{"book": "adl1170", "page": 1, "text": "Afghanistan Digital Library\n\nadl1170\n\nhttp://hdl.handle.net/2333.1/905qfw2t\n\nThis is a PDF version of an item in New York University's Afghanistan\nDigital Library (http://afghanistandl.nyu.edu/). For more information about\nthis item, copy and paste the \"handle\" URL above into a web browser.\nWhen referring to or citing this item please use the \"handle\" URL\nand not this document or the URL from which you downloaded it.\n\nAll works presented on New York University's Afghanistan Digital Library website are, unless\notherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely\nreproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\nNYU Libraries, Digital Library Technical Services, dlts@nyu.edu"}
{"book": "adl1170", "page": 2, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl1170", "page": 3, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl1170", "page": 4, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl1170", "page": 5, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl1170", "page": 6, "text": "سید جمال الدین افغان\n\nمؤلف :\n\nغلام جیلانی اعظمی\n\nاز نشریات انجمن ادبی\n\nمطبعه عمومی"}
{"book": "adl1170", "page": 7, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl1170", "page": 8, "text": "از نشریات شعبۀ نشریات\nنمرۀ عمومی ( ۱۰ )\nنمرۀ خصوصی ( ٩ )\nسید جمال الدین افغان\nتألیف:\nغلام جیلانی اعظمی معاون اول انجمن ادبی (پشتو تولنه)\nاز شعبۀ نشریات نشر شد\nکابل - ۱۳۱۷ - مطبعۀ عمومی"}
{"book": "adl1170", "page": 9, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl1170", "page": 10, "text": "تصویر علامهٔ شرق حضرت سید جمال الدین افغان\nکه در موقع سکونت شان در مصر برداشته شده بود"}
{"book": "adl1170", "page": 11, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl1170", "page": 12, "text": "يك نابغۀ شرق\n\nبايد مشرق و شرقيان و قرن نوزده بخود مىباليدند\nكه بمقابل سير حوادث و قضاياى خانه خراب كن و نفوذ\nجهانگيرى خارجى آنعصر ؛ خاك مستعد و سرزمين\nلايق و كوهسار مركزى مشرق زمين براى انتباه ورهنمونى\nاهالى مشرق بهترين فرزندى را مثل علامۀ روزگار سيد\nجمال الدين افغان پرورش داده و بمقابل حوادث مشومۀ\nآن روزه و تعين خط حركت آتيه بميدان مبارزه و دفاع\nحاضر آورده بود .\nدر موقعيكه اين نابغۀ دهر و علامۀ روزگار يعنى سيد\nجمال الدين افغان دوره هاى صباوت حيات خود را بكوهسار\nبلندطى و هواى لطيف وطن را استنشاق مينمود؛ هنگا ميكه\nدست قدرت او را براى بزرگى و عظمت تربيه و نور\nخرد و جوهر عقل در قلب و دماغ او تكوين مىيافت خاك"}
{"book": "adl1170", "page": 13, "text": "(۲)\n\nمشرق تعزیه بزرگی داشته اولاد مشرق بخون خود آغشته بودند . تورك و ایران در زیر آتش بیداد سلاطین و رقبای خارجی خود میسوخت ، مصر و سودان و هندو بلوچستان و ترکستان منكوب استعمار و پامال استیلای عناصر اروپائی شده بود.\nوطن سید جمال الدین افغانستان باثر نفاق حکام و شهزاده گان خود بحالت دهشتناکی دو چار بوده گاهی ذلیل محاربات داخلی و اوقاتی هم معروض حملات خارجی میگردید.\nمخصوصا در ان عصر که اهالی مشرق غافل از مجاری عصری و روش پولتيك زمانه بوده و در اثر جهل وسیله کامیابی خارجه و بربادی خود را خودشان تهیه میکردند مکروب این مذلت و خواری در تن بیمار خاك مشرق بیشتر کسب قوت و شدت مینمود.\nنفاقهای مذهبی و اختلافات قومی هندوستان کشیدگی های دول تورك و ایران و افغانستان منازعات حکام"}
{"book": "adl1170", "page": 14, "text": "(۳)\nبخارا و دیگر ولایات ترکستان و بالاخره هزار نوع\nبد بختی دیگر فتنه عظیمی در حیات و اخلاق مشرقیان تولید\nکرده افق مشرق آنوقته را بکلی تیره و تاريك ساخته بود .\nدر چنین موقع خداوند متعال از اقبال مشرقیان افتابی را\nپدید آورد که اشعه فضل و معرفت و لیاقت او زوایای سیاه\nو تاریك خاك مشرق را روشن و از حرارت افکار\nفرمایشات او روح افسرده مشرقیان را زنده و برومند\nساخت .\nاز ان زمانه به بعد جنبشی در زنده گی و آثاری\nاز بیداری درین قاره عظیم پیدا شده اقوام مشرقی یکی\nبعد دیگر سری از بستر خواب برداشته و قدری بهوش آمدند .\nزمانه عصر حاضره بیستم اينك آب و هوای مساعد\nو بهتری را حاضر کرده و دارد دانه هائیکه بدست\nسید جمال الدین در مزرعه آمال مشرقی ها کشته شده آنرا\nخوبتر پرورش و بار آور نماید ."}
{"book": "adl1170", "page": 15, "text": "(٤)\n\nگرچه حوادث میشومهٔ گذشته تاهنوز با آثار و رشته\nهای جنبيهٔ خود در سر زمین مشرقی عرض وجود می نماید ،\nولی علایم و آثار موجوده‌و روح بیدار وافکار جوان عناصر\nامروزی مشرق زمین موقعی برای ابقای تار و پود جولائی\nآن باقی نگذاشته بلکه مشرق جوان و مقتدر فعلی در\nمقابل هجوم و استیلای بد بختی ها وامراض مزمنهٔ سابقه\nمائل است داخل اقدامات و مبارزه شده و با اسلحهٔ که\nقبلاً سید جمال الدین آنرا تهیه کرده دفاع از حقوق ،\nاز نوامیس از اوطان خود نمایند ، همچنان فرمایشاتیکه\nسید جمال الدین راجع باخلاق باجتماعیات و تمدن ، و تنو رو\nغیره فرموده آنهم در خاطره ها موئید ومحرك واقع شده\nو براى يك استقبال روشن و معقول مشرقيان را بتعين يك\nخط حركتى براى مقابله با موانع و مشكلات حيات\nحاضره وا دار می نماید .\n\nظهور جنبش روحی و اخلاقی و تبدلات و تحولات مدنی\nوعرفانی و سیاسی در مرور سی چهل سال گذشته بین"}
{"book": "adl1170", "page": 16, "text": "(٥)\n\nطبقات مشرق بهترین شاهد مطلب ومقدمۀ مدعاست که\nوجود این نهضت تا يك موقع نزدیکی در آتی هم میتواند\nاسباب امیدواری نسبت بسعادت و کامیابی مشرقیان واقع\nشده و يك سعادت وخوش بختی بر جسته ومستقیمی را حاضر\nوتامین نماید . اکنون مشرق را باسعادت آتیه اش در نظر داشته\nمیرویم بچگونگی حیات این فرزند نامی مشرقیان نظر اندازیم :\nتاریخ تولد :\nسید جمال الدین افغان بن سیدصفدرشاه کنری در سال\n١٢٥٤ هجری مطابق ١٨٣٨ میلادی در قریۀ اسعدآباد\nکنر جلال آباد سمت مشرقی کابل قدم بعرصۀ شهود گذاشت.\nولادت این نامور بزرگ عیناً مصادف با سالیست که شاه\nشجاع الملك در هند معاهدۀ دوستانه را با حکومت برطانیه\nامضا کرده و بتائید قشون آن دولت عازم استرداد تاج\nوتخت خود بافغانستان شده بود وعیناً در همین سنه اعلیحضرت\nامیر دوست محمد خان به تخت سلطنت در کابل جلوس"}
{"book": "adl1170", "page": 17, "text": "(٦)\n\nنموده بود که بسال دوم این تاج پوشی سنه ١٢٥٥ حادثه\nبزرگ استیلای خارجی و دفاع ملی شروع میشود.\nاز همین سنه به بعد حدوث واقعات شوم فضای با صفای\nمملکت را تیره تاريك ساخته افكار وحواس عموم طبقات\nممتازهٔ ملت را بخود مشغول میسازد.\nدر اثر حدوث همین تیره گی وتوالی آن است که یك\nعده وقایع و سوانح خصوصیهٔ رجال بزرگ و اشخاص\nنامی آنوقتهٔ ما در تاریکی و زوایای فراموشی مانده صرف\nمورخين ما قدرت قلم خود شان را بتوضیحات و كار نامه های\nرجال حربی ما مصروف میدارند حتى مسائل جنگ دوران\nوجوشش خون را در عروق حميت وشرايين غیرت محررین ملی\nآنقدر بشدت جاری کرده بود که سوای حوادث جنگ\nاز سوانح مفصل وحالات خصوصی زندگانی بعضی ناموران\nحربى ما هم مثل نواب محمد زمان خان ، سر دار سلطان\nاحمد خان ، امين الله خان لهو گردی ، محمد شاه خان\nغلجائی وغیره صرف نظر فرموده اند."}
{"book": "adl1170", "page": 18, "text": "(۷)\n\nولی بودند حساسین و علاقه‌مندانیکه با وجود حوادث\nمشومه و فساد محیط آنروزه تذکاری بافتخار برجسته\nگان و نوابغ وطن در آثار ویاد داشت‌های خصوصیه\nویا در صفحات تاریخ وقایع با دوار زنده‌گی خود در مطبوعات\nداخله و خارجه ثبت نموده و با وجود معاذیر و موانع محیط\nکه عناوین آن نوشته بخون و حاوی پریشانی‌ها و بدبختی\nهای گوناگون است از ضبط و درکش صرف نظر کرده نتوانسته\nاند که این مجاهدت وجوان مردی محررین گذشته ما از\nنقطۀ بی‌سوادی محیط آنروزه و تنهائی و بی‌سرو سامانی حیات\nشخصی شان قابل قدر و امتنان میباشند .\nگرچه راجع بحالات پر افتخار نابغۀ قرن نوز دهم\nسید جمال‌الدین در قسمتیکه حیات خارجی ویرا تصویر و توضیح\nبتواند ملل قدرشناس خارجه مخصوصاً محررین شهیر انگلستان\nوفرانسه، مصرو و تور کیه مقدمات مفصلی نوشته و روح آنمر\nحوم را از هر گونه نگارش مکرر مستغنی ساخته اند ولی\nدر قسمت حیات خصوصی و واقعات داخلی مرحوم که خارجی‌ان"}
{"book": "adl1170", "page": 19, "text": "(۸)\n\nتا يك اندازه نا آشنا ر خود سید جمال الدین هم نظر\nبمقصد بلند شرق خواهی و خیالات عالیه انسانیت دوستی از\nتفصیل مطالب شخصی در آثار خود نپز داخته و خود داری\nفرموده اند . باری برای اولاد قدر شناس اينخاك لازم\nافتاد که محض اثبات مدعای قیمت و قابليت خاك پاك وطن\nو ذکر خیری بقدر دانی از ین فرز ند نامی وطن تذکری نموده\nو نخست در ردیف شرح حال باقی رجال تاریخی مملکت\nوقایع حیات این مرد بزرگ را مقدم سازد.\nحالات صباوت:\nسید جمال الدین از بد و مولو دالی انقضای مر حله هشتمین\nسن شریفش در کنف حمایت و تربیت آغوش پدر نيك سیر خویش\nدر کتر جلال آباد متوقف و از فیض علاقه و صحبت او استفاده\nمیفر مود .\nهوش سر شار ، و ذکای فوق العاده و استعداد فطرت"}
{"book": "adl1170", "page": 20, "text": "(۹)\n\nبزرگ و عالی وی مساعد بود که با آن سن كوچك بقدر جوانان\nبزرگ وعاقل از پدر استفاده نماید.\nقضایای مؤلمه جنگ و دفاع وطن و پریشانی های داخله\nبجناب سید صفدر هم اجازه نمیداد که زاید از ین موقع یافته\nو در باره تربیت و تعلیم سید جمال الدین اقداماتی بکار برد.\nبالاخره در سال ١٢٦٢ هجری که دفاع ملی بموفقیت\nانجامیده و اعلیحضرت امیر دوست محمد خان دوباره باریکه\nشاهی جلوس نموده و افق سیاست هندو افغانستان روشنی\nپیدا کرد اتفاقاً در اواسط همان سنه مردم مركى خيل\nمشرقی واهالی اشپان آنجا شورش آغاز بدند وضمناً پاره\nاقداماتی دایر بمطالب جنگ وجهاد از طرف کنری ها\nمحسوس می شد که شاید در ناحیهٔ نفوذ واقتد ار وا عتبار\nسید صفدر این مسئله بی علاقه نبود؛ اعلیحضرت امیر کبیر\nکه بخیالات عالی سید صفدر و بحیثيت بزرگش آشنا بود فوراً\nوی را با اهل و بيتش بكابل جلب و جايداد و ملك مزروعی"}
{"book": "adl1170", "page": 21, "text": "(۱۰)\n\nقریه اسعد آباد کنروی را در محل مصادره آورده بتوقف\nکابل وترك مراوده با کنر او را محکوم ولی بقد ر مداخل\nسالانه جایدادش از طرف حکومت وسایل معاش او را\nاجراء میفرمود تا سید صفد ر محتر مانه بکابل زیسته و از توقف\nکنر نظر بمراعات نزاکت اوضاع سیاست خارجی\nصرف نظر نماید .\nسید صفدر پس از وصول باین حیات نوین و توقف کابل\nکه از هر جهت آسوده و برای تربیۀ فرزند عزیز\nخویش موقع داشت لهذا از مبادی تشریف آوری\nو اقامت بکابل شروع به تعلیم سید جمال الدین نمود .\nآغاز تعلیم سید جمال الدین از همان سال ١٢٦٢ میباشد\nکه شخصاً پدر مغفور ش معلم و مربی او بوده از بد واقامت\nكابل الى سال ١٨٧٢ سیدجمال الدین در اثر توجه وی\nمساعی جمیله پدر و حسن ذکاوت و استعداد قابل خود\nمقدمات علوم فارسی وعربی و بالاخره فقه ، اصول ؛"}
{"book": "adl1170", "page": 22, "text": "(۱۱)\nتفسیر و صرف و نحو، منطق، حکمت، ریاضی قدیم\nقسمتی هم از تاریخ و ادبیات را تحصیل و تکمیل فرمود .\nاز حسن اتفاق درین سالی که سیدجمال الدین بمر حلهٔ\nسن هژ ده میرسد و از دورهٔ تحصیل فراغت می یابد\nاعلیحضرت امیر دوست محمد خان عازم مسافرت قندهار\nگردیده و جناب سید صفدر را با عطای جایداد و املاک\nسابقهٔ اسعد آباد او مسرور و با مصارف راه و بخشش\nو محبت تمام بطرف مشرقی مرخصش میفرماید .\nسید جمال الدین بعد از مرور ده ساله اقامت کابل\nدر معیت پدر محترم خود عازم کنر شده و از ملاحظهٔ\nآنر زمین مسقط الرأس خیلی مسرور بود ولی چندی طول\nنکشید که سید صفدر داعی اجل را لبیك گفت مرگ آن\nپدر بزرگ وار اسباب اندوه وملال خاطر سید جمال الدین\nشده از حیات تنهائی وعدم مانوسیت با هالی انلاقه وتر ك\nعادت بآب و هوای کنر فکرش وادار نمود که بهند"}
{"book": "adl1170", "page": 23, "text": "(۱۲)\n\nمسافرت کرده تبدیل موقع و تبدیل اندیشه نماید .\nمسافرت اول سید بهند :\nسید جمال الدین در سال ۱۲۷۳ بعد از وفات پدر\nوانقضای چند وقفه حیات کنر رهسپار خاک هند گردید ،\nبعضی از شهرهای مختلفه هند را بطور غير معر وف سياحت\nکرده ضمناً ریاضی جدید و پاره علومیکه تازه بآن خاک\nقدم گذاشته بود آن را تحصیل و در نیمه سال بیستم\nسن شریف خود که باواخر سنه ۱۲۷۳ مصادف بود\nبمقصد تشرف بکعبه معظمه رهسپار گردید .\nبعد ادای فریضه حج وزیارت مدینه طیبه روانه شامات\nو بیت المقدس و از آنجابعر اق و از عراق به بعضی شهرهای\nفارس مسافرت و سیاحت کرده دوباره از راه کرمان خاك\nفارس وا رد بلو چستان و هندوستان شده در سال\n۱۲۷۸ هجری موقعیکه اعلیحضرت امیر دوست محمد خان\nجهة صرف موسم شتا بجلال آباد متوقف بود سید جمال الدین"}
{"book": "adl1170", "page": 24, "text": "(۱۳)\n\nوارد خاك وطن و بدر بار شاهی در جلال آباد بحضور\nشاه معرفی و در سلك مصاحبین پاد شاهی شامل گردید .\nسید جمال الدین از مبادی این مسافرت و جدائی\nاز خاك وطن تمام مدت غیبت را در خارجه به تدقیق\nمجاری امور ممالك واحوال ملل مشرقی وادراك مطالب\nمهمه پردا خته این مسافرت را استعداد وقابلیت فطری\nوحسی وی تأثیرات خوب بخشیده و انقلاب بزرگی در\nافکار و خیالات او واقع کردولی درین وهله ابداً مداخله\nدر اموریا تعاطی فکر و نیاتی بخارجیان نکرده تمام توجه\nو مساعیش مصروف کسب اطلاعات و تو سیع معلومات\nخودش بود زبان عربی و اردو را درین مسافرت با یکمقدار\nزبانهای انگلیسی و ترکی هم تحصیل کرده بود .\nآخر ا این مسافرت و آن مشاهدات ومعلومات خارجی\nبوى يك عشق وعلاقه خاصی را بخشیده وادارش نمود که\nمستقيماً بدربار سلطنت منتسب و منسلك شده و برای سعادت"}
{"book": "adl1170", "page": 25, "text": "(١٤)\nو يمتن آرزوئیكه دارد باجرای آن نایل شود .\nحضور اعلیحضرت امیر دوست محمد خان در جلال آباد\nتشریف داشت و خبر حمله سردار سلطان احمد خان مرحوم\nبفرا بحضورش رسید ، امیر كبیر در سال ١٢٧٨ بعزم\nدفع وی از جلال آباد عازم كابل ورهسپار قندهار گردید .\nسید جمال الدین نیز در سلك ندیمان خاصه بمعیت وی عازم\nقندهار ومیل داشت درین مهم بهترین خدمت فكری خودرا\nبحضور شاه موصوف ابراز نموده باشد خوشبختانه در اثر\nتدابیر و افكار بر جستهٔ وی بدون اینكه زحمت مداخلهٔ\nحرب عاید بشخص امیر كبیر شود با دران واقعه محاربه\nو خون ریزی بعمل آید عساكروسر داران امیر كبیر بدون\nجنگ به تصرف شهر فراه واخراج سلطان احمد خان مرحوم\nموفق گردیدند.\nموقعیت سید جمال الدین درین سفر مخصوصاً درین مورد\nبدربار نفوذ و بلندی حاصل كردزیرا سردارسلطان احمد خان"}
{"book": "adl1170", "page": 26, "text": "(١٥)\n\nكه يك ذات رشيد ويك سردار معروف افغانستان بود هرگاه\nبه تسخير قندهار موفق می شد بزرگترين صدمه به حكومت\nامير كبير رسانده مى توانست .\nپس از حدوث اين واقعه كه امير كبير به تنظيم واداره\nمحالات فراه وغيره مصروف بود سردار سلطان احمد خان\nمرحوم باز دوم بهرات از راه فارس حمله كرده آن\nشهر را از تصرف عمال امير كبير خارج ومتصرف گرديد .\nسيد جمال الدين كه درين امر دست واغراض پولتيك\nناصر الدين شاه فارس را شريك وشامل مى دانست رفتن امير\nكبير را بسرعت طرف هرات تجويز وتسخير هرات را بزودى\nالزام كرده امير كبير روانه هرات شده شهر را بمحاصره\nانداخت ولى در اغاز اين محاصره عمر سردار سلطان\nاحمد خان سپرى شده برحمت ايزدى پيوست وسردار\nشهزاده خان پسرش چندى محاصره را طول داده آخر\nامير كبير آنشهر را به غلبه وقهر فتح وبهان روز داخل شدن\nبشهر وفات نمود."}
{"book": "adl1170", "page": 27, "text": "(١٦)\nبعد وفات اعلیحضرت امیر دوست محمد خان مرحوم\nدر هرات چون شهزاده ها و اولاد آن پادشاه يك عده\nزیاد و غالب شان داو طلب سلطنت بودند و این واقعه\nنظر بحالت مریض و نزار وطن بلطمات شدیدتری بصحت\nاو وارد می نمود لهذا سید جمال الدین که از جملة اولاد\nامیر کبیر از نقطهٔ استعداد ولیاقت و قابلیت فقط خلعت\nسلطنت را بوجود امیر شیر علیخان مغفور و امیر محمد\nاعظم خان مرحوم زیبنده میدید و این دو شهزادهٔ عالی\nمقام هم بلیاقت و کفایت خود مغرور بوده\nو نمیتوانستند از حق خود نسبت بدیگر خود صرف نظر\nنمایند لابد مسئلهٔ انتخاب را دو چار زحمت می ساخت.\nسید جمال الدین نظر بتمایل سرداران پر نفوذ که ممکن\nبود آنها هم مصدو حرکتی برخلاف رضای خود شوند بهر\nوسیلهٔ که توانست امیر محمد اعظم خان را وادار به بیعت\nامیر شیر علی خان ساخته وان شهزاده را اجازه نمود"}
{"book": "adl1170", "page": 28, "text": "(۱۷)\n\nکه خود شخصاً از باقی رجال کشوری وعساکر بیعت گرفته\nبامیر شیر علیخان تسلیم نماید .\nوالحاصل اعلیحضرت امیر شیرعلیخان در سال ۱۲۷۹\nدر هرات بمسند سلطنت تقرر گرفته سید جمال الدین را مشیر\nاول ومصاحب خاص خود مقرر فرمود .\nولی متاسفانه تحريك و اغراض بعضی ها امیر محمد اعظم\nخان را ازین اتحاد منصرف ساخته عازم شد که قبل از\nحرکت امیر شیر علیخان بکابل آمده و پای تخت را\nمتصرف شود بنابر ان روانه کابل گردیده ولی در نواحی کابل از\nطرف عمال امیر شیر علیخان مدا فعه شده از تسخیر کابل\nمنصرف و از راه لهوگرد بسمت جنوبی که جایـداد\nعهد شهزاده گی او بود منزوی گردید .\nاعلیحضرت امیر شیرعلیخان با سید جمال الدین ودیگر\nمستخدمین شاهی عازم ووارد کابل گردیده متمکن تخت\nشاهی شد رجال معروف را بکارها مقرر و ازان"}
{"book": "adl1170", "page": 29, "text": "( ۱۸ )\n\nجمله از نقطه نظر خدمات ونفوذ قومی که محمد رفیق خان\nلودی داشت او را وزیر اول قرار داده ولی مرتبه عزت\nواحترام سید جمال الدین بحضورش بالا تر از ان بود\nمحمد رفیق خان لودی از موقعیت خود نسبت به نفوذ واقتدار\nسید جمال الدین اطمینان کاملی نداشت لهذا درصدد بود\nکه صدمه به موقعیت سید جمال الدین وارد کند.\nسید جمال الدین با اینکه رقابت شخص مقتدری را\nمثل محمد رفیق خان نسبت بخود احساس می کرد ولی از\nنقطۀ نظر فطرت بلند و خیالات عالی به آن اعتنائی نداشته\nتمام توجه ومساعی اش مصروف آن بود که کاری بمفاد\nوطن کرده وتوجه اعلیحضرت امیر شیر علیخان مرحوم را\nباجرای آن معطوف سازد .\nلهذا در اثر تشویق ورهنمائی های خیراندیشانه سید\nجمال الدین بود که اعلیحضرت امیر شیر علیخان به نشر جریده\nمعروف « شمس النهار » موفق شده وچند نمره انرا در تمام\nولایات داخله وخارجه انتشار داده بود که این جریده"}
{"book": "adl1170", "page": 30, "text": "(۱۹)\n\nتا چندی دوام ورزیده .\nهمچنان دیگر کارهای بزرگی را اساس و بنیاد گذاشته\nبود که بعضی از انها در عهد توقف سید جمال الدین\nوقسمتی هم پس از هجرت سید جمال الدین از طرف\nاعلیحضرت امیر شیر علیخان مغفور به محل اجرا رسانیده\nشد که ما از جزئیات آن صرف نظر کرده بذکر اثار\nبزرگ آن اکتفا می ورزیم :\nامور دربار بصورت خیلی عالی و مطابق سلیقۀ دربار شاهان بزرگ\nتنظیم گردید عساکر خیلی مرتب و منظم و نظیر آن در بعضی بلاد\nمشرقی کمتر دیده شده بود بايك تعداد کافی تشکیل گردید\nمکتب های عسکری و کشوری تأسیس شده شفاخانه بیطار خانه\nپوسته تأسیس و تکت پوستی طبع شد تسطیح راها و احداث مسافر\nخانه ها در عرض طرق مسافرت برپا و تعمیر شد کابینۀ وزراء\nالقاب وعناوین صاحب منصبان عسکری و کشوری با سامی\nزبان افغانی وضع شد شهر جدید شیرپور احداث گردید\nولی بخت برای افغانستان مساعدت ننمود که آن پادشاه"}
{"book": "adl1170", "page": 31, "text": "(۲۰)\nبزرگ افغانی موسسات خودرا با کمال رسانیده واستفاده\nبوطن کرده می شد هم چنان تنظیم تجارت وروابط با خارجه\nصورت گرفته سیدجمال الدین میل داشت هر چه زود تر\nافغانستان بصورت دول معرو فه داخل اتحاد ومراودات\nباد ول خارجه شود که این مقصد او در اواخر حکومت\nاعلیحضرت امیر شیر علیخان آغاز شده نماینده های بعضی\nدول همسایه هم بکابل حاضر شده بودند ،\nبهر حال درآغاز کارزوائی که سیدجمال الدین بتمام نفوذ\nوقدرت داخل کار شده ونفوذ احکام وعملیات وی بی مانعی مجری\nبود این مسئله اسباب تر د دو پریشانی محمد رفیق خان لودین را\nفراهم کرده مزی الیه از در مخالفت علنی باسید جمال الدین\nروبروو بهر وسیله که توانست اسباب انزجاز او را فراهم آورد.\nاعلیحضرت امیر شیر علیخان با همه صفات ممتازه که داشت\nولی در عین حال نفوذ سر داران وعمال بزرگ دولت خودرا\nازخود دفاع کرده نمیتوانست چنانچه در ا و اخر حال\nحکومتش همین رافت قلبی اسباب جسارت خدام او شد ."}
{"book": "adl1170", "page": 32, "text": "(٢١)\n\nشیرازه حکومتش از هم گسیخت.\nبهر حال سید جمال الدین از اوضاع محمد رفیق خان بکلی مأیوس شده بعنوان مسافرت موقتی از حضور شاه اجازه گرفته و عازم هند گردید.\nمسافرت دوم سید جمال الدین به هند\n\nدر سال ١٢٨٢ سید جمال الدین عازم هند شده از طرف حکومت هند خیلی پذیرائی مجلل گردید و او را منحصر أ نظر بافکار بلندش در يك نقطه که خواه پنجاب بود یا میل داشت بدیگر جا مسافرت نماید پذیرائی کرده تحت مراقبت میداشتند.\nولی بعد از تشریف بردن سید جمال الدین از خاک وطن اوضاع داخله ملك در اثر حملات متواتر امیر محمد اعظم خان و برادر و برادر زاده اش مختل شده اسباب پریشانی کار امیر شیر علیخان مرحوم فراهم شد حتی امیر محمد اعظم خان از راه شمال مملکت حمله بکابل آورده امیر شیر علیخان را منهزم و کابل را متصرف شده برادر بزرگ خود محمد افضل خان"}
{"book": "adl1170", "page": 33, "text": "(۲۲)\n\nرا پادشاه گردانیده و محمد رفیق خان لودی را بقتل رسانید.\nامیر شیر علیخان مرحوم بعد هزیمت کابل بقندهار\nتشریف برده یکعده قشون قومی تهیه و عازم شد که حکومت\nخود را دوباره تصاحب نماید ولی امیر محمد اعظم خان\nمرحوم بعزم دفاع روانه قندهار شد ، از واقعات\nمذکوره که سید جمال الدین در هند مطلع گردید فوراً\nاز راه چمن و کویته خود را بقندهار رسانیده و چون\nدوباره تبدیل سلطنت افغانستان را موجب خونریزی\nویربادی وطن عقیده داشت لابد از امداد امیر\nشیر علیخان منصرف و بتائید اعلیحضرت امیر محمد اعظم خان\nشامل و همکار وی گردید .\nامیر محمد اعظم خان و سردار عبدالرحمن خان برادر\nزاده اش شکست بقشون اعلیحضرت امیر شیر علیخان داده\nبا سید جمال الدین عازم کابل گردیدند.\nبعد ورودشان امیر محمدافضل خان فوت شده امیر\nمحمد اعظم خان جانشین او گردید و سید جمال الدین را"}
{"book": "adl1170", "page": 34, "text": "(۲۳)\n\nوزیر اول خود مقرر داشته کار ها را بر وفق میل وارادهٔ\nاو آغاز کرد . سید جمال الدین ازین پادشاه امیدزیادی\nراجع باصلاحات مملکت مینمود چه حقیقتاً این پادشاه عیناً\nصفات بزرگ منشی رامثل اعلیحضرت امیر شیر علیخان\nمرحوم دارا بود ولی قوت قلب وارادهٔ قوی رازیادتر داشت\nدرین حال که اعلیحضرت امیر شیر علیخان بهرات\nرفته هنوز از مسئله تاج وتخت منصرف نشده بود و ضعیت\nمحیط خیلی خطرناک و تیره مینمود چه احتمال جنگ\nوخون ریزی میرفت سید جمال الدین هم که خوبتر بطبیعت\nاین دو پادشاه مانوس بود از آیندهٔ اوضاع نامطمئن و چاره\nجز توکل نمیدید.\nتا اینکه دوباره اعلیحضرت امیر شیر علیخان\nبتائید فرزند خود امیر محمد یعقوب خان\nمرحوم قندهار را دوباره تسخیر و از انجا عازم\nکابل شده کابل را نیز فتح وبسریر سلطنت جلوس فرمود '\nامیر محمد اعظم خان فرار خاک فارس گردید . درین"}
{"book": "adl1170", "page": 35, "text": "(٢٤)\n\nموضوع سيد جمال الدين متوقف كابل بوده دوباره مورد\nپذیرائی در بار شد و هم امیر شیر علیخان مرحوم نظر\nباحترام افکار بلند و خدمات گذشته او مصدر اوضاع\nناخوب باوی نشده او را بحال خودش وا گذاشت .\nچون سید جمال الدین ازین هرج و مرج داخلی و اوضاع\nدلخراش محیط دیگر امیدی بآینده وطن نداشت و هم\nسر چشمه بد بختی های داخله وطن را ناشی از تصادم\nاوضاع پولیتیك خارجه میدانست در صدد شد که وجود\nخودش را بوطن مهمل نگذاشته پس ازان بحیثیت\nعمومی برای همه ملل مشرقی وخاك مشرق خدمت نماید .\nلهذا باین قصد و نیت که سعادت آینده و امنیت\nآتیه افغانستان وطن خود راهم در قبال خوشبختی و امنیت\nعمومی مشرق عقیده میکرد از حضور شاه اجازه مرخصی\nبعنوان تشرف کعبه در خواست نمود .\nاعليحضرت امیر شیر علیخان این در خواست او را\nپذیرفته بشرطیکه دوباره نزد امیر محمد اعظم خان که"}
{"book": "adl1170", "page": 36, "text": "(٢٥)\n\nمتوقف خاک فارس بود و باید سید نزداو نرود از و وعده\nگرفته و بعد پول مصارف راه و اجازه مرخصی بوی داد\nسید جمالدین در اواخر سال ١٢٨٥ عازم مسافرت\nخارجه از راه هند گردید در سال ١٢٨٥ هجری قمری\nسید از کابل روانه هند گردید ، حکومت هند از وی\nپذیرائی و استقبال مجللی نمود ، منزل عالی و همه گونه\nوسائل راحتی برای وی تهیه کردند ولی چون حکومت\nمشارالیه شخصیت بزرگ و خیالات بلند او را میدانستند\nلهذا دائره آمیزش و تعلقات ویرا بآهالی بومی آنجا محدود\nو پس از اقامت یکماه وسائل سفر وحرکت او را آماده\nنمودند .\n\nسیدروانه سویس گردیده از انجا بمصر تشریف برد ،\nمصر بآن تازه گی تحت استیلای اقتصادی حکومت برطانیا\nدر آمده بود سید در جامع ازهر اقامت گزین شده حوضه\nدرسی قایم وطالبین مصری بوی مراجعه نمودند ."}
{"book": "adl1170", "page": 37, "text": "(٢٦)\n\nفضلای مصری بصحبت او مرتباً حضور یافته از وی\nدر مضامین مختلفه کسب استفاده می نمودند .\nسید اوقات خود را آنقسم بساعات مخصوص تدریس\nطلبه ، صحبت فضلاء وشایقين مجلس وعظ و مباحث مذهبی\nو سیاسی ساخته بود .\nسید مخصوصاً از جملۀ تلامیذ و دوستان خود عده\nرا که مستعد تر میدا نست به تنویر افکار وتنقیح اذهان\nشان میکوشید تا برای آینده مصر کفایت و لیاقتی بسزا\nداشته باشند همچنان در محضر عامه از معایب جهل ونواقص\nاداره مملکت از ضرر سلطۀ اجنبی بوسیله خطابه ها تنقید\nو اذهانها را بآن متوجه میساخت\nآخراً از نطقهای غرا و آتشینیکه دایر بسیاست خارجه\nوسوء اداره داخله می نمود اسباب تشويش حكومت محل\nشده مترصد بودند که برای اخراج سید موقعی بدست\nآورند .\nاتفاقاً در همان روز ها کشیشی از نصرانیان مجذوب فرمایشات"}
{"book": "adl1170", "page": 38, "text": "(۲۷)\nسید شده بدست وی اسلام آورد، اقوام عیسوی مقیم مصر\nبمعارضه برخواستند ، مسلمین آنجا بدفاع قیام نمودند ، خدیو\nمصر موقع را غنیمت دانسته از طول اقامت سید معذرت\nخواست سید پس از مرور دو ماه یا کمتر در صورتیکه\nاز افاده دروس مستقیم و نطقها و خطابه های غرا و مؤثر\nخود قلوب چند بن اشخاص مستعد مصری را حساس و\nافکار شانرا منور ساخته بود بطرف استانبول مراجعه\nفرمود ، دوستان و تلامیذ مصریش مایلزم سفر او را تهیه\nو بمشایعت مجللی او را وداع کرده ضمناً بدوستان\nو منسوبین خودشان باستانبول نوشتند که مراقب خدمات\nسید بوده و از فیض حضورش استفاده نمایند ۰\nسید وارد استانبول شد بعض رجال و اشخاص آنجا نظر\nبتعرفی و توصیه مصری ها باستقبال او شتافتند ولی عالی\nپاشا صدر اعظم تورکیه که بحالات سید خوب تر سابقه\nداشت مقدم از همه باستقبال و پذیرائی سید جمال الدین"}
{"book": "adl1170", "page": 39, "text": "(٢٨)\n\nکوشیده مقام و منزل عالی و همه گونه وسائل راحتی برایش تهیه کرد .\nصحبت های چند روزه و فیض افکار و فرمایشات سید جمال الدین ، عالی پاشا ، صدر اعظم را چنان واله و مفتون ساخته بود که معزی الیه وجود آن سید عالی را بهترین مربی برای خودش یافته حتی هیئت وزرای ترکیه را نیز بوی معرفی و در سلك مخلصینش داخل کرد تا باین سلسله آخراً تمام اشراف و اعیان درجه اول ترکیه تعلق و رابطه مخصوصی به سید پیدا کرده قوه ناطقه سحر آفرین و جاذبه کلام سعادت قرینش همه را به پیروی افکار و احترامش تسلیم میداشت .\nبا اینکه در اوایل ورود زبان تورکی را کمتر محاوره توانسته و بزبان عربی صحبت میداشت ولی کمی از اقامت او نگذشته بود که در انزبان قدری ماهر شد که صفای ناطقه و بلاغت کلام و لهجه را بپایه عالی رسانید ."}
{"book": "adl1170", "page": 40, "text": "(۲۹)\n\nوزراء و اشراف تورک دایماً در مجالس سید حضور\nرسانده از فیض صحبت وی تمتع و از افکار و خیالات بلند\nاو مستفید میگر دیدند، عالی پاشاه و وزراء در غالب امور\nمهمۀ کشوری و مطالب سیاسی از وی استشاره و هدایات\nاو را محترم میدانستند.\nسید در مدت اقامت به تصحیح افکار و تنویر اذهان\nبسی اشخاص و رجال درباری و غیره میکوشید.\nوالحاصل سید افکار بلند یر ا نسبت باصلاحات مهمۀ\nامور داخلی و تنظیم اداره و تعین خط مشی سیاسی دولت\nو اصلاح معارف آنجا بدولت و اولیای امور پیشنهاد و تلقین\nمیفرمود آخراً عالی پاشاه صدر اعظم بمقصد اصلاح امور\nمعارف وی را بعضویت انجمن معارف باب عالی منصوب\nو رسمیت این مقام را از حضور سلطان برایش حاصل کرد.\nسید در مدت قلیلی باصلاحات معارف آنجا موفق شده\nويك سر و صورت تازه وجدی بآن بخشید ، طرز تحصیل"}
{"book": "adl1170", "page": 41, "text": "(۳۰)\n\nو مواد پروگرام را تغیر داده يك طريفه خاص و مواد موزون\nو معقولی را مقرر نمود ، کلاسهای فنی را ایزاد كرد ،\nدر مجامع علمیه نطق های غرا و خطابه های پر جو شی دایر\nبمطالب علمی ، صنایع ، اقتصادیات،تجارت، اتحاد مسلمين ،\nمصائب و مشكلال مشرق وغيره ایراد میفر مود .\nمهم ترین خطا به ها و کنفر انس های وی در اثر\nدر خواست رئیس انجمن علمی آنجا بود که در يك محفل خیلی\nمحتشم و بزرگ که تمام نماینده ها و مامورین دولتی واشراف\nو علمای مملکتی حضور داشت اثر ابخیلی عظمت و اقتدار ایراد\nفرموده موجب تحسین و تمجید واقع گردید .\nرفته رفته حسن شهرت وی در تمام اقطار تورکیه\nنفوذ كرده اهالی برای شنیدن خطا به ها و فرمایشات\nسید بباب عالی می شتا فتند و سید هم اوقاتی را بر ای\nافاده عموم معین كرده بلافاصله باعطای کانفرانس ها\nو اجرای مواعظه می پرداخت اهالی تورکیه واله ومفتون\nفضایل و كلام سحر آفرین سیدشده همیشه بدور او مجتمع"}
{"book": "adl1170", "page": 42, "text": "(۳۱)\n\nو از وی مدح و تمجید میکردند، خطابه های او را\n(سحر القلوب) نام نهاده بودند\nشهرت و نفوذ سید و جلب آنهمه احترامات اهالی\nنسبت بخودش آخراً آتش رشك را در قلب شیخ الاسلام\nمشتعل نمود، زیرا موقعیت و نفوذ شیخ الاسلام بكلی نزد\nاهالی ساقط شده مردم را در انجاح حوائج دینیه و علمیه\nبسید جمال الدین مراجعه میکردند و سید نظر باقتدار موقعیت\nخویش حقوق اهالی را از اتلاف صیانت می نمود لهذا شیخ\nالاسلام بهمدستی بعضی از حاسدین دیگر شاه را نسبت بسید\nمشوش ساخته وجود او را در ان سر زمین موجب فتته و مضر\nحال حكومت قرار دادند سلطان هم که هجوم احترامات\nاهالی را بطرف سید دیده و مطلع بود ازین مسئله اندیشیده\nمجبوراً از سید درخواست نمود که برای بر طرف شدن\nاجتماعات و هنگامهٔ مردم چند روزی از استانبول کناره گیرد.\nسید در اول سال ۱۲۸۷ قمری\nدوباره عازم مصر گردید و می خواست"}
{"book": "adl1170", "page": 43, "text": "( ۳۲ )\n\nدرین سفر صرف بتماشای آثار قدیمه و مبانی مهمه و تاریخی\nمصر پرداخته به مسائل آنجا تعلقی نداشته باشد و هم نمیخواست\nاقامت وی در ان مملکت زاید از چند هفته بطول انجامد\nبعد ورودش بمصر باریاض پاشا دوستی وی اتفاق افتاده\nریاض پاشاه خیلی به احترام و تکریمش کوشیده بد لجوئی\nو تشویق او بمقصد طول اقامتش صمیمانه میپرداخت تاسید\nبدون اندیشه و تشویش کما فی السابق با فاده اهل مصر\nمصروف و مملکت را از وجود خود مستفید سازد ، وسائل\nخوش گذرانی و راحت سید راهم ریاض پاشاه بدرستی\nکرده ماهواره هزار غروش مصری خرچ جیب برایش\nتعین نمود .\nسید بدو ا مدرسه علمی دایر کرده از معقولات و منقولات\nبطالبین درس میداد و عادتاً در مجامع و محافل عامه اجرای\nوعظ و خطابه هم میفرمود .\nعلاوتاً در ین مرتبه سید تاسیس یک انجمن سیاسی"}
{"book": "adl1170", "page": 44, "text": "(۳۳)\n\nو حزب ملی را برای مصر نیز لازم دانسته لہذا\nاز دانشمندان و فضلای مصری انجمنی بنام حزب وطنی\nتشکیل داد .\nمواد عدۀ پروگرام این انجمن حاوی مطالب اصلاحات امور\nداخلی و حریت سیاسی و اقتصادی مصر بود. رفته رفته موقعیت\nحزب وطنی ترقی یافته افکار تازه وجدی از آن مملکت\nنشأت نمود، مخصوصاً منافع خارجه مورد تنقید واقع گردید،\nمستر کلادستون معروف رئیس الوزرای انگلیس بمدافعه\nبرخاسته اخراج سید را از حکومت مصر تقاضا کرد، چون\nبآن تازه گی توفیق پاشاه بجای ریاض پاشاه دوست\nسید جمال الدین منصوب شده بود این خواهش را پذیرفته\nامر باخراج سید داد .\nسید در سال ۱۲۹۴ قمری روانۀ هند و با یکی از\nشاگردان افغانی خود ابوتراب نام وارد حیدر آباد دکن گردید.\nحکومت حیدر آباد از وی احترام و پذیرائی نمود، فضلا\nو شایقین عرفانی از هر طرفی بوی مراجعه و از فیض صحبت"}
{"book": "adl1170", "page": 45, "text": "(٣٤)\n\nاو مستفید میگردیدند . ضمناً سید کتاب ( نفی مذهب\nدهری ) در انجا بزبان فارسی تالیف کرد .\n\nدائرة المعارف اسلام در بحث نام نامی سید محو ا له\nیادداشت های بلنت مصنف وسیاح بریطانوی و کتاب مؤ لفه\nبراون مینویسد که : سید ازهند بامریکا رفت وچندمائی\nبرای اموختن آداب وتمدن امریکا درانجا بسر آورد\nبعداز خروج سید که حزب وطنی وسائر دوستان سید\nمتدرجاً هنگامه ضد اجنبی را بر پا کرده بودند\nدرینموقع واقعات مصر بکلی شدت پیدا کرده حکومت\nبر طانی را دوچار مشکلات ساخته بود ، حزب وطنی بمقصد\nصحت اداره امور ونظم انقلاب خود شان کتباً از سید\nتشریف آوری او را در خواست نمودند ولی حکومت بر طانی\nملتفت شده سیدرا بفوریت بکلکته جلب وتوقیف نمودند\nخبر توقیف سید بیشتر در روح احرار مصری مؤثر واقع\nشده معامله شان باخارجی بجنگ منجر شد ولی حکومت\nبر طانوی درین حال از جنگ کردن تردد داشته مجبور آ"}
{"book": "adl1170", "page": 46, "text": "(٣٥)\nبسید جمال الدین مراجعه نمود که وی این قضیه را بین\nمصر وبرطانی اصلاح نماید.\nسید زاید از مقدور مصر مقاومت شأنرا دیده و دیگر\nمنفعتی که از ان انقلاب به مفاد مصری ها تصور کرده\nنمیتوانست . لهذا چنین پیشنهاد نمود که برطانیا بعضی\nامتیازات خودشانرا که صدمه بروحیات مصر واحزاب وطنی\nرسانده بتواند آنرا لغو و به معارف مصر آزادی تمامی\nباید بخشد ، مصریها هم باین شرایط ایزاد چند مواد\nجزئی دیگر حاضر شده وبالاخره صلح بین مصر و برطانی\nقایم شد یکنفر مورخ انگلیسی در کتاب معروف خود\nکه موسوم ( بواقعات سال ۱۸۷۹ برطانیا و مشرق )\nاست حالات پرافتخار سید را بايك نگارش صاف و بی\nالایش نوشته ضمناً میگوید که : اعم از موقعیت بلند و خیالات\nعالی این فیلسوف روز گار ملل بزرگ را باحترام خود\nمجبور کرده بود مخصوصاً بملت انگلیس يك حقی دارد"}
{"book": "adl1170", "page": 47, "text": "(٣٦)\n\nزیرا در واقعات سال مذکور بین برطانیه و مصر سید جمال الدین\nبهترین کوشش را بخیر و منفعت طرفین ابراز نمود ، یعنی\nاگر برطانیا مجبور بمحاربه می شد در سیاست عمومی مشرق\nکه بآن تازه گی آشنا شده بود خساره مند میگردید\nوهمچنین اگر مصریها تن به این حرب میدادند دیگر\nنمیتوانستند قد خود را در عالم بلند کنند .\nوالحاصل پس از خاتمه یافتن وقایع مصر حکومت\nانگلیس بسید جمال الدین اجازه داد که هر جامیل دارد\nبرود ، سید از بندرگاه کلکته مستقیماً روانه لندن\nشد ، چون شرح حالات و خیالات عالی او را جراید انگلیسی\nقبلا نوشته بودند معروفین شهر ورود اورا انتظار داشته\nبوقت تشریف آوردنش از طرف معززین ولاردهای\nمعروفه و فضلای شهر و جمعیت های علمی استقبال خوبی شده\nاز طرف بلدیه شهر برایش منزل و وسائل راحتی معین\nگردید ، اهل فضل و شوقمندان علوم همواره بحضورش\nمشرف شده از وی استفاده مینمودند ، بعد سید میل فرمود"}
{"book": "adl1170", "page": 48, "text": "( ۳۷ )\n\nکه چیزی از علوم نظامی در انجاه تحصیل کند لهذا بیکی\nاز مدارس نظامی آنجا شامل شده در کمی مدت بهترین\nتحصیلی نمو ده تو انست ، عجب تر اینکه نظر یات\nو تطبیقات خود را بآن افزوده همان علوم را تا چندی باهالی\nآنجا تعلیم میداد .\nمجامع علمیۀ لندن در کانفرانس های بزرگ او را\nدعوت و با ایراد نطقها و خطابها بمقصد استفادهٔ عموم تکلیف\nمیکردند ، سید از نطقهای غرای خود که بخود زبان انگلیسی\nایراد میفر مود سامعین را مات ومبهوت فضایل وفصاحت\nخود ساخته بود . رجال معرو فۀ لندن اعم از معر وفین\nداخلی و خارجی بحضور سید تعلقات خاصی داشته اکثراً\nوی را بمنازل خود شان دعوت میکردند بآنحال سید از\nسودای مشرق آسوده نبوده با نماینده های دول مشرقی\nمقیم آنجا علایق خصوصی داشته راه ورسم پولتيك مغربی\nرا بآنها می آموخت ، از آنجمله پرنس ملکم خان معروف\nسفیر ایران بود که از فیض مصاحبت سید خیلی استفاده"}
{"book": "adl1170", "page": 49, "text": "(۳۸)\n\nكرده بايك خيالات عالى وافكار بلند بمقصد اصلاحات\nكشور فارس پيشنهادات مهمی بپادشاه و مملكت خود تسليم\nداشته آثار خوبی نوشت.\nبعد از اقامت چند وقته سيد بعزم سياحت خاك فرانسه\nاز لندن خارج شده وارد پاريس گرديد علماء و مشاهير\nفرانسه از وی احترام و پذیرائی خیلی زیادی كردند\nاتفاقاً سید در آنجا شاگرد معروف خودش «شيخ محمد عبده»\nاستاد سعد زغلول فقید را ملاقات كرد.\nسید جمال الدین در سرزمین آزاد فرانسه خوب تر\nمیتوانست خدمتی بعالم شرق نماید لهذا بعضی دوستان\nو تلامیذ مصری خود را جمع كرده بوسیله آنها باب\nمراودة الوثقی در پاریس تاسیس کرد كه يك شعبه بزرگ\nآن مطابق پرو گرام سید در مصر دایر شده مصروف\nخدمت بودند، مقصود این انجمن غالباً اتحاد مسلمین\nوآزادی مشرق زمین بود.\nمجله هم ازین انجمن در پاریس بنام عروة الوثقی"}
{"book": "adl1170", "page": 50, "text": "(۳۹)\n\nبقلم خود سید انتشار می یافت که مرتباً ۱۸ نمره\nآن بطبع رسیده در بعضی بلاد مشرقی شایع شد .\nچون این مجله مخصوصاً بسیاست استعماری حمله میکرد\nحکومت برطانیا اول آنرا در هند سخت قدغن کرده حتی\nدر بنادر عرض راه هم مورد سانسور شدید واقع گردید .\nسید برعلاوه این مجله را بمسائل پولتیکی مشرق مثل\nممالك افغانستان وطن خود و تورکیه و مصر و فارس و\nهندوستان در جرائد فرانسه مقالات مهمی میداد .\nجمعیتهاى علمی واشخاص فاضل وبزرگ فرانسه ازوی\nخیلی احترام واکثراً بصحبت او فایض شده از فرمایشات\nآن استفاده می نمودند از انجمله فیلسوف فرانسه مسیو\n«آرنست رنان» است که در نتیجه مناظرت قلمیه باو در\nجرائد بالاخره باهم آشنا و یکی از معتقدین فیلسوف\nافغانی بشمار میرفت و نیز در همین زمان بود که مشاجرۀ\nقلمی بین فیلسوف قرن ۱۹ فرانسه ار نست رنان و سید\nدر سر خطابه که اول الذکر در صوربون راجع باسلام"}
{"book": "adl1170", "page": 51, "text": "(٤٠)\n\nوسائلس ایراد نموده ضمناً عدم مساعدت های اسلام را در\nفعالیتهای علمی وفنی بیان داشته بود واقع گردید وسید\nدر خطابه وی مقاله بنوشت که اولین بار در روزنامه\nفرانسوی ژورنال دی دیبه ویکی از روز نامهای جرمنی\nاشاعه یافت ودر همین وقت بود که سید با فیلسوف مذکور\nمصاحبه نمود واو درباره سید گفت «من وقتی باین مرد\nهنر ور شرقی مواجهه شدم دوستان قدیمم ابن سینا و\nابن الرشد را بیاد آوردم و تصور کردم در مقابل ایشان\nقرار گرفته ام.\nپس ازآن دوستان و تلامیذ او از لندن بخدمت سید\nاصرار کرده عودت اورا خواهش نمودند، سید هم عازم\nلندن شده دوستان خود را ملاقات و دوباره بپاریس تشریف\nآورد بعد عازم سیاحت بعضی شهرهای معروفه فرانسه گردید.\nچون صیت شهرت سید جمال الدین افغان از ممالك\nمتمدن مغربی در شرق خوبتر و روشن تر انعکاس نمود\nشاهان مشرقی بآرزوی ملاقات وی افتادند، از آنجمله"}
{"book": "adl1170", "page": 52, "text": "(٤١)\nناصر الدین شاه ایران مقدم از همه تلگرافات متعددی\nبسید کشیده تشریف آوری‌ش را بفارس تمنا نمود، سید هم\nکه این مسافرت را بآن مملکت مطابق آمال و خیالات خود\nمیدید فوراً بخاک فارس عازم شده از راه نجد و عراق\nو اصفهان وارد طهران گردید . ناصر الدین شاه از وی\nاحترام و پذیرائی درستی کرد بعد از ملاقات و مصاحبه\nها موقعیت سید در قلب او جا گزین و در غالب امور مملکت\nخود از وی مشاوره میخواست . سید که در جمله نواقص\nامور اداره وضعیت قشونی آنجا را خیلی خراب و برهم\nیافت نخست باصلاح آن توجه می‌فرمود .\nچون مطابق اداب آنوقته اکثر خانزاده‌ها و سرادار\nزاده های خورد سال و بی تربیه در راس قطعات اردو\nقرار گرفته بودند سید غالب آنها را منفصل و مقرر\nداشت که بعد از این بدون استحقاق خدمت\nکسی صاب منصب عسکر شده نمیتواند، این حرکت خلاف\nتمایل متنفذین و درباریان واقع شده همه بر علیه سید کینه می‌"}
{"book": "adl1170", "page": 53, "text": "( ٤٢ )\n\nپروراندند تا اینکه بواسطه دسائس و نمامی خاطر شاه\nرا از وی منحرف و سید ناراض شده از راه انزلی عازم خاك\nروسیه گردید .\n\nروسیها از وی خیلی استقبال مجللی نموده مطابق حکم\nحکومت پطروگرادوی را بقطار مخصوص پادشاهی عازم\nماسکو نمودند که بعد چند روز توقف روانه پطروگراد\nگردید .\n\nقراریکه جریده افغانستان منطبعه لاهور در شرح حال\nسید مینویسد : -\n\nدر همین وقت بود که یکی از امرای دولت روسیه از سید\nاجازه ملاقات خواست و سید چون زبان روسی را تا آنوقت\nنمیدانست لهذايك هفته از ملاقات مذکور عذر خواست و در\nظرف این يك هفته زبان روسی را اموخت طوریکه درروز\nملاقات بخوبی میتوانست مرام اورا به فهمد و مرام خود را\nاظهار کند وقتیکه سید وارد پطروگراد میشد :\nاز دربار امپراطوری رجال عمده در بازی و فضلای روسیه"}
{"book": "adl1170", "page": 54, "text": "(٤٣)\n\nباستقبال وی شتافته باحترام وی را داخل عمارت دولتی\nکردند بعد از ان امپراطور او را ملاقات واز صحبت های وی\nمحظوظ شده جای راحت ووسایل خوشگذرانی او را بهاء ورین\nخود سفارش کرد ولی سید که از ان تجملات مستغنی بوده\nوسروکاری بامحافل ومجالس علمی وعرفانی داشت ازحکومت\nآن جا خواهش کرد که ویرا اجازهٔ تماشا. ومنا ظره باا نجمن\nهای آنجا بدهند حکومت خواهش او را پذیرفته سید مرتباً\nدرانجمن ها تشریف بر ده نطقها و خطابها میفرمود و راجع\nبه سیاست روسیه ومشرق نواقص خط حرکت حکومت را\nنقادی میکرد جمعی باین افکار طرفداروی شده ستایش\nمیکردند ولی سیاسیون دولتی متعرض شده خارج شدن سید را\nتقاضا مینمودند ، لابد سید روسیه را ترك كرده در سال\n١٣٠٦ هجری قمری از راه پولند وخاك جرمنی دوباره\nبپاریس عودت فرمود.\nناصرالدین شاه قارجار که در ان روزها تازه وارد پاریس\nشده بود مجاری امورآنجاوی را متأثر و از نظر یا تیکه سید"}
{"book": "adl1170", "page": 55, "text": "( ٤٤ )\n\nراجع باصلاحات مملکت او پیشنهاد می فرمود بخاطر آورده\nخیلی از رفتاری که با سید شده بود تاسف داشت تا اینکه از تشریف\nآوری سید در انجا شنیده باوی ملاقات واز ماجرای گذشته\nخیلی معذرت خواسته دوباره رفتن او را بفارس از وی\nخواهش نمود\nسید خواهش شاه ایران را پذیرفته بمعیت او روانۀ\nطهران گردید درین مرتبه شاه بیشتر باحترامش افزوده سید\nاز موقعیت بلند خود استفاده کرده برای اصلاحات اساسی\nمملکت توصیه فرمود .\nنخست انجمن بزرگی در انجا تاسیس واشخاص مستعد را\nاز علوم مختلفه درس میداد ولی روح این دروس از تربیۀ\nفکری وتنویر وازيك عده افكار عالی وطن پرستی مشحون\nبود در کمی زمان اشخاص زیادی از فارسیها بکنه مسایل\nمملکتی و مجاری اداری داخل وطن پیبرده\nبا لجمله از بین همه آن تلامیذ سید\nجمال الدین واعظ اصفهانی ، شیخ محمد خیابانی ،"}
{"book": "adl1170", "page": 56, "text": "(٤٥)\n\nرضا خان کرمانی ، اصرار موقعیت درجه اول کردند ،\nدیگر طالبین هر کدام در علوم و افکار مختلفه از ان استاد\nشهیر استفاده می نمودند . افکار تجدد پسندی در ان\nسرزمین بخوبی نشو و نما یافت کمی ازین دوره توقف\nسید نگذشته بود که شهرت فضل و لیاقتش تمام محیط ایران را\nاستیلا کرده اهالی و طالبین از جهات مختلفه بحضورش\nمیرسیدند و ضمناً کلمات برجسته و مطالب ملی از دهن\nها نشئت کرده در گوشها تاثیرات عمده می بخشید در باریان\nاز موقع استفاده کرده دوباره شروع بنمامی نمودند\nصدر اعظم فارس بهمدستی کامران مرزای نایب السلطنه\nکه بیشتر از همه به موقعیتهای خود می ترسیدند زیاده باین\nمطلب تقویت کرده خاطر شاه را نخست افروخته ساختند سید\nجمال الدین از وضعیت در باریان رنجیده بزیارت شهزاده\nعبدالعظیم طهران پنا گزین و مردمان که در انجا اجتماع\nمیکردند مقابل شان خطابه های غرا و نطق های پر جوشی\nمیفرمود که طنین انداز در تمام محیط شده بنیان ستمکاران\nرا بلرزه می آورد."}
{"book": "adl1170", "page": 57, "text": "(٤٦)\n\nآخراً شاه ایران بانهایت شدت وقهر پنجصد نفر سوران\nشاهی را فرستاده سید جمال الدین افغانی را از بست شهزاده\nعبد العظیم جلب کرده با بسی اوضاع اسف آور از خاك\nفارس خارج نمود.\nسید با تن کوفته وبيمار وخاطر افسرده ونزار در عراق\nمتوقف و دوستان و تلا میذیکه دران دیار داشت از وی\nپرستاری می نمودند .\nسید با این همه آلام ومصیبتیکه از خاك فارس ديده بود\nیأسی نداشته از طرف شاگردان خود اطمینان می پرورانید\nكه انها شاید بتوانند در ان سرزمين مصدر کاری شوند مکاتیب\nسید که پس از مفروريت باشخاص با نفوذ ایران میفر ستاد\nدر پیش رفت این عملیات می افزود مخصوصاً امتیاز تمبا كورا\nکه در ماه مارچ ١٨٩٠ حکومت ايران بيك شركت\nانگلستان دادويك منبع مهم عائدات ملت ایران را بمفاد\nخارجی و اگذار شد برای پیش رفت نظریات اصلاح طلبان\nكمك خوبی نمود بسید موقع داد تا مکتوب باحرارت\nو مهیج بمرزا حسن شیرازی اولین مجتهد قمرا نوشته"}
{"book": "adl1170", "page": 58, "text": "(٤٧)\nتوجه اور اباسراف وابذال بیت المال به دشمنان اسلام معطوف\nنماید زیرا دولت ایران اوروپائیانرا سابقاً بوسیله اعطای\nامتیازات مهمه و مال ذریعه انحصار تمبا کو گویا از حیث\nاقتصاد بر دیگران ترجیح و فضیلت میداد و سید در مکتوب\nخود در باب سوء اداره وظلم حکومت ایران مخصوصاً\nعلی اصغر خان وزیر اعظم نیز اشاره کرده برای\nبر انگیختن و مداخلت علمی این مجتهد عالی\nمقام و همراهان او در امور دولت کراراً وجوه وعلل\nمذهبی را پیش آورده نتیجه فوری این اقدام سید این\nشد که مجتهد مذکور فتوائی بر علیه استعمال تمباکو\nبتمام مسلمین (مادامیکه حکومت معاهده انحصار مذکور را\nفسخ نکند) صادر نمود تا اینکه حکومت ایران اخیراً\nمجبور گردید امتیاز مذکور را فسخ و به شرکت مذکور\nغرامت بدهد و چنانچه کمی نگذشته بود که شاگردان\nسید هنگامه وطن پرستی را در فارس برپا و اول حال\nرضا خان کرمانی در عین موضع شهزاده عبد العظیم"}
{"book": "adl1170", "page": 59, "text": "(٤٨)\nبتلافی جرمیکه بر علیه استاد محترمش رفته بود قیام و\nپس از ان سید جمال الدین ثانی یعنی جمال الدین واعظ\nاصفهانی (معروف با سدا یادی) با بك شور و جديت\nفوق العاده در مجامع و اتفاق مختلفة فارس داخل اقدامات\nبزرگ شده روح حريت و آزادی را بفارسیان میدمید\nو مطالب حقه حقوق عامه و منا فع وطن را با ها لی آنجا\nخاطر نشان و روز مره بعدۀ طرفداران وطنیت می افزود\nهمچنان شیخ محمد خیابانی بجدیت و گرمی تمام مصروف\nاین خدمت بود که اخیراً شخص مقدم الذکر در عهد\nمظفر الدین شاه و سید جمال الدین اصفهانی که در واقعه\nمخالفت محمد علی شاه قاجار با مات چون وی در رأس\nحزب وطنی قرار گرفته و مورد تعقیبات شدید حکومت\nواقع شده بود لابد بهمدان فرار کرده بحاکم آنجا\nکه از دوستانش بود متوسل شد ولی حاکم مذکور و برا\nاسیر کرده بالاخره بموجب حکم تلگرافی شاه در سال\n١٣٢٧ بقتلش رسانیدند . همچنان شیخ محمد خیابانی بجرم\nوطن پرستی بدار آویخته شد ."}
{"book": "adl1170", "page": 60, "text": "( ٤٩ )\n\nوالحاصل از اول اخراج سید در خاك فارس متوالیاً\nانقلاب ملی شروع شده در سالهای ١٣٢٦ - ١٣٢٧\nبعد ضیاع اسف ناك قتل شاگردان معروف سید جمال الدین\nافغانی مثل رضا خان وسید جمال الدین اصفهانی و شیخ\nمحمد خيا بانی و خلع محمد على شاه قاجار تأ سيس شو رای\nملی دو باره امنيت قايم وشورش تسكين گرديد\nسيد جمال الدين افغان بعد حصول صحت بموجب در\nخواست تلگرافی یکی از وزرای لندن بانگلستان عازم\nشد تلامیذ ودوستانش مقدم او را گرامی دانسته باحترامش\nمیکوشیدند حکومت هم بوی محبت واحترام کرده ازوی\nخواهش نمودند که دران مجمع بزرگ نطقی ایراد نماید\nسید همچنان نطق مؤثری ايراد فرمود كه حاضر ين\nبی اختیارانه میگریستند حکومت امر کرد آن نطق عالی را\nبالتمام نوت کرده شایع کنند .\nمستر گراهم نام انگلیس میگوید گرچه من موقع\nايراد نطق حاضر نبودم ولی سواد آنرا که در جراید"}
{"book": "adl1170", "page": 61, "text": "(٥٠)\n\nخواندم بی اختیار بمن هم رقت و گریستن دست داد\nنمیدانم در کلام سید چه سحر وروح موجود است که\nشنونده را بی اختیار واله و مجذوبش میدارد .\nآخرآ سلطان عبدالحمید سلطان ترك نامه بسید فرستاده\nتشریف آوری او را باستانبول خواهش نمود ' سید که\nباخلاق وحالات خصوصی آن سلطان مطلع بود قدری در\nرفتن تردد داشت ولی مجدداً نامهٔ سلطان بوی رسیده بنام\nدوستی اسلام ومملكت ترك آمدن وی را خواهش نمود\nسید لابد عازم استانبول وبدواً خیلی بحرارت از طرف\nسلطان پذیرائی و بمنزل عالی وكالسکه شاهی\nودیگرتحفها ونوازش شاهانه امتیاز یافت 'سید هم\nاز جمله مشاورین ومصاحبین شاهی بوده واکثراً\nبدربار سلطان مشرف می شد وهم به تربیت اشخاص صحیح\nولایق میکوشید . که اخیراً روح تربیه از شاگردان سید\nدر محیط اثر کرده ، اسباب نجات وسعادت ملت ترکیه گردید.\nوالحاصل در ان تازه گی نامهٔ از طرف ناصرالدین شاه"}
{"book": "adl1170", "page": 62, "text": "(٥١)\n\nفارس به سلطان عبد الحمید خان رسیده ویرا نسبت بسید خیلی\nمشتبه ساخته بود همچنان نظر باتیکه سید بآن تازه گی\nداخل يك اقدام بزرگ شده و بمقصد اتحاد اسلام\nو تشکیل خلافت كبرای اسلامی با سلطان داخل مذاكره\nوبملا ميز خود در ممالك اسلاميه سفارشات وآنها را بموافقت\nنظر علما و بزرگان ممالک اسلامیه راجع به این موضوع\nتوصیه کرده بود که نتیجه این مقصد چون به منفعت استعماریون\nمضر واقع میشد لهذا نمایندهای بعضی دول وهم اشخاص\nدربار عبدالحمید خان را بر علیه سید تحريك كرده و رفته\nرفته آنها قوت گرفته سلطان را بكلی نسبت بسید عصبانی\nو از دربارش منفور ساختند تا اینکه برای سید مرض سرطان\nپیدا شده ضمناً در بین دو اسمی بوی خورا نیدند سید بعد\nچند روز بستری شدن در سال ١٣١٦ قمری هجری\nمطابق ٩ مارچ ١٩٠٠ میلادی ازین جهان فانی\nبرحمت ایزدی پیوست ."}
{"book": "adl1170", "page": 63, "text": "(٥٢)\n\nاین نابغهٔ دهر پس ازینکه ٤٣ سال عمر شریف خود را بمقصد استفادهٔ بشریت مخصوصاً بآرزوی نجات و خوش بختی و سعادت مشرق صرف کرد و در راه این مقصد بسی صدمات دیده و مسافرتها نمود آخراً از دست یکی از سلاطین مشرق حیاتش فانی شده درصورتیکه مغربیان با همان مخالفینیکه سید بمقصد استرداد حقوق مشرقیان بآنها دست و گریبان بوده آنها هر زمان از ان نابغهٔ بزرگ خیلی احترام کارانه و صمیمانه پذیرائی میکردند و قیمت واقعی او را بخوبی میدانستند. سید عالی بعمر ٦٢ از جهان در گذشته در قبرستان شیخلر مرز الغی (استانبول مدفون و در چند سال قبل از طرف امریکائیهای قدرشناس مرقد مبارکش بصورت خیلی عالی تعمیر گردیده از آثار معروفه و تالیفات این نابغهٔ افغانی آنچه تا حالا بنظر رسیده و معروف میباشد این آثار است.\n\nمجلهٔ عروة الوثقی منطبعهٔ پاریس، کتاب الرد"}
{"book": "adl1170", "page": 64, "text": "(٥٣)\n\nعلى الدهرين ، مقالات جمالية البيان فى الانكليز والافغان\nمجموعة ضياء الخافقين ، تمة البيان فى التاريخ\nافغان وسوانح عمر جمال الدين ، القضا و القدر ،\nالوصية السيانة الاسلاميه ، سيد جليل افغان بر علاوه زبان\nمادری خویش غالب زبانهای ملل مشرقی را میدانست که از\nآن جمله عربی ، ترکی ، استانبولی ، تورکی ماوراءالنهر ،\nفارسی ،هندی ، بدرستی و فصاحت محاوره می توانست .\nهمچنان از زبانهای ممالک مغربی انگلیسی ، فرانسه را\nبدرجه خوب و روسی را بقدر متوسط مکالمه میکرد .\nتخصیص وی در علوم دینیه ، فسلفه ، حکمت ، ریاضیات\nپولتيك عصر ، علوم نظامی بدرجة اعلی بوده و در بلاد\nمختلفه ازین علوم درس داده وعلمای معروفه این علوم را\nدر همه جا به بر تری و فضل و لیاقت خود قانع وهنگام\nمباحثه و مناظره های علمی مات و مبهوت فرموده است .\nشرح فضايل وصفات این مرد بزرگ را غالب اشخاص\nدر ممالک مختلفه مخصوصاً فرانسه و انگلیس نوشته اند"}
{"book": "adl1170", "page": 65, "text": "(٥٤)\n\nو کتبیکه درین مورد بنظر ویاد داشت نویسنده رسیده\nقرار آتی است .\n۱ : « بیوك آدم لر » تا لیف هیئت علمیه ترکیه\nمطبعهٔ استانبول .\n۲ : « اشهر مشاهیر شرق » از مطبوعات مصری .\n۳ : « مشاهیر شرق » اثر ژورژی زیدان مورخ معروف\n٤ : « کتاب واقعات سال ۱۸۷۹ » « برطانیه ومشرق »\nدر انگلیسی .\n٥ : مجلات الهلال مصر .\n٦ : تاریخ سلطان محمد خان بارکزائی افغان .\n۷ : تاریخ دپتی حیات خان افغان .\n۸ : تذکرة الابرار .\n۹ : نگارستان .\n۱۰ : سکینة الفضلا .\n۱۱ : شمع انجمن .\n۱۲ فرحت حسین فارسی ."}
{"book": "adl1170", "page": 66, "text": "(٥٥)\n\nچون شرح صفات وتوضیح حالات وکمالات و کابینه\nخطابه ها ونطقهای سید که میتوانند خوانندگان از\nمشاهده ومطالعۀ آنها قیمت و عظمت واقعی مقام سید\nافغانی را فهمیده يك مجله کتاب ضخیمی لازم دارد عجالتاً\nنویسنده باین مختصر پرداخته عرض اعتذار می نماید."}
{"book": "adl1170", "page": 67, "text": "غلطنامه\nصفحه سطر غلط صحیح\n۱ ۷ میشومه مشئومة\n٤ ۱ جنبه جنسیه\n٤ ۲ ایقا ابقا\n٢٤ ۱ موضوع موقع\n٢٦ ۳ اقسم تقسیم\n٢٦ ۱۳ حکومت محل حکومت محلی\n۳۱ ۱۰ فلمئنه فتنه\n۳۳ ۳ مواد عده مواد عمده\n٣٦ ١٤ وسائل را وسائل\n٤١ ۱۵ صلب صاحب منصب\n٤٤ ۱۵ تلامیز تلاميذ\n٤٥ ۱ اصرار احراز\n٤٨ ۳ ایادی آبادی\n٤٩ ۵ محمد عل محمد علی شاه\n٤٩ ١٤ التمام اهتمام\n٥٢ ۱۰ مرزا الغی مزار لغی"}
{"book": "adl1170", "page": 68, "text": "کتیبه سنگ مزار حضرت سید جمال الدین افغان در استامبول"}
{"book": "adl1170", "page": 69, "text": "محصلین افغان در موقع زیارت مقبره حضرت سید جمال الدین افغانی در استامبول"}
{"book": "adl1170", "page": 70, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl1170", "page": 71, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl1170", "page": 72, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl1170", "page": 73, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl1170", "page": 74, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl1170", "page": 75, "text": "[BLANK PAGE]"}
