# Ās̲ār-i Harāt ٱثار هرات # adl0112 # Harāt, ʻAbd al-Raḥīm-i Nāʼib al-Ḥukūmah-ʼi Harāt, 1930 - 1931 هرات :عبد الرهيم نائب الحكوم� هرات،, . ١٣١٠-١٣٠٩. # Transcribed by gemini-3.1-pro-preview, 2026-08-09. # Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. # Text: CC0. Images: New York University Libraries, public domain. --- page 1 --- Afghanistan Digital Library adl0112 http://hdl.handle.net/2333.1/t1g1jx12 آثار هرات This is a PDF version of an item in New York University's Afghanistan Digital Library (http://afghanistandl.nyu.edu/). For more information about this item, copy and paste the "handle" URL above into a web browser. When referring to or citing this item please use the "handle" URL and not this document or the URL from which you downloaded it. All works presented on New York University's Afghanistan Digital Library website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial. NYU Libraries, Digital Library Technical Services, dlts@nyu.edu --- page 2 --- [BLANK PAGE] --- page 3 --- [BLANK PAGE] --- page 4 --- [BLANK PAGE] --- page 5 --- [BLANK PAGE] --- page 6 --- ان اثارنا تدل علينا فانظر وبعد ناالی الاثار ن این کتاب اقای عبد العلیم جان در هرات برایم بخشش نمودند برای یادگار تحریر شد که علت فهمی واقع نشود فقط در کلام ۲۲ دلو ۱۳۲۴ هشـ آثار هرات * جلد اول * * تالیف آقای خلیلی افغان * ۱۳۰۹ شمسی تعداد طبع ۵۰۰۰۰۰۰ جلد * --- page 7 --- [BLANK PAGE] --- page 8 --- فهرست مطالب جلد اوّل مقدمه کتاب قسمت اوّل تاریخ بنا شهر ملاحظات معجم البلدان ملاحظات میر خاوند شاه ملاحظات صاحب بحیره ۹ عقیده علامه تفتازانی ۱۰ روایات سیفی ۱۰ خرابی خرد شهر کهنه ۲۳ قسمت دوّم تعدا حمام ها و مساجد و خط بنا شهر ۲۵ بنای مسجد جامع ۲۷ فهرست مطالب جلد اوّل ترمیمات مسجد شریف ۲۸ ۲۹ هیئت مسجد و خدام آن ۳۰ کتابخانه مسجد شریف ۳۱ ۴۵ دخمه سلطان غیاث الدین ۴۵ ۴۶ تبرکات که فخری پادشاه آورده ۴۶ ۴۹ مواد تاریخ ترمیمات ۴۹ ۵۰ دیگ فلزی ۵۱ ارگ ۵۱ ۵۳ چهار باغ ۵۴ محله و مدرسه سید سلطان ابدال حسن ۵۵ ۵۹ عیدگاه شریف ۵۹ ۶۲ --- page 9 --- ۲ فهرست مطالب جلد اول فهرست مطالب جلد اول قسمت سوم جنگ حسام السلطنه امیر محمد ۸۳ ۸۵ واقعه سنه ۱۵۰ ۶۹ // امیر دوست محمد خان ۸۶ ۸۷ واقعه گازر گاه ۶۹ ۷۰ واقعه قحط وغلا ۷۰ قسمت چهارم واقعه چنگیز ۷۱ ۷۷ حالات عمومی بلوکات ۸۸ ۹۳ واقعه تیمور وطاعون ۷۷ غوریان و معدن نفت ۹۴ ۹۷ واقعه شاهی بیگخان ازبک ۷۹ کرخ ۹۸ ۱۰۲ واقعه شا اسمعیل صفوی ۷۹ قلعه نو معدن ذغال جنگل پسته ۱۰۳ ۱۰۸ واقعه نادرشاه ایرانی ۸۰ مرغاب ۱۰۹ ۱۱۱ واقعه شهاد حضرت کرخ ۸۰ ۸۱ او به وشافلان ۱۱۳ ۱۱۷ جنگ محمد شا پاشا ایران ۸۰ چخچران وجوند ۱۱۸ ۱۲۲ دوزیریار محمد خان ۸۲ ۸۳ شهرک وفراه رود ۱۲۳ ۱۲۴ --- page 10 --- فهرست مطالب جلد اوّل قادس ۱۲۴ غور ۱۲۸ تولک و فرسی ۱۳۵ اسفزار ۱۳۸ کشنگ ۱۴۴ معلومات بابر تولد ۱۵۵ گنج رستاق " شهر شبغور ۱۶۲ طول و عرض در واره های شهر ۱۶۰ حالات غور ۱۶۴ شهر شهرک و قره باغ ۱۶۸ فهرست مطالب جلد اوّل ۱۲۷ قلعه خیار ۱۷۰ ۱۳۴ ارگ هرات ۱۷۲ ۱۳۷ مسجد جامع مدرسه میرزا ۱۷۶ ۱۴۳ پل تیرپل ۱۸۶ ۱۴۸ پل مالان ۱۸۸ اسفزار ۱۹۰ تشکر و خاتمه ۱۹۵ --- page 11 --- ماخذ جلد اقل ۱ معجم البلدان ۲ روضتہ الصفا ۳ حبیب السیر ۴ عین الوقایع ۵ تاریخ سیفی ۶ مطول ۷ تاریخ سلطانی ۸ تاریخ جغرافیای رام ۹ بستان السیاحہ ۱۰ بحیرہ ۱۱ رساله مزارت ۱۲ کشکول بہائی جهان پیر است و بیبنیاد ازین فرهاد کش فریاد که کرد افسون شیرینیش مدام از جان شیرینم ۱۳ در ۱۱۲۱ --- page 12 --- هو العزیز اثار هرات بنام نامی اعلیحضرت محمد نادر شاه غازی بامر و اراده جناب جلالتماب والاشان عبد الرحیم خان نایب سالار وکیل نایب الحکومه هرات تالیف خلیلی افغان جلد اول باهتمام آقای محترم عبد العلیم جان پسر نایب سالار صاحب موصوف در مطبعه فخریه سلجوقی جنب چهل زینه هرات طبع شد جدی ۱۳۰۹ شمسی تعداد طبع ۵۰۰ جلد --- page 13 --- ب بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله و کفی و سلام علی عباده الذین اصطفی پایه عظمت و امتیاز علم تاریخ و مزیت و اعتبار آن در دنیا علم و منقشتر و خصوصاً عصر حاضر که عصر ترقی و مدنیت است به دلایل روشن و ثابتی ایجاب گردیده و مسلم است که اخبار و آثار گذشتگان در جامعه برای تربیه روحیات ملی و نشو و ارتقای شئونات محیطی آن بلندترین مقامی احراز نموده است ازینجاست که دانشمندان میفرمایند برای یکملت شجاع و یک نژاد نیرومند بهترین وسیلتی که روح استقلال و آزادی و ثروت و سعادت و معنویات ملی آن را زنده نگاه میدارد علم در تاریخ گذشتگان آنهاست که همه وقت بحیث یک خازن این محاسن و مزایای عالیه را در آنها محافظه کرده و بطور اخبار و آثار از یکی بدیگری انتقال میدهد. پس یک ملت مسعود همان طوری که برای تامین ثروت و توانگری به محافظه چشمه های اقتصادی و برای کثرت و ازدیاد نفوس بمرقبت در امور صحی یا برای صیانت --- page 14 --- حقوق اقتدار مملکتی خویش را تهیه انتظامات قشونی خود محتاج است. به همان وتیره برای حفظ شئون و مقدرات نژادی وملی وتدوین علل انحطاط بدبختی و معرفت اسباب سعادت و کامگاری گذشته گان خود احتیاج دارد. این است که بر خود فرض گردانیده در این روزها که نغانستان آزاد جوان به توفیق خداوند مستعان تازه قد علم کرده و این عنوان مقدس تاریخی بعد از انکه چندین مرتبه در میان امواج نهنگ خون غوطه زده و با رنگ شفقی شفاف عرض اندام نمود یا در وقتیکه برومند ترین شاخه آمال و آرزوی با بر سعادت و بختیاری بر آورد و شب دیجور مملکت به صبح نشاط و مسرت خاتمه یافت. یعنی هنگامی که نجات بخشای اول و رهنمای اعظم افغانستان اعلیحضرت نادر شاه افغان شیرازه های از هم گسیخته مملکت را به هم بست. و در قرن اخر تاریخ وطن با یک خط سرخ و مجلل برجسته ترین کلمات فداوت و صداقت ترسیم فرمود. و نیز این محیطی که مستعد بر قبول تمام سعادت بوده و از وقت ها نیازمندی هم چه یک آموزگار مدبر کارشناس و احتیاج چنین یک غمخوار آمال اندیش حقیقی را می برد --- page 15 --- اولین فدائی اعلیحضرت و موسس حقیقی این کتاب جناب والاشان جلالتماب عبدالرحیم خان نائب سالار هرات --- page 16 --- به تجدید یک حیات مستقیم و یک تبه روشن و استوار موفق آید. برحسب اراده جناب جلالتماب لاشان عبدالرحیم خان نایب سالار عسکری و وکیل نائب الحکومه گی هرات که عشق و علاقه مفرطی به نشریات مملکت خود دارند با وجود انکسار طبع ناتوان و عدم کفایت قریحه نارسانا جائیکه توانستم حالات تاریخی و جغرافیائی و تذکرهٔ شعرای شهر هرات را که یکوقتی گهواره علم و معرفت بود و شهرستان ترقی و سعادت از ماخذ وثیقه و موارد مسلمه بدست آورده بنام آثار هرات به سه مجلد ترتیب و جمع نمودم. مجلد اول حالات تاریخی و جغرافیائی هرات مجلد دوم تذکره شعرای متقدمین مجلد سوم تذکره شعرای معاصرین از آنجا که سپاس طالب به تالیف این کتاب یک آرزوی صمیمی به نشریات عرفانی مملکت ما نها داشتیم امیدواریم این اثر ناچیز در قبال مطبوعات مجلله و مقامات عالیه به نظر ارباب ذوق منظور قبول افتاده و ما هم ازین رهگذر خدمتی را به احیا آثار گذشته این گوشه وطن عزیز خود احراز کرده باشیم ۱۳۰۹ خلیلی فغان --- page 17 --- قسمت اول بنای شهر و آثار ترقیات گذشته که بعضی باقی مانده و برخی خراب شده شهر هرات از یاد فراموش نشود. شهر شهیر هرات از حیث عمران وقدم از قسمت عظمت و شان یکی از بلاد تاریخی و معمور فغانستان بقلم رفته و چنانکه تاریخ ثابت مینماید، از زمانها در آب و هوای این زمین، پادشاهان مقتدر، دانشمندان معروف، علما و محقق، ادبای موشکافی تربیه شده است. هرات از جنبهٔ محسنات ومزایای طبیعی از پهلوی صنایع و قتصادیات دارای شهرت و اقتدار بزرگی بوده و همواره مرجع و ملجاء امور عامه بوده است. امام شهاب الدین ابی عبدالله یاقوت در جلد (۴) کتاب مشهور خود معجم البلدان میفرماید. هرات بفتح یکی از شهرهای بزرگ و از امهات بلاد خراسان است --- page 18 --- در سنه ٦٠٧ هجری که در ان کشور بودم جلال عظمت در مخنه و حسن در کثرت اهالی و داشتن باغها و مزارع، خوبی آب و هوا بزرگ تر از هرت شهری ندیده ام. و هرت گنجینه فضل بوده ولی آن را چشم زمانه کور باد دیده نتوانسته در سنه ٦١٨ هجری بدست تمغای چنگیزی ها منهدم و مستاصل گردیده است. إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ. رهنی گوید هرت بنا کرده اسکندر است وقتیکه بشرق داخل شده و از هرت گذشته بعزم تسخیر چین میرفت قرار عادتی که داشت اهل هرت را به بنای شهری که صیانت آنها را از چنگ عدو نماید تکلیف نمود. چون میدانست اهل هرت باین تکلیف راضی نیستند حیله نمود که شما شهر را آباد کنید، زمانی که از چین --- page 19 --- مراجعه کردم حیرت شما تادیه میشود. لهذا نقشه شهر را ریخته و خودش رهسپار چین گردید. وقت مراجعت از سفر از شهری که خودش نقشه آن را داده بود ابراز کراهیت کرده و بآنها بولی هم عنایت نکرد در هرات محدثین بسیار و ائمه مشهوری نسبت داده شده که از آنها یکی حسین پسر مبارک پسر ادریس است که از ان احادیث زیادی روایت شده و دیگر بقول دارقطنی برادر او یوسف است که او محدث مشهور و کتاب بزرگ و مجهمی در فن تاریخ نوشته است. ابو احمد سامی در تعریف هرات میگوید. هرات ارض حصبها واسع ونبتها التفاح والتين ما احد منها الى غيرها يخرج الا بعد مايفلس --- page 20 --- و همچنین بارع بروزنی نام شاعری میفرماید. هرات اردت مقامی بها لشتى فضائلها الوا فره نسیم الشمال واعنا بها واعین غزالاتھا الساهره تا اینجا بود کلام مولانا یاقوت اندلسی. والی اصل طرزی که محقق مولانا یاقوت فرموده هرات همواره مجمع علماء و فضلاء دارای شهرت واقتدار فوق العاده بوده است. اگر خرابه های این شهر تاریخی را که دست قدرت از ان جز آثاری باقی نگذاشته به نظر تعمق ملاحظه کنیم اگر این توده خاک را با اله علم و تاریخ به شگافیم اگر گوشی داشته باشیم که ناله های حزینی را که از --- page 21 --- توی هر خشت و سنگ این خرابه می برآید بشنویم معلوم خواهد شد، یک وقتی هرات پیر امروزه جوان بوده زندگانی تازه داشته برق علم و معرفت سرتاسر آن را بنور روشن و تابناکی مشعشع نموده و هرات دارای مدنیت و ترقیات بزرگی بوده است. آخند میر خاوند شاه مؤرخ هراتی در تاریخ مشهور خود روضة الصفا و بعد از آنکه یک سلسله وجوه و روایات مختلف را راجع به بنای شهر هرات بیان مینماید در وضع عمرانی این شهر چنین مینویسد. اکنون شهر بند هرات مشتمل بر دو فضیلست، یکصد و چهل نه برج دارد- قطر شهر یکهزار و نهصد در یک هزار و نهصد قدم تفاق افتاده خندق آن قریب بیست ذرع عرض دارد، و چون مدتی است آن را حفر نکرده اند چندان عمق ندارد، مسجد جامع شریف که فضایل و برکاتا --- page 22 --- آن از حد حصر بیرون است و از حیز احتمال فزون در میان دروازه قوشان و خوش واقعشده قلعه اختیار الدین داخل درون شهر است. و چون در داخل این بلده جز جوی چیه آب روان نیست باغ و بساتین قلیلی دارد. اما در بیرون و نواحی گازرگاه تا کوه مختار چشمه ماهیان بلکه از قریه پاشان تا قصبه ساق سلمان که قریب شش فرسخ است تمام باغ و کوه و گلستان گشته و از دره دو برادران تا پل مالان که دو فرسنگ است بقاع دلپذیر متصل بیکدیگر تأسیس یافته و از وازه مذکور تا کوه اسلچه که چهار فرسخ مسافت دارد و ازاویه تا کوسویه که سی فرسخ مسافت دارد باغات و عمارتی فرای این بلده فردوس مانند است که بیکدیگر تصادم دارد و از مواضع میمون آن یکی خیابان است که مزارت مشایخ و علما و صلحا در ان موضع متبرک بسیار است و خطایرد بقاع در یمن و یسار آن بیشمار. در زمان جاهلیت نیز بمقام کعبه و عورات بوده چنانکه حالا اجائی که مصلی و عیدگاه است پیشتر آنرا کوی خدایگان می‌نامیده‌اند. پانیچه --- page 23 --- ۹ تا اینجا بود کلام مولوی خاوند شاه هراتی. مورخ ایرانی قزوینی استرآبادی در کتاب مشهور خود بحیره، که در زمان احمد شاه ایران طبع شده مینویسد که: صاحب نزهة القلوب نوشته که در زمان سلطنت ملوک غور: هرات: چنان آباد بود که: دوازده هزار حمام دشّش هزار کاروان سرا و یکصد و و پنجاه و چهار هزار خانه رعیت نشین بوده و سلطان حسین میرزا در عدد نفوس آن زیاد نمود ـ که افزونی آن بر صد هزار خانه دیگر بالغ شد چنانکه در دکان های ـ نانوائی در یک روز (۲۱) خروار سیه دانه بروی نان: می کردند. پلی ناموارتی که درین زمین یک وقتی گذرشان افتاده گفته اند: هرات باصحاب علم وسعت نظری میدهد، بارباب عمل تائید حرفه می نماید، به صاحبان اقتدار نفوذ جاذبه نصیب میکند، شعرا را مژدۀ ادبیات میدهد. --- page 24 --- ۱۰ علامه تفتازانی در کتاب مشهور خود (مطول) که در زمان ملوک کرت؛ در علم بلاغت به هرات نوشته بعد از انکه این شهر را جنت نعیم، بلده طیب، مقام کریم خوانده فرموده است :- لقد جمعت فيها المحاسن كلها واكثرها الايمان واليمن الامن مولینا سیف الدین هراتی در کتابی که بنام تاریخ هرات ؛ در زمان ملوک کرت تحریر نموده و ما یک نسخه قلمی آنرا بزحمت زیادی بدست آورده ایم راجع به بنای شهر چنین مینویسد :- که ماعین عبارت آنرا نقل میکنیم نقل است که بزرگان گفته اند: در خراسان ؛ اول شهری که بنا کرده اند پشنگ بن افراسیاب بنا افگنده و بعضی میگویند بانی او هوشنگ بوده است و بعضی میگویند که شهر هرات را ارده شیر بابکان و بهمن بن اسفندیار بنا کرده - شیخ مذکور در تاریخ نامه خود بنای هرات را هشت نوع آورده است :- اوّل: اینکه میگویند شهر هرات؛ در عهد طهمورث بن هوشنگ است چون --- page 25 --- چون طهمورث با در نعمت و ناز عمر دراز یافت ـ و ایام سلطنت و استیلاء و هنگام عظمت و استعلاء او از حد درگذشت و منازعان مملکت او سرجباری و قهاری را بر خط تخشع و تذلیل نهادند در آخر عمر ابلیس خبیث او را در دام تلبیس انداخت انا ربکم الاعلیٰ گفته ادعای خدائی نمود و از نهایت ظلم و ستم و کارهای ناپسندیده او رعیت از و متنفر گردید اکثر حشم و خدم او در اطراف و اکناف عالم منتشر گشت و قریب پنجهزار خانه وار صحرانشینان بسجده و کابل با رفتند و چند گاه در آنجا ساکن بودند و بعیض عیش و عشرت یافتند و نیز از آنجا نقل مکان کرده در غور آمدند و از اینجا نیز از ضیق اماکن در او به آمدند و عمارت های قشنگی ساختند از وفور نعمت آنجا به متول و صاحبان مال و جاه گشتند بعد در میان ایشان بواسطه یکزنی عداوت افتاد که همه روزه در میان خود مقاتله داشتند دو فریق شده بود یک فریق شان که کم قوه بوده و همیشه مغلوب و منهزم گشتند از او به بیرون آمدند بشط وادی بموضعی که آنرا گوانشان علویان خوانند نزول کردند و چند سال آنجا ساکن بودند ـ و آن قوم دیگر که بر ایشان دست تحکم و غلبه داشتند همه ساله می‌آمدند --- page 26 --- ١٣ واموال شانرا باسم خراج میگرفتند - چون ایشان را جایگاه حصینی نبود اضطراراً رضا بمالیت دادن نا ببر در ایام اولاد و احفاد شان بسیار شد، در میان آنها زنی بود بغایت حسن و جمال، نام او شمیره جان افریدوان از فرزندان کیومرث و این جماعت فرمان بردار او بودند روزی مجمعی ساخت و بآن جمع گفت که چند خواری خراج گذاری کشیم و اموال بدان قوم دهیم اگر چنانچه شما از تدبیر و رائی من تجاوز ننمائید ما و شما باندک فرصت ؛ از باج دادن خلاص شویم - آن قوم بیکبار شرائط فرمانبرداری را قبول نمودند شمیره از جواب باصواب آن قوم ؛ خوشدل شد، گفت ای قوم! مصلحت آن ست که بتدریج و آهستگی درین نواحی حصاری بسازیم و کاری بکنیم که چهار ساله خراج خود را بدانها بفرستیم تا دیگر بطرف ما رفت و آمد نداشته باشند و از کار ما هم خبر نشوند و والی آن قوم را ہیاطله نام شمیره مکتوبی نوشت بدو که :- همه ساله محصلین شما می آیند و با و شان زحمت میشود چه میشود که چهار ساله خراج خود را بفرستیم تا ما و شما را دل نگرانی کمتر باشد مکتوب شمیره بہیاطله رسید اینمعنی را غنیمت عظیم شمرد و ملک فرحون بن کوفال لون را که از انبار ہوشنگ بود بفرستاد تا خراج چهارساله را از شمیره بستاند و بخزینه هیاطله رساند --- page 27 --- رساند شمیره چون به لطایف حیل پای شان را از حد و د خود قطع نمود به بهتر ساحتی از ساحات شمیران را که بر شمال هرات است متصل خندق بنا افگند و دیوار بشکوه مندی بگردا و ساخت و دیوار شایگان مقدار سه فرسنگ بنا کرد و بر هر فرسنگی دری از آهن ، بنهاد ، بعد از چهار سال که هیا طله عمار نان خود را با خذ خراج ، فرستاد حصار محکم را بدیدند بازگشتند و نیز چند مراتب آدم فرستاد مایوس گردیدند و باز گشتند که در شمیران سالها زندگانی میکردند تا عهد منوچهر که عددشان بسیار گشت و در ان وقت ملک ایشان خرنوش بود بد و عرضه نمودند که جای ما بسیار تنگ است اجازه میخواهم تا شهری بنا کنیم که از بی جای به تنگ آمده ایم بعد از حصول اجازه خرنوش بنای شهر را گذاشت و أستادان و معماران و مهندسان را مال بسیاری بذل نمود تا بر طالع ستود شهر قهندوز را بنا نمودند بارۀ عظیم گردا و در کشیدند و بر چهار اطراف چهار کوشک عالی برآوردند دو در باز گردند یکی از طرف شمال دیگری از طرف جنوب و چنان ساختند که حصار شمیران در قهندوز درآمد و یک رکن رکین او شد و عرض دیوار شس سی گز نهادند بالایش پنجاه ذرع و برج ها نصب کردند و --- page 28 --- ۱۴ گرد وی خندق ژرفی بکندند و در اندرون قهندژ میدانی ساختند بس بزرگ، دوازده و نیم سال در عمارت او زندگانی نمودند و شهری شد بود بسیار عظیم بیت رکنهایش همه با راس جبل هم پهلو - برجهایش همه بر اوج سما همدستان - خاک ریزش زشکوهی و بزرگی چون کوه - خندقش مغرق و بس ژرف چو بحر عمان - قصر هایش همه چون روضه رضوان خرم - حجره هایش همه چون خلد برین آبادان. و سالهای گران در قهندژ بسر بردند که قهندژ بر ایشان تنگ آمد و در آن وقت ملک ایشان ارغاعوش بود ازو درخواست کردند که :- از پادشاه وقت اجازت طلبید که شهر تازه بسازیم پادشاه وقت بنا باجازه شان فرمود که بیت المال گنجایش تحمل نکند اگر رعیت از مال خود میساختند بسازند بعد نجواهش خود ارغاعوش مهندسان را طلبیده تقدیر گرفتند که هر روز چه قدر مرد بکار عمارت مشغول باشد شانزده هزار مرد برآوردند و بهر طرفی چهار هزار مرد و چهارصد استاد سریع العمل رسید دقیق بنیان فلک البروج را طلب کرده که بنظرات مسعود اساس شهر بنهند و منجان اسطرلابها در دست و تقویم ها در کف بنظر شهر --- page 29 --- ۱۵ ۱ مترقب بایستادند و خلق همه خشتها بر گرفته تا چون بگوید وقت رسید بگذارند عورتی نان می پخت کودکی چندان از نزد او گرفته میگریخت عورت که ناقص عقل بود گفت ای کودک نان بینداز مردم پنداشتند که قول منجمان است یکبار شانزده هزار مرد خشت با بینداختند و دران ساعت طلوع ثور بود ارغون غوش را ازان معنی خاطر مترد دگشت از منجمان پرسید که : احوال احوال این طالع چون باشد گفتند چون خداوند ثور ز هره است مردمان این ۱ شهر همه عشرت دوست باشند والحان ایشان خوش و چون مریخ ناظر طالع است همه دلیر و جنگی بوند و حرب و قتل را دوست دارند چون بیت المال برج بادی است مال بر دست خلق این شهر قرار نگیرد و بیشتر درویش حال باشند و سخاوت و نان دادن را دوست دارند و اولیاء و علماء بزرگ درین شهر منزل سازند آب و هوایش بسیار خوش و هرکس که به نیت ده روزه در و متمکن شود سالها بماند ملک ارغاغوش را ازان حکایات خاطر مجموع گشت و بفرمود تا خلق بکار عمارت قیام نمایند و این شانزده هزار مرد هشت سال در بناء او کردند تا ببالا رسید بعد چهار سال دست از --- page 30 --- ۱۶ گذاشتند تا خوب خشک شد بعد بعمارت بالا قیام نمودند هشت سال دیگر هم بالایش ببایست تا کار تمام شود و شهر را بر هزار کر نهادند و باره او را بر دوبیست یازده گزی دیواری که محیط است بقهندوز و هرات وضع او شد دوازده هزار صد و هشتاد سه گز بلیط بالای دیوار باره چهل و پنجذرع نمودند و بروی برجها چهار سولی نصب کردند و بر هر برجی صورت صلیبی بساختند جهته آنکه پادشاه وقت ترسا بود و برگرد شهر خندقی کندند بس عمیق و چهار دروازه باز کردند اول ؛ دروازه فیروزه، دوم ؛ دروازه هنر، سیم ؛ دروازه خوش، چهارم ؛ قهندوز بدین صفت شهری که کس ندیده ونشنیده بنا نهادند شاعری گوید : خاکش ز مشک اذفر و گل از عبیرتر نز هست او نمونه جام جهان نمای آبش چو آب کوثر و بادش نسیم صبح طیپ شمال او چو صبا روح جانفزای دوم : - شهر هرات و قهند و ز گذرابی بود که در اطراف او گرگان و گوران چراگاه داشتند و در حوالی هرات هیچ جای آباد نبود بغیر او به که در آن جا صحرانشینان سکنی داشتند بواسطه عورتی چنانکه ذکر او بتقرير پیوست بمیان غلمان --- page 31 --- ایشان اختلافی واقع شد. گروهی مفارقت لازم دیدند و از اینجا بقریه گواشان آمده اند و بعد از چند سال باز تقریب دره دو برادران آمدند مدتی در آنجا نشو و نما یافتند در مدت پنجاه سال شهر قهندوز را بساختند بعد از قهندوز بچند سالی دارا این دار ابنا و برات را آغاز کرد هنوز باره شهر تمام نشده بود که اسکندر رومی آمد با محاربه دارا را بقتل رسانید چون تخت سلطنت و تاج و عمارت : اسکندر را مسلم شد عمارت هرات را تمام کرد و برجها ساخت برهیئت صلیب : بعد از انکه ملک اسکندریان بدست ملوک عجم آمد اشک بن اشک بن دارا که از جهار ملوک طوایف بود مخصوص به خطه هرات فیم او در وازه خوش برج هایی که اسکندر ساخته بود بپوشانید و بروی هر برجی یک برج مدوری بنا کرد تا آثار بنا راسکندر مدروس شود خندق ها را ژرف تر گردانید و دروازه ها را از سمت راست بگردانید سیم:- روایت که بعد از طوفان نوح اول بنائی که اندر خراسان کرده اول حصار --- page 32 --- ۱۸ شمیران است و هرات نام دختر ضحاک است شهر هرات را او بنا کرد اوّل قلعه او به را بنا گذاشته بعد از ان شهر هرات را . چهارم :- چنین روایت است که : اسکندر با مادر خود مشورت کرد که تا بهرات آید آنجا شهر بزرگی و حصینی بنا کند و غیر شهر قهندوز در ان نواحی آبادانی نبود ترکمان ها شهر قهندوز را همیشه چور و چپو میکردند و تعدّی زیادی باهل آنجا مینمودند - لہٰذا بفرمودۂ ما در اسکندر بناء هرات را گذاشت . چون شهر تمام ساخته شد از تمامی ولایات خراسان و عراق از هر بلدی و قصبۂ طائفۂ را بهرات آورد . پنجم :- اینکه روایت است که شهر هرات را در عهد نمرود بن کنعان ساخته اند و هرات نام ملکی است از ملوک خراسان . --- page 33 --- ۱۹ ششم :- روایت است که اسکندر صندوقی یافت که در آنجا خطوط بنای هرات بود که حواری عیسی علیه الصلوة و السلام برکشیده بودند بعد از بناء اوّل سبب مشورت بناء آنرا عیسی علیه السلام به یاران باز نموده چون اصحاب عیسی علیه السلام متفرّق شدند چهار تن ازیشان بهرات افتادند چند سال در هرات بودند بر خلق مستولی شدند و میخواستند که هرات را بحال عمارات ؛ باز آرند چه هرات دران وقت خراب بود و اندک خلقی در وی ساکن نمیتوانستند چون اسکندر بهرات آمد ایشان را بنواخت و آن خطوط را که در صندوق یافته بودند بدیشان نمود ، بعد ازان هرات را آبادان کرد . هفتم :- روایت است که هرات را آن ذوالقرنین ساخته است که حق تعالی او را در کلام مجید خود یاد فرموده . --- page 34 --- ۲۰ هشتم:- روایت هست که دیوار بارۀ هرات را سه کس ساخته است: سیاوش بن کیکاوس دیوار اندرون بساخت و اسکندر دیوار بیرون و دارا بن دارا بُرجها را مدوّر کرد و در دیوار باره چیزی در وافزود و خندق را ژرف تر گردانید. و دیگر در تاریخ چنین آمده است که شهر هرات را پیغمبر نوحی ساخته است و وضع او را جبرئیل علیه السلام تعلیم داده. روایت است که در قدیم در شهر هرات هشتصد مسجد بوده و شصت هزار و چهار صد سرای بود و سی هزار حجره و دکان و یکصد و بیست و دو حوض و پنجاه و پنج حمام و نود خای و در قهندوز هزار و پنصد سرای بوده و نه صد مسجد و دکان و هشتاد مسجد جامع و چهل حوض و هژده حمام و و سی و پنج خای (۱) روایات و وجوهی که راجع به بنای این شهر مرحوم مولینا سیفی فرموده تا اینجا خاتمه یافت . (۱) این کلمه پوره مفهوم نشد ۱۲ --- page 35 --- ۲۱ فی الواقع ، مناظر دلکش طبیعی، کوه های سر سبز پست و بلند، دره های وسیع و تنگ، گل های قشنگ زیبا ، مرغان خوش آهنگ مختلف فضای گشاده نورانی؛ خاصه هنگام شام هرات که هر کدام جداجدا موید روحیات ادبی و قرایح نازک شعری گردیده ـ معلم فکر و آموزگار خیال میگردند . راجع بهوای هرات در اکثر تذکره ها مثل زده اند که :ـ لو جمعت تراب الاصفهان و ماء الخوارزم و هواء الهرات لم يمت فيها أحداً (۱) و دیگری گفته :ـ شام رمضان خوش است و گلگشت هرات با نعره تکبیر و خروشش صلوات خوبانش بتازه گی ز بازار ملک چون آب خضر روان شده در ظلمات هرات امروزه اگرچه از تطور حالات دنیا ، از روی بنا و تعمیر، از حیث (۱) هرگاه خاک اصفهان و آب خوارزم و هوای هرات یکجا جمع شود؛ هیچ کس در آنجا نمی میرد ۱۲ --- page 36 --- ۲۳ مدنیت و آبادی نسبت بحرهای جوانی خود کارش به جان و کاردش باستخوان رسیده و ازان بقعه نور و صفا جز خاک توده سیاری بیش نمانده است. ولی آن صفات خداداد و مزایای دلکشی را که دست قدرت خداوندی بدون سعی و زحمت کسی با و عطا کرده از دست نداده است. هنوز هم به نسبت اکثر نقاط داخله پایه ترقیاتش بلند؛ و دستگاه معالیش ارجمند است. هنوز هم علمای محقق و فضلای دانشمندی را تربیه کرده و ازان روح معرفتی که سر تا سر هرات مینوزید نفسی چند به مساعدت بازوی علمی و خدمات قلمی فرزندان رشید امروزه او مانده و باعث بقای حیات هرات گردیده است. خاک با نامه سنجاب یار می نویسد ولی سنجابشار خاک این زمین با خون اولیا ممزوج است و از دل عشاق مرکب به از حیات. --- page 37 --- ۲۳ که خاب خواجه غلطان روح شان شاد باد بشرافت این محیط پا از جاده ادب بیرون نگذاشته به سر احترام و پهلوی ادب غلطیده در یکی از گوشهای آن مقامی برای آرامگاه ابدی خود استخاذ کرده است . البته فیوضات جاریه اولیا رو تر بیه آب و هوای هرات بود که در دو سال انقلابات متوالی وطن عزیز ما که همچون آتش تر و خشک را یکجا سوخت باین سر زمین شعله و شراره هم فرستاده نتوانست :- با آنکه هرات نزدیک ترین جلوه گاه سیاسیات اجانب بوده - واز هر طرف چه افسون ها نبود که بر رخش دمیده و چه پروپاگندها نبود که بگوشش خوانده نمی شد . ازین شهر مینو بهر یک حصه معموراتی که بعد از چندین خرابی ها و بر بادی ها باقی مانده بود - آن هم سه سال قبل وقتی که مامورین دوره امانی اساس شهر نو را میگذاشتند قبل از انکه شهر جدید را آباد کنند به اصطلاح جامعه (پیش از مرگ کفن پاره کرده) خانه چندین ساله ما را خراب ؛ و آن موسسات --- page 38 --- ۲۴ قویمه را که بعرق ریزی های دنیا بعمل آمده بود با خاک گمنامی یکسان کردند. به اصطلاح عوام این کشور با تائید مولوی خاوند شاه گویا صادق بود که میگویند (هر که هرات را خواب کند خیری نمی بیند) در صورتی که این شهر با مقتضیات عصری آن دوره موافق نمی آمد خوب بود می گذاشتند که تا وفای عمرشان با نجام شهر نو ملت به این خانه کهنه خود میساخت !!! اکنون لازم است از نیکه خرابه های این شهر تاریخی را می بینیم که هر روزه برخ با نهدام گذاشته و آفتاب اقبالش زرد گشته قدم قدم به پشت کهسار نیستی افول میکند سرسری نگذاشته از شکل عمران و وضعیت موجوده این شهر بزرگ بهم وطنان عزیز خود یادگاری بگذاریم. --- page 39 --- ۲۵ قسمت دوّم تشریح جغرافیائی شهر شهر هرات ؛ مساحه سطحیه آن به (یک کیلومتر مربع) بالغ میشود به (۶۲) درجه و (۲۰) دقیقه طول شرقی و (۳۴) درجه و (۴۵) دقیقه عرض شمالی واقع است – به شکل مربع و منظمی نهاده شده و به (۱۴۵) برج و دو شیرازه و یک خندق بزرگ محاط است . این شهر به (۴) حصه مستقیم تقسیم میگردد :– ۱ اوّل محله قطبچاق که از طرف شمال و دروازه ملک شروع و به چار سوق منتهی میشود . درین محله (۳۰) دربند مسجد خورد و کلان و سه کاروان سرا و سه حمام و (۱۵) حوض عمومی و (۱۰۰) حوض خصوصی با (۶۷۶) حویلی و (۴۵۵) دکان و (۳۲) برج واقع است . ۲ : محله خواجه عبدالله مصری که بازار خوش دران حصه واقع بوده و این بازار از طرف مشرق شهر شروع و بچار سوق انجام --- page 40 --- ۲۶ مییابد. ١٢ مسجد ٢ تیمچه ٢٠ حمام ٢٠ حوض کلان و (۴۰۰) حوض خورد با (۷۴۰) حویلی و سه صد دکان و ۴۲ برج دران حصه واقع است ۳: محله درانی ها و بازار عراق که از طرف غرب آغاز و به چار سوق وصل میگردد. درین محله ۲۰ مسجد ۲ کاروان سرا، ۱ تیمچه، ۴ حمام ، ۱۱ حوض کلان ، صد حوض خورد ۷۰۷ حویلی و ۳۶۷ دکان و ۲۸ برج واقع است. ۴: محله برج خاکستر که بازار قند هار دران واقع و از طرف جنوبی شهر شروع شده بچهار سوق میرسد. درین حصه ۲۰ مسجد ده (۱) کاروان سرای ، ۶ تیمچه ، ۶ حمام و (۱۰۳) حوض عمومی و خصوصی و (۱۶۶۲) حویلی و (۳۳۸) دکان موجود میباشد. --- page 41 --- ۲۷ مسجد جامع شریف : یکی از بناهای مقدس داخله شهر مسجد جامع شریف است که آنرا غیاث الدین ابوالفتح بن سام که از سلسله امرار غورست بنانموده است – و سبب بنای این مسجد بزرگ حضرت فخرعلمای اسلام امام فخر الدین رازی رحمته الله علیه بوده – وسلطان غیاث الدین برای آن جناب بنا کرده است – و میگویند که : دراز منه قبل از بعثت با سعادت اسلام ؛ هم اینجا بادیان مختلف ؛ معبد عامه بوده است – مسجد جامع شریف : در حصه (شمال و شرق) شهر واقع است تماما عمارت آن از خشت پخته و چونه بصورت هندسی و یک هیئت باشکوهی نهاده شده ؛ چهار ایوان بزرگ ، پنج دروازه و چهار صد و شصت گنبد دیگر در بند مدرسه دارد . معلوم است در زمانهای سابق اکثر حصص آن کاشی کاری بوده و دران باقسام خطوط سبعه الواح مقدس از قبیل آیات --- page 42 --- عبادت گاه هفتصد ساله مسلمانان مسجد جامع شریف --- page 43 --- ۲۸ بینات الهی و احادیث حضرت رسالت پناهی نوشته شده که اکنون در بعضی حصص آثار آن باقی مانده است و معلوم می شود یکی از صنایع نفیسه و یادگارهای قیمت دار است که از دست استادان شاه کار اسلام بوده است. مسجد جامع شریف بگذشتن روزگار و تطور شئونات دنیا رخ بانهدام گذاشته بوده ولی اعلیحضرت امیر حبیب الله خان شهید بقرپ مبلغ یک لک روپیه از عین المال خود زمانی که به دوره افغانستان برآمده هرات را ملاحظه کرده اند این یادگار بزرگ اسلامی را بهمان شالوده و ساختمان سابق آن ترمیم فرمودند و واقعاً ازین رهگذر چه از حیث زنده کردن یک اثر شاندار دوره های اعتلاء و نهضت ما و چه از جنبه افاداتی که ازین مسجد مبارک با این محیط حاصل میشود. در عالم اسلام و برای مملکت عزیز خود خدمت بزرگی فرموده اند. --- page 44 --- ۲۹ خانه ویران ما را هر که معموری کند قصر امیدش الهی تا ابد معمور باد مسجد جامع شریف با قبل از ترمیمی که اعلیحضرت امیر شهید فرموده اند - یک مرتبه در زمان نظام الدین امیر علی شیر مرحوم ترمیم درستی شده و بعد ازان در سال (۱۲۵۳) هجری جاهائی را که خراب شده بود چه و زیر باند بیز یار محمد خان الیکوزائی تعمیر فرمود و تا اندازه اعلیحضرت امیر شیر علی خان مرحوم با هم در ترمیم آن صرف مساعی فرمودند. صحن مسجد جامع شریف بصورت یک محوطۀ مستطیلی نهاده شده که چار اطراف آنرا بنای مسجد مبارک احاطه کرده است. چار ایوان بزرگ بجها ر سمت در حصص وسطی نهاده شده و هر کدام از حیث رفعت و بزرگی خود شکوه این بنای معظم را تضعیف --- page 45 --- می بخشد - صحن مسجد جامع شریف (۴۹۶۰) متر مربع و در وسط آن حوض کلان و پخته میباشد . در یک گوشه چاهی حفر شده که آب وافر و خوشگواری دارد و اطراف آن از اینجا آب میبرند . از طرف حکومت مرکزی از سرمایۀ بیت المال ؛ برای خدمت این بنای مبارک ؛ سالانه بقدر کفایۀ یک حصۀ پول منظوری دارد که بمعاش خدام و مصرف ضروریات آن میرسد . درین زمان تولیت مسجد مبارک ؛ به جناب سیادت مآب میر سید محمد خان که یکی از روحانیون کرام و خدمت کاران ترقیات عالم اسلام میباشند مفوض است . خطابت مسجد مبارک را جناب میر غلام رسول خان که علاوه بر استعداد علمی طبع سرشار شعری هم دارند ایفاء میکنند . در پهلوی مسجد شریف ؛ یک مدرسۀ بزرگی هم تأسیس شده که دران --- page 46 --- ۳۱ دران طلاّب به تحصیل علوم دینیه و عربیه اشتغال دارند. و مصارف تدریس ؛ از طرف حکومت پرداخته میشود سراب درین سال ؛ نظر باقتضای دیانت پروری های دوره مادشاهی حضور جلالتمآب نائب سالار صاحب کتابخانۀ در مسجد شریف مفتوح : نموده و کتب عربیه متداوله را از مال شخصی خود خریداری و درینجا وقف فرمودند . برای ازدیاد شوق اهل علم لازم دیده و اسامی کتب مذکور را درینجا درج مینماییم . نمبر اسم کتاب تعداد مجلّدات ۱:- شرح ملا ۵۰ جلد ۲:- قطبی " " ۳:- شاطبی " " ۴:- شرح عقائد نسفی " " --- page 47 --- ۳۶ نمبر اسم کتاب تعداد مجلدات -۵ روضة الانف ۱ جلد -۶ شرح منار 〃 〃 -۷ رموز الاحادیث 〃 〃 -۸ حاشیه باجوری 〃 〃 -۹ شرح موقف جلد اول و دوم ۲ 〃 -۱۰ ہدایہ مع الکفایہ ۱ 〃 -۱۱ ہدایہ ۲ 〃 -۱۲ شاطبی ۱ 〃 -۱۳ معین القضات قلمی 〃 〃 -۱۴ فتاوی انیسه 〃 〃 -۱۵ سبط 〃 〃 -۱۶ شرح عقائد ۳ 〃 --- page 48 --- نمبر اسم کتاب تعداد مجلدات 117- شرح احیاء العلوم 1 جلد 118- مشکوات شریف 2 " 119- شیخ عبدالحق 5 " 120- شرح رساله شمسیه 1 " 121- کشف الاسرار شرح منار " " 122- شرح قطبی دسوقی " " 123- مواهب الفتاح " " 124- مجموعه صرف " " 125- کافیه " " 126- محرم افندی 2 " 127- مرات الشروح 1 " 128- شرح عقاید " " --- page 49 --- ۳۴ نمبر اسم کتاب تعداد مجلدات -۲۹ تفسیر اکملی ۱ جلد -۳۰ قاضی مبارک " " -۳۱ مختصر الوقایه مع ترجمه " " -۳۲ مسلک المتقین ۵۰ " -۳۳ مختصر ۱۸ " -۳۴ شرح عقائد ۶ " -۳۵ شرح مقاصد ۱ " -۳۶ مولوی مبین " " -۳۷ معین الحکام " " -۳۸ توضیح مع تلویح " " -۳۹ شرح مواقف " " -۴۰ جوهر النیره جلد اول " " --- page 50 --- ۴۵ نمبر اسم کتاب تعداد مجلدات ۴۱ مختصر المعانی ۱ جلد ۴۲ مختصر ملا علی قاری " " ۴۳ مختصر الوقایه " " ۴۴ مختصر المعانی مع شروح " " ۴۵ شرح فارسی مختصر " " ۴۶ شمسیه مع رساله جدیده " " ۴۷ مولوی عصام " " ۴۸ شافیه " " ۴۹ سیالکوتی بر مطول " " ۵۰ کافیه و هدایه النحو " " ۵۱ دسوقی شرح مختصر جلد اول " " ۵۲ هدایة السعلوک شرح تحفة الملوک " " --- page 51 --- ۳۶ نمبر اسم کتاب تعداد مجلدات ۵۳ :- سراجیه شرح فرائض ۱ جلد ۵۴ :- نقایه " " ۵۵ :- مولوی عبدالغفور بشرح ملا " " ۵۶ :- قطبی " " ۵۷ :- بحر العلوم " " ۵۸ :- شرح مسلم الاصول " " ۵۹ :- درر شرح غرر " " ۶۰ :- حاشیه میرزاهد " " ۶۱ :- شرح ملای جامی " " ۶۲ :- سیالکوتی بر تصورات " " ۶۳ :- مولوی عبدالحکیم بر عقائد " " ۶۴ :- مصباح المنير ۲۱ " " --- page 52 --- نمبر اسم کتاب تعداد مجلدات ۶۵ قطبی بشرح رساله شمسیه ۱ جلد ۶۶ مطول ۲ 〃 ۶۷ مجموعه صرف ۱ 〃 ۶۸ حریری 〃 〃 ۶۹ ملاتا سم بر خیالی 〃 〃 ۷۰ شرح منار 〃 〃 ۷۱ شرح حكمة العين 〃 〃 ۷۲ حاشیه مولوی عبدالحکیم 〃 〃 ۷۳ قطبی 〃 〃 ۷۴ حاشیه قاضی مبارک 〃 〃 ۷۵ مفتاح العلوم 〃 〃 ۷۶ ابوالکارم 〃 〃 --- page 53 --- نمبر اسم کتاب تعداد مجلدات ۷۷- توضیح مع تلویح ۱ جلد ۷۸- قسطلانی ۱۰ 〃 ۷۹- سراج المنیر ۴ 〃 ۸۰- شیخ زاده 〃 〃 ۸۱- صحیح البخاری ۷ 〃 ۸۲- تفسیر کبیر ۸ 〃 ۸۳- تفسیر اتقان ۲ 〃 ۸۴- فتاوی عالمگیری ۶ 〃 ۸۵- حاشیه خان ملا بر میر زاہد ۱ 〃 ۸۶- حاشیه ملا جلال 〃 〃 ۸۷- حاشیه قاضی اسمعیل کلنبوی بر ملا جلال آخند 〃 〃 ۸۸- حاشیه بر ملا جلال 〃 〃 --- page 54 --- ۳۹ نمبر - ۸۹ - ۹۰ - ۹۱ - ۹۲ - ۹۳ - ۹۴ - ۹۵ - ۹۶ - ۹۷ - ۹۸ - ۹۹ - ۱۰۰ اسم کتاب سلّم شرح حكمة العین مولوی عبدالحکیم بر شرح عقاید شرح عقائد مع حواشی شرح خلاصة الحساب شرح حكمة العین توضیح مع تلویح بحر الرائق قسطلانی (۲) حصہ خلاصة الفتاوی اعلام الموقعین جامع الرموز تعداد ۱ " " " " " " ۸ ۶ ۱ ۲ " مجلدات جلد " " " " " " " " " " " --- page 55 --- ۴۰ نمبر اسم کتاب تعداد مجلدات ۱۰۱ شرح جامع الرموز ۲ جلد ۱۰۲ شرح مواقف ۱ " ۱۰۳ درر شرح غرر ۲ " ۱۰۴ نجات الغافلین ۱ " ۱۰۵ شرح قصیده برده " " ۱۰۶ تحریر سنباط وغیره " " ۱۰۷ قوة القلوب " " ۱۰۸ شرح جامی ۲ " ۱۰۹ شرح وقایه ۴ " ۱۱۰ شرح عقائد نسفی ۱ " ۱۱۱ ہدایہ اول ۲ " ۱۱۲ مختصر المعانی ۱ " --- page 56 --- ۴۱ نمبر اسم کتاب تعداد مجلدات ۱۱۳- دسوقی بر مختصر المعانی ۳ جلد ۱۱۴- مختصر المعانی مع شروح ۱ " ۱۱۵- مختصر المعانی مع شروح " " ۱۱۶- شرح خلاصه کیدانی " " ۱۱۷- غایة التحقیق " " ۱۱۸- شرح منار " " ۱۱۹- در السعادت " " ۱۲۰- شرح عقائد نسفی ملا احمد " " ۱۲۱- فتاوای غیاثیه معین الحکام کاملیه " " ۱۲۲- مرقات ۵ " ۱۲۳- رد المحتار ۶ " ۱۲۴- سیالکوتی ۱ " --- page 57 --- نمبر اسم کتاب تعداد مجلّدات ۱۲۵:- محرم افندی ۱ جلد ۱۲۶:- جمال بر جلال " " ۱۲۷:- تحفه بر لاجلال - قلمی " " ۱۲۸:- ملا احمد بر شرح عقائد " " ۱۲۹:- شرح علاءالدین " " ۱۳۰:- ملا صادق بر بدیع المیزان " " ۱۳۱:- حاشیۀ مولوی حسام الدین " " ۱۳۲:- انوار التنزیل " " ۱۳۳:- معالم التنزیل ۲ " ۱۳۴:- نقب ۱ " ۱۳۵:- حاشیۀ کفوی بر عصام " " ۱۳۶:- مولوی حسن سیالکوتی " " --- page 58 --- ۴۳ نمبر اسم کتاب تعداد مجلدات ۱۳۷ میرسید شریف ۱ جلد ۱۳۸ عین العلم شریف " " ۱۳۹ صرف فارسی " " ۱۴۰ شرح وقایه ترجمه فارسی " " ۱۴۱ جامع الصغير " " ۱۴۲ قطبی و میر قلمی " " ۱۴۳ شرح جلالی بر عقائد - قلمی " " ۱۴۴ حاشیه قلمی شرح ملا " " ۱۴۵ میر قلمی " " ۱۴۶ قرآن شریف چاپ ترکیه " " ۱۴۷ یک جزوی قرآن شریف ۳۰ " ۱۴۸ کتاب فتوحات اسلامیه جلد اول ۲ " --- page 59 --- نمبر ۱۴۹ اسم کتاب قاموس اللغات تعداد ۱ مجلدات جلد جناب حاجی محمد عظیم خان قوماندان کوتوالی شہر، ہم نسبت بحسن اسلامیتی که داشتند - کتابهای ذیل را از مال شخصی خود ضمیمه کتابهای فوق کردند و ازین رهگذر خدمت شایانی بعالم اسلام نمودند:- نمبر ۱:- ۲:- ۳:- ۴:- ۵:- ۶:- اسم کتاب فتوحات الهی هدایه شریف اول کنز الدقائق عینی مختصر الوقایه مترجم اصول شاشی سراجی تعداد ۴ ۱۶ ۱ ۱ ۸ ۱ مجلدات جلد " " " " " --- page 60 --- ۴۵ نمبر اسم کتاب تعداد مجلدات ۷ - جلالین شریف چاپ خورد ۳ جلد ۸ - کنز اللغات ۱ " ۹ - مختصر المعانی " " در طرف شمال مسجد جامع شریف مدفن سلطان غیاث الدین غوری است که گنبد بزرگ و بلندی بوده - و اکنون از ان جز چهار دیوار و بعضی آثار نوشته های گذشته چیزی دیگر باقی نمانده است . این مدفن را خود سلطان مذکور در زمانی که مسجد جامع را بنا نموده برای همین معنی احداث کرده اند . غیر از قبر سلطان غیاث الدین قبرهای دیگر از اولاد و غیره هم در آنجا بوده - و ملک معزالدین حسین کرت ؛ نیز در آغوش این بقعه باسترخت ابدی ساریده شده است . --- page 61 --- ۴۶ یک چله خانه هم در مسجد مبارک است که میگویند حضرت خواجه عبیدالله احرار و بسیار دیگر از مشایخ کبار در اینجا بطاعت حضرت خداوند غفار پرداخته اند . درین مسجد جانب اندرون حویلی و بر رواق بعضی دروازه ها فرامین و احکام پادشاهان سابق که در خصوص معافات و رفع تکالیف نموده اند - روی سنگ های مرمر منقور و تا هنوز باقی است . همچنین در ایوان غربی پهلوی محراب بصندوق چوبی تبرکاتی که در سنه (۱۳۴۰) قمری جناب فخری پاشا (سفیر دولت عثمانی) وارد افغانستان نموده بودند نهاده شده و در طرف شمالی صندوق سنگی یادگار این تبرکات بدیوار نصب و در ان این چند سطر نوشته شده لا اله الا الله محمد رسول الله الحمد لله والصلوة على رسوله المجتبى محمد المصطفى وعلى آله واصحابه --- page 62 --- ۱۴۷ نجوم الاقتداء والاهتداء بقدچون زمره امتنان غمدیده در د فراق کشیده دل افکار جان نثار حضرت سید ابرار را هر لحظه آتش عشق از دولت دیدار فائض الانوار آن حضرت از کانون سینه شعله در میگردد - بآن درجه که هر یک از مشتاقان جمال باکمال آن محبوب ذو الجلال را آرزو مندی چنان است که خاک آستان ملایک پاسبان آن شفیع امتنان را کحل الجواهر دیده رمد دیده خود نمایند. چنانچه سر حلقه عارفان زمان و مداح با کمال سید الانس والجان مولينا نور الدین عبد الرحمن جامی قدس الله تعالی سره السامی فرموده است. گرپی ارباب شوق با د بهاری خار وخسی آرد از دیار محمد همچو مژه بردو دیده تا دم محشر جاکنم بیا د گار محمد --- page 63 --- و از جمله یادگار این تحف و هدایا ت است که جناب جلالتماب فخری پاشا که یکی از افسران بزرگ دولت قوی شوکت روم است از مرقد منور و روضه مطهر آن حضرت صلی الله علیه وسلم دریافت نموده بود در شهر رمضان المبارک (۱۳۴۰) که وارد دولت خداداد قوی بنیاد افغانستان گردیده تبرکاً و تیمناً برای مسلمانان اینولا و امتیان حضرت خاتم الانبیاء عنایت فرموده همه را ممتاز گردانیدند . لهذا آن تبرکات درین مسجد جامع و موضع شریف نیف بسمت قبله که نظرگاه مسلمانان است منصوب و استوار گردید که هر آرزو مندی بدولت زیارت آنها مشرف گردیده بحمد پروردگار و درود حضرت سید ابرار مستفید و کامگار و نایل ثواب بسیار گردد . تفصیل این تبرکات ازین قرار است اول --- page 64 --- ۴۹ ۱ اوّل غبار صندوق مبارک روضه مطهر ۲ قطعه از پوش روضه مطهره و قطعه از شمع داخل روضه مبارک ۳ قدری صندل از صندل های بخور روضه مبارک ۴ بُرش صف نماز پوش روضه مبارک و پرده های اندرون خانه مبارکه ۵ قدری غبار از روضه مبارکه سیدة النساء فاطمة الزهراء رضی الله تعالی عنها این بود تفصیل تبرکات که عیناً نوشته همان سنگ مرقوم گردید راجع به ترسیم مسجد مبارک این سه رباعی که روی کاشی ها خوانده میشد در اینجا ثبت گردید :- - اول :- مقصوره و طاق جامع شهر گردیده خراب بود از دیر --- page 65 --- ۵۰ شد از غیب گشت تاریخ و قولنا علی شیر ۸۹۵ دوم :- این بقعه که مانده بود چون عظم رمیم ماننده کعبه یافت احیای عظیم تاریخ عمارتش ز دل جستم گفت ثانی بنای طیب ابراهیم ۹۰۴ بدروازه شمالی :- بتعمیر این بقعه جان یافت فیض که مانند خلد ست ماوای فیض چو از فیض تعمیر شد بهره مند خرد یافت تاریخ آن جای فیض --- page 66 --- ۵۱ دیگ فلزی کلانی که روی پایه پاگذاشته شده قطر آن (۱/۲ ۱) متر وعمق آن دو متر میشود در ایوان غربی مسجد موجود است . این دیگ در زمان محمد بن محمد بن محمد کرت ساخته اند ـ مادهٔ تاریخ که حوالی بیرونی دیگ نقش شده این است :- بسال ۷۷۶ بود از هجرت که نقشبند حوادث نمود صورت این تا اینجا بود بمسجد مبارک که تمام گردید . قلعه ارگ :- یکی از بناهای بزرگ این شهر قلعهٔ ارگ است ـ ارگ ؛ در شمال غربی شهر بحصهٔ مرتفعی واقع و یکی از قدیم ترین معمورات هرات شمرده میشود . علمای علم تاریخ ؛ این قلعه را بنام قلعهٔ اختیار الدین یاد --- page 67 --- ۵۳ میکنند . تاریخ بنای آن پوره تعیین نشده ولی از وضع ساختمان آن معلوم میشود که با بنای شهر موازی بوده . در زمانهای سابق ، قراری که تاریخ نشان میدهد - از حيث متانت و استواری خزانه عمومی و عموم تجهیزات و ذخائر دولتی در اینجا تعبیه می شد . حملات سنگین طاقت سوزی را که هرات تحمل مینمود یک پهلوی مهم مدافعه را متانت همین قلعه ایفا نموده است ! ! ! حصص بیرونی قلعه به شیرازه و خندق بزرگی احاطه شده، دیوارهای ثابت و بلند آن با برج و باره که بصورت هندسی و عسکری ترتیب داده شده بر مناعت و انتظامات نظامی هرات می افزاید . این قلعه علاوه بر متانت و استحکام عسکری چون بر بلند ترین --- page 68 --- موقعی واقع است بر تمام اطراف و جوانب خود فرمان فرما بوده بر هوای تازه و نظارهٔ وسیعی هم مالک میباشد. عمارات و بناهائی که مرحوم فرامرز خان سپه سالار احداث فرموده بهمان طرز و اصول اصلی آن تاکنون موجود است . حضور والاحضرت جلالتمآبی سردار محمد هاشم خان صدر اعظم وقتی که قیادت عسکری هرات را میفرمودند چاونی عالی پای ارگ را با دیگر چونی با بصورت بسیار منظمی تاسیس فرموده اند. و همچنین مقابل ارگ یک شفاخانهٔ مکمل موافق با اصول صحی بنا نهاده و ازین رهگذر در دنیای عسکریت هرات یادگار بزرگی نهاده اند. و الحاصل ارگ شاهد دوره‌های اعتلا و مدنیت سابق هرات بوده و ارباب تاریخ از زمانهای قدیم آنرا آباد، نشان می دهند. --- page 69 --- ۵۴ چهار باغ چهار باغ یا د مرکز ادارات عمومی، دارای عمارات بزرگ و عالی بوده - در داخل شهر میباشد. در تاریخ یقینی بنای آن اسناد صحیحی بدست آورده نتوانستیم بعضی میگویند در زمان مرحوم یار محمد خان بنای آن نهاده شده و برخی بعد از ان و قبل از ان تعیین کرده اند. عمارات موجوده درونی اکثر از زمان مرحوم سعدالدین خان نائب الحکومه و یکحصه هم در زمان جناب شجاع الدوله خان ترمیم شده سلام خانه بزرگ را جناب جلالتمآب مرحوم محمد سلیمان خان وقتی که نائب الحکومه هرات بودند بطرز درستی بنیاد نهاده اند. در چار باغ تمام دوائر رسمی حکومتی جا داشته و به نسبتی که چار باغ به تمام شهر رسیدگی کرده میتواند محاکمات عمومی در اینجا قطع و فیصله میگردد. --- page 70 --- ۵۵ مصلی و مدرسه میرزا در طرف شمال شرقی شهر بفاصله هزار قدم واقع بوده و قراری که مینویسند بنای مصلی اول را ملوک کرت نموده و بنای مصلی دوم را امیر تیمور کورگان نهاده و بنای سوم آنرا سلطان حسین بایقرا انجام داده است . در زمان سلطان حسین : امیر نظام الدین علی شیر مسجد جامع و شفاخانه بزرگ با یک مدرسه و خانقاه بعنوان مدرسه و خانقاه اخلاصیه در اینجا تاسیس نموده بود که از حیث بناء و تکلف در عمارت دارای شهرت بزرگی بوده است . صاحب بحیره مینویسد (که درین سال یعنی ۱۰۲۳ هجری بمانند مدرسه میرزا در کل ایران و توران مدرسه به شکوه و صفا نیست و آنرا بصرف مبلغ خطیری احداث فرموده اند یعقوب بیگ شاه تبریز نظر به روابط اتحادی که با سلطان حسین میرزا داشت --- page 71 --- ۵۶ قرار درخواست سلطان (۶۰۰) قطار سنگ مرمر از تبریز برای مصرف این مدرسه فرستاده است ـ دختر میر زاد فرزندان او که در انجاست یکی از نوادر آثار عمرانی دنیاست. سنگ هفت قلم بر سر قبر یکی از اولاد های میرزا گذاشته شده که بآن نفاست سنگی در دنیا نیست . استادی به ۱۲ سال آنرا برای قبر خود سلطان ساخته بود چون آنرا در انجا نهادند به دوازده سال سنگ دیگری به همان ترتیب تهیه نمود ) معلوماتی که صاحب بحیره می دهد تا اینجا بود . در زمانهای سابق بلکه تا شروع سال های ۱۳۰۳ و ۱۳۰۴ قمری مصلی و بناهای آن آباد و معمور بوده است . بهاء الدین عاملی مشهور به شیخ بهائی در کتاب خود کشکول راجع - است --- page 72 --- ۵۷ باین مدرسه چنین فرموده است : وما بنى فيها من المدارس ليس لها فى الحسن من مجانس اشهرها مدرسة الميزرا مدرسة رفيعة البناء رشيقة رايقة متينة كانها فى سعة مدينة في غاية الزينة والسداد عديمة النظير فى البلاد بالذهب الاحمر قد تزخرفت كانها جنة عدن ازلفت وكلما يقوله النبيل في وصفها فانه قليل --- page 73 --- ۵۸ والحاصل این مدرسه یادگار بزرگی از زندگانی های مشعشع و درخشان عالم اسلام بوده – دوره های سعادت و نیک بختی هرات را یا د میداد . در سال ۱۳۰۳ قمری اعلیحضرت ضیاء الملة والدین امیر عبد الرحمن خان مرحوم بنا بر بعضی مصالح مملکتی و نظریات نافع ؛ در امور بهبود هرات چون مجبور بودند از بهر یک بنای پر شکوه و شانی صرف نظر فرموده درین وقت جز هفت پایه مناری که آنها هم رخ به خرابی گذاشته و همان دخمه که مشهور به مهد علیا است و آرامگاه میرزا علاء الدوله و بایسنقر و غیره واقع شده نشانی از مصلی و مدرسه اصلی باقی نمانده است . و همچنین باغ زاغان و باغ مراد و باغ سفید که در زمان ملوک تیموریه از نزهت گاه های هرات شمرده میشدند نشانی از خود بجا نگذاشته --- page 74 --- ۵۹ نگذاشته اند . گازرگاه شریف در دامنه کوهی که به شمال شهرست واقع شده و اینجا را اهل تاریخ بنام های مختلف یاد میکنند . حضرت مولینا عبد الرحمن جامی گازرگاه خوانده که گازر جامه شور را میگویند در اینجا هم جامه ہائی که به لوث معصیت سیاه میشود بآب زلال رحمت خداوندی سفید میگردد. گازرگهیست تربت او کا بر مغفرت در ساحت سفید کند نامه سیاه صاحب بستان السیاحه کارزارگاه مینویسد و میگوید کارزاری در سنه ۱۵۰ ہجری اهل اسلام هرات با خوارج در اینجا کرده و شهدای مسلمانانرا در موضعی که هفت چاه میگویند دفن کرده اند ازین جهه این جا را کارزارگاه مینامند . --- page 75 --- بخشش نمود فقط عبدالرسول تصویر دلپذیر مرقد منوره مزار فیض آثار حضرت شیخ الاسلام خواجه عبدالله انصاری رح --- page 76 --- معجم البلدان این موضع همایون را بنام کا زیارگاه یا د فرموده والحاصل اہل تاریخ میگویند کہ این مقام بہ نسبت خواجه گان هفت چاه که در سنه ۱۵۰ شهید و در اینجا دفن شده اند مرجع دعوات اہالی واقع شده وجناب شیخ عمو بہمین جهته در آنجا رفته و بطاعات حضرت الہی پر داخته و ذات تقدس آیات حضرت مقرب باری خواجہ عبداللہ انصاری قدس اللہ سرہ السامی نیز در آنجامد ت ہا بر آوردہ و آخر تربت پاک و مقر تابناک شان ہمان بقعه مقدس واقع شدہ است گازرگاہ شریف عمارات دلپذیر و آب و هوای زنده دارد . عماراتی که امرای تیموریه نموده‌اند تا ہنوز باقی است یکی از دو سنگ هفت قلم که ذکر آن در مصلی گذشت بہ گازرگاہ ست مقبرہ اولاد چنگیز در آنجا است . دیگر امرای عظیم الشانی هم در اینجا مدفونند اولیا رو مشایخی . --- page 77 --- ۶۲ بصرف زائرین و عابدین و ترمیم عمارات آنجا پرداخته میشد تا اینکه هرات را باغچه انصاریان میگفتند. و این موقوفات و نذورات تا همین وقت هم از طرف حکومت منظور و بصرف گازرگاه شریف رسانیده میشود. تولیت مزار فیض آثار درین وقت به جناب فضیلت مآب میر غلام حیدر خان که یکی از علمای باهوش وزکای این محیط اند مفوض بوده است این وظیفه اسلامی به خاندان میر صاحب از وقت ها بوده و اکنون هم از خوان اخلاص و پهلوی فضیلت و اخلاق شان عموم زائرین استفاده میبرند. حضرت مولانا عبدالرحمن جامی قصیده غرائی به فضیلت این مقام مبارک انشاد فرموده اند. طوبی لروضه سجدت ارضها الجباه بشری لسده لثمت تر بها الشفاه --- page 78 --- ۶۳ این آستانه ایست که از خاک او برند شایان ملک و افسر و عز و سریر و جاه رخ چون نهد بسده والاش آفتاب چرخ ارنه زیر پاش نهد قامت دوتاه چون ابر اگر ز سقف رواقش چکد مطر سر بر زند ز طارم چرخ برین گیاه گیرد جهان ز شمسه ایوان او فروغ بر صدق این سخن دو گواهند مهر و ماه بندد بروی خود همه درهای حادثه هر کس که آورد بحریم درش پناه این منقبت ز دولت صاحبدلی گرفت کز مهد خاک کرده درین بقعه خوابگاه پیر هرات زبده انصاریان که سود --- page 79 --- ۶۴ بر طاق چرخ قبه دهلیز او کلاه تصنیف اوست درس مقیمان مدرسه تلقین اوست ذکر مریدان خانقاه گازر گهیست تربت او کابر مغفرت در ساحتش سفید کند نامۀ سیاه میل سر مزار پر انوار او کشد زوار را بدیده دل کحل انتباه دلو زریست صورت قندیل مرقدش کزوی رسید یوسف مصری بحسن جاه نور ولایتش که جهان را فروگرفت تا حشر باد هادی افتاده گان راه جامی حریم کعبه بر حاجت این دراست روی دعا بکعبه کن و حاجتی بخواه --- page 80 --- ۴۵ بهار الدین عاملی درین باب هم مثنوی و قصیدهٔ مشهوری دارد که این چند بیت را ازان انتخاب می کنیم:- سقیاً لکازرگاه من جنة أنهارها من تحتها جاریه قد أخجل المسك نسيم لها وزهرها قد أرخص الغاليه فيها شفی القلب وأطيارها بنغمة القانون كالزاريه و باز درین بیت آرزوی بودن خود را به گازرگاه کرده می گوید:- إلي م يا دهر وحتي متي تسعي بأيامك أيا ميه در صفت اهالی گازرگاه چنین میفرماید :- --- page 81 --- فيها البساتين بغير حصر يقصدها الاناس بعد العصر من كل صنف ذكرا وانثی وحرة وامة وخنثی لا هم عند هم ولا نكاد كانهم قد حوسبوا وغادوا موی مطہر حضرت رسول اللہ صلی اللہ علیہ وسلم که ذریعہ میر سلیمان خان مرحوم پسر عموی میر صاحب حالیہ از ترکیه ابتدای پادشاہی امیر حبیب اللہ خان شہید فرستاده اند ہم در گازرگاه شریف است که زائرین از فیض حضور آنرا مستفیض میگردند . مسجد زیر زمینی بزرگی هم در اینجا هست که دران بعبارت --- page 82 --- ۶۷ خداوند میپردازد و با اصول عجبی ساخته شده . قسمت سوم واقعیات مشہور اعتذار ولو که مطلب اصلی ما به نشر واشاعه این رساله ناچیز فقط برای تشریح تاریخ (بنای شهر) و یک قسمت از معلومات جغرافیائی آن موضوع شده و چیزی که ما ازین رساله گک کوچک خود در نظر داریم افاده همان مطلب اصلی ما است . اما اگر این محیط (ہرات) را بہ حیثیت یک موجود متحسس روزگار از دست داده فرض کرده و بخواهیم همین روز تولد او را با آخرین فرصت عمر او ذکر کنیم - مجبور میشویم که از اسباب مرض و زوال نشاط جوانی او ہم سرسری نگذشته بقارئین محترم بشرطی که موجب درازی سخن؛ وضیاع مطلب مانشود - درین جا کہ ہنوز از شهر وگازرگاه بیرون نرفته ایم یکحصه از ان دوره های مدہشی --- page 83 --- ۶۸ را که بر هرات و هراتیان وارد آمده عرضه دهیم این است که یک نمونه از ان واقعات را که مهم بوده ما بدست آورده توانستیم تحت عنوان قسمت سوم درج می نمائیم. هرات عزیز در عمر خود بطوفان های مدهش و آلام و فجایع مختلفی دچار گردیده و سیر تاریخی آن خطرات و موانع بزرگی را سپری نموده است. سلسله های تاریخ و قسمت های روزگار گذشته این شهر همچنانکه بر مسرت و سعادت مشتمل بوده بر مذلت ها و بدبختی های تیره و مشئومی نیز برخورده است. هرگاه در ناصیه تاریخی این شهر قدری خوض نمائیم و چشم را از حلقه های مدنیت و آرامش آن لغزانده بآن خطوط و رقومی --- page 84 --- ٤٩ که با خون جوشان جوانان در سرشک دیده یتیمان با نوک شمشیر اجحاف و ستم رکز و ثبت گردیده بیندازیم واقعاً موهای بدن ما را راست و احساسات هر سنگدلی را مرتعش و مشمئز خواهد ساخت . ارباب علم تاریخ وقائع مشهور هرات را در قسمت های مختلف ذکر کرده اند که مهم ترین آن قرار حصری که کرده اند این است :- اوّل : فتنه بغیری[؟] که در سنه ۱۵۰ هجری سه صد هزار کس داخل فتنه گشته حاکم هرات را کشته و موجب چندین قتل نفوس و ریختن خون گردیدند . دوم :- فتنهٔ کار زارگاه (گازرگاه) که در سنه ۲۰۶ هجری بقول صاحب بستان السیاحه که یکی از مورّخین ایران است از طرف خوارج واقع شده و در گازرگاه جنگ عظیمی روی (۱) بستان السیاحه مطبوعه طهران در سنه ۱۳۱۵ تألیف زین العابدین شیروانی در سنه ۱۳۱۴ ص ۶۰۴ ۱۲ --- page 85 --- ٧٠ داده باعث اتلاف چندین هزار نفوس از طرفین شد – تا آنکه عبد الله بن عبد الرحمن عمار بدفع آنها اقدام کرده و آنها را منهدم گردانید : چنانچه درین جنگ از کثرت مقتولین در گازرگاه هفت چاه کنده و شهدای اسلام را در ان دفن نمودند که تا هنوز بیادگار خون سرخ آنها کوه گازارگاه نشانی با داشته و مخیم آمال خلائق واقع شده است. سوم:- واقعه قحط و غلای بود که در سنه ۴۹۱ روی نموده و چندین هزار کس را از گرسنه گی ہلاک نمود. چهارم:- واقعه قتل عام چنگیز است که در ۶۱۷ ہجری قہرمان تاتار علم فرمانفرمائی شرق و غرب را برافراشته و ہرات عزیز را چنان پامال نمود که تا هنوز بحالت اصلی معاودت کرده نتوانست – که تفصیلات این واقعه جانسوز را بخار --- page 86 --- ۷۱ چنانچه سیفی هروی تشریح میدهد بعبارت خود اوائیک سمع می فرماید سیفی میگوید: که تولی خان پسر چنگیز خان قصد هرات کرد نخست زنبور نامی را ایلچی فرستاد و با اهل هرات پیغام داد که ملک و امیر و غنی و فقیر هرات باستقبال موکب همایون شتابند تا از سخط عالم سوز ما امان یا بند در آن اوان از طرف سلطان جلال الدین خوارزم شاه ملک شمس الدین حاکم هرات بود و در رعیت پروری و عدالت گستری و شجاعت و دلاوری ید بیضا مینمود چون ایلچی تولی خان نزد وی رسید و حکم تولی خان را بوی رسانید شمس الدین ایلچی را بقتل آورد و مستعد قتال گردید تولی خان بعد از شنیدن این احوال مصمم جدال شده فیمابین محاربه عظیم دست داد و بسیاری از سرداران و سپاه تولیخان کشته شدند و مدت هفت روز مقاتله غریب اتفاق افتاد روز هشتم ملک بقتل آمد و مردم شهر دو فرقه شدند قومی بصلح و قومی بجنگ مائل گشتند چون قضا مبرم و قدر محتم بود شهر را بدست --- page 87 --- ۷۲ خود دادند و ابواب رنج وعنا وقتل و غارت بر روی خود کشاندند پس تولیخان خلق آنجا را بچهار قسمت کرد و هر قسم آنرا بدروازه بیرون بردند و تمامی آنها را بقتل آوردند در تاریخ سراج منهاج مسطور است که بهر دروازه شش صد هزار کس کشته شدند و قریب بصد هزار دختر ماه پیکر و مهر منظر باسیری بردند آنروز تا نماز عصر قتل میکردند تولیخان بعد ازان فرمان داد که کسی را نکشند هنوز دویست هزار کس باقی بود و قول دیگر در گرفتن هرات واردست در تقریر آن چندان فائده نیست زیرا که مضمون هر دو قریب بیکدیگرست تولیخان بعد از قتل و غارت فراوان حکومت آنجا را با بوبکر حنفی داد و از مخصوصان خود منکتا نامی را شحنگی مقرر کرد بعد از هشت روز روی توجه بصوب دیگر آورد ابوبکر و منکتا ابواب شفقت و رافت بر روی خلائق مفتوح نمودند و باز ماندگان بميامن عاطفت و حسن رافت ایشان بیاسودند و پسر --- page 88 --- ۷۳ بامر زراعت و عمارت قیام و اقدام مینمودند اما در خفية بترتیب سلاح و آلات حرب مشغول بودند و چنان می نمودند که اسباب و آلات جنگ آسوده میسازیم که اگر رایات چنگیزی بطرفی حرکت نماید به امداد او بپردازیم ملک ابوبکر و منگتا باور داشتند و ایشانرا به حال خود گذاشتند تا آنکه قوت تمام و شوکت مالاکلام حاصل کردند و دود از دودمان خود برآوردند - مخفی نماند که در قتل عام هرات در مرتبۀ دویم سه روایت آورده اند گویا اصح روایت این است که مولف تاریخ هرات معین الدین اسفزاری نوشته که دو نوبت لشکر چنگیز خان قلعه کالیونرا که بته بر تو شهرت دارد محاصره نمودند هر چند سعی کردند بر فتح آن قلعه قادر نشدند بعد از آنکه هرات را فتح کردند خبر تبہ برتو رسید که اهل هرات بسلاح مهیا میسازند حیله انگیخته عیاری فرستاده ملک ابو بکر و منکتا را کشته اهل هرات را باغی و طاغی ساختند و چون خبر به چنگیز خان رسید متعجب گردیده و گفت: --- page 89 --- مردها زنده شدند ایلکدای نوین باهشتاد هزار سوار جرار از نواحی حرکت کرده پنجاه هزار سوار و پیاده دیگر از خراسان و افغان جمع فرموده متوجه هرات شد و مدت شش ماه و هفده روز محاصره کرده از طرفین مردم بسیار بقتل رسیدند بالاخره ذخیرۀ محصوران بقلت انجامیده اهل هرات دو فرقه شدند جمعی بقتال و جدال میل کردند و جمعی بصلح و مصالحه راغب شدند عاقبت سپاه دشمن چون مور و ملخ هجوم آورده مانند زنبور حصار را سوراخ کرده شهر را گرفتند ایلکدای امر نمود تا خلائق را صغیر و کبیر از تیغ گذرانند و هیچکس را سری در بدن و باری در گردن نباشد چنان کردند و عمارات و بیوتات و برج و باره و خندق را همگی از بیخ بر آوردند و یکسان و برابر نمودند در کتب تواریخ مسطور است که هزار هزار و ششصد هزار و کسری بشمار آمد که کشته شده بودند و چندین هزار دختر ماه پیکر و خورشید منظر جدا کرده با غنائم بیحد در مرکز لائق چنگیز خان بود بدارالملک سال --- page 90 --- ۷۵ ارسال نمود چون ایلچکه ای از شهر بیرون رفته در مقامی منزل گزید و دو هزار سوار جرار باز گردانید که اگر کسی مخفی شده باشد بعدم ارسال نمایند در این نوبت نیز دو هزار نفر بقتل آوردند و بعد از سه روز نزد ایلچکه ای مراجعت کردند و در این بلیه شانزده نفر در کهف و غار و گوشه و کنار پنهان شده بودند نجات یافتند و بعد از رفتن سپاه چنگیزی بدان شهر شتافتند چه دیدند در هر سر راهی ماهی کشته و در هر قدمی محترمی بخون آغشته در هر مقامی دلارا می برخاک هلاک افتاده و در هر رهگذری دلبری روی بزمین عدم نهاده مدت بیست یوم از فراق احباب و اصحاب و اقربا و اصدقا ناله وزاری بر آوردند وشیون و سوگواری کردند بعد از آن در بیرون درب یک حمام کهنه مسکن ساختند و هر کسی که از چنگال اجل جان برده بودند بایشان پیوسته تا عدد ایشان بچهل رسید آنگاه بدرون شهر آمده در مقامی لنگر اقامت انداختند و یکی را که شرف الدین خطیب نام بود بر خود --- page 91 --- ۷۶ امیر ساختند و مدت شانزده سال بیداری و راهزنی در آن شهر گذران کردند در این مدت بغیر از آن چهل نفر در آن کشور کسی نبود تا آنکه اوکتای قاآن پسر چنگیز خان بر عمارت آنجا امر نمود. واقعاً تیره باد آن روزگار سیاهی که قهرمانیت چنگیز بر شرق و غرب فرمان فرمائی داشته و روزی که فرزند خونخوار او تولی در اطراف این شهر عزیز ایستاده با یک فوج آتشین و یک قوة آهنین این شهر مینو بهر را به نهیب و غارت تهدید می نمود - واهالی این سر زمین بعشق دیانت و فداکاری وطن خود در جولانگاه حریت و استقلال حقیقی حاضر بوده و به پهلوی هر خشت و سنگ این زمین جانها فدا میکردند و پروانه وار طعمه شرارة آتش غیرت و شهامت میکردند. شهر متمدن تاریخی هرات در آن روز با طشت خون و صحنه آتش بوده جز آه و انین مظلومین ضجه های مجروحین و ناله های محتضرین --- page 92 --- ۲۷ صدا و ندائی شنیده نمیشد. چنانکه در بالا خواندید عمارات هرات طعمه حریق شده و تا چهل سال بعد از ان که تاوریخ نشان میدهد در هرات کسی سکونت نداشته دهقان ها و کشاورزان از اطراف آمده در داخل شهر کشت و زراعت مینمودند این است که این واقعه بیکدفعه ترقیات دوره جغرافیائی هرات را هلاک نموده و بعد از ان حیات دیگری گرفته است. پنجم: حادثه امیر تیمور کورگان بود که بسبب مخالفت ملک غیاث الدین مهر علی بن ملک معز الدین حسین چندین هزار نفر بقتل رسیدند و چندین هزار کس اسیر و عبید گردیدند و آن فتنه بزرگ بود که در آن زمان ظهور نمود. ششم: حادثه طاعون بود که در سنه هشتصد و سی و هشت هجری حدوث نموده و موجب چندین اتلاف نفوس گردید --- page 93 --- ۷۸ صاحب حبیب السیر گفته که در آن ایام از کثرت و ازدحام خلائق بمرتبه بود از خاص و عام که جلگای بیست و پنج فرسخ طول و چهار فرسخ عرض بنظر بیننده یکشهر مینمود، تاریخ هرات مینویسد : در آن بلیه شش صد هزار کس طریق عدم پیش گرفتند غیر از آنکه مردم بسیار در خاک مانده را تغسیل و تکفین نکردند شیخ زین الدین خانی که یکی از مقبولان بود در دفع آن بلیه بسی دعا نمود و الحاح کرد حتی بر زبان آورد که من جان خود را بجهة بندگان خدا فدا می سازم آخر چنان شد زهی خوانمرد که چنین کرد قطعه رحمة الله معشر الماضی که بمردی قدم سپردندی راحت جان بندگان خدا راحت خویشتن شمردندی چون --- page 94 --- ۷۹ در آن زمان شاهرخ میرزای کورگان در حد و قشلاق ری بود . هفتم :- حادثه شاهی بیک خان ازبک بود که بعد از فوت سلطان حسین بایقرا در سنه نهصد و بیست و سه هجری ظهور نمود و شاهی بیک خان آنولایت را تصرف کرد و دمار از روزگار صغار و کبار آن دیار بر آورد و آل تیمور را برانداخت و خاندان عظیم را نابود ساخت . هشتم :- حادثه شاه اسماعیل صفوی بود که بعد از یکسال شاهی بیک خان را قتل کرده هرات را مسخر نمود بنا بر مخالفت کیش و مذهب و مغائرت مشرب تیغ بیدریغ بر آن قبیله نهاد مصراع همچو شمشیر قتل در بغداد نهم :- حادثه خوانین ازبکان بود که در زمان شاه طهماسب --- page 95 --- ۸۰ و شاه عباس ماضی ظهور نمود و آنچه لازمهٔ خرابی بلاد و پریشانی عباد بود آنجماعت کردند تفصیلش در کتب تواریخ مسطور است دیم:- حادثهٔ نادر شاه افشار است که بسبب جدال و قتال با طایفهٔ ابدالی واقع شد و بعد از انقراض دولت نادری به ستم ستوران مخالف و موالف بارکان عمارات آنولایت نیز خرابی بسیار راه یافت . یازدهم :- جنگ مشهور سنهٔ ۱۲۳۲ هـ یکهزار و دو صد و بیست و دو است که سپاه ایرانی با قشون افغانی در حالی که پادشاهی افغانستان با علیحضرت شاه محمود درانی تعلق داشت نموده و سرکردهٔ سپاه ایرانی حاجی فیروز الدین شاه برادر شاه محمود با سپاه ایرانی در دشت رباط چرخه مقاتله نمودند . اردوگاه ایرانی با قریهٔ شاده بود و سپاه افغانی در قریهٔ شکیبان معسکر نموده بودند . --- page 96 --- ۸۱ درین محاربه حضرت شیخ الاسلام مشهور به حضرت صاحب شهید در حالی که بهودج زرین با حشمت تمام سوار و عمر مبارک شان به هشتاد و دو رسیده بود و اردوی افغانی را برای صیانت وطن شان ترغیب و به فداکاری تشویق میدادند گلوله توپ سر مبارک شان را اصابه نموده شهید شدند ابراهیم خان سپه سالار افغانی نیز در محاربه شربت شهادت چشیده اند. عاقبت بعد از برداشتن تلفات سنگین طرفین بصلح منجوشده عروق اتحاد نژادی و استعداد اخوت مذهبی و هم کیشی بجنبش آمده از هر دو طرف موضوع محاربه بصلح انجامید. دوازدهم ـ در سنه ۱۲۵۳ یکهزار و دو صد و پنجاه و سه هجری وقتی که فرمانفرمائی افغانستان به شاه کامران تعلق داشت محمد شاه پادشاه ایران از هشتاد هزار سوار و پیاده اردوی بزرگی مجهز نموده عازم تسخیر و تصرف هرات گردید. --- page 97 --- ۸۲ در ین وقت اهالی افغانستان هر یک بحالی گرفتار و حیات هیئت عمومیه تحت فشار ملوک الطوائفی خفه و هلاک گردیده بود . عساکر محمد شاه در اطراف قریب شهر اردو زد ، شاه کامران با افاغنه هرات در داخله علم محاصره بر افراخت . همین قوهٔ سنگین ایرانی ۱۴ ماه بمحاصرهٔ شهر اشتغال ورزید . متانت کامرانی با غیرت افغانی اهالی و تدابیر لائقه وزیر یار محمد خان الیکو زائی دست داده بهمین عرصه دراز مقابله نمودند . در مدت محاصره اهالی گذارهٔ خود را به نهایت مشقت نموده و اکثر از عدم حرکت بامراض مختلف مانند درد پا و غیره دچار شدند که تا هنوز هم نشانی از ان ها باقی است . --- page 98 --- ۸۳ در نتیجه محمد شاه از طول محاصره بجان آمده براهی که آمده بود واپس رفت بعضی سبب رفتن او را بحمله انگلیس ها در بندر عباس تکیه داده و میگویند ایام ایران از ان طرف پریشان شد که هرات را گذاشت. ولی علت اصلی طول مدت محاصره و کثرت تلفات عسکری او بوده است. این محاربه را تنها افغانهای خود هرات انجام داده و از هیچ طرف مدد و معاونتی بآنها نرسیده است. سیزدهم: در ۱۲۷۲ و ۱۲۷۳ وقتی که سردار عیسی خان بر درانی بهرات حکمرانی داشت حسام السلطنه با ۲۵۰۰۰ عسکر سوار و پیاده و سی عراده توپ جنگی از ایران عزم تسخیر هرات نموده و باطراف شهر لشکر کشید. --- page 99 --- ۸۴ حالت داخلهٔ شهر و وضعیت اهالی نیز از عدم حکمران با کفایت؛ بنهایت نفاق و جدال منجر بوده هر کدام دعوای امارتی میکردند و سر حکومتی می افراشتند. ملا یوسف ریاضی هراتی در کتاب خود عین الوقائع مینویسد که در ان روز که شهزادگان درانی از حکومت خلع شدند تنها در داخل شهر چهار پادشاه دعوی امارت میکرد سردار عیسی خان که یکی از صاحب منصبان عسکری هراتی بود در محلهٔ بر درانیها علم مخالفت بالا کرد غلام خان پوپلزائی در محلهٔ برج خاکستر بنام خود طبل شاهی نواخت . پیر محمد خان در محلهٔ قطبچاق اعلان فرمانفرمائی داد و عباس خان در محلهٔ خواجه عبد الله مصری پرچم انانیت بجنش آورد و بالاخر کار به عیسی خان خاتمه یافت . خلاصه درین محاربه هم کار محاصره بطول کشیده و در نتیجه هرات نیز --- page 100 --- چند روزی بدست سپاه ایرانی آمده و بعد از انکه به نشریات علماء و تدبیر صلحای این محیط جمعیتی بدست آمده سپاه ایرانی خود بخود هرات را تخلیه و بوطن اصلی خود مراجعه کرده اند: چهار دهم:- در سال ۱۲۷۹ وقتی که سردار سلطان احمد داماد امیر دوست محمد خان مرحوم به هرات حکمرانی داشت و از اطاعت اعلیحضرت دوست محمد خان انحراف میورزید امیر دوست محمد خان از کابل باسی هزار سپاه و تمام پسران خود حرکت کرده بالای هرات یورش آورد ، سلطان احمد خان محصور شد و اعلیحضرت دوست محمد خان عساکر خود را باطراف شهر تقسیم نموده هر منطقه را جدا جدا برای پسران خود سپرده و در دامنه گازرگاه (باغدشت) جای خود را تعیین نمود. کار محاربه بشدت کشید و مدت محاصره بطول انجامید، ملا یوسف ریاضی مینویسد: که در عین شدّت آتش محاربه نوابه ختر --- page 101 --- ۸۶ اعلیحضرت دوست محمد خان از غم اینکه چرا پدر و شوهر هم موجب چندین خونریزی شوند ہلاک شد برای تعزیه او امر محاربه از طرفین معطل و تشیع جنازۀ او را هردو اردو باتفاق تا گازرگاه برده و در انجا دفن نمودند چون حلوای جنازه را تمام کردند بازآمده بمحاربه مشغول گردیدند . و همچنین برای تشییع میت خود سلطان احمد خان همین طرز از طرفین رعایت کرده شد . بالاخره خود سلطان احمد خان هم فوت شد ولی کار محاربه سکته پیدا نکرده شهنواز خان بقوت قلب و دلاوریئی که داشت وکالت سلطان احمد خان را کرده و کار محاصره یکسال طول کشاند در روزهای آخرین محاصره اعلیحضرت امیر دوست محمد خان را مرضی عارض شده و بسپاه خود امر هجوم داد که اگر من بمیرم و هرات فتح نشود داغیست که با خود در آغوش خاک می برم . ست --- page 102 --- ۸۷ این اعلان باعث ازدیاد غیرت فوج کابلی شده شهر را فتح نمودند ولی مرض امیر دوست محمد خان رخ بشدت گذاشته ده روز بعد از فتح در حالی که شهر را بتمام دامنه گازرگاه و باغدشت ازین محیط پر شور رحلت نمود و نعش شان در گازرگاه بطرف شمالی بختر هرات بخاک سپاریده شد . این محاصره هم در سیر تدریجی هرات سکته آورده و یکی از جنگهای بزرگ اینجا شمرده میشود . علاوه بر اینها که ذکر رفت محاربات كوچك و مدهشى بعد ازان هم در هرات واقع شده از دیگران به نسبت عدم اهمیت شان صرف نظر کرده شد . * --- page 103 --- ۸۸ قسمت چهارم حالات عمومی تقسیمات هرات :- هرات طبعاً به دو حصه تقسیم شده - از یک حصه بلوکات جلگه و از حصه دوم ولایات یا محالات تشکیل می‌یابد. بلوکات : همان حصه ایست که بجنوب کوه گازرگاه به دو طرف دریای هری رود واقع بوده و اکثر حصه آنرا آب دریا سرسبز و شاداب می‌سازد . بلوک عبارت از مجموع چند قریه ایست که از یک نهر آب خورده داشته و تحت اداره یک قریه دار یا علاقه دار اداره شود و اهالی آنجا راجع به فیصله دعاوی حقوقیه و معاملات رسمیه خود به خود مرکز راء ساً مربوط باشند. محالات عبارت از حکومتی هائی است که در اطراف و وقسمت --- page 104 --- ۸۹ دور دست ہرات بوده و آنرا یک حاکم یا علاقه دار اداره نماید. بلوکات :۔ دریای هری رود از طرف شرقی هرات بعد از انکه او به و شافلان را آب داده و از ان حصه گذشته بطرف مغرب می آید بد و طرف آن بلوکات واقع بوده و از دریا آب می بر دارند. در وقتی که آب دریا کم میشود چشمه سارهائی که بعضی در سطح ارضی خود دریا واقع اند و برخی در اطراف و جوانب آن تراوش مینمایند اکثر حصه های زراعتی بلوکات آب اصلی دریا سیراب می سازند. همچنین اراضی در بلوکات هستند که از دریا آب نگرفته و از همین قبیل چشمه ہائی که منبوع مینماید کشت و زراعت میشوند، رود --- page 105 --- مرقد مطهر و مقبرۀ مبارك بزرگوار كامل ومحدث مشهور حضرت ابو الوليد هروى --- page 106 --- کار و بار از همین جوی چشمه‌ها تشکیل می‌شود. بقیه آب دریا که از بلوکات میگذرد یکسر بطرف غربی هرات جریان داشته غوریان و کهسان را سیراب نموده بخاک ایرانی داخل میگردد. در هنگام طغیان آب بندہائی که برای جدا کردن نهرها احداث شده اند نظر بضعف عنصر عمرانی خود محل خطرات مدهشی واقع می گردند. چنانچه بند انجیل در سال ۱۳۰۹ شمسی از شدت سیلاب خراب شده و اگر توجهات جناب نائب سالار صاحب مساعدت نمیکرد باعث اتلاف سرمایه چندین هزار کشت گر بیچاره میگردید. بآینده قریبی امید داریم: مساعدت و غمخواری های حکومت متبوع نادر شاهی در ذیل اصلاحات مملکتی؛ این مانعه خطیر را از پیشگاه ارباب فلاحت بردارند. بلوکات --- page 107 --- بلوکات مرکز از این قرار است :- گزاره – کمبراق – انجیل – جوی نو – النجان آتشاب – ادوان تیزان . نهرهائی که از دریا جدا میشوند به نسبت تفاوت سطح ارضی و بلندی و پستی بقاع بعضی طرف راست خود را آب میدهند و برخی طرف چپ خود را و بلندی هر دو طرف خود را سیراب می سازند . زیارت گاه که یکی از مزار جاهای بزرگ هرات است ، در بلوک گذاره واقع شده و مصلیٰ که در زمان سلطان حسین میرزا ساخته اند با دو مناره بلند آن تا هنوز باقی است . یک مسجد بزرگ دیگر هم در آنجا است که میگویند از هفتصد سال بآن طرف ساخته شده است . مزار حضرت ابوالولید صاحب که یکی از کبار علماء و محدث الخواجه ابوالولید احمد بن ابی الرجاء عبد الله بن ایوب بن حنیفة الهروی رحمة الله علیه المتوفی فی سنه ۳۲۳ هجری قمری ۱۲ مؤلف --- page 108 --- یکی از نزهت گاه های بدیع هرات تخت صفر --- page 109 --- ۹۲ مشهوری میباشند در بلوک انجیل واقع میباشد زیارت امام شش نور که آنها را از اولاد ائمه معصومین حساب میکنند در بلوک جوی نو واقع و مردم بزیارت آن میروند. در سیاه شان که به بلوک گذاره واقع است بعضی آثار تعمیرات گذشته از توی خاک پیدا میشوند و آنرا حمل بر زمانه های سیاوش مینمایند . مقبره سدوزائی ها و قبر شاه کامران در روضه باغ واقع بلوک گذاره است . تخت سفر و باغ رباط غوریان که یکی از نزهتگاه های هرات است در حصه شمالی بلوکات بدامنه کوه گازرگاه واقع میباشد. جنگل روضه باغ و اردو باغ که از جنگل های انبوه و باشکوهی حساب میشوند در بلوک گذاره واقع است . بلوکات به نسبت کثرت نفوس ، خوبی هوا و وفرت آب از ۱ تخت سفر از قدیم بوده ولی شجاع الدوله خان وزیر اغیه آنرا بصورت درستی ترمیم فرموده است. ۲ چهار باغچه رباط غوریان را جلا لتماب مرحوم محمد سلیمان خان احداث فرموده . ۳ جنگلات هم نشان زحمات محمد سلیمان آغا مرحوم است ، علی الخصوص جنگل شهر بزار جریب . --- page 110 --- ۹۳ تمام نقاط هرات بهتر بوده موقعیت لطیفی را دارا می باشد. تقسیم آب - هرات را میگویند حضرت مولوی صاحب جامی علیه الرحمه فرموده است ولی از ان وقت تا اکنون تغییرات زیادی در ان رخ داده است - اگر فرصت مساعدت نمود در آخر این رساله تقسیمات صحیح آب موجود را پیدا نموده با فتخار کشت کران هرات تقدیم حضو ر قارئین می نمائیم. محالات:- محالات هرات را قانون حکومتی نسبت ببعضی مناسبات بحکومتی های درجه اول و دوم و سوم و علاقه داری ها قسمت نموده است. حکومت درجه اوّل :- حکومت غوریان که علاقه داری کهسان مربوط آن است. غوریان طرف غربی شهر هرات واقع است - مرکز حکومتی حصار و ارگ بزرگی داشته که در حملات ایرانی ها اکثر موضع حرب و مدافعه --- page 111 --- واقع گردیده است !!! دیوارها و خندق ارک تا هنوز باقی است. شهر فوشنج که علی قول اهل التاریخ قبل از آبادی شهر هرات آباد بوده است - بین غوریان و شهر هرات بطرف جنوبی دریا واقع است واکنون بنام زنده جان یاد میشود. درین وقت از شهر آثار و دیوار آن هم خیلی ضعیف باقمیانده و یک وقتی نهایت عظمت و بزرگی داشته است. صاحب معجم البلدان اکثر خوبی های هرات را از شهر فوشنج ؛ مستخرج میداند. میگویند : فرعون و هامان هم درین شهر آمده اند - در فوشنج یک خرابه ایست که آنرا مردم مطبخ شدّاد مینامند. شیخ ابو اللیث فوشنجی که یکی از کبار علماء میباشند و حضرت خواجه عبدالله انصاری قدس الله سره السامی نیز در مصنفات ا سال وفات شان معلوم نیست در خیابان پشت جوی انجیل است ۱۲ رساله مزارات ص‍ --- page 112 --- ۹۵ خود انران بایا د فرموده اند از فوشنج بوده اند. مزار شیخ ابو الحسن فوشنجی که یکی از بزرگان مشایخ بوده در آنجا است. کوه دوشاخ که بطرف جنوب غوریان است آثار تعمیرات و استحکامات گذشته را از زمانه های بسیار دور نشان میدهد شکیبان مردی که حضرت صوفی اسلام در انجا شهید شده اند از قرای غوریان میباشد. مزار مولینا زاهد شکیبانی رحمة الله علیه و مزار شیخ ابونصر که هر دو از اجله علما بوده اند در شکیبان علیا میباشد. مزار شیخ ابو اسحاق علیه الرحمه که از ائمه سلف و از زمره محدثین شمرده میشوند در شکیبان سفلی است. معدن نفت پهلوی جوی کهسان از قلعه گذشته بطرف چپ سرک پادشاهی در سطح ارضی دریای هرات واقع است در هنگام ۱ مولینا زاهد در سنه ۸۳۷ هجری وفات یافته اند ۱۲ ۲ تاریخ وفات شان معلوم نمیشود. ۳ شیخ ابو اسحاق رحمة الله علیه در سنه ۲۵۲ وفات یافته اند ۱۲ --- page 113 --- ۹۶ طغیان دریا توی آب میشود. این معدن جوان که هنوز دست روزگار پرده از رخسار محاسن او نبرداشته از بهترین معادن نفت بقلم میرود - امید است در آتیه قریبی بحسن توجهات حکومت نادر شاهی کار آن جاری در سرمایه اقتصادیات جاوید افغانستان مقام مهمی را احراز نماید. کهسان در سابق ارگ و حصار متینی داشته و در فتنه چنگیزی پا خراب گردیده است اکنون جز یک توده خاک سیاه از خود نشانی نگذاشته. دخمه یکی از مخدرات امرای تیموریه پهلوی حصار کهسان تا هنوز باقی است. ارباب تاریخ کهسان را بنام کوسویه یاد میکرده اند مولینا ناصرالدین و شیخ ابن یمین با مولینا شمس الدین محمد رحمة الله - --- page 114 --- ۹۷ علیم که از اجله روحانیون این محیط اند زاده آب و هوای کهسان میباشند دریای هری رود از میان غوریان و کهسان گذشته هر دو طرف خود را آبیاری مینماید. پل ترپل که از آثار معمورات گذشته این سرزمین است - در حدود شش بر روی دریا واقع بوده و هرات را وصل مینماید. سطح ارضی غوریان و کهسان تا آخرین نقطه خاک افغانی امتداد داشته و عین بر حاشیه خط سرحدی ایران خاتمه می پذیرد. اهالی اینجا از اقوام مختلف از حیث افغان تاجیک، چنگیزی، بلوچ و غیره تشکیل مییابد. بیشتر زراعت کار و مالدار بوده یک حصه کمی هم داخل --- page 115 --- ۹۸ داخل ماموریت های دولت میباشند کرخ حکومت درجه سوم در شمال شرقی هرات میباشد. صاحب معجم البلدان اینجا را بنام کروخ یاد کرده، می نویسد:- کروخ شهری است بفاصله ده فرسخ دور از هرات واقع اهالی آن تجارت مینمایند کشمشی که از کرخ حاصل میگردد بتمام دنیا فروخته میشود . طول و عرض اراضی کرخ به ده میل بالغ و همه از باغ و مساجد و عمارات است - و نیز مینویسد: که یکی از منسوبین کرخ ابوالفتح عبدالملک بن ابی القاسم عبدالله بن ابی سهل القاسم بن ابی منصور الکروخی است . جناب ایشان یکی از صلحای کثیر الخیر کروخ بوده در هرات وفات --- page 116 --- از عامر محمود بن ابی القاسم الازدی و ابی نصر تریاقی و غیرها سماع میفرموده اند. چنانچه ابوسعید ذکر شریف ایشان را در شیوخ خود نموده است: در سنه ۴۶۲ در کرخ تولد و در آخر عمر بمکه معظمه مجاورت فرموده و در سال ۵۴۸ در همان جا وفات یافته اند. کرخ میان دو کوه واقع شده سطح ارضی آن ناهبوار و پشته های پست و بلندی تشکیل میدهند. رودی که از چشمه سار مسجد چوبی و خواجه چهارشنبه و اطراف آن حاصل میشود از میانه کرخ گذشته و آنرا سیرآ میسازد. کرخ مقام ارشاد حضرت صوفی اسلام رحمۃ اللہ علیہ بود --- page 117 --- ۱۰۰ و اکثر اراضی آن باحترام مزار حضرت شہید وقف و تعلق به اولاد او دارد . مزار حضرت شہید در باغی که خودشان احداث فرموده استعداد بزرگی و شرافت کرخ را مضاعف ساخته است مرقد مبارک حضرت شهید در وسط این باغ بالای پشته بلندی واقع بوده سبزی درختان کهن سال ناجو با تموج علم های قرمزی که بران سایه می افگند منظره محبی تشکیل داده تاریخ خونین و گلناری را که حضرت شهید بر صفحه سبز افغانستان یادگار گذاشته اند بدیده ها مجسم مینماید . در پهلوی قبر حضرت شهید قبرستان بزرگی تشکیل و اکثر اولاد و خلفای شان در انجا دفن میباشند . در این جا مسجد بزرگ و باشکوهی است که مانند رفعت بنا و وضعیت ساختمان آن کم دیده شده . در وقت --- page 118 --- ١٠١ در وقت خلیفه الله وردی پسر حضرت شهید ساخته و تا اکنون هم بهمان ساختمان سابق آن باقی است و درین مسجد همواره بعد از ادای بامداد بصحبت حضرات مثنوی شریف خوانده میشود. خرابی ہائی که دران واقع شده بود سال (١٣٤٩) جناب میرزا عزیز محمد خان مستوفی هرات از مجادرت و اراداتی که به آنها داشتند در ترمیم آن پرداخته و نگذاشتند بچه آثار بزرگ اسلامی مملکت شان منهدم گردد. حصار و آثار عظمت و اقتدار دوره های ملوک الطوائفی از خوانین جمشیدی در کرخ بصورت خرابه ها یافت و تا هنوز ازان ها یاد میدهد. اهالی کرخ اکثر جمشیدی بوده و بسیار کمی از دیگر طائفه ها در آنجا یافت میشود، اہل زرع و مواشی میباشند. میرزا جنید الله حاذق و خلیفه سیدای شاعر هر دو عموماً --- page 119 --- ١٠٢ در سایه آب و هوای کرخ تربیه یافته و قوای کامله شعری شان در اینجا نشو و نما گرفته است . جاده کلان و منتظمی شهر هرات را به کرخ و کرخ را به قلعه نو وصل مینماید . قلعه نو از هیئت تشکیلات رسمیه حکومت درجه اول شمرده میشود . سرکی که شهر هرات را به کرخ وصل مینماید از پهلوی خواجه چهار شنبه و میان دره لامان گذشته به قلعه نو منتهی میشود . قلعه نره تو که یکی از مضبوط ترین آثار خیلی قدیمیست در علاقه قلعه نو بفاصله ٧ فرسخ از مرکز حکومتی بطرف جنوب غربی، بالای کوه بلند واقع است بجز یک راه باریک مشکل --- page 120 --- ۱۰۳ از هیچ طرف امکان دخول و صعود به قلعه نیست. این قلعه در صحائف تاریخ هرات از حیث عظمت و متانت مقام منبعی را احراز کرده است. در ادوار سلف هنگام لزوم و ضرورت خزانه های پادشاهی و محبوسین مهم درین قلعه فرستاده میشدند. در وقت فرمان فرمائی سلطان سعید کورگان یعنی در سال ۹۶۱ بیرکه نام کل بچه از ار ذال بادغیس به زه تو به حیله فروختن گوسفند رفته و شبانگاه چند نفر رفقائی که درشت ذریعه کند با خود بالا برده و حصار را از محافظین سلطان باین شعبده به چنگ آورده بود، صاحب روضۃ الصفا مینویسد:- که تا مدت درازی بیرکه در قلعه نره تو فرمانفرمائی داشت و قوای سلطان سعید با همان کثرت و مناعت نمی توانست نسبت بدشواری و متانت موضع قلعه را از تصرف بیرکه خارج --- page 121 --- ۱۰۴ نماید - تا آنکه رفقای میر که با هم بر خلاف شده و برضای خود قلعه را گذاشتند. قلعه نزه تو با همان طرز و ساختمان با عظمت و شکوه خود تا هنوز باقی است - دیوار حصار بلند با آبگیرهای سنگی ژرفی دارد ولی خانه هائی که درون قلعه احداث شده بود نظر به قدم تعمیر و گذشتن زمانهای دراز خراب گردیده است . این قلعه یکی از کهن ترین آثار عمرانی هرات بقلم رفته و تعمیر آنرا بزمانه های قبل از اسلام یعنی دوره های بده و تصرف کیان نسبت میدهند . حکومت قلعه نو بداشتن این قلعه یک صحیفه شاندار تاریخی و تصرف مثل معدن ذغال یک ذخیره جاوید اقتصادی امتیاز مهمی را دارا میباشد . --- page 122 --- ۱۰۵ معدن ذغال در نقطه بین مسجد چوبی و قلعه نو در حصه آغاز جنگل ارچه لامان دو هزار قدم بطرف شرقی سرک در پشته بلندی واقع است . سنگ ذغالی که ازین معدن کشف شده به مراتب اعلی و بدرجات وافر میباشد . این معدن جوان است و تا هنوز از استعداد کامل او بقدر سرموئی نقصان نیافته و عنقریب از طرف حکومت متبوعه ما کار آن دائر خواهد شد . و این معدن برای ترقیات امور اقتصادی افغانستن امید است بهمین زودی ها خدمت بزرگی خواهد نمود. قلعه نو علاوه بر این دو چیز مهم یک جنگل پسته و ارچه هم دارد که بر اهمیت علاقه آن می افزاید . جنگل پسته بطرف شمالی حکومت واقع میباشد جنگل نهایت --- page 123 --- ۱۰۶ بزرگی وسعت دارد ، تقریباً به ۱۶ فرسخ طول و ۴ فرسخ عرض مشتمل و دارای چندین لک درخت قدرتی پسته می باشد . سالیانه محصول آن از طرف حکومت عمل و دخل می شود . جنگل ارچه لامان در حدود بند سبزک ما بین قلعه نو و خواجه چهارشنبه بر کوه های بلند سنگی واقع است - سرکی که بقلعه نو میرسد از میان جنگل گذشته و یک حصه زیاد سرک به سایه درختان این جنگل دارای طراوت و سرسبزی قشنگی می گردد . قلعه نو از رودباری که از چشمه های بند سبزک حاصل میشود آبیاری میگردد . اهالی قلعه نو بیشتر از طائفه هزاره تشکیل یافته ، یکعده افغان --- page 124 --- ۱۰۷ هم درین سرزمین زندگانی دارند. از دیگر اقوام مثل جمشیدی و تاجیک خیلی کم میباشند. بیشتر مالداری و زراعت مینمایند ، اینجا بیشتر للمی میشود زمین های قلعه نو - زراعت للمی از قبیل گندم و جو و خربوزه و غیره بنهایت خوبی بعمل می آورد. علاقه قلعه نو بخط سرحد واقع بوده و سطح ارضی آن به حصه آخرین خاک افغانستان امتداد داشته و بعلاقه روسی خاتمه می یابد. مزار خواجه چهار شنبه که نواسه حضرت امیر سید کلال صاحب میباشند در پهلوی سرک واقع است علاوه بر فیوضات روحانی آب و هوای خوبی هم دارد . از مزار خواجه چهار شنبه هزار قدم گذشته بطرف شمال غربی --- page 125 --- ۱۰۸ بالای پشته بلندی که بر کنار نهرک میباشد آثار تعمیرات گذشته و خرابۀ یکحصار متین با برج و بارۀ آن تا هنوز باقی است معلوم است جای متین و معموری بوده و در فتنه چنگیزی با خراب گردیده است . نهرک اعلی هر رقم وبرک ، از ساختمان قلعه نو بوده و در هر جا شهرت فوق العاده دارد. --- page 126 --- ١٠٩ مرغاب :- حکومت مرغاب از حیث رسمیت درجهٔ دوم معرفی میگردد - راهی که هرات را به قلعه نو وصل مینماید از قلعه نو گذشته بمرغاب واصل میشود : رود مرغاب از وادی های هزاره جاری شده از میان مرغاب گذشته بخاک دولت روس داخل می شود. دهکده های مرغاب به دو طرفه دریا واقع است و هر دو طرف از دریا آب میبردارند. مرکز حکومت: بطرف مشرق دریا بوده قلعه و حصار تینی دارد آب از کنار متصل قلعه میگذرد - دیوار وفصیل با برج و بارهٔ قلعه بنهایت استواری تا هنوز باقی است. پل مرغاب بطرف جنوبی قلعه بفاصله چهار فرسخ واقع و یکی از آثار قدیم مرغاب است. --- page 127 --- ۱۱۰ قلعه مروی چاق بفاصله دو فرسخ طرف شمال قلعه حکومتی واقع است ، شهر بزرگ و قلعه متینی بوده اثار و علائمی که تا هنوز از ان باقی است بر اعتلا و عظمت دوره های سابق آن شهادت میدهد . سطح ارضی مرغاب به نسبت عدم سویت و تسطح ؛ اکثر حصه آن از دریا آب برداشته نمیتواند و ازین جهته اراضی مرغاب یکحصه بزرگ آن از زراعت بی نصیب میماند. صاحب معجم البلدان محمد بن خلف بن یوسف بن ادیب صوفی ابو عبدالله هروی را که یکی از کبار مشایخ بوده و در سنه های ۵۳۰ زندگانی داشته بمرغاب نسبت میدهد. منطقه حکومتی مرغاب هم بسرحد مملکت ؛ واقع بوده وحصه آخرین آن عین بر خط سرحد روسی منتهی میشود . اهالی مرغاب از افاغنه غلجائی بیشتر و طائفه قچاق و کمی جمشیدی --- page 128 --- ١١١ از دیگر طوائف تشکیل می یابد، مالداری و زراعت کاری می نمایند. مزار شاه مرادخان شهید کرنیل کابلی که در سنه ۱۳۰۲ در محاربه مرغاب که افغانها با روس ها نموده بودند و در سرپل بایکیجهان شجاعت و رشادت شهید شده اند بر سرپل محال مرغاب جوده و هنوز هم از خون حرارت ناک آن جوان عسکری یاد میدهد. --- page 129 --- ۱۱۲ اوبه و شافلان :- نظام تشکیلات ملکی حکومت اوبه را درجهٔ دوم تعیین و علاقهٔ شافلان را بآن مربوط نموده است. بطرف شرقی شهر هرات بفاصله شصت و چهار میل انگلیسی یک فرلانگ به دو طرفهٔ دریای هریرود واقع میباشد. خوبی آب و هوا، حسن موقعیت این موقع را به بهترین مناسبت طبیعی حائز نموده است. صاحب معجم البلدان مینویسد:- اوبه قریهٔ از قراء قریهٔ هرات است و باین زمین علمای بزرگی نسبت داده شده اند تا جناب فقیه کامل عبدالعزیز اوبهی که در سنهٔ ۴۲۸ وفات یافته اند و ابو منصور اوبهی که در سال ۴۰۳ رحلت فرموده اند. و ابوعطاء اسماعیل بن محمد بن احمد هروی اوبهی که ازانجا رحمت --- page 130 --- ابوالحسن طبری روایت میکند. و همچنین جناب علامه مرحوم عبدالمجید پسر اسماعیل پسر محمد ابو سعید قیسی هروی حنفی قاضی بلاد روم. ولادت با سعادت شان دراوبه شده تحصیل علوم فقهیه را در ماوراءالنهر از سید شرف و قاضی فخر رحمها الله تعالی نموده اند - علمای دانشمند عالم اسلام اکثر آنها را مقتدای خود قرار داده و استفاده‌ها از حضورشان برده‌اند. در بغداد و بصره و همدان و بلاد روم عمر عزیز خود را بتدریس علوم دینیه گذرانیده اند در هر جا رأس علمای ثقه قرار یافته اند. حضرت مولینا عبدالمجید مصنفات زیادی در فروع و اصول بیادگار از خود گذاشته اند. قرار قول صاحب معجم البلدان خطب و رسائل و اشعار --- page 131 --- ۱۱۴ غزالی هم از ایشان باقی مانده . آخر در قیساریه بماه رجب ۵۳۷ وفات یافته و در آنجا بآغوش خاک سپاریده شده دا و بتا ابد بنام نامی هیچه فرزند عزیز خود قرین افتخار گردیده است . الحاصل خاک و آب او به علمای بزرگی تربیه داده ـ مولینا جلال الدین ادبهی رحمة الله علیه که یکی از کبار علمای دورهٔ تیموریه است ازو و به بوده اند استفادهٔ علوم را از علامهٔ مشهور مولینا سعدالدین تفتازانی نموده و اوائل عمر را بخدمت آنجناب بسر برده اند. پایهٔ معلومات و استعداد علمی مولینا جلال الدین به اندازهٔ ترقی داشت که علامهٔ تفتازانی با همان فضل آقابی که داشتند اعلان فرمودند که جلال الدین هرگاه در مصنفات ما تغیری مشاهده --- page 132 --- ۱۱۵ مشاهده کنند در اصلاح آن اختیار دارند. صاحب حبیب السیر مینویسد:- در سنه ۸۱۳ روزی که مدرسه پا حصار از طرف امیر تیمور گورکان انجام یافت و مولینا جلال الدین برای امر تدریس در آنجا مقرر گردید عموم علما و امرا انجمنی بمدرسه بهم رسانیده و در آن حاضر شدند. مولینا محمد جاجرمی برای افتتاح مجلس آیتی از آیات کریمه قرائت فرمود. علامه معروف محمد جزری بر حاشیه آیه کریمه مذکوره که از طرف مولینا سعد الدین شده ده اعتراض بیان فرمود. مولینا جلال الدین برپا شده و بجان بلاغت و فصاحت اعتراضات محمد جزری را تردید نمود که همه حاضرین را بر پایه فضل و عظمت خود معترف گردانید. --- page 133 --- ۱۱۴ حضرت مولیا اکثر عمر شریف بتدریس علوم گذرانیده و بالاخر در شب پنجشنبه پنجم شعبان سال ۹۳۳ این دنیای فانی را پدرود گفته و بعالم آخرت شتافته اند. اوبه قراری که در آغاز این کتاب بمعلومات بنای شهر ملاحظه فرمودید در قدیم شهرستان عظیم داشته ولی اکنون ازان چیزی باقی نمانده است. معدن سنگ مرمر که اکثر تعمیرات هرات را جلوه عمرانی بخشیده طرف جنوبی دریا بعلاقه اوبه بدامنه کوه واقع میباشد. در اوبه علاوه بر همه نفائس قدرتی یک چشمه آب گرم در دامنه کوه طرف شمالی آن واقع است. آب این چشمه بتأثیر حرارت مرکزیه زمین و یا تماس در معادن کبریتی بدرجه آخرین گرم و جوشان میباشد. آب وافری دارد و حوض بزرگی باطراف چشمه حفر شده --- page 134 --- ۱۱۷ شده و عمارت بلند در بالای آن مرحوم فرامرز خان سپه سالار نموده و منظره عجیبی دارد. --- page 135 --- ۱۱۸ چقچران و جوند چقچران قرار تقسیمات ملکی حکومت درجۀ دوم است ، در کوهستان واقع شده ، دریای هریرود یک شاخۀ از وادی پاشینه و یک شیلۀ دیگر از سنگ تقه تشکیل یافته در لکه مزار باهم یکجا شده و از انجا طرف غربی را گرفته به هرات میرسد . مرکز حکومت چقچران در قریۀ کاسی است یک منارۀ بسیار بلند و باشکوهی در موضع بیدان بکنارۀ شمالی دریا بهیئت عجیبی برپاست ، این مناره بحصۀ اندرونی خود هم راه داشته و از ان راه تماشائی با نقطۀ آخرین آن برای تماشا میروند . روی منار بالوان مختلف رنگ داده شده و در ان بعضی از آیات کریمه و احادیث شریفه نوشته شده است . --- page 136 --- ۱۱۹ از یک حصه نوشته جات آن معلوم میشود که در زمان سلطان حسین میرزای بایقرا ساخته شده خواهد بود. این منار تا هنوز آباد و آشیانه بالائی آن نظاره غریبی دارد. شهر آهنگران که بناکردهٔ ملوک غور است و از قدیم عظمت و بزرگی فوق العاده داشته در چغچران میباشد، خرابه های آن تا هنوز باقی است. در پهلوی این منار مزار یکی از نواسه های دختری حضرت شاه نقشبند صاحب میباشد. غار هزار کله از جاهای مشهور چغچران است. جائی که رود شینه و شرشر جاری میشود دو طرفه رود برج ها و استحکامات متینی بوده که اکنون خراب شده است. بند باین در چغچران است و میگویند دران جا معدن طلا --- page 137 --- میباشد . اهالی چخچران همه فیروزکوهی ست ، از دیگر طوائف؛ مثل ده مرده و محله و غیره هم میباشد . زراعت اینجا گندم و جو ست ، للمی هم زراعت مینمایند . از کثرت سرما و برودت اشجار میوه دار در اینجا قطعاً یافت نمیشود . گلیم و جوال از صنایع اهالی چخچران ست . علاقه جوند و چارصده هر دو به چخچران مربوط میباشد . --- page 138 --- ١٣١ جوند بشمال غربی چغچران است - از مرکز حکومتی چغچران تا مرکز علاقه داری جوند ۶۰ کرور راه میشود. جوند از آبشارهائی که از کوه مجاور آن حاصل میگردد آبخوره داشته و آب زیادتی آن برود مرغاب میریزد. در قدیم این حصه ها بنام غرجستان یاد میشده است - هوای جوند به نسبت چغچران گرم است. میوه ها با قسام خصوص جوز که بکثرت در ان پیدا میشود، اهالی جوند همه فیروز کوهی میباشند. چهارصده بحصه شمال شرقی مرکز حکومت چغچران بوده و از انجا تا چغچران بیست کرور مسافه است. هوای چهارصده معتدل است. قلعه گهر که یکی از آثار تعمیرات گذشته است در چهارصده میباشد و اکثر اوقات قشله عسکری واقع میشود. --- page 139 --- ۱۲۲ موقعیت متین و استواری دارد ـ چارصده هم مانند جوند میوه و زراعت را بخوبی بعمل می‌آورد و اهالی آن همه فیروزکوهی است --- page 140 --- شهرك وفراه رود:- شهرك حکومت درجه سوم و فراه رود علاقه داری مربوطه آن ست. در حدود بین راه چخچران و هرات واقع ست. حکومتی شهرك تابستان بخود شهرک و زمستان به کنج نقل داده میشود. کنج، حصار استواری دارد، میوه های هر رقم در انجا پیدا می شود. طرف شرقی شهرک بجنوب دریا در حدود مسجد نگار آثار تعمیرات و بقاع گذشته موجودست. در موضع خوك ما بین کنج و شهرك، معدن نمک ست. اهالی برای احتیاج خود از انجا نمک میبرند. در بعضی حصه ها سنگ هائی که بر معدن شرب دلالت میکند --- page 141 --- ۱۲۴ پیدا میشود . علاقه داری فراه رود بجنوب شرقی شهرک سمت - اهالی شهرک و فراه رود هردو از طائفه تیمنی میباشد . میباشد --- page 142 --- ١٢٥ قادس علاقه داری است، بجنوب غربی قلعه نو بفاصله ده کروه مسافت واقع میباشد. در قادس خرابه هائی یافت میشود که عوام قادس آنرا بنام شهر ارمن یاد میکنند و بارمنی ها نسبت میدهند. بروایت صاحب معجم البلدان که در موضوع تسمیه قادسیه بیان مینماید معلوم است قادس هرات قبل از نشر عالم اسلام جولانگاه نریمان و اقامتگاه اقوام او بوده است و ممکن است همین شهر از انها بوده چه او میگوید:- که چون کسری از جور ترک بامی خوز بفغان آمد از نریمان بدفع آنها استمداد نمود و شرط گذاشت که هرگاه این مامولم از طرف نریمان انجام بشود هر چه بخواهد اجراء خواهم نمود. خلاصه نریمان ترک ها را بهر طرف پراگنده ساخت و پشت --- page 143 --- ١٢٦ هزار نفر آنرا در هرات بهمین موضع قادس برای اقوام خود فرستاد - و امر نمود که ترک ها را علی التمام کشته و بروت های شانرا لفا فه کرده بکسری بفرستند. اقوام نریمان بفرموده او عمل نموده و سبلات آنها را به کسری تقدیم داشتند نویشروان ازین امر خوش شده تاج شاہی بفرق نریمان نهاده و لباس خود را در برش نمود و بعد از ان احکام فرمود که با قوم قادسی خود بمقابله قشون عرب برود. نریمان در موضعی که اکنون بقادسیه شهرت دارد موضع گرفت. اصحاب فتوح مینویسد: که در غزوه قادسیه بمقابل فوج اسلام همان حصه از حزب کفار که خود را از نهایت استقامت به زنجیرها و سلاسل بسته بودند از قوم نریمان و از موضع قادس هرات بودند. از اینجا --- page 144 --- ۱۲۷ تا اینجا بود معلوماتی که از معجم البلدان حاصل گردید. قادس از شیله که از چشمه های کوه بابا تشکیل می یابد آب گرفته زراعت مینمایند. قادس، قلعه نو، گلران، کشک، هر چهار جا بنام بادغیس یاد میشوند. اهالی قادس فیروزکوهی میباشند بعضی افاغنه هم در اینجا باین نزدیکی ها سکونت گرفته اند. زراعت قادس هم آبی و هم للمی هر دو میشود. --- page 145 --- ۱۲۸ غور:- غور حکومت درجه اوّل است و علاقه داری پرچمن و پسابند هرد و بآن مربوط . بفاصلۀ ۱۲۰ کروه مسافۀ تخمینی بسمت جنوب شرقی شهر هرات واقع است . چندی قبل تیجران و جوند ، شهرک و فراه رود ، تولک و فارسی همه مربوط غور بوده و بنام حکومت غورات اداره میشد . غور در اراضی کوهستانی واقع ، هوای سرد و کوه های باردۀ پر برف دارد . ناوه هائی که از خود کهسار غور حاصل میشود غور را آبیاری مینماید . صاحب معجم البلدان مینویسد :- حمه --- page 146 --- ۱۲۹ غور عبارتست از مجموع جبالی که بین ولایت هرات و غزنی واقع است . شهرهایی دارد و موحش دارد شهر بزرگی که ملوک غور در ان فرمانفرمائی میکردند بنام فیروز کوه یاد میشود . از علمای منسوبین غور ابوالقاسم فارس بن محمد بن محمود بن عیسی غوری است . ایشان از احمد بن عبد الخالق وراق و محمد بن محمد بن سلیمان باغندی روایت میکنند . مولینا ابو الفرج پسرشان از خود پدر بزرگوار خود روایت می نماید . وفات مولینا ابوالقاسم در ۳۴۸ هجری قمری واقع شده است . مولینا ابو الفرج نیز خدمات شایانی در عالم اسلام نموده --- page 147 --- ۱۳۰ و یکی از علمای ثقه و متدین بحساب میروند در سال ۴۰۹ هجری وفات یافته اند . در غور آثار بنا و بلاد گذشته در اکثر حصه ها معلوم می شود . آثار بروج و باره در دامنه کوه های مرتفع پرچمن و نیز کان و سنگان وغیره عظمت و شوکت سابقۀ غور را یگان یگان بنظر می آورد . مسجد چهل ستون یکی از آثار ترقیات اسلامی غور است که اکنون خراب شده و آثاری ازان باقی نمانده . در غور دو مغارۀ مدهش و عجیب است یک غار بنام قیسار یاد میشود . این غار در وسط یک حصار سنگی خیلی مرتفع یک کوه بلندی --- page 148 --- ۱۳۱ واقع است، از هیچ طرف در آن راه عبور و مرور نیست . صاحب فتوحات اسلام مینویسد : که در زمان حمله قشون اسلام بر غورات ، اهالی غور خزائن و اموال خود را در غار کوهی پنهان و راه اصلی آن را مسدود نموده اند قشون اسلام بزحمت زیاد یکحصه را تصرف و بقیه مال هنوز در غار باقی است . درین وقت ها بپای غار بعضی روز ها سکه های طلا و نقره یافت میشود . و معلوم گردیده که این سکه ها از خود غار بنابر رفت و آمد طیور و پرنده گان میریزد . سکه های طلا و نقره آن مکرر ملاحظه شده است. غار دیگر بنام خواجه غار یاد میشود در قله بلند کوهی که بطرف شرقی غار واقع است سنگ های درخشان و براقی --- page 149 --- ۱۳۶ که برق آن بصورت طلیعه یک نور خفیف مشاهده میشود از دور بنظر میآید . عوام غور میگویند آنجا ظروف طلا نهاده شده و شعشعه مذکور از ان سبب است . ولی چون بخود ذروه راه ندارد از روی گمان معلوم است که از احجار معدنی ، یا آثار کبریت خواهد بود . در نواحی غور چیزهای عجیب دیگری است که مورد ازدیاد عقیدت اهالی است واقع شده اند . از ان جمله یکی درختیست که میگویند عیناً بشکل عقرب بار می آورد میوه های این درخت تماماً شکل و شباهت کژدم را داشته و هیچ تفاوتی ندارد . دیگر چشمه ایست که هرگاه اذان بدهند آب از آن تراوش میکند و همینکه آواز اذان خاموش شد آب آن هم خشک می شود --- page 150 --- ۱۳۳ گردد. یک چشمه دیگری هم در غور است که در هر هفته یکبار بشب جمعه جاری میشود و شش روز دیگر خشک میباشد. مرکز حکومتی غور در قلعه تیوره میباشد اهالی غور کلیتاً تیمنی و چند خانه تاجیک و سادات و خواجه هم در انجاست . زراعت شان للمی و آبی هر دو نوع است . میوه از هر جنس در غورات پیدا میشود. عسل اعلی و پوست سیاه گک برای پوستین - زیره و شیر خشت ، در بعضی جاها مومیائی معدنی از محصولات قدرتی غورات است . علاقه داری پسابند سمت جنوب مشرقی مرکزی حکومت غور بفاصله ۴۰ کر در و علاقه داری پرچمن بسمت غربی غور بفاصلهٔ --- page 151 --- ۱۳۴ ۳۰ کرور راه مسافت واقع اند. آب و هوا و قومیت اہالی هر دو علاقه مانند خود حکومت غور است. حضرت میر حسینی علوی که یکی از کبار مشایخ اند از غور بوده و مصنفات زیاد از قبیل نزهة الارواح و طرب المجالس و صراط المستقیم و گنج نامه و زاد المسافرین و دیگر رساله ها دارند و در سال ۷۱۸ ہجری وفات یافته اند . جناب مولینا ظہیر الدین که یکی از اجله روحانیون بوده اند بغور منسوب میشوند . در سنه ۷۳۳ ہجری قمری وفات یافته اند. مولینا فصیح الدین علاء الغوری که مفتی امور شرعیه و در سنه ۸۳۷ فوت شده اند هم از غور بوده اند. --- page 152 --- ۱۳۵ تولك و فرسی تولك حکومت درجه دوم و علاقه داری فرسی از ملحقات آن است بسمت جنوب غربی شهر بفاصله چهل کرور تخمیناً واقع است . در پهلوی قلعه که فعلاً مرکز حکومت در آنجا است پیشتر قلعه بزرگی بوده بنام تولك یاد می شده ازین جهة تمام توابع و ملحقات آنرا تولك مینامند . تولك در کوهستانات پر سنگی واقع است و به دره های کوچک و بزرگ تقسیم میشود . آبی که از کوهستانات خود تولك تشکیل می یابد تولك را آب داده و اضافه گی آن به تگاب اشنان یکجا شده و در دهنه دو آب محال اوبه به دریای هرات میریزد . --- page 153 --- ١٣٤ رود تولك بنام رود كپكان شهرت دارد. آثار عتیق و نشان معمورات گذشته سوای همان قلعه خرابه در دیگر جاهای تولك کم بنظر میآید . در سمت غربی تولک غاری است که بنام غارگوکش اشتهار دارد با وضع عجیبی ساخته شده. راه داخل شدن آن میگویند از چاهیست که از سنگ تعمیر شده بعد از طی شدن چاه بخود غار داخل میشوند. در میان غار بهرسمت دروازه ها و اثر خانه ہائی که از سنگ ساخته با وسعت و عظمت عجیبی ملاحظه میشود. امّا در حصّه های آخرین غار به نسبت خرابی هوا و حرارت مرکزية زمین کسی رفته نمیتواند. اهالی تولک به اکثریت تا یمنی و برخی تیموری و زوری هم می باشد. زراعت --- page 154 --- ۱۳۷ زراعت تولک عموماً جو و گندم است. فرسی:- بطرف شرقی تولک بفاصله ده کروه راه واقع و بصورت یک ناوه بزرگی افتاده که طرف شمال آنرا کوه سفید و طرف جنوب آنرا کوه زیارت فراگرفته است. زمین فرسی سطح همواری تشکیل میدهد. آبی که از کهسار خود فرسی جاری میشود فرسی را آبیاری می نماید. در فرسی بعضی برج های قدیمه و آثار بناهای گذشته بجاهای مختلف یافت میشود. اهالی و زراعت فرسی هم مانند تولک است. --- page 155 --- ۱۳۸ اسفزار : - اسفزار حکومت درجه اول است. علاقه داری انار دره دکر و چه هر دو بآن مربوط میباشند اسفزار بسمت جنوبی هرات بفاصله ۴ کرو در مسافه واقع است. اسفزار در سطح همواری بود دریای ادرسکن و رودگز از سمت جنوبی شرقی آن از کوهسار بلوک و فرسی تشکیل یافته سبزوار را سیراب میسازد. در اسفزار آثار بناهای سابق و علائم آبادی گذشته زیاد است. در سمت جنوب سبزوار بالای کوه بلندی یک قلعه استواری میباشد برج و باره این قلعه تمام از سنگ ساخته شده است، برای ذخیره آب آبدانهای سنگی احداث شده است. اهالی اسفزار این قلعه را بنام قلعه دختر یاد میکنند. معلوم است در سابق بنای شایانی بوده است، در حصه شرقی قلعه دختر اما در سطح زمین هموار آثار آبادی و یک قلعه دیگری معلوم میشود نام آنرا قلعه پسر یاد میکنند. در بلوک زاول یک قلعه بزرگ و حصار با شکوه دیگر است که آنرا قلعه زال مینامند اگر چه درین خراب شده اما عرض دیوارهای آن از بعضی حصه ها که باقی مانده به ده ده گز بالغ میشود و آثار عظمت آنرا مشهود می سازد. نصف --- page 156 --- ۱۳۹ در خود اسفزار نیز آثار شهر و عمارات گذشته بکثرت موجود است. بنام قلعه فرامرز در بلوک ریفال نیز آثار خرابه های موحشی معلوم میشود. در سمت جنوب بلوک قصبه خرابه ہائی موجود است که باسم برزد شهرت دارد. صاحب معجم البلدان مینویسد :- که اسفزار بفتح همزه و سکون سین و فای که گاهی مکسور و گاهی مضموم خوانده میشود شهری است میان هرات و سجستان . ابو القاسم منصور بن احمد بن فضل بن نصر بن عصام اسفزاری منهاجی از ان جا است. از عامه مشایخ وقت خود سماع فرموده . یکی از علما روایت میکند که ابو القاسم اسفزاری --- page 157 --- ۱۴۰ وحید عصر خود بوده است - وعظ نیکو میفرموده شخص سخی - متواضع کریم الطبع خفیف الروح بوده‌اند - همه وقت باقامه مظلومین و مساکین قائم بوده بدربار پادشاهان رفت و آمد میکردند و آنها را بطاعت حضرت الهی و اشغال در معروف و نهی از منکر توصیه میفرمودند . فطرت صادق و آزاد مولینا ابوالقاسم هیچگاه از عظمت دربار امرا ء خوف نمیکردند آخرالامر در همدان بدروازه خانقاه ابی بکر مقرى در ۱۴ شوال سنه ۵۰۲ هجری قمری شربت شهادت نوشیدند مولینا شمس الدین محمد اسفزاری که یکی از علمای باهوش وزکای دوره سلطان حسین میرزای بایقرا بود نیز مولد شریف شان اسفزار بوده است . (۱) در سنه ۹۰۰ قمری در هرات رحلت فرموده اند ۱۲ حبیب السیر. فخر --- page 158 --- در اسفزار مزارات مشهور و آرامگاه بزرگان در هر جا مزید اعتقاد و ارادات اهالی واقع شده اند . اهالی این سر زمین باکثریت افغان بوده و یک حصه هم از تاجیک در اینجا زندگانی میکنند . افاغنه اسفزار از شعبات اچکزائی ، بارکزئی ، نورزئی، علی زئی ، اسحاق زئی ، پوپل زئی ، خوگانی تشکیل یافته است . اکثر زراعت و مال داری مینمایند . زراعت اسفزار :- گندم ، جو ، جواری و غیر هم میباشد . سرک کلان پادشاهی سبزوار را به هرات و فراه وصل مینماید . --- page 159 --- ۱۴۲ علاقه داری انار دره انار دره بفاصله ۲۴ کروه تخمیناً طرف جنوب غربی سبزوار واقع است. اراضی آن کوهستانی است - آبی که از چشمه سارهای خود انار دره میتراود انار دره را سیراب میسازد . اهالی انار دره اکثر تاجیک و چند خانه نورزائی و خواجه هم در انجا زندگانی مینمایند . علاقه داری کروه سمت شمال اسفزار از مرکز حکومتی بفاصله ۱۴ کروه دور است . ایلات کر وچه در زمستان به بیابانهای گرم سیر و تموز بزمین های سردسیر کوهستانی زندگانی میکنند . --- page 160 --- ۱۴۳ رود ارسکن و رود گز هر دو کرخ را آب داده بعد ازان به سبزوار میریزد . مزار بزرگی بنام خواجه عبد الله احراری رحمۃ الله علیه در جنوب شرقی کرخ بفاصلۀ دو کروه راه واقع است . اہالی ارادت زیاد ببه جناب شان دارند . شیر خشت و زیره از پیداوار قدرتی کروخ است . اہالی اینجا اکثر افغان میباشند - چند خانه تاجیک و چند خانه دار سید هم سکونت دارد . افغانهای کروخ از بارکزئی و نورزئی و الیکوزئی و اچکزئی تشکیل می یابد . * --- page 161 --- ۱۴۴ كشك:- كشك از قرار تشكيل حكومت درجه اول معرفی می گردد. در طرف شمال هرات مركز حكومت آن بفاصله ۲۲ كرور و قشله عسكرى بفاصله ۳۲ كرور واقع است. در كشك آثار و علائم آبادى مقامات گذشته بجاهاى مختلف پيدا ميشود. شهر خليل مابين دهن چا ر دره و چل دختران بطرف شرقى سرك است. آثار عمارات و بناهاى آن معلوم ميشود. خواجه جير مزار بزرگی است و موجب زيادت اعتقاد اهالى واقع شده. كشك سابقه كه در زمان ملوك الطوائفى محل اقامت جمشيدى --- page 162 --- ۱۴۵ جمشیدی ها بوده و یا حملات تراکمه وغیره مقابله ها می نموده بطرف آفتابی یکه درخت بکنار دریای کشک واقع ست . آثار دیوار ها و خندق های ژرف آن تا هنوز باقی است . مزار امام شیر سرخ رحمة الله علیه که آنرا از اولاد ائمه میدانند در پهلوی آن بالای تل بلندی واقع است . در کشک کهنه در حدود قنات ملک و قریه هفتو و سربند قره عیتو نیز آثار و علائم بناهای کهنه به و فرت پیدا میشوند . در طرف جنوبی درۀ جوال چاهی ست که ازان باد شدیدی میوزد شدت باد باندازه است که هرگاه برای تجربه بدهنه چاه سنگ کلانی بیندازند بهوا می نماید بسیار اشخاص ملاحظه کرده اند . از شهر هرات تا کشک راه کلان و گشاده رفته از بند گذشته --- page 163 --- این هر دو جا را بهم وصل مینماید. خوش رباط، چوقر رباط، رباط میرزا و رباط سنگی که از دوره امرای تیموریه برای تسهیل عبور و مرور مسافرین احداث شده است اکثر بناهای آن تا هنوز باقی و برای مسافرین هنگام شدت سرما خدمات بزرگی ایفا مینماید. واقعاً بناهای عجیبی بوده اند. رود هائی که کشک را آبیاری مینماید به سه چشمه انشعاب مییابد. اوّل رودی که از چشمه های خود رباط سنگی و سبززارک حادث میشود. این رود رباط سنگی را آب داده به چهل دختران برود کشک میریزد. ۲ - رود یکه درخت که از قره قیتو شروع و یکه درخت را آب داده --- page 164 --- ۱۴۷ داده در حدود شهر خلیل برود کشکی داخل میگردد. ۳: خود رود کشک که از درۀ جوال و کله چغر جاری میشود و بعد از انکه دو رود فوق بآن ضمیمه میشوند کشک افغانی را آب داده و بخاک روس داخل میشود: اراضی کشک زراعت هر قسم بعمل آورده ایلات علف خیز و چمن زارهای پر طراوتی دارد. هوای اینجا در بعضی جاها خیلی خوبست - اما در اکثر حصه جات در هنگام تموز مختلف بوده و موجب تولید تب لرزه های مزمنی میگردد. سطح ارضی حکومت کشک نقطه آخرین سرحد مملکت واقع بوده و بخاک دولت شوروی خاتمه می یابد. اهالی کشک اکثر جمشیدی میباشد چند خانه افغان هم درین نزدیکی ها در انجا زندگانی میکنند. --- page 165 --- ۱۴۸ علاقه گلران :- گلران طرف غربی کشک بفاصله ۱۴ کرور از یکدیگر دور میباشد . مرکز علاقه داری گلران موضع قره باغ ست - آثار و علائم شهر ها بناهای مختلف در ان جا معلوم می شود. قلعه سفیدک در رباط سرگردان و موضع غشوری نیز از آثار بناهای دیرین بحصه های مختلف و متواتری یاد میدهد. گلران از کاریز ها و چشمه هائی که در خود اراضی آن جاری میشود زراعت میگردد . اهالی آن بالاکثر زوری ، فیروز کوهی جمشیدی ، نورزائی می باشد . --- page 166 --- ۱۴۹ باز هرات و همان تاریخ ارضی لاحق بسباق :- رشته معلومات خود ما خواه باستناد مآخذ عربی و فارسی مطبوع یا غیر مطبوع که از انها اقتباس واستفاده نموده ایم. و خواه بانجام یکحصه مشهوداتی که بهمت هموطنان عزیز خود اهالی هرات بدست آورده ایم تا همین جا خاتمه یافت. والبته تا نقطه امکان باندازه قدرت خامه شکسته و حوصله دماغ افسرده خود از حالات تاریخی و جغرافیائی هرات اسرار مهمی را کشف ؛ و آثار پراگنده را تدوین نموده خواهیم بود. اینک بشرف اختتام این دوره ( ولوکه بتجزیه جداگانه ) و استیناف موضوع احتیاجی هم نداریم. باز هم عطفاً علی ماسبق نشر معلومات مفصل تری را که مؤرخ و جغرافیا نویس مشهور غرب استاد و بارتولد در قسمت --- page 167 --- ۱۵۰ وسطی جغرافیای تاریخی عمومی ایران راجع بهرات نوشته و در ان اثر مدلول و بسیط خود با سناد مؤلفات عربی و فارسی و مجلدات روسی و انگلیسی بعظمت تاریخی و شوکت جغرافیائی هرات اعتراف نموده است - مورد استفاده قرار دادیم تا کسانی که میخواهند از پایهٔ اهمیت سیاسی و اقتصادی هرات در پیشگاه مؤلفین خارج هم مسبوق باشند، ازان استفاده نمایند. و از انجائی که این قسمت از طرف یکنفر مؤرخ و مستشرق غربی تدوین شده است - ما هم عیناً بهمان عبارت و سبق تحریر بتجدید و اعادهٔ موضوع کتاب خود پرداخته و بیک مبحث جداگانه آنرا در اینجا ضمیمه مینمائیم. --- page 168 --- ۱۵۱ (واسیلی ولادیمیر و ویچ بارتولد) تذکرهٔ تاریخ ایرانرا در سال ۱۹۰۱ و ۱۹۰۲ مسیحی جمع و تدوین نموده است. بارتولد در قضایای تاریخی و مسائل جغرافیائی شرق خصوص در قسمت آسیای وسطی ؛ تنقبات و کشفیاتِ مهمی کرده - تصانیف و آثار بسیاری از خود گذاشته است. در زبان های شرقی ملکه تامی داشته و چنانکه همواره سمت پروفیسوری دارالعلوم شرقی را عهده دار بوده، در ضمن؛ سه صد فقره کتاب، مقاله، تقریظ وغیره تألیف نموده است. بارتولد در کتاب تذکرهٔ تاریخ عمومی ایران که ما تنها حصهٔ هرات آنرا نقل میداریم از ۲۶ نسخه تقریباً کتب معتبر تاریخی و جغرافیائی عربی و فارسی اقتباس نموده است. --- page 169 --- ۱۵۲ مانند تاریخ ابن اثیر، ابن بطوطه، ابن حوقل ، ابن خرداد ، ابن رسته ، نزهة القلوب میرزا حمد الله ، تاریخ معین الدین اسفزاری ، تاریخ حافظ ابرو ، تاریخ ابن فقیہ تاریخ ابوالغاری معجم البلدان و غیره وغیره . . . . . و همچنین از چندین جلد مجلدات مؤلفه غربی از قبیل انگلیسی، المانی ، روسی و غیره که ما بذکر اسامی آنها احتیاجی نداریم. و واقعاً در اثر زحماتی که بر خود لازم گرفته کتاب او هم یک کتاب مستندی گفته می شود . این کتاب را آقای حمزه سردادور (طالب زاده) بزبان فارسی بعبارت غرا و زنده ترجمه و در سال ۱۳۰۸ در پایتخت همسایه دوست دار ما دولت معظم ایران طبع گردیده است . سادور . --- page 170 --- ۱۵۳ استادو . بارتولد (صفحه ۹۹۱) کتاب خود تحت عنوان هرات و جریان هریرود مینویسد : - جغرافیانوسیان عرب راه ہائی را کہ وادی مرغاب را با وادی رود مهم دیگر یعنی هریرود متصل میکنند و هرات ہم درین دومی واقع بوده تفصیل شرح نمیدهند . از هرات رو به شمال شرق تا مر و شش روز - و از هرات رو بشمال غرب تا سرخس پنج روزه راه حساب می کردند . مملکت بین هرات و مرو زو درا کینج رستاق و ولایت بین هرات و سرخس را با دغیس مینامیدند . بعد از ان کلمه ( بادغیس) بسط معنی یافته و بتمام قسمت شمال غربی افغانستان کنونی اطلاق میشد . (حافظ ابرو در قرن پانزدهم تمام ولایت بین هریرود --- page 171 --- ۱۵۴ و مرغاب را بادغیس مینامید) درگنج رستاق و همچنین در بادغیس از چند شهر نام میبرند که اهمیت بزرگی نداشتند – از سمت جنوب غربی دو رود خانه كوچك یعنی كشك و كا شان بمرغاب میریزند . این دو رودخانه چندان بکثرت آب معروف نبوده و گاهی در تابستان بقسمت سفلی مسیل خود بکلی خشك می شدند . در دوره جغرافیا نویسان عرب آب این دورودخانه برای شرب مصنوعی اراضی کفایت نمیداده ، در گنج رستاق و همین طور در بادغیس اراضی زراعتی فقط با آب باران و یا آب چاه مشروب میشدند – شرب اراضی زراعتی با آب باران غالباً در نقاط کوهستانی معمول است که باران بیش از جلگه میبارد و این قسم کشت و زرع را زراعت بهاری میگویند. --- page 172 --- ۱۵۵ میگویند. قسمت شمال غربی افغانستان موضوع تحقیقات مبسوط کمیسون سرحدی انگلیس واقع گردیده - راه عمده از هرات به مرو؛ در قرون وسطی ظاهراً از وادی کشک عبور میکرده است. و نه از وادی کاشان - چنانکه خرابی های متعدّد سواحل کشک و پل قدیم در آبادی چهل دختران که اغلب در تاریخ تیمور و تیموریان ذکر میشود دال بر این مطلب است در ۱۲ میلی (انگلیس) شمال چهل دختران پست کشک روس واقع شده است. در کشک؛ نزدیکی آبادنی کنونی قلعه مور شهر لشغور واقع بود که از انجا علاوه بر راه هرات به مرو رود، راهی هم از مرغاب و قلعه احنف (درین زمان قراول خانه) --- page 173 --- ۱۵۶ بطرف غرب و بادغیس میرفت. خرابه‌های بشور محوطه بزرگی را اشغال کرده‌اند. در وسط این محوطه بر روی تپه مصنوعی و مرتفعی آثار قلعه قدیم که از آجر ساخته‌اند نمایان است. یک راه دیگری از قسمت علیای مرغاب و از بلاد غرجستان به هرات ذکر میکنند که از قریه کروخ که درین زمان هم بر قرار است در شمال شرقی هرات میگذشته جبالی که بین هریرو و درشته انهار مرغاب قاسم آب بودند در قدیم باسم (پار و پایس) معروف بودند- این اسم را جغرافیه نویسان معاصر هم غالباً استعمال مینمایند. برای تمام این سلسله جبال کلمه بومی مخصوصی نیست ولی هر سلسله کوهی نام خاصی دارد. مثلاً رشته غربی که از شمال بوادی هرات محدود میشود --- page 174 --- ۱۵۷ است به کیتو و یا کوه با با موسوم است. ارتفاع سلسله عمده تقریباً به ده هزار فُوت میرسد و تدریجاً رو به شرق بالا میرود . گردنه های کوهستانی بسی سراشیب است از طرف شمال غرب راه هرات کاملاً مفتوح است . درین زمان دامنه های شمالی جبال را اقوام کوچ نشین و نیمه کوچ نشین اشغال کرده اند . یعنی جمشیدی و هزاره که از نژاد مغولها ستند قریه عمده جمشیدی با کشک و قریه عمده هزاره با قلعه نوست که در ساحل کاشان واقع شده . قلعه نو در قرن نوزدهم محل فرمانفرمائی مستقل هزاره بود - محوطه مزارعی که بشرب مصنوعی و طبیعی (۱) مراد از فتح خوبی راه و قبول تردد مسافرین است . - ۱۲ --- page 175 --- ۱۵۸ (دپی) دارند بمراتب کمتر از زمان پیش است وجود خرابه های زیاد میرساند که این سرزمین در زمان سابق بهتر ازین دوره معمور و مسکون بوده است. بادغیس بسبب مراتع عالیه خود همیشه کوچ نشینان را بسوی خود جلب میکرده و بدین جهته در اینجا ممکن نبود که تمدن ساکن ترقی کند. در سال ۱۲۷۰ برای خاطر بادغیس نائرۀ جنگ بین مغولهای آسیای وسطی و ایران مشتعل گردید. فریه سیاح ( ج ۱ ص ۳۶۴) مراتع واقعه از نزدیکی قلعه نو را بهترین مراتع آسیا می داند. مسلمین اسکندر کبیر را بانی هرات و مرو میدانستند درین صورت روایات مؤرخین یونان راجع (۱) فریه یکی از مؤلفین غربی است ۱۳۰۰ بنای --- page 176 --- ۱۵۹ به بنای شهر اسکندریه در ولایات آریا مؤید داستان فوق الذکرست. بطلیموس تحت عنوان (.....................) همچنین (ایزیدورخاراکسی) غیراز آرتاکوان پایتخت قدیم بومی ازین شهر هم نام میبرند. شهر آرتاکوان بین علماء موضوع بحث بود بعقیدهٔ توماشک شهر آرتاکوان در جای ارک هرات بود در زبان زمان سلسله کرت (قرن ۱۳ - ۱۴) باسم اختیار الدین معروف گردید. بواسطهٔ حاصل خیزی فوق العاده هری‌رود شهر هرات باینکه از راه های بزرگ تجارتی برکنار واقع شده بود معهذا یکی از مهمترین بلاد خراسان بود. ما دیدیم که راه ایران بترکستان از نیشابور به سرخس --- page 177 --- ۱۶۰ در سرخس بر و میرفت و از مرو راهی بسوی بلخ جدا می شد که مال التجارهٔ هند را بدانجا می آوردند . هرات بیک اندازه با سیستان و ولایات جنوبی غربی ایران تا فارس تجارت میکرد . طول و عرض شهر یک فرسخ بود ، هرات مانند سائر شهرهای بزرگ دارای شهرستان اصل شهر ، و ربض و محلات خارج شهر، و قهندوز ارگ بود - شهر چهار دروازه رو به چار سمت داشت . ازین دروازه ها دروازهٔ شرقی یعنی دروازهٔ کشک تاکنون باین اسم نامیده میشود . راه بلخ از دروازهٔ شمالی و راه نشاپور از دروازهٔ غربی و راه سیستان از دروازهٔ جنوبی بود. ازین چهار دروازه فقط دروازهٔ شمالی آهنین بود و --- page 178 --- ۱۶۱ باقی را از چوب ساخته بودند - قصر امیر در سمت غربی بفاصله یک فرسخ در خارج شهر و در محله خراسان آباد واقع بود. تقریبا تمام شهر بدیوار بیرونی محاط بود که در فاصله ۳۰ گام از دیوار درونی ساخته بودند تمام این دیوارها را بواسطه طغیان اهالی خراب کردند. همین مطلب را راجع به شهر بزرگ دیگر هم مثل سمرقند ذکر میکند. اصطخری (۲۶۴) و (۲۶۵) وابن حوقل (۳۱۶) و (۳۱۷) محل ابنیه بزرگ هرات را مثل سائر شهرهای بزرگ بدین نشان معین میکنند که قصر امیر (در فوق گفته شد) مسجد جامع در مرکز شهر مجالس در سمت غربی مسجد جامع، بازارها در قریب وازه ها و اطراف مسجد جامع واقع بودند. در هیچ یک از شهرهای خراسان مثل هرات عده --- page 179 --- ۱۶۲ مردمی که وقت خود را در مسجد بسر میبرد زیاد نبود. ابنیه هرات مثل همه جا از گل بود، سنگی که برای فرش لازم بود از کوه های واقعه در نیم فرسخی شهر می آوردند کوه ها در ان زمان هم عاری از جنگل بود و برای سوخت بوته های دشتی را که از هریرو د رو بجنوب امتداد داشت بکار می بردند. معبد آتش پرستان در قله کوه و کلیسای ترسایان بین کوه و شهر واقع بودند. پارچه های هرات معروف و مخصوصاً بعد ها در دوره مغول یک نوع پارچه زربفتی را که راه راه و دارای تصاویر بود بس گرانبها میدانستند. از هرات مقدار کثیری کشمش و پسته و سائر تنقلات بخارج حمل میکردند. در این زمان نیز اشجار میوه دار در دامنه های جنوبی کمان --- page 180 --- ۱۶۳ جبالی که از شمال بوادی هریرود محدود است در کثرت و فور می‌باشد. تاریخ هرات در دورهٔ قبل از مغول چندان جالب توجه نیست (۱) شهر معمولاً در مقدرات سایر قسمت خراسان شریک بود و در هیچ زمان مقر شهریاران مستقل و مقتدری نبود (۲) هرات بواسطه موقعیت جغرافیائی قبل از سایر بلاد خراسان به تصرف ملوک کوهستانی غور درآمد. هریرود و رودخانه‌هائی که بسمت جنوب غرب و سیستان جاری میشوند ازین ولایت بیرون می‌آیند. در سمت شرقی هرات از چند ده نام میبرند که مارآباد (۱) درین جا مبحث اول در خصوص قسمتی که سوایانا یاقوت تشریح داده فراموش نشود ۱۲ (۲) در اینجا دارالملک غوریها یا د باید نمود ۱۲ . --- page 181 --- ۱۶۴ (در نقشه های جدید مرو) داده در نقشه های امروزی او به است) از ان جمله است - در فاصله دو روز راه از اوقه قریه چشت واقع بود و از انجا داخل ولایت غور می شدند که به قلمرو سلسله ابوداؤد وگوزکان و غرجستان و ولایت هرات تا فراه ده یا فراه محدود بود. جغرافیا نویسان قرن دهم غور را یگانه ولایتی می نمایند که از هر طرف بممالک اسلامی محاط و با این حال سکنه آنجا کافر بودند همین واقعه که این کوهستانیان مدت مدیدی در مقابل فاتحین اسلامی مقاومت نمودند میرساند که به مملکت غور دست رسی نبود بنا به گفته فریه (ج ۲ ص ۱۵) تمام این مملکت را میتوان در منزله قلعه عظیمی دانست که در مرکز و مرتفع ترین نقاط سرزمین بلند و بزرگ آسیا ساخته اند بقول اصطخری (۲۷۲) در زمان سامانیان از اهالی غور --- page 182 --- ۱۴۵ غور فقط کسانی پیرو اسلام آن هم بصورت ظاهر بودند که در جوار ممالک اسلامی سکونت داشتند. جغرافیانویس ایرانی که در قرن دهم می زیسته می نویسد:- که پادشاه غور که لقب غورشاه داشت مطیع سلاطین آل فریغون جوزجان گردید. و پس از ان قسمت زیاد کوهستانیان دین اسلام را قبول کردند. اوّل کسی که وارد داخلۀ مملکت غور گردید سلطان مسعود بود که در دورۀ سلطنت پدر خود سلطان محمود در سنۀ ۱۰۲۰ که دران مسعود امارت هرات را داشت باین امر فائق آمد. بیهقی مؤرّخ (۱۲۷ - ۱۳۴) تفصیل این سفر را شرح --- page 183 --- ۱۷۴ نداده است. سفر سلطان مسعود به تسخیر چند ده و قلعهٔ غور وانقیاد یکی از سلاطین که اتباعش جنگی ترین غوریان محسوب میشدند منجر گردید . مقر این پادشاه سابقاً پای تخت غور بود . مالک این قسمت تمام مملکت را در قید اطاعت خود داشت . قلاع غوریان غالباً بطور خمده برای حفظ نسوان و اطفال و اموال در ایام محاربات بنا شده بود زبان غوریان باندازه با زبان ساکنین جلگه تفاوت داشت که امیر مسعود بتوسط مترجم بآنها صحبت میکردند . در قرن یاز دهم غوری ها قبول اسلام نموده واسماً مطیع دولت غزنوی شدند . لیکن در قید سلطنت سلسله شوری که یک سلسله بومی --- page 184 --- بود باقی بودند. و یکی از ملوک این سلسله که در قریه آهنگران مقر سلطنت داشت در زمان سلطان محمود اسیر شده و انتحار کرد. در قریه آهنگران شاید همان موضعی باشد که حالیه باین اسم در سمت علیای هریرود واقع است) (۱) در قرن دوازدهم سلاطین مقتدری ازین سلسله بیرون آمدند که ابتدار غزنین و بعد هرات و قسمتی از هند را مسخر کردند. در ان زمان پایتخت غور قلعه فیروز کوه بود که در قسمت علیای هریرود و ظاهراً در نزدیکی آهنگران واقع شده (جوزجانی ٢٠٤٧) جای این شهر که در اواخر قرن دوازدهم و اوائل قرن سیزدهم یکی از پای تخت های دولت (۱) در قسمت چیچران ملاحظه باید کرد. --- page 185 --- ۱۶۸ مقتدر و مزین بابنیه و عمارات عالیه بود دقیقاً معین نشده زیرا هنوز راجع به قسمت علیای هریرود چندان تحقیقاتی نکرده اند در سال ۱۸۴۵ که فریر (ج ۱ ص ۴۴۴-۴۴۵) وارد این سرزمین شده بود یک شهزاده بومی بوی گفته بود : که شهر قدیم شهرک واقعه در نزدیکی دولت یار پای تخت سابق غورست . و همچنین شهر قره باغ را که محاط به خرابه هائی است که در آنجا سکه هائی پیدا میکنند که بنابقول صاحب منصب انگلیسی که آنها را رویت کرده بود متعلق با سکندر کبیر میباشد پای تخت غور نامیده بود . سلسله که بغوریان معروف است قبل از حمله مغول منقرض گشت . قسمت غربی ممالک سلسله غور را سلطان محمد خوارزم شاه --- page 186 --- ۱۶۹ مسخر ساخت قلاع کوهستانی غور و غرجستان در مقابل لشکر مغول مقاومت سختی بمنصه ظهور رسانیدند. هرات مثل سائر بلاد خراسان در ۱۲۲۲ع - بدست تولوی پسر چنگیز خان گشاده گردید - و چون اهالی شهر بطیب خاطر قبل از یورش مغول تسلیم شدند تولوی شهر را عفو کرده و باعدام دوازده هزار نفر ساخلوئی شهر اکتفا ورزید. ولی در همین سال پیشرفت های موقتی جلال الدین خوارزم شاه موجب شورش اهالی شهر بر علیه مغول و باعث محاصره جدید شهر از طرف مغولها گردید. پس از شش ماه محاصره در ۱۲۲۲ ع - شهر مسخر و دستخوش تخریب کامل گردید. عساکر مغول در زمان چنگیز خان در خراسان متوقف نشدند و در زمان سلطنت اوغدی مغولها مجبور شدند کثانیاً --- page 187 --- این ولایت را متصرف نشوند - بدین سبب ولایت خراسان مورد خرابی و ویرانی جدید واقع شده و ازین رو دیر تر از ماورارالنهر از صدمه وارده مرمت یافت. هرات قبل از سائر بلاد خراسان ترمیم یافت. بنابر بعضی اخبار پارچه های استادان هرات بدرجه مورد پسند او غدی خان واقع گردید که ذی بصنعت گران هرات اجازه داد بوطن خویش مراجعت کرده و در اسنجا بتاسیس کارخانه های خود همت گمارند. زمان سلطنت منگو (۱۲۵۱ - ۱۲۵۹) شمس الدین محمد کرت که اصلاً غور و قلعه خیار را متصرف بود شهر هرات را بدست آورد. اسم خیار در تالیفات جغرافیا نویسان قرن دهم در بین راه هرات بغور بفاصله دو روز راه از هرات ذکر میشود ـ اصطخری --- page 188 --- ۱۷۱ (اصطخری ۲۸۵) شمس الدین مؤسس سلسله کرت گردید و بنابر این در هرات دوباره سلسله غوری الاصل استوار شد . رونق هرات مثل مهم ترین شهر خراسان ازین تاریخ شروع میشود . بواسطه خرابی مرد و بلخ راه تجارتی که از آسیای غربی رو بترکستان چین از شمال شرق و هندوستان در جنوب شرق میرفت متوجه هرات شد . هرات تا زمان اخیر یعنی تا موقع احداث راه آهن ماوراء خزر این اهمیت تجارتی خود را دارا بود . شهر هرات بواسطه موقعیت نافع تجارتی همیشه بسرعت و در اندک زمانی از صدمات وارده از تاخت و تازهای طوایف کوچ نشین و سائر دشمنان خارجی قد علم میکرد . --- page 189 --- ۱۷۲ بنا به گفتهٔ فریر ( ج ١ ص ٣١٥ - ٣١٦ ) هرات نقطهٔ اتصال تمام راه هائی بود که بممالک عمده آسیائی رفتند سلسلهٔ کرت در تمام مدت استیلای مغول در ایران، در هرات سلطنت میکرد . در قرن سیزدهم و چهاردهم فخر الدین کرت (١٢٨٥ - ١٣٠٧) ارگ کنونی هرات که در سمت شمالی شهر واقع و در ان زمان باختیار الدین معروف بود بنا نهاد . و نیز در دورهٔ سلاطین کرت قلعه دست نیافتنی امان کوه و یا اشکلچه در چهار فرسخی جنوب غربی شهر بنا شد . مقتدر ترین سلاطین آل کرت معز الدین حسین (١٣٣١ - ١٣٧٠ ) که سقوط مغول های ایران در زمان وی واقع گردید . معز الدین حسین تمام ولایات را تا مرغاب در قید اطاعت --- page 190 --- اطاعت خود آورده و از اینجا ولایات شرقی را مورد تاخت و تاز قرار میداد. چنانچه در سال ۱۳۶۸ شبورقان را تاراج و غارت کرد - معزالدین تا سال ۱۳۵۶ اسما مطیع آخرین پادشاه سلسله طغاتیغور مغولهای ایران بود. و پس از فوت سلطان مغول پادشاه مستقلی شده و تا زمان مرگ در استقلال باقی بود. هر چند که در سال ۱۳۵۴ بدست امیر تغرغن پادشاه مملکت جغتای مغلوب گردید. در زمان غیاث الدین پیرعلی فرزند معزالدین هرات در سال ۱۳۸۱ بتصرف تیمور درآمد. عبدالرزاق سمرقندی (.....) که ماخذ اخبارش حافظ ابر و مؤرخ خراسانی است - شرح مبسوطی راجع بهویت --- page 191 --- آخرترین پادشاه هرات می‌نویسد و میگوید که غیاث الدین پادشاهی بود رعایا را آزار میکرد و در مدافعه شهر شخصاً مردانگی بمنصهٔ ظهور میرسانید ولی لذائذ نفسانی در وجودش بدرجه بود که قبل از وقت خود را مهیای مواجهه با محاصره نکرده بود و در صدد جمع آوری قشونی بر نیامد که بتواند حملهٔ دشمن را دفع کند و اطمینان داشت که هرکس برای خاطر زن و فرزند جنگ میکند – لیکن تیمور در همان آغاز محاصره وعده داد که مال وجان هرکس که در خانهٔ خود نشسته و در مقاومت مسلحانه شرکت نماید از تعرض مصون خواهد بود – با این وضع کسی با اوامر غیاث الدین توجهی نمیکرد و چون بومی توصیه کردند که چند نفر را برای عبرت دیگران بمجازات رساند پادشاه تسلیم شهر را به تیمور اصلح دانست تیمور دیوارهای داخلی وخارجی شهر را خراب کرده و غرامت بزرگی باهالی تحمیل نمود. --- page 192 --- ۱۷۵ در سنه ۱۳۸۳ بعد از شورش اهالی شهر که قرین موفقیت نگردید تیمور غرامت بزرگتر از ادنی از اهالی شهر دریافت نمود، غیاث الدین را ابتداء در حکومت هرات باقی گذاشتند ولی در سال ۱۳۸۲ بسمرقند برده و سال بعد به قتل رسانیدند. هرات بسرعت از خرابی های وارده قد علم کرده و در زمان تیمور و تیموریان پایتخت خراسان بود. چند سالی میران شاه پسر تیمور درین ملک حکمرانی کرده و از سال ۱۹۳۷ شاهرخ پسر دیگر تیمور در مسند سلطنت قرار گرفت، شاهرخ بعد از مرگ تیمور هم که تخت سلطنت تمام مملکت نشست در هرات سکونت داشت در سال ۱۴۱۵ شاهرخ استحکامات هرات را که تیمور خراب کرده بود ترمیم و مستقر ساخت. از سائر سلاطین مقتدر تیموریان سلطان ابوسعید در --- page 193 --- ۱۷۶ سال ۱۴۵۸ - ۱۴۶۹ و سلطان حسین از ۱۴۶۹ الی ۱۵۰۶ در هرات سکونت اختیار کرده بودند. دوره تیموریان درخشان ترین ادوار تاریخ هرات است - نام شاهرخ و سلطان حسین تا بامروز در خاطر سکنه هرات زنده و در زبانهاست . بنا بقول فریر (ج ۱ ص ۳۳۸) این دو نام معرف همه کس وحتی در کلبه های محقر زنده است و مردم این دو نام را بزبان جاری نمیسازند مگر باستایش و احترام بعضی از ابنیه که تا امروز محفوظ مانده منسوب بدایره تیموریان است . در خود شهر فقط یک عمارت برجسته جلوه گر میباشد و آن مسجد جامع است که در سال ۱۲۰۱ سلطان غیاث الدین غور بناکرده و بعد در دوره سلاطین کرت ترمیم و تعمیر شده است. غزی --- page 194 --- ۱۷۷ (اسفزاری.....) مسجد جامع در سمت شمال شرقی شهر واقع شده است - ابنیه و عمارات واقعه در حوالی شهر بزیبائی و قشنگی معروف بودند - بهترین این عمارات در شمال غربی شهر واقع و معروف به مصلی (محل نماز) بود . کلیتاً در حوالی شهرهای بزرگ محلی را که مسلمین برای برگذاردن دو عید بزرگ یعنی عید فطر و عید قربان جمع می شدند مصلی میگفتند . مصلی هرات مرکب از سه بنا بود: مدرسه که در زمان ایت فقط دو محراب و چهار مناره ازان باقی مانده بود عمارت گنبد دار که مقابر بعضی از تیموریان در اینجا بود و مسجد بزرگ بنا بقول اسفزاری (۱۷۰ – ۱۰ ) --- page 195 --- ۱۷۸ مسجد و مدرسه را ملکه گوهر شاد بیگم که قبرش در مصلی است در زمان سلطنت شاهرخ بنا کرده ، ضمناً مؤرخ مذکور تاریخ وفات ملکه را هم ذکر کرده است که بسال ۸۶۱ هجری و یا ۱۴۵۷ میلادی بوده مسجد فوق الذکر دومین مسجد جامع هرات محسوب میشد. فریه وایت از بزرگی و ظرافت گنبد و محراب با تنوع تزئینات اظهار شگفت میکنند درین زمان ابنیه مذکور دگر وجود ندارد زیرا امیر عبدالرحمن خان بواسطه اصرار مهندسین انگلیسی که منتظر محاصره هرات از طرف روس ها بودند امر به تخریب آن داد. علاوه بر آن از نقاط جالب توجه اطراف تپه مصنوعی (تل بنگیان) (تپه تریاک کش ها) است که در شمال شهر واقع شده ـ ایت شنیده بود که آلوده گان به این عمل درین --- page 196 --- ۱۷۹ تپه مجالس لهو و لعب ترتیب میدادند . فرید (ج ۱ ص ۳۴۲) روایتی شنیده بود که بنظر خود وی هم بعید رسیده که گویا این تپه را نادر شاه برای توپ بستن به ارگ ساخته بود احتمال دارد که این تپه همان ارگ هرات زمان قبل از مغول باشد . ( اسفزاری ۰۰) در سمت شرقی تل بنگیان بفاصله دو میل انگلیسی از شمال شرقی شهر محل گازرگاه است (اصل کلمه کارزارگاه یعنی محل جنگ است که تحریف شده (بنا بر قول اسفزاری) در سال ۲۰۶ هجری قمری درین نقطه جنگ روی داد) که که یکی از مقبره های سلاطین سابق هرات بوده و مقبرۀ پیر هراتی (جناب) خواجه عبد الله انصاری قدس الله سره که یکی از مشایخ قرن یازدهم بوده و مقبرۀ آنرا سلاطین تیموریه --- page 197 --- ۱۸۰ در قرن پانزدهم بنا کرده اند در اینجا واقع شده است در پای قبر سنگ مرمر عالی بیادگار گذاشته اند اشخاص دیگری نیز درین مکان مدفون شده اند قبر دوست محمد خان امیر معروف افغانستان که در سال ۱۸۶۳ وفات یافت در همین مکان واقع است برای ابنیه و سنگهای روی قبر مرمر سفید و سیاه بکار میبردند مرمر سیاه را در نزدیکی قریه شاه مقصود از کوه های شمال قندهار و مرمر سفید را در نزدیکی قریه اوبته استخراج میکردند . بعقیده فریه زمانی بوده که تمام این عمارات و ابنیه در جزو شهر داخل بودند و شهر کنونی در دوره مشعشع تاریخ هرات فقط ارگ بود . لیکن هیچ گونه بنائی برای هیچو حدس وجود ندارد . اما راجع باینکه آیا هرات در دوره تیموریان چه گونه بوده --- page 198 --- ۱۸۱ بوده با اطلاعات مفصلی در تالیفات مورخین آن دوره خصوصا اسفزاری می یابیم. از بیانات اسفزاری چنین میشود که نقشه شهر در ان زمان مثل امروز بوده شهر محاط به باروئی بود که پنج دروازه داشته و دو دروازه در سمت شمال واقع بوده، اسامی دروازه ها بهمان نام های کنونی بوده - مگر دروازه جنوبی که نام دروازه فیروزآباد را که در قرن دهم معروف بوده از دست نداده بود و درین زمان به دروازه قندهار معروف است. اسفزاری شاگردان خود را مامور ساخته بود که طول حصار شهر را مساحت کند و معلوم شده بود که طول محیط دیوار شهر (۷۳۰۰) گام است از دروازه شمالی تا جنوبی (۹۰۰) گام و از شرقی تا غربی نیز بهمین اندازه بوده است. طول --- page 199 --- ۱۸۳ اسفزاری کاملاً مطابق حدود شهر کنونی میباشد که محیط آن بنا بگفته جون لوجین که مدت مدیدی در هرات بسر برده معادل یک فرسخ است فریه (ج ۱ ص ۲۳۳) بعد از تیموریان هرات در جزؤ مملکت صفویه داخل گردید ولی چند مرتبه به تصرف ازبک ها در آمد . در اواخر قرن شانزدهم شاه عباس معروف حکومت خود را در هرات مستقر رسمی داشت اهمیت شهر را از نو ترقی داد - در قرن هجدهم د نوزدهم شهر مایه کشمکش امرای افغان و شاهان ایران بود وعده نفوس شهر اگر با رقامی که سیاحان نقل میکنند دچار تغییرات بزرگی میشد . فریه (ج ۱ ص ۳۲۶) میگوید که در سال ۱۸۳۸ عده نفوس شهر قبل از محاصره ایران (۷۰۰۰۰) نفر بوده وبعد --- page 200 --- ۱۸۳ و بعد از محاصره فقط (۶۰۰۰) یا (۷۰۰۰) باقی میشدند!!! یار محمد خان حکمران جدی هرات (۱۸۴۲ – ۱۸۵۳) که شخصیت وی هم تاثیرات بزرگی در فریه و سیاحان انگلیسی بخشیده بود سعی میکرد که اهالی را دوباره متوجه هرات کند- و بواسطه اعلان عفو عمومی کسانی را که در دوره جنگ های سابق بایزانیان یا انگلیس ها پیوسته بودند بران داشت که بهرات عودت کنند در سال ۱۸۴۵ که فریه بهرات آمده عده نفوس شهر (۲۰۰۰۰) الی (۲۲۰۰۰) نفر بوده حدس کرد و گفت که در سال ۱۸۷۸ در هرات بود براین است که عده نفوس شهر به (۵۰۰۰۰) نفر میرسید (کوستنکوچ ۲ ص ۱۷۴) وحشت و هراستی که بر اثر حرکت روس ها در سال ۱۸۸۵ تولید شد دوباره موجب تخلیه شهر از سکنه گردید. ایت (افغانستان ۲۹) تخمین میزند که در شهر ذکوراً --- page 201 --- ۱۸۴ واناثا بیش از (۱۰۰۰۰) نفر نبود در سال ۱۸۹۳ ایت که بار دیگر به هرات آمده درین سفر ثانوی بنابقول وی د خراسان ۱۸ ) قریب به سه هزار خانه دار بهرات سکونت داشته شهر محاط به خاکریز مرتفعی بست که بار وی بروی آن ساخته اند دو خیابان شهر یکی از شرق به غرب و دیگری از شمال بجنوب تقاطع میکند و سرتاسر مسقف و با تیرهای چوبی پوشانیده اند - در محل تقاطع خیابان با گنبد چارسو واقع شده و خیابانهای بازارهای مجاور را از آجر ساخته اند عمارت حکمران (چهار باغ ) که در جنب مسجد جامع واقع شده به هیچ وجه قابل توجه نیست . کلیتاً تمام ابنیه شهر را از گل ساخته اند بناهای سنگی ابدا وجود ندارد و عمارات آجری کمیاب است . در پائین هرات وادی هریرود چند قریه واقع است --- page 202 --- ۱۸۵ که در هر یک ازان ها بنابقول سیاحان زمان اخیر در ردیف خانه های مسکونی خانه های گلی زیاد دیده میشود. بدین جهت قراي مزبور بنظر اول بمراتب پرجمعیت تر جلوه گر میشوند . علت انحطاط تمدن درین سر زمین مانند تمام بادغیس تاخت و تاز های تراکمه بود . در قرون وسطی در وادی هریرود در راهی که از هرات به نیشا پور میرفت بفاصله یک منزل از هرات شهر پوشنگ واقع بود ـ که وطن سلسله طاهریان است چندین قریه در جزء پوشنگ محسوب بود . در پوشنگ میتوانستند از آب هریرود استفاده کنند و پایان تر ازین آب هریرود مثل این زمان بقدری کم میشد که بشرب اراضی هم نمیرسید . --- page 203 --- ۱۸۶ در سال ۱۸۸۵ که اعضای کمیسیون سرحدی انگلیس چهل ورست پایان تر از شهر از رود هریرود می گذشتند (........) درین نقطه رودخانه بچندین شعبه منقسم میشد و هیچ یک از شعبات در ان فصل سال (نوامبر) بیش از دو فوت عمق نداشت. وادی هریرود متدرجاً تنگتر میشد و در نزدیکی پل تیر پل واقعه در ۷۵ ورستی هرات عرض آن بیک میل انگلیسی هم نمیرسید. پل تیر پل یک بنای ظریف و محکمی بوده و باصلاحات مختصری احتیاج داشته از تیر پل که میگذرد نرسیده بقریه کسان که بفاصله یک میل انگلیسی در ساحل یمین رود خانه واقع است. وادی هریرود مجدداً وسعت مییابد کوهسان در سال --- page 204 --- ۱۸۷ سال ۱۸۸۵ آخرین قطعه مسکون بود که در طول سرحد غربی افغانستان واقع شده بود بقلعه کهسان مجال خراب افتاده بود. فریه (ج ۱، ص ۲۷۱) در سال ۱۸۴۵ فقط چهار صد خانه مسکون در کهسان دیده بود - در صورتی که محوطه های خرابه شهر قدیم فضای بیشتری را اشغال کرده است. سرحد بین افغانستان و ایران در رود هریود تا منتهای دهنه ذوالفقاریست و ذوالفقار همان نقطه ایست که در سال ۱۸۸۵ نزدیک بود موجب قطع مناسبات بین روسیه و انگلیس و آغاز عملیات خصمانه بشود. پل خاتون بنائی است مانند بنای تیریل و شباهت این دو ب قدری زیاد است که انگلیس ها هر دو پل را کار یک استاد میدانند. --- page 205 --- ۱۸۸ درین نقطه هریرد و تا نهر سرخس سرحد بین روسیه و ایران است . در هریرد و یکی از آتش پرستان پلی ساخته بود که بنا بقول مقدسی (۳۳۰) در تمام خراسان نظیر نداشت . اسفزاری در دوره تیموریان پل را بهمان نامی که امروزه معروف است نام میبرد و پل مالان مینویسد . در کتب انگلیسی ........ دفریه (ج ۲ ص ۴۹) ...... نوشته اند در قرن یازدهم یار محمد خان پل را تعمیر کرد (۱) بعقیده فریه اگر این پل در اروپا بودی در انطا یک چیز (۱) همچنین در سال ۱۳۰۲ جلالتمآب شجاع الدوله خان وزیر امنیه وقتی که در هرات حکمرانی عمومی داشت پل مالان را بصورت منظمی ترمیم فرمود ۱۲ عادی --- page 206 --- ۱۸۹ عادی بود لیکن در افغانستان باعث حیرت عموم شده است. این پل را از آجر ساخته اند و دارای ۲۶ چشمه است و نیز برای حفظ پل از سیل سدی از سن ساخته اند. در سده دهم باغات سمت جنوبی هرات تا یک فرسخ امتداد داشت، بفاصله سه روز راه از هرات بلوک اسفزار واقع بود که در کمال آبادی و عمران و چار شهر کوچکی داشت که یکی از انها یعنی ادرسکن تا امروز روی قریه ادرس کند واقعه در دو منزلی هرات مانده است. تمام ولایت اسفزار که سر منزل راه امتداد آن بود بالتمام آباد و معمور و ابداً اراضی بایری در انجا نبود. شهر اسفزار در یک منزلی جنوب ادرسکن واقع بوده، اسم این شهر به شکل مخفف سبزوار و یا سبزار هم دیده --- page 207 --- ۱۹۰ میشود . در زمان تیمور سال ۱۳۸۳ شهر سخت تر از هرات دستخوش تاراج و قتل و غارت هولناکی گردید زیرا اهالی هرات برعلیه تیمور شورش کرده و حاکم تیمور را بقتل رسانیده بودند . پس از تصرف شهر بحکم تیمور مناری از دو هزار نفر انسان زنده ساخته و دست و پای آنانرا بسته روی هم سوار و روی آنانرا با خاک و قطعات آجر پوشانیدند . (شرف الدین ۱، ۳۶۰) شهر اسفزار بر خلاف هرات بواسطه ادامه شورش و قتل و غارت هائی که بآن مترتب بود در دوره تیموریان از صدمات وارده قدعلم نکرد. معین الدین اسفزاری مؤرخ نامبرده در ضمن توصیف وطن خود فقط از خرابه های بلاد و قلاع وسیعه آن سخن میراند . --- page 208 --- ۱۹۱ فریه (۳۷، ۲) مینویسد:- که در قرن (۱۹) خطه اسفزار از جنگ هائی که بین ولایت هرات و قندهار روی میداد در صدمه و زحمت بود - فقط خرات با و قنوات خشک از رونق و عمران گذشته که شاید از زمان شاه عباس یعنی اواخر قرن شانزدهم و اوائل قرن هفدهم بود حکایت میکردند احداث و بنای یک سلسله کاروان سراها را که در جنوب هرات بر راه قندهار واقع است- بزمان سلطنت شاه عباس نسبت میدهند که هرات را از بک ها گرفته و اقتدار خود را در این سر زمین مستقر ساخته بود . در بین خرابه هائی که فریه (ج ۲ ص ۳۶۳) شرح داده است قلعه بزرگ سیاه کورگه دیده که بفاصله نیم ساعت راه از اسفزار بالای کوه ساخته اند . --- page 209 --- ۱۹۲ اهالی محل بنای قلعه را به اسکندر ماقدونی نسبت میدهند. اسفزاری همین خرابه ها را شرح داده و قلعه مذکور را مظفر کوه نامیده است . از تعریفاتی که از مسجد جامع هم ذکر نموده معلوم میشود که این قلعه در دوره اسلام مسکون بوده در زمان اسفزاری الپ غازی نام را بانی این قلعه می نامیدند . تا اینجا بود ترجمه تذکره تاریخ ایران که عینا به عبارت مترجمه اصل کتاب در اینجا انتخاب گردید. --- page 210 --- ۱۹۳ * تشکر و خاتمه * به خدای متعال شکر گذارم که بنوشتن حصهٔ اوّل این کتاب یعنی حالات تاریخی و جغرافیائی شهر هرات یا یک گوشه از مملکت عزیز خود موفق آمده و آرزوی را که از وقتها در خاطر داشتم انجام دادم. و حوصله خامه شکسته و موجودیت ضعیف من از عهدهٔ ایفای هیچ امر خطیر با یراد جملات درهم و برهم و نوشتن چند سطر مزخرفی برآمده توانسته - و ازین رهگذر یکدسته اوراق پریشانی را بعالم نشریات وطن عزیز ما افغانستان تقدیم نمودم . لهذا مبحث حصهٔ اوّل را بهمین جا خاتمه داده واینک تاریخ ادبیات هرات را به حصهٔ دوم حواله مینمایم. و با یکعالم بی سرمایگی یعنی در حالی که کلمات و تحریر ما --- page 211 --- ۱۹۴ مانند اشباح منجمد و اجسام خامدی از روح معانی مقتضیه عصری عاری و خالی است به نشر مانند مبحث ادبیات یک موضوع مهم اقدام و شروع میکنم. امید است به آینده قریبی چنانکه از حسن نیات اعلیحضرت غازی و صرف مساعی و مصارف جمیل والا شان جلالتمآبی نائب سالار صاحب و بسایه آرامی و امنیت مملکت در حصه اول باستیناف معلومات تاریخی و جغرافیای ارضی هرات موفق شدیم در حصه دوم نیز باحیای آثار علمای تبحر و زنده کردن حالات شعرای ناموری که در آغوش این خاک و آب بنوم ابدی مستغرقند کامیاب گردیم. و آن ناله های پرشوری را که بر فراز هر شاخه گل این گلشن سرائیده اند و آن قطرات اشکی را که بیادگار ادوار زنده گانی خود بسارحه هر صفحه خاک این سر زمین ریخته اند --- page 212 --- ١٩٥ تازه نمائیم وَمِنَ اللهِ التَّوْفِيق --- page 213 --- ۱۹۶ --- page 214 --- [BLANK PAGE] --- page 215 --- جلد اول آثار هرات تالیف خلیللی مصور است در حالات تا ریخی و جغرافیائی شهر هرات بحث می نماید (۳) روپیه قیمت دارد جلد (۲) آثار هرات تالیف خلیلی که از احوالشعرای معاصر بحث میکند هنوز تحت طبع است بعد از فراغ اعلان می شود هر کس خواهش خریداری این کتب را دارد می تواند با کتاب فتوحات اسلام و ادبیات حاجی اسماعیل از جای والاشان جلالتمآب نائب سالار صاحب بخرد --- page 216 --- [BLANK PAGE] --- page 217 --- [BLANK PAGE] --- page 218 --- [BLANK PAGE] --- page 219 --- [BLANK PAGE]