات اند و درعین زمان وادی صعب المرور تیره را با سنگر ها و استحکام های متین مستحکم داشته زیاده از پنج شش هزار آدم که اکثرشان با تفنگهای دنباله پر مسلح هستند فعلاً در آنموضع جمع آوری کرده در کمین نشسته منتظر موقع و فرصت و رسیدن معاونت و اگر جمعیت های شان) --- page 43 --- وقوع محاربه و فتحتاج کوتل تیره ٢٨ جلد اول - نادر افغان جناب جنرال محمد نادر خان بواسطه اکتشافاتیکه از بد و حرکت شان در موضوع تعرض و دفاع و دگر حرکات مستلزمه حربیه اجرا نموده بودند، بمجرد گرفتن این خبر و مصدق پنداشتن آن از دگر جهات و قرائن و امارات علی الفور صورت نقشه و پلان محاربه خود را محرمانه بیک وضعیت بسیار مستحسنی ترتیب دادند، در وقت شب برکد (غلام نبی خان) و برکد (غلام جیلانی خان) و کرنیل (شیر احمد خان) و دیگر افسران نظامی را با قوت کافیه عسکریه و توپ های کوهی، ساخت جرمنی علی العجاله بحرکت امرداده بوقت صبح در نقاط بسیار مهمه لازمه که بر مواقع های دشمن حاکم و ناظر بود تعبیه گردانید. بوقت صبح دو تولی از کندک اردلی دارول را با دو بلوک طوپ های مخرا بین آتش فشان در زیر قومانده کرنیل (یاقوت شاه خان) بیک سرعت فوق العاده بهجوم ویورش امر نمود. مهاجمین نامینخواستند که در مقابل قوای عسکری یک کاری بکنند نفر نظامی که در جناح یمین از شب بر موضع های حاکم تعبیه شده بودند، بیک آتش بسیار شدید توپ و تفنگ آنها را استقبال نمودند و در ظرف یک چند ساعت همه مواقع مستحکمه شانرا بگله های روان شبرسنل پاره پاره ساختند، قوای جانب مقابل که --- page 44 --- وقوع محاربه و فیتتاح کوتل تیرا ۲۹ جلد اول - نادر افغان چند ساعت قبل خود ها را غالب و قوهٔ عسکری را مغلوب تصور میکردند، بمجردیکه ازین بیداری و دفاع اساسی نظامی خبر گرفتند، و بقدر (۳۰۰) نفر را مقتول و مجروح در میدان کارزار دیدند، لاچارانهزام و عقب نشینی را در برابر این دفاع عالی عسکری تصویب و تصمیم کردند. عساکر شاهانه بکمال مظفریت بیرقهای خودشانرا بر مواقع متعرضین بتموج آوردند یک بلوک رساله یعنی سواری و یک بلوک تفنگ ماشیندار و یک مفرزه از صنف احتیاط بعقب گیری منهزمین دوام ورزیدند، این مفرزه را دیگر مفرزه های عسکری نیز تقویت داده و مفرورین را در مرکز شان که قلعهٔ (تندان) بود، زیر تضییق و فشار گرفتند، و در اندک مدتی قلعه را ضبط و تسخیر نموده، محصورینش را در کوه ها و صحراها و جنگل ها طرد نمودند. حقیقتاً جناب جنرال محمد نادرخان درین محاربه (که حقیقتاً حکم دفاع را داشت) موافق به اصول و قواعد حربیه حرکات عسکریه شانرا اجرا نموده اند و شجاعت و بهادری عساکر همرکابی و کار آگاهی و بیداری افسران نظامی معیتی شانرا نیز اثبات نموده اند الحق که خدمات عسکر و افسر درین مدافعه جداگانه شایان تحسین و آفرین است. --- page 45 --- وقوع محاربه در قشلاق کوتل تیره ۳۰ جلد اول ـ نادر افغان بالجمله اردوی عسگری بروز جمعه ۲۹ جمادی الاولی از (المتو) حرکت کرده از همه طرف خطوط مواصله خود را تأمین داده راه هائی را که مخالفین از امنیت بر روی عباد الله محروم گذاشته بودند، پاک و صاف ساخته مظفرانه اردوگاه خود را در موقع گردیز بر پا نمودند. این دفاع دهشت رسان جناب جرنیل محمد نادر خان قوه معنویه تاب و توانائی مخالفین حکومت را که الی الآن خودها را در هر میدان غالب و فاتح و قوه حکومتی را مغلوب و ناتوان دیده بودند، خراب ساخته اغلب آنها عرض استیمان نمودند. از طائفه احمد زائی هفت قوم قرآنهائی شریف را مهر و دستخط کرده شفیع آوردند، و باقی آنها قلعه و دهات خود را ترک کرده بصوب علاقه منگل فرار نمودند، (جانداد) که رئیس این گروه مخالف بود نیز فرار نمود، قلعه جانداد را دو تولی از عسکری اشغال نموده غله بسیار وافری را ازان بدست آوردند. بتاریخ ۳ جمادی الاخری (جانداد) همراه ملک اصیل و غیره اقوام منگل قرآن شریف را مهر کرده بحضور جناب جرنیل صاحب روانه کرده به بسیار ندامت عرض استیمان نمودند، (ولی محمد) برادرزاده (جانداد) همراه عزیز خان و تیمور شاه --- page 46 --- اداره امنیت عمومی در سمت جنوبی ۳۱ جلد اول - نادر افغان و غنی نام و گر برادران جانداد نیز بخدمت جناب جرنیل آمده عرض طاعت و ندامت کردند. بمجرد مواصلت اردوی عسکری بمنطقه گردیز از هر طرف مناظر فرحت انگیز مشهود و امنیت و انضباط کلی در سرتاسر آن حوالی از اثر آن نصائح آبدار جنرال محمد نادرخان که شفاهًا بمجامع عمومی میفرمودند و بوسیله همان تحریرات مواعظ آثارشان که شمه ازان در صحیفه (۲٤ تا ۲۷) اشاره شد حکمفرما گردید. در همین روز دوشنبه ۳ ماه جمادی الاخری عهدنامه‌های اقوام باقیمانده احمدزائی و طوطاخیل که در قرآن مجید نموده بودند، به نزد جنرال محمد نادر خان رسید عموماً اهالی احمدزائی و منگل از کردارهای ماضیه خود نادم و منفعل شدند. در موقعیکه جناب جرنیل صاحب آثار و علائم کامیابی و موفقیت خود و حس تأثر و انفعال را در ناصیه آن جماعت گول خورده جنوبی مشاهده فرمودند متحسس شدند، که به حل این قضیه مدهشه که فکر مرکز را مکدر بلکه افکار تمام مردم را مختل ساخته بود) بصورت ابلاغ و اصلاح و جرگه موفق شده میتوانند، بهمه قوماندانهای نظامی و سرکردگان قومی در خوست و جاجی و جدران وغیره اوامر فوری ترسیل داشتند، که حتی الامکان از اقدامات عسکری منصرف بوده باشند --- page 47 --- اداره امنیت عمومی در سمت جنوبی ۳۲ جلد اول - نادر افغان و تا میتوانند بطور الوسی و جرگه قومی به اصلاحات اساسی آغاز کنند. و عساکر را نگذارند که به اتلاف مال و جان اهالی اقدام کنند بلکه بصورت آشتی و تسلی آنها را از خطایای شان آگاه ساخته براه راست راهنمونی کنند زیرا که بر بادی آنها در اثر این غلط فهمی گول خوردگی نقصی است که به مملکت و حکومت عائد می شود . از اثر آن دفاع جناب جرنیل که از قوای قوی مهاجمین (که در کوتل تیره بر عسکر ما تعرض نموده بودند و نظامی ما آنها را بشدت پاشان نمودند) و ازین تبلیغات و نصائح همدردانه اوشان که تقریراً و تحریراً بعموم میفرمودند، تمام اقوام و طوائف جنوبی مطمئن و تسلی شدند و فهمیدند که حکومت بر بادی آنها را خواستار نیست، و بهمین یک گوشمالی سرسری ما را متنبّه گردانید اگر ما بیش ازین بمخالفت خود دوام ورزیم البته که بمقابل ما قوت هم موجود است. البته بعضی مفسدین که شقاوت شان زیاد بود همراه عیال واره خود ها بکوه ها بالا شدند اما از حکمت عملی جناب جنرال محمد نادرخان و تشبثات اساسی شان در اندک زمان اکثر همین نفری که خودشان به ارتکاب و خطای خود مقرو قائل و از خوف کرده های نامشروع خویش بجنگلها و کوه ها متواری شده بودند --- page 48 --- اداره امنیت عمومی درسمت جنوبی ۳۳ جلد اول – نادر افغان بحضورشان خجالت زده حاضر و توبه نامهای خودها را بقرآن شریف نوشته امضا ومهر کرده تقدیم مینمودند وبرقول و پیمان جرنیل موصوف اعتماد کلی میکردند زیرا که عموماً متیقن شده بودند که جنرال محمد نادرخان بهمه اقوال ومواعید خود عمل پیرا و پابند است . در حالیکه ملت افغانستان بالعموم خاصۀ اقوام جنوبی بچه اشخاص صادق القول واثق العهد را خیلی محترم میدانند وذواتی را که مواعید خود را ایفا میکنند خیر خواه وامین میدانند و به تعمیل هر نوع اوامر محمد رجال صاب صداقت صرف مجاهدت مینمایند . مسرّت اعلیحضرت از خدمات این جنرال صاحب شجاعت چون جناب محمد نادر خان همین اجراآت یومیه خود را مفصلاً و منظماً به بحضور اعلیحضرت امیر حبیب الله خان میفرستاد و هر روزه فرامین وصول این را پورهای خود را با هدایات لازمه مرکزی میگرفت ، لذا ما از جمله آن فرامین مهمه تاریخی درینجا به زنکوگراف کردن همان فرمان اعلیحضرت سراج الملته والدین --- page 49 --- ضمیمۀ صحیفۀ (۳۳) جلد اول کتاب «نادر افغان» صحیفۀ (۱) فرمان دستخطی نمبر ٢٥ اعلیحضرت حبیب الله خان سراج الملّة والدین بسم الله الرحمن الرحیم ابوالمعظم ١٣٣٠ ۳۰ سپه سالار لپي عزت مقرر سپه سالار باشد از صدمۀ محمد عارفان جزئیات از حضور ترسیل می گردد واضح خاطر باد عرضۀ معروضۀ ضمیمۀ مورخۀ ۵ ماه حوت حوالی از قندهار مطویۀ مرقومۀ تحریر خرابی مردم خرم و احمد زائی و پسران جانداد و برکۀ نامی غائیان از شاه زنبور در حضور پر نور ملاحظه نگریزد مقداری حدود قاتل چند نفر سگان لشکر که ساتی آمده بود شرابیائین می فروشند بدر شده است در شکار آنها و پي اپي نمودن درباره ایشان و بملاحظات خود بصرف نمودن سیدان خوله بلحاظ کوتاه شدن دست تصرف مردم خرم از زدن حملات و دزدیدن گوسفند تضعیف افتادن آنها و ملاحظه اینکه سیدان خوانین خرم وجه تقویم تعیض آوردن آن در آینده مقدر است و نیز بلحاظ اینکه راه خوست و پکنتیا برهم تجارید در کنه تا بازار درواری عسکری از نخر خرم که تضعیف بواسطه بندش راه واقع نشود و عزم حرکت سیدان خوله را بعنوان سپاهی نظامی و حکم بارگیری روشن اطاق بار رده محوله بر مفسدین و زدن تاج سرشته و مدار سوسنیه رحمت و ملفت را بفرسیدان خوله نمودن و بد شدن زحمات مخالفین و تمایل قاطبه شان بدست ارور عسکر سرد و تجویز خود قرار هم نمودن خیمه و گاه خانه ها رسیدان و کوبیدن آن و وبعد حکم سوختاندن خانه های مذکوره را دادن و دفعه الثانی کوته زنهار طاعنان و طعنها دادی امتیاز از مفسدین خط امان سر و مال خود را حاصل کند باآنها و غوشان منزجر شدن و ملاحظه مفسدین از یک جانب بحال ترحم را در باره مطیعان و از جانب دیگر شقاوت ابدی و در بدر شدن خانمانی و پریشان حالی و عدم تنویر از هجوم واسطه هدایت پرده تار طاعتی و عصیان آنها نمودن و دانستن که با تفریقۀ شدن فکۀ کلیّه زیلر غرقی کردار مال را بغار رامدی دانسته --- page 50 --- ضمیمۀ صحیفۀ (۳۳) جلد اول کتاب «نادر افغان» صحیفۀ (۲) فرمان دستخطی نمبر ۳۵ اعلیحضرت حبیب الله خان سراج الملۃ والدین و بتوبه نامه از گناه و بدکرداری آنها بخشید ه و در آن شرایف ابلاغیه عفو و تقصیرات شان بطاعتی که اجازه حاضر شدن را خواستن و آوردن غازی محمد اکبر خانرا بو وعده فقریکهای انگر یزها و معقولی که بموجب دست و پخته سرت قرآن شریف در باب تعذرت در کار مقبول که در جانب عهده دارهم بوکالت حاضر شده ایم برا بنا بر مدل شود و آمدن تمام متقالی سنگری و اعذار که و پسران نمایند بو و مقبولی که آن خود را خواستن و حاضر شدن عمارت کابل در قلعه و قلعه فقره قرجات و فرستادن عرایضے آنها در باب عراضه نمود بو جمیع مقولات و شغبی شان در را در عسکر دور زند کرانه و در فرستادن انتقامات را کاری از قسم غله وجات بموجب پول پیران در قلعه زاد مکان و سایر جاها بمحور رسید بو که در کابل میکنند. هر قدر متعهد از بد خود بمجرد خواندن بطه رفاجقها دادند و در سلاح عریضه جات مقدری که تبق در گردش آمده امروز بخواند و مطیع شدن تمام غله مورد عفو است بگوید دانسته شدم از حسن کار که در سرکار دانی پشنگی کش و غیره بطایف تا خورند لازم و دنیا شار را با عزت و هنگام خوار نام در رخصت آمده از حکام تا خوبیدم خداوند ایضا بهتر از سلف مقر این خدمت نماد نویش مستمر بخواهد شد ـ البته بهر را که کشته اند یا مدهند و نقصانات که هم بقدریکه ندیدند بگذارند نزدشان خواهید گرفت پیران در قلعه راه ها مقال هم لازم است که در رفت شوند و کابر که رسیدن ند و پیش خواستم که بگذشتن شهر فرزندان عفو تربیت داده از دم خوابم سخت است و الله تعالی ـ دوره‌تی بسربجا دارد تخت نیز شده را بجا بشوند خیر با ـ فساد و جریم اراده کے شکسته قطعی حبیب الله بن عبدالرحمن خان --- page 51 --- مسرت حکومت و ملت ازین خدمات جنرال محمد نادرخان ٣٤ جلد اول - نادر افغان اکتفا میکنیم که بعد از وصول این اطلاعات فوق از موفقیت جنرال محمد نادرخان تقدیر و بحق اوشان دعا و مزید اظهار مسرت و ثنا کرده اند. الحق که این اجراات عالی و خدمات قلمی و سیفی نادری که در راه اصلاح و تنظیم و ادارۀ امنیت سمت جنوبی در موعد قلیلی از فکر رسای جناب جنرال محمد نادر خان بعمل آمده سبب مزید مسرت رجال معظم حکومت گردیده فوق العادۀ موجب مزید امتنان و شکران عامه ملت گشته است. بر علاوه خورسندی حکومت و خوشحالی عموم طبقات ملت افغانستان همان اقوام و طوائفی که الی الآن کمر مخالفت را بر علیه حکومت بسته بودند و شدیداً برخلافش مقاومت و عموماً راه معاندت را می پیمودند، در اثر آن نصائح خیرخواهانه نادری که لعموم اهالی جنوبی متوالیاً و گوشمالی پدرانه که بشوخ چشمان نا عاقبت اندیش آن سامان موقتاً دادند، تماماً جناب جنرال محمد نادرخان را خیرخواه و سعادت اندیش خود قبول کرده همگی از اعمال سابق خود نادم و برا امتثال هر نوع اوامر و هدایات این وطنخواه ملت دوست خود باز حاضر کردند. مخصوصاً بعد از اینکه جناب جنرال همه آن مواعید شانرا (که در اول وهله همراه آنها بالنسبه عفو تجاوزات آنها نموده بود) مکملاً ایفا نمود و عذر این خطای --- page 52 --- انابت و اطاعت سکنۀ جنوبی بحکومت سراجی ۳۵ جلد اول - نادرخان آنها را قسمیکه لازم بود از حکومت خواست و تمام تقصیرات شانرا بذیل عاطفت پوشانید، بلانهایه در قلوب عموم افراد و اقوام جنوبی عزت و احترام این جنرال عالی جانشین شد. عموم آن اقوام و عشائر جنوبی که دانسته و یا نادانسته بمخالفت حکومت تصمیم کرده بودند، بعد از شنیدن مضامین آن فرمانی که بعنوان جنرال بجواب معروضه حقیقت اشتمالش از حضور اعلیحضرت سراج الملته والدین راجع بعفو شدن مخالفین نگاشته شده بود، از مسرت در جامه های خود نمیگنجیدند، و تماماً بجوش و خروش زیاد بدعاگوئی و اظهار خوشنودی خود از جناب جنرال و حکومت سراجی پرداختند. انابت و اطاعت سکنۀ جنوبی بحکومت سراجی اقوام جنوبی در برابر این نوازش پادشاهی که بنابر عرض و درخواست نادری دربارۀ آنها امر عفو را صادر کرده بود، تماماً یک عریضه پر سوزی را بنام اعلیحضرت سراج الملته والدین نگاشته توسط جناب جنرال بمرکز تقدیم داشتند که خلص مفاد این معروضه قرار آتی است:- --- page 53 --- معروضه اقوام جنوبی بحضور شهریاری ٣٦ جلد اول - نادر افغان « بحضور مراحم ظهور اعلیحضرت سراج الملة والدین عرض عاجزانه ما اقوام جنوبی که مجبوراً بر خلاف حکومت خود قیام کرده بودیم این است :- » « عموم ما در اثر نصیحت و راهنمائی جناب مستطاب جرنیل محمد نادر خان بخیر و شر خود کاملاً مطلع شده از حرکات گذشته عرض ندامت کنان تکراً تو به نامه معذرت ختامه خود ها را بحضور اعلیحضرت سراج الملة و الدین تقدیم میداریم ، و از صمیم دل میگوئیم که ما اقوام سمت جنوبی از شما پادشاه مراحم پناه خود، بعد ازین سرکشی نداریم » ما اقوام از صدق دل عرض میکنیم این مخالفتی که از ماسرزده در اول شکل بغاوت و سرکشی از حکومت را نداشت بلکه ابتدا ما این حرکت را محض نجات یافتن از جبر و تعدی حکام و مأمورین سوء مصدر شده بودیم که از هر طرف چاره را بر ما حصر کرده بودند » « ما میخواستیم که خود ها را از مظالم مأمورین سوء خلاص و صدائى مظلومیت خود ها را باین ذریعه بسمع شاهانه برسانیم تا غور رسی ما را بفرمایند » « ولی بدبختانه کشران و عامه افراد ما درین وهله مرتکب غلط فهمی شده --- page 54 --- معروضه اقوام جنوبی بحضور شهریاری ۳۷ جلد اول - نادر افغان مسئله را وخیم ساختند و نتیجه انچه بر ما مقرر و مقدر بود، متأسفانه بظهور انجامید و ما را درین عالم خجالت کشانید .» «باز شکر میکنیم که خداوند کریم ما را نه تنها بواسطه نصایح جناب جرنیل محمد نادر خان از ان تهلکه نجات بخشید، بلکه مورد عفو و لطف شاهانه نیز گردانید.» «اینک ما اقوام سمت جنوبی در برابر این همدردی جناب جرنیل صاحب که با ما نموده اند و این نوازش و الطاف پادشاهی که درباره ما رعایای گول خورده خود مرحمت فرموده اند، جدًا حاضریم که بتعقیب و دستگیری آن اشرار و مفسدینی که فضای مأمون این اطراف را بنا بر اغراض شخصی و مقاصد نامشروع خود مسموم کرده اند، و اسباب بدنامی و پریشانی ما را فراهم آورده اند، والی الان ربقه اطاعت حکومت اسلامی را بگردن خود نکشیده کوه گریز میباشند، حسب هدایت جناب جرنیل صاحب محمد نادر خان با برادران عسکری خود بر آئیم، و از هر طرف چاره را بر آنها حصر کنیم و تا آنوقت از تعاقب آنها منصرف نشویم که یا اوشانرا --- page 55 --- معروضه اقوام جنوبی بحضور شهریاری ۳۸ جلد اول - نادر افغان اصلاح و تادیب و یا دستگیر نموده بجنرال صاحب تسلیم کنیم (۱) » «برعلاوه آن ما اقوام سمت جنوبی یکعده از اولادهای اعزه و معاریف خود ما را بغرض تعلیم و تربیه به حضور اعلیحضرت پدر معنوی خود تقدیم میکنیم، تا هر قسمیکه ذات شاهانه بالنسبه تعلیمات آنها هدایت میفرمایند، تحت نگرانی جناب جرنیل محمد نادر خان، که ما اوشانرا خیرخواه خواه خود میدانیم کسب علم نمایند (۲) » «همچنین ما اقوام سمت جنوبی از جوانهای رشید خود بهر اندازه که جناب جرنیل صاحب مناسب میدانند برای خدمت عسکری میدهیم تا بجهة تعمیل هر نوع اوامر حکومت متبوعه بهر نقطه که مامور شوند خدمت نمایند (۳) » (۱) چنانچه افراد قومی این سمت هم در تعاقب این اشرار همراه قوهٔ نظامی شرکت ورزیدند و حسب نقشهٔ جناب جرنیل از طرف چگنی و خوست و میدان خوله اشرار کوه کوه گریز را تحت تضییق گرفتند و در اثر این تعرض عدهٔ از متجاوزین بدون خونریزی و محاربه عهد و پیمان کرده توبه نامه ها و اطاعت نامه های خود را تقدیم و خود را بجنرال تسلیم کردند و بعضی نفری دگرشان دستگیر شدند. (۲) بعد از مواصلت جنرال بمرکز بنا بر صوابدید جناب اوشان، حکومت سراجی کفالت تعلیم و تربیت این نفری را که بالغ بر یکصد نفر بودند تحت نگرانی خود جنرال ممدوح گذاشت و بر اوشان امر فرمود، تا مکتبی را بنام مکتب ملک زاده های جنوبی بمصارف سرکاری دائر نمایند، چنانچه جنرال ممدوح بتفصیلی که در صفحه (۵۵) مرقوم است این مکتب افتتاح فرمودند. (۳) جناب جرنیل عده کانی از جوانها اقوام جنوبی را برای خدمت عسکری انتخاب کرده قبل از حرکت خود از جنوبی بکابل فرستاد. --- page 56 --- معروضه اقوام جنوبی درحضور شهریاری ۳۹ جلد اول - نادر افغان «هر قدر خرابی که در اثر این هنگامه بحکومت متبوعه ما عائد شد ما اهالی سمت جنوبی حاضریم که خساره آنرا بهر اندازه که جرنیل صاحب بفرمایند تلافی کنیم (۱) » « بواسطه جناب جرنیل صاحب ما اقوام سمت جنوبی از حکومت اسلامی خود امید داریم تا بعد ازین در مسئله رشقه که برای علوفه کمندهای سرکاری برما الی الآن ششصد جریب حواله میشد و مجرائی آنرا فی جریب شش روپیه در مالیات بهزار مشکل برای ما میدادند مأمورین حکومت بمقابله ما شیوه عدالت و انصاف را مرعی دارند زیرا که اولاً بقرار حسابی ششصد جریب رشقه سرکاری بر ذمه ما نمیشود و باز قیمت یک جریب آن بقرار نرخ روز شصت روپیه می شود (۲) » (۱) از طرف جناب جنرال امر شد تا همه آن تهانه ها و چهاونی و عمارات حکومتی را که اهالی در جوش مخالفت خراب کرده اند سر از نو تعمیر و اسلحه را که به یغما برده اند واپس تحویل کنند، و مالیات و محصولات مواشی و غیره رسوم دولتی را علی العجاله تسلیم نمایند، و صد نفر از ان اشخاصی را که جنرال انتخاب میکند بکابل بفرستند، مردم بکمال محبت همه این اوامر را پذیرفتند. (۲) از حضور جناب جنرال امر صادر شد که این قاعده برخلاف امر پادشاهی اجرا شده بعد ازین برای مواشی سرکاری رشقه بقرار نرخ روز خریداری شود. --- page 57 --- معروضه اقوام جنوبی بحضور شهریاری ٤٠ جلد اول - نادر افغان «در مسأله حواله‌مندی هم دربارهٔ ما اقوام سمت جنوبی حق‌تلفی، وبرعلاوه آن از طرف سرکار قیمت اجناس هم برای ما بدرستی نمیرسد درین باره هم نظر لطف حکومت را خواهانیم (۱)» «در موضوع غله که اضافه از حاجت حکومت در رباط خندخیل بر ما اهالی سمت جنوبی حواله و تحویل میشود، نیز امید واریم که اگر بعد ازین باندازهٔ کار آمد حکومت بر ما حواله شود بهتر خواهد بود (۲)» «در خاتمه ما اهالی سمت جنوبی ازین لطف عدیم المثال پادشاهی که برای ادارهٔ امنیت و اصلاح و تنظیم سمت جنوبی همچو یک جنرال عالی را که مقصدی بغیر از سعادت ملک و ملت و خیرخواهی حکومت و رعیت ندارند مقرر فرموده اند، بحضور مبارک اعلیحضرت شهریاری باز عرض شکرگذاری میکنیم، مخصوصاً در برابر این مرحمت جاباً (۱) - جنرال صاحب امر اصدار کرد که این قاعده از طرف حکومت گذاشته شده، قسمیکه در دگر حصص افغانستان هیچ حواله‌جات وجود ندارد در جنوبی هم باید نباشد اگر حکومت جنس بکار داشته باشد بعد ازین بصورت خوش رضا از مردم خریداری کند. (۲) - بعد از علم آوری جنرال صاحب معلوم شد که واقعاً غله اضافه از مصرف بر اهالی حواله و تماماً در گدام حیف و خراب میشود، لذا امر دادند که مصرف سالیانهٔ گدام خندخیل را از روی خرج چندسالهٔ آن سنجیده بهمانقرار از مردم اجناس در بدل مالیات‌شان تحصیل و حوالهٔ مزید آن تعطیل شود. --- page 58 --- معاودت مظفرانه جناب جنرال محمد نادر خان از جنوبی ٤١ جلد اول - نادر افغان محمد نادر خان جرنیل حضور که مجروحین ما را پرستاری و با غربا و مساکین ما مهربانی و رهنمائی صحیح کردند، و این خطای بزرگ ما را بحضور شهریاری شفاعت خواهی نمودند، بسیار منت گذاریم، واز خداوند متعال امثال این رجال صحیح را برای خدمت ملک و ملت بیشتر خواستیم» [محل امضاد مواهیر عموم اعزه ومعاریف وخوانین ومکان ومشران اقوام سمت جنوبی] در جواب این معروضه اهالی جنوبی که مخلص مندرجات آن فوقاً اشاره شد اعلیحضرت سراج الملة والدین امر دادند :- چون قبلاً اختیارات کافی درین مطالب معروضی شما و دگر مهمات امور عالیه با رشادت همراه عزیزی بیان محمد نادر خان جرنیل حضوری خود داده ام قسمیکه اوشان مناسب دانسته و اجراآت کنند منظور است معاودت مظفرانه جناب جنرال محمد نادرخان جنوبی جناب جنرال شجاعت تمثال محمد نادر خان بعد از استیصال این واقعه هائله و پژوش و دلجوئی عموم اقوام و طوائف جنوبی و اعطای هدایات درست در امور ملکی و نظامی اخذ مالیات و سائر رسوم حکومتی و جمع آوری آن اسلحه و سامانیکه در موقع اختلال بدست مردم رسیده بود و کار انداختن دران محلات و تهانه های سرکاری که خراب شده بود و دستگیری آن مفسدین شرارت پیشه --- page 59 --- ضمیمه صحیفه ( ٤٢ ) جلد اول کتاب « نادر افغان » عاليشان شجاعت بنيان جناب جنرال محمد نادر خان ( این عکس از صحیفه ۱۱ شماره ٤ سال دوم سراج الاخبار ) ( گراور شده است ) « کابل سنه ۱۳۳۰ » --- page 60 --- [BLANK PAGE] --- page 61 --- معاودت مظفرانه جناب جنرال محمد نادر خان از جنوبی ٤٢ جلد اول - نادر افغان که یگانه عامل و برافروزنده این نائره مدهشه شد بالآخر فرار را بر قرار اختیار و در قلل جبال و جنگلها متواری شده بودند، و تسویه امور مهمه واعطای مکافات لازمه برای آن خادمین و اجرای مجازات برای آنمجرمین شقی که رفتن و آوردن آنها هرگز لازم نبود و می بایست که در همان محل علی العجاله نتیجه اعمال نیک و بد خود ها را میگرفتند، بنا بر امر و اجازه مرکز حکومت افغانستان عازم دارالسلطنه کابل شدند، مراسم تودیع این سردار والا تبار بر علاوه اینکه از طرف قوای عسکری محلی بکمال مسرت و گرمجوشی فوق العاده ایفا و بجا آورده شد عموم اقوام و طوائف سکنه سمت جنوبی هم دقیقه از دقائق اخلاص و محبت و مراتب احترام و صمیمیت خود ها را فرو گذار نشده با یکجهان فرحت در یک عالم دعا گوئی و مسرت نهائی حضرت معظم له را وداع نمودند و در همه جا سلسله پذیرائی و استقبال و مشایعت این جنرال با اجلال دوام داشت. بالجمله جناب جنرال یکعده بزرگی از اشرار را محبوساً و جم غفیری از صاحبان نفوذ و اشخاص مشتبه را یغمل و ملک زاده ها آنجا را بغرض اعطای تعلیم و تربیه با خود گرفته در عشره آخر ماه رمضان ۱۳۳۰ ق مطابق سنبله ۱۲۹۱ شمسی مع الخیر و العافیه از جنوبی بیکوضع با شکوه --- page 62 --- شر ملی از گایست نادری تا سراج الاخبار افغان ٤٣ جلد اول - نادر افغان عازم دار السلطنه افغانی شدند. مراسم پذیرائی حضرت معظم له هم از طرف اعیان مشاهیر عموم ملت در همه مواقع مواصلت و نقاط مجاور عرض راه و خود مرکز و هم از طرف قوای نظامی و مأمورین حکومت بشیوه های مملو از تحسین و محبّت بعمل می آمد. اینک ما در ذیل اولاً این ورود ظفر آمود نادری را از نقطه نظر ملی و متعاقباً از حیث رسمی از سراج الاخبار افغانی نقل میکنیم :- مسرت ملت او مظهریت جنرال صاحب درایت مکتوب بعنوان فاضل شهیر محمود بیگ خان طرزی مدیر و محرر سراج الاخبار افغانیه «یوم دوشنبه ۲۷ رمضان المبارک که یکروز مبارک این ماه بود در هر طرف شهر یک شوق و شادمانی مشاهده میشد ! مردمان شهر فوج فوج بسوی کوشک بزرگ (عینی حصار) میرفتند ، ازین معلوم میشد که غیر از شرافت معنوی آنروز مبارک یک شرافت مادی دیگری نیز در بر دارد .» «این مخلص شما نیز بعد از فراغت از وظیفه بارفقای خود در عرابه نشسته بسمت عرابه چی را براندن اشارت کردم» --- page 63 --- مسرت ملی از موفقییت اردوی منصور از سراج الاخبار ۴۴ جلد اول - نادر افغان «عرابه از حد قومی باغ هنوز نگذشته بود که بیک منظرۀ بسیار پرشکوهی برخوردیم، آمد آمد اردوی مظفر از زبان هر رهگذر بیک سرور مفتخرانه شنیده میشد عرابه را در یک کناره کشیده در پیش یک منظرۀ بسیار باشکوهی خود را یافتم که همۀ هیبت و سطوتِ موجودیت عسکریۀ افغانیه را بکمال مهابت در نظر ما تجسم میداد!» «پیش از همه این را عرض کنم که شتافتم باین تماشا مبنی بر یک وقت معینۀ و ساعت تیری نبود، دو سه روز پیش ازین خبر گرفته بودم که اردوی مظفر عودت میکند» «آمد اردو که یک غائلۀ پر ولوله گمراه شدن و نادانسته عصیان یک قومی از اقوام و بلکه یک عضوی از اعضای ما را بموجب رضا و تعلیمات همایونی براء آورده و مانند بغی و عصیان یک مرض مهلک و خبیثی را از آنقوم و عضو ملت بتدابیر صحیۀ کمتری عملیات جراحیه اصحاح و اصلاح نموده عودت میکند، لہذا استقبال و دیدن آمدن مجاهدین وطن را از زمرۀ مثوبات شمردم.» «عرابۀ ما چون در مقابل توقف داشت مجرای جریان آمدن اردو تماماً مشاهده میتوانستیم صدای دلهای عساکر رساله و موزیکه های عساکر پیاده --- page 64 --- مسرت ملی از کامیابی اردوی منقول از سراج الاخبار ٤٥ جلد اول - نادر افغان تقرب نمودن اردو را اشعار میکرد ، اولاً عساکر نظامی غند اول وارد لی باغسنا سواری خاصه که با اونیم فورمه های رسمی خودشان ملتبس بودند و به استقبال برامده بودند موزیکه های اهویه لطیفه فتح را نواخته بتمام نظام مهابت انجام مرور نمودند » . « در عقب آن عساکر ملکی شاهانه که هر فرقه و هر جماعه هر قبیله با تخته چوبها اسم و شهرت شان بران نوشته شده بود و یکی از آنها که در صف اول شان میبود بدست داشته بودند شناخته میشدند ، از همه پیشتر جماعه قوم جدران بود که (بقیافه عجیب الخلقه مردانه رئیس و افسرشان ببرک خان ) از دور شناخته میشدند . » « بعد از ان دیگر صفوف عساکر ملکی بیک انتظام تمام در گذشتند، که بسبب دوری و ضعف بصر نوشته تخته های شانرا خوانده نتوانستم » . « در عقب آن یک منظره دهشتنمای دیگری ظهور کرد که آنهم مرور گروه اشقیا گمراه شده بود که محبوساً تحت نظارت یک قوه عسکری که مقدم و مؤخر جنبین نان در حرکت بودند » . « حقیقتاً که این منظره خیلی رقت آور بود، مجازات مدیشه جهالت و شقاوت را --- page 65 --- سرت ملی از وضعیت نادری منقول از سراج الاخبار ٤٦ جلد اول - نادر افغان برأی العین نشان میداد، نتیجه شقاوت و عصیان ذلت و حقارت و خذلان است که خدا انسانرا از آن بلای خانه ویران بحفظ و صیانت خود نگهدارد .» «بعد ازین منظره نظر پرور دیگر بمرور آغاز کرد که عبارت از عساکر ظفر مأثر مجاهد سار آقای محمد نادر خان بود که با یک نشئه سرشار غالبیّت که از صنوف پیاده و توپخانه و بلوکهای مترالیوز مركب بود مرور نمودند و در عقب آن سواری خود جناب جنرال (محمد نادرخان) با بلوکهای عساکر سواری معیتش و باقی افسران نظامی و بعضی از ذوات مستقبلین و در پی آن دیگر متفرقات رهرو گذشتند.» «با رفیق خود چنان قرار دادیم که از راه نز دیکتری پیش از رسیدن جنرال در چهاونی خود را برسانیم ، و اگر ممکن شود یک رسم ملاقات استقبال را نیز بجا بیاریم، و هم پیشتر و نز دیکتر ازین آن برادران عسکری خود را بینیم». «جناب جنرال هنوز از مراسم ایفای سلام اعلیحضرت پادشاهی در مقابل دروازهٔ ارگ مبارکه فارغ نشده بودند که عرابه ما در پیش دروازهٔ قشله توقف ورزید .» «رفیقم چون از افسران صنف نظامی بود در داخل شدن چهاونی مزاحمتی نکشیدیم .» --- page 66 --- جلد اول - نادر افغان ٤٧ مشتری ملی از موفقیت نادری معقول از سراج الاخبا «اگر کسی میخواهد که یک مجسمه شجاعت و مردانگی را به بیند در چهاونیهای عسکری درآمده حیات عالم عسکری را تماشا کند ، اتحاد، یگانگی ، مشقت ، سعی ، کوشش، صبوری ، حقیقت پادشاه و وطن دوستی را درین منبع ناموس و شرف مشاهده خواهند کرد . » «امروز درین قشله غند اردلی عساکر خاصه شاهانه یک رونق تازه و یک شکوه بی اندازه دیگری دیده میشد » . « همه نفری موجودی غند بدر شیهای مکمل خودشان ملتبس بوده در میدان چهاونی صف بسته احترام شده بودند. در افسرها یک شوق و شطارت مشاهده میشد ، درین اثنا جناب دگرنیل عبدالوکلیل خان که یکی از افسران بسیار لایق و خلیق این قشله و غند مبارک میباشد، بما پیش آمده اظهار لطف و مرحمت نمود.» « و الحاصل بعد از کمی انتظار جناب جنرال صاحب محترم از مدخل جبهه غربی چهاونی ، سواره با عسکر سواری معیت خود داخل شدند، و بصفوف عسکر رفته مراسم سلام و خوش آمدی و احوال پرسی را با عساکر اجرا نمودند ». « اگرچه فرصت مکالمه و پرسیدن بعضی کوائف با جناب جنرال دست نداد ، ولی بیک مصافحه و معانقه بسیار صمیمانه عالیجنابانه شان نایل شدند --- page 67 --- احترام رسمی بادی جبهه فتح جنوبی منقول از سراج الاخبار ٤٨ جلد اول - نادر افغان و بسلامتی و کامیابی شان شکر با و ثنا ها گفته واپس عودت کردیم. » «اینست که سیاحت امروزی خود را بهمین قدر نوشته بخدمت آن ادیب محترم تا یکدرجه تصویر و تحریر نمودم . » از ده افغانان کابل فی ۲۷ رمضان ۱۳۳۰ (۱) م ، ط احترام حکومت بمناسبت این موفقیت جنرال شجاع مثال «از جانب سرنگران (۲) اداره مبارکه سراج الاخبار افغانیه برای مدیر و محرر اداره موصوفه (۳) خبر داده میشود که کوائف ذیل را انشأء الله تعالی عیناً درج روزنامه مبارکه سراج الاخبار نمایند اینکه :- » « عالیجاه رشادت همراه محمد نادر خان جرنیل حضور انور که از برای تهدید و توبیخ طائفه منگل و غیره از حضور مبارک والا مقرر و مأمور گردیده همراه یک غند فوج مکمل عازم و روانه آنصوب گردیده بود ، بدستیاری فضل ایزدی جل سلطانه در انجا (۱) ملاحظه شود صفحه ۱۳ و ١٤ شماره اول سال دوم سراج الاخبار افغانیه ، میزان ۱۲۹۱ (۲) سرنگران سراج الاخبار افغانیه جناب علی احمد خان یشیک آقاسی ملکی حضور پادشاهی است . (۳) یعنی فاضل شهیر محمود بیگ خان طرزی . --- page 68 --- جلد اول ـ نادر افغان ٤٩ احترام رسمی تاج پوشی فتح جنوبی منقول از سراج الاخبار افغانی رفته باصول درست و سررشتهٔ مناسب، انتظام امورات آنو را نموده بفتح و فیروزی و کامیابی از انجا مراجعت نموده چنانچه در ثانی فوائد انتظامات مذکور نتیجه های نیک خواهد بخشید ، بروز دوشنبه ٢٧ ماه شریف رمضان وارد دارالسلطنهٔ کابل گردید » . « خود جرنیل صاحب موصوف و نفری منصبداران ماتحت او و علم عقاب و افواج ظفر امواج که همراه شان بود بعافیت و خیریت بروز مذکور بدارالسلطنه رسیدند، از مردم رعایای شهری باستقبال برادران نظامی خود برآمد برسیدن آنها و کامیابی شان خوشی های زیاد و خورسندی تمام نمودند و بقرار قاعدهٔ مقرره موازی یازده ضرب توپ سلامی برای علم از بالا تپه شیر پور از جائیکه توپ چاشت زده میشود فیر شد » . « در موقع وصول نفری نظامی که همراه جرنیل صاحب رفته بودند بحد چونیها شان، چون از غند اردلی های حضور انور یک مٹ (١) و از اردل حضور یک مٹ و از غند کوتوالی و دارالسلطنه مخلوط یک مٹ برای خدمت مزبور رفته بودند باقی نفری غند شان که در کابل بخدمت بودند بحد چونیهای خود برآمد قرار سرشته نظام (١) مت در افغانی بمعنی بازو و قوت است و باصطلاح عسکری انوقت مطلب از یک کندک بود. --- page 69 --- احترام رسمی در جبهه جنوبی منقول از سراج الاخبار ۵۰ جلد اول - نادر افغان ادای سلامی را بندوق تمام نموده هر سمت مذکور بهمراه غند خود یکجا شده داخل چونیهای خود شدند.» «جرنیل صاحب موصوف همراه نفری منصبداران ماتحت خود بحضور مبارک اعلیحضرت والا حاضر شده بشرفیابی حضور مبارک را حاصل نمودند، حضور انور والا از روی عنایت هر کدام از منصبداران را که بدست بوس شان مشرف میشدند، بشفقت زیاد دست مبارک را بسر و روی شان کشیده نوازش و مهربانی میفرمود.» «حضور انور والا بعد از انکه جرنیل موصوف و نفری منصبداران بدست بوس مبارک شان مشرف شدند، بزبان مبارک چنین بیان واضح فرمودند:» «من از خدمت شما خوش شدم خداوند از شما ها خورسند باشد و بقدر و اندازۀ که جرنیل حضور از شما ها خوش باشد من هم همانقدر خوش میباشم ان شاء الله تعالی بعد از عید سررشته کارهای شما خواهد شد در حال زیاده تفصیل داده نمیشود در موقع آن البته مطلع خواهید شد، بعد از ان جرنیل حضور و باقی نفری منصبداران را مرخص فرمودند، همینکه از حضور مبارک مرخص شدند باقی خدام حضور(۱) که بحضور (۱) مقصود از زعمای امور و اعزه و معاریف افغانستان است. --- page 70 --- احترام رسمی الی درسی جمیع جنو بی منقول از سراج الاخبار ۵۱ جلد اول - نادر افغان مبارک حاضر و ایستاده بودند بهمراه نفری منصبداران خدمتی منگل بغل کشی ها و معانقه بمحبت های تمام نمودند، بسیار بملاقات همدیگر ذوق و خوشی گرمجوشیها زیاد کردند، و از برای نفری منصبداران مذکور در کوتی مهمانخانه نان بسیار مکلف طبخ و آماده شده بود، که نفری مذکور تناول نمودند، و کل نفری فوجی و غیره که بخدمت در منگل رفته بودند تماماً بضیافت پادشاهی مدعو و برخوان انعام شهریاری صرف طعام نمودند.» «از نفری مردم منگل و احمدزائی و غیره که بهمراه جرنیل صاحب موصوف برای سلام حضور مبارک و بطور یرغمل و غیره از ملکان و معتبرین و پسران شان و مردم رعیتی آمده اند موازی هفتصد و بیست و هشت نفر میشوند (۱) .» نتیجه مکافات و مجازات واقعه منگل بعد از انجام امور تشریفاتی روز نخستین عالیشان شجاعت مآب جنرال محمد نادر خان اوراق کار و نتایج افکارشانرا که راجع بنتیجه این واقعه داشتند بحضور تقدیم نمودند که ذات شاهانه در تمام فقرات و نظریات همین جنرال رشاد مثال را منظور، و در اثر آن بعد از چندی علیاحضرت امیر دربار عامی را منعقد (۱) منقول از صفحه ۱۵ شمارهٔ ۲ سال دوم مورخهٔ ۲۰ میزان ۱۲۹۱ سراج الاخبار افغانیه . --- page 71 --- ارتفای جناب مجرار در خان با ان منصب نائب سالاری بنقل از سراج الاخبار ٥٢ جلد اول - نادر افغان و عموم خدام و اشرار بد فرجام جنوبی را در ان حسب تصویبات اولیه و معرفی و تشریحات متعاقبه سپه سالار بمکافات کامگار، و مجازات اخطار نموده هر کدام بصواب و خطای شان مطلع و صورت نتیجه اعمال نیک و بد شان را میداناند . چون تذکر این نتایج خارج از موضوع ماست، ناظرین را که مائل باستطلاع آن باشند درین مطلب بمطالعه کردن سراج الاخبار حواله میدهیم (۱) . نائب سالاری جناب جنرال محمد نادر خان بالجمله جناب جنرال فاتح در صله این خدمات مهم قابل قدرشان به ترفیع منصب و اتخاذ نشان ذیشان سرداری کسب افتخار کردند که سراج الاخبار افغانیه ازین مخفرت تاریخی شان چنین معلومات میدهد:- " از طرف قرین الشرف علحضرت پادشاهی جناب جنرال محمد نادرخان از منصب جنرالی حضور ، بمنصب عالی نائب سالاری حضور اعلیحضرت همایونی به ترفیع منصب مفتخر و سرافراز و بیک قطعه نشان ذیشان ( سردار ) نائل و ممتاز گردیدند . " (۱) شایقین نتیجه وقایع منگل را از صفحه ۳ - ۱۱ شماره ٤ سال دوم سراج الاخبار افغانیه منطبعه ١٩ عقرب ۱۲۹۱ ملاحظه نمایند . --- page 72 --- ارتقا جناب سردار محمد نادر خان بمنصب نائب سالاری منقول از سراج الاخبار ٥٣ جلد اول - نادر افغان « ذات اعلیحضرت پادشاهی در آخر دربار معالی بار یوم عید سعید بزرگان قوم را خطاب فرمود ، در باب خدمات نمایان جناب جنرال در وقعه منگل بیان و رأی طلب فرمودند، همه حاضرین بحسن خدمت و شایسته گی و لیاقت جنرال تصدیق و شهادت دادند (۱) . » « بعد از ان ذات اعلیحضرت شهریاری بجنرال خطاب نموده فرمودند : که شما را بمنصب نائب سالاری سرافراز فرمودم و یک قطعه نشان سرداری را بشما احسان کردم، با اینهمه از حضور خود دور نداشته نائب سالار حضور مقرمدم » « الحق که این تلطیف و مکافات جهاندارجات شاهانه درباره مشارالیه شایان هزاران تبریک است ، که با وجود ترفیع منصب و نشان شرف عین و سعادت نشور (حضور) نیز برای شان باقی بماند » . « ما جناب نائب سالار حضور اعلیحضرت همایونی سردار محمد نادر خان » را باین مظهریت مراحم شاهانه تبریک میگوئیم (۲) : » ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ (۱) قارئین در اثنای خواندن این مضمون دقت کنند که راجع بترفیع جناب محمد نادر خان در محضر عمومی اشراف نظامی و ملکی مذاکره بمیان می آید و از عموم حضار درین مورد شکر گرفته میشود و نظریه محبوبیت عمومی اوشان در قلوب ملت دانشمند اثمراً ترفیع و اعزاز اوشانرا باکثریت مطلقه تصویب میکنند . (۲) صحیفه ۵ سال ۲ شماره ۱۰ مورخه ۳ عقرب ۱۲۹۱ سراج الاخبار افغانیه مطالعه شود . عبدالرشید ۱۶ سرطان ۴۵ --- page 73 --- [BLANK PAGE] --- page 74 --- ضمیمهٔ صحیفهٔ (٥٥) جلد اول کتاب «نادر افغان» جناب مستطاب محمد نادر خان در مکتب ملك زادهای سمت جنوبی کابل سنه ١٣٣٥ ق --- page 75 --- تلطیف اشخاصی واقع دیمکه با حشیا مخفیانه مخاصمه میکه ده بودند ٥٤ جلد اول – نادو افغان نوازش و تلطیف نادری به اقوام و اشخاص خدمتگزار عالیشان عزت و شجاعت مآب محمد نادر خان نائب سالار درینموقع بحکومت متبوعه خود راجع بمکافات آن صاحب منصبان شجاع و اقوام غیرتمند که در انطفای نائرهٔ مخالفت جنوبی بهمرکاب شان مظهر خدمات شده بودند پیشنهادات نافعه را تقدیم کردند، از حضور پادشاهی تمام آن بر طبق افکار و نظریات نائب سالار صاحب منظور و بالنسبه تطبیق آن تلطیفات و اوامریکه اصدار یافته بود شخصا ایشانرا موظف فرمودند، تا حسب نظریه و صوابدید خویش آنرا از قوه بفعل بیاورند، و اخیرا راپورت اجراآت خویش را بحضور تقدیم دارند. چنانچه نائب سالا صاحب محمد نادر خان بتمام آن صاحبمنصبان رشیدیکه درین حادثه حسب اوامر و هدایات شان خدمت و مظهر فعالیت شده بودند برعلاوه تلطیف و نوازش یک یک منصب ترفیع داد (۱) و بعموم نظامیهای فاتح نیز بخشش و تحسین نامه ها اعطا فرمود، بآن اعزه و معاریف اقوام (۱) تفصیل منصب هائیکه حسب تصویب و انتخاب نائب سالار صاحب و منظوری حضور به مستحقین آن درین موقع داده شد در صفحه ۳ شماره ۸ سال دوم سراج الاخبار مورخه ۱۹ جدی ۱۲۹۱ ملاحظه شود. --- page 76 --- صرف مساعی نادری در تعلیم و تربیۀ ملکزادهای جنوبی ۵۵ جلد اول - نادر افغان که حسب هدایات شان اجراات نموده بودند، خلعت‌های فاخره و انعامهای لایقه، و بعامه لشکریهای شان نیز تلطیف و اکرام نمودند، یعنی خدمت هیچ فرد و جمعیت و قوم را بدون مکافات نگذاشت و همه را از خوان احسان پادشاهی شادکام فرمود، و پس ازان توجه فعالانه و اقدامات مؤثرهٔ شانرا در امور نظام مبذول فرمودند. مکتب ملکزادهای جنوبی مخصوص جهت تعلیم و تربیه و اصلاح آن اولاده اعزه و معاریف جنوبی که بهمرکاب نائب سالار صاحب وارد کابل شده بودند علی الفور حسب استیذان و منظوری اعلیحضرت یک مکتب عالی را افتتاح و معلمین لایق را دران استخدام و سلسله تدریس و تعلیمات آنها را آغاز کردند، راجع بخورد و نوش و بود و باش و رفع هر نوع تکلیقات و فراهم آوری هرگونه تسهیلات شان شخصاً و ارسی و در نظم و نسق صوری و معنوی حسن تعلیمات آنها نظارت میفرمود و برعلاوهٔ خبرگیری که وظیفه در اوقات رسمیه حسب پروگرام مقرره بهمراه اجرا دیگر امور مفوضه خویش از مکتب ملک زاده ها میکردند علی الاکثر از طرف صبح و عصر نیز مکتب مذکور، حاضر، و از چگونگی جریان امورشان اطلاعات را --- page 77 --- ضميمة صحيفة (٥٦) جلد اول كتاب «نادر افغان» جناب مستطاب سردار محمد نادر خان سپه سالار با طلبة نظامی جدید الاسلام د ۱۳۳۲ شـ کال اږی --- page 78 --- ضمیمه صحیفۀ ( ٥٧ ) جلد اول کتاب « نادر افغان » دارالسلطنه کابل سنه ۱۳۲۵ جناب سردار اعلی محمد نادر خان سپه سالار بامعلمين ومحصلين مكتب حربيه معرفی ذواتیکه بر چوکی نشسته اند ۱ معلم ۲ داکتر عبدالعزیز خان ۳ قاری عبدالله خان ٤ نظیف افندی ٥ جناب محمد نادر خان سپه سالار ٦ علی افندی مدیر مکتب حربیه ۷ محمد گل خان کپیتان ۸ معلم ۹ نور محمد خان کپیتان داخلۀ مکتب صفوف مقدم ومؤخر که نشسته و ایستاده اند تماماً طلبۀ مکتب حربیه میباشند --- page 79 --- صرف مساعی نادری در تعلیم و تربیه طلبه جدید الاسلام ٥٦ جلد اول - نادر افغان حاصل مینمودند. چنانچه در اثر نگرانی و غمخواری این ذات عالی همۀ متعلمین این مکتب به حلیۀ فضل و کمال و حسن اخلاق متحلی و در اندک زمان هم در تعلیمات علمی و اخلاقی و هم در فنون عسکری بلندتر از سائرین شدند، و هر واحد شان حسب مراتب اهلیت و لیاقت خویش بمواقع لازمهٔ خدمات ملک و ملت را اشغال و در پیشرفت مقاصد حکومت مصروف شدند. مکتب جدیدالاسلام از انجا که یگانه منظور نظر معارف اثر نادری تعلیم علم و عرفان و تعمیم تعلیمات عصر عسکری و اصلاح اخلاق و امور تربیوی نظامی بود، ازین جهت بیشتر از همه امور باین شعبه توجه شانرا مبذول میفرمودند و بهر اندازه که حلقه مأموریت شان وسیع، و اختیارات شان عالی شده میرفت، بهمان پیمانه آن اختیارات و نفوذ و رسوخ خود را در خدمت بعرفان و تنویر اذهان عسکریان و عامهٔ ابنای افغانستان صرف میکردند. شلیکه بر علاوه غمخواری و نگرانی که از مکتب ملک زاده ها باجمالیکه فوقاً اشاره شد و نظارتیکه از مکتب حربیه میفرمودند، یک مکتب دیگر یرا هم بنام «مکتب جدید الاسلام» ملاحظات گلخن --- page 80 --- صرف مساعی نادری در تعلیم و تربیه مکتب حربیه ٥٧ جلد اول نادر افغان بنا بر پیشنهاد خویش و منظوری حضور تأسیس و افتتاح فرمودند، که دران مخصوصاً نوجوانان مردم نورستان خود را بحلیهٔ علم و عرفان می آراستند، و از خرمن فضل و اخلاق نادری و معلمین منتخبهٔ این ذات عالی دانه های رفتار نیک و محصول تربیت و تعلیم درست را می برداشتند، و تحت تعلیم اساتذهٔ دانشور مراتب علمی وفنی خود را تکمیل میکردند، و با لآخر حسب منظور جناب محمد نادر خان نائب سالار اشخاص خوب و افراد درست ازین مکتب بهم برآمدن گرفت و یکی بعد از دیگری هر واحدی از متعلمین آن، بمواقع و مناصبی که درخور احوال شان بود اشتغال نمودند. مکتب حربیه از انجا که جناب محمد نادر خان از ابتدا خواهان تعلیم و تربیت اساسی و تعمیم اصول و فنون عصری در تمام قوای نظامی بود و این مطلب را بار بار بسمع شهریاری و دیگر اولیای امور میرسانید و در اثر همین بیانات واقدامات خویش بسیار اشخاص فهمیده سورا طرفدار فکر خویش نموده بود، ازین جهة در سنه ۱۳۲۵ ه ق مطابق سنه ۱۲۸۶ ش موفق شده توانست که فکر پادشاهی را به افتتاح یک مکتب عالی العال حربیه غیر سازد. چنانچه این مکتب تأسیس شد، و آقای محمد نادر خان منتهای فعالیت و همدردی خود را راجع بموفقیت و کامیابی طلبهٔ آن حسب خاطر خواه مبذول نمود، ولی مع الاسف جناب سردار اعلی محمد نادر خان سپه سالار با معلمین و متعلمین مکتب حربیه ۱۳۲۵ دار السلطنهٔ کابل --- page 81 --- صرف مساعی نادری در تعلیم و تربیت مکتب حربیه ۵۸ جلد اول ـ نادر افغان بواسطه یک انتخاب سوئی که در مدیر آن از طرف بعضی زعمای امور که مسلکی بجز از عیاشی و فکری بغیر از تن پروری نداشتند و میخواستند که روح فحاشی و تنبلی و لاابالی گری را ذریعه همین طور اشخاص فضول در محیط بپرورانند شده بود، مساعی اوشان بهره ور شده نمیتوانست و امور مجریه مکتب حربیه عوض افاده جزو یه اضرا متعدده را عائد میکرد. تا اینکه در اثر تفتیش و وارسی نائب سالار صاحب انواع امور مخالف شرعیه و احساسات ملیته از اجراآت او بمشاهده پیوست و در اداره مکتب بسیار ناگواریها و فساد اخلاق و حرکات ناشایسته از ان پست فطرت دیده شد، لذا مراتب بمقامات مرجوعه ابلاغ و در نتیجه معلم مذکور از رتبه و منصبش مطرود و بنفی و اخراج، از خاک پاک افغانستان محکوم شد (۱). پس از ان شخصاً جناب محمد نادر خان تا چندی از اجراآت و امور اداریه و تعلیمیه آن مکتب نظارت، و اشخاص فاضل و دانشوری را برای تعلیمات، و اصلاحات آن مقرر فرمود، و حسب نظریه عالیجنابانه نادری در ان تعلیمات آغاز و طلبه صاحب تعلیم و تربیه ممتاز از ان اخراج، و حسب لیاقت و اهلیت خود (۱) تفصیل خیانت کاریهای محمود سامی در صفحه ۳ شماره ۴ سال دوم سراج الاخبار ۱۹ قوس ۱۲۹۱ موجود است. --- page 82 --- توجه نادری در امور نظام ٥٩ جلد اول - نادر افغان مراتب عسکر را اشغال میکردند، هر چند در عصر امانیه تکرار همان مخرب اخلاق و مایه فساد (مدیر نخستین مکتب حبیبیه محمود سامی) مقرر شد، ولی در اثر وارسی و تفتیش و مساعی نادری و انتخابات صحیحی که در سائر معلمین و هیئت اداری آن مطابق فکر نادری شده بود محمود سامی از ان بیباکی های خود علانیته تا چندی منصرف و حسب نظریه سپه سالار اجرات میکرد. توجهات نافعه نادری در اصلاح امور نظامی افزودی تنخواه و مقرری غلگی در عین اقدامات نافعه که عالیشان عزت و شجاعت مآب سردار محمد نادر خان نائب سالار در ترقیات عرفانی و ذهنی عساکر میفرمودند از غمخواری عموم عساکر نیز غفلت نمی ورزیدند، و تا اندازه که میتوانستند و کسب موفقیت می نمودند در آرامی و آسوده حالی و فراهم آوری اسباب دلگرمی نظام میکوشیدند. چنانچه در اثر یک مجلس و تبادل افکاری که با عموم صاحبمنصبان نظامی نمود و از معلوماتی که راجع بمعیشت نظامی گرفته بود، باین نکته مهمه ملتفت و مطلع گردید که معاش ماهواره ده روپیه کابلی برای نظامی مکفی نمیباشد، زیرا اگر یک عسکر احتیاجات شخصی خود را ازین تنخواه خویش تهیه کند، نظر به نرخ آنوقت بیش از دو سه روپیه برای مخارج خانگی و پس انداز او باقی نمی ماند. --- page 83 --- توجه نادری در امور نظام ۶۰ جلد اول - نادر افغان چون جناب محمد نادر خان بمنصب نائب سالاری حضوری نائل و بشمولیت در همه اجراات قشونی و اعطای نظریات عالی مأذون بود، این مسئله را بالفاظ درست و مضمون دلنشین بحضور عرض کرد و راجع به افزونی تنخواه و تهیه ارزاق نظام که به نرخ مستقل از طرف حکومت برای آنها اعطا شود اصرار و الحاح کرد. در نتیجه فکر پادشاهی را به اصلاح این امر مهم متوجه ساخت تا رسماً امر داد که در معاش عامه عسکر افغانستان ماهواره دو روپیه کابلی افزوده و برعلاوه آن امر رسمی و عمومی اصدار یافت که برای عسکر فی روپیه را یک کابلی سیر از مخازن ارزاق سرکاری (گدام ها) در بدل معاش شان اعطا شود، چنانچه از منظوری غله گی که برای هر فرد نظامی ماهواره چهار سیر به چهار روپیه کابلی داده میشد و افزونی دو روپیه تنخواه در هر ماه بعد از وضع مخارج ضروریه الی شش هفت روپیه برای شان باقی میماند. تهیه دریشی و اهتمام بترقی صوری و معنوی نظامی راجع به تهیه دریشی و منظم بودن نظام از لباس و مسکن گرفته تا بهمه امور انضباطیه و تعلیمیه و تربیوی شان نیز نظریات خوبی را به اعلیحضرت تقدیم و ازینجا عموماً افکار نادری بصورت رسمی در همه قطعات تحت تطبیق و اجرا آمد، همه عسکر --- page 84 --- ارتقا جناب محمد نادر خان به سپهسالاری افغانستان ٦١ حصہ اول ـ نادر افغان بدیریشیهای مخصوصه شان ملتبس و قشله و چهاونیهای شان صاف و درست و در برابر و قرب ہر چهاونی دکانهائیکه دران ضروریات عساکر موجود میبود احداث و به اقامه صلوة مساجد تعمیر و ائمه مقرر و جهتہ اجرای تفریح شان میدانها و منظرہای دلنشینی در حوالی نشیمن آنها ترتیب داده شد و بلانها یہ در ہمہ شعبات امور عسکری یک روح و رونق و رشادت و شطارت بمشاهده می پیوست . افتخار منصب سپهسالاری بوجود مفاخر بنیان سردار محمد نادر خان چون این فکر رسا و اعمال صداقت انتما و رشادت و فعالیت و وارسی جناب محمد نادرخان بتمام امور جزوی و کلی نظامداری بعلم الیقین پیوست ، و در ہمہ اجراآت افکار او شان نافع و قیمتدار ثابت شد، از شخص شاه گرفته تا عامه رعیای امور ، از سائر افراد نظامی گرفته تا جمہور صاحبمنصبان حتی فراد ملت او شانرا بنظر تقدیر و تحسین میدیدند ، و تمام اعمال دلسوزانہ و مجاہدات غیورانہ شانرا بنظر تقدیر مشاهده میکردند ، ازینجهتہ اعلیحضرت سراج الملۃ والدین نه تنها مقام منیع سپهسالاری عمومی افغانستان را بوجود عرفان و شجاعت نمودشان --- page 85 --- ارتقای جناب محمد نادرخان به سپهسالاری افغان ۶۲ جلد اول - نادر افغان افتخار دادند و باین وسیله در مزید ترقی و اعزاز نظام و در خشنودی و مسرت عامّه انام افزودند، بلکه بدیگر اخوان و منسوبین این خاندان که تماماً در مناصب رسمیّۀ شامل بودند نیز نظر لطف و مرحمت خود را مبذول، و اعزاز و احترام جمهور شانرا میفرمودند، بهترین مصداق این مطلب نظریه ایست که سراج الاخبار افغانیه بالنسبة این تقرّر و ارتقای جناب سپهسالار نگاشته است که ذیلاً نقل میشود، و خواننده میبیند که شخص پادشاه راجع به این انتخاب بکجا در محضر عامّۀ صاحبان منصبان نظامی و اعیان ملکی بحث میفرماید، تا عموم مردم ازین اعزاز و احترام شان مسرور شوند، و این خورسندی عمومی که بواسطۀ قدردانی یک مجاهد صادق مملکت و وطنفواه صحیح ملت حاصل میشود، در محبوبیت شاه بیفزاید :- نظریۀ سراج الاخبار راجع به ترفیع سردار سپهسالار « از طرف ایشیک آقاسی نظامی حضور اعلیحضرت همایونی در خصوص تعیین (۱) مطالعه قبلاً در صحیفۀ (۵۳) خوانده که در موقع ترفیع جناب محمد نادرخان به نائب سالاری هم در چنین یک محضر عمومی که مشتمل بر اعیان وطنی بودند، راجع به انتخاب شان مذاکره نموده اند، و اوشان به اکثریت مطلقه از طرف جمهور قابل تقدیر و ترفیع گفته شدند . (۲) مطلب از جناب محمد سلیمان خان است . --- page 86 --- ارتجابی عالی محمد نادر خان سپهسالارافغانستان ۶۳ جلد اول - نا در افغان منصب جلیله سپهسالاری جدید، برای ما چنین تحریر یافته است که روز سه شنبه ۲۱ ماه حال اعلیحضرت والا در سلامخانۀ عام دربار نموده بودند، اینکه دربار انعقاد یافت چنین نطق و امر فرمودند که عالیجاه عزت همراه امیر محمد خان سپهسالارنظامی بواسطه که دائم الاوقات مریض میباشند و بدربار ها وغیره رسیده نمیتوانند بنابران عالیجاه ارجمند سردار محمد نادر خان نائب سالار حضور را به منصب فیضہ سپهسالاری حضور مقرر و مباهی فرمودیم، و در منصب عزت و تنخواہ عالیجاہ امیر محمد خان سپهسالار سابق هیچ تغیر و تبدیل داده نخواهد شد، و بدربارها و جشن ها وعیدین هرگاه صحت داشته باشد بیاید، در همان چوکی مقرری خواهد شست.» «سراج الاخبار: این لطف و مرحمت عالی العال اعلیحضرت پادشاه مراحم خصال خلد الله ملکه که در حق خدمتگذاران صادق دولت شان فرموده شده است الحق که یک لطف و مرحمت پادشاهانه بسیار امید آور مکرمت پرور میباشد.» «جناب عالیجاه شجاعت و بسالت همراه (امیر محمد خان) سپهسالار، که اکثر عمر گرانمایه را در راه خدمت دولت علیه افغانستان در صنف جلیله عسکریه (۱) یعنی فاضل شهیر محمود بیگ خان طرزی مدیر و سرمحرر سراج الاخبار افغانیه . --- page 87 --- ارتقای جنابعی نادر خان بسپہسالاری افغانستان ۶۴ جلد اوّل - نادر افغان بسر آورده است ، و در زمان خاقان مغفور جنت مکان در صنف جلیله افسران عسکریه داخل شده و در بلی محاربات ابراز شجاعت و صداقت نموده و در پاداش هر خدمت و صداقت بالتدریج ترفیع مناصب کرده تا انکه در زمان سعد اقتران اعلیحضرت سراج الملة و الدین بمنصب جلیله سپهسالاری که منتهای مناصب عسکری دولت متبوعه ما است سرافراز و کامیاب آمده است ............ تابحال بر ان منصب جلیله برجا بوده و بسبب ضعف پیری و انحراف صحت شان ، ذاتِ اعلیحضرت همایونی استراحت فکریه و بدنیه شانرا التزام فرموده از کار ایشان را معاف ، وعزت و اعتبار و شرف عسکری شانرا کما کان برقرار داشتند ، که در حقیقت این مسله یک لطف عالی العال و مرحمت فوق العاده است ، که از طرف ذاتِ اعلیحضرت پادشاهی در حق آن خدمتکار صادق سالخورده شان ابراز فرموده شده است . » « سپهسالار جدید جناب شجاعت و بسالت مآب سردار « محمد نادر خان » از اُمرای عسکریه بسیار کارگذار پسندیده اطواریست که از تربیه شدگان محفل حضور ذات شوکتسمات اعلیحضرت سراج الملة والدین پادشاه معظم با دانش و دین ما است . --- page 88 --- ارتقاجات محمد نادرخان سپه سالار افغان ٦٥ جلد اول - نادر افغان مشارالیه بعلوم و فنون عسکریه از روی احتیاجات وقت حاضر، آگاه و دانا و در عین ریعان شباب میباشند، عالم، فاضل، هوشیار، بیدار یک ذات خجسته صفاتیست، بزبان انگریزی آشنا و در امورات عسکری دانا و بینا هستند، علی الخصوص بذات خجسته صفات ولیعمت بی منت خود در غیبت و حضور، از نزدیک و دور، یک اخلاص و صداقت قولی و فعلی مفرطه دارند از هنگامی که در صنف جلیلهٔ عسکریه داخل شده اند، و برغند عساکر خاصه یعنی اردلی واردلی مأمور گردیده اند، هر وقت بعد وقت یک تجدد و تازه گی نشان داده اند از قراریکه از دفتر مبارکۀ نظام استعلام نموده ایم، ترفیع مناصب عسکریه میرزا مشارالیه از قرار ذیل است:» « جناب شجاعت مآب سردار محمد نادرخان سپه سالار در سنه ١٣٢١ در صنف جلیلهٔ عسکریه داخل شده اند، که بهمان وقت بمنصب زرشری یعنی کرنیلی اسپورهای اردلیان حضور مبارک مقرر شده بودند، در سنه ١٣٢٣ یعنے دو سال بعد از حضور مبارک به منصب برگدی غند اردلیان حضور مبارک انوروالا مأمور گردیدند، در سنه ١٣٢٦ از حضور مبارک در غند مذکور به منصب جنرلی سرافراز شده اند، در سنه ١٣٣٠ بعد از آنکه از محاربه منگل مظفرانه عودت نمودند --- page 89 --- معرفی سپهسالار عسکر منقول از سراج الاخبار ٦٦ جلد اول - نادر افغان در غند اردلی بمنصب عالیۀ نائب سالاری و لقب سرداری مفتخر و سرافراز گردیده‌اند، بتاریخ یوم سه‌شنبه ۲۱ ماه رجب ۱۳۳۲ از حضور مبارک همایونی بمنصب جلیلۀ سپهسالاری سرافرازی یافته‌اند .» «سراج الاخبار . این منصب جلیله‌شانرا از صمیم دل تبریک میگوید، و از درگاه حضرت خالق متعال جل و علی نیاز میکند، که در امورات تنسیقیه و اصلاحیۀ عموم اردوهای جنود ظفر نمون دولت متبوعۀ مقدسه‌شان که فرض عین و عین فرض ذمۀ منصبی‌شان است بر موافق رضای خدا و پادشاه و امیدواری ملت و وطن موفق و کامیاب آیند . (۱) » معرفی رسمی سردار محمد نادر خان سپهسالار در یک پریت مهم عسکری در اثر این تقرر و انتخاب از حضور پادشاهی ذریعة فرامین متحدالمال بعموم قوماندانهای نظامی مرکزی و ولایات و حکومات افغانستان ازین ترفیع و تعیین مرجع عمومیتۀ امور نظام افغانستان که جناب محمد نادر خان سپهسالار میباشند (۱) منقول از صحیفۀ ۸ و ۹ و ۱۰ سال سوم شمارۀ (۲۱) سراج الاخبار افغانیه . --- page 90 --- معرفی سپه سالار بعسکر منقول از سراج الاخبار افغانیه ٦٧ جلد اول - نادرخان اعلام شد. علاوه برآن امر شد تا یک پریت بزرگ نظامی نیز ترتیب و در ان رسماً ازین تقرر سپه سالار بعامه عسکری اخبار شود. اینک تفصیل این پریت بزرگ نظامی از سراج الاخبار افغانیه (که فاضل شهیر محمود بیک طرزی مدیر و محرر آنرا نوشته) عینا نقل میشود: « روز چهارشنبه ١٤ ماه شعبان المعظم در قشله یعنی چهاونی قلعه (شیرپور) یک پریت عمومی عسکری بوقوع آمد.» « در شماره سابقه خود از تعیین فرموده شدن منصب جلیله سپه سالاری جدید در عهده جناب عزت و شجاعت مآب (سردار محمد نادر خان) بیان نموده بودیم. بناءً علیه شهزاده جوانبخت معظم « سردار عنایت الله خان عین السلطنه » صاحب که از آغاز جلوس میامن مأنوس ذات شوکتمات داعلیحضرت سراج الملة و الدین، والد ماجد کثیر المحامد خودشان بمنصب فخیمه نظارت جلیله حریبه دولت خداداد افغانستان، از طرف قرین الشرف همایونی سرفراز و ممتاز بوده و هستند. اعلان نمودن و معرفی کردن سپه سالار جدید را بعموم عساکر ظفر مآثر شاهانه لازم و مناسب دانسته در یوم چهار شنبه ١٤ شعبان المعظم اجرای یک پریت عمومی عساکر را امر نمودند» --- page 91 --- ضمیہ صحیفه (٦٨) جلد اول کتاب « نادر افغان » يك گروپ مهم تاریخی صاحب منصبان نظامی افغانستان در سنه ١٣٣٣ صف اول که بر چوکی نشسته اند و مشتمل بر صنف آمران و ارکان عسکری است از راست به طرف چپ:- ١ — نائب برگد عبد الرحمان خان. ٢ — برگد محمود علیخان. ٣ — برگد محمد انورخان. ٤ — جناب محمد نادر خان سپه سالار. ٥ — نائب سالار صالح محمد خان. ٦ — برگد غلام محمد خان. ٧ — برگد محمد اسمعیل خان. صف دوم وصف سوم وصف چهارم مشتمل برصاحب منصبان بزرك و كوچك است. --- page 92 --- [BLANK PAGE] --- page 93 --- مساعی جمیله نادری در امور عسکری ۶۸ جلد اول - نادر افغان شهزاده معظم و سپه سالار صاحب محترم با جمله افسران در (شیر پور) که همه عساکر ظفر مآثر از همه اصناف پیاده و رساله و طوپچی و غیره حاضر و آماده تشریف آوری شان بودند، تشریف فرمای سعادت و اقبال گردیده از طر[ف] عموم عساکر، مراسم سلام ایفا و یک (رسم کمپید، یعنی رسم استعراض) مکملی اجرا گردید، و از طرف حضرت عالی منصب جلیله سپه سالاری سردار محمد نادر خان بر عموم افسران و عساکر رسماً اعلان گردیده مراسم سلامی بجا آورد شد» «بعد ازان شهزاده معظم با جمله افسران محترم بمکتب حربیه تشریف آوردند و در آنجا میوه و شیرینی و چای که از طرف سپه سالار صاحب حاضر شده بود تناول فرموده شد، و نطقها و تبریکها و شادمانی ها اجرا گردیده مراسم مذکور بانجام رسید(۱)» مساعی جمیله نادری در اصلاح و تنظیم امور عسکری بعد از اینکه سپه سالار درایت مدار بوزارت حربیه رسماً بکار آغاز فرمودند در اصلاح و تنظیم همه امور متعلقه نظام صرف مجاهدت ورزیدند، مخصوصاً در تمام فروع و اصول مواد آتی الذکر داخل اقدامات اساسی شدند :- (۱) ملاحظه شود صفحه ۱ شماره ۲۲ سال سوم سراج الاخبار مطبعه ۲ اسد ۱۲۹۳ - کابل --- page 94 --- مساعی جمیلهٔ احمدی در امور عسکری ۶۹ جلد اول ـ نادر افغان (۱) بودجه و مصارفات عساکر مرکزی و اطراف و نواحی افغانستان را از نظر گذرانیده، در آن بسا تعدیلات و ایرادات نافعه فرمودند. (۲) راجع به تغییر و تبدیل و ترفیع و تنطیف بعض صاحبمنصبان در عموم نقاط افغانستان، بنابر ایجابات نظامی و ملاحظات سیاسی، اوامر لازما اعطا فرمودند. (۳) راپورهای مفصل هر یک از قوماندانی های عسکری افغانستان را (۱۵ در ۱۵) خواستار شدند. (۴) نسبت به اصلاح امور مهمهٔ نظامی بعموم صاحب منصبان اوامر جدی را اصدار کردند، تا دائماً در آن مورد نظریات شانرا بمرکز اشعار دارند، برعلاوه آن امر فرمودند که علی الفور از اجمال مجاری امور سابقه و حالیه هر قوماندانی عسکری یک یک راپور مفصل جامعی را تقدیم نمایند. (۵) در فراهم آوری اسلحه و تهیهٔ لوازم حربیه و انداختن روح تازه در امور متعلقه ارکان حربیهٔ عمومیه تشکیل و تفریق کندکها از حیث اسلحه و البسه و سماً و صفات، بذل توجه فرمودند. (۶) سررشتهٔ امور نقلیهٔ عسکری و تهیهٔ ارزاق را حسب مطلوب نمودند. --- page 95 --- مساعی جمیلهٔ نادری در امور عسکری ۷۰ جلد اول - نادر افغان (۷) انتظام بر اصل تنخواه نظامی را بصورتیکه در وقت موعود عموماً محاسنش خود را میگرفتند و هر واحد از صورت حساب خود بکلی مطلع ومطمئن میبودند نمودند. (۸) تجویز حاضری و رخصتی و اعطای هدایات مخصوص راجع بمریضی و وفات وغیر حاضری افراد عسکری. (۹) تهیهٔ سامان و لوازم و ادویهٔ شفاخانه های نظامی وسنجیدن و بکار انداختن مقدمات نافعهٔ حفظ الصحّه. (۱۰) تقسیم و توزیع قوای مرکزی در نقاط لازمهٔ اطراف و نواحی و تعیین محل وتعلیم اسپورت یومیهٔ شان در مواضع متعدده. (۱۱) مأمور داشتن نظام را به انعقاد یک یک پریت عمومی در چمن نظامی خواجه رواش یا شیر پور در هر هفته یکبار، که ذاتاً سپه سالار صاحب بر عملیات شان نظارت میکرد. (۱۲) عیناً تطبیق نمودن این مفکوره را در تمامی نظامی افغانستان، در سائر ولايات وحکومات افغانستان. (۱۳) بکار انداختن ومحصول گرفتن از فابریکهٔ حربی وعطف توجه نمودن در افزونی --- page 96 --- مساعی جمیله نادری در امور عسکری ۷۱ جلد اول - نادر افغان کار آن و ساختن و ترمیم نمودن انواع اسلحه و مواد انطلاقیه در آن . (١٤) تحصیل لوازم و بهمرسانی اسلحه و سامان ضروریه بعموم قوای مرکزی و اطراف و اکناف مملکت افغانی . (١٥) تأسیس قشله ها و چاونیها برای قرارگاه مرکزی هر یکی از قوای مرکزی و ولایات افغانستان و احداث تهانه ها در تمام سرحدات افغانستان . (١٦) حسن مراقبت و توجهات مزیده بمکاتب حربیه و غیره مدارس متعلقه آن مثل مکتب ملک زاده ها و جدید الاسلام و مخابره و غیره . (١٧) تعمیم انواع اسپورت و ریاضت های بدنی و تعلیمات نظامی در تمام افراد عسکری . (١٨) تقرر دوائر استخباریه راجع به اخذ حالات و جریانات عمومیه عسکریه در مرکز و اطراف . (١٩) سررشته انتظام امور سرحدیه وطن، و گشودن در منابره را با قبائل بمدین و همزبان مجاور افغانستان . (٢٠) تشکیل کتابخانه عسکری . (٢١) تأسیس دارالترجمه برای افاده گرفتن از اثرات مفیده عصریه . --- page 97 --- ضمیمۀ صحیفۀ (۷۲) جلد اول کتاب « نادر افغان » جمناستک مکتب اعدادی کابل سنه ١٣٣٤ ق --- page 98 --- [BLANK PAGE] --- page 99 --- مساعی جمیله مادری در امور عسکری ۷۲ جلد اول - شماره غقبان (۲۲) طبع و نشر اوراق و لوائح و تعلیمنا مه های نافعه امور عسکرتیه . (۲۳) ترتیب تهیه نقشه ها و غیره امور لازمه سوق الجیشی و مسائل متعلقه امور تعرض و دفاع . (٢٤) تعیین سلسله مراتب و توضیح صلاحیت و تکالیف صاحبمنصبان و هیئت معیت شان . (٢٥) تفریق صنف محارب و غیر محارب ، و ایزاد تشکیلات لازمه عصریه در عسکر از قبیل تعیین امام و مؤذن و سقا و دلاک و بیطار و داکتر و محاسب و تحویلدار و امثال آن بهر کندک یا غند در تمام عسکری افغانستان . (٢٦) تنظیم و تنسیق علم مبارک و صورت بست پرک ، بلوک ، تولی ، کندک ، غند ، لوا و فرقه و قطعات جسیمه . (۲۷) اجرای مانوره ها و جنگ های مصنوعی و انواع مشق نظامی . (۲۸) مسابقه اسپ دوانی و جمناستیک و هدف زدن و دویدن و غیره اعمال نظامی . (۲۹) اجرای سفری و سوقیات فرضی بنقاط مجهول بصورت ناگهانی بجهة اصلاح نقائص سوق الجیشی . --- page 100 --- مساعی جمیله نادری در امور عسکری ۷۳ جلد اول ـ نادر افغان (۳۰) اهتمام بصفائی اسلحه و طرز استعمال آن و توجه کردن به ترمیم و اصلاحات لازمه آن. (۳۱) تقرر هیئت های تفتیشیه جهة اخذ معلومات از ضبط و ربط و تعلیم و تربیه و طرز اداره قشونی و غیره. (۳۲) اعطای مقالات عسکریه روح پرور، در سراج الاخبار افغانیه جهته تنویر افکار ضابطان عسکری طرف صاحبمنصبان انشو معیت شان جهته تشویق. (۳۳) ترخیص سپاهیان پیر، معیوب، طرد چرسی، بنگی، بد اخلاق، شرارت پیشه از نظام، و گرفتن جوانان تنومند سالم الاعضای خوش اطوار بعوض انها. (٣٤) نهادن اساسهای صحیح و درست جهته جلب قوای عسکری بصورت نفوسی، تا در سه سال دوره تعلیمات خود را تمام، و بعداً رخصت، و عوض شان دیگر نفر از اقوام فرستاده شود. (٣٥) سبکدوشی صاحبمنصبان ضعیف و سالخورده که قابل کار نظام نبوند و تقرر وجه مستمری و یا زمین بخشی برای شان از طرف حکومت. و دیگر امور یکه ذکرش بطوالت می انجامد. --- page 101 --- [BLANK PAGE] --- page 102 --- ضمیمهٔ صحیفهٔ (۷۴) جلد اول کتاب «نادر افغان» باجه عسکر پیاده کابل سنه ۱۳۳۰ ق --- page 103 --- اهتمام نادری در احیای روح عسکری ٧٤ جلد اول ـ نادر افغان اهتمام به احیای روح فعالیت عسکری از یکطرف جناب محمد نادر خان در امور اداری و اعطای هدایات لازمی و وضع دستورالعمل‌های عالی برای ترقیات مادی و معنوی عسکری دباجائیکه فوقاً بآن اشاره شد، عطف توجهات صمیمی شانرا فرمودند، و از جانب دیگر شخصاً در بیداری و فعالیت عسکری و تطبیق همین اوامر و مفکوره نامی نافعه خویش بذل مجاهدت میفرمودند. ازین مساعی و کارگذاری نادری در امور قشونی شخص شاه و اولیای امور و عموم تبعه افغانی نهایت مسرور، و در برابر دیدن این جوش و خروش نظامی که تا چندی قبلترین اکثری از آنها همچو اجساد بی روح دیده می‌شدند و کنون که در قالب آنها روان فعالیت و شطارت از طرف جناب محمد نادر خان دمیده شده از هر گوشه و کنار تحسین و آفرین به ایشان نثار میشد، جهته تصدیق این مطلب ذیلاً مضمون یکی از نامه نگاران، فاضل شهیر محمود بیگ خان طرزی مدیر و محرر سراج الاخبار افغانیه مطالعه شود:- "درین ایام که جناب محمد نادر خان سپه سالار مقرر شدند، در هر هر جا صدای «مارچ» عساکر ظفر مآثر افغانیه سامعه نواز و آواز موزیکه نامی افغانیه --- page 104 --- اهتمام غازی اخبار روح عسکری منقول از سراج الاخبار ٧٥ جلد اول - نادر افغان با ظفر و نصرت هم آوازند.» «روز سه شنبه ١٠ شوال المکرم در پیش باغ چرگری قریب مکتب حربیه چه دیدم که از چهار غند عساکر مقیمه دارالسلطنه صاحب طنطنه کابل وشیمی ب، آنها را آورده بود که سپه سالار شهامت آثار شجاعت دار، امتحان عساکر فیروزی مظاهر را میدیدند، حقیقتاً خیلی مؤثر یک منظره بود.» «افسر افغان، سپاه افغان، موزیکه افغان، تماشا بین افغان، همه افغان، هر صدای موزیکه راست در دلم جا میگرفت، و نغمه های آن این محو مخالف آوای : رو اَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ باش خاک اندر دیده اغیار باش بر سر اعدای خود شمشیر باش گاه مکن روباه بازی شیر باش را بلند مینمود.» «هر تار مویم برای بلند نمودن نام اسلام، افغان، پادشاه، راست ایستاده بود، انتظام نظام، ترانه های ملی، موسیقیه ها، درخشیدن برچه ها دشمن کش، (پر مخ زاو) افسر ها، دلها را مسرت، دقت چشم را حیرت، گوشها را سامعه نوازی میفرمود.» --- page 105 --- ضمیمهٔ صحیفهٔ ( ٧٦ ) جلد اول کتاب « نادر افغان » ( کابل سنه ١٢٩٣ ش ) ( امتحان مشق تفنگ غند اردلی ) --- page 106 --- [BLANK PAGE] --- page 107 --- اهتمام نادری ایجاد روح عسکری بقول سراج الاخبار ٧٦ جلد اول - نادر افغان «درین روزها در عالم عسکری یک جدیت، و رونق و نشاط دیگری معلوم میشود، گروهی در یکطرف شهر مینو بهر بزدن آماج مشغوف اند، وطائفه در دیگر جانب بتعلیم قواعد حربی مصروف .» «شنیده شده که به سه شنبه دیگر امتحان بست های هنرفی عساکر نصرت مآثر و به سه شنبه دیگر امتحان بست های مکین است، و بعد از ان خود حامی ملت افغانیه یگانه رعیت دوست نظام نواز وطنخواه ملت پرور، اعلیحضرت همایونی روحنافداه امتحان جمیع عساکر وغیر هم را میگیرند.» «بعد از استجازه حضور، جناب سپه سالار صاحب تمام ضعفا و ریش سفید های عسکر را کشیده جوانان تنومند را در آن داخل کرده است» «ای وطنخواهان! عسکر در عصر حاضر نگهبان وطن و ناموس میباشد اهمیت عسکریه در هیچ ملازمت پیدا نمیشود، خواه از روی دین، خواه از روی دنیا در حدیث شریف منقول است، که نگاهداشتن یک شبه سرحد از دنیا و ما فیها بهتر است، وافضل صحابه بعد از عشره مبشره، اصحاب بدر رضی الله عنهم میباشند، که من حیث عسکریت یا حفظ وطن و اعلای کلمة الله فضل میباشند .» --- page 108 --- وضعیت افغانستان در موقع حرب عمومی ۷۷ جلد اول - نادر افغان "بر هر فرد مسلمان را لازم است که خطاب (عسکری) را بخود قبول فرماید" (ع ، ه ) مفکوره سراپا نفعه نادری در موقع حرب عمومی چون درین ایام جنگ عمومی کمال شدت و عظمت را بخود گرفته بود، و به بسیار سرعت حیرت افزا شراره عالم سوز حرب، از هر طرف شرباً شده خرمن امن و آسایش اوستریا را در داده از انجا بر روسیه سرایت و از روس گذشته المان را شعله افشان کرده، ثم فثم بفرانسه و بلژیک و انگلیز تجاوز کرده، دولت عثمانیه را هم فرا گرفته بود، و تمام این مناطق را بشر بای قرمزی خود خونبار کرد، و قتل ولیعهد اوستریا در مغرب، و بعضی حصص شرقی عینا تمثال خون سیادش را که اوراق تاریخ مشرق زمین ازان خون آگین است قایم کرد. ازین جهت تعیین خط مشی سیاسی افغانستان، درین هنگامه کلان حتمی و ضروری بود، که نظر بموقعیت سیاسی و جغرافیائی خود و اهمیت جنگجوئی و سلحشوری (۱) ملاحظه شود ستون ۲ صفحه ۳ شماره ۲ سال ۴ سراج الاخبار منطبعه ۳۰ سنبله ۱۲۹۳ - کابل --- page 109 --- وضعیت افغانستان در موقع حرب عمومی ۷۸ جلد اول - نادر افغان ملت شجاعش اعلان شود . والا در صورت عدم تعیین مسلک ممکن است که تحت کدام تضییق و فشاری بنام طرفداری و یا اتحاد روس و انگلیز که از همسایگان شرقی و شمالی اوست بیاید . درحالیکه بعض جرائد انگلیزی و هندی پروپاگند شمولیت افغانستان را در جنگ عمومی و اعطای معاونت را بحکومت انگلیز میسرودند ، بکذا دول مخالف اتحاد مثلث یعنے دروس ، انگلیز ، وفرانسه ، مخصوصاً جرمنی و ترکیه آرزومند مساعدت و مشارکت افغانستان بود با اوشان درین محاربه عظیم چنانچه برای همین مقصد یک وفدی نیز از طرف المان و ترک وارد کابل شده بودند . (۱) درینجا مجلس خاص الخاصی منعقد و در آن همه اولیای امور شامل شده در طراف تعیین خط مشی افغانستان بالنسبه آن حرب جهانسوز مذاکره کردند ، بعد از بحث و مذاکره طولانی زعمای امور عصر سراجی این مسئله را باکثریت تصویب کردند که «باید افغانستان در حرب حاضره کاملاً بیطرف باشد ، تا زمانیکه بر خلاف شان و شرافت و احترام و حیثیت ملت و حکومت با اندک کجشکانی (۱) که ذوات مشهو این وفد ندرمایر المانی و کاظم بیک ترکی ، فلوکس و این جنیک ، را جا مهند پرتاب ، و مولوی برکت الله خان بود. --- page 110 --- وضعیت افغانستان موقع حرب عمومی 79 جلد اول ـ نادر افغان و حمله از طرف هیچ یک از دول متحارب عاید نشود، مخصوصاً همسایه های شمالی و شرقی ما که فعلاً با همدیگر متحد و برعلیه اتفاق مثلث داخل حرب اند تمام شرائط بیطرفی و مراتب حقوقی ما را مراعات نمایند حتمی است. که افغانستان هم تمام شرائط غیرجانبداری را بالمقابل آنها مرعی دارد» درین مجلس خاص سپه سالار صاحب یک نطق مؤثری را راجع به اهمیت نظام ایراد، و ضمناً فرمودند «باید ما توجه خصوصی خود ما را بسوی امور عسکری بیش از پیش مبذول، و در رفع هرگونه نقائص آن بذل مساعی نمائیم، تا در صورت اندک یک تجاوز برحقوق مشروعه ما و یا تصور افتادن کدام یک لکه بر دامن شأن و شرف وطن و یا توجیه کدام خطره بکدام گوشه مملکت علی الفور مشت های سختی که از دست های شجاعت پیوست ملت غیور و عسکر جسورما تشکیل شده باشد بر دهن و گردن اینگونه متجاوزین و متعرضین حواله کرده شود . در دنیای موجوده بهر اندازه که در قوت و عظمت و قدرت عسکری افزوده شود، و در ملت ها روح شجاعت و حفظ شأن و شرف ملیت و وطنیت شان موجود باشد، بهمان اندازه بعزت و اعتلا هم آغوشش و بمقاصد عالیه خود نائل میشوند . --- page 111 --- [BLANK PAGE] --- page 112 --- ضمیمه صحیفه ( ۸۱ ) جلد اول کتاب « نادر افغان » اعلیحضرت امیر حبیب الله خان سراج الملة و الدین کابل ۱۲۳۹ ش --- page 113 --- اثر بیان نادری در حکومت سراجی در ترقی عسکری ۸۰ جلد اول - نادر جهان اگر بدیدۀ انصاف و تعمق ببینیم امروز بعوض این حقوق دولیۀ بین المللی که برای نام موجود است، و کسی بران عمل نمیکند، قوت و قدرت قایم گردیده است واقعاً که حقانیت و انصاف امروزه عالم ، بفحوای اَلْحَقُّ لِمَنْ غَلَبَ به قوّت مربوط است و قوت هم در عصر حاضر عبارت است از بودن روح وحدت و شجاعت در ملت و داشتن عسکر زیاد مجهز صاحب تعلیم و تربیه و دارائی مکفی توپ و تفنگ و دیگر وسائل و وسائط مقتضیه حربیه است ، لذا از حضور اعلیحضرت رجا میکنم تا زیاده تر بترقی و انضباط عسکری بذل مساعی فرمایند بکذا فرید توجّه و اهتمام عموم مأمورین مسئول این شعبه را در اعتلا و اصلاح نظام خواهانم . اثر این مفکوره نادری در ترقیات عسکری بیانیه غرّای فوق سپه سالار صاحب چون مبنی بر حقانیت و سعادت بود، اعلیحضرت و عموم زعمای امور بتصدیق آن پرداختند، حتی شخص اعلیحضرت سپه سالار صاحب را مخاطبه کنان فرمودند که :- " بعد ازین خودم حتی الامکان پریت های عمومی که هفته یکبار اجرا میشود بالذات برای گرفتن امتحان و تشویق عساکر حاضر میشوم ، و برای شنیدن --- page 114 --- اثر بیان نادری در حکومت سراجی در ترقیات عسکری ۸۱ جلد اول - نادر افغان و اجرا نمودن هر نوع عرائض و امور نظامی بهر وقتیکه شما خواسته باشید مائل و حاضرم » وارسی اعلیحضرت همایونی بمعاینه نظامی و انجام امور عسگری این مفکوره نادری که مزید توجه و اهتمام شخص پادشاه را بطرف عالم عسکری ایجاب میکرد و از طرف اعلیحضرت بنظر استحسان و قبول دیده شد، اینطور اثر و ثمر داد ، که امور سررشته طلب وزارت حربیه بهر وقتیکه سپه سالار صاحب تقدیم میکرد فوراً اعلیحضرت بآن وارسی مینمود ، و بمعین السلطنه نیز تأکید اکید فرموده بود تا بمعاونت و مساعدت سپه سالار در راه ترقیات مطلوبه عسکر جبراً دقیقه فروگذار نشود ، برعلاوه آن شخصا با اعیان افغانستان و حواشی شان احضاریت شانرا حتی الامکان در هر هفته به پریت گاه نظامی جهت معاینه و تشویق عمومیه التزام فرمودند . اینک بتصدیق این مطلب عین آن مضمون سراج الاخبار افغانیه مرقوم می شود ، که بقلم فاضل شهیر محمود طرزی مدیر آن مرقوم شده است :- --- page 115 --- امتحان عسکری منقول از سراج الاخبار افغانی ۸۲ جلد اول - نادر افغان «در ظرف این دو هفته در چمن حضوری و چمن نظامی امتحانات مهمة عسکریة اجرا گردید» «ذات شوکتسمات اعلحیضرت یک امتحان عمومی عساکر نصرت مآثر ملوکانه شانرا اراده و فرمان فرمودند، در هفته گذشته امتحان صنف پیاده (غند اردلی) یعنی عساکر خاصه همایونی در چمن حضوری اجرا گردید، ذات علیشحصرت همایونی با همه شهزادگان عظام و مصاحبان و سرداران کرام بدرستی نیترسی عسکری در چمن شوکت پیرامن تشریف فرما گردیدند، عساکر ظفر مأثر همایونی در زیر کمان افسری جناب سپه سالار محمد نادر خان به ترتیب بسیار منظمی صف ارائی نموده بودند، تشریف موکب همایونی بسواری عرابه موتر بوقوع آمد بود، بعد انکه از عرابه موتر فرود آمدند در حالیکه شهزاده گان عظام و یکی از مصاحبان خاص همرگان بودند بسواری اسپ بر همه صفوف عساکر مرور فرمودند .» «از طرف عموم عساکر شامانه سلامی بزرگ ایفا گردید، ذات علحضرت پادشای عساکر شاهانه را به التفات و نوازشات همایونی مظهر سعادت فرموده، در وسط چمن در زیر بیرق بزرگی که مخصوص پادشاهی است عودت و توقف فرمودند .» «اولاً امتحان (شی مست) و بعد از ان (منزنی مست) و بعد از ان (کمپنی مست) --- page 116 --- امتحان عسکری منقول از سراج الاخبار افغان ۸۳ جلد اول - نادر افغان اجرا گردید که هر یک از سمت های مذکور از چند رقم کار تفنگ ، و کار قدم بکمال مهارت و اتفاق صنعت بحضور شوکت موفور قوماندان مقدس اعظم ذات شاهانه ابراز نمودند ، و باز همه ست ها غنچه ست شده (مارچ پاس) یعنی برسم کچید دو بار از حضور همایونی گذشتند ، بار اول کمپنی ست و بار دوم همست گذشتند ، که این مارچ پاس یا رسم کچید مست بست از مشکلترین کارهای امتحان مذکور شمرده میشد و آنرا عساکر شاهانه بکمال درستی اجرا کرده توانسته مظهر تفقد شاهانه گردید .» «بعد ازان ذات اعلیحضرت یک تقریر دلپذیری در باب اهمیت عالم عسکری و سعی و غیرت در راه وظیفه شناسی بر عموم افسران نظامی بیان فرموده و از طرف حاضرین دعای سلامتی پادشاه و فتح و فیروزی عسکر و سپاه نثار گردیده مراسم امتحان بانجام رسید ، و ذات اعلیحضرت بسواری عرابه موتر با همرکابان حضور بقصر شاهانه عودت فرمودند .» درین هفته در چمن نظامی امتحان عساکر طوپچی و بطاریه های طوپ گرفته شد که ان شاء الله در شماره آینده از تفصیلات آن با بعضی لوحه های تصاویر آن تزئین صحائف اخبار خواهیم نمود .» (۱) (۱) ملاحظه شود صفحه ۲ شماره ۳ سال ٤ سراج الاخبار مورخه ۱۳ میزان ۱۲۹۳ - کابل . --- page 117 --- ضمیمهٔ صحیفه (٨٤) جلد اول کتاب «نادر افغان» کابل سنه ١٣٣٤ق عالیقدر جلالتمآب سردار محمد نادر خان سپه سالار با جمعی از صاحب منصبان افغانستان --- page 118 --- [BLANK PAGE] --- page 119 --- ضمیمۀ صحیفۀ ( ٨٤ ) جلد اول کتاب « نادر افغان » امتحان ورسم مرور عساکر مرکزی در سنۀ ۱۳۳۲ ق --- page 120 --- [BLANK PAGE] --- page 121 --- امتحان عسگری منقول از سراج الاخبار افغانیه ٨٤ جلد اول - نادر افغان در شماره ما بعد حصه موعوده این مضمون را چنین تحریر و تکمیل میکند:- «اعلیحضرت دائماً یک توجه خاصی در امورات مهمه عسکر پروری و ترقی روز افزون لشکری مبذول میفرمایند، حتی درین اوقات با وجود بسیاری کارهای دولتی در هفته یکروز را منحصر برویت و تمشیت امورات مهمه عسکریه داشته اند چنانچه در دربار روز شنبه بزبان مبارک فرمودند که بسبب تبدیل دادن ایام دربار که بروزهای سه شنبه مقرر بود ازین است که روز سه شنبه را برای ملاحظه امورات عسکریه مقرر فرموده اند .» «سپهسالار بیدار هوشیار جناب سردار محمد نادر خان و دیگر همه نایب سالارها و جرنیلها و افسرهای نظامی اردوهای عساکر شاهانه نیز بنابر پیروی افکار قدسیت اثار قوماندان اعظم و متبوع مقدس مکارم شیم خودشان از جد و جهد دائمی باز نمی ایستند .» «درین دو سه هفته نمایشها و امتحانهای مختلفه عسکری در چمن حضوری و چمن نظامی از حضور میامن موفور ذات اعلیحضرت پادشاهی گذارش یافته و موفقیتها و کامیابی های کامله ازان بحصول انجامیده است، چنانچه در هفته گذشته امتحان رسم مرور و انداخت توپخانه ها در چمن حضوری بعمل آمده درجه انتظام عساکر --- page 122 --- امتحان عسکری منقول از سراج الاخبار افغان ٨٥ جلد اول - نادر افغان توپچی، و نظم و نسق توپخانه ها پدیدار گردید، علی الخصوص طوپ های میدان کوهی که در ماشینخانه دارالسلطنه بمعرفت کارگران وطنی ساخته شده موجب افتخار و مسار بیشمار دیده میشد، درجه مقاومت و متانت این توپها را ازین قیاس باید کرد که بعضی ازین توپهای وطنی خود ما پنج شش هزار گله انداخته توانسته است که حقیقتاً شایان شکران بیشمار یک چیزی است . » « این نمایشها و امتحانها که اجرا میشود محض برای انیست که نواقصات لوازمات عسکریه ظاهر گردیده، در باب اکمال آن سعی شود، چنانچه بنابر استفساریکه از جناب سپه سالار صاحب سردار محمد نادر خان در خصوص سبب و چگونکی نمایشهای مذکور از طرف عاجزانه ما واقع شده است، ذات عالی شان از قرار ذیل معلومات عطا فرموده اند که عیناً مکتوب شفقت اسلوب عالی شا را درج مینمائیم: » نقل مکتوب ( بعنوان فاضل شهیر محمود طرزی مدیر و محرر سراج الاخبار) یوم یکشنبه ۷ شهر ذیقعده الحرام ۱۳۳۲ قمری چون آن مشفق کیفیت نمایش عسکری را که بر وزهای سه شنبه بحضور مبارک اعلیحضرت پادشاه معظم گذارش یافته از بنده جویا شده بودید ، بنابران حقیقت آنرا --- page 123 --- امتحان عسکری منقول از سراج الاخبار افغانیه ٨٦ جلد اول - نادر افغان برای آن دوست دانشمند تحریر نمودم ، اینکه همواره نظر و توجه ذات همایونی اعلیحضرت والا به ترقی ملت و دولت افغانستان است ، و اساس ترقی دولت وابسته بانتظام و آراستگی عسکر است ، بنا بران پادشاه معظم اعلیحضرت والا در هر هفته یکروز از اوقات قیمتدار شاهانه را که روز سه شنبه باشد برای اجرای امورات عساکر دولت علیه شان معین فرمودند ، که در روزهای مذکور جمله امورات که در باب ترقی عسکر باشد بحضور مبارک گذارش داده از حضور سررشته تکمیل آن نموده میشود ، بنا بران حسب الامر همایونی، بروزهای مذکور شروع از غند اردلی نموده ملاحظه جمله عسکری پایتخت را ان شاء الله تعالی فرموده و سررشته تکمیل شانرا از جمله لوازمات سفری و حضری که بکار باشد میفرمایند ما جمله افسران و سائر عسکر و افراد افغانستان از درگاه خداوند کریم استدعا داریم که ما خدام دولت را توفیق عنایت نماید که خدمتگذاری پادشاه معظم و دولت علیه افغانستان را بصدق دل انجام ، کاهلی و سستی را از خود دور و در خدمت خود ما جد و جهد بی اندازه نمائیم ، تا باعث نجات دنیوی و اخروی ما باشد . محل امضای سپه سالار محمد نادر » (۱) (۱) ملاحظه شود صفحه ٣ شماره ٤ سال ٤ سراج الاخبار افغانیه منطبعه ۲۸ میزان ۱۲۹۳ . --- page 124 --- اجمال مساعی نادری در عصر سراجی ۸۷ جلد اول - نادر افغان انصراف از تفصیل بنا بر خوف تطویل از انجا که حصص مهم سراج الاخبار افغانیه را همین ترقیات و اقدامات عالی که از مجهودات این شخص وطن دوست ملت خواه در موقع سپه سالاری از قوه بفعل آمده و عمده ترین اجراآت عصر سراجیه را امثال همین اعمال قابل امتثال نادری تشکیل نموده است اگر نگارنده درین محل خواسته باشد که تنها بنقل کردن همان مندرجات اخبار اکتفا کند، و یا لااقل باقتباسش توجه نماید البته برعلاوه اینکه تحریرات ما بطوالت می انجامد، این مجموعه ما نیز صورت یک رویداد مفصل وزارت حربیه را بخود خواهد گرفت . لهذا درین مورد بنگاشتن همین اجمال و اشاراتیکه قبلاً گذشت اکتفاء و خلاصه مطالعین را آگاه میکنیم که حضرت عالی سردار سپه سالار صاحب از ساله نیز الی اواخر ساله که جمله (۶) شش سال شود، در تطبیق و اجرا موادیکه در صحیفه (۶۹) تا (۸۶) قبلاً بتلخیص آن ایما شد بکمال فعالیت بذل مقدرت میورزیدند و دقیقه از اصلاح و ادای خدمت وجیبه ملک و قوم و شاه واجب الاحترام شانرا فروگذار نمیشدند، و در عسکر نوازی و تلطیف مزاج قشونی --- page 125 --- جمال مساعی اردوی در عصر سراجی ٨٨ جلد اول - نادر افغان و اعزاز و ترفیع صاحب منصبان خدام صمیمی نظامی بحکومت پیشنهاد های اساسی را تقدیم و منظوری آنرا تحصیل و باین قدر دانی خود در خرسندی و مزید فعالیت و کار پردازی آنها می افزودند، و در عین زمان نظام افغانی را به بهترین صورتی منظم و مخصوصاً اردوی مرکزی را از هر حیث عالی و معظم ساختند، و در ضبط و ربط قوای همرکابی اردوی سراجی که در سفر و حضر با اوشان میبود بیشتر بذل مجاهدت مینمودند! بهمراه ترقیات حربی پیشرفت امور عرفانی را هم بر خود (طوریکه قبلاً نگاشتیم) الزم قرار داد از یکطرف در انواع تعلیم و تربیه و تنویر افکار منسوبین عسکریه در لیعه مکاتب و مدارس و معلمین و اتالیق های مخصوص میکوشیدند، و از جانب دیگر در وسعت معلومات صاحبمنصبان و افراد عسکری به نشر تالیفات و اثرات نافعه عصر یه عسکریه بذل مقدرت میورزیدند. با اینکه سپه سالار معظماً ومسئلاً شب و روز گاه و بیگاه در عظمت و رفعت و اصلاح صوری و معنوی امور قشونی مصروف و همواره اوامر و هدایات نافعه را بعموم قطعات مرکزی و اطراف و نواحی میدادند همه وقته شرفیابی حضور را نیز حاصل، و در سفر و حضر همرابی شهریاری را نائل میبودند --- page 126 --- اعتبار خاندان نادری در عصر سراجی ۸۹ جلد اول - نادر افغان در امور نظامی وظیفه و در سائر امور ملکتداری عند اللزوم بحضور پادشاه و دیگر زعمای امور، افکار و نظریات قیمدارشان را ابدا میکردند. اعتماد و اعتبار دودمان نادری در عصر سراجی از همین هوشیاری و بیدار مغزی و دوراندیشی و حکومت دوستی و ملت پروری و وطنخواهی خویش یوماً فیوماً مراتب اعزاز و امتیاز وافتخار و اعتبار جناب محمد نادر خان و تمام افراد فرخ نهاد خاندانی شان در ترقی و تزائد بود، و عمده امور ملکی و نظامی در مواقعیکه بر دیگران اعتماد و اعتبار نمی شد، و یا کدام اصلاح مطلوبه حسب دلخواه از سائرین توقع نمیرفت، بیکی از افراد این دودمان صداقت بنیان عطا می شد. بهترین مصدق این مطلب همانا وجود مفاخر آمود سرداران عظام جنابان سردار محمد آصف خان و سردار محمد یوسف خان بود، که بحیثیت مصاحبین افخم دائم الاوقات بحضور پادشاه میبودند، و راجع باکتساب فضائل و اجتناب از رذائل و خدمت ملک و ملت و کندن ریشه های منحوس جهالت و خیانت، دائماً افکار خودها را تقدیم میکردند. و باز تقرر حصہ تعالی سردار محمد عزیز خان است در مقام وزارت خارجه --- page 127 --- ضميمه صحيفه (۱۰) جلد اول کتاب «نادر افغان» این گروپ از شماره ۲۱ سال ۳ سراج الاخبار افغانيه مطبعه ۱۸ سرطان ۱۲۹۳ ش گراور شده است (صف اول از طرف راست بچپ (۱) جناب سردار سپه سالار محمد نادر خان (۲) جناب محمد سلیمانخان شاغاسی نظامی حضور (۳) مصاحب خاص اعليحضرت جناب سردار محمد آصف خان (٤) مصاحب خاص اعلیحضرت جناب سردار محمد یوسف خان (۵) جناب محمد عزیز خان شاغاسی خارجه حضور صف دوم از طرف راست بچپ : - (۱) جناب مجمد علی خان کرنيل رساله شاهی (۲) جناب شاه ولیخان رکاب باشی حضور (۳) جناب احمد شاه خان سر میر اسپور حضور (٤) جناب محمد هاشم خان سرسپروس حضور (ه) جناب شاه محمود خان سرخان اسپور حضور . --- page 128 --- [BLANK PAGE] --- page 129 --- اعتبار خاندان نادری در عصر سراجی ۹۰ جلد اول - نادر افغان عصر سراجیه، و بودن عالیشان عزت و شجاعت بنیان سردار محمد هاشم خان نائب سالار نظامی هرات، و تقرر والاشان جلالتمآب سردار محمد سلیمان خان به نائب الحکومه گی هرات است، که این ذوات محترم این وظائف بزرگ شان را بچنان درستی و خوبی انجام داده اند، که الی الآن حسن اعمال و رفتار صداقت آثارشان ضرب المثل و ورد زبان صغار و کبار افغانستان است. بر علاوه آن ذوات معظم آتی الذکر ازین خاندان جلیل الشان بمناصب افتخاری آتی حضور شهریاری (که در واقع یک یک اسم مصاحبی و همراهی خصوصی شان بود در سفر و حضر بحضور آن شاه جلیل القدر) نیز نائل بودند: جناب سردار شاه ولیخان برادر سپه سالار رکاب باشی حضور. " " شاه محمود خان " " : سرهاوس " " " محمد علی خان " " : برگد غند هسپو اولیان " " " احمد شاه خان پسر عم سپه سالار : سر هراسپور " " " احمد علی خان نواسه " " : سرخان " " با این همه جاه و جلال، حشمت و اقبالی که از فضل خدای متعال بواسطه صداقت --- page 130 --- محبوب القلوبی خاندان نادری در انظار عمومی ۹۱ جلد اول - نادر افغان و امانت و حسن اخلاق و رفتار عالی العال باین خاندان صاحب کمال حاصل و موجود بود، عموماً هر هر فرد این دودمان بغیر از خیر اندیشی حکومت و فکر سعادت ملت و وطن دیگر فکر و ذکری نداشتند و بجز از تواضع وانکسار و همدردی با صغار و کبار اثری از خود غرضی وغیره اوضاع لایعنی در وجودشان دیده نمیشد . بصفات پابندی با وامر دین حضرت سیدالمرسلین و صمیمیت با شهریار مسلمین و اخلاص و محبت با مملکت و باخبری از چگونگی اوضاع عمومی ملت و عزت و احترام بزرگان و مراعات مراتب شفقت والفت با خوردان متصف و معروف، و بنظر عموم طبقات ملت و اعیان حکومت محبوب و مرغوب بودند. محبوب القلوبی خاندان نادری در انظار عمائد حکومت ، وعامه افراد ملت بواسطه همین رفتار نیک و اخلاق حسنه و خیرخواهی حکومت و طرفداری از آرامی وطن و نیکنامی عمومی تبعه افغانی که از صفات ممتاز این خاندان عالیشان مخصوصاً از ذات بابرکات محمد نادرخان سپه سالار بود، و همیشه از دست و زبان اوشان برای مردم رفاه و سعادت حاصل میشد، و گاهی --- page 131 --- وقعه شهادت امیر شهید ۹۲ جلد اول - نادر افغان از اوشان با وجود این تقرب سلطان اشغال مناصب کلان و عظمت و اقتدار فراوان باحدی ضرر و اذیتی ازوشان واصل نمی شد عموم افراد ملت آنها را بنظر عزت و احترام میدیدند، همچنین تمام احزاب ملی و طبقات سیاسی، بواسطه صداقت و امانت و صفات برگزیده شرافت و نجابتیکه درین ذوات صاحب دست موجود بود، از اوشان توقیر و طرز عمل شان را بالعموم تحسین و از فراهم آوری مساعدتهای لازمه و معاونتهای اخلاقیه، در پیشرفت امور متعلقه شان که تماماً برای خیر و بهبود ملک و ملت، و تحکیم و تشیید حکومت میبود، خودداری نمیکردند. اجمال وقعه شهادت امیر شهید و انقلاب ۱۳۲۷ جلال آباد مع الاسف اعلیحضرت امیر حبیب الله خان در سالهای اخیر سلطنت شان (که از نقطه نظر سیاسی و اثرات حرب عمومی خیلی مهم بود) کاملاً از امور مملکتداری بی پروا، و بشکار و مجالس تفریحی و انواع ساعت تیری مصروفیت زیاد پیدا کرده، همه امور را به برادر و فرزندانش سپرده، خودش بالکل بیکار قرار داد. --- page 132 --- واقعه شهادت امیر شهید ۹۳ جلد اول - نادر افغان از یکطرف این بی اعتنائی اعلیحضرت، از جانب دیگر تشبثات غرضجویانه احزاب خیانت، در سفر شتائی ۱۳۳۷ موکب سراجی که حسب معمول سنوات ماضی بعمل آمده بود) بشکارگاه کله گوش لغمان آن شاه مظلوم را در لیل پنجشنبه ۱۸ جمادی الاولی ۱۳۳۷ شهید ساخت، إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُوْنَ. سردار نصرالله خان نائب السلطنه با جنازه امیر شهید از لغمان وارد جلال آباد شده امر داد تا نعش شاه شهید را در میدان گلف که مقابل سراج العمارتست دفن کنند، و در عین زمان سلطنت خود را هم اعلان کرد، سردار عنایت الله خان معین السلطنه و سردار حیات الله خان عضد الدوله و دیگر افراد خاندان شاهی که در جلال آباد حاضر بودند، و شاغاسی های حضور، و عموم زعمای امور و قوای نظامی و افراد ملکی مشرقی با او بیعت کردند. امیر نصرالله خان اطلاع این امارت خود را طوریکه بعامه نقاط افغانستان مخابره کرد، بمرکز کابل بسردار امان الله خان عین الدوله (که حیث وکالت ۱/۲ ماهه مرکزی را داشت و درین ایام موعدش هم بسر رسیده بود و میباید که در جلال آباد می آمد) نیز فرستاد، و از وی تقاضا کرد تا بیعت عموم طبقات مرکز را گرفته توام بیعتش بحضور بفرستد. --- page 133 --- واقعة شهادت امیر شهید ٩٤ جلد اول - نادر افغان لیکن عین الدوله امارت نصراللهی را تحت تنقید گرفت واراکین ملکی و نظامی مرکزی را با خود متفق کرده نه تنها از فرستادن بیعتش انکار، بلکه خودش مدعی تاج و تخت شده در کابل سبک طمطراق برباد سلطنتش را اعلان، و به امیرنصرالله خان و عموم طرفدارانش انذار حرب فرستاد. در عین زمان از یکطرف تمام ذرائع خبررسانی افغانستان زیر سانسور گرفته شد، و جمیع اعلانهای امارت نصراللهی و فرامین شاهی مشرقی از بین راه گرفته شد، و تمام معابر و خطوط مواصله را تحت نظارت شدید عسکری گرفتند، و از طرف دیگر ذریعة اعلانهای اشتعال آمیز خود و تبلیغات جمعیت های متعددۀ پروپاگندچی که بهر سمت و هر نقطه مخصوصاً در شرقی بتعداد زیاد ذریعة موترها اعزام، و در ظرف شش ساعت به فتح آبادمواصلت و از انجا پیاده شده در اطراف ذیحق و امین و صالح الاماره بودن عین الدوله و قاتل بودن امیر نصرالله خان ذی مدخل بودن تمام هیئت معیت او به پروپاگند شروع، و بمردم از عطا پاشی و خطا پوشی بخشش های حکومت امانی داستانها راند کار، و اعلانهای رقت افزای امانی را که بتعداد زیاد، برله حکومت کابل و برضد حکومت جلال آباد، با خود داشتند توزیع، و عامۀ --- page 134 --- واقعه شهادت امیر شهید ۹۵ جلد اول - نادر افغان اغالی و تمام افراد نظامی را بنام خونخواهی امیر شهید تحصیض داده میگفتند که عین الدوله تنخواه عسکر را فی ماه بیست روپیه منظور و بعسکر امر میکند، تا در القای یک بلوا، و برپا کردن یک آشوب قیامت نما، علی الفور اقدام نمایند و تمام هیئت معیت امیر نصرالله را تار و مار، و عمائد و اراکین سلطنت را گرفتار کنند. در اثر این تشبثات اساسی و اقدامات مؤثره حکومت امانی نه تنها سلطنت نصراللهی سقوط، بلکه یک هرج و مرج شدیدی سرتاسر مشرقی را فرا گرفت، اشخاص معظم و اراکین بزرگ حکومت سراجیه، که دران ضمن خاندان سردار یحیی خان و فامیل امیر نصرالله خان و منسوبین و متعلقین سردار عنایت الله خان معین السلطنه هم شامل بودند یکی بعد از دیگری بندی شده محبوساً بکابل فرستاده شدند. چون مسئله خونخواهی امیر شهید یک آله موفقیت حکومت امانی، و بهترین ذریعه بدنام ساختن آن اراکین سلطنتی قرار داده شده بود، که در مشرقی بتبابعیت معین السلطنه و دیگر دودمان شاهی به امیر نصرالله خان بیعت کرده بودند بهمین که آن بازار طلسم بدون استعمال سلاح و یک مقاومت جدی در اثر یک --- page 135 --- ضمیمه صحیفه ( ٩٦ ) جلد اول كتاب « نادر افغان » مرحوم امیر نصرالله خان نائب السلطنه عصر سراجیه که بعد از شهادت برادرش اعلیحضرت امیر حبیب الله خان سراج الملة و الدین در مشرقی بابر تکلیف عمومی براریکه پادشاهی نشست، و در اثر پروپاگند حکومت امانیه در اواخر سنه ١٢٩٧ ش سلطنتش سقوط کرده خود ان مظلوم بچنگال يك محبس شدیدی افتاد که دران بمدت قابلی جانش را بجهان آفرین سپرد --- page 136 --- [BLANK PAGE] --- page 137 --- واقعه شهادت امیر شهید ٩٦ جلد اول - نادر افغان پروپاگند فرضی و تحریکات انقلابی شکست، و میدان برای امیر امان الله خان خالی ماند و قاتل اصلی را هم نه تنها او خوب میشناخت، بلکه اکثری از اهالی افغانستان میدانستند که کجاست و می شناختند که کیست؟ لهذا اولتر محبوسین خاندان سردار یحیی خان مرحوم، که در ان ضمن سپه سالار صاحب هم بود رها کرده شدند و بعد از ان معین السلطنه خلاص شد، تنها امیر نصرالله خان مظلوم بندی ماند، و در همان محبس جانش را بجان آفرین سپرد . چون اعطای تفصیل اینطور مضامین از اساس موضوعه این کتاب خارج بود درینجا محض جهتہ ربط واقعات بهمین قدر اجمال اکتفا شد زیرا یقین داریم اکثری از اهالی افغانستان از اسباب و علل این واقعه پوره واقف اند(١) . (١): باز هم اگر ناظرین خواهان تفصیل این واقعات باشند بصفحه های ١٢ شماره اول سال اول منطبعه ٢٢ حمل امان افغان وصحائف ٣ و ٤ شماره ٢ سال اول منطبعه ٤ ثور امان افغان وصحیفه های ٤ الی ٧ شماره ٣ سال اول منطبعه ٢٢ ثور سال ١٢٩٨ امان افغان مراجعه فرمایند، که از قلم آقای عبدالهادی خان مدیر آن تحریر شده است . --- page 138 --- علل موجبه جهاد استقلال ۹۷ جلد اول - نادر افغان علل و اسباب موجبه محاربه استقلال بالجمله چون امیرامان الله خان بدون اشکال و موانع، تاج و تخت افغانستا را باین وسائل و وسائطیکه اجمالش مرقوم شد اشغال، و میدان را از اعمام و برادرانش ربود، در صدد تحکیم و تشیید قوائم امارتش در دیگر ولایات و حکومات افغانستان برآمد و در پی شنا ختاندن خویش بحکومت انگلیز افتا زیرا که با وجود اعمام و اخوان بزرگش ازین ادعای بلا استحقاق شاهی او همانطوریکه در داخل افغانستان تمام زعمای امور و اولیای حکومت و عامه ملت در ورطه حیرت و استعجاب افتاده، در موضوع قبولیت او بشاهی افغانستان تردد داشتند، حکومت انگلیز هم رسما از شناختن او بشاهی افغانستان در حالیکه عم معظم و برادران بزرگش موجود بودند، استنکاف داشت. درینموقع شاه امان الله خان بحیرت افتاد که بکدام اصول جلب توجه ملت را بخود حاصل، و هم حکومت انگلیز را بشاهی خود قانع سازد، همان بود بدون تدقیق، و سنجش در موقعیکه از عسکر و ذخائر حربی خو تهم معلوماتی نگرفت، و نه انقدر پولی داشت که بتواند مصارف مکمل محاربه را تا جریان طبیعی آن تأمین کند، بهترین طریقه موفقیت را در اشغال مقام سلطنت --- page 139 --- سوقیات جهاد استقلال ۹۸ جلد اول ـ نادر افغان انداختن ولوله جهاد را در ملت اسلامی افغانستان دانسته، در بدو امارت خود اعلان غزا را محض ازین نقطه نظر داد، تا باین وسیله وحدت حقیقی ملت را که در همه مواقع، نظر باقتضای طبعی و مقررات دینی و ذوق فطری و شجاعت جبلی ملت دیانت طویت افغانستان، خود بخود بوجود می آمد تشکیل، و ازین مراعا جذبات عمومی و چیزیکه دائماً ملت افغانستان در هوس و آرزوی آن میطپیدند و از فقدان آن بخود می پیچیدند، جلب محتبت مردم را بخود تحصیل، و باین وسیله پادشاهی خود را بر انگلیسها بقبولاند. اجرای سوقیات افغانی و تهیه گرفتن امور حربی لهذا اعلیحضرت امان الله خان موقع را غنیمت دیده علی الفور بنام حفظ و تأمینات سرحدیه یک یک فرقه از ان قوای منظمه عسکری را که سپه سالار صاحب آنرا بهزار زحمت و مشقت در عصر سراجی تحت تعلیم و تربیه گرفته بود، و یک فوج بسیار زبر دست و منظم بود، و اگر بصورت صحیح از آنها کار گرفته میشد و مشکلاتی که از هر طرف آنها را زیر تضییق و فشار گرفته بود، از راه پیشرفت شان --- page 140 --- سوقیات جهاد استقلال ۹۹ جلد اول - نادر افغان برکنار میشد، البته مصدر بسا شجاعت و افتخار میشدند بهمه حواشی سرحدیه و نقاط لازمه سوق داد، و بهمراه تمام این قوای اعزامیه باندازه لازمه تجهیزات و ذخائر حربیه، از ان مخازن و جباخانه های احتیاطی که در موقع سپه سالاری مادری، ذخیره و تهیه شده بود، نیز فرستاده شد . نفیر عام جهاد جهت اشتراک عامه ملت شجاعت مدار، در خط محاربه، نواخته شد ! و از هر طرف بحار تموج غزاة و مجاهدین بکمال جوش و خروش تمام آن اطراف و نواحی سرحدی را که درخور دفاع و تعرض بودند، در تلاطم خود گرفته، بدون رعایت ترتیب اتخاذ اوامر و تطبیق یک سلسله و انتظام مقتضیه حربیه (که اجرا و نظارت این امور از وظائف مهمه حکومت بود) در بعض نقاط در بین طرفین تصادم هم واقع شد ! همچنین اعلانهای جهاد جهت تشویق و تحریص اقوام تهور مقام سرحدی نیز ترسیل، و همه قبائل و عشائر سرحدیه برعلیه حکومت هند یک پارچه آتش شده (آنها هم بدون از مراعات نقشه مقرره که در اعطای آن مرکز افغانستان اغفال شدیدی کرده) اطراف و حوالی خود را در التهاب و سرگردانی متوالی گرفتار نمودند . --- page 141 --- سوقیات جهاد استقلال ١٠٠ جلد اول - نادر افغان عساکر درجه اول عالی العال افغانی که عبارت از غند اردل واردلی و رسالۀ شاهی بود، بالوازم و تشکیلات لازمۀ آن از قبیل ماشیندار و توپهای متنوعه، تحت قیادت عالیجاه صالح محمد خان سپه سالار درجه اول و وزیر حربیه و یکعده از صاحبمنصبان دیگر (که موظف و مامور دفاعیه و تعرضیۀ تمام سرحدات افغانی از شنوار تا اسمار بودند) و لشکرهای مجاهدین ملی را بمشرقی اعزام و در انجا با قوای محلی قومی و نظامی که به پیمانۀ بسیار وسیع و حرارت زیاد، تماماً تهیه گرفته، بانتظار ورود امر مرکز و قائد عمومی بودند، ملتحق؛ و داخل اقدامات قبل از وقت شدند. همجناب شاغاسی عبدالقدوس خان اعتماد الدوله را با یک فرقۀ مکمل الاسباب درست و یک قوۀ مکفیۀ مجاهدین وطنی جاده پیمای ولایت قندهار نموده در آنجا با قطعات جسیمۀ قوای ملی سمت مغربی و نظامی مقامی آنجا ملصق و در صدد اجرات مقتضیۀ جهاد شدند. مع الاسف این جوش و خروش مجاهدین ملی و نظم و ترتیبات مکملۀ نظامی بواسطۀ انتخابات ناموزون و سوء اداره و عدم سنجیدن یک پلان معقول جهتۀ امور تعرضیه و دفاعیه و بد نظمی در رسانیدن آذوقه و دگر --- page 142 --- حرکت سپه سالار برای جهاد استقلال ۱۰۱ جلد اول - نادر افغان خطاهای ناقبل عفو در امور تعبیوی و سوق الجیشی و عدم رعایت مقررات لازمه حربی که تماماً از طرف خائنین و بعضی زعمای امور مرکزی و قشونی عامیانه و نا عاقبت اندیشانه اجرات میشد، اثرات مطلوبه و نتائج لازمه خود را نداد، بلکه در برخی از نقاط عوض منفعت خساره و عدم موفقیت را هم بنصیب قوای اعزامیه ما آورد و آن عسکر منظمی را که سپه سالار جهة دفاع از اضرار متوقعه حرب عمومی ترتیب کرده بود، بعضی قوماندانها بے متلون المزاج ببی استقامت معرفی کردند. اعزام موکب نادری بسمت جنوبی جهه حصول شرف استقلال ملی بحیثیت یک قوماندان حربی درین ضمن حضرت عالی محمد نادر خان سپه سالار عصر سراجی را که درین ایام موقتاً بیکار، و در خانه خود با قلب فکار، این واقعات متنوعه و سوء اداره را بکمال حیرت مشاهده میکردند، امیر امان الله خان بکمال اعزاز و احترام بحضورشان مدعو، و به اوشان اظهار کرد «که قوای عمده و سامان مکملی با افواج ملکی و قوای نظامی و قومی همان است که بسمت مشرقی و مغربی افغانستان --- page 143 --- حرکت سپه سالار برأی جہاد استقلال ۱۰۲ جلد اول - نادر افغان به تحت سرافری دیگر صاجمنصبانیکه از حضور ما مستقیماً مقرر شده اعزام شدند «چون فعلا بدست ما اینقدر یک قوه هم نیست که حسب مطلوب بتواند، از عهده دفاع سمت جنوبی براید، بهتر است که شما محض بنام حدمت اسلام و حفظ شان و شرف ملی و کسب آن مفاخر تاریخی حربی که از سالها در از ذوق حصولش را بخاطر میپرورانیدید، قوماندانی عمومی منطقه مهمه جنوبی را بکف با کفایت خویش گرفته با همین نفری باقیمانده و سامان موجوده علی الفور عازم سمت جنوبی شوید، زیرا که این ناحیه شدیداً زیر خطر و بیشتر تر تصور سوق الجیشی خصم ازین نقطه که بمرکز بسیار زیاد نزدیکست بخاطر میرود .» «هرچند میدانم که جناب شما نظر بآن اوضاع ناملائمی که مع الاسف ناحق و بی موجب با دود مان تان در اثنای انقلاب جلال آباد، از طرف حکومت من مرعی شده شکسته خاطر میباشید، اما از حسیات و طنخواهی و جذبات ملت پروری تان یقین دارم، درین فرصتیکه وطن در خطر است و افغانستان فهمیده یا نافهمیده اعلان حرب داده، مصروف امور سوق الجیشی است، تا بحفظ شان و شرف ملی خود نایل شود، شما --- page 144 --- حرکت سپهسالار برای جهاد استقلال ۱۰۳ جلد اول - نادر افغان گاهی آن اموریرا که بمسائل شخصیه ما و شما متعلق است اهمیت نمیدهد ؛ و بکمال آن فعالیت و شطارتیکه مخصوص ذات شما است ، بسم الله گفته ، عازم سمت جنوبی میشوید تا درین کشمکش موت و حیات محض جهت حفظ شئونات ملیه و سیاسیه این وطن اسلامیه خود، شما در جنوبی و دیگر عساکر ظفر مأثر تربیت یافته دست شما، در مشرقی و مغربی و دیگر سرحدات افغانی باتفاق قوای ملی حسب هدایات واصله مرکزی ، داخل اجراآت موثره حربی شوید .» « من امید میکنم که با اینکه عسکر معیتی شما کم ، و با آنهم غیر منظم و سامان و لوازم حربی شما حکم کالعدم را دارد ، ولی نظربه محبت و رسوخیکه شما در جنوبی دارید و به برکت عزم و استقامت و دانشوری که خدا بشما عطا کرده است اغلباً موفق میشوید .» «چون وقت کم و فرصت باریک میباشد ، بهتر است که از حالا تهیه سفر خود را ببینید و یک آن اولتر عازم سفر شوید .» سپه سالار بدون اندیشه و تردد ، از شنیدن این اختصاصش برای شان و شرف وطن دچنان یک مسرتیکه کدام یک متاع گرانبهائی را یافته باشدا، --- page 145 --- حرکت سپه‌سالار برای جهاد استقلال ١٠٤ جلد اول - نادر افغان داوطلبانه این خدمت بزرگ باشرف عسکریت را قبول، و نسبت بآن جفای حکومت و بی احترامی که اعلیحضرت از وقوع آن معذرت خواستند یک لفظی را هم ایراد نکردند. فقط اینقدر گفتند: «باک ندارد اگر دگر قوماندانها بی‌محترم آن عساکرا و قوای صاحب تعلیم و تجربه ام را که از چندین سال من بآنها تعلیم داده‌ام و روابط دارم و از روحیات‌شان باخبرم با سامان مکفیه و تمام لوازم مهمه با خود برده اند، چون من متکی بلطف خدا و باز تسلی بر آن حسن گذاره خودم هستم که با اقوام و عشائر جنوبی در ۲۹۱ ش نموده ام، اینک بکمال ذوق و محبت حاضرم، که برای خدمت وطن خود درین موقع نازک علی الفور برای جهاد عازم سمت جنوبی شوم، تنها اجازه میخواهم که ارجمند شاه ولیخان رکاب باشی و شاه محمود خان پسر سادس و جناب حضرت صاحب شور بازار را با خود ببرم و هم توقع میکنم تا همه عرائض و پیشنهاد نمایم را، که از محاذ جنگ بشما بفرستم حتی الامکان اجرا و در محل تطبیق بگذارید». بعد از ختم این مذاکرات در اوائل رجب المرجب ۱۳۳۷ حضرت عالی سپه سالار با دو برادران و عده از دوستان و همسلکان خویش و یک ملاحظه می گردد روی کار آمدن --- page 146 --- حرکت سپه سالار برای جهاد استقلال ١٠٥ جلد اول - نادر افغان کندک نظامی و دو طوپ هودزر و هشت ضرب طوپ نه پن قاطری و صد سوار شاهی و یک اندازه جباخانه از مرکز کابل عازم سمت جنوبی شدند، شب اول را در چهار آسیاب، دوم را در کلنگار و سوم را بالتمور گذرانده روز چهارم داخل حدود گردیز شدند، و بعسکری امر دادند تا از عقب شان بیایند، مراسم تعظیم و احترام شان هم بدار السلطنه کابل از طرف شاه و رزا و عامه خلق الله، به پیمانه بسیار اعلی بجا آورده شد، و هم در تمام نقاط عرض راه جمعیت های نهایت انبوه مردم، رسم پذیرائی این سرعسکر خجسته پیکر را به منتهای اخلاص و صمیمیت بجا آوردند، از شنیدن نطقهای شجاعت آور اوشان مسرور و تماماً یکی بعد از دیگری تهیه دیدن شان برای جهاد خود ها را آماده میکردند. چون ما بقی واقعات سپه سالار که در عرض راه الی فتح تهل و غیره واقع شد مجملاً در امان افغان مرقوم است، اینک نگارنده حالات ما بعد از ٢٥ رجب ١٣٣٧ را ذیلاً از ان اخبار اقتباس میکند که آقای عبدالهادی خان مدیر امان افغان آنرا ذریعه یکی از نامه نگاران حربی خود گرفته است:- --- page 147 --- اجراآت نادری در جنونی موقع جهاد استقلال منقول از امان افغان ۱۰۶ جلد اول - نادر افغان اجراآت عالی و حسن مساعی سپه سالار غازی در موقع جهاد استقلال ۱۲۹۸ (۱) (از قلم يك نامه نگار حربي امان افغان) "..........۲۹ رجب چون جناب سپه سالار محمد نادر خان و برادران گرامی قدرشان، بعد از منزل التمور بقلعه سفید که تقریباً بر مسافت سه کروه از التمور واقع است رسیدند، مردم منگل وغیره جوق جوق جمع آمدند و گردشان حلقه انداخته اظهار جوش و خروش نمودند. تفنگ های شادمانی را فیر و نظاره های مسرت را نواختند، این همه مسرت و شادمانی شان ازینجهته بود، که ایشان باز مربی قدیمی خود را دیدار نمودند، اینها تا اینوقت از عزیمت جهاد خبر نبودند، این جم غفیر همرکاب سپه سالار صاحب بقلعه بالاحصار گردیز رسیده در آنجا جناب سپه سالار مردم را بواسطه یک تقریر مؤثر از عزیمت خود بسوی جهاد اطلاع بخشید، عموم را براهین عفو قصور و تقصیر یکدیگر هدایت نموده به اتحاد و اتفاق تاکید فرمودند، (۱) منقول از صفحه ۴ لیه شماره ٤ منتشره ۱۸ سرطان ۱۲۹۸ سال اول امان افغان. --- page 148 --- اجرأت نادریه طی جنوبی بموقع جهاد استقلال شوال المکرم ۱۳۳۷ ۱۰۷ جلد اول - نادر افغان مردم بجوش وعده کردند که برین گفتار سپه سالار رفتار. وخودها را بافتخار و در جهاد کامگار خواهند کرد .» «۲۷ رجب: فرقه های اقوام مختلف در بالاحصار گرد آمده جوش و خروش خود ها را نسبت بغزا اظهار نمودند ، جناب مستطاب هر طائفه را از شرف جهاد مطلع کرده برای آماده شدن آنها باجرای آن ، هدایات فرمودند. « شوق مردم ازین طلاع غرا مضاعف گردید ، نوشتن و قلمبند کردن این شوق مسلمانان از احاطه و قدرت قلم خارج است، جوش مردم را دیده تقریر پر اثر جناب سعادت مآب سپه سالار صاحب را شنیده یک عالم غریب قلوب حضار را فرامیگرفت ، چشم ها از مسرت پر نم میشد ، سخن کوتاه هر روز همین عالم بود ، و همین جوش ، اعادهٔ این را ضروری ندیده درینجا فقط کوایف ضروریه را قلمبند می نمایم :» « ۲۸ و ۲۹ رجب الی غرهٔ شعبان را هم در اجراآت مهمه و القای جوش و خروش و ترتیبات لازمه گذرانیدند ». « ۱، ۲ ، ۳ ، ۴ شعبان هم در همین موضوع گذشت ، جناب سعادت مآب سپهسالار صاحب مردم را ترغیب و تحریص و تشویق مینمایند ، جوش --- page 149 --- اجراات دهمی جنوبی درموقع جہاد استقلال استقلال تان افغان ۱۰۸ جلد اول - نادر افغان و خروش مردم روز بروز مترقی است ، مناقشه با همی داخله قریباً مرفوع و علائم اتحاد و اتفاق در همه جا مرئی است .» « ۵ شعبان ، امروز بوقت ۹ بجه جناب سعادت مآب فوجی گردیز را ملاحظه و برای امتحان فیر توپ امر فرمودند بجه ۹ بجه باینکه بفاصلهٔ قریب یک میل بطرف شمال مغرب بالاحصار واقع است رسیدیم ، بفاصلهٔ قریب ۲۰۰۰ گز آماج را نصب چهار عراده توپ را برای نشانه کردن آماج امر، و هدایت ضروریه را برای توپچیان تبلیغ نمودند، توپچی فیر کرده گلوله اول از آماج سر و به نشان نخورد ، جناب سعادت مآب غلطی توپچی ها را تصحیح نمود، باز امر « اُور » ایراد نمودند ، سه گلوله ها بدرستی فیر شد بعد از ان یک شرابنل فیر کرده شد ، تا که نشانه بدرستی معلوم شود ، شرابنل دوم فیر شده به نشانه خورد ، پس چهار شرابنل یکجا فیر شد ، هر چهار بدرستی به نشانه خوردند . » « ۶ شعبان ، جناب سعادت مآب سپه سالار امر فرمودند ، که فوج گردیز نشانه زدن توپ ها را مشق کنند ، نزدیک تپه ماران که بالای چشمهٔ ماران است ، فوج مذکور چاند ماری کرد ، بتطار --- page 150 --- اجرات نادری در سمت جنوبی در موقع جهاد استقلال منقول از امان افغان ۱۰۹ جلد اول - نادر افغان اردو هر روزه کرده میشود (۱) مردم عام و خاص چشم براه هستند، درینروز طوفان باد شروع، اکثر خیمه را کند، درین ضمن خیمه ما هم کنده شد بعضی نقشه هائی را که تیار میکردم قدری خراب شد.» « ۷ شعبان: امروز بخیر و عافیت اردوی معلی رسید، جناب سعادت مآب ایشان را ”مانده نباشید برادرها“ فرموده با آنها چورپری کرده یک نطق مؤثری را ایراد نمودند، و از یکسربدیکر عساکر نظامی و ملکی گردش کنان همه ایشان را ملاحظه فرمودند، و در آخر جناب سعادت مآب سپهسالار، امر ”لوی سلامی“ را اعطا، و رد بقیله سلامی اعلیحضرت را بجا آوردند، بعداً بخیمه خود تشریف آورده منصبداران را ”مانده نباشید برادران“ فرموده و همراه شان معانقه و مصافحه کرده در طی نطق خود فرمودند: ”الحمدلله که خداوند تعالی ماها را برای این خدمت معظم و مقدس منتخب فرمود، از شمایان امید دارم که فرض خود را بدرستی و صداقت بجا خواهید آورد، تا خداوند تعالی و حضرت رسول الله (ص) و حکومت اسلام (۱) اردو عبارت از همان قوه نظامی است که در صفحه (۱۰۵) مذکور است، علت عقب ماندن شان اینکه سپهسالار صاحب با اخوان شجاعت مدار و دگر متعلقا رانش بعد از تودیع مرکز حرکت شانرا پیشتر از عسکر برای تطبیقات و اجرات مطلوبه سمت جنوبی تصمیم کردند: چنانچه چند روز پیشتر از وصول عسکر جنوبی بشروع باقدامات مؤثر کرده شد. --- page 151 --- اجرأت نادر جمعیتی در موقع جهاد استقلال منقول از امان افغان ۱۱۰ جلد اول - نادر افغان از ما رضامند باشند ، بدرگاه الهی دعا میکنم خداوند تعالی ما را پیش پادشا اسلام و برادران عسکری و ملی ما نشرماند» حضار صدای آمین امین را بلند کردند نماز شام را همین جا ادا نموده بعد طرف بالاحصار مراجعت نمودند» «۸ ، ۹ شعبان : جناب سعادت مآب سپه سالار بوقت ۱۰ بجه بنفرو گاه تشریف بردند ، پریت شد یک تقریر موثر را ایراد فرمودند که هر لفظ آن تاثیر منفعت بخشی را پرتاب نمود ، بعد از پریت ، فوج از طرف خود برای جناب سعادت مآب چای تقدیم نموده اتن ملی را بر پا نمودند ، حضار بسیار محظوظ شدند عسکر ملکی هم اتن کردند ، جناب سعادت مآب اتن کنندگان را مبلغ سه صدر روپیه انعام داده مرخص فرمودند ، جناب حضرت صاحب بوقت ۳ بجه روز [از کابل] تشریف آوردند، سرداروس صاحب شاه محمود خان برای استقبال شان رفتند ، حضرت صاحب فوج را نصیحت و تشویق به جهاد فرمودند .» « ۱۰ شعبان : الحمدلله خیریت است ، در سائیکلو ستائل اشتهارات ضروریه برای اصلاح قبائل، چاپ کرده روانه شد، تمام شب برسائیکلوستا کار جاری بود . » --- page 152 --- اعزام قوماندانهای نظامی بمحاذهای جنگی 111 جلد اول - نادر افغان « ۱۱ شعبان باد و طوفان سخت آمد اکثر خیمه هاکنده شد، بعد از یکساعت قدر باران شد ، در علاقه گردیز طوفان باد عموماً میخیزد، از ین سبب بگردیز را گردیز میگوئیم . » اعزام جنابان شاه ولیخان و شاه محمود خان بمحاذهای مفوضه شان « ۱۲ شعبان نقشه های کرم و وزیرستان که از چند روز بسر دست بود ، بتکمیل رسید تا یکعد از انرا رکاب باشی جناب شاه ولیخان بغرض توزیع بنون مسعود ، و مابقی انرا جناب سرگردون صاحب شاه محمودخان بکوئل پیوار ، جہتہ استطلاع عامه با خود ببرند ؛ از مرکز طلاع علم خضرت رسید که در سوات مشرقی منظمی واقعه ده است . از استماع این خبر یک افسردگی قلوب سامین خاص افراگر برای فتح و خیر اسلام دعاها کردند، ولزوماً این اطلاع را بصوت مژده فتح لوارک و غیر هسکری و قوای قومی آنجا بلاغ نمودند چنانچه این مژده تأثیر عجیبی بخشید (۱) درین روز نقشه کشی کرم شروع شد . » «۱۳ شعبان برای تشویق اقوام سرحد دیگر اشتهارات چاپ شد، برای اصلاح تورمی اعلان طبع گشت ، که در صورت خدمت آن جونی که (۱) ناظرین عزم قوی و ارادۀ ( نادری ) را ازین ابر تخمین کرده میتوانند همچه وقایع مهم که فکر رجال مرکزی را مشوش و کابل را متزلزل کرده ، با وشان اثری را وارد نمی کند ، بلکه بالعکس موجب مزید شجاعت و عبرت و اقدامات جدی اوشان و قوای معیتی شان میگردد ، اگر درین موضع نازک لطف الهی برانگیزنده عرق حمیت جناب محمد نادر خان و طر دست نمی شد ، البته آن نتایج خوشگواری که از ین جنگ بظا ر شد و شرف وعزت واقعی و حقیقی وطن را نمودار ساخت گا ہے بدست نمی آمد . --- page 153 --- اعزام قوماندانهای نظامی بمحاذهای جنگی ۱۱٢ جلد اول - نادر افغان پیشتر ملک شانرا آبیاری میکرد، و الحال بند است، باز جاری خواهد شد» «بوقت ۹ بجه جناب شاه ولیخان رکاب باشی بمعیت حضرت صاحب (نور المشائخ) عازم ارگون جهته ملحق شدن به مسعودها دوز یها شدند، جناب سعادت مآب سپه سالار صاحب پیش روی فوج اعزامیهٔ محاذ مسعود یک تقریر پر تأثیری ایراد نمودند، جناب رکاب باشی صاحب از طرف فوج خود جواب پرجوشی را عرض کردند، و بعد از یک دعای مخلصانهٔ رقت آوری توکل بخدا کرده روانه شدند، فوج جناب شاه محمود خان سر اوس صاحب را که عازم کوتل پیوار بودند، جناب سعادت مآب سپه سالار، بعد از تشویق نمودن به جهاد مرخص فرموده و بخدا سپردند، جناب سر اوس صاحب طعام چاشت را صرف نموده بوقت یک بجه روز روانه شدند.» «درین اثنا خبر قطع مناسبات رسید الحمدلله بسیار خرسند شدیم، برای جناب سر اوس صاحب و رکاب باشی صاحب این خبر و اشتهارات فرستاده شد» «١٤ شعبان: جناب سعادت مآب در انتظام بارگیر و آذوقهٔ اردو --- page 154 --- حرکت سپهسالار از گردیز بعزم تعرض بر انگلیز بنقل از سراج ۱۱۳ جلد اول - نادر افغان که بخیر فردا عازم خوست خواهند شد، مصروف بودند، بواسطۀ اشتهارات چهاپ بعسکر و افواج چھاونیهای سمت جنوبی هدایات ضروریه برای مدافعه، خلاف هجوم آوری جهاز هوائی در وقت حرکت و قیام فرستاده شد.» حرکت جناب سپه سالار از گردیز بعزم جهاد «١٥ شعبان : قریب ٩ بجه عسکر شجاعت اثر بقرار هدایتیکه دیروز نشر شده بود برآمد، اوّل توپخانه کوچ داده شد، در عقب آن بفاصلۀ صد گز فوج پیادۀ برآمد، جناب سعادت مآب سپه سالار از بالاحصار برآمده بر سر راه فوج را ملاحظه فرمودند، برای سلامی اردو، توپ ها فیرکرده شد، جناب فضیلت پناه حضرت صاحب خطبۀ جهاد را خوانده و نماز جمعه را در مسجد جامع گردیز ادا کردند، سپس یک تقریر مؤثر ایراد فرمودند، قریب یک بجه روانه شدند، راه بالکل خراب بود، سرک هیچ نبود، بارگیر توپخانه و هودرز تکلیف زیاد از ان مرور مینمود، نشیب و فراز، فرودآمدن نه صرف مردم پیاده را مانده ساخته بلکه اسپ ها بوهم زله و مانده میشد، بر سر راه مردم در اکثر جایها قرآن شریف را آویزان کرده بودند، فوج تیمناً از زیر آن میگذشت --- page 155 --- حرکت سپه سالار از گردیز عزم تعرض بر انگلیز مقتول انا ١١٤ جلد اول - نادرخان و هر کس قرآن شریف را می بوسید، بوقت پنج بجه شام به منزل (دره) نزدیک شدیم .... مردم بجوش و خروش استقبال کردند، حتی مادرهای سالخورده هم درین هجوم مستقبلین شامل بودند ، و خود را برای جهاد پیش میکردند ، جناب سعادت مآب آنها را انعام داده مرخص میفرمودند ، اردوئی که پیشتر رسیده بود بجوش سلامی جناب سعادت مآب گرفت ، سپه سالار صاحب ایشانرا (مانده نباشید برادران) فرمودند، داک آمده بود، در ضمن خطوط واصله یک اشتهار عام در باب طوائف پشاور که از طرف دیتی کشنر آنجا نشر شده بود نیز موجود بود . » « ١٦ شعبان ! بوقت صبح مکتوب جناب سرسراوس صاحب شاه محمود خان رسید، الحمدلله آنجناب بخیر و عافیت بمنزل حسن خیل رسیده اند» « بوقت ۹ بجه ازینجا کوچ شد، راه نسبت به دیروز زیاده خراب بود نشیب و فراز حسب معمول، مگر آب دریائی جدران بران مستزاد است، ازینجهته بمشکلات سخت ، سر دچار میشدیم ، و از پای میماندیم ، بعد از قطع نمودن ربع منزل یک منظر غریب بنظر برخورد تمام کوها و تپه ها شاداب و بر آنها درخت های جلغوزه ، ارچه ، بلوط وغیره روئیده بودند ، این مناظر از منظره های سوئیزرلیند --- page 156 --- حرکت سپه سالار از گردیز عزم تفریح انگور شتول از راه پیچی ۱۱۵ جلد اول - نادر افغان در هیچصورت کم نبود..... بر سر یک کوتل بالا شدیم، اینجا مردم ما را بدوغ تواضع کردند، درین محل یک دو مزار اولیا بزرگ است بوقت ۱۱ بجه در قریه ملک مکی خان رسیدیم، مردم موکب نادر را بجوش و خروش استقبال کردند این علاقه نهایت حاصل خیز است، مردم مهمانی غریبانه خود را با تقدیم نمودند ماست و نان جواری فراوان آوردند، صدق و اخلاص شان بر قلوب حضار نقش گردید، بعد از صرف طعام جناب سعادت مآب قدری استراحت فرمودند، بعد از نماز ظهر ازینجا روانه شدند.» «مردم در راه به اکثر جاها جمع آمده بودند، اتن بر پا کرده نعره های "یا چهار یار" را بلند و تفنگ ها را برهوا فیر میکردند، قریب ۶ بجه بمنزل روزه رسیدیم، جناب سعادت مآب با ملکان جدران ملاقات کردند.» « در ما بین قبائل جدران قبل ازین بسیار "بدی" بود، خانه های یکدیگر را میسوختاندند، با هم کشت و خون میکردند، از قلعه ها برامدن قطعاً غیر ممکن بود از یک قلعه قدری آب و آتش و غیره را بعضی نفری ما خواست تا مالک آن از سر دیوار این چیزها را داد، مگر دروازه را باز نکرد، که مدعی ما دارد میگویند که ناظم دوست محمد خان حاکم اعلای جنوبی از مابین ملک شان به معیت فوج هم --- page 157 --- حرکت سپاه رازگر در بعزم تعرض بر انګلیز تقول ازمانان ١١٦ جلد اول - نادر افغان گذشته نمیتوانست ، ملکان وعده کردند که بمنزل آینده همراه غازیان اقوام خود خواهند رسید . » « ١٧ شعبان اردو علی الصباح کوچ کرد، جناب سعادت مآب بوقت ۹ بجه روانه شدند، راه نهایت خراب و نسبت به دیروز بدتر بود ، غیر از سنگ نام ونشان ریگ یا گل دیده نمیشد ، بعد از وقفهٔ هره دقیقه از میان دریا و شیله‌ها گذشتن لازم می‌آمد، مشکلات طبیعی و مزاحم‌های قدرتی و بی‌امنی این سمت را ملاحظه و دقت باید کرد، مگر فضل خداوند تعالی شامل حال است، الحمدلله راه بخیر و عافیت قطع گردید ، این منزل بسیار دراز بود ، در یک جای اسپ فقیر محمد خان مهاجر هندی بیطار ، افتاد و سقط شد . » « در یک قریه جناب سعادت مآب پایان شده نان چاشت را صرف نمودند ، جناب فضیلت پناه حضرت صاحب نور المشایخ، هم بهمین جا پایان شدند غازیان قوم ملک بگر خان رسیدند ، و آتن برپا کردند ، حاضرین بسیار محظوظ شدند ، منظرهٔ این علاقه بسیار دلکش بود ، درخت‌هٔ انار ، توت ، زیتون روئیده بودند ، بفاصلهٔ دو گروه از منزل مقصود نفری قومی ببرک خان برای استقبال آمده بودند ، فرزند دومین شیر لیوک خان ، فوج ملکی را بولیے --- page 158 --- حرکت سپه سالار گردون حشم در غرض رفع فتنه انگريز ننقوات از مال افغان ۱۱۷ جلد اول - نادر افغان "سلامی" داده رسم تعظیم را بجوش و خروش بجا آوردند، مردم درینجا بیرقی را که بیکطرفش نوشته "نَصْرٌ مِّنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِيبٌ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ" و دیگر طرفش نشان دولت علیه و الفاظ دولت خداداد افغانستان را حائز بود با خود داشتند، بعد از مسافت نیم ساعت علاقه (المره) شروع گردید، این علاقه نهایت حاصل خیز است، هر طرف باغات و مزرعه های سبز موجود اند ....... به ۶ بجه شام در منزل (المره) که قریه خان موصوف است رسیدیم، فوج بجوش سلامی جناب سعادت مآب را گرفت، موزیکه نواخته شد طبیعت سامعین بحال شد، پنجاه نفر مسعود که پیشتر در فوج انگریزی نوکر بودند ازینجا منفصل و بحضور جناب سعادت مآب مشرف شدند، جناب سپه سالار صاحب با اوشان بسیار مهربانی فرمودند، ملکان دتنی، وزیری، مسعودی، خوست) نیز آمدند، در المره شرف ملاقات سپه سالار غازی را نائل شدند. --- page 159 --- وصایای نادری برای قوای افغانی منقول از امان افغان ۱۱۸ جلد اول - نادر افغان وصایای نادری برای قوای افغانی آغاز پیشقدمی عشایر افغانی در خاک انگلیز ۱۸ شعبان: برای عسکر و فوج ملکی جناب سعادت مآب بواسطة اشتهارات هدایت فرمودند که در موقع پیشرفت و فتوحات به مال رعایا و مسلمانان و هندوان هندوستان دست اندازی نشود، اگر کسی خلاف این حکم کرد ازو سخت بازخواست خواهد شد، این اشتهارات برای سرداوس صاحب جناب شاه محمود خان و رکاب باشی صاحب جناب شاه ولیخان نیز فرستاده شد، و هم در دیگر مقامات ارسال گشت» به ملکان مسعود، وزیر، داور، تنی، و دیگر معتبرین نیز ازین اشتهارات داده شد، خبر آمد که مسعود با بنا بر وصایای نادری به حمله های خود شروع کرده اند هفتاد و پنج راس شتر که بچهاونی (سروکی) انگریزی در علاقه مسعود غله میبردند بدست مسعودها افتاد که بره ۳ رأس غله بار بود، و چهل راس آن خالی میباشد» امروز غازیان قوم تنی رسیدند، قریباً دو هزار نفر خواهند بود، تفنگ ها فیر کردند و شادمانیها نمودند: ۱۱ نفر از قوم تنی سیم تلگراف چهاو د (میرانشاه) را --- page 160 --- آغاز تعرض عساکر افغانی بر انگلیس مقتول الزمان افغان ۱۱۹ جلد اول ـ نادر افغان کنده بودند، یک ستون آهن از انرا بطور ثبوت با خود آورده اند، جناب سعادت مآب برای شان بهادری و سفر خرچ و کارطوس دادند .» « آب و هوای این علاقه گرم است فصل پخته و تیار است توت هم پخته شده است ببرک خان مبلغ چهار هزار روپیه برای مهمانی فوج ابدا نمود، بوقت عصر توپهای قاطری و هودزر فیر شد، پنج گله از قاطری زده شد همه بر نشانه بدرستی خوردند دو گلوله از هودزر فیر شد: یکی رون و دیگر بم، هر دو بدرستی به نشانه خوردند، اثر صدای توپ و مسافهٔ آماچ و درستی نشانه، مردم را چنان متأثر کرد، که جوش و خروش شان بلا مبالغه چهار چند گردید. ایشان در باب موفقیت خود بفضل خدا متیقن شدند، خبر آمده است که مسعودیها (۲۲۰) راس شتر دگر را هم که برای سردکی غله میبردند، گرفتند، بر همه غله بار بود.» « درین مسئله جای شک نیست که حملات ازینطرف بخوبی تا حال شروع نشده مگر: کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها : نظر بمشکلات راه و بی امنی ملک هرچه که از فضل خدا شده بسا غنیمت است.» « الحمدلله مسعودها کار خود را آغاز کرده اند، همراه دیگر اقوام یاغستان و رعایای انگریزی عهد و مواثیق بسته شده، ان شاء الله بمجرد رسیدن فوج --- page 161 --- آغاز محاربه در سرحدات جنوبی منقول از امان افغان ۱۲۰ جلد اول – نادر افغان ظفر موج برسرحد، کامیابی بقد مبوسی غازیان ملت بیضای اسلام حاضر خواهد شد، فردا ۱۹ شعبان ان شاء الله ازینجا سوی خوست چهاونی (ماتون) کوچ است، چهاونی ماتون مرکز حرب این اردو که همراه جناب سعادتمآب سپه سالار است خواهد بود، ان شاء الله تعالی.» «اینجا قلت کاغذ است برای چاپ کردن اشتهارات وغیره کاغذ بکار میشود، از راه مهربانی کاغذ سفید روانه بدارید، برای خود بنده هم کاغذ سفید و پاکت داکی خرید کرده روانه بفرمائید.» (از اردوگاه قدم) آغاز ضرب منظم در تمام سرحدات جنوبی «روز ۲۰ و ۲۱ شعبان تماما در دلجوئی وتشجیع عساکر و اقوام و نصایح لازمه واعطای پروگرام نقشه جات جنگ بآخر رسید.» «۲۲ شعبان از محاذ وزیرستان و مسعود که در زیر سرکردگی جناب رکاب باشی صاحب شاه ولیخان میباشد، و مرکزش الحال چهاونی ارگون است، خبر آمد که نفری وزیرستان چهاونی وانا را که در جنوب و مغرب وزیرستان یک چهاونی مستحکم و حصین است محاصر نموده اند، نقشه ارسال خدمت است. --- page 162 --- اقدامات حربی در سرتاسر حواشی جنوبی سفوان در ماها ۱۳۱ جلد اول - نادر افغان نقشه محاذ کرم و کوهات را عنقریب روانه خدمت خواهیم کرد .» «۲۳ شعبان نیز در اعطای پرگر امهای جنگ و تشجیع و تحریص عساکر گذشت .» «۲۴ شعبان از طرف کوتل پیوار که زیر سرکردگی جناب سرسراوس صاحب میباشد، خبر رسید که دشمن بوقت شام ۲۱ شعبان برسنگرهای ما هجوم آورده مردم توری ، نظامی و ملکی درین هجوم شامل بودند ، جنگ تا دو ساعت دوام داشت که دشمن عقب نشست، بوقت ۸ بجه ۲۱ شعبان باز دشمن در حد سرسرنگ هجوم آورد جنگ تا سه ساعت جاری بود ، دشمن باز عقب نشست فوج ما آنها را تعاقب کرد، و تلفات کثیر رساند، از طرف ما یکنفر شهید شد .» «بهیمن روز ۲۴ شعبان فوجی دشمن در حد سرسرنگ سنگرهای نو نیا میکردند به فوج متعینه ما اطلاع رسید، مایان فورا هجوم بردیم یک صوبه دار میجر دشمن مجروح شد ، و دشمن رو بفرار گذاشت فوج ما سنگرهای شانرا قبضه نموده وضعیت خود را استحکام نمود .» --- page 163 --- [BLANK PAGE] --- page 164 --- ضمیمه صحیفه ( ۱۲۳ ) جلد اول کتاب « نادر افغان » توپ هویتزر در اثنای سوار کردن فیل بر سر اده در محاذ نیل حمل و نقل دادن سریع توپ هویتزر به دره های تنك ها و كتل كوه ها و نقاط صعب العبور از جمله افکار نابغه های محير العقول جناب جگرن محمد نادر خان سپه سالار غازی است که الی الآن در دیگر جایها نظیر آن دیده نشده ، مخصوصاً این ابتداء نادرانه سپه سالار خیلی قابل افتخار است که اوشان برای اولين مرتبه توپ هویتزر را عراده بوسیله جانوران بصورت اتومبیل مبدل داده اند. ۱۲۹۸ شمسی --- page 165 --- انقطاع طرق مواصله انگلیز با مفعول زامان افغان ۱۲۲ جلد اول - نادر افغان تسخیر سپین وام انقطاع طرق مواصله معسگرهای بزرگ انگلیزی « ۲۵ شعبان : مبارک باشد : بحمدالله تهانه " سپین وام " که برسرک دریای " تپل و میرام شاه " در وزیرستان واقع است (از طرف قوای همکابی سپه سالار غازی ) مسخر گردید. » « بوقت ۲ بجه در لیل ۲۴ شعبان جناب سعادت مآب سپه سالار، عالیجاه عبدالقیوم خان کرنیل توپ خانه و عالیجاه خدا داد خان کرنیل پیاده را همراه دو تولی پیاده و ۲ عراده توپ برای تسخیر تهانه سپین وام فرستاده بودند ، نفری ملکی جدران همراه ببرک خان رفته بودند، ۱۱ بجه روز ۲۴ شعبان قشون ظفر مقرون به تهانه سپین وام میرسند ، فوج دشمن که قریب ۳ صد نفر مسلح بودند گریختند ، بیست و شش نفر افریدی از جمله آنها پیش آمده بعسکر ملی سلامی گرفتند ، و تفنک های خود را تسلیم نمودند ، گدام فراوان بدست آمد نخود ، آرد ، بوره ، کچالو و غیره جبا خانه را فوج دشمن سوختانده بود ، مردم وزیری مال شان را بطور غنیمت بدست آوردند ، به رعایا و اهل قریه --- page 166 --- تسخیر سپین وام ومحاصره تهل منقول از امان افغان ۱۲۳ جلد اول - نادر افغان هیچ تکلیف نرسید، در مال کسی دست اندازی نشد .» « نقشه وزیرستان ارسال خدمت میشود ، تا موقعیت سپین وام بخوبی معلوم شود، ان شاء الله سلسله رفت و آمد و کمک رسانی تهل از میرام شاه منقطع گردید، میرام شاه، بنون، تهل در تهلکه افتاده است.» « ٢٦ شعبان جناب سعادت مآب سپه سالار زاد الله اقباله از منزل صادق ولندر کوچ کردند، تا که برای توپ ها و اردوگاه جای درست را معین بفرمایند. راه نهایت خراب بود، آب پیدا نمی شد، برگه مبارک شاه خان خوست که یکر و پیش آمده بود ، جاهای مهم و مواقع مناسب را بدست آورده قوه خود را تخمیناً بتقرب سه هزار گز بقلعه دشمن رسانده بود ، بوقت ۱۱ بجه روز جنگ آغاز شد، از هر دو طرف گله باری شدید شد، جناب سعادت مآب سپه سالار زاد الله اقباله بوقت دو بجه روز رسیدند، موضع های ضروریه را استحکام نموده سرهای کوه را تصرف کردند، بوقت شب اردو رسید، تا نصف شب بهر طرف گشته، مواضع توپ را معین فرمودند.» --- page 167 --- فتح تهل منقول از امان افغان ١٢٤ فتح تهل و حتراق مخزنهای انگلیزی از بمباردمان نادری «۲۷ شعبان بوقت ۹ بجهٔ روز گلوله باری شدید آغاز شد، الحمدلله چهاونی و قلعه و استیشن ریل دشمن در تهل از بعضی جایها خراب شد از گله باری هووزر ما که خود جناب سعادت مآب محمد نادر خان سپه سالار دام اقباله آنرا نصب و فیر میکردند، گدام دشمن سوخت، آتش تمام شب و نصف روز ۲۸ شعبان شعله زن بود.» «شهر تهل بتصرف ما آمد، شفاخانه و بعضی تهانه های سرحدی تسخیر شد خودم شب ۲۸ شعبان را در شهر تل بسر بردم، مردم را تسلی دادم، مردم بسیار خرسند شدند، از شفاخانه بعضی ادویه و اسباب بدست آمد، بوقت عصر یک تهانهٔ مستحکم و معمور که در آن افریدیها بودند، مسخر گردید، افریدیها تماماً عهد خود همراه تفنگ ها برآمدند، و به افواج اسلامی خود سلامی گرفتند، تعداد ایشان تقریباً ۵۰ نفر بودند در تهانهٔ مزبور، آرد، گر، تیل خاک، جبه خانهٔ فراوان بود --- page 168 --- جلد اول - نادر افغان ١٢٥ فتح تهل منقول از امان افغان همه اسباب را غازیها بدست آوردند . الحمدلله . » « ٢٨ شعبان قدری بخاموشی گذشت ، جهازات ہوائی صبح و شام هر دو وقت گلوله باری کردند سه نفر شهید و چهار نفر زخمی شدند ، مگر الحمدلله غازیها غیور و سپاهیان شجاع ما هیچ پروا ندارند . » « ٢٩ شعبان ، باز بوقت صبح طیاره ها آمدند ، و گله باری کردند تأثیر نبخشید ، مجاهدین بر هدایات عمل کردند ، مأمون ماندند . بوقت عصر از طرف ما گله باری شدید آغاز ، و یک توپ دشمن بیکار شد . الحمدلله گله های دشمن انقدر بیموقع و بیکار میخورد که نزدیک یکصد گز هم به توپهای ما نمی آمد هیچ تلفات برای ما نرسید یک توپ دگر دشمن را هم الحمدلله مخرب کردیم بوقت شب وزیر بهانی زیر کمان افسری عبدالقیوم خان کرنیل و داد محمد خان کرنیل که از سپین وام به تهل رسیده بودند ، و پادشاه میر خان و جدران ہا زیر کمان ببرک خان یورش بردند ، سنگرهای دشمن را تصرف آوردند مجاهدین چشمه که مال مواشی را سیراب میکرد با مخزن آب لوله که بعسکر انگلیسی آب میدهد ، بدست آوردند ، قلعه و چهاونی تهل بالكل بفضل خدا محصور است . » --- page 169 --- ضمیمهٔ صحیفهٔ (١٢٦) جلد اول کتاب « نادر افغان » قوای مجاهدین ملی با منصبداران افغانی در جهاد سنه ١٢٩٨ ش در موضع وانای وزیرستان. --- page 170 --- [BLANK PAGE] --- page 171 --- تنیجر مسکرهای انگریزی منقول از امان افغان ١٢٦ جلد اول - نادر افغان رشادت اقوام و قبائل سرحدی تسخیر وانا، سروکی، پیوار، خرلاچی وغیره غرهٔ رمضان المبارک خبر رسید که ۳۰ نفر افریدی و پنجابی بروزیکه از طرف ما گله باری شدید شد، از قلعهٔ تهل گریختند، چهاونی هنگو که مابین تهل و کوهات واقع است محصور میباشد، قوم ارکزی هم بنای تجمع را گذاشته و بیرق بسته اند و عنقریب در محاربه شامل خواهند شد. افواج انگریزی از تهانه های دوته خیل، شپانه، خیسوره، توت نری ابو، که در شمال وزیرستان واقع اند برآمده به پیش سعادت مآب سپه سالار زادالله اقباله حاضر شده اند و تهانه های مزبور، در تصرف افواج اسلامیهٔ افغانی میباشند چهاونی میرام شاه هم محصور است، الحمدلله مکتوب از طرف نامه نگار حربی مورخهٔ غرهٔ رمضان مبارک باشد الحمدلله که جناب رکاب باشی صاحب شاہ ولیخان چهاونی (وانا) و چهاونی (سروکی) را تصرف نمودند، فوجی که دران چهاونیها بود --- page 172 --- عزم آهنین نادری در برابر مشکلات ۱۲۷ جلد اول - نادر افغان بقرار عهد خود افسران انگریز را کشته جباخانه را چور کرده برآمدند، جناب شاه محمود خان سرسراوس صاحب کوتل پیوار را در تصرف خود آورده، به کامیابی پیشرفت دارند، تلفات دشمن بآن حدود ۳۰ نفر و از مایان ۷ نفر شهید شده اند، دو قریه دشمن غرلماچی وغیره را تصرف نمودند و دو ضرب توپ دشمن بیکار شد (۱)» عزم آهنین و قیام خونین نادری و فتوحات تاریخی سمت جنوبی به تمام هموطنان عزیز عموماً و بکسانیکه میدان حرب شامل، و یا در سیاسیات ایام جهاد ذی دخل بودند، بهتر معلوم است که بمقابل حضرت عالی محمد نادر خان غازی، در موقعیکه عزم و تصمیم جهاد را فرمودند، بسا اشکال مادی و معنوی عاید بود که جهت استطلاع ناظرین بچند مواد آن ذیلاً اشاره و از مابقی آن لزوماً منصرف میشویم :- عسکر و جباخانه و لوازم و تجهیزات حربیه شان بالنسبه فرقه های سفری شرقی و غربی نامکمل بوده بسیار نقائص داشت. (۱) منقول از صحیفه ۵ کالمی ۸ شماره ۴۲ سال اول امان افغان منطبعه ۱۸ سرطان ۱۲۹۸ - کابل --- page 173 --- [BLANK PAGE] --- page 174 --- ضمیمه صحیفه (۱۲۹) جلد اول کتاب « نادر افغان » با قوماندان جلالتماب سردار محمد نادر خان سپه سالار غازی در یکی از محاذ های جنگ سمت جنوب بموقع جهاد استقلال سنه ۱۲۹۸ ش --- page 175 --- عزم و حوصله نادری در برابر مشکلات ۱۳۸ جلد اول - نادر افغان عسکری همرکابی شان، باندازه نبود که میتوانست بقوه محض نظا سر تا سر حواشی و سرحدات جنوبی در کنار، حتی یک منطقه حربیه را بصورت صحیح اشغال میکرد . در داخل اقوام و عشائر جنوبی چندان جدال و خانه جنگی از ضعف اداره مامورین محلی مناقشه قومی موجود بود که توحد و اجتماع آنها در موقع مطلوب نهایت زحمت طلب بود . اداره وتنظیم امور از هم گسیخته جنوبی، و باز رعایت همه امور سوق الجیشیه و تعرضیه و دفاعیه، بالای افرادیکه از همه چیز (بجز از شجاعت و تهور که همراه آن جوش و خروش مذهبی هم منضم بوده است ) عاری بودند، امر نهایت صعب بود. رسیدن خبر عقب نشینی قوای دکه، شخوار، باسول، بتی کوت، سراخ علیخان و بالاخره اطلاعیه سقوط جلال آباد و وصول عسکر مشرقی بصورت غیر منظم بکابل و انحلال ادارات حکومتی مشرقی، تاثیرات سوئی را در انولا القا نمود زیرا که یکهفته قبل از تعرض تهل اطلاع این واقعات مشرقی کاملاً بذریعه فرامین و مکاتیب وغیره در سر تا سر جنوبی رسیده بود ). --- page 176 --- عزم و حوصله نادری در برابر مشکلات ۱۲۹ جلد اول - نادر افغان اطلاعات تذبذب و سوء اداره و سراسیمگی و عدم دقت و اهتمام رجال بزرگ مرکزی در حل و فصل آن امور مهم ملکتداری که تقریبا فیصله موت و حیات ابدی افغانستان مینمود ، زیاده تر فکر و حواس سپه سالار غازی را مشغول ، و خیلی توجه اوشانرا بطر ز عمل مرکز مبذول میداشت . ولی این اشکال و موانعیکه شمه از ان اشاره شد ، در عزم بالجزم و اداره قوی نادری هیچ یک نقص و فتوری را عائد نکرد و متوکلاً علی الله با جائیکه فو قامرقوم است کسب موفقیت نمود ، و بمدد الهی و حسن مساعی خود ، روح وحدت را در عموم اهالی جنوبی تزریق و همه اقوام داخلی و سرحدی را از حسن اجراآت خود و برادران خیر اندیش خویش ، بیک جوش و خروش زیاد بمیدان جنگ سوق داد ، و بهمت قوای قومی و تدابیر قابل تقدیر جانبان شاولینجان و شاه محمود خان وگر خدام افغانستان و تلقینات حضرات شمس المشائخ و نور المشائخ تمام تهانه های مهم و قشله های بزرگ (۱) و خطوط های مواصله و نقاط دفاعیه انگریز را که در اطراف و حوالی سرحدات جنوبی افغانستان ، در وزیرستان باصول نهایت عالی و منظم موجود بود تسخیر ، و قبضه ، و بسیار اسلحه و سامان (۱) اکثر این چهاونی ها را نفری وزیرستان که دران وقت در جمله لشکری افغانستان شامل شده بودند قبضه کرده اند . --- page 177 --- ضمیمهٔ صفحهٔ (۱۳۰) جلد اول کتاب « نادر افغان » يك گروپ بسیار مهم تاریخی در ایام جهاد استقلال ۱۲۹۸ که در یکی از غارهای حربی سمت جنوبی گرفته شده است ۱ : در وسط گروپ که بر اموال غنیمت نشسته اند : جناب سردار محمد نادر خان سپه سالار غازی فاتح تل ، بطرف دست راست شان جناب سردار شاه ولی خان غازی فاتح وزیرستان وبطرف چپ اوشان جناب سردار شاه محمود خان غازی ، فاتح تندی مبر ۲ : صف ایستادهٔ پیشروی از جمله منصبداران ملیشای اقوام وزیر و مسعود که داخل عساکر افغانی شده اند . ۳ : صف ایستادهٔ عقب از جمله سپاهیان ملیشای اقوام وزیر و مسعود که از عساکر انگریزی خود را کشیده داخل عساکر افغانی شده اند . --- page 178 --- [BLANK PAGE] --- page 179 --- عزم قومی و حوصله نادری برحال مرکزی ۱۳۰ جلد اول - نادر افغان و غنائم و ذخائر متنوعه را بدست آوردند . بر علاوه آن بنا بر اقدامات موالفت آمیز این ذواتِ صاحب تمیز اکثر قطعات قشون انگلیز و از اقوام افریدی و ارکزائی با اسلحه و سامان خود از معسکر های جانب مقابل بعد از رسانیدن تلفات با نگلیز جدا ، و مطیعاً بحضور سپه سالار صاحب احضار، و اسلحه شانرا تهدیه و خود ها را جهت ایفای هر نوع اوامر و خدماتیکه از حضورشان تعیین شود تقدیم میکردند چنانچه سپه سالار آنها را با اسلحه و تجهیزات شان علی الاکثر بمرکز روانه مینمود، تا موجب تقویه روحی و تحکیم معنویات مرکزی بشود) . همچنین تمام تبعه و ساکنین خطوط مجاور سرحد افغانی و انگلیز از نقاط دو و دراز عرائض اخلاص و نیاز شان را در جواب خطوط و اعلانهای مرسوله سپه سالار تقدیم ، و آماده بودن شان را برای اجرا و تعمیل هر گونه هدایات شان تبلیغ مینمودند . واقعاً بهر طرف و بهر نقطه که اردوی مظفر و عسکر شجاعت پیکر نادری عزم و تصمیم میکرد ، فتح و ظفر ، موفقیت و اقبال ، برکاب نصرت انتسابش کله فرسائی ، وحریف در برابر اقدامات عنیفش خود بخود میدان را خالی ، و --- page 180 --- اختناق پیشرفت نادری از حکومت امانی ۱۳۱ جلد اول - نادر افغان عموم سکنه و تبعه همان اطراف و حوالی محض بکشش مقناطیسی نادری هم با انگلیز داخل اقدامات حربی میشدند (۱) و هم بحضور تلطف ظهور این سپهسالار غا[زی] مشرف، و بالنسبه پیشرفت عزائم و مقاصد عالی شان عموماً خود ها را مفخر و مباهی میشمردند، و تماماً استدعای حرکت و تعرض شان را بسرعت مسئلت میکردند. اختناق پیشرفت نادری از طرف حکومت امانی آری این موفقیت سپهسالار غازی در سرتاسر سرحدات جنوبی که در واقع طلیعه مظفریت آتیه و دیباچه فتوحات منویه نادریه است، اگر بنا بر اوامر مکرر و تاکیدات یکی بعد از دیگر مرکز مختنق نمی شد، و زعمای امور کابل جهت تقهقری آن مجاهدین جنوبی را که بهرکاب سپهسالار غازی برای حصول استقلال و شان و شرف ملی خود داخل اقدامات و مساعی بودند، ایجاب و الزام نمیکرد دو عساکر ما از سمت مشرقی عقب نمی نشستند) البته که پرچم افغانی بسرعت نهائی بر طبق نقشه و پروگرام نادری بمواضع مطلوبه (۱) چنانچه اکثر تهانه ها و چها ونیهای وزیرستان را که انگلیز ها تخلیه نمودند بقبضه همین اقوامیکه طرفدار و معاون افغانستان بودند درآمده، تحت اداره مامورین ما و نظارت مجاهدین میبود . --- page 181 --- رہنمائی سپہ سالار غازی بزعمای امور مرکزی ۱۳۲ جلد اول - نادر افغان نصب و متموج میبود، و تمام اردوی همرکاب سپه سالار غازی که با یک جوش و خروش و حسیات بلند داخل مجاهدات ارجمند بودند، بهترین بازوئ عسکری و نمایش قابلیت و شجاعتِ ملی خود را میدادند، و منطقه پیشرفت آنها یوماً فیوماً در ترقی و تزائد میبود (زیرا که سپه سالار، یک پلان بزرگ را تجویز نموده بود، که یک حصّهٔ آن در وزیرستان اجرا و دیگر حصّهٔ آن از طرف تیراه بصورت تعرض ارکزائی ها از طرف شرقی بر تهل در شرف اجرا شدن بود، و پس از تطبیق آن، همه مقاصد مطلوبه سپه سالار تکمیل، و متقاعقاً بمزید اقدامات و تعرض خود تعجیل میکردند. راهنمائی سپه سالار غازی بزعمای امور عصرمانی در راه حصول استقلال و آزادی و حفظ شان و شرف ملی مع الاسف درین مورد ضعفِ ادارهٔ مرکزی و شکست قوای شرقی نه تنها مانع پیشرفت اقدامات و تکمیل آن پلان مطلوبه سمت جنوبی گردید که اجراآت آن در نظر گرفته شده بود، بلکه توجه زیاد و اهتمام بسیار سپه سالار غازی را بسوی حل و فصل آن مسائل نهایت مهم سیاسی مبذول نمود --- page 182 --- رهنمای سپهسالار غازی در بحبوحه‌های امور مرکزی ۱۳۳ جلد اول - نادر افغان که اگر خدا ناخواسته بر طبق مفکوره حواشی دربار امانی و مصوبه شورای او (که عبارت از چند اشخاص محدود غیر ذمه وار بودند) آن مسائل شر فانه که شدیداً حضرت عالی محمد نادرخان از قبولیت آن ابا و استنکاف کرد، در محل اجرا و تطبیق گذاشته میشد، البته که افغانستان بالنسبه زمان امیر شهید بدرجه پست تری میرسید، و خار اندیشه خرابی آن (لاوقع الله) بدل وطتخواهان صادق بسیار تر می خلید . بلی اگر فضل خدا شامل حال افغانستان نمی بود، و باز ملت شجاع آن مردانها جهته حصول شرف و عزت و استقلال وطن کمر همت خود را نمی بستند، و یا همچو محمد نادرخان سپهسالار یک عسکر با غیرت دلاور متوکل علی الله اداره امور را نمیکرد، و یا این سپهسالار فرزانه بهمراه آن فتوح و مظفریتها عسکرانه شان (که بهترین نمونهٔ حزم و تدبیر و ضرب شمشیر شان ) ذریعهٔ آن افکار و نظریات قیمت دار خود (که اعلی ترین نشانهٔ وطتخواهی طویت پروری و اثر قلم سیحار رقم نادری است) به تقویه روحی و راهنمائی اساساً اعلیحضرت امان الله خان نمی پرداخت ، و از آن لغزشهای نا قابل عفو رجال بزرگ ارتجاع پسند دورهٔ امانی (که مجلس در فرامین دستخطی اعلحضرت موجود) --- page 183 --- ضمیمه نمبر (۱) صحیفه ( ۱۳۸ ) جلد اول کتاب « نادر افغان » صحیفه اول فرمان دستخطی امیر امان الله خان تاریخی ۲٦ شعبان ۱۳۳۷ ق پیچه عزت غیرت نشان قمرالدین کو ماندان پست کاسو دفع نایر را تلگراف قبرین در باب فوجی نظار و یکا سمت شرقیه و پارتیشته گیه د نو را بر صالح الدین سپهسالار مراسلت خوردن زهر تا مر یعقوب را حضور مقدر سر برنا خبر دادید و پوستخر مأیوسی و غیرت قدری که در قبال شکست خورده و بطرف کابل آمده بودند اینجا در حضور ضمناً پست کالسو و موقع پر پیش داستان نیز کم شد؟ آنجا سوید بصورت تعدیل د پر بچه یمیدید که از آمدن آنها یکم دایه پر شرف و مقیم داشته تا بروز یک شنبہ روزه جواب تادیه شده بناً در همان راه پیشتر از حرکت آنها پیش نرفته جان فدائی و تا بست داد و تقابله متوجه که در پیش گرفته حازم کابل شده و سفارت بازیه بخاطر مفسدان غوربند بهر صورت آن را در جابجا تقدیم نماید که تباع لطف ایشان که غرض آزمون دانسته ۲۲ مهر شتر یکه بیک چادر خواها دار آمده جله چگونه ؟ در یک بار که و تا بین خانه و کنا از عرشه جهاز آک و پیوسته غند که د املی جهت و قایدین بر وقت تجهیز چگونه و افغان زیب دلا دانی در قوم کابل تقدیم داریند تا هر کی پسند د از قدیر پر تیغ کنده شده ان مدیر را بحضور نقل میبیند و وقت میکشید و عمارت شاه را بجهت استقرار ان با عهده و خادمینخاب خانه هم به همره میداشتیم که پر وضع در بردارند تا بخدرسه قراء و قلاع عمارت در ایند رفتیم و قره دانه حضرت شد بر قدم در گاه باندازه دانند تا برانی یک نیاران ندام تر کار شده پیچه دالی طبع تو معلوم است درینمورد چه مناسب میداند تا بجا میاورید و ز مینه دارا باشید --- page 184 --- ضميمة نمبر (٢) صحيفة ( ١٣٧ جلد اول کتاب « نادر افغان » صحيفة دوم فرمان دستخطی امیر امان الله خان تاریخی ٢٦ شعبان ١٣٣٨ ق موزغه شد و نقر یه خلوصیه بهمان جوش و خروشی کشته در کار روایه ما بر خاطراتی داشته باشید آکه تحریر یوم سه شنبه ٢٠ شعبان ١٣٣٨ امیر امان الله --- page 185 --- رهنمائی سپهسالار غازی بزعمای امور مرکزی ۱۳۴ جلد اول – نادر افغان دستگیری نمیکرد، همان است که افغانستان عشر عشیر این موفقیت و شرافت را حاصل نمی نمود، در نتیجه این محاربه عوض آزادی و استقلال هزاران پریشانی و اشکال را بخود حاصل میکرد . چنانچه ناظرین از مطالعه عین فرمان نمبر ۲۸ تاریخی ۲۶ شعبان المعظم ۱۳۳۷ که ضمیمه این صفحه زنگوگرافی آن موجود است، پریشانی حواس و تذبذب خاطر زمامداران بزرگ مرکز را بخوبی فهمیده میتوانند، و میدانند که ازین بد نظمی و سوء رفتار خود بجای تمجید در معرض تنقید بوده‌اند و مورد اعتراض جدی ملت واقع شده اند، زیرا درین موقعیکه ملت شجاع افغانستان مردانه واً داخل محاربه بوده، جهتہ حصول شان و شرف ملیه خود بقدر سر مو هم از غنیم خود خوف و هراس نداشتند، این سراسیمه گی و پریشانی رجال مرکزی طبعاً بانظار عمومی، قبیح و ناموزون دیده میشد . بر علاوه آن معلوم میگردد که اعلیحضرت امان الله خان قبل از شوره و راهنمائی محمد نادر خان سپه سالار باصرار و تکویم بار بار اطرافیان دون همت و حواشی نشینان پست فطرت خود همان معاهده ذلت آور عهد باستان آرزومند بود که با انگلیز دوام دهد . اما انگلیز چون ازین تردد مرکز اطلاعات --- page 186 --- رهنمائی سپه سالار غازی برعایای مور مرکزی ١٣٥ جلد اول ـ نادر افغان بر آن تمکین نکرده شرائط نہایت سنگین را بروی تحمیل نمودن در نظر داشت. مشوره خواهی حکومت امانی از سپه سالار غازی خشونت مقدسه وطنخواهانه نادری جای شکر است که اعلیحضرت درین مسئله مهم از یک ذات بزرگ ملت دوست وطنخواه (سپه سالار محمد نادر خان) خواهان مشوره و مصلحت شد. آن مفکوره عالیه و نظریه قیمتدار را که این سپه سالار با افتخار اولاً ذریعه مکتوب مخصوص و ثانیاً بوسیله دیگر معروضه خاص الخاص خویش (توسط یک وفد) در آن موقعیکه موت وحیات ابدی افغانستان فیصله میشد با اعلیحضرت امان الله خان داد، حقیقتاً خیلی مفید و مؤثر افتاد. چنانچه این جذبات استقلالخواهی نادری نه تنها اعلیحضرت امان الله خان بر خبط دماغی و خطای سیاسی حواشی او متنبه و آگاه ساخت! وجداً او را و همقطارانش را ازین حرکت شان که بمضاء وطن و بر ضد احساسات عالیه بود مانع شد! و بلانهایه اوشان را بپیش کردن شرائط باشرف و تقاضای حصول استقلال تشویق و تحریص کرد، بلکه بالمره از تلون مزاجی و تردد فکری وار هانید! --- page 187 --- رهنمائی سپه سالار غازی برعایای محور مرکزی ۱۳٦ جلد اول ـ نادر افغان و بیک عزم و ثبات و استقامت ، هدایت ؛ و دماغ شانرا تقویت فرمود. بالجمله یا از بین آن نامه های متعدده نادری که متوالیاً با علیمحضرت بفرستاد درین محل یک مشوره نامه شانرا که بعنوان علیمحضرت امان الله خان فرستاده جهته استطلاع عامه مرقوم مینمایم که سپه سالار درین مکتوب و دگر مکاتیب خویش علیمحضرت و سائر ارباب سیاست مرکزی را درین فرصت نازک بخشوشت مقدسه و حفظ شان و شرف ملیه واداره و همفکری و همنوائی آنها را با خویش درین جذبات قیمتدار خواستار است :- عمده مطالب مشوره نادری سپه سالار درین معروضه خود از وصول پروتوکول تجدید معاهده عصر ضیاء المله و الدین و خواندن دکشرائط سنگین هیجان انگیز انگلیز، که نظر به پریشانی مرکز آنرا تقدیم کرده بود، تذکر کنان این نکته را بشدت خاطرنشان علیمحضرت امان الله خان و زعمای امور آنزمان نموده است که :- نظیر اینقسم واقعات و محاربات را تاریخ افغانستان بسیار تر بخاطر دارد ! و این وطن شجاعت قرین با قبل ازین زیاده تر بمشکلات و موانع سردچار شده که در ارتفاع آن همه مصائب و اندفاع تمام مصاعب ملت افغانان --- page 188 --- رهنمائی سپهسالار غازی برعایای امور مرکزی ۱۳۷ جلد اول نادر افغان امتحان شجاعت و مردانگی خود ها را بدرستی داده اند. چنانچه در مواقعیکه تشکیلات حکومتی در افغانستان منحل عسکر منظم لادرک، خزانه بکلی خالی میبود، همین ملت غیور شجاعت طینت ما بوطن خدمت، و این خاک پاک را در برابر همه خطرات حمایت، و شر اعدا را از و بدرستی کفایت میکردند ! و برای نجات آن و راحت ملی و حفظ شان و شرف افغانستان بقربانیهای بیشمار احضار، و وطن را از پایمالی و اثر دشمنان شرف و عزت مملکت نگهبانی قابل افتخار کرده اند. چون در عروق و شرائین همین طبقه موجوده ملت شجاع ما نیز همان جوش و خروش و خون پدر های شان در غلیان است چطور میشود که ما با این شرائط مبشر فاتحین و یا از آمدن یک جهاز انگلیزی بمرکز کابل، روح ملی خود را بر عکس آن تلقین کنیم در حالیکه روزانه طیاره های متعدد حربی، بالای اردوی ما گله باری میکند، و یکفرد ما بقدر ذره از ان متاثر نمیشود ! در باب نظریه اهالی شورا که اعلیحضرت ارقام فرموده اند مینویسم که این اشخاص نماینده های حقیقی ملت نیستند و این اشخاص را نباید شورای افغانستان شمرد، نماینده های حقیقی ملت محمود سامی و محمود شاغاسی امثال آنها شده نمیتواند. --- page 189 --- ضمیمۀ نمبر 6 صحیفۀ ( 139 ) جلد اول کتاب « نادر افغان » صحیفۀ ( 1 ) فرمان نمبر 38 دستخطی امیر امان الله خان ۱۳۳۸ تحریر بیست ششم حمل پایه حشمت عزیز عنوا‌ن برادر جان برابرم نور محمد طرزی سررشته دار سوانی[؟] خارجیه! عریضه مورخه یوم دوشنبه 10 ماه رمضا‌ن المبارک ۱۳۳۸ شما ملاحظه حضر[؟] اینجها‌نب را[؟] گذرانی قریب[؟] الدم[؟] بودم[؟] که نقطه خط دیو[؟] بر[؟] اثر شد یوم س[؟] در ضما‌ن فرما‌ن مبارک و[؟] تقریر قرار[؟] بقرار گذشته شد[؟] هر‌ آ[؟]ینه که تراز[؟] نقصان آنج[؟] در روزنامه‌جات بشیفر[؟] فرستاده‌ام ـــــ ۱ مقاله‌جات از طرف جرا‌ید[؟] افغا‌نستان همه ایام[؟] نوع[؟] تأثیر بر جا‌ن معاهده سور[؟] یتیمه[؟] همه به‌‌ قضیه[؟] با‌شد بر[؟] خط[؟] با‌نضما‌م[؟] قوم درست کنند در موضع مذکور[؟] زده با‌شند ـــــ ۳ همان صلح سود نظایر‌[؟] نها‌ اقتا‌ل[؟] اقوام[؟] و[؟] جرا‌یم مخا‌لفا‌ن[؟] گره نه‌[؟] شد زیر[؟] پستا‌ن این[؟] سو[؟] بمر[؟] مرکز در[؟] گزیدن ـــــ ۴ اشتها‌ر[؟] این[؟] نوع[؟] تجهیز[؟] فوج مقا‌م[؟] لقا‌ن که دلا‌لن[؟] ـــــ ۵ پیس[؟] کرد خط نوشتن این منا‌بع[؟] تسلیم و انقیاد[؟] طهارت[؟] سا‌مان ـــــ ۶ تقرر[؟] حضر‌ت[؟] جز در و در‌[؟] این وقت[؟] از[؟] متعا‌ون تا‌[؟] خبر‌[؟] به[؟] شرایط نوشتۀ[؟] هما‌ن[؟] شه[؟] سیاست شریک عا‌لم عنر[؟] دا‌شت[؟] با‌شه[؟] بیش[؟] از این مضا‌مین صورت[؟] مرکز کار افغا‌نستان یکی[؟] سر‌[؟] دولت قصری[؟] ریشۀ این دنا‌ن[؟] نا[؟] سا‌ل[؟] در‌ هر فقه[؟] حر‌یا‌ن[؟] و‌[؟] بنجا‌ه[؟] بر‌س[؟] در‌[؟] هر[؟] حق[؟] عا‌لی[؟] عرضه[؟] بعضی جا‌ت[؟] ام[؟] مورخه[؟] نها‌م[؟] د‌عائی[؟] است فرد را پیر[؟] اید[؟] بر‌[؟] جا‌ت در‌[؟] صا‌لحی[؟] که[؟] [ILL] یقینه[؟] آجا‌ر[؟] نما‌یند آیا‌[؟] از بد[؟] معاهده است[؟] و کیک[؟] شما‌ن[؟] سما‌ت قر‌آن[؟] در ۳۳ ماه هستیم[؟] نماید تا‌[؟] آید[؟] که[؟] اگر[؟] حا‌لت کار[؟] بر‌عکس گذار‌ته[؟] بگذر[؟] غریب[؟] شده با‌شد[؟] در‌[؟] غبا‌ر تا‌ند[؟] س[؟] اب[؟] جر‌م[؟] به[؟] جوا‌نب[؟] متع[؟] جما‌ن[؟] تسلیم[؟] چرا‌[؟] گو‌[؟] ینده[؟] از[؟] لفظ ا‌مر‌[؟] حقیقی مرا‌ط[؟] یوم کا‌مر[؟] دیدم بد[؟] نظر[؟] سو‌د[؟] نوق[؟] از[؟] روز[؟] خوا‌هم[؟] --- page 190 --- ضمیمۀ نمبر ۷ صحیفه (۱۳۹) جلد اول کتاب «نادر افغان» صحیفۀ (۲) فرمان نمبر ۳۸ دستخطی امیر امان الله خان عرض کرده ام که در باب صلح صلاحیت ضرورت دارد که وقوع دربار و سفر نمایندگان مادیت داشته باشد باید از هر طایفه یک یکنفر وکیل بمهر طلب دیده چرا بان عرضه اند نیز عرض میدارد که اگر از طوایف پشتر زمان پشت شرقی شوراها دغه بطرف مغرب پای پیاده و بدست آمده پیش اگر مطابق عهده دار سابق مع توجیه دهد – معارف پالیس مع عرض میدارد اگر بقسمی که تا کدام پاینتر بصورت دالت نقص میکنند اگر جنگ بظهور پیوست کافر از کو اینقدر عرض میدارد در نظر دولت را مقرر فرماید تا ذات پیر مطاع اتفاق بخشند والله بستم و خط مبارک جلالتمآب شرفیه باین صورت است – قایم مقام شان امروز بچشم بندگان از قوم دراغلستان که چو یانی کلان برگز و انعام مقیم شده در تا به خان دروزخان بند ایقان بدانند خوب است و اگر باین قسم نامه پلان فرماید تا در زرخان بچادر وزیر اعظم تسلیم الله عزیز باش که تابان در آید بقرار عرضی که آقای عنقریبا بحضور می آید تا غره رجب بخزانه رسیده و آن مرحم مورد لزوم خدا نکرد حوصله و ضایع از دولت وارد شود باین چه روبرو قراری بدست و شایدم بموجب غوغا بوی اعطا نمودم – پگاه بطور عزیزا از افغان طردن بمرحم قایم مقام باشد ویل امر نمیدانم گوید که در روز قونسل میگذرانم که آن پگاه سویم حساب دهم در دفتری که میگذراندند در دفتر برای دنیا و آخرت سو نخواهیم نول سورسآن نسازد اگر بران دقت در حق داشته باشم باین بطر مع سو قبول نخواهد کرد اگر از شتر شرقی چند تنر آن سرداری که در مصیبت خود آن از ممسک خواند پیران و عهده دار مجلس تدبیر شما بصورت پیدا آمده و سفر بمشرف دریافت نوآشنایان باشد تا کدام کار سرتنبول نآید در کدام کار قونسل عهده و مدرسی بکار ندارد پس باین افغانانه قرینه که در سائر امور نے عوام هدایت نماید است – در باب سفر و مصیبت و دوست که بر کدام از شان بمرتبی فرستاده اید پیک زنگ و الفاظ رابجای معلوم بفلان ناید دوران سهم --- page 191 --- ضمیمهٔ نمبر ۸ صحیفه ( ۱۳۹ ) جلد اول کتاب «نادر افغان» صحیفه ( ۳ ) فرمان نمبر ۳۸ دستخطی امیر امان الله خان که جنابر از مبلغ سه لک روپیه کابلی پیشتر ازین در ایام روزمره ... اندوخته بود در وقت بند و پر شدن ولایت قندهار بپایه اکثر پیش آمدن معامله حاضر شد و اگر خدای نخواسته ما بباوریکه قبول نموده تا حیات دارم بزبان میکشیم و بجایشه زبان ما مهر و رسم خدای کارساز تا برسر ما ... و اگر خواه نا خواه مبلغ ندانی شرر کار سرکار بمانم در یغیره از مخاطبته میکاسه ندانسته و نمیدانم لکن بخدایرا در وقت محاسبعه شرر که پیشم است اتفاقاً که عادتاً درست نمیتواند بحساب کارساز کر دروقت در آنجایکه ذرایعہ جنات سرشت سررشته بهم میخورد بخاطر زیریضر صلاح نداشته بسیار فرعی ازان و شریری نداشته برادرانم بیشتر و پیشتر خواه خوب و خواه سوء در وقت خلوت نتوانند به بینم انم - دوم میتوییم در آنوقت به بچه اندرز باشد . بیان پیکار و کو نیازا در هر صیح بمقابل بگذرانم - سیوم پولی نداده هنوز در درازگرافتابی است معلوم ندانم بیچ پرده مراد خواهد بود - چهارم تاء میرنظامی و یک ثار پراکنده شده ازین یورش نمودن بیجا است متفرق هر شیشه از جمع شدن نشان از محال است - پنجم ترایا صلاح سودا گانه در روزنامه پیش همگی یکه از تصور فہم ہنر نشان و سعه خواهد بود - ششم اگر دریزقت وقتی فتاد که چنانیکو در دیده مانند نشان میمرند - هفتم باید و مفرد و مقبر با از یورش ارونی غوطا شده و با شجر بتصرف شان آمده که مگذرند و اینده مجلس لشکریانه دلیر نخواهند ماند تاہم هرگاه شرایط ایجا بخاطر خواه ابد گرفت پایه ضرورت تا چه دا در در پیکار قایم شبیه و نیز در پیراهن ... --- page 192 --- ضمیمه نمبر ۹ صحیفه (۱۳۹) جلد اول کتاب « مادر افغان » صحیفه ( ٤ ) فرمان نمبر ۳۸ دستخطی امیر امان الله خان نامه خبردار آقا جان بیگ محفظه بدریا اباد قوش ابدان سوطایع خند – دیگر انکه آنیخه یک سر شو رهبر یا از طرف دلبری برای آن سو باز چه ملاحظه نمایم دار الفکر شق بیان میرسد میباشد در یک عریضه مجاست داشت مزین بمهره و خط سابقه خبردار بو خط ند اغا صوفیه کر رخ ترین لوازم ایشان به بیان مخصوص بوی - فرمان پذیر شوند بر جریان امور معلوم شدار رایان مقرر سازد مهره و صحابه آنهای باید و بکار انداختم ند ریشه می نماید شد تا پیوست باعلامت ایشان سالهای عدد زر و بیان انصورت معه مطالبه مقرت معلوم هواله حصه امروز ملاحظه گزارش هیئت مقرره مقدمه برشان تبیین و در هر مور دست آمد ۱۴ × قوز با روح – دست از طلب ندارم تا امان برایم . یا جان بجانان یا جان زتن برایم . امیر محافظین امان الله خط امان الله خان --- page 193 --- رهنمائی سپہ سالار غازی برنجهای امور مرکزی ۱۳۸ جلد اول - نادر افغان لطفاً شما بهیچه مقدرات مهمه ملیه و سیاسیه وطن محبوب ما را که بموت و حیات ابدی ملت متعلق است نه خودتان و نه وزرا و مأمورین شما خود سرانه حل و فصل نمائید ! بلکه حل و فصل بهیچه امور راضر ورا بصد ضر در بخود ملت واگذارید؛ تا آنها مطابق ذوق و روحیات خود آنرا فیصلہ کنند برای خدا هوش کنید که بقدر یک ذره درینموضوع برخلاف جذبات ملیه اقدام و حرکت نکنید والا بسیار پشیمانی زیاد خواهید کشید .» "محمد نادر" غرض از زنگوگرافی فرامین امانی چیست اینک اولاً جهته تصدیق این مطلب عین همان فرمان علحضرت امان الله خان زینکوگرافی شد که در آن از بی نظمی مشرقی و تذبذب و تر دو رنجان امور مرکزی و سئول بودن خود علحضرت امان الله خان بنظر عامه ملت افغاستان تذکار و مفکوره سپهسالار را در موضوع حصول استقلال و یا قبولیت تحت الحمایگی خواستار است ، بجواب آن سپهسالار مشوره مادرانه فوق خود را که در صحیفه (۱۳۶) تا (۱۳۸) مرقوم است فرستاد، و اوشان را به نفع و نقصان شان بدرستی دانا ند . --- page 194 --- رہنمائی سپہ سالار غازی بزعمای امور مرکزی ۱۳۹ جلد اول - نادر افغان ثانیاً همان فرمانهای اعلیحضرت امان الله خان را که در جواب دیگر پیشنهاد روح افزای حریت بخش استقلال خواه نادری تحریر شده است و در ضمیمه این صحیفه زنکو گرافیش موجود است ، بناظرین تقدیم میکنم که در فرمان نمبر ۳۹ مخصوص و خیلی مهم دستخطی اعلیحضرت امان الله خان تاریخی لیل پنجشنبه ۱۳ رمضان المبارک سنه ۱۳۳۷ ق از خلص مطالب مکتوب این سپہ سالار غاز و اجمال مفکوره وطنفواهی و نظریه ملت دوستی و جذبات عسکری و روح استقلالخواهی نادری تذکر داده است، مواد هفتگانه ما بعد از سطر پنجم صحیفه سوم این فرمان تماماً مصدق این مدعا است که استقلال و حریت افغانستان تماماً از لطف خدا و جوشش و خروش عامه ملت، و باز در عالم اسباب فقط و فقط از حسن اقدامات و شجاعت و دلیری و تدبیر محمد نادر خان غازی بکف می آید ! و بدون از حزم و عزم بالجزم و تدابیر صائب و رأی ثاقب نادری ممکن نیست که انگیلنر بقدر یکموی از ان شرائط شرم آمیز و فقرات خجالت خیز که تحمیل آنرا نظر به نادانی و نا عاقبت اندیشی و جہالت زعما امور مرکزی حتماً خواستار بود تنزیل خواهد کرد . --- page 195 --- ضمیمۀ نمبر (۱۰) صحیفۀ ( ١٤٠ و ١٤٢ ) جلد اول کتاب « نادر افغان » صحیفۀ ( ۱ ) فرمان نمبر ٤٦ دستخطی امیر امان الله خان ١٤٦ ع لیلیجاه عترت و عزیز عثمان پرور محمد نادرخان سپه سالار سواره نظام نظر اباد در باب عریضه که جهت پویسه غندی قندهار با ارقام امور نموده و چالان پست که نقصان سو بر قرار داد است تقدیم داره یک قطعه جواب عریضه مذکوز در طرف پایین ایند تبانه تحریر شده انقد و ر سید مذکوره و چاپار خانه که جهت ارقام امور سنگیجه بمهر شما در غار با صدارت بخشی تمام گسته گی سر فابریکه شخه کانه در مرقومه پایین عریضه سنگیه در هر موضعه که پشه از مقامر فونقز بغدث ذت یافت میرداری کنند - و این نسخه سو در با نظم مصالحه در داده با حضرت پاچا وه جلالتسو از عبارت زیر کرده با نظر فرقه آمد که سکنه خیبر بابران سرپاس نوده دار یگاه در طرف شاه محمود خان خبر درست میدهد و قوم نقاخی الوسور پیوور از سایر نود پلیس بقدر افکار ساره چهاردهیم مانع کرده بریقبه دایی بیاورد – دوم لیلیجاه عترت عزیز شاه ولیخان خبر فرپوی نورستان سوبحفرت از درمان نورستان محطبه میکنند مگر جهت دوسلبیه با بهان طریقه سوار باندازه ده از قوه خبر در باج و در اینجا همه رسالت تونسوز دوست میدهند دکان دپیوه سور دراگاه در شده باش قومی تو اور ده کان فرساح جلالسو تاکید کند از عملدار همان مدعا دو بار سو کند دوم در باب برق ولتقیه افغانستان هر گاه جاعات در نورستان باشند جهت در منطقه گذشته به نفوج بتقویم دارای قورت در کابل شه ریفو در باز برسیم در این فرمان به ۱۳ جمله تاکید به عقب نشینی ده میل دور تر از سرحد کرده شده ملاحظه شود: سطر ٦ و ٧ و ٩ و ١٠ و ١١ صفحۀ اول و سطر ٤ و ٧ و ٩ و ١٠ و ١٢ صفحۀ ٢ و سطر ٨ و ١١ صفحۀ ٤ این فرمان --- page 196 --- ضمیمهٔ نبر (١١) صحیفهٔ ( ١٤٠ و ١٤٢ ) جلد اول کتاب « نادر افغان » صحیفهٔ ( ٢ ) فرمان نمبر ٤٦ دستخطی امیر امان الله خان و اگر برق بوجودی نو الاکته نمیشدند – نیم هشتاد و دو انشور باسی شکسته است اگر شر کٹ باشد بقدر محله یکی از تولها بدارد – چهارم پیوسته شبه است روز ناعلام امیر تپید اگر بکار است جایکه ترک اشد و پرسان کرده اند استندارند در اینصورت تعویجه نمیداست – نیم غروز سوطرسوه که از مقام شوری آنجانب بروید برای جواب بفر ماییه از انبانیا میگویند و بکه در طرف سوتالی گذاشته اند و تهیه آن شده تهیه ناصره کمله سوه تمام تو ابراهیم برف دست خوانشان شد جنوب و آمد گذشت مستم خبر است در جنگ خد باید هر صورت لوسو اماده جنگی باشند پنه – ششم هرگاه اشرات بضد خربش انها بگذرد با هرفرج لوسوم پیش نو امیل اوطریقیشان در مقبره انداخته دقسوط دیده بدان که تسلیم باید معلوم نماید بصورت ندیدن خربش انها نتواند حال صلح اشنگران معلوم دلی بنابر این فرما یا بی معلوم نمایند و چدانشهر فوج کو سو دیار بر اس بیا و کنز یک مست یک روی دوز افترا تو نام خرسند با ده میسر نوکر اسود و اگر در پشاور میر غونتر جان بدهید نبارد دستور کنند – شم اگر انها خرسنا و نو ر جاب مستقربند و یا مدر و علام رعایا و طونفو بایت کو سونت خانه خود در چند ینجای خوارنو اکشه وانه بدبر یا حکم رشوه و جاکے منظور داست بقدر اینکه از عقابه و ریشها در بردیم و چیاکشته از طوفان چا باید از وز وز طوفانزا محمد شمریشقد و ز باشند تا نقره بلغ لاریش دالما رو چیک اماده شام دعایداست خوسواع امید حه باید به هرحالت در پها ر تھے کو باره اماده بود بد روز بر روز تقدیم تو کر --- page 197 --- ضمیمۀ نمبر (۱۲) صحیفۀ ( ١٤٠ و ١٤٢ ) جلد اول کتاب « نادر افغان » صفحۀ (۳) فرمان نمبر ٤٦ دستخطی امیر امان الله خان [ILL] ای نام در دل ارام در بطن که به بند دهان سال در تباه روح و بقاء جهان شارع ثلث شرع و مقوله شرع حامى مقاصد مقاصد عامه و هموم جامعه هموم [ILL] دلهای [ILL] عزیزان و سرپرستان امان الله [ILL] و از دعا و نیازی را که از صمیم قلب بجان [ILL] [ILL] شما عرض میکنم بپذیرید من که بفضل خداوند سبحان و مرحمت عامه افغانیان تاج و تخت [ILL] پدرانم را بدست اوردم و باختیار شما و در [ILL] شما و برای شما به تخت پادشاهی نشستم ایا میدانید که برای چیست و این بارهای گران را برای چه بدوش کشیدم میخواهم و خدا میداند که میخواهم شما را از این قید و اسارتی که بدست دیگران دارید و ازین قید و اسارتی که بدست دیگران دارید و ازین خواری و ذلتی که در ان گرفتار هستید برهانم و شما را مردمان ازاد و سرفراز و بادولت و باثروت و با علم و هنر سازم بدانید که این خیالات از حد امکان بیرون نیست و بفضل خداوند در اندک زمانی میسر میشود اما بشرطی که شما با من موافقت کنید و براهی که من میروم و بشما نشان میدهم بروید و ان راه راه دین و راه قران و راه اتفاق و اتحاد و راه علم و معرفت است پس بیائید و از من که خیرخواه شما هستم بشنوید و دست بدست من بدهید و بکمر همت بندید و از همه پیشتر برای تحصیل علم و معرفت بکوشید و مکاتب را برپا کنید و اطفال خود را در ان مکاتب بفرستید تا علم دین و دنیا را بیاموزند و ازین جهل و نادانی که مایه همه بدبختیها است خلاص شوند و بدانید که من درین راه از هیچگونه کمک و معاونت دریغ ندارم و با تمام قوا و دارائی خود درین راه همراهی میکنم و از خداوند متعال توفیق خود و شما را درین راه خیر و سعادت مسئلت دارم والسلام [ILL] امان الله [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] --- page 198 --- [BLANK PAGE] --- page 199 --- خواهش متارکه و سلسله جنبائی مصالحه افغان و انگلیز ١٤٠ جلد اول - نادر افغان خواهش متارکه فوری و مصالحه انگلیز و افغان ناظرین محترم قبل برین در اثنای خواندن سطور اخیر صحیفه دوم فرمان نمبر ٣ تاریخی ١٣ رمضان ١٣٣٧ در عکس ضمیمه صفحه ١٣٩ این کتاب از انتخاب ایشیک آقاسی ملکی جهت عقد شرائط متارکه مطلع شده اند، همان بود که رئیس مذکور با اعضاء خویش بنا بر خواهش و تمنای حکومت هند جهت مذاکرات بهندوستان اعزام شدند، و در طی مذاکرات از همه اولتر حکومت انگلیز خواهش متارکه را نمود، و در اثر آن خواهشمند دوام سلسله مذاکره شد تا بنا بر موافقه طرفین یک معاهده را عقد کنند. یکی از شرائط متارکه مذکور این بود که باید عساکر و عشائر افغانی تماماً آن مقامات و قشله های عسکریه شان را که از انگلیز در جنگ گرفته اند استرداد، و از مقر عسکر انگلیزی بفاصله بیست میل دورتر از سرحد داخل خاک خود اقامت گزین شوند. مع الاسف حکومت مرکزی افغانستان نا عاقبت اندیشانه و خودسرانه بدون تدقیق و مفاهمه با ملت این شرط متارکه را که بر خلاف حسیات عامه و جذبات ملیون بود قبول و اعلیحضرت ذریعه فرمانی که در زنگوگراف ضمیمه این صحیفه --- page 200 --- موجود است بحضرت عالی سپهسالار محمد نادر خان غازی، اطلاع اکید کرد تا علی الفور نه تنها هرقشله ها و سنگرها و نقاط حاکمه را که از حکومت انگلیز متصرف شدست تخلیه بلکه تمام قوای همرکابی شانرا از خاک انگلیز بیرون و بمسافه ده میل دورتر از حد بداخل خاک افغانستان اقامه دهند و آنها را از اقدامات مخالفانه برعلیه انگلیز مانع شوند. هر چند این وطخواه ملت دوست بالنسبه ناموزونی و بی نزاکتی این شرط متارکه دلائل را اقامه کرد و مضار و مفاسد آن مرکز را مکتوباً ورساله دماند و بآنها بکمال وضاحت وصراحت خاطر نشان کرد ، در یموقع که کاملاً معنویات خصم مقابل باخته شده و در هر میدان بمقابله قوای مجاهدین سپر انداخته ، و علی الیقین بفضل اله العالمین در برابر این قیام خونین و عزم آهنین ملت افغانستان مغلوب ومنکوب ، وبهمه شرائط وخواهش های ما حسب مطلوب مجبوراً تمکین میکنند چه حاجت است که ما از محاربه منصرف وبمتارکه تن بدهیم ، فرضاً اگر متارکه را آنها خواهش دارند پس بر ما چه لازم است که اینطور شرائط ننگین آنها را متقبل شویم ! اما امیرامان الله خان باینطور عرائض پشخوامانه و مسائل مهمه اهمیتی نداد و تکرار امر اجرا و تعمیل آن شرائط را از سپهسالار شجاعت مدار ( که آنها جداً --- page 201 --- ضمیمۀ نمبر (١٤) صحيفۀ (١٤٢) جلد اول کتاب «نادر افغان» صفحۀ (١) فرمان نمبر ٥٥ دستخطی امیر امان الله خان ١٦ / ١ ای پادشاه حشمت و عزیز خان کبو یمر افغان سپاه غازی سردار محمد نادر ! عریضۀ شما مورخۀ ٢٦ ذی الحجه الحرام ١٣٤١ و ٢٠ ماه اسد که در تاریخ یکم ماه سنبله بحضور ام رسید از فجایع و جرایم قهرآمیز سوء ادارات بیجای ارباب طمع بیداد شکایت‌ها و ابراز نعرۀ جانسوزها بود که از خواندن آن بی نهایت متأثر و محزون شدم اگر چه بموقع سوء تفاهیم مواد پیشتر که عقدۀ آن براه حقیقت واضخ نگردیده بود بر است اشتباھات بد گمان بودم تا بود که با عریضۀ صریح اشعاری پیرامون خود من بغایت اگر چاره بی تفاوتی نمیکردیم خرابی میگردید خدا را که باوقات ؟؟ رأفت بصیر با ثبات شمر تفادیر تقدیر در نظر حقیقت ادعا و افکار حق بیار شما گنجانیده در سوابق خدمات صادقانه شما که قراریست زمان است پیش ما و مادر مھران ما اظهر من الشمس بود و در احقاق محق شایان شما نیز دریغ و مضائقه نچشم و آن سوء تفاهمی که در بین واقع بود یکسره از روی دلایل تحقیق بدریا متطالبی بر افگنده ایم شکی در اخلاص شمایان در شجره نیست که تا دم مرگ فراموش نمیشود با شما نیز در ادای شکرانه از سوابق و لواحق ولینعمتان ما عهده بر ا یید از درگاه خداوند تبارک و تعالی خیر و سعادت برای شما از صمیم قلب میطلبم که تا در آینده هم با کمال جدیت در خدمتگزاری ملت غیور و دولت خداداد خویش ساعی و کوشا باشید تا جلب رضای ما و رفاهیت عامۀ مسلمانان که مایۀ افتخار ما و شماست گردد درین مورد از پیش هم سفارشات اکید بشما دارم و امید که در مساعی جمیله و انجام فرایض وجدانی خود بکمال جد و جهد اقدام کنید و مراتب مساعی خود را هر وقت باطلاع ما برسانید تا در رفع مشکلات شما تدابیر لازمه در نظر گرفته شود و نیز مراتب خیر اندیشی شما که از روی کمال دلسوزی ابراز میدارید بموقع اجرا گذاشته خواهد شد و در ضمن خدمات باین دولت چنانچه گذشته کرده اید آینده هم در ادای [ILL] --- page 202 --- ضمیمه نمبر (١٥) صحیفه (١٤٢) جلد اول کتاب « نادر افغان » صفحه (٢) فرمان نمبر ٥٥ دستخطی امیر امان الله خان یک شهر وقتی مشتعل شده و روشنی روزگار [ILL] وزیر طوائف با یک قطعه دست [ILL] وزیر بادیه نشین و اراده [ILL] مطابق اجرا و تحسین است [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] --- page 203 --- ضمیمۀ نمبر (١٦) صحیفۀ (١٤٢) جلد اول کتاب «نادر افغان» صلوه (٣) فرمان نمبر ٥٥ دستخط امیر امان الله خان مهربانه برادر من - روزی در شیوا از من بخط همایونی خود نوشته یاد گار گرفته بودید در کابل همراه خود بیاورید که مهر خود من در اینجا بماند در شیوا در آنوقت مهر خود را نبرده بودم باشما گفتم تا خط را بمهری از طرف کلکطیبه گان بستم ترسیقه بنام آقا محمد خان والی موکد بکار خود به مهر ملکی خود که در پشاور از برای کاغذ جات شما ساخته حوالی است مهر و امضا می کردیم در اینجا چونکه [ILL] از روی محبت امضاء شده میخواهم که خط بمهریه من بماند در وقت فرصت در کاپی جامع یک حرف بنویسم برای شما کار دارد یا نه مرا اطلاع بدهید اینکه از مخلصت دوستی بلکه ببرادر خواندگی موفق میباشم از دل و جان دعای شما بسیار محترم است از هر جهت خرم میباشم الحمد لله و المنه بملاقات شما بسیار مسرور میشوم از شیوا یامان که آمده اید یکبار در عهدۀ من نفرستادید اسباب و سامان یک اسپ عربی و یک جوره قالین و یک مجمره – دو قبضه مرده با مرجان و یک قبضه چاقو و یک قبضه تلوار و دو قوطی نصوار دانه یک قوطی چای یک بسته بادام یک بسته مغز بادام یک بسته پسته یک خریطه شکر و یک بسته قند و یک جوره موزه و یک جوره جراب پشمی یک جوره بوت کرمچ یک جوره کلوش یک دانه چپن یک جوره پتلون یک جوره کرتی یک جوره واسکت یک جوره زیر جامه یک جوره پیراهن یک دانه دستمال یک دانه کلاه یک دانه لنگی یک دانه چادر یک دانه دستمال گردن یک دانه چتر یک دانه عینک یک دانه ساعت جیبی یک دانه قطی نصوار طلا یک دانه قلم طلا یک دانه انگشتر طلا یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال --- page 204 --- < ضمیمه نمبر (۱۷) صحیفه (١٤٢) جلد اول کتاب « نادر افغان » > < صفحه (٤) فرمان نمبر ٥٥ دستخطی امیر امان الله خان > عقیدت پناه حارث افغانی کاسوا از حسن نیت بی باکانه و جرات دلیرانه که برخلاف باغیان لشکر فراسوای کنتر بخوبی نموده که در ان جنگ شما [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] [ILL] --- page 205 --- خود پیش متارکه بسلسله جنباني مصالحہ افغان انگلیز ١٤٢ جلد اول - نادر افغان از قبول آن انکار داشتند) اصرار میکرد . چون اطاعت آمرین مافوق وانقیاد بہدایات مرکزی از مقررات عمدهٔ قانون نظامی است ، لذا سپہ سالار صاحب ، ازہمہ اقدامات و پیشرفت خود منصرف شده بعد از تعاطی خبر متارکه بین سپہ سالار وجنرال دایر قوماندان عمومی محاذ « توغ » کہ جہتہ دفاع از مزید پیشرفت قوای نادری عوض جنرال یوستیس مقرر شده بود ، بنهایت نظم و ترتیب بسر حد افغانستان مراجعت کرد . همان امر مؤکد مرکزیرا یچنان بیکصورت مقبول واصول معقول درمحل اجرا وتنفید گذاشت ، که بقدر یک ذره در جوش و خروش عسکری وقوای قومی نقص و فتوری واقع نشد ، ونہ عساکر خود را با وجود امر واصرار بار بار مرکز کہ فقط در همین فرمانی که بضمیمہ این صحیفہ موجود است در ۱۳ جملہ تاکید عقب نشینی و مل کر د شدست از خط مدافعہ سرحد دور کرد، بلکه خط مدافعه کوتل سوار را تا زمان معاودت وفد افغانی ، از منصوری وعقد متارکہ در دست داشتند ، وپس ازان از شندی علا قہ کُرم منصرف شدند ، وشیفتگان جہاد منتهی وفدائیان سعادت مُشرِف مِلی که سر دادن و جان کندن را درین راه نیک فخر ابدی و سعادت و افتخار دینی و دنیوی خود میدانند ، از گرفتن این امر چندان متأثر شدند : --- page 206 --- فتوحات نادری از نقطه نظر خارجی ١٤٣ جلد اول - نادر افغان اجمال این فتوحات و شجاعت نادری از نقطه نظر خارجی مضامینی را که الی الآن با نسبت بآن اقدامات تاریخی و مظفریت‌های نادری نگاشتیم که محاربۀ استقلال از وشان در عالم حربی بقوۀ شمشیر وطنجواهی و در جنبۀ سیاسی بنوک قلم ملت پروری شان بمنصۀ شهود پیوسته گویا تلخیص مطبوعات وطنی بوده بر علاوۀ آن تمام این تحریرات مستند به اسناد مهمه رسمیه است. چون در موضوع جرائد خارجه مخصوصاً مطبوعات دول ملل همجوار ما هم مطالب مهمی را نشر کرده اند، که درین محل اقتباس آن باعث مزید دلچسپی ناظرین را فراهم میآورد، ولی در عین زمان نقل و خلاصه نمودن آنهمه مضامین بر علاوۀ اینکه وقت زیاد میخواهد، موجب تطویل کلام و نوشتن تمام آن خارج از مرام است، لذا از ان بین تنها گرفتن چند یادداشتی از ان کتاب "محاربۀ ١٩١٩ افغان و انگلیز" که از طرف ریاست ارکان حربیۀ انگلیزی ترتیب و طبع شده است اکتفا، و متعاقباً آن معلومات اساسی و بیطرفانه را که صاحبنصبان معظم ترکی در یک کتابیکه آنهم بهمین نام "محاربۀ ١٩١٩ افغان و انگلیز" موسوم و از --- page 207 --- کروکی محاذ‌های عمومی افغان و انگلیس در سمت جنوبی افغانستان - در محاربه سنۀ ۱۹۱۹ ع اسکیل ۱ انچ = ۱۶ میل شمال (منقول از نقشۀ منضمه صفحۀ ٢٩٢ کتاب محاربۀ ١٩١٩ ع افغان و انگلیس) (مطبوعۀ کابل) ضمیمۀ صفحۀ ۵۱۴ جلد اول کتاب نادر افغان --- page 208 --- فتوحات نادری از نقطه نظر خارجی ١٤٤ جلد اول - نادر افغان را پورهای بسیار صحیح و مطبوعات عصری جمع و ترتیب گردید بمنصه طبع و اشاعت گذاشته شده است نقل میکنیم. اقتباس از راپور رسمی انلگلیزی نسبت مجاهدات نادری در محاربه استقلال (۱) [از مطالعه فصل ششم محاربه ۱۹۱۹ع افغان و انگریز معلوم میشود که در محاذ سمت جنوبی عده آن قوه منظمه مکمل الاسباب صاحب تعلیم و تربیه نظامی انگریز که آنها را مخصوصاً برای مقابله و مدافعه سپه سالار صاحب تهیه کرده بودند و در موقع پیشرفت سپه سالار و برادرهای شجاعت مدارش، داخل حرب بودند قرار جدول صفحه ١٤٥ است، ولی درینجا ناظرین محترم دقت و انصاف کنند که قوه منظم عسکری افغانستان به این پیمانه که نوشته شده است نمی باشد و جناب سپه سالار درین معرکه فقط از معاونت قوای ملی و اقوام و عشائر سرحدی کار گرفته است.] (مؤلف) (۱) منقول از فصل ششم کتاب محاربه ۱۹۱۹ع افغان و انگریز مطبوعه ۱۹۲۶ کلکته از سلسله مطبوعات مرکزی حکومت هند که در صحیفه ١٤٥ تا ١٦٠ این کتاب مرقوم است. --- page 209 --- مجاهدت نادری در نظر مطبوعات انگلیزی ١٤٥ جلد اول- ارمغان اسم موقع قوای محارب انگلیس در مقابل سپهسالار قوماندران محاذ صفحه کتاب قوای محارب افغانسان در محاذ افغان و انگلیزه پاچه چنار ملیشیا کرم یک کندک پیاده، یک تولی رساله، دو دسته توپخانه کوهی ، یک کندک رساله، موتر های ماشیندار. میجر داید ٥٢ قوای افغانی در محط کروز، علی خیل ومتون یک کندک رساله و چهار وغنه پیاده و چهل و هشت ضرب توپ بود . تھل یک تولی رساله، دو دسته توپخانه کوهی یک تولی انشاآت، چهار کندک پیاده دو دانه توپ ٣ انشا و درزر. جنرال یوستیس ٥٦ در دولی یک تولی رساله، یکدسته توپخانه، یک تولی انشاآت، یک کندک ڈوگره، یک کندک پیاده ٥٣ با نکھو و سدان یک کندک پیاده. ٥٤ کوهات یک قطعه رساله کمتر از دو تولی یک توپخانه کوهی، سه کندک پیاده. " میرام شاه ملیشیای وزیرستان شمالی. " تھل پیشاور و کوهاٹ یک کندک پیاده. " تھل موترهای زره پوش ، کندک رساله کمتر از دو تولی یکدسته توپ های هاودزر دو کندک پیاده " --- page 210 --- مجاهدات نادری در نظر مطبوعات انگریزی ١٤٦ جلد اول - نادر افغان [درین راپور رسمی که از صفحهٔ ٥٢ آغاز شده در ضمن کشفیات و اطلاعات استخباری مرقوم است که :-] «بتاریخ ٦ می علائم مصروفیت دشمن (یعنی مجاهدین همرکاب سپهسالار) بر محاذ مرکزی یعنی بر کوتل پیوار اظهار و مشغولیت شان در کندن سنگر و ساختن استحکام دوام، و مساعیات نماینده های حکومت در القا جوش و خروش و تحریک قوم ارکزائی، وزیری، مسعودی جریان داشت، ولی چندان کسب موفقیت کرده نتوانستند، آواره آمد آمد و حرکت نادرخان سپه سالار سابق افغانستان الآن کماکان (زماتون بغرض غلبه بردن بر محاذ ٹوچی و کرم دوام دارد، هرچند اوّلاً ما (یعنی عسکر انگریزی) تصمیم کرده بودیم که از طرف جنوب و مغرب، خوست را زیر فشار تعرض خویش بگیریم، اما قوماندان نظامی ما از فقدان عساکر مکفیه و نبودن لوازم نقلیه ازین مفکورهٔ خویش منصرف و مجبوراً وضعیت دفاعیه را برای عسکری خود مستحسن دید، کنون انتظار میکشیم که نادرخان با ١٤ غند پیاده و ٤٨ ضرب توپ (١) بکدام نقطه و محاذ ما حمله آور میشود.» «مسائل درمیانی کرم و ٹوچی هم سخت اختلاف داشت، چنانچه ما بغرض دفاع یک قوم شجاع مگر در تعداد از دشمن کمتر در علاقهٔ کرم آمدیم در موقعیکه ظاهر شدن قوای افغان (١) ناظرین مطلع اند که با سپهسالار اینقدر قوهٔ نظامی و تجهیزات حربی موجود نیست و درین حمله بهمراه شان فقط ٢ کندک عسکر پیاده و ده ضرب توپ، و باقی قوای مجاهدین قریب شش هزار نفر لشکر ملی بوده است. --- page 211 --- مجلد اول - نادر افغان ١٤٧ مجاهدات نادری در نظر مطبوعات انګلیزی در علاقۀ ٹوچی یک علامۀ اغتشاش را در افراد وزیری متردد تولید میکند، و توقع میرود که قوم مسعود در مزید این حرب نیز شرکت کند، و در عین زمان امکان خواهد داشت که عداوت دیرینۀ این دو طائفه مانع اقدامات متحد کارانۀ شان برعلیه ما بشود فرقه مشر پوستس که در کوهات قوماندان بود، بغرض مدافعۀ علاقۀ کوهات ، کرم ، حتی سرحد افغان تا کوتل پیوار و خار لاچی در محاذ کرم تعیین شد) .» « قوماندان عمومی این محاذ فرقه مشر پوستیس بالعموم امر گرفتن ترتیبات دفاعیه را در تمام اضلاع کوهات و کرم و کوتل پیوار و خار لاچی و دیگر نقاط مجاور سرحد افغانی داد و هم مقرر داشت که در موقع حمله آوری افغانها بر وادی ٹوچی، تمام پهره های متصل دریا و بالای میرام شاه باید تخلیه و قشون حضری آنجا بعلاقۀ سفلای ٹوچی مراجعت کنند » « منطقۀ مخاطرۀ اولین پاره چنار ، سنجیده شده بود ؛ چنانکه در فصل سوم مذکور است یک غند پیاده و یک غند رساله و یکدسته توپخانه جبل جهة تقویۀ قوای دائمی ملیشیای کرم در پاره چنار فرستاده شد و این قوۀ الظهر در ٧ می بآنجا واصل و از آمدن این قوه برای آن محل تسکین کلی حاصل شد، برعلاوه عساکر محلی که در کوهات موجود بود ، به دو غند پیاده وسوار و دو کندک پنجابی و گڑھ وال و یکدسته ماشیندار دیگر هم تقویه گردیدند که متعاقباً ازین قوا غند پیاده و دسته ماشیندار تکرار به پاره چنار ارسال شد . که به --- page 212 --- مجاهدات نادری در نظر مطبوعات انگریزی ١٤٨ جلد اول - نادر افغان ۱۲ و ١٥ می رسیدند، برعلاوه آن سه صد نفر از افراد عسکری قدیمی ملیشیای کرم جهة پہره داری نقاط لازمه پاره چنار تازه استخدام شد، تا که موجب استراحت تمام ملیشیا بشود » « میجر ڈاڈ قوماندان ملیشیای کرم یک پہرہ ٦٠ نفر را به قیادت نایب کپتان (فیرویل) جهتہ نگاہبانی کوتل پیوار، طرف خندخیل و ٤٥ نفر را برای تأمین جاده دریای کرم، پشین غاخ الی خارلاپچی سوق نمود » « در ١٤ می اطلاع واصل شد که نادر خان به علی خیل رسیده که بفاصله ۸ میل بجانب غربی کوتل پیوار واقع است، و در نظر دارد که از آنسمت حمله آور شود، لذا میجر ڈاڈ با ٤٥٠ عسکر پیاده و ٥٠ نفر سوار و دو توپ از ملیشیای کرم پیش رفته متصل قریه پیوار اقامه نمود، چون این خبر افواهی بود، اخیراً غلط ثابت شد» «بنابرین به ١٦ می توپهای فوق الذکر در پاره چنار پس فرستاده شد، قوای معینه آن محل به استمداد مردم توری از تعرض دشمن در دهات پیوار بخوبی جلوگیری نمودند، از تهانه لکڑتیکه که بمسافه ١٦ میل جانب جنوب غربی پاره چنار واقع است اطلاع آمد که افغانها آنموضع را بمخاطره انداخته اند، لذا در همین روز ١٦ می تحت کمان افسری کپتان چمپن مین یکدسته نظام دو صد نفر پیاده و ٦٠ نفر سوار ملیشیا کرم --- page 213 --- مجاهدات نادری در دفتر مطبوعات تلنگیسری 149 جلد اول - نادر افغان اعزام شدند، تنها نفری ملیشیای کرم بدیدن دشمن موفق (ولی بدون رساندن کدام خسارهٔ جانی) ۶۰ راس مال مواشی آنها را بتصرف آورده توانستند، حقیقتاً نظام باقاعده افغان و افراد قومی آنها را بدرستی تقویه کرده بودند و گاه گاه فیرهای توپ و تفنگ بر تیری متکل جاری بود، تا هم در اثنای سه هفته هیچیک قضیه مهمه حادث نشد ......... » «بتاریخ ۲۲ می تقسیمات نظامی ما و از افغانان که (اقوام) را در خوف انداخته بود قرار آتی است» (۱) «به ۲۳ می نادر خان از (ماتون) حرکت کرده جانب پائین دریای کیتو پیشرفت نمود، از سمت حرکت مشارالیه ممکن نیست که پیشگوئی کرده شود، بی این حرکت او موجب جوش و هیجان وزیریهای علاقه ٹوچی شد» «در ٢٤ می یکدسته نظامی از دردونی به محمد خیل که بفاصله ۱۴ میل واقع است جهتہ تقویه و اطمنان پہره ہای ملیشیای آنسمت و تهدید اہالی آن نواحی که به ما سخت اذیت میدادند فرستاده شد، در عصر همین روز محقق شد که نادر خان طرف پایان سپین وام از نقطه که راه تهل و ایدک آمده بخط در یا یکدیگر را تقاطع میکند (۱) صورت این تقسیمات قبلاً در صفحه (145) تحریر شده است. --- page 214 --- مجاهدات نادری در نظر مطبوعات انګلیزی ۱۵۰ جلد اول - نادر افغان و در اینجا یک پہرۀ ملیشیائی با هم واقع است حرکت خواهد کرد اینجتۀ فیصله شد که قوۀ ہای سپین وام شیوه که بر دریای کرم هشت میل جانب شمال شرق سپین وام واقعست به ایدک فرستاده شود، جهته تسهیلات رجعت این قطعات (ایل وڈ) کرنیل دو کندک پیاده را در کھجوری مجموع نمود، و علی الصباح ٢٥ می مقابل دشت شیرت الله پیشرفت را آغاز نهاد نخستین عساکر حضری شیوه به سپین وام پس پاشدند، پس هر دو قوۀ متحدۀ الی ایدک ۲۱ میل پیش رفته (۱) در حالیکه آنها از سپین وام مرخص شدند، قشون منظم افغان قلعۀ مذکور را متصرف شدند مجرد وصول و عبور نادرخان از خاک مایگ جم غفیری از وزیریها با اردو ی شان ملحق شده، این وزیریها علی الفور به تعقیب آن قوام ملیشا که ایل وڈ کرنیل جهته حمایت و مراجعت آنها آمده بود پرداختند، چنانچه یک صاحبمنصب ہندی و ۱۵ نفر عسکر یها را با خود اسیر برده، دیگر موفق نشدند که ضرر و خساره بما عاید کنند در عصر ٢٥ می جمعیت مذکور به ایدک رسید، در عین تخلیه شدن پہره های فوق الذکر بقوماندان دسته نظامی محمد خیل نیز امر رسید که عساکر حضری سپین ضیوه، داتا خیل و توت کی را جانب حصۀ علیای توچی بعقب کشیده بعداً به در دونی (۱) یعنی بعقب نشستند. --- page 215 --- مجاهدات نادری در نظر مطبوعات انګلیزی ۱۵۱ جلد اول ـ نادر افغان مراجعت کنند این پیره های مذکور بکمال موفقیت تهانه را تخلیه نمودند، تنها ذخائر و مالزمهٔ خود ها را چون نقل داده نمیتوانستند، آتش زدند، قلعه بیک ملِک با اثر و صاحب رسوخ قوم دور (که یک قبیله مختصر در وادی توچی سکونت دارد) سپرده شد، این شخص جهت نگهداشت قلعه اندهشت یا برین رضامند نبود، بنابرین حصن مذکور از دست اهالی آنجا چور و تاراج، علاوه سوختانده شد (دستهٔ نظام و ملیشیای حضری قریب نیمه شب به میرام شاه و در دونی مراجعت کردند) در اثنای همین عقب نشینی و پسپائی تقریباً یکصد و پنجاه نفر ملیشیا رو گردانیده ملحق بقوهٔ افغانان شدند، اکنون متیقن گردید که نه تنها وزیریهای توچی با ما مخالفت دارند بلکه وزیریهای شمالی نیز متکلاً برعلیه ما مخالفت دارند، لهذا مناسب دانسته شد که یک قطعهٔ ۲۰۰ نفری از عسکر ڈوگره برای اصلاح افکار مشوش اهالی و تهدید مخالفین در قلعهٔ میرام شاه اقامه داده شد» «در ۲۶ می آن افراد ملیشیا که از قوم وزیری بودند علناً از ما بغاوت و به سرکردگی پت خان صوبه دار، و ترین خان جمعدار از زیر دیوار (چهاونی) نقب کنده با دگر اقوام مسلح شان که برخلاف ما داخل جنگ بودند ملحق شدند» «پیره های ملیشیائی، چونکه از بکیر تخلیه میشد لذا در علاقهٔ وزیرستان جنوبی --- page 216 --- [BLANK PAGE] --- page 217 --- مجاهدات نادری در نظر مطبوعات انگریزی ۱۵۲ جلد اول - نادر افغان نیز احوال ما از بد بدتر شده میرفت، زیرا که شاه ولیخان برادر نادر خان از ارگون برای حمله آوری و انما داخل اقدامات بود فیصله شد که باید ما بهره های دانا وگول را قبل از وقوع حادثه ٹوچی تخلیه نمائیم» «به ۲۶ می بعد از اینکه اقوام وزیری و افریدی آن مواضع مملوکه ما را گرفتند بمقابله و مجادله کردن با آن عساکر و منصبداران که تاکنون همراه ما شب و با صداقت مرعی داشته بودند بعطف توجه نمودند، میجر رسل با افراد متباقی بعد از قطع کردن ۶۰ میل راه در حالیکه با افراد باغی و اقوام وزیر و غیره اثمائی جنگ نموده ، بطرف قلعہ سنڈے مین راه خود را گرفت، در اثنای این پسپائی از عسکر خود پنج نفر افسر مقتول و دو نفر زخمی گذاشت ........ » « عساکر حضری ملیشیا به شکل از سپین وام پس شدند ، که نادر خان با سه هزار پیاده و دو توپ اود زر ۱۰ انچه کروپ ، و ۷ توپ ۷ پله انچه کروپ با تعداد زیاد قومی در مقابل تهانه مذکور نمودار شد ، در انجا مشارالیه از تهل ، و بنو، و ایدک ، و ٹوچی بفاصله بیست میل دور بود ، پیشرفت مشارالیه ازین را ابدا متوقع نبود زیرا از اطلاعات سابقه متیقن شده بودیم که جاده مذکور برای سوقیات چنین قوای بزرگ ناقابل مرور است الی الآن از سمت حرکت --- page 218 --- مجاهدات نادری در نظر مطبوعات ترکی ۱۵۳ جلد اول - نادر افغان ونقطه مطلوبه مشارالیه بصورت صحیح معلوماتی در دست نیست (۱) » « از بنویکدسته نظام که مرکب از دو تولی جاٹ و یک تولی رساله و یکدسته توپخانه جبل و یکدسته هوتز رطرف گٹھی کرم که چارمیل مفاصله از بنو دارد برای محافظه تنگی دریای کرم حرکت نمود، جنرال یوسٹیس نیز در ۲۵ می با یک کندک سکهه ویک کندک گڑھوال و یکدسته توپخانه آنرا تقویه کرد، به ۲۶ می یک تولی انشاآت برای تقویه قوای ٹہل نیز واصل شد » قوه حضری در ٹہل قرار آتی است :- « رساله یک تولی » « توپخانه دو دسته » « انشاآت یک تولی » « گڑھوال یک کندک » « پیاده یک کندک » « سکهه یک کندک » (۱) یعنی پیشگوئی کرده نمیشود که این سوقیات سپه سالار به سپین دام که یک نقطه مهمه و بقلب همه محاذ های بزرگ عساکر انگلیزی میباشد و از تصرف این محل نظامی ( بنو ) ، ( ٹہل ) ، ( پاره چنار ) و دیگر قشله های انگریز از هم منفصل و زیر تهدید گرفته میشود ، چه نتیجه خواهد داد ، و سپه سالار به کدام منطقه فوجی مایلغار خواهد نمود . --- page 219 --- مجاهدات نادری در نظر مطبوعات انگریزی ١٥٤ جلد اول - نادر افغان "گورکه یک کندک" "توپ ہوتزر ۳ انچه دو ضرب" "قوماندانی قوای فوق الذکر را خود یوستیس فرقه مشر گرفته جهتۀ دفاع افغانها مصروف اقدامات شد و خطوط داخلی و خارجی محاذ را قرار آتی تقسیم کرد.......» "خطوط محاذ خارجی:-" "از شیله سنگ روبا تا کوہ کوہات، کندک گڑھوال" "و از کوہ کوہات تا پگٹ ہل، کندک سکهه." "از پگٹ ہل تا شیله سنگ روبا وقلعۀ کنگره یک کندک پیاده کمتر از یک تولی ." "خطوط داخلی محاذ :-" "قلعه و استیشن و عمارات مامورین ملکی یک کندک گورکه کمتر از دو تولی" "برای ذخیرۂ عمومی:-" "متصل عمارت مامورین ملکی بسنگر ہا ئیکه بشکل قطر در عصر لارڈ رابرت به سال ۱۸۷۹ حفر کرده شده بود دو تولی پیادۂ گورکه و یک تولی پیاده" "تا ٢۶ می کار استحکام و سرشتۀ دفاع جریان داشت" "در ٢٧ می عساکر افغانی بساعت ٩ بصورت نا گہانی آشکار و محاصرۀ تهل را آغاز نمودند" --- page 220 --- مجاهدات نادری در نظر مطبوعات انگلیتری ١٥٥ جلد اول - نادر افغان قلعه تهل در یک دشتی مرتفع که یک میل وسعت دارد بین سنگ روبا و شیله اشکالی واقع، واز دریای کرم که یک میل دور تر جانب غربی قلعه جریان ارد بارتفاع صدمت بلند است، و قریه بزرگ تهل بفاصله نیم میل طرف غرب آن موجود میباشد که دران ۳۷۲ خانه آباد، و افغانهای بنگش در آن بود و باش دارند، بطرف شمال غربی سنگ روبا یک قلعه ”خدی مخ“ به ارتفاع دوهزار وشه واقع میباشد، میدان سرسبز طرف مشرق بین کرم و وادی میران زائی قریب ۲۰ میل متدرجاً بلند شده میرود ، طرف جنوب شیله اشکالی وسمت شرقی و مغربی را سلسله کوه ها احاطه کرده است و این سلسله جبال مرتفع سر کشیده حیرت انگیز بشکل قله های کافر کوٹ بالتدریج بطرف قلعه سر نشیبی دارد، «بجانب غربی کرم یک کوه خشک و خالی بنام خفیا نگه معروف و .. فت از دریا بلند واقع ، وزمین این منطقه منظره هموار و وسعت ه میل را حائز است، سر حدی محنت طرف شمال (خدی مخ) رفته طرف جنوب و جنوب مغرب یک خط را الی نیم میل دور تر از قریه تهل به پهلوی دریای کرم بجانب مغرب تشکیل و حدود وزیر یرانشان میدهد» «آب برای معسکر تهل و ستیشن آن ذریعه فابریک آب کشی از شیله سنگ دوبا --- page 221 --- مجاهدات نادری در نظر مطبوعات ١٥٦ جلد اول - نادر افغان که بمسافه سه صد گز بشمال شرقی قلعه تهل واقع میباشد رسانیده میشود، اردوگاه مرکزی افغانها در موضع یوسف خیل بر کنار دریای کرم سه میل دورتر بجانب شمال غربی تهل تشکیل یافت و دسته توپخانه خودها را بر خفیا نگه در سنگلاخ سیاه که یک کوه بچه یوسف خیل است تعبیه نموده داخل عملیات شدند، از فاصله (٣٥٠٠ لی ٥٥٠٠) گز قلعه تهل را زیر آتش اتواپ خود گرفتند، و بعمارات فصیل و قشله نظامی خساره های بی اندازه را عائد کردند، که درین ضمن بسیاری از بمبهای شرائفل بر بارکها که بطور خسته خانه استعمال میشد ترکید» «چون آمدن و رفتن و داخل و خارج شدن از قلعه حتی حرکت کردن باندرون قشله بواسطه بمباردمان شدید افغانها مشکل و متعسر شده بود سنگرهای رفت و آمد بدرون قلعه ساخته شد، تا در تعداد تلفات آن (افراد محصور قواسی محارب انگلیس تقلیل، و موقتاً از بمبارد افغانها) نجات یابند. قوه پیاده افغانها بر قریه تهل قابض شد، و افراد قومی از کرم گذشته کوهای را متصرف شدند که رخ شان بسمت ده محمد زائی بود، و تپه های کوچک (خدی مخ) و مقامات مرتفع کوهای را که بجنوب قلعه --- page 222 --- مجاهدات نادری در نظر مطبوعات انگریزی ۱۵۷ جلد اول - نادر افغان بارتفاع (٣٥٠٠) سه هزار و پنصد گز واقع است تصرف کردند . » « به ٢٨ می آتش توپهای بود در صحیح و شدید شده رفت ، و مخزن تیل پترول و گدام کاه سفید و آذوقه که در بیرون قلعه ذخیره شده بود ، و استیشن ریل ( از اثر گلوله باری اتواپ افغانی ) در آن واحد آتش گرفت. و استیشن تلگرام بیسیم از تفتر گله های توپ خراب شد ، محض درین محاربه توپهای ما بالنسبه اتواپ افغانی پست و از صفت دور رسی عاری بود ، در اثر اجرای مساعیات زیاد و ببار دومان طیاره مخصوصاً بر منطقه که توپخانه افغانی آنرا بخود سنگر گرفته بود ، آتش توپ افغانها برای اندک فرصت خاموش کرده توانستیم ، اما این نجات یا خاموشی توپ های افغان وقتی بود ، قشون با قاعده افغانها از قریه تهل برآمده مترددانه تهیه حمله بردن شانزابر قلعه نظامی ما گرفتند ، اما بذریعه فیرهای متحدانه و متوالیه توپ ، تفنگ ، ماشیندار ، بعقب نشستن مجبور شده تکرار حمله خود ها را تجدید نکردند » « در شب ٢٨ و ٢٩ می قوۀ ملیشیا سرحدی تهانهای طرف راست شیله سنگ روبا را تخلیه کرده جانب هنگور پسپا شدند ، از تصرف کردن دشمن این موضع را چشمه که از انجا به تهل آب رسانیده میشد در مخاطره افتاد » --- page 223 --- مجاہدات نادری در نظر مطبوعات انگریزی ۱۵۸ جلد اول - نادر افغان «در ۲۹ می قشون حضری قلعه بکندن چقوریها باندرون قلعه مشاغلت داشته آبهای آنرا در تنکه های موم جامه برای خود ذخیره میکردند، و سبب سوختن آذوقه حیوان و انسان برای هر دو صنف مناصفه جیره داده شد » « در شب ۲۹ و ۳۰ می ، بر پکت پل حمله آوردند ، چون پوره طرف جنوب قلعه تهل را قوه پیاده و دسته توپخانه ما اشغال کرده بود، دشمن را زیر آتش گرفته بیک توپ چول مهتابی می انداخت و بدیگر شراسپل را استعمال میکرد ، ازین آتش توپ تفنگ ، ماشیندار و استعمال بمبهای دستی، دشمن پس پاشد، درین مجادله ایس ، سی، سکات لفنثانت و پنچنفر دیگر مجروح شد » « به ۳۰ می طیاره ها به منازل دیگری تعیین شد ، اما توپخانه افغانی بشدت نهائی تمام این روز را هم متوالی در آتش باری گذرانید، درین اثنا توپهای هوتزر افغانی از طرف جنوب تهل در مقابل دشت برده از یک موضع حاکی که ارتفاع آن ۲۹۳۱ گز بود، آتش باری شدید را شروع و فصیل قلعه و جای اقامه اتواپ هارا بخساره های زیاد معروض نمودند .............» « فی الحال این اقدامات و حمله نادرخان و محاصره شدن تهل تهیه پیشرفت ما را بطرف جلال آباد معطل نمود ، و برما لازم شد تا مجاهدات آخری خود را در تخلیص تهل --- page 224 --- مباهات نادری در نظر مطبوعات انگریزی ١٥٩ جلد اول - نادر افغان از چنگ نادر خان فوری بندوا کنیم، تا مبادا اقوام اورکزائی و زیری سخت، که تا اکنون طرفداری و معاونت افغانها را عملاً نکرده اند، در صفوف دشمن داخل، و بر علیه ما کار روائی کنند » « (در صفحه ٥٩ مرقوم است که) علی الصباح ٢ جون ژنرال ڈایر اداره امور نظامی تهل را بدست خود گرفته و یوستیس فرقه مشرکوهات از محاذ تهل (بطرف هند) مراجعت نمود....... در همین روز جنرال ڈایر، از نادر خان یک مکتوبی را گرفت که در ان مرقوم بود، که [بامر اعلیحضرت، جنگ ملتوی شد]» «(در صفحه ٦٨ مرقوم است که) بمورخه ٧ جون در حالیکه جنگ ترقی داشت ، جنرال بیین قوماندان فرقه کوهات وارد پاره چنار گردیده بعنوان شاہ محمود خان برادر كوچک محمد نادر خان كه در ١٩١٩ بنام سرسراوس شهرت داشت، مکتوبی نگاشت که [چون معاهده متارکه امضا شده است باید عساکر افغانی را واپس بخواهید]» « (در صفحه ٦٢ ، ٦٣ مرقوم شده که) این تعرض و پیشقدمی نادر خان یک کار استادانه و ضرب ماهرانه بود ، این حرکت و سوقیات او براه نا خراب دشوارگذار و حرکت دادن یکقوه زیادیرا با توپهائیکه بر فیلها بارکرده شده بود، بر شخصیت و اقتدار مشارالیه می فزاید، چنانچه در خاتمه این جنگ بمنصب جلیله سپه سالاری و وزارت جنگ هم نائل » --- page 225 --- مجاهدات نادری در نظر مطبوعات ترکی ١٦٠ جلد اول - نادر افغان اقتباس از مطبوعات ترکی نسبت بمجاهدات نادری در محاربه استقلال (۱) راه کرم، کوهات، کابل، «در ١٥ می راپوری که به باش قوماندان اردوی هندوستان جنرال (مور) رسیده بود، از قوتی که افغانها در خوست جمع کرده بودند دو (کندک) طابور پیاده آن از حدود گذشته به (کوتل پیوار) آمدن شانرا، دیگر سه (کندک) پیاده بهمراه یکمقدار توپچی به (علی خیل) نام موقعی که به جبهه حدود افغانی واقع است بودن شانرا میفهماند، بناءً علیه (۲) به کوتل پیوار یکدسته از ملیشیا کرم (یکقطعه ٥٠٠ لی ٨٠٠ نفری و بقدر (۲ طابور) دو کندک پیاده، یک بلوک سواری و چهار تو جبل فرستاده شد و همچنان از فرقه که در قصبه کوهات بوده و در احتیاط عموم نگاهدا شده بود (۱) منقول از صفحه ۱۳ الی ۱۸ کتاب (افغان و انگلیز حربی "۱۹۱۹ عیسوی" که از طرف دائره تعلیم و تربیه ریاست ارکان حربیه عمومیه تورکیا در ۱۳۴۱ هـ ق ترتیب و در مطبعه عسکری در سعادت طبع شد. حاشیه صفحه (١٣٤) این کتاب، (۲) از طرف انگلیزها . --- page 226 --- مجاهدات نادری در نظر مطبوعات ترکی ۱۹۱ جلد اول - نادرخان چهار کندک عسکر نیز سوق کرده شد، زمانیکه این قطعات به کومات موصلت نمودند در اثنا ئیکه پیشرفت افغانها را خبر گرفتند در حال به (تهل) و (پاره چنار) فرستاده شدند «در را پور وصله ۲۴ می آرزوی حرکت جنرال (نادرخان) را به جهت توچی و کرم ، و بدون ازین تعرض یک قطعه عسکریه افغانیه را به تهانه سپین ام نام یک قلعه خردیکه در جوار حدود کائن است نشان میداد (مندرج بود) بنابر علیه یک کندک پیاده و دو طوپ از کومات بواسطه شمند و فر به (تهل) سوق کرده شد بهمراه موصلت این قطعه عسکریه یک قوهٔ که عبارت از چهار کندک پیاده یک تولی سواری، چهار طوپ جبل ، یک تولی استحکام مرکب باشد در تل جمع کرده شد، در ماه می در پاره چنار دو کندک پیاده ، یک تولی سواری ، چهار طوپ موجود بود» «در ۲۷ می عساکر افغانی باتفاق قبائل سرحدیه یکجا در جوار (تل) دیده شدند «خود قصبه و جوار تپه های جنوب غربی این قصبه را اشغال نمود، انگلیسها در قلعه تل که بجهة شرق شهر کائن است میبودند، افغانها بضرب بمباردمان شدید توپچی خود قلعه تل را بلرزه درآوردند. انگلیسها، این بمباردمان افغان را بواسطه دو طوپ ابوس آلمانی ۳۸ انچه مینویسند در نتیجه این بمباردمان مدهش انگلیسها بیرق تسلیم را بالاکشیدند، لیکن افسوس ازینکه افغانها این تکلیف را قبول نکرده عساکر انگلیس --- page 227 --- جلد اول - نادر افغان ١٦٢ مجاهدات نادری در نظر مطبوعات ترکی قلعه را ترک نموده، از قلعه برامده رفتند.» «جنرال (برره ت) پس از خبردار شدن این عاقبت فجیعه تل بذریعه شیمند فر از پشاور بکوهات یک کندک پیاده و یک بطریه توپچی صحرا سوق نمود، و همچنین از دو فرقه که بمحافظه تنگی خیبر مامور بود بسوق یک قوه امدادیه نیز امر کرد حقیقتا وضعیت خیلی زیاده کسب اهمیت و نزاکت را دارا شده بود.» «جنرال نادر خان اگر به رفتار و پیشرفت خود دوام کرده میتوانست پس از گرفتن عقب تنگی خیبر به پیشروی پشاور خود را رسانده میتوانست.» «بموجب امر جنرال (برره ت) قوه امدادیه که از فرقه دوم محافظ تنگی خیبر ترتیب و تکمیل یافته بود، همچنانکه در ٢٩ می ٣ کندک پیاده بکوهات سوق کرده شد، از قوه احتیاط عمومی که در لاهور نگاه کرده شده بود نیز ٤ و از (انباله) هم دو کندک پیاده فرستاده شد، این قطعات در ٢٩ می به (کوهات) بمواصلت شروع نمودند.» «در ٣٠ می بطرف شرق (تل) اجتماع نمودند، در ٣١ می بتعرض شروع کردند و قصبه تل را در ماه حزیران از نزد افغانها استرداد نمودند، انگلیسها مینویسند که افغانها در اولین محاربه خیلی ضعیف یک مقاومت نشان داده اند، لاکن سبب این نیز رسیدن امر تعطیل مخاصمات این محاربه است، که از طرف امیر حبیب الـ --- page 228 --- مجاهدات نادری در نظر مطبوعات ترکی ١٦٣ جلد اول - نادر افغان نادر خان رسیده بود، بدین سبب است که افغانها بدون یک مقاومتی عقب نشسته اند» « در ٢ ماه جون انگلیسها افغانها را تعقیب کرده از حدود گذشتند . حین سیدن بپاره چنار شش ده افغانهای (سرحدی خود را) پس از سوختاندن تخریب نمودند . « درینواقعه انگلیسها برای استرداد تل ١٢ الی ١٤ کندک نظامی استخدام کردند » « فرستادن دو کندک پیاده، یکدسته ملیشیا، یک تولی سواری یکصداً طوپ جبل به (کوتل پیوار) فوقاً نشان داده شده بود، اخبار نای انگلیسی ازینهایک هیچ بحثی نمیراند ، احتمال که اینها نیز بهمراه قطعاتیکه بکوهات سوق کرده شده بود، یکجا برای استرداد تل فرستاده شده بودند .» « حرکات جنرال نادر خان خیلی مهم و حاکمانه بود، در حالیکه جنرال نادر خان از تل پیشرفت نمود، از جنوب تنگی خیبر به سپر پشاور رسیده میتوانست، بنابرین سبب بمجرد خبر سقوط قصبه و قلعه تل انگلیسها بتمام موجودیت خونباین جبهه بسوق قوه مجبور گردیدند .» « در روزهائیکه جنرال نادر خان تعرض میکرد در احتیاط عمومی انگلیسها تنها چها کندک مانده بود (چون از فرقه احتیاط عمومی یک مرتبه ٦ کندک و دوم دفعه ٤ کندک --- page 229 --- مجاهدات نادری در نظر مطبوعات ترکی ١٦٤ جلد اول ـ نادر افغان سوق کرده شده بود لهذا از فرقهٔ مذکور تنها ٤ کندک موجود بود ) طیارهٔ زیادی هم در دست وجود نداشت . » « چون اصلاً قوهٔ موجودهٔ طیاره کم و به تنگی خیبر تخصیص شده بود ، بناءً از انجا نیز برای امداد گرفته نمیتوانست ، درینروزها اگر امر متارکه بجنرال نادرخان مواصلت نمیکرد جنرال موصوف هم حرکات خود را جرأت کارانه پیش می برد ، انگلیسها خیلی بیک وضعیت مهلک دچار میشدند ، چونکه عساکر سمت خیبر سبب تجهیزات قبائل از جاهای خود حرکت کرده نمیتوانستند . » « در صورتیکه در احتیاط عمومی تنها ٤ کندک باقیمانده بود ، اگر مجردیکه حرکت پیشرفت نادر خان مشاهده میشد تماماً قبائل سرحد برعلیه انگلیسها قیام نموده پیش شد و بعقب تنگی خیبر عساکر انگلیسی را که دران حوالی موقع گزین بودند از عقب شان احاطه کرد میتوانستند . » « جنرال نادرخان تا به آنزمان به اراضی قبیلهٔ ( اورکزائی ) قدم نگذارده بود ، در حالیکه بآن منطقه میرسید (اورکزائی ها ) نیز به او التحاق کرده تحت قومانده جنرال نادر یکقوت بزرگ مهیا شده میتوانست . » « از چند بمی که یک طیارهٔ انگلیس در ٢٤ ماه در کابل انداخته بود ، اگر بهم نکرد --- page 230 --- مجاہدات نادری در نظر مطبوعات ترکی ١٦٥ جلد اول - نادر افغان و بستار که قرار نمیدادند در عین زمان محاربه که در سمت خیبر جریان یافته بود تنها به قبائل سرحد یه منحصر نگردیده و محاربه بهمراه اردوئی افغانی دوام داده میشد ، جنرال (بره ت) از قوهٔ عسکریه که در تنگی خیبر موجود بود به تل فرستاده نمیتوانست و بنا بدین سبب اجراءت جنرال نادر خان یک شکل آسانتر ا در برگرفته میتوانست . ،، « علاوه برین اگر حرکات جنرال (نادر خان) وحرکات سردار صالح محمد خان متحدًا در معرض اجراء گذاشته میشد ، باز هم وضعیت انگلیسها خراب و بمقابل اردو افغانی از مدافعه و محافظهٔ تنگی خیبر و شهر پشاور عاجز میماندند . » « در ٤ ماه می در تنگی خیبر و خاصه در ١٤ می بجبهه تل نیز محاربه شروع نمودن شان به اردوئی افغانستان خیلی بقیمت گران تمام شد ، در جون بطرف تل نیز بین افغانها و انگلیسها محاربه جریان نیافته قبائل افغان چنانکه در تنگی خیبر مشغول محاربه بودند تنها بشخصیت خود و از نقطهٔ نظر اسلامی محض در راه دین مبین اسلام بمحاربه دوام نموده اند» « در ایام جولائی تجهیزات قبائل به آن درجه زیاد شده بود که چهار ده کندکیکه در حوالی تل موجود بود انگلیسها به تقویّهٔ دو کندک دیگر مجبور گردیدند ، و تا ایامیکه متارکه بعقد صلح منجر نگردیده بود ١٦ کندکیکه در دست داشتند ، به استقامت خوست حرکت دادن شانرا تصمیم کردند ، لیکن به ٢٢ جولائی هیئت صلحیّه افغانیرا که به دراولپندی) --- page 231 --- مجاهدات نادری - دفتر مطبوعات ترکی ۱۹۶ جلد اول - نادر افغان حرکت کرده و در ۸ اگست در (راولپندی) از بین مرخصین و حکومت مصالحه نامه امضا کرده شده است . » « راه های بنو، دیره اسمعیل خان ، غزنین » « تا به ۲۰ ماه می از طرف افغانها بسمت وزیرستان هیچیک حرکتی طهوری نیافت خبر حرکت عساکر افغانیه که در انسمت بود بطرف دتوچی ، وانا ، پیشرفت نمودن شان ، بسر قوماندان اوردوی انگلیسی رسید . » « (وانا) یک موقع مهمی است که در حصه های وسطی وزیرستان در بین نهرهای ( توچی) و ( گومل ) واقع است . » « عساکر دتحت امر قوماندان عسکری منطقه وزیرستان جنرال (اودویت) بودند ، از مرکزهای شان با ستقامتهای دیره گومل ، و (وانا) و ( میرام شاه) دور نشدن شانرا امر نمودند . » « نظر بفکر سر قوماندان اوردوی انگلیسی این قوه مذکوره خیلی کم و یک قسم از عسکر های شان ملیشیا بودند ، لہذا سرقوماندان اوردوی انگلیسی نظر به تجربه و نتیجه تلخی که از خیبر حاصل نموده بود ، بقوماندان منطقه وزیرستان فهمانده بود که بنفری ملیشیا اعتماد نکنند ، درین اثنا یک امر جنرال ( برره ت ) بدینمضمون وصل گردید : » --- page 232 --- مجاهدات نادری بنقل از مطبوعات ترکی ۱۹۷ جلد اول - نادر افغان « اگر افغانها بتعرض شروع نمایند قلعه‌های دٹوچی، وانا، گومل تخلیه و صاحبمنصبان انگلیسی بهمراه ملیشیه هائیکه در تحت امر انگلیسها صادق بمانند، خود را عقب بکشند.» « در ٢٤ می جنرال (اودوهت) امر نمود که از قطعات عسکریه قلعهٔ (دردونی) یک قطعهٔ عسکریه به استقامت غرب حرکت نموده و اختلال و فتنهٔ که قبائل سرحد بروی کار آورده بودند تسکین نماید، و ازین مسئله جنرال (برره ت) را نیز مطلع نمود، برره ت این خبر را در انروز گرفته و فی الفور بجنرال (اودوه ت) امر نمود که امر خود را واپس گرفته و حرکت تاخیر کرده شود .» « نظر برسیدن این امر مفرزه که نو حرکت کرده و بقدر پنج کروه پیش رفته بود واپس بجاهای شان طلب و اعاده نمود . » « این امر (برره ت) مصیب افتاد، چونکه در ان روزها جنرال (نادر خان) به تل نزدیک شده بود اگر مفرزهٔ (اودوه ت) پیش میرفت از سببیکه جنرال (نادر خان) در بین خیبر و قطعهٔ مذکور میبود حالت مفرزه که برای تسکین فتنه در بین قبائل درآمده بود کسب وخامت میکرد ، نظر به امریکه از طرف برره ت در خصوص قلعه‌های ٹوچی، گومل، وانا، صادر گردیده بود بسببیکه حرکت جنرال نادر خان --- page 233 --- مجاهدات نادری در نظر مطبوعات ترکی ۱۹۸ جلد اول - نادر افغان ملحوظ بوده و در عین زمان بقطعات عسکریه که در قلعه های مذکور و در تحت امر جنرال اوووه ت، میبودند معاونت کرده نمیتوانست و ضمناً نظریه گذشتن یعنی طرفدار شدن ملیشیا به افغانها در پیش خاطر بود، بنا بران تخلیه قلعه توچی امر داد.» «مامور پولتیقه (سیاسی) سرحدی که در (وانا) میبود، در اثناییکه امر تخلیه قلعه (پولتیکل ایجنت) و (توچی) را پس از قیام قبائل سرحدیه و گذشتن ملیشیا بطرف افغانها داد محافظه و مدافعه این قلعه های خورد بهیچصورت ممکن شمرده نمیشد، مامور پولیتیقه پس از تخلیه قلعه های خورد، (وانا) را نیز تخلیه نمود، ضابطان انگلیسی بهمراه ملیشیایکه به انگلیسیها صادق مانده بودند یک قوت ضعیفی تشکیل کرده از راه وانا ، مخه کوت، علی خیل، به قلعه مرتضی که در کنار نهر ( ژهوب) کائن است رجعت شروع نمودند در اثنای رجعت، عموداً قطع گردیدن راه رجعت شانرا که واقع روی یک تپه از طرف افغانها مشاهده نمودند بالمجبوریه تعرض نموده در تمامی یک شبانه روز محاربه دوام نموده، نهایت بکشادن راه موفق گردیدند و بدون توقف بمایل انگلیسی راه قطع نموده، در نتیجه جان خودها را به قلعه (مخه کوت) یا خود مخه کوتل بسلامت رسانیده توانستند، اکثر از ملیشیه های صادق که از وانا متفقاً حرکت نموده بودند، نیز در اثنای رجعت طرفدار افغانها شدند.» --- page 234 --- مجاهدات نادری در نظر مطبوعات ترکی ١٦٩ جلد اول - نادر افغان «صاحبمنصبان انگلیسی وقتیکه بقلعۀ علی خیل که از مخه کوت بمسافة ده کروه واقعست رسیدند، تکرار بتعرض قبائل معروض گردیدند، در نتیجه از هشت صاحب منصب انگلیسی چهار نفر آن بقتل رسیده و دو نفر دیگر آن زخمدار گردید، و دو نفر دیگر نیز بهمراه چند نفر یکه از ملیشها باقیمانده بود، پس از رفتار یکشب و یکرد بقلعهٔ سندی مین التجا نمودند، قلعه (سندی مین) از قلعه مخه کوت) به مسافه ۸ میل انگلیسی بعد دارد.» «امر تخلیه قلعه های (توچی) و (وانا) در ٢٤ می داده شده بود، در ٢٦ می سر قوماندان اور دوی انگلیسی گرفتن یکمقدار عسکر را از خیبر برای تقویه کرده نونستن سمت وزیرستان امر نمود بنا برین امر یک بطریه توپ چیل بهمراه دو کندک پیاده را بسمت (بنو) حرکت داد، از دیره اسمعیل خان نیز براه تانک یک لوای پیا را بقلعه مرتضی سوق نمود .» «این قطعات در ٣٠ می بهمراه مسعودیها به مصادمه شروع نمودند، در ۲۴ جنرال (اوووه ت) عزل گردیده [+] بعوض آن جنرال (قلی بو) تعیین و مقرر گردیده و عساکر انگلیسی که در منطقه وزیرستان بودند، سرد است به باکثس [+] سبب عزل مومی الیه هیچ فهمیده نشده است. --- page 235 --- مجاهدات نادری در نظر مطبوعات ترکی ۱۷۰ جلد اول - نادر افغان قوماندان اردوی انگلیسی مربوط گردید .» « در اول اپریل (خیزران) در وزیرستان وضعیت بقرار ذیل بود : -» « در بین (میرام شاه ، بنو) مواصله منقطع ، در بنو ٤ کندک انگلیسی موجود بود ، (اینها بطرف ٹوچی انتظار تعرض را میکشیدند) » « در قلعه مرتضی ٤ کندک پیاده و یک بطریه جبل (اینها نیز باستقامتهای ٹوچی و غرب منتظر تعرض بودند)» «عساکر افغانیه در اطراف ٹوچی بوده و قلعه (سپین وام) که ٤ کیلومتر بطرف شمال غربی میرام شاه واقع و در صورتیکه از جانب خیلی وزیری و مسعودی تقویه گردیده بود ، در قبضه تصرف افغانها ، و قسم اعظم ملیشیا ئیکه در وزیرستان بود طرفدار قبائل گردیده به زیر اداره انگلیسها نیز تنهای نسبت 1/6 یعنی از شش حصه یک حصه باقیمانده بود» « در اول اپریل خبر رجعت نمودن افغانها به اردگاه انگلیسی که در شهر بنو واقع بود رسید ، بناءً علیه برای جنرال (قلی مو) تنها تسکین نمودن اختلال قبائل باقیمانده بود ، و برای اینمقصد نیز قطعات ذیل در تحت امر جنرال مذکور :- » « در بنو ٤ کندک پیاده ، ٤ کندکیکه از (دره جات) رسیده بود و ۲ کندکیکه از خیبرامده بود --- page 236 --- مجاهدات نادری در نظر مطبوعات ترکی ۱۷۱ جلد اول - نادر افغان یک غند سواری هندی، یک بطریه شش طوپه، و جدا گانه دو طوپ جبل و یک قطعه استحکام ٤٥ نفره که جمعا : دو کندک پیاده ، ٣ تولی سواری، ٨ طوپ جبل، و یک قطعه استحکام موجود بود . » « در صورتیکه در تحت قوماندۀ جنرال (قلی سو) اینقدر عسکر موجود بود ، با وجود آن جسارت کرده نتوانست که بر قبائل اجرای حرکتی بنماید، وعلاوۀ ورود دو کندک دیگر را از خیبر انتظار میکشید.» «قوۀ معنویۀ غروپ (جنرال قلی سو) به آندرجہ خراب و بر هم شده بود که قطعاً از اور دو گاهای شان بهیچیک طرفی حرکت کرده نمیتوانستند،حتی برای معلومات گرفتن از اطراف خود نیز به افراز یک قطعۀ کشف هم مقتدر شده نمیتوانستند.» « بقرار تذکا ر فوق یگانه وظیفه که برای ( قلی سو) مانده بود عبارت از تسکین قبائل بود، اینهم نظر به فعلیات به دو قسم منقسم میگردید، اول قلعۀ طوچی را تصرف نمودن و دیگر آن قلعه های خورد را از قبائل استرداد نمودن و موقع (جندول) را تقویه نمودن.» « (قلی سو) رجعت افغانها را براین حمل مینمود که افغانها در اطراف قلعۀ طوچی جمع شدن آرزو دارند .» --- page 237 --- مجاهدات نادری در خطه مطبوعات ترکی ۱۷۲ جلد اول - نادر افغان «بناءً علیه دو وظیفه فوقیکه در پیش نظر داشت، درعین زمان به اجرا کردن و توانستن آن قناعتی برایش حاصل نگردیده بود» «باین سبب تنها به استرداد قلعه‌های خورد قرار داده توانست و در ۴ اپریل برعلیه قبائل مفرزه‌های خوردی سوق نمود، لیکن مفرزه‌هایی که برای استرداد قلعه‌های خورد و به اینصورت برای انطفای آتش اخلال قبائل سوق نموده بود زمانیکه بهمراه قبائل بمصادمه شروع نمودند، از دیگر جهت در (جندولا) و دیگر جات، وضعیت کسب وخامت نمود.» «مسعودیها بهمراه گروپ‌ها یعنی دسته‌های ٤٠٠ الی ٥٠٠ نفری هروز به قراغولهای انگلیسی تعرض میکردند، حتی مواصلة مواقع مذکوره بهمراه (قلی‌سو) منقطع گردیده بود.» «در ٥ اپریل همچنانکه از طرف طائفه (شیرانی) چوده وان، نام قراغول انگلیسی ضبط گردید، قلعه‌های خورد و (شرمل) نام نیز از طرف مسعودیها ضبط گردید.» «درین اثنا نظر به ۳ کندک امدادیکه جنرال (قلی‌سو) گرفته بود، در نهم اپریل برای کشادن راه (جندولا) یک مفرزه بزرگی مأمور نمود، این مفرزه --- page 238 --- مجهودات نادری در نظر مطبوعات ترکی ۱۷۳ جلد اول - نادر افغان در (۱۱) اپریل پس از کشادن راه (جندولا) مواصلت نمودند، در ۹ اپریل خبر اشغال گردیدن (وانا) از طرف افغانها جنرال (قلی مو) رسیده بود (قلی مو) سبب اینرا نیز فهمیده نتوانست، حال آنکه در حقیقت عساکر افغانیه نظر به امر متارکه وانا را ترک نموده عقب نشسته بودند، لیکن در دور متارکه بمقابل کینه یعنی بعوض (وکه) برای بدست آوردن (وانا) و ضمناً برای تصحیح خطای واقع، پیشرفت نموده تکراراً موقع مذکور را اشغال نموده بودند، بناءً علیه عساکر افغانی تا بزمان امضای مصالحه در (وانا) ماندند، و در مقابل (وکه) (وانا) به انگلیسها داده شد.» «امر متارکه پس از انکه از هر دو طرف گرفته و فهمیده و در موقع اجرا گذاشته شد انگلیسها در وزیرستان به تسکین اختلال قبائل مشغول گردیدند، و نظر به این مسئله برای تخریب ده ها و برای تخویف و ترساندن قبائل، طیاره ها فرستاده و از آنها، کار گرفته، مصادماتیکه در بین قبائل شجیع افغانی و انگلیسها در این زمان واقع گردیداست جرأت و فداکاری که افغانها نشان داده اند حقیقتاً شایان تقدیر و تذکار شمرده میشود، اینها در ١٤ اپریل تا به شهر (وانو) که یک شهر بزرگیست پیش رفته در آنجا استحکامات هم بوجود آورده بودند، و در شب همان روز اگرچه به هانگارهای (۱) طیاره (۱) خانه های مخصوص برای محافظت طیاره. --- page 239 --- جلد اول - نادر افغان ١٧٤ صرف مساعی نادری در ایام متارکه هجوم نمودند، مگر موفق شده نتوانستند . » نظر به جرأت و حرکات فداکارانهٔ قبائل، انگلیسها تا بزمان عقد مصالحه در داخل وزیرستان به پیش رفتن و قلعه‌های خوردی که در دست قبائل افتاده بود، تصرف و استرداد نمودن جسارت کرده نتوانستند . » « پس از امضای مصالحه و غیره یک مقدار عسکر گرفته ، قطعاتی که در وزیرستان بودند تقویه نموده و بدینصورت قلعه‌های مذکور را متدرجاً به استرداد موفق شده توانستند» صرف مجاهدت و مساعی نادری در طی ایام متارکه بجبهه جنوبی درین موقع حضرت عالی سپه سالار غازی با دو برادر حماست پیکرشان در القاء روح تعرض و دفاع ، و افزونی جوش و خروش اتباع افغانی بلانهایه صرف مساعی ورزیده در تقسیم و توزیع غنائم و اسلحه و سامان حربی که از غنیم گرفته بودند بر اقوام و تعیین مناطق خدمتگذاری هر قوم وطائفه در صورت آغاز محاربهٔ دوباره و تهیه ارزاق و نواقل و دیگر لوازم حربیه صردف اقدامات و تشبثات بودند. در عین زمان سلسلهٔ مراوده و مخابرهٔ خود‌ها را با آن اقوام و قبائل افغانی که داخل خاک انگلیز بودند و بواسطهٔ تبلیغات نادری که از بدو ورودشان جریان داشت --- page 240 --- صرف مساعی نادری در ایام متارکه ۱۷۵ جلد اول - نادر افغان قلباً طرفدار افغانستان و منتظر وقت و فرصت پیشرفت ما بودند، تا عملاً با ما در وظیفه ملیت و اسلامیت مشارکت کنند، و ازین متارکه ما مأیوس و متأثر شده بودند نیز بیشتر از پیشتر قائمتر کرده ، دقیقه از دقائق تسلیت و دلدهی آنها را فرو گذاشت شده همه شانرا برای منتظر بودن جمله آتیه افغانستان امیدوار ، و در اجرای حرکات و اقداماتیکه مستلزم آنوقت بود و ادار میفرمودند . سلسله مخابرات و اخذ مشاوره و هدایات مرکز هم متوالیاً و مسلسلاً جریان داشت و در همه امور مهمه داخله و مسائل جزوی و کلی خارجه از جناب سپه سالار مشاوره و استسفار میشد که حضرت عالی سپه سالار باسنجیدن اطراف و جوانب هر امر و تدقیق بمفاد و مضار آن، مرکز را از افکار و نظریات وطنخواهانه شان اطلاع میدادند، و در تمام امور متسقشر حق ( اَلْمُسْتَشَارُ مُؤْتَمَنٌ ) را ایفا و وظیفه اسلامیت و جذبات افغانیت و حسیات ملیت خود را حقانه و صادقانه ادا میفرمودند، چنانچه حکومت امانی از تمیل و اجراء این آراء و مصوبات نادری در بسا امور مهمه سیاسی موفقیتهای کلی حاصل می شد . --- page 241 --- جلد اول ـ نادر افغان ١٧٦ معاودت مظفرانہ سپہ سالار غازی بکابل معاودت مظفرانہ سپہ سالار فعال از معرکہ جہاد استقلال بعد از عقد قرار متارکہ موقتی بین حکومت افغانی و انگلیس و معاودت وفد علی احمد خان شاغاسی ملکی با مواد مذاکره طلب دقت خواه از راہ پسندی بملاحظہ مؤثر افتادن پیشنهاد ہای سابقہ نادری درین مورد تکرار افادہ گرفتن از فکر و خیالات قیمتدار سپہ سالار مستلزم شد، لذا شخص پادشاہ و زعمای معظم امور آنگاہ ورود مسعود او شانرا بمرکز افغانی جهتہ اشتراک در مسائل مہتہ داخلی و راہنمائی کردن در مہما امور خارجی و نظم و نسق وزارت حربیہ کہ ہمچو جسد بیروح افتادہ بود، تصویب کردند و رسماً با و شان بعد از اظہار تحسین و آفرین از اجراآت سیفی و قلمی شان نگاشتند، تا یک آن اولتر جہتہ معاونت فکری و امداد اخلاقی شاہ و کابینہ امانی و اصلاح امور عسکری مرکزی و سرشتہ و تنظیم دگر سرحدات افغانی عازم دارا لسلطنہ کابل شوند و برای اداره امور جنوبی یکی از اخوان شانرا با ہمان اختیار ائیکہ خودشان دارند از طرف خود کفیل بگذارند. بالجملہ جناب رشادت مآب محمد نادر خان غازی بعد از اعطای ہدایات و دستور ہای مکمل برای جناب شاہ ولی خان و مقرر داشتن اوشان بہ کفالت خویش --- page 242 --- معاودت مظفرانہ سپہ سالار غازی بکابل ۱۷۷ جلد اول - نادر افغان جهته تدویر امور ملکی و نظامی و نظارت مسائل سرحدی جنوبی و تودیع و خدا حافظی با همه قوای ملکی و نظامی در یکعالم دعا گوئی و گریه و زاری که از فراق این فراعالی بر مجاهدین طاری شده بود عازم مرکز افغانی شدند . مراسم استقبال و مشایعت و تعظیم شان در تمام عرض راه با صول خاطرخواه در تمام نقاط از خط سرحد گرفته تا کابل انجام و ایفا می شد و جمهور انا م این فتح و مظفریت شان که در راه حصول استقلال ملت و احیای شان شرف و جلال مملکت نائل شده بودند اظهار مسرت و در مخدت اوشان مزایده میکردند . بالمقابل این پذیرائیهای مسرت آثار و ارائه این جذبات قیمتد ارجناب سپه سالار در تمام مواقع از مردم اظهار سرور نموده اینهمه موفقیت شانرا از لطف الہی و در عالم اسباب بمساعدت و مجاهدت ملت شجاعت طویت انگار داده ملت را بیش از پیش برای حفظ وطن و محبت با همدیگر و حاضر و آماده بودن شان برای هرگونه زحمت و مجاهداتی که برای شان در راه احیای مجد و اعتلا و شرف و ارتقای وطن عائد شود، تشویق و تحریص میفرمودند . --- page 243 --- پذیرائی عالی سپہ سالار غازی از طرف ملت و حکومت ۱۷۸ جلد اول - نادر افغان پذیرائی عالی العال سپہ لا ستوده خصال در مرکز دارالسلطنه از طرف ذات شاهانه و هیئت کابینه و باقی اعیان و مشاهیر ملکی و نظامی و معیار ملی (۱) بدون مبالغه گفته میتوانم که پذیرائی جناب محمد نادرخان غازی در موقع معاودت مظفرانه شان از میدان جهاد استقلال باندازه عالی العال و باشکوه و اجلال بود که قلم نمیتواند نگاشتن تمام مرئیات سرور و مشهودات حبور و تعظیمات قدر دانانه و احترامهای محبت کارانه حکومت و ملت که بتقریب آن ورود پر افتخار و مظفریت کما حقه حکایت کند. حقیقةً هم ملت و هم حکومت و هم هوا و فضای وطن مستحق بود که باین تقریب تاریخی از مسرت و خوشحالی در جامه خود نگنجند، و قولاً و عملاً ازین محصل استقلال شرف اجلال خود پذیرائی‌ها میکردند، و مقدمش را فوق العاده گرامی شمردند! (۱) چون در موقع معاودت موکب نادری از جبهه جنوبی بجز از یک اخبار امان افغان دیگر روزنامه و صحائف موقته در افغانستان موجود نبود که آن هم بواسطه نداشتن لوازم طباعتی معطل بود، لهذا مراسم پذیرائی سپه سالار غازی را طوریکه عموم بخاطر دارند امان افغان بصورت یک فوق العاده مظلفی اشاعه داده بود. --- page 244 --- پذیرائی عالی سپه سالار غازی از طرف ملت و حکومت ۱۷۹ جلد اول نادر افغان چرا که هیچ یک فرزند صادق فدائی وطن را بعد از احیای شأن و شرف ملی و حصول استقلال و آزادی و مرهم گذاری بر همه آن جراحاتیکه از اعصار ماضی بر جسم نازک مادر وطن رسیده بود، سرافراز و ممتاز مشاهده میکنند، و تماماً باین مسئله متیقن میباشند که اگر لطف الهی و شجاعت ملی حامی این خطهٔ اسلامی نمیشد و ضربها شمشیر و هدایات قلم نادری در امور سیاسی، معاونت مادی و معنوی رجال مرکز را نمیکرد، نزدیک بود که از سوء اداره مأمورین ملکی و نظامی مشرقی و خربط الحواسی بعضی ارباب سیاست تکرار آن زخمهای گذشته تازه و از اثر آن لا وقع الله مملکت پریشان و سراسیمه شود. واقعاً رجال حکومت، و همه افراد ملت، و تمام ذرات مملکت، حق داشتند که باین تقریب به منتهای مسرتها و فرحت با هم آغوش، و اقسام خوشحالی و میلانها و جوش و خروش خودها را اظهار کنند! زیرا بعد از رؤیت آنهمه مناظر جگرخراش عقب نشینی قوای مشرقی و تجاوزات هیجان آور عساکر انگلیسی بر بعضی خطوط سرحدی ما، و احتراق یک شهر عمده (که پایتخت شتائی افغانستان جلال آباد بود) و انحلال تمام تشکیلات حکومت در سرتاسر آنحوالی، و دون همتی بعض ذوات مسئول سلطنتی در مقدرات آتی این خاک پاک افغانی طبعاً روز فیروز ورود مسعود --- page 245 --- پذیرائی سپه سالار غازی از طرف ملت و حکومت ۱۸۰ جلد اول نادر افغان جناب محمد نادر خان غازی، روز فرحت و سرور، و موقع خوشوقتی و حبورست! زیرا این مرد دانا که بهمت و بازوی توانای خود آبروی ملی را بجا، و حق اسلامیت و افغانیت را از طرف تمام ملتش وکالتاً بجا، و فخر و شرف وطنش را دوبالا و استقلال و آزادی را بعموم ما برگرد با یکقطعه از عسکر مجاهد سرفروش و سرباز که در رکاب نادری انواع فداکاری را اظهار کرده اند و با اسلحه و اموال و دیگر غنائمی که از دشمن ربوده است و عسکر و افسر یکه تماماً بنا بر مقررات اسلامیت و رعایت جذبات افغانیت خودها را از عسکر انگلیزی افراز به این سرافراز مردانه تسلیم کرده اند، و نفری که اسیر گرفته شده اند بمفخرانه وارد مرکز میشود. بالجمله بروز وصول موکب نادری بدارالسلطنه افغانی تمام اهالی شهر کابل و شش درک و دهی بیک مسرت و افتخار انتهای خط حرکت جناب محمد نادر خان سپه سالار غازیرا از ارگ گرفته الی ولایتی دو طرفه در صفوف متوالی و بهم گرفته بودند و هر کدام در موقع وصول سپه سالار ادعیه مسرت بار و غریوهای ”زنده باد غازی کامگار، محمد نادر سپه سالار“ ”پاینده باد استقلال افغانستان“ را بعیوق میرسانید. طلبه مکاتب ترانه های مخصوصه مظفریت نادری را با موزیکه ها میسرودند که بیک دقت و سرعت و اعتنائی فوق العاده از چندی باینطرف تهیه و ترتیب --- page 246 --- پذیرائی سپه سالار غازی از طرف ملت و حکومت ۱۸۱ جلد اول - نادر افغان و با لار موزقه تطبیق داده شده بود) و مردم دسته‌های گل و ریاحین را بر اوشان نثار میکردند که بر طبقهای عالی و سبدهای زیبا در اطراف و حوالی خط عبور نادری را همچو یک خط مستطیل لایتقطع گلزار نمودار کرده بود). از روپیه گرفته تا طلا و از میوه‌های عادی گرفته تا میوه‌های اعلی از طرف ملت بتقریب این معاودت پر از مسرت این قوماندان صاحب شجاعت بحضور ایشان اهدا و نثار، و بر فقرا و مساکین بذل و ایثار میشد. اطراف سرک و خط عبور نادری بانواع بیرقهای رسمی ملی و قطعات منظوم و منثور دعاگوئی، و تابلوهای قشنگ، و مناظر خوشرنگ تزیین شده بود. بالجمله به این تقریب سعید از طرف حکومت ذریعه وزارت حربیه یکدعوت نهایت عالی پرشکوه اشراقیه بشرف ورود حضرت عالی محمد نادرخان سپه سالار در ولایتی تهیه شده در آن تمام وزرا و مأمورین بزرگ ملکی تا درجه مدیر صاحبمنصبان نظامی الی کندکشر حاضر و منتظر، و مقدم نادری را خوش آمدی تحسین و آفرین گفته رسم تعظیم شان ذریعه یکدسته از عسکری مرکزی با موزیک نظامی بجا خسته شد. پس از حرکت سپه سالار از ولایتی از بین همان افواج مشایعین وارد کابل شده در چمن حضوری از طرف شخص اعلیحضرت و قوای نظامی مرکزی بکیوضع مجلل --- page 247 --- پذیرائی سپه سالار غازی از طرف ملت و حکومت ۱۸۲ جلد اول - نادر افغان عالی پذیرائی شده در عین زمان اعلان این معاودت با افتخارشان ذریعه اتواپ نظامی بکمال فرحت و شادمانی انجام و ذریعه نطق پادشاهی از ان خدمات بزرگ قابل افتخار نادری در محاربات جنوبی اعتراف و اعلام کرده شد، بعد از ان سپه سالار در بین تلاطم خواص و عوام و اهالی نظام رونق افرا وزارت حربیه شدند ، در انجا نیز رسم تعظیم شان از طرف اعزه و معاریف و اعیان ملکی و نظامی به منتهای صمیمیت و گرمجوشی و غلغله ادعیه و یک جهان گل پاشی و آواز های «زنده باد محمد نادرخان غاز» پاینده و برقرار باد پادشاه و استقلال مملکت افغانی بعمل آمد. در چاشت این روز بشرف ورود فیروز نادری یکدعوت نهایت عالی پرتکلف (ضحوه) بعموم هیئت همرکابی و جمعیت های مستقبلین سپه سالار که از طرف وزارت حربیه افغانستان ترتیب و به پیمانه عالی گرفته شد بود عطا شد . سپه سالار غازی طرف ظهر این روز بیک تزک و احتشامیکه بلندتر از ان بخاطر نیگنجد، در بین غلغله های مسرت و شادمانی بحضور اعلیحضرت امان الله خان با هیئت وزرا و صاحبمنصبان بزرگ نظامی که برای استقبال شان، --- page 248 --- پذیرائی سپه سالار غازی از طرف ملت و حکومت ۱۸۳ جلد اول - نادر افغان در وزارت حربیه حاضر آمده بودند تشریف بردند. اعلیحضرت جسته استقبال شان از قصر خارج شده بیک محبت و صمیمیت فوق العاده سپه سالار را علی الفور در میدان مقابل قصر، تنگ در بر کشیدند، و از سر و رویش بوسه ی پیهم گرفتن را آغاز کردند و بدعاهای پر سوز این خدمات سعادت اندوز او شانرا تقدیر و از ان مجاهدات بینظیر شان که در راه حصول استقلال و شرف و اجلال آنرا اکمال کرده اند تعریف و توصیف کنان بعداً با دیگر معیت معیت نادری اظهار تلطف و مهربانی کنان دستش را بگردن سپه سالار انداخته اوشانرا با خود باندرون قصر بردند که بشرف ورود سپه سالار غازی نهایت آراسته شده بود و با اوشان داخل مذاکره و احوال پرسی هائیکه لازم هیچوقت است شدند، و در هر جمله و هر فقره از مساعیات جمیله نادری نه تنها اعلیحضرت همایونی بلکه همه وزرا و منصبداران اعزه و معاریف مرکزی تحسین و آفرین میگفتند، و روح و روان اجراآت مرکزی را هم از تعقیب و تمثیل نمودن افکار عالی و نظریات نادری پیهم تصدیق میکردند، و تماماً اظهار مینمودند که اگر زور شمشیر نادری در عالم حربی و راهنمائی قلم نادری در جهان سیاسی در موقع نازک که فیصله ابدی وطن میشد، از ما دستگیری نمیکرد، البته که ما بان سهو و خطایای بزرگ را مرتکب شده بودیم. --- page 249 --- ضمیمۀ صحیفۀ (١٩٤) جلد اول کتاب «نادر افغان» يك کروپ تاریخی که بتقریب معاودت موفقانه حضرت عالی (نادرخان) سپه سالار غازی از جهاد استقلال سنه ١٢٩٨ ش در يك دعوت رسمی بدار السلطنه کابل گرفته شده است:- ( صف اول که بزمین نشسته از راست بطرف چپ ) ۱- سردار محمدعظیم خان ٢- جرنیل محمد یونس خان ٣ ...... ٤ داکتر ه - داکتر ٦- موسیو برادوف سفیر روسیه ٧- سردار احمدعلی خان سر مراسمور ۸- آقای محمود بيك وزبر خارجه ٩- نایب محمد علیخان ١٠ - آقای علی احمد خان وزیر داخله ١١-عظیم الله خان وزیر زراعت ١٢- بر گد محمدعلیخان ١٣- آقای شجاع الدوله خان امینانیه ۴- پادشاه میرخان ١٥- .. ١٦-سردار محمد هاشم خان قایمقام هرات ١٧-سردار محمد سلیمان خان نایب الحکومه هرات ١٨- .. .. ١٩-سردار فتح محمدخان امین العسس ۲۰- بريك طحان عبد الرزاق ٢١ محمد نادرخان ٢٢ - .. .. ٢٣-ميرزا محمدعثمان ٢٤ -سردار محمد عزیزخان دانای خارجه ٢٥ - میرزا محمدایوب خان ٢٦- .. .. ٢٧- .. .. ٢٨- عبد الرشید خان (صف دوم که به چوكى نشته اند از راست بطرف چپ) ١- .. .. ٢ - سردار معظم محمد یوسف خان مصاحب خاص امیرشهید ٣ - .. .. ٤ - سردار معظم محمد آصف خان مصاحب خاص امیر شهید ه - کرنیل عبدالقیوم خان ٦- سردار حیات الله خان عضد الدوله ٧- جرنیل شاه محمودخان فاتح پیمار ٨-اعليحضرت امان الله خان ٩- سردار سپه سالار محمد نادر خان فاتح تل ١٠- سردار محمد عمر خان ١١- برکد مبین بيك ١٢- سردار امین الله خان ١٣- بر کد عبدالحميد خان ١٤- غلام علی خان ١٥- .. .. جدرانی ١٦- غلام محمد خان وزیر تجارت ١٧- عبد الاحد خان ١٨- .. .. (صف سوم که ایستاده اند از طرف راست بچپ) ۱- .. .. ٢- .. .. ٣- محمد عمر خان مهماندار باشی ٤- حبیب الله خان طرزی ٥- شاعلغنی حضور محمود خان ٦- غلام محی الدین خان مصاحب ٧- بر کد عبدالرحمن خان ٨- عبد العزیز خان یاور حضور ٩- جرنیل محمود سامی ١٠- روښندل خان ١١- .. .. ١٢- .. .. ١٣- برکد عطاالمداق ١٤- سبحان خان کرنیل ١٥- عبد ابراهیم خان عبد رزاق ١٦- .. .. ( صف چهارم که ایستاده اند از راست بطرف چپ ) ١- .. .. ٢- محمد یعقوب خان غلام بچه ٣ - كر نيل محمد يوسف خان ٤ - ميرزا محمود خان وزیر مالیه ٥- مولوی ظفر حسن خان ٦- .. .. ٧- حاجی جان خان ٨- محمد غوث خان. --- page 250 --- [BLANK PAGE] --- page 251 --- پذیرائی سپه سالار غازی از طرف ملت حکومت ١٨٤ جلد اول نادر افغان در اثنای این مصاحبه بصرف آن (دعوت عصریه) که از طرف شاه بکمال اهتمام تهیه شده بود نیز پرداختند. اعلیحضرت بعصیران روز بسپه سالار صاحب اجازه دادند تا برای چند ساعت بخانه رفته پدر و عم بزرگوار و عائله و اطفال شانرا ملاقات و تکرار دران دعوت شاهانه که برای امشب بشرف ورود آنها ترتیب شده است وارد شده در مسرت عمومی بیفزایند. این دعوت بزرگ پادشاهی بکمال گرمجوشی و فرحت که هر هر دقیقه آن بهترین مناظر حسیات ملی و تقدیر از مجاهدات نادری را تمثیل میکرد ختام یافت. در اثر آن هر وزارت یک یک دعوت پر از اخلاص و صمیمیت شاندانی مجدد دیگری جهته تقدیر از خدمات و مجاهدات نادری ترتیب و در آن حضرت عالی سپه سالار و باقی رفقای شجاعتمدرشان را مدعو میفرمودند، و این سلسله دعوتها و اعطای میهمانی ها بافتخار موفقیت سپه سالار، تا بسیار وقت دوام و تکرار داشت. --- page 252 --- جلد اول - نادر افغان ١٨٥ تقدیر مجاهدات نادری تقدیر خدمات نادری از طرف ملت و حکومت افغانی این مجاهدات نادری که فوق العاده بمفاخر و شرافت تاریخی مملکت افغانی افزود و از هر طرف درهای خیر و سعادت را بواسطه حصول استقلال و آزادی بر روی وطن کشود ، طبعا جناب محمد نادر خان غازی را در نظر عموم طبقات ملی محبوب القلوب و هر دلعزیز و رهبر ملی ساخت ، و وجود مسعود او شانرا عموم ملت بحیث راهنمای ملی و پیشوای قومی خود اتخاذ نمودند . حکومت هم دقیقه از دقائق تقدیر و دلجوئی این رادمرد تاریخی را فرو گذار نشده از هر حیث و هر جهته این خدمات عالی العال نادری را تحسین میکرد . چنانچه بافتخار این معاودت قیمتدار نادری و حصول حریت و استقلال مملکت افغانی یک منار یادگار تاریخی را در قرب وزارت حربیه افغانستان بنام نامی محمد نادر خان تعمیر و نصب نمود، و بر آن این عبارت را منقوش ساخت که در زنکو گراف متعلقه این صحیفه موجود، و بهترین مظاهر ملیت ما را وانمود میسازد . و هم در افتخار وزارت حربیه افغانستان بمقرر این شخص شجاع فرزانه وفرود --- page 253 --- ضمیمه صفحه (۱۸۵ و ۱۷۸) جلد اول کتاب « نادر افغان » — منار استقلال افغانستان — یادگار آن مجاهدات تاریخی جناب محمد نادر خان سپهسالار که در موقع محاربات حصول آزادی افغان با شمشیر زنان دلاور لشکر افغان انجام داده اند باین شمشیر های ملی نمایش یافته این منار ذی افتخار در سنه ۱۲۹۹ ش در جاده مقابل وزارت حربیه در کابل تعمیر ، و بر روی آن عباراتی منقوش است که ( عیناً عکس آن از نزديك گرفته شده و بجانب راست درین منظره پدیدار است ) یادگار آن مجاهدات بزرگ و خدمات تاریخی جناب محمد نادر خان غازی که در موقع جهاد حریت ازوشان در راه حصول استقلال افغانستان و احیای شان و شرف و افتخار ملت افغان بظهور پیوسته است . --- page 254 --- [BLANK PAGE] --- page 255 --- تقدیر مجاهدات نادری ١٨٦ جلد اول - نادر افغان و جسم بی‌روح آن وزارت را بوجود این ذاتیکه روح و روان عسکر افغانستان است بیک زندگانی مشعشع و درخشان، همعنان ساخت، و یک نشان ذیشان (المر اعلی) را با مکافات مقرره اش که شرح مصرف این مکافات، برای مفادیت و وطنیه و ترقی امور تعلیمیه وطن در آتی می آید، برای شان تقدیم کرد. بجناب شاه ولیخان رکاب باشی در صلهٔ آن خدمات عالیشان، که بهرکاب سپه سالار نموده بودند، منصب لومشری را اهدا و به عِزّ وکالتِ نادری در غیاب برادر موقرش (سپه سالار غازی) در افتخارش افزوده، باعطای نشان سردار اعلیٰ نیز مفتخر گردید. بجناب شاه محمود خان سرساوس، که اوشان هم تحت اوامر نادری مظهر مجاهدات در جنوبی شده بودند، نیز منصب لوامشری را اعطا و حسب تصویب اخیرهٔ برادر معظمش اوشان را بحکومت اعلای جنوبی ولوا مشری نظامی آنسمت، با اختیارات کافی منظور کرده، مزید بران باعطای نشان سردار اعلیٰ مفتخر ساخت. برای جمیع آن اشخاص اقوام و عسکری و منصبدارائیکه بمعیت سپهسالار در جهاد جنوبی مظهر خدمات عالی شده بودند، حسب تجویز و پیشنهاد سپه سالار صاحب انعام و اکرام کافی و بخشش و مستمری و ترفیع و نشان های عالی اعطا نمود. --- page 256 --- تقدیر مجاهدات نادری ۱۸۷ جلد اول - نادر افغان بالجمله حسن اجرات نادری بانداره در اعتمادشان افزود که در غیاب اعلیحضر وظیفه وکالت را بهم انجام میدادند. همه کس بخاطر دارد که اعلیحضرت امان الله خان ازین مجاهدات وطنیخواهانه و مساعی ملت پرورانه نادری دائماً تقدیر و تحسین های نهائی میفرمودند، و تکرار و باربار استقلال و آزادی شرف مملکت افغانی را بر علاوه آن سند تحریری که بشکل منار یادگار جهته استحضار صغار و کبار افغانستان نصب است تقریراً نیز در همه تقاریب بحسن تدبیر و قوۀ شمشیر نادری استناد میدادند، مؤید این مدعا آن نطقها اعلیحضرت امان الله خان است، که در موقع پذیرائی این سپهسالار غازی در چمن حضوری ایراد فرمودند و بیاناتی است که در جرائد موقوته جشن استقلال و امان افغان مرقوم است. مساعیات جمیله سپهسالار محمد نادر خان در زارته حربیه درین موقع متارکه که بسیار زیاد امکان تیرگی مکرر آن مناسبات ا داشت که در اطراف انعقاد اساسی آن مذاکرات، مدتی بطول انجامید، ضرورت توجه زیاد (۱) مؤید این مدعا شماره (۱۰ و ۱۱ سال ۴) امان افغان است که اعلیحضرت امان الله خان در اثنای نطق خود علی رؤس الاشهاد اعلان کرد که :- «این کامیابی ما از مهربانی خداوند و شمشیر و تدبیر سپهسالار محمد نادر خان است زنده باد محمد نادر خان وزیر حربیه» --- page 257 --- جلد اول ـ نامه افغان ۱۸۸ تقدیر مجاهدات نادری بسوی تسویه امور حربیه بود، در حالیکه وزارت حربیه از حیث اداره و تنظیم امور مهمه سوق الجیشی به تمام سرحدات و نقاط لازمه کاملاً درهم و برهم و حکم یک جسد بیجان را داشت، زیرا که بواسطه دور شدن دست حق پرست سپه سالار محمد نادرخان که حقیقتاً روح و روان این وزارت بود، و از مجهودات اساسی خویش که در دوره سراجیه در همه شعبات آن نموده بود، بعد از وقوع شهادت امیر شهید ازین وزارت، انواع فتور در اجراآت اساسی آن، بوجود آمده بود، ازین جهه سپه سالار مجبوراً و ایماناً مکلف بود، تا در تنظیم و تنسیق آن، که اس الاساس تمام حرکات و اقدامات عسکریه شناخته میشود، درین موقعی که تکرار وزارت حربیه افغانستان بوجود او شأن افتخار یافته است، بکمال دلسوزی و فعالیت صرف مجاهدت ورزند، و در رفع آن همه شکایات و موانعیکه موجب اشکال برای عامه عساکر افغانی نه تنها در مشرقی و مغربی حتی در خود سمت جنوبی نیز شده بود، بیک اساس صحیح صرف مقدرت و مساعی ورزند. بلی اگر قوای مجاهدین ملی سمت جنوبی و عسکری، شرف سرافرازی این فتوحات عالی و قیادت همین حضرت سپه سالار شجاعت مدار را --- page 258 --- صرف مساعی نادری در تنظیم وزارت حربیه ۱۸۹ جلد اول ـ نادر افغان میداشتند و یا قبضه مقدرات آنها را هیچمگذاشت غیور متوکل علی الله کف باکفایت خود نمیداشت و بوسائل ممکنه برفع احتیاجات خود و قوای معیتش نمیپرداخت، و یا در فراهم آوری ضروریات حربیه لطف ربانیه ممد و معاون جناب محمد نادر خان نمی شد، و یا از گرفتن غنائم و پیشرفت در خاک غنیم مانند سائر همقطاران خود محروم میماند، البته که سمت جنوبی نظر بآن اشکال و موانعیکه با وشان عائد بود نه تنها از گرفتن خاک غنیم بی نصیب، بلکه خدا ناخواسته بیک تفرق و تشتت هم سرد چار میشد. همینکه جناب محمد نادر خان در مرکز وزارت حربیه آغاز بکار کردند و چندی خفت و فعالیتی را که مخصوص وجودشان است، پیشه خود گرفتند، در کالبد بیجان وزارت حربیه روح تازه را دمیدند، یعنی نه تنها همه نواقص را اصلاح بلکه به پیمانه زیاد تجهیزات حربیه را تهیه، و اوامر ترسیل و تذخیر آن را در سر تا سر سرحدات داده و پیش بینی های موثره را برای تعرض و پیشرفت بخش بخش و مداقه گرفتند و در عین زمان از گرفتن ترتیبات اساسی دفاعیه نیز فروگذاشت نکردند. بهمراه تنظیم و نسق امور نظامی در تشویق و ترغیب و دلجوئی و غیرت افزائی قوای ملکی و سائر اقوام و قبائل دین دوست افغانستان هم میکوشیدند و یاد و یا --- page 259 --- جلد اول - نادر افغان ۱۹۰ صرف مساعی نادری در تنظیم وزارت حربیه عامۀ ملت را بتأثیر نطقهای مهیج و بیان نامۀ های موثر به سلسله وحدت مستحکم و در حب جهاد مدغم میفرمودند. بر علاوه آن این شخص ملت پرور وطنخواه در اعطای افکار و نظریات مفید برای امیر امان الله خان و ترتیب پروژهای مذاکراتی که با انگلیز ها جریان داشت و پیشنهاد دگر مفکوره های سیاسیه و مبارزه های قلمیه هم کار میکردند و سائرین را بسر غیرت کار می آوردند. پس از اینکه امور اداریۀ وزارت حربیه فی الجمله جان گرفت، و کارهای آن به مجرای اصلیش رو بجریان گذاشت، نوبت بملاحظه کردن آن حصص و حواشی مملکت رسید، که خطرۀ تعرض جانب مقابل؛ بالنسبه دیگر نواحی، بر آن بیشتر بود، و میبایست یک سر افسر دانشور کار ازان جلوگیری کند. خدمات مهمه سپهسالار محمد نادر خان وزیر حرب در اصلاحات و تنظیمات سمت مشرقی چون بی نظمی سمت مشرقی در اثر سوء ادارهٔ زعمای امور ملکی و نظامی آنولا از موقع آغاز جهاد استقلال الی اواخر ۱۲۹۸ سنه از حد گذشته بود و چندان --- page 260 --- ضرورت تنظیم و اصلاح نادری در سمت مشرقی ۱۹۱ جلد اول نادر افغان مشکلاتی را در اجرای امور حکومتی و مسائل اداری و نظم و نسق محلی وارد کرده بود که تا یک ناخن گره گشا، و یک فکر رسا، و شخص جامع الاوصافی مانند سپه سالار محمد نادر خان بعقده کشائی آن مصروف نمیشد و بجل و فصل آن در پرتو عقل و ذکا خدا داد خویش نمیپرداخت، همانا که مجاری امور مشرقی از بد بدتر، و روح حربی و اتفاق و وحدت قومی آنجا بنا بر سلب اثر مرکزیت و انواع مشکلات و موانع پر زحمت مضطر و منزجر میگشت . زیرا که از نبودن مرکزیت در همچه مواقع هرج و مرج که اعلان نفیر عام شده باشد و تمام اقوام و عشائر ملی در خط حرب شامل، همه قرا و قصبات از اعزه و معارف خالی افتاده باشد و مثل جلال آباد یک شهر عمده مرکزی نه تنها از بیکفایتی حکام و مأمورین بیغما و تاراج ، بلکه سراسر طعمه آتش شده باشد، همه قصور عالی و عمارات دولتی از فرش و ظرف خالی، سرتاسر مشرقی معرض تطاول اشخاص مغرض فتنه جو شده باشد، خزانه ، جبهانه ، تشکیلات حکومتی در هم و برهم ، نزاع و جدال خورد وریزه در میان مردم حکمفرما شده باشد ، حتماً همان جوش و خروش که در بین قوای قومی برعلیه جانب محارب موجود است ، خود بخود زائل ، و میدان بدون حائل برای حریف مقابل خالی میماند . --- page 261 --- تقرر وکیل سپه سالار در وزارت حربیه و سمت جنوبی ۱۹۲ جلد اول - نادر افغان در حالیکه تسویه امور و پرورش احوال عامه اقوام جسور مشرقی که تنها بدون معاونت و مساعدت و نظارت حکومت در خط حرب شامل و بکمال حماست غیرت از خاک پاک خود دفاع، و برای دوام شرف و عزت و ناموس اسلامی خود، داخل اقدامات بودند، از حد زیاده حتمی و ضروری دیده میشد. تقرر جناب شاه ولیخان بوکالت وزارت حربیه و حرکت سپه سالار بمشرقی ازینجهت وزیر صاحب حربیه بعد از تسویه امور مرکزی و قرارگاههای نظامی و حواشی سرحدی، و خواهش تقرر جنرال شاه محمود خان جهت اداره امور مملکتی و نظامی جنوبی بر طبق وصایای نادری و پیشنهاد وکالت جنرال شاه ولیخان فاتح وزیرستان را در وزارت حربیه تا اجراآت مرکزی را حسب تمنای اساس و اصولیکه خود سپه سالار نهاده است، در معرض تطبیق و اجرا گذارد، عزم حرکت بطرف اصلاحات و تنظیمات سمت مشرقی فرمودند. مراسم نهضت فرمائی سپه سالار صاحب از کابل بصوب مشرقی بکمال گرمجوشی از طرف شخص پادشاه و کابینه وزرا و اعیان و معاریف ملی و قوای نظامی و اهالی کابل ایفا و در میان هلهله های تکبیر و دعای موفقیت با یک فرقه عسکری --- page 262 --- اجراآت سپه سالار غازی در عرض راه مشرقی ۱۹۳ جلد اول - نادر افغان که آنرا خود وزیر صاحب حربیه در موقع کار کردن شان بوزارت حربیه از همان افراد تعلیم یافته نظامی که در دوره سراجی از طرف سپه سالار صاحب غازی تحت تربیه گرفته شده بود، جمع آوری و تشکیل فرموده بودند جاده پیمای صوب مقصود شدند. اجراآت سپه سالار غازی در عرض راه مشرقی با اینکه لوازم تشریفاتی سپه سالار صاحب باصول مکمل ذریعه موترهای تیز رفتار و لاری تهیه شده بود، ولی حضرت معظم له منازل مشرقی را بسواری اسپ تصمیم، و حرکت هیئت معیت شانرا بر فتار اردوی همرکابی خویش مقرر فرمودند تا در عرض راه کاهی از اوضاع عمومی و ترتیبات لازمی کسب استحضار کنند و هم با عطای هدایات ضروریه، تشویق و تحریص عامه، رفع نواقص مهمه، جلب قلوب عامه اقدامات ورزند. در عرض راه مشرقی عامه اهالی شادان و فرحان، جوق جوق ازین محصل شان و شرف افغانستان، و فاتح عالیشان خود پذیرائی میکردند، و بصایح و هدایات این سپه سالار دیانت مدار خویش جواله سمع کرده تحت تاثیر می آمدند. بالجمله منازل مربوطه منطقه ولایت کابل را بهمین اصولی که نگاشتیم قطع --- page 263 --- اجراآت پنهلا غازی در معروض یا مشرقی 194 جلد اول - نادر افغان و یاد داشت ها پیشنهاد های لازمه اصلاح امور و رفع اشکال این نقاط را مسلسلا ذریعه تیلیفون مکاتیب بمراجع مربوطه آن میدادند . ولی همینکه رونق افزای اولین منطقه مشرقی شدند حسب اطلاعی که قبلا بهمه اهالی که بمنازل عرض راه مجاورت دارند عطا شده بود ، عامه اعزه و معارف و اهالی اطراف و اضلاع ( جگدلک ) را در قصر یکه در آنجا هست در استقبال خود منتظر یافته با آنها ملاقات مفصل نموده و وظائف ملیت و وطنیت را بهرشان مدلل فرمودند و اصلاحات آنجا را با مقدمات ربط و ضبط و تأمین امنیتش که مختل بود بوجه احسن نموده ، در جگدلک یک قوه عسکریه را بعلاوه تعهد خدمتگذاری که مردم قومی کرده بود خدمتی گذاشتند . همچنین در سرخ پل با رعایا و مشاهیر قریه آن تبادل افکار کرده ، تشویق تحریض انجام خدمات وطن و وظایفی که بر عهده آنها گذاشته شده بود بیانات دادند و حاکم و مأمور مالیه حصارک غلجائی را تعیین ، و تکالیف شانرا مقرر داشته انضباط و اصلاحات اینجا را نیز انجام ، و بودن یک مفرزه دیگر نظامی را درین محل نیز اعلام کردند . در بلولی ، و گندمک ، و هاشم خیل و غیره هم پذیرائی اهالی را قبول و --- page 264 --- اجرائت سپه سالار غازی در عرض راه مشرقی ۱۹۵ جلد اول نادر افغان آنها را در بجا آوری وظائف اسلامی شان مسئول قرار داده، در نمله عموم قوام خوگیانی را ملاقی و آنها را هم به وحدت و اخوت و انجام خدمات ملی و تعمیل اوامر اسلامی داعی شده در تأمین امنیت و تهیه اسباب رفاهیت ملت و تقرر تشکیلات حکومت بذل مساعی و امر اقامه یک یک قوه عسکری را در (گندمک) و (نمله) نیز اعطا فرمودند. پس از فراغ پذیرائی و نصائح مردم (فتح آباد) و (بهار) در (بهاولی) اعزه و معاریف (سرخرود) را از مکالمات خود خشنود، و آنها را به سعادت و بهبود شانرا وانمود، و به ایفای خدمات ملت و حکومت آنها را تشویق و در تقرر امنیت و رفع گزند خاطر رعیت بذل مقدرت، و یک قطعه نظامی را درینجا هم خدمتی مقرر فرمودند. وصول سپه سالار در جلال آباد در موقع ورود جلال آباد مراسم پذیرائی این عسکر غازی از طرف عامه اهالی اطراف و نواحی آنجا و سادات و علما و مشایخ و اعزه و معاریف و کلان شوند های (چپرهار) و (شینوار) و (کامه) و (کنرها) و (نورستان) و (لغمان) و غیره که اکثراً از سنگر ها و سرحدات و بعضاً از محلات خود آمده بودند بوجه احسن --- page 265 --- مسرت اهالی مشرقی از ورود سپه سالار غاز ۱۹۶ جلد اول ـ نادر افغان بشوق و ذوق زیاد اجرا و تماماً از لقا و شنیدن نصائح و هدایات موثره این فاتح تبل و صاحب منصب اکمل خود که برای پژویش احوال و تقویهٔ مادی و معنوی اهالی مشرقی همچو یک فرشتهٔ رحمت مواصلت کرده است اظهار مسرت کردند و آمدن این مرد نیکبخت را موجب سعادت و رفاهیت خود دانستند. چنانچه پیشتر نگاشتیم جلال آباد در موقع ورود سپه سالار نه تنها خالی و ویران بلکه تمام موجودیت آن حریق شعلهٔ آتش عدم تدبر آن عمال امانی که زمام مهام آنجا را در دست داشته بودند، شده بود؛ و همه قصور سلطنتی و عمارات مأمورین بزرگ تا درجهٔ اخیر از دروازه و تمام سامان و لوازم محتویهٔ خود عاری و خالی افتاد و بالآخر در تمام جلال آباد اینقدر یک جای نبود که سپه سالار بتواند خیمهٔ سفری خود را بیک اطاق معمولی عوض کند. تشکیلات حکومتی بالمره نابود، و در هر طرف تحریک خائنین و فتنه جویان وانمود و آثار پریشانی هویدا، و اسباب راحت و اطمینان مردم ناپیدا بود. --- page 266 --- بیانیه سپهسالار غازی محضر عماید مشرقی ۱۹۷ جلد اول نادر افغان مفاد نطق مقرر سپهسالار غازی در محضر اهالی سمت مشرقی جناب محمد نادر خان سپهسالار از همه اولتر با سادات و علما و مشایخ و اعزه و معاریف و ملکان و کلان شوندگان عموم نقاط مشرقی تبادل فکر کرد، و آنها بسوی نتایج بدنظمی های داخلیه متوجه کرده، از نزاکت امور خارجی داناند (۱) و بآنها فهماند که تا زمان تکمیل مطالبات افغانستان ما و شما هر لحظه در حالت حرب، و منتظر به حصول حقیقی همین حیات با شرفیکه بحمدالله آنرا بفضل الهی و عزم مجاهدین جنوبی و قوه شمشیر اسلامی قبلاً بدست آورده ایم و یا مترقب همان مرگ با شرفیم که آبا و اجداد نیاکان ما آنرا در راه حفظ شان و شرف و ناموس دین و وطن با افتخار تحصیل کرده اند، میباشیم. لهذا جهتۀ موفقیت باین مقصد با سعادت لازم هست که ما و شما آن اوامر اسلامی را که درین مورد شرع نبوی بما توصیه کرده است تعمیل، و از نفاق و خانه جنگی و نزاعهای در میانی منصرف شویم؛ و تماماً متحد اً برای تکمیل مقاصد خود مانند آن مجاهدینی که در دکه و غیره سرحدات مشرقی بمقصد انجام خدمت ایستاده اند (۱) نطق های سپهسالار در عرض راه مشرقی بعامه اهالی و مستقبلین نیز بهمین مضمون بوده است. --- page 267 --- بیانیه سپه سالار غازی در حصر عمائد مشرقی ۱۹۸ جلد اول ـ نادرافغان کمربسته حاضر و آماده باشیم. شما اولاً این موضوع را بقسم نصیحت و طورالوسی وقومی به عامه آن اقوام طوایف که قبل از فراغ و تصفیه معاملهٔ خارجه بامورخانگی و مسائل داخلی پیچیده اندخاطرنشان کنید، اگر شنیدندفنعیم المطلوب والا خود تان آنها را بهر صورت ممکنه که بتوانید براه بیاورید اگر نشد این اقوام و یا اشخاص نصیحت ناشنو را بمن معرفی کنید بقوهٔ عسکری آنها را تأدیب و تکالیف لازمه شانرا برای آنها تعیین کنم. برای تهیه اسباب جنگ، جهاد بالمال و بالنفس فرض است، چون جوانهای شما فعلاً در سرحدات با نظار جهاد حاضر، و در عامه مردم ذوق دفاع از وطن و حفظ شان وشرف ملی زیاد است ولی از حیث ثروت و لوازم احوال مشرقی طوریکه ظاهر است، خراب میباشد، پس راجع به اعطای مالیات محصولات حکومتی و استرداد آن اموال اجناسیکه شما ملت بنا برامر قبل از وقت حکام ماضی خود از مال دولت برده اید نیز مسارعت کنید. هم در فرستادن عسکری و یا قوای قومی بهرصورتیکه بشما سهل باشد بذل مجاهدت کنید، چرا که وجود و تهیه قوهٔ قومی عنداللزوم اندک وقت میخواهد، وعسکرا چون دائماً برای خدمت ملت و دفاع وطن حاضر میباشند، لهذا تا موقعیکه امر --- page 268 --- بیانیه سپهسالار غازی در محضر عامه مشرقی ۱۹۹ جلد اول - نادر افغان اجتماع به عامه اهالی داده میشود، و آنها حاضر میشوند بعسکر ما به انجام وظائف خود مجاهدت و متعاقباً از وصول معاونت نفری ملکی تقویت میشوند. در صورتیکه ما عسکری منتظم و یا قوای حاضر باش مکمل قومی را در دست نداشته باشیم، اگر دشمن ناگهانی حمله کند، تا که ما اعلان نفیر عام را کنیم و مردم جمع آوری کنند معلوم است که کار از کار گذشته میباشد. بعد از رفع نزاع و گفت و شنید خانگی و جریان روح وحدت و یگانگی در عامه اهالی و وصول مالیات و محصولات و استرداد اموال حکومت و رسیدن افراد عسکری و یا قوای قومی تان بسته ما و شما و عامه برادران سرحدی ما نشسته یک لویه جرگه تشکیل و وظائف خود مانرا برای جهادیکه آتیاً در صورت عدم تحمیل مطالبات ما واقع شدنی است تعیین خواهیم کرد. عزیزانم! حالا بروید و در تعمیل این او امر من که تاماً ضامن سعادت دینی و دنیوی تان است بفوریت بکوشید و به نزاکت این وقت دیده بهر اندازه که بکوشید بهمان پیمانه مسعود میگردید. بروید شما را بخدا سپردم، حفظ شان و شرف و عزت و استقلال وطن محبوبم را از خدای برتر به همت و شجاعت شما اقوام خواستارم. --- page 269 --- جلد اول - نادر افغان ۲۰۰ معروضۀ اعیان مشرقی بحضور سپه سالار غازی مفاد معروضه اعیان شرقی بحضور جناب سپه سالار غازی اهالی از شنیدن این افکار عالی سپه سالار غازی که عین مقصودشان بود خوشحالی زیاد کرده معروضداشتند « هر چند از سوء اداره و بیکفایتی حکام ماضی نظامی ما، بر جهت قهقری ترجیح داده زعمای امور تقسیم ذخائر و تجهیزات حکومتی را بر اهالی مستحسن دانسته اند، که در ضمن آن بسیاه بی نظمی ها و غلط فهمی ها واقع و شهر خراب شد ولی ما مجاهدین ملی و حامیان دین مبین اسلامی به این نزاکت وقت که شما انرا تشریح دادید دانسته برای یک لمحه هم محاذ جنگ را خالی نگذاشتیم و کمال صداقت و شجاعت خود ها را در دفاع از وطن محبوب خود و حفظ شان و شرف اسلامی خویش بدون معاونت و مساعدت حکومت به اثبات رسانیدیم و هم در جلوگیری از نزاع و خانه جنگی و تشتت عمومی اقوام و عشائر حتی الوسع کوشیدیم. اکنون که مثل شما یک مجاهد فعال بهر وقت ما رسید، البته تحت ادارۀ همدردانه و نظارت غمخوارانۀ شما هم امنیت و انضباط کلی در سرتاسر شرقی حاکم و هم امور تعرضیه و دفاعیه این نواحی بوجه احسن مستحکم میگردد. ما حاضریم این نصایح و اوامر شما را بعامۀ ملت ابلاغ کنیم، و آنها را بتوجه --- page 270 --- معروضه اعزه مشرقی بحضور سپه‌سالار غازی ۲۰۱ جلد اول ـ نادر افغان واخوت، والانصراف از مجادلت، و کمر بستن بمانند دیگر مجاهدین برای خدمت، توصیه کنیم ویقین داریم که این ابلاغ ما چون از طرف همچو شما یک مجاهد ملت دوست میباشد موثر و مفید واقع خواهد شد، و اگر این نصایح خیرخواهانه ما در برابر جهالت و مفسدت بعض افراد موثر واقع نشود، البته که اطلاع آنرا اولاً بشما اعلام و باز باستیدان شما باتفاق قومی در تادیب و گوشمالی آنها میکوشیم. راجع برسانیدن مالیات و محصولات و استرداد اموال حکومتی هم بذل مساعی میورزیم و هم بهر سرعت ممکنه که بتوانیم جوانهای خود را برعلاوهٔ آن مجاهدین ما که فعلاً در سنگرها و سرحدها مصروف حراست وطن اند، بحضور شما حاضر میداریم تا در تعمیل و انفاذ همه آن هدایات و اوامرتان که برای خیر و بهبود مملکت و ادامه عز و شرف ماملیت و پیشرفت مقاصد حکومت آنرا صادر میفرمائید مخلصانه بکوشند.» مجاهدات سپه سالار غازی در اصلاحات تنظیمات مشرقی پس از رخصت شدن این جرگهٔ بزرگ اعیان مشرقی به اوطان شان حضرت عالی سپه‌سالار صاحب از یکطرف و جناب سردار محمد هاشم خان از جانب دیگر باصلاحات و تنظیمات فعالانهٔ آن سمت ویرانه بکمال سرگرمی آغاز فرمودند --- page 271 --- اصلاحات و تنظیمات اداری در سمت مشرقی ۲۰۲ جلد اول - نادر افغان دقیقه از دقائق همدردی و دلسوزی را برای تأمین رفاه و آسایش عمومی فروگذا نشدند . راجع به تمدید سلسله تلفون، پسته و دیگر ذرائع خبر رسانی به نقاط لازمه عملیات را آغاز ، و حکام مأمورین تشکیلات حکومتی ها و علاقه داریهای آن نواحی را تجدید، و مفرزه های محافظ عسکری را بهمه جهات مقتضیه اعزام ، و قوای نظامی را تحت سر عسکری قوماندانهای امین و صادق با هدایات مفصل سر از نو بسرحدات مشرقی کوچ داده، ضمیمه قوای قومی هر محل فرمودند، بر علاوه آن یک یک مفرزه سیار را که دائماً در نقاط معینه هر واحد آنها در گشت و گذار باشد مقرر داشته و در تهیه غله و دیگر لوازم حربیه و تعمیرهای مخروبه و ترمیم عمارات آسیب رسیده نیز بذل مقدرت انتهائی خود را نمودند . در اثر ابلاغ نصائح سپهسالار صاحب غازی بعامه اهالی مشرقی تماماً آن اموال و سامان حکومتی و رعیتی را که تلف نشده بود و در دست مردم مانده بود بکمال خرمی مسترد میکردند، و نفری زیاد قومی و آن افراد عسکری، که سابقا در نظام خدمت ، و صاحب تعلیم شده، بعد از اکمال دوره ملازمت بخانه های خود رفته بودند ، داوطلبانه جهة قبول و انجام خدمات وطن حاضر میشدند . --- page 272 --- اصلاحات و تنظیمات نادری در مشرقی ۲۰۳ جلد اول ـ نادر افغان همچنین رعایای صداقتمند دین دوست مشرقی برعلاوه تأدیه و تحویل محصولات و مالیات ذمگی شان از اعطای اعانه و فراهم آوری دیگر تسهیلات برای پیشرفت مقاصد وطنیه امانه سردار سپه سالار نیز خودداری نمیکردند. آنهمه نزاع و تشاجریکه بعد از انحلال تشکیلات ماضیه حکومت و قبل از ورود وزیر صاحب حربیه، بنا بر فقدان مرکزیت عائد شده بود در اثر ابلاغ وصایای سپه سالار بعموم عوام و خواص آن دیار، و ربط و ضبط و تعقیبات موثره این مرد هشیار در اندک زمان بوحدت حقیقی و اخوت اسلامی تبدیل، و همه مردم برای دفاع از وطن و حفاظه شان و شرف خود بجان و تن حاضر شدند. مساعی جمیله این وزیر حرب عده ازان دزدان و اشقیای محلی را که رهزن راحت و طماینت ملت شده بودند، و خواب آرام را بر مردم حرام کرده بودند دستگیر و حسب الشرع اعدام، و بعضی را حبس، و چندیرا از دمار مرکز فرستاد، بوزارت داخله عمومیه نگاشت، تا به حصص دور دست مرکز تبعید شوند و آنها را که از راه انابت شفاعت خواه به حضور عدالت ظهور این وطنیخواه غیور حاضر، و توبه نامه خود ها را تقدیم کردند، نه تنها معفو قرار داد، بلکه حسب ذوق و سلیقه هر واحد شانرا بخدمات لازمه نیز مقرر داشت که تماما در انجام خدمات امتحاناً --- page 273 --- اصلاحات و تنظیمات نادری در مشرقی ۲۰٤ جلد اول - نادر افغان خوبی را دادند . دائماً اقوام و طوائف هر منطقه را مدعو و بمهمانی و الطاف پژوهی از اوشان پذیرائی، و در جوش و خروش و وحدت و اخوت در میانی، و ابلاغ وصایای وطنخواهی، حفظ شان و شرف اسلامی آنها میکوشیدند، در پیشرفت مقاصد عالیه و ملیه اجتماعیه، آنها را تشویق میفرمودند . برعلاوه آن عالیجا عزت و شجاعت همراه محمد هاشم خان نائب سالار حاکم اعلای مشرقی را تکرار بدوره و نظارت بر اجراآت لغمان و شینوار و غیره نقاط مامور میداشت که مشارالیه در همه جا اسباب رضای خالق و خوشنودی مخلوق و انداختن جوش و خروش در جذبات عمومی و پیشرفت مطالب با شرف ملی و حکومتی را فراهم آورده موفقانه برمیگشت . خود سردار سپهسالار یکحصه وقت خود را برای انصرام امور مرجوعه نظام و باخبری از مجاری سرحدات و حسیات افواج و اعطای جواب فرامین و مکاتیب وارده مرکز، و نگاشتن افکار و نظریاتش به پادشاه و کابینه وزرا راجع به بهبود کار و پیش بینی منافع و اضرار تخصیص فرموده بودند، و حصه دیگر آنرا بجهت شنیدن عرض و داد اهالی و اقامه عدل و انصاف، و ملاقات از اعزه و معاریف و اقوام قبایلکه --- page 274 --- اصلاحات و تنظیمات نادری در سمت مشرقی ٢٠٥ جلد اول - نادر افغان جهت ملاقات و اخذ هدایات حاضر میشدند در محضر عامهٔ هیئت هر کاب از صاحب منصبان نظامی و مامورین ملکی میگذرانیدند. هرچند امورات عادی عرضچی و نظامی را بعهدهٔ جمعیت مندمحمدعلیخان گرد مفوض فرمود بودند که مشارالیه ناموس کارانه و علاقه مندانه آنرا تا جائیکه اختیارات برای شان داده شده بود و از عهده آن برآمده میتوانستند انجام، و امور مهمه و سررشته طلب را بحضور برادر معظم شان مرافعه میدادند. از طرف شب بالعموم کارهای ادارات مرکزی را ملاحظه و اوامر و هدایات ضروری را برای عامه مامورین مشرقی اعطا، و بجواب معروضات و مکاتیبیکه خدمت شان از عموم صاحب منصبان و قومندانهای نظامی ولایات و حکومت اعلی افغانستان میرسید میپرداختند. تشکیل جرگهٔ عمومی بنام اتحاد مشرقی بعد از اینکه امورات اداری و تشکیلات حکومتی مشرقی فی الجمله تحت نظم و نسق آمد و روح وحدت و یگانگی در کالبدش دمید، و عمارات جلال آباد تا یک اندازه آباد و رعایا از مساعی جمیلهٔ نادری دلشاد گشت، مسائل دیوانی مرتب، قشله‌ها --- page 275 --- جرگه اتحاد مشرقی در هده ۲۰۶ جلد اول - نادر افغان نظامی از افراد محلو، و همۀ مجاری امور بر محور طبیعی خود بگردش آغاز کرد، سردار سپهسالار حسب وعده نخستین خود عموم سادات، علما، مشایخ و اعیان مشرقی و مشاهیر آنجا را جهته تعیین وظائف آتیه‌شان و مقرر داشتن تکالیف و خدمات هر قوم و قبیله در موقع آغاز جنگ مکرر افغان و انگلیز بیک مجلس عالی (اتحاد مشرقی) ذریعه مکاتیب خصوصی و اعلانهای رسمی که بتعداد مکفی طبع و نشر شده بود مدعو فرمود. زیرا تا حال که از شـ ۱۲۹۸ـه یکماه باقیمانده است انگلیز برعلاوۀ تسلیم نمودن استقلال افغانستان که در اثر جوش و خروش ملی و مطالبات بہیم عملی عموم مسکونین مملکت افغانستان و فتوحات و مظفریت سیفی و خشونت مقدس قلمی سپهسالار آنرا علی العجاله بصورت رسمی قبول و خواهش متارکه و فتح باب مذاکرات را کرده است، بدیگر شرائط با شرافانه افغانستان تمکین نمیکند و درعین زمان به ترتیبات نظامی و تکمیل تجهیزات حربی خود مشاغلت دارد. درینصورت حتمی بود که ما هم محض جهته اتمام سلسلۀ مذاکرات و حاصل داشتن همه مطالب و تمنیات خویش به پایه بسیار وسیع و اساس مستحکم باز برای تعرض --- page 276 --- جرگۀ اتحاد مشرقی در ہده ۲۰۷ جلد اول - نادر افغان و مقابلہ و تکمیل نمودن ہمۀ مطالب مدنیہ و اجتماعیۀ خود ترتیبات بگیریم و روح جہاد و مقدمات حربی را تقویہ و تنمیہ کنیم، کہ اگر واقعاً از طرف حریف مقابل اندک یک خطرہ و بی پرداختی در اعطای حقوق مشروعۀ ما دیدہ شود، باید کہ شدیدتر از پیشتر در راہ اندفاع آن مقاومت، و بشجاعت فطری و حماست جبلی و مقررات مذہبی خود ہمر مطالب حقۀ خود را تأمین و محافظہ کنیم. بالجملہ وکلا و مبعوثین ملی و عامۀ اعیان و معاریف سرحدات بموجب ہمان مواد و شرائطیکہ از طرف سپہ سالار توضیح و اشعار شدہ بود بیک سرعت صاعقہ نمائی بمجرد وصول اعلان در مرکز سمت مشرقی یکی بعد از دیگری واصل و شرف ملاقات و مہانی سپہ سالار صاحب غازیرا کہ بیک پیمانۀ وسیع نہایت عالی گرفتہ شدہ بود حاصل میکردند. تصویبات تاریخی مجلس عالی اتحاد شرقی در عشرۀ اولیۀ حوت ۱۲۹۸ھ بعد از اجتماع عامۀ مدعوین کہ در ظرف یکہفتہ بہ تکمیل رسید، در ہٰدۀ مشرقی بمیدان ہمجوار زیارت نجم المشائخ (مجلس عالی اتحاد مشرقی) منعقد، و راجع بہ حفظ شأن و شرف اسلامی بیانات مؤثره --- page 277 --- جرگۀ اتحاد شرقی در بده ۲۰۸ جلد اول - نادر افغان از طرف وزیر صاحب حربیۀ و تمام روحانیون ایراد، و مراتب شوق و محبت عمومی راجع به حرب و مجاهدت ایزاد، و تقاضای جدی در تعجیل تمام مطان مشروعۀ ملت افغانی عموماً از طرف تمام اقوام و قبائل و طوائف و عشائر سرحدی به حکومت افغانستان پیشنهاد شد، تا جواب آخری حکومت انگلیز را به خود حاصل نماید و بوی خاطر نشان کند که در صورت عدم پذیرفتن خواهشهای حقۀ ملت افغانیه البته جهاد بر ما فرض و ما بمجردیکه از پهلو تهی کردن انگلیز در برابر این مطالبات مطلع شویم، فوراً در سرتاسر سرحدات مشرقی از اسمار گرفته الی پاچینا داخل میدان کار زار میشویم . (۱) درینصورت حتماً آتش حرب در سرحدات جنوبی و مغربی افغانستان تکرار افروخته میشود و مشکلات زیاد یرا تولید میکند . خلاصۀ صورت مفصل این قرارداد ها که باجمال آن فوقاً اشاره شد در اثر نطق مهیج عسکرانۀ سپه سالار، و تأئید و تصدیق روحانیون دیانت مدار یکجوش و خروش فوق العاده درمیان غلغلۀ تکبیر و تسبیح از طرف عامۀ شرکای مجلس با کثریت مطلقۀ تصویب و در حاشیۀ قرآن پاک راجع بفدا کاری و جانبازی (۱) برای مزید اطلاعات این جرگۀ ملی ناظرین بشمارۀ اول سال اول اتحاد مشرقی مطبعۀ ۹ حوت ۱۲۹۸ رجوع کنند . --- page 278 --- خدمات و اثرات اخبار اتحاد مشرقی ۲۰۹ جلد اول - نادر شاهان در راه تعمیل و انفاذ این قرار دادها با تعیین صورت تکالیف و ذمه داری هر قوم راجع بامور تعرضیه و دفاعیه یک یک محاذ تعهد کردند، و هر کدام شان با تعداد نفری مجاهدین و سرکردگان جهاد و علم برداران غزا را از ذواتی که حریث شرف عامه را حائز بودند معرفی کردند . از طرف وزیر صاحب حربیه برای علم برداران و مشران هر قوم یک یک تفنگچه عالیه که بران اسم همان قوم و محاذ خدمت آن منقوش بود با انعامات کافی اعطا و یک یک علم افغانی که بران آیات بینات فرضیت و عظمت جهاد و مراتب عظمای جنگیدن در راه خدا و اعلای کلمة الله مرسوم بود برای علم برداران عطا شد . تاسیس اخبار اتحاد شرقی بیادگار این مجلس عالی بیادگار این مجلس بامرو اراده سپه سالار صاحب غازی یک اخباری نیز در مرکز سمت مشرقی بنام « اتحاد مشرقی » در منصه اشاعه گذشته شد که رسم همان علم اتحاد را در عنوان خود دارد، ذاتا این اخبار در اثر مقررات همین مجلس انتشارات خود را تدویر و تکرار میکرد و یکروح وحدت، اخوت ، شجاعت --- page 279 --- اثرات خارجی جرگه اتحاد مشرقی ۲۱۰ جلد اول - نادر افغان و تامین حقوق و حیات با شرف را بمردم اعطا و جذبات شریف و احساسات منیف را در ملت تزریق، و جبن و خوف و زندگانی ننگین را تقبیح و ملت را از هر نوع مجاری امور در هر هفته دو بار استحضار داده، از مضامین دلنشین خود همه قارئین خود را مطلع و مشکور میساخت . (۱) گویا درین مجلس عالی اتحاد مشرقی مساعیات جمیله سپه سالار غازی که از بدو ورود خود الی الان در ان زمینه صرف مجاهدت کرده بودند، عملاً ثمردار و نتیجه خوبی را از ان گرفت و هر قوم وطائفه در یک مسرت و خوشحالی اوامر این قوماندان عالی را پذیرفته به نقاط معینه خود رجعت کرده منتظر نتیجه این یادداشتهای خویش که توسط حکومت متبوعه خود به انگلیز داده بودند مانده، در عین زمان بامر سپه سالار غازی چشم انتظار را دوخته بودند که چه وقت با اذن میدهد (۱) ازین مساعی جمیله نادری که در اصلاحا مشرقی نمودند مخصوصاً از مضامین این اخبار، که نهال دست نشانده سپهسالار است ، عامه جرائد خارجه و سیاسیون و عقلای عالم خیلی تعریف و تمجید و از مندرجات آن اظهار مسرت میکردند . هذا بخط نظریه معاصرش امان افغان که درباره آن نوشته باین قرار هست :- «با بکمال مسرت می بینیم که از سمت مشرقی درخشانترین انوار معارف ( اخبار) با یک انتظام مکملی شایع شده میرود. و بنام سعادت التزام « اتحاد مشرقی » در هفته دو بار چشم انتظار را بدیدار افادات بار خود منور می سازد ................ ما از مساعی جمیله جناب عالیقدر جلالتماب مستطاب محمد نادر خان وزیر صاحب حربیه ، رئیس تنظیمیه و اصلاحیه سمت مشرقی خیلی ممنون و متشکریم که برای اهالی آنجا از همه گونه اسباب بیداری را مهیا کرده است ................... » منقول از صفحه ۲ شماره ۶ سال اول امان افغان منطبعه ۱۸ حمل ۱۲۹۹ - کابل . --- page 280 --- اثرات خارجی جرگۀ اتحاد مشرقی ۲۱۱ جلد اول - نادر افغان که داخل خط حرب شویم . حتی بعضی از ان ذوات و اشخاصیکه جذبات مشتعلانه و حسیات اسلامیۀ خود را قید و ضبط کرده نمیتوانستند ، بمجرد انحلال این مجلس عالی اتحاد مشرقی بصورت دسته ها و جمعیت ها داخل گیر و دار، و مصروف جنگ و پیکار ، با حریف سیاست مدار خود هم شدند و با وجود ممانعت و جلوگیری سپه سالار صاحب غازی از پنجه شور و غوغای ملی و جنون مذهبی ، و لو از یکطرف تا چندی ساکن و آرام میشدند ، باز از گوشۀ دیگر اسباب پریشانی حریف را فراهم می آوردند . تأثیر مجلس اتحاد مشرقی بر حکومت انگریز وقتیکه این یاد داشت اقوام و طوائف مشرقی و سرحدی به انگریز رسید در حالیکه قبلاً بدیگر ذرائع ازین جذبات فنا ناپذیر و حسّیات آتش گیری که در اثر مساعی این سپه سالار شجاعت آثار ما ، در کانون ضمیر صغیر و کبیر مشرقی افروخته شده بود ، خودش هم طلاعات موثقی را گرفته بود ، علی الفور در اوائل حمل ۱۲۹۹ سنه خواهش افتتاح سلسلۀ مذاکرات را سر از نو ، و مسئلۀ تدقیق نمودن مطالبات افغانستان را در میان آورده خواهش آمدن یک هیئت اصلاحیۀ افغانستان را --- page 281 --- اثرات خارجی جرگه اتحاد مشرقی ۲۱۲ جلد اول - نادر افغان در موضع منصوری هندوستان نمود. چنانچه از مرکز هیئتی برای گفت و شنید تعیین، و با تشریفات و اختیارات مخصوصی عازم آن سرزمین شد ولی باز انگریز نگران اوضاع و جریان افغانان مخصوصا از مشرقی و حواشی سرحدی و طرز عمل این سپه سالار غازی بود وحل و فصل مذاکرات صلحیہ را بهر صورت ممکنه که میتوانست، بتطویل کشانیده میدید و انتظار میکشید که این جوش و خروش سکونت پذیر است یا نی؟ و این تعهد و اقوالیکه از جرگه معظمه افغانیه در جوار مرقد حضرت نجم المشائخ علیه الرحمه تحت صداقت وزیر حربیه بسته و گفته شده تاثیرات خارجی دارد یا نه؟ اما جای مسرت و شکران است که در جوش و خروش ملی و مساعی و اجرات محمد نادر خان غازی و ضبط و ربط عسکری ما هیچیک بینظمی و سوء مجاری دیده نشده در همه طبقات ملکی و نظامی حرارت و صمیمیت نهائی مشاهده میشد. غمخواری و نگرانی از مهاجرین هند در ین موقع که سپه سالار در انجام وظائف محوله خود سرگرمی داشت یک سانحه بزرگی از علیحضرت امان الله خان سرزد، که در فاتحه گیری امیر شهید رسماً --- page 282 --- اصلاحات نادری در مشرقی ۲۱۳ جلد اول - نادر افغان آن هندیهای مظلوم را بدون تعیین صنف و تعداد، و سنجش و عاقبت بینی فجاءةً به مهاجرت افغانستان دعوت داد (۱) زیرا که هندیها درینوقت بواسطه مظالمی که بر ترکان و مقام خلافت اسلامیان از طرف اتحادیون که دران انگلیز هم شامل بود تحمیل میشد، سخت پریشان بودند و میخواستند که یا با انگلیز جنگ و یا از مقبوضاتش هجرت کنند ولی در ترجیح محل هجرت متردد بودند. بمجرد نشر این اعلان جناب محمد نادر خان هم تلفوناً و هم مکتوباً به اعلیحضرت امان الله خان خاطر نشان کرد که درین مفکورهٔ خود مرتکب لغزش شدیدی که تلافی آن بهیچصورت ممکن نیست شده اند، چرا برعلاوهٔ اینکه درینوقت افغانستان بانواع مشکلات داخلی و خارجی خود گرفتار است، ثروت و هستی او هم باین اندازه بسیار نیست که بتواند از تمام مهاجرین هندی که به پیمانهٔ بلند خواهش مهاجرت را دارند، پذیرائی و سرپرستی، در کنار، حتی یکجای نمایش درستی را تهیه کند (۱) این حصهٔ نطق اعلیحضرت امان الله خان که راجع بهجرت نمود چنین است : « افغانستان با همه وسعت خود برای قبول کردن مهاجرین هندی حاضر است » ناظرین جهت مزید معلومات عین این بیانیهٔ رسمی را در صفحهٔ ۴ شمارهٔ اول سال اول مؤرخه (۱۰) حمل ۱۲۹۹ شمسی اخبار امان افغان منطبعهٔ کابل که تحت مدیریت آقای عبدالهادی خان بود مشاهده فرمایند برای استطلاع از دیگر نشریات تشویقیه هجرت بدیگر شماره های جرائد وطن که دران هنگام انتشار می یافت مراجعه فرمایند . --- page 283 --- اصلاحات نادری در مشرقی ٢١٤ حصه اول ـ نادر افغان مخصوصاً درین مورد عالیجاه عزت و شجاعت همراه محمد هاشم خان نائب سالار حاکم اعلای مشرقی تلفوناً به حضور اعلیحضرت امان الله خان قدری تیزی هم کرد و بشدت برین اعلان شان تنقید، و از مضار آن پیشگوئی نمود. بهر صورت سیل مهاجرین بلندتر از حدس و توقع مشاورین و مصدقین، «بلی صاحب گویان» و حواشی بلا ارادهٔ در بار امانی بکمال شدت و عظمت بنای آمدن را گذاشت، و سرتاسر عرض راه بین پشاور و کابل را امواج قوافل مسلسل آنها تشکیل داد، درین موقع همین سپه سالار و نائب سالاریکه بر اعلان قبولیت مهاجرین از نقطه نظر خیرخواهی و دوراندیشی تنقید میکردند، با حواشی و ملتزمین خویش از صبح تا خفتن دقیقهٔ از غمخواری و خبرگیری این اخوان اسلامی خود فروگذاشت نمیکند، و در فراهم آوری تسهیلات لازمهٔ آنها از تورخم الی باریکاب کابل بقدری مساعی میکردند، و انواع مساعدتهای اخلاقی و اوضاع انسانی بآنها مراعات میفرمودند. بهر تقدیر در تمام عرض راه مشرقی همه سامان راحت و تسهیلات مقتضیهٔ مسافرت برای مهاجرین از همدردی و حسن مساعی سپه سالار غازی موجود بود ولی در کابل و دیگر محلاتیکه برای بود و باش آنها تعیین و تخصیص میشد حال این مظلومین --- page 284 --- اصلاحات نادری در مشرقی ٢١٥ جلد اول - نادر افغان خیلی پریشان بود و از هیچ طرف هیچ مواسات و مواخاتی بعمل نیامد، تنها در کابل سردار محمدعزیز خان برادر سپه سالار دربارۀ این مهاجرین معاونت اتفاق چند نفر هندی و افغانهای با حس، چاره جوئی و اظهار همدردی میکردند. و راجع بفراهم آوری تسهیلات آن مهاجرینیکه از راه جنوبی وارد افغانسنتان میشدند، عالیشان شجاعت بنیان شاه محمود خان حاکم اعلی لواشر جنوبی اظهار همدردی میفرمودند. این سیلاب بی پایان مهاجرین چون طاقت خودها را در اقامت افغانستاان طاق دیدند، لاچار بمعاودت اوطان خود شتابان شدند، در موقع واپسی آنها هم در موجودیت تسهیلات و خاطر داری آنها بنابر توصیۀ سپه سالار عامۀ اهالی و مأمورین دیانت شعار مشرقی مخصوصاً جناب محمد هاشم خان کوتاهی نکردند. مساعیات عرفانی سپه سالار غازی در مشرقی چون وزیر صاحب حربیه در همه شعب اداریه و تنظیمیۀ مشرقی موفق شدند و سرتاسر مشرقی براحت و سعادت و مرفه الحالی هم آغوش، و جذبات و حسیات آنها را برای حفظ حقوق و وقایۀ شان و شرف شان زنده گردانیدند، در صدد تربیۀ روحاانی --- page 285 --- اصلاحات نادری مشرقی ٢١٦ جلد اول - نادر افغان و تقویۂ معنوی ابنای این سمت که بدون علم و معارف امکان پذیر نیست برآید. عامۀ اهالی و معاریف مشرقی را تماماً مدعو و لطفاً آنها را از محاسن علم و عرفان و لزوم تعلیم و تربیۀ اولاد شان به بیانات مؤثر دلنشین رقت آور مستند دانانده، آن مفکورۀ خودشان را که بالنسبه تأسیس مکاتب مشرقی داشتند با اوشان حالی فرموده، آنها را به اعطای اعانه و ترسیل اولاد های شان بمکاتب توصیه نمودند. اهالی در مقابل این دلائل و نصائح خیراندیشانه وزیر صاحب حربیه شکرگویان و مسرت کنان بندوق تمام یک مبلغ زیادی را بنام اعانۀ معارف کمالیات خود تقبل و بکمال ذوق اطفال شانرا در «مکتب هستی» در جلال آباد که بدواً در سهمًا آنرا سپه سالار صاحب غازی افتتاح فرمودند داخل کردند، و راجع به اجرای مکاتب در عامۀ حکومات مشرقی هم بنائب سالار محمد هاشم خان حاکم اعلی و جناب محمد سلیمان خان وزیر معارف اوامر و دستور دادند، که متعاقباً یکی بعد دیگری اجرا شده رفت. --- page 286 --- اصلاحات نادری در سمت مشرقی ۲۱۷ جلد اول - نادر افغان تقدیر زحمتکشی و خدمتگذاری سپه سالار غازی از طرف ملت و حکومت جناب سردار سپه سالار صاحب ازین اجراآت نافعه خود در مشرقی که ما باجمال آن اشاره کردیم دران موقع نازک که مدهش ترین مناظر خرابی و پریشانی را بصورت حقیقی تمثیل کرده بود بنظر عامۀ ملت خواهان وطن دوست محبوب تر و از طرف جرائد نامدار مورد مزید تحسین و آفرین واقع شده از طرف اعلیحضرت امان الله خان و باقی وزرا و کابینۀ سلطنتی نیز فوق العاده تقدیر شده فرامین بسیار بلند و تبریک نامه های ارجمندی از هر طرف خدمت شان تهدیه میشد. برعلاوۀ آن یک ثوب کوسی عالی را که مخصوص به نشان المرعالی و استعمال رجال درجۀ اول مملکت افغانی است، با یک کلاه جیغه دار نیز برای شان از مرکز تقدیم شد، که ملت افغانستان، مخصوصاً اهالی مشرقی ازین قدرشناسی حکومت خیلی زیاد اظهار مسرت کردند، و در موقع پوشیدن کوسی و کلاه مزبور بدعاگوئی مزید موفقیت سرفراز و در یک مجمع بزرگ عالی که مشتمل بر تمام اعیان --- page 287 --- ضرورت اشتراک قواری در مذاکرات سیاسی ۲۱۸ جلد اول ۔ نادر افغان مشرقی بود، عموم مردم بدعا گوئی مزید موفقیت وزیر صاحب حربیه پرداختند. معاودت هیئت اصلاحیه منصوری و ضرورت ناخن گره کشای سپه سالار غازی برای مبارزه قلمی واقعاً نظم و نسق و اصلاحات مشرقی و مساعیات جمیله سپه سالار غازی همچنانکه برای سعادت و مرفه الحالی وطن و ملت مفید و مؤثر واقع شد در معاملات خارجه هم تاثیرات مهمی را نشانداد، و وفد اصلاحیه افغانستان که برای مذاکرات و تحصیل مطالبات ملی، در منصوری رفته بودند تا یکدرجه بساختن و ترتیب دادن مواد معاهده افغانستان و انگریز موفق شده، سواد آنرا جهته غور و تدقیق مرکز با خود گرفته در ۸ اسد ۱۲۹۹ برگشتند. چنانچه علامه محمود بیگ وزیر امور خارجه رئیس وفد اصلاحیه منصوری در همان مجلسی که برای پذیرائی وفد اصلاحیه بنابر هدایت سپه سالار از مامورین ملکی و نظامی و اعزه و معاریف کبار مشرقی در باغ شاهی حاضر بودند رسماً و علانیتاً در جواب آن نطق وزیر صاحب حربیه که بصورت خیر مقدم وفد فصلا ایراد فرمودند، گفت: --- page 288 --- ضرورت اشتراك نادری در مذاكرات سیاسی ۲۱۹ جلد اول - نادر افغان تكمیل این مطالبات با شرفانه را كه ما از انګلیزها نموده ایم و تا یك اندازهٔ آنها هم تمكین كرده از اصرار قبولانیدن آن شرائطیكه منافی عزت و وقار و شرف افغانستان است باز ایستادند از بركت شمشیر آبدار و مساعی جمیلهٔ افتخار شما سپه سالار زحمت كش جرار افغانستان است اګر ما بآن فتوحات عالیشان شما كه در جنوبی آنرا مردانه وار احراز فرموده اید استناد نمیداشتیم و انګلیزان وضعیت هژبرانهٔ ما را نمیدیدند و یا فعلاً خوف و سهم این شمشیر براق نادری، و اثر آن اقدامات شما نمی بود، كه منتج بجوش و خروش عمومی ملت افغانستان مخصوصاً از اقوام شجاع جنوبی و مشرقی و عامهٔ قوای عسكری ما شده است ابداً از ما باین درجه پذیرائی نمی نمودند، و نه باین اندازه در برابر مطالبات مشروعهٔ ما مطایعت میكردند . هر چند درینقدر مدتی كه ما مشغول مذاكرات و تبادل افكار بودیم ولی بجل چند مسائل كه از نبودن آن استقلال و حریت ما داغدار و روح افغانیت ما فشار میدید حسب مطلوب موفق نشدیم . اینك همان مسائل بحث طلب را جهة غور و تدقیق با خویش مركز آورده ایم كه بحضور اعلیحضرت و جناب شما كه در هیچمواضع دائماً عصای پیری من ثابت شده اید --- page 289 --- ضرورت بیشتر ان نادری در مذاکرات سیاسی ٢٢٠ جلد اول - نادر افغان و دیگر اعیان تقدیم شود، یقین میکنم که بتوجه اعلیحضرت و مساعدت فکر رسا و قلم توانا تان که همشیر شمشیر برچه تیز و عالی شما است یک آن اولتر آن غوامض را بصورت تحلیل خواهیم کرد که جانب مقابل هم بآن راضی خواهد شد، و اگر قناعت نکرد البته که برای اقناع خاطر، شمشیر شما بهترین حکم و مصلح است . من درین مورد در اول دخولم بخاک افغانستان از طورخم به حضور عرض کرده ام که برای حل این اشکال ضرورت مساعدت فکری سپه سالار صاحب بسیار است اگر برای چندی اوشانرا بمرکز بخواهید بهتر میشود، تا با ما درین مواد مرتبه معاونت کند. معلوم است که از ناخن گره گشای ایشان این عقده هم بخوبی حل خواهد شد، چنانچه ذات شاهانه این معروضه ام را پذیرفته امر دادند تا فردا با و شما متفقاً عازم مرکز شویم. فراغ سپه سالار غازی از اصلاحات مشرقی و اعزام شان بکابل چون شالوده همه اصلاحات و تنظیمات مشرقی را وزیر صاحب حربیه اساس متین گذاشت و همه امور بمجرای صحیح آن حسب اصول و دستور مقرره رو بجریان نهاد و ضبط عساکر و تنظیم سرحدات و کندن سنگرهای مهمه و استحکام های متین جنگی حسب مقتضیات عصری --- page 290 --- موقعیت سپهسالار غازی در اصلاحات مشرقی ۲۲۱ جلد اول - نادر افغان بعمل آمده و تماماً از قوای قومی و عسکری تحکیم و ملو شده بود، تنها یک شخص امین و صادق ملت و دست فعالی مانند جناب محمد نادر خان جهتۀ نظارت و تنظیم و تدویر کارها به محور مقرره خود بکار داشت، تا نشود که از سوء اداره باز در موقع نازک یک پریشا و بی نظمی درین اصلاحات و تنسیقات واقع گردد، و باین ذریعه مسائل خارجی افغانستن که فی الجمله سر و صورتی بخود گرفته است باز اشکالی را پیش کند. لهذا وقتیکه سپه سالار بنا به امر لازم التعمیل مرکزی و اصرار محمود بیگ طرزی علی الفور با معیت وفد اصلاحیۀ منصوری بمرکز افغانی خواسته شد نظارت این امورات عسکری و حکومتی را که به پیمانۀ عالی و اساس صحیح گرفته شده بود، ببازوی توانای خود آقای محمد هاشم خان نائب سالار نظامی حاکم اعلای مشرقی که در ایفای همه خدمات سهیم و شریک شان بودند، گذاشتند، و خودشان عازم کابل شدند تا بر علاوۀ دمیدن یک روح تازه بمرکز وزارت حربیۀ افغانستان به اعطای معاونتهای فکری در مذاکرات اصلاحیه نیز مساعدت ورزند. چنانچه نائب سالار موصوف نقش قدم این سرافسر معظم را تاسی کنان ازین نهالها همان ثمر مطلوبه را در اندک مدت چیده از حلاوت آن کام ملت و مذاق حکومت را شیرین فرمودند. شان --- page 291 --- ساعی قابل قدر نادری در تنظیم امور حرب مرکزی ۲۲۲ جلد اول - نادر افغان مساعی جمیله وزیر حربیه در امور قشونی مرکزیه در موقع ورود مکرر سپه سالار صاحب غازی بکابل باز در وزارت حربیه یک مجلس باشکوه پذیرائی شان از طرف اعیان نظامی و ملکی گرفته شده و علحضرت امان الله خان و کابینه وزرا و مأمورین بزرگ مقدم اوشان را بلا نهایه گرامی دانسته بسیار زیاد ازین خدمات شاندار و اجراآت صحیح شان که پس از مظفریت تا فتوحات سمت جنوبی و اصلاحات اولیه مرکز وزارت حربیه در سمت مشرقی نموداند. اظهار مسرت و شکران کردند. بالجمله جناب سپه سالار همان اجراآت فرض منصبی خویش را که الی الان غیاباً شان از افاتح وزیرستان جنرال شاه ولیخان اداره میکرد، بکف باکفایت خویش گرفت و راجع به ضبط و ربط و ترقیات نظامی فکرهای تازه و عملیات مفیده دیگر را در تحت اجرا و تعمیل گذاشتند. از یکطرف به ساختن قواعد و نظامات حربی مصروف شدند، و از جانب دیگر بتعلیم و تربیه نظری و عملی عسکر اقدامات را آغاز کردند، و در عین زمان برای تنویر افکار صاحبان منصبان و افراد بسیار تعلیمات و لوائح را مرتب کردند. --- page 292 --- مساعی قابل قدر نادری در تنظیم امور حرب مرکزی ٢٢٣ جلد اول - نادر افغان امر اجرا و انفاذ یک مجله قشونی را بنام «مجموعه عسکری» که حاوی مطالب مهمه نظامی و مسائل عمده حربی بوده برای دمیدن روحیه سلحشوری و جذبات وطنخواهی بهترین ذریعه پنداشته میشد، نیز دادند، و شخصا مضامین و مندرجات این رساله نافعه را اداره میکردند . یک نقشه بزرگ بسیار مفصل افغانستان را نیز در اثر زحمت کشی و برداشتن تکالیف متوالی در چار پارچه کلان برای افاده عساکر افغانی رسم و نقش و در منصه طبع و اشاعت گذاشته بتعداد زیاد به صا حبمنصبان و قرارگاه های نظامی نشر و توزیع فرمودند. راجع به قیام روابط و استحکامات خلل ناپذیر افغانستان با قبائل سرحدی نیز اقدامات موثری فرمودند. یک کتاب بسیار جامع و مفیدی را که مشتمل بر حالات سرحدیه و اوضاع عمومی اقوام و رسم و رواج و تاریخچه حیات و چگونگی احوال و کیف های نافعه آنها بود نیز از کتب معتبره و آثار قلمیه منورین و سیاسیون تسوید و ترتیب دادند (۱) راجع بطرز لباس حربی و رسمی اردوی افغانستان نیز ترتیبات و نظام (۱) یک حصه این کتاب سرحدی طبع و ما بقی آن در حال تسوید ماند ، که سفر سپه سالار بمعظم و بعد ازان تکرار بمشرقی و در اثر آن به بستر علالت افتاده ، بعد از صحت عازم پاریس شدند ، مع الاسف کنون اثری از ان مؤلفه نیست . --- page 293 --- ضمیه صحیفه (۲۲۴) جلد اول کتاب «نادر افغان» (کابل سنه ۱۲۹۹ ش) ۱۴۱ سردار سپه سالار عمر خان در طالقان و زمر حریبیه (۷) لوامشر محمد نعیم خان نائب سالار (۸) فرقه مشر شاه ولی خان (۹) لوامشر محمود سامی (۱۰) لوامشر غلام حیدر خان (۱۱) لوامشر عبدالرحیم خان صنف مقدم از راست بطرف چپ ستند: (۱) لواء مشر محمد عمر خان (۲) لواء مشر محمد علی خان (۳) لوامشر شاه محمود خان (٤) فرقه مشر عبدالوکيل خان (۵) نائب سالار عمر خان (٦) نائب العباس صف موخر از راست بطرف چپ: ۱ کندک مشر طوطی شاه خان ۲ کندک مشر جان محمد خان ۳ غندمشر عطاء الله خان ٤ غندمشر عبدالقادر خان ۵ غندمشر عبداللطيف خان ٦ کندک مشر میر عثمان خان ۷ غندمشر عبدالرؤف خان ۸ غند مشر محمد غوث خان ۹ غند مشر محمد اکلیل خان ۱۰ غندمشر گل احمد خان ۱۱ غندمشر روشندلخان ۱۲ غندمشر سعدالدین خان ۱۳ غندمشر عبدالرحیم خان ١٤ کندک مشر احمد شاه خان ١٥ غند مشر محمد یعقوبخان ١٦ کندک مشر محمد ابراهیم خان ۱۷ کندک مشر محمد لطیف خان --- page 294 --- [BLANK PAGE] --- page 295 --- مساعی قابا قدر نادری درتنظیم امور حرب مرکزی ٢٢٤ جلد اول - نادر افغان مكملي را نه تنها ترتیب بلكه عموم منسوبين عسكري افغانستان را بالبسه آن البسه مقرره ملبس ساخته و بيكوضع گردانید، و نظامنامه مخصوص برای آن وضع نمود . (١) همچنین در تشکیلات و تنظمیات نظام مطابق اصول حاضره تعديلات و اصلاحات درستی نموده، در تقرر اسماء مناصب (٢) و تعیین رتب و اختیارات و صلاحیت شان نیز دستورهای خوبی را بتوسط متخصصین این فن وضع فرمود . (٣) راجع بخریداری اسلحه رقم تازه بيك پیمانه کافی نیز بحکومت نظریات خوبی داد توجه زعمای امور را برای تکمیل این نقص بزرگ کرده فرمایش خریداری اسلحه زیاد را به فابریکه های اروپا دادند (٤) همچنین راجع به ترقیات فابريكه حربی و مصنوعات آن اهتمام زیاد وسعی وافی شانرا بخرج دادند و تقریباً مواد مستحصله آنرا بالنسيه سابق بيك بر دو ساختند . از یکطرف ذریعه هیئت جمال پاشا يك قطعه منظمه عسکر را عیناً باصول عسکر های اروپا بنام «قطعه نمونه» تشکیل فرمودند، و از جانب دیگر ذریعه صاحب منصبان (١) نظامنامه البسه عسكریه ملاحظه شود. (٢) ملاحظه شود نظامنامه مناصب قدیمه و حاضره . (٣) ملاحظه شود نظامنامه وزارت حربیه و نظامنامه تفریق وظائف عسکری . (٤) اسلحه که بدوا فرمایش داده شده بود در عین موقع کارکردن سپه سالار در حربیه رسید، و مابقی اسلحه را که آقای محمود طرزی و خود سپهسالار از فرانسه خریداری کرده بودند، خود سپه سالار در موقع سفارتش از پاریس ارسال کرد که برای خاتمه دادن واقعه ۱۳۰۳ جنوبی کار آمد ثابت شد . --- page 296 --- ساعی قابل قدر نادری در تنظیم امور حرب مرکزی ۲۲۵ جلد اول ـ نادر افغان رشید افغانستان یک قطعه دیگر را در خود ار و در ترتیب دادند، و باین وسیله یک مسابقهٔ شیرین ترقیات عسکریه را بمیان آورده عین مطلوب شانرا که منظم و باقاعده بودن عساکر افغانی است باین ذریعهٔ نافعه بوجود آوردند. بر علاوهٔ آن عساکر افغانستانی بالعموم و عسکر مرکزی کابل را بالخصوص از حیث نظم و نسق، و ربط و ضبط، و تعلیم و تربیه، و پابندی وقت، و حسن اخلاق، و روح شجاعت و وطن پرستی و غیره صفات عسکری آراستند و راجع برسانیدن مکمل معاش و غله گی و رفع دیگر اشکالات آنها توجه مخصوصی ابکار میبردند. برعلاوه اعطای جواب مکاتیب رسمی و هدایات لازمی در هر پانزده روز یک یک مرتبه امرنامه‌های مخصوصی بنام احوال پرسی که مشتمل بر مجاری امور مرکزی و خیریت عمومی در تمام اطراف و نواحی و یک سلسله نصائح عالی و وصایای لازمهٔ سرافسری میبود بعموم قوماندانهای نظامی افغانستان میفرستادند. علاقمندی نیا در سپه سالار غازی تعمیم فیوضات علمی وعرفانی یکی از خصائص عمده و نظریات برجستهٔ این صاحب منصب دانشور که جداً قابل تقدیر میباشد، وعزت و احترام شانرا در قلوب تمام ذوات روشن ضمیر جاگزین نموده --- page 297 --- خدمات مهمه عرفانی سپه سالار غازی ۲۲٦ جلد اول - نادر افغان همانا خدمات عرفانی شان میباشد که تعمیم علم و آداب و اخلاق را در شعبات نظامی خصوصاً و در سائر ابنای وطن عموماً آرزومند بودند و درین راه منتهای جد و جهد شانرا صرف میکردند . حقیقتاً که مشغله تفریحی و بهترین لمحات سرور معنوی این سپه سالار غازی هامان لحظه بود که از تعلیم و تربیه و چگونگی اخلاق و اطوار طلبه مکتب حربیه و غیره منسوبین عسکریه معلومات میگرفتند و یا بر طرز تعلیم و پیشرفت های عرفانی شان نظارت و یا از تحصیلات شان امتحان میگرفتند. این ذوق فطری در وجود عرفان نبود سپه سالار از بد و مأموریت شان بوجود ہمراہ آن ترقیاً و اعزاز و مراتبی که خدا وند با و شان مرحمت میفرمود، این حس شریف ہم بالیده میرفت و رو بترقی می نهاد . چنانچه اگر با تاریخ عرفانی مملکت خود یک نظر سرسری بیندازیم اولین طرفدار علم و عرفان و مجری تعلیمات عالیه بطرز حالیه درین وطن اسلامیه ما همین مرد دانشور میباشند مثلاً در مرکز کابل اولین مکتبی که تأسیس و ثمرهای مطلوبی از ان تحصیل شده مکتب ملگزاد هاست که این طلبه را وزیر صاحب حربیه بعد از استیصال واقعه ۱۲۹۱ اش جنوبی با خویش آورده و از حکومت لایق تعلیم و تربیۀ شانرا گرفت . و دوم آن مکتب خور و ضابطان است --- page 298 --- خدمات معارفه عرفانی سپهسالار غازی ۲۲۷ جلد اول - نادر افغان که بچه های نورستانی آنرا تشکیل میداد، و در عقب آن مکتب حربیه سراجیه میباشد که نظارت این مکاتب را سپهسالار بحیث یکنفر مدیر و یا نگران شخصاً انجام و همه امورات متعلقه تعلیمی و تربیه وی آنرا در معرض انصرام میگذاشتند. همچنین در سمت مشرقی و قطغن و بدخشان و بعض حصص دیگر افغانستان نیز مؤسس نخستین مکاتب و مربی و غمخوار حقیقی معارف همین ذات عرفان سمات میباشند. ذوق صحیح و علاقمندی مفرط سپهسالار نسبت به افاده رسانی علوم و فنون بصغار و کبار افغانستان ازین مسئله خوبتر معلوم میشود، که حضرت معظم له از یکطرف در تنویر افکار و بلند بردن معلومات افراد نظامی اساسهای درستی را که خادم جذبات شریف و حسیات قابل قدر عسکری بود زحمت میکشیدند، و از طرف دیگر راجع بترویج سپورت و یاضت های متنوعه بدنی که نافع صحت و برای تقویه بدنی مفید میبودند اثرات خوبی را در عسکر و افسر و طلبه حربیه طرح میفرمودند و امر اجرا و تطبیق آنرا اصولاً اراده و اداره میکردند. هر موقعیکه فرصت برایشان مساعدت میکرد، در هر نوع تعلیم و دانائی سائر ابنای وطن خود میکوشیدند، از پول شخصی خود برخلاف عادت سائرین که آنرا بعضاً بمیل خود بتعمیر، و عده بآراستن مجالس بزم، و عده به نگهداشتن اثاث البیت --- page 299 --- خدمات معینه عرفانی سپه سالار غازی ۲۲۸ جلد اول - نادر افغان عالی ، و برخی بداشتن اسپ و موتر و گادی وغیره اسباب تجمل صرف مینمودند، در وسعت معارف وطن خدمت ، و علی الاکثر اثرات مفیده و تالیفات عدیده از ان در منصه افاده میگذاشتند . تأسیس مکتب طبیه ملیه امانیه در علی آباد چنانچه مکافاتی را که حکومت در بدل آن مجاهدات قابل قدر و خدمات تاریخی شان که در جهاد استقلال نموده بودند بصورت یک قلعه و باغ و پنصد جریب زمین حاصل خیز و مبلغ بیست و پنج هزار روپیه نقد برای شان عطا کرد ، حضرت ممدوح همه آنرا بصرف تأسیس یک مکتب طبیه که از عرصه آرزوی تأسیس آنرا در دل میپرورانیدند رسانیدند . چون تفصیلات این فیاضی و ایثار و عرفان پروری سپه سالار محمد نادر خان غازی که فوق العاده از طرف عامه وطنخواهان ملت بنظر تقدیر و محبت دیده شده بهمان فرصت در جرائد وطنی و صحائف خارجی مرقوم گردیده لهذا درین محل از نشر ریحامزید منصرف میشویم (۱) ملاحظه شود شماره ۳ سال ۲ امان افغان منطبعه ۸ سرطان سنه ۱۳ش که بقلم ادیب با هدایت آقای پاینده محمد خان فرحت نشر میشد، و شماره ۳۲ مجلد ۲ " اتحاد مشرقی" در هنگام مدیریت برهان الدین کشککی . تاریخی اول سرطان سنه ۱۳ ش . --- page 300 --- افکار ناظر نادری در امور سیاسی ۲۲۹ جلد اول - نادر افغان معاهدۀ باشرفانۀ افغانستان و انگلستان مرهون مساعی جمیلۀ سردار محمد نادر خان است چندی بعد ازین درود چون مذاکرات صلحیۀ آغاز شد محض جهت اینکه حضرت عالی سپه سالار جنبهٔ بزرگ عسکریت را داشتند و در عین زمان فاتح تل و عنوان مظفریت سمت جنوبی را حائز بودند و انگلیزها از اوشان رم میخوردند و شمولیت رسمی شان در مجلس صلاحیه خارج از دائرهٔ نزاکت بود از انجا شامل نشدند ولی برای اینکه حضرت معظم له از تمام مجاری مذاکرات و جزئیات مجلس کسب استحضار داشته باشند، جناب مستطاب شاه ولیخان سابق رکاب باشی را بحیث نائب رئیس هیئت اصلاحیهٔ افغانستان در مجلس شامل کردند (۱) تا اجراآت روزمرهٔ مجلس را در اقرب آوان بحضور برادر درایت پیکر شان عرض کنند و اوشان را از تفصیل گفت وشنود کما حقه مستحضر سازند. بعد از چندی جناب فخامت انتساب محمد هاشم خان نائب سالار حاکم اعلای مشرقی را هم حکومت برای نظارت امور عسکری مرکز از جلال آباد طلب فرمود (۱) ملاحظه شود صفحهٔ ۱۲ شمارهٔ ۳۳ سال اول امان افغان تاریخی ۱۰ دلو ۱۳۰۲. --- page 301 --- افکار نافذه نادری در امور سیاسی ۲۳۰ جلد اول - نادر افغان زیرا که جنرال شاه ولیخان بصورت مستقیم و سپه سالار صاحب بصورت غیر مستقیم به امور اصلاحیه مصروف بودند و امور وزارت حربیه هم نظر به مقتضیات وقت فوری الاجرا بود . مقرر بود که واقعات روزمره مذاکرات را هیئت اصلاحیه افغانستان بمجلس وزرا تقدیم و در مواد مشکله و امور سر رشته طلب از آراء آنها استمداد میکرد درین مجلس چون وزیر اول جناب محمد نادرخان بود و علی الاکثر حیثیت ریاست مجلس هم در دست میداشت ، لہٰذا زیاده تر فکر عالی اوشان بحل امور موفق میشد ، و دستورهای نافع را طوری اعطا میکرد که از ان موجبات امتنان و شکران عامه وطنخواهان تحصیل و در عین زمان نتیجه مذاکرات مذکور به خیر و سعادت افغانستان منتج شده معاهده موصوف که مدت زیادی را بحث و تمحیص آن بواسطه عدم اشتراک این مرد دانشور صرف کرده بود بشرف و عزت افغانستان منعقد شد و بعد از امضا هیئت های مرضیه دولتین تصدیق سلاطین هرد و حکومت نیز موشح و در موضع اجرا گذارده شد . --- page 302 --- افکار مضیئه نادری در نظم امور داخلی ۲۳۱ جلد اول - نادر افغان مفکوره حسنه وزیرصاحب حربیه راجع به تنظیم امور داخله افغانستان پس از اینکه مناسبات افغان و انگلیز قائم، و افغانستانرا دیگر دول ملل عالم هم قبلاً برسمیت و حیات با استقلال شناخته بود، و سفرای افغانستان در روسیه و ترکیه و ایران و ایتالیا اعزام و بدیگر ممالک هم درصدد حرکت بودند و از امور خارجه بکلی خاطر جمع شد، حضرت عالی سپه سالار صاحب غازی در مجلس وزرا به اعلیحضرت امان الله خان این مسئله را خاطر نشان کرد «الی الآن چون حکومت با مور خارجه مصروف و زیاده تر افکارش بسوی امور سیاسیه و حربیه متوجه بود، اگر بسوی اصلاحات داخله و فراهم آوری اسباب رفاه و تأمینیه ملت و مملکت توجه نکرد معذور است، زیرا که افکار ملت هم بهمین طرف معطوف بوده شکوه و شکایتی هم از حکومت بواسطه مصروفیتش نمیکردند.» «اما اکنون که لله الحمد بفضل الهی و جوش و خروش ملی از امور خارجه بکلی مطمئن شدیم بهتر است که توجه تامه خود ها را بسوی اجراآت داخلی و اصلاحات لازمی وطن مبذول نمائیم. زیرا که از مشاهدات و تجربه که برایم از سفر حرب جنوبی و اصلاحات مشرقی حاصل شده است معلوم میشود که همه ولایات و حکومتی های اعلای افغانستان در حالت --- page 303 --- افکار مضيئه نادری در نظم امور داخلی ۲۳۲ جلد اول - نادر افغان بی‌نظمی و سوء اداره و عدم اجرات صحیح میباشد، اگر بسوی این امور ضروری توجه فوری مصروف نشود، گمان میکنم موجب پریشانی حکومت و گزند خاطر ملت و اسباب مذلت وطن خواهد شد.» چون این نظریهٔ وزیر صاحب حربیه باندازهٔ آشکار و مسلم بود که در آن بجز از تصدیق و تعمیل چارهٔ اندیشیده نمیشد، لذا حکومت تصمیم کرد که یک آن اولتر هیئت‌های تنظمیه را جهته اصلاحات ولایات عمدهٔ افغانستان باستثنای جنوبی و مشرقی که اساس تنظیمات آنرا قبلاً خود سپه سالار صاحب نهاده بودند و اجرات این دو سمت خیلی عالی و درست بود، بفرستند. تقرر وزیر حربیه بریاست تنظیمیه قطغن و بدخشان درین ضمن جناب سپه سالار اولتر بریاست تنظیمیه قطغن و بدخشان که در ان موقع دارای اهمیت زیاد بود و وضعیت او چنان تقاضی بود که باید یک ذات جامع الاوصافی مانند سپه سالار غازی رفته اوضاع آن را درست کند، مقرر شدند. حضرت معظم له مأمور شدند تا هیئت معیت شانرا حسب ذوق خویش از رجال امین و صادق که مورد اعتماد اوشان باشند تکمیل و بوکالت خویش در وزارت حربیه هم --- page 304 --- اعزام سپه سالار بجهت اصلاح و تنظیم قطغن و بدخشان ۲۳۳ جلد اول - نادر افغان هر شخصی را که مناسب میدانند معرفی فرمایند. جناب سپه سالار صاحب در نفری معیت خویش یکی برادر دانشورشان شاه محمود خان جنرال نظامی حاکم اعلیٰ جنوبی را که درین ایام موفقانه و کامیابانه خدمات مفوضۀ سمت جنوبی را انجام داده بودند، انتخاب؛ و دوم سردار احمدعلی خان نواسۀ عم معظم شانرا که در انوقت مصاحب پادشاه بود در معیت خود گرفتند. و بوکالت خویش در وزارت حربیه جناب درایت انتساب سردار محمد هاشم خان نائب سالار حاکم اعلای مشرقی را مقرر داشتند. بالجمله وزیر صاحب حربیه با قوای یکفیۀ نظامی و اختیارات تامۀ در وسط برج جدی ۱۳۰۸ در حالیکه از طرف شاه و وزرا و اعیان اولاً و از جانب قوای عسکری مرکزی متعاقباً پذیرائی دستی شدند، از کابل اعزام و جاده پیمای صوب قطغن و بدخشان در عرض راه الی خان آباد و در خود مرکز خان آباد پذیرائی های بسیار پر جوش و صمیمیت کارانه ازین مرد فرزانه از طرف قاطبۀ اهالی و قوای نظامی هر محل بعمل آمد و در همه جای حضرت معظم لۀ نطقهای نافعه و نصایح مفیده را برای اهالی ایراد و بالمقابل از مردم جوابهای خوبی استماع ورزیده اند، و اصلاحات مهمی را اجرا فرموده اند، که از نگاشتن تفصیل آن از خوف طوالت مضمون صرف نظر میکنیم. --- page 305 --- اصلاحات نادری در قطغن و بدخشان ٢٣٤ جلد اول - نادر افغان بهر تقدیر بعد از اینکه وزیر صاحب حربیه داخل اجرآت و اصلاحات قطغن و بدخشان شدند، واقعا که امور اساسیه و اداریه آنجا را هم طوریکه در مرکز اظهار کرده بودند خراب و قابل اصلاح دریافتند، از پنجهت بکمال همدردی و غمخواری تنظیمات و اصلاحات آن ولایت آغاز کردند، که اجمال این مساعی جمیله وزیر صاحب حربیه در آن خطه قرارآتی است که عینا از اخبار اتحاد مشرقی (١) نقل میشود:- اصلاحات و تنظیمات سپه سالار محمد نادر خان در ولایت قطغن و بدخشان (٢) چون ذات شاهانه در طی نطقی که بتقریب شرفیابی مامورین اعزام و معارف سمت مشرقی ایراد فرموده اند، از کارروائیهای قابل تقدیر و اجرآت لایق تقلید ع ، ج ، س ، ا، ا، محمد نادر خان سپه سالار وزیر امور حرب افغانستان تعریف نموده اند. (٣) (١) درین ایام مدیریت اتحاد مشرقی ، جلال آباد را برهان الدین کشککی ، اداره میکرد . (٢) منقول از شماره ٨٨ سال سوم اتحاد مشرقی جلال آباد تاریخی (٢٢ جد) سنه ١٣ (٣) آن حصه این نطقی که متعلق باجرآت سپه سالار صاحب است در ولایت قطغن و بدخشان، قرار آتی است :- «و هم لازم است که در ضمن سفرهای خود از هر قبیل و از هر چیز معلومات و تجربه های مفیدی بدست آورد شود چنانچه سپه سالار صاحب در ضمن تنظیمات ولایت قطغن و بدخشان علاوه بر ایفای وظائف رسمیه خود از امورات مادی و معنوی و عادات و خصائل بستری آن مملکت نیز معلومات مفیدی برای خود بدست آورده است . (منقول از سطر ٤٤ ستون ١ شماره ٨٦ سال ٣ اتحاد مشرقی الی سطر ٤ ستون ٣ آن) --- page 306 --- اصلاحات نادری در قطغن و بدخشان ٢٣٥ جلد اول - نادر افغان لهذا اتحاد مشرقی باشاعت یک مکتوبیکه در ضمن دیگر مکاتیب و اطلاعاتیکه در موضوع اصلاحات و تنظیمات قطغن و بدخشان باداره ما رسیده است اکتفا ورزیده مزید موفقیات خدمات واجبه ملت و دولت را برای آقای محمد نادر خان وزیر حربیه مسئلت نموده افغانستان را بداشتن همچو اشخاص عالی صفات تبریک میدهیم. (اتحاد مشرقی) (مکتوب از خان آباد) (بعد الالقاب:) از مضامین رنگین و مقالات شیرین شما که در اخبار بملاحظه میرسد خاطر ناظرین را نضارتی شامل، و مذاق دل قارئین را حلاوتی حاصل میگردد. اگرچه از کوائف داخل و خارج و دور و نزدیک هرگونه حقائق در آن سه جنت اما از وقائع انتظام امور ولایت قطغن و بدخشان که از دست حق پرستی رئیس تنظیمیه اینولا آقای محمد نادر خان سپه سالار صورت انصرام را در بر گرفته وقائع مکملی دیده نشد، اینک مخلص تان مختصری از ان مطول و مجلی از ان مفصل را خدمت تان تحفه میکنم تا موجب استحضاری شما و عامه ملت افغانستان بشود. از آنجا که پیش ازین بعضی از کارداران و سنگباشئی و آتثقالان و ارباب؛ --- page 307 --- اصلاحات نادری در قطغن و بدخشان ٢٣٦ جلد اول - نادر افغان و سارقان دست تسلط و ستم را بجان و مال رعایای این محل دراز و ابواب کلفت و سرگردانی را بر روی خاطرشان باز نموده بود، چون رئیس تنظمیه که عبارت از ذات فیض آیات جناب سپه سالار صاحب بهادر غازی محمد نادر خان وزیر حرب باشد، از بارگاه شهریار معدلت شعار بجهه انتظام این دیار مقرر و مامور گردیده، رونق افروز دار الحکومه خان آباد و زینت بخش آن سواد شد، جناب شاه محمود خان لوامشر بهادر غازی معاون خود را به بدخشان گماشته و خود شخصاً بانتظام امور قطغن، توجهی مرعی داشته و در اندک مدت حکیم رأی حذاقت پیرای ایشان بچشم دانش و انگشت فرهنگ از حرکت نبض و ملاحظه باریک یک تشخیص حال مریضان و مجروحان را فرموده، درد دل هر ستمدیده را بدواء دادرسی درمان و زخم خاطر هر جراحت رسیده را بمرهم غور، سامان نمودند. دندان گرگان خونخوار را بانبور بازخواست کنده، گوسفندان را از اذیت شان خلاص و رمه ها را بچوپانیکه غیر از تیمارداری و غمخواری دیگر چیزی ملحوظ نداشته باشد اختصاص کردند. دزدان و سارقان حرامخوار مستحق نار را از هر گوشه و کنار بدست آورده بلقمه قهر دشمن کوب و خلق خدا را فارغ از چنین فتنه و آشوب نمودند. --- page 308 --- اصلاحات نادری در قطغن و بدخشان ۲۳۷ جلد اول - نادر افغان در کم فرصت آثار فساد پیشه گان معدوم، و جاده حقگذاری بخاص و عام معلوم گردید، بدکرداران زشت طینت زهر ندامت چشیدند و نیک اطواران خجسته سیرت بادهٔ جام مقصد نوشیدند، هزاران خارغم و اندوه از پائېل مظلومان کشیده و صدها گریبان ستمکاران بپنچهٔ تنبیه و توبیخ دریده شد. پس از استیصال فتنه کیشان جهال، و گوشمالی اهل سرقت و ضلال عنان توجه را بسمت استحکام اساس مالیات و معاملات دیوانی که از چندین سال رخ بویرانی نهاده خراب و منهدم و محاسبات دفترها مانند کلاوه گسته پیچ در پیچ پریشان و بر هم بود، معطوف داشته همت در ارتباط و پیوند نمودن چنان رشته نامنقطع و پراگنده کماشته در چند روز بنوعیکه باعث رضامندی عام و رفاهیت انام و موجب خیر دین و دولت اسلام بود انرا هم انعقاد و انتظام داد، و هم جماعه زارعین و مالدار را که پیشتر از کیف تعدا وجه نقد و مقداری جنس مالیات زمین و محصول مال مواشی خود بخیر و همیشه ازین رهگذر پریشان و مضطر بودند، دانامذه آئینه وار حساب بست مالیات و معاملا شان را ساخته برای شان اعطا نمود تا از روی آن هر شخص تعداد و کیف حق سر کار را بدرستی بداند. --- page 309 --- جلد اول - نادر افغان ۲۳۸ اصلاحات نادری در قطغن و بدخشان دفاتر باقیات را که ازان بجز نام و نشانی نبود و عالمی سالها بدان اسم و رسم در دست محصلان غلاظ و شداد گرفتار شکنجه کشاکش مزید و سرگردانی شدید بودند ، کاملا طعمهٔ آتش ساخت ، و صفحهٔ خاطر رعایا را بیک قلم از غبار آن تشویش پرداخت . برخی از عوام الناس که مانند بنات النعش پراگندهٔ دیار غیر و بیگانه بودند ، از هر جانب باستمالت و دلجوئی پروین آسا مجتمع و بمساكن قدیم شان مقیم فرمود. آری : هر کجا چشمه بود شیرین - مردم و مرغ و مور گرد آیند . بعد ازان لوای عزیمت را بطرف محلات بدخشان با نفری قلیل افراخت، و بفیض قدوم مردم این مرز و بوم را نیز مرهون منت ساخت. منظورش این بود که اولاً از روی معلومات و گنجایش حاصلات رشتهٔ مالیات و معاملات آنجا هم بوضع شایسته منعقد و بسته و دوش خاطر آن مردم از بار تکالیف شاقه فارغ و رسته شود . دوم : بر حواشی ملک مذکور و سرحدات و ثغور ، و خط فاصل دولت های هم جوار ، واقعیت حاصل و بر کیف هر چیز آگاهی کامل برایش شامل گردد . اگرچه از روزیکه موکب اجلال آن خجسته خصال داخل خان آباد و موایش --- page 310 --- اصلاحات نادری در قطغن و بدخشان ۲۳۹ جلد اول - نادر افغان مرحله پیمای این سواد شده بود، مردم بدخشان هم از بار تکالیف سبکدوش و با شاهد آرامی و رفاهی هم آغوش بودند، باری چون بشوق دیدار فرخنده آثار آن برگزیدۀ انفس و آفاق ملکی و نظامی در کمال انتظار و اشتیاق بودند از بشارت قدوم میمنت لزومش خاطر صغار و کبار ملکی و نظامی را چون گل از بهار نضارتی قرین حال شد. روزیکه داخل فیض آباد بدخشان شدند، جماعتۀ ملکی بیک سمت و عسکری بدیگر سمت جهتۀ استقبال ایستاده بودند، پس از ادای لوازم تکریم، و شرائط تسلیم از طرف ملکی قصیدۀ غرایی راجع بخوش آمدید شان قرائت شد. [ از اشاعۀ قصیدۀ موصوفه نظر بقلت محل اندراج خواستار معافی میباشم ] (اتحاد مشرقی) برای ترقیات معنوی و اصلاحات روحی ابنای اینولا مکاتب متعددی در نقاط لازمه مفتوح و برای استعلام سائر انام این مقام امر و اجازۀ نشر یک اخبار را در خان آباد بنام «اصلاح» اصدار و در مساعدت و معاونت این صحیفۀ شریفه بسا معاونت و مساعدت های اخلاقی را تلطیف فرمودند. دو روز مردم شهر فیض آباد، سعادت اندوز حضور شان بوده اند، این ذات والا صفات درین دو روز «مکتب شرافت» را ملاحظه --- page 311 --- اصلاحات نادری در قطغن و بدخشان ٢٤٠ جلد اول - نادر افغان و طلبه اش را انعام و معاملات شهر را کلیةً انتظام بخشیدند . سپس روانۀ سرحدات گردیده ، در عرض راه رجال و اطفال هر قریه دوان دوان به استقبال شان حاضر و مورد نوازش و الطاف متکاثر این سپهسالار درایت مدار میگردیدند و عموماً خرم و شادان از حضورشان مرخص می شدند . کودکان مکتب را خواسته ساعتی در امتحان شان پرداخته به تحسین و آفرین ، دلنوازی و انعام و بخشش سرفرازی میدادند . عموم رعایای هر مقام را پژوهش احوال ، و دلجوئی و استمال کرده از عاطفت پدرانۀ شاهانه که «مصروف آسایش خلق الله میباشد » مستحضر و با تفاق جماعت حاضرین در دعای ترقی دولت اتحاد اهل دین و ملت پرداخته بعد از اتمام دعا با همه حضار مصافحه نموده به محفل می نشستند . بی مزاحمت حاجب و دربان از پیر تا جوان ، خرد و کلان را بدر بارش راه، واز خوان احسانش عام و خاص را استفاده حسب دلخواه میسر بود . از طعام و هدیۀ حکام و معتبرین و عظام کاملاً احتراز تام داشته از عوام الناس اگر کسی یگانه انۀ تخم و کدام کاسۀ دوغ و یا ماست در حضورش میگذاشت، علاوه بر هدایایش ، پنج پنج ، ده ده روپیه را عوضش برای مالکش انعام و اکرام میفرمودند . --- page 312 --- اصلاحات نادری در قطغن و بدخشان ٢٤١ جلد اول ـ نادر افغان در اطاعت پادشاه اسلام و استحکام دین ملت و اصلاح و اتفاق و ترک نفاق و شقاق ، مردم هر قریه و قشلاق را پند و نصیحت نموده ، در بست مالیات به تجویز و رضامندی اهل هر محل بنوعیکه باعث آسایش رعیت و خیر دولت میبود بذل مقدرت فرموده امور هر جا را انتظام میدادند . خوراکه نفری همرکاب خود را نقد داده از روی مقرار روز نرخ و رضائی خودشان جنس خریداری میکردند . مردم از شیوهٔ عاطفت و الفت او در کمال تعجب بوده با خود میگفتند «آیا این احوال را که مشاهده میکنیم خواب است یا بیداری » . افسران سابقه که باینطرف می آمدند ، کسی را محفل شان راه و در حضورشان مجال آه نبود ، این افسر بزرگ با وصف چنین درجه وزارت و شان و شوکت با ما مردم ناتوان بچه شیرینی و ملاطفت و آمیزش مهربانی ها و نوازش میکند . احدی از همرامانش بیک پرکاه کسی دست درازی کرده نمیتواند و صدها نفر بدسترخوان احسانش طعامهای لذیذ میخورند ، و حصه از هر چیز میبرند . در هر امور خواهشات عاجزان و فقرا را می پذیرد ، و هزاران روپیه بابنای جنس و اطفال باجود و بخشش و احسان و ریزش میکند . --- page 313 --- اصلاحات نادری در قطغن و بدخشان ٢٤٢ جلد اول - نادر افغان دمبدم از مراحم و رعیت نوازی پادشاهی ما را مژده و دلنوازی میداد مصرع : اینکه می بینیم بیداریست یارب یا بخواب . همانا که اگر هر فردی از افراد ما هزار جان داشته باشیم و نثار حضورش بکنیم حق اینهمه احسانش ادا و شکر این نعمت عظمی بجا نخواهد شد :- (زنده بادا شاه ما با این سپه سالار او) خلاصه که بیک ملاقات آنچنان تألیف قلوب اهالی را نمود که هنگام وداع از تشریف بردنش عشرتکده اهل قشلاق از درد جدائی شان غمکده میگردید . بدین عنوان در تمام نقاط این سمت حتی پامیرات که موسوم بیام دنیا است و سرچشمه دریای آمویه ئی بلکه منبع تمام بحار گفته میشود، سیر و تماشا کرده بشوامخ جبال و طرق پر اختلال گاهی سوار و گاهی پیاده رفتار داشت . معدنیات و عجائب مصنوعات و غرائب مخلوقات چشمه سارهای کثیره و حوض های کبیر، آثار عتیقه، کوه های مرتفع، سرحدات و ثغور، بندرات و رهگذر های نزدیک و دور را ملاحظه و علم آوری مییزد . --- page 314 --- اصلاحات مدنی قطغن و بدخشان ٢٤٣ جلد اول - نادر افغان عکس های بسیار مقامات غریبه و اشکال عجیبه را گرفته ارتفاع و مسافت و جغرافیه هر جا را معلوم و نقشه اوطان و بوادی و کوه ها و دریا ها را منقوش و خطوط فاصل و مناره های حدبخشی هر چهار دولت را که در انتهای پامیرات واقع ، و بمدیگر حدبخشی دارند مثل دولت افغانستان ، و روس ، و انگلیز ، و چین ، معاینه فرمودند . بنادر و تهانه های حمله سرحدات بدخشان را از زیر نظر گذرانید نظامیان مقیم بندرات افغانستان را بانعام و بخشش ها مفتخر و ممتاز و انتظام هر بندر را بقراریکه لازم بود درست فرمودند . در عرصه دو نیم ماه سیاحت کل بدخشان را با تمام رسانیده چنانچه معلومات لازمه و نام نویس اعزه و پیداوار و آب و هوا و تعداد نفوس حتی خط مواصلت هر قریه را علحیده علحیده گرفته بصورت کتاب ترتیب ، و موسوم به «رهنمای قطغن و بدخشان نمودند (۱) سپس ازان مع الخیر بخان اباد مراجعت نموده در آنجا محاسبان را مأمور بخش مالیات و معاملات فرمودند . یکی از کارهای نادرانه و تدبیر های حکیمانه اش آن بود که بسیج (١) این کتاب مهم بعد از مراجعت سپه سالار با نقشه های مفصل آن در مطبعه وزارت حربیه طبع از آن وقت الی الآن در معرض افاده معارف خواهان افغانستان میباشد . --- page 315 --- اصلاحات نادری در قطغن و بدخشان ٢٤٤ جلد اول - نادر افغان مهمات تنظیمیه را بقرار استرضای خاطر رعیت در رفاه شان منظم ساخته قلم بطلان بر دفاتر باقیات نیز کشیدند ، در مال بیت المال که علم آوردند ده لک و پنجاه هزار روپیه فائده امسال بر سنوات گذشته ظاهر گردید. از اینجمله دو حصه از کل مالیات اصل و اضافه بخزانه وصل گشته که آنرا نیز همراه خود بخزانه دارالسلطنه کابل بارگیری کردند . پس از تشریف بردنش رعایای قطغن و بدخشان از فراق او اندوهگین و از هجرانش ملول و حزین بودند ، که تلافی آن بجز از تقرر حکمرانی همچو ذات ستوده صفات که مانند آقای اجل افخم محمد سلیمان خان وزیر معارف سابق حال نائب الحکومه قطغن و بدخشان باشد ، نمی شد . بهر تقدیر بالفعل اهالی این مملکت نسبت به معاودت سپه سالار صاحب بکابل و آمدن (پسر عم شان جناب محمد سلیمان خان وزیر معارف ) حال نائب الحکومه صاحب اینولا، باینجا، بزبان حال این فرد را ترنم میکنند :- عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت (١) (١) منقول از شماره (٨٨) سال سوم اتحاد مشرقی جلال آباد ، ١٣٠١ ش --- page 316 --- ورود موفقانه نادری از قطغن بدخشان بمركز ٢٤٥ جلد اول - نادر افغان ورود وزیر صاحب حربیه بدار السلطنه عائد شدن مشکلات در انجام نظریات شان بعد از انيكه عاليقدر جلالتمآب محمد سلیمان خان وزیر معارف بحیثیت نائب الحکومه قطغن و بدخشان وارد آنو لا شدند و کارهای ریاست تنظیمیه را بكف با کفایت خود طوری گرفتند که بهمان اساس و طرزیکه آنرا سپه سالار غازی طرح فرموده بودند اجرا و تطبیق نمایند وزیر صاحب حربیه در یکعالم دعاگوئی و تأثر اهالی آن نواحی عازم کابل شدند و در برج قوس ١٣٠١ موفقانه و کامیابانه وارد مرکز شده با تعظیمات شانداری از طرف عساکر مرکزی پذیرائی، و اعلیحضرت امان الله خان و وزراء دگراعیان و معاریف هم با احترامات فائقه او شانرا خیر مقدم گفتند و ازان مساعیات نافعه آنها که در ناحیه قطغن و بدخشان ابراز فرموده بودند نهایت اظهار مسرت و خوشنودی نمودند . (۱) باز حضرت معظم له تدویر امور مرکزی وزارت حربیه را در دست گرفتند و بخواستند که بلند تر از پیشتر مصدر اجراآت مزیدۀ عمده در ترقیات عسکری (۱) ملاحظه شود شماره (٧٦) جلد (٣) اتحاد مشرقی تاریخی ١٠ قوس ١٣٠١ --- page 317 --- پیشنهادهای فدائی برای حکومت امانی ۲۴۶ جلد اول ـ نادر افغان افغانستان بشوند و بسا امور نافعه و نظریات خوبی را در عسکر و افسر افغانی در عمل تطبیق گذارند ولی درین مراتب در راه پیشرفت این افکار عالیه خود نه تنها بموفقیت نائل نشدند بلکه از طرف شخص علحضرت امان الله خان وعده از حواشی و مقربین شان که بلباس دوستی باوی دشمنی داشتند و درعین زمان اسباب بدنامی و غلط فهمی بین راعی و رعیت فراهم می‌آوردند و بچنان چیزهای نظرفریب لایعنی می‌پیچیدند که در نتیجه بی‌شرفی و کم سعادتی و اشکالات لایتناهی را برای حکومت و مملکت فراهم می‌آورد با مشکلات و موانعی زیادی که اجمالش ذیلاً مرقوم است سر دو چار شدند: تقلیل معاش عسکری شُلاً سپه سالار اصرار داشت «چون حکومت معاش عسکر را فی نفر بیست روپیه بذوق خود متعهد شده است، نباید تقلیل شود» ولی مصدقین بلا اراده امانی در تقلیل آن دلائل لاطائل را ایراد میکردند. و بدلائل معقولیکه سپه سالار صاحب بالنسبه اضرار آن می‌آورد گوش نمیدادند و بالآخر بنام اکثریت یا ترجیح رای رئیس مجلس (مقصد از علحضرت امان الله خان است) امثال همین مسائل را تصویب سپه سالار را مکلف ومأمور میکردند که آنرا درمحل اجرا وانفاذ گذارده(۱) (۱) چنانچه در همین بودجه سنه ۱۳۰۳ شمسی که بسراج العمارات جلال آباد تدوین می‌شد سپه سالار بر هر قلم تنقیصات بودجه عسکری اقامه دلائل مزید میکرد چون مفید نمی‌افتاد و مجلس وزرا می‌بایستی بر افکار خود اصرار لایتناهی میکردند سپه سالار خود می‌پیچید و انگشت حیرت را باین ناعاقبت اندیشی رجال بزرگ حکومت میگزید و بادل ناخواسته در اقتفال این اوامر میکوشید. --- page 318 --- پیشنهادهای نافذ نادری برای حکومت امانی ٢٤٧ جلد اول - نادر افغان کمیه تعداد نظامی: در تقلیل قوای نظامی خانه نشین شدن آن صاحب منصبان غیور عسکری که عمر گرانمایه خود را در خدمت نظام انجام داده بودند نظریه سپهسالار صاحب کاملا بر خلاف مجلس وزرای امانی بوده در مضار و نقصانات متعدی آن خیلی بیانات مفصلی داد حتی بدلائل ثابت میکرد که در موقعیت امروزه افغانستان که داخل حیات بین المللی شده بفضل خدا مستقل و آزاد و در عین زمان در صدد اصلاحات جدیده و وضع و انفاذ پروگرام های بلندی میباشد متقاضی این امر است که عده عسکری او بالنسبه حاضر مضاعف و پاس خاطر آنها بلا نهایه کرده شود - زیرا تو ازن سیاس مساویانه و امنیت و انضباط داخله و اجرای اصلاحات مطلوبه بدون قوه حربیه ابداً امکان پذیر نیست بر علاوه آن چون وقت مصیبت و وقوع واقعات غیر مترقبه معین نمیباشد و علی الاکثر محاربات و حوادث بصورت ناگهانی بروز می یابد لذا ما اگر باتکای قوای قومی و ذوق سربازی و سلحشوری عامه ملت خود تعداد عسکری خود را کم کنیم پس از ان اغتشاش ها و حوادثاتیکه فجأةً ظاهر میشود و انسان قبل الوقوع از وضع و تخمین آن اطلاعی بهمر رسانیده نمیتواند چگونه جلوگیری خواهیم کرد معلوم است تا وقتیکه اطلاع جمع آوری قوای قومی بنقاط مطلوب میرسد و آنها بموقع حرب حاضر شده تحت سلاح میآیند و اوامر مقتضیه را میگیرند کار از کار گذشته میباشد.» --- page 319 --- پیشنهاد های نافعۀ نادری برای حکومت امانی ٢٤٨ جلد اول - نادر افغان عدم دلجوئی عسکر و افسر فالتو : مگر با وجود این اصرار و اقامه دلائل سپهسالار کابینه و اهل دربار حکومت امانی ازین خبط و خطای خود که مفاد و مضار آن مسلم و آشکار است چشم پوشی کرده باشارۀ چشم و ابروی شاه ناعاقبت اندیش شان اعلیحضرت امان الله خان، رأی ناسنجیدۀ الغا و سبگدوشی عسکر و افسریرا که از مدت متمادی کار کرده بودند و مفکورۀ تقلیل قوای نظامی را باکثریت تصویب و بر خود سپه سالار امر کردند که حتماً بایست ازین عسکری موجودۀ که آنرا در زیر حرب بخون جگر تحت تعلیم و تربیه آورده بود یک قوۀ جزوی را نگهداشته ما بقی را مرخص کند. اما سپه سالار باز از خشونت مقدسه اش دست نکشیده گفتند: «در صورتیکه این معروضۀ خیر اندیشانه ام را که برای خیر و سعادت وطن و حکومت تقدیم کردم منظور نگردید و علی الرغم من نظریۀ تقلیل قوۀ عسکریه را تصویب میکنید پس لا اقل برای آن ضابط ها و صاحب منصب هائیکه سبکدوش میشوند، یک معاش مستمری مقرر و یا بخشش و دلجوئی کنید و الا من نمیتوانم که آنها را از سلک نظام با وجود خدمات و جانفشانی هائیکه از اوشان دیده شده بی موجب ملغی و اعلان سبکدوشی آنها را بدهم حتی در صورت عدم قبولی این نظریۀ خیر اندیشانه ام برای دست کشیدن از کار حاضرم.» --- page 320 --- پیشنهادهای طه نادری برای حکومت امانی ٢٤٩ جلد اول ـ نادر افغان هرچند حزب مخالف میخواستند که درین موضوع هم مخالفت جدی سپهسالار صاحب برایند ولی اعلیحضرت امان الله خان نظر بخشونت و مقاومت جدی نادری درین پیشنهاد موافقت کرد و حسب تصویب و تجویزی که خود سپهسالار بالنسبة تقرر مستمری و با اعطای بخشی صاحبمنصبان نظامی که باید در موقع سبكدوشی برایشان داده شود یک احکام اجمالی را اعطا و اصرار کرد که یک آن لوتر باید عسکری را تقلیل کند. چنانچه سپهسالار صاحب برای عموم این صاحبمنصبانیکه از طرف حکومت سبکدوش میشدند یک یک اندازه از ان اراضی سرکاری که در مرکز و دیگر ولایات حکومت موجود بود علی حسب مراتبهم بصورت بخشش مرحمت فرمود هرچند این قضیه برای منظوم بنابر تسلیت و دلجوئی سپهسالار حسب ظاهر بشاکله بنظر می آمدند ولی در حقیقت ازین عدم قدردانی حکومت نهایت غمگین و در هر محل شکایت میکردند . عدم رعایت امور مذهبی و روحیات ملی : همچنین راجع بدیگر امور اداری و تشکیلات سلطنتی و اتخاذ طرز عمل قبل از وقت عصر امانی که مخالف مقررات دینی و عرف و عادات ملی بود و اعلیحضرت امان الله خان بعد از تسویۀ امور داخله و خارجه تعمیل و اجرای انرا بشدت در محیط اجرا نمودن میخواست نیز دائماً سپهسالار صاحب جگر خون می بود و بدلائل و شواهد سهو و خطا و مضمار این تیز رفتن او را در مجالس و در او ملاقاتها --- page 321 --- پیشنهادهای نظیر نادری بحکومت امانی ٢٥٠ جلد اول - نادر افغان خصوصی به او پیش بینی میکرد و همیشه از مختار ساختن و سپردن زمام امور باشخاص نا اهل؛ و بیکار و مهمل گذاشتن صاحبان تجربه و لیاقت تنقید میکرد اما د گوش سخن شنو کجا؟ دیده اعتبار کو؟ عدم فکر اتحاد ملی: نسبت به تشکیل احزاب قدیم و جدید وغیره که بحال وطن خیلی مضر بود و رفته رفته اسباب شقاق و نفاق را تولید، و نتایج بدی را بملکت عائد میکرد (چنانچه کرد) نیز جداً سپه سالار مخالفت داشت و بدلایل و شواهد این مطلب را خاطر نشان میکرد که پیر و جوان گل یک گلبن این بوستان و بودن و مقررانگاشتن هر واحد آن در جای خود برای خدمت وطن ضرور است نباید حکوت بهمچه تعبیرات و حزبیت های خانه خراب کن دوئی و جدائی را در بین پدر و بچه، وموسن سفید و جوانها القا کند. شرمهری نسبت بامور سرحدی: راجع بامور سرحدیه و اداره قبائلی که از قدیم الایام از بسیار جهات و بسا ملاحظات با افغانستان مناسبات داشتند و در جهاد استقلال و پیشرفت مقاصد ملیه و وطنیه ما حسب صلاهای وزیر صاحب خیلی رشادت و فداکاریها را عملاً اجرا نموده بودند نه تنها از قبولیت عرائض و پیشنهادهای نافعه سپه سالار انکار کردند بلکه اداره امور سرحدیه را که وزیر حربیه الی ماه میزان ١٣٠٢ شـ --- page 322 --- پیشنهادهای نافذه نادری بحکومت امانی ٢٥١ جلد اول - نادر افغان بکمال شرافت و نجابت انجام میدادند نیز از وشان منفک و بمحمد ولیخان سپرد و بالآخر نظریات محمد ولیخان را هم راجع بسرحدات منافی فکر خود یافته بمحمویا و تسلیم کرد و به اینوسیله محبت و صمیمیت سرحد را از افغانستان مسلوب نمود . عدم تعمیم فابریک انهار و معادن و رفع ضروریات فوری، راجع بدیگر مصارف بی لزوم گزاف هم نظریه وزیر صاحب حربیه همین بود که نباید حکومت بلافائده عوائد مملکت را صرف نماید بلکه این پول را بایستی، در تاسیس و بکار انداختن فابریکه هائیکه مواد خام را معموله، وصنعت وحرفت مملکت را ترقی دهد و کندن انهار، و بکار انداختن معادن و ساختن قشله های عسکری دیگر مسائلی که افغانستان بان احتیاج دارد و آن موادیکه برای رفاه عامه و سعادت و ارای جامعه مفید و نافع و موثر واقع میشود، خرج نماید. عدم توجه باصلاح اساسی معابر : در ساختن سرک تنگی غارووسالنگ هم نظریه وزیر حربیه چنان بود که همراه ساختن این راه های نو میباید که در معاه موجوده و راه های معموله جانب مشرقی و شمالی افغانستان نیز اصلاحات و ترمیمات لازمه بنمائیم و نگذاریم که قصور وعمارات و منازل و خطوط تیلفون و تلگرام و رباط های عرض این دو راه خراب و برباد شود . اما حکومت نه توجه جدی و --- page 323 --- پیشنهادهای نافذ نادری برای حکومت نادری ٢٥٢ جلد اول - نادر افغان اساسی خود را نسبت به اجرای عملیات معابر تازه حسب مطلوب مصرف کرد و نه غمخواری از سرک‌ها و منازل سابقه نمود . تحقیر و تکدیر روحانیون : در الغای مصارف مساجد و وظائف علمای حقانی و اعزاز مشایخ و روحانیون که استمالت و دلجوئی و احترام آنها فرض ذمت حکومت اسلامیست نیز نظریه سپه سالار غازی جدا بر خلاف عملیات اعلیحضرت امان الله خان بود و تکرار میگفت که نگرانی مساجد و اماکن متبرکه افغانستان و احترام و عزت علما و فضلا و مشایخ و روحانیون وطن از حد ضرور است و نباید طرزی اختیار شود که از ان اسباب گزند خاطر و انزجار این ذوات کبار تولید گردد بلکه ازین رجال معظم در خدمت وطن و ترقی افغانستان و اعلای کلمة الله باید کار گرفته شود و بآنها حکومت از بذل الطاف و عواطف خود چنین موقعیتی را اعطا کند که در سخت ترین مواقع مظهر بهترین خدمات برای حکومت و مملکت خود شوند. مفکوره نادری راجع به تعلیمات طلبه افغانی : هر چندیکه نظریه جناب محمد نادر خان بالنسبه اعزام طلبه افغانی به ممالک خارجی در اول امر مؤید و محرک کابینه امانی بود ولی برای طلبه آتیه افغانستان میفرمود که باید حکومت از تاسیس مکاتب عالی خارجی در افغانستان مراتب ابتدائی تعلیمی طلبه را تکمیل و آنها را --- page 324 --- پیشنهاد نافعه نادری برای حکومت امانی ۲۵۳ جلد اول نادر افغان برای ادخال در دارالعلوم‌ها و دارالفنونهای خارجه مستعد سازند تا با مصرف کمتر وقت و ثروت صرف، و معیار تعلیمی مطلوبشان بصورت سریع و صحیح تحصیل شود هرچند به قبولیت این مفکوره نافعه وزیر حربیه اولاً اهمیت داده نشد ولی بعد توجیه مشکلات تعلیمی طلبه افغانی که در ممالک خارجی بدون مراعات این اصول اساسی فرستاده شده بودند این نظریه عالیه خود بخود در محل تطبیق و اجرا گذاشته شد و یک یک مکتب المانی و فرانسوی در مرکز تاسیس یافت تا مراتب اولیه درسیه خود را طلاب درینجا امتحان داده بعداً بخارج بروند. عدم مراعات تعلیم و تربیه : راجع به اجرا و تدویر تعلیم و تربیه صحیح در مکاتب، و رعایت اخلاق و اطوار طلبه هم وزیر صاحب حربیه تمادیا عرایض خود را تقدیم و حکومت را برفع آن متوجه میساخت که باید در حسن اخلاق و خوبی تربیه اولادهای امروزه مکاتب که پدرهای فردا و اداره کنندگان آتی این وطن خواهند بود خیلی کوشش شود ولی این فکر قیمتی دار نادری نیز کمتر بسمع قبول می‌شنیدند حتی علی الرغم آن داخل اقدامات هم میشدند. پروگرام مضره امانی : خلاصه که سـ ۱۳۰۱ و سـ ۱۳۰۲ شمسی را این مرد دانشور به مظاهره و مباحثه همین افکار و نظریاتیکه اجرا و تطبیق آن برای منفعت وطن و خیر --- page 325 --- پیشنهادهای نافعه نادری برای حکومت امانی ٢٥٤ جلد اول - نادر افغان حکومت از حد زیاد نافع بود با شخص شاه و زعمای امور آنگاه در یک عالم قلق و اضطراب متردد و تذبذب خطرناک بپایان رسانید ولی مع الاسف کسی با آن اهمیت نمیداد بلکه علی الرغم این شخص ملت پرور و دگر خیرخواهان وطن اکثری ازین اوامر و اجراآت مضرت رسان با برخود اوشان تطبیق و اجرا هم مینمودند. بواسطۀ همین تطبیقات و انفاذ همان پروگرام و اجراآت قبل از وقت فتنه زای که شخص شاه با تفاق چندی از حواشی خود آنرا تصویب و منظور و در محل اجرا میگذاشتند، سپه سالار صاحب بعد از معاودت از اصلاحات قطعیۀ بدخشان الی عزیمت شان بطرف پاریس از اجرا و انجام آن نظریات نافعه و اصلاحات مفیدۀ شان که عالم عسکری افغانستان اجرا و تطبیقات آنرا بخاطر داشتند و اساس و بنیادهای آنرا قبلاً وضع و طرح فرموده بودند، ناکام مانده تنها همان اوامر و یاد داشت های غیر نافعه حکومت امانیه را با دل پژمان بیجهان یاس و حرمان تا یک وضع خوب طریقۀ مرغوب که موجب کدام غلط فهمی و سبب القای کدام رنجش نشود اجرا میفرمودند. --- page 326 --- وقوع غلط فہمی بین حکومت امانی سپه سالار غازی ٢٥٥ جلد اول - نادر افغان وقوع اثرات بی نزاکت اختلاف فکری بین اعلیحضرت امان الله و جناب سپه سالار چیزیکه زیاده تر فکر این ذات دانشور را بخود مشغول داشته بود از یکطرف نتایج وخیم این اقدامات ناعاقبت اندیشانه قبل از وقت اعلیحضرت امان الله خان بود و از طرف دیگر تعریض و غرض پرستی اشخاصی بود بر علیه سپه سالار که بر فکر و حواس اعلیحضرت امان الله خان استیلا کرده و تسلط کلی یافته بودند و او را بازیچه دست خود ساخته اغراض خود را بروی اجرا می نمودند و در عین زمان وجود این خیر خواه حقیقی حکومت و ملت را سد راه خود، و منافی پیشرفت مقاصد مغرضانه خویش می پنداشتند لهذا بهر ذریعه ممکنه که میتوانستند اسباب شکر رنجی و خفقان و غلط فہمی وجدانی را بین این سپه سالار عالیشان و اعلیحضرت امان الله خان القا مینمودند، و بلطائف الحیل افکار نافعه و نظریات خیر اندیشانه نادری را به اعلیحضرت امان الله خان دگرگون نشان میدادند . حتی به اعلیحضرت امان الله خان که عاشق تجدد فضول ، و دلداده اجرای خرافات و اوضاع نظر فریب بی لزوم اوروپا بود ، وجداً در صدد مخالفت --- page 327 --- وقوع غلط فهمی بین حکومت امانی و سپه‌سالار غازی ٢٥٦ جلد اول ـ نادر افغان و بر انداختن تمام اوضاع و مجاری امور مذهبی و ملی بود و میخواست که خودش را بزعم خود بمنزله یک مجتهد و مخترع اعظم قرار بدهد (١) ، و در نظر داشت که در هر چیز و هر امر یک طرح نو را عام از اینکه مفید باشد یا مضر، بیندازد و اساس تازه را بنام خود بگذارد ـ همین مغرضین و اشخاصیکه متاع خود را در پرتو افکار نادری کاسد و افکار خود را در برابر انوار ذکای او فاسد می‌یافتند اینطور وانامند «تا زمانیکه این سپه‌سالار در کابینه ات شامل باشد ابداً تو در پیش بردن نظریات خود موفق نمیشوی زیرا که او ابداً ازین افکار خود که بار بار اظهار میکند و در تبدیل پروگرام شما اصرار مینماید منصرف نمیشود.» اعلیحضرت امان الله خان از استماع و مشاهده این خشونت مقدس از جناب محمد نادر خان که در اعطای افکار حقانه و نظریات خدا پسندانه خود بمقتضا فرض منصبی و محبت ملی و وطن دوستی و عاقبت اندیشی خود مینمود ـ و از سخنان کم و زیاد که در باره سپه‌سالا صاحب از جانب مغرضین و مفسدین می‌شنید نه تنها محبت و صمیمیت سابقه خود را بوزیر صاحب حربیه کمتر مبذول مینمود بلکه بعضاً اینطو (١) چنانچه میگفتند که «جوهر مرد به تقلید نگردد حاصل * مخترع شو که دگرها بتو تقلید کنند» ملاحظه شود صفحه ٤١٢ کتاب لویه جرگه ١٣٠٣ مطبوعه جوزا ١٣٠٤ مطبعه دائرۀ تحریرات حضور و مجلس عالی وزرا . --- page 328 --- مبدأ مخالفت ملی با اجراآت حکومت امانی ۲۵۷ جلد اول - نادر افغان اوضاع ناملائم وحرکات خارج از دائرۀ نزاکت را که موجب متاثر شدن این سپه سالاریکه بنظر عامۀ ملت خیلی محترم ومقدس بود ووطنخواهان حقیقی اورا از جان و دل دوست تر داشتند، مرتکب میشدند و در بعضی امور وجهات اسباب دلشکنی و ناامیدی اورافراهم می آوردند . آغاز مخالفت ملی با اجراآت حکومت امانی چون همۀ پیشنهاد ها وعرائض سپه سالار مستند بمقررات صحیحۀ مذهبیۀ مذاق و روحیات عامه بود وحضرت معظم له از تجربه که حاصل کرده بود و بواسطه تماس و علاقه مندی که با همۀ طبقات ملت داشت خوبتر می فهمید که اثرات این اجراآت دل آزار حکومت امانی که ناعاقبت اندیشانه وخود سرانه در محل اجرا آورده میشود بر روحیات وجذبات ملی و رسوم وعادات وطنی اثرات سوئی را می افگند ازین جهته تنها مفکورۀ مفیدۀ سپه سالار غازی بلکه از عموم وطنجواهان صادق وطرفداران صحیح اعلیحضرت امان الله خان که دران زمره والده اش علیاحضرت هم شامل بود از نقطه نظر خیر اندیشی واهمیت پسندی، تعدیلات اصلاحات اجراآت حکومت را متقاضی بود- تا نشود که یک اسباب فتنه و آشوب تولید، و ملت و حکومت بیکدیگر بزنند اما مع الاسف اعلیحضرت امان الله خان --- page 329 --- جلد اول نادر افغان ٢٥٨ مبدأ مخالفت ملی با اجراآت حکومت امانی از خود رائی و ناعاقبت اندیشی خود باین عرائض او حواله بسمع نمیکرد و مطرداً و مستقیماً بهمان یک خیال محال خود پویان می بود. چنانچه بمجرد انعکاس این اطلاعات اجرای پروگرام جدید امان الله خان در اطراف و اکناف وطن مخصوصاً در طبقات فهمیدۀ ملت آثار نفرت و علائم مخالفت از حکومت یکی بعد دیگری مشاهد میرفت. تا اینکه اخیر ١٣٠٢ و مبدأ ١٣٠٣ برخلاف میل و آرزوی سپه سالار غازی و دگر سعادت خواهان وطنی که در برابر همه اجراآت ناصواب حکومت تنقید میکردند برای رعای امور آن عصر یک موقع خیلی زحمت افزای تکلیف ده ثابت شد. و فتنۀ آثار اضرار نمودار شد. مردم زمین داور علناً بنام اصلاح حکومت امانی و حمایت از امور مذهبی کوس بغاوت را نواختند. اقوام سلیمان خیل بنای آشوب و خلل را نهادند. در سمت جنوبی هم مواد و مقدمات واقعۀ مشهور ١٣٠٣ فراهم آمد. در بدخشان هم علائم عدم اطمینان نمایان شد. در کنرها و ننگیانی مواد بد نظمی کم کم مشهود گشت حتی در تمام افغانستان رجال فهمیده و دانشور وطن بر شاه خود دروازۀ تنقید را کشاده بدمین شدند. اما اعلیحضرت امان الله خان از همان جنون و خودپسندی که خاصۀ طبعش بود --- page 330 --- خودسری بی پروائی حکومت امانی از جذبات ملی ٢٥٩ جلد اول - نادر افغان و بقول خودش که : « نه از دنیا غمی دارم نه از بلوابه تشویشم - جنون مسلک خویشم از ین پس کوچه دکانم» نه از نصائح و نظریات نافعه سپه سالار و دیگر ذوات خیر اندیش صداقت شعار افغانستان حتى والده اش که بار ها را او را بغلط و خطایش می داناندند. و باصلاح و تعدیل کردارش مدعو میکردند، متنبه میشد و نه از مخالفت های عملی که « علائم و آثار آن در هر گوشه و کنار مملکت از رعیت مشاهده میشد » عبرت و نصیحت میگرفت . بلکه میگفت : « من این پروگرام خودم را به آن عزم خویش که مانند کوه های افغانستان مستحکم و متین است به قوهٔ سرنیزهٔ خودم پیش می برم و هر شخص و هر قومی را که در قبولیت این اصلاحات مطلوبه ام اندکی تردد داشته باشد بقوهٔ شمشیر تادیب میدهم (٢)» . (۱) بخاطر آورده شود نطق مشهور اعلیحضرت امان الله خان که در ۱۳۰۴ در قصر استور ایراد نموده اند و نیز ملاحظه شود نطقیکه در صفحهٔ ۱۳٤ کتاب لویه جرگه ۱۳۰۳ مطبوعه ماه جوزای ۱۳۰٤ مطبعه دائرۀ تحریرات حضور و مجلس عالی وزر ا مرقوم است . (۲) مفاد نطق اعلیحضرت امان الله خان که در جشن استقلال ۱۳۰۳ و ۱۳۰۵ و دیگر مواقع ایراد نموده و در اخبار های جشن استقلال و امان افغان و حقیقت کابل و غیره جرائد وطنی موجود است ملاحظه شود . --- page 331 --- ضمیمه صحیفه ( ٢٦٠ ) جلد اول کتاب « نادر افغان » جناب عالیقدر جلالتمآب امیر اعلی نشان سردار محمد نادر خان سپه سالار غازی وزیر امور حرب افغانستان در سنه ١٣٠٢ --- page 332 --- [BLANK PAGE] --- page 333 --- جلد اول - نادر افغان ۲۶۰ علالت سپه سالار در اثر اندیشه و تراکم افکار علالت سپه سالار در اثر اندیشه و تراکم افکار پس از وقوع و پیش آمد این اوضاع جگر خراش، خیر خواهان حقیقی و وطن دوستان صحیح و ملت خواهان همدرد اندازه پریشانی و وسواس اندیشه سرکار سپه سالار صاحب را بفرمایند که از همان چیزیکه اندیشه داشت در وطن محبوبش واقع شد و بکمال تأسف از اجراآت سوء حکومت تخم مشاجره و مجادله و سلب اعتماد در بین راعی و رعیت در محیط کاشته شد عجب تر انیست که حکومت بجای اینکه از سهو و خطای خود متنبه شده عرائض نافعه و پیشنهادهای عناصر صالحه وطن را بگوش هوش خود بشنود و با صلاح عمل خود بپردازد بدبختانه ملت را مورد عتاب باز پرس و عقاب قرار داده آنها را بی اراده و نادان، خود را عاقل فهمیده و همه دان تصور میکرد. بسیار اشخاص بخاطر دارند که در اواخر ۱۳۰۲ و اوائل ۱۳۰۳ صحت این سپه سالار حذاقت شعار بواسطه همین تهاجم افکار و حدسیاتیکه راجع به اضرار این رفتار میزدند، بدرجه آخر خراب شده بود و شب و روز در افکار عمیق و تصورات ژرف گرفتار میبود بحال وطن و ملتش میسوخت و با حکومت --- page 334 --- استعفای سپه سالار غازی از کابینه امانی ۲۶۱ جلد اول - نادر افغان سخن ناشنو خود میساخت ، بآتیه پر از آفات و بلیه ملک می طپید و بحرکات و اوضاع بجای زعمای امور انگشت حسرت را میگزید . این اندیشه و مراق به اندازه براوشان غالب و مستولی شد که از خواب و خور ماندند و بصدع شدید و دوران سر و شکایت سینه و جگر مبتلا شدند . استعفا و کناره جوئی سپه سالار غازی از کابینه امانی هر چند با همین وضعیت پر از زحمت این شخص با کفایت تا چندی امور رسمی حکومت را هم حسب هدایات حکومت انجام میدادند و هم در مجلس وزرا و حضور شاه عرائض نافعه و خیر اندیشی های آخرین خویش را ابلاغ میکردند ولی رفته رفته اندوه و کاهش روحانی و امراض جسمانی باندازه بر وجودشان غالب و مستولی شد که از حرکت نمودن و کار کردن افتادند لذا مجبوراً یک استعفانامه نهایت موثر و رقت آور یرا در برج قوس ۱۳۰۶ باین مضمون به اعلیحضرت امان الله خان تقدیم، و انفصال خود را از کابینه وزرای امانی تصمیم نمودند . « اعلیحضرتا ! » « شما از عقیده خالص و مسلک بی آلایش من خوبتر مطلعید و هم میدانید --- page 335 --- استعفای نادری از کابینه حکومت امانی ۲۶۲ جلد اول ـ نادر افغان که من از مدتی گرفتار ناخوشی‌های گوناگون هستم، امروز که من این معروضه را مینویسم وقتیست که آخرین قوا و حوصلهٔ خود را بخرج میدهم و دگر هیچ تاب و توان بمن نمانده است «اعلیحضرتا ! یقین کنید که مانند من شخص مریض که روحاً و جسماً ناخوش است نمیتواند اضافه برین هیچیک بار سنگین را که متحمل هستم شبانه روز بردارم. مخصوصاً از وقتیکه میان من و یک جمعیتی که اطراف و حوالی شما را فراگرفته‌اند، تخالف فکری واقع است، و نظریات خیراندیشانهٔ خود را برضد افکار شما و آنها مشاهده میکنم. «نظر به تجارب عدیدهٔ که من درین ملک حاصل داشته‌ام و از معلوماتیکه بالنسبه روحیات و جذبات ملی دارم خیلی اندیشه میرود که خدانخواسته سیل این افکار موحشه بنیان سلامت وطن ما را متزلزل و کاخ ترقیات مطلوبه را منهدم خواهد ساخت هجوم این خطرات روح فرسا روزبروز بضعف و نقاهت من می‌افزاید. و محبت و درد وطن با روح من مجادله مینماید در حالیکه اعلیحضرت شما هم همهٔ آن عرائض هیخواهانه مرا که برای خیر شما و مفاد ملت و طرز مملکت داری و ایجابات فعلی بحضورتان تقدیم میکنم مع الاسف بنظر قبول نمی‌بینید ـ و بهیچکدام آن اهمیت نمیدهید !! و از وخامت نتیجه این اوضاع جگرخراش هیچ نمی‌اندیشید» «لذا من وجداناً معذور و عقیدةً مجبورم تا اظهار کنم چون من با این اوضاع که --- page 336 --- استعفای نادری از کابینه حکومت امانی ۲۶۳ جلد اول - نادر افغان تماماً بر خلاف میل آرزوی وطنگواهانه ام جریان دارد، قلباً متأثرهم پس امیدارم تامرا از عهده موجوده ام مستعفی قبول، ولطفاً منفصل فرمائید - زیرا هیچ میل ندارم که بعد ازین در داخل وطن به هیچیک مأموریت کار کنم و اگر اصرار میفرمائید که حتماً باید کار کنم پس بشرط وفای این حیات مستعارم که بار بار آنرا برای خدمات قابل افتخار وطن نثار خواهم کرد و نجاتم از پنجه این مرضی که فعلاً دامنگیرم است اموراً خارجه افغانستان هر خدمتی که لازم دانند مقرر می فرمایند البته در خارج حاضرم که جهت استرضای شما اگر چه به سرکاتبی یک سفارت هم مقرر شوم آنرا بپذیرم وبوسیله این غیاب صوری خود از یکطرف ازین کشمکش های روحی ووسوسهای کنونی که ناشی از اوضاع ناملائم فعلی وجذبات وطنخواهی من است هم قسماً نجات می یابم و از جانب دیگر بمعالجه و مداوات خود نیز خواهم پرداخت ،، انفکاک شمشیر دبیر نادری از مملکت افغانی اگر انصافاً بنویسم علحضرت امان الله خان از گرفتن این استعفانامه خیلی متاثر گردید و از علالت مزاج جناب محمد نادر خان بسیار مضطرب شد واز طرف وزارت حربیه که الی الان کارش (باوجود توجیه آن مشکلات متصادم) --- page 337 --- استعفای سپهسالار غازی از کابینه حکومت امانی ٢٦٤ جلد اول نادر افغان موانعی که باجمال آن قبلاً اشاره کردیم، بخوبی جریان و نفاذ داشت زیاده تر اندوهگین گردید و ذاتاً برای اداره امور وزارت حربیه خودش میرفت و در صدد رضای خاطر و اعادهٔ صحت این ذات درایت سمات میخواست که تشبثات نموده مقدمات توافق کار کردن مکرر اوشانرا در وزارت حربیه و یا دیگر مأموریت های مهمی که داخل خواسته باشند حاصل کند . اما ازین رنج و اندوه و تشبثات ظاهری او چه فائده که بر آن علل و اسبابیکه موجبات علالت و شدت مرض جناب محمد نادر خان را فراهم آورده و او را بتقدیم داشتن استعفایش وادار کرده بود یک نظرش را اعاده نمیکرد. و به تعدیل آن افعال و حرکات خویش که موجب وقوع غلط فهمی ها و وسائل سلب رفاه خلق الله و امنیت عمومی را فراهم می آورد، نه می پرداخت ! این تأثر و غمگینی اعلیحضرت امان الله خان در اثر پرو پاگند و تعبیرات غلط مغرضین و مفسدین که بقول حضرت سعدی : شور بختان بارزو خواهند - مقبلانرا زوال نعمت و جاه برطرفی و دلشکنی جناب محمد نادر خان را بهمه ذرائع ممکنه میخواستند این قدر هم دوام نکرد که اوشان از بستر مرض خارج، و بطبع آنها قدری افاقه و بهبود وانمود میشد چنانچه همین مقربین و حواشی غرض پرست امانی این استعفای نادری را --- page 338 --- استعفا نادری از کابینه حکومت امانی ٢٦٥ جلد اول ـ نادر افغان رقم رقم تعبیر، و به انواع معانی غلط تفسیر کرده، خلیج غلط فهمی و شکر رنجی مابین اعلیحضرت امان الله خان و جناب محمد نادر خان باندازه توسیع دادند که در اواخر ایام مریضی سپه سالار اعلیحضرت کمتر باحوال پرسی مرضش که در ابتدا خیلی از ان متأثر بود میپرداخت. این طرز عمل و شکنانه حکومت امانیه که با این وطخواه مرعی میداشت بسرعت فوق العاده اولا در مرکز، بعدا در تمام نقاط مملکت مواصلت کرد و این اوضاع خارج از دائره نزاکت ضمیمه دگر اعمال پر از شکایت اعلیحضرت شده، رشته محبت و صمیمیت نادر را در قلوب عامه وطخواهان و ملت دوستان افغانستات استحکام نمود. کناره جوئی برادران سپه سالار از کار جناب محمد هاشم خان که فطرتا دارای خشونت مقدس و علی الاکثر با اعلیحضرت امان الله خان راجع بهمین عملیات دل آزارش در مذاکره و مناقشه میبود و با اعمال ضرر افزای عمال امانی ابدا موافقه نداشتند و نظریاتش تماما تابع افکار نادری سه چهار ما قبل علالت استعفا و انفصال برادر بزرگ شان از وزارت حربیه جهت تیمار داری و معالجه والد امجد شان که بمرض صعب العلاج گرفتار بود رخصت --- page 339 --- کناره جوئی برادران سپهسالار از کار ۲۶۶ جلد اول ـ نادر افغان گرفته، مسافرت خارج را بالنسبة دیدن این اوضاع پر از بدعت حکومت ترجیح داده بودند و اخیراً حکومت هم این مباعدت صوری شانرا مستحسن دید بجلای میل و ارزوی شان آنها را بوزارت مختاری افغانستان در ماسکو تعیین نمودند تا از پاریس مستقیماً بروسیه بروند چنانچه حضرت معظم له بعد از انجام خدمت سه ساله خود در وزارت مختاری افغانی در سکو تکراراً از ملازمت حکومت استعفا داده بپاریس رفتند و آمدن افغانستان را برخود گوارا نفرمودند. آقای شاه ولیخان که حیثیت نائب سالاری قول اردوی مرکز برا داشتند چند روز بعد از استعفای برادر شان در اثر تخالف نظری که بین اوشان و بعض از مغرضین مجلس عسکری در اجرای ماکولات واقع شد نیز استعفای خود را تقدیم کردند. زیرا که وزارت حربیه حسب امر و اراده اعلیحضرت امان اللّٰه خان اجرای ماکولات را در نظام اعلام کردن میخواستند در حالیکه تمام منصبداران صاحبان از مدتی بر خلاف آن تا نقطه آخر در نظر بمی نظمی و سود اداره که از ان متوقع بود، مقاومت داشتند و آقای شاه ولیخان هم بر خلاف آن اقامه دلایل میکردند. --- page 340 --- جلد اول - نادر افغان ۲۶۷ تقرر سپه سالار بوزارت مختار بی افغانستان پاریس تقرر جناب محمد نادر خان بوزارت مختاری در فرانسه علالت طبع بجناب محمد نادر خان در اواخر قوس ۱۳۰۲ طوری شدت کرد که در ظرف چند روز بستری شدند و در ماه قوس همین سال استعفانامه فوق خود را در حالت اضطرار بحکومت تقدیم کردند، تا اوائل حوت همین سال مرضشان بطوالت کشید و عرصه کار کردن شخص پادشاه در وزارت حربیه و مسئله سنجیدن اطراف و جوانب این استعفای جناب محمد نادر خان دوام داشت . در وسط برج حوت چون صحت شان قدری خوب که کم کم بقدم زدن و حرکت کردن آغاز فرمودند فکر هر دم خیال امانی به تشویق و تحریک مغرضین بتقاضی این امر شد که از پذیرفتن افکار منفعت بار جناب محمد نادر خان انکار کند و اعلان دوام خود را بهمان مسلک ، و قیامش را بهمان اوضاع نماید بجهر از ضیاع وقت و دردسر برای شاه و دل آزاری رعایا نتیجه نمیداد و بالاخر وطن را بهزاران رنج و آشوب و فتن آشنا میسازد چنانچه استعفای سپه سالار را منظور و بعوض شان در صدد انتخاب و تقرر یک وزیر حربیه دیگری شدند . بمجرد اظهار خصوصی این نظریه خویش به نزد آن مقربین و حواشی خود که مبین مطلبی را --- page 341 --- استعفا نادری از کابینه حکومت امانی ۲۶۸ جلد اول - نادر افغان آنها قبلاً و شراً رقم رقم بداومی فهمانید و این عقیده را بذہن شان بلطائف الحیل محکم ساخت بودند از طرف عموم دلی صاحبان، تصدیق، و برخلاف مضمون : آئینه چون عیب تو بنمود راست - خود شکن آئینه شکستن خطاست با این مریض سودای ترقی و تعالی مملکت اسلامی، و این نجم استار سعادت و آرامی ملت افغانی جناب محمد نادر خان غازی بنای مشاجره و غرض پرستی را گذاشتند اما غافل بودند ازین که :- با صاف دلان مجادله با خویش دشمنیست - ہر کس کشد بر آئینه خنجر بخود کشد ولی این وضعیت حکومت که با یک خادم صادق صاحب عز و شرف و دارای افتخار و قداست معامله میشد از طرف محیط و عامه بنظر خیلی نفرت دیده می شد و از ہر دہان و از همه زبانها در اطراف آن تنقیدات، و با این نادر رشید شان اظهار همدردی مزید میکردند لہذا اعلیحضرت امان الله خان برای مسرت حقیقی آن مغرضین که چشم و گوش شاه را زیر سانسور و مراقبت خود گرفته بودند، و مغالطه دادن د و خشنودی مجازی عامه طبقات ملکی و نظامی افغانستان که (محمد نا درخان را از دل و جان خود، دوست تر داشتند و خدماتش را در داخل وطن همچو آب حیات و از دیانت --- page 342 --- تفرر سپهسالار بوزارت مختاری افغانستان بپاریس ۲٦۹ جلد اول - نادر افغان و صفای عقیدتش تقدیس میکردند ، اعلان سبکدوشی جناب محمد نادر خانرا از وزارت حربیه و تقرر شانرا به وزارت مختاری پاریس که در واقع عین اعلام منظوری همان استعفا بود در محضر عموم وزرا و مأمورین بزرگ افغانستان بروز پنجشنبه ٢٤ حوت در قصر گلخانه بتقریب امضا و تصدیق بودجه ۱۳۰۳ بعد از معرفی محمد ولیخان را بعوض اوشان بوزارت حربیه وکالت اموخارجه باین الفاظ نطق اعلیحضرت امان الله خان در موقع تبدیلی سپهسالار افغانستان «جناب محمد ولیخان اقار اسر از امروز بوزارت حربیه مقرر کردم و باوشان تبریک میدهم تا کارهای حربیه خارجه را بحیثیت وزیر حربیه و وکیل وزارت امور خارجه حسب اوامر و هدایتم در معرض انصرام و انجام گذاشته تماماً پیروی افکار مرا بنمایند .» «یقین کامل دارم که وزیر صاحب حربیه کنونی بخوبی از عهده این دو کار برآمد میتواند و در امور حربیه و خارجه افغانستان بساعدت و معاونت من یک روح و رونق تازه را خواهند دمید . (۱) (۱) اقتباس از امان افغان شماره اول سال پنجم تاریخی ۲۸ حوت ۱۳۰۲ و فرمان مقرری محمد ولیخان . --- page 343 --- تقرر سپهسالار بوزارت مختاری افغانستان پاریس ۲۷۰ جلد اول - نادر افغان «جناب محمد نادر خان برای وزیر مختاری افغانستان در پاریس زیر نظر گرفته شد ولی چون این مسئله موقوف است باستخراج از دولت بهیه فرانسه پس تا رسیدن داگریمان، رضائیت نامه دولت مشارٌ الیها تقرر شان صورت رسمیت را ندارد «میدانند که چرا من ایشانرا بخارج میفرستم یکی همان علت عمومی است که باید مأمورین بزرگ و کوچک وطن باین طریق ممالک خارجه را دیده نظامات و اصول کارها و اداره ادارات را بطرز تازه یاد بگیرند و هنگام مراجعت بوطن از روی علم و بصیرت باصول تازه اجرای امور کنند.» «اینک اشخاصی که بخارج رفته اند هر کدام در سائر امور یک مهارت فوق العاده دارند چنانچه یکروز فیض محمد خان پسر غلام نبی خان فرقه مشر در باب یک مسئلهٔ اقتصادی و تجارتی چنان بحث متین با من نمود که متحیر شدم حالانکه او مدت قلیلی در اروپا بود، هکذا جناب محمد ولیخان با اینکه مرد سیاسی بود لیکن محض از دیدن قشون اروپا بصیرت تامه در باب امور حربیه دارند.» «پس نظر باین مسئله چون جناب محمد نادر خان به پاریس بروند و اصول نظام و عسکر و ترتیبات وزارت حربیه و تقسیمات عسکری و تعلیمات مکاتب نظامی آنجا را مطالعه و ملاحظه کنند در موقعیکه در وطن مراجعت نمایند معلومات --- page 344 --- تقرر سپه سالار بوزارت مختاری افغانستان پاریس ۲۷۱ جلد اول ـ نادر افغان و فکرشان در امور حربیه صد مرتبه از حالت حاضره بلندتر و درست تر خواهد بود . » «دوم اینست که طبیعت شان یکنوع کسالت دارد و مسافرت شان برای تداوی و تبدل مکان و تفریح طبیعت هم لازم است چنانچه خود ایشان بار ها این مسئله را باصرار خواهش کرده اند » . (۱) درین موقع حضرتعالی سردار اعلی محمد نادر خان فرمودند «بلی از مدتیست که بحضور شاهانه چند مراتب بکمال الحاح عرض نموده ام که اگر مرا بکدام مأموریت خارجه بفرستند حتی اگر کار بزرگی نباشد بسکر تابتی کاتبی یک وزارت مختاری یا کدام مأموریت دیگر نیز حاضر و رضامندم . »(۱) جذبات وطخواهانه در عین حیات خموشانه بعد از اعلان رسمی انفکاک سپه سالار صاحب غازی از وزارت حربیه و تقرر شان بوزات مختاری پاریس حضرت معظم له چون به استراحت ظاهری محتاج و مزاجش تقاضی خموشی و انزوا بود ازین جهه الی زمان وصول اکر میان شان از فرانسه مطالعات ادبی ، جمع آوری یاد داشت های خصوصی ، نظارت از (۱) امان افغان صفحه ۲ و ۷ شماره (۶) سال (۵) تاریخی (٤) اسد . --- page 345 --- حیات غوثیانه نادرشاهی افغانستان ۲۷۲ جلد اول - نادرافغان زمین و باغ و اراضی شخصی خویش را برای خرج و مشغله اسباب تفریح قرار داده گاهی بجای خود در ده افغانان و بعضاً در باغ شان در پغمان و علی الاکثر در قلعه خویش علی آباد کابل میبودند و بمجالست و مخالطت مردم کمتر اظهار رغبت میفرمودند . فقط در بعض اوقات از طرف عصر بملاقات پادشاه ، و علی الاکثر بحضور والد امجد و عم معظم شان تشرف میجستند ، و در محافل علمی و عرفانی بموجب اطلاعیه ای که خدمت شان میرسید شرکت می ورزیدند و هم در موقعیکه از طرف شاه برای مشاوره بعض امور دعوت میشدند، و یا در مجلس وزرا راجع به حل و فصل کدام مسئله مهمه ضرورت فکر و اخذ نظریه شان می افتاد همدردانه و علاقہ مندانه حاضر، در همان امور مرجوعه از سائلین دستگیری و برایشان رهنمائی میکردند. چنانچه از تعقیب نظریات همین مرد وطن دوست که رسماً خود را از امور مملکت داری علیحدہ کردہ ولی وجداناً سعادت وطن را خواستار بود - در رہنمائی آن اسلحه وارده افغانستان که خود شان بحکومت پیش نهاد و خریداری آن را از اوروپا فرمایش داده بودند ، و در مبادی توقیف و یک هنگامه بزرگ سیاسی را بر پا کرده بود، زعمای امور امانی موفق شدند . ولی در فرو نشاندن آتش مخالفت سمت جنوبی نظریه مصالحت جویانه او شانرا --- page 346 --- فاتحه گیری فرزند سپه سالار غازی ۲۷۳ جلد اول - نادر افغان که اولاً پیشنهاد کرده بودند نشنیدند و بالآخر بدون از تقبل همان طریقه شی که اولاً سپه سالار آنرا تذکار داده بود و در لویه جرگه ۱۳۰۳ بنام هجده فقره مشهور اعلان کرده شد دیگر از شهادت سردار شاه ولیخان سد راه آن طغیان بی پایانرا کرده نتوانستند (۱) در دگر فقرات مهمه سیاسیه نیز افکار و نظریات عالیه این مرد فرزانه نهایت مؤثر و مفید می افتاد . وصول اگر یمان وزارت مختاری و فاتحه گیری فرزند سپه سالار غازی بعد از وصول اگر یمان جناب سپه سالار و اتمام همه کارهای مربوطه وزارت مختاری شان از مرکز چون وفات فرزند ارشدشان آقا محمد طاهر خان در عین تحصیلاتش که با دیگر طلاب افغانی در مکتب لیسه میشله (LYCEE MICHELET) فرانسه مقیم بودند (۱) اثباتی طویل این مسئله عموماً مطلع و جراید وطنی ناطق نامی امانی مصدق این امر است که در فرونشاندن این آتش بغاوت جنوبی حضرت عالی شاه ولیخان با وجودیکه از کار حکومت مستعفی هم شده بودند، داوطلبانه حاضر و شامل و دران زمینه مصدر خدمات مهمی شدند و از آن سیلی که بنیان مرکز را با بهتر از اعلیحضرت امان الله خانرا مجبور به نقل مکان مینمود، بدرستی جلوگیری کردند . ملاحظه شود اجمال کار روائی های تاریخی اوشان در محاربه بغاوت جنوبی در صحیفه ۲، ۳، ٤ شماره (۳۱) جلد اول حقیقت منطبعه کابل و صحیفه ۳ ، شماره (۶۱) اخبار مذکوره که تحت مدیریت برهان الدین کشککی بود . --- page 347 --- فاتحه گیری فرزند سپه سالار غازی ٢٧٤ جلد اول - نادر افغان در موقعی واقع شده بود که سپه سالار در حالت بیماری پر اضطرار افتاده بود ازین جهته وزارت معارف و شخص شاه مناسب دیده بودند که این خبر اندوه اثر وفات پسرشان الی زمان صحت و افاقه ، برایش رسانیده نشود - هرچند صحت جناب سپه سالار الی الان هم درست نیست اما چون حرکتش بمقامی است که مدفن نورچشمش در آنجا واقع است لذا باید حتماً او را از قضیه مطلع و مراسم فاتحه گیری او بعمل آورده شود . چنانچه مجلس فاتحه خوانی آقای محمد طاهر خان از طرف وزارت معارف رسماً اعلام و شخص شاه و وزرا و اعیان معارف همدردانه بسوگوار اند از والدش دلجوئی و مراتب تعزیترا بجا اوردند (۱) این مجلس فاتحه خوانی آقای محمد طاهر خانرا فهامه عالم آقای میر سید قاسم خان در امان افغان شماره ۹ سال ۱۲۹۹ در ستون (۲) صحیفه (۶) سال (۵) خود باینصورت مینویسد :- «این شهید خدمت راه دین و وطن که بتصدیق او وزارت معارف بروز دوشنبه ۱۶ سرطان مجلس ترحیم تشکیل داده و دوستان ملت و وطن را دو چار حزن و الم فوق العاده گردانیده آقای محمد طاهر خان پسر خضر تعالی سردار اعلی محمد نادر خان وزیر مختار افغانستان در پاریس میباشند که در پاریس مشغول تحصیل بودند» « خبر وفات ایشان هر ساسه ها قبل از ین رسیده بود و لکنی باین وقوع والد ماجد شان جناب سردار اعلی مریض بودند نشر این خبر مناسب دیده نشد. و بموقعی که سردار اعلی عازم پاریس گردیدند لازم دیده شد که باوشان اطلاع داده شود تا در خود وطن با حضور اہل بیت و عشیره و دوستان بارگران حزن و الم شان تخفیف گردیده تسلی خاطر شان تسکین یابد. همان بود که وزارت معارف که مشابه پدر و مربی محصلین است مجلس ترحیم آقای محمد طاهر خان را انعقاد داده اعلیحضرت غازی و سائر وزرا و مأمورین شرکت این مجلس بودند .» بر امان افغان از وفات این اولاد جدی و فداکار وطن که در غربت داعی اجل را لبیک نموده منتهی درجه محزون و غمگین گردیده از خداوند در عوض این حزن و الم بزرگ عوض ها و اجرهای جزیل برای حضر تعالی والد ماجد آقای محمد طاهر خان سائر افراد مملکت که بنجابات آتیه او انتظار داشتند و امروز بوفات او محزون هستند آرزو و نیاز میکند، و بخداوند کریم با کمال عجز و خشوع التجا مینماید که بقیة محصلین افغانرا در حفظ و امان خود نگهداشته مملکت افغانستا نرا به وفات آنان ماتمی و غمگین نسازد .» --- page 348 --- نطق سپه‌سالار در فاتحه‌گیری پسرشان ۲۷۵ جلد اول - نادر افغان آن نطق جوابیه را که سپه‌سالار درین مجلس عزاداری ایراد کرده جداً قابل تقدیر، و هرجملهٔ آن در خور نگاشتن بخطوط درشت طلائی در اوراق بزرگ تاریخ است اجمالش اینکه :- نطق رقت‌آور سپه‌سالار « والله من امروز از مرگ خود که شاید مرض موجوده ام مقدمة الجیش آن خواهد بود و از وفات این فرزندم که در راه طلب علم و اطاعت از امر پادشاه خود در عالم غربت پدرود حیات کرده چندان غمگین و متأثر نیستم ولی از اوضاع امروزه که ملت محبوب و حکومت متبوعم را در تشنج و اختناق آورده است خیلی محزون و اندوهگینم » در مراتب اندوه و ضطرابم ازین مسئله بیشتری افزاید که شخص اعلیحضرت در شناختن آشنا و خائنین اشتباه میفرمایند و از ان دوستان و می خواهان خود مباعدت می‌جویند که آئینه صفت بر اوشان تنقید، و خدمت شان توصیهٔ اصلاح عمل را بعذر و الحاح مینمایند و بآن متملقین و مغرضین اعتماد و مقاربت میفرمایند و هر عمل و حرکت شانرا که بعضاً مضر بلکه مهلک است، مدح و تعریف مینمایند و از عواقب وخیم آن نمی اندیشند و فکری از خیر جامعه و آرامی عامه نمی نمایند حتی در لباس دوستی منتهای مراتب دشمنی را معمول میدارند . من درین موقعی که دلم از وفات فرزندم کباب و چشمم پر آب است دعا میکنم --- page 349 --- نطق سپهسالار در مجلس فاتحه گیری آقای محمد طاهر جان مرحوم ۲۷۶ جلد اول - نادر افغان الهی مرا و جمیع دودمان و خاندانم را و همه خیر خواهان افغانستانرا در راه ادائه فخر و شرف حقیقی وطن قربان کنی تا ماچنان روزیر انشان ندهی که در ملت ، تخم نفاق پاشید باشد و حکومت از ملت و ملت از حکومت متنفر و یکی برعلیه دیگر بداخل اقدامات مخالفانه باشند» «الهی صاوقین افغانستان مملکت افغانستان را بفضل و کرم خود از جمیع بلیات و آفات دهر مصئون و محفوظ و دشمنان شرف و عزت و خائنین این وطن اسلامی ما را در هر دو جهان ملول و مخذول و روسیاه بگردانی و بما طبقه موجوده که امروز مقدرات وطن را بدست داریم چنان توفیق را عطا کنی تا خیر و شر خود را بفهمیم و راهی را اختیار کنینم که در ان رضای تو و آرامی بندگان تو و نیکنامی دارین ما حاصل شود این نطق باندازه مؤثر و سهم آگین بود که از شخص شاه گرفته تا عامه حضار را اشکبار ساخت و این مجلس فاتحه گیری را یک تعزیه خانه حقیقی ساخت ولی احدی نتوانست که بتائید و تردید این گفتار سپهسالار چیزی بگوید. عزیمت سپهسالار از کابل بطرف پاریس بازهم این بیانه همه روانه سپهسالار که آخرین ورود ایشانرا اعلام و انرا در یک مجلس رسمی محضر همه رجال حکومت و معاریف ملت ایراد کردند قلوب --- page 350 --- عزیمت سپہسالا بطرف پاریس ۲۷۷ جلد اول - نادر افغان بی درد دعای امانی تأثیری نبخشید چون تهیه لوازم سفری شان کاملاً شده بود بروز پنجشنبه ۱۹ سرطان که سه روز بعد از ان عید اضحی ۱۳۴۳ بود وطن مالوف شانرا با چشم گریان ودل بریان طوریکه پدرم و گفتند که با احدی از دوستان ومخلصین وداع آخرین نگفتند و نخواستند این عیدی را که در نظر شان همچو محرم بود بنزد عیال و اولاد وفامیل خود بگذرانند ویا لا اقل آن اعزه ومعاریف افغانستان را که برای لویه جرگه ۱۳۰۳ مدعو شده بودند و تماماً در کابل حاضر و پروانه وار بگرد اگرد خانه این شمع ضیا افشان افغانستان میگشتند مانده نباشید بگویند . (۱) با این هم که سپه لار پروگرام حرکت شانرا محرمانه گرفته بودند در موقع سواری اکثری از اعزه و معاریف ملت و دوستان صمیمی شان برای تودیع حاضر بودند و در عرض راه هم هر جائیکه توقف شان اتفاق می افتاد بهترین مظاهر (۱) فهامه عالم آقای میر سید قاسم خان در صفحه ۶ شماره ۶ سال پنجم امان افغان منطبعه ۴ اسد ۱۳۰۳ تحت عنوان حرکت سردار اعلی جناب محمد نادر خان بطرف فرانسه این مطلب را باین عبارت مینگارد : « درین روزهای اخیر از میان دولت بهیئه فرانسه نسبت به تقرر جناب محمد نادر خان بوزارت خارجه رسید لاجرم تهیه مسافرت خود شانرا بعجله اتمام دیده روز پنجشنبه ۱۹ سرطان بمعیت آقای احمد علیخان مصاحب حضور شاهانه و یک دو نفر دیگر عازم پاریس گردیدند. ما از خداوند نیاز میکنیم که مع الخیر و العافیه بمقام مطلوب رسیده کسالت مزاج شان بکلی رفع گردیده ایام مقرره خود را بکمال مسرت گذرانیده مع الخیر و وباره بوطن مراجعت بخشند --- page 351 --- پذیرائی سپہ سالار غازی در عرض راه ۲۷۸ جلد اول - نادر افغان اخلاص و محبت را از طرف ملت قدردان خود مشاهده میکردند، مخصوصاً در حصص مشرقی، خاصه در جلال آباد و دکه بلا نهایه بگرم جوشی زیاد او را استقبال از مفارقت این مجسمهٔ صداقت از افغانستان مردم بالعموم زار و گریان بودند. پذیرائی جناب سردار اعلیٰ محمّد نادر خان در هند مراسم استقبال این ذات صاحب کمال چنانکه بداخل افغانستان در منازل عرض راه و محلات توقف شان از طرف اهالی افغانستان بمحبت و صمیمیت بی پایان در محل اجرا گذاشته شد، در خارج نیز بمنتهیٰ خلوص و مسرت بعمل آمده است اینک اجمال پذیرائی حضرت معظم له را امان افغان در همان موقع منظو بملت افغانستان اعلام کرده است (۱) انسان عاقل، انسان خیرخواه، انسان خادم بنوع، انسان بادیانث و عاطفه نه تنها در وطن خود و میان قوم خود بلکه در هر جا و نزد همه عزیز و محترم است هر کس چنین شخص را قدردانی میکند، هر کس با او باحترام پیش میآید، هر کس ملاقات و صحبت او را آرزو مینماید، هر کس با او عاطفهٔ میل و محبت دارد. (۱) منقول از صفحهٔ اول الی ستون اول صفحهٔ ۳ شمارهٔ «۸۰» سال پنجم امان افغان منتشرهٔ ۱۳۰۳۲۵ اسد --- page 352 --- پذیرائی سپهسالار غازی در عرض راه ۲۷۹ جلد اول - نادر افغان سردار اعلی جناب محمد نادر خان (وزیر حربیۀ سابق) وزیر مختار افغانستا بدربار دولت بهیۀ فرانسه یکی از رجال بزرگ افغانستان و دارای محاسن و مزایای مزبوره است که از باعث آن محبوب القلوبی کسانی را که نام اوشان بگوش آنان رسیده حائز گردیده اند ! چونکه هندوستان همسایۀ افغانستان و علائق اجتماعی بین مملکتین و ملتین از همه جا بیشتر است، رجال مشهور و معروف افغانستان را غالب ساکنین هند کماہی میشناسند، و حضرات موصوف را با یکنظر اعتبار می‌بینند بخصوص جناب سردار اعلی محمد نادر خانرا که از باعث شجاعت های فوق العاده و فتوحات شاندار او در جنگ اخیر افغان و انگلیس (۱) شهرت فوق العاده و محبت بی اندا در ہند و اهالی آن دارند . در موقع مسافرت جناب موصوف بجانب پاریس برادران نوعی و دینی ہندی ما در غالب نقاط هند که محل توقف قطار آہن بوده از جناب مشارٌ الیه پذیرائی نامهمانها قدر دانی های قابل تحمید نموده اند که گزارشات آنرا محض تقدیر ابنای ملت و خویِش لطف و محبت برادران هندی شانرا و تشکر از عواطف قلبی آنان بافغانستا (۱) مسئله هجرت و دگر اجرا آت عمده شان . --- page 353 --- پذیرائی سپہ سالار غازی در عرض راه ۲۸۰ جلد اول - نادر افغان تا یک اندازه بتفصیل مینویسم : هنگامیکه خبر ورود ع ، ج محمد نادر خان وزیر مختار افغانی مأمور پاریس برای برادران هندی مارسید از کثرت محبت و صفای عقیدت باطنی همه مشغول تهیۀ استقبال ایشان گردیدند . منجمله برادران پشاوری ما که علاوه بر اخوت نوعی و مذهبی با ما تعلقات نژادی نیز دارند مقدم از همه مصمم استقبال جناب محمد نادر خان شدند . کمیته خلافت پشاور تصمیم گرفت که استقبال شایان تقدیری بر آنجناب موصوف بعمل آورده شود چنانکه پروگرامی نیز برای مستقبلین از طرف آنها ترتیب شده بود لیکن متأسفانه حکمران پشاور بآنها اجازه نداده بعلاوه بر سرک و استیشن پشاور پهره های پولیس مقرر بود ، که در حین تشریف آوری ایشان کسی بر سرکها و خیابانها عبور نکند ، در همانروز برای بعض مسافرین یک تعطیل اجباری حکمر ما بود ، فضای استیشن پشاور را ایرو پلان ها احاطه کرده بود . در ۱۹ سرطان ارکان کمیتۀ خلافت تصمیم گرفت که با مستقبلین دیگرتا دلنڈی کوتل » باستقبال سردار اعلی محمد نادر خان حرکت نمایند ، اما معلوم شد که جناب مشار الیه در ان روز تشریف نمی آورند، ناچار این تصمیم خود را بتاخیر انداختند --- page 354 --- پذیرائی سپه سالار غازی در عرض راه ۲۸۱ جلد اول - نادر افغان رئیس کمیته مذکور باتفاق آرای سائر اعضا عریضهٔ خدمت جناب موصوف نوشته و توسط پوسته تقدیم نمودند، در ان عریضه تعیین وقت آمدن مشارٌ الیه و در کجا منزل گرفتن ایشان استیضاح شده بود. جناب موصوف فقط تعیین منزل و وقت ملاقات را بساعت پنج و نیم عصر تصریح نموده بودند، ارکان خلافت بعد از استعلام وقت و منزل ایشان به هوتل دین چری ایجاباً رفتند هیئت ملاقات خواه امان علاوه بر اعضای کمیتهٔ خلافت خیلی زیاد بودند، سردار موصوف بوقت معین از کمرهٔ مخصوص خود بیرون شده با یگان یگان اظهار لطف و محبت فرمودند و یک عدهٔ از رؤسا و اعضای کمیتهٔ خلافت را اجازهٔ دخول در کمرهٔ مخصوص خود دادند و با ایشان تا قریب دو ساعت صحبت نموده سپس برآی استراحت اجازهٔ انصراف بخشیدند ۱۱ سرطان این روز مبارک که یکی از ایام متبرکه اسلامی و عید اضحی میباشد جلالتمآب آقای محمد نادر خان برای ادای فریضهٔ عید بطرف مسجد جامع پشاور با عملهٔ خود تشریف بردند حقیقتاً این روز فرحت اندوز علاوه بر تجلیل معنوی یک تجل و شکوه ظاهری از باعث تشریف آوری مشارٌ الیه اکتساب نموده بود. احساسات برادران پشاوری نسبت بجناب اعلی بدرجهٔ بالا گرفته بود که هر لحظه صداهای زنده باد نادر خان گوش مخالفین را با هتر از می آورد. بعد از --- page 355 --- پذیرائی سپه سالار محمد نادر خان در عرض راه ۲۸۲ جلد اول - نادر افغان ادای نماز جناب وزیر مختار نطق بلیغ در اتحاد و اتفاق مسلمین ایراد نمودند . نطق آقای وزیر مختار یک تاثیر عجیبی برای مستمعین بخشیده بود که باختتام هر حمله صدای تصدیق و زنده باد اسلام و اسلامیان زنده باد برادران نسبی افغانیان بلا گسسته است در یک ملاقاتیکه جناب سردار اعلی محمد نادر خان با یکنفر وکیل قانونی پشاور نموده ضمناً فرموده بودند ، که من فخر میکنم که در مملکت متبوعه ام افغانستان رعایای هنود و مسلمان مساویانه با هم در حیات اجتماعی شریک و برادر وار در شئون داخلی کوشان میباشند اگر هندوستانیها طالب ارتقا و تکامل خود هستند ناگزیرند از یک اتحاد و اتفاق حقیقی که بی آن هیچ ملت نتوانسته کشتی چار موجه خود را بساحل کشاند پس اولین چیزی که برای برادران هند من ضرور است همان حفظ اعتقادات و احترام در مقابل معابد همدیگر است . بقوای خارجی اتکا نمودن محض غلط است از بازوی توانا اولا د وطن باید کار گرفت ، حکومت افغانستان ازین امتیاز رنگی که اروپائی نسبت بشرقیا داده اند غافل نیست ، و بکمال جدیت تساوی حقوق و موقعیت ایشانرا در عالم میخواهد . سردار اعلی محمد نادر خان در روز ۲۱ سرطان از پشاور حرکت نموده و در هما نروز بعد از چند ساعت وارد نوشهر شدند . --- page 356 --- پذیرائی سپه سالار غازی در عرض راه ۲۸۳ جلد اول - نادر افغان از طرف اهالی نوشهره هم استقبال بزرگی بعمل آمده بود حتی لایحه از طرف انجمن حفظ قرآن بحضور شان تقدیم و نطق مفصلی در جواب آن از طرف مشارالیه ایراد گردید همچنین در « راولپندی » و استیشن های بزرگ دیگر استقبال خوبی شده در راولپندی علما و مشائخ خاصه ارکان کمیته خلافت چند روز توقف ایشانرا در خواست نموده بودند ، اما جناب ایشان نظر به پروغرامیکه مرتب نموده بودند توقف نتوانسته از احساسات پاک ایشان خیلی ممنون شده اند . سردار اعلی محمد نادر خان در روز ۲۳ سرطان با تجمل و احترام فوق العاده که از طرف برادران لاهوری نماشده بود داخل لاهور گردیدند . از استیشن بزرگ لاهور از بین هزار ها مستقبلین هندی و نیز عده زیادی از انگلیس ها که محض دیدن انان حاضر بودند ، بسواری موتر به منزل اقای عبدالعزیز خان تاجر که پیشتر برای ایشان از طرف اهالی پیش بینی شده بود ، روانه گردیدند. در بین مستقبلین دسته بزرگی از افغان ها بلباس مخصوص ملی خود حاضر بودند که در جلو موتر ایشان به نواختن موزیک و ترانه های ملی اتن کنان و هلهله گویان میرفتند همان روز تا عصر بمنزل آقای عبدالعزیز خان تشریف داشتند ، عصر برای ادای فریضه معبود یکتا به مسجد وزیر خان تشریف بردند بعد از ادا نماز عصر --- page 357 --- پذیرائی سپه سالار غازی در عرض راه ٢٨٤ جلد اول - نادر افغان فرمودند :- از برادران هندی خودعموماً و از برادران لاهوری خود خصوصاً تشکر مینمائیم احساسات پاک شما را تقدیر و تعظیم می نماید از خداوند عالم برای عموم مسلمین این چنین یک حس دینی و اخوت نوعی را خواهانم . در دهلی و بمبی و دیگر مقامات که قطار مخصوص معظم له می ایستاد از طرف عامه اعزه و مشاهیر محلی جناب شان مظهر پذیرائی های خیلی عالی شده مقدم شانرا گرامی و بقای شانرا یک نعمت لایتناهی شمردند بیانیه های خلوصیت نمائی را بحضور شان عرض و جواب های مؤثر یرا از وشان میشنیدند. (١) (١) درین موقع جرائد هندی و نویسندگان مشهور آن نواحی قصائد ملئه و مضامین ارجمند یرا نسبت باین انفصال نادری از مرکز و ورودش بهند نگاشته اند اینک یکچند شعری که نسبت باین حرکت نادری در یک قصیدۀ طویلی موجود است و در شماره (٤٣) سال اوّل حقیقت کابل نشر شده اکتفا میکنم :- نادری کو از سپهداران عالم نادر است جان خود کرده است وقف خدمت دین رشید آنکه گشت از تیغ برانش عدو را زهره آب مدعی در اتش توپش سپند آسا طپید آن شریف ابن الشریف است و نجیب ابن نجیب انکه در اخلاق اسلامیست ممتاز و فرید کو به نقد لطف وقت هجرت هندوستان از مسلمانان این کشور متاع دل خرید چون بعزم پیرس آن جنرال غیور جسور رخت نهضت از وطن در ملک هندوستان کشید هر مسلمانی که از فیض قدومش مره یافت دیده فرش راه او کرده بدیدارش دوید کرده حق هرگز با او دید و ا دیدی نمود بود و صافش هرگز نطق شیرینش شنید «حقیقت کابل» --- page 358 --- وصول سپه سالار غازی در پاریس ۲۸۵ جلد اول - نادر افغان بالآخره ۲۹ سرطان سردار اعلی جناب محمد نادر خان در یک مجمع پر از ازدحام انام بمبئی را وداع و بطرف پاریس حرکت نمودند، در وقت تشریف بردن ایشان مردمان زیادی جمع آمده بودند، جناب ایشان با ایراد کلمات بسیار موثر هندوستان برادران هندی خود را وداع گفته رهسپار منزل مقصود گردیدند(۱) وصول وزیر مختار افغانیه در پاریس در موقع وصول جناب محمد نادر خان در خاک فرانسه بر علاوه آن مراسم تشریفاتی که مطابق اصول مقرره بین المللی گرفته شده بود، از طرف اعزه و معاریف و مامورین بزرگ فرانسه و دیگر دول معظمه که در پاریس موجود بودند نیز ورود شان تبریک گفته شد و از ملاقات این ذاتیکه تازه از جهان عسکریت بمیدان سیاست قدم گذارده و یک شخص حساس و فعال تاریخی و دارای بسام فاخر افغانی است بسیار محظوظ میشدند. خلاصه حضرت معظم له وارد سفارتخانه افغانستان شده بعد از رفع کسالت با تشریفات مخصوص بملاقات جلالتمآب رئیس جمهور فرانسه شتافت بکمال (۱) از سر مقاله امان افغان شماره ۸، در سال پنجم ۲۵ اسد ۱۳۰۳ منقول گردیده است. --- page 359 --- پذیرائی و احترام سپہ سالار منقول از مطبوعات فرانسہ ۲۸۶ جلد اول - نادر افغان محبت و گرمجوشی از طرف شخص رئیس جمہور و حواشی شان پذیرائی و بعد از ردو بدل نطق ہای مقررۀ ابتدائیہ رئیس جمہور فرانسہ از دیدن و ملاقی شدن با بچہ یک ذات عالی مسرور شدند و با اوشان این موضوع را خاطر نشان کرد کہ برعلاوہ مقام رسمی شما که از طرف حکومت متبوعۀ خود دارید و درینجا بحیثیت ممثل رسمی افغانستان با شما مانند نمایندگان سائر دول معاملہ میشود . جمہوریت فرانسہ شخص شما را بنظر احترام ، و از توقف شما در فرانسہ مسرور است . افکار و نظریات جناب محمدنادر خان در موقع وزارت مختاری شان در پاریس از روز ورود معظم له در فرانسہ الی زمان معاودت شان مزید انجام وظائف و ملاقات و بازدید ہای رسمی کہ در آن سلسلہ طبعاً بعمل میآید دائماً سلسلۀ ملاقات مدبرین بزرگ و دانشوران معظم اوروپا و امریکا و غیره که وارد پاریس میشدند ، با جناب محمد نادر خان وزیر مختار افغانستان ، جریان داشت ہر شخصی کہ کمتر وقت را بصحبت اوشان میگذراند زیاده تر محظوظ شده از گرفتن و دانستن نظریات عالی شان در سروريت خویش می افزودند --- page 360 --- حسیات جرائد خارجی راجع بجناب محمد نادرخان ۲۸۷ جلد اول - نادر افغان و فکر بلند افکار ارجمند شانرا تعریف مزید ملاقات و آرزوی اخذ دیگر خیالات شان را مینمودند. از جمله این مذاکرات واجوبه و بیاناتی که جناب محمد نادر خان در وزارت مختاری فرانسه شان اظهار فرموده اند، نظریاتی را که جرائد مهمه خارجی بالنسبه شان انتشار نموده اند از خواندن مضامین ذیل که در اخبار حقیقت » کابل نشر شده خوبتر معلوم میشود : حسیات جرائد جهان راجع بجناب محمدنادرخان ( ۱ ) ( بهر دلعزیزی می پذیرائی های عالی سردار اعلی محمد نادر خان غازی درخارج ) دیری نگذشته که معاصر عذب اللسان بان مجله شریفه امان افغان در موضوع تبدل کابینه وزرای افغانستان و تقرر سردار اعلی محمد نادر خان بسفارت مختاری افغانی در فرانسه و موجبات آن مانند «مجموعه عسکریه » وزارت حربیه « وجريده اتحاد شرقی » جلال آباد اطلاعات دلچسپی را بجهة ناظرین شان سپر د قلم نموده مخصوصاً «امان افغان » در نمره ( ۷ ) خویش صورت آن خیر (۱) منقول از صحیفه اول و دوم و سوم شماره ( ۲۹ ) جلد اول حقیقت منطبعه ۲۶ میزان کابل که از خانه برہان الدین کشککی در هر هفته سه بار در ۴ صحیفه انتشار می یافت. --- page 361 --- عظمت و احترام سپه لار در داخل و خارج ٢٨٨ جلد اول - نادر افغان مقدم های گرمجوشانه و پذیرائیهای محبت کارانه را که در موقع حرکت آن اجل افخم از افغانستان بصوب پاریس در عرض راه (علاوه بر مراسم تعظیمی که در داخل افغانستان از کابل الی طورخم از طرف هواخواهان و اخلاصمندان شان در محل اجرا آمده) از حد فاصل سرحد الی بمبائی از طرف برادران باشندگان هندوستان جا بجا بکمال احترام وصمیمیت بعمل آمده بود محض تقدیر ابنای ملت خویش تذکار و از لطف و محبت برادران هندی با تشکر از عواطف آنانکه از بسیار جهات با هم داریم نگاشته بود . الحق که انسان عاقل ، عالم ، متدین ، شجاع ، صادق ، فدائی بی آلایش ، خیرخواه ، خادم نوع بشر ، وفادار ، صاحب عزم ، ذی عاطفه صالح ، صابر ، صاحب استقامت ، نیک کردار ، نیک گفتار ذی قریحه با وجدان ، وطن دوست با ایمان، خلیق و نجیب ، صاحب فتوت و شمشیر که مصداق آن جناب محمد نادر خان است ، نه تنها در وطن خود و میان اقوام خویش بلکه بهر جا و نزد عموم نوع بشر عزیز و محترم است هر کس چنین ذات عالی را قدردانی و با او باحترام پیش میآید ملاقات و صحبت او را آرزو مینماید هر شخص با او عاطفه میل و محبت دارد . ما قلباً مائل بودیم که از صورت آن پذیرائی های شاندار و خیر مقدم ها --- page 362 --- عطر و احترام سپهسالار در داخل و خارج ۲۸۹ جلد اول - نادر افغان قیمت داری که بحضرت معظم له از دارالسلطنه کابل الی دگ و از لوارک الی فرانسه از طرف عموم و خصوص نسبت بحرکت این مرد نامدار و شخص دیندار بعمل آمده است زینت افزائی صفحات جریده خود را همی نمودیم لکن دو مسئله مانع آمد، اول قلت محل اندراج دوم چون صورت پذیرائی های مزبور بکمال تفصیل و وضاحت در جراید وطنیه و اخبارات خارجیه مرقوم گشته یا از انتقال آن مستغنی بودیم. خوشبختانه درین ایام صورت پذیرائی و خیر مقدم محبت کارانه آن دانشور یگانه را در پای تخت فرانسه نیز بیکصورت مرغوب و طریقه از حد خوب در یافته نظریات جرائد اوروپائی را در صفات و مزایا و خصال حمیده این مرد کار آگاه عدیل و همنوای جرائد وطنی خویش دیدیم . چون نمیتوانیم که بر تمام آن مندرجات تبصره و یا عده از آنها را اقتباس کنیم درین ضمن تنها به نقل و ترجمه نمودن نظریه (ریویو دیپلوماتیک LA REVUE DIPLOMATIQUE) مجله سیاسی پیرس که نسبت بعموم اخبارات غربی او را جامع و مانع درین موضوع یافتیم میپردازیم این مجله (ریویو دیپلوماتیک LAREVUE DIPLOMATIQUE) (مجله سیاسی) در صحائف منتشره (۳۱) ماه اوت ۱۹۲۴ که مطابق سنبله ۱۳۰۳ هـ ش میباشد یک سرمقاله غرائی را که دارای بسیار کنایات و اشارات مسرت افزائی --- page 363 --- عظمت و احترام سپه سالار در داخل و خارج ۲۹۰ جلد اول - نادر افغان که خاصهٔ قلم فرانسوی است نسبت بحضرت اجل محمد نادر خان غازی بعد از اینکه در آغاز آن تصویر شجاعت تخمیر محمد نادر خان را با عکس آن بنای یادگار استقلال که بنام شان تعمیر یافته است زنگوگرافی کرده قلبند نموده است که ما در ذیل عیناً ترجمهٔ آن سرمقالهٔ مجلهٔ سیاسی را که فعلاً به پیش گاه ما موجود است نقل کنان اعلیحضرت معظم غازی خود را بداشتن بچه رجال صادق تبریک و بحضرت محمد نادر خان توفیق مزید خدمات را خواهان بوده از عموم هواخواهان و دوستان افغانستان اظهار امتنان میکنیم. جناب اجل مارشال محمد نادر خان وزیر مختار افغانستان در فرانسه و بلجیک « در نومرهٔ اخیر خود عزیمت جناب اجل محمود طرزی را بجانب کابل که مدت دو سال نمایندهٔ فوق العاده و وزیر مختار مملکتش در فرانسه و بلجیک بوده است اشعار داشتیم مغزی الیه مارا ترک گفته برای اینکه حسب الامر اعلیحضرت امیر مجدداً مسند وزارت امور خارجیه را که قبل از وزیر مختاری فرانسه نیز دارا بود اشغال نماید. "جناب اجل محمود طرزی در پاریس دوستان متعدد و یادگار خوبی را از خود --- page 364 --- شخصیت سپهسالار در نظر مطبوعات فرانسوی ۲۹۱ جلد اول - نادر افغان باقی گذارده است فرانسه افغانستان را در مدت اقامتش بیکدیگر نزدیک و شناسانیده است» . «شخصیکه بجای او تعیین شده فوق العاده بزرگ و ذیقیمت و یکی از عمال استقلال افغانستان جناب اجل مارشل محمد نادر خان، است وزیر حربیه افغانستان در در بار فرانسه چند روزیست که بپاریس وارد شده - این شخص معظمی است که اشتهارش مدتها است از سرحد وطنش عبور کرده - از خانواده بسیار نجیب و خاندانش نفوذ زیادی در آسیای وسطی دارند - از خانواده معزی الیه مردمان مشهوری بیرون آمده که برای عظمت افغانستان کار کرده اند، فعلاً چند برادرش چه در قشونی و چه در ادارات کشوری مصدر کارهای بزرگ هستند، یکی از برادران مارشال که سابقاً ژنرال پویژیون بوده «محمد هاشم خان» امروز وزیر مختار در ماسکو میباشد. برادر دیگرش (محمد عزیز خان) مفتش کل طلبای افغانی است که در اروپا مشغول تحصیل هستند و سابقاً یکی از اشخاص قابل ملاحظه حکومت بوده است، سومین برادرش (شاه محمود خان قوماندان قطغن و بدخشان است، دیگر یکه سابقاً حاکم نظامی کابل بود (شاه ولیخان) حال نائب سالار نظامی و مصاحب حضور اعلیحضرت امیر است --- page 365 --- مجاهدات مادری از نقطه نظر مطبوعات فرانسوی ۲۹۲ جلد اول – نادر افغان سن جناب اجل (محمد نادر خان) چهل سال است، مغزی الیه یک فرد کامل قواعملا افغانی است که (رلیکوس RELCOUS) برای ما بیان کرده است. قیافه با هوش و زیرک پر معنی اعمال و رفتار عالی ساده، بعلاوه در اولین نظر از مارشال یک احساس شجاعت و تهوری دیده میشود. البته نباید فراموش کرد که محمد نادر خان قبل از اینکه داخل در خط سیاست گردد یک مرد رزمی بوده است ورود مغزی الیه در خدمت عسکری سال (۱۹۰۳) بوده در ۱۹۰۵ بسمت جنرال فوج مقرر گردید در ۱۹۰۷ بمعیت اعلیحضرت شهید امیر حبیب الله خان بهند رفت در ۱۹۱۲ بود که بخوبی توانست مراتب لیاقت و شایستگی نظامی خویشرا ظاهر سازد. در این موقع قبائل سمت جنوبی افغانستان سخت شورش کرده بودند پس از خاموش کردن آن فتنه برتبه نائب سالاری مفتخر گردید. و چند سال بعد بمنصب مارشالی و سپهسالاری، نائل شد در ۱۹۱۹ خدماتیکه در جنگ استقلال بعرصه ظهور رسانید فوق العاده مغزی الیه را طرف تقدیر و تحسین وطن پرستان افغانستان نمود. امیر جوان بنائب السلطنه هندوستان خبر داد که پس از ین مملکتش روابط خارجی خویش را اداره خواهد نمود نائب السلطنه جوابی نفرستاد ولی --- page 366 --- خدمات نادری نقول از مطبوعات فرانسوی ۲۹۳ جلد اول ـ نادر افغان دستجات قشون انگلیسی که را اشغال نمودند، اینوقت مخاصمت از طرف افغانستان هم شروع شد قشون کشی چهار ماه طول کشید حکومت ہند مجبور شد که ۹ بریگاد توپخانه و قوای زیاد اعزام دارد. در ۱۹۱۹ مقدمات صلح در راول پندی بامضا رسید و معاهدۀ قطعی چند ماه بعد در کابل امضاشد. بموجب آن استقلال کامل افغانستان شناخته شده و هرگونه قیودات ازان مرتفع گردید نادر خان درین واقعه چه مداخله و خدمتی کرده است البته اگر سوال کنیم از خود او جوابی نخواهیم شنید (زیرا که وی شخص خود پسند نبوده و بمدح گوئی خود دلچسپی ندارد) حقیقت. ولی در ۱۹۲۰ بافتخار و یادگار استقلال افغانستان مناری در کابل ساخته شده و در روی آن این لوحه بدینمضمون نصب گردیده است: ـ بافتخار وطن پرست معظم محمد نادرخان فرمانده کل دستجات قشون، که بقوۀ شمشیر او استقلال مملکتش را از انگلستان گرفتند نصب شد،، از سال ۱۹۱۹ نادرخان وزیر جنگ بود بواسطه زحمات او اگر افغانستان از حیث عده بهترین قوای آسیای وسطی نشد لا اقل از حیث تعلیم و انتظامات عسکری این رتبه را دار است. پس از تکمیل این تشکیلات محمد نادر خان بجای محمود طرزی منصوب گردید در موقع ورود «بمارسیل» (MARSEILLE) اظهار داشته است --- page 367 --- افکار و نظریات در حق شوال از مطبوعات فرانسوی ٢٩٤ جلد اول - تار افغان که من بکمال افتخار این مأموریت را قبول کردم . ما برای دلائل بسیار مستعددی محبت فرانسه را در دل داریم، فرانسه بزرگترین و بهترین شاخص و پیشوای آزادی بوده و ما مدتها برای آزادی خود جنگ کردیم مائیم که خود رابیش از بیش بفرانسه نزدیک سازیم، عملیات و رفتار اعلیحضرت امیر و ملت افغان بهترین دلیل اثبات این کلمات است » . پس از آنکه تربیت پسر خود و اطفال منصبداران بزرگش را بفرانسه سپرد اعلیحضرت امیر مکرر گفته است که باید مملکت افغانستان با به کمک فرانسه داخل دائرة تجدد گردد » . همیشه نماینده خود را در پاریس تأکید کرده است که هیئت معلمین برای تشکیل مکتب مقدماتی عالی بکابل بفرستید ، وقتیکه هیئت عتیقه شناسی به ریاست الفرد فوشه (M. ALFRED FOCHER) بکابل رسید اعلیحضرت امیر امتیاز حفریات مملکتش را برای مدت سی سال بدولت فرانسه واگذار نمود. بالآخر امیر نهایت مائل است که زبان فرانسه در افغانستان شیوع یا برای تحصیل زبان فرانسه شوق دارد و فعلاً نیز تکلم میکند . مائل است که اهل فن فرانسوی از قبیل طبیب متخصص قابله - مهندس و مردمان صنعتی به مملکت او بروند. --- page 368 --- افکار و نظریات نادر می منقول از مطبوعات فرانسوی ۲۹۵ جلد اول - نادر افغان «با این تفصیل اهمیت کارنامه افغان در پاریس معلوم است تا چه اندازه ؟ وشخصیکه بسوی این ماموریت انتخاب شده معلوم است با چه وقعیتی بوده است وظیفه و خیال نادر خان فقط این نیست که افکار فرانسوی را بمملکت خود داخل نماید بلکه توسعه روابط اقتصادی بین این دو ملت را نیز شامل است» . محمد نادر خان اظهار داشته چیزیکه ما بیشتر خوانا نیم این است که نفوذ اقتصاد فرانسه در مملکت ما زیاد شود ، قالین و پوست مملکتی ما برای بازارهای شما از مال التجارهای سائر کمتر نیستند . «نباید فراموش کرد که در افغانستان معادن نفط، ذغال سائر معدنیات فراوان و هنوز دست نخورده است از نقطه نظر زراعتی منابع ثروت افغانستان بسیار خوب است تجارت میوه خیلی ترقی کرده و تربیت حیوانات اهلی در حال نمو است بعلاوه زراعت و تخم پیله و ابریشم در بعضی ایالات افغانستان خیلی طرف توجه میشود - وضعیت فعلی افغانستان شبیه بوضعیت ۱۸۶۸ ژاپون است و میخوا آن هم یک ملت مثل ملل ۱۹۲۹ شود؛ البته وضعیت جغرافیائی ملت جوان اسیا وسطی بمساعدت وضعیت مملکت مشرقی اقصی است . ولی در موقع استقلال افغانستان از حکومت هند حق عبور مال التجاره اش را از بنادر کراچی ، بمبئی و سائر --- page 369 --- افکار و نظریات نادری از نظر مطبوعات فرانسوی ۲۹۶ حصه اول - نادر افغان بناور هند تحصیل کرده و بهترین گواه ادعای ما این است که اسلحه و توپ های مسلمی که افغانستان از فرانسه خریده و همچنین سائر مهماتیکه از ایطالیا خریداری کرد از هندوستان عبور حتی وسائل تسهیل عبور آن از طرف حکومت هند فراهم آمد بنا بران برای توسعۀ روابط تجارتی افغان و فرانسه که نقشه جناب اجل محمد نادر خان است هیچ مانعی دیده نمیشود ، فرانسه امیدوار است که مقاصد این ژنرال قانع و نماینده معظم ملت قوی و وطن پرست افغان که دوستی آن از نقطه نظر سلامی و آسیائی برای فرانسه مغتنم است عقیم نماند . (۱) جناب محمد نادر خان و مندر معاون افغا با افغان است (ژورنل) (JOURNAL) منطبعه پاریس در اشاعه ۱۸- اکتوبر مطابق ۲۹ برج میزان ۱۳۰۲ مقاله ذیل را از قلم موسیو دژان لیون JEANLÉON که یکی از مستشرقین و ماهرین مشهوره فرانسه است بعد از گراور نمودن فوتوی وزیر مختار فرانسه که ما آنرا در اخبار مزبور مشاهده نموده ایم نوشته است ، ما نیز آنرا قابل انتشار دیده بیکی از دوستان خود تکلیف کردیم تا ترجمه آن را (۱) منقول از شمارۀ ۲۹ صحیفه ۴۰۲۱ ، سال اول حقیقت منطبعه ۲۱ میزان ۱۳۰۳ کابل که مدیرش برهان الدین کشکی بود . --- page 370 --- شخصیت سپهسالار در نظر مطبوعات فرانسوی ۲۹۷ جلد اول - نادر افغان بفرض اشاعت بزبان فارسی برای ارسال دارد - ”حقیقت“ .] ” مارشل محمد نادر خان وزیر جنگ افغانستان بسمت وزیر مختاری از طرف دولت متبوعه اش بتازگی بپاریس ورود نموده، اعلیحضرت امیر جانشین او جناب محمود طرزی را که مدت دو سال در مملکت ما اقامت نموده امر احضار به پایتخت و مأموریت مهم وزارت خارجیه را بایشان سپرد “ . ”مارشل شخصی است بلند قامت، باریک و بسیار خوش قیافه دارا ی یک ریش کوتاہ کمی که تازه بعضی از آنها میل به سفیدی آورده ، در چشم عینک ها ی کلان و مدور . وزیر مختار جدید یک صورت و قیافه کامل افغانی را دارا میباشد دارای یک اخلاق شفافه با وقار و سنگین ، نژاد و نجابت او از قیافه و سیمایش هویدا است .“ ”با غرور و نخوت ابداً آشنائی ندارد، در ملاقات و مذاکره دیده میشود که عبارت طویل و بی فائده را دوست ندارد، تمام طلاعات و اشارات او صاف و بی آلایش و با مدرک میباشد .“ ”چون ازین شخص محترم تعریف شنیده بودم مائل بملاقاتش شدم ، در ضمن ملاقات بمن چنین اظهار داشت که وطن ما در قلب آسیای مرکزی بین هندستان --- page 371 --- شخصیت سپهسالار در نظر مطبوعات فرانسوی ۲۹۸ جلد اول - نادر افغان روسیه - چین و ایران است.» «در چارسوی تمام را هائیکه از عهد بسیار قدیم راه عبور از روسیه بهندوستان و واسطهٔ مرابطه اهالی سواحل «مدیترانه» MÉDITERRANÉE و شرق اقصی میباشد «مذهب با اهالی اسلام، و پادشاه معظم کنونی ما یک شخصیست که دارای خیالات و افکار روشن و مائل است که مملکت خود را کاملاً یک مملکت جدیدی نموده و از تمام ترقیاتیکه باعث سعادت سائر ممالک شده است از آنها استفاده کرده ملک و ملت خود را بشاهراه ترقی هدایت نماید.» «پایه و اساس تمام این ترقیات را امور معارفی دانسته باین دلیل پادشاه محبوب من قبل از هر چیز بدولت فرانسه رجوع کرد و از حکومت شما امداد برأ تشکیلات معارفی خود طلب نمود و یک عدهٔ زیاد از جوانان افغانی را که تمام آنها از خانواده نجبا هستند بمملکت شما روانه داشت که الحان لیسه مشلیه LYCÉE MICHELET مشغول به آموختن علوم و ترقیاتیکه باعث خوشنودی مملکتین است میباشند.» «موقعیکه جناب پروفیسر الفرد فوشر (ALFRED FOUCHER .M) فاضل معروف بکابل وارد شد راجع به امور تعلیمیه مشوره هأ مفید برای ما داد و یک مکتب --- page 372 --- شخصیت سپه سالار در نظر مطبوعات فرانسوی ۲۹۹ جلد اول - نادر افغان فرانسوی در پایتخت تأسیس شده که صدها اطفال وطن عزیزم در ان مکتب مشغول تعلیم و تربیه میباشد .» «حکومت افغانستان انحصار و امتیاز کشف آثار عتیقه را برای مدت سی سال بہیت علمیه فرانسه عطا فرموده که در تمام خاک افغانستان جستجو نموده آثار تاریخی مملکت ما را کشفیات نمایند - اینها پایه و اساسی است که تاکنون ایجاد شده و امروز لازم است برای تأسیس و ادارات اقتصادی مترقیات آن فکر و خیالات عمده نمائیم .» «در خاک مملکت من معادن ذغال سنگ فراوان موجود میباشد که تاکنون در چند نقطه معین در اطراف ولایت کابل کشف پیدا شده است .» «و یک معدن آهن که مهندسین فرانسوی جستجو کرده است یافت شده و از قرار گفته آنها آهن آن نقطه نهایت اعلی میباشد .» «معدن مس هم در چندین نقطه مملکت ما یافت شده است که بسیار قابل استفاده خواهد بود .» «طلا هم در قندهار بکار افتاده است و در چندین نقاط دیگر هم یافت میشود.» «معادن نفت ایران از قراریکه حدس میزنند و امتداد آن معادن تا خاک ما --- page 373 --- افکار و نظریات نادری منقول از مطبوعات فرانسوی ۳۰۰ جلد اول - نادر افغان سرایت میکند .» « از طرف دیگر مملکت ما برای تجارت پشم یکی از بهترین ممالک است و حاصل پشم، چرم، پنبه در نهایت اعلائی میباشد.» « آبشار هائی در مملکت ما است یک عده از ان آبشار ها را برای قوه برق بکار انداخته ایم.» « باین حال بطوریکه می بینید مملکت ما از حیث ثروت یک مملکت پر منافعیست ، از نقطه نظر جغرافیائی دیده میشود که در آتیه نه فقط یک مرکز مملکت حاصل خیز بلکه یک مرکز تجارت درجه اول خواهد شد . و مرکز عمده آذوقه ممالک اسیائی مرکزی خواهد گردید .» « معاهده که با انگلستان بسته ایم بما کاملاً حق میدهد که مال التجاره ها آزادانه از راه کراچی و بمبئی عبور و بخارج فرستاده خواهد شد.» « درین مأموریت خود بنهایت شغف و خورسندی دارم که بریع ترین اصول و حتی الامکان نقشه جدید تشکیلات تجارتی ، صنعتی، اقتصادی افغانستا را به کمک و شرکت بافرانس منعقد و تهیه نمایم قبل از هر کس ایجاد و او را مایل و آرزوی ما آنست که فرانس دست مودت بما داده و برای منافع مملکتین --- page 374 --- افکار و نظریات، درین منقول از مطبوعات فرانسوی ۳۰۱ جلد اول - نادر افغان با ما مساعد، و در انجام و قرار این کارها شرکت ورزند که فائده دو مملکت از روی دوستی بی آلایش و بغرضانه و صادقانه درین خواهد بود. (۱) در خاتمه اجازه بدهید که آرزومند از صمیم دل امیدوار باشم که درخواست پادشاه معظم محبوب و صدای مملکت افغان که من حامل آن هستم در مملکت دوست که من آنرا بی اندازه عزیز میدانم شنیده و فهمیده شود. (۲) زمزمه عدم قدر دانی حکومت ایامانی از محمد نادر خان غازی هر چند این جناب از حکومت متبوعه خود بنا بر جهاتیکه اجمالاً مذکور شد خیلی شکوه و شکایت داشت و متیقن بود که حکومت موجود سد راه پیشرفت خیالات ضرر رسان شعله افشان خود دانسته، بودنشانرا در وطن لازم نمیداند ولی در داخل این دردل و کاهش روحانی خود را (باستثنای ان وطخواهان صادق که مسلکا با اوشان همنوا بودند) به احدی اظهار نکرد و در خارج ابدا (۱) اگر بر تمام نطق های سفرای وزرای مختار حتی وزارت خارجه عصر امانیه نظر دقت و انصاف دیده و ملاحظه شود و علانیه معلوم میگردد که باین اندازه یک بیان جامع و اظهار نافع از هیچکدام آنها خواند و شنیده نشد، در حالیکه ازین قبیل اظهارات عالیشان جناب محمد نادر خان تمام صحائف جرائد جهان مملو است. (۲) منقول از صحیفه (۲۰) شماره ٤٦ سال اول جریده حقیقت کابل منطبعه قوس ١٣٠٣ تحت اداره برهان الدین کشککی. --- page 375 --- زمزمه عدم قدردانی حکومت امانی از سپهسالار غازی ٣٠٢ جلد اول - نادر افغان با هیچکس در هیچیک موقعی ذکر و اشاره از این تباین نظری فکری که بین اوشان و حکومت امانی واقع است نفرمودند. مگر در اثر ملاقات‌ها و تبادله خیالاتیکه اوشان با دانشوران و نیاسیف نمودند و فکر رسائی شان بحل هر نوع غوامض و مشکلات میپرداخت و اشخاص مخاطب این افکار عالی و دیگر کارنامه تاریخی او را بخاطر میآوردند و باز تفریح هیچ یک ذات کامل الصفا در حالیکه بداخل وطن مظهر بسا خدمات عمده و اجراآت بلند میتوان شد برتبه وزارت مختاری حکومت متبوعه اش میدیدند، علی الفور باین نکته ملتفت میشدند که شاید نظریات شخص شاه با این شخص کار آگاه همراه نیست که آنها را بکاری که جز اوشان دیگری هم نمیتواند از عهده اش برآید مقرر و ملک و ملت را از مزید کارنامه‌های عالی و افتخارات تاریخی اوشان محروم داشته‌اند. چنانچه این موضوع از روز مواصلت جناب‌شان بپاریس الی مدتی دوام کرد و جرائد راجع به این مسئله رقم رقم سوال‌ها از حکومت افغانستان کردند حتی ماموریت موجوده جناب محمد نادر خانرا صراحتاً به لفظ تبعید یک مدبر عظیم الشان افغانستان از طرف شاه امان الله خان نگاشتند. وقتیکه این شور و غوغای جرائد زیاد و این اطلاعات در داخل وطن هم --- page 376 --- افکار ونظریات نادری منقول از مطبوعات فرانسوی ۳۰۳ جلد اول - نادر افغان واصل شد تفری داخلی افغانستان باین حسیات جرائد دنیا ر انظر به عمال اشتعال آمیزانۀ حکومت امانیه و اوضاع خدا پسندانۀ نادری لفظ بلفظ تصدیق کردند و این وضع امان الله شاه راهم به ردیف دیگر اوضاع بیجاء او شامل ساخته در نفرت و مخالفت از حکومتش افزودند چون اثر نشر این خبر بی احترامی آن و طنخواه نامور در وطن برای حکومت امانی اثرات سوئی را می بخشید علی الفور تردید آتی الذکر این نشریات از طرف حکومت تحریر و بالسنۀ متعدده بجرائد خارجه ترسیل و نشر و در خود مرکز در روزنامه رسمی وزارت حربیه (حقیقت) که در انوقت یگانه اخبار مهم و زبان حکومت پنداشته میشد نیز شایع و باینوسیله یک سکون آنی و تسلیت سرسری بملیون افغانی داده شد. که این تردیدیه قرار آتی از جریدۀ حقیقت مرکزی نقل میشود :- « وزیر حربیۀ سابق افغانستان یکی از فداکاران جنگ استقلال و از فرزندان نامی افغانستان حضرت سردار محمد نادرخان بود و غالباً در غیاب اعلیحضرت نظارت بحسن جریان امور داشت هر چند خدمات معزی الیه در مدت سلطنت سابقہ اظہر من الشمس و در همان دوره نیز بمنصب منبع سپهسالاری نائل گردید ولی قدردانی اعلیحضرت غازی از زحمات او بقدری بود که بتربهٔ --- page 377 --- سیر سپه سالار غازی در مملکت افغانی منقول از حقیقت کابل ۳۰۴ جلد اول - نادر افغان اولین وزیر افغانستا مفتخر و منسوبش فرمودند روزنامه وقت منطبعه اسلامبول در شمارهٔ ٢٥٠ ديگر خود تصویر همین شخص معظم گراور کرده از انتخاب نامبرده بولاات مختاری پاریس متعجبانه سوال نموده حتی بر که این انتصاب ، صورت تبعیدی تصور کرده بود . واقعاً مورد بسی تعجب را گردید که نویسنده محترم چگونه دچار این اشتباه عظیم گردیده و یک چنین گمانی در مود این سردار بزرگ افغانی برده است هر چند که اطلاعات ما درباره معزی الیه و چگونگی انتصاب باین شغل بطوریکه باید شتا نیست آنچه را که سابقه داریم و تا درجه نیز بصحت آن معتقدیم بکلی ازین تصور نگارنده محترم روزنامه وقت ، تردید و تکذیب میکند - جناب سردار اعلی محمد نادر خان سپه سالار از اقربای اعلیحضرت غازی امیر امان الله خان فرزند ارجمند ارشد سردار محمد یوسف خان ولد سردار یحیی خان ولد سردار سلطان محمد خان ولد سردار پاینده محمد خان جد امجد اعلیحضرت امیر شهید ، سنش بین چهل الی پنجاه است از سنه ۱۳۲۱ قمری یعنی بیست سه سال قبل اولین قدم ترفیع خود را برداشته و بمنصب کند کشری نائل گردیده است . ازین تاریخ خدمات شایان معزی الیه بدولت و ملت افغانستان شروع شده در اغلب از نقاط مهمه افغانستان --- page 378 --- اهمیت سپه‌سالار غازی مملکت افغانی نقول از حقیقت کابل ۳۰۵ جلد اول - نادر افغان ماموریت داشته و همیشه طرف تمجید و تحسین اعلحضرت شهید بوده است، خدماتی که معرفی الیه در دورهٔ سلطنت سابقه در فرونشاندن شورش سمت جنوبی افغانستان و سائر انقلابات سرحدی و غیره کرده است واقعاً در افغانستان فراموش شدنی نیست. لیاقت و کاردانی این فرزند رشید افغانی باعث شد که در ظرف مدت قلیلی یعنی در ۱۳۳۲ بمرتبهٔ عالی سپه‌سالاری مفتخر گردید دران فرصت نیز در ترقیات عسکری از حد زیاده کوشیده نظام افغانرا یک نظام مکملی ترتیب داده چنانکه در جنگ استقلال همین سپاه دست پروردهٔ محمد نادر خان بود که در تحت فرماندهی خود او در یک محاذ جنگی که قطعیاً کمتر از ششصد میل نبود در مقابل عسکر دولت بریتانیای کبیر جنگیده پافشاری نموده در نتیجهٔ این موفقیت از حضور اعلحضرت غازی سردار سپه و وزیر وزارت جلیلهٔ حربیه منصوب و منار یادگاری بافتخار این سردار نامی بفرمان اعلحضرت امیر در کابل ساخته شد، در دورهٔ سلطنت فعلی علاوه بر خدمات عسکری خدمات کشوری متعددی نموده ماموریتهائیکه برای انتظام رشته‌های پراگنده نقاط مختلفهٔ افغانستان از قبیل اصلاح و تنظیم قطغن و بدخشان و سمت شرقی بمجری الیه تفویض شده که همه آنرا با نهایت خوبی و صحت انجام داده همیشه مورد تحسین و تقدیر ذات همایونی و ملت افغانی --- page 379 --- اهمیت پیه‌ساله خاندان یی مملکت افغانی منقول از حقیقت کابل ٣٠٦ جلد اول - نادر افغان بوده است خدمات بزرگ این شخص بقدری است که اگر بخواهیم حتی بطور خلاصه نیز بیان نمائیم کاملاً از موضوع منحرف خواهیم شد این است که مختصر اً میگوئیم چون در حین انجام وظائف ماموریت‌های خویش تقریباً در اواخر ١٣٤٢ ق در اثر زحمت‌های متحمله بعلالت مزاج و امراض متعدده گرفتار آمد پس از از مدتی بمعالجه مجبور باستعلاج در اروپا گردید اعلیحضرت امیر از همان نقطه نظر نوازش خادمان حقیقی افغانستان رضایت ندادند که یک هیچ مرد جلیل القدر کار آگاه بدون داشتن یک سمت رسمی که استفاده‌های بزرگی را برای وطنش تأمین مینمود باروپا برود. این بود که معزی الیه را بوزارت مختاری پاریس منصوب فرمودند تا علاوه بر اطلاعات و معلومات داخلی تجربه و بصیرت کامل از سیاست و وضعیات خارجی بدست آورده و در واقع این سردار بزرگ یک مرد سیاسی نیز گردد. سائر برادران اعضای خاندان معزی الیه که هر یک بنوبه خود مانند برادر مکرم شان جان فشانیها نموده اند کمانی الشان مظهر الطاف شاهی بوده و میباشند مثلاً یک برادرشان آقای محمد هاشم خان سفیر افغانی در مسکا و و برادر دیگر آقای شاه ولیخان نائب سالار داماد حضرت امیر که در همین بغاوت اخیر سمت جنوبی و در همین مقابله جهل و علم، ظلمت و نور --- page 380 --- اهمیت سپه سالار غازی درملک افغانی منقول از حقیقت کابل ۳۰۷ جلد اول ـ نادر افغان بفرماندهی یک محاذ بزرگ مقرر است . برادر کوچکترشان آقای شاه محمودخان رئیس قشون قطغن و بدخشان است و دیگر برادرشان آقای سردار محمدعزیزخان نگران محصلین افغانی در اروپا میباشند همچنین سائر برادران و اعضای خانواده شان از قبیل آقایان احمدشاه خان واحمدعلی خان و علی شاه خان و محمدکریم خان هر یک یا منتظم در سلک عسکری و یا مرجع خدمات کشوری و همیشه از الطاف و توجهات مخصوصه اعلیحضرت غازی کامیاب و برخوردار میباشند .....» (۱) اجراآت عمده جناب محمد نادر خان در سفارت فرانسه وبلژیک با این تشکنی وعدم قدر دانی که این مرد تاریخی بر خلاف توقع از حکومت متبوعه خود و بعض رجال خیانت پیشه آن دوره مشاهده میکرد و در راه پیشرفت آن مقاصد عالیه خویش که برای تامین شرف و عزت و احترام مملکت و سعادت ملت خود آنرا زیر نظر گرفته بود و در راه آن به انواع مشکلات تصادم میکرد (۱) منقول از صفحه ۳۰۲ شماره ۳۹ جلد اول محرره چهارشنبه ۲۰ عقرب ۱۳۰۳ اخبار حقیقت کابل که بذات ایشان آنرا اداره میکرد. و از شماره ۱۶ سال ۲۲ جریده حبل المتین کلکته در دوران مدیریت دانشور علام آقای مؤید الاسلام . --- page 381 --- جلد اول - نادر افغان ۳۰۸ عده اجراات سپه سالار غازی در فرانسه جاهلانه و جسورانه کار میکرد و زحمت میکشید بسا افکار و نظریات مفیده را در اثنای این مأموریت خویش در وزارت مختاری فرانسه و بلجیک دایر بمطالعات و تتبعات و کشفیات خود بدست آورده همه آنرا بجهت تطبیق و اجرا و استفادن بمرکز میفرستاد ولی از طرف شخص شاه و زعمای آنوقت بشنیدن تحسین و آفرین گفتن و قبولیت آن پیشنهادهای نافعه دوری در کنار حتی از وصول اکثری از ان مطالعات نیز اطلاعی به اوشان داده نمیشد . بالجمله حضرتعالی محمد نادر خان در اثنای این مأموریت سیاسی شان بخوبی توانستند و موفق شدند تا آن نزاع پر از نزاکتی را که بین معلمین فرانسوی و وزارت معارف افغانستان راجع به بعضی امور اداری مکتب امانیه واقع و اسباب غلط فهمی را فراهم آورده بود و علامه محمود بیگ طرزی و ارباب حل و عقد حکومت امانی در ازالهٔ آن کامیاب نشده نتوانستند حسب الخوا رفع کردند . راجع بفراهم آوری تسهیلات برای آن هیئت حفریه فرانسوی که امتیاز انحصار و انکشاف آثار عتیقه افغانستان برای شان داده شده بود نیز اقدامات درستی نموده اند . --- page 382 --- عمده اجراآت نادری در فرانسه ۳۰۹ جلد اول - نادر افغان ازان طلبۀ افغانی که در پاریس تحت نظارت برادر مهر پرورشان آقای سردار محمد عزیز خان مصروف تعلیم بودند نیز دائماً خبر گیر شی از جریان امور تعلیمی و اداره حیات ، و حسن اخلاق و طرز رفتار آنها هم بخوبی کسب استحضاریت میفرمو یکعده مکفی اسلحه که وزارت حربیه افغانستان بآن زیاده تر احتیاج داشت نیز بقیمت مناسب و استحصال منافع حکومت از ان خریداری و بمرکز ارسال فرمود . چند عراده موتر زره پوشی را که دارای بروج متحرک و بشکل یک تها نه سیا مستحکم و قابل دفاع و تعرض است نیز ابتیاع و بمرکز بقسم نمونه ارسال نمود تا اگر خریداری مزید آنرا لازم دانند اطلاع کنند چند دستگاه رادیو و آله های مکبر الصوت را که وجود و استعمال آن در افغانستان جهته اخذ و تبادله اطلاعات و ابلاغ مطالب از حد زیاد حتمی و ضروری بود نیز خریداری و بمرکز ترسیل داشت و بر علاوه آن دیگر اقدامات و اجراآت را نیز مصدر شده اند، که تفصیل آن فعلاً بخاطر نیست . --- page 383 --- کناره جوئی قطعی سپه سالار غازی از حکومت امانی ۳۱۰ جلد اول - نادر افغان استعفای اخری کناره جوئی قطعی جناب محمد نادر خان از حکومت امانی چون آن التماس های ضروریه و پیشنهاد های نافعه اوشان که راجع بمنافع و خیر وطن دائماً بمرکز میفرستادند بسمع قبول شنیده نمیشد بلکه علی الرغم آن اقدامات بعمل میامد و در عین زمان تمام اجراآت دوره امانیه را طوری باشتعال انگیز و شرر آمیز مشاهده میکردند که از تصور نتایج عالم تباه آن بخود می پیچیدند و می طپیدند و همه آن اقدامات مضره را که شخص اعلیحضرت امان الله خان بتلقین حضورشان به گامهای بزرگ تجدد و ترقی تعبیر میکردند این مرد روشنضمیر در پرتو عقل و ذکای خود عیناً مثل یک رفتار سریع تقاعد و تنزل و رجعت قهقری میدانست و یقین میکرد که این طرز عمل عنقریب جامعه را بانواع مصائب و بلیه گرفتار میسازد. ازین جهت همان امراض متعدده دماغی و تکالیفی که باعضای رئیسه شان در اثر آن کاهش های روحانی کبد اخل وطن برایشان لاحق و عارض شده بود، از این رفتار مصاعب اثار اخیره عصر امانی رو بترقی و تزاید گذاشته --- page 384 --- کناره جوئی قطعی سپه سالار غازی از حکومت امانی ۳۱۱ جلد اول - نادر افغان رفت و این وسواس هر رقم و خوف و اندیشه مائیکه بر دل اوشان بالنسبة تباهی آتیه وطن مستولی میشد بومأ فیوماً بر وجودشان افزون و مضاعف میگشت. تا اینکه همین علالت و مصیبت اوشانرا در ۱۳۰۵ش باین امر وادار کرد که قطعیاً باید از کار حکومت دست کشید و در پی اعادهٔ صحت و علاج این درد پر زحمت خود باید افتید. زیرا در صورت مشارکت بامور مملکت امکان نیست که از اوضاع و چگونگی رفتار و کردار حکومت اطلاعی حاصل نشود در حالیکه خبر گرفتن ازین حرکات پر از فتن برای همچو من یک خیراندیش ملت و فدائی وطن موجب هزاران رنج و محن است. درینموقع اگرچه جناب سردار محمد عزیز خان بمعیت عدهٔ ازان طلبه افغانی که در فرانسه مصروف تعلیم بودند بکابل طلب شده بودند اما سردار محمد هاشم خان از سفارت مختاری افغانستان در ماسکو سبکدوش گردیده برای پرستاری برادر خود جناب محمد نادر خان وارد پاریس شده بودند. و هم سردار شاه ولیخان از شنیدن خبر ناخوشی شدید و تنهائی برادرش سپه سالار صاحب دیدن اوضاع ناگوار حسرت افزای شاه و اهل کار افغانستان برای خبرگیری و تیمارداری --- page 385 --- کناره جویی قطعی سپه سالار غازی از حکومت امانی ۳۱۲ جلد اول - نادر افغان برادر موقرش را کناره بودنش را از ان محیط پر آشوب بهتر دیده بعد از اخذ اجازه از حکومت کابل را پدرود و در فرانسه ورود نمودند . این هر سه برادر دانشور چون از رفتار مخالفانه اشتعال آمیزانه حکومت اطلاع مکملی داشتند و هم میدانستند که عده از مغرضین طوری اطراف شاه را احاطه کرده اند که عرائض نافعه هیچیکی از وطخواهان صادق که برای خیر ملت و مملکت باشد در نیمرصت بسمع علحضرت مؤثر و با اهمیت تلقی نمی شود، و بدخواهان افغانستان نمیخواهند که امثال ما خیراندیشان حکومت داخل خدمات وطن باشیم اگر تکرار بوطن عودت کنیم البته این معاودت ما را همان اشخاص مغرضی که موجبات حرکت ما را از وطن فراهم آورده اند وسیله القای مزید غلط فهمی و شکر رنجی و جدائی بین ما و شخص شاه خواهند ساخت ، بنابران لازم و مفرر است که خود ما را از کار حکومت کناره کشیم زیرا در موقع که علحضرت امان الله خان بران افکار خود پسندیکه موجب پریشانی و گزند ملت را فراهم می آورد و آتش شقاق و نفاق را از دست خود بخزمن امنیت جامعه و وطن میزند و در مشکلات محیط می افزاید و بآن همه عرائض و پیشنهاد های تحریری و تقریری و تیلفونی و تلگرافی و معذرت و تشویقی که ما همه بالنسبه تعدیل افعال و اصلاح اعمالش برای خیر او شان و منفعت --- page 386 --- کناره جوئی قطعی سپه سالار غازی از حکومت امانی ۳۱۳ جلد اول - نادر افغان ملک نمودیم گوش نمیدهد بودن ما در معیت او موجب بد نامی دنیوی و عذاب اخروی شده بر جامه های سفید لکه ای سیاه بدنمائی از تبعیت حکومت امانی می افتد. لذا جناب محمد نادر خان بتاريخ ۳۰ ماه نومبر ۱۹۲۶ء یک استعفانامه آخری و اعلان کناره جوئی قطعی خویش را از امور رسمی حکومت امانی مکتوباً و تلگرافاً اشعاً کرد، چون صورت استعفای آخری شان عيناً من حيث المضمون برطبق همان استعفا نامه شان است که در موقع سبکدوشی خویش از وزارت حربیه نگاشته اند تنها عبارت آن واضح و صریح و تفصیلدار است اینجهته از مکرر نگاشتن آن (که در صحیفه ۲۶۲) این کتاب قبلاً مرقوم است صرف نظر میشود. مع الاسف از خواندن این استعفانامه حسرت ختامه که هر حرف آن یکعالم پند و هر جمله آن دارای نکات ارجمند بود و حکم یک تازیانه عبرت و مانند یک لوحه قیمتدار اخطار و نصیحت بود باز در نظر ضعیف البصر عمال امانی اهمیت نیافت و بر محتویات آن که برای خیر و منافع خودشان و مملکت افغانستان بود توجهی نکردند. و ازین بی اعتنائی و بی مبالاتی خویش فکر رسا و بازوی توانای نادری را که آنها جداً و ذاتاً بآن احتیاج داشتند از خود دور و خود ها را درین وضع --- page 387 --- کفاره جوئی قطعی سپه سالار غازی از حکومت امانی ٣١٤ جلد اول - نادر افغان پر از تکبر و غرور بانواع پریشانی و تکلیف مقهور و استعفای آخری انمرد غیور را متاسفاً منظور و ازین فعل خویش زیاده تر خودها را بنظر ملت منفور ساختند . بعد از اینکه آقای غلام نبی خان بحیثیت وزیر مختار افغانی در فرانسه اردو کارهای سفارت را تسلیم حضور تعالی سپه سالار غازی از انجا منفصل شدند یک نشان افتخار وطن «HONNEUR ET PATRIE» با رقم آن از طرف حکومت فرانسه و یک نشان دیگر دگراند کروا GRANDE CROIX از طرف حکومت بلژیک برای مشارالیه در اثر حصول مناسبات صمیمانه دولتین و کارروائی حسنه شان اعطا گردید. اهتمام بمعالجه و اعاده صحت بعد از انفکاک رسمی جناب محمد نادرخان از انجام امور رسمیه حکومت امانی چون صحت شان بدرجه اخیر خراب و از علالت در پیچ و تاب بودند لذا توجه مزید شان را برای اعاده صحت و ازاله اوجاع و شکایت خود مبذول نموده بمعالجه داکترهای حاذق رجوع فرمودند. بعد اً بنا بر شوره معالجین بودن پاریس را بر نقل نمودن بہ نیس «NICE» که یک مقام عالی خوش هوا و برای اعاده تندرستی مرضا خیلی نافع است ترجیح دادند و در آنجا تحت مداوات و خبرگیری داکترهای ماهر باستعمال --- page 388 --- اهتمام سپهسالار غازی با عادهٔ تندرستی شان ۳۱۵ جلد اول - نادر افغان ادویه و معالجهٔ اساسی خویش توجه نمودند و اخوان عالیشان آنها آقای سردار محمد هاشم خان شاه ولیخان به تیمار داری آنها چنانچه شاید و باید عطف توجه و اهتمام مینمودند گذارهٔ حیات شانرا بعوائدیکه از حاصلات آن اراضی و املاک شان که در تحت نظارت سردار شاه محمود خان و سردار احمد شاه خان در افغانستان داشتند و وقتاً فوقتاً برایشان میرسید مینمودند . برای نشیمن خود محض از نقطهٔ نظر نجات یافتن از صرف مبلغ زیاد و گزاف کرایهٔ عمارات آنجا یک عمارت را در موضع مانتون "MENTON" که یک موضع گوشه و خاموش در حصهٔ جنوب فرانسه است خریداری منزویانه و خاموشانه در ان محل امرار حیات مینمودند . از جواب نگاشتن مکاتیب و خطوطیکه از دوستان صمیمی شان دائماً برای آنها میرسید هم یکقلم سکوت را اختیار ، و بهیچ نوع با نفری افغانستان مکاتبه و در امور داخلهٔ وطن مداخله و تعلق نمی ورزیدند . تنها پانزده در پانزده روز یکان مکتوب بنام عائله و اولادها و متعلقین شان که در افغانستان بودند می نگاشتند و در ان از چگونگی مزاج خود آنها توسط وزارت خارجهٔ افغانستان تسلی میساختند . --- page 389 --- اهتمام سپه سالار غازی باعاده تندرستی شان ٣١٦ جلد اول - نادر افغان از مطالعه جرائد جریانات افغانستان را دائماً می دیدند و از رفتار حکومت و حسیات ملت و اوضاع مملکت اطلاع میگرفتند . تا اینکه در اواخر سنه ١٣٠٦ قدری صحت سردار اعلی محمد نادر خان رو بدرستی نهاد و فی الجمله باز قابل حرکت و قدم زدن شدند ولی از اعاده دوران شدید مرض بکلی مطمئن نبودند درینموقع در جراید خبر دوره اعلیحضرت امان الله خان را به اروپا گرفتند، متعاقباً خبر وصول و حرکت اوشانرا از مصر جانب ایتالیا خواندند لذا تصمیم کردند که بنام افغانستان ازوشان پذیرائی کنند ازینجهت بغرض استقبال شاه افغانستان هر سه برادر از خاک فرانسه حرکت و در ایتالیا یکروز قبل از وصول شاه وارد شدند . پیشنهادهای همدردانه و غمخوارانه جناب محمد نادر خان در موقع دوره اعلیحضرت امان الله خان چون آن جهازیکه حامل موکب شاه امان الله خان و رفقای همسفرشان بود اولین بار در قاره اروپا لنگر انداز شد . حضرت عالی سردار اعلی محمد نادرخان و سردار محمد هاشم خان و سردار شاه ولیخان در بندرگاه ناپولی ایتالیا برای --- page 390 --- استقبال از موکب امانی در اروپا ۳۱۷ جلد اول - نادر افغان پذیرائی و خیر مقدم گفتن اوشان حاضر و در خود جهاز جهة استقبال اعلیحضرت امان الله خان شتافتند و در آنجا با اوشان ملاقات نمودند. جناب محمد نادر خان در ضمن این مصاحبه خصوصی که بعد از چند سال با شادست داده بود، بعد از مبادله کلمات احوال پرسی نیز همان افکار و نظریات خیر خواهانه خود را که در افغانستان برای سعادت و ترقی اساسی ملت از آن تذکار میفرمودند، بکلمات موثر و دلائل مقنعه تکراراً بتبیان و بشاه خاطرنشان کرده بسیار نکات عالیه و اندرزهای نافعه را بشاه اهدا نمودند. چون قلباً سعادت افغانستان را خواستار و اساساً مرفه الحالی و نیکنامی و طی مدارج ارتقائی ملت محبوب شان را آرزومند بودند، در آن موقعیکه رسماً از حکومت مستعفی و در عالم غربت و مسافری افتاده بودند نیز از خیر خواهی و حقیقت گوئی خویش دریغ نکرده از تقدیم نمودن پیش نهادهای همدردانه و نظریات غمخوارانه خود کوتاهی نکردند. بعد از اینکه جناب سپه سالار از پذیرائی و خیر مقدم خصوصی شاه بهمین قسمیکه فوقاً نگاشتیم، فراغ یافتند هر سه ذوات معظم دوباره به لیمان حاضر شده با وگروز رای مختار افغانی که تا با جهة استقبال شاه حاضر شده بودند بیک نقطه --- page 391 --- استقبال از موکب امانی در اروپا ۳۱۸ جلد اول - نادر افغان مخصوص صف بسته احترام گشته جهته ادای رسم تعظیم عمومی شاه افغانستان منتظر ماندند پس از ختم این مراسم رسمی هر چند از طرف اعلیحضرت امان الله خان بصورت غیر مستقیم برای شان تکلیف و اصرار شد که در ضمن هیئت سفریه امانیه شامل و بهر مقامی که شاه و رفقای او پذیرفته میشوند این سه ذوات کامل هم داخل باشند اما سپه سالار صاحب بواسطه ناچاقی طبعش از پابندی با مور تشریفاتی و مراعات با صول مقرره رسمی انکار و در آزاد و بی تکلیف بودن خویش اصرار کرده از قبولیت همراهی با شاه استنکاف ورزید، همچنین جنابان محمد هاشمخان و شاه ولیخان هم بعذر تیمار داری و تنهائی سپه سالار خود ها را از مخالطت هئیت سفریه امانیه سبکدوش کردند . در ایتالیا چند روز سپه سالار بیک هوتل دیگر مقیم و بعد از ان عازم محل نشیمن شان ماتون شدند که از اضلاع ملحقه نیس است ، و شاه و رفقا او را بفکر و اراده خودشان گذاشتند . بر علاوه این صحبت ، ملاقات دیگری هم بین شاه و این سرداران دیانت پناه در موضع " نیس » واقع شده است . جناب سپه سالار و برادران هشیارشان درین نوبت هم با علیحضرت --- page 392 --- پیشنهادهای غمخوارانه نادری ۳۱۹ جلد اول - نادر افغان شیوه همدردی و صداقت را مراعات کنان حقائق را بی کم و کاست بدرستی و صفائی با وشان حالی نموده در اثنای این مصاحبه تبادل افکار بالنسبه مجاری امور حال و استقبال سبانکات عالمانه و نظریات دور اندیشانه باوشان اظهار و پیش نهاد فرموده اند. ولی اعلحضرت امان الله خان نظر بعادت مالوف شان نه تنها بآن کلمات نافعه و افکار همدردانه حواله سمع نمیفرمودند بلکه بعضا در جواب این جملات غمخوارا نادری مضامین خارج از موضوع را تقریر و بهمان بلند پروازیها معتاده پادشاهانه خود به تردید آن می پرداختند که بسا اوقات درین اجوبه امانیه چنان الفاظ و عباراتی استعمال میشد. که جذبات مسلمین صادق را مشتعل و سائرین را از ان ببار خیش که به عقاید و مقررات دین مبین تصادم میکرد. متاثر مینمودند. تشبثات اعلحضرت امان الله خان بالنسبه موافقت سپه سالار چون یکی از موجبات سفر اعلحضرت امان الله خان باره با حصول دلجوئی و موافقت و رفع کدورت این سپه سالار صاحب کیاست بود. اما بر خلاف توقع دیده --- page 393 --- عدم موافقت شاه با افکار نافذہ سپہ سالار ۳۲۰ جلد اول - نادر افغان که در اول صحبت آن کدورت از امثال همین اقوالیکه شمه از ان اشار شد و غرض پرستی بعضی نفری بجای تقلیل بزیادت خود افزود، اخیراً امان الله شاه از ین گزندگها طبع سپه سالار بسیار متاثر شد و تصمیم کرد ، بهر صورتیکه باشد، سپه سالار را بآمدن وطن وادار و برفع نقار خاطرش بکوشد . لذا جهت حصول این مقصد و فدیرابهم بافران خاص به نزد سپه سالار ارسال نمود . اما این وفدیکه از حضور پادشاه جهت حصول موافقت سپه سالار صاحب ابه بودند بعد از شنیدن بیانات عاقبت اندیشانه جناب محمد نادر خان گریان و بحقانیت وصحت مفکوره شان تصدیق کنان پیام عدم موافقت اوشان را در صورت عدم تغییرمسلک حکومت بصورت خاطر خواه اوشان ، با خود بردند . این وفد تکرار چند مرتبه دیگر هم بحضور سپه سالارعالی مقدار احضار و صورت مذاکرا و جواب سپه سالار را بهمین قرار شنیده رفتند . در ینموقع جناب سردار محمد عزیز خان که چندی قبلبرین با فغانستان رسماً مدعوشده رفته بودند وچندی بعد از جریانات داخل وطن تنگدل شده، و جهت خبرگیری سپه سالا غازی و علاج پسر خود محمد داود خان که در ضمن آن طلبه افغانی که در فرانسه تعلیم میگرفتند شامل ، و در ین ایام مریض سخت بود ) تکرار بفرانسه وارد و مصروف --- page 394 --- عدم موافقت شاه با افکار نافعه سپه‌سالار ۳۲۱ جلد اول ـ نادر افغان معالجه و تیمارداری پسر و خبرگیری برادر مهرپرورشان شدند. بالجمله چون اعلیاحضرت امان الله خان که دل داده همان مسلک نا عاقبت اندیشانهٔ خود بود بعد از اینکه متیقن شد و دانست که بهیچ صورت سپه‌سالار این مسلک اورا تعقیب نمیکند و بهمان مفکورهٔ خداپسندانهٔ شان که بحال ملک وملت نافع و موافق است دوام دارند. لہٰذا در برابر پیشرفت خیالات خود بصورت قطعی از سپه‌سالار و اخوان ابا مدارش صرف نظر فرمود و بهمرای ختم دورهٔ اروپا و داخل شدنش در خاک شرق اوشانرا بالمره از لوح خاطر خود فراموش کرده ازین وضع خودپسند شان که برضد احساسات ملی بود سردار اعلیٰ محمد نادرخان سپه‌سالار را دوباره به بستر علالت و بیماری و قلق و اضطراب لایتناہی انداخت و بدرد مصائب ملت محبوب و مملکت مرغوبش مبتلا ساخت. اثرات دوره اعلیاحضرت امان الله خان در افغانستن در اثنای مصروفیت شاه بدورهٔ اروپا وغیره اطلاعات مفصل اوضاع و حرکات او بصورت مستقیم و غیر مستقیم بافغانستان واصل وعامه ملت اسلامیت طویت ازوشان بسیار چیزهائیرا برخلاف مقررات اسلامیت و عرف و عادات افغانیت می‌شنیدند، وبهمراه آن مضامین هیجان‌انگیز نیز انسبت بحرکات شاه در ارپا --- page 395 --- اثرات سوء دوره امانی در افغانستان ۳۲۲ جلد اول - نادر افغان از جرائد دنیا میخواندند و انواع تعبیرات صحیح و غلط آن را از زبانهای از خود بیگان میشنیدند، در حالیکه این مسموعات مرئیات، بلانهایه در غضب و غیظ عامه می افزود و در جامعه هر روز یک دروازۀ نو مخالفت را کشوده متوالیاً در ضمائر عامه ملت حسیات معاندت و جذبات منافرت را افزوده میرفت . وقتیکه در جرائد ایرانی خواندند که علما و مجتهدین ایران جمهوراً بحضور اعلحضرت امان الله خان تلگرافاً و کتباً این مسئله را پیش نهاد کردند، که نظر بمقررات اسلامی و عرف و عادات ملی نباید در موقع دخول موکبش بایران ملکه ثریا و دیگر نسوان منسوبه فامیل شاه بی حجابانه درین خاک اسلامی داخل و جذبات مسلمین ایرانرا از ین فعل خود مشتعل سازند، و شاه بان اهمیت نداد، مردم زیاد تر متأثر شدند. بعد از اینکه اقوال و افعال شاه و مخدراتش را مردم هرات ، فراه ، قندهار مقر، غزنی و غیره نقاط عرض راه برای العین در اثنای عبورش دیدند و کلمات و بیانا اشتعال آمیزش را بگوش هوش خود شنیدند، زیاده تر مدهوش گردیده بفکر بر هم زدن این چیزها بر آمدند که آنرا ضد احساسات اسلامی و ملی خود میدیدند . پس از وصول امان الله شاه بمرکز، آن نطق های شرر انگیز و تطبیقات باخیزش که با عرف و عادات ملی مخالف بود و با مقررات اسلامی هم چندان --- page 396 --- اسباب علل انقلاب ۳۲۳ جلد اول - نادر افغان تطبیق نمیکرد، بیشتر مردم را از او متأذی کرد - مخصوصاً آن مجالس خصوصی شاه که در ان نسوان عامه مامورین و اعزه و معاریف کابل را تکرار سحا و جبراً بدعو بہ بی حجابی و بدرود کردن آداب اسلامی و گذاشتن عادات ملی تشویق میکرد و موی بعضی از انها را جبراً امر بقطع و پرده و چادری زنانرا در عرض راه از سر آنها بشدت دور و آنها را ببی حجاب گشتن مجبور میساخت ، بسیار زیاد اسباب انزجار و تکدر خاطر اهالی را فراهم آورد خاصه ان نطق های مشتعلا نه و اظهارات ناعاقبت اندیشانه را که امان الله شاه بعد از سفر اروپای خود عموماً در جشن استقلال ۱۳۰۷ و در محضر عموم و کلاو مأمورین و اعزه و مشاهیر افغانستان خصوصا ایراد مینمود، هر هر کلمه جمله آن بذات خود یک یک تازیانه بود که ملت را باید چار ناچار به مخالفت های علنی او وادار کند . الحق هر واحدی از آن او امر و تطبیقائیکه امان الله شاه برو کلای لویه جرگه (۱) از جمله شایعاتیکه در ان ایام نسبت با علحضرت امان الله خان بحد تواتر و شهرت عامه رسید و بیشتر تر افغانهای غیور را به هیجان اورده همانا این قصه بود که در کوچه و بازار بزبان صغار و کبار اشتهار داشت که شخصا اعلیحضرت امان الله خان در یک محفل نسوان برای جمله خائنائیکه در ان مجلس شامل بودند امر داد که (اگر در مسئله رفع حجاب و دگر اموریکه من اجرا و تعمیل انرا از شما خواهانم شوهر های شما مانع شوند من برای شما تفنگچه مید هم تا شوهر های خود را بگلوله بزنید ، زیرا که من باز خواست خون اینچنین اشخاص را نمی کنم) . --- page 397 --- اسباب علل انقلاب ۳۲۴ جلد اول - نادر افغان و عامۀ مأمورین ملکی و نظامی انرا جبراً تحمیل و اجرا کرد و تفصیلاتش عموماً باذان تمام اهالی افغانستان موجود است ) آخرین رشته های تعلق شاه و رعایا را از هم گسیخت و ملت را خواه ناخواه بمخالفت عملی حکومت برانگیخت (۱) بالاخر از عملی نمودن و تنفیذ همان او امر و اعمال ضرر افزا و ترتیب دادن یک پروگرام نهایت شدید لا یعنی بر عموم تبعه افغانی (۲) (که تطبیق هر ماده آن هزاران تکلیف و زحمت را وارد و خلق الله را بهزاران هزار مصیبت و شکایت گرفتار و بدرگانی (۱) چون نگاشتن اسباب و علل این انقلاب بسیار و احتوا بر تمام جزویات و کلیات آن از خود یک دفتر جداگانه بکار دارد از پنجه ما از شمردن تمام آن صرف نظر کرده تنها بچند مواد آن که تقریباً در بروز انقلاب عامل مهم و تأثیر قدسش بوده است ذیلاً اکتفا میکنیم : (۱) أمر جبری پوشیدن البسه اروپائی بر عموم (۲) أمر بشد بد تبادل سلام مسنون بکشیدن کلاه (۳) انفاذ در عبادات و رسوم بی لزوم اروپای (جبر ا شامل نمودن و کلای ملت ما مورین حکومت در خانمهای اسلامی در نمایشهای چانسون منظر (۵) مخالفت عرف و عادات ملی (۶) عدم رعایت او امر اسلامی (۷) تعمیم خوارش (۸) اهمیت ندادن بخادمان صادق و با تجربه وطن (۹) موقعیت دادن به افراد کم تجربه و خائن (۱۰) نشنیدن آن عرائض و پیش نهادهای جدی و کلاسه لویه جرگه ۱۳۰۷ را که راجع به تعدیل پروگرام و تبدیل افعال شاه بود (۱۱) کثرت رشوت و شرب آب نوشی و عدم امتناع عملی از ان (۱۲) چشم پوشی کردن از مجازات وزرا و مامورین خائن که لویه جرگه جدا انرا عرض میکرد (۱۳) تحقیر بارکان مسلمانی (١٤) استخفاف حضرت نبوی (١٥) اعزام طالبات جوان افغانی بترکی و امثال آن که ذکرش بطوالت می انجامد . (۲) که در آن حمله بر ذغال فروش و حمال و غیره افراد بی بضاعت عامه طبقات بی استطاعت ملت امر شدید پوشیدن دریشی و کلاه را نموده بودند و در صورت عدم تعمیل آن امر داده شده بود که فوراً از فاعلش جزای نقدی بذریعه پولیس حصول گردد. چنانچه در اثر تطبیق امثال این اوامر شکایت عموم بالا و تمام بشور و غوغا مبتلا شده هر هر نفر در طول حرکات مقرره پادشان خود بیشتر از پنجاه الی صد مرتبه محکوم با عطای جریمه میشد . --- page 398 --- اشتعال نائره شدید انقلاب افغانستان ۳۲۵ جلد اول - نادر افغان و دشنام دهی وا دار میکرد طرقت ملت طاق از هر طرف آثار سرکشی و رفع خرافات دوره امانی و دفع محرمات بدعات حکومتی از دهان توپ و تفنگ بصولت جدال و جنگ نمودار شد و به تمام شدت همه مواد مجتمعه اختلاف و افتراق و انغلاق افتاده تمام موجودیت وطن را به احتراق انداخت ! مع الاسف از چیزیکه دائما جمهور و طنخواهان صادق افغانستان مخصوصاً جناب محمد نادر خان می اندیشیدند و از خطره که تصوراتش آن ملتخواه را در بستر بیماری پاریس افگنده است بصورت بسیار مهیبی نهایت مدهش واقع شد و قسمی شدت وحدت و شعله افشانی دارد که اگر لطف و کرم الهی شامل حال نشود ، البته که در نتیجه آن افغانستان محشرستان و برای ابد ( لا وقع الله ) بی نام و نشان خواهد ماند . اشتعال نائره شدید انقلاب در اوایل پله آتش مخالفت حکومت امانی به ٢٤ عقرب ۱۳۰۷ در سنگو خیل شینوار شرر بار شد، و مردم آنجا در ظرف چند ساعت حکومتی مأموریت مالیه محلی خود ها را طعمه آتش و مأمورین حکومت را بر علاوه تحقیر و تشهیر محبوس کردند، در اندک وقت چاونی کبی را تخریب و عسکری آنجا را خلع سلاح و به اسلحه و جبه خانه آنجا خود مسلح و عامه اقوام خطو را --- page 399 --- اشتعمال نائره شدید انقلاب در افغانستان ۳۲۶ جلد اول - نادر افغان اطراف و حوالی آن نواحی را بنام حمایت دین محمدی و استخلاص از فجائع امانی بوحدت و همرامی خویش اختصاص دادند . در موعد قلیلی این هنگامه باندازۀ کسب و خامت کرد که مخالفین حکومت امانی از یکطرف چهاونی دکه و از طرف دیگر مرکز مشرقی را زیر تهدید شدید خود گرفتند ، نظر باین مقاومت و پافشاری سخت ساعت بساعت در جمعیت مخالفین حکومت کثرت ، و در طرفدارانش ضعف و قلت مشاهده میشد . مخالفین حکومت امانی بیک سرعت برقی تمام عمارات و قصور عالی جلال آباد ولغمان سرخ رود را چور و تاراج و تمام تشکیلات حکومت امانی را در هم و برهم نمودند ، نفری معاونه و قوۀ الظهر حکومت را که از کابل برای تقویۀ عسکری مشرقی می آمدند چور و تاراج ، و اشخاصی را که بر او شان تصور و گمان طرفداری حکومت امانی میرفت بانواع تکالیف و مصاعب گرفتار کردند . آن خائنین مملکت که بلباس دوستی و انواع تملق و چاپلوسی مشاغل مهم و ادارا عالی حکومت امانی را اشغال و برای پیشرفت مقاصد شخصی خود انهر فعل امان الله شا تعریف و او را باجرای اموری وادار میکردند که از ان اثرات اعتماد و وقار شا سلب و انقلاب واقع شد در عین شدت و التهاب انقلاب فرصت را غنیمت دانسته --- page 400 --- اشتعال نائرهٔ شدید انقلاب افغانستان ۳۲۷ جلد اول ـ نادر افغان بمنافع شخصیهٔ خود بشکل و نقشهٔ دیگری داخل اقدامات شده در وخامت تضعیف تخالف شاه و موجبات خون ریزی وطن افزودند . زیرا این مغرضین تصور میکردند که ازین اعمال حیلانهٔ خود زودتر بمقصد کامیاب و بمطلوب خود بدون اشکال و مانع نائل میشوند ، ولی ازین امر غافل بودند که ملت آنها را خوبتر می شناسد و ابداً نه باوشان و نه بحکومت قیمومیت ایشان راضی هستند و این هنگامه ابداً بمنافع شخصی آنها تمام نمیشود . وقتیکه این خائنین دورهٔ امانی بضعف و ناتوانی و سقوط قطعی حکومت در مشرقی مطلع و قانع شدند، فوراً بآن کدام چوب خشک انقلاب که بنفت عالی المعالی و گرام تازهٔ امانی روغن داده شده بود اتش افگندند ـ یعنی جمعیت دزدان شرارت توأماً کوهدامنی را بحمله آوری بر مرکز افغانی بفردای سقوط قطعیهٔ قوای امانی در نمله و دستگیری محمود خان یاور و محاصرهٔ شدید شهر و معسکر جلال آباد و انحلال تمام نقاط مشرقی یعنی در ۲۳ قوس دعوت دادند و شهر شهیر کابل را برای پیشرفت مقاصد خائنانهٔ خود در خطر انداخته سرتا سر آنرا خط آتش شدید همان اشرار شقاوت مدار ساختند که از اغماض و مساعدتهای متنوعهٔ همین اهل خیانت خوب تقویه شده بودند . از یکطرف جوش مخالفت ملت و از طرف دگر غرض پرستی اهل خیانت حلقهٔ --- page 401 --- اشتعال نائرۀ شدیرا نقلاب افغانستان ۳۲۸ جلد اول - نادر افغان حرکت امان الله شاه را باندازۀ مخفی و محصور ساخت که از ابتدای شورش شرفی و از بد و هجوم و پیکار اشرار شمالی بموعد مخلوعیت و حرکتش به صوب قندهار شب و روز در ارک میبودند و کمتر می برآمدند حتی رفتن و نظارت نمودن میدان حرب را هم که تماماً به اطراف و حوالی قریۀ شهر کابل واقع بود، و از طرف بچه سقو (۱) و دزدان هم شررش تجار به بشدت جریان داشت مستحسن نمی پنداشت . (۱) رئیس این جمعیت قطاع الطرق، حبیب الله بچۀ سقو بود که شرح حالش در صفحه (٢٦٦) می آید نامبرده که در اثر وحشت و سبعیت خویش خیلی زیاد کسب شهرت و دهشت کرده بود و عموم مردم مخصوصا اهالی شمالی از وی در اذیت و دائماً در خوف و خشیت می بودند، در یهیوقع بروز اثرات مخالفت ملی نسبت باوضاع حکومت امانی بتحریک و تأئید خائن نا بکدسته از دزد با بمخالفت شخص شاه کمر بست و ازین وضعش که تمام ملت در ان متشک بودیوماً فیوما در قوت و قدرت خود افزود، حکومت چون از گرفتاری او تعوت حریه عاجز آمد و حالیکه آثار انقلا در سر تا سر افغانستان نمایان بود بخصوصاً در مشرقی امواج انقلاب طغیان داشت به تقویت خائنین بزرگ لا محاله از در مصالحه با او پیش آمده از اعطای منصب نظامی و اسلحۀ کافی و نقدر بخواه ده مناست برای او و دزدان معیتش در نفوذ اعتبارش افزود. ولی این شقی آن اسلحه و حماخانه را که بنام سرکوبی اشرار شینواری گرفته بود بر خود قوۀ نظامی حکومت استعمال و تمام مراکز عسکری شمالی را قبضه وعسکر ی را خلع اسلحه کرده، حتی پغمان ، میدان را هم تسخیر کرده در ٢٢ قوس باتفاق حجم غفیری از ملت بکابل حمله اور شده ارگ را بزیر اتش گرفت بعد از ادامه یک جنگ طولانی بین نفری سقوی وقوای امانی که بانواع اتواپ بزرگ وخورد و ماشیندارها و طیاره ها حتی موترهای زره پوش و انواع الای حربیۀ دفاعیه مسلح بودند، در اثر جراحت شدیدی که بشانۀ بچۀ سقو اصابت کرده بود شکست کرده در شمالی متواری شد، در طول یکماه نه تنها بواسطه اشکال آفرینی مغرضین در سرهبری عسکری با حکومت امانی از وی تعقیب نشد، بلکه بر آنیش معاونت مادی ومعنوی ونقشه و هدایات مکملی اعطا شد با اصرار او را و ا دار کردند تا یکرار بر کابل حمله کند، چنانچه به ٢٣ جدی باز دزدان ناگهان بنای هجوم نهاده از هر طرف کابل را زیر آتش گرفتند، و باندازۀ در پیشرفت خود تسریع ومحاربه را شدت اداره میکردند که ساعت بساعت خطر سقوط کابل شاه و سپاه را در هراس و تزلزل می انداخت . --- page 402 --- عدم تأثیر عهد و پیمانی امان الله شاه ۳۲۹ جلد اول - نادر افغان عدم تاثیر عهد و پیمان و اظهار افسوس و پشیمانی در موقعیکه شعله‌های انقلاب و التهاب و مخالفت علنی ملت برعلیه حکومت از هر طرف زبانه کشی را آغاز نهاد و از هر طرف امواج متلاطم مخالف حکومت رو باشترداد گذاشت و امان الله شاه بوخامت وضعیت مسئله عملاً دانست و از تشتت افکار صغار و کبار و توجه بودن خطرات واضرار از هر گوشه و کنار و اقطار بالنسبه خود به علم الیقین مطلع شد، آخرین مساعی مجاهداتش را در راه فرونشاندن آن آتش که آب پاشیدن بر آن مانند پطرول اثر می بخشید صرف کرد ولی از این صرف مقدرت و زحمت شاق هیچ یک فائدہ و نتیجه معتنی بدست نمی آمد و روز بروز انواع مشکلات و پیچیدگی را بر علیه حکومت خود مشاهده میکرد. تا اینکه در صدد بستن عهد و پیمان با عامه ملت افغانستان برآمد و تصور فرمود که شاید باز این اظهار تاسف و پشیمانی من و دلجوئی کردنم از ملت برای دفع این تشتت و ویرانی خطه افغانستان که بهر دقیقه انواع مخاطرات مادی و معنوی اورا تهدید میکند، نافع ثابت شود لهذا از یکطرف بواسطه اعلانهای رسمی که بتعداد کافی طبع شده بود، و از جانب دیگر در طی یک نطق طولانی --- page 403 --- عدم تأثیر عهد پشیمانی امان الله شاه ۳۳۰ جلد اول - نادر افغان خود که در محضر تمام اهالی کابل شش کروهی وغیره در باغ عمومی ایراد فرمود، از تمام آن اعمال وافعال خود که موجب وقوع این هنگامه در مملکت شده تمام ملت را بمراتب اقصی مخالفت آورده است، اظهار تأسف وپشیمانی نمود، و متعهد شد که پس ازین بر طبق اوامر شرعیه و حسیات ملت اجراآت میکند، مخصوصاً به ترقیات عسکری و کندن ناخن های خائنین شرارت قرین و، و، توجه می گمارد و دقیقه از دقائق دلجوئی عمومی را فرو گذار نمیشود . مع الاسف این اظهار پشیمانی و دلجوئی امانی برای فرونشاندن غیظ و غضب عمومی هیچیک فائده را عائد نکرد ـ بلکه در همان مجمع عمومی شکایات زیاد از رفتار سوء بعض مأمورین ـ عدم مراعات نمودن به جذبات ملت از طرف حکومت ـ مظالم پیشه گی اهل خیانت بی پروائی نمودن در امور اسلامیت ـ حدوث انواع خرافات وبدعت و، و، و) بالا واز هر طرف دروازه تنقید و شکوه مفتوح و سلسلۀ اغراض و شکایت بر شخص شاه و مأمورین و عُمال خیانت اکتاهش باز شد. --- page 404 --- عدم تاثیر عهد و پشیمانی امان الله شاه ۳۳۱ جلد اول - نادر افغان بالآخر نتیجه و حاصل این مذاکرات این طور بمشاهده پیوست که مردم علی رؤس الاشهاد در جواب پادشاه چنین اظهار نمودند: چون قبل ازین هم شما چندین مرتبه بالنسبه همین مواعیدی که فعلاً از ان تذکار میفرمائید با ما ملت عهد و پیمان بسته اطمینان داده بودید که بعد ازین بقدر ذره هم برخلاف امور شرعیه و حسیات ملیه، مصدر حرکات اشتعال آمیز نمیشوید- ولی اخیراً برعکس آن نه تنها از طرف شما بلکه از جانب مأمورین خیانت قرین تان تکراراً چنان اوضاع مشتعلانه و حرکات دلشکنانه بمشاهده پیوست که مردم را مجبور کرد تا بر خلاف شما داخل جنگ و پیکار شوند و خود ها را ازین عذاب روحانی عملاً وارهانند و اتیابین مواعید موقتی و دلجوئی های سرسری شما ابداً اطمینان و اعتماد نکنند . مایوسی شاه از فرونشاندن بلوا وقتیکه امان الله شاه حسیات عمومی را علناً برخلاف خویش مشاهده کرد و رفتار یاس آور این شورش و غوغا را برعلیه خود --- page 405 --- مایوسی شاه از فرونشاندن بلوا ۳۳۲ جلد اول - نادر افغان در هر هر دقیقه و هر هر ساعت دو بالا معاینه نمود و اظهارات ملولانه شکوه و شکایت عامهٔ ملت را هم بگوش خود شنید - بر علاوۀ آن از مساجات و اشخاص دگر نیز آثار و علائم مخالفت را متحسس شد و متیقن گردید که بالنسبه اوشان فضای افغانستان روز بروز مسموم و تمام تشبثات و مساعی پادشاه در جلوگیری این سیل مدهش و فرونشاندن این آتش سوزان و بلای ناگهان بی فائده ثابت میشود و تمام ملت به پیمانهٔ اخیر بر علیه حکومت امانی ایستاده اند - ناچار در پی تخلیص و نجات نفسش از ان محیط بر آمد که اطراف آنرا لحظه بلحظه مرمی سارقین و هجوم خائنین و مخالفت علنی عمومی تهدید میکرد. لهذا صورت نقل مکانش را از مرکز افغانستان تحت یک نقشه و پلان بسیار اساسی (که در ان بالنسبه حال و استقبال خود و خاندانی خویش بسا دور اندیشی ها را زیر نظر گرفته بود) بصورت خصوصی و محرمانه تهیه و به ترتیب کردن آن داخل اقدامات شد. --- page 406 --- رفتن امان الله شاه از مرکز و حکومت عنایت الله خان ۳۳۳ جلد اول ـ نادر افغان رفتن اعلیحضرت امان الله خان بقندهار وحکومت عنایت الله خان این مانوره ضرب و ضرب، وتعرض و دفاع در دارنحکومت اعلیحضرت امان الله خان که بعضی از زعمای بزرگ سلطنتی و صاحب منصبان معظم قشونی او با دزدان راز و نیاز داشتند و هرکدام آنها برای نیل مطلوب شان برضد شاه و سقوط حکومت امانیه اقدامات اساسی را گرفته بودند و در عین زمان جذبات تخالف ملی حسیات معاندت کارانه عمومی در شدت و عظمت و وحشت آن می افزود و در هر ساعت یک شکل جدید اشکالات را برای پیشرفت مقاصد شاه میریخت، تا به سی و پنجروز دوام نکرد که حکومت امانی خود بخود منحل شد یعنی در ۲۴ جدی ۱۳۰۷ در شهر و اطراف مخصوصاً در محاذ ها جنگ غلغله برپاشد که امان الله شاه بتغییر لباس مخفیانه و محرمانه بقندهار رهسپار شد. در حالیکه همین مسئله حرکتش را تحت یک پلان و نقشه سیاسیه خودش بالذات طرح نموده بود یعنی اولاً عیال و اولاد و مادرش را با جواهر گزنیهای عالی العال ذریعه طیاره ها بقندهار فرستاد و بعد از آن هم در کماهِ شب و روز موترها را ذریعه ملازمین مخصوص از طلا و دیگر ذخائر نقدی و اجناس گران بها --- page 407 --- معاهده بستن عنایت الله خان با جماعه دزدان ٣٣٤ جلد اول - نادر افغان بطائف الحیل تقندار فرستاده متعاقباً مقام سلطنت را به برادرش عنایت الله خان معین السلطنه سابق گذاشته خودش استعفانامه خویش را از پادشاهی افغانستان بواسطه عدم موافقت ملت تحریر کرده به علی الصباح ٢٤ جدی ١٣٠٧ عازم قندهار شد. درینمحل که از یکطرف خائنین ملی از طرف دیگر مهاجمین و مخالفین اعمال امانی از دیگر طرف قوه فائقه جمعیت دزدان که به پول و اسلحه و انواع مراعات برخی از زعمای بزرگ عصر امانیه بدرستی تقویه و تنمیه شده بودند بر موفقیت خود قانع شدند و هر واحد آنها مید از اجرا پیشرفت پلان خود مساعد و یدند ابداً سر تسلیم و اطاعت را به امر عنایت الله خان فرونیاوردند در حالیکه جامعه عموم احزاب علیه به او نیز خوش بین نبودند و با همدیگر میگفتند که عنایت الله خان در اعمال و افعالش منزله استادی و بزرگی را بر امان الله خان داد ازین جهه با ما با رت او نیز اطاعت نخواهیم کرد. معاهده بستن عنایت الله خان با جماعه دزدان خلاصه عنایت الله خان در ظرف پادشاهی (٧٤) ساعته خویش محصور و از هر طرف بمقصد تسخیر ارگ بر وی مهاجمه جریان داشت تا اینکه نامبرده بحکومت انگلیز استدعا کرد تا ذریعه طیاراتیکه هر روزه در آنموقع به سفارت انگلیز رفت و آمد داشت او را ازین ورطه فنا نجات دهد سفارت انگلیز در مقابل انجام این تمنا اجازه و رضا میلیونر ائشرط --- page 408 --- سعاد بستر عنایت الله خان با جماعه دزدان ٣٣٥ جلد اول - نادر افغان نهاد که فعلاً علی الرغم خائنین دوره امانی ریاست آنرا حبیب الله بچه سقو ، در دست داشت، ونظم و اداره شهر و شش کروهی تمام سمت شمالی را مینمود ، سلاخی و خونریزی تاراج و یغماگری و فجائع لایتناهی دزدان بشدت جریان داشت و تمام نقاط حاکمه و اطراف و حوالی شهر را بشدت وقوت تسخیر ، وارگ را از هر طرف بزیر آتش های شدید توپ و ماشیندار گرفته ، عزم کرده بودند که عنایت الله خانرا دستگیر کنند عنایت الله خان یک وفد اصلاحیه را از طرف خود نزد بچه سقو فرستاد و استد عارهائی و رفتن خود را بخارج نمود . بچه سقو به این شرط تمکین نکرد و او را تسلیم شدن نگذاشتن ارگ با و وام دادن جنگ دعوت و زیرا بچه سقو بنابرینما استاد ان با هرش یقین داشت که حس نفرت عموم طبقا ملت بالنسبه تمام خاندان امانی نظر به اجراآت مخالف اسلامی شان لایتنها یه میباشد همچنانکه امان الله شاه نتوانست که وضعیت خود را اداره و در میدان جنگ قدری دوام میکرد عنایت الله خان هم نمیتواند با همین تجهیزات مکمل حربی خود باندازه چند ساعت بمقابله ما دوام کند لامحاله دستگیر شده بهر قسمیکه خواسته باشیم خودش را با اطرافیان او جهته عبرت سائرین مجازات میکنیم . ولی درینجا عده از اعزه و خوانین کوهستانی و بعضی از روحانیون بنظور --- page 409 --- معاهده بستن عنایت الله خان با جماعۀ دزدان ٣٣٦ جلد اول - نادر افغان پافشاری کرده سقوزاده را بدلائل قانع ساختند تا عنایت الله خان را پس از قبولیت شرائط چند بگذار که از افغانستان خارج شود لذا بچه سقو گفت که عنایت الله را با دو سه نفر مردانه و اناثیه متعلقه اش بعد از عهد و پیمان بستن در حاشیه قرآن کریم باین مسئله که الی ما دام الحیات دگربار بافغانستان داخل نشود و برخلاف ملت اسلامی آن هیچ اقدامات ننماید رخصت میدهم که یک آن اولتر از افغانستان خارج شود اگر در ظرف ٢٤ ساعت از افغانستان نه برآمد البته بذلت تمام خودش همراهاشان اعدام کشید میشوند. عنایت الله خان بکمال مسرت این شرائط را قبول و در صدد نوشتن آن بقرآن کریم برآمد، ولی دیگر مأمورین اعزه که در ارگ با او محصور والی تهیۀ لوازم سفرش به بودن افغانستان مجبور بودند ازین وضع نا ملائم او بر آشفتند، باوی سرعربده را نهاده در آویختند که لااقل تأمین حیات و شرط مأمون بودن آنها الی موقع اخراج شان از افغانستان باید درین عهد نامه الحاق شود زیرا نتیجه اعتمادیکه ما برشما و شاه مخلوع امان الله خان کرده و شما یا نرا به پادشاهی برگزیدیم نباید اینطور شود که شما با پول و ذخائری که از گوشت خون اندوته اید گل بخار از افغانستان برائید و ما را مانند رمه بر رحم گرگان خونخوار بگذارید. --- page 410 --- معاهده بستن عنایت الله خان با جماعۀ دزدان ۳۳۷ جلد اول - نادر افغان بالآخر عنایت الله خان و عموم رعمای بزرگ سلطنت و اعزۀ ملت که در ارگ بودند امارت سقاوزاده را تسلیم و در قرآن عظیم باین شرائط با او بیعت کردند :- ۱:- عنایت الله خان عهد میکند ابداً بمخالفت بچه سقو و ملت افغانستان اقداماتی ننماید و از القای فساد و اغوا در وطن الی الابد اجتناب میکند . ۲:- عنایت الله خان تمام اولاد و عائله خود را با محمود لی خان وکیل شاه مخلوع امان الله خان و عبد العزیز خان وزیر حربیه و احمد علیخان با مبلغیکه برای سفر خرج شان اعطا شود در طیاره می برد . ۳:- باید تمام مأمورین ملکی و نظامی و افراد عسکری که در ارگ اند انمال و هستی خود مأمون باشند، لااقل الی یکماه ما بعد ازین تاریخ باو شان اجازه رفتن با عائله داده شود . در ذیل این عهدنامه عموم مأمورین و اعزۀ که در ارگ بودند تصدیق و امضا کرده بروز جمعه ۲۸ جدی ۱۳۰۷ ه ش بپچه سقو فرستاد و در عقب آن بصورت فوری عنایت الله خان با فامیل خود و عبد العزیز خان و احمد علیخان بمعرفت همفریز سفیر انگلیز ذریعه طیاره به پشاور و از انجا بقنده[ار] --- page 411 --- حکومت ثانوی امانی در قندهار ۳۳۸ جلد اول - نادر افغان رفت مرکز حکومت چندین صد ساله افغانستان را سرنگون ساخت و میدان سفاکی و بی باکی و یغما و چپاول گریرا برای دزدان کوهدامنی خالی کرد، تا هر ظلم و وحشتی را که خواسته باشند اجرا و ملت را بمصائب مبتلا کنند. حکومت ثانوی امانی در قندهار پس از ورود اعلیحضرت امان الله خان بقندهار و وصول متعاقب عنایت الله خان تکرار بدماغ امان الله شاه فکر استرداد تاج و تخت افتاد و بر شوت و تطمیع وعده و معذرت و فرستادن مادر و خانم و دیگر مستورات خود بنام ننگ، عرق حمیت قندهاریهای غیور را بحمایت خود میشورانید برای تسکین خاطر انها دیگر روز جمعه در جامع خرقه علی رؤس الاشهاد در یکعالم گریه و زاری از خطایای ماضی خود توبه و استغفار و جہراً کلمه طیبه را تکرار خواند و برای القای جوش و خروش عمومی جریده بویه کشیده و در صدد ازاله توحش و بربریت دزدان که عالمی به ستوه و فغان آورده بود به اقدامات آغاز و تکرار حکومت ثانوی خود را اعلان کرد . درینموقع بعضاً ازین ظاهر داری امان الله خان متأثر شده بحمایتش کمر همت را بستند و عده از مظالم و فجائع سقوی که آوازه ان تمام افغانستنارا --- page 412 --- حکومت ثانوی امانی در قندهار ۳۳۹ جلد اول- نادر افغان بلرزه درآورده بود بعزم ازاله و امحای آن با او متفق شدند و در صدد تهیۀ عسکر و لوازم حربی برای حمله بردن بر کابل آماده شدند. عده درین گیرودار بیطرفی خود را انسب دیدند و برخی نظر به بداخلاقی ها و بی دیانتی های عصر امانی علی الرغم امان الله خان دم از طرفداری سقو زده و مخالفت قطعی حکومت ثانیه میزدند و چند نفر به طرفداری پادشاهی علی احمد خان الی کلبه جنبانی داشتند. پادشاهی علی احمد خان والی در مشرقی جناب علی احمد خان والی که بحیثیت رئیس تنظیمیه مشرقی بعد از سقوط عموم قوا امانی در عرض راه و دستگیری محمود خان یاور بجای جناب شیر احمد خان در ماه قوس ۱۳۰۷ از طرف حکومت امانی با اختیارات کافی بمشرقی رفته بود بعد از استیلای بچه سقو بر کابل کوس امارت را بنام خود کوفت اکثری از اهالی مشرقی و دیگر مخالفین دوره امانی را نیز طرفدار خود ساخت (۱) چنانچه عده از حامیان الی قندهار هم در مقابل اعلان (۱) با اینکه علی احمد خان والی مورد تنقید عامه بود چون در مقابل بچه سقو اعلام پادشاهی کرد مردم بواسطه تنجا از مظالم سقوها با مأرتش اطاعت کردند و دعای موفقیت او را مینمودند تنها جناب محمد گلخان فرقۀ مشر مشرقی و آقای سید حسن خان بپادشاهی او مقید کرده گفتند باید بکات حقیقی وطن کوشید و مؤا د تفرقه را از بین قوم کشید لی علی احمد خان والی این سخن را نشنید و در نتیجه بواسطۀ اقدامات اساسی سقویها و نزاع قومی که ملعون بودین والی بطرفداری حکومت ابی از طرف قبایل مشرقی به ۱۷ دلو ۱۳۰۷ در جگه دلک شکست تاراچ شده خودش با چندی از رفقای خویش بغطاء تشکیل از راه مهمند عزیمت فرمالی پشاور شد ما بقی حالات حکومت ثانوی امانی با فرار مخفی آن و دستگیر شدن والی در آتی ملاحظه شود. --- page 413 --- اثر انقلاب افغانستان بر جناب محمد نادر خان ٣٤٠ جلوس نادر افغان پادشاهی ثانوی امان الله خان تائید سلطنت عالی را با مقابل حکومت سقوی امانی میکردند انعکاس خبرهای افغانستان در خارج واثرات آن بجناب محمد نادرخان در فرانسه اطلاعات این انقلاب که قطعیتاً از قید و ضبط و ربط حکومت مرکزی خارج بود و ملت را در یک حرب خونین و قیام آهنین بنام ازاله خرافات عصر امانی وسقوط و امحا قطعی چیزهائیکه مخالف عرف و عادات و مذهب وملیت آنها بر ایشان جبراً تحمیل میشد داخل کرده بود، مکملاً و موضحاً بدول و ملل خارجه بوماً فیوماً واصل و در مندرجات جرائد بزرگ دنیا شامل و بعامه مطالعه این ازین خون ریزی و مجادله سهمگین افغانستان معلومات حاصل میشد . وقتیکه جناب محمد نادر خان از بروز این انقلاب اطلاع گرفتند و روز بروز از شدت و افزونی مخالفت و ضعف ادارۀ حکومت و افزونی خرابی جنگی مطلع می شدند در بستر بیماری بچنان یک قلق و اضطراب و پریشانی گرفتار گردیدند که هیچیک قلم مقتدر بتعریف کردنش موفق شده نمیتواند . بمجردیکه از خبر مخلوعیت و حرکت امان الله خان و اطلاعیه عدم ثبات --- page 414 --- اثر انقلاب افغانستان جناب محمد نادر خان ٣٤١ جلد اول - نادر افغان عنایت الله خان و استیلای بچه دزدان بمرکز افغانستان مطلع شد. طاقت این مرد وطنخواه طاق شده خود را در رسانیدن بسروقت مملکت در قیقت مصیبت جهتہ خبر گیری و دستگیری از ملت محبوب شان وجداناً و ایماناً مکلف و مامور دید و در خون افغانی و عروق اسلامی او در همین بستر بیماری یک جوش و حرارت فوق العاده تولید و حس اسلامی و جذبه قومی با و این مطلب را خاطر نشان کرد که: ای نادر! امروز وطن محبوبت محتاج خدمتگذاری و غمخواری تست، ارواح پاک اجداد و نیاکانت برای ایفای خدمت و جدیت در راه استخلاص و نجات وطن و دور ساختن لکه بدنامی از دامن غیرت و حمیت افغانی منتظر و رو بسعادت آمود تست. بر خیز و در راه نجات او ازین تلاطم خونین وطن که هر ساعت ہستی و موجودیت او را تهدید میکند صرف مجاہدت فرما، اگر در نجات و خلاصی این کشتی طوفان رسیده قومت موفق شدی البته که وظیفه ایمانی و وجدانی خود را انجام داده، و اگر درین راه مقدس کشته شدی البته که حق خدمت وطن و فرض منصبی خودت را که یک --- page 415 --- اثر انقلاب فغانستان بجناب محمد نادرخان ٣٤٢ جلد اول - نادر افغان عسکریه باز هستی بشرافت بجا آورده خواهی بود هر چند که امروز تو در بستر بیماری خوار و زبون افتاده امّا چون نیّت و قلبت پاک و دلت قوی و عزمت متین است امکان دارد که لطف خدا رفیق طریق تو شده ، از دست ناتوان تو یک فائده و تسکینی برای وطن و ملتت برسد . ای نادر برخیز و بآن قربانگاه فدویت و صحنه سر بازی و حمیت و آن میدان امتحان گاه صداقت و شجاعت مردانه وار حاضر شو که امروز در آن جا هزاران پدر بی پسر ! و چندین عائله و خاندان خوار و زار و خاک بسر ! و هزاران دختر و پسر بی پدر ! هزاران عمارت و قصور طعمهٔ آتش نیستی و خاکستر نشین ابدی گشته ! متاع و ذخائر هزاران خانه نصیب نهب و غارت دست ظلم پرست چنگیزان بیریحم و دزدان سفاک شده ! بیت المال مسلمین حصص اخوان الشیاطین یعنی قطاع الطریقان پنجه آهنین رسیده و میرسد سیلاب اشک و خون سرتاسر انرا فرا گرفته و هیچکس از مال و جان و حیات خود ایمن نیست . جَاءَتْ دَاهِيَةٌ تَرِجُّ مِنْهُ دُهَيْآءُ . --- page 416 --- مشاوره عدم حرکت سپهسالار درین حالت اضطرار ٣٤٣ جلد اول - نادر افغان بعضی حضرات که دران داکترها و معالجین سپه سالار نیز شامل بود باو شان مشوره دادند که سفر شما درین وقت که صحت تان بدرجهٔ اخیر خراب است خالی از خطر و ضیاع نفس تان نیست علی الیقین این عزم و تصمیم شما که باین جسم زار و وجود ناتوان و بیمار آرزوی خدمتگذاری وطن را دارد بپایه تکمیل نمیرسد و خداناخواسته در عرض راه طائر روح از قفص جسم شریف تان پرواز میکند، و این تمنای شما که میخواهید این جسدتان را که از آب و هوای افغانستان پرورش یافته ومی باید در راه خدمت و نجات او در همان خاک پاک دفن شود ابداً بسر نخواهد رسید! برعلاوهٔ آن چون حکومت و زعمای امور افغانستان نه تنها بمشاوره و نظریات شما عمل پیرا نشدند بلکه از بی اعتنائی و عدم قدر دانی خود شما و خاندانی تانرا از کار بیکار و درین عالم غربت خوار و زار و پریشان و بیمار گذاشته اند چه لازم است که فعلاً شما بآن مملکت که بعضی رجال بزرگش با شما ظلم و اعتساف و بی انصافی را روادار شده اند خدمت بکنید . --- page 417 --- مشاوره عدم حرکت سپهسالار در محاربه صفرار ٣٤٤ جلد اول - نادر افغان فرضاً اگر شما از پنجه این مرض مهلکی که دمبدم حیات شما را تهدید و مشکلات و موانع مزیدی را برای تان تولید میکند، بنجات و شفا حاصل کنید چگونه خواهید توانست، در موقعی که سر تا سر افغانستان مسموم و عموم ملت خواهان وطن دوست از اصلاح آن محروم، و هر لحظه شعله افشانیهای این آتش خانمانسوز در ترقی و تزايد حسرت اندوز است، و سکنه افغانستان بالعموم نه تنها از شخص امیر امان الله خان بلکه از تمام مأمورین و منسوبین آنزمان بدرجه اقصی دل گزیده و هراسان، و از همه آنها نالان میباشند، کاری کرده بتوانید و یا در ان افغانستانی که فعلاً محشرستان است، مصدر اجراآت مطلوب، در فراهم آوری وحدت و اصلاح مرغوب شوید . ممکن است شما گوئید طوریکه در بغی منگل سنه ١٢٩١ شمسی آن آتش مخالفت را بهمت و فعالیت خود منطفی کردم، قسمیکه در محاربه سنه ١٢٩٨ شمسی داد شجاعت و حماست را دادم و در تدویر و انضباط ولایت مشرقی بعد از خرابی مدهش آن و تنظیم ولایت قطغن و بدخشان در یکفرصت پریشان موفق شدم، این واقعه را هم اصلاح و تنظیم خواهم کرد، ولی موقعیت شما در انسداد این سیل موحش مخالفت حاضره با آن کامیابیهای سابقه تان صریحاً قیاس مع الفارق است، زیرا که عموم مقصود دارند احدی نمیتواند که این آتش سوزان افغانستانرا خاموش کند. --- page 418 --- عزیمت جناب محمد نادرخان بفرانسه برای نجات وطن ٣٤٥ جلد اول -- نادر افغان عزم جناب محمد نادرخان برای خدمت نجات افغانستان جناب محمد نادر خان بیمار، باین مشاوره و افکار اهمیتی نداده بحضرات سردار محمد هاشم خان و سردار شاه ولیخان امر داد که شما درین سفر خدمت وطن، بامن رفیق شده سر از حالا به تهیه لوازم سفر بپردازید، زیرا که بر ما و شما خدمت و صداقت کردن به مملکت و معاونت و راحت رسانیدن به ملت افغانستان درینموقع نازک که تمام ملت محبوب ما در دریای خون شناوری دارند، و اوضاع و احوال آنها نهایت زار و زبون است فرض میباشد، من هر چند بیمار هستم، باز در دل خود قوت طپیدن را در راه نجات وطن بکمال شدت محسوس میکنم، و آخرین نفس و قطره خونم را آرزومندم که درین راه نثار کنم. من این بی شرفی و بیناموسی را ابداً متحمل شده نمیتوانم که ملت عزیزم در امواج مصائب و بلیات گرفتار و انواع تکالیف و زحمات بر اوشان ابنا ر باشد، و من در اروپا به معالجه و انتظار صحت خود خونریزی و پریشانی و محو و انقراض ملتم را تماشا کنم! نی من میروم و این سرم را که بارها برای حفظ شان و شرف وطنم برای فدا کردن حاضر کرده ام، تکرار برای قیام امنیت و فراهم آوری اسباب رفع نفاق --- page 419 --- عزیمت جناب محمدنادرخان از فرانسه برای نجات وطن ٣٤٦ جلد اول - نادر افغان والقای صلاحیت ملتم قربان میکنم. اگر قبل از رسیدن افغانستان در راه بعلت مرض موجوده‌ام که تاب و توان را از من مسلوب نموده است داعی اجل را لبیک گفتم. باز هم افتخار خواهم داشت که در راه خدمتگذاری وطن محبوبم حیاتم را پدرود گفته ام. بعد از تهیه لوازم سفریه بتاریخ ۵ دلو ۱۳۰۷ جناب سپه سالار با برادران شجاع مدارشان از نیس حرکت و کمر را برای خدمت وطن بستند. چون سپه سالار قابل حرکت نبود در مواقع تبدیل نواقل و سواری جہاز اوشانرا ذریعه چهارپائی (اسٹریچر) حرکت میدادند. در چند روز اول سواری جہاز حقیقته که حسب پیش‌بینی داکتران حالت این مرد صداقت طویت خیلی مدهش و نازک واقع شد. از سخن گفتن بکلی قطعاً محروم دیگر از کلمات خارج از موضوع و مباحثات در عالم خیال با ملت افغانستان چیزی شنیده نمیشد ولی در عین غشی و بیهوشی متفکر و متذکر و حواسش متوجه بسعادت و بهبود وطن بود. چنانچه در عین مخاطبه با برادرانش اوشانرا بوظائف غمخواری و رہنمائی ملت ہدایت میدادند. و از نتایج آتیه همان حالت استفسار میکردند و بر حسن و قبح اجرآت شان که الی الان از قوه بفعل نیامده بود. آنها را توبیخ مینمودند ولی بنازم لطف خدایرا که باین سپاهی صادق و خدمتگذار لایق. نظر به این اراده پاک و عزم خجسته‌اش در عین سفر جہاز افاقه را نصیب و مرضش رو به بهبود گذاشت و در موقع ورود ببمبئی فی الجمله --- page 420 --- وضیعت مرض اوشان بالنسبه فراسنه تسلی بخش بنظر می آید. پذیرائی جناب سپه سالار در هندوستان (۱) در موقع وصول جهاز سپه سالار صاحب بتاریخ ۲۱ دلو در بمبائی مورد پذیرائی زیادی از طرف اهالی آنجا شدند، و یک مجلس بزرگ بتقریب ورود شان در قونسلگری افغانستان انعقاد شده جم غفیری از اعزه ومشاهیر محلی دران شرکت داشتند. درطی این مجلس از هر طرف اوضاع جگرخراش انقلاب افغانستان مظالم حکومت دزدان وعزائم جناب محمد نادرخان بحث دائرشد. این ذات ملت دوست درین مجلس اجمال عزیمت شانرا باین الفاظ به عموم ابلاغ فرمودند: «من جہتہ قیام امن و مصالحت ووحدت بافغانستان میروم و در راه مصالحت کوشش بلیغ خواهم کرد.» بعد از انحلال این مجلس سپه سالار صاحب جهتہ رفع کسالت واقامت چند روزه ببوتل تاج محل اقامت گزین شدند. درینجا یک هیئت اہل قلم و مدیران جرائد بقدمنشان مشرف شده راجع بطرز عمل شان خواهان معلومات شدند. (۱) این حالات و بیانات سپه سالار صاحب که در خاک هند واقع شده از جرائد اردو وانگلیزی اقتباس شده اند. --- page 421 --- مذاکرات سپه سالار غازی بنمایندگان جرائد هندی 348 جلد اول - نادر افغان ارشادیهای شفاهی سپه سالار غازی باهل جرائد «شخص من وعموم افراد خاندانی من مقصدی جز این ندارند که برای قوم و وطن خویش درین حالت نازک خدمتی را که موجب قیام امنیت و القای مصالحت باشد بکنند، ما در نظر داریم که بقوت بازو و دل و دماغ تمام مساعی خود را در راه سعادت افغانستان صرف کنیم، تا روح وحدت و اخوت را در تمام اقوام و طوائف افغانستان تولید و برای قیام و استحکام یک حکومت مقتدرهٔ اسلامی که مطابق میل و رضا عمومی باشد، زمینه را تهیه کنیم . تا ضامن دوام استقلال و بقای با شرف ابدی داشته بتواند زیرا اگر این اوضاع موجودهٔ وطن ما تا چندی دوام کند، نه تنها حریت و استقلال افغانستان خدا ناخواسته ضائع و برباد بلکه برای امن جهان نیز خطرات بی پایانی را فراهم خواهد آورد، لذا من با وجود علالت تکالیف زیاد این سفر طویل را برخود گوارا نموده آرزومندم تا برای وطن خود خدمتی را انجام بدهم [درینجا جریده نگاران عرض کردند که باجازهٔ جناب سپه سالار میخواهیم که آن عزائم عالیه شانه را که در طی این حرکت در خاطر دارند تحریراً جهتہ استطلاع عامہ بنویسیم، لذا سپه سالار صاحب بیانات آتی الذکر را برا شان جهتہ انتشار اخبار اعطا فرمودند] --- page 422 --- بیانات تحریری سپهسالار غازی بجرائد ہندی ٣٤٩ جلد اول - نادر افغان بیانات تحریری سپهسالار صاحب بانشر جرائد ”یقین کنید که من با خلوص نیت پیام امن و مصالحت و خیر را گرفته جهتۀ اصلاح حالات پریشان کن امروزۀ افغانستان میروم و در انجام این مطلب مقدس هیچ یک مقصد شخصی از خود ندارم. در ضمن آن پیامات متعدد خیر مقدمی که برادران صلحِ از من دوستانم توقع کرده اند، که باید بقندہار بروم ولی این احبابم بایستی درین مسائل که تعلق بطرز عمل من دارد بر من اعتماد کنند و مرا بفکر وارادۀ خودم بگذارند تا ہر طریقه را که خودم برای قیام امنیت و مصالحت لازم دانم کار فرما شوم“ ”اولین شعلۀ من صرف مجاهدت در خاموش کردن این آتش سوزان است که موجب تباہی مادی ومعنوی افغانستان میباشد. زیرا اگر حالت اضطراب انگیز کنونی افغانستا قدری دوام کند، خدا ناخواسته موجب ضیاع استقلال و آزادی و موجب ممات ابدی وطن محبوبم شده، امنیت عالم را در خطره خواهد انداخت، حالانکہ کوشیدن در قیام امنیت فرض ذمت تمام اقوام خود مختار و مستقل عالم است، عام از اینکه آنہا عضویت جامعۀ ملل را داشته باشند و یا نداشته باشند“ ”این فدائی وطن با وجود ناسازی طبع و خرابی صحت با برادرہایم بحیثیت یک --- page 423 --- بیانات تحریری سپہ‌سالار غازی و جرائد ہندی ٣٥٠ جلد اول - نادر افغان فرزند باوفا و تابعدار وطن برای خدمت ملک و قوم خود از فرانسه آمده‌ام تا درین موقع نازک بقدر طاقت و توان خویش خدمتی برای ملت و مملکت خود انجام دهم؛ من و تمام خاندان من از خلوص نیت، این خدمت را بدون هیچ یک مدعا و مقصدی که علاوه بر قیام امنیت و مصالحت در ملک باشد انجام می‌دهیم، و مدعی تاج و تخت نمی‌باشیم. بلکه می‌خواهیم که حکومت افغانستان برخلاف گذشته و حال، تابع فکر و ارادهٔ عامهٔ ملت بوده فعلاً از خانه‌جنگی و برادرکشی دست کشیده یک شخص صحیحی را بشاهی خود انتخاب کنند، در آنصورت هر شخصی را که عامهٔ ملت بپادشاهی خود برگزیدند، ما هم بمتابعت ملت محبوب خود و خیر وطن خویش برای اطاعتش و خدمت کردن برکاب او حاضریم». «برین غلط فهمی‌هائیکه موجب فتنه و فساد و بغض و عناد در داخلهٔ افغانستان شده من از حد زیاده متأثر و متأسفم. الله تبارک و تعالی حافظ و ناصر افغانستان باشد، و آزادی و استقلالش را دائم و قائم و تعلقاتش را با سائر دول معظم عالم چنگواً برقرار داشته باشد و بما چنان قوت و قدرت را عطا کند که خدمات بی‌غرضانهٔ خود را بحیثیت یک مصلح خیراندیش و ثالث بالخیر برای ملک و ملت خود ادا کنیم و آن مشوره‌های مفیدهٔ ما را که برای رفع اختلافات و خانه‌جنگی حاضره و فراهم آوری --- page 424 --- بیانات تحریری سپهسالار غازی در جرائد هندی ٣٥١ جلد اول - نادر افغان وسائل اخوت و اتحاد یکه موجب عزت و عظمت و شرف افغانستان آتیه است بر ملت ماموثوثر ثابت گرداند» «من و خاندانم احوال رقت اشتمال موجوده اعلیحضرت امان الله خان را بکمال تأسف و همدردی مینگریم و میدانیم که این همه حوادث اسفناک در اثر اقدامات نا عاقبت اندیشانه اوشان که در جوش تجدد پسندی بر خلاف حسیات عمومی بعمل آمده است، باز هم ما برای خیر شخصی اوشان و منافع جامعه از مساعی خالصانه خویش خود داری نخواهیم کرد » «در خاتمه من ذریعه شما ارباب جرائد مشوره بیغرضانه و صادقانه خود را سر تا ملت محبوبم تقدیم میکنم ، تا آنها از جوش مخالفت فرو شده بر حال و مال خود دقت کنند و برای حیات با شرف دائمی خود از اتحاد و اتفاق کار بگیرند و مملکت خود را ازین گرداب مخاطره نجات دهند ، و در انجام این مقصد از خدای پاک معاونت طلب کنند ، وقتیکه ملت محبوبم متحد و متفق و بمعاونت خداوندی متوسل شدند حتما لطف ایزدی شامل حال شان شده اینطور یک حکومتی را قائم خواهند کرد که مطابق میل و آرزوی شان بوده ضامن حفظ آزادی و استقلال و شرف و سعادت ابدی شان خواهد شد » . --- page 425 --- نصیحت نامه‌های متحد المال سپه سالار غازی بسایر اقوام افغانی ۳۵۲ جلد اول ـ نادر افغان نصیحت‌نامه‌های متحدالمال سپه سالارغازی بعنوان عموم اعزه و معاریف افغانی برعلاوه این ارشادهای شفاهی و تحریری حضور تعلی سپه سالار غازی که باهل جرائد و عامه اهالی هند و افغان و غیره ذواتیکه بعز ملاقاتشان نائل میشدند اظهار و اعلان فرموده اند یک یک نصیحت نامه‌های اصلاح ختامه دیگریرا که عیناً بر طبق همین مضامین فوق الذکر تحریر و بتعداد زیاد طبع شده بود بعنوان عموم اعیان و اشراف و کلان شوندگان اقوام و طوائف افغانستان فرستاده عنوانهای مرسل الیهم درین اعلانهای مطبوعه بقلم تحریر و هر واحدی ازین اعلانها بامضای سپه سالار غازی تصدیق میشد و درین اعلانها بدلایل مقنعه و عبارات مدلله و مضامین رقت افزا عموم ملت را باضرار نفاق و خانه جنگی و مفاد وحدت و اخوت یگانگی دانانده، بمردم توصیه زیاد شده بود تا از جنگ و جدال و قتل و قتال منصرف بوده این آتش خانمان سوز را که دمبدم هستی وطن را بوادی عدم می کشاند بصورت بحث و مذاکره منطقی و این اختلال عمومی را بجرگه و اتفاق آرا عموم طبقات ملیه فیصله نمایند . --- page 426 --- بیانات سپه سالار غازی در عرض راه هند ۳۵۳ جلد اول - نادر افغان حرکت از مبئی وصول مخرمانه سپه سالار غازی بپشاور بالجمله سپه سالار غازی چند روز را در بمبئی گذرانیدند و هر روزه هم در هوتل، اعزه و معاریف بشرف ملاقات شان نائل و هم اوشان را در دعوتهای مخصوص که محض جهتہ پذیرائی و احترام شان انعقاد می یافت مدعو میفرمودند، و در همه مواقع ملاقات و باریابی نفری در بمبئی و غیره شهرهای عمده هند و عرض، عندالاستفسار جناب سپه سالار همین نظریات و افکار قیمتدارش را بحضار خاطر نشان و تکرار میکرد و این نکته را بیشتر تذکر میداد که : «من میخواهم که عموم نمایندگان ملت را در یک جرگه عمومیه مدعو نموده آنها را بصحبت و قیام امنیت و اتخاذ نظریات متحدانه آنها ، راجع به تأسیس یک سلطنتی که مطابق میل و آرزوی عامه باشد و شخصی بر آن انتخاب شود که نیک کردار و دیانت شعار و پاک باز و در همه صفات خود ممتاز باشد، من نه برخلاف اعلیحضرت امان الله خان و نه برعلیه علی احمد خان، و نه بر ضد دیگران اقدام میکنم بلکه به خیر و فاد ملت و مملکت مصروف اقدامات میشوم وجداً حامی و طرفدار و بازوی توانا همان قوم و یا شخص خواهم شد که در دلهای اوشان حسیات وطنخواهی و ملت پروری --- page 427 --- بیانات سپه سالار غازی بمعرض عام هند ٣٥٤ جلد اول - نادر افغان و جذبات بہیخواهی و خیرسگالی عمومی موجود و در نظر عامه بنظر محبوبیت دیده شوند. در مواقعیکه مردم هند راجع به استرداد تاج و تخت امان الله خان از اوشان معلومات میخواستند و یا از اوشان توقع میکردند که شما کوشش کنید که وی دوباره صاحب تاج و سریر شود، میفرمودند که :- «من با اعلیحضرت امان الله خان کمال همدردی دارم، ومصیبت حاضره او را که از دست عجلة پرست خودش واقع شده است بنظر تأسف می بینم، اما راجع به پادشاهی مکرر اوشان چیزی گفته نمیتوانم، زیرا که انتخاب امیر از وظایف اساسی ملت است، مردم هر آنشخصی را که بنظر محبت و اعتماد میبیند و آنشخص هم واقعاً یک ذات خیراندیش و مدبّر و بہیخواه باشد، البته که ہمانشخص پادشاه خواهد شد » بالجمله سپه سالار در ایت مدار از بمبئی الی پشاور در میان ازدحام پذیرائی کنندگان و ہلہلہ ہای دعای موفقیت و کامیابی و رفع مصائب مملکت افغانی عبور میکردند و مخصوصاً در ان قرارگاه های ریلوای که با مصار کبار هند واقع است بیشتر جمعیت های پر از ازدحام اعزه و معاریف و سائر انام موکب نادری را خیر مقدم گفته از سپہ سالار گفتاری را می شنیدند، که مفاد آن فوقاً مرقوم شد . --- page 428 --- اعزام جناب سردار محمد هاشم خان بطرف مشرقی ٣٥٥ جلد اول - نادر افغان ملاقات سپه سالار غازی با علی احمد خان در الی پشاور و اعزام جناب سردار محمد هاشم خان (بطرف مشرقی) بالجمله سپه سالار صاحب در میان جوش و خروش پذیرائی و دعا گوئی اهالی بتاریخ اول حوت در پشاور شد درینجا هم از طرف اعزه و معاریف محلی و اقوام و قبائل سرحدی که قبلاً جهت پذیرائی شان حاضر شده بودند، مورد استقبال شایانی شده، عین همان بیانات و ارشاداتهائی را که قبل برین نگاشته شد ایراد نموده با نفوس سرحدی تبادل افکار کردند. درینموقع جناب علی احمد خان والی که بعد از سقوط شاهی و تاراج شدن هیئت اداری و نفری معیتی او در جگدلک نیز با چند نفر از رفقای شان وارد پشاور شده بودند با سپه سالار صاحب ملاقات و از مجاری امو کما حقه باوشان اطلاعات دادند. برعلاوه آن دیگر مشکلات که از مظالم سقاوی بجان رسیده فرار را بر قرار اختیار، و تازه دران دیار آمده بودند نیز بحضورشان تشرف جسته، معلومات لازمه را بعرض رسانیدند، بعد از کسب اطلاعات موثقه راجع بجریان انقلاب و حسیات عامه جناب سپه سالار صاحب چنین پروگرام خود را معین فرمودند، که برادر دانشورشان سردار محمد هاشم خان را حسب هدایات مکتوبه برای تنویر افکار اهالی مشرقی از راه دکه به جلال آباد بفرستند، زیرا که حضرت معظم له بنظر بگذاره و سلوک خوبی که در دوران حکومتی اعلی و نائب سالاری نظامی شان در مشرقی فرموده اند خیلی زیاد بنظر عاملیت و ثیق است --- page 429 --- اعزام جناب سردار محمد هاشم خان بطرف مشرقی ٣٥٦ جلد اول - نادر افغان شجاعت پیکر آنجا بنظر محبت و اعتبار دیده میشوند . اغلبا از راهنمائی و ارشادات هاشمی نه تنها آن جوش مخالفت و جذبات معاندت آنها رو بسکون خواهد گذشت که بطرفة العین ادنا حرکت آنها موجب وقوع یک انقلاب مهوش و بر هم زدن شیرازه سلطنت منظم گردید بلکه ممکن است که در راه وحدت عمومی ملت و فراهم آوری موجبات رفاه و امنیت وطن نیز مظهر خدمات خوبی بشوند . هر چند بر جناب سردار محمد هاشم خان ازین مفارقت صوری سپهسالار غاز (در حالیکه تا هنوز در حال ضعف و نقاهت بیماری میباشند و دوره های ضیق النفس و ذات الصدر بآنها خیلی تکلیف و زحمت را عاید میکند ) خیلی شاق و مشکل میگذرد اما تعمیل این امر و هدایت نادری که برای خیر قوم و بهبود وطن مفید است هم باید حتماً در محل اجرا و تطبیق گذاشته شود ، لذا این ذواتیکه جان و مال و هستی خود را برای نثار کردن در پیشگاه خیر جامعه خویش اهمیت نمیدهند بکمال فعالیت و مستعدی با وجود علالت سپهسالار و دغدغه که از جانب اوشان بخاطر داشت برای خدمت وطن بمفارقت صوری حاضر شدند و برادر معظم شان را بلطف ایزدی و در عالم اسباب تحت تیمارداری سردار شاه ولیخان سپرده بیک وضع رقت آور با هم دیگر را --- page 430 --- عزم سپه سالار غازی بطرف سمت جنوبی ٣٥٧ جلد اول .. نادر افغان تودیع و دعای رفع بلیات حاضره را از ملت نجیبه شان نموده جدا شدند. عزم سپه سالار غازی بطرف سمت جنوبی بالجمله سپه سالار صاحب در اوائل حمل ١٣٠٧ (بعد از تودیع برادر مهر پرور شان محمد هاشم خان و اعزام اوشان بسواری موتر از راه دکه بطرف مشرقی) بصورت خصوصی از راه کوهاٹ عازم سمت جنوبی شدند زیرا که طبع علیل شان مائل بدیدن تظاهرات و پذیرائی اھالی که قبلاً از ان بپیمانۀ بزرگ تهیه گرفته اند نبود، ولی بمجرد وصول اوشان در هر شهر و قریه و قصبه عرض راه جنوبی اعزه و مشاهیر هر محل ، مقدم شانرا گرامی داشت مردم دقیقه از مراتب اعزاز و احترام این مردیرا که با این وجود بیمار و احوال زبون و زار خویش برای خدمت وطن و اشتراک در مصائب ملتش در صدد اقدامات اند فروگذار نمیشدند. حصص درمیانی کوهاٹ ٹهل را سپه سالار صاحب بآهستگی طی فرمودند و راجع بترتیب نقشۀ حرکت و صورت اصلاحات خود فکر و اندیشه میفرمودند و در عین زمان راجع بآمدن خود جهة اصلاح و خدمت افغانستان باقوام جنوبی اعزه اطلاعاتی میدادند و با آن ذواتیکه از دست مظالم دزدان تازه وارد سرحد شده بودند تبادۀل --- page 431 --- ملاقات سپه سالارصاحب با جنرال شاه محمود خان ۳۵۸ جلد اول - نادر افغان افکار کرد و ر اخذ معلومات ثقه راجع بچگونگی اوضاع وطن و حسیات اقوام و طرز عمل سقاوزاده صرف اوقات میفرمودند . ملاقات سپه سالارصاحب باجنرال شاه محمود خان بعد از استیلای بچه سقو بر مرکز بنابر توصیه خوانین و معتبرین کوهستانی و تعلیم اساتذہ کاردان خود بچه سقو مکلف و مأمور شد که باید جهته تحکیم و حشت و پیشرفت مقاصد بر بریت خود از ان اشخاص و اقوام درینموقع بیشتر کار بگیرد که آنها در عصر امانی مظلوم و زیاده تر مورد غیظ و غضب و اعتساف حکومت واقع شده باشند از انجملة به اکثری از مأموریت های مهم و وظائف عمده بدون خواهش و رضا، همان اشخاص و اقوامی غائبانه از طرف سقوزاده انتخاب و معین شدند که شاه مخلوع بآنها بیشوه بد اخلاقی و بی اعتنائی را مرعی و اسباب گزند خاطر و انزجار شانرا فراهم آورده بود. درین سلسله لازم دیدند که بجناب سپه سالار صاحب هم دعوتنامه در پاریس توسط سردار احمد شاہ خان پسر عم معظم شان سردار عبدالعزیز خان وزیر مختار اسبق افغانستانی در طهران بفرستند چنانچه این ذوات علی الفور بذریعہ طیاره اعزام و مأمور بآوردن سپه سالار صاحب شدند و هم سردار شاہ محمود خان را مکلف و مأمور داشت تا در سمت جنوبی رفته --- page 432 --- عزیمت جنرال شاه محمودخان از کابل بجنوبی ۳۵۹ جلد اول ـ نادر افغان آن اقوامی را که در ۱۳۰۴ از دست امان الله خان تکلیف و زحمت دیده بودند نه تنها در ربقه اطاعت سقا زاده بیاورند، بلکه آنها را وادار کنند که در قندهار بجهت مقابله و جلوگیری از حرکات شاه مخلوع رفته مصدر اقدامات مخالفانه شوند. چون جنرال شاه محمودخان اینطور یک ماموریتی را که باعث تخلیص اوشان از مظالم دزدان شده وسیله ارتباط شانرا با اقوام غیرتمند افغانستان فراهم آورد، از خدا میخواست بکمال مسرت آنرا پذیرفته با عده از رفقای هم مسلک خود، که درد وطن را بالنسبه این فجایع بیشتر داشتند و حالات حاضره را بنظر تاسف میدیدند، عجالتاً عازم سمت جنوبی شدند، تاریخ حرکت شان از کابل در ۲۲ شعبان و خط سیرشان کلنگار، چرخ، پانخواب شانه، خوشی، دوبندی، جاجی بود. بمجرد خروج از منطقه حکمرانی دزدان که در انوقت بیشتر از شش کروهی کابل نفوذ نداشت، با عزه و معاریف لوگر و چرخ و خروار و دوبندی و جاجی و چمکنی و غیره نقاط مجاور عرض راه کاملاً از حقائق اطلاع داده آنها را به وخامت این وحشت وضعیت دزدان میداناند و راجع بوحدت و اخوت و سنجیدن یک چاره مخلص ازین بلیه و فکر رفاه و سعادت آتیه توصیه میکرد. در اثنای این حرکت افواهاً خبر ورود سپه سالار صاحب پاهبند بغرض ورود --- page 433 --- ملاقات سپه سالار باجنرال شاہ محمودخان ۳۶۰ جلد اول ـ نادر افغان افغانستان شنید، با اینکه از مرکز رفتن سردار احمد شاه خان عبدالعزیز خان الملقب نيز بعقب او شان دیده بود ولی قلباً اطمینان داشت که سپه سالار صاحب با وجود بعد مقام و عدم استطلاع از هویت و وحشت این دزدان ظلام رأساً عزم رفتن کابل را نمیفرمایندخود را در ان گرداب بلا که من هزار شکل از ان برامده ام غوطه ور نمیسازند، الحق که اشوهٔ افغانی بملاحظه وسعت نظر و عاقبت اندیشی و حس کنجکاوی که در وجود سپه سالار صاحب سراغ داشتند کاملاً مطمن بودند که هرگز این ذات ستوده صفات وطن پرور ملت دوست غیور، متحمل دروا دارنمی شود که دعوت یک دزد فضول بی سروپا را که نظر به بد اخلاقی و بی دیانتی امان الله شاه خیانت کاری رجال بزرگ امانی وحس نفرت و مخالفت عمومی تخت و تاج را دزدیده است قبول کند باز هم جهته ازاله اندیشه و در عین زمان ملاقات و اخذ نظریهٔ این ذات با تجربه درین واقعهٔ نائله و خبر گرفتن از چگونگی صحت شان که قبل از بروز انقلاب از شدت دوران مرض شان اطلاع گرفته بودند عزم و تصمیم کردند که از جاجی بغرض استقبال شان براه پاره چنار عازم هندوستان شوند . خوشبختانه در پاره چنار جنرال شاه محمود خان بشرف ملاقات برادر معظم خود پیوستند و سر و روی همدیگر را بوسیدند و بملاقات هم اظهار مسرت، وقصهٔ عالم فراق، و --- page 434 --- ملاقات جنرال شاه محمودخان باسپه سالار غازی ۳۶۱ جلد اول ـ نادر افغان مصائب حاضره را سر کرده و از مجاری امور و علل و اسباب بروز انقلاب، سقوط سلطنت امانی، فرار عنایت الله خان، استیلای دزدان، مظالم و فجایع اوشان و حدس نفرت و مخالفت عمومی نسبت بوحشت سقوی، تشبثات ثانوی امان الله خان راجع باسترداد تاج و تخت، و پیدا شدن حس مخالفت مکرر اقوام بالنسبه ازاله اثر امان الله خان و جزع و فزع عمومی از وحشت و بربریت دزدان فرستاده شدن سردار احمد شاه خان برای دعوت جناب سپه سالار، برآمدن خویش از مرکز، والقای آن حسیات و جذباتیکه از لوگر تا اینجا جنرال در مردم تزریق نمود واینکه این اجراآت من و ورود سپه سالار در سمت جنوبی موجب غیظ و غضب نفری سقوی شد تمام عائله ما را محبوس خواهند کرد تعیین خط مشی آتیه راجع بفراهم آوری اتحاد و پیدا شدن روح مصالحت و اطمینان در عامه ساکنین وطن و غیره جریانات مرکزی و اطراف و نواحی افغانستان معلومات مفصل و موثقی را بحضور سپه لارصاحب اعطا نمودند و ازین اطلاعات تأسف و حسرت سپه سالار افزودند و از ملاقی نشدن سرداراحمد شاه خان که اغلباً در سفر بجر از همدیگر بیخبر مانده گشته اند تعجب کردند. پس از اختتام این مذاکرات و تعیین طرز عمل جهته وحدت ملی و دفع مظالم سقوی --- page 435 --- ورود سپه سالار غازی بافغانستان ۳۶۲ جلد اول - نادر افغان که هر دقیقه دوام انواع تکالیف را برای ملک و ملت موجب است و دعوت نمودن عامۀ ملت را بطرف انعقاد جرگۀ عمومیه و سنجیدن خیر و منافع عامه بحرال شاه محمود خان از حضور سپه سالار امر شد که بجهه اداره تنظیمات جاجی و چمکنی واپس معاودت فرمایند و خودشان هم از راه خوست عازم افغانستان شدند . ورود سپه سالار صاب بخاک افغانست و پذیرائی شان در سر حد خوست در موقعیکه سپه سالار صاحب بسرحد افغانستان آمدند حسب اطلاعیه هائی که سابقاً بنتیجۀ داخله واصل شده بود جم غفیری از مردم افغانستان بغرض استقبال و شنیدن ہدایات و نصائح این مرد دانشور حاضر بودند ، حضرت عالی ازین حسیات قدردانا نه او شان اظہار مسرت و با هر یک طائفه و جمعیت علمیه علیحده اظہار ملاطفت مینمودند و آنها بالمقابل از دیدن این خیر اندیش و خادم حقیقی شان بمسرت تمام هم آغوش و بدعا گوئی موفقیت شان در نجات وطن ازین گرداب رنج و محن میپرداختند . بالجمله سپه سالار صاحب ۱۹ برج حوت ۱۳۰۷لیه با سردار شاه و لیخان و سید شریف خان و حاجی محمد نواب خان و دیگر مشایعین که بغرض استقبال شان از --- page 436 --- ورود سپهسالار غازی به افغانستان ۳۶۳ جلد اول - نادر افغان داخل سرحد رفته بودند بفرصتی وارد خوست شدند که مراسم پذیرائی مکمل اوشان قبلاً از طرف نظامی و ملکی خوست باصول خوب گرفته شده بود . غند عسکری زیر قوماندۀ نور محمد خان غندمشر بکمال محبت و گرمجوشی رسم تعظیم و سلام را ایفا و ۳۱ ضرب توپ مژدۀ ورود سپه سالار غازی را بخاک افغانی اعلان کرد . مأمورین ملکی بریاست آقای محمد سرور خان حاکم اول این خطه مراسم استقبالیه را بجا آورده، تمام اهالی نیز با خوانین و علما و سادات و مشایخ صمیمانه آداب پذیرائی را اجرا نمودند . قبلاً صفحات جرائد و یا افواهات از خرابی صحت و علالت مزاج جناب سپه سالار صاحب خیلی چیز ها شنیده و خوانده میشد که اینجا بالفعل علامات منتهی ضعف و علالت در چهرۀ شان دیده میشود، و با همین حالت ضعف و علالت سعی میکردند با هر یک از مستقبلین، ولو دور باشد منتهی لطف و گرمجوشی را نشان بدهند. پس از اتمام مراسم پذیرائی نطق مؤثری راجع بحالت بحران موجودۀ وطن و اراده که برای آن درین گوشۀ مملکت خود را رسانیده اند ایراد داشتند، که مفاد نطق قرار آتی بود :- --- page 437 --- اولین نطق سپهسالار غازی در خوست ٣٦٤ جلد اول - نادر افغان «در حالیکه در فرانسه مریض سخت بستری بودم خبر افروخته شدن آتش انقلاب در وطن و دچار شدن آن بمصیبت خانه جنگی و بی اتفاقی بذریعه جرائد واقف شدم» «چون بحالت داخلی وطن آشنا هستم و وخامت خانه جنگی را درین مملکت مسلح که تعلیم مشتملبر اقوام مختلف میدانم که تا کدام پایه برای وطنم خطرناک است و خداناکرده آنرا بکدام پایه فلاکت و تباهی میکشاند، ازینرو هرچند که حرکت کردن برایم از طاقت بیرون بلکه خطرناک بود، اما درد و بیطاقتی خود را ازین حالت مملکت برخود مشکلتر دیده به برادران خود محمد هاشم خان و شاه ولیخان اصرار نمودم تا مرا یکجا رسانیده بطرف وطن بیارند» «حینیکه به پشاور رسیدیم بفضل خداوند صحتم اندکی از حالت بیقراری بروی بهی گذاشت لذا از آنجا محمد هاشم خان بطرف مشرقی و خودم با برادر خود شاه ولیخان باین سمت آمدیم و از خداوند قادر یگانه آرزویم همین است که برای دفع این بلای منزل خدمتی کرده رفاهیتی را برای آتیه وطن که ما فرزندان آن هستیم آماده و حاضر بسازیم» «بعد از عید (که برای آن سه روز مانده است) با تفاق اقوام و خوانین و علما واہالی اینجا یک مجلس تشکیل خواهیم داد، که درباره حالت حاضره مملکت و اقداماتی که --- page 438 --- اجمل وضعیت عمومی افغانستان موقع ورود سپه سالا ۳۶۵ جلد اول - نادر افغان باید بشود، مذاکره خواهد شد» بعد از ختم این بیانیه جناب شان بطرف چهاونی رهسپار شدند، چون منزل امروزه و مراسم استقبال برای شان زحمت داده بود برای تجدید قوا بطرف اوطاقیکه جهت استراحت شان تهیه شده بود رفتند. اجمال وضعیت عمومی افغانستان در موقع ورود جناب سپه سالار محمد نادر خان بخوست در موقع ورود سپه سالار صاحب در تمام افغانستان یک بحران و بنظمی و پریشانی عمومی حکمفرما بود که اجمالاً ازین وضعیت ذیلاً تذکر میدهیم :-- کابل: از سقوط سلطنت امانیه و تسلط سقو زاده بر مرکز الی الآن سه ماه گذشته مردم مرکز و اطراف قریبه از دست ظلم و وحشتگری دزدان نهایت پریشان اند، اعزه و معاریف ملت مخصوصاً از مرکز بانواع مظالم و فجایع گرفتارند، تشکیلات حکومتی از حیث اداره و پیشرفت صحیح امور کاملاً درهم و برهم و برای اجرای بربریت و سلاخی و انجام مقاصد رذیله سقو بچه هیئت اداری او باین قرار بود . --- page 439 --- تشکیلات دسته دزدان که پادشاهی نیز دیده اند ٣٦٦ جلد اول - نادر افغان حبیب الله بچه سقو - امیر (۱) حمید الله برادر حبیب الله بچه سقو - معین السلطنه ملقب به سردار اعلی (۲) سید حسین نائب السلطنه وزیر جنگ (۳) ملک محسن کلکانی والی خود مختار (٤) سید محمد قلعه بیگی خود مختار چهل نفر دسته دناره بچه سقو حسب مراتبهم برکد، جرنیل، کرنیل، نائب سالار سپه سالار خود مختار . شیرجان وزیر دربار و معلم خصوصی سقو زاده . (۱) بچه عبدالرحمن سقو نوکر ملک محسن کلکانی که اولاً بحیثیت یک دزد معمولی بروز کرد و باز در قطعه نمونه جلب شده، در اثنای تنگیها دوره ملازمت گریخت و در عین گریز مرتکب سرقت و قتل شده از هم مشربان خود داره تشکیل داد در محاربه ۱۳۰۳ تکرار در نفری قطعه نمونه جلب و با محمد ولیخان در گردیز بود بعد در جلال آباد بواسطه مجادله که با مردم کرده بود حبس و از محبسخانه محبوسین را با خود گریخانده، در جمعیت سابقه نفوذ افزود، و امنیت شمالی را بدرجه مختل کرد که والی کابل با قوه زیاد به تعقیبش برامد اما سقوزاده، بلطائف الحیل گریخته به تونگی رفته شاگرد یک سماوارچی شد و بعد از چندی بوطن برگشت و در وحشت و اختلال امیت به پیمانه وسیع افزوده در عین زمان با خائنین وطن هم مناسباتی را تأخر و حسب توصیه آنها قطاع الطریقی خود را بلباس مذهبی و پلان سیاسی تحویل داده هر روزه نقشه حرکات خود را از خائنین بزرگ امانی میگرفت و در فراهم آوری مشکلات حکومت میکوشید تا اینکه از تهور جبلی و معاونت اعدای شرف ملی و حرکات فتنه زای امانی تخت افغانی را دزدید و خود لقب جعدی و غیره تراشید و خائنین سلطنت خواه را بخاک سیاه نشانید. (۲) برادر حبیب الله بچه سقو که تا چندی شاگرد سماوارچی و نان بای و بعداً بادسته سارنده ملحق شده بازنگری میکرد و در آخر به داره برادر خود شامل شد. (۳) رفیق صمیمی سقو زاده و از جمله زراعت پیشه گان چهاریکار است. (٤) یکی از ملکان معمولی کلکان که دهقانی میکرد و با دزدان روابط داشت. --- page 440 --- تشکیلات دزدان که پادشاهی ندیده اند ٣٦٧ جلد اول - نادر افغان محفوظ وکیل وزارت حربیه . عطاء الحق وزیر خارجه . عبدالغفور تگابی وزیر داخله . عدلیه - چون لزوم نداشت از تشکیل خارج شده بود . مالیه - میرزا مجتبی خان وکیل وزارت مالیه . معارف - این طبقهٔ جاهل بمعارف احتیاج نداشتند لذا از تشکیل قطعیاً خارج شد. طبییه - زخم و جراحت چندان افزونی کرده که طبیه بآن رسیده نمیتوانست لذا لغو شد. اعضای این وزارت ها بعضا از مامورین سابق و عده از معتمدین سمت شمالی و علاقمندان سقوزاده است ، تشکیلات اداری او در بحران و تزلزل و در یکروز صدها منصب داده و صدها منصب گرفته میشود ، امنیت من حیث المجموع (بعلت اینکه دزدان پادشاهی را دزدیده اند) خوب است ، ولی بصورت نهب و غضب و یغما بشدت تمام اخلال امنیت بیک شکل دیگری جریان دارد ، و به بهانه داشتن تفنگ و کارطوس و لاقی گری و تجددخیالی و کارداری و مخالفت بحکومت سقوی و جرم مراوده و مخابره نمودن با وطنوان امان و غیره بردم اذیت و انواع مصیبت وارد است و اثر اقدامات وحشت و بدویت سقوی باطراف و نواحی نظر --- page 441 --- [BLANK PAGE] --- page 442 --- ضمیمه صحیفه ( ٣٦٩ ) جلد اول کتاب « نادر افغان » این قصر از جمله آن قصور عالی جلال آباد است که در اثر انقلاب يك توده تراب شده است حریق شهر وچاونی وخساره های وارده دگر قصور مرکز وعرض راه مشرقی راهم برین باید قیاس کرد ! --- page 443 --- اجمال وضعیت افغانستان در موقع ورود سپهسالار غاز ۳۶۸ جلد اول - نادر افغان به ادعای غلط مهدی گری و تشهیر شدن بچه سقا بیک شخص خارق العاده روحانی تشبثات ثانوی شاه مخلوع امان الله خان و حس نفرت عمومی که مردم از وشان دارند نیز روز افزون مشاهده میشود. قندهار فراه اگر چه در این تاریخ امان الله خان اعلان استرداد استعفای خود را نموده است و برای تجنید یک لشکر جبهه اسقاط سقا کار میکند ولی مردم قندهار و فراه نه بحکومت سقا تسلیم کرده اند و نه بطرفداری امان الله شاه چندان اظهار سحیمی میکنند و در گرفتن یک طرز عمل صحیح متردد و متذبذب میباشند . هرات : هر چند ملحق بقندهار و زیر قیادت محمد غوث خان و محمد ابراهیم خاستان ولی مواد مخالفت بشدت در ان موجود و امروز یا فردا انتظار بیک زدوخورد شدتی بر خلاف حکومت امانیه میرود . ترکستان : بدست سقا افتاده بود ولی تنها شهر مزار، اما در اطراف آن امنیت مفقود و رعایا خود سر هستند، از حکومت امانیه جداً متنفر و از مظالم سقا مضطر بودند، اما چون سقا موجب نجات آنها از مظالم دوره امانی شده بود او را بر حکومت سابق ترجیح میدادند. مشرقی : باستثنای چند نفر خوانین که مرادشان استفاده شخصی بود باقی --- page 444 --- اجمال وضعیت افغانستان در موقع ورود سپه سالار ٣٦٩ جلد اول - نادر افغان تمام اقوام بچه سقو تسلیم نکرده اند ولی بدبختانه یگانه ولایتی است که در چنین وقت باریک بخانه جنگی شدید گرفتار شده است بالمره نام و نشانی از تشکیلات حکومتی و قشله های نظامی و قصور و عمارات عالی را نگذارده اند، شهر جلال آباد با تمام محتویات آن خالی و در اثر احتراق اوباشه اخلاق متعاقبه جباخانه ویران خاکستر افشان است. هزاره: بسقوزاده تسلیم نکرده و بترتیب دادن یک لشکر برای محاربه بچه سقو مصروف راه هائی را که از ان فکر تعرض سقویها میرفت بدرستی تسدید کرده اند. تگاب: با بچه سقو مخالفت نموده حمله و لشکرکشی را بر کوهستانی ها بنا کرده اند، و ترتیبات دست دفاعیه را برای خود اتخاذ نموده اند. وردک: با کمال شجاعت و فداکاری با عساکر سقوی که میخواستند طرف غزنی بروند مقابله کرده چندین قوای سقوی را سقوط و فعلاً با او مردانه وار محاربه، و از خود فعالانه مدافعه میکنند نورستان: بچه سقو تسلیم نکرده در کمین فرصت و وضعیت هستند و تمام معابر خود را تسدید و جریانات عمومی انقلاب را تحت هدایت جناب عبدالوكيل خان مراقبت میکنند. قطغن: به بچه سقو اطاعت و بیعت کرده است، ولی از توحش و بربریت سقویها --- page 445 --- اجمال وضعیت افغانستان در موقع ورود سپهسالار ۳۷۰ جلد اول - نادر افغان بجان رسیده اند و نسبت به آتیه خود خیلی پریشان و متردد اند اما بواسطه نهضت ثانوی امان الله شاه باسقو ها مجبوراً موافقت میکنند . لوگر : یکعده اقوام باثر هدایت ملای شاه مزار و بعضی افراد دیگر بسقوی اطاعت کرده اند ولی ازین اطاعت خویش ندامت دارند. یکعده دیگر اقوام بزعامت و تبلیغات آقایان جانباز اوسی محمد خان چرخی و آقایان میرزا محمد نوروزخان و حاجی محمد نواب خان و پسران شان و عبد الجمیل خان کلنگاری و عبد الغنی خان سرخ آبی و غیرشان مخالفت با سقو داده اختیارات ترتیبات حمله را بران عساکر و مأمورین سقوی که جهته تسخیر و اداره لوگر در صدد حرکتند تصمیم نمودند میمنه : در اول بحالت تذبذب مانده بود ولی وقتیکه ولایت مزار بدست بچه سقو افتاد و از اقدامات مکرره شاه مخلوع مطلع شدند اهالی میمنه هم با و بیعت کردند اخیراً برین اطاعت خود حیرت و از اوضاع سقویها شکایت دارند . جنوبی : چون بالنسبه بهمه نقاط افغانستان چهار سال پیشتر از اوضاع اشتعال آمیز حکومت امانی مخالفت کمر بسته بودند و از طرف حکومت بشدت سرکوبی دیده متحمل انواع صدمات و تکالیف شده، تا مدت زیادی بزیر حکومت شدید عسکری امرار حیات داشتند، در تخالف و از پا در انداختن حکومت امانی که آنرا مخالف شریعت و جذبات ملیت خود تصدیق کرده بودند میکوشیدند --- page 446 --- اجمال وضعیت افغانستان در موقع ورود سپهسالار ۳۷۱ جلد اول - نادر افغان چنانچه در اول بروز واقعه شینوار مرحوم چگنی و بعد از ان اهالی جاجی چهاونیهای عسکر را تاراج و تشکیلات حکومتی را منحل، و تمام سمت جنوبی خود را از قید حکومت آزاد کردند، تنها معسگر های گردیز وارگون و خوست بحال دفاع ماند. خوست : از وقتیکه حکومت امانی منحل شد تا دیروز یک نزاع بلکه یک مقاتله متوالی بین مأمورین ملکی عسکری و اهالی خوست جاری بوده است مدار نزاع یا مقاتله همین بود که اهالی منحل شدن هیئت اداری ملکی و نظامی که در خوست بود مطالبه کرده مأمورین را میگفتند شما همه اموال و اسلحه را که تحویل خود دارید، اعتماد کرده بما بسپارید هر وقتیکه یک حکومت تشکیل شد ما همه را بآن خواهیم سپرد . اما مأمورین ملکی و نظامی این تسلیم را خلاف شان شرف منصبی خود اعتبار کرده مرکزیت و مقام و حیثیت رسمی را دوام و محافظت میکردند و اهالی درین مطالبات خود بد و جنبه بودند : یکی از راه مذاکره و مسالمت پیش می آمدند، جنبه دیگر از راه جنگ و محاربه پیش آمده جداً منحل شدن هیئت مأمورین را مطالبه واطراف چهاونی را هر روزه حلقه های بزرگی اهالی حاطه و هنگامه را بدرجه محاربه میرسانیدند. سپه سالار غازی همان حدت عمومیست اهم ترین چیزی که انرا پیشتر از همه چیز باید دانست، خط حرکت سپه سالار غازی است. --- page 447 --- سپه سالار خواهان وحدت ملی است ۳۷۲ جلد اول - نادر افغان میباشد، زیرا مسلم است نظریۀ یگانه شان نجات دادن مملکت ازین گرداب تباهی میباشد نقشه که این فرد خیر طلب در مخیلۀ خود سنجیده است بجان یک یک فرد این مملکت علاقه و مساس خواهد گرفت اگر چه تا الحال از نقشه و حرکت خود صریحاً چیزی بیان نداده اند ولی باز هم از روی قیاس دادن اوضاع عمومی مملکت و انداختن یک نظر به بیانات شان که تا اکنون گفته اند خط حرکت شان را اینطور استخراج میکنیم که «فلاکت امروزه افغانستان خیلی مدهش است و اگر اندک طول کشید خدا ناکرده عاقبت بسیار وخیم دارد در حالیکه علاج این قضیه اگر به تدبر شود آسان است، یعنی همه ملت اولاً در رفع نفاق و خانه جنگی صرف مساعی کنند و متعاقباً عموم آنها نشسته راجع برفه الحالی آتی و سعادت وطنی خویش فکر درستی نمایند. بهر قسمیکه خیر خود ها را میدانند اقدام کنند، در موقعیکه این انقلاب بذریعۀ اتحاد ملت برطرف شود و باصول صحیح برای سلطنت شخصی که برضای تمام ملت باشد انتخاب گردد» سپه سالار صاحب ایام ما قبل عید فطر ۱۳۴۷ بلملاقات و اتخاذ افکار و نظریات اقوام و خوانین و پیدا کردن زمینه وحدت و اتفاق و ترتیب دادن موضوعاتیکه در جرگه باید زیر مذاکره گرفته شود گذرانیدند، مکتوبهای متحدالمال --- page 448 --- حزن اندوه عمومی تقریب عید ۳۷۳ جلد اول - نادر افغان قریباً بمفاد نطق شان بعموم خوانین جنوبی و لوگر و باقی اطراف دور و نزدیک که در ضمن آن اطلاع ورود اوشان بغرض نجات وطن نیز مذکور بود فرستاد شد که در ان مکتوبها یک ندای عمومی برای لزوم وحدت و اتفاق داده همه ملت را بضرورت عقد یک جرگه عمومی جهت تدقیق در مشکلات حاضره و رفع نزاع حالیه دعوت کرده مقصد خود را که پیدا کردن رشته اتفاق است ابلاغ نمودند. حزن اندوه عمومی تقریب عید یوم ۲۳ حوت که روز اول عید بود باستثنای مراسم مذهبی که بجا آورده شد باقی هیچ اثری از بودن روز عید در چهره ها دیده نمیشد، سردار والا سپه سالار صاحب نماز عید را با جم غفیری که جهت ملاقات شان آمده بودند در میدان گلف خوانده بعد از ادای نماز برای تبلیغ افکار و نظریات خودشان موقع را مناسب یافته با تاثر حسی که در انوقت برای شان پیش آمده بود، راجع به اینکه این عید عوض سرور و خوشی بالعکس بروز غم و حزن تصادف کرده است یک نطق موثری ایراد نموده بچه سقو و پادشاه شدن او را کما حقه بیان و تصویر کرده مآل و نتایج وخیمه که از دوام این شخص پیدا میشود بیان فرمودند، بعد از ادای نماز و اختتام این نطق --- page 449 --- اثرات درود سپه سالار غازی ٣٧٤ جلد اول - نادر افغان که بطور مخصوص در آنرو زیک تاثیر خیلی زیادی داشت جمعیت پراگنده شدند سردار سپه سالار صاحب نیز بطرف چهاونی عودت نمودند «۱» اثرات ورود و خط حرکت سپه سالار صاحب امروز اولین روزیست که گرد و نواحی چهاونی که در اغلب روزها خطوط محاربه بوده عبور و مرور از ان قطعیا ممکن نمیشد ، بشرف ورود سپه سالار صاحب غازی از مهاجمین خالی ، و مامورینیکه قریبا از دونیم ماه باینطرف محصور بودند قرین خوشحالی بوده آزادانه بهر طرف گشت و گذار کرده یک نوع تبدیل عمومی از هر حیث درین سر زمین دیده میشود . بطور مجموعی میتوان گفت از ساعتیکه سپه سالار غازی درین سر زمین رسیده اند اوضاع خیلی فرق پیدا کرده است ، و این تغیر بزرگ را میتوان نشانه قوی فقویت نادری در مستقبل گرفت ، مخصوصا درین موقعیکه اهالی مملکت بهمه سمیات باشکستاند میروند ولی به ایشان عقیده مندی و حرمت مخصوص دارند . (۱) اکثر این وقایع سمت جنوبی از روز نامچه عزیز در ایت بنیان آقای محی الدینخان میر و صاحب امتیاز جریده " انیس " کابل ، و یاد داشتهای مدیر صاحب اخبار " غازی " سمت جنوبی ، مدیر صاحب اخبار " اصلاح " حاجی جنوبی که شرف همرکابی سپه سالار غازی را داشتند و دگر رفقای همسفر شان اقتباس و جمع آوری شده است. --- page 450 --- تشرف اقوام بحضور سپه سالار غازی ۳۷۵ جلد اول - نادر افغان تشرف اقوام جنوبی بحضور سپه سالار غازی خبر ورود سپه سالار صاحب بهر نقطه که میرسید اقوام آنجا یک جماعه بزرگی تشکیل داده خود را بحضورش میرسانیدند چنانچه بروز دوم عید هم جماعه بتعداد هزار نفر تخمیناً آمده سپه سالار صاحب قراریکه دیگر اقوام را درین چند روز می پذیرفتند، بمیدان گلف رفته با این اقوام بازدید نموده قریباً با یک یک نفر آنها عبارات تبریک عید را تبادله فرمودند. این اقوام هم بنام شادیانه ساعتی را به آتن کردن گذرانیدند، بعد ازان سپه سالار صاحب برای اتمام کارہائیکه جهته امروز تعیین شدہ بود واپس بقرارگاه خود عودت نمودند. برعلاوه این دیگر اقوام هم از دور و نزدیک آمده میروند و سپه سالار صاحب هر کدام را ملاقات میفرمایند، و اقوام هم هر کدام گرمجوشی خود را بذریعه خواندن نشیدها و قصائد مدحیه نشان میدادند و در امید مزید جمع آوری اقوام به دور سپه سالار صاحب غازی روز بومی فزودند، که منتها امید و آرزوی هر خیر خواه وطن در انوقت دیدن همین مناظر گرمجوشی و علائم وحدت ملی بود. --- page 451 --- جلد اول - نادر افغان ۳۷۶ فیصله نزاع وزیریها سردار شاه محمود خان که از حضور سپه سالار در پاره چنار برای انجام بعضی خدمات جدا شده بودند امروز از جاجی بخوست رسیدند . فیصله منازعه وزیریهای مهاجر و اقوام جنوبی درینموقع مناقشه که بین وزیریهای مهاجر و اقوام محلی بالنسبه آن زمین سرکاری که از طرف حکومت امانی بآنها داده شده بود و فعلاً صاحب کاران آن استرداد او را بقوه جبریه خواستار بودند و وزیریها تمکین نمیکردند، واقع بود، بمجادلہ کشید اگر سپه سالار صاحب در اصلاح آن عطف توجه فوری خود را نمیکرد، البته مسئله بوخامت کشیده اسباب خانه جنگی و گند و گند بازی زیاد را فراهم می آورد، لذا از حضور سپه سالار یک هیئت اصلاحیه از اعزه و اشراف قومی و هیئت همرکابی شان مقرر و بعد از بحث و گفت و گوی زیاد بنا بر مساعیات جان فشانانه هیئت اصلاحیه و ایثار و گذشت وزیریها از زمین متنازع فیه مسئله بمصالحت انجامید، و طرفین صورت فیصله را با قناع خاطر حضور سپه سالار حاضر کردند در یک مجمع عمومی بین شان عهد قرآن گذاشته شد که من بعد کسی نام گندبازی و تفرقه و نزاع را نگرفته، هیچگونه جنگ و نفاق را در بین خود راه ندهند . --- page 452 --- اثر فیصله وزیریها دور و وقوم احمدزائی ۳۷۷ جلد اول ـ نادر افغان یک نوع اطمینان و خشنودی بباشندگان چهاونی و اقوام و شکرنامی زیادیکه در بیرون آن هستند دیده میشود زیرا این قضیه وزیریها که امروز فیصله شده اهمیت بزرگی داشته، چنانچه درعین زمان اگر باین زودی فیصله نمی یافت یقین است خدانا کرده وخامت بزرگ درین سرحد مملکت پیدا میکرد چه اگر نزاع بین وزیریها و باقی اقوام واقع میشد، البته وزیریهای دیگر که خارج خط افتاده اند ازین قوم خود طرفداری میکردند، حاجت بتوضیح ندارد که این نزاع تا کدام درجه طولانی و وخیم می افتاد ولی از فضل خداوند و حسن تدبیر ناطقه خیرخواه ما بود که ازین مصیبت بزرگ جلوگیری کرد، پس جای اینست که همه خوشنود و ممنون میشوند. تشرف جرگه احمدزائیها بحضور سپهسالار صاحب در اول حمل ۱۳۰ طرف عصر میر غوث الدینخان که از خوانین معروف احمدزائی پسر جانداد خان مشهور است با (۶۰۰) نفر و یک عده خوانین احمدزائی و غیرآن رسید قرار گذشته استقبال نمودند و خوانین هر کدام جداگانه معرفی گردید، این تشرف و استقبال خیلی پر جوش و در عین زمان از اهمیت خالی نیست زیرا آمدن خان احمدزائی تا با یک عده زیاد نفری ایشان دلیل بزرگ بر محبوبیت سپهسالار صاحب در قلوب افراد --- page 453 --- اثر ورود احمد زائی در نفرت عمومی از حکومت امانی ۳۷۸ جلد اول - نادر افغان ملت این سمت شده میتوانست ، مخصوصا اینکه نجات و خاتمه فلاکت مملکت در حقیقت بسته ببو دن چنین محبو بیت است ، چه کسانیکه در حقائق این انقلاب تعمق کرده باشند این را با ما تأئید خواهند نمود که ملت از همه کسانیکه بنام کاردار معروف بودند سخت رمیده است ، پس در چنین وقت جمع شدن این اقوام بگرد این ذات نیک رفتار و نیکنام وطن ، حلقه بزرگ امیدواری عمومی بود. نفرت عمومی از حکومت امانی به دوم حمل جرگه از عموم خوانین و موسفیدان اقوامی که حاضر هستند منعقد شده است درین جرگه قراریکه سپه سالار صاحب در نطق روز اول تشریف آوری خود بیان فرمودند مسئله مملکت و چیزیکه باید تعقیب شود مطرح مذاکره قرار داده شد ، بعد از دلائل و مذاکرات خیلی دور و دراز که مسائل از هر حیث زیر بحث آمد، اقوام چنین فیصله و قرار را بحضورشان تقدیم کردند که ما بخطرناکی حالت حالیه مملکت قانع شدیم، و برای رفع این خطرناکی شما را پیشوا و قائد میگیریم، که این اطاعت با شما محض از نقطه نظر عقیده مندی ما اقوام بشما است ولی شرط ما همین است که قبل از حرکت کردن ازینجا بیعت ما اقوام را قبول کرده بما اطمینان بدهید که غیر از خودتان دیگری --- page 454 --- نفرت از حکومت امانی وگرفتن عهد از سپه سالار غازی ۳۷۹ جلد اول - نادر افغان اشغال سلطنت نکند، مخصوصاً با عهد بکنید که با امان الله خان که خبر داریم در قندها مصروف تشکیل حمله میباشد، هیچ ارتباط و مراوده نداشته باشید زیرا که ما از اجراآت مخالف عرف و عادات ملی و فاسد العقیده گی او ایمن نیستیم و بهیچصورت نه با و و نه بمنسوبین او اعتماد داریم و محض علاقه‌مندی و ارتباط را با او جرم سنگین غیر قابل عفو میدانیم . توصیه سپه سالار غازی درین جرگه معلوم شد چیزی که راجع بخط حرکت سپه سالار پیشتر گفته میشد صحیح برآم زیرا با منتها اصرار مسئله تکلیف سلطنت را رد کرد و میگفتند که « آرزوی من گرفت سلطنت نیست بلکه میخواهم نزاعی را که راجع بسلطنت در مملکت پیدا شده است رفع کنم، و این هر دو نظریه با هم توافق نمیکند، اما در باب سلطنت این را بشما، و بهر کسی که صدای من برسد نصیحت میکنم که بدون موافقت عموم ملت بهیچکس بیعت اطاعت نکنید، والاً باز اسباب بی اتفاقی را در مملکت زیاد خواهید کرد، و ازین روست که بشما اطمینان میدهم که من نه برای شخص خود و نه برای شخص دیگری کار میکنم، تنها آرزوی من، رفع نفاق و تشکیل دادن یک سلطنت صحیح برای مملکت --- page 455 --- اثر نصیحت سپهسالار و پیدا شدن حرارت در مردم ۳۸۰ جلد اول - نادر افغان باتفاق عمومی میباشد » . اگرچه این اصرار و رد کردن این پیشنهاد اقوام در ان جرگه پیچیدگی های زیاد پیدا کرد ولی بیانات پر خلوصیت و صراحت حتی پر دلیل سپهسالار باز افکار حاضرین را براه می آورد تا اینکه در اخیر روز همه حاضرین این نظریات شان را چنین قبول کردند : فعلا باید بطرف گردیز حرکت شود و در آنجا جرگه عمومی را از کل اقوام تشکیل داده، درین خصوص بحث میکنیم . تولید جوش و خروش در مردم این ١٤ روز است که سردار سپهسالار درین سرزمین نزول فرمودند و در تمام ساعتهای این روزها با تمام قوای منطقی و استدلالی که داشتند بذل مساعی میمو که وخامت خانه جنگی و نتایج سوء اوضاع کنونی را کماحقه باهالی و اقوام تفهیم نما و در عین زمان تا اندازه که میتوانستند این صدا و ندا و دعوت خویش را به اقوام دور و نزدیک بذریعه مکاتیب فرستادند، از تاثیر همان دعوت های ایشان است که امروز گرد و نواحی چهاونی را که ایشان اقامت دارند اقوام و لشکرهای زیادی گرفته و صدای جوش و آتن و هیاهوی شان فضای این سرزمین را فرا گرفته و بهیجان --- page 456 --- جوش و خروش عمومی پیدا شدن بعض اشکالات ۳۸۱ جلد اول - نادر افغان آورده است ، کسیکه از بیرون آمده این وضعیت را مشاهده کند یعنی بوسطه جهاد فی زعیم یا قائد بزرگی و اطراف وی چنین لشکری با یک چنین جمع و جوش ببیند ضمناً مصیبت امروزه مملکت را که یگانه علاج آن اجتماع و اتفاق خلق است بتصور گیرد حتماً فال خوبی برای حل شدن قضیه فلاکت مملکت بدل خواهد پرورانید، هر صبح مردم جوق جوق تا شام بعضاً تجدید سلام و برخی عرض سلام مینمایند ، و بجوق که خارج میشود یک عالم جوش و تاثر با فتاده گی و خطر ناکی حالت امروزه بدل گرفته برطرف کردن بچه سقوط را حتماً و ضروراً معتقد است ، زیرا درون چهاونی شخصاً سپهسالار صاحب و هر دو برادر محترم شان هر یک صدر یک اطاق بزرگی را اشغال کرده در عین مشغولیات مهم و بزرگی که داشتند ، وظیفه وعظ و تبلیغ را برای فهماندن اضرار خانه جنگی و نفاق بر عهده گرفته اند که فی الحقیقت هر یک ازین اطاقها شکل در سرخانه را گرفته است اشکال در مسلح شدن اقوام ولی با این پر جوشی و عقیده مندی یا قناعت اغلبیه بخطر ناکی حالت با نهم مسئله حرکت که نجات مملکت بسته بآن است آسان دیده نمیشود ، زیرا بعد از فیصله شدن قضیه وزیر بها یک مسئله دیگری در پیشروی مانده (که پر از اشکالات جدی بود) --- page 457 --- پیدا شدن اشکال در تقسیم اسلحه و غیر امور مهمه ۳۸۲ جلد اول ـ نادر افغان و آن عبارت از تقسیم کردن اسلحه در بین اقوام موجود و حاضر است . اگر چه اولاً این امر چندان اهمیت نداشت ولی اخیراً بچندین علت در بعض اوقات تیرگی پیدا کرد و برای چند روز حرکت را بتعویق انداخت، مشکلات این قضیه نه تنها مراعات تناسب عددی اقوام و اندازه لشکر جنگی هر قوم و انواع تفنگی که در جبا خانه موجود است و دیگر جزئیاتیکه ازین قبیل اند میباشد، بلکه علاوه بران اشکالات جزئی و کلی دیگری از بی اتفاقی اقوام در مسائل قومی و غیر آن حوادث دنیا رخ داده میرود که بعض اوقات به تیرگی و تعطیل کار منجر میشد . برای ثبوت حقیقت و تاریخ اینقدر را هم باید گفت که این عوامل و اشکالیکه موجب منع و یا تعطیل حرکت شده میروند، اینها طبیعی و بیجا پیدا نمیشوند، بلکه چنان حس میشود که یکدست مخفی برای پیدا کردن اشکالات کار میکند، ولی بیقین نمیتوان گفت که آیا منشأ این تحریکات محمد صدیق فرقه مشر است ، که اصلاً حزب سقو بوده و حالا در گردیز تمرکز دارد و بمقابل حسیات قابل قدر و عاقبت اندیشی گردیزیهای غیور در اینجا بمنافع سقویها کار را از پیش برده نمیتواند لذا در شقت و اختلاف دیگر اقوام جنوبی جهته نیکنامی خود و برادرانش که ارکان اعظم حکومت سقوی بودند، میکوشد؟ و یا اینکه دست کدام مغرض دیگری هم کار میکند . --- page 458 --- حل تقسیم اسلحه وتصمیم مدبرانه حرکت از خوست ۳۸۳ جلد اول - نادر افغان حل تقسیم اسلحه و تصمیم مدبرانه بحرکت از خوست در سوم حمل قضیه اسلحه تقریبا فیصله وحصه هر قوم جداگانه تعیین شد، لذا فکر پیش رفتن مدنظر است زیرا هر دقیقه که میگذرد در وخامت حال مملکت می افزاید بدترین همه اینکه برای بچسقو فرصت و مجال کار کردن پیدا میشود. بناء علیه پروگام حرکت زیر بحث گرفته شد، که انهم وقت و بحث عمیق بکار داشت. مخصوصا که بعد ازین تاریخ بدو موجب پیش بینی و احتیاط لازم دیده میشود، اگر چه اقوام بسپه سالار صاحب تا درجه اخیر علاقمندی و ایشان در نزد آنها محبوب میباشند، اما باز هم پیدا شدن بعض تحریکات اینرا نشان میدهد که درین سینه های پرعقیده و اخلاص بعض اهل غرض و مفسد هم موجود است. همینکه علاقه اقوام در مهمانداری و همرکابی سپه سالار صاحب بحدی دیده میشود که احتمال زدوخورد اقوام را در بین خود داشت. پس سوال دو چیز بود : یکی اینکه از کدام راه باید رفت؟ دیگر اینکه با کدام اقوام حرکت باید کرد؟ با ملاحظه اینکه منزل مقصود شهر گردیز است، با لآخر قرار برین گرفت، که سردار سپه سالار با جدرانیها از راه جدران، و جناب شاه و لینجان --- page 459 --- مشرف شدن منگلیها بحضور سپهسالار غازی ٣٨٤ جلد اول - نادر افغان با نفری منگل از راه منگل برتو اما آقای شاه محمود خان چنین تجویز شد که از راه جاجی به نزدیکی های لوگر خود را رسانیده در آنجا تمرکز نماید درین بین مسئله تقسیم اسلحه از قرار تناسبی که پیشتر تعیین شده است جاری بود، و انتظار میرفت که تقسیم اسلحه فردا قبل از ظهر تمام و بعد از ظهر حرکت شود. تشرف منگلیها بحضور سپهسالار غازی تا ساعت ١١- ٤ حمل ترتیبات حرکت گرفته میشد، درین اثنا اطلاع رسید که لشکر منگل برای تشرف بحضور سپهسالار صاحب آمدند، جناب ایشان هم برای دیدن این قوم که قریباً بتعداد ٦٠٠٠ هزار سیکجوش مؤثر آمده بودند با عدهٔ از همرکابان خود خارج چونی رفتند، منگلی ها صف بسته بتقسیم قومی ایستاده اند، مجردیکه سپهسالار صاحب از یکطرف صف برای جور پر سانی روانه شدند، اقوام تفنگها را رو بهوا گرفته بهر حدیکه از صف میرسیدند شلک میشد، و برای اتمام تظاهر خوشی هیا هوی میکردند، باران قطره قطره بالآخره بار عد زیاد شدت گرفت آسمان غرسپاس عد و از زمین ترقس تفنگ و هیا هوی خلق محشر را از جوش و خروش بوجود آورد. سپهسالار صاحب وسط قوم قرار گرفته نطق مفصلی از فلاکت و مصیبت مدهشی که نصیب این مملکت شده است ایراد نموده دلائل و براهین مقنعی نسبت بضرورت --- page 460 --- تفرقه عمومی از حکومت امانی ۳۸۵ جلد اول – نادر افغان اسقاط بچه سقوط نشاندند، نطق درین باران بیست دقیقه دوام کشید، درین اثنا خطیبی از قوم منگل برخاسته بعد از اظهار عبارات مانده نباشی از طرف ملت یک تمهید مطول راجع به قدح و مذمت دوره سلطنت امانی نمود، مدار شکایت و نالش او رشوت خواری حکام، عیاشی مأمورین، غفلت حکومت از حال رعایا و پیچیدن در اعمال ناروا، و رفع حجاب نسوان بود که بعد تذکر اکثر ازین عیبها نتیجه را بتکفیرامان الله شا رسانید ؛ خطیب بعد از ذکر کردن تمهید سابق خود از جناب سپه سالارصاحب اظهار کردن یک قرار قطعی را خواهان شد که پیشروی این جمع بزرگ حاضر بیان کنند که با امان الله خان طرفدارنبوده و برای او مشکل نکنند. البته این بیانات سپه سالار را خیلی بتأثر آورد، اخیر برای اطمینان خاطر این جمعیت بزرگ که متهیج شده است تأکید فرمودند که من غیر از خیرمملکت هیچ منظور و مرادی ندارم، درباب طرفداری و غیر طرفداری کس هیچ فکری نکرده ام، اولین مرادم سنجات دادن مملکت ازین آتش خانه جنگی است، اما مسئله سلطنت امریست که میخواهم قرار اتفاق عموم فیصله شود، گویا غیر از رفع خانه جنگی و پیدا کردن امنیت عمومی از طرف هیچکس و هیچ فکر دیگری نیستم. در خاتمه نطق علاوه فرمودند که بعد از مذاکرات زیاد چنین تجویز شده است که برای --- page 461 --- وقوع مجادله و انجام آن مصالحه ۳۸۶ جلد اول ـ تاج التواریخ فارغ شدن از تقسیم اسلحه من بطرف گردیز حرکت مینمایم و آنجا را مرکز قرارداده جرگهٔ عمومی میکنیم انچه بفکر عموم موافق آید از متابعت و اجرا خواهیم کرد، از هر طرف صدا موفقت و دعاها بلند شد و جناب اعلی بطرف چهاونی روانه شدند. باران امروز حرکت سردار شاه ولیخان را برای فردا معطل ساخت ساعت دو لشکر قوم صبری رسید، جناب اعلی برای دیدن شان برآمدند. وقوع مجادله بین مردم صبر و منگل، و مناقشه بین جدیدیها و مصالحهٔ آن ساعت چهار ونیم ۴ حمل دفعهٔ صدای فیرها از بیرون چهاونی بلند شده بدو بدو در صحنهٔ باغ چسپیده نعره ها از هر طرف بلند شد، اینقدر فهمیده میشود که هر قوم فرقهٔ خود را صدا دارد، دروازه های چهاونی بسته و قوم احمدزائی که داخل چهاونی بود برای حراست و حفظ ماتقدم مورچل های سر را اشغال کردند، فیرهای بیرون شدت کرده میرود، ولی قضیه چیست؟ بعضا میگویند راجع بتقسیم اسلحه غلط فهمی شده است برخی میگویند کدام قومی برای هجوم بر چهاونی از کدام طرفی آمده است که معلوم نبودن حقیقت، افکار را مشوش ساخته بود، فیرها تا ۴۰ دقیقه شدت داشت، چند نفری که برای کشف --- page 462 --- وقوع مجادله و انجام آن بمصالحه ۳۸۷ جلد اول - نادر افغان رفته بودند، بالاخره آمده و بیان نمودند که بین قوم (صبری و منگل) که هر دو امروز آمده اند دائر بیک کینهٔ قدیم جنگ واقع شده است. از داخل چهاونی وفدها برای اصلاح فرستاده شد و قضیه تا شام بمصالحه انجامید. به روز پنجم حمل یک حادثهٔ دیگری پیش آمد که قریب بود یک نزاع بمانند دیروز و یا وخیم تر از ان تولید کند که مجبوراً بسبب آن حرکت بتعویق افتاد، حادثهٔ مذکور این بود که قوم (درخیل جدران) بعد از گرفتن تفنگهای حصهٔ خود یک هیاهو و گفت و شنید سختی را بدروازهٔ چهاونی انداختند. علت این شر و شور همین بود که قوم (ببرک خان) که «آنهم جدران است» بیشتر از ما تفنگ گرفته است، ولی این غل و غش بحدی شدت گرفت که گوئی میخواهند این را بهانه گرفته یک نزاع بسازند. این حوادث بزرگ و کوچک که پیدا شد نیز د تحمل آنها خارج از حوصله بود و باز هم اگر حوصله طاقت کرد بتو‌اند، اما اداره و تدبیر کردن این حوادث در چنین اوقات باریک تا نگذارد که قضایا باندازه وخامت رسیده با اینکه سرایت کرده صورت قومی گیرد البته قوهٔ تدبیر خیلی رسائیخواست که مجرد پیدا شدن هر قضیه سپه سالار و یا یکی از برادران شان آنرا اداره کرده حل مینمودند. امروز سر دار شاه ولیخان با فرقه منگل از راه منگل حرکت کردند و بعد از ظهر سردار شاه محمود خان بطرف جاجی عزیمت نمودند. --- page 463 --- اصلاح یک وقوع غلط فہمی ۳۸۸ جلد اول ـ نادر افغان یک حادثه دیگر عصر ۵ حمال صدا بها هوا از بیرون چهاونی بلند شد درد اخل آن ادم هزار دویدن گرفتند معلوم نبود که باز چه قصه پیش آمد ، بالاخره معلوم گردید که دسته از شورش پسندن در صدد دست اندازی بشهر خوست میباشند، حال عجب است: بعد ازین هیچ شکی نماند که یکدست خفیه برا مختل ساختن امنیت دائرہ که سپه سالار صاحب میباشد جداً کار میکند . خصوصاً چیزیکه این گمان را بیقین میآورد عینکه اخلال امنیت و فساد پیشگی همیشه از طرف یک یا دو قوم مخصوص میشد در حالیکه باقی اقوام بامنتهای گرمجوشی و اخلاص عقیده گرد و نواحی ایشان جمع میبودند ، ولی یک دو قومی که فساد می انداخت همیشه از فرصت استفاده کرده حرکت بیجای مینمودند، که تازه ترین اقدام شان همین فکر چور انداختن در شهر خوست بود . ۹ بجه شب باز صدای فیرها شنیده شد ولی چند دقیقه بعد معلوم گردید که خیریت است واین فیرها بواسطه غلط فہمی است که از طرف مستحفظین و گزمه شهر واقع شده است. نزد سپه سالار صاحب این ثابت شد که تا زمان تقسیم شدن اسلحه بودن اینجا حتمی است. از ینرو با اینکه حوادث نیا د میشد وقصه تقسیم اسلحه بض احیان خامت پیدا میکرد، اما بازم همجو شد حوصله برای از هندونه در تخمین داشتند کلان گرفته بانتظار ختم شدن مسئله تقسیم اسلم منتظر ماندند چنانچه دوروز دیگر انتظارم گذشت به ۶ حمل احمد زائیها با خان شان میرغوث الدین روانه شدند . --- page 464 --- حرکت سپه سالار غازی بطرف گردیز ۳۸۹ جلد اول ـ نادر افغان حرکت سپه سالار صاحب بطرف گردیز در ۷ حمل ساعت یک بعد از ظهر بار‌ها بسته و جناب سپه سالار صاحب از راه تنی، رهسپار دالمره، شدند. در راه یکنفر دری خیل بر یک سپاهی برای پراندن تفنگ او حمله آورد از دیگر طرف چند فیر بالای دری خیل مذکور شد. گویا درین جا ثابت گردید که در اقوام جنوبی بعضی مغرضین است که در مقابل برامنع و یا تعطیل حرکت سپه سالار صاحب جان فشانی دارد. امشب مسئله عبور از دره، مدار صحبت تمام افراد هیئت است خوانین جدران که با سپه سالار شاملند تعطیل حرکت فردا را تا زمانیکه از دری خیل نسبت بجرئت دست اندازی که یکنفر شان امروز تفنگ یک سپاهی را بزور پراند ناغه گرفته شود، مصلحت دادند. مراد این خوانین ازین ناغه دو چیز بوده است یکی تلافی ازین وضعیت دست اندازی و دیگر تأمین آتیه. --- page 465 --- اشکال پسندی در میخیل ۳۹۰ جلد اول - نادر افغان اشکال پسندی در میخیل در محل مشرها یعنی خوانین برای فیصله که هیئت قرار داده بودند بطرف دریخیل رفتند ، جمعیت هم بانتظار ایشان در قلعه بزرگ و متین ببرک خان ماند. سپه سالار صاحب این ایام انتظار را در تحریر وطبع اعلاناتیکه مشتمل بر مواد اصلاحیه و وحدت ملیه بود گذرانید، اگر چه بحیث مجموعی اوضاع عمومی اطمینان بخش بوده و بهمان صورتی که تصور میشد چه در استقبال شخص زعیم ملی و یا در پذیرفتن افکار و نظریات شان منتهی درجه پر جوشی و محبت را نشان داده اند اما باز هم بروز کردن بعض دسته‌های مغرض که مکدر ساختن صفای وحدت و اتفاق واقعیت را نشان میداد ، با وجود آمادگی و علاقه‌مندی اقوام پیش رفتن بدون عوارض ممکن نخواهد شد ـ و از جمله دسته‌های مغرضین بعضی نفرها در میخیل ، است با رسوخ ترین آدم‌های در میخیل لوانی نام فقیری است که مریدان خود را با چال و فریب‌های مخصوص صنعت ملنگی که نشان میدهد خیلی بقبضه آورده است همیشه بعد از شام یک دوره وجد و های و هوی دارد درین وقت (وجدا) --- page 466 --- اشکال پسندی در بخیل ۳۹۱ جلد اول - نادر افغان ادعا میکند که در عوالم روحانیت پرواز کرده والعیاذ بالله معلوماً از عالم غیب کشف میکند. مخصوصاً با علوم و علما خیلی مخالفت دارد ولی حال عجب است که نفوذ این ملنگ در تمام سمت جنوبی تنها محدود افراد در بخیل میباشد و دیگر اقوام مخصوصاً علمای کرام او را بنظر نفرت می بینند زیرا که کردار و گفتار او همیشه خلاف اوامر شریعت اسلام است و درین روزها علاقه‌مندی مریدانش باو بیشتر شده چرا که کیسه‌اش از پول محمد صدیق فرقه مشر که برای استخدام او میداد پر شده و او هم برآ پیش بردن مطالب ناجائز سقوی کوتاهی نمیکند. اینک امروز عدهٔ از خوانین برآی فیصله کردن با دری خیلها رفته‌اند ولی از آن طرف جو ابهائی را که عناد و اصرار شان را نشان میداد با خود آورده‌اند و درین مقاومت ظاهر از طرفداری سقوی هیچ نمیگویند ولی این دلیل را تراشیده‌اند که سپه سالار صاحب بطرفداری امان الله خان کار میکند لذا ما او شانرا واگذار نمیشویم. سه روز خیلی مشکل گذشت، نماینده‌های اقوامی که بجمعیت شامل شده بودند وقتیکه اصرار و پافشاری در بخیل‌ها را مشاهده کردند متهیج شده ترتیب --- page 467 --- اشکال پسندی در خیل ۳۹۲ جلد اول - نادر افغان جنگ را با آنها نموده بالفعل زد و خورد هم شروع گردیده ، در نتیجه در خیل ها مغلوب آمده مجبوراً راه مفاهمه را باز کردند. در ۱۲ حمل خوانین و نمایند های که با سپه سالار اند شرائط خود را برای در خیل ها پیش کردند که شما تا وقت گذشتن ما از دره باید یرغل بدهید و نیز تفنگها را که گرفته اید با چیزی ناغه اعاده کنید. مسئله طول و پیچیدگی پیدا کرد و هر چند که معامله طول میکشید همانقدر موجب گرفتگی خاطر سپه سالار میشد زیرا چیزیکه حیات خود را برای آن وقف کرده بودند. جلوگیری از اینچنین منازعات داخلی است در حالیکه پیش روی نظر خود شان منازعه جاری میشود. حرکت از المره براه زیروک طرف شام جلسه خصوصی منعقد شد و در مجلس چنین فیصله یافت که فردا صبح از راه زیروک وارگون حرکت شود. ساعت ۷ - ۱۳ حمل بارها بسته جمعیت از راهیکه دیروز تعیین شده بود بحرکت افتاد ، چند قدمی از قلعه دور نشده بود که سواری چند رسیده --- page 468 --- اثر سوء این وضع درین خیل و اقوام ۳۹۳ جلد اول ـ نادر افغان مکاتیب متعدده بنام خوانین جدران و درخیل از طرف اقوام منگل که با آقا شاه ولیخان هستند آورده بودند درین مکاتیب واقف شدن خودرا از این وضعیکه با اردوی جناب سپه سالار صاحب شده است اشاره کرده بعضاً عبارات تهدید و بعضاً عبارات نصیحت را داشت بهرحال خواه بسبب اینکه فرصت استفاده کردن از این مکتوب ها گذشته بود و یا اینکه نشان دادن این مکتوب ها بکسانیکه برایشان فرستاده شده است زدگی و نفرت را در بین دو قوم سبب میشد. (که اصلاً مراد و مقصد از توحید و تجمع اقوام منظور اساسی است) باین سبب جناب سپه سالار صاحب از طرف خود جواب تشکری باقوام منگل نوشته ـ هیئت راه خود را پویان شدند این کوتل و پرچی بودر سپهالار صاحب درشام ٦ غور سه رسید صبح ١٤ حمل از راهیکه بنام راه ارگون معروف است روانه شد ساعت ٢ بعد از ظهر به زیروک که علاقه بزرگ شهملیابادا اجمال موانع اشکالات در راه وحدت عمومی این منازعاتیکه قبلاً مذکور شد و باز سقوی بودن بعض خوانین با اقوام را انسان خواه مخواه در اندیشه می انداخت که اگر در گردیز هم اینچنین وضعیت پیش شود یقین است که جمع آوری اقوام بر اسقاط سقوی بزودی نخواهد شد. --- page 469 --- وجود موانع مشکله در راه وحدت ملیته ٣٩٤ جلد اول - نادر افغان علاوه بران امروز در گردیز بعضی قضایا کوچک وبزرگ موجود است که حل شانرا ازینجا باید اندیشید :- ١، از وقتیکه سلطنت امانی منحل شد و بچه سقو کابل را گرفت احمدزائی و بعضی اقوام دیگر که ملحقی بگردیز هستند از نیت اداری گردیز کارطوس و تفنگ های خود را مطالبه کرده میروند(١) و این مطالبه چی های اسلحه، دور گردیز حلقه نموده خواه مخواه قبول شدن طلبات خود را بزور یا برضا باشد اصرار میکردند و این حلقه تنها از کسانیکه تفنگ در گردیز داشتند نبود . زیرا گر تنها صاحبان تفنگ میبوند، دائره این حلقه مختصر میماند. مگر چون موقع انقلاب بود و اداره وانضباط معدوم است . ازین رو اقوام و افراد زیادی این حلقه را برا خود مشغولیت خوبی دیده ، حق و ناحق به آن شامل میشدند. مثلاً کسیکه از او تفنگ گرفته شده بود، تفنگ خود را مطالبه میکرد و کسانیکه از او تفنگ گرفته نشده بود، (البته به تفنگی خود را مستحق میدانستند) دیگری شاید کدام روزی از حکومت اذیت یا سزائی دیده بود لذا این را فرصت خوبی (١) اسلحه احمد زائیها همان است که در جنگ منگل سنه ١٣٠٣ بعد از مطیع ساختن شورشی ها این احمد زائیها خلع اسلحه شده بودند و همان اسلحه شانرا در جباخانه گردیز گذاشته بودند . --- page 470 --- وجود موانع مشکله در راه وحدت ملیه ٣٩٥ جلد اول - نادر افغان برای انتظام میشمرد . بہر حال و بہر معنی که باشد گردیز از این قبیل اشخاص محاصره شده چون حاکم ملکی و افسر نظامی و اهالی گردیز از قبول طلبات این اقوام ابا کرده بودند مسئله درین روزها بتعرض شدید و مدافعه مزید کشیده بین عساکر گردیز و اقوامی که گرد آن حلقه زده اند جنگ های متعدد واقع شده است، گویا تطبیق دادن کلمات اتفاق و جمع کردن اقوام در یک شاهراه اتفاق دران سر زمینکه اینست حال آن آسان نبوده به تدبیر خیلی عمیق احتیاج دارد . ٢: در گردیز دو پروپاگندچی موجود است، یکی حاکم اعلی که در انوقت عبدالحکیم خان برادر عبد العزیز خان وزیر حریه سابقه بود و اهالی را بفتح و قتلی شدن امان الله خان امیدوار ساخته ایشانرا بر ثبات عهد و پایه داری و بیعت اول خود همیشه ترغیب مینمود . پروپاگندچی دوم محمد صدیق فرقه مشر قوای جنو بیست که اصلاً سقوی بلکه از دسته اصلی بچه سقو بود، زیرا برادرش شیر جان است که در نزد بچه سقو مقام وزارت دربار را اشغال و استناد رکن یا اساس بزرگی بود که سلطنت بچه سقو بران قیام داشت، و از وقتیکه جناب سپه سالار صاحب بخوست --- page 471 --- وجود موانع مشکله در راه وحدت ملیه ۳۹۶ جلد اول - نادر افغان رسیده اند تا این دم به یقین کامل رسیده که برای ناکام ساختن سپه سالاً صاحب یا اقلاً تعطیل دادن حرکت شان تمام مواهب فطری و تجربه های کسبی را که در جنوبی حاصل نموده بود صرف نموده است و در گردیز و بانی سمت جنوبی بخته اینکه برای سقو طرفداران پیدا کند جداً سعی و عمل میکرد . این را هم باید گفت اهمیت دادن ما - محمد صدیق فرقه مشر را درین یا د داشت نه ازین نقطه نظر بود که اهل تجربه این سمت، و یا اینکه در تشخیص روح و مزاج اقوام و صورت استفاده و استعمال شان مهارت دارد زیرا اگر ازین نقطه نظر بگیریم میتوان گفت برای پیشرفت جناب سپه سالار صاحب محمد صدیق مذکور هنوز انقدر بنابر دو سبب مانع بزرگ محسوب شده نمیتوانست یکی بسبب حلقه که دور گردیز برای جنگ افتاده که او را برای خدمت کردن بچه سقو کاملاً فارغ نمیگذاشت ، دیگر اینکه اعلانات ومکاتیبیکه از طرف جناب سپه سالار صاحب برای خوانین و اقوام اینجا آمده بود چنین تأثیر کرده است که مردم نه مخالف سقوی و نه طرفدار او شده بلکه ورود ایشانرا بطور مصلح یا رهبر یا یک مستشار عمومی قوم انتظار میکشیدند تنها چیزیکه مسئله محمد صدیق را قابل اندیشیدن پیش بینی --- page 472 --- وجود موانع مشکله در راه وحدت ملیه ۳۹۷ جلد اول - نادر افغان میساخت همین بود که در قطعه عسکری گردیز قریب نصف آن کوهدامنی صرف و باقی از نقاط مختلفه افغانستان است گویا باین سبب داخل شدن در گردیز بی اشکال نیست . با ملاحظه اینکه بردن یک قوه قومی از خارج گردیز بسبب نزاعی که پیشتر جاریست از خطر خالی نمیباشد . این است قضیه پر پیچ گردیز که سپه سالار صاحب خیال مرکز گرفتن آنرا دارد . ۳ : پروگرام سپه سالار صاحب همین است وقتیکه در گردیز رسیدند در آنجا متمرکز شده در بین اقوام جنوبی سموما و اهالی لوگر نیز یک وحدت فکری راجع بنجات وطن پیدا کرده ، حلقه اول سعیشان همین باشد که بدون خون ریزی و اجبار خلق به برادر کشی بقوت همین وحدت فکری اقوام سقو را به صرف نظر کردن ازین غاصبیت جاہلانه مجبور سازند و اگر نشد ناچار از راه استعمال قوت پیش بیایند . ولی بدبختانه چیزیکه تا اینجا دیدیم و از پیش روی خبر داریم نشان میدهد که یکدست مخفی برای نفاق و جنگانیدن اقوام و مغشوش ساختن امنیت جنوبی ابلیسانه و جدّیانه کار میکند . ولی قرار سابق معلوم نیست آیا این همه فسادها تنها کار محمد صدیق فرقه مشر بوده یا اینکه کدام دست دیگری این نقشه را --- page 473 --- وجود موانع مشکله در راه وحدت ملیه ۳۹۸ جلد اول ـ نادر افغان انجام میدهد. بهر حال که باشد ولی اوضاع چنین نشان میدهد که چون تا الحال در هر نقطه یک یاده قومی با هم جنگیده اند ازین رو مسئله از پیدا کردن اتفاق فکری در بین اقوام گذشته بلکه تنها جمع کردن چند قوم در یکجا از خطر خالی دیده نمیشود ٤، وقتیکه جناب سپه سالار صاحب بگردیز برسند، از انجا یک لشکری باید تشکیل بدهند این لشکر اسلحه لازم دارد که اسلحه آن پیشتر تصور میشد که در جباخانه گردیز طبقا آماده و موجود خواهد بود. ولی حالا معلوم شد وقتیکه محمد صدیق فرقه مشر از درو و جناب سپه سالاً صاحب باز بموفقیت شان بپیش رفت مطلع شد یک حصه رابین اقوامی که طرفداری اورا بمقابل ایشان وعده داده بودند تقسیم کرد. حصه زیاد دیگرا عموم اهالی گردیز از هر صنفی که بودند، ببهانه مدافعه از حله افغان های که میخواستند بقوت در گردیز در آیند از جبه خانه ربوده اند اگر چه عدۀ اسلحه که گردیزیها گرفته اند خیلی وافر است . و اگر از ایشان جمع شود برای سد احتیاج لشکر کفان میکند . اما حالا بعد از پیدا شدن نزاع و جاری شدن محاربه بین گردیزیها و افغانها نیکه حمله بردن با گردیزی ها تصمیم کرده اند و وجود نزاع و بودن کینه گردیزیها را خلع اسلحه کردن باید خیلی مشکل باشد . --- page 474 --- وجود موانع مشکله در راه وحدت ملیه ۳۹۹ جلد اول - نادر افغان ه: یک پروپاگند قوی بر خلاف جناب سپه سالار صاحب خیلی بسرعت روز بروز بین اقوام شائع شده میرود که ایشان طرفدار امان الله خان هستند! و خفیاً بین شان روابط موجود است که این پروپاگند مضر حقیقةً ملتی را که مخالف امان الله خان هستند بر خلاف شدید جناب سپه سالار صاحب میسازد و اثر زیاد بخشیده میتواند و در پیش رفتشان هم طبعاً اثر بدی تولید میکند. این بعضی اشکالاتی که ازینجا بنظر میآید بر علاوه عوائقی است که در آتی توجیه خواهد شد و فعلاً بخاطر نمیآید، نظریه اساسی همین است که اگر چه این عوارض پیش روی با شد و اگر عوارض و چند این پیش روی بیاید ولی پیشرفت باید کرد زیرا وطن در هلاکت و خطر مدہش است. از زبروک بعضی مکاتیب بنام منصبداران ارگون که در آنجا یک قطعه عسکریست نیز فرستاده شد. مخالفت اقوام خروتی با حکومت ایمانی در ۱۵ حمل از زبروک به چانخواه حرکت شد. ساعت ۱۲ بچانخواه رسیدند درینجا یک زمزمه شدیدی شنیده شده که اقوام زرمت --- page 475 --- مخالفت اقوام خروتی با حکومت امانی ٤٠٠ جلد اول - نادر افغان و سر روضه پیشتر فیصله خود را بران نموده اند که ما هیچگاه سپه سالار صاحب را نمیگذاریم که ازین راه حرکت نمایند و دلیل این فیصله شان همین است که ایشان طرفدار امان الله خان هستند و برای استرداد تاج و تخت امان اللهی مصروف مساعی میباشند . اگرچه موضوع از اهمیت خالی نبود، اما بعد از قدری سنجش سپه سالار صاحب چند نفر از خوانین احمد زائی را بطرف سر روضه و زرمت فرستادند، که این هیئت نقشه و خط حرکت شان را به این اقوام دانانده آنها را ازین مسئله مطمئن بسازند که ایشان قطعاً طرفداری هیچ شخص یا حزب را درینوقت ندارند در اهالی این علاقه فرق محسوس نسبت بدیگر علاقه ها دیده میشود تا این جا افغانهای جدران بود ولی اینجا قوم (خروتی) است، اغلباً تجارت پیشه اند چون در سرحد واقع هستند رفت و آمدشان در هند زیاد است، باین سبب چه در طرز تعمیر و یا فرش خانه ها و یا لباس و خوراک و یا اوضاع عمومی شان باشد رنگ و رونق مخصوصیکه بانتظام و تمول دلالت میکند واضح است . شب خوانین و معروفین این علاقه خواسته شده در سر و بیان مطولی --- page 476 --- پذیرائی سپہ سالار غازی در ارگون ٤٠١ جلد اول - نادر افغان از حالت مملکت و نتیجه دوام پیشقوبرای شان داده شد. امروز بعضی ضابطه عسکری ارگون برای ملاقات آمدانها هم از بیانات مؤثر سپه سالار ضامتاثر شدند. پذیرائی سپہ سالار غازی در ارگون در ١٦ حمل از چانخواه بطرف ارگون حرکت شد، عسکر ارگون برای استقبال سلامی بیرون چاونی صف بسته سلامی رسمی را با فیر با توپ گرفتند طرف شب بعضی قضایای اداری چاونی از قبیل غلۀ عسکر و دیگر ضروریات آن فیصله شد برای منصبدار تا یک رتبه ترفیع و برای عسکر دو ماهه معاش به مقابل استقامتی که تا امروز نموده اند وعده داده شد. بعضی برات ہا برای جدزائیہائیکه با ردو بودند داده شد تا از ارگون اسلحه گرفته متعاقب اردو بگر دیز بیایند . اشکال انگنی اہالی در اجراات نادری بنام طرفداری نشان حکومت امانی در ١٧ حمل بطرف سر روضه حرکت شد چیزی که پیشتر از مخالف بودن اقوام این علاقه شنیده شده بود علانیه آشکار گردید، که در بین اهالی سر روضه --- page 477 --- مخالفت اقوام زرمت با حکومت امانی ٤٠٢ جلد اول - نادر افغان وزرمت وکتوازچنین مشهور شده که جناب محمدنادرخان بطرفداری امان الله خان بوده میخواهند که سلطنت را برایشان بگیرند، لذا بالاتفاق در بین خود فیصله کردند که ما ایشانرا بگذشتن ازینجا واگذار نمیشویم . مشکل امروز از پیچیدگیهائیکه از طرف دریخیل ها واقع شده بود بیشتر است زیرا وقتیکه مفاهمه با دریخیل ها ممکن نشد اردو ازین راه حرکت داده شد حالا که اقوام زرمت و سلیمانخیل وکتو از دین راه هم مخالفت میکنند گویا نه تنها مشکلات نبودن راه دیگری پیش روی است بلکه این ضعیت همان حلقه امیدواری را که در خوست گفته بودیم کاملا ساقط میکرد . درینجا باید بگوئیم شاید پیش بینی همین حالت مملکت بود که سپه سالار صاحب را قبلاً برای این و ادار میساخت که نقشه وحرکت خود را بهمان اساسیکه پیشتر بیان دادیم گذاشته جزاز وحدت و اتفاق ملت دیگر هیچ چیز را درعملیات و تبلیغات ونطق ها و صحبت ها و مکاتبات خودند کار نمیفرمودند. در ۱۸ حمل خوانینیکه آمده او اوضاعاً میگویند گذشتن سپه سالار ازین منطقه نه تنها مشکل است بلکه از خطر هم خالی نخواهد بود زیرا بالفرض اگر ما بگذاریم اقوامیکه در پیش روی میباشند نخواهند گذاشت، در اطراف این ممانعت --- page 478 --- مخالفت اقوام زیر دست باحکومت امانی ٤٠٣ جلد اول - نادر افغان و متیقن بودن اقوام باینکه جناب سپه سالار صاحب طرفدار امان الله خان هستند زمزمه زیاد است افراد هر کاب جبه این زمزمه و افکار مخالفت مردم را با فکر پریشان میدیدند تنها سپه سالار صاحب بهمان اندازه که انتظا میرفت ازین حادثه پریشان دیده نمیشدند. واگر در دل های افراد همسفر امیدی باقیماینده بود، از مشاهده همین ثبات و بی تشویشی جناب اوشان بود و بس. موافقت اهالی با نظریات عالی سپه سالار غازی امروز جناب محمد نادر خان سپه سالار عموم خوانین سر روضه را به نزد خود خواسته با ایشان در مذاکره و مفاهمه آمدند. بعد از ختم شدن این مذاکره علت بی تشویشی و ثبات فکر نادری برای همه کسانیکه این قضیه را بدقت معاینه میکردند واضح گردید زیرا درین مذاکره ذات عالی نقشه و مرام اصلی خود را توضیح داده اند یعنی برای عموم خوانین و حاضرین همان مجلس با عبارت منطقی و استدلالی بعد از توضیح دادن حالت مملکت این را بیان فرمودند که در چنین وقت نازک و باریک که مملکت با خطر پاشانی و پارچگی تهدید میکند نه من بلکه هر انکه احساس و شعور دارد میتواند مقعصبات و دیر شخصیاتی تنه اخطر مملکت را بیا فزاید --- page 479 --- مخالفت اقوام زرمت با حکومت امانی ٤٠٤ جلد اول - نادر افغان بلکه علاوه بران در اینچنین وقت منتج هیچ ثمر هم نمیشود ازین رو در نین وقت من نمیخواهم که بمفاد شخصی کسی کار کنم زیرا یگانه آرزو و مرام و خیالیکه دارم دور کردن بی اتفاقی و خانه جنگی است اما در قصۀ سلطنت هیچ خیال و فیصله ندارم بلکه این قضیه را برأی انتخاب عموم واگذار میشوم، زیرا که اگر مسئلۀ سلطنت برضامندی عموم فیصله نیافت باز هم مملکت را خطر تهدید خواهد کرد پس بہمین خیال و نقشه و خط حرکت پیش آمده میخواهم بہ مملکت و وطن خدمت کنم . بعد از ختم شدن این مجلس بہ یقین رسید؛ اعتماد بزرگی که جناب محمد نادر خان سپہ سالار در خط حرکت و همه اقدامات خود دارند همانا خالی بودن نقشۀ شان از غراض است ؛ چنانچه درین مجلس ثابت شد که این اعتماد شان خیلی بجا بوده است زیرا صحبت مطولیکه ما اختصاراً تر ا فوقاً بیان دادیم در اہالی اینجا اثر واضح و نمایانی کرده بود . همان اهالی که صبح دیروز زمزمۀ مخالفت داشتند بعد از مجلس امروزی خوش بختانه قدری طرفدار و مائل دیده میشوند، با وجود آن در یوبگر برید اقناع اما گذشت . رفته رفته خیالات اہالی سر روضه تبدیل یافته طرفدار پیش رفتن جناب اعلیٰ گردیدند. گویا نقطۀ امید یکہ از نظر رفته عبا ز بنظر امد . --- page 480 --- حرکت سپه سالار غازی از زرمت ٤٠٥ جلد اول ـ نادر افغان میر غوث الدین خان که در ۱۵ حمل با بعضی خوانین دیگر برای اصلاح کردن فکر اقوام زرمت و کتوا از حرکت کرده بود در ۲۱ حمل چند نفر از خوانین آنجا را به سر روضه فرستاد گویا میر غوث الدین خان موفق شد که اقوام آنجا را به بی طرفی و بیغرضی بودن سپه سالار صاحب قانع بسازد و با تفاق این خوانین و خوانین سر روضه فیصله شد که سپه سالار صاحب باید حرکت کنند زیرا اهالی از مخالفت و عنادیکه داشتند صرف نظر نموده اند یا اینکه پروا کنند یکه نسبت بطرفدار جناب محمد نادر خان از حکومت امانی درین سرزمین شده بود از دماغ آن ها رفع شده بالعوض متیقن شدند که اوشان تنها خدمت مملکت را مدنظر دارند نه شخص خود و نه شخص دیگری مراد ایشان است. بعد ازین تیقن خوانین واهالی که حاضر بودند حرکت برای فردا قرار داده شد . حرکت سپه سالار از سر روضه به زرمت تردد اهالی بظن طرفداری حکومت امانی نسبت به سپه سالار غازی در ۲۲ حمل حضر تعالی سپه سالار با نفری همر کابش براه افتادند چیز برا که تمام اراکین اردو نا ممکن میدیدند امروز میسر شد یعنی با ربابسته --- page 481 --- حرکت سپه سالار غازی از زرمت ٤٠٦ جلد اول ـ نادر افغان وار و مستعد حرکت است. منزل پیش روی در وسط اهالی زرمت خواهد بود. یعنی همان اقوامی که محض به مخالفت امان الله خان با هر دشمنش آماده و حاضر کمربستن هستند. چنانچه همین باعث طرفداری سقوط شده در چندین میدان با عساکر امان الله خان محاربه کردند و حالا هم گمان اینکه سپه سالار صاحب طرفدار امان الله خان است بین خود قرار داده بودند که ایشانرا نمیگذاریم که ازین منطقه بگذرند. برای اقامت اردو در زرمت قرار داده شد که در قلعه نیکنام، بجای محمد رفیق خان منزل شود ولی در وقت حرکت از شخص مذکور مکتوبی رسید که فکر اهالی اینجا را موافق نمی بینم. ازین رو از ترس بدنام شدن خودش خواهش کرده بود که اردو بجای او نیاید. رسیدن این مکتوب فکر اراکین هیئت را قدری به تشویش انداخت و همان اطمینانی را که دیروز و امروز قبل از حرکت پیدا شده بود سلب نمود. ولی این مکتوب در چهره سپه سالار هیچ تأثیری پیدا نکرد، تصمیم خود را که بحسن نیت و بی غرضی و وحدت پسندی تحکیم شده بود بدل ننمودند بحرکت خود دوام دادند. آما اراکین هیئت با وجودیکه چند نفر خوانین زرمت که دیروز آمده اند --- page 482 --- جلد اول - نادر افغان ٤٠٧ حرکت سپه سالار غازی از زرمت بهیئت شامل بودند از راه احتیاط وضعیت را بصورت استعداد مقابله خطر اگر پیش شود ترتیب داده راه میرفتند. با عمله و هئیت سپه سالار صاحب از افراد و اقوام مسلح قرار تعداد ذیل نفری شامل بودند. که خود این افراد و اکثریت غالب اقوام شان مطلقاً فدائی و طرفدار نظریات جناب سپه سالار صاحب بوده و در حین پیش آمدن یک خطر برایشان اعتماد کلی در مدافعه و فداکاری میتوان نمود :- حاجی ۱۳- قوم ببرک خان جدرانی ٤٥- عبدالله خان تکه جدران ٤٠- میرو و اختر جدرانی ٤٠- طوطا خیل ١٥- احمد زائی ٨٠- عمله مسلح ١٠- جمله ٢٤٣ نفر. باین عده مسلح که به وضعیت آمادگی مدافعه از خطر راه نوردی داشتند چنین امر داده شد که نفری همرکاب سرراست به د ابراهیم خیل، که از گردیز سه کروه فاصله دارد برود. دشت دور و درازی که بین سرروضه و ابراهیم خیل است بهمین وضعیت بی اطمینانی طی شد. الحق که سپه سالار غازی باین قضیه چهار روزه که پیش آمده است اهمیتی نداده آنرا بمانند امور عادی گذشتاندند ولی طبعاً این بی اعتنائی شان دلیل متانت و بزرگی ایشان بوده است --- page 483 --- وضعیت رقت افزای امروزه وطن ٤٠٨ جلد اول - نادر افغان اما اگر بخواهیم قضیه را بحوصله و نظر عادی بشر ملاحظه کنیم فی الحقیقت قابل تأثر و جای تنک حوصله گی و بیزاریست. برای توضیح مطلب وضعیت حالت هئیت همرکاب را درین ساعت با ئیکه این هشت دراز را می پیماید برای خواننده ترسیم میکنیم :- وضعیت رقت افزای امروزه وطن در مملکت اغتشاش پیداشد. پادشاه آن از شاهی مخلوع و بالعوض برادر خود را بر تخت گذاشت. مردم او را هم قبول نکرده سلطنت را یک دزد ظالم بی شرف غصباً تصرف کرد. ولایات و اطراف افغانستان در یک تشتت و تذبذب عجیب افتاده است. در این بین طبقه که مضرترین طبقات و افراد جامعه هستند و همیشه بودن شورش به مفادشان تمام میشود در این وقت از استفاده و کشال کردن مواد فساد کوتاهی نمیکنند. رابطه و مخابره در بین ولایات هم موجود نیست که یک ولایت از فیصله و خط حرکت ولایت دیگر واقف بوده باین ذریعه در اینچنین وقت خطر افلا یگانگی و اتفاقی در مملکت بماند و الحاصل از هر طرف پارچگی و تشتت و خودسری پدید ظاهر است --- page 484 --- وضعیت رقت افزای امروزه وطن ٤٠٩ جلد اول - نادر افغان و نزدیکترین نتیجه و خیمیکه خدا ناکرده ازین اغتشاش برای مملکت پیش شود پاشانی و پارچگی و از هم گسیختن است. درین عالم خطر و بحران و اختناق و آتش جناب محمد نادر خان سپه سالار در یک گوشه دور عالم منزوی بودند از شنیدن همچه حوادث تباه کن جامعه وطن عزیز خود خیلی متأثر و بیتاب شده از حس ملت پروری و فرط وطنخواهی خود را در این گوشه جنوبی مملکت میان آتش سوزان افغانستان انداخت ذاتی است که بنام کارداری آمده اند، بل حیثیت ملی را بخود گرفته از نقطه نظر اصلاح برای نجات مملکت آمده اند نه امارت، نه وزارت و نه منصبی را بخود مستدعی است، ندای شان همین است که مملکت در خطر میباشد. الای اقوام افغان بیائید تا خود را از مصیبت پراگندگی و نفاق رهانیده همگی متحدا و متفقاً معاملات مملکتی خود را فیصله کرده نگذاریم که تشتت و پارچگی در بین ما راه یابد. ولی بیائیم درین دقیقه که این زعیم خیر خواه بر سر این هیئت همسفر و همفکر خویش قرار گرفته به وضعیت احتیاط از خطر حمله بعضی از همین اقوامی که ایشان برای خیر و راحت آنها خود را باین عالم تهلکه و زحمت انداخته این دشت را می پیمایند --- page 485 --- وضعیت رقت افزای امروزه وطن ٤١٠ جلد اول - نادر افغان به بینیم آیا وضعیت شان چنین نشان میدهد که زعیمی از بین مملکتی که بآن احتیاج دارد میگذرد؟ نه والله بلکه این وضعیت چنین نشان میدهد که گوئی کاروان از کار دار های سلطنت منحل شده نیست که میخواهد ازین منطقه عبور کند و اهالی بعضاً بعبورشان موافق و برخی بظن طرفداری از حکومت امانی مخالف الحق این منظره خیلی اندوهناک است که بیننده با حس را بتأثر میآورد. و مدار تأثر تنها این است که چرا یک فرد خیر خواه در بین خود ملت ، سرگردان از ملت شود ؟ بلکه علاوه بران چیزیکه حزن و تأثر را زیاد میساخت همین است که دقیقه که از سلطنت سقوی بگذرد در حقیقت گامی است که افغانستان بطرف بر بادی می بردارد . عزم خلل ناپذیر نادری بهر حال چیزیکه آن حزن و تأثرات را کم میساخت عبارات تسلی و اطمینان جناب محمد نادر خان سپه سالار بود زیرا هر وقتیکه در موضوع این اقوام که در حقیقت مخالفت خیر خود را میکردند و در راه نجات وطن خویش سنگ عارضه میشوند بحث رانده میشد . ایشان بتعرض آمده میفرمودند --- page 486 --- عزم خلل نا پذیر سپهسالار غازی ٤١٠ جلد اول ـ نادر افغان « اینچنین اقوام در حقیقت بسیار ملامت نیستند زیرا چون طبقه کار دار و کلانهای مملکت تا به امروز بسا مظالم و تکالیف را بر ملت تحمیل و شاه مخلوع بر خلاف عرف و عادات ملی تعمیل داشت لہذا اکثر حصه این مخالفت نتیجه همان حرکات دل آزار امانی است، ازینجهتہ وقتیکہ کدام شخص یا قومی مخالفت میکند من او را بنظر دشمنی و رقیب نمی بینم ؛ بلکہ یقین دارم کہ آنها بمطالب و مقاصد اصلی من پی نبرده اند . لذا تکراراً بة ترسیم و فهماندن مطلب خود قیام میکنم ، اگرچہ در بین بعضی مغرضین پول خور و فساد پیشہ بوجود است ولی عموم یکجماعہ طبعاً مغرض نیستند. از این رو اگر دلیل انسان صحیح باشد میتواند ہمہ عوارض را رفع کند چنانچہ بتائید این قول خویشناًلاً حادثه چهار روزه سر روضہ را میگذشتاندند . » اگر چه دلع باین کلمات تسلی داشت اما باز هم خطره پیش روی که فرودگاه بین اقوام زرمت است ؛ در حالیکه اهالی آنولا خاصتاً و خوانین آن علاقہ مخصوصاً مخالفت جدی امان الله خان را گرفته جناب سپهسالار را از جملہ طرفداران او میدانند ، بیشتر افکار را مشغول میساخت . *** --- page 487 --- مواصلت موکب نادری در مرکز جنوبی ٤١٢ جلد اول سراج الاغان مواصلت موکب نادری در مرکز جنوبی نفری همرکاب طرف عصر با براهیم خیل که بفاصله چهار کروهی گردیز واقع است رسید لیوانی فقیر که در صحیفه «۳۹» مذکور است با عده از مریدهای خود درینجا ظاهر شد و برای چند دقیقه بحضو سپه سالار صاحب فائز گردید، مدار صحبتش درین مجلس خواستن تفنگ کارطوس و پول بود بمقابل اینکه او حاضر است قوم خود را بذریعه فتوی دادن طرفدار بسازد. در صبح ٢٤ حمل خان احمد زائی میرغوث الدین که از چا نخواه برای انجام بعض کارها پیشتر حرکت کرده بود با یک عده قومی و خوانین احمدزا با براهیم خیل آمدند. اولین کاریکه مد نظر بود تشکیل دادن انتخاب مرکز است که آیا گردیز را مقر و مرکز اتخاذ کنند و یا اینکه کدام جای دیگری برای مرکزیت انتخاب شود در حالیکه عرائض زیاد خوانین و معروفین گردیزی که مشعر از طرفد و منتظری بود نیز بحضو سپه سالار صاحب رسیده است. ولی مناسب تردیده شد که در مقام بالا ده مرکز گرفته شود، ازین --- page 488 --- اثر ورود موکب نادری در گردیز ٤١٣ جلد اول - نادر افغان مرکزیت برای محمد صدیق و حاکم اعلای گردیز اطلاع و دعوت فرستاده شد تا در آنجا بیایند درین روز اعزه و خوانین و اقوام اینجا جوقه جوقه برای تشرف و اظهار موافقت با خط حرکت و نقشهٔ سپه سالار صاحب بحضور شان حاضر میشدند . قرار فیصلهٔ دیروز بطرف بالا ده حرکت شد و آنجا بطور مرکز موقت برای جمع شدن اقوام و جرگه کردن در اموریکه قابل بحث باشد تعیین گردید. اثر ورود موکب نادری در گردیز رسیدن خبر دعوت سپه سالار محمد نادر خان در گردیز با جوش و حیثیت زیادی تلقی شد و حاکم اعلیٰ هم آنرا نظر باینکه عموم پذیرفته اند قبول کرد، اما محمد صدیق فرقه مشر الی یکشبانه‌روز آنرا بآسانی قبول نکرد چنانچه خوانین گردیز رفتن را ببالا ده برسر او تحریک آقای الله نواز خان که جرأت کرده بگردیز داخل شده بود باین دلیل جبراً قبولانیدند . چون بین ما و شما راجع به قبول و عدم قبولیت بحث و مباحثه موجود میباشد بهتر است که جناب محمد نادر خان خیرخواه را که تا اینجا آمده و میخواهد اینچنین منازعات مملکت را از --- page 489 --- اثر ورود موکب نادری در گردیز ٤١٤ جلد اول - نادر افغان رفع نماید در ینموضوع حکم قرار دهیم. سپه سالار صاحب شب را بنا بر دعوت احمد زائیها در قلعه های شان گذرانیده صبح واپس ببالا ده تشریف آوردند. در ٢٦ حمل آقای شاه ولیخان که پیشتر از خوست جدا شده بودند ببالاده رسیدند - حاکم اعلی و محمد صدیق و باقی مأمورین وعموم خوانین و روشناسان گردیز هم ساعت ٩ ببالاده آمدند ولی محمد صدیق که طرفدار جدی بچه سقو است با خود ٣٠٠ نفر سوار و پیاده نظامی آورده بود که اغلب اینها کوهدامنی وعموماً سقوی هستند. چون اساساً نقشه سردار سپه سالار صاحب پیدا کردن رشتهٔ توحید ملی میباشد لذا طبعاً سرو کارشان بیشتر با اقوام وافراد ملت است ازین رو بعد از یک ملاقات مختصر با حاکم اعلیٰ و محمد صدیق و باقی مأمورین و خوانین و کلان شوندگان گردیزی که باتفاق و انتخاب عموم بانجا آمده اند در یک مسجدیکه قریب بود منفرد شدند. درین مجلس گردیزیها با حرارت زیاد و صمیمیت طرفداری خودها را با افکار خیرخواهانه سپه سالار نشان داده آمادگی خود را با نجام و متابعت هر نقشه و امری که برایشان داده --- page 490 --- اجمال وضعیت امروزه جنوبی موقعیت محمد صدیق ۴۱۵ جلد اول - نادر افغان شود اظهار کردند درینجا بهتر است که جهة استطلاع ناظرین از مجاری عمومی این سرزمین ذیلاً تبصره را بنویسیم تا در اذهان حوادث آن سامان خوبتر خاطر نشان شود : اجمال وضعیت امروزه جنوبی موقعیت محمد صدیق تقوی در صحیفۀ (۳۹۵) قبلاً نگاشته شد که از اشکالات آتیه یکی اینست که بین گردیزیها و اقوامیکه در گرد و نواحی گردیز اند از چند ماه باینطرف مقاتله جاریست و خود همین نزاع احتمال دارد در آینده مشکلات زیادی را سبب شود ، کنون بفضل الهی و حسن تدبیر یکه دیروز برای اطمینان دادن گردیزیها بخرچ رفته بود می بینیم یک عدۀ بزرگ از معتبرین و کلان شوندگان گردیز در بین احمدزائی ها با کمال گرمجوشی و همدردی ملاقات و بازدید داند که علاج اینفقره را همان مکاتیب خوانین احمدزائی کرده بود که برای گردیزیها قبلاً فرستاده بودند و در ان اطمینان صرف نظر از عداوت گذشته را بمناسبت ورود جناب محمد نادرخان سپه سالار داده بودند . دوم محمد صدیق فرقه‌مشر بعد از مغلوب شدن اقوام جنوبی در محاربۀ ۱۳۰۴ --- page 491 --- اجمال وضعیت امروزه جنوبی در معیت محمد قطب الدین ٤١٦ جلد اول - نادر افغان درین سمت بصفت منصبدار عسکری معین شده فقرات جزائیه چندین قبیله و خانواده را تنفیذ داده، و با چند قبیله بطور مخصوص ظلم و شدت جابرانة استعمال کرده بود، پس آمدن او درین علاقه قبل از اینکه یک حکومتی تشکیل شود، و امنیت و تصرف مطلقاً بدست اهالی باشد از تصور خارج بود ولی اینک در بالاخانه نشسته آزادانه هر طرف سیر و تماشا میکند سوّم: در تمام این حوادث مرقومه کلمات حرکت و سفر با سهولت استعمال گردید. در حالیکه در آنوقت از یک ده بدیگر ده بهمانقدر آسانی که نوشته شده مسافرت ممکن نبود زیرا درین میدانها و دره‌ها و قریه‌ها و قصبه‌ها که از اقوام و قبائل متعدد آباد اند البته در وقت بودن سلطنت چون این اقوام تابع قانون امنیت بوده، با هم خواه مخواه خوب میباشند سهل است. اما در موقع فتور چون این اقوام منازعات دیرینه چندین ساله گرفتار میشوند. امریست نهایت صعب و مشکل. خوشبختانه کنون در همین سرزمین که تا دو روز قبل بکلی غیر مأمون و عبور و مرور از ان خطرناک بود. سکون و آرامی است! و خیلی افراد و جماعه‌ها بطرف بالا ده آمده میروند یا از یک ده بدیگر ده رفته میتوانند --- page 492 --- وقوع یک حادثه از طرف عناصر فساد پیشه ٤١٧ جلد اول - نادر افغان این امر فوق العاده ایست که فکر همۀ را و رو و سپه سالار صاحب مشغول ساخته و بعضاً بشوق اشتراک در دعوت شان مبنی دیگر مبل اطلاع یافتن از دعوت شان مطلقاً عداوت و منازعات فردی یا قومی را برطرف کرده اند چهارم : درین منطقه بعضاً در مسئله سلطنت منتظر و بطرف ، وحصه مهم آنها که از حکومت امانی منزجر و خسته خاطر بودند جداً به مخالفت شاه مخلوع ایستاده بودند و هر شخصی را که اندک یک نسبت با شاه میداشت بنظر اشتباه میدیدند - و عدۀ در اثر رشوه و تطمیع بچه سقو و نفرت از حکومت ماضی چشم و گردن خود را بسته سقوزده و کابل را غیر از ان چیزیکه دیده و شناخته می بودند نشان میدادند . وقوع یک حادثه از طرف عناصر فساد پیشه در عصر ٢٦ حمل بقته صدای فیرها از هر طرف بلند شد در حالیکه به زیر تپۀ بالاده مخلوط عجیبی از اقوام دوست و دشمن حاضر است و در بین آن سه صد نفر عسکری که حصۀ اعظم آن کوهدامنی و باقی آن سقوی میباشند نیز موجوداً که البته بودن سقویها در این بین از خطر زیاد خالی نبود . فیر با شدت گرفت و صداهای تفنگ مترقی و مرمی از هر طرف --- page 493 --- وقوع یک حادثه از طرف عناصر فساد پیشه 418 جلد اول ـ نا در افغان بمیدان اصابت، و لحظه بلحظه در شدت افزوده میرود که فیر میکند؟ مراد او چیست؟ از خود است؟ یا بیگانه؟ هیچ معلوم نیست ! درین بین تنه چندین زخمی و مقتول بر زمین خورده وضعیت فوق العاده کسب وخامت و هشت کرد . گرد باد شدید اطراف را گرفت 30 نفر عسکر فرقه مشر از بین غایب شد شاید طرف گردیز را گرفته باشند. هر کس در هر کنجی که هست خود را در همانجا مستحکم ساخت . هر حزب بر حزب مقابل خود بدگمان بود . وضعیت حادثه قریب 25 یا 30 دقیقه دوام داشت ، وقتیکه فیرها آرام شد روی میدان غیر از مجروحین و نعش های مقتولین دیگر کسی نبود. در منجمله 4 نفر سواران همرکابی هم جام شهادت را نوشیدند ـ انا لله و انا الیه راجعون سپه سالار از دیدن این حال چون اصل ماده و علت نزاع معلوم نبود که از کدام طرف؟ و بچه قصد بوده است؟ بملاحظه ناوقت بودن روز تحقیق این حادثه را بآتیه موکول داشته از مسجد بقلعه مراجعت فرمودند . در اثنای این فیرها محمد صدیق فرقه مشر حاکم اعلی در یک بالاخانه نشسته بودند که بعین میدان که در ان این قیامت بر پا شده بو[د] --- page 494 --- وقوع یک حادثه از طرف عناصر فساد پیشه ٤١٩ جلد اول - نادر افغان حاکم است وضعیت آرام شد و مردم از هر طرف برآمده میرفتند از هر طرف همین سوال است که (این فساد از کدام طرف بود؟) بعضی از احمد زائی ها گفتند محمد صدیق فرقه مشر از بالاخانه این فیرها را کرده که شاید کدام نشانی برای نفری خودش بوده است. اما کسانیکه با او در اطاق بودند این شهادت را نمیدادند، فریق دیگر میگویند تیره وال ها این فساد را برپا کرده اند، همچنین هرکدام و هر قوم بحق یا بناحق این حادثه را بپای رقیب خود تمام میکرد. تحقیقات هیچ فائده نمی بخشید، زیرا باصطلاح قومی درین میدان مردم ارجل شریک بود، معلوم شده نمیتواند که از کدام طرف و بچه قصد (این فساد شورانده شده است) بهر حال هر که بود ولی طبعاً مفسد بزرگ بوده است، زیرا امروز یک قضیهٔ اصلاح قومی بین گردیزیها و دگر اقوام (که از چند ماه با هم نزاع و مقابله داشتند) خیلی با اهمیت است، روی کار بود. علاوه برین، چیزیکه میتوانست قضیه را خیلی تیره بسازد همین که خوانین و معتبرین گردیز اعتماد و دل کرده بمجرد دعوت شدن بدون اهمیت دادن مقاتله های چندین ماهه آمدند و فعلاً درین میدانیکه این فساد شده است حاضر هستند، مگر فضل خداوند --- page 495 --- وقوع یک حادثه از طرف عناصر فساد پیشه ٤٢٠ جلد اول - نادر افغان بود که بهیچیک از گردیز یها درین مصیبت آسیبی نرسید . تاریکی رسید وشب شد هر کس در هر نقطه که بود همان جا ماند . شب هم به تردد و وسواس گذشت زیرا که علت ومحرک واقعه عصر دیروزه معلوم نبود ازین رو هر کس احتمال میداد که شاید باز انواقعه طرف شب تکرار شود . علاوه برین توهم سیرنشدن خوراک و پوشاک در این اندیشه وتکلیف می افزود . قبلاً مرقوم شد به سبب ظلم و جبریکه محمد صدیق با بعضی اقوام احمدزائی کرده بود نسبت بخود خیلی دلهای پرکینه و عداوت پیدا کرده است جناب سپه سالار صاحب مخصوص برای اینکه کدامی از ان دشمنان انتقام جوی محمد صدیق از موقع استفاده کرده اذیتی بوی نرساند . چند نفر از خوانین احمد زائی را برای محافظت و نگهداری او از طرف شب معین فرمود شب در قلعه که سپه سالار صاحب قیام داشتند خیلی خوانین جمع بودند ؛ مذاکرات زیادی دائر شده است از انجمه د قوم بار و خیل احمد زائی ، بود که محمد صدیق فرقه مشر را مطالبه میکردند تا قصاص وانتقام مقتولین و مظلومین خود را از وی بگیرند . فریق دیگر حاکم اعلی را میگفت که طرفدارا مان الله خان است با او را نمیخوانیم که در گردیز بماند . --- page 496 --- نظربندی محمد صدیق فرقه مشر سقوی ٤٢١ جلد اول - نادر افغان نظربندی محمد صدیق فرقه مشر سقوی بالآخر، بعد از مباحثات زیاد فیصله برین شد که حاکم اعلی و محمد صدیق نباید بگردیز پس عودت کنند. زیرا هر کدام بیک مفاد و نقشهٔ جداگانه که منافی وحدت ملیه است عمل میکند لذا هر دو در وسط یک قوم بیطرف محافظت شوند. در ۲۷- حمل طرف صبح اولین کاری که اجرا شد بردن حاکم اعلیٰ و محمد صدیق فرقه مشر بطرف رود احمد زائی بود. که قوم متعهد حفاظت آن برای اینکه از کدام طرفی بر محمد صدیق فیری نشود قرآن های شریف را بر سر گرفته بودند. ساعت ۱۰ اردو بطرف رود احمد زائی انتقال کرد. وجود مصروفیت تازه اثر این حادثه معلوم میشود مراد از تحریک فساد پریروزه در بالا ده منحل کردن اقوام و پیدا کردن یک مقاتله بین آنها بوده است. ولی اگرچه بفضل خداوند مسئله باندازه مقاتله و منازعه قومی نکشید و در ان واقعه --- page 497 --- وجوه مصروفیت تازه در اثر وقوع حادثه ٤٢٢ جلد اول - نادر افغان بدون از نفریکه اجل شان درین واقعه مقدر بود کسی تلف نشد چون قاتل یا مفسد اصلی معلوم نبود ازین رو این کشتگان و مجروحین در پیدا کردن یک فساد قومی اثر بدی را وارد نکرد. با اینکه این حادثه بخیر گذشت ولی طبعاً بعضی اشکال و تأثیرات معنوی در نقشه سپه سالار صاحب که عبارت از توحید اقوام و جمع کردن شان در یک نقطۀ فکری است تولید کرد. از انجمله اینکه اقوام جدران که تا حال با نفری همرکاب شامل بودند این حادثه را تحریک احمد زائی گفته خود را از بین کشیدند. همچنین در منگلها این حادثه یکنوع بی اعتباری پیدا و در جماعه های خورد و بزرگی که دران روز حاضر بودند تأثیرات مختلفی بخشیده است عوض اینکه امروز از مصالحات قومی و دیگر جزئیات که در بین است باید فارغ بوده در اقدامات اساسی شروع میشد. از اصلاح تأثیرات این واقعه یک مشغولیت ابتدائی سر از نو پیدا شد. چنانچه روز ۲۸ حمل در تحقیق و تدقیق و انجام دادن این مسئله و تحریر بعضی مکاتیب و معاملات تبلیغیه گذشت. در عین زمان بگذاشتن یک خط حرکت و نقشۀ موافق تری برای جمع کردن اقوام و تمرکز در گردیز و تشکیلات دیگر تصمیم کرده شد برای اداره ملکی گردیز --- page 498 --- سقوط طیاره حامل اعلانها سقوی ۴۲۳ جلد اول - نادر افغان آقای عبدالغنی خان پسر لعل گلخان و براے مراقبت امور نظامی آقای سید محمد خان بتصویب گردیزیها انتخاب و تعیین شدند. سقوط طیاره حامل اعلانها سقوی در ۲۹ حمل یک طیاره از طرف کابل آمده بعد از انداختن چند قطعه اعلان در حدود گردیز و نواحی آن بطرف خوست پرواز نموده وقت عودت بکابل گردیزیها فیرهای زیادی بر آن نمود بسبب خوردن گوله به نل چه تیل آن مجبور به فرو آمدن گردید. اعلا نیکه در بخدود می انداخت در ان با عبارات بریده اتهامات فضول و جمله های مضحک از قبیل اینکه سپه سالار ملک کفر رفته است مرقوم و در آخرش اعلان جوائز متعددی براے کسیکه بایشان و یا یکی از برادرهای ایشان اسیبی برساند تعیین کرده بو ولی از چنین اعلانات مجال هیچ خوف یا اندیشیدن نبود زیرا از روی احساسات عمومی که اقوام این سرزمین نشان میدهند. یقین کامل حاصل بود که عموم اقوام اینجا با یک خلوصیت صمیمی اطراف سردار سپه سالار مجموع و ایشانرا کما هو حقه یک زعیم و یا رهبر ملی خود قرار داده اند --- page 499 --- سقوط طیاره حامل اعلانہا سقوی ٤٢٤ جلد اول - نادر افغان چنانچه تا عصر صدہا ازین اعلانات را مردم آورده و عبارات انتقام و نفرین را بالنسہ بچہ سقو اظهار میداشتند حتی بعضیها همین اعلانات را در دیوار ها نصب کرده چانماری مینمودند. خود طیاره در گردیز محفوظ و پیلوت های آن تحت النظر گرفته شدند . امروز جناب سپه سالار صاحب با آقای سردار شاولیخان بطرف قلعہ گلی منگل که بفاصله سه کروهی این قلعه واقع است برای دیدن اقوام حرکت نمودند. شب را در جای محمد گلخان تولیمشر قوم طوطا خیل گذشتاندند. فردای آن سردار شاه ولیخان را برای تسویہ بعضی امور سر راست بطرف کوهسین فرستادند . زہر طرف که شود کشته نقص اسلام است خبر سقوط طیاره از طرف خوانین و عموم اقوام بخوشی زیاد تلقی شد و در حقیقت هم جای خوشنودی بود زیرا سقوط این طیاره عبارت از کم شدن یک جزئی از قوای سقوی بوده است . اما چیزیکه درین انقلاب موجب تأسف و حسرت است همانا اگر یک دو طیاره از طرف امان الله خان بکابل می آمد البته سقو آنها را زخمی و --- page 500 --- زیر طرف که شوکت نقص اسلام است ٤٢٥ جلد اول - نامه افغان معطل ساخته بزمین می‌انداخت و البته خوشنود هم میشد. ہکذا ہر قدر ذخائری که تلف میگردید. و کارطوس و عمارات و غیر آن که برباد و خراب میشد هر جهته هر قدر تلفاتی که بجهته مقابل میرسانید همانقدر باید خوشنود و خود را کامیاب میدانست و حق بطرف هم بود زیرا دشمن خود را ضعیف ساخته است بیائیم در حقیقت قضیه که آیا جوانها ئیکه در این محاربات خون‌هایشان بسیار بیرحمی هدر و تلف شده و میشود و نیز جباخانه واسلحه و توپ و عمارات و طیاره هائیکه تلف شده و خواهد شد آیا مال کیست ؟ و خسارهٔ آنها عاید کیست؟ و گرنه این خساره ها را در آتیه که خواهد کرد؟ اینها تاثری بود که از دل های حساس خون میچکانید! ولی سیلابسیست که آمده البته تازمانیکه سیلاب جوشش و هجوم خود را پوره نکند جلو آنرا نمیتوان گرفت. از یکطرف این اوضاع با چشم گریان دیده میشد واز طرف دیگر یک طبقه افرادی بنظر می‌آمد که محض برای آب خت کردن و ماهی گرفتن آنقـــــــدر سرگرم تیره کردن وقائع هستند که شخص حزن را هزار چند میساخت. --- page 501 --- ضمیمۀ صحیفۀ ( ٤٢٦ ) جلد اول کتاب « نادر افغان » آقای محمد گل خان مهمند رئیس وفد مشرقی که بمعیت جناب سردار محمد هاشم خان در تمام آن مجاهدات وطنخواهانهٔ شان که به سمت مشرقی مصدر شده اند، خدمات مهمی را انجام داده اند و در موقع فتح کابل بهمرای سردار شاه ولیخان فاتح و سردار شاه محمود خان غازی مظهر کار روائیهای درخشان گردیده اند. و تذکرهٔ مساعی جمیلهٔ این ذات فهمیده در صفحات ٤٣٣ و ٥٤٧ و ٥٥٠ و ٥٥٦ و ٥٥٧ و ٥٥٩ و غیره مذکور است --- page 502 --- [BLANK PAGE] --- page 503 --- جلد اول - نادر افغان ٤٢٦ ورود وفد مشرقی بحضور سپه سالار غازی ورود وفد مشرقی بحضور سپه سالار غازی به ۲۰ حمل یک مسئله تاریخی خیلی با اهمیت و قیمتداري روی کار شد که در تاریخ مشرقی و جنوبی مثیل نداشت . و آن همینکه از طرف مشرقی یک وفدیکه عده آنها ۱۳۰ نفر بود و نماینده تمام اقوام مشرقی بودند که جهت سلام حضر تعالی سپه سالار و مذاکره و تبادلۂ افکار با اقوام جنوبی آمده اند . کلان این وفد و یا موکل عمومی اقوام علاوه برین نماینده های قومی آقای محمد گلخان مهمند بودند سپه سالار صاحب برای استقبال این وفد چند قدمی بیرون قلعه برآمدند - نطق پر منطق و تبریک ورود این وفد را بجنوبی که (برای بار اول در تاریخ این دو سمت چنین تمایل ملی و همفکری و همدردی واقع میشود) گفتند و شکریه این استقبال و ایرادیه را از طرف عموم مشرقی و نماینده های آنها جناب محمد گل خان ادا نمودند . --- page 504 --- لایحه مرتبه وکلای مشرقی ٤٢٧ جلد اول - نادر افغان لایحه مرتبه وکلای مشرقی طرف شب یک لایحه که در ان مفکوره اهالی مشرقی برای اهالی جنوبی راجع باین انقلاب ترتیب شده است برای مذاکره پیش شد مشرقی درین لایحه بعد از ذکر کردن یک تمهیدی (راجع بسبب انقلاب کردن خودشان مخصوصاً خروج امان الله خان از قید عرف و عادت ملی و دوچار کردنش ملت را به این تشتت و بحران بسبب افراط کاری که در تعقیب پروگرام خیالات خود کرده بود و غیر آن) اساسیات و مطالب زیادیر ابقید تحریر آورده بعد از ان عقیده خودها را در باب بچه سقو که غاصب است و میخواهد برغم رضای ملت سلطنت نماید و نیز معایب و نواقصی که بچه سقو با ضرر هائیکه سلطنت کردن او دارد بیان داده بالآخره فیصله قطعی خود را نشان دادند که باید صورت این نارضائی خود را با امضاهای عموم اهالی جنوبی و مشرقی برای بچه سقو بفرستیم تا بموجب این اخطار از سلطنت برطرف شده مسئله پادشاهی را به رأی انتخاب عمومی واگذار شود و اگر این اخطار را قبول نکرد ما اقوام بالاتفاق بهیچ استراحت در بسیج --- page 505 --- اثر ورود وفد مشرقی و مخالفت جدی با حکومت امانی ۴۲۸ جلد اول - نادر افغان مشاغل حیاتی متوجه نخواهیم شد تا زمانیکه این شخص غاصب و سافل را با عموم طرفداران اصلی بقصاص اضرار و تباہی کہ موجب شدہ اند رسانیم چون هیچ حرکت اجتماعی بدون از داشتن یک زعیم و قائد یا پیشوا بانجام رسیده نمیتواند از آنرو ما عموماً زعامت و پیشوائی جناب محمد نادر خان سپہ سالار صاحب را که تا امروز در صحنه وطن مظهر خیلی احساسات خیرخواهانه و همیشه در اجراآت و عملیات خویش نمونهٔ بزرگ اعتدال و دور اندیشی بوده اند و هستند تعهد میکنیم منفرداً ومجموعاً در زیر نقشه و ہدایت شان برآ هر نوع مجاهدت حاضر این انذار نامه از طرف عموم که غالباً از خوانین و کلان شوندگان جنوبی هستند تائید و تصدیق شد، گویا این حسن تلقی نشان میداد که آمدن وفد مشرقی برای فردا تأثیر خود را کما هو حقه خواهد کرد . اثر ورود وفد شرقی و جنوبی، مخالفت جدی یا حکومت امانی در اول ثور خوانین و جماعه‌های افراد از هر طرف بر آویدن وفد مشرقی آمده میرفتند . روز بیک گرمجوشی مرغوبی گذشت. هر وقتیکه مجلس تجدید می گردید همان لایحه انذار که از مشرقی آمده است قراءت میشد --- page 506 --- اثر ورود در مشرقی بمخالفت جدی باحکومت بانی ٤٢٩ جلد اول - نادر افغان و سامعین بآن موافقت کرده در ذیلش امضا میکردند . از فیصله اقوام اینجا بمردم زرمت و کتوا ز که سلیمانخیل هستند باز دم شمولیت شان درین اتحاد قومی خبر داده شد که آنها در جواب این انذار حزب چنین پیام فرستادند چون امان الله خان از طرف قندهار حمله کرونی است ما اول کشیدن او را از صفحه مملکت ضروری میدانیم بعد ازین اگرچه سقو لایق سلطنت نبود میتوان او را علاج کرد . این جواب و دیگر جوابہائیکه از طرف سلیمانخیل میرسید خیلی حیرت آور بلکه در بعض اوقات مستوجب تشویش میشد زیرا هر وقتیکه یک جواب از طرف آنها میرسید واضحاً آثار اعتناء وقت در چهره جناب سپهسالار صاحب دیده میشد بجد یکه احیاناً بتفکر خیلی عمیق میرفتند - در کتوا ز زرمت یک هیجان و جمع وجوش خیلی جدی شنیده میشود و همه بطرف غزنی و کلات مقر رای مقابله با عساکر امان الله خان که طرف کابل حمله کردنی است میروند ، گویا انقلاب است . هر که هر طرفیکه دلش خواست میرود روز بروز اوضاع تیرگی پیدا کرده ، حالت خطر ناک مستقبل مملکت و زیادت خانه جنگی واضح تر شده میرود . تا حال سعی میشد یک گونه وحدت فکری در اقوام تولید شود ولی تکرار اثرات مخالفت و شکستاندن این نقشه --- page 507 --- اثر ورود وفد مشرقی، مخالفت جدید با حکومت ثانی ۴۳۰ جلد اول - نادر افغان روی کار شده است. الی الآن هرچه اشکالاتی که پیش آمده است اگرچه مهم و کلی بود اما بهر حال تاثیر محدود داشت ولی در این دفعه مسئله وخیمتر و اثر مطول و عمیقتر دارد. زیرا بذریعه این اقدام زرمتی و کتوازیها یکنوع هیجان و تشتت در عموم اقوام دیده میشود و بالعموم نمیخواهند که امان الله خان پیشرفت نماید. جدرانی های دینخیل سراست با اقوام زرمت شامل جنگیدن با عساکر امان الله خان شده اند همچنین دیگر اقوام هم حس مخالفت و انتقام مشهود است تصمیم اهالی برفع وحشت سقوی از قلعه گلی منگل بطرف رود احمد زائی به دوم ثور حرکت شد. چون در این چند روز مسئله اصلاح اقوام و تلافی اساسی اثراتیکه از واقعه بالاده در بعض اقوام پیدا شده بود زیر نظر است لذا درین مورد دور و نماینده های مشرقی موثر افتاده و تکراراً یک حجم و جوش خوبی در گرد و نواحی رود احمد زا دیده میشود و تماماً امروز در خرابی و بد بودن بچه سقو قانع شده اند بعد از تبلیغات زیادیکه از طرف سپه سالار صاحب میشد در ذهنیت اهالی این سمت این تأثیر پیدا شده که هرچند بچه سقو دوام کند هما نقدر تلافی اثرات به --- page 508 --- تصفیه اهالی برفع وحشت سقوی ۴۳۱ جلد اول ـ نادر افغان او در مملکت برای آتیه مشکل شده میرود ـ پس در رفع این مصیبت عجله باید کرد ولی از کدام راه باید پیش آمد ! تا امروز جرگه میشد و با اینکه در این جرگه ها بار ها برایشان فهمانده شده بود که راه آسان همین است که اقوام جنوبی متفقاً در لوگر، و اقوام شرقی از راه بتبخاک نیز به لوگر آمده یک خطاری بسقو زاده بفرستند هر گاه آن اخطار تأثیر نبخشید ناچار از راه قوت پیش میرویم ـ این نقشه از طرف عموم تصدیق میشد ولی چون سوقیات قومیست تا زمانیکه مطلب یک نقشه در اذہان ہر فرد تأثیر و تخمیر کافی نگیر البته عزم کردن ممکن نبود ـ لذا تصفیه صورت این اقدام که تا امروز معطل مانده بود کنون ازین انذار نامه مشرقی فیصله شده مقرر شد که همین لائحه که بران شرقی و جنوبی متحدا امضا و تصدیق کرده اند بلوگریها هم باید تقدیم شود تا سکنه لوگر نیز بر ان امضا و تصدیق نموده بعداً به بچه سَقَوْ روانه شود اگر تأثیری کرد خوب الا بہمان اساس مقرره آغاز حمله بروی کرده خواهد شد گویا فعلا سپه سالار صاحب در صدد بردن این لایحه بطرف لوگر میباشند و توقع میرود که اوشان یک حرکت قریبی محض بهمین مقصد خواهند فرمو --- page 509 --- مخالفت عملی اقوام با قوای امانیه ٤٣٢ جلد اول - نادر افغان دعوت اقوام بجهة مقابله با قوای امانیه جنگ چرخ چگونه آغاز شد بوقت طلوع آفتاب ۳ ثور میر غوث الدینخان آمد با یک لهجۀ خیلی وارخطائی خبر رسیدن افواج سقوی را در التمور گفته و اعلان کرد که فوراً یک عدۀ اقوام را بآن طرف فرستادنی هستیم. این را گفته امر نواختن دهل های جمع آوریرا داد. دهل ها در تمام رود بشدت نواخته میشد هر قدر نفری که جمع میشدند همه را بعد از اطلاع بطرف تیره میفرستاد بهمین صورت تا ساعت (۱۱) هر چه نفری جمع شد بطرف تیره والتمور برای گرفتن راه افواج سقوی که میگویند آمده است رفتند . مکتوبی از اقوام زرمت رسید که اگر فی الحقیقت جناب سپه سالار صاحب طرفدار امان الله خان نیستند یکی از برادران محترم خود را برای ما بفرستند تا اوشان بطور قائد یا سر مفرزه با ما در جنگ با عساکر امانی شامل شوند . این یک دعوت خیلی مشکل بود زیرا یگانه نقشه و مرام و آرزوی --- page 510 --- مخالفت عملی اقوام با قوای امانی ٤٣٣ جلد اول - نادر افغانی سپه سالار بر طرف کردن مظالم بچه سقا را بود چون شخصا یک نظریه یا مفاد خصوصی در بین ندارند اشتراک را در مقابله با امان الله خان علاوه بر اینکه به نقشه شان علاقه نداشت البته در همچو یک اقدام مواخذه ضمیر و مانع وجدانی هم میدیدند ازین نقطه که رفع کردن بچه سقا اولی تر است. تا امروز هر قدر دعوت که درین مور و از طرف زرمت میرسد جواب همه آنرا سپه سالار بحسن تدبیر میدهند، اگر چه این جواب های سپه سالار در رفع مظالم سقوی مشکلات را تولید ، و در نقشه اصلی تاثیر و خیم داشت با وجود آن سپه سالار سلیمانخیل ها را ازین اصرارشان باز میداشت و به عموم اقوام و قبائل و مخالفین حکومت امانیه خفیہ و علانیه میگفت که بچه سقا و مضمر تر و کشیدن او فعلاً اولی تر است. نماینده های مشرقی این پرو پاگند غوث الدین را که نسبت بسوقیات سقوی میکرد شنیده باین خیال که ما هم بزودی رفته لشکر های خود را بطرف کابل سوق میدهیم و داع کرده با آقای محمد گلخان که نمونه برجسته احساسات این وفد بود علی العجاله عازم محلات خود گشتند . سپه سالار صاحب بعزم مخابره و مذاکره با لوگری ها و در عین زمان --- page 511 --- جنگ چرخ چگونه آغاز شد ٤٣٤ جلد اول - نادر افغان بغرض اطلاع گرفتن از سوقیات سقوی بطرف تیره حرکت فرمودند! باران هم بشدت میبارید، آقای شاه ولیخان بادسته همرکابی شان بطرف گردیز برای اداره کردن امورات مرکزی روانه شده در گردیز اهالی از دوقتا استقبال پرجوشی نموده نظامی باسلامی رسمی شانرا به فیر های توپ ایفا و عموم اقوام با حرارت ورود شانرا تبریک گفتند. سردار سپه سالار صاحب شب را در قلعه سفید که بدامنه تیره افتاده است گذرانیدند، صبح اقوام منگل بسرکردگی زلمی خان طرف لوگر روانه شدند. غوث الدین حاکم اعلی و محمد صدیق فرقه مشر را بقلعه سفید تیره آورد. و نظر بائیکه عائله حاکم اعلی در مچلغو از پیشتر آمده بود از این رو سردار سپه سالار مصلحت دادند تا حاکم اعلی بطرف مچلغو برود اما محمد صدیق فرقه مشر را در اردو گذاشته امر فرمودند، هرجا که اردوبه رود او هم به هیئت باشد. طره باز خان رئیس ارکان حربیه قوماندانی عسکری گردیز که با فرقه مشر در اول نظر بندی او از طرف سپه سالار صاحب مقرر بود حالا نیز با اوست. --- page 512 --- حرکت بطرف چرخ ٤٣٥ جلد اول - نادر افغان حرکت بطرف چرخ چهارم ثور ساعت ۹ ونیم از قلعه سفید بطرف کوتل تیره حرکت ومترل مقصود چرخ لوگر قرار داده شد. گویا امشب سپه سالار با مفرزهٔ خود در منطقه که اصلاً زیر نفوذ بچه سقو است داخل خواهد شد. جمعیت های قومی از دیروز بطرف لوگر حرکت کرده اند و امروز نیز جمعیتیکه بیشتر آن منگلی واحمدزائی است و در پیش روی موکب جناب سپه سالار صاحب با سرودن غزل های جنگی ونواختن دهل های بلند حرکت دارند ازین معلوم میشود که سپه سالار صاحب بعد از مجاهدات یکنیم ماهه خود که برای اقناع مردم در ضرورت اسقاط بچه سقو صرف حسن حدت تولید کردند باوجود عوارض و اشکالات وتحریکات گوناگون که بارها مغرضین خفیهً و علناً مقابل شان می آورند، امروز برغم همهٔ آن عوارض یک گام مهمی در دائره اصلی مراد یا ندریکه برخود گرفته اند میگذراند (و آن نظریه عبارت از سقوط دادن بچه سقو، ومربوط ساختن مملکت است) لذا بد نخواهد بود اگر امروز از چندین نقطه نظر حالات استعدادی ایشانرا زیر نظر و تشریح بگیریم --- page 513 --- مشکلات و موانع در راه موفقیت سپهسالار ٤٢٦ جلد اول ـ نادر افغان اشکال نبودن لوازم و ذخائر و دگر موانع : این امر مسلم است که در حال منحل شدن یک حکومت فردی تمام مملکت هیچکس رسمیت و آمریت ، و مافوقی یک فرد دیگر را تسلیم نمیکند ، گو یا سردار سپه سالار صاحب از وقتیکه سرحد داخل شده اند، بهیچ حیثیت یا معنی کلمات رسمیت ، آمریت ، و یا حکومت بخود نداشته، تنها بصفت یک زعیم یا رهبر ملی پیش آمده اند ـ چنانچه معنی زعمیت است، اقوام را بخیر و منفعت خودشان از راه دلیل و منطق و اقناع ، دعوت نموده حلقه دور خود برای پیش بردن منافع و تأمین خیر عموم تشکیل دادند . اما باز هم یک زعیم برای اینکه مقام و حیثیت زعیمی یا رهبریرا در بین یک ملت نائل شود از خیلی احتیاجات مادی و معنوی مهم و ضرور مستغنی نمیباشد، مثلاً، اعتبار وحسن شهرت، مبالغ هنگفت پول خبرت و بلدیت تام در روحیات و مزاج اقوام ، مهارت زیاد در قوت بیان و ترسیم مطلب، حسن نیت و قصد ، یا مهارت فوق العاده در نشان دادن حسن نیت ، اسلحه و ذخائر حربی مخصوصاً اگر موقع جنگ و انقلاب باشد، و غیر ازین ضروریات دیگر که کیفرا مستعد و قابل زعمیت بگرداند . --- page 514 --- مشکلات اموانع در راه موفقیت سپه سالار ٤٣٧ جلد اول - نادر افغان اینجا می بنیم که زعیم ما از این ضروریات جنبه معنوی شانرا بدرجه کافی و وافر دارند. مثلاً به اعتبار و حسن شهرت نزد تمام افراد مملکت معروف هستند همچنین در بلدیت روح و مزاج اقوام زعیم ما خیلی اختصاص و شهرت دارند. چنانچه از قدیم مشهور بوده که ایشان و غالب افراد خاندان شان در معاملات الوسی فرد اول هستند. علی هذا قوه بیان ترسیم مطلب درین نابغه بدرجه اتم موجود است و بزرگ تر دلیل آن موفقیت شان در اقناع عوام، و پیش بردن نظریات خود را در بین شان است. چه می بینیم. گروهی که در اطراف برای بچه سقا خدمت می کنند مسئولیت اخروی را هیچ مد نظر نگرفته بچه سقا را در فکر عوام یک رنگ مذهبی میدهند، معلوم است مقاومت کردن با یک مسئله که در ذهنیت عوام رنگ مذهبی بگیرد تا کدام اندازه مهارت بیان و قوه اقناع بکار دارد. همچنین حسن نیت و قصد که شرط بزرگ موفقیت و پیش رفت مطالب یک زعیم و رهبر میباشد امر معلوم است. جناب سپه سالار در تمام عملیات خود نمونه بزرگ حسن قصد و نیت بوده اند. خاصه درین اقدام بزرگ شان که عبارت از نجات دادن مملکت ازین فلاکت که بان رفته بود. --- page 515 --- موجب حرکت هیئت معینت نادری بطرف لوگر ٤٣٨ جلد اول - نادر افغان اما در جنبه مادیات مانند پول خیلی کم بودند، بلکه اگر بگوئیم یک علت بزرگ دیرافتیدن کامیابی شان کم بودن پول است. مبالغه نخواهد بود چنانچه درین محاربه و از مجاری آتیه این امر علانیه مشاهده میشود که از نبودن پول و ذخائر حربیه و غیره بر این مرد فرزانه بچه اندازه مشکلات عائد شده است . علیٰ هذا در باب اسلحه، جباخانه میتوان گفت از همه خیلی نادر بودند، چنانچه در این مفرزه با ایشان ۲ توپ پن ، ٤ ماشیندار، ۱۱ صندوق کارتوس بود. موجب حرکت هیئت نادری بطرف لوگر بالجمله قوای قومی ساعت ۲ بود که بسر کوتل تیره رسیده و سردار سپهسالا با همرکابان خود فریضه ظهر را در آنجا ادا نمودند . درین جا از مفرزه که پیشتر برای کشف روان شده بود اطلاع رسید که عساکر بچه سقو در درویش متمرکز هستند، در حدود دشت بیدک و چرخ از نفری سقوی کسی نیست . ساعت شش و نیم شام بود که سپه سالار صاحب در چرخ رسیدند غیاث الدین که سر مفرزه است ببهانه اینکه خاطر رنجی از پیشتر با چرخی ها دارد و آنجا نرفته سراست به (دبر) که مقابل چرخ افتاده است با احمدزائی های خود --- page 516 --- روجهت معینیت نادری بطرف لوگر ٤٣٩ جلد اول - نادر افغان برای توقف شب رفتند . اینجا باید به نقشه اساسی که جناب سپه سالار صاحب داشتند نظری اندازیم . تا در وقت تطبیق و یا استنتاج محتاج به معلومات اضافی نشویم. در یادداشت پیشتر، گفته بودیم که اقوام مشرقی آمده و یک لایحه مطولی که تمام خوانین و مشاهیر مشرقی آنرا امضا کرده بودند با خود آورد آن لایحه را تمام خوانین جنوبی هم امضا کرده اند . گویا جناب سپه سالار صاحب این خیال دارند که در لایحه مذکور امضای خوانین نزدیک لوگر را گرفته آنر ابطور اخطار آخرین بچه سقو بفرستند، هرگاه جواب اصرار و یا عنادی از طرف وی دیده شد در انحال این اقوامیکه درین لایحه امضا کرده اند باتفاق بذریعه قوت اور ابسزای این اصرار خواهند رسانید . فی الحقیقت کسیکه در ان تاریخ در سمت جنوبی و یا مشرقی می بود و پروپاگندهای متعاقب و جدی که از طرف بعضی ملاها، برای بچه سقو می شد و خوش باوری بعضی اقوامیکه پیشقو را ندیده با او غائبانه اخلاص می پروریدند و تشتت فکری و پراکندگی اقوام را در مسئله استقرار سلطنت میدید، به متا و نیکوئی این نقشه خیلی تصدیق میکرد اگرچه بعضاً طرفدار عجلت و زودی بود --- page 517 --- موجب حرکت جمعیت معیت نادری بطرف لوگر ٤٤٠ جلد اول - نادر افغان میگفتند در صورتیکه یکعده اقوام برای حمله جان نثاری حاضر هستند. هیچ حاجت بانذار و اخطار نیست . بلکه سزاست باید حمله شود ولی چنانچه در اخیر ثابت شد که این نظریه سپه سالار غازی از هر حیث و هر جهته متین و برای حصول اتحاد فکر عمومی و اقدامات اساسی حال و آتی یک نقشه موافق و عالی بو بصبح ۵ ثور خوانین چرخ با علمای که درینجا بودند یک جماعه بزرگ تشکیل داده برای شرفیابی آمدند ، جناب اعلی بعد از ملاقات یک بیان مفصلی ( که بطور مخصوص گفته میتوانیم که بیانات شان در ان روز بیش از حد مؤثر و رقت آور بود . ) راجع به حالت خطرناکی وطن ازین مصیبتی که به آن دو چار شده است ایراد نمودند ، نظر بلهجه و اهنگ خاصیکه در آنوقت عبارات شانرا پر تأثیر ساخته بود همه حاضرین بحالت رقت و تأثیر شدید دیده میشند لائحه خطار اقوام مشرقی ، جنوبی به میدان آمده خوانده شد همه حاضرین از مظالم و فجایع حکومت سقو نالش میکردند ، و قصه های عجیبی از کارداران و محصلان او می سرودند، لایحه را بالتوالی امضا کرده میرفتند. --- page 518 --- اولین اخطارنامۀ نادری بنفری سقوی ٤٤١ جلد اول – نادر افغان اولین اخطار نامۀ نادری بنفری سقوی ساعت (١٠) چنین سنجیده شد که محمدصدیق فرقه‌مشر برای بردن اخطار نامه بطرف کابل که بین این نقطه و حدود کابل قریباً (٢٦) کروه است برود. و شاید این تنها حسن اعتماد و اطمینان پسندی جناب سپه سالار صاحب بوده است. ولی تمام حضار و افراد هیئتیکه با جناب سپه سالار صاحب بودند بالعموم رفتن محمد صدیق را بطرف کابل برای ایفای این ماموریت قبول دار نمی شدند، لذا صداهای اصرار سخت که از هر جانب بلند شد ایشانرا به تبدیل این فکر وادار ساخته مصلحت دادند تا طره باز خانیکه رئیس ارکان حرب گردیز بود برای رساندن مکاتیب به نزد پنین بیگ افسر بزرگ سقوی که دران وقت بفاصله هفت کروه دورتر ازینجا بدرویش است برود. و رسید یا جوابش را تا عصر از انجا بیارد چنانچه بالفعل طره بازخان بطرف درویش رفت و همان لایحه انذار را با خود برد. --- page 519 --- جنگ دپرچگونه آغاز شد ٤٤٢ جلد اول ـ نادر افغان آغاز جنگ مکتوب میر غوث الدین از دبر که بفاصله یک کروه است رسید که در شاه مزا چیزی عساکر سقوی موجود بودند، با اوشان محاربه شروع کردیم قوه و جباخانه بفرستید. این اقدام غوث الدین که اساساً پیش از وقت و خارج نقشه شده بو فوق العاده جناب سپه سالار را متأثر ساخت واقعاً این تعرض که پیش از رسیدن اخطاریه بچه سقو و نیز قبل از رسیدن جباخانه احتیاطی که در گردیز منتظر حکم بود واقع شده است در وقوع شکست چرخ یک عامل مؤثری بوده‌ها امّا چون لشکر ملّی محاربین تماماً قومی بود و جذبات مخالفانه شانرا بر خلاف سقویها ضبط کرده نمی توانستند ازین رو جلوگیری کردن شان از اینچنین پیشآید در حالیکه بمیدان جنگ هم داخل شده اند ممکن نبود، ناچار جناب سپه سالار صاحب باقوام ملکی که در چرخ بودند امر حرکت کردن بطرف دبر فرموده دقیقه بدقیقه خبر های میدان جنگ را بخواستند کویا علاوه بر دیگر مشاغلیکه دارند این یک مشغولیت مهم غیر منتظره بود که برای شان پیش آمد. بانتظار عودتِ --- page 520 --- جنگ دُبر چگونه اغاز شد ٤٤٣ جلد اول - نادر افغان طره باز خان دیروز بودند ولی حالا شب گذشت و نصف روز هم ولی او پس نیامد . (١) ٦ ثور - روز و شب در مراقبت اوضاع محاربه گذشت . چون تا صبح نتیجه معلوم نشد سپه سالار صاحب خود شان بطرف میدان جنگ حرکت فرمودند وقتیکه بمیدان رسیدند دو طرفه فیر جاری بود ، ناچار سپه سالار صاحب مقام سر قوماندانی را بدست گرفته دو توپ شش پن را که در پیش روی اولین قلعه میدان محاربه موجود بود پیشتر برده بشخص خود نشان بستن و فیر آنرا متکفل شدند تا برای لشکر با مجال پیشرفت و گرفتن قلعه های دشمن را پیدا کنند . بعد از چند فیر سه قلعه از قلعه های شاه مزار تخلیه شد . تا ساعت (١٢) لشکر های قومی متوالیاً پیش قدمی داشتند و اوضاع عسکر سقوی که در شاه مزار بود از مدافعه به پریشانی کشید زیرا متعاقباً قلعه ها و مواضع خویش را از دست میدادند . ولی بعد از ساعت ١٢ دخول یک عده زیاد عسکری سقوی از راه عقب شاه مزار بدر بین ها دیده شد . متعاقب آن چند فیر توپ از جبهه مقابل به این طرف رسید که از شروع جنگ تا حال هیچ توپی از ان طرف فیر نشده بود. آن فیرهای توپ (١) اخیراً معلوم شد که طره باز خان را بچه سقو محبوس کرده بود . --- page 521 --- جنگ در چگونه آغاز شد ٤٤٤ جلد اول - نارواعی و زیاد شدن تلفات . لشکر قومی را که از ین طرف می جنگیدند قدری پسپا ساخت ساعت (۱) باز لشکرهای تجدید حمله نمودند و میدان از دست رفته را قریباً استرداد کردند . تا ساعت (٥) محاربه دوام داشت جانبین مستحکم بودند امر و توضیح اطلاعات سریع به گردیز روانه شده بود تا جباخانه و اسلحه وغیره لوازم ضروریه بفرستند که الی الآن بواسطة بعد مقام جباخانه واصل نشده حالانکه جیباتاً که با لشکر بود کمی کرد . وازسنگر تا ستوالیاً اطلاعات درخواست کارطوس میرسید و از طرف کمی کارطوس که یک علت آن شروع شدن محاربه پیش از وقت بود وضعیت اندک پریشان میباشد . ساعت (۶) محاربه تخفیف وطرف شام کاملاً خاموش شد . سپه سالار صاحب برای تقویت معنویات شب را در محاذ جنگ گذرانیدند. تمام شب در فکر کارطوس گذشت بحد یکه جناب سپه سالار صاحب لاچار از اقوام چرخى یک عده کارطوس به پول خود خریداری نمودند. یک چیزیکه در محاربات قومی تجربه شده و امشب بهیم آن گذشت همینکه لشکرهای قومی در حمله وتعرض نه تنها شجاع بلکه خیلی با تهور ولی در استقامت و حفظ مرکزیت دفاع چندان حوصله ندارند و این یک --- page 522 --- رجعت قهقری قوای قومی اندیر ٤٤٥ جلد اول - نادر افغان فرق طبیعی است که بین لشکر قومی و عسکر منتظم موجود میباشد. در (۷) ثور دفعتاً در بین لشکر خبر منتشر شد که احمد زائی ها مواضع خود را شب گذاشته بطرف چپ رجعت کردند البته باید هراس در لشکر واقع میشد، از غوث الدین که محل شبهه واقع بود خبر گرفتند معلوم شد که در اطاق خود افتیده است. ولی بیقین رسید که غوث الدین سر تا پا درین معامله طرف تشویش لشکر و شکستنآند نقشه های که تصویب میشود واقع شده بود. و پروپاگندهای مختلف و افواهاتی را که موجب تشویش افکار لشکر شود منتشر ساخته میرفت (١) رجعت قهقری قوای قومی ساعت (۶) در دشت پیش قدمی نفری از طرف دشمن دیده شد با ملاحظه اینکه درین میدان تقریباً خیمه زده بودند، وضعیت خیلی خطرناک دیده می شد. چه هجوم دشمن دقیقه بدقیقه قریب شده میرود و ازینطرف صدای فیرهای مدافعه خیلی کم است. برای طوطاخیل هائیکه موجود و ششیر مدار اعتبار (١) چنانچه بعد از فتح کابل و بدست افتادن اوراق و دفاتر سقو معلوم شد، که برای غوث الدین چند هزار روپیه بخشش، و منصب نائب سالاری در همان تاریخیکه جنگ جاری بود، از طرف بچه سقو داده شده بود. --- page 523 --- جلد اول ـ نادر افغان ٤٤٦ رجعت قهقری قوا ی قومی از دبر هستند کار طوس تقسیم شده برای گرفتن موضع فرستاده شدند . توپ و ماشیندار هم در نقاط بلند روانه شد . ولی چون مدافعین خیلی کم بودند اثری بخشیده نتوانست . و گوله های دشمن از بام قلعه که در ان سپه سالار صاحب اقامت دارند مرور میکرد . از قرائن و امارات معلوم شد که در زیر پرده یک خیانتی است لذا جناب سپه سالار صاحب اسپ خود را سوار شده از عجله هم هر که اسپ داشت بران سوار شده ازین قلعه بدر شدند و بالعوض خواستند در قلعه های اخیر دبر استحکام بگیرند ، بعد از توقف چند دقیقه در قلعه اخیر که دشمن پیش قدمی داشت و بسبب آتش شدید توپ ماشیندار که از بلندی فیر میشد پیشرفت شان را عقیم گذاشت در اینموقع که افکار بطرف جمع کردن لشکر تشتت بود وضعیت نامنتظر و خطرناکی از جبهه راست از وسط دشت بیدک بروز کرد . و آن همینکه قوم تعزیای کوچی که خود را بی طرف اعلان معرفی کرده بودند و دران دشت رمه چرانی داشتند ناگهان هیئتی را که در راس آن جناب سپه سالار صاحب رفتار داشتند زیر آتش گرفتند در حالیکه مسافه هم بیش از یکنیم هزار قدم نبود ازین وضع متیقن گشت که توطئه مهمی روی کار شده است لزوماً با سرعت زیاد بطرف التمور حرکت شدند . --- page 524 --- رجعت قهقری قوای قومی از دبر ٤٤٧ جلد اول - نادر افغان تمام دشت التمور زیر آتش قوم نعر که پیشتر موضع گرفته بودند طی شد. فضل خدا بود و اگر بحساب هندسی باشد در هر تنه مخصوصاً کسانیکه سوار هستند بیش از پنجاه ، یکصد گوله باید میرسید، ساعت (۷) تغزی بکمال مشتت در التمور و از آنجا از راه رستی میدان پیچینک حرکت کرد . (۱) در علت این شکست غیر از ساخته کاری غوث الدین سبب دیگر تقریباً ظاهر نبود . لشکر هم از میدان جنگ که مشتت و پاشان شده بودند بعد از ان دیده نشدند . بدون آنعله شخصی که بالطبع خود را جز اینکه بمقامی که جناب سپه سالار صاحب بود برسانند دیگر جایی نداشتند کسی دیگر درین دائره دیده نمیشد . و نیز خوانینیکه قلباً مخلص و دلبستگی داشتند خود را بآنجا رسانیدند . بگردیز برای جناب نائب سالار صاحب شاه ولیخان از وقایع اطلاعداده شد تا از حوادث مطلع بوده اجراآت خود را از روی وضعیت حالیه داشته باشند . تسخیر خوشی و تخلیه آن از طرف سردار شاه محمود خان امروز (۸) ثور با وجود اینکه از طرف التمور شکست شد . باز هم یک حلقه امیدیکه مانده همانا مساعی سردار شاه محمود خان است زیرا سردار شاه محمود خا (۱) سیچینک آبادی مختصری متصل بزرمه و بفاصلۀ (۹) گروه گردیز است در سچینک این توقف به قلعه محمد جانخان شده بود . --- page 526 --- ضمیمهٔ صحیفهٔ (٤٤٩) جلد اول کتاب «نادر افغان» آقای سردار احمدعلیخان خلف الصدق سردار محمد سلیمانخان بن سردار محمد آصف خان عم معظم سردار سپه سالار که در اواخر عصر سراجیه بمنصب سرخان - اسپوری فائز بودند و در اوائل عصر امانی حیثیت مصاحبی خاص را داشتند - در سنهٔ ۱۳۰۰ به معیت جناب محمد نادر خان سپه سالار در هیئت ریاست تنظمیهٔ قطغن و بدخشان قسمیکه در صحیفهٔ ۲۳۳ این کتاب مرقوم است شامل و در آنجا مصدر خدمات خوبی شدند - در موقع مسافرت سپه سالار صاحب بجانب فرانسه نیز شرف معیت اوشانرا داشتند - بعد از چندی وارد مرکز شدند - در سنهٔ ١٣٠٤ جهة معالجهٔ سردار معظم جناب محمد یوسف خان با سردار محترم آقای شاه ولی خان عزیمت فرمای هند شدند بشرحیکه در صفحهٔ ٦٠٥ مرقوم است نعش آن مرحوم را از هند بافغانستان رسانیدند و در جوار مرقد مهترلام صاحبش مدفون نمودند سپس از آن بریاست تنظیمیهٔ غزنی مقرر شده این عهدهٔ مهم را بچنان امانت و دیانت انجام دادند که بار غزنی نظیر آن خدمتگذاری و همدردی اوشان را کمتر خواهد دید - در موقع حدوث انقلاب بمعیت جناب سردار شاه محمود خان غازی از مرکز کابل حرکت و در جنوبی خود را بحضور جناب سردار سپه سالار غازی رسانیده حسب‌الامر و هدایات اوشان مظهر مجاهدات نمایانی در راه نجات وطن شدند - مخصوصاً شرکت این سردار محترم با حضرت عالی سردار شاه محمود خان غازی در تمام خدماتی که در راه مملکت ازوشان ظاهر شده اند بیشتر است. در ایام اخیر بواسطه علالت شدیدی که بطبع شان عاید شده بود حسب الامر سپه سالار صاحب جهة معالجهٔ خود تشریف فرمای هند شده تحت پرستاری همشیر محترم شان سردار محمد موسی خان نواسهٔ اعلیحضرت امیر شیرعلی خان مصروف معالجه خود شدند. --- page 527 --- تنظیم جبهۀ شرقی طرف جنرال شاه محمود خان غازی ٤٤٨ جلد اول - نادر افغان مجردیکه از خوست حرکت نمودند، در علاقه جاجی داخل شده، نظر بوحدت قومی جاجی و نبودن فرقۀ ها و اقوام متعدد در جاجی زمینه برای شان مساعدتر افتاد و در یک مدت کمی لشکر ها را جمع کرده به علی خیل اماده و منتظر تعلیمات بودند. وقتیکه سفرۀ جناب سپه سالار صاحب بطرف چرخ روان شد، برای شان اطلاع داده شده بود ولی از مسئله تعرض چون در نقشه حرکت نبود سکوت در برای آنها امر شروع جنگ نرفته بود در روز ۶ ثور وقتیکه جنگ در چرخ بود لازم دیده شد که سردار شاه محمود خان هم از طرف دوبندی تعرض نمایند درین مورد اطلاع فوری برای شان فرستاده شد. اما بدبختانه اطلاع مذکور دورتر بعد در شام ۸ ثور بعد از شکست بر و قیام سجنیک برای شان رسید. که ایشان هم فوراً شروع به تعرض نمودند، چون پیشتر ترتیبات خود را با بعضی از خوانین و اقوام لوگر نموده بودند، باین سبب از ان حمله نتیجۀ بهتری گرفته شد، یعنی خوشی را از عساکر سقوی گرفته بعض جباخانه و ذخائر حربی را از آنجا بدست آوردند از ان جا از راه (برک) و سرخ آب به زرغون شهر حمله برده افواج سقویرا از ان جا نیز وادار به ترک موضع نموده، در نظر داشتند که در همان شب بر تنگی واغجان حمله آورده و آنرا مرکز بگیرند. این را هم باید گفت، در تمام --- page 528 --- جلد اول ـ نادر افغان ٤٤٩ نیز بخروجه جونی طرف جنرال شاه محمود خان غازی این مجاہدہ جناب جرنیل صاحب شاہ محمود خان واقا سردار احمد علیخان(۱) ولشکرش تا ساعت شش انتظار رسید حمله لشکر جنوبی را داشتند، زیرا تا آنوقت از شکست لشکر ماتیره اطلاعی نداشتند در سجینگ امر بر چنین تصویب شد که یک عده که قریب هزار نفر باشد بطور فوری برای معاونت جناب جرنیل صاحب فرستاده شود برای این مطلب یک اندازه جباخانه از گردیز خواسته شد و هم اطلاعیه ها برای اقوام نزدیک مانند احمدزائی ، طوطاخیل منگل میرز که فرستاده شد ، خوانین د کشتر آمده فی قوم ۴۰۰ صد نفر قبولدار شدند قبولتی علاوه بر اینکه فائده موقتی برای اقوام حاجی داشت ، از یطرف نشان میداد اگرچه ظاهراً اقوام از گرد و نواح جناب سپه سالار صاحب شتت و پراگنده شده اند ، ولی قلباً این تشتت واقع نشده است زیرا درین دعوت اقوام بر آرفتن جنگ حاجت بحث و دلیل و استدلال نشد بلکه بزودی حرکت را بطرف حاجی قبولدار شدند هئیت معیت نادری با اشتیاق زیاد منتظر خبرهای لشکر آقا شاه محمود خان هستند و باین سبب پوسته متوالیاً میرود ولی تا ۹ ثور خبر موثوق از ان طرف نرسیده است و در جمع کردن هزار نفریکه برای کمک فرستاده شدنی بود عجله زیاد روئیکار است (۱) سردار احمد علیخان در تمام آن مجاهدات ملیه و اجرأات وطنیخواهانه خضرتعالی سپه سالار غازی که در راه نجات وطن مصدر شده اند، مشارکت داشتند . مخصوصاً با جناب جنرال شاه محمود خان بحیثیت یاور و معاون در تمام مواقع شامل و بکمال فعالیت در همه جا بذل مجاہدت فرموده اند . --- page 529 --- سفر جلالتآب امیر امان الله خان غازی ٤٥٠ جلد اول - نادر افغان تقریباً تمام کارہا معطل همین حلقه آخرین یعنی جنگ آقای شاه محمود خان بنده تا موعد معین شد که امروز چیزی نفری که جمع شده است بطرف لوگر حرکت نمایند. ساعت (۱۱) یکعده نفری از طوطا خیل و منگل میرزکه آماده حرکت شد بساعتی بعد بطرف لوگر روانه شدند طرف عصر مکتوب پریروزه جرنیل صاحب رسید جریان جنگ و حرکت کردن شانرا بطرف زرغون شهر نشان میداد طبعاً این خبر ناخوشی زیاد تلقی شد، ولی این مکتوب به عنوان چرخ نوشته شده معلوم میشد که از شکست دَبرَ مطلع نبودند، چنانچه در مکتوب خود تاکید زیاد از ضرورت سرعت حمله نموده و فی الواقع با مید حمله لشکر یکه از طرف تیره میآمد لشکر جاجی مخاطره را قبول نموده خیلی پیشقدمی کرده بودند ندامت اقوام اینجا بحدی رسیده بود که مجرد دعوت کردن ہمہ انعقاد یک جرگه عمومی را برای بحث کردن در وضعیت حاضر و کاریکه در آینده باید کرد تعیین دادند. اما بر خلاف توقع و انتظار بساعت ٩ روز دہم ثور جناب جنرال شاه محمود خان و سردار احمد علیخان با چندی از رفقای شان از راه مچلغو وارد سجنک شدند، واقعاً این ملاقات غیر منتظر باید افکار را پریشان میساخت زیرا با اینکه از طرف التمور شکست واقع شده بود ولی یک روزنه امیدی بطرف جاجی بود مگر بدبختانه آنهم گسیخت . --- page 530 --- جلد اول ـ نادر افغان ٤٥١ علل پیشرفت و شکست مفرزه جاجی علل پیش رفت و شکست مفرزه جاجی قبلاً در صحیفه (٤٤٨) مرقوم است که چگونه جناب جرنیل صاحب محاربه را در حدود خوشی آغاز کردند و نیز اینهم تذکار یافت که موفقیت پیش رفت لشکر ایشان خیلی زیاد بود. زیرا مجردیکه شهر خوشی را فتح نمودند لشکر اینها که بجوش و مستی فاتحیت آمده بود عقب دشمن را گرفته و تا زرغون شهر هم رفتند. ولی درین پیشرفت یک خسارهٔ دیگر از طرف عقب کشیده شد. و آن همینکه چون افواج سقوی که در پاتخواب و درویش هستند از دیگر طرفها مطمئن بودند بشهر خوشی حمله آورده و آنرا بخیلی آسانی بتصرف خود آوردند. وقتیکه این خبر در بین لشکر منتشر شد. طبعاً باید اوضاع ایشان را پریشان میساخت؛ زیرا خوشی بیک حساب خط رجعت اعتبار میشود. لذا موضعات خود را یعنی میدان فتح شده را گذاشته برای تأمین خط رجعت خود برگشتند. جناب جرنیل صاحب وقتیکه وضعیت را مشاهده نمودند لاچار یک عدهٔ را که با خود داشتند خواستند که آنها را به استقامت وادار بسازند. اما وضعیت (که در حقیقت خطرناک شده بود) لشکر ثباتی را مجبور بعقب گشتن ساخت. --- page 531 --- عزم آهنین و قیام متین نادری ٤٥٢ جلد اول - نادر افغان ازینجهته بود که جناب جرنیل صاحب محوراً از راه‌های خیلی خطرناک و پر برف که شاید همان یک شب را که در ان رجعت گذشتانده انداز مهلک ترین و پر مشقت ترین شب‌های حیات شان بود رجعت نموده بغتتاً بدون انتظار به پچینک رسیدند. عزم آهنین و قیام متین نادری در حقیقت این وقائع اسفناک خاتمه دورهٔ اول مجاهدات فداکاراً سنجی و نابغهٔ بزرگ وطن سردار سپه سالار صاحب بود، که با وجود اینهم میفرمودند " من از چنین ناکامی‌های جزئی هیچ مأیوس نمیشوم تا بحدے ایستاده هستم که اگر احدی هم بدور من نماند باز هم تنها با یک تفنک خود برای حصول راحت ملی و فراهم آوردن سعادت و نجات دادن وطن خواهم رفت ". و بهمین ثبات و اصرار محکم بوده برای منعقد شدن یک جرگهٔ عمومی دیگر جهت تجدید مساعی وطنیاناً خود بهر طرف دعوت فرستادند. (١١) ثور اگر بعقائد عمومیه ملاحظه شود هر کدام میگوید شکست شد (یعنی بعد ازین هر کار خلاص شد). این سخن مردم است. اما عقیدهٔ سپه سالار --- page 532 --- عزم آهنین قیام متین نادری ٤٥٢ جلد اول - نادر افغان درینحال چنین است که میفرمایند ناکامی در نیل مطلوب دلیل نا امیدی نیست. البته نامعقول یا ضعیف بودن مطلبی که انسان برای آن مجاهده میکند دلیل نا امیدی شده میتواند ، چون مطلب من صحیح و بخیر عموم و منفعت جامعه علاقه دارد من باینطور شکست ها اهمیت نمیدهم . و همه حال در راه حصول امنیت و رفاهیت این ملت که بهزاران مصاعب و زحمت گرفتارند صرف مجاهدت میکنم : دست از طلب ندارم تا کام من بر آید یا روح دهم بلبت یا جان ز تن بر آید در هئیت هم رکابی دو فکر نقیض است یکی خوش بین هستند و میگویند اگرچه این شکست تشتت و پراگندگی اقوام را نتیجه داده است ولی باز علامات امیدواری در بین موجود است . و احتمال کلی دارد که اگر دوباره تجدید عمل و سعی شود نتیجه بهتری بدست آید . عدۀ دیگری بدبین بوده ، نتائج این شکست را بحدی وخیم تخمین میکنند. که هیچ ممکن نیست بعد از ین سمت جنوبی لشکری جمع شده و برای مقاومت با محاربه سقوی برود . سردار سپه سالار که قناعت کامل با مکان موفقیت در آینده داشتند --- page 533 --- جلد اول - نادر افغان ٤٥٤ عزم آهنین و قیام متین نادری وقتیکه این مباحثه را در بین هیئت در از یافتند فیصله موضوع را برای شب گذاشتند تا تمام هیئت که عدهٔ اکثر آن عبارت از خوانین و رو شناسان جنوبی میباشند مجموع شده دران اظهار افکار کنند . ساعت (۷) شام قبل از نان مجلس منعقد گردیده و همین موضوع طرح مذاکره شد که آیا بعد از وقوع این شکست صورت دارد یک جمع اوری عمومی برامی بار دوم کرده شود یا نه ؟ مذاکره خیلی طول نکشید زیرا سپه سالار برای فریقیکه امید وار موفقیت نبود دلائل و براهین که مایوسیت آنها را دور کرد ایراد نموده فرمودند : برای فیصله مطالبیکه بجامعه ها تعلق داشته میباشد تنها دیدن ظواهر کفایت نمیکند ؛ در وضعیت و حسی امروزه اقوام تا جائیکه تعمق کردم برای من خیلی دلائل امیدوارمی آینده پیدا شد . چنانچه جرگه اینده که دعوت به انعقاد ان نموده ام امکان موفقیت در تجدید عمل برایتان ثابت خواهد شد . و همین صورت مسافر انکه جرگه اینده شامل این هیئت هستند و بعض شان مایوس شده است دوباره حسن امید میشو در منتظر انعقاد ورود جرگه قومی بحضور سپه سالار غازی ١٢- الی ٢٢ ثور : خوانین و نماینده های اقوام که درین ده روز آمده میرفتند امروز اکثریه شان جمع آمدند. و برامی فردا موعد مذاکره عمومی با ایشان قرار داده شد --- page 534 --- ورد جرگۂ قومی بحضور سپه سالار غازی ٤٥٥ جلد اول - نادر افغان صبح رسید مجلس منعقد شد . موضوع هم که تجدید حرکت و جمع آوری برای قمع کردن بچۂ سقواست مطرح مذاکره شد. تا دو ساعت دوام کرد ولی نتیجه بدست نیامد. دلیل وسأئل از هر طرف پیش میشد که همۀ این مباحثات نه قبول کردن است نه رد کردن . در تمام این مدت سپه سالار صاحب سعی دارند که بتوانید اگر امشتت بپراگندگی محفل بزرگ محوری پیدا کنند . بالاخره بعد از دوام داد و گرفت افکار و مذاکرات بموضوع بحث اساس گرفته نمایندگان جواب دادند « چون مراد از جمع کردن جماعۀ بزرگ اهالی برای رفتن بطرف کابل است لهذا جواب حقیقی ما نماید داد نمیتوانیم تا زمانیکه نظرخواهی اهالی را ندانیم . » درینجا سپه سالار صاحب با مهارت و قوۀ منطقی خیلی مؤثری مظالم بچۂ سقو را ترسیم نموده برای حضار قناعت کلی در اضرار خانه جنگی و وخامت دوام سقو یها پیدا کردند و واقعاً توجۀ شان باین مطلب اثر خیلی خوبی هم داشت زیرا طبعاً بقدریکه این نمایندۀ در طلب متأثر فهمید باشند همانقدر مطلب بدیگران فهمانده آنها را متأثر ساخته میتواند ؛ بعد از ختم این بیانات جمعیت با جوش تمام تعهد کردند که بنام نجات وطن سعی اینه کرد که اقوام خود را بهر نوحیکه باشد و ادار مجمع آوری نمایند و با همین جوش مجلس منحل شده و هر یک بطرف قوم خود برای آوردن جواب اخیر رفت . --- page 535 --- اثرات این جرگه و تشبثات سقائیه در جنوبی ٤٥٦ جلد اول ـ نادر افغان اثرات این جرگه و تشبثات سقائیه در جنوبی ۲۳ ثور: در چهره ها نوعاً آثار امیدواری دیده میشود زیرا این جرگه دیروز که اولین تهداب حلقه دوم است گرچه نتیجه کامل نداده است ولی باز هم بی نتیجه قطعی نماند. حضرت صاحب نور المشایخ در تحت از وضعیت اخیر اطلاع و دعوت داده شد که در توحید افکار اقوام کار فرمایند. اطلاع رسید که محمد صدیق فرقه مشر که در جنگ چرخ موقع را مغتنم دیده بطرف کابل گریخته بود از طرف بچه سقه برتبه رئیس تنظمیه جنوبی و نائب سالاری گرفته با یک خزانه وافر و عسکر منظم به لوگر آمده و در درویش مرکز گرفته است. خبر دیگر رسید که فقیر محمد نام احمد زائی در حد دسیلن که بفاصله ۷ کروه بچنک است رسیده و بمفاد بچه سقه تبلیغات مینماید و ضمناً چند نفر را توانست که نزد محمد صدیق بدرویش بفرستد ولی آمدن او از بیطرف هیچ اعتنا داده نشد زیرا عقیده مندی و احترام اقوام به سپه سالار محبوب شان بحدی بود که ازین چنین اقدامات جای اندیشه نبود. ٢٤ ثور: زلمی خان مشهور منگل با چند خوانین دیگر آمده و با نفرت تمام مکاتیب محمد صدیق فرقه مشر را که برایشان رسیده بود کشیده نشان داد، بعد از خواندن این خطوط از هر طرف اوضاع تعجب و تأسف ظاهر شد. مضمون بی اساس و مزخرف بود. و از طرف دیگر جای خیلی تأسف بود شخصی که بنام اصیل زادگی شهرت داشت محض بلحاظ مقام --- page 536 --- اولین بیعت سقوی بحضور سپه سالار غازی ٤٥٧ جلد اول - نادر افغان ورتبه تا این درجه سفالت و سفاهت و گردن بستگی را برای سقوی میکرد. سقو زاده سپه سالار صاحب را باطاعت خود دعوت میکند ٢٥: طرف عصر مولوی عبداللطیف نام از مهاجرین کوهاتی که از دو سال ها در افغانستان بنام هجرت سکونت داشت بطور نمایندگی از طرف سقوزاده رسید. پیام مخصوصی با خود آور و ساعتی بعد اطاق تخلیه نامبرده بحضور سپه سالار شرف ، چند دقیقه بعد بیرون آمده با تبختر تمامی قدم زدن گرفت ، از وضعیت او چنین استنباط میشد که انتظار میرود که پیغام مخصوص او شاید مقام خوبی یافته سپه سالار صاحب هم درعین آنکه انرا مکتوم میما ساعتی بعد جوابش را خواهند فرمود . ولی از شام یکساعت نگذشته بود که اغلب همکابان سردار سپه سالار پیغام پوشیده مخصوص او را فهمید هر کدام باندازۀ مشاعر خود ازان پیغا میخندید چه مجردیکه این نماینده سقوجه از حضور سپه سالار صاحب منصرف شد اعضای هیئت به حضور شان جمع آمده ایشانرا در یک حالت تاریخی با رقت که دهشت و عزت نفس از ثنایای آن هویدا بود یافتند، چند دقیقه نگذشت که تبسمی فرموده گفتند برایشان پیغام بچه سقو را نقل میکنم هرکدام باشتیاق فوق العاده منتظر شنیدن این پیغام بود سردار سپه سالار این را فرموده از پهلوی خود کاغذی برداشته بیک نفر دادند که انرا با واز بلند قرائت کند . --- page 537 --- اولین بعوت سقوی بحضور سپهسالار غازی ٤٥٨ جلد اول - نادر افغان کاغذ بچه سقو بنام نامی محمد نادرخان غازی اختصارش همین است که بچۀ سقو سردار را بآمدن کابل و صرف نظر کردن از محاربه بمقابل انیکه او حاضر خواهد بود هر چه ایشان بفرمایند همیشه زیر فکر و ارادۀ شان کار کند و وعده هائیرنگ رنگ درین مکتوب یا پیغام خود فرستاده که در جمله آنها یکی مسترد کردن املاک و آزاد ساختن افراد خاندان شان است. اینجا اسباب تاثر خیلی عمیق و باز تبسم ایشان در اثنای همان تاثر رقت آور معلوم گردید! اہل مجلس هم هر کدام بنوبت خود تأسف و تأثر بر چنین حالتیکه روز گار بر استقو بچه جرات نوشتن اینچنین پیغام را داده است اظهار نمودند، ولی هر کدام هر چند متاثر می شد بازهم از تبسم کردن خودداری نمی توانست ، چه این کم عقل رذیل بیچاره و یا استادش که او را بنوشتن این پیغام وادار نموده هیچ این را بتصو نیاورده یک فردیکه عزیزترین اشیا را در خیر وطن و سعادت جامعه ایثار میکند بچنین پغام بچه یک سر کرده ظلام که ملت و مملکت از وجوه سراپا مضرتش هزاران مصائب و آلام وصل شده و میشود ازان نظریۀ خود چگونه خواهد گذشت چون سپهسالار صاحب ازین تبسم حزین قطره تماشا را فهمید گفتند هرگاه جنبه مضحک این این تحریری بچه سقو با خندین شما شد باشد پس پیغام شفاهی او را که از هه مضحک تر است بر ایشان نقل میکنم و آن همینکه بچۀ سقو نماینده خود را گفته که بمن بگوید: او حاضر است که بعد از رسیدن بکابل مسئلۀ سلطنت را --- page 538 --- جوابیہ سپہ سالار صاحب بیچه سقو ٤٥٩ جلد اول ـ نادر افغان بين بن پنج دشت به پشک ، انداختن فیصله نماید. و در صورت عدم قبول ایننظر همه خاندانش از تیغ نکشیده جوابیہ سپہ سالار صاحب به بچه سقو صبح ٢٦ ثور سردار سپہ سالار جوابی باین مفاد بسقوزاده بقلم خود نوشتند : ”تهورنشان حبیب اللہ بچۀ سقو ! پیغام ترا گرفتم از ان معلوم شد کہ اطرافیا تو قطعیا ترا از نظریہ و مفکورہ من آگاہ نساختہ اند آرزوی یگانۀ من رفع پریشانی و تشتت مملکت است کہ در نتیجہ منحل شدن حکومت بر آن پیش آمدہ است بزرگترین آرزو مدعا من نشر شدن امنیت میباشد باین نظریه من هر که موافق باشد اگر چه خودت هم باشی او را حزب و جزو خود میشمارم ولی بالعکس تو همان پیغام مرا که با موافقت عموم اقوام جنوبی و مشرقی فرستادہ بودم قبول نکردی حال هم اگر با من مفاہمہ داری تنہا یک شرط خواهد بود کہ در پیدا کردن امنیت و استقرار سلطنت صحیح ہمفکر شوی کہ ذریعه اولین آن گذشتن تو از سلطنت طلبیست زیراکہ نہ تو لایق آن ہستی ملت بتو راضی است! بنابران تا دقیقۀ اخیر با تو مقاومت میکنم پس اگر میخواهی نتیجه بربادی این مملکت باشی این پیغام مکرر مرا خواهی شنید. غیر ازین با تو مفاہمہ ندارم. در این نزدیکیہا جرگہ عمومی اقوام منعقد شد نیست البته هر چه رضامندی اقوام باشد و درین جرگه فیصله شد نیست نتیجۀ آنرا برای تو اطلاع میدهم. در باب پیغام تو که راجع بشخص من بود بتو انقدر مینویسم کہ من ہمہ افراد خاندان خود را بخدای عظیم و قادر سپردہ خود و ہمہ آنہارا --- page 539 --- جوابیه سپهسالار صاحب بچه سقا ٤٦٠ جلد اول - نادر افغان خداوند امنیت و دفع بلای تشتت و پارجگی این ملت قرار داده ام حال هم از این نذر و قربانی نادم نشده دست عجز و نیاز را بقبولی آن بدرگاه خالق عظیم مسئلت و تمنا دارم- در خاتمه برای تو و همدستان تو ہدایت میخواهم. (محمد نادر خیرخواه و خیراندیش) الحق فرستادن این جواب برای سقوزاده حلقه خیال و تصوری را که از فرستادن این پیغام بدل گرفته بود میکلاند زیرا غالباً فکر او از این پیغام همین بود که چون در چند روز قبل جمع آوری که در این سمت پیدا شده بود در جنگ چرخ مشتت شده است لذا قبل از اینسکه تجمع و تمری پیدا شود این پیغام را فرستاد، ولی از این اصرار سپه سالار صاحب در دوام دادن مجاهده شان، سقوزاده دانست که در این فکر یا آرزوی خودش تا کدام اندازه بخطا رفته بود. ٢٦ ثور صبح نماینده سقو با جوابیکه پیشتر تحریر یافت با یک بدرقه محافظ بطرف کابل حرکت نمود چون سپه سالار صاحب در تمام این مجاهدات خودشان حرکت علنی را یعنی هرچه میشود باید باتفاق و اطلاع اقوام باشد اساس پروگرام خود قرار داده اند : لذا این پیغام سقو را با جو ابیکه از طرف خود داده اند برای خوانین و دیگر اقوام که لازم بود اطلاع دادند. --- page 540 --- عزم و ثبات نادری در برابر مشکلات ٤٦١ جلد اول - نادر افغان آماده‌گی قوای قومی ای از الئه ظالم سقوی عزم و ثبات در برابر مشکلات ٢٧ و ٢٨ ثور: خوشی زیاد تولید دیده میشود، زیرا عده بسیار از نماینده‌ها که برای آوردن جواب قومهای خود در باب قبولی یا ناقبولی تجدید حرکت رفته بودند آمده و در اطاق سپه سالار صاحب عموماً مجموع و هر کدام بنوبت جواب قوم خود را با یک لهجه و ذوق جداگانه بیان میدهند و تجدید جمع‌آوری و دوام مجاهدت‌شانرا برای ازالۀ فجائع حاضره (که مسبب آن جمعیت دزدان است) باتفاق آرا قبول نموده اند، اما اختلافیکه بود در باب موعد است یعنی بعضیها موعد جمع‌آوری را روز سوم عید یعنی بعد از چهار روز قرار داده اند یک عده دیگر موعد را برای بیست روز بعد گذاشته بود. زیرا موسم کشت آنها رسیده بود که این عذر ایشان تا یک اندازه بجا بوده است زیرا اشکالات زراعتی درین سمت کوهستانی معلوم است که زیاد میباشد. واگر از موسم خود اندک ناغه شود یقین است که خطر قحطی آنها را تهدید خواهد کرد، لذا در بین این نمایندها راجع بتعیین موعد، مباحثه طول کشید، آنها ئیکه حاضر هستند --- page 541 --- آماده گی قواے قومی برای ازالۀ مظالم ستموی ٤٩٢ جلد اول - نادر افغان سرعت را میخواستند، اما فریق دیگر عذر خود را توضیح میداد، بالآخر چنین قرار داده شد که مجرد تمام شدن کشت باید عموم اقوام در سحینک آمده ازینجا بطرف لوگر حرکت شود. گویا اگر چه کار قدری بتعویق افتاد، اما باز هم یک موضوع مهم فیصله شد و معلوم گردید که اقوام در تجدید حرکت آماده ومستعد هستند، ولی این را هم باید گفت که چنین تعویقاتی که در پیشرفت کار پای سپهسالار پیش میشود، در حقیقت نتیجه نبودن پول کافیست و اگر میبود طبعاً تلافی اینچنین عذر امالی را کرده میتوانست . بهر حال جرگه بر این منحل شد که مجرد تمام شدن کشت باید عموم اقوام در سحینک آمده ازینجا قرار نقشه که وضع شود بطرف لوگر حرکت نمایند . طرف عصر جناب جرنیل صاحب شاہ محمود خان از جاجی آمدند تا فیصله اخیر اینترا فهمید پروگرام خود را که متعلق بلشکر جاجی است از روی آن وضع نمایند زیرا لشکر ما اقوام جاجی آماده شده و منتظر امر حرکت بودند . ۲۹ ثور : امروز اول عید اضحی است، صبح مراسم مذهبی بجا آورده شد جوقه های اقوام برای عرض تبریک آمده میرفتند، در وسط هر جماعه جوانها ئیکه رشیدتر هستند. دائره اتنی تشکیل داده اند، و با سرودن غزلهای ملی هر طرف اتن پر جوش و --- page 542 --- پیام دومین سقوی بنام سپه سالار غازی ٤٦٣ جلد اول - نادر افغان دائر بود، واقعاً اگر حواس را فجائع حاضرهٔ مملکت افسرده نمیساخت، این عید از پرجوش ترین اعیادی بود، که درین سمت پیش آمده است. روز دوم وسوم عید بهمین منوال گذشت، و آقای جرنیل صاحب در روز سوم واپس بطرف جاجی حرکت نمودند. باز پیغام سقو زاده ده روز از رفتن نمایندهٔ بچهٔ سقو گذشت، باز امروز شنیده میشود که در گردیز نمایندهٔ سقو زاده رسیده، فردا بتجگنگ خواهد رسید، ولی درین دفعه بچهٔ سقو، با این پیغام خود واسطه را برای قبول شدن پیش کرده و آقای علی شاه خان (۱) را فرستاده است، نمایندهٔ سقوی درین دفعه هم همان مولوی عبد اللطیف کوهاتی بود. موضوع پیغام عیناً مانند سابق بود تنها این قدر فرق داشت که در دفعهٔ گذشته لهجه دعوت را داشت اما درین دفعه سقو زاده خواهش و تمنا کرده بود، که (۱) آقای علی شاه خان غندمشر یکجوان صاحب تعلیم تربیهٔ جدیدهٔ است هم معلم سپه سالار است، با آقای اسد الله خان پسر اعلیحضرت امیر شهید حبیب الله خان درینجا آمد که از حیث اخلاق و تعلیم یک جوان دانشمند میباشد، و دگر افراد خاندان ایشان در کابل محبوس و شدیداً تحت نظارت ظالمانهٔ خائنین بودند. در موقع وصول جوابیهٔ نخستین سپه سالار بچهٔ سقو او را از بند یخانه کشیده بقسم ایلچی و قاصد بنز د مامایش (سپه سالار) فرستاد، تا اوشان از دیدن وضع جگر خراش او متأثر شده احوال دگر افراد خاندانی خود را بر وجود زار و زبون او قیاس کند، وحتماً در برابر آن مطالب بچهٔ سقو تمکین کرده، لا اقل جهت استحلاص آل و عشیرهٔ خود از ان بلیه از راه موافقت پیش آیند ولی بنام عزم و تنخواهانه و اراده ملت پرورانه این سپه سالار فرزانه را که در مقابل راحت و سعادت ملت خود جان، مال، عیال، اطفال عموم خاندان خود را هدیه کرد، و حملات ان اد که (محمد نادر) در مقابل خیر ملت و مملکت از دنیا و ما فیها قطع تعلق میورزد. --- page 543 --- پیام دومین سقوی بنام سپه سالار غازی ٤٦٤ جلد اول - نادر افغان سردار سپه سالار آمدن کابل را بپذیرند، تا بهر کاریکه خواسته باشند، مقرر شوند، ولی درحقیقت این پیغام، از پیغام اولش مضحک تر بود، زیرا این بدبخت ازین غافل بود که مطالب ملی بعذر وزاری فروخته نمیشود، چنانچه درین دعوتنامه خیلی باغهای سبز و سرخ را بجناب سپه سالار نشان داده، بزبان آقای علیشاه خان غندمشر پیام فرستاده بود، که بچه سقو باز همان دعوتش را تجدید و عهد میکند که در موقع ورود سپه سالار بکابل بکمال اعزاز و احترام از اوشان پذیرائی و بکاریکه بلندتر از ان نباشد سپه سالار را مقرر میدارد. اگر بآمدن کابل راضی نباشند، پس بچه سقو را بحالش بگذارند، زیرا که وی در بدل این مراعات شان نه تنها آل و عیال اوشان را که محبوس اند رها و بکمال اعزاز و احترام بهر نقطه که معین فرمایند، میرساند، بلکه برای مصارف و لوازم سفری شان یک مبلغ گزافی را نقد هم تقدیم میکند، علاوتاً بهر کاریکه در خارج خواسته باشند بعد از دفع انقلاب داخلی و قبول شدن بچه سقو بنزد دول خارجی اوشانرا مقرر و حاصلات ملک های شانرا هم قسط بقسط برای شان میفرستد، در صورت نکول از قبول این و شرائط البته که تمام آل و عشیره و افراد خاندانی شانرا که (۶۱) نفراند بانواع مصیبت و زحمت خواهد کشت. سپه سالار بجای اینکه از دیدن احوال زار و زبون آقای علیشاه خان از تکلیف --- page 544 --- فدویت و ایثار خاندان نادری ٤٦٥ جلد اول ـ نادر افغان مصیبت دیگر افراد خاندان خود متأثر ومتردد میشد و یا بوعده و تطمیع آن مخرب وطن مانند دیگرها فریب میخورد، درین مراتب باز از همان خشونت مقدس خود کار گرفت و ازین تطمیع و وعده وعذر ولا به سقوزاده ابرو خم نکرد . ناظرین محترم این ایثار و فدویت وحس وطنخواهی آن خاندان مظلوم نادری را که تحت شکنجه مظالم سقویه بودند نیز ملاحظه فرمایند که آنها توسط آقای علیشاه بحضور سپهسالار صاحب عرض و تمنا کرده بودند که شما باین تهدیدات بچه سقو اعتنا ندهید، زیرا همه ماحیات خود ها را بالمقابل این کامیابی شما در راه نجات افغانستان ازین گرداب رنج وعنا نذر و فدا میکنیم . ه جوزا صبح یک عده خوانین در وشانسان جنوبی جهته اطلاع گرفتن از پیام بچه سقو بحضور سپهسالار مشرف شدند. آقای علیشاه خان در حضور همه آنها در حالیکه نماینده بچه سقو هم نشسته بود، بیان رقت آوری از حال سلطنت و عمومیات اداره و دیگر بی نظمی ها و فلاکت هائیکه از تسلط سقویان بملت و وطن پیش شده و میشود اظهار نمودند. این اظهارات شان باندازه صراحت داشت که در وقت شب این مذاکره، در میان آمد که نباید دیگر آقای علیشاه خان در کابل برود، تا مبادا نماینده بچه سقو او را ازین ماجرا مطلع ساخته اسباب اذیت --- page 545 --- ضميمة صحيفه (٤٦٦) کتاب جلد اول نادر افغان آقای سردار علیشاه خان بن سردار محمد سلیمانخان بن سردار محمد آصفخان عم معظم سردار سپه سالار صاحب اند که در مکتب فنون حربیه کابل تحصیل فرموده اند و در اثر لیاقت و فعالیت از تولیعشری باهلیت و کفایت طی مراتب بلند کرده از سنهٔ ١٣٠٢، ١٣٠٣ در قطعات مرکزی کابل اظهار رشادت کرده اند - در محاربهٔ ١٣٠٣ بحیثیت قائد غند در جنوبی، مخصوصاً در مبداء لوله مصدر چنان شجاعت نظامی شده اند که تفصیلات آن وقتاً فوقتاً در اخبار «حقیقت» کابل و دگر جرائد وطنی مرقوم است، در صلهٔ آن از طرف حکومت به نشان استور و منصب غند مشری اول و کفیل قرارگاه عساکر پیادهٔ کابل در سنهٔ ١٣٠٤ فائز شده از سنهٔ ١٣٠٥ تا سنهٔ ١٣٠٧ در اعضای درجه اول ریاست محاکمات قول اردوی مرکزی شامل بودند، در موقع انقلاب چون سرپرستی تمام عائله و دودمان نادری باوشان مفوض شده بود در کابل ماندند، بعد از آغاز مجاهدات نادری در سمت جنوبی سردار علیشاه خان و سردار اسدالله خان و سردار محمد نعیم خان و سردار غلام محمد خان و دگر افراد خاندان شان در محبس سقوی افتادند - عموم افراد این فامیل جلیل مخصوصاً سردار علیشاه خان آن ایام مصائب الیام محبس را بکمال صبر و استقامت و متانت میگذرانیدند تا اینکه سقوزاده آقای سردار علیشاه خان را بحیث قاصد بشرطیکه از صحيفه ٤٦٣ تا ٤٦٦ مرقوم است در جنوبی به حضور سپه سالار غازی فرستاد بعد از آوردن و شنوانیدن جواب دندان شکن نادری به بچهٔ سقو، تکرار این جوان شجاعتمندار با عموم خاندان تا (٥٦٨) مرقوم است، از آن زندان و آتش سوزان نه تنها اوغان بلکه عموم افراد خاندان شان نجات یافتند. مقرر و به پایارگ برده شده محبس خان در وسط خان غفله که چندین زیرا کش مجاهدین بوده تعیین گردید ولی از لطف و کرم الهی به شریکه از صحيفه (٤٦٠) نادری گرفتار شکنجهٔ طاقت فرساي سقوی شدند - در ایام هجوم مجاهدین بر مرکز دولت فوق الذکر با تمام فامیل شان از محبس عمومی که برای آنها در باغ علیمردان --- page 546 --- [BLANK PAGE] --- page 547 --- یک پیام مردانه نادری بنام افراد خاندانی شان ٤٦٦ جلد اول - نادر افغان برایشان بشود، چنانچه این مفکوره عدم معاودت شان بکابل از طرف بعضی نفری برای آنها گفته هم شد مگر علی شاه خان این نظریه را برای خود بسیار شرم آور پنداشته فرمود، در صورت واپس نرفتنم، سقوزاده خواهد گفت که علیشاه خان خود را در ضمن پیام رسانی خلاص نموده، جواب مرا نیاورد، حال آنکه (٦١) نفر دیگر ما بدست اوست، من گاهی این ننگ را قبول نخواهم کرد، که مردم بگویند علی شاه خان موقع را غنیمت شمرده جان خود را خلاص کرده دیگر هیئت خاندانی خود را که با او در یک محبس افتاده بودند گذاشت، چنانچه علی الصباح ٦ جوزا آقای علیشاه خان برای حرکت کابل حاضر و در موقع وداع که خیلی رقت آور و هیجان خیز بود، سپه سالار، علی شاه خان را مخاطب کنان فرمود که بتمام خاندانی مظلوم و محبوس من سلامم را برسان و این نکته را خاطر نشان اوشان بکن، که محمد نادر ازین پیام با شرفانه شما متشکر شده، برای شما صبر و اجر میطلبد و میگوید، که برای نجات وطن نه تنها شما را بلکه خودم را با هر سه برادرانم جهته قربانی تقدیم میکنم، خدا حافظ افغانستان و حامی ملت و ناصر شما جماعه مظلومان با جواب ثانوی نادری : جوابی را که نماینده بچه سقا و باز از طرف سپه سالار با خود برد عیناً مانند جواب اول بود، که مطالعه و قابل تذکار این جواب ثانوی قرار آتی است :- "حبیب الله خان باید یقین کند که من برای قیام امنیت و تحکیم رشته وحدت واخوت --- page 548 --- جواب ندانشگر با دری بے بصری سقوی ٤٦٧ جلد اول - نادر افغان در تمام طبقات ملت با لا بودن بیرق مقدس افغانستان در تمام پایتخت های دول معظمه دنیا مجبورم که از مساعیات بشری خود کوتاهی نکنم و جهت حصول این مقصد مقدس از قوت حرکت خویش از پاریس جان مال آل و عیال و تمام افراد خاندان خود را وقف کردم اگر تو در امر وحدت ملی و استقرار یک سلطنت صحیح بر طبق آرای عمومی و رفع خانه جنگی حاضره که بنیان سلامت وطن را به تزلزل آورده است موافق من باشی همانا که بلای این نفاق و خانه جنگی فوری از وطن مرفوع میگردد، و اگر تو درین موضع خود که موجب هزاران فلاکت و مصیبت در تمام طبقات ملت شده و میشود و هر لحظه افغانستان را بوادی عدم میکشاند اصرار نمائی البته که من هم تا آخرین لمحۂ حیات خودم با تو پیکار خواهم کرد و ابداً ازین قوت و قدرت ظاهری تو نخواهم اندیشید، و این سر دادن خویش و قربان نمودن خاندانی خود را برای راحت و سعادت ملیونها افراد خاندانی افغانستان بخوشی نیات تقبل و نائل شدن این مقصد مقدس را فخر ابدی خود خواهم شمرد و دائماً مصدر اعمالی خواهم شد که بر طبق حیات ملی و شرف عسکری من باشد.» اثر ناگوار سقوط قندهار درین اثنا که سپهسالار حسیب انتظار گذشتن موسم دود و رفع حاصلات اراضی را که عموم اهالی بآن مصروف میکشیدند. و در رفع غلط فهمی القا وحدت ملی گذاشتن نقشه های اساسی تأسیس ذرائع خبر رسانی مخصوصاً --- page 549 --- اثرسوء خبرشکست قوای امانی درعین مجاهدات نادری ۴۶۸ جلد اول - نادر افغان بکابل و مشرقی مصروفیت داشتند، ناگهان بکار اشکال و حوادثیکه در اثر حکومت ثانوی و فرار شخصیات امان الله خان از افغانستان واقع شده است برخوردند، و هم از شنیدن خبر قتل محمد ابراهیم خان نائب الحکومه و عبد الرحمن خان قوماندان نظامی و بعض مامورین دیگر هرات، و پادشاهی مکرر علی احمدخان والی با دستگیری او (۲) ، واستیلای نون سقویها برنقاط مهم افغانستان خیلی متاثر شدند، زیرا که هرکدام این اطلاعات نه تنها در موقعیت و شوکت اہل سرقت خدمت بلکه حس نفرت ملت را برضد عناصر منسوبین حکومت سابق می افزود و هم در راه موقعیت حزب نادری که بکمال شجاعت داخل میدان فداکاری میباشند، موانع بسیار را عائد میکرد، چنانچه بچه سقا بجردیکه از هر طرف بموفقیت خود نائل و تنها در راه پیشرفت خود مجاهدات نادری را حائل میدید، تمام قوش را در ازاله مساعی سپه سالا غازی و اسقاط مرکز جنوبی توجیه نمود . (۱) اجمال این وقائع مهم را بقیه مضامین صفحه (۳۳۸) اینکه : شا شجاع باقوای مسلی حوالی جده و اعاد تاج وتختش عازم کابل شد ، در عرض راه حملاتی شد یداقوام را دفاع کنان بسیار زحمت خود را تاغزنی رساند در اثر جنگ چند ساعته بواسطه مخالفت جدی اقوام قبائل افغانی وسقویها درشب ۱۶ ثور بصورت مخفی درحالیکه اردوی او از هر طرف معروض حملاتی شدید ملت در تمام عرض راه بود ، فرار و چندی در مقر قرار گرفت، در اثر مهاجمه پی در پیش مردم و تعقیب سقویها بصورت جنگ و گریز به قلات رسید، ولی در انجا هم برعلاوه عقب گیری سقویها بانواع مجادلات افغانها مبتلا و در اردوی خود انواع تشتت افکار را پیدا دید . (۲) وقتیکه شاه مخلوع علم الیقین خود را مغلوب و عازم تخت را برخلاف خود خا طر و غالب یافت، در پی تخلیص خویش با سای خاندانی خود افتاده به بهانه تنظیم مرکز قندهار فرار و علی احمد خان والی را بعوض بکار نگاشت ، علی احمد خان تا دیروز بحکم مان اعلان پادشاهی خود که در مشرقی کرده بود و مظنه طرفداری از حکومت امانی در شاهی خود ناکام و از راه پشاور به قندهار وارد و در انجا زیر مراقبت بود ، درین موقعیکه کار از کار گذشته است ، قوماندان عمومی محاذ حرب کلات مقرر گشت ، ولی بواسطه فرار شاه و بد نظمی سپاه و معاندت قوم ناکام مانده بقندهار می آید و ثانیاً شاهی خود را اعلان میکند، و پس از دو سه روزی به شکنجه عذاب در زندان موقتیکه به قندهار استیلا می یابند دچار میشود . --- page 550 --- وضعیت جنوبی قبل از حمله سقویها بگردیز ٤٦٩ جلد اول ـ نادر افغان تهیه حمله د هشت انگیز سقویها بر گردیز باوجود عائد شدن این موانعی که ذکرش بطوالت می انجامد، سپه سالار صاحب بعد از اعطای جوابهای دندان شکن یاس آور در جواب مکاتیب و پیامهای سقویها مجاهدات اساسی شانرا در راه آن اقدامات عالی خویش آغاز کردند که در نتیجه آن ملک مسعود و ملت خوشنود شود، وقتیکه سقویها از این نظریات و عملیات نادر علی مطلع گشتند، لا محاله در صدد باز داشتن اوشان ازین ارادت حسنه شان بذیعۀ قوۀ جبریه شروع به تهیه پیشقدمی نموده بنای حمله بزرگی را بر مرکز جنوبی نهادند . وضعیت عمومی قبل ازین حمله :- کسانیکه باصول سوقیات ملی آشنا باشند، این را بهتر میدانند ، که جمع شدن یا تصمیم و اقدام کردن یک ملت یا جماعه بر یک شورش و هجوم یا امثال آن غالباً بسته به پیدا شدن اسباب و وقائع هیجان بخش میباشد، که از ابتدا تا الحال ازین قبیل حوادثیکه احساسات هیجان و تنفر را در جنوبی برعلیه سقو زاده برانگیخته دو حادثه مهم میباشد. اول داخل شدن جناب سپه سالار صاحب در جنوبی و ملتفت ساختن مردم را به نتائج و معائب و وخامت مآلی سلطنت سقو زاده بود، چنانچه این تبلیغات و باز --- page 551 --- وضعیت جنوبی قبل از حمله سقوط پها بر گردیز ٤٧٠ جلد اول - نادر افغان اندازه اعتماد این مردم بنظریات و افکار ایشان قضیه را بحدی رسانیده بود که اقوام جمع شده و حمله گذشته را بر لوگر بردند و بدبختانه دران قراریکه در صفحه (٤٤٥) بیان یافت شکست واقع شد که همین شکست دومین باعث هیجان احساسات اقوام جنوبی قرار داده میشود، چنانکه همگی در سقوط دادن مچه ستقو و گرفتن انتقام از او جدی و مضاعف از پیش میباشند، و در عین زمان سپه سالار در عملیات خویش اداره کردن این جوش و خروش را یک محور قرار داده اند و نمیگذارند با وجود عوائق تأخیریکه پیش آمده است، این تأثر و جذبات کم شود. با وجود این وضع استعداد و آمادگی حتمی، چیزیکه قضیه را بتعویق انداخته همانا مسئله پیش آمدن موسم کشت و در و است و بهمین واسطه ممکن نبود که فوراً ازین شور و هیجان موجوده استفاده نمود قضیه را بیک حمله مرتب و بزرگتر دیگر فیصله کنند یا اقلاً برای حمله و مدافعه ترتیباتی بگیرند، اما دشمن در این بین مشغول کار بود، و محمد صدیق فرقه مشر که در درویش با یک عده عسکر و جبا خانه و خزانه وافر تمرکز داشت شب و روز از هیچگونه اقدامات تبلیغ و بخش و فرستادن فرامین و عده ها بخوانین جنوبی کوتاهی نکرد در ظرف این مدتیکه در درویش افتاده است موفق شده توانست که بعضی ریشه دوانیها در بین اقوام جنوبی بنماید، همینکه بچه ستقو خود را از طرف قندهار کاملاً مطمئن --- page 552 --- علت سوقیات سقوی بطرف جنوبی ۴۷۱ جلد اول ـ نادر افغان و از طرف مزار و اقدامات غلام نبی خان خاطرش مجموع شد (۱) برای تسخیر جنوبی و قصه کوتاه ساختن مجاهدات نادری این حمله را تهیه تمام مجهوداتش را در موفقیت این حمله صرف نمود. این حمله اگرچه از حیث استعدادات حربی تماماً مهیا بود، ولی اساساً بر نقشه صحیحی گذاشته نشده بود زیرا هرکه بجای سقو زاده یا محمدصدیق فرقه مشر میبود هیچگاه بچنین اقدام پرتهور فیصله نمیداد چه مسلم است که در این حمله شکست و تباهی مطلق عساکر سقو محتم بود. اگرچه سقوزاده (غالباً بمهارت استادان خود) رولهای عجیب محاربه و سوقیات را در صحنه وطن بازیده است اما غالباً یک اساس بزرگ سوقیات او قمار بازی بود در این بین هرچند مردم که قتل و تباه و یا بملت خسارتی عائد میگردید، چون اساساً قصبه مبنی بر قمار است یعنی یا برد یا بای لذا هیچ نه خودش و نه اراکینش مانند محمد صدیق و پرول وغیره از آن متأثر و یا متحسر میشدند. (سوقیات سقوی بطرف جنوبی) همین بود که محمدصدیق تهیه این حمله خود را نموده و شاید بهمین نظریه که یا خوب شود و یا خراب بهر حال برجنوبی حمله باید برد تا بذریعه این حمله قصه یک طرف شود این عزم را (۱) غلام نبی خان اوائل با چند نفر متمرده افغانی و اقوام بیرونی ترکانی که تماماً باسلحه و سامان عالی مجهز بودند بر مزار حمله و قوه سقوی را از مزار بمدد توپ و طیاره متقشر کرده اما بچه سقو نسبت باین حمله اعلان طبعی انگیزی را شائع و در ان بملت خطاب کرد که غلام نبی خان با افغانشکر روس داخل خاک اسلامی شده برای استرداد سلطنت امانی با من جنگوئی دارد، اگر شما در رد این هجوم نکوشید البته که باز همان جرائم اخلاقی عصر ماضی مبتلا میشوید، غلام نبی خان بعد از اثر انگلی این اعلان فرار بختی را برامد خان اوائل جوزا از افغانستان بخاک روسیه رفت. --- page 553 --- سوقیات سقوی بطرف جنوبی ٤٧٢ جلد اول - نادر افغان نموده بشب کوتل تیره را بهمراه یک قوه مکمل سقوی عبور وعلی الصباح و قلعه سفید که در دامنه تیره بر یک تپه مستحکم افتاده است خود ها را رسانیدند. نوته اخیر بگردیز : ۲۳ جوزا ساعت ۹ صبح بود که قاصد محمد صدیق فرقه مشر یک پرزه اخطار او را بمنصبداران اهالی گردیز ارائه میداد، در پرزه مذکور تحریرت «الی زمان سه ساعت ازین اطلاع اگر اطاعت و بیعت اهالی وعسکری گردیز رسید خوب ، والا شهر گردیز را زیر بمباردمان میگیریم» اندازه دهشت این نوته را کسی بهتر میداند که وضعیت جغرافیائی شهر گردیز و موقعیت اطرافی آنرا دیده باشه گویا اهالی شهر بخیر از دو جبهه محصور شده اند ، وقتیکه معاینه میکنند واقعا می بینند که دامنه دهشت تیره را خیمه های عسکر پر کرده است ، البته این افسر مهاجم که میخواهد بر این شهر مستحکم هجوم بیارد البته ترتیبات مکملی با خود گرفته باشد ، علاوه بر ان مدت پنج سال درین سرزمین حکمرانی و از اوضاع تازه این نواحی اطلاع کافی دارد و همه درک های خوب و خراب، یا آسان مشکل این علاقه ها را می شناسد، حالا هم در میدان بدست آمده، با استعدادات مکمل حربی این نوته پر تهدید را در این فرصت تنگ پیش میکند، اینها همه افکار مهیب بودند که در مخیله گردیزیها خطور کرده هر کدام می پرسید چه باید کرد؟ --- page 554 --- اثر اعلان حرب بسقوی در گردیز ٤٧٣ جلد اول ـ نادر افغان اثر این توته در گردیز: وقتیکه این خبر بچکینک رسید، سپه سالار صاحب فورا برای آقای شاه ولیخان موضوع را با هدایات لازمه اطلاع دادند، در حالیکه اوشان هم دیشب را بیدار گذرانده ترتیبات لازمه را برای احداث تاثیراتیکه در چنین وقت لازم بود گذرانیده بودند، صبح اهالی گردیز وقتیکه از قضیه مطلع شدند، باین ملاحظه بحضور شان حاضر شدند، که آنها را زعیم و مشیر و اختیار دار خود قرار داده بودند، و قبول کردن فکر شان را درین مورد برای خود نافع میدیدند . آقای شاه ولیخان مسئله را باختیار عموم گذاشته گفتند : شما خود قضیه را فیصله کنید، از جهته من اگر باشد هرگز خود را تسلیم نکرده و تا دقیقه آخرین از حیات خود مدافعه خواهم کرد ، گردیزیها که با تفاق و مشوره و همفکری تا امروز متمسک بودند طبعا درین فقره با هم جمع آمده و در مشوره در آمدند، اکثریه که ظاهرا حق بطرف هم بودند بر این فیصله نمودند که بالفرض اگر مقابله هم بشود ثمری نخواهد داشت . مقابله کردن گردیزیها : عادت طبیعی است انسان در حالت انفرادی مسائل را از روی تعقل فکر و اندیشیدن فیصله میکند، اما در جماعه قاعده است که مسائل از رو احساسات و مشاعر فیصله مییابند، ازین روست که گویند: (فیصله های فردی از رو تعقل شده میتواند ولی فیصله های جماعه تنها از روی مشاعر و تاثرات میباشد) . --- page 555 --- اثر اعلان حرب مقوی در گردیز ٤٧٤ جلد اول - نادر افغان چنانچه درینجا دیده شد که قضیه مدتی زیر بحث این جماعه افتاد، و از هر طرف دلیل و استدلال و مخالف افکار بلند شد، ولی درین مباحث تنها این بیانیه هیجان و شهامت افزای عبدالغنی خان پسر لعل گل خان نهایت موثر ثابت شد که بین این جماعه صدا زده گفت: «سقوزاده مخرب وطن است ما و شما هم پیشتر فیصله نمودیم که با او طرفداری و یاوری نخواهیم کرد، چه جای که سخن به اطاعت و بیعت برسد، روزگار بما و شما میدان امتحان را پیش کرده است، و ما در هر دو حال تباه خواهیم بود، اما در بین همه مرگها آن مرگ آسوده تر است که با شرف باشد، هر که با ما درین عقیده شریک است و نخواهد درین امتحان ببازد با ما بیاید». پس از ان جماعه تفنگها را بشانه انداخته برامدند، زیرا که این ندا صدای موثری بود چند ثانیه نگذشت که هیجان در سامعین ظاهر شده گوئی تذکر عهد گذشته خود بجوش آمده دوان دوان بطرف جائیکه آقای شاه ولیخان در ان بودند رفته، اسلحه و و جباخانه خواهان شدند، ایشان که اسلحه و تمام ادوات و ذخائر حربی را قبلاً تهیه داده بودند بر ان نفری که بجوش و خروش و حمیت می آمدند تقسیم نموده هر یک را بطرف میدان میفرستادند، ۲۰ دقیقه ازین حوادث نگذشته بود که در میدان چیزی نفری آماده و مستعد شد. --- page 556 --- شروع محاربه گردیز ٤٧٥ جلد اول ـ نادر افغان شروع محاربه : اول صدای تفنگ و متعاقب آن آواز توپ ها فضا را بجنبش آورد، منظره مدهش موحش هولناکی بود، دهشت این منظره نه تنها صدا توپ و تفنگ و یا افتیدن تنۀ ما بر زمین است، بل چیزیکه وحشت و دهشت این میدان محاربه را بنظر ها مجسم میساخت، تعداد قوای متحارب جانین است زیرا تعداد محاربین از طرف سقو پنجهزار و از طرف گردیزیها تنها ٦٠ نفر بود، اما چطور شصت نفری که هر واحد آن مجسمه شجاعت و حماست و بهترین مصداق غیرت و افغانیت بودند، حتی هر فرد این دسته بر خود معتمد بوده هیچگاه اتکال را بر غیر نمی پسندند، در حالیکه اعتماد بنفس صفت بزرگیست که ملل متمدنه بصرف کردن ملیونها پوند و مجهودات خیلی زیاد اولاد خود را با آن تربیت میدهند، حقیقتاً این اقدام مردانۀ مدافعین بهترین شاهد اعتماد بنفس و علو همت شان است . آقای شاه و لیخان این وضعیت را که مشاهده نمودند مجلس و مذاکرات و غیره را گذاشته تمام آن قوه های عسکری و قومی را که در اثنای این دقیقه ها تهیه شده است بمیدان رسانیده رفتند و محاربه ساعت بساعت شدت گرفته میرفت . جریان شدید محاربه : شاید این محاربه در قصۀ جنگ ها از وقائع نادر باشد چه در تیز ترین دقیقه های جنگ تعداد قوۀ گردیزیها به ٦٠٠ رسیده بود. --- page 557 --- [BLANK PAGE] --- page 558 --- ضمیمهٔ صحیفه ( ٤٧٧ ) جلد اول کتاب « نادر افغان » جناب سردار «شاه ولیخان» که بهمرای حضرت اعلی سپهدار «محمد نادرخان» غازی در تمام آن اقدامات وطن پرورانه شان که در راه نجات مملکت فرموده اند، مظهر خدمات بزرگ شده اند - مخصوصاً در شکست دادن آن قوای زبردست سقوی که قصد هجوم را بر سمت جنوبی نموده بودند جلادت و رشادت تاریخی از اوشان بظهور پیوسته است - اجمال حیات این ذات کار آگاه در صحیفه ( ٦٠٢ ) ضمیمهٔ این کتاب مطالعه شود. --- page 559 --- شدت محاربه گردیز ٤٧٦ جلد اول - نادر افغان اما انصافاً باید گفت : اگر در این محاربه گردیزیها وعساکر یکه با آنها بودند در شجاعت امتحان بزرگترین داده باشند، از طرف مقابل افواج سقوی هم کمتر از آنها در ثبات دلاوری نبودند، زیرا بمجردیکه برایشان حکم سوق داده شد، مانند یک عسکر صحیح بحکم، اطاعت کرده و بدون اینهیچ تردّد سرراست از کاریز درویش تا دانه قلعه سفید را که عبارت از ١٦ گروه میشود، در یک شب پیموده در صبح یعنی بمجرد رسیدن به مرکز جنوبی فوراً بمحاصره گردیز پرداخته صف اولین شان تا میدان طیاره خود را رسانید همچنین در مقابله و مقاومت هیچ کوتاهی واهمال نکرده هر کدام تا دقائق آخرینیکه میتوانست استقامت میکرد . محاربه مخصوصاً در اطراف وسط روز شدت گرفت ، صدای مهیب توپها سریع آتش سقوی باصدای توپهای بزرگ گردیز تمام دشت را با فضای آن هیجان جانبین سرگرم فیر، آرزوی هر کدام شکست مقابل بوده یکدیگر را کشته میرفتند ، الحق که این محاربه پرده از پرده های پرعبرت این دورۀ مصیبت بوده است . وقوع ضعف در مجاهدین : جناح چپ محاربین گردیز ضعیف شد از محاذ خود پس پاشدند، وعسکر سقوی میدان طیاره را عبور کرده بقلعه های گردیز نزدیک آمدند، این پیشقدمی سقویان اثر خیلی مدهش در قلب وجناح راست پیدا کرد --- page 560 --- شدت محاربه گردیز ٤٧٧ جلد اول - نادر افغان ولی چون این محاربیتی که از طرف گردیز میجنگید، بزرگترین شرائط فتح و موفقیت (یعنی قلبا فداکاری و سر فروشی را) بنظر گرفته بودند، ازین رو عوض اینکه این پس پائی جناح چپ دران دو حصه اثر اضمحلال و ضعف معنويات را میبخشید ، بالعکس وضعیت را که خطرناک دیدند بهجوم متفقانه بردند ، اگر چه این حرکت شان اصولا مخاطره بود ، ولی فوق العاده مفید افتاد، زیرا در نتیجه آن جناح راست و قلب پیشرفت نمود در عین زمان جناح چپ از این وضعیت استفاده کرده تلافی آن پس پائی را کرد . حسن اداره سردار شاه ولینجان طبیعی است هر انسان در عین لیاقت عمومی خود در بعض امور تخصص و یا استثنا داشته میباشد ، چنانچه در اینجا می بینیم آقا شاه ولینجان از وقتیکه خبر این حمله را شنید، هر طرف موضوع را سنجیده ترتیبات جزئی و کلی را خود متکفل شدند ، ولی استثنا و تخصصیکه اینجا نشان داده اند ، مسئله وارسی به امور، و انتظام در عمل است که الحق رعایت این دو اساس در چنین حالت منتها بیداری میخواهد، چنانچه غالبا نتیجه همین دو امتیاز و یا استثنایشان بود که این حله بیخبر و بموقع دشمن به فتح و مظفر یت انجامید چه اوامرشان در هر چند دقیقه بیدین میرسید و از انجا در هر چند دقیقه بعد اطلاعات مفصل را میگرفتند ، و علی العجال هجا محاربه را یکی بعد از دیگری بحضور سپهسالار صاحب هم ترسیل میفرمودند . --- page 561 --- حصول امیدواری فیروزی برای قوای نادری ٤٧٨ جلد اول - نادر افغان از طرف دیگر در انتظام آذوقه و تهیه دادن لوازم حربی میدان هم تا دقیقه آخرین هیچ کوتاهی نشده است، داخل شهر گردیز اوضاع پریشانی قابل دقت بوجود بود، زیرا بعضی کسانیکه از طرف سقو زاده ماجور بودند، آوازه ها و تبلیغات مخوف و غیر موافق نشر کرده میفرستند. از قبیل اینکه سقو زاده را خدا داده است یا اینکه تمام اقوام با محمد صدیق فرقه مشر متحد شده اند و او حتماً گردیز را گرفتنی است و غیره آن افواہات مختلف دیگر ازین قبیل. وقوع تزلزل در قوای سقوی : فیر از جانبین شدت داشت و محابه از هر دو طرف بجوش بود، مخصوصاً صدای ماشیندار بیشتر خود را بگوش میرسانید که ناگهان در صف اول عسکر سقو زاده سستی وضعف محسوس شد، متعاقب آن اندک پس پائی هم برایشان واقع گردید، محاربین گردیز هم از موقع استفاده کرده پیشقدمی نمودند - عسکرسقو با اینکه در دوام و شدت فیر صرف مجاهده مینمود اما با انم ضعف و تشتت قوای شان نسبت به چند دقیقه پیش واضح و نمایان بود زیرا که درین دقیقیا محمد صدیق فرقه مشر قوماندان کل قوای سقو زاده زخم خورده بود. حصول امیدواری مجاهدین جنوبی : در موقعیکه ۳۰ دقیقه از ۲ گذشته است مخبری آمده به حضور سردار شاه ولیخان رقعه تقدیم کرد، بعد از قرائت آن در چهره شان --- page 562 --- رجعت قهقری قوای سقوی از محاربه گردیز ٤٧٩ جلد اول - نادر افغان اوضاع اطمینان پدیدار شد، خواندن این تمام نشده بود که مخبر دومی آمده او هم پاکتی داد در این دفعه علامات خشنودی در چهره شان واضحتر شد، که رقعهٔ اول از محاذ بود و کیفیت پیشرفت را مفصلاً توضیح داده بود، اما دومش از احمدزائی بود که آمادگی خود را برای شمولیت در محاربه بطرف گردیزیها اطلاع میداد، گویا این هر دو رقعه در این وقتیکه هیچ خبر آن پیش از چند ثانیه اعتبار و تقرر ندارد قدری باعث امیدواری گردید، مخصوصاً رقعهٔ احمدزائیها، زیرا تا این دقیقه گردیزیها چنین گمان میکردند که درین میدان تنها خواهند بود، ولی این رقعه در عین اینکه یک اشتباه بزرگ را رفع کرد، از طرف دیگر برای گردیزیها باعث اطمینان هم شده میتوانست. رجعت قهقری قوای سقوی: ساعت (۳) هنوز پوره نشده بود که حصهٔ اعظم میدان محاربه بقبضهٔ گردیزیها و عساکر گردیزی افتاد، و افواج سقوی سنگرهای خود را بالتوالی و تدریج گذاشته میرفتند، تمام ساعت (٤) بود که میدان را کاملاً گذاشته و اپس در قلعهٔ سفید خود را رسانیدند، و در آنجا بغیر مترالیوزها و توپهای سریع آتش خود را از هجوم گردیزیها نگاه میداشتند. ساعت ٤ و ٢٠ را پورت آخرین منصبدار محاذ بعبارت ذیل رسید --- page 563 --- رجعت قهقری قوای مستوی از محاربه گردیز ٤٨٠ جلد اول - نادر افغان میدان کاملاً از دشمن گرفته شد، قوه‌های شان بر تپه‌های قلعه سفید استحکام دارد اگرچه مواقع شان مستحکم است، ولی ما چنان نقاطی را که برای هجوم مساعد است بدست داریم، تفصیل خطوط آتش را حامل مکتوب میدهد امرحیست؟» جناب سردار شاه ولیخان بعد از گرفتن تفصیلات از وضعیت میدان با اینکه تعقیب هجوم برای محاربین مساعد بود، اما به سببیکه روز قریب بآخر شده هجوم را موافق ندانسته، امر استحکام و تمرکز دادند، و همچنین شد که محاربین گردیزی در نقاط خود مستحکم مانده و جانبین فیر تفنگ و مترالیوز مینمودند. نظارت و اعطای هدایت سپه سالار: از وقتیکه اطلاعات پیشبینی لازم را سپه سالار صاحب پریروز بگردیز فرستاده بودند، با اینکه مسئله حمله کردن محمدصدیق در آنوقت متیقن نبود، اما باز هم برای حفظ ما تقدم دو مسئله را از دیشب تهیه فرمودند، یکی مرتب نمودن یک سلسله سوار چاپار بین سجنک و گردیز، دوئم آماده ساختن اقوام طوطاخیل و منگل میرزکه را در صورت وقوع جنگ برای شمولیت در مدافعه از گردیز چنانچه بمجرد وصول اطلاع جنگ سپه سالار صاحب این اقوامی را که آماده ساخته بودند، بطرف گردیز سوق نمودند. الحق این تدبیر فوق العاده مفید و بوقت مناسب و باریک بدرد خورد، زیرا --- page 564 --- شکست فاش قوای سقوی برابر مجاهدین جنوبی ٤٨١ جلد اول - نادر افغان در نصف اخیر این محاربه همین اقوامیکه برای کمک فرستاده شده بودند، شجاعت بزرگی را انجام دادند، این قوه ارسالی سپه سالار، مسافه در میانی گردیز و پکتیا را که ۹ کروه است ، با سرعت قطع نموده در راه با اقوام احمدزائی که آماده جنگ بودند مصادف شده هر دو خود را بالاتفاق در اطراف ساعت ه و نیم بحدود محاذ رسانیده بدون تأنی و تعطیل سنگر گرفته شروع بمحاربه نمودند در ساعت مذکور عسکر سقوی که با این حمله ناگهانی دچار شده بودند، روی توپ و مترالیوز ها خود را از طرف گردیزیها کم کرده و فیر را بطرف بالا ده که جبهه هجوم این اقوام بود گشتانده با شدت زیاد آتش باریرا بنا کردند . محاربه تا ساعت ۹ از جانبین بشدت دوام داشت ولی از فیرهای خیلی سریع که در آن تاریکی شب مینمودند معلوم میشد که این افواج بجله های شفت افغان ها که مهارت مخصوصی در حملات شبینه دارند دچار شده بودند. شکست مدحش قوای سقوی برابر مجاهدین جنوبی: این محاربه در ساعت ۹ بشکست کلی افواج سقوی خاتمه یافت و قلعه سفید را تخلیه کرده توپ و جباخانه و سامان حربی را که برای این حمله بزرگ ترتیب نموده بودند برای این افواج و لشکر تیکه هیچ منتظر هیچ وضعیت نبودند ، گذاشته فرار نمودند، گویا اقوام احمدزائی وطوطاخیل --- page 565 --- شکست فاحش قوای سقوی برابر مجاهدین جنوبی ٤٨٢ جلد اول - نادر افغان و منگل که از طرف سپه‌لار صاحب بانقشه و پلان مخصوصی آمده بودند، از طرف جناح دشمن حمله آور شدند و ازین آتش شدید و حمله جناحی خود سلسله این محاربه را بالمره طوری خاتمه دادند که قوای سقوی در هیچیک محاذ نظیر اینطور یک شکست مدهش و سقوط فاحش را ندیده بودند . این اطلاعيه فتح وظفر در اسرع اوقات به حضور سپه لار در جينک آمد و از حضور شان هدایات و وصایای لازمه که مستلزم آن وقت بود گرفته شد . ساعت ١٠ شب بتعداد ٥٠ نفر اسیر که در اثنای تصرف قلعه سفید بدست افتاده بودند با توپها و دیگر ادوات حربی که بدست آمده بود بگردیز حاضر کرده شد در حین تحقیقات از اسیرها معلوم شد که محمد صدیق فرقه مشر وقتیکه در ساعت ٢ زخمی شده بود خود را بر اسپ انداخته با ٤٠٠ نفر توصیه نمود که او را به سبهاک برسانند گویا اگرچه تمام افواج سقوی شکست خورده‌اند، اما محمدصدیق باز در سبهاک که بفاصله ٣ کروه گردیز است خود را مستحکم داشته است . جوش و خروش عجیبی درین علاقه پدیدار است پیشروی گردیز غنائم جنگ کوه شده میرود، توپ‌های سریع آتش دو دانه ٩ پن صحرا ٣ دانه ٦ پن جبل ٢ دانه موترلاری عنی عالمها جباخانه و اسپ یا بو و جزئیات دیگر، هرخان و یا جماعه که چیزی غنیمت آورده --- page 566 --- تهیه ترتیبات تعقیبیه سپه سالار ٤٨٣ جلد اول - نادر افغان باشد آنرا برین کوت بزرگ گذاشته دوان دوان بنزد آقای شاه ولیخان خود را رسانیده با یکعالم شغف و سرور را پورت غنائم خود را تقدیم کرده تصدیقی بطور یادگار ازین خدمت میگیرند. تهیه ترتیبات تعقیبیه سپه سالار: ٢٤ جوزا اگرچه فتح کامل نصیب طرفداران نادری شده است و این حمله خطرناک بخیر را کاملاً رد کرده اند. و اهالی انقدر مسرور و شادان هستند، که از حد تصویر خارج است، اما با وجود اینهمه در این موقع که دشمن شکست خورده است و اهالی ازین فتح در جامه های خود جا نمیشوند متمادی با یکدیگر تبریک میگویند دیده میشد که اراکین لشکر در فکر عمیقی بوده گویا که بوضعیت موجوده هیچ متاثر نبوده، ۱۰ و ۱۲ ساعت پیش هنوز وضعیت را خطرناک می پندارند. زیرا سپه سالار صاحب که از یکطرف بپذیرفتن و فد ها ئیکه برای تبریک میآمدند مشغول بودند، از طرف دیگر با سرعت زیاد مصروف تهیه یک قوه مکملی برا نگاهداشت و پهره دادن بر سر کوتل تیره بودند چنانچه نفری مچلغو را با یک عده قطره مسلح از راه مچلغو بر سر کوه بطرف تیره فرستادند، از طرف دیگر برای سردار شاه محمود خان که در جاجی با لشکرهای خود آماده بودند مکتوبی فرستادند که یکی ازین دو کار را با سرعت تمام باید تعقیب و اجرا کنید :- --- page 567 --- شمولیت پچه سقو در جنگ جنوبی ٤٨٤ جلد اول - نادر افغان ١:- با لشکر خود سر راست از راه دوبندی بر لوگر حمله ببرید. ٢:- یک حصه لشکر خود را به دوبندی بفرستید و همراه بقیه خود شما اینجا بیائید تا با لاتفاق از راه تیره حمله ببریم. هر یک ازین دو تجویز که بنظر شما و لشکرتان موافق باشد بطور فوری اجرا نمائید. عموم اسیرهای حرب را سپهسالار صاحب معاینه و آنها را بیک نطق موثر رقت افزای شان از وخامت این اوضاع و مذلتیکه ازین حرکت آنها که بر ضد سعاد وطن و نفع یک دزد واجب القتل مینمایند، بدرستی دانا نموده تمام شان را تحت تاثیرات عمیق این وضعی که از او شان سر زده و میزند آورد، پس از ان امر دادند تا باستثنا نفری ٦ ده کوهدامن که تحت الحفظ نگهداشته شوند، باقی نفری مرخص و برای شان فی نفر پنجروپیه خرچی هم دادند، و برای اقوام عرض راه هدایت فرمودند تا احد به او شان مزاحمت نکند. شمولیت بچه سقو در جنگ جنوبی : ٢٥ جوزا بمجردیکه پریروز عصر محمد صدیق فرقه مشر وضعیت اخیر قشون خود را دید فوراً کیفیت را بکابل اطلاع داد طبعاً خبر این شکست برای سقوزاده خیلی ذی اهمیت و مهیج یا مدهش واقع شد، زیرا تمام میدان آخرین را که در پیشرفت و نشر تسلط داشت، یعنی بر فتح سمت جنوبی و یا سقوط دان --- page 568 --- شمولیت بچۀ سقا در جنگ جنوبی ٤٨٥ جلد اول-نادر افغان سپهسالار صاحب میدید، چه تا زمانیکه ایشان در جنوبی میبودند، طبعاً عموم ملت بسقوط بچۀ سقوا امیدوار بوده و با وبیعت و اطاعت نخواهند کرد. همین بود که این حمله را تهیه نموده خواست تا سمت جنوبی را بقبضه بیارد باین ذریعه بتواند آن رشتۀ امید اهالی افغانستان را که بسمت جنوبی دارند بگسلاند و باین ذریعه مالک تمام مملکت شود. پس خبر این شکست را بمنزلۀ پیام زوال خود پنداشته با تمام تهور و هیجان چند نفر متباقیه را که در کابل داشت بموتر ها سوار کرده خودش هم بر سر آنها در موتوری قرار گرفته با تمام سرعت بطرف التمور شتافت. مع الاسف در موقع تعرض بچۀ سقا عموم اقوام در گردیز و سحینک در یک عالم هیا و ستی که برایشان در اثر فتح عائد شده گرفتارند، خوشبختانه درینجا همان قوۀ که علی الصباح سپهسالار صاحب فرستاده بودند بدرد خورد، و این خطر مدهش ناگهانی را رد نمود. زیرا وقتیکه سقا زاده در التمور ترتیبات خود را مکمل و بطرف تیره با لا رفت نمیخواسـت تا استحکام سرتیره را مرتب بسازد، همان مفرزۀ ٨٠ نفری آمدن این قوۀ سقوی را از دور دیدند مخفیانه دو طرف آنها را گرفته دفعتاً اوشانرا تحت آتش شدید خود گرفتند سقاو زادۀ که هیچ این وضعیت را انتظار نداشت و غالب خیال او همین بود که خودش متعرض خواهد بود --- page 569 --- پریدن بچه سقا و از چنگال مجاهدین ٤٨٦ جلد اول - نادر افغان از این تصادف پریشان شده خود را در یک سنگر انداخته مترالیوز را خود بدست گرفت ، جانین با مهارت میجنگیدند ، مدت دو نیم ساعت گذشت و فرقی در قوت هیچکدام ظاهر نشد، رفته رفته غالبیت بطرف افغانها شده رفت زیر این مجاهدین سنگ بسنگ این کوتل خود را بلد هستند . پریدن بچه سقا و از چنگال مجاهدین : وقتیکه این مغرزه هشتاد نفری نادری پافشاری استقامت حریف های خود را دیدند از درک های دیگر چند نفر خود را بی خبر نزدیک سنگر بچه سقا رسانیده بر آنها فیر شدید نمودند میدان بر بچه سقا منحصر شده و وضعیت خود را در این سنگ لاخ های پیچ خطرناک دید با چالاکی فوق العاده که شهرتش بود با یک دو نفر خود را بموتری انداخته رو بفرار گرفت خود را بکابل رسانید و هر چند که قبل از فرار به نفری خود امر استقامت داده گفت میروم دیگر نفری می آورم مگر نه حکم و نه تسلی او فائده بخشید زیرا چند دقیقه نگذشته بود که عده بزرگ این نفری تسلیم و یا اسلحه را انداخته فرار نمودند . مجاهدین هم بتعقیب شکستیها تا التمور رفته جباخانه و مترالیوز و دو دانه توپ که در آنجا مانده بود با خود آوردند . گویا حلقه اخیر امید سقو زاده باین شکست گسیخت و تصورات او که در بدد --- page 570 --- فکر حمله بردن برسهاک یا کابل ٤٨٧ جلد اول ـ نادر افغان آوردن سمت جنوبی ، بعبارت صریحتر در سقوط دادن سپه سالار صاحب دست همره خام و هدر رفت. فکر حمله بردن بر سهاک یا کابل نظر باین شکست مدحش قوای سقوی و ملاحظات اوضاع کنونی که جداً قابل تدقیق میباشد در پیش روی فاتحین این دو جنبه نقیض موجود است :- اول ـ در نتیجه این شکست مهلکه برای سقوزاده پیش آمده است طبعاً تمام معنویات عسکری و احساسات شخصی او خیلی مضمحل و ابتر شده است ازین رو در ینوقت حمله بردن بر کابل خیلی موافق و نتیجه آن اغلباً حسب مطلوب بنظر می افتید بنابراین یک نظریه تسریع حمله بر کابل را ایجاب میکرد . دوّم ـ چون سهاک نزدیک گردیز و محل پافشاری محمد صدیق و قوای متباقی سقوی است ازین رو تا زمان فیصله کردن معامله آن، بدیگر طرف رفتن خالی از خطر نیست باید اولتر در سقوط قوای سهاک کوشید این دو سوال مهم موجب مباحثه و اختلاف آرا است . سردار شاه ولیخان برای فیصله کردن این دو نظریه جرگه از خوانین منگل و طوطاخیل و احمدزائی و گردیزی منعقد نمودند . این جرگه وفدی برای همان قوام سهاکی فرستادند --- page 571 --- حمله اقوام بر سهاک ٤٨٨ جلد اول - نادر افغان که محمد صدیق فرقه شتر را در بین خود جا داده اند تا ایشانرا ازان معاندت شان منصرف سازند. این وفد چنین جواب آور دکه «محمد صدیق پناه گزین است ما بهیچ صورت او را بدست کسی نمیدهیم» اما اقوامی که ازینطرف مذاکره میکردند علاوه بر اینکه محمد صدیق را خائن مملکت میدانند او را بطور مخصوص نظر به اجراآت گذشتهٔ او دشمن اقوام سمت جنوبی میشمارند. چون اقوام سهاک و سلیمانخیل در این موضوع معاندت و اصرار نمودند لذا غالباً خطر پیدا شدن منازعه در بین اقوام احتمال میرفت اگر چه سردار سپه سالار و سردار شاه ولیخان باستعمال قوت در این میدان راضی نبودند، چون محور قضیه مبنی بر عناد قومی بود جلوگیری از آن صعب افتاد. حملهٔ اقوام بر سهاک: چنانچه به صبح ٢٥ جوزا جرگه فیصله حمله برون قطعی خود ها را بر سهاک و دستگیر نمودن محمد صدیق را قرار دادند. همین بود که اقوام حمزه خیل و منگل و طوطاخیل زیر قیادت میر غوث الدینخان (١) که مبشتر در این جنگ اصرار داشت (١) طرفدارین حمله بر قوم سهاک سلیمانخیل که نزاع بزرگ قومی تولید و مشکلات زیادر ا در پیشرفت ادرمی افکند و سردار سپه سالار و سردار شاه ولیخان و دگر اراکین اردو نبودند، زیرا که محمد صدیق باصول قومی بخانهٔ آنها ننگ افغانی برده بود و دستگیری آن بقوه موجب غلط فهمی میشد بلکه در نظر داشتند این قضیه را بصورت جرگه فیصله نمایند، در اول نظریه مردم سلیمانخیل و در زیتی هم درین موضوع بهمین قرار بوده میخواستند که این مسئله مصالحه تصفیه شود مگر غوث الدین قوم احمد زائی و منگل وطوطاخیل و گردیزیها را خودسرانه بمقابل این اقوام بنام گرفتار کردن محمد صدیق سوق داد و ازین بی فکری خویش چنین یک نزاع بزرگ قومی را پیدا کرد. --- page 572 --- حمله اقوام برسهاک ٤٨٩ جلد اول - نادر افغان و عسکر و لشکر گردیزی در زیر قیادت عبدالغنی خان گردیزی برای شروع جنگ بطرف رباط سرکاری برآمده بنفری سهاک اطلاع دادند که «یا محمد صدیق برایشان داده شود و یا اینکه خواهند جنگید» . ساعت دو روز محاربه از طرف اقوام مذکور دائر شد، شام نرسیده بود که چندین قلعه متعدد از علاقه‌های سهاک را متصرف شدند، افغانها جنگ را در تاریکی شب دوام داده رفتند - از طرف سهاک فیراتوپ سقوی بشدت شنیده میشد سپه سالار قبلبرین این حوادث فتح گردیز را بصورت متحدالمال بعموم اقوام فرستاده آنها را به اتمام امور خانگی و جمع آوری سریع شان دعوت نموده، هیئتی از هم‌رکابان خود را تشکیل داده بطرف منگل جاجی خیل برای آوردن لشکر شان فرستاده بودند که به تاریخ ٢٦ همان هیئت واپس آمده خبر جمع شدن و روانگی لشکر منگل را اطلاع دادند ) پسته خصوصی از کابل رسیده معلومات اخیر چنین نشان میدهد که سقوی بچه در کابل قوه که دارد چیزی نفری پیش کروهی حواله نموده، که امروز آنرا بطرف لوگر فرستادنی است مخبر دگر (١) - برعلاوه این اطلاعات از دگر مقامات نیز وقتاً فوقتاً به سپه سالار صاحب اطلاعیه ها واصل میشد و سلسله مخابرات و نشریات اوشان هم قریباً در تمام افغانستان جریان داشت مخصوصاً بمشرقی و جنوبی و دیگر حصص نزدیک بصورت منظم قائم بود . --- page 573 --- حزم و تدبیر سپه سالار غازی ٤٩٠ جلد اول - نادر افغان اطلاع میدهد که عسکر مسلح زیاد ستوقی از راه خروار و درنگ بطرف سهاک بکملک محمد صدیق اغزام و در اقوام مخالف به پراگنده طرفداری سپه سالار از حکومت امانی بشد تری است. در صبح ۲۷ جوزا سپه سالار صاحب امر فرمودند که باید هئیت یا یک قدم پیشتر بطرف گردیز برود، تا برای هر قبیل پیش آمد ها مستعدتر باشد زیرا نتیجه این جنگ که مع الاسف بر خلاف مقتضای وقت حسب ذوق و میلان بعضی هنگامہ جویان جریان دارد از دو حال خالی نخواهد بود، اگر اقوام سهاک پیش قدمی و گردیز را متصرف شوند، در اشغال این گوشه جنوبی که عبارت از گردیز و نواحی آن است باید ترک شود و اگر مردم سهاک مغلوب شدند بکمال سرعت باید نقشه تعرض کابل را تطبیق نمود. سپه سالار صاحب بساعت ده با هئیت خویش از سجاونک که در ان مدت یکماه و بیست روز توقف نموده بودند حرکت کرده بکاریز کی که در راه گردیز واقعاً مواصلت و از آنجا بعد از توقف هفت روز بطرف مجلغو یعنی بگردیز قریب تر شد رفت . یک عده از لشکر منگل که برای تمام کردن کشت و زراعت خود معطل بودند امروز آمده بعد از شرفیابی بحضور سپه سالار صاحب سر راست بطرف گردیز برای شمولیت در محاربه رفتند . سردار شاه محمود خان از جاجی آمده بعد از ملاقات یک ساعت مذاکرات --- page 574 --- عقب نشینی قوای قومی از سهاک ٤٩١ جلد اول ـ نادر افغان مختصر که در جمله آن کاملاً مهیا بود این شکر حاجی را نشان دادند، بعضی تعلیماتِ ضروریه گرفته واپس بطرف مرکز خود عودت فرمودند . اطلاعات جنگ سهاک در هر نیم ساعت بعد مرتباً رسیده میرود را پوتِ این را نشان میدهد که اقوام احمدزائی و منگل وطوطاخیل بر اقوام سهاک غالب هستند ساعت ٢ از لوگر اطلاع آمد که از طرف پنجه سقو چیزی نفری ترتیب شده است وخیال دارند که فردا از راه در نگ و خروار آنها را بکمک سهاک برسانند . این خبر در حقیقت اهمیت زیاد داشت زیرا نشان میدهد که سر از فردا امانِ سهاک بکمک سقو قوی تر خواهند شد . چهارم سرطان : چند روز میشود که جنگ جاری است . در نتیجه اقوام سهاک پریشان شده و بقلعه های خود عودت کرده از ان حد و د جنگ میکردند عبث دو نمایندهٔ اقوام سهاک آمده اطلاع داد که « ما بمصالحه حاضر هستیم . درباً محمدصدیق فرقه مشر وعده میدهیم که او را از بین خود خارج سازیم» این پیغام اقوام را خیلی مطمین ساخت عقب نشینی قوای قومی از سهاک : نزدیک شام در حالیکه انتظا شیرِ وفد مصالحه از طرف اهالی سهاک خواهد رسید ، بالعکس دیده شد که محاربه را --- page 575 --- جلد اول - نادر افغان ٤٩٢ عقب‌نشینی قوای قومی از سهاک شدیدتر ساختند. حقیقت این قضیه چنان بود که امروز صبح اهالی سهاک ازین محاربه که آنها را با عموم اقوام دشمن ساخته است بیزار آمده حتی بخود محمد صدیق گفته بودند که تو باید از بین ما خارج شوی و هم پیغام مصالحه را برای اقوام احمدزایی منگل و گردیزی فرستادند. اما بعد از ظهر قوای زیاد سقوی که پیشتر راپور ان واصل شده بود بسهاک با ذخائر زیاد رسیدند، فرقه مشر هم گویی دم در تن مرده‌اش در آمده باشد فوراً بمیدان آمده و ریاست میدان جنگ را ذمه‌وار شده محاربه را سر از نو گرم ساخت. چون اقوام گردیز و دیگرها این محاربه شدید را در اخیر روز انتظار نداشتند، ناچار تاب مقاومت نیاورده پس پاشدند. با اینکه سردار شاه ولیخان باین جریانات اصلاً راضی نبودند زیرا علاوه براینکه اصل جنگ از طرف سرکرده‌های اقوام جاری میشد این سرکرده‌ها یک نقشه منظمی برای این محاربه خود نگرفته بودند، اما بازهم ناچار شده ترتیبات شئونات اینها را بعهده گرفته میگذاشتند چه از حیث ذخائر و مادیات یا معنویات و تدبیر احتیاجی پیش شود، تمام شب محاربه جاری بود. صبح وقت شفق لشکر تا حدود رباط سرکاری یعنی فاصله یکنیم کروه گردیز پس پاو اهالی سهاک پیش قدمی کرده بود بصبح پنجم سرطان سردار سپه سالار صاحب امر بستن بارها را دادند. ساعت --- page 576 --- جز وقعه ناگوار در دائر مجادله نفاق انگیز ٤٩٣ جلد اول - نادر افغان دوازده بود که یک سوار از گردیز آمده مکتوبی از جناب شاه ولیخان آورد که مضمونش حسب ذیل است : " بکمال تأسف عرض میکنم در نتیجه محاربه بی سرو پا و بی انتظامی که اقوام در بین خود جاری کرده بودند گردیز در خطر معروض است و در این دقیقه های که این سطر ها را مینویسم خطر سقوط دقیقه بدقیقه نزدیک شده میرود. اگر چه من یک و یا دو ساعت قبل باید گردیز را میگذاشتم ولی چون در پیش روی خود یک منظره رقت آور دارم و آن عبارت از هجرت نمودن اهالی گردیز از مسکن های خودشان میباشد که منتهی مرا محزون میسازد. لذا نمیخواهم این میدان را باین حالت خودش بگذارم چه آخرین تسلی و دلداری که از طرف خود باین مصیبت زدگان اظهار کرده میتوانم همین خواهد بود که آخرین نفرشان باشم که این میدانرا بگذارم . در باب صورت شروع این جنگ و عناد و اصراریکه این اقوام محارب نموده اند پیشتر تفصیلات داده بودم، برین مسئله بیشتر متحسرم که اقوام احمدزای وطوطاخیل و گردیزی که تا دیروز به خساره های زیادی معروض بودند امروز در اثر غلبه اقوام سبهاک متحمل نقصان های زیادی شده اند، مهاجمین لحظه بلحظه خود را بگردیز نزدیک ، و مدافعین را میشکنند، قدم بقدم سر از امروز صبح پیشد میثر --- page 577 --- حرکت سپهسالار صاحب بطرف جاجی ٤٩٤ جلد اول ـ نادر افغان گردیزیهای بیچاره میگویند ما بهیچصورت حکومت سقوی را قبول نداریم و اینک مسکن‌های آبا و اجداد خود را گذاشته هجرت را اختیار نمودند، من تا آخرین دقیقه این فاجعه را انتظار میکشم، و بعد ازین خود را بچینك میرسانم. محل امضا دشنام علی، حرکت سپهسالار صاحب بطرف جاجی در ساعت دونیم روز ٦ سرطان جناب سپه سالار صاحب با رفقای خویش جانب جاجی عزم سفر فرمودند، این مسافرت از پرمشقت ترین سفرها بواسطۀ معین نبودن محل توقف و حرکت لیلیه درۀ تاریک پر از سنگ و آب که درهمان شب پیموده شد، بود؛ در حالیکه خطر وقوع کدام حادثۀ غلط فهمی از طرف ساکنان دره بیشتر مسافرین را در وسوسه می‌انداخت، زیرا، آنها خبر نداشتند که این سافرنا شبینه که خاموشی مهیب این دره را بر هم میزنند، از چه قبیل اشخاص‌اند، بهرحال این جمعیت در اطراف ساعت ١١ شب بیک قریۀ از قریه های هزار درخت رسیدند؛ بقیۀ شب را در یک سخت با سیکه اقامت کردن آن بالنسبه مسافرت آرامتر بود گذشتاند. صبح ٧ سرطان وقت فجر هیئت بحرکت افتاد، بوقت طلوع آفتاب باولین حدود جاجی رسید، دو ساعت در حسن خیل برای تناول ناشتا توقف شده باز در --- page 578 --- حرکت سپه سالار صاحب بطرف جاجی ٤٩٥ جلد اول - نادر افغان ساعت ٩ دوباره بحرکت افتاده، تا عصر بطی کردن منزل از بین زمینهای سبز و خرم و آباد جاجی مصروف بودند، ساعت ٤ و نیم به (شگه) مواصلت شد. در شگه یکعالم جم و جوشیست که تنها مشاهده آن تمام زحمات این سفر را فراموش میساخت، عموم اقوام و سرکرده های جاجی بدور جناب جرنیل شاه محمودخان حاضر بوده میدان دورادور را لشکرهای آماده جاجی پرساخته هر طرف آتن و سیاهو غزل و دهل شنیده میشود. زیرا از وقتیکه جناب جرنیل صاحب در حدد جاجی داخل شده اند، خوانین و سرکردگان جاجی را جمع نموده، از ان افکار سپه سالار صاحب که راجع به نجات وطن دارند و موجب این حرکت شان بسمت جنوبی شده ایشانرا مطلع کرده است خوانین جاجی این مطلب را باکمال سرور استقبال کرده، جمع نمودن یک لشکر را بزیر فرمان ایشان قبول نموده اند، چون در جاجی اقوام مختلف یا تنازعات قومی کمتر وجود دارد و یا اینکه نادرست ازین رو در جمع شدن لشکر جاجی مشکلات و یا موانع پیش نیامده هم در دفعه اول و هم در این دفعه با کمال استعداد و آرامی مجتمع شده و منتظر اوامر بودند. --- page 579 --- اثر ورود سپهسالار صاحب در جاجی ٤٩٦ جلد اول - نادر افغان اثر ورود سپهسالار صاحب در جاجی هیئت نادری در عین همین جوش به شنگه رسید و ورود ایشان با عموم هیئت آنقدر موجب دهشت و حیرت اهالی گردید که هر کدام صورت این ورود را میپرسید، سپهسالار از چگونگی جنگ سهاک که بواسطه عناد قومی تولید و منجر بجریان محاربه بزرگی شده موجب این حرکت شان بجاجی گردید بیانات دادند. از هر طرف عبارات تأسف و نفرین بر بی اتفاقی بلند شده عموم خوانین بالاتفاق اظهار تسلیت و آمادگی بتلافی این حوادث نموده گفتند ما نسبت باین ورود شما و تعیین خط مشی خود ما در آتی جرگه را منعقد و پس از ان قرار آخرین خود را بحضور تان تقدیم میکنیم. توجیه مشکلات به سپهسالار غازی بطرفداری از حکومت امانی اگر بنظر سرسری دیده شود یگانه علت این ناکامیابی ها و فراهم آمدن اشکالات در پیشرفت نظریات خیر اندیشانه نادری همین یک مسئله بوده است که یک حصه بزرگ اقوام همه این مجاهدات او شانرا بشاه مخلوع نسبت میدادند، و ازین پهلو تهی نمی --- page 580 --- توجه مشکلات سپه سالار غازی بطرف قندار بطرف حکومت امانی ۴۹۷ جلد اول - نادر افغان ایشان از قبولیت سلطنت (در حالیکه در تمام افغانستان احدی مستحق تر و جامع تر هم از اوشان موجود نیست) متردد و بد ظن بودند، حالا نکه سپه سالار از نقطه نظر خیر خواهی و حدت پسندی معذور بودند، که از تقبل پادشاهی بدون اتفاق آرای عمومی ملت افغانستان پهلو تهی کنند، و با وجود این تصادم بانواع موانع و ناکامی، صبر و استقامت و توکل را پیشه خود گرفته از لطف خدا و معاونت ملت موفقیتش را امیدوار باشند. ازین منسوب بودن سپه سالار غازی بحکومت امانی و استنکاف ورزیدنش از قبولیت نام پادشاهی و صرف مجاهدتش در راه وحدت ملی، بنام مصالحۀ عمومی اکثری از اقوام مشتبه شده پیهم در راه پیشرفت شان موانع و مشکلات را تولید میکردند تا اینکه رفته رفته این اشتباه عمومی و تشتت افکار با ندازه ترقی نموده که مردم در مقابل شاه مخلوع و تمام کار داران جاهل و ماضی عصر امانی، بچه سقو طاغی را ترجیح داده در مهمات قوت و نفوذ سقویها قائم شد، حتی یگانه سبب تسلط یافتن سقوها بر گردیز و بکشه قسمت های ارگون و خوست و در حصص و موجب موفقیت بچه سقو و محمد صدیق و امثال آنها در سمت جنوبی، از همین پروپاگند جعلی سقوی بود، که سپه سالار برای استرداد تخت و تاج امان اللهی خدمت میکند: --- page 581 --- فکر استمداد از اقوام سرحد آزاد ٤٩٨ جلد اول - نادر شاه ولی سپه سالار صداقت مدار ، با همه این مشکلات شانه داده جدیانه و مردانه برای نجات وطن با وجود این موانع و اوضاع دلشکن قیام و ثبات میفرمودند . استمداد از اقوام سرحد آزاد بر علاوه اینقدرست کامله و استیلای متنفذانه که سقویها در نقاط مهم جنوبی پیدا کرده بودند از اطلاعات واصله کابل و لوگر معلوم میشد که بچه سقو بالنسبه تمام حصص افغانستان، حصه زیاد عسکری تکل و قوای منظم خود را که با توپهای بزرگ و ماشیندارها هر رقم و اسلحه عالی به پیمانه کافی مجهز و مسلح شده بودند ، برای مقابله و تعرض نمودن بر قوای نادری تهیّه کرده است، ازین جهته نه تنها سپه سالار غازی جهته دفاع بلکه برای پیشرفت اساسی ازاله مظالم سقوی و نجات دادن افغانستان ازین بلای عمومی مجبور بود، که این لشکرهای قومی شان را که با وجود آنهمه مشکلات و موانع جمع آوری شده اند و یا بعد ازین امید تجمع آنها کرده میشود با یک عده از اقوام سرحد آزاد تقویه کند . لهذا اولاً سپه سالار صاحب با تفاق رفقای معیت خود و تصویب نمایندگان اقوام جنوبی تصمیم فرمودند تا از اورکزائی استمداد نمایند، چون خط عبور ارکزائی بدست انگلیزها بود ، سپه سالار بالنسبه راه دادن ارکزائی را توسط آقای حاجی محمد اکبر خان --- page 582 --- جلد اول - نادر افغان ٤٩٩ فکر استمداد از اقوام سرحد آزاد با انگلیسان مفاهمه نمودند، ولی آنها نسبت بعبور ارکزائی بخاک افغانی اظهار ممانعت ننمودند، و گفتند که ما نظر بآن اعلان بیطرفی خود که راجع بمعاملات داخلی و انقلاب کنونی افغانستان کرده ایم مجبوریم که در هیچیک از شئونات آن مداخله نکنیم، ازینجهته ممکن نیست که ما با اورکزائیها اجازهٔ عبور بدهیم، چنانچه جواب این استمزاج سپه سالار را تحریراً نیز بهمین مفاد بدست حاجی موصوف فرستادند. ولی سپه سالار ازین مشکلات داخلی و اشکال اندیشی های خارجی مایوس نشده طریقه های دیگر را جهته موفقیت خویش در نجات مملکت ازین گرداب مصیبت سنجیدند که از جمله آن یکنظریهٔ نافعهٔ شان همین بود که حتماً باید اوشان جهته رفع توحش دزدان و قیام امنیت در افغانستان از هر قوم و قبیله افغان که امداد گرفته میتوانستند تشبث بفرمایند، لذا بفکر گرفتن استعانت از وزیریهای غیور که الی الآن چندین معروضات شان راجع به آرزومندی شمولیت آنها درین مسئله قومی که بشئونات ملی آنها هم تماس داشت رسیده بود، افتادند (۱) و هم راجع به پیدا کردن رشتهٔ وحدت و اخوت و رفع غلط فهمی و خانه جنگی با ساسیکه در صفحات آتی مذکور است شروع بکار نمودند (۱) زیرا که در راه مواصلت آن ها بکابلی بجز از بعض مخدرات داخلی که شرح آن در آتی میآید هیچیک اشکال نبودن راه موجود نیست و هم انگلیزها نمیتوانستند که علی الفور از دخول وزیریها بافغانستان جلوگیری کنند، حتی بواسطهٔ اتصال زیرستان بافغانستان وقوع خط عبور آن ها بزیر رائی کابل خیل که از جمله رعایای افغانی میباشند برایشان تسهیلاتی هم موجود است. --- page 583 --- معروضه اقوام حجی بحضور سپه سالار غازی ۵۰۰ جلد اول - نادر افغان معروضۀ اقوام جاجی بحضور سپه سالار غاز در صفحۀ ٤٩٦ از انعقاد جرگۀ قومی در جاجی تذکر دادیم، این است که آنها بعد بحث و مذاکره فیصلۀ اخیرۀ خود ها را قرار آتی بحضور سپه سالار غازی تقدیم کردند:- «ما بالوکالت از طرف عموم اقوام جاجی در برابر این زحمت کشی های متوالیۀ سپه سالار غازی که برای نجات وطن فرموده اند، اظهار ممنونیت داشته مخصوصاً از زحماتیکه به سبب نادانی و یا اصرار بعض اقوام برایشما پیش شده باشد تأسف وصادقانه عرض میکنیم که اکثری از اهالی درین مخالفت کردن خود باشما مرتکب غلط فهمی شده تصور میکنند که این مجاهدات مصلحا نۀ شما به امان الله خان منسوب خواهد بود از پنجه شما متأثر نشوید و در رفع این مغالطه بکوشید، این آمدن شما را بجاجی ما عموم یک مفخرت بزرگ تاریخی شمرده بیش از پیش ما بر از هر نوع فداکاری و جان نثاری و پیشرفت افکار و آرزو های شما که در حقیقت سعادت عمومی افغانستان است آماده و حاضر هستیم چون لشکرهای ما مجتمع و حاضر است، تمنا داریم که علی الفور اوامر مآثرا اصدار و مفکورات خود را یک آن اولتر اظهار نمائید، تا بتعمیل آن علی العجا بپردازیم، شاید بتوانیم، در زیر سایۀ مجاهدات و هدایات شما ذریعه خیر بر اوط شویم» --- page 584 --- مجاهدات نادری در فراهم آوری وحدت عمومی ۵۰۱ جلد اول - نادر افغان الحق این اظهارات آنقدر مسرت بخش و موجب تسلیت میشد که مطلقاً عموم تاثرات ماضی را از دل میبرد. صرف مجاهدات نادری در فراهم آوری وحدت عمومی سپهسالار صاحب بعد از اظهار ممنونیت ازین احساسات اقوام جاجی منگل وردک چنین بیان فرمودند: «من یک گوشه نقشه خود را بشما میگویم اگر در آن چیز را قابل بحث دیدید بگوئید، و اگر موافقت عمومی حاصل شد باید بالاتفاق بمتارعت آن بپردازیم» «همچنانکه من الی الآن بار بار اظهار کرده ام که این خدمات همدردانه ام صرف جهت پیدا کردن وحدت و اتفاق بوده به احدی منسوب نیست، کنون نیز همان مطلب را تکراراً خاطر نشان میکنم که من بجز از اصلاح و امنیت و طرح تشکیل دادن یک سلطنت حسب موافقت ملت مقصدی ندارم» «سقوط دادن بچه سقو یک امر بی اهمیت است که الآن اگر بتعداد ده هزار ازین لشکر که حاضر هستند بطرف کابل بروند، بشما یقین میدهم که بعون الهی بکابل داخل میشوند ولی من در مملکت یک خطر قویتر دگر را می بینم که فکر مرا رفع آن بیشتر مشغول ساخته است و آن عبارت از تشتت و نزاع قومی است که بواسطه آن --- page 585 --- مجاهدات نادری در فراهم آوری وحدت عمومی ٥٠٢ جلد اول - نادر افغان تمام سوقیات و اقدامات ما معطل مانده است، تا زمانیکه یک وحدت عمومی قومی را در سمت جنوبی نه بینیم و در لشکر من نماینده گان تمام اقوام حاضر نباشند من هیچ آرزو ندارم که بکابل بروم » «بنابرین نظر یه پیشتر از حمله بر کابل یک وظیفهٔ دیگری در پیشروی داریم و آن عبارت از اصلاح کردن تشتت و پراگندگی است که در نتیجهٔ جنگ گردیز بین اقوام پیدا شده، پس اولین کار یکه بنمائید همین است که یک وفد عمومی بزرگی تشکیل داده فوراً آنرا بطرف گردیز بفرستید، تا دوباره یک وحدت قومی عمومی بین اقوام این سمت پیدا شود، علیهذا القیاس و فد دیگر ی بطرف مشرقی ارسال شود، زیرا از اطلاعات اخیرهٔ برادرم محمد هاشم خان معلوم میشود که اقوام مشرقی متفق و لشکر شان آماده است، پس این و فد یکه میرود برای اینست که نقشهٔ حمله را طرفین باتفاق موافقت کرده لشکر عمومی که از همه اقوام مرکب باشد در یک تاریخ بر کابل حمله برند، تا آنچه مقدور باشد پیش آید.» «سومین کار همین است که یک حصهٔ این لشکر جاجی که حاضر است بطرف دوبندی برای جلوگیری از حوادث ناگهانی رفته در آنجا منتظر او امر باشند» سرکرده ها برای تعمیل این اوامر سپهسالار که مفید بودن آن از طرف عموم تصدیق --- page 586 --- اعزام وفود و سوقیات ۵۰۳ جلد اول - نادر افغان و تائید شد، یک شب مهلت خواستند. اعزام وفود دیگر دیر و مشرقی و سوقیات بطرف دیندی صبح ۸ سرطان سرکردگان آمده و فدای خود را معرفی نمودند و نیز لشکریرا که بتعداد دو نیم هزار بود، برای رفتن طرف دِندی که راه آمد و رفت لوگر میباشد تعیین کردند. سپهسالار صاحب افراد وفد را بنزد خود طلبیده با آنها الی دو ساعت ملاقات و تعلیمات لازمه را با ایشان عطا فرمودند، و بالفعل دفعهٔ که طرف گردیز میرود مشایعت شده حرکت کرد. جناب شاه محمود خان به سرکردگی لشکری که طرف دِندی میرود معین شده، مسائل مخابرات و ارتباط با مشرقی نیز بایشان مفوض گردید و لشکر ایشان در همین روز حرکت نمود. بهمین منوال سپهسالار صاحب با وجودیکه منزل دور و دراز و خیلی پر مشقت را طی کرده بودند، از همان دقیقهٔ ورود خودشان تا الحال متوالیاً کار کرده رفتند. از ۱۸ الی ۱۴ سرطان معاملات تحریریهٔ سپهسالار صاحب خیلی کسب افزونی کرده است. --- page 587 --- انعقاد معاهدهٔ وحدت ملی ٥٠٤ جلد اول - نادر افغان بعموم اقوام جنوبی و سرکردگان معروف اطلاعات و نصائح و ہدایات ضروریه فرستاده و میفرستند مخصوصاً توجه شان بطرف جرگه که بنواحی گردیز رفته است معطوف میباشد مراسلات و مخابرات آنطرف را زیاده تر اعتنا میدهند امروز که روز هشتم حرکت و فد است چند سواری آمده و نتائج اجرات آن و فد را قرار آتی با خود آوردند :- وفد مذکور مجردیکه رسید اطلاع بعموم اقوام فرستادند، اجتماع عموم مدعوین در حدود طوطاخیل به یک وضع شیرین بعمل آمد، بعد از یک مذاکرهٔ طولانی معاهدهٔ بدین قرار در حاشیهٔ قرآن مجید تحریر و بامضاء عمومی تصدیق شد، اینک با آن قرآن کریم را که بحضور شما اهدا کرده اند با خود آورده ایم . (مضمون معاهدهٔ وحدۀ قومی) وقتیکه جناب محمد نادر خان سپه لار این قرآن پاک را زیارت فرمودند، در آن این معاهدهٔ آتیهٔ اقوام را دریافتند :- ما اقوام منگل، احمد زائی، جاجی، گردیزی، در بین خود ها مدعی داری نداشته متفقاً با تفاق دیگر اقوام افغانستان برای پیدا شدن و انتخاب یک پادشاه صحیح عمل میکنیم، ما اقوام ملک وزیر خان جاجی را بمنزلهٔ حاکم و سرکردهٔ خود انتخاب مینمائیم، --- page 588 --- انعقاد معاهده وحدت ملی ۵۰۵ جلد اول - نادر افغان و از هر طائفه بتعداد ۴۰ نفر بزیر دستی حاکم مذکور مقرر میکنیم تا لشکر اقوام را جمع آوری نمایند هر فرد و هر قوم باطاعت همه اوامر سپهسالار صاحب مکلف میباشد اگر کسی ازین عهد تخلف نمود، بدادن سه هزار روپیه جریمه مجازات خواهد شد، علیهذا اگر کسی بمال و جان دیگری تعرض نماید قیمت مال دو چند از او گرفته خواهد شد و اگر بجان احدی تعرض نمود قصاص میشود. یکتعداد لشکر از عموم اقوام برای محافظت گردیز تعیین شده باقی یک لشکر عمومی دیگر بالشکرحاجی که زیرقیادت جناب جرنیل صاحب شاه محمود خان با امر جناب سپهسالار محمد نادر خان باشند، میفرستیم، اگر کسی خلاف این عهد رفتار نمود کلام الهی خصم او باشد (امضای عموم نماینده های اقوام) . رئیس وفد مکتوب مفصلی با این نسخه قرآن مجید فرستاده بود که دران کیفیت انعقاد جرگه را با مذکرات طولانی آن شرح داده ضمناً نوشته بود: چون اقوام آنجا از محاربات درمیانی و خانه جنگی نادم و نتایج بد آنرا حس نموده بودند، ازین رو در اقناع آنها و پیدا کردن اتفاق عمومی چندان تکلیف ندیدیم، و بکمال موفقیت در عقد این معاهده کامیاب شدیم اهالی انجا بخدمت آماده، و از رفتن سپهسالار صاحب از بین خود شان اظهار تاسف بسیار میکنند، خیلی تشریحات دیگری از این قبیل در مکتوب خود تذکار نموده بود جناب --- page 589 --- تعیین قوای قومی در قاسم خیل ۵۰۶ جلد اول - نادر افغان سپهسالار این معاهدۀ خیر را با منتهی خوشی تلقی نمودند، چه عادت شان بود که خبر اتفاق اقوام یا چیز یرا که با تفاق اقوام تعلق میداشت بخیلی خوشی می پذیرفتند. تعیین قوای قومی در قاسم خیل آن مفرزه که در ۸ سرطان بتعداد دو نیم هزار نفر بطرف دو بندی بقیادت جناب جرنیل صاحب شاه محمود خان اعزام شده بودند به ۱۰ سرطان در قاسم خیل واصل و بخدمات محولۀ خود شاغل شده منتظر تعلیمات سپهسالار صاحب بودند. جناب جرنیل صاحب هم در موقع ملاقات با آن وفدیکه از طرف سپهسالار غازی با هدایات کافی برای رفتن مشرقی تعیین شده بود، تعلیمات لازمه داده مرخص شان فرمود که بریاست شاه جی صاحب بسرعت طرف مشرقی حرکت نمودند، خود جرنل تا زمان آمدن وفد بتنظیم دادن امور لشکر از قبیل اجرای مانوره های حربی و ورزش دادن و دیگر ترتیبات ضروریه عسکری و باز کردن راه مخابره با سرکردگان لوگر که طرفدار سقو بودند مصروفیت داشتند. ۱۱ سرطان بتعداد ۲۵۰ نفر احمد زائی های (آزر) که در حدود لوگر ساکن هستند با خوانین خود آمده اظهار موافقت و همرابی را بحضور جناب جرنیل صاحب نمودند شترطی که --- page 590 --- فتح و تسخیر ثانوی خوشی ۵۰۷ جلد اول - نادر افغان در حمله سرعت شود، چرا که ایشان بقرب لوگر بوده از ظلم سقویها خایف میباشند، لذا اگر سقویها ازین موافقت شان مطلع شوند طبعاً بایشان اذیت میدهند جرنیل صاب بعد از اطمینان دادن بآنها علت معطلی محاربه را که رسیدن لشکر بقیۀ اقوام در حصو نتیجه وفدیه که بمشرقی رفته است فهمانده و عده دادند که در روز حمله برایشان خبر داده خواهد شد تا آماده باشند. فتح و تسخیر ثانوی خوشی از ۱۲ تا ۱۹ سرطان حادثه نوی پیش نیامد، تنها در این چند روز در بین لشکری که در قاسم خیل افتاده خیال حمله برخوشی که بفاصلۀ ۴ کروه از انجا است پیدا شد، زیرا در خوشی یک عده عسکر مکملی از بچه سقو موجود است و روز بروز این خیال افژود میشد در ۲۶ سرطان سرکردگان لشکر بحضور جرنیل صاحب جمع آمده و باصرار خواهش کردند که برایشان اجازۀ حمله داده شود، در نتیجه یک حصۀ لشکر آماده حرکت شده در ۲۷ سرطن مفرزه از این لشکر بطرف خوشی حمله برده بعد از محاربه ۶ ساعت خوشی را تصرف اسلحه و جباخانه زیادی با یکصد و هفتاد و هفت نفر اسیر بدست آوردند، و بعد از ان لشکر مذکور میخواست بطرف کاریز درویش که مرکز عمومی عسکر سقوی در لوگر بود نیز حمله برد اما گرمی مهلک دشت که دو نفر را بشهادت رسانده بود مانع شده واپس بخوشی --- page 591 --- جلد اول ـ نادر افغان ٥٠٨ حملهٔ مشرقی بر کابل و از اینجا بقاسم خیل مرکز سابق خود آمدند، اسیرها و غنائم جنگ را بحضور جناب محمد نادر خان سپه سالار به علی خیل فرستادند. حملهٔ مشرقی بر کابل ٢٩ سرطان جرگه که بمشرقی رفته بود واپس آمده اطلاع داد که حصهٔ زیادی از اقوام مشرقی لشکری تشکیل داده و بطرف تیزین حرکت نمودند، تا در آنجا برای روز حمله آماده و تیار باشند، حتی پیشدارهای این لشکر مشرقی نقاط حاکمهٔ حوزهٔ کابل را هم تحکیم کرده اند، مجردیکه بچهٔ سقو ازین لشکر مشرقی مطلع شد فوراً قوای خود را بطرف منار چکری فرستاده و به اندازهٔ ازین لشکر مختصر مشرقی که هنوز کامل نشده بود موشوش گردید که ادارهٔ محاربهٔ آنرا خودش میکرد، و مسئله را طول نداده مستقیماً در حدود منار چکری بر لشکر مشرقی تعرض کرد، اگرچه برای لشکر مشرقی امر جنگ تا آنوقت صادر نشده بود، وقتیکه تیاری عساکر سقوی را دیدند نا چار بمقابله برآمده و تا حدود کوه ها ئیکه بر بینی حصار مشرف است (یعنی ٣ کروهی کابل) عساکر بچهٔ سقو را پس پا ساختند، بچهٔ سقو وقتیکه این حالت را دید ناچار ترتیبات محاصرهٔ خود را در ارگ گرفت، اما وقتیکه پیش نیامدن لشکر مشرقی را حس نمود خودش درصدد حمله بردن بر آنها شد، اما در انوقت لشکر مشرقی واپس بیجاهای خود عودت نموده بود. --- page 592 --- تشجیع و تحریض اقوام افغانستان برای نجات افغانستان ۵۰۹ جلد اول - نادر افغان ۳۰ سرطان اطلاعات لوگر از چند روز باینطرف این را نشان میدهد که در کاریز درویش بر قوای سقوی افزوده شده است، ازینرو لازم شد که قوای جاجی که در قاسم خیل افتاده است زیاده شده یک حمله هم بطرف خوشی بشود همین بود که این نقشه به جرنیل صاحب فرستاده شد، ایشان که آماده بودند فوراً ترتیبات خود را برای فردا گرفتند. تشجیع و تحریض اقوام افغانستان برای نجات وطن اعزام هیئت ها تهیه مخابره، خرید اسلحه، اق- وسعت تبلیغات در اوائل اسد برای اهالی قندهار (۱) و هزاره و دیگر نقاط افغانستان حتی باقوام و عشائر سرحد آزاد مکاتیب متحدالمال و نماینده ها فرستاده شد تا بر علیه بچه سقو اقدامات نموده با او معاونتی ننمایند و ازینطرف مطمئن باشند که مجاهده دوام خواهد داشت و از عموم شایعات عقب نشینی و مایوسی که بالنسبه سپه سالار صاحب (۱) سپه سالار صاحب اعلانیهائی شجاعت آور خودشانرا که سهمی اهالی قندهار امتدا داده بودند، بواسطه آقای عبد الغنی خان از راه چمن فرستادند هر چند که ابلاغیه‌های مذکور در قسمت مطلوب بمرکز ذرائع بقندهار دو وصل و اثرات خوبی از ان حاصل شد، ولی مع الاسف آقای عبد الغنی خان را نه تنها حکومت هند از رفتن قندهار مانع شد، بلکه استعداد شدیدی را در راه پیشرفت او حائل نمود. --- page 593 --- تشجیع وتحریض اقوام افغانستان برانجام وطن ۵۱۰ جلد اول- نادر افغان از طرف مغرضین اشاعه یافته بود، تردید و بعموم دانانده شد که بهیچ پر و پاگند باور ننمایند و منتظر و آماده باشند که عنقریب حمله خیلی مرتب ومنظمی بکابل شدنی است. در بیانیه هائیکه در محضر اقوامیکه دسته دسته بحضورشان مشرف میشدند نیز میفرمودند موعدیرا که برای شروع کار تخمین کرده بودم رسیده است، باید سر ازین هفته بترتیب حملات اخیر پرداخته شود، برعلاوه آن سپه سالار صاحب مجلسی را از هیئت عمد و سرکردگان اقوام ترتیب داده در ان قرار آتی باطهار افکارشان پرداختند:- پیشتر اظهار کرده بودم که منظور مهم من پیدا کردن یک وحدت عمومی میباشد ویگانه مقصودم در هر کاریکه اقدام مینمایم همین میباشد که عموم اقوام و یا اغلبیت شان در ان شرکت و موافقت داشته باشند، اینک بفضل خدا وند می بینیم که وضعیت امروز با همان آرزو های من موافق آمده است . در حدود طوطا خیل و رود احمد زائی و دیگر اقوامیکه با آنها متصل میباشند اتفاق تام پیدا شده لشکر های شان که پیشتر برای تنظیم آنها سید شریف خان را فرستاده بودم جمع شده و متوالیاً مکاتیب آمادگی و استعداد اقوام رسیده میرود . علیهذا لقیاس امروز لشکر چکنی و جانی خیل قراریکه خود دیدید با جوش و استعداد تمام حاضر شده اند . --- page 594 --- تشجیع و تحصیص اقوام افغانستان برای نجات وطن ۵۱۱ جلد اول - نادر افغان تمام اقوام قندهار مخصوصاً اچکزائی های شجاعتمند ابر سرکردگی مهر دلخان برای نجات وطن و تقبیل او امرم بنای تجمع و توحد گذاشته اند. مردم هزاره که از اول بمخالفت دزدان تصمیم کرده اند از گرفتن ابلاغیه ها من خیلی جدی شده اند. در اقوام مشرقی هم از مساعی اخوی محمد هاشم خان و محمد گل خان یک روح و روان تازه دمیده شده به سقوط فجائع سقوی داخل اقدامات اند. اغلباً آن دعوتنامه های من که به فراه، هرات، میمنه، مزار، قطغن و غیره فرستاده ام نیز بی اثر نخواهد ماند. همچنین در دیگر اقدامات خود که بهر طرف نموده ام آثار موفقیت و کامیا بیا را بفضل الهی مشاهده میکنم. لذا باید سر از فردا لشکر جاجی بجمع آوری شروع کند تا بمعاونت خدا قا در بتطبیق دادن نقشه اخیر خود بپردازیم، فی الحال از نقشه خود اینقدر توضیح داده میتوانم که حمله بر کابل باید از چند طرف مختلف شروع شود، زیرا که امروز قوای سقوی از خود کابل تا لوگر و گردیز در نقاط مختلف منتشر و متمرکز هستند. ازینرو ما هم مجبور هستیم که میدان محاربه خود را وسیع بگیریم، بهین سمت --- page 595 --- تشیع و تحریض اقوام غلجائی با نجاست افغانستان ۵۱۲ جلد اول - نادر افغان که فردا مع الخیر یک هیئتی بطرف میرز که برای خریداری غله و آذوقه حرکت نماید فعلا مبلغ ۴۰ هزار روپیه را (۱) ارزاق خریداری و در میرزکه گدام نمایند. بعد از رفتن این هیئت، لشکر چمکنی و جاجی که فردا میرسد بطرف میرزکه رفته و در آنجا باتفاق دیگر لشکرها، گردیز و نواحی آنرا از پنجه قوای سقوی خلاص نموده از آنجا از راه تیره به لوگر بیایند و نیز باید یک هیئتی برای آوردن لشکر اقوام وزیری عزیمت کند (۲) این نقشه از هر طرف به تهلیل و تکبیر و دعای موفقیت تلقی شد. بعد از ان در اطراف تقسیم وظائف و تعیین اعضای هیئتی که صبح باید برای خریداری غله برود و دیگر مطالب مذاکره شد، ریاست مفرزه میرزکه به جناب جرنیل صاحب شاه محمود خان تفویض گردید. به صبح ۵ اسد هیئتیکه برای خریداری غله معین شده اند حرکت نمودند جرگه عموم اقوام جاجی برای گذاشتن قواعد جمع آوری لشکر منعقد گردید، طرف عصر مبلغ چهار هزار روپیه به نور محمد خان غند مشر عسکری خوست (۳) برا (۱) این مبالغ و دیگر وجوهی که سپهسالار صاحب از ان مصارف ضروریه را انجام میدادند اغلبأ از اعانه ذوات و خرید دست و فروش تشکیل شده بود که بعد از فتح کابل تمام آن با ممنونیت کی بعد از دیگری از طرف حکومت تأدیه شد. (۲) هیئت عبارت از جنابان مولوی عبدالرب خان و محمد نواز خان، جانگل خان، عبد الرحیم خان و فیض محمد خان و کردی در از مساز جاجی رفتند (۳) در چهاونی خوست ذخیره مکمل اسلحه و جبه خانه موجود و سپهسالار صاحب را هیچ بصیانت آن از تعرض و تصرف سقویها ترتیبات زیاد براگرفته بودند و حتی الامکان غله و دیگر ضروریات عسکری خوست را تهیه و بترسیل آن فرمودند در اثر این مراقبت نادری و فعالیت صاحبمنصبان نظامی آن، سقویها با وجود جهد و جهد الی اخیر نتوانستند، که از ان مخزن توانگر استفاده نمایند. --- page 596 --- نشر و اشاعه اخبار اصلاح در جاجی ۵۱۳ جلد اول ـ نادر افغان مخارج عسکری آنجا و دیگر مصارف ضروریه فرستاده شد. امروز جناب محمد گل خان با یکعده نماینده های جاجی برای تجدید حرکت در شرقی عزیمت نمودند. نشر و اشاعه اخبار اصلاح هر چند حضرت عالی محمد نادر خان غازی از بدو نزول شان از جهاز بخشکه سلسله نشریات شانرا آغاز، و چندین دعوتنامه های اصلاحیه را بالسنه مختلفه در جرائد متنوعه راجع باصلاح حال و آتی مملکت افغانی انتشار داده اند، ولی بمجرد دخول در خاک وطن بیشتر سلسله نشریات و تبلیغات شانرا ترقی داده دائماً مواعظ و نصائح نافعه وحدت ملیه را بعامه اهالی تبلیغ و اعلانهای خیر اندیشانه و مکاتیب مصلحانه را بعموم نقاط افغانی ترسیل میفرمودند که قارئین محترم در اثنای خواندن واقعات گذشته از ین منشورات نادری مطلع شده اند. درینموقع که مغرضین پروپاگند طرفداری امان الله شاه را (که جداً در انظار عمومی منفور بود) به سپه سالار غازی زیاده تر مشهور نموده بودند و محض بهمین اتهام عصبه دزدان ظلام قوه و قدرت تمامی را اشغال کرده بودند و در راه موفقیت و کامیابی سپه سالار غازی انواع اشکال از هر طرف دیده میشد، جناب پناه حان سپه سالار --- page 597 --- ضمیمهٔ صحیفهٔ (٥١٤) جلد اول کتاب «نادر افغان» این عکس ازهمان ماشین «سایکلوستایل» است که در طول مجاهدات جناب «محمد نادر خان غازی» در راه نجات وطن خدمات بزرگی را در نشریات و امور تبلیغهٔ نادری انجام داده است. برعلاوهٔ آن تمام شماره‌های جریدهٔ شریفهٔ «اصلاح» را هم در موضع «حاجی چمونی» چاپ می‌نمود. این ماشین که يك نفر آنرا با تمام لوازمش بدرستی حمل و نقل کرده میتواند، از هر كليك خویش الی سه هزار نسخه را بخوبی طبع میکند. همهٔ آن تحریرات و منتشراتی که ازین مطبعهٔ كوچك در منصهٔ اشاعه گذاشته می‌شد حسب هدایات وطنخواهانهٔ جناب محمد نادر خان خیر اندیش از قلم آقای میرزا محمد یعقوبخان و آقای میرزا محمد نوروز خان تراوش میکرد - وظیفهٔ کتابت و طباعت آنرا مولوی محمد یعقوب صاحب هندی انجام و اهتمام می‌نمود. --- page 598 --- [BLANK PAGE] --- page 599 --- نشر و اشاعه اخبار " اصلاح " در جاجی ٥١٤ جلد اول - نادر افغان عزم و تصمیم نمودند تا در حلقهٔ مجاهدات شان نسبت به پیشتر وسعت افزونتری بدهند و سلسلهٔ تبلیغات شانرا به پیمانهٔ بلندی در منصهٔ اشاعه بگذارند انیجهته از اول برج اسد طوریکه قبلاً مرقوم شد در نشر و اشاعه اعلانهای شجاعت آور و مکاتیب متحد المال غیرت افزای که عامهٔ ملت و تمام متنفذین افغانستان را بسوی نجات وطن دعوت مینمود بیک تعداد مکفی افزودند بر علاوهٔ آن یک اخبار قیمتداری را بنام " اصلاح " که هفته وار از جاجی بصورت مجانی بتعداد کافی در مطبعهٔ دستی سایکلوستائل طبع میشد در محل افادهٔ عمومی گذاشتند. اگر از نقطهٔ نظر انصاف گفته شود این اخبار در تشجیع اهالی و تحریص عمومی دفع توحش سقوی خدمات بزرگی را انجام داد. مراتب محبوبیتش ازین مسئله قیاس کرده میشود، که با وجود سخت گیری و مظالم لایتناہی حکومت سقوی که بنسبهٔ عامهٔ تبلیغات نادری مخصوصاً نسبت باین اخبار اصلاح داشت، بمجردیکه کدام نسخه آنرا یکی از احرار افغانی بکدام ذریعه مخفی میگرفت، علی الفور از روی آن بقلم و چاپ و غیره وسائل نشر به نقل ها و کاپیهای تعددیرا گرفته به اشخاص و نقاط لازمه نشر میکردند. اینک راقم الحروف جہته استطلاع ناظرین از جذبات قابل قدر نادری --- page 600 --- شمه از افکار خیرخواهانه نادری منقول از اخبار اصلاح جابجا ٥١٥ جلد اول ـ نادر افغان و خدمات مهمه قلمی "اصلاح" اولاً آن سرمقاله افتتاحیه او را که الان خواندنش هر وطنخواه را دلفگار میسازد و در عین زمان از ان طرز عمل و گفتار سپهسالار که از بدو ورودشان الی الان تقریراً و تحریراً از ان تذکار میفرمودند نیز بعامه ناظرین اشعار میدهد ذیلاً نقل و اقتباس میکنیم :ـ بسم الله الرحمن الرحیم اغراض و مقاصد جریده ما برای اصلاح افکار، و خیالات عوام (که حقیقتاً اطفای آتش خانمانسوز انقلاب و فراهم آوردن امنیت و رفاهیت عامه در افغانستان مقصود است) هفته وار رایگان نشر و اشاعه میشود، جریده ملی ما اصلاح افکار ملت، خاتمه انقلاب، انسداد مسلمان کشی، نصب امام، بوجود آمدن حکومت عادلانه اسلامیانه، اتحاد و اتفاق اقوام را خواهشمند است، از احزاب موجوده طرفدار هیچیک نیست، و نه طرفداری اشخاص را در نظر دارد تازه ترین حالات انقلاب را قارئین محترم ازین جریده گرفته میتوانند، بنابرین مسلک جریده ملی ما که خود را خادم مت و طرفدار اسلامیست و حقانیت و خیرخواه قوم دانسته برای وطن و ملت خود اصلاح طالب، و خود را بمعاصرین خویش به عنوان "اصلاح" معرفی کرد وقت آنست که خود را بهمه تا [ILL] ملی اصلاح وطن را اکشن [ILL] کنیم --- page 601 --- شمه از افکار خیر خواهانه در تنقید حال و اخبار اصلاح جان ٥١٦ جلد اول - نادر افغان از خدای کریم برای تحمل این خدمت بزرگ توفیق و استعانت میطلبد. و بالله التوفيق انقلاب و مفاد آن انقلاب کلمه‌ایست که در موقعیکه در وضعیت اشیا تبدیلی واقع یا فیما بین عوام آثار هیجان و شورش پیدا شود، در اثر این حوادث کلمه انقلاب را استعمال مینمایند. در صفحه دنیا مملکیکه انقلاب میکند اجراآت زمامداران حکومت خود را بر خلاف مسلک و مفاد خود دانسته بر علیه آن شورش مینمایند، تا زمامداران و رؤسای حکومت اجراآت خود را تبدیل نموده موافق مفاد ملت رفتار کنند. حوادث نامرضیه انقلاب افغانستان «انقلاب موجوده افغانستان ممکن است ازین اسباب سببی خواهد داشت ما به علل و اسباب انقلاب موجوده بحث نمیرانیم، زیرا که صفحات جریده ما گنجایش آنرا نداشته و درین وقت وظیفه مهمتر از آن که اصلاح انقلاب است موجود داریم اما تکلیف افراد ملت را درین وقت ایضاحات و بیان میکنم تا ازین نقطه بطرف مقصد خود پیشرفت کرده بتوانم.» انقلاب موجوده افغانستان از هر جهته و هر سببیکه بود از افق مشرقی کابل رونما گردیده ملت بر علیه حکومت شورید. --- page 602 --- شمه از افکار خیرخواهانه نادری منقول از اخبار اصلاح ج ۲ ۵۱۷ جلد اول - نادر افغان متعاقباً اهالی سمت شمالی هم شورش نموده از جهت قربت اوشان به مرکز حکومت بشهر کابل حمله آور شدند، دیگر اهالی افغانستان اگرچه علناً انقلاب نکردند اما بحکومت نیز امداد نکرده پادشاه خود را بخلع کردن مجبور ساختند. اهالی سمت مشرقی با وجودیکه مصدر انقلاب و در وسعت و قوت و تعداً نفوس بیشتر از سمت شمالی بود، بلحاظ اینکه سرکردگان شان اشخاص با مسلک و با دیانت و فی الجمله عالم بودند بخلع پادشاه اکتفا کرده از حد خود تجاوز ننمودند اهالی سمت شمالی که درین انقلاب با وجود دارائی اشخاص فعال و عالم و بانا موس بچه سقو در دز شیر مشهور بالفساد قطاع لطریق معروف، نادان جاہل را بر فراشته و تحت لوای سارقین بکابل حمله آورده در حالت ضعف حکومت ، کابل را اشغال کردند، به اطاعت این دزد فاسق مجبور مانده به امامت این ذلیل نیز طوعاً کرہاً تن داده خود را بدنام عالم و تاریخ افغانستان ساختند . بچه سقو شیر طامع که سالها در کوه ها و صحراها مسکن گزین بود و بحال تبعیت امرار حیات کرده از طرف شبها نیز به آبادی آمده نمیتوانست ، درین وقت اهالی یک سمت را بخود طرفدار یافته و مرکز حکومت و خزائن و ذخائر بیت المال را بدست خود دید، پادشاهی مسلما نها و حفظ جان و مال و شرف و ناموس اهالی --- page 603 --- شمۀ از افکار خیر خواهانه نادری منقول از اخبار اصلاح جهان ۵۱۸ جلد اول - نادر افغان ملت و حراست مملکت و تأمین امنیت و رفاهیت عامه را امر آسان پنداشته خود را پادشاه اعلان و دست بخزائن و مال حکومت دراز کرد، و هم مسلکان خود را روی کار آورده بعضی صاحبان رسوخ ملت را که از حکومت سابق آزرده گی داشتند نیز با خود رفیق ساخت . چون اطاعت تمام ملت افغانستان باین شخص رذیل از غیر ممکنات بود باطراف و اکناف افغانستان به سوقیات عسکر شروع نموده تا جائیکه تحت تصرف این ظالم غدار آمد، در چور و چپاول و بی ناموسی اهل و عیال و قتل نفس مسلمانها دریغ نکرده ملت را تباه و حکومت را برباد، و مال بیت المال را تلف ساخته افغانستان را در انظار ملل عالم بد نام و منفعل ساخت . نه ماه میشود که در افغانستان انقلاب برپا است، و هفت ماه شده که این دزد ظالم شهر کابل را اشغال و اعلان امارت نموده، در دو ماه اول انقلاب به سمت شمالی و سمت مشرقی محدود بود و بعد از اثر اعلان امارت این مخرب حقیقی افغانستان در تمام افغانستان آتش انقلاب افروخته شده خزائن با جهانها میگزین ها، جمیع مال بیت المال مسلمانها تلف، جوانان رشید ملت به خاک و خون غلطان، مامورین و شرفای ملت به انواع مظالم مقتول و محبوس --- page 604 --- شمه از افکار خیرخواهانه نادر معقول از اخبار اصلاح جبا ۵۱۹ جلد اول - نادر افغان زندان، مال و ناموس افراد ملت چور و تاراج دزدان و فاجران گردید امنیت و رفاهیت از تمام نقاط افغانستان سلب، خاندانهای شریف پناه گزین کوهها و صحراها شدند، امروز در تمام نقاط افغانستان سکون و آرامی نیست کدام خانه خواهد بود که دران ماتم نباشد؟ کدام فرد از افراد افغانستان مانده است که متأثر نشده باشد؟ سرمایه تجار تباه و برباد، تجارت مسدود، کاروبار بند، کاسبین بیکار، طرق و شوارع ملک مساکن دزدان و اره ما رشده ،سیاحت و مسافرت از مشکلات ، شب خوابیدن در خانه از تعجبات است . اینست نتیجه زمامداری دزد فاسق که افغانستان عزیز ما را به غرقاب فنا سوق داده بکلی محو و نابود مینماید (لا وقع الله) ازین وضعیت ظاهر است که در انقلاب، دیگر ملل عالم مفاد میگیرند ما از انقلاب خرابی و تباهی حاصل کردیم، پادشاهی با آله ظلم و ستم دزدان و فاسقان گردید، به عبارت دیگر حکومت مقدس ما را بچه سقوط و دیده بورطه بربادی انداخت فاعتبروا یا اولی الالباب . تکلیف ملت افغانستان ای ملت افغانستان! و ای برادران مسلمان! و ای اخوان اهل ایمان --- page 605 --- شمه از افکار خیرخواهانه نادری منقول از اخبار اصلاح جهان ٥٢٠ جلد اول - نادر افغان بشنوید و از خواب غفلت بیدار شوید، روز بروز وطن ملت ما بطرف خرابی میرود، برای مفاد شخصی مخربان وطن و قوم خود، جان و مال خود را نثار کرده خود را در پنجه استبداد دزدان و فاسقان گرفتار مینمائید، چرا بحال خود نظری و در حق برادران مسلمان خود رحمی بجان فرزندان برادران جوان که بدون سبب هدف گلوله تفنگ میشوند ترحمی نمیکنید، تا کی بخرابی خود و وطن خود کمر بسته اید؟ تا کدام موقع این درنده شیر تباه کنندۀ بنی نوع خود را وقت و فرصت داده اید؟ چرا در حق خود و برادران مسلمان خود ظلم میکنید آیا خصلت و وصف امام مسلمانانرا میدانید؟ اوصاف لازمۀ امیر امام یعنی پادشاه باید بخصائل حمیده و اوصاف پسندیده متصف باشد، عالم، عامل، متدین، متقی، خیرخواه قوم، ماهر سیاست سلطنت، مدیر اداره حکومت بوده بملت همدردی داشته مفاد خود را بر مصالح ملت ترجیح نداده در آباد ملت و ارتقای مملکت بکوشد. آیا لائق پادشاهی کسی شده میتواند که جوانان ملت را قربان اغراض شخصی خود نموده برای استحکام مقصد نامشروع خود آنها را با برادران مسلمان شان جنگانیده ملت را خراب و مسلمان کشی را رائج نماید؟ آیا سزاوار امامت کسی است که خائن --- page 606 --- شمه از افکار خیر خواهانه نادر شجیع الی اخبار صلح جنگ ٥٢١ جلد اول - نادر افغان و ذخائر اسلحه و جباخانه بیت المال را بمصارف قتل و قتال مسلمین رسانیده در داخل وطن فیما بین اقوام دشمنی ابدی را تولید کند . آیا امارت مسلمانها چنین شخصیکه بتکلیف ملت متأثر نشود و بخرابی و تباهی وطن باک نداشته باشد ، بچه معنی جائز و مشروع خواهد بود ؟ آیا ریاست مسلمین شخصیکه به مأمورین و عسکر خود نفوذ نداشته باشد ، مأمورین و عسکر خارج دائره اطاعت او باشند بچه صورت داده میشود ؟ آیا سلطنت اسلامیان بکسیکه جاهل مطلق باشد امین و خائن را تفریق نتوانسته در امور جزوی و کلی بشخص دیگر محتاج بوده امورات مهم سلطنت را بدون واسطه دیگری دیده نتواند سزاوار است ؟ آیا شخصیکه در عین تصرف زمام حکومت فعل شنیع سرقت را اجرا نموده خانه های رعیت ثروت دار را دائماً غصب و نهب و تاراج نماید اداره حکومت را چه سان متکفل میشود ؟ آیا کسیکه مصروف خواهشات نفسانی و مقاصد شهوانی خود بوده جبراً و کرهاً بمال و ناموس مسلمانها تصرف مینماید، چطور ملت را از فاسقان و فاجران محافظه کرده میتواند ؟ آیا صاحب تصرفیکه دزدان و غداران و فاسقان و بدکرداران را که عمرشان برذالت گذشته باشد، وصیت و حست و اهلیت در وجودشان موجود نباشد، به عهده های بزرگ حکومت مقرر کرده هر یک را با مامور مختار تعیین نموده در طه بدست گرگان و اختیار قتل را بدشت ناداده است از تکلیف ملت چه واقعیت --- page 607 --- شمه از افکار خیر خواهانه ادرسی معقول از اخبار اصلاح حجاز ۵۲۲ جلد اول ـ نادرافغان حاصل خواهد کرد؟ امروز ملاحظه کنید که دزدان و فاسقان مشهور بالفساد و قطاع الطریق معروف که هزارها نفس را قتل و هزار ها خانه را غارت کرده اند، و در محاکم شرعیه بقتل و اعدام شان حکم صادر شده فرار و کوه گریز بودند. عهده های بزرگ را اشغال کرده نگهبان ملت سارقان و نگهبانان رمه گرگان گردیده اند. صورت انتخاب امام شما به اساس اسلامیت و قرن اول اسلام نظر کرده غور کنید، که انتخاب امام برضای قوم است یا قبولیت امام بجبر و اکراه ؟ بدانید که امام از صلحای قوم انتخاب میشود، نه که از اشقیا و جهال امام با وجود دارائی اخلاق وا و صاف نیک برضای قوم از طرف قوم انتخاب میشود، و اجراآتش موافق حکم کتاب الهی و سنت رسالتمآب صلی اللہ علیہ وسلم میباشد. بعد از رحلت حضرت رسالت پناهی صلی اللہ علیہ وسلم که جناب سیدنا حضرت ابوبکر صدیق رضی اللہ تعالی عنہ به امامت مسلمین انتخاب گردیدند، انتخاب شان برضای صحابۀ کرام رضی اللہ عنہم و اتفاق و اجماع امت بود؟ یا کدام فرد از از افراد یا نقطه از نقاط اسلامی را به زور شمشیر به اطاعت مجبور ساخته بودند؟ بعد از وفات حضرت صدیق اکبر خلافت و امامت حضرت سیدنا عمر فاروق رضی اللہ عنہ به اتفاق و اجماع امت بود --- page 608 --- شمه از انجهار خبر ظالمانه نادری منقول از اخبار خارجه ۵۲۳ جلد اول - نادر افغان یا مسلمانها را کرهاً به اطاعت شان مجبور کرده بودند؟ انتخاب امام برضای قوم و شخص امام از صلحا و شرفای قوم که اعتماد عامه را دارا بوده محل اطمینان قوم واقع شود لازم است. ضرورت اتفاق به ملت در صورتیکه در دین ما و شما انتخاب امام برضای قوم مشروط و برای شخص امام اهلیت و صلاحیت امامت لازم است و در انتخاب امام جبر و کره نیست، ما و شما چرا این سفاک ذیل معروف بفساد را جبراً و قهراً مطیع شده خانه خود را بدست خود خراب نمائیم، و برادران مسلمان خود را به اطاعت و انقیاد این مخرب دین و دنیای خود مجبور کرده برای تقویت مقصد نامشروع این ظالم، مسلمان کشی و تباهی ملت خود را روا دار شده حیات خود و برادران مسلمان خود را در تهلکه اندازیم و بدست خود جان و مال و ناموس خود را بدست گروه اشقیا بدهیم که اغراض شخصی و مقاصد شهوانی خود را در معرض اجرا بیاورند. وسیله که ما و شما را از شر این ظالم نجات داده میتواند اتحاد و اتفاق است، ما ملت افغانستان مجبور هستیم که متحد و متفق شده بعزم راسخ و ثبات و استقامت با حفظ شرف و ناموس و جان و مال و وطن و ملت خود کمر همت ببندیم در صورت اتفاق و اتحاد --- page 609 --- شمه از انجا خبر خوانامه تاریخی از اخبار اصلاح جات ٥٢٤ جلد اول - نادر افغان همانروز گوهر مقصود در کف شاهد مطلوب در آغوش ماست ، و بهمانروز این دزد شریر بدست ما گرفتار شده بکیفر کردارش خواهد رسید، امروز که ایطانی بختت مرکز سلطنت ما را اشغال نموده و در افغانستان نائرۀ جدال و قتال را گرم کرده برادران مسلمان ما را قربان اغراض نامشروع خود مینماید، از بی اتفاقی ماملت استفاده کرده است، اگر مثل حالت موجوده ما ملت بی اتفاق بوده به غم و دردیگر شریک نشویم و از مفاد ملت مفاد خود را نجوئیم شک نیست که تا مدت طویل این آتش انقلاب خاموش نخواهد شد . ای ملت با غیرت دلاور ! اتفاق کنید متحد شوید ! ای علمای گرام و مشایخ عظام وسادات ذوی الاحترام ! و ای صلحای قوم ، ملت را به اتفاق و اتحاد توصیه کنید! ای محررین صاحبان قلم، ملت خود را به مقاله های مؤثر بیدار کرده بمنافع و مضرت شان بفهمانید ! ای ثروتمندان وطن، ملت را برای حصول مقصد مقدس شان که فرونشاندن آتش انقلاب است امداد نماید! ای خوانین و ملکان و صاحبان رسوخ قوم ، ملت را به خرابی و بربادی شان بفهمانده و از مفاد جزئی صرف نظر نموده منظالم فاسقین و خرابی مسلمین را به ملت خاطرنشان نمائید! محضاً لله هرکدام تان وظائف مهمه خود را اجرا نموده ، اتفاق و اتحاد حاصل کرده بیکباره گی بهجوم برده این در وظالم را --- page 610 --- تفصیل جرگۀ اتحاد اقوام جنوبی منقول از اخبار اصلاح جاجی ۵۶۵ جلد اول ـ نادر افغان بدخواه وطرح قوم خود را بجرای اعمالش رسانیده باساس شرع شریف و دین حنیف اسلام در مرکز سلطنت اجتماع نموده یکشخص صالح شریف متدین مسلمان صادق و خیرخواه قوم را که ادارۀ افغانستان را کفالت کرده بتواند به پادشاهی خود انتخاب کرده جان و مال و ناموس و خ و برادران مسلمان خود تا را در امن آورده این انقلاب نامرضیه افغانستانرا خاتمه بدهید و به استراحت و آرامی و رفاهیت زندگانی کرده این ایام تاریک و منحوس را ختم نمائید، تا از نزاع خانگی فارغ شده با دوستان خود دوستی و از شر و ضرر دشمنان خویش خود را محافظه کنید، از گرداب فنا بساحل نجات رجعت کنید، بدانید که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده اند: اَلَا كُلُّكُمُ رَاعٍ وَكُلُّكُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ ترجمه: هر یکی از شما چوپان است و هر چوپان در باب رعیت خود مسئول میباشد . (۱) جرگۀ اقوام خوانین، ملکان، ریش سفیدان، نمایندگان اقوام بابکر خیل، جبار خیل کرو خیل، سائر شعبات احمد زائی، موسی خیل، جانی خیل منگل، گردیزی، چکنی، مقبل، ستیا، اقوام جاجی، خوشی، و بعضی اقوام لهوگر، نمایندگان (۱) منقول از شمارۀ اول جلد اول اصلاح تاریخی یکم ربیع الاول ۱۳۴۸ منطبعۀ جاجی جنوبی، این مقاله از خامه دقت اندوز آقای میرزا محمد نوروز خان میباشد. --- page 611 --- تفصیل جرگہ اتحاد اقوام جنوبی منقول از اخبار اصلاح جاجی ۵۲۶ جلد اول - نادر افغان اقوام خوست و وردک و مشرقی بتاریخ ۲۰ صفر المظفر در علی خیل جاجی جرگہ انعقاد نمودہ تجاویز ذیل را به اتفاق آرا منظور نمودند :- (۱) - همۀ این اقوام از جمله سه نفر دو نفر را برای شمولیت بلشکر قومی بفرستند . (۲) - برای اجماع لشکر (حزبکی) از مجلس قومی انتخاب و مقرر شد . (۳) - کسانیکه در داخل شدن بلشکر معطلی کند بتجویز مجلس مرتبہ اول و دوم جزا داده میشوند و در مرتبہ سوم سہ ہزار روپیہ جزای نقدی . (٤) - اشخاصیکه نزد بچه سقو یا سقاویان بروند، یا ارسال و مرسول نمایند یا بآنها روابط قائم کنند، یا در لشکر بصورت خفیه از سقاویان طرفداری کنند، و اینرا اقوام محسوس کند و قرائن پیدا شود یکہزار روپیہ جزای نقدی اخراج از قوم . (٥) - اشخاصیکه اطاعت حزبکی قومی را نکنند از مجلس قومی جزای شدید تعیین و بر چنین اشخاص تطبیق داده میشود . (٦) - کسانیکه علناً طرفداری سقوی انرا نماید و بصورت قطعی به اثبات برسد، اعدام (۷) - کسانیکه بقتل دیگری بنا بر کدام خصومت اقدام نماید قصاصاً اعدام، اگر خود را پنهان و فرار کند از اقربایش هفت هزار روپیہ جزای نقدی . (۸) - اشخاص فراری که در موقت به لشکر قومی شمولیت بخواهد بعد از دادن ضمانت --- page 612 --- تفصیل جرگه اتحاد اقوام جنوبی منقول از اخبار اصلاح جاجی ۵۲۷ جلد اول - نادر افغان قبول میشود، اما بقبول مواد فیصله هٰذا خود شروع ضمانتش مکلف خواهد بود. (۹) ـ کسانیکه بشخص فراری ضرر برسانند جزایش مثل ماده ۷ . (۱۰) ـ اگر کسی بمال کسی دست درازی کند یا در وقت گرفتن مال غنیمت بکسی تعدی نماید و چیز اوجه دیگر را بگیرد یکهزار روپیه جزای نقدی . (۱۱) ـ اشخاصیکه پیش ازین مال کسی را گرفته باشند فی الحال بمالک آن مسترد نمایند اگر مسترد نکردند فیصلهٔ آن بعد از کامیابی میشود، زیرا که اینوقت امر مهم پیش رو داریم و مشغولیت باین امور مناسب دیده نمیشود. (۱۲) ـ از مال غنیمت تفنگ و کارطوس را هرکس را با خود گرفته میتواند برای مالها تحصیلدار مقرر و مال غنیمت اشخاص تحویل تحویلدار میشود، اگر کسی برای آوردن مال غنیمت از لشکر جدا شود و بطرف خانه خود بیاید پنجصد روپیه جزای نقدی . (۱۳) ـ انتظام خوراک لشکر را هر قوم حتی الامکان مینماید . (١٤) ـ از اقوام سمت جنوبی نمایندگان شان بسمت مشرقی بروند تا اتحاد و اتفاق اقوام جنوبی را با اقوام و لشکر سمت مشرقی استحکام بدهند (۱) (۱) منقول از صفحه ۴ شماره اول جلد اول (اصلاح) منطبعهٔ جاجی، مورخهٔ غرهٔ ربیع الاول ١٣٤٠ هجری قمری --- page 613 --- ضمیمه صحیفه (۵۲۸) جلد اول کتاب « نادر افغان » مرحوم علی احمد خان والی که در قوس ۱۳۰۷ رئیس تنظیمیه سمت مشرق مقرر شد او در اواخر جدی در انجا اعلان سلطنت نمود و بطن طرفداری از حکومت امانی در ۲۸ دلو ۱۳۰۷ سلطنتش سقوط کرده از راه هند عازم قندهار شده در آنجا از طرف عامه طلوع تحت مراقبت گرفته شد در موقع حرکت امان الله خان بخارج قوماندان عمومی محاذ جنگ مقرر شد . تکرار اعلان پاد شاهی خود را در قندهار هم نمود ولی باز در اثر همان منظور پیشتر بطرفداری حکومت امانی گرفتار بعلت انو غدای با مخالفت داشتند بدست سقویا گرفتار شده بشرحیکه در حاشیه صفحه ۵۲۸ مرقوم است شهید شد . --- page 614 --- [BLANK PAGE] --- page 615 --- جلد اول - نادر افغان ۵۲۸ شهادت علی احمد خان والی منقول از اخبار اصلاح شجاع چند مواد خبری دیگره اصلاح را را هم که ملالتیها یه درد انگیز و رقت افزا است بطور شامل ذیلا انتقال میکنیم، تا شاهد و نمونه عموم مندرجات آن بوده ناظرین از مندرجات آنرا بهمین و تیره قیاس کنند . شهادت علی احمد خان والی(۱) جناب سردار علی احمدخان که شخص با غیرت فدائی وطن بود، در اثر مجاهدت فداکارانه در راه وطن از دست این دزدان غدار جام شهادت را نوشید، اناللہ وانا الیہ راجعون از خدای متعال برای این شهید راه ناموس و استقلال وطن طلب مغفرت و برای بازماندگانش اجر و صبر جمیل مسئلت مینمائیم. اگرچه این شهادت شهید ممدوح یکی از قربانی هائی است که در جمله پروانه ها و عاشقان سوخته وطن یک حصه بزرگی را در تاریخ دنیا حاصل و حیات ابدی را نائل گردیده ، ما او را در جمله اموات حساب نمیکنیم ، زنده جاوید ماند هر که نکو نام مرد . (۱) در صفحه (۲۶۱) از تقرر والی بحیثیت وکیل شاه امان‌الله و عدم موفقیتش بواسطه قرار شاه و بی‌نظمی قوای ملکی و سپاه و از رجعت او بطرف قندهار تذکاره دادیم همان بود که والی تکرار اعلان پادشاهی خود را انتشار داده در صدد دفاع از آن دیار با قدامات نیست دار آغاز کرد ولی بواسطه تنفر عمومی اهالی قندهار که از مشاه مخلوع بواسطه طرز شخصی او پیدا و خدمات والی را برا حکومت می پنداشتند مجرد مواصلت قوای سقوی ، بعد از جنگ شدیدی که طرفداران والی با او در میمنه نمودند اهالی آنجا نه تنها از معاونت او منصرف شدند بلکه افراد او که شدیدا از امان الله خان منزجر بودند ، اوضاع را بح الاستفاده سقو و یعقوبها سپردند و از قندهار این شخص شجاعت مدار بشر حیکه قلم را اشکبار میسازد بکابل اعزام ، میاک دضع رقت افزا بعد از انواع تحقیر و تشهیر بلقد توپ شده این دزدان و حشت بیان ازین اوضاع چنگیز ی خود مرحولان و تاثیر عمومی نفزودند. --- page 616 --- شهادت علی احمد خان والی مقتول از اخبار اصلاح جیا ۵۲۹ جلد اول - نادر افغان ولی افسوس ما به اینست که جناب علی احمد خان شهید یکی از جمله اشخاص فعال و و سر برآورده های ذیقوم افغانستان از افاغنه درانی بود، و پس از خارج شدن امیر امان الله خان (برای حفظ شرف و ناموس اقوام درانی و دیگر افاغنه و پایتخت حضرت احمدشاهی سر سلسله سلاطین درانی ) شهر قندهار را که بیعت و قبولی خود قوم درانی میخواست ازین غاصبان و خائنان حفاظت نماید اقوام آنجا بعوض اینکه با و معاونت و به پیمان و بیعت خود استواری و ثبات مجاهدت نمایند، معزی الیه را تنها گذاشته اسیر غاصبان و دزدان سقوی ساختند، تا که آن خائنان بیرحم خراب کننده وطن و ملت افغانستان اوشانا شهید کردند، بلی این دزدان کجا میگذارند که اشخاص مهم مملکت که برای وطن خدمتی میتوانند در قید حیات باشند.» مگر میدانیم که بعض ناعاقبت اندیشان ازین بیروتی و دون همتی که تا حال تاریخ دنیا از هیچیک قوم بی نام و نشان این را نشان نمیدهد، چه منفعت را زیر نظر گرفته بودند امید است که اکنون حالات و واقعات چشم دید خودت شما اقوام با غیرت درانی را (۱) اخیراً معلوم شد که این مخالفت قندهاریها محض بواسطه مخالفت و معاندت عمومی که با حکومت امانی در اثر اوضاع اخیره و رفتن مخفیانه او بوجود آمده بود واقع شده است. --- page 617 --- سوگوارى شهيدان ريف افغان (منقول از اخبار اصلاح چا) ۵۳۰ جلد اول - مادر افغان دارای جذبه ایثار و برای رفع این لکه بدنامی تاریخی که از دون همتی چند نفر شهريها قندهاری بدامن پاک همه اقوام درانی رسیده مستعد و آماده ساخته باشد.» «اصلاح» از ایزدمنان تمنی دارد تا بتوفیق میخواهد که نام نامی قوم درانی را در تاریخ افغانی لکدار نگذارند با آب غیرت و همت خود آنرا بشویند و نام آبا و اجداد خودشانرا که صفحات تاریخ مشرق از غیرت و فداکاریهای درخشان است محافظه نمایند، و این حکومت دزدان ظالم را از افغانستان دور کرده با تفاق آراء عموم اقوام افغانستان یک امام متصف بصفات امامت و دارای اهلیت را انتخاب و یک حکومت عادله شرعیه اسلامیه را در افغانستان قائم نمایند (۱) قربانی وطنوانان افغانستان «از سرکردگان و نام آوران افغان سراجیات الله خان وزیر عدلیه ، سردار عبدالمجید خان سردار محمدعثمان خان رئیس دارالعلوم دینی حبیب الله خان معین حریه، قاضی القضاه، ملا عبدالواسع خان رئیس العلما، قاضی محمد (۲) اکبرخان را که اشخاص فعال و دارای ملیت افغانستان بودند بچه سقوطا لم بتهاد رسانید انا لله وانا الیه راجعون «جریده اصلاح» این خبر وحشت اثر اتلاف رجال بزرگ افغان و ظلم و ستم (۱) منقول از شماره دوم جلد اول اصلاح تامبئی ۸ ربیع الاول ۱۳۴۸ مطبعه حباچی جنوبی . (۲) در عین همین موقع که سقو زاده این ذوات را بصورت سفاکانه شهید ساخت، عبدالغفور خان تکابی را هم بیباکانه وضع بی رحمانه بشهادت رسانید، زیرا که عبدالغفور خان با وجودی که وزیر داخله سقو زاده بود، اما از علم و فن و در دخالت دائماً در اذیت میبود و باسائر ملت افغانستان مخصوصاً اهالی تکاب که بعیدا مخالفت سقوییها داخل اقدامات و محاربات بودند محرمانه اظهار همدردی و همنوائی داشت . --- page 618 --- سوگوار شجاع دولت افغانی منقول از اخبار اصلاح پشاور ٥٣١ جلد اول - نادر افغان وحشیانه بچه سقو را بعموم ملت افغان و علاقمندان افغانستان رسانیده اظهار تاسف مینماید، و به اقوام غیور افغانستان خاطرنشان مینماید که بچه سقو ظالم مقصودش خرابی حکومت و معدوم ساختن رجال بزرگ افغانستان است، که این افعال وحشیانه را ارتکاب نموده از هیچگونه ظلم و تعدی دریغ نداشته ذوات بزرگ را قتل و اهل و عیال شانرا اسیر و محبوس و مال و هستی آنها را چور و تاراج گردانیده ما از خدای کریم برای این ذوات محترم طلب مغفرت نموده برای پسماندگان شان از ظلم بچه سقو نجات میخواهیم جشن استقلال اطلاع رسید که سقاویان در حدود گذرگاه و دهمزنگ سررشته جشن برپا دارند و خیمه ها در اطراف دریای کابل برپا کرده انتظام میله و ساعت تیری را شروع کرده اند. انعقاد این جشن، حماقت، نا اهلیت و جبلت اصلی بچه سقو و سقاویان را عیان کرده، تمام عالم واقف است که بچه سقو دزد را ملت غیور افغانستان بپادشاهی خود قبول نکرده بلکه بر علیه او مصروف پیکار اند، مگر این جشن ملی اجتماعی را سقاویان وقتی برپا کرده اند که کل افغانستان در خاک و خون غلطان، امنیت عامه گم، کسب و کار معدوم است و از قتل عده زیاد مؤمنان بحکم بچه سقو خانه ناماتم سرا گشته گویا بچه سقو از از انعقاد این جشن بر زخم های سینه های اهالی کابل و نواحی آن که از ظلم، وحشی گری --- page 619 --- [BLANK PAGE] --- page 620 --- ضمیمه صحیفه (٥٣٣) جلد اول کتاب « نادر افغان » جناب سردار « شاه محمودخان» که با حضرت عالی سردار « محمد نادرخان» سپه سالار غازی در تمام آن مجاهدات شان که در راه نجات وطن ابراز نموده اند، مظهر مساعی و مجهودات عالی العال عسکری شده اند - مخصوصاً در اداره کردن جوش و خروش قوای قومی جاجی و در ترتیب و اجرا کردن حملات متعدد تعرضیه بر قوای سقوی در خوشی و بالاده و دگر مواقع ، و رد کردن حملات عنودانه اشرار داد شجاعت و حماست را داده اند - و ملخص حیات این فخر عالم عسکریت افغانستان در صحیفه (٦٠٦) ضمیمه این کتاب موجود است . --- page 621 --- آثار شورش در قندهار منقول از اخبار اصلاح جاجی ٥٣٢ جلد اول - نامه افغان و غارت پیشه کی سقویان حیران و پریشان اند، نمک پاش داده اضطراب بیقرار آنها را ملاحظه کرده برای خود و رفقای پست فطرت خود سامان مسرت و عشرت را پیدا میکند (١) . آثار شورش در قندهار بر علیه فجار کوهستانی و کوهدامنی سقوی که در شهر قندهار توقف دارند، از حور رفتار آنها اهالی شهر بتنگ آمده خیلی پریشان اند، اقوام قندهاری مثل زیمند اور و کرم سیل و جمیع اهالی محالات آن بدارک و تهیه لشکر را بر علیه سقویها دارند . سقویها در داخل شهر تهیه استحکامات و پیش بینی مصئونیت خود را دارند قندهاریها را چیزی که بیشتر متاثر و مشتعل ساخته، پشیمانی اعمال خودشان است و از بی همتی خود که سقاویها را در شهر قندهار داخل ساختند خیلی نادم اند . ده کندک از شش کروهی کابل که بقندهار فرستاده شده اند آنها در منزل باغ توقف دارند، قوماندان عسکر سقوی در قندهار کوشش دارد که آنها داخل شهر و با دو کندک کوهدامنی و کوهستانی یکجا شوند، ولی کندکهای شش کروهی که از افعال و سوء رفتار کوهدامنی ها متنفر اند، داخل شهر نمیشوند، اختلافات زیادی در بین عسکری سقوی بهم (١) منقول از شماره (٣) اخبار اصلاح تاریخی ١٥ ربیع الاول ١٣٤٨ مطبعه جاجی . --- page 622 --- اعزام لشکر قومی بطرف میرزکه ۵۳۳ جلد اول – نادر افغان امید هست که عنقریب اقوام قندهاری از ینموقع استفاده و از ینخجالت خود را برهانند، بِعَوْنِ اللهِ تَعالٰی (۱) » اعزام جنرال شاه محمود خان با قوای قومی بمیرزکه و وقوع محاربه به ١٤ اسد صداهای دهل و غژلهای جنگی لشکرهای قومی با اشعه آفتاب یکجا بلند شده این قوای ملی در زیر قیادت سر افسر غازی خود جناب شاه محمود خان بطرف میرزکه بعد از انجام مراسم تودیع و غلغله تکبیر بحرکت افتادند . طبق جناب شاه محمود خان با لشکر شان در ۱۷ اسد بمیرزکه رسیده شروع بکشف نقشه و وضعیت عمومی آنجا نمودند، لشکرهای اقوام طوطا خیل و احمد زائی و غیره که پیشتر آماده بودند خود را بنزد ایشان رسانید، سرکردگان اقوام مجلسیرا برای تعیین نقشه تعرض تشکیل نمودند، سقویها ئیکه در گردیز بودند، ازین ترتیبات مطلع گردیده، قوای خود را در تحکیم رسانیده، مقابلةً ازین طرف هم سوقیات آغاز و در ٢٤ اسد محاربه بین قوای ملی و سقوی جاری گردیده این محاربه دو روز دوام داشته در روز ۲۶ اسد عساکر سقوی (۱) منقول از شماره ٤ جلد اول اصلاح تاریخی ٢٢ ربیع الاول ١٣٤٨ منعقده جاجی جنوبی . --- page 623 --- وقوع محاربه در اطراف بالاده ٥٣٤ جلد اول - نامه افغان مقاومت را نیاورده موضع را گذاشته بطرف بالاده که بفاصلۀ سه کروهی گردیز است رهسپار شدند (۱) در ٢٧ اسد لشکرهای مرتب شده یک حمله قویرا بر بالاده مصمم شده طرف عصر دورادور بالاده را که بالای یک تپه مرتفع افتاده محاصره نمودند محاربه بشدت جاری شد. تمام شب صدای تفنگ از هر دو طرف بلند بود، فی الواقع متصرف شدن موضعات سقوی [بملاحظه اینکه بودن شان در یک قلعه مستحکمی که بر تپه اباد است تمرکز داشتند] از اشکال خالی نبود، چنانچه بمجرد دمیدن روشنی صبح ٢٨ اسد این اشکال بیشتر شد و سقویها توانستند که بروشنی روز موضعا لشکر را تعیین نموده (۱) شمارۀ ٤ اخبار اصلاح جاجی تاریخی ٢٢ ربیع الاول این محاربه را چنین ترسیم میکند :- ساعت ٤ صبح محاربه شروع گردید، محاربه خیلی بشدت تا یک مدت دوام نمود، بساعت ٨ سقویها تاب مقاومت را نیاورده بعقب نشینی مجبور شدند، ٦ توپ ایطالوی و یک توپ ٩ پن صحرائی و ماشیندار، و خیلی اسلحه و جبخانۀ شان غنیمت مجاهدین گردیده تا اندازۀ پنصد نفرشان زنده اسیر و تا (٦٠٠) نفر سقوی مقتول و مجروح شدند، لشکرهای مجاهدین، سقویانرا تا حدود بالاده که از استحکامات مذکور چهار کروه مسافه آن است دو کروه بگردیز قریب است تعقیب کرده استحکامات و نقاط مهم را مجاهدین اشغال نمودند، شب محاربه معطل ولشکرها استراحت داشتند. (پسپائی عارضی مجاهدین) فردای آن لشکرها باز تعرض شروع نمودند، ولی درین روز نظر به بی اعتباری که در بین بعضی طوائف لشکری پیدا شده، مجاهدین به پیشرفت اقدام نکرده وضعیت مدافعه را اختیار نمودند، بعضی نفری فوق الذکر که پیشتر بسقوزاده بیعت داده بودند برای اینکه معنویات لشکری خراب شود به پسپائی شروع کردند، اقوام در می خیل و سقوی ها ازین موقع استفاده کرده به پیشرفت طرف رود احمدزائی اقدام کردند. --- page 624 --- شکست شدید سقویها در حدود میرزکه و مچلفو ٥٣٥ جلد اول ـ نادر افغان آنها را زیاده تر زیر آتش بگیرند، ناچار ساعت ۹ بعد از اینکه لشکر ما اشکال وضعیت را از هر طرف فهمیدند موضعات خود را گذاشته و پس بمرکز خود یعنی میرزکه آمدند. در ۲۹ اسد حسنی که جناب جرنیل صاحب و هیئت شان نقشه و ترتیبات نوی برای حمله میسنجیدند، برای شان اطلاع رسید که قوۀ خیلی مکمل سقوی از رود عبور کرده امشب درین حدود خواهد رسید فورا ازین طرف هم ترتیبات گرفته شد و بحدود غندیهای توره اسپین (که بین میرزکه و مچلفو واقع است) لشکر ما رسیده راه پیش آمد را بر عسکر سقوی گرفتند، اگرچه این مفرزه جناب جرنیل شاه محمود خان در چندین میدان با سقویها مقابل شده بودند اما در هیچیک ازان میدانها محاربۀ شان بقدر این محاربه شدید نبود. بتاریخ ۳۰- اسد عساکر سقوی تاب مقاومت نیاورده، بعد از دادن تلفات و اسیر ها (۱) و ذخائر زیاد فرار نمودند، چنانچه بعد ازین شکست بی انتظام عموم آن قوا که در گردیز و اطرافش متمرکز بودند، در هیچ میدان استقامت نکرده لشکرهای شانرا (۱) جریدۀ اصلاح حاجی راجع باسیر و مجروحینیکه عموما گرفتار میشدند، در شمارۀ ٤ تاریخی ١٥ ربیع الاول مینویسد که معالجه و تیمارداری این مجروحین بکمال دقت و اهتمام دوام دارد ادویه و اغذیه برای شان بکمال نظافت داده میشود، برای اسیران جایهای مخصوص معین و خوراکه شان مثل سائر افراد ملی میباشد اگر راست بگوئیم اقوام محلی با این اسیران سلوک معاندانه نمیکنند، بلکه آنها را مهمان خود میدانند در مقابل وحشت و مظالم سقوی با دقت باید کرد. --- page 625 --- تهیه تسهیلات جهه جیش عسکروزیری ۵۳۶ جلد اول ـ نادر افغان تماما عقب نشین و در عسکر گردیز مجموع و بالاده را لشکرهای قومی از اوشان متصرف شدند، در دیگر محاربات که مکرا واقع شد نیز دائما فتح و ظفر به نصیب اردوی سردار شاه محمود خان میرسید. اطلاع جمع آوری لشکر وزیرها در صفحه (۵۱۲) نوشته شد که برای آوردن لشکر وزیر یک هیئتی اعزام شد بو هیئت مذکور وقتیکه در علاقه وزیریها رسیدند هرفرد آنها در حصص مختلف بجمع آوری لشکرها داخل اقدامات جدی شدند. در ٢٤- اسد معروضه این هیئت بحضور سردار سپه سالار رسید مشعر است که لشکرما وزیر مجتمع شده و قریبا خواهیم رسید درین مورد با راکین معروف خوست که با ما موافقت دارند نیز مکاتیب فرستاده ایم، اینک بحضور شما عرض کردیم تا مطلع بوده از فراهم آوری تسهیلات مضائقه نفرمایند. واقعا راه عبور این وزیریهای مجاهد از خطره خالی نبود، زیرا در صفحه (٣٧٦) قبلا مرقوم شده که یک منازعه بین وزیریها و اقوام خوست واقع بود و از مساعی سپه سالا دران موقع بمصالحه انجامید، از طرف دیگر در حدود خوست نماینده های سقو هم جود دارد که اینها البته در استفاده از هر فرصت کوتاهی نخواهند کرد، از نیز و آمدن لشکر --- page 626 --- تهیه تسهیلات جهته عبور لشکر وزیری ۵۳۷ جلد اول ـ نادر افغان وزیری اگرچه آماده هم شده باشد و حرکت هم نماید از بعض مشکلات خالی نیست لذا ترتیبات لازمه برای سهولت گذشتن آنها از منطقه خط گرفته شد (۱) توسیع ذرایع خبررسانی و پیش بینی تجمع قوای قومی و تعرض بر قوای سقوی الی الان مرکز تبلیغات و منشورات تنها منوط بمقاماتی بود که جناب سپه سالار صاحب در آنجا اقامت میداشتند اما سر از اول سنبله یک مرکز تبلیغی در دو بندی زیر ادارهٔ (۱) میگویند که سپه سالار صاحب با لشکرا طهرانیه سفر نمودند که در منطقهٔ خوست بسیار موانع در راه لشکر وزیری موجود است ، بغرضین بذ رایع ممکنه در راه مواصلهٔ این قوای معاونهٔ ما مشکلات را تولید میکنند، حتی بچهٔ سقو بسیار مبلغ خطیری درین راه صرف کرده تا از آمدن وزیری ممانعت کند، بر علاوهٔ آن بین اقوام وزیر بذرایع مختلفه اسباب نفاق را پیدا میکنند ، و سقویها نیز تمام قوت و قدرت خود و نفوذ عموم طرفداران شانرا برعلیه سپه سالار، استعمال و بالنسبه بالشکر وزیریها از اقسام پروپاگند و نشریات خود داری نمیکردند ، و از عدم قوت و پول سپه سالار قصه ها گفته میشد. از دگر طرف بعضی علما که از دست امان الله خان ستم دیده و در دکشیده بودند پروپاگند میکردند که مقابل بچهٔ سقو که ( مهدی آخرزمان است این حرکت شما بغاوت است ) مگر سپه سالار چاره های آنرا که لازم دانسته بود قبل از ورود وزیریها اندیشیده زلمی خان منگل را در منگل ، و زمرک خان پسر ببرک خان جدرانی را در جدران مقرر نمود ، تا یک تعداد کافی را درخواست ازین دو قوم بزرگ منگل و جدران اماده ساخته هم از وزیریها استقبال و در عین زمان نگذارند که مخالفین حکومت امانی برعلیه وزیریها و خوستی ها چیزی بنویسند، برعلاوه یکعده سرکرده های جاجی را مقرر نمودند که در چکنی رفته در اینجا سررشتهٔ خوراک و انتظاماتم را نمایند چرا که چکنی هم در وقتش مخالفت شاه مخلوع زیر اثر سقوی آمده بودند ـ چنانچه این تجویز سپه سالار برای عبور وزیریها نهایت مفید ثابت گردید اگرچه تعرض در خوست ، واقع شد مگر اهمیت زیاد پیدا نکرد . --- page 627 --- توسیع تبلیغات و تجمع قوای قومی ۵۳۸ جلد اول - نادر افغان غلام حیدر خان کلنگاری مقرر شده برای آنها اختیارات تمام در استخدام مبلغین و دادن بخشش و انعامات داده شد، چنانچه این هیئت تبلیغیه کار روائی های مفید نموده از کابل مخصوصاً حرکات قوای سقویرا در لوگر خیلی زیر مراقبت گرفته همیشه اطلاعا مفصل بدست می آورد، خاصتهً اعلانات و نسخه های جریدهً اصلاح که در کابل و دیگر نقاط مهم افغانستان رسانده و تقسیم میشد از اثر مساعی این هیئت تبلیغیه بود. چون رسیدن لشکر وزیر نزدیک شده بود تجویز چنین شد که مجرد رسیدن لشکر مذکور لشکرهای دیگر با آنها ملحق شده سر راست باید بحمله شروع شود، ازینرو جناب سردار شاه ولیخان را بتشکیل دادن یک مرکز در دوبندی، مأمور نمودند، تا آنها پیش رفته و با اقوام ازره و دوبندی و دیگر اقوام مذاکره و مفاهمه نموده، ترتیبات لازمه را اتخاذ نمایند، تا مجرد رسیدن لشکرها شروع بکار شود، گویا دو مرکز حربی برای سقوط قوای سقوی در جنوبی بمقام میرز که و برای لوگر در موضع دوبندی تشکیل شد. جناب شاه ولیخان با یک تعداد نفری مسلح در ۹ سنبله از جاجی حرکت و ۱۱ سنبله بقاسم خیل رسید، مجرد رسیدن برای اقوام از رو سرخ آب و دوبندی نماینده ها و مکاتیب دعوت بجمع آوری فرستادند. در ۱۲ سنبله اطلاع سردار سپهسالار صاحب بجناب شاه ولیخان رسید که از --- page 628 --- طیاره سقوی، وگواهی زیر بحیخوست، فتح قوه نادری ۵۳۹ جلد اول - نادر افغان اقوام جاجی صد نفر و از اعمالی دو بندی صد نفر استخدام نموده و آنها را بطور پهرۀ احتیاط در نقاط لازمه تقسیم نمایند، زیرا در جمله اطلاعات یکی این بود که نفری کشاف سقوی از بعضی راه ها برای استطلاع خبر میگذرند و نیز میگفتند که قوای سقو متعینه در درویش ترتیبات حمله را بر جاجی دارند، در موقع طیاره نمودار و بعضی اعلانات بی منطق و رکیک بچه سقو را انداخت، ولی در هر نقطه که میرسید هدف فیرهای زیاد اعمالی میشد، طیاره ران از ترس سقوط بدیگر نقاط جنوبی گردش نکرده سر راست رخ بطرف کابل گرفت. ۱۶ اسفند مکتوب دیگر از هیئتی که برای آوردن لشکر وزیر رفته بودند رسید اطلاع وصول شانرا بخوست دادند، قراریکه سابقا پیش بینی شده بود لشکر مذکور از طرف بعض اقوام خوستی که با شاه مخلوع مخالفت داشتند، و مساعی جناب محمد نادرخان غازیرا برله حکومت امانی توهم مینمودند بمقابله دچار شده در نتیجه بمعاونت نفری منگل و جدران که جهت استقبال و همرهی این شکر حاضر بودند و زیریها آنها را شکت دادند در صفحه (٥٣٥) نوشتیم که جناب سردار شاه محمود خان سقویها را در حدود غنی بها توره سپین شکست دادند، اینک امروز اطلاع شان رسیده که لشکر قومی، سقویها را تعقیب نموده با آنها در حدود قلعه گڈ منگل و بالا ده چند میدان محاربه کرده و در هر محاربه --- page 629 --- جلد اول - نادر افغان ٥٤٠ تهیه قوه قومی و وصول لشکر وزیری توپ دیگر ذخائر حربی و اسیر گرفتند، بالاخر افواج سقوی عموماً در گردیز داخل شده تقریباً محصور شده اند. در اثر جرگه و مفاهمۀ که از ۱۷ تا ۲۶ سنبله از طرف جناب شاه ولیخان در دوبندی با مردم (اندر) و دیگر اقوام دائر بود، ملکان و کلان شوندگان اندر و دو بند از جمع آوری لشکر خود اطلاع دادند. گویا از ینطرف زمینه کاملاً مهیا شده و همه عملیات معطل برسیدن لشکرهای دیگر است (۱) مجتمع قوای قومی و وصول لشکر وزیری به ۲۹ سنبله سردار محمد نادر خان سپه سالار بجناب والا شاه ولیخان اطلاع دادند که لشکر قومی و زیر بتعداد ده هزار (۲) عنقریب بجهته کمک شما میرسند شما ترتیبات لازمه خود را نموده آماده انجام دادن نقشه مخصوصه تعرض باشید. به ۳۰ سنبله جناب شاه ولیخان بطرف دو بندی حرکت فرمودند ساعت چهار موکب جناب والا شاه ولیخان بدو بندی رسید، نظر با طلاع مرکز که لشکر و زیر قریباً (۱) در ۲۸ سنبله محمد امین جان برادر امان الله خان که در هزاره جات برعلیه سقویها مصروف تشبثات بود، بواسطۀ عدم موفقیت حرکت کرده به دوبندی رسیده مورد تلطیف جناب سردار شاه ولیخان گردیده متعاقباً بحضور سردار سپه سالار صاحب - جاجی مشرف شده بعداً بخاک انگلیز پناه برد. (۲) در بین لشکر تعداد لشکر وزیری از سه تا چهار هزار تخمین میشد که ثلث آنها اسلحه نداشتند. --- page 630 --- ۵۴۱ هدایت نامۀ نادری بنام اهالی لوگر جلد اول - نادر افغان حرکت کردنیست، بلوگر برای عبدالغنی خان سرخ اطلاعات داده شد تا تهیه آذوقۀ پانزده هزار نفر را برای سه شب نمایند و نیز پول برای خریداری فرستاده شد، در همین موقع مبلغ پنجاه هزار روپیه از پول دولت که در نزد عبدالحکیم خان وکیل التجار بود رسید. امر نامۀ سردار سپهسالار صادر شد که برای ملکان لوگر اطلاع داده شود، نظر بقرار فیصلۀ اخیری که در جرگۀ عمومی اقوام شده است بموجب امر و هدایت مخصوصی که بسرکردگان اقوام داده ام لشکرهای جنوبی بمنطقۀ لوگر قریباً داخل میشوند باید از طرف شما لوگر بها تهیه تسهیلات لازمه آنها کرده شود چون این شکره [باستثنای قوای محارب سقوی آنهم در صورتیکه سقویها سد راه آنهائون] با دگری غرضدار نمیشوند، اینجهت باید بسیار دقت کنید که کدام غلط فهمی در بین واقع نشود، تا اینجانیان بی نقطهٔ مطلوب خود بعده آلهی مواصلت کنند، عیناً همین مفاد اعلانها مفصله را که درحین همین وقت طبع شده بود توأم این اطلاعیه بغرض انتشار فرستادند. طلیعۀ موفقیت نادری از تزلزل قوای سقوی و کاریز در ویش قلندار قائد عمومی عسکر سقوی در رویش قلندر سپهسالار و محمد عمر خان فرقه‌مشر است که محمد عمرخان قبلاً اطلاع طرفدار خود را به سپهسالار غازی فرستاده بود کنون نیز پیام وی حاصل شد مشعر است که وی حتی الامکان در فراهم نمودن تسهیلات قوای مجاهدین صرف مساعی میکند. ۳۰ سنبله قوای قومی شعینۀ دو بندی یک مفرزۀ خود را به لوگر سوق داد که آنها یک --- page 631 --- قیام نادری بطرف کابل وسقوط قوای سقوی در قندهار ۵۴۲ جلد اول - نادر افغان پل بزنک را حریق و لین تلفون را قطع کردند و باین وسیله و وسائل در سلسله مواصله مخابره سریع سقویها اشکال را عائد نمودند . باول میزان لشکرهای مجموع شده جاجی بدوبندی حاصل و ترتیبات و تنظیمات اقامت شان گرفته شد، هیئت استخباری ، دو نفر جاسوس سقوی را دستگیر نموده بعد از جستجوی زیاد چند را پور مستور از وشان ظهور کرد که در ان بنام بچه سقو اطلاعپهای مهمی مرقوم و ضمناً خبر روانه شدن لشکر و زیر بطرف کابل نیز خوانده شد، درین فرصت از اقوام و قبائل قندهاری مخصوصاً اقوام غیر قند اچکزائی ها معروضاتی بحضور سردار سپهسالار صاحب واصل شد که در ان نگاشته بودند، که بمجرد رسیدن اعلانها ومكاتيب شما بكمال مسرت همه ما حرصا يك وطنخواهانه شما در ازاله مظالم سقوی و اسقاط تسلط دزدان داخل اقدامات شده در اثر یک شورش و هیجان شدید خود زیر اثر مهر دل خان قوای سقوی را سقوط دادیم کنون به منتظر رسیدن اوامر و هدایات شما میباشیم، تا حسب ارشاده ای ملت پرورانه شما اجرا نمائیم . ۲ میزان مجرد یکه لشکر وزیر در علی خیل بحضور جناب مجاهد خان غازی مشرف ، از طرف اوشان محبت قبول و در یک نطق موثرقت افزا او شانرا ازین احوال تباه کن افغانیت و فخر جهان اسلامیت آگاه کرده آنها را بمعاونت و همدستی با دگر --- page 632 --- اوامر و دستورالعمل نادری بر قوای ملی ٥٤٣ جلد اول ـ نادر افغان قوای قومی که برای حمله کابل حاضر و منتظر امر بودند تشویق و تشجیع نموده لشکر مذکور را دو تقسیم نمودند، یک قسمت برای محاربه و محاصره گردیز که الی الان سردار شاه محمود خان غازی در آن نواحی مصروف اقدامات وطلحواہی بودند فرستاده شد و قسمت دیگر جهته تقویه آن قوای همرکابی سردار شاه ولیخان غازی که جهته حمله آوری بر کابل تخصیص شده اند سوق داده شد. ۳ میزان - در نظم و نسق اردو و اعطای دستورالعمل امور تعرضیه و دفاعیه و طرز عمل با اهالی که در عرض راه واقعند و نشر اعلانات لازمه باطراف و نواحی جدرانیه راجع بفراهم آوری معاونت و تسهیلات مقتضیه گذشت که تماماً بر حسب مقررات همان جرگه عمومی بود که از نمایندگان تمام اقوام تحت ریاست جناب محمد نادر خان غازی تشکیل شده بود و اکثر این امور تحریریه و اداریه را آقای میرزا محمد یعقوب خان و آقای میرزا محمد نوروز خان باتفاق دگر هیئت معیت نادری حسب اوامر و هدایات سپه سالار غازی فعالانه و همدردانه انجام و در معرض انصرام میگذارند. ٤ میزان لشکر وزیری (۱) که با قوا (۱) بی لزوم نیست که درینجا از ان مخالفت و اشکال آفرینی که حکومت انگلیزی نسبت بآمدن این اقوام وزیری در جاجی جهته امداد سپه سالار غازی نموده است تذکر کنیم، طوریکه در سطر (۱۱) صفحه (٤٩٩) نوشتیم که وزیر بها خواهشمند اشتراک شان در خدمت نجات افغانستان بودند، سپه سالار هم مجبور بود که از تمام افاغنه میر نقطه که باشند معاونت بخواهد لذا وفدی را که اسمای شان در حاشیه (نمره ۲) صفحه (٥١٣) مرقوم است جهته جمع آوری قوای وزیری فرستادند وزیر بها بمسرت این دعوت را اجابت کرده حاضر شدند انگریزا ازین آمدن وزیر بها جهته معاونت افغانها بر آشفتند و بنای گفت و شنید و بحث با سپه سالار غازی نهادند و بالنسبه اخراج وزیر بها از خاک افغانستان اصرار بسیار نمودند اما سپه سالار با یک خاموشی آنها تمکین نکرده دلائل بیشماری را راجع به عدم معاودت آنها تکرار کرد حتی حاجی صاحب محمد اکبر خان را با دلائل به نزد آنها نسبت بعدم امکان واپس فرستادن اوشان فرستاد، ولی هیچیک از ان مفید نیفتاد و مخلص این تیرگی و پیچیدگی بین سپه سالار غازی و حکومت انگلیزی --- page 633 --- [BLANK PAGE] --- page 634 --- ضمیمهٔ صحیفه (٥٤٥) جلد اول کتاب « نادر افغان » جناب سردار «محمدهاشم خان» نائب سالار که در تمام آن مجهودات حضرت عالی سردار «محمد نادر خان» سپه سالار غازی که در راه نجات وطن فرموده اند، تشريك مساعی داشتند مخصوصاً در اصلاحات لازمه و فرو نشاندن آن آتش مخالفت عمومی که سرتاسر مشرق را بمصیبت افگنده بود ، مصدر اجراآت عالی شده اند ــ و اخیراً برای اصلاح و تنظیمات پایدار عزیمت فرمای صوب قندهار گردیدند واجمال سوانح درخشان شان درصحیفهٔ (٥٩٦) ضمیمهٔ این کتاب مرقوم است. --- page 635 --- تهیه حمله بردن بمرکز کابل ٥٤٤ جلد اول - نادر افغان سردار شاه ولیخان غازی در دو بندی ملحق و بملاقات این ذاتی که در دوران فتح وزیرستان با اوشان عقد محبت نموده اند و از عزم مردانه اوشان معلومات صحیحه دارند نائل شد علی العجاله وصایای اوشانرا که آنهم بصورت جرگه ملی تصفیه شده بود، شنیده ازین تصمیم حمله بردن شان بر کابل که محرمانه بر سرکردگان فهمانیده شد، شادمان شدند، و در عین زمان از طرف عموم قوای همرکاب و اقوام با جوش و خروش بادی این لشکر ها استقبال شدند . ه میزان عده دیگری از لشکر وزیر به دوبندی رسید، و بهمراه آن دیگر احرار افغانی از اقوام و قبائل مختلف آن نواحی جهته شرکت در نجات این خاک با ردوی سردار شاه ولیخان غازی داوطلبانه حاضر و خود ها را بگرفتن اوامر و ہدایات او مفخر و مباہی میفرمودند. برای قوه احتیاط و یک هیئت استخباریه اطلاع داده شد که بطرف خوشی حرکت و مصروف وظائف مفوضه شان بکمال جدیت شوند، و بهیئت تحریریه هدایت داده شد تا راپور واقعات عمده را علی الفور و از امور عادیه را سه سه ساعه بعد متوالیاً و منظماً بحضور سپهسالار صاحب غازی و حاجی با صفا سردار شاه ولیخان بفرستند. --- page 636 --- سوقیات قوای قومی سقوی بطرف شرقی ٥٤٥ جلد اول - نادر افغان عزیمت سردار محمد ہاشمخان نائب سالار بطرف قندہار چون قوای قومی سمت شرقی بنا بر القاجوش و خروش حضرتعالی محمد ہاشمخان نائب سالار طاقت نفری سقوی را طاق از هر طرف تضییق و فشارهای مستقیم و غیر مستقیم آنها، تکالیف مالایطاق بروشان عائد کرده بودند. حتی راه عبور و مرور و نفوذ سقویها را طوری تسدید و تحکیم کرده بودند که از بدو استیلای دزدان بمرکز افغانستان و دیگر نقاط مهمهٔ آن الی الان سقویهارا اینقدر مجال هم نداده بودند که سرحد شرقی خود را از بتخاک که به شش کروهی کابل واقع است پیشتر ببرند بلکه در محاز مشهور چکری که در صفحهٔ (٥٠٨) مندرج است یک حصه از قوای منتظم شرقی الی اثنا چکری که به سه کروهی کابل افتاده هم خود را رسانده ارگ را بحالت محاصره آورده بودند. ازینجهته سقوبچه در اوائل میزان در تحریک چند نفر سقویها شرقی که از حکومت امانی بعذاب بودند و در جوش مخالفت امانی از تمام منسوبین او رم مینمودند و بچه سقو برشوت و تطمیع آنها را طرفدار خود کرده بود و از طرف عامهٔ اهالی شرقی بجرم طرفداری بچه سقو احوال انها از بد بدتر شده میرفت، عزم تسخیر شرقی را بیک پیمانهٔ وسیع کرده هر قدر نفر و عسکر و افسر یکه در دست داشت همهٔ آنرا --- page 637 --- سوقیات قوای ملی سقوی بطرف شرقی ٥٤٦ جلد اول - نادر افغان تحت ادارهٔ برادرش حمید الله و دگر دزدان خونخوار بصورت ناگهانی برفتار جبری ذریعه موترهای تیز رفتار و لاری و گادی وغیره سوق داد . با اینکه سردار محمد هاشم خان نائب سالار ازین سوقیات ناگهانی و فوری سقویها در موقع لازمهٔ آن مطلع نبودند ، بمجرد گرفتن این اطلاع علی الفور اعلان جمع آوری را بعموم اقوام واهالی شرقی داد . درین اثنا که نائب سالار صاحب در صدد تجمع قوای قومی از نفری خوگیانی و شنوأ و افریدی و مهمند حتی کنر ها و نورستانی جزء لغمان بود و در نظر داشت که اولاً راه سقویها را از حدود جگه دک و گند مک قطع و با ز یک حملهٔ شدیدی را از چار طرف بر آنها اجرا کندأ باعث اختلاف قومی که زیاد حصهٔ آن در دو جنبهٔ خوگیانی پیدا شده بود ، سقویها با یک جنبهٔ خوگیانی متفق شده بقوت قومی یک تشتت و انقلاب را در اقوام آنجا پیدا کردند. ازین پیشرفت سقویها آن قوهٔ جزوی قومی را که سردار محمد هاشم خان نائب سالار از ان برای حملهٔ کابل ترتیب داده بود پراگنده و سقویها بطرف جلال آباد تعرض نمودند . بنابرین مسموم شدن بعض حصص خوگیانی و پیدا شدن نفاق در اقوام و پیشرفت سقویها سردار محمد هاشم خان و محمد گل خان مصلحت دیدند که خود ها را موقتاً از شرقی کنار و برای مجاهدات شان یک راه بهتری را اختیار و از یک منطقهٔ دیگری داخل کار شوند . --- page 638 --- حرکت سردار محمد ہاشم خان با سپہ سالار بقندہار ٥٤٧ جلد اول - نادر افغان در اول میخواستند که از راه سفید کوه خود را بالمسکر مهمند و یا قوای قومی افریدی ملحق نمایند که تماماً بامر اوشان جہتہ مقابله با قوای سقوی حاضر و منتظر امر سردار محمد ہاشم خان بودند - لیکن بواسطه موانع و توجیه مشکلاتی که ذکرش بطوالت می انجامد بر فتن مهمند و افریدی موفق نشدند . لذا سردار محمد ہاشم خان بنا بر اطلاعیہ اخیری که از سردار سپہ سالار نسبت بقندہار گرفته بود عازم اصلاحات آنجا شدند و آقای محمد گلخان مستقیماً به جاجی بحضور سپه سالا غازی حاضر شده درین حمله مرتبه بر کابل اشتراک ورزید . اعزام قوای نادری جهته تسخیر دارالسلطنه افغانی فتح تنگی واغجان و محمد آغه و پریدن بچه سقو بر میدان محارب ٢٦ - میزان بنا بر امر سردار محمد نادر خان از یکطرف سردار شاه ولیخان با آقای محمد گلخان متعاقباً سردار شاه محمود خان با سرکردگان اقوام دانشکر و زیر و پکت یکعده از اقوام جاجی و منگل و احمد زائی وطوطا خیل و گردیزی برای محاربه کابل از (۱) - باندازه که سردار شاه ولیخان و سردار شاه محمود خان در سمت جنوبی با سپه سالار غازی تشریک مساعی نموده اند بهمان اندازه در سمت مشرقی آقای محمد گل خان با سردار محمد هاشم خان در خدمت وطن مظهر مجہودات عالی شده اند . --- page 639 --- اعزام قوای نادری بطرف کابل و فتح تنگی واغجان و محمدآغه ٥٤٨ جلد اول - نادر افغان دوبندی حرکت و با قوای قومی مستقیماً بخوشی رفتند، ٨ میزان در آنجا به تنسیقات و اخذ ترتیبات لازمه گذشتاندند در ٨ میزان یک مفرزه بتعداد یکهزار نفر بطرف تنگی واغجان که بمنزله گلوگاه راه عبور و مرور لوگر و کابل است فرستاده شد تا آن قوه سقوی را که در آنجاست سقوط بدهند، مفرزه مذکور طرف عصر به تنگی رسید بعد از محاربه یک شب طرف صبح عسکر سقوی را از چهار طرف محاصره نمود تقریباً همه آنها را با تمام اسلحه و جبه خانه که داشتند اسیر و غنیمت گرفته واپس بخوشی آمدند ٩ میزان چون این قوه بحضور سردار شاه ولیخان رسیدند مورد تحسین و آفرین شده فوراً مفرزه دیگر را برای نگهبانی تنگی واغجان که یک نقطه مهمی است فرستادند. در موقع وصول این مفرزه به تنگی قوه زیاد سقوی از کابل در پیش آمده باز تنگی را به تصرف آورده بودند با این مفرزه قوی تکرار بمحاربه اقدام کرده تمام شب جنگ را دوام دادند . ١٠ میزان اطلاع رسید که در محمد آغه دوغند سقوی تمرکز دارد لذا جناب مولوی الله نوازخان با یک قوه قومی بطرف محمدآغه فرستاده شد، در آنجا هم بمثل محاربه واغجان جنگ شدیدی جریان یافت، بالاخره صبح (١١) میزان محمدآغه فتح و قوای سقو از آنجا کاملاً مشتت و ذخائر شانر امجاهدین ملی بغنیمت بردند --- page 640 --- فتح قوای نادری محاربه تنگی دایخان ٥٤٩ جلد اول - نادر افغان بساعت ۹ در تنگی هم قوای سقوی باین وسیله فیصله شد که سردار شاه ولیخان یک قوۀ دگری را مأمور بهجوم بردن از عقب تنگی فرمود. درینموقع خود بچۀ سقو هم با دسته مخصوص دژدانش درین محاربه شرکت داشت بمجر دیکه ازین هجوم دو طرفۀ لشکرهای قومی برخود متحسس شدند فوراً بموترها سوار و بطرف کابل گریختند و مابقی قوای سقوی نیز هر کدام راه فرار را برای خود می پالیدند تا اینکه تماماً گریختند. قوای قومی این منهزمین را نا چاراً سیاه درویش تعقیب کنان همۀ را در قلعه که معسکر شان بود محاصره نمودند . سردار شاه ولیخان درینفرصت بسیار مصروف، و افکارش در نظارت امور معطوف است زیرا قوماندانی این محاذیرا که اوشان بکف با کفایت خویش گرفته اند خیلی وسیع و پاشان میباشد در حالیکه خود را بهدف مطلوب ( که سقوط قوای مرکزی سقویه و نجات وطن ازین بلیه میباشد تمام خاندان ایشان درین راه مقدّس همچو چیز حتی حیات را هم ایثار نموده اند) بفاصله ده گروه به نزدیک کابل می بینند و سعادت تمام مملکت نیز مربوط بهمین است که حتماً بایستی این مسافه را عبور نمایند . ۱۲ میزان درین روز آن ظلام سقوی که برخلاف قانون شریعت غرای اسلامی و برضد اساس قواعد انسانیت برنسوان دست --- page 641 --- تصرف چهار آسیا و چهل ستون بجانب سردار شاه ولیخان ۵۵۰ جلد اول-نادر افغان اندازی کرده بودند بعد از اثبات بمجازات واصل شدند (۱) ماشیندار و توپ و اسلحه و جبا خانه هائی را که بدست آمده بود سرکردگان لشکر شادان و فرحان بمراجع معینه آن تحویل میدادند . اسیر با محرب با اطلاعات اخیره میدان های محاربه بحضور سردار محمد نادر خان سپه سالار بجاجی فرستاده میشد . تصرف چار آسیا و چهل ستون از طرف سردار شاه ولیخان ۱۳ و ۱۴ میزان مفرزه که زیر قیادت جناب مولوی الله نواز خان بود در ۱۳ میزان خبر مواصلت خود ها را به چار آسیا برای سردار شاه ولیخان فرستادند . ایشان که منتظر همین خبر پیشرفت قوای قومی بودند علی الفور بدیگر سرکردگان قوای قومی امر فرمودند تا همه آنها به متابعت شان عازم چار آسیا شوند بمجرد وصول سرکردگان مجلسی منعقد و بعد از مذاکره و معاینه را پور های اکتشافیه سردار شاه ولیخان عموم قوای ملی را دو قسمت منقسم، یک قسمت را که رؤسای آن جناب مولوی الله نواز خان و محمد گلخان بودند از راه سنگ نوشته و بینی حصار بطرف شرق جنوب کابل فرستادند و یکقطعه دیگر را خودشان گرفته از راه چهل ستون بطرف غرب جنوبی کابل به حمله بردن تصمیم فرمودند . (۱) در موقعیکه مجاهدین ملی با خذه سنگرهای عمومی موفق میشدند دران رزمهائی منظومه بحالت پریشانی بر آمده و ... ... ... ... ... ... ... ... ... --- page 642 --- تصرف چار آسیا و چهلستون از طرف سردار شاه ولیخان ۵۵۱ جلد اول - نادر افغان اردوی سردار شاه ولیخان بدون اشکال چهلستون را اشغال، افراد لشکری شان نقاط مهمه و استحکامات لازمه حربیه را در مقابل قلعه و کوه شیر دروازه که بدست سقاویها و بدرجه نهائی تحکیم و تسدید شده بود، علی الفور استحصال فرمودند در حالیکه آذوقه و دیگر ضروریات لازمه از حسن مساعدت سکنه چاردهی و چار آسیا و اطراف حوالی این منطقه بدرستی تهیه و انجام مییافت و بدون اینکه باهالی محلی ادنی اذیتی برسد مردم تمام احتیاجات اردو را بمیل و رضای خود تکمیل و ازین فداکاریهای قومی که موجب رهائی آنها از مظالم سقوی و اعاده شرف افغانی است بسیار زیاد عرض امتنان نمودند یک تقریب عجیب یاس و امید در کابل درین شب ۱۵ میزان اهالی کابل و اطراف و نواحی آن در یک کشمکش عجیب یاس و امید و یک حالت غریب مد و جزر گرفتارند، مردم درین اواخر پریشانی انتهائی بچه سقو و سقویا نرا می بینند. بالعموم از مفاد اعلانهای هجوم آوری قوای ملی جهت استخلاص مرکز افغانی از توحش سقوی در هر گوشه و خانه مخفیا نه مژده رسانی های خصوصیه جاری است. عموماً از گرفتن این خبر شیرین فرحت اثر مسرورند که لله الحمد سپه سالار محمد نادر خان غازی درین تصمیم عظیم خود موفق شده و اینک --- page 643 --- یک تقریب عجیب یا شبی در کابل ٥٥٢ جلد اول - در افغان امشب یا فردا شب اردوی مظفرشان داخل کابل خواهد شد، از کلانها گذشته حتی دراً اطفال ریزه معصوم خود را بسجده می انداختند که شاید دعای این معصوم ها مستجاب باشد بچه سقو و کارکنان او چند شب میشود که از یکطرف هیچ خواب نکرده اند کوه شیر دروا و تخت شاه و آسمائی را به توپ ها خورد و بزرگ مسلح مینمایند و بقوای جسیمه نه تنها قلال این جبال را تحکیم بلکه حصص برجسته و تیغه های حاکمه آنها را هم بنفر و عسکر و افسر و تجهیزات میشینزی تسدید نموده و می نماید. سقو بچه آخرین رول ظلم خود را صادر کرده امر اکید داده است که اهالی کابل بالعموم بکوزه ها آب و جباخانه و نان و غیره لوازم حربیه را بر اسقوبها محارب بالا کوه ها برسانند. از جانب دیگر هر قدر موتر و گادی و دیگر بارگیر را که می یافتند به حمل و نقل کردن اسلحه و جباخانه و نقل دادن عایله و سامان مغصوبه ملی و حکومتی بطرف سمت شمالی بکمال پریشانی و حواس باختگی مصروف مینمایند. هر طرف بد و بدو چپ چپید است، آن غاصب ها سقوی که خانه ها دیگرانرا بجبر گرفته و بگمان این رفته بودند که دست عدالت غیبی از رسیدن با نها قاصر است و ازین غافل بودند که «دست از غیب برون آید و کاری بکند.» درین شب ها وار خطا شده اند، خانه های مغصوبه را گذاشته بیک حالت سراسیمگی اکثراً --- page 644 --- منظرۀ آخرین توحش بربریت بچۀ سـقو ٥٥٣ جلد اول - نادر افغان شمالی و بعضاً بدیگر اطراف و نواحی مخفی شدن و گریختن را اختیار کرده اند. این اوضاع پریشانی و تشویش سقویان از یکسو ، و شدت فیر توپ و تفنگ و مترالیوز و غرۀ تکبیر مجاهدین ملی و یا چار یار گفتن قوای سقوی از دگر سو یک محشر و وهیا هوی و بد و بد و عجیبی را در شهر پیدا کرده بود . تصویر کردن این منظرۀ یاس و امید و تب و تاب اهالی کابل و شش گرویی که امروز دیده میشود از قوۀ قلم محررین خارج است منظره آخرین توحش و بربریت بچه سـقو ١٥ میزان محاربۀ خیلی شدیدی در اطراف بالا حصار و تخت زنبورک و شیر دروازه و آسمائی و دگر نواحی کابل دائر است باستثنای جبهۀ شِما که آنرا سقویها بجهۀ مأمون بودن راه گریز خود بدرستی تحکیم کرده بودند. سقو بچه ساعت های اخیر نفوذ جبروت خود را درک کرده است که اشدّ ترین مظالم و سبعیتش را اجرا و بی محابا هر کسی را که اندکی برخلاف میل خود مشاهده میکند مورد قهر و غضب خود قرار داده بیدریغ میکوبید و می خائید. سرتاسر شهر شیرین کابل منظرۀ حقیقی میدان حرب را بصورت رقت افزائی گرفته، دقیقه بدقیقه مورد تهدید و تخویف شدید بود. --- page 645 --- پیشرفت موفقانه قوای ملی در شهر کابل ٥٥٤ جلد اول - نادر افغان سقوزاده بهر کوچه و بازار تقریر میکرد و بقتل عام و نفی بلد عموم اهالی کابل پیش گروهی را بجرد رد کردن این حمله جنوبی انذار مینمود. تمام قوه و مهارت و چالاکی خود را صرف مدافعه مینمود. در تپه مرنجان و بالا حصار و کوه شیر دروازه توپ ها سریع اتش و عساکر خود را مستحکم ساخته نوبت بنوبت بر انها گردش میکرد. چون بچه سقو از طرف چاردهی اگر چه قوای قومی کلی ملا انرا تصرف شده بود. به اعتماد دو کوه آسمائی و شیر دروازه مطمئن بود ازین رو خودش در جبهه تپه مرنجان رفته اداره محاربه را میکرد، از طرف روز سه هجوم شدید از طرف لشکرهای قومی پیش امد ولی در هر سه دفعه نتیجه بدست نیامد. در جبهه بالا حصار محاربه خیلی شدت داشت و تمام روز مداومت کرده قوای سقوی درینجا خیلی جدی و استوار مصروف پیکار بوده بالاخر قوای قومی را موقتاً بعقب نشینی در شام ۱۶ میزان مجبور کردند. تمام اهالی ازین رجعت قهقری قوای جنوبی در سمت بالا حصار بیک اختناق شدیدی گرفتار شده زار میگریستند و دعا مظفریت قوائی درین حالت مایوسیت بهم میزدند پیشرفت موفقانه قوای ملی بشهر کابل مجردیکه شب رسید لشکرهای قومی در پرده تاریکی خود را تا حدود جبه خانه حصه ۲ نزدیک تپه مرنجان رسانیدند. --- page 646 --- پیشرفت موفقانه قوای ملی بشهر کابل ٥٥٥ جلد اول - نادر افغان قائد مظفر جناب سردار شاه ولیخان بعد از آنکه استحکامات خود را در قلل جبال حاکمه چاردهی گرفتند طرف عصر به باغ بابر شاه و ده مزنگ قوا خود را با وجود اینکه از کوه آسمائی گلوله های توپ مشین گن و تفنگ همچو ژاله میبارید رسانیدند در عین زمان از کوه شیر دروازه و گذرگاه هم بالای قوای قومی فیر شرالپوز و تفنگ شروع گردید. قوای قومی حسب هدایت سردار شاه ولیخان بعد از نصف شب از اطرف عقب تپه مرنجان که مرکز محکم ترین قوای سقوی بود باتفاق قوای محلی آنجا با کمال مهارت و چابکی پیش آمده در عین محاربه و قبول هر نوع زحمت و مخاطره خودها را در حدود دزنده هواتان و چمن رسانیده بگرفتن سنگر و ترتیبات تعرض و دفاع و اشغال نقاط مهم کابل انضباط و اداره امنیت شهر متوجه شدند. در عین حال دهل های مخصوص مجاهدین که حلاوت نغمه های آن در سامعه تمام اهالی شهر روح میدمید و از هر صدای آن بخود می بالیدند و لحمه بلحمه مراتب شکران خدای متعال بجا می آوردند اعلان فتح کابل و مظفریت قوای نادری را مینوخت. سقویها قبل از طلوع صبح به محصوریت خود متیقن شده مزید مقاومت خودها را در شیر دروازه و تپه مرنجان نه تنها مفید بل مهلک دیده تمام قلعه ها و استحکام ها را --- page 647 --- ورود جنرال شاه محمود خان بکابل ٥٥٦ جلد اول - نادر افغان تخلیه کرده رو بفرار گذاشتند، گویا وقت صبح از یکطرف نقطه مهم و مستحکم تپه مرنجان بدست آقایان محمد گل خان و الله نواز خان و لشکرهای قومی معیت شان افتاد و هم قلعه سنگهای کوه شیر دروازه را جناب سردار شاه ولیخان با قوه همکابشان متصرف شده شخصاً فاتح کابل آن قوای جبهه سقوی را که در کوه آسمائی هنوز موجود و با دیگر قوای مفرور تحکیم شده میروند تا خط رجعت سقویها را بطرف شمالی حفاظ کنند زیر آتش آن توپ های قلعه شیر دروازه گرفت که چندی پیشتر این توپ ها را سقویها بالای خود این سردار فاتح عنودانه و سفاکانه استعمال میکردند تا اینکه آسمائی را هم بشدت از سقویها تخلیه نمودند . ورود جنرال شاه محمود خان غازی بکابل در همین موقع جناب سردار شاه محمود خان بعد از مقرر داشتن قوای مکفیه ملیه با هدایات دستور العمل کافی باطراف آن قوای سقوی که در گردیز و کاریز درویش وغیره مواقع مهم بی خبر گذاشته شده بودند (۱) و تعیین یک قوه درست در حصه خورد کابل و تنگی غارو جهته جلوگیری از ان قوه زبر دست سقوی که بمشرقی رفته بود (۱) قوای ملی جهته محاصره گردیز تحت سرکردگی عبدالرحمن شاه چی و دیگر معسگرهای سقوی تحت حراست یک قوم گذشته شده بود. --- page 648 --- فتح شهر کابل با نجات وطن ٥٥٧ جلد اول - نادر افغان در حدود شش کروهی کابل داخل و بتعیین تھانه ها و تقرر مفرزه ها در نقاط لازمه مصروف شدند چون را پور این فتوحات و پیشرفت مانند دیگر را پور ھائیکه سه سه ساعت بعد بحضور سپه سالار صاحب ارسال میشد و ازان طرف ھم متوالیاً ھدایت مرحمت می شد بحضور سپه سالار غازی ارسال گردید - جواباً درضمن دیگر وصایا مهمه هدایت تازه از حضور محمد نادر خان سپه سالار واصل شده امور مرجوعه نظامی بسردار شاه ولیخان و آقای محمد گل خان - و امور ملکی به سردار شاه محمود خان و آقا الله نواز خان مفوض شد ، تا این ذوات مجاهد در امور مهمه ملکی و نظامی مشترکاً و در باقی قضایا منفرداً بکمال مجاہدت بذل مقدرت نمایند چنانچه آنها سر از حالا بہمین اساس اجراآت نافعه شان را آغاز فرموده اند . فتح شهر کابل با نجات وطن ١٦ میزان تارهای روشنی با علائم امید کامیابی در افق کابل یکجا پدیدار و در سرتاسر کابل قوای مظفر نادری نمودار بوده اقوام و عشائر افغانی تمام بازارها و کوچه های کابل را پر کرده پیهم از افراد سقوی سراغ میکردند - اما بچه سقو خود را در ارک محصور نموده به توپهای بزرگ و ماشیندار ہا سریع النار برج ہا و مدخل ارک --- page 649 --- گردش سردار شاه ولیخان در کابل ۵۵۸ جلد اول - نادر افغان ارگ را تحکیم کرده متوالیاً حوالی قلعه را زیر آتش شدید گرفته از هجوم متعرضین دفاع شدید می نمود. در همین شب که دفاع قوه ملی را بچه سقو متعسر دید، وفدهای خصوصی و مکتوب وتلگرام وتلیفون های ضروری را بعموم قوای خود که در مشرقی و جنوبی وغزنی و سرچشمه و مزار و قطغن بودند فرستاد «تا بهر سرعتی میتوانید خود ها را برای مقابله قوای نادری که مرا محصور کرده اند برسانید من حتی الامکان از آنها دفاع میکنم و اگر ممکن نشد درسخام عقب نشسته تکرار بر قوای نادر حمله آور میشوم». در داخل شهر هیاهوی عظیم است . اهالی کابل ازین نجات خود خوشنود و مهاجمین از مسرت این فتح برخود می بالند ، بالمقابل سقویها ئیکه هنوز در شهر هستند بچال های رنگارنگ سعی میکنند که ازین هرج و مرج استفاده کرده فرار نماء یا لا اقل در شهر یک مبطی؟ و ار خطائی پیدا کنند . گردش سردار شاه ولیخان در کابل پوره ساعت ۸ بود که قائد مظفر وفاتح نامور سردار عالی آقای شاه ولیخان از کوه شیر دروازه مانند فرشته رحمت با هیئت معیت شان با یک جم غفیری از مستقبلین شهر که پروانه وار خود ها را بقد که بحضورشان فائز نموده بودند نزول نموده --- page 650 --- اداره امنیت و انضباط و ترتیبات محاصر ارگ ٥٥٩ جلد اول - نادر افغان برای اداره وضعیت شهر در سرک و کوچه ها و معابر کابل دوره کنان تقرب مسجد شاه دو شمشیره مرکز گرفتند، همچنین بعد از وقفه سردار نامدار جناب شاه محمود خان مظفرانه دائره مسجد چوب فروشی را مرکز گرفتند . این دو فرزندان صادق وطن عموم اعزه و معاریف و کلانتران شهر و ملکان شش کروهی را که تماماً بجهه شرفیابی واخذ هدایات شان حاضر شده بودند ملاقی شده همه را از ان افکار سپه سالار غازی که راجع به نجات وطن از ین گرداب رنج و محن و تشکیل یک سلطنت صحیح مطابق حقوق و آرای عمومی باشد استحضاریت داده تکالیف هر واحد شان را بالنسبه سلب قوای سقوی پیش نهاد میکردند مردم بکمال مسرت اوامر شانرا اطاعت و از این فدا کاری و مردانگی این خاندان بسیار زیاد اظهار شکران و امتنان میکردند . اداره امنیت و انضباط و ترتیبات محاصر ارگ اراکین این لشکر مانند آقای محمد گلخان مهمند و از خان و امثال شان بکمال جدیت و فعالیت در حفظ امنیت و انتظام مهام امور و محصور داشتن اطراف ارگ مشغول بودند . ۱۷ میزان اگر چه نجات یافتگان از مظالم سقوی و عموم اهالی کابل این روز --- page 651 --- [BLANK PAGE] --- page 652 --- اداره اهمیت انضباط و ترتیبات محاصر ارگ ٥٦٠ جلد اول - نادر افغان مظفرانه قواي نادري را بمركز شلیک با هم آنرا فوقاً در تحریر خود نگاشتیم فتح کابل یا نجات افغانستان میگویند ولی از مصروفیت و انهماک سپه سالار موقر در جاجی و از مشغولیت زیاد باقی قوماندانهای مظفر و سرکرده گان قومی در مرکز افغانی چنان فهمیده میشود که الی الان باندفاع حقیقی این بلیه موفق نشده اند و بسیار مراحل در خطر هم در پیش است. واقعاً که درین فرصت نه تنها مسئله کابل بلکه مقدرات تمام مملکت با خطری درجه ها رسیده است زیرا در داخل ارگ بچه سقو و تمام طرفداران قوی و خونخوارش محصور میباشند و در شمالی شیر جان وزیر در بار و ملک محسن الی با چند نفر امثالش مصروف جمع اوری نفری و ترتیبات لازمه تعرض اند . علاوه بر این چیزیکه هجوم بردن را بر ارگ در نزد قائد مظفر صعب و پیچیده قرار داده همین است که بچه سقو اخرین نشانه خست و یا اینکه آخرین چاره امید خود را چنین سنجیده است که تمام افراد خاندان شریف و معزز این سرداران فدا کار را از محبس سابقه شان گروی برده در ارگ محبوس نگاهداشته است. قائد مظفر آقای شاه ولیخان این مسئله مشکله را علی الفور مفصلاً با سریعترین ذرائع بحضور جناب محمد نادر خان سپه سالار معروض داشتند که واگذاشتن --- page 653 --- جلوگیری از هجوم قوای پردل سقوی ٥٦١ جلد اول - نادر افغان بچه سقو را در ارگ هر لحظه بر وخامت فتنه در مملکت و فلاکت ملت می افزاید و در صورت بمباردمان ارگ قطعیاً تمام عائله و دودمان ما که تجاوز از شصت نفر بداخل ارگ محبوسند با محتویات آن تلف میشوند لطفاً درینموضوع مشکل هدایت فرمایند. جلوگیری از هجوم قوای پردل سقوی بساعت ٤ عصر راپوری رسید که پردل سپه سالار سقوی که در لوگر بود از راه پغمان خود را با یک قوهٔ مکفیه که عجالة از طرف ملک محسن و شیرجان تهیه شده بود به نزدیک باغ بلند رسانده محاربه کنان عزم هجوم را بر سر کابل دارند فوراً جناب شاه ولیخان مفرزهٔ را تشکیل داده و بمقابله پردل ترسیل نموده بر علاوهٔ آن خودشان با سردار شاه محمود خان و دیگر اراکین محترم نیز برای رد این حمله مدهشه مصروف شدند. چون رضای الهی به راحت این ملت و نجات این وطن رفته بود لشکرهای قومی باتفاق اهالی اطراف و نواحی کابل این قوای مهاجم پردل را که بیش از دو هزار نفر بود و بیک هجوم عنودانه تصمیم کرده بودند منهزم و خود پردل را کشته بحضور قائدین معظم خود حاضر آوردند. --- page 654 --- جلد اول - نادر افغان ٥٦٢ یک امتحان قیمتدار و ایثار پر افتخار نادری یک امتحان قیمتدار و ایثار پر افتخار نادری ١٨ میزان قاصدی از نزد جناب محمد نادر خان غازی آمده و قیمتدار ترین امتحان نامۀ ایشان را که نمونۀ بزرگترین ایثار و قربانی شخصیت و فردیت در راه نجات و سعادت وطن به صحائف تواریخ است با خود آورد و آن عبارت از حکم قطعی بمبارد و هجوم بردن بر ارگ بود. واقعاً جناب محمد نادر خان که دائماً مظهر انواع ایثار و فدا کاری برای حفظ شأن و شرف ملی خود شده اند درین مرتبه هم مراتب اقصی و پیمانۀ فوق التصور وطنخواهی و ملت پروری شانرا داده بدون تردد امر بمباردمان ارگ را که از ان لامحالہ افراد عائله و فامیل شان قتیل میشدند محض جهته راحت هزارها فامیل و خاندانهای افغانستان بطیب خاطر دادند (۱). همین بود که بمجرد رسیدن این فیصلۀ نادری سردار شاه ولیخان و سردار شاه محمود (۱) عین مضمون این احکام قرار آتی است: (من که برای حفظ شرف افغانیت و استقلال و امنیت وطن هجوم بر جان شیرین خود را دائماً نثار کرده ام به مقابل بقاء ملت و وطن خود جان، اولاد، برادر، عیال هیچیک فرد را اهمیتی نمیدهم و اینهمه خاندانی خود را سپاس حفظ سلامت وطن و شرف قومم قربان کرده بشما امر مینمایم که اگر برای دفع این جمعیت خائنان وطن حیات خاندانم حائل میگردد بکمال خورسندی بمبارد خود را شروع نموده هیچ خود را پریشان نسازید. خوشام که یک حیات ملت خود را تأمین یابد. من قبولی این قربانیهای خود را موجب سعادت خویش میدانم، محل امضاء محمد نادر) --- page 655 --- یک امتحان قیمتدار و ایثار پر افتخار نادری ٥٦٣ جلد اول - نادر افغان هم بنوبه خود مراتب بلند و طنخواهی و ملت دوستی را داده توپ های سریع آتش را که قبلاً بر سرپل باغ عمومی مقابل جنوبی ارگ تهیه کرده بودند بیک وضعیت افزای که هیچ چشم برای مشاهده کردن این منظره حاضر نبود و عموماً از یک جانب این ایثار و قربانی عظیم را تقدیر، و از جانب دیگر از هلاک شدن عائله و فامیل این وطنخواهانیکه صرف جهته راحت ملت و امنیت مملکت هر گونه مخاطرات را بخود تحمل نموده، بالاخره جمهور متعلقین شانرا قتیل قرار داده خیلی متأثر و دلگیر میباشند امر فیر دادند. بمباردمان ارگ چند دقیقه نگذشت که توپچی امر را تعمیل نموده بکوبیدن آن حصه دیوار جنوبی که متصل دروازه است آغاز کرد . برای شام مفرزه جهته مهاجمه ارگ تشکیل شد . وقتیکه بچه سقا و این بذل و ایثار نادری را دید که بهترین مظاهر ملیت و وطتخواهی و اعلی ترین نمونه فدویت و ملت دوستی را تثبیت میکرد، بدهشت فرورفت و در پی چاره استخلاص خود افتاد . در سر تاسر کابل و اطراف و نواحی تمام اشخاص ازین قربانی نادری که ابراهیم وار آل و عیال خود را نثار امنیت و جهته راحت ملتش ایثار نموده در حال رقت شدیذ --- page 656 --- بمباردمان ارگ ٥٦٤ جلد اول - نادر افغان و انزجار بسیارند. اما بنازم عدالت خداوندی را که بعد ازین امتحان صادق در راه حب وطن و راحت جامعه تمام افراد این خاندان را در عین همان مواقعیکه هدف بمباردمان نادری بود بانصورت نجات داد که در خود قصری سقوی یک جماعت برای حمایت این خاندان باذل سر فروش پیدا شده جدا برای مدافعه از ایشان اماده شدند شب از طرف قوای ملی به پیمانه کافی بر ارگ حمله برده شد اما بواسطه دفاع شدید سقویهای محصور که بوحدت اتش توپهای بزرگ سریع النار و ترالیوز و تفنگ از مهاجمین مینمودند بی نتیجه ماند. در ۱۹ میزان روز جمعه باز بشگافتن دیوار ارگ بذریعه توپ از نقاط حاکمه بمباردمان جریان گرفت، بچه سقو هم بمدافعه ظالمانه و عنودانه خود شدیدا دوام داد از هر طرفیکه بر ارگ فیر میشد او هم بمترالیوز و توپ جواب گفته بشدت زیاد مقابله میکرد حتی در اثنای این توپ و تفنگ جنگی چند گلوله شرپنل توپهای سقوی در عمارت نوا باد ترکیده خانه ها را ویران و بچندی از سکنه آن نواحی تلفاتی را عائد کرد تا نائیکه بوقت غروب از هر دو طرف بمباردمان فوق العاده شدت گرفت. --- page 657 --- احتراق جبه‌خانه و فرار دزدانه بچه سفو ۵۶۵ جلد اول - نادر افغان انفلاق جبه‌خانه و احتراق ارگ دفعتاً یک حرکت و جنبش شدید در زمین پیدا و توأمش طرقهٔ هولناکی بو و سهم این زلزله را دو بالا و متعاقب آن یک منظرهٔ هولناک و محشر نمائی بپا شد نه تنها مهاجمین را از تعرض و مدافعین را از دفاع شان باز داشت بلکه عموم اهالی کابل و شش کروهی از احساس این زلزلهٔ قوی و دیدن این منظرهٔ بدبختی بورطهٔ حسرت و حیرت افتاده تماماً از هویت این منظره دهشت افزای قیامت‌زای در عین خوف و خشیت و شور و غوغامی پرسیدند مع الاسف بعد از وقفهٔ معلوم شد که از جباخانهٔ داخلی ارگ این صداهای مهیب ترکیدن و کفیدن احتراق مدهشه محسوس و انعکاس این احتراق و منظرهٔ مهیب ستون زرد و سیاه و لهیب آن خاج از حد در ان شب تار هولناک و توحش آثار مینمود ، بهمه کس متقین شد که از دست این دزدان ظلام ثانیه به ثانیه انواع بدبختی و خسارتهای مادی و معنوی عائد شده میرود. فرار دزدانه بچه سقا از ارگ در عین همین موقع یک طوفان شدید باد که با قطرات باران آمیخته بود از طرف غرب جنوب الی شمال شرقی بجریان افتاد و یکسر شعله و نهیب داغگر --- page 658 --- احتراق جباخانه و فرار دزدانه بچه سقو ٥٦٦ جلد اول - نادر افغان و شراره آنرا در سرتاسر خط سیر باد منتشر ساخته ارگ و حوالی آن، خاصتاً حصص باغ ارگ و میدان طیاره را چنان ظلمتکده ساخته بود که در مغرب انسان فرق زمین و آسمان را کرده نمیتوانست. بچه سقو با همراهانش که ساعت های آخرین حیات خود را می شمرد درین هیاهو مهاجمین و انقلاق و انفجار پیهم صندوق های کارطوس توپ و تفنگ و بم های دستی و دمه غلیظی که از احتراق جباخانه و طوفان باد تولید شده بود فرصت را غنیمت شمرده بلباس مخصوص مجاهدین از دروازه شمالی ارگ مخفیانه خارج شده اند و بواسطه دود و غبار شدید مظلم و شباهت ظاهری این مفرورین با قوای ملی اکثری از محاصرین انهارا نشناخته تصور کرده اند که اینها هم از زمره ماست وعده از مهاجمین که براین نفری مشتبه شده اند هویت شانرا استفسار کرده اند. بچه سقو بلطائف الحیل چنان اظهار نموده که مایان از ان معاونین سردار سپه سالار غازی میباشیم که از شش کروهی کابل برای کمک و معاونت شمایان آمده ایم و از حضور سردار شاه ولیخان فاتح و جنرال شاه محمود خان غازی موظف شده ایم تا اطراف باغ ارگ و میدان طیاره را از ان نفری سقوی --- page 659 --- نجات خاندان سپه سالار غازی از محبس سقوی ۵۶۷ جلد اول - نادر افغان محافظه کنیم که برای استخلاص بچه سقو از کوهدامن بتعداد زیاد می آیند (۱) نجات خاندان سپه سالار غازی از محبس سقوی یک ساعت بعد از خروج و فرار بچه سقو با همه این گریزش، در ارگ که الی الان بکمال شدت مصروف گوله باری و دفاع جدی است می افتد و علی الفور آتش توپ و تفنگ و ماشندار ارگ خاموش و بجای آن یک غلغله شادمانی در آن حکمفرما میشود که با انطلاق و انفجار پیهم و متوالی جبا خانه توأم، و از طرف همان حزبی که از خاندانی سپه سالار حمایت میکردند شنیده میشد. در اندک فرصت (۱) - واقعاً که از کوهدامن درین فرصت یک لشکر زیاد سقوی با ستقوای پایگاهین عمومی برق بطرف کابل در حرکت بودند که بچه سقو علی العجاله خود را بآنها ملحق و بمعاونت ایشان شباشب خود را پیش ده کلکان رسانیده، فردای آن در ارگ جبل السراج مرکز گرفته بنای جمع و حمله آوری را بر کابل میگذارد و علی الفور قوای کافی جهت حفظ خطوط مواصله کابل و شمالی معین میکند، درین موقع قوای کلقی همراه جبا خانه و اسلحه با سید حسین از مزار هم میرسد و نیز قوای سقوی از مشرقی و سرچشمه و غزنی و جنوبی دسته دسته بصورت جنگ و گریز خود ها را به نزدیک سقو میرسانند و از کوهدامن هم قوه زیادی جمع آوری شده لحظه بلحظه در قوه عمومی خود می افزایند و درعین زمان پروپاگند میکنند که سپه سالار تخت را برای امان الله خان که عنقریب ذریعه طیاره آمدنی است تصرف کرده است چون با سبب سقوط و فرار امان الله خان شده ایم حتماً درین مرتبه همه ما را از تیغ خواهد کشید، لذا باید یک آن اولتر سپه سالار را منهزم و تکرار باید تخت را اشغال کنیم، تا از شر دینی و دنیوی امان الله خان مطمئن باشیم . از یکطرف رفتن ناز و نعمت و تاج و تخت از دست این اشقیا ترین اهل سرقت، و از جانب دگر خوف انتقام آن مظالم و تکالیفی که از دست این اهل بدعت به طبقات ملت واصل شده بود، و در عین زمان این پروپاگند جعلی دایمین سقوی که نسبت پادشاهی مکرر امان الله شاه مخلوع میفرموده نام این مساعی حقدار سپه سالار را بر ده او خاطرنشان میکردند، لحظه بلحظه در وخامت این قضیه میتزئید و در خرابی اوضاع می افزود . --- page 660 --- [BLANK PAGE] --- page 661 --- ضمیمه ( ٥٦٩ ) صحیفه جلد اول کتاب « نادر افغان » جنابان معظم سردار شاه ولیخان فاتح و شاه محمود خان غازی بعد از فتح کابل و فرار دزدانه بچه سقو مصروف نظم و تنسیق و اداره امنیت و انضباط شهر و تعقیبات اساسیه قوای سقوی و اعطای هدایات ضروری به سرکردگان قوای مجاهدین ملی میباشند. ( کابل - ۲۰ میزان ۱۳۰۸ ) --- page 662 --- تعاقب بچه سقو در اثنای فرار ۵۶۸ جلد اول - نادر افغان این راز هویدا میشود که بچه سقو گرنجت و خاندانی سپه سالار خوشبختانه ازین آتش طوریکه رب جلیل حضرت ابراهیم خلیل را نجات داده بود سالماً خلاص شده، اینک بهر نقطه که قائد معظم میفرمایند ذریعه موتر های تیز رفتاریکه در داخل ارگ موجود است فرستاده میشوند و ارگ هم بنام نامی سپه سالار غازی مفتوح است تعاقب بچه سقو در اثنای فرار سرداران عظام آقایان سردار شاه ولیخان و شاه محمود خان بجای اینکه ازین مژده نجات خاندانی شان سرور میشدند فوق العاده از فرار بچه سقو متألم و متاثر شده بسرعت تمام در همین ظلمت و دود طوفان یکحصه قوای مهاجم را امر دادند تا از بچه سقو تعاقب کنند و خودشان فوراً اراکین لشکر و سرکردگان اقوام را خواسته راجع به تعاقب و جلوگیری از تعرض سقویها برکابل که یقیناً به پیمانه بزرگ خواهد بود مباحثه دائر نمودند . در اثر مذاکره و رسیدن اطلاع عدم دستگیری بچه سقو در سه کروهی کابل که سنگ سنگ آنرا متعاقبین می پالیدند این مفکوره با تفاق مطلقه تصویب شد که چون قوای مکفیه و ذخائر زیاد حربی در شمالی موجود است بایستی ما فعلاً --- page 663 --- اخذ ترتیبات دفاعیه اداره امنیت عمومیه ٥٦٩ جلد اول - نادر افغان از مزید تعاقب واجرای تعرض منصرف شده تنها ترتیبات متین دفاع راگرفته این آتش جانسوز ارگ را خاموش ، و بنظم ونسق اساسی شهر و اطراف توجه و درعین زمان سپہ سالار را بآمدن مرکز دعوت ویک قوۂ جسیمہ را از دگر اقوام ترتیب کرده ، از هر طرف شمالی را تحت تضییق و فشار بگیریم . اخذ ترتیباتِ دفاع، انطفا آتش، انتظار ورود سپہ سالار غازی روز ٢٠ میزان؛ یکروز فرحت اندوز و مسرت عمومی بواسطۀ سلامت برآمدن عائلۀ منجات دهندۀ ملت و وطن و فرار وتشتت قوای سقوی از مرکز افغانی در کابل بود . سرداران عظام از یکطرف بگرفتن ترتیبات لازمۀ دفاع از حملۀ سقوی ها اوامر میدادند و از جانب دیگر اقدامات مؤثره را نسبت به انطفای آتش ارگ که دقیقه بدقیقه شدت کرده میرود مصدر شدند و هم بنظم شهر و اطراف بصور صحیح عطف توجه نمودند و نیز بحضور سپہ سالار معروضه را نگاشتند که علی الفور جہتہ رہنمائی و دستگیری از مشکلات رونق افزای مرکز شوند . --- page 664 --- ضمیمه صحيفه (۵۷۰) جداول کتاب «نادر افغان» از جمله مناظر روح گداز انقلاب که احتراق سر دروازه بزرگ جنگی و يك حصه جنوبی و شرقی ارگ شاهی دارالسلطنه کابل را نشان میدهد. (کابل ۲۳ میزان سنه ۱۳۰۹) --- page 665 --- [BLANK PAGE] --- page 666 --- جلو گیری از سرایت حریق و تعرض بچه سغو ٥٧٠ جلد اول - نادر افغان امروز ارگ که نمونهٔ عظمت مملکت و در عمارات پایتخت افغانی مرکز شان و شوکتست : بهلاکت ترین اوضاع ویرانی و خرابی وانمود، و در عین زمان بهمین هیولای تباتی و استخوان بندی ظاهری او هم طعمهٔ آتش شده میرود، مشکل تر اینکه بواسطهٔ ترکیدن متوالی جباخانه خموش کردن آتش بکنار ، حتی نزدیک شدن باطراف آن گردد و جگر بکار دارد. بهزار مشکل و فداکاری سردار شاه ولیخان و سردار شاه محمود خان و دگر اراکین و سرکردگان قومی بمعاونت خداوندی و قوای ملی و اهالی مرکزی اینقدر کرده توانستند که سلسلهٔ دیگر عمارات از منطقهٔ آتش زدگی منفک کرده بوسائل فنی از مزید سرایت آن جلوگیری کرده برعلاوهٔ آن شالودهٔ اساسی برای نظم و نسق شهر و اطراف گذاشتند. امروز وضعیت کابل ازین فرا رسقوزاده و تجمع مکررش بی اندازه موهم و خطر ناک است. امروز سرداران مظفر و قائدین نامور مافوق العاده بزحمت ادارهٔ امنیت گرفتار و در عطای هدایت و حسن مراقبت از تحریکات احزاب شرارت مشغولند. بالجمله از اخذ ترتیبات دفاعیه و انطفای احتراق و ادارهٔ امنیت بهزار مشکل --- page 667 --- حرکت سپه سالار غازی از جاجی بکابل ٥٧١ جلد اول – نادر افغان و ظرف کار کردن و تکلیف برداشتن چهل ساعته و حسن معاونت و مساعدت اهالی و اقوام و طوائف، تا یک اندازه فراغ حاصل شد. حرکت سردار سپه سالار غازی از جاجی کابل جناب محمد نادر خان سپه سالار که الی الآن در جاجی اداره امور حربی را مینمودند و از آنجا اطلاعات اخیره و خبرهای تازه ترین محاذ جنگ وغیره اجراآت را باسرع وسائل هم بداخل وهم بخارج نشر میفرمودند بروز ۲۲ میزان با رفقای هسفر و یک قوه مکفی قومی در حالیکه الی سه هزار ازان اسیرهای سقوی را که (در محاربات اخیره آنها اسیر شده بودند) با خود داشتند وارد چهل ستون شدند. اهالی اطراف و نواحی عرض راه و نقاطیکه بخط عبور حضر تعالی سپه سالار غازی واقع بودند بکمال محبت و صمیمیت موکب اوشانرا به بهترین مظاهر اخلاص قدردانی و عموم سکنه هر محل هم ازوشان استقبال و هم مشایعت و هم منتهای مراتب خلوصیت و مسرت خود ها را بحضورشان تقدیم میکردند و هم عموماً بحضو شان تبریک موفقیت این مظفریت را داده میرفتند که سپه سالار ازین حسیات انها اظهار خورسندی و مسرت می نمودند، و همان مضامین را که در نطق سلاحاً --- page 668 --- پذیرائی سپه سالار غازی موقع ورود مسعود شان بكابل ٥٧٢ جلد اول - نادر افغان شان مرقوم است در همه جا تکرار میکردند . مردم کابل هم برای استقبال این سردار با اجلال (بر علاوه اینکه بعض آنها قبل برین چند منزل پیشتر رفته بودند) امروز بعضاً الی چهار آسیاب و عموماً در چهل ستون حاضرند و در برابر این موفقیت و مجاهدت و فداکاری این فدائ استقلال ده نجات بخشای خود اظهار مسرت و تهانی میکنند و پروانه وار خود را بدست و پای این شمع نور افزای وطن میاندازند و مقابله بدیده بوسی و مصافحه و معانقه و تلطف سپه سالار غازی نائل میشوند . پذیرائی سپه سالار غازی در موقع ورود مسعود شان بكابل در ٢٣ میزان اهالی کابل از هفت ساله الی هفتاد ساله و سکنه اطراف و نواحی کابل که بعضاً از ٦ الی ١٠ کروهی هم آمده بودند (در حالیکه عموماً بر هر فرد این مستقبلین خودها را مرهون مجاهدات و فداکاریهای جناب محمد نادرخان سپه سالار میدانستند) دو طرفه سڑک در فاصله بین کابل و چهل ستون، و صفوف پیهم و متوالی خود طوری گرفته بودند که از حد سلامخانه الی چهل ستون در اطراف قریه سڑک جای پای ماندن نبود و انتظار ورود موکب ذات ستوده صفات نجات بخش و استقلال --- page 669 --- پذیرائی سپہ سالار غازی موقع ورود مسؤسسان کابل ٥٧٣ جلد اول - نادر افغان خودها را میکشیدند. ازدحام اهالی و مجاهدین باندازه بود که حقیقتاً کمتر نظیر آنرا دیده بودیم. اهالی کابل با دسته‌های گل تا نزدیک قصرهای دارالامان صف بسته بودند و بهمدیگر تبریک این روز سعید را میگفتند. درین روز فیروز انواع شگفتگی و انبساط در طبیعت هم موجود بود. پارچه‌های ابرهای سفید چون امواج کف آلود اقیانوس در فضا لاجوردی آسمان کابل شناور بود. طبیعت با همه عظمت و بزرگواری خود درصدد استقبال این رادمرد بزرگ و نابغه معظم برآمده پای انداز لطیفی از برگهای نیم رنگ زرد و سبز درختان برروی زمین گسترده بود. هلهله شادمانی هاعز و شلیک‌های پیاپی مجاهدین، صدای نیک نواخت دهل های ملی آهنگ روح نواز نشیدهای افغانی، با غرش های آسمان مخلوط گردیده و همه بیک آواز این نادر روزگار و این منجی حقیقی وطن جناب محمد نادر خان سپہ سالار را خوش آمدید گفته می سرودند «ای بهارستان اقبال می چمن بیا بیا» احساسات اهالی درین روز بقدری لطیف و پر هیجان بود که من بچشم خود مشاهده کردم که از شدت خوشی در گوشه چشمها اشک شادی میدرخشید، آسمان هم جلوه مسرتهای مالانهایه خود را رها نموده قطرات لؤلؤوش خویش را بر سر و روی --- page 670 --- [BLANK PAGE] --- page 671 --- ضمیمه صحیفه ( ۵۷۰ ) جدول کتاب « نادر افغان » يك منظره روح افزای مسرت آور که ازدحام عمومی را بتقرب ورود مسعود حضرت عالی جناب محمد نادر خان غازی بدار السلطنه کابل نشان میدهد این عکس در صحنه خارجی سلام خانه عمومی کابل در موقعیکه تکليف سلطنت بحضور حضرت عالی سپه سالار محمد نادر خان غازی از طرف عموم ملت کرده میشود بروز ۲۳ میزان در سنه ۱۳۰۹ گرفته شده است --- page 672 --- پذیرائی سپه سالار غازی بموقع ورود مسعودشان بکابل ٥٧٤ جلد اول - نادر افغان اهالی مصیبت رسیدۀ کابل نثار میکرد . بالاخره دقائق انتظار بپایان رسید و در میان همهمه‌های مختلف صدای موزیک عسکری از دور بگوش رسید، و شلیک پیاپی شادمانی نزدیک شد. طلیعۀ فوج مظفر نادری نمودار گردید ، در وسط اردو قائد اعظم ملت و منجی مملکت عزیز افغانستان سواره بنظر آمد ، که با چهرۀ خندان که آثار منتها ضعف و نقاهت در ان هویدا بود جواب تعارف و خوش آمدیدهای اهالی را میدادند در عقب این موکب دسته‌های متعدد اقوام آتن کنان هلله‌گویان با عساکر فراوان ملی در حرکت بودند . اهالی کابل این منظرۀ خوش آیند را بنظر حیرت و استعجاب میدیدند. و حالت روحانی و کیفیت وجدانی خود را باین دو کلمه مختصرا ادا میکردند : زنده باد منجی حقیقی ما ! جناب محمد نادرخان غازی . از هر طرف دسته‌های گل نثار میشد ، و با کف‌زدنهای متوالی نجات دهندۀ حقیقی و رادمرد واقعی وطن را خیر مقدم میگفتند . از همین جم غفیر که از حساب بیرون بود هر کدام جداگانه سعی و کوشش می ورزید تا صدای شکریه و امتنان خود را بسمع جناب محمد نادرخان سپه سالار --- page 673 --- پذیرائی سپہ سالار غازی جنرال در سر دشتان کابل ۵۷۵ جلد اول - نادر افغان برسانند - سپہ سالار صاحب هم باشاره سر و دست تبسم این حسیات عالی العا را قبول همه بطرف نگاه های الطاف و مرحمت را معطوف میفرمودند. تا اینکه حضر تعالی سپہ سالار غازی در اثنای همین غلغله دعا گوئی و بہیہہ ہای شادمانی بکمال شکوه و احتشام لایتناہی در حالیکه عامه اهالی متوالیا تبریک و تهنی تهمیت جناب محمد نادر خان غازی را با هم دیگر تبادله میکردند وارد سلامخانه عمومی شدند. اجراآت سلامخانه خلاصه این موکب گرامی سردار محمد نادر خان سپہ سالار غازی بهمین اوضاع مسرت و قدر دانی فوقانگاشتیم به خارج و داخل سلامخانه عمومی نیز مورد احترام و تنظیم و پذیرائی عالی شدند- باین تقریب تمام سلامخانه از وزرای عصر امانی و کلان ملت و اعزہ و معاریف و عمائد و روشناسان کابل و اطراف آن مملو بود حتی اعضای کور دیپلوماتیک مقیمۀ کابل نیز برای نظاره و مطالعه جریانات و رویداد این مجلس ملی حضور آورده بودند. در یجا تا نیم ساعت آواز های تکبیر و تهلیل ساعه نوازی، و ادعیه و اظهار الفاظ شادمانی و قرائت عرائض شکر گذاری و نشیده ها ئیکه بتقریب این --- page 674 --- اولین نطق سپه سالار غازی در سلامخانه عام کابل ٥٧٦ جلد اول - نادر افغان مظفریت ملی وازاله توحش و نظم ستقومی قیام سلطنت نادری سروده شده دوام داشت ، تا اینکه سپه سالار درایت مد اگر از دیدن این مناظر اخلاص وتقدیر ومظاهر محبت وصمیمیت فانا پذیر حضار در ورطه حیرت وتصورات ژرف فرته بودند این غلغله سرور را بمشکل اسکات ، وافکار ونظریات عالی خو را قرارآتی بعموم حالی فرمودند اولین نطق سپه سالار غازی در سلامخانه عام «برادران وعزیزانم!» «بتقریب این موفقیت قوای قومی افغانستان که بفضل الهی و مدد روحانیت حضرت نبوی در طرد نمودن تشتت ودزدان بشیرف ورفع نمودن انہنه مظالم وحشت ودفع نمودن آن مصائب ونکبت که از شامت اعمال بندگان خدا وسوء رفتا عمال ماضی شما و دگر علل واقع شده است کامیاب شده ایم ہر قدر که بدرگاه الہی شکر گذاری کنیم کم است دغریو عمومی الحمد لله الحمدلله) اگر در انطفای این آتش که در افغانستان افروخته شده وتمام موجودیت وطن محبوب ما را در احتراق گرفته بود لطف الہی باز در عالم اسباب شجاعت وغیرت ملی و وجد پسندی شمانت عزیزم بذل مجاہدت نمیکرد البته که این سیل موحش بنیان سالت --- page 675 --- اولین نطق سپه سالار غازی در سلامخانه عام کابل ۵۷۷ جلد اول - نادر افغان ملت و استقلال مملکت ما را اگر کمی دگر دوام میکرد دلا وقع الله، از پامی انداخت» (غریو تصدیق عمومی) «من از اینکه شما حضار محترم و باقی ملت شجاع غیرتمندم در راه نجات وطن ازین گرداب رنج و محن بامن معاونت عملی مالی و فکری کرده اید و یا تسهیلات لازمه درین مورد بمن فراهم اورده اید از حد زیاد اظهار مسرت میکنم و از خداوند برای هیچ اشخاص موقع شناس خیراندیش اجر جزیل را در دنیا و آخرت مسئلت دارم» «البته همه‌تان مطلع هستید که من در موقع بروز این حوادث مولمه که دل ما را کباب و خانه ما را خراب و دیده ما را پر آب کرده است با دل فگار و تن بیمار در یک گوشه فرانسه افتاده بودم مجرد استماع این واقعات مدهشه مضطرب و سراسیمه بدون زاد و توشه و ضروریات لازمه بهمراه برادرانم محمد هاشم خان و شاه ولیخان عازم افغانستان شدم و بعد از وصول وطن در طول (۷) ماه خودم و برادرانم قوم بقوم، قریه بقریه و سنگ بسنگ حصص جنوبی افغانستا را شب و روز محض جهتہ القای روح وحدت و دور کردن اثرات سوء شقاق و مخالفت و اسقاط وحشت گریهای اہل سرقت (که لله الحمد به خجلت و مذلت گرفتار شدند) طوری کوشیدیم که در هر لحظه انواع مشکلات و بلیته با عائد میشد و در عین زمان --- page 676 --- اولین نطق سپه سالار غازی در سلامخانه عام کابل ۵۷۸ جلد اول - نادر افغان مال و هستی مابه بقاء و شصت و چند نفر عائله و اطفال خاندانی ما گرفتار حبس و اضرار و زدم تا بود .» «چندین مراتب تجمع قومی شد و حمله های متعددی بر قوای سقوی نمودیم ولی چندین مراتب بنابر علل و اسباب متضد شکست خوردم در عین همین عقب نشینی توجیه مشکلات مالی اختلاف قومی القای انواع غلط فهمی که هر کدام آن تنها موجب عقیم ماندن مطلوب و سبب دل سردی و سقوط من شده میتوانست من ازین عزم خود که نجات وطن و دمیدن روح وحدت در عامه ملت بود دست نکشیدم زیرا تصمیم من درین مقصد باندازه بود که هیچیک علائق دنیوی و مشکلات مادی و معنوی مرا از انجام آن باز داشته نمیتوانست حتی در قربانی تمام خاندان خود هم دریغ نکردم غر یو عمومی : زنده باد غمخوار خیر اندیش افغان غازی نادر خان ) «همان است که در اثر مجاهدات خویش و مساعدت دیگر همپیمانان ملک و ملت و معاونت اقوام افغانستان لله الحمد در نیمر اتبر درشت و از اله توحش این دزدان بی وجدان موفق و کامگار شدیم غر یو عمومی الهی شکر ) . «هر چند از روی سنجش و تدقیق موفقیت من در ین اقدام بزرگ که همه ملت خواهان و وطن دوست ها از اصلاح و اداره آن مایوس بودند و من هم در صالح --- page 677 --- اولین نطق سپه سالار غازی در سلام‌خانه عام کابل ۵۷۹ جلد اول - نادر افغان و تحلیل آن مشکلات عظیمی سر دچار شده‌ام فی هزار یک هم متصور نبود، با آنهم من مایوس نشدم، طپیدم و کوشیدم و بهر رقم ملت را بمفا د و مضرت شان داناندم تا اینکه از لطف خدا که یقیناً بران حال فلاکت اشتمال ما و شما ترحم فرموده است و توبه‌های بصدق و گریه و زاری ما را قبول درگاه بی‌نیاری خود کرده باینقدر یک موفقیت نائل شدم که امروز ما و شما بکمال مسرت در هیچ از دحام و جمعیت انبوه خوشبختانه جهت شکر گذاری ازین مراحم ربانیه اجتماع ورزیده‌ایم در حالیکه هفته گذشته تجمع دو سه نفر در کنار حتی از تشد د و استبداد اشرار از سخن زدن و راز دل گفتن با یک عزیز و هم وطن خود، شماملت محروم بود و با نواع کشمکش و فتن گرفتار بود «چون این موفقیت ما و شما الی الآن بکلی تمام نشده و هنوز هم رگ و ریشه این خطرات و اندیشه در هر کنار و گوشه موجود، و به پیش روی ما و شما کارهای بسیاری است، لذا نباید که ما به نشاء این مظفریت سرشار و مطلقاً هر فرحت گرفتار شویم، باید نه تنها ما و شما این اخگرهای شعله افروز انقلاب را بالمره خاموش کنیم، بلکه بتلافی این نقصانات وارده که از هر حیث و هر جهت وطن را بمشکلات انداخته است نیز صرف مساعی جمد ورزیم» درین محل از طرف جمهور حضار غلغله‌های مسرت باری که با تکبیر و تهلیل ممزوج بو بالا شده تماماً تکلیف سلطنت را بجناب محمد نادرخان غازی تقدیم کرده و در قبولیت ان اصرار --- page 678 --- اولین نطق سپه سالار غازی در سلامخانه کابل ٥٨٠ جلد اول - نادر افغان و این موضوع از هر گوشه و کنار تکرار میشد، و تائید این تکلیف از جانب تمام اعیان و معاریف ملت یکی بعد از دگر بحضور جناب محمد نادر خان مظفر معروض میگردید تا اینکه متفقاً و متحداً آوازهای زنده باد اعلیحضرت محمد نادر شاه غازی سنجات و استقلال بخشای افغانستان طنین انداز فضا شد. جناب سپه سالار که از دیدن این اوضاع و اصرار عموم بحیرت و دهشت فرو رفته بودند بعد از تفکر و تعمق این غلغله را با صرار آرام، و قرآراتی در موضوع عدم تحمل بار گران سلطنت بر نطق خود دوام دادند «قصد من کما هی شخصت نبوده و نه هست من خیال سلطنت را نداشته و ندارم، پادشاهی یک امر انتخابی است، و بایستی اجماع است یکنفر را اولی الامر خود انتخاب کنند، البته تا وقت تشکیل لویه جرگه افغانستان بحیثیت وکالت کار خواهم کرد، اما پادشاهی را متقبل شده نمیتوانم بگذارید تا نمایندگان ملت از تمام افغانستان جمع شده در اطراف انتخاب پادشاه آینده خود مذاکرات مکفیه نموده هر کسی را که باکثریت مطلقه انتخاب کنند البته که ما هم اطاعت آنرا از اسباب مغفرت خود دانسته بکمال مسرت با او بیعت میکنیم و در تحت اوامر او خدمت ملک و ملت را مینمائیم . مطلب من از ابتدا چنانچه در جرائد دنیا اعلان نموده ام رفع این بحران و خانه جنگی و منظم سقو و بوجود آوردن وحدت ملی عمومی بوده است که خوشبختانه بآن --- page 679 --- اولین نطق سپهسالار غازی در سلحخانه کابل ۵۸۱ جلد اول - نادر افغان موفق شدیم کنون باز من همان مطلبم را که در فرانسه و هند و در همه حواشی سرحد و نقاط افغانستان بصورت تقریری و تحریری خاطرنشان کرده ام تذکار داده میگویم که من و برادرها و خاندانم بر این افتخار داریم که بمسرت ملت خود شادان و در مصائب آن قرین اندوه و خفقان بوده، آن وظائف ملیت و اسلامیت خود را را که بر هر فرد وطن فرض است انجام میداریم همین افتخار و اعتبار ما کافی است که بمانند یک عسکر فداکار افغانستان من و عامه افراد خاندانم تفنگ را بشانه گرفته، همان وظیفه مقرره خودمانرا انجام دهیم و امر سلطنت را باتفاق عمومی و آرای ملت بگذاریم. هر شخص را که ملت انتخاب میکند ما نیز بکمال مسرت باو بیعت میکنیم .» جوابیۀ عمومی (غلغلۀ عمومی: پادشاه ما شمائید که همیشه از ما دستگیری کرده اید و در حصول مفاخر ملی و وطنی ما دائماً فداکاری کرده اید . درینجا غوغا بلند و از هر طرف نسبت باین استنکاف سپه سالار از سلطنت نطق ها و عرائض شنوانیده میشد و بدلائل و شواهد اہلیت و لیاقت این ذات صاحب درایت و غمخوار ملت را ثابت میکردند --- page 680 --- عرايض متفقانه اراكين ملت نسبت بقبوليت سلطنت ۵۸۲ جلد اول - نادر افغان و او را به قبولیت سلطنت مجبور مینمودند و میگفتند : ما در افغانستان هیچکسی را سراغ نداریم که طاقت تحمل این بار گران را داشته باشد زیرا تقریباً در دورهٔ یکساله انقلاب رجال خود را بخوبی آزمودیم و تجربیاتی حاصل نمودیم از تمام ولایات افغانستان کم و بیش اشخاص درین محضر حضور دارند و همه معتقد اند که غیر از ذات شما سزاوار این مقام دیگری نیست شورشهای چند ماهه و خرابیهای وارده که از دست اشخاص خائن بر این مملکت جوان وارد شد و مصالح وطن بیش ازین اجازه نمیدهد که این وضع دوام کند، اگر ما چندی دیگر بانتظار (لویه جرگه) امور سلطنت علیه افغانستان را معطل بگذاریم اولاً یقین داریم که از شخص شخیص شما کر ده آتی بهتر پیدا نخواهد شد و نمایندگان ملت جز ذات سامی والاحضرتتان دیگر یرا به پادشاهی قبول نخواهند فرمود، زیرا سوابق درخشان شما ما را امیدوار میسازد که در آینده قریبی اصلاحات عمده در اوضاع پریشان اجتماعی این ملت ستم رسیده وارد شود؛ و ثانیاً احتمال دارد در صورت عدم انتخاب شاه دامنه شورش های داخلی وسعتی پیدا کرد و صفحه مقدس افغانستان میدان خونریزیها مدهش تری واقع گردد در صورتیکه بچه سقو با تمام قوای خود در جبل السراج مصروف به اقدامات تعرضیه است --- page 681 --- استنکاف سپه سالار غازی از قبول پادشاهی ۵۸۳ جلد اول - نادر افغان بالاخر بنا بر خواهش بار بار و تمنای تکرار سپه سالار به مشکل این هلهله خاموش و باز جناب شان نطق خود را دوام داده گفتند : جواب الجواب ملت ”تأسف میکنم که نه شما و نه دگر اقوام و اشخاصیکه الی الان مرا تکرار ببرداشتن بار گران سلطنت این دوره که از مشکل ترین و صعب ترین امور است تکلیف کرده و میکنند و درین باب اصرار بسیار دارند مطلب اساسی مرا نفهمید اندـ من میخواهم همچنین که بفضل خدا و همت شما وطن را از گرداب مصائب و بلا نجات داده ام تاج و تخت افغانستان را نیز از زیر سلطۀ متنفذین خلاص کرده یک اساس صحیح اسلامیت را طرح کرده انتخاب شاهی را به آراء عمومی اتکا داده و ازان ضرورت صرف قوه و قدرت و استعمال توپ و تفنگ را سلب کنم ازین جته است که اصرار دارم که شما این امر مهم را که به تمام ملت تماس دارد و فیصلۀ تمام مقدرات آتیۀ وطن بآن منوط میباشد بآراء عمومی اتکا بدهید و از عجله و چالاکی کار نگرفته ، دقت کنید و بسنجید ـ و بعد از تبادلۀ افکار با عموم و خواستن --- page 682 --- معروضه مصرانه و الحاح جدیان ملت بالاترقبولیت سلطنت ٥٨٤ جلد اول ـ نادر افغان وکلای جدید از عموم ولایات و حکومات افغانستان بر ذات کامل الصفای که عامه ملتم بشاهی خود برگزیدند من هم بکمال مسرت دستش را بوسیده مانند یک عسکر فداکار در رکابش خدمت میکنم . معروضۀ مصرانه والحاح مسکتانۀ ملت بحضور سپه سالار شجاعت طویت حضار : شما درینموقع هرج و مرج و درین فرصتیکه مریض محتضر افغانستان از حالت نزع برگشته تجدید حیات کرده و احوالش نازک است باید این بارگران را محض خدمت وطن و خیر جامعه قبول کنید و ما را دانه و ابین دو سنگ آسیای این قوای سر شور آشوب پسند مهاجم و مدافع نگذارید - در حالیکه بجز از قندهار و جنوبی مرکز کابل در همه افغانستان قوه و اقتدار سقویان الی الان مکمل و برعلاوه آن در شمالی ترتیبات بزرگی جهته استرداد کابل گرفته فی الحال در حدود دوده مست و خرس خانه و کوتل منار جنگ هم جاری است . --- page 683 --- سردفتر مقررات والحاح جبهه طلب عالیقباب سلطنت ۵۸۵ جلد اول - نادر افغان وقت و سنجش و مشورۀ ما در طول انقلاب دوام داشت، مخصوصاً در اثناء فتح کابل که هشت شبانه روز از ان منقضی است موضوع بحث عمومی ما همین امر بوده، ما حاضرین تماماً و متفقاً باین نتیجه واصل شده ایم که حتماً شما خادم صادق وطن این وظیفۀ مهمه را متکفل شوید. اینکه شما نسبت به اخذ نظریۀ وکلای سائر ولایات و محلات افغانستان فرمودید تکرار عرض میکنیم که درینجا هم وکلائی که در عصر امانی در مرکز بودند و بواسطه بروز انقلاب الی الآن ماندند و هم وکلائیکه در عصر سقوی بنا بر مغالطه که امانی در دست، در شناختن آن مشهور بالفساد خورده بودند، حاضرند و هم بمعیت شما وکلای مشرقی و جنوبی و قندهار و کابل موجود است ما و آنها عموماً بالاتفاق این قبای سلطنت را لائق وجود شما دانسته رجای با اصرار میکنیم که حتماً شما ادارۀ امور وطن را بحیث شاهی متقبل شوید و بلحاظ خدا و رسول اضافه برین از تردید خود احساسات ما را مجروح نکنید و ازین ملت مصیبت دیدۀ انقلاب کشیدۀ خود که زورق چار موجۀ شانرا بمساعی خود قریب ساحل رسانیده اید دستگیری اساسی بفرمائید تا حیات آتی ما مسعود و خدا و رسول و ملت از مساعی خدا پسندانه شما خوشنود گردد. --- page 684 --- ضمیمۀ صحیفۀ (٥٨٦) جلد اول کتاب «نادر افغان» حضرت عالی سردار «محمد نادر خان» سپه سالار غازی در موقع الحاح و اصرار عمومی ملت که بر اوشان بار گران سلطنت را تحمیل و اوشانرا به پادشاهی انتخاب میکنند، در اندیشه های عمیق وبحر تفکر فرو رفته در قبولیت امارت درین موقع پر نزاکت که هزاران تکلیف ومصيبت بملك و ملت عائد، وحكومت تمام لوازم ملکی و نظامی خود را فاقد است تردد دارند. (سلامخانۀ عمومی کابل ۲۳ میزان ۱۳۰۸) --- page 685 --- [BLANK PAGE] --- page 686 --- معروضات مصرانه والحاج جدیانه ملت دائر بقبولیت سلطنت ۵۸۶ جلد اول - نادر افغان ما یقین داریم و بشما هم خوبتر معلوم است که بجز از شما دگر اینطور شخص جامع الاوصافی در طول و عرض افغانستان موجود نیست که همه احزاب و دسته ها و اقوام و قبائل بروی متفق و بالمره بکندن ریشه های نفاق و خانه جنگی موفق شوند، لذا ما از حضور شما که به عذر و الحاح و کمال مسرت و رضا شما را پادشاه و اولی الامر خود قبول میکنیم رجا و تمنا داریم که ضرر و بصدر این خدمت مملکت را قبول کنید و باین حسن قدردانی ما صدمه وارد نکنید (غریو عمومی : مبارکباشد، مبارکباشد) زنده باد شاه منجی و استقلال بخش ما اعلیحضرت نادر شاه پاینده و برقرار باد حریت و استقلال افغانستان (غلغله تکبیر و تهلیل) . بیعت اهالیه اعلیحضرت محمد نادر شاه درینموقع سپهسالار صاحب در ایت مدار در چنان افکار عمیق و تصورات ژرف فرو رفته بودند که این وضع متحیرانه شان علانیه تردد زیاد شانرا در برداشتن این بار گران درینموقع ابتری و پریشانی نشان میداد . درینجا عموم اعیان و معاریف کابل و شش کروهی و تمام و کلای افغانستان که در عصر امانی و سقوی بکابل آمده بودند، برای دادن دست بیعت و اطاعت بحضور این ذات دیانت طویت هجوم آوردند و پروانه وار --- page 687 --- بیعت اهالی به اعلیحضرت محمد نادرشاه غازی ۵۸۷ جلد اول - نادر افغان اطراف این شمع ضیا بار افغانستان را در حلقه گرفته عموماً بحضورشان عرض فدویت و اخلاص و صمیمیت را مینمودند، و بهمین صورت گویا افغانستان ازین بحر پر از طغیان انقلاب این گوهر گرانمایه بدست آوردند، و این پادشاه باالاستحقاق اعلیحضرت محمد نادرشاه غازی که بطیب خاطر و اتفاق آرای عمومی اکثریت مطلقه و اصرار و الحاح متمادیه که مابشمه از آن اشاره کردیم مصداق صحیح این آیه شریفه گردید که: اَنَّ الارضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ --- page 688 --- جلد اول - نادر افغان ۵۸۸ ضمیمه معلومات عمده راجع بمدارج حیات اعلحضرت محمد نادر شاه سلمهم الله تعالی شماره وقوعات سنه هجری قمری سنه هجری شمسی سنه عیسوی ۱ ولادت سردار محمد نادر خان ۱۳۰۲ ١٢٦٢ ۱۸۸۵ ۲ ورود سردار محمد نادر خان بکابل ۱۳۱۹ ١٢٨٠ ۱۹۰۱ ۳ کندکمشری سردار محمد نادر خان ۱۳۲۱ ١٢٨٢ ۱۹۰۳ ٤ غندممشری " " ۱۳۲۳ ١٢٨٤ ۱۹۰۵ ٥ سیاحت هند " " ١٣٢٤ ١٢٨٥ ١٩٠٦ ٦ سیاحت افغانستان " " ١٣٢٥ ١٢٨٦ ۱۹۰۷ ٧ جنرالی " " ١٣٢٦ ١٢٨٧ ۱۹۰۸ ٨ حرکت جهت قیام امنیت و اصلاح جنوبی ۱۳۲۹ ۱۲۹۰ ۱۹۱۱ ۹ عودت مظفرانه از سمت جنوبی ۱۳۳۰ ۱۲۹۱ ۱۹۱۲ ١٠ نائب سالاری سردار محمد نادر خان " " " ١١ تاسیس مکتب تلک زاده ها " " " ١٢ " " جدید الاسلام " " " ١٣ اصلاح و نظارت از مکتب حربیه ۱۳۳۱ ۱۲۹۲ ۱۹۱۳ ١٤ افزودي تنخواه غلگی نظام " " " ١٥ سپه سالاری سردار محمد نادر خان ۱۳۳۲ ۱۲۹۳ ١٩١٤ ١٦ ظهور اصلاحات عصری و تشکیلات اساسی نظام ۱۳۳۵ ١٢٩٦ ١٩١٧ ١٧ ابتلای غمدان نادری در سمت مشرقی ۱۳۳۷ ۱۲۹۷ ۱۹۱۸ ١٨ عزیمت سردار محمد نادر خان بجهاد استقلال ۲۱ رجب ۱۳۳۷ ٣ ثور ۱۲۹۸ ۲۳ اپریل ۱۹۱۹ --- page 689 --- ضمیمه ۵۸۹ جلد اول - نادر افغان معلومات عمده راجع بمدارج حیات اعلحضرت محمد نادر شاه سلمهم الله تعالى شماره وقوعات سنه هجری قمری سنه هجری شمسی سنه عیسوی ۱۹ فتح وقبضه (دانا) ۲۰ شعبان ۱۳۳۷ ۳۱ ثور ۱۲۹۸ ۲۱ می ۱۹۱۹ ۲۰ تسخیر کوتل پیوار " ۲۱ ۱ جوزا " ۲۲ ۲۱ فتح (شهرتهل) " ۲۷ " ۷ " ۲۸ ۲۲ متارکه ۳ رمضان " ۱۲ ۲ جون ۲۳ معاودت سپه سالار از خاک انگلیز بعد از متارکه " ۸ " ۱۷ " ۷ ٢٤ حصول استقلال افغانستان ۲ ذیقعده ۲۶ اسد ۱۸ اگست ٢٥ معاودت مظفرانه سپه سالار از جهاد استقلال بکابل ۲۵ محرم ۱۳۳۸ ۲۸ میزان ۲۱ اکتوبر ٢٦ تقرر سردار محمد نادر خان بوزارت حربیه افغانستان صفر " عقرب نوبر ۲۷ عزیمت " " بجهة اصلاحات مشرقی ربیع الاول " قوس دسمبر ۲۸ تأسیس اخبار اتحاد مشرقی و مکاتب در جلال آباد " " حوت " ۲۹ معاودت موفقانه نادری از سمت مشرقی ذیقعده " اسد ۱۲۹۹ اگست ۱۹۲۰ ۳۰ اصلاحات مهمه نادری در وزارت حربیه ۱۳۳۹ - ١٣٤٠ ۱۲۹۹ - ۱۳۰۰ ۱۹۲۱ - ۱۹۲۲ ۳۱ {تأسیس مجله مجموعه عسکریه و طبع نقشه افغانستان و تأسیس کتب طبیه ملیه علی آباد " " " ۳۲ عزیمت سپه سالار برای اصلاح تنظیم قطغن و بدخشان جمادی الاول " جدی " جنوری ۱۹۲۳ ۳۳ تأسیس جریده اصلاح خان آباد " " " ٣٤ معاودت کامیانه سپه سالار از خان آباد ربیع الثانی ١٣٤١ قوس ۱۳۰۱ دسمبر ٣٥ انطباع کتاب رهنمای قطغن و بدخشان " " " --- page 690 --- ضمیمه ۵۹۰ جلد اول - نادر افغان معلومات عمده راجع بمدارج حیات اعلیحضرت محمد نادرشاه سلمه الله تعالی نمره وقوعات سنه هجری قمری سنه هجری شمسی سنه عیسوی ٣٦ استعفای سپه سالار از وزارت حربیه ربیع الثانی ١٣٤٢ قوس ١٣٠٢ دسمبر ١٩٢٣ ٣٧ تقرر سپه سالار بوزارت مختاری افغانستان در پاریس ٨ شعبان " ٢٤ حوت " ١٥ مارچ ١٩٢٤ ٣٨ حرکت سپه سالار بوزارت مختاری افغانستان در پاریس و شریک ذیحجه " سرطان ١٣٠٣ جولائی " ٣٩ انفصال سپه سالار از وزارت مختاری افغانی در پاریس ٢٤ جمادی٢ ١٣٤٥ ٨ قوس ١٣٠٥ ٣٠ نومبر ١٩٢٦ ٤٠ حرکت سپه سالار بجهه نجات وطن شعبان ١٣٤٧ دلو ١٣٠٧ فروری ١٩٢٩ ٤١ مواصلت سپه سالار بخاک افغانستان ٢٠ رمضان " ١٩ حوت " ١٠ مارچ " ٤٢ حرکت " از خوست ٢١ شوال " ١٣ حمل ١٣٠٨ ٢- اپریل " ٤٣ مواصلت " در بالاده گردیز ٤ ذیقعده " ٢٥ " " ١٤ " " ٤٤ ورود وفد مشرقی بسرکردگی آقای محمد گلخان ١١ " " ١ ثور " ٢١ " " ٤٥ جنگ دبر ١٦ " " ٦ " " ٢٦ " " ٤٦ " خوشی ١٨ " " ٨ " " ٢٨ " " ٤٧ آمدن اولین دفعه بچه سقاو ٦ ذیحجه " ٢٥ " " ١٥ می " ٤٨ " دومین " با آقای علیشاه خان ١٧ " " ٥ جوزا " ٢٦ " " ٤٩ جنگ گردیز ٦ محرم ١٣٤٨ ٢٣ " " ١٣ جون " ٥٠ سقوط گردیز ١٨ " " ٤ سرطان " ٢٥ " " ٥١ وصول سپه سالار بجاجی ٢١ " " ٧ " " ٢٨ " " ٥٢ معاهده وحدت اقوام ٢٨ " " ١٤ " " ٥ جولائی " ٥٣ فتح مرکز خوشی ٤ صفر المظفر " ١٩ " " ١٠ " " --- page 691 --- ضمیمه ۵۹۱ جلد اول - نادر افغان معلومات عمده راجع بمدارج حیات اعلیحضرت محمد نادر شاه سلقهم الله تعالی شماره | وقوعات | سنه هجری قمری | سنه هجری شمسی | سنه عیسوی ٥٤ | حمله مشرقی کابل | ٤ صفر ١٣٤٨ | ١٩ سرطان ١٣٠٨ | ١٠ جولائی ۱۹۲۹ ٥٥ | اجرا و تاسیس اخبار اصلاح در حاجی | ۲۳ " | ۶ اسد " | ۲۹ " " ٥٦ | اعزام قوا بعزم فتح کابل | ۱۳ ربیع الثانی " | ٢٥ سنبله " | ١٧ ستمبر " ٥٧ | فتح تنگی واغجان | ٢٦ " " | ٨ میزان " | ۳۰ " " ٥٨ | فتح کابل | ٥ جمادی الاولی " | ١٦ " " | ٨ اکتوبر " ٥٩ | تخلیه ارگ و فرار سقو زاده | ٩ " " | ۲۰ " " | ۱۳ " " ٦٠ | ورود سپه سالار بکابل | ۱۱ " " | ۲۲ " " | ١٤ " " ٦١ | جلوس میمنت مانوس اعلیحضرت محمد نادر شاه غازی | ١٢ " " | ۲۳ " " | ١٥ " " --- page 692 --- این نقشه از برکت سیاسیات اعلیحضرت سراج الملة و الدین امیر حبیب الله خان غازی در ایام مطبوعات و تعلیم و تربیت افغانستان بطبع و نشر رسید بسعی سید عبدالحق کتابدار افغانست کیلومتر صد کیلومتر پیمانه فی ۱/۲ ۱۹ ملیمتر = ۱۰ کیلومتر ۲ کیلومتر = یککروه --- page 693 --- ضمیمه ۵۹۲ جلد اول - نادر افغان معلومات مفیده راجع بسیاحت اعلیحضرت محمد نادر شاه که در نقشه افغانستان بمقابل صفحه هذا بخط سرخ اشاره شده افغانستان اعلیحضرت محمد نادر شاه غازی سیاحت مقامات آتی را بمعیت اعلیحضرت امیر حبیب الله خان شهید در سنه ۱۳۲۰ قمری فرموده اند : غزنی ، مقر ، کلات ، قندهار ، فراه ، هرات ، میمنه ، بلخ ، مزار ، قطغن و بدخشان بامیان و غیره حصص مربوطه ولایت کابل . بسمت مشرقی از سنه ۱۲۸۲ شمسی تا سنه ۱۲۹۰ شمسی همه ساله با موکب اعلیحضرت شهید رونق افزای جلال آباد میشدند و در سنه ۱۲۹۸ و سنه ۱۲۹۹ شمسی جهته اصلاح و تنظیم مشرقی تشریف فرما شده بگذار در سنه ۱۳۰۱ بمعیت شاه مخلوع اقامت گزین آن سمت بودند . در سمت جنوبی در سنه ۱۲۹۱ جهته اداره امنیت ، و در سنه ۱۲۹۸ برای جهاد استقلال و در سنه ۱۳۰ شمسی جهته نجات وطن مصروف اصلاحات و مساعی و مجاهدات بودند . خارج اعلیحضرت محمد نادر شاه غازی ایام طفولیت و سنین رشد را در دیره دون اقامت داشته و دیگر حصص هندوستان را ضمناً مشاهده فرموده اند ، تکرار در سنه ۱۳۲۲ قمری به معیت اعلیحضرت شهید شهرهای بزرگ هندوستان را سیاحت کرده اند . در اروپا بوقت تقرر اوشان بسفارت مختاری افغانستان در پاریس و بلژیک چه در اثنای مأموریت و چه در موقع سیاحت و معالجه و تبدیل آب هوا شهرهای ذیل را سیاحت فرموده اند : مصر ، فرانسه ، بلژیک ، ایتالیا ، جرمنی ، استریا . یادداشتها ذات شاهانه علاوه بر زبان افغانی و فارسی که در افغانستان رائج است ، بزبان اردو ، انگلیزی ، فرانسوی نیز تکلم و تحریر کرده میتوانند . --- page 694 --- ضمیمه ۵۹۳ جلد اول - نادر افغان سلسله نسب اعلیحضرت محمد نادر شاه غازی سلسله پدری شان بپلاژ محمد زائی منتهی میشود باین صورت :- انساب کملان اعلیحضرت محمد نادرشاه سلسله نسب مادری شان بپلاژ سدزائی منتهی میشود بقرار :- اعلیحضرت محمد نادر شاه بن سردار محمد یوسف خان بن سردار یحیی خان بن سردار سلطان محمد خان بن وزیر پاینده خان بن اعلیحضرت محمد نادر شاه بن سردار محمد یوسف خان بن بی بی همدم بنت وزیر محمد اکبر خان غازی بن اعلیحضرت امیر کبیر دوست محمد خان بن وزیر پاینده خان بن اعلیحضرت محمد نادر شاه ولد بنت شهزاده احمد علی خان شهزاده احمد علی خان بن ایوب شاه بن اعلیحضرت تیمور شاه بن اعلیحضرت احمد شاه درانی ابن حاجی جمال خان بن حاجی یوسف خان بن یارو خان بن محمد درانی ابن عمر خان درانی ابن اسمعیل خان بن نیک بن دارو بن سیفل بن نور درانی ابن بارک درانی ابن محمد زمانخان بن دولت خان بن سرمست خان بن شیر خان بن خضر خان بن سدالله خان (سدوزائی) ابن عمر خان بن معروف خان بن بهلول خان بن کته خان بن بامی درانی ابن حبیب خان بن پوپل درانی ابن سلیمان (معروف به زیرک) ابن عیسی بن زیرک بن ابدال بن ترین بن شرفدین (معروف به شرخون) ابن خرشبون بن قیس عبد الرشید --- page 695 --- ضمیمه ٥٩٤ جلد اول - نادر افغان سلسلهٔ اولادهٔ سردار معظم یحیی خان جد امجد اعلحضرت محمد نادر شاه نام پدر | اولاد --- | --- | --- | ذکور | اناث سردار معظم دیحیی خان) مرحوم | سردار محمد آصف خان مرحوم | حرم امیر محمد یعقوب خان | سردار محمد یوسف خان مرحوم | حرم سردار فتح محمد خان | | حرم سردار محمد رحیم خان سلسلهٔ اولادهٔ سردار محمد آصف خان عم معظم اعلحضرت محمد نادر شاه غازی نام پدر | اولاد --- | --- | --- | ذکور | اناث | | ملکهٔ افغانستان والدهٔ شهزاده محمد طاهر خان سردار محمد آصف خان مرحوم | سردار محمد سلیمان خان مرحوم | حرم سردار محمد رفیق خان | | حرم سردار محمد عزیز خان | سردار احمد شاه خان | حرم عبد الغنی خان | | حرم محمد اکبر خان | سردار محمد کریم خان | حرم نور احمد خان سلسلهٔ اولادهٔ سردار محمد یوسف خان والد ماجد اعلحضرت محمد نادر شاه غازی نام پدر | اولاد --- | --- | --- | ذکور | اناث سردار محمد یوسف خان مرحوم | اعلحضرت محمد نادر شاه غازی | مرحومه علیاجناب والده محترمه شهزاده شرار اسداله خان | سردار محمد عزیز خان | حرم سردار محمد سلیمان خان مرحوم | سردار محمد هاشم خان | حرم سردار شیر احمد خان | سردار شاه ولیخان | مرحومه حرم سردار محمد یونس خان پسر امیر محمد یعقوب خان | سردار شاه محمود خان | حرم محمد سید خان | سردار محمد علیخان مرحوم | --- page 696 --- ضمیمه ٥٩٥ جلد اول - نادر افغان سلسله نوارها سردار محمد اصف خان عم معظم اعلیحضرت محمد نادر شاه نام پدر اولاد ذكور اناث سردار محمد سلیمان خان مرحوم سردار احمد علیخان سردار علی شاه خان سردار غلام محمد خان سردار عبد القادر خان سردار عبد الله خان پنج نفر سردار احمد شاه خان سردار تیمور شاه خان چهار نفر --- page 697 --- ضمیمه ۵۹۶ جلد اول - نادر افغان سلسله نواسه ها سردر محمد یوسف خان مرحوم والدامجد اعلیحضرت محمد نادرشاه نام پدر اولاد ذکور اناث اعلیحضرت محمد نادر شاه غازی شهزاده محمد طاهر خان چهار نفر سردار محمد عزیز خان سردار محمد داود خان سردار محمد نعیم خان یک نفر سردار شاه ولیخان سردار احمد ولیخان سردار عبد الولیخان سردار ولی شاه خان سردار شاه محمود خان سردار زلمی خان سردار سلطان محمود خان پنج نفر سردار محمد علی خان مرحوم سردار محمد ولیخان دو نفر --- page 698 --- اجمال حیات جناب سردار محمد عزیز خان ۵۹۷ ضمیمه جلد اول - نادر افغان اجمال حیاتِ رِجال معظم دوره نادريه هرچند حالات مفصل و جامع هریکی از رجال آتی الذکر خاندان عالیشان نادری درخور نگاشتن یک یک کتاب جداگانه است ولی محض تقدیر مساعی وطنخواهانه شان درینجا بالاختصار باجمال حیات شان که تماماً در مساعی و خیالات ملت پرورانه اعلیحضرت محمد نادرشاه غازی اشتراک داشتند قرارآتی میپردازیم: جناب سردار محمد عزیز خان مراتب تعلیم و تربیه معظم له بهمراه ذات شاهانه انجام یافته، در سال ۱۳۲۱ق شاغاسی خارجه افغانستان مقرر شدند و این کار را نظر باقتضای وقت و زمان و مطابق بسیاست حکومت عصر اعلیحضرت امیر حبیب الله خان بنهایت صداقت و امانت انجام میدادند و در دوره هند و افغانستان بمعیت اعلیحضرت شرکت داشتند. در عصر امانیه در موقع ورود قوافل مسلسل مهاجرین همدردانه از ان هندوستانیها مظلوم که نظر بدعوت ناعاقبت اندیشانه شاه مخلوع بافغانستان هجرت میکردند پذیرائی و خبرگیری میکرد، وطوریکه در صفحه (۲۱۵) مرقوم شد مشارالیه باتفاق یکعده از دیگر افاغنه حساس و هندیهای مقیم کابل در فراهم آوری تسهیلات و معاونتها --- page 699 --- اجمال حیات جناب سردار محمد عزیزخان ۵۹۸ ضمیمهٔ جلد اول - نادر افغان اخلاقیه آنها میکوشیدند. در سنہ ۱۲۹۹ ش بهمراه اولین دسته محصلین افغانی که جهته اخذ تعلیم علوم و فنون عالیه بخارج اعزام شدند بحیث نگران و مربی به اروپا تشریف بردند و دقیقهٔ از دقائق نظارت و حسن مراقبت و تطبیق دادن همه مراتب تعلیم و تربیه را بطلاب افغانی فروگزار نشدند. در سنہ ۱۳۰۳ بحیث نائب وزیرمختار افغانی در پاریس و بلجیک بمعیت برادر موقرش (اعلیحضرت محمد نادرشاه که درانوقت وزیرمختار بودند) مقرر شده برعلاوهٔ نگرانی از طلاب افغانی این وظیفه را هم بصورت صحیح و اساسی ایفا میکردند. در سنہ ۱۳۰۵ بهمراه چند نفر طلابی که موقتاً از پاریس مرکز خواسته شده بودند وارد کابل شده چندی بواسطهٔ عدم موافقت بطرز عمل حکومت در خانه بیکار، از اراضی و املاک خود و اعلیحضرت غازی خبرگیری مینمودند. در سنہ ۱۳۰۶ بواسطهٔ گرفتن خبر شدت علالت اعلیحضرت و استماع بیمار شدن پسرش محمد داود خان تکرا جهتہ تیمارداری آنها در حالیکه از دیدن اوضاع اشتعال آمیز حکومت امانی در وطن خیلی متأثر بودند، عازم پاریس شدند، و در آنجا بمعالجه و پرستاری برادر موقر، و فرزند نوربصرش پرداخته الی حدوث انقلاب بحضور جناب --- page 700 --- احوال جناب سردار محمد هاشم خان ۵۹۹ ضمیمۀ جلد اول – نادر افغان سپه سالار اعلیحضرت موجوده) ماندند. در موقع حدوث انقلاب هرچند حضرت معظم له زیاده تر میل و خواهش داشتند که با سپه سالار غازی (اعلیحضرت) و دگر اخوان نامی شان، در رفع بلای انقلاب و خانه جنگی از خاک پاک افغانی صرف مساعی کنند، ولی سپه سالار (اعلیحضرت) بر اوشان امر و تأکید فرمودند تا در فرانسه بوده از تعلیم و تربیۀ خلف الصدق اعلیحضرت غازی آقای محمد طاهر خان و فرزند ارجمند خودشان محمد داؤد خان نگرانی کنند چنانچه حضرت ممدوح با دل شکسته در فرانسه بموجب امر برادر فرزانۀ شان الی ختم انقلاب مانده در دوران انقلاب از اعطای معلومات تازه و غیره معاونتهای اخلاقیه با این برادران مجاهدشان کوتاهی نکردند جناب سردار محمد هاشم خان حضرت ممدوح مراتب تعلیم تربیوی خود را با اعلیحضرت غازی معاً انجام و در اواخر سنۀ ۱۳۰۲ بـمنصب سر اوسی حضور نائل و در دورۀ هند و افغانستان با اعلیحضرت شامل اند وظائف خود را با کمال صفائی و درستی ایفا و در سنۀ ۱۲۹۶ بقوماندانی عمومی قوای نظامی هرات بصفت نائب سالار افتخار یافتند، و این خدمت را بکمال فعالیت و صداقت انجام و روح صحیح عسکریت و نظم و نسق زیاد را در نظام آنجا تزریق نمودند --- page 701 --- اجمال حیات جناب سردار محمد هاشم خان ۶۰۰ ضمیمه جلد اول - نادر افغان که شمه ازین مجاهدات شان در صفحه (۹۰) این کتاب مرقوم است. بعد از شهادت امیر شهید از انجا منفصل و پس از کشیدن ابتلای مقرره، بدار السلطنه کابل واصل شدند، در موقع رفتن سپه سالار غازی (اعلیحضرت) برای اصلاح و تنظیم امور شرقی جناب اوشان هم بحیث نائب سالار نظامی حاکم اعلای شرقی بمعیت شان عازم آن سامان شدند. از بدو این مأموریت مهم خویش که در ۱۳۲۸ه بود الی ۱۳۰ ش چنان فعالیت و امانت و صداقت و ظائف ملکی وعسکری خود را انجام داده اند، که الی الان تاریخ افغانستان نظیر آنرا نشان نمیدهد، شمه ازین اجراآت نافعه شان در شماره (۹۳) سال (۲) اتحاد مشرقی تاریخی ۹ دلو ۱۳۰۰ه مرقوم است، بر علاوه آن ناظرین درین مورد معلومات اجمالی را از صفحه (۲۰۱ ، ۲۰۴ ، ۲۱۴ ، ۲۱۶ ، ۲۲۱) این کتاب استحصال فرمایند . بنابر لزوم مشرحه صفحه (۲۲۹) این کتاب در اواخر ۱۳۰ ه بجهته وکالت امور وزارت حربیه آمدند از انوقت الی معاودت موقعه سپه سالار از تنظیمات ولایت قطغن و بدخشان بکمال همدردی دلسوزی کفالت وزارت حربیه افغانستان را بیک اساس صحیح عالیشان می نمودند. --- page 702 --- اجمال حیات جناب سردار محمد ہاشم خان ۶۰۱ ضمیمه جلد اول - نادر افغان در موقع اشتراک در مجلس وزرای امانی اطلاع حقائق و نقائص مرئیه را کاملاً میفرمودند و بر آن اجراآت ناصواب و افکار و نظریات پر از آفات حکومت که در ان وقت تازه به اقدام کردن آن از طرف حکومت تصمیم کرده می شد، دائماً تنقید مینمودند و در همه امور از روی عقل و شعور داد حقانیت و اسلامیت خود را بظهور میرسانیدند و بسیار میکوشیدند، تا زعمای امور آن عصر را از اختیار نمودن راه غلط دو فر سازند بعد از اینکه سپهسالار (اعلیحضرت) اداره امور حربیه را بکف کفایت شان گرفتند، بنا بر وجوهی که در صفحه ۲۶۰ مرقوم است حضرت معظم له دست از کار کشیده بغرض معالجه و تیمار داری والد امجد شان که بمرض صعب العلاجی گرفتار بودند در اوائل ۱۳۰۲ ه‍. ش. عازم پاریس شدند. در وسط ۱۳۰۳ ه‍. ش. بوزارت مختاری افغانستان، بنا بر امر فوری الاجرای تلگرامی در موقعی مقرر شدند که در پاریس بپرستاری و معالجه والد ماجد شان مصروف بودند و بنا بر امر و اجازه والد امجد شان از انجا عازم مسکو شده الی ۱۳۰۴ ه‍. ش. بدرستی این عهده مهمه سیاسیه را انجام داده، بعداً از ان وزارت مختاری مستعفی و بحضور سپهسالار غازی که مریض بستری بودند در پاریس حاضر شدند. در موقع حدوث انقلاب بشرحیکه در صفحه (۳۴۵) مرقوم است با اعلیحضرت) عازم --- page 703 --- اجمال حیات سردار شاه ولیخان ۶۰۲ ضمیمه جلد اول - نادر افغان افغانستان شد از پشاور قسمی که در صفحه (٣٥٥) این کتاب موجود است برای اصلاح و تنظیم مشرقی حرکت فرما بودند. در مشرقی باندازه که اعلیحضرت غازی در جنوبی زحمت کشیده اند بهمان مراتب خدمت کرده اند که شرح تفصیلات آن یک کتاب جداگانه بکار دارد بالجمله بعد از یورش ناگهانی سقویها بر مشرقی در اثر نزاع و اختلاف قومی طوریکه در صفحه (٥٤٠) کتاب مشروح است برای اصلاح و تنظیم ولایت قندهار (که بنام نامی سپه سالار غازی اعلیحضرت از سقویها بشدت استرداد و فتح شده بود) تشریف برده و امور از هم گسیخته آن سامان را به اصول مطلوب ربط دادند. جناب سردار شاه ولیخان اوشان نیز مراتب تربیه و تعلیم خود را بهمراه سپه سالار غازی اعلیحضرت تکمیل و بدرجه ١٣٢٤ منصب رکاب باشی حضور نائل گردیده در ان دوره که اعلیحضرت شهید در هند و افغانستان اجراء فرمود، شامل بودند و وظائف محوله خود را بکمال امانت و صداقت ایفا میفرمودند. در موقع جهاد استقلال بمعیت برادر موقرشان طوریکه در صفحه (١٠٤) این کتاب مرقوم گردیده عازم سمت جنوبی شده در تسخیر (وانا) و (سروکی) و گرفتن دیگر تپهای های --- page 704 --- اجمال حیات جناب سردار شاه ولیخان ۲۰۳ ضمیمه جلد اول ـ نادر افغان انگیزی چنان خدمات شانداری ازوشان نمایان شد که الی الابد موجب افتخار جهان شجاعت افغانستان است اجمال رشادتها ی شان در صفحه ۱۱۸، ۱۱۹، ۱۲۰، ۱۲۶، ۱۵۲، واز ۱۶۶ تا ۱۷۴ مرقوم است. متعاقباً به قوماندانی قوای جاجی مقررشده، بعد از ایام متارکه در موقع معاودت مظفرانه سپهسالارصاحب غازی بمرکز افغانی طوریکه در صفحه ۱۷۶ تحریر شده کفالت امور نظامی و ملکی جنوبی را میفرمودند، چنانچه در صله این خدمات شاندار خود از طرف حکومت برتبۀ لواء مشری ارتقاء، و به نشان سردار اعلی، و (نشان حمیت) و (وفا) نائل شدند. در فرصتیکه سپهسالار صاحب جهتۀ اصلاح و تنظیم امور مشرقی تشریف فرما شدند مشارالیه در مرکز وزارت حربیۀ افغانستان بحیث وکالت وظائف محوله خود را به نهایت صفائی و درستی الی معاودت سپهسالار غازی (اعلیحضرت محمد نادرشاه) از شرقی انجام میدادند (ملاحظه شود صفحه ۱۹۲) این کتاب در مذاکرات صلحیۀ افغانسنان حیثیت نائب رئیس هیئت اصلاحیۀ افغانستان را داشته افکار عالی را مظهر شدند (ملاحظه شود صفحه ۲۲۹) این کتاب. از ۱۳۰۲ الی ۱۳۰۳ قوماندانی قول اردوی مرکز را بحیثیت نائب سالاری --- page 705 --- اجمال حیات جناب سردار شاه ولیخان ٦٠٤ ضمیه جلد اول ـ نادر افغان بکمال امانت و دیانت داری انجام میدادند، بعد از علالت و استعفای سپه سالار (اعلیحضرت) از وزارت، جناب اوشان هم در اثر عدم موافقه شان با اجراات وزارت حربیه از منصب و رتبه خویش به نهجی که در صفحه (٢٢٦) این کتاب مسطور است مستعفی شدند. در موقع بروز حوادث شررانگیز ١٣٠٣ جنوبی بعد از شهادت عبدالحمید خان رئیس ارکان حربیه عمومیه و چند برگد و کرنیل و سقوط تمام قوای نظامی محاذ سیدک و محصوریت محمد ولیخان در گردیز (با اینکه در خانه بیکار و اوضاع پر از اضرار حکومت امانی را بادل افکار میدیدند، محض از نقطه نظر خدمت بوطن و سد باب اختلال رنج و فتن) داوطلبانه برای انجام خدمت و دوام امنیت حاضره شده نه تنها در انضباط و تأمین مرکز که شدیداً تحت خطر بود کوشیدند و بقیام امنیت در اطراف و نواحی مرکز و تمام لوگر موفق شدند بلکه کوتل صعب المرور تیره را که از مدتی مسدود بود صاف و محمد ولیخان را که در قشله حاکمه گردیز با قوای جسیمه عسکری و تجهیزات مکمله حربی محصور بود نیز از قلعه بندی رها کرد کشته ازین رشادت‌های تاریخی شان در صفحه (٢٨٣) این کتاب مرقوم است صله آن از طرف حکومت برای شان نشان "تاج افغان" و یاوری حضور اعطا شد. در سنه ١٣٠٤ جهت معالجه والد امجد شان بهند تشریف فرما شده، در عین مصروفیت او --- page 706 --- اجمال حیات جناب نادرشاه افغان ۶۰۵ ضمیمۀ جلد اول – نادر افغان بمعالجۀ پدر بزرگوار بنا بر امر فوری الاجرای مرکز مأمور به آوردن محمد عمر خان عم شاه مخلوع که از برادر زاده اش قهر کرده بود شد، چنانچه مشار الیه که از حق تلفی و مظالم امانی خیلی دلگیر و متأذی بود، بوعده و ضمانت و تسلیت سردار شاه ولیخان اعتماد، و بافغانستا آمد و بواسطۀ اوشان بین شاه و کاکایش مناسبات منقطعه دوباره مربوط شد. در همین سفر هندشان که در عین معالجه والدشان ( در آوردن و آشتی دادن عم شاه هم میکوشید ) مع الاسف وفات حسرت آیات سردار بزرگوار جناب محمد یوسف خان واقع شد، که مشارالیه باتفاق طر ز علیجان نعش اوشان را از پرستار خانا لاهور با اعزاز و احترام حمل کرده در اسرع اوقات بخاک پاک افغانستان رسانید و در جوار زیارت حضرت مهترلام صاحب ( که مدفن اکثری از ذکر اجدادشان است ) در اول حوت ۱۳۰۶ مدفونش ساختند، اِنَّا لِلَّهِ وَاِنَّا اِلَیْهِ رَاجِعُون (۱) در ۱۳۰۵ بواسطۀ تأثر و اندوهیکه از اجراآت فتنه زای حکومت داشت، و در عین زمان از خبر علالت شدید سپه سالار (اعلیحضرت محمد نادرشاه ) کسب استحضار نمو عازم پاریس شد و در انجا به پرستاری برادرش الی حدوث انقلاب صرف مساعی کرد. (۱) مراسم عزاداری این سردار عالی بیک اعزاز و احترام لایتناهی از طرف عامۀ ملت افغانستان مخصوصاً در نقاطیکه نعش شان عبور میکرد، از جانب حکومت و تمام طبقات مملکت بعمل می آمد. خاصه در مرکز مجلس فاتحه گیری شان بیجا بلندی منعقد و در آن شخص شاه و عموم وزرا و امرا، و معاریف افغانستان احضار شدند که تفصیل آن جرائد وطنیه مفصلاً مرقوم است. --- page 707 --- اجمال حیات جناب سردار شاہ محمود خان ٦٠٦ ضمیمه جلد اول - نادر افغان در دوران انقلاب در سمت جنوبی بهرکاب سپه سالار غازی (اعلیحضرت) مصدر خدمات عمده عالی شد، که حد بحد درین کتاب مذکور است، در موقعی که حضرت معظم له با آقای محمد سرور خان آقای سید شریف خان و آقای محمد لطیف خان از حضور سپه سالار غازی به نظم اداره گردیز بترتیبی که در صفحه (٤٣٤) مرقوم است مقرر شدند، در اینجا مظهر مجاهدات عالی العال گردید، مخصوصاً هنگام تعرض قوای بزرگ سقوی بگردیز چنان داد شجاعت و مردانگی را دادند که شمه از ان در صفحه ٤٢٧ - الی ٤٩٤ - این کتاب موجود میباشد. هکذا در فتح کابل و تشتت سقویها از مرکز دار السلطنه مساعی جمیله و رشادتها تاریخیه این ذات فرزانه قابل افتخار عالم عسکریه افغانستان است که تشریحات آن در خاتمه این کتاب در صفحه ٥٣١ و ٥٤٠ و ٥٤٧ تا ٥٥٠، مکملا مرقوم است. جناب سردار شاہ محمود خان این سردار شجاعت مدار مراتب ابتدائیه تعلیم و تربیه خود را با حضرت عالی سپه سالار (اعلیحضرت محمد نادر شاه) آغاز، و بعداً تعلیمات شان را در مکتب حبیبیه اکمال فرموده اند، در ۱۳۲۲ق بمنصب سرخان سپوری فائز شدند و در دوره های خارج و داخل شرف معیت اعلیحضرت را داشته وظائف خود را دائماً بخوبی --- page 708 --- اجمال حیات جناب سردار شاه محمود خان ٦٠٧ ضمیمه جلد اول سراج التواریخ انجام میدادند، چنانچه در سنۀ ٣٣١١ ق ترفیعا بمنصب سر اوسى از حضور اعلحضرت شهید مقرر شدند و در عین این مراتب یک مکتب را برای تعلیم مخابره بنام ستاره دولت و یک یک درس خانه عسکرى را برای تعلیم سر اوسها و قطعه پروانه تاسیس نمودند. در اوائل امارت امان الله خان طوریکه در صفحه (١٠٤) مرقوم است با سپهسالار اعلیحضرت غازی بعزم جهاد حرکت کرد، بتفصیلی که در صفحه (١١١) نگاشته شده بقوماندانیت محاذ جاجی مقرر شدند. چنانچه حضرت ممدوح درین محاذ خدمات مفوضۀ خود را طوریکه بعموم معلوم است بدرستی انجام دادند. در موقع متارکه چندین هجوم های شدید قوای انگلیز را که بعزم استرداد تندیتی مینمودند با کمال متانت مدافعه نمودند تفصيلات این مطلب را در صفحه (١٢١ و ١٢٧ و ١٤٨ و ١٤٩ و ١٥٩ و ١٦٠ و ١٦١ ملاحظه کنند. و در برابر این خدمات از طرف حکومت امانی بمنصب جرنیل نظامی ارتقا و برایشان نشان (سردار اعلى) و (حمیت) اعطا شده قراریکه در صفحه ١٨٦ مرقوم است بصفت جنرال نظامی حاکم اعلای جنوبی برای تنظیم و اصلاح اداره امور قشونیشی بسمت جنوبی اعزام شده و درین مأموریت خود بر علاوه حسن اجراآت و تدابیر موثر --- page 709 --- احوال حیات جناب سپہسالار شاہ محمود خان ٦٠٨ ضمیمه جلد اول - نادر افغان یک اخبار را هم بنام «غازی» در خوست دائر، و مکاتب متعدده را در جاجی، خوست و گردیز و غیره نقاط تاسیس نمودند، چنانچه در موقع فراغ از ان نواحی باستخادنشان حسن خدمت و تحسین و آفرین حکومت امانی متباهی شدند در ۱۲۹۹ شمسی بصفت معاونی ریاست تنظمیه قطغن و بدخشان همرکاب جناب سپهسالار غازی (اعلیحضرت موجوده) قسمیکه در صفحه ۲۳۳ مرقوم است عازم و در انجا مصدر خدمات مهمی شدند که اجمالش در صفحه ۲۳۹ موجود میباشد . پس از مراجعت سپهسالار (اعلیحضرت) از ریاست تنظمیه مشار الیه بصفت قوماندانی فرقه قطغن و بدخشان در انجا مصروف خدمت شدند . در ۱۳۰۴ شمسی در انطفای نائره بغاوت شُغنان مظهر خدمت بزرگی گردیدند که تفصیل آن مجملاً در شماره (۱۱۹) سال اول اخبار حقیقت کابل بتاریخ ۲ جوزای ۱۳۰۴ نشر شده و در ان دوره شاه مخلوع که در ۱۳۰۴ بطرف غزنی و قندهار اجرا شد ، در رفقای هسفرش شامل و بسا خدمات مهمی را در ان زمینه اجرا فرمودند . در ۱۳۰۴ بحکومت اعلای مشرقی انتخاب و نظر به علل معلومه که مغرضین مخفیانه از خدمات بی آلایش این ذوات بملت رفاهیتی عائد شود، تا یک مدتی معطل ماندند بالآخر نسبت به نکته گیری امالی که نسبت به بیکاری این جنرال غازی مینمودند، و --- page 710 --- اجمال حیات جناب سردار شاه محمود خان ۶۰۹ ضمیمه جلد اول - نادر افغان برعلاوه آن بدامنی و همی پریشانی امور مشرقی که دران اواخر باندازه مخل شده بود که بروز روشن از یک ده بدیگر قریه کسی حرکت کرده نمیتوانست. واصلاح و تنظیم آن یک عامل مقتدری مثل سردار شاه محمود خان میخواست در ۱۳۰ حکومت اعلای مشرقی مقرر و اعزام گردیدند چنانچه جناب ممدوح بیک وقت اندک به نظم ونسق امور عمومیه و اعاده امنیت تامه آنولا مظهر مجاهدات بزرگی شدند. در ۱۳۰۶ شمسی به تنظیم و اصلاح امور کنرها و اسمار بوجه احسن پرداختند و ضمناً اقوام مهمند مسکونه شالی، ولی، سرکند و قوم صافی متوطن دره شنگری و اقوام ماموند و باجوری ساکنین چپه سرای، اسمار، حصار، مرور، دره شلتن را که بعد از آمدن جناب محمد هاشم خان نائب سالار حاکم اعلای مشرقی بکابل الی الان از اعطای مالیات و حقوق دولت آبا دو در جنگ و قتال در میانی مبتلا و از احکام حکومت تمرد مینمودند با نصایح مفیده و قوه عسکری تهدید بیگو مطیع و منقاد ساختند و چندین ساله مالیات را که بالایی شان مانده بود تحصیل کردند در اواخر همین سال آن مغرضین عصر امانی که سعادت و مرفه الحالی ملت را قربان اغراض شخصی و مقاصد نفسی خود میکردند و خدمات و مجاهدات امثال این رجال صادق --- page 711 --- اجمال حیات جناب سردار شاه محمود خان 610 ضمیمه جلد اول ـ نادر شاهان فعال را در برابر پیشرفت مطالب نامشروع خود بچو یک سد متین می‌پنداشتند اوشان را از حکومت اعلای مشرقی معزول و به معینی دوم وزارت داخله منصوب فرمودند، تا مغرضین بخاطر جمعی زمینه را برای کاشتن تخم این انقلابی که افغانستانرا آتش فشان ساخت تهیه کنند. بلی اگر سردار شاه محمود خان بحکومت خویش در مشرقی دوام میکرد ابداً این آتش خانمان سوزیکه از شنوار شرر بار شده سر تا سر وطن را بیک سرعت محیر العقولی در داد اولاً باین شدت و سرعت بروز نمیکرد، و فرضاً اگر ظهور هم مینمود طوریکه بغاوت شغنان را در ١٣٠٢ و حوادث سوله کنرها و اسمار را در ١٣٠٦ بکمال فعالیت منطقی و امنیت عمومی را بکلی درین منطقه مهمه جاری فرمودند درینجا هم مصدر و مظهر اقدامات مؤثری میشدند و نمی گذاشتند مبدأ این انقلاب که حتماً واقع شدنی بود از مشرقی میشد(۱) بعد از سقوط حکومت امانی و استیلای بچه سقو بشرحیکه در صفحه ٣٥٨ : ٣٥٩ و ٣٦٠ ، ٣٦١ ، ٣٦٢ مرقوم است عازم سمت جنوبی در عین بد نظمی و اختلال (۱) مع الاسف در همین سال ١٣٠٦ وفات حسرت آیات سردار معظم جناب محمد آصف خان عم افخم شان جناب محمد سلیمانخان نائب الحکومة قطغن و بدخشان واقع شد که جنابان سردار شاه محمود خان و سردار احمد شاه خان در انجام مراسم تجہیز و تکفین و عزاداری و فاتحه گیری انها که بکمال همدردی و سوگواری از طرف حکومت و ملت بعمل آمد پرداختند. --- page 712 --- اجمال حیات جناب سردار شاه محمود خان ٦١١ ضمیمه جلد اول - نادر افغان امنیت و شیوع خانه جنگی و شدت سرما و برف باری مصروف مجاهدات ملی شده اضرار حکومت سقوی و مواد اخوت و وحدت ملی را بمردم تلقین کنان در پاره چنار شرف ملاقات (اعلیحضرت غازیرا) نائل شدند . در طول محاربات هفت ماهه مجاهدین ملی زحمات و کارروائی این مرد شجاع تاریخی دوام داشت که تفصیلات آن جابجا درین کتاب مسطور است مخصوصاً زینت افزای صفحات ٤٤٨ و ٤٥١ و ٤٩٥ و ٥٠٣ و ٥٠٦ و ٥٠٧ و ٥٣٣ تا ٥٣٦ و ٥٣٩ و ٥٥٦ و ٥٥٧ میباشد . عزم و ثبات و استقامت و زحمت کشی و فعالیت این جوان کار آگاه موجب افتخار افغانان، و همه اجراآت این مرد دانشور چه در محاربات جنوبی و چه در دوران فتح کابل بمفاد ملک و ملت شان تمام شده است .