با بختیشود و انگاه از پنجه کینه بخون جگرور پردازم
یا رب پیم رحمیبون بدین چاکیلدن جان برارم
بعہد دولت ابد مدت اعلیحضرت امیرن الامیر سرکار والا
امیر عبدالرحمن خان فرمانفرمای ممالک
محروسۀ افغانستان حرسہ الله عن حوادث الدوران
رساله مبارکه
السير البقا
مصنفه و مترجمه
جناب فاضل جیدال ماهر بیظیر نقطه دایره فصاحت مرکز حوضه
بلاغت ادیب اریب صاحب المحامد و المناقب جناب
آقا میرزا محمد البصراوی تخلص به ثاقب
در مطبع جبل المتین کلکته باهتمام جلال الدین مجلی طبع شد
كتبه محمد عبدالرزاق قلمزار نویس پشاوری
یا رب حشمم زجیش سودا نگل از پنجه کینه ناخن جگر در دلدام
بعهد دولت ابد مدت علیحضرت امیر بن الامیر سرکار والا
امیر عبدالرحمن خان فرمانفرمای ممالک
محروسه افغانستان حرسه الله عن حوادث الدوران
رساله مبارکه
اساس القضاه
مصنفه ومسترحمه
جناب فاضل سعید دل ماہر بنظیر نقطہ دایره فصاحت مرکز خوضه
بلاغت ادیب اریب صاحب المحامد و المناقب جناب
آقا میرزا محمد البصراوی تخلص به ثاقب
در مطبع جبل المتین کلکته باهتمام جلال الدین لحی طبع شد
کتبه محمد عبدالرزاق گلزار نویس بهاری
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله الذی خلق الانسان من اضداد و جعل فیه عقل استفاد
حتی یتمیز الخبیث من الطیب و الصحیح من السقیم و القبیح من الحسن
و یفهم خطاء الحواس الظاهره و یتصور حقیقة الاجسام الباهره و
یتفکر فی صانع البارئ الواجب الوجود الذی لیس کمثله شیئ و هو
السمیع البصیر عالم ازلی واجب سرمدی واحد ابدی الاول
دون البدایه و الآخر بلا النهایه رحیم رئوف عطوف کریم لا اله الا هو
والصلوة و السلام علی المخلوق من بدایه و المبعوث فی النهایه
و الرسول للهدایه صاحب شقة و المنشور و حامل دین المنصور
رحمته الله الواسعه النبئ الامی العربی الهاشمی
التهامي الذی نسخ جميع الاديان بوجوده الحميد
وبطل جميع الاحكام بفرقانهالمجيد علت الوجود و
معلول الواجب الرّسول الممجد ابوالقاسم محمدّ
صلواة الله عليه وعلى آله الاخيار وصحابه الابرار
الذي مثلهم بسفينة النّوح ونجوم السّموات من ركب
واقتدی بهم نجی و من خلف و اصطفی عليهم
هلک سلام الله عليهم وعلى من اقتدی بهم و اعانهم
فی دین الاسلام
و بعد چنین گوید بنده درگاه محمد بن الحاج محمود بن ملّاعلی
البصروی المتخلص به ثاقب غفرالله ذنوبهم که هر مصنّف
و مؤلّف یا مترجم را قبل از شروع در مقصود چنانچه
خواستگار رواج و شیوع تصنیف خویش باشد تفکّر
و تعمق در سه امر ضرورت - اوّلاً باید بدیده اذعان و
تحقق عقل فایده و نتیجه بلکه علت غائی تصنیف خویش را فردی از
افراد یا ملتی از ملل قرار داده زحمات خویش را بدر نداده باشد
بنظر غالب علت تصنیف و تالیف فردی واحد نتواند شد
چه اغراض هر فرد بدون ارتباط بملت صورت نه بندد *
پس کا سیکه علت تصنیف و تالیف خویش را ملتی نمود لازم است
ملاحظه نماید که در آن علم و فن مکتوب عنه جای خالی باقی است یا نه
بعبارت آخری اگر در آن فن و علم تصنیفات و تالیفات بدرجهٔ
کفایت یا زاید از ضرورت آن ملت است عمر عزیز خویش را
بیهوده صرف ننماید که نتیجه اصلی و علت کلی هر مصنف و مؤلف
که شیوع و رواج تصنیف و تالیف اوست حاصل نتواند نمود
گذشته از عدم شیوع و رواجش بزرگ اسبابی است بجهت
عدم ترویج و اشاعت سایر علوم و فنون در آن ملت- زیرا که
هر مصنفی را میل قلبی و سیلان خاطر قدر دانی و شیوع تصنیف
و تالیف اوست در آن ملت - پس از انیکه ملتی مستغنی از انگونه
تصنیف باشند چنانچه باید و شاید قدر دانی و داد آن
۵
تصنیف را نخواهند داد - بلاشبهه این امر باعث کسر قلب و
کدورت خاطر مصنف شده میلان قلبی ویرا بسوی سایر فنون
کمتر واقدامش در سایر علوم سست تر خواهد گردید- دوم آن است
که مصنف بدور بین تعمق مشاهده فرماید که آیا علم وفن هزارا ملتی
که علت غائی آن تصنیف و تالیف است محتاجند یانه - اگر
ضرورت است عنان قلم را در آن میدان سست نموده خنگ
خرد را بطرف آن احتیاج ملک و ملت حرکت داده باشد
تاصیت تصنیف و تالیفش بکند ومایهٔ قدر افزائی مصنف گردد-
پس اگر مصنف از این مشاهدات غافل نشسته ملاحظه این نکته
را ننماید پس از زحمات تصنیف کف بیهودافسوس بهم خواهد مالید
چرا که از بدو عالم ابنای جنس اعموما همواره کشش بطرف اغراض
خویش بوده و هست - پس از اینکه فنی را ملت محتاج نباشند
خیالات شان بطرف تعلیم و تعلم و ترویج و اشاعت آن فن
نخواهد رفت لابدّاً آن تصنیف در زاویهٔ انزوا بطریق گمنامی
مانده مصنف خویش را بخوردن خون جگر خواهد داشت : و
این امر نیز موجب عدم تشویق و رغبت وی خواهد شد بطرف
سایر علوم و فنون این است که غالب مصنفین اسلامی که بدین
نکات دقیقه نرسیده و احیانا شروع در تصنیف ثانی واقدام
در نوشتن کتاب دیگر کرده الفاظ شکایت آمیز از عدم قدردانی
ابنای جنس نموده اند- وحالانکه زیبا چنان بود که شکایت از
استنباط خویش و عدم تفرس در این نکات مستحسنه نمایند :
این امر بدیهی است که هر یک از افراد بشر در احتیاج خویش
کمایبنغی کوشش دریغ نخواهد داشت - پس از آنکه بشیئ احتیاج
نداشته چگونه بجان ودل خریداری ویرا نمایند و چسان بانسبت
عدم قدردانی باوشان بدهیم- سه دیگر انکه مصنف باید نیکو
معاینه دارد که موقع و محل رواج و اشاعت آن فن و علم است یانه-
البته چنانچه موقع و محل رواج و اشاعت آن فن و علم باشد و ضرورت
هم داشته مقام نیز خالی باشد تصنیف وی طنین انداز فلک
عقول آن قوم و ملت شده صیت اشتهارش بسمع هر برنا و
پیر خواهد رسید بدین معنیکه اگر مصنفی کتاب لغت سریانی را
۷
در هند یا در فن تربیت اشجار در سودان یا طرقته دریانوردی در
تبت را نویسد ۔ البته نتیجه از ان تصنیفات ملل مذکوره را عاید
نخواهد شد احیاناً اگر متلونین قوم را شوق آن علم وفن آید در مباحث
الفاظ نا هموار و پیچیده نتیجه حاصل نخواهند نمود ۔ اگرچه علم من حیث ہو
علم در ہر فن و طریقه باشد اندک فایده بخویش خواهد رسانید ۔
مگر از نتیجه اصلی وفایده کلی که عمل است بهره ور نخواهند شد :
از این است که غالب تصنیفات اهالی آسیا بجهت عدم
ملاحظه این نکات در ینوقت سود مند نشده بذل احتیاج
بیگانگانشان انداخته مصنفین نیز فریاد عدم قدردانی ونا قابلی
قوم خویش را بلند نموده اند ۔ زمانہ ہذا بحمدالله اسلامیان را
علوم ضروریّه مذهب بقدر کافی و شافی از پرتو فیضان
پیشانیان از علما دستیاب و دانایان اسلامیه ببنایان
هبوط و صعود ملل از بیا چنان است که جد و جهد خویش را در علوم
وفنون یا در تکمیل اعمال افعال صناعتی و زراعتی نموده برادران اسلامی
خود را بیک درجه از مذلّت احتیاج اجنبیان رہائی دہند
با وجود شیوع و رواج اکثر علوم و فنون در ملت اسلام هنوز در
عملیات و صناعات ناقص و ناتمام بجهت سود اندک زحمت نمایان
را بر خود گوارا میکنند - بلاشبهه ترقی علم و فن در هر ملت
کاهی شده که آن علم و فن را در زندان کتاب مقید کرده
بتدریجاً ناقصات وی را اصلاح نموده تکمیلش داده اند *
دانایان اکثر فنون صناعت و زراعت که موجب ثروت
ملت و عدم احتیاج آن است اشخاص امی ناتجربه کار اند
چنانچه هر علم و فن را بطریق سهولت نوشته عالمین آن
عمل را تعلیم نمایند - ما نیز چون سایرین محتاج باجنبیان نخواهیم بود
و این امور را هیچ یک از عقلا و دانایان منافی عیشت غرای اسلامی
ندانسته و نمیدانند - پس در این اوان ملت جلیله اسلام
را الزم و اوجب علومی است که بدورشته تجارت محکم و مایه
ثروت را مستحکم کردد و این منحصرست بنوشتن کتب صناعات
و زراعات باصولی نیکو که بدان وسیله توانیم خود را بترقی
گوناگون اقوام بیگانه رسانیم از ذل احتیاج شان برهیم *
۹
بلکه قوت دین اسلام در نظر خرد بینان مربوط بدین اموراست
چراکه قوت دین بقوت متدینین و طاقت متدینین باستغنا و استغنا
بصناعات و زراعات است اگر کسی در کتب سیر وصحف تواریخ
استنباطی داشته باشد نیکو تواند فهمید که از بدو خلقت ترقی
هر دین و قوّت هر ملت قومی را حاصل بوده و هست که خود را از
از ملل اجنبیه مستغنی نموده باشند - شاهد این کلام امروز اقوام
اروپانید که ببرکت این علوم وفنون خود را صاحب ثروت ومکنت
وسلطه و استیلا بلکه مالک ارقاب عالم نموده اند و از اثر آن
قوت وشوکت که نتیجه ثروت و مکنت آنان است پایه مذهب خویش را
بمقامی نهاده اند که از حمله اجنبیان متزلزل نخواهد شد - بالاتر
ازان امور دین و مذهب را جزو سلطنت وجهانگیری قرار داده در
سایه آن نخل بارور از چهار سو باشاعت مذهب نشر ترویج دمیکوشند
چنانچه زمانه هذا قوّت و شوکت خویش اور دین اوّل درجه ورتعدادنفوس
ثانی طبقه سانیده اند اگرچه بیان این مسایل وتشریح این نکات ازموضوع
بحث ما خارج ولی بیک درجه از ماده علمیت خارج نیست - پس ازبیان
و توضیح این مقال بکمال ادب عجز و انفعال مصنفان حالی اسلام را مجاب
کرده میگویم که امروزه در هر زاویه از زوایای عالم بر ساحت هر قوم و
ملت علوم جدید و فنون بدیعه چون آفتاب درخشان پرتو افکنده از تابش
آن نیر اعظم اجزای نمائیه آن قوم و ملت رو بنمو نهاده عالمی را در پر و بال
خویش جای داده است- از فیضان آن اکتساب کویا شش دانگ
دنیا بسلم ترقی درجه ببعد درجه پای نهاده اند- و هر قوم و ملت که
در اکتساب چستی و چابکی اثیوه پیشقدمی داشته اند در درجه سلم ترقی عروج شانرا
مشاهده میتوانیم نمود- ما مسلمانان که همواره پیش آهنگ این قافله
و سرسنگ این احله بوده و بمراعات مان گذشته اعلیٰ درجه
ترقی را در هر علم و فن و تمدن و تہذیب بمناسبت آن زمان داشته ایم
لازم است که اگرچه بواسطه ناهنجاری فلک بلکه سستی ابنای ملت
امروزه دست مان از آخر درجه سلم ترقی کوتاه است لاعلاج نگاهداری
حیثیت و مقام خویش را نموده باشیم- یعنی از اعلیٰ درجه صنایع و بدایع
و علوم و فنونیکه موجب سرفرازی و افتخار و مکنت و ثروت و سلطه و
استیلای هر ملت است و در ینوقت عالم را احاطه نموده ماکوتاه دستیم
حتی الامکان در وصول حصول وی لازم است که خویش را وقف بنام
ملت نموده کوشش خود را دریغ نداریم ـ و اگر بواسطهٔ عدم اسباب
بدان نتایج عالیه نتوانیم رسید میتوانیم که ناقصات و ناتمامیهای علوم و
فنون مروّجهٔ ملّت خویش را تکمیل نمائیم علم زراعت و فن صناعت که
که باعث فخر و عزت هر ملت و مایهٔ ثروت و تجارت و مکنت هر مملکت است
در ما مسلمانان رذل و ادنای هنر پیشه قرار داده شده و بواسطهٔ
اعتقادات ناچیزی ناقابلی این علوم و فنون ارکان ملت و شرفای مملکت
ازان کیمیای سعادت و اکسیر اعظم بی بهره مانده و اقوامیکه در انظار
پست و نابودند کورکورانه در آن علوم و فنون بتجربه آمالی خویش قدم زده
حرکت مذبوحی مینمایند ـ تاکنون در ممالک فسیح و وسیع الفضای اسلامیان
مدرسه که این علوم و فنون را باصولی نیکو و قاعدهٔ سهل تفهیم و تفهم و تعلیم
و تعلّم نمایند دیده نمی شود ـ اهل بصیرت را پوشیده نیست که جنبش بشر را
از بدو خلقت شیوه چنین بوده است که پس از ترویج و اشاعت بهر
علم و فن اقدام در بنای مدارس و تعلیم و تعلّم آن علم و فن بوده در مملکتی که
این علوم و فنون را مقید در حصن حصین کتب نکرده باشند چه گونه
۱۲
آرزوی مدرک تعلیم و تعلّم آن فن و علم را نمائیم - سبب کلّی و علت
اصلی این مرانچه بمشاهده و تجربه قرنیه میگذرد دو چیز است - اوّل آنکه
همواره اقدام در اینگونه امور از طرف سلاطین عالی مقام و پادشاهان
نیکوفرجام که بجای پدر مهربان برعایایند بوده - اینک نیز اگر سلاطین
عظام و پادشاهان ذی لمجدالاحترام اسلامیه توجّه خاطر خطیرشان را
بدین طرف عطف عنان کرده کمابینبغی قدردانی مصنّف و قدرافزای
تصنیف افزایند لابد مرغ خاطر رعایا خصوصاً علما و فضلا را که نتیجه
زندگانی و تفکّرات شان تصنیف است بطرف اشاعت
این علوم و فنون بازن شده از طیب خاطر خیرخواهان آن علوم و
فنون خواهند شد - این در گذشته از منافع رعایا موجب فاید کثیره
سلطنت است چرا که خرج و دخل مملکت عموماً از زراعات و صناعات است
و مکنت و ثروت ملّت نیز از این دو خارج نخواهد بود - چون در ممالک
اسلام و سلطنت اسلامیه صنایع و بدایع جدیدی که موجب ترقّی
تجارت و ثروت مکنت رعایای مملکتیست معدوم و رسیدن
بدرجه اعلای این فن که بموجب آب و تاب متاع مملکت که باعث
تشویق خریداران داخله چه کردد بسی شوار است . پس اگر
در علم و عمل زراعت که دولت خدا داده است نیز کوشش نکنند چیزیکه
رفع احتیاج مملکت بزرگی را نماید چه خواهد بود - بلاشبهه چون
فن زراعت و علم صناعت در مملکتی رواج نیابد و بدرجه اعلای خود
صعود ننماید در تجارت آثار بهره نخواهد بود و چون تجارت بی بهره
شوند مکنت و ثروت نخواهند دید و اندک سیم وزری که در مملکت
پاشیده که کویا خزینه مالی سلطان است بمبادله اقمشه دول
خارجه خواهد رفت - پس از آن بقید عبودیت و ذل احتیاج ابنای
جنس سر خواهند برد - امروزه از موازنه آسیا و ار و پا این نکته را
نیکو توانیم سنجید - چون بدیده بصیرت نگریم حکم یک مملکت بزرگ
همانا حکم یکخانه است - کاهیکه کدخدای خانه را خرج زاید بر دخل باشد
روز بروز انحطاط و فقر و پریشانی ویرا روی نماید - و کسیکه دخلش
بر خرجش افزون آید موجب ثروت وغنا و عزت و شرف آن خانواده
خواهد کردید - پس زانیکه متاع داخله ملک ده و خارجه وی نه باشد
البته در عوض آن یک بخارجه سیم زر مملکت خارج شده پس از
۱۴
چند سالی سومی آهن پاره و شیشه شکسته که بیک فلوس کسی نخرد در مملکت
باقی نخواهد ماند - و این امر عیناً نقصان خزینه سلطنت که خزینه
عموم رعایا است خواهد گردید - اگر سلاطین با اقتدار اسلامیین این
نکته را ملاحظه فرموده در ترقی تجارت ملک شان که امروزه منحصر در
ترقی زراعت است کوشند و مصنف و تصنیف این علم را بنظر احترام
و امتیاز مشاهده کنند بلکه بجهت ترقی ملک و ملت صلا افتخارات و
امتیازات خاصه دهند هریک از صاحبان علم و فضل را غب باین طرف شده
در اندک زمانی بموجب ترقیات گوناگون گردیده ملت و دولت را
مالامال خواهند نمود - دوم آنکه مدت زمانی است که بزرگان اسلام
و مصنفان اسلامیه عموما عقول و خیالات خویش را بطرف علوم و
فنو نی صرف نموده اند که صرف علم بوده نه عمل (و ازین غافلند که
بزرگان دین علم بلاعمل را شجر بی ثمر خوانده اند) و همواره شوق و ذوق
شان مباحث الفاظ بوده بحث و روش بلانتیجه و فایده را موجب
عزت و ثروت و امتیاز دانسته علم و فضل را منحصر بدانش خویش نموده سا
فنون عملیه را از صناعات و زراعات و غیره و نیز کسب جاهلان
۱۵
شمرده اند - تمام علوم و فنون که بحری است بیکران و قلزمی است
نامتناهی محدود در چند کتب فقه نموده سایر علما و فضلا و دانایان
در نظرشان بدرجه جهال محسوبند - غافل از اینکه آن عزت و ثروتی که
آنانرا میسر شده از برکت این علوم و فنون است - ما را از این مقوله
مراد آن نیست که علوم فقهیه یا وجود علمای دین کثر الله امثالهم بی سود
بلکه منظور آن است که شخص واحد که عالم صغیر است چنانچه در حیات
خویش محتاج بماکل و مشرب و مسکن و لباس و ظروف گوناگون است
و بدون موجودی یکی از آنان در صحت بلکه در حیاتش خلل می افتد
همچنان ملت نیز که بجای عالم کبیرست هزار گونه لوازم و احتیاجاتی دارد
که حیات ابدی و استقامت سرمدی وی منوط و مربوط بهر یک
از آنان است چنانچه نمیشود غمض عین از هیچیک از احتیاجات شخصی نمود
نیز چشم پوشی از هیچیک از لوازم ملت نمیتوان کرد - وجود علمای
مذهب بقدری لازم است که هادی راه باشند و عوام الناس
بفریب اهریمنان گمراه نگردند - که بحسب مقام فضل و کمال تمام اصناف
ملت باشند - مگر دانایان سایر فنون و پیشایان دیگر علوم که بجای
۱۶
روح حیاتی ملّت میباشند وجودشان نیز واجب لازمست
و تا وقتیکه مصنفان اسلام و فضلای عالی مقام بچشم حقارت بر آن
علوم نکرند و عوام کالانعام نیز تقلید آنانرا پیروی نمایند کثرت نگرفته
ترقی و صعود در ملّت نخواهد نمود ـ پس اگر علمای ملّت و مصنفین
اسلام این نکات را استنباط فرموده عنان کمیت قلم خویش را
اندک باینصوب حرکت دهند ـ موجب ترقی خود و حیات ملّت
خویش گردیده باشند ـ اگرچه نکته اصلی خصوصا در ممالک اسلامیه
عدم قدر دانی دولتیست مگر رغبت مصنفین خصوصا علمای دین
که عموم افراد ملّت اعتقادات و میل و رغبت شان چون خاتم بدست
آنان میگردد هم دور نیست موجب تشویق آحاد ملّت را باعث
کلی شود ـ هزاران سجدات شکر الهی را بجائی آورده که در این اوان
مسرتوامان یعنی بعهد دولت ابد آیت اعلیحضرت قدر قدرت خدیو
پیمان و المجد و الا قبال شهریار دادگستر رعایا پرور جوانمردی
و فتوت را مایه حمیت و مروّت را پایه اهل فضل را فروغ دیده و ابنای
دانش را مهر گزیده گلشن جهانبانی را نخل باردار و چمن ادستانی را شاخ
۱۷
کلدار گلزار جهانداری را خرّمی ساحت دانش پروری را بطلمیوس ثانی
در میدان دادگستری انوشیروان را تالی روشن ضمیر مایه نگاه
سکندر عزم سلیمان دستگاه ـ جهانگیر و جهاندار و جهان بخش و نفع اثر
والا روخنا فداه امیر من الامیر بن الامیر جهان پناه امیر عبدالرحمن
خان فرمانفرمای کلّ ممالک محروسه افغانستان اقام الله ملکه
و سلطنته و ادام الله عمره و دولته که علم را سرمایه فضل را پیرایه صناعت
و زراعت امرئی رعایا و برایا را پشت پناه فقرا و ضعفا را ملجأ و امیدگاه
است در ساحت افغانستان خورشید تابنده علوم صنایع و
مهر درخشنده فنون بدایع پرتو افکن شده در سایه تربیت آن نیر
تابنده ملک و ملّت را از حضیض خاک بطارم افلاک رسانیده ـ اگر
چشم بصیرت و حقیقت بینی باشد در سرشت این فریدون فر
رعایا پروری و دادگستری آمیخته شده ـ با اینکه بواسطه اغتشاشا
بیرونی و نا اتفاقی های اندرونی و صعوبت حمل اثقال و تربیت شجا
اهالی افغانستان زمانه درازی است که از خودسری اوفتاده
چون گوسفند پیشبان در وادی وحشت و دشت قدم میزدند و
۱۸
بواسطه این امور مذکوره غالب قطعات آسیا در علم وتمدن و تهذیب
و اخلاق و صناعت و زراعت و تجارت براوشان پیشقدمی گرفته
هر یک بحیثیت خویش بیکپایه سلم ترقی رسیده بودند از زمانه تخت
نشینی این خسرو گردون سریر که خدایش زنده و پاینده دارد با وجود
عرصه قلیل مدت کم که از چهارده مرحله نمیگذشته است از پر تو تابش
عقل خردوبین خدیو روشن نمایش مملکت افغانستان در علم
و صناعت و زراعت و تجارت شکر فرنگستان گردیده . چراکه
اینهمه ترقیات گوناگون را اهالی فرنگ با وجود قوت و شوکت
سلطنت عامه وثروت ومکنت خاصه در قرون متعدده دستیباب
نموده اند. این خدیو پنهان در عرصه قلیلی غالب اسباب ترقیات
اروپا را در ممالک افغانستان موجود نموده بکمال سهولت مستعمل
میدارند. و نیز روز بروز در تدارک سایر ترقیات ناقصات و
ناتمامیهای ملک و ملت دقیقه فرو گذاشت نمیشود. عیناً مشاهده
میرود که عماقریب ملک و ملت افغانی بآخر درجه سلم ترقی عروج
نمایند. مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد. اگر بذره بین نکته
۱۹
شناسی دوربین حقیقت دانی ملاحظه کنیم افغانستانی که چند سال قبل
ساکنینش آواز کارخانجات بخاری و مشین های آتشی و علوم جدیده
مغرب ابداً بگوش هوش شان نرسیده بود - در این زمان قلیل بدرجه
ترقی کرده اند که غالب مایحتاج ملک و ملت و دولت را از اسلحه
سازی حربیه که مشکل ترین صنایع از کارخانجات ملکی بکمال سهولت
و منتهای خوبی و مرغوبی و آب و تاب ساخته و پرداخته دارند منتهای
درجه ترقی را دستیاب نموده اند - چه یک مرد جنگی چه یک مشت
مرد اینها نیست مگر از پرتو ذات خجسته صفات اعلیحضرت خدیوی که
همواره بطرف اینگونه ترقیات رجوع دارند - از آنراهیکه قدر هیچ مستعد
خصوصاً زحمت تصنیف و حق مصنفین از مد نظر این خسرو بطلیوس
نشان علم دوست هنر پرور پوشیده نمی ماند عموماً خدام این درگاه
و نمکخواران این بارگاه وسیله قرب خود را بدان آستان فلک
پاسبان تالیف و تصنیفی نموده بذریعه علم تمسک باین حبل المتین
میکردند - چنانچه از امر و اشاره حضرت شهریاری من باب اشاعت
علوم و فنون و بحسن تائید جناب فخامت نصاب سترتی ای
۲۰
مارطین وکیل التجاره دولت خداداد افغانستان تاکنون این ششم
ساله است که جان نثار بهزار گونه زحمات از انگریزی بفارسی جمع کرده
از پیشگاه حضور باهر النور گذرانیده ام ـ امید هست که در ظل عطوفت
خسروانی این خسرو قدردان علم پرست صدها چون اینگونه
رسایل را از درگاه همایونی گذرانیده باشم
خدایا دولتش پاینده فرما
چون ادای شکر و سپاسداری بلکه قدردانی و عزت افزائی
هرکس از حیثیت خود نسبت به مشکور عنه بطریقی خاص و طرزی مخصوص
ادا میشود ـ چنانچه قدردانی و عزت افزائی سلاطین عظام و مشیران
ذوی الاحترام که در حقیقت عین شکرگذاری و سپاسداری آنان است
نسبت بزیر دستان ترقی و ترفع و افتخارات و امتیازات و شان
میباشد سپاسداری و شکرگذاری رعایا و زیردستان نیز
نسبت ببزرگان تمجید و تحمید و تعریفی است که پس از آنان در دیباچه
دهر مانده سرلوحه سایرین گردد ـ پس شکرگذاری و سپاسداری
اعلیحضرت خداوندگاری که از وجود مبارکش ملک امن و رعایا
۲۱
مرفه الحال واز پرتو فیضان عقل خردپرورش پایۀ علم و مدنیت
و تهذیب مسلمانان باعلیٰ درجۀ سلّم ترقی رسیده نیکودانستم
که چکامه در سپاس ذات خجسته صفات آن خدیو مهراثر بتوآ[؟]
تا از جملۀ سپاسداران و شکرگذاران آن درگاه عالم پناه
محسوب شده نیز سر مشق دیگران گردد وی ہٰذا
دی بہنگام سحر آمدم از ره دلگذا
حلقه بر در زد و بر بود زمن هوش وقرا
آشنا بانگ چو بشنید دل از جا بجنید
بپرید از من و رفت از خود و پیچید چو ما
من بحیرت که بدینوقت چه بانگت ابدا
این نه هنگام نمازست نه هنگام قما
نی خروس از اثر صبح به بانگست هنوز
نه موذن پی اظهار نمازش تند کا
نی ز بتخانه صدائی نه ز مسجد بانگی
نه ز زاہد اثری نی خبری از خما
نی برون چہچھۀ بلبل گلستان چمن
نه که از قہقہۀ کبک خبر در کہسا
نی مراکس بسفر ہست که آید ز سفر
نه که اندر وطنم کس که فرستد سر آ
نی فقیہم که در اینوقت بیایند عوام
بضرورت پی حل سوال دشوا
نی طبیبم که مریضی آید و فریاد کند
گاه از درد سر و گه ز شکم از دل نا
نی که در خانه من پیچو رصد بسته شده ا
که منجم پی تشخیص نجوم آرد با
۲۲
نی منم شحنه که آید عسس اینوقت بَدا
که فلان جردو فلان دو فلان ج دبدَا
نی منم حاکم و نی ضابط و نی شاه و وزیر
کاز پی ملک بیایند مرا در در با
نی که از نوکری شاه مرا بهره بود
که پی خدمتم آیند بدر از سر کا
نی از آن صوفی صافم که درین وقت میر
از پی آب دعانذر بسیار و در کا
الغرض غوص نمودم پی تفتیش که کیت
اندر این وقت بدریک نگشتم اظها
نرم نرم آخرش از جای شدم جانبی
اندک اندک قدم آهسته نهادم بهوا
بانک دادم که بدرکیت جواب آمددو
چند تعویق کنی در بکشا هوش بدا
بکشودم در و دیدم رخش ماه تمام
نعمتی تازه شد از حضرت حقم ایشا
ای فرو ریخته از زلف سیاهش ظلت
هی تشق برزده از روی منیرش نوآ
آنچنان محوشدم در رخ آن ماه مفت
که بنشناختم از پا سرو سر از دیوا
چشم بگشودم و گفتم که توئی مقصودن
چشم مالیدم و گفتم که توئی ایدلدا
چندچشم نعمت چندنشینم بفراق
چند نالم بخیال تو جفاکار نگار
چند در هجر تو از دیده ببارم سیلا
چند در ذکر تو کردم بجهان خوار چو خا
چند در فرقت تو مویه کنم شام وسحر
چند در فکرت تو ناله کشم از دل زاا
خون دل چند خورم لخت جگر چند مکی
طشتک صبر من از بام نگون شد یکیا
۲۳
شام من بافته از موی دو زلف تو دو چیز روز من چهره خود شسته مدام اندر تار
تن شدم نال بلا چند کنی جور و جفا دل شدم آب بلا چند شوم زار و نزار
رنگ من بین که زند طعنه بر برگ خزان چشم من بین که کند خنده برابر بهار
بین که شامم شده چون تار دو گیسوی دراز بین که روزم شده چون تار سر زلف تو تار
بین که از جور فلک بدر و حیرانم بنگر از ظلم زمان خوار شدم در انظار
نیست این رخ که تو داری که بلائی عجبیست نیست این بر که تو داری که بهشتیست دو مار
نه مرا تاب توان مانده و نه تاب فرقت نی مرا روح روان مانده و نه تا بگفتار
چشم در راه تو تا چند نشینم در راه پا بدنبال تو تا چند دوم در بازار
از ره ضعف تنم طعنه زند بر مجنون وزره شوق دلم خنده کند بر گلزار
دلم از رنج فراق تو ز خون مالامال میکشد ناله چو در فصل خزان بلبل زار
اخترم جای گرفته ست بنحس اکبر طالعم جای گزیده است ببرج ادبار
باخت نرداد فلک باز بمن در معکوس ریخت نقاش قضا باز بمن رنگ ایار
نی مرا پنجه که پیچم بقدر گاه ستیز نه مرا قوه که گیرم بقضای سر و کار
نی درین مصر مرا ماه عزیزی در بر نی در این ملک مرا یار و ندیم و غمخوار
عاقبت گفت مرا زیر لب از خنده ناز که چنین است بلا رسم بتان عیار
۲۴
شکوه تا چند کنی خیز زجا چشم بمال ناله تا چند زنی صبر نما هوش بدار
شکوه کردن دلدار نه پاس ادبست ناله کردن بر معشوق نه چیزیست بکار
اخرت بسته برون نیک نظر کن بزوال طالعت کرده بکان مراد اسعد الابرار
نیست جائی که کنی شکوه گراز گردون نیست وقتی که زنی داد ز چرخ کج کار
نیر اعظمی از دایره قطب کمال شرف شمس کمال سخنی در معیار
هیچ نبدی تو با قلیم فصاحت همتا شکوه ہا میکنی از اختر خود در همہ کار
خسرو دهری تا چند کنی شکوه دهر ست شیرینی نطق تو عیان گفتار
دشت آن کلک گهر ریز و ز ظلمات دوات چون سکندر پی تسخیر بر قتاب بر آر
زن رقم مدحت شاهنشه والا گوهر آنکه در وصف مدیح است و را حقد ار
خسرو نامی مبین حضرت عبد الرحمن خان اعظم شه والاشه و خذ تباد
بود ہموارہ در اسلام فرید ی انا کشته امروزه در اسلام خدیو سالار
آن امری که بود همتش از قان پیش و ان بشیری که بود مرتبه اش عرش مدار
آن پیری که بود معنی آیات علوم و آن خدیوی که بود داد گر و داد گذار
آن کریمی که بخو دست چو حاتم در دهر و آن حکیمی که بعقل است فلاطون زمان
انکہ از عدالت شیر آهو در رم وانگه از مکرمتش ابر کند شرم ز بار
۲۵
انکه در فر و شکوه است سکندر دربان وانکه در عزّت و جاه است سلیمان دربان
انکه صد یوسف مصری بحسن است خجل وانکه صد رستم دستان بدیش زبون
آفتاب حمل ماه اسد زهره جدی آبروی شرف عقل و لقمان ذکا
صاحب سیف و قلم شیر سکندر شوکت منبع جود و کرم میر فریدون رفتار
انکه باشد همه خلق زعدلش آرام وانکه باشد همه ملک ز نظمش تقرا
انکه در فضل و هنر است بدور ان یکتا وانکه در جود و کرم است چو ابر پر بار
انکه میکه اگر دست فشاند بکرم ابر بحسرت خود گرید کند سیل فنهار
انکه در عقل بود ثانی فخر رازی وانکه در فضل نبود تالی طوسی بشمار
وانکه تدبیر امور ار که زوی یاد کنند می سزد جمله مدیران جهان را کردار
حزم را کوه و برزم است چو بیراوژن عزم را باد و ببزم است چو شیر سالار
است از روی نسب سلسله اش فخر زمان خوان تو تاریخ سلاطین بفکر صل و تبار
لایق وصف سزاوار مدیح اوست بدر قابل تاج و سزاوار نگین است و بیا
آن کریمست بر عدل که از شوکت و جاه خادمانش همه از چرخ بگیرند قرار
انکه در مرتبه جمشید و را چون دربان وانکه در عدل بدرگاهش کسری سرکار
وقت جودش همه خلق شر و سخن قوت گاه عدلش نکند پشه بر فیل ضرار
۲۶
دشمن از قوت نیروش بپچید در هم
کوه از قدرت بازوش غبار آرد با
هست در فهم و فراست چو غفیری بین
گشته در عقل و فطانت چو ارسطو حیا
در شبانخو ویش حبل بشاهان قدیم
در نسب سلاله اش ختم بنعم الابرار
پیش مهرش دو خور هر دو چو روز قمتام
نزد چهرش دو جهان بغز به چیزیست ابکار
در کرم حاتم و در دانش و فهم وحید
در سخن ثابت و در عقل چو ابن عمار
در که رزم چو بحریست که جوشد در هم
در که خرم چو کوهیکه نجبند ز وقار
عقل وی مرغقول است و و شد برجشه
علم او فخر علوم است که باشد معیار
هر که در حصن حصینش رو از عجز و نیا
شود از جملهٔ آفات دو گیتی بکنار
از ره علم دوستی که جبلی است و را
گنجها صرف نموده بکتاب اخبار
میهم از فرط کرم باز کند مدرسه
بعلومیکه رواج آمده و یرا بازار
قدر دان است ز فضل و هنر انسان سرس
یادگاریت ز شاهان سلاطین کبار
چونکه که شدم از گفتهٔ آنشوخ سخن
جستم از جای که مداحی شه سازم کار
برگرفتم ورقی کاغذ در افکاری بکر
در نوشتم پی توصیف شه ایند اشعار
شکر لله که زالطاف خدای دادار
کابل از همت شاهانه شه شد گلزار
۲۷
پاکی و روشنی رونق وی شد افزون صافی و نرمیش خنده کند بر مصدا
رشک پاریس صفاهان شد از ین شهر قدیم غیرت لندن و کلکته و مصر و خلان
شام او کویش از فرط لطافت شکل روم از خوانش از روی نزاکت شوا
آری اینگونه مقام است بشاهان لایق که گذارند بد و جبهه امیران کبا
عنقریب ست که از هشت این شاہ عطوف رشک یونان شود از علم و عمل آخر کا
آفرین بر کرم و سمتت ای میرکریم که جهان شد ز وجود تو دگر کوهر با
نیست این شیوه شیوا همه کس را قابل جز وجود تو که در علم و عمل شهره شها
در صف جنگ علی درتی چور و با ضعیف در گه رزم محبان تو چون شیر شکا
پایه معدلتت چرخ و فلک را تسکین سایه منزلتت مهر درخشان ابا
شد وجود تو بکیتی ز همه خلق فرید گشته شخص تو بدنیا بخلایق دا
مرحبا باد براین فکرت ای مرد تمام آفرین باد بر این سمت ای کوه وقا
نوع انسان شد از شخص تو علیش مسرور همه در مدح و ثنایت صغار و زکبا
سرکشانی که در آن ملک ده ای بودند در شهنشاهی شخص تو ندارند انکا
جمله ارباب سیاست متحیران کشتند بیقین نظم و نسق را بکف تست مها
کر ز حکم تو بتابد سر خود را پس خادمانت بکاهی بکشندش بدرا
۲۸
تو ارسطو و ترا خطه به از یونان تو عزیز می ترا مصر بود به ز امصا
در که عزم چو با دو بکه بزم اسیر به که خرم چو کوه و بکه رزم شر آ
در صف جنگ چپ و راست اعداد عدا جمله سطوت شاهانه بکر دو مردا
ملک الموت نساز د نظر چپ بکسی که تو از مهر و کرم داده مر او را زنها
بجز ارواح مکرم که خدا داده بند کس ندیده ز سلاطین چو تو شاهی پیدا
چون در اسلام تو شاه آمدی از روی یقین بار دیگر بجهان سبحه بگوید زنار
کر عدو ز شجاعت بکند کوه رجا پیش تیغ کج تو است چو کاه پر وا
بس بگر قدمی چونکه نشستی بتخت از میان مرارفت کدورت و غبا
کس نخوانده است ترا سبزه و من میخوانم ز آنکه در جود و کرم کار گذشت از بدا
چون بیاچه قلم وصف ترا گر د همی از ره شوق بین جامه شدم گوهر با
کر ز اکرام قبول اوفتد این چامه نغز کرد دو فکر غم و غصه دوران هموا
ثاقب آمد نجد ا قابل این گوهر نظم ور نه هر کس نتوان گفت چنین انشگا
گرچه از مرکز قرب تو بدور اوفتادم باز شکرست که شد دور می چون پکا
پادشاها ز خدا آرزویم است مدام که مرا ز کرم خویش نجوشیم مکند
ختم سازم سخن و لب بگشایم بدعا تا که آوازه آمین بشنوم از اخیا
۲۹
تا زمین چرخ زند کرد عروس انجم
چرخ بر گردش انگشت تو گیر دادوا
دشمنانت همه یابند خمار از تف تیغ
دوستانت همه از نشئه عزت سرشار
مقصد
در فواید و منافع تربیت کرم پیله و اثبات توافق آب و هوای
افغانستان در تربیت وی
ارباب بصیرت را پوشیده نیست که امروزه بهترین اسباب
تجارت و ثروت و مکنت ملک و نیکوترین ترقی و رفاه ملت
اشاعت و رواج امتعه آن ملک است در ممالک خارجه بطریقتی
خوب اسلوبی مرغوب و این امر نیز مبرهن است که آب و هوای
افغانستان اگر مربی کامل با اطلاع باشد قابل است بجهت
تربیت غالب اجناسیکه در ممالک اروپا یا سایر سردسیرات آسیا
بعمل می آید در آن سرزمین نیز مهیا گردد خصوصا وقتیکه ملاحظه
اتفاق و یگانگی آب و هوای ویرا با ایران کنیم یقین کلی حاصل توانیم کرد
که چنانچه ابریشم ایران از قسم اعلای متاع رشیمی دنیا محسوب است
اگر در ممالک فسیح الفضای افغانستان تربیت کرم پیله را از روی
۳۰
علم و دانش نمایند محصول وی بهترین محصولات ابریشمی خواهد بود—
چرا که نیکوترین اقسام ابریشم آن است که تربیت کرمش از برگ
درخت شاہتوت شود اگرچه قسم اعلای تخم نیز دخیل در حسن
وی است لی چون آب و هوای آن صوب کلیته موضوع است بجهت غرس
درخت شاهتوت — لهذا اگر ممالک افغانستان
از روی علم و دانش کوشش در این فن نموده قسم اعلای تخم را
نیز دستیاب نمایند دور نیست محصول ابریشمی از ایران هم بهتر
شود— زیراکه اهالی ایران از سالهای دراز است که فن تربیت
کرم پیله را از روی تجربه آبائی خویش بلا تعلیم و تعلم داشته ابداً
ویرا بواسطه عدم کتب این فن ترقی نداده اند — پس اگر افغانستان
از روی علم و عمل و تجربه ماهرین این فن کوشش نمایند بلا شبهه
ترقی شان افزون خواهد کردید — نکات عملیه علم را گاهی استنبطاً
و اجتهاد توان نمود که در آن فن کتب متعدده موجود باشد—
تاکنون بزبان فارسی در این فن عظیم المنفعة وكثیر الفواید کتابی از
نظرهم نگذشته و حالانکه اگر بدیده بصیرت نظر اندازیم در تجارت
۳۱
ملک و منفعت ملت نیکوتر از این فن شریف فنی بنظر خواهیم آورد-
متاع ابریشم متاعی است که امروزه در هر ملک و ملت بهیچشی همدیگر
شایع و رواجش در ابنای جنس باشد ضرورت رسیده در مملکتی که تربیت
این متاع نشود یا نتوانند تربیت کرد خواه بواسطهٔ عدم موافقت
آب و هوا یا جهل و نادانی باشندگان اهالی آن ملک را نقصانی
عظیم که کمتر از امتعۀ مملکت جلوی را تواند بست- بدینمعنی که مصار
تربیت این متاع از سایر امتعه کم و اراضی مجبوئه وی یکدفعه
از کار نمی افتد و سایر حبوبات را نیز ممکن است از آن زمین داشتن
علاوه بر اینکه تنه و برگ درخت شاهتوت خود بنقسه محصولی
برابر حاصل یک فصل بلکه زاید - زمینیکه درخت شاهتوت ترتیب
شود از روی سر شمار که هر درختی را دو ذرع زمین بر لب جدول
آب محسوب داریم و از وی تربیت کرم پیله کرد د از یک درخت
که دو ذرع زمین را بحیطهٔ خویش آورده از پنج قران یا دو روپیهٔ
هند منفعت وی را کمتر تصوّر نمیتوان کرد در زراعات دیگر از روی
سر شمار ذرع اراضی این مبلغ را عاید نتوان کرد- تشریح این
۳۲
مقولات چون ذکرش بطریق واضح در کتاب خواهد آمد اظهارش را
زیاده براین در اینموقع خالی از حشو ندانستم . فن مذافنی است
که تجارت ملک بدو محکم و ثروت ملّت از وی مستحکم میگردد .
و باندک کوششی مملکت را مستغنی و ملّت را بی نیاز میدارد . اگر
ویرا رکن تجارت و مایه ثروتش گوئیم سزرا واگر علّت استغنا و
مایه مکنتش خوانیم رواست . پادشاهان را خزینه امرا را دفینه فقرا را
اسباب ماکل و مشربست . این فنّ مبارک در هر ملّتی که بدرجه
کامل از روی علم و دانش شیوع یافت علم ابهّت و ثروت
وغنارا در پیرامن آن امّت بلند نمود بزرگترین فنونیکه مدّت
تربیتیش قلیل و زحمتش کم و منافعش کثیر باشد جز او نتوان یافت
اوست علمی که باندک توجّه و تجربه و کوشش با علی درجه تعلیمش
هر برنا و پیر تواند رسید . اوست تجارتیکه از بد و پیدایشش آوازه
نقصان را نشنیده و اوست متاعیکه تا کنون در هیچ بازاری روی
کسادی را ندیده . اگر اکسیر اعظم وکبریت احمرش خوانیم نازیبا
نخوانده باشیم واکر سیم دست افشار و شاخ زرنگارش کوئیم
۳۳
نار و انگفته باشیم- متاعی است که خریدارانش را بصفتی خاص
تخصیص نتوانیم داد. و جنسی است که مرور زمان معدومش نتواند کرد
زکیمیای تجارت نشان نجوید کس + اگر ز دایره این عمل کناره کشد-
در حقیقت حقیقت تعریف این علم و کثرت فواید و منافع این فن را
در ملک و ملت چنانچه باید و شاید از ید قدرت تحریر و تقریر
بیرون یافتم جز اینکه بدین تعریف اکتفا نمایم- آفتاب آمد دلیل
آفتاب- در این زمان که مملکت افغانستان دو اسپه بمیدان
ترقی تاخته و میتازد و این خاکسار بواسطه بعد المشرقین از فیض
دیگر خدمات محرومم نیکو دانستم که نظر بحق نمک دیرینه و حقوق
مولای حقیقی رساله مبارکه ہذا را موسوم بہ اکسیر التجاره در فن
تربیت کرم پیله ترتیب داده و طبع نموده از پیشگاه حضور با ہر النور
گذرانیده باشم - چون در افغانستان مقام تصنیف این
فن خالی و موقع و محل هم مناسب ضرورت ملت نیز میباشد
امید است که عموم رعایای حضرت شهریاری ادام الله دولته
از این اکسیر تجارت سودمند گشته موجب ترویج و اشاعت
۳۴
کلیه این فن گردد ـ اگر چه قدر دانی و حق شناسی اینگونه تصنیفات
در مملکت افغانستان منحصر بذات خجسته صفات همایونی است
ولی بمفاد النّاس علی دین ملوکهم چون حضرت خدیوی توجه خاطر
عاطر اندک بطرف اینگونه امور شود ـ خیالات تمام رعایا نیز
بسوی وی منصرف خواهد گردید ـ رساله مبارکه هٰذا را مرتب
نمودم بچهار باب و فصول و دو مقاله نستعین الله با تمامه ـ
یارب ز چشم شور حسودان نگاهدار :: نخلیکه من بخون جگر پروریدهام
و به نستعین
باب اوّل در شناختن اقسام تخم و اشکال تعارضۀ کرم پیله
فصل (۱) در شناختن تخم
تخم ابریشم که عبارت از بیضۀ کرم پیله میباشد ـ اصالتاً منقسم
بچند قسم و عارضتاً متغیّر بچند لون میگردد ـ عموماً این تخم
کروی الهیولا یعنی مدوّر و مسطّح شبیه به تخم شلغم است ـ و در بزرگی
و کوچکی منقسم بچند قسم که کوچکتر از همه اقسام وی چون دانۀ خشخاش
۳۵
تازه و بزرگش قریب یا کوچکتر از خردل ست. چنانچه پس از تجربه
و امتحان معلوم نموده اند که شش مثقال از قسم کوچک تخم کرم پیله
که غالباً ژاپونی اش میخوانند پنجاه هزار عدد هست و این قسم تخم
در سالی چند مرتبه محصول داده تخم پاشی میکند - درجه متوسط وی
در بزرگی که پیشتر از کرم سیرت چین و سالی یک مرتبه حاصل داده
و نیز یکمرتب تخم پاشی میکند و اصالتاً رنگش مایل بزردی است
شش مثقالش عبارت از سی و هفت هزار و پانصد دانه میباشد-
قسم اعلیٰ که بزرگتر از همه اقسام و رنگش بالذّات کبود و در عموم سردسیر
مثل اروپا و ایران و سرحدّات چین زیاد مستعمل و تربیت میکنند
و او نیز اصلش از سردسیرات چین بوده است شش مثقالش
از روی عدد سی الی سی و پنجهزار شمرده شده -
فصل (ب) حالاتیکه در زمانه تربیت تخم پیله در عموم اقسام تخم پیدا میشود
پس از آنیکه کرم تخم پاشد عموماً زرد رنگ است ولی بعد از منعقد
و اندک منجمد شدن مایه حیاتی در وی لونش تمایل بخاکی بعدها
متغیر بشیر قرابه و سپس بادنجانی آخر الامر رنگش سبز سیر میگردد
۳۶
و هر قدر مدت بیرون آمدن کرم از بیضه نزدیکتر شود رنگش سیرتر
آخر مایل بخاکستری و سیاهی خواهد شد ـ کاهیکه متغیر بسبزی شود
در پوست ظاهر تخم خشونت پیدا شده دندانه طور کوچکی در وی پدیدار
گشته لزوجت و چسپندگی چون لعاب دهن زنبور عسل یا جـت تازه درخت
آلوچه و زردآلو در وی هویدا خواهد گردید ـ بواسطه همان لزوجت
و چسپندگی است که کرم بهر جا تخم پاشد در همان مقام میچسپد ـ
غالب تخمپاشی کرم پیله بحالت پرواز است که در گوشه های
طاقچه و زاویه های اوطاق بعمل می آید ـ و در هر تخم خال سیاهی
شبیه بمنفذ کوچکی است که بذریعه لزوجت لعاب مسدود
میباشد ـ چون تربیت تخم کرم پیله کامل گردد و در تخم روح حیاتی
قوت گیرد اندک اندک کرم دست و پا نموده بقوت جسم و
دندان اطراف همان منفذ که شبیه بخال سیاه است خراشیده
از پوست بیرون می آید و این حالات مذکوره در کلیه اقسام
تخم کرم پیله روی خواهد داد اعم از اینکه از قسم کوچک ژاپونی یا
متوسط و بزرگ چیناوی بـا شــد ـ
۳۷
فصل (ت) در طریقه و اصول نگاهداری تخم پیله در غیر موسم
یکی از جمله نکات لازمه این فن آن است که جمله تخمها ئیکه بجهت تربیت
پیله معین داشته متفقاً در یک زمان از پوست بیرون آمده باشد
چنانچه ملاحظه این فاصله و مدت نشود بعضی از تخم رسیده و بعضی نارس
خواهد بود - و اگر فاصله تخمپاشی زاید بر بیست و چهار ساعت باشد
بلاشبهه در عمل نقص پیدا شده کرمهائیکه اخیر از تخم بیرون آیند
بیک درجه بیکار بلکه مایه افساد بقایای کرم خواهد گردید چرا که در یک
غربال که بعضی کرم رسیده و بعضی نارس باشد دو قسم تربیت
ضرور دارد و این امر مشکل بلکه غیر ممکن است - پس اساتذه این
فن بجهت حفظ این مقام حکمتی بکار برده تخمها ئیکه کرمهای پیله در یک
زمان واحد پاشند علیحده علیحده در یکجا جمع داشته گاه تربیت
تخمهای زمان واحد را در غربالی خاص تربیت مینمایند تا بدون
دغدغه خاطر در زمان واحد تمامی تخمها سر از پوست بیرون آرد
و طریقه نگاهداشتن تخم تا موسم تربیت کرم عامل باید خیلی دقت
کند تا در غیر فصل از پوست بیرون نیاید - زیرا که اوطاق نگاهداری
۳۸
تخم با ندک برودت و حرارت غیر معمول موجب خرابی تخم گردیده
در غیر موسم روح حیاتی تخم را هیجان داده کرم از پوست بیرون
خواهد آمد - پس بهترین طریقه نگاهداریش آن است که تخمهای جمع شده
در یک زمان را در جعبه کوچک چوبی منفذ دار بطریقیکه تخمها
چندان روی هم ریخته و سوار نباشد گذارده جعبه مذکور را در سردآب
یا مقامیکه خشکی و سردیش کم از سرداب نباشد نهاده پس از
گذشتن زمستان بجهت تربیت از سرداب بیرون آورده در
اوطاق هواداریکه گرمیش از روی پیمانه (فرنهایت) هفتاد
و پنج درجه باشد پارچه سفیدی روی غربال پهن نموده تخمها را
با فاصله بر روی پارچه سفید غربال چیده باشند و نیز حفّاظت
تخم از آفتاب و هوای بسیار خشک لازم است - در زمانۀ تربیت
تخم کرم پیله چنانچه هوای اوطاق زاید از حد اعتدال این فن خشک
باشد باید اطراف و جوانب اوطاق را آب پاشی کرده تا بذریعۀ
رطوبت عارضه هوای اوطاق مذکور معتدل و اندک نمناک شود
دیگر آنکه حفاظت تخم از عموم اقسام موش و مورچه و سوسک آرزده
۳۹
و غیره از حیوانات مخرّب غلّات و حبوبات لازم که این حیوانات
چون پی بوی برند اثاری از تخم نگذارند - و در ایام زمستان
اگر هوا از اعتدال موسمی گرم تر گردد و موسم تربیت کرم پیله
نرسیده باشد - ضرور است که باسباب خارجه برودت در
اوطاقیکه مقام و جایگاه نگاهداری تخم قرار داده اند رسانند تا کرمی
حرارت عارضه غیر موسم فرقی در برودت آن اوطاق نیاورد
همواره بیکدرجه برودت مستقیم باشد - و نیز مربّی تخم پیله را تصوّر
و تفکّر در این امر ضرور افتد که اوطاق یا مقا میکه بجهت نگاهداری
و حفاظت تخم معیّن نموده هوای شبانه روزش بیکدرجه باشد -
چرا که اگر شبش از روز سرد تر گردد بواسطۀ تبدّل حرارت یومیّه
و تغییر برودت لیلیّه تلوّن در تخم پیدا شده - غیر موسم
مستعد کمال گردیده کرمها در عرصۀ دو سه هفته از پوست
بیرون آمده نابود خواهند شد - و اگر تخم را در مقام یا اوطاقیکه
هوایش مناسب تربیت تخم باشد گذارند پس از پنج شش یوم
مادّۀ حیاتی تخم بهیجان آمده باعث تنفّس و خرابی تخم خواهد گردید
عاملین فنّ ہٰذا را دقّت و ملاحظۂ این امر نیز از واجبات است که
پس از تخمپاشی کرم و جمع نمودن تخم فوری تخمها را در هوای سرد
نبرده پرورش نمایند که موجب نقصان کلّی بلکه باعث خرابی
و نابودی تخم خواهد گردید. کرم چون تخمپاشی کند مادّهٔ حیاتیّش که
گرما گرم از کرم پاشیده شده بَیْکدرجه حیات و تنفّس دارد و نیز
بواسطهٔ لطافت ذاتی و گرمی عارضی پوست تخم را قوّت سنخ جذب
و سرایت هوا نیست لہٰذا بسیار سریع الحسّ و سہل الجذب اندک هوای سرد
و کرم متاثّر شده خود نیز چون بواسطهٔ لطافت ذاتی مستعد جذب
ہواست جذب ہوا نموده مورث خرابی تخم میگردد. این است که
پس از تخمپاشی کرم رنگش زعفرانی و در عرصهٔ قلیل که ہوا بروی
اثر کرد مبدّل ببادنجانی میگردد. پس زیبا چنان است که بذریعهٔ
رساندن هوای سرد تخم حسّ تنفّس ویرانگرفته بحالت طبیعی
خودش گذارند تا پس از سه چهار هفته نرم نرم ہوا در وی اثر کرد
حسّ تنفّسش کم شده بذاته براحت اوفتد بلی چنانچه در ایّام
راحت ہوای سرد بدور رسانند مفید خواهد اوفتاد. بلکه آنموقع
۴۱
هوای سرد رساندن بجهت مادۀ حیاتی که درون تخم است لازم اوفتد
ولی مقدار برودت را در هر حال از دست نباید داد - وحدّ برودت
وی بطریقیکه اهالی اروپالا زم دانسته اند از روی پیمانۀ فهرنهایت
سی و دو الی چهل درجه است. کاهیکه تخم بدین دستور و اصول مدّت
معینۀ خود را بسر برد تربیت مادۀ حیاتی درون وی بنیکوئی شده
از خرابی و آفات برکنار مانده موجب منفعت کلّیۀ عامل خواهد گردید
واکر در نگاهداری و تربیت تخم کمی یا نقص و ناتمامی روی دهد باعث
نقصان کلی عامل خواهد شد.
فصل (ث) در صور مختلفه که بکرم پیله در مدّت تربیت وی
عارض می شود-
هر کرمیکه تربیتش از برک درخت شاهتوت شوم اعم از اینکه از قسم
کوچک یا متوسّط و بزرگ باشد از ابتدای بیرون آمدن از تخم
تا غایت تخم پاشی که کم از سی و زاید از چهل روز نمی شود چهار حالت
و صورت را تبدیل خواهد نمود - اوّل حالت تخمی است یعنی آن
حالتی است که تخم پوست انداخته خود را از هیولای تخمیت بصورت
۴۲
کرسیت تبدیل مینماید و این صورت و حالت را باصطلاح عاملین
این فن در ممالک انگلستان ایگ (صورت تخمییت) میخوانند -
دوم صورتی است که پس از حرکت نمودن کرم هویدا شده تا زمانیکه
بال بیرون آوردیعنی آن حالتیکه باکرم زمینی در صورت و رفتار
مشی فرق ندارد - و بذریعۀ پاهای شکم خود بر زمین کشان کشان
مشی میکند و بدین حالت غالباً از شش تا ده یوم میماند -
و این شکل و حالت را بزبان انگریزی لاروا (هیولای کرسیت) میگویند
سوم پس ازآنی است که اندک اندک از هیولای کرسیت رجوع بهیکل
خنجیت نماید - و آنوقتی است که اندک پر وبال کشوده بالسّویۀ قوّت
حرکت خویش را ببال و پا وحرکت جسم مینماید - ولی نه چون زنبور و
پروانه که ابداً دست و پای خود را دخیل در پرواز وحرکت نکند - بلکه
چون خنخ که اندک بذریعۀ دست و پا و قدری بذریعۀ شکم و برخی
نیز بقوّت بال حرکت و پرواز مینماید - این صورت را در انگریزی
کرایسلس (حالت خنجیّت) مینامند کرم پیله در این حالت نیز
از دوازده الی پانزده یوم مقیّد میماند -
۴۳
چهارم ـ انصورتی است که تمام قوّت مشی را از پا و پرواز را از بال
قرار دهد چون پروانه و زرزره ـ این حالت کمال کرم پیله است
در بزرگی و شکل هیولا ـ و پس از این صورت نرم نرم حالت گرفتگی
و سنگینی دروی نمودار شده ـ کم کم خوراک را کم کرده تا یکدفعه ترک
میگوید ـ آن زمانی است که نخهای ابریشم از لعاب دهن وی ظاهر
گشته فضلهٔ زیادی دفع کرده رنگش صاف و شفاف میگردد ـ
در همان ایّام شروع بساختن پیله میکند ـ و این صورت را
بانگریزی زبان مات (کرم کامل) میگویند ـ و این حالت
از پنج الی هفت یوم لاحق میشود ـ
فصل (ج) در حالاتیکه خاصهٔ کرم کوچک از قسم ژاپونی است ـ
کرم کوچک که از تخم ژاپونی بعمل میآید از ابتدای تربیتش یعنے
زمانیکه از تخم بیرون آید تا غایت راحتش یعنی وقت پوست
انداختن که سی الی چهل روز است بابتلای بچهار عارضه می شودـ
بعبارت اُخریٰ چهار تغییر صوری در پنج زمان در او هویدا خواهد شد
تغییرات صوری وی باندک تفاوتی همان تغییراتی است که
در اقسام کرم بزرگیکه چیناوی و تربتیش از درخت شاهتوت میشود و
ما در فصل ۳ ذکر نموده ایم میباشد - مگر اینکه زمانه این تغییرات را
اختلاف است -
زمانهٔ اوّل - وقتی است که از تخم کرم بیرون آید تا پنج شش یوم که
یک دو روزش بحالت طبیعی بلا تغییر صوری میماند- دوّم حالتیست
که از روز ششم الی دهم یازدهم در او پیدا میشود و از آن هیولای
اولی صعود کرده بهیکل ثانی یکدو روز نیز مستقیم میماند - سوّم از انتهای
حالت دوّم است تا پنج روز که کرم شکل خویش را دگرگون کرده باز یکدوز
بدان حالت باقی ماند - چهارم از شانزدهم هشتم شروع بتبدیلی
صورت کرده تا بیست و یکم و پنجم که مجدداً نیز یکدو روزی بیک شکل هوید است
پنجم زمانی است که تغییر صوری را از حالت کرمیت بهیولای خنجیست میدهد
که بزبان انگریزی کرالیسلس میگویند - و این صورت از هفت الی
یازده روز انجام میپذیرد - باصطلاح اهل این فن این تغییرات
کرم را عارضه و مرض میخوانند - چرا که در تغییر هر حالت کرم بحالت
دیگر یکدو روز کرم را گرفتگی و ثقالت پیدا شده از خوراک می افتد
۴۵
و زمانه این تغییر حالات در کرم بواسطه آب و هوا و تفاوت اقسام
تخم اختلاف پیدا شده کم و بیش میشود. اینست که مدت این تغییر
را بلا تخصیص زمان معین لقسمی خاص ننموده بذکر سی الی چهل یوم
اکتفا نمودیم.
فصل (ح) در اموریکه از ابتدای بیرون آمدن کرم پیله از
تخم تا ساختن پیله سر میزند
چون کرم پیله از تخم بیرون آید تا دو سه روز چیز نمیخورد. و پائیکه
در جلو شکم واقع است خود را گرفته سر تا کمر را بلند نموده اندک حرکت
میکند. و این پاهای وی میانه شکن های شکمش پوشیده است -
اگر بدقت ملاحظه شود داغ سیاهی شبیه خال بشکل مثلث مقابل
شکن و چین اولش از طرف سر نمودار خواهد گشت - و غالباً اگر بدو بین
ملاحظه شود در انوقت کرم بدان کوچکی دارای هشت نه شکن
و چینی است که مثل خاب مخمل یا ماهوت بروی هم خوابیده - و این
زمانی است که سر کرم پیله از حبش ظاهر شده اندک ستانتی
در بدن وی پیدا می شود. بعد از اینکه دفع عوارض مختلفه و تغییر
۴۶
حالات متنوعه کرم بطریقیکه ذکرش در فصول سابقه رفت که دید
کرم تبدیل پوست میکند یعنی جلد یکه از ابتدای بیرون آمدن کرم از تخم
داشته بود از سر تا پا می اندازد - پس آنگاه چند صباحی خود را گرفته
ترک طعام گفته بخواب میرود - این ایام را ایّام راحت کرم میگویند
علاوه بر مفاید دیگر این استراحت سبب قوّت و موجب رشد
و بزرگی و باعث کثرت خوراک کرم میگردد - پس آنگاه که کرم
از آن سنگینی و کرفتگی از خواب بخود آید قوّت حرکت و پروازش
نسبت به سابق خیلی زیاد شده از غربالهای خود در اطراف و طاف
بحركت و پرواز آمده در تلاش طعام بر می آید - و آن زمانی است
که هر قدر برگ پیش آنان ریخته شود در خوردن دریغ نخواهند داشت
در اینوقت کثرت خوراک آنانرا ضرر نرساند - قبل از پوست
انداختن و راحت کردن تخمیناً هر کرمی زاید از وزن خود خوراک
نمی خورد مگر پس از عوارض و تغییر حالات اربعه کرم که علت
پوست انداختن و بخواب رفتن و قوّت یافتن اوست
غالباً هر کرمی برابر چهار وزن خود را برگ میخورد - و هر قدر کرم را
۴۷
ایام ساختن پیله نزدیک شود خوراکش نزاید گردد تا انکه بقامت
و هیکل اصلی خود رسیده انوقت متانت و ثقالتی جدید در او
پیدا شده باعث هیجان و پریشانی وی گشته ترک خوراک
گفته نخهای ابریشم از لعاب دهنش خارج خواهد گردید در آن
زمان هیکل کرم اندک کوچکته از اول شده فضله زیادی دفع
نموده رنگش صاف و شفاف گشته شروع در ساختن پیله
از ۳ الی پنج یوم مینماید ـ و این مدت تکمیل اوست ـ
فصل (خ) در حالاتی که پس از ساختن پیله تا معدوم شدن
کرم بکرم پیله روی میدهد
پس از انیکه کرم پیله خود را از ۳ الی پنج روز مهیا داشت
از ستی اوفتاده بفکر نجات خویش در آن پیله بدست و
پازدن می اوفتد ـ آن ایامیکه کرم مشغول بساختن پیله است
بواسطه عدم طعام و زحمت ساختن پیله و اخراج رطوبت
جسم او بصورت تنخهای ابریشم از آن هیولای کامل کرمیّت
خارج شده ثانی مره بدرجه ثانی شکل خود که بزبان انگریزی
۴۸
کرایسلس (صورت خنجیت) میگویند خواهد شد کرایسلس شکلی
شبیه به انگور شاهانی ورنگش مایل بخاکی است ـ در صورت
از کرم کامل کوچکتر بلکه نصف است ـ پس از بزرگی و قد کشیدن
او کرم کامل گفته میشود ـ ثانی مرتبه که کرم کامل از ساختن پیله
فارغ شود رجوع بشکل کرایسلس نموده مدت دوامش بدان
هیولا از پانزده الی بیست یوم است ـ پس انگاه اگر کرم را عامل
خفه نماید بطریقیکه ذکرش خواهد آمد آخرین مرحله اوست ـ واگر اراده
تخمپاشی از وی متصوّر شود یعنی جمع آوری تخم بجهت سال آینده
خواهند وکرمها را خفه نسازند پس از تکمیل ساختن پیله کرم بهیجان
آمده بعد از پانزده بیست یوم پیله را شکافته نخهای ابریشم را پاره
کرده مثل مرغیکه از قفس بیرون آید بحالت وحشت خود را پرون
خواهد کشید ـ مگر هر پیله که کرمش را خفه نکنند و بیرون آید دست
از منافع ابریشم وی باید بشویند که بیکار خواهد بود ـ چون کرم سر از
پیله پرون آرد دو غدود پیچیده بعرق شور در دهن داشته
غالباً بذریعه ترکردن همان غدود لزوجت وچسپندگی سر پیله را
۴۹
دفع داده بقوت حرکت دست و پا پیله را شکافته خود را از قید نجات
میدهد - گاهیکه کرم از پیله بیرون آید رنگش سفید و بالهایش مایل بخاکی
پرهایش بواسطه رطوبت بسته و جمع قوت پرواز ندارد چون اندک
خود را بزمین کشد و هوا در جسدش سرایت کند پرهایش کشوده و خشک
گردیده در اطراف و جوانب او طاق بپرواز می افتد - پس از چند ساعتی
نر و ماده کرم در یکجا جمع شده کرمهای ماده شروع به تخم پاشی میکنند -
قادر چون چنان اثر در این کرم قرار داده که تخم پاشی اش ضرورت
به اجماع نر و ماده نیست بلکه در یک مقام و خوانچه جمع شده اندک
پر و بال بریکدیگر افشانده ماده شروع در تخم پاشی میکند - شناختن
نر و ماده کرم پیله پس از خارج شدن کرم از پیله بخوبی ظاهر می شود -
و ما در نقشهٔ اوّل صورت کرم نر را بعلامت (۱) و ماده را به نشان
(ب) و هیولای اصلی کرم را باشاره (ت) و پیله را به (ث) بجهت
مبتدیان فن ہذا داده ایم - و در نقشهٔ دوّم صورت کرم کوچک از
قسم تخم ژاپونی بعلامت (ج) و پیله وی به نشانه (ح) کشیده شده
مبتدیان را رجوع بدان باید هر کرم که نقشهای پشتش درشت و خشن
۵۰
و زیاده بال و پرش خونیش حرکت و در رفتار سرعت سیر داشته باشد
علامت نر بودن اوست فرق نر و ماده این کرم بجهت عامل همان
تخمپاشی است ورنه چنانچه پیله از ماده ساخته میشود نر نیز پیله میسازد
بلکه غالبا بتجربه رسیده پیله کرم نر سخت تر و بزرگتر و ابریشمش بیشتر
و بهتر است - پس از ساختن پیله و خارج شدن کرم عموماً دوام عمر و
پایندگی و زندگیش از چهار الی پنج یوم است مگر در آن میانه
بعضی کرم است که تا پانزده بیست یوم نیز زندگانی میکند -
فصل (د) در شناختن رنگ و خوبی و بدی پیله
اگر چه قول بعضی از عاملین این فن است که شناختن رنگ ابریشم
از تخم و کرم غیر ممکن است مگر غالباً بتجربه رسیده که پس از رفع عوارض
و پوست انداختن کرم که قریب ایام ساختن پیله وی است پاهای
شکم کرم که در جلو واقع است مطابق رنگ ابریشم آن کرم است
یعنی اگر پاهای جلو وی زرد ابریشم نیز زرد و اگر سفید ابریشمش
هم سفید خواهد بود - قسم دیگر نیز بجهت شناختن رنگ ابریشم
مقرر نموده اند ولی عام نیست بعد از آنکه کرم تخمپاشی نمود لزوجت
۵۱
ولعابی در روی پوست وی هویدا میشود اگر آن لعاب وی
تخم زرد یا سفید باشد ابریشم کر میکه از آن تخم بعمل آید زرد یا سفید
خواهد بود - پیلۀ کرم هر قدر درشت وسخت و شفاف باشد
بهتر و نیکوتر و ابریشم وی سهل تر کشیده میشود - و هر قدر کوچک
و نرم و گرفته باشد ابریشمش کثیفتر و در جدا نمودن از پیله دشواری
بیشتر روی خواهد داد -
فصل (ذ) در شناختن خرابی تخم ومقدار تخمپاشی هر کرم و
تخمینۀ وزن تخم
آنچه از تجربۀ ماهرین این فن من باب خرابی تخم گذشته آن است
که تخم بالاصاله خراب نیست بلکه خرابی تخم غالباً از گرمای غیر معتدل
یا سرمای بی اندازه گاه کاهی از وزیدن هوا فوق العاده هم خواهد بود -
علامت خرابی او اوّلاً آن است که در غیر موقع رنگ کردانده
اندک اندک تیرگی و گرفتگی پیدا نموده تا یکدفعه سیاه شود -
دیگر انکه در ثقالت طبعی تخم خفت روی دهد یعنی اگر مقرر است
که هفت هزار دانۀ تخم بی عیب یک مثقال باشد پس از خرابیش
۵۲
ده هزار دانه اش یک مثقال خواهد بود ـ سه دیگر آنکه چون مایه
اصلی تخم را عیبی واقع شود بروی آب خواهد استاد یعنی در آب
فرو نخواهد رفت ـ پس اگر این علامات را عامل بسنجد امتیاز نیکی
و بدی تخم را نیکو تواند کرد ـ مقدار معینهٔ وزن تخم نزد ارباب بصیرت
این فن در ده سه و نیم از آب خالص وزنش زاید است ـ
این است که چون تخم بی عیب را در آب ریزند غوطه ور یعنی در آب
فرو خواهد رفت و این بواسطهٔ همان ده سه و نیم ثقالت وی است
در تعداد تخم پاشی اقسام کرم مختلف است اگر کرم از قسم بزرگ
اعلای چیناوی یعنی سرحدی باشد ـ و تربیت کرم بطریق نیکو
و شایسته چنانچه باید و شاید شده کرم نیز بانتهای رشد خود
رسیده باشد از سیصد و پنجاه الی چهار صد و پنجاه تخم خواهد پاشید
و اگر از قسم کرم سیلت باشد و شرایط مذکوره نیز در او مرعی شود
از سیصد الی چهار صد تخم بعمل خواهد آورد ـ و اگر از قسم کوچک
ژاپونی باشد از دو بست و پنجاه الی سیصد و چهل پنجاه تخم
خواهد ریخت ـ ولی از روی سه شمار پس از ضایع شدن
۵۳
بدیوار و طاقچه و صحن اوطاق از قسم اعلامی چینیاوی از هر کرمی سیصد
تخم دستیاب خواهد کردید-
فصل (د) در بیرون آوردن کرم پیله و بهیجان دادن مادۀ حیاتی
آن بذریعه سنجاری یا کارخانه آتشی
اولا باید دانست که اگر از ابتدای تخمپاشی کرم بدستورالعملیکه ماذکر
کرده ایم رفتار شود یعنی پس از تخمپاشی کرم تخمها را در سرداب
تا آخر زمستان نهاده آنگاه در اوطاق یا انبار هواگیری که درجهٔ
اعتدال هوایش مطابق اصول این فن باشد نهند مرور زمان
و اعتدال هوا و تبدیل موسم ماده حیاتی تخم را نیکو تربیت کرده ضرور
بفابریک یا نجاریهای مصنوعی نشدہ کرم بدون آفت و خرابی از
تخم بیرون آمده عامل را بزحمات دیگر نخواهد انداخت - چنانچه
در اصول تربیت تخم نقصی پیش آمده فصل در رسیده بیم آن
رود که بیرون آمدن کرم از موسم بگذر بذریعه گرمی خارجه و حرارت
مصنوعی میتوان زودتر کرم را از تخم بیرون آورد - اهالی اروپا
این عمل را بذریعه آتشخانهای مصنوعی که خاصه این فن است
۵۴
مینمایند-چنانچه ما در نقشهٔ دوّم تصویر فابریک معمولهٔ آنان را
بعلامت (خ) دادهایم-ولی اگر فابریک میسر نشود میتوان
در اوطاق یا انباریکه مقرر بجهت تربیت کرم نموده اند بخاری برسم
و طرز ایران ساخته بذریعهٔ حرارت بخاری مقام مذکور را بدرجهٔ
که خواهند گرم نگاهدارند روی بخاری مذکور اگر در پشت اوطاق
یا انبار تربیت تخم و کرم واقع شده بواسطهٔ بادگیر هوای حار باوطاق
رسد اولیٰ ست چرا که کلیهٔ بوی بد خصوص دود و بوی غاك چوب
موجب خرابی تخم و تباهی کرم میباشد-پس جاییکه ساختن بخاری
از خارج و داخل ممکن نشود یا صعب وفتد نیکوچنان است که زغال را
در بیرون اوطاق خوب سرخ نمایند که بالمرّه بویش باقی نماند
آنگاه روی وی را با خاکستر پوشانیده در اوطاق دورتر از
تخم نهاده باشند-در هر صورت مبتدیان این فن را پیمانهٔ
بجهت معرفت درجهٔ برودت و حرارت لازم است-تا حرارت
و برودت هوا را از حدّ اعتدال این فن زیاد و کم ننموده باشند
که مورث نقصان خواهد گردید-
۵۵
باب دوّم
در کیفیت و چگونکی جایگاه و مقام و ما یلزم تربیت کرم پیله
فصل اوّل در حیثیت مقام تربیت کرم پیله
مقامی که عاملین فن هذا موضوع بجهت تربیت کرم پیله دانسته معین نمایند
باید از چند چیز محفوظ باشد. اوّل آنکه برودت و حرارت و قلّت و کثرت
هوا باختیار عامل باشد یعنی عامل قادر بر رساندن برودت فوق
العاده و حرارت غیر معمول و حبس و وزیدن هوا در ان اوطاق
یا انبار بطریق کامل بوده باشد دیگر آنکه اطراف اوطاق یا انبار
مذکور گرفته و در مقامی واقع شده باشد که وقت وزیدن هوای شدید
موجب انعدام کرم و خرابی تخم نگردد ورنه در اصول این فن نقصان
کلّی رسیده مایه خسارت عامل خواهد شد - هوا خواه سرد یا گرم گاهی که
بشدّت وزد و مانع و سدّی در مقام تربیت کرم نباشد البته
مورث خرابی تخم و انعدام کرم خواهد گردید - منظور نه آن است که مقام
تربیت کرم خفه و هوا گیر نباشد بلکه مقصود آن است که جایگاه تربیت
کرم هوایش نهایت لطیف و بدرجه اعتدال خالی از ردائت باشد
۵۶
اگر بواسطه پوسیدگی برگ یا فضلات خارجه یا روایح کریهه هوای
آنمقام را کثیف یا غیر معتدل یابند لازم که بهر ذریعه توانند تبدیل هوای
اوطاق نموده باشند تا باعث فرحت و صحت کرم گردد - دویم از
تموزت آفتاب مقام معینه تربیت کرم باید برکنار باشد که این نیز
موجب تباهی و خرابی کرم و تخم خواهد شد- سه دیگر انکه مقام تربیت
کرم بالطبع چنان واقع شده باشد که گرما و سرمایش نسبت به فصل و موسم
تربیت غیر معتدل نباشد و یکدفعه در طرف نار یا آفتاب رو و
سپر هوا واقع نشده بنامین بدرجه اعتدال باشد - چهارم کلیه
ضرور است که مقام تربیت کرم کهنه و مندرس نباشد زیرا که مقام
کهنه و مندرس بواسطه منافذ ارضی یا مسامات در و دیوار و سقف
دارای دواب الارضی است مثل موش و مورچه و سوسک و ارزه که
فطرتاً موذی و دشمن تخم و کرم پیله میباشند - چنانچه مکان تازه سا
و نو بدون منافذ باشد نیکو ورنه ضرورت که آنمقام را کج اندود نموده
در و دیوار ویرا سفید کاری کرده باشند - و نیز هر روزه مواظبط
نمایند که هرگاه منفذی تازه در زمین یا در دیوار وی پیدا شود فوری سدو
۵۷
نمایند تا تخم و کرم از هر گونه آفات ایمن ماند -
فصل دوّم در وسعت مکان و مقدار تخم
بزرگی و کوچکی مقام بسته بقلّت و کثرت تخم است ولی اگر از روی
دانش و سلیقه مقام تربیت تخم را آماده دارند ممکن است که در جایگاه
قلیل تمیل کارهای کثیر تواند کرد ـ مگر چون فایده بر کوچکی مکان
متصوّر نیست و بزرگی جایگاه نیز موجب نقصان عمل نمیگردد از
نوشتن تدبیراتیکه لازمه ساختن مکان کوچک است چشم پوشی
نموده طریق اوسط درجهٔ مکان را مینگاریم ـ حتی المقدور اگر از این اصول
مندرجهٔ ذیل کم و بیش نشود اولی و انسب است ـ فرضاً اگر کسی خواهد تربیّت
دوازده مثقال تخم نماید که بعبارتئ اخری اگر از قسم تخم بزرگ چینا و
باشد هفتاد هزار و اگر از قسم کوچک ژاپونی باشد صد هزار کرم
بحساب شمرده میشود که کم از کم بعد از خرابی و ضایعات کرم و تخم پنجاه هزار
از قسم بزرگ و هشتاد هزار از قسم کوچک مقام و جایگاه بطریق
راحت و وسعت و آرامی خواهد خواست ـ پس بجهت چنین مقدار تخم
اوطاقیکه طولش هفت و عرضش چهار و بلندی سقفش سه و نیم الی
۵۸
چهار ذرع باشد لازم است مگر این مقام کاهی کفایت کند که بطرز سلیقه
و بطریقیکه مناسب این عمل و ماذکرش را در فصل آینده خواهیم نمود ساخته
و مرتب دارند ورنه چهار شل این مقام اگر باصول و سلیقه ساخته نشود
در تربیت این مقدار تخم کفایت نخواهد کرد -
فصل سوم در ترکیب و طریقه ساختن مکان بجهت تربیت تخم و
کرم پیله و مایحتاج آن *
چنانچه انبار خشتی یا آجری سفید کاری بموقع نیکو و مناسب آماده باشد
ضرورت بساختن انبار و اوطاقی از نو نیست - بلکه بجمع آوری لوازمات
و مهیا ساختن ضروریات اوطاق تربیت کرم پردازند بسهولت
تواند شد - و اگر اوطاق یا انباری آماده نباشد لازم است که بطریق
سهولت و کم خرچ خانه خشبی چون خانهای دهقانان و مکانات
دهاتیان هواگیر بصورت پنجدری از شمال بطرف جنوب که غالبا
پشت بوزیدن شدت هو است از شاخهای درخت خشک بلا رطوبت
و علفهای صحرائی ساخته دیوار هایش را با حصیر یا پوست اشجار گرفته
من بعد گل اندود و سفید کاری نمایند - و سقف و دیوارهای محیطا
۵۹
چنان تعبیه نمایند که بوقت ضرورت حرارت و برودت بآسانی بدان
انبار توانند رسانید - چون منظور کلّی و علّت اصلی از اینگونه زحمات
در این عمل منفعت تجارت است بهر طریقی که نقصانی در عمل وارد
نیامده مصرف کم گردد اولی و انسب خواهد بود لهذا در ساختن انبار
نیز هر چه کمتر صرف شود و در عمل نقصان وارد نیاید منفعت عامل محسبو
خواهد شد - از جمله لوازمات مقام و جایگاه تربیت کرم پیله انست
که سطح انبار بالطبع سخت یا بالعرض کوفته باشد - زمین وی
یاسنگ فرش و یا گچکاری و ساروج باشد - چرا که در زمین خاک
آلوده و نرم جهت تربیت کرم ۳ نقصان است - اوّل انکه در زمین
نرم و خاک آلوده حیوانات موذی مثل موش و مورچه و غیره که موجب
تباهی تخم و کرم است و فور دارد - دوّم انکه زمین خام که خاک آلوده باشد
بوقت آمد و شد غبار و گرد برخاسته مورث خرابی تخم و تباهی کرم
و بدرنگی پیله میگردد - سوّم انکه پس از تخمپاشی کرم در زمین غبار آلوده
و خام جمع آوری تخم بطریق مناسب و دستور بسیار دشوار است
در ممالک هند غالباً انبار یکه موضوع بر این عمل میسازند جهت سهولت
۶۰
وقلت نپرچ چار دیوارش از چوب نی و خس و خاشاک صحراست
که بروی او حصیر کشیده کل اندوده و سفید کاری کرده سقفش را
از علفهای خودروی بیابان می بندند - بهر کیف پس از مهیا
نمودن انبار در چهار جانب طاقچه مانند از چوب و نی
درسته چهار پنج درجه بجهت مقام نهادن غربال باید ساخت.
و نیز لازم است که طاقچه های مذکور را بطریقی سازند که عرضش زاید
بر غربال تخم و کرم باشد - تا در نهادن غربالهای موصوف خوف
او فتادن نباشد - گذشته ازین باید اندازه غربا لہا را گرفته بفاصله
هر غریال تخته بندی کرده گیر او فاصله قرار دهند که بوقت برداشتن
و حرکت دادن یک غربال سورث حرکت غربالهای دیگر نکردد.
تمام این امور مذکوره در کمال سهولت و اندک زحمتی از چوبهای
جنگل وخس و خاشاکهای صحرا بلانرج ممکن است - در نقشه سوتم
تصویر کیر و صورت طاقچه و نمونه غربالهای کرم و تخم را بعلامت
(د) وطریق اصول ساختن طاقچه را بنشان (ذ) نوشته ایم
رجوع بدان نقشه موجب سہولت مبتدیان این فن خواهد بود +
۶۱
از جمله ضروریات تربیت کرم پیله غربال است که باید اندازه و مقدار
تخم در گاه تربیت آماده داشته باشند ـ ما مقدار ضرورت غربال
و اندازه تخم را در فصل دیگر خواهیم نگاشت ـ
فصل چهارم در طریقه ساختن غربال و مقدار ضرورت و به بحسب تخم
غالبا در این عمل چند قسم غربال ضرورت می اوفتد ـ اول بجهت
تخم که چند غربال مجمعه طور بدون منفذ لازم است و این به بستن پارچه
کلفتی روی غربالهای معمولی هم کار را میگذراند ـ بلکه این اولی است
که بذریعه منافذ کوچک پارچه هوا در تخم سرایت کرده موجب تربیت و
گردد ـ ثانیا غربالی است که پس از بیرون آمدن کرم از تخم لازم می شود
منافذ این غربال باید بکوچکی منفذ پارچه تور یا میسز های آرد بیزی باشد
ثالثا غربالی است که بجهت زبست کرم و طعام دادن و تغییر و تبدیل
و جابجا نمودن کرم ضرورت است و این قسم غربال همان غربالهای
معمولی خاک و کچ بیزی است ـ طریقه ساختن غربال چند قسم است
بعضی ریشه درخت یا علف را چون ریسمان تابیده بطریقیکه
مستعمل غربال بندان است بمناسبت وقت و ضرورت زه بر
۶۲
و نرم میسازند. و برخی از چوب و پوست خیزران چون کرسی
و کوچ بطرز دلخواه و مناسب آماده میدارند. دور نیست که بهترین
طرق در این عمل همان باشد که غربال بندهای ایران و ایلات و
احشام نشینان بار و د که عبارت از روده حیوان است مهیا می سازند
و این بسیار محکم و نیکوست - قسم دیگر ساختن غربال آن است که
در فارسی سبیز میگویند. و غالبا استعمال وی در بیختن آرد و ادویه امثال
آن میشود. قبل از این غالب مردم سبیز را از مو میساختند ولی
بجهت عدم دوام او در این زمان از سیمهای نازک برنجی در کمال
نفاست میسازند و واشش نیز بسیار است زبری و نرمی غربال
باختیار عامل است اگرچه بواسطه عام فهمی غربال و کثرت رواج و
اشاعتش چندان لازم به تبیان طریقه ساختن وی نیست. مگر
بواسطه جامعیت رساله هذا غمض عین نمینمائیم. شکل غربال همانا مثل
مجموعه دیواره دار است الا انکه دیوارهای وی نسبت به مجموعه
سه چهار برابر زاید است. اولا تخته را که یک گره و نیم دو گره عرض
و دو ذرع دو ذرع و نیم طول داشته باشد آورده دو طرف عرض
۶۳
و یک طرف طول ویرا بفاصله جوی یا کمتر از منتهای نجاری سوراخ
نموده در مقام نمناک مینهند پس از لمسی وی سرهای تخته مذکور را
مدور بیکدیگر با رودیار ریسمان محکم وصل نموده ـ رودیار ریسمانیکه
از علف بیابان یا ریشه درخت وترکه خیزران مهیا کرده بطریقیکه
خواستگار باشند در منافذ تخته مذکور بطور چهار خانه خانه بافته
یکدوروز در آفتاب نهاده تا رطوبتش برچیده شود ـ آنوقت
بهر استعمالی که خواهند توانند برد ـ زبری و نرمی غربال بسته بفاصله
سوراخها و کلفتی و باریکی رودیار ریسمانی است که بتوسط آنها غربال
بسته میشود ـ بزرگی و کوچکی غربالها باختیار عامل است یعنی
هر قسم که عامل طاقچه های اوطاق و فاصله هر غربال را بغربال دیگر
معین کند همانقدر غربال باید ساخت زبری و نرمیش بمناسبت
وقت و ضرورت خواهد بود چنانچه در فصول سابقه ذکرش رفت
واما مقدار ضرورت غربال در شش مثقال تخم خواه از قسم کوچک
یا متوسط و بزرگ باشد کم از هشتاد غربال در استعمال نتوان آورد
ولی چنانچه خواستگار وسعت و راحت کرم باشند بجهت همان
۶۴
مقدار مذکور تخم صد غربال بکار خواهد شد البته اگر عامل چشم پوشی از
مصارف این بست غربال نماید شاید محصول ابریشم را بیشتر
تواند برداشت . کلیه اصول این فن که عامل باید بنظر دقت ملاحظه
کند راحت و وسعت و نظافت مکان کرم است *
فصل پنجم در نگاهداری اوطاقیکه مخصوص پرورش کرم پیله است
انبار و اوطاقیکه معین بجهت تربیت کرم نموده لازم است که همواره
پاک وصاف عاری از کثافات عارضه مبری از غلاظت خارجه
چون غبار و خاک وغیره باشد - رخنه و سوراخ در سقف در دیوا
اوطاق کلیه ممنوع است - عموماً ماهرین کامل این فن لازم دانسته اند
در اوطاقیکه تخم برای برآمدن کرم گذاشته میشود گچ اندود و سفید کار
بوم اوطاق از سنگ خاره یا ساروج باشد پس از گچ اندود و
سفید کاری در آن اوطاق اندک گوگرد سوزانیده بدود و
هوای اوطاق را صاف نمایند و سنگ فرش اوطاق یا زمین
ساروجی و یا بادوا وخاکیکه جهازات و بوم مهمان خانها را می شویند
و بزبان روسی آسلان میگویند شسته شود تا در و دیوار و بوم
۶۵
اوطاق پاکیزه و هوای ردیّه وی برطرف گردد -
فصل ششم در حیثیّت و چگونگی سامان تربیت کرم پیله و بعضی ضروریات دیگر
در ممالکیکه چوب خیزران یا اشال آن بحد وفور باشد و عامل را هر ساله
ارادهٔ تربیت کرم پیله بود نیکو چنان است که طاقچه های اوطاق و گیرای
ویرا بطور حسن و محکم از خیزران یا اشال آن بسازند که هم خوش صورت
و اسلوب معلوم شود و هم محکم و مستحکم باشد و تا سالهای دراز بکار آید -
بجهت سهولت صورت طاقچه و گیرا را در نقشه چهارم بعلامت (ز)
و وضع ساختنش را بنشان (س) داده ایم - گذشته از آن غربالها
و سامانیکه در فصل چهارم این باب ذکر نموده ایم غربالیکه عرض و طولش
چون سایر غربالها و منافذش بقدر یک و نیم جو بطریقیکه در نقشهٔ
پنجم بعلامت (ش) صورتش را داده ایم عامل را لازم و فد - فایده و
مصرف غربال مذکور را من بعد خواهیم نگاشت - چنانچه در ساختن
انیقسم غربال دقتی پیش آید ممکن است که چهار چوب یا چند تخته را بهمدیگر
چنانچه در نقشهٔ پنجم بعلامت (ص) صورتش را داده ایم وصل نموده
ساخته شود که کار همان غربال را خواهد داد - چند غربال یا چارپایهٔ دیگر
۶۶
خاص بجهت استعمال پیله لازم است که تخمیناً قطر هر یک یک ذرع
و میانهٔ آنها را با قطعههای نی که هر یک یک گره باشد بطریق شبک
چنانچه در نقشهٔ ششم بعلامت (ص) تصویرش داده شده بطریق
مارپیچ ساخته دور تا دور ویرا وصل بچهار چوبهٔ وی نمایند - و نیز اگر در ساختن
وی دقتی پیش آید ممکن است که خانهٔ پیله را بشکل و صورت نردبان
بطرز شبک ترتیب دهند - یعنی دو قطعه چوبیکه یک ذرع یا بیشتر
طول و یک گره و نیم یا کمتر عرض داشته باشد بفاصلهٔ نیم ذرع برابر
یکدیگر قطعههای چوب مذکور را نهاده چند قطعه چوبیکه طولش ده گره باشد
با میخهای کوچک نصب بوی کرده پس ازان واژگونه نموده رخ
دیگر ویرا نیز بدین طریق ترتیب دهند - مگر اینکه مقام نصب کردن
چوبهای رخ ثانی در وسط خانهای رخ دیگر قرار داده شود چنانچه در
نقشهٔ هفتم بعلامت (ط) صورت ویرا کشیدهایم - زمانه ہذا در
ممالک اروپا و امریكیه غربال یا چارپایهٔ شبک پیله را از مقویٰ یا
تختههای نازک بطریق مربع خانهبندی کرده مستعمل میدارند -
این قسم کمال خوشصورتی و نظافت را دارد تصویر ویرا در نقشهٔ
۶۷
هفتم بعلاست (ظ) بجهت عاملین فن ہذا داده ایم - غالباً در اروپا
و امریکا عاملین این فن بجهت فروش تخم کرم پیله و رونق بازار وی
جعبه های نازک مقوی یا تخته مشبک در کمال خوش صورتی ساخته
تخم کرم پیله را در آنها نهاده بازار آورده میفروشند *
فصل هفتم در فایده ضروریه که علمش عامل را لازم است *
اسباب لازمه اوطاق تربیت کرم پیله خواه منقول چون غربال
وغیره و خواه غیر منقول چون طاقچه وغیره که در تربیت کرم لازم است
باید چوبش سبز و مرطوب نباشد یعنی طاقچه و کیرا و غربال و چوبهای
در و دیوار او طاق چنانچه رطوبت داشته موجب نقصانات عامل
خواهد شد - اول آنکه چوب سبز را رطوبتی است لزج که آن رطوبت
مایه امراض گوناکون کرم میگردد - دوم چوب سبز و تر را بالطبع رایحه
غیر مرغوب که آن رایحه موجب کرفتکی و کیچی کرم شده مضمحلش نموده
باعث علالت و نابودی وی خواهد کردید - از ین است که با وجود
خشک بودن غربال وغیره غالباً روی غربالهای استراحت کرم
کاغذ پهن نموده مقام استراحت و آرامی کرم را روی کاغذ قرار میدهند
۶۸
سوم آنکه هر قدر سامان تربیت کرم پیله سبک و خفیف و محکم و مستحکمتر
باشد انسب و اولی است ۔ در صورتیکه اشیای مذکوره رطوبت
داشته باشد سبک و مضبوط نخواهد بود ۔
فصل هشتم در دستورالعمل اسباب تربیت کرم پیله کسانیکه بمقدار قلیل رنج ده باشند
چنانچه عامل را پرورش کرم پیله بمقدار قلیل منظور باشد یعنی کم از شش
مثقال تخم در نظر داشته باشد مناسب چنان است که بعضی امورات
لازمه ویرا چنانچه نقصی در عمل پیدا نشود تخفیف کند ۔ سایر اشیا
مثل غربال وغیره بطریق ماذکر بمقدار ضرورت لازم بلکه نسق
نهادنش موجب نقصان عمل خواهد بود ۔ ولی طاقچه و گیرای وی را
اگر از روی نقشه هشتم بعلامت (ع) بسازند شاید موجب منفعت
در عمل گردد ۔ طریقه ساختن گیرای مذکور آن است که چهار چوبه مربع
که طولش دو ذرع و درازیش هر چوبش کم از یک گره باشد مقابل
یکدیگر نهاده بفاصله سه ربع گز وصل بهم نمایند ۔ و پایه بجهت وی
که نه گره طول و یک گره عرض داشته باشد ساخته با میخهای چوبی
کوبیده باشد که یک گره از چوب بجهت تکیه غربالها خارج باشد :
٦٩
رخ دیگر ویرا نیز بدین طریق ساخته مقابل وی دارند تا غربالهای
کرم برنجهای آن چارچوبه قرار گرفته محکم بایستد - فاصله میانه سیخهای
چوبی وی باندازه غربالهای کرم باید باشد - بدین طریقی که ذکر شد
نسبت بطاقچه و کیرائیکه در فصول سابقه نوشته شده اسهل و
خرجش کمتر است - بلکه بطریق سابق طاقچه و کیرای زیاد بلااستعمال
مانده خرجش بی سود است +
فصل نهم در شرایط و طریقه خدمتگذاری کرم پیله +
ماهرین این فن خدامیر اکه بجهت خدمت انبار یا اوطاق کرم پیله معین
میدارند لازم دانسته اند که خالی از امراض ساریه و بدن شان
مجروح نباشد و رایحه کریهه مثل بوی جراحات و امثال آن که موجب
ردائت هوا شود نداشته باشند و بدقت ملاحظه نمایند که
در حین خدمات دست شان بکرم نخورده بلکه عریاناً در آن اوطاق
نرفته باشند که کرم در حالت پرواز شاید بر بدن وی نشسته
سمیت بدنش در کرم سرایت کند - حتی المقدور کسانیکه ماهر درین
فن اند دست خویش را کاه ضرورت نیز بلا واسطه بکرم نمیگذارند-
غالباً چون در اوطاق یا انبار تربیت کرم پیله روند دستکش های
نازک بدست کرده که اگر احیاناً تغافل ورزیده دست شان بکرم
خورد بلا واسطه نباشد تا موجب نقصانی و علل وی نگردد. چنانچه
از قراین ظاهر میشود و بموجب مقوله ماهرین این فن میانه دابة الارض
هیچ حیوانی الطف و نازکتر از کرم ابریشم نیست ـ این حیوان باندک
امورات غیر مناسبه فوری متاثر شده موجب هلاکتش میگردد
گاهیکه ضرورت حمل و نقل کرم پیله افتد لازم است که بحسب بزرگی
و کوچکی کرم غربال یا ممیز را بالای غربالیکه کرم قیام دارد نهاده اندک
برگ تازه روی ریخته باشند تا بواسطه رایحه آن برگ کرمها از مقام
خویش حرکت کرده از شبکات غربال خود را ببرگ برسانند پس
آنگاه غربال مذکور را بآهستگی دون دست خوردن بکرم باوطاق
یا انبار دیگر برده دفع کثافات از قسم فضله و برگهای پوسیده و غیره
نموده باشند ـ منافذ غربالیکه بجهت حمل و نقل کرم است باید بمقدار
بزرگی و کوچکی کرم باشد ـ یعنی اگر جثه کرم کوچک منافذ غربال نیز
کوچک و اگر بزرگ منافذ هم بزرگ باشد ـ اولاً حمل و نقل کرم
۷۱
پس از سر بیرون آوردن از تخم است که بذریعه میپنر یا پارچه تور که منافذش مناسب جثه کرم باشد روی غربال تخم انداخته اندک برگ سبزی را نیکو قیمه کرده بروی آن پارچه یا میپنر میریزند تا کرم خود را بمنافذ آن پارچه یا میپنر رسانیده قابل نقل و حرکت گردد - هر قدر کرم بزرگ شود منفذ پارچه را بزرگ و وسیعتر نمایند - بجهت این عمل ممکن است که کاغذ را نیز مشبک بمقدار گنجایش کرم نموده در حل و نقل مصروف دارند - پس از پیدایش کرم چنانچه بعد از دو روز تصفیه و نظیف مکان را نمایند چندان عیب نیست - مگر بعد از آنکه بحالت خنجیت و صورت کرمیت رسد لازم است که هر روزه علی الصباح کرم را حل و نقل نموده مقام ویرا صاف و پاکیزه نمایند - غربالهائیکه بجهت حل و نقل کرم عامل مقرر دارد مثل خوانچها پایه دار باشد که سیم یا رود میپنر غربال در وقت نهادن بروی غربال راحتی کرم بر بدن کرم گرفته نشود - تا موجب آزار و تباهی کرم نگشته کار بآسانی شود - احتیاطاً غربالیکه کرم در او قرار گرفته اگر بروی غربال دیگر نهاده حرکت دهند انسب خواهد بود - چرا که در یک غربال
۷۲
بیم آن میرود که کرم از منافذ بیرون اوفتد . چنانچه دو غربال باشد
اگر بیرون هم آید در غربال دیگر جای خواهد گرفت - دیگر آنکه اوطاق
یا انبار تربیت کرم را لازم است که از عموم دخانیات عاری و مبرّا
دارند خصوص از دود جکاره وشتب وقلیان وامثال آن -
پس اگر بدین دستور رفتار نمایند کرم از عموم امراض مصون بماند
هر گاه کرم حالات اربعۀ خویش را گذرانیده پوست اندازد مستعد
ساختن پیله گردد - چهار پایه ہائیکه موضوع بجهت ساختن پیله شده
خواه بطریق نردبان یا اقسام دیگر بالای غربالهای کرم باید نهاد
تا کرمها خود را بدان شبکات رسانده اندک اندک مشغول
بستن پیله گردند - چنانچه بعضی از کرمها بواسطۀ متانت و گرفتگی
نتوانند خود را بشبکات نردبان برسانند بذریعۀ برگ آنها را
حرکت داده در خانهای معینۀ چار پایه گذارند - همچنانیکه بکرّات
ذکر نموده ایم اوطاق تربیت کرم لازم است از هر گونه روایح
کریهه مبرّی باشد - و احوط آنست که هر روزه دود کوگرد
داده آب یا سفوف آهک نیز در اوطاق پاشیده باشند
۷۳
ونیز هر صورت اعتدال هوا را در برودت و حرارت عامل نباید از دست دهد
این است که در ممالک امریکه واروپا پیمانه را بجهت امتیاز حرارت و برودت
از جمله اسباب لازمه این فن شمردهاند. اگرچه در ممالک ایران و چین
غالباً بدون پیمانه اعتدال هوا را از روی قیاس وتجربه سنجیده تربت کرم
مینمایند. ولی این اصول خاصه بر نپختهکاران زیباست. مبتدیان
این فن اگر نزیان در عمل نخواهند از حد اعتدال حرارت و برودت
پیمانه خارج نشوند. با وجودیکه اهالی ایران و چین بواسطه مشاقی درین
فن که از سالهای دراز دارند بدون پیمانه سرانجام کار خویش را میدهند.
مگر بعضی سنوات چنان واقع میشود که اعتدال هوا را از دست داده بموجب
نقصان خویش میگردند
باب سوّم
در طریقه پرورش و تربت کرم پیله و گرفتن محصول ابریشم و ما یتعلق به
* فصل (۱) در پرون آوردن کرم از تخم *
پس از اینکه موسم تربیت کرم در رسد لازم است که تخمهای مجتمعه سال گذشته
وزمان واحد را خواه عامل خود ذخیره نموده یا از خارج بدست آورده باشد
از سرداب پرون آورده در اوطاق یا انبار هوا گیر یکه بالطبع سرد
یا اسباب برودت ویرا از خارج فراهم آورد که مستعد و مناسب تربیت
کرم پیله باشد بالای کاغذ مشبک یا پارچه تور روی غربال نهاده باشند
پس از چند یوم بواسطه لزوجت و چسپندگی تخم که در کاه استعداد بیرون
آمدن کرم روی میدهد تخمها بروی پارچه یا کاغذ مذکور خواهد چسپید.
آن وقتی است که مادۀ حیاتی تخم بهیجان آمده رطوبات زایده لزج خویش
را دفع میکند - انگاه لازم است که پارچه یا کاغذ مذکور را روی غربال دیگر
گذارده روپوشی بطریقه لحاف از پارچه کلفت تور بالایش انداخت
برگهای نازک درخت شاهتوت را باریک قیمه نموده روی پارچه یا کاغذ
بریزند - بعد از دفع دادن رطوبات لزج و چسپندگی تخم پس از
هجده الی بست و چهار ساعت کرم سر از تخم پرون آورده از منافذ
پارچه یا کاغذ خود را ببرگها رسانیده قرار میگیرد - چون در اینوقت
کرم منتهای لطافت و نازکی را دارد - اگر برگ را نیکو قیمه نسازند بجهت
خوردن وی کمال مشکلی را خواهد داشت - اوستادان این فن
در چنین ایام برگهای کلفت و خشن را بکرم نمیدهند - برگهای نازک را
۷۵
چیده کناره های ویراستقراض کرده پس انگاه نیکومیکوبند تا در خوردن
کرم را سہولتی تمام روی دهد - اگر در این وقت برک کلفت و
خشن را بجہت خوراک کرم دهند اوّلاً در خوردن بأنها سخت شینها
هضم نیز نتواند کرد - و این باعث مرض کرم کشته اندک اندک
مورث خرابیش خواهد کردید - چند یوم قبل از بیرون آمدن کرم
از تخم عامل باید ملاحظه درختهای شاہتوت را نموده چنانچه برکہایش
خشن و درشت باشد و برک نازک از آن درختہا بدست نیاید
بعضی از شاخهای ویرا بریده تا در این چند یوم مہلت برکہائی
نازک از شاخہا نک زده بجہت این ایّام کرم آماده کردد -
چنانچه آن برگهای نازک تازه را قیمه هم نکنند بواسطه موافقت
با طبیعت کرم موجب نقصان وی نخواهد کردید - خداوند جل شانه
از کاہ خلقت بدین کرم کوچک دو نیش نازک سختی عنایت
کرده که نسبت به جثہ کرم قوّت و استحکامش اکید است -
این است که پس از چند روز اکر شاخهای درخت را پیش آنها
ریزند فوری برکہایش را خورده نقصان ہم بدوشان نمیرسد
پس از اینکه کرم از چادر بالا رفت یعنی از منافذ آن پارچه خود را
ببرگ رسانید چهار گوشه چادر مذکور را گرفته کرمها راحمل
بغربال دیگر نموده باحتیاط تمام از چادر بغربالشان قرار دهند -
ثانی مرۀ چادری بروی غربال اوّل انداخته تا باقی کرمها که از تخم
بیرون آیند بدین اصول خود را از منافذ چادر بروی برگ قرار دهند
بدین دستور العمل تا هنگامیکه تخم باقی است عامل باید رفتار کند
پس از انیکه کلیۀ کرمها از تخم بیرون آمد و بطریقیکه ذکر شد بغربالها
متعدّد جای داده بعد از دو یوم سه یوم بجهت تنظیف مکان
و غربال چنانچه در باب گذشته ذکر شد کرمها را حلّ و نقل نموده
مقام شان را صاف و پاکیزه کند - مگر عامل شرط کلیۀ این
عمل را که ما در باب اوّل ذکر کردیم از دست ندهد یعنی تخمهایرا که
در یک غربال بجهت تربیت می نهد پاشیده شده در یک زمان
باشد - بعبارتۀ اخریٰ فاصلۀ زمان تخمپاشی کرم زاید از بست و
چهار ساعت نباشد که موجب خرابی گردد - علاوه بر این تخمهایکه
بجهت بیرون آمدن کرم در یک غربال می نهند از ابتدای
۷۷
تخمهائی کرم تا آن زمان باید بیک قسم و یک مقام و یک هوا
تربیت شده باشد چرا که اگر در دو مقام و دو هوا تربیت شده باشد
ممکن است که بعضی از آن تخمهای غربال واحد بواسطهٔ اختلاف
مقام و تربیت زودتر مستعد در بیرون آمدن گشته چند هنگام
قبل از باقی تخم بیرون آید - و این نیز موجب خرابی بسیاری
از تخم و کرم خواهد گردید - از جملهٔ اموریکه عامل را ضرورت قبل از
شروع در مقصود بکمال دقت و غور ملاحظه نماید تخمیکه بجهت تربیت
کرم و گرفتن محصول ابریشم بدست می آورد کهنه و ضایع نباشد
یعنی تخم مال چند ساله نبوده و چند موسم بدو نگذشته خاص مال
موسم گذشته باشد - چرا که اگر تخم عتیق و چند ساله باشد مادهٔ
حیاتی وی منجمد شده بمرور زمان معدوم خواهد گشت - و چنانچه
بکمال احتیاط و استادی هم که مناسب نگاهداری تخم باشد
در نگاهداریش بکار برند - باز چون موسم تربیت کرم شود و
هوا بیکدرجه اعتدال و استعداد یابد مادهٔ حیاتی تخم بجهت بیرون
آمدن بهیجان آمده چون راه مفرّی نیابد بعضی در همان مقام
۷۸
از تخم بیرون آمده کرمهایش معدوم وبرخی بواسطه اخراج رطوبات
نسج در تخم منجمد شده روح و مادۀ تخم منعدم خواهد شد. و این یک
از اسباب های بزرگی است که زارعین ناتجربه که تخم را نمی شناسند
بنقصان اوفتاده تباه میکردند. چرا که پس از مصارف زیاد و زحمت
بسیار وتضییع اوقات از محصول ابریشم محروم مانده سبب
این نقصانی را هم نخواهند فهمید. گذشته از این بعضی تقلب
کاریها بایعین در فروش تخم بعمل می آورند که اگر خریدار ناتجربه کار
باشد تمام زحماتش هدر خواهد رفت. چنانچه بتجربه رسیده یکماه
قبل از آوردن تخم ببازار بایعین تقلب کار تخمهای کهنه خویش را
که از رونق وجلا اوفتاده در آب میجوشانند پس از چند روز
آفتاب دادن آنها ببازار فروش آورده بجای تخم تازه مردم را
بغریب می اندازند. اعجوبه در اینجا است که بسیاری از ماهرین
با تجربه تخمهای عتیق جوشانده را از تخمهای جدید فرق نمیگذارند
طریقه شناختن تخم جدید از عتیق که بزحمت بسیار وتجربه بیشمار
عاملین این فن بدست مده چند قسم است. اوّل آنکه تخمهای
۷۹
جدید و عتیق را از روی میزان سنجیده یعنی موازنه کرده
تخم عتیق بواسطه منجمد شدن روح حیاتیش نسبت به تخم جدید
خفیف خواهد بود - و این امتیاز در صورتیکه تخم را جوشانده باشند
بکار نیاید - چرا که بمقدار پوست ماده حیاتی رطوبت خارجه دروی
سرایت میکند - پس بجهت فهمیدن این امر عامل باید با ذره
بین در برابر آفتاب ملاحظه تخمها را نموده اگر اثر مسامات منافذ
کوچک در تخم باشد البته عتیق و جوشانده است - و هرگز در
تخم جدید این مسامات نمودار نخواهد بود - ثانیا انکه تخمهای
جدید را یک نوع تازگی و آب و تابی است که در تخمهای عتیق
نیست مگر شناختن این امر تجربه دیرینه را ضرورت دارد که رنوق
و آب و تاب تخم جدید را از گرفتگی و پژمردگی تخم عتیق بشناسد
ثالثا چنانچه مادر یکی از فصول باب اوّل من باب صحت و
سقم تخم نوشته ایم رنگ است یعنی تخمهای خراب عموما گرفته مایل
بسیاهی میباشد - در این موقع تخمهای عتیق را نیز از گرفتگی
و سیاهی نسبت به تخم های جدید که رنگش مایل بزردی است
امتیاز باید داد شکل این جاست که در این امر نیز بایعین تخم تقلبی پیشنهاد
خود نموده اند که در وقت جوشاندن تخم را برنگ زرد مناسب ملون
میدارند - تا شاید بفریب این امتیاز را نیز از میانه بردارند - ولی
پاک نمودن از پارچه سفید نازک ممکن است که رنگ مصنوعی ویرا
مشتری ملتفت شود - بهترین طریقه شناختن تخم جدید از عتیق
آن است که چند دانه ویرا شکسته برائی العین مشاهده ماده حیاتیش را
نموده باشند - و اگر فرصت در دست باشد ممکن است که اندک
از تخمیکه بجهت تربیت بدست آورده در هوا و مقامیکه مستعد تربیت
کرم پیله است نهاده پس از چند روز اگر ماده حیاتی وی بهیجان آمده تنفس
تخم را عامل امتیاز کرد بلا عیب ورنه خراب است - بهر صورت
عامل را لازم است که بصیرت خویش را گاه دستیابی تخم بکمال فراست
فروگذاشت نه نماید - و این مشاهداتی را که ما ذکر نموده ایم از نظر
دقت ندهد که موجب نقصانی او خواهد گردید -
فصل (۲) در طریقه خوراک دادن کرم و ترکیب و مقدار برگ *
کرم پیله پس از آنیکه از تخم بیرون آمد و در غربال دیگر جای گرفت
بواسطه کوچکی و لطافت ذاتی وی خوردن برگهای بزرگ و خشن را
نتواند لهذا باید برگهای نازک کوچک و شگوفهای تازه که از ترکهای
شاهتوت تک میزند چیده و قیمه نموده اندک اندک روی غربال
کرم پاشند تا دوسه یوم باید ملاحظه نمود تا برگهای درخت شاهتوتیکه
بجهت طعام کرم مقرر و معین است بزرگتر از برگ درخت بادام نباشد
که ثقالتش کرم را بمرض فوق العادت خواهد انداخت. در این ایام
شبانه روزی دو سه نوبت طعام دادن بین کرمهای کوچک
کفایت میکند. چرا که در این ایام اگر خوب ملاحظه شود گویا خوراک
کرم قوه است که از رایحه برگ درخت شاهتوت اخذ میکند یعنی کرم
بدرجه قلیل الغذا است که خوراکش مفهوم نمیشود. این است که غالبا
شبانه روزی چند نوبت لازم است تجدید برگ نماید تا کرم را از رایحه
برگ جدید قوت افزوده گردد. من بعد هر چه کرم بزرگتر شود بناسبت
بزرگیش برگهای بزرگ را پیش وی میتوان ریخت تا رفته رفته
هنگامی رسد که کرم پیله بهیولای خمجیت و صورت کرمیت درآید
پس آنگاه اگر برگهای درخت شاهتوت را پیش وی ریزند بدون
۸۲
زحمت برک را از شاخ جدا کرده خواهد خورد - خادمیکه موکل برطعام
کرم است پس از رسیدن صورت کرمیت کرمها یکپله باید هر دوسات
یکمرتبه اندک اندک برک تازه پیش آنها ریخته برکهای پوسیده
و خشک شده را از اوطاق خارج کند تا موقع حمل و نقل کرم بخوبی
جایگاه را پاکیزه نمایند - موکل طعام را لازم است که برک زیاد یکدفعه
پیش کرم نریخته که کرم زیر برک پوشیده شده خفه کردد - هرکاه یکدفعه
برک زیاد ریخته شود و ساعتی بدو کذرد بعد باکرم را در خوردن آن برک
نفرت روی داده نیز موجب اتلاف کرم و برک خواهد بود - مقدار
معینی بجهت خوراک کرم نمیتوان مقرر داشت چرا که هر چه کرم بزرگتر شود
و رشدش بیشتر کردد خوراکش پیش خواهد شد-خوراک کرم از روزی
یک نخود تا پنج مثقال میرسد - قلت و کثرت خوراک کرم بسته
بتجربه عامل است - و اکر در این فن تجربه نداشته باشد لازم که هر ساعت
سر رسی بدانها نموده برکهای کهنه را جمع کرده برک تازه پیش اوزیردان
در شب نیز یکدو سه مرتبه لازم است که خوراک بکرم رسانیده شود -
و برکها را چنان بپاشند که در یک مقام جمع نشده تا یگان یگان کرم را
۸۳
حصّه رسیده باشد - گذشته ازین اگر برگ در یک مقام جمع شود
بواسطۀ هجوم آوردن کرم بدان مرکز موجب آزار وزحمتش خواهد شد
بهرکیف بهتر آن است که شخص مجرّب و هوشیار براموگِل بر طعام کرم
نموده باشند که خرابی واتلاف بسیاری از کرم منوط ومربوط بطریقۀ
طعام دادن اوست - از جمله ضروریات طعام کرم آن است که برگهای
درخت شاهتوت غبار آلوده وشسته رده و کرم خورده نباشد که
این هر سه موجب امراض گوناگون کرم واتلاف خواهد گردید - برگهای
غبار آلوده را باید با پارچه نیکوپاک نمود تاملاستی که بالطّبع در برکست
باعث ذایقه وقوّت کرم گردد - واگر غبار آلودگی وشسته زدگی برک
بحدی باشد که از پارچه پاک نتوان نمود لازم است که برگها را در آب
شسته پاکیزه نموده رطوبت هیرا گرفته پیش کرم بجهت طعام ریخته باشند
تا موجب نقصان وی نگردد *
فصل (۳) در دستور العملیکه عامل باید در ایّام مرض وبیماری کرم رفتار نماید
پس از انیکه پنج شش یوم از بیرون آمدن کرم گذشت ظاهراً در کرم
گرفتگی پیدا شده موجب انسداد اشتهای وی گردیده از حیثیت
مقدار خوراکش کاسته یکدفعه ترک طعام میکوید . بعد از انیکه خوراک
کرم کم شد اثار بیماری در وی هویدا میگردد . پس انوقت لازم است
خادمیکه موکل طعام کرم میباشد بسنجید کی تمام ملاحظه نماید که روزا
هر چه کرم ترک خوراک کوید او نیز متدرجاً ترک دادن برگ را کند -
واین اول عارضه است که در زمان تربیت کرم بدو روی میدهد -
اینموقع بسیار بجهت عامل نازک است چرا که کوچکی وضعف کرم
قوت دفع مرض را بالطبع ندارد باید بتدبیرات استادانه که لازمه
این فن است رفتار نموده تا اتلافات کرم زاید بر مقدار معمول واقع
نکردد - این حالتی است که اگر عامل اندک تغافل ورزد یا درخورا
کرم کمی وبیشی واقع شود یا از نگاهداری جایگاه تربیت کرم چنانچه سابقاً
ذکر شده عامل مذکور غافل نشیند جز زیان سودی نبیند . پس
از انیکه کرم از گرفتکی خویش باز اید و اثار خفت وتبدیل حالت در وی
هویدا شود اگر تمام کرم بیکدستور و حالتندان که انست که نیز در همان غرابا
شروع بخوراک دادن شان نماید موجب نقصان نخواهد بود . چنانچه
کرمهای غربال واحد را حالت مختلف باشد یعنی بعضی بحالت صحت
۸۵
کامل و برخی بعالم کرفتکی و بیماری و کچی باشند لازمست که کرمهای
صحیح را از سقیم جدا کرده بذریعه برک حمل بغربالهای دیگر نموده خوراک
دهند و این امر در صورتی است که ما بقی کرمها را ضعف بینهایت و
امید بازگشت قوای آنها چون سایر کرمها بزمانه قلیل نباشد واگر
بصبر کردن اندک وقت باقی کرمهای ضعیف نیز بصورت کرمها
دیگر صاحب قوّت شوند لازمست که در خوراک آنان تاخیر کرده
تا مساوات در همه کرمها بعمل آید - پس آنگاه شروع در خوراک
دادن کرم نماید هر قدر اتلاف در کرم روی داده باشد بزودی
از آن غربال و مقام خارج کرده تا مورث خرابی و سرایت مرض
بسایر کرمها نکردد - در زمانه تبدیل حالت یعنی مرض کرم خوراک
دادن بدانها از روی این فن ممنوع است زیرا که کرم از خوردن
عاجز لا محاله برکها پوسیده و بد بو شده موجب کثافت مکان
و ردائت هوا خواهد کردید - مکر پس از آنکه کرم روی به بهبودی
نهد بحدّ کفایت خوراک باید بدانها رسانید بلکه هر یک ساعت
لازمست که خادم موکل طعام بدانها سر رسی کرده مقدار قلیلی برک
۸۶
برگ تازه پیش شان ریزد. باید دانست که بعد از تبدیل ہر حتماً
کرم را جثه بزرگ و خوراک بیش میگردد. کاهیکه کرم را بهبودی
روی دهد و از حالت گرفتگی باز آید کرم از هیجان بر فتار و حرکت می او شد
شخص مجرّب را حرکات و سکنات کرم خود دلیل بر صحت اوست -
بعد از ان باید بمقام و جایگاه کرم را نسبت باوّل بزرگ و وسیعتر
نمود یعنی اگر در حالت مرض در یک غربال جای داشته اند
باید پس از صحت در سه چهار غربال متفرّقشان کرد - غربالیکه که
در فصل ششم از باب دوّم نوشته بودیم که مصرف یرا خواهیم نگاشت
در اینموقع است که ضرورت حل و نقل کرم پیش می آید در اینموقع غراباً
مذکور که پایه های کوچک دارد روی غربال کرم نهاده اندک برگ
شاهتوت در وی پاشیده تا کرم برایجه بوی برگ خود را بدانجا
رسانیده بر برگ قرار گیرد آنوقت کرمها را از آن غربال منتقل بخر باطها
متعدّد نمایند مگر بدقّت ملاحظه کنند چنانچه مکرّر ذکر کرده ایم دست
خادمیکه موکّل کرم است بلاواسطه بکرم نرسد که اغلب موجب
علل خارجه کرم اینگونه لااُبالی کاریها بوده - کلیّته این همه تدبیرات
٨٧
حمل ونقل کرم بجهت آن است که موکل بلاواسطه دستش بکرم نخورد
ورنه اگر نقصانی نبود حمل ونقل بدست آسان تر بود - پس از گذشتن
چند یوم از بیماری کرم که نیکو بحالت صحت ورشد گذرانید مجدداً
مبتلای بعارضه دوّم وسوّم خواهد شد - مگر در این دو مرض چندان
بیم اتلاف کرم نیست ومدّت دوام این دو مرض نیز نسبت بمرض
وبیماری اولی کم بلکه نصف خواهد بود - بهمان دستورالعملیکه در
عارضه اوّل کرم ذکر نمودیم عامل باید رفتار کند - وپس از
هر عارضه جایگاه آنا نرا وسعت داده باشد - عارضه که از همه عوارض
کرم سخت تر است بیماری چهارم اوست که آخرین عارضه وخیلی
شدید و زمانه اش نیز طویل میباشد در این مرض غالب
کرم را بیم هلاکت و نابودی است - لہذا عامل را در این عارضه
دقت و مشکلات بسیار روی خواهد داد - ولی چنانچه از روی
بصیرت و دانش وسنجیدگی بطریقیکه ما در این رساله ذکر نموده ایم
رفتار شود امید است که ویرا نقصانی پیش نیاید - زمان عارضه
چهارم کرم چون ایّام بیماری سهگانه او نباید رفتار نمود چنانچه
۸۸
چنانچه در آن عوارض قبل از بهبودی کرم طعام دادن ممنوع بود
ولی در این مرض بالعکس در ایام بیماری یکدفعه طعام بریدن از کرم
ممنوع است چرا که کرم در این وقت جثه و هیولایش بروح غذائی زنده
و قوت دارد چنانچه در این مدت مدید مرض ترک طعام را یکدفعه
از آنها کنند بواسطه نرسیدن بدل ما یتحلل کرم نابود خواهد شد- لازمست
اندک اندک طعام بدوشان رسانند ولی شرطیقیکه در ایام صحت
او بلامانعه طعام میدادند بلکه بطریق خفیف قوت لایموت را از وی
دریغ نباید نمود چرا که در اینوقت کرم را حرارت و زیستش از روح
غذائی است اگر یکدفعه غذا را از وی ببرند لامحاله آثار ضعف و خستگی
در او هویدا شده اندک اندک مضمحل و نابود خواهد شد- وبواسطه
قوت آن غذا کم کم مرض مضمحل شده کرم رو به بهبودی نهاده تایکدفعه
دفع امراض را از خود خواهد نمود. پس از انئیکه کرم از این عارضه نجات
یافت نسبت بزمانه سابق خوراکش پیش بلکه دو مقابل خواهد گشت
و این زمانی است که هر قدر کرم در خوراکش افراط کند نقصانی بدو نرسد
بلکه موجب قوت و بزرگی وی گردد خادم طعام کرم را پس از
۸۹
عارضه چهارم زحمت بیش از پیش گردد چرا که لازم است هر ساعت
برگ تازه پیش آنها ریخته ابدا تغافل نورزد که این ایام ایام رشد
و قد کشیدن کرم و قوت اوست - بعد از بستن کرم از این مرض
عامل را دیگر بیم اتلاف و نقصان کرم نخواهد بود - هر قدر کرم بزرگ
شود و قوت گیرد بجهت غذای آن برگهای درشت و خشن باید داده باشم
چرا که برگهای درشت و بزرگ نسبت به برگهای نازک قوتش
بیشتر است - در این ایام هر چه بر قوت کرم افزوده شود باعث
منفعت عامل و بزرگی و سختی پیله کرم خواهد گردید - ایامیکه ساختن
پیله قریب آید کرم را خوراک پیش گردد و هر قدر خوراک خورند
خادم باید بلا تامل بدانها رسانیده بیم آن ننماید که کثرت خوراک
موجب نقصان آنها گردد چرا که بعد از عارضه چهارم کرم را هیچ افت
و زحمتی پیش نخواهد آمد :
: فصل (۴) در اموریکه عللش مرضی کرم پیله را ضروریست :
چون در ایام مرض و بیماری کرم حمل و نقل و حرکتش از مقام و
جایگا هیکه قرار گرفته ممنوع است عامل را لازم که قبل و بعد بیماری
۹۰
مقام و جایگاه کرم را از فضلات و کثافات پاک و صاف نماید.
پاکیزگی مقام و صفائی جایگاه کرم در صحت و تندرستیش خیلی دخیل است
جایکه در کرم آثار مرض هویدا شود در هر حالت و هر مقام که باشد
بهمان حالت و مقامش بگذارند که در اینوقت اندک حرکتی موجب
اتلاف کرم خواهد شد. بهترین مقامات جهت مقرری کرم و
قیام نمودنش در ایام مرض بروی برگ است تا رایحه و بوی برگ
قوت طبیعی کرم شود و این اصول کویا یک نوع علاج وی است.
چنانچه از جایکه کرم قرار گرفته مبتلای بعارضه کشته باشد حرکتش دهند
علاوه از خوف اتلاف کرم هم آن است که پاهای عقب وی را
نقصانی رسد که در گاه پوست انداختن کرم بطرز کامل نتواند
خود را از پوست جدا کند و این نقص موجب عاجز شدن کرم است
از ساختن پیله کویا کرم از حیثیت و نتیجه عمل که ساختن پیله است
بکار شده عامل را نقصان کلی خواهد رسانید. دیگر آنکه بسا میشود
علاوه بر امراض اربعه کرم که مقرری او است بواسطهٔ نا تجربگی و بعضی
لا ابالی کاریهای عامل یعنی ناتمامی و نقص صفائی و پاکیزگی مکان
۹۱
تربیت کرم و یا تبدیل و تغییر و رساندن هوای غیرمعمول و نامناسب
بجایگاه کرم یا کم و پیش نمودن خوراک وی کرم پیله بامراض مختلفه
وگرفتکی فوق العاده گرفتار میشود - در آن وقت عامل را لازم است
که فوراً در کمال زیرکی اولاً سبب مرض را سنجیده آنگاه در تدارک
وی کوشد ورنه اینکونه امراض غیر معموله اگر علاجش چند روز
تعویق اوفتد اولاً جلو گیرش عامل را دشوار و ثانیاً در مدت
مرض و تربیت کرم فرق کلّی پیدا شده باعث نقص عمل
خواهد کردید - از جمله احتیاطات عامل در تربیت کرم آن است
که چون کرم در حالت پرواز و غیره بجائی نشیند از روی عنف
او را جدا ننماید که موجب خرابی دست و پای کرم شده از ساختن
پیله ویرا معذور خواهد داشت چرا که در دست و پای کرم پیله
بمشابه انگشت بعضی خارهای نازکی است که کرم بذریعه آن خارها
پیله میسازد و باندک حرکت ماؤف از وی جدا شده گویا دست
و پایس بی انگشت مانده در ساختن پیله لا علاج خواهد ماند
لهذا لازم است که اگر کرم بجائی نشیند او را بتدبیر اختیاراً حرکت
۹۲
دهند و تدپرش آن است که اندک برگ تازه پیش سایر کرمها
ریخته چون سایر آنها رجوع بدان طرف کنند آن کرم نیز از جای
غیر معمولی خویش با اختیار حرکت کرده با کرمهای دیگر شرکت
خواهد کرد. در ایام امراض غیر معموله کرم خوراک را از آنها دریغ
نباید داشت و چنانچه چند امراض مختلفه متضاده از معمولی وغیر معمولی
بکرم عارض شود عامل را لازم که مشاهده حالات صعوبت کرم را
نموده هر یک از امراض وی سخت ترست اولاً در تدبیر وی
کوشیده پس از بهبودی آن مرض در تدارک سایر امراضش کوشد
فصل ۵ در طریقه تصفیه و نگاهداری مقام و جایگاه کرم پیله
چنانچه در ابواب گذشته ذکر نموده ایم غربالهای پایه دار چندی بجهت تصفیه
و تنظیف فضلات و مکان کرم بطریق مختلف لازم است پس از انیکه کرم
از تخم بیرون آمده چند یوم قوت گرفت لازم است که بذریعه همان غربالهای
مذکور کرم را حمل و نقل در انبار دیگر کرده غربال و اوطاق کرم را نیکو تصفیه
نموده دود گوگرد و سفوف آهک اندک در اوطاق داده کرمها را مجدداً
بجایگاه اولان خویش آورند و لازم است که پایه های غربال مذکور بمقدار باشد
۹۳
که وقت نهادن بروی غربال کرم و ریختن برگ بروی وی رو و یا تار و
ریسمان غربال بجسم کرم گرفته نشود که موجب آزار و اذیت وی گردد.
و نیز منافذ غربال بمقدار جثه کرم باشد یعنی چون کرم بواسطه رسیدن
ببرگ حرکت کرده دست و پا نماید بدون زحمت و آزار خود را بدان
غربال تواند رسانید و این امر در زمانی است که کرم در حالت صحت
و قوّت باشد. گاه بیماری کرم چون حمل و نقل وی ممنوع است تصفیه
مکان را از کثافات خارجه باید نمود - از جمله لوازمات نگاهداری انبار
تربیت کرم پیله آن است که عامل هر روزه علی الصباح در و پنجره اوطاق
را از چار طرف کشوده هوای تازه باوطاق رسانیده باشد. چنانچه
در وقت ساختن انبار این ملاحظه را نموده سقف و دیوارهای اوطاق را
بطرزی تعبیه کنند که در وقت رساندن هوا در انبار باختیار عامل
باشد یعنی مثل نارنجستانهای شیشه مروّجه ایران که در و پنجره و سقف
او باندک حرکت چفت و بستش بکمال سهولت جدا شده هوا و آفتاب در او
تابد اولی است ورنه بهر نوع تواند عامل هوای تازه را روزمره علی الصباح
باید باوطاق تربیت کرم برساند. صعوبت و سهولت این ترکیب باید
۹۴
بر حال عامل است+
فصل (۶) در حالاتیکه پس از عارضه چهارم تا وقت ساختن پیله بکرم
روی میدهد و دستور العملیکه عامل باید در این مدت رفتار کند+
پس از آنیکه کرم پیله از عارضه چهارم جان بسلامت برد روزمره بزرگی
و قوت وی زاید شده خوراکش نیز پیش میگردد چنانچه اندک از
طعام دادن کرم تعویق شود کرم از غربال حرکت کرده در بوم اوطاق
و در و دیوار مشی و پرواز می اوفتد و این علامت منتهای گرسنگی
وی است - چون چند روز بدینمنوال گذرد کرم از صورت کرمیت
خارج شد در جوع بهیکل ضخمت مینماید فی الواقع کسیکه اول ویرا ندیده
در اینوقت بیند اطلاق کرم بدو نتواند کرد چرا که چون پروانه بزرگی
هر ساعت بدر و دیوار در پرواز است. گاهیکه رشد و قد کشیدن
کرم بانتها رسد یعنی از ده الی دوازده یوم از عارضه آخر نیش گذرد
روز بروز در کرم گرفتگی و سنگینی پیدا شده آن اشتهای صادقیکه خادمرا
از برگ دادن به تنگ آورده بود کم میگردد مگر عامل باید ملاحظه کند
و نیکو دانسته باشد که این گرفتگی و سنگینی نه مثل گرفتگی و سنگینی ایام
۹۵
اوایل امراض اربعه کرم است بلکه این کرختی و سنگینی از سستی کرم در وقت
بساختن پیله میباشد. این است که روز بروز اشتهای وی مسدود
تایکدفعه از خوراک اوفتاده تارهای رشیمی از لعاب دهن وی ظاهر
میگردد با وجودیکه چند یوم ترک طعام میگوید بلکه از چندین یوم خوراکش
کم میشود ولی از سستی و شوق ساختن پیله آثار ضعف و نحافت در وی
هویدا نگشته کویا یکدرجه رونق وجلا و خوشصورتی در کرم پیدا میشود
و آن وقتی است که فضلات زیاد از خود دفع کرده رنگش صاف و
شفاف میگردد. پس آنگاه عامل را لازم است که نردبان یا چارپایه
ہائیکه موضوع بجهت ساختن پیله کرم است مثل نقشه هفتم علامت (ط)
و یا طاقچه های چوبی مثل نقشه نهم علامت (غ) بالای غربال کرم
نهاده اندک اندک کرم از روی طبیعت خویش خود را بخانهای ختن پیله
خواهد رسانید و چنانچه بعضی از کرمها بواسطه کثرت سستی و سنگینی نتوانند
خود را بدان خانها رسانند عامل را لازم است که بذریعه برگ در کمال
آهستگی و سبکی کرم را بدان خانها جای داده تا مشغول بساختن پیله
گردد و چنانچه چارپایه که موضوع بجهت ختن کرم پیله است مثل نقشه ششم
۹۶
علامت (ض) مدوّر ما بشد اولی و انسب است *
فصل (۷) در ساختن پیله و ملاحظاتیکه در این ایام عامل را لازم و قد *
پس از اینکه کرم در جایگاه پیله ساختن خود قرار یافت چون عنکبوت
در دور خود تارها بافته خود را در محبس انداخته شروع بساختن پیله مینماید
تکمیل پیله غالباً از هفت الی هشت یوم خواهد شد ایامیکه کرم در خانهای
مخصوصه خویش مشغول بساختن پیله است عامل را لازم که بدقت
ملاحظه نماید که چند کرم در یک خانه متفقاً بساختن پیله شروع ننمایند
چون کرم در آنوقت کمال بیخودی و بیقراری را دارد و هنوز تارهای
ریشمی وی مانع و سدّ راهش نیست بسامی شود که چند کرم در یکخا
قرار گرفته مشترکاً شروع بساختن پیله مینمایند گذشته از اینکه در جدا نمودن
تارهای ابریشم آن پیله عامل را شکلی زیاد رو می خواهد نمود گاهی که
چند کرم متفقاً شروع در ساختن پیله کنند ابریشم آن پیله بقدری گره
خورد که گرفتنش نیز عامل را سودی نبخشد . پس از اینکه کرم از ساختن
پیله فارغ شود لازم است که پیله هائیکه در خانهای چارپایه است یکان
یکان از جای خود حرکت داده بمقام مناسب نقل نماید مگر وقت
٩٧
حرکت دادن پیله عامل را لازم است که بکمال نظافت و پاکیزگی فشارد
که رنگ طبیعی پیله خواه سفید یا زرد باشد کثیف و بدرنگ نگردد
زیرا که رنگ طبیعی پیله اگرچه زرد هم باشد پیکدرجه مرغوبیت را دارد
چون رنگش ملوث بکثافات خارجه گردید از رونق بازار خواهد افتاد
عامل اگر با تجربه باشد و در اینوقت سلیقه خود را بکار برد یعنی پیله هائیکه
بیک حیثیت و بزرگی و کوچکی اند جدا جدا علیحده نماید گاه گرفتن ابریشم
بدو سهولت دست خواهد داد چون در یک دیگ که پیله را میریزند اگر
پیله ها بیک حیثیت باشد تارهایش بسهل ترین وجهی جدا شده
نیز موجب رونق آن ابریشم خواهد بود علاوه براین عامل را لازم است
که پیله های سخت و مضبوط را از پیله های نرم و سست جدا نموده تا پیله های
نرم زیر پیله های سخت کوفته نشده رنگش خراب نگردد - سختی و نرمی
پیله بمس نمودن از دو انگشت عامل را ظاهر خواهد شد بلکه به آن است
عموماً پیله ها چه سخت و چه نرم باشد زیاده روی هم نریزند که موجب بدرنگی
آنان شود چنانچه یگان یگان در غربالهای متعدده بحیثیت کوچکی و بزرگی
و سختی و نرمی در مقامیکه خالی از حیوانات موذی مثل موش و مورچه
۹۸
دارزد و سوسک باشد گذارده تا گاه ضرورت بجهت فروش یا گرفتن
ابریشیم وی بردارند اولی وانسب است *
فصل (۸) در دستورالعمل خفه نمودن کرم پیله و بعضی نکات دیگر *
چون ایام ساختن پیله کرم بانتهابرسد یعنی هفت هشت روز بدو گذرد
یکد و روز دیگر نیز کرم بحالت خستگی و سنگینی بلا حرکت می اوفتد من بعد
از آن سستی بخویش آمده در خیال نجات خود اوفتاده در آن تنگنای پیله
شروع بدست و پازدن مینماید - و هر چه مدت دوام کرم در پیله پیش شود
قوت وی زاید خواهد شد - چرا که هر چه از حالت سستی او گذرد و از ساختن
پیله راحت گردد پیشتر بخویش آمده قوای طبعی وی عود خواهد نمود
در آنوقت عامل را لازم است که کرمهای آن پیله را که بجهت ابریشیم خواسته
بتدبیراتیکه شایسته این عمل است خفه نماید ورنه پس از گذشتن ده یا
پانزده یوم بدین منوال آخرالامر کرم پیله را شکافته تارهای ریشمی ویرا
از هم جدا کرده خود را از ان تنگنا نجات خواهد داد - و هر پیله که کرمش
بیرون رفت و تارهای ریشمیش از هم جدا گردید محصول ابریشیم از وی
نتوان گرفت یعنی گرفتن ابریشیم وی بواسطه قطعه قطعه بودن تارهای
۹۹
او منفعتی بحاصل نتواند رسانید طریقه خفه نمودن کرم را کاملین این
فن بچند طریقه قرار داده اند عامل باید ملاحظه سهولت و کمی خرج و
عدم خرابی پیله را نموده بهر یک از دستور العملیکه ما ذکر میکنیم صلاح بینید
رفتار نماید - اوّلاً چنانچه آفتاب را تنورتی نام باشد پیله های مذکوره را
در مجمعه ها بازکرده روی کاغذ یا پارچه سفیدی یکان یکان نهاده تا سه
چهار یوم آفتاب داده کرم بواسطه آن حرارت فوق العاده زندگانیرا
وداع خواهد گفت مگر این بواسطه اشکال نگاهداری پیله از کثافات هوا وغیره
هرکس را ممکن نگردد - چراکه نگاهداریش از کثافات جز در آینه خانهای خاصی
که بذریعه آئینه های در و دیوار آفتاب بر آنها تا بد غیرممکن است و چنین آینه خانه
هر زارعی را دستیاب شدن خالی از اشکال نیست ـ مقا میکه تموزت آفتاب
چون گرمسیرات بشدت باشد یا در آن آینه خانه مذکور که حرارت آفتاب
از شیشه بر او تابد دو الی سه یوم کفایت میکند ورنه کم از پنج شش
روز یکدفعه کرم سحس نخواهد شد دیگر آنکه بعضی از عاملین پیله ها را در سبدی
ریخته بالای تنوریکه حرارتش از روی پیمانه فهر نهایت کم از دو سیت درجه
نباشد گذار ده پس از نیم ساعت کرمها از شدّت آن حرارت در پیله
خفه میگردد مگر لازم است که شور حلبا شد نه اینکه در آتش دود دار
یا زغال که موجب کثافت و خرابی پیله گردد بگزارند و این عمل نیز بدست
اشخاص ناتجر به قطعاً موجب کثافت پیله و نقصان عامل خواهد شد بهترین
طریقیکه مستعمل ممالک متحده امریکه و اروپاست آن است که ظرفیرا از حلبی
تعبیه کرده که ثلث آخرش مقام آب باشد و بالای او بطریق ترش پالا
و چلو صافی از همان جنس حلبی چیزی تعبیه نمایند و نیز بالای وی باند
فاصلۀ بطرز چلو صافی روپوش منفذ دار یرا قرار داده در او پیله ریزند و
سرپوشی که تمام این اشیا را پوشد و حبس بخار نماید بدو احاطه دارند تا بجوشا
آب بخار گرم برخاسته از مسامات ترش پالا به پیله ها رسیده بواسطۀ آن
حرارت و حبس بخار کرمهای اندرون وی خفه گردد - ظرف مذکور که
خیلی موضوع در این عمل است قطرش شش بلندی بقدر هفت کره میباشد
تقریبا هر مرتبه بجهت خفه نمودن کرم وسعت سه چهار رطل پیله را دارد
و ما خاصه ظرفیکه مروج آمریکا و اروپاست در نقشه نهم بعلاست (ف) و
صورت چلو صافی اول را بنشان (A - ا) و چلو صافی ثانی را بعلاست
(B - ب) و روپوش منفذ دار ثالث را بصورت (C - ت) بجهت تجربۀ عالمین
داده ایم رجوع بدان نمایند. عامل باید نیکو ملاحظه نماید که در وقت جهیدن
آب دیک مذکور بدرجه حرارت رساند که از سه خانه وی آب جوشش
سر رفته به پیله رسیده باشد ورنه موجب خرابی پیله خواهد کردید. و این
ظروف سه گانه با منافذ یکه بفاصله اندک روی هم نصب نموده اند مرصناً
بجهت آن است که در سر رفتن آب جوشیدن دیک آب به پیله رسد
چنانچه بدین دستورالعمل رفتار کنند کرم در عرصه بیست دقیقه هلاک خواهد شد
مشکلی در این امر عامل را خشکاندن پیله است که پس از خفه شدن کرم
در جایگاه پاکیزه که عاری از غبار و کثافات خارجه باشد پیله را نیکو
بخشکاند و اگر هوا را درجه حرارت قابل خشکاندن پیله نباشد لازم است
که دوست یوم آفتاب داده تا نیکو و بطریق خاطر خواه خشک گردد. کمر
خشک شدن کرم درون پیله کم از یک ماه نخواهد شد و در این مدت خصوص
در هفته اوّل و دوّم عامل را لازم است که چند مرتبه پیله ها را از یک پهلو
به پهلوی دیگر بگرداند چرا که رطوبت داخله جسم کرم که دست از هم بردار
بطرف زیرین پیله سرایت کرده رنگ ابریشم آنطرف را گردانده
مایل به تیرگی خواهد نمود خشکاندن کرم پیله که کثافت در صورت پیله نیاورد
۱۰۲
بسیار دشوار است لہذا عامل را بکار بردن سلیقه در این امر خیلی ضرور است
چنانچه بجهت خشکاندن کرم در پیله رجه تعبیه کنند و پیله ہا را روی رجه
جدا گانه آویخته روزانه تا دو هفته یکمرتبه و یرا بگردانند و مقام نیز از کثافات
خارجه و داخله مبرّا می باشد دور نیست که پیله بحیثیت اصلی خود باقی ماند
و این طریقہ ظرف معمولہ امریکا وار و پا بجهت خفه نمودن کرم خصوصیتی
خاص ندارد چنانچه عامل با تجربه و سلیقه مند باشد و بتواند خود ظرفیرا مثلاً
ومی با منافذ تعبیه کند روی دیگ یا کتلی نہادہ از بخار آن دیگ یا کتلی
ہمان نتیجه را می تواند گرفت یعنی کرم بکمال سہولت و آسانی در عرصه
بیست دقیقه خفه خواهد گردید - بهر صورت این طرق مختلفہ را که بجهت
خفه کردن کرم ذکر نموده ایم عامل باید ملاحظه حال خود را کرده بطریقہ
که انسب و اسہل وی است رفتار نماید - چرا که مقصود کلی خفه شدن کرم
بدون خرابی پیله است - پس از انیکه کرمها را عامل خفه نمود و یکدفعه طو با
جسم کرم خشک گردید در او طاق یا انبار یکه مصون از موش مورچه
و سوسک و ارزه و دیگر حیوانات موذی باشد نہاده بوقت ضرورت
ہر قدر خواهد بکار برد که پس از طی نمودن این امور مرور زمان گذشتن
۱۰۳
ایام سورث خرابی پیله نخواهد گردید *
فصل (۹) در ذخیره نمودن تخم وطریقہ تخم پاشی کرم پیله *
بعد از انیکہ عامل از کلیه امورات و خدمات تربیت کرم پیله فارغ شود و
کرم نیز از ساختن پیله رہائی یافته پیله ہایش آماده کرد د چنانچه عامل ارادۂ
ذخیره نمودن تخم از این کرم های پیله باشد لازم است که بقدر ضرورت
و مقدار حاجت پیله های درشت و سخت کہ رنگش رنگهای صافی باشد
منتخب نموده از سایر پیله ہا جدا گذارد چون از خفه نمودن پیله فارغ شود
آن پیله ہائیکه بجهت تخم پاشی منتخب کرده روی غربالہای مخصوص چند
روزی نهاده پس انگاه بجهت راه نفس کرم و سهولت وی در شگافتن
پیله بذریعہ سوزن باریک سیمان در پیله ہا کشیده در اوطاق انبار کیه
خاص بجهت تربیت کرم و مصون و محفوظ از هر گونه حیوانات موذی
پیله است بالای رجہ آونگ نموده باشد ۔ در وقت کشیدن سیمان
در پیله های مذکور عامل را ضرورت که بکمال دقت و بصیرت کار تا سوزن
در سیمانیکه در پیله میدواند بر بدن کرم سرایت نکرده مورث
آزار و اتلاف وی نگردد پس از انیکہ ہفده الی ہجده بست یوم از ریسمان
۱۰۴
کشیدن پیله و آویختن وی گذر د کرم را قوای طبیعی عود نموده بقوت
جسم زدن دست و پا پیله را شکافته خود را از آن تنگنای رهائی
خواهد داد - ونیز عامل را الازم است که بجهت صدمه نرسیدن بکرم
وقتیکه ایام پرون آمدنش از پیله قریب آید غربالهای چندیرا قریب
به آونک پیله نهاده تا پس از اوفتادن کرم از پیله که در آنوقت بیدست
پاست بدو صدمه نرسد آنگاه که کرمها از پیله پرون آمدند بواسطه
رسیدن ہوا بجسم شان رطوبات خشک شده قوای طبیعی عود کرده
قادر بر پرواز و حرکت میشوند عامل را لازم است که کلیه نر و ماده کرم را در
خوانچها ئیکه موضوع بجهت تخم پاشی کرم است جمع نموده تا پس از ساعتی نرو ماده
پرو بال بهم افشانده ماده شروع بتخم پاشی نماید مقدار تخم پاشی کرم همان است
که ما در یکی از فصول باب دوّم ذکر نموده ایم - عامل با بصیرت از روی
همان تخمینه مذکور باید مقدار ضرورت و نهادن پیله را بجهت ذخیره تخم سال
آینده استنباط نماید و نیز در صدد توا از روی آن تخمینه که ما ذکر نموده ایم
بجهت اتلاف کرم پیله و غیره زاید نگاهدارد تا سال آینده مقدار تخم را بقدر
ضرورت ذخیره داشته باشد *
۱۰۵
فصل (۱۰) در حیواناتیکه موجب انعدام و اتلاف کرم و پیله میگردند +
چنانچه مکرراً ذکر نموده ایم حیوانات موذی تخم و کرم و پیله که اگر دست
شان رسد مورث انعدام آنها خواهند شد از روی مشهور سوسک
و مورچه و موش و ارزہ است و غالباً انچه دیده شده تباهی کلیه کرم و تخم
و پیله چه در زمانه نگاهداری و چه در زمانه تربیت این حیوانات مشهور
بوده ولی موذی ترین حیوانات که اذیت و آفتش بکرم و پیله از سایر حیوانات
پیش تر زاید است پشه های کوچکی است که در زمانه تربیت کرم بواسطه
عدم توجه عامل کامل در جایگاه و مقام کرم پیدا شده بر بدن کرم و
صورت پیله نشسته چون رشکهای کوچک شپش تخم پاشی میکنند علاوه
بر اذیت و آزاریکه بکرم از نشستن آن پشه و کثافت و خرابی پیله روی
میدهد پس از انیکه آن رشکهای کوچک که تخم آن پشه ها میباشند
بیرون آیند کرم را نابود و پیله را سوراخ نموده خود را بکرم اندرون پیله هم
خواهند رسانید. علامت شناختن در پیدایش این پشه آن است که
چون بر بدن کرم ظاهر پیدا نشسته تخم شپش خالهای سیاه در کرم و پیله
پیدا خواهد شد و این همان تخم پشه علامت پیدایش او است اگر عامل در دفع و نکوشیتها
١٠٤
اندک بزرگ شود فورا پیله را شگافته تارهای ابریشیمی را نابود کرده خارج
خواهد شد چنانچه عامل اندک تغافل در دفع آن پشه ها نماید یکدفعه
کار از دستش رفته علاجش غیر ممکن خواهد شد طریقه معدوم نمودن
این جانور موذی و عدم پیدایش آن از ابتدا آن است که عامل از اول
عمل خویش تصفیه مکان و مناسبت هوا وغیره را از دست نداده منتهای
پاکیزگی را در مکان و هوا بکار برده همواره فضلات مدفوعه کرم و برگهای
پوسیده پس مانده خوراکی ها را از مقام و جایگاه تربیتش خارج
نموده مکانرا مصفا و از ردائت هوا مبری دارد هر آینه این پشه ها
پیدا نخواهد شد و چنانچه در عمل خطائی از عامل رفت و آثار تخمباشی این
پشه های کوچک بر بدن کرم و صورت پیله هویدا گردید بلاتامل آن
کرم و پیله را از میانه سایر کرم و پیله ها خارج نماید تا موجب سرایت بر باقی
نگشته رفع این آفت نیز خواهد گردید ورنه پس از چند روز که غفلت ورزد
چون آفت کرمی یکبزکه در گله سرایت میکند این آفت نیز در سایر
کرم و پیله ها سرایت کرده موجب اتلاف کرم و انعدام پیله و نقصان
عامل خواهد گردید *
١٠٧
فصل (١١) در وزن پیله ومقدار حاصل شدن محصول ابریشم از هر پیله
آنچه از تجربه عاملین فن هذا گذشته پیله های قسم علی که سخت وبزرگ
باشد تخمیناً از پانصد الی پانصد و پنجاه دانه اش یک رطل که بعبارت
اُخری پنج ونیم الی شش پیله یک مثقال است و از قسم وسط پیله از
ششصد الی ششصد و پنجاه عدد یک رطل خواهد بود وقسم کوچک
پیله که از عموم اقسامش نرم و پست تر است هفتصد الی هفتصد و پنجا
پیله یک رطل بشمار آمده پیله اعلی غالباً ثلث وزنش ابریشم است
یعنی از سه رطل پیله مرغوب اعلی یک رطل محصول ابریشم میتوان
برداشت بشرطیکه عامل در طریقه ابریشم کشی پیله شخص مجرب و کار
کرده را منتخب دارد و از قسم پیله وسط زاید بر ربع وزن پیله محصول
ابریشم نتوان برداشت و از قسم ادنیٰ خمس وزن پیله ابریشم دستیاب
خواهد گردید. پس از این استنباط عامل باید دریافت کند که اگر مقدار پیله
وی قابلیت این زحمات را دارد یعنی منفعتش جبر نقصان این زحمات را خواهد کرد
در گرفتن محصول ابریشم خود دست زند ورنه پیله را بصور ظاهر فروختن بجهت وی
اولی وانسب خواهد بود. غالباً کرم از سه چهار رطل پیله دا تا باشد که از روی شمار تقر[؟]
۱۰۸
دو و نیم هزار ست مصلحت در گرفتن محصول ابریشم وی بشخصی نیست که
کم از این مقدار پیله جبر نقصان این زحمات را نتواند کرد. و این نیز ممکنست
که پیله عامل اگر بمقدار گرفتن محصول ابریشم نباشد و اراده فروش پیله
را هم نداشته باشد در جائیکه محفوظ از حیوانات موذی و بستری
از کثافات خارجه و داخله باشد بتمامی نیکو تا سال آینده نهاده
بشرکت پیله ہائیکه در سال مستقبل بعمل آرد محصول ابریشم گرفته باشد مقصود
آن است پس از آنیکه پیله دستیار کردید و نیکو خشکانده شد اگر سال
ہم بدو گذرد مورت خرابی وی نخواهد کشت . تخمینه دیگر نیز بحیثیت ذرع
در ابریشم پیله های خوب و بزرگ نموده اند. غالباً پیله اعلی کم از چهار
صد ذرع نخ ابریشم نخواهد داشت درجه اوسط و ادنی را نیز از این اصول
قیاس میتوان نمود . از پیله های شکافته شده که کرمش خارج گشته است
زاید بر ہمہ اقسام پیله ابریشم گرفته میشود ولی محصول وی خیلی کثیف و نامرغوب
بلکه از درجه و مقام ابریشمی خارج و ساقط است از این قسم پیله قریب قریب
نصف وزنش ابریشم گرفته خواهد شد و این قسم ابریشم را باصطلاح این فن
کج و کروک میگویند که نسبت ابریشم خام خیلی زبر و درشت قیمت ش
۱۰۹
نیز نسبت بابریشمهای اعلیٰ و اوسط ثلث و ربع خواهد بود *
باب چهارم
در دستور العمل گرفتن تارهای ابریشم پیله بذریعه چرخ و غیره و طریقه
* ساختن چرخها ئیکه موضوع فن ہذا *
فصل اوّل در شرائط و ملاحظائیکه عامل را گاه گرفتن محصول ابریشم پیله لازم میشود
گاهیکه عامل از تربیت کرم و خشکاندن پیله فارغ شود چنانچه خود خواهان گرفتن
محصول ابریشم باشد لازم است که این ملاحظات و شرایط ذیل را از دست
ندهد که مورث ازدیاد زحمت و نامرغوبی ابریشم و کثرت مصه و متاد
خواهد گردید - اوّلاً اندازه و مقدار پیله را بجهت گرفتن ابریشم بطریقیکه ما
ذکر کرده ایم نباید از یاد دهد چراکه در یک رطل پیله اگر از قسم اعلیٰ باشد
زاید از ثلث وزن پیله ابریشم حاصل نمیشود و این عمل را یک نفر شخص
اوستاد با تجربه کم از چهار روز نتواند انجام داد- لہذا لازم که عامل اوّلاً
قیمت بازار یکرطل پیله ملاحظه کند و مصروف گرفتن ابریشم از یک
رطل پیله را انداز نماید و فروش آنمقدار ابریشمی که از یک رطل پیله بمل
۱۱۰
می اید استنباط کرده اگر منفعت در گرفتن ابریشم پیله است شروع
در مقصود کند بلاضر رخواهد بود و گذشته ازین پیله خواه اعلی و خواه
اوسط و ادنی باشد ربع ابریش بواسطه ریشه و جدا نمودن چسپند کی
ذاتی پیله خارج خواهد چنانچه چندین رطل پیله باشد ممکن است که از همان
ریشه ها بطریقیکه ما ذکر خواهیم نمود از قسم ادنای ابریشم یعنی کج و کرک
ابریشم پست بعمل آورد کسانیکه مقدار پیله قلیل باشد این فایده را
عامل نتواند برداشت -
ثانیاً انکه عامل باید پیله های یکرنک و حیثیت را در بزرگی و کوچکی
جداگانه در دیگیکه موضوع بجهت نرم نمودن لعاب و دور نمودن لزوت
و چسپندکی پیله و کرفتن نخهای ابریشم است بجوشاند یعنی اگر پیلهای
اعلی و ادنی و سفید و زرد و بزرگ و کوچک را عامل بدون جدا نمودن
از یکدیگر در یک دیک بریزد اوّلاً در کشیدن تارهای پیله بواسطه
اختلاف بزرگی و کوچکی و کمی و زیادتی نخهای پیله ویرامشکلاتی پیش خواهد
آمد و نیز بواسطهٔ انکه هرآنی نخی را بانخی دیگر وصل نموده تارهای ابریشم
صاف گرفته نخواهد شد ـ وثانیاً رنک ابریشم بواسطه اختلاف
رنک پیله کثیف و نامرغوب خواهد گردید -
ثالثاً انکه عامل باید سامان و آلات و ادوات ابریشم کشی را خواه
بذریعه چرخ باشد و خواه با استصواب دست مهیا دارد و نیز مقدار
حرارت آب و زمان جلم دوام پیله را در آب کرم از روی سنجیدگی
بطوریکه اصول این فن است از دست ندهد. ما سامان لازمه
و آلات و ادوات ابریشم کشی را در فصول آینده ذکر خواهیم نمود
مقصود آن است که سایر امورات تربیت کرم پیله را بذریعه
خواندن کتاب عامل میتواند عمل نمود ولی اصول ابریشم کشی
که منتهای آمال و نتیجه زحمتهای اوست بدون شخص مجرب که کامل
در فن شعر بانی و کار کرده در این عمل باشد صرف بخواندن کتاب
اقدام نتوان نمود که زیانش از سودش بیش خواهد بود *
رابعاً عامل باید اندازه نرمی و سختی پیله را نیکو نگاهدارد چه اگر پیله زاید
در آب ماند نرم شده تارهای ابریشمیش از هم منقطع گردد و اگر بمقدار
معین که لازمه او میباشد نرم نگردد بواسطه سختی پیله تارهای ابریشمی او
کشیده نخواهد شد و چنانچه اندک قوت شود در کشیدن تارها
۱۱۲
ابریشم مذکور نیز از هم منقطع خواهد کردید بهر صورت اگر عامل اندک
در این ملاحظات غافل نشیند یا شخص ناآسوده کار را در این عمل
موکل دارد تمام زحمات دیرینه اش بهدر خواهد رفت.
خامسا بعضی از قسم پیلهها بالطبع چنان واقع می شود که لزوجت و
چسپندگیش نسبت بسایر پیلهها زاید ست لہذا عامل را لازم اوفتد که این
نوع پیله که لزوجت و چسپندگیش بالطبع زاید ست از سایر پیلهها جدا
نموده علیحدہ در یکی بخیساند چرا که پیله که لزوجت و چسپندگیش زاید
نسبت بسایر پیلهها دیرتر خواهد خیسید کسانیکه بدون این امتیاز عموم
پیله را عامل در یک دیگ بخیسانند لازم افتد که بعضی پیلهای یک
واحد سخت و برخی از حد معمول نرم باشد و این امر کار ابریشم کشی
پیله خواه بذریعه چرخ و خواه باستصواب دست باشد عامل را بزحمت
و نقصان خواهد انداخت.
سادسا پس از آنیکه عامل شروع در مقصود خویش نمود و ابتدا
بکشیدن ابریشم پیله کرد بطریق متواتر باید ختم عمل نماید نه اینکه
پس از شروع در ابریشم کشی یا نیمه کار تعطیل کند چرا که بعد از خیساندن
۱۱۳
پیله هرچه تعویق در عمل شود و خشکاندن بخچه نمودن کلافهای ابریشم تعطیل
گذر د مورث کثافت ابریشم و سستی و کمزوری تارهای وی خواهد کرد
گاهیکه عامل از کشیدن ابریشم پیله و خشکاندن و کلافه نمودن وی
فارغ شود اگر اراده انبار نهادن ابریشم مذکور را دارد لازم است
کلافهای ابریشم را در کمال سختی و مضبوطی در یکدیکر بخچه نموده در انبار
سرد هواگیری روی رحله یا کلینچ بیاویزانند تا از آفت بیدزدکی خرابی
ابریشم محفوظ ماند بید کرمی است کوچک که در هوای کرم از خود تار
و پشم بعمل آمده موجب خرابی و نابودی پارچه ریشمی و پشمی و بخچهای بسته
این دو میکردد اگر پارچه ابریشم و پشم یا بخچهای آنها را نیکو سختی بسته
در انبار یا بادگیر هواداری گذارند از این آفت بر کنار خواهد ماند * *
* فصل دوم در طریقه ابریشم کشی پیله *
گرفتن تخمهای ابریشم پیله یعنی ابریشم کشی را بطرق متعدده عاملین
پخته کار فن ہذا بعمل آورده اند کسانیکه پیله آنها بواسطه خرابی و آفت
یا قلت و کمی مقدار تربت کرم قابل بخریداری چرخ ابریشم کشی نباشد
و در آن مقام یا قرب آن نیز کارخانه مخصوصی بجهت اجرت ابریشم کشی
۱۱۴
نبوده باشد لازم است که چند نفر بذریعه دست از روی تدبرات
مستعمله این فن تارهای ابریشم پیله را گرفته باشند و طریق و اصولش
آن است که پیلههای یکرنگ و یک حیثیت را از یکدیگر جدا نمایند
دیگیکه از روی وزن نه عباسی چهار من ایران یا دوازده سیر هند
وسعت آبگیری داشته ثلث وی نیز خالی ماند مهیّا دارند. در چنین
دیگی یک رطل پیله که تخمیناً پانصد ششصد پیله است ریخته دیگ
مذکور را بالای اجاغ نهاده بذریعه چوب یا زغال سنگی بآتش داده
تا از روی پیمانه فهرنهایت صد و نود الی دویست درجه حرارت
در آب سرایت کند از یک ساعت الی یک ساعت و پنج یا ده دقیقه
پیلهها را در آب بدان مقدار حرارت گذارده باشند و بذریعه کفگیریکه
مخصوصه این فن است پیلهها را زیر و رو نموده باشند تا پیلههای رو دیگ
نیز در آب گرم غوطه ور شده عموماً بیکدرجه نرم و ملایم گردند اگر چه
طریقه ابریشمکشی پیله بنظر عامه ناس آسان است ولی چون نتیجه
تمام زحمات عامل اوست عامل نباید بدون تجربه خود یا امداد شخص
ماهری در این فن از دیدن کتب جرئت براقدامش کند. چرا که
۱۱۵
باندک کمی وزیادتی حرارت آب وازدست دادن ادنی نکته
ازدستورالعمل هذا تمام زحماتش هدر رفته در نقصان خواهد اوفتاد
پس از انیکه یک ساعت الی یک ساعت پنج ده دقیقه پیله ها
در آبیکه حرارتش صد ونود یا دویست درجه باشد ماند بذریعه کفگیر
ونقاشی که خاصه این فن است لزوجت وچسپندگی پیله های نرم
شده را خارج نموده ریشه های بیکاریکه از او جدا میشود درمقامی
جداگانه نهاده سرهای تار ابریشم را بیک جا جمع نموده وصل بقر قره
نمایند اگر یک نفرمشغول بعمل بدستی چرخ قرقره است اندک اندک داند و
بدست دیگر محافظ تارهائیکه از پیله خارج میشود بوده باشد و در این امر
نیز عامل نباید چشم پوشی کند تا تار پیلهای مذکورجداجدا بدور چرخ
وقرقره پیچیده شود که بواسطه اندک لزوجت وچسپندگی که درو
باقی است مجدداً در حین باز نمودن تارهای ابریشم از چرخ وقرقره
بواسطه نازکی وسستی یک تارمکن است گسیخته شود- هر مقدار وعده
نخ را که عامل خواهد در چرخ و قرقره بپیچد سرهای آنهارا باید اوّلاً
بیکدیگر بذریعه دوانگشت تابیده نگذارد تا از همدیگرجداشود - ونیز
١١٦
چون آن تارهای ابریشم ست نازک شود نخی از پیله دیگر بدانها وصل
کرده تا تمام ابریشم چرخه بیک حیثیت پیچیده شود. غالباً در ابریشم خام
زاید از پنج نخ را یکمرتبه بدور چرخ و قرقره نمی پیچند. پس از ان هر مقدار را
که خواهند ممکن است از روی این اصول دستیابی نمایند. و این طریقی که
ذکر نموده ایم عامل باید پنج پنج پیلهٔ نخهای ابریشم را دور چرخه پیچیده
تا تمام پیله های دیگ مذکور اختتام پذیرد. بجهت سهولت و آسانی
نیکو چنان است که هر پیله که نخهای ویرا عامل کشید از دیگ خارج
نموده در مقامی جدا گانه نهاده باشد که آن پیله ها نیز با آن کشته ها
جدا شده اولیٰ آخر بکار خواهد آمد چنانچه درین پیچیدن نخ دور چرخه
یکی از پیلهای خَمسهٔ مذکوره تمام شود پیلهٔ دیگر را بدانها وصل نماید طریقهٔ
وصل نمودنش گره زدن نیست بلکه بدو انگشت سرهای تار دو پیله را
گرفته از چپ و راست اندک تابیده مشغول بعمل گردد. در وقت تابیدن
ابریشم چرخ و قرقره سرهای تار مذکور بذریعهٔ سایر تار ها تابخورده ابریشم
صاف و مضبوط خواهد گردید چنانچه گره زنند اوّلا که ابریشمش صاف
نخواهد شد ثانیاً بواسطهٔ سستی و نازکی تار واحد که تاب گره ندارد بیگیبار
١١٤
از ابریشم قطعه قطعه شده موجب نقصان عامل خواهد گردید تمام امورات
ابریشم کشی بذریعه یک نفر بسیار دشوار است اگر کارکنان چند نفر باشند
که یکی چرخه را پیچد و دیگری مواظبت نخهای پیله کند و ثالثی سرهای نخهای
پیله را بدست آرد و رابعی لزوجت و چسپندگی و ریشه های خراب
پیله را دور نماید انسب و اولی و در این صورت این عمل بدون چرخ و
و سامان زاید بذریعه دست در کمال سهولت و قلت مصارف بانجام
خواهد رسید و نیز ممکن است عامل پیلهائیکه معین بجهت ابریشم کشی است
شب در دیگ خیسانده آب گرم بروی آنها ریخته تا یک شبانه روز
بگذارد - بواسطه مدت قیام و دوام پیله در آب گرم اندک اندک
سختی و لزوجت و چسپندگی وی نرم شده گاه استعمال بدون زحمت
جوشاندن پیله کار گرفته میشود - و اگر باین تدبیر کار سر انجام گیرد اولی و
احسن است چرا که ممکن است در جوشاندن دیگ پیله حرارت آب
زاید بر صد و هشتاد و بیست درجه شده موجب سستی و پوسیدگی
نخهای پیله گردد - دیگر آنکه چون حرارت دیگ پیله بصد و هشتاد یاد و
درجه حرارت از روی پیمانه فهرنهایت رسد دست زدن در آن آب
۱۱۸
بواسطه کثرت حرارت غیرمکن خواهد بود ـ آنوقت گرفتن سرهای نخ
پیله و خارج نمودن ریشههای خراب و دور نمودن چسپندگی و لزوجت
باید بذریعه منقاش و کفگیر باشد چرا که دست طاقت و تاب این درجه
حرارت را نیارد و از کفگیر و منقاش چنانچه شاید و باید بسهولت کار
گرفته نمیشود گاهیکه پیله را شبانه در آب گرم خیسانند غالب سهولت
ابریشم کشی خصوص پیدا کردن سر تار بذریعه انگشت دست بکمال آسانی و منتهای
سرعت بعمل خواهد آمد ـ از جمله امورائیکه عملش عامل را لازم است انست
که قبل از اینکه ابریشم پیچیده شده دور چرخه و قرقره خشک شود بذریعه
چرخ یا قرقرههای دستی دیگر ابریشم مذکور را کلافه نموده تا در حین کلافه
نمودن نخهای ابریشم جداگانه خشک شود پس آنگاه شوی و آهار یکه
بواسطه لزوجت در او باقی مانده بمالیدن کف یا تکان دادن کلافه
ابریشم از وی دور گردد تارنگ و نرمی و صافی و شفافی ابریشم نیکو
بروز کند ـ و اگر چنانچه ابریشم پیچیده شده دور چرخه و قرقره را بگذارند
که بچرخه و قرقره خشک شود گاه کلافه کردن ابریشم مذکور و خارج
نمودن از آن چرخه و قرقره بواسطه بقایای آهار و چسپندگی ذاتی او
۱۱۹
عامل را مشکل خواهد شد و این نیز ممکن است که پس از خشک شدن
ابریشم بدور چرخه و قرقره گاه بازنمودن ابریشم از چرخه بعضی مقامات
که چسبندگی ولز و جتش زاید و تارهای ابریشم سست و نازک است
از هم جدا شوند و در آنوقت وصل کردن تار با یکدیگر بواسطه پیوست
و زیادتی نخهای ابریشم دشوار خواهد شد - و چنانچه پس از زحمت و
کوشش وصل هم نماید موجب ناصافی و نامرغوبی ابریشم خواهد گردید
بهتر آن است که فوری پس از پیچیدن ابریشم بدور چرخه و قرقره
دیگری ویرا کلافه کرده آهار و شوی ویرا گرفته خشک و صاف نماید
تا این دشواری پیش نیاید *
فصل سوم در دستور العمل گرفتن محصول ابریشم از پیله بذریعه چرخ *
چنانچه گرفتن محصول ابریشم بذریعه دست با قسام مختلفه ممکن است
نیز بواسطه چرخ طرق متعدده معین میباشد - در صورتیکه عامل
خود صاحب تجربه و آزموده کار باشد از روی سلیقه و اصول گرفتن
محصول ابریشم را بطریق دلخواه بمصارف کم بمنتهای سهولت
خواهد گرفت چرخهای معینه که بجهت گرفتن محصول ابریشم موضوع
۱۲۰
نموده اند بحیثیت اسباب سامان محکی و زیادتی مقدار پیله مختلف و قیمت
هر یک جداگانه است بجهت عالمین ممالک اسیا که غالباً سرمایه
زیادی روی این عمل نمیگذارند و مقدار پیله شان بقدری نیست که مدت
مدیدی بذریعهٔ این چرخهای امرکیه وار و پا کار کرده شود انسب واولیٰ
بحالت اوشان همان چرخهای مختصرهٔ مروّجهٔ ایران است که بجهت
این عمل موضوع نموده اند- سامان و آلات و ادوات وی بمقدار
ضرورت عامل و غالباً کوچکش بقیمت پنج تومان و بزرگش تا ده تومان که
عبارت از بیست و پنج تا پنجاه روپیهٔ هند است میباشد گذشته از انکه
این چرخهای مختصر کارهای عالمین را صورت میدهد تفهیم و تفهم اجزای
این چرخها بواسطهٔ سادگی سامان مبتدیان را اسهل خواهد شد و چنانچه
جزئی از اجزای چرخ مذکور عیب کند باندک کوششی ساختنش
در هر مقام ممکن است بخلاف چرخهای امرکیه وار و پا که تفهیم و تفهمش
بواسطهٔ کثرت آلات و ادوات و اجنبی بودن بدان سامان اهالی
اسیا و مبتدیان این فن را بدون اوستاد و مدتی تعلیم و تجربه
دشوار است نیز اگر جزئی از اجزای وی معیوب شود مهیا نمودن وی
| ۲۱ |
در هر مقام خالی از اشکال نخواهد بود. ما طریقه ساختن قسمی از چرخهای ایران واجزا تفصیلی
بعضی از چرخهای اروپا و امریکا را بجهت مبتدیان این فن و تجربه اوشان
در فصول جداگانه ذکر خواهیم نمود. - طریقه گرفتن ابریشم پیله بذریعه چرخهای
مروجه ایران آن است که پیله های یک حیثیت را در بزرگی و کوچکی وسختی
و نرمی و سفیدی و زردی شبانه در دیگی خیسانده پس از آنکه عامل دانست
که لزوجت و چسپندگی پیله بآسانی خارج میشود ملاقه از مسو که یک سرش
وصل بچرخ وسر دیگرش مرکب از چند اجزا بمثابه انگشت است
در دیگ پیله انداخته یک نفر دیگر چرخ را اندک اندک حرکت داده
تاسر ملاقه که بمثابه دست و انگشت است لزوجت پیله های
خیسانده شده را خارج نموده بذریعه کفکیر و منقاش دیگر ریشه های
پوسیده و خراب ویرادور کرده سرتار پیله را بذریعه قلابی گرفته
بمقداریکه تار از پیله خواهند یعنی چهارپنج شش یازیاد و کم تخمهای پیله یکجا
گرفته اندک اندک چرخ بزرگ را حرکت داده تا قلابیکه سرهای نخ ابریشم
بدو وصل است بقرقره های متعدده که نصب بچرخ است وصل شده
تارهای ابریشم بدور قرقره پیچیده گردد. و چنانچه تاری از پیله
۱۲۲
گسیخته شود یا تارهای پیله از نصف گذشته نازک شود پیلهٔ دیگر را بطریق
معمول عمل نموده نخ ویرا وصل بتارهای قرقره نماید تا ابریشم وی در کمال
موزونیت و صافی حاصل گردد بدینمنوال و دستور العمل رفتار شود تا تارها
تمامی پیله های دیگ مذکور گرفته شده دور قرقره های متعدد پیچیده گردد
چنانچه قرقره از تارهای ابریشم پر شده دیگر گنجایش پیچیدن ابریشم نداشته باشد
آن قرقره را خارج کرده قرقرهٔ دیگر بجای وی نصب نمایند پس از چند
گردش قرقره و پیچیدن چند لای ابریشم بر او اگر خواسته باشند بذریعهٔ
مقراض تار این قرقره را از قرقره دیگر جدا نمایند دیگها ئیکه غالباً موضوع جهت
این عمل میدانند مثل پاتیلهای رنگریزی و حلوائیزی است که آنرا در یکجا
مضبوطی نصب نموده اندک اندک بذریعه هیزم آتش زیروی داده تا
حرارت آب بمقداری شود که دست و پنجه عامل تاب ویرا داشته باشد
چرا که بسیاری از این اعمال بذریعه دست و انگشت بعمل می آید بعد از آن
قرقره های مذکور را بذریعه چرخهای کوچک دستی علاقه بندی یا شعر بافی
ابریشم ویرا کلافه کرده پس از خشکاندن ابریشم آهار وشوی ویرا گرفته
بمقاسیکه مناسب این عمل دانند آونگ نموده تا باقی رطوبات بطون ابریشم برچیده شود
۱۲۳
فصل چهارم در طریقۀ ابریشم کشی که بذریعۀ چرخهای اروپا و امریکه
قرار داده شده است
چرخهائیکه در ممالک متحدۀ امریكیه و اروپا موضوع بجهت کشیدن تار ابریشم است
بطرق مختلفه و اقسام متعدده ساخته میشود نقشه دهم و یازدهم و دوازدهم
صورت مفصل چرخی است که آلات و ادوات وی نسبت بچرخهای دیگر کمتر و
بجهت عاملینیكه مقدار پیلۀ شان قلیل است انسب و اولی است نقشه
سیزدهم صورت چرخی است که آلات و ادوات و سامان وی مکمل
و بجهت کسانیکه صاحب کارخانه ابریشم کشی باشند یا مقدار پیلۀ شان
در کشیدن ابریشم مدت مدید را ضرورت داشته باشد موضوع و ساخته
است - قیمت چرخ نقشۀ سیزدهم از ده الی دوازده پوند که عبارت
از دویست الی دویست و چهل روپیۀ هند یا پنجاه شصت تومان پول
ایران میباشد - سامانهای چرخ مذکور و آلات و ادوات او بکمال
استحكام و مضبوطی و باندک کوشش تعلیم و تجربه مبتدیان طریقه
استعمالش مفهوم میگردد - طریقۀ کشیدن ابریشم ازین چرخ نیز قریب
قریب بهمان طرقی است که ذکر نموده ایم - یعنی باید عامل پیله هاے
یک حیثیت و رنگ را اولاً جدا نموده در دیگیکه بوضوح بجهت فن هذاست
بمقدار وسعت و گنجایش آن یک خیسانده هنگام گرفتن نخ ابریشم
حرارت دیگ مذکور را بصد و هشتاد الی دویست درجه پیمانه فہر نہایت
رسانیده باشد . چنانچه در آن حرارت نیز پیله های خیسانده شده ملایم
و نرمیش مناسب گرفتن تارهای شیمی فن ابریشم کشی نشده باشد
معلوم است پیلها بکمال سختی و لزوجت و چسپندگی است لہذا لازم که درجۀ
حرارت دیگ مذکور را بحدی افزایند که نرمی پیله بمقدار مطلوب اصول
ابریشم کشی رسد . بعضی از استادان ماهر این فن حرارت دیگ را
بذریعۀ آتشخانهای مصنوعی چون سماور و غیره میدهند و بسیاری از
عاملین دیگ پیله را روی اجاغهای آجری نصب کرده بذریعۀ زغال
سنگ یا هیزم حرارت را بدرجۀ اعتدال و اصول فن ہذا میرسانند
و نیز در ممالک اروپا بخاریهای کوچکی بجهت این عمل تعبیه شده که ما صورت
و یا در نقشۀ شانزدهم بعلامت (الف) داده ایم برخی از آنها دیگهای
پیله که ربعش خالی از آب باشد بالای بخاری مذکور گذارده بذریعه
حرارت بخاری کار میگیرند چون مقدار حرارت آب بقدر مطلوب
۱۲۵
و اندازه معمول رسد بحیثیت آن آب و گنجایش دیگ پیله دروی
ریخته بذریعه کفگیرهای موضوعه وی که چون برسهای انکریزی می یازم
جاروبهای روی فرشی است بمقدار سه دقیقه هر پیله که در دیگ
ریخته میشود در آب جوش مغروق و غوطه در نموده پس آنگاه از کفگیر و
منقاشهای موضوعه فن ہذا لزوجت پیله ها را پاک و صاف نموده تارها
گسیخته و ریشهای باطله ویرا بدرستی از پیله جدا کرده بدست دیگر سرهای
تار پیله را یکجا جمع نمایند بعد از آن تا پنج پیله را جمع نموده بذریعه دو انگشت
بنحوی که ریسمان را قبل از داخل نمودن بسوزن تاب میدهند
تابیده نخهای تاب خورده پیله را از منفذ قرقره نقشه یازدهم
بشماره (۷) علامت (و) گذرانیده بسوراخهای پیچ و چوب
علامت (ی) در همان نقشه دوانیده بچرخ مطلوب میرسانند.
پس از اختتام وی بدینمنوال تارهای پنج پیله دیگر را گرفته تا در قرقره متصل
چرخ مذکور دو تار موجود بشود و بجهت استحکام تارهای ریشمی
باید نخهای پنجگانه را اندک بذریعه گردش پولک چرخ مذکور از یسار
بیمین هفت هشت تاب داده باشند و این امورات را قبل
۱۲۶
از شروع در مقصود عامل باید عمل نماید تا بعد از شروع در کار ویرا شکلی
پیش نیاید چنانچه در پین پیچیدن تار های پیله و نخهای ابریشم بچرخ تار
پیله گسیخته شود لازم است نخ تازه از پیله های دیگر گرفته بدو وصل نمایند و
همواره این دستورالعمل و اصولیرا که ما ذکر کرده ایم عامل نباید از دست بدهد
چون این عمل بموجب اصول و قاعده چنانچه باید شاید صحیح و درست برآید
لازم است که یکی دسته چرخ را حرکت دهد و یکی به پیچاندن چرخ مشغول
شود و دیگری متوجه و محافظ تارهای پیله و گرفتن نخ ابریشم باشد و چرخ مذکور را
لازم است چنان نصب نمایند که مقابل دیگ پیله اندکی دور تر باشد
آنوقت باندک حرکت دسته چرخ نخهای پنج پیله که ششتم گاه وصل بچرخ
کمال آسانی و سہولت بد ور قرقره چرخ پیچیده میشود پس از انیکه نصف
نخ گشوده شود اندک اندک تار های پیله نازک و باریک شد و تا بمقداری
رسد که دیگر تحمل قوت چرخ را نداشته ہم گسیختن بار آید لہذا لازم که
عامل از روی بصیرت مشاهده کند که چون نخهای پنج پیله اندک نازک
و باریک گردد تار پیله دیگر بر آن تار ہا مضاعف نموده تا تلافی نازکی
و باریکی که در آخر تار پیله روی میدهد گردد باشد ـ غالبا چون تارہا
۱۲۷
پیله از نصف گذر دنخهای ویر استی و نازکی پیش آید و هرچه قریب
باتمام رسد باریکی دوستی آن بیفزاید گردد اگر عامل تجربه کار و صاحب بصیرت
در این فن نباشد و از روی حس ظاهر نتواند امتیاز نازکی و باریک شدن
نخهای ابریشم را دهد بهتر آن است که پس از گشود شدن نصف تار های
پیله تار دیگری بدان تار ها وصل نماید تا مورت کشیدگی و نا صافی ابریشم
چرخ نشود و اگر احیاناً تاری از میانه آن نخهای پنجگانه پیله گسیخته یا تمام
شود لازم است که عامل نخی تازه از پیله دیگر بطریق پاکیزگی و سلیقه
بدون گره زدن وصل بسر نخ گسیخته شده نماید یعنی باد و انگشت
سر های آن دو تار را اندک بهم تابیده بواسطه خامی و نرمی ابریشم
فوری بیکدیگر وصل شده صورت وحدت خواهد گرفت - در نقشه
یازدهم بعلامت (ھ) صورت قرقره را داده ایم که بدو روی نخهای
پنج شش پیله پیچیده میشود - چنانچه عامل از روی چرخ نقشه یازدهم
عمل نماید لازم است نخهای پنجگانه را از منفذ علامت (ا) و
مسامات قرقره های نشانه (۳) و (۲) و سوراخ قرقره علامت
(۴) گذرانیده تا در وسط چرخیکه موضوع بجهت پیچیدن ابریشم است
۱۲۸
رسیده باشد بعد از آنیکه قرقره علامت (س) چند نوبت دوران گیرداز
نخهای ابریشم خام تارهای تابیده آماده خواهد شد چرخیکه اجزای مفصلۀ
وی را در نقشه یازدهم داده ایم در غالب ممالک روپا خصوصاً
در مملکت ایتالیا خیلی شایع و ضایع است نقشۀ بست و یکم علامت
(حا) صورت چرخی است بسیار مکمل و بزرگ موضوع بجهت کارخانجات
ابریشم کشی او نیز در ممالک رو پا شیوع و رواج کلی دارد خصوص کل خانجاتی که
باجرت هم کار میکنند و ترکیب آلات و ادوات وصورت اجزای این
چرخ از آلات و ادوات اجزای چرخ نقشه یاز دهم علامت (ی)
فرق و مبینوتی تام دارد ـ اینها بسته بتجربه عامل و نقدار ضرورت معیشت
کار اوست ور نه هزار ها چرخ و سامان که ما در این کتاب بواسطۀ عدم
گنجایش ذکر ننموده ایم بجهت تسهیل کار و ترقی این فن و مرغوبی ابریشم
در ممالک اروپا وامریکه اختراع نموده اند ـ عامل باید از روی نقشه های که
ما داده ایم نسبت بحال خود اسهل وانسب زآنها را اختیار کرده بمقدار
ضرورت و احتیاج خویش سرانجام کار خود را نموده باشد ـ چنانچه اولاً عامل
تمام فنون این فن و سامان لازمه ویرا فراهم آورده کلیه امور خویش را
۱۲۹
منتظم کرداند پس آنگاه درین امر دست زند اولی وانسب است *
* فصل پنجم در دستورالعمل ساختن کج وکروک *
طریقه ساختن کج وکروک که از قسم ابریشم پست و از ریشه های
باطله و پیله های شکافته شده بعمل می آید آن است که پیله های شکافته شده
و ریشه های باطله را مع پیله هائیکه از دیک برآمده اندک ریشه
در او باقی باشد در دیک نیکو جوشانده تا کشیدن ابریشم و گرفتن
تارهای کشته شده وی آسان شود ـ آنگاه آن ریشه های باطله
و تارهای کشته شده را جمع کرده از قطعه های کوچک پیله که مخلوط بریشهای باطل شده
وسایر کثافات است صاف و پاک نموده بقدری بکوبند که چون پنبه که از
زیر کمان حلاجی بیرون آمده باشد نرم و ملایم شود آنگاه بذریعه چرخهای
پنبه ریسی آن ریشهای محلول را چون پنبه ریسه کلافه نموده باشند
بواسطه کثافت ذاتی کج و کروک تولید کرم بید در او پیشتر از سایر
ابریشمهای صاف است لہذا نکہداری و حفاظت وی از آفت
بید زدکی خیلی ضرور است اگرچه قیمت وی نسبت بابریشم خام اعلی
کم از ثلث و ربع میباشد ولی مقدار عایده وی نسبت بابریشمهای
۱۳۰
دیگر پیشتر قریب قریب نصف خواهد بود. از جمله لوازمات این عمل
نیز اولا جوشاندن در آب کرم و دور نمودن چسپندگی و لزوجت وی است
چنانچه عامل اولا پیله را در آب کرم نرم و ملایم نماید و لزوجت و چسپندگی
ذاتی پیله را نگیرد هیچ قسم ابریشم و کج را نتواند بعمل آورد *
فصل ششم در طریقه ساختن چرخ معموله ایران که مروجه غالب ممالک آسیات
طریقه ساختن چرخهای ایران که موضوع بجهت فن ہذا میباشد آن است
که ست قطعه چوبیکه یک ذرع طول و دو کره عرض و یک کره د بازت
داشته باشد بطریق و تر و دو ساق چون چار چوبه دروازه بطور
نر و ماده بیکدیگر وصل نمایند و در وسط هر دو چوب ساق منفذی
بجهت قرار گرفتن دسته چرخ مقرر دارند پس آنگاه بیاورند چوب
مدور یا شش پهلویکه از روی قطر چهار کره کلفتی و عرضش سه چار
یک شاه باشد یک کره مانده بهر دو سر را بفاصله نیم کره نیم کره
منافد متعدده قرار دهند و این چوب طاحونه چرخ است باندازه کسان
دوسر طاحونه قطعهای چوبیکه چهار کره طول و یک کره عرض و د بازت
داشته باشد در مسامات طاحونه بمقام پره چرخ از روی نر و ماده
۱۳۱
محکم نصب نمایند و بمناسبت و مقدار پره های مذکور هشت نه چوبهایکه
دوسر ویرابطریقه لوز بریده باشند بهر دو سر پره های طاحونه مذکور با میخهای
چوبی مضبوط وصل نموده هر یک از این پره و چوبهای باز و راعلا
برآن میخهای چوبی بار و محکم ببندند ـ و روی هر یک از این چوبهای
باز و میخهای چندی صاف کیک کره و نیم و دوکره طول و دو جو قطر
بطریق مدور داشته باشد نصب نمایند ـ و این میخها خاص بجهت
قرار دادن قرقره میباشد بر بازوی چرخ آهنی که بکلفت انگشت نر باشد
بطور مناسب در هر دوسر طاحونه قرار داده از منافذ پایه های
مذکور خارج نمایند تا انکه باندک حرکت دسته چرخ مذکور بدوران
اوفند پس آنگاه بیارند سه چوبکه طول هر یک دو ذرع و نیم
و در بازتش دو کره باشد یک طرف سرهای اینها را بقدر یکمشت
سوراخ کرده بار و یا سیمهای آهن محکم وصل نمایند و قرقره را
در وسط این سه چوب قرار دهند آنگاه سرهای دیگر این چوبهای
مذکور را سه پایه وار روی چرخ مذکور بزمین وصل نمایند ولی باید
ملاحظه نمود که سه پایه مذکور بطریقی روی زمین و دو چرخ نصب شود
۱۳۲
که قرقره ست پایه محاذی وسط چرخ واقع شود از وسط بازوی میانی
چرخ ویک پایه ست پایه باید سوراخی کرده سیم کشید و چند پولکهای
سوراخدار بجهت گذشتن نخهای ابریشم از ان سامات آویزان نما
ین بعد کفکیر یکه کفه وی از مو ساخته شده باشد مشابه نرمه جارو های
روی فرشی یا برسهای انگریزی که صورت ویرا در نقشه پانزدهم بطلان
دک داده ایم ساخته دسته وی یکی از قرقره های پره و بازوی
چرخ بطریقی وصل نمایند که باندک حرکت چرخ و دوران قرقره
برش و کفکیر مذکور میل بفراز ونشیب کند و این بجهت صاف نمودن
لزوجت و چند کی پیله وغوطه دادن او است در دیک و چند
منقاش که چهار کره قد وسه جود بازت داشته سر هایش خوب
تیز ونیکو وصل بهمدیکر باشد بجهت کرفتن ریشه های باطله ابریشم از آهن
ساخته بذریعه سیم وصل بقر قره از پره های چرخ نمایند منقاش
همانا چون انبر است که دو سر وی اندک کج شده چون مقراض تیز
وبذریعه دست سوء امثال آنرا از هر چیز میکشد واین در کارخانجات
شعربانی و علاقه بندی بسیار است که بملاحظه او استنباط میتوان کرد
۱۳۳
صورت این چرخ چون صورت چرخ رودتابی ایلات است الا آنکه
اندک عریض و بزرگتر است و چنانچه چوبهای بازوی چرخ ممکن نباشد
میتوان بذریعه کشیدن چندلای رودسرهای پره های چرخ را مضبوط
بهم بسته سرانجام کار خویش را دهند. عموماً قرقره های مذکوره یکه در این
چرخ لازم است سوای دو قرقره طاحونه باقی باید از آهن ساخته شود
یعنی ماسورهای قرقره از آهن و باقی از چوب باشد و آن دو قرقره
طاحونه چون بجهت پیچیدن ابریشم بدور اوست اگر از چوب یا نی
بطریقیکه مناسب باشد ساخته شود عیب ندارد. بعد از آنکه چرخ
بدینمنوال آماده گردید بدستور العملیکه ما اولاً ذکر نمودیم عامل میتواند
شروع در ابریشم کشی نماید *
فصل ششم در بیان اجزای متعدده و آلات و ادوات مختلفه چرخهای اروپا
هر چند تفهیم و تفهم چرخهای مختلف که دارای صدها آلات و ادوات
بدون شخص مجرب و کار کرده فنون چند چون نجاری وغیره بنوشتن
و خواندن کتاب کافی نخواهد بود مگر چون دانستن این امور نیز یکدرجه
موجب اطمینان و سر رشته و بصیرت عامل در معرفت آن چرخهاست
۱۳۴
نوشتنش را خالی از منفعت ندیدیم دیگر انکه این کتاب مبارک که
در تمام فنون تربیت کرم پیله و سر رشته ابریشم کشی و غیره جامع است
نیکو دانستیم که از این امر نیز خالی نباشد طریقه ساختن چرخهای اروپا و
امریکیه بواسطه اختلاف و کثرت طرق آنان کلیته مشکل بلکه میسر نیست لہذا
مختصری از ذکر چرخهای مروجه آنها که صورت آلات مفصله ویرا در نقشه
دہم و یاز دہم و صورت متصله ویرا در دوازدہم و سیزدهم و طریقه تکمیل
و اصول ابریشم کشی را در نقشه بست و یکم داده ایم بطریق قل و دل
مینگاریم امید است که اگر عامل صاحب بصیرت و تجربه باشد از روی
این نوشته و ملاحظه تصویرات ہذا پی بمقصود خویش تواند برد - اولاً
لازم است که عامل نقشه های کامل را از روی نقشه آلات و ادوات چرخهای
مذکور استنباط نموده پس آنگاه بجهت تفہیم و تفہیم رجوع بکتاب ہذا
نماید نقشه دہم علامت (ق) طاحونه و دو پایه چرخ و دسته و
دو عمود از دو طرف طاحونه و چوبیکه در بالای دو عمود وصل نمودهاند
و از ہر طرف طاحونه متصل بچوبهای عمود رو بطرف دو دسته چرخ
دو قطعه چوبی بجای بازویست که سرهای اویل بطرف دسته های
۱۳۵
چرخ کرده و متصل بطاحونه در پایهای عمود صورت قرقره است که دارای
چندین منفذ است و اینها مجتمعا وصل بطاحونه وطاحونه روی پایهای چوبی
ایستاده چوب طاحونه باید شش پهلو یا مدور باشد علامت (ک)
صورت کردونه چرخ است و در وسط او چوبست مدور و مجوف که
قطرش سه کره و طولش زاید بریک چاریک میباشد آن چوب
مذکور مجوف از شش پهلویش سوراخ میباشد بطریق پره شش چوبیکه
طول هریک سه چار یک و ده بازتش دو گره باشد بطور نر و ماده وصل
نموده سر آخر هر یک از آن چوبهای مذکور که دارای کیرا یا قرقره هستند
بذریعه چوب یا سیم مدور آنها بیکدیگر بسته می شود از نقشه وی
نیکو استنباط میتوان نمود علامت (ل) تصویر قطعه چوبی است
که دوسروی مربع و یکروی نصب در چرخ می گردد و در یکی
از پهلو های چوب مذکور که از روی طول فاصله اش از نصف
کمتر است نشانه (ت) و (ث) داده شده پهلوی دیگر وی
بعلامت (ا) و روی وی بطریق عمود چوبی است بعلامت (ب)
که سر های وی نصب در (ت) یا (ث) می شود و علامت (م) دو
عمودی است کوچک بزرگ که یک سر عمود بزرگ وی بطریق سه پا
و بازو میباشد آنها وصل تخته است که روی زمین گذارده میشود و در
وسط عمود بزرگ سانه است بجهت قرار گرفتن دسته چرخ و سر بالا
عمود مذکور بذریعه چفت و بست با گیر تخته وصل است از طول چهار گره
و از عرض بقدر عرض عمود - عمود ثانی نصف عمود بزرگ و در سر وی
قرقره است که مقر گاه دسته ثانی چرخ می باشد - و نیز مثل سر عمود
بزرگ تخته بدان مقدار بذریعه گیر اوصل بمقر قرة مذکور است - علامت
(ن) نقشه چرخ مکملی است که از اجزای منفصله (ق) و (ک) و (ل)
آماده گشته - همچنین نقشه یازدهم نشانه (ه) صورت اجزای مکمله
(ی) و (و) وسیاق سبعه مذکوره آن نقشه میباشد -
دیگر از جمله اجزای منفصله چرخهای اره پا و امریکه نقشه چهار دهم علامت
(ژ) میباشد که صورتاً صورت شاهین ترازو و دارای چند پولک
چینی و قرقره های متعدده است نشانه (1) قطعه آهنی است بجهت
دستگیره یا وصل نمودن چرخ نمره (۲) تصویر پیله است در حالتیکه تارا
ابریشمی از وی جدا میشود نمره (۳) پولکی است چینی و مجوّف که تار پیله
١٣٧
از منفذ وی گذشته بقر قرۂ شماره (6) و پولک نمره (4) و (7) میر
این پولک نمره (6) و (7) از چینی و برنج ساخته شده از نمرۂ (7) تارها
ابریشم را گذرانیده بماسورۂ شیشه شماره (5) پیچیده میشود از ملاحظه
نقشه مذکور استنباط جمله این مطالب را میتوان نمود ـ بجهت ازدیاد
بصیرت عامل وتکمیل وی در فن ہذا چند نقشه دیگر نیز داده ایم که بملاحظه
آنها دریافت بسیاری از نکات این فن خواهد شد نقشه هفدهم
علامت (یا) صورت دو کرم کامل است که بجهت امتیاز نر و مادگی
داده شد ـ نقشه ہژدہم علامت (تا) نقشه پیله کامل و تصویر کرم است
در حالت مشی که شکنهای او کلیته از یکدیگر باز و هویداست نقشه
نوزدهم علامت (ثا) تصویر حالت خنجیت کرم که قریب قریب به
بیضاوی است وصورت پروانه این حالت در نر و ماده و تصویر
باز شدن شکنهای حالت خنجیت کرم است و غربال سیمی که در نقشه
سوم بعلامت (ر) داده ایم غالباً بجهت حمل و نقل صورت خنجیت کرم
ضرورت او شد ـ نقشه بستم علامت (جیم) صورت کربیت کرم
وتصویر مشی نر و ماده وی در این حالت و ہیکل کشودن شکنها
۱۳۸
کرم در حالت کرسیت است *
مقاله اوّل
در معرفت آب و ہوائیکه مناسب بجهت تربیت کرم و اقسام مختلفه
تخم است بحسب گرفتن محصول ابریشم *
اگر چه گرفتن محصول ابریشم چه در سرحدات چون اروپا و امریکه و ایران
و سردسیرات چین و چه در کرم سیرات چون ہندوستان و مصر
ممکن است و تربیت کرم ابریشم این زمان در غالب جا ہا بعمل آمده
محصول نیز گرفته میشود مگر انچه از تجربۀ ماہرین این فن گذشته فرقی که
در مین است تخمیکه مناسب سرحدات باشد خاص وتخمیکه باب
کر مسرارت است مخصوص میباشد ۔ قسم اعلای تخم یعنی تخمیکه در سرحدات
چین و ممالک اروپا تربیت می شود سالی یکمرتبه و یک فصل موسم
زاید محصول ابریشم نمیتوان گرفت ولی ابریشم این قسم تخم که سالی یکمرتبه
تربیت شود الطف و قوّتش نسبت بسایر ابریشم ہا بیشتر و پیله ہایش
پر تر است گذشته براین تخم ہذا نسبت بسایر تخمہایکه سالی چند نوبت
۱۳۹
تربیت می شود محصول ابریشمش دو برابر است در غالب ممالکیکه آب و
هوایش معتدل میباشد بواسطه سردی زمستان و خزانیکه در اشجار روی
میدهد محصول ابریشم زاید برسالی یکنوبت بعمل نمی آید. اگرچه اقسام
تخم مروّجه آن ممالک نیز مختلف است یعنی بعضی بزرگ و کوچک و از برخی
زاید و کم ابریشم بعمل می آید ولی از یک حیثیت عموم آن اقسام تخم موافقت است
و آن آن است که در سالی یکمرتبه کرم تخمپاشی کرده تربیت می شود. پیله های
اینقسم تخم خیلی پر و محکم و تارهایش بکمال سهولت و آسانی در وقت
ابریشم کشی جدا می شود. و ریشه های باطله نسبت بسایر اقسام دیگر کمتر دارد
اینقسم تخم لازمه تربیت و نگاهداریش جایگاه سرد چون سرداب تابستان است
بطریقیکه ما مفصلاً ذکرش را در ابواب گذشته نموده ایم میباشد. و
قسمی از تخم است که در هوای گرم معتدل تربیت شده سالی دو مرتبه
تخمپاشی نموده محصول نیز میدهد. و بعضی از اقسام تخم است که در هوای
گرمتر از آن تربیت میشود سالی سه چهار مرتبه محصول ابریشم از او گرفته
می شود. و قسمی از تخم است که خاصتاً در هندوستان تربیت می شود و
سالی چندین نوبت محصول میدهد چنانچه از امتحان عاملین این فن گذشته
۱۴۰
در بعضی از مقامات هندوستان یک قسم تخمی است که در دوازده ماه هشت
مرتبه محصول داده تخم پاشی میکنند مگر ابریشم وی بدرجه است که حکم
گچ و کروک دارد گویا از حیثیت و مقام ابریشمی خارج است در ممالک اروپا
و ایران و سرحدات چین از چندین قسم کرم محصول ابریشم گرفته میشود
ولی بواسطه سردی زمستان و خزان سه چهار ماه تاکنون شنیده نشده
که در یک سنه زاید بر یک فصل بعمل آید. غالباً تخمها ئیکه در سالی چند
نوبت تربیت شده مروج هند گردیده است از قسم کوچک ژاپونی است
و انقسم تخم در سر زمینی تربیت میشود که هوایش گرم باشد. این است
که بجهت تربیت کرم و نگاهداری تخم محتاج بسردی هوا و مقام نمی شوند.
در سالی هر مرتبه که پیشتر تربیت کرم نمایند محصولش از محصول اول پست
و پیله هایش سست و خالی تر خواهد بود. یعنی پس از چهار نوبت که در عرصه
یکسال از تخم محصول ابریشم گیرند در هشت رطل پیله یک رطل ابریشم
بعمل خواهد آمد. مقاله ثانی
در کیفیت و چگونگی تربیت درخت شاهتوت
در سرحدات تربیت کرم می شود خوراکش سوای برگ درخت شاهتوت
۱۴۱
نیست بواسطه مناسبتیکه در طبیعت کرم و برگ درخت شاهتوت است
کرمیکه تربیتش از درخت شاهتوت شود از تمام اقسام کرم بهتر و محصولش
نیکوتر خواهد بود. در هندوستان و سایر مقاماتیکه در سالی چند نوبت
تربیت کرم میکنند. غالبا از برگ درختهای دیگر است چون برگ مهواوره
و غیره شخص هیچ درختی بجهت خوراک کرم مقام درخت شاهتوت را نخواهد گرفت
و تاکنون نیز شنیده نشده که در برگ درختهای دیگر کیفیتی که از برگ
درخت شاهتوت در کرم پیدا می شود پیدا شود. این است که از هر درختیکه
تربیت کرم شود ابریشمش بپایه ابریشم کرمیکه تربیتش از برگ درخت شاهتوت
شده باشد نخواهد رسید. و اما باید دانست که طریقه تربیت درخت
شاهتوت نسبت باختلاف آب و هوا اختلاف کلی پیدا میکند. و درخت
شاهتوت نیز منقسم بچند قسم است قسمی از آن آن است که باصطلاح زارعین
ماده و بیدانه میگویند و درختش بسیار بزرگ بحسب طول و قطر می شود و
تربیت آنقسم درخت خاص بجهت میوه اوست که توت باشد غالباً
بلندیش از بست ذرع شاه تا دو د هفت ذرع می شود و قطرش از روی
دو پنج الی سه ذرع میگردد. و یکدرخت بحسب شاخ و برگ کمتر از ده ذرع
۱۴۲
در دو ذرع را فرا نخواهد گرفت اینقسم درخت را در ممالک ایران بجهت
خوراک کرم نمی آورند و نیز چندان مناسبت با طبیعت کرم هم ندارد چرا که
برگهایش با وجود کوچکی غالباً خشن درشته زده و کرم خورده میباشد.
و ملاست طبیعی که مایه قوت و رشد کرم کردد در او کمتر پیدا می شود.
شته زدگی و کرم خوردگی وی بواسطه لزوجت و چسپندگی محصول توت
است که در برگ روی میدهد و ملاست وی بواسطه خشنی برکها خدار گران
شیره توت باقی نمیماند. و این قسم درخت توت هم منقسم
باقسام مختلفه است. قسم دیگر که توت دانه دار و زمیگویند و میوه او
قابل استعمال در خوراک نیست برگهایش خیلی موضوع و مناسب کرم
پیله میباشد. و بسیار کم ثمر بلکه بحدی است که لاثمرش میتوان گفت
تنه درخت غالباً از یک ذرع و نیم دو ذرع بلندتر نمیشود و هر ساله شاخ
و برگ ویر در موسم مناسب قطع میکنند بلکه چنان تربیت میکنند که از آن
حد بلند نشود. قطرش نیز از روی دور غالباً زاید بر نیم ذرع نمیشود.
و فایده این درخت خاصه بجهت تربیت کرم است و این قسم درخت
هم منقسم باقسام مختلفه است مگ تقریب قریب بجهت خوراک کرم یک حکم رادار
۱۴۳
قسم دیگر از درخت که مروجه هند است و سالی یک نوبت بار آور
میشود و طولش یک ذرع یا چهارده کره و قطرش شش کره یا چهار کره
میباشد عالمین فن هذا در هندوستان این قسم درخت را خیلی موضوع
بجهت خوراک کرم پیله میدانند و اگر ضرورت هم نباشد سالی یکنوبت
شاخهای زاید ویرا قلم نموده تنه درخت را قوت میدهند و حتی الامکان
نمیگذارند از مقدار معینه خود بلند تر شود - و تربیت اینقسم درخت
خیلی آسان و سهل الوصول است - شاخهای قلم شده موسمی ویرا در
فصل و موسمیکه مناسب غرس درخت شاهتوت است در زمین می نشانند
و در هر زمینی انقسم درخت تربیت میشود مگر در زمینیکه بالطبع
مرطوب و گل آلود باشد پس از گرفتن آن قلمها منتقل بزمین دیگر کردد
در زمانه قلیل بحد رشد خود خواهد رسید - و قسم دیگر از درخت
شاهتوت است که قبل از موسم و فصل سرسبز و شاداب میشود -
و این قسم درخت بجهت هند خیلی موضوع است که تربیت کرم پیله را
وقت و موسمی نیست - هر قسم درخت شاهتوت باشد بواسطه مناسبت
با طبیعت کرم پیله تربیت تخم را میتوان نمود - طریقه غرس اصله شاهتوت
آن است که شاخهای جداشده ویرا که تقریباً سه گره چهار گره باشد
بفاصله دو دو ونیم گره از همدیگر در زمین ردیف وار بطریق خیابان نصب
نموده که هر شاخی یک گره خارج از زمین باشد. پس از یکماه الیٰ
چهل روز چون آنشاخها در زمین ریشه دوانید و در صورت
ظاهرش سرسبزی و شادابی روی نمود بذریعه بیل که ریشه وی
حرکت نکند و خاکهای دور او از هم نپاشد آن قلمها را حمل و نقل
بزمین وسیع باید نمود. و فاصله هر یک را یک ذرع ونیم الیٰ دو
ذرع لازم است قرار دهند و نیز لازم است که چنان تعبیه شود که در گاه
آفتاب درختی بدرخت دیگر سایه نیفگند و آفتاب و هوا نیز بعموم
درختهایش یکسان رسد. چون چند ماه بدین منوال گذرد درخت
رشد نموده سرسبز شوند بجهت قوّت دادن تنه درخت تمام شاخها
تازه ویرا باید قلم نمود. شاخهای بیکاره درخت را جز تنه او بالمرّه قطع میکنند
و بهر مقدار بلندی که خواسته باشند درخت را نگاهدارند. قلم نمودن
شاخهای درخت باعث تربت و پهن شدن دامن درخت میگردد.
تمت
۱۴۵
فهرست مندرجه کتاب الیتجاره
مضمون صفحه
دیباچه بنام نامی شهریار کردون وقاراعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ۲
فرمانفرمای کل ممالک محروسه افغانستان صانها الله عن الحدثان -
قصیده در سپاسداری وشکر نعمات اعلیحضرت - ۲۱
مقدمه در فواید ومنافع تربیت کرم پیله واثبات توافق آب و هوای ۲۹
افغانستان -
باب اول در شناختن تخم و اشکال متعارضه کرم پیله - ۳۲
فصل ( ۱ ) در شناختن تخم - ۳۴
فضل ( ب ) در حالات اقسام تخم در زمانه تربیت آن - ۳۵
فصل ( ت ) در طریقه واصول نگاهداری تخم پیله در غیر موسم - ۳۷
فصل ( ث ) در صورت مختلفه کرم پیلیه در مدت تربیت وی - ۴۱
فصل ( ج ) در حالات تخم کرم ژاپونی - ۴۳
فصل ( ح ) در اموریکه از ابتدای بیرون آمدن کرم از تخم تا ۴۵
ساختن پیلیه سر میزند -
۱۴۶
فصل (خ) در حالاتیکه پس از ساختن پیله تا معدوم شدن
کرم روی دهد - | ۴۷
فصل (د) در شناختن رنگ و خوبی و بدی پیله - | ۵۰
فصل (ذ) در شناختن خرابی تخم و مقدار تخم پاشی و تخمینه وزن تخم - | ۵۱
فصل (ر) در بیرون آوردن کرم پیله بذریعه بخاری و غیره - | ۵۳
باب دویم در چگونگی جایگاه و مقام تربیت کرم پیله - | ۵۵
فصل اوّل - در حیثیت مقام - | ۵۵
فصل دوّم - در وسعت مکان و مقدار تخم - | ۵۷
فصل سوّم - در طریقه ساختن مکان بجهت تربیت تخم - | ۵۸
فصل چهارم در طریقه ساختن غربال و مقدار ضرورت آن - | ۶۱
فصل پنجم - در نگاهداری اوطاق پرورش کرم - | ۶۴
فصل ششم - در حیثیت و چگونگی سامان تربیت کرم - | ۶۵
فصل هفتم - در فایدهٔ ضروریهٔ عامل - | ۶۷
فصل هشتم - در اسباب تربیت کرم پیله - | ۶۸
فصل نهم - در شرایط و طریقهٔ خدمتگذاری - | ۶۹
۱۴۷
باب سوم در پرورش و تربیت کرم پیله و گرفتن محصول ۷۳
ابریشم -
فصل (۱) در بیرون آوردن کرم از تخم - ۷۳
فصل (۲) در طریقهٔ خوراک دادن کرم - ۸۰
فصل (۳) در دستورالعمل عامل در ایام مرض و بیماری کرم - ۸۳
فصل (۴) در اموریکه عملش مرقی کرم پیله را ضرور است - ۸۹
فصل (۵) در طریقهٔ تصفیه و نگاهداری مقام کرم پیله - ۹۲
فصل (۶) در حالاتیکه پس از عارضه چهارم تا وقت ساختن ۹۴
پیله بکرم روی دهد و دستورالعمل عامل در این مدت -
فصل (۷) در ساختن پیله و ملاحظات لازمه این ایام - ۹۶
فصل (۸) در خفه نمودن کرم پیله - ۹۸
فصل (۹) در ذخیره نمودن تخم و طریقه تخم پاشی - ۱۰۳
فصل (۱۰) در حیواناتیکه موجب انعدام و اتلاف کرم پیله میگردند ۱۰۵
فصل (۱۱) در وزن پیله و مقدار محصول ابریشم از هر پیله - ۱۰۷
باب چهارم در دستورالعمل ابریشم کشی - ۱۰۹
١٤٨
فصل اوّل - در شرایط و ملاحظات عامل در ابریشم کشی - ١٠٥
فصل دوّم - در طریقهٔ ابریشم کشی - ١١٣
فصل سوّم - در کشیدن ابریشم بذریعهٔ چرخ - ١١٩
فصل چهارم - در کشیدن ابریشم بذریعهٔ چرخ اروپا و امریكیه - ١٢٣
فصل پنجم - در دستورالعمل ساختن كجك و كوك - ١٢٩
فصل ششم - در طریقهٔ ساختن چرخ معمولهٔ ایران كه مروّج ١٣٠
غالب ممالك آسیاست -
فصل هفتم - در بیان اجزای متعدّده و آلات و ادوات مختلفهٔ ١٣٣
چرخهای اروپا -
مقالهٔ اوّل در آب و هوای مناسب تربیت كرم و اقسام مختلفهٔ كرم ١٣٨
مقالهٔ ثانی در چگونگی تربیت درخت شاهتوت - ١٤٠
غلطنامه
۱۴۹
غلطنامه
غلط صحیح صفحه سطر صفحه سطر غلط صحیح
الصحيح الصحيح ۲ ۳ ۱۸ ۱ عالب غالب
شقتة والمنشور شقة المنشور ۲ ۸ ۱۹ ۲ مشتین مشین
بسفينة بسفينة ۳ ۵ ۲۲ ۶ بهشت دو مار بهشت دو مار
اجنبیان اجنبیان ۷ ۱۵ ۲۳ ۱۳ مصر مصر
ما وجود با وجود ۸ ۱ ۲۴ ۲ کردن به معشوق کردن بمعشوق
پیس پیش ۱۰ ۸ ۲۶ ۷ سہ چشم چشیم
مُلک ملت ۱۰ ۱۵ ۲۶ ۱۳ کاغذ در افکار کاغد وز افکاری
میتوانم میتوانیم ۱۱ ۳ ۳۰ ۱۲ لکات نکات
ملک مملکت ۱۱ ۵ ۳۱ ۱ خواهیم نخواهیم
اعتقاد ناچیزی اعتقاد به ناچیزی ۱۱ ۷ ۳۵ ۵ کرم سیرت کرم سیرت
آمائی آبائی ۱۱ ۹ ۳۶ ۱۰ تہبیت تربیت
مالابال مالامال ۱۴ ۹ ۳۶ ۱۵ چینپاوی چیناوی
نامتناهی نامتناهی ۱۵ ۲ ۳۷ ۵ بست بست
بطلیوس بطلیموس ۱۷ ۱ ۳۹ ۱۲ پوسے پوست
۱۵۰
غلط صحیح سطر صفحه غلط صحیح
منع سنع ۴۰ ۶ ۱۵ ۵۶ در دیوار در و دیوار
زور روز ۴۴ ۴ ۱۵ ۵۷ سقفش سقفش
پت بت ۴۴ ۱۰ ۹۵ ۹ بجهت بجهت
انگر یزمی انکر یزی ۴۴ ۱۲ ۱۰ ۶۱ پلیز پلیز
این ست این است ۴۵ ۲ ۶۳ ۲ مینهد مینهد
بیت بت ۴۸ ۶ ۶۷ ۵ داسته باشد داشته باشد
بیت بت ۴۸ ۱۰ ۶۸ ۳ سبک سبک
پست بت ۵۰ ۷ ۶۸ ۱۵ باشد باشند
لغضی بعضی ۹۵ ۱ ۷۱ ۵ وسیعتر و وسیعتر
تربیت تربیت ۵۲ ۹ ۷۲ ۵ بماند میماند
دولث دولیت ۵۲ ۴ ۷۲ ۶ مستعد مستعد
بکذر بکذرد ۵۲ ۱۳ ۷۲ ۸ بطریق بطریق
پابند یابند ۵۶ ۲ ۷۲ ۱۱ آنهانرا آنانرا
دوشمن و دشمن ۵۶ ۱۲ ۷۲ ۱۴ آن ست آن است
۱۵۱
غلط صحیح صفحه سطر غلط صحیح
کند کنند ۷۶ ۱۰ ۱۶ ۱۰ موجب ترغیب و
شناسند شناسند ۷۸ ۲ ۱۷ ۱۰ وملت را وملت خویش را
مده آمده ۷۸ ۱۵ ۲۸ ۲ خرم حزم
رگاه هرگاه ۸۲ ۶ ۲۸ ۱۲ مینان بدینسان
جیون چون ۹۱ ۹ ۳۰ ۵ مالک باشندگان
بمقدار بمقداری ۹۲ ۱۵ ۳۱ ۱۵ ذرع دوزرع
پال پالا ۱۰۰ ۵ ۳۲ ۵ مایه پایه
کر که ۱۰۳ ۶ ۳۷ ۱۳ تخمها کرمها
آفتش آفتش ۱۰۵ ۶ ۳۸ ۱۰ چسیده چیده
میام قیام ۱۱۱ ۴ ۴۴ ۲ ۳ (ث)
ملت ملتی ۱۲۵ ۸ ۴۵ ۸ شکم شکمش
از از از ۹ ۵ ۵۲ ۸ اقسام هر یک از اقسام
که که که ۱۱ ۴ ۵۲ ۸ است اند
و تا ۱۵ ۱۳ ۵۷ ۴ تخم کرم
۱۵۲
غلط صحیح سطر صفحه سطر صفحه غلط صحیح
بسهولت بسهولت انجام گاه ۸ ۱۱۵ ۹ ۵۸ بعمل را بعمل است
اندازه با ندازه ۸ ۱۱۵ ۱ ۶۱ قرقره ست قرقره را
بدین این ۵ ۱۱۶ ۳ ۶۹ پیلهٔ پیله
شاید وقتی ۷ ۱۲۱ ۱۳ ۶۹ اجزا بمثابه اجزائیکه بمثابه
نقصانی نقصان ۱۲ ۱۲۳ ۳ ۷۰ ایران ایران است
نکردد کردد ۵ ۱۲۶ ۳ ۷۰ درهت درست
تا و ۲ ۱۲۶ ۱۳ ۷۱ نباید نیاید
چنانچه چنانچه چنانچه ۵ ۱۳۱ ۱ ۸۸ چندی صاف صاف چندی
از ده ده ۱۱ ۱۳۱ ۱۲ ۹۴ سته شه
قطعه قطعه ۸ ۱۳۲ ۱۵ ۹۸ و کفکیر یا کفکیر
پیله پیله را ۹ ۱۳۴ ۱۴ ۱۰۹ ہذا کتاب هذا
شده
نرم شده زاید از اعتدال نرم ۷ ۱۳۷ ۱۳ ۱۱۱ است از قسم اعلی است
بچّه نمودن و بچّه نمودن ۱۳ ۱۲۷ ۱ ۱۱۳ صورت همین صورت
و طریق طریق ۱۱ ۱۳۸ ۲ ۱۱۴ قسم از قسم
نقشهٔ اول
(ا)
(ب)
(ث)
(ت)
نقشه دهم
(ق)
(م)
(ک)
(ن)
ب
(ل)
نقشه یازدهم
(ب)
(۱) (۳) (۲) (و)
(۶) (۵) (۷) (ی)
(۴) (۳) (۲) (۱)
(هـ)
نقشه چهاردهم
(۷)
(۵)
(۴)
(۶)
(۳)
(۲)
(۱)
(ث)