{"book": "adl1166", "page": 1, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl1166", "page": 2, "text": "( هو الله الغالب )\n\n( يك منظر ، قابل قدر )\nشجاعت عسكر نادری\nیا\nملاحظات سریاور حربی اعلیحضرت غازی در حین\nمشاهدات احساسات مقدس عساکر غیور نادر\nشاهی محصور ولایت قطغن ومزار شريف وعلل و\nجهاتی که سابقاً عسکر را از شهامتش محروم\nگردانیده بود، تحفهٔ جزء ملاحظهٔ ضابطان محترم\nاردوی افغانی طبع و نشر گردید\n\nکابل -- تاریخ طبع : ۱۷ سرطان ۱۳۱۰\n۱۹۳۱"}
{"book": "adl1166", "page": 3, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl1166", "page": 4, "text": "(۱)\n\nبسم الله الرحمن الرحیم\nعسکر چنین باید :\n\nدر اطراف احساسات عساکر اردوی شاهانه نادری ؛ ملاحظات خود را در حینیکه بنده بر حسب امر مقدس باش قوماندانم اعلیحضرت غازی بحضور سر افسر بزرگم سپه سالار صاحب مشرف می‌شدم و واقعات پیش آمد آن ولایات را نسبت به زمان شورش جمعیت خائنین اسلام یعنی ابراهیم غدار و سعیدش کشف می‌نمودم ؛ تا جائیکه شنیدم و جرائد حربیه را که در ریاست ارکان حربیه آن سر افسر بزرگم جمع گردیده بود ؛ ملاحظه نمودم ؛ بشارت مفقود شده ذیل را بطور اختصار ترتیب و به ملاحظه ضابطان محترم اردوی نادر شاهی تقدیم می‌نمایم :"}
{"book": "adl1166", "page": 5, "text": "(۲)\n\nاز چندین سال است که روحیات عسکرانه وحملات\nمردانه وشیرانه اردوی غیور افغانی نسبت به بعضی علل\nو جهات مختلف چنانچه شاید وباید ؛ تاریخ مقدس\nافغانیان را بفدا کاری های فرح بخش عسکریت\nمزین نگردانیده بلکه از آن جهات و سببات\nناموزون که قلم ما را نسبت به تحریر آن وقایع ناگوار ،\nخجالت می آید ؛ اردوی مقدس مان را بعوض اینکه\nاز فدا کاری های ذاتیه اش که بقرن های گذشته ،\nبمیدان عمل اثبات نموده است و روحیات آن را تاریخ\nحال به آب زر بنویسد ؛ بالعکس ورقه هائی ننگین\nرا بما عالم عسکریت دربرگرفت . . . . . آه . . . .\nدر اینجا قدری از اصل مقصد جدا گشته جهاتش\nرا که کدام باعث بود که همین عسکر باغیرت افغانستان\nرا بچنان رذالت و بدبختی در دنیا معرفی کرد ؛ قدری\nبحث رانم ، تا بدنیای موجوده پوشیده نماند که این\nبی شرفی هائیکه در انقلاب گذشته از جمعیت سقائیون\nو دزدان وارذال مملکت بحکومت عائد گردید ؛ جانب\nعسکر است . خیر ؟ این از عسکر نیست بلکه جهات\nاو را باد لائل مقنعه به ناظرین این مقاله عاجزانه\nخود تقدیم می نمایم ."}
{"book": "adl1166", "page": 6, "text": "(۳)\n\nچیست؟ فنون حربیه و قواعد تعلیمیه دنیای\nموجوده اثبات نموده است که سرچشمه علم و عرفان\nمملکت و ترقیات مادی و معنوی سعادت ملت ، وابسته\nبصاحب منصبان مقتدر و باشرف مملکت که در حقیقت\nاردو را روح و حکومت را بازو است تشکیل میکند؟\n(عیناً مأمورین ملکیه در مسلکش) .\nمراد من درینجا از نکته چینی در مقابل اشخاص\nعیاش پرست که مملکت و ملت و شرف حقیقی افغانیت\nرا مخصوص به عیاشی و یافتن و یا جمع کردن پول و\nیا تنفر ملت از حکومت و یا بری بودن از ترس خدا\nو غفلت کردن از حقوق ملت و یا ترجیح دادن منفعت\nشخصی را نسبت به منفعت جامعه دانسته اند ؟ نیست .\nاما نسبت باینکه مقاله عاجرانه من محتاج بدلاثل\nفوق الذکر است که بر عالم عسکریت و افغانیت ما\nچنین لکه های تاریخی را انداخت ؟ در حالیکه ابداً\nآنها این لکه را بدست خویش برای خود حاصل\nکردن آرزو نداشتند ؛ دلائل ذیل را ذکر کردن\nضروری دانستم : -\nصاحب منصبان اردو ، تنها به قیافه و لباس\nصاحب منصب نبوده حقیقت افسریت را حینیکه حاصل"}
{"book": "adl1166", "page": 7, "text": "(٤)\nنمودند ، صاحب منصب گفته می شود ، که حاصل کردن\nاین کلمه یعنی ( حقیقت افسریت است ) اول باول بيك\nتعلیم و تربیهٔ حقیقیهٔ مکاتیب حربیه ، و پس ازان به\nعملیات ها و کورس های مختلف که لزومیت آن را\nداراست ؛ ملزوم است . و تربیهٔ اینها کلمهٔ آسانی\nنیست که رذیل محمود سامی که غیر از سقوط اخلاق\nحقیقی افغانیت را آرزوئی نداشت ؛ بدون يك معلومات\nمعلومهٔ دنیای موجوده صاحب منصب اردو را بسر\nرساند ؛ ويايك اردو را تسلیم گردیده يك شهر بزرگ\nافغانیت را که ( حفاظت ناموس و خزائن حربیه\nونقدیه واسلحه وامنیت ولایت مرکز را اداره کند)\nتأمین نماید .\nبهر صورت توجه حکومت در سعادت ملت تناسب\nدر نتیجه دارد . شبهه نیست که اطفال و تعلیم معلم را\nومادون نظریات مافوق را وملت رفتار حکومت را\nبهر آن نظر می‌اندازد و از آن اثری میگیرد , خواه\nخوب باشد , خواه خراب . این اثر نتیجهٔ خود را\nاگر بسعادت مائل باشد ومجتمعاً همهٔ طبقات در آن\nکوشش ورزند بدیهی است که در آغوش توقع خویش\nمیگیرند ؛ واگر به تباهی مائل باشد ؛ هرچند"}
{"book": "adl1166", "page": 8, "text": "( ٥ )\n\nظاهرش در نظر خوب جلوه کند ؛ چون از حقیقت\nخالی است ؛ نتیجه خود را نیز دادنی است :\nبصورتیکه اراکین حکومت در تهء دل آرزو داشته\nباشند ؛ چنانچه داد .\nپس اگر مقامات بزرگ حکومت افغانیت را\nچنین ذوات لازم اللعنت که ملت وسعادت ملت را قربان\nتعیش شخصی وجمعیت خود نماید ؛ پس از کجا ملت\nبدبخت افغان ویاعسکر روز گشته او نتیجه که شرف ملی\nاو را در بر گیرد ؛ در وقایع تاریخ تذکار میداد . خیر ؟\nبلکه چنان نتیجه میداد که ابدالابد وقایع ننگین ولکه\nدار خود را گل کرده نمیتوانست .\nپس از آنکه از زحمت وعرق ریزیها و پرو پاگند\nهای لازمه وتردد افکار ملت و بی انتظامی عساکر ؛\nاین اشخاص کامیاب گردیدند ووطن مقدس وملت\nرا باناموس محترم شان بچنگ ظالمان سپردند ، برخی\nعائلهء خویش را باخون ملت گرفته جانب یورپ بسیاحت\nوعیش مشغول گردیدند ؛ برخی در نزد آن دزدان\nبدبخت نوکر صادق گردیده بخدمت سقائیون که در\nحقیقت هم آتش بدست خویش ؛ شرف ونام ملیت\nخودرا با کمال سرعت محو کردنست ؛ مشغول گردیدند"}
{"book": "adl1166", "page": 9, "text": "( ٦ )\n\nوهيج يك فکری نميكنند كه دنیای عالم واشخاص\nبی طرف ؛ این بدبختان را بكدام نظری بینند وجه\nحیثیت میدهند\nبهرصورت ؟ نه ماه این وطن بدبخت و این ملت\nمظلوم ؛ چنان بازیچه دست اشخاص خود غرض\nگردید كه پس ازخوردن گوشت وخون این ملت مظلوم ؟\nوطن وناموس و جانش نیز در خطر افتاد ؛ مغرضین\nبدبخت , او را بهرطرف دوانیده و بهزار ها خساره\nدچار گردانیده ؛ درین حال نیز از خوردن خون و\nریختاندن شرفش كوتاهی نكردند . چنان شیرازه\nحكومت درمدت قلیلی برهم خورد كه هر گوشه افغانستان\nاز هر طرف بواقعات مختلف آتش گرفت ؛ درينجا\nنه عسكر توانست خودرا اداره كند , نه نفر توانست\nكه بحال ملت مظلوم نظر اندازد . زیرا : هر فرد بچنان\nآتش در میگرفت كه جهان در نظرش تاريك وراه\nحقیقت درچشمش معدوم گردیده بود .\nاداره كننده گان حقیقی كه در نظر ظاهری خودرا\nخیلی جلوه میدادند , و فرموده های ملت و وطن و\nشرف و غیرت را درمملكت پروپاگند میفرمودند ؛\nازین میدان های مصیبت و خونین به مليونها كیلومتر"}
{"book": "adl1166", "page": 10, "text": "(۷)\n\nدور تر رفته ؛ از صدا های توپ وتفنگ خبر که از\nرسیدن خبر تلگرام بی سیم هم بدون تبدل احوال در\nسه مرکز رسیدن به او ممکن نبود ، پس تصور\nفرمائید که اگر باش قوماندان در چنین انقلاب خان ومان\nسوز در یورب ، ووکیل محترمش مصاحب حضور مخرب\nدین وشرف و ایمان افغان ؛ بچه سقاو ونائب سالار\nحضور س ؛ معاون نائب سالار قول اردوی مرکزی\nسقاو یعنی نائب سالار متفه که پنی هم فضل الهی نداشت\nوهکذا . . . . . الخ .\nپس عسکر وملت بدبخت بعزم چنین بدبختانه جمعیت\nاراکین خود که یکی بفکر دیگر نبوده ؛ هر شخص\nمنفعت جدا گانه شخصی در نظر دارد ، چه باید کرد\nوملت چه چاره باید سنجید .\nدر اینجا خاص نموده اینقدر عرض میکنم که\nدر انقلاب گذشته جمعیت عمومی عسکر وضابطان\nرا بد نینابند گفت ؛ زیرا مدوران چرخ ملت\nوحکومت یعنی آن بد بختان خون خوار ؛ طالب\nاین آرزو بودند وبس ."}
{"book": "adl1166", "page": 11, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl1166", "page": 12, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl1166", "page": 13, "text": "( ۱۰ )\n\nبرگزیده و نصائح مفیده چنین يك قوماندان با شهامت\nاسلام یعنی اعلیحضرت نادر شاه افغان ؛ بر طرف نموده\nنتیجه های پر از شرف و فخر را بملت و عسکریت خویش\nحاصل نمایند ؛ انشاء الله تعالى .\nاین مفرزه های غیور ؛ تعرض خود را ؛ بچنان\nيك اراده متین پیش برده اند که دشمن را با آنکه\nدر سوار کاری خویش ؛ نسبت بهمه اقوام افغا نستان\nسر آمد میداند ؛ با پای پیاده بچنانشکستهای فاحش مجبور\nگردانیده است که جمعیت بزرگ آن خائنان ؛ در مقابل\nقوت قلیلیکه در اثنای تعرض عسکرانه این قطعات\nدوچار شده اند ؛ محو و نابود گردانیده ، غنیمت را\nبخویش حاصل نموده اند ،\nو در هنگام مدافعه ؛ قوت کمیکه از قطعات\nعسکریه از جانب جمعیت زیاد اشرار : در محاصره دوچار\nآمده اند ؛ با اینکه از نقطه نظر حقیقت محاربه ، سقوط\nبجانب شان میباید بود؛ بآنهم تا نقطه آخرین فداکاری؛\nمدافعه نموده ؛ با کار طوس و آذوقه آخرین خود ؛\nدشمن را بيك هزیمت مضطربانه ، بدون توقع وامد\nدشمن ( دشمن را محو و نابود ساخته اند )\nدر استقامت ؛ چنان عزم نشان داده اند که در"}
{"book": "adl1166", "page": 14, "text": "( ۱۱ )\n\nنرسیدن نان و آب در بعض جا ها ؛ بچنان کوه ها\nو دشتهای صعب که نظر بعلل محار بات ، بایشان بعضاً\nوقت نرسیده است ؛ تا درجهٔ آخرین قوهٔ بشریت ،\nاستقامت نموده اند .\nو متانت خود را در تمام منازل یعنی (مانده گی ،\nگرمی ، سردی هوا را ) مدنظر نگرفته ، بکمال صمیمت\nو جانفشانی بمنزل مقصود ؛ بوقت معین ؛ خود را\nرسانیده اند .\nدر این عزمهای مردانهٔ خویش؛ این\nعساکر چنان صداقت را بملت و پاد شاه\nمحبوب القلوب خود ابراز نموده است\nکه نظیر این جانبازی عاشقانه را بملت و\nحکومت ، از قرنهای نزديك نشنیده ام این\nعساکر ، حینیکه دشمن را هزیمت داده"}
{"book": "adl1166", "page": 15, "text": "( ۱۲ )\nبشکست مجبورگردانید اند ؛ و آن بد\nبختیان راه خود را بهیچ طرف ندیده\nتوسط اسپ از آن دریای بزرگ\nبامید نجات از چنگ عسکر خود را\nکشیده اند ؛ این فدا کاران حقیقی اسلام\nواین عاشقان صادق ملت واین قهرمان\nافغان ، با وجودیکه در شناوری قطعاً بلدیتى\nندارند باضابطان خود بعزم مقدس ؛ یعنى\n( تعقیب دشمن ) در دریاخود را گزلك\nنموده اند ، چون در آز دریاعبور نفریکه\nبشناوری معلومات نداشته باشد ؛ مشکل"}
{"book": "adl1166", "page": 16, "text": "(۱۳)\n\nاست . شدت آب اکثر این قربانیان\nمملک- راته آب فرو برده مغروق مینماید .\nاما این عسکر با شهامت و این محافظ\nبادیانت که در زمره شهدای حفظ امنیت\nو سعادت وطن بشمار میروند ؛ تادم آخرین\nخود بفکر چنگ انداختن بدشمن ؛\nجان شیرین خود را بهوای سعادت وطن\nوداع میکنند\nدر جسارت بچنان يك فكر مقدس و مشغول بوده است.\nكه بمجرد رسيدن صدای دشمن بگوشش همانا\nيك مسئله حرمت اطاعت مافوقانش بوده است که او را\nبرای وقت لزوم ( در ميدان محاربه ؛ سوق دادنرا\nامر میدادند ) معطل گردانیده است ."}
{"book": "adl1166", "page": 17, "text": "( ١٤ )\n\nشجاعت را در آنجا طوری برفیقان خود مثال گرديده اند كه هيچ يك عسكر مردن خود را مقابل تعرض و محو كردن دشمن وبجا آ وردن امر مافوق ؛ قطعا اهميت نداده ؛ باچنان ديانت پاك ؛ در چنين ميدان های بازی حقيقی ، مافوقان محترم و استرضای باش قوماندان اقدس و شرافت ملی ، ورضای رسول اكرم ص ( و خداوند كريم را مد نظر گرفته جان خويش را بهوای سعادت ملی خويش قربان وخود را در زمرۀ آن پاك شهدائيكه بحفظ استقلال و امنيت ملت وبجا آوردن او امر مقدس حكومت خويش ؛ جان سپرده اند ؟ محسوب نموده اند ؛\nاخوت را در بين رفيقان خود ؛ بصورت ابراز نموده اند كه برای برداشتن يك نفر زخمى يك عسكر ديگر نيز خود را بدرجۀ شهادت رسانيده ، آب ونان آخرين خود را از رفيق خود دريغ نموده ، فرمودۀ ( انماالمؤمنين اخوة ) را باخون ملی وقومی خويش اثبات نموده اند .\nعلاوه بر این هر صاحب منصب و باقی صاحبمنصبا نيكه بدوائر ؛ مشغول اداره بوده اند؛ در سرعت استخبارات ورسانيدن آذوقه , وتحريرات اداره , و جمع نمودن"}
{"book": "adl1166", "page": 18, "text": "(١٥)\n\nمعلومات حربیه و رسانیدن قوه های عسکریه و انتظامات پوسته و ذخائر ارزاق و اداره نقلیه وغیره ؛ حتی الامکان طوری فدا کاری نشان داده اند که بنده از مدت صدالی یکصد و پنجاه سال ؛ نمونه ومثال برای چنین عسکر وضابط ندارم .\nاحساسات صفا ونیات پاک چنین یک لشکر اسلام را بعالم افغانستان وخصوصا بصاحب منصبان و مأمورین حکومت مقدسه خویش تبریک میگوئیم و\nواز صاحب منصبان محترم خویش خیلی مشکورم که درین مدت قلیلیکه هنوز شیرازه حکومت افغانستان طوریکه مطلب و آرزوی حکومت مقدس مان است؛ بهم نرسیده است . با این چنین فدا کاری ؛ خود ومعیت خویش را برای شرف ملی واسترضای چنین پاد شاه محبوب القلوب خویش سوق میدهند\nخداوند کریم را امید دارم که بزیر سایه همایه چنین قهرمان اسلام ؛ اردوی افغانیان ؛ عنقریب خار چشم دشمنان و گل سر دوستان گردد\nای رفیقان سلاحم ! ای ضابطان و عساکریکه امروز محافظ ناموس و مملکت افغانیانید ! ای آن فدا کارانیکه که کمر همت را بسوگند و شرف ملی"}
{"book": "adl1166", "page": 19, "text": "( ١٦ )\n\nخویش ؛ با وجود دید همان حرکات وحشیانه انقلاب\nبرای خدمت اسلام وملت واسترضای پاد شاه مقدس\nخود که سعادت اخروی و دنیوی ملت مان است\nبسته اید ! ای ضابطانیکه امروز ؛ هر فرد ما وشما\nاز حفاظت امنیت استقلال وشرف افغانیت و ترقیات\nمادی ومعنوی ملت ؛ در نزد خدا و جهان مسؤليم :\nباید بشتابیم و بکوشیم ! و بفدا کاری خود ؛ درهر\nشعبه که ماموریم درنگ نکنیم ! که امروز\nوقت غنیمت است و این وقت دوباره آمدنی نیست\nوبا اوامر چنين يك قهرمان اسلام جانبازی نمائیم !\nکه خود و جمعیت خاندانی محترم خویش\nراجهت نجات شرمساری شخصی و ملی مان هدف بلا\nساخته ؛ به نیروی بازوی مردانه و تدا بیر فهیمانه با\nجان خیلی ضعیف ؛ برای من و تو فدا کاری نموه است\nقدر نمائیم ! قدر نمائیم ! قدر نمائیم ! استقلال مقدس\nمان از نیروی بازوی این ذات ستوده صفات است\nمنار یادگار ١٩١٩ در خاك مقدس ما ومنار فتح تل\nدر خاك همسایه ما شاهد حال است . افغانیت ازدست\nرفته ما امروز از فدا کاری این دات است ."}
{"book": "adl1166", "page": 20, "text": "(۱۷)\nفورم عسکریت و شان وشرف افسریت ما از همت\nاین ذات است .\nای رفیقان محترمم ! خاك پای این شیر\nافغان را بدیدۀ خویش مالیده توتیا سازید\nو برای سعادت ملت بکوشید ، و دوست\nرا از دشمن فرق نمائید ؛ کسیكه من و\nترا برای شخص خود قربان کرده است\nتا ذاتیكه خود را برای من و تو قربان نموده\nباشد فرق نمائید ؛ در آئید در میدان همت\nصداقت کنید ، محبت کنید ، کوشش\nکنید ، وطن را از این حالت برهانید .\nای ضابطان و عساکر غیور افغانیان ! این ذات\nمقدس آنجنابیست که امروز لکه های تاریخی مان را"}
{"book": "adl1166", "page": 21, "text": "(۱۸)\n\nبه همت و نیروی توانا و فهم بلند این قهرمان خجسته صفات ؛ از تاریخ دور مینمائیم.\nو خود را در زمرۀ آن عساکر باشرف و آن ملت خوش بخت می بینیم که وطن را بسعادت مائل می سازند نه بجهالت، خود را بشرافت نائل می بینیم نه برذالت، خود را باخلاق نائل می بینیم نه به بداخلاقی خود را در صحنه میدان می بینیم نه ........ آن رفیقانم ! این احساسات پاکیکه امروز خداوند عزوجل باردوی مقدس نادر شاهی و ملت عزیز ما نصیب گردانیده خواهیم فهمید، و هر فهم درک میتوان کرد که تا سر خود را نمونه مثال محکوم نسازد ؛ هیچ گاه ما دونش راه حقیقت را ندیده دائما براه ضلالت و گمراهی روان و آن را موجب سعادت خویش و قوم خویش می پندارد، تا وقتیکه حکومت ؛ مخصوص راه عیش را بر خود باز و فقط رنگمالی های ظاهری را به نظر جلوه میداد گمان میرفت که این حققت است اگرچه به صاحبان فهم و هوش مند ؛ تباهی آتیه را باین يك پروگرام غلط ؛ که از روحیات قوم و ملت مخالف بود ؛ بوده، وبايك سرعت تام پیش میبردند؛ میدانستند اما بهر صورت نتیجه داد، در مقابل اجراآت خود"}
{"book": "adl1166", "page": 22, "text": "( ۱۹ )\n\nآن پرو گرام غلطیكه از قوت و اقتدار و رو حیات ملت ما مخالف بود .\nاگرچه برای این رنگمالی های ظاهری که در حقیقت جهت تعیش خویش و در ظاهر به نظر ترقی وتمدن ؛ بملت نشان میدادند ؛ دلایل زیادی موجود دارم كه آن دلایل من را حكومت اسبق یگانه موجب زحمت وكوشش خود ؛ از ترقیات عصری، بملت افغانستان نسبت می دهد. و بنده آن را انتهای تعیش وبی فکری دانسته به بد بختی قوم وملت حواله می نمایم .\nرفیقان هم مسلکم ! تصور نمائید که كدام انصاف وانسانیت و محبت حقیقی بملت روا دار خواهد بود كه پول اندوختهٔ چندین سالهٔ حكومت افغانیه را بچنان رنگمالی های بی مقصد که در حقیقت اطفال خورد را بازی دادن مد نظر است ؛ یعنی ملت را بمانند طفل تصور نموده تعیش خویش را حاصل مینمودند ، و آن حرکات را موجب ترقی و سعادت ملت می پنداشتند ."}
{"book": "adl1166", "page": 23, "text": "( ۲۰ )\n\nبلی میفر مایند : دار الامانی ساختیم\nکوتی های قشنگ وسرکهای خیلی لطیفی\nتهیه کردیم ، دره پغمان را آباد ساختیم\nسرك سالنگ را بمزار وسرك تنگ غارو\nرا به پشا ور وصل نمودیم در\nتدریس واخلاق دختران ملت حتی الممکن\nکوشیدیم ، زیرا که پروگرام تعلیم ذکور\nملت و اقوام افغانستان رو بتمامی بود ،\nمجبوراً ، پروگرام تعلیم واخلاق اناثیه را\nشروع نمودیم که وقت نگذرد وملت از\nترقیات عصری عقب نماند . بی شك ؟"}
{"book": "adl1166", "page": 24, "text": "( ۲۱ )\nاین تجویزات شیرین خنده آور را که\nبکلی نسبت به احتیاجات حقیقی قوم وملت،\nاز وقت موجوده ، دور بوده ، جوابات\nتأسف ناك وگربه آور ذیل لازم است :\nجناب ! دار الامانیکه باین مصرف گزاف بیت\nالمال ملت بدبخت که در آنجا چند کوتی مخصوص جهة\nرهائش حسن و بی بی خورد و غیره لازم بود ؟ تهیه\nمی شد ، و یا سر رشته استحکامات سرحد افغانستان را\nکه بمجرد بر خوردن چشم يك انسان با درد ؛ بآن\nحالت رقت آور؛ بدون تحمل ؛ بگريه و فغان می رساند\nبهتر بود .\nآیا ؟ سرکهای لطیف سالنگ و تنگ غارو\nکه هيچيك بجز از تباهی کرور ها روپیه پول مسلمین\nنتیجه نداد ؛ بهتر بود ؟ و يا تجهيزات ومعاشات عسكر\nرا تامین نمودن ضروری بود ؟ ؛ اگر عسکر از توجه\nمحمود سامی ؛ گوشت خر را نوش جان مینمود ؛ باید"}
{"book": "adl1166", "page": 25, "text": "( ۲۲ )\n\nنتیجه محاربات حکومت امانیه باالمقابل دارۀ بچۀ سقاو چنان نتیجه میداد ؟\nآیا ؟ خشت طلا و نقره در زیر پای حسن و نورالسراجش بهتر بود یا قشلۀ روز گذشته عسکر بدبخت را که قربانی شرف و نام مملکت و وطن است تهیه مینمود ؟ ضروری بود ؟\nآیا از معادن وزراعت وطن مقدس مان منفعت گرفتن ملی بهتر بود ؟ و یابالا باغ وباغ عمومی پغمان را که از خون ملت عقب ماندۀ غریب بیچارۀ مان که آن را هم بدون نکتائی و کلاه شابکه گردش کرده نمیتوانستند ضروری بود ؟\nآیا باین ملت بیچاره که از جهل و بی‌علمی خود هیچ يك بهرۀ از تمدن دنیای موجود ندارد ؛ توجه ضروری بود ؟ یا مخصوص پول بیت‌المال مسلمین را به آن اخلاق ناپسندیده که امروز دنیای متمدن را به پریشانی‌های رنگا رنگ ؛ مبتلاء نموده است ؛ بدختران باعصمت وطن عزیز مان ؛ صرف نمودن ضروری بود ؟\n( ببین تفاوت راه از کجاست تا به کجا )"}
{"book": "adl1166", "page": 26, "text": "(۲۳)\n\nهكذا مانند این دلایل زیادی موجود است که\nاز وقت پیشتر تجاویزی وار طاقت مات بیشتر تکالیفی\nدر نظر گرفتند که خود را در انظار ملل عالم ، در\nزمرۀ آن کسانی معرفی نموده اند که براه ضلات و\nگمراهی روان بوده ، همۀ مقاصد آن بصورت تقلید\nوبری از حقیقت و درد يك جامعه بوده تعیش شخصی\nو جمعی خویش را آرزو داشتند و بس .\nاز اقدامات بی حقیقتانه فوق الذکر عجب تر اینست\nکه برای تهیۀ این کوتی های قشنگ و سرکهای\nلطیف ، و گلهیا و باغچه های رنگا رنگ که به\nتمدن ورسیدن به پایۀ منزات ورفعت عمومی ملت تکیه داده\nاند و این پول گزاف را که به هوسانه شخصی خویش\nصرف فرموده اند ده يك آن به اصل مقصد بمصرف\nنرسیده اندوختند در شکم های کسانیکه بزرگی\nشکمش وطن را مشابهت و کله های خالی از مغزش\nرا به ملت نسبت داده اند .\nبهر صورت درینجا نکته شیرینی بیادم آمد خواستم\nرفیقان خویش را ازين يك حملۀ حقیقت ؛ یاد دهانی نمایم :-\nتفريح دماغی، بوی گلهای قشنگ ، سیر باغچه\nها و سرکهای لطیف که اشخاصی را ضرورت پیش"}
{"book": "adl1166", "page": 27, "text": "(٢٤)\n\nمی آید ؟ گمان اینست که پس از زحمت وعرق ریزی های حقیقیه ؛ که ملت خود را به پایه بلند ترین تمدن رسانیدن کوشش داشته داشته باشند و وقت معین کار کردن خویش را که ازجانب حکومت تعین شده است با کمال صداقت ونقطه آخرین محبت، به ملت خویش؛ با تمام احساسات اخوت وهمدردانه ملی بسر برند، ودماغش از آن چنان زحمت و فدا کاری خالصانه و مقدسه ؛ خسته گی را دارا میشود حتماً مجبور است که دماغ خویش را تفریح دهد . و هم حکومت را لازم می افتد که این وسایط تفریحیه را باو تامین کند - اما نقطه اولین این اجرا ء ات تفریحیه ؛ سنجیدن معاش مامورین حکومت وتکلیفات نقلیه و مکانیه آنچنان جاها را توجه نمودن ضروریست .\nگیرم اگر يك مأمور محترم من با کمال صداقت ، در آن وقت روز خود را برآن زحمتیکه ملت و حکومت را در وقت معین خویش مدد رسانیده و احتیاج به تفریح گردیده ؛ پس از کدام یکپول فروان معیشت خویش که بصورت حقیقت حلالش خواهد بود ؛ آن بیچاره ، وسایط نقلیه برابر نموده و خود را برای هر روز در پغمان و یا دار الامان رساند و"}
{"book": "adl1166", "page": 28, "text": "(٢٥)\n\nاز ان باغچه ها وگل های رنگا رنگ حظ گیرد .\nباز اثبات قول بنده است که غیر از جمع کردن\nپول تهیه سواری خویش را که از خون ملت جوشیده اند ،\nآرزو نمایند ، چاره دیگر نیست ـــ ملت غریب ویا\nمامور صادق ؛ شبهه نیست که ازین تمدن شخصی شان\nمحروم بوده است .\nتهیه و سرشته جاهای تفریح و باغچه ها و\nگلهای رنگارنگ و سرگهای لطیف که پول\nاز جمع ملت و کام از چند نفر باشد\nظلم بر جامعه است .\nو هم از شیوه انصاف انسانیت دور است که\nاصل قوم از جهالت خویش شب را در زیر چراغیکه\nاز چوب در میدهد ؛ با تن برهنه و شکم گرسنه به سر\nبرند و من و تو شب را در تهیه چراغهای برق و دریشهای\nخیلی قشنگ و طعام های که مملو بر اقسام اروپائی\nو شرقی باشد در دارالامان تهیه کرده بسر بریم."}
{"book": "adl1166", "page": 29, "text": "( ٢٦ )\n\nملت از جهالت خویش شب را که از نفاق خود بی سبب جانبین کشته داده اند ؛ بماتم بسر میبرند و من تو ( بمن چی ) گفته شب را به تعیش و کامرانی از خون او در باغ عمومی پغمان و بالا باغ بسربریم . آیا چاره هائیکه او را به منزل سعادت و اتفاق و پیش راندن ؛ بشرافت ملی است تهیه کنیم ، و یا سقوط اخلاقش را به این جهالتیکه در دماغ دارد آرزو کنیم ؟\nآیا وظیفۀ من و تو که از جانب الهی ما حاکم و او محکوم ، ما استاد و او شاگرد ، مار هنما و او پیرو خلاصتاً ما حیث پدر و او منزل فرزند را دار است ؛ مأمور شده ایم ، اینست؟ که خونش را بچوشیم و اخلاق مقدس دینیۀ او را برهم زده او را بچنان يك تقلید ضلالت و گمراهی دو چار سازیم که سعادت را محروم و فلاکت را نصیب گردد ؛ و یا او را تدریجاً بيك پروگرام حقیقیه ؛ بمدارج تمدن که عبارت از زحمت و کوشش ؛ در اخلاق و اتحاد در تعلیم و تربیه و دیانت این قوم است میکوشیدیم .\nعرض کرده میتوانم که همان دورۀ ده سال گذشته ؛ برای ترقیات ملیۀ مان فوق الحد مساعد بوده ، اگر بصورت حقیقت روان می شدیم و از شخصیات صرف"}
{"book": "adl1166", "page": 30, "text": "(۲۷)\n\nنظر مینمودیم؛ این بدبختی وضلالت وگمراهی دوسال\nقبل ازین را سر دوچار نمیگردیدیم . حالا بجز اینکه\nبگوئیم که خداوند عظیم ؛ ما بد بختان را لایق شفقت\nو مرحمت خویش ندید که این مدت ایام مترقیه خویش\nرا بمحرومیت از سعادت باختیم عوض اینکه پیش\nرویم ده چند عقب رفتیم غیر اینکه بگوئیم الهی\nشرمسار سازی آن بد بختانیرا چنانچه ساختی که\nمارا بدین فلاکت و گمراهی و تباهی سر دوچار ساخت\nو همچنانکه شرف ملی و ناموس حقیقی مان را ؛ در\nدر انظار عالم ، پست و بی اهمیت معرفی نمودند ؛\nهمچنان این بدبختان را بدنیا و آخرت بی شرف نموده\nنعمات مقدس خود به ایشان نصیب نگردانی .\nخوردن و خوابیدن ، نوشیدن وجماع نمودن را\nبهائم هم صفت دارند .\nپس مروز خیلی شاکر باشیم و به اتفاق عمومیه جهت\nتطبیق پرو گرام حکومت مقدس مان بکوشیم زیرا\nفدا کاریهای خارق العاده این باش قوماندان اقدس ما\nاثبات نموده است که يك آنشان خارج از فکر ترقی و\nسعادت ملت مان نه بوده ؛ جهت حیثیت و شرافت\nاسلامیت وننگ افغانیت شب و روز از ته دل کوشانند"}
{"book": "adl1166", "page": 31, "text": "( ۲۸ )\n\nخدمات اسبق این نامدار اسلامیان برای هر فردمان\nواضح تر و روشن تر است حالا خدمات مهمه را که\nدر زمان سلطنت خویش این قوماندان باشهامت اسلام\nابراز فرموده اند نظر اندازید .\nاداره حکومت شان که عیناً يك حکومت ملی بوده با\nکمال خاطر خواه ملی خویش در میدان عمل روان بوده\nآن کلمات نایابی را که بخاطر مان در ظرف ده سال\nممکن نبوده درین مدت قلیل خود را به آن نائل می\nبنیم تصور فرمائید .\nوقتیکه حکومت سقاویه را بفضل الهی و نیروی مردانه\nو تدابیر قسیمانه خود این ذات ستوده صفات سقوط\nداد ؛ آیا فکر کدام نفر تقاضا میکرد که حکومت\nافغانستان درین مدت قلیل صاحب يك اردو گردیده\nاین اسلحه وجبا خانه و خزینه و دفاتر یکه بر باد فنا\nمعدوم گردیده است يك وجوه پیدا نموده حفظ امنیت\nمملکت خویش را چنانچه شاید خواهیم کرد\nو افغانستان را از ان بدحالی که هر قوم و هر قبیله حتی\nهر نفر بچنان آتش که میسوخت وارهانیده بدین زودی\nپیرو افکار يك پروگرام حقیقیه خواهد گردید\nعلى الخصوص تقرر سفرای ما در دول خارج وسفرای"}
{"book": "adl1166", "page": 32, "text": "( ۲۹ )\n\nخارجیه بدر بار حکومت مقدس ما وانتظامات مالیه و\nمعارف ترتیب امورات تجارت وداخلیه وعدلیه وتعمیرات\nوعمارات حکومتیه و عسکریه که همه در يك آتش\nانقلاب خاکستر گردیده بودواز مراحم الهیه وسعی\nکوشش این باعث فخر اسلامیان در میدان عمل نتائج\nآن بظهور رسیده است\nمبر هن است که هر شعبه حکومت و هر وزارت درین\nظرف مدت قلیلی که به آن انتظامات خود نائل گردیده\nاست نسبت به امید واری روز اول جلوس این راد\nمرد دلیر تصور بایند نمود ؛\nبا آنکه درین مدت که هنوز آتش انقلاب و خسته\nگی ها و برهم ریخته گی های امورات ملیه و حکومتیه\nرا چنانچه شاید وباید به تحت ضبط وربط مکمل آورده\nنشده است .\nرفیقان هم مسلکم ! زمامدا ران اسبق با وجود\nاسلحه وسا مان حربيه مکمل وانتظامات اداری یکصد\nساله بجزوى يك حمله سقا وچنان پریشانی بمليت وحکومت\nعائد گردانیدند که افغا نستان يك صحنه وحشتانه را تشکیل\nداده دنیای موجوده را به سیاست خامی و نادانی خود\nو ملت خود بچنان تدابیر بی فکرانه و سیاست ناعاقبت"}
{"book": "adl1166", "page": 33, "text": "( ٣٠ )\n\nاندیشانه معرفی نمودند که حقیقت وماهیت ملی را در\nانظار عالم مفقود نشان دادند . حال آنکه ملت افغانستان\nبه آن درجه بد بخت وجاهل هم نبود که چنین بی شرفی\nوخانه مانسوزی را در وقائع تاریخ برای خود حاصل\nکردن آرزو داشت خیر بلکه از ان رفتارها وسیاست\nخامی هائیکه حکومت در نظر داشت این ملت بد بخت\nرا بدین ضلالت و گمراهی سر دچار ساخت و گر نه\nهمه قانع خاهند بود که ملت افغانیان برای ترقی و\nسعادت اخروی ودنیوی خود دائما مستعد بوده برای\nتعلیم امورات مترقیه دنیای موجوده به کمال اقتدار\nباقوای مادیه ومعنویه حاضر و مستعد اند بشرطیکه\nبر محور لائینش معاملات اداری را جریان دهند .\nومأمورین حکومت چنانچه درین مدت قلیلی نشان\nدادند ؛ معاون حکومت مقدس خویش گردیده و تمام\nاغراضات شخصی را ته پا نموده ؛ در میدان عمل بخدمت\nدین وملت و ناموس وشرف ملی خویش ؛ جان نثارانه\nاقدامات نمایند. وازان عملیکه موجب تردد افکار ملت و يا يك\nجماعه گردیده انحراف نمایند ، وهمیشه یکدیگر را\nباتفاق وفدا کاری سوق نمایند ، و دشمنان خود را\nکه بلباس دوستانه جبهه اغراض شخصی خود برو"}
{"book": "adl1166", "page": 34, "text": "( ٣١ )\nپاگند وموجب تردد افکار اینها میگردند ؛ بشناسند،\nواورا لعنت کنند .\nزیرا میدان تجربه این دوستان ملی که\nبخون و گوشت و پوست ما اصرار حیات دارند ،\nومعاشی خود را بسر میبرند ؛ بماپوره نشان داد\nودران موقعیکه حالت ما برمق آخرین رسیده\nبود ؛ خوب رسیدند ومال وجان واولاد خود\nرا چنانچه می گفتند نثار کردند .\nعزیزانم ! گفتار وکردار فرق عظیمی دارد ؛ در\nصحنه حقیقی بمیدان عملیات تطبیق نمودن وبزان ويانوك\nقلم در سرمیز آوردن فرق بزرگی دارد – بزبان چند\nنفر را گفتن ؛ تا ازته دل در میدان حقیقت ابراز\nنمودن فدا کاری ؛ تفاوت مبهمه وکلیه دارد . که این\nرا نسبت بآن قوۀ ممیزه که خالق حقیقی برای انسان ها\nآفریده است حل می نمایند .\nجبه خانه که یکدانه کارتوس ، طوپ ، تفنگ،\nماشین دار، طیاره ، وغیره را دارا نبود ؛ امروز\nبمراحم الهیه احتیاج حکومت را تأمین میکند ."}
{"book": "adl1166", "page": 35, "text": "( ۳۲ )\n\nخزینه ئیکه در روز اول جلوس يك توده خاك\nگردیده است ؛ یعنی پول نقد چه که سقف و دیوار\nخزانه هم معلوم نبود — امروز بودجه ؛ مخارج\nافغانستان را حسب آرزو تأمین میکند .\nاردوئیكه اثری از آن معلوم نبود؛ امروز خداوند\nعظيم بچنين يك عسكر ؛ حكومت وملت افغانستان را\nلایق مرحمت وشفقت دید که از قرنهای نزديك ،\n(چنين يك اردوئیكه دارای احساسات حقیقی عسکرانه\nو اسلحه و سامان حربیه کافی دیده نشده است .\nمناسبات برهم گسیخته ملت افغانستان ؛ بادول\nخارج ؛ آیا در اخیر نظر چطور میدید ؟ وامروز بمراحم\nالهيه ؛ بكدام عزت ونظر اعتبار ؛ سفرای محترم مان؛\nبدون اجانب بخدمت اسلام و مملکت افغانستان مشتغل اند.\nملتیكه نام حكومت و يامأمور حكومت ويا عسكر\nحکومت ، خلاصتاً بنام نوكر حكومت ؛ يك نفر را ميديد؛\nبا اوچه طور يك معامله نشان ميداد — ويامر حکومت\nرا چگونه اجراء مینمود .\nدر محاربة سقف تفنگ وخزانه وجبه خانه را ؛\nاز حکومت گرفته ، به بهانه خدمت بخانه های خود\nمی رفتند ."}
{"book": "adl1166", "page": 36, "text": "( ٣٣ )\n\nامروز ازمراحم الهیه ازپول شخصی خودکارتوس\nخریداری کرده ، باتفنگ خود ونفرخود ؛ درمیدان\nحرب پیش آمده ؛ اوامر مقدس خویش را که موجب\nسعادت دنیوی واخروی خود میدانند ؛ فدا کاری\nمی نمایند -\nمحاربۀ شمالی که الی ٤٥ هزارنفر مسلح ؛ بيك\nاعلان حکومت درمرکز ، درظرف يك هفته جمع ،\nودلاوران وزیر ومسعود وجدران ، درمیدان های\nبزرگ ووسیع قطغن ومزار شریف ؛ جان دادند ؛\nقول بنده را اثبات خواهد نمود .\nاسلحه برباد رفته حکومت را ؛ ازملت جمع نمودن؛\nچنانچه ( تجمع کردن ) حرفی است ؛ خیلی آسان بقلم\nآوردن ؛ اما درحقیقت آن درآمدن واحساسات قوم\nرا در مقابل اوامر این شهریار اسلام نسبت دادن؛\nنتایج را بخود معلوم کردن است .\nجمع آوری عساکر ؛ یعنی آن وقتیکه شورش\nسمت مشرقی روی کار بود ؛ خاش محمود سامی که نائب\nسالار مرکز بود ؛ تجمع دوصد نفر را که ازوزارت\nحربیه ، امرگرفته بود ؛ حیران بود که چکنم ؟ ؛\nامروز کدام نقطه است که ملت به امر شهریار"}
{"book": "adl1166", "page": 37, "text": "(٣٤)\n\nمقدس خویش ؛ بهر گوشۀ افغانستان ؛ بهزار هانفر\nخود را ؛ بمیدان قربانی حاضر و آماده به نموده اند ؟\nآن ماتیکه طرفدار حکومت را غیر اسلام و خود را\nمسلمان میگفتند ؛ امروز ؛ فرد ملت با فرد عسکر\nو هر فرد از روحانیون محترم و علمای مکرم مان\nبا صاحب منصبان عسکری در میدان حرب ؛ دوش\nبدوش روان بوده بریختاندن خون خود باتفاق تامه ؛\nاوامر باش قوماندان اقدس اسلام ( نادرشاه افغان را )\nکه موجب سرافرازی دارین است حاصل مینمایند ؛ تصور\nفرمائید ؛ وتفاوت اساسات حکومت اسبق را نسبت\nدهید ؟\nپس تدابیر بلند از قیاس مان ، و فدا کاری\nخارق العاده این شاه با اقتدار را ؛ از ته دل ؛ ملت\nو مامورین حکومت قدر مینمایند _ و آن بدبختانیکه ؛\nامروز بجز از اطاعت وصداقت امر این ناجی ومحی\nملت را در فکر سر دیگر راهی دهند ؛ با آن هم\nشرف ملی و قومی خویش و یا سعادت ملی خود را در نظر\nنگرفته ، موجب آن چنان حرکاتیکه تردد افکار\nو یا پریشانی بعضی اشخاص را تامین کند پیش آیند\nشبهۀ نیست که ( خسر الدنیا و الآخره ) خواهند بود."}
{"book": "adl1166", "page": 38, "text": "( ۳٥ )\n\nپس از حکومت و ملت و مأمورین حکومت\nو صاحب منصبان اردوی مقدس خویش آرزو\nمندم که در رفتار کردار ، قلم ، بیان ، دل\nو زبان ؛ این چنین اشخاص بد بخت را لعنت\nبایند کرد .\nو ایشان را از شرف ملیت خویش خارج\nدانسته ، بمقاصد شخصی او که استراحت و\nشرف ملت را برای حاصل کردن یک نام شخصی\nو يا يك مقام بزرگ و یا اندوختن پول جهة\nشخصی خویش قربان میکنند .\nو عرق ریزی و زحمات خالصانه را که این\nقهرمان ستوده صفات بملت و حکومت مان\nصرف مینماید ؛ تقدیر نمی کنند ؟ خاک مقدس\nافغانیت را از وجود منحوس آنچنان خائنان\nکه این سعادت را بملت ؛ نصیب شدن آرزو"}
{"book": "adl1166", "page": 39, "text": "(٣٦)\n\nندارند ؛ پاك و آن بدبختانيكه در خارج خاك وطن\nمقدس مان ؛ بچنين پاره سرائی ها مشغول اند، لعنت و\nدر تحقیر و رسوا شدنش سر موئی دریغ نفرمایند،\nمتوقعیم .\nای عساکر اسلام ! ومحافظ ننگ و ناموس افغانیان\nیقین دانید که حیات ما و شما ، شرف ما وشما غیرت ما\nوشما ، استقلال ما وشما ، امنیت و سعادت ما و شما ، ترقی\nو تعالی ما و شما ، وابسته بحكومت موجودۀ مقدس ما و\nشما است - اگر در اینوقت ، چنانچه درین مدت\nقلیلی نشان دادیم ؛ و در فدا کاری خویش روز بروز\nتزائد می کنیم شبهه نیست که سعادت دارین را بخویش\nنصیب نموده ، در زمره خدمت گاران باوفای اسلام\nو محافظان حقیقی شرف و ننگ افغانیان ؛ از جهان\nخواهیم گذشت واگر خدا نکند قدری غلفت کنیم و\nدوستان حقیقی خود را ، از دشمنان بدبخت خود فرق\nنکنیم ؛ وبآن کلماتیکه موجب تردد افکار اشخاص\nوياقوم باشد ؛ گوش نهیم و اورا درهمان موقع ؛ نظر\nبدعوی صداقت و وفائیکه داریم رفع نکنیم ؛ گو یا\nبدست خویش، ذريعهٔ این دشمنانیکه بلباس دوستی"}
{"book": "adl1166", "page": 40, "text": "( ۳۷ )\n\nپیش می آیند ؛ ملت و ناموس ، شرف و استقلال؛ وطن و امنیت خود را سقوم خواهیم داد و بس -\nمن یقین قوی بدرگاه خداوند عظیم دارم که بتوجه این ناجی و محی افغانیان؛ با برادران ذیشان فدا کارش ؛ باتفاق عمومیه ما و شما مأمورین عسکريه وملكيه ؛ افغانستان مقدس را در مدت قلیلی حسب آرزوی خویش ، بسعادت چنانچه شاید و باید ؛ نائل خواهیم دید انشاءالله تعالى .\nفقط حاصل کردن نتیجه ؛ بسعی وكوشش و اتفاق و فدا کاری مان مربوط بوده تناسباً نتیجه دادنی است -- اگر هر فرد ما وشما ؛ خواه سپه سالار باشد یا خورد ضابط ، خواه وزیر باشد یا کاتب هر کس بشعبه و ظیفه محوله خویش ؛ اگر با کمال جدیت و صادقانه ؛ با جرئت میکوشیم بر حسب آرزوی خود ؛ خواهشات و ترقیات عصريه خویش را ؛ بمدت خیلی کم ؛ بمراحم الهى وروحانيت حضرت رسول مقبول ( ص ) ؛ و حیات وجود ذيجود این باش قوماندان اقدس خویش نائلیم ، واگر خدا نکند ؛ کفران نعمت نمائیم و چنانچه شاید و باید اتفاق را بخود نگیریم و از شخصیات صرف نظر نه نمائیم ، و خودرا يك افسر ويايك مأمور وفا كار اسلام"}
{"book": "adl1166", "page": 41, "text": "(۴۸)\n\nو افغان ، و صادق وطن وبی غرض تصور نه نموده؟\nدر خدمت ملت و وطن ؛ چنانچه شاید و باید پیش نه\nآئیم و کلمات دشمنان سعادت و امنیت خود را گوش\nنهیم ؛ خدا نکند بآن و اقعات شرمساری تصادم\nخواهیم نمود ( که ملك محسن وسيد حسين ، منقه و پردل\nحبيب الله وحميد الله دزد را ) فراموش خواهیم کرد .\nزیرا انقلاب گذشته ؛ تلفاتیرا که به مملکت و\nحکومت عاید گردانید ، تصور خواهیم نمود که اول\nبکدام تعداد جوانان رشید مملكت بدون يك مفاد\nملی بخاك و خون آغشته گردید — شبهه نیست که\nبصورت تقریب بحیث عمومی مملکت تعداد آن از سی\nهزار جوان قابل کار ؛ تجاوز خواهد بود .\nچه خسارات اسلحه و جباخانه و چه بربادی خزائن\nنقدیه وجنسیه حکومت که اندوخته چندین ساله\nحکومات گذشته افغانیه بود ؛ که برخی بتاراج وبرخی\nدرجیب عاشقان خون و گوشت و پوست ما که تکیه\nنکرد — چه عمارات که نسوخت , کدام دفاتر که\nمحروق نگردید کدام يك اجنبی که به حرکات وحشیانه\nما لعنت نکرده ؟ از خاك مان نه بر آمد — چه ذواتیکه\nبخاك خارج ؛ یعنی حکومات مجاورما پناه بردند از جانب"}
{"book": "adl1166", "page": 42, "text": "( ۳۹ )\nاقوام وغيره هدف تحقیر و مورد طعن نگردیدند —\nکدام شخصیکه شب و روز بحال مظلومیت و حقارت\nو بی شرفی خویش بداخل مملکت که نمی گریست —\nکدام اندازه وحشت چور و چپاول که بهر گوشۀ\nمملکت عاید نگردید — چه صدا های جگر خراش\nزنان و اطفالیکه فرزندان عزیز و پدران شفیق خویش را\nدرین راه ضلالت و گمراهی باخته اند بفلک نرسید —\nچه وزیر مختاران و سپه سالاران مختار وغند مشران و\nكندك مشران ؛ حتی سپاهیان خود مختار که بداخل مملکت\nندیدیم و چه عذابها گوناگون که نکشیدیم — چه\nاحتمالات سقوط استقلال مقدس که بچشم سر نمیدیدیم .\nآیا این اقوام مختلفه را که از جهالت و بی علمی\nاندازۀ نفاق را به نقطۀ آخرین رسانیده بودند، او\nایشان را ازین خانه خرابی رهانیده ؛ بيك راه حقیقت\nسوق دادن را قوت داشتند ؟ بكدام ذوات نظر\nبر میخورد .\nخیر؟ پس معلوم ومبرهن شد که بنا هيچيك چاره\nبرای حفظ امنیت و ترقی و سعادت مملکت ؛ بجز از\nمعاونت بحکومت مقدس خويش ، وباجرای اوامر آن"}
{"book": "adl1166", "page": 43, "text": "( ٤٠ )\n\nمسارعت ورزیدن راهی نیست ــ اگر تا نقطهٔ آخرین\nبه آرزوی حاصل کردن شرف ملی و شخصی خویش\nجان نثاری نه نمائیم ، سعادت نمی یابیم *\nواگر حالات وواقعات رویداد انقلاب گذشته\nرا مد نظر نگیریم خدا نکند ؛ به انقلاب آتیهٔ که\nاز غفلت و بدبختی مان سر دوچار شویم قیاس بآیم\nکرد که نسیب بفلاکت گذشته صد يك هم نخواهد\nبود تصادم خواهیم نمود ــ و این وقت را که غنیمت\nترین اوقات است وبدست آمدنی نیست به لهو ولعب\nصرف نبائیم کرد ؛ از هر آن وهر دقیقه استفادهٔ\nملی را مد نظر گرفته ؛ باوامر حکومت جدیانه بکوشیم\nومانند مردان دنیا سر دهم و نام گیریم ؛ تا از جمله\nصادقان ووفا کاران وطن محسوب ووقایع تاریخ مقدس\nافغانیت را ؛ به نوشته های زرین خط جان نثاری ؛\nبه مملکت ووطن مملو نمائیم ؛ واز آن حرکات بپرهیزیم\nکه استغفرالله درزمرهٔ خائنین و غفلت کاران وطن\nبشمار رویم ، ودائما ( اتحاد اتفاق ، حب پادشاء ،\nحب ملت ، حب وظیفهٔ حفاظت اخلاق ؛ دیانت ،\nصداقت ، وفارا ) مدنظر گرفته، خداوند عظیم ورسول\nکریم ( ص ) وپادشاه عزیز خودرا مسرور گردانیم."}
{"book": "adl1166", "page": 44, "text": "( ٤١ )\n\nدر خاتمه ؛ از صمیم قلب بدرگاه خالق کائنات\nرجامندم که پادشاه مقدس وملت محترم مان را بحفظ\nو حمایت خود نگهدارد ، و آن ترقیات مادی و معنوی\nرا که امروز ملل عالم باوج سعادت رسیده اند ، ملت\nمظلوم ما را نیز ؛ ازین چاه ذلت به بارگاه رفعت\nو منزلت برساند وما صاحب منصبان حربی و مأمورین\nملکیه را توفیق صداقت ، اطاعت ، محبت ، اخوت ؛\nعطا فرماید تا بصورت حقیقت ؛ به مملکت و حکومت\nجان نثاری نموده ، شرف استقلال و امنیت وطن\nمحبوب خود را دائما حاصل نموده ؛ این بی علمی و\nجهالت قوم را در زیر سایه شریعت مقدس حضرت رسول\nمقبول ( ص ) و استرضای چنین يك قهرمان اسلام ؛\nبايك تمدن دنیای عصری واخلاق کامله مبدل نموده به نژاد\nآتیه خود حسن مثال گردیم .\nسرياور حربی اعلیحضرت غازی\n( سيد محمد شريف )"}
{"book": "adl1166", "page": 45, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl1166", "page": 46, "text": "( سریاور حربی اعلیحضرت غازی )"}
{"book": "adl1166", "page": 47, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl1166", "page": 48, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl1166", "page": 49, "text": "[BLANK PAGE]"}
