# Risālah-i mawʻiẓah ‏رساله موعظه‏ # adl0001 # Kābul, Dār al-Salṭanah, 1310 [1892 or 1893] ‏کابل :‏‏مطبع دار السلطنة،‏, . ‏١٣١٠. Abstract: Treatise recounting the accomplishments of ʻAbd al-Raḥmān Khān, Amir of Afghanistan. # Transcribed by gemini-3.1-pro-preview, 2026-08-09. # Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. # Text: CC0. Images: New York University Libraries, public domain. --- page 1 --- بسم الله الرحمن الرحيم رساله عقاید مطبع دار السلطنه کابل --- page 2 --- ادع الى سبيل بالحكمة والموعظة الحسنة حسب الفرمان بندگان اشرف همایون والا امیر عبدالرحمن خان رساله موعظه باهتمام کل محمد محمدزائی مهتم چاپه خانه مبارکه در مطبع دارالسلطنه کابل بچاپ رسید ۱۳۱۱ --- page 3 --- بسم الله الرحمن الرحیم بعد از حمد و سپاس خداوند ذو الجلال و درود و سلام رسول با کمال جمله مسلمانان و اهل ایمان را خصوصا باشندگان ملک افغانستان را اعلام آنکه چون مقصود از تالیف نمودن این کتاب دانستن قواعد مسلمانی و دینداری و حقوق شناسی و حق گذاریست و حال آنکه قدر دانی و شکر گذاری وجود پادشاه اسلام که سبب امنیت و نگاهبانی ناموس دین --- page 4 --- ۳ دین و دولت اهل اسلام میباشد بقرار امر خدا و رسول تمام خلق واجب لازم است و فرمان برداری پادشاه اسلام و رغبت دل و اخلاص باطنی با ایشان رکن اعظم دین است چنانچه تفصیل آن درین کتاب خواهد آمد بنابر آن از جمله خیر خواهی و غمخواری رعیت پروری و دینداریهائی که جناب فیض مآب امیدگاه خیرخواه خلق الله مددکار و یاور دین نبی حجازی امیر روشن ضمیر امیر عبدالرحمن خان غازی انار الله برهانه درین مدت سیزده سال در بارۀ جمیع اقوام و اهالی افغانستان مرحمت فرموده اند بیست و چهار فقره در اینجا تحریر می آید که مردمان مسلمان بشنیدن این فقره ها شکر و سپاس خداوند را ادا نموده زیاده تر از آنچه بودند قدر دان حق شناس --- page 5 --- ۴ امیر عبدالرحمن خان پادشاه خود باشند تا بقرار وعده حق تعالی که فرموده لَئِن شَكَرْتُم لَا زِيدَنَّكُمْ یعنی اگر شما شکر گذاری نعمتهای مرا هر آئینه زیاده میکنم آن نعمتها را بر شما بواسطه این شکر مستحق مزید لطف رحمت پروردگار گردند و نیز تا بقرار وعید وَلَئِن كَفَرْتُمْ اِنَّ عَذَابِى لَشَدِيدٌ یعنی و اگر کفران نعمت مرا کنید بدرستی که عذاب من هر آئینه سخت است بترسند از زوال این نعمت خدا داد که بر باد شدن مال جان و ناموس است اگر چه نوشتن جمله اوصاف اخلاق و سر رشته بندی و آبا کاری و مرحمت شعاری های امیر عبدالرحمن خان در چندین کتاب گنجایش ندارد اما بجهت آگاه کردن کسانی که خیر خواه و بدخواه خود را از بیخبری نمیشناسند این بیست چهار فقره را --- page 6 --- تحریر نمودن لازم آمد فقره اول بتمام عالم ظاهرست که در سنه ۱۲۹۷ یکهزار و دو صد و نود و هفت بواسطه مردم شیاطین و منافقان فتنه انگیز خود افغانستان مردم مسلمان اینولایت از دست یلغار و غارت لشکر انگریز در نهایت سراسیمگی و پریشانی بسر میبردند بر سر افغانیان آمد در ان ایام نحس با سخت رنجی لمحیوب در دی پریشان عالمی با همان بود که جناب امیر عبد الرحمن خان در سر زمین تاشکند چون از پریشان حالی قوم خود خبر دار شدند بنا بر حمیت مسلمانی و غیرت قوم داری اہل و عیال و اطفال را بامید حافظ حقیقی گذاشته بهزاران مشقت خود را بز مین افغانسنا رسانیدند و خود را بمحنت و مصیبت قوم خود شریک کر دیده تا ببرکت صدق نیت و خلوص دیانت خود مظفر و منصور گردیدند --- page 7 --- ٦ عالمی را از زحمت جنگ و جدال و قتال رهانیدند با بار غمی که خاطر ساخته کرده بود عیسی دمی خدا بفرستاد و برگرفت فقره دویم چون خاطر خطیر مبارک از مهم کفار فراغت یافت از ابتدا سنه مذکوره تا زمان تالیف این کتاب که سنه یکهزار و سه صد و هجری میباشد درین مدت سیزده سال در خراب کردن بنیان ظلم و بدعت و آباد کردن بنای عدل و سنت و ترتیب نمودن اسباب غزا و جهاد و رواج دادن قواعد دین و اعتقاد و پیدا کردن هزاران گونه پیشه وری و ساختن کارخانه جات و نگاه داری رخنه های ملک اسلام و جله سرحدات و تربیت و نوازش کردن خدمتگاران دین و خیرخواهان مسلمین سیاست و گوشمال دادن شریران و مفسدان بیدین بفکر متین خداداد دقیقه از وقا ملکداری --- page 8 --- ملک داری جہانبانی نامرعی ومعطل نگذاشته اند تا دولت شکسته و ریخته شده اہل اسلام از نو ترکیب جود یافت فقره سوم اینکه تاوان سر که از مان احمد شاه سدوزائی از رعایای غلزی گرفته میشد جناب ظل الهی در ابتدای جلوس فرمودند که جزیه از هندوان گرفته میشود نه از مسلمان علی الفور این عمل غیر مشروع را معاف و مرفوع القلم نمودند فقره چهارم این واج در ملک افغانستا مقرر بود که هر زیر دستی بر زیر دستان خود اختیار هر گونه جبر و تعدی را دشت پادشاهان باز خوست نمیکردند الحال از باز خوا و غور رسی جناب شہریاری الحمدلله هیچ قوی را قدرت جور دست درازی برضعیف نیست تا اینکه سالار و سردار با با رعایا و مزدور کار در حق گذاری برابرند فقره پنجم اینکه رواج --- page 9 --- ۸ دزدی و راهزنی باندازه بود که هیچ مالداری از دست اندا راهزنان و دزدانی که نوکر و شریک خانان و ملکان میبودند در خا خود یا در راه تا مال جان خود را بسلامت برده نمیتوانست اکنون از لطف خداوندی نام و نشان دزد و راهزن اکسی نمیشنود و نمی یابد فقره ششم خون ناحق و بی بازخواستی آنقدر معمول بود که قصاص اصلا رواج نداشت و دیت یک نفس مسلمان بر دیت یک سگ شکاری پنجاه روپیه یا شصت روپیه مقرر بود آنهم گرفته میشد یا نمیشد و حالا در باب قصاص و دیت هیچ مستحقی یکسر مو خاطر بینی و تفاوت از معمولی شرعی نمیشود بنابران الحمدلله اکمال این امنیت و آرامی بدرجه رسیده که هیچ خانزاده و کلانرا مجال خون ناحق کردن نیست بلکه دشمنی های صد ساله باصلا آمده --- page 10 --- آمده فقره هفتم بی بازخواستی در باب زنا و لواطه و دزدی و قمار آنقدر بود که همه ساله محصول کوتوالی که از جرمیه اینها گرفته میشد بگا بود چون سال بسال اجاره کوتوالی زیاده تر میشد نا چار متأجران رواج فسق و فجور را زیاده تر میکردند تا در آخر سال نقصان ین مند نشوند چنانچه دفترهای همان ایام موجود افتاده امسال الحمد لله از زنا و لواطه و دزدی و قمار هیچ اثری و نشانی ظاهر نیست ونه از کوتوالی عایدی میآید بلکه تنخواه نفر ملازمان کو توالی و غیره اخراجات آن همه سرکاری داده میشود فقره هشتم شراب آنقدر رواج داشت که اکثر مردم بسان جهود در خانهای خود شراب می انداختند در بازار علانیه خرید و فروش میشد اکنون دنان جهود همه فرار و اخراج و راه شرابخواری آنقدر بسته شد که انزال --- page 11 --- دوا کسی را میسر نمیشود فقره نهم امورات قضا و افتا و احتساب چنان بی سررشته بود که هر دستار سفید سر خود قاضی و هر نویسنده ومفتی بود در هر کوی و محله و هر قشلاق و قریه بازار اخذ و جرگرم و نواله های رشوه چرب و نرم بود جناب اشرف الامیر عبدرحمن خان در تمامی قلمرو محروسه ضلعه بضلعه و علاقه بعلاقه از روی رقابت هائی علما را بعد از امتحان گرفتن علم و عهد و پیمان التزام گرفتن و دیانت کاری و حق گذاری برای فیصله امور شرعیه قاضیان و مفتیان مقرر فرموده اند و برای جمله آنها چنان تنخواه زیاده از حو صله و مصارف شان مقرر فرموده که احدی از آنها بر شوه و پاره محتاج نشود و نیز اشتهار و اعلام فرمودند که بدون همین قاضیان و مفتیان در فیصله امور شرعیه کسی دیگر را دخل و غرض نباشد فقره دهم مرامت کاری --- page 12 --- کاری و غیره اخراجات مسجدها درین ولایت در هیچ عصری مقرر سر کاری نداشت و این زمان مسجدهای شهر همگی فرش و روغن چراغ و دلو و ریسمان و آفتابه و تنخواه مؤذن و امام را از دفتر سر کاری می برند فقره یازدهم برای غوررسی مردم رعایا صندوق عدالت مقرر فرموده اند بدین قاعده که از پای تخت در هر سمت و علاقه دو نفر پهره دار سرکاری همراه صندوق میرود و در رهگذر عام صندوق را میگذارد تا هر مظلومی داد خواهی که از سبب دوری راه یا خوف حاکم خود در دارالسلطنه آمده نتواند عریضه خود را در آن صندوق بیندازد تا از نظر مبارک سرکار والا گذارش یافته غور او شود همچنین هر سال دو دفعه صندوقهای عدالت در پای تخت می آید و عوض آن دگر صندو --- page 13 --- ۱۲ و پهره دار میرود فقره دوازدهم علماء مدرس و علماء ممتحن در صدد مجلس دربار مقرر فرموده اند برای آنکه اگر مسئله یا حکمی بدر بار پیش شود فوراً جواب بگویند یا از قاضیان و مفتیان اگر در حکمی خطائی واقع شود تمیز می اصلاح نمایند و سینه از روی امتحان جاهلان عالم نما را از علماء حقانی برای امر قضا و افتا و امامت تفریق نمایند تا هر کسی بقدر استحقاق و لیاقت خود مرتبه یابد فقره سیزدهم در باب گرفتن ذکواة که سابق ازین حیف و میل بسیار میشد چنان سررشته فرمودند که از جمله باغ و زمین آسیاب املاک منفعت دار بعد از سنجش نو از عشر و خمس و خراج تا چهل یکیه از چار پایان از نقد و جنس سوداگران بقرار معمول شرع شریف گرفته شود و تفاوت و اضافه طلبی خاطر مینی را بر طرف دارند فقره چهاردهم اینکه خود بنابر --- page 14 --- ۱۳ جناب قبله عالم در مال بیت المال آنقدر حفظ امانت و رعایت میفرمایند که اگر دگر حاکمان و عاملان و یک و صدیک آن ملاحظه نمایند نه مردم رعایا بر باد و نه خود آنها بی آب و بد نام میشوند چنانچه وجه نقد و مال تجارت و ملک مزروعی که از وجه خاص عین المال خدا داد خود دارند اصلاً با وجوه بیت المال که از عاید ملک افغانستان می آید نمی آمیزند و جمع و خرج علیحده دارد بلکه مالیات ملک و محصول تجارت و زکوة وجه نقد حلال خود را چنان برضا و رغبت دلی صاف ادامی نمایند که اگر مردم رعیت همچنان نیت ادا کنند البته که بقرارقاعده دین و وعده رب العالمین که در قرآن مجید نموده صاحب برکتهای بسیار میشوند و اگر نیتیها طاقت های خود را در راه حق و امر خدا صرف کنند و ساعی شوند خداوند برکت برای کل مسلمانان --- page 15 --- ۱۴ زیاده میکند اما هزار افسوس که یقینا بر هم شده افترا یا نرد هم آنکه همیشه در سعی آبادی برومندی اهل اسلام سعی بلیغ بکار می برند و همواره درین تدبیر میباشند که بچه حیله و وسیله مردم رعایا آباد و خزانۀ اهل اسلام پر از دولت شود تا در روز بدشان بکار بیاید چنانچه در زمین های جند به افغانستان بدینطریق سعی آبادانی دارند که مردم بی ملک وزراعت را از بیت المال تقاوی و خرچی داده در هر جا که آب و زمین بیکار باشد میفرستند که رفته صاحب ملک وجای شوند و در هر کوهی که نشان کان آهن یا سرب یا مس و طلا و نقره هرچه پیدا شود کار می اندازند و در هرگونه تجارت که منفعتی باشد از وجه بیت المال آن تجارت را مجری میدهند ازین حمله بجهت آبادی اهل اسلام و پر کردن خزانۀ مسلمانان است واکر نه --- page 16 --- ۱۵ و گرنه ظاهر است که در چنین ارتقا کسی که حق تعالی بفضل خود غنی کرده باشد بعد از حصول غنا برای نفس خود اینقدر دردسر علاوه گی را چگونه میکشد فقره شانزدهم در باب مسلمان کردن مردم کافرستان آنقدر سعی حکیمانه بکار برده اند که بی واسطه جنگ و قتال اکثر اهالی کافرستان را بمحض دعوت نصیحت بشرف دولت اسلام رسانیدند که عدد نو مسلمان آنها از صد هزار نفر زیاده تر شده و نیز برای جمله آنها آیت های قرآنی و قاعده های مسلمانی در هزاران رساله چاپ کرده فرستاده اند تا ایمان اسلام بدرجه کمال بدلهای شان قرار گیرد و هنوز در سعی مسلمان کردن بقایای شان میباشند فقره هفدهم اینکه از کمال شفقت که بر مردم فقرا و رعایا دارند در هر علاقه که حاکم و عامل مقرر میشود --- page 17 --- ١٦ اولا از انها عهد و پیمان التزام برحق گذاری و عدالت گستری میگیرند ثانیا با وجود آن بعد از معزول کردن حاکمان عاملان در هر علاقه ممیزان برای تحقیق نمودن گذاری واطوار آنها به فرستند و اعلام میفرمایند که بر هر رعیتی که اندکی جور و ستم رسیده باشد در پای تخت حاضر شده بموجب ثبوت شرعی عرض حال خود را بکند تا غور و دادرسی او شود فقره هژدهم اینکه برای گرفتن مالیات مثل زکوة و خرچ گیری تحصیل داری و سائر معاملات که از دفتر شکمی با مردم رعیت میشد با اولا در هر باب سررشته دستور العمل بدفترها و حاکمان و عاملان بدستخط مبارک خود دادند چون در ثانی معلوم کردند که مردما حکام و عمال بباب چرید و خرو اضافه طلبی نمودن برای نفس خودیا اگر کشته --- page 18 --- ۱۷ آن سر رشته و دستخطهای مسجلر و الا را از مردم رعیت پنهان کرده اند در چاره خیانت آنها چنین امر نمودند که آنچه دستخط و فرمان با و دستور العمل ها یی که درین سیزده سال از جاب بندگان اشرف الا بدفتر ها آمده همه را جمع نموده یک کتاب ساخته و بزار ان جلد چاپ کرده در هر علاقه و هر قریه برای جمله مردم رعایا فرستاده شود که احکام سرکاری برعیت معلوم باشد تا بعد ازین پیچکسی از قاعده همان کتاب اضافه طلبی کرده نتواند فقره نزدهم اینکه این سخن ظاهر است که عالمی دنبال استرام و آرامی نفس خود جان میکند و نمی یا بد چنانکه پادشاهان سابق جمله کارهار ابمردم می سپردند از آرام طلبی و یدماغی نفس خود زحمت کارهای ملکی را نمیکشیدند و از سبب مخالفت طبیعت با هی ارکان --- page 19 --- بزودی اختلال و خرابی در ملک پیدا میشد دلیلش این است که دستخط هیچ پادشاه در ینولایت موجود نیست بلکه اگر کسی بقد ریکسطر دستخط پادشاهان پیشین را بعوض مبلغ هزار روپیه خریدار شود در ین ملک افغانستان نمی یابد و جناب قبله عالم را که امیر عبدالرحمن خان است با وجودی که از فضل الهی اسباب عیش و استراحت همه مهیا اما از بسی رضا جوئی خالق تعالی و خیر خواهی مخلوق و ننگ و غیرت دینداری درینقدر مدت یعنی عیش طلبی را برطرف داشته در حل و عقد مهام ملکی و دولتی بنفس نفیس خود قیام میفرمایند تا اینکه بغیر از ساعت خواب که عالم بی اختیاریست در عالم اختیار و بیداری بغیر از نوشتن یا خواندن یا گفتن یا شنیدن رباب سررشته بندی انتظام کارهای ملک و غور رسی و خیرخواهی اهل سلام دگر شغلی و حیثیتی ندارند --- page 20 --- ۱۹ ندارند چنانکه اگر جمله دستخط هائی را که در جواب عریضه جات و در کتاب‌های قانون و دستورالعمل‌ها و در فرمان‌های ملکی وغیره مراسله جات وامورات تحریر رسانیده اند جمع نموده شود انقدر است که اگر کاتب‌های چابک نویس سیزده سال شب و روز بنویسند تقصیر تحریر نمیتوانند خواندن و گفتن و شنیدن را قیاس بنوشتن باید کرد چون در نا آرامی زحمتی که برخود گرفته اند آرامی و رفاهیت خلق را قدردانی و شکرگذاری آن بر مسلمانان چگونه واجب و لازم نباشد فقره بیستم سابق ازین نوکری سپاهی و طناز بالای الوستا بود بار کسی که نوکر شده بود اختیار برآمدن نداشت و در سفر‌ها سال پانزده سال میمانند بطرف خانه خود کسی را مجال رخصت شدن نبود ازین سبب عیال‌های مردم سپاهی از بی شوهری بدنام --- page 21 --- ۲۰ و خود انها بد ناموس میشدند جناب ظل الهی امیر عبد الرحمن خان بسبب حفظ ناموس سپاه و برای انکه جمله اهل اسلام بوضع نوکری و جنگ کردن بقانون نظام بلد شوند و نوکری سفر کردن بکسی حرج نشود چنین سررشته فرمودند که نوکری خوش رضا باشد و برای رخصتی هر کسی که بخانه خود میرود یک خویش یا اشنا یا همسایه خود را طلبیده اسلحه سنگری تنخواه و خدمت مقرری خود را با و بسپارد و خود برود تا زمانی که بیاید این شخص در سر حدهای ملک اسلام قایم مقام او میباشد ازین تدبیر صواب خیلی فراخی معیشت رفاهی نیکی و ناموس داری و استعمال قاعده دانی بقانون نظام برا اهل اسلام الحمد لله میسر امده قطره بیست و یکم اینکه سابق ازین راه ها کوه بند افغانستان انقدر سخت بود که حرکت کردن لشکر و تجار این --- page 22 --- غربت پیشه و سایر راهروان اهل سلام از یکطرف بدیگر طرف بسیار زحمت و حرج میفرمشید و در عرض راه روزهای بسیار میگذشت که تا بجای مدعا رسیدن مطلب از دست میرفت درین چند سال جناب امیر صاحب انقدر سعی و مگنی و فرزادی بکار برده اند الحمدلله جمله راهها از یک شهر بدیگر شهر مثل خیابان گردیده هروقتی که خطر مهم و دشمنان بیرونی بیاید از دگر اطراف ملک افغانستان مردم مسلمان بکمک یکدگر بزودی آسانی رسیده میتوانند مقصد بیست و دوم از توپ تفنگ و شمشیر نیزه و جابا خانه و گدام و باگیر و خیمه غیره اسباب کار آمد غزاه جهاد نسبت باوضاع انیولایت و مدت گذشت انقدر سر رشته نموده اند که از طاقت و حوصله بشر بیرونست اکنون مردانگی و مسلمانی و سخن شنوی اهل سلام در کار است که ضمیمه --- page 23 --- اسباب ابادند بند فقره بیست و سیوم و این از همه فقرات فایده مندتر است که درین مدت سیزده سال با دو دولت کفار که در شمالی و جنوبی ملک افغانستان همسایه و پولوان شریک اهل اسلام میباشند چنان بوضع رست گوئی و مردانگی و خیراندی قوم مسلمان خود گذرانیده اند که از جواب و سوال کار و ا که با انها نموده اند در هیچ زمانه بغیر از نفع برای مردم مسلمان نقصانی عاید نخواهد شد چراکه یک سخن دروغ یا وعدۀ خلاف علنگر و روز چلانی با کفار یا قبولداندن تکلیفی بر اهل اند یا ر الحمدلله نفرموده اند بلکه اینهمه سعی و زحمتی که دارند برای انیست که ملک افغان برای اهل اسلام تا الا باد باقی بماند و در هیچ زمانه مغلوب طنت بیگانه نگردند اللهم امین فقره بیست و چهارم اینکه در مدت سلطنت بخار --- page 24 --- ۲۳ جناب قبله عالم امیر عبدالرحمن خان حسب الامر شان بامی و انچران مسایل دین از روی کتاب های معتبره علم فقه و عقاید باهتمام علما کتاب های بسیار آسان و قریب الفهم و مسایل متفق علیه مثل کتاب اساس القضاة و احتساب الدین و رد روافض و شرح سیف الباتر و رد البغاة و غیره کتابها و رساله ها تالیف شده همچنین این رساله برای تنبیه نمودن بیخبران بی علمان بزبان عام فهم آسان تقطیع چهارده بیان ترتیب یافته بیان اول در فرضیت طلب نمودن علم دین و خالص کردن نیت و اعتقاد بیان دویم در شناختن اصل قواعد ایمان و اسلام بیان سیوم در فرضیت و فضیلت زکوة بیان چهارم در فرضیت کسب کردن بای طلب رزق حلال بیان پنجم درین که فاضلترین کسب ها غزا کردنست چرا که غزا با --- page 25 --- ۲۴ رسول الله صلی الله علیه وسلم است بیان ششم در ثواب و فضیلت نگاهداشتن رخنه ها و سرحد های ملک اسلام بیان هفتم در فرضیت فرمان برداری پادشاه اسلام برضا و رغبت دل و اخلاص و صداقت نمودن با پادشاه بیان هشتم درین که خیرخواهی نمودن مر خدایتعالی و کتاب و رسول او را و خیرخواهی نمودن مر پادشاهان مسلمان و عامه مومنان را بر هر مسلمان فرض عین است بیان نهم در فرضیت وفا نمودن بر عهد و مذمت عهد شکنان و غدر کنندگان بیان دهم در فرضیت ادا نمودن امانتها و مذمت غدر و خیانت نمودن در آن بیان یازدهم درین که بدترین خیانتها خیانت کردنست در بیت المال زیرا که سبب بی بضاعتی اهل اسلام و ضعف دین میشود بیان دوازدهم درین که دوستی و مراودۀ نمودن --- page 26 --- ٢٥ نمودن باکفار یا با دوستان کفار و گوش هوا بودن از برای فتنه و خرابی اهل اسلام کفر صریح است نعوذ باالله منها بیان سیزدهم در فرضیت امر معروف و نهی منکر بیان چهار دهم تفصیل جزئیات خیرخواهی نمودن اهل اسلام بایکدیگر وباالله التوفیق بیان اول در فرضیت طلب نمودن علم دین بخالص کردن نیت و اعتقاد پوشیده نماند که چون تمامی ارکان و احکام اسلام از توحید باریتعالی و سایر عقیده های دین تا عبادت های بدنی و مالی که جمله پنج بنای مسلمانی گفته میشود بصحت و ثواب آن موقوف است بصدق و اخلاص ذاتی بر دین محمدی صلی الله علیه وسلم و شناختن و تمیز کردن جمله عمل های روا و ناروا که در دین اسلام است معطل است بحاصل کردن علم و ادب بنا بر آن بر ذمه خاص و عام اهل اسلام --- page 27 --- ٢٦ فرض و جب است که اولاً همه گفتارها و کردارها و عقیدهای باطنی و عبادت های ظاهری خودتارابحکم آیه کریمه فَادْعُوا اللّٰهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ بصدق نیت و خلوص دیانت آراسته و پیراسته نمائید وثانیاً دانستن جمله حکم ہائی که در کتاب های دین بقرار فرموده خداوند ثابت شده سعی بلیغ نمایند تا از دایرهٔ جهل برائید که خدایتعالی فرموده قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ یعنی بگو آیا برابرند کسانیکه میدانند و کسانیکه نمیدانند بلکه نیستند برابر و در باب اخلاص دل و صدق نیت حق تعالی دگر آیت نیز فرمود که وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللّٰهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ يعنی امر کرده نشده اند بندگان مگر آنکه پرستش کنند خداوند معبود را در حالیکه پاک کنندگان باشند برای او تعالی دین و ملت خود را و در کتاب صحیح بجا است --- page 28 --- ۲۷ بر روایت عمر رضی الله عنه حدیث است از رسول الله صلی الله علیه و سلم که اِنَّمَا الْاَعْمَالُ بِالنِّيَّاتِ یعنی ثواب عملها وابسته به نیتهاست پس از مضمون آیات و احادیث بصحت پیوست که نیت معتبر است در راه دین و بعد از درست کردن نیت و اخلاص و ادای کلمه شهادت که تمیز مومن و کافر و منافق بدان میشود اول چیزیکه بر مسلمانان فرض عین گردیده طلب علم دین و دانستن احکام شرع مبین است زیرا که هر عملی اکه باریتعالی فرض کرده علم آن نیز فرض است که تا عالم نباشد عمل کردن و تمیز کردن امر و نهی را کسی چه میداند و ازین جهت فرمود رسول الله صلی الله علیه وسلم که طَلَبُ العِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَی كُلِّ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَةٍ یعنی طلب کردن علم فرض است بر هر مرد مسلمان و زن مسلمان چنانچه باید بداند مسلمان از اول و بالذات --- page 29 --- ۲۸ تا آخر بدانند که امر و نهی بحجه آن ست که نهی را خدا بجهته خیر بندگان منع کرده و امر چیزیست که بجهت خیر بندگان امر کرده پس اصل فرض دانستن همین امر و نهی است و خدارا یگانه و فرد دانستن است بر مرد وزن مسلمان این را که دانست عالم شد بر دین محمدی صلی الله علیه وسلم چونکه نادانی و بی علمی در نزد پروردگار عالم سبب عذرخواهی گناه نمیشود و بر ذمه هر مسلمان در هر جا که باشد حاصل کردن علم دین فرض عین است بلکه بحکم این حدیث شریف که کُلُّکُم رَاعٍ وَکُلُّکُم مَسْئُولُ عَنْ رَعِيَّتَه یعنی همگی شما شبان هستید همگی شما پرسیده میشوید از رعیت خود بر هر مسلمان فرض است که اول همه اندام های خود را که دست و پای و چشم و گوش و زبان خیال است این جمله رعیت دل است بعمل نیک امر کند و دویم اهل و عیال و کنیز و غلام خود را که انهم رعیت اوست --- page 30 --- - ۲۹ - اوست علم دین بماند و بعلم نیک امر نماید تا حکم ظاهر و باطن حدیث مذکور را فرمان برده باشد بیان دویم در شناختن اصل قواعد ایمان اسلام و صل قواعد کلیه ایمان و اسلام که بروایت عمر رضی الله عنه از رسول الله صلی الله علیه وسلم در حدیث سائل و مسئول نقل شده این است که الْإِيمَانُ أَنْ تُؤْمِنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَتُؤْمِنَ بِالْقَدَرِ خَيْرِهِ وَشَرِّهِ یعنی ایمان عبارت ازین است که اقرار کنی باور داری برینکه خدا تعالی یگانه و لاشریک است و ملائکه و کتاب و رسولان او بر حق است و روز قیامت تحقیق آمدنیست و یقین بدانی که خیر و شر باند ازه اراده حق تعالی است وَالْإِسْلَامُ أَنْ تَشْهَدَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ وَتُقِيمَ الصَّلَاةَ --- page 31 --- ۳۰ وَتُؤْتِيَ الزَّكوَةَ وَتَصُوْمَ رَمَضَانَ وَتَحُجَّ اَلْبَيْتَ اِنِ اسْتَطَعْتَ اِلَيْهِ سَبِيْلاً يعني اسلام عبارت ازین است که گواهی دهی برینکه نیست هیچ معبودی بجز ذات پاک حق تعالی و محمد صلی الله علیه وسلم فرستادهٔ خداست بر پای داری نماز پنجگانه را و بدهی زکوه را و روزه داری ماه رمضان او بگذاری در خانه کعبه مناسک حج را اگر توانائی باشد ترا رفتن بسوی خانه کعبه مثلا تندرست باشی و نفقه عیال و خرچ راه خود را و رخصت والدین داشته باشی و راه امن شد اصل ایمان و اسلام همین است که بعبارت حدیث شریف بیان نموده شد بیان سوم در فرضیت و فضیلت زکوه اگرچه الحمد لله که این ملک افغانستان دار اسلام است و بسبب کثرت دینداری و اکثر مسلمانان اینولا از احکام ضروریات دین باخبر میباشند اما چون --- page 32 --- ۲۱ اما عبادت مالی بر بعضی طبیعتها آسان و بر بعضی گران می افتد بنابر آن بعضی آیتها و حدیثها و مثلهای کتاب که در فرضیت زکوة وارد شده در اینجا بیان کرده میشود اما آیات قرآنی معنی زکوة به سه لفظ در قرآن مجید آمده جائی بلفظ زکوة جائی بلفظ صدقه و جائی بلفظ انفاق که از انجمله سی و چهار آیت در اینجا تحریر می آید چنانچه در ابتدا سورۀ بقره حق سبحانه و تعالی فرموده است که هُدًى لِلْمُتَّقِينَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ ۙ یعنی قرآن راه نماست مر آن پرهیزگارانرا که ایمان می آرند بغیب و برپای میدارند نماز را و از آنچه بدیشان عطا کرده ایم نفقه فریضه را میگذارند که ادای زکوة و نفقه عیال و ارباب استحقاق است و نیز در سورۀ بقره در ربع اول جزو الف و لام می فرماید که وَأَقِيمُوا --- page 33 --- ٣٢ الصَّلوةَ وَاتُوا الزَّكوةَ وَارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعینَ یعنی برپا دارید نماز را و بدهید زکوه را و نماز گذارید بجماعت با نماز گذاران و هم در سوره بقره در ربع چهارم حزو الف لام فرموده که وَأَقِیمُوا الصَّلوةَ وَآتُوا الزَّكوةَ وَمَا تُقَدِّمُوا لأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللهِ إِنَّ اللهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ يعنی برپای دارید نماز را و بدهید زکوه را و آنچه پیش بفرستید برای نفسهای خود از مال دنیا می یابید ثواب انرا در نزد خدای بدرستیکه خدا تعالی بدانچه شما میکنید بیناست و دیگر در سوره بقره در ربع دویم از جزو دویم حق سبحانه تعالی چنین فرموده که اِنَّ الَّذینَ امَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَاَقَامُوا الصَّلوةَ وَاتُوا الزَّكوةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ یعني تحقيق انانکه گرویده اند بخدا و رسول و کرده اند عملهای شایسته بموجب فرمان برپای --- page 34 --- ۳۳ و بر پای داشتند نماز را و بدادند زکوة را مر ایشان است اجر و مزد ایشان نزد خدایتعالی نباشد ترس و بیم برایشان نه ایشان اندوهان میگردند در قیامت و در سوره نساء در ربع اول از جزء ششم فرمود لكِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَالْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَالْمُقِيمِينَ الصَّلَوةَ وَالْمُؤْتُونَ الزَّكَوةَ وَالْمُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ أُولَئِكَ سَنُؤْتِيهِمْ أَجْرًا عَظِيمًا یعنی لکن راسخان و اخلاص مندان در علم از بنی اسرائیل و سایر مؤمنان ایمان می آرند بآنچه فرو فرستاد شده اس بر تو از آیات قرآنی و بآنچه فرو فرستاده شده است از کتابها پیشتر از تو و ایمان می آرند به برپای دارندگان نماز و اداکنندگان از کوة که مراد از ان پیغمبران پیشین اند چرا که مسیح پیغمبر بود که درین --- page 35 --- ۳۴ او نماز و زکوة فرض ناشدُ ایمان آرندگان بخدای و روز جزا که قیامت است آن گروه ایمان آرندگانرا زود باشد که بدهیم اجر بزرگ دز سوة مایده در ربع چهارم از جز وششم میفرماید که اِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّٰهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِيْنَ اٰمَنُوا الَّذِيْنَ يُقِيمُوْنَ الصَّلٰوةَ وَيُؤْتُوْنَ الزَّكٰوةَ وَهُمْ رَاكِعُوْنَ یعنی بتحقیق دوست شما خدا و رسول او و مؤمنانند آنکسانی که بر پای میدارند نماز را و میدهند زکوة را و حال آنکه ایشان در وقِتِ ادا نمودن نماز و زکوة فروتنی و تواضع میکنند و در سورۀ اعراف ربع دویم از جز ونهم میفرماید که فَسَاَكْتُبُهَا لِلَّذِيْنَ يَتَّقُوْنَ وَيُؤْتُوْنَ الزَّكٰوةَ وَالَّذِيْنَ هُمْ بِاٰيَاتِنَا يُؤْمِنُوْنَ یعنی پس زود باشد که ثابِ سازم آن رحمت خویش را برای آنانکه پرهیز کنند از شرک و بدهند زکوة مفروضه را و برای آنانکه بآیتهای نازل شده ما ایمانمی آرند و در سورۀ انفال --- page 36 --- ٣٥ انفال در ربع چهارم از جز و نهم در ابتدای سوره مذکوره فرمود که اَلَّذِيْنَ يُقِيمُونَ الصَّلوٰةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَرَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ یعنی انکسانیکه برپا میدارند نماز را وازانچه روزی داده ایم ایشانرا نفقه فرضیه را میدهند که مراد زکوة و نفقه ارباب استحقاق است ایشانند مؤمنان حق بایمان درست و اخلاص ایشانرا مرتبه ها در نزد پروردگار ایشان آمرزش است مرتقصیرات ایشانرا و آماده است از برای شان روزی پاک و در سوره برائة در ربع چهارم از جزو دهم در توصیف مؤمنان میفرماید که وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَا بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلوٰةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكُوةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ --- page 37 --- ٣٦ اُولئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللهُ اِنَّ اللهَ عَزِيْزٌ حَكِيْمٌ یعنی مردان مؤمن و زنان مؤمنه بعضی از ایشان دوستانند بعضی دیگر را میفرمایند یکدیگرا به نیکو کاری و منع میکنند از بدکاری بر پای میدارند نماز را و میدهند زکواة را و فرمان می برند خدا و رسول او را آنکسانیکه بدین صفت مذکوره شدند زود باشد که رحم بکند خدای برایشان بدرستیکه خدایتعالی غالبست بر هر مرد داناست بهر شیئی و در سورۀ ابراهیم علیه السلام در ربع چهارم از جزو سیزدهم بطریق امر چنین فرموده است که قُلْ لِعِبَادِيَ الَّذِيْنَ امَنُوْا يُقِيْمُوا الصَّلَوةَ وَيُنْفِقُوْا مِمَّا رَزَقْنَا هُمْ سِرًّا وَ عَلَانِيَةً مِّنْ قَبْلِ اَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لَّا بَيْعٌ فِيْهِ وَلَا خِلَالٌ یعنی بگو مر بندگان مرا که ایمان آورده اند اینکه بر پای دارند نماز را و نفقه کنند از آنچه روزی داده ایم ایشانرا بپنهان که مراد نفقه دادن فقیر است بطریق --- page 38 --- ۳۶ بطریق نقل و آشکارا که مراد بزکوه فریضه است پیش از انکه بیاید روزیکه نه خرید و فروش است در آنروز و نه دوستی و خاطر خواهی که مراد روز قیامتاست ست و در سوره مریم در ربع دویم از جزو شانزدهم بطریق پند و موعظه از سیرت محموده انبیاء علیهم السلام اخبار میفرماید که وَکانَ یأْمُرُ أهْلَهُ بِا الصَّلوةِ وَالزَّکوةِ وَکَانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِیًّا یعنی بود اسمعیل علیه السلام که امر میکرد اهل خود را بگذاردن نماز و دادن زکوه و بود در نزد پروردگار خود پسندیده و در سوره انبیاء در ربع اول از جزو هفدهم بطریق اخبار میفرماید که نماز و زکوه بر جمیع امتهای گذشته فرض بود که وَأوْحَیْنا اِلَیهِمْ فِعْلَ الخَیْراتِ وَاِقامَ الصَّلَوةِ وَاِیْتَاءَ الزَّکوةِ وَکَانُوالَنا عابِدِینَ یعنی وحی شادیم بسوی انبیاء عمل کردن فعلهای نیک را و بپا داشتن نماز را و دادن زکوه را و بودند انبیاء --- page 39 --- ۳۸ ما را پرستندگان با اخلاص در سوره حج در ربع سیوم از جزو هفدهم بصیغه بشارت فرموده که وَ بَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ الصَّابِرِينَ عَلَى مَا أَصَابَهُمْ وَ الْمُقِيمِي الصَّلَوةِ وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ یعنی بشارت ده برحمت بی منتهی آن فروتنانی را که چون یاد کرده شود نام خدا بترسد دلهای ایشان و بشارت ده صبر کنندگانرا بر آنچه برایشان میرسد بشارت ده برپادارندگان نماز را و انانرا که از انچه یکه روزی داده ایم نفقه فریضه را که مراد از زکوه و حق ارباب استحقاق است میدهند و هم در آخر سوره حج در ربع چهارم از جز و هفدهم بطریق امر میفرماید که فَأَقِيمُوا الصَّلَوةَ وَ آتُوا الزَّكَوةَ وَ اعْتَصِمُوا بِاللهِ هُوَ مَوْلَيكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَى وَ نِعْمَ النَّصِيرُ یعنی پس بپادارید نماز را و بدهید زکوة را و چنگ در زنید بخدا یعنی بکتاب و سنت او عمل کنید یار من بطلبید اوست --- page 40 --- ۳۹ اوست یار و دوست شما پس نیکو یاریست و نیک مددگاریست و در سوره مومنون در ابتدای سوره آیه اول است در جزو هژدهم بمضمون وعده نجات و رستگاری میفرماید که قَدْ اَفْلَحَ الْمُؤْمِنُوْنَ الَّذِيْنَ هُمْ فِيْ صَلَوتِهِمْ خَاشِعُوْنَ وَالَّذِيْنَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِمُعْرِضُوْنَ وَالَّذِيْنَ هُمْ لِلزَّکَوةِ فَاعِلُوْنَ یعنی بتحقیق رستگار شدند آن مؤمنان که ایشان در نماز خود تر سگار اند و آنانکه ایشان از سخن باطل پرهیز کننده گانند و آنانکه ایشان مز زکوة فریضه را ادا کنندگانند و در سوره نور در ربع سوم از جزو هژدسم بطریق موعظه و پند از احوال بندگان راسخ الاعتقاد اخباراً فرموده که فِيْ بُيُوْتٍ اَذِنَ اللهُ اَنْ تُرْفَعَ وَيُذْکَرَ فِيْهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيْهَا بِا لْغُدُوِّ وَالْاَصَالِ رِجَالٌ لَّا تُلْهِيْهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللهِ وَاِقَامِ الصَّلَوةِ وَاِيْتَاءِ الزَّکَوةِ يَخَافُوْنَ --- page 41 --- يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوْبُ وَالْأَبْصَارُ یعنی در خانهائی که امر کرده است خدایتعالی که آن خانها تعظیم کرده شود و نام حق در ان خانها ذکر کرده شود که مراد از ان مسجد است در خانه ها مردانی اند که مشغول نمیسازد ایشانرا سوداگری و خرید و فروش از یاد کردن خدا و بر پای داشتن نماز و دادن زکوة می ترسند آن مردان از هول و عذاب روزی که مضطرب میشود و میگردد در آن روز دلها و دیده ها که آنروز قیامت است و هم در سورۀ نور در ربع چهارم از جز و هژدهم بطریق امر و وعدۀ رحمت چنین میفرماید که وَ أَقِيمُوا الصَّلوةَ وَأتُوا الزَّكوةَ وَأَطِيعُوا الرَّسُوْلَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُوْنَ یعنی بر پا بدارید نماز را و بدهید زکوة را و فرمان برداری کنید رسول خدار ا شاید که شما رحمت کرده شوید و در سورۀ فرقان در ربع اول از جز و نز دهم برای تنبیۀ دیگران در صفت بندگان خاص که حق تعالی نبین --- page 42 --- ۴۱ نسبت آنها را بسوی خود کرده میفرماید که وَالَّذِيْنَ يَبِيْتُوْنَ لِرَبِّهِمْ سُجَّدًا وَقِيَامًا و بعد از یک آیت فرموده که وَالَّذِيْنَ إِذَا أَنْفَقُوْا لَمْ يُسْرِفُوْا وَلَمْ يَقْتُرُوْا وَكَانَ بَيْنَ ذٰلِكَ قَوَامًا: یعنی بندگان خاص رحمن کسانی اند که شب میگذرانند برای پروردگار خود در حالیکه سجده کننده و بپا ایستاده میباشند که مراد نماز شب است و دیگر بندگان خاص رحمن کسانی اند که چون نفقه میکنند مالهای خود را نه از روی اسراف بمصرف حرام میدهند و نه از جهت امساک زکوة فریضه تنگدستی میکنند و هستند درمیان اسراف و امساک میانه رو و در سوره نحل در ربع سوم از جزو نزدهم بدین مضمون بشارت فرموده در صفت مؤمنان صالح العمل که هُدًى وَبُشْرٰى لِلْمُؤْمِنِيْنَ الَّذِيْنَ يُقِيْمُوْنَ الصَّلٰوةَ وَ يُؤْتُوْنَ الزَّكٰوةَ وَهُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوْقِنُوْنَ : یعنی قرآن راه نمای --- page 43 --- ۴۲ و مژده دهنده است مرآن مؤمنانرا که برپامیدارند نماز را و میدهند زکوه را و حال آنکه ایشان بدار آخرت یقین آرند کانند و باور میدارند و در سوره بقره در ربع دویم از جز و دویم در صفت صاحبان خیرو نیکو بطریق ستایش و تعریف بعد از بیان چند وصف دیگر فرموده که وَاَقَامَ الصَّلوةَ وَأتَي الزَّکوةَ وَالْمُوْفُوْنَ بِعَهْدِهِمْ اِذَا عَاهَدُوْا وَ الصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِيْنَ الْبَأْسِ اُولئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوْا وَ اُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُوْنَ یعنی دیگر صاحب نیکوئی کسی ست که برپا میدرد نماز را و میدهد زکوه را و وفا کنندگان باشند بعهد های خود چون عهد میکنند و صبر کنندگان باشند در شدت فاقه و ناداری و رنج و سختی و صبر کنندگان باشند و استقامت نمایند در وقت مقاتله و جنگ با دشمنان دین آن گروه که بدین صفت های مذکوره متصفند --- page 44 --- ۴۳ ایشانند راست گویان در دین ایشانند پرهیزکاران و در سورۀ لقمان در ربع دویم از جزو بیست و یکم باستحقاق هدایت و رحمت در شان محسنین اهل ایمان میفرماید که هُدًى وَرَحْمَةً لِلْمُحْسِنِينَ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ یعنی قرآن راه نماینده است و رحمتی از خدا برای آن نیکوکاران که برپا میدارند نماز را و میدهند زکوه را و ایشان بسرای آخرت یقین میدارند و در سورۀ براءت در ربع دویم از جزو دهم دوجای مکرراً نماز و زکوة را علامه رسوخ ایمان و سبب تمیز از ایمان مشرکین فرموده آیه اول اینست که فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَ آتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ یعنی پس اگر توبه کنند مشرکان و بر پای بدارند نماز را و بدهند زکوه را پس خالی کنید --- page 45 --- ۴۴ راه ایشانرا و بگذارید هر جا که بروند و بدرستی که خدا تعالی آمرزنده مهربان و آیت دویم بدین مضمون است که فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَ آتُوا الزَّكَاةَ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ وَنُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ یعنی پس اگر توبه کنند مشرکان و بر پای میدارند نماز را و بدهند زکوه را پس برادران شما اند در دین اسلام و بیان میکنیم ما آیتها را از برای گروهی که میدانند و در سوره احزاب در ربع اول از جزو بیست دویم از زوا مطهرات که امهات مومنان اند از برکت عمل شایسته نماز و زکوه بوعده جناب حق تطهیر خطاب میفرماید که وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا یعنی بر پا بدارید نماز را و بدهید زکوه را و فرمان برداری کنید خدا و رسول او را بتحقیق میخواهد خدا تعالی که ببرد از شما --- page 46 --- از شما گناه را ای زنان پیغمبر و پاک کند شما را از معاصی پاک کردنی نظا این آیت درین دقیقه ست که اگرچه ازواج مطهرات با هم شرف تطهیر یافتن شان موقوف بادای نماز و زکوه است در سوره فاطر در جزی چهارم از جزو بیست و دویم بوعده اعطاء اجر و زیادت نمودن بدین عبارت اشارت فرموده که اِنّ الّذِينَ يَتْلُوْنَ كِتَابَ اللهِ وَ اَقَامُوا الصَّلوةَ وَاَنْفَقُوْا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَّ عَلاَنِيَةً يَّرْجُوْنَ تِجَارَةً لَّنْ تَبُوْرَ لِيُوَفِّيَهُمْ اُجُوْرَهُمْ وَ يَزِيْدَهُمْ مِّنْ فَضْلِهِ اِنَّهُ غَفُوْرٌ شَكُوْرٌ یعنی بدرستیکه آنکسانی که میخوانند و تلاوت میکنند قرآن خدا را و برپا میدارند نماز را و نفقه میکنند از آنچه ایشانرا روزی داده ایم صدقه نافله را پنهان و زکوه فریضیه را اشکارا امید دارند بدین عملها سود اگر و تجارتی را که کسا در متاع و نقصان در بیع آن رسد برسانده کاما --- page 47 --- ٤٦ گرداند خدایتعالی مزدهای ایشانرا وزیادۀ برمزدهای ایشان ببخشش نماید برایشان از فضل خود بدرستی که خدایتعالی است آمرزنده و مزد دهنده و در سورهٔ شوری در ربع اول از جزء بیست و پنجم در صفت مؤمنانی که استحقاق عدّهٔ ثواب باقی خیر آخرت از حق تعالی دارند فرموده که وَالَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَ أَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ ﴾ یعنی و دیگر نزد خدا نعمت باقی و ثواب آخرت برای کسانی است که آنان اجابت کردند مرامر خدای او بر پای داشتند نماز را و کارهای ایشان بطریق مشورت است در میان ایشان و از آنچه بایشان روزی داده ایم نفقه میکنند در راه خدا بنیت زکوة فریضه و گاه بصدقه نفل و در سوره مجادله در ربع اول از جزء بیست و هشتم بطریق امر میفرماید که فاذکر --- page 48 --- ۴۷ فَاِذْلَمْ تَفْعَلُوْا وَتَابَ اللهُ عَلَيْكُمْ فَاَقِيْمُوا الصَّلوةَ وَا تُوْاالزَّكوةَ وَاَطِيْعُوا اللهَ وَرَسُوْلَهُ وَاللهُ خَبِيْرٌ بِمَا تَعْمَلُوْنَ یعنی پس اگر گروفت ر از گفتن با رسول خدا فعل صدقه دادن انکر دید در گذر ایند خدایتعا از شما آن حکم را پس به پای بدارید نماز را و بدهید زکوة را وفرمان برداری کنید خدا و رسول او را و خدایتعالی داناست بآنچه شما میکنید و در سورهٔ معارج در ربع دویم از جز و بیست ونهم حق سُبْحَانَه وَتَعَالیٰ تشبیه نفس انسانرا به هلوع نموده فرمود که اِنَّ الْاِنْسَانَ خُلِقَ هَلُوْعًا اِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوْعًا وَّ اِذَ ا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوْعًا یعنی بدرستیکی انسان آفریده شده است حریص و بخیل و بی صبر و بی توکل چرا که هلوع جانوریست در پشت کوه قاف از غایت حرص در یکروز علف هفت جزیره را میخورد و آب هفت دریا را می نوشد و از نهایت بخل بهیچ حیوانی --- page 49 --- ۴۸ دیگر روادار میشود تا آخر روز مثل یک گره کلان میشود و از بی‌پی توکلی و ناسپاسی و ناشناسی منعم حقیقی از شام تا صبح آنقدر غصه و قوت فردا را میخورد که در وقت صبح برابر یک ملخ از غم خورد شده میباشد اگرچه عموماً در جبلت نفس اماره انسانی همین خاصیت است اما بواسطهٔ برپای داشتن نماز و دادن زکوة انسان ازین صفت ذمیمه می برآید چنانچه حق سبحانه میفرماید که اِلَّا الْمُصَلِّينَ الَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ وَالَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَّعْلُومٌ لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ یعنی مگر آن نمازگذاراتی که ایشان بر ادای نماز خود همیشه کی داند که ترک و قضا نمیکند و دیگر آنانکه در مالهای شان حصه‌ئی دانسته شده مثل زکوة مقرره و صدقات موظفه برای درویش خواهنده و محتاجی که از شرم خواسته نتواند و در سورهٔ ۲۹ مزمل در ربع سوم از جزو بیست و نهم بطریق --- page 50 --- ۴۹ امر فرموده که وَاَقِيمُوا الصَّلوةَ وَأتُوا الزَّكَوةَ وَاَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا وَما تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ هُوَ خَيْرًا وَاَعْظَمَ اَجْرًا وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ اِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ: یعنی بپادارید نماز را و بدهید زکوة را و قرض دهید خدایتعالی را قرض نیکو اشارت است باینکه چنانچه در نزد قرضدار مال کسی ضایع نمیشود و هر وقت بخواهد دستیاب او میشود همچنین در نزد حق تعالی اجر و ثواب حسنات ضایع نمیشود و آنچه پیش از خود فرستادید برای نفسهای خود از نیکی یابید آنرا در نزد خدایتعالی و آنچه در نزد حق بیابید بهتر و بزرگتر است از روی ثواب بیشیکه خدایتعالی آمرزگار مهربانست و در سوره توبه ربع او از جزو یازدهم بطریق امر و وعده تزکیه و تطهیر بدین نسق فرموده است که خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ --- page 51 --- إِنَّ صَلَواتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ یعنی بگیر از مالهای ایشان زکوة فریضه آتا پاک گردانی ایشانرا و زیادت گردانی عمل دنیوی و حسنات اخروی ایشانرا بآن زکوة و دعاگوی برایشان بدرستیکه دعای تو آرامش است از برای ایشان و خدایتعالی شنوا و داناست و در سوره بینه که مشهور به لم یکن است بطریق امر میفرماید که وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاءَ وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذَلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ یعنی امر کرده نشده اند بندگان مگر آنکه پرستش کنند خدایتعالی را در حالیکه پاک کنندگان باشند از برای او دین خود را میل کنندگان از باطل بسوی حق و بر پادارند نماز را و بدهند زکوه را و آنچه بدان فرموده شده اند دین ملت راست است و در سوره ماعون در ربع چهارم از جزو سوم بطریق وعید چنین تنبیه نموده که فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ --- page 52 --- لِلْمُصَلِّينَ الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ الَّذِينَ يُرَاؤُنَ وَيَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ، یعنی پس سختی عذاب است برای آن نمازگزاران یائی که ایشان از نماز خود غفلت کنندگانند آنانکه ایشان ریا میکنند در عملهای خود و نمیدهند و منع میکنند زکوه را این معنی دو آیت کریمه مذکور بلفظ صلوه یکجا متصل بیکدیگر ذکر شده از آنجهت در کتاب شرعة الاسلام آورده که الزَّکَوةُ حِصْنُ الْمَالِ وَهِيَ قَرِينَةُ الصَّلَوَةِ وَلَا يُرْفَعُ إِحْدَيْهُمَا إِلَّا بِالْأُخْرَى وَلَا يُخَالِطُ الصَّدَقَةُ مَالًا إِلَّا أَهْلَكَتْهُ یعنی زکوة قلعه مال است از مالی که زکوه داده شد گویا در قلعه نگاه داشته شد و زکوه قرین چسپیده است با نماز و بآسمان که محل قبول عمل است یکی بی دیگری بالا نمیشود و نمی آمیزد مال زکوه بهیچ مالی مگر آن مال ہلاک میشود و به تلف میرود و اما آیهائی که در باب زکوه بدون مضارقت --- page 53 --- ٥٢ لفظ صلوة بتنهایی در قرآن مجید هست زیاده از سی آیت دیگر است که در اینجا ذکر نشده بعضی بصیغه امر و بعضی در مذمت بخیلان و منع کنندگان زکوه و وعید بحق ایشان و بعضی در مدح زکوه دهندگان و وعده رحمت برای ایشان در سوره توبه در ربع سوم از جزو دهم از انجمله یک آیه کریمه اینست که وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلايُنْفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ٭ يَوْمَ يُحْمَى عَلَيْهَا فِي نَارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوَى بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنُوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ هَذَا مَا كَنَزْتُمْ لانْفُسِكُمْ فَذُوقُوا مَا كُنتُمْ تَكْنِزُونَ ٭ یعنی و آنانکه از روی بخل و حرص باهم می نهند طلا و نقره را و نفقه نمیکنند در راه خدا زکوة فریضه را پس بشارت ده ایشانرا بعذاب دردناک و زمی که برافروخته شود اتش ایران گنجها در آتش دوزخ پس داغ کرده میشود بدان دینارها و درهم ها پیشانیهای ایشان را و پشتها ایشانرا --- page 54 --- ٥٣ ایشانرا و پهلوهای ایشانرا و گفته میشود در حین عذاب اینست بآنچه ذخیره می نهادید از برای نفس های خود پس بچشید وبال آنچیزی را که بودید میکردید ذخیره و حق خدا را نمیدادید و از آنجمله در سوره آل عمران در ربع چهارم از جزو چهارم فرموده است که وَلَا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَيْرًا لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَيُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلِلَّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ یعنی نپندارند آنکسانیکه بخیلی میکنند در دادن زکوه بآنچه از مال دنیا خدایتعالی ایشانرا بفضل خود داده است که آن بخیلی کردن بهترست مرایشانرا بلکه آن بخل بترست مر ایشانرا زود باشد که در گردن ایشان طوق کرده شود آن زکاتی را که نداده اند و مر خدایر است میراث آسمانها و زمینها و خدایتعالی بآنچه شما --- page 55 --- ۵۴ میکند ان است و مطابق مضمون این آیه کریمه در کتاب صحیح بخاری و مشکوة بروایت ابو ہریرہ رضی اللہ عنہ حدیث است از رسول صلی اللہ علیہ و سلم کہ مَنْ آتَاهُ اللَّهُ مَا لَّا فَلَمْ يُؤَدِّ زَكَوَتَهُ مُثِّلَ لَهُ مَا لُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ شُجَاعًا أَقْرَعَ لَهُ زَبِيبَتَانِ يُطَوَّقُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ثُمَّ يَأْخُذُ بِلِهْزِمَتَيْهِ فَيَقُولُ أَنَا مَالُكَ أَنَا كَنْزُكَ ثُمَّ تَلَا وَلَا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ الآيَةَ یعنی کسی کہ داد خدا تعالیٰ مالی پس اد انکد زکوة انرا صورت داده میشود مال او را در روز قیامت بشکل مار یکی از تیزی زہر موی سر آن مار ریخته و کل شده میشود او آن مار طوق میشود در گردن او پس ہر دو کنج دہان اورامیگیرد میگزد و میگوید که من مال توام و گنج توام که زکواة انرا نداده بعد ازان خواند رسول خدا آیت مذکوره که و لا یَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ تا آخر آیه و در کتاب صحیح مسلم بروایت جریر بن عبد الله بجلی --- page 56 --- ۵۵ علی رضی الله عنه این حدیث است که اِذَا آتَاكُمُ المُصَدِّقُ فَليَصُدُّ عَنكُم وَهُوَ عَنكُم رَاضٍ یعنی فرمود رسول خدا صلی الله علیه وسلم که چون بیاید پیش شما جمع کننده زکوة پس باید که باز گردد و برود از شما راضی و خشنود بطریقی که بخوبی و خرسندی با وی پیش آئید و زکوة مال های خود را بنیکوتر صورتی ادا نمائید و صاحب کتاب احیاء العلوم در اسرار الزکوة چنین بیان نموده که چون خدای تعالی را بر بندگان انعامیست در نفس و انعامیست در مال پس عبادات بدنیه شکرانه نعمت بدن است و عبادت مالیه شکر نعمت مال و چه بی بهره گی و بی نصیبی است بر ان ناجوانمردی که با اینهمه نعمت های بدنی و مالی که حق تعالی ببندگان خود داده در دادن چهل یکه یا ده یکه مال خود مضایقه و غدر میورزد و بعد از غدر هر چه میدهد بناخوشنودی و --- page 57 --- ٥٦ و کره میدهد و نمیداند که در امر ادانمودن زکوة خداوند حکیم علی الاطلاق جل جلاله هزاران نه خیر از برای بندگان بحکمت بالغه خود تعبیه کرده و مثل نماز حکم بر فرضیت آن نموده تا به پاداش ادانمودن آن حَصّۀ برکت دنیا و ثواب آخرت گردند بیان چهارم در فرضیت کسب کردن ای طلب رزق حلال دیگر از جمله ضروریات و مهمات دین که فرض عین قطعیست بر هر مسلمان کسب کردن است از برای قوت حلال تا بحرام خواری گرفتار نشود چنانچه در حدیث شریف آمده است که طَلَبُ الکَسْبِ فَرِیْضَةٌ عَلی کُلِّ مُسْلِمٍ یعنی طلب کسب کردن فرض است بر هر مسلمان بیان پنجم درین که فاضلترین کسب ها غزا کردنست چرا که غزا کسب رسول الله صلی الله علیه وسلم است اما بهترین کسب ها غزا کردنست در راه خدا محض به نیت بلند گردانیدن کلمۀ توحید جوای --- page 58 --- ۵۷ چرا که جهاد کسب رسول خدا صلی الله و سلم است چنانچه عبد الله بن عمر رضی الله عنهما این حدیث را روایت نموده که قال رسول الله صلی الله علیه و سلم بُعِثْتُ بِا السَّيْفِ بَيْنَ يَدَيِ السَّاعَةِ حَتَّى يُعْبَدُ واللهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَجَعَلَ رِزْقِي تَحْتَ ظِلِ رُمْحِي وَجَعَلَ الذُّلَّ وَالصَّغَارَ عَلَى مَنْ خَالَفَ اَمْرِي وَمَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ فَهُوَ مِنْهُمْ یعنی رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود که برانگیخته شده ام بشمشیر پیش روی قیامت تا اینکه پرستش کنید شمایان خدایتعالی را تنها که نیست شریک مر او را و گردانیده است پروردگار تعا روزی مرا زیر سایه نیزه من و گردانیده است خواری و سبکی را بر کسیکه مخالفت کند فرمان مرا و هر کسیکه مانند کند خود را بقوم پس کس است از همان قوم چنانچه کسی که زکوة ندهد و نماز نگذارد --- page 59 --- ۵۸ وروز ونگیرد و در تہین خودست انگاہ بدارد انکس مشابه میشو دبگان و حساب میشود از همان قوم اما مثل شباهت به غازیان نیست که بنیت غزا کردن اسپ و اسلحه نگاه بدارد و پیوسته آرزوی جهاد را بدل داشته باشد اینچنین کسی اگر اتفاق غزا و مقاتله کردن نیفتد هم در حکم غازیان ست نه اینکه محض گفتار زبان خود را مشابه به غازیان بساز و چرا که حق تعالی در قرآن مجید از برای اردن غز نشانه فرموده است تا ر د دعوی منافقان دروغ گویان بان نشانه شود و آن این آیه کریمه است که وَ لَوْ اَ رادُ و ا لخُروجَ لَاَعَدُّوُا لَهُ عُدَّه یعنی اگر اراده میداشتند منافقان بر آمدن را هر اینه ای میکردند برای برآمدن اسباب سفر را پیش از جنگ در حقیقت جهاد بقرار قول صاحب درمختار صرف نمودن طاقت است در وخون --- page 60 --- ۵۹ و خون نمودن با کفار به بدن یا بمال یا بعقل و فکر یا به بسیار نمودن سپاهی شکر یا به مداوا کردن زخمیان آماده کردن آب نان ایشان و مثل اینها هر مددی که باهل اسلام یا شکستی بکفار رسانده تواند حکم جهاد رادار دبیان ششم در ثواب و فضیلت نگاه داشتن رخنه ها و سرحد های ملک اسلام و از توابع جهاد ر با ط است یعنی مهرداد و آن بقرار قول صاحب در مختار پاییدن یک جمعی از مسلمانان در رخنه ها و سرحد های ملک اسلام که در مقابل کفار باشد نگاه داشتن ۱۱ ملک اسلام است از دست اند از و فتنه اهل کفر و ظلام و این سئله بصحت پیوسته که یک نماز مرابط یعنی یک نماز آنکس که در رخنه و سرحد مسلمانان برای محافظت پایده باشد ثواب پنجه نماز را دارد و یکروپیه خرج کردن او به ثواب هفتصد روپیه برابرات --- page 61 --- ٦٠ و اگر در آن سرحد بمیرد اگر چه کشته نشده باشد در جنگ ثواب عمل وی بعد از مرگ جاری میشد با شل حاجی که در راه حج میرد و شخص سرحد دار از عذاب و سوال قبر نعیم میشآودر قیامت از قبر خود شهید بر میخیزد و از هول و روز قیامت ایمن میباشد حاصل آنکه ثواب سرحد داری بشروط صدق نیت از حد افزونست بلکه شخص سرحد دار را پی آنکه کشت و خون و جنگ با کفار پیش شود ثواب نما و شهید میسرت بیان هفتم در فرضیت فرمان برداری پادشاه اسلام برضا و رغبت دل و اخلاص و صداقت نمودن با پادشاه انگر آنکه رقبه این شخص غازی یا مرابط در تحت بیعت پادشا اسلام بوده باشد و هر قدر می که میگذارد بفرمان پادشاه وقت باشد زیرا که از تقدیر سبحانی و تدبیر آسمانی حفظ دین و ناموس خلایق وابسته --- page 62 --- ٦١ وابسته بانتظام و پیوند کار سلطنت است اگر سلطنت اهل اسلام تمام و بانتظام بود صلح و جنگ با کفار هر دو صورت پذیر است هم شرعاً هم عرفاً و الا نه هر کشوری که از وجود پادشاه خالی شد اهل آن کشور بدست انداز دشمن خارجی از تعدی و تطاول یکدگر زیر و زبر میشود چه جای مجال صلح و جنگ با دشمنان بیرونی میماند ازینجهت حق سبحانه تعالی بمقتضای حکمت بالغه آیه کریمه که یا ایّها الذین امنوا اطیعو الله و اطیعو الرسول واولی الامر منکم را فرمود یعنی ای آنکسانی که ایمان آورده اید فرمان برید رسول خدا را و فرمان برداری کنید پادشاهان خود را تا امورات دین و دنیای شما بر جای بماند و از هم نگسلد و نیز رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرمان داری پادشاه را چهارم نماز و روزه و زکوة فرموده اند چنانچه امام احمد ترمذی بروایت ابوامامه رضی الله عنهم آورده اند --- page 63 --- ٦٢ که قال رسول الله صلی الله علیه وسلم صَلُّوا خَمْسَكُمْ وَصُومُوا شَهْرَكُمْ وَاَدُّوا زَکٰوةَ اَمْوَالِكُمْ وَاَطِيْعُوا ذَااَمْرِكُمْ تَدْخُلُوا جَنَّةَ رَبِّکُمْ یعنی بخوانید پنج نماز خود را و روزه بدارید ماه خود را که رمضانست و بدهید زکوة مالهای خود را و فرمان برداری کنید پادشاه خود را جبرین میدرانید در بهشت پروردگار خود و از همین سبب اصحاب کبار ازمها تا انصار رضی الله عنهم پیشتر از دفن نمودن وجود مبارک خیرالبشر گشتند به ابوبکر صدیق رضی الله عنه بیعت نمودند بعد از ان بامر دفن دا پس برمسلمان واجب ولازم است که اطاعت و فرمان برداری پادشاه خود را اسلام را مطابق امر خدا و رسول محض جزو دین دانسته به رضاء و رغبت و خوشنودی بخاطر بعمل آرند تا بوسطه رضا داد با مر ایشان رضامند خدا و رسول را حاصل نموده در زمره بندگان و فرمان بردار محسوب --- page 64 --- ٦٣ کردند چرا که در کتاب صحیح مسلم بروایت ابو هریره رضی الله عنه چنین حدیث آمده که قال رسول الله صلی الله علیه وسلم عَلَیْكَ السَّمْعَ والطَّاعَةَ فِيْ عُسْرِكَ وَيُسْرِكَ وَمَنْشَطِكَ وَمَكْرَهِكَ وَأَثَرَةٍ عَلَیْكَ یعنی بر تو لازم است رضا دادن و قبول کردن امر پادشاه را در سختی خود و در آسانی خود و در خشنودی خود و در غمگینی خود و در اختیار کردن برگزیدن پادشاه دیگریرا بر تو یعنی مستحقی و نوازش که خود را بداند و از طرف پادشاه بدیگری داده شود یا را از خود فروتر بداند و از طرف پادشا بالای او فرمانده شود باید راضی باو از امر پادشاه دل بد نشو و مدعا اینکه در هر حال فرمان برداری را بر خود لازم گیر و و آنچه از عبد الله ابن عباس رضی الله عنها در کتاب صحیح بخاری و صحیح مسلم روایت شده است که آن --- page 65 --- ۶۴ رسول الله صلى الله عليه وسلم قال مَنْ كَرِهَ مِنْ اَمِيْرِه شَيْئاً فَلْيَصْبِرْ فَاِنَّهُ مَنْ خَرَجَ مِنَ السُّلْطَانِ شِبْراً مَاتَ مَيْتَةً جَاهِلِيَّةً یعنی کسی که نه پسندید از پادشاه خود چیزیرا پس باید که صبر کند بدرستی که کسی بر آمد از فرمان پادشاه بقدریكوجب میمیرد بمرگ جاهلی و گمراهی حکمت در وجوب فرمان برداری پادشاه چنانچه ما قبل ذکر شده است که خیر خواهی خدا و رسول و مؤمنان بهر مسلمان فرض عین است والبته این معنی ظاهر است که محافظت دین الهی و اجرای شریعت محمدی صلی الله علیه وسلم و نگاهداشت عزت و ننگ و ناموس اهل اسلام جمله بوجود مسعود پادشاه مسلمان بسته میباشدا عتلندا طاعه اولو الامر در حدیث ما قبل در سلک و جوب نماز و روزه و کواه اندا بیان هشتم درین که خیرخواهی نمودن مر خدا تعالی و کتاب و رسول --- page 66 --- ٦٥ و رسول اورا و خیر خواهی نمودن مر پادشاهان مسلمان و عامه مومنان را بهر مسلمان فرض عین است و این خیرخواهی خدا و رسول و مومنان از معظم ارکان دین متین است که در قرآن و حدیث بلفظ نصح و نصیحت آمده چرا که نصیحت باصطلاح اهل عرب محض خیرخواهی را گویند چنانچه در سوره توبه در ربع چهارم از جزو دهم حق سبحانه و تعالی فرمو ده است که لَيْسَ عَلَى الضُّعَفَاءِ وَلا عَلَى الْمَرْضَى وَلا عَلَى الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ مَا يُنْفِقُونَ حَرَجٌ إِذَا نَصَحُوا لِلَّهِ وَرَسُولِهِ یعنی نیست بر ناتوانان و عاجزان و نه بر بیماران و نه بر آن کسانیکه از دست نارسی نمی یابند چیزیرا که نفقه کنند در راه جهاد تکلیفی و گناهی اگر بغزا نروند چون نیکخواهی کنند مر خدایتعالی و رسول اورا و همچنین در کتاب صحیح مسلم از تمیم داری رضی الله عنه روایت است اَنَّ النَّبِیَّ --- page 67 --- ٦٦ صلی الله علیه و سلم قال الدينُ النَّصيحَةُ قُلْنا لِمَنْ قالَ لِلَّهِ وَلِكِتابِهِ وَلِرَسُولِهِ وَلِائِمَةِ الْمُسْلِمِينَ وَعَامَّتِهِمْ یعنی رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمود که دین محض خیر خواهیست گفتیم با که خیر خواهی از برای کیست فرمود که خیر خواهی مر خدا یرا و مر کتاب او را و مررسو او را و مر پادشاهان مسلمانان او مر عامه مؤمنانرا اما خیر خواهی نمودن مر خدا یتعالی را ایمان داشتن ست بتوحید ذات حقیقت اسما وصفات او و بلند داشتن کلمه طیبه و مراد بخیر خواهی نمودن کتاب او را فرمان داری امر و نهی ان تعظیم و تلاوت و محبت آن است و خیر خواهی نمودن مر رسول او را عبارت از ایمان داشتن به پیغمبر او و متابعت نمودن سنت او ست و خیر خواهی نمودن مر پادشا مسلمان عامه اهل ایمانرا برعایت چند چیز ادا میشود که جمله آن امن --- page 68 --- ٦٤ فرض عین اسلام است بیان نهم در فرضیت وفانمودن عهدیم و مذمت عهد شکنان مدح و فاکنندگان از آنجمله یکی وفاء عهدست باید دانست که وفاء عهد در دین اسلام انقدر امر بزرگی است که بالاتر از ان امری نیست زیرا که از توحید حق تعالی و اقرار بعهداست تابعیت پادشاه و بامان تر از ان بیع وشراء ومضاربت و نکاح و سایر عقود این جمله عهد و پیمان است که در شکستن آن نقصان دینی و دنیائیست از اینجهت حق سبحانه و تعا در علاوه تر از هفتاد و دو آیه کریمه جائی بصیغه امر و جائی بنی و جائی بوعد و جائی بوعید و جائی بمدح و فاکنندگان و جائی بمذمت عهد شکنان نگهبانی عهد را تاکید فرموده و این جمله را جائی بصراحت و جائی بکنایه بیان نموده و انچه آیتها ی صریح است درین جا در حیز --- page 69 --- ٦٨ تحریر می اید به ترتیبی که در قران مجید مسطور است چنانچه در سوره بقره در ربع اول از جزو اول در مذمت عهد شکنان و وعید ضلالت نمودن ایشان فرموده که وَمَا یُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِیْنَ الَّذِیْنَ یَنْقُضُوْنَ عَهْدَ اللهِ مِنْ بَعْدِ مِیْثَاقِهِ یعنی و گمراه نگرداند خدا تعالی به ان مثل مکر ان فاسقانرا که میشکنند عهد خدا یرا از بعد محکم بستن ان و هم در سوره بقره در ربع اول از جزو اول خصوصاً بر بنی اسرائیل و عموماً بر کافه انام بسبیل امر و وجوب وفای عهده خبر از نیک میفرماید که یَا بَنِی اِسْرَآئِیْلَ اذْکُرُوْا نِعْمَتِيَ الَّتِيْ اَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَاَوْ فُوْا بِعَهْدِيْ اُوْفِ بِعَهْدِکُمْ وَاِیَّایَ فَارْهَبُوْنِ یعنی ای فرزندان یعقوب یاد کنید ان نعمت مرا که انعام کردم بر شما و وفا کنید بعهد من تا وفا کنم بعهد شما و خاص از من بترسید در شکستن عهد و پیمان و دیگر در سوره بقره --- page 70 --- ٦٩ بقره در ربع سوم از جزو اول بطریق تعلیم میفرماید که وفا نمودن بعهد صفت حق تعالی ست که قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِنْدَ اللَّهِ عَهْدًا فَلَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ عَهْدَهُ أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ * یعنی بگو یهود را که آیا فرا گرفته اید از نزدیک خدا عهدی که شما را از انچه میگوئید عذاب از ان عذاب نخواهد کرد و اگر چنین باشد خدا تعالی عهد و وعده خود را خلاف نمیکند بلکه شما دروغ میگوئید و از روی افترا میگوئید بر خدا انچیزیرا که نمیدانید و دیگر در سوره بقره در ربع سوم از جزو اول در مذمت عهد شکنان فرموده که أَوَكُلَّمَا عَاهَدُوا عَهْدًا نَبَذَهُ فَرِيقٌ مِنْهُمْ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ * یعنی آیا هر گاه که یهود عهد کردند عهد کردنی شکستندان عهد را فرقه از ایشان بلکه بسیاری از ایشان که عهد شکنی دانرا ایمان نمی آرند بتورة و نیز در سوره بقره در ربع دویم از جزو دویم در ذم --- page 71 --- ۷۰ اوصاف صاحبان برونیکوئی مدح و فاکنندگان عهد را بیان فرموده که وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِينَ الْبَأْسِ أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ ٭ یعنی دیگر صاحبان بر و نیکوئی وفا کنندگان اند بعهد خود تا چون عهد میکنند با خدا یا با خلق و این و فاکنندگان بعهد شکیبا و صابرند بفقر و فاقه و در رنج و سختی و در هنگام جنگ با دشمنان دین و در سوره بقره در ربع سوم از جزو دویم بطریق نهی و وعید مواخذه کردن فرمود که لاَ يُؤَاخِذُكُمُ اللهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلَكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ وَاللهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ ٭ یعنی نگیرد شما را خدا تعالیٰ به بیهوده که که در سوگندهای شما واقع شود که بقول امام اعظم رحمتہ اللہ علیہ مراد از لغو سوگند ندانسته خوردن است اما میگیرد و مواخذه میکند شمارا --- page 72 --- ۷۱ شما را بآن عزمی که دلهای شما میکند و خدایتعالی آمرزنده است و بردبارست ۲ تاخیر عقوبت در سوره آل عمران در ربع چهارم از جزو سوم بمضمون وعید بیا شدید فرموده است که اِنَّ الَّذینَ یَشْتَرُوْنَ بِعَهْدِ اللهِ وَاَیْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِیلًا اُولئِکَ لَا خَلَاقَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ وَلَا یُکَلِّمُهُمُ اللهُ وَلَا یَنْظُرُ اِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیمَةِ وَلَا یُزَکِّیْهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ اَلِیْمٌ یعنی بدرستی که آنان که میفروشند عهدیرا که با خدای بسته اند و سوگندهای خود را که میخورند به بهای اندک آن عهد شکنان سوگند بدروغ خورند کانرا هیچ نصیبی نیست در سرای آخرت از ثواب و نه سخن گوید خدایتعالی با ایشان که بدان خوشدل گردند ونه به بیند بدیشان بنظر رحمت در روز قیامت ونه پاک سازد ایشانرا از الوده گی گناه و مرا ایشانرا باشد عذابی دردناک الم آن منقطع --- page 73 --- ۷۲ نگردد وگر با وجودیکه عهد اهل اسلام در باب تعطیل و مقاتله با کفار بود حق سبحانه و تعالی بوفا نمودن آن در سوره نساء در ربع سوم از جزو پنجم دو جای تاکید فرموده اول این آیه کریمه است که فَإِن تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَلاَ تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيّاً وَلاَ نَصِيراً إِلاَّ الَّذِينَ يَصِلُونَ إِلَى قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ یعنی پس اگر روگردان شوند کفار از ایمان و هجرت نمودن پس اسیر کنید و بکشید هرجا که بیابید ایشانرا و فرا نگیرید از ایشان دوستی و مددگاری مگر اسیر نکنید و نکشید آن کسانی را که پیوند کنند و پناه ببرند بسوی قومی که واقع شده است در میان شما و آن قوم عهد پیمان که آن قبیله بنی خزاعه بود و آیت دویم اینست که وَإِن كَانَ مِن قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُم مِيثَاقٌ فَدِيَةٌ مُّسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ وَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةٍ یعنی اگر باشد شخص --- page 74 --- ۷۳ کشته شده بخطا از قومی که میان شما و ایشان عهد و پیمان صلح باشد پس قاتل مسلمانست دیتی ادا کرده شده با هل آن مقتول و آزاد کردن یک بنده مؤمن و در ابتدای سوره مائده در ربع اول از جزء ششم بطریق امر جازم فرموده که يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ یعنی ای آنکسانی ایمان آورده اند وفا کنید بعهد ها که با یکدیگر میکنند و وفا کنید بعقود شرعیه چون عقد شرکت و عقد نکاح و عقد بیع و مانند اینها و هم در سوره مائده در ربع دویم از جزء ششم بطریق تنبه و تاکید بر وفا میفرماید که وَاذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَمِيثَاقَهُ الَّذِي وَاثَقَكُمْ بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ یعنی یا کنید نعمت های خدارا که انعام کرده بر شما و یاد آرید آن پیمان او را که عهد بست با شما در روز الست چون گفتید که شنیدیم قول تر ا و پذیرفتیم --- page 75 --- ۷۴ امر تر او بترسید از خدا در فراموشی نعمت و شکستن عهد بدرستی که خدا تعالی اناست بآنچه در سینه ها مخفی باد و دیگر در سورۀ مائدۀ ربع دویم از جزو ششم در مذمت عهد شکنان و رسید جزای بد ایشان دو آیۀ کریمۀ متصل یکدیگر فرموده آیه اول انیست که فَبِمَا نَقْضِهِمْ مِيثَا قَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً (یعنی پس بسبب شکستن ایشان پیمان و عهد خود ما را براندیم ایشانرا از رحمت خود و گردانیدیم دلهای ایشانر اسخت که متأثر نشود از مشاهدۀ آیات د آیه دویم انیست که وَمِنَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَى أَخَذْنَا مِيثَاقَهُمْ فَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ فَأَغْرَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَسَوْفَ يُنَبِّئُهُمُ اللَّهُ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ (یعنی و از آنانکه گفتند نصاری گرفتیم عهد و پیمان از ایشان پس فراموش کردند و ترک کردند بهره و فایب --- page 76 --- ۷ ۵ و فایده چیزیرا که پند داده شده بودند بدان آن عهد را شکستند پس انداختیم شومی پیمان شکنی در میان ایشان دشمنی ظاهر و بغض دل تا روز قیامت و زود باشد که آگاه کند ایشانرا خدایتعالی بمکافات بد بجزاء آنچه میکردند از نقض عهد و غیره و در سوره مائده در ربع چهارم از جزو ششم نیز در مذمت عهد شکنان فرموده که لَقَدْ اَخَذْنَا مِیثَا بَنِی اِسْرَآئِیْلَ وَاَرْسَلْنَا اِلَیْهِمْ رُسُلاً کُلَّمَا جَآءَ هُمْ رَسُوْلٌ بِمَا لاَتَهْوَی اَنْفُسُهُمْ فَرِیْقاً کَذَّبُوْا وَفَرِیْقاً یَقْتُلُوْنَ یعنی تحقیقاً فرا گرفتیم عهد و پیمان بنی اسرائیل را بایمان و فرمان برداری انبیا هرگاه که آمد بدیشان رسولی با تکالیف احکام شرعیه بسبب اینکه نخواست نفسهای ایشان برداشتن آن تکالیف احکام را گروهی از انبیا را دروغ زن خواندند و گروهی را بناحق کشتند و رعایت عهد و پیمان ظلم از نکردند --- page 77 --- ۷٦ ودیکر در سوره مائده در ربع از جزو هفتم بطریق وعید مؤاخذه فرمود ١٥ است که لاَيُؤَاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلَكِنْ يُؤَاخِذُكُمُ بِمَا عَقَّدْتُمُ الأَيْمَانَ یعنی مؤاخذه نمیکند نمیگیرد شما را خدایتعالی به بیهوده که در سوگندهای شما واقع شود در نزد امام اعظم رحمة الله علیه لغو انست که نادانسته سوگند بخورد بکمان آنکه هست و نباشد لکن مؤاخذه میکند شما را بآنکه ببندید سوگند را و بدل قصد کنید ١٦ و بشکنید در سوره انعام در ربع دویم از جزو هشتم بطریق امر فرموده و خبر داده که این حکم وفا بعهد بر قوم بنی اسرائیل نیز بود انیست که وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُوا ذَلِكُمْ وَصَّكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ یعنی بعهد خدایتعالی وفا کنید باین او امر وصیت کرد ١٧ اول شما را خدایتعالی شاید که شما پند بگیرید و در سوره اعراف در ربع از جزو --- page 78 --- از جزو نهم در مذمت عهد شکنان و نسبت فسق بایشان فرمود که وَمَا وَجَدْنَا لِأَكْثَرِهِمْ مِنْ عَهْدٍ وَإِنْ وَجَدْنَا أَكْثَرَهُمْ لَفَاسِقِينَ یعنی نیافتیم ما مر اکثر امم مذکوره را از وفای عهدی که روز میثاق بسته بودند یا عهدی که در زمان خوف و مضرت میکردند و بدرستی که یافتیم ما بیشتر ایشانرا عهد شکنان و از حد بیرون رفتگان و در سوره اعراف در ربع اول از جزو نهم نیز در مذمت عهد شکنان و سیدن پاداش بد بدیشان فرموده که فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلَى أَجَلٍ هُمْ بَالِغُوهُ إِذَا هُمْ يَنْكُثُونَ یعنی پس چون بردیم و دفع کردیم بدعای موسی علیه السلام از ایشان عذاب را و تاخیر کردیم تا مدتی که ایشان بدان رسند پس ایشان عهد را میشکنند تا به بلای غرق گرفتار شدند و در سوره انفال در ربع اول از جزو دهم --- page 79 --- در مذمت عهدشکنان نسبت شروهی بایشان میفرماید انَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللهِ الَّذِينَ كَفَرُوا فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ الَّذِينَ عَاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ وَهُمْ لا يَتَّقُونَ يعنی بدرستی که بدترین جنبندگان بروی زمین نزدیک خدای کسانی اند که کافر شده اند پس ایشان ایمان نمی آرند و دیگر بدترین جنبندگان کسانی اند که عهد بسته تو با ایشان پس می شکنند عهد خودرا در هر بار و ایشان پرهیز نمیکنند از نقض عهد و نمی ترسند از بازخواست خدا و در سوره برائة در ربع دویم از جزو دهم در تاکید وفای عهد میفرما اگر چه آن عهد با مشرکان باشد که وَ بَشِّرِ الَّذِينَ كَفَرُوا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ثُمَّ لَمْ يَنْقُصُوكُمْ شَيْئًا وَلَمْ يُظَاهِرُوا عَلَيْكُمْ أَحَدًا فَأَتِمُّوا إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَى مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللهَ يُحِبُّ --- page 80 --- ۷۹ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ یعنی مژده کافرانرا بعذاب دردناک در آخرت لیکن آنان که عهد کرده اید با ایشان از شرک آورندگان بعد ازان چیزی کم نکردند از عهد های شما و یاری مددکاری نکردند احدیرا از دشمنان شما در جنگ پس تمام کنید با ایشان عهد ایشانرا تا مدتی که مقرر شده بدرستی خدایتعالی دوست میدارد پرهیزگاران و متقیانرا و از جمله تقوی وفا کردن بعهد است و در سوره مذکوره در همان ربع اول از جزو دهم نیز بجهت تأکید نگاه داشتن عهد میفرماید اگرچه آن عهد با کافرهم کرده باشند اینکه كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِيْنَ عَهْدٌ عِنْدَ اللهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ إِلَّا الَّذِيْنَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ یعنی چگونه باشد مر مشرکانرا عهدی --- page 81 --- نزدیک خدائ نزدیک رسول او مگر آنانرا که عهد بسته اید نزدیک مسجد حرام که حدیبیه است پس مادامیکه ایشان استقامت ورزند بعهد خود مر شمارا پس شما نیز مستقیم باشید پیمان خود برای ایشان بدرستیکه خدایتعالی دوست میدارد پرهیزکارنرا که بر عهد پیمان استقامت نمایند و در ربع چهارم از جزو دهم در سورۀ برائۀ در مذمت عهدشکنان و علامت نفاق در ایشان فرموده که وَمِنْهُمْ مَنْ عَاهَدَ اللَّهَ لَئِنْ آتَانَا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَلَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِينَ فَلَمَّا آتَاهُمْ مِنْ فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ وَتَوَلَّوْا وَهُمْ مُعْرِضُونَ یعنی از اهل نفاق کسی هست که با خدایتعالی عهد کرد که اگر بدهد ما را خدایتعالی از فضل خویش مالی هر آینه زکوۀ آنرا بدهیم و هر آینه باشیم از جمله نیک کرداران پس آن هنگام که بداد ایشانرا از فضل و کرم خود مال --- page 82 --- ۸۱ مال بسیار بخیلی کردند بآن وحق خدایرانداوند و روی گردانید از عهد وپیمان وایشان اعراض کنندگان اند از امر و فرمان ونیز در سوره براءۀ در ربع اول از جزو یاز دهم بطریق تعلیم و تنبیه فرمودست که وَمَنْ اَوْفیٰ بِعَهْدِهٖ مِنَ اللّٰهِ دیعنی وکیست وفاکننده تر بعهد خو از خدا انکه کریم است و کریم خلف وعده ونقض عهد روا رواندارد پس وفاکننده بعهد متصف بصفات الله ست و عهدشکن متصف بصفات الشیطان و در سورۀ رعد در ربع دویم از جزو سیزدهم در مدح وفاکنندگان عهد میفرماید که اِنَّمَا يَتَذَكَّرُ اُولُوا الْاَلْبَابِ اَلَّذِيْنَ يُوْفُوْنَ بِعَهْدِ اللّٰهِ وَلَا يَنْقُضُوْنَ الْمِيْثَاقَ یعنی تحقیق پند پذیر میشود بآیتهای قرآن آن صاحبان عقلهای صافی که وفا میکنند بعهد خدا یتعالیٰ ونمی شکنند آن پیمان را و سری است بعد این در مذمت --- page 83 --- ۸۲ عهد شكنان وعيد در حق ایشان فرموده كه وَالَّذِيْنَ يَنْقُضُوْنَ عَهْدَ اللهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولَئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ ط یعنی انکسانیکه میشکنند عهد خدایتعالی را بعد از محکم بستن آن و می برند انچیزیرا که خدای امر کرده است به پیوند کردن آن وفسا میکنند در روی زمین مرا ایشانر است دوری از رحمت حق و مر ایشانر است جزا بیٹی ر دار آخرت و نیز در سوره رعد در ربع دوم از جز و سیزدهم مذکور فضیلت وفای عهد را بدین نسق میفرماید که این وصف صفت حق است و چه فضیلت از صفت حق زیاده تر باشد چنانچه فرموده است که إِنَّ اللهَ لَا يُخْلِفُ الْمِيعَادَه یعنی بدینیکه خدا تعالی مخالفت نمیکند وعده را دار --- page 84 --- ۸۳ و در سوره نحل ربع چهارم از جزو چهار دهم متواتر چهار آت متصل یکدیگر یک آیت امر بوفا و سه آیت نهی از نقض عهد فرموده آیه اول نییست که وَاَوْ فُوا بِعَهْدِ اللهِ اِذَا عَا هَدْتُمْ وَلاَ تَنْقُضُوا الأيْمَانَ بَعْدَ تَوْكِيدِ هَا وَقَدْ جَعَلْتُمُ الله عَلَيْكُمْ كفِيلاً اِنَّ اللهَ يَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ، یعنی وفا کنید بعهد خدایتعالی چون عهد بستید نشکنید پیمان با را بعد از محکم بستن آن در حال آنکه اگردانیده اید شما خدایتعالی را در وقت عهد بستن با قرار خود شاهد بدرستیکه خدایتعالی میداند با نچه شما میکنید از نقض و وفا عهد آیت دویم نییست که وَلاَتَكُونُوا كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَهَا مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ اَنْكَاثًا تَتَّخِذُونَ أَيْمَانَكُمْ دَخَلاً بَيْنَكُمْ اَنْ تَكُونَ أُمَّةٌ هِيَ أَرْبى مِنْ أُمَّةٍ اِنَّمَا يَبْلُوكُمُ اللهُ بِهِ وَلِيُبَيِّنَ لَكُمْ --- page 85 --- ۸۴ یَوْمَ الْقِيَامَةِ مَا كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ یعنی نباشید مانند آن زنی که بکسلاند و بشکست ریسمان تابیده خود را از پس تابیدن و محکم آن بگردانید پاره پاره میگیرید پیمان ها و سوگند های خود را خیانت و مکر میان خودها بسبب آنکه باشد گروه غیر عهدی و پیمانی شما نفع مندتر و بهره دارتر از گروه عهدی شما بتحقیق خدا تعالی می آزماید شمارا بوفای عهد و هر آینه ظاهر کند از برای شما روز قیامت آنچیزی را که در آن اختلاف میکنید و آیت سیوم از انجمله اینست که وَلَا تَتَّخِذُوا أَيْمَانَكُمْ دَخَلًا بَيْنَكُمْ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِهَا وَتَذُوقُوا السُّوءَ بِمَا صَدَدْتُمْ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَلَكُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ یعنی و مگیرید عهد ها و سوگند های خود را را غدر و فریب در میان یکدیگر پس نلغزد قدمی در راه اسلام بعد استواری --- page 86 --- ۸۵ استواری و محکم شدن ان بچشید شما اندوه و رنج در دنیا بسبب آنکه باز بستید از راه خدا که وفای عهد است و مرشمار است در آخرت عذابی بزرگ و آیت چهارم که نهی فرموده انست که وَلَا تَشْتَرُوا بِعَهْدِ اللهِ ثَمَناً قَلِيلاً إِنَّمَا عِنْدَ اللهِ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ط و نخرید و بدل نکنید عهد خدا و رسول اورا به بهای اندک چراکه دو عالم در مقابل عظمت و بزرگی خدا اندک ست این نگاه داشتن عهد خدا بهتر است مرشما را اگر باشید که بدانید و در سوره اسری ربع اول از جزو پانزدهم بصیغه امر جازم فرموده است که وَأَوْفُوا بِا الْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولاًط یعنی و وفا کنید بعهد بدرستیکه صاحبان عهد ستند پرسید شده از وفا و نقضی که کنند پرسیده میشوند و در سوره --- page 87 --- ٨٦ مریم علیها السّلام در ربع دویم از جزو شانزدهم بسبیل تنبیه وتعلیم بدین نمط فرموده که با وجودیکه خدا غالب است وکسی ابا او مجاد[له] چون و چرا نیست بعهد خود وفا میکند پس بنده عاجز مامور را چه یارا و طاقت مخالفت است این است که لَا يَمْلِكُونَ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمَنِ عَهْدًا یعنی قدرت واختیار ندارند و نتوانند شفاعت کردن مگر کسی که گرفته باشد از نزدیک خدایتعالی عهدی ای شفاعت با یمان و توحید وکسی که عهد ده[؟] باشد خدایتعالی مخالفت نمیکند و در سوره مومنون در ربع اوّل از جزو هژدهم در مدح وفا کنندگان وعده فلاح و رستگاری ایشان در ذیل آیه قد افلح المومنون فرموده است که وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ یُحافظون --- page 88 --- يُحافِظُونَ یعنی و دیگر به تحقیق رستگار گردیدند آن مومنانی که مر عهدهای خودهارا و امانت های خودها را رعایت کنند کانند و دیگر رستگار گردیدند آن مومنانی که برنماز های خودها نگاه بانی میکنند که نه فوت میکنند و نه به نقصان ادای آنرا میکنند و در سوره احزاب ربع چهارم از جزو بیست و یکم در مذمت عهدشکنان و وعید باز خواست سوال ایشان فرموده است که وَلَقَدْ كَانُوا عَاهَدُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ لا يُوَلُّونَ الأَدْبَارَ وَكَانَ عَهْدُ اللَّهِ مَسْئُولًا یعنی سر آیه به تحقیق بودند که عهد کردند با خدایتعالی پیش ازین اینکه هرگز برنگردانند پشتهای خود را در جنگ و هست عهد خدایتعالی پرسیده شده و فاه نمودن و شکستن آن جزا می یابند و نیز در سورۀ احزاب ربع --- page 89 --- ۸۸ چهارم از جزو بیست و یکم در مدح و صفت وفا کنندگان عهد خود و وصفت مردانگی ایشانرا تعریف کرده که مِنَ المُؤْمِنینَ رِجالٌ صَدَقُوْا مَا عَاهَدُ وا اللهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ یَّنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوْا تَبْدِیْلًا یعنی از مومنان مردانی اند که راست کردند آنچیز را که عهد بسته بودند با خدایتعالی بر چیزی که جنگ کردن با کفار بود پس بعضی از ایشان وفا کردند خود را که بدولت شهادت رسید و بعضی از ایشان انتظار آن وعده را می برد و تغییر ندادند عهد خود را تغییر دادنی در سوره یاسین در ربع اول از جزو بیست سیوم حق سبحانه تعا بر سبیل تهدید و تنبیه بر جمیع بنی نوع انسان مخاطبه میفرماید که اَلَمْ اَعْهَدْ اِلَیْکُمْ یَا بَنِیْ ادَمَ اَنْ لَّا تَعْبُدُ وا الشَّیْطَانَ اِنَّهُ لَکُمْ --- page 90 --- ۸۹ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ یعنی آیا عهد نکرده ام باشما ای بنی آدم اینکه پرستش نکنید شیطانرا بدرستی که شیطان مرشما را است دشمن آشکارا وظاهر است که فرمان برداری شیطان عین پرستش شیطان است و عهد شکنی اول فرمان شیطان است که بواسطه نافرمانی حق تعالی بنده گان خدارا عهد شکن میسازد و در سوره فتح در ربع سوم از جزو بیست و ششم بر سبیل تحریص بر وفا و وعده و وعید فرموده که اِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللهَ يَدُ اللهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَن نَّكَثَ فَإِنَّمَا يَنكُثُ عَلَى نَفْسِهِ وَمَنْ أَوْفَى بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً یعنی بدرستیکه آنان که بیعت کردند ترا تحقیق بیعت کردند خدایتعالی را دست خدایتعالی یعنی قوت خدایتعالی در وفا کردن بوعده خود و دادن ثواب بالای دست اینها است --- page 91 --- ۹۰ پس هرکه بشکند عهد را بتحقیق میکند برنفس خود که ضرر آن بخود او میرسد و هرکه وفا کند بآنچه عهد کرده است بآن خدا یتعالی را پس زود باشد که بدهد او را خدا یتعالی اجری بزرگ در سوره معارج در ربع دویم از جزء بیست و نهم در مدح وصفت و فاکنندگان و وعده جنت بایشان میفرماید که وَالَّذِيْنَ هُمْ لِاَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُوْنَ وَ الَّذِيْنَ هُمْ بِشَهَادَاتِهِمْ قَائِمُوْنَ وَالَّذِيْنَ هُمْ عَلَى صَلَوَتِهِمْ يُحَافِظُوْنَ أُولئِكَ فِي جَنَّاتٍ مُّكْرَمُوْنَ یعنی نسبت به بخیل و امساک صفت هلوع کرده میشود آنانرا که ایشان امانتهای خودها را و عهدهای خود ها را رعایت کنندگانند و آنانرا که ایشان در گواهی دادن حق برپایستادگانند و آنانرا که ایشان بر نماز های خود نگاه باندا نگردد که بدین صفت ها موصوف اند در بوستان ها اند روز قیام گرامی --- page 92 --- ۹۱ گرامی شده کان ثواب ابدی بزیاده از سی و پنج آیت دیگر بدون این سی و هشت آیت کریمه که در اینجا ذکر شد در باب تاکید بر وفای عهد اشارتا و کنایتا مسطور و مشهور در قران مجید است که جمله عهدها و عقدهای شرعی و عرفی داخل حکم این آیتهای کریمه مذکوره است و اما حدیث شریف در کتاب صحیح مسلم بروایت ابو سعید خدری رضی الله عنه آمده که قال النبی صلی الله علیه لِكُلِّ غَادِرٍ لِوَاءٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرْفَعُ لَهُ بِقَدْرِ غَدْرِهِ یعنی هر غدر کننده و عهد شکننده را بیرقیست در روز قیامت که بالا کرده میشود برای او و بلند گردانید میشود بقدر کلانی غدر او تا فضيحت و رسوایی او را ببینند اهل محشر والعياذ بالله من الغدر بيان دویم در فرضيت ادا نمودن امانتها و مذمت غدر و خیانت نمودن در آن و دیگر --- page 93 --- ۹۳ از جمله خیر خواهی پادشاه مسلمان حامۀ اهل ایمان حفظ و اداء امانتهاست که رواج کارها و آسایش و امان مردمان جمله موقوف به محافظت امانت یکدیگر است چنانچه حق سبحانه و تعالی فرموده است که اِنَّ اللهَ یَأْمُرُكُمْ اَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ اِلىَ اَهْلِهَا یعنی بدرستی که خدا تعا امر کرده است و فرموده است شما را بر اینکه بسپارید امانتها را باه آن و انس رضی الله عنه گفته که قَلَّمَا خَطَبَ رَسُوْلُ اللهِ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ اِلاَّقَالَ لَااِيْمَانَ لِمَنْ لَااَمَانَةَ لَهُ وَلَادِيْنَ لِمَنْ لَاعَهْدَ لَهُ یعنی کمتر خطبه میخواند رسول الله صلی علیه وسلم مگر آنکه در خطبه میفرمود که نیست ایمان کسی را که امانت کار نیست و نیست دین هر کسی را که بعهد خود استوا نیست خصوصاً عهد و امانتی که نفع و ضرر عامۀ خلایق در ان قائم باشد غدر و خیانت نمودن در آن دشمنی آخرت و مظلمه جمیع مسلمین باید داشتن --- page 94 --- ۹۳ را برداشتن و در محشر گریبان خود را بدست عالمی دادن است پس بد بحال آن نادان گمراهی که در حوزهٔ ملک اسلام آسوده و مرقه الحال بوده باشد با آنکه بلباس ظاهری تلبیس بان دعوایش مسلمانی باشد اما از خبث باطن و فساد عقیده و کوتاهی عقل بجای نیکخواهی خیراندیشی بدخواهی و بد اندیشی اهل اسلام را شعار خود ساختہ شیوه مراوده و دوستی را با دشمنان دین مسلوک و مربوط دارد و همیشه از برای فتنه و فساد و شورش ملک اسلام آرزومند و کوشش ہوا بوده وجود نا پاک خود را مصداق مضمون این آیه کریمه بنگارد که فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى اَنْ تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ اَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ اَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلَى مَا اَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نَادِمِينَ ط یعنی پس می‌بینی تو --- page 95 --- ۹۴ کسانی را که در دلهای شان بیماری نفاق است می شتابند در دو و یاری کفار میگویند که میترسیم ما ازین که برسد بر ما انقلابی و زکا یعنی میگویند میترسیم که مسلمانان مغلوب و کفار غالب نشوند بناً ان دوستی مراوده خود را با کفار بیشتر میکنیم حق تعالی اندیشه بدشانرا باطل کرده میفرماید که پس زود باشد که خدایتعالی بیارد فتح را برای مسلمانان یا امر دیگر از نزدیک خود برای غلبه اهل اسلام شکست کفار پس بگردند منافقان از انچه پنهان داشتند در نفسهای خود از دوستی کفار نادمان پشیمانان بیان یازدهم در نیکه بدترین خیانتها خیانت کردن است در بیت المال زیرا که سبب بی بضاعتی اهل اسلام وضعف دین میشود جای افسوس حسرت است بر ان رعیتی که در اداء زکوة که امانت بیت المال و حق عامة خدمة مؤمنان است که در --- page 96 --- ٩٥ که در راه دین صرف شود از روی بخل و حرص غدر و خیانت نماید و یا بر آن عامل و ضابطی که بعد از ان که امین مقرر شود در وجوه بیت المال تفاوت و خیانت ورزد زیرا که سبب تقویت دین متین و نگاه داری ناموس اهل دین در عالم ظاهر بهمین وجوه بیت المال است که حق تعالی بحکمت بالغه خود نظام عالم را بهمین بسته و کسانی که درین وجوه خیانت نمایند ظاهرا باعث ضعف دین و بر باد شدن ناموس مسلمین و سبب تقویت دشمنان بدین میشوند پس اینچنین گناه بزرگ را بدگر گناهان کبیره قیاس نباید کرد که در قیامت باطن دین متین و شرع مبین خصم هر خاین بدانمیان چنانچه در کتاب صحیح بخاری بروایت خوله انصاریه این حدیث آمده است که قالَتْ سَمِعْتُ رَسُولَ الله صَلَی الله عَلَیْهِ وَسَلَّم --- page 97 --- ٩٦ يقول ان رجالا يتخوضون في مال الله بغير حق فلهم النار يوم القيامة يعني خوله انصاريه رضی الله عنها گفت شنيدم رسول الله صلی الله علیه وسلم که میگفت بدرستی که بعضی مردمان میباشند که تصرف میکنند در مال خدا تعالی بناحق پس مرایشانست آتش دوزخ در روز قیامت بیان دواز دهم درینکه دوستی مراوده بودن با کفار یا با دوستان کفار وکوش هوا بودن از برای فتنه و خذلان اهل اسلام کفر صریح است نعوذ بالله منها و از جمله خیرخواهی خدا ورسول و مؤمنان عدم دوستی ومراوده است با دشمنان دین خواه آن دشمنان کفار باشند یا بنام مسلمان اما در دارحرب و داخل حوزه کفار باشند چنانچه در سوره مایده در ربع چهارم از جز وششم حق سبحانه و تعالی فرموده است كه ولوكانوا يؤمنون بالله --- page 98 --- ۹۷ بِاللَّهِ وَالنَّبِيِّ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِيَاءَ وَلَكِنَّ كَثِيرًا مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ ط یعنی اگر می بودند منافقان که ایمان میداشتند بخدا و رسول او و بآنچه نازل شده است بر رسول او نمیگرفتند کفار را دوستان ولکن بسیاری از ایشان بیرونند از فرمان برداری حق و هم در سورۀ مائده در ربع چهارم از جزو ششم فرموده است که يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ط یعنی ای آنکسانیکه ایمان آورده اید فرا مگیرید یهود و نصارا را بدوستی که بعضی آنها دوستانند بعضی دیگر خود را در مخالفت شما و هر که از شما ایشانرا دوست دارد و میل بایشان کند پس بدرستیکه او نیز از جمله ایشان باشد و نیز در باب کناره گرفتن از کفار در جا --- page 99 --- ۹۸ تفسیر بیضاوی از کتاب فایق چنین نقل نموده که قومی از اهل مکه مسلمان شدند و بعد از اسلام خود نیز در مکه بهمراه کفار همان وقت می زیستند پس رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود که اَناَ بَریءٌ مِنْ كُلِّ مُسْلِمٍ مَعَ مُشْرِكٍ یعنی من بیزارم از هر مسلمان که بهمراه مشرک با قیل لِمَ یَا رَسُولَ اللهِ گفته شد که چرا یا رسول الله بیزاری فرمودی از ایشان قَالَ لَا تَتَرَایٔ نَارُهُمَا فرمود که باید که نبینند باهم آتش هر دو یعنی بی عذر شرعی انقدر نزدیکی در منزل نشیمن باین کافر و مسلمان روانيست که هر گاه آتش افروزند آن آتش را باهم ببینند ازینجا مسلمانان صادق را جای بسیار عبرت است که محض نزدیکی جسمانی بکافر سبب بیزاری رسول خدا میشود پس چه جای آنکه دوستی و محبت ایشان نعوذ بالله در دل جای بگیرد و همچنین است حکم دوستی و مراوده با کسانیکه خود را --- page 100 --- ۹۹ خود را مسلمان میشمارند و در پناه و حمایت کفار نشسته و انظار خرابی وزیر و زبر شدن اهل سلام و بی پرده گی دین سیدالانام را بسبب از خو نفسانی خودها می برند حقا که دوستی و مراوده با آن منافقان عین دوستی و مراوده با کفار و غدر و خیانت صریح در عهد و امانت خدا وند قہار است بیان سیزدهم در فرضیت امر معروف و نهی منکر و دیگ از جمله خیر خواهی مسلمانان امر بالمعروف و نہی عن المنکر است یعنی فرمودن مسلمانان یکدیگر را به نکوکاری و منع کردن یکدیگر را از بدیه زیرا که در دین اسلام امر معروف و نهی منکر بر هر کسی که علم دارد و میداند فرض است که بی علمان بیخبر انرا بداناند که حق سبحانه تعالی این امر را در قرآن مجید در بسیار جایها مکرراً فرموده و در احادیث شریفه بیان وارد شده از انجمله یک آیه کریمه اینست که وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ --- page 101 --- ۱۰۰ اِلَی الْخَیْرِ وَیَاْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَاُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ * یعنی و باید که باشد زشما امتی که بخوانند مردم را بسوی نیکی و بفرمایند بعملهای روا و منع کند از کار نامی روا و آن گروه ایشانند رستگاران و همچنین باسناد احمد و ابو داود و ترمذی بروایت ابو هریره رضی الله عنه حدیث است از رسول الله صلی الله علیه وسلم اِنَّهُ قَالَ مَنْ کَتَمَ عِلْمًا اُلْجِمَ بِلِجَامٍ مِنَ النَّارِ یعنی کسیکه بپوشد علمی را که بداند از کسانی که نمیدانند لجام کرده میشود در قیامت بلجام آتشین در دهن او و نیز در حاشیه تفسیر بیضاوی آورده که رُوِیَ اَنَّ النَّبِیَّ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ سُئِلَ مِنْ خَیْرِ النَّاسِ فَقَالَ اَمِرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَاَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ اَتْقَاهُمْ لِلهِ وَاَوْصَلُهُمْ لِلرَّحْمِ یعنی روایت است که پرسیده شد رسول الله صلی الله علیه وسلم از بهترین مردمان از روی عمل پس فرمودند که بهترین مردمان --- page 102 --- ۱۰۱ مردمان امر کنند تر مردمان است به نیکوئی و منع کننده تر ایشان از بدی و پرهیزگارتر ایشانست مرخدا یرا و پیوند کندتر ایشان با خویشان و قریبان خود بیان چهار دهم در تفصیل جزئیات خیرخواهی نمود اهل اسلام با یکدیگر و دیگر از جمله خیرخواهی و خیراندیشی مسلمانان بحكم آیه کریمه إِنَّمَا المُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ یعنی تحقیقو مومنان برادران یکدیگرند پس صلاحیت و خیراندیشی کنید در میان برادران بر جمیع مسلمانان وجب ولازم است خیر خواهی و خیراندیشی دینی و دنیائی یکدیگر را کردن و بغم همدیگر غمگین و بشادی همدیگر شاد بودن و پاس حقوق و تعظیم و حرمت یکدیگر را داشتن و در روا حاجات همدیگر کوشش نمودن و دعواها و مخاصمات یکدیگر را بعدا و نصف اصلاح نمودن و حق همسایه و صله رحم را نگهبانی نمودن --- page 103 --- ۱۰۲ در خرید و فروش و سایر معاملات با یکدیگر جوانمردی نمودن در راست گفتن و بقدر وسع ظاهراً و باطناً با یکدیگر خیرخواه بودن و پاس خاطر یکدیگر را داشتن این جمله داخل نصح و خیر اندیشی است که مسلمانان بر یکدیگر حق دارند که رسول الله صلی الله علیه وسلم بیعتی که از اصحاب کرام در بر پا داشتن نماز و دادن زکوة میگرفت در نصح و خیراندیشی مسلمانان نیز همچنان بیعت میگرفت چنانچه در صحیح بخاری از جریر بن عبدالله بجلی رضی الله عنه باسناد صحیح این حدیث روایت شده است که قَالَ بَایَعْتُ رَسُوْلَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَلَى إِقَامِ الصَّلوةِ وَإِيتَاءِ الزَّکَوةِ وَالنُّصْحِ لِكُلِّ مُسْلِمٍ بیعت کردم رسول الله صلی الله علیه وسلم را بر پا داشتن نماز و دادن زکوة