نظامنامه
[ILL]
[ILL]
(در مطبعه وزارت جلیله معارف)
[ILL]
نظامنامه مالیه
محال ........ اوزبه دوری
علاقه ........ اداره دوم
(در مطبع شرکت رفیق طبع دربر کرد)
تعداد طبع ..... (۶۰۰) جلد
شماره جلدانه ..... ( )
بسم الله الرحمن الرحیم
(اطِیعُوا اللّٰهَ وَ اَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ اُولِي الاَمْرِ
مِنْكُمْ فَاِنْ تَنَازَعْتُمْ فِيْ شَيْءٍ فَرُدُّوهُ
اِلَى اللّٰهِ وَ الرَّسُولِ)
پس از اظهار محامد خداوند یکتا جلّ علیٰ و درود بر روح
مطهر خاتم انبیا صلی الله علیه و آله اجمعین الی یوم الدّین امّا
این نکته نهایت واضح است که مدار جریان معاملات
و اساس ترقّی هر دولت منحصر بر متانت و جامعیّت
اصول نظامنامههای آن در وقت حاضره برلیه
طرفین که دولت و ملت باشد فایدۀ عظیمه دارد که
بهاداش دولت را بگرفتش می فهماند و مامورا
میداناند که از چه مسئول و بکه مسئول است.
بنابر ملاحظه این فواید برای ترقیات وطن عزیزم
افغانستان و آسایش ملت آن از حضور شاهانه ام
نظامنامه هذا برای اداره معاملات مالیه ترقیم و طرز
دفاتر آن باصول جدیده مقبوله عالم تنظیم و مقرر گردید.
برای انضباط مالیه و کارهای متعلقش
نظام هذا منظور حضور گردیده امضاشد که مأمورین
کار و تبعه مالیات وظایف مقدس خود را دانسته
تخلف نورزند.
مالیه چیزیست که از محصول زمین و سر درختی و اموال
غیر منقوله گرفته میشود اموال یا طبیعتاً و یا تخصیصاً
غیر منقوله شمرده میشود آنچه محصولی که از اموال غیر منقوله
گرفته شود مالیه است.
مالیه زکوة است که از عمر ترقی عصر حضرت
سید المرسلین صلی الله علیه وآله وسلم وخلفای
راشدین رضی الله تعالی عنهم برای مجاهدین و حراست
وطن از ملت گرفته اخذ و قبض میشود و متصرف آن
پادشاه است که بمصرف آن حفاظت ملت و وطن ای می نماید
نظامنامه مالیه ضمیمه سراج الاخبار افغانیه [vertically written in margin]
مالیه جمعی بست تقریریست که تغییر و تبدیل ندارد
ریزش مالیه جمعی جریبی و تخم ریز و پاراب و قلبه بست
و اشجار و پیکال و سردکار و بست مشخص و
تعیین و تخصیص میشود.
هر نوع محصولات زمین وغیره که مستمرا تقرر
داشته فایده و نقصان آن عاید بملت باشد جمع بست
گفته میشود. جمع بست مقاوله دولت و ملت است.
و شرط اعظم آن رضای جانبین است.
لهذا صورت معاملات و اخذ مالیات آن
بقرار فقرات ذیل است:-
فقرهٔ اوّل – ملکان قریجات را لازم است
که جزو جریبی زمین مزروعی و قنوات و چشمه سار
و قلبه بست و آنچه ریزش مالیه اسامی مالیه تعلق
ملکی آن متعلق بآن باشد کاملاً بتفصیل اسم و ولد
و ساکن بادارهٔ مالیه قلمداد بدهند. و بعد از دادن
قلمدادشان خط از ایشان گرفته شود که اگر ثانی بقلمدادشان
چیزی تفاوت ظاهر شد از تاریخیکه بادارهٔ مالیه قلمداد نکرده
چشم پوشی نموده بودند از مزروعی و باغی فی جریب
بیست روپیه از ملک و چهل روپیه از صاحب ملک
و از قنوات و چشمه سار و قلبه بست وغیره یکصد روپیه از ملک
و دو صد روپیه از صاحب ملک بطریق جریمه تحویل صند
و قخانه نموده رسید آن ببو لک مالیه فرستاده شود
و از بولک مالیه عوض رسید برای سند اداره مالیه
فرستاده شود و در اخیر سالی ذریعه بولک مالیه خلص آن
از ملاحظه حضور گذرانیده شود.
فقره دوم - مدیر مالیه جزو یکه از ملکان و صاحبان
جمع میگیرد جمع سابق قریه را استاد بگیرد جزو یکه ملکان
میدهند اگر نسبت بگذشته زیاد شد بلحاظ قلم اندازی
هذه السنه اور ابسته با سامی تکت بدهد زمین نوآبا
که ملک قلمداد نماید مالیه آن بطبق پلوان شریک سنجیده
بر اصل مالیه قریه افزو د وبسته شود و ملک را بسبب
خدمت مو می الیه که بدولت مقدس خود مینما ید
یک امتیاز خصوصی داده میشود از گذشته
اضافه جزو و نوآباد حضور شاهانه صرف نظر کرده بازخواست
نمیفرمایند ــــ در صورتیکه ملک قلمداد نکرده بذارایع دیگر باداره
مالیه رسید تحقیق و ثبوت شد بقرار مواد ذیل
معمولد ارد ــــ
مادۀ (۱) اگر ملک و اسامی در بین خود سازش کرده
قلمداد نکرده بودند جریمۀ ملک و اسامی بقرار
حکم فقرهٔ اوّل است.
مادۀ (۲) اگر ملک از اسامی مالیه را گرفته بود و بادارۀ
مالیه قلمداد نکرده بود جریمۀ اسامی نیز از ملک گرفته شود.
مادۀ (۳) هرگاه اسامی سند ملک را نداشته بملک
قلمداد نداده چشم پوشی نموده بود جریمه ملک از اسامی
گرفته شود ــــ بعد از تحقیقات و گرفتن جریمه مالیه آن
از سال اول و تشریح نظامنامه گرفته میشود ـــ وظیفهٔ
ملکان است که در ابتدای که مدیر مالیه میرسد جزو اسامی
تعلقۀ خود را الی موعد قسط اول که میزان است سپرداوآر
مالیه نمایند و رسید قلمداد خود را بگیرند هرگاه الی موعد
قسط جزو اسامی مالیه ده را بادارهٔ مالیه ندانند مدیر مالیه
سیاهه نام نویس ملکانیکه جزو نداده اند ببولک مالیه
بفرستد که بحضور تقدیم شود.
فقره سوم- مالیه قریه اسناد هست که بست آن
از روی عمل و اجاره چندساله سنجیده و چندیکه آنرا گرفته
وتقرر داده بست مقرر گردیده- در اینصورت اگر جزو داده
ملکان جمع سابق قریه را پوره نکرده کسر میکرد مدیر مالیه
کسر مالیه را بالای مالیه اسامی مالیه ده قریه علی السویه
تقسیم نماید.
فقره چهارم- ملکان که جزو ملک داری
رعیتی تعلقۀ خودها را با داره مالیه سپرده اند مدیر مالیه بنباید
که جزو تعلقۀ ملکآنرا بسرشته اصول دفتری داخل کتاب
جزو املاکات نماید واز روی کتاب مذکور برای هر فرد
رعیت تکت مالیه دهی آنرا بکاغذ چهاپی بمهر رسمی بدید چیز آنرا
بمهر کلکی مختوم نماید که رعیت بداد خود دانسته ملکان
از اوشان اضافه ستانی نکنند. بدون مبلغ داخله
تکت ملک انوعیت دیگر چیزی حق ندارد که بگیرد. اگرملک
تکت مالیه دهی اسامی را از اداره مالیه گرفته و برای
اسامی مالیت وه نداده بود و ثبوت شد فی تکت
(٣۵) روپیه جریمه از ملک گرفته میشود.
فقره پنجم - گرفتن مالیه بدو قسط مقرر گردیده که قسط اول بمیزان که فصل ربیع کاملا با تمام میرسد و قسط دوم بدلو که فصل خریف برداشته میشود هرگاه شخصی وجه مالیه سالیانه ذمه گی خود را به قسط اول ضاغیرت برساند و از دین بیت المال خود را فارغ البال بسازد منظور است بلکه اعتبار شخصی او تا یکدرجه نزد حکومت خواهد بوده
فقره ششم - از اداره مالیته براے ملکان کتاب رسید چهاپی داده شده که ملکان ده روز قبل از رسیدن قسط رعایای تعلقه خودها را برای آماده کردن وجه قسط اطلاع بدهند بروز اول قسط شروع بوجه تحصیلی مالیه کرده الی روز اخیر قسط کاملا وجه مالیه قسط مقرره را تحصیل نمایند - و از اداره مالیه برای ملکان که کتابت رسید چهاپی داده شده هر ورق آن سه پارچه میباشد که یک پارچه را به قسط اول و پارچه دیگر را به قسط دوم رسید دهند و پارچه سوم که بکتابت باقی میماند صورت گرفته وجه را نوشته
ترک نے زینی
صندوق مجملہ
اطلاعنامیه دایم
مه
۸
کند که در وقت ضرورت بمقام شاهد و دلیل بوده بثبت رسید
اسامی باشد. اگر رعیت بکاغذ سفید رسید گرفته بود و ببین
ملک و رعیت گفتگوی واقع شد رسید مذکور سند
شمرده نمیشود ـ بدون شاهد و اثبات در صورت ثبوت
بقدر داخله تکت جریمه از ملک گرفته میشود.
فقره هفتم ـ وقتیکه مالکان وجه اقساط آنرا
بموعد آن تحصیل کردند کاملاً وجه تحصیلی خود را تحویل صندوقخانه
در موعد قسط نموده رسید از درک ابوابجمعی خود و ادارۀ
مالیه بدون جزو حاصل دارند.
فقره هشتم ـ از ادارۀ مالیه برای مالکان طومار
جزوار اسامی جمعدهی شان همه ساله داده میشود ـ
تا استحضار و دانسته گی ملک حاصل باشد که فلان
اسامی در جمع من مالیه دهی دارد و جمع ملکی من اینقدر
وجه میشود و مناصفۀ جمع مذکور که یک قسط است بدانند وقتیکه
ملک وجه تحصیلی خود را تحویل نموده رسید حاصل کرده
رسید را با دارۀ مالیه آورد ـ مدیر مالیه وظیفۀ فرض
منصبی خود را بقرار ذیل معمولدارد.
مدیر مالیه را لازم اداره
نیز دقت نماید
جزوار تعریفی
۹
اول - مدیر مالیه طومار ابوابجمعی ملک را دیده مشخص کند
که قسط ملک چند میشود و رسید صندوقخانه را موافق
بقسط نماید. رسید صندوقخانه را ضبط کرده نقل رسید
آنرا بخرج طومار ملک نوشته رسید کند.
دوم - اگر ملک وجه قسط ابوابجمعی خود را پوره تحویل
صندوقخانه نکرده بود و تمسک حسابی بموجب فقرات
نظامنامه نداشت در انیصورت ضرور است که اسامی
که وجه قسط مالیه را نداده نشان بدهد و یا وجه دولت را
برساند.
سوم - وقتیکه ملک قلمداد کرد که فلانه شخص وجه قسط را
نرسانیده محض بگفتۀ او اعتبار نمیشود کتاب رسید چهاپی
که بنمبر بست است و برای ملک داده شده فوراً بنمبر
اسامی مقابله شود اگر هر دو پارچه رسید چهاپی اسامی
مطابق نمبر موجود و سفید بود حرف ملک قابل اعتبار شمرده
بهمراه مذکور ملازمان سرکاری مقرر میشوند که اسامی را
حاضر کنند.
چهارم - در حالیکه اسامی مطلوب حاضر شد
۱۰
سبب نرسانیدن مالیه بمواجهه ملک پرسیده میشود اگر اسامی
بدون رسید ملک و یا تمشک حسابی بود و سند
از اداره مالیه نداشت از قرار فی تومان پنچروپیه جریمانه
سنجیده بذریعه ملازمان سرکاری بمعه مالیه قسط مذکور
حصول و تحویل صندوقخانه شود از وجه مالیه که بذریعه ملازمان
سرکاری تحصیل شود برای ملک مکانه داده نمیشود- هرگاه
اسامی باداره مالیه حاضر گردیده و بکاغذ سفید رسید
ملک را حاضر کرد در صورتیکه ملک قبولدار شود بدون اشتبا
که صحیح است فی تومان پنجروپیه جریمه بمعه اصل وجه از ملک
و پنجروپیه از اسامی گرفته تحویل صندوقخانه شود به سببیکه
خلاف نظامنامه رفتار نموده رسید بکاغذ سفید گرفته
و یا ملک از گرفتن وجه انکار داشته باشد و رسید
ساختگی بشمر در رسید مذکور که بکاغذ سفید باشد بدیگر
رسید چاپی اعتبار ندارد بازهم علم می شود زیاد شود
هرگاه ملک ملامت شود بقرار فقره ششم جریمه گرفته
شود و از اسامی جریمه آن مطابق فوق است- لهذا سه
مرتبه تکرار از ملک که چنین فعل بظهور برسد از طرف
نظامنامه مالیه
ولایت جلال آباد
شرکت افغان
دولت معزول میشود.
پنجم - چهار ماده فقره هشتم که ذکر شده اگر مدیر مالیه
از سرگذرانیده بازخواست نکرده وجه بیت المال را بجهة
تحصیل تحویل حاکم نکرده معلومدار غرض شخصی و مدعای نفسانی
گفته میشود وجه باقی قسط مالیه بمعه جریمه مقرره که از ملک
و اسامی گرفته میشود از خود او گرفته تحویل صندوقخانه شود.
و علاوه بران به سببیکه ایفای ماموریت خود را نکرده
از طرف حکومت برایش سز اداده میشود.
فقره نهم - اگر اسامی وجه قسط اول و جریمه را
با وجود محصلی حاکم نرسانید و قسط دوم رسید مهلت
و مالیه خود را ادا نکرد جریمه نرسانیدن مالیه قسط دوم بتجدد
بحواله داده میشود الی موعد حوت اگر نرسانید دیگر مدارا
و رعایت او نمیشود انیطور اشخاص را دولت اوباش
و بدبده دانسته مدیر مالیه حکمی بذریعه ملک و خود مذکور یامین
مذکور را بدیگری گرو داده و یا بالای خود او بفرروش رسانید
وجه سرکار را تحصیل نماید که بدیگر سال باقی نماند - اگر شخصی
گرو میگرفت و یا قطعی می خرید بولک مالیه خبر بدهد.
فقرۀ دهم - اگر شخص مالیه ده قبل از برداشتن
حاصل مفرور و یا بجنایت گرفتار گردیده حبس شد ملک قریبًا
بسپارد که زمین مذکور را باقربای او بسپارد و بروز رفع
حاصل ملک حاضر بوده مال او را سیاهه کرده تحویل
اقربای او نماید - مالیه سرکار را از شخصی که حاصل
تحویل او شد بگیرد - هرگاه شخص مالیه ده بعد از برداشتن
حاصل مفرور و یا گرفتار حبس و جنایت گردید چون وجه
اقساط بمعه جریمه گرفته میشود اگر حصول نشد مطابق حکم فقره
( ٩ ) معمولداشته شود در حالیکه ملک او را کار داران
دولت متصرف نشده باشند.
فقرۀ یازدهم - شخص زمین دار یا فرار یا حبس گردید
قوم قریب نداشت که زمین مذکور باو سپرده شود هرگاه
زمین مذکور زرعت شده باشد و دهقان نداشته باشد
ملک سپرده دهقان نموده باجری و هوشداری حاصلات
آنرا نماید و بادارۀ مالیه کیفیت آنرا تحریر دارد که در وقت
فصل شخصی از ادارۀ مالیه مقرر شود که با تفاق ملک رفع
حاصلات آنرا نموده جنسی آنرا بفروش رسانیده با داگ
مالیه سیاهه آنرا حاضر دارند. هر قدر وجه فروش حاصل
که از جمله آن مالیه زمین مذکور بذریعه ملک تحویل خزانه شود
باقیمانده وجه آنرا ملک بخزانه تحویل کرده رسید امانت
گرفته باداره با حاضر دارد که ثبت شود. و از اداره مال کیفیت
آن بپولک مالیه خبر داده شود حینیکه اسامی صاحبش پیدا
باداره مالیه آمده درخواست نماید. مدیر مالیه تصدیق آنرا
نموده حواله بپولک مالیه نماید از پولک مالیه اگر خیانتی
نداشت بموجب رسید امانت وجه آن بخزانه حواله
داده میشود. بسال دیگر زمین مذکور را باجاره بدهند تا مالک
زمین بیاید همه ساله وجه مالیه تحویل خزانه باقی آن امانت
بخزانه تحویل شود.
فقره دوازدهم - برای مزرعه جات و باغات آیات
سماوی برسد و یا از بی آبی سوخت برسد - فوراً رعایا و ملک
باداره مالیه آمده بکاغذ رسمی درخواست نمائید. مدیر مالیه
بموجب درخواست شان از اداره مالیه ممیز مقرر کند که بالای
زمین های آفت رسیده و سوخته رفته علم آوری نمایند و
و علم آوری مذکور بسه تفریق باشد. اول زمین ها و باغاتیکه کا
ضرر رسیده باشد- دویم اینکه مناصفه را ضرر و باقی آن
سالم باشد- سیوم که قدری ضرر رسیده باشد- ملک
و مميز تعیین و تفریق نموده طومار ممیزی خود را مهر کرده باداره
مالیه بسپارند مدیر مالیه بعد از تحقیقات لازمه وظیفه فرض
منصبی خود تصدیق خود و حاکم انولا را کرده حواله بملک مالیه نماید
بملک مالیه زمین مزروعی و باغی و قنوات و چشمه سار را
بموجب مواد معموله دارد:-
(ماده اول) در باب زمین مزروعی و غیره که ضرر رسید
باشد دو صورت دارد- (یا در فصل ربیع است) (یا در خریف)
صورت اول - فصل ربیع سه قسم خواهد بود:-
قسم اول اگر کاملاً ضرر رسیده بود وجه مالیه آن بقسط دوم سال
آینده گرفته شود.
قسم دوم که مناصفه رسیده باشد بقسط اول
سال آینده گرفته شود.
قسم سیوم که قدری ضرر رسیده باشد بقسط
دوم سال مذکور گرفته شود
صورت دوم در ایام و هنگام فصل خریف اگر ضرر
١٥
رسیده دو قسم خواهد بود :-
قسم اوّل اگر ضرر کامل رسیده باشد مالیه بقسط دوّم
سال آینده گرفته شود .
قسم دوّم اگر مناصفه و یا قدری ضرر رسیده بود
بقسط اوّل سال آینده گرفته شود .
(ماده دوّم) - در باب باغی و سردرختی اگر کامل ضرر رسیده
باشد بقسط اوّل سال آینده هرگاه مناصفه ضرر رسیده
بود بقسط دوّم سال مذکور گرفته شود - در باب این فقره
مدیر مالیه بقرار امریه بلوک مالیه معمول دارد .
چون سرکار ملک را جمع بست نموده در سالہائیکہ
زمین دار کمائی میکند و حاصل زیاد می بردارد دولت
اضافه از مالیه نمیرساند دولت حقدارد که مالیه خود را بگیرد
مگر چون دولت و رعیت یک وجود هستند با قساط
رعایت آن کرده شده که در فوق ذکر است .
فقره سیزدهم - زمین ہای مزروعی و یا باغ را
اگر آب برود و یا قنوات مسدود و خشک و خراب شد
از دو حال خالی نخواهد بود - اگر بعد از فصل باشد مالیه آن
۱۶
گرفته میشود ـ اگر قبل از فصل باشد بعد از اخبار صاحبش بادارۀ
مالیه و تحقیق سبب خرابی کیفیت ممیزی آن ببو لک مالیه
فرستاده شود که بذریعۀ بولک مالیه بحضور ناظر مالیه تقدیم شود
هر قراریکه از حضور ناظر مالیه حکم شد از بولک مالیه بمدیر مالیه
خبر داده میشود بقرار حکم مجری داده شود ـ بگر ملگ قریه
لازم است که اسامی را بادارۀ مالیه حاضر نماید که موعد آباد
آنرا مشخص کند ـ هر گاه اسامی مذکور صاحب استعداد
بنود ممیز مقرر شود که پیمایش مخارج آنرا نماید و طولاً آنرا ببولک
مالیه بفرستد بولک مالیه بقرار اجازۀ ناظر مالیه چهاریکه
پیمایش را سنجیده بعد از منظوری حضور بقرار حجت
شرعی و ضمانت خط بصیغۀ تقاوی از طرف سرکار وجه
بدهد که آباد نماید حینیکه آباد شد بقرار موعد مقرر ملگ
بادارۀ مالیه اطلاع بدهد که مالیۀ آن بسته شود ـ وجه
تقاوی بپنجسال باقساط اخیر سال گرفته شود اگر اسامی
زمین خود را آباد نمیکرد خط داده واگذار شود که بدیگرے
داده شود ـ هر گاه ممکن آبادی نداشت بعد از تحقیق خیر
فقرۀ چهار دہم ـ اگر صاحب زمین املاک
۱۷
مزروعی خود را نهال غرس نموده باغ ساخت بسال اول
ملک باداره مالیه خبر بدهد که ممیز مقرر شده علم آوری
نماید- تا مدت پنجسال که اشجار آن مثمره نشده مالیه مزروعی
گرفته شود- بسال ششم مالیه باغی بسته و گرفته شود و مدیر
مالیه بهمان تاریخ صورت ممیزی آنرا بذریعه داک
محصولی ببولک مالیه ارسال دارد که ملاحظه مامور بولک
مالیه بطریق نشانی شود.
فقرۀ پانزدهم- شخصی که زمین باغی داشته باشد
و اشجار آنرا بکشد ملک قریه را لازم است که بمدیر مالیه
خبر بدهد که مالیه مزروعی بسته و گرفته شود و از اداره تحریر
ببولک مالیه نیز خبر داده شود.
فقرۀ شانزدهم- قیمت زمین های مخروبه
از قرار فی جریب سه روپیه و چمنها فی جریب ده روپیه
مقرر شده - هرگاه شخصی زمین مخروبه و چمن را آباد کند
میباید باداره مالیه آمده استدعا نماید مدیر مالیه شفعاً
زمین های مخروبه و چمن پرسیده هرگاه آنها نگرفته
خط واگذاری دادند- بقرار جریب بقیمت معین
١٨
که ذکر شده قیمت کرده وجه آنرا بخزانه تحویل نموده از
اداره مالیه سند حاصل دارد مدیر مالیه را لازم است
که بقرار وجه تحویل کرده گی اسامی بر پیش سند جریبی
محدود معین بدهد و از اسامی خریدار قرار داد موعد آبادی
آنرا بگیرد و بپولک مالیه خبر بدهد بسالیکه بذر افشان نموده
ملک قریه را لازم است که بادارۀ مالیه اخبار کند و مدیر
مالیه جریب کش مقرر نماید هر قدر زمین را که بذر نموده
بود بقرار مالیه پلوان شریک قریۀ مذکور سنجیده بسال
اول چهار یکه بسال دوم مناصفه بسال سوم سه حصه
بسال چهارم کامل مالیه پلوان شریک گرفته شود و بپولوک
مالیه نیز اطلاع داده شود
فقرۀ هفدهم اسامی که سابق بلحاظ تکالیفات
خود را قطعه برات کرده بودند حال تکالیف بمراحم ملوکانه
موقوف شده قطعه برات بودن موقوف است
اشخاصیکه قطعه برات بودند کاملا بجمع ملکان قریه بسته نشوند
هر گاه شخصی بقطعه برات بودن راضی باشد چون
معاملات دولت طوالت و تنخواه مامورین تنخواه خور
نسخه جات نظامنامه مالیه سر کار عالیه افغانیه ۱۳۳۸
19
ضایع میشود - بمالیته سابقه خود فی روپیه ده پیسه قبولاً
شود و بدولت برساند و قطعه برات باشد منظور است.
فقره هجدهم - قریه استاد است و برای
هر قریه یک ملک لازم است مدیر مالیه سعی و دقت کند
که در یک قریه یک شخص ملک مقرر باشد - اگر ناشد
بود دو ملک بیک قریه منظور است - هرگاه شخصی ملک
سه قریه باشد جمع قریجات هر کدام علحده علحده بسته
میشود مگر بشر طیکه کامل ملک قریه باشد.
فقره نوزدهم - مقرری ملک بانتخاب
رعیت است که در سه سال مقرر میشود - لیکن
رعیت باید ملک شخصی را انتخاب کنند که صاحب
هستی و جایدا د و ظاهرش بصلاح دینی و دنیوی
آراسته باشد - در موعد انتخاب که طوماررسی
گرفت تاجنایت و قباحت و خیانت از نامبرده بظهور
نرسد معزول نمیشود - هرگاه این افعال از نامبرده بظهور
رسید موقوف و طرد گردیده دیگر ملازمست او بدولت
و ملکی آن برعیت مقبول و منظور نمیشود.
۳۰
فقره بیستم- انتخاب ملک برضای
رعیت است درصورتیکه ملک فرار و یا مال دولت را
از درک مالیه تلف نماید چون رعیت کفیل است
دولت بجایداد ملک تعلق نداشته وجه خود را بقرار
ریزش مالیه از اسامی مالیه ده آن میگیرد اختیار جایداد
ملک برعیت است.
فقره بیست و یکم- شخصیکه بعد از گرفتن تکت رسمی
مالیه اگر زمین خود را ببیع قطعی و یا جائیزی بفروش
برساند ضمانت وجه از اسامی فروشنده گرفته و بائیون
بقرار مواد ذیل معمولدارند-
ماده اول- اتابی محکمه که قباله را نوشته میکنند
ضرورست زمین هائیکه متعلق بجریب است اعلیٰ اوسط داد
هرگاه متعلق بجریب نباشد معدود مروج انرا قید نما.
وتصدیق ملک قریه در ذوالیدی آن و ملکیت فروشند
شرط است.
ماده دوم- اسامی فروشنده که قباله را بادارۀ مالیه
جهت تصدیق مهر ملک حاضر میکند مدیر مالیه را میباید
۲۱
که تکت اسامی فروشنده را دیده مهر ملک قریه را بنام
ملکیتش و معدود و فروش داخل قباله را معدود تکت
تطبیق نماید. اگر زمین مندرجه تکت را کاملاً بفروش
رسانیده بود و یا چیزیرا بفروش رسانیده و باقی آن
مانده باشد خیر و الّا اضافه از معدود داخله تکت بود
زیاده را بکتاب جزو بسته نموده مطابق فقره (۲) بازخواست
نماید زیرا که قلم اندازی ثابت میشود.
ماده سوم - در صورت فروش قطعی یا جائزی
قباله بکتاب جزو املاکات بخانه کیفیت خلص معدود
و اسم خریدار محاذی سطر فروشنده درج شود.
ماده چهارم - قباله بیع جائزی که بسال اول بخانه
کیفیت کتاب جزو املاکات داخل شد بسال دیگر
بکتاب جزو املاکات بخانه ملاحظات نوشته میشود
تا بسالیکه گرو است همچنان حینیکه بایع زمین خود را
خلاص کرد لازم است که قباله را نزد مدیر مالیه حاضر دارد
که فسخ آنرا بخانه کیفیت نوشته مهر خود را باطلی نماید
و مشتری نیز بکتاب جزو امضا نماید - در بیع
۲۴
جایزی تکت صاحب زمین اگر کاملاً گرو کرده باشد
ضبط هرگاه چیزیرا گرو داده باشد کم نمیشود ـ نوشتهٔ
کتاب جزو کافیست گروی دار همه ساله مالیه را بنام
صاحب زمین بملک بمعرفت خود برساند.
ماده پنجم ـ در باب فروش قطعی اولاً اگر شخصی زمین
خود را کاملاً بفروش رسانید داخل کتاب جزو املاکاً
تاریخ فروش و اسم خریدار قید و تکت فروشنده
ضبط شود و اسامی خریدار اگر بقریهٔ مذکوره زمین داشته
باشد تاریخ و اسم فروشنده نوشته به تکت
سابق آن مالیه افزو د شود ـ هرگاه سابق بقرینه مذکوره
زمین داری نداشت در سال اوّل کیفیت
خرید آنرا مدیر مالیه بعد از ثبت کتاب جزو در عقب
تکت نوشته بخریدار تسلیم نماید و بسال آینده
تکت مذکورا ضبط نموده باسم خود خریدار تکت بدهد
ثانیاً در صورتیکه شخص فروشنده از منجملهٔ زمین خود
چیزیرا بفروش برساند و چیزی برای خودش باقی بماند
بعد از مندرجهٔ کتاب جزو مالیهٔ زمین معدو د که بفروش
۲۳
رسانیده از تکت فروشنده وضع شود - در حالیکه
خریدار تکت و زمین بقریه مذکور داشته باشد تکت
مذکور معدود مالیه افزوده شود - اگر زمین و مالیه دهی بقریه
مذکور بیجمع ملک فروشنده نداشت بسال آینده
بتعداد نمبر آخر ابوابجمی ملک تکت جدید برایش داده
شود - مگر همانروز زمین از تکت فروشنده وضع شو
مالیه همانسا لرا بنام بایع برساند - بسال دیگر که تکت
مالیه دهی خود را گرفت باسم خود برساند.
ماده ششم - مالیه وابسته تصرفی فصل است
اگر بایع زمین خود را بعد از فصول بفروش رسانید
مالیه دولت از خود او هرگاه قبل از فصول بفروش رسانید
از مشتری گرفته میشود - مدیر مالیه را لازم است که در وق
فروش بین الفصلين خط مقاوله رسانیدن مالیه را
بقرار قبولی از نزد بایع و مشتری گرفته قباله را مهر کند
که جای گفتگو بروز دیگر باقی نماند.
فقره بیست و دوم - مدیر مالیه از روی
کتاب جزو املاکات جمع مالکانرا خلص داخل حساب
٢٤
خصوصی نماید و سندات ملکان هر روزیکه برایش میرسد
بروز نامچۀ تحصیلات مجری نموده سند را ضبط کرده
بطومار خرج ملکی ملک مذکور رسانده مهر نماید و در اخیر
هر قسط یک حساب عمومی بسازد و نقل آنرا ببوک
مالیه بفرستد که بذریعه بوک مالیه بحضور ناظر مالیه تقدیم
میشود و در حینیکه مفتش مقرر میشود اساس
علم آوری آن باشد.
فقرۀ بیست سوم - ملکانه ملکان بقرار مقرر
سابق از وجه حصولی بقسط دوم بحساب شان
مجری داده شود از وجهی که داخل جریمه آمده باشد
با وجود حصولی ملکانه داده نشود.
فقرۀ بیست و چهارم - تنخواه مقرری مدیر
مالیه و مامورین ادارۀ مالیه بموجب برات نظارت مالیه
بدو قسط از صندوقخانه داده میشود بلحاظیکه در ملک
بلفظ تنخواه برداشت نکنند هرگاه کرده بودند بظهور رسید
یک بر یکنیم گرفته میشود.
فقره بیست و پنجم - در سنوات سابق
طومار خرج ملکی نقل حساب عمومی حکم برداشت از ختی؟
۲۰
که مالیه جنسی گرفته میشد حواله آن بجایداد گدام داده میشد
از رسانیدن گدام و انواع حواله و خریدارے متعدد
کارداران ملت بعذاب و بدولت فائده هم نمیرسید
و باقی مانده حواله گدا جها بقیمت گران تسعیر و از ملت
بشدّت گرفته میشد - ذاتِ شاهانه از روی رعیت
پروری و عدالت گستری دفع این صعوبت را
به نقد دیده جِہتہ آسایش ملت صورتِ اخذ مالیه را
نقد و رسانیدن آنرا اقساط مقرر فرمودند. و از روی
منصفی تسعیر اجناس محال (کهوگداداره دوم)
بقرار جدول ذیل منظور فرمودند که ملت
بداد خود دانسته با قساط مقرره بدون صعوبت
مالیهٔ خود را بدولت برسانند ـ و رعیت
از رسانیدن گدام و حواله داران فارغ البال باشند.
* *
*
۲۶
(تسعیر نامهٔ مستقل ساله)
جدول نرخ اجناس
نقد
اسم جنس | فی | مقدار | از مقدار
پیسه | روپیه
فقرهٔ بیست و ششم - تسعیر مستقل مندرجهٔ نظامنامهٔ هذا از ابتدای
۱۲۹۹ هـ الی ۱۳۰۱ شمسی که سه سال میشود منظور است و بعد از انقضای
سه سال تجویز علیحده میشود انشاء الله تعالی بسببیکه نقصان رعیت
و دولت نشود و در آنوقت نظامنامهٔ مالیه عند الضرورت
برای تفتیش دفترجات نظامات دایم است
ترمیم خواهد شد.
فقرۀ بیست و هفتم- از طرف دولت بملاحظۀ
خیر ملت مالیه جنسی نقد مقرر گردید در صورت محاربه
جنبی اگر جنس بکار دولت شود بوقت فصل بقرار مالیه
دهی اسامی جنس مطلوب خود را جنس گرفته میتواند
و قیمت جنسی مذکور بقراریکه تسعیر شده مجری میدهد
معاملات دفاتر و محاسبات رعیت به نقد است
بدون ضرورت محاربه دولت بموعد سال جنس
نمیگیرد- و کارآمد خود را به نرخ روز و خوش رضای
رعیت بدون اجبار خریداری میکند.
فقرۀ بیست و هشتم- رباطها ئیکه در عرض
راه ساخته شده بلحاظ آسوده حالی باشندگان
قریجات و عابرین ملت است در باب مرمت کار
کار رباطهای متعلق محالات بقرار وند و تقسیم
بدون مصالح و بناخاص مزد کار آن بعهدهٔ رعیت است
و برف پاکی رباطهای مذکور را بقرار سابق رعیت
نماید که خراب و بر هم نشود.
فقره بیست و نهم- تقسیم آب بخشی رئی
تعلق بمدیر مالیه دارد که بقرار قاعده حسابی و گذشته
تقسیم آب بخشی را نماید مصارف دهنه های آبخوره
وکندن جوی و آبخوره و ساختن پلهای آبخوره بعهده
رعیت ست مدیر مالیه را لازم است که بقرار حقا به برای
رعیت آب بدهد. هرگاه بدون حقا به برای شخصی مدیرما
آب داده بود و یا دیگری رقعه داده بود و بظهور رسید
باز خواست شدید کرده میشود.
فقره سی ام- اشخاصیکه گفتگو مالیه دهی
و یا دعوی آب بخشی داشته باشند و نزاع شان
بخصوص آب و مالیه ضرر پلوان شریکی باشد عرض
و دادشان متعلق با داره مالیه ست که مدیر مالیه تحقیق
فقره منازعه شانرا نموده بقرار حسابی فیصله نماید.
هرگاه بحال تصفیه نشد صورت تحقیق خود را بیولک
مالیه روانه دارد که بیولک مالیه علم آورده حقدار می شود
اگر بیولک و نظارت مالیه فیصله آن بحسابی
نشد و ممکن نبود از نظارت مالیه تحقیقات مدعی
و مدعی علیه بنظارت عدلیه فرستاده شود بعد از فیصله
ببولک مالیه و از بولک مالیه باداره مالیه
خبر داده شود
فقره سی و یکم ـ برای گفتگوے حسابی
و حقدار مالیه و آب بخشی و ضرر پاوان شریکی تخصیصا بادار
مالیه خواسته میشود اولاً مدعی کوایف خود را بذریعه
عریضه رسمی از مدیر مالیه درخواست نماید - ثانیاً مدیر مالیه
اگر مدعی علیه را لازم خواستن میدانست بدست
مدعی جلب نامه بدهد - مدعی جلب نامه را برده بملک
قریه مدعی علیه نشان داده ملک قریه اسامی را وقف نموده
ملک قریه بجلب نامه از وقفیت آن تصدیق نماید-
اگر مدعی علیه حاضر نشد و مدعی بمدیر مالیه عارض گردید
مدیر بعد از ملاحظه جلب نامه بذریعه احضار نامه مدعی
علیه را بواسطه محصل بخواهد - درینصورت که مدعی علیه
بامر احضار نامه و محصل حاضر گردیده روپیه جریمه
از نامبرده گرفته تحویل خزانه شود و رپوت آن ببولک
مالیه فرستاده شود. لیکن جریمه تحویل خزانه
بواسطه مجرم میشود.
فقره سی و دوم - مدیر مالیه که جلب نامه و حضار
نامه رسمی اسمی مدعی علیه که میدهد ثبت آن بکتاب
سرکاری باشد اگر بدون ثبت کتاب ظاهر شد
هر قطعه آن ده روپیه جریمه از مدیر مالیه گرفته میشود.
فقره سی و سوم - اسامی مدعی و مدعی علیه
که باداره مالیه گفتگو مینمایند اگر منازعه شان سهل بود
حاجت بصورت حال ندارد هرگاه منازعه شان
صعب و تحقیق زیاد بعمل آورده می شد عریضه مدعی را
اسناد گرفته سوال و جواب مدعی مدعی علیه را بکاغذ
نوشته کند. حاضرین اداره که عبارت از نفرے
غیر اداره باشد از اقرار شان تصدیق نماید. مدیر مالیه
بعد از سوال و جواب مدعی مدعی علیه بقرار حسابی
فیصله نماید - هرگاه فیصله باداره مالیه نشد بقرار حکم فقره
(۳۰) معمولدارد
فقره سی و چهارم - جمع انواع تکالیف انحضور
کاملاً موقوف گردید احدیرا اجازه نیست که بالای
در صورتیکه مدعی و مدعی علیه پرزه رضا دارا امضا کنند
۳۱
رعیت چیزی حواله کند. هرگاه کارداران و یا ملکان
چیزی تکالیف بالای رعیت حواله کرد رعیت او لاً بمدیرتیه
ثانیاً بحاکم ثالثاً بحاکم بالادست آن خبر بدهد حاکم بالادست منع نیا
هرگاه منع نشد بازخواست کند. و علاه بران هرگاه بحضور رسید
بازخواست او نشده بود از شخصیکه بازخواست نکرده
بازخواست میشود.
فقره سی و پنجم- شفعداری زمین خواه
بلحاظ باقی دولت و یا دارو طلب رعیت باشد موقوف
است مگر در جائیکه ذات شاهانه لازم بداند بموجب فران
رسمی اداره مالیه و یا حاکم امر نمائید بدون فرمان برگیراً
اجازه نیست که حکم شفعداری نماید.
فقره سی و ششم- مدیر مالیه با داره مالیه
که حساب ملکان و صاحبان جمع را بقرار قواعد اصول
دفتری میسازد در اخیر سال حسابات اداره مالیه تمام نموه
بعه سندات خود بهولک مالیه روانه نماید که سنجیده
شود و همه ساله سند فیصله حساب مدیریت خود را
حاصل نماید- در حینیکه حساب مدیر مالیه بهولک
۳۲
و کم و زیاد کردن و قسط نمودن وجه مالیه را حکام ندارند
هرگاه حکام در تحصیل تغافلی کردند و تمسک حسابی
از مدیر مالیه نداشتند و سال باخیر رسید وجه
مالیه بملک باقیماند جواب درک باقی بذمه حکام است.
فقره چهلم نظار نظارات و مامورین کاربکارهای
مالیه که باسم مدیران مالیه حکم مینمایند حکم شان خلاف
قواعد نظامنامه مالیه نباشد هرگاه بخلاف
فقرات نظامنامه بود مدیر مالیه اجرا نکرده
بموکل مالیه خبر بدهد .
فقره چهل و یکم - برای کارهای اداره هائیکه
تشکیل شده بقرار امر آمر مفتش برای تفتیش مقرر
میشود مدیران مالیه در اجرای کار دقت کرده دفاتر
خود را دائما منتظم داشته باشند که مفتش در وقت
تفتیش سرگردان نشود.
۳۲
مالیه برسد بلوک دار مالیه الی یک ماه
فیصله حساب آنرا نماید.
فقره سی و هفتم ـــ اشخاصیکه وجه مالیه را
بوعد قسط نرسانیدند مدیر مالیه بموجب حکم
نظامنامه جریمه آنرا سنجیده معۀ باقی مالیه آن
ضم نموده سیاهه جزوار ساخته تحویل
حاکم محال نماید و نقل آنرا بکتاب عیناً رسید
بگیر د صورت خلص حواله را بجهة تحصیل تحویل حاکم
مینماید ببلوک مالیه اطلاع بدهد.
فقره سی و هشتم ـــ مدیر مالیه که سیاهه
باقی مالیه را بتحویل حاکم کرد حاکم را میباید که برائیش
رسید داده شروع بتحصیل نماید و پانزده در پانزده
رپوت تحصیل را بمدیر مالیه بدهد.
فقره سی و نهم ـــ وجه باقی که تحویل حاکم شد
و شروع بتحصیل کرد میباید که سعی شود که بسال
دیگر باقی نماند اگر اسامی گفتگوی حسابی داشت
با داره مالیه روانه دارد بدون خط مدیر اختیار معطلی
نظامنامه مالیه
سرخ رود
۱۰۰
۳۳
(اعلان)
نظامنامه مالیه که مظهر است بچهل و یک فقره از ملاحظه
حضور شاهانه ام گذارش یافته برای سعادت
ملت و ترقیات وطن افغانستان منظور گردید
احدیرا اجازه نیست که خلاف رفتاری نماید هرگاه
رعیت و ملکان و مدیران و حکام و نظار نظارا
بخلاف آن رفتار نموده بودند و بحضور رسید
و ثابت شد بازخواست شدید می شود نظام
ہذا متعلق است بمالیه اداره مالیه و آرزه روم
و برای دربار شورای ملی داده شد فی یکم حمل
سنه ۱۲۹۹