{"book": "adl1169", "page": 1, "text": "تصویر حضرت مولانا جلال الدین محمد الرومی قدس سره السامی در عنفوان\nجوانی کشیده شد"}
{"book": "adl1169", "page": 2, "text": "بمناسبت احتفال پنجصد و پنجاهمین سال\nولادت مولینا نورالدین عبدالرحمن جامی هروی\n\nآبدات نفیسه هرات\n\nتألیف\n\nسرور گویا اعتمادی\n\nاز نشرات انجمن جامی\nریاست تنویر افکار وزارت مطبوعات\n\nعقرب ۱۳۴۳"}
{"book": "adl1169", "page": 3, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl1169", "page": 4, "text": "بمناسبت احتفال پنجصد و پنجاهمین سال\nولادت مولینا نورالدین عبدالرحمن جامی هروی\n\nآبدات نفیسه هرات\n\nتألیف\nسرور گویا اعتمادی\n\nاز نشرات انجمن جامی\nریاست تنویر افکار وزارت مطبوعات\nعقرب ۱۳۴۳"}
{"book": "adl1169", "page": 5, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl1169", "page": 6, "text": "تمثال فرخندۀ اعلیحضرت معظم همایونی"}
{"book": "adl1169", "page": 7, "text": "[رؤف الله؟] [مکمل؟] نائب جمعية المستقلة [بالامة؟]"}
{"book": "adl1169", "page": 8, "text": "تصویر حضرت مولانا عبدالرحمن که از روی عمل استاد بهزاد دولت\nجهانگیری کپیه نموده"}
{"book": "adl1169", "page": 9, "text": "[ILL]\n[ILL]"}
{"book": "adl1169", "page": 10, "text": "خریطه\nشهر هرات و توابع\n(مرتبۀ خانیکوف در سنه [ILL])\n\n(ماخوذ از مجله [ILL] سنه ششم)"}
{"book": "adl1169", "page": 11, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl1169", "page": 12, "text": "مقدمه ای برآبدات نفیسۀ هرات\n\nتالیف و تتبع فاضل محترم استادگویا اعتمادى که چندى قبل از طرف انجمن تاریخ چاپ و نشر یافت چنانکه خودمولف اظهار میدارند مطالب را ترجمه نموده و برخی تعلیقات وحواشى و تذکر آن مطالبیکه در تاریخ هنر و ثقافى هرات ارتباط مستقیم داشته است بر آن افزوده اند.\n\nنسخه هاى چاپى این رساله بکلى کمیاب شد و ذوقمندان این رساله اصرار چاپ آنرا داشتند، انجمن جامى مناسب آن دانست تا از دو لحاظ این کتاب چاپ مجدد شود و در صف دگر کتبیکه بمناسبت پنجصدو پنجاهمین سالگرۀ مولینا نورالدین عبدالرحمن جامى (٨١٧-٨٩٨) چاپ ونشر میشود قرارگیرد.\n\n۱-آبدات نفیسه هرات بخصوص تعمیروترمیم و کاشى کارى مسجد جامع هرات که درعصر جامى بهمت و کوشش امیرعیشیر نوائى مربى و مشوق بزرگ جامى هروى صورت گرفته است و در این رساله شرح وبسط یافته .\n\n۲-توضیح وتاریخ گنبد سبز که به نزدیکان سلطان حسین بایقر ار بط و پیوند دارد و درعصر جامى رنگ هنرگرفته است.\nامیداست به نشر این رساله ورق دیگرى بر کتاب تاریخ هنرى هرات باستان افزوده شود.\n«مایل هروى»"}
{"book": "adl1169", "page": 13, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl1169", "page": 14, "text": "بسم الله الرحمن الرحیم\nنقشه آثار هرات\nاخیراً در شمارهٔ ماه می ١٩٤٧ اورینتل کالج مگزین منتشرهٔ پنجاب یونیورستی لاهور مقاله بنام نقشهٔ آثار هرات با يك نقشهٔ آثار هرات مرتبهٔ خانیکوف خاورشناس روسی بترجمه و اضافات دوست فاضل و دانشمند محترم جناب پروفیسور محمد شفیع خان سابق پرنسيپل اورینتل کالج نشر شده و اينك با اضافات و تعلیقات چندی از طرف نگارنده بمطالعهٔ علاقه مندان به آثار و آبدات نفیسهٔ تاریخی تقدیم میشود جناب پروفیسور محمد شفیع از محققین ارجمند و دانشمندان عالی مقام خطهٔ پنجاب اند یعنی همان خطه که بقول غنیمت :\nبخوبیها ز کنعان میبرد دست\nبرین دعوی که دارم شاهدی هست\nمسقط الراس ایشان شهر قصور است و در آن شهر تاریخی بتاریخ ٦ اگست ١٨٨٣ ع بدنیا آمده اند از زمان صبا الی شباب و از شباب الی شیب\n۱"}
{"book": "adl1169", "page": 15, "text": "با شوق غریزی و سوق طبیعی بی عدیل خویش به تتمیم فضایل و تکمیل\nعلوم و آداب ادامه داده و امروز با احاطه و تبحری که در علوم و آداب\nاسلامی دارند یکی از اساتید و ارکان بشمارند علاوه بر ین فضایل و مزایا\nخدمات بی وقفه و تظاهر بمعنویات جامعه و تعلیم و تربیه فرزندان و\nشاگردان و بی آزاری نسبت بهر چیز و هر کس وصفای قلب و ضمیر نسبت\nبه همنوعان صفوت و خلوص با دوستان و یاران امداد و كمك به نیازمندان\nو محتاجان از صفات بارزه و مکارم مشخصه ایشان است در دوران\nزندگانی علمی خود مقالات و رسالات و کتب بسیار قیمت دار و سودمند که\nاز ذخایر ملی ماست راجع به مفاخر و ما ثر وطن عزیز ما نوشته و طبع کرده\nاند که بعضی از آنان قرار ذیل اند :\n(۱) مطلع السعدین در دو جلد با مقدمه و حواشی استادانه و فرهنگ\nلغات طبع لاهور .\n(۲) افغانان قصور شماره اگست اورینتل کالج میگزین ۱۹۲۸\n(۳) دربار سلطان حسین میرزا و سر پرستی علم و هنر شماره می ۱۹۳۴\n(٤) خط و خطاطان ( اکثر آن از هرات است ) شماره\nاگست ۱۹۳۴-۱۹۳۵\n(٥) سفر نامه چین از زبده التواریخ حافظ ابرو شماره نومبر ۱۹۳۰\n(٦) آداب الحرب والشجاعه (حکایات متعلق بخانواده غزنویه)\nشماره نومبر ۱۹۳۷\nاکثر این مقالات و رسالات در دوره های مجله کابل از طرف نگارنده\nترجمه و طبع شده اخیراً مقاله را که بنام نقشه آثار هرات ترجمه و با\n۲"}
{"book": "adl1169", "page": 16, "text": "اضافات سودمند در اورینتل کالج میگزین طبع نموده اند بفارسی ترجمه\nو با تعلیقات چند و ضمیمه دو مقاله به عنوان مسجد جامع و گنبد سبز بمطالعة\nخوانندگان میرسد در خاتمه از طرف عموم علاقه مندان علم و ادب و\nاعضای انجمن تاریخ افغانستان نسبت به خدمات ارجمند و قابل تقدیر و\nتمجید حضرت پروفیسر در راه علم و دانش و مساعی موفوره شان\nاظهار تشکر و امتنان می نمایم و توفیق بیشتری را از خداوند کریم\nبر ایشان التجا میکنم.\n\nشب مردان خدا روز جهان افروز است\nروشنان را بحقیقت شب ظلمانی نیست\nسرور گویا اعتمادی\n\nيك نقشه آثار هرات را با اطراف و نواحی آن خانیکوف خاورشناس\nفاضل روسی در سنه 1858ع مرتب نموده و در 1860 در ژورنال اشياتك\nشایع شده است غرض از نقل و انتشار این نقشه بحروف فارسي كمك و امداد\nیست بتاریخ هرات و آن هم بهترین دوره آن یعنی زمان سلطان شاهرخ و سلطان\nحسین بایقرا . راجع به هرات تاریخ‌های متعدی (شاید اقلاآ 12-13)\nکتاب نوشته شده که از آن جمله روضات الجنات في اوصاف مدينة الهرات\nاست با آنکه این کتاب تا کنون (1) شایع نشده ولی در هر جا شهرت بسیار دارد\nدر آغاز این کتاب مصنف آن ( معین الدین الزمجى الاسفزارى ) تاریخ\nهای قدیم هرات را چنین ذکر کرده است :\nسلف در باب این بلده خلدآئين كتب ساخته اند و از کیفیت قضايا\n\n«1» خلاصه این کتاب در ژورنال ایشياتك بزبان فرانسوی در 1860 ع شایع شده است .\n۳"}
{"book": "adl1169", "page": 17, "text": "و وقایع تالیفات مشتمل بر ذكر هرگونه عجایب و بدایع پرداخته مثل\nامام ابواسحق احمد بن یاسین وثقة الدین شیخ عبدالرحمن فامی که\nتاریخ قدیم هرات را نوشته و ربیع فوشنجی که کرت نامه نظم کرده\nوسیفی هروی که احوال بعضی از ملوک کرت در قلم آورده . «نسخه\nکتابخانه دانشگاه پنجاب، علامه سخاوی در الاعلان بالتوبيخ\nص ۱۳۳ نیز تاریخ های هرات را ذکر نموده مگر عبارت نسخه مطبوعه\nناقص و ممسوخ معلوم میشود با این هم استاد نامبرده میگوید كه يك\nتاریخ هرات را شیرویه نوشته است و دیگر را ابونصر فامی وضیاء\nمقدسی از کتاب فامی اختصار کرده است ابو اسحق احمد بن یاسین\nالهروي الحداد نیز دو تاریخ نسبت هرات نوشته است : «احدهما علی\nالمعجم والآخر لابی عبد الله الحسن بن محمد الکتبی اظن» عبارت\nبالا ناقص است و تنها این قدر معلوم میشود که الحداديك تاريخ به\nترتیب حروف تهجی داشته است و از خصوصیت تاریخ دیگر آن چیزی\nمعلوم نمی شود و هم بطور صحیح مکشوف نمیگردد که الکتبی مصنف\nتاریخ جداگانه هرات است یا کسی دیگریست. در کشف الظنون طبع\nاستانبول ج ۱ ص ۲۳۵ از هفت تاریخ هرات ذکر گردیده بدین قرار :\nتاریخ ابو اسحق احمد بن محمد بن يوسف البزاز الحافظ تاريخ احمد\nبن محمد بن سعيد الحداد ، تاريخ ابي روح عیسی الهروی متوفی\n٥٤٤ تاریخ ابو نصر عبدالرحمن بن عبد الجبار القيسي الحافظ، تاريخ\n٤"}
{"book": "adl1169", "page": 18, "text": "ثقة الدين عبدالرحمن الفامی (١)\n«وهو اول من صنف فيه» تاریخ نور الدین عبد الرحمن الجامی متوفی ۸۹۸\nو روضات الجنات معین الدین الزمچی تالیف ۸۹۸. الفامی متوفی ٥٤٦\nکه اول من صنف فیه نوشته است چطور نخستین مصنف تاریخ هرات شده\nمیتواند در حالیکه حداد متوفی ٣٤٣ قبل از وی تاریخ هرات را تصنیف\nکرده است از کتابهاییکه در بالا ذکر یافته اکثر آن مفقود و نا پیدا ست\nاز آن جمله تاریخ نامه هرات سیفی هروی است (یعنی سیف بن محمد\nبن یعقوب) که در قرن هشتم تالیف شده و بعد از تصحیح دوست\nفاضل پروفیسرمحمد زبیر صدیقی از طرف کتابخانه\nشاهی کلکته در اواخر ۱۹۴۰ع شایع گردیده و در سرورق\nآن سهواً قرن هفتم طبع شده جای افسوس است که دوست فاضل\nدر موقع مقابله متن سوای نسخه کتابخانه بوهار دیگر نسخه در دست\nنداشته چنانچه در حاشیه دیباچه کتاب کوشش های ناکامانه خود را\nبرای بدست آوردن نسخه دیگر از ین کتاب و مخصوصاً نسخه کتابخانه\nکابل نوشته است آقای سرورخان گویا اعتمادی اواخر مارچ ١٩٤٧\nبغرض شمولیت در انتر ایشین کنفرانس منعقده دهلی از کابل بسوی\n\n(١) در کتاب انساب سمعانی ورق ٤١٨ چنین است : ابونصر عبدالرحمن بن\nعبدالجبار بن عثمان الحافظ الفامى من اهل الهرات وكان من اهل العلم والفضل سمع\nالحديث الكثير ونسخه بخط وحصل الاصول ، سمع عبد الله بن محمد الانصاري و ابا عبد الله\nالعميرى ونجيب بن ميمون الواسطی و غیر هم و سمعت منه الكثير بهرات وفوشنج\nوكانت ولادته\n۵"}
{"book": "adl1169", "page": 19, "text": "هند آمدند و همین نسخه کابل را با خود آورده بودند این نسخه در وقت نگارش این سطور نزد من است تقطیع این نسخه ۱۰ + ٦ و نیم انچ است و دارای ۱۹۹ ورق و در هر صفحه ۱۷ سطر نوشته شده و ختم این نسخه به این عبارت است (مشوسوی تندی و کین آوری) یعنی به کتاب مطبوعه تا صفحه ۵۸۷ سطر ۱۱ مساوی است به چند صفحه این نسخه آب رسیده و بعضی جاها سیاهی آن خراب شده مگر نسخه بسیار خوب وقدیم معلوم میشود از مقابله سرسری با چند صفحه مطبوعه معلوم شد که در بسیار جاها این نسخه قلمی مواد زیاد تر دارد\nفاضل موصوف (گویا اعتمادی) خوب حدس زده است که حافظ آبرو از سیفی مواد کتاب خود را بی تکلیف نقل کرده است شاید به ایشان معلوم نباشد که در استانبول نسخه بنام «تاریخ و نسب ملوك كرت بالاجمل» از حافظ آبر و موجود است و برای معلوم کردن نقل ومقابله به آن شاید مفید ثابت شود نسخه نفیس استانبول در مجموعه حافظ آبر و شامل است که در عهد سلطان شاهرخ بهادر خان نوشته شده رجوع شود به نوشته هو فیلکس تا ور راجع به کتابخانه ها و مخطوطات تاریخی استانبول در ارکیو آورینتالینی شماره اپریل ۱۹۳۱ ع ج ۳ نمبر ۱ پراگ ص ۹۸\nاز کتاب های که در فوق ذکر شده برخی از آن در دست است که از مطالعه آن مواضع و آثار گرد و نواح هرات بخوبی معلوم میشود خصوصاً اسفزاری که بسیاری از مقامات وامکنه تا ریخی هرات را به تفصیل نوشته است پیش از اسفزاری عبد الرزاق سمرقندی در حالات"}
{"book": "adl1169", "page": 20, "text": "هرات رساله نوشته است چنانچه در مطلع السعدین جلد ۲ ص ۱۹۰\nمرقوم نموده «شرح بناء دار السلطنه هرات و احوال بلوکات و حالات\nولایات قلم دوزبان بشرح و بیان تقریر نموده و تحریر فرموده هر\nکر امیل مطالعه آن باشد گو رساله علیحده در آن باب مسطور است\nبنظر اشرف مشرف سازد این رساله از نظرها ناپدید است ولی مصنف\nمطلع السعدین ، از آن عمارات و آثار ذکر کرده و تفصیل داده که از\nعهد شاهرخ و جانشینان وی تا سنه ۸۷۴ پا برجا بوده است. بعد از مطلع\nو روضات در خاتمه روضة الصفا نیز از حالات هرات ذکری رفته است\nعلاوه برین خواند میر متوفی (۹۴۲) در خلاصة الاخباريك فصلی خاص\nراجع به صفت دار السلطنه هرات و بیان بعضی عمارات و بقاع خیر\nو باغات و شرح حال مشاهیر هرات نوشته است همین فصل را دوست\nفاضل سرورخان گویا اعتمادی بصورت رساله مستقل مرتب کرده\nو با مقدمه و حواشی و فهرست در کابل طبع و از طرف مدیریت عمومی\nتاریخ (یعنی انجمن تاریخ) در ۱۳۲۴ ش شایع شده است این رساله\nمختصر و کار آمد درین باب بسیار مفید است و حواشی و تعلیقات آن\nبا منتهای محنت و قابلیت مرتب گردیده است خانيكوف نقشه مرتبه\nهرات و نواح آن را بايك مکتوبی در ژورنال ایشيا تيك شایع کرده که\nخلاصه آن قرار ذیل است :\nدر نقشه هرات همان آثار و مقاماتی نشان داده شده که مورخین مسلمان\nدر کتاب های خود خصوصاً مورخین دوره تیمور و جانشین آن شاهرخ در\nتاریخ های خود کم و بیش ذکری از آن آثار کرده اند و حصص\n۷"}
{"book": "adl1169", "page": 21, "text": "بیشتر این یادگارها و آثار آنقدر خراب و ویران شده است که بیم آن\nاست که بکلی از بین نرود، و چند سال بعد محال و مشکل خواهد بود که کسی\nبتواند مواضع حقیقی آن را در یافت کند بنا بر آن دریافت آن صرف از روی\nواقعات تاریخی آسان و ممکن خواهد بود زیرا که اسامی مواضع با وقایع\nتاریخی آن وابسته و مربوطه است در نقشه موقعیت باغ زاغان و مصلی\nدیده میشود مصلی را شاهرخ و خانم آن گوهر شاد آغا بنا کرده و بر سطح\nيك دیوار کاشی کار مصلی مرثیه شاهرخ نوشته شده است (۱) .\nقریب مصلی گنبد گوهر شاد است که در آن ۹ شهزاده تیموری مدفون\nاست و ذکر آنان بیاید در نقشه باغ مراد هم دیده میشود این باغ در\nزمان سلطان حسین میرزا آباد شده بود. گازرگاه در هرات يك مقام\nمشهور و قدیم است و در آنجا مزارات متعدد و آثار همان مشاهیریست\nکه تاریخ آسیا بدان متذکر و واقف است و هم قبور پنج شهزاده تیموری\nدر این جاست شاهرخ در سنه ۸۳۲ هجری (۲) بر مزار خواجه عبدالله\n\n(۱) مرثیه شاهرخ نبوده بلکه مرثیه بایسنغر میرزا بوده که بخط بسیار زیبا نگاشته\nشده بود و این سه بیت از آن مرثیه است :\nبسکه رفت از چشم مردم خون دل زین واقعه\nخامه را موج سرشك خویش در طوفان نباند\nغوطه زد در نیل مصر از مصر گوئی شد عزیز\nچین گرفت ابروی چین در چین مگر خاقان نماند\nوا دریغا حسرتا کز گردش گردون دون بر سریر ملک دولت با یسنغر خان نماند\n(۲) این تاریخ درست نیست زیرا شاهرخ حکم تعمیر این عمارت را در محرم ۸۲۹ه\nداده و در سنه ۸۳۰ این عمارت بکلی تکمیل شد. . «گویا اعتمادى»\n\n۸"}
{"book": "adl1169", "page": 22, "text": "مقبره سلطان مودود چشتی در\nچشت هرات"}
{"book": "adl1169", "page": 23, "text": "عمارت قدیمه مدفن سلاطین غور\nدر چشت هرات"}
{"book": "adl1169", "page": 24, "text": "انصاری عمارتی بنا نمود خواجه مذکور در ٣٩٦ (۱) فوت نموده است شاهرخ بنا بر حسن عقیدتی که بحضرت خواجه داشت شبهای جمعه را در این خانقاه میگذراند .\nاین عمارت مقبول و خوشنما از سنگ مرمر سفید ساخته شده و حجاری بسیار نفیسی از گل و برگ و سایر اشکال داشته (۲) و حاوی کتیبهٔ طویلی بوده است در مطلع السعدین چنین است : «مجموع آن عمارات عالی بعد\n\n(۱) این تاریخ غلط است بنا به آنچه در نفحات از خود خواجه انصار نقل شده وقت غروب آفتاب در روز جمعه دوم شعبان ٣٩٦ هجری در فصل بهار که خورشید در هفدهم درجه ثور بود در زمان خلافت القادر بالله عباسی «٣٧٦ - ٤٢٧» متولد گردید و در سال ٤٨١ هجری در زمان القایم بامر الله عباسی در هرات وفات یافت این رباعی که حاکی از تاریخ وفات حضرتش می باشد در لوح مزارشان منقور است.\nآنخواجه که در صورت و معنی شاه است وز سر حقیقت دو کون آگاه است\nاز روی حساب جمل ار دانی «فات» تاریخ وفات خواجه عبدالله است\n(٤٨١) گویا\n(۲) چنانچه تا امروز لوح مزاریکه بر فراز تربت حضرت خواجه انصار طاب الله رمسه نصب است از حیث نقاری و حجاری و خطاطی از بدایع عالم و نمایندهٔ صنایع جمیله آن عصر است این همان لوحی است که مولانا عبدالرحمن جامی قدس سره در وصفش فرموده اند .\nمیل سر مزار پر انوار او کشد زوار را بدیدهٔ دل کحل انتباه\nو همچنین حسن خان شاملو خطاط معروف در توصیف لوح مزار آن بزرگوار این رباعی را از طبع خود و بقلم خود در يك قطعه سنگ مرمر بسیار شفاف و نفیس که در سمت قبلهٔ مقبره منصوب است نوشته و بنام خود رقم کرده :\nدهد تا ساقی عرفان دلت را جام هشیاری در آ در بزمگاه خواجه عبدالله انصاری «رح»\nبود لوح مزارش نازنین سرویکه از شوخی ملایک را چو قمری کرده گرم ناله و زاری\n«گویا»\n\n۹"}
{"book": "adl1169", "page": 25, "text": "از آنکه بسنگ و آجر در غایت لطافت ساخته بکاشی وزرحل ولاجورد زینت یافته وخطها وشکلهای معقلی و کوفی و فارسی بسیار بتکلف در اطراف وجوانب پرداخته اند »\nبعد از تیموریان فرمانروایانیکه برخراسان متسلط شدند در نگهداشت و تزئین و ترمیم این مواضع اندک کوتاهی نکرده اند چنانچه بامرشاه عباس صفوی يك خانقاه بسیار مجلل درین مقام بنا یافت وبحل طلاء نقش ونگار نمودند و برای پر کردن حوضهای وسیع باغ آن از جاهای بسیار دور آب آورده شد و برای این کار مصارف زیاد بکار رفت و باین وسیله گردونواح آن سیراب گردید وبرای عایدات خانقاه يك ذریعه عمده محسوب گردید. در جانب شمال نقشه مزار مولینا عبدالرحمن جامی رح است ( ۸۱۷-۸۹۸) عمارت مزار مولینا جامی بعد از وفات شان ساخته شده بطرف شرق مزار جامي يك مقبره و خرابه مدرسه است این بنارا یار محمدخان برای خود و خانواده خود بغرض مدفن ساخته بود یار محمد خان بواسطه واقعا تیکه در ۱۸۳۹، ١٨٤٠ ، ١٨٤١ ع اتفاق افتاد وبا انگر یزان در تماس بود روشناس مردم یوروپ است یار محمدخان در ۱۲ شعبان ١٢٦٧ هجری در ین مقبره دفن شد مگر از اتفاقات روزگار باقی افراد خانواده آن سوای يك برادر و خواهروی در پنجا دفن نشدندسنگ مرمرسفید قبر یار محمدخان شکسته است . در تاریخ وفات تیموریان مورخین اختلاف دارند وازین جهت الواح مزارات مدفونان مصلی وگازرگاه اهمیت خاص دارد زیرا معاصرین آنان تاریخ وفات آنهارا برین کتیبه ها نوشته وکنده اند ازین\n۱۰"}
{"book": "adl1169", "page": 26, "text": "سبب مورد اعتمادشایان است بنا بران بقرار ذیل نقل نموده شد:\nمدفونان گنبد گوهرشاد آغا (۱) بجوار مصلی\n(۱) بایسنغر میرزا بن شاهرخ بن تیمور متوفی در ۶ شهر جمادی الاول\n۸۳۶ هجری.\n(۲) محمد جوکی بها در بن شاهرخ متوفی روز جمعه ۸۴۸ هجری\n(۳) سلطان احمد بن امیر زاده رکن الدین عبداللطیف بن الغ بیگ بن\nشاهرخ متوفی در ۱۵ ذی قعده ۸۶۱ هجری\n(٤) گوهرشاد آغا، بیگم سلطان شاهرخ متوفیه در نصف شهر رمضان\n۸۶۱ هجری\n(٥) امیرزاده نظام الدین بن احمد بن امیرزاده رکن الدین\nعبداللطیف بن الغ بیگ بن شاهرخ متوفی نصف شهر ذی قعده ۸۶۱ هجری.\n(٦) ابراهیم سلطان بق علاء الدوله بن بایسنقربن شاهرخ بن تیمور\nمتوفی بروز چارشنبه ۱۰ رمضان ۸۶۳ هجری\n(۷) سلطان علاءالدوله بن بایسنقربن شاهرخ متوفی ذی حجه ۸۶۳ هجری\n(۸) جوکی مرزا بن امیرزاده رکن الدین عبداللطیف بن الغ بیگ\n\n«۱» خرا به این گنبد با قسمتی از کاشی کاری آن تا حال باقی و بنام گنبد سبز مشهور است ، درین اواخر برای ترمیم این گنبد و تسطیح خیا بانها و مغارهای مصلی و سائر آثار هرات خصوصا در تعمیر و تزئین مسجد جامع جناب نائب الحکومه هرات عبدالله خان ملکیار که در احیای آثار تاریخی و تجدید صنایع آن عهد شور و شوق فراوان دارند خدمات قابل تقدیر و تمجید نموده اند که بلد، به نوبه خو دبنام یکنفر علاقه مند بتاریخ و آثار عمرانی و آبدات نفیسه آن عهد مراتب امتنان و شکر گذاری خود را تقدیم حضورشان نموده و از خداوند بزرگ و کریم توفیق بیشتری در همه امور برای شان التجا مینمایم.\n00"}
{"book": "adl1169", "page": 27, "text": "بن شاهرخ متوفی ٥ ذی حجه ٨٦٨ هجری\n(۹) شاهرخ سلطان بن ابی سعید بن سلطان محمد بن میرانشاه\nبن تیمور متوفی ١٥ شوال ۸۹۸ هجری.\nدر گازرگاه پنج شهزاده تیموری بقرار ذیل مدفون اند :\n(۱) غیاث الدین منصور میرزا بن عمر شیخ میرزا بن تیمور متوفی\n٨٤٩ هجری (۱)\n(۲) محمد بن بایقرا بن عمر شیخ بن تیمور متوفی ٨٥٣ هجری\n(۳) محمد مظفر میرزا بن منصور میرزا بن بایقرا بن عمر شیخ\nبن تیمور متوفی ۸۵۳ هجری و در حاشیه سنگ مزار کنده شده\nکه قبر قاتل وی محمد بن بایسنغر در مشهد است.\n(٤) احمد بدیع میرزا بن منصور میرزا بن بایقرا میرزا بن عمر شیخ\nبن تیمور متوفی ٨٦٦ هجری .\n\n(۱) در گازرگاه نزدیک مقبره حضرت خواجه انصار رح تختی است که از\nسنگ مرمر و سنگ سیاه ساخته شده تخت مذکور مربع و اطراف آن را از سنگ سیاه بطور\nخاتم کاری بالای سنگ سفید قرار داده اند با وجود مرور زمان جای وصل سنگ های\nسفید و سیاه هیچ معلوم نمی شود بر روی این تخت چند صندوق سنگ قبر است که\nیکی از آنها مقبره غیاث الدین منصور پدر سلطان حسین میرزا بایقر است . سلطان علی\nمشهدی خطاط معروف تاریخ تخت مذکور را بصورت کتیبه بسیار شیوا نوشته و بر جقب\nشمالی تخت مذکور نصب است . تاریخ بنای تخت ۸۸۲ و این بیت در پایان کتیبه است\nچون بهشت از مرقد منصور سلطان رخ نمود این عمارت را بوجهی بس نکو تاریخ بود\nحرره العبد سلطان علی مشهدی- شمارهٔ ۱۰ سال دوم مجله هرات ۱۳۱۲ شمسی\n«گویا»\n\n٥٥"}
{"book": "adl1169", "page": 28, "text": "گنبد مقبرۀ گوهر شاد پس از ترمیم"}
{"book": "adl1169", "page": 29, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl1169", "page": 30, "text": "(٥) سلطان بن محمد بايسنغر (١) بن شاهرخ بن تیمور متوفی ١٥ ذی حجه\n(سنه فراموش شده) درین جا مضمون مکتوب خانیکوف بپایان رسید\nواکنون نقل سنگ های مزار شهزادگان تیموری را با بیانات\nمطلع السعدین مقابله می نمائیم از اشخاص نامبرده تنها شماره (٩) (شاهرخ\nسلطان بن ابی سعید) که تاریخ وفات آن بعد از تالیف مطلع است وذکر\nآن درین کتاب نیامده باقی هشت نفر آن که در مطلع ذکر گریده قرار\nذیل است:\n١- بايسنغر بن شاهرخ : تاریخ وفات آن در مطلع صبح شنبه جمادی\nالاول ٨٣٧ است گویا از نوشته سنگ مزار يك سال بعد تر در سنگ مزار\nدوجای عدد ٦ آمده ودر مطلع عدد ٧ است بکمان من خانیکوف در هر دوجا\nعدد ٧ را سهوآ ٦ خوانده است وتاریخ مطلع صحیح است وهم در مطلع\nمرثیه واحدی که برای بايسنغر ساخته بودند نقل شده واز آن مرثیه\n(دل خراب) ماده تاریخ است و این مرثیه ظاهراً بحضور شاهرخ هم\nخوانده شده بود اسفزاری ومحمد خاوندشاه صاحب روضة الصفا\nهر دو ظاهراً به تقلید مطلع ٨٣٧ را اختیار کرده اندو همین سنه را کلیمان\n(١) میرزا سلطان محمد بن بايسنغر از مدفونان گنبد گوهرشاد آغاست چنانچه\nعبدالرزاق سمرقندی در مطلع السعدین نوشته است : « در شجاعت و سخاوت نادره ایام بود\nو در ٨٥٥ بقتل آمد و مدت عمر او ٣٤ سال بود و زمان دولت او ١٠ سال ٥ سال بطريق\nنیابت در زمان شاهرخ و ٥ سال با استقلال ونعش او را بدار السلطنه هرات بمدرسه مهد\nعلیا گوهرشاد آغا در گنبد خوا بگاه پدر او میرزا بايسنغر دفن کردند» رجوع شود بمقالة\nگنبدسبز بقلم نگارنده درهمین رساله. گویا اعتمادی\n٥٣"}
{"book": "adl1169", "page": 31, "text": "هو ارداز روضة الصفا نقل نموده بذیل بایسنغر در دائرة المعارف اسلامی\nدرج کرده است.\n۲ - محمد جوکی بهادر در سنه وفات آن در مطلع ٨٤٨ است البته\nدر سنگ مزار ذكر ماه هم است و در مطلع نیست در مطلع این واقعه\nدر پایان وقایع سال ٨٤٨ درج است.\n۳- میرزا احمد بن عبد اللطیف : سال وفات وی در مطلع ۸۳۱ آمده\nمگر در کتیبه مزار روز و ماه نیز درج است در مطلع مبهم نوشته شده\nبدین قرار : « که میرزا سلطان ابو سعید بعد از منتصف شوال بطرف\nبلخ روانه شد و پیش از روان شدن از امراء نامدار گروهی را مقرر\nنمود که غبار فتنه میرزا احمد را از بلخ فرونشانند امراء نامدار\nدر نواحی بلخ به او رسیده با آن تیغ بیدریغ غبار عصیان او را فرو\nنشاندند مرادا ینکه میرزا احمد مقتول گردید\n٤- گوهر شاد آغا : تاريخ وفات وی در مطلع ٩ رمضان ٨٦١\nاست و عبارت مطلع اینست که «نهم ماه مبارک رمضان بقتل گوهر شاد\nآغا فرمان داد . » فهمیدن این مطلب مشکل است که در کتیبه چطور\n٦ ، ٧ روز تفاوت پیدا شده .\nه - نظام الدین بن احمد : تاریخ وفات آن در مطلع ذکر نگردیده\nمگر از قرینه معلوم میشود که همراه پدر خود مرزا احمد مقتول شده\nاست .\n٦- ابراهیم سلطان : تاریخ دفن وی در مطلع ششم شوال است\nنامبرده سوی دامغان از مشهد میرفت در راه فوت نمود و امکان دارد\n٥٢"}
{"book": "adl1169", "page": 32, "text": "که تاریخ کتیبه آن تاریخ وفات در مشهد باشد و در مطلع همان تاریخ دفن وی در هرات درج است یعنی ٨٦٣\n۷ـ سلطان علاء الدوله بن بایسنغر: متعلق آن در مطلع نوشته شده «که در سنه ٨٦٥ هجری فوت نمود و شب جمعه بیست و یکم صفر نعش او را از طرف رستمدار آورده و در مدرسه مهدعلیا گوهرشاد آغا در گنبدی که مدفن میرزا بایسنغر و مرقد مهدعلیا بود مدفون شد» اسفزاری و صاحب حبیب السیر ظاهرآ از مطلع تقلید نموده سنه وفات میرزا را نیز ٨٦٥ گفته اند. مگر دولت شاه ٨٦٣ نوشته که با کتیبه سنگ مزار مطابقت دارد.\n۸ـ جوکی میرزا : سنه وفات وی در مطلع ٨٦٨ است مگر روز و ماه در مطلع نیست. از مدفونان گازرگاه ذکر هیچ يك باسنین و وقایع آن در مطلع نیامده . در نقشه يك مقام بنام گاوچاران نوشته شده آقای سرورخان گویا که بدفعات متعدد هرات را دیده اند به عقیده ایشان این مقام گوچران است که فعلا در هرات به همین نام زبانزد عموم است «انتها»\n\n۱۵"}
{"book": "adl1169", "page": 33, "text": "مسجد جامع هرات\nاین بنای معظم و مرصوص از معروف ترین مساجد و محتشم ترین معابد اسلامی است مورخین دورۀ تیموری هرات تاریخ بنای آن را بدورۀ سلطان غیاث الدین ابوالفتح بن محمد سام غوری منسوب نموده بانی آن شخص سلطان را میدانند ولی نظر به روایات و اسنادی که در دست است مسجد جامع هرات قبل از سلطان غیاث الدین غوری معروف و مشهور بوده چنانچه مولف کتاب حدود العالم که بسال ۳۷۲ هجری کتاب خود را تالیف نموده در ناحیت خراسان می نویسد:\nهری شهر بزرگ و شهرستان وی سخت استوار است و مزکت جامع این شهر آبادان تر مزکت هاست (۱) بعد از مولف نامبرده منهاج سراج در طبقات ناصری چنین نوشته است « دو همای زرین هر يك بمقدار شتر بزرگ سلطان غازی معزالدین از فتح اجمیر بوجه خدمتی و تحفه بحضور سلطان غیاث الدین محمد سام فرستاده بود با بسیار تحف دیگر چون حلقه زرین باز نجیر زرین وزجیرۀ که دایره\n( ۱ ) حدود العالم من المشرق الى المغرب طبع طهران ١٣١٤\n۱۴"}
{"book": "adl1169", "page": 34, "text": "رواق جدید با دو منار جدید التأسیس ایوان مقصوره مسجد جامع هرات"}
{"book": "adl1169", "page": 35, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl1169", "page": 36, "text": "آن پنج گز در پنج گز بود و دوکوس زرین که بر گردونه آوردند\nوسلطان غیاث الدین آن حلقه و زنجیر و جریره را در پیش طاق مسجد جامع\nفیروز کوه بفرمود تا بیاویختند و چون مسجد جامع راسیل خراب کرد\nآن کوس وحلقه و زنجیر وجریره را بشهر هرات فرستادند تا مسجد\nجامع هرات را بعد از ان چه بسوخته بود (۱) ازان وجوه عمارت\nکردند تقبل الله منهم (۲)\nپس بنابر قول مولف طبقات ناصری این مسجد بزرگ بعد از سوختن\n\n(۱) تا جائیکه تحقیقات شد علت سوختن جامع هرات دران وقت معلوم نیست فقط\nجزء اساطیر محلی اشاراتی درین معنی میشود هم چنین مولانا جامی هروی وعلی قانع\nهندی در نفحات الانس و تحفة الکرام قضیة مذکور را بدین ترتیب نقل میکنند:\nدرویش محمد چرخگر که یکی از ابدال بوده در جامع هرات ببر بردی روزی\nدر مسجد خفته بود که کوزه آب وی ریخته بود ندخادم مسجد آنجا رسید پنداشت که وی بول\nکرده است وی را چندان بزد که اعضای وی مجروح گشت چرخگر آهی بزد و بیرون\nرفت مسجد از چوب بود آتش پیدا شدو دروی گرفت و بسوخت و از آنجا به بازاری که\nآنرا بازار جمله فروشان گفتندی در آمدسلطان مجدالدین طالبه را از آن خبر\nکردند در عقب چرخگرروان شدچون بوی رسید گفت ای چرخ گرشهر مسلمان را چرا\nمیسوزی چرخ گر باز گشت و آب چشم خود بر آتش افگند آتش فرومرد و ناپدیدشدو این\nرباعی بگفت :\nآن آتش دوشین که برا فروخته بود\nاو سوختن از آه من آموخته بود\n\nگرآب دو چشم من ندادی یاری\nچه جمله فروشان که هری سوخته بود\n\nنفحات الانس ص ۳۲۰- ۳۲۱ طبع نول کشور و تحفة الکرام ج ۲ ص ۱۸۶ صحت\nاین حکایت هر طوریکه باشد مطلب ما این است که درین مقاله هر اطلاعی که از هر\nجا و هر گوشه بدست آید بمطالعه خوانندگان برسانم .\n(۲) طبقات ناصری نسخة قلمی متعلق بفاضل دانشمند آقای حبیبی .\n\n۵۷"}
{"book": "adl1169", "page": 37, "text": "بامر سلطان بدین پیکر و شکل موجوده سر از نو در سال ۵۹۷ هجری مطابق (۱۲۰۰ ع) تعمیر و آباد گردیده چنانچه در کتیبه که در کمر بند یکی از رواقهای این مسجد است به خط کوفی اسم سلطان چنین نقر گردیده :\n« السلطان المعظم شهنشاه الاعظم مالك رقاب الامم مولى ملوك العرب والعجم سلطان ارض الله حافظ بلاد الله معين خليفة الله غياث الدنيا والدين معز الاسلام والمسلمين نظام العالم ابوالفتح محمد بن سام قسيم اميرالمومنين انار الله برهانه » بنا بر تمایل و دلبستگی که سلطان باین مسجد بزرگ داشته در زمان حیات خود گنبد بسیار باشکوهی متصل این مسجد برای قبر خود ساخته است . چنانچه بعد از مرگ که در ۲۷ جمادی الاول ۵۹۹ در هرات در گذشت درهمان جا دفن گردید(۱) و این گنبد در زمان ملوک کرت به گنبد ملکان اشتهار یافت (۲) و هم از نوشته مولف روضة الصفا و حبيب السير معلوم میشود که بنای این مسجد در زمان حیات سلطان غياث الدین بکلی خاتمه نیافته و اتمام کلی آن در قت سلطان غیاث الدین محمود (متوفی ۶۰۷) بن سلطان غیاث الدین محمد بوده چنانچه هردو مولف نامبرده مینویسند :\n«عمارت مسجد جامع هرات را که ناتمام مانده بود او با تمام رسانید » (۳)\nعده از مورخین می نویسند که سلطان غیاث الدین این مسجد را برای وعظ و درس امام فخر رازی ساخته و امامت مسجد در زمان سلطان\n\n(۱) طبقات ناصری صفحه ۲۰ نسخه قلمی ، روضة الصفا ج ٤ صفحه ۲۱۳ طبع لكهنو حبيب السير جزو ٤ جلد ۲ صفحه ٧٥٥ طبع بمبئی (۲) روضة الصفا ج ـ ٤ صفحه ٢٢٩\n(۳) روضة الصفا ج ٤ صفحه ۲۱٤ و حبيب السير جزو ٤ جلد ٢ صفحه ١٥٦\n\n٥٨"}
{"book": "adl1169", "page": 38, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl1169", "page": 39, "text": "حصۀ داخلی مسجد جامع هرات"}
{"book": "adl1169", "page": 40, "text": "غیاث الدین مخصوص اصحاب شافعی بوده (۱) و امام المتکلمین امام\nفخر رازی که کتابهای چندی هم بنام سلطان غیاث الدین نوشته مدت ها\nها در مسجد جامع هرات حلقه وعظ و درس داشته (۲) سید عبدالله الحسینی\nمشهور به اصیل الدین واعظ در رساله مقصد الاقبال خود که در سنه ۸۶۴ ه\nتالیف نموده در باره مسجد جامع هرات و امام فخر مینویسد :\n« از آثار خیر (و مراد) از سلطان غیاث الدین است» بنای مسجد جامع\nهرات است که از غنیمت حلال ساخته شده اساس آن از تقوای موسس\nو صفای آن از خلوص عقیده بانی خبر میدهد همواره معبد اولیا و اتقیا بوده\nو هست و مشهور است که چهار جمعه یک نوبت حضرت خزر علیه السلام آنجا\nبنمای حاضر میشود و هر گز از اهل غیب خالی نیست و بسی سالک جلد میباید\nکه شب تنها در آنجا قیام نماید و در طرف جنوبی مسجد بصف اول دو\nرکعت نماز گذاردن و مراد خواستن اثری تمام دارد و همین مولف\nدر شرح حال و مزار امام فخر رازی مینویسد «در زمان سلطان غیاث الدین\nغوری در هرات ترقی نموده و سلطان موصوف مسجد جامع هرات را\nباسم شافعیه به جهت امام مذکور بنا نموده و هر روز جمعه آنجا به\nنصیحت مسلمانان مشغول می شد (۳)\nدر زمان ملوک کرت نیز این مسجد بزرگ در اوج شهرت و اعتبار\nو احترام بوده و ملوک کرت هر يك بنوبه خود الحاقات و ترمیما تی در\nبنای این مسجد نموده اند چنانچه ملك غیاث الدین کرت (۷۰۷-۷۲۹)\n\n(۱) روضة الصفا ج ٤ صفحه ۱۳ (۲) ایران امروز شماره ٥ و ٦ سال اول (٣) مقصد\nالاقبال نسخة قلمي مورخة ۱۱۹٨ ه\n\n59"}
{"book": "adl1169", "page": 41, "text": "بنا بقول مولف حبيب السير در ایام دولت خود مسجد جامع هرات\nرا که فى الحقيقة جامع فيوض و برکات است و روی بویرانی آورده\nبود تجدید عمارت فرمود و هم دران بقعه متبرکه پهلوی سلطان\nغیاث الدین محمد سام مدفون شد و ایضاً مدرسه غیاثیه که\nدر شمال مسجد مذکور است بنا کرده معمار همت آن پادشاه وافر\nمکرمت (غیاث الدین کرت) است (۱) عبد الرزاق سمرقندی مولف\nمطلع السعدین درین خصوص معلومات بیشتری میدهد: «مدرسه غیاثیه بطرف\nشمال مسجد جامع هرات که از مشاهیر مدارس است او ساخته و اوقافی جهت\nعمارت این مدرسه و وظائف امام و خطیب و حفاظ و موذنان و مقربان\nمسجد جامع هرات او کرده است (۲) بعد از ملک غیاث الدین ملک\nمعزالدین کرت ۷۳۲-۷۷۱ بنوبه خود خانقاه جدیدی متصل مسجد\nجامع هرات بناء نمود و خودش در تاریخ ۳ ذیقعده-۷۷۱ هجری در جنب\nمقبره سلطان غیاث الدین محمد سام پهلوی پدر خویش ملک غیاث الدین\nکرت مدفون گردید (۳) دیگ فلزی بزرگ هفت جوش و منقش که\nتا امروز در ایوان غربی مسجد جامع روی پایه ها گذاشته شده نیز از آثار\nملوك كرت است این دیگ فلزی بزرگ را در زمان یکی از پادشاهان\nکرت قلندر نام فقاعی ساخته است. قطر آن یکنیم متر و عمق آن ۲ متر\nاست این دیگ را برای پر کردن شربت در ایام متبرکه وقف مسجد\nجامع کرده بودند در حاشیه بیرونی دیگ اسم محمد بن محمد بن محمد\n(۱) حبيب السير جزو ۲ جلد ۳ صفحه ۷٤ (۲) مطلع السعدین نسخه قلمی (۳) حبیب السير جزو ۲\nجلد ۳ صفحه ۷۷- تاریخ ملوك كرت تالیف نگارنده صفحه ١٤٩\n٣٥"}
{"book": "adl1169", "page": 42, "text": "کرت کنده شد و این دو بیت در مدح پادشاه وقت و تاریخ اتمام آن دیده\nمیشود :\nهزار سال جلالی بقای ملکش باد\nشهور او همه اردی بهشت و فروردین\nبسال هفتصد و هفتاد و شش بعد از هجرت\nکه نقش بند حوادث نمود صورت این (۱)\nاز روی نام محمد بن محمد که در حاشیه بیرونی دیگ نقر شده کسی\nدر سلسله شاهان کرت بدین نام نیست شاید شمس الدین محمد بن محمد\nابی بکر کرت باشد ولی از قرار تاریخ زمان فرمان روائی ملك\nشمس الدین از ٦٤٣ تا ٦٧٤ است و تاریخ اتمام این دیگ ٧٧٦ است تطبیق\nاین تاریخ تنها با یام حکومت ملك غياث الدین پیر علی بن ملك معز الدين\nکه آخرین ملك سلسله ملوك كرت است شده میتواند زیرا ایام\nفرمان روائی او از ۷۷۱ تا ۸۷٤ است (۲) بعد از ملوک کرت\nدر زمان شاهرخ میرزا ( ۷۵۰ - ۸۰۷) که شهر هرات از بهترین\nمراکز و در حقیقت گلستان پر نقش و نگار آسیا بوده در زمرۀ سایر\nعمرانات و آبادی هرات مسجد جامع هرات هم مورد توجه\nخاص شاهرخ قرار گرفته است چنانچه کتیبه که تا کنون بخط ثلث برواق\nغربی مسجد دیده میشود نام شاهرخ بهادر دران مرقوم و ازین معلوم\nمیشود که در ترمیم و نقش نگار رواق ها و تزئین دیوار ها و شبستان های\n\n(۱) آثار هرات ج ۱ ص ۵۱ طبع هرات و سالنامه کابل ۱۳۱۸ طبع کابل .\n(۲) تاريخ ملوك كرت نسخه قلمی تالیف نگارنده صفحه ۱۵۱\n٤١"}
{"book": "adl1169", "page": 43, "text": "آن حصه زیادی داشته است واقدام احمد لر نسبت به قتل شاهرخ وکارد\nخوردن آن در روز جمعه ۲۳ ربیع الاخر ۸۱۰ در همین مسجد بوده چنانچه\nیکی از فضلای هرات در تاریخ آن واقعه گفته است :\nسال تاریخ هشتصد وسی بود روز جمعه پس از ادای صلوات\nقصه بس عجیب واقع شد در خراسان ولی بشهر هرات\nکجروی در بساط چون فرزین خواست تا شه رخی زند شد مات (۱)\nدر زمان سلطان حسین بایقرا (٨٤٢-٩١١) ووزیر نامدار او میر علی شیر\nنوائی (٨٤٤ - ٩٠٦) که هرات از بزرگترین و معظم ترین شهرهای\nآسیا بوده این مسجد بزرگ مورد توجه بسیار و احترام خاص پادشاه\nو وزیروسا یر اعیان ومعاریف آن وقت بوده است .\nبهترین شرحی که درین دوره نسبت باین مسجد نوشته شده و مارا\nاز هر شرح و بیانی درین خصوص بی نیاز میکند خلاصة الاخبار است که\nخوند میر در ۹۰٤ تالیف نموده و در فصل اخیر آن ازین مسجد بزرگ\nچنین ذکر کرده :\nاز جمله ابنيه عظيم الشان رفیع البنیان که درین بلده جنت نشان\nواقع است یکی مسجد جامع است که فی الحقیقة جامع فیوضات الهی\nورافع كدورات نامتناهیست تا سپهر دوار آغاز دوران کرده هیچکس\nمقا می بدین رصانت و مکانی بدین پاکی ونزاهت نشان نداده و تا خسرو\nثوابت و سیار در سیر و سلوک آمده هرگز چشمش\nبراساسی برین قیاس متین ومستحکم نیفتاده طاق سپهر\n(۱) حبیب السیر جزو ۳ جلد ۳ ص ۱۲۷\n۴۴"}
{"book": "adl1169", "page": 44, "text": "آسای مقصوره اش در معموره آفاق جفت ندارد وصفای صفه\nمعموره اش هر لحظه روحی تازه بایدان معتکفان در آرد از زمزمه\nقرائت حفاظ خوش الحانش مقیمان عالم بالا پر فیض وسرورواز\nغلغله آذان موذنان نغمه پردازش مسبحان ملاء اعلی پر ذوق وحضور .\nمسجد او جامع فیض اله زمزمه خطبه او تا بماه\nبر سر نه تخته گر فته شهی منبرش از خطبه بیت اللهی\nغلغل تسبیح بگنبدرون رفته زنه گنبد والا برون\nطاق بلندش بفلک گشته جفت حامل او گشته فلک در نهفت\nقبه او بر شده بالای چرخ فرش تهش اطلس والای چرخ\nهر که سعادت بودش رهنمای بر در آن سر نهد آنگاه پای\nو این بقعه شریفه را سلطان ابو الفتح غیاث الدین محمد بن سام\nدر اواخر ایام دولت خویش بنا نهاد و پیش از آنکه خاطر خطیرش از\nاتمام این مقام فارغ شود بجوار رحمت حضرت عزت انتقال نمود\nبرادرش سلطان شهاب الدین بواسطه مخالفت خوارزم شاه بتعمیر\nمسجد نپرداخت اما پسرش سلطان غیاث الدین محمود بعد از آنکه\nپادشاه شد عمارت آن موضع متبرک را تمام ساخت و چون مدتی بر\nآن حال بگذشت و بسبب فتنه وطغیان چنگیزخان و خرابی ولایات\nخراسان آن منزل رفیع الشان روی بوierانی نهاد وتجدید تعمیرش\nبسعی واجتهاد پادشاه نیکو نهاد ملک غیاث الدین کرت اتفاق افتاد و\nپس از فوت او ملک معز الدین در زیب و تزئینش شرط جد وجهد بجای\nآورد ود رزمان حضرت خاقان سعید مغفور ( مراد از شاهرخ است )\n۲۲"}
{"book": "adl1169", "page": 45, "text": "امیر جلال الدین فیروز شاه (۱) نیز فی الجمله مرمتی کرد .\nهر که آمد عمارت نو ساخت رفت و منزل بدیگری پرداخت\nوان دیگر پخت هم چنین هوسی این عمارت بسر نبرد کسی\n\nدر ایام دولت و دوران سلطنت سلطان صاحبقران و خاقان\nگیتی ستان معز السلطنه و الخلافه ابو الغازی سلطان حسین\nبهادر خان خلد الله تعالی ظلال اقباله طاق\nمقصوره اش شکستی تمام یافت و اطراف قبۀ معموره اش\nبسر حد خرابی شتافت جدار بلند مقدارش مانند راکعان پشت\nخم کرده و پیل پایه‌های عالی آثارش مثال ساجدان روی نیاز بر\nزمین آورده سفیدی گچ از سقف مرفوعش مرتفع شده و خاک سیاه\nنمناک برزبرفرش میمونش مجتمع گشته چون این معانی برضمیر\nانور عالی جناب مقرب الحضرت السلطانی (مراد از امیر علی شیر است)\nپرتوانداخت همت عالی نهمت بر تجدید بناء این مسجد شریف و\nتشیید اساس این معبد منیف مقصور ساخت و از پادشاه اسلام اجازت\nطلبیده و از ارواح مقدسه مشایخ عظام استمداد کرده و در رمضان سنه\nثلاث و تسعمائه (۹۰۳) نخست بباز کردن پشت گنبد و طاق مقصوره اش\nکه مکسور گشته بود امر نمود بعد از آن باستصواب معماران حاذق\nو مهندسان مدقق براست ساختن آن بنا بر وجهی که از آن محکم تر\nنباشد اشاره فرمود و در دو جانب صفۀ مقصوره دو ایوان عالیشان\n\n(۱) در زمان شاهرخ حاکم و فرمان فرمای شهر هرات بوده .\n\n۳۴"}
{"book": "adl1169", "page": 46, "text": "بنیاد نهاد و بدان جهت طاق بزرگ را استحکام تمام ومتانت\nمالاکلام داد و آن بانی مبانی خیرات بواسطۀ کثرت اهتمام در تمام این\nعمارت بنفس نفیس به آن مقام شریف تشریف می آورد و در\nبسیاری روزها دامن درمیان زده مانند سایر مزدوران خشت بدست\nاستاد میداد و کار میکرد و در هر چند روز معماران و استادان وسایر\nهنرمندان را که در آنجا می بودند جامه های گران مایه پوشانیده و بنوازش\nموفور می نواخت و با نعمات غیر محصور خوشدل و مسرور میگردانید\nلاجرم بتوفیق الهی و تائید نامتثنای پادشاهی کار سه چهار ساله در مدت\nشش ماه با تمام رسانید و رفعت ایوان مقصوره اش بمقتضای همت امیر\nبحر مکرمت از آنچه پیشتر بود مقدار شش هفت زرع در گذشت و چون\nاصل کار با تمام رسید وقواعد آن مانند بنای هرمان مستحکم گردید فضلا\nو شعراء در تاریخ تجدید این بنا ابیات فصاحت آیات در سلك نظم\nکشیدند و کتا به نویسان بعضی از آنها را در کتا به آن بقعه عالیه\nمسطور گردانیدند عالیحضرت خداوندی مقرب الحضرت السلطانی\nلفظ مرمت کر درا جهت ضبط تاریخ آن بنا یا فته بودند و بحسب تو اردجناب\nمولوی مخدومی فضیلت شعاری مولانا معين الملت و الدین اسفزاری\nرا نیز همین لفظ بخاطر آمده بود و بدین گونه نظم نمودند :\nنظام دولت و دین میر پادشاه نشان\nکه دولت دوجهان نیش حق کرامت کرد\nمرمتی که زاصل بنا فزون تر بود\nدرین مقام شریف از علوهمت کرد\n۲۵"}
{"book": "adl1169", "page": 47, "text": "توافق حسن یمن و اقتضا زمان\nکه چون موافق تاریخ شد مرمت کرد\n۹۰۴\nوراقم حروف را این قطعه بخاطر فاتر رسیده بود:\nگشت محکم اساس این مسجد\nز اهتمام امیر بنده نواز\nبهر تاریخ گفت مرشد عقل\nشد مشید اساس مسجد باز\nدیگری در تاریخ این بنا گفته:\nمقصورهٔ طاق مسجد شهر\nگردیده خراب بود از دیر\nشد امر ز غیب و گشت تاریخ\nوفق لبنائه علی شیر\nایضاً\nاین صفحه که مانده بود چون عظم رمیم\nماننده کعبه یافت احیای عظیم\nتاریخ عمارتش ز دل جستم گفت\nثانی بنای طیب ابراهیم\nالقصه‌ پس از آنکه ضمیر انور امیر والاگهر از جانب متانت و استحکام آن معبد عالی مقام فارغ گشت خیال زیب و آرایش و اندیشهٔ تکلف و نمایش بخاطر خطیرش گذشت لاجرم بموجب اشاره علیه مهندسان خجسته آثار و کاشی تراشان شیرین کار و هنرمندان نقاش و استادان\n۴۶"}
{"book": "adl1169", "page": 48, "text": "سنگ تراش بجوهر چه تمامتر روی بتذهیب و تزئین آن مسجد فیض\nآئین آوردند و در مدت یکسال کاری را که بحسب تخمین و قیاس\nمی بایست که در قرب پنج سال اختتام یابد در غایت پاکی و آراستگی\nتمام کردند چون طاق ها و رواق هایش بنقوش اسلامی و ختائی مزین\nو متجلی شد و صفحات صفهای پر صفایش بوفور تکلفات غریب و کثرت\nاختراعات عجیب از سایر بقاع ممتاز و مستثنی گشت سقف گنبد های\nبلندش مانند صحیفه اعمال نیکو کاران صفت سفیدی و روشنی پذیرفت\nو از راه های ایوان های ارجمندش از سنگ های سوردان برصانت\nتمام و متانت مالا کلام گرفت:\nپر از نقش و نگار از فرش تا سقف مهندس را برو فکر و نظر وقف\nز عالی غرفه هایش چشم بد دور مقوس طاقها چون ابروی حور\nو چون منبر قدیم که از چوب جوز تراشیده بودند در هم شکسته بود\nهمت عالی نهمت امیر صافی طویت مقتضی آن شد که منبری از سنگ\nمرمر ترتیب نماید و ملازمان آستان رفیع الشان در جستجوی و تگ\nو پوی افتاده در ولایت خواف سنگ مرمر یافتند و آن را به بهای\nتمام از صاحبش خریده باندك زمانی باین بقعه مبارکه آوردند\nو استاد شمس الدین سنگ تراش بساختن آن اشتغال نموده بیمن\nاهتمام امیر عالی گهر منبری ساخته و پرداخته شد که تا آفتاب عالم آرا\nهر صباح خطیب آسا بر منبر نه پایه سپهر خضرا بر می آید شبیه و نظیر آن\nندیده و تا سنت سنیه نماز جمعه و جماعت در میان امت حضرت رسالت(ص)\nپدید آمده گوش هیچ آفریده مثال و مانند آن نشنیده زبده فضلای\n۴۷"}
{"book": "adl1169", "page": 49, "text": "زمن امیر اختیار الدین حسن زیدت فضایله جهت تاریخ اتمام این\nمنبر عالیمقام این ابیات را در سلک انشانظام و انتظام داده :\n\nاز همت بزرگی شد منبری مکمل\nکز غایت ترفع بر عرش سر کشیده\n\nهرگز کسی ندیده منبر زسنگ مرمر\nتاریخ شد همان کو هرگز کسی ندیده\n\nو این مسجد شریف مشتمل است بر چهار صد و شصت گنبد و صدوسی\nرواق و چهار صد و چهل و چهار پیل پا یه و طولش سوای عرض دیوار\nدوصد و پنجاه و چار زرع است و عرضش صد و پنجاه زرع و طول صفه\nمقصوره شصت پنج زرع و عرضش بیست پنج زرع و دهن طاقش بیست\nو شش زرع و طول صفه شمالی بیست و سه زرع و عرضش\nپانزده زرع و طول صفه جنوبی بیست و دو زرع و عرضش سیزده زرع\nو نیم و طول گنبد مقبره ملوك بیست و چهار زرع است و عرضش بیست\nوسه زرع وطول صحن مسجد صد و چهارده زرع است و عرضش\nهشتاد و چهار زرع و این بقعه شش دروازه دا رد که غیرت هشت در\nبهشت است و در هفت اقلیم شبیه و نظیر ندارد و با لجمله در روز چهار شنبه\nچها رد هم شهر شعبان سنه خمسه و تسعمائه (۹۰۵) که تکلف و تزئین\nاین مسجد جنت آئین با تمام رسید آن صاحب توفیق و صائب تدبیر آش\nعظیم ترتیب داد خطیب و امام وواعظ وحافظ ومتولی وخادم\nواستادان وعمله و فعله را بتمام دران مقام طلب نموده شرط ضیافت\nبه تقدیم رسانید آنگاه قامت قابلیت آن جماعت را که قرب صد کس\nبودند به پوستین ها گرانبها وفرجیهای صوف اعلی وقبا های قیمتی\nودیگر ثیاب فاخره مزین و آراسته گر دا نید امید بکمال و کرم حق عز و علا\n۴۸"}
{"book": "adl1169", "page": 50, "text": "آن است که بر هر گا میکه ملازمان این امیر کبیر نکونام در سرانجام\nمهام این عالی مقام نهاده اند در دار دنیا بکامی فایز شوند و بهر خشتیکه\nدرین مسجد میمون سرشت بکار برده اند در عالم عقبی با حراز بهشتی\nسرافراز گردند این دعا از من و از خلق جهان آمین باد » (۱)\nدر رساله مزارات هرات طبع مطبع دانش نیز از بنا و ترمیم و الحاقات\nمیر علی شیر نوائی و خصوصیات مسجد جامع و سایر دوره هائی که طی\nکرده چنین نوشته شده : «در شمال مسجد متصل مدرسه غیاثیه خانقاهی\nاست که اکثر مشایخ دران موضع متبرك بخلوات و اربعینات بسر برده\nاند(۲) و بسیاری از اهل دل درین موضع متبرك بمقاصد کلیه فایز آمده\nاند و درمیان گنبدی که در صفه شمالی است سلطان غیاث الدین غوری\nمدفون گشته و بعضی از ملوك كرت نيز در آن گنبد مدفونند در طرف غربی\nگنبد مذکور مدرسه معمور گشته آنهم از آثار و بنای ملوك كرت است\nاین مسجد شریف از عجائب مسجدهاست چنانچه وسعت آن شانزده\nجریب است چهار صد و شصت گنبد دارد و ٤٤ فیل پایه و شش دروازه\nاما در تاریخ ٩٠٤ هجری در وقت سلطان حسین میرزا وزیر او امیر\nعلی شیر تجدید و ترمیم مسجد را بطرز جدید نموده چنانچه کاشیکاری\n\n(۱) نقل از نسخه قلمی که دو صد سال قبل در هرات نوشته شده . (۲) درین چله خانه\nحضرت خواجه عبیدالله احرار و مولانا جامی چندین چله گذشتاند. اند . این رباعی را\nمولانا جامی در وقت اعتکاف خود بر دیوار خانقا بخط مبارک خودنوشته بودند .\nبقعۀ خیر ماست گوشۀ دیر\nلیس فی الکائنات ثانيها\nعیش جامی در و مدام خوش است\nطیب الله عيش بانيها\n۴۹"}
{"book": "adl1169", "page": 51, "text": "ومیذنه و اطراف مسجد شریف را بسنگ مرمر آباد نموده و تاریخ آباد\nشدن مسجد مذکور این دو رباعی است :\nمقصوره و طاق مسجد شهر\nشد اموز غیب و گشت تاریخ\nگردیده خراب بود از دیر\nوقف لبنائه على شير\n٩٠٤\nز تعمیر این بقعه جان یافت فیض\nچو از فیض اتمام شد بهره مند\nکه مانند خداست ماوای فیض\nخرد یافت تاریخ آنجای فیض (۱)\n٩٠٤\nدر سال ١٠٤٥ هجری در عهد شاه اسماعیل صفوی دوباره خراب\nگردیده بود، در سال ١٢٥٣ هجری وزیر یار محمد خان درانی آباد\nنموده و در ابتدای سلطنت ضياء الملة و الدین امیر عبد الرحمن خان مرحوم\nایوان قبله که خراب شده بود آباد گردید و در سال ۱۳۲۵هـ که سراج الملة\nوالدین امیر حبیب الله خان مرحوم بطریق دوره تشریف فرمای\nدارالنصرت هرات شدند چون مسجد متبرک را از آثار قدیمه دیدند و به\nمرور ایام روی به انهدام نهاده بود امر و ارشاد فرمودند که مبلغ دولك\nروپیه از عین المال خود شهریاری صرف آبادی مسجد شریف بشود\nو صداقت نشان شاغاسی دوست محمد خان را که از نظمای ملک بود\nمقرر این خدمت نمودند همان بود که بمدت پنج سال بطرز قدیم آباد شد . (۲)\n\n(۱) اکنون نیز این دو رباعی فوق با رباعی که ذیلاً مرقوم است از دستبرد\nزمان محفوظ مانده و بخوبی خوانده میشود.\n\nاین صفه که مانده بود چون عظم رمیم مانند ه کعبه یافت احیای عظیم\n( بقیه در صفحه ۳۱)\n\n٢٥"}
{"book": "adl1169", "page": 52, "text": "تزئینات این مسجد :\n\nازریزه کاریهای صنعتی وگچ بریهای ظریف ، و کاشی کاریهای\nنفیس و نقاشی های دقیق که یادگار دورۀ سلاطین غورو ملوك كرت\nباشدچیزی قابل ذکر نمانده است تنها نمونۀگچ بری با انواع آرایش\nهای مختلفه یعنی تنظیم متن کتیبه بخطوط کوفی گل دار و کنده کاری\nدرون خطوط باسایه و روشنی مخصوص در یک قسمت گنبد\nمخروبه سلطان غیاث الدین دیده میشود این صنعت جمیل و ظریف حاکی\nاز مهارت دقیق و چیره دستی کارگران و استادان این بنای عالیست و\nانسان تعجب می نماید که آیا چطور توانسته اند با یک مشت گل و گچ\nچنین هنری از خود نشان دهد که هنوز پس از چندین قرن مایه بهت\nوشگفت بیننده باشد از دورۀ شاهرخ و سلطان حسین میرزا که تزئینات\nوکاشی کاریهای مغرق و خطوط نقاشی و تذهیب های استادانه آن در اوج\nمهارت و ظرافت بوده و نظیر و مانند آن امروز هم در مسجد شیخ لطف الله\nومسجد شاه و عالی قاپو در اصفهان و مسجد گوهرشاد در مشهد ومسجد\nبی بی خانم در سمرقند دیده میشود بغیر از دو سه پارچه کاشی کاری\nو دوسه کتیبه رواق چیزی دیگری نمانده است و همین مقدار باقی مانده\nکه باصطلاح مشت نمونۀ خروار است مهارت و نیروی استادان\n\n« بقیه صفحه ٣٠ »\nتاریخ عمارتش ز دل جستم گفت\nثانی بنای طیب ابراهیم\n٩٠٤\n(۲) رساله مزارات هرات طبع مطبع دانش\n٣١"}
{"book": "adl1169", "page": 53, "text": "و نقاشان آن عصر را بخوبی نشان میدهد.\nمسجد جامع هرات از نظر سیاحان و دانشمندان جهان:\nسیاحان و دانشمندان جهان نظر به عظمت و شهرت و زیبائی که این بنای\nمعظم داشته در آثار خود هر یک از نقطه نگاه خویش شرحی از عظمت\nو زیبائی و تاریخ این بنا نوشته اند تا جاییکه بنظر نگارنده رسید نوشته های\nآنان را درین جا محض برای آگاهی هموطنان عزیز خویش\nمی آوریم: ندرما یروار نست دتیس آلمانی در کتابی که بنام افغانستان\nنوشته اند در خصوص مسجد جامع هرات مینویسند:\nمسجد جامع هرات طوری وصف میشود که این مسجد مانند مساجد عظیم\nو بزرگ دیگر و همچنان مانند بسا معابد محتشم غرب قسمت ساختمان\nآن دوره های مختلف تاریخی را در خود حل و مزج نموده است و برای\nنشان دادن معیار صحیح و قیمت صنعتی آن کشفیات و تدقیقات مفصل\nدر خود همان نقطه میتوان نمود همین ندر ما یر مقاله به عنوان افغانستان\nدر مجله آلمانی موسوم به شرق جدید شماره ٤ و ٥ مورخه ٢٥ می ١٩١٧م\nنوشته که ترجمه آن در شماره ٢١ سال ٢ کاوه مندرج است درین مقاله\nدرباره مسجد جامع هرات چنین نوشته است:\nبهترین ابنیه هرات مسجد جامع آن است و بعضی از قطعات آن شبیه\nاست به مسجد ابن طولون و سامره. در ایوان بزرگ این مسجد بعضی\nخطوط کوفی دیده میشود که هنوز خوب باقی مانده است این مسجد را\nچندین دفعه تجدید عمارات نموده و اصلاح کرده اند و بسبب مواظبت\n۳۲"}
{"book": "adl1169", "page": 54, "text": "امیرهنوز بحال خوبی باقی است دیوارهای رو بطرف حیاط مسجد\nمعلوم میشود که بعدها به آجر قشنگ مزین کرده اندواندکی بعدروی آن\nآجرها را بطرز ابنیه خراسان کاشی کاری نموده اند در طرف شمال\nمسجدولی متصل بدانیک بنای مقدس دیگر ولی کوچکتر ساخته شده\nاست که در مزین آن بطرف مشرق است ساختمان این بنا از حیث\nشکل و تزئین شبیه است بمسجد قدیم سرخس شرق درخراسان . »\nهم چنین را برت بایرن دانشمند معروف در کتاب سومین کنگرۀ\nبین المللی آرت وباستان شناسی در لینن گراد ۱۹۳۵مقاله به عنوان\n«آبدات عصر تیموری افغانستان» نوشته و از مسجد جامع هرات چنین\nذکر می نماید « دروسط شهر مسجدی است معروف به مسجد جامع که\nحیاط آن صدیار دطول و ۶۵ یارد عرض دارد به چاردورحیاط مسجد\nقطارکمان های رواق ها دیده میشودقرار تذکار معین الدین اسفزاری\nمسجد جامع هرات را سلطان غیاث الدین محمدابن سام غوری در سال\n۵۹۷ هجری مطابق (۱۲۰۰م) بنا نهاده وهنوزهم کتیبه کو فی درین مسجد\nاست که سبک نگارش آن به عصر بانی مسجدموافقت میکند خود سلطان\nغیاث الدین هم در مقبره که به مسجد جامع متصل و پیوست است دفن میباشد\nومقبرۀ اورابعدها ملوك كرت درقرن ۱۴مجدداً تزئین کرده اندکتیبه بخط\nنسخ از ین عصر یادگار مانده و دارای عناوینی است که معمولا ایلخانان\nمغل ماننداولجایتووابو سعیدوامرای دودمان کرت استعمال میکردند\nسلالۀ کرت حتی در ایوان عمدۀ مسجدجامع هم تزئیناتی از خود بیاد\nگار گذاشته انداز جملۀ اشخاص فاضل و دانشمندی که عامل شهرت\n\n۵۵"}
{"book": "adl1169", "page": 55, "text": "دربار سلطان حسین بایقرا شده بودند هیچ یکی مانند میر علی شیر نوائی معروف و برجسته نبود این وزیر دانشمند که ۳۷۰ مسجد ، مدرسه ، کاروان سرای ، شفاخانه ، قرائت خانه پل و غیره برای منافع ورفاه عامه آباد کرد در ۹۰٤ هجری مطابق ١٤٩٨ م تصمیم گرفت که مسجد جامع هرات را ترمیم کند مشارالیه اول از همه گنبدی را که عقب ایوان بزرگ مسجد جامع بوده و گنبد آن خطر تولید کرده بود ویران نموده و بهر دو طرف آن دو پایه متینی برپا کرد و بهر کدام دو کمان دیگر دو طبقه‌ای افزود سپس با تعمیر منزل دیگر و عمران دیوارهای نازکتر روی دیوارهای قدیمی ارتفاع دیوارهای حیاط مسجد را زیاد نمود و بالاخره روی دیوارها و طاق‌ها و ایوان‌ها را کاشی کاری نمود (۱)\nهمچنین مقاله بقلم یکی از فضلای معروف هند به عنوان نظام الملک ثانی یا امیر علی شیر فانی در شماره ٣٦ مجله اورینتل کالج میگزین که از مهم ترین مجلات هند است نشر شده و نسبت به مسجد جامع هرات چنین نوشته : «در بین سایر تعمیرات هرات مسجد جامع آن دارای امتیاز مخصوص است امیر علی شیراین مسجد را در عهد خود سر از نو تعمیر نمود خوشبختانه کوایف تعمیر این مسجد در مکارم الاخلاق قدری به تفصیل ذکر شده و از آن اشتغال و دلچسپی میر را بامور تعمیر مساجد خوبتر میدانیم . مسجد جامع هرات را سلطان ابوالفتح غیاث الدین محمدابن سام در اواخر سلطنت خود طرح تعمیر ریخت متأسفانه عمرش به انجام\n«۱» مجله آریا نا سال ۱ شماره ۱۲ ترجمه شاغلی کهزاد\n٥٤"}
{"book": "adl1169", "page": 56, "text": "این امر خیر و فا نکرده مسجد هما نطور نا تمام ماند بعد از سلطان غیاث الدین\nبرادرش سلطان شهاب الدین تعمیر آن را طرف توجه قرارداد اما در\nعهد سلطان غیاث الدین محمود ابن شهاب الدین (۱) امر تعمیر به اختتام\nرسید حملات چنگیزی در ذیل تخریب سایر آثار خیریه باین مسجد هم\nصدمه کلی رساند ملک غیاث الدین کرت از منظر ویرانی آن متأثر شده\nبترمیم آن اقدام نمود بعد از ملک غیاث الدین کرت سلطان معز الدین\nکرت و امیر جلال الدین فیروز شاه هر یک بنوبه خود بترمیم آن مساعی\nجمیله بکار برده اند امیر علی شیر در ۹۰۳ هجری بتعمیر جدید آن آغاز نمود\nمهندسین مشهور و معماران معروف را بکار آن مقرر کرد و آنقدر در انجام\nکار آن شوق و شعف داشت که خود با عمله و کار یگران آن کار\nمیکرد و در اجرت وحق الزحمه کار یگران آن قدر فیاضی وجوادی بکار\nبرد که همه آنها از دل و جان ممنون و مسرور شده به همت تمام و سعی\nوافر سر گرم کار میبودند چنانچه در اثر همین سعی و کوشش کار چهار\nساله در مدت شش ماه با نجام رسید.\n\nبعد از فراغ تعمیر نقاشها و کاشی تراش ها را بنقش و نگار مسجد\nگماشت طاق ها و رواق ها را بنقوش اسلامی و خطائی مزین و دیوار\nهای مسجد را با شاخه های گل و برگ های رنگارنگ منقش\nساختند برای ساختن منبر از اطراف دور دست سنگ مر مر خواست و\nاستاد شمس الدین سنگ تراش را بساختن آن مکلف نمود وقتیکه منبر\nتمام شد شعر اماده تاریخ آنرا سر ودند کار مسجد در سنه ۹۰۰ بکلی\n\n(۱) مولف روضه الصفا وحبيب السيرابن غياث الدین ابن محمد ابن سام مینویسند.\n\n۲۵"}
{"book": "adl1169", "page": 57, "text": "تکمیل یافت میر کاریگران را بانعام و بخشش های شایانی نوازش\nنمود و بتقریب اتمام آن محافل سرور و دعوت های متعدد منعقد نموده\nمردم از خواص و عوام درین دعوت ها شرکت داشتند میر در تعمیر این\nمسجد آن قدر شوق و شغف قلبی داشت که در طرح و نقشه و امور عمران\nآن با ماهرین فن و متخصصین بزرگ آن وقت بمشوره و مذاکره\nشامل شده و از تدبیر و افکار آنان استفاده نموده و باین وسیله تزئین\nو زیبائی مسجد را بسرحد امکان رسانید. تحریر کتیبه و تزئینات مسجد\nرا به نقاش مشهور و خطاط معروف آن عهد یعنی خواجه ميرك مفوض\nنمود اما چنانکه عادت هر صاحب کمالی است خواجه ميرك در کار\nبطالت نشان میداد میر هر چند کوشش نمود ميرك از سستی و تأنی که در\nکار داشت باز نیامده از یکطرف کار مسجد در معرض تاخیر افتاد و از\nطرفی ميرك در قريه ( شادروان ) نزدیک هرات گلگشت مینمود میر\nاگر از تشدد کار میگرفت بخوبی میتوانست ولی در اصلاح ميرك تدبیر\nمتین و مرزونی سنجید. خواجه جلال الدین محمد کار دار مالیه را فرمود\nکه تا بنام خواجه ميرك رقعه بدین مضمون نویسد:\nخواجه ميرك را واضح خاطر باد!\nمبلغ پنج هزار دینار طلب حکومت که بر ذمۀ شما با قیست بزودی داخل\nخزانه سرکاری نمائید زیرا که در ین وقت حکومت سخت بپول ضرورت\nدارد. دو نفر محصل این رقعه را گرفته نزد خواجه ميرك در شادروان\nرفتند و از وی زر مذکور را طلب کردند خواجه ميرك ازین تقاضای غیر\nمتوقع سخت مضطرب گردیده سر راست بخدمت مهر علی شیر رسید و عرض\n\n۵۶"}
{"book": "adl1169", "page": 58, "text": "نمود که برایخدا بمن امدادی بفر ما ئید تا از عتاب شاهی وارهم میر تبسم\nکرده گفت با مداد شما آماده ام بشرطیکه کتیبه و نقاشی مسجد را در مدت\n۱۵روز انجام دهید. پس بدین وسیله میرک کارهای مسجد جامع هرات\nرا بزودی انجام نمود. (۱)\nفرامین و احکام شاهانی که روی سنگ های مرمر منقور\nو تا هنوز باقی است :\n\nبر رواق بعضی ایوان های مسجد فرامین و احکامی از شاهانی سابق\nمانند ابوسعید کورگان وسلطان حسین بایقرا و غیره نسبت بر فع تکالیف\nدیوانی و موقوفات مسجد جامع دیده میشود که روی سنگ های مرمر\nمنقور و تا هنوز بکمال وضاحت خوانده میشود درینجا بطور نمونه دوسه\nفرمان و احکام را که نماینده سبك و روش همان وقت است نقل می نمائیم.\nفرمان وسلطان ابوسعید کورگان که از ۸۳۶ - ۸۷۳ سلطنت\nنموده :\n\nالله ولى التوفيق . چون بميا من همم عالية اهل الله و توجه نفوس زاکیه\nاصحاب کشف وانتباه توفيق اشاعة خيرات واذاعة مبرات رفيق دولت\nروز افزون و قرین روزگار همایون حضرت خاقان صاحب قرآن رافع\nالوية العدل والاحسان قامع البنية الظلم والعدوان الموءيد بتا ئيد\nالملك الديان غياث الخلافة والسلطنة والدين غوث الاسلام والمسلمين\nسلطان ابوسعید کورگانی خلد الله تعالی سبحانه في بسيط الارض ملكه\n\n[۱] شماره ۱۲ مجله کا بل سال سوم ص۸۱ - ۸۲ ترجمه نگارنده .\n۵۷"}
{"book": "adl1169", "page": 59, "text": "و سلطانه گشته همگی همت عالی نهمت بر ترفیه عباد و تعمیر بلاد و دفع مواد\nفساد و رفع رسوم مذموم ارباب ظلم و عناد مصروف و معطوف فرموده تصدیقاً\nلهذا الحال چون به مسامع جلال رسید که بواسطۀ مطالبت نام بردار در\nبلاد و دیار انواع فزع و اضطرار در هر وقت و زمان بعامه سکان راه می یابد\nدر منتصف جمادی الاخری سنۀ ست وستین وثمانمائه امر مطاع لا زاله\nمشیعاً فی اقطاع صدور یافت که من بعد الیوم بعلت نام بردار قشونی از\nدارالسلطنه هرات و بلوکات مطالبات ننمایند و بدین جهت\nاصلاً به اهالی و بساکنان و جماعات و محترفات و شركاء و مزارعان\nتعرض نرسانند تا بفراغ بال وفارغ حال در ظل معدلت وعاطفت و کنف\nمرحمت ورأفت روزگار گذرانند امید است که تا انقراض دوران\nفرزندان کامگار دولت یا روسا یر سلاطین نام دار توفیق تنفیذ آن یافته\nوحکامیکه تغییر این خیر عام نماید در معرض وبال و مستحق عتاب\nحضرت ذو الجلال باشد فمن بدله بعد ما سمعه فانما اثمه على الذين يبد لونه\nوعليه لعنة الله والملائكة والناس اجمعين وفر مان واجب الاذعان\nصاد رشد.\nفرمان سلطان حسین میرزا که از ۸۷۰ الی ۸۹۹ سلطنت نمود در\nایوان قبله مسجد جامع بروی سنگی کنده شده :\nالحمد لله الذی بنعمته تتم الصالحات و بتوفيقه يفتح ابواب الخيرات.\nچون همت سلطان زمان متمثل ان الله يأمر بالعدل والاحسان معز الدنيا\nوالدين ابوالغازی سلطان حسین بهادر خان خلد ملکه بر ترویج بقاع\nمبرات موقوفست و صورت تکثیر مداخل سعادت بر لوح جامع ضمیر انور\n\n٣٨"}
{"book": "adl1169", "page": 60, "text": "او كالنقش في الحجر ثابت است در اول ربیع الاول هشتصد و هفتاد و هشت فرمان عالی فرمود که موقوفات مسجد جامع دار السلطنه هرات و جنید عالی سلاطین ماضی و خانقاه جديد وجسر نهر مالان از کل تکالیف دیوانی مسلم و مرفوع القلم دانسته از رقبات و مستغلات آن مال و اخراجات لشکر و شناوری و سوتجی و ده و یازده و ضابطانه وحق السعی و داروغه گانه و غیر آن نطلبند و حاصل آنرا با مارت و زینت و ارباب وظائف و مستحقات مقصور دانند هر آینه فرزندان کامگار و سلاطین اسلام شعار توفیق تنفیذ این خبر یافته همم علیه ایشان رخصت تغییر آن ندهند قوله تعالی ( فمن بدله بعد ما سمعه فانما اثمه علی الذین يبدلونه )(1) .\n\nاین بود شرحی ازین مسجد عظیم الشان که بقول لوسترانج مستشرق معروف نظیر و مانند آن در زیبائی و عظمت کمتر دیده میشود از منابع داخلی و خارجی بدست آورده درین جا نوشتیم متأسفانه که درین اواخر این مسجد بزرگ با همه عظمت و زیبائی که دارد بر اثر عوامل خارجی و فشار زیاد گنبدها گرفتار خرابی و پیش برآمدگی های سخت گردیده است. خوشبختانه در روزگار ما شاغلی عبدالله خان وکیل نائب الحكومه هرات بنابر حس ترقی خواهی و عرفان دوستی که دارد برای ترمیم و آبادی این بنای معظم با جدیت هر چه تمامتر اقدامات شایانی نموده از سه سال باینطرف کار تعمیر و ترمیم قسمت های خارجی و داخلی مسجد\n\n[1] برای اطلاع از تولیت مسجد و کتابخانه و کتب و تبرکاتی که بوسیله فخری پاشای مرحوم یادگار داده شده بود رجوع کنید به جلد اول آثار هرات تأليف فاضل دانشمند آقای خلیل الله خلیلی .\n\n٣٩"}
{"book": "adl1169", "page": 61, "text": "در جریان و دروازه بزرگ آن سر از نو تعمیر و آباد شده و کاشی کاری\nآن که بکلی از بین رفته بود باهمان نقش و رنگ واسلوب بتوسط\nحاجی اسماعیل خان بنا که از احفاد بنائی هروی است در خود هرات\nفراهم و در شرف انجام است امید است که تعمیرات اساسی آن نیز\nبتوجه حکومت غم خوار و معارف دوست ومراقبت وجديت وكيل\nنائب الحکومه که برای عمرانات و آبادی و شئون هرات عشق مفرط و شور\nفراوان دارد روی کارآمده و باین وسیله عظمت وشکوه دیرین این مسجد\nجامع تاریخی را تجدید وروان تازه برین بنای قدسی که از عالی ترین\nبناهای مذهبی بشمار میرود ببخشد .\n\n«گویا اعتمادی»\n\n۳۰"}
{"book": "adl1169", "page": 62, "text": "این مقاله در ثور ١٣٢٥ نوشته شده\nو در شماره ٤ سال ٤ مجله آریانا درج است\n\nگنبد سبز\nیا مقبره سلاطین تیموری هرات\n\nاز بناهای گوهرشاد آغا ملکه هرات که بانوی با فضل و دانش بوده\nو علما و فضلا و شعرا و هنروران را حمایت و تربیه می نموده و مدنیت\nو عمرانات آن عصر هرات مدیون مساعی جمیله و تشویق او بوده مدرسه\nو عمارتی است که در وقت حیات او بنام خودش مدرسه گوهرشاد\nآغا یا مدرسه مهدعلیا و بعد بنام بیت المغفره و اکنون که مخروبه از ان\nباقیست بنام گنبد سبز در بین مردم هرات مشهور است این مدرسه و بنای\nمحتشم یکی از مجلل ترین و باشکوه ترین بناهای هرات در ان عصر\nمحسوب می شده و بهترین نماینده ذوق و صنعت هنروران دوره تیموری\nچه از لحاظ بنائی کاشی کاری و چه از حیث نقاشی و کتیبه نویسی\nو مینا کاری بوده است چنانچه عبدالرزاق سمرقندی مورخ دربار شاهرخ\nدر مطلع السعدین که وقایع چشم دید سلطنت شاهرخ و اولاد او را نوشته\n\n۴۱"}
{"book": "adl1169", "page": 63, "text": "است درخصوص این بنای مجلل مینویسد:\n«درین سال مدرسه عالی وعمارت متعالی که مهدعلیا گوهر شاد آغا\nدرشمال شهردرسرپل انجیل ساخته بود تمام شدوآن عمارتیست که\nدرمعموره عالم نظیر ندارد »\nيك لوحه سنگ مرمر قشنگی که کتیبه این بنا بوده و تاریخ بنای مدرسه\nبخط ثلث جلی بقلم خطاط معروف آن عصر جعفر جلال هروی برآن\nنوشته شده واکنون در موزیم هرات موجود است نشان می دهد که آغاز\nتعمیر این مدرسه در ۸۲۰ هجری و تاریخ اتمامش در ۸۴۱ بوده یعنی\nدر مدت ۲۱ سال بانجام رسیده است این مدرسه را گوهر شاد آغا ملکه\nهرات که دختر غیاث الدین ترخان وزوجه محبوب شاهرخ و مادر\nمیرزا الغ بیگ و بایسنقر و محمدجوکی بوده بنا بر علم دوستی و دانش\nپروری که داشته در زمان سلطنت شوهر خود شاهرخ میرزا برای\nدانشمندان وطلاب که از هر طرف برای تحصیل درین\nمهدعلم ودانش می آمدند از مال خالص خود بنا نمود و مدرسین عمده\nواستادان هرات را برای تدریس درین مدرسه مانند شیخ\nشهاب الدین بسطامی ومولانای اعظم شمس الدین محمد بن اوحد\nمعین نمودوکتابخانه بسیار بزرگی مملواز کتب متنوعه درین مدرسه\nالحاق نمود و همچنین شفاخانه وشبستان برای طلاب ودارالضیافه\nبرای واردین و مسافرین ودار المساکین برای غربا ضمیمه این مدرسه\nنمود از يك نسخه خطی که درسنه ۸۶۱ یعنی سال وفات گوهر شادبانی\nاین مدرسه نوشته شده وحاوی وقفنا مه هاست از وقف نامه مشارالیها\n۴۲"}
{"book": "adl1169", "page": 64, "text": "صنعت کاشی کاری جدید هرات"}
{"book": "adl1169", "page": 65, "text": "گنبد سبز"}
{"book": "adl1169", "page": 66, "text": "که در این نسخه است معلوم میشود که زمینهای مزروعی و باغهای\nمثمر و آسیابها و دکانها در هرات و تربت جام و فوشنج زنده جان\nحالیه) که از مال و ملك خالص او بوده وقف این بناها و مدرسه بوده\nاست مهندس و معمار این بنا قوام الدین شیرازی است که در اول\nشعبان ٨٤٢ هجری وفات نموده (۱)\nبر علاوه این استاد معماران و حجاران و کاشی کاران و نقاشان\nو خططان ماهر را از هر جا طلبیده و با تشویق و اعطای انعامات وا فره\nو صرف مبالغ بسیار از مال خالص خود این بنای مجلل را بکمال\nزیبائی بانجام رسانده است رواقهای بلند و دیوارهای ضخیم و محیط\nو منارهای زیبا و گلدسته ها و گنبدهای این مدرسه عموماً بکاشی های\nرنگارنگ و مینا و خاتم منقش بوده و به نقش و خط نقاشان و خطاطان\nظریف کار آن عهد مزین بوده و اکثر خطوط و نقوش و کتیبه های این\nمدرسه بخط خطاط نام دار و نقاش ماهر هرات جعفر جلال و ميرك هروی\nبوده است و در جوار این مدرسه گنبد بسیار زیبا و با شکوهی برای\nمدفن خود و شاهرخ شوهر عزیز خویش و پسران خود ساخته بود که\n\n(۱) استاد قوام الدین افسر مهندسان و معماران بود و عمارات ملکه گوهر شاد در\nهرات همه از کارهای اوست حکایت مشهور است و بر زبان ها جاری که وقتی\nسلطان شاهرخ بسببی از کارهای مهندسی از وی رنجید مدت يك سال او را در دربار\nخود راه نداد چون استاد قوام الدین در علم نجوم نیز ماهر بود تقویمی استخراج\nکرد و باجازه پادشاه بحضورش تقدیم نمود پادشاه تبسم نمود این بیت را برای او خواند:\nتو کار زمین را نکو ساختی که بر آسمان نیز پرداختی\nقوام الدین در اول شعبان سنه ٨٤٢ وفات نمود ( ص ١٤٨ جز ۳ ج ۳ حبیب السیر طبع بمبئی )\n\n٣٦"}
{"book": "adl1169", "page": 67, "text": "اکنون قسمتی ازان گنبد باقی و بنام گنبد سبز مشهور است این گنبد\nمدفن يك ملکه و هشت نفر از سلاطین شهزادگان تیموری است بشرح ذیل :\n١—بایسنغر بن شاهرخ که در سنه ٨٣٦ وفات نمود و تابوت او را\nاز باغ سفید برداشته تا مدرسه گوهرشاد آغا که مدفن او آنجا مقرر بود\nآورده دفن نمودند(١)\n٢— سلطان احمد بن عبداللطیف بن الغ بیگ بن شاهرخ که در ٨٤٨\nهجری درین گنبد دفن شده .\n٣— گوهرشاد آغا که در ٨٦١ کشته شد و در همین گنبد دفن گردید\nچنانچه عبدالرزاق سمرقندی مولف مطلع السعدین در وقایع ٧٦٢ يك\nسال بعد از مرگ گوهرشاد نوشته است «میرزاعلاءالدوله هفتم جمادی\nالآخر روز جمعه بعد از نماز از طرف قریه ساق سلمان ظاهر شد . . . . .\nو در کوچه خیابان خرامان خرامان در آمده بمدرسه و مقبره مهد\nعلیا گوهرشاد آغا فرود آمد و مراسم زیارت بجای آورده عازم باغ\nزاغان شد»خوند میر در خلاصة الاخبار و بابر در کتاب خاطرات خود\nهمین گنبد را مدفن ملکه گوهرشاد دانسته اند.\n٤— علاءالدوله بن بایسنغر که در ٨٦٣ هجری در همین گنبد دفن شد .\n٥— ابراهیم سلطان بن علاءالدوله بن میرزا بایسنغر که در سنه\n٨٦٣ در راه مشهد وفات نمود و بقول عبدالرزاق سمرقندی در مطلع :\n«نعش او را به هرات رسانیدند و در ششم شوال ٨٦٣ در مدرسه مهد علیا\nگوهرشاد آغا در گنبد که مدفن اجداد میرزا یسنغر بود مدفون شد » .\n(١) مطلع السعدین ج ٢ ص ٦٥٩ طبع لاهور.\n\n۴۴"}
{"book": "adl1169", "page": 68, "text": "منار و مقبرۀ گوهر شاد"}
{"book": "adl1169", "page": 69, "text": "دورنمای مسجد مصلا در خیابان"}
{"book": "adl1169", "page": 70, "text": "٦- شاهرخ سلطان بن ابی سعید بن میران شاه که در سنه ٨٦٣ در هرات\nتولد و در ۸۹۸ در همین گنبد دفن گردید .\n\n۷- میرزا سلطان محمد بن بایسنغر که بقول عبدالرزاق\nدر مطلع : « در شجاعت و سخاوت نادرة ایام بود\nدر ٨٥٥ بقتل آمد و مدت عمر او ٣٤ سال بود و زمان\nدولت او ۱۰ سال ٥ سال بطریق نیابت در زمان شاهرخ و پنج سال باستقلال\nو نعش او را در دارالسلطنه هرات بمدرسه مهد علیا گوهرشاد آغا در گنبد\nخوابگاه پدر او مرزا بایسنغر دفن کردند .»\n\n۸- میرزا محمد جوگی بن شاهرخ در ۸۶۸ هجری درهمین گنبد\nدفن شد این مدرسه و مقبره در زمان سلطان حسین میرزا ( ١٤٦٨ - ١٥٠٥- م)\nنیز آباد و بارونق و شکوه بوده چنانچه خوند میر در خلاصة الاخبار خود که\nدر ٩٠٦ هجری تصنیف نموده نسبت باین مدرسه نوشته است «به حلیه تکلف\nوزیو روزینت ووسعت ورفعت مزین و محلی وبو فور فسحت و كثرت\nمتانت از اکثر بقاع این بلده جنت صفات ممتاز و مستثنی و درین اوقات\nچهار نفر از علمای پسندیده صفات در آن بقعه فائض البركات بدرس و\nافاده قیام و اقدام مینمایند و از موقوفاتش به حظی و افر محظوظ\nوبهره ور میگردند »\n\nهمچنین با بر در ۹۰۹ هجری مدرسه و مقبره را بحال رونق و شکوه\nخاص دیده و در کتاب خاطرات خود او آن یاد کرده است، کریستی ویلسن\nدر تاریخ صنایع ایران در باره این گنبد نوشته است : « مقبره گوهرشاد\nهنوز در هرات باقی است و آن بنائیست مربع شکل که گنبد سه مرتبه دارد\n\n٢٥"}
{"book": "adl1169", "page": 71, "text": "اولی برای تزئین فضائی زیر گنبد بکار رفته ، گنبد وسطی برای نگاهداری\nو گنبد خارجی که بدنه های مدور متصل شده با کاشی آبی رنگ پوشیده\nشده است. این مقبره سابقاً به بنای دیگری وصل بوده و هفت مناره\nبسیار بزرگ بلند در نزدیکی آن قرار دارد دو تای آن بمصلای معروف\nتعلق داشته که گوهر شاد آنر اساخته بوده - یکی به بنائیکه وصل بمقبره بوده\nو چهار مناره دیگر بمدرسه سلطان حسین بایقرا که بعداً ساخته شده تعلق\nدارد ، این مناره های بزرگ که با تکه های بزرگ سنگ مرمر که کتیبه\nروی آنها نقش شده و کاشیکاری که طرحهای مکرر دارد زینت یافته نشان\nمیدهد که معماری و تزئین عصر تیموری تا به چه درجه زیبائی و عظمت رسیده\nبود، این گنبد سه پوشش دارد پوشش اول آنرا ه داشته و پوشش دوم آن\nبدون راه بوده و از سوراخ سقف دوم گنبد سوم بنظر می آید قسمت زیادی\nازین بنا و مدرسه سلطان حسین میرزا با منارهای آن تا شروع سالهای\n١٣٠٣ و ١٣٠٤ آباد و معمور بوده اما درین روز گار جز هفت مناره که\nآن هم رو بخرابی گذاشته و همین گنبد که مشهور به گنبد سبز است نشانی\nاز مصلی و مدرسه اصلی با قینمانده و این گنبد که در جوار مدرسه مذکور\nبنایا فته بود بحال خرابی و فرسودگی تا هنوز پا بر جاست (۱) و در کتیبه این\nگنبد اشعاری در مرثیه سلطان بایسنغر بخط بسیار زیبا نگاشته شده بود که از\nنهایت فرسودگی و خرابی تنها این دو بیت آن خوانده میشد :\n\n(۱) در این اواخر برای تسطیح خیابان ها و نهال شانی پارک و ترمیم گنبد و بنای\nيك قهوه خانه در آنجا از طرف شاغلی ملکیار نایب الحکومه توجه شایانی بکار رفته است.\n\n٣٦"}
{"book": "adl1169", "page": 72, "text": "بسکه رفت از چشم مردم خون دل زین واقعه\nخامه را موج سرشك خويش در طوفان نماند\n\nغوطه زد در نيل مصر از مصر گوئی شد عزيز\nچين گرفت ابروی چين در چين مگر خاقان نماند\n\nسرور گویا اعتمادی\n\n۴۷"}
{"book": "adl1169", "page": 73, "text": "[BLANK PAGE]"}
