راهنمای قطغن و بدخشان [ILL] [ILL] تالیف مولوی برهان الدین کشککی اول جدی ١٣٠١ [ILL] مطبعه [ILL] [ILL]
راهنمای قطغن و بدخشان یعنی ملخص سفرنامه سنه ۱۳۰۱ هـ ش سپهسالار غازی مشهرا محمد نادر خان بر حريّه مرتبه جناب مولوی برهان الدین خان کشککی اول جدی ۱۳۰۲ هـ ش در مطبع سنگی وزارت حربیه بدار السلطنه کابل طبع گردید عدد طبع .................... پنصد جلد بقلم غلام محمد کاتب
[BLANK PAGE]
بسم الله الرحمن الرحیم نحمده و نصلی علی رسوله الکریم عرض تشکر و امتنان بحضور اشرف اعلیحضرت شهریار غازی از روزی که سریر سلطنت افغانستان بوجود مسعود اعلیحضرت معظم غازی امان امیر امان الله خان آراسته شده از حسن مساعی شان ثمار مطلوبه مرغوبه افغانیان که حریت تمام و استقلال نصرت انجام است در کنار آمال و امانی سکنه ممالک افغان بهم رسیده ابواب سعادت و ترقی و عرشه پای سیادت و تعالی از هر کو و کنار این خطه بهیه اسلامی جاری گشته صیت عزت صحابه مکتبت در سرا جهان ساری و طاریست! حقیقتاً که جلوس میامن مانوس ذات جهانبان برای ملت افغان و طن عزیز ما افغانستان یک مژده نجات و سعادت اندوزی، و یک نشان فتح و فیروزی است ، زیرا در موقعی که افغانستان به تنظیمات مهمه و تنسیقات لازمه چه در امورات داخله و چه در مسائل خارجیه خیلی احتیاج داشت و بر احرار معقده ضرور با قشونی در تمام کشور و بستن شیرزه نا پراگنده خویش بهیچه مکدات محتاج
دیباچه ۴ راهنمای قطغن و بدخشان فعال یک دقیقه سنج با کمال محتاج بود که بسایه جهد و جهد مردانه و عملیا و مساعیات غیرتمندانه خویش آبزورق حیاتش را که در بحر عمیق جهالت و ماسات دچار صرصر حوادث گردیده بسو گرداب نایاب عدم روان و پویا بودند تنها بنقطۀ مطلوبه بخط مستقیم شارع قویمش رهنمونی سوق میدهد بلکه بمبروات جمیله خویش ساحل نجاتش لنگر انداز نموده بندر مقصود را در کنارش در آرد ! ترقیات محیّر العقول و ترتیبات تنظیمات بنهایت واضح و مدلولی که در مدت قلیل از توجهات این تا جدار جلیل در امورات صوری و معنوی افغانستان و حالا اخلاقیت روحیۀ افغانان دیده میشود ابداً با جریانها و قوا یلف چند سال پیشتر از آن مقایسه موازنه کرده نمیشود ، زیرا در تمام ملت افغان از نداری و مساعی این حکیم حاذق و زمامدار لائق شوق تعلیم تعلم ، حبّ وطن، همدردی اسلامی ، تحفظ آزادی ، اتفاق و اتحاد پسند ، نوع خواهی ، سربازی در راه تأکید و تأیید استقلال ت مملکت افغانی و قانونمدانی و مساوات پروری، برخلاف ماضیۀ خود وی امیر معظم غازی باره زه که زینیت افزا اورنگ حکمرانی بنا بعرض و تکلیف عمومی گردیده اند ضبط استقلال تام جویا مقدیات حریت مساوات در خواص و عوام آنرا قبولدار شده از آنزمان إلی الآن در نتیجه زحما ت بی پایان آن تا جدار افغانستان بقدر نهایت سمیع در شاهراه ترقی و تعالی پویان
دیباچه ۳ راهنمای قطغن و بدخشان استقلال افغانان بنز د تمام دول عالیه و ملل معظمهٔ وی جهان بنظر احترام و تحسان دیده شد فایزهٔ قبولیت با یرناصیهٔ فخرت کشیده اور تمام دائر عمدهٔ دول متمدنه وزرا مختار و نماینده های افغانشا مقرا نه قبول سفرا معظمهٔ و زرا مختار مفخم حکومتهای بزرگ عالم در پایتخت افغان پذیرفته شده اند. از معارف پروری عرفان پروری : جها نبا سلسلهٔ علوم و فنون وتعلیمات افغانشای متین الاساس ترقی است چندان کسب وسعت انما یافته و کرده و تمام افغانشای قریه قریه مصبا رمانت اقطار مظا ر ترشحات تعلیم تعلم کام و زنا خورو و کلانها شب و روز بعه و پران سته های متنوعه از طلباء افغانیه را با اخراجات کثیره صرف و نفقه خیره بجهت اخذ علوم عالیه و فنون متنوعه بممالک متمدنه بتوفیات مرغوب بغایت خو رای سال داشته اند. شمئه ز کار و انهای مهمه ورزه از اجراءات عالیه و مساعی جمیلهٔ ان و عرق ریز بها مدیت خواهانه این تاجدار بلند قدر افاغنه که درین حصه قلیل از قوه بفعل آمده جهته فاها یه بود تا لی منصه شهود ابراز یافته حسب ذیلند: تنظیم دوائر سلطنتی، تشکیل حکام و مامورین حکومتی، مجلس شورای عمومیه تشق اد ا رات وزارت، تعمیم و ترویج منسوجات خاسته وطنی، لغا سارت نوع انساء اتفاق و اتحاد در بین اخوان شیعه و سنی، تنظیمات عصریه
دیباچه راهنمای قطغن و بدخشان در امور قشونی، تنسیقات نهایت مفیده در امور کشوری، ترتیبات عالیه در شعب جلیلهٔ عسکری، و رفع تکالیف شاقهٔ رعیتی، تشکیل مجالس شوری در تمام مراکز حکومتی، امتداد سلسله‌های تیلفون و تلگراف و تنظیم امور پُستی، احداث قوانین متعدده و نظامات وغیره، اخذ و ابتیاع مواد و مایحتاج بانذریعهٔ شهارات، موقوفی بیکار و بیگاری، ساختن پل‌ها، شوسه و کشیدن اربر رو کار آوردن قوهٔ الکتریک، انتظامات آبجو و سرک‌ها و قنطره‌ها و توسعه بخشیدن برای بانقلی افغانی، تخصیص و تعیین بودجه در عمارات عالیهٔ سلطنت جهت امورات دولت، اعطای حقوق و مراعات مزید برای ملت، تشکیل بودجه و انسداد مصارفات غیر مفیده، تاسیس موزیم خانه و مکتب خانهٔ طبیه و تعمیر دارالامان و آرایش و ازدیاد عمرانات پغمان، ایجاد محلات تفریح و مناظر عمومی، امامت و خطابت شهریاری، گشت و گذار مخفیانهٔ ذات همایونی برای اخذ معلومات صحیح و اکتشاف حالات، اصلاحات مهمه در امورات کتخدائی و عروسی، ممانعت بدعت‌ها و خرابی‌های انهدامی، امامت و تعزیه‌داری، امتناع از اخذ و قبول تعارف محبت‌نما، سلب دعاوی و مشاجرات، وضع قیود و شرائط در تعدد مناکح که باعث منافرت و مشاجرات است. و علاوه برین بگیر اجراآت بزرگ و زحمات شباروزی که از ہر مخصر جرحی و قیافه موی سر سبزی و آبیاری اطراف و اکناف این خطهٔ بہیهٔ اسلامی ترقی و تعالی مملکت
دیباجه راهنمای قطغن و بدخشان افغانی نموده اند که نه تنها آن مساعی جمیله شانه بعموم افراد افاغنه و مملکت افغانستان بلکه در انظار تمام عالمیا کما لاظاهر و عیان بود حاجت بمرزید تذکر و بیاندا رو و اگر با بخواهیم که گلی از گلستان کارروائیهای ذات جهانبا و غنچه از گلشن تعطر ما من این دو ریه همیشه امانی و بنده ی از فهرست خدمات کثیره این شهریار مدنیت ما رو عده از خیالات عالیات این تا جدار مصد شعار چنانچه شاید و باید تفصیل و تبیین و ابلا نمائیم هما نا باید که دفاتر متعدده را در اینموضوع انشاء داریم، لہٰذا ما تنها یک عرض شکر خالصانه عقیدتند مخلصان خویش را بحضور لامع النورشان نموده بدعاء طولست عمر و ماید بقای بد نیست انمای آن شهریار عالماه جاه خویش پرداخته عطف عنان قالمین صبانین خود مانرا بطرف توضیح مطلو نجود مینمائیم سبب تالیف رہنمای قطغن و بدخشان از انجا که ترقیات مملکت مفوض بحسن انتظامات داخله و خارجیه آن میبا چون اعلیحضرت غازی محی ملت افغان از تنظیمات روابط خارق قیام و تعلقا بیرونی و ارتباطاً مناسبات دول همجوار و ہمسایہ دیگر سلاطین حکومت ها خار جیه بطوریکه شایانشان یکدولت مستر مستقل است، کمال خوبی دوستی و گشتند بنابراین ارمند که به برای از شقایم وای بعضی برای ناقصه احترات از مهماتی که منتج بیه و اسود جالی دایا ولایا اقتصاد و فا میوه بینیم
دیباچه راهنمای قطغن و بدخشان سکنه توجه این مملکت افغانیه میشنوند که از ذوات معظمه که در سایه روز افزون تفقدات حکومت مستحکمه بجهت خیر خدماتی در ولایات داخلیه به نام رئیس هیئت تنظمیه باطراف و اکناف این افغان اعزام دهنده این حضرات میاسنجد و در قیافه سلسله این هم است تمام مهام هم پیوند و موجبات رفاه و آسودگی عامه رعیت نفع پذیر اند که فرامین و احکام اصول جمعیت شهر غازی را در زمره قلوب اهالی بشید و وظایف مفوضه فرائض محوله شانرا حسب دوره هدایات و ارشادات ملوکانه بحسن کاردانی و فعالیت باهتمام تام بانجام میرسانند چنانچه {ع ، ح ، س ، ۱} آقای عبدالعزیز خان وزیر داخله را رئیس هیئت تنظیمیه ولایت قندهار و {ع ، ح ، س ، ۱} که مقاما محمد ابراهیم خان وزیر عدلیه را رئیس هیئت تنظیمیه ولایت ترکستان و {ع ، ح } مکرم آقای شجاع الدوله خان وزیر امنیه اسبق را رئیس هیئت تنظیمیه ولایت هرات مقرر و در ضمن {ع ، ح ، س ، ۱۰} اجل آقای محمد نادر خان جنرال حربیۀ غازی سپهسالار دولت افغانی را بریاست تنظیمیه ولایت قطغن و بدخشان نامزد عیان فرمودند. آقای محمد نادر خان در طی اقامه و دورۀ شان در ان ولایت یک سفرنامه مفصل رویداد و معاینه اکمل آن اطراف و اکناف را نیز قلمبند نموده متعاقباً بدار السلطنه کابل این کمترین عاصی " برهان الدین کشککی" مدیر پیش اتحاد مشرقی " حال نگارندۀ حضور امیر معظم غازی را دوستانه
دیباچه ۷ راهنمای قطغن و بدخشان امر و ارشاد فرمودند که بترتیبات جزویّه و اصلاحات لازمه آن سفرنامه شایان بطوریکہ مساغی و مقدورم که حالات سفریّه و اخراجات خصوصیهٔ کاروان یازده ماهه شانرا بنا بر طولت مضمون و ضخامت کتاب بيا و بر و یگر از مندرجا ومعلو مسطورهٔ آن مجموعهٔ بنا بر یگر ملاحظا خارج نموده و تسهیلاً عبارت رفع اشکالاً طباعت آنرا کوشید نام این مؤلفہ کہ تماماً مشعر بحالا و واقعات اسما ر ا رجال و معلومات البلدان انستکہ آن ملکت میباشد (راهنمای قطغن و بدخشان) بگذارم چنانچه این بنده در تمثال امر آن جلیل کوشیده و از معلومات عالیجنابعظم آقای شاه محمود خان ایست فارسی قطغن و بدخشان که پنجاه و سه وقع ترتیب آنمجموعه رسید استفاده ه دریده و خه تا که آن محرم در تریل تصایرا دلچسپه ین مؤلفہ ناموده اظهار تشکر مینمایم اً بعد از ترتیبات لازمهٔ صلاهات مطلوبه بنده مکرّراً جناب ممدوح مسودهٔ اینمجموعه را بنظر دقت نگرسته رویاقات و محاسن مزایای آن افزوده با عزت تجارتی زینکوالی تصو یرا آنرا نیز بہ کفایت خویش گرفتہ حسب الامر و هدایشان محض جهت منفعت ابنای وطن و تعمیم تکثیر مهچه اثرات انرا امر دادند که اولا مجلدیه طبع آراسته بظهار ثاقبه رجال افغان و معارف خواهان افغانستان بسازند . جغرافیه قطغن و بدخشان حصهٔ شمالی افغانستان واقع بوده محدودش
جغرافیه راهنمای قطغن و بدخشان حسب ذیل است بدشمالاً از حد دریا الی مضافه بفرى قول قندوز و دريا آمویه و در شمال شرقی بخط فاصل پامیرت شرقاً بخط فاصل وا روره و جبه از کوه هندوکش الی کوه جنوب غربی بعلاقه غوربند با دشت بدان میر که بین خندق تا شقرغان میبا، طولش تخمیناً (۲۳۹) کروه و عرض تخمینا (۹۵) کروه خواهد بود و اکثر حصص آن دشت بود. بته با خاکی آن کشت للـمی بسیار خوب میروید و علاقجات بدخشان عموماً مشمله کوه بند با سخت پیراهته اما قریه قطغن کوه با خاکی دار بقدر که از و بالا تر گر بیه شو و جبال پُر احجار نهایت سخت بنظر می آید اینکه در سُنه جبال فیض آباد سنگی است اما حصه فوقانی آن پشته با خاکیست که اهالی در آن زراعت للـمی میکارند زراعت علاقه قطغن در اراضی هموار تماماً از آب دریا تنها فیضش میروید زمينها بلند و سر پته با آن للمی است خو شبان ایام خشکی تموز در آن اکثر للـمى ميباشد زیرا که ارده يا بامي جوی بخرد و سگا ديگر آب گرفته نشده البته در بعضی مقامات از آب چشم سار با درشمند ی استفاده ی نمایند. دریا های قطغن (۱) دريا تالقان که مخرجش از فرخار و پیچ است (۲) دریا بنگی که از نزدیک کال ای خوست آمده چهار کروه بالا تراز خان آباد وجوب یکی شده از حصه شمالی خان آباد جوی کنان به قندوز با دریا غوری بغلان که حصه زیرین
جغرافیه ۹ را ہنمای قطغن و بدخشان از سیغان بکهمرد یکحصه او ر اندراب و دریاچه بامیان نهرین آمیخته اتصال در قلعه زال بدریا امویہ می‌آمیزند بیشتر زراعت آبیاری طالقان سورآبا دیوه باندیا بنگی هم بحدود اقصاص دریا طالقان بخان آباد و ملحقات آن چرا با بزیر آب گشته اند و کشتمند ی خوری و بغلان از آب دریا خویشان که اراضی اند راب نہرین ہم سیراب میکند، میباشد دریاهای بدخشان (۱) دریای بزرگش کو کچه میباشد که بجنوب و غربی فیض واقع و از سه دریا تشکیل یافته است (۱) دریای جرم که از کران منجان می آید (ب) دریای دروج که حصه از ان بین دره دیگری اندزه زیباک و دیگری از دره دوری سنگلیخ آمده هر سه آب بقریه گا و خانه زیباک اتصال یافته با زبدره دروج با در یا می آمیزند (ج) دریای زر دیو که بیشتر آن از شیغلان و اندکی از شیوه آمده نزر دیو با دریای سر غیلان آمیخته با زا بین هر سه در یا بمقام شمش تل با هم اتصال یافته دریای کو کچه را تشکیل میدهند و دریای کو کچه بصوت اجتماعی و دریا جرم بصورت انفرادی بسیاری فیض میباشند چرا که دریای دروج تمام مزروعات و بساتین بہارک سیراب میکند، و دریای زرد یو و خیر آباد نیز اراضے باغات ما تحت بہارک را آبیاری مینماید، اما دریای جرم و کوچکه در هیچ مقام آبپاشی نموده اند- (آبادی جرم بآب برف و چشمه ی زرا عت فی آباد فیض تیم
جغرافیه ۱۰ راهنمای قطغن و بدخشان از آب جوز دست دریای کوکچه تابسنی که از فیض آباد میبرد و گروه دوام است شمالی غربی و از انجا بجنوب غربی و از ائمیتن جلو جنوب مغربی رستاق را عبور کنان در قلعه ای خانم با دریا آمویه می آمیزد درین حدود شیم مترلق از آب کوکچه اندکی ندعت مینماید دریای کوکچه تنها قریه جات حصاره لا بابه و دشت قلعه اندکی آب داده است (۲) دریای یم با اینکه آبش کم باشد لیکن موجب آبادی زیاد است و تحت ایلمتن جلو باکوکچه متصل میشود (۳) دریای تشکان که آب او کم و چندان کار هم نمیکند و پلی از روه بامان تر از محل اتصال آب دایم با کوکچه ملحق میگردد (۴) دریاکشم که آبش کم و ابلو بیشتر و بجدل سنگیم که در قدیم پل بوده تا حال اثرات پخته کاری او موجود است با کوکچه یکجا میشود (۵) دریا آمویه سرحدش از پامیر است و محل اتصال آب پایر خورد و کلان در مکان خراج حصه در میانی این هر دو آب که از چهار گروه بیش نیست جنگل بید و عرعر و دیگر اشجار جنگلی است و آب با نخیز جا بجا این جنگل را شیلہ شیله نموده میباشد، زراعت مردم واخان و اشکاشم و غاران و شغنان با اینکه برکنار دریا آمویه میباشند ازین در یا نیست بلکه آبیاری آنها با آبهای که از برف کوه های اطراف و جوان شان بسوی آمویه سرزند، میکند، علاوه بر این آب دریاهای متعدد جا بجا از شیم های وا
جغرافيه ١١ راهنمای قطغن و بدخشان اگرچه سرگولاگون که باطراف دریا میباشند موجب وسعت و ازدیادش میگردند، لاکن آبی که در حصه آمویه دریا و عرض و عمقش باد و بالا میکند ابخارو و شغنان و روسی است. دریای آمویه بدره واخان الی اشکاشم بطرف غرب و از آنجا کاملا بصوب شمال بسوغاران میرود و گویا این پیچ و تاب اشکاشم را یک موید شده بجویہ دریای آمویه از غاران بشغنان رفته و از انجا بروشان شقنان از آنجا بعده از دروازانجا بعده او نگه شهر بزرگ کندز یک فیض آباد است آمده از آنجا بشمال رستاق گذشته بحضرت امام صاحب واز آنجا ببندر آته اسفرغان که باضلاع مزار شریف است میرود دریای امویه از صد پامیر کلان تا تھا نہ بیغری قول قند و ز خط سرحد دولت علیه مستقله افغانستا نرا بادولت جمهوریه روسیه جدا میکند، در علاقه در یس چند دریا کلان که بدریای آمویه یکجا میشوند قرار ذیل اند :- (۱) دریای سرخ آب که از کولاب آید و بجه جو مک و شمی بدریای آمویه یکجا میشود. (ب) دریای وخش که از طرف حصار آمده بجه تهانه خرگوش خانه بدریای اموی یکجا میشوند. (ج) دریا کافرنهنگ است که از توادیان آمده بعد از دریا قند و ز بدریای آمویه یکجا میشود.
تاریخ مختصر ۱۲ راهنمای قطغن و بدخشان تاریخ مختصر ابتدای حکومت قطغنیه در قندوز بود، از زمان سبحانقلی خان امیر بخارا طائفه که بنام قطغنی شهرت داشتند از امیر موصوف بنا بر یکدام سببی آزرده شده انده بید سمرقند و حصار آمده بدشت بنجاه گرفتند و درینجا با بین خود اتفاق کردند که باید یکنفر را رئیس قوم خویش قرار داده بمتابعت او رفتار نمائیم، چنانچه (بیگمراد خان) را که بصلاح آراسته بود بزرگ قوم متفقاً قرار داده همه فرمان پذیر او شدند، چندی بعد از انجا هم کوچ کرده بقندوز سکنا پذیر گردیدند (بیگمرادخان) با خانها و آتսقالیها و کلانان آن ملک شعار مروت و احسانرا پیش کرده آخرالامر حاکم قندوز را معزول کرده بیگمراد را منصوب کردند رفته رفته تالقان و امام صاحب و کلنگان و خوست و فرنگ را هم مطیع کرد پس از یک سال بر کولاب لشکر کشیده او را بتصرف خود در آورده یک پسر خود را بحکومت آنجا مقرر کرد و در سنه ۱۱۴۰ فوت شده محمود اتالیق پسرش بجای او نشست، و در عهد خود حصار و غوری و بغلان و فرخار و رستاق و مشهد را هم بدست آورده پنجاه هزار سوار را از کل ممالک محکومهٔ خود بمقرتیکه بدخشان رده بلندی پائینی میشد
نقشه قطغن و ملحقات آن مقیاس یک انچ مساوی شانزده میل یا یک انچ = هشت و نیم کروه میشود
تاریخ مختصر ۱۳ راہمنای قطعه خوبی در بدخشان رسیده از آنطرف میر یاربیک خان بمقابله رسیده سه روز جنگی نمودند مردم بدخشی را ہزیمت حاصل و محمود از عقب او واصل گردیده بسنگ مهر داخل شد و یا ربیک خان در فیض آباد حصاری بود که ناگاه خط و پیغام سبحان قلیخان رسید که خان اور گنج لشکر بگرفتن بخارا آورده بر ما غالب آمده و قرحه انداخته بودیم مغلوبی او از دست شما میشود که قشعه بنام شما برید از آنجا که بمنزله فرزند من میباشید امید که بشتاب تمام عازم این مقام شوید، محمود از ہمانجا با دوازده ہزار سوار عازم بخارا شد و بد و ز ولشکر اور گنج شکست یافت و خان اور گرفتار آمد امیر بخارا در نام محمود لقب اتا لیقی را اضافه کرده و اور گنج را نیز بجدو او بخشید، و محمودا تا لیق از طرف خود عبدالله نام ملایم خود را مقر را و رنگنج کرد که تا حال نسل او خان همان ولایات است. ثالثاً اور گنج را واپس گرفته بلخ را به محمود تا لیق دارد که جهته حکمرانی او محمود اتالیق خواهر زاده خود را بدانجا فرستادی و خودش بقندوز آمده چند مدت پس خواهر زاده اش استقان نوشت که فوج بخارا آمده زود تا که مرا اسیر بلغ را فرمان پذیر خویش نمائید اتالیق با شکر جرار خویش رفته سپاه بخار را زد و کوت گوشمالی داده این خانان
تاریخ مختصر ۱۴ راهنمای قطغن و بدخشان غدرنامه فرستاد که من غلام نمکخوار شما هستم لاکن سپاه بخارا مملکت بیخ هود شمارا میخواستند که جبرآ ازما واپس میگرفتند تاویشان لازم بود دادم اکنون رخ از ان خود شما است که راه مانده اید که بلخ را بتصرف آرم سبحان قلیخان خلعت سی چالان نامه بدستش داد و بلخ را واپس برایش گذار شد و از آنجا که آمد بدخشانرا هم گرفت و پس بیاربیگ خان داد مشهد را از کشانند، چونکه آتالیق مذکور به ایام تابستان در اشکمشم میرفت، وفاتش نیز در همانجا بواسطهٔ انهدام عمارتش که از زلزله بوقوع پیوسته بود در ۱۱۲۰هـ بوده است، و بعد از وی پسرش شهرابخان مدت نه سال حکمرانی کرد و در ۱۱۲۹هـ عازم ملک باقی گردیده بجایش پسر آن میرزا بی‌بی نشسته مدت ده سال او نیز بر مسند اقبال تکیه گزین و باز مسکن زیر زمین شد، فوت او در ۱۱۳۹هـ وقوع یافت، و عقبی پسرش میر یوسف حکومت را بدست گرفته بیست سال جرعه نوش بادهٔ کامرانی و باز درد آشام جام عالم فانی گردید و انتقال او در ۱۱۵۹هـ بوده حکومت هزاره بی‌بی پسرش متصرف شد. و مدت پانزده سال از بوستان اقبال گل کامرانی را چید و در ۱۱۷۴هـ لذت جام اجل را چشید و باری که او فرزند شش داراب بی‌بی متسکن کشته پس از مرگ پدر سند مدت هر حصه کلانی و خانی در قندوز جلوه کرد آخر مرد و از ولایت یتیم
تاریخ مختصر ١٤ راهنمای قطغن و بدخشان متفرق شدند و نتایج بیداد و نظالمش چنان بظهور بخش که آمار او را حاکم خه د ساخته و وارا بی از پایه حکومت انداخته عازم پنج گردید و هنگام فوت کر د پنج پسر ز و مانده گذران پسرانش هم آنجا نشد از فرط اضطراب بکولاب آمدند در آنجا هم غنچه اقبال شان بشگفت به بدن باشان شدند و برنجا هم شاهد مقصود چهره برویشان نکشود و زانجا در فرخار رسیدند وانجا نام بیک حاکم آنجا اکرام دیدند و مسکن گزیده و از ترا قبال شان فروغی بیدا کر و جمعی را با خود متفق ساخته اشکمش را بتصرف در آوردند و مراد بی که برادر کلان شان بود زمام حکمرانی را بدست گرفت و متصلہ مراد بی آر انصرف شد بطرف تالقان امدوانه قلیجنان حاکم تالقان با مقاومت برادر او را آورده نتوانست هربت یافت مرادبی تا لقانرا بمفر سنجان ثانی خود داد و امام صاحب تصرف نموده حضرت خانرا در آنجا گذاشت و رستاق ما بدست آورده باعه بیک را در رابع خویش گذاشت ختلا را نیز در قید حکم خود اور دواز انجا که تقند در آمد رحیم بیک با در خیل نخوت در دماغ سید و آثار بغی از و ہو یدا شد لشکر تاریستنا برده برادرخود را دستگیر نمود مفید کرد بسلم فرستاد پسیدین بی من منا رفت بیاده و سردار ساخته تا در چنار گفته با تلفنا با او مجادلہ کرد و شکست خورده و صلح ہے قرار نمودند که مشهد شورم را بخود گرفت و دیگریشان از بان و گذار متقاعد خون داشت
تاریخ مختصر ۱۶ راهنمای قطغن و بدخشان بسنه ۱۲۵ عازم دارالقرار شد، شاه مراد خان اگر چه خود در سنین در او گرا خود بدیگر همشیر براوشت اما با ورسیدن هرات گذاشته نوابحا بدست بنام خود افراشته نزدیک بود خویش را دیا را مغلوبه خانی با گرفت او پرشت اول سلطانمراد ، دویم عبد الرحیم ، سوم عبدالکریم، تالقانرا بسلطان مراد و نهرین با عبد الرحیم ویقوری یا بعبد الکریم داد تا برانها حکمرانی کنند، بعد از چندگه شاه مراد خان بنام حما و حکمرانی بند بدخشان کینکا دار محا عظم خان شهر محمد افضل خان بنام اورسیدند تا مسطور بود کیبا بسلام آمد خراج قبل کو یا بنتظار ورود فوج ظفر موج شان چار شد آنجا رفته بقیہ خوا را بین متهاج آمد بعدامدی در مضاف حصوار ادخار یا اندا موده را بید طرف ارخنه شدند شاه مراد خان خوف کرد با ضطرار فرار کو لا شد نزدیک میرشجا خانصا بو وزید مرزا هفت سال شرار ان حصو در بابت تا نام این خوان بعد دلجوئی حکومت قطغن را بد و پیرد خویان کابل مراجعت ورزید شاه مراد خان در به ۱۲۸ بدار البقا رحلت نمود و حکو به سلطانراد که طاپذیر افغاستان بوسیله، یک قصه جهاندار شاه نیز خش براهی کہ عبدالرحیم خاننام حاکم تالقان بودر غیاب بجنگ افغانیه و بغی از اطاعتشام اسلام داده بودسلطان مراد را بخیر ف ناگوار افتاده براے سزایش فیض محمد خان که در بلخ بود مکتوبی فرستاد وبخوابش از حیاتزار فرار عام کرانا بریگئے محمد حسین خان زانو فرستاد که رفته در زانو در کافنگان که جهاندار شاه نقد آمده بود جنگ کرده دمار از حصار آن بد کردار بر آوردند چنا نچہ
تاریخ قطغن ۱۷ رئسهای قطغن و بدخشان بعد از زدوخورد قلیلی از طرف داران جهاندار شاه اسیران بسیار بدبختی را گرفته خودش را بهزیمت به نصیب آمده فرار چترال گردید، و سلطان مراد خان اسیرانرا رها کرده باتفاق محمد حسین خان به فیض آباد رفته مضراب شاه مامای سلطان مراد خان را در آنجا حاکم مقرر داشتند * بعد از چندی بنابر بعضی وجوهات باردیگر دسته از میرهای قطغنی بنای سرتابی را از حکومت افعانستان نهاده خود را علیحده تصور میکردند، و در داخل مملکت بنای هیجان و انقلابات معاندانه را گذاردند، تا آنکه از طرف قرین الشرف امیر محمد افضل خان مرحوم برادرش سردار محمد اعظم خان و پسرش ضیاء الملة والدین که در آنوقت بعهده سپهسالاری افواج افغانیه ممتاز بودند جهت تسخیر ولایت قطغن و بدخشان مامور و اعزام یافتند، و بعد از زدوخورد و مجادله مزیدۀ این ولایت
تاریخ قطغن ۱۸ رهنمای قطغن و بدخشان فاتحانه بدست افغانستان افتاد [ تفصیلات این محاذ در جلد اول تاج التواریخ که تالیف ضیاء المله والدین است از صفحه (۱۱) الی صفحه (۵۶) مفصلاً مرقوم است ] بهر تقدیر نائب الحکومه ها و حکامی که از طرف افغانستان از ان زمان الی الان در خان آباد مرکز دارالحکومه ولایت قطغن مقرر شده اند فهرست اسامی گرامی شان حسب ذیل است : فهرست حکام و نائب الحکومه های افغانستان در خان آباد مرکز ولایت قطغن و بدخشان نمبر شمار اسماء سال ملاحظات ۱ سلطان مراد بیگ خان ولد میر شاه مراد بیگ خان - در عهد امیر شیرعلیخان ۲ اعلیحضرت ضیاء المله والدین امیر عبدالرحمن خان - در زمان سرداری خودشان باحد مجدد نوازش بعهده سپهسالاری ملکی و نظامی ۳ سردار عبد الغیاث خان ۴ سردار عبد الله خان توخی ۹ در زمان ضیاء المله والدین
تاریخ قطغن 19 رهنمای قطغن و بدخشان نمبر شمار | اسـمـاء | سال | ملاحظات ۵ | صالح محمد خان جرنیل فالتو بابکرخیل خوست | ۳ | خوش سلوک ۶ | عبد الباقیخان قندهاری نورزائی | ۲ | 〃 〃 ۷ | محمد عیسی خان بن تاج محمد خان قولرزائی | ۴ | 〃 〃 ۸ | شاه دوله خان بابکرخیل | ۶ | 〃 〃 ۹ | میر نبی خان کوهستانی | | ۱۰ | غلام رسول خان محمد زائی امین الدوله خیلی | | ۱۱ | محمد صادق خان محمد زائی | | ۱۲ | سردار حیات الله خان | ۵ | در زمان سراج الملة والدین ۱۳ | غلام محی الدینخان بارکزائی | | 〃 〃 خوش سلوک ۱۴ | ناظر محمد صفر خان جنرالی | | 〃 〃 ۱۵ | سردار محمد اکبر خان بارکزائی | | در زمان اعلیحضرت غازی ۱۶ | محمد نادر خان وزیر حربیه غازی | ۱۱ ماه | 〃 〃 بطور ریاست تنظمیه بقیه بود ۱۷ | سردار محمد سلیمانخان | | 〃 〃
رهنمای قطغن و بدخشان ۲۰ تقسیمات حکومتی قطغن و بدخشان تقسیمات حکومتی های ولایت قطغن و بدخشان در عهد اعلحضرت امیر امان الله خان با اینکه در ایام ماضی زمان سابق هم حکام افغانی در مقامات مختلفه این ولایت عالی مقرر، و جهت باز پرسی و غوررسی رعایا موظف بودند، اما این حکام وزمام داران بیکصورت غیر منتظم و تقسیم درستی که همه اهالی از هر جا بدون زحمت و تکلیف باوشان رسیده میتوانستند موجود نبود اینک در عهد فرخ مهد امانیه در ضمن دیگر تشکیلات مهمه و تقسیمات ملکیه افغانستان حکام این ولایت بطریق ذیل سمیم و توزیع فرموده اند :–
تقسیمات حکومتی قطغن و بدخشان ۲۱ رہنمای قطغن و بدخشان نقشه مراتب حکومتی ولایت قطغن و بدخشان حکومتی کلان بدخشان و فیض آباد حاکم درجه اول اندراب حاکم درجه دوم نهرین به مرکزیت مزار علاقه دار درجه اول خوست و فرنگ علاقه دار درجه دوم خنجان علاقه دار درجه اول چال و اشکمش علاقه دار درجه اول قندوز حاکم درجه دوم حضرت امام صاحب حاکم درجه اول رستاق حاکم درجه دوم واخان و پامیر حاکم درجه دوم جرم کران و خاش علاقه دار درجه دوم شغنان علاقه دار درجه اول زیباک اشکاشم علاقه دار درجه دوم انجمن و منجان علاقه دار درجه دوم راغ علاقه دار درجه دوم چاه آب علاقه دار درجه دوم جلگه ینگی قلعه علاقه دار درجه دوم شهر بزرگ حاکم درجه دوم کشم و درایم ها حاکم درجه دوم درواز علاقه دار درجه اول خواهان حاکم درجه دوم تالقان حاکم درجه اول غوری علاقه دار درجه دوم کلفگان علاقه دار درجه دوم فرخار ورسج علاقه دار درجه اول تاله و برفک علاقه دار درجه دوم دوشی و کیله گی علاقه دار درجه دوم بغلان
تقسیمات حکومتی قطغن و بدخشان ۲۳ رهنمای قطغن و بدخشان گوشوارۀ حکومتی ها نمبر شمار مأمورین تعداد ملاحظات ۱ نائب الحکومه ۱ ۲ حاکم کلان ۱ تفصیلات در اوراق بالاً ذکر کشید ۳ حاکم کلان درجه اول ۳ ۴ حاکم کلان درجه دوم ۷ ۵ علاقه دار درجه اول ۶ ۶ علاقه دار درجه دوم ۱۱ مخلص اینکه فعلاً درین ولایت به ترتیب و ملحوظاتیکه در نقشه اولی مذکور است یکنفر نائب الحکومه در مرکز ولایت قطغن و بدخشان بمقام خان آباد معین است و یکنفر حاکم کلان در موضع بدخشان مقرر است و حکام درجۀ اول و دوم و علاقه دارا بطریق ذیل در مقامات دیگر بتعداد مندرجه تحت موظفند : حاکم درجۀ اول (۳):- (۱) غوری (۲) رستاق (۳) اندرآب
نقشه خان آباد کوتل بانگیر سای کوه بلوچه ضخاک بهساک دریای تالقان چوگدی مرغن افغان تپه قره باش غجری خندق حیاتی پایزه خیل پرچی دولت کوچی سیدانور چشمه شکر ده تنگی باجی آیا زنانه شیخ علی دسطه میان علی بلوچه قوریاس گرگ توغ چکله چورایی چمقتاق دنداس با قل کپر سای دریای خان اباد کهنه قلعه حاجی سید علی بای بوق کلتاش یوش قول قل مشی قوینچی شغل پشه ای تخته پایان قره تو ایک سری کلان و حاجی آباد ده ویران پیکند اولی دشت خربوزان سرخ خیل باند جانت عاشری چمن علی محمد لوت قره لالک حوا لک ترقدیلی عزیزی جگلانی غازی جما د هری با بشی بندر رضان خواجه لیت پلا غلام ایش انها سعادت علی چهار توت راه قندوز لاله کام راه علی آباد دریای بنگس مقياس یک انج مساوی ۴ میل مساوی ۴/۱ کروه کابل راه شورا ب
تقسیمات حکومتی قطغن و بدخشان ۲۳ رهنمای قطغن و بدخشان (۱) نهرین برکه تمیز (۲) حضرت حاکم درجه دوم (۷) :- امام (۳) واخان و پامیرات (۴) جرم و خاش (۵) کشم و درایم (؟) (۶) درواز (۷) تالقان (۱) خوست و فرنگ (۲) چاه اشکمش (۳) قندوز (۴) زیباک علاقه دار درجه اول (۶) :- واشکاشم (۵) خواهان (۶) تاله و برفک (۱) خنجان (۲) شغنان (۳) انجمین و منجان (۴) راغ (۵) چاه آب (۶) جلگه تنگی علاقه دار درجه دوم :- قلعه (۷) شهر بزرگ (۸) کلفتگان (۹) فرخار و ورسج (۱۰) دوشی و کیله گی (۱۱) بغلان
راه تاشقرغان مزار قره قول پهلوان تاش ناله [ILL] پهلوان تاش آق سای راه شولک دریای [ILL] نقشه شورآب مقیاس یک انچ مساوی ۴ میل معادل ۱/۲ ۲ کروه کابل
کوائف خان آباد ٢٤ رہنمای قطغن و بدخشان حدود اربعه قطغن به سمت شرقی او علاقه‌جات بدخشان و به شمال آن دریای آمویه، و بطرف جنوبی آن کوه ہندوکش است که علاقہ کابل و قطغن را با هم جدا میکند، طرف غربش علاقہ ترکستان میباشد : خان آباد مرکز نائب الحکومه‌گی ولایت قطغن و بدخشان مقام خان آباد میباشد و از مضافات آن شرقا تالقان و شمالا حضرت امام صاحب و غرباً الی قندوز و تاشقرغان و جنوب او الی نہرین و اندراب ممدود و محدود است ارتفاع خان آباد (٢٥٠٠) فیت از سطح بحر سمندر است : آب و هوای سالم و صحت بخشی ندارد و در ایام تابستان و زمستان ہر شب باد بعد از شام تا صبح وزان
کوائف خان آباد ٢٥ رنمای قطغن بدخشان جریان دارد. در ماه سنبله و میزان بلکه تا اواخر عقرب تب ملیریا و ریزش و زکام در آنجا آنقدر وافر باندازه متکاثر است که تخمیناً فیصد پنجاه نفر صحت نخواهد داشت و باعث آن شالی کاری است * سکناپذیر خان آباد — در شهر و اطراف اقوام متفرقه بوده طوائف اوزبک وافغانیه بتا بردیگر سکنه او زیاد، و یک جمع غفیری از سکنه خان آباد مردم هزارۀ و تاجک و غیره اقوام متشتته میباشند که نسبت باشندگان اصالتاً در آنجا مسکن دارند عده نفری نو آباد بیشتر است حتی یک حصه اگر از طوائف اصلی خان آباد باشد سه حصه دیگر آن نوآباد گفته میشوند. و بسمت شمالش بر کران دریا یکباغ و کوتی قشنگی بنام "حیات آباد" موجود است * خود خان آباد و نواحی آن که زمین آبی دارد. در میدان پست بکنار دریای خان آباد واقع شده از هرطرف بدون سمت غربی بتپه ها و کوه های خاکی محدود است.
کوائف خان آباد ٢٦ رنمای قطغن و بدخشان لهذا این پستی شهر و بلندی اطراف و جوانبش مُولِد حرارت و تنگی و خرابی هوای صحت فرسای خان آباد پنداشته می شود : خان آباد در قطغن شهر بزرگی است و بازار گرمی دارد . اشیای مطلوبه در آنجا موجود میشود . ونفس شهرش مشتملبر چهار گذر ـ و یک بازار است بدینموجب : ( ٧٤٢ ) خانه ( ٣٩٢ ) دکان ( ١٩ ) کاروانسرای ( ٢ ) مسجد جامع تعداد گذر و خانه ها و دکانهای شهر خان آباد نام گذر و دکانها | تعداد خانه و دکانها | نام دکاندار | تعداد دکان گذر خواجه پالک | ٢٧١ | مسگر | ٦ گذر چهاریکار | ١٥٠ | بزاز | ٢٨ گذر تخته گبرک | ١١٣ | سراج | ٨ گذر دروازه کابل | ١٨ | خیاط | ١٦ نجار | ٥ | عطار | ٧
کوالف خان آباد ۲۷ رهنمای قطغن و بدخشان نام دکاندار تعداد دکان نام دکاندار تعداد دکان بقال ۵ پانیار دوز ۶ زرگر ۱۸ بنیه گر ۸۰ سماوارچی ۹۰ رنگریز ۷ خورده فروش ۲ خباز ۱۰ ندمال ونداف ۴ قصاب ۹ سیمسار ۱۶ پوستین دوز ۴ کلال ۵ کهنه دوز ۷ نعل بند ۹ . . دو مسجد جامع دارد ـ یکی از محب الله خان تاجر چهاریکاری ـ دوم از سمندر خان کوتوال سابقه موضع مذکور : دو حمام دارد ـ یکی سرکاری ـ دوم از محب الله خان تاجر چهاریکاری : و (۱۹) کاروانسرای دارد ـ یکی سرکاری
کو الف خان آباد ۲۸ رهنمای قطغن و بدخشان ده هژده از تاجران : نامهای دهات نواحی خان آباد در جداول آتیه مفصلاً مندرج است که از ملاحظه آن اضلاع و ملحقات و عده خانه های شان روشن و مبرهن میشود : دهات در سمت مشرقی خان آباد نام دهات | تعداد خانه | نام دهات | تعداد خانه جنگشکه | ۷۷ | قشلاق فاضل | ۸۰ دلگر ساد اخلی و سینا | ۹۷ | گرگک | ۷۴ بوله کادر | ۵۳ | میانعلی خوک دره | ۴۳ گیساله ی وقره طاس و بتر من سای | ۱۳۳ | جلا میر | ۱۲۷ بنگی و چشمه طاق و پله و چهار چنار دهان شورچه پاتپل | ۸۱ | سقا ب دهانه بنگی و شیخعلی بامجی | ۵۵ ۳۰ ۴۰ دوانه سیاب | ۱۰۱ | قزلتاش | ۸۰
کوائف خان آباد ۲۹ رہنمای قطغن و بدخشان نام ده‌ات تعداد خانه نام ده‌ات تعداد خانه قشلاق دالما ۱۹۶ ده ویران ۶۰ چارسای و جلانچی ۸۰ چیده کمر ۲۵ چوغه ۱۰۴ قرغر ۵۴ میزان ۱۵۹۰ قریه‌جات (سمت شمالی) خان آباد که مشهور به اشکمش است ـ اسمای قری شمار خانها اسمای قری شمار خانها کوه جیلوجه ۳۷۱ قزل سای ۱۴ سهاک ۲۱ قشلاق سرای ۲۵ قشلاق چرمگری ۱۵ کدوگن ۵۰ باسوس ۳۴ جنت باغ ۱۵ قشلاق کابلی ۱۸ ملاخیل ۲۶ سرای افغانیه ۸۹ نیازی ۱۷۲
کوائف خان آباد ۳۰ رهنمای قطغن و بدخشان اسمای قری تعداد خانها اسمای قری تعداد خانها دولتیار ۲۹ بوین ۱۴۲ کوچی اختاش ۲۴۲ سید رمضان ۲۰۲ صافی ۵۹ سید انور میزان ۱۳۲۷ اسمای دهات (سمت غربی) خان آباد معروف بجنگل باشی است اسم قشلاق تعداد بیوت اسم قشلاق تعداد بیوت بندر علی هزاره ۱۴۶ خواجه پسته ۳۰ چاشت چهار سری ۷ قشلاق ملا غلام ۹۱ تره خیل ۵۷ معاف علی ۱۲ غارچی ۳۹ زرد کمر ۵۸ ایشان توت ۱۷۶ میزان ۶۱۶ قریه جات (سمت جنوبی) خان آباد معروف بچهار توت نام قریه تعداد خانها نام قریه تعداد خانها گرو خیل ۸۱ خواجه پالک ۴۰
کوائف خان آباد ۳۱ رہنمای قطغن و بدخشان نام قریه تعداد خانه نام قریه تعداد خانه ریگ روانی ۲۸ قشلاق بهرام خان ۷۰ قشلاق محمد غوث ۶۷ خوگیانی ۷۴ صوفی خیل ۱۳۶ غور بندی ۷۵ میزان ۵۷۱ مجموع خانه داری شهر و نواحی خان آباد (۴۱۹۲) خانه میشود که نفوس آن تخمینا تا به دوازده هزار خواهد رسید و اقوام تاجک و هزاره و اوزبک و افغان در هر قشلاق آن با هم مخلوط سکنی دارند : زراعت املاک نواحی خان آباد بعضی آبی واکثر للمی است در زمین های آبی گندم - جو - برنج لک و باریک - ماش جواری - نیشکر - پنبه - زغر - حنا - وغیره ترکاریهای معمولی بعمل می آید - و در املاک للمی آن گندم - جو - نخود
کوانف خان آباد ۳۲ رهنمای قطغن بدخشان کنجد - زغر - فالیز خربوزه و تربوز نیز میکارند - و خربوزه الله کو بزمین های ده ویران زراعت میشود نسبت بدیگر مقامات خوبتر و شیرین تر است از آثار و قرائن چنان معلوم میشود که زمینهای آبی خان آباد در زمان میر ها جنگل شده است و اغلبا انها قوت آبادی جنگلها را نداشتند- شاهد این مدعا آثار جویهای خرابه و کردستیهای قدیمه است اما در زمان اعلحضرت ضیاء المله و الدین و اعلحضرت امیر شهید و به عهد سلطنت اعلحضرت غازی همین زمینهای جنگل مجدداً رخ به آبادی نهاده هر سال جنگلهای بیار باراضی مزروعه تحویل می یابد * فواکه توت - گیلاس - زرد آلو - آلوچه کوک سلطان بهی و شفتالو - آلوبالو - سیب - ناک با اندک - عناب اندک - سنجد خربزه - تربوز - وافر دارد *
کوالف خان آباد ٣٣ راهنمای قطغن و بدخشان صناعت و تجارت پیشه و کسب مردم داخلی شهر در طی تعداد دکانهای شان معلوم شده و در اطراف آن طائفه هزاره سکنا پذیر و پیشه شان گلیم ـ جوال ـ جل بافی ـ و از اقوام تاجک کرباس والچه بافی و افغانها بزرگری و دهقانی بسیار تر میکنند : و تجارت شان بدینصورت است که برنج پاکی را بطرف بدخشان و کل دره های سرحدات و بجانب مزار شریف و دارالسلطنه کابل حمل و نقل مینمایند ـ و علاوه بر برنج باریک در سنوات سابق که روسی بر حال خود بود اکثر مال تجارت مثل تک ـ قواره قسام چیت ـ کشمیره ـ تکه های ابریشمی ـ چینی باب وغیره را از طرف بخارا می آورند ـ درین ایام تجارت شان از انطرف مسدود و از طرف کابل ـ یا چترار ـ و پشاور
کوالف خان آباد ۳۴ راهنمای قطغن و بدخشان صحن - و چیٹ پاینزار - چای - قند - وغیره اسباب می آورند : خوراک مردم شهر و اطراف قریب بقدر استعداد خود طعام خوب میخورند چنانچه برنج لک و باریک و سبزی آنا و نان با ادام استعمال می ورزند :- [ادام هر چیزیکه بانان خورده شود] و اطراف بعیدتر آن نان خورش معمولی گندم - جواری و غیره انچه از زمین شان حاصل می آید استعمال مینمایند : پوشاک لباس و پوشاک اهل شهر زیب و زینت هست چنانچه هر جا در مردم شهر خوش لباس و خوش خوری مروج میباشد - و مردم نواحی نسبت بشهر در البسه تفاوت دارند - و پوشاک عموم شان علی العموم چنین اس
کوائف خان آباد ۳۵ راهنمای قطغن و بدخشان که چین در بر و دستار بر سر و موزه بپا دارند : رسوم در معامله عروسی قبل ازین اقوام اوزبک و هزاره عادت داشتند که اسپ و گوسفند ها و رخت و اسباب بسیار و نقد کثیر از داماد گرفته و جهیز لباس سراپا و شتر و اسپ بداماد نیز داده بقدریکه گرفته می بود مصارف میکرد و بخشی در عروسی می نمودند حال پابند احکام نظامنامه نکاح و عروسی شده از ان اسراف بیجا که سابق داشتند منع شده اند و مردم افغان پیشتر هم این کار خیر را باندازه استعداد جانبین انصرام می نمودند اکنون نیز بقرار نظامنامه تعمیل مینمایند : رسم جنازه در اقوام اوزبک و هزاره در موقع وفات بمقام
کوائف خان آباد ٣٦ رهنمای قطغن و بدخشان این رسم بود که از مال یتیم بچگان اندازهٔ صرف زیاد از نقد و جنس بطریق سیالداری که غیر مشروع است میکردند که ملک و مال وارث بر باد میرفت الحال که سر رشتهٔ نظامنامه از برای همه خیر و بهبود رعایا وطن شده از ان گذشته نمیتوانند و بقرار نظامنامه معمول میدارند : اسلحه اقوام اوزبک و هزاره بعوض یراق و اسلحه چوبهای دست [ که خودشان انرا در محاورهٔ خود تیاق میگویند و از قد انسان بلند تر میباشد ] میگردانند مردم افغان از قسم تفنگهای انگریزی و روسی پطاقی و چقماقی و کارد و شمشیر دارند در شهر و نواحی خان آبا[د] تا هزار میل تفنگ و سه چهار صد تیغ داشته خواهند بود :
کوانف خان آباد ۳۷ راهنمای قطغن و بدخشان اسماء تجار و علما و اشخاص صاحب رسوخ خان آباد نمبر اسماء اسماء نمبر اسماء اسماء ۱ ملا محمد عیسی تاجر ۱۳ حاجی غلام حیدر تاجر ۲ محب الله خان " ۱۴ محمد عمر چاریکاری " ۳ غلام محمد خان " ۱۵ ملا سید فقیر ۴ محمد عظیم " ۱۶ فضلو خان " ۵ غلام حیدر " ۱۷ میر هاشم " ۶ میر محمد شاه " ۱۸ میان محمد حسن " ۷ علی محمد " ۱۹ مولوی صاحب قندهاری ۸ جمعه خان " ۲۰ ملا ولی محمد وکیل افغانی ۹ مولوی محمد یعقوب ۲۱ باش محمد منگباشی سابقه ۱۰ میر سید عبدالحکیم ۲۲ مولوی عبدالحی تختیری ۱۱ سید عطا محمد خانبس زاده سجاونی ۲۳ ارجن مهره سنگ و انندرام ۱۲ چقمان منگباشی سابقه وکیل تاجران اهل هنود سجانی ۲۴
طوائف خان آباد ۳۸ راهنمای قطغن و بدخشان نمبر اسماء اسماء نمبر اسماء اسماء ۲۵ دوست محمد افغان مینگباشی نشا ۲۷ ملا دوست محمد وکیل هزاره لقا محمد سرور بیگ ولد میر طادین بیگ ۲۶ محمد نسیم وکیل قوم طنطای ولد قابل بیگ برادرزادهٔ سلطان مراد خان ساکن تنگی راه ها یکراه در خان آباد از قزل سای و دشت ارچی گذشته بشهروان منتهی میگردد (۲) دیگری در صوب شمالی آن بحضرت امام صاحب و دلگیر سای میرسد (۳) طریقی از بولوک پسته گذشته بشهر داغونرکو می آید (۴) راهی سریازی را قطع کنان نیز بحضرت امام صاحب اتصال می یابد و علاوه برین بسمت شمالی راه های دیگری هم بجانب حضرت امام صاحب امتداد یافته است : در طرف غربی آن نیز راه های است که خان آباد را با قندوز اتصال میدهد و طرف تاشقرغان میرود.
کوالف خان آباد ۳۹ راهنمای قطغن و بدخشان (۵) راه بوئین (۶) راه سدرمضان (۷) راه چهار سیری (۸) راه جرگذر است : در طرف جنوبی آن راه‌های دیگری هم بصوب شوراب و اندراب و نهرین و اشیگ جی ، و ده دیران و غوری و چال و اشکمش و قندوز و تاشقرقان و بازار جای رفته است (۹) بطرف شرقی آن چغه و یک شارع کلانی است که بطرف آب ینگی و تالقان و بدخشان امتداد یافته است [ ینگی دره ایست کوچک و سکنه آن مردم اوزبک و مجری دریای او از سرحدات خوست و فرنگ است در پای تالقان که مخرجش از فرخار و ورسج است محل اتصال و آمیزش دریای ینگی و تالقان در مقام چغه میباشد ] سکنه خان آباد چنانچه گفتیم مشتملبر اهالی و اقوام و طوائف مختلفه است - البته اکثر باشندگان ده ویران و شوراب مردم هزاره میباشد - باینکه باش و شالی
کوائف خان آباد ۴۰ رهنمای قطغن و بدخشان و جواری و دیگر زراعت در آنجا بطوریکه لازم است می روید اما مخصوصاً فالیز کاری و خربزه های آنجا از قبیل قندک ، و امیری و بخشی بیکی ، و تاش محمد کوسه ، و غیره شهرت تامی دارد. جدولیکه مسافه راه های خان آباد و باقی موضع را معلوم میکند در خاتمه کتاب هذا مندرج است :
کوائف خان آباد ٤١ راهنمای قطغن بدخشان تعداد پلهای قطغن پانزده اول :- بر دریای اندراب دوم :- پل چوبی موقع حاکم نشینی مقام بنو سوم :- بر دریای آرزو چهارم :- بر دریای کشن آباد پنجم :- پل باجگاه ششم :- " خنجان هفتم :- " در خنجان هشتم :- " رود مالیان خنجان نهم :- " دوشی دهم :- پل خشتی غوری که مشهور به پل خمری است که در زمان عبید خان شاه بلخ تاسیس شده
کوانف خان آباد ۴۲ راهنمای قطغن و بدخشان یازدهم: در حدود ابی خوست که حاکم نشین است دوازدهم: ایضاً در مقام مزبور سیزدهم: پل دره خیلاب بر دریای تنگی چهاردهم: " " " پانزدهم: " " " گنجایش آبادی مزید در قطغن از معاینه و یک نگاه سرسری تمام اطراف و نواحی قطغن چنان مشهود میشود که گنجایش مزید آبادی و فراهم آوردن دیگر اراضی مزروعه هم دران ممکن است زیرا که با کثریه نقاط آن آبهای جاری موجود - و اراضی که بعد از زحمت اندک جهت مزروعات مساعد میباشد بسیار است - تنها
کوائف خان آباد ۴۳ راهنمای قطغن و بدخشان در بعضی مواضع توسیع جویها موجوده و حفر انهار جدیده لازم دیده میشود - گو یا در صورت توجه بمزید آبپاشی و آبیاری آن مملکت باندازه دو ثلث آبادی موجوده قطغن آباد دیگر امکان پذیر است : گله‌های مادیان و اسپ و گوسفند در اندراب و بغلان و غوری و قندوز و امام صاحب و نواحی خان آباد و تالقان - در بین اقوام عرب و افغان کاکڑی و سحجانی و ترکمانه و هزاره و لرخابی و قندها ری بسیار است که آنها زیاده تر مشاغلت بسوداگری ان دارند و ما در تحت بیان هر موضع در آتیه بذکر عده مواشی اینمقامات نیز خواهیم پرداخت جدول مال شماری خود خان آباد گاو | گوسفند | اشتر | اسپ | مرکب (۲۲۳۸۹) | (۱۰۱۸۰۰) | (۱۳۷۳) | (۴۱۹۴) | (۸۶۹۸)
حالات اندراب ۴۳ راهنمای قطغن و بدخشان اندراب حکومت درجه اول و از مضافات قطغن تخت دارالحکومه خان آباد میباشد دو علاقه داری مزیر حکومت اندراب است که عبارت از خوست ، و فرنگ ، و خنجان باشد - ارتفاع محال اندراب (۵۶۲۰) فیت و حرارت تابستانش نود و پنج درجه است و از مرکز خان آباد (سی و شش) کروه بسمت جنوبی فاصله دارد موضع مذکور از برای استحکام دولتی بسیار محل خوب است چنانکه اگر استناد جای و دارالسلطنه ثانی برای دولت افغانستان لازم باشد ازین بهتر دیگر جای نیست بجهت کارزار آنقدر کار آمد است که اگر فوج قلیل در آنجا متمکن باشند افواج کثیر را ماب پیشقدمی بدانطرف نخواهند گذاشت و در قرب اندراب مقام خوست نیز ما من جای خوب است که
نقشه اندراب مقیاس یک انچ مساوی چهار میل که معادل هفت و نیم کروه کابل میشود دره قاصان دره شاشان سلاسل پنجشیر
حالات اندراب ۴۵ راهنمای قطغن و بدخشان غیر از یکیجانب بدیگر جوانب راه آمد شد ندارد و ده نفر که در انجا نشسته باشند هزار نفر در آن رهگذر رفته نمیتوانند و علاوه بران آب و هوای اندراب سالم و خوش هوا و صحت بخش است و در بین قطغن و مزار شریف و پنجشیر واقع شده است که از هر طرف آذوقه و سامان و امداد نیز برای آن میتواند رسید : تعداد خانه وار اندراب چهار هزار و یکصد و سی و هفت خانه وار میباشد نفوس شان تخمیناً (۱۵۰۰۰) تن خواهد بود : دکانهای بازار (بنو) پنجاه باب - و در (ده صلاح) شصت باب دکان و دو سرای میباشد و فعلا یک مدرسه در (بنو) بنام فصاحت و یکی در (سنگ حیران) بنام ریاضت و یکی در (ده صلاح) و یکی در (شانشان) و یکی در دکشن آباد) موجود است
حالات اندراب ٤٦ راهنمای قطغن و بدخشان مرکز حکومتی قشلاق بنوهست و هر چهار سمت آن را دهاتی احاطه کرده که مسافت آنها از یک تا پانزده کروه میباشد که ما در ذیل بذکر اسامی دهات و بعد مسافات آنها از اندراب میپردازیم: اسماء دهات با تفصیل مسافتهای آن از اندراب نام قریه | مسافت | نام قریه | مسافت بنو حاکم نشین خوش دره | ٢ کروه | قشلاق صیاد | ٢ پلنخاه نیم کروه | ١/٢ | ده زنگ | ٣ کش آباد | ١ | دره قاصان | ٦ فنج | ٣ | دره آرزو معروف | ده صلاح | ٣ | به لغاک | ٤ خارپشته | ٦ | سریل | ١ دره قلات | ٧ | خج | ٢
حالات اندراب ۴۷ راهنمای قطغن و بدخشان نام قریه مسافت نام قریه مسافت ارزنگان ۱ سنگ بران ۲ اولاد ۴ نوبهار ۶ ده یک ۷ لکڑ مار ۸ قشلاق تاجکان ۱۰ سراب ۱۲ سمندان ۱۴ داغدره ۸ تیرگران ۱۰ درّه شور ۱۲ پس کندی ۱۴ شاشان ۷ (واقوامیکه در اندراب سکنا پذیر هستند.) اول طائفه قاصان (۲) مفروض (۳) دسته نجوه (۴) دسته پشه (۵) دسته هزاره جات (۶) دسته افغان - وزیاده تر مردم تاجک و هزاره درینجا موجوداند البته اهالی ده مرده قوم قرغلی و قوزی میباشند در منطقه اندراب سه رباط سراجیه موجود است که یکی رباط نوبهار و (۲) رباط دشت شیر و (۳) تل میر غاز است
حالات اندراب ۴۸ راهنمای قطغن و بدخشان که بیار سرد و یکی از تپه‌های مشهوره اندراب است که بالای آن چند خانه و حوض مصفا و درخت زارهای بسیار بیست و ارتفاعش (۶۳۵۰) فیط میباشد - و سکنه اینجا شهرستانی و تاجک اند و بطرف شمال این تپه دره شاشان است که در میان آن یکراهی بطرف خوست رفته است : و از بدایع طبیعت چشمه در قشلاق سراب اندراب موجود است که آبش خوشگوار مانند آب جوش سماوار گرم و در ظرف (۳) دقیقه بیضه مرغ را میپزد : زراعت در املاک آبی او گندم ، جو ، شالی لکه ، جواری باقلی ، ارزن ، مشنگ ، شاخل ، شرشف ، زراعت میشود و در زمین‌های للمی آن گندم ، جو ، نخود ، می کارند و املاک آبی اندراب نسبت به ارضی للمی آن بیشتر است
حالات اندراب ۴۹ راهنمای قطغن و بدخشان اما زراعت للمی آن مانند دیگر زمین های قطغن حاصلات خوبی بعمل نمی آورد : فواکهه اندراب سیب ، ناک بسیار خوب، انگور، چهار مغز، زردآلو، شفتالو، توت ، خربزه تربوز وافر دارد _ گیلاس، آلوچه، کوک سلطان آلوبالو نیز درین منطقه موجود است اما کمتر : صنعت و تجارت باشندگان افغان اندرابی ماسوای زراعت و کاشتکاری دیگر پیشه ندارند. طوائف هزاره آن که مالدار میباشند، نمد مالی، و جوال و گلیم بافی ضرورت مملکت شانرا مینماید، برک و چکن نیز میسازند: اقوام تاجکیه اینجا پیشه نجاری و آهنگری و موزه و کفش دوزی و چرمگری و الچه و کرباس
حالات اندراب ۵۰ راهنمای قطغن و بدخشان و کشمیره های وطنی را می بافند : تجارت شان عموماً در گوسفند و اسپ بز میمکه اشیاء پیداوار وطن شان است که آنها را بکابل اورده بعوض آن از آنجا اقمشه و البسه مروجه مملکت خویش را خریداری کرده درینجا تجارت میکنند : در دیگر رسوم و عادات مثل اهالی خان آباد و غوری و بغلان عادت دارند و نسبت به مردم قطغن دلاور و شجاع میباشند : اسلحه از رقم تفنگ های انگلیسی و روسی تخمیناً تا صد میل و از رقم فلیته ئی و تپاقی سه هزار میل و کارد و شمشیر و دیگر آلات جارحه شان هم بدینمنوال خواهد بود :
حالات اندراب ۵۱ راهنمای قطغن و بدخشان حکامیکه از طرف افغانستان در اندراب حکمرانی کرده اند نمبر شمار اسماء تعداد سال ملاحظات ۱ سلطانعلیخان قزلباش در زمان سلطنت امیر شیرعلیخان مرحوم ۲ فتح محمد خان فوفلزائی ۳ غلام رضا خان ۴ امیر محمد خان اولادهٔ نائب مومن میدانی ۳ خوش سلوک ۵ عزیز الله خان توخی ۲ درنداء ضیاء الملة و الدین ۶ محمد هاشم خان برادر سیدال خان جرنیل ۱ ۷ محمد فیروز خان هوتکی ۲ خوش سلوک ۸ غلام محی الدینخان پسر کبیر طلا ده افغانی ۱/۲ ۱
حالات اندراب ۵۲ راهنمای قطغن و بدخشان نمبرشمار اسماء تعداد سال ملاحظات ۹ سراج الدین خان چرخی ۳ خوش سلوک ۱۰ فضل احمد خان محمد زائی ۱ ۱۱ فتح محمد خان پسر غلام حسین خان کرنیل ۲ ۱۲ محمد جعفر خان هزاره باستانی ۱ ۱۳ محمد سرور خان میدانی ۱ ۱۴ دلاور خان تیمنی هراتی ۱۰ ۱۵ خان شیرینی ان محمد زائی ۹ ۱۶ سردار باز محمد خان محمد زائی ۱۷ عبدالمجید خان پسر پرواآ خان ۲ ۱۸ محمد حکیم خان پسر محمد عظیم خان محمد زائی خوش سلوک
حالات اندراب ۵۳ راهنمای قطغن و بدخشان معتبرین و اعزه اندراب نمبر شمار | اسماء | نمبر شمار | اسماء ۱ | میر محمد اکبر خان میر زاده | ۸ | نائب محمد داد خان سکن ۲ | میرزا عبدالغفور خان وکیل کلان ساکن پلخاه | | دسته مفروض | | ۹ | نائب محمد فیروز خان دسته ۳ | میرزا رحمت الله خان وکیل | | پشه | | ۱۰ | نائب فقیر محمد خان دسته قاصان ۴ | میر داراب خان وکیل | ۱۱ | نائب محمد اکبر خان دسته نبغی ۵ | عیدی محمد خان وکیل | | نائب محمد مومن خان دسته ۶ | خواجه سید خان معروف سید چلتار | ۱۲ | هزاره جات | | ۱۳ | مولوی پیر محمد ۷ | سید جلال الدین خان رو | | دا ملا شمس الدین | سید نور الدین خان فراری | | هوای اندراب سالم و حتی باندازه کابل تخمین کیفه میشود، و آب آن بسیار خوشگوار و هاضم است مخصوصا
حالات اندراب ۵۴ راهنمای قطغن و بدخشان آب (ارزو) که به (دبو) مرکز حکومتی اینجا می آید. و آب (کشن آباد) که نسبت به تمام آبهای اینجا درجهٔ اعلی شمرده میشود : پیداوار اندراب در سرحداتش پیاز، و سیر کوهی، و رواش، و شقاقل، و زیره، و پسته، و بادام تلخ، و سمارق، و غوزهٔ قرنی، و کندولگ که بیخ آنرا جوش داده و نمک پاشیده مانند کچالو میخورند، و هنگ که عبارت از حلتيت باشد و آنرا انگوزه مینامند، نیز بسیار است. چمن زارهای خوب و علف زارهای وافر و مرغوبی را دارا است. کبک، سیسی، بودنه، مرغابی، و آهوی رنگ قشقه، خرگوش، کبوتر، در این اطراف و نواحی بسیار است و مردم بشکار آنهم مشاغلت میورزند : گل بنفشه خوب نیز درین مقام موجود، و رشک
حالات اندراب ۵۵ راهنمای قطغن و بدخشان دانه دار هم بوفور است. در کوه های اندراب نواحی آن گند نار ، مرزنجوش یعنی کاکوتی، بابونه، پودینه کوهی و درمنه ترکی بسیار است : علاوه بران اندراب در تجارت اسپ های قشنگ یک شهرت تمامی را احراز نموده، در علاقه جا سگ آبی هم پیدا میشود، و اکثریت شکارش نیز در آنجا مروج و معتاد است : راه ها آباد بجانب غربی اندراب راه بنو و خنجان خان جانب شرقی او راه خاواک و په جنوبی آن راه با ندره و راه آرزو، و هزار چشمه که بکوهستان کابل میرود. و شمال وی راه قاصان است که خاش را عبور میکند و راه شانشان نیز موجود است . و راهی ازین جا بطرف خوست و فرنگ هم رفته است که بسیار
حالات اندراب ۵۶ راهنمای قطغن و بدخشان دشوار گذار و صعب المرور است جدول مال شماری اندراب گاو گوسفند اشتر اسپ مرکب (١٠٣٥) (٧۴٢٢٩) (٣٧) (٣٦٠٦) (١٧٣٦)
نقشه خوست و فرنگ مقیاس ۲ میل یک انچ مساوی ۲ میل یک قطعه طناب ۸۰ گرهٔ کابل کوهی خوست راه کابل راه جلال دریای کابل پایگاه شامبان پکتیا چهار باغ غزنی
خوست و فرنگ ۵۷ راهنمای قطغن و بدخشان خوست و فرنگ خوست و فرنگ علاقه داری درجه اول و عدهٔ مجموع خانه واری این منطقه بر (۳۴۵۵) خانه خواهد رسید - ارتفاع آن از سطح سمندر (۴۱۳۳) فوته است و اندازه گرمای تابستان آن (۹۵) درجه دیده میشود و مرکز علاقه داری آن قریه قرغن است. در نفس خوست دو تکاب و چند دره موجود است و فرنگ و غار و از نجا علیحده میباشد و درجه حرارت او (۹۳) است متن تکاب که دهنهٔ خوست است مشتمل بر (۸۰۰) خانه و از آنجا الی سچی شش قشلاق است بدینموجب:-
خوست وفرنگ ۵۸ راهنمای قطغن و بدخشان قریه های علاقجات خوست و فرنگ نام دره | نمبر شمار | نام قریه | نمبر شمار | نام قریه تلخاب و سر دره خوست | ۱ | میان شهر قوم هزاره گاوی | ۵ | قشلاق دهنه قوم تاجک | ۲ | قشلاق بازار قوم تاجک | ۶ | " سجی " " | ۳ | " دره گی قوم هزاره | ۷ | " فارزو " " | ۴ | " در یحی قوم تاجک | ۸ | " پشته بازار " " | | | ۹ | " دامنه هزار و " " دره خاموش | ۱ | قشلاق خم خمی تاجک | ۴ | قشلاق خنجانی | ۲ | " چهار صفحه | ۵ | نفس خاموش دو ده است | ۳ | " هزاره | ۶ | قشلاق اوچ مردم تاجک نام دره | نمبر شمار | اسماء قری | نمبر خانه | نمبر شمار | اسماء قری | نمبر خانه تلخاب دوابی دره چرخ | ۱ | نفس دابی الی ترکان یعنی چین | ۳۰ | ۵ | کند و دره ده قوم تاجک | ۵۰ | ۲ | خوش دره قوم تاجک | ۱۰۰ | ۶ | دره سنجاری | ۱۰ | ۳ | چهار باغ هزاره | ۵۰ | ۷ | کج ناو | ۱۵ | ۴ | قلعه میراشیان " | ۴ | ۸ | مروان | ۴۰ | | | | ۹ | دره پشه | ۳۰
خوست و فرنگ ۵۹ راهنمای قطغن و بدخشان نام دره نمبرشمار اسماء قری تعداد خانه نمبرشمار اسماء قری تعداد خانه دره ایچانی شرفی ۱ فرغامبل تاجک و هزاره ۸۰ ۸ شلخی ۳۰ ۲ چهار قشلاق قوم تاجک ۱۰۰ ۹ بجرم ۸۰ ۳ غلم ۱۳۰ ۱۰ دخران ۳۰ ۴ لب گذر ۳۰ ۱۱ بادخانه ۴۰ ۵ مدرسه ۲۰ ۱۲ ده کلان ۲۵ ۶ خودایچانی ۳۰ ۱۳ دریامی ۲۵ ۷ منگان ۲ دره فرنگ ۱ یارنداد و چهار قریه قوم هزاره و تاجک جمع فرنگ ۱۰۰ ۸ دوک تراشان ۸۰ ۹ قشلاق سوق چابک ۵۰ ۲ ده خواجه ۲۰ ۱۰ مرادشهر ۴۰ ۳ دشت رباط ۶۰ ۱۱ سخته ۵۰ ۴ قشلاق پایک هزاره ۵۰ ۱۲ تلک ۵۰ ۵ عزیزان ۴۰ ۱۳ زیوتی ۴۰ ۶ صیاد ۲۰ ۱۴ صادق ۴۰ ۷ کلور ۳۰ ۱۵ ملا عبدالرحیم ۴۰
خوست و فرنگ ۶۰ راهنمای قطغن و بدخشان | نام دره | نمبر شمار | اسما قری | تعداد خانه | نمبر شمار | اسما قری | تعداد خانه | | ایضاً درۀ فرنگ | ۱۶ | دشت شاهان | ۴ | ۲۱ | ده یک | ۲۰ | | ایضاً درۀ فرنگ | ۱۷ | درۀ آب | ۱۰ | ۲۲ | اولاد | ۳۰ | | ایضاً درۀ فرنگ | ۱۸ | میرانگاه | ۳۰ | ۲۳ | ده طراری | ۵۰ | | ایضاً درۀ فرنگ | ۱۹ | ده نو | ۱۵ | ۲۴ | ده مزاری | ۳۰ | | ایضاً درۀ فرنگ | ۲۰ | اصفیان | ۴۰ | ۲۵ | خواجه منور | ۲۰ | | ایضاً درۀ فرنگ | | | | ۲۶ | دهن و یچی که بدرۀ ساگو ییلاق است | ۱۵ | | درۀ غارو (تعداد خانه‌های او ۲۶۹) | ۱ | تفر در محار و بزارہ و ناجک | . | ۵ | ده میانه | . | | درۀ غارو (تعداد خانه‌های او ۲۶۹) | ۲ | قشلاق جرّو | . | ۶ | " پیناو | . | | درۀ غارو (تعداد خانه‌های او ۲۶۹) | ۳ | میرخیل یحی | . | ۷ | یحیائی سین | . | | درۀ غارو (تعداد خانه‌های او ۲۶۹) | ۴ | دشت خاصه | . | ۸ | زیومی | . | | درۀ غارو (تعداد خانه‌های او ۲۶۹) | | | | ۹ | ده میران | . | | درۀ غارو (تعداد خانه‌های او ۲۶۹) | | | | ۱۰ | قشلاق جریان | . | نفوس اقوام مذکور تخمیناً بچهار ده هزار خواهد بود. در مقام خوش دره یک کان سرب هم است و بادیای خوست مردم اطراف آمده زرشوئی هم میکنند اما اهالی خوست که پیشه شان عموماً مالدار است چون طریقه زرشوئی را نمیدانند ازین جهت است که بدین شغل ذی منفعت نمیپردازند.
معلومات خوست ٦١ راهنمای قطغن و بدخشان خوست نفس خوست در موضعی بوقوع پیوسته که حوالی او را از چهار طرف کوهها فراگرفته، دور و پیش قریه او را جبه زار ها احاطه نموده است، و خودش طبعاً در زمین پستی اثبات وجود دارد، هوایش چندان خوشگوار نیست. در سردی سرد! و در گرمی خوب گرم افتاده است. ارتفاعش از سطح سمندر (٤٢٥٠) فیط است ÷ در اطراف و نواحش جنگل‌ها ارچه و دولانه و پشال بسیار است و در فرنگ اندک ÷ راه‌های خوست بطرف جنوبی (١) به یرم و (٢) به شهشان انتهاء پذیر است ÷
خوست و فرنگ ۶۲ راهنمای قطغن و بدخشان فرنگ فرنگ ملک خوب است و هوای مرغوب دارد و بیک موضع مرتفعی افتاده است ارتفاعش (۵۸۵۵) فیت است که بنام (سیاه چاه) معرفی میشود که ارتفاعش (۱۰۶۳۵) فیت است و شینجان و خاوش ازینجا بمسافه (۱۷) کروه راه دور افتاده است : زراعت املاک اهالی خوست و فرنگ تماماً آبی است للمی کاری کمتر دارند و حاصلات زمینهای آبی شان جو، گندم، شاخل، ارزن، و در نکابهای جواری شالی لکه، پتک، رشقه میشود : فواکهـه توت، گیلاس، زردآلو، شفتالو، انگور، سیب
معلومات خوست و فرنگ ۶۳ راهنمای قطغن و بدخشان چهارمغز و افروهیی کمتر دارد * صنعت مردم هزاره که گله های اسپ و گوسفند و مالدا ری شان افزون است ، جل ، و جوال ، و گلیم ، و نوار ، و غدوحکمین بعمل می آورند ، و مردم تا جکیه کرباس والچه بافی و دوک تراشی و کفش دوزی میکنند : اسلحه مردم بای و صاحب استطاعت این منطقه ازسی تا چهل میل تفنگ پناه پرانگریزی و روسی را مالک اند و باقی مردم شان تفنگهای یطاقی و چقماقی و فلیته ئی تا هزار میل خواهند داشت : رسوم در معامله عروسی قبل از احکام نظامنامه آزا سب
خوست و فرنگ ۶۴ راهنمای قطغن و بدخشان تا گوسفند و رخت های ابریشمی و زیور و زر از هزار الی سه هزار روپیه را مال و متاع و نقد خرج کرده و در روز نکاح سرکشی و دف و سرنا میزدند - اما هنوز از خوف نظامیناً ظاهراً مصارف کثیر نمیکنند - اما خفیه بصلاح طرفین داد و گرفت دارند * پیشتر ازین چون کسی فوت میشد ده پانزده توپ چیت و چین و الچین برد اسپ و گوسفند ها را بر سر قبر حاضر نموده بطور اسقاط میت تقسیم میکردند و در خمل دوره اسقاط گیرندگان قرآن شریف ها را نیز می آوردند اما اکنون بر طبق نظامات دولت رفتار دارند * خوراک و پوشاک معتبرین و خواص شان در طعام و لباس خود تکلیف را مراعات میکنند عوام نان خشک و شیر و ماست و قروت و گاهاً شوربا ، و لباس از قسم کرباس و چکن را مستعمل مینمایند *
خوست و فرنگ ۶۵ راهنمای قطغن و بدخشان فهرست حکام سابقه دولت افغانیه در خوست و فرنگ نمبر شمار اسماء نمبر شمار اسماء ۱ سرانداز خان چرخی ۱۰ عزیزالله خان محمدزائی ۲ صوفی دین محمد خان محمدزائی ۱۱ سید محمد خان " ۳ جلال الدین خان برادرزاده حضور ۱۲ ایضاً عزیزالله خان " ۴ محمد یوسف قزلباش پسر ۱۳ سید سرور خواجه صیغانی قوم وکیل ۵ ایضاً جلال الدین خان ۱۴ محمد طاهر خان محمدزائی ۶ میرزا گل محمد خان ۱۵ غلام محی الدین خان " ۷ آقه میر خان گل بهاری ۱۶ جمعه خان پیمقانی ۸ سعادتمند خان گلدره برادر سردار خان ۱۷ خنجر خان چتراری غلام بچه محمد صدیق خان محمدزائی حاکم حال ۹ سید اشرف خان پیشخدمت نایب سالار جدول مال شماری خوست و فرنگ گاو گوسفند شتر اسپ مرکب (۱۲۷۳۹) (۶۰۸۷۸) و . (۳۸۸۳) (۲۴۳۵)
معلومات خنجان ۶۶ راهنمای قطغن و بدخشان خنجان خنجان علاقه‌داری درجه (۲) و تحت حکومت اندراب است و از مرکز خان آباد بسمت غرب جنوبی وقوع پذیر و از موقع حکومتی اندراب بصوب مغربی افتاده ، اقوام سکنی پذیر خنجان طائفه هزاره و تاجکیه و افغان ، و سالنگی میباشند شش قشلاق دارد که عدهٔ مجموع خانه‌واری آنها بالغ بر (۷۰۰) خانه‌واری و بمسافت یک کروه الی شش کروه از خنجان دور افتاده‌اند و اسمای دهات مشهوره‌اش این است :- (۱) سیاه چوب مزار (۲) دشت آمُرْوَدْ (۳) درهٔ باجگاه (۴) چهار مغز زار و بسمت شمالی دریای اندراب کوه دگُون گاو بمسافت یک کروه واقع است و بطرف جنوبی آن کوه هندوکش که از موضع حکومتی (۱۲) کروه بعد دارد میباشد
یک انچ مساوی چهار میل که معادل ۳ ۱/۲ کروه کابل نقشه خنجان کوتل ولیان کوتل خنجان دره ولیان سرک عرابه رو اندار آب ولیان چهار مغز زار سیاه چوبک حکومتی کران دشت امرو خنجان کوه پوزه شان خوشه ده خاکی سرک عرابه رو اندراب ط خنجان پایان باجگاه کوتل باجگاه راه سالنگ
معلومات خنجان ۲۷ رہنمای قطغن و بدخشان مردم خنجان اکثریہ دهقان پیشه و مالدار میباشند ـ مالدارا شان پیشه نمد مالی، و گلیم و جوال بافی دارند و مردم تاجکیه شان کرباس و الچه میبافند ـ و بعض افرادشان زراعت کاری هم دارند ـ و از قشلاق کزان این محل برنج لکه علی بوجود می آید ـ که در هر مقام بنام و تعریف به ابتیاع میرسد و تجارت روغن و گلیم اینجا هم بدیگر مقامات حمل و نقل شده رواج بی پایان دارد و توت خشک بسیار اعلی نیز ازینجا بعمل می آید و دره درینجا معروف بدره ولیان است که در میان آن مزارات و مدفن بسیار اولیاء الله و بزرگان موجود است * در دیگر رسومات و عادات خویش اهالی اینجا را بر طبق سکنه خوست و فرنگ قیاس باید کرد حتی در لباس هم اشخاص اینجا بر طبق همان اناس رواج دارند نزدیک ترین راه های کابل و قطغن از همین دره خنجان و سالنگ گذشته به علاقه کابل منتهی میگردد * جدول مال شماری خنجان گاو | گوسفند | اشتر | اسپ | مرکب (۲۶۲۷) | (۱۶۲۰۰) | (۸) | (۸۱۹) | (۵۳۵)
معلومات غوری ۶۸ راهنمای قطغن و بدخشان غوری درجۀ حرارت غوری در تابستان (۹۹) است و حکومتش درجۀ اول با اوسعلاقه‌داری دیگر مربوط است مسافت آن از خان آباد (۳۶) گروه، مردم سکنی‌پذیر اقوام مختلفه تاجک، ازبک، هزاره، سادات، افغانها لرخابی، ایماق، جمشیدی، هراتی که فعلاً واپس بملکت خویش معاودت کرده‌اند] دهیمرک، قطغی و در بعض حصص آن مانند (دوشی و بالادوری) عده از مردم شینواری افغان و هزاره هم موجوداند - و ارتفاع خود غوری که بطرف غربی و جنوبی خان آباد افتاده (۲۱۰۰) فیت - و بلندی دهنۀ غوری (۲۵۰۰) است - و عدۀ خانه‌های غوری (١۶٠٠) میباشد :
نقشه غوریه تپه قول شورابے ملافضه د میرداد ايلچورک خواجه مالک چوشک دہ پولک پلک چپار چینکی دہ میر جو دری چنگاہی ایلچی خیز ام خوابد اباد آقاسای دوته بلافته مخوری نیز آباد بای شقال پوزه کنهر راه اخدان اد تپه سمک سرخابے نولک کوتل شوکلق پلی خمری دریاے دوشی مقیاس یک انچ مساوی ۴ میل که معادل ۲ پله کروه کابل
معلومات غوری ۶۹ راهنمای قطغن و بدخشان قشلاقهای بوطۀ غوری اسماء دیهات تعداد خانه نمبر اسما دیهات نمبر خانه سمت شمالی از زوالی تا کرکر (۶۶۰) ۱ بای سقال ۱۱۰ ۴ چمین زائی ۲۳۰ ۲ خواجه الوان ۱۰۰ ۵ جنگ آعلی و آقه‌سای ۳ چشمۀ شیر ۶۰ ۶ بایجی و چشمۀ چکان ۱۶۰ سمت جنوبی ایضاً (۴۰۰) ۱ دشتک ۸۰ ۳ لرخوابی ۲۲۰ ۲ شگنتو ۱۰۰ ۴ کپرک ۴۰ ۵ دیرک ۲۶۰ سمت شرقی ایضاً (۴۵۰) ۱ بی‌بی آئینه ۲۰۰ ۳ جمشیدیها ۱۰۰۰ ۲ قفص غوری د رباط میرزا و اطراف آن ۱۵۰ ۴ اورتہ بلاقیها ۴۰ سمت غربی ایضاً (۳۶۰) ۱ صیاد و خنک و قباچک دامنه غوری ۲۰۰ ۳ خواجه کوش و اربی ۱۱۰ ۳ پنه قول و آکچورک ۸۰ سه ماهۀ تابستانی خود را مردم مالدار این منطقه بییلاق خنجان، دیوان گلیچین، حوض بغداد تاله برفک میگذرانند.
معلومات غوری ۷۰ راهنمای قطغن و بدخشان واکثر اهالی اینجا زمینداری و کشت کاری را پیشه خود نموده اند و از جای خویش حرکت نمیکنند ، سکنه این مقام اهل السنه و الجماعه میباشند و عده از اوشان چراغانی خانی هم میباشند : زراعت سرتاسر غوری آبهای جاری دارد و اراضی مزروعه اش عموماً، گندم، جو، ارزن، باقلی، پتنگ شاخل، پنبه، برنج باریک، وغیره اشیا را میرویاند فواکهه انگور، توت، سیب، ناک، زردآلو، شفتالو، خربوزه، تربوز دارد، و کوه‌های غوری هم مانند بغلان، نهرین، پسته، بزغنج، ہنگ دارد که مردم آنها را جمع‌آوری نموده به تجارت میبرند
معلومات غوری ۷۱ راهنمای قطغن و بدخشان صنعت گلیم های خوب، برکهای که اعلی تر از برکهای دای زنگی است در اینجا ساخته میشود، مخصوصاً چکن سازی در مردم هزاره اش زیاده تر رواج دارت و کمبل های خوب در دوشی و دیگر اضلاع غوری نیز ساخته میشود، و بافتن کرباس و الچه و دیگر منسوجات هم در آنجا معمول است بعضی ازو شان کسب آهنگری را هم میکنند : خوراک و پوشاک مردم افاغنه اینجا نان جواری با سبزی و برنج و اهالی تاجکیه اش نان گندم ، ارزن ، جواش بریده را میخورند : البسه اکثریه شان عباست از صحن و کرباس
معلومات غوری ۷۲ راهنمای قطغن و بدخشان پوستین، چگمن، چپن، لنگی، یلیل، موزه، چموس و پایزار میباشد : رسوم و عادات رسوم و عادات شان در غم و شادی مانند دیگر اطراف و نواحی قطغن و خان آباد است : آب و هوا آبش نهایت خوشگوار و هوایش در تابستان نهایت گرم است و پشه بسیاری که نیش های بزهر دار داشته ضرر مزیدی بهم میرساند و ارو حتی اسپهای بوز را از مکیدن خون در هر ایام گرما بشکل مگسی تبدیل میدهد : راه ها (۱) کوه گدای نهرین (۲) بکوتل دکون کاو)
معلومات غوری ۷۳ راههای قطغن و بدخشان به خنجان میرود: (۳) بطرف دوشی مقام خواجه امید چهار ده را عبور کنان بموضع سیاه گرد غور بند ختم میشود مردم شمالی غوری سال دوازده ماه در یا را عبور کنان به بی بی آئینه) میروند، و یکحصه شمال مشرقی آن به بغلان اتصال دارد (۴) راه بی بی آئینه که از کوتل گذر کرده به بغلان میرسد (۵) راه سه توت که آنرا تمشق نیز مینامند و تا قلعه ایشان میر غلام در رفته در انجا بدو شعبه منقسم میشود راه (۱) گرگرک و چشمه شیر در باتنگ را عبور کنان به ایبک میرود و راه (۲) دشت گبر را قطع کنان به تاشقرغان موصول میشود : جدول مال شماری غوری گاو | گوسفند | اشتر | اسپ | مرکب (۱۷۴۸۴) | (۱۲۵۸۰۵) | (۲۶۵۲) | (۳۷۶۸) | (۷۰۶۴)
حالات بغلان ۷۴ راههای قطغن بدخشان بغلان بغلان از مضافات غوری و سه علاقه را دارا است و در خود آن یک علاقه داری موجود، و حرارت تابستانیش (۹۹) درجه و ارتفاعش (۲۰۶۰) فیت میباشد و در میان آن دریای غوری بجریان، و بهر دو طرفش اهالی مشغول بانواع زراعت و اقسام فلاحت بوده اکثر یه درین حصص شالی کاری میشود مخصوصاً در کوک چنار که زیاده تر اهالی آن مشتملبر اقوام افاغنه است برنج باریک بسیار قشنگ بعمل می آید و دیگر فواکهه و پیدا وار انرا بر حاصلات غوری قیاس باید کرد : راه ها بطرف شرقی بغلان دو راه موجود است (۱) راه شیخ جلال که بنهرین میرود . (۲) بصوب حسن تال امتداد
بدخشان حالات بغلان ٧٥ راههای قطغن و بدخشان یافته است (۳) راهی است که سجاول و هزار قاق و جبل داغ میرود (۴) به طبقان و نهرین انتها می پذیرد (۵) در جانب غربی آن طریقی دشت گبر را قطع کنان تا شقرغان اتصال دارد (۶) دیگری آب قول ، و خیلیراً و اجهر کیم را قطع کنان نیز با شقرغان موصول میشود و در سمت شمالی او معبری است که به علی آباد و قندوز منتهی میشود تفصیل قری و تشریح اقوام و تعداد خانه های این منطقه را در جدول آتیه باید دید * نمبر شمار نام قریه جات نام اقوام شان تعداد خانه ۱ گردابی مالدار قوم گاڈی افغان ٨٤١ ۲ قشلاق امام الدین قوم چوبی زائی ٢٤١ ۳ « اخته و توابع آن « سلام خیل و تفرد احمد زائی ٢٤٧ ۴ « آخندجی « تاجک ١٠٠ ۵ زندین خیل « متفرقه افغان ٦٨ ۶ کوک چنار اقوام افغان و غیره ۲۰۰
راه علی آباد راه پل دوشی دریای نهرین راه نهرین قلعه امام الدین راه اندراب قلعه ایشان عبدالقادر راه خاوری دریای خاوری قشلاق اخته چی تپه چشمه دار گردابی قشلاق هزاره قشلاق عربطی قشلاق زندی خیل آخند جی در غابی کوک چنار راه سمنگان دشت گوهر مقياس یک انچ مساوی ۴ میل که معادل ۲ ۱/۲ گروه کابل
معلومات غوری ٧٦ راهنمای قطغن و بدخشان نمبر شمار | نام قریه جات | نام اقوام شان | تعداد خانه ٧ | عربها | قوم لرخابی و عرب | ١٣٤ ٨ | هزاره ها | | ١٩٦ ٩ | حس تال | مردم متفرقه | ٣١٩ جمله خانه واری علاقه بغلان (٢٤٧٦) است که تخمینا نفوس آن (٧٠٠٠) خواهد شد - مردم کاکړی افغان گله های اسپ و گوسفند دارند که تابستان در سرحدات شیوه بدخشان میروند زمستان پس می آیند - و باقی طوائف آن برخی مالداری و عده از و شان کشتکاری میکنند : جدول مال شماری بغلان گاو | گوسفند | اشتر | اسپ | مرکب (١٠٦٨٣) | (١٦٦٤٩١) | (٢٧٦١) | (٤٢٢٠) | (٢٥٦٤)
دامنه کوه هندوکش راه چاه دره کوتل سالنگ سرخ کوتل راه خنجان دهن اسکان دریای اندراب نقشه دوشی و کیله گی مقیاس یک انچ مساوی چهار میل دریای اندراب که معادل ۲ ۱/۲ کروه کابل کیله گی دوشی چشمه شیر پل خمری راه غوری سرک غوری دریای غوری راه بامیان
دوشی و کیله گی ۷۷ راهنمای قطغن و بدخشان دوشی و کیله گی این مواضع تحت نظارت علاقه‌داری درجه دوم بوده بسمت شرقی غوری واقع است : قشلاقها و خانه‌داری دوشی و کیله‌گی نمبرشمار نام قریه تعداد خانه ملاحظات ۱ کرد ۱۳۰ هزاره ۲ نیک پی ۸۳۳ 〃 ۳ کیله گی ۷۳۱ ۴ دوستی ۱۶۲ ۵ خواجه زید ۱۱۷ ۶ چهل غوری ۲۰۶ ۷ اصل دوشی ۹۰ افغان و هزاره ۸ زاورغه ۱۳۰ هزاره
دوشی کیله گی ۷۸ راهنمای قطغن و بدخشان نفوس شان از روی تخمین به (۹۰۰۰) میرسد مالدار و زراعت کار اند - اقوام هزاره دران بیشتر و افغان کمتر است - گلیم و کمبل و جوال میبافند و نمد مالی نیز میکنند دوشی و کیله گی از غوری (۲۶) کروه تخمینا دور خواهد بود جدول مال شماری دوشی و کیله گی گوسفند | اسپ | اشتر | گاو | مرکب (۱۱۳۰۴) | (۲۴۴۸) | (۵۱۳) | (۷۸۷۴) | (۲۲۸۳)
نقشه غوریہ پشتنه قول انجیرک غورابیے خوجہ بالک لالندر ده میرداد خوجک دیوانگی ہیک چیاد چنغک کوتل خولک نو جنگل علی انجی چشمه محمودی لوخابے شولک نو چینو ننه خواجہ انمى بامی شقال رباط دشنگ G اقاسای ورته بلاقی راه بطلان شیر آباد دریاے دوشی پل خمری مقياس یک انچ مساوی ۴ میل کعادل ۷ پلہ کوه کابل
تاله و برفک ۷۹ راهنمای قطغن و بدخشان تاله و برفک این موضع علاقه داری درجه سوم و ارتفاع آن (۴۳۳۰) فیط است در نفس تاله دره ها ذیل موجود است : تفصیل دره های تاله و برفک نام دره قومیت تعداد خانه درۀ ترش قوم تاجک سادات ۵۰ ده دابی هزاره و غیره ۴۰ درۀ پایان و برفک هزاره ۱۰۳ درۀ مرق هزارۀ کرم ۱۲۰ دهنه مرق ایشانها تاجک ۳۰ دره اسرف قوم هزاره ۱۴۰ مالداری درۀ منعلک تابستان سچراگاه میروند :
تاله و برفک ۸۰ راهنمای قطغن و بدخشان جمله خانه های موضع مذکور ( ۴۴۴ ) خانه میباشد و تخمینا نفوس آن به (۱۵۰۰) خواهد رسید برنج لک در دوشی خوبتر می شود - در دیگر اجناس و فواکه به مثل غوری و بغلان میباشد : جدول مال شماری تاله و برفک گوسفند | اسپ | اشتر | گاو | مرکب (۲۳۱۴۲) | (۶۷۹) | ( ۳ ) | (۲۳۷۳) | (۴۵۵)
نقشه حضرت امام صاحب و قسمتی از علاقه بخارا مقياس یک انچ مساوی ۴ میل انگریزی که مساوی ۲ ۱/۲ کروه کابل دریای آمو دشت ارچی کوه ارته بلاق راه خان آباد راه کندز علاقه قندوز
حضرت امام ۸۱ راهنمای قطغن و بدخشان حضرت امام صاحب این موضع حاکم نشین درجه (۲) است ـ حرارت تابستانش (۱۰۴) درجه است و بسبب مزار مبارک حضرت امام صاحب علیہ الرحمہ منسوب باین نام شده اقامتگاه فوجی هم در آنجا است و بازار نیز بقدر (۱۰۰) دکان دارد ـ رباط سراجیۀ سرکاری و کاروانسرای رعیتی هم دارد ـ در نفس امام صاحب (۲۰۰) خانه موجود است : تشریح قشلاقهای سمت جنوبی حضرت امام صاحب نام قریه تعداد خانه نام قریه تعداد خانه قشلاق لقی تاج گذر کلبات ۲۰ ۳۰ ۱۰۰ غرو شاخ خاتون قلعه گلدامن ۱۵۰ ۵۰ ۵۰
حضرت امام ۸۲ راهنمای قطغن و بدخشان نام قریه | تعداد خانه | نام قریه | تعداد خانه دل شاد | ۶۰ | گل تیپه | ۵۰ یکیم توت | ۴۰ | اسمعیل قشلاق | ۴۰ گرگری | ۳۰ | قشلاق چقر قطغن | ۱۵۰ ایکلی | ۸۰ | قره گنبد | ۵۰ ای خجال | ۱۵۰ | قره غمر | ۳۰ جوی بیگم | ۶ | تو غلن | ۵۰ خانقاه ایشان توت | ۱۵۰ | بایگه | ۲۰ تشریح قشلاقها سمت شمالی آن معروف بقلعه زال نام دهات | تعداد خانه | نام دهات | تعداد خانه مراد شیخ | ۱۰۰ | دورمن و تباش | ۱۰۰ قراول تیپه | ۳۰۰ | باسیوس | ۵۰ قره خانه | ۵۰
حضرت امام 83 راهنمای قطغن و بدخشان تفصیل قریه‌جات سمت غربی آن اسماء قریه‌جات | عدۀ بیوت | اسماء قریه‌جات | تعداد بیوت قشلاق محجر | ۱۰۰ | ازغن و کنم | ۳۰ ورته یلاقی | ۱۰۰ | قرغان‌تپه دهقان قشلاق | ۱۰۰ سیدخیل | ۴۰ | دشت ابدال یشکبه | ۵۰ | و خواجه غار وعنبرکوه و مردم متفرقه نفوس حضرت امام صاحب به (۱۵۰۰۰) خواهد رسید مسافت از خان‌آباد تا امام صاحب (۲۴) کروه می‌باشد : زراعت املاک لل‌می در امام صاحب نیست همه آبی‌کار می‌باشند جو، گندم، شالی، جواری، ماش، باجره، زغر، رشقه
حضرت امام ۱۴ راهنمای قطغن و بدخشان نخود، کنجد، پنبه، و غیره انواع ترکاری و فالیز خربوزه و تربز در املاک مذکور بعمل می آید : هوای آنجا نسبت سنجان آباد گرم تر است. فواکهه توت، زرد آلو، شفتالو بسیار، انگور اندک میدارد : صنعت چون مردم مالدار در ان نواحی افزونتر است نمد مالی، و بافتن الیچه، و کرباس، جل، جوال، گلیم وطنی کسب و پیشه آنها است و اهل بازارش بهم کسبهای که رواج بازار است مشاغلت میورزند : رسوم در معامله عروسی پیشتر ازین اسراف بسیار بود
حضرت امام ۸۵ راهنمای قطغن و بدخشان چنانکه اسپ‌ها و گوسفند‌ها، و رخت، و لباسهای ابریشیمی و چیتی، و غله و روغن، و نقد، از یک الی دو هزار روپیه را به پدر دختر داده در روز عروسی بزکشی و دیگر رسومات شانرا بجا آورده سپس از ان عقد نکاح را مینمودند در این ایام که نظامنامه ها بر روی کار شده آن بدعت های سابق متروک گردیده بحکم نظامنامه انصرام امر عروسی را مینمایند : رسوم جنازه همچنانکه در عروسی اسراف جاری بود مصارف بیجا در معامله میت نیز بروی کار بوده مال ورثه را تا هزار روپیه کم و زیاده بقرار استعداد تقسیم مینمودند و ورثه را قرضدار و پریشان مینمودند والحال پابند احکام نظامنامه میباشند :
حضرت امام ٨٦ رهنمای قطغن و بدخشان اسلحه و یراق تفنگ و شمشیر و کارد در میان افغانان اینجا از هر رقم موجود بوده شوق شکار را نیز دارند و عدهٔ آن غلباً تا به (۶۰۰) میل خواهد رسید : جنگل حضرت امام صاحب در قرب دریای آمو جنگل بزرگ بعلاقهٔ امام صاحب موجود است که تخمیناً (۲۰) کروه طول و از یک الی (۲) کروه عرض خواهد داشت ـ در بین آن شکار آهو و گوزن و شیر، و مرغ دشتی، و خرگوش و پشک جنگلی و غیره میشود :
حضرت امام ٨٧ راهنمای قطغن و بدخشان اسماء اشخاص معتبر و صاحب رسوخ حضرت امام صاحب نمبر شمار اسماء نمبر شمار اسماء ١ ملا محمد عالم وکیل ازبک ٢ ملا تاج محمد وکیل ٣ " قربان " ٤ " جلال الدین " ٥ نیک محمد منگباشی " ٦ خواجه محمد جعفر ٧ وته مراد " " ٨ ارباب عید نظره غلن ترک ٩ سیف الدین خواجه ١٠ منگلی قل بای ازبک ١١ ملا رضا علی قل ازبک ١٢ قبره قلبای ایشانتوف ١٣ علی مراد بیل بیگی عرب ١٤ ملا علی عرب ١٥ ملا امام نظر ازبک ١٦ خاند ارباب عرب حکام سابقه و لاحقه نعمانیه در حضرت امام صاحب شمار نام شمار نام ١ محمد علم خان توخی ٢ سر بلند خان توخی
۸۸ راهنمای قطغن و بدخشان حضرت امام شمار | نام | شمار | نام ۳ | احمد جانخان توخی | ۸ | عطا محمد خان محمدزائی که برساله شاهی ملازمت دشت ۴ | پسر محمد جانخان | ۵ | محمد علیخان کوهستانی | ۹ | عبد السلام تعلقه دار قطغن ۶ | امیر محمد خان محمدزائی | ۱۰ | میر غوث الدینخان رئیس اول محکمه اه. احصیه قطغن ۷ | عطا محمد خان " | شکارگاه از تخت حد قباد امام صاحب تا پہره قلعه یستا در جنگل شکار گوزن و شیر و خرگوش و گرگ و روباه و و شغال و مرغ دشتی و قاز و لک لک و غیره جانور با طیور موفور است و آهوی سفید که بدشت اچی و ابدان که با مام صاحب قندوز است بسیار میباشد چنانچه عضو الدوم صاحب نفری همرکاب او در زمان حکمرانی خویش یکروز در انعام راس آهو را شکار کرده بودند و در جنگل امام صاحب (۲۱) دا
حضرت امام ۸۹ راهنمای قطغن بدخشان گوزن را هم شکار نموده بودند - دو تا شیر را هم مردم قندھاری کہ در عملہ موصوف شمولیت داشتند زده بودند راه ها از حضرت امام یک راه قطر بلاق شہروان فعلا نوان دشت طورغی تپه، پل خیمیه - خواجہ غار - خوش کلای - بہارک - اورتہ بوز را قطع کنان تا تالقان میرود : و در عرض راه قلعه خرابه و مقام امی خانم که در بین محل اتصال دریای کوکچه و دریای امویه افتاده، نیز واقع است جدول مال شماری حضرت امام صاب گوسفند اسپ اشتر گاو مرکب (۲۵۷۹۰۴) (۴۲۳۷) (۳۰۵۷) (۱۶۸۰۲) (۳۰۱۷)
قندوز ۹۰ راهنمای قطغن و بدخشان قندوز این موضع تحت علاقہ داری درجه اول است : حرارتش در تابستان (۱۰۳) درجه است بر خلاف مثلی مشهوره که در باره آن زبان زد خواص و عوام است کہ اگر مرگ میخواہی قندوز برو“ ۔ مقام قندوز یکجای بیار خوب و موضع مرغوب و فضای عجیب و هوای غریبی را دار است ۔ سکنه آن چنانچه بالتفصیل مذکور میشود۔ مردمان افغانی، تاجکی ، لرخابی ، سنجانی ، عرب، هزاره، ترکمان، قنغرات ، بالوس ، اوزبک ، قزاق ، چوراق مرداد میباشد . راه ها (۱) بطرف جنوبی راهی بصوب بغلان، (۲) بجانب شمالش راهی تا قلعه ذال رفته در آنجا بدو شاخ منقسم میشود۔ نخستین آن از تحت کی قباد و سویتی گذشته
[BLANK PAGE]
قندوز ۹۱ راههای قطغن و بدخشان به تاشقرغان و دومین آن خلم را قطع کنان ایضاً بتاشقرغان منتهی میگردد (۳) به چرمه (۴) به کوبی و حضرت امام صاحب (۵) بسمت غربی یک راه عامه ایست که آنهم بتاشقرغان میرسد (۶) در مشرقی آن طریقی بخان آباد موصول میگردد قندوز کهنه قلعه ایست قدیمی که در موضع بلند افتاده در سه سمت خندق دارد و نشان برجها و دیوارها و دروازه ها و بالا حصاری که سکونت میرها در ان بود معلوم است ـ و نهر کورته که مشهور به سیاه آب است از بین بالا حصار و نفس قلعه میگذرد و پایانتر یک سمت قلعه کهنه با آب خان آباد آمیخته با دریای کلان رفته اتصال مییابد : قندوز نو که الحال آباد است تخمیناً پنچصد خانه دار خوانین بود و تقریباً (۲۰۰) دکان در بازار دارد و محل نشیمن حاکم آنهم در آنجا است که عمارت نشیمن حکومتی او در وقت حکومت عزیز الله خان پسر سردار حبیب الله خان قندهاری ساخته شده ـ و در جوار بازار قندوز (۵) باب کاروان سرایهای
قندوز ۹۲ راهنمای قطغن و بدخشان رعیتی هم میباشد- دو مدرسه هم دارد : تفصیل دهات سمت شرقی قندوز نام ده نام قوم شمار خانه قشلاق ولی آباد از مردم خوست و فرنگ ۲۰ = الچین قوم ازبک و افغان ۱۲۰ = کنم " افغان ۱۵۰ غلام حیدر بای افغان بازمی خیل ۶۰ قشلاق سبحانی ایماق قطغن ۱۵۰ " قیچی ازبک ۱۵۰ قوش تیپه " ۱۰ قشلاق بختیریها ۳۰ زیارت حضرت سلطانصاب مردم بختیری ۲۰ کوبه سفلی { ازبک کسه تر قوم سلطانمردادنیما ۶۰ کوبه ئی علیا { ۱۰۰
قندوز ۹۳ راهنمای قطغن و بدخشان اسمای قری اسماء اقوام تعداد بیوت نوآباد متفرقه ۳۰ بیش کپرک متفرقه ۳۰ بلغ میری ۳۰ چیله میر متفرقه ۲۰ لودین ها افغان لودی ۸۰ قریه جات سمت شمالی دهات شمار خانه دهات شمار خانه باغ زاغان مجرگری ۵۰ نهر استقلان سرخابی ۴۰ قشلاق ملا حفظ الله خان قوم مهمند ۱۰۰ قشلاق زاخیلان ۳۰ عمرخیل افغان ۳۰ سید احمد بای ۳۰ عربها ۲۰۰ نهر توبره کش قندهاری ۴۰۰ سرخابی ملا قلندر ۵۰ آق تیپه ترکمن و ۱۵۰ ایماق قندهاری
قندوز ۹۴ راهنمای قطغن و بدخشان فهرست (دهات سمت غربی) معروف به چهار دره قریه جات | تعداد خانه | قریه ها | تعداد خانه قلعه زال | ۷۰۰ | زاخیل ها | ۸۰ قشلاق چهل دختران | ۳۰ | چهار دره | ۲۰۰۰ باغ چهل دختران | | قشلاق صوفی فغان ایماق | ۱۵۰ قشلاق قراول تیپه | ۵۰ | لرخابی یان قطغن | ۵۰ باسوس | ۳۰ | لرخابی 〃 | ۶۰ قنغرات | ۲۰۰ | طائر کر | ۲۰ ترکانیه | 〃 | ایضاً ترکمن | ۱۰۰ قندهای ری | ۱۰۰ | قنغرات ثانی | ۵۰ قزاق | ۲۰۰ | قندهای یبها | 〃 قلعه ملا عیسی خان | ۲۰ | عربها | ۱۰۰ 〃 عبدالرحمن | ۱۵ | جوراق | 〃 طائفه در من | ۳۰ | متفرقه | ۵۰ آبخواه | ۵۰ | عمر خیل | ۶۰
قندوز ۹۵ راهنمای قطغن و بدخشان قریه‌جات سمت جنوبی نام قریه تعداد خانه نام قریه تعداد خانه فیروزکوئی ۲ زردکمر ۴۰ خواجه مشهد سادات ۲۵ طائفه آب سرسینه ایماق قطغن ۴۰ ابراهیم خیل ۱۰۰ ۸ چله مزار مهر قوم ۸۰ جرگذر چرخاب ۳۰ سه درک ۱۰۰ قشلاق ناصری افغان ۱۰۰ دُرته بلاقی ایماق ۴۰ شنواری قوم ازبک ۱۵۰ عزیز خان منگباشی " نفتی متفرقه ۴۰ عبدالله بای عمرخیل ۳۰ مدرمی افغان قوم ثقانی ۸۰ لرخابی ایماق ۱۰۰ جمله ده هزار و پنجاه و پنج خانه داری میشوند که نفوس شان به پنجاه هزار میرسد. املاک قندوز آبی است للًمی دارد و یک نهر از دریای خان آباد و دو نهر از دریای غوری آمد
قندوز ۹۶ راهنمای قطغن و بدخشان که بزمین های قندوز آب میرساند- باغ چهل دختران که درینجا میباشد یکباغ بسیار قدیمی سرکاریست و یک صفه کلان که (۳۰) در (۳۰) گز وسعت و (۱۵) گز ارتفاع دارد نیز در وسط آن باغ موجود است * فواکهه انگور بسیار خوب، و سیب، و ناک و انجیر و خربزه، و تربز، و آلوچه، کوک سلطان، و توت وغیره فواکهه درینجا موجود است * زراعت گندم، جو، جواری، شالی، نخود، کنجد، پنبه شلغم، وغیره آنچه بکار ندا ملاکش قابل زراعت است *
قندوز ۹۷ راهنمای قطغن و بدخشان خوراک و پوشاک چون اکثر مردم افغان قندهاری و نعمانی و کابلی در آنجا سکونت و مالداری کثیر دارند - روغن، قروت گوشت میسر میشود خوراک و لباس آنها بوضع خوب است و در خوردن طعام استعمال طائفه اوزبک و مردم هزاره روغن زغر است یا دنبه بلکه در اطراف خان آباد نیز همان دو طائفه روغن زغر را استعمال مینمایند و افغانها روغن زرد یا دنبه میخورند : صناعت کرباس و الچه بافی در مردم تاجیکیه و قالین بافی و قالیچه ـ گلیم های قاقمه ـ خورجین و نمد اعلی ساده و رنگه در طائفه ترکمنی و قزاق مروج است و پوست خفک و روباه و قره قلی و بغنه را طائفه قزاق شکار کرده اش داؤ
قندوز ۴۸ راهنمای قطغن و بدخشان پوستین ها ازان میسازند و برقم بخاراهی و انخوهی میدوزند و مردم قنغرایت و ترکمن و قزاق رمه های گوسفند قره قلی دارند و تجارت آنرا میکنند و اشتر های اینجا علی العموم دو کوها میباشند : اسلحه تقریباً (۱۰۰۰) میل تفنگ از رقم پناپور نگریزی و روسی و بطاقی و فلیتی در بین مردم افغان پیدا میشود و ازبک ها اسلحه و یراق ندارند : رسوم چون اقوام متفرقه میباشند رسوم شان نیز مختلف است چنانچه مردم اوزبکیه فراخور استعداد خود چهار پنچصد روپیه را از نقد و جنس به پدر دختر میدهند و از آنطرف نیز همانقدر یا زیاده و یا کم جهیز گفته از رقم فرش و ظروف و اسباب
قند ۹۹ راهنمای قطغن بدخشان بعروس و داماد میدهند و طائفه افغان قدنهاری از سه هزار و دو هزار روپیه را مال اسباب در عروسی کم نمیگیرند و تا همانقدر مبلغ مال به پدر دختر نرسد ، دختر خود را به نکاح نمیدهند و پابندی به نظامنامه ها هم چنانچه شاید و باید ندارند - مردم متفرقه افغان برخی بر طبق رواج قدیم شان وجه کمتر و بعضی افزونتر گرفته من بعد امر عروسی را انصرام میدهند : مزارات در نواحی قندوز از مزارات مشهوره (۱) مزار حضرت بابای پاره دوز و (۲) مزار حضرت سلطان و (۳) چمزار خواجه ققتل است : شکار جایها قندوز دارای جنگلهای متعدده است و ان جنگلان که بصورت شرقی است سه کروه در سه کروه عرض و طول دارد
قندوز ۱۰۰ راهنمای قطغن و بدخشان دو طرف شمالی آنهم دو جنگل است که یکی پنج کروه در یک کروه و دوم آن (ده) در یک کروه تخمین شده است درین جنگلها شیر شغال، گرگ، مرغ دشتی بغره قره، مرغابی، قاز، لگلک روبه، خوک بکثرت وجود دارند - در جنگل کلان که تا نهر آمویه امتداد یافته است علاوه بر حیوانات فوق گوزن هم دیده میشود و بلب دریای خان آباد در نواحی قندوز اهالی سگ آبی را شکار میکنند و ماهیان بزرگ که عموماً چهار پنج سیر میباشند بلکه برخی تا دوازده سیره هم در بعضی احیان شکار میشود درین دریا موجود است جناب عضد الدوله صاحب اکثراً در جنگل نهر کوبی تیپه و توشغان تیپه قندوز الی قلعه زال شکار گوزن، و مرغابی، و خرگوش و غیره را میکردند :- و در کوهی که معروف به کوه (قره ماقور) است و در بین قندوز و بغلان افتاده بسیار درخت های پسته موجود است که مردم هزاره آنرا جمع آوری نموده به تجارت می برند :-
قندوز ۱۰۱ راهنمای قطغن و بدخشان اسماء معتبرین و اشخاص ضیا رسوخ قندوز نمرشمار اسماء نمرشمار اسماء ۱ جناب حاجی محمد ظفر صاحب کوبه ۱۰ ارباب علی بای ناصری ۲ ملا امین ال ایشان مخدوم ۱۱ محمد سلام لودین ۳ غلام رسول بای ۱۲ ملا عبداله عرب ۴ اسمعیل بای شریف بای ۱۳ " " اوزبک ۵ ملا محمد امین ۱۴ منگباشی چقال بیجانی ۶ پیر دوست محمد منگباشی ۱۵ غلام حیدر لوخانی ۷ عزیز خان " ۱۶ ایشان حضرت میان ۸ کندیری بای افغان ۱۷ ملا عبدالجبار افغان ۹ آزر گل سای "
قندوز ۱۰۲ راهنمای قطغن و بدخشان جدول مالشماری قندوز گوسفند اسپ اشتر گاو مرکب (۱۸۴۹۵۱) (۵۶۲۱) (۱۷۰۵) (۲۰۶۹۰) (۲۵۳۷) جدول مالشماری طائفه قندهاری که در اطراف و جوانب قندوز سکنا پذیراند گوسفند اسپ اشتر گاو مرکب (۳۱۶۰۵۹) (۸۹۳۷) (۱۰۲۹۲) (۱۶۰۲) گاو و مرکب شتر مخلوط اند.
تالقان ۱۰۳ رهنمای قطغن و بدخشان تالقان تالقان از مضافات دارالحکومه خان آباد و حرارت تابستانش در ) ( درجه است و حکومتش درجه اول است خود تالقان موضعی است وسیع و همواره آب و هوای آن باعتدال، و در زمستان های سرد یکمرتبه دیاد و مراتب در اینجا برف تیز می بارد که آنهم در بین سه چهار روز می پرد و باقی نمی ماند. و بمسا فت دو یا سه کروه دورتر از خودش دهات و قریه جات او واقع است، آب و باغات و فواکهه بوفور دارد، شهرش تخمیناً (۳۰۰) دکان خواهد داشت، موضع حاکم نشین او عمارت درسته در میان یکباغ کلانی است که هر گونه فواکهات در ان موجوده، و جوتره های خوبی هم در اوست و حوضها مصفا و آبها روان و پنجه چنارهای کلان در ان ایستاده است *
نقشه تالقان علاقه رستاق راه بدخشان به رستاق دریای کوکچه چاه چی بچکان مقیاس یک اینچ مساوی ۴ میل مساوی نیم کروه کابل
تالقان ۱۰۴ راهنمای قطغن و بدخشان یک مسجد جامع و چهار کاروان سرای و یکمکتب در آن جا موجود است - بقرب شهر تالقان دریائی هم بجر یان است در میان بازارش مردم شهر نشین کمتر اند بلکه روزانه دکاندارها و صاحبان پیشه آن صبح از قریه جات خویش بشهر آمده عصر به واپس معاودت میکنند. و بعضی جریده بدون عائله چند شب شانرا هم در بازار میگذرانند. مردم تالقان و اطراف ان بزبان فارسی و ترکی و افغانی تکلم میکنند : در چشمه شیر و قول برس تالقان سرخ دشتی و در خودش مرغابی بسیار است و شکار کبک هم در اطراف و جوانبش بهم میرسد و مخصوصاً در فرخار بسیار ! اسماء قری و دهات تالقان نمبر شمار نام قریه جات تعداد خانه ملاحظات ۱ خود تالقان ۱۵۰ از قوم تاجک ازبک افغان و غیره میباشند
تالقان ۱۰۵ راهنمای قطغن و بدخشان نمبر شمار | نام قریه جات | تعداد خانه | ملاحظات ۲ | خواجه غار، قرق، جوکذ خوش گیلای لک لکان وغیره | ۱۵۰ | از تالقان بمسافت ۵ کروه دور است، خانه های اینجا متفرق افتاده اند و نفوس شان (۴۰۰) است . ۳ | قوم چبکه ترک | ۱۰۰ | مالداری و دهقانی میکنند بیشتر املاک شان للمی و کمی آب برایشان از دریای تالقان میرسد ۴ | قشلاق مامائی | ۳۳ | قوم مغل ۵ | قلعه چه | ۲۵ | ۶ | سُدرخ | ۴۰ | ۷ | اقلای | ۳۰ | ۸ | هزار باغ | ۴۰ | قوم تغل ترک ۹ | قره خو | ۵۰ | " " ۱۰ | هواسای | ۲۵ | " قرلق ۱۱ | کل بلاق | ۵۰ | " ترک، تاجک، قرلق، هزاره ۱۲ | عنبر کوه | ۴۰ | " مغل و قرلق ۱۳ | قشلاق خرآبادام | | مردم هزاره و قرلق
تالقان ۱۰۶ راهنمای قطغن و بدخشان قشلاقهای شمال شرقی تالقان نمبرشمار قریه تعداد خانه نمبرشمار قریه تعداد خانه ۱ توته ۲۵ ۱۱ مسکین ۲۵ ۲ چهارباغ سای ۱۵ ۱۲ هزار سموچ ۷۰ ۳ تالک ۴۰ ۱۳ شورقدق ۱۰ ۴ کورخدقاه ۱۵ ۱۴ اوچ " ۳۰ ۵ خواجه لمتی ۲۰ ۱۵ گنده چه ۱۲ ۶ پیر قشلاق ۵۰ ۱۶ خواجه خیر ابدال تقال ۴۰ ۷ غریب دره ۲۰ ۱۷ بهارک ۳۰۰ ۸ جلگه بلاغ ۲۵ ۱۸ قره پرچاو ۱۰۰ ۹ آق مسجد ۴۰ ۱۹ سرای سنگ ۲۰۰ ۱۰ ثمن ۲۰ ۲۰ باغک ۵۰ ۲۱ کهنه تالقان " ۲۲ بولک درته بر "
تالقان ۱۰۷ راهنمای قطغن و بدخشان | سمت | نمبرشمار | نام دهات | نمبرخان | نمبرشمار | نام دهات | نمبرخان | | --- | --- | --- | --- | --- | --- | --- | | سمت غربی تالقان (بمسافت نیم کروه) | ۱ | دین مجاز | ۲۰ | ۴ | کبروک | ۴۰ | | | ۲ | شوره تو که رباط سر کاری است | ۷ | ۵ | شش تپه | ۴۰ | | | ۳ | کجل باغ | ۲۰ | ۶ | ابدال | ۵۰ | | سمت شرقی تالقان (بمسافت پنج کروه) | ۱ | اهن دره | ۲۰۰ | ۵ | خانه قشلاق | 〃 | | | ۲ | سلطان بای | ۲۰ | ۶ | قودان | | | | | | | ۷ | تالک قریق | ۴۰ | | | ۳ | قشلاق محمد سرور خان | ۳۰ | ۸ | کہنہ بند و چ بلاً | ۱۰۰ | | | ۴ | خطایان | ۱۰۰ | ۹ | شمد | ۱۰ | | سمت جنوبی تالقان (بمسافت یک کروه) | ۱ | چیده کمر | ۲۰۰ | ۶ | نهر سید | ۸۰ | | | ۲ | خور چنگال | ۱۰ | ۷ | شوراب | ۱۵۰ | | | ۳ | قول برس | 〃 | ۸ | چای شوره | ۱۰۰ | | | ۴ | آق مسجد | ۴۰ | ۹ | جوی شیخ | ۱۰ | | | ۵ | چشمه شیر | ۸۰ | | | |
تالقان ۱۰۸ راهنمای قطغن و بدخشان زراعت در املاک آبی تالقان بیشتر شالی و کمتر جو، جواری گندم، ماش میکارند و در اراضی للمی آن جو، گندم، زغر، ارزن، فالیز خربوزه و تربوز، پنبه، و کنجد میکارند اما خربوزه خان آباد از خربوزه اینجا بهتر و اعلیٰ است : صناعت اقوام ترک اطراف خواجه غار و نواحی آن که مالدار اند جوال، پلاس، کرباس میبافند، و نمد ها میمالند در شهر تالقان و اطراف قریهٔ آن اکثریه سوای دهقانی دیگر پیشه را نمیدانند ـ برخی از باشندگان تالقان لنگی، والچه وکشمیره بافی و کفش دوزی، و سراجی، و آهنگری، و زرگری و دیگر کسب هم مینمایند :
طالقان 109 راهنمای قطغن و بدخشان خوراک و پوشاک چون در خود طالقان و اطراف قریه آن مردم کابلی و افغان بیشتر اند طعام شایسته میخورند، و مردم اوزبک و خواجه غار و و غیره نیمی کاران، آش آرد گندم، و نان گندم و جوار را استعمال میکنند - در لباس نیز اهل شهر و نواحی اد بپاکیزه پوشی معتاد بوده طوائف مغل و قنقل، و اوزبک کرباس و الچه و دیگر اشیای ساخته و بافته وطنیه شانرا استعمال میکنند اسلحه سکنه این مقام ابدا بطرف سلاح میلان ندارند عموم شان عصا چوبهای کلان را استعمال میکنند - البته بطور شاذ و نادر در بعضی خانها کدام میل تفنگ فلیته ئی که بقسم میراث بره ی شان مانده موجود است :
تالقان ۱۱۰ راهنمای قطغن و بدخشان رسوم از آغاز تا اینجا ما کمرو دار رسوم و عادات بهر جا را که در مرگ و شادی دارند قلمبند کرده آمدیم ازین بعد در موضوع دیگر چیزی نمی نگاریم همانا تمام رسومات اهالی مسکونین سائر علاقه‌جات و منطقه‌های قطغن و بدخشانرا بمانند رسومات مذکوره باندک تفاوت فی البین تصور باید کرد و باید دانست که قبل از اجراء نظامنامه نکاح و عروسی و اصلاح مراسم تعزیه داری و اسقاط در سرتاسر این مملکت یکجهان اسراف و یکعالم تبذیر و تکثیر مروج و معمول بود اما فعلاً سد باب همچو مزخرفات فضول و عملیات جهول شده اهالی کمتر آن عادات سابقه شانرا تعاقب میکنند و اگر کدامی از اوشان مرتکب همان اطوار اسبق هم بشود البته که مخفیانه خواهد بود و در ظاهر علانیه از خوف حکومت هیچ کرده نمیتوانند : (در اصل سفرنامه سپه سالار صاحب غازی رسوم هر مقام مفصلاً مرقوم است مرتب
طالقان 111 راهنمای قطغن و بدخشان اسامی اعزه و صاحب رسوخ تالقان نمبرشمار | معتبرین خواجه‌ها و مامای اقوام ترک و مغل | نمبرشمار | اعزه سمت غربی و جنوبی و شرقی 1 | محمد عظیم قریه دار | 11 | سلطان ایشان هزارباغ 2 | مومن بای | 12 | قاری شاه مردان 3 | آدینه محمد قریه دار | 13 | ملا عبدالجلیل 4 | امام قل گلیلاق | 14 | آلوخان بای 5 | ملا برات محمد | 15 | فجیر قریه دار جیده کمر 6 | قره قل | 16 | شیخ نسیم 7 | دولت محمد عرب | 17 | لعل شاه و رسول قول 8 | ملا تغایبای بیگ | 18 | عطا محمد قریه دار آق مسجد 9 | داملا قل محمد | 19 | عبدالرحیم شوراب 10 | حاجی امام بردی | 20 | " وکیل بردره
تالقان ۱۱۲ راهنمای قطغن و بدخشان نمبر اسم معتبرین خواجه غار و مامای اقوام ترک و مغل نمبر اسم اسعره سمت غربی و شرقی و جنوبی ۲۱ قربان قریه دار تو دان ۲۵ علی بای نهر سید ۲۲ الف دین حسین زائی ۲۶ ایشان عبدالقادر جو شیخ ۲۳ سید شرف الدین خواجه چنگال ۲۷ داملا جان عطایان ۲۴ کچکول چشمه شیر ۲۸ ملا پیر محمد شورچه جدول مال شماری تالقان گوسفند | اسپ | اشتر | گاو | مرکب (۳۱۴۳۳۶) | (۹۰۱۴) | (۶۷۶) | (۳۹۲۱۰) | (۱۲۳۶۶)
نمک آب ۱۱۳ راهنمای قطغن و بدخشان نمک آب از مضافات تالقان یکی نمک آب است که مردم آنجا تاجک و هزاره و زبان شان فارسی است و اراضی شان للمی کاری است و یک کان نمک هم در آنجا میباشد. بقرب کوه نمک آب یک جنگل ارچه و پشال و بادام تلخ و درختهای طوس در رشک و غیره اشجار به تعداد بسیار موجودند اکثریه باشندگان اینجا زراعت کاری للمی را پیشه دارند جو و گندم و زغر و فالیز کاری از حاصلات اراضی اینجا بشمار میرود و یکعده اینها مالدارند و برخی از شان گلیم و الچه و کرباس بافی و نمک فروشی نیز میکنند تفصیل قریه جات نمک آب نام دهات | شمار خانه | نام قریه | شمار خانه خود نمک آب | ۱۱۵ | تکه فیوز | ۱۰
نمک آب ١٢٤ راهنمای قطغن و بدخشان نام دهات اسما خانه نام قریه اسما خانه شکدره ١٠ شویش دره ٦٥ تاش ییلاق ١٣٠ خم خیران ٢٠ کشکتان و یکه توت ٨٠ میزان کل ٤٣٠ تخمین عده نفوس ١٥٠٠ از معتبرین اینجا (١) یوسف قریه دار (٢) عاشور قریه دار (٣) محمد رحیم و دانیار قریه دار (٤) شیر محمد وطوی محمد بشمار میروند :
راه پغمان دهانه دره کلکان جلگه باغ چهل قوشتیا کوه قشلاق چهار توت قره باغ راه سرای خواجه کلکان مقیاس نقشه کلکان کروه کابل
کلگان ۱۱۵ راهنمای قطغن و بدخشان کلگان کلفگان هم از جمله مضافات تالقان محسوب است و علاقه داری علیحده دارد و شمالاً (۱۲) کروه دورتر از تالقان افتاده. ملک سرد و هوای خوبی دارد، آبهای آن اکثریه از چشمه های است و زراعت شان عموماً للمی است و حاصلات شان مشتملبر جو و گندم و زغر و فاصلیه است اهالی آن اکثریه بزبان ترکی محاوره میکنند اما متاسفانه این منطقه بقدر لزوم اشجار و درخت زار ندارد زراعت خوب و فالیزهای مرغوبی را میرویاند. قومیت شان ترک و زیاده تر پیشه شان مالداریست و یک کان نمک هم درینجا موجود است. در عرض راه کلفگان از تالقان اول رباط دشت روباه و دوم آق یلاق است و اهالی آن کفه نشین اند ؟ [کفه خانه های که از نی داشغال آن ساخته میشود.]
کلغکان ١١٦ راهنمای قطغن و بدخشان راه ها بسمت مغربی آن راه تالقان و فرخار و بطرف شرقی او راه بدخشان و بجانب شمالش راه رستاق و بسوی جنوبش کوه ها است و راه مشهوری بانظر وجود ندارد. در کوه کلغکان بمقام اقره تو و دره زرد آلو جنگلهای ارچه، و بشال، و بقرب دریای کوکچه در مقام خرکان و شودان بجنوب کلغکان جنگلهای پسته هم موجودند: صنعت خوراک و پوشاک واسلحه اهالی اینجا نمد مالی و پلاس بافی و جل و جوال میسازند و بدیگر پیشه های مروجه هم مهارت دارند: نان شان از گندم و جو آش بریده و گندم خوردن
کلگان ۱۱۷ راهنمای قطغن و بدخشان هم عادت عمومی شان است و خواص شان گاه گاه کوا برنج لک و اسک را نیز بکار میبرند : لباس شان علی العموم کرباس و الچه است و چپن های الچه را بیشتر استعمال میدارند - زنان شان چیت و کرباس را لباس میسازند : در تمام کلگان هم یک میل تفنگ وجود ندارد کار اسلحه را عند اللزوم از چوبهای دستی شان که انرا تیاق گویند، میگیرند قشلاقهای کلگان نمبرشمار نام ده تعداد خانه نمبرشمار نام ده تعداد خانه ۱ کلگان خاص ۵ ۶ چنار گنجشکان ۲۰ ۲ زرد آلو دره ۱۳۰ ۷ چهار توت ۱۱۰ ۳ قره تو ۱۰ ۸ بلوتی بالا ۱۵ ۴ قره بلاق ۳۰ ۹ قشلاق مغل ۳۰ ۵ جلدراغ ۱۰۰ ۱۰ عربان ۵۰
کلفگان ۱۱۸ راهنمای قطغن و بدخشان نمبرشمار نام ده تعداد خانه نمبرشمار نام ده تعداد خانه ۱۱ آق ییلاق ۶۳ ۱۶ نوان ۳۵ ۱۲ مغل ۱۰ ۱۷ چقماق معدن نمک 〃 ۱۳ خان دستمال ۱۴ ۱۸ طویق مامان ۱۰ ۱۴ حرکان ۳۰ ۱۹ قرق سای ۲۵ ۱۵ آستانه ۳۰ نفوس ذکورا تخمیناً ۴۰۰۰ اشخاص معتبر و صاحب رسوخ کلفگان نمبرشمار اسماء نمبرشمار اسماء ۱ محمد موسی خانسگباشی سابقه ۹ داملا یعقوب ۲ عبدالرسول خانیوزباشی 〃 ۱۰ 〃 محمد جان ۳ ملا اکرم خان وکیل حالیه ۱۱ ملا عزیز بای ۴ تغای مراد وکیل ۱۲ شیرعلی زلفعلی قریه داران ۵ ملا عبدالله 〃 ۶ معصوم خان داملا ۱۳ ارباب خواجه و شیردل و پل محمد ۷ داملا امان الله ۱۴ بابو خان و دوست و انام ۸ قاریجان داملا ۱۵ قلع شاهی قریه داران
فرخار 119 راهنمای قطغن و بدخشان فرخار فرخار و ورسج علاقه دار یست که تحت حکومت تالقان میباشد اهل فرخار عموما قوم تاجک و اندازه حرارت تابستانش (۹۲) درجه است یک مملکت خوش آب و هوا و در همه چیز خود مانند کابل پنداشته میشود، پیشیه شان زراعت و بافندگی است چهره های آنها عموما سفید و محاوره شان در پارسی است، علماء و فضلا هم در میان شان است و بعضی انوشان مالداری هم میکنند ارتفاعش (۴۵۰۰ فیت) و بعدش از تالقان (۱۲) کروه میباشد و یک راه از فرخار بطرف کلفگان شغرک و آبدره را عبور کنان میرود و دو دره دارد که طول شان بالغ بر (۱۰) کروه خواهد بود : در کوه های فرخار جنگلهای پسته بادام تلخ و ارچه و ارغوان و اشجار بید، گز، ونجمن سشمان دولانا هشت در ماه
[BLANK PAGE]
فرخار ۱۲۰ راهنمای قطغن و بدخشان اوزرشک دانه دار زیاده از شمار است ـ و در اطراف و نواحی آن نیستان بمواضع ذیل جرگهای شکار آهو کرده میشود :ـ (۱) در باهو (۲) کمبوک (۳) دره پتیمک طرف راست دره شرخ (۴) دره وند خورد (۵) میان شهر و پیچ : در قشلاق پراگنده بازاری مشتمل بر چهل دوکان است که خرید و فروخت هر چیز در آنجا بعمل می آید ـ مجموع خانواری علاقه جات (فرخار) بالغ بر یکهزار دو صد خانه تفصیلی که مذکور میگردد، خواهد بود و عده نفوس از روی حدس و تخمین تا پنجهزار خواهد رسید از مزارات مشهوره اینجا (۱) پیر فرخار (۲) شاه نعمت الله ولی (۳) خواجه ابدال ولی است : فواکه ، صنعت ، خوراک ، پوشاک ، اسلحه درینجا سیب ، زردآلو ، گیلاس ، شفتالو ،
فرخار ۱۲۱ راهنمای قطغن و بدخشان ناک، انگور، چهار مغز، سنجد، آلوچه، بهی وافر است، املاک شان آبی و للمی است و حاصلاتش گندم جو، ارزن، زغر، نخود، شاخل، و شالی است * کفش دوزی والچه خوب و کرباس بافی و دیگر پیشه های مروجه آنولایات میدانند * نان، جو، گندم و آش بریده و گاه گاه گوشت و برنج و عموماً شیر و ماست و قروت خوراک شان است. لباس مردانه شان کرباس ، صحن، برک، دستار های ململ و لنگی های پشاوری و چپن و موزه و خف، و از زنهای شان چیت و کرباس و ململ و سان است روپوشی هم دارند * چون مردم این اطراف شوق شکار را بیشتر دارند لهذا از رقم تفنگ های فلیته هی تا پنصد میل خواهند دشت اما حربه و کامه و شمشیر و دیگر آلات جارحه ندارند *
فرخار ۱۲۲ راهنمای قطغن و بدخشان قریه‌جات فرخار نمر شمار | نام ده | تعداد خانه | نمر شمار | نام ده | تعداد خانه ۱ | قشلاق چکانه | ۱۵۰ | ۱۱ | خس ده | ۵۰ ۲ | مستان | ۱۷۰ | ۱۲ | بیانی | ۱۵۰ ۳ | خانقاه | ۸۰ | ۱۳ | آرویشان | ۷۰ ۴ | خرماب | ۷۰ | ۱۴ | پراگنده | ۲۰۰ ۵ | خف دره | ۲۰ | ۱۵ | فرنگرد | ۱۰ ۶ | بجمده | ۱۰۰ | ۱۶ | خانقا سادات | ۱۰ ۷ | نهراب | ۱۵۰ | ۱۷ | سنگ آتش | ۱۰ ۸ | کشان | ۴۰ | ۱۸ | پیر فرخار | ۴۰ ۹ | سنگان | ۶۰ | ۱۹ | مزار شیخ | ۳۰ ۱۰ | دریا ہو | ۱۰ | ۲۰ | دشت رباه | ۳۰
فرخار ۱۲۳ راهنمای قطغن و بدخشان اشخاص صاحب اعتبار و با رسوخ فرخار نمبر شمار نام نمبر شمار نام ۱ میر قربانخان ولد میرنظر علی بیگ ۸ میر نظیف خان وکیل چپکان برادرزاده سلطان مراد ۹ سید سیف الدین خان وکیل شتان ۲ میرزا عبد الله پراگنده ۱۰ ایشانجان وکیل درویشان ۳ داملا عبد الصمد ساکن شهر ۱۱ محمد شریف وکیل پیانی پراگنده فرخار ۱۲ ملا عبدالرحیم منگباشی سابقه ۴ داملا عبد الحکیم ۱۳ محمد ابراهیم " " ۵ " سلیم خواجه خطب ۱۴ داملا محمد عمر خانقاه ۶ " عاشور محمد ساکن ۱۵ سید عبدالغفور شتاق ساکن خفدره ۷ داملا ضیاء الدین خرناب
ورسج ۱۲۴ راهنمای قطغن و بدخشان وَرسَج مردم اینجا سفید چهره و در زبان فارسی محاوره میکنند و قریه جات آن در چند دره منقسم آب است که همه آن عموماً خوش آب و هوا و سرد است و میوه ها خوب دارد و تمام سنگهای کوه و دشت آن قدرۀ نوشته دار است و از جمله آن یکی درۀ طرشت است که آب آن از طرف غربی می آید و یک آبشار بسیار باقوتی که آبش از یک کوه تفرحی میریزد، درینجا موجود است که عنداللزوم یک خدمت بزرگی را برای برق ایفاء میکند دوم نِکاب میان شهر است که آبش از جانب شمالی می آید و به نزدیک کور میتوده پریان میباشد - درین منطقہ قاریها قرآن مجید بیشتر و مشایخ و علما و سادات شان هم کمتر نیست قومیت شان عموماً تاجک و برخی هزاره هم میباشند و در درۀ طرشت زیارات مزید ایست و اسمای مزارات مشہورۀ آن شیخ نظام الدین رح و شیخ
ورسج ١٢٥ راهنمای قطغن و بدخشان نجم الدین رح و سید غدیر الدین رح و سید وقاص رح و مولنا رحیم الله رح و شیخ خلیل الله که از سنجار انغش شان بدینجا انتقال یافته میباشد ÷ در کوه های اینجا جنگلهای ارچه سرخ و سخمن و بمقام درهٔ کتو و پیوا سپیدار های کلان و قومی تر از چنار بسیار است و مرغابی ها در ایام سرما در حوضهای اینجا بیشتر شکار میشود از آنجا که رهگذر طيور برين حصص افتاده زیاده تر مردم اینجا شکار مرغهای پرنده مخصوصاً از گنجشکان و کبوتر ها را نیز مینمایند ÷ یک رقم لاله سفید هم درینجا ملاحظه میشود که اهالی بیخ آنرا که مانند پیاز است میکنند و جوش داده پس از ان آبش را ریخته و قشرش را از هم دور کرده آنرا میکوبند که برنگ نشاسته قوام میگیرد باز آنرا در شیر جوش میدهند یک خوراکی بسیار شیرین و خوش مزه ازان مانند شیر برنج و عسل بعمل می آید ـ علاوه برین کرفس و سمارق قرنی هم بیشتر درینجا
در سمیع ۱۲۶ راهنمای قطغن و بدخشان مشهود میشود: راه ها، صنعت، خوراک پوشاک راهی از اینجا به کوه پتیو پریان میرود، و دیگر راهی بپسپید رفته بجمران میرسد که زیارت سعد وقاص هم در عرض این راه است و راهی از پچ ده که بر کنار دریا یک مقام سرسبز دریا و فرنگرد و خفدره را عبور کنان بفرخار میرسد : صنعت این اطراف بافندگی است والچه خوب بعمل می آورند و اکثر یه مردمش مشغول به پیشه دهقانی است اراضی شان آبی و اندکی للمی است محصولات زراعت شان جو و گندم و باقلی و مشنگ است عده از وتسان پیشه مالداری را هم در پیش دارند : فواکه اینجا نسبت به فرخار کمتر و پوشاک و خوراک شان از آنها خواتر و خراب تر است اکثر یه آش باقلی و مشنگ را تناول میکنند و اگر نانی میپزند آنهم مرکب از آرد گندم و جو
در سچ ۱۲۷ راهنمای قطغن و بدخشان و شنگ است که قرصهای اوراخورد خوردمانند کلچه پخته میخورند : تفنگ فلیته ئی باندازه پانصد میل درین موضع موجود خواهد بود دیگر اسباب جارحه ندارند : اشخاص معتبر و صاحب رسوخ ورسج نمبر شمار | اسماء | نمبر شمار | اسماء ۱ | ایشان عبد العزیز خان ساکن خانقاه | ۴ | امام علی بیگ وکیل دربار حکومتی ساکن ترشت ۲ | داملا علاء الدین و مولوی غلام حسین داملا شاهحسین مولوی برهان الدین ساکنان ترشت | ۵ ۶ | میر عمرخان وکیل ترشت میرزا محمد وکیل میان شهر ۷ | محمد عمر خان منگباشی سابقه ۳ | داملا یار علی شیخ قندوز | ۸ | محمد رحیم " " در کوهستانات قطغن مردم اندراب و ورسج باهمت ترند و در مواقع مهمه و محاربات سابقه همواره مظفر و منصور و غالب بوده اند :
ورنج ۱۲۸ راهنمای قطغن و بدخشان فهرست قشلاقهای ورنج نام دره | نمبر | نام ده | تعداد خانه | نمبر شما | نام ده | تعداد خانه علاقه‌داری طرشت | ۱ | قشلاق بشیکو | ۱۰۰ | ۴ | شاکان | ۱۴۰ | ۲ | ده قاضی | ۶ | ۵ | سرشنگ | ۱۰ | ۳ | یاونده | ۴ | ۶ | ایشانهای شیخ | ۲۰ علاقه‌داری میان شهر | ۱ | ده میان شهر | ۹۰ | ۶ | یکین | ۳۰ | ۲ | کیسیان | ۴۰ | ۷ | ربوب | ۵۰ | ۳ | فنجو | ۶۰ | ۸ | سادرق | ۳۰ | ۴ | قلعه مار | ۵۴۰ | ۹ | ویغنان | ۶۰ | ۵ | ارخ | ۶ | ۱۰ | سروشت | ۱۰۰ علاقه‌داری قندوز | ۱ | خانقای سادات | ۴۰ | ۵ | پیر اهل تشیع | ۱۰۰ | ۲ | کتو دپنا و | ۳۰ | ۶ | یادار | ۴ | ۳ | باغ دشت | ۲۰۰ | ۷ | بستان حصاگه | ۵۰ | ۴ | یومند | ۶۰ | ۸ | جمله ۵۲۰۱ خانوار میشوند تا شش هزار نفوس میرسند |
تالقان ۱۲۹ راهنمای قطغن و بدخشان راه هائیکه از منطقه حکومتی تالقان بهر طرف رفته بسمت غربی تالقان یک سرک کلان پادشاهی سنجان آباد امتداد یافته است . و راهی ازینجا بصوب رستاق و دیگری جانب دراهیم و کشم هر کلفگان و یک راه بسوی چالی و اشکمش و فرخار و ورسج و علاقه‌جات در هر چهار سمت تالقان بهر جانب راه های بسیار بهر طرف ممتد و منشعب است . و دریای آن در تابستان در مواقع گذر خویش سوای سوار ، پیادگانرا عبور نمیدهد : اسامی حکامیکه بتالقان حکمرانی کرده اند نمبر | اسما ء حکام | مدت حکومت | ملاحظات ۱ | حاجی محمد خان هراتی | ۳ سال | قوم جمشید ۲ | حاجی گلخان قندهاری | ۲ " | قندهاری
تالقان ۱۳۰ راهنمای قطغن و بدخشان نمبر شمار اسماء حکام میعاد حکومت ملاحظات ۳ غفار رضا خان پسرولی محمد خان مذكور ۴ سال ۴ میرزا جمشید خان پسر میرزا گل محمد خان ۱ " ۵ محمد ابراهیم خان هراتی برادر عبد الله خان تیموری ۵ " ۶ سمندر خان کوتوال خان آباد ۱ " قوم محمدزائی از طرف عضدالدوله ۷ محمد عثمانخان قندهاری ۱ " محمدزائی پشت رود ۸ محمد سرور خان میدانی ۳ سال ۹ عبدالاحا نجان کابلی ۱ " ۱۰ دفعه محمد سرورخان ۲ " میدانی ۱۱ آقا میرخان ۳ ماه ساکن گلبهار کوهستان ۱۲ دفعه محمد سرورخان ۱ سال میدانی ۱۳ میرزا محمد علم خان از طرف غلام محی الدینخان قائمقام بود و ششماه گذران خوب نمود ۱۴ محمدایار خان ۲ سال محمدزائی ۱۵ سلطان احمد خان " " پسر سلطان عزیز خان محمدزائی ۱۶ احمد علیخان پسر سردار محمد علیخان ۱۷ محمد شریف خان ۱ سال
تالقان ۱۴۱ راه‌های طعن بدخشان نمبرشمار اسماء حکام میعاد حکومت ملاحظات ۱۸ آقا میر خان و سعادت میر خان پسراه ۱ سال ۱۹ قاضی علی محمد خان ۶ ماه ۲۰ خان محمد خان کنری .. قائم مقام بود ۲۱ حاجی عبدالحکیم خان ۲۲ عبدالمجید خان پسر پروانه خان مرحوم اسمای معتبرین و بارسوخ تالقان نمبرشمار اسماء نمبرشمار اسماء ۱ داملا صاحب سرای سنگ ۸ بابه نظر سنگباشی سابقه ۲ " نظام الدین " " ۹ داملا رحمت الله ۳ " عبدالعزیز ۱۰ سید عبدالاحمد جان داملا ۴ " محمد علی ۱۱ " یوسف خان ۵ " خدای بردی ۱۲ " محمد یوسف خان ۶ ملا صیف علی سنگباشی نظام ۱۳ " محمد صادق ۷ محمد صلاح خان " " شرف الدین
تالقان ١٣٢ راهنمای قطغن و بدخشان نبر شمار | اسماء | نبر شمار | اسماء ١٥ | سلطان بای چهاریکاری | ٢٤ | بابل بای ١٦ | میر سید محمد خان | ٢٥ | خان میرزا بای ١٧ | سیف الرحمن بای | ٢٦ | عیدی بای ١٨ | ملا محمد علی | ٢٧ | رضوان قل بیگ ١٩ | حکیم بای | ٢٨ | کتل بیگ ٢٠ | امام قلبای | ٢٩ | محمد رحیم بیگ ٢١ | سید احمد خان بای | ٣٠ | عبد الله وکیل افغانیه شهر تالقان ٢٢ | شاه مردان قل منگباشی سابقه | ٣١ | محمد سعید خان وکیل مغلیه ٢٣ | سلطان ایشان | |
نقشه تمرین مقیاس یک انچ مساوی ۴ میل معادل ۳ ۱/۲ کروه کابل جلگه اندراب خنجان دوشی کوهستان دره خواجه حجران قره باغ چهاریکار
نهرین ۱۳۳ راهنمای قطغن و بدخشان نهرین نهرین محل حاکم نشین درجه دوم است و چال و اشکمش از علاقه داری مربوط اوست چون قوم برکه و تیموز ازبکیه در علاقه نهرین و چال و اشکمش آبا هستند بنابراین نهرین را برکه و تیموز هم میگویند حرارت تابستان این منطقه (۹۸) درجه است و بموضع قشنگ و مقام خوش رنگی بوقوع پیوسته فضای کلان و وسعت بی پایانی را دارا است، بسیار جنگل زار های پسته دارد البته آبداتش اندک است اطراف و جوانبش را دهاتی احاطه کرده است که در آتیه مفصلا تشریح میشود، سکنه اینجا عموما ازبک و هزاره و تاجک و کمی افغان هم میباشند، و بیشتر اراضی شان للمی و کمترش آبی است در خود نهرین (۱۰۰) خانه و (۱۰۰) دکان موجود است.
نهرین ١٤٣ راهنمای قطغن و بدخشان راه ها (١) بطرف شرقی راهی بسوی خواجه هجران (٢) در غربی راه طالقان و حسن تال و بغلان (٣) جنوباً از شیخ جلال به بغلان (٤) بطرف یرمم (٥) راه بر دره است که بعد از مسافت چند میل این راه بدو شعبه منقسم میگردد اولش بزیر کوتل مرغ بآسان میرود و دومیش براه ارکش و خوش دره به شیخ جلال انتهامی پزیرد (٦) از پیش گزه گذشته بغوری میرسد (٧) کوکدای را عبور کنان بخنجان و کیله گی و دوشی موصول میشود (٨) راه ازینجا بدره گدری شرقاً تا چند میل رفته در آنجا دو تقسیم میشود (١) جانب شرقی بخوست منتهی میگردد و شمالی آن به تفر غفر و جیل واق موصول میشود : بدره خواجه هجران یک دره تنگی است و بمسا فت سه کروه دور تر از نهرین میباشد یک معدن ذغال سنگ
نهرین ۱۳۵ رهنمای قطغن و بدخشان در آنجا ست * زمین های خواجه هجران عموماً للمی و کمتری آبی است مردمش تکلم در ترکیه میکنند و بسیار الفاظ غلط را استعمال میکنند * تفصیل اسماء قری و عده خانه داری اطراف چهارگانه نهرین چنین است اطراف | نام دهات | تعداد خانه | نام دهات | تعداد خانه قشلاق های سمت شرقی نهرین ( ۱۲ ) | خواجه گیران کوه دره قوم ترک | ۲۵ | اشتی دره قوم هزاره سیاه ریگ | ۲۰ | تنگی خواجه هجران قوم هزاره | ۲۴ | قاصان قشلاق اویبچی قوم آب سرینه | ۱۲ | خشکک قوم آب سرینه | ۱۰۰ | قشلاق یریم تاجکه | ۳۰ | زیر سای قوم هزاره | ۱۱۷ | چهار دی قوم آب سرینه | ۱۵۰ | خواجه تولیا و ماسان ” | ۱۰۰ | شبن دره | ۲۷ | قشلاق ستورچه | ۴۰ | مینی حصار | ۱۰۰ | چنار دره و معدن ذغال | ۲ | | ۱۳ | قشلان علی جلق | ۱۰ | | ۴۵
نهرین ۱۳۶ راههای قطغن و بدخشان اطراف نام دهات تعداد خانه نام دهات تعداد خانه قشلاق قجاقهای سمت شمالی نهرین (۳۱۸) قشلاق شورچه قوم ازبک ۴۰ قزل سای قوم ازبک و تاجک ۲۰ کافر دره قوم هزاره ۱۲ قزل تمنش قوم ازبک ۳۷ قزل قول قوم ازبک ۲۰ تاشقوطن " " ۴۰ قشلاق سیده چپه " ۵۰ ملائی " " ۸۰ آقسای " " ۲۰ قشلاق خواجه " ۳۰ امین کم قوم ۶۰ " شیرم " ۲۰ قشلاق بولک پته " ۳۷ " قره غرق " ۳۰ " قزل قشو " و تاجک ۲۰ انه چلق قوم ازبک ۲۰ تاج چشمه " ۵۰ شرشر " در هزاره ۵ قونک قوم هزاره ۲۰ سای " ۶۰ فلول " تاجک کم ازبک ۵۳ گنده چشمه " ۲۵ آق چشمه " ازبک ۳۰ توغای " ازبک هزاره ۲۰ قطور یلاق " ۲۰ آق کوتل " ازبک ۳۰ ترسک " هزاره ۱۰
نهرین ۱۳۷ راهنمای قطغن و بدخشان اطراف | نام دهات | تعداد خانه | نام دهات | تعداد خانه ایضاً سمت شمالی نهرین (۴۵۰) بادام دره قوم ازبک | ۲۰ | قشلاق بیش گز و قوم ازبک | ۱۵ " کلان " | ۳۵ | چکاب دهنزار | ۶۰ هزار قاق " " | ۸۰ | یکه بادام قوم ازبک | " شور قدق " " | ۵۰ | کمر قشلاق " " | ۱۰ پہلوان تاش " " | ۲۵ | تنگی سرچ " " | ۲۰ قشلاقات های سمت غربی نهرین (۵۶۹) قشلاق لهوگردی قوم افغان و تاجک | ۱۰ | خار زار و شنواری | ۱۲ قره باغی قوم هزاره | ۱۱ | کربابه زنگی | ۱۴ جوی بوری " تاجک | " | برن چقماق | ۱۰۰ حافظ بکیه | ۴ | طبقان | ۴۰ نیاز افغان | ۱۵ | دوم طبقان | ۳۰ جریران | ۲۰ | قره غاج میرزا | ۲۵ کہنہ قلعہ | ۲۵ | سر تنگی طبقان | ۴۰ باغ نورعلی | ۱۵ | دہن قوبی | ۲۰ ترک و صیادی | ۳۰ | قشلاق قوبی | " اره کش | ۳۲ | سرخک مبنی | ۶۰
نهرین ۱۳۸ راهنمای قطغن و بدخشان اطراف | نام دهات | تعداد خانه | نام دهات | تعداد خانه ايضا غربی نهرین | چم قلعه | ۲۰ | پیش گزه | ۱۵ (۱۲۰) | چارسای لائقه | ۴۰ | شورچه | " قشلاقهای سمت جنوبی نهرین (۶۷۹) | جوی کلان قوم تاچک | ۸۰ | قشلاق تاوه قوم پنچیری | ۶ | دو آبی | ۷۰ | بادام دره قوم هزاره | ۲۰ | بزدره | ۶۰ | قچرخانه | ۶۰ | خواجه خضر علیه الرحمه | ۱۰۰ | جامی | ۳۰ | سبحان قوم هزاره | ۳۰ | کاریز | ۸۰ | قوی باغره | ۷ | اوترپل | ۵۰ | شورک | ۱۵ | نبرک | ۲۰ | قول نیارک قوم تاچک | ۱۱ | سنجدک | ۲۰ جدول مالشماری برکه دیمز که معروف بنهرین است گوسفند و بز | اسپ | اشتر | گاو | مرکب (۱۲۰۴۱۰) | (۵۲۹۳) | (۵۱۸) | (۱۷۷۶۳) | (۱۱۵۲)
[BLANK PAGE]
راهنمای قطغن و بدخشان ۱۳۶ چال و اشکمش چال و اشکمش چال و اشکمش تحت حکومت نهرین علاقه داری درجه دوم است و در نفس چال که در آن رباط سر احیۀ سرکاری هم موجود است (۱۰۰) خانه میباشد و اشکمش زمینهای هموار و چمن های بسیار و علف زارهای خوبی داراست ، جنگلهای ارچه و دولانه و بادام کوهی و پسته وافر دارد و باشندگان آن عموماً تمیز است تمیز مرکب از پنج قوم است (۱) توگرک (۲) قشقر بچه (۳) شیر (۴) بچه (۵) برق ] : راه ها یک درۀ کلانی از آنجا بطرف جنوب امتداد یافته که در میان آن راهی بسوی خوست منتهی میشود راه
چال اشکمش ۱۴۱ راههای قطغن بدخشان دومین آن بطرف فلول و گنده چشمه رفته است [فلول دره ایست کوچک و فواکه بسیار دارد مخصوصاً توت] (۳) راهی بجانب جلگ داق و نهرین رسیده است (۴) راهی بغوری سنگ و خواجه هجران (۵) بخوست (۶) به شرشر و خواجه هجران (۷) از باد گذر و تلهای بتالقان (۸) بچال میرود [چال یک مقامی است خورد و اهالی آن اکثریه تمیز و تاجکیه و برخی مردم شيره در دره هم در آنجا سکنی دارند و کان نمک چال بطرف شمال بقرب دریا واقع است] (۹) یک راه ازینجا بخوست و دوم به نمک آب و سویمین به یکه بادام و تالقان رفته است (۱۰) راهی از شمالی نهرین بتالقان میرود و دو منزل است (۱۱) راهی از شرقی نهرین بعد از یک منزل در یرم باندراب موصول میشود (۱۲) بجنوبی نهرین راهی بسوی خنجان و سالنگ رفته است (۱۳) و بغربش راهی بسوی بغلان (۱۴) دیگر بطرف خوست و فرنگار میرود :
چال و اشکمکش ۱۴۱ راهنمای قطغن و بدخشان صنعت علی العموم این مردم زراعت پیشه و بعضی چرمگری و نیز مکشی نموده در خان آباد و تالقان برده بفروش میرسانند عده ازو شان تجارت نمک و بافندگی را میکنند : حاصلات اراضی شان که زیاده تر للمی و کلگی آبی است گندم ، جو ، زغر ، نخود ، شالی ، پنبه ، جواری است و میوه جات شان توت ، زردآلو ، انگور و سیب و شفتالو و خربزه و تربز میباشد : تفصیل قریه جات چال و اشکمکش نام دهات شمار خانه نام قریه شمار خانه صیاد و بلبک قوم تاجک ۲۰۰ قشلاق سرغی دشت هزاره ۱۵۰ علیقطن قوم ازبک ۱۰۰ 〃 توغدانه مردم ازبک ۵۰ قشلاق قزل مردم هزاره ۶۰ 〃 شیر مردم تاجکیه ۱۰۰ 〃 یکه توت قوم ازبک ۱۰۰ 〃 ایلبیچ هزاره ۱۲۰
چال و اشکمش ۱۴۲ راهنمای قطغن و بدخشان نام دهات تعداد خانه نام دهات تعداد خانه قشلاق زر موچ تاجکیه ۸۰ قشلاق کان نمک ۱۵۰ ایضاً قریجات چال و اشکمش ماندره قوم " ۲۰۰ مردم اوزبک قشلاق برق اوزبک " قشلاق الیکات تاجکیه ۲۰۰ اُدالگر " ۱۵۰ " دره کلان ہزارہ ۱۰۰ حاجی رمضان " ۱۰۰ اشکمش و بازار هم دارد خواجه پلغی " " و ده دکان علاوه برین تفصیل دهات آن در نقشه ملاحظه شود بالجمله عدۀ خانه وارۀ این منطقه بالغ بر پنجهزار و یکصد و هفتاد و دو و یکصد دکان و نفوس شان از روی تخمین تا به بیست و یکهزار میرسد دهات مندرجۀ فوق در منطقه که تا ده گروه تخمین میشود با طرافه و جوانب نهرین و چال و اشکمش اثبات وجود دارند البته خود چال و اشکمش از نهرین بمسافت ۳ گروه دور واقع است ÷
۱۴۳ چال اشکمش راهنمای قطغن و بدخشان اسمای اعزه و صاحب رسوخ چال و اشکمش اسم مرجع نمبر شمار اسماء نمبر شمار اسماء اشکمش ۱ ملا عبد الوهاب وکیل ۱۰ یعقوب منگباشی سابق پلوان تاش ۲ زلف علی بای قطر بلاق ۳ ارباب کریم ساکن باغ شست ۱۱ عبد العزیز منگباشی سابق ۴ محمد حسنی منگباشی سابق ۱۲ پیر محمد " ۵ ملا عبد الخالق وکیل ۱۳ محمد داود " ۶ میرزا با به خانخان ۱۴ ملا عبد اللطیف وکیل ۷ حاجی ملا محمد اکرم ۱۵ سید محمد منگباشی سابق ۸ محمد اکبر خان ۹ عبدالرحمن بای ساکن یکه بادام ۱۶ مولوی صاحب در آبی ۱۷ ملا لعل محمد خان چال و اشکمش ۱ قوت علی وکیل ۸ نظر بای ۲ افضل خان " ۹ خال حاجی ۳ ملا عطاء " ۱۰ سید معصوم خانقاه ۴ " دانیار " ۱۱ ملا عیسی منگباشی سابق ۵ حسن بای ۱۲ صفر علی بای ۶ شریف " ۱۳ ملا خان منگباشی سابقه ۷ قطر " ۱۴ اسرائیل بیکی
چال اشگمش ۱۴۴ راهنمای قطغن و بدخشان اسماء حکام سابقه و لاحقه نهرین نمبرشمار اسماء میعاد حکومتی اسماء ۱ حیدر علیخان قزلباش ۱۵ سال سلوک خوب داشت ۲ سید فقیرخان قندهاری ۱۳ " " " " ۳ محمد طاهر خان ۴ " محمد زائی ۴ عبدالغفور خان صاحبزاده ۲ " " ۵ نیکوخان ۳ " جبل السراج خوش سلوک ۶ محمد عمرخان لوگردی ۴ " خوش سلوک ۷ احمد علیخان محمد زائی خوش سلوک ۸ غلام رسول خان پسر سردار محمد یوسف خان ۱ " " ۹ دفعه محمد طاهر خان ۱ " " ۱۰ سر براه بیگ خان ۱ " صنعانی بد سلوک ۱۱ غلام محی الدینخان محمد زائی " " جدول مال شماری چال علاقۀ او گوسفند اسپ اشتر گاو مرکب (۳۴۸۲۵) (۱۳۷۰) (۳۳) (۵۷۰۲) (۲۹۱۵)
خاتمه کوائف قطغن ۱۴۵ راهنمای قطغن و بدخشان معلومات بدخشان
١٦٤
علاقه کلاب بدخشان روس نقشه علاقه بدخشان یک انچ مساوی ۱۶ میل رسم اول [ILL] کابل
بدخشان ۱۳۷ راهنمای قطغن و بدخشان معلومات بدخشان بدخشان بسمت شمالی دارالسلطنه کابل بر کران دریای پنج که عبارت از دریای امویه است واقع و بـ جنوباً بکوه هندوکش و شرقاً بچترار و شغنان و درواز و و غرباً بکلتگان علاقه قطغن اتصال دارد : پیداوار بدخشان از غله باب مثل گندم ، جو ، نخود ، باقلی ، کوکنار ، زغر ، کلول ، مشنگ ، ارزن و غیره است و اکثر مزروعاتش هم للمی است و در بعض
بدخشان ۱۴۸ راهنمای قطغن و بدخشان مواقع اراضی آبی هم موجود است . اما زمین های للمی نجا خوبی دارد که همه گونه زراعت را میرویاند و همه پیداوار درآن بعمل می آید. و هر رقم فواکه و میوجات هم در علاقه جات بدخشان مخصوصاً در جرم و بهارگ و زردیو و کشم و شغنان موجود است - و در فواکه بهارک و رستاق تنها سیب آن یک شهرت مزیدی را دارا است : آب و هوای بدخشان آب و هوا آن بسیار سالم و در صحت و صحت بخش است. امراض کمتر دارد مال و مواشی از هر نوع مثل برو گوسفند و اسپ در آن ممالک موجود است لکن اشتر کمتر است و گوسفند رقم گدک و نیز نسبت به قطغن در علاقه جات بدخشان بسیار است - زیرا که اکثر حصص ملک بدخشان مشتمل بکوهستانات میباشد و هوایش هم عموماً سرد است و مخصوصاً اطراف شمالی و جنوب آن تماماً مواضع
بدخشان ۱۴۹ راهنمای قطغن و بدخشان برف گیر و سردسیر میباشد. لہذا از شدت سرما و قلت علوفه گوسفندهای رقم ترکی کمتر در آنجا زیست میکند اما گوسفند رقم گدّی که در طبیعت او حرارت زیاده است و سالیانه دو مراتبه می زاید و بکمتر علوفه قناعت میکند. در آنجا بسیار است * صنعت در بدخشان صنعت چند چیز بیشتر است پارچه بافی پشمی و نخی و در حصص کوهستانی تنها پارچه های پشمی منسوج میشود- اہالی اینجا اکثریه از برکهای بافتهٔ مملکت شان چکمنها میسازند و برای تجارت او را بدیگر اطراف حمل و نقل میدهند پارچهٔ نخی در بعضی مواضع بدخشان مخصوصاً در رستاق رواج عمومی دارد و تجارتش هرجا معمول است و صابون سازی رستاق هم شهرت تمامی زا مالک است که بہمہ اطراف
بدخشان ۱۵۰ راهنمای قطغن و بدخشان و جوانب بدخشان از همین جا صابون برده میشود. و اکثر اهالی سفید پوست و خوش چهره میباشند و درین حدود اقوام تاجکیه بیشتر و ترکیه کمتر است و زبان اقوام تاجکیه عموما فارسی و از مردم کوهستان و شغنان و واخان و سنجان محاورات مختلفه است و در مذهب هم از اهل تشیع آغاخانی میباشند معدنیات از قسم لعل، لاجورد، چودن، سرب، سرمه گوگرد، در چند جا موجود و مشخص است. و اگر بکاوشینها درین منطقه با توجه را بکار بر ند سمارا دیگر معادن هم بفضل تعالی نقابهای خود را از رخ خواهند برداشت اسامی اهالی علاقه جات بدخشان که اهل السنه والجماعه میباشند و اکثریه در فیض آباد و جرم و کشم و درواز و رستاق
بدخشان ۱۶۱ راهنمای قطغن و بدخشان و غیره مقامات سکنی دارند از مردهای شان قاسم عاشور آدینه، صفر، قربان، سید میرزا، نیاز محمد، جقاق، میرزا سید و امثال آن و از زنهای شان راحت بیگم، نزاکت بیگم صورت بیگم، و اشباه آن میباشد، و از مردم سرحدات زیباک، شغنان، منجان، واخان، که عموماً اهل تشیع آغا میباشند از رجال شان عزت بیگ، خاک علی، یعقوبعلی صفر علی، دوشنبه، ادینه، یکشنبه، چهارشنبه و از نسوان شان شکر ما، عزت ما، شیرین ما، گلماء خصرا، قمرماء میباشد. و مردم قرغز: جبار قل، شخنه سم، توخته، سول بردی احمد قل، خدای بردی، رحمن قل، و از زنهای شان کلثوم، فاطمه، عائشه، خدیجه و غیره نام دارد : در مقامات راغ و یفتل و درواز و شهر بزرگ بدخشان زیره بیشتر موجود است و بدیگر مقامات آن اندک است : در نواحی رستاق و درواز پسته و بزغنج بیشتر و بدیگر علاقات کمتر بلکه ابداً نیست :
بدخشان ١٥٢ راهنمای قطغن و بدخشان با اینکه گرگ و روباه و سیاه گوش و خفک و قنبرغا در همۀ علاقه جات بدخشان مشهود است اما در علاقۀ درواز افزونتر و پوست های شان بیشتر دستیاب میشود : هکذا کبک و چرده در همۀ ملحقات بدخشان برئی است اما در حدودات کشم و در ائیم بسیار شکار میشود افسنتین و شقاقل در مقام جرم بسیار است اما مقدم الذکر در اراضی هموار و شقاقل در کوه ها دیده میشود بنفشه و سمارق در تمام اضلاع بدخشان موجود است اگر چه زرشک و قره قات هم در همه جا پیدا است لکن مخصوصاً در مقام زرد یوا فزونتر میباشد : مامیره که برای امراض چشم دوای مفید است در پامیرات و بروغیل و زر دیو و شغنان و شیوه وافر است و در منه ترکی و ریوند هم بنظر میرسد : گور هم در سرتاسر بدخشان موجود است که اهالی کابل و سمت مشرقی افغانستان ازان سالن های
بدخشان ۱۵۳ رهنمای قطغن و بدخشان پشتگی میپزند ـ اما اهالی آن اطراف چون به پختن و جمع کردن آن نمیدانند ازان هیچ استفاده نمیکنند : شکار در زمستان همه کوه ها و مقامات بدخشان شکار آهو و کبگ و چرده بسیار است آهو را اکثر بواسطۀ تفنگهای فلیته ئی و کبک و چرده را بطریق جرگه بدست شکار مینمایند ـ در بعضی جایها آهوا نیز نفری کثیری یکجا شده بطریق جرگه بدست و به تفنگ صید مینمایند و روباه و گرگ را در قپان میگیرند ـ شکار ماهی بدریای کوکچه و دریای زیباک و در دوج بسیار است دریای مزبور ماهیان بتره و ماهی خالداریکه بخار است و یکرقم ماهی دیگریکه آنرا مردم بدخشی هقه میگویند و خالهای سرخ و گوشت شیرینی دارد و خارش نازک و کمتر است بسیار دارد و در دیگر در یاهای قطغن ازین اقسام ماهی
بدخشان ۱۵۴ راهنمای قطغن و بدخشان کمتر بنظر میرسد : در کران ومنجان در ایام زمستان مرغابیها را در حوضها بدست شکار میکند وطریقیش این است که یک گوشه حوضی را که بخار در یا است و یا بر طرف رود بار بار بالا نموده بمانند پنجره غنچه ہا را با ہم دیگر می پیچند و بقدر شش الی دگڑ طول و سه گز عرض این پنجره را بالای همان کنج حوض کاواک نهاده سرش را خس پوش نموده در یک گوشه اخیر اندک غارها به اندازه یکنیم و جب روزن گذاشته بر سرش تخته سنگی را میگزارند ـ وقت صبح دو نفر بر سر حوض حاضر میشوند ـ یکی بطرف حوض آمد خود را بهمان مرغابیها نشان میدهد و دیگری بخس پوشی آمده پنهان می نشیند وقتیکه مرغابیها این شخص را می بینند نمی پرند و بطرف غار خس پوش رخ نهاده هر قدر که این مرد بحوض نزدیک میشود مرغابیها بسرعت تمام بطرف همان غار خس حرکت میورزند تا اینکه آن مرد بدرون حوض که آبش
بدخشان ۱۵۵ راهنمای قطغن و بدخشان از زانو بالا نیست میآید و مرغابیها را کاملاً باندورن پنجره سوق میدهد و خودش را بدهان غار پنجره رسانیده در اینجا می ایستد و از انطرف رفیقش که پیشتر رفته و در انجا مستور است تخته سنگ را دور کرده مرغابیها را یکایک گرفته بخریطه که با خود دارد می اندازد بدین ترکیب صیادان اینجا همواره تا پنجاه شصت مرغابی را شکار مینمایند نی بلکه هر قدریکه در پنجره داخل شود همه اش را بدست آورده یکتای آنهم از گیر او شان رهائی نمییابد : امورات تجارتی اکثر تجار بدخشی از طایفه اطرنجی ترک و بعضی از باجوریها و مردم جرم تریاک به یارکند میبرند و از انطر کرباس سفید و رنگه و قالین و نمد های ختنی و یارکندی و قاشقری و چینی باب آورده میفروشند تنها طایفه
بدخشان ۱۵۶ راهنمای قطغن و بدخشان با جوری از پشاور و چترال رختهای انگریزی و چای و پاپزار می آرند و ازینطرف چون بردن وجه نقد منع است زیره و پوست روباه و خفک و پوست پلنگ میبرند و بعد از تباهی روسیه تزاری فعلاً بطر پامیر رفت و آمد و تجارت نیست : زمین لایق آبادی بدخشان (۱) در موضع بهارک معروف به (دشت فراخ) زمینی است هموار که طول او سه گروه و عرض آن دو و یا یکنیم گروه میباشد و اثر دریای در دوچ امکان آوردند آب برو ی موجود است چنانچه جرنیل تاج محمد خان درین موضع نهری را تا یکجائی کشیده هم بود اما بعد از رفتن او احدی پرداختش را نکرده خراب ماند : (۲) در مقام جرم یکدشت بقرب شاه ناصر معروف بدشت نیوسچ است که خاک بسیار خوب
بدخشان ۱۵۷ راهنمای قطغن و بدخشان و اراضی هموار و مرغوب دارد و از رود به یرغس آب بسهولت برایشان رسانیده میشود و ما تحت آن تقریباً تا ده دوازده هزار جریب زمین آباد میشود : (۳) در آبه کا تهم زیباک دشتی است که آب هم دارد اندک زحمت میخواهد که جویش وسیع و فراخ و آبش زیاده کرده شود : (۴) در مشهد کشم دشتهای فراخی است و آب وافر هم دارد و در ماتحتش گنجایش آباد بسیار است (۵) (تور غه تیپه) در تعلقه رستاق که تفصیلش را در موضع او قلمبند خواهیم نمود : تعداد پلهای علاقات بدخشان نمبر شمار | اسماء پلها | ملاحظات ۱ | پل خشتی | در حد فیض آباد ۲ | " رباطک | در راه بهارک ۳ | " اتنگ | در حد پایان شهر
بدخشان ۱۵۸ راهنمای قطغن و بدخشان نمبر | اسماء پلها | ملاحظات ۴ | پل علی مغل | که بران از جرم ببهارک رفته آمده است ۵ | " سوچ | از جرم بطرف شخمن ۶ | " تنگی کدان | در حد کان لاجورد ۷ | " اسکارندگان | که به سنجان و اکار میرود ۸ | " یردار | بر دریای در دوج ۹ | " سرشهر | " زردیو ۱۰ | " گاو خانه زیباک | براه سنگلیچ بچترار میرود ۱۱ | " اسکتول | " " " ۱۲ | " دریای درایم | پلهاست که بران از خان آباد ۱۳ | " تشکان | بفیض آباد می آیند و از راه ۱۴ | " مشهد | کشم سنجان آباد میروند ۱۵ | " ظفر دریای کوکچه | این پل براه رستاق و خان آباد رود ۱۶ | " بیگم دره کشم | پل ۱۵ را مردم قرلق در وزه بسته به چشمه ۱۷ | " شیمه | اند و بطرف روستاق بران رفت ۱۸ | " یال خر | و آمد دارند بطول ۱۶ گز عرض نیم گز در بین | | | بیغیه حرکت و جنبش دارد که ماسوای | | | بمردم که آنها مواشی خود را هم بران | | | میگذرانند احدی بران گذشته نمیتواند.
بدخشان ۱۵۹ راهنمای قطغن و بدخشان مزارات بدخشان در شهر فیض آباد یکی خرقه شریفه در سابق بود که احمد شاه غازی خرقه را در قندهار برده بران زیارت ساخته تا حال موجود و محل تبرک است ـ اما اهالی اینجا آن مقامی را که قبل در آن خرقه طیبه مانده می بود تبرک دانسته چون ون بزیارت آن رفته درود بر رسول اکرم خوانده دعا میکنند : دوم : ـ زیارت میر غیاث الدین ولی است : سوم : ـ مزار خواجه معروف است که بیرون شهر واقع بوده یک چشمه و چنارهای کلانی هم دارد . چهارم : ـ در سر غلام دره زردیو مزار شیخ حمید الدین است که از جمله مجتهدین و تبع تابعین بوده در تنگی در بدخشان آمده است و قشلاقی که بقرب مزار آن حضرات والا شانست بقشلاق مزار مشهور است : پنجم : ـ در زیباک مزار دیوانه شاه که مرد فقیر و از جمله
بدخشان ۱۶۰ راهنمای قطغن و بدخشان سادات بوده است، میباشد * ششم:- در علاقه جرم زیارت شاه ناصر است که قشلاق نزدیک انهم بنام نامی شان شهرت دارد * هفتم :- در علاقه رستاق زیارتی بنام سرغار معروف است - واز آثار عتیقه در طی راه رستاق قلعه و پل ظفر است که الحال چوبی، و عبور و مرور اهالی بران جاری است و آثار قلعه بر سر کوه معلوم است و یک راه پیاده رو هم بطرف آن کوه شیخ دشوار گذار امتداد یافته است که فعلاً بران رفتن و بالا شدن صعب المرور و اشکال فوق العاده را تولید میکند، میگویند که باشندگان آن قلعه در زمان آبادی آن میخهای آهنین را کوفته بالای آن تخته ها را گذاشته بالا میشدند * هشتم زیارت خواجه بهاء الدین ولی است که بدشت تور غه تپه واقعست و قریه قریبه او هم بنامش مشهور است
بدخشان ۱۶۱ راهنمای قطغن و بدخشان اسماء حکامیکه در بدخشان حکمرانی نموده‌اند نبرشمار | نام حاکم | موعد حکومت | ملاحظات ۱ | سید احمد خان برگز | سه سال | در عهد امیر شیر علیخان ۲ | ولی محمد خان | ۲ 〃 | در عهد ضیاء الملة والدین ۳ | میر احمد شاه خان | ۱/۲ 〃 | ۴ | حسین جان برادر میر احمد شاه خان | ۱ 〃 | ۵ | محمد عزیز خان کابلی | ۱/۲ ۱ 〃 | ۶ | احمد جان قندهار الکوزای | ۲ 〃 | ۷ | محمد افضل خان لغمانی جبار خیل | ۱۰ 〃 | ۸ | فضل احمد خان جلال ابادی | ۶ 〃 | ۹ | سردار محمد اسحق خان پسر سردار محمد اعظم خان | ۱۲ 〃 | ۱۰ | عزیز الله خان محمدزایی | ۲ 〃 | ۱۱ | محمد یوسف خان 〃 | ۱ 〃 | ۱۲ | میر زمان الدین خان | ۱ 〃 | ۱۳ | منشی بهگیراج جرنیل نظامی | ۲ 〃 | ۱۴ | شاه محمد خان لواشر عسکری | ۱ 〃 |
تاریخ بدخشان ۱۶۲ زنبهای قطغن بدخشان تاریخ بدخشان از مضمون چند اوراق کهنه که نزد جهانگیر خان بود معلوم گردید که در عهد سلف در میرهای بدخشان انقلاب پیدا شده در خاندان خودشان کسی نمانده بود که قائم مقام حکومت بشود در سنه یکهزار و شصت و هشت هجری مردم اوزبک قطغنیه در بدخشان دست ظلم و تعداء را دراز نموده بودند - معتبرین اقوام باتفاق میر یار بیک خانرا که از سادات سمرقند بوده و پدر و جدش که شاه بیک و میرزا بدنام بودند از ده بید سمرقند در نقبل آمده سکونت داشتند و مریدان گرفته بودند میر و حکمران خود نمودند و میر یاربیگ خان پای مردم قطغنیه را از بدخشان کوتاه ساخت دو سال حکمرانی کرد و شاه عماد نام را مردم نقبل بمقابل او برانگیختند و در لا پا نقبل قلعه جنگی از برای او ساختند یاربیگ خان ازین مسئله آزرده خاطر شده ملک را گذاشته
تاریخ بدخشان ۱۶۳ رهنمای قطغن و بدخشان به هندوستان رفت پس از رفتن او محمود بی از قطغن آمده بدخشانرا متصرف شد. بدخشیها برفتن یار بیگ خان حسرت خورده سیزده نفر اسقال ها دنبال او بهندوستان رفتند و بلبسیار زاری و عذر او را پس آورده بکلانی خویش گزیدند چون محمود بی و شاه عماد از آمدن او خبر شدند بدخشان رارها کردند و حکومت او استقلال یافت. لہذا وی در مقامیکه فیض آباد است بنای قلعه را نموده یجوزون معروف کرد و در آن ایام چند خواجه های سمرقندی خرقه مبارکه رسول الله علیه السلام را بجانب هندوستان از راه بدخشان میبردند و قریب بچترار رسیده بودند که یار بیگ خان خبر شد آنها را از کوتل دوراه پس گردانید و برای خرقه مبارکه یک محل موزونی در آن قلعه ساخته گذاشت و خواجه ها را زمین بسیار داده رضا مند ساخته و مجاور خرقه شریفه مقرر نمود و این قلعه بفیض آباد و از فیض همان خرقه شریفه موسوم شد پنجاه سال یار بیگ خان حکومت کرد
تاریخ بدخشان ۱۶۴ راهنمای قطغن و بدخشان و پسرانیکه داشت هر کدام شانرا بیک خان یکمقامی مقرر کرده بود در سنه هزار و یکصد و هجده فوت شد سلیمانشاه پسر کلان او بجایش باتفاق برادران جانشین شد محمود بی قطغنیه که از فوت یار بیگ خان واقف شد لشکر کشی بجرفتن بدخشان نمود و شکست خورد سلیمانشاه هفت سال حکومت کرد از دست با با قمر الدین خان نام نقیلی در سنه ۱۱۲۵ کشته شد و بعد از ان یوسف علی برادر او پنجسال حکومت کرد و در ایام حکومت او هرج و مرج بسیار واقع شده و در سنه ۱۱۳۰ فوت کرد ضیا الدین برادر کهترش بجای او بر مسند حکمرانی قرار گرفت و در سنه ۱۱۳۹ از دست قاضی اسد خان نام مقتل رسید و انقلاب بسیار در ملک پیدا شده آخر الامر سلیمانبیگ بدخشانرا تصرف کرد علی هذا القیاس رفته رفته همچنان در او لادهٔ او میری و کلانی بدخشان ماند تا نوبت بمیرزا کلان که از اولادهٔ یار بیگ خان مذکور بود رسید
تاریخ بدخشان ۱۶۵ راهنمای قطغن بدخشان و از و بمیر سلطان شاه پسرش تعلق گرفت و از و بمیر بهاء الدین ولدش ماند و از بهاء الدین بمیرزای کلان ثانی رسید و از و بپسرش میر احمد شاه خان بورا ئیت ماند و از میر احمد شاه خان به میرزای کلان ثالث که پسرش بود تفویض شد و از میرزای کلان ثالث برای شاه زمان الدینخان پسرش متعلق شد و از شاه زمان الدینخان سه پسر ماند اول میرشاه دوم میر یوسف علیخان سوم میر نصر الله خان و در اخیر حکومت شاه زمان الدینخان میر مراد بیگ میر قطغن که اتالیق لقب از جانب امیر بخارا داشت بر بدخشان غلبه کرد ملک را تصرف شده بهمان هر سه پسران میر شارمان الدینخان محبوس در خان آباد برد مدتی در آنجا بند ی ماندند. اخیر یک نفر ندیبان جپری با میر نصر الله خان که هر دو حرس باهم میکشیدند رفیق شده و هر سه برادران را از محبس رها نمود که فرار شدند چون میر مراد بیگ خبر یافت سواران از عقب شان فرستاد آنها اثر قدم شانرا گرفته بتالقان آمدند
تاریخ بدخشان ۱۶۶ رهنمای قطغن و بدخشان و مفرورین از تالقان گذشته برستاق رسیده و پناه بمردم رستاق برده اهل رستاق بهم غیرت ننگ آنها آوردند و معاون میر زاده های خود شدند و میر مرادبیگ قطغنی پسر خود را با نفری کثیر بگر فتاری آنها مقرر رستاق نمود و جنگ واقع شد و در بین مقدمه پسر مراد بیگ چاؤ ندیده سلسله جنبان صلح گردیده پیوند اصلاح نشان برابری کرد بجدۀ میر شاه برادر کلان خود را که یوسف علیخان بود در رستاق و نصر الله خانر در کشم مقرر نموده خودش ببدخشان رفته بفیض آباد مقیم و حکمران و کلان اقوام شد و پسرانش میر جهاندار شاه و میر شجاعت و میر شاهزاده حسن که بجوانی و کامرانی رسیدند هر طرف آغاز لشکر کشی و و ملک گیری کردند و بدخشان در عهد میر شاه بطرف خان آبا[د؟] تا نریج و فرخار و کلۀ گان و تالقان وسعت یافت و بدانطرف شغنان واخنان و چترار و سر قول و پامیر را تا قره[ب؟] یار کند تابع نمودند و از آنجا هم باج میگرفتند و پس از فوت
تاریخ بدخشان ۱۶۷ رهنمای قطغن و بدخشان میرشاه پسرش جهاندار شاه در بدخشان میر و بزرگ و حکمران گردید و در زمان حیاتی خود میر شاه بمقدمۀ شغنان میر شجاع را فرستاده بود و شغنانرا که بتصرف آورد همانجا از طرف پدر حکمران شد چونکه میر شجاع با وصف شجاعتیکه داشت اندکی جنون نیز در طبیع او طاری بود میر شاه گفتند که بحکومت شغنان اگر او مقرر باشد سرکشی را از شما اختیار نموده بلکه حکمرانی بدخشانرا خواهد گرفت پدرش او را بحکومت علی خوا چندی نزد خود نگهداشته باز در تعلقه رستاق بقشلاق دهوری او را مقرر نمود درین اثنا مامان و فتنه انگیزان میر شجاع را دانسته کردند که بتحریک میر یوسف علی عم خود از حکومت شغنان خواسته شده و باین پنجاه خانه دار فوجدار شده است ازین معنی جنون در خاطر او طغیان کرده و بقصد کشتن عم خود بهنگام شب با چند نفر ملازمان خویش آمده و صبح بدرون خانه میر یوسفعلی خان عم خود در آمد که عمش قرآن میخواند هر چند قرآنرا شفیع آورد فائده نه بخشید
تاریخ بدخشان ۱۶۸ راهنمای قطغن و بدخشان بضرب تیغ عم خود را هلاک کرد پسران یوسفعلی تا خبر شده آمدند پدر شان مقتول افتاده بود میر شجاعت خود را قلعه بند ساخته کسی را بنزد خود نمیگذاشت تا که بجبه خانه که در برج ق قلعه بود آتش افتاده جبه خانه در گرفته و برج پرید و پسران میر یوسفعلی درون شدند و ملازمان میر شجاعت هم بمعاونت او ار خود رسیده تیغ بازی شده یک پسر میر یوسفعلی خان که حضرت جان نام داشت نیز بقتل رسید و پسران دیگرش که میرسلطانشاه و میر محمد عمر خان نام داشتند زنده مانده در نتیجه میر شجاعت را گرفته مندی نمودند بمیر شاه عم خود خبر آوردند میرشاه آمد و شجاعت پسر خود را نخون برادا خود بقتل رسانید. و میر محمد عمر خان را در رستاق و میر سلطان شاه را در چایاب مقرر کرده خود او پس ببدخشان رفت. و در زندگی او بعد از ان از امی نبود و سه ۴ سال میری کرد و آخر بجهاندار شاه میری بدخشان محکم گرفت در سال ۱ از میر جهاندار شاه گذشته بود که نائب محمد علم خان با حصاری
تاریخ بدخشان ۱۶۹ راهنمای قطغن و بدخشان امیر شیر علیخان به تسخیر بدخشان مأمور گردید ـ و میرجهاندار شاه چونکه با امیر ضیاء الملتة والدین در وقت جرنیلی او بخان آباد معرفت و آشنایی داشت و در ایام آمدن نائب محمد علم خان اعلیحضرت ضیاء الملتة والدین بسمرقند بود و تاب مقاومت را با محمد علم خان نداشت ملک را گذاشته و بکلاب و از آنجا بطرف سمرقند بحضور ضیاء الملتة والدین رفت و مدتی در آنجا بوده دختر خود را هم بنکاح اعلیحضرت ضیاء الملتة والدین درآورد و خود جهاندار شاه قبل از آمدن اعلیحضرت ضیاء الملتة والدین از دست پسر خود شیر دلخان نام کشته شد و جهانگیر خان پسر او و دیگر برادرانش تا آخر همانجا با عیال و تعلقات بخود ماندند و نائب محمد علم خان که بدخشانرا تصرف کرد در آنوقت میر بابا خان پسر میر نصر الله خانرا که میر رستم بود با میر محمد عمر خان و میر سلطانشاه پسران میر یوسف علیخان را بهمراه خود نظر بند بمزار شریف برد ـ و شهزاده حسن را در بدخشان بمیری مقرر نمود
تاریخ بدخشان ۱۸۰ راهنمای قطغن و بدخشان و شهزاد حسن تا آخر عهد سلطنت امیر شیر علیخان مرحوم عمیر فیض آباد بر حال بود چو سلطنت امیر مزبور بر هم خورد و کابل را فرنگی گرفت و میر با با خان و میر سلطانشاه خان از مزار شریف آمده میر با با خان در کشم بجای پدری خود رفت و میران محل شد و میر سلطانشاه همراه مردم رستاق حرف زده چونکه جایدا پدری او بود مردم رستاق یک غندک رساله و یکدسته خاصه دار را که در آنجا بودند سالما از رستاق کشیده بمیر سلطان مراد خان در قطغن رسانیدند و میر سلطانشاه را امیر خود ساختند چندی بعد جرنیل گل محمد خان تکری با دو غندک از طرف امیر محمد یعقوب خان در قطغن و بدخشان مقرر گردیده آمد و میرها تسلیم کرده بدون جنگ و مقدمه برجای خود ماندند، دفعه ثانی که باز انگریزها داخل کابل گردیده و امیر محمد یعقوبخانرا بهندوستان بردند باز میرهای علاقه بدخشان هر کدام بجاهای خود حکومت میکردند و جناب ضیاء الملت والدین در تاشکند تشریف داشتند قبل از آمدن ضیاء الملتہ
تاریخ بدخشان ۱۸۱ راہنمای قطغن و بدخشان والدین میر محمد عمر خان برادر میر سلطان شاه خان که سابق در تاشکند رفته بهمراه امیر ضیاء الملته والدین معرفت پیدا کرده بود آمده رستاق را از میر سلطان شاه گرفت چنانچه حقائق آن در تاریخ قطغن بدو أمدکور شد ـ وضیاء الملته والدین که از تاشکند بطرف بدخشان تشریف آورد اولاً در رستاق رسید و میر محمد عمر خان اور اچهل روز در رستا نگهداشت و بامیر سلطان مراد خان قطغن از همانجا کاغذ روی کرده میر سلطان مراد خان به اطاعت او زمه دار شد و بعده از راه قزل دره بطرف بدخشان رفت و میر شهزاده حسن از و خوف کرده بچترار فرار کرد ـ و میر بابا خان بگرشم اسلام او آمده و همراهش در فیض آباد رفت و میر بابا خان را بجای شهزاده حسن میر بدخشان مقرر نمود تا وقتیکه امیرضیا در بدخشان بود میر بابا خان نزد او حاضر بوده هر خدمتی که مامور میشد میکرد اما غدر و هراس شاید بدل داشت ضیاء الملته والدین بحیف او میدانست در زمانیکه بطرف قطغن تشریف
تاریخ بدخشان ۱۷۲ راهنمای قطغن و بدخشان می آورد نسیر بابا خانرا بهمراه خود آورد. و میر محمد عمر خانرا هم از رستاق در خان آباد خواسته بود از کارخان آباد که امیر صاحب فارغ شده و بطرف کابل نهضت فرمامیشد میر بابا خانرا محبوساً با خود بر دو میر محمد عمر خانرا سرداری داده و مقرر کلانی و میری بدخشان نمود و در کشم جهانگیر خان بر جهاندار شاه خان را مقرر کرد. و امیر صاحب که داخل کابل گردیده سلطنت افغانسان تقر یافت سردار عبدالله خان را به بدخشان فرستاد و میر محمد عمر خان از دست میر عالم از بدخشان گریخته در رستاق بود و سردار عبدالله خان نیز حکومت رستاق را برایش گذاشته بود چون سردار عبدالله خان زمستان را در فیض آباد گذرانیده در ایام بهار طرف خان آباد می آمد سردار محمد عمر خانرا در کشم بنزد خود طلب نمود که شبها سررشته داده میشود نامبرده خوف کرده نتردا و نرفت و فرار بادریا شد و در زمان سلطنت ضیاء الملت والدین چند وقت جهانگیر
تاریخ بدخشان ۱۷۳ راهنمای قطغن و بدخشان خان پسر جهاندار شاه در کشم حاکم بود و رفتار و گذران شایسته با دولت ننمود بکابل خواسته و بقیدها مقرر شد و از ان بعد حکام از طرف حاکمان کلان بدخشان از دارالحکو[مه] افغانستان مقرر گردیده می‌آمدند و تغیر و تبدیل میشدند و رعایا در ظل عاطفت شهریار اسلام آسوده حال بوده بدعاکوئی قیام دارند، و سپس ازان در بدخشان و مضافات ان بمیرها حکومت نرسیده و در کابل تنخواه و جایداد از برای هر کدام که حاضر بودند فراخور حال و باندازه نفوس عیال و اطفال شان از دولت مقرر و مرحمت شد و کسانیکه خدمت ها کردند بمناصب بلند در نظام و ملک رسیدند.
فیض آباد ۱۴۰ راهنمای قطغن و بدخشان فیض آباد (مرکز بدخشان است و مضافاتش این است) (۱) جرم (۲) رستاق (۳) زیباک (۴) شغنان (۵) واخان (۶) راغ (۷) شهر بزرگ (۸) یفتل (۹) کشم و در انهم است شهر فیض آباد (۴۵۰۰) فیت ارتقاء دارد و هوای تابستانش یکصد درجه است - و شهر مذکور دارالاماره بدخشان پنداشته میشود و همیشه افسرهای نظامی و حاکم کلان در آنجا سکونت دارند اکثر مردم افغان و دیگر اقوام متفرقه در شهر و قرب و نواح آن مسکن گزین شده اند ـ از مردم بدخشی در نفس فیض آباد تخمیناً از (۳) الی (۴) صد خانه و از مردم افغان و قوم های مختلفه (۶۰۰) خانه وار بحساب می آید ـ و زبان اصلی مردم بدخشان فارسی است و مردم افغان و ترک و غیره تلفظ بزبان خود میکنند ـ و چند ده دیگر هم در قرب و نواح فیض آباد است بنام شهر فیض آباد
نقشه فیض آباد مقیاس یک انچ مساوی ۳ میل کوهه او بجه کروه کابل کوتل ارگو شاخره باغ سادات جرم راه جره و شغنان
فیض آباد ۱۷۵ راهنمای قطغن و بدخشان هزار خانه میباشد وجه تسمیۀ فیض آباد از سبب خرقۀ شریفه‌ست که اورا احمد شاه غازی متعاقباً بقندهار برده ـ اما همان نام بروی تاحال مانده است و در سابق نام او جوزون بود ـ فیض آباد بمسافت (۶) کروه ازارگو دور است که دکرش درآتیه می آید و در یک موضعی پستی افتاده چهار اطرافش را کوه های بلند محاط کرده ـ آسمان بسیار تنگ دارد ـ اطراف و نواحی فیض آباد اراضی مزروعی دارد اما تماماً للمی است زراعت آبی ندارد ـ فواکه و اشجار هم دارد ـ و در ایام گرما بسیار گرم است لاکن دریای کوکچه در موقع حرارت که یک آب خوشگوار است فائدۀ مزیدی بهم میرساند : راه ها بطرف غربی جنوبی آن راه هابسوی ارگو موجود است ـ و در طرف مشرقی آن راهی بسوی چتره و دیگری بسوی بهارک و خاش و دیگری بشتوه ازک بهارک بجانب شمالی آن راه های بسیار بسوی یفتل ها میرود که ببراغ منتهی میشود
فیض آباد ۱۷۶ راهنمای قطغن و بدخشان نقشۀ که در گذرها و دهات ملحقۀ فیض اباد مندرج است | اسم گذر و اطراف | تعداد خانه | اسم گذر و اطراف | تعداد خانه | |---|---|---|---| | گذر کفش دوزی | ۴۳ | گذر الچه بانی | ۱۵ | | ” ناس فروش ها | ۶۸ | ” چقرک | ۵۱ | | ” باجوریها | ۶۷ | ” چته | ۱۱۳ | | ” شورابک | ۱۳ | ” ترکمنی | ۱۸ | | ” اسپین گاو | ۳ | ” شیب دره | ۱۴ | | ” خانقاه | ۷ | ” باغ مبارک | ۷ | فیض آباد چون شهر بزرگ و مرکز بدخشان گفته میشود و مردم تجار و اهل کسبه از هر رقم در ان موجود است، مال تجارتی از طرف پشاور - چترار - یارکند - کاشغر می آورند بازار فیض آباد تخمیناً (۳۰۰) دکان دارد، نسبت به بازار خان آباد زیبا تر است و سه مسجد جامع را که نمازهای جمعه در ان خوانده میشود نیز شامل است و یک رباط سر کاری درگاه و نهر آبه
فیض آباد ۱۷۷ رهنمای قطغن و بدخشان و پنج مدرسه که تدریس دران میشود و دو باغ سرکاری که هم داراست و مکتب شرافت برای تعلیم بچه ها مقرر است در زمان سابق مال تجارتی از طرف دولت روسی درینجا بیشتر می آمد مدت ده سال میشود که از آنطرف آمد اموال بند شده حالا فقط از همان طرف مذکور تجارت آنجا است و مردم خود شهر زمین داری ندارند و بعضی قطعات اندک که باطراف و جوانب شهر است برای باغهای فواکه و در برخی از ان رشقه و ترکاری میشود ـ غله و ضروریات فیض آباد تماماً از مضافات و اطراف او می آید : خوراک و پوشاک مردم فیض آباد نیز از تمام بدخشان خوبتر است خوش لباس و خوشخور میباشند مردم اصلی فیض آباد اسلحه و یراق ندارند و مردم افغان و باجوری که در ان سکونت دارند تفنگ انگریزی و روسی در بین آنها پیدا میشود و شوق اسلحه و یراق را دارند :
فیض آباد ۱۷۸ رهنمای قطغن و بدخشان اسماء اعزه و صاحب رسوخ فیض آباد نمبر اسم نمبر اسم ۱ خانی ملا غائب تاجر باجوری ۹ داملا حاجی محمد شریف مدرس ۲ صوفی صبا بروز " ۱۰ خان رحیم خان " سعادت خان " ۳ حضرت سید " ۱۱ عبدالرحمن خان " ۴ عبدالکبیر " ۱۲ عبدالجلیل خان " ۵ ارباب قاسم وکیل ۱۳ محمد سعید خان تجار باشی ۶ رحیم شاه خان چپه ۱۴ محمد علم خان چپه ۷ لطف الله خان قسقال سابق ۱۵ دولت خان قسقال " ۸ داملا محمد عثمان مدرس ۱۶ داملا آدینه محمد مدرس تعداد مال شماری فیض آباد اشتر اسپ گاو و مرکب گوسفند (۲۰) (۳۷۱۳) (۲۰۷۱۴) (۱۶۰۱۷۸)
[BLANK PAGE]
ارگو ۱۷۹ رهنمای قطغن و بدخشان ارگو (۵۹۳۰) فیت ارتفاع دارد و (۷) کروه دور از درائم واقع است در یکموضع خوش هوا و سرد و نسبت بفیض آباد بیک مقام مرتفع افتاده ـ اراضی بسیار حاصل خیزی را داراست اهالی آن ترک، مغل جیک اطرنچی است ـ چند قشلاق ارگو در لب دریای کوکچه سکنا دارند و از شهر فیض آباد از یک الی سه کروه بتدریج دور افتاده اند و دره کلان ارگو که رباط سرکاری سراجیه نیز درانجا است از شهر فیض آباد بمسافت (۷) کروه دور تر میباشد و خود دره ارگو (۱۰) کروه مسافت دارد ـ و زمین ابی کمتر دارد که شقه کاری در ان میکنند یا باغهای فواکه را در ان مرتب مینمایند و اکثر، زمین داری شان للمی ست غله خیز مردم مذکور گندم رنگ و زبان ترکی دارند ـ مالداری از قسم بز ـ گوسفند، گله های مادیان و گاو بسیار دارند
ارگو ۱۸۰ رهنمای قطغن و بدخشان و اشتر کمتر دارند و رمه های گوسفندان خود را در ایام خریف که از چراگاه بکابل جهت فروش می آورند و زمستان تریاک بیار کند برده از آنجا کرباس، نمد، قالین، چاینک، پیاله، و غیره چینی باب آورده در فیض آباد بفروش میرسانند فهرست قشلاقهای ارگو اسم قشلاق تعداد خانه اسم قشلاق تعداد خانه بتامش قوم ترک ١۶٧ یکه توت قوم ترک ۵ باغ شاه و گنده چشمه ۲۰ اذن قول " ۲۵ بای ملشی " ۷۷ قارچی " ۳۰ بوزقره " ۵۹ توغ بای " ۲۴ دوغت " ۱۴۸ برلاس کلان " ۱۶۱ ارغند " ۸۴ خوش دره " ۱۹ کاکان " ۷۸ شتک " ۱۰۱
ارگو ۱۸۱ رہنمای قطغن و بدخشان اسم قشلاق تعداد خانه اسم قشلاق تعداد خانه تره مغل قوم ترک ۹۴ پوستخور قوم ترک ۲۶ خاکساری " ۷۹ چهل کپه " ۵۱ حافظه مغل " ۱۰۵ پتوان " ۲۷ آب باریک " ۹۸ ده دہی " ۵۴ قره مغل " ۱۸۹ برلاس " ۵۵ دہقان خانه " ۱۳ آخ بوریا " ۸۵ شماری " ۸۹ المنکو " ۷۴ میران شاه " ۷۰ تخت شاه " ۶۶ قره قزی " ۱۱۹ خروکی " ۴۶ اور نقول " ۳۳ قچی و سبزی بار " ۴۴ کجی " ۲۲ خورک تاجک ۶۲ التین جلو تاجک ۴۸ کمالستان هزاره ۵۳ اشکشان " ۱۷ بزم گاو " ۳۴ گزمی ترک و سادات ۵۴ هزار میشی ترک ۱۷
ارگو ۱۸۲ رهنمای قطغن و بدخشان زراعت گندم للمی را اکثر در میزان و کمتر در حمل و ثور و جوزا میپاشند ـ و نخود و زغر و جالیز تربز و خربزه را نیز دراملاک للمی میکارند حاصل آنرا در سنبله و میزان برمیدارند ولی که در ملک ارگو کمتر است زمین ارگو در بلندی کوه چنانچه مذکور شد افتاده و هوای آن سرد و برف گیر است صناعت زنهای شان کرباس بافی، و قاغمه، و چکمن، و نمد مالی میکنند و جوال و جل و نوار هم میسازند و مردهای شان چپن دوزی و کسب معماری و نجاری را برطبق رواج و احتیاج مملکت خویش یاد دارند ـ و در موقع جمع آوری زراعت زنهای شان نیز با مردان خود معا کار نمایند و ستر ندارند :
ارگو ۱۸۳ رهنمای قطغن و بدخشان اسلحه ، خوراک ، پوشاک چون مردم مالدار میباشند از برای محافظت مالداری خود یگان تفنگ فلته ئی دارند که اگر حساب گرفته شود البته در تمام قوم ارگوسه میل تفنگ از رقم مذکور موجود خواهد شد : بنابر مالداری و استعدادیکه دارند نان و قروت و گاه گاه گوشت گوسفند را در خوردن استعمال میکنند، و آش آرد گندم یا نانرا با شیر چای نمکین عموماً میخورند : چون با مردم شهر فیض آباد رفت و آمد و قرب و جوار دارند لباس زن و مردشان نظر بدیگر بدخشی ها خوبتر است راه ها ازینجا یکراه بطرف جنوب بسوی درایم و از جانب مشرق بفیض آباد و از مغرب براه التین جلو که برستانق
ارگو ۱۸۴ رهنمای قطغن و بدخشان میرود و از جنوب شرقی کوتل دراز را عبور کنان نیز بدرائم میرود : اسماء اعزه و صاحب رسوخ ارگو نمبر شمار اسم نمبر شمار اسم ۱ حاجی عبدالرحمن وکیل طرق ۱۱ نسیم بای میشی ۲ دانیار بای حافظ مغل ۱۲ احمد علی بای طرق مغل ۳ انور علی بای " ۱۳ زلفعلی " " ۴ کریم " " ۱۴ قوت بای ارغند ۵ یعقوب " " ۱۵ شیر محمد و عظیم بایان هزار میشی ۶ استانه قل " ۱۶ دولت محمد بای گند چشمه ۷ عاشور بای چهل کپه ۱۷ داملا ی کهنه تاش ۸ عبدالعزیز خاکسری ۱۸ حاجی سفر بای باغ شاه ۹ تاش محمد بای پوستخور ۱۹ روزی محمد بای کاکان ۱۰ ملا نور محمد شنگ ۲۰ محمد نبی بای چهل کپه
ارگو ۱۸۵ رهنمای قطغن و بدخشان نمبر | اســـــــم | نمبر | اســـــــم ۲۱ | تاش محمد بای خاکسری | ۲۷ | محمد شریف پتوان ۲۲ | تیمور بای شنگ | ۲۸ | حاجی ملا بابا خان دهقان خانه ۲۳ | نعمت الله بای طرق مغل | " | " ۲۴ | حسن بای بوییه قره | ۲۹ | محمد ملای تباش ۲۵ | محمد یعقوب " " | | نبی بای سیر شکار ۲۶ | رحمت بای ارغند | | تغای بای مقیشی
یقتل ۱۸٦ رہنمای قطغن و بدخشان یقتل در یقتل هم از مضافات فیض آباد است و بقدرا (۳ یا ۴) کروه مسافت از فیض آباد دارد و (۳۰۰) خانه وار و (۱۴۰۰) نفوس حساب میشود : مردم مذکور قوم تاجک و سفید چهره میباشند و زبان شان فارسی است و اجداد خود را افغان میدانند و از تمام قوم بدخشی دلاور تر میباشند : اسماء قشلاقهای یفتل اسم قشلاق | تعدا و خانه | اسم قشلاق | تعدا و خانه لایا به قوم تاجک | ۱۴ | نغزک دره تاجک | ۵۴ حصاری " | ۸۲ | شترون بلجواه " | ۱۴۳ سرغیله " | ۵۵ | قویز ترکان " | ۷۸ دره زران ترکی | ۲۵ | شکر لب " | ۱۵۸
یک اینچ مساوی مقیاس ۴ میل نقشه [ILL] کرده اول ۲ پایه کرده کابل [ILL] خاک شکر دره لنگر قاور ترکان ترکی بیگ خان شخ [ILL] دزده ماه چشمه بزرگ پروان دهنه دره خواجه گان پوزه علی گل خاوه الکوزی [ILL] سفید خاک فیض آباد
يفتل ۱۸۷ رهنمای قطغن و بدخشان اسم قشلاق تعداد خانه اسم قشلاق تعداد خانه بید کلان تاجک ۷۷ سرخاک تاجک ۲۹ بسته ״ ۱۷۵ کشن دره ״ ۱۰۰ خرکش ״ ۱۲۹ لنگر ״ ۴۲ کاوله گی ترک ۴۹ شخزار ״ ۴۹ نار دره ״ ۴۱ سفید سنگ آب ״ کندلان ״ ۱۱۰ ده بالا فرغمبول ״ ۱۵ توری آب دهندره ״ ۱۱ بوره کلان ایشانهای کول درغشان ۳۹ هندره سادات ۴۸ کهنه قشلاق خواجگان ۱۷۰ بعضی ازین قشلاقها مردم ترک تیر میباشند و مال داری شان بسیار است :
یفتل ۱۸۸ رهنمای قطغن و بدخشان زراعت املاک للمی درین محل بیشتر و آبی اندک میباشد. گندم، جو در للم زارها از کفایت خودشان بسیار افزونتر است- گویا لیادئی فیض آباد در باب غله از نواحی یفتل و ارگو و درائم است که هم خودشان ببازار فیض آباد می آورند و هم مردم دیگر از آنجا خریده به تجارت ببازار فیض آباد می آورند و فواکه و اشجار کمتر دارد * صناعت، خوراک، پوشاک اسلحه از مالداری پشمی را که فراهم میکنند- نمد، جل جوال، پلاس میسازند و اکثریه مردم اینجا دهقان پیشه است- البته مردم شهر از هر قسم پیشه معلومات دارند کسبهای موجوده و تجارت معموله نیز در میان شان
یفتل 189 رهنمای قطغن و بدخشان جاری است و دکانداران کابلی و وطنی و باجوری در بازارش موجودند اما اکثر کار تجارتش بواسطۀ مردم باجوری است که از پشاور چیت و صحن و چای و از یار کند کرباس و نمد و قالین و چینی باب می آورند : نان گندم، جو، آش، آرد گندم را اکثر عادت خوردن دارند بمرایش شیر چای نمکین و شیر و ماست و دوغ و قروت استعمال دارند و گوشت را گاه گاه که برای مهمان مرغ و یا بره ذبح کنند میخورند : چون رفت و آمد مردم مذکور در شهر فیض آباد بیشتر است و قرب و جوارش گفته میشوند چنانچه ابتدائی درۀ یفتل از سه کروه به نزدیکی فیض آباد و انتهائی آن به (20) کروه میرسد - لهذا مرد و زن شهر مذکور در لباس خود از قسم صحن و کرباس و چیت را استعمال دارند و علماء دانشمادنها و غیره اشخاص معتبر نیز در بین شان بسیار است :
یفتل ۱۹۰ رهنمای قطغن و بدخشان استعمال تفنگ در ان مردم نیز نیست کسانیکه به شکار میل دارند یگان میل تفنگ فلیته ئی دارند که مجموعه تفنگ های شان تخمیناً به (۱۰۰) میل خواهد رسید ارگو و یفتل فوجدار و علاقه دار جداگانه ندارد بلکه در همه امورات دیوانی و حکومتی شهر فیض آباد رجوع میکنند *
شم ۱۹۱ رهنمای قطغن و بدخشان کشم درائم وتشکان این مواضع تحت نگرانی یکنفر حاکم درجه دوم است و مقام کشم از کلفگان بسمت شرقی بمسافت (۱۱) کوه دور و ارتفاع آن (۴۲۸۰) فیت است وهوا خوب و فواکه مرغوبی را دارا است مخصوصاً توت و زردآلوی آن از همه جا بهتر است و سکنهٔ آن تاجک و زراعت شان جو، گندم، زغر و غیره است و مقام مشهدی مسافت (۴) کروه از کشم دورتر افتاده و در ازمنه سابقه اراضی آن مزروعه و حاصل دار بوده اما اکنون بواسطه بی اعتنائی اهالی به جبه ها و چمن زارها و جنگلها تحویل شده مقام وسیع و جای خوبی است و در بین این منطقه یک سرای سرکاری هم موجود است ÷
نقشه کشم و درایم دشتکان * مقیاس یک انچ مساوی ۴ میل کره سان ۲۰ گروه کابل چخار آسیاب دہ کلان چشمه ایاس طایخ افغانده ه چوک جلادان خوجه بانی محمد شور باه خوجه عباد پسته زار پایم اسا او عاشقان با صناع چشمه آب باریک قونغیل پایان تخت سرختی دیه کلان غاریک نوربیک چشمه های سید خوشکده ده بازار بچه چشمه اقبولاه دوشاخ ه چشمه قلندر • نوالان قوتای سیاب دره وستکان سیدان سفیدی چشمه کوه قلعه قونغیل ده بازار دیتان بالا قوت مرغی تکره بالا توره دره پیوندی ده پایان دره توله شوره خیل غاریک میر قشلاق قندلان قلعه علی قراغ کونی قلی بابی علی سیر قلعه تنه قول سنگین دره غلام علی کته قول دیتان دره بابی علی یولامنی عشق آباد چشمه سار دره پسته لیک غاریک پایان چشمه محمد کوکی قشلاق ه دوشاخ قلب الائی درد و خشی دره یخش پهلوزندره لاله ستان دره لاله کوچی کوهی امام داود (ع)
کشم ۱۹۲ رهنمای قطغن و بدخشان اسماء دهات کشم اسم قشلاق | تعداد خانه | اسم قشلاق | تعداد خانه بلوچ مشهد | ٣٠٠ | سرای مشهد | ۵٠ سنگاب | ١٠٠ | دره جیم | ٣٠٠ کنگر چی | ١٠٠ | جوی شاه بابا | ۵٠ میان شهر | ١٠٠ | یا و رزن بالا و پایان | ٣٠ سر تنگی ایشانها | ١۵ | عاشقان فرمان قلی | ٣٠ ۵٠ کرستی | ۹٠ | سبزه دره | ٢٠ نیم دسته و شاکان | ٣٠ | خمبک ٨ قشلاق | ٢٨٠ میرکان | ۴٠ | کتو | ١٢٨ کوری | ٣٣۵ | | تعداد مال مواشی آن در طی کوائف در انها ملاحظه شود ـ
۱۹۳ رهنمای قطغن و بدخشان تشکان و درایم تشکان و درائم این موضع بدره واقع است که در میان آن دریا جریان دارد. و دو طرف آن درخت زارها و آبادی است ہوایش خوب اما مقام کشت و کار در ان نیست و مسجد جامع تشکان مقامی است مشهور بدرایم که قریه‌جات مشهوره آن این است (۱) ده ملایان (۲) چشمه قلندر (۳) ده‌زا[؟] (۴) کولابی (۵) خاک پہلوان کہ سابق حاکم‌نشین جای[؟] قلعه آن خراب شده طویله اسپان است. و زمینهای مزروعه این منطقه نسبتا اعلی و اکثر آن جبه زار و آب و هوای خوب ندارد و مردم آن تاجک و بلوچ و هزاره و قلق و ترک میباشند زبان اہل تاجک و هزاره فارسی و از بلوچ و قلق ترکی است تاجکبه سفید چهره و بلوچ و هزاره گندم رنگ میباشند و قشلاقهای هر کدام شان نیر جدا است و عموما از اہل سنت و جماعت میباشند :
تشکان و درایم ۱۹۴ رهنمای قطغن و بدخشان اسماء قشلاقهای درایم اسم قشلاق تعداد خانه اسم قشلاق تعداد خانه گنده قول ۹۷ ده بازار ۲۷ پنگانی ۶۹ لنگر ۲۶ چشمه قلندر ۳۹ قاضی قشلاق ۵۸ خواهای دو آب ۳۰ زیرکوتل ۱۱۶ ترکنی ۳۷ ده ملایان ۱۹ غرچی ۳۶ یام چیان ۸۹ نیم تله ۷۷ وظیفه درار تا ۱۳ گرگیلکت ۲۳ خاسپک ۳۴ نوآباد ۲۰ سنحی ۱۱ خندان شهر ۳۴ ناب ۶۶ سه قشلاق ۶۴ چپه چی ۳۵ گلابی ۱۶ حاجی پهلوان ۱۷ دره باغ ۱۴ غیلاوک ۲۴ کته قشلاق ۹۹ اسم دره اسم قشلاق تعداد خانه اسم قشلاق تعداد خانه دره وحی هفت چنار ۶۳ وخشی ۹۳ چهارمغز دره ۹۱ خمبگ نوچی ۳۵
قشگان موج دراهم ۱۹۵ رہنمای قطغن و بدخشان درۀ تشکان اسم قشلاق | تعداد خانۀ | اسم قشلاق | تعداد خانۀ مظفری | ۱۱۴ | ایشانهای خانقاه | ۲۳ ده استایان | ۶۴ | فیضانی | ۳۰ سیدهای ملکانی | ۳۵ | سیاد و دشت آغه | ۱۱۶ میرزا خواجه زاهد | ۱۰ | رعیت بالا | ۵۸ بازار تشکان | ۱۱۹ | بلبل دره | ۲۵ ایشانهای مظفری | ۸۵ | ده سیدان | ۷۴ ملکانی | ۵۱ | یاول | ۲۰ جدول مالشماری کشم و درایمات اسپ | گاو و مرکب | گوسفند (۲۲۰۳) | (۱۵۳۱۸) | (۹۲۸۶۷) نفوس هر سه دره که حکومتی درجه دوم است به (۱۵۰۰۰) میرسد :
تشکان و درایم ۱۹۶ رهنمای قطغن و بدخشان صناعت ، فواکه، خوراک، پوشاک وغیره گندم، جو در املاک للمی و در زمینهای آبی فالیزجوا شالی، پنبه، کنجد و در مشهد و دیگر مقامات میشود و ارزن نخود، ماش، شرشم، شلغم، و غیره ترکاری نیز موجود میشود، در میزان و حمل میکارند و در سنبله کشت و کار خود را در و کرده جمع میکنند - و در کوه دراهم پیاز وسیر کوهی هم پیدا میشود، و در اهم زراعت بسیار دارد که به فیض آباد نیز برده میشود و اهالی تشکان کم زمین و سرتاسر آن کوه بند است : در ده استا بان چند نفر آهنگران قابل میباشند که اقسام آلات حربیه و چاقو و مقراض خوب میسازند و و کرباس، پلاس بافی، و چکمن، جل، جوال دوزی در قوم هزاره و اوزبک افر و بهتر است : توت، گیلاس، زرد آلو، آلوچه، آلوبالو، آلوسنجارا
تشکان و درائم ۱۹۷ رنهای قطغن و بدخشان سیب، ناک، انار، بهی، انگور، خربوزه، تربوز وافر دارد که تا فیض آباد برده میشود : نان گندم، جو، همراه شیر و ماست و قروت عموماً و گاه گاه گوشت و ترکاری خواص شان استعمال دارد و مردم عوام نان خشک همراه شیر چای شور و آش میخورند زن و مرد مردم تاجک اکثر یه کرباس و صحن را در لباس خود استعمال دارند و طائفه اوزبک و هزاره چکمن و برزومی پوشند و زنهای شان کرباس سفید و رنگه را بکار میبرند و در خواص اہل کشم و در ائم و قوم تاجک روپوشی است و در عوام شان نیست زنهایشان در کشت و کار علی العموم با مردان خود معاونت میکنند و مردم هزاره و اوزبک اینجا مالداری بیشتر دارند : بعضی از معتبرین شان یگان تفنگ ندری دارند و باقی مردم اشخاصیکه شوق شکار را دارند تفنگ فلیته ئی دارند که در تمام علاقه مذکوره (۲۰۰) میل تفنگ تخمیناً خواهد بود
تخسکان و درائم ۱۹۸ رهنمای قطغن و بدخشان و آلات حربیه که آهنگران آنجا میسازند آنرا در فیض آباد میفرو و یا بمردم اطراف بسوغات میبرنیا خودشان استعمال میکنند اسماء اعزه و صاحب رسوخ تشکان نمبر اســــم نمبر اســـم ۱ داملا افغان مشهدی ۱۱ اقسقال محمد نذیر سنگا ۲ اقسقال عبد الرحمن ایوز زن | بهادرخان منگباشی ۳ " قربان کوری ۱۲ سابقه بلوچ ۴ ارباب پیر محمد بلوچ ۱۳ منگلی بای اقسقال ۵ ایشان گدای مشهد ۱۴ اقسقال محمد حسین ۶ اقسقال محمد رضاء ۱۵ فتح علیشاه وکیل ۷ شیرین بیگ ۱۶ شیر خان تشکان ۸ سید جانخان مظفری ۱۷ خدایار اقسقال سابقه ۹ اقسقال بهادرخان قلغ در اسم ۱۰ داملا نذیر محمد دره جیم
تشتگان و درائم ۱۹۹ رهنمای قطغن و بدخشان راه ها یک سرک پادشاهی از طرف خان آباد و تالقان آمده که به بدخشان و فیض آباد میرود و یکراه بطرف رستاق میرود - و از دره جیم بجانب فرخار و ورسج نیز راه رفته لکن بزمستان مسدود میشود و چند راه دیگر بطرف جرم و دره جات اشنیگان و خاش و غیره در تابستان جاری میشود که مردم مالدار اکثر از همان راه بطرف شیوه و ییلاق های دیگر میروند :
راغ ۲۰۰ رهنمای قطغن و بدخشان راغ این موضع علاقه‌داری درجه دوم است مردم آن تاجک و زبان‌شان فارسی و در چهره سفیدرنگ و اهل سنت‌اند علمای خوب هم در بین‌شان است و مالدار و غله کار میباشند: ملک راغ غله خیز است - ملک آبی اندک دلمی بسیار دارد بلکه در اکثر مواضع زمین آبی ندارد و محلات و قشلاقی‌های پراگنده دارد بنابران بمسافت (۱۰ - ۱۲) گروه طول و عرض و زیاده از اثر ادرار است: تفصیل دهات راغ اسم قشلاق | تعداد خانه | اسم قشلاق | تعداد خانه باوان | - | سیدهای پس پل | ۲۶ پتیاو | ۷۸ | ستره | ۱۰۷ سیدهای پتیاو | ۴۳ | کالر بالاد پایان | ۸۹
[BLANK PAGE]
راغ ۲۰۱ رهنمای قطغن و بدخشان اسم قشلاق تعداد خانه اسم قشلاق تعداد خانه رونج ۹۶ سپوی بالا و پایان ۳۵ خونی لر ۲۲ دان ۳۰ براغ ۱۴۸ ساری ۳۰ درنگ بالا و پایان ۱۵۸ بربادان ۲۰ شنگان سفلی ۱۵ ده قهر ۲۰ خیورت ۸ سپرده ۳۰ ده که ۴۰ خمیل ۲۰ سده ۱۰۶ سمچیو ۵۶ سیدهای دودره ۲۶ چاکر ۶۴ زرینج بالا و پایان ۶۰ شغنی ۱۷ یالور ۳۰ احمدرور ۹۶ مندور ۱۵ سیاب دشت ۲۳ پستان ۲۰ بزش ۱۹ ترگران ۱۰ شاخ دره ۱۰۶ سری ۲۰ شنگاب علیا ۴۰ یاصف ۷ ینبج ۳۰ شلمند ۵۰ خلدسک ۱۵ نوائیل ۲۰ چشمه ۳۰ رمان ۱۰ هور پیتاب ۵ کلاب ۵۰ پیتر و خرسنگ ۲۰ زو ۴۹ قطار بید ۶۰
راغ ۲۰۲ رهنمای قطغن و بدخشان نفوس مردم مذکور به (۱۵۰۰۰) میرسد : صناعت، فواکه، خوراک، پوشاک اسلحه وغیره گندم، جو، زغر، ارزن، کنجد را در املاک للمی میکارند- برخی را در سنبله و میزان و بعضی را در حمل و ثور زیر زمین دفن میکنند و در ایام سنبله میدروند ـ و شلغم های بسیار بزرگ و ترب خوب و کلان دارد : بعضی از مالداران آنجا نمد، پلاس، برک بافی کرده جوال، جل میبافند و مناصفهٔ مردم مذکور پیشهٔ زرشوئی را میکنند و سابقاً مالیات شان شان نقد شده مطابق دلخواه اهالی بود اما اکنون مانند دیگر اهالی به نقد تبدیل شده است و روغن و قروت هم در آن علاقه بیشتر است که تجارت آنرا بفیض آباد میکنند و سوداگران هم رفته از آنجا خریده بدیگر اطراف میبرند، کرباس، الچه بافی و کلالی را هم یاد دارند و بدون از ایشان
راغ ۲۰۳ رهنمای قطغن و بدخشان بدیگر اطراف بدخشان کلال نیست در راغ هر شخص کلالی را یاددار و حتی زنهای شان در تنور خانه خود ظروف گلی را ساخته و پخته کرده بفروش میرسانند و بتوت و چهارمغز بدل میکنند زیراکه فواکه کمتردارند : در قشلاق یاوان و چند قریه دیگر که بقرب رود راغ میباشند و آب از دریا بزمینهای شان میرسد توت زردآلو، شفتالو، خربزه، تربز، بسیار دارند و بدیگر قشلاقها که للمی کارند فواکه نیست اما درختهای بید و عرعر سرسبز در آنجا بنظر میخورند : چون غله بیشتر دارند اکثر خوردن مردم مذکورنان گندم، جو، آش است و بواسطه که مالدارند همرأبان شیر، ماست، قروت را استعمال دارند و کسانیکه صا حبد استعداد میباشند گوشت را نیز بعضی اوقات میخواند و عزت داری مهمانان خویش را از حد زیاده میکنند : کرباس، چکن، دستارهای ململ، لنگی را میپوشند
راغ ۲۰۴ رہنمای قطغن و بدخشان وزنهای شان اکثرہ کرباس و بعضی چیت میپوشند وستر و پرده داری و روپوشی ہم عموماً در طبقہ اناثیه اینجا موجود است چون اهالی اینجا عموماً شوق شکار را دارند لہذا از سه صد الی دوصد میل تفنگ در میان اوشان از رقم فلیتہ ئی موجود خواهد بود : جدول مالشماری راغ اسپ | گاو و مرکب | گوسفند (۳۵۹) | (۴۴۲۵) | (۳۶۰۹۱)
جرم ۲۰۵ راهنمای قطغن و بدخشان جرم یکی از مواضع حاکم نشین درجه دوم است و از مرکز حکومتی کلان فیض آباد بفاصله (۱۵) کروه بطرف جنوب واقع است و ارتفاعش (۵۶۵۰) فیت و مسافت آن از شہر وان خاش (۲) کروه است زمین وسیع و فضای خوشنما و آب خوب و ہوای سرد و مرغوبی را دارا است بیماری و ناخوشی اندک در ان مرئی است و تبهای موسمی هم در بعضی احیان اندکی در میان شان عرض وجود میکند- اما نسبتاً بدیگر منطقه‌های بدخشان عموماً اہالی این مکان دارای صحت و سلامتی بی پایان میباشند و سکنه آن عموماً تاجک و بدخشی و مردمان خنگ میباشند زراعت شان اکثریه جو، گندم، کوکنار و زغر است و در بین جرم دریای کوکچه که عموماً سر تا سر آن زرخیز است و اهالی اطراف آن الی الآخر مصروف چشمه
مقياس یک انچ مساوی ۲ میل یا معادل ۱/۲ ۲ کروه کابل نقشه عمومی دره سالنگ کوهستان دره سالنگ
جرم ۲۰٦ رهنمای قطغن و بدخشان زرشوئی میباشند بیکصورت عجیب و وضعیت غریب قابل روان و در جریان است و بر دوکران آن قشلاقها و ده‌ات سرسبز آباد و امتداد دارد - اما مزروعات و آبپاشی اراضی این منطقه از دریای کوکچه نمیباشد بلکه آن آبہائیکه از درہای اطراف و جوانب او در جریان است آن جرم را آبیار میکند و سرسبزی می‌بخشد : این مقام اشجار و باغات کثیری دارد و اشجار و فواکہات لذیذی را دارا است، توت، زردآلو، سیب ناک، شفتالو، گیلاس، آلوبالو، چهار مغز، آلوچه، ناشپاتی و غیره میوه ہا در این بسیار است - البته انگور و خربزه و تربوزش اندک و زمینهای این منطقه بسیار حاصل خیز و آبشار ہای بسیاری را حائز است و دو باغهای سابقه نیز درینجا موجود و یک قلعه سرکاری جهة نشیمن حکومت نیز حاضر است اما رباطه دولتی درین مقام نمیباشد- دریای کوکچه موصوفه در زیر موضع بہارک بمنتهای دشت فراح
جرم ۲۰۷ رهنمای قطغن و بدخشان ب دریای وردوج و دریای زرد یو می آمیزد و بسوی فیض آباد میرود و مخرج آبش از طرف انجمن و منجان است : تاریخ جرم در زمان سابق حکومت جرم هم از میرهای بدخشان بود و عموماً در بین میرها نائره تخالف و عناد اشتعال ورزیده و جنگ و جدال و قتال در میان شان بر پاشده در نتیجه جانب غالب جمعیت مغلوب را با سکنه جرم سرو مال نمود هستی و ملکیت شانرا بباد فناء میدادند و جرم را متصرف شده یک هرج و مرج فوق العاده را تولید مینمودند از زمان سلطنت اعلیحضرت ضیاء المله و الدین که غاشیه اطاعت پادشاه افغانستان بر دوش اوشان افتاد ازان زمان الی الآن در امن و امان آسوده حال و فارغ البال امرار حیات مینمایند :
جرم ۲۰۸ رهنمای قطغن و بدخشان حکامیکه از طرف فغانستان بجرم حکمرانی کرده اند نمبر اسماء حکام موعد حکومت ملاحظات ۱ جمعه خان کمیدان فالتو ٠ در عهد امیر شیر علیخان ۲ خان بابا خان چنداولی ۴ سال ۳ سال از طرف نائب محمد علم ۳ قمر الدینخان کابلی ۳ ً خان و باقی از حضور ضیاء ۴ سیف الدینخان ساکن کوه جلگا کابلی ً ً الملته والدین ۵ فقیر محمد خان ً قرغه ً ۴ ً ۶ محمد یعقوبخان ً ً ً ۱۴ ً ۷ عطا خان صاحبزاده ۱۳ ً ۸ غلام نقشبند خان محمد زائی ۳ ماه ۹ محمد سرور خان ارغندی ۱۲ سال ۱۰ محمد ایاز خان محمد زائی ۳ ماه ۱۱ احمد جانخان توخی ۴ ً ۱۲ محمد جانخان ده افغانی یکسال ۱۳ باز محمد خان فوفلزائی ً ۱۴ شاه عبد الله خان ۴ ً ۱۵ محمد انور خان
جرم ۲۰۹ رهنمای قطغن و بدخشان و در نفس جرم بازاریست که (۴۰) دکان دارد و (۲) مدرسه و ۱۲ سرای رعیتی موجود است اما با قشلاقهای قرب و جوار خود و در شنگ که متصل اوست و حکومتی و غیره محکمه جاتیکه در آنجاست تخمیناً (۳۰۰) خانه دار خواهد شد و حرارت تابستان آن (۹۵) درجه میباشد و مردم آن سفید چهره و خوش لباس میباشند زبان شان فارسی و علما، در بین شان بسیار و نفوس درۀ یمگان اندوی تخمین به (۲۰۰۰) خواهد رسید همه اهل سنت و جماعت اند و عدۀ نفس جرم و چند قشلاق های قرب آن اکثرمۀ نان شان سمر میکنند و دره جات دور دست آن مثل اشنیگان و حوضان چندان پابند ستوری نمیباشند : صناعت، خوراک، پوشاک، اسلحه، غیره گندم، جو، شالی، باقلی، زغر، کوکنار، در املاک
جرم ۲۱۰ رهنمای قطغن و بدخشان جرم در بهارک مروج است لکن اهل جرم زمینهای آبی را اکثر کوکنار میکارند و کمتری را گندم ، جو ، شالی و در املاک للمی تخم جو، گندم میپاشند زراعت آبی شان در آخر میزان و اول عقرب، للمی شان در حمل و ثور گشته ایام درویدن شان در سرطان است و از فواکه توت ، گیلاس شان در آخر جوزا میرسد ، و کوکنار را بعضی در عقرب و برخی در حمل میپاشند و حاصلات و فائده کلی از کوکنار دارند که تریاک آنرا هم میفروشند و هم بطرف یارکند و علاقه ختا و چین مردم آنرا بتجارت میبرند سوداگر خانه تریاک همین جرم است در نفس جرم بغیر از کرباس بافی که بعضی اشخاص پنبه را از دیگر جا آورده و کرباس بافته میفروشند یا کفش و چمپس دوزی میکنند و زنهای شان بجز کلاه دوزی ابریشمی دیگر صناعت ندارند مردمان بادیه نشین شان مثل دره پینگان و فرغان و غیره از پشم گوسفندان خود پلاس و برک و چکمن میسازند که رشتن پشم تعلق بزنها و بافتن آنرا مردان
جرم ۲۱۱ رہنمای قطغن و بدخشان میگذارند : مردم نفس جرم و قریب و نواحی آن خوش نما و خوش لباس اند بمثل مردم فیض آباد ۔ و اہل دہات شان متوسط الحال میباشند : بعضی از اقسقالبہا و اکاسران یگان تفنگ پر انگریزی را مالک اند و باقی شان تفنگ ہای فلیته ئی را استعمال در شکار میکنند و تمام علاقه مکان جرم (۲۰۰) تفنگ تخمیناً خواهد بود اما شمشیر و کارد بغایت کمیاب است زیرا که شوق یراق و اسلحه را کس ندارد . و از قسم شکار در زمستان آہو و کبک و مرغ دشتی که آنرا چرده میگویند شکار میشود و در تابستان بلبل ہزار داستان بسیار در باغات اینجا خوش نوائی میکند .
جرم ۲۱۲ رہنمای قطغن و بدخشان اسماء معتبرین و صاحبان رسوخ جرم نمبر | اسم | نمبر | اسم ۱ | مولوی محمد قاسم | ۱۳ | حضرت غلام صاحب مجددی ۲ | داملا ی حصارک ملا عبدالجلیل | ۱۴ | عاشور بیگ خان وکیل ۳ | ایشانجان از اہل سادات | ۱۵ | ملا نیاز محمد طبیب ۴ | قشقا بیگ وکیل | ۱۶ | سید عبدالقیوم خان ۵ | سرفراز خان اقسقال سابقه | ۱۷ | محمد علیخان خوستک ۶ | سید عبدالله تاجر | ۱۸ | ایشان زمانشاه توج جرم ۷ | هزاره بیگ خوستک | ۱۹ | شریف بای ۸ | حق نظر بیگ کهیب | | ۹ | ملا میرزا سید | | ۱۰ | آقا میر شاه خوانداب | | ۱۱ | مولوی میرزا شاه | | ۱۲ | اقسقال سابقه محمد سعید خان | |
جرم ۲۱۳ رهنمای قطغن و بدخشان راه ها بطرف شمال راهی به بهارک و غرباً بسوی سوچ و کلان و حضرت سعید و کان لاجورد و سرب و یک راه کلان بآشام بسوی تنگی کران جانب غربی دریای کوکچه بدست راست و دیگری بسمت منجان تیر رفته و یک طریقی ازینجا ورسج را عبور کنان سچا کران میرود [ ورسج موضعی است که در بین آن دریا میرود و بهر دو طرف آن آبادی است و اهالی اینجا اکثر زراعت کار و برخی کلیم بافی و غیره اشتغال دارند ] و یکی از فیض آباد پهلوی دریا آمده بجرم پیوسته مگر قدری دورتر است و راه نزدیک از دره خاش دارد که در زمستان از کثرت برفباری بند میشود و در تابستان کشاده و جاریست و راه لب دریا در زمستان و تابستان جاریست بند نمیشود و از فیض آباد تا بهارک (۱۴) کروه و از بهارک تا جرم (۲) کروه فاصله میباشد *
خاش ۴۱۴ رهنمای قطغن و بدخشان خاش یکی از اضلاع ملحقه جرم دره ایست که خاش نام دارد تخمیناً (۸) کروه از وی فاصله خواهد داشت در بلندی کوهی واقع شده که ارتفاع آن (۷۱۱۰) فیت است و آب و هوای آن سرد و اشجار میوه دار ندارد و غیر از درخت بید و سفیدار بدانجا دگر چیز مشاهده نمیشود و مردم آن کلته تای میباشند کر و قشلاق شان که از قوم تاجک است و زبان فارسی دارند و باقی شان بغیر از ترکی دگر چیز نمیدانند و تحت حکومت جرم میباشند زراعت گندم و جو شان بواسطه سردی هوا در ثور کاشته و در سنبله درو میشود و زمین آبی شان نسبت به للمی کمتر است، مرغزارها و چمن و چرا گاههای خوب دارد * اما از فیض آباد دور است و راهئیکه بدان رفته چون کوتل دار و دشوار گذار افتاده است و خودش هم بیکمقام
خاش ۳۱۵ رهنمای قطغن و بدخشان مرتفع و وسیع و سرسبز واقع بوده که خنک خوب دارد و در ایام بهار حتی در موقع درو متصل بربیع ممکن نیست که انسان بدون خانه و آتش گذاره در آنجا کرده تواند زراعت آنجا عموماً للمی و کوکنار بسیار خوبی در آنجا کشت میشود راهها از طرف شمال راه فیض آباد و از جنوب شرقی و جنوبی راه جرم و غربا راهی بسوی ارگو و دراهم وایضاً از حد ده پا یک راهی دیگر گرکسی و پیازی را قطع کنان بدراعم و ارگو موصول میشود و بطرف جنوبی آن قشلاق ده نو و مصوب شمالش مقام آن کشت و کوه است که بهمین مقام زراع للمی هم بعمل می آید و بسمت غربی آن ده پاره است :
خاش ۲۱۶ رهنمای قطغن و بدخشان اسامی قشلاقهای خاش نمر | اسم قشلاق | نمر | اسم قشلاق ۱ | سر لوقه ترک | ۷ | دو نوقوم ترک ۲ | نوقلق " | ۸ | اور نعت " ۳ | شاران " | ۹ | گزر " ۴ | مغلان " | ۱۰ | ده پاره قوم تاجک ۵ | درخان " | ۱۱ | تاجکه " ۶ | کج گردن " | | مهمه گی خانه داری دره مذکور (۵۰۰) در حساب می آید و نفوس شان به (۲۰۰۰) میرسید مالداری شان کم است از پشم آن پلاس میبافند و بعضی برک وطنی ساخته از ان چکمن میدوزند خوراک مردم مذکور آش گندم و باقلی و نان است و لباس شان کرباس و بعضی معتبرین شان صحن کوره نیز میپوشند - وزنهایشان
یمکان ۳۱۷ رهنمای قطغن و بدخشان شتر ندارند بهمراه مرد های خود در جمع آوری زراعت معاونت مینمایند : (مضافات جرم منتهی بتگابهای ذیل میشود) اول تگاب یمکان است که دو طرف دهات علاقه جرم و پایانتر ازان تا د هان یمگی که ان یمکان گفته میشود : اسامی قشلاقهای یمکان بقرار ذیل است که در جدول نشان داده میشود : اسامی قشلاقهای جرم و دره یمکان اسم قشلاق تعداد خان اسم قشلاق تعداد خان گذر چوبگری و آهنگری ۶۲ قشلاق سوچ فاصله از جرم کروه ۴ ۲۰۰ قشلاق چگها ترک ۶۰ موضع غرمی « ۱۳ کروه ۳۰۰ نفس جرم و دشتک ۳۰۰ قشلاق کلفزار « ۱۴ « ۱۵۵
یمکان ۲۱۸ رهنمای قطغن و بدخشان اسم قشلاق تعداد خانه اسم قشلاق تعداد خانه نوجرم نا جک ۴۰ خواری ۵ فرانداب " ۱۰۰ دره بزرگ ۱۵ فرغامرد فاصله ده کروه ۳۰ قشلاق پیکان فاصله ۱ کروه ۵۰ فرغامنج از جرم فاصله ۱/۲۱ کروه ۱۷۳ " حضرت سید فاصله کتیب فاصله ۱/۲ ۱ کروه ۴۰ ۱۵ کروه ۱۲۰ کجیپ " (۱) کروه ۱۲۱ تلویچ ۲۰ ولاریب " (۲) کروه ۱۵ قشلاق اسپیچی فاصله ۱/۲ کروه ۱۴ دره خوسنک فاصله (۳) کروه ۳۰۰ دره اشپیکا " (۱۹) کروه ۱۹۹ دره جوخان بقرب پیکان ۳۰ فاصله طول خود دره یرغس ۱۰ اشپیگان ده کروه و از دره یمکان بالاتر یک دره تنگی است که دریا پامیر بین آن آمده ـ و در همین تنگی مذکور کان لاجورد و سرب است و از دهان تنگی مذکور تا حد قشلاق اسکانر که وسط دره کران میباشد در ۳/۴ ، کروه راه است و کوتهما هم در عرض راهش
پیمکان ۲۱۹ رهنمای قطغن بدخشان موجود است : پلها یک پل در راه بهارک واقع است و دیگری در حد سوچ برائیکه بطرف اسکان و خوستک میرود و یکی در یمن تنگی کران است دریائیکه از انجمن می آید در حد اسکا زر کران با دریای منجان ملحق میشود و یک پل در حد اسکازر واقع است این همه پلها چوبی میباشند :
وردوج ۲۲۰ رهنمای قطغن و بدخشان دوم تکاب وردوج است این موضع نیز تحت حکومت جرم بود بمیان درۀ شرقی و غربی که در پایسے آن از زیباک می‌آید در زیر بهارک ب دریای کوکچه ملحق میشود - طول درۀ مذکوره از قرب بهارک تا زیباک (۲۸) گروه میباشد - چنانچه از رباط سر چشمه بهارک تا رباط چاکران وردوج (۸) گروه و از آنجا تا رباط سفید دره (۸) گروه فاصله دارد : بعض و عرض درۀ مذکور در بعض مقام (۱/۲) گروه و در جاها کمتر از ان است : دو رباط نیز دارد یکی رباط چاکران که ارتفاع آن (۶۱۰۰) فیت است دوم رباط سفید دره است که ارتفاعش (۷۷۰۰) فیت است مردم آن سفید چهره و فارسی زبان است و در قوم
در مندرج ۲۲۱ رهنمای قطغن و بدخشان سه طائفه اند چند قشلاق شان ترک اند و چند دیگر تاجک و دو قشلاق دیگر که زیواک قریب اند شیعه آغانی خانی میباشند : اسماء قشلاقهای تکاب وردوج اسم قشلاق تعداد خانه اسم قشلاق تعداد خانه بردار قوم تاجک ۱۶ صوفیان قوم تاجک ۱۴ خوش دره ۸ سہرک ۴ شاکان ۱۲ رخسار ۶ دستک در بلندی کوه ۱۲ خاسپین ۱۰ داخل ۶ پس ۱۴ ترنگ ۱۱ ایچ کرو ۸ برایرا ۱۵ ده قلات ۲۰ غوج دج ۸ کزده آغای خانی ۲۴ اشترب ۱۰ کویک ۱۲
وردوج ۲۲۲ رهنمای قطغن بدخشان اسم قشلاق تعداد خانه اسم قشلاق تعداد خانه قربان بای علی قتل ترک ۳ یال نافک و ترک ۳۰ از غنچه " ۸ شکران " ۱۰۰ خیرو " ۸ خنیوه " ۱۵ اشکان " ۳۰ زو " ۱۵ اشتاکن " ۲۴ باشن " ۲۴ اخیره تابک و ترک ۱۵ سفید دره قوم و مریدان غائی ۳۰ غچان در بلندی کوه " ۲۰ چهل تن " " ۱۲ قریه جات وردوج تا چهل تن تمام میشود - و درین چهل تن و زیابک یک برج سنگی واقع است که حدود چراگاه وردوج و زیباک را حداً نموده است : صناعت خوراک پوشاک اسلحه وغیره جو ، گندم ، باقلی ، ارزن ، مشنگ ، کلو را در حمل و ثور میپاشند و در سنبله درو میکنند املاک آبی
وردوج ۲۲۳ رهنمای قطغن و بدخشان دلمی دارند : قوم ترک از پشم گوسفند پلاس ، چکن ، جراب میسازند - قوم تاجک بدون از دهقانی بدیگر کسب و کار واقفیت ندارند - زنهای شان تا قشلاق چاکران بستر رولاند و از ان بالاتر ازین قیود فارغند : در خوراک و پوشاک متوسط الحال بوده یعنی گاهی نان و گاهی آش را استعمال میدارند اما در لباس مثل مردم بهارک و جرم اند : بعضی اشخاص معتبرشان البته سه چهار میل تفنگ خوب دارند اما باقی نفری شان یکان تفنگ فلیته ئی را جهت شکار آهو استعمال مینمایند - که همه تفنگهای شان به (۴۰) میل نخواهد رسید : و نفوسش تخمیناً به (۴۰۰۰) خواهد رسید - راههائیکه از وردوج فریباک رفته اکثر هموار است مگر بعضی راههائیکه بر پوزه کوه و لب دریا واقع باشد آنرا
وردوج ۲۴۴ رهنمای قطغن و بدخشان آب برده و خراب شده لایق آبادی قابل مرمت کاری میباشند مردم مذکور نیز در سابق تحت حکومت میرهای بدخشان بود و در عهد حضرت ضیاء الملة والدین بدار دولت علیه افغانستان درآمده - در مهد عافیت افتاده عمرشان به آرامی و شاد کامی میگذرد : اسامی اعزه و صاحب رسوخ بخا و وردوج نمبر | اسم | نمبر | اسم ۱ | معارف اتکا شیخ داملا محمد امین | ۶ | ملا عبدالکریم تکجران ۲ | میرجان خان میر میرداری | ۷ | شعبان - صوفیان ۳ | حبیب الله خان وکیل دره مذکور | ۸ | ملا پیر نادی تکران ۴ | عمر اخان اقسقال علاقه کاخان | ۹ | داؤد سفید دره | | ۱۰ | خدا بخش زوه ۵ | زید الله خان // | ۱۱ | نائب نور محمد خان چاکران
بهارک ۲۲۵ راهنمای قطغن و بدخشان بهارک و درۀ زردیو تکاب سوم جرم دره زردیو است که تمام آبادی بهارک بواسطه این تکاب میباشد مرکز دره مذکور مشتملبر قشلاقهای بهارک است - ومنتهای آن دره زردیو است و موضع مذکوره شمالی و جنوبی افتاده و آبریزه اش از سر غلان و کوتی یا غرده می آید که کوتل یا غردو در بین سر غلان و بخارزان واقع است [بیان غاران در موقع خودش می آید] مردم بهارک، زردیو، سر غلان در قوم تاجک و اهل سنت و جماعت اند در رنگ سفید چهره و زبان فارسی دارند * بهارک این موضع بارتفاع (۵۵۰۰) فیت و بمسافه (۴)
بهارک ۲۲۶ راهنمای قطغن و بدخشان گروه راه دور از بیحوج زردیو بیک مقام مرتفع و وسیع و آب و هوای خوش افتاده یک منزل و باغ خوب پر میوه را درینجا جرنیل تاج محمد خان مرحوم ساخته است و در عرض راهش از دریای زردیو عبور کرده میشود و با یک جنگل شیر سگ و سیاه خار و باقی اشجار جنگلی که در بین آن خنازیر هم بسیار است تصادف میگردد و از بهارک بمسافه (۸) گروه دورتر پل تنگ واقع است که ارتفاع آن ازینجا تا فیض آباد (۲) گروه مسافت است : قشلاقهای بهارک ، زردیو ، سر غلان اسم قشلاق | تعداد خانه | اسم قشلاق | تعداد خانه --- | --- | --- | --- اصل بهارک | ۴۰ | سرشهر | ۴ ربائی | ۲۸ | خیرآباد | ۱۰ چیچی پر دار | ۲۰ | پایان شهر | ۱۰ " مزار | ۲۸ | ولا سر پل تنگ | فربراغ | ۲۸ | زنغ خوره |
۲۲۶ راهنمای قطغن بدخشان اسم قشلاق تعداد خانه اسم قشلاق تعداد خانه یباب ۱۸ پارخاب ۲۰ یوشت ۱۰ پس خم ۵ غزایو ۵۰ پچوچ ۲۰ مغائب ۲۰ ملنگاو ۱۳۰ تنگیو ۵۰ قشلاق نزار ۶ لوچیو ۳ سنج چیو ۲۰ ای وینک ۲۰ یاسیچ ۶ عدهٔ نفوس این هر سه موضع به (۴۰۰۰) میرسد خانه‌های شان از قسم بلخان است در اوضاع و اطوار و لباس مثل مردم جرم میباشند ـ بلخان عبارت از یک سرای کلان است که دران چند خاندان مثل پدر و عم و خال و خاله و عمه و دیگر اقارب با هم یکجا گذاره میکنند، در آتیه ذکر مفصل او میآید :
بهارک ۲۲۹ راهنمای قطغن و بدخشان فواکهه بهارک ، وزردیو دارای توت ، زرد آلو، شفتالو آلوبالو ، بهی ، سیب، انگور تاک بسیار خوب و چهار مغز است توت و گیلاس آن در آخر جوزا پخته میشود و در سهر غلان تنها چهار مغز بحاصل می آید و دیگر فواکه ندارد : راه ها و ستادگاه موضع بهارک در بدخشان از برای اقامت فوجی و استحکام دولتی از دیگر مقامات بهتر و خوبتر است زیرا که بهر طرف چه بداخلہ و چه بخارجه نزدیک است چنانچه از بهارک تاکابل براه انجمن (۱۰) روزه و تا اسمار نیز بهفت منزل و تا چترار از راه زیباک (۶) روزه و به واخان پامیر همان منوال قریب است و به شغنان از راه دشت شیوه بدو روز میرسند و دشتهای فراخ و آب وافر هم دارد
بهارک ۲۲۹ راهنمای قطغن بدخشان که گنجایش آبادی بسیار را دارا است و هوایش نیز مانند جرم باعتدال است : زراعت خوراک پوشاک اسلحه غیره گندم ، جو ، شالی ، در نفس بهارک کمتر میشود اما کوکنار را بیشتر میکارند ـ و در سرغیلان مثل آن اما هوای سرغیلان سردتر است در آنجا کوکنار مروج نیست گندم جو ، ارزن ، باقلی ، بیشتر است در ثور زراعت نموده در سنبله میدروند : از پشم گدها بکها میسازند و چکمن خوب از سرغیلان می برآید و از پشم بز پلاس میسازند و جراب بافی نیز میکنند و چپس دوزی را همیشه دارند و مردم سرغیلان پوستین چه و پوستین هم از پوست گدی مرتب مینمایند : خواص شان نان گندم ، جو ، آش گندم در خورد استعمال دارند و عوام شان اکثر اوقات آش باقلی تنها
بهارک ٢٣٠ راهنمای قطغن و بدخشان اوقات نان گندم را استعمال مینمایند و میوهانرا طعامیکه مرغوب باشد میدهند : در پوشاک نیز خواص شان لباس شایسته میپوشند و عوام شان که دهقان پیشه و کم بضاعت اند کرباس، چکمن، برزو، پوستین چه، پوستین وطنی، چمپس را استعمال میدارند. وزنهای دهاقین شان البسه کثیف داشته همراه مردهای خود در جمع آوری زراعت و دیگر کارهای شرکت مینمایند و روپوشی ندارند. و نیز علماء و دین شان موجود است که بمثل معتبرین شهرند لباس خود پاکیزگی را بکار برده جامه های نفیس را استعمال مینمایند و زنهای شان معتبر و علماء شان ستر و روپوشی را عادت دارند: بعضی اشخاص که شوق شکار دارند سگان فلیته ئی را نگهداشته شکار میکنند و دیگران شوق یراق را ندارند چنانچه در هر سه محل البته پنجاه میل تفنگ فلیته ئی خواهد بود:
بهارک ۲۳۱ راهنمای قطغن و بدخشان مرض تب صفراوی و ریزش درینحدودات کثیر است اکثر رنجوری محرقه بمردم آنجا عاید وجهت صحت برای عموم بیماران خویش کشک جو ، خاکشیر، آب زلال، خشک، کاسنی را استعمال مینمایند واکثر غذای مریض را آش آرد گندم مقرر مینمایند طبیب هم درین ملک نیست و سکنه اینجا بخوردن مسهل نیز عادی نیستند : در قدیم هر کسیکه در بدخشان میر و کلان گفته میشد تحت حکومت اومی بودند و در عهد سلطنت امیر شیرعلیخان مرحوم غاشیه اطاعت دولت افغانستان بر دوش شان افتاده بود و ۱۲ سال بزیر سایه پادشاهی پرورانیده شدند ـ بعد از ان پانزده سال در ایام فتور افغانستان تسلط میرها پیدا شده ـ بعد از انکه اعلیحضرت ضیاء الملة والدین امیر عبدالرحمن خان مرحوم زیب افزای سریر سلطنت کابل گردیده سردار عبدالله خان در بدخشان آمد از آنوقت تا حال در ظل عاطفت پادشاهان افغانستا[ن]
بهارک ۲۳۲ راهنمای قطغن و بدخشان مرفه الحال میباشند : اسماء معتبرین و صاحب رسوخ بهارک نمبر | اسم | نمبر | اسم ۱ | ایشان معصوم مدرس مرغیلان | ۱۲ | حاجی ملا آدینه پنجنگیو مرغیلان ۲ | ملا سید قاسم متولی مزار " | ۱۳ | حاجی حبیب الله پارخاو ۳ | داملا نیاز محمد پنجنگیو | ۱۴ | میر محمد خانصاحبزاده غزالیو ۴ | نائب محمد صفی پس خم | ۱۵ | ارباب سنگین محمد قریه دار ۵ | وکیل محمد یوسف خان پنجنگیو | ۱۶ | عبد الرشید خان غزالیو ۶ | سقال عبدالله خان مزاری | ۱۷ | ایشان سچوچ ۷ | سید فخر الدینخان غزالیو | ۱۸ | فیض الله بیگ ملنگاو ۸ | محمد شریف خان قریه دار ملنگاو | ۱۹ | داملا برهان الدین بهارک ۹ | ایشان حضرت خان خفچی | | ۱۰ | میرزا امین بهارک | | ۱۱ | داملا شمس الدین مرغیلان | |
بهارک ۲۳۳ راهنمای قطغن و بدخشان راهها از نفس بهارک بچهار طرف یعنی یکراه بفیض آباد و یکی بجرم و یکی به زیباک و یکی به زر دیو و یکی به شیوه و شغنان میرود و از سر غیلان یکراه به غاران و یکی بدشت شیوه رفته و از زر دیو نیز بدشت شیوه راه دارد : میچوچ و زردیو نیز یکی از مقامات حرم است که بعد ان (۱۲) کروه راه از دوآب شیوه بارتفاع میباشد و در آنجا دره بنام زردیو دونگه در میان آن راهی بسوی بهارک و یکراه بطرف سرغیلان میرود و به اغره غاران منتهی میشود وزاراعت و فواکه خوب دارد، و در عرض راهش کوتلی است که آنرا گلستان مینامند و در اکثر حصص راه درختهای ارچه و دیگر اشجار موجود اند :
به سارک ۲۳۴۶ راهنمای قطغن و بدخشان جدول مالشماری جرم و خاش و ملحقات آن اشتر اسپ گاو و مرکب گوسفند (۱۲) (۱۵۷۵) (۹۴۰۲) (۵۶۳۵۳)
نقشه کران و انجمن و خنجان مقیاس یک انچ مساوی ۴ میل معادل ۲ ۱/۲ کروه کابل
کران ۲۳۵ راهنمای قطغن و بدخشان کران ، انجمن منجان از جرم تادهان تنگی کران یمکان گفته میشود. و در بین تنگی مذکور در دو جا اندک آبادی است که منزلگاه مترددین میباشد و یکیجا را که پایانتر از کان لاجورد است رباطک مینامند چهار خانه وار میباشند و دیگر که بالاتر از کان لاجورد است و قریب بکان سرب پردره نام دارد دو خانه زمین دارد سه خانه از دهاقین شان انستی جا است راه ها از پروردۀ راهی به قشلاق اسکانر میرسد و ازان موضع یک سرک بطرف غربی رفته به انجمن رسیده است و این راه بکابل نیز رفته که از انجمن بموعد دپنجروز ، به کابل میرسد لکن در زمستان از کثرت برفباری مسدود میشود و سرک دیگر شرقا بطرف منجان میرود و از منجان برابر بطرف کتوری است و الی یا فته است :
کران ۲۳۶ راهنمای قطغن و بدخشان دره کران تا انجمن شرقی و غربی افتاده یک دریا از طرف انجمن و یکی از جانب منجان می آید هر دو در قرب اسکا ز ریکجا شده براه همان تنگی طرف جرم میرود که دریای کوکچه عبارت از همان دریا هست و کران یک جنگل بید غمه دارد که بقدر (۳) کروه وسعت آن میباشد دهات کران و انجمن اسم قشلاق | تعداد خانه | اسم قشلاق | تعداد خانه --- | --- | --- | --- اسکا زر | ۴۰ | از له | ۱۵ رباط | ۲۰ | سکوئی | ۱۶ بالا کران | ۱۵ | انجمن | ۱۰۰ زبان مردم کران و انجمن فارسی است در قوم تاجک اند چهره های شان سفید و مذهب شان از اهل سنت و جماعت است لکن اهل دو قریه آنها که منجان
کران ۲۳۷ راهنمای قطغن و بدخشان قریب اند و عبارت از رباط و سکوئی است شیعه میباشند و نفوس شان به (۱۰۰۰) میرسد و طالبان علم هم در بین شان پیدا میشود و طول دره کران و انجمن تخمیناً (۲۶) کره مسافت خواهد داشت : صناعت، خوراک، پوشاک زنهاشان پشم برای برک و جراب میرسند و مرد هایشان برک بافی میکنند خصوص برک منجان از رقم اعلی محسوب است - و پلاس بافی نیز میکنند : اکثریه خوراکه مردم مذکور آش باقلی و نان جو و گندم است و پوشاک آنها کرباس و حکم و استعمال صحن کوره را هم مینمایند و خاص در قریه انجمن چونکه رفت و آمد سودا گرها بیشتر است اکثر عورات شان چیت ابریشمی میپوشند و نسبت بدیگر مردمان اسلحه و یراق شان نیز افزونتر است و مردمش صاحب استطاعت میباشند و شجار میوه دار در ملک شان نیست اما بعضی احجار درختهای زرد آلو پیدا میشود که از سبب خنکی به پختن نمیرسد البته در بعضی سنوات گرم ثمر میگیرد اما ذائقه آن تلخ میباشد :
منجان ٢٣٨ راهنمای قطغن بدخشان منجان دره منجان شمالی و جنوبی افتاده پنج کروه مسافت دارد و زبان مردمش علیحده است و قوم شیعه آغای خانی میباشند هوای ملک شان سرد و برنگ خود سفید چهره اند چونکه علماء در بین شان نیست بر رسوم دین خود هم نمیدانند و هر چه که پیرهای شان امر نمایند انحراف ازان نمیکنند و پیر خود را بنا بر تعظیم شاه میگویند و در متابعت او آنقدر جانفشانی دارند که اختیار صغار و کبار خود را از و دانسته و میدانند و چون از یک قشلاق پیرشان بدیگر قشلاق مراجعت کند زن و مرد آن قشلاق باستقبال برآمده مراسم تعظیم را بجا آورده پابوسی رکاب و دست او را میکنند و از نقد و جنس عشر تمام اموال خود را هر ساله جدا نموده بخلیفه هائیکه از طرف پیرشان مقررند میدهند و آنها
منجان ۲۳۹ راهنمای قطغن و بدخشان به پیرهای شان میرسانند و پیرهای شان چیزی را به پیش پیر خود رسانیده و برخی را به آغا های خان در بمبئی میبرند فی الواقـع همین عشر را فدیه نماز و روزه خود میدانند بنا بران از نما و روزه برای خود فراغت حاصل کرده اند اما بعضی رو شناس شان که بدیگرجا میروند از بیم و شرم دیگران نماز میخوانند و اگر مهمان معتبر در ملک شان بیاید درانصورـت تتر بعضی از آنها بنماز ایستاده میشوند. والا نه در قشلاق های خودشان نماز و روزه و آذان نیست : دهات منجان اسم قشلاق تعداد خانه اسم قشلاق تعداد خانه شاهران ۸۰ تگاب د مغلول ۱۰ ده ابتی ۱۵ ویلو ۱۰ غنه ۳۰ شاه پری ۱۲ سر جنگل ۱۰ میان ده ۲۵ یغدک و بنام ۱۵ قلعه شاه ۱۰ تلمی ۳۰ تا و ۶
سنجان ۲۴۰ راهنمای قطغن و بدخشان راهها یک راه از مقام ناو که سرک پادشاهی است بطرف پارون نورستان و پیچ و کنر و اسمار رفته و از ده نگاب و مغنول نیز راهی بنورستان کامدیش و بریکوت و اسمار میرود اما راهش براه پیاده رو آسان و بسوار دشوار است و نیز از مغنول راه دیگر که سرک پادشاهی است بجان سنگلیچ وزباک رفته - واگر رفتن چترار را کسی آرزو داشته باشد به سنگلیچ نارسیده از حد توپخانه بطرف چترار میرسد. صناعت خوراک پوشاک مردم مذکور غیر از برک، باقی که پشم گڈی راز بزهای شان ریشته اند مردهای شان می بافند و چکمن را هم زنهای شان میدوزند- دیگر کسب و کار ندارند، اکثر نفری شان از فیض آبا نمک را به پشت خود آورده بعلاقه نورستان برده
انقوج منجان ۲۴۱ ورهای قطغن و بدخشان به پشم و روغن و پوست و پلاس بدل نموده گذران غریبی خود را انان مینمایند زمین داری مردم مذکور ترست و به پشت خود در آخر زمستان ریگ و خاک را آورده زیر پای گاوهای خود دو سه روز انداخته تا همراه پاره خلط شود، باز آنرا برده در کردهای خود می اندازند زیرا که زمین شان بدون پاره حاصل نمیدهد - گندم جو، مشنگ را در ثور کشته و در سنبله میدروند و فواکه هیچ ندارند : خوردن شان عموماً آش مشنگ است و نان گندم و جو کسانیکه قدری استعداد دارند در بعضی اوقات گوشت هم میخورند- اما گوشت و روغن بسیار کمتر در آنجا میسر میشود- و لباس شان عموماً کرباس و چکمن و برزو و پوست میباشد که پوست کڈک را آتش داده ازان پوستین میسازند و روزانه و شبانه میپوشند کسانیکه اندک استعداد پیدا کرده باشد صحن از طرف سیما یا چترار آورده لباس مردانه و از چیت لباس زنانه خود را میکنند
انجمن و منجان ۲۴۲ رهنمای قطغن و بدخشان ایام عید را تبریک نموده لباس نویا شسته پوشیده نماز عید را از چند قشلاق جمع شده در یک قشلان کلان میخوانند اما روز نوروز را افزونتر از روز عید احترام نموده خانه های خود را کاملاً از صحن تا سقف و دیوارها رفته و آرد بدیوار و سقف میزنند و منقش مینمایند و لباسهای جدید پوشیده یکدیگر را طعامهای خوب میدهند اسلحه در میان منجان که عده نفوس شان تا یکنیم هزار میرسد چندان نیست، تنها به نزد اشخاصیکه شایق صید و شکار میباشند تقریباً سی چهل میل تفنگ فلیته ئی موجود خواهد بود و کارد و شمشیر و دیگر آلات جارحه‌شان زیاده از پنج یا شش قبضه نخواهد بود * اعطای کنیز در سابق بعوض مالیات در ازمنه سابقه که حکمرانی بدخشان تحت اقتدار میرهای بدخشی بود سکنه این اضلاع در عوض مالیات شان سالیانه
انجمن و منجان ۲۴۳ رہنمای قطغن و بدخشان دو نفر کنیز برای میر های خویش میدادند : وقتیکه بدخشان زیر اقتدار دولت علیه افغانستان آمد حضرت ضیاء المله والدین نیز چند سال همان قرار داد سنات را از آنها منظور داشت چون در اواخر سلطنت کافرستان فتح و مردم آن بشرف اسلام مشرف شدند خرید کنیز از آنها موقوف شد عوض همان دو کنیز بر مردم منجان سه صد روپیه نقد مالیه بسته شد تا حال همان سه صد روپیه بست مالیه شان است - و در سنوات گذشته تحت حکومت زیباک بودند الحال در تشکیل جدید علاقه دار علیحده از حکومتی کلان بدخشان در منجان و کران و انجمن مقرر است : تعداد مالشماری انجمن و منجان اسپ | گاو و مرکب | گوسفند (۱۱۱) | (۸۹۲) | (۴۱۴۹)
زیباک ۲۴۴ رهنمای قطغن و بدخشان زیباک این دره شمالی و جنوبی واقع شده که ارتفاع آن (۹۲۵۰) فیت و مسافتش از تیرگران (۱۱) کروه است و مذهب شان آقائی خانی و لباس و خوراک شان پریشان و خوار است زمین های وسیع و سرسبز و چمن زار های کلان دارد - و هوای تابستانش (۹۰) درجه میباشد * یک دریا از سمت جنوبی که سنگلیچ است و دیگر از طرف شمال همان دره آمده هر دو در زیر زیباک بقریه قشگادخانه ملحق شده بدرۀ وردوج میرود - مردم آن زبان فارسی دارند - مگر دو قشلاق سمت جنوبی آن که سنگلیچ است زبان علیحده دارند - در اطراف زیباک کان [سیز؟] رقم اعلی است که حاجت بسحق ندارد موجود است
نقشه زیبک و علاقه آن که اشکاشم و غاران میباشد مقياس يك انچ مساوی به يك میل انگریزی معادل ٢٥ کروه کابل
زیباک ۲۴۵ رہنمای قطغن و بدخشان میل برای سرمه از سنگ خود سرمه تیار کرده بچشم میکشند و مردم زیباک این میل سرمه را باصطلاح خود مجال مینمایند تفصیل قشلاقهای زیباک اسم قشلاق تعداد بخان اسم قشلاق تعداد بخان نفس زیباک ۵۰ گاوخانه که غرباً بمقابل زیباک است ۳۸ جنوبی زیباک قشلاق گده ۳ دشت رباط ۵ ده کل " فارغ ۸ اسکتول ۱۵ سنگلچ ۱۵ و در بعضی اوقات بادهای مخالف هم درین مقام میوزد. و اهالی اینجا زیاده تر از عشگاو ها کار میگیرند * راهها یک سرک پادشاهی از زیباک بطرف سنگلچ رفته که
زیباک ۲۶۶ رهای قطغن و بدخشان که تا آنجا از زیباک یک منزل است و از آنجا مردم دیگر روز را بیخ کوتل چترال میرسانند و روز سوم از کوتل گذشته بعلاقه و دبات چترال رسیده روز چهارم به دروش که چهاونی و بازار است میرسند و چهار ماه تابستان راه مذکور کشاده و جاری است و بدیگر اوقات دائما از سبب برف بند و مسدود میباشد - بطرف جنوبی زیباک یکراه بسنگلچ که شش کروه دور است میرود و از آنجا بحوض شاه رفته در آنجا بدو شعبه منقسم شده یکی بطرف منجان و دیگری بسوی چترال میرود و یکراه دیگر از دیوه گل بخترال میرسد و علاوه بر ان ازین مقام بسیار راه های پیاده رو بسوی چترال رفته است ـ و اگر کسی بخواهد که بسوی منجان از سنگلیچ بالا تر ممکن است که آنرا توپچا نسیگرایام و درین عرض راه چترال یک پیره نظامی نیز مقرر میباشد یک برج و سه چهار خانه و یک رباط کوچک تیر دار که سوداگران از هر دو طرف شب خود را در ان رباط میگذرانند و سکونت نظامی
زیباک ۲۴۶ رهنمای قطغن و بدخشان درمان برج و خانه ها میباشد از همانجا راه بجانب منجان رفته که از سنگ لیچ همروزه بمنجان میرسند و یگراه دیگر نیز از زیباک به چترال میرسد اما راه سوار نیست چون سوداگرها در زمستان مال تجارت خود را باینطریق می آورند مردم چتراری را کرایه داده آنها اموال اثقال شانرا به پشت خود تا زیباک میرسانند و بعد از ان زیباکی ها به یابو و دیگر بارگیر بار کرده بفیض آباد میبرند و هذا القیاس اگر سوداگر ها ازینطرف رفتنی باشند مردم زیباک را کرایه داده آنها بار های شانرا در پشت خود ها بار کرده بچترال میبرند مسافت در میان آن دو منزل است قشلاقهای جنوبی زیباک اسم قشلاق تعداد بخان اسم قشلاق تعداد بخان قشلاق خلخان ۲۰ نو آباد ۲۴ دست خان ۲۵ زردخان که رباط سرترا- بازگیر ۲۷ نیز آنجا است ۳۰
زیباک ۲۴۸ رهنمای قطغن و بدخشان اسم قشلاق | تعداد بخاران | اسم قشلاق | تعداد بخاران پنجسم | ۸ | گاو دره که ازینجا هم کترآ | ۱۰ اشکاشم | ۱۰۰ | پیاده بچترار میرود | غاران | ۳۰ | یخدر و | ۱۸ از زیباک تا اشکاشم (۱۲) کروه مسافت میباشد که تفصیل آن علیحده میشود * مردم زیباک و اشکاشم و یخدر و و غاران سفید چهره اند فواکه ندارند بدون از درخت بید و عرعر و سیاه خار و میگیر اشجار را مالک نیستند * صناعت خوراکه پوشاکه اسلحه و غیره زمین شان ریگ و سنگ دارد همیشه سه روز بعد زراعت خود را آب میرسانند و در اخیر سنبله و اوائل میزان فصل خود را میدروند و گاه گاه زراعت شانرا سردی نیز خراب میکند و از کار میکشد *
زیباک ۲۴۹ رهنمای قطغن و بدخشان پشم گڈی راعورات شان درچرخه ریشته برک شان آنرا بافته چکمن و جراب میسازند و چمس نیز از پوست گاو و آهو میدوزند بجز ازین دیگر صناعت ندارند : اکثر اوقات مردم مذکور آش باقلی را استعمال مینمایند چون خانهای مردم مذکور از قسم بلخان است یعنی در یک خانه چهارپنج برادر و عمو و عموزاده و پدرشان همراه عیالهای خود یکجا سکونت وگذران دارند بنا بران که عیالداری شان بسیار است دیگهای کلان چودنی را بمثل کرائی قنادیهای کابل پر آب نموده بالای دیگدان نهاده وقتیکه آب بجوش بیاید خمیر باقلی را پیشتر بکارد بریده درظرف نهاده درجوش آب می اندازند و چند دقیقه گذاشته که دو سه مرات جوش بخورد بعد ازان در کاسه کشیده همه اهل خانه بالای کاسه آش جمع شده بقاشوقها استعمال خوردن آنرا میکنند و اگر مهمان وطنی بیاید نیزهمان آش را برایش میدهند و اگر مهمان وطنی نباشد آنها را نان و گوشت
زیباک ۲۵۰ رهنمای قطغن و بدخشان یا شیر چای شور و کلچه میخورانند : تعریف بلخان خانه کلانی ساخته مابین خانه را مانند کفشکن خالی ماند در چهار طرف چهار کرسی میبندند و آنها هر کرسی را دکان میگویند سه دکان شان از برای نشستن و خواب خود شان و یک دکان دیگر از برای پخت و پز و خمیر و آرد نهادن مخصوص بوده و تنور و دیگدان و غیره سامان خوردنی شان دران نیز همانجا است و در سقف خانه خود یک روزن کلان تخته پوش کشیده که در شب آنرا بسته و در روز میکشانید : ملبوسات مردم زیباک مردم مذکور چونکه تردد بطرف چترال و فیض آباد از کرایه کشی دارند خواص شان لباس سفید و دستار ململ ولنگی ـ و عیالهای شان چیت میپوشند و عامه زن و مر[د]
زیباک ۲۵۱ رهنمای قطغن و بدخشان دهاقین و مزدور کارشان کرباس و چکمن و برزو و پوستین وطنی را استعمال مینمایند. و در پای خود زن و مرد چمپس میکنند و زنها پارچه کرباس و یا صحن را چادر ساخته بر می بندند: پوست گدی را آش داده بلدست برنگ دادن آن ندارند ازان پوستین یا چکمن پوشاک شان است و بعضی بجای لحاف پلاس را در شب می پوشند و یک قاعده دیگر دارند که در شب مرد و زن و خورد و کلان شان برهنه خواب میشوند و صبح که از خواب بیدار شدند پیراهن و زیر جامه را پوشیده بکارهای خود مشغول میشوند : تنویرات زیباک تیل هم دران ملک نمیباشد، زغر یا خاکشیر یا شرشم را که دران وطن بسیار است به سنگ سحق نموده و خچه های بید خشک را آورده بر دور خچه همان سحق را
زیباک ۲۵۲ رهنمای قطغن و بدخشان می پیچند بنوعی که خمچه کاملاً در بین آن پوشیده شود و شب سر آنرا در داده بیخ خمچه را در دیوار نصب میکنند گویا چراغ اوشان همان است : خصلتهای عجیب مردم مذکور بحکام خود محکوم و فرمانبردار بوده و در بین خود هم نزاع و نفاق ندارند. جنگ و دعوی و دست درازی بمال غیری و دزدی بچه بازی و غدر و فریب در بین یکدیگر شان نیست. از اجناس و اموال خود ده یک هر چیز را جدا نموده به نذر خود تحویل خلیفه که از جانب پیرشان مقرر است مینمایند. و همان عشر مال خود را فدیه نماورد روزه انگارشته. علما، و اذان و نماز و روزه در بین عموم شان نیست و خواص شان مثل سادات و اقسقال و خلیفه و بعضی روشناس یا اشخاصیکه کتابهای فارسی را تا خواجه حافظ خوانده باشند نماز را هم یاد گرفته و در بعضی قشلاق اهل
زیباک ۲۵۳ رہنمای قطغن و بدخشان سنت و جماعت مسجد جداگانه و مردم شیعه علیحده مسجد دارند. و عامه مردم مذکور نماز را نمیدانند و از روزه هم خبر نیستند و در زیباک رواج غنزه کشی تریاک خوردن نیز بسیار است چنانچه تا دو صد نفر از مرد و زن گرفتار غزه و تریاک میباشند و زنان روپوشی ندارند و یکی از رسوم عمومی شان اینکه در روز نوروز عشرت و جشن نموده لباسهای نو پوشیده خانه های خود را صفا و به آرد سفید و نقاشی نموده و طعامهای لذیذ پخته یکدیگر را مهمانی میکنند و در ماه محرم گریه و خود را زدن مانند دیگر شیعه ها ندارند بلکه از بی علمی خود ها از دین و کیش و مشرب خود بخبر میباشند نفوس تعداد نفوس تعلقه حکومتی زیباک از سنگلیچ الی اشکا شم و بخدرو و غاران از صغار تا کبار به پنجهزار خواهد رسید :-
زیباک ۲۵۴ رهنمای قطغن و بدخشان اسلحه در علاقه مذکور غیر از تفنگ های فلیته ئی که برای شکار آهو بعضی نزد خود نگهداشته اند دیگر رقم تفنگ نیست و آنهم از سی تا چهل میل اضافه نخواهد بود شمشیر و کارد و حربه ندارند : کیفیت راه راه زیباک که بطرف شکاشم و غاران رفته کسر هموار است بطرف سنگ لیج دو کوتل خفیف دارد و باز تا حد توپخانه و پنج کوتل جیرار هموار میباشد : اسامی معتبرین زیباک نمبر اسماء نمبر اسماء ۱ شاه ابوالحسن ۳ قاضی دوتی ۲ عنایب بیگ اشکاشمی ۴ اسداللہ بیگ اشکاشمی
زیباک ۲۵۵ رہنمای قطغن و بدخشان نمبر | اسمار | نمبر | اسمار ۵ | نائب نظر غاران | ۱۱ | قاضی خمیر وکیل ۶ | دلدار بیگ " | ۱۲ | ملا امام بردی شگاشم ۷ | محمد نسیم وکیل " | ۱۳ | قشﻘار بیگ " ۸ | سید بہرام | ۱۴ | شاہ قمبر " ۹ | سید محمد حسن | ۱۵ | میر سراج خان وکیل " ۱۰ | محمد ولی وکیل | | در سنوات سابق علاقه زیباک سهم تعلق میرهای بدخشان بود در عهد سلطنت حضرت ضیاء الملة والدین بدولت افغانستان متعلق گردیده به فارغ البالی زندگانی دارند. هوای زیباک نهایت سرد است از سبب انکه در زمستان و تابستان باد شدید دارد و از دوازده بجه روز شروع باد میشود الی ۱۲ بجه شب جاری میباشد زمستان هر قدر برف میبارد از شدت باد پراگنده شده و در زمین نمیماند و آبهای دریا و جویبارها منجمد میشوند که آب خوردن را بزحمت
زیباک ۲۵۶ زنهای قطغن و بدخشان تمام زنها از جاهای دور که چشمه سار باشد می آورند چنانچه در تعریف سرمای زیباک علامه امجد آقای میرزا شیر احمد مستوفی جلال آبادی چند اشعار یرا که عیناً نسبت به واخان و غاران و پامیرات هم تعریف بجا گفته میشود ، سروده است که ما در ذیل آنرا جهت تفریح طبایع قارئین مجموعه مینگاریم : اشعار در زمستان کان برف و باد چون زیباک نیست اینچنین سرما دگر جا در ته افلاک نیست خرمن پنبه همه روی زمین را کرده فرش کوه و صحرا خالی از یخ قدر برگ تاک نیست بهر استنجا میسر کی شود کس را کلوخ از وفور برف و یخ هرگز نشان خاک نیست شدت سرما فگنده لرزه در اندامها نیست شخصی کز غم سرما دل او چاک نیست
زیباک ۲۵۷ رهنمای قطغن و بدخشان از هوای زمهریری بهره دارد این وطن فکر را در برف و بادش راه استدراک نیست در دگر اوطان زمستان است سه ماه ایچنان هشت مه طول زمستان غیر این املاک نیست با وجود اینچنین سرما و برف و باد و یخ بهر آتش کردن اینجا هیزم و خاشاک نیست خار تریا بید را در دیگدان سوزند و بس کو کسی کز دود چشمش کور یا نمناک نیست مردم این ملک را روز و شب از بیچارگی غیر نان خشک و آش باقلی خوراک نیست از لباس گرم بهر دفع سرما عاجزند جز پلاس و چکمن ایشانرا دگر پوشاک نیست گرچه دریا دارد و هم جویها اما ز یخ قدرت کس بهر استعمال آب پاک نیست میرود زنهای شان یک میل راه دنبال آب غم بران عورت که در رفتار خود چالاک نیست
زیباک ۲۵۸ رهنمای قطغن و بدخشان گر کسی بیمار گردد نی دوا و نی طبیب سو اگر کیس میتراشد بهر او دلاک نیست یک بلای دیگری هم گشته برایشان نزول کان بلا شیطانی است از خدای پاک نیست از نماز و روزه این مردم ندارند آگهی یکنزن و یک مردشان بی غمزه و تریاک نیست مرض تبهای سنبله که درد یگر اوطان است در زیباک معدوم است و امراض محرقه در شش و ذات الجنب دارد و معالجه آنرابه آش باقلی و دوغ میکنند و از دیگر دوائما بی خبراند و علاوه بران دوائیم در آنجا وجود ندارد * اسامی حاکمان زیباک و اشکاشم نمبر | اسمار | میعاد حکومت | ملاحظات ۱ | سید صادق شاه | * | در ایام امیر شیر علیخان مرحوم ۲ | میر حق نظر زیباکی | دو سال | " ضیاء الملة والدین
۲۵۹ رہنمای قطغن و بدخشان زیساک نمبر | اسماء | میعاد حکومت | ملاحظات ۳ | سید صادق خان | چهار سال | در ایام سردار عبدالقدوس خان ۴ | عبد الرشید خان پقا | ۱ | " ۵ | فتح محمد خان | " | " ۶ | " " میدانی | " | " ۷ | پسر ملک شیر گل | ۳ | " ۸ | عبد الرحمن خانقنداری | ۵ | " ۹ | ولی محمد خان بک سرپل | ۳ | " ۱۰ | محمد امین خانخندر ا دلی | ۴ | " ۱۱ | عبد الغفور خان سرابحکومت | " | " ۱۲ | محمد دین افغان ترک | ۳ | " | اطرسنجی بدخشی | | ۱۳ | عبد الله خان کابلی | ۵ ماه | ۱۴ | سردار محمد عثمانخان | ۴ | بسیار شخص خوش | پسر سردار سید محمد خان | | سلوک بود.
زیباک ۲۶۰ رہنمای قطغن و بدخشان نمبر اسماء میعاد حکومت ملاحظات ۱۵ غلام محیی الدین خان محمد زائی یک سال ۱۶ سید جانخان پسر سہراب شاه بدخشی مظفری ۳ 〃 ۱۷ علی اکبر خان محمد زائی ۴ ماه ۱۸ دفعه محمد ضیاء خان یکنیم 〃 ۱۹ حاجی نظر محمد خان 〃 〃 ۲۰ سید شربت خان ۴ ماه ۲۱ فتح محمد خان ۱ 〃 ۲۲ محمد ضیاء خان 〃 〃 در سابق منجان و کران و انجمن تعلق حکومت زیباک بود و حال در تشکیل حکومت زیباک علاقه داری درجه ( ۵ ) شده و خاص زیباک و اشکاشم تا غاران به تعلق زیباک مانده است :
اشکاشم ٢٦١ رهنمای قطغن و بدخشان اشکاشم اشکاشم - ارتفاع (٩٣٥٠) فیت و حرارت تابستانش (٩٢) درجه و مسافتش از زیباک ٨ کرو میباشد موضع مذکور بکنار دریای پنج (آمو دریا) واقع است بطرف راست اشکاشم دره واخان و طرف چپ دره غاران و شغنان است و یک رباطه سراجیه و چھاونی نظامی نیز در اشکاشم میباشد که یک تولی از نظامی در همان چھاونی ہمیشہ مقیم است فی الواقع بیدر مانند است و مردم مذکور هم مانند زیباک خوار جامه و بدخوراک بوده با اوشان هم مذهب اند زبان علیحده دارند اما زبان فارسی را نیز کامل از سبب کثرت استعمال میدانند. دیگر حقایق شان در ذیل مردم آمو دریا تحریر گردیده و در اشکاشم یک دشت کلان بر سر قشلاق تربت قابل آباد هست و آب هم برایش بسیار
صاحب ۲۶۲ رهنمای قطغن و بدخشان کارنیز می‌آید و به کم مدت دوسه هزار جریب زمین حاصل‌خیز دران دشت آباد خواهد شد. و در طی راه آن که از زیبا می‌آیند جای قدم بایزید بسطامی قدس سره العزیز که یک زیارت مشهوری است نیز میباشد * اسامی قشلاقهای آن این است نام ده | تعداد اویماغان | نام ده | تعداد اویماغان آهنگر ده | ۴ | بازار | ۳ زرگران | ۱۰ | تربت | ۱۰ باشن | ۲ | صیادان | ۳ قاضی ده | ۶ | واردند | ۶ خرمتی | ۱۰ | کله مجید | ۳ چشمان | ۳ | کربالا | ۵ و آنطرف دریای مذکور که علاقهٔ روسی می‌باشد یک چهاونی دولت روسی از سابق آباد است -
اشکاشم ٢٦٣ رهنمای قطغن و بدخشان یکراه ازینجا بزیباک و دیگری از غاران گذشته بشغنان منتهی میشود و بصوب شمالی راهی بطرف واخان نیز رفته است. دریای پنج بدره واخان از حد قلعه تا انتهائی دره از بلکه از آن پایانتر تا مضافات مزار شریف و غیره خط فاصل در بین دولت افغانستان و روس واقع شده چنانچه بدره غاران و واخان و شغنان و درواز درین حدودات آبادی این طرف دریا متعلق افغانستان و آنطرف از روس میباشد و جا بجا چاونی روسی به آنطرف دریا و از افغانستان باینطرف دریا بمشاهده می آید. چنانچه چاونیها و منزلجاهای روسیه در آنطرف دریا بقرار ذیل میباشد: یک چاونی در مقابل قلعه پنجه واخان در لنگر کشن است که سابق در اینجا سپاه روسی با یک منصبدار که لقب او شچلیک بود سکونت داشتند و ما بعد از انقلاب در روسیه در تعداد آنها کاسته
اشکاشم ۲۶۴ رہنمای قطغن و بدخشان شده است - دیگر چهاونی پیز بمقابل اشکاشم چهاونی خارق بمقابل شغنان و چهاونی درواز است : منازل روسیه در حدود واخان در قشلاق یک بمقابل خندود در حدود غاران و سنجد رو در اندراب بمقابل قریه پذار غاران " درشی " ارگن در قاضی ده و برشا بالا تراز پنج " و مستر لجا های شان مشتمل بر پنج خانه میباشد یکی خانه نشستن دوم خانه خواب سوم اشپز خانه چهارم تحویلخانه طویله هم دارند و صورت گذران کار گذاران روسی و سائر نظامی شان این است که از رعایای متعلقه خود مالیه و زکوه مال مواشی و دیگر اسیاء نمیگیرند مصارف خوراکه خود را بوجه نقد در روز نرخ گرفته و اگر بارگیر بکارشان شود کرایه نقد میدهند :
انکارشم ۲۶۵ رهنماي قطغن و بدخشان اسامی قشلاقهای درۀ یخدر و وغاران قریه‌جات سمت غربی دریا که تعلق بافغانستان دارد | قریه‌جات سمت شرقی دریا که تعلق بروسیه است پنجدره شیخ بیگ | ملواج کوه لعل پشتیو سرخ | قاضی و برشا یوغارخت زریچ اندراب | واوز پیش غاران بدار | یخ سوال شمدی دشت لیچ آباد سرجنگل | سست اندراب پاکت لنگر واچ | نوز کاژک چراغ شاه شخن | افجر شحین ملتک ده نو | اوج اسنج سنگریچ چک | بوچر شست حسن غرب آن کان لعلی که در حدود دولت علیه افغانستان
اشکاشم ٢٦٦ رهنمای قطغن و بدخشان است ، در مقام غاران میباشد که از چند سال کاران بواسطه که نقصان و خساره آن از فوائد و عوائدش بیشتر بود، موقوف است : دکان دیگر که بطرف روسیه است در تام سوراخ آن مسدود و آنها مطلقا دران کار نکرده اند : مالشماری زیباک اشکاشم و غاران اسپ | گاو و مرکب | گوسفند (٥٥٣) | (٧٧٤٢) | (٢٧٠٤٩)
نقشه واخان مقياس یک اینچ مساوی ۳ میل معادل ۲ ١/٢ کروه کابل
واخان و پامیر ۲۶۷ رهنمای قطغن و بدخشان واخان و پامیرات علاقه جات واخان و منطقه های پامیرات حکومتی درجه دوم است : واخان :- دره ایست طویل که در میان آن هفت منزل واقع است که در ذیل اسمای هر کدام منزل با بعد و مسافت و ارتفاعش تشریح میشود : (۱) ورک از اشکاشم الی ورک (۹) کروه و بلندی اینجا (۹۳۰۰) فیت میباشد درین منطقه ها دریای آمویه جاری است که اینطرف ساحل آن نیز بدولت متبوعه مان افغانستان و آنطرفش بروسیه متعلق است و عرض دره واخان زیاده تر از یک کروه خواهد بود ،
واخان و پامیر ٢٦٨ رهنمای قطغن و بدخشان اهالی او با اینکه در زبان علیحده تکلم دارند اما در مذهب آقا خانی اهل تشیع میباشند و خوراک و جامه شان خراب و در زراعت هم با مردم زیباک کاملاً موافقت دارند منطقه شان وسیع و اراضی غله خیز دارند - خنک اینجا شدید هم بادهای مخالف دارد : ازینجا راهی به زیباک و دیگری به شقنان رفته است (٢) اورگند از ورک بعد از قطع مسافت (٩) کروه بیک ارتفاع (٩٦٨٠) فیت مقام اورگند که بسیار سرد و جو و گندم و باقلی در اینجا میکارند واقع است. با اینکه درخت اشجار و فواکه در اینجا میباشد اما بواسطه سردی بر گرفتن میوه موفق نمیشوند راه در میان این مقام کاملاً مرکب از سنگریزه های در گیر دار است و همیشه از طغیان سیلابها خراب میباشد :
داخان و پامیر ۲۶۹ رہنمای قطغن و بدخشان (۳) خندود ع از آنجا راهی بسوی منزلگاه سومین خندود که بارتفاع (۹۰۵) فیت و مسافه ۱۰ کروه افتاده است . راه اینجا هم مانند سابق ریگستان است : (۴) قلعه پنجه قلعه پنجه بمسافه (۸) کروه از خندود و بارتفاع (۹۸۵۰) فیت واقع است راه درمیان آن تاماً ریگزار است و درخت سیاه دشتی دارد و یک حوض که کثراً مرغابی و دیگر طیور بحری دران میباشند نیز درین راه هست زراعت اینجا جو، گندم، مشنگ، باقلی است و اهالی آن مانند زیباک ، و واخان قلیل البضاعه میباشند. درخت طوس و بید بسیار دارد بمسافت دو کروه بالاتر از قلعه پنجه دره واخان که تا بدان کران دریای آمو میرسد.
واخان و پامیر ۳۰ رهنمای قطغن و بدخشان متعلق بروسیه است. درینجا دریای آمویه بقدر یک نهر بزرگ خود را معرفی میکند و از طرف بابا تنگی آمدنش بنظر میخورد. در موضع کازان که تا اینجا هر دو کناره دریا متعلق افغانستان است از یک دره دیگر هم آب آمده هر دو آب با هم اتصال یافته میروند : بمقابل کازان مقام لنگر چاونی عسکری روسیه است و در آنجا یک منصبدارشان بنام پچالک نشیمن دارد ـ منتهی این دره پامیر کلان است و حدود پامیرات از همین لنگر جدا شده تا آخر آنرا بادی و عمرانات هیچ اثر و نشانی نیست : (۵) بابا تنگی بعد از قطع مسافه (۱۴) کروه راه از قلعه پنجه بارتفاع (۱۰۶۰۰) فیت مقام بابا تنگی است که اکثرا اهالی اینجا مالدار و زراعت جو، گندم، پیتک، باقلی را مینمایند :
واخان و پامیر ۲۷۱ رهنمای قطغن و بدخشان (۶) نرس و شلک از بابا تنگی الی نرس و شلک دهم (۱) کرده مسافت و ارتفاع آن (۱۱۲۸۰) فیت و راه در میانی بجز از ریگ؟ دره‌های سیلابی و مقامات مخروبه دیگر چیزی بنظر نمیرسد: یک دره بنام کن خان در عرض راه است که دران یکراه نهایت قریب پیاده رو بچترال رفته است : مردم اینجا اکثر یه برغژ گاو‌ها سواری میکنند اما سواری او بسیار تکلیف ده است . اهالی اینجا مانند مردم زیبا مذهب آقای خانی داشته در خوراک و لباس خود بسیار زبون بنظر می افتند : (۷) سرحد سرحد بکه بمیافه چهار گروه راه دورتر از نرس و شلک بارتفاع (۱۱۴۶۰) فیت بلند افتاده وسعت
واخان و پامیر ۲۷۲ رهنمای قطغن و بدخشان خوب و زراعت مرغوب دارد در انجا گندم، جو، باقلی کشته میشود، و بصوب غربی آن چھاونی عساکر دولت افغانیه است از رس و شکک بعد از قطع مسافه قلیل بمقابل سرحد بطرف مشرقی یک دره بطرف جنوب افتاده که در میان این دره چمن های سرسبز و محل چراگاه حیوانات بوده و بر و غیل هم در میان اوست در منتهی این دره حد نیز شده است از مقام حد سخشی الی سرحد چترال تخمینا مسافه دو کرده راه است متوقفین انجا اکثر یه از مردم مالدار وخانی است که بیک مقام مرتفعی که در یا بزیر آن در یک مگا بسیار نشیب جریان دارد منزلگاه دارند : بمسافه قلیلی از سرحد بمقام سرپل دریای چترال یکنفر مامور سرحدیه انگلیسی نیز متعین است که از اشخاص مالدار محصول چراگاه را باز یافت میدارد : راه ها این دره که در میان آن دریا روان است
واخان پامیر ۲۴۳ رهنمای قطغن و بدخشان سنجو د چترال بعد از انقطاع نومنزل موصول ومنتهی میگردد و یکراه ازینجا از وارکوت گذشته بعد قطع منزل دو روزه بمقام عشقمن و یاسین ـ و در ظرف شش یوم ببرشگوم و گلگت و کنجوت و در نوزده نوروز بکشمیر میرسد ـ این راهیها علی العموم سرد و باشندگان این مناطق بجز از پیشه مالداری دیگر مشغله ندارند : راهی که از اشکاشم بدین سو امتداد یافته است تا مقام پنجه هموار است ، و از پنجه بالاتر تا مقام سرحد پستی و بلندی و بعضی کوتلها دارد و در قرب موضع سست یک رفک و یک پوزهٔ کوه قدری دشواری دارد ـ اما وسعت حالیهٔ آن موجب رفاه عابرین و سهولت مترددین گردیده است از سرحد تا پامیرخورد دو منزل راه که انسان در عرض راه بر کوتلهای مرتفع و مخوف که برظهر آن راه باریک و در زیرش دریای عمیق در مغاک های تاریک اثبات وجود دارد :
واخان و پامیر ۲۴۴ رهنمای قطغن و بدخشان از نرس و شلک الی بروغیل که بمنتهای دره واخان واقع شده مسافت ده گروه راه است و ارتفاع آن (۱۳۰۴۰) فیت است : عادات عجیب از خواص و عادات عجیبه اتفاق تسلیم پسندی قابل تذکره سکنه واخانی الی سرحد این امر است که آنها ابداً با همدیگر منازعه نمیکنند و بمناقشه نمیپردازند و سالها کسی از دست دیگری بتظلم و داد خواهی به نزد حکام مقامی خویش نمیروند. و به نماز و روزه و عبادات نیز عادت ندارند : قشلاقهای دره واخان که تعلق بافغانستان دارد نمبر | اسماء | نمبر | اسماء ۱ | فتور | ۲ | اوز داغ
واخان و پامیر ۲۷۵ رہنمای قطغن و بدخشان نمبر | اسمار | نمبر | اسمار ۳ | قاضی ده | ۱۸ | اشتراق ۴ | ورک | ۱۹ | کشتی خان ۵ | اسخرب | ۲۰ | پوکوی ۶ | کروپ | ۲۱ | چکن ۷ | درین | ۲۲ | قلعه پنجه ۸ | دگر گین | ۲۳ | کلیت ۹ | درکند | ۲۴ | افکسینج ۱۰ | سرورگند | ۲۵ | شخن را ۱۱ | زرد م | ۲۶ | سست ۱۲ | سنگ آب | ۲۷ | اوست ۱۳ | گپش | ۲۸ | بار ۱۴ | یمید | ۲۹ | بابا تنگی ۱۵ | خندود | ۳۰ | کزکت ۱۶ | یوزگ | ۳۱ | کروت ۱۷ | اسمرغ | ۳۲ | خریج
واخان پامیر ۲۷۶ رهنمای قطغن و بدخشان نمبر اسماء نمبر اسماء ۳۳ سنین ۴۸ پتیپ ۳۴ کنده خان ۴۹ شاک ۳۵ شمس ۵۰ سست خرب ۳۶ ده غلامان ۵۱ رچاو ۳۷ پرجرف ۵۲ پوکش ۳۸ اگت ۵۳ دردف ۳۹ شوخرب ۵۴ رباط گر ۴۰ زرس ۵۵ رونگ ۴۱ یسک ۵۶ یریچ ۴۲ پتوس ۵۷ شفش کن ۴۳ کارکت ۵۸ تبس ۴۴ پیرخر ۵۹ سرگز ۴۵ سرحد ۶۰ کیلکوت ۴۶ چهل کند ۶۱ شنگ ۴۷ پلک ۶۲ ورز ۶۳ کارخان ۶۴ پریب
واخان و پامیر ۲۷۷ رهنمای قطغن و بدخشان از آنجا که خانه‌های این قشلاقهای مزبوره از قسم بلخان که در هر خانه آن چند عائله از برادرها و عمو و عموزاده‌ها با همدیگر یکجا و مخلوط سکنی و زندگانی میکنند از آنرو عده نفوس آن بالغ برسه هزار و پنچصد نفر خواهد بود : قشلاقهای واخان که بدانطرف دریا بوده تعلق بروسیه دارد نمبر اسماء | نمبر اسماء ۱ قلعه میرزا سلیمان | ۷ بای بر ۲ رن | ۸ درشی ۳ پس ده | ۹ شدخرب ۴ ندکوت | ۱۰ زمتک ۵ سنگ | ۱۱ نوآباد ۶ کجه کا | ۱۲ پتیپ
واخان و پامیر ۲۷۸ رهنمای قطغن و بدخشان نمبر | اسماء | نمبر | اسـمـا ء ۱۳ | نمره کاثر | ۲۰ | شینگر ۱۴ | مچون | ۲۱ | وریج ۱۵ | یمک | ۲۲ | شبرکین ۱۶ | سرتیک | ۲۳ | زرگوند ۱۷ | دنکوت | ۲۴ | زنگ ۱۸ | ورتک | ۲۵ | حصار ۱۹ | ینیب | ۲۶ | لنگرکیشن | | ۲۷ | رتم از مقام درشیم دره کیچا بن شغنان رفته است و در موضع لنگر کیشن یک چهاونی روسیه هم موجود است و نفوس این دهات متعلقه روسیه که از قوم واضانی میبا آید و هزار تن خواهد رسید : حیاط تر ازین مقام دو دریا که یکی از پامیر خورد و دیگری از پامیر کلان آمده یکی میشود در دره واخان خط فاصل بیخ روسیه و دولت متبوعه افغانستان تال گشته آینده :
واخان و پامیر ۲۷۹ رهنمای قطغن و بدخشان یعنی همان دریا که از پامیر کلان می آید در بین دولت افغانستا و دولت روس خط فاصل قرار داده شده که حدود غربی دریای مذکور تعلق بدولت روس است و شرقی دریا متعلق افغانستا میباشد درینصورت مناصفه پامیر کلان بافغانستا میماند و نصف دیگر بلکه بیشتر بدولت روس میرود که در دشت پامیر کلان برجهای سنگی فاصله حدود واقع شده و تفصیل آن در موقع خودش میشود انشا الله تعالی : کوائف حال مردم واخان مردم مذکور بچهرہ گندم رنگ و در مذہب شیعه آغای خانی میباشد و از طرف آغای خانی بر آنها خلیفه ها مقرر است که بگفتار آنها کردار دارند در اطاعت پادشاه خود بحکم حاکم متابعت و فرمان برداری بکمال راستی میکنند زبان شان علیحده است اما فارسی را هم خوب میدانند، علما و طالبان علم در بین شان نست
واخان و پامیر ۲۸۰ رهنمای قطغن و بدخشان آذان و نماز و روزه را نیز غیر از خواص که رفتارهای با حکام و کار دارها داشته باشند، یاد گرفته اند عوام شان بغیر اسم اسلامی آگاهی ندارند ـ و نزاع و جنگ و خصومت در بین شان نیست و دزدی و نفاق و بچه بازی را نمیدانند ـ علی العموم زنهای شان رو پوش نبوده و در صحرا همیشه بجهت کار و بار دهقانی و غیره امورات خود میگردند * زراعت چون هوای اینجا سرد است و برف دباب با دارد، ایام ثور و جوزا مشنگ، گندم ، جو، باقلی و کثول که این مردم آنرا پتک مینامند کاشته و در آخر سنبله و میزان میدروند و گاه گاه که بارندگی پیش گیری کند فصل شانرا سردی هلاک میکند و پتک حبوبی است که از آن آش میپزند و اکثر اشخاص که آنرا خورده بیجا
واخان و پامیر ۲۸۱ رهنمای قطغن و بدخشان گرم خواب میکنند لنگ میشوند چنانچه چند نفر دیده شد که از خوردن تپک لنگ و بیکار شده اند. و ازرن نیز میکارند دیگر زراعت و فواکه ندارند اشجار بید و عرعر درینجا دیده میشود که آنهم کمتر است و بعضی جای درخت های زرد آلو نیز ملاحظه میآید اما گفته اند که زرد آلو بار میگیرد و اگر کدام سالی بکند خام مانده به پختگی نمیرسد. مالداری مردم مذکور بز و گدی و ماده گاو و غژگاو است و مادیان و مرکب و بعضی اشخاص شان یگان اشتر هم دارند. صناعت از پشم گدی و بز خود پلاس بافی و برک بافی و و جراب سازی میکنند. رشتن پشم تعلق بزنها و بافتن بمردها دارد و از پوست گاو و آهو و غیره چمن هم میسازند و پوستها را دباغت خودشان میدهند :
واخان و پامیر ۲۸۲ رهنمای قطغن و بدخشان پوشاک مرد و زن شان لباس از کرباس دارند و چکمن و برزو و پوستین هم میپوشند چنانچه پوست را دباغت داده پوستین و پوستینچه ها از آن ساخته رنگ نا داده استعمال میکنند و اشخاص مستعد آنرا رویه از کرباس رنگه یا چیت میدهند - و زنها عوض چادر طاقین از کرباس دوخته بر سر مینمایند و چمس در پا و کسب و پیشه دهقانی و هیزم کشی مینمایند- و موها را بافته پشت سر می آویزند- و در شب همه مرد و زن برهنه شده چند نفر در یک پلاس خواب میشوند و بعضی که پلاس نداشته باشند همان چکمن و پوستین را که در روز در بر دارند بشب میپوشند. خوراک عموماً خوراک مردم مذکور آش و باقلی و مشنگ
واخان پامیر ۲۸۳ زنهای قطغن و بدخشان وینک است خواص شان بعضی اوقات نان بهمراه شیر چای نمکی یا شیر یا ماست یا شور با میخورند و مهمان را طعام مناسب داده غرتش را خوب میکنند بعضی در قوشخانه و برخی درون خانه خود بیک دکان جای میدهند عیالها و خودشان در دیگر دکان خانه میخوانند و چراغ تیلی نداشته همان سیاه چراغ را که قبلاً تفصیل آن شده روشن مینمایند : عملیات مکروه و ناجائز چلم و نصوار بعضی اشخاص استعمال مینمایند و چند سال است که رواج تریاک هم سرایت در بین شان کرده چنانچه از اظهارات شان معلوم شد که تقریباً دو صد تن از مرد و زن بغمزه کشی و تریاک خوردن گرفتار شده اند :
واخان و پامیر ۲۸۴ رهنمای قطغن و بدخشان اسماء معتبرین واخان نمبر اسماء نمبر اسماء ۱ میر سربلند خان ۶ میر سید درک ۲ محمد رفیع خان بابا تنگی ۷ تعنی پنجه ۳ محب شاه خندود ۸ سرفراز سرحد ۴ ایشان اصغر ارکن ۹ ارباب پناه 〃 ۵ عبدالرشید وکیل ۱۰ مهر علی ده غلامان اسماء حکام واخان و پامیر نمبر اسم موعد حکومت ملاحظات ۱ میر فتح علیشاه در عهد امیر شیر علیخان ۲ علیمردان پسر فتح محمد در ابتداء ضیاء الملته و الدین ۳ غلام رسول میدانی ۴ سال ۴ محمد عثمانخان ستانفجی ۲ 〃
واخان پامیر ۳۸۵ رنمای قطغن و بدخشان نمبر | اسماء | یومیه حکومت | ملاحظات ۵ | محمد سعید خان بدخشی | ۱ سال | ۶ | عید محمد خان | " | ۷ | محمد ضیاء خان | ۲ سال | ۸ | محمد عمر خان پوگردی | " " | ۹ | احمد جانخان توخی | " " | ۱۰ | لطف الله خان افغان بدخشی | ۱ " | ۱۱ | سید قاسم خان پنجشیری | ۱ " | ۱۲ | محمد ولیخان بدخشی | ۱ " | ۱۳ | محمد رضاء خان | ۱ " | پامیر خورد غربی و شرقی افتاده ابتدای وادی مذکور از شورخورد لنگر شروع میشود وانتهای آن در داخل دولت افغانستان تا قله جراره است که چهار منزل و مسافت مجموع آن ۳۴ کروه مسافت طول
واخان پامیر ۲۸۶ رهنمای قطغن و بدخشان وادی پامیر خورد در داخل دولت افغانستان میباشد و عرض دره مذکور در بعضی جا ۳ کروه و بعضی جا ۴ کروه خواهد بود و همه دشت هموار است و علف زارها و چراگاه بسیار دارد. کشت و زراعت و درخت مطلقاً در ان وادی نیست و اگر غله بکارند یا درخت بنشانند زرع به پختن نمیرسد و درخت از کثرت برف میسوزد : مردم سکنا پذیرش قوم ترک طائفه قرغز میباشد بسی جز و قوی هیکل و بهزاره مانند کوتاه دماغ و کوسه نقش هستند و همه خرگاه نشین اند از شهر کاشغر علاقه چین خرگاه را خریده می آورند و نمد و نوار و رسن و غیره اسباب آنرا خود شان میسازند مالداری شان اشترهای دو کوهانه و غژگاو و گوسفند دنبه دار است گاو در آنجا معیشت کرده نمیتواند از سردی هلاک میشود و اسپها از برای سواری دارند مادیان کمتر است خانه واری شان تا یکصد نفر میرسد شصت خانه از معتبرین و بایها و چهل خانه از مردم شعبان پیشه و مزدورکار
واخان و پامیر ۲۸۷ رهنمای قطغن و بدخشان دسی خانه از همان قوم در پامیر کلان است و در بین پامیرخورد و کلان یک کوه حائل میباشد و سکنه هر دو پامیرات با هم واقعا یکدیگر اند نفوس هر دو پامیر از روی تخمین دو هزار خواهد بود و خرگاه شان پنج و ده بهر جا متفرق میباشد جائیکه علف بسیار بود خرگاه خود را برده علف را که از آنجا تمام نمودند باز در علف زار دیگر نشیمن شانرا اختیار میکنند و مردم مذکور در بزکشی مهارت تمام دارند * مذهب در مشرب خود از اهل سنت و جماعت میباشند بنماز و روزه خود قائم و علی الدوام در خرگاه ها خویش ادای صلوت شانرا با اذان و اقامت میکنند و طالب العلم وعلما هم در بین شان است و بعضی کتابهای فقهیه را که به ترکی ترجمه شده مثل صلوۃ مسعودی و غیره استعمال میکنند و علماء و مشائخ و سادات را دوست داشته مانند مهمانان خویش
[BLANK PAGE]
واخان پامیر ۲۸۸ رهنمای قطغن بدخشان اعبندار میکنند : زراعت بقراری که سابق تحریر است زراعت را زمین پامیر از سبب سردی هوا قابل نیست و میگویند که از برای امتحان چند بار اندک زراعت کرده شده و بی اصل نرسیده از سردی هوا تلف گردید : خوراک در ایام تابستان خوراک شان ماست و قیماق و گوشت است و در زمستان اجناس فروشی خود را مثل نمد و جل و جوال و رسن و غیره در علاقه واخان و اشکاشم تا حدود بهارک آورده با غله بدل نموده برای خوراکه خود گندم میبرند و غیر از چله در ایام تابستان و خریف بواخان و اشکاشم و زیباک مطلق نمی آیند و میگویند اگر رفتیم از گرمی
واخان پامیر ۲۸۹ رہنمای قطغن و بدخشان ہلاک میشویم و این سخن شان بتجربه رسیده بلکه مردم زیباک و واخان و شغنان در تابستان بفیض آباد و خان آباد رفته خود را ہلاک خود میدانند و نمیروند و امتحان شده که اگر حکومت بعضی از ایشان را بتابستان در خان آباد خواسته از گرمی فوت کرده اند و از برای پختن طعام ہیزم شان سرگین وبته است و بس چراغ شان نیز از آتش بته و سرگین است پوشاک مردهای شان کرباس یا مکندی و چپنهای چبتی و صندوقی و پوستین دحیکن میپوشند و تلپاق بسر و موزه و چمس بپا میکنند، عورات شان یکتوپ ململ سفید را درستا سربسته و موزه و چمس در پا و چپن های ابریشمی در تن و چیت یا ساسن یا کرباس پیراہن دارند و پوستین ہای کامبو رویه ابریشمی و صندوقی میپوشند و رخت باب
و اخان پامیر ۲۹۰ رہنمای قطغن و بدخشان و قالین و کرباس و چپن و پوستین های کامورا از یار کند سوداگرها می آرند و بگوسفند بدل مینمایند - و دختران نابالغ یا جوان بی شوهر کلاه بدخشی ابریشم دوزی بسر نموده و موها را برپشت می آویزند و بعضی دختران بین خود خواهری و رفاقت میکنند از طرف ہر دو دختر چینها گوسفندها و طعام به کل اقوام داده برکشی میکنند و خواهری ہر دورا مشتہر ببنینوال میسازند : صناعت مردهای قرغز چمس دوزی و آش دادن پوست گوسفند را کرده میتوانند و دیگر کسب ندارند، زنهای شان از پشم گوسفند نمد ها و پلاس وجل و نوار و جوال و جراب و غجری ، واز پشم اشتر قاغمه و از پشم گشگاو رسن میسازند و برای کار آمد خرگاه نمدها و نوارهای رنگه و دیگر اسباب لازمه را آماده میکنند و از یکجا بدیگر جای تغیر کنند
واخان پامیر ۲۹۱ رہنمای قطغن و بدخشان بردن و ایستاده کردن خرگاه نیز تعلق بزنها دارد و زنهای شان عادت روپوشی را ندارند مردانه وضع میباشند و نیز مردهای شان از پوست گوسفند پوستین با دو جفہ بہا کہ بروز و شب کار آمد شان است ساخته و عوض توشک ہم پوست را از برای نشستن و زیر پا انداختن استعمال میکنند و چمس دوزی نیز میکنند چرم پخته از یار کند آورده بمصرف دوختن چمس میرسانند. اسلحه در پامیر خورد جبار قل نام منگباشی که شخصی با استعداد است دوازده میل تفنگ انگریزی و جرمنی و روسی دارد و چهار پنج میل دیگر نیز ازان رقم تفنگ داشته خواهند بودند. باقی تفنگ های شان که چهل میل خواهد بود، فلیته ئی میباشد،
داخات پامیر ۳۴۲ راههای مقطوع بدخشان راهها در مقابل لنگر یک دره است از آنجا راه به شکمند علاقه کشمير میرود چهارم روز داخل شکمند میشوند و کوتل آنرا سوخته رباط مینامند و در محاذ نزای گنبند یک دره فراخ و طویل معروف به و نجیر است ۲۲ کروه مسافت دارد. از ان دره یکراه بطرف سرفول و تاشقرغان علاقه خطائی رفته که بچهار روز تا موضع تاشقرغان و روز هشتم بیارکند میرسند. و اگر بکاشغر بروند از تاشقرغان بدان جانب سرک رفته به دهم روز واصل کاشغر میشوند. و راه دیگر از همان دره و نجیر به کنجوت منتهی میشود از کوتل تاش کبرک و چیرستن بروز سیم داخل علاقه کنجوت میگردد راه دیگر از حد مناره حد سنجشی بطرف یار کند میرود که از دوره معروف به قره جلغه داخل تاشقرغان و از آنجا به یارکند در روز دوازدهم میرسند و یک راه از مهمان جولی است که آنهم
واخارح پامیر ۲۹۳ رهنمای قطغن و بدخشان دوازده منزل تا یارقند میشود سه و هرگاه کسی ارادۀ مرغاب علاقة روسی را داشته باشد از مناره بخشب در بین بمرغاب میرسد و یک منزل بشیر که برود به اَلیٰ واصل میگردد و از پامیر خورد بپامیر کلان راههای متعددی و از هر طرف رفته است اما راه آسان و هموار بدرۀ اندمن است که بعد از قطع شش سه روزه انسان بعلاقه جات روسیه در آن میرسد. شور خورد در حدود پامیرات منزل دلین است که بمشافت ۴/۱ ۴ گروه دور از بروغیل بارتفاع (۱۲۶۵) فیت بعد از عبور یک کوتل دراز پیچ در پیچ پر از سنگلاخ که آنرا اهالی ترک توقص و مردمان وخی کوتل ده لیز نامند واقع است و درینجا رود باریست که بهر دو طرفه آن درخت زارهای طوس و بید جلب انظار بینندگان را بخود میکند.
واخان پامیر ۲۹۴ رهنمای قطغن و بدخشان لنگر منزل دومین آن در منطقه پامیرات لنگر است که بعد از هبوط کوتل بزرگ پرپیچ و تاب شورخور دو عبور از پل تخته رده بار د شور کلان ، و قطع مسافه صعب المرور یک کوتل دیگر و گذشتن از درختها ی انبوه طوس و بید و ارچه و دره اچراده واقع است از شورخورد تا اینجا (۱۱) کروه راه و ارتفاعش (۱۲۹۲۰) فیت است : موضیعت وسیع و چمن زارهای بسیار و چند خانه درینجا از مردمان قرغز هم میباشند که گوسفند و غژگاو ها را تربیه میکنند : یک نفر عبدالله نام از اولاده میرهای چترال هم درینمقام مباش سکنی پذیراست که او را پدر و اقاربش بالای این مردم ببرده رسانده اندـ و این اشخاص طوق عبودیت را از گردن او کشانیده علاوه بر آزادی اور ازن و خانه داده در وسعت
واخان پامیر 295 رهنمای قطغن و بدخشان معیشت او نیز با وی اعانه مینمایند : بزای گنبد عش بزای گنبد بمسافت 8 کروه از لنگر بعید و ارتفا (13400) فیت است در آنجا هفت گنبد خورد و کلان و چهار شکل حویلی و نیز در آن قبرها است میگویند که بزای گنبد نام شخصی بود که مردمان گنجودی اور ابشهادت رسانیده‌اند: این مقام در موقع وسیع و چمن های کلان دارد و اهالی و باشندگان آن عموماً از مردم قرغر که بدون ترکی دیگر زبان را نمیدانند، میباشند. و بطرف غربی آن بمسافت (6) کروه یکدره بنام و خیر واقعست که راه یار کند در بطن او ممتد است و در میانش آبی هم در جریان است راهها کند بعد از نکه انسان یک منزل راه را در زیر کوتل قطع
واخان و پامیر ٢٩٦ رهنمای قطغن و بدخشان بعلاقه خطابی میرسد که در آنجا هم همین قرغز ها مسکن دارند از برای گنبد الی یارکند هشت منزل مسافه است : دیک دره دیگر هم ازینجابسوی کنجوت افتاده که کوه های آن علی الدوام بزیر یخ و برف مستور است ازین راه کنجوت مسافه (٢٠) کروه دور وقوع دارد : اندمین ارتفاع اندمین (١٣٨٠٠) فیت و مسافتش از بزای گنبد (١١) کروه راه است و عموم سکنه آن از مردم قرغز میباشند حوض طبیعی در عرض رایش یکدشت وسیع و هوادار و منطقه های چمن زار است ـ و در میان چند دره که از هر کدامش آب می آید واقع است آبهای این دره ها درینجا بیکموقع عمیق اجتماع ورزیده بشکل یک کول بسیار خوش نمائی که طولش ١/٢ ١ کروه و عرضش از ئکه برشس هزار درعه تخمین کرده میشود ، افتاده است
وخان و پامیر ۲۹۷ رهنمای قطغن و بدخشان که انرا چلاپ نامند و بحصهٔ آب آن بطرف بر پای گنبد و لنگر آمده و دیگرش از شهر واخان بسوی قازخان رفته بالا تر از پنجه با دریای پامیر کلان اتصال یافته بصوب درواز و شغنان میرود ـ از جانب دیگر آبش بطرف مناره رفته از قرب مرغاب میگذرد و باز دور خورده بدرهٔ بارتنگ شغنان علاقه روس آمده بدریای آمویه می آمیزد و آبیکه مقدارش کمتر از یک آسیاب دار آب تخمین کرده میشود از نواحی شرقی و غربی آمده اصل دریای آمویه و مخرج انتهائی او همین چقمقنجی است که از ذکرش پرداختیم آبهای فاضله این کول هم با وی ریخته این نهر خورد مصب و محل اتصال جمیع میاه بعد ازینجا بوده بالآخر دریای آمویه را تشکیل میدهد درین ضمن آبریزه های کوه ها جانب دره واخان بدریای آمویه بسیار معاونت میرسد :- در اطراف و نواحی آن کول بعض حیوانات شته و مخصوصاً غشگاوهای کلان بد هیئت قوی الجثه بنظر میرسد
واخان و پامیر ۲۹۸ رهنمای قطغن و بدخشان دیگرده هم درینجا است که آنرا جلک مینامند : و خود اندمین بیک مقام با وسعت در یک دشت بزرگ و چمن های سرسبز افتاده است ـ و بقرب آن چند منزل مردم قرغزها است که زنهای شان مردانه وار عمامه های بسیار بزرگ را که زیاده تر از یکتوپ ململ میباشد بسته و موزه های کلفتی را در پا نموده عملیات و اجراءات شانرا نسبت بمردان شان بیشتر اجراء و انجام میدهند : این منطقه ها علی العموم برای مترددین و عابرین خویش عارضهٔ کوتاه دمی را بوجود می آورد که مخصوصاً بنی آدم و اسپان را اذیت داده اکثریه موجب هلاک شان میگردد این مردم باصطلاح خویش این مرض کوتاه دمی را دتوتک مینامند ـ و برای دفع آن خوردن قروت از حد مفید است : یمان چلق و یخمیر فیت یمان چلق بمسافه ۹ گروه از اندمین در ارتفاعش ۱۴۰۳۰ است
واخان پامیر ۲۹۹ رهنمای قطغن و بدخشان در عرض راه آن منارهای حدبخشی است درینجا آبی از طرف آق سو آمده یک کوتل عجیبی را بوجود آورده است که در بین آن جانورها بسیار مانند مرغابی فاز وغیره موجود است از یماق چلق بطرف مهمان جولی که دو گروه مسافت دارد زیک دره آب می آید و بتقرب راه عام درین موقع یک سنگ کلانی اثبات وجود نموده که بران الفاظ ذیل کنده شده است : یوم سه شنبه ۲۴ سنبله ۱۳۰۱ هجری محمد نادرخان غازی وزیر حربیه افغانستان و بمقابل منارهای حد دمت و ۱۲ قزل رباط آقتاش چهاونی روسیه معلوم میشود و قلل جبال سرقول و تاشقرغان هم بنظر می آیند : یماق چلق موضعی است جبه زار و چمن دار و بی درخت
و اخراج پامیرا ۳۰۰ رسنهای قطغن وبدحشان و وجه تسمیه آن ازین روی است زیراکه شجاعان در محاوره آنمردمان بمعنی "بد" و"چلق" لجه زار" را نامند * و این منطقه تا ما مهمان جولی و نجر عموماً خراب و پراز مغاک های نمناک که درین آن سبزهای غیر منتظم روئیده است ، میباشد * و آبیکه ازندرمان جولی میباشد از طرف جنوب آمده با آن آق سومی آمیزد ـ و کوههای قزل رباط و آقاش که بصوب شمال است تعلق بروسیه دارد ـ در عقب این جبال پامیر کلان میباشد که بنام و عنوان بام دنیا تعبیرکرده میشود * آهوان این منطقه ها بسیار شاخهای بزرگ دارند که تا یک گز و پنچ چهارک طول دارد ـ و دور پیچ بهم خورده اند و این صنف آهورا قشقا ر مینامند * هوای اینجا بسیار مضر صحت و رقیق است که حیوانات کم طاقت ابداً در آنجا زندگانی کرده نمیتواند ـ چنانچه گاوها و مرغ خانگی قطعاً درینجا وجود ندارند اهالی اینجا عموماً جزات
واخان پامیر ۳۰۱ رہنمای قطغن و بدخشان شانرا بالای غشگاوها و اسپ و گوسفندها سرانجام میکنند و محروقات شان تماما از فضله حیوانات است و خوراک شان گوشت، شیر، ماست میباشد، نان در بیحدود کمتر سیر میگردد زیرا که در تنور و بالای تا به بدرستی بواسطه برودت و انجماد هوا پخته نمیشود و از باعث سردی هوا در اینجا هیچ قسم فصل و زراعت نمیروید و مردم اینجا قرغرند، و قطره باران ندرتا برای نام هم درین حصص نمی بارد بلکه با وقات غیر معینه متواتراً و متکاثراً برف باری در آنجا شروع میشود : غرائب طبیعت یا چشمهای عجیب چشمهای عجیب و غربی که درین حدود بنظر رسیده اند بدین تفصیل است:- (۱) در بین نرمن و شنگ که ما از ذکرش فراغ یافتیم چشمه ایست که آبش مانند آب دیگ بزرگی که بزیر آن بسیار آتش کرده شود تموج و غلیان دارد و بمثل فواره که بزگوشش
واخان پامیر ۳۰۲ رهنمای قطغن و بدخشان که بیکمقام بسیار مرتفعی باشد بیک شدت و جوش و خروشی فوق العاده از زمین میبراید و بسوی هوا میجهد – اما آبش سرد است و مانند سوده ذائقه داشته لگی رائحه گوگرد هم ازو بشامه میرسد چون در گیلاس انداخته مانند سوده سوزنک میزند و جوش میخورد و کلا طراف خویش را شرخ رنگ نموده بلکه تا محل اتصال خویش با دریا سنگ و خاک در میانی و کنارهای خود را مانند رنگ دهن گلنار مینماید : (۲) چشمه در مقام سرحد مذکوره هم موجود است کیفیت آبش گرم است : (۳) در بین اورگند و گچش یک چشمه ایست که خاصه در ماه سنبله و میزان از ریگ میبرآید و چندان گرم میباشد که پنج دقیقه کسی دستش را در میان آن ریگش گذارده نمیتواند اما در دیگر اوقات این آب مفقود و حرارت از ریگهای آنجا مسلوب میشود . (۴) در مقام بایا تنگی بعد از نیکه از دریا عبور کرده شود
واخان پامیر ۳۰۳ رهنمای قطغن و بدخشان بیک چشمه انسان ملاقی میگردد که آبش نهایت گرم و جوشان است حتی که تخم مرغ را در ظرف سه دقیقه می پزد : (۵) در اطراف بزای گنبد نیر یک چشمه گرمی است که از میان یگخانہ میبراید : (۶) بمسافه دو گروه دورتر از مناره های حد بختی که در طی حالات یمان چلق از ذکر آن فراغت یافته ایم یک چشمه است که مانند دیگ چودنی مدور بنظر میرسد و آبش نهایت سرد است بعد از نیکه از چشمه خارج میشود بمسافت چند قدم دور تر ماند سنگ سخت میگردد : (۷) چشمه دیگری هم به قرب همین چشمه مد بعد ازینکه از یک مغاک سبزه دار عبور کرده شود به تپه انسان بالا می شود که در آنجا چشمه است نهایت گرم و آبش نهایت جوشان است و بالای آن علم های را که از دم های غشگاو است تعبیه شده و این هر دو چشمه را یتخیر نامند. به مناسبت اینمقام دیگر چشمه های عجیبه که بنظر رسیده
واخان پامیر ۳۰۴ رهنمای قطغن و بدخشان نیز تحریر مذکور میگردد . چشمه عث و عه که آبهای آن هم گرم است و بعد از توقف قلیلی به سنگ تحویل می یابد در موضع سرشخ اثبات وجود دارد و چشمه عه که آبش مانند فواره می برآید در خوجه چرغانو است که ذکر آن در آتیه می آید . و چشمه ع که آب نهایت گرم دارد در محلی کیوان دره گذشت
پامیر کلان ۳۰۵ راهنمای قطغن و بدخشان کیفیت پامیر کلان پامیر کلان مثل پامیر خورد کشاده و وسیع است و در طوالت نسبت بپامیر خورد دراز تر است و آنهم غیر از علف زارها و چراگاه زرع و اشجار ندارد و آب و هوای هر دو پامیر بیک دیره و مردمش نیز قوم و خویش همدیگر اند بلکه یک برادر در انجا و یکی در اینجا یا پسر در اینجا و پدر در انجا همین قرار گذران دارند -- و در پامیر کلان یک حوض کلان است که طول آن ده کروه و عرضش دو کروه خواهد بود آب آن بدو طرف جاریست و خط فاصل دولت روس و دولت افغانستان وسط همان حوض واقع شده طرف غربی دریا که از حوض مذکور بجانب پنجه واخان میرود هر دو جانب همان آب تعلق بروس دارد چنانچه در حدود خود منزل جابجا بکه
حوض وکٹوریا نقشه پامیر کلان [ILL] مساوی ۳۰ میل معادل ۲ [ILL] کابل
پامیر کلان ٣٠٦ رهنمای قطغن و بدخشان که از چهاونی لنگر کشن واخان چون بطرف مرغاب میروند یا می آیند منزل اولشان در پامیر کلان دشت (مس) دوم مقام خرگوشی سوم سیسی قول چهارم چادر تاش پنجم چکه پای که نواحی مرغاب است و از آنجا بچهاونی مرغاب میرسند که از انقلاب روسیه یک کندک یا زیاد و کم اقامت میکرد. و درین ایام عده قلیلی در آنجا سکنی دارند : خط فاصل دولتين از کناره همان حوض بزرگ پامیر کلان که انگریزها آنرا لیک وکتوریه مینامند خط سرحد جدا شده بطرف کوتل برگله بر می آید. و از سلسله کوه اندمین شمالاً به پامیر خورد میرسد و در پیج کوتل در ته بیل در دشت فرو آمده و بذریعه نشانها که مناره هر جا ساخته شده در انتهای وادی خورد بقلعه حمره اتمام می یابد چنانچه دوازده مناره در خط سرحد از پامیر کلان
پامیر کلان ٣٠٧ رهنمای قطغن و بدخشان تا قله مذکوره نصب میباشد ـ و بسمت جنوبی پامیر خورد سلسله کوه خط فاصل واقع شده که آب ریزه همان کوه طرف جنوبی چون بپامیر خورد می افتد حدود افغانستان است و آب ریزه پشت کوه جنوبی پامیر خورد که طرف سرقول و تاشقرغان و سمت یارکند میرود تعلق بخط و دولت انگریز است و آنها در بین خود تقسیم معین دارند و از قرار علامه که کرده شده در پامیر کلان بدو جانب همان در یا که از حوض زرک بسمت واخان جریان دارد ـ دو سرک هست که سرک شرقی دریای مذکور از دولت افغانستان و سرک غربی آن از دولت روس است ـ و سرک افغانستان بموضع گازخان منتهی شده که در آن جا هردو دریای پامیر کلان و خورد یکجا شده اند ـ و سرک روسی بلنگر کشن که چهاونی روسی است میرسد و از گازخان در دریای پامیر خورد عبور نموده به پنجه داخل میشود که علاقه داخلی افغانستان میباشد و سرک کلان واخان بطرف شکاشم و زیباک و دیگر علاقه جا داخلی هر جا که بخواهد میرود:
پامیرات ۳۰۸ رهنمای قطغن و بدخشان اسامی اکابر و معتبرین پامیر خورد نمبر اسم نمبر اسم ۱ جبار قل منگباشی ۶ توخته س بای ۲ عاشور بیگ ۷ جمعه بای ۳ حاجی محمد قاسم ۸ بردی بیگ سقال ۴ حسن منگباشی ۹ ایل امان ۵ دیوانه ۱۰ ملا محمد قبیله دار اسامی و معتبرین پامیر کلان علم خان اسمعیل ملا قربان خواجه خان جان قل * تعداد مالشماری واخان و پامیر اسپ گاو و مرکب گوسفند (۴۶۴) (۳۱۰۲) (۲۵۱۱۴)
تاریخ پامیرات ۳۰۹ رهنمای قطغن و بدخشان شمه از تاریخ پامیرات و واخان از قراریکه تحقیقات از کهن سالان کرده شده پامیرات در ایام سابق در تحت حکومت خطائی یعنی سلطنت چین بود - در وقت خدایار خان امیر فرغانه شخصیکه قوش بیکی خدایار خان بود تسلط یافته و محلات بسیار را بدست آورده بپامیرات نیز حکمران شد نفر خطائی از بیم او این ملک را فرو گذاشته وقوش بیکی مذکور لقب خود را بدولت مشتهر ساخته مدت سی سال حکمرانی کرد و آخر از دست خسر بره خود بزهر هلاک شد و حکمرانی او برهم خورد - دولت خطائی باز پامیرها را متصرف شده و در کوه اختاش در شرقی پامیر خورد چهاونی آباد نمودند که معروف بچهاونی اختاش بود و دوصد نفر دران چهاونی اقامت داشتند واسم سم کرده بهمان نفری جنگ و بنگ، بود - دولت روس چون ترقی کرده
تاریخ پامیرات ۳۱۰ رهنمای قطغن و بدخشان حدودات شرغانه و مرغاب بلا تصرف شد پامیر ها را نیز در تحت حکم خود آورده و بر خطابیها مقیم اختاش یورش آوردند انها مقدمه ناکرده چھاونی را رها نموده گریختند روسی ها چھاونی اختاش را خراب و از انجا دور تر بموضع قزل رباط چھاونی مستحکم آباد نمودند ما دامیکه دولت سابقه روس استقلال داشت چهل پنجاه نفر نظامی شان علی الدوام مقیم آن مقام میبودند ـ وحد بخشی دولت انگریز و روس و افغانستان نیز در همان اوقات که چھاونی قزل رباط را آباد نمودند بظهور پیوست چنانچه نماینده از طرف افغانستان و دیگری از طرف روسیه و یکی از جانب انگلیس درینحدودات چندی توقف ورزیده و نقشه و ترسیماتی را بعمل آورده تقسیم حدود و نصب نشان و منار ها را نمودند : در موقعیکه روسیه را فتور بوقوع رسید و نفر نشان در قزل رباط کمبود ورزید میردم مرغاب که رعیت
تاریخ پامیرا ۳۱۱ رہنمای قطغن و بدخشان روس بودند با روسیه بنای مخالفت را نهاده بر جهاد قزل رباط تاخت آورده دوازده تن از روسی هانکه در جها ولی مانده بودند راه فرار را اختیار ورزیده بجانب خطأ گریختند و مردم مرغاب اسباب شانه اتارا ج و جها ولی را خراب نمودند و آن سپاهیان روسیه را مردم خطائی نیز پناه نداده بمقبوضات انگلیسه رفتند و من بعد از ان قزل رباط خراب افتاده است : در ستاد امنزل پنجه شنیده شد که شخصی باییک نام بعمر یکصد و بیست ساله حیات است و هنوز بعصا میگردد، خواسته شد که عصا در دستش و دیگری بازویش را گرفته می آید، چون از وی پرسیده شد که عمر شما چند است و کدام کدام حکومت ها را بیاد دارید چون نظرش اندک میدید و گوشهایش هم کر شده بود، و عقل و حواسش مختل مدهوشانه میدید و فهم چیزی را کرده نمیتوانست. یکی بگوش او نزدیک شده
تاریخ پامیرات ۳۱۲ رہنمای قطغن و بدخشان سوال مزبوره را باد دادند با یجواب گفت که بحساب عمر خویش نمیدانم اما اینقدر یاد دارم که میرکوهکن بیگ از قطغن آمده واخانرا تصرف شد میرواخان فرار چترال شد بود. وی همانجا در عقب او رفت * چون از معمرین ریش سفیدان واخانی معرفی کوهکن بیگ خان استفسار شد عموماً از شناختن و بیاد داشتن او انکار نموده تنها میر سر بلند خان که مرد شصت ساله بود گفت که من از پدر شنیده ام که برادر کلانم محمد رحیم خان میر و کلان واخان بود محمد علی بیگ برادر کوہکن بیگ از قطغن آمده همه مقامات بدخشان را متصرف گردیده در واخان رسید محمد رحیم خانرا قلعه بند کرد خودش در نتیجه کشته و لشکریش بر جعت قهقریه مجبور شدند چندی بعد کوہکن بیگ بانتظام خون برادر و تصرف کردن واخان آمد ملکی را تصرف شد و محمد رحیم خان بچترال گریخت و کوهکن در عقب او با لشکرش چترال رفت مهتر چترال در ان موقع پله امان الملک بو
تاریخ پامیرات ۳۱۳ میرهای قطغن و بدخشان بفریب اطاعت او را قبول نموده چند روز او را نگهداشته محمد رحیم خانرا بد بگر طرف فرستاد و بهانه نمود که در حبرال نیست والا بدست شما داده میشد. و پنهانی یکی از معتمدان خود کوهکن بیگ را مبلغ کثیر و امیدواری بسیاری داد آماده بکشتن کوهکن بیگ نمود. روزی در پشته کوه بلیپ دریا از برای سیر و تماشا برآمده بود همان معتمدش که فرصت را کمین میگرد بخبرانه اورا از سر پشته بپردگی که بزیرش دریا روان بود انداخته ہلاک نمود، لشکرش چون از مرگ میر خود اطلاع یافتند راه فرار را برقرار اختیار نمودند و میر محمد رحیم بیک واپس بواز خان رجعت نموده ملکش را تصرف نمود، بعد از فوت میر کوهکن برادر دیگرش در قطغن بجای او نشست و تمام میرهای بدخشانرا خواسته انقیادش را قبول کردند. محمد رحیم بیگ را نیز بعہد و پیمان و استمالت تمام بخود چون چاره نداشت رفت . پسر کوهکن بیگ فرصت یافته محمد رحیم بیگ را بعوض پدرش کشت و در واخان بجای او
تاریخ پامیرات ۳۱۴ رهنمای قطغن و بدخشان پدرم که امیر فتحعلیخان بنام داشت و برادر خورد محمد رحیم بیگ بود بر حکمرانی و اخان نشست * مدت مدعا که در ایام سابق مردم و اخان هم تحت حکو میرهای خود بودند چنانچه عموماً میر جانخان و پسر او میر فتحعلیخان را بیاد دارند که حکمرانی و کلانی در و اخان کرده اند و سررشته آنها چنین بود که عوض مالیه روغن، گوسفند اسپ، یابو، باز، جره، کنیز، غلام میگرفتند، و بکلانان و میرهای کنجوت و غیره تعارف دادن شان غلام و کنیز بو در بعضی احیان مردم شغنان و چترال بطریق شبیخون بر برخی از قری شان تاخت آورده مال و مواشی و زن یا پسر شانرا بتاراج میبردند * از عهد سلطنت خاقان مغفور ضیاء الملة والدین بدائره دولت اسلامیه افغانستان داخل شد و در مهد امن و امان آسوده حال و بکار و بار غریبی خویش مشاغلت دارند *
کوالف واخان و پامیر ۳۱۵ رهنمای قطغن و بدخشان قلعۀ سنگی از مقام خندود بدانطرف در یادر علاقه واخان روسی بر سر کوه یک قلعۀ سنگی برجدار معلوم میشود چون از کهن سالان استفسار بعمل آمد که در کدام وقت این آبادی شده هیچ یا د نداشتند و گفتند که اجداد ما هم ازو بما حکایتی نرانده اند البته اینقدر گفته میشود که این قلعه از از منه سابقه و از مردم کفار است و میگویند که در قرب و نواح آن کوه کان لعل تر میباشد اما خود مایان تا حال از کان مزبور هیچ اطلاعاتی بدست نداریم : اشعار و اخانی بعضی اشعار هم بزبان واخانی موجود است چنانچه شخصی بر یک چوب تراشیده چند تاری را بطور رباب بسته روزی این اشعار را بلب و لهجۀ خویش ترنم
کوائف واخاو پامیر ۳۱۶ رهنمای قطغن و بدخشان و تغنم داشت و سامعین شان از ان متاثر و محظوظ بنظر میخوردند * اشعار واخانی گل مرواری دستم بوی دست خالی بمه وزی دست خالی خجالت روی ژرش منیکس فته فوس یوناله تر ختتم * یوناله روارف یوس زخنک به گلیر کات دورک بدشت می تی مانند روزم نگات ماه تابان سنگ چو بهاب بیتی آفرین بریم جان ترجمه آن بفارسی گل مرواری دستمبوست دست خالی باید نیائی دست خالی شرمنده میشوی گنجشک سفید در درخت برج فغان او را میگویم روز تا بیگاه ناله دارد سفید مرغ همای دوره میزند بدشت مانند ترا نیافتم * ماه تابان هستی که سنگ چور آب میکنی آفرین بجان من
افغانستان شغنان روشان مقیاس یک انچ مساوی ۱۶ میل
شغنان ۳۱۷ رهنمای قطغن و بدخشان شغنان علاقه داری درجه دوم و از مربوطات حکومت واخان و پامیرات است - آبادئی او در دامنه کوه است بعضی قشلاقهای آن در پستی و برخی در بلندی است زمین داری و زراعت شان اندک و دره اش تا مسافت بیست کروه طولانی بهر دو کرانه دریای آمو به شمالی و جنوبی افتاده است هوایش سرد و در زمستان بسیار برف دارد: فواکهـ فواکه هم در میانش موجود است مخصوصاً اشجار توت، زردآلو، سیب، ناک، شفتالو، چهارمغز در آنجا بسیار بنظر میرسد: مردم آن سفید چهره و زبان شان علیحده است
شغنان ۴۱۸ رهنمای قطغن و بدخشان لکن زبان مردم اشان قدری تفاوت دارد (مثل فارسی کابل و گردیز) در مذهب خویش اهل تشیع مرید آغائی خانی میباشند - متابعت و پیروی پیرهای شانرا که از طرف آغائی خانی مقرر میباشند بصد اقت تمام نموده مانند مردم زیباک و واخان ده یکه عوائد شانرا تسلیم خلیفه های خویش میدارند - خواص شان عند اللزوم نماز میخوانند و عوام شان قطعاً از نماز و روزه اطلاعی ندارند * در سابق شغنان وسعت و نفوس بسیار داشت چنانچه نفس شغنان و روشان که بهر دو طرفه دریای امویه میباشند با دره های ملحقه خویش که عبارت از شاخ دره و دره غند و باد تنک است تحت حکومت افغانستان بود - بعد از حد بخشی افغانیه با روسیه همان سه دره مذکوره که بدانطرف دریا است با منا صفه روشان و نیمه شغنان بحصه روسیه رفت *
شغنان ۳۱۹ رهنمای قطغن و بدخشان نفوس شغنی تعلقه دولت متبوعه ان افغانستان بشش هزار خواهد رسید و دیگر نفوس شغنی که مد انظار دریا در حصه روسیه میباشند با درجات سه گانه مذکوره آن سه چندان اینطرف تخمین کرده میشوند : زراعت گندم ، جو ، ارزن ، باقلی ، مشنگ ، کلوال در ماه ثور و جوزا کشته در سنبله و میزان میدروند - از آنجائی که زمین شان اندک و غله شان کمتر است و کفاف شانرا تا فصل آینده کرده نمیتواند در اواخر زمستان و اوائل بهار توت خشک را بکار میبرند : صناعت برک وطنی و جراب و دستکش از پشم گندی او پلاس از موی بز میسازند - چکمن و برزو را از همان برک
شغنان ۳۲۰ رهنمای قطغن و بدخشان وطنی ساخته میپوشند و میفروشند و از پست آهو نیز همین اشیای متذکره را ساخته استعمال مینمایند * خوراک عموماً خوراک شان اتاله (لیتی) است که آنرا از آرد باقلی و ارزن بنوعی بعمل می آورند که اولاً آب را در دیگ جوش داده اندک اندک آرد ارزن و یا باقلی را بر ان پاشیده بپمچه تحریک میدهند و برین عمل تا آنزمان دوام میورزند که قوام پیدا کند پس از ان او را کشیده از کاسه ها با قاشق میخورند و نمک هم در میانش نمی اندازند و بعضی آرد باقلی و ارزن و جود کلول را با هم مخلوط نموده از ان آش بی نمک بعمل می آورند- و بعضی جهت لذت آنرا با دوغ تناول میدارند در ایام بهار که موقع کم غله گی این طوائف است علفهای مخصوصه و چکریرا در آب جوشانده بدان امرار حیات شانرا می کنند *
شغنان ۳۲۱ رهنمای قطغن و بدخشان پوشاک اکثر مردم اینجا برز و و چکمن و پوستین چه و چمپس استعمال میکنند و بعضی که استطاعت دارند کرباس از فیض آباد و یا از تجاری که بدان راه عبور میکنند خریده بپوشاک خود و عائله خویش آنرا بصرف میرسانند - خواص و توانگران شان چین تار ا در برودستار های ململ و لنگی را بر سر و موزه را بپا میکنند و مردم کم بضاعت شان نعلین های چوبی را بپا کرده بدان علی العموم قطع مسافتهای بعیده را میورزند رسوم مخصوصه این رسم مخصوص در مردم شغنان و ملحقات اوست که به تقریب ورود پیرها و خلیفه و کلان شوندۀ و حکام خویش زنهای هر قشلاق که علی العموم ستر ندارند و بازنان زیباک و واخان در لباس و دیگر خصائل همسان میباشند
شغنان ۳۲۲ رهنمای قطغن و بدخشان جوق جوق بقرب راه و یا بالای بامها و یا در کوچه های خویش دف میزنند و زمزمه سرائی نموده و ندوا ابراز شادمانی میکنند – درین منطقه رسم غمزه کشی و تریاک خوری هم بسیار اگر بگوئیم که عموما در میان ده نفر سه تن از وشـان ازین بلای بیدرمان فارغ میباشند البته که مبالغه نکرده ایم شوق نغمه سرائی و بزم را هم دارند رباب و طنبور و چنگ و غزلخوانی زیاده تر در بین شان معتاد است و اکثریه دختران و خواهرهای شان را در بدل تریاک میفروشند. و در عموم بیماریهای غذای اوشان آش و کشک جوا اگر کسی درینحدود مریض گردد برایش طبیب و دوا میسر نیست البته دواء شان بر طبق فرائسات پیره زنان میباشد * اسلحه اهالی این حدود در زمان میرهایکان تفنک فلیتہ ئی داشتند اما چون چند مراتب بغاوت و سرکشی از و شان
شغنان ۳۴۳ رہنمای قطغن بدخشان در اوائل حکومت افغانستان دیده شد لہٰذا اسلحہ و یراق شان ضبط شده تا الحال در بین شان بجز از سی چهل میل تفنگ فلیته ئی جہتہ شکار دیگر اسلحہ و آلات جارحہ نیست : آبادی و نہر قدیم در دشت آویر تقرب یاورده که مرکز علاقه داری شغنان است بلب دریا که دشت وسیعی است نشان آبادی و شہر و نہر یکه از دریا همان دشت کشیده شده بود موجود است و تقریب یک صفہ کہ ارتفاعش دو گز خواهد بود بر یک سنگ بزرگی تاریخ جریان آب این نہر را کنده اند و در ان بعد از ذکر میر محمود شاه مسطور است که این نهر در سنه ۲۰۳ ہجری با تمام رسید : ترکیب نگهداشت محلات بالای باجای تمام علاقه جات شغنان گده های
شغنان ۳۴۴ رهنمای قطغن و بدخشان علف خشک را بطرز خیمه های دوسره بیک اصول خوبی اشخاصیکه مخصوصاً در چیدن علف بدینطریق تجربه دارند خرمن مینمایند تا که بجز از حصه بالای آنرا برف تر و خراب نکند در موقع سرما خوراکه مواشی شان بشود - طریق گرفتن علف ازین خرمنگاه چنان است که خانه را که بر بامش علف موضوع است از طرف سقف محاذیکه حصه در میانی خرمن است، سوراخ مینمایند و از آنجا حسب الضروره خوراکه مواشی شان را جلب میکنند - هم بافضلات و پاروی زیر پای مواشی شان گیاه و دیگر شیائی را که از نوع سوختنی باشد انداخته بحال خودش میگذارند که سخت گردد و تابستان همان پاروی خشک شده منجمد را به بیل کنده پارچه پارچه نموده محروقات شان در زمستان بمصرف میرساند - او را این مردم باصطلاح خویش (تپ) مینامند و اظهار میکنند که آتش او گرم تر و انطفا و اشتعالش دیر تر است :
شغنان ۳۲۵ رنهای قطغن و بدخشان منازل دره شغنان از قلعه شغنان که از او در شغنان بمساطہ سہ کروه و بارتفاع (۸۱۰۰) فیت میباشد تا شد و دیک منزل و از آنجا تار باطک روشان دو منزل و از آنجا تا تاج در ۳ منزل و از آنجا تا مرود که علاقه در واز است پنج منزل میباشد قشلاقهای شغنان و روشان که تعلق بدولت فغانستان دارد نام مقام نام قشلاق تعداد بانجان نام قشلاق تعداد بانجان شغنان پتنگ داگنجانه دما رخت وی یر باور ده شهر یتیم ۲۰ ۸۰ ۳۰ ۴۰ ۲۰ شاران ده مرغان سید یج شدود چوگان تراشان باشار روشن پدرو دونیم چاسنور ۲ ۴۰ ۱۲ ۲۰ ۵ ۴۰ ۹۰ ۱۲
شغنان ۳۲۶ رهنمای قطغن و بدخشان نام مقام | نام قشلاق | تعداد خانه | نام قشلاق | تعداد خانه روشان | رباطک | ۸ | شوا | ۲۰ روشان | بارخ | ۳۰ | جاوید | ۳۰ روشان | پاچ در | ۲۰ | جاسنو | ۳۰ اسماء معتبرین صاحب رسوخ شغنان نمبر | اسماء | نمبر | اسماء ۱ | خدای نظر ساکن دمارغ | ۱۰ | خسرو بیک } پدرود ۲ | عبدالشهید ساکن باور | ۱۱ | مصاحب } پدرود ۳ | ملا عبدالرحمن « چوگان تراشان | ۱۲ | فرهاد بیک قریه دار ده شهر ۴ | افقال ستان } ساکنان | ۱۳ | گرگ علی } شدود ۵ | امام نظر } اویر | ۱۴ | گرگ علی } شدود ۶ | عطا بیک } دلرغان | ۱۵ | درّ } چاشتنو ۷ | کریم } دلرغان | ۱۶ | عاشور بیک } چاشتنو ۸ | سگراندہ بیک } باشار | ۱۷ | لشکر بیک ساکن جاوید ۹ | میرزا ظهیر } باشار | ۱۸ | محرم بیک « روشان ۹ | میرزا ظهیر } باشار | ۱۹ | میرزا نور محا قذرّا بیک قریه دار دوستان وجه تسمیه قریه چوگان تراشان از آن است که سابقاً میرها شغنان چوگان بازی میکردند و این قریه از دیگر تکالیف معاف بوده تنها بساختن چوگان مأمور بودند ::
شغنان ۳۲۷ رہنمای قطغن و بدخشان قشلاقهای شغنان روشان که تعلق بروسیه دارد نام قشلاق تعداد خانه نام قشلاق تعداد خانه یمش ۲۰ ومذ ۳۰ خارن ۹۰ راه شهر ۱۵ برزود ۵۰ وامر ۴۰ روشان پایان ۴۰ روشان بالا ۵۰ پاش نیو ۲۰۰ شیخ ۲۵ وزنود ۳۰ شجن ۲۰ دیر زود ۴۰ خوف ۱۰۰ دره های غند، شاخدره، بارتنگ شاخ دره و درۀ غند شرقی و غربی بعد از قطع مسافه هفت منزل بخود پامیر منتهی میشود - در موقع سرما راه درۀ شاخ برف کمتر دارد و در تابستان راه دره غند بهتر است
شغنان ۳۲۸ رهنمای قطغن و بدخشان که هموار میباشد - و آب این هر دو دره بموضع خارق که چھاونی روسی و محل حکومت مقامی شان است با دریای آمویه می آمیزد و بدره بارتنگ آب همان جویی که قبلاً مذکور شد از حد مرغاب دور خورده درختهای این دره که مقام روشان است با دریای آمویه یکجا میشود و جانب درواز میرود - راه در میانی این دره بمرغاب دشوار گذار است که پیاده بسیار زحمت در ظرف هشت روز بمرغاب میرسد و سوار رفته نمیتواند : شش سال پیشتر گفته میشود که زلزله بوقوع پیوسته یکقطعه کوه را در حد مجرئی در یا در بمقام انداخته آب دریا ماند یک تالاب عظیم الشان تا نزدیک قلل جبال بر خاست اهالی قشلاق با قریه این مقام یکسر و دو گوش علی الفور را فرار را اختیار کرده مال و مواشی و خانه های شان ته آب گشت و آنها مقام دیگر را جهته مسکن خویش اختیار نمودند آخرالامر در نفس دریا بزیر همان پرچه کوه آب جهته خویش مخرج را پیدا کرد
شغنان ۳۲۹ رهنمای قطغن و بدخشان تا هم ظاهراً درین موضع رفتن آب بنظر نمیخورد بلکه تاسی چهل گروه مانند یک تالاب عظیم الشان اثبات وجود دارد : قشلاق دره های سه گانه نام در اسم قریه | نمبر خانه | اسم قریه | نمبر خانه | اسم قریه | نمبر خانه شاخ دره اذباش ۶ | وحمیت ۲۰ | دوشن قلعه ۲۰ سنجیو ۱۲ | خوجیو ۸ | سندیو ۲۰ تیان ۳۰ | مدین شهر ۸ | میانجوی آ دشت ۲۰ | پرشید ۶ | سیشن تنگ ۱۰ زمرج ۶ | تب ده ۱۰ | جوشن گاد (پویا) ده خانه شغنی ۱۲۰ شاش بودر ۱۲ | پرزوج ۶ | باقی تر غزند دره غند سوجان سفلی ۸۰ | سوجان بالا ۴۰ | خود غند ۳۰ ده بسته ۴۰ | وژ ۱۲ | اشتم ۱۵ دیل ۱۲ | جبرسیم ۱۵ | میان شهر ۱۲ وان قلعه ۶ | سدویم ۱۵ | ده کلان ۵۰ امام باقر صا ب ۱۲ | شنزده ۲۰
شغنان ۳۳۰ راه‌های قطغن و بدخشان دره بار سنگ نام دره | اسم قریه | نمبر خانوار | اسم قریه | نمبر خانوار | اسم قریه | نمبر خانوار سوجن | افغان‌ها | رو | ۱۵ | ورزانج | ۸ چوا | ۱۰ | افغان‌ها | سپانج | ۲۰ | قشلاق بارسک | [blank] رسید | ۴۰ | خواجه بید | ۲۰ | در آب غرق شدند | [blank] زروج | ۱۵ | سرید | ۴۰ | الان دشتی که فعلاً زراعت است | [blank] ازان بالا را شغنان | ۵۰ | یمن | ۲۰ | دشت مخته حرم نام داشت | [blank] اخرنو | ۱۰ | پدرود | ۱ | [blank] | [blank] راهی که از کاشم بشغنان رسیده است منزل اول آن یغدرو است که معروف بسرشخ است : سرشخ ارتفاع آن (۸۸۵۰) فیت و مسافتش ۸ کروه است و یکمقام بسیار وسیع و غله‌خیز است و در اطراف اور و چشمه است که آب گرم دارد (۱) و بعد جریان چند قدم راه سنگها زرد و سفید تحویل مییابد (۲) آنهم از رفتار اندکی مانند سنگ
شفقان ٣٦١ رهنمای قطغن و بدخشان د قیر در دلبته میگردد ـ ذائقه آن مانند سودا میباشد و باطراف و جوانب آن کتهای سربزیر ایستاده است ـ و تقربا بن د و چشمه از کوه آب شفاف مصقبی بسیار خوشگوار ریخته یک آبشار قابل دیدی را معمل آورده است : منزل دوم آن بالاتر از مقام زیچ مقامیست بنام اندارج ارتفاع آن (٨٦٥٠) فیت مسافتس از سرشخ (٩) کروه است و راه درمیانی آن سنگ دار و پر جلکه و علف زار است درخت های سیاه خار و زرشک و انجمن و بید بسیار دو اراضی آن عموماً مزروعه و حاصل خیر است منزل سوم آن بتقریب مزار شیخ بید مقامی است بنام پلدار که مسافتش (١٠) کروه و ارتفاع آن (٨٠٢٠) فیت
شغنان ۳۳۲ رهنمای قطغن و بدخشان میباشد عرض راه او خرابه و کوتلهای دشوار گذار و سرگیم زار است و برخی ازان چمن و علف زار و در بعض حصص آن درخت های بید و سیاه خار و بشال و یخمن و کلاب جنگلی بسیار دارد ـ اهالی آن تاجک و مزروعات شان مشنگ باقلی و قریه مزار شیخ بید در یک مقام با صفا افتاده چمن های بسیار و فواکهه بیشمار دارد ـ ناک و سیب خود روی و عرعر درینجا بیشتر بنظر میرسد و کناره مقابل دریا درینجا تعلق بروسیه دارد و مقابل مزار شیخ بید قریه ایست موسوم بکوه لعل و در ان معدن لعل نیز میباشد که فعلاً کار آن معطل است و برزیارت شیخ بید یک درخت بید بسیار کلان عظیم الشان سرسبز ایستاده و هر طرف شاخ و پنجه خویش را رسانیده است از همین جسته آنرا شیخ بید مینامند منزل چهارم آن موضعی است بنام : - در مارخت که آنرا در مارغ نیز گویند و بمساقت (۴) کروه دور از ملأ
شغنان ۳۳۳ رہنمای قطغن و بدخشان بوده ارتفاعش (۷۷۲۰) فیت میباشد و اهالی آن خوارجاً و بدخوراکند و در عرض راه آن کوتلی است که ارتفاعش (۷۷۰۵) فیت است و بقرب آن سوراخی است که مشهور بسنگ سوراخ است و در همین حدود غاران که یکی از مربوطات زیباک است خاتمه میپذیرد. بعد از عبور سنگ سوراخ دره ایست که آنرا خس دره نامند و بعد از چند گردش و هبوط از بلندی بموضع در مارغ انسان میرسد بمقابل این قریه بدانطرف دریا نیز قریه است که آنرا در مارغ نامند این موضع از ملحقات شغنان است : منزل پنجم آن مقامی است بنام : - اویر شغنان که از در مارغ بمسافت (۱۱) کروه و ارتفاع (۸۱۰۰) فیت افتاده در عرض راهش کوتلهای بسیار است که دشوارترین آنها تپه ایست که آنرا مارسپ شیر نامند و ارتفاعش (۸۷۸۰) فیت
شغنان ٣٤٣ رهنمای قطغن و بدخشان است و بمقابل این موضع بدانطرف خارق است که در انجا چهاونی روسیه میباشد و یک منصبدار بعنوان نچلک مقرر است : قلعه پنجه و یاورده از ادیر شغنان چنانچه قبلاً مذکور شد تا مرکز حکومتی شغنان که یاورده است ٣ گروه مسافت است : پس ده بمسافت (٣) کروه دورتر از مرکز علاقه داری شغنان مقامی است که آنرا پس ده خوانند و بلندی آن ٨٨٠٠ است و در عرض راه آن تماماً کوتل است و یکدره ازینجا بطرف غارجوی و دره دیگر آن که در ان آبهم جریان دارد اشر دره نام دارد :
شغنان ۳۳۵ رهنمای قطغن و بدخشان خداجکدره ارتفاع این موضع (۱۰۰۵۰) فیت مسافت از پس ده (۶) کروه است در عرض راه آن قشلاقی است که آنرا غار جین نامند و کوتل صعب المرور هم دارد که ارتفاع آن (۱۲۹۶۰) است بعد از هبوط این کوتل بایک حوض بزرگی انسان دو چار میشود که بسیار طویل و عریض و عمیق و شفاف است و آبهای بسیاری در آن میریزد که مخرجش ظاهر بنظر نمیخورد و مشهور بحوض "بدزی جمال" است و این حدود بسیار سرد و اکثر یه بادهای خنک هم در آنجا میوزد : شیوه از حد خدا جکدره بمسافت ۱ کروه دور و بارتفاع (۱۰۱۲۰) فیت بلندی موضعی است که آنرا شیوه مینامند راه در میانی این هر دو موضع نسبتاً صاف و هموار است :
شغنان ۳۴۶ رهنمای قطغن و بدخشان دو آب شیوه از تجیر بر مسافت ۸ کروه دورتر و بارتفاع (۹۰۲۵) موضعی است که زراعت خیر و سکنه آن عموماً مردم شغنی میباشند تاریخ شغنان در موقع استفسار کهن سالان مقام شغنان حکایت میرانند که در ایام قدیم میرشاه و سنجی شاه نملک مردم شغنان بود که دست تسلط آنها تا نواحی بدخشان و چترال هم رسیده بود : و بعد از دمیر قباد خان پسرش حکمرانی بجای پدر نشست بعد از مدتی جهانرا پدرود کرده ازو پسری ماند که میرعبدالکریم نام داشت و مدتی حکمرانی نموده بعد از خود دو پسری با گذاشت که میر شیر محمد خان و دیم یوسف علیشاه نام داشت
تاریخ شفا ۳۳۳ رهنمای قطغن و بدخشان مدت هفت سال میر شیر محمد خان میری و کلانی شغنان را نمود وفات کرد بعد ازان برادر خوردش یوسف علیشاه زمام حکومت را بدست گرفته بالای قوم شغنی و دره جات آن که بهر دو طرف دریا واقعند حکمرانی مینمود در ایام حکومت یوسف علیشاه نائب محمد علم خان از پیشگاه امارت افغانستان در عهد امیر شیر علیخان مرحوم مقرر گردیده بدخشانرا در تصرف آورده و مکتوبی بیوسف علیشاه نیز که مبنی بر خواستن او به بدخشان و اطاعت پادشاه اسلام بود فرستاد یوسف علیشاه در رفتن خود عذر انگیخته میر قباد نام پسرش را بهمراه چند نفر سادات و اقسقالها و کنیزها و غلامها شغنی و اسپان و اشترها و باز و برک و غیره اجناس فرستاده نایب او را بفیض آباد میرسید نائب محمد علم خان پس بطرف مزار شریف رفته و در فیض آباد بر گد سید احمد خان را گذاشته بود بر گد مذکور پسر یوسف علیشاه را بجانب مزار شریف فرستاد و نائب محمد علم خان در آنفرصت بمقدمه میمنه قیام داشت
تاریخ شُغنان ۳۳۸ در ضاع قطعه بدخشان از تار سیدن امیر قربان بیاد که در یمینه را شیخ کرده بعد از وصول امیر قبان بیاد پیش نائب محمد علم خان نوازش بسیار دیده کنیز و غلام های اورا رد نموده گفت که اینهمه مسلمانانند و مسلمان کنیز و غلام آزاد می شده نمیتواند و دیگر بخایف اورا گرفته خودش و اشخاصی را که بمعیت او بودند خلعت ها فراخور حال شان داده بخود یوسف علیشاه نیز خلعت جداگانه فرستاد خط حکومت شغنانرا بهم بنام خود او ارسال داشت نامبرده هفت سال دیگر هم در عهد امیر شیرعلیخان مرحوم بر شغنان حکمرانی نموده بدستور ماضی آدم کشتن و تا راج نمودن و فرار کردن وزن و پسر و دختران مردم را فروختن و به اکابر بخشیدن که عادت داشت همچنان سرومال و نام و ناموس اهالی شغنانرا از خود می پنداشت و کسی را مجال نبود که او را بگوید که چرا مال و منال و دختر و خواهر مرا بموجب میگیرید؟ تا آنکه سریر سلطنت افغانستان بذات خجسته صفات ضیاء الملة والدین مزین گردید. و سردار عبد الله خاں
تاریخ شغنان ۳۳۹ رهنمای قطغن و بدخشان در بدخشان رسید یوسفعلشاه که خبرشد پسر خود را با تعارف و تحایف و مراسله فرستاد و باطاعت پادشاه اسلام در قطغن خود را جلوه گر ساخت سردار عبد الله خان نیز فریب خورد؟ برفتن پسر او اکتفا نموده حکومت شغنانرا برایش واگذار شد از قسم غلام و کنیز و دیگر رسومات که ذمه دار شده بود ازو منظور داشته تا سه سال بدوش او دیگر بار نگذاشته بعد از ان بعضی اهالی شغنان از جبر و تعدی او استغاثه بردند - داراب شاه خان میر خیل بادشان نیز همراه و بیوسف علیشاه مخالف شده قوم شان ایستادگی با داراب شاه نمودند - دران اثنا پر دلخان کرنیل با ده پره نظامی از طرف سردار عبدالله خان بشغنان آمد و کاغذ سردار مذکور را هم آورد بود که یوسفعلیشاه را بفیض آباد ببرد : برسیدن کرنیل مذکور مردم شغنان اکثر از و مخالف شدند یوسفعلیشاه دانست که بجز از رفتن دیگر چاره ندارم واا داراب شاه و دیگر مردم شغنان مرا دستگیر نموده بگرنیل
تاریخ شغنان ٣۴٠ رهنمای قطغن و بدخشان خواهند سپرد. سررشته رفتن خود را بهمراه کرنیل مذکور نموده او عیالهای خود را به بهانه طرف دره بارتنگ فرستاد. و معتمدان خود را دانسته کرده بود که آنها را از بارتنگ هم کشیده بعلاقه پامیر ببرند که اگر در فیض آباد اوضاع را دگرگون بینید خودش تنها خواهد بود و بسهولت اختیار فرار خواهد نمود. چون بفیض آباد رسید داراب شاه خان با دو سه صد نفر از شغنان و روشان عقب او رفتند از جبر و تعدای او داد خواه شدند. و چند کاغذ او که با کارگذاران روس نوشته بود نیز بدست سردار عبد الله خان افتاد او را نظر بند نموده و فرمودش که عیالهای خود را بخواهید در انصورت برای شما در نواحی بدخشان سکونت و جایداد داده میشود و در ملک شغنان بعد ازین گذران شما با رعایای آنجا امکان پذیر نیست و اگر واگر عیالها را نخواهید هر آئینه بقتل خواهید رسید نامبرده از خوف مرگ خود خط بنام تعلقات و پسران خود نوشت که خودم واپس بخورسندی و سرفرازی مقرر شغنان شدم که
تاریخ شقنان ۳۴۱ رهنمای قطغن و بدخشان شما یان بخاطر جمعی بخانه و جای خود بیائید زمانیکه شما بخانه خود رسیدید مرارخصت مینمائید و استر خاص من معطل بآمدن شما است همان خط اورا سردار عبدالله خان بصحابت شاه زمانخان کرنیل و جمعه خان کمیدان و سید دیوانه و چند نفر شغنی که محرمان عیالهای او بودند فرستاد. آنها با عمله خود در شقنان آمده نشستند و آدمان یوسفعلشاه رفته عیال و پسران اورا از حد پامیر آوردند. در شقنان که رسیدند کرنیل مذکور همه را محافظت بطرف فیض آباد برد و از آنجا خود یوسف علیشاه و پسران و عیالهای او را بکابل فرستادند و نفری ملازمین را که بهمرۀ یوسفعلیشاه بودند سردار عبدالمدخان دانسته نمود که اگر کسی بخوشی خود بهمراه او میرود ممانعت نیست والا حکمی فرستاده نمیشود درینصورت اکثر نفری از یوسفعلیشاه خان جدا شدند و اپس شقنان رفتند : بعد ازان گلزار خان رساله دار بهمراه دو دسته خاصه دار که دو صد باشی داشتند یکی ظریف خان ثانی جمعه خا
تاریخ شغنان ۳۴۴ رہنمای قطغن و بدخشان مقرر شغنان گردیده و گلزار خان حاکم و صد باشی‌ها در زیر د[ست?] او بودند تقریباً دو سال حکومت کرد در بارعایا سلوک و گذران خوب داشت اما خاصه دارها بمال مردم دست درازی داشتند و او مانع نمیشد. دو سه نفر دیگر از معتبرین شغنان حکومت افغانان را ناگوار میدانستند زیرا که دست تسلط شان از ظلم کوتاه شده یکی فرخ شاه که پیرمردم شغنی بود دوم تطرشاه روشانی و بعضی دیگر آنها تحریک کرده چند نفر را از اقسقالها و اربابها را با خود متفق نموده و مشوره کرده گلزار خان تطرشاه را بجای خود مهمان نموده و در ان مهمانی خود او را و آدمانش را دستگیر کرده اسلحه و یراق و مال شانرا هم غارت نمودند و هما[ن?] ساعت نفری کثیر در قلعه رسیده خاصه دارانرا که آنها نیز غافل ازین معنی بودند گرفتار ساخته و یراق و سامان شانرا نیز گرفته و همه را ببردۀ باره بارتنگ که محل تنگ و دشوار است محبوس کردند و حفاظت آنها را نیز بکمال احتیاط میکردند چون راه شیوه از کثرت برف مسدود بود در راه غاران پہرہ بجد[؟]
تاریخ شغنان ۳۳۴ رهنمای قطغن و بدخشان سنگ سوراخ مقرر نمودند که این خبر را کسی در بدخشان نبرد لکن افسقالهای موضع شاخ دره شخصی را مقرر کردند که از راه واخان رفته و بزیباک خود را رسانیده و از آنجا بفیض آباد رفة و سردار عبدالله خان را از حقیقت اطلاع دهد سردار مذکور سیدال خان جرنیل را با کندک هزاری و دو تولی حیدری و دو توپ بدانطرف حرکت داد و شاه علم خان کرنیل و فیض محمد خان کمیدان و شمس الدینخان اجیدن از راه زیباک غاران عازم شغنان شدند و از زیباک شاه عبدالرحیم و سیدرضا را که پیرهای مردم شغنی بودند همراه خود آوردند -- فرخ شاه که از آمدن لشکر نظامی خبر شده خفية پیامی را بسردار که مبنی بر استعفای جرم خودش بود فرستاد و دختر خود را هم بهدیه حضور او نمود تا منظوری یافتن کناره شد و منتظر تا طرف درواز گریخت مردم شاخ دره مطیع شدند و مردم شغنان از خوف تماما بدره بارتنگ وغیره اطراف فرار کرده و گلزار خان حاکم و خاصه دارها را رها نمودند و در حد داهن دره بارتنگ
تاریخ شغنان ۳۴۴ بنای قطغن و بدخشان مورچلها را برای جنگ آماده ساختند. جرنیل سید آل خان بمقدمه نرفته شبغنان استقامت کرد و مردم را استمالت میداد و همان سید عبدالرحیم شاه و سید صادق شاه را نزدشان فرستاد تا مدت سه چهار ماه مرد ما نر اپس بوطن خاندها شان آورد و کسی را بنا بر وعده و پیمان که نموده بودند ضرر نرساند و نقصانات گلزار خان حاکم و خاصه دار ها را تکمیل کرده و دختر فرخ شاه را نیز سر رشته لازمه سردار عبد الله خان فرستاد فرخ شاه هم بجای خود قرار گرفت و جرنیل مذکور با فوجی خود همانجا تا زمان بغی محمد عیسی خان مقیم ماند. و در زمانیکه عیسی خان بدخشانرا گرفت و سردار عبد الله خان شکست خورده بغوری و بغلان رفت خطوط محمد عیسی خان متواتر به سیدآل خان جرنیل رسید و آخر بهمان فوجی خود بطرف خان آباد رفت و ملک شغنان خالی ماند در ان اثنا بعضی از مردم شغنان سید اکبر برادر زاده یوسفعلیاً را که فرار در و از علاقه سنجا را بود آورده حکمران نمودندی مقدار
تاریخ شغنان ۴۴۵ رهنمای قطغن و بدخشان هفتصد خروار غله که در گدام سرکاری بود غارت کرد و بعضی اشخاص که در حکومت او خوش نبودند آنها را بتاراجی مال و فروش زن و فرزند مجازات نموده چند نفر را بقتل رسانید. دران ایام خواجه نظر نام برادر افشقال مستان از کابل او را خبر کرد که محمد عیسی خانرا لشکر امیر صاحب شکست داده و معاونان او اسیر و دستگیر شدند و دیگر بمردم ها را نصیحت میکرد که در ملک بدخشان افسر و فوج سرکاری رسیده شما خود را بد نام نسازید و طاقت لشکر پادشاه را کسی ندارد. ازین معنی اکبر شاه خبر شده او را بدریا غرق کرد و تابع دارانش بحضور او لاف میزدند که افغانرا چه قدرت است که در ملک ما بیاید اگر آید بگلوله باقلی و تفنگ فلیته ئی همه را قتل میکنیم و حدودات زیباک و غیره را نیز متصرف میشویم و اکبر شاه را زیاده تر دلیری از گفتارهای آنها پیدا شده و شنیده بود که در اشکاشم و زیباک فتح محمد حاکم هنوز نشسته و کسی او را از ان علاقه خارج نکرده مردم
تاریخ شغنان ۳۴۶ رهنمای قطغن و بدخشان شغنانرا فراهم نمود و تیمور شاه برادر خورد خود را سرکرده مقرر کرده بمقدمه طرف اشکاشم فرستاد لشکر شغنی در انحا رسیده فتح محمد خان را قلعه بند نمودند ـ و چند نفر شکاشمی در امتداد بیرون قلعه بهمراه فتح محمد خان معاون بودند اخرالام اظهار کردند که نیمور شاه عیالهای ما را اسیر و دستگیر کرده از قلعه برآمدند و فتح محمد خان را بدست داده تیمر شاه خود او را با مال و اسباب و ملازمان او نزد اکبر شاه برادر خود زنده در شغنان آورد و در اینجا میخواست که او را کشد اما بعضی اقسقالها و معتبرین دوراندیشی کرده نگذاشتند که کشته شود لهذا او را بطرف درواز فرار نمود ـ و فتح محمد خان از درواز بطرف کابل رفت و چندی بعد خبر شدند که نفری بسیا از اشکاشم که امداد تیمور شاه را کرده و عذر بهمراه حاکم نموده بود زنجیر و زولانه شده بکابل رفتند و شاه خان جرنیل در بدخشان رسیده واکبرشاه چونکه جبر وظلم بسیار بر مردم شغنان کرده بود خوف بر و مستولی شده از بیم انکه دستگیر و تاراج خواهد شد
تاریخ شغنان ۳۴۷ رهنمای قطغن و بدخشان پنهانی گریخت سید شاہ خان جرنیل اقسقالها و کلانتران شغنانرا به بدخشان طلبید اینها از بیم آنکه اکبر شاہ را در ملک خود راه داده و معاونت در ناراحی کدام سرکار می لشکر کشی گرفتاری فتح محمد خان کرده بودند بیم خورده نزد او نرفتند. بعدۀ خود جرنیل از راہ شیوه همراه دو کندک که سرکردۀ یک کندک فرماد خان کرنیل و از ثانی میان رحیم خان کرنیل بود بشغنان آمد و مردم شغنان کاملاً از و گریخته بدرۀ بار تنگی رفتند و سه جاه سنگر یا از برای مقدمه بهر دو طرف دریای پنج زدند جرنیل لاچار شده از دو جانب دریا فوجی را مقرر نمود و در سه ساعت هر سه سنگر را از نزد شان گرفته سی چهل نفر از شغنیان مقتول و مجروح شدند و دو نفر از نظامی نیز بشهادت رسیده سه چهار نفر مجروح گشتند و چند نفر شغنیانی اسیر گردید باقی فرار شدہ بجایای دور و دشوار مقام گرفتند- بعد ازان جرنیل مذکور در آنجا قیام نموده بعضی از سادات و پیرهای شانرا تسلی داده نزد خود خواست و آنها را باستمالت اقوام
تاریخ شغنان ۳۷۸ رهنمای قطغن و بدخشان شغنی کاشته بد لجوئی تمام اوشانرا بتدریج نموده بجاهای شان پس آورد و سررشته و انتظام لازمه ملک را کرده خودش پس بدخشان آمد کند خر با دخانرا بهمراه خود برده و کندک میان رحیم خانرا همینجا ماند و عبد الله خان بدخشی ساکن در دوج را که برادر عصمت بیگ فراری مریض حین بود حاکم مقرر نمود چهار سال مشارالیه حکومت کرد و باز انحصه امیرحبیب دارا بشاه خان تقسیم حدود فیما بین دولت روس افغانستان مقرر گردید و مناصفه شغنان و روشان و درجات شاخ دره و غند و بار تکر بطرف روس رفت و نصف در واز که علاقه بخارا بود بتعلق دولت افغانستان آمد و پنجسال دیگر هم دارا بشاه حاکم بود و سپس از ان میان رحیم خانکرنیل سر حد دار بعد از ان تیمور شاهخان کرنیل عوض او آمد و مقیم شغنان گردید و چند سال در پنجا قیام داد و اخر تیمور شاهخان بام هم رفت یک تولی نظامی در پنجا تعین یافت وقتیکه از طرف سرحد روسیه مدآنه با سرک خود ها را تا خارق آورده مرکز حکومتی و استحکامات نظامی خویش را امتداد دادند که بلا بطرف دادیم در ان موضع تاسیس نمودند. تعداد مال شماری شغنان اسپ (۱۳۸) گاو و مرکب (۱۴۱۴) گوسقند (۷۰۷۳)
نقشه درواز و علاقه روسیه درواز مقیاس یک انچ مساوی ۲ میل معادل ۲ ۱/۲ گروه کابل
درواز ۳۴۹ رهنمای قطغن و بدخشان درواز حکومت درجه دوم است در ایام سابق حکومت آن تعلق بخارا بود در وقت حدبخشی افغانستان و انگریز و روس حدودات اینطرف دریابی کاملاً تعلق بدولت افغان گرفت و آنطرف را روسی بتصرف آورد و قشلاقهای دروازچیری بلب دریا واقع است و چیزی بدره جات و دامنه پشت کوه میباشد و زبان مردم درواز فارسی است و چهره شان سفید و قوم تاجک اند اما در قشلاق آن از طایفه اغای خانی نیز میباشد که در زیر اسامی آن قشلاقها نشانداده میشود : قشلاقهای درواز نام ده | تعداد خانه | نام ده | تعداد خانه درشیر اهل سنت | ۵۰ | خنانیگ شیعه | ۷ زینیف « | ۱۷ | درو « | ۵۰ جا شنگ « | ۳۰ | یا مثر | ۳۰
درواز ۳۵۰ رهنمای قطغن و بدخشان نام ده | مذهب | تعدا خانه | نام ده | مذهب | تعدا خانه مای می | اهل سنت | ۳۰۰ | دره کیوف | اهل سنت | ۷۰۰ او بغن بالا | سنی و شیعه | ۸۰ | خوانا و دره پرچیم | " | ۱۵۰ شیکی | سنی | ۳۰ | خلدسنگ جوشان | " | ۴۰ او بغن سفلی دطاق | " | ۸۰ | مناو | شیعه | ۸۰ دره جو و سوریا | " | ۶۰۰ | زنگیری نا | " | ۳۰ کشک در خوان | " | ۲۰ | غمی | " | ۴۰ جراب | " | ۸ | جامرس بالا | شیعه ۵۰ سنی ۱۰ | ۶۰ ورقد | " | ۸۰ | جامرس سفلی | شیعه ۶۵ سنی ۱۵ | ۸۰ خوغزه یلون | " | ۲۰ | نسی | شیعه ۶۰ سنی ۱۰ | ۷۰ دره شیکی | " | ۶۰ | خار دره | شیعه | ۴۰ غمی سفلی | شیعه و سنی | ۳۰ | | | خانه های مردم مذکور الا گلخان است نفوس شان تا بیست هزار میرسد و ماتحت حاکم آنجا یک علاقه دار هست که در خواهان می نشیند *
درواز ۳۵۱ کتابهای قطغن و بدخشان کیفیت راه درواز از آخر روشان که اگر کسی برود همردزه در خضاب میرسد و از آنجا تا قشلاق درد (۶) کروه و از درد تا غی نیز (۶) کروه مسافت است و (۶) کروه تا جامرس بالا و ۲ کروه تا زنیف و (۶) کروه تا چاشنگ و (۶) کروه تا مای می و از اینجا تا اویعن بالا (۵) کروه و نانسی که سابق حاکم نشین بوده (۲) کروه بذ القیاس از یک قشلاق تا دیگر (۶) کروه ضیافه و کمتر فاصله میباشد چنانچه طول دره از بلب دریا هشتاد کروه با خواهان محسوب میشود عرض ان یکست و همانقدر فاصله دیگر اطراف آن نیز میباشد و از طرف شغنان و روشان که میروند کوتلهای بسیار سخت و دشوار دارد و از طرف فیض آباد که روانه شوند تا کوف آسانی دارد و از کوف تا شکی کوتل سخت دارد و اگر از شکی بخواهان بروند از لب دریا سوار رفته نمیتوانند . از کوه راه دیگر دارد که در ان بسوار رفته میشود و از فیض آباد منزل اول
درواز ۳۵۲ رهنمای قطغن و بدخشان طرف درواز در دو آب یفتل و از آنجا بقلاب راغ و از آنجا به بند بالای راغ و از آنجا بسر دشت و از آنجا بحوض شاه و از آنجا به نشیر و از آنجا بکوف و از آنجا به نشکی میرسد و از آنجا بهر قشلاق از قشلاقهای لب دریا راه میرود * زراعت اکثریه زراعت مردم درواز از قسم گندم و جو، ارزن و باقلی، مشنگ است در بعضی قشلاقها پنبه نیز بعمل میآید مثل خواهان و نسکی. و گندم را در برخی از دهات بماه میزان و اکثر جاها بحمل و ثور میکارند و در سنبله درو میکنند و در زمینهای للمی غیر از گندم و جو دیگر جنس حاصل نمیکنند و در اطراف کوف و در جات خواهان و حوض شاه و جربا اکثر زراعت شان للمی است فواکه از اقسام فواکه توت ، گیلاس ، شاه توت ، زرد آلو،
درواز ۳۵۲ رہنمای قطغن و بدخشان و آلوبالو، سیب و ناک، شفتالو، انگور، خربوزه، تربوز و انجیر، انار، بهی دارد و بکثرت میباشد : صناعت برک بافی، جراب، پلاس، کرباس، الچه بافی در بین شان مروج است کرباس و الچه زنها میبافند و برک را مردهای شان میبافند و رشتن پشم و تار نیز تعلق بزنها دارد و عورات عام شان روپوشی ندارند و از مردم خوانین علما و خانزادگان و سادات و میرهای شان زنان خود را بستر نگهدارند : خوراک اکثر عادات شان خوردن آش اتاله و باقلی مشنگ است بعضی اوقات در شب های جمعه نان گندم و جو میخورند و معتبرین شان طعام شایسته بهمان میدهند
درواز ۳۵۴ رهنمای قطغن و بدخشان و ملک شان غله خیز و زمینداری للمی شان بسیار است اما از بی همتی خود زمینها را بی زراعت مانده و برای خوراک خود از کولاب و پار دریا غله می آرند + پوشاک نسبت بمردم شقنان لباس مردم درواز خوبتر است و مرد و زن شان خوش لباس میباشند . عوام از کرباس سفید و چکمن و برزو و خواص از سان کوره و سفید پوشاک ساخته و لنگی ململ بر سر و چپن های بخارائی در بر میکنند و چمس و پایزار و موزه را در پا استعمال مینمایند مردم صاحب استعداد و علماء و معتبرین نیز در بین شان است و کفش های چوبی را بهمراه چمس بپا میکنند و منزل بهمان نعلین چوبی میزنند + اسلحه چونکه سرکشی کرده بودند تفنگهای سابقه شان بضبط
درواز ۳۵۵ رهنمای قطغن و بدخشان آمده بود حال باز تا سه چهار صد تفنگ فلیتئی پیدا کرده اند اسامی معتبرین درواز نمبر اسم سکونت نمبر اسم سکونت ۱ ملاغوث محمد جامرس علیا ۱۳ ملاعبدالحکیم مای می ۲ اقسقال عشرت شاه " ۱۴ ملاعبدالکریم " ۳ اقسقال یوسف جامرس ۱۵ شاکر بیگ وکیل " ۴ ملاکبیر " ۱۶ رفیق ورضوانشا " ۵ سیدمحمودشاه خلف اقائی خانی " ۱۷ ملا محبوب " ۶ عصمت الله غمی ۱۸ ملانعیم شوریان ۷ شریف محمد " ۱۹ عبدالرسول منور بیگ خانه ۸ قاضی ملامظفر درقد ۲۰ عبدالله بیگ شکی ۹ اقسقال شیر محمد " ۲۱ عبدالمعالی " ۱۰ حیات محمد " ۲۲ ملا دلاور خالالی ۱۱ ملا شیخ ابوالحسن مای می ۲۳ اقسقال مرزا " ۱۲ ملا نورالله " ۲۴ " صفر خوانان
درواز ۳۵۶ رہنمای قطغن و بدخشان نمبر اسم سکونت نمبر اسم سکونت ۲۵ عزت الدین بیگ کوف ۳۴ میر شاه جوی ۲۶ مفتی حبیب الله 〃 ۳۵ عبدالرزاق زنگرالی ۲۷ ملا هاشم 〃 ۳۶ ندری شاه اوبغن ۲۸ اعظم شاه 〃 ۳۷ معظم بیگ حوض شاه ۲۹ ملا میرزا نسی ۳۸ جوی برادرزادۀ ۳۰ ملا عبدالله 〃 ۳۹ مخدوم نورالدین از زیر دست ۳۱ میرزا غیاث خان ۴۰ میرزا عبدالمومن ۳۲ ملا ایشانجان میر خیل و شخص ۳۳ صفر علی بیگ هنرمند است تاریخ درواز در زمان قدیم شاه محمود خان کلان و حکمران درواز بود میگویند از اولاد سکندر است در زمانیکه امیر مغفور ضیاء الملة والدین بطرف سمرقند میرفت چند نفر از ملازمان او از راه درواز
تاریخ درواز ۳۵۷ رهنمای قطغن و بدخشان عازم سمرقند شده بودند شاه محمود خان عزت داری آنها را کرده و تحفه نیز برای امیر صاحب بصحابت آنها فرستاده بود چندی بعد امیر مظفر شاه بخارا بالای درواز لشکر کشی نمود و شاه محمود در ا شکست داده در واز را تصرف کرد و شاه محمود و شاه افضل خان هر دو برادر از طرف مرغیلان گریختند و از آنجا رفت و آمد با امیر ضیاء الملة والدین در سمرقند مینمودند و رابطه دوستی او در آنجا با امیر صاحب مستحکم تر شد زمانی که ضیاء والدین بار دیگر بر سریر سلطنت کابل تکیه گزین شد شاه محمود خانرا از مرغیلان خواست و مصارف راه از برایش فرستاد چون بآستان بوسی رسید او را اعزاز بسیار فرمود و بایت نخواستن عیالهایش کرد و دوازده هزار روپیه برای مصار راه آمدن عیالهای او از راه مزار شریف فرستاد و حبد کوه را در مزار شریف سردار محمد سلیمان خان ضبط نمود و خودش هم از امیر صاحب بنی کرده و خیال گرفتن کابل را نموده لشکرهای ترکستان را با خود متفق ساخت و آغاز شورش را نمود تا انکه به پاداش
تاریخ درواز ۳۵۸ رهنمای قطغن و بدخشان عمل خود رسیده ولشکرهای او شکست و خود او فرار بملک ادبار گردید و ضیاء الملة والدین برای انتظام ملک ترکستان رونق افزای مزارشریف شد از غارت شدن وجه که برای مصارف عیالهای شاه محمود خان فرستاده بود خبر شد بعد ازان دوازده هزار روپیه دیگر فرستاد که عیالهای شاه محمود و پسران و برادر و برادرزادگانش بکابل آمدند و از برای هر کدام آنها تنخواه لایق و مخارج زیاد مقرر و مرحمت فرموده بهمین جا بکابل قیام داشتند و شاه محمودخان وشاه افضل برادرش بعد از چند سال در کابل فوت شده و تنخواه شان برای شاه عبدالله خان پسر او و برادرانش مقرر گردید و در اواخر سلطنت امیر ضیاء الملة والدین چون حدبکشی دولتین انگریز وروس و افغانستان در سره رات کرده میشد ـ مناصفه علاقه درواز بایطرف دریا تعلق بدولت افغانستان گرفت و میرصفر علی نام در انوقت از طرف شاه بخارا بدرواز حاکم بود ـ شاه بخارا حاکم خود را از آنجا موقوف نمود و میرصفر علی به بخارا رفت
تاریخ در واز ۳۵۹ رهنمای قطغن و بدخشان وجرنیل تاج محمدخان افسر نظامی بدخشانرا از طرف ضیاءالملت والدین هدایت رسید که درواز را تصرف نماید جرنیل مذکور اولاً معتبرین شانرا خواسته و استمالت داده نام نویس آنها را بحضور ارسال نمود که از برای شان خلعت و بنام آنها فرمان دلجوئی ارسال شود و مالیات شان بقرار سررشته که پادشاه بخارا بآنها داشت گرفته اضافه ستانی نکنند اولاً مطابق احکام معمولداشته و بعد ازان صلاح و صوابدید خان نمود که اقسقال عبد احمدخان قوم مغل ترک ساکن ارگوی بدخشان و اقسقال قربان محمد ساکن غرمی جرم بدخشانرا با چهار صد نفر سوار و پیاده قوم بدخشی بزیر دستی آنها فرستاد که درواز را تصرف شوند نامبردگان که با نفری ایجاری بطرف درواز رفتند مردم در واز سرکشی نکرده آنها را راه دادند تا دو سال همان دو نفر حکومت در واز را کرده و نفری زیر دست خود ها را بطور تهانه در لب دریا بقشلاقهای درواز گماشته بودند که حفاظت نمایند تا از انطرف دریا از تعلقہ بخارا و روسی کسی
تاریخ درواز ۳۶۰ رهنمای قطغن و بدخشان دست درازی نکنند واقسقال قر بانخان در کوف وعبد محمد خان در نسی و کریم خان قریغ ترک ساکن در انجم در شکی نشست حکومت میکردند و میر نصرت اللہ بیگ از قوم صفر علی حاکم سابقه درواز بعد از رفتن صفر علی در وطن خود که درواز است آمده سابق از خوف صفر علی آمده نمیتوانست ـ اقوام درواز نامبرده را از سبب اینکه میر خیل شان بود اکرام میکردند و صاحب اعتبار بوده در ابتداء متابعت حکام را میکرد در اخیر بستگی مردم با و زیاد شد و فوجداران از و بستادی شده شکایت بجبریل نوشتند و جبریل چند نفر اقسقالهای درواز را خواسته کیفیت را از آنها پرسید آنها نیز تصدیق قول حکام را کردند بعد از ان جبریل مذکور میرزا غلام حیدر خان کوتواله دار و میرداد خان حواله دار را با یک پہره سوار و یک پہره پیاده به بهانه جمع آوری مالیات مقرر درواز نموده و پنهانی آنها را دانسته کرد که نصرت الله بیگ را بحکمت عملی بفیض آباد بیارند و اگر ممکن نشد او را دستگیر نمایند اینها که رفتند نصرت الله بیک از ین معنی واقف شده
تاریخ درواز ۳۶۱ رهنمای قطغن و بدخشان و پنجصد نفر نوکر پیشینه درواز را با معتبرین آن و کلانتران قوم بطرف خود گردانیده اختیار سرکشی نموده بود و فوجدار آن مذکور را با نفری شان کامل دستگیر کرده انتظار آمدن پاره نظامی را داشته بکمین بودند اینها را که رسیدند نیز گرفتار و محبوس نمودند و اسلحه و اسباب شانرا تاراج ساختند و راه را مسدود کردند که کسی خبر بفیض آباد نبرد. لکن قاضی لطیف نام دروازی خفیہ این کیفیت را در فیض آباد رسانید جرنیل تاج محمد خان از برای دوره به سنجان برآمده و میان رحیم خان کرنیل را قایم مقام گذاشته بود کرنیل فوراً اطلاع بطرف جرنیل فرستاد و از راه واپس گشته با شش تولی و توپ و دو طوپ رساله روانه درواز شد و به پنج شب در قشلاق نشر تعلقه کوف رسید و نصرت اللہ سنگ با پنج شش هزار نفر دروازی در کوف از برای مقابله آماده نشسته بود و شب اول یک تولی را بطور شبخون بالای نفری شان که باینطرف دریای کوف بود مقرر نموده و از آنطرف چیزی نفری بمقابله
تاریخ درواز ۳۶۲ رهنمای قطغن و بدخشان آمده بودند با هم مقابله شدند شش نفر از آنها مقتول شش دیگر محبوس شده باقی گریختند و از سپاهیها کسی کشته نشد فردا نظامی ازینطرف دریا و مردم درواز بآنطرف مقابل شده مقدمه کردند سی چهل نفر از آنطرف مقتول و مجروح شده و یک نفر سپاهی از ینطرف بقتل رسید و دو نفر زخمی شد و نصرت الله بیگ و لشکر او شکست خوردند و خود نصرت الله بیگ بجانب حصار بخارا گریخت و قبل ازین جرنیل از فیض آباد پادشاه خان نام را که از اقوام شاه سابقه درواز و ساکن زردیو بود خط بنام حاکم شغنان داده مقرر داشته بود که بکجا شغنان را با خود گرفته از راه لب دریا بهجوم مدرواز برده نامبرده در همین روز که نصرت الله بیگ بکوف مقدمه داشت از انطرف به نسی رسیده و بندیها را کاملاً خلاص نموده بود و از انطرف در کوف بهمراه نفری خلاص شده گی نزد جرنیل رسیده و از جانب بندیها نیز جرنیل را خاطر جمعی حاصل آمد که زنده و سالم واصل گردیدند و مردم درواز همگی بسلام آمده از گذشته
تاریخ درواز ۳۲۳ رهنمای قطغن و بدخشان نائب و از آینده امن خواسته سورسات برای خوراکه نظامی وغیره تا مدت دو ماه متواتراً میرسانیدند تا آنکه انتظام لازمه را جرنیل کامل نموده تعلقات نصرت الله بیگ و بعضی مفسدین را جمع کرده بدارالسلطنه روانه نمود و اسلحه ویراق درواز را کاملاً جمع نموده تحویل میگزین سرکاری کرد و خود او بمراجعت بفیض آباد کرده سه تولی از نظامی را با سه نفر کپطان در آنجا بطور تهانه مقرر نمود بدینقرار که یک تولی در خواهان و یک تولی در نسی و دو پهره در کوف و چهار پهره در شکی و دو پهره در مایمی و دو پهره در جا مرس بالا و شاه صمد خان لهوگردیرا حاکم مقرر نمود و چهار سال حاکمی کرد و بعد ازان استغاثه مردمان درواز و از دست نفری نظامی بکابل رسید و شاه صمد خان را بکابل خواستند و ایشیک آقاسی شهسوار خان بطور ممیز مقرر شد ۹ ماه بدرواز هم ممیز و هم حاکم بود و بعد ازان نائب غلام ساکن روستاق حاکم درواز مقرر شد و پس از موقوفی او محمد سعید خان قندهاری بارکزائی مقرر گردید اما سال را
تاریخ درواز ۳۶۴ رهنمای قطغن و بدخشان کامل نکرده بود که از حضور امیر شهید عبدالله خان پسر شاه محمود خان شاه سابق درواز بحکومت آنجا سرفراز گردید و دیگر برادران و برادرزادگان او را نیز منصبهای در نظام و در ملک مرحمت کردند چنانچه محمد ولیخان پسر عم عبدالله خان مبحضور امیر شهید امیر حبیب الله خان سرکرده غلام بچه گان خاص مقرر بود و در اوائل سلطنت امانیه برتبۀ جرنیلی بعنوان رئیس سفارت فوق العاده افغانیه بممالک متمدنه جهت ابلاغ پیامهای خوشیات اعلیحضرت معظم غازی مفتخر گردیده بعد از رجعت کامیابیانه خویش در کابل زمام مهام وزارت خارجیه را بدست گرفت محمد اسمعیل خان پسر عم دیگر که نظامی و عبد المجید خان پسر شاه عبدالله خان کرنیل نظامی و هٰذا القیاس چهار نفر از خاندان مذکور بمرتبه کپطانی و جمعه داری و دیگر خدمات متفرقه مقررند و شاه عبدالله خان هفده سال حاکم درواز بود و فوجداران از جمله پسران و برادرزادگان خود مقرر مینمود و در ۱۲۹۹ شمسی مردم درواز از دست او بدارالحکومه خان آباد قطغن
تاریخ درواز ۳۶۵ رهنمای قطغن و بدخشان استغاثه سردار محمد اکبر خان نائب الحکومه نمودند و شاه عبدالله خان را خواسته از درواز موقوف و بعوضش عزیز الله خان محمد زائی پسر سردار حبیب الله خان قندهاری را مقرر کرد یکسال نامبرده حکومت درواز را نموده بعد ازان عطا محمد خان مقرر گردید، قاضی عبداللطیف خان دروازی که خبر بغاوت نصرالله بیگ درواز را بجرنیل تاج محمد خان رسانیده بود امیر ضیاء الملت والدین او را بحضور خواسته به خلعت و تنخواه سرفراز ساخت و در حکومت درواز یک فرقه را که نوکر پیشه میگویند از قدیم پیشه آنها ملازمت است که بحضور حکام خدمت میکنند و از دیگر تکالیف معاف میباشند و در هر قشلاق خانه واری نوکر پیشه مشخص و معلوم بوده تقریباً در تمام درواز پنجصد نفر نوکر پیشه خوانند بود.
درواز ۳۶۶ رنمای قطغن و بدخشان اسامی حکام درواز اسم حکام مدت موعد ولایت اسم حکام مدت موعد ولایت ۱ قربان خان غوریجی بدخشی ۲ سال ۶ شهسوار خان شاغاسی ۹ سال ۲ عید محمد خان ارگنجی کرنسی ۷ شاه عبد الله خان ۱۷ " ۳ شاه محمد خان لوکردی ۴ سال ۸ عزیز الله خان پسر حبیب الله خان ۴ نایب غلام بیگ خان رستاقی ۵ محمد سعید خان بارکزائی قندهاری ۱ سال ۹ عطا محمد خان عادات و پیداوار درواز در محلات درواز شکار آهو و سیاه گوش و دله خفک و روباه و گرگ و پلنگ بسیار است اما آن مردم صید این چیزها را یاد ندارند و پسته و بزغنج هم در ان علاقه بسیار است کسی جمع نمیکند و عمل تریاک هم در بین درواز رواج یافته مثل مردم شغنان غمره کشی و تریاک خوری ندارند :
درواز ۳۶۷ رهنمای قطغن و بدخشان و ریگ دریای پنج درین موضع زر دارد اما مردم درواز زرشویی نمیکنند و الا بسیار طلا بدست شان می آید. و دره از طرف کوه زنگیربها آمده که طلا بسیار دارد اینجا پنجه در وقتیکه آب دریا کم میشود خاک و ریگی را که از کوه زنگیربها بدریا می آید در حدیکه این آب با دریای آمویه می آمیزد مردمان این منطقه این ریگ و این خاک دریا را حفر مینمایند و بقدر دانه نخود و ماش و کم و زیاد طلا بدست شان می آید و بعضی را که اجل رسیده باشد که همان خاک و گل که حفر شده بالایش می افتد هلاک میشود ازین معلوم است که در کوه درواز کان طلا است اگر جستجو شود پیدا خواهد شد. و یک محلی است درین جا پیس علیا وزنیف مانند غاریکه معروف به نقره کوه میباشد از قشلا[ق] زنیف تا حد غار دو کروه مسافت خواهد بود و دهن غار تنگ و درون او فراخ است میگویند در سالهای قدیم کان نقره در آنجا بود و الحال در آنجا زرنیخ و نوشادر پیدا می شود .
درواز ۳۹۲ رهنمای قطغن و بدخشان و خاک و سنگ آن سرخ است و سفید در غلافا درواز برجا بسیار است فلهذا خانه های خود را سرخ و سفید تیار میکنند و نیز سنگهای سرخ و سفید پیدا میشود که آنرا در آونگها کوبیده دیوارهای خانه خود را از ان رنگدار می سازند و نیز یک سنگی است طولانی که آنرا فلیته ئی چراغ سنگ میگویند در کوه غمی پیدا میشود و بعوض فلیته چراغ آنرا در تیل گذاشته آتش می افروزند ما دامیکه تیل خلاص شود مثل چراغ روشنی میدهد و تا یکسال همان یک فلیته آن کافی است و نیز سنگهای نرم سفید و بور، سبز، سیاه پیدا میشود که از ان غوری و کاسه و دیگر ظرفها می سازند : راه ها از راه دشت راهی بطرف فیض آباد میرود منزل اول آن در پس دیوه غار چوین است که از نواحی شعبان گفته میشود و بفاصله (۴) کروه وقوع دار دو ارتفاع و
درواز ۳۶۹ رهنمای قطغن بدخشان (۸۸۰۰) فیت است و چون انسان ازینجا زان و بر کوتل شغنان بالا میشود که ارتفاع آن (۱۲۶۰۰) فیت است وقتیکه از آنجا پایان شوند در لب کول می آیند که شنزگان گفته میشود و از کوتل شغنان بمسافت (۶) کروه واقع است و ارتفاعش (۱۰۰۵۰) فیت است و از آنجا بمقام نخچیر پر می آیند که آن نیز (۶) کروه مسافت دارد و ارتفاعش (۱۰۱۲۰) فیت است و از نخچیر پر بمسافت (۸) کروه در موضع دو آب شیوه است که در آنجا شب گذرانیده میشود و ارتفاع آن (۱۰۱۲۰) فیت است و از ملحقات آن زرد یو است که از آنجا تا سیچوچ (۱۲) کروه مسافت است ارتفاع آن (۶۵۲۰) فیت است در آنجا شب گذرانیده فردا به بهارک میروند که ارتفاع آن (۴۵۵۰) فیت است و از بهارک تا رباطک (۸) کروه مسافت است و از آنجا الی فیض آباد (۷) کروه میباشد ÷
شیوه ٣٧٠ رہنمای قطغن و بدخشان کوائف دشت شیوه این موضع کوهستانیست علف زار که دارای دره‌های بسیار و دشتهای بیشمار است ـ و در ایام سابق چند خانه از مردم ارگو و غیره اطراف بدخشان در آنجا سکونت میکردند که آنها را شیوه چی میگفتند ـ چون رجوع مردم مالدار در دشت مذکور بسیار تر شد مردم ارگو و غیره تاب نیاورده از جهتیکه فصل شا را مردم مالدار تاراج میکردند از انجا فرار کرده در وطن قدیم خود رفتند الحال از مردم بدخشان مطبور در آنجا در آنجا کسی سکونت ندارد و مردم شغنیانی در قریب و نواح آن که شبخنان قریب است سکنا پذیرند و خانها ساخته کشت و کار هم میکنند قریه جات شیوه اسم قشلاق | تعداد خانه | اسم قشلاق | تعداد خانه راد علی | ٣ | دره خدیو | ٢ اندراب | ٧ | خنج | ١١
درواز ۳۷۱ رهنمای قطغن و بدخشان اسم قشلاق تعداد خانه اسم قشلاق تعداد خانه زود ۹ قلعه مزار شاه ۸ دولت شاهی ۶ روبان ۴ طاقه ارچه ۳ زنجیر کعبه ۶ پنجشنبه موسفید خنج استاد غلام [رسول؟] ارباب یوسف قلعه مزار شاه - همین خانه ها را در زمستان و تابستان همانجا سکونت دارند - راه ها از طرف فیض آباد یکراه از دره جوغون دارد و نیز از طرف بهارک یکراهی از دره ارغنج خواه - و راه دیگر از قشلاق فرسراغ بهارک رفته بکوتل بام دره و انجاب زردیو و سرغیلان نیز راه ها دارد و از جانب شغنان هم راه پیاده رو از هر طرف و راه سوار از لب کول آمده - و از جانب درواز و راغ هم راه بطرف شیوه آمده که سوار هم
۳۷۲ رهنمای قطغن و بدخشان رفته میتواند. طول درۀ شیوه کلان اندر در بهارک تا سر کول ده کروه است و از کول بالا تر حدود شغنان است و کول شیوه حوضی است که یک کروه طول و کمتر از نیم کروه عرض دارد و از هفت دره آب چشمه سارها و آب برف ها در آنجا جمع میشود راه مخرج آب آن معلوم نیست مگر بطرف شرقی کول اندکنار آن قدری دورتر از زیر سنگها آب بر آمده طرف در مارخت شغنان میرود احتمال میرود که آب مذکور از همین حوض باشد : قریه جات درۀ های شیوه نمبر | اسم دره | نمبر | اسم دره ۱ | شیوه کلان | ۷ | دره گلستان ۲ | دره پیلو | ۸ | دره سنگر ۳ | دورخ دره | ۹ | خونی دره ۴ | شاخ دره کلان | ۱۰ | شاخ دره خورد ۵ | دره کلوچ | ۱۱ | پم دره ۶ | دره هزار چشمه | ۱۲ | دره میرزا نبات
شیوه ٣٧٣ رهنمای قطغن و بدخشان در ایام تابستان مردم قندهاری و طائفه ها افغان و کابلی مثل قوم گادی و غیره وعرب بغلان و تیمور خان اباد ـ وطائفه های ترک اطریجی ومردم ارگو و دیگرجوا بدخشان تقریباً (٨) هزار خانه دار مالدار در شیوه رفته بهما دره جات مالداری خود ها را از قسم گاوها و گوسفند ها و کلان اسپ و شتر که تخمیناً به (١٢) لک مال و مواشی میرسد میبرند و در علف زارهای دره های مذکور میچرانند از ثور الی برج سنبله در آنجا مقیم بوده در آخر سنبله واپس کوچ میکنند و یک دشت دیگر در بین راغ و درواز است که انرا ایس نیز مینامند در انجا مردم مالدار همانقدر یا کم و زیاد ازان رفت امدا و بدون از مردم شغنان که در دشت شیوه قدری کشت میکنند در دشتهای باقی کشت و کار نمیشود و نه درخت دارد : آبهای دره جات شیوه از هر طرف آبها بحد موضع دو آب شیوه جمع میشود باره
شیوه ۳۷۴ رهنمای قطغن و بدخشان خنج و اندراب رفته در بین روشان و درواز بدریای آمو داخل میشود چنانچه فاصله حدود درواز و روشان همین دریای شیوه است و اینکه از شاخ دره کلان می آید طلا دارد زیرا که طائفه زرشویهای نواحی بدخشان در سابق بهمان رود شاخ دره زرشوئی میکردند و از ریگ رود مذکور طلا میکشیدند تبرغان که مردم شیوه او شانرا منگ میگویند در شیوه بسیار است شکار ماهی مرغ آبی در تابستان و شکار آهو در زمستان نیز ممکن است *
نقشه شهر بزرگ مقیاس یک اینچ مساوی ۴ میل معادل ٢ ١/٢ کروه کابل راه راغ بخو پایان چوگالی بخو پایان کرم پیلی تیاره چشمه سنگ وت اسیر کننه ده گردن میر خلوجی پشمان سموع الوان دره چشمه خوطی ده گردی خو دو گان پیتاد خاک چکه خواه ه اسپانجوان راه چیر میدان فقلانی انگریان طولان خانی انگاری پشاره از و شخم دشت یک قدوق مغزار جاده پلینگا نارپشت سلمند سفید شاخ راه رستاق بجیل کول یخمتان پاسه پور پرخم دره زردک چنار گردش گرنیک پشویل الوژی خشک چوکانی قدق قلوع ایجان پایور راه رستاق یشمندی راه دره داونگ ریز کوتل راه چاه آب راه رستاق
شهر بزرگ ۳۷۵ رهنمای قطغن و بدخشان شهر بزرگ این موضع علاقه‌داری درجهٔ دوم است و از مرکز فیض‌آباد بطرف شمال (۲۰) کروه مسافت دارد اما در بین راه مذکور رباط نیست و در خود شهر بزرگ رباط است مردم‌های آنجا تاجک میباشند و زبان فارسی دارند و سرنگ سفید چهره اند اما در اطراف و نواحی آن مردم اوزبک و قلق و هزاره سکنا دارند که هزاره فارسی و قلق اوزبک ترکی و اوزبکی میگویند قریه‌جات شهر بزرگ اسم قشلاق | تعداد خانه | اسم قشلاق | تعداد خانه خور دکان | ۷۸ | شنجان | ۸۲ پیتاو | ۱۳۰ | ملوان | ۹۸ سمیغ | ۱۲۸ | دلگی | ۳۳
شهر بزرگ ۳۷۶ رهنمای قطغن و بدخشان اسم قشلاق تعداد خانه اسم قشلاق تعداد خانه کرۀ بالا ۴۹ وندیان ۱۸ شاه دشت ۸ بجستان ۲۳ پای مور ۱۱ خاک و پشتاو ۷۳ یادیو ۱۶ درۀ میدان ۲۳ قدق ۱۳ رباط گردن ۱۶ ملوان ۳۰ کرۀ پایان ۵۵ گردن ریگ ۵۵ زیر کوتل ۱۰۰ دشت فرنگ ۲۰ سفید شاخ ۰ غنفر سفلی ۲۱ غنفر علیا ۲۳ شیخ آب پر ۲۲ قدق قلغ ۳۰ آب گنده ۴۰ درۀ زرک هزاره ۵ چکانی ۸۳ نار دره ۲ کانگ بالا و پایان ۱۸۰ چنارک ۱۵ جوگانی ۱۳۳ درش مندی ۲۵ فریشک ۷۶ چشمۀ خریطه ۰ برخم ۱۳۰ کول ۶۷ چکه خواه ۳۷ پشه دره ۱۴۰ اسپانخواه ۳۰۰ انگاریان ۵۰ سنگدره ۴۴ ده توت ۱۵
شهر بزرگ ۳۷۷ رهنمای قطغن و بدخشان اسم قشلاق | تعداد خانه | اسم قشلاق | تعداد خانه چله تان | ۵ | کُوش گریگ | ۴ اَرِش خَم | ۲۰ | یاغور | ۲ الکوزائی | ۱۵ | ایان | ۱۰ زستانک | ۲ | سَلند | ۵ حاوه | ۲ | شوریل | ۲۰ مغزار | ۷۵ | یاصف | ۷۰ نفوس شان به ده هزار بالغ میشود. صناعت، خوراک، پوشاک و غیره گندم، جو، زغر، کنجد، نخود، پنبه را للّمی میکارند و زمین آبی در بعضی جاها اندک اندک دارند اما اکثر زمینها شان للّمی است در زمین آبی رشقه و باغ فواکه را معین مینمایند و بواسطه که زمین شان للّمی است در باران سالی غله های بسیار را مالک میشوند، و قریجات شهر بزرگ
شهر بزرگ ۳۷۸ رهنمای قطغن و بدخشان بالای تپه ها و غیره جاهای از یکدیگر دور متفرق افتاده و از جاهای دور و دراز برای خوراکه خود آب بالای مرکب ها می آورند ـ و قالینهای شان نیز گلمی است : کرباس بافی در بین شان بسیار است و مالدار هم دارند از پشم آن نمد مالی و جل ، جوال ، نوار ، رسن پلاس میسازند و بعضی قشلاقهای شان کسب زرشویی را پیشه دارند : کسانیکه استعدادشان بیشتر است نان گندم را استعمال میکنند و عوام الناس گاه گندم و گاه جو و آش همراه ماست و دوغ و یا نان و شیر و قروت آب میخورند اکثر نان و شیر و چای نمکین را استعمال میدارند ـ دعوض روغن تیل زغر را بعمل می آرند : چون تجارت گوسفند فروشی در بین شان بسیار است باطراف کابل و غیره گوسفند ها را فروخته برای خود و تعلقات خود رخت خریداری کرده می آورند و بخروش هم می آرند.
شهر بزرگ ۳۷۹ رهنمای قطغن و بدخشان و عوام شان زن و مرد کرباس میپوشند و پوستین چه نیز میسازند و میپوشند : مانند دیگر مردم بدخشی شوق اسلحه و یراق در بین شان نیست بعضی اشخاص یگان تفنگ فلیته ئی دارند که تمام آن از (۱۵۰) میل اضافه نمیشود : ریش سفیدان شهر بزرگ میگویند که پیش ازین هرکس که در بدخشان میر میبود ما تحت او می بودند و خرج و باج اورا کشیده تاوان به او میدادند و اگر میر ها یک با دیگر جنگ و مقدمه میکردند نیز نفری ها در بین شان کشته میشدند نفس و مال و اولاد مایان در اکثر اوقات از دست میر ها در معرض تلف می افتاد چند سال در ایام سلطنت امیر شیرعلیخان مرحوم از هرح و مرج فارغ بوده و بعد از ان از حین استقلال دولت افغانستان که بتصرف اقتدار جناب ضیاء الملة والدین مرحوم درآمد شاهد فارغ بالی و آسوده حالی را بآغوش گرفتیم
شهر بزرگ ٣٨٠ رهنمای قطغن و بدخشان همه مال و آل و عیال ما در امن مانده و بکار غریبی خود اشتغال داریم ٭ راه‌ها از شهر بزرگ راه‌ها بهر جانب میرود بطرف جنوب آن رستاق بفاصله (۱۲) کروه و بجانب غربی آن چایاب و بطرف شرق آن یفتل و بجانب شمال آن راغ و علاقه دادنگ که قریه جات راغ است راه میرود و سوار از هر راه رفته میتواند و به آنطرف دریا که علاقه کولاب است نیز راه رفته ٭ تعداد مالشماری شهر بزرگ گوسفند (۲۷۷۱۳) گاو، مرکب (۴۸۳۱) اسپ (۳۸۴)
راه جلال اباد نقشه کوهستان کابل کوه صافی تگاب نجراب پنجشیر بگرام چاریکار غوربند راه خان اباد کابل پغمان ارغنده میدان وردک مقیاس یک انچ مساوی ۴ میل
رستاق ۳۸۱ رهنمای قطغن و بدخشان رستاق این موضع حاکم نشین درجۀ اول است محکمهٔ دارالقضا هم دارد و ارتفاع آن «۴۷۷۰» فیت و هوای تابستانش «۹۰» درجه است مردم آن سفید چهره و اقوام تاجک و اوزبک و هزاره و قرلق در آن سکنا پذیراند زبان قوم تاجک و هزاره فارسی و زبان اوزبک و قرلق ترکیست و بازار خوب دارد و از هر قسم اسباب تجارتی مروجهٔ آن نواحی دران موجود میشود دارای «۳۰۰» دکان میباشد تجارت شان بیشتر از طرف بخارا بوده پوست باب را ازینطرف برده از آنطرف ابریشمی باب می آورند حال براه فیض آباد چیت و صحن از پشاور براه چترال می آورند پوست روباه و زیره بطرف پشاور میبرند و اسمای گذرها بتفصیل آتی است :
رستاق ۳۸۲ رهنمای قطغن و بدخشان گذر های روستاق اسم گذر تعداد گذر اسم گذر تعداد گذر گذر چرمگری تاجک ۱۱۱ گذر حلوائی تاجک ۱۰۵ " شوره پزی " ۱۰۰ پایان قلعه " ۶۰ (۳) کاروانسرای و (۳) مسجد جامع و (۴) مدرسه را نیز دارا است * قشلاقهای رستاق اسم قشلاق تعداد خا اسم قشلاق تعداد خا خانقاه تاجک ۵۰ شهر عنیان تاجک ۱۰۵ چغیان ازبک " باغ حصار " ۹۰ سر غار " ۸۰ دشتک سادات " ۷۰ گذر " ۵۰ توت " ۴۰ زویان " ۳۵ سر رستاق سادات " ۱۰۰
رستاق ۳۸۳ رهنمای قطغن و بدخشان اسم قشلاق تعداد خا اسم قشلاق تعداد خا حزائل تاجک طلابات ۶۵ غنج تاجک ۹۰ خواجه خیران تاجک ۶۰ دشت امانی " ۴۰ ایلکاشان " ۵۶ دیوری " ۵۲ طوطی " ۱۴ دشت چنار " ۲۰ خالی دره هزاره ۲۷ قدق اوزبک ۴۰ مند ایل " ۱۴ هزار لسیوج " ۱۲۰ گنده چشمه " ۳۷ گنده چشمه " ۵۰ چشمه قیرق " ۱۶ لنگر سادات ۵۰ دره ازک " ۷ پنجاه " ۲۰ قره بلاق قرلق و ازب ۱۲۰ کیشان ازبک " ۵۰ یا مچی " ۵۷ کمانکر " ۴ خواجه قشقار " ۲۰ یولک دشت قرلق ۱۱ ارقابه قرلق و تاجک ۴۰ حافظان " ۱۰ قلق سیای قرلق ۲۰ تالک " ۳۱
رستاق ۳۸۴ رہنمای قطغن و بدخشان اسم قشلاق تعداد خانها اسم قشلاق تعداد خانها شیخ سلیمان قزاق ۳۰ نارستان تاجک ۴۰ گنده بای 〃 ۳۰ سنگ علی 〃 ۳۰ مرغک 〃 ۲۰ سیاب شیر محمد ازبک ۶۱ آغل سیای 〃 ۳۰ کله بان 〃 ۱۱ سوخته قلعه تاجک ۴۰ قاقل بیگ 〃 ۲۰ زنگ بابا اوزبک ۲۰ لوگری 〃 ۲۰ پشکند 〃 ۸۰ چیه خانه 〃 ۴۰ بای نظر 〃 ۱۴۷ یکه توت 〃 ۸۰ آق جر 〃 ۴۹ قزل قلعه طوچ ترک ۸۳ تولکی سادات و تاجک ۴۰ دمان کیوان بلوچ ۴۶ چلا خواجه خواجه ۲۲ پستکه 〃 ۸۰ سیدآباد سادات ۲۳ خواجه جر غاتو متفرقه ۳۹ ده پشت 〃 ۳۰ سنگر آب تاجک ۲۷ قره قول اوزبک ۶۰ ایوزان 〃 ۲۰
رستاق ۳۸۵ رہنمای قطغن و بدخشان اسم قشلاق تعداد خانه اسم قشلاق تعداد خانه تاش ازبک ٢٦ چپ دره قرلق ۴۰ لنگر قرلق ٢٦ چشمه گان " ۴۳ سرجوی بالا " ۳۴ سرجوی پایان " ۴۲ قره غاچ " ۲۰ چنار " ۱۵ ارلات " ۴۳ چاکر " ۴۰ قزل قشلاق " ۴۶ حقیر قشلاق " ۱۸ دشت میزای " ۷۰ قلعه گرداب " ۲۳ جواز خانه " ۳۲ قدق " ۲۰ داوشی تاوه تاش " ۸۹ دشتک تاحک ۳۰ جمله خانواری تعلقه رستاق و شهر مذکور سه هزار و نهصد و بیست و نه میشود که تخمین بیست هزار نفوس خواهد شد آب دریا و رو بار ندارد چند چشمه در سر رستاق است که آب از آنجا می آید و بلب رود و شهر رستاق باغات در ترکاری و شرحی از زراعت را آب میدهد - و کشت و کار مردم آنجا للمی است ازین بان
رستاق ۳٨٦ رہنمای قطغن و بدخشان (٥) درجه سرد است بلندی رستاق از کابل کم تر مگر هوای او سردتر است * زراعت، حیوانہ، صناعت، خوراک، پوشاک، اسلحه، گندم، جو، زغر، پنبه، خربزه، تربز در املاک للمی بیگارمند و حاصل میخیزند. هر قدر که در زمستان برف و در حمل و جوزا بارندگی شود آبادی و زراعت مردم مذکور خوبتر میشود. و گندم را اکثر در میزان میپاشند کمتر در حمل و ثور و جوزا بزمین میکارند* توت، زردآلو، گیلاس، آلوچه، آلوبالو، سیب، ناک، انگور، بهی، خربزه خوب، تربز وافر دارد * مردم شهر رستاق پیشه وری و تجارت و دکانداری میکنند چرمگری، صابون پزی، کفش دوزی بافندگی مسگری و غیره کسب و هنر دارند و اطراف دهقان پیشه بوده از دیگر چیزها خبر ندارند اکسب زرشوئی میکنند و بوریا بافی بسیار دارند
۳۸۷ رستاق رهنمای قطغن و بدخشان بحدودهای لب دریا در بافندگی شال الیچه و کرباس از مردم قطغن بهتر میباشند و الچه رستاق مشهور است * مردم نفس رستاق طعام خوب میخورند که اهل بازار میباشند - و اطراف نان و شوربا یا ماست و دوغ و قروت میخورند یا نان خشک و عادات چای را نیز مردم اطراف ندارند و استعمال آن در بین شان کم است * مردم نفس شهر رستاق خوش لباس و زنان شان مستوره و چیت پوش میباشند و اطراف فراخور حال خود ها در هر چیز فرق دارند * در مردم داخلی شهر بعضی از بایها و اکابر تفنگهای روسی و انگریزی دارند که پانزده یا بیست میل بحساب خواهد آمد و در اطراف از تفنگهای فلیته بعضی اشخاص خواهند داشت که اگر تماماً فراهم شود به سه چهارصد میل خواهد رسید اضافه نخواهد بود- راه ها چون رستاق زمین وسیع و هموار دارد نفس رستاق
رستاق ۳۸۸ رهنمای قطغن و بدخشان در لب رودیکه آب چشمه سارهای سر رستاق دران می آید واقعست، شمالی و جنوبی افتاده و از چهارطرف بهر سمت راه رفت و آمد میباشد چنانچه بجانب خان آباد کشم کلنگان و فیض آباد و شهر بزرگ و چاه آب و کنار دریای پنج و آمویه راه های بشمار است و بآنطرف آمویه نیز راه های بسیار از رستاق و چاه آب رفته که مردم بلد همه روزه از چایاب و نواحی آن کلاب و حصار و جوبک و غیره حدودات پار دریاب خود را میرسانند و از انطرف بدینطرف می آیندـ در وقتیکه لب دریای آمویه باینطرف در ریاست پہره های نظامی افغانستان بمواضعات ذیل مقرراندـ ینگی قلعه پہره رسالہ کذیش دو پہره رسالہ سمتی یک پہره انجیر یک پہره آی قلی یک پہره ـ و بہ آنطرف دریا که علاقۀ روسیست نیز چند جا از قدیم نظامی و چهاونی داشت چنانچہ در مقابل سمتی بموضع بہارک و قشلاق باغ گلدش چهاونی چوبک و محاذی ینگی قلعه در حد قرحار پہره روسی بود حال نیست
رستاق ۳۸۹ رهنمای قطغن و بدخشان بلکه در وقت قره تپه نیز سپاه و پهره خانه روسی بود - اما چون دریای آمویه بآنطرف هر دو قریه را پیدا کرد و رفت و قره تپه را روسی واگذار شد و داخل علاقه دولت خداداد افغانستان آمد که حال یک پهره در قره تپه و یکی در یتیم تپه و یکی در بوستان نشسته حفاظت بندر را میکنند.
رستاق ۳۹۰ رهنمای قطغن و بدخشان معتبرین و علمای رستاق نمبر اسم نمبر اسم ۱ داملا غلام شاه ۱۳ داملا عبدالحکیم ۲ " شاه جهان ۱۴ " محمد عمر ۳ مولوی عبدالحمید ۱۵ " حسین خان ۴ ایشان سید اسلام ۱۶ سید عبدالله ۵ " امان الدینخان ۱۷ ایشانجان ۶ " محمد موسی ۱۸ ملا اسرائیل وکیل ۷ " بلبل شاه ۱۹ ملا محمد غازی " ۸ محمد عظیم خان مرتبه دار ۲۰ محمد ولی " ۹ محمد حسن خانقریه دار ازبکیه ۲۱ ملا اشرف ۱۰ محمد نبی خان - در در بای ۲۲ ملا عصمت الله تجار باشی ۱۱ محمد کریم بای ۲۳ ملا محمد غازی ۱۲ ملا حسام الدین ۲۴ حکیم بای
رستاق ۳۹۱ رهنمای قطغن و بدخشان درین نواحی موقعی است بنام آب آسیا به که بمساحت (۹) گروه و ارتفاع (..) فیت از التین جلو افتاده و راه در میانه آن هموار و سنگزار و پر مغاک است و در برخی ازان زراعت غوزه مینمایند و اهالی مسکونه این اطراف و جوانب ترک تاجک بوده در شوئی را میکنند و در قرب آن پلی است که آنرا پل ظفر نامند و کوتلی است که کوتل توتی گفته میشود ارتفاع آن (۴۶۲۰) فیت است : راهی از آسیا به به پل بیگم و کشم و مشهد رفته و راهی برستاق رفته است و تقرب رستاق چنانچه قبلا طبع شده چشمه ایست مشهور بچشمه خواجه جرغانو که بدان موضع زیارت خواجه تراب رحمة الله است ازین چشمه آب مانند فواره بآواز کنان میریزد و باز اندکی مکث کرده متعاقباً مثل غلیان دیگ بزرگی که بزیرش بسیار آتش برافروخته باشند جوش زده و خروش نموده گل و ریگ لائی با خود میپاشد و باز آرام میکند تا ثم ـ فتم :
رستاق ۳۹۲ رسهای قطغن و بدخشان ازینجا راهی بسوی ینگی قلعه و یکراه بد خیلان رفته است چاه آب یکی از ملحقات چاه آب بمسافت (۱۴) کروه است و در جمیع اطوار و رسوم و پوشاکه و خوراکه و پیشه مردم رستاق و چاه آب مساوی میباشند نهایت اینکه چاه آب آب جای بدون از یک قشلاق آن که سخن آباد نام دارد بدیگر قشلاقها آن و نفس چاه آب که بازار هم دارد قطعا سرئی نیست و شبجای و زراعت شان تماما للمیست و آب خوردن شان از چاه است که در خانه های خود چاه دارند- گندم، جو، نخود، پنبه، زغر، زراعت مینمایند، و در عین پنبه فالیز خربزه، تربز، کنجد، باجره نیز میپاشند- زراعت را از یک زمین می بردارند بر پشته ها بلکه کوه های چاه آب همه گندم، جو، فالیز کاشته میشود : چنانچه اگر از چاه آب کسی برآمده بیک کوه بلند از ملاحظه اطراف کولاب و حصار چوبک فرخار که بانطرف دریائی آمویست
راه شهر فرنگ راه شهر فرنگ و درکانی دارونگ دهمیان پتاق چشمه غار قصاب ده توت جوی کان چشمه شیر سگ دره پشه ئی دره سنگ چاکران خارستان شاه دره درواز راه درواز اودکی آب سنگ سنگان در در آباد قله تن جیلان یخک انجیر دندون قلعه خان سرایان مغزار دریای آمو چهاریار نقشه چاه آب پیمانه یک اینچ مساوی دو کروه پا کابل
رستاق ۳۹۳ رهنمای قطغن و بدخشان در علاقه روسیه است هفت کروه مسافت طی نماید تمام کوه های آن در موقع زراعت از گندم، جو، خالی از انبار قدیر نامی شان بهرجا افتاده میباشد عوض آب که در ان حدود نمیباشد تماما تربز میخورند *
رستاق ۳۹۴ رهنماء قطغن و بدخشان گذر و قشلاقهای چاه آب اسم قشلاق تعداد خانه اسم قشلاق تعداد خانه گذر درشخواه ۲۰۰ گذر ارنه ۱۶۰ گذر گردنکه ۵۰ آتنجک ۴۵ شاه دره ۷۱ ذکریا آباد ۳۰ دره ارنگ ۵۵ خوشکه خواه ۲۰ صفه کان ۸۰ گزان ۵۶ گلا تک ۸۴ نو آباد ۳۰ ارگسان ۶۰ انجیر ۲۰۰ انجیر ۶۰ سخن آباد ۶۰ یا لشان ۳۰ اودی ۱۵ درشخواه ۳۵ چاکران ۳۰ چشمه حورشید ۲۰ خیلان ۲۰۰ حاجی مراد ۱۱ شور ۹
رستاق ۳۹۵ رهنمای قطغن و بدخشان اسم قشلاق | تعداد خانه | اسم قشلاق | تعداد خانه قدق | ۳۰ | خیرآباد | ۳۰ رباط پلدین | ۱۵ | شجره | ۳ دره غوب | ۱۳ | چشمه گل | ۱۵ شاه مستان | ۳۰ | | همین چهار قشلاق ما قبل از قدق مردم ازبک میباشند باقی همه قشلاقها قوم تاجک اندـ و زبان فارسی دارند و بهمان چهار قشلاق زبان ترکی مستعمل است * مردم اینجا علی العموم در ایام خریف که زمینها را قلبه میکنند عوض آب گاوها را تربز میدهند و کفایت آب را میکند و فواکه و کلیه زراعت شان للمیت میگویند که پانزده سال پیشتر یکپارچه کوه در حین طلوع آفتاب که برف و باران هیچ نبود از جای خود متحرک و جدا گردیده بقدر نیم کروه مسافت آمده برگوشه قشلاق ارنه افتاد و از قشلاق مذکور نه خانه را با بیت و دو نفر مردوزن و یکپیاده باپاده را زیر نمود که با خاک یکسانشدند
۳۹۶ رستاق رهنمای قطغن و بدخشان و بقیه خانواری شان از بیم فرار کرده قشلاق خود را مانده بدیگرجا قشلاق از برای خود ساختند همه رسم چاه آب مثل رستاق است یکصد میل تفنگ فلیته ئی در تمام علاقه چاه آب پیدا خواهد شد اضافه نیست - در نفس چاه آب بازار دار اهل کسبه از قسم کفش دوز، رنگریز، آهنگر، نجار، نجار پیشه یافته است و مردم اطراف زراعت پیشه بوده کرباس الچه بافی هم یاد دارند و جمله خانواری شان تا یکهزار و نهصد میرسد - و نفوس شان هفت هزار از روی تخمین خواهد شد بویا بافی از ته جنگلها در نیکی قلعه بسیار است که برستاق و هر طرف از برای فروش میبرند تجارت بوریا در آنجا افزون است - و علاقه دار در دهات چاه آب مقرر است تحت حکومت رستاق + معتبرین چاه آب مولوی عبدالودود | داملا عمران دروازی | داملا محمد کریم | داملا عبد الله معصوم برهان الدین | " محمد سلیم | " نعمت الله | اشقال فیض الله
شفق فرغار کال توت پوستان مبارک بچه بهار پهلوان سرخ قلعه رئیسی درباچی چشمه عبدالله پیاده تفنگ چقماق های آیینه اش باریک الودن کابل نقشه درقد یعنی سرخ قلعه مقیاس یک انچ مساوی ۴ کروه کابل
رستاق ۳۹۷ رہنمای قطغن و بدخشان اسم | اسم | اسم اقسقال جمال الدین | رئیس جوہر علیشاہ | رجب بای صفر بای | قاسم بای | محمد عطا بای عبدالخیر | سید علی بیک | محمد شریف بای عبدالصمد ینگی قلعه از چاه آب تا ینگی قلعه (۱۶) کروه راه است و ارتفاع آن (۲۱۸۰) فیت است و در عرض راهش کوتل شوریه که رفعتش (۴۳۸۰) فیت است میتیم تپه وقاً است و زمینهای للمی بسیار دارد و در موسم فالیز کاری بعوض آب از آب تربوز احتیاجات شانرا پوره میکنند * اہالی ینگی قلعه افغان، تاجک و ازبک و اشخاص متفرقه هستند. ملک شان وسیع و جنگل زار است - شالی کاری، گندم، جو، زغر، جواری، غوزه فانیز میکارند آب
رستاق ۳۹۸ رهنمای قطغن و بدخشان زراعت شان چیزی از چشمه سارهای خواجه جرغا توست و یک حصه آن از آب نهر است که آنرا از آب آمویه آورده اند و درینجا چهاونی نظامی هم است : قشلاقهای ینگی قلعه اسم قشلاق نفس ینگی قلعه گله‌داش عبدالنظر بیگ مغلان تاش مالته بیگ کرگس خانه خواجه بهاء الدین دشت قلعه ورقت بوستان تعداد خانه ۷۵۰ ۲۰ ۶۰ ۴۵ ۲۰ ۱۵ ۵۰ ۱۰۰ ۵۰ ۴۰ اسم قشلاق خواجه حافظ جو باشی بای آبه پشکنیه ملا بیگ محمد کفتر علی کاکل قره تیپه ارتی خواجه تعداد خانه ۳۰ ۵۰ ۴۰ ۵۰ ۲۰ ۲۰۰ ۱۰۰ ۳۰ ۴۰
رستاق ۳۹۹ رہنمای قطغن و بدخشان جمله (۲۴۰۰) خانه وار میشود و نفوس ینگی قلعه ازبک و افغان و دیگر قشلاقها تماما ازبک میباشند مردم شان مالدار و زراعت کار و زرشوی اند و بوریا بافی را پیشه دارند و نفوس شان تخمینا (۹۸) هزار خواهد بود و نیز اوضاع و اطوارشان مانند مردم رستاق است لکن این مردم در چهره خود گندم رنگ و اهل رستاق سفید چهره است و مردم افغان اینجا شوق اسلحه را دارند بنابراین در بین اینها یگان تفنگ روسی و اکثر فلیته ئی پیدا میشود که تماما اگر در حساب آورده شود البته به (۲۰۰) میل خواهد رسید و در ینگی قلعه علما و سادات هم پیدا میشود اسامی ینگی قلعه نمبر اسم نمبر اسم ۱ دلی محمد بای ۴ امام قل ۲ ملا جلال آتش بای ۵ ملا طاہر ۳ ملا قربان
۴۰۰ رهنمای قطغن و بدخشان ورقت این موضعی است که در جدول فوق ذکر شده و در سابق به پیش روسیه بود و پهره تهانه شان بحد تیوک که حالا در عرض راه واقع است بود - مجدداً بنخاک افغانستا ملحق شده است مسافتش از ینگی قلعه (۹) کروه و ارتفاع آن (۱۹۲۰) فیت است و در عرض راه جنگلی است که تخمیناً (۳۰) کروه خواهد بود، درخت و اشجار بیشمار دارد و هر قسم جانوران در ان موجود است و درینجا تهانه نظامی افغانی نیز است : در اطراف ورقت زیارت نشستجای خواجه بهاء الدین شاه نقشبند است که در حوالی آن مردمان ازبک و افغان سکونت دارند و یک پهره نظامی متوقف است و نیز یک دشتی درینجا است که بنام ترغی تیپه مشهور است تخمیناً (۱۲) کروه خواهد بود - و درین مقام آبادیهای ماہی
رستاق ۴۰۱ رهنمای قطغن و بدخشان بسیار بنظر می آید که موسوم بنامهای ذیل است - قلعۀ ینگی، کفر علی، خواجه بهاء الدین، جرتپه، کاکل قلعۀ ایل خواجه، دیل شیمه که حال تماماً خراب میباشند و اعمار خرابی آنرا بچنگیز خان میکشند و اکثر مقامات مذکور تحت دریا واقع است. و این مواضع فی الحال نیز امکان آبادی را دارد اما مصارف بسیار میخواهد : معتبرین و رقت نمبر اسم نمبر اسم ۱ خوش محمد قراول بیگی ۵ محمد طاهر میر آخور ۲ مراد " ۶ بابا بیگ بای ۳ ابراهیم بای ۷ محمد اسمعیل " ۴ محمد رحیم " ۸ ملا مراد "
رستاق ۴۰۲ رہنمای قطغن و بدخشان کاکل این موضع نیز از توابع رستاق گفته میشود که از ورقت بمسافت (۹) کروه و ارتفاع آن (۱۹۰۰) فیت است و مقامی است دلپذیر و از دریای کوکچه بمسافت (۹) کروه دور واقع است که ارتفاع دریای مذکور (۱۳۴۰) فیت است و از دریای کوکچه بمسافت (۷) کروه رباط هزار باغ است در عرض راه مقاماتی فرخ خوارخار ـ و جوگد، و خوش کلدی است و از هزار باغ تا تالقان (۱۳) کروه مسافت است و ارتفاع آن (۲۹۰۰) فیت است و در عرض راهش طوائف قرلق ساکن و مقامات حذره و پرچاوارتہ بوزا است و از تالقان الی خان آباد مسافت (۱۲) کروه راه است * اما در بین راه کاکل یک دشت است که آنرا تورغه تپه میگویند که بسیار فراخ و هموار و خاک بسیار خوبی دارد
رستاق ۴۰۳ رہنمای قطغن و بدخشان و در قد یم دریای کوکچه از حد پل شیمه نهر کلانی دران دشت گذشته و آبادی بسیار داشت که آثار و نشان شهر و آبادیها جابجا حال نیز بنظر می آید ـ و نیز یک محلی است که بلندی هم دارد بمثل بالاحصار آنرا دای خانم، مینامند که در ایام سابق شهری بود ـ که تا حال نشانی های آبادی در ان نواحی بنظر می آید که اگر توجه بآبادی دشت مذکور شود از دریای کوکچه به نشان نهر سابق آب دریا بخوبی دران دشت آورده میشود و بکمتر زمان آبادی کثیر در ان دشت بعمل می آید و نیز اگر از طرف دریای آمو یه آب بدشت مذکور آورده شود البته ثلث حصه دشت را آب داده میتواند و آباد میشود دشت مذکور (۱۲) کروه طول و در بعضی مواقع ( ۵ الی ۴) کروه عرض دارد ـ و از کاکل الی هزار باغ (۱۴) کروه راه است و از هزار باغ الی تالقان (۱۳) کروه راه بحساب می آید :
تاریخ رستاق ص ۴۰ رهنمای قطغن و بدخشان تاریخ رستاق موسقیدان رستاق میگویند که پیش از آمدن نائب محمد علم خان ، مردم رستاق تحت حکومت میرهای بدخشان بودند - چنانچه ما یان زمان میرشاه را بیاد داریم که برادرش میر یوسفعلیخان نام داشت مدتی میر رستاق بود و از دست میر شجاعت برادرزاده خود بدار البقا رحلت نمود و بعد ازان میرشاه از بدخشان آمده میر شجاعت پسر خود را بدست پسر یوسفعلیخان داده که بقصاص پدر خود او را بقتل رسانید و خود میر شاه پس ببدخشان رفت و میر محمد عمر خان پسر یوسفعلیخان را در رستاق میر مقرر نمودند و برادرش را که میر سلطانشاه نام داشت در چاه یاب مقرر نمودند و آنها تا زمان نائب محمد علم خان درین مواضع حکومت میکردند وقتیکه از حضور امیر شیرعلیخان مرحوم لشکر های افغانستان بسر کردگی نائب محمد علم خان آمدند و قطغن و بدخشانرا در تحت
تاریخ رستاق ۴۰۵ روسای قطغن و بدخشان تصرف خودآوردند ـ میر محمد عمرخان و میر سلطانشاه خان و میرباباخان پسر میر نصرالله خانرا که در کشم مقرر بود نظر بند همراه خود آوردند بمزار شریف و از طرف خود برکد سید احمد خان را حاکم کلان نظامی و ملکی مقرر نمودند رستاق نیز تعلق باو گرفت و در تحت تصرف او شد ـ و چون در زمانیکه فرنگی کابل را تصرف کرد ـ میر سلطانشاه و میرباباخان هر دو نفر آمده اولاً همراه مردم رستاق مصرف خود را قیام داده و مردم رستاق نیز امر شانرا قبولدار شدند ـ بعد از ان یک تولی رساله و یکدسته خاصه دارها که از طرف نائب سید احمد خان درینجا مقرر بودند ـ سلامت از رستاق کشیده بمیر سلطان مراد خان رسانیدند و میر سلطانشاه بر رستاق میر مقرر شد و میرباباخان طرف بدخشان رفت و مردم بدخشان امر او را قبولدار شدند برکد سید احمد خان ـ دفوجی را نیز از آنجا کشیده جانب خان آباد فرستادند و در بدخشان حکومت میرباباخان جاری شد ـ پس از یکسال میر محمد عمرخان که بریا
تاریخ رستاق ۴۰۶ رهنمای قطغن و بدخشان کلان میرسلطانشاه خان بود و طرف تاشکند رفته نزد ضیاءالملت والدین بود - پیدا شد و بتقرب بجوار شهر طرح اقامت افگنده بود و میرسلطانشاه را از آمدن او خبر نبود - در ان روزها ملاقات میر باباخان طرف بدخشان رفته بود میر محمد عمر خان با مردم شهر بزرگ لشکر بر رستاق آورده و رستاق را گرفت و چون خبر بمیرسلطانشاه ومیر باباخان رسید هر دو نفر باعده کثیری عازم انطرف شدند که با محمد عمر خان مقابله نموده رستاق را واپس در تحت تصرف خود بیاورند و چون بچاه آب رسیدند از طرف شغنان شهزاده حسن پسر میرشاه فرصت یافته آمده بدخشانرا در تحت تصرف آورد - میر باباخان و میرسلطانشاه خان دیگر چاره ندیده - سلسله جنبان صلاحیت گردیدن هر دو برادران یعنی میر محمد عمر خان و میرسلطانشاه خانرا باهم صلح داده بنوعیکه رستاق را به محمد عمر خان گذاشته و چاه اب را بمیر سلطانشاه مقرر کردند ومیر باباخان طرف بدخشان رفت در آنجا نیز ما بین شهزاده حسن ومیر بابا صلح واقع شد
تاریخ رساد ۴۰۷ نضامی قطغن و بدخشان که میر بابا خان بدخشانرا گذاشته بکشم آمد و بدخشان بتصرف شهزاده محمد حسن باقی ماند. تا آنکه ضیاء الملة والدین از راه حصار آمده و از دریا گذشته پیغام به محمد عمر خان فرستاد. محمد عمر خان از ینگی قلعه براه حلکه باستقبال شان رفته اوشان را در رستاق آورده بیعت کرد و جناب ضیاء الملة والدین مدت چهل روز را در رستاق گندانیده بعد ازان عازم بدخشان شد و میر محمد عمر خانرا بر رستاق گذاشت و میر بابا خان از کشم باستقبال امیر صاحب آمده بیعت کرد و شهزاده حسن از بدخشان رو بفرار آورده بچترال رفت چون بدخشان از حکومت شهزاده حسن خالی شد ضیاء الملة والدین آنرا تصرف کرده. میر بابا خان را که در کشم مقرر کرده بود حاکم بدخشان قرار داد مدت یکماه بحضو امیر صاحب خدمت کرد بعد از ان امیر صاحب عازم خان آباد شد و میر بابا خان را با خود آورد و میر محمد عمر خانرا هم از رستاق طلبیده چونکه از از میر بابا خان عذر و جنایت ملاحظه کرده بود و در خان آباد
تاریخ رستاق ۴۰۸ رهنمای قطغن و بدخشان میر سلطان مراد خان دست بیعت داد و تابعیت را قبول کرد خود امیر صاحب ارادۀ رفتن کابل را نموده میر بابا خانرا با خود آورد و میر محمد عمر خانرا بلقب سرداری ممتاز کرده حکومت کل بدخشانرا باو مرحمت فرمود مدت (۶) ماه یا زیاده محمد عمر خان در بدخشان حکمرانی کرد که ناگاه میر علم خان عموزادۀ او که فرار کولاب شده بود آمده و مردم بدخشان و غیره را با خود بسته نموده با محمد عمر خان بنای مقابله را گذاشته و شکست خورده بطرف رستاق آمد و خبر میر علم خان بحضور امیر صاحب رسید سردار عبیدالله خان را با لشکر و توپخانه از خان آباد مقرر نمود و ازینطرف میر عالم خان نیز آماده مقابله شد ـ در مشهد و کشم سنگر ها زده بمقابل کمین کرد اما طاقت نیاورده لشکر میر عالم خان باز شکست خورده فرار کردند ـ بدخشان بتصرف اولیای افغانستان در آمد و از طرف سردار عبدالله خان میر محمد عمر خان پس مقرر رستاق شد مادامیکه سردار عبدالله خان ارادۀ خان آباد را نمود و چون بمشهد رسید سردار محمد عمر
تاریخ رستاق ۴۰۶ در نهای قطغن و بدخشان خانرا طلب نموده که سررشته کامِل برایش میدادند - میر محمد خان از خوف گرفتن خود نزدش نرفته بطرف پار دریا فرار گردید بعد ازان شاه زمانخان غلجائی از طرف سردار عبد الله خان در خان آباد از حضور امیر صاحب بحکومت بدخشان با محمد شاه خان مقرر گردید - در وقتیکه محمد اسحق خان بغی را اختیار نمود - قبل از مقدمه غزنیگگ که فوج امیر صاحب لشکرش را شکست داده بود بخان آباد آمد و از رستاق محمد عظیم خان مهمند را که در ان وقت حاکم رستاق بود محبوس گرفت و بکوت یکدسته خاصه دار تعلق ظریف صد باشی در چاه آب و چیزی نفری توپخانه با دو توپ در رستاق بود که میر شاه عالم پسر میر سلطانشاه بگلاب بود از طرف پار دریا بشهر بزرگ رسیده و مردم آنجا را با خود متفق ساخته بگرفتن چاه آب آمد و ظریف صد باشی بمقدمه او برآمد و او شکست داد - ثانی میرشاه عالم بجانب راغ رفته نفری بسیار از خود راغ و شهر بزرگ و دیگر اطراف فراهم آورده باز برستاق آمد و ظریف صد باشی
تاریخ رستاق ۴۱۰ رهنمای قطغن و بدخشان هم در انوقت از چاه آب برستاق آمده بود و نائب رستا که شیر خان نام داشت و دران زمان معتبر و کلان قوم بود از اطراف رستاق سواران بسیار را جمع نموده و اواز داده که لشکر محمد اسحق خان شکست یافت و ملک را امیرصاحب پس گرفت - امروز یا فردا لشکر می آید - و در رستاق اگر پای میرها داخل میبود ضرر و ماد شما را زنده نمیگذاشتند پس لازم شد که یا خود را از دست دشمن کشته و یا او را شکست داده خود را بدنام دولت نسازیم - هر که نامردی کند و جنگ نکند بزن او طلاق باشد و ظریف صد باشی را نیز بمقابل کشیده بود - بعد از یک فیر توپ عراده او شکست جوالهای کاه را آورده زیر عراده شکسته ماندند و بمقدمه پیش قدمی کردند تقریباً (۶ یا ۷) صد نفر را نه تنها بیکساعت شکست دادند بلکه تعاقب شانرا هم نگذاشته تا که دست و گریبان شدند درین مقدمه قریباً هزار نفر از لشکریان شاه عالم بقتل رسید و مجروح شده شکست فاحش خوردند تا که شاه عالم گریخت
تاریخ رستاق ۴۱۱ رهنمای قطغن و بدخشان ور و بفرار آورد و رستاق را ظریف صدباشی تصرف شد و نائب سرخان که کلان قوم بود نگذاشت که در رستاق تصرف مردم دیگر راه یابد تا که چند روز بعد خبر تشریف آوری امیر صاحب ضیاء الملة والدین در مزار شریف رسید. و مردم بسیار از بدخشان خواسته شدند. تابعان محمدسحق خان که فتنه کیشان و غدر اندیشان بودند گرفتار شدند و علاوۀ برگرفتاری و شرمساری تاراج نیز گردیدند و در مردم کلان شوندگان رستاقی کسی خجالت و ذلت ندید و نیز مورد انعام و نوازش گردیدند اسامی حکام از طرف حکومت افغانستان نمبر اسم نمبر اسم ۱ صاحب نظر منگباشی قندوز (در عهد امیر شیر علیخان مرحوم) ۳ شاه زمان کرنیل فالتو (در عهد ضیاء الملة والدین) ۲ جمعه خان افغان قندوز (در عهد امیر شیر علیخان مرحوم) ۴ ملا محمد یوسف خان قندهار ۵ سربلند خان افندی
رستاق ٤١٢ دپچای قطغن و بدخشان نمبر اسم نمبر اسم ٦ محمد اکرم خان غلجائی ١٣ محمد عظیم خان جمشید چهارد ٧ محمد قاسم خان بختیاری ده باسول ٨ عبد الصمد خان پسر براد عبد الش ١٤ محمد عثمان خان اسحق زائی فراه خان محمد زائی ١٥ محمد کبیر خان پسر بلند حاکمه روش ٩ عثمان محمد خان سر گریز ی برادرزاده اخون کرده در بم از و خوش اند آل محمد زمان ایشیک آقاسی حضور ١٦ آقا میر خان کلهار کابل ١٠ عبد الکریم خان محمد زائی ١٧ سلطان محمد خان محمد زائی پسر ١١ محمد هاشم خان " " عطا عزیز خان ١٢ محمد صادق خان " ١٨ محمد صادق خان ایشیک آقاسی بارک زائی تعداد مال مواشی رستاق اشتر اسپ گاو و گهز گوسفند قاطر (٥٥٨) (٦١٢٢) (٣٠٤٩٦) (١٨٤٨٣) (٣)
کانها و قطعن بدخشان ۴۱۳ رهنمای قطغن و بدخشان معادن و کانهای قطعن و بدخشان با اینکه دست طبیعت اقسام معادن انواع کانها را در جهاز این سرزمین موضوع و مدفون کرده است اگر کانشناسها دائق و انجمنیرهای لائق بدان اطراف و اکناف دقت بخرج داده مساعی جمیله شانرا بکار آورند همانا که از مدفونات آن جبال استطلاع بهمرسانند از محصولات آن برای ملک و ملت و دولت فوائد و عوائد سرمیدی فراهم خواهند آورد تا هم کانهای که فعلاً درین اضلاع مرئی و در اطراف و جوانب ان اصقاع موجودند با بتشریح نوع و محل وقوع آن در جدولا آت میپردازیم: نام کان محل وقوع نام کان محل وقوع نام کان محل وقوع نمک کلغکان زغال سنگ نهرین لاجورد کران " چال " " چال سرب " " نمک آب " " تاله و برفک گوگرد " لاجورد ارغنج خواجه م " سنگ گوگرد سنگ مجری زیبا به عمل معمولی زاور ده غاران چودن فیض آباد " " آهن روشان سرب دسا ک " علاقه ها آباد نمک در ونده قرای مختاں
راههای قطغن و بدخشان ۴۱۴ رهنمای قطغن و بدخشان جدولیکه دران تشریح و توضیح طرق راههایکه در صوبه و اطراف واکناف قطغن و بدخشان از یک مقام بدیگر مقام امتداد یافته است : نمبر شمار | اسم مقامات | براه | تعداد مسافت از مقام | الی مقام | کروه | گز | تعداد منزل ۱ | گذر ستی | فیض آباد | رستاق | ۴۱ | ۳۲۶۷ | ۷ ۲ | کاکل گذر | فیض آباد | رستاق | ۳۳ | ۱۰۲۴ | ۶ ۳ | سرای کر | قندوز | حضرت امام قزل بره | ۲۷ | ۱۰۰۶ |
رهنمای قطغن و بدخشان ۴۱۵ رهنمای قطغن و بدخشان ملاحظات سرتاسر این راه علی العموم هموار است البته موضع در میان سمتی و رستاق که مسافت ان ۳ میل میباشد قابل مرور و عبور توپهای میدانی است ـ و از مقام رستاق راهی بصوب التین جلوا امتداد یافته است که برای رفتار قاطر موزون پنداشته میشود ـ واز التین جلو الی فیض آباد چنانچه مرقوم شد شتران بخوبی در ان رفته میتوانند ـ این راه را بر طبق راه نمبر اول که ما از ذکر آن پرداختیم قیاس باید کرد ـ علی العموم هموار واکثر حصص آن ریگستان بوده از همین ریگزار خوب گفته نمیشود و در حصه در میانی حضرت امام صاحب و قزل رباط که (۲۵) میل مسافه دارد برای مسافرین و عابرین این راه فراهم آوردن آب خالی از اشکال نیست :
راه‌های قطغن و بدخشان ٤١٦ رهنمای قطغن و بدخشان | شماره | اسم مقامات | پیراه | تعداد مسافت | | از مقام | الی مقام | کروه | گز | تعداد منزل | ٤ | خشت‌تپه | قندوز | کنده گذر | ٢٦ | ١٣٣ | ٣ ٥ | خشت‌تپه | تاشقرغان | | ١٥ | ٢٧١٠ | ٢ ٦ | چت‌کیسر | تاشقرغان | | ٢١ | ٢٠٣٦ | ٣
راه های قطغن بدخشان ۴۱۷ رهنمای قطغن و بدخشان ملاحظات اکثر حصه این راه مشتملبر مواضع ریگستان است از همین ریگزار برای مترددین خویش اشکالات را فراهم آورده راه خوب گفته نمیشود و تنها این راه برای حرکت اشتران موزون بوده و سرتاسر آن آبهای وافر دارد و مخصوص بطرف جنوبی آن پشته ها و تپه های ریگی باندازه کسب کثرت کرده که عبور و مرو در آن اطراف و جوانب در ایام تابستان محال است : سرتاسر این راه را هم بر طبق راه نمبر (۴) ریگستان تصور باید کرد که بجز اشتر دیگر مواشی بکمال پریشانی دران حرکت میکند و از موقعیکه مسافرین از دریای آمویه دوری را اختیار کنند تا مسافت (۲۴) میل راه آب کمتر پیدا میشود :
رایهای قطغن و بدخشان ۴۱۸ رهنهای قطغن و بدخشان | نمبر | اسم مقامات | اسم راه | تعداد مسافت | | از مقام | الی مقام | کروه | گز | تعداد منزل | ۷ پته کیسه مزارشریف سیه گرد راه داله ۱۹ ۲
راه های قطغن و بدخشان ۴۱۹ رهنمای قطغن و بدخشان ملاحظات راه تجارتی است بعضی حصص آن مخصوصاً از مقام شیعه گرد الی مزار شریف قابل عبور گالسکه و درشکه میباشد و علی العموم هموار و قابل رفتار سائر مواشی است تنها یک حصه آن سیه گرد قریب است و مسافتش از ۲۹ میل زائد نخواهد بود مشتمل بر اراضی ریگستان است : موضع سیه گرد مقامی است که بطرف شمالی شهر در نهر یک مقامی که آب وافر دارد و بر تمام مواضع قریه به خود حاکم است وقوع دارد لہذا در موقع محاربه مخصوصاً بر خلاف کسیکه از طرف دریای آمویه خیال پیشرفت را بدماغ بپروراند مدافعه این موضع برای هیئت متعرضه مغلوبیت را در نتیجه به نصیب می آورد :
راه های قطغن و بدخشان ٤٢٠ رهنمای قطغن و بدخشان اسم مقامات | تعداد مسافت نمبر | از مقام | الی مقام | اسم راه | کروه | گز | تعدا منزل ٨ | چشمه گذر | مزار شریف | الجيه بلخ | ٣١ | ١٤٠ | ٩ | کیلف | مزار شریف | خان اباد | ٥٧ الى | ٣٨ | ٥
راه های قطغن و بدخشان ٤٣١ رهنمای قطغن و بدخشان ملاحظات این راه هم مانند راه نمبر (۷) است و مواضع خراب آن از مقامات خراب آن قدری بهتر است، ریگ هم نسبت بآن کمتر دارد - یک حصه آن که (٤) میل مسافه دارد بموضوع چشمه گذر نزدیک است اکثریه از سیلان سیلاب خراب میگردد - در شمال شوره نهر بموضع در میانی آسویه والی تپه این راه یک میدانی راه که (١٥) میل تخمین کرده میشود ، قطع میکند - در تمام مناطق این راه آب بهر جا دست یاب میگردد و علی العموم خط مشی او هم مشتمل بر اراضی خوب است تنها (۶) میل ریگزار میباشد و اکثرش قابل نقل و حرکت اتواب میدانی و صحرائی خورد و بزرگ است *
راه های قطغن و بدخشان ۴۲۲ رهنمای قطغن و بدخشان نمبر | اسم مقامات | اسم راه | تعداد مسافت از مقام | الی مقام | کروه | گز | تعداد منزل ۱۰ | کیلف | مزار شریف | آقچه و بلخ | ۴۸ | ۲۲۴۲ | ۶
راه های قطغون بدخشان ۴۲۳ رهنمای قطغن و بدخشان ملاحظات این راه در همه جا آب دارد فقط در موضعیکه بشمال شرق مابین آمویه و چلاک وقوع دارد آب کم یافت است بر عکس این مقام در میانی چلاک و آقچه تا ما جبه زار و پر گل و لای بود علی العموم خط حرکت این راه از باعث ریگهای بسیار دشوار افتاده ـ البته حصه ابتدائی آن که به کیلفت نزدیک است همواره قابل استعمال و رفتار همه گونه اقواب است و موضع در میانی آقچه و مزار شریف در ایام باران موجب تکلیف مسافران است و پیشرفت باقاعده عساکر در همه اوقات از باعث زراعت و تکثر انهار آب و مخصوصاً در ایام بارندگی بواسطه گل ولای که هفته ها خشک نمیشود خالی از اشکال نیست و علاوه برین اگر در موقع محاربه پلها ئیکه بر انهار میباشند برداشته شود گو یا یک مدافعه طبیعی کرده شد *
راه های قطغن بدخشان ۴۲۴ رهنمای قطغن و بدخشان اسم مقام اسم تعداد مسافت از مقام الی مقام راه کروه گز تعدا منزل ۱۱ کیلف آق قیرق آقچه شبرغان و سرپل ۹۰ ۱۶۲۸ ۱۰ ۱۲ کرکی میمنه دولت آباد اندخوی ۶۸ ۲۶۶۴ ۷
راه های قطغن و بدخشان ۲۴۵ رهنمای قطغن و بدخشان ملاحظات درین راه محمد اسحق خان با سه عراده توپ میدانی بغرض محاصره نمودن میمنه در ۱۳۱۲ ش رفته بود ـ تقریباً (۳۱) میل انرا از کیلق تا آقچه با مداد راه نمبر (۱۰) تصور باید کرد و ما بقیۀ آن نسبتاً خوب است ـ فاصله درمیان آقچه و شبرغان (۲۹) میل از شبرغان تا سرپل (۲۶) میل و از سرپل الی آق قبرق (۴۳) میل میباشد از موضع آق قبرق بصوب جنوب بدولت یار و بجانب شرقی بدرۀ سوف بسمت بامیان و سیبک راه ها دشوار گذاری موجود هست که شتر به بسیار زحمت در آنها حرکت کرده میتواند ـ درین راه زیاده تر مسافرین و قافله های تجارتی تردد دارند و برای رفتار شتر زیاده تر موزون است بعد از اصلاحات جزئیه ممکن است که توپخانه میدانی نیز بعبور و مرور آن موفق گردد تنها دشت دکرکی بواسطه ریگهای بسیار تکلیف دهنده است ـ وعلاوه بران در منطقه در میان دشت کرکی اندک بیولی آزوقه رسد برای هیئت سفریه کمتر دستیاب میشود :
راه های قطغن وبدخشان ۴۲۶ رههای قطغن و بدخشان نمبر شمار اسم مقامات از مقام | الی مقام اسم راه تعداد مسافت کروه | گز | تعداد منزل ۱۳ | تہانہ پامیری | سرحد واخان | خرگوش گذر | ولنگر | ۱۹۳۱۰۰ | ۱۲ ۱۴ | تها پامیری | سرحد واخان | از گذر بوزہیرت و بزاکنبد | ۶۵۶۱۰۰ | ۱۳
راه های قطغن و بدخشان ۴۲۷ رهنمای قطغن و بدخشان ملاحظات این راه از اول سنبله الی اواخر جوزا از کثرت برف و شدت سرما مسدود میباشد و در گرما قابل تردد قاطر و یا بو است چون اهالی سرحد واخان و دره آب پنجه ، خوراکه و لوازم معاشی کمتر دارند - در صورت نقل و حرکت قطعات عسکری فراهم آوردن آذوقه و دیگر سامان معاش باید از دیگر مقامات لازمه جهت حرکت و پیشرفت درین منطقه ضرور است البته تردد بعضی مفرزات کوچک عسکری با توپها کوچک سامان سر بسته تا بحد شمال مشرق چترال امکان پذیر است - و تمام این منازلی که در ارض راه وقوع دارد مشتملبر علف زارهای بسیار و چراگاهای خوب است : تمام کوائف و حالات این راه را بر طبق راه نمبر ۱۳ تصور باید کرد :
راه های قطغن و بدخشان ۴۶۸ رهنمای قطغن و بدخشان | نمبر | اسم مقام | اسم مقام | اسم | تعداد مسافت | تعداد مسافت | تعداد مسافت | |---|---|---|---|---|---|---| | نمبر | از مقام | الی مقام | راه | کروه | گز | تعداد منزل | | ۱۵ | کولاب | فیض آباد | گذر سمتی | ۵۱ | ۲۸۷۸ | ۷ | | ۱۶ | کاکل گذر | فیض آباد | رستاق | ۳۲ | ۲۴۶۵ | ۶ |
راه های قطغن و بدخشان ٤٢٩ رهنمای قطغن و بدخشان ملاحظات از کولاب (۱۸) میل بصوب سمتی راهی است هموار که قابل حرکت در شکه پنداشته میشود و از سمتی بمساحت (۳۰) میل بصوب رستاق راهی است که قابل تردد اشتران میباشد و در برخی از مقامات برای استعمال تو اپ میدانی نیز مقاماً صالح موجود است . . راهیکه از رستاق (٢٥) میل بجانب التين جلو امتداد یافته تنها برای حرکت یا بوی قاطر موزون میباشد و از التین جلو الی فیض آباد راهی قابل تردد اشتران موجود است - در صورت نقل و حرکت عسکر برای (۳۰۰) تن آذوقه و لوازم خورا که درین را بخوبی میسر میشود * این راه علی العموم اشتر رو و از فیض آباد الی زیباک (٤٢) میل خانان میشود پیاده برای حرکت شتران موزونیت دارد - و از زیباک الی سرحد وا تقریباً (۱۳۲) میل راه قابل تردد یا بو و قاطر بهمراه انتقال میشو دیا راه نسبت براه پامیر چون ارتفاع و بلندی کمتر دارد برای مترددین خویش چندان تکلیف را عائد نمیکند *
راههای قطغن و بدخشان ۴۳۰ راههای قطغن و بدخشان اسم مقام اسم تعداد مسافت نمبر از مقام الی مقام راه کروه گز منزل ۱۷ فیض اباد سرحد واخان زیباک ایشکاشم قلعه پنجه ۱۷۱ ۳۲۱۳ ۱۶ ۱۸ سرحد واخان چترال دره یاخون پا بروغیل یا کنجون ۸۶ ۱۳
راههای قطغن و بدخشان ۴۳۱ رهنمای قطغن و بدخشان ملاحظات این راه را هم بطریق راه نمبر (١٦) تطبیق باید داد تنها درین راه نیز هم اندک علف زارها و چراگاهای مواشی بکثرت است : درین راه اگر کسی تعرض کند مدافعه آن بسیار سهل است زیراکه در صورت مدافعه یک مفرزه قلیل قطعات بزرگ و جمعیت های سترگی را از پیشرفت خویش درین معبر ناکامیاب میدارد - نقل و حرکت این راه در ایام سرما بسیار تکلیف ده است بلکه جاهای آن مانند مستوج بواسطه برف و یخ مسدود و غیر قابل عبور است - و گذرهای شویتیاخ و بروغل که ارتفاع آن (١٢٤٦٠) فیت است بدون از فرصت اول بهار که قابل تردد یا بود قاطر میباشد در دیگر مواقع بجز از اواخر میزان غیر قابل مرور است زیرا که از اول جوزا الی اخیر میزان کثرت سیلاب آب خیزی آن مانع حرکت است - این سیلابهمه وقته راه در میان گنچوت که ارتفاع آن (١٢٦٠٠) فیت است خراب میسازد - و بدره یاخون که در عرض این راه واقع است تنها خوراکه شتر دستیاب نمیشود د هیزم و علف در تمام مواقع او موجود است نقاطیکه درین راه برای مدافعه بیشتر مفید اند در ذیل نشان داده میشود (١) دربند یارخون (٢) مستوج (٣) نهر کول (٤) گوروغ - و علاوه برین پر اندن و خراب کردن پلها نیز برای مدافعه در اکثر مقامات مکفی است :
راه های قطغن و بدخشان ۴۳۲ رهنمای قطغن و بدخشان اسم مقام اسم تعداد مسافت نمبر از مقام الی مقام راه کروه گز منزل ۱۹ سرحد واخان چترال شوست، گندخالی، ادره، فراوه، داس مسح، شکر کوه ۱۶ ۱۹۰۷ ۹۴ ۲۰ سرحد واخان چترال یاسین، غذر مستوج ۱۹ ۱۶۰۰ ۱۱۲
راهای قطغن بدخشان ۴۳۳ راهای قطغن بدخشان ملاحظات درین راه هم اگر هیئت متعرضه مدافعه نماید مقدمات سوق عسکر خالی از اشکال نیست و کوتل شاخبائی که (۱۴۱۰۰) فیت ارتفاع دارد از اواخر اسد الی میزان قابل تردد حیوانات و حمل اثقال باجمال میباشد و اشخاص پیاده رو، در سرطان و عقرب رفت و آمد کرده میتواند فراهم نمودن آذوقه و دیگر اشیای لازمه درین راه اشکالات کثیره را عائد میکند ـ تنها در موضع داسن بعضی اشیا ممکن است که دستیا ب شود درین راه هم در بعض مرتفع که دره ها و اشکال طولانی را اختیار نموده قابل مدافعه پیشرفت قطعات بزرگ عسکری از طرف چند تن مدافع پنداشته میشود و این راه علی العموم قابل تردد یا بوهای محلی و قاطرهای وطنی بآسانی شده میتواند ـ کوتل درکوت از ماه عقرب تا سرطان قابل حرکت نمیباشد و بر خلاف این کوتل ـ کوتل شند و رشان اقسا که سال از دوازده ماه قابل تردد افراد پیاده رو است ـ
راه های قطغن بدخشان ۴۴۳ رهنمای قطغن بدخشان نمبرشمار اسم مقام اسم راه تعداد مسافت ازمقام الی مقام کروه گز منزل ۲۱ سرحدواخان گلگت گذرارشاد چترال ۱۱۴ ۱۶۱۱ ۲۳ ۲۲ سرحد واخان گلگت گذر درکوت و یاسین وگوپیس ۷۴ ۱۶۴۳ ۱۳
راه های قطغن و بدخشان ۴۳۵ رہنمای قطغن و بدخشان ملاحظات این راه چندان دشوار گذار و صعب المرور است که قابل عملیا وموید حرکات قطعات عسکری نمیباشد و مخصوصاً مسافه (۲۸) میل را در میانی مقام خمبر و سپاندزنگ برای تردد و حرکت مواشی و حیوانات باربرداری مساعد نمیباشد : اکثر حصص این راه در میان دره های طولانی و نقاط ترافقی شام وجود دارد و علاوه برین کثرت آب و ازیاد سیلابها دره یارخون برای مدافع و پیشرفت قطعا عسکریه شکال مزید را فراهم می آورد ـ و راه سرحد واخان الی گوپس خرابی بسیا دارد که قاطر و یا بوهای همان اطراف و نواحی بکا غیر متناهی بران عبور میکند و از گوپس الی گلگت نسبتاً راه خوب ست و موضع یاسین در مقامی است که دران سنگرهای طبیعی و مامن های عجیبی است که یک عده قلیلی اگر دران مقام بغرض مدافعت پا فشاری نمایند اغلب قطعات بزرگ قشونی را دوچار عقب نشینی و زحمت شکستی مجوز میکند و علاوه برین تا یک اندازه در یاسین لواز مات معاشی نیز دست یاب میشود :
راه های قطغن و بدخشان ۴۳۶ رهنمای قطغن و بدخشان نمبر شمار اسم مقام اسم تعداد مسافت از مقام الی مقام راه کروه گز منزل ۲۳ سرحد واخان گلگت گذرخواه بوبرت و دره اسنیتی ۸۳ ۳۲۱۴ ۱۵ ۲۴ فیض آباد چترال زیباک و گذر دوراه ۹۰ ۱۲۳۸ ۱۶
راه های قطغن و بدخشان ۴۳۴ رهنمای قطغن و بدخشان ملاحظات این راه فقط چند هفته در بهار و خزان قابل عبور است اما برا حیوانات باربرداری همه وقت دشوار گذار افتاده است - تمام منازل این راه آب فراوان دارد واکثریه تجار شفگو با سمورات سوداگری خویش هم بهمین راه میباشند و مسافت در میا بدخشان چترال تخمیناً (۶۹) میل خواهد بود و اکثر یہ حصص این راه قابل عبور اشتر است. مسافه زیباک الی گذر دوراه (۴۱) میل گفته میشود - کوتل دوراه علی العموم از ماه قوس الی جوزا ز کثرت برف سرما مسدود میباشد حتی مال مواشی و حیوانات باربرداری از اوائل عقرب الی اواخر اسد برگذشتن این کوتل موفق نمیشوند و در مسافه در میانی گذر دو راه الی چترال که (۵۶) میل است بجز از یا بود قاطرهای همان مملکت دیگر مواشی حرکت کرده نمیتوان و این راه در خور این امر نیست که در وی اصلا حیاتی بکار برده درست کرده شود و بعد از گذاشتن زیباک در دیگر مواقع آذوقه و لوازمات خوراکه هم پیدا نمیشود -
راه های قطغن و بدخشان ۴۳۸ رهنمای قطغن و بدخشان | نمبر شمار | اسم مقامات | اسم راه | تعداد مسافت | | از مقام | الی مقام | کروه | گز | منزل | | ۲۵ | فیض آباد | درۀ کنر | نورستان و بریکوت | ۹۶ | ۴۴۲ | ۱۴ |
راه های قطغن و بدخشان ۴۳۹ رهنمای قطغن و بدخشان ملاحظات در عرض این راه کوتلی است که بنام مندال شهرت دارد و ارتفاع آن (۱۵۳۰۰) فیت است و همیشه برای عابرین خویش تکلیقات شاقه را بوجود می آورد و از اوائل عقرب الی اواخر سرطان بواسطهٔ برف و سرما کاملاً مسدود میباشد * مترددین که در ایام گرما برین راه عزم سفر را میکنند بواسطهٔ اشکالات صعود و هبوط کوتل مندال اثقال مال مواشی شانرا بسیار خفیف و سبک مینمایند - این کوتل از مقام بریکوت بمسافت (۵۸ ۴/۳) میل دور وقوع دارد - .
راههای قطغن و بدخشان ٤٧٠ رهنمای قطغن و بدخشان نمبرشمار اسم مقامات ازمقام | الی مقام اسم راه تعداد مسافت کره | گز | منزل ٢٦ فیض آباد جلال آباد شکرزار و کاسه بید ١٤١/٢ | ٨٠١٠٨ | ٢٨
راه های قطغن و بدخشان ۴۴۱ رهنمای قطغن و بدخشان ملاحظات در میان این راه هم یک کوتلی است که آنرا کامه بید نامند و از عشره ثانیه عقرب الی اسد بواسطه سرما و برفباری ناقابل تردد گفته میشود - در میان فیض آباد و تشکو زار یکراه دیگر است که بعد از قطع مسافه (۱۱) میل دور از کوتل دوراه بصوب جنوب غربی بطرف کوتل سنجان که در ایام سرما صرف دو ماه مسدود میماند رفته است مقدار مسافه و عده منازل این هر دو راه با هم توافق دارد تنها مزیتی را که این راه دوم براه اول دارد - قلت سردی و کثرت علف زارها و پیدا شدن خوراکه است که درین راه پیدا میشود و در راه اول پیدا نمیشود - در عرض راه بمقام جنوبی جرم دره های تنگ که مشکلات مزیدی را فراهم میکند موجود است - و بصوب جنوبی کوتل کامه بید بتقرب کتنوا - و. و اما که از جفته السرائی بمسافه (۵۲) میل بعد دارد نیز مواضع بسیار خوب مدافعت موجود است.
راه های قطغن و بدخشان ۴۴۲ رهنمای قطغن بدخشان نمبر شمار اسم مقام اسم راه تعداد مسافت کروه گز منزل از مقام الی مقام ۲۷ فیض آباد پنجشیر انجمن دوره پریان ۸۳ ۱۵ ۱۲
راه های قطغن و بدخشان ٤٧٣ راهنمای قطغن و بدخشان ملاحظات ج فعلاً این راه برای تردد قاطر و یا بو مساعد است و اگر قدری اصلاح دران بکار برده شود قابل گشت و گذار شتران هم شده میتواند. راهی که بدرۀ پریان رفته دشت رباط را قطع میکند. و راه کوتل سکاچل مقام شکرزار و چمچمکانی را عبور میکند. درۀ پریان که دران راهی بصوب کابل نیز رفته است در ایام سرما قابل تردد است اما در فرصت بهار بواسطۀ کثرت آب رفتار دران خالی از اشکال نیست و بدرۀ اسکاپیل یکراه قریبی بصوب اندراب نیز رفته است - برای عبور مسافرین در میان کابل و فیض آباد بهترین راه ها همین راه است که نسبتاً کوتاه و در ایام سرما قابل تردد است. بر خلاف این راه درۀ نریان و خان آباد است با انکه دور میباشد هم در ایام سرما قابل عبور گفته میشود. از صفحۀ ٤١٣ تا اینجا از کتاب ملتری رپورت فغانستانی (معلومات عسکری افغانستان) ترجمه شده: ۹
راه‌های قطغن و بدخشان ۴۴۴ راه‌ها قطغن بدخشان جدولیکه در ان مسافت بعضی مواضع با یاد داشت راه‌هاییکه از یکجا بدیگر جار فته است - از مقام الی مقام کروه مواضعیکه بدان راه‌ها امتداد یافت غوری بغلان ۱۲ غوری سیغان کهمر د، ایبک کیلگی، نهرین هنجان، دوشی غوربند، بغلان، تاشقرغان بغلان عَلِیّ آباد ۱۴ تاشقرغان، قندز، خان آباد، نهرین - عَلِیّ آباد خان آباد ۱۰ خان آباد، قندوز، شورا آو، نهرین - خان آباد قندوز ۶ قندوز، امام صاحب، تالقان نهرین، چال، اشکمش قندوز حضرت امام صاحب ۲۵ امام صاحب، تاشقرغان، خان آباد، مزار شریف حضرت امام شهروان ۸ حضرت امام مزار شریف، خان آباد رستاق، تلقان، سرای کر، علاقه ماورا با
راه های قطغن و بدخشان ٤٤٥ رهنمای قطغن و بدخشان از مقام الی مقام کروه بمواضعیکه بدان راه ها امتداد یافته ـ شهروان خوش کلای خواجه غار ١٨ شهروان رستاق و تالقان خان آباد . خوش کلای خواجه غار تالقان ١٦ رستاق ، خان آباد تالقان . تالقان خان آباد ١١ کشم ، رستاق خان آباد فیض آباد ، اندراب ـ نهرین . خان آباد شور آب ١١ بمزار شریف ، تالقان ، فیض آباد کابل بهر طرف راه دارد . شور آب آق چشمه ١٣ نهرین ، چال و اشکمش بئیل آباد ، بغلان . آق چشمه نهرین ٦ خول ، چال اشکمش ، نهرین بغلان ، بئیل آباد . نهرین یرم ٨ اندراب ، خنجان ، غوری بغلان خان آباد ، تالقان .
راه های قطغن بدخشان ۴۴۶ رهنمای قطغن و بدخشان از مقام | الی مقام | کروه | بمواضعیکه بدان راه امتداد یافته یرم | ده صلاح اندار | ۱۱ | خوست، فرنگ، اندراب، خنجان مرکز اندراب بنو | خنجان | ۱۴ | خنجان پنجشیر، فیض آباد، خان آباد، خوست، فرنگ ده صلاح | بنو | ۳ | پنجشیر، خوست و فرنگ نهرین ده صلاح | اندراب | ۴ | درباقی دره های اندراب خنجان پنجشیر اندراب | قاصان | ۴ | خوست و فرنگ، پنجشیر قاصان | خاوش | ۱۳ | خوست و فرنگ خاوش | خوست | | پنجشیر، انجمن، بدخشان
راه های قطغن بدخشان ۴۴۷ رهنمای قطغن و بدخشان از مقام الی مقام کروه بموضعیكه بدان راه ها امتداد یافته شیخان خاوش بارگاه فرنگ ۱۷ پنجهیر، انجمن، بدخشان فرنگ طرشت دریج ۱۳ " " " طرشت فرمده دریج لچ ده ۸ " " " لچ ده فرخار ۸ کلفگان، کشم، اندراب فرخار معدن نمک ۳ تالقان، نمک آب کلفگان، دریج فرخار کلفگان تالقان، چال اشکمش کلفگان کشم ۱۱ رستاق، کشم، تالقان
راه های قطغن و بدخشان ۴۴۸ رهنمای قطغن و بدخشان از مقام | الی مقام | کروه | به مواضعی که بدان راها امتداد یافته کشم | تشکان | ۸ | جرم، انجمن، فیض آباد، رستاق، تالقان. کشم | مشهد | ۴ | " " " درایم | ارگو | ۷ | " " " ارگو | فیض آباد | ۶ | رستاق، شهر بزرگ، تالقان. فیض آباد | شهران حاش | ۹ | جرم، بهارک، شغنان، درواز، شهر بزرگ، راغ، رستاق. شهران خاش | جرم | ۶ | طرف زیباک، منجان، شغنان، درایم. جرم | چاکران | ۱۲ | منجان، کران، زیباک، شغنان، فیض آباد، یخشیر، نورستان
راه های قطغن و بدخشان ۴۴۹ رهنمای قطغن و بدخشان | از مقام | الی مقام | کروه | مواضعيکه بدان راه‌ها | | --- | --- | --- | --- | | | | | امتداد يافته | | چاکران | تيرگران | ۱۰ | بهارک ، زيباک ، | | | | | اشکاشم ، واخان ، | | تيرگران | جان زيباک | ۱۱ | ״ | | زيباک | سنگليج | ٦ | چترال،کنر،نورستان،پنجشير | | زيباک | اشکاشم | ٧ | واخان،شغنان،درواز،پامير | | اشکاشم | ورک واخان | ٩ | واخان،پامير،زيباک،چترال | | | | | غاران،شغنان، | | ورک واخان | اوگندواخان | ٩ | پامير، اشکاشم | | اوگندواخان | خندودواخان | ۱۰ | پامير ، چترال | | خندود ״ | قلعه پنجه ״ | ۸ | ״ ״ | | قلعه پنجه ״ | بابا تنگی ״ | ۱۴ | ״ ״ گلگت | | بابا تنگی ״ | نريس ״ | ״ | ״ ״ |
راه های قطغن و بدخشان ۴۵۰ راه های قطغن و بدخشان از مقام | الی مقام | کروه | مواضعیکه بدان راه ها امتداد یافته نرس واخان | کوتل بروغیل | ۴ | چترال، گلگت، پامیر کوتل بروغیل | سرحد واخان | ۱۰ | " " " سرحد واخان | شورخورد | ۴ ۱/۲ | " " " شورخورد | لنگر علاقۀ پامیر | ۱۱ | پامیر، یارکند لنگر | بزی گنبد پامیر | ۸ | گلگت، تاشقرغان، یارکند، واخان بزای گنبد | وخجیر | ۶ | " " " " " بزای گنبد | یارکند چین | ۸ منزل | " " " " " بزای گنبد | اندمین پامیر | | | اندمین | یمان جلق | ۹ | یارکند، پامیر کلان، تاشقرغان، گلگت یمان جلق | یخمیر | ۴ | " " " " " اشکاشم | سرشخ بخدرو | ۸ | واخان، غاران، شغنان زیباک، بهارک سرشخ بخدرو | زیچ غاران | ۹ | شغنان، اشکاشم، درماه بدشت شیوه هم رفته و به زر دیو زیچ غاران | بلاربن | ۱۰ | " " " " "
راه های قطغن و بدخشان ۴۵۱ رهنمای قطغن و بدخشان از مقام | الی مقام | کروه | مواضعیکه بدان راه ها امتداد یافته بدار بن | در مارخت شغنان | ۴ | درواز، غاران، شیوه، زردیو در مارخت | اویر شغنان | ۱۱ | " " " " اویر شغنان | قلعه در نجیبه یا ورده | ۳ | " " " " قلعه در نجیبه یاورده | پس ده | " | شیوه پس ده | سر حوض شیوه | ۴ | بہارک، غاران، درواز، فیض آباد سر حوض | تخجیر پر دشت شیوه | ۶ | " " " " تخجیر پر | دوآب شیوه | ۸ | فیض آباد، بهارک، زردیو، دشت ولیش، درواز دوآب شیوه | پیچوج زردیو | ۱۲ | " " " " پیچوج زردیو | بهارک | ۴ | بهارک، فیض آباد، شیوه، شغنان بهارک | پل تنگ | ۸ | جرم، خاش، زیباک، اشکاشم فیض آباد پل تنگ | فیض آباد | ۷ | فیض آباد، بهارک، دشت شیوه فیض آباد | التین جلو | ۱۲ | رستاق، درایم جرم فیض آباد راغ، شیر بزرک، درواز
راه های قطغن بدخشان ۴۵۲ رهنمای قطغن و بدخشان از مقام الی مقام کرو موضعیکه بدان راه ها امتداد یافته التین جلو آب سایه تعلق رستاق ۹ رستاق، درایم، جرم، فیض آباد راغ، شهر بزرگ، درواز آب سایه رستاق ۶ رستاق، فیض آباد کشم، راغ شهر بزرگ رستاق چشمه خواجه غار ۱۰ امام صاحب، خان آباد، تالقان فیض آباد، راغ، شهر بزرگ، درواز چشمه خواجه غار چاه آب ۳ ینگی قلعه، یتیم تپه، کاکل خواجه غار، رستاق چاه آب سرکوتل شور تپه لب دریا آمو ۷ لب دریا آمو، سمتی، ینگی قلعه، ورقه، راغ سرکوتل شور تپه یتیم تپه ۵ به پار دریا علاقه روسی یک دریا حایل است که در علاقه بخارا میرود. یتیم تپه ینگی قلعه ۴ کاکل و خواجه غار، تالقان، رستاق ینگی قلعه ورقه ۹ تالقان، رستاق، امام صاحب خان آباد که در علاقه بخارا یک دریا حایل است ورقه بهره کاکل ۸ " " " " بهره کاکل آئی خانم لب دریای کوکچه ۶ " " " " آئی خانم رباط هزار باغ ۵ " " " " هزار باغ تالقان ۱۳ " " " "
راه های قطغن و بدخشان ۴۵۳ رهنمای قطغن و بدخشان از مقام الی مقام کروه موضعی که بدان راه ها امتداد یافته تالقان خان آباد ۱۲ اندراب ، نهرین ، خان آباد چال و اشکمش ، رستاق کشم خان آباد اندراب ۳۶ کاکل بدخشان ، خان آباد ، خنجان ، نهرین ، تالقان ، جدولیکه در ان ارتفاع بعض مقامات قطغن و بدخشان توضیح شده ـ موضع ارتفاع موضع ارتفاع موضع ارتفاع غوری ۱۵۰۰ اغلان ۳۶۰ علی آباد ۱۴۰۰ خان آباد ۱۳۷ شهر دانه ۱۳۹۰ خوش گلای ۱۳۹۰ نهرین ۴۰۴۰ میم ۶۰۵۰ ده صلاح اندراب ۵۶۲۰ اندراب ۰ قاصان ۶۸۵۰ خاوش ۷۳۵۰
ارتفاع مقامات ۴۵۴ رهنمای قطغن و بدخشان موضع ارتفاع موضع ارتفاع موضع ارتفاع شیخان ۵۰۵۰ فرنگ ۶۱۵۰ طرشت و برنج ۶۲۵۰ لیچ ده ۵۴۰۰ فرخار ۵۸۳۰ کلفگان ۴۴۲۰ کشم ۴۲۸۰ درایم ۵۴۰۰ ارگو ۵۹۳۰ فیض آباد ۳۵۰۰ شهر وان خاش ۷۰۰۰ جرم ۵۶۵۰ چاکران ۶۲۰۰ تیرگران ۷۲۰۰ زیباک ۹۰۰۰ اشکاشم ۹۳۵۰ درخانخان ۹۳۰۰ اورگند واخان ۹۱۸۰ خندود واخان ۱۰۵۰۰ قلعه پنجه ۹۸۵۰ بابا تنگی ۱۰۶۰۰ نرس ۱۳۴۰۰ کوتل برغیل ۱۳۴۰۰ سرحد واخان ۱۱۴۷۰ شورخورد ۱۲۲۰۰ لنگر ۱۲۶۲۰ برای گنبد ۱۳۴۰۰ اندیمن ۱۲۶۰۰ پیمان چراق ۱۳۴۲۰ اشکاشم " سرشخ یغدر ۱۳۸۰۰ زیج غاران ۸۶۸۰ بدارین ۸۰۳۰ در مارخت ۷۶۵۰ اویر شغنان ۸۵۰۰ قلعه پنجه یاورد ۸۱۰۰ پس ده ۸۸۰۰ سرخوض شیوه ۱۰۰۵۰ نخچیر پر شیوه ۱۰۱۲۰ دوآب شیوه ۹۰۲۵ بیجوج زردیو ۶۹۶۵ بهارک ۵۵۰۰
ارتفاع مقامات ۴۵۵ رهنمای قطغن و بدخشان موضع پل تنک آب آسیا یقیم تپه بهره کاکل تالقان ارتفاع ۴۵۵۰ ۲۹۵۰ ۴۳۷۰ ۱۹۰۰ ۳۸۰۰ موضع فیض آباد رباط خواجه جرغاتو ینگی قلعه آئی خانم خان آباد ارتفاع ؟ ۳۰۸۰ ۲۱۷۰ ۱۳۹۰ ۱۴۰۰ موضع التین جلو چاه آب ورقد هزار باغ ارتفاع ۳۵۴۰ ۳۰۴۸ ۱۹۲۰ ۳۰۰۰
خاتمه ۴۵۶ رہنمای قطغن و بدخشان خاتمہ شکر گذار بدر بار کردگارم که حسب مطلوب در طریق سرغوب از ترتیبات لازمه و اصلاحات مهمه این مجموعه که یکی از اثرات مفیده دوره (امانیه) گفته میشود، فراغت یافتم - باید که از راه نمائی های آقای سپهسالار افغانستان سردار غازی "محمد نادر خان" و حسن معاونت ایشان یکبار دیگر تشکر و امتنان نموده ختم مقالم را بدعای سلامتی وجود مسعود اعلیحضرت غازی (امیر امان الله خان) شهریار بلند اقتدار خطه بهیه افغانستان نمائیم - والسلام
(۱) غلط‌نامه صفحه سطره غلط صحیح صفحه سطره غلط صحیح ۲ اول یکدقیقه و یکدقیقه ۹ ۳ ابدال ابدان 〃 ۱۴ روی روزی 〃 ۱۱ مزیدن مزید آن ۳ ۷ جس حسن ۹ ۱ آمیخته آمیخته یافته و قلعه در قاعه ۴ ۴ غیره وا غیر واحد 〃 ۲ فیض فیض آباد ۵ ۹ عنانقلم عنان قلم ۱۴ ۷ بود ۱۱۳۰ در آغوش ۱۱۲۰ در ۷ 〃 قطعن قوماندان و قطعن ۱۵ ۲ در ابی انه دار ابی انه 〃 ۱۰ زاستفاد استفاده 〃 ۱۷ قنده قندوز 〃 〃 تصاور تصاویر ۱۹ ۱۳ بعد از ناظر محمد اصغرخان محمد علی خان منکوحه شد
(٢) صفحه | سطر | غلط | صحیح | صفحه | سطر | غلط | صحیح ۳۹ | ۱۵ | شالی | پنبہ | ۱۰۳ | ۳ | ( ) درجه | (۱۰۳) درجه ۴۹ | ۱۰ | کشنرآباد | کشن‌باد | ۱۲۴ | » | منقسم است | منقسم است ۶۰ | ۱۴ | چهارده هزار | چهار هزار | ۱۷۶ | ۱۲ | (۳۰۰۰) | (۳۰۰) ۸۶ | ۹ | پشنک | پشاک | ۲۰۲ | ۹ | مالیات شان | مالیات‌شان طلاء بود ۸۸ | ۸ | از تخته‌ | از حد | = | ۱۰ | از سطر (ما اما اکنون | | | حد قباد | تخت‌قبا | | | | اضافه است) ۹۰ | ۹ | بالوس | باسوس | ۲۰۳ | ۱۳ | میخواند | میخورند ۹۵ | ۱۲ | ده هزار و | دو هزار و | ۲۰۶ | ۲ | قابل روان | قابل عبور | | پنجاه و پنج | پنجاه و پنج | | | | روان = | ۱۳ | پنجاه هزار | پانزده هزار | ۲۲۰ | = | بود | بوده ۱۰۰ | ۲ | جنگلها | جنگلها و دشت | = | = | جرم بود این | جرم بود و این | | | | | | مبادره و... | دره ا...
(۳) صفحه | سطر | غلط | صحیح | صفحه | سطر | غلط | صحیح ۲۲۰ | ۳ | درپای | دریای | ۲۹۳ | ۹ | ۱۳۶۸ | ۱۳۶۵ ۲۲۷ | ۱۲ | سرای | خانه | ۳۰۲ | ۱ | خروس | خروش ۲۲۹ | ۹ | گدها | گدگها | " | ۴ | انداخته | انداخته شود ۲۳۵ | ۶ | پردره | پرورده | " | ۷ | دامن | داهن ۲۷۲ | ۴ | رفته | روفتہ | " | ۱۲ | میان آن ریختن | میان آن بختیاری ۲۵۴ | ۹ | پنج | سنگییچ | ۳۰۳ | ۱۳ | قلم ها را | قلمهای ۲۶۲ | ۱۲ | لنگرکشن | لنگرکشن | ۳۰۷ | ۶ | انگریز | خطای ۲۶۴ | ۱۱ | اسیا | اشیا | ۳۲۵ | ۳ | ۸۱۰ | ۸۱۰۰ ۲۷۳ | ۵ | باشنده گان | سرود باشندگان | ۳۶۶ | ۱۲ | کسی | اما کسی
(۴) صفحه | سطر | غلط | صحیح | صفحه | سطر | غلط | صحیح ۲۷۸ | ۸ | گند | گندم | ۴۱۳ | ۷ | دولت | و دولت ۲۸۹ | ۲ | را | راه | ۴۱۷ | ۲ | مشتملبرین | مشتملبران ۳۰۵ | ۹ | اخاصه دار | خاصه دارها که | ۴۲۳ | ۶ | حقه | حصه ۳۰۶ | ۱۱ | گردیدن | گردیدند | ۴۲۵ | ۴ | بستاً | نسبتاً ۳۰۷ | ۱۴ | از از | از | ۴۴۴ | ۵ | غوری | دهنه غوری ۳۰۸ | ۹ | خان آنا | خان با | ۴۴۵ | ۱ | بمواضیکه | مواضعیکه ۴۱۱ | ۸ | نماید و نیر مورد | ندیدند بلکه مورد کاپي جدول ارتفاع تصحیح نشده لہذا در برخي ازان اغلاط فاحش موجود است - قارئین کرام تصحیح آنرا از روي ارتفاعاتی دیگر در ذیل گزارشات ہر مقام مرقوم است بنمایند
[BLANK PAGE]
[BLANK PAGE]