{"book": "adl0955", "page": 1, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0955", "page": 2, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0955", "page": 3, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0955", "page": 4, "text": "صفحه ۱\n- ۱ -\nنمره مسلسل ۱\nواعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا\nجریده هفته گی حبیب الاسلام ـ سال اول شماره اول\n\nاداره خانه در دارالامان کابل ـ افغانستان ـ نمره تلفون\nسردبیر ـ غلام محی الدین\nهمه امور تحریریه و حسابیہ بنام اداره فرستاده شود .\nاداره در انتشار و اصلاح مقالات وارده مختار است .\nدر هر هفته یکمرتبه صبح پنجشنبه نشر میشود .\nاوراقیکه درج نشود اعاده نمیشود .\nپنجشنبه ۵/۴/۲۷\n\nحبیب الاسلام\n\nقیمت سالانه\nقیمت ششماهه\nدر داخل ـ ۵ افغانی\nـ ۳ افغانی\nدر خارج ـ ۱۵ شلنگ\nـ ۸ شلنگ\n\nتاریخ قمری ۱۷ رمضان المبارک ۱۳۴۷\n(پنجشنبه)\nتاریخ شمسی ۱ حوت ۱۳۰۷ هجری"}
{"book": "adl0955", "page": 5, "text": "انقلاب\nاز چند ماه باینطرف اغتشاشات داخل صفا وسکون وامنیت افغانستان را مختل ساخته بود و بدبختانه این اغتشاشات در تمام این مدت خون ریزی و برادر کشی را سبب شده بود وعلت یگانه این انقلاب چنانچه واضح است که نتیجه دو امر اساسی بوده یکی اینکه عملیات امیر امان الله خان مخلوع از مفاهم دین مبین درین محیط خارج بود دیگری دادی بعضی حکام و کار روایان حکومت سابقه .\nهمین دو مسئله اساسی بود که ملت و روحانیون یعنی علمای دین پرور را متنفر و بغضب آورده در دو سمت مشرق و شمالی ترتیبات انقلاب آماده شد .\nوچون در عالم قاعده اساسی است که غالبیت و مغلوبیت بسته باستقامت و شجاعت است ـ همین بود که انقلابیون شمالی که ترتیبات حربی ایشان را دو جوان غیور امیر حبیب الله خان و جناب سید حسین خان آقا و تغییرات لازمی را یکعده از روحانیون وخوانین محترم مینمودند فتح نموده سلطنت سابقه را منحل ساختند.\nاگرچه امان الله خان برای استبقای سلطنت برای یکمدتی مقاومت و مدافعه کردند ولی دوام شورش اجاب قناعت از نارضائی ملت گردیده سلطنت را به سردار عنایت الله خان واگذار شدند ولی باز هم استقامت انقلابیون سردار عنایت الله خان را بعد از عقد یک معاهده نامینی که باعتبار جناب حضرت صاحب قرار داده شد سلطنت را بحضور مبارک امیر صاحب حبیب الله خان واگذار شدند ازین تاریخ اعتبارا یعنی از 6 شعبان 1347 دور سلطنت شرعی شروع میشود چه در تمام پایتخت مظاهر حقیقی دین حنیف اشکار و بمیعان عمل و تطبیق آمده و همه عملیات غیر مشروع که درین سرزمین درین ده سال بنام ترقی روی کار آمده بود لغو گردید.\nتنها و تنها چیزیکه از دوره گذشته فرق داده نشد مسئله استقلال است که ملت انرا بخون خود خریده و برای حفاظت آن تا زمان آخر خون خونرا خواهد داد . این بود مختصر حادثه انقلاب افغانستان و اینمد مرتبه و با درجه که بان خاتمه یافت .\nولی چیزیکه بان متاسف باید بود همینستکه وقوع انقلابات در ممالك يك امر معمولی است و انحلال یا سقوط حکومتها مسئله عادیست مگر انحلال و پارچگی ملت امر خیلی با اهمیت و ـ حزن یا اندوه آور است اگرچه سردی زمستان و اشکالات عبور و مرور باعث بزرگی برای انحلال ـ ملت شده است ولی با وجود این هم وفد هائی که از بعضی ولایات و نواحی برای مفاهمه و تقدیم بیعت امده اند امید را یگانگی ووحدت ملت قریب میسازد و خیلی انتظار داریم که علما و روحانیون وخوانین محترمیکه در اطراف و ولایات هستند مسئله توحید ملت را اهمیت داده هرچه ممکن باشد بزودی وفد های خونرا برای مفاهمه و مشاهده مال انقلاب و سعی کردن در یگانگی ملت بشتابند"}
{"book": "adl0955", "page": 6, "text": "تا ملت ازهم متفرق نبوده مغرضین ازین فرصت استفاده کرده نتوانند بمفاد آیه کریمه (واعتصمو بحبل الله جمیعا ولا تفرقو)\nوبعقیده ما مهمترین وضعیت برای توحید و یگانگی ملت همین است که فی الفور نماینده از تمام نواحی و اطراف مملکت بپایتخت اعزام شده بتمام زودی پایتخت را به مملکت خود شریکی ساخته برای تلافی خطر انحلال ملت تحکیم و تاثید سلطنت را سعی نمایند.\nاین از نقطه نظر داخلی است حالا بد نخواهد بود اگر صدای این انقلاب را در – مطبوعات وعالم خارجی به بینم.\nجراید عالم مسئله انقلاب افغانستان را اهمیت بزرگی داده هر جریده که نماینده یا – مبلغ افکار يك حزب مملکت خود است. حسب عقیده یا ذهنیت خود و بعضا از نقطه نظر بعضی – اغراض خود مسئله انقلاب افغانستان را يك رنگی داده است. از همه پیشتر جرائد هندی بود که از چند ماه باینطرف حوادث و وقایع داخلی افغانستان را زیر تنقید و تحلیل گرفته مقالات مختلفی از ماخذ های متنوع شایع کرده میرفتند.\nولی درین اواخر لهجه و بیانات آن ها رنگ دیگری غیر از طبع گرفته است چون دفعتا تغییر لهجه جرائد هندی مسئله قابل غور است برای رفع سوء تفاهم توضیحات ذیل را میدهم. تا يك ماه قبل جرائد هندی بر علیه افغانستان وحکومت ان قلم فرسائی مینمودند و استناد یا محور اساسی اعتراضات انها همه احتجاجات دینی بود. وامروز که علمای شمالی احکام دین مبین را روشن و منور یا قایم ساخته مقتضیات مبارك ان را بمیدان عمل اورده نقشه منطقه پای تخت را مطلقا واز – همه نقطه نظر (دینی صرف) ساخته اند باز هم اعتراضان آنها بلند و بر علیه علمای محترم ما – نشریات میکنند. اگر در بین امضائات محررین جرائد هندی ام علما هند نمی بود ما میتوانستیم ازین مسئله صرف نظر کنیم مگر برای رفع سوء تفاهمات ان علمای محترم هندوستان مدار یا نتیجه انقلاب را اختصارا ذکر میکنم:\nبعد ازینکه سلطنت اسلامیه حالیه قایم شد از جمله مقررات و عملیات که برای دفع عملیات بد سابقه که بنام ترقی روی کار امده بود فقرات ذیل است:\nچون تاثر علمای هند از نقطه نظر دیانت و تدین بود یقین است بعد از ملاحظه این مقررات از ذکر کردن عبارت های رکیک و بیانات تکفیر که جرات بی نزاکت است و برای علمای محترم سمت شمالی نموده اند صرف نظر نمایند.\nمقررات حکومت ستیه حالیه:\nرفع حجاب که ازاد گذاشته شده بود لغو و بمورد مقرر گردید که هیچ زن بی محرم خود از خانه نبراید.\nمکتب هائیکه در کابل زبان های اجنبی و کفار را باولاد اسلام یاد میدادند لغو گردید.\nدیگر مدرسه ها که بچه های اهالی که شرعا منزله دختر بالغه را دارند و دران مکتب ها"}
{"book": "adl0955", "page": 7, "text": "در س هائیکه از مفاد دینی وعلم شرایع و احکام قرانی در ان ها مرتب نیست بلکه در اعتقاد شان\nخلل های زیاد ی واصل میشود یاد میگرفتند. بلی تعلیم هر فرد مسلم جائز است مگر مقصد از\nعلم احکام دین واصول عبادات است نه علوم زیادهٔ لسان خارجه کفر یا نام وبلد وسلاطین -\nماضیه کفر را یاد گرفتن که اینهمه مکتب ها لغو شد .\n\nمدرسه مستورات که دختر ها از خانه های خود برآمده درانجا سبق می خواندند موقوف شد\nقوانین ونظامات که بمانند ملکها غیره مانه شده بود لغو وعوض ان قضات مقرر وبه تطبیق\nدادن احکام شرع شریف مقرر گردیدند .\nهمچنین باقی مظلل جزئی وکلی بد که در این ده سال بنام ترقی رواج یافته بود از قبیل -\nسلام های رقم رقم - یا کلاه فرنگی ودریشی یا موقوف کردن تعدد زوجات و تعیین سن ازدواج\nودوائر زیاد بنام تشکیلات ساختن که همه اسباب معوف پول بیت المال بشمار میرفت اینها همه\nلغو گردید وعوض ان پول بیت المال بدرک های صحیح وبرای علمائیکه اقامه عبارت و موذنی وبجا\nآوردن فرائض دین را مینمایند که سابقا موقوف بود تعیین شد .\nوالحالة امروز در کابل غیر از اصول شرع شریف دیگر هیچ مظاهری دیده نمیشود آنچه را\nکه حکم خداوند کریم وسنت رسول مقبول امر میفرماید رو بکار است .\nنمیدانم که علمای محترم هند از روی چه کینه برعلمای محترمیکه محور واساس این انقلاب بود ماند\nحمله نموده تهمت های تکفیر ناملایم وغیر مناسب میکنند.\nدر حالیکه خودشان بیشتر اوضاع سابقه افغانستان را محل شکایت گرفته بودند اگر دین\nمبین بود روشن واگر شرع شریف بود قایم گردید .\nوالبته این منتها ارزو ومطلب علمای محترم اسلامی هند باید باشد .\nبهر حال فعلا از تشریح و یا تردید مقالات که بدون سبب بمخالفت در اغلب جرائد هند\nنوشته شده است صرفنظر کرده مثله را برای اتیه فقد میگذاریم .\nتفصیلات انقلاب واراکین محترم انرا با سوانح ونظریات وخیالات شان مثل جناب سید حسین\nخان آقا که مقام وزارت جنگ را اشغال و بازوی اول حضور امیر صاحب هستند با جلالتماب معظم\nاقای شیرجان خان وزیر صاحب دربار که مهمترین عضو تدبیرات داخلی وجلالتماب اقای عطاء الحق\nخان وزیر صاحب خارجه وجناب آقای عبد الغفور خان وزیر داخله وجناب محمد حسن خان والی\nوجناب خواجه تاج الدین خان رئیس بلدیه ودیگر اراکین ."}
{"book": "adl0955", "page": 8, "text": "بسم الله الرحمن الرحيم\n( تعهدیکه بر ورق سفید قرآن شریف )\nاز حضور معین السلطنه نوشته شده )\nبرادرم حبیب الله خان .\nبه علوم معلم است که من اراده وشوق پادشاهی ندارم چنانچه در موقع شهادت پدر ـ\nمرحوم من ازین مسئله صرف نظر کردم باوجود میسر بودن وسائل ان درینوقت که امان الله خان خودرا\nاز پادشاهی خلع نمود بازمن هیچ اراده و ذوق پادشاهی را نداشتم مگر ارباب حل وعقد مرکز\nبرداشتن این بار را بمن به اصرار تکلیف نمودند و سعادت ملت و اعتلای اسلام را دران نشان دادند\nمن هم از نقطه نظر اصرار انان قبول کردم اما اکنون که می بینم مسئله به قتل مسلمین می انجامد ـ\nازان صرف نظر نموده خودرا از امارت افغانستان خلع نمودم وبه تبع دیگر جماعه مسلمین که بشما\nبیعت کرده اند من هم بیعت کردم وما مورینیکه امروز با من در ارگ وبقید بیعت من وبزرگان ان ــ\nاشخاص ذیل میباشد . محمد ولیخان ــ عبد العزیزخان ــ محمدسرورخان ــ غلام حیدرخان ــ\nاحمد علیخان ــ غلام دستگیرخان ــ عبد الغیاث خان ــ عطا الحق خان ــ محمد امانخان ــ محمد\nامینخان ــ محمد اسحاق خان ــ سید قاسم خان ــ عبد الوهابخان ــ عبد التوابخان ــ شاه محمود خان\nسید عبد الله خان ــ سلطان محمد خان ــ سید احمد خان ــ میر علی احمد خان ــ محمد اکرم خان بمثل من\nو پیروی من ازقید بیعت با من برامده با شما بیعت کردند . بر شرایط ذیل اول خود من با ـ\nعائله ومتعلقین و اهل بیت خود وما مورین مذکور وسائرین انان که در ارگ میباشند وکلیه صاحب منصبان\nعسکری وافراد نظامی وعمله و خدمه مقیم ارگ از طرف خود ومتعلقین خود ومال وهستی خود مامون بوده\nاز هیچ رهگذر وبهیچ وسیله وحیله اذیتی به انها نرسد دوم خودمن با عائله ومتعلقین خود بـــــه\nقندهار یا خارج میروم باید توسط طیاره به قندهار رسانده شویم ــ سوم محمد ولیخان وعبد العزیز\nخان واحمد علیخان را اجازه داده شود که بامن بروند چهارم از مامورین بزرگ قوه کبلتیکه خواهش\nرفتن بخارج داشته باشند لا اقل بعد يكماه ازین تاریخ به اوشان اجازه رفتن با عائله داده\nشود . پنجم تا زمانیکه طیاره برای مطفرت من حاضر شود من در ارگ بوده پس از سوار شدن بــه\nطیاره وحرکت طبیعی ان ارگ برای شما تخلیه میشود . لیل پنجشنبه پنجم شعبان المعظم سنه ١٣٤٧.\nعنایت الله\nمایان بنده گان ایزد شان عبد العزیز و عبد الحبیب وقد محمد ولی واحمد علی علیحده بقرآن\nعظیم با امیر حبیب الله خان چنین عهد مینمائیم که ابدا با او خلاف عهد نمی ورزیم وبد خواهی اورا\nنمی نمائیم و در داخل افغانستان که سکونت میکنیم فقط اسباب اغواء و فساد را بمقابل امیـــــــــر\nحبیب الله خان فراهم نمی اوریم وچون سائر تبعه افغانیه بزیر حمایت دولت اسلامیه ایام\nحیات خودرا بسر میبریم . فقط لیل جمعه ٦ شهر شعبان المعظم سنه ١٣٤٧.\nعبد العزیز ــ احمد علی ــ عبد الحبیب ــ محمد ولی ."}
{"book": "adl0955", "page": 9, "text": "عربستان\nخدا یابه برکت انما المومنون\nاخوه بر اسلام رحم بفرما)\nحکومت نجد و حکومت عراق عرب .\nدر زمان خلافت اسلامي تمام ممالک عربستان يك قطعه وزیر اسم عربیت و اسلامیت اداره شده هيچ\nتفرقه و استحقاق ونزاع ونفاقي از ان سرزمین که صدر دین مبین است شنیده نمیشد . ولي بعد از شکست\nیافتن خلافت وسقوط ان این قطعه بزرگ بحکومت ها و دولت هاي متعدد تقسیم شده همان عربستان ـ\nبزرگي که بنام عربیت مظاهر اخوت و برادری و یکرنگی داشتند يك حصه نجد ی شد و دیگر حصه عراقي و\nيك قطعه شامی و دیگر قطعه لبنانی و پارچه ء دیگر حجازی شد که هريك از اين تحصيلات نام خود را يـــــك\nسلطنت نهادند . و در بین این سلطنت ها که بر اساس قومیت تقسیم شده است رقابت و کشمکشون فظيع\nو خيلي حسرت اور واقع شد هر کدام بنام غزا وبنام غيرت برخواسته بر قوم یا سلطنت دیگر حمله میاورد .\nچنانچه دران روزها همه جرائد عالم فیصله کرده بود که این حالت رقت اور عربستان قطعا نتيجــــــه\nتحريکات دولت های فرنگي است که میخواستند عربستان را زیر قبضه ءخود بیارند چنانچه في الواقع در ـ\nنتیجه دیدیم :\nوقتیکه رقابت و کشمکشون در بین این حکومت های كوچك واقع شد هر کدام برای مامون بودن از فشار و\nحمله قوم رقیب خود زیر حمايه گي دولت انگليس ويا فرانسه را بخوشی خود قبولدار گردید و از انروز تا الحال\nتمام عربستان به تقسیم حکومت انگلیس و فرانسه داخل شده در هر نقطه ء ان حکمرانهاي يكي از اين دو ـ\nدولت مقرر گردید واغلب دستها کشف کرده توانست که این خانه جنگي وزیر حمايه رفتن عربستان در نتیجه مهارت\nو استادي (کرنيل لارنس) انگلیس مشهور بود که خود را بلباس عربیت ملبس ساخته بعد از اینکه لهجه وعرف\nو عادات عربیت را اموخته توانست که از خانه جنگی عرب ها استفاده کرده ایشانرا طرفدار دولت هاي ـ\nدوست انگلیس بگرداند . بحرحال این حصه مسائل گذشته ء تاريخي است و چیزیکه ما را بایـراد کردن این\nعبرت تاریخی وادار ساخت شنیدن خبر پیداشدن نزاع بین حکومت نجد وعراق عرب است که قبائل سرحدي\nاین دو مملکت که از يك نژاد و متدین بيك دين شریف اند مابین خودها محاربه کرده يك طياره ء که در سرحد عراق\nبود پرواز کرده و در علاقه ء نجدی ها بذریعه ء بمباردمان چندین خانه را بر زنها واطفال وموسفيد انيكه\nدر ان سکونت داشتند ویران نمود گویا مسئله کمی وخام نگردد است و شاید این نزاع موجوده منجر بقتل\nوقتال گردیده باز درباره خبر هاي محزن را ازان سرزمین بگوش ما برساند که نجدی بنام (غزا) عراقی راقتل\nوعراقي نيز بنام (غزا) نجدی را قتل کند .\nدر بین حکومت عراق وحکمران انگليسي كه بجهت اداره ومراقبت عراق موجود است مخالفت واقع شده است که\nاصل منشاء این خلاف راجع به بعضی مواد معاهده تك تازه ء است که بین حکومت انگلیس و حکومت عراق مد ـ\nشدتي است که مواد مذکور باختیارا ت داخلی حکومت عراق علقه داشته اسباب مختاریت و تاویت حکمران دولت\nانگلیس در عراق میگردد ."}
{"book": "adl0955", "page": 10, "text": "-٧-\nمابین امام یحیــــــــــــــــــــــــــــــی\nو ابن سعود حتما جنگ خواهد شد\n\nعلت اختلاف .\nاختلاف بین امام یحیی و ابن سعود بطوری که بعضی ها خیال کرده اند يك اختلاف ظاهری وسطحی\nنیست بلکه این اختلاف مهمی است که دارای علل وعوامل معنوی و مادی است :\nاختلاف معنوی این دو نفر بواسطه تفاوت مابین مذهب زیدی و مذهب وهابی است قضیه خرابی\nو سلباتی که وهابیها در حجاز نمودند تاثیر بسیار بدی در اهالی یمن که زیدی مذهب هستند نمود و\nانها از نقطه نظر عقیده مذهبی این بی احترامی را یکی از جنایات بزرگ شمردند و اگر تدبیر وحزم امام یحیی\nنبود قطعا تا کنون یمنیها بحجاز حمله ور بوده با وهابیها جنگ های خونین نموده بودند علاوه بر\nاین یمنیها از قضیه خونینی که چندی قبل واقع شد و بالنتيجه ششصد نفر از اهالی یمن بدست\nوهابی ها مقتول شدند خیلی عصبانی هستند اما اختلاف مادی ابن سعود و امام یحیی نظر بفواید اقتصادی\nو سیاسی این دو پادشاه است .\n\nایا جنگ واقع خواهد شد .\nتاکنون بین امام یحیی و ابن سعود جنگ بوقوع نپیوسته با اینکه اسباب وقوع جنگ کاملا موجود\nبوده است و علت عدم وقوع جنگ بین این دو نفر برای این است که هر دو نفر مستغرق مشکلات سیاست خارجی بودند :\nو امام یحیی از یکطرف مشغول حل مشکلات سرحد ی خودش و اختلافاتی که در ان موضوع با بریتانیا دارد بوده\nو ابن سعود نیز مشغول محکم کردن سرحدات نجد بوده برای اینکه نجد را از حملات عراق مصون نگاه دارد\nو اگر این دو قضیه نبود قطعا جنگ بین امام یحیی و ابن سعود واقع شده بود .\n\nقشون امام یحیی و ابن سعود .\nامام یحیی دارای يك قشون نظامی است که عده ان ۱۲ هزار نفر است و همه متحدا لشکل و دارای یکنوع -\nاسلحه میباشند و تحت سرپرستی یکعده صاحب منصبان نظامی هر روز ۸ ساعت مشق نظامی میکنند و تمرینات\nجنگ نظامی را بعمل میاورند .\nقشون امام یحیی دارای توپخانه ایست مرکب از دویست توپ و این توپها را امام یحیی سه ماه قبل از ایتالیا\nخریده است و انها از سیستم توپهای امریکایی هستند برای این توپخانه امام یحیی تاکنون یکعده توپچی تهیه\nکرده و مشغول تمرین عده دیگر است . قشون ابن سعود هم در مقابل دارای صدتوپ است از سیستم توپهای -\nاطریش اما از حیث عده قشون امام یحیی و ابن سعود در ان قسمتی که ممکن است جنگ واقع شود تقریبا مساوی اند\nاما وضعیت نظامی و جبهه جنگ برای امام یحیی بیشتر از ابن سعود مفید ومساعد است زیرا قشون ابن سعود برای جنگ"}
{"book": "adl0955", "page": 11, "text": "یا امام یحیی باید از محل دور دست بمیدان جنگ حاضر شوند در صورتیکه قشون امام یحیی بمیدان\nجنگ حاضر چندان دور نیست محتمل است نقشه جنگی ابن سعود در یمن این باشد که به تهامه هجوم\nکند .\nعجایب یک اداره روزنامه\nدر اداره روزنامه مانچستر گاردین که از جراید مهم انگلستان است دستگاه تلگرافی جدیدی نصب کرده\nاند و یکی از عجیب ترین دستگاه های تلگرافی است که تاکنون در اروپا و امریکا وجود پیدا کرد . اداره روزنامه\nمزبور دارای اطاق مخصوصی است در شهر لندن و مبین این اطاق تحریر مرکز اداره که در شهر مانچستر است ــ\nسیم تلگرافی مخصوصی است که میتواند چندین خبر تلگرافی را در ان واحد مخابره نماید خواه این تلگرافات از\nلندن به منچستر یا بلعکس مخابره شوند عجیب تر اینکه در اداره روزنامه مزبور پنج ماشین تحریر است که\nخودشان تلگرافاتی را که از لندن میرسد تحریر میکنند باینطریق که در اطاق تحریر روزنامه که در شهر لندن\nاست پنج ماشین مثل ان ماشینها موجود است که پشت انها اشخاصی نشسته و مطالبی را ماشین میکنند\nتمام این نوشتها بوسیله یک سیم در یک موقع بمنچستر مخابره میشود و وقتی اینها باداره تلگراف روزنامه\nمیرسند از دستگاه مخصوص عبور میکنند و ان دستگاه اینها را از هم جدا کرده و بین انپنج ماشینی که در\nاداره روزنامه است تقسیم میکنند و انها خودشان مطالب را تحریر میکنند .\nمدیر تلگراف این روزنامه در منچستر در حضور شخصی اخیرا امتحان ذیل را که یک نمونه از فعالیت و\nسرعت عمل ان اداره است بعمل اورد اولا بان شخص گفت سوالی از این دستگاه بکن او پرسید هوای\nلندن چه جور است؟ مدیر تلگراف چند دفعه اشاره بدستگاه تلگراف که جلو او بود کرد و ناگهان در ــ\nمدت کمتر از یک ثانیه در روی یکی از ماشینهای تحریر دیده شد که نوشته (هوا صاف است و خورشید میدرخشد)\n( شفق سرخ )\n\nسیاست عمومی عالم\nخلاصه از جرائد خارجی\nاگر یک نظر عمومی برسیاست عالم انداخته شود در هر طرف اثار کدورت وتیره گی ظاهر میشود بحدیکه\nکثرت وشدت این تیره گیها خیلی اسباب بدبینی میگردد اشکالات سیاسی بین دولتهای بزرگ و کوچک در ــ\nنتیجه جنگ عمومی پیدا شده و تا امروز حل نشده و رو بوخامت مانده رفع مثل مسئله تاوان جنگ و گذاشتن\nون نغرامضه وقرضه های جنگ عمومی وتقسیمات سرحدات در بین بعضی دولت ها و مسئله خلع اسلحه بروبحری و دیگر\nخطرهائیکه نتیجه طمع کاری دولتهای بزرگ اروپاست و قضیه هائیکه از تضاد بر عدم توافق مصلحت های دول"}
{"book": "adl0955", "page": 12, "text": "١٠-\n\nبزرک بوجود آمده رفت این همه قضیه های مشهور است اشخاصیکه دائما جرائد را مطالعه میکنند از - تیرگی این قضایا اطلاع دارند و البته واقف خواهند بود هريك از این قضیه ها از روزیکه پیداشد تا امروز جز وخامت و تیرگی و اشکال بدیگر نتیجه نرسید که اگر کدام روزی خطره يك جنگ پیدا شود این قضیه ها برای گرم ساختن و برافروختاندن آن مساعد بزرک خواهد شد صرف نظر از این قضیه ها در وقت حاضر اغتشاشات داخلی از ممالك وممالك ها و مدتها پیدا شده است که بودن این اغتشاشات وقت حاضر در حقيقه نازهمه قضيه هائیکه بالا ذکر شد مهمتر و خطرناکتر است مثلا انقلاب داخلی یوگوسلاویا و بلوای بزرگیکه تازه در اسپانیا - پیدا شده اگرچه حکومت تدارك انراکرده است ولی تابه‌است ارامي فعلیه در اسپانیا حکم فرماست يك سكون موقت و عارضی است زیرا مل باز وضعیت خود راضی نیست از این رو پیش بینی میتوان کرد که بلوای مذکور دوباره تجدید شدنی است و انقلاب کوچیکیکه راجع ( بعسکر نجات ) در انگلستان پیدا شد (اگرچه این قضیه بامور سیاسی کمتر علاقه دارد) ودیگر مشكلات متعددی که راجع بمعاهده تحریم جنگ بعضی بین دول مغربی است و اشکالیکه بین حکومت عراق و انگلستان با منازعاتی که بین عراق و نجد واقع است اینها به وخامت اوضاع سياسي عموم را نشان میدهد.\n\nافغانستان در جراید خارجی\n\nخبر لندن: یکی از نماینده های پارلمان در لندن از وزیر خارجه انگلیس توضيحا خواسته است که آیا حکومت انگلستان در مقابل حالت حالیه افغانستان چه رویه وسلوك خواهد داشت. وزیر خارجه بجواب گفت است. حکومت انگلیس در اغتشاشات داخلی افغانستان هیچ مداخلی نخواهد کرد. و پیداشدن يك حکومت مرکزي اصولی که تمام ملت انرا تائید وطرفداری کند حکومت انگلیس انتظار میکند.\nكرنيل لارنس و افغانستان .\n\nخبرلندن : جمعیت مخالفین استعمار در ( تورهيل ) بحضور يك جمع کثير نطقهای مفصلی بر علیه حکومت انگلیس خود ایراد نموده گفتند که حکومت انگلیس میخواهد که افغانستان را زیر فقد قبضه خود بیاورد و نطق مستر ساکلنتالا که از اعضای این جمعیت است موثرتر از همه نطقها بود که مخصوصا برعلیه كرنيل لارنس بيانات داده از اقدامات فتنه خیز او در سرحدات افغانستان خیلی اظهار تنفر کرد.\n\nافكار علاقه كرنيل لارنس\n(بوتای افغانستان)\n\nخبرلندن : كرنيل لارنس كاتب رسمی دارد که مخصوصا بجمعكردن سوانح ومادداشت او مكلف میباشد.\nنام این کاتب مستر ( روبرتکروف ) است که جریده (سندی ورواکر) از طرف این کاتب يك خبر نشر کرده. میگوید نسبتهای که راجع بعلاقه داشتن كرنيل لارنس بشورش افغانستان شایع میشود غلط است. وشاید"}
{"book": "adl0955", "page": 13, "text": "-١٠-\nکدام کمپني که قاول عملیات لایقمر مذکور را در مجسنان تجار کرده است این خبر را شایع کرده باشد تا بتواند\nازین شهرت استفاده تجارتي براي قاول خود بنماید.\nخبرهای علوم و اختراع و مدنیت\nاهمترین اختراعات و اکتشافات در سنه ١٩٢٨ علوم و اختراعات خصوصا در این سالهاي اخیر\nگامهاي بزرگتر را بمدارج پیشرفت گذاشته میرود. و هیچ ماه ویا هفته نمیگذرد تا خبريك اختراع تازه واکتشاف\nنوي را نشنویم. اينك براي خواننده گان خبر مختصر از اهمترین اختراعات واكتشافات که در سنه ١٩٢٨-\nیعنی در سال گذشته بوجود اورده شده است از روي يك مجله علمی مهم ترجمه میکنم.\nدر سنه گذشته حصه بزرگ اختراعات واكتشافات ذریعه المانيها وامريكانيها شده است موتر وطیاره\nکه به عوض پترول ذریعه پتاتي هاي بارود براه می افتد - اگر چه این اختراع تازه است و هنوز صورت -\nامتحاني ومختبرين خود را نگرفته است ولي باید اعتراف کرد که اهمیت خیلی بزرگ دارد. زیرا همه میدانیم که\nپترول در عالم نسبت بمقدار استعمال وبيكني است ازین رو اگر ممکن شود که موتر وطیاره بی پترول راه -\nانداخته شود البته يك فايده بزرگ بشمار میرود.\nمتفرقات\nمسافرت به کره زهره\nاختراع اتومبیل و طیاره فشفشه دار\nتخم مرغي را برداريد سرانرا يك سوراخ وته انرايك سوراخ بكنيد قوريكه يکي از ان سوراخها ازد يگري قدري\nبزرگتر باشد سپس سفیده وزرده تخم مرغ را خالي کرده و انرا پراز اب بکنید ویکی از ان سوراخها را ببندید\nبعد ازان يك تكه تخته برداشته چهار میخ روی ان بموازات یکدیگر بکوبید بطوریکه بشود تخم مرغ را روی ان\nچهار میخ بانیم کره بلند ي از سطح تخته قرار داد، سپس زیر تخم مرغ را مختصر اتشني که شعله ور باشد قرار دهید\nوچوب وتخم مرغ را روي اب بیندازید خواهید دید که ان تخته وتخم مرغ اسر ا شگافته بسرعت قايل يك كشتي\nروي اب حرکت میکند علت حرکت ان اینست که اب داخل تخم مرغ در اثر حرارت اتش زیر ان تبدیل به بخار -\nمیشود و چون هیچ راهي جز سوراخ كوچك سر تخم مرغ براي خروج بخار نیست عاچار فشار بدان نقطه اورده\nوتخم مرغ و چوب را بسرعت جلو میبرد. این قاعده علمی است که بر روی ان هواپیماي جديد را میخواهند ایجاد کنند\nواین هوا پیماي جديد بو سیله فشفشه ای که در قسمت عقب ان قرار گرفته بسرعت در هوا حرکت خواهد نمود و انتظار\nدارند بوسیله اختراع این هوا پیما ی فشفشه دار به کرا توستاره ها مسافر تنمایند.\nدر اول تابستان گذشته جراید اروپا نوشتند يك اتومبیل از این قبیل یعنی با اتومبیل فشفشه دار در -\nبرلن تحت امتحان قرار داده شده و ان اتومبیل داراي دوازده لوله در عقب است و از ان لوله ها دود و بخارج"}
{"book": "adl0955", "page": 14, "text": "_۱۱_\n\nمیشود که در موقع خروج ان دود اتومبیل با سرعتی که نظیر ان هیچ دیده نشده بپهلوی حرکت میدهد و احتمال میرود سرعت سیر این اتومبیل ششصد مایل در ساعت برابر بشود .\n\nاین اتومبیل دارای موتوری که بوساطه سوختن داخلی ان تولید قوه کند و سپهر قوه از موتور بچرخها برسد و انها را بحرکت اورد نیست ولی دارای شیئی است که روی چرخهای ان قرار داده شده و در پشت سر اتومبیل مزبور جا گرفته و وقتی ان شیئی شروع باشتعال نمود گازهائی از ان خارج میشود که انجا اتومبیل را بسرعت هرچه تمامتر جلو میبرند این وضعیت و ساختمان اتومبیل چندی قبل بود که جراید نوشتند و اينك يك اتومبيل جديدا ساخته اند که روی همین قاعده و یا باصل قوه حرکت میکند و مبنی در داخل ان لوله هائی است که در اطراف ان لوله ها اسطوانه هائی قرار داده شده که در انجا موادی است که وقتی مشتعل شوند گازهائی از انها تولید میشوند که فشار باطراف استوانه ها میاورند و چون هیچ منفذی برای خروج جز دهانه های لوله ها نیست ناچار گاز ها فشار میاورند که از ان دهانه ها خارج شوند و در موقع خروج اتومبیل را مثل يك تير بطرف جلو سوق میدهند راننده گان این اتومبیل میگویند که این اتومبیل بدوا حرکتش بطئی و سپر تدریجا تند میشود تا اینکه به متها درجه سرعت سیر میرسد اتومبیل المانی که روی این قاعده علمی درست شده تاکنون بسرعت ٦٠ میل در ساعت رساده این سرعت بعد از ان است که فقط قریب دویست قدم بطور کند تر حرکت کرد . ولی این اتومبیل هنوز در دوره امتحان و تجربه است و هنوز کامل نشده است .\n\nسرعت سیر یکچنین اتومبیلی تا چه حد خواهد رسید مسلم است عملی که این اتومبیل را برای امتحان بحرکت آورده اند چندان مناسب نبوده برای اینکه اتومبیل بهشتاد درجه سرعت سیری که میتواند حرکت کند ولی مهندس و راننده و سازنده این اتومبیل همه معتقدند که میتواند از هشتاد درجه سرعت سیر اتومبیل هائی که تاکنون در دنیا ظهور نموده اند جلو بیفتد تاکنون اتومبیلی در سرعت سیر از اتومبیل (کاپل) پیش نیفتاده و سرعت سیر اتومبیل کاپل پیش نیفتاده و سرعت سیر اتومبیل کامبل در زمین مسطح در هر ساعت ١١٦ میل بوده است .\n\nاین يك قاعده علمی است که اتومبیل روی ان ساخته شده و ممکن است باین قاعده راه و حرکت دادن هوا و قطار اهن نیز استعمال کرد و از قراریکه میگویند فعلا مشغول ساختن يك يك هواپیما روی این قانون در کارخانه های (راپ) واقع در (کانوتشتاین) یکی از شهرهای ایالت (کاسل) المان هستند و هوانوردان هواپیما خیال دارد پس از ساخته شدن بوسیله ان به طبقات عالیه هوا که تا اکنون هیچ هوانوردی بانجا نرسیده پرواز کند هوانورد مزبور (انطون راپ) یکی از بزرگترین و معروفترین هوانورد های اروپاست .\n\nاگر انسان بخواهد بکرات زهره و مریخ یا بسایر سیارات مسافرت کند تنها وسیله ای که او را به ارزویش نائل کند این عمل هوا پیماست و تا کنون وسیله دیگری که ارزوی مزبور را بعمل نزدیکتر کند پیدا نشده است ."}
{"book": "adl0955", "page": 15, "text": "مسافرت بین زمین وسیاره ها بالغ بر ملیونها میل است و این مسافه فاز هوا خالی است و بهمین جهت وسایل\nنقلیه فعلی نمیتواند این مسافت را طی کنند زیرا همه محتاج بهوا هستند مثلا بنزین که در اتومبیل و هواپیما\nبکار میرود بایستی قبل از سوختن بهوا مخلوط شود و موتور های هواپیما های معمولی نمیتواند هواپیما را بالا -\nببرند یا حرکت دهند مگر اینکه در وسط هوا سیر کنند در جائیکه از هوا خالی باشد نمیتوانند بلند شوند یا\nجلو و عقب روند .\nتنها طریقه ایکه انسان بوسیله ان میتواند بکره ماه مسافر تکند این است که مثل یک گلوله توپی که از\nدوربهای پرتاب میشود خودش را بکره ماه بوسایل پرتاب کند . و بطوریکه ظاهر است اتومبیل فشفشه دار\nکه فوقا ذکر شد و طیاره ئکه روی این قاعده ساخته شود میتواند این ارزو را عملی نمایند .\nقضیه خروج از دائره جاذبه زمین و حرکت بین زمین و سایر کرات یکی از مسایل مشکل و مهمی است که\nA\nافکار متفکرین و نویسندگان و علما را از قدیمترین ازمنه دنیا تا امروز بخود متوجه ساخته . در سال ١٨٦٥\n(اشل ایرو) کتابی که موضوعش (از زمین تا ماه ) بوده نوشت و از ان کتاب استعمال فشفشه را برای پرواز از زمین\nبه کره ماه پیشنهاد کرد. اما (ژول ورن) فکر کرد اشخاصی که بخواهند از زمین بکرات مسافرت کنند داخل\nگلوله های بزرگی شوند و ان گلوله ها بقوه باروت و غیره بکره های که بخواهند بان بروند پرتاب بشود .\n(باقی دارد) (شفق سرخ)\nبالا شدن و فرود امدن طیاره باستقامت راسی\nمی بینیم وقتیکه طیاره به پرواز می اید مجبور میشود که یک مسافهء راه روی زمین رفته تا اینکه بهوا شود .\nو همچنین در وقت فرود امدن مجبور است که بچند دوره تدریجی خود را بزمین برساند . باین سبب بودن یک\nمیدان هموار برای طیاره یک امر لازمی بود ولی در چهار سال گذشته (لا شیرقا) طیاره ساز و طیاره ران . طیاره\nساخته توانست که بدون این احتیاج میتواند که باستقامت از جای خود بهوا شود . همچنین در وقت فرود امدن\nمیتواند که بموضع خود باستقامت فراید بدون اینکه محتاج دوره زدن شود گویا میدان طیاره شرط ضروری نیست .\nبالون هوائی که ۱۰۰ مسافر را برداشته میتواند\nاین هم بزرگترین ذریعه سفر هوائی بوده است که در سال گذشته در جرمنی ساخته شده که ۱۰۰ مسافر را\nبرداشته میتواند و همه ضروریات رفاهیت و اسودگی مسافرین را دارد . حتی سینما و رادیو در اثنای که بهوا باشد\nصدای سازها و نطقهای که در نقاط مختلف زمین جاری باشد بشنود ."}
{"book": "adl0955", "page": 16, "text": "۱۳ - \n\nتیلفون بی سیم آئنه دار\n\nاینهم یکی از عجائب مخترعات سال گذشته است که تیلفون بی سیم استعمال شد بذریعه تیلفون مذکور\nانسان صدای دوست خیلی دور خود را بدون اینکه مابین انها سیم وصل باشد شنیده میتواند وعلاوه ازان\nروی تلفون يك ائینه نصب شده کی است که انسان میتواند روی کسیکه با او سخن میزند دران اینه به بیند.\n\nمسائل ديني\n- تمهید -\n\nالبته هموطنان عزیز میدانند که جریده یا اخبار از حیث تبلیغ اتخاذ مسلك تابع محیط و در هر زمان\nبمقتضاي زمان راه رفته بوطن و هموطنان خود خدمت میکند. از این رو جریده \" حبیب الاسلام نظر بمدلول\nومفهوم (اسم) خود در نظر دارد علاوه از یکشت معلومات مفیده که از حوادث و وقایع داخلی و خارجی و سیاست\nدول خارج به هموطنان خود تقدیم میکند بعضی از ارکان اسلامیت را نیز از بعضی کتب واثار معتبره \" مفیده منتخب\nکرده زیر عنوان مسائل دینی بمعرض مطالعه واستفاده \" هموطنان خود گذاشته و باینوسیله خدمت بزرگی به\nقارئین عزیز خود کرده باشد.\nبنابراین در همچه يك محیط و زمان که از هر طرف ندای دیانت و تقویه احکام دین بگوش میرسد جریده \" -\nحبیب الاسلام در تعقیب نظریه \" خود شروع کرد انتخاب از کتاب مستطاب سراج الارکان اسلام را که این کتاب در\nزمان امیرصاحب شهید از تتبع دین پروری امیر مرحوم وتوجه وزحمت بعضی از علمای عالم انوقت مثل حاجي\nعبدالرازق خان مرحوم و ملا عبد الرحمن خان مرحوم وغیره که از روی احکام متین کتب معتبره فقه \" ارکان اسلام به\nعبارت فارسی شرح و توشیح شده و حصه ربط (روزه) از کتاب نام حقه که بصورت نظم است شرح وتفصیلا بیان شده ـ\nاست و ابتدا اولا احکام روزه را و چیزهای را که روزه را میشکند یا نمیشکند نظر بمناسبت وقت انتخاب وبحضور\nقارئین عزیز تقدیم میکند. (انتخاب از کتاب سراج الارکان اسلام)\nرکن سوم احکام روزه \" ماه مبارك رمضان که انهم تشریع تابعو وتکمیل ان است.\n\nباب نهم در بیان روزه ماه رمضان\n\nنیت در حکم شرع گردانی روزه جز قهر نفس شهوانی\nاز جماع و شراب دور شدن وز همه خوردنی نفور شدن\nشرح لغات: (قهر) مغلوب شدن (نفور) رمیده و دور. (نفس شهواني) نفس انسان که مائل به خورد و نوش وامید ولذت هاست.\n(حاصل هردو بیت): تعریف روزه :\nبیان حکمت خداوند تعالی است در فرض کردن ان میفرماید که حکمت در ان اینست که نفس شهواني تابع\nانسان شود سبب ان که انسان تابع و فرمانبردار مولاي حقيقي خود شود."}
{"book": "adl0955", "page": 17, "text": "- ١٤ -\n\nروزه نزد اهل شرع نگهداشتن نفس است از خوردن و اشامید ن و جماع با نیتی که از اهل ان حاصل شده\nباشد از طلوع صبح صادق تا وقت نماز شام و اهل وجوب ان کسی است که عاقل و بالغ و مسلمان و تندرست\nو غیر مسافر و پاك باشد از حیض و نفاس و مریض نباشد مسافر و نا بالغ اگر روزه بگیرند رواست که از اهل\nادای ان میباشند .\n\nفرض دان جمله روزه را نیت  تا بیابی ز روزه امنیت\nنیت روزه گر ادا نبـــــود  در قضا جز بشب روانبود\nلیك هر وقتی و نوافل را  تا به پیش از زوال هست روا\n\nهمچنین ار خلل طلب نکنی  نیت روزه جز بشب نکنی\nشرح لغات: ( امنيت ) ارزو و مراد ـ (گرادا نبود) روزه وقتی نباشد . (در قضا) در قضاء روزه (نوافل) روز های نفل .\nحاصل ابیات :\nنیت در هر روزه فرض است خواه روزه فرض باشد یا روزه نفل و خواه روزه وقتی باشد یا قضائی ـ\nاما وقت نیت در روزه قضا شب است و بغیر از شب روا نمیشود و نیت در روزه وقتی و نفل تا پیش از نصف روز رواست\nواگر احتیاط کنی و خلل در روزه خود نخواهی که از اختلاف خلاص باشی باید که هر روزه را بجز درشــــب\nدیگر وقت نیت نکنی .\n\nبیان چیزهائیکه روزه را نمیشکند\n\nمگس و پشه در گلو چو پرید  نیست نقصان روزه تو پدید\nگر کسی رگ زد و حجامت کرد  می نشاید ورا ملامت کرد\nتفك و سرفه که از دهان بجهید  روزه باقیست گر فرو نکشید\nروزه باقی بود ولی مکــــــروه  از کراهت مباش بی اندوه\nدر کشی صبح روغن و سرمــــــه  بر سر و چشم نیست تجرمه\nنان که از بهر طفل می خایند  علما اندرین چه فرمایند\nگر ضرورت بود روا باشــــــد  بی ضرورت چنین خطا باشد\nبفراموشی ارکنی و خـــو ری  هـــمهر دوا ترا هنی ومری\nروزه تست هم چنان باقــي  گر تو سیری و گر تو مشتاقــي\n(شرح لغات)\n(رك زد و حجامت کرد) مراد خون کشیدن است . (مینشاید ورا ملامت کرد) ملامت نیست روزه او بجا است .\n(گرفرو نکشید) بشکم نرسانید . (کراهت) مکروه شدن . (جرمه) گناه . (هنی ومری) گوارا و خوشمزه .\n\nحاصل ابیات : هفت چیز روزه را نمیشکند .\nاول ـ در گلو پریدن مگس و پشه .\nدوم ـ خون کشیدن است یا از رگ باشد یا حجامت از دیگر بدن ."}
{"book": "adl0955", "page": 18, "text": "- ١٥ -\n\nسوم ـ چشیدن چيزي است مثل نمك و سركه بشرطيكه بشكم فرونرود لیکن روزه او را گرچه نمي شکند مكروه میکند .\n( از كراهت حاشي بي اندوه )\n\nچهارم ـ چرب کردن سر است بروغن يا غير ان .\n\nپنجم ـ سرمه کشید ن است درچشم .\n\nششم ـ خائيدن نان است براي طفل بشرطيكه بشكم فرو نرود .\n\nواین کار در روزه بدون ضرورت روا نیست و اگر ضرور نبود كه طفل هلاك ميشد وشخص غير روزه دار\nنیز نبود دراین صورت روزه تو دار روا اســـت .\n\nهفتم ـ بفراموشي جماع کردن یا خورد ن یا اشامیدن است خواه سیرشده باشد يا اشتهاي ان باقي باشد .\n\nبیان چیزهائیکه روزه را میشکند .\n\nور بقصد اســـت خورد ن وكارت\nلازم ايد قضا و کفارت\n\nگرخوري انچه او غذا نبو د\nبرتو الزم بجز قضا نبود\n\nهمچو سنگ وكلوخ اهن وروي\nنبود زين قبیل گل سرشوي\n\nشرح لغات: (کارت) مراد جماع کردن است. (قضا٠) قضاي روزه . (کفارت) بیان کفار ت دراینده در نظم\nكتاب ميشود ٠) غذا) چیزیکه بدن بان قوت میگیرد مانند طعام وغيره . (باقي دارد)\n\nاطلاع از اداره\nبذوات محترم زمام داران !\nلطفا وقتیکه نامه نگار اداره بدوائر و وزارتهاي ایشان میاید معلومات قابل درج جريده ووقايع\nوحوادث لازمه را به او تفصيل وتوضيح بدهند تا جریده ازوقایع داخلی خالی نباشد .\nمعذرت\nنظر به مهیا نبود ن سامان زنکوگراف اداره نام جریده را بخط جلي و واضح تعبيه کرده ـــ\nنتوانست انشاء الله بکمال سرعت تعبيه خواهد شد .\n\nمطبع حبيب الاسلام"}
{"book": "adl0955", "page": 19, "text": "-١٦-\n\nواعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا\n( جریده هفتگی حبیب الاسلام - سال اول - شماره ٢ )\n\nصفحه اول\nنمره مسلسل ٢\n\nاداره خانه دءافغانان کابل - افغانستان - نمره تیلفون\nسردبیر - غلام محی الدین\nهمه‌امور تحریریه و حسابیه بنام اداره فرستاده شود\nاداره در انتشار و اصلاح مقالات وارد مختار است\nدر هر هفته یکمرتبه صبح پنجشنبه نشر میشود\nاوراقیکه درج نشود اعاده نمیشود.\n\nحبیب الاسلام\n\nقیمت سالانه \tقیمت ششماهه\nدر داخل - پنج افغانی \t٣- افغانی\nدر خارج - ١٠ شلنگ \t٤- شلنگ\nیم شماره ١٠ پول\n\nتاریخ قمری - ٢٥ رمضان المبارک ١٣٤٧ ( پنجشنبه ) تاریخ شمسی ١٨ حوت ١٣٠٧ هجری\n\nاز اهل غرض احتیاط باید کرد\n\nاگر بطور مجموعی بگیریم از مسمما یا بنظرف در کابل تشویش و بیراحتی را بتمام معانی ان ظاهر و هویدا میبینیم. زیرا عادت است که اهالی هر پایتخت به تعب پرهای (غبارخیزونازک دانه میباشند ) بیچاره اهالی کابل که سالهای دراز بحیات ملائم وارام عادی بودند دفعتا بغرش های توپ و صداهای تفنگ و خطرهای مهلکه دچار گردیدند گویا در انوقت که خاطرشان پریشان میبود حزب طرف بودند ولی حالا که ان دورمانقلا بگذشت و همان صداها ضعیف بکه راحت و سکون شانرا برهم زد میود قرار شد هنوز هم در بعضی چهره ها علامات اضطراب و پریشانی میبینیم اگرچه اینکه برکابل گذشته بود انقلاب است و کسانیکه در صفحات تاریخ ملاحظات داشته باشند بهتر میدانند که انقلاب چیز اسان نیست که بدون خطرهای فردی و قحط و گرانی عمومی بگذرد . در"}
{"book": "adl0955", "page": 20, "text": "-١٧-\nانقلابات عادیموده است که از گناکران وبی گناهان وجوانان وپیران وطفلان قتل میشوند واز\nخانه ها گذشته شهرها میسوزد ولی الحمد الله در این حادثه نه گناهکار ونمی گناه ونه\nپیر ونه طفل کشته ونه شد خانه سوخت.\nمگرچرا باوجود اینهم علامات پریشانی واضطراب ونا ارامی درچهره واوضاع اکثریت میبینیم\nوچرا درهر محفل یا مجلسیکه چند نفر یکجا میشوند صدامبعضی افواها توشایعات متنوع\nصفا وارا می ان محفل را بهم میزند گوئی حواس اهالی پایتخت را باز بیم شنیدن صداهای\nتفنگ مهیب بهراس انداخته باشد . بنظرما اشخاصیکه باعث شایعات وافواهات وخبرهای\nاضطرابی میشوند همینقدرهستند و مخصوصا برای دفع اثر اغراض انحا این مقاله را فقد\nنوشتیم معلوم است بزرگترین اسباب بی سعادتی وپریشانی همین است که فکزانسان مضطرب وکدام\nخدر یرا درتصور داشته باشد وعموم اشخاصیکه امروز افواها توشایعات مختلف مینمایند ـــ\nچزب سلب راحت عمومی دیگر منظوری ندارند .\nاگرچه ما نمیگوئیم که همسایل سلطنتی افغانستان فیصله شد وهرچه بود خاتمه یافت\nبلکه هنوز دامنه دارد وشاید این دامنه تا چند روز دوام بگیرد چنانچه نمیگوئیم که هر ـــ\nخطریکه بر این مملکت متصورگدشت و تمام شد نه بلکه هنوز مملکت زیر خطر است وبزرگترین ــ\nخطریکه انرا تهدید میکند انحلال وپارچگی است .\nمگر اینرا هم باید بگوئیم اغلبا اشخاصیکه پارچگی وانحلال وپراگندگی این مملکت را ارزو\nدارند همان اشخاص هستند که امروز شایعات وافواها توخبرهای گوناگون تراشیده میپردند و به\nذریعهء این خبرهای مصنوعی افکار عمومی را پریشان ومملکت را بیخبر وادراک اهالی را برعلیه\nیکدیگر میشورانند .\nامروز مملکت تا اندازه اخزین باتحاد واتفاق محتاج است. امروز مملکت زیرخطر است و\nبزرگترین خطریکه انرا تهدید میکند پراگندگی وبی اتفاقی است ممکن است دشمنها داشته باشد\nکه بخواهند ازپارچگی ان استفاده کنند ونماینده های این دشمنان بنظر ما تنها اشخاصی\nهستند که افواها توقغ شایعات موجب پریشانی را در بین مردم نشر میکنند .\nامروز فرض هر فرد است که جز سخن اتحاد واتفاق ویگانگی مملکت نگوید جز فکر اتحاد و\nیگانگی مملکت نکند وجز خبراتحاد واتفاق و یگانگی مملکت نشنوند غیراز این هرچه بعید ان اند\nغرض است . پس از مضرضین اجتناب باید کرد اگر کسی بشما بگوید مملکت درنتیجه این انقلاــ"}
{"book": "adl0955", "page": 21, "text": "- ۱۸ -\n\nخراب شد یا عقب ماند یا اینکه از وسایل ترقی محروم شد یا اینکه استقلال ان رفت و غلام\nاجانب گردید و دیگر تبلیغات که ازین قبیل باشد هر چند این عبارتها رنگ و رونق دار باشد\nمگر انها را هیج وقتبفکر خود راه ندهید و همین قبیل اشخاص را مغرض بدانید.\nزیرا همم میدانیم ویقین داریم که اساس این انقلاب مبنی بر آبادی دین مبین است و چیزیکه\nبر تدین مبنی باشد البته هیچگاه اسباب خرابی نمیشود واگر کسی بگوید مکتب ـ تعلیم ـ\nنظام ـ قانون ـ اداره ـ تشکیلات ـ برای مملکت لازم است وخوبفشد که از بین برداشته\nشد شما بگوئید که ما منکر هیچ کدام انها نیستیم. مگر معلوم است واضحتر و راسترا از\nشرع شریف برانها تمسکی نیست هرچند بشریعت پاک خود متمسك باشیم وازان استخراج كنيم\nهمان قدر احتیاجات ضروری خود را ازان کشیده میتوانیم . ما منکر نیستیم که افغانستان نسبت\nبه بعضی ممالک عقب مانده است و تیمار دارواحتیاجات زیاد بکار دارد افغانستان دولت است\nو مانند دیگر دولتها قوت سرمایه وتجارت و آزادی و مختاریت بکار دارد میدانیم.\nممالكیكه این چیز ها را ندارند یعنی ممالکیکه برای مدافعه کردن از خود توپ وتفنك و\nجباخانه ندارد و برای ضروریات احتیاجات معاشی سرمایه از قبیل نقره و طلا وسرود بگر معدنیات\nندارند و برای وارد کردن پول و تبادل احتیاجات یعنی حاصلات خود را با حاصلات دیگر ممالك\nتبادله نکنند یعنی موی پوست شکر و بوره و چای و قوز میوه وروغن وگندم رخت واهن ومس\nنگیرد یعنی تجارت نکنند این چنین ممالك هیچ زنده گانی نخواهند داشت وفرضا اگر همه\nاینها را داشتند و استقلال و مختاریت نداشتند در حقیقت هیچ کدام انها را ندارد زیرا اگر\nمستقل نبود اسیر یك ملك غیر میشود و وقتيكه اسير بود همان ملكت او را نمیگذارد از ـ\nممتلكات و حاصلات خود استفاده کند. یعنی او را غلام و اسیر و دهقان خود میسازد و البته این\nبی ننگترین زندگانی ها خواهد بود.\nاین همه را میدانیم ولی چیزیکه ازین مهمتر است انرا هم میدانیم که اساس هر چیز دین است\nاول دین بعد ازان دنیا بهر حال از موضوع خود دور نرفته میگوئیم اهمترین چیزیکه فکر ما بطرف\nان باشد همینستکه تا زمان مسائل داخلی سلطنتی فیصله شود باید از مغرضین ود شمنان ـ\nداخلی یا خارجی خود احتیاط کنیم. زیرا اهل غرض این چنین مواقع باریك را برای نشر کردن\nشایعات خود فرصتخوب میدانند.\nمیماند یك مسئله دیگر که انهم ناگفته نماند که مغرض بخود رنگ و لباس وصورت وقیا فه مخصوص"}
{"book": "adl0955", "page": 22, "text": "- 11 -\n\nندارد. در هر طبقه و از هر نوع مردم که باشد خواه بلباس تاجر یا مامور یا اجنبی باشد.\nمجردیکه از او الفاظ تفرقه امیز یا نفاق خیز شنیده شد اقلا باید به حرفهای او اهمیت\nداده نشود. چه انقلاب گذشته این مسئله را برای ما واضح ساخته که شایعات و اشخاص -\nمختلف خواه ثوبا فقیر حتی در لباس عالم درامده تلقینات خود را بمردم مینمایند و دیدیم\nکه از یکطرف علمای صدیقی که برای خدمت دین کمر بسته بودند از طرف دیگر بعضی علما که دیگر\nکه ریشه اساسی انها حتی در هند رسیده بود (وشاید بدیگران خدمت میکردند) نسبتهای\nبی نزاکت را بعلمای حقوقی ما کرد مسئله را به تکفیر میرساندند گویا اسانترین فیصله در نزد\nاینها والعیاذا بالله تکفیر است.\nاز طرف دیگر میدیدیم که یک ایت مبارک از چند طرف هر کدام بمفاد خود تر استعمال میکند -\n(واعتصموا بحبل الله ... الایه و دیگر ایتهای) مبارک که در چار طرف مملکت بغرض اشخاص\nاستعمال میشد حاشا وکلا در دیر بین ما تفرقه باشد وسوء استعمال ایتها بزرگترین گناه هاست.\nاین تجربه ما را دیده لاچار شدیم که مطالعین عزیز خود را اگاه وفکر شانرا بطرف اتفاق\nواتحاد واجتماع ملتفت سازیم.\n\nبسم الله الرحمن الرحیم\nبیعت نامه مامورین ولایت قطغن و بدخشان\n\nالحمد لله ما انعم وعلم من البيان مالم تعلم والصلواه والسلام على رسوله محمد سيد العرب\nوالعجم وعلى اله واصحابه ذوى المجد والكريم وبعد یوم نقد سه شنبه ۳ رمضان المبارک ١٣٤٧\nما اهالی خطه بدخشان از علما وسادات و جمهوری معتبرین در موضع خیابان حاضر گردیده\nدو قطعه حکمنامه ولایت قطغن وبدخشان که یکی نمره هم مورخه ۳۱ دلو شمسی ۱۳۰۷ و دیگرش\nنمره ۶۱ مورخه ١٥ شهر شعبان المعظم بامضا جناب حضرت صاحب فضل احمد خان اقای مجددی\nمجددی و جناب عظیم الله خان نائب الحكومه صاحب و جناب مولوی محمد میرزا خان رئیس صاحب عمومی\nعنوانی میرزا شهنواز خان وکیل حکومت کلان بدخشان و علما و سادات ومعتبرین وغيرها اهالی اینولا\nدر ساعت ه بجه شام روز دوشنبه اول شهر رمضان المبارک وارد شده بود حالا که یوم سه شنبه ۳\nشهر مذکور است قرائت گردیده خلص.\nمضامین ان که بیعت نمودن اهالی مرکز ولایت قطغن با مارت اعلیحضرت امیر حبیب الله خان\nبوده دانسته گردیده بحکم ایه وافى الهدايه يايها الذين امنوا اطيعوالله واطيعو الرسول و"}
{"book": "adl0955", "page": 23, "text": "- ۲۰ -\n\nاولی الامر منكم و بحكم مسائل اعتقاديه شرعيه لابد للمسلمين من امام يقوم بتنفيذ حقوقهم و\nسد ثغور هم وتجهيز جيوشهم وقهر المتغلبة والمتلصصة وتزويج الصغير والصغائر ونصب\nالحكام والقضاة واقامة الجمع والاعياد وامثالها .\n\nونظر به ترویج واحیا دین متین حضرت سید المرسلین علیه الصلواه والسلام که از ذات با\nبرکات حضور شاهانه قرار حکمنامه و اطلاع ولایت قطغن و بدخشان صادر گردید ما طيع حضرت امیر\nحبيب الله خان با ما رت و پادشاهی خود ها قبول کردیم و قناعت و بیعت نمودیم از خداوندی نیاز\nبكمال خلوص نیات بر قرار و در دوام ماندن همچو پادشاه ترقی خواه دین نبوی محمدی صلی الله علیه\nوسلم را استدعا و مسئلت داریم واز حضرت خداوند بی مانند توفیق ان ذات شاهانه را برای\nعبودیت ربانی واطاعت اوامر ونواهی الهی واستقامت بشریعت غرا نبوی محمدی علیه الصلواه والسلام\nوتوفیق اطاعت خود ها را حسب الشرع برا ر اولی الامر خودها بدعا طالبیم . تحریر یوم سه\nشنبه شهر رمضان المبارک سنه ۱۳۴۷.\n\nامضاء. امضاء. امضاء ... الخ\n\n( حاصل ابیات )\n\nروزه نفل بشروع کردن در ان لازم میگردد پس اگر کسی بعد از شروع روزه نفل را خورد با عذر\nويا بیعذر قضای آن بروی لازم است و کفاره ندارد .\n\nباب دهم. در بیان کفاره روزه رمضان .\n\nگر کسی قصد کرد در خوردن\nشصت مسکین طعام باید داد\nیا دوماه روز را پیاپی دار\n\nبنهار و مجامعت کردن\nیا یکی بنده کرد نیز ازاد\nتاشوی از حیات برخوردار\n\nشرح لغات. (نهار) روز مجامعت جماع.\n\n(حاصل ابیات)\n\nاگر کسی روزه وقتی رمضان را بقصد خورد یا در روزه ان بقصد جماع کرد روزه او\nمیشکند و قضائی ان برویلازم میشود با کفارت چنانچه پیش ازین بیان شد و کفارت ان ازاد\nکردن يكغلام يا يك کنیز است واگر بران قدرت نداشت دوماه پیاپی روزه بدارد واگر توان انرا\nنیز نداشت شصت مسکین را طعام بدهد ومراد ازمسکین در اینجاکسی است که مالك هفتاد\nروپیه کابلی زیاد واز حاجت اصلی خود نباشد وطریق طعام دادن این است که هر مسکین را"}
{"book": "adl0955", "page": 24, "text": "-۲۱-\n\nباندازهء صدقهء فطر طعام بدهد که سه ونیم پاو ويك خورد بوزن کابل گندم ويا يك چهارك\nوسه ونیم پاو جو می شود ویا قیمت ان را بدهد .\nخاتمــه\nاز برای تو اینقدر گفتم یاد گیرترکه مختصر گفتم\nهرکه این را بصدق برخواند واجبیونرض نقل حق داند\nشرح لغات\n(مختصر ) کوتاه .\nحاصل هرد وبیت :\nاینقدر گوهر بیان احکام شرع را که در رشته نظم دراورم وبرخرازعمر نقدعزیز را بسر\nبردم همه را برای تو گفتم . ومیباید که تو عمرخود را بغفلتنگذ رانی واین گفتار مراهزل وسخریه -\nندانی وان را یاد گیری که بسیارکوتاه وبا فایده گفتم وهرکه این نظم بصدق را بخواند ویا کند\nفرض واجب، نفل- نما زوروزه و وضو وتیمم را میداند .\nرکن چهارم دراحکام زکوه\n\nزکوه رکن چهارم ازارکان اسلام استکهبعد از نماز مقصود تر وبهتر عبادات است که در سی\nودو جا پیوست بانماز در قران مجید وفرقان حمید ذکرشدهاست وکثرت ذ کران دلیل شرافت\nواهتمام ان ست ولغه زكوات در شرع عبارت از تمليك نمودن جزء مال استبمصرفان که مانع جواز در\nاو نباشد چنانچه دراحکام مصرفعقد زكوات میاید بطریقی کهدر شرع معین شدهاست که بیان\nان طریق نیز می اید وبلفظ تمليك احتراز است ازاباحت ومعنای اباحت ان ست که مثلا طعام را\nجهت خوردن بمصرفزکواه مباح کردهاند وتمليكنکنند وویبجورد پس درین صورت از زكوات روا-\nنمی شود کهتمليك نکرده است وبلفظ جزء مال احتراز است ازمنفعت مال یعنی درعوض زکوا ت ازجزء\nمال ادا نکرده از منفعت مال درعوض زكوات بدهد چنانچه اگر فقیری رادرخانهء خود یکسال سکونت\nداد بنیت زكوات رانموده بود پر زکوات او محسوب نمی گردد بلکه لازم استکه از اصل مال زكوات\nجزوی را اداکند وشرط های فرض شدن زكوات وسبب ان شش چیزی است اول عقل پس بردیوانه\nفرض نیستد وم بلوغ است پس بر كودك فرضنیست ـ سوم اسلا م استبرکافر نیست ـ ٤ ازادی\nاستپس برفلامنیست ـ پنجم علم داشتن است بفرض زكوات کقدگرچه علم حکمی باشد چنانچه بفرض\nبودن ان عالم نباشد ودر داراسلام باشد پس کافریكه در دار حرب اسلاماورد یباشد وسال برو"}
{"book": "adl0955", "page": 25, "text": "-۲۲-\n\nگذشته باشد لیکن بفرض بودن زکوات علم نداشته باشد برو فرض نیست بخلاف کافریکه در دار اسلام ایمان اورده باشد وبفرض بودن زکوات علم نداشته باشد که زکوات برو فرض است که او حکما علم دارد .\nششم. مالك نصاب است پس برمالك كم از نصاب زکوات فرض نیست وبیان هر مال زکوات بعد ازین بیاید ودرملك انشاء الله نصاب چهار چیز شرط واجب شدن زکوات است اول اینکه ملك مالك دران تمام وتمام باشد یعنی مالك رقبه وتصرف دران باشد پس برمکاتب زکوات فرض نیست که ملك او ناقص است یعنی مالك تصرف است دران نه مالك رقبهء ان وهم چنین برغصب کننده درمال غصب کرده شده ودرمال مضاربه بر مضارب فرض نیست.\nدوم : اینکه سال بران نصاب گذشته باشد و اگر چنین نبود زکوات دران فرض نیست\nسوم : اینکه فارغ باشد از ديني که از طرف بنده خواسته میشود خواه حق خدای تعالی باشد مانند زکوات یا خراج وعاشر بنده باشد و اگر از طرف بنده خواسته نمیشد وحق خدای تعالی بود مانند : نذر و کفارت فرض بودن زکوات را منع نمی کند .\n٤: اینکه فارغ باشد از حاجتهای اصلی او سکونت کردن و پوشیدن رخت واسباب خانه وسلاح حربي و کتابهای خواندن وکنیز وغلام خدمت اسب سواری زکوات فرض نیست.\n٥ : اینکه زیاد شونده باشد بزیاد شدن حکمی خواه زیاد شدن حقیقی دران باشد خواه نباشد وزیاد شدن حکمی بسه چیز میشود .\nاول نقد بودن مال است یعنی زر وسیم بودن خواه مسکوک باشد وخواه غیر مسکوک چون زیور وظروف وغیره در نصاب زر یا نقره. دوم . چریدن اسپ در صحرا در مال زکوات که از جنس حیوانات باشد .\nسوم . نیت تجارت است درغیر این چیزها ذکر شده.\n\nزکوات در چند چیز نیست\n\nاول درکسب غلام که خواجهء او بتجارت او را اذن کرده باشد .\nدوم در مالی که یکسی انرا گرو داده باشد پیش از قبض کردن ان.\nسوم در مالی که انرا خریده ویا بتجارت قبض نکرده.\n٤: در مقدار دینی که از طرف بنده خواسته میشود ومالی که زیاد ما زقدر دین او باشد اگر بقدر نصاب میرسید زکوات ان فرض است کم بدهد .\n٥: درجامه‌های بدن که بران حاجت داشته باشد برای دفع گرما وسرما ."}
{"book": "adl0955", "page": 26, "text": "- ۲۳ -\n\n٦ : در مالی که از مالك غایب شد مباشد وغالب گماندر چنان باشد که بدستش می اید . مانند مال\nگم شده که انرا بعد سالها یافته باشد ومالی که فقد در دریا افتاده باشد وبعد سالها انرا\nکشید نباشد ومالی که از و بغصب گرفته شده باشد وشاهد ان بر غصب کننده نداشته باشد\nومالی که انرا در بیابان دفن کرده باشد وجای انرا فراموش کرده بعد از سالها انرا یافته باشد\nودینی که دین دار او سالها منکر باشد وشاهد ان نیز بر ان نباشد و بعد از ان ان دین برو\nبرسد ومالی که از و بظلم گرفته شد نباشد وبعد از سالها باو برسد پر در همه این چنین مالها\nزکوات ان سال هائی که مال در انها برو نرسیده بود لازم نمیشود سبب لازم شدن ادای زکوات\nتوجه خطاب خداوند تعالی به بنده است .\nدرین قول او: جلل جلاله ( واتوالزكوات) شرط فرض شدن ادای زکوات سه چیز است اول\nگذشته سال بر نصا بکه در ملات مالك باشد دوم بحا بودن مال است مانند درم یا دینار یا چریدن\nدر صحر است در اکثر سال وچهار پایان یا نیت تجارت است در مال های منقولی بجز از زر وسیم\nوچارپایان .\n۳: خالی بودن مال نصاب است از جهت و پلیدی مانند ربح چیز فروخته شده به بیع فاسد\nزیرا که ان مال خبیث با ان ربح واجب است که صدقه کرده شود پس فایده نیست در واجب کردن\nصدقه بعد از ان.\nشرط صحیح شدن ادای زکوات\nنیت است که پیوسته با باشد یاد ا کردن ان بمصرف ویا بوقت جدا کردن مقدار زکوات یا صدقه\nکردن است همه مال نصا ب ا اگرچه به بنت نفل باشد .\n( فرض شدن زکوات )\nبفور است یعنی نزد وجود نصاب با شرایط وجوبان بمجرد گذشتن سالادا برو فرض میشود\nپس اگر بدون عذر شرعی تا خیر در ادای ان کرد گنه کار میشود وشاهدی او قبول نمیشود .\n( مالهائی که زکوات بران ها فرض است)\nسه قسم است اول چا پایان چرندهاست و ان نزد اهل شرع انست که در بسیاری از سال در\nصحرا بگیاه مباحه اکتفا کند برای قصد شیر ونسل وزیاد شتربهی پس اگر مالك در نصف سال انهارا\nکاه از خود میداد ان شرعا چرنده گفته نمیشود پس زکات انها برمالك فرض نیست واگرانها در صحرا\nفقط برای سواری وگوشت خوردن نگهداشته بود نیز زکوات فرض نیست ."}
{"book": "adl0955", "page": 27, "text": "- ٢٤ -\n\nدوم طلا ونقره است سوم مال منقول اما در قیمت خانه و زمین زکات نمیشود (مال های چرنده که زکات در انها واجب میشود) سه اند اول اشتر دوم گاو سوم گوسفند و بز.\n( زکات اشتر) ( تشریح اسامی ) اشترهای که در زکات لازم است داده شوند -\n( بنت مخاص) اشتر ماده ئی است که یکسال بران کامل گذشت بیسال دوم داخل شده باشد.\n( بنت لبون ) اشتر ماده ئی است که دو سال بران کامل گذشته بسال سوم داخل شده باشد.\n( حقه ) اشتر ماده ئی است که سه بران کامل گذشته بسال داخل شده باشد (جذعه ) اشتر ماده ئی است که ٤ سال بران کامل گذشته بسال ه داخل شده باشد. و ٤ اشتر عفو است یعنی در ان زکات نمیشود اول نصاب اشتران ه است. در ان یک گوسفند میانه میشود. دوم ده است در ان دو گوسفند میانه میشود. سوم ١٥ است در ان سه گوسفند میانه میشود.\nچهارم بیست است در ان ٤ گوسفند میانه میشود. پنجم ٢٥ است در ان بنت مخاص میشود.\n٦- ٣٦ است در ان بنت لبون میشود. - ٧ - ٤٦ است در ان حقه لازم است.\n٨- ٦١ است در ان جذعه لازم است. ٩- نصاب ان ٧٦ است تانود بنت لبون در ان واجب است.\n١٠- نصاب ان ٩١ است تا ١٢٠- دو حقه در ان واجب است بعد از ١٢٠ فرض زکات از سر گرفته میشود یعنی در پنج اشتر یک گوسفند و در ده دو گوسفند و در ١٥- ٣ و در ٢٠ ان چهار گوسفند لازم است و در ٢٥ که مجموعه انها  ١٤٥ میشود يك بنت مخاص با ان دو حقه که در ١٢٠ بود لازم میشود پس در هر ٦٠- يك حقه شد و در ٢٥ بنت مخاص شد چون ٤ دیگر در ان افزود که یکصد و پنجا میشود در ان ٣ حقه واجب میشود و در هر ٥٠ يك حقه در این بار از سر گردانیدن فرض زکات بنت لبون از میان براعد از بنت مخاص بحقه رسید چون به ١٥٠ رسید باز فرض زکات از سر گرفته میشود یعنی در پنج اشتر يك گوسفند میشود و در ده دو - و در ١٥ سه - و در ٢٠ ان ٤ میشود و در ٢٥ بنت مخاص و در ٧٦ بنت لبون و در ٤٦ حقه تا به ٥٠ چون به ٢٠٠ رسید در ان ٤ حقه واجب میشود و بعد از ٢٠٠ فرض زکوات باز از سر گرفته میشود. مانند باز گرفته که پس از ١٥٠ بود یعنی از یک گوسفند گرفته میشود تا کم حقه برسد در ٤٦ تا به ٥٠ پس درین بار از سر گردانید ز فرض زکوات جزعه ساقط شده فقط پر در همین حکم که از گوسفند گرفته تا بحقه برسد و جذعه از میان ساقط شود تا اخر جاری کرده میشود اشتر مایه مانند دیگر اشتران است هم در نصاب زکوات و هم در فرض بودن زکوات.\n( زکوات گاو )"}
{"book": "adl0955", "page": 28, "text": "- ٢٥ -\nزکات گاو\nاسامی گاوانیکه در زکات داده میشوند اول تبیع وان گوساله نریك ساله است كهبدویم سال داخل\nشده باشد . سوم مسن وان گوساله قو نر دو ساله است كهبسیم سال داخل شد میاشد .\nدوم ــ تبیعه وان گوساله ماده یكساله استكه بد ویمساله اخل شده باشد .\nچهارمـــ سله وان گوساله ماده دوساله است که به سوم سال داخل شده باشد باید دانست\nکه در کم از سی گاو زکوة نیست اول نصاب ان سی است که در ان یك تبیع یا یك تبیعه میشود .\nدوم نصاب ان ٤٠ استكه دران یك مسن یایك سلمه میشود سوم نصاب از زیاده از ٤٠ است و\nدران بحساب ان میشود یعنی اگر یك فرد از ٤٠ زیاده شود دران چعلم حصه قیمت مسن یا سلمه میشود .\n( باقی دارد )\nبسم الله الرحمن الرحیم\nاعلإ ن سر کاری\nموقوفه بر ضمائر علما وسادات ومشایخ وخوانین وسائر رعایای\nقطغن وبد خشان مخفی نماند .\nحضور والای ما وهمه برادران اسلامی بهره مید انند که شورش واقداما ت بیكار طائفه غیر د\nدیندار سمت مشرقی وسمت شمالی با امیر امان الله خان صرفا زیرای رضای خدا وخوشنودی\nحضرت رسول الله (ص)بوده چه این شخص خي لى بعلم وعلما استخفاف مینمود ويعوض اینکه\nمیبایست پادشاه وقت بحکم شریعت غرا در تقویت وترقی دین میكوشید بالعکس امیر امان الله خان\nدر تخریب بنیان دین مبین سعی مینمود فقرات خلاف ورزی او منسبت اوامر شریعت غرا پوشیده\nو پنهان نیست وبهمه افراد ملت یکه یکم معلوم است چون در اعلا ن های طبعشده تشریح انــ\nتا یك حدی شد ه تکرار ان ضرور دیده نمیشود چه از اظهار ان زبان می سوزد چون در کلام\nبرحق خود حضر تكر د گار فرموده (انا نحن نزلنا الذکر واناله لحافظون )حکمت بالغه او تقاضا\nنمود که بهت مت وبرکت اهالی سمت شمالی وغیره برادران دین او مار از روزگار اوبر اورد مشود ـــ\nهمانا بمعا ونت خداوندی وتوجه روح پرفتوح حضرت رسولعربی (ص)که صاحب دین است بجزای\nعمل خود گرفتار گردید هرچند بموجب وعده که برادران اسلامی غیور سمت شرقی بما داده بودند\nدرمحاربا ت کابل شا ملشده نتوانستند ولی از باعثی كه امان الله خان نفری زیاد از هر طرف بدست\nآورده میخواست اهالی سمت شمالی را پریشان ومضمحل کند بـهـادران سمت شمالی کفایت بمدافعه"}
{"book": "adl0955", "page": 29, "text": "- ٢٦ -\n\nنکرده برنفس پایتخت حمله های رستماته دلاورانه نمودند چون توفیقات ربانی وتائید ایزدانی\nشامل حال بود همانا امان الله خان تاب مقاومت نیاورده معین السلطنه برادرش را بجای خود\nدر ارگ کابل نشانده فرار گردید معین السلطنه نیز قوت مدافعه ومحاربه را در خود ندیده از در\nصلح پیش امد چون حکومت اسلامیه غالیه نمیخواست که خون مسلمانها بریزد ویا مال شان تلف\nشود با او صلح نموده قرار داد وخود او را با عائله او بهندوستان فرستاد وقلعه ارگ\nغیر محاربه تسلیم شده وافواج داخله ارگ سلام کرده بیعت نمودند و این خادم دین را همه\nسادات وعلما و مشائخ و سرداران وتجار وخوانین وسائر اهل اسلام نفس شهر کابل و ولایات\nبه امارت خود پذیرفتند دست بیعت دادند هرچند این کمترین بندگان خالق بیهمتا خواهش سلطنت\nرا نداشتم واین اقدامم را صرف به لحاظ خدا وخوشنودی حضرت رسول الله (ص) نموده بودم\nبه لحاظی که اینده هم اصلا ویا سلامیان خدمات دست یافتم این بارگران را بامید اجر اخرت\nقبول نمودم همانا که هر روزه جوق جوق برادران اسلامی ولایت کابل برای بیعت بحضورم حاضر\nمیشوند واهالی ولایات دور دست بیعت نامه ها فرستاده اند شما ها را بذریعه این اعلان\nاطلاع وارشاد میشود که این خادم دین در بدو جلوس خود به تخت سلطنت چند فقره مصمم\nکرده ام که بتوفیق خداوند بقرار ذیل اجرا نمایم.\n١- اجراي امور مملکت بحکم شریعت غرا میشود چه حضرت خداوند در کلام برحق خود فرموده\n( فقد ومن لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الفاسقون ) بنابراین درنظامنامه هائیکه در زمان سلطنت\nامیر امان الله خان به طبع رسیده انچه خلا ف حکم شریعت غرا وسیاسیات شرعیه باشد کامل موقوف و\nمنسوخ میشود.\n٢- مدار بر طریقه سنی را که امان الله خان موقوف کرده بود حکم اجرا نمودم.\n٣- مکاتب معارف نسوان کاملا موقوف مکاتب بچه ها که در مکتبهای جدیده جغرافیه وریاضیه\nوغیره میخواندند انهم موقوف. اطفال مسلمانان که در مساجد جاهای سکونت خود ها بقرار\nسابق از نزد ملا های مساجد خود تعلم بیگیرد بعضی بچه هاکه به تعلم فن تلگراف و یاطیاره\nوتفنگ وطوپ سازی شاغول بودند برحال خواهند ماند چه برای مملکت اسلام تلگراف وطیاره و\nالات حربیه ضرور است.\n٤- باقیات سنوات ماضیه الی اخیر سلطنت امیرحبیب الله خان مرحوم انچه بذمه رعیتی از درك\nمالیه اراضی ویا بذمه تجار از درك محصول وبذمه کاردار از درك کارداری میباشد کاملا معاف"}
{"book": "adl0955", "page": 30, "text": "-۲۷-\n\nصرف سه قسم باقی کمک شخص چقه وجه نقد از خزانه برد نرسانده باشد یا کدام شخص\nبصیغه قرارداد وجه برده باشد ونرسانده باشد ویا کسی مال وخانه واملاک سرکاری را خریده\nباشد وقیمت انرا نرسانده باشد گرفته میشود باقیات سلطنت امیرامان الله خان ذمکی رعایای\nزمین دار که از درک مالیه زمین باقی باشد تا اخر سنه هـ ۱۳۴۶ کاملا معاف اگر رعایا از درک\nقیمت زمین یا مال سرکار که خریده باشد ونرسانده باشند باقی ده باشد گرفته میشود باقی\nذمگی کاردارها واسامی که از خزانه تقاوی برده باشند ونرسانده باشند یا برای خرید طلا ونقره\nوغله وغیره اشیا وجه برده باشند ونرسانده باشند گرفته میشود .\n۵ـ وظیفه فقه سادات وعلما ومشایخ وحضرات وتنخواه خوانین که در سلطنت امیرحبیب\nالله خان مرحوم مقرر بود وامیر امان الله خان موقوف کرده بود جمله برحال.\n۶ـ تنخواه ملا امام ها وموذن ها وچراغی مساجد که در سلطنت امیرامان الله خان در\nجاهائیکه محصول بلدیه بود موقوف شده بود از جانب دولت داد میشد قرار عهد امیرحبیب الله\nخان باشد .\n۷ـ نفری غفور که در سلطنت امیر امان الله خان برای نظام جبری گرفته میشد موقوف نفری برای\nنظام چه بطریق خوش رضا گرفته میشود .\n۸ـ اجرای امر معروف ونهی منکر را که امیر امان الله خان موقوف کرد میبود بقرار سابق اجرا داشته\nباشد .\n۹ـ ماذون های طریقه مبارکه قادریه ونقشبندیه وچشتیه وسهروردیه را امیر امان الله خان منع\nکرده بود که به اهالی تلقین نکنید از حضور والای ما اجازه عام است هر ماذونی که در تلقین افراد\nملت از جانب پیر خود اذن داشته باشد بقرار سابق در تلقین خود ازاد میباشد .\n۱۰ـ اضافه هائیکه بر اصل مالیه در سلطنت امیر امان الله خان شد مثل اعانه مکاتب معارف وتنخواه ـ\nوکیل ها وسرک پولی وریزش باقیات های سنوات ماضیه جمله معاف\n۱۱ـ منصبدارهای نظامی که در سلطنت امیرامان الله خان موقوف شده بودند حال لیاقت وـ\nخدمت شان را دیده بيك رتبه منصب بلند شامل خدمت میشوند .\n۱۲ـ نائب واقضات وارباب که در سلطنت امیر امان الله خان موقوف شده بود برحال است ـ\nکما فی السابق اجراات کار را بدارند .\nشما برادران دین را از فقرات فوق محضا مرا حکم اجرای ان فرموده شده بذریعه این اعلان اطلاع\nدادیم بیعت نامه های شما را بذریعه خوانین وعلما ومشایخ وکلا میشوند علمای شما انتظار دارم"}
{"book": "adl0955", "page": 31, "text": "- ٢٨ -\n\nبذریعه انها بحضور برسد و به نوازش شاهانه سرافراز ویافته مرخص شوند.\n\nاز جراید خارجی .\nاز کلمات طیبات\n\nحضرت رسول صل الله علیه واله وسلم میفرماید :\n١- فاضلترین مرد ان است که بداند در هرکجا باشد خدای تعالی با او خواهد بود .\n٢- مردانگی و شجاعت ان است که ادمی در حالت غضب بتواند از خود نگاهداری کند.\n٣- هم نشین نیک عطر فروش است اگر از عطر خود بشما ندهد از بوی ان بهره‌مند میگردید و همنشین بد چون کوره اهنگر است اگرچه شراره اتش بشما نرسد اما دود وبخار او بشما میرسد .\n٤- جاهل سخی محبوب تر است نزد خدا از عالم بخیل .\n\n....\n\nحضرت علی کرم الله وجهه میفرماید :\n١ اعتماد نمودن بهر کس پیش از ازمودن او از عجز نفس است .\n٢- بجز از خدا به هیچ کس امید مبندید .\n٣- بجز از گناه ومعصیت خویش مترسید .\n٤- اگر از شما چیزی سوال شد که نمیدانید از اینکه بگوئید (نمیدانم) شرم مدارید چه کسی که از کلمه نمیدانم شرم دارد مثل کسیست که از برهنه ساختن زانوی خود شرم دارد ولی پس ازان عورت خود را مکشوف می سازد .\n٥- هرگز چیزی را نمیدانید از اموختن ان ننگ مدارید .\n٦- برشما است که به نوائب ومطائب صبر وسکون پیشه کنید چراکه صبر از ارکان ایمان است همان طورکه سر عضو مهم ورئیسه بدن است بدنی که سر ندارد بی‌فایده است . همچنین در ایمانی که با صبر مقرون نیست فایده مشهود نمیباشد ادم شکیبا وصبور شاهد پیروزی وظفر را از دست نمیدهد هرچند روزگار شکیبائیش بدراز کشد .\n٧- فوت حاجت بسی اسانتر است که از غیر اهلش طلبیدن .\n٨- از هرکه خواهی استغنا کن تا مثل ونظیر او باشی و بهرکه میخواهی احسان کن تا بزرگ و امیر او باشی و از هرکه خواهی طمع کن تا بنده واسیر او باشی .\n\nحضرت امام حسن رضی الله تعالی عنه میفرماید :\nمروت مرد وقتی بسرحد کمال میرسد که قطعا امید از مردمان بکند و در ناخوشی تعدی ان ها تحمل نماید و هرچه برخود روا میدارد برانها نیز روا دارد .\nهرکه بخدا ایمان ارد خوارنشود وهرکه بخدا توسل جوید مغلوب نگردد وهرکه خدا را- اطاعت کند معدوم نشود و هرکه عصیان ذات واجبش نماید سالم نماند."}
{"book": "adl0955", "page": 32, "text": "-٢١-\n\nفتوحات اسلام\n( تمهید )\nقاعده طبیعی است که مبتلایان بحر حوادث را در هر زمان ذکر وقایع ایام پیشتر خصوصا که پیشروان\nمذهب مقدس اسلام باشند اسلامیان را مدد بزرگی میدهد ازان روما لازم می بینیم که فتوحات\nاسلام را از زمان حضرت سرور کائنات خلاصه موجودات حضرت محمد رسول الله (ص) وچهار یار\nکبار وبعد در جریده خود بقارئین محترم از کتاب مولفه حضرت واقدی رحمت الله عليه نقل و تقدیم کنیم.\n\nذكر فتح مدینه بيت المقدس\n\nواقدی رحمت الله علیه نقل کرده که امر مسلمانان چنین شد که مدت یازده ماه در دمشق اقامت گیرند\n( زیرا بعد فتح غزوه یرموک چندی راحت کردند ) بعد ازان امیر ابا عبيده رضی الله عنه امیرهای\nمسلمانان را جمع اورده و از برای شان گفت که .. ای مسلمانان بامری که مصلحت میدانید مرا اشاره\nکنید که در کجا روی آوریم رای مسلمانان بدین امر متفق شد که یا بطرف قیساریه روی اورند یا بطرف\nبيت المقدس امیر پرسید که در باب این دو شهر شما چه مصلحت دیدید . مسلمانان عرض نمودند که\nای امیر تو مرد مبارک طلعتی و امین الامت میباشی بهر طرف که روی اوری ما یان در عقب تو می آئیم .\nمعاذ بن جبل رضی الله تعالى عنه فرمود که :\nاي امير. بخدمت امیرالمومنین عمر رضی الله عنه نوشته فرست بعد ازان بهر طرف که شما را امر\nامد از طرف خدای تعالی طالب یاری کن و روی اور امیر ابا عبيده رضی الله تعالی عنه فرمود یا معاذ رای\nنیکو را تو رسیدی بعد ازان بخدمت امیرالمومنین عمر نوشته کردند که یا امیرالمومنین مایان\nامر شما را انتظار داریم که بطرف قیساریه روی آوریم یا بطرف بیت المقدس .\nکتاب را بدست عرفجه بن ناصح نخعی رضی الله تعالى عنه دادند و او را امر نمودند که زود\nبطرف مدینه منوره روانه شود عرفجه رضی الله عنه روی براه اورد و رفت تا اینکه در مدینه منور مرسید\nو کتاب امیر ابا عبیده را بدست امیر المومنین عمر رضی الله تعالی عنه داد . چون امیر المومنین\nکتاب ( مراسله ) ابا عبیده رضی الله عنه را گرفت مسلمانان جمع بودند امیر المومنین عمر رضی الله تعالی\nعنه کتاب را بر مسلمانان بخواند و بعد به همرای شان مشورت کرد . علی ابن ابی طالب رضی الله تعالی\nعنه عرض نمود که یا امیرالمومنین صاحب خود ابا عبیده را امر نمای که بطرف بيت المقدس روی آورد\nگرداگرد ان شهر را بگیرد و به همرای اهل او مقاتله کند که نیکوترین و بهترین رای ها این است .\nچون بیت المقدس فتح شد بعده روی بطرف قیساریه اورد که انشاء الله تعالى بعد از فتح بیت المقدس\nقیساریه هم فتح میشود . که رسول الله صلى الله عليه وسلم درین باب مرا چنین خبردادند. امیر المومنین\nعمر رضی الله تعالی عنه فرمود که صدقت یا ابوالحسن بعد ازین امیر المومنین عمر رضی الله عنه بطرف\nامیر ابا عبید رضی الله عنه نامه نوشت که این است مضمون ان :"}
{"book": "adl0955", "page": 33, "text": "بسم الله الرحمن الرحیم\n\nاز طرف عبدالله عمر بن خطاب بطرف عامل او در شام ابا عبیده مخفی نماند اینکه کتاب (خط) تو بمن رسید و اینکه از طرف من طالب مشورت کرده بودی که بکدام ناحیه روی اورم ـ من بمرایایم رسول الله صلی الله علیه وسلم مشورت نمودم ان ها فرمود که مصلحت اینست که تو روی بطرف بیت المقدس اوری که خدای تعالی (ج) ان شهر را بدست تو فتح میگرداند. والسلام عليك .\n\nبعد ازان کتابرا بپرید بوی دستور فجه رضی الله تعالی عنه دادند و اورا فرمودند که به تعجیل روی بطرف شام بر عرفجه رضی الله تعالی عنه بطرف شام عازم شد و رفت تا اینکه امیر ابا عبیده ـ رضی الله تعالی عنه را در ارض جابیه یافت و کتاب امیرالمومنین را بدست او تسلیم کرد و او بر مسلمانان خواند ـ چون مسلمانان سمی نمودند همگی شان از رفتن بطرف بیت المقدس بیوقفه خوشوقت گردیدند . در ین وقت امیر ابا عبیدہ خالد بن ولید را خواست ولوای برای او ترتیب داد و پنج هزار سوار از جمله لشکر جنبش کننده به همرای او خم گردانید و او را امر کرد اینکه بطرف بیت المقدس روانه شود بعد ازان یزید بن ابا سفیان رضی الله عنه را به نزد خود طلبید ولوائی برای او مرتب نمود و پنج هزار سوار را به همرای او خم نمود و او را امر کردند که بطرف بیت المقدس روانه شود و بخالد بن ولید رضی الله عنه وملحق گردد و امیر از برای او گفت که یا ابن ابا سفیان من ترا بسیار دانا و مشفق میدانم چون در ـ بلده ایلیا برسیدید اواز های خود ها را به تحلیل و تکبیر بالا کنید و از خدای تعالی سائل باشید اینکه بابروی پیغمبر خود محمد (ص) و بابروی انبیا و صالحین که دران شهر اسوده اند فتح ان شهر را از برای شما اسان گرداند بعد ازان یزید رضی الله عنه لوا را بگرفت و روی بطرف بیت المقدس اورد.\n(باقی دارد)\n\nغارتگری عشایر در بلاد عرب\n\nاخباری که از جد مرسید حکایت میکنند که غارتگری اعراب شرق اردن در سرحدات حجاز الی و نجد زیاد و در اطراف صنعاء ده واقعه مهم رخ نموده است. در مصادمات مقداری از رجال نجد مقتول و هزارها شتر و گوسفند و اشیاء دیگر بغارت رفته است قطعا این غزوات خاتمه پذیر نیست مخصوصا با اینکه انرا بمقامات رسمی منسوب میدارند.\nشبهه نیست از قدیم الایام نایر اینوقایع درین قسمت جزیرت العرب حاصل میشده و از طرفین بنهیب و غارت میپرداخته اند. در اینصورت خیلی دشوار است که بتوان تشخیص داد این اعمال ناشی از عادات قدیمه یا بواسطه تحریکات رؤسا و مربوط بنظریات سیاسی است.\nدر حقیقت اینگونه حملات اشکال مختلف پیدا میکند چه گاهی بین رؤسا از قدیم اختلافات بوده و خونھائی بینشان ریخته دشمنی ان ها فامیلی و نژادی است اقدام ... (باقی دارد)\nمطبع حبیب الاسلام"}
{"book": "adl0955", "page": 34, "text": "_ ۳۱ _\n\n(جریدهء هفته گی حبیب الاسلام _ سال اول _ شماره ۳)\nصفحه اول نمره مسلسل ۳\n\nواعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا\n\nحبیب الاسلام\n\nاداره خانه _ ده افغانان کابل _ افغانستان _ نمره تلفون\nهمه امور تحریریه وحسابیة بنام اداره فرستاده شود .\nاداره در انتشار واصلاح مقالا وارده مختار است .\nدر هر هفته یکمرتبه صبح پنجشنبه نشر میشود .\nاوراقیکه درج نشود اعاده نمیشود .\n\nقیمت سالانه قیمت ششماهه\nدر داخل ۵ _ افغانی ۳ افغانی\nدر خارج ۱۵ شلنگ ۸ _ شلنگ\nیک شماره ۱۰ پول\n\nتاریخ قمری ۱ شوال المکرم ۱۳۴۷ ( پنجشنبه ) تاریخ شمسی اول حمل ۱۳۰۸ هجری .\n\nتشریف اوری امیر صاحب\n( در مسجد عیدگاه )\n\nروز عید فطرکه یکی از اعیاد متبرکه مسلمین است تمام اهالی شهر و نواحی ان بر حسب امر برای اداي صلوات عید\nدر مسجد عیدگاه حاضر و انتظار موکب امیر صاحب را میکشیدند در ساعت ۱۰ حضور امیرصاحب با ترتیبات\nسلطنتی تشریف اورده تمام حاضرین به استقبال قیام نموده نماز را ادا فرمودند . بعد از ادای نماز در _\nمنبریکه برای خطابه حضور ترتیب شده بود حضور والا برامده نطق ذیل را ایراد فرمودند :\nبرادران اسلامی من . اولا این عید سعید فطر راکه خاصهء ما وشما مسلمین است بهمه شماتبریک\nمیگویم ثانیا البته بشما تابحالندازه مبرهن شده باشد که شخص من برای تصرف مقام سلطنتی ابدا چشمی\nنداشته مجاهداتم فقط وفقط برای اعلای کلمت الله وتنویر دین مبین سیدالمرسلین (ص) بوده بعد ازان\nهمه جحد وکوشش که بشما معلوم است اینکه من در راه دین محمدی (ص) فاتح شدم علما و عظام ( که چند"}
{"book": "adl0955", "page": 35, "text": "مرتبه تکرار کرده ام) يمين استعمال مقام سلطنت را تکلیف نمودند ازینکه خودم در هر زمان مطیع اوامر دین\nو نماينده گان ديني ام ناچار اینبار بزرگ را به تکلیف ایشان قبول کرده امیدوارم ازین عزم واراده ام\nکه سراسر در راه دین مبین اسلام است شما ملتخوش نود باشید ومرا نه به منزله يك نفر شاهی که به تمام\nقواعد ديني مخالفت بنماید بدانید بلکه يك نفر برادر وخدمتگار دین اسلام بشناسید . درينجا نطق\nحضور ختم شده بعد يكنفر از اهالي بلده کابل برخاست از طرف رعایا خطابه ذیل را قرائت نمود :\n\nای سلطنتت باعث ابادي ايمان -- ذكر تو بود زمزمه شادي اسلام\n\nپادشاه ظل الله وحامي شريعت رسول الله .\nهمان روز روز بهترین ایام واز هزاران عید بر عالم اسلام افضل معین گشت که بدعوي ابادي اسلام وترقي\nشریعت پیغمبر اخرالزمان بجمعیت اهالي معظم سعد متعالي بحضور صاحب دین براي دست اوري اجراي\nاحکام دين بيعت قتل و عهد فداكاري نموديد .\n\nهمان روز مسعود را که دل مبارک شما بحال پريشاني اسلام بسوزش امده جان شيرين شما وقف راه رضاي\nخداي تعالي وشريعت رسول الله (ص) گشته بر شما وتمام عالم اسلام تبريك میگویم .\n\nامیر مجاهد في سبيل الله ! امروز که روز عید رمضان و در پي ماه مبارک صيام امده این ماه مبارک که\nشما این یکماه ر بصدها ختم قرآن وروز هايش بصيام واجراي احکام اسلام بانجام رسیده بر وجود مقدس شما ـ\nهزارها رحمت مي فرستد وبحضور خداوند از نزد شما اظهار خوشنود ي مینماید .\nامير القته الاسلام. امروز ما شما را نمی توانیم تنها با مارت افغانستان معالم معرفی نمائیم بل وجود شما را\nاز زمره صاحبان ديانت بخلافت اسلامي از دل وجان قبول میکنند .\n\nامیر صاحب . شما سزاوار هزاران تبریک گشته اید که اگر هر کدام را يكجا عرض كنم باعث تکلیف شما میشود\nلهذا بطور مختصر عرض میکنم که امروزهزارها اعمال خلاف شرع متروك وبوجود شما هزاران حکم شریعت\nجاري وبـاجراي هر حکم شایان رحمت ولایق صد تبریک میشوید .\n\nخلیفه اسلام .امروز شما را به تشریح توصیف زیاد تصدیع نداده مختصر عرض میکنم که کامیابی شما و مقاومت\nشما ترقي اسلام بنام شما شجاعت شما دلاوري عسکر غیور شما از سر و مال وجان گذشتن و دامن شریعت\nمحکم گرفتن شما عزم مجاهدین بهمت مجاهدین با شجاعت مجاهدین باعظمت مجاهدین باحمیت مجاهدین\nبا اسلامیت مجاهدین با دیانت مجاهدین بهاز راه رضاي خدا مجاهدین رضاي جوي محمد رسول الله (ص)\nرا بحضور شما درین روز عید سعید مبارک باد گفته از خداي بي نياز التجا میکنم تا بزیر سایه حمایه اسلام\nکارانه شما ترقي دين و ديانت واسوده حالي رعيت عبدالمرا نتایج ها شتاب گردیده شما را از جمله پادشاهان"}
{"book": "adl0955", "page": 36, "text": "_۳۴_\n\nصالح امانم محشور نماید . ( وعدالله الذین امنوا منکم وعملوا الصالحات یستخلفنهم فی الارض کما استخلف\nالذین من قبلهم ولیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم ولیبدلنهم من بعد خوفهم امنا یعبدوننی لا یشرکون\nبی شیئا ومن کفر بعد ذالک فاولئک هم الفاسقون ۰ ) الله اکبر یا محمد (ص) یا چار یار .\nمسائل دینـــــــــی\n(۳)\nو برهمن تمام تا انکه به شصت برسد چهارم نصاب ان شصت است و دران دو تبیع یا دو تبیعه میشود\nوبعد ازان در هرسی يك تبیع يايک تبیعه میشود و در هر ۴۰ یك مسن يا يك مسنه میشود پس فرض زکوات بر\nزیاد عشر ده تغییر می یابد از تبیعه به مسنه واز مسنه به تبیعه پس در هفتاد يك تبیع یا تبیعه با يك مسن\nیا مسنه میشود و در هشتاد دو مسن یا دو مسنه میشود و در نود سه تبیع یا سه تبیعه میشود و در یکصد ـ\nدو تبیع و يك مسنه میشود و برهمن تمام حساب بر هرسی و هر چهل میگردد و گاو و گاومیش درین حکم فرق ندارد\nنه در نصاب نه در زکوات ( زکوات گوسفند و بز ) در کم از چهل بز و گوسفند زکوا نیست اول نصاب ان چهل است\nودران يك گوسفند میشود اگر نصاب گوسفندان باشد یا اکثر ان گوسفندان پس درین دو صورت روانيست\nواگر نیمه ء ان بزونیمه ء گوسفند باشد درین صورتها ادنی گوسفند داده میشود یا اعلی بز و یا يك بز داده\nمیشود اگر نصاب بز باشد یا اکثر ان بز فخط باشد و گوسفند در جای بز روانيست مگر ان که بز بجای گوسفند\nباشد مگر از روی قیمت .\nدوم نصاب ان یکصد و بیست و يك است و دران دو گوسفند یا دو بز لازم است بطریق مذکور (سوم) نصاب ان\n۲۰۱ است و دران سه گوسفند یا بز لازم میشود ٤ نصاب ان چهارصد است دران چار بز یا چار گوسفند\nلازم میشود . و بعد ازان در هرصد که زیاده شود يك گوسفند یا بز میشود و در ادای زکوات نروماده ان درست\nاست بباید دانست که زکوات در مواشی که لازم نمیشود :\n۱ـ استر اسب و خر که برای ثمار نباشد واگر برای تجارت باشند قیمه میشوند اگر قیمت انها به نصاب طلا یا\nنقره میرسید زکوات انها را بدهد (دوم) چهار پایانیکه در ان زکوا ت لازم نیست ان است که برای عمل باشند یا\nمالك انها را در نصف سال در خانه از خود کاه دهد (سوم) بره ها بزغاله ها گوساله ها واشتر بچه ها که\nتنها باشند وکلان از جنس انها با انها نباشد واگر کلان از جنس انها با انها باشد به تبع کلان زکوات انها\nلازم میشود (٤) در عفو وان عیارتازان مال است که مابین دو نصاب باشد که مذکور شد هر نوع که باشد .\n(٥) درمالی که هلاك شده باشد بعد از واجب شدن زکوات ان يعنی بعد از گذشتن سال بران اگر کل نصاب\nهلاك شده باشد کل زکوا ت ساقط میشود واگر بعضی هلاك شده باشد بقدر حصه ء ان ساقط میشود واگر خود"}
{"book": "adl0955", "page": 37, "text": "- ٣٤ -\n\nمالك ان را هلك کرده باشد زكوات ان لازم میشود ونیز باید دانست که دادن قيمت مالی که در زكوات واجب\nشده باشد رواست چنانچه روانست دادن قیمت در عشر وصدقه فطر ونذر وكفارت غير از اعتاق وهمچنان\nرواست دادن جامة وغله در عوض زکوات زر و نقره بطريقي قيمت وباید دانست که واجب درمال زكوا عمال ميانه\nاست نه اعلی وادنی واگر میانه ازان درمال ومالك موجود نبود اعلی را بگیرد وزياده ازقیمت اوسطرا بمالك\nبدهد يا ادنی ازان را بگیرد از مالك بازياده قیمت ان مال واجب ومالي که ازجنس نصاب درميانه سال -\nزیاد، شده باشد با ان ضم میشود وزکوات ان زائد شده داده میشود اگرچه بران زائد شده سال -\nنگذشته باشد .\nزكوا عطلاء ونقره درکم ان بيست مقال مثقال طلا وکم ازدوصد درم شرعی نقره زكوات نیست و معتبر در طلا و\nنقره درواجب شدن زكوا عیار ای ان وزن است ونصا ب طلاء بيست مثقال است ونصا ب نقره دوصد درم شرعی است\nو درم شرعی ان است که هرده درم ان هفت مثقال میشود و هر مثقال ان بيست قيراط است که بحساب این دیاردیانت\nمدار هر مثقال بوزن سي وچهار نخود میشود چنانچه در مقدار اب وضو گذشت وهر قيراط بوزن ۵ جو ميانه\nاست وزن مثقال ۲۰ قیراط است وزن قیراط پنج شعير است پس باید دانست که درصد درم شرعي هفتاد روپيه كابلي\nمروج این زمان میشود پس در ۲۰ مثقال طلا نصف مثقال لازم میشود و در دوصد درم شرعی که ۷۰ روپيه كابلي\nاست پنج درم شرعی که يك روپيه و ٦ شاهي است لازم میشود و درزیاده از ۲۰ مثقال طلا و ۲۰۰ درم شرعي -\nزکات نیست تا که ان زیاده به پنجم حصه * نصاب برسد وچون به پنجم حصه * نصاب رسید که ٤ مثقال است در\nنصاب طلا و ٤٠ درم شرعی است درنصاب نقره زکاتر لازم میشود بحساب ازبهر درهر ٤٠ درم شرعی که زیاده\nشود يك درم ودرهر چهار مثقال طلا زیاد، شود دو قیراط لازم است وفرق نیست درواجب بودن زكوات مابین کته\nسکه زده شده وغيرسکه زده شده خواه ظرف با شد ياچیز دیگر باشد وهم چنین درزیور زنان زكوا ، واجب\nمیشود واگر طلا ونقره غش داشته ديده شود واگرطلا ونقره برغش غالب بود حکم طلا ونقره را دارد واگر غش ان\nزیاده بود حکم دیگر مال های منقوله را دارد اگرقیمت ان به نصاب طلا يانقره میرسد زكوا ع ان لازم میشود .\nوشرط واجب شدن زكوات كامل بودن نصاب است دراول سال واخر ان ونقصان نصاب درميان سال ضرربواجب\nشدن زكوات نمی رساند . تا اینجا مسائل روزه و محمد زكوا ءبود که بحضور قارئين تقدیم شد چون مندرجات سراج\nالارکان اساسا به رکن مبانی هشم است لذا رکن اول کتاب را که در باب عقائد است اقتباس کرده انتشار میگذاریم :\nرکن اول دربیان عقاید ضروریه اهل سنت وجماعت و متعلقات ان و ان مشتمل است بر دو باب :\nباب اول . در بیان عقاید ضروریه * اهل سنت وجماعت :\nبدان (ارشدك الله تعالي) که همه اعمال صالحه * بنده گان بدون ایمان قبول درگاه حق جل جلاله نمیشود"}
{"book": "adl0955", "page": 38, "text": "٣٥\n\nو بر هر بنده فرض است که ایمان خود را درست کند .\nو ان چنان میشود که اول بزبان اقرار کند و بدل باور کند بمعني اينکه ( امنت بالله وملئکته وکتبه\nو رسوله واليوم الاخر والقدر خيره وشره من الله تعالي والبعث بعد الموت) يعني ايمان اوردم بـــه\nخداوند تعالي بفرشتگان اوتعالي بکتابهاي اوتعالي وبه پیغمبران اوتعالي و ايمان اوردم بروز باز پسین که\nروز قيامت است و ايمان اوردم باندازهء خیر و شر که از جانب خداوند تعالي است و ايمان اوردم بزنده شدن\nبعد از مرگ که حق و راست است ونیز بداند که همه موجودا ترابغیر از ذا ت وصفتهاي خداي عز وجل عالم میگویند\nوعالم نوپیدا است وپیدا کننده وافرینندهء ان خداوند تعالي است که واجب الوجود ویگانه است ودرذا توصفات\nخود شريك ومثل ومانند ندارد ( دوم ) خداوند تعالي ستوده است بهمه صفات کمال که زنده ودانا و بینا و\nشنوا و گویا وتواناست و در هر وقت هر چه خواهد کند و پايندهء ازلي وابد ي است وافریننده وپیدا کنندهء هـمـه\nعالم است بخواهش خود ( سوم ) همه صفتهاي اوتعالي قديم وقایم بذات اوتعالي اند نه عين ذات اندکه\nدر معني ومفهوم با ذات اوتعالي يکي باشند ونه غير ازذات اندکه ازذا تاوتعالي جدا باشند که وجود ذاتـهـاشـد\nوصفات بان عارض شود وصفات اوتعالي مانندصفات ممکنات نیستند چنانچه بینائي وقـ اوتعالي به واسطهء\nچشم وشنوائي اوتعالي بي واسطهء گوش و گويائي اوتعالي بي واسطه حرف وصو ت( يعـني اواز) وزبان اســت .\nچهارم کلام صفت ازلي خداوند تعالي استکه خالي از حرف وصوت وكيفيت است وانرا کلام نفسي گويند که قديم\nوقایم بذات اوتعالي است مخلوق نيست و ازان صفت قديم کلام نفسي اوتعالي است با الفاظ قران شريف وغیره -\nکتبها منزله مانند :\nتورات انجیل زبور وغیره که مرکب از حرف وصوت اند تعبیر کرده میشود که این الفاظ قران شريف وغيره\nکتب منزله بران کلام نفسي قديم دلالت ميکند هرگاه تفصیل بخواهند رجوع بكتب علم کلام نمایند ( پنجم) خدا وند\nتعالي منزه وپاك است از همه صفتهاي نقص وزوال که نادان وکور وکر وگنگ وناتوان وقابل فنا وزوال و نو پیدا\nنیست و جسم نیست يعني چيزي نیست که درازي وپهنائي وعمق و زني د ارد وجوهر نیست يعني چيزي نیست که\nخود بخود جاگير در مکان باشد که جسم ازان مرکب شود وعرض نیست يعني چيزي نیستکه در وجود و پیدایش\nخود تابع غیر باشد و به نفس خود بي قيام بغـیر وجود نداشته باشد مانند سفیدي وسرخي وسياهي و درازي وکوتاهي\nوکج و راستي و اوتعالي را شکل وصورت وحد ونهايت وعدد وکثرت نیست و هیچ چیز مانند اوتعالي نيست و ــ\nاوتعالي از زن و فرزند وپدر ومادر ومکان وزمان وجهت وکيفيت پاك است و هیچ چیز از علم اوتعالي بيرون نیست\nومبرا است ازينکه درعقل وخيال ووهم وقياس ايد ."}
{"book": "adl0955", "page": 39, "text": "-٣٦-\n( بیت )\nای برتر از خیال وقیاس وگمان وهم وزهر چه گفته اند شنید یم وخوانده ایم\n٦- خداوند متعال اندازکننده وافریننده خیر وشر وهمه افعال بندگان است از کفر و ایمان وطاعت وعصیان لیکن عمل خیر وشر باختیار بنده میباشد که بنده فاعل مختار است بعمل خیر مستحق ثواب وبفعل شر مستحق عذاب میشود . وهمه افعال بندگان باراده وحکم وقضا وقدر اوتعالی است لیکن بمهدی امر ورضاء اوتعالی نیست چنانچه می اید :\nهفتم . بندگان را افعال اختیاری است که اگر بفرمان اوتعالی عمل کردند ثواب می یابند واگر از فرمان اوتعالی مخالفت کردند مستحق عذاب میشوند پس اگر خداوند تعالی خواست ایشان را بسزا می رساند واگر رضای اوتعالی شد بفضل وکرم خود ایشان را می امرزد .\nهشتم . افعال نيك وشایسته بندگان چنانچه بقضا وقدر اوتعالی است نیز برضاء ومحبت وامر اوتعالی است وافعال بد وناشایسته ایشان برضا ومحبت وامر اوتعالی نیست.\nنهم. همه عالم قابل فنا است بهر وقتیکه اوتعالی بخواهد انرا نیست میکند .\nدهم. فرشتگان خداوند تعالی موجود اند وبندگان اوتعالی اند وازگناه صغیره وکبیره وازمردی وزنی پاك اند ودرهیچ کارونهی وقتی از فرمان خداوند تعالی مخالفت نمیکنند .\nیازدهم. کتابهای خداوند تعالی حق اند که بواسطه جبرئیل امین علیه السلام انها را برای مصلحت های بندگان فرستاده ودرانها امر ونهی ووعده ووعید خود را بیان کرده وخواندن ونوشتن دیگر کتابها مانند تورات وانجیل وزبور وغیره بقران شریف منسوخ گردید وحکمهای انها نیز منسوخ گردید مطلقا مگر ان حکمیکه مطابق شریعت ما باشد .\nدوازدهم. خداوند تعالی بمحض فضل ومرحمت خود در هر عصر وزمانه از نوع بنی ادم پیغمبرانی فرستاد که احکام خداوندی را بمرد برسانند مومنانرا بجنت بشارت داده اند وکافران را بدوزخ بیم داده اند و انچیزی را که درامر دین ودنیا مردمها محتاج میشوند همرا برای ایشان بیان نموده اند. وخداوند تعالی ایشانرا تائید داده ومحکم گردانیده بمعجزها ومعجزه چیزیست که برخلاف عادت از مدعی نبوت بعد از طلب منکران ظاهر شود بظاهر شدن ان منکران عاجزشوند از ظاهر کردن مثل ان چیز واول پیغمبران حضرت ادم صفی الله واخرشان محمد علیه صلوا تو سلام است وهمه ایشان برحق اند ودر بعضی حدیث ها شمار پیغمبران ذکر شده است لیکن بهتر انست که در ایمان اوردن بایشان شمار ایشانرا معلوم نکند زیراکه اگر شمار انرا معلوم کند احتمال دارد که کسی پیغمبر نباشد"}
{"book": "adl0955", "page": 40, "text": "-۳۷-\n\nدر جطحیپیغمبران داخل شود یا شخصیکه پیغمبر باشد از پیغمبران خارج گردد پر بند دایمن نمیشود\nازینکه ایمان بخیر پیغمبر اورد مباشد یا کسی پیغمبر باشد ایمان اونیاورد مبیاشد و در تقدیر ـ\nایمان او درست نمیشود و همه پیغمبران احکام شرعیه و عقیده های حق و خبرهای گذشته و اینده را\nاز جانب او تعالی بمردم رسانیده اند و همه ایشان صادق و نصیحت کننده و خیر خواه مخلوق بودند\n( سیزدهم ) همه پیغمبران علیهم الصلوات و السلام از دروغ معصوم اند و نیز از کفر و گناه کبیره\nمعصوم اند پیش از وحی امدن بر ایشان و بعد ازان . ( باقی دارد )\n\nفتوحات اسلام\nفتح بیت المقدس\n(۲)\n\nبعد ازان امیرمسلمانان شرجیل بن حسنه کاتب وحی رسول الله صلی الله علیه وسلم را طلب کرد و\nلوای را از برای او مرتب گردانید و پنج هزار سوار از جمله اهل یمن به همراه او ضم نمود او قد را فرمود\nکه بهمراه تابعان خود روی براه اورد تا اینکه در بیت المقدس فرود اید وا ن را باو امیر فرمود که\nیا شرجیل تو بان لشکرهائیکه قبل از تو رفته اند مخلوط نشوی . بعد ازان مرقال بن هاشم بن\nغلبه بن ابی وقاس رضی الله عنه را خواندند و پنج هزار سوار را از تمام طوایف مسلمانان بهمراه او\nضم نمودند و در عقب شرجیل رضی الله عنه او را روانه کردند و او را فرمودند که بگرد ان حصار ـ\nفرود آئی و از اصحاب خود جدا باشی . بعد ازان لوای پنجمین را مرتب گردانیدند و بدست صهیب ـ\nابن نجبه فزاری رضی الله تعالی عنه تسلیم کردند و پنج هزار سوار را از بنو نخعی و از قبیله های دیگر\nبه همراه او ضم نمودند و او را امر کردند اینکه باصحاب خود ملحق شود بعد ازان لوای ششمین را ـ\nمرتب گردانیدند و بدست قیس ابن هبیره مرادی رضی الله عنه تسلیم کردند و پنج هزار سوار را\nبه همرای او ضم نمودند و از عقب شان فرستادند باز لوای هفتمین را مرتب نمودند و بدست عروه\nبن مهلهل بن زید هند الخیل رضی الله عنه دادند و پنج هزار سوار را بهمراه او ضم نمودند\nو از عقب انها روی براه اورده از جمله کسانی را که امیراباعبیده رضی الله تعالی عنه بطرف بیت\nالمقدس فرستاد سی و پنج هزار شدند رضوان الله تعالی عنهم اجمعین و این هفت امیر در هفت\nروز روی براه اوردند و در روز یکی ازین امیرها و این سر رشته از سببی بود . تا اینکه دشمنان خدای\nتعالی از طرف مسلمانان خوف کنند و در روز یک امیر بهمراه اصحاب خود بگرد حصار شان فرود می امد\nو لوای اول که در اطراف ان حصار فرود امد لوای خالد بن ولید رضی الله عنه بود که چون بهمراه ـ\nاصحاب خود در اطراف حصار شان فرود امدند همگی تکبیر گفتند و چون اهل بیت المقدس اواز"}
{"book": "adl0955", "page": 41, "text": "- ۳۸ -\n\nتکبیر گفتن مسلمانان را شنیدند همه گی بلرزه امدند چنانکه دلهای شان به جنبش شدید و بالای شهر خود بالا رفتند چون قلت مسلمانان را بدیدند انها را بسیار حقیر شمردند و گمان بردند که تمام لشکر مسلمانان همین هاست و خالد بهمرای اصحاب خود رضی الله عنهم نزديك باريحا فرود آمدند چون روز دویم شد یزید بن اباسفیان واصحا با و رضی الله تعالی عنهم رسیدند و در روز قدسیم شرحبیل بن حسنه و تابعان او در روز چهارم مرقال و روز پنجم سیب ابن نجیبه و در ششم قیس بن هبیره و در هفتم عروه بن مهلهل بن زید الخلیل که او در نزديك طريق رحطه فرود امد عبد الله بن عا ور بن ريعبه غطفانی رضی الله عنه نقل کرد که هیچکس از مسلمانان در اطراف بلد م بیت المقدس فرود نیامد مگر این که انجا قدرت داشت بلند تهلیل و تکبیر میگفت و درود میفرستاد و بنصرت و ظفر یافتن در بالای دشمنان دعا میکرد و بعضی گفت اند که خالد بن ولید بهمرای امیر ابا عبیده رضی الله عنهما در د مشق مقیم بود چون مسلمانان بطرف بیت المقدس رفتند این دو امیر از عقب مسلمانان روی براه اوردند و باقی ماندگان شان را مثل زریه ها و اموال و مواشی و غنایم و آنچه خدا یتعالی از برای مسلمانان عطاء کرده بود بهمرایاین دو امیر بود واینها ازجای خود - دور نشدند مگر از عقب همگی مسلمانان\nراوی گفت که مسلمانان مد تسه روز در اطراف بیت المقدس اقامت کردند چنانکه درین مدت نه کسی بهمرای شان محاربه کرد و نه بمبارزشان بیرون شد و نفر سولی بطرف شان فرستاد و نه از تمام - اهل روم کسی بهمرایشان سخن گفت مگر این که سورهای شهر خود ها را بهمرای کمانها و مهتابی ها و شمشیرها و زره ها و جوشنها و لباسهای فاخره محکم گرفتند سیب ابن نجیه فزاری رضی الله عنه نقل کرد که در هیچ بلدی از بلاد و شام فرود نیامدیم که دید م باشیم این که اهل ان شهر از اهل - بیت المقدس زينت اسباب حرب بیشتر داشته باشد و در بالای هر قرمی که فرود امدیم از خوف ما بجنبش شدند وه وا بسیار بدلهای شان داخل شد و هیبت ما همگی شانرا فروگرفت مگر اهل بیت المقدس که مد ت سه روز در برابر شان افتاده بود یم و کسی از انها به همسرای ما نه سخنی گفت و نه نطق کرد مگر اینکه پاسبانی خود را محکم گرفتند و اسبابهای کاملی را جمع اوردند چون روز چهارم شد مردی از اهل بادیه بخد مت شرحبيل بن حسنه رضی الله عنهم نمود که ای امیر ایا این گروه کرانند که نمی شنوند و یا گنگ اند که نطق ندارند و یا کورانند که ما را نمی بینند حالا عزم نمائید که باتفاق بطرف شان جنبش کنیم چون روز چهارم شد و مسلمانان نماز صبح را ادا کردند بعد اول کسی که از جمله امیرهای مسلمانان بطرف شان روی اورد که جواب وسوال کند یزید بن اباسفیان رضی الله عنه بود که"}
{"book": "adl0955", "page": 42, "text": "-٣٩-\n\nسلاح های خود را برهنه کرده ونزديك بسور شهر رفت و ترجمانی را نیز بهمراه خود به برد تا\nاینکه سخن او را ترجمه کند وامیر مسلمانان رفت تا اینکه به نزديك سور شهر ایستاد شد چنانکه\nاهل شهر اواز او را میشنواندندند ودرحین که اهل شهر خاموش بودند امیر ترجمان خود را فرمود\nکه برای اهل شهر بگویکه امیر عرب میگوید که شمایان در باب قبول کردن دین اسلام چه میگوئید والا\nكلمه حزيا حلا مراكه لا اله الا الله محمد رسول الله است قائل شوید واگر این کلمه را -\nبگوئید پروردگار ما گناهان ایام گذشته شما را میامرزد و ریختن خونهای شما بسته میشود\nواگر از گفتن این کلمه سر باز زنید و قبول نکنید پس از عرض شهر خود بهمراه ما صلح کنید چنانکه\nکسانی که از شما در اسباب والات بزرگتر بودند وبیشتر شدت داشتند انها هم صلح کردند واگر\nازین دو امر سر باز زنید هلاك گردانیدن شما از برای ما حلال میشود و عاقبت سروکار شما بدوزخ\nمیگردد راوی گفت که ترجمان بطرفشان نزديك شود واز انها پرسید که مخاطب شما کیست تا\nاینکه بهمراه او گفتگو یکنم درین وقت قسیی از جمله قسیس های شان که لباسهای مویین بجان خود\nداشت پیش امد وگفت از جمله اینها مخاطب منم ترجمان گفت که امیر ما شما را بطرف این چنین و\nاین چنین امری میخواند و چنین میگوید واگر قبول نمیکنید بطرف یکی ازین دو خصلت میخواند که\nیا اسلام یا ادای جزیه یا شمشیر است پس راوی گفت که قسیس گفته ترجمان را برای کسانی که در\nپشت سراو بودند بیان کرد بعد انها همگی بکلمه کفر خود هم اواز شدند و چنین گفتند\nکه مایان از سر دین عز وقبول خود بیرون نمیشویم زیرا که قتل ازین امر بما اسانتر است . ترجمان\nجواب شانرا بخدمت یزید بن ابوسفیان رضی الله عنه بیان کرد یزید رضی الله عنه بطرف باقی امیرها\nامد جواب اهل بیت المقدس را بانها نقل کرد و همگی را خبر داد و از برایشان چنین گفت که ای مسلمانان\nانتظار شما از محاربه شان از چه سبب است امیرها رضی الله عنهم فرمودند که ازین سبب است\nکه امیر ابا عبیده رضی الله عنه ما را امر بمحاربه قوم ننموده بلکه ما را امر کرده که در برابر قوم -\nفرود ائیم ولیکن حالا بطرف امین الامته نوشته میفرستیم اگر چنانچه ما را امر بمقاتله کرد مقاتله\nمیکنیم بعد از ان یزید رضی الله عنه بخدمت امیر ابا عبیده رضی الله عنه نوشته کرد و از جواب قوم -\nامیر را اگاه گردانید وسوال نمود که ای امیر درین باب تو ما را چه میفرمائی چون کتاب بخدمت امیر\nابا عبیده رضی الله عنه رسید و مطالعه کرد بعد از ان درجواب امیرها نوشت که بطرف قوم جبهه بکشید\nوخود من هم درعقب این نامه بشما رسیدم چون مسلمانان ازجوابهای امیر ابا عبیده رضی الله عنه\nمطلع شدند بشارتها کردند و فرحناك دران شب ارام گرفتند وانتظار صبح را میکشیدند واقدی"}
{"book": "adl0955", "page": 43, "text": "- ٤٠ -\n\nرحمته الله علیه نقل کرد که مسلمانان دران شب ارام گرفتند و چنان انتظار صبح را داشتند که \nگویا در صبح دوست بسیار عزیزی بطرف شان می اید و از نهایت شدت فرح و خو شروقتی که بمقاتله\nاهل بیت المقدس داشتند بسیار شادمان بودند چنانکه هر امیری اراده داشت که ان شهر\nبدست او فتح گردد که از نماز گذاردن تمتع ها در ان شهر بردارند و در نظر اثار انبیا ۰ الله\nتعالی اند از ند راوی گفت که چون صبح طلوع کرد مؤذنان درمیان لشکر مسلمانان اذان گفتند و\nنماز را مسلمانان ادا نمودند یزید بن ابا سفیان رضی الله تعالی عنه در نماز خود این ایه را\nتلاوت نمود که (یا قوم ادخلو الارض المقدسته التی کتب اله لکم ولا ترتد واعلی ادبارکم) ونیز گفته اند\nکه خدای تعالی جل شانه بر زبان همگی امیرها این ایه را جاری گردانید چنانکه همگی شان در نماز\nاین ایه را تلاوت نمودند و گویا همه شان باین میعاد واحد وعده کرده بودند چون از نماز فارغ\nشدند در میان مسلمانان نداکردند که النفیر النفیر یا خیل الله ارکبی .\n\nراوی گفت که کسانی که اول بطرف محاربه مبادرت کردند بنی حمیر بود و مردمان اهل یمن و بعد\nهمگی مسلمانان بسان شیر حمله کننده بطرف محاربه کردن روی اوردند چون اهل بیت المقدس بطرف\nمحاربه کردن مسلمانان دیدند در سورهای شهر پراگنده شدند و مسلمانان را از تیرهای خود گزند\nرسانیده و جماعت مسلمانان را به تیرهای خود پاره کردند وبسان لشکر ملخ در سورهای شهر\nخود بالا امده بودند و مسلمانان هم بهمراه زره های خود انها را ملاقی شدند و از صبح تا\nغروب افتاب محاربه در بین فریقین قایم بود که مقاتله های شدید میکردند نه خوف و فزعی بانها -\nراه یافته و نه مسلمانان را در شهر خود طامع گردانیدند چون افتاب غروب کرد مسلمانان . . .\n\n(باقیدارد )\n\nاعلانات سرکاری\n( از ریاست بلدیه )\n( ١ )\nبرای برادران عسکری نظامی و ملکی اینکه : بقرار اطلاع پایر حضور بمولایت کابل واز انجا بریاست\nبلدیه حکم رسید ه که نفری نظامی که در بازارها وغیره جاها گردش میکنند و برای خریداری اجناس میروند\nجمعیت ها بر پا کرده و تردد میدارند بهر دکان که میروند ده روپیه را جنس خریده اری میکنند\nو پنج روپیه میدهند درینصورت برای اهالی و دکاند ارها یک وحشت رو بکار شده وازین رویه نظامی\nشکایت میدارند . بهذ ا بذریعه اعلان شما برادران نظامی خود را اگاه نمودم که ازین وضع غیر\nمناسب که با برادران مسلمان وهم وطنان اسلامیه خود میدارید بموجبز ایه وافی هدایه انما\nالمومنون اخوه ) دست بردار شده مخالفت نکنید کم بازخواست میشود در عهده شنا قد سید . فقط"}
{"book": "adl0955", "page": 44, "text": "-٤١-\n\n(٢)\nبر رعایای صادقه اعلان میشود:\nقبلا اعلان حکومتی شده بود که زنها و دخترهای جوان از خانه های خودشان بلا سبب و\nبدون محرم شرعی وملازم ازخانه خودها در بازارها نه برامده هموارمستر وحجاب باشند ــ\nبحضور والی صاحب ولایت کابل احوال رسیده که درین ایام اکثر زنها در کوچه وبازار لا ابالی گردی\nدارند ازحضوروالی صاحب بریاست بلدیه حکم صادر شده واعلان گردید که زنهای جوان ودخترهای\nکلان بدون محرم از بازارها تیر نشده اگر ضرورت داشتند ازطرف صبح یا عصر که هجوم مردم ــ\nکم باشد انهم بستر بروند والا خیر بذریعهء اعلان هذا شما رعایا را اگاهی داده شد که ــ\nهرگاه مخالفت کردید و دید سخت بازخواست میشود اگاه بوده درعهده شناسید . فقط .\n(٣)\nبر رعایای صادقه اعلان میشود ٠\nاسپ و یابوهای سرکاری بخانهء هر شخصی که باشد بعد از نشر اعلان هذا بصورت فوری ــ\nعجالتا تحویل گنند سرکاری نموده برای سند خود رسید حاصل و در ریاست بلدیه رسید های ــ\nخود را برای ملاحظه حاضر دارید هرگاه مخالفت شده بود وظاهرگردید که اسپ و یابوی سرکاری را\nتحویل نکرده و در حکم اعلان غفلت کرده بودید بازخواست شدید خواهد شد درعهده شناسید ٠ فقط\n(٤)\nبر ضمایر خلوصیت مظاهر برادران ملکی ونظامی مخفی و پوشیده مباد !\nچون حضور امیرصاحب غازی یکجهتی خواه ملت نجیبهء خود میباشند ازان رو مسموع گردید که\nنفرهای نظامی وملکی که وارد مرکز کابل از سمت شمالی میشوند و در بازارها تردد میکنند برای ــ\nاهالی کابل وغیره بلفظ لانی و رکیک میگویند در بین اهالی ونظامی سمت شمالی ومرکزی نزاع\nواقع میگردد چنانچه تکرارا این نزاع ازهمین باعث بحضور یاورحضور وبه والی صاحب ولایت کابل\nرسیده وازانجا بریاست بلدیه اشکارا حکم امده که باید نظامی وملکی این چنین الفاظ نامناسب را\nباهمدیگر نگویند و همه مسلمان وبرادر میباشند ترک این اقوال را کرد ه زبان شیرین با همدیگر خودها\nبگوئید تخلل فنگنید واگر بعد ازین گفته شد مورد وثبوت رسید البته بازخواست بقرار حکم شرع شریف\nکرده میشود .\nغارت گری عشایر در بلاد عرب\n(٢)\nبعضی دیگر چون طبعا خونخوار وادم کشند و ضمنا منافعی در نظر میگیرند بمحض اینکه"}
{"book": "adl0955", "page": 45, "text": "-٤٢-\nبرودتی در میان رؤسای خود احساس کردند بدون اطلاع واشاره انها بطر طرف حمله میکنند روسا\nهم در چنین موقع بانها احتیاج دارند از خوف سر پیچی از اطاعت خود نمیتوانند انهارا مجازات\nکنند و از این عمل بازدارند .\nگاهی هم رؤسا درترسانید رطرف قبیل خود یا معاهد یه خود را محرمانه اشاره بقتل و\nغارت میکنند و بحسب ظاهر بی اطلاعی خود را باز مینماید .\nگاهی هم در حجاز ونجد این غارتها مربوط برنجشهایی است که رؤسای ایلات از سلطان\nحجاز از سابق داشته اند چون فعلا ترقی و بزرگی او را مینگرند بران ها نا هموار است و میخواهند\nهر قدر ممکن است رعایا وبستگان او را مورد نصب وغارت قرار دهند .\nاخیرا یکی از قبایل اردن صلاح خود را بفرار در اطاعت از سلطان نجد وتوطن در خاك او\nدانسته و پس از وصول باین مقصود دست بتعدی بعشائر وطن اصلی دراز و یکی از عوامل مهمه\nقلا اغتشاشات فعلی محسوب است .\nباین ترتیب حل قضایای قبایل شکا لات سرحدی بی نهایت دشوار است با اینکه فعلا تسویه ان\nنهایہ لزوم را پیدا کرده چه ممکن است مورث ایجاد سوءتفاهم بین سلطان حجاز و بریتانیای کبیر شود\nایلات حجاز بر اراضی عراق حمله میبرند و چون این بی اعتدالی از حد تجاوز کرد بانگلیز بحمایت\nعراق برنجد اعتراض میکند و ما داستان اخوان و فیصل در پیش را سابقا در صفحات اقدام انتشار\nدادیم سلطان حجاز در حالتی که خود را از این حملا ت بی اعتدالی ها بی اطلاع و غیر مسئول بخرج —\nمیدهد اعتراضاتی از حملات عشایر شرق اردن بحجاز مینماید وانرا دلیل دشمنی وعداوت —\nمی شمارد البته در صورتیکه پاد شاه نجد همه روزه از تعدیات عشایر همسایه انتشارانی میدهد\nو در مقابل غیر از سکوت چیزی شنیده نمیشود باید تصدیق بصحت دعوای او نمود .\nپادشاه نجد پس از قطع مذاکرات در طائف محدد، از اجرای مواد معاهده شد و کلیه عشایر\nسرحدی خود را چه از سمت عراق و چه از طرف شرق اردن مامور بحفظ سلامت وسکون داشت با\nوضع حاضر نمیتوان باتیها ان حدود خوش بین بود چه رؤسای عشایر نجد بیش از این تاب نیاورده\nمعارضه پیش خواهد نمود و در ان میانه انقلابا تبزرگ بر پا خواهد شد . اقدام\n\nاز روزنامه شفق سرخ\nشرط بندی یا دیوانه گی\nدر یکی از شبهای تاریک پائیز ( الکسی ) صراف در اطاق حریر بفر قد میزد ناگهان حوادث"}
{"book": "adl0955", "page": 46, "text": "-٤٣-\n\nشبی را که پانزده سال قبل در منزل واقع شده بیاد اورد در ان شب عده ای از فضلا ومحترمین\nبمنزل صراف مزبور دعوت شده بودند و تا صبح جلسه منعقده مذاکرات انها طول کشیده بود و هیچیک\nدر انشب نه خوابیده بودند و از جمله چیزهائی که در ان شب مورد بحث و موضوع گفتگو شده بود قضیه\nمجازات قاتل ومحکومیت باعدام بود.\nدر ان جلسه بیشتر حضار این مجازات را زشت دانسته و مخالف دیانت وتمدن شمرده و ـ\nمیگفتند بایستی این مجازات ملغی وتبدیل بحبس ابدی شود صراف که میزبان مهمانان بود اظهار\nداشت. ( من با این عقیده موافق نیستم. با اینکه من تاکنون قد نه محکومیت باعدام ونه حبس ابد\nرا امتحان نکرده ام ولی معتقدم و عقیده خودم را صحیح میدانم که محکومیت باعدام برای قاتل\nبهتر از حبس ابد بادیانت وتمدن موافقت دارد زیرا اعدام رشته زندگانی را بفوریت قطع میکند ـ\nولی حبس ابد مرگی است تدریجی. ایا کدام یک ازین مجازات سهلتر وراحتتر است. ایا انکه در\nچند ثانیه انسانرا میکشد یا انکه همه روزه مرتبا يك قدم شخص محکوم را بطرف مرگ نزديك ـ\nمینماید. ) یکی از مهمانات اظهار نمود :\nبعقیده من هر دو این مجازاتها بادیانت وتمدن مخالفند زیرا اثر هر دو یکی است وان قطع\nکردن رشته زندگانی محکوم است وقاضی این قضیه هم خدا است وبنا بر این حق ندارد چیزیرا از محکوم\nبگیرد که وقتی خواسته بتواند دوباره باو تسلیم کند ). در بین حضار اوگائی بود ٢٢ ساله دیگران\nاز او تقاضا کردند عقیده خودش را در این خصوص اظهار دارد. در جواب گفت.\n( بعقیده من این مجازاتها هرد و وحشیگری ومخالف قوانین تمدن هستند ولی اگر بمن در انتخاب\nایند و مجازات فقط اختیار داده شود مجازات دومی ( حبس ابدی ) را براولی ( قتل ) ترجیح\nمیدهم زیرا زندگی بهرشکلیکه باشد بهتر از مرگ است) گفتگو وجنجال در سر این موضوع زیاد شد\nودامنه اختلاف حضار در این قضیه خیلی وسیع گردید صراف میزبان در این موقع در اول جوانی دارای\nروح تند وسریع الغضب بود مشت خود را روی سفره کوبیده برویه جوان اوکا کرد و با غضب وغیظ شدید\nگفت: ( این دروغ وتهمت است من با تو شرط می بندم که دو میلیون تومان بتو بدهم اگر تو توانستی\nفقط پنج سال در محبس بسر بری.\nـ اگر شما در این اظهار خود جدی باشید من حاضرم شرط ببندم که نه فقط پنج سال بلکه پانزده\nسال در محبس بمانم.\nصراف فریاد زد. ( شانزده سال ( ! ) حاضرم اقایان شاهد باشید."}
{"book": "adl0955", "page": 47, "text": "-٤٤-\nاوکا گفت بلی ما در حضور این اقایان این شرط را بستیم شما د وملیون تومان قمار می کنید ومن\nجان خود رادرخطر میاندازم.\nباینطریق این شرط بندی عجیب که بیشتر بمسخری بازی شباهت داشت تمام شد .\nصراف دراین موقع یکی ازسرمایه‌داران بزرگو صاحب ملیون‌ها ثروت بود . ودرهمان حینی که برای\nصرف غذا نشسته بودند بهاوکا گفت:\n( ای جوان . اینقدر مغرور نباش وقبل ازگذشتن وقت این خیال فاسد را ازسرت بدرکن ـ\nبرای من دادن د وملیون تومان پول اهمیتی ندارد ولی یقین دارم که توبیش‌از سه یا چهار سال\nقادر نخواهی بود درزندان بمانی وجان خودت را مفت فدا میکنی ای جوان بدبخت این نکته را\nدرنظر داشته باش که حبس اختیاری بدرجات ازحبس اجباری سخت‌تراست دیگَر خود دانی .\nاین بود حادثۀ ان شب بعد از پانزده سال امروز صراف وقایع ان شب را بیاد اورده و پیش‌خود گفت:\n( برای چه من این شرط را بستم . چه فایده‌ای داشت . پانزده سال عمراوکا ودوملیون تومان پول‌من\nبدون جهت هدرمیدهم. ایا این شرط بندی ها بمردم ثابت‌خواهد کرد که محکومیت بمرگ یا\nحبس ابد برای قاتل کدام یک بهتر بایدتر است .نه . ابدا . تمام اینها اشتباه وغرور بود من\nبوسیله نخوت وتکبرم تحریک شده بودم واوکا بوسیله فقر پول پرستی وطمع زیادش):\nصراف مزبور سپس حادثه‌ایرا که بعد از ان شب اتفاق افتاد بود بیاد اورده روز بعد از ان شب\nبموجب شرطی که بسته بودند اوکا دراطاقی ازاطاقهای باغی که منزل صراف دران بود محبوس شده\nوباکمال سختی اوراتحت مراقبت گذارده بودند ودر اثنای مدت حبس حق نداشت‌حتی ازاطاق بیرون‌اید\nویک‌نفر انسان راببیند وصدا ی‌بشری را بشنود یاروزنامه ومکتوبی از کسی بگیرد وفقط مجاز بود که\nیکدست‌گام‌موسیقی نزد خود نگه داشته باشد وهرکتابی میخواهد مطالعه کند وهرچه میخواهد بنویسد\nوسیگَار بکشد و . . و . . برحسب‌قرار دادی‌ که کرده‌بودند اوکای محبوس‌بایستی هرچند میخواهدروی\nکاغذ نوشته واز سوراخ‌کوچکی که دراطاق او برای‌همین مقصود درست کرده‌بودند بیرون‌اندازد و\nبرای انکه‌یک‌کلمه‌با کسی‌ تکلم‌ کند بایستی تمام وسائل‌لازمه برای‌اجراء شدن مواد قرار داد مزبور ـ\nاتخاذ شود و اوکا ملزم شده بود که ازوسط روز ١٤ ماه نوامبر ١٨٧٠ تاوسط همان روز درسال ١٨٨٥\nدر محبس‌بماند وشرط شده‌بود که اگر کوچکترین‌عملی‌مخالف‌مواد این‌قرار داد بجا اورد‌ بشود ولو"}
{"book": "adl0955", "page": 48, "text": "-٤٥-\n\nولواينکه محبوس يك دقيقه قبل از خاتمه وقت از محبس خارج شود صرافت حق داشته باشد دو ــ\nملیون تومان پول را ندهد . از روی یادداشتهای مختصری که اوکا حسب القرار تفقد مینوشت\nواز سوراخ محبس بیرون میانداخت همچو فهميده میشد که سال اول حبس را او باکمال سختی\nومشقت بسر برده در مدت این یکسال صدای پیانوی او شب و روز مرتبا شنیده میشد . در این\nسال او ازتبول شراب وسیگار امتناع کرد و در یادداشت خود شر راجع باین قضیه نوشته بود :\n(مگر شهوات انسان را که بزرگترین دشمن محبوس است تحریك میکند هیچ چیز مثل نوشیدن\nشراب در تنهائی بدین رتبه انسانرا غمگین نمیکند و در ضرر سیگار همین قدر بس که دود ان هواي\nاطاق را کثیف و منور برای تنفس مینماید ) کتابهائی که در این سال با و دادند همه از کتبی بودند که\nبرای سرگرمی ووقت گذارانی خوب بودند از قبیل رومان وحکایت ها وغیره .\nسال دوم صدای پیانوی اوکا قطع شد وامرار زيادي برای کتابها پياپي داشت. درسال\nپنجم دو مرتبه صدای پیانوی شنیده شد و اشخاصی که مراقب او بودند میگفتند که در ان سال ــ\nاقامت خود شر را بتدرد بخوردن وخوابیدن صرف کرد و بالعجه غضبناك خیلی بخود شد بد گوئی میکرد .\nواز مطالعه کتاب بیزار شده و بعضی از شبها مشغول تحریر می شد ومقدار زيادي چيز مینوشت و\nسپس هرچه را که مینوشت پاره میکرد ومکرر می شنیدند که مشغول گریه وناله کردن بود . (باتیدارد)\nسليم حبيب الاسلام"}
{"book": "adl0955", "page": 49, "text": "- ٤٦ -\n\nصفحه ۱ ( جریده هفتگی حبیب الاسلام - سال اول شماره ٤ ) نمره مسلسل ٤\n\nواعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا\nحبیب الاسلام\n\nاداریخانه در باقخانان کابل - افغانستان - نمره تلفون\nهمه امور تحریریه وحسابیه بنام اداره فرستاده شود\nاداره در انتشار واصلاح مقالات وارده مختار است\nدر هر هفته یکمرتبه صبح پنجشنبه نشر میشود .\nاوراقیکه درج نشود اعاده نمیشود .\n\nقیمت سالانه قیمت ششماهه\nدر داخل - پنج افغانی ۳ افغانی\nدر خارج ۱۵ شلنگ ۸ شلنگ\nقیمت یکشماره ۱۰- پول\n\nتاریخ قمری ١٦ شوال المكرم ١٣٤٢ - پنجشنبه - تاریخ شمسی ٨ حمل ١٣٠٨ هجری .\n\nتشریف بری ذات همایونی به مدیریت گمرك كابل\nدر روز نوروز\n\nبدیهیست فلسفه تشکیل حکومت خدمت بمملكت وطبا سود محالی افراد مملکت است . از این حیث خدمات شخص اولوالامر وسائر زمامداران مملکت که در محل اطی و در اسامری شروع وجود خارجی پیدا میکند موجب هر گونه تقدیر و مایه هر نوع سرور است جای خیلی افتخار است که حکومت اسلامیه حالیه ما مخصوصا شخص اول مملکت خدمت را باین مملکت مطابق احکام دین مقدس ما ارزو داشته ونصب العین اساسی ذات شاهانه خدمت به راه اعتلای کلمه الله و برای حصول موجبات ایده حالی رعایا و افراد این مملکت است .\nچنانچه ذات اشرف همایونی قبل از روز نوروز اراده داشتند که بمدیریت گمرک کابل در روز نوروز که روز اول سال است تشریف برده در عائدات گمرکی مملکت بم ذات خویش رسیدگی فرموده و از تجاران وطی دلجویی فرمایند که اینهم از خدماتی به مملکت است . اینست که روز نوروز بنا بر اراده همایونی برای تشریف بردن شان به گمرک خیلی ترتیبات عالی گرفته شده وسواران شاهی وارد لیان حضور از حد گمرک الی پل خشنی دورسته صف گرفته ورود موکب همایونی را انتظار می کشیدند تا اینکه ذات شاهانه و وزرای محترم بساعت معینه بسواری اسپ بصورت خیلی مجلل و محتشم در گمرک کابل نزول اجلال فرمودند بعد از ورود ذات شاهانه بگمرک ورسیدگی در عایدات گمرک -"}
{"book": "adl0955", "page": 50, "text": "٤٧\n\nعریضه ذیل از طرف تجاران بحضور شاهانه قرائت گردید :\n\nبحضور مبارك والا\n\n(عرض مایان تجاران)\n\nحضور شاهانه که بوجود اشرف خویش را دار تکلیف شده و با این یکروز مخصوص مایان تجاران\nو غیره شعبه تجارتی را برویه شاهان بوضعیت ذره پروری از نظر مبارک تو درر نساخته همین است\nکه به شرف حضور خود ما مردم را مفتخر ساخته اند تا امروز که جلب التفافها احساسات نظریه\nشان را ما سعادت مند شده ایم در ضمن عدم لیاقت ما گویا نوازشات شاهانه خود را بما روادار\nشده اند احوال خطرتنك کابل و وحشت انقلاب اقدامات سغی را اگر نيك غور کنیم و یا اتش -\nخانمان سوز چور و چپاول مترقورا به یاد آوریم ما مردم کابل از لطف حضرت الهی که هم آغوش\nامنیت و مستعد این محفل جمعیت هستیم آن خالق یکتائی که در حین وجود چنان احوال الطاف\nو تدبیر حضرت ربانی خویش را شامل حال ما ساخته گویا مرحمت خود را بر محیط کابل بصورت فرشته\nامن وامان فرستاده بجوارها زبان بادای شکریه این نعمت امنیت قاصریم نی نی از لطف عمیم\nخویش ما را حیات تازه بخشیده اکنون که نوازشات خسروانه بموجودیت انعقاد این محفل مارا -\nسر فراز ساخته است و خوش بختانه باثر نتیجه محصولات گمرکی خود ها این محفل تجارتی\nخود را بحضور مبارك شاهانه مالك اشیم بایست بحثی از امور تجارتی و محصول گمرکی سال خاتمه\nیافته کنیم : این اداره گمرکی که در سالانه يك کرور روپیه محصولات گمرکی را بدون از گمرکات دیگر\nنایب الحکومگی ها خاص بتوسط تجاران کابل داراست در هذا سنه با وجودیکه نصف سال ایام\nترقی عمل در انقلاب گذشته و از قرار رویداد باید نصف عمل سال گذشته را هم پوره نمی کرد ولی\nخوشبختانه با وجود تقریبا مدت ٦ ماه بند ش راه و نیامدن مال التجاره کم و کاستی نکرده چنانچه\nصورت عمل سال گذشته و هذا سنه در ضمیمه این معروضی معلوم است کسر مذکور را به نسبت\nانقلاب نباید اهمیت بدهیم حضور شاهانه که خود را بزحمت گرفتار وشب و روز برای آسود محالی\nرعایای خود مصروف کاراند و به پیروی شان تمام اداره های دولت و مدریت عمومی تجارت وعلی الخصوص\nوالی صاحب کابل که حاکم شهر اند و مستوفی صاحب ومدیر صاحب گمرك کابل وتجاران محترمان وطن\nعزیز ما هم باستفاده امورات تجارتی خود جد وجهد تمام دارند حضرت الهی قدرت دارد که وحشت\nنفاق را از برادران اسلامی ما دور و خاطر جمعی مرحمت و ضمنا امد وشد تجارتی ما هم از پیشتر بیشتر\nجاری ونقصانات عایدات خزینه اسلامی را بر طرف وخساره را نجیب دشمن دین مبین حضرت -\nسيد المرسلين گردانده و خطه اسلامی مارا از جمیع افات وبلیات بوجود مبارك پادشاه اسلام در\nپناه حضرت خویش محفوظ ومسلم دارد بحق محمد(ص) واله الامجاد .\n\nپس از خاتمه عرض تجاران ذات همایونی نطق مفصلی در جواب عرض تجاران ایراد فرمودند که\nمفاد ومختصر ان اینست .\n\n( شکر میکنم بدرگاه خالق خود که با وجود انقلاب گذشته بر عایدات ومحصولات گمرکی مملکت\nخساره قابل اهمیتی واقع نشده است و از خدای متعال نیاز میکنم که امور تجارتی مملکت ما بیشر از این"}
{"book": "adl0955", "page": 51, "text": "ـ ٤٨ ـ\n\nبیش ازین ترقی پذیر گردد من ارزو دارم که کارهای تجارتی مملکت و رونق تجارت شما روز تا روز خوبتر شده برود و پول و دارائی شما تاجران را خدا نصیب شما کرده واز حد افزون شما را صاحب ثروت بگرداند. و برای اینکه امور تجارتی مملکت ما ودامنه تجارت شما توسعه پیدا کند من میل دارم هرکدام از شما بخر اندازه که تقاوی خواهش داشته باشید برایتان عطا کنم شما بخاطر جمعی تمام مشغول تجارت خود بوده و بصرفه الحال باشید و هر قدر که شما تاجران تجارت خود را رونق بدهید موجب خوشی من است زیرا تجارت شما برای مملکت شما يك خدمت بزرگی است ونفع کلی به مملکت شما عائد میشود . پس از ایراد نطق و دعاگوئی تاجران ذات همایونی از گمرك خارج شده این مرتبه ذات همایونی برای اینکه مشتاقان دیدار او از دیدار مبارك محظوظ شوند بسواری اسپ از راه شور بازار و اهنگری بطرف چوك تشریف اورده وبصورت خیلی معظمانه و محتشمانه در حالیکه با همه دکانداران احوال پرسی میفرمودند از بازار عبور فرموده پارك مبارك تشریف اوردند .\n\nاین بود صورت تشریف بردن ذات همایونی بگمرک که خدمتی به مملکت است ما از خدای متعال ارزو داریم که پادشاه خیرخواه ما را بالاتر ازین توفیق خدمت به مملکت عطا فرموده و بیشتر ازاین از هر حیث موجبات اسایش افراد مملکت را فراهم داشته اتفاق نصیب ما مسلمانان بگرداند.\nززز ——— امین ——— ززز\n\nحقیقت واقعه تکاب\n\nخیلی اتفاق می افتد که در مواقع بحران حواس مغرضین میدان استفاده برای خود یافته بعضی خبرهای خالی از (حقیقت) را در اذهان عموم می گنجانند مسئله تکاو هم این موقعیت را در عقول احراز کرده صاحبان غرض ممکن است موضوع را از شکل اصلی برگردانیده در افکار جلوه دیگری نقد داده باشند ولی حقیقت این است که چند نفر دزد و راه زن بغرض استفاده مادی شاید تصور کرد میاشند که از این موقع خوبتر بتوانند استفاده نمود : مبنای غارت مال مردم ودست اندازی بحقوق غیری داشته چون حضرت عالی نائب السلطنه صاحب وقوف یافتند برای تنبیه وسرکوبی اوشان از کابل حرکت فرموده در اول ورود اوشانرا دستگیر وبسزای اعمال ناشایست شان رسانیدند از طرف دیگر فیض محمد خانغند پسر حضرت اخند زاده صاحب تکاو بغرض برات دیگران نزد جناب نائب السلطنه صاحب امده اشرفای حضور شانرا نموده واپس مرخص شدند عده عسکری هم که به معیت حضرت عالی نائب السلطنه صاحب بغرض تنبیه اوشان از کابل حرکت کرده بودند بطرف کابل عازم شده اند.\n\nمسایل دینی\n\nو از گناه صغیره بقصد نیز پاكند وبجز ایشان پیغمبر ما محمد رسول الله است (ص) .\n١٤ ــ در جنت دیدار خداوند تعالی برای مومنان حق است که بعین چشم سر بغیر از رو برو بودن و بغیر از دوری ونزدیکی وبغیر از طرف و چگونگی می بینند .\n١٥ ــ الله تعالی بمحض فضل ومرحمت خود بنده را قدرت داده باین معنا که الات و اسباب و اعضای او را درست و بسلامت گردانیده که بآن سبب بهرکاری توانائی یافته وبنده را به همین"}
{"book": "adl0955", "page": 52, "text": "-٤١-\n\nقدرت باحکام شرع شریف مکلف نمود وخداوند تعالی بنده را بچیزی تکلیف نکرده که در توان او نباشد\nوان چیزیکه بعد از فعل بنده پیدا میشود مانند دردیکه بعد از زدن در شخص زده شده پیدا\nمیشود یا مانند شکستی که بعد از شکستن در شیشه پیدا میشود همه مخلوق وافریده شده اوتعالی\nاست بنده را در افرینش ان هیچ صنعی ودخلی نیست .\n١٦ـ خداوند تعالی هرکه را خواهد راه می نماید وایمان ارزانی میکند وهرکه را خواهد گمراه وکافر\nمیکند وبر الله تعالی بصلاح اوردن کار بنده لازم وواجب نیست بلکه اگر رضاء اوتعالی شود\nبمحض فضل خود اصلاح کار بنده را مینماید .\n١٧ـ حرام نیز رزق و روزیست چنانچه حلال رزق است لیکن بنده بچرام بعذاب الهی گرفتار میشود و\nهرکس رزق خودرا کامل می خورد خواه حلال باشد یا حرام وامکان وصورت ندارد که ادمی رزق\nخود را نخورد یا دیگری رزق او را بخورد .\n١٨ـ خداوند تعالی هرکسی را که درازل اجلی مقرر کرده که چون اجل او برسد میمیرد ويك طرفة العین\nپس نمیشود ونمیماند از ان کسیکه میمیرد وشخص کشته شده نیز باجل خود مرده است و بسبب کشتن از اجل خود\nپیش نمرده است اگرچه قاتل بسبب مخالفت امر شرع شریف در دنیا واخرت بعذاب گرفتار میشود .\n١٩ـ برانگیختن خداوند تعالی مردگان را از قبرها در روز قیامت باین طریق که اجزای اصلی ایشانرا ـ\nیکجا میکند و ارواح ایشان را بانها باز میگرداند حق است .\n٢٠ـ عذاب قبر همه کافران وبعضی گناه کاران مومنان را حق است .\n٢١ـ براحت ولذاسوده بودن اهل طاعت از مومنان در قبر بوجهیکه اوتعالی میداند واراده انرا\nکرده است حق است .\n٢٢ز سوال منکر ونکیراز مرده درقبر حق است یعنی چون مرده در قبر نهاده شد بد و فرشته\nنزد او حاضر می شوند کمیکر را ونیکر ودیگری را منکر گویند وبعد ازان کمبقدرت کامله اوتعالی\nروح ببدن اوچنان تعلق میگیرد کممرده بسبب ان صلاحیت جواب گفتن را پیدا میکند\nازان مرده می پرسند که پروردگار تو کیست . وپيغمبر توکیست . ودین توچیست .\nپس اگر ان مرد جواب نیکو گفت براحت میماند و اگر جواب گفتنتوانست در قبر بعذاب گرفتار میشود .\n٢٣ز سنجیدن عمل نيك وبد بندگان بمیزان حق است وکیفیت ان را خداوند تعالی میداند\nبنده از ادراك ان عاجز است .\n٢٤ز نامه اعمال بندگان که عمل نیکی وبدی ایشان دران نوشته است بمومنان را از پیش روی در دست\nراست و کافران ومنافقان را از طرف پشت در دست چپ داد می شود حق است .\n٢٥ ز در روزقیامت پرسیدن پروردگار جلا جلاله ازبندگان مومنان و کافران ومنافقان که دردنیا چه\nکرده اید . حق است .\n٢٦ـ حوض کوثر حق است که در حدیث شریف صفت ان چنین وارد شده است که پیغمبر خدا گفته که\nفراخی حوض من مسافت یکماه است وکنجهاي ان با هم برابرند ابش ازشیر سفیدتر وازمشک خوشبوترو\nکوزهایش از ستارهای اسمان بسیار تر است هرکه ازان بنوشد هرگز تشنه نخواهد شد ."}
{"book": "adl0955", "page": 53, "text": "۲۷ صراط حق است وان پلی است بر پشت دوزخ باریکتر ازموي تیزتر از شمشیر تاریکتر ازشب\nمؤمنان هريك بقدر اعمال حسنهء خود ازان عبور میکنند و بجنت داخل میشوند بعضی چون برق\nوبعضی بسیار بدبري واهستگی ان منحصر بعمل اوست و پايهاي اهل دوزخ بران میلغزد و در دوزخ\nمی افتد .\n۲۸ جنت و دوزخ حق است که درحال موجودند و براینده دایم وباقی اند و قتیکمسلمانان درجنت وك\nکافران در دوزخ درامدند همیشه دران میباشند ازان بازنمی برایند وجنت ودوزخ واهلانها بعد ـ\nازان فانی نمی شوند .\n۲۹ ـ ایمان اقرار بزبان و باورکردن بدل است باینکه هرچیزيرا که پیغمبران صلوات الله علیهم از خداوند\nتعالی اورد ماند همه حق است بسر نفس ایمان زیاد وکم نمی شود واعمال صالحه و طاعت ها درذات\nخود بلكه زیاد میشوند.\n۳۰ـ ایمان واسلام در عرف اهل شرع يك اند و در شرع شریف روانیست که برکسی حکم شود که مؤمن\nاست مسلم نیست یا مسلم است نه مؤمن .\n۳۱ـ چون از بنده اقرار وتصدیق هرد و موجود شد درست است که بگوید که بتحقیق ویقین مؤمنم\nکه مؤمنم وچنین نگوید انشاء الله تعالی که در ایمان اوتوهم شك كرده نشود .\n۳۲ـ شخص سعید ونيك كاهی بد می شود چنانچه مسلمان مرتد شود نعوذ بالله من ذالك وفقط شخص\nشقی وبد گاهی نيك میگردد چنانچه كیهي دز کفر ایمان ارد وتغییر درنيك شدن وبد شدن است که از\nصفت هاي بنده میباشد نه در نيك گردانیدن وبد گردانیدن زیرا که این دو از صفت هاي اوتعالی اند\nوتغییر در ذات وصفت هاي او تعالی نیست .\n۳۳ـ باکردن گناه کبیره کسی کافر نمیشود تا که ان را حلال نداند.\n٣٤ـ خداوند تعالی کفر وشرك رانمی امرزد وبدون ازکفر وشرك ديگر گناهان صغیره وکبیره با فضل وکرم\nخود می امرزد برای کسی که رضاي اوتعالی به امرزیدن اوشود .\n٣٥ـ رواست که خداوند تعالی بنده گان را بگناه صغیره بعذاب گرفتارکند ورواست که گناه کبیره\nایشانرا عفو کند بشرط انکه انرا حلال ندانسته باشد و حلال دانستن گناهی که ثبوت ان بدلیل قطعی\nشده باشد کفر است.\n٣٦ ـ خداوند تعالی صاحبان گناه کبیره راکه ازدار دنیا با ایمان رفته باشند همیشه در دوزخ باقی\nنمی ماند اگرچه بغیرتوبه بمیرد میباشند بلکمیقدر گناه ایشانرا بعذاب گرفتار کرده بعد ازان بجنت می درارد .\n۳۷ـ شفاعت پیغمبران علیهم الصلوات والسلام در روز قیامت برعاصهء گنهکاران مؤمنان راحق\nاست .\n۳۸ـ رفتن پیغمبرما صلی الله عليه وسلم در شب معراج بجسد شریف خود دراسمانها وتاحدیكـ\nارادهء خداوند تعالی بران رفته بود حق است .\n۳۹ـ کرامات اولیاء الله تعالی حق استولی شخصی استکمسلمان و دانا بذات وصفت هاي خداوند تعالی\nباشد بقدریکامکان دانائی ان باشد . وهمیشه مشغول باشد بطاعت پروردگار واز گناهان کبیره"}
{"book": "adl0955", "page": 54, "text": "ـ ٥١ ـ\n\nو دوام بر صغیره‌کاره باشد و از لذتها و خواهشها و ارزوهای نفسانی روی گردانیده باشد و کرامت ولی ان است که ازوی امری صادر شود که خلاف عادت باشد و دعوی پیغمبری بران نباشد زیرا که اگر باان دعوی پیغمبری بحق موجود باشد انرا معجزه گفته میشود چنانچه پیش ازین ذکر شد و اگر از شخصی خلاف عادت ظاهر شود و ایمان وعمل صالح با ان موجود نباشد ان استدراج گفته میشود و کرامت ولی بطریق خلاف عادت از وی ظاهر میشود مانند قطع کردن راه بسیار در زمانه اندك و ظاهر شدن خوردنی و پوشیدنی و نوشیدنی نزد او در وقت حاجت بدون اسبابکه درعادت جاری است و مانند رفتن در روی اب و پریدن در هوا و سخن گفتن چیزهای بی روح وبی زبان با وی و دفع شدن بلاهای نازله بسبب توجه و دعای وی وکفایت از شر دشمنان وامثال ان و هر کرامتیكه ازولی ظاهر شد معجزه ان پیغمبر است که ان ولی یکی از امت اوست زیرا که باین کرامت ولایت ولی ظاهر میشود و هیچ شخص بولایت نمیرسد مگر اینکه بمدینداری خود ثابت باشد وایمان اورده باشد بـه پیغمبری پیغمبر خود و فرمان برداری پیغمبر خود را در امر ونهی کرده باشد پس اگر ان کسیکه چنین اورا ظاهر کرده دعوای استقلال خود را مینمود واز متابعت پیغمبر خود منکر بود ولی نیست زندیق است .\n٤٠ ـ افضل و بهتر مخلوقات بعد از پیغمبران علیهم الصلوات والسلام حضرت ابابکر صدیق رضی الله عنه و بعد ازان حضرت عمر فاروق رضی الله تعالی عنه و بعد ازان حضرت عثمان ذی النورین رضی الله تعالی عنه و بعد ازان حضرت علی مرتضی رضی الله تعالی عنه است و خلافت ایشان نیز بهمین ـ ترتیب است و خلافت کامله در سی سال زمانه ایشان منحصر است چنانچه بعد از شهادت حضرت علی کرم الله وجه ششماه ازسی سال مانده بود ششماه را حضرت امام حسن رضی الله عنه تمام فرموده خود را بعد ازان خلیع کردند وبعد از همان سی سال زمان امارت است .\n٤١ ـ بر مسلمانان لازم است که همه صحابه کرام را رضی الله تعالی عنهم و امامان دین صالحین پیشینه را بخوبی یاد کنند و زبان خود را از بد گفتن ایشان نگهدارند .\n٤٢ ـ مشاجرات و مخالفتها که درمیان صحابه کرام و امامان صالحین پیشینه گذشته بر غرض دینی حمل کرده شود نه بر غرض دنیوی و مدعای نفسانی واگر ازایشان خطائی صادر شده باشد خطای اجتهادی است بان گنهکار نمی شوند بلکه صاحب يك ثواب میشوند زیرا که ایشان مجاهدان دین متین بودند و محض برای حصول رضای خداوند تعالی سعی و كوشش كرده اند و هر مجتهد یکه سعی وکوشش خود را بقدر طاقت خود صرفکرده باشد گاهی بحق میرسد و گاهی خطا میشود پس اگر بحق رسیده باشد خداوند تعالی اورا دو ثواب میدهد واگر خطا شده يك ثواب باجتهاد را باو میدهد ( باقی دارد ) .\n\nفتوحات اسلام\n( فتح بیت المقدس )\n( ٤ )\n\nبطرف منزل های خود بازگشتند و انچه فرایضی که خدای تعالی بر ذمه شان فرض گردانیده بود ادا ـ نمودند و در اصلاح شان و قبائل خود شروع کردند چون ازین امورات خود فارغ شدند امتعه‌ای خودها را انروختند وهیزم بسیاری در بالا و پائتر ها انداختند چراکه هیزم در نزد شان بسیار بود وبعد ازان بعضی بنماز گذاردن مشغول شدند و بعضی تلاوت کلام شریف میکردند و قومی بطرف خدای تعالی"}
{"book": "adl0955", "page": 55, "text": "به تضرع بودند و قوسی از نهایت ذلتگی و تعب بخواب رفتند چون صبح شد باز شتاب کنان روی\nبطرف حرب شان اوردند وخداي تعالی را بسیار ذاکر بودند ورسول الله (ص) را تقیتل درود\nمیفرستادند و تیر زنان را در مقدم روی خود اوردند همگی پیش امدند و تیر می انداختند وخداي\nتعالی (ج) را ذکر میگفتند و بطرف حق تعالی بدعا وتضرع هم اواز بودند .\nواقدي رحمت الله علیه فرموده که :\nتا مدت چند روز مسلمانان بدین احوال بودند واهل بيت المقدس اظهار فرح وسرور میکردند\nچنانچه بقلب هیچ یکی ازان ها حزن واندوهی راه نیافت چون روز یازد هم امد لوای خود امیر ابا\nعبیده رضی الله عنه نمایان شد و غلام امیر که سالم نام داشنان لوا را بشانه خود کرده بود وة\nدلا وران مطعين وپهوانان از عقب لوا می امدند و گرد اگرد امیر ابا عبیده رضی الله عنه را گرفته\nاو بود نومی امدند وخالد بن ولید رضی الله عنه در جانب راست امیر بود موجين وعبد الرحمن\nبن ابی بکر صدیق رضی الله عنه در جانب فئة چپ او که به همرای تمام عیال و اموال ها رسیدند\nرضی الله تعالی عنهم اجمعین چون مسلمانان به یکدیگر رسیدند همگی شان به یکدفعه بمـ\nتكبير وتحليل هم اواز شدند و تمام قبایل ها جواب یکدیگر را پس گفتند چنانچه خوف بسياري بقلب\nمشرگان داخل شد و همگی اهل بيت المقدس بخوفا متند بعد ازان همگی کلان ها وعظما وسرهنگان شان بطرف\nان بیعه که از همه بیعه ها به نزدشان بزرگ تر بود امدند که ان قمامه است و در انجا جمع گردیدند\nودر حضور جاثلیق خود بپای افتاده شدند واورا عظمت وبزرگی بسياري بجا اوردند و عاجزي ها كردند\nواز برای او گفتند که ای پدر ما امیر عرب به همرای باقی مسلمانان وهمگی بطرف ما امند و این فریاد هاي\nمردم عرب از سبب امدن او است چون بترك وجا ثلیق شان این گفته را شنود رنگ روی او تغییر کرد\nو چنین گفت که همین است و همین است اهل بیت المقدس گفتند که ای تبرك ما واي پدر بزرگ ما .\nاین گفته تو چه معنی دارد .\nتبرك گفت بحق انجیل قسم که در علومیکه از متقدمین بمایان میراث مانده چنین دیده ام که ان مردي\nکه روی زمین را در طول وعرض فتح میکند مرد گندم گونی است که سیاهی هم اورا سفیدی بیشتر است و\nمسیحیمر (رض) است اگر چنانچه همان مرد امده باشد شمایان بطرف مقاتله او راه ندارید و این\nطاقت بشما نیست که به همرای اوکار زار کنید وحالا مرا چاره نیست تا اینکه بطرف او نروم و بچشم ما و\nنماز نبینم اگر چنانچه همان شخص باشد باید که به همرای اوصلح کنم و هرچه اراده داشته باشد\nاز برای او بدهیم واگر غیر ان مرد باشد هرگز شهر خود را بدست شان تسلیم نمیکنم زیرا که بغیرازان\nکسی که من از برای شما ذکر کردم شهر ما بدست دیگری فتح نمیشود والسلام .\nبعد ازان جاثليق ازجای برخواست وبپای ایستاده شد و تمام قسیس ها ورهبانان و شماسه\nبگرد گرد او جمع بودند وطیب ها را به بالای سر او بیای کرده بودند وانجیل را در مقدم روی او\nمفتح داشتند و تمام بطارقه وسرهنگان با طراف اوجمع بودند ویران قله طرفی که جای امیر اباعبیده رضی\nالله عنه بود وبر بالای سور شهر بالا رفتند وبطرف مسلمانان نظر انداختند دیدند که مسلمانان همگی\nمی ایند وامیر با عبیده (رض) را سلام میکنند و بعد ازان باز روی بطرف مقاتله جاهمی اورند ."}
{"book": "adl0955", "page": 56, "text": "چنانکه گویا همگی شان شیر های حمله کننده اند بعد ازان از جمله ان مرد مانی که در مقدم\nروی جاثلیق بودند یکی نداکردکه یا معاشر مسلمین دست خود را از مقاتله کردن نگاه دارید تا\nاینکه از طرف شما خبری جویا شویم وسوالی پرسیم *\nراوی گفت که بعد ازان مسلمانان دست خود را از مقاتله کردن نگاه داشتند ومردی از جمله\nاهل روم بزبان عربی فصیحی ندا کرد که یا قوم عرب ان مردی که شهر ما بدست و تمام بلاد مارا\nفتح میکند در نزد ما موجود است اگر چنانچه همان شخص امیر شمایان باشد او را بمایان بنمائید\nو مایان من بعد همرای شما مقاتله نمیکنیم وشهر خود را بشما تسلیم میدهیم واگر همان شخص امیر\nشما نباشد ما هرگز شهر خود را بدست تسلیم نمیکنیم *\nواقدی رحمت الله علیه فرموده که چون مسلمانان این گفته را شنودند فورا چند مرد روی بطرف\nامیر ابا عبیده رضی الله تعالی عنه اوردند و انچه از تبرك رومی شنوده بودند بخدمت امیر ابا عبیده\nرضی الله عنه قصه نمودند *\nراوی گفت که بعد ازان امیر مسلمانان روی بطرف شان بیرون شد و رفت تا اینکه در برابر شان -\nبایستاد تبرك بطرف امير إبا عبیده رضی الله عنه نظر انداخت بعد ازان از برای اهل بیت المقدس\nگفت که بشارت باد شما را اینکه مردی را که من بشما صفت کردم این مرد نیست من بعد شمایان\nاز جای دین خود و حرم خود مقاتله نمائید چون این گفته تبرك را شنیدند همگی شان به\nکلمه کفر خود هم اواز شدند وروی بطرف مقاتله مسلمان اوردند ومقاتله های شدیدی کردند وخود\nبترك بطرف قمامه بازگشت و بهمرای امیر ابا عبیده رضی الله عنه بطرف اصحاب خود بسر امد خالد\nبن ولید رضی الله تعالی عنه پرسیكند که ای امیر بشما چه حاجت داشتند . امیر فرمود که من\nندانستم مگر اینکه چنانکه تو می بینی بطرف شان رفتم شیطانی از جمله شیاطین های شان که انهارا\nگمراه میکند بطرف من امد و بچهرہ من نظر انداخت وفکر کرد بعد ازمن روی گردانید و گفت وشنیده\nهیچ بهمرای من نکرد ازین زیادتر چیزی ندیدم خالد رضی الله تعالی عنه روی بطرف مسلمانان آورده\nفرمود که بزودی تاویل این فعل شان دانسته میشود که مایان هم بمعنی ان دانسته شویم بعد امیر\nحکم کرد اینکه مقاتله را در بالای قوم محکم گیرید .\nواقدی رحمت الله تعالی علیه نقل کرده که فرود امدن مسلمانان در بیت المقدس در فصل زمستان\nوشدت سرما بود ومشرکان چنین گمان بردند که درین شدت سرما مسلمانان بانها قادر نمیشوند .\nراوی گفت که مسلمانان بطرف آنها به جنبش شدند و تیر زنان اهل یمن ودلیران درند ، صاحبان\nزور بازو کمان ها روی بحرب شان اوردند و جماعات شانرا به تیرهای خود پاره پاره کردند ومشرکان\nاز تیرهای مسلمانان خیال نداشتند و از محاربه شان کم پروا میکردند تا اینکه اهل یمن از پس پشت\nشان تیرهای خود را در بالای شان فروکوفتند که انها اگاه نبودند مهلهل رضی الله تعالی عنهـ\nگفت که خدای تعالی اهل یمن را خیرهاد هد زیرا که من دیدم که چنان مشرکان را به تیر میزنند\nمیزدند که بسان گوسفند از بالا بسر به پایان می افتادند چون مشرکان این حال را بدیدند که\nتیر های مسلمانان بانها چه فعل میکند بعد ازان از تیرها احتراز کردند و در بالاسور شهر برد ،\nها امدند تا اینکه تیر های مسلمانان را از طرف شان بگرداند وسپر ها وپوست ها را در بالای سور"}
{"book": "adl0955", "page": 57, "text": "شهر پرده ها آوردند تا اینکه تیر های مسلمانان را از طرف شان بگرداند و سپرها و پوست ها را\nدر بالای سور شهر حاضر آوردند .\nراوی گفت ضرار بن الازور رضی الله عنه را دیدند که بطرف باب اعظم پیش میرود و سرهنگ بزرگی\nخود\nاز جمله مشرکان روم که صلیب جواهری را بسر ی بالا داشت و غلامان بسیاری باطراف او جمع بودند\nکه صفهای ها را بدست خود گرفته داشتند و کمان های تیز تیر و محکم بدستهای شان بود و دران\nدرب مقرر بودند و ان سرهنگ مشرکان را به محاربه تیز میکرد .\nعوف بن مهلهل رضی الله عنه نقل کرد که من دیدم اینکه ضرار رضی الله عنه به پنهانی بنوعی که\nان سرهنگ اگاه نشود خود را پرده کرده بطرف او میرفت تا اینکه دران برجی که جلی سرهنگ بود نزديك\nرسید ، بعد ازان تیر خود را بخطا او رها کرد عوف رضی الله عنه نقل کرد که با وجود انکه دیوار بسیار بلند\nبود چون تیر ضرار رضی الله عنه تعالی عنه از کمال اوجدا شد و بطرف ان برج رفیع و بلند رفت من بدل\nخود گفتم که آیا تیر باین برج بلند و رفیع چه کار میکند و در جان این گبری که زره ها بجان او لمعه میزند\nچه تاثیر خواهد بخشید قسم بخدای تبارك و تعالی جل شانه که تیر بدهان گبر واقع شد چنانکه از بالای\nبرج به پایان افتاد و بعد ازان از طرف قم او اوازهای و فریاد های عظیم بلند شودم دانستم که ان\nسرهنگ بقتل رسیده و تا مدت چهار ماه کامل هر روز بهمراهی اهل بیت المقدس محاربه میکردند و هیچ\nشدیدی\nروزی نه بود اینکه مقاتله قلقلقی پیش نمی بردند و در ایام برف و باران و سردی مسلمانان صبر را پیشه گرفتند\nچون اهل بیت المقدس بطرف شدت حصار داری و انچه از طرف مسلمانان در بالای شان نازل میشد دیدند\nبعد ازان از بلفض و بزرگی خود پاگشتند و در مقدم روی تبرك خود ایستاده شدند و او را سجده کردند\nوار\nوتعظيم بجای آوردند و بعد از ان عرض نمودند که ای پدر مایان مدت حصار داری این گروه عرب در\nبالای ما بطول انجامید و امید با بودیم اینکه از طرف ملك هر قل بمایان مدد اید نیامد وشك اینکه\nملك هم از سبب گریختن لشکرهای خود بحال خود مشغول باشد و قوم عرب هم در مقاتله از ما بیشتر اشتها\nدارند و ازان روزی که انها در اطراف شهر ما فرود امده اند مایان یک کلمه حرف بهمراي شان ـ\nناگفتم و از نهایت انکه انها را حقیر شمردیم سوال شان را جواب سر ندادیم حالا امر انها در بالای\nما بسیار بزرگ گردید ، لهذا از طرف تو امید داریم اینکه بطرف شان روی اوری و معلوم کنی که انها از\nطرف ما چه مقصد آرند اگر چنان امر و خواهش شان بما نزديك بود و دور از معامله سخنی نمی گفتند\nما اراده شان را و انچه طالب بودند قبول میکنیم و اگر معامله شان سخت بود درب های شهر خود را\nمفتوح میکنیم وبطرف مقاتله شان بیرون میشویم که یا همگی ما تا به اخر بقتل میرسیم یا انها را از ملك خود\nگریز میدهیم تبرك این گفته شان را قبول کرد و لباس های خود را بپوشید و صلیب را در مقدم روی خود\nآورد و در بالای سور شهر بالا رفت و قسیس ها و رهبانان انجیل ها بدست های شان مفتوح بود و بگرد اگرد\nاو جمع بودند نجار میکردند و رفتند تا اینکه در ان موضع رسیدند که جای امیر ابا عبيده رضی الله\nتعالی تبارک و تعالی عنه بود بعد از ان مردی از میان شان به زبان عربی فصیحی ندا کرد که یا معاشر\nعرب اگاه باشید که عمده دین نصرانیه و صاحب شرع شان بطرف شما امده تا اینکه بهمراي شما سخن\nگوید حالا باید که امیر شما به نزديك ما اید ."}
{"book": "adl0955", "page": 58, "text": "امیر ابا عبیده رضی الله تبارک و تعالی عنه را از گفته شان خبر دادند فرمود گفتم بخدای تبارک\nو تعالی که در هر موضعی که مرا طلب کنند میروم بعد ازان امیر مسلمانان بهمرای جماعتی از امیرهای\nصحابه کرام رضوان الله تبارک و تعالی عنهم اجمعین ترجمانی را با خود گرفته و روی بطرف شان —\nآوردند چون به تبرک شان نزدیک گردیدند بعد ترجمان متوکان از امیرهای صحابه کرام (رض)\nسوال کرد که ای قوم عرب مقصد شما از امدن بطرف شهر ما چیست و چه اراد ه دارید چرا که هر که\nاین بلده مقدسه را قصد کرد نزدیک است این که خدای تعالی او را هلاک گرداند و بروی غضب کند\nترجمان ابا عبیده رضی الله تبارک و تعالی عنه را از گفته شان خبر داد امیر مسلمانان ترجمان را —\nامر کرد که از برای اینها بگوی که مایان هم قبول داریم که این شهر شما شهر بزرگی است و پیغمبر ما\nصلی الله علیه و سلم را ازین جای باسما نها بالا بردند و به پروردگار خود جل شانه و بتاب توسین او\nادنی نزدیک رسید و این شهر شما معدن انبیا است و قبورهای شان در این شهر است که\nاسوده اند لیکن ما از شما بر حق تر می باشیم که در این شهر فرود آئیم و منزل گیریم و حالا بهمرای شما\nمقاتله می کنیم تا اینکه خدای تبارک و تعالی ما را مالک این شهر گرداند چنانکه شهر های غیر شمــر\nشما را مالک شدیم .\nتبرک گفت بگوئید که حالا شما از طرف ما چه اراده دارید امیر مسلمانان فرمود که ما از شما\nیکی را از سه خصلت اراده داریم اول اینکه بگوئید که ( لا اله الا الله محمد رسول الله ) وحده لا شریک\nله . واگر شمایان بطرف این امر اقدام گردید باید که انچه نفعی که بؤل مایان باشد از برای\nشما هم باشد انچه ضرری که از برای شا بود مایان را هم باید .\nتبرک گفت این کلمه بزرگی است مایان هم این کلمه را میگوئیم لیکن علم نداریم اینکه محمد\n(ص) که نبی شما بوده او پیغمبر است اینه.\nامیر اباعبیده رضی الله تبارک تعالی عنه فرمود که دروغ میگوئی تو ای دشمن خدای ج زیرا که\nشمایان هرگز خدای تعالی را یکی نمیگوئید و یکی نمیدانید چرا که خدای تبارک و تعالی جل شانه\nمایان را از حال شما در کتاب عزیز خود خبر داده اینکه شمایان مسیح را پسر خدای میگوئید و\nمایان میگوئیم که لا اله الا هو سبحان وتعالى عما يقول الظلمون علوا كبيرا .\nتبرک گفت که این خصلتی است که مایان هرگز این امر را از طرف شما قبول نمیکنیم . خصلت دومین\nخود را بگوئید که چیست . امیر مسلمانان فرمود که خصلت دویم این است که از عوض شهر خود —\nبهمرای ما صلح کنید وجزیه را برضا مندی خود ادا نمایند و به نزد مایان خوار و ذلیل باشید —\nچنانکه مردمان غیر شما از اهل شام ادا کردند .\nتبرک گفت که خصلت دویم شما از اول بمایان بزرگتر است و مایان از ان جمله نیستیم کـــه\nهرگز یتحت ذل وصغار داخل شویم امیر ابا عبیده رضی الله تبارک و تعالی عنه فرمود که مایان هم\nهرگز از نزد شما دور نمیشویم و بهمرای شما مقاتله میکنیم تا اینکه خدای تبارک و تعالی جل شانه ما را\nدر بالای شما ظفر و دهد وعیال واطفال شما را کنیز وغلام گردانیم و هر که از کلمه توحید سر باز زد —\nبر کلمه کفر خود اقامت کرد مایان او را بقتل می آوریم ."}
{"book": "adl0955", "page": 59, "text": "ـ ٥٦ ـ\n\nتيرك گفت که مایان هم شهر خود را بشما تسلیم نمیکنیم اگر چونکه همگی ما تا به اخیر بقتل\nرسیم و چگونة شهر خود را بدست شما میدهیم که تمام الات و اسباب حصار داری و مردان محکم\nدلاور در میان او جمع اورده ایم وبسان قلعه مردمان دیگر که در باقی شهر ها شمایان ملاقی شدید\nمایان نیستم که انحا بشمایان رضا دادند وعزم ان کردند که جزیه را بشما ادا کنند و در بالاي\nان مردمان مسیح غضب کرده که انها را به تحت اطاعت شما داخل گردانیده ومایان در شهر مسکن\nداریم که هرکه مسیح را در ابن محربخواند مسیح دعاي اورا اجابت میکند . امیر ابا عبیده ( رض)\nفرمود که اي دشمن خداي عزوجل دروغ گفتی زیراکه خداي تبارك وتعالی جل شانه مارا از احوال\nمسیح خبر داده كه ما المسيح ابن مريم الا رسول قد خلت من قبله الرسل وامه صديقه كانا يا كلان\nالطعام .\nتیرك گفت که من بمسیح قسم بر میدارم که اگر مدت ۲۰ سال شمایان در اطراف شهر ما اقامت\nکنید هرگز قادر بفتح ان نمیشوید و این شهر ما بدست مردي فتح میشود که صفات او در کتابهاي\nما موجود است وهرگز از صفات او ذره درتو موجود نیست .\nامیر ابا عبید ( رض) فرمود که صفات ان مردي که شهر شما بدست او فتح میشود چیست .\nتيرك گفت که مایان ازطاعتا و ترا خبر مید هیم زیرا که مایان صفات اورا در کتاب لذي خود دیده ایم\nواز نزد خود نمیگوئیم و چنین دیده ایم که این شهر ما بدست کسی فتح میشود که صاحب محمد\n( ص) است وعمر نام دارد ولقب او فاروق است و قد او چنان مرد محکمی است که درنزد خداي ـ\nتبارك وتعالی جل شانه ملامتی هیچکس اورا دامن گیر نمیشود وحالا هرچند مینگرم صفات اورا درتو\nنمی بینم . ( باقی دارد )\n\nاز روزنامه شفق سرخ شرط بندي يا دیوانه‌گی (۲)\n\nدر نیمه سال ششم شروع کرد به تحصیل زبان هاي مختلف وحفظ کردن لغات ویاد گرفتن فلسفه\nودر اینراه منتها بیحد بیترابخرج داد و میل مفرطی باینکارها پیدا کرد بطوري که مدتی از وقت صراف قبلة قلبوا\nبراي تهیه کتابهاي که محل احتیاج او بود صرف گردید و در مدت چهار سال عددکتبی که اوگا بخوانده\nوخوانده بود به ششصد رسید ویکروز کاغذي به صراف چنین نو شت .\n((اقاي عزیز ! من این مکتوب را بشش زبان مختلف نوشته و براي شما فرستاد ام خواهشمندم اینها نوشته\nرا باشخاصی که کاملا* باین زبانها اشنا هستند نشان دهید اگر غلط نوشته بود م تلگرافی در بیا فرکنید وازصداي\nان من خواهم فهمید که زحمات ایندمت من بیهود نبود ضواین دنیا همیش بزبانهاي مختلف تکلم میكرد\nولی قوه اي که انها را نابنده کرد میکنی بود ه است . اما ایکاش شما میتوانستید مقدار مسرتي را کعن امروز\nپس از یاد گرفتن زبان و فهمیدن افکار انحا تبختر میریم بدانید .))\nصراف تقاضای اور اقبول کرد پس ازاناه ان مکتوب را باشخاص مختلف نشانداد وانها هم تصدیق\nصحت او را کردند امرداد تلگرافی درباغ در نئید بعد از سال دهم او کا مثل بند رمقابـل میـزتحر یرباکمال\nدقت و تعمـق مشغول مطالعه قسمت (( عهدجدید )) از کتابمقد س شد . صراف خیلی متعجب شد از\nاین"}
{"book": "adl0955", "page": 60, "text": "− ۵۷ −\nاینکه چگونه اوکا خلاصه این همه علومرا در ظرف چهار سال بوسیله خواندن ۶۰۰ جلد کتاب در ذهنش حاضر نموده وبعد از اینهمه تحصیلا ت عالی مشغول مطالعۀ یک کتاب اسان وکوچکی مثل (عهد جدید) ـ بشود . بالاخره طولی نکشید که اوکا تاریخ ادیان وکتب فقهی خواست.\nدر دو سال اخیر کسالهای چهاردهم و پانزدهم اوکا بود فقط چیزهائی نقدی را مطالعه کرد که اتفاقا بدستش میافتاد بدون اینکه در انها دقتی نماید یا مثل اسبق انها را انتخاب و تقاضا کند وقتی که حبس او نزديك به تمام شدن رسید صراف در فکر فرو رفت و پیش خود گفت . (فردا ساعت ۱۲ مدت حبس این اوکا تمام میشود و از محبس بیرون میآید و بموجب قرارداد من بایستی دو میلیون تومان باو بپردازم واگر این مبلغ هنگفت را من بدهم فقیر و از هستی ساقط شده دیگر هیچ ندارم) .\nصراف سابقا خیلی متمول وصاحب ملیونها ثروت بود ولی سالهای اخیر در چند قسمت معاملات مهم ضرر کرد، وثروتش کم شد، ودارائی او وضع خیلی خطرناکی پیدا کرد. بود. وقتی در خصوص نزدیک شدن مدت خاتمه حبس فکر کرد خیلی غمگین و مضطرب شده و سرب را مابین دستهایش گذارده و بالحجه حزن امیز ومایوسانه گفت : (چه شرط زشت وشومی من با ان اوکای بدجنس و نادان بستم. چرا تاکنون نمرده که من از شرش خلاص شوم ــ بزودی تمام هستی مرا از دستم گرفته وازدواج میکند و مشغول عیش ونوش شده ولرکمال اسایش زندگانیش را بسر میبرد ومرا در عمیق ترین گودال فقر و بدبختی میاندازد که انجا با غم واندوه بسر برم. نه . نه . این قضیه برای من قابل تحمل نیست و بهترین وسیله برای خلاص شدن از این مهلکه این است که اوکا بمیرد و برای من چاره ای جز مرگ او نیست).\nدر اینموقع ساعت سه بعد از نصف شب شده و صراف بیدار بود وابدا خوابش نمیبرد سکوت ـ خانه اورا فرا گرفته و تمام اهل خانه اش خواب بودند . صراف کلید در محبس اوکا را که پانزده سال است بان نزده بود برداشت کفش را پوشید واز اطاق بیرون امده سمت اطاق اوکا رفت.\nسرما در کمال شدت و تاریکی تمام فضا را فرا گرفته بود صراف مثل کورها با دست راه خود پیدا میکرد و میرفت تا اینکه بمحبس رسید و دو مرتبه متصلب محبوس را صدا زد جوابی نیامد زیرا مشخص در مطبخ باغ در خواب فرو رفته بود وقتی بدر اطاق محبوس رسید کبریت زد ودید جای مهر همان طور که روز اول زده شده روی قفل باقی است شمع کوچکی تهیه واز سوراخ اطاق نگاه کرد دید اوکا روی صندلی ـ پهلوی میز نشسته و سرش مابین شانه هایش فرو رفته ومقدار زیادی کتاب اطرافش متفرق است.\nپنج دقیقه معطل شد و در این مدت محبوس ابدا حرکت نمیکرد ومثل يك قطعه جماد افتاده بود. با انگشت چند مرتبه بشیشه دریچه اطاق زد ابدا جوابی نشنید ومحبوس هیچ حرکتی نکرد ناچار طرف در اطاق رفت وجای مهر روی قفل را جای کرد وچند مرتبه کلید را دور دستش گردانید باین خیال که اوکا اگر ملتفت نیست ملتفت شود واگر خواب است بیدار شود ولی هیچ صدائی نشنید وبالاخره مصمم شد که وارد اطاق شود قفل را باز کرد و داخل شد . دید پهلوی میز مردی نشسته که ابدا شباهتی به سایر مردها ندارد جسمش بقدر لاغر است که غیر از استخوان و پوست چیز دیگر از ان باقی نمانده ـ پوست بدنش هم کشیده وپراز چروک رنگش زرد گونه هایش بیرون امده کمرش منحنی موهای سرش سفید موی ریشش بهم پیچیده وکثیف ودر جلوش صفحه کاغذی است که با خط خیلی ریز چیزهای بان ـ نوشته است . متوجه کاغذ شد وپیش خود شر گفت :"}
{"book": "adl0955", "page": 61, "text": "( این محبوس در خواب عمیق فرو رفته وشاید دو ملیون پول ولذایذی که بعدها ازان منتظر است در خواب می بیند . من باید او را بلند کرده وبر رختخوابش چا بانده ومتکا در نقطه دهانش بگذارم تا خفه شود این عمل مرا متهم بقتل او نخواهد کرد زیرا حتی بزرگترین اطباء هم خفه کردن – ادمی را نمیتوانند از هم تشخیص دهند ولی بهتر این است که من قبل از اینکار کاغذ را که نوشته – بخوانم ) .\nسپس مشغول مطالعه مکتوب شد وبید دران نوشته است :\n(( فردا ساعت ١٢ مدت حبس من تمام ومن ازاد و از این زندان بیرون میرم ولی من پیش از بیرون رفتن از این زندان ودیدن نور افتاب لازم میدانم بشما ای اهل دنیا بعضی مطالب را خاطر نشان کنم صریحا میگویم وجدان پاك وخداوند را که در مقابل من حاضر است شاهد می گیرم که من ازاد وزندگانی وصحت وتمام انچیز هائی را که شما از برکات این دنیا شمرده وبانها افتخار میکنید حقیر میشمارم .\n( من پانزده سال است مشغول مطالعه وتفکر در دنیا وزندگانی ان هستم . بلی در اینمدت من زمین و مردم راندیده ام ولی هر چیزی که شما تصور کنید از کتابها شما فهمیده وتمام اشیائیرا که چشم از دیدن و گوش از شنیدن انها محظوظ میشود تحت دقت قرار داده ام . در اینمدت من از اسرار طبیعت وعلم و فنون مطلع شده وتمام بحر وکره زمین را گردش کرده وتمام نقاط غیر مکشوف زمین وتمام چیز های که زیر اب و بالای هوا بوده اند کشف کرده ومطالبی را که حتی بزرگترین فلاسفه شما از حل انها – عاجزاند حل کرده ام . من از روی کتابهای شما معجزات وکرامات وکارهای خارق العاده را کشف وباسرار ادیانی که در دنیا منتشر شده تمام مردم بانها معتقد گردیده اند پی بردم خلاصه از روی همین کتابهای شما من حکمت اولین واخرین را فهمیده وداناترین انسان روی زمین شده ام والان میگویم که من تمام کتابهای شما را حقیر شمرده وحقیر شمرده وتمام حکمتها وبرکات دنیوی شما را ناچیز وتمام اشیائیرا که در بند نیا است بیهوده وبی فایده میدانم وتمام این اشیا جز وسایل گول زدن فریفتن انسان چیزهای دیگر نیستند . شما بعقل وثروت و جمال ومقام مباهات میکنید ولی تمام اینها چیزهای بیهوده میباشند و وقتی دست مرگ بطرف شما دراز شد ونیستی باقیانه هولناك بشما رو اورد هیچیک ازینها نمیتواند از شما دفاع کند . ( شما غرق غرور وگمراهی بلکه دیوانگی هستید وحقیقت را درك نمی کنید ودروغ را به راستی وحرام را بر حلال ترجیح داده وخوب را با بد مبادله میکنید . ( باقی دارد ) ."}
{"book": "adl0955", "page": 62, "text": "صفحه (۱)\n(جریده هفتگی حبیب الاسلام - سال اول - شماره ۵)\n(نمره سلسله ۵)\nواعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا\nحبیب الاسلام\nادار‌یخانه در باغ غازیان کابل - افغانستان - نمره تلفون\nهمه امور تحریریه وحسابيه بنام اداره فرستاده شود.\nاداره در انتشار واصلاح مقالات وارده مختار است.\nدر هر هفته یکمرتبه صبح پنجشنبه نشر میشود.\nاوراقیکه درج نشود تلفا اعاده نمیشود\nقیمت سالانه قیمت ششماهه\nدر داخل - پنج افغانی سه - افغانی\nدر خارج ۱۵ شلنگ ۸ شلنگ\nيك شماره ۱۰ پول\n(تاريخ قمري ٢٣ شوال المکرم ١٣٤٧) پنجشنبه (تاريخ شمسى ١٥ حمل ١٣٠٨ هجرى)\nبیعتهای ولایات وملحقات ان\n(۱)\nتمهید\nمبنی برینکه خیالهای عصر در تشخیص راه راست از پا در افتاده و این درماندگی را صاحبان\nغرض بواسطه از پیش بردن مطلب سوء خود مددگاری مینمایند حوصله ما سرامد از روی مطالعه تفصل\nخود برای تسکین افکار پریش عقول از دست رفته يك سلسله حقایق را سرمیدهیم تا در مخیله حقیقت\nسنج مکانی بخود احراز کرده ان خاطره های قلق مضطرب و روحیات لرزان را مغلوب و منکوب نماید.\nسلسله حقایق عبارت از بیعت نامه ها ایست که اطراف ونواحی ولایت کابل و ولایات دیگر ملحقات\nوزارت داخله تا اینزمان بمناسبت قریبو بعد مسافه بحکومت مرکزی تقدیم داشته ما هم درجات تاریخ\nرا بمناسبت قبل و بعد مبداء شایعه ات خود قرار میدهیم وانچه قبل از همه رسیده بمراتب درج اخبار\n( حبیب الاسلام ) نموده بقارئین تقدیم میداریم و نیز از رجال معروف در خاتمه هر بیعت نامه که\nامضاء نموده اند اسم خواهیم برد واز سایر ااشخاص ملحوظ به تطویل کار تنها به تعیین\nتعداد قناعت خواهیم نمود.\nبیعت نامه مفرزه عسکری ( مزارشریف )\nبحضور اعلیحضرت پادشاه مسلمین امیرالمجاهدین عرض ما مفرزه مزار اینست: چون خدای عالم\nبرای تجدید و تازه گی امور مذهبی ما ملت موید ارادت شما شده و حضور همایونی شما را توفیق\nعنایت فرمود که با يك همت دلير وبك قتله شمشير توانا پاي تخت مملكت را تصرف شديد واينك بعنوان\nيك خدمت گذاردین و پناهیر مسلمین نور کابل شرف اجلال ارزانی فرمودید."}
{"book": "adl0955", "page": 63, "text": "- ٦٠ -\nلهذا ارباب مناصب وافراد مفرزه مزار که فی الحقيقت يك قطعه از خدمت کاران دين و فداکاران\nملت خود میباشیم خود را هم باين اتفاق قومی ومذهبی شامل داشته بيعت ميکنيم و با اين عريضه\nقرار احکام الهی وحضرت رسالت پناهی به بیعت حضور همایونی آماده وار بودن خود را درينجا\nذريعه عريضه جداگانه که بتوسط جناب جلالتماب سردار سپه سالار صاحب تقديم داشته ايم آگاهی\nداده فرمان برداریم . امضاء :\nقائد مفرزه مزار عبد الرحيم ـ عبد الغفار کندکمشر ـ سيد پادشاه كاتب كندك ـ الله داد توليمشر\nغلام علی بلوکمشر ـ عبد العلی بلوکمشر ـ جلال الدين بلوکمشر ـ گل باز پرکمشر نقلیه .\nبيعت نامه مفرزه عسکری ( قطغن وبدخشان )\nبحضور مبارك انوار تخلل والا حامی دين اعليحضرت امیر حبیب الله خان ! مایان منصبداران وباقی\nمفرزه عسکری قطغن و بدخشان معروض ميداريم اینکه ازانجا که حضرت خداوند جل جلاله بر اهالی\nدین اسلام برحق وپيشوای مطلق که حضرت محمد (ص) است افریده وبر روی زمین خلیفه که اطاعت\nاولی الامر را الی روز محشر اراده کرده ازان رو الحمد لله تعالی تا اکنون دین اسلام بعترتی بدخواهان\nدین حضرتش بار خجالت بدوش داشته خسر الدنيا والا خره میباشند . و ما مفرزه عسکری که کمر\nهمت بسته واسلحه اسلامی را برداشته شب و روز صرف اوقات خود را به زحمت دنیائی میکنیم مقصد مان\nچند چیز است . اول اطاعت اولی الامر بقرار ایه کریمه قرانی که اطيعوالله واطيعوالرسول اولى الامر\nمنکم را بر ذمه مان ثابت کرده ورضاء حق وحضرتش دران است .\nدوم حفاظت ناموس خودمان و پدروبرادروهمجواران ما که از دست طغیانات کفر در امان باشند\nبهمه حال بسيار بسيار ملحوظات ديگر است که اگر بیان کرده شود عرضمان طويل ميشود . خلص\nاینکه عارضان قبلا قرار جذب امیر مخلوع امیر امان الله خان با ده لك روپيه پخته واسلحه ويراق\nخود ها عازم دار السلطنه شده به بسيار زودی چشم انتظار بطرف کابل داشته الى منزل صیغان رسیده\nبودیم قرار حکمنامه نمبر ١٦١ ـ ٣٠ برج جدی ۱۳۰۷ عبد العزيز خان نائب الحكومه ولایت ترکستان\nذريعه تلگرام وزارت حربيه رسيده که مفرزه بدخشان الی امر ثانی در ایبک معطلی شود چرا که در\nراها برف زیاد است ) . خلص اینکه بجمعیت مفرزه به بسيار زحمت بازگشت اييك شديم چند يوم در اييك\nتوقف بودیم که نور محمد خان غندمشر که قبلا رئيس ارکان حربییه فرقه مزارشریف بود با دو قطعه حکمنامه که\nيکی از نائب الحکومگی ويکی از فرقه مزار شریف وارد اي بک گردید . در حکمنامه مذکورنثر وتوضیح بود ایند که\nمفرزه شما قرار حکم وزارت حربيه بست فرقه مزار شريف گرديد ، لازم كنفري و خزانه خودرا بمزارشریف سوق\nداده اعزام شوید .\nهمين که خادمان دولت از جلوس اعلیحضرت غازی واقفیت یافته بقسم سیاسی خزانه ونفری خود را از\nشهر ای بک بارگیری کرده همرای کرايعکشها بيك قسم تسلی داد مخزانه و مترزمتران خود را حرکت\nداده برای نورمحمد خان غند مشر وباقی اهالی بیان کردیم که خزانه وخود مایان مزارشریف میرويم -\nحينيكه خزانه و بستره بارگيری شد سر بارگير را بطرف قطغن گردانيده بطالع همایونی مخالخير"}
{"book": "adl0955", "page": 64, "text": "٦١\n\nوالعافيه بتاريخ ٤ رمضان المبارک داخل خان اباد گردیدیم چون روز پنجشنبه که به\nخان اباد گردیدیم اعلانات شهر یاری را بچشم دیدیم از خلع امیر امان الله خان و تقرر سلطنت شما\nمستحضر شدیم و اینکه خون را خاتم دین رسول الله صلى الله عليه وسلم نام نهاده اید و اهالی دار\nالسلطنه شما را امیر خودها قرار داده است و دست بیعت داده اند ما نیز بر اعتبار دین اسلام\nرشته اطاعت شما را بگردن انداخته و خودها را فدائی دین اسلام شناخته بقرار دیگر تم و برادران\nعسکری خودها خودمایان دست بیعت را برایت الی بقای حیات داده و شما را به پادشاهی خود\nها قبول داریم و اوامر شما که موافق به امر خداوند جل جلاله و رسول اکرم علیه الصلوات والسلام باشد\nانرا بجا میکنیم و از خداوند جل شانه توفیق خدمت برای اسلام و اهل اسلام خواسته و شما را به شرع\nشریف راسخ الاعتقاد میخواهیم . خداوند تعالی جل جلاله کند که دین اسلام روشن و دشمن اسلام\nشرمسار دارین باشد این عریضه ما بیعت است که الی بقای شریعت فوق از ان عدول نمیکنیم اگر عدول\nکنیم خسر الدنيا والاخره باشیم امین ثم امین فقط تحریر ٦ ماه رمضان المبارک سنه ١٣٤٧ ٠\nامضاء ات : عبد الرؤف ـ محمد امین ـ سید محمد وکیل کندک مشر ـ غلام احمد تولیمشر ـ عبد الصمد\nجهادار خان اباد ـ محمد اکبر وکیل تولی مشر ـ عبد الصمد کاتب تولی ـ یار محمد وکیل بلوکمشر ـ\nفتح محمد ـ تو محمد وکیل برکمشر ـ وکیل بلوکمشر ـ میر عنایت کاتب تولی ـ محمد رفیق بلوکمشر وکیل\nتولیمشر ـ محمد مراد بلوکمشر ـ جلال الدین برکمشر ـ شیر محمد برکمشر وکیل بلوکمشر ـ دو امضاء خوانده نشد ـ\nمواپور ٠ جلال الدین برکمشر ـ عبد الکریم بلوکمشر ـ محمد رحیم ـ راز محمد تولی مشر ـ بهاء الدین ـ\nمحمد زرین کدامدار نظامی خان اباد ـ سه مهر خوانده نشد ٠\nبیعت نامه گردریز وارگون (١٥ شعبان)\nدرجات پادشاه غازي امير حبيب الله خان سراج الملت والدين در ترقی و تزايد باد\nونجم سعادتقتش غالب و مشتعل باد ـ وعلم کافر ومکفر چنانکه واقع شده از دست پادشاه غازي ـ\nامیر حبیب الله سرنگون خواسته ایم چنانچه امیر امان الله مع مفاسدات از دست شما سرنگون شد\nانشاء الله تعالى ٠ بعد ازين عرض ملایان مدرسین علاقه گردیز وارگون چنان است که مایان غریبان\nاز دست مبتدعین و کفره در بدر خاک پسر بودیم چونکه سیف غازی شمشیر شما ظهور یافت\nمایان بور جای خود امده ایم والحال در خدمت دین و پادشاه اسلام امیر حبیب الله خان شاغل\nومشغول هستم و قران شریف را بر سر گرفته در مخلوق میگردیم وعظ ونصیحت میکنیم انشاء الله تعالی\nبعد از ماه روزه حاضر دربار شریف خواهد شویم ارنده بیعت نامه هذا ملا جلاد نام رئيس ـ\nطالبان اهل زرمت می باشد که ساعی در حق دین و پادشاه اسلام امير حبيب الله خان سراج الملت والدین\nمی باشد بحضور روانه کردیم که هر خدمت که بر مایان تعلق دارد بدست ملا جلاد سر رشته ـ\nداده شود که بجا اوریم ٠ (الناس على دين ملوکهم والعلما ورثت الانبيا) لهذا لازم است که\nبرین بیعت دستخط بکنند ٠) امضاء :\nمدرس ملا عبد الرحيم ـ مدرس ملا عبد الملک امير محمد طالب العلم ـ عادل شاه طالب العلم ـ\n(محی الدین ـ جمعه خان ـ عبد الحکیم ـ ملا جیلان ـ ملا محمد اصغر ـ ملا سید گل ـ ملا گل محمد ـ"}
{"book": "adl0955", "page": 65, "text": "ملا شیر محمد ــ ملا عماد الدین ــ ملا عبد الحق ــ ملا بازمحمد ــ ملا احمد جان ــ ملا محمد امین وملا جان محمد طالب العلمان) ــ مدرسه قریه نیکنام خورد ــ ملا قند عبدالمحمد مدرس خورد ــ طالب العلم ــ ملا عبد الرحمن ــ ملا مرتضی ــ ملا راز محمد ــ ملا فقیجان محمد ــ ملا محمد عظیم ــ ملا عبد الحکیم مدرسه رحمان خیل مموازی ۰ طالب العلم ۰ ملا حیدر ــ ملا عبد الظاهر ــ ملا عبد المجید ملا عبد الرحیم ــ ملا محمد شریف ــ مدرسه مقدسه علیخان خیل ــ ملا محمد نعیم مدرس مدرسه مقدسه شمل زائی ــ ملا دین محمد مدرس ــ طالب العلم ــ ملا حاجی محمد ــ میر صاحب ملا غلام صدیق ــ عبد الله خان ــ مدرسه مقدسه اخند زاده خیل مموزائی ــ ملا محمد هاشم اخند زاده مدرس طالب العلم ــ ملا جان محمد ــ ملا میر حمزه ــ عبد السلام ــ مدرسه مقدسه این خیل ازریاخیل ــ ملا راز محمد مدرس ــ\n(٣٤ نفردیگر)\n\nمسایل دینی\n(٥)\n\n٤٣ ــ لعنت بر هیچ مسلمان گفته نشود اگر چه فاسق و ظالم باشد مانند یزید زیرا که خاتمه مستور است.\n٤٤ ــ بر یک فرد مسلمان شاهدیدادن دخول جنت روا نیست مگر انی است که شاهدی دخول جنت برای ــ افراد یکدیگر از قران شریف وا حادیث صحیح موارد شدید اد میشود چون همه انبیا علیها لسلام و بعضی از صحابه کرام مثلا ده یار بهشتی وغیره مثل حضرت ابوبکر صدیق وحضرت عمر فلق فاروق وحضرت عثمان ذوالنورین وحضرت علی مرتضی وحضرات طلحه و زبیر وعبدالرحمن بن عوف وسعد بن ابی وقاص وسعید بن زید بن عمرو بن نفیل و ابو عبیده بن جراح وبی بی فاطمه زهرا و امام حسن و امام حسین وخدیجه کبرا وعایشه صدیقه وعیاس و سلمان وصهیب وعمار بن یاسر وغیره صحابه عظام رضوان الله تعالی علیهم اجمعین که حضرت رسالت پناهی (ص) شهادت دخول جنت را ــ فرموده اند.\nوشاهدی دوزخ برای یکنفر کافر درست نیست مگر به افراد کفاریکه در قرآن شریف و یا احادیث صحیحه مبارکه تعیین موث بکفرد ان شده باشد چون فرعون لعین وابوجهل وابولهب وغیره امثال شان وچنین شاهدی رواست که همه مومنان اهل جنت اند وهمه کافران اهل دوزخ.\n٤٥ ــ حرام دانستن شیره خرما که منکر نباشد روا نیست.\n٤٦ ــ ولی بدرجه پیغمبران علیهم الصلوات والسلام نمی رسد وتا زمانیکه بنده عاقل و بالغ باشد بمقامی نمیرسد که امرونهی خداوند تعالی از وساقط شود .\n٤٧ ــ نصوص ایت های قران شریف و احادیث رسول الله علیه الصلوات والسلام همه بر ظاهر ان حمل کرده شدند همان معنی که از ظاهر لفظ ان ها فهم میشود ان معنی مراد است مگر که ترك شده باشد معنی ظاهر اوبد لیل شرعی وتاویل انها از ظاهر انحا بسبب مدعای نفسانی کفر والحاد است .\n٤٨ ــ منکر شدن از حکائیکه نصوص قطعی قرانی ویا احادیث نبوی برانها دلالت میکنند مانند حشر اجساد کفر است .\n٤٩ ــ بر مسلمانان واجب است که برای انتظام ومصلحت های دین ودنیای خود پادشاهی استاد بکنند"}
{"book": "adl0955", "page": 66, "text": "-٦٣-\n\nکه مرد مسلمان آزاد عاقل بالغ سیاست کننده باشد و توانا باشد برجاری نمودن حکم های شرعیه و نگهداشتن سرحدات دار اسلام و دفع ظلم کافران و ره زنان و دزدان وغیر ازین ها از اهل فساد و توانا باشد به برداشتن حدود چون حد زنا و حد دزدی وغیره و برپا داشتن قصاص ونماز های جمعه وعید و عید و بر قطع کردن دعوا هائیکه میان بنده گان خداوند تعالی واقع میشود و بر قبول نمودن شاهدي هائی که بر حق ها ادا کرده میشود و بر نکاح کردن صغیر وصغیره که ولی وقریب نداشته باشد وبر تقسیم و بخش کردن مال هاي غنیمت .\n٥٠ ــ بر آمدن از فرمان پادشاه و یاغی شدن بر او روانیست خواه عادل باشد خواه ظالم ومیباید که پادشاه ظاهر باشد نه پنهان و پوشیده و شرط نیست که پادشاه معصوم باشد و نه انکه بهتر اهل زمانه خود باشد چنانچه شیعه میگویند که امام مهدی اخر الزمان رحمت الله تعالی حال زنده و پادشاه است و از چشم مردم خودرا پنهان کرده و به نزديك قیامت خود را ظاهر میکند\n٥١ ــ اقتدا کردن در نماز بهر مسلمان رواست خواه نیکو کار باشد یا بد کار باشد بشرطیکه بدکاری او بحد کفر نرسیده باشد واگر بحد کفر رسیده باشد اقتداء نماز باو روانیست ولیکن اقتداء نماز به مسلمان بد کار اگرچه رواست مکروه است بکراهیت تحریمی و نماز جنازه هر مسلمان نیکوکار و بدکار ــ خوانده شود و مسح بر موزه رواست در حال سفر سه شبا روز ودرحال غیر سفر يك شبا روز .\n٥٢ ــ در دعا وصدقه کردن مسلمانان زنده برای مردگان مسلمان نفع وفائده بان مردگان میرسد .\n٥٣ ــ خداوند تعالی قبول میکند دعاهای بندگان را وروا میسازد حاجت های ایشان را اگر دعا بگناه و قطع صله رحم نباشد و دعوات بحضور دل باشد والا قبول نمیکند .\n٥٤ ــ تا وقتیکه نفس در گلو و فرفره نرسیده باشد یا آفتاب از جانب مغرب نیرامده باشد توبه نزد خداوند تعالی قبول میشود خواه از کفر باشد خواه از گناه و چون نفس به گلو رسید توبه از کفر قبول نیست باتفاق و بر توبه از گناه خلاف علما است .\n٥٥ ــ آنچه از علامات قیامت پیغمبر ما عليه الصلوات والسلام خبر داده همه حق است مانند طلوع افتاب از جانب مغرب و فرود امدن حضرت عیسی علی نبینا وعليها لصلوام والسلام بجسد مبارك خود از آسمان و برآمدن ياجوج و ماجوج از سد خود که از نوع بنی ادم اند وهمه ایشان کافرند و بر اکثر روی زمین غالب میشوند و برآمدن دابة الارض که حیوانی است که از زمین می براید و بروی زمین میگردد و بر امدن دجال و وي شخصی است بيك چشم کور جادوگر و دروغگوي و بر اکثر زمین غلبه میشود وبدروغ دعواي خدائی را میکند وچون حضرت عیسی علی نبینا وعليها لصلوات والسلام از آسمان فرود اید بدست مبارك خود او را میکشد وهمه این علامات که درانخصوص بیان شده بر ظاهر خود محمول اند تاویل ان کفر و الحاد است .\n٥٦ ــ پیغمبران بنی ادم از پیغمبران ملائیکه بهتر اند و پیغمبران ملائکه از عامه مومنان بنی آدم ــ بهتراند وعامه مومنان صالحان از عامه ملائکه بهتراند ــ\n٥٧ ــ حلال داشتن گناه صغیره وکبیره که بدلیل قطعی ثابت شده باشد و سخریه کردن بر شریعت غرا ونا امید شدن از رحمت اوتعالی وایمن بودن از عذاب اوتعالی وراست پنداشتن قول کاهنان وساحران در چیزیکه از عیب جز (غیب خبر) میدهند واهانت ودشنام گفتن حضرات شیخین"}
{"book": "adl0955", "page": 67, "text": "-٦١-\n\nرا که حضرت ابوبکر صدیق وحضرت عمر فاروق واستعمال چیزیکه علامهء خاصه الین کافران باشد مانند زنار بستن وقشقه زدن وان صلیب است که نوع برنج ساخته به نیت عبادت می اویزند و رد کردن قران مجید شریف وحدیث متواتر وانداختن قران شریف درجای پلیدی . و تاویل کردن قران شریف وحدیث شریف بر خلاف تاویل علمای دین واجماع امت واصول شرع مبین همه‌این چیزها کفر است .\n٥٨ـ اختلافاتیکه در میان چهار امام دین امده یعنی حضرت امام ابوحنیفه وحضرت امام شافعی وحضرت امام مالك وحضرت امام احمد حنبل رحمهم الله تعالی رحمت پروردگار است نه چنین است که بعضی متعصبان وجاهلان میگویندکه اختلاف ایشان موجب خلل وزحمت برای مردم شده پس بر مسلمانان لازم است که همه ایشان را به نیکی یاد کند واختلاف ایشانرا رحمت خدا وعز وجل دانند .\n٥٩ـ حق در بین هر چهار مذهب دایر است باین معنی که حق در همین چهار منحصر است وحق از چهار مذهب بیرون نیست پس اگر کسی بدون از چهار مذهب درمذهب دیگری حق را دایر کند گمراه ومبتدع است و مراد بر چهار مذهب مذهب امام ابوحنیفه ومذهب امام شافعی ومذهب امام مالك و مذهب امام احمد حنبل است رحمهم الله تعالی وکسی از مذهب خود هرکدام ازین چهار مذهب که باشد بدیگر مذهب نرود زیرا که استخفاف صاحب مذهب اول می اید واستخفاف هیچ کدام ازـ اصحاب این چهار مذهب روا نیست .\n٦٠ـ درسنه چهارصد هجری نبوی علی صاحبها الصلوات والسلام قیاس واجتهاد قطع شده و بعد از سنه مذکوره کسی بدرجه اجتهاد نمی رسد .\n٦١ـ اگر کسی درین زمانه دعوا کند که استخراج مسئله هارا از قران شریف واحاديث نبوی علی صاحبها الصلوات والسلام میکنم در دعوای خود دروغگوی وخود او مبتدع وگمراه است زیرا که مسئله ها همان است که مجتهدین مهدیین بسعی وکوشش تمام استخراج انرا نموده اند وکتب معتبرهء اهل سنت و جماعت ازان مملو و پر است ودرین زمانه کسی قوت استخراج مسئله هارا ندارد هرکا کسی دعوای انرا کند ضال ومضل است .\n٦٢ـ اگر کتابی یا رسالهء یا مسئله مخالف از کتب عقاید وفقه شریف اهل سنت وجماعت پیدا شود عمل کردن بان روا نیست . .\n\nباب دوم در بیان مسئله متعلقه عقاید ومراد ازان اثیائی است که مرتکب انرا فقها کرام رحمهم الله تعالی کافر گفته اند واجتناب تمام ازان لازم و فرض است و این باب مشتمل است بر یازده نوع:ـ \nنوع اول بیان چیزهائیکه لا بدی است دانستن ان ها وان چند قاعده کلیه است\nاول باید دانست که هر مسلمان را میباید که در صبح ومسا این دعا را ورد خود سازد تا سبب نگه داری او شود از کفر شدن ندانسته و معصیا ل وعده مصدوقه حضرت پیغمبر ماعلیه الصلوات والسلام ( الهم انی اعوذ بك من ان اشرك بك شيئا\" وانا اعلم به واستغفرك لاله اعلم به تبتعنه وتبرات من الكفر والشرك والكذب والغیبه والنميمه والبدعته والبهتان ومن امعاصی كلها واجدد د ایمانی واسلمت واقول لا اله الا الله محمد رسول الله )"}
{"book": "adl0955", "page": 68, "text": "٦٥ -\nواقول لااله\nالا الله محمد رسول الله ) )\nیعنی بار خدایا پناه میگیرم بتو از اینکه شريك ملزم با تو چیزیرا در عبادت و یا در خالقیت تو\nیا در خالقیت تو و من بدا نم انرا و بخشش میخواهم از تو ازان چیزی که تا روا باشد و باین ندانسته\nباشم و توبه کردم ازان و بیزارم از کفر و شرك و دروغ گفتن وسخن چینی و از تهمت گفتن و از بدعت\nو بهتان و همه گناهان و تجدید میکنم ایمان خود را و اسلام اوردم و میگویم ( لا اله الا الله محمد -\nرسول الله ) )\nدوم : ـ این را باید دانست که کافر گفتن مسلمان پرخطر باید بود که رسول علیه الصلوة والسلام\nفرموده اند که اگر کسی دیگری را کافر گوید وان شخص بقرار شرعی کافر نباشد همان نسبت کفر بخود\nگویند باز میگرد د اگر بنیت او تبدیل دین او باشد نه دشنام .\nسوم :ـ فقها اعظام رحمهم الله تعالی فرموده اند که اگر در شخصی چند وجه بود که کفر\nاورا ثابت میکرد و يك وجه باشد که کفر اورا منع کند مفتی را لازم استکه بهمان يك وجه میل کند .\n٤ ـ در خاطر بسی از مسلمانان بعضی خطرهای بد و مخالف عقاید واعمال اسلامی خطور میکند\nکه بتلفظ کردن ان خطرها کفر لازم میگرد د پس اگر ان شخص خطرات مذکور را بد مید انست پس\nحكم شرعی چنین استکه بد دانستن ان از ایمان خالص است که شیطان متوجه ان بوده و ایمان اورا\nمیرباید و برای دفع ان ( لاحول ولا قوت الا بالله العلی العظیم ) گفتن مجرب است .\nه ـ اگر بزبان کسی کلمه کفر نادانسته جاری شد که نمیدانست که این کلمه کفر است در کفر او ـ\nاختلاف است پس لازم بر مسلمانان است که احتیاط کند وازان اجتنا ب نماید که در هر کلمه که\nدر کفر ان اختلاف است احتیاطا امر میشود که تجدید نکاح او کرده شود .\n٦ ـ عزم كفر نيز كفر است یعنی اگر شخصی مثلا اراده مستحکم و عزم وبالجزم داشته باشد که فلان وقت\nکافر میشود نعوذ بالله منها اگرچه در اراده او بعد از یکصد سال باشد فی الحال فقه کافر میشود .\n۷ ـ اگر شوهر یا زن مرتد گردد نعوذ بالله منها نكاح شان باطل میگردد و چون تجدید ایمان و اسلام\nخود را بنماید لازم است که تجدید نکاح را نیز بکند نوع دوم بیان کلمات که در شان الله تعالی گفته\nشود وفقهای کرام رحمهم الله تعالی انها را الفاظ کفر گفته اند .\nاول ستودن خدای تعالی بصفتیکه شایان جناب قدس او نباشد مانند جهل عجز کذب در ذات و\nصفات او تعالی يا شريك يا زن یا فرزند یا امثال ان برای او تعالی ثابت کردن نعوذ بالله منها يا ـ\nتمسخر واهانت بامری از اوامر اوتعالی یا باسمی از اسمای اوتعالی یا منکر شدن از وعد وعید او تعالی .\n( باقی دارد .\nفتوحات اقلیم اسلام ( فتح بیت المقدس )\n(٥)\nراوی گفت که چون امیر مسلمانان این گفته را شنید تبسم کرد وبخنده شد که بوب کعبه قسم اینکه\nشهر را مالک شدیم و فتح كردیم بعد امیر از وی پرسید که اگر ان مرد را بینی می شناسی ( تيرك) گفت\nاری چگونه نمی شناسم که صفات او وایام وسنین عمر او همه گی در نزد من موجود است ابا عبیده رضی الله\nعنه فرمود که والله قسم اینکه ان شخص خلیفه بزرگ ما وصاحب نبی ما میباشد ( تيرك ) گفت اگر قول تو\nصدق است صدق قول مايان راهم خواهد دانستی حالا توصعی کن که ریختن خون ها در بین ماوشما"}
{"book": "adl0955", "page": 69, "text": "بسته شود وبطرف صاحب خود کس فرست که بطرف ما اید که چون اورا دیدیم که بچشم ما ظاهر شد\nوصفات اورا شناختیم بعد ازان دروازه هاي شهر خود را از براي شما مفتوح میکنیم و هیچ کید و\nمكري نداریم وجزیه خویرا هم ادا مینمائیم امیر ابا عبیده رض فرمود که ما بطرف او کس میفرستیم\nکه او بطرف ما اید تا اینکه بعد ازان بدانیم که شما مقاتله را دوست دارید مایان دست هاي خود را\nاز طرف مقاتله شمایان نگاه داریم تبوك گفت یا معاشر عرب یعنی خویرا ترك كنيد ومایان هم شما را\nخبر میدهیم اینکه از براي شما خبر صق را گفتیم تا اینکه ریختن خون ها در بین ما وشما ـ\nبسته گردد وشما از مصالحه سر باز میزنید ومقاتله را ذکر می كنيد امير ابا عبيده رضي الله عنه فرمود\nکه این چنین است که تو میگوئی زیرا که مایان در قتل خويها از حیات خود بیشتر اشتها داریم وـ\nچنین امید واریم که اگر بمقاتله نقد شما بقتل رسیم مستوجب عفو وغفران خذي تعالى گردیم .\nراوی گفت که امیر ابا عبیده رض حکم کرد اینکه من بعد مسلمانان دست خود ها را از مقاتله شان\nنگاه دارند وتبوك هم بشهر رفت .\nوقدی رحمت الله عليه نقل کرد که بعد ازان امیر ابا عبيده رضی الله عنه مسلمانان را به نزد\nخود جمع اورد وازگفته تبوك انهارا خبر داد در اینوقت مسلمانان همگی اواز هاي خود هارا بــه\nتکبیر وتهلیل بالا کردند وعرض نمودند که اي امیر این فعل را عمل نماي وبطرف امير المومنين عـــمر\nرضى الله عنه نوشته کن شاید که او بطرف ما تشریف فرما شود واین شهر فتح گردد شرحبیل بـــن\nحسنه رضی الله عنه فرمود که اي امیر صبر کن تا اینکه از براي شان بگوئیم که امیر بزرگ ما بما همراء\nاست وخالد رضی الله عنه را بطرف شان بریم بلکه چون بطرف اودیدند قید دروازه هاي شهر خویرا\nاز براي ما مفتوح کنند و ذله گی ما برطرف شود خالد بن ولید از همه گی مردمان با میر المومنین عمر\nبیشتر مشابهت داشت رضی الله عنهما چون صبح شد ترجمان بطرف تبوك رفت واورا گفت که خلیفه\nما امد وابا عبیده از براي خالد رضی الله عنهما این معنی را بیان کرده بود بعد ازان همه امیرها\nسوار شدند وبطرف اهل یونا لمقدس رفتند واز براي شان گفتند که ان مرد بزرگ طالبی بودید قدم اوردـ\nمشرکان این قول را به نزد تبوك گفتند تبوك روانه شد تا اینکه در بالاي سور شهر امد و از براي ـ\nترجمان مسلمانان گفت که مطلق صاحب خود را خبر دهید که به نزديك ما اید تا اینکه معاينتا\nاورا ببینم چون خالد رضی الله عنه را بدید گفت بحق مسیح قسم که میگویم همان شخص است\nلیکن بعضی علامات او دراین شخص موجود نیست بعد ازان تبوك از براي خالد رضی الله عنه گفت\nکه ترا بحق دین تو قسم که بگوي اینکه تو کیستی خالد رضی الله عنه فرمود که من از جمله اصحاب\nاو می باشم تبوك گفت اي جوانان عرب تا بکی مکر و فریب را به خود همراه دارید بحق مسیح که تا ان\nمرد موصوف را بچشم خود نه بینم این شهر از براي شما فتح نخواهد شد وكی از مایان بطرف\nشما نخواهد آمد اگر که مدت ۲۰ سال در اطراف شهر ما اقامت کنید در اینوقت مسلمانان بخدمت\nامير ابا عبیده رضی الله عنه عارض شدند که اي امیر اگر مایان بخدمت امیر المومنین نوشته فرستیم\nواورا از صورت واقعه اطلاعی دهیم شاید که درین بقعه تشریف فرما شوند و این مذلت ها از بالاي ما\nرفع شود بعد ازان امیر بخدمت امير المومنين عمر رضي الله عنه كتابی نوشته کرد که این بود :"}
{"book": "adl0955", "page": 70, "text": "-٦٧-\n\nبسم الله الرحمن الرحیم .\nبخدمت امیرالمومنین عمر رضی الله عنه از طرف عامل او در شام ابا عبید عامر بن جراح سلام\nعليك اما بعد فانی احمد الله الذی لا اله الا هو واصلی علی نبیه محمد صلی الله علیه وسلم مخفی\nنماند یا امیر المومنین که مایان در اطراف بلده ایلیا فرود امدیم ودر مدت چهار ماه هر روز\nبهمراه شان مقاتله کردیم وان ها بهمراه ما مقاتله میکردند واز شدت برف وباران وسردي هوا به\nمسلمانان مشقت هاي عظیم رسیده لیکن مسلمانان درین همه مشقت ها صبر کردند وامید خود را\nبطرف پروردگار خود اوردند و دران روزیکه این کتاب را بخدمت شما نوشته کردم تبوکی که اهل\nبیت المقدس اورا بسیار بزرگ میدانند بطرف ما بیرون شد واز برای ما گفت که مایان در کتابهای\nخود دیده ایم که این شهر ما فتح نمیشود مگر بدست صاحب پیغمبر شما که عمر نام دارد وان\nتبرك نعت وصفت او را هم می شناسد که در کتابهای شان موجود است وحالا مایان از طرف شمایان\nمسئلت مینمایم اینکه :\nریختن خون هارا شما بسته نمائید وبه نفس خود بطرف ما تشریف فرما شوید ومایان را مدد\nدهید شاید که خدای تعالی این شهر را بدست ما فتح گرداند بعد ازان نامه را در پیچید\nومهر نهاد وفرمود که یا معاشر المسلمین این نامه را کدامین از شمایان بطرف مدینه منوره که\nمزد او بر خدای عز وجل باشد میبرد میسره بن مسروق عیسی رضی الله عنه فورا جواب گفت که یا\nامیر رسول قسم که انشاء الله تعالی بهمراه خود امیر المومنین رضی الله عنه بر می ایم ابا عبیده (رض)\nفرمود که بارك الله فيك كتاب را بگیر میسره رضی الله عنه کتابرا پاگرفت ودر پشت اشتر تیز رفتار خود\nسوار شد وهمیشه راه می پیمود تا اینکه در مدینه منوره رسید ودر حین شب بمدینه منوره داخل\nشد وبخود گفت که قسم بخدای تعالی که در نزد هيچ يك از مردمان داخل نمی شم بعد ازان\nاشتر خودرا بدرب مسجد بخوابانید وزانو هاي اورابسته نمود وبمسجد داخل شد واز برای مرقد مطهر\nرسول الله صلى الله علیه وسلم ومرقد حضرت صدیق اکبر رضی الله عنه سلام کرده بعد ازان در موضع از\nمسجد بخواب شد زیرا که چند شب گذشته بود که خواب نشده بود چون چشم او بخواب رفت ـ\nبهمراه اذان امیر المومنین عمر رضی الله عنه بیدار شد و هنوز شب تاريك بود که اذان گفتند بعد\nازان در مسجد داخل شدند وندا کردند ( الصلوات رحمکم الله) میسره رضی الله عنه نقل کرد\nکه من هم وضو کردم ودر خلف امیرالمومنین عمر رضی الله عنه نماز را ادا نمودم چون امیرالمومنین\nرضی الله عنه روی مبارك خودرا از محراب بگردانیدند من بخدمتشان بیا شدم و سلام کردم انها\nچون مرا دیدند بهمراه من مصافحه کردند ومن انها را بسلامت مسلمانان بشارت دادم وگفتم :\nکه یا امیر المومنین برب کعبه قسم که این چنین است که عرض نمودم باز از من پرسیدند که یا ابن\nمسروق بگوی که در عقب خود چه خبر داري . من عرض کردم که خبر خیر وسلامتی .\nبعد ازان کتاب ابا عبیده رضی الله عنه را تسلیم شان نمودم چون امیرالمومنین عمر رضی الله\nکتاب را بر مسلمانان بخواند همه گی خوشوقت گردیدند بعد ازان امیر المومنین عمر رضی الله عنه\nروی بطرف شان اورد وفرمود که ای مسلمانان شمایان در باب نوشته ابا عبیده چه میفرمائید ."}
{"book": "adl0955", "page": 71, "text": "اول کسی که درین باب سخن گفت عثمان ابن عفان رضی الله عنه بود که او را فرمود که یا امیر\nالمومنین خدای تعالی اهل روم را خوار گردانید ، ومملکت شانرا از دست شان بیرون کشید ، و ــ\nمسلمانان را بر بالای شان نصرت بخشید ، والحال اصحاب ما بلده ایلیا را در بالای شان بشدت\nو قهر محاصره کردند وامر شانرا در مضیقت آوردند و هر روز مذلت و ضعفشان زیاده میشود و خوف بیشتر\nبقلب شان جاگیر میگردد واگر شما در جای خود اقامت بکنید بطرف شان روید انحا خیال میکنند که\nبه نظر شما بسیار سبك داشته اند چنانکه شما هیچ خیال شانرا ندارید و محاربه ومقاتله شانرا ــ\nحقیر میدانید بعد ازان اندك مدتی در شهر خود قرار نمیگیرند تا اینکه بفضل تعالی تمام روم بطرف\nاصحاب ما میاورند جزیه را زمه بردار میشوند چون امیر المومنین این فرموده عثمان جزاهم الله تعالی\nخیرا را بشنید روی بطرف مسلمانان اورد وفرمود که ای مسلمانان ایا بغیر فرموده عثمان رضی الله عنه\nدیگر رای هم به نزد شما موجود هست یا نه .\nعلی کرم الله وجهه فرمود که اری رای من بغیر رای عثمان رضی الله عنه میباشد که از برای شما ظاهر\nمیگردانم فقا رحمكم الله تعالی امیرالمومنین عمر رضی الله عنه فرمود که یا ابوالحسن بفرمای که رای\nتو چیست . علی کرم الله وجه فرمود که یا امیر المومنین اهل روم ترا سوال کرده اند این سوال شان\nسبب نفع مسلمانان میگردد و تا حال از سبب سردی هوا و بارندگی و طول مقام و از شدت مسلمانان را\nجهد وکوشش و مشقت عظیمی رسیده وحالا من چنین مصلحت دیدم :\nکه اگر شما به نفس خود به ان طرف روی اورید خدای تعالی ان شهر را از برکت شما بدست\nمسلمانان فتح میگرداند و درین رفتن شما از برای شما بحر تشنگی وگرسنگی وقطع کردن وادی ها و\nپستی ها و بلندیها وکوهها بحر یکی ازینها از طرف خدای تعالی از برای شما تا حینیکه بازگردید اجر\nعظیمی نوشته میشود وچون شما به نزد مسلمانان رسیدید هم از برای انها عافیت و امنیت و اصلاح کارها\nحاصل میاید و من ازین ایمن نیستم اگر مسلمانان هم از امدن شما وهم صلح نا امید گردند واهل ـــ\nبیت المقدس هم شهر خود را محافظت محکم کند اخر از طرف يك شهری از شهرهای روم ویا از طرف\nكلب یانی روم خود هر قل بمشرکان مدد رسد وازین سبب در بالای مسلمانان اندوهی و بلائی فرود اید\nخصوصا شهر بیت المقدس که در نزد اهل روم بسیار بزرگ است و تمام اهل روم دران شهر حج بجا ــ\nمی اورند که هیچ تخلف نمیکنند و نظر صواب این است که شما به نفس خود بطرف شان روی اورید انشاءالله\nتعالی .\nراوی گفت که امیر المومنین عمر رضی الله عنه از مشورت و فرموده علی کرم الله وجه بسیار خوشوقت\nشدند وفرمودند که در باب کید ومکر بدخشان مشورت عثمان رضی الله عنه نیکو میاید و در باب ــ\nمشورت امور مسلمانان مشورت کردن بهمراه علی کرم الله وجه نيك وقع میشود خدایتعالی این هر دو را\nجزای خیر دهد وحالا من درین امر بمشورت علی کرم الله وجه عمل میکنم زیرا که من او را جز نیکو مشوره و\nمیمون فال دیگر چیزی نمیدانم بعد ازان امیرالمومنین مسلمانان را امرکرد باینکه سر رشته از جهت رفتن\nبگیرند واسباب سفر خود را اماده کنند مسلمانان بشتاب این امر را بجا اوردند وخود ها را از برای\nسفر اماده گردانیدند . امیر المومنین عمر رضی الله عنه امر کرد ، اینکه :"}
{"book": "adl0955", "page": 72, "text": "در بیرون مدینه منوره جا گیر شوند مسلمانان فرموده امیر خویشرا بجای اورند و بعد ازان ـ \nامیر المومنین رضی الله عنه در مسجد داخل شد وچهار رکعت نماز ادا کرد و به نزد مرقد مطهر\nرسول الله صلی الله علیه وسلم ومرقد حضرت صدیق اکبر رضی الله عنه بپای ایستاد بشد . علی کرم الله\nوجه را در مدینه منوره خلیفه گردانید واهل مدینه منوره از جهت بیرون شدن شان ناله ها وفریادها\nکردند و همرای شان وداع نمودند واقدی رحمت الله علیه فرموده که امیر المومنین عمر رضی الله عنه\nدر بالای اشتر سرخ خود سوار شد وازمدینه منوره بیرون امد ودواپان بهمراي خود برداشتند که\nدرمیان یکی سویق بود و بدیگری خرما ومشگ ابي را هم درمقدم روی خود گرفتند وکاسه چوبین را از\nجهت طعام خوردن در پشت سر خود بر بالای اشتر بسته نمودند وبدین اسباب از مدینه منوره بیرون\nشدند و جماعتی از صحابه کرام که در فتح يرموك حاضر بودند ودر مدینه منوره آمده بودند درین روز\nبهمراي شان که زبیر و عباده بن صامت رضی الله عنهما بیرون شدند ازان جمله بودند وبدین ـ\nاسباب خود امیرالمومنین عمر فاروق رضی الله عنه روی بطرف بيت المقدس اوردند و در هر منزلی که فرود\nمیامدند تا نماز را ادا نمیکردند بیرون نمیشدند وچون از نماز فارغ میشدند بعد روی بطرف ـ\nمسلمانان می اوردند و می فرمودند که الحمد لله اینکه خدای تعالی ما را بدین اسلام عزیز گردانید و\nبایمان بزرگی نمود واز ضلالت بهدایت اورد ومایان را به پیغمبر خود محمد صلی الله علیه وسلم\nمخصوص گردانید که از جمله امت او گردیدیم و بعد از تفرقه مایان را در بالای کلمه حق وصدق جمع\nکرد ودر بین قلوب مایان الفت داد ومارا در بالای دشمنان ما نصرت بخشید وبر بلاد خود مکی داد\nکه از برای یکدیگر برادر گردیدیم چنانکه دوست ومحب شدیم یا عباد الله بر شمایان لازم اینکه خدای\nتعالی را در نعمتهاي کامله او شکر بجای اورید وتوفيق در این انعام طاهره او حمد وثنا گوئید زیرا که\nخدای تعالی نعمت شاکرین را زیاده میگرداند واز براي شکران نعماي خود را تمام میکند بعد ازان\nکاسه چوبین را میگرفت وپراز سویق می نمود وقدری خرما باطراف او می نهاد و به نزد مسلمانان میاورد\nو می فرمود که بدون زحمت ومشقت وخوش گوارنده طعام خورید وخویشان هم به همراي مسلمانان ازان\nطعام ها می خوردند وبعد ازان رحلت می کردند وهمین مدین منوال راه می پیمودند عمرو بن مالك\nعبسی رضی الله عنه نقل کرد که دران حین که امیرالمومنین عمر رضی الله عنه بطرف شام میرفتند منهم\nبه همرای شان بودم ودر بین راه گذر شان در بالاي چشمه ای افتاد که ان چشمه اب را ذات المنار\nمینامیدند ( باقیدارد )\nنصایح دینی و اخلاقی\nشراب نوشی چرا ممنوع است\nحدیث شریف من شرب الخمر خرج نورالایمان من جوفه یعنی کسی که خمر بنوشد نور ایمان از جوف او\nخارج میشود . ( روایت طبرانی .\nنقصانات شراب .\n۱ ـ شراب نور چشم را کم میسازد . (۲) شراب مردمان عاقل را احمق میسازد. (۳) شراب خون انسانرا\nخشك میسازد. (٤) شراب نوشند مخود را ازباریابی درگاه حضرت حق سبحانه وتعالی جل جلاله محروم\nمیدارد . (٥) شراب دشمن دین وایمان است . (٦) شراب ام الامراض میباشد که ازان رعشه وفالج ودیگر"}
{"book": "adl0955", "page": 73, "text": "امراض پیدا میشود (۷) شراب را حکما وداکتران متفکر مضر ثابت کرده اند . (۸) شراب را مذاهب\nعالم لعنت گفته اند . (۹) شراب انسانرا کاملا بی حیا میسازد . (۱۰) از شراب تمام اعضاء رئیسه بیکار\nمیشوند . (۱۱) شراب نوشنده خود را مفلس میسازد . (۱۲) شراب نوشنده خود را در محبس به غول و\nمرگ بی شرف دچار می نماید . (۱۳) شراب دشمن شرف انسان است .\n(اقوال زرین) هر شخصی که از زکوات خود را به روز احسان میدهد حق سبحانه وتعالی\nجل شانه قبول درگاه خود نمیفرماید . (حضرت رسول اکرم) (ص) .\nسه چیز باعث هلاکت است : اول ـ بخیل که حق خود را و خلق را ادا نکند . دوم مطیع خواهشات\nنفسانی بودن ـ سوم خود بینی . (حضرت رسول اکرم (ص) .\nصاحب قناعت باعزت و شخص اخلاص مند کامیاب میباشند . (حضرت علی کرم الله تعالی وجهه)\nاز خدا خائف بودن کار عارف است . (حضرت علی)\nهر شخص راز خود را اشکارا نسازد گویا خود را سلامت نگاه داشته است (حضرت عمر) (رض)\nسه چیز خوب افتاده است . برای پادشاهی عفو ـ برای پارسا حرم ـ برای توانگر بخل (امام علی موسی رضا)\nعلامت انسان انست که خود را بچشم مردمان عزیز سازد (يك دانا)\nنزد ان گناه که عبادت فائده نمیبخشد ان کبر است (سلمان فارس)\nاگر خواهی که از راز تو دشمن واقف نشود انرا به دوست خود اظهار مکن . (نوشیروان عادل)\nاگر بدانم که دعای من مستجاب میشود ان دعا را در حق پادشاه مینمایم زیرا از وجود او فائده عام است (سقراط)\nعلم وحلم را یکجا کردن کرامت است (يك حکیم)\nتعجب است از ان شخص که از خوف بیماری از طعام پرهیز میکند اما از خوف عذاب از گناه پرهیز نمیکند.\n(معروف کرخی)\nهر شخص که بخشش شما را قبول میکند گویا انشخص در کار نیک شما امداد مینماید (بطلیموس یونانی)\nاگر تو هزار دوست داری کم بدان واگر ترا یکدشمن باشد بسیار بدان . (بزرجمهر)\nاسرار ترقی :\nترقی عقل از علم ـ ترقی عزت از دولت ـ ترقی نیکنامی از عزت ـ ترقی زندگی از نیکنامی ـ\nترقی اسایش از محنت ـ ترقی راحت از تلق اسایش ـ ترقی صحت از راحت ـ ترقی دنیا از صحت ـ\nترقی مال از زکوات ـ ترقی اقبال از مال ـ ترقی جلال از اقبال ـ ترقی حکومت از جلال ـ ترقی شوکت\nاز حکومت ـ ترقی کمال از راستی ـ ترقی شهرت از کمال ـ ترقی محبوبیت از شهرت ـ ترقی محبت از\nمحبوبیت ـ لذت ترقی اتفاق از محبت .\n(مطبع حبیب الاسلام)"}
{"book": "adl0955", "page": 74, "text": "صحیفه (۱۱) جریده هفتگی حبیب الاسلام – سال اول – شماره (۶) نمر مسلسل (۶)\n\nواعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا\n\nحبیب الاسلام\n\nاداره خانه در انداخان کابل افغانستان – نمره تلفون\nسردبیر – سید محمد حسین .\nهمه امور تحریریه وحسابیه بنام اداره فرستاد شود\nاداره در انتشار واصلاح مقالات وارده مختار است\nدر هر هفته یکمرتبه صبح پنجشنبه نشر میشود\nاوراقیکه درج نشود اعاده نمیشود .\n\nقیمت سالانه  قیمت ششماهه\nدر داخله ۵۰ افغانی – ۳ افغانی\nدر خارج ۱۵ شلنگ   ۸ شلنگ\nیک شماره (۱۰) پول .\n\nتاریخ قمری ۲۰ شوال المکرم ۱۳۴۷ – پنجشنبه (تاریخ شمسی ۲۲ حمل ۱۳۰۸ هجری) .\n\nمداوله کرد !\nیا انقلاب\n\nبسم الله الرحمن الرحیم .\nانما مثل الحیوة الدنیا کماء انزلنا من السماء فاختلط به نبات الارض مما یاکل الناس والانعام حتی اذا اخذت الارض زخرفها وازینت وظن اهلها انهم قادرون علیها اتها امرنالیلا او نهارا فجعلتها حصیدا کان لم تغن بالامس کذلک نفصل الایات لقوم یتفکرون .\nمثل زندگانی دنیا مانند ابیست که از اسمان فرود اوردیم پس بان مختلط گشت نباتات زمین که ازان انسانها وحیوانها میخورند حتی چون زمین زیبائی ان گرفت و اراسته گردید واهل کشت گمان بردند که بران قادر قسم امر ما در شب یا روز وارد شد کشت پس انرا چنان نیست و نابود ساخت گویا دیروز نام ونشانی نبود – اینچنین ما امتحانا تفصیل میدهیم برای قومیکه تفکر میکنند .\nمملکتیست باغیست که در ان اشجار گل و میوه بسر سبزی و شادابی ایستاده انهم به نمو نخالهائی گردن کش و شکوفه کرد پژمرد میشوند دیگرها از بیخ چو زده اگر درخت سایه عمیق بود تا چند باری می ارد برخی کوروشاخه از غده دیگر درخت ها را که در سایه انجا ارام میجویند نمیگذارند که نشو ونما بیابند چنانچه حمید میگوید :    ( نازولی زیر نخل اخلب ادب – اود سوز نخل نعتبی رطب )\nبچه نازنین ادب نمی بردارد نخل سایه خرما نمیگیرد ان نخل شجر های یمن والوند و تناور نزدیک است گل باغ را احاطه کند و بر تمام سرزمین سایه افگن شده تخم نباتات را کم سازند که طوفان عظیم برخاسته شاخهای بلند انجا میشکند و یاوه و دیده ریشه محکم از بیخ وبن برکنده میشوند – برای دیگر –\nاشجار واز هار از سرنو موقع بالیدن و سر کشیدن حاصل میاید .\nتلک الایام نداولها بین الناس خدای تعالی میفرماید که این ایام را در بین مردم بالنوبت – میگردانیم و مراد ازین (مداوله کرد : یا انقلاب ) اینست که چون در یک سرزمین فتنه وفساد فسق وفجور ظلم و ستم غفلت و جهالت کبر و نخوت نفاق وریا الغرض اقسام ذمائم حکم فرما شوند وسالها"}
{"book": "adl0955", "page": 75, "text": "بلکه بسا اوقات قرنها در همین حال بگذارند مشیت ایزدی نیز چنین اقتضا دارد که از میان مردم -\nشهدا را اتخاذ کند و برای شان جنت بخشد مجاهدین وصابرین را معلوم نماید وبرای شان\nمرتبت و عظمت عطا فرماید چون خدای تعالی ظالمان را دوست ندارد درین گرد ش نوبت تباهی\nشان میرسد\n\nظلم چیست: وضع شئی فی غیر موضعه چیزی راکه بجای گذاشتن که برای ان معین موزون یا\nمناسب نیست - در خطا کاری نادانی بی تدبیری سهل انگاری خصوصا تکبر منافقت و خلق ازاری\nدر فهرست ظلم داخل اند و یک زمان در همین دنیا بعد از مرور دهیر بظهور می پیوندد که\nاین همه طامات بد وخصلتهای شنیعه باندازهء کیفیت وکمیت خود خمیازه میکشد و یک موسم\nیمانه یا دلیلی برای کیفر کردار از طوق غیب پیدا میشود وقتاً یافت جزای غیبی اینست که چون\nاهل حکومت بمجازات شرور وتعدی نپردازند وبسبب کوتاهی پادشاهی مصائب و فتنهای وانواع\nاعمال زشت غلبه کند حالا انکه وظیفه نخستین سلطنت استیصال ظالم وقمع مفاسد ومظالم است پس\nغیرت خداوندی بجوش میاید وصناع حلم وصبوری وبردباری بچندی مجاهر غضب وعقاب وقصاری میگردد .\n\nقبلا چون لمن الملک الیوم گفته قد میشد زبان حال جواب میداد که پادشاه ومقربانش وکسانیکه\nبمکر وفریب ونفاق وتملق و چاپلوسی راه منصبش را حاصل کرده اند امروز مالک مطلقانند بسته ان هرچه\nبخواهند می کنند . الان بگوش بلند نعره زده می شود که الملک لله الواحد القهار اوتعالی از\nقدرت کاملهء خود مباد اولی یا شافییه را پیدا میکند و ان بندگانش بحیرت بجهان ارادهء جباریت\nومحداتش را در منصه شهود می ارند . در هر ملک این قضا زاد وار پدید امده است ود ر اصطلاح\nغربی انرا ریولیوشن مینامند که معنای ان گردش است یعنی یک طریقهء باطلهء مملکت هموار و\nبیک قرار رفتار داشته اما نانا بگردش می اید وبشدت وحدتی میگردد که باحصه اهالی بیتاب\nمیشود و دیگر کامیاب میگردد . در ریوبلیوشن منصور فرانس از روی تاریخ صحیح محقق شده\nاست که در عرصهء شش سال گردش یا انقلاب نقصان هزارها نفر جمعیت ها وبره ها چکید که\nلیلا ملیونها نفوس را عقوبت ها وقتل ها مبتلا میساختندند یعنی نورحین گرش نیست باعث تام\nنجاه سابق کشش مردم در مصیبت گرفتار میامدند اینجا مقام عبرت ونصیحت است وازین مرحله -\nاستفاده لابد است ورنه سلسله فتنه وفساد طول میکشد  از اعمال سابقه ندامت وتوبه و باحوال\nلاحقه شکیبایی وتوجه چنین مطلوب است که باعتراف خطایات خود رو به عجز وانکسار نهاده متابعت\nحکومت حاضره شعار گردد و رعونت واستکبار را ترک داده بتواضع و استقامت رفتار کند . اگر برین\nوقت ملت از خوبی وبدی خود اگاه و متنبه شود ومقامات فوقه متجاوزانه و کردارها و نقایضته خود\nباز گشته کمر بکار های صالحه با نیت خالصه بسته کرد ازین ساعت مبارکتر نخواهد امد و در تحریف\nهمین قسم اوان شعرا سرایده اند از انقلاب تون سیاه مشک ناب شد - مشتاق انقلاب نباشد\nکسی چرا . سلک بعد خون جگر لعل میشود . چون بان درجهء پیشی مدار سید باید بحبیب دل جا\nگزید . این وقت وقت اتفاق واتحاد ومواخات ومرافقت است . از شکایات واعتراضات نه تنها نقاهت\nوامن ذاتی ضائع میشود بلکه تفرقه وشقاق تولید گذشته هنوز بر بادی وپشیمانی بسری قوم مینماید .\n( باقی دارد ."}
{"book": "adl0955", "page": 76, "text": "- ۷۳ -\n\nاطاعت اولی الامر\n\nاطاعت اولی الامر واحترام مقام پادشاهی را حضرت خداعز وجل در قران کریم سوره نساء - پاره ( ه ) میفرماید که: یا ایها الذین امنوا اطیعوالله واطیعوالرسول واولی الامرمنكم فان تنا زعتم فی شیء فرد وه الی الله والرسول ان كنتم تؤمنون بالله واليوم الاخر ذالك خیروا\" واحسن تاویلا.\nیعنی : ای صاحبان ایمان اطاعت خدا ورسول وامرای خود را برخود لازم گیرید ود ر امریکہ - با دیگر د راویزید با مرخدا ورسول مراجعه کنید . اگر ایمان بخدای تعالی وروز اخرت داشته باشید واین همه ارشاد الهی برای شما خیر وموجب انجام نيك استاین امر در صور مقدور وعمل ) مارا به يك شاهرا هری دلالت میکند که اگرخدا نخواسته مكلف بمخالفت نمائیم جان مال زندگانی هستی مابخطر بالاخره تمام خواهشات دینی ودنیائی ما د ر ظل این مرحمت صیانت ونگهبانی میشود .\nد رین زمینه حضرت رسول کائنا ت وخلاصه موجودات حضرت محمد مصطفی رسول الله (ص) احادیث متعد دی دارد .\nاز روایات ابوهریره که یکی ازاجعله اصحابحضرت رسالتمابعليه الصلوات والسلام است کہ : قال رسول الله ( ص ) من اطاعنی فقد اطاع الله ومن عصاني فقد عصی الله ومن يطع الامير فقد اطاعتی ومن یعصى الامير فقد عصانی و انما الامام جنه يقاتل من ورائه ويتقى به .\nیعنی : کسیكه اطاعت نمود مرا اطاعت كرد خدارا و کسيكه نافرمانی نمود مرا نافرمانی کرد خدارا و شخصیكه اطاعت نماید امیر را اطاعت کرد مرا وانكه نافرمانی ورزد امیر را عصیان ورزید مرا - پاد شاه قد سپراست که درعقب وی کارزار کرد همیشود ونگه داری نیز بوی نمود ه میشود یعنی مناظه و مغلوبی اعدا وحفظ ونگه داری رعایا هرد و منحصر دروجود پادشاه است . آن حضرت (ص) - میفرماید کہ: ( پادشاه سپراستکه ازپس پشت اویقاتله کرد همیشود وپراسائه ان قوم خود را از دشمن نگاه میکند چون ان پادشاه ازمهر قائم نماند پس قوم چسان جنگند وچگونه خود را محافظه نماید . ( اما ن الله جان اگر حدیث نبوی را میدانستهران مظهرکرد اليت مع عائله خود نمیگریخت وقوم را بحال خود بر نمیگذاشت البته وظيفه پادشاهی رابجا میآورد کہ حفاظت ملت است چون بفسوای فرموده رسول الله (ص) پادشاه سپراست در صورتيكه پاد شاه برین فرموده مقدس عمل نکند پس چه حق ار به سلطنت باقی ماند وکدام شخص بی غیرت وبی تمیزی خواهد بود که بعد از خلع وفرار با اختیار این"}
{"book": "adl0955", "page": 77, "text": "چنین پادشاه خود قرار وخود پرست بالہوس خود مه وابستگی وعقیدت را با و پخته کند .\nحضرت ام الحسین (رض) که یکی از زنان صحابیات محترم ومسالمت آب براوی احادیث زیاد میباشد\nمیفرماید که انحضرت فرمود : ( قال رسول الله (ص) ان امر عليكم عبد مجدع يقودكم بكتاب الله\nفاسمعوا له واطيعوا . )\nیعنی : اگر غلام کور وبینی بریده بر شما امیر گرد د که بحکم کتاب خدای تعالی اداره امور شمارا\nبنماید پس قبول امر واطاعت او بر شما لازم وواجب است .\nحضرت انس بن مالك ( رض ) که خادم مخصوص دربار رسالت ماب بود فرمود که حضرت رسول (ص) فرمود :\nاسمعوا واطيعوا وان استعمل عليكم عبد حبشی کان راه سه زبیبه.\nیعنی : بشنوید واطاعت کنید اگرچه عامل شما غلام حبشی باشد که سر او مانند دانه مویز ربوده\nباشد . مطلب : طاعا میر میباشد شخص امیر باید از طرف رعایا اطاعت شود و مقصود ی جز عبارت\nاست از نقصان عقل فاطم زیرا عدم اطاعت عامل موجب عدم اطاعت خلیفه میگردد .\nبیعت دار ونا یا طو طحطاعتان\n(٢)\nبیعت نامه شنواری و خوگیانی ورود كوت وحصارك ومزينه وغيره .\nاول رمضان :\nعرضداشت طایفه شیواری و خوگیانی ورود کوت وحصارت ومزينه ورود جیزهار وغيره سمت\nمشرقی بحضور حضرت خادم دین رسول الله (ص) امیر حبیب الله خا ن اینکه . بعد از مشاهده\nتصدیعه های کثیر وتشویقاتی که در سمت مشرقی بود بسمعان محترم رسیده باشد که همه برطرف\nشده کنون خاطر جمعی کامله برای ما وشما حاصل است بجهت ارتباط رشته اتفاق وعزم کابل برای حصول\nملاقات داشتیم اما در اسرار طرف سرحد ا شمت مشرقی وعده و ماه مبارك رمضان بوقوع رسیده آمدن\nمايان في الحلاله بمشکل خوردیده شد وزياده بدون ترقی دین متین حضرت رسول اثر دیگر مدعای\nنیست اعضاء : محمدطبی خان شیواری محمد اعظم خان شیواری محمد افضل خان شنواری در علی\nحيا تا للخان ـ طالند میرخان ملك غلام جيلانی خان ـ ملك فقیر شاه ـ سید میرزا۔ طا محمد سور خان\nطامعیان خان وملک الله خان فتقد شصت تن وارن ) (٢١ نفر تخمینا دیگر ) .\nمقررا بیعت وطایع شنواریهای متدین\nاولا پرون اتناتق الارض ننقصها من اطرافها افهم الغالبون ـ خداوند جل علا میفرماید آیا مردم\nنمی بینند که زمین را از اطراف آن کرد میبریم پس ایا آنها غالباند . با کسانیکه قضا از خدای تعالی"}
{"book": "adl0955", "page": 78, "text": "ترسید . خودکتر توحشمت مدافع برابدان نیاوردند و بمقابله طالبا ن رشید غازی سر بکف در میدان\nبرامده بنصرت ایزدی ملت را ازیشان خالی ساختند در عرصه قلیل سه چهار ماه همه مملکت\nافغانستان تدریجا درحلقه اطاعت امیر صاحب جاهد حبیب الله خان داخل شده رفته است و\nازتمام اکناف واطراف ملت با وجود بعد مسافه بیعت نامه ها بامضا و مهر اهالی برگزیده میرسد –\nچنانچه مینادرن اخبار میگردد ودر شماره های سابقه نیز مندرج شده بود ازینجمله بیعت نامه\nطائفه خجیعه شنواری قسم که قدبتاریخ اول رمضان مبارک موصوله دعوه ر قول درج گشته است\nو من بعد بتاریخ ۲۳ شوال المکرم ورود نمایندگان شنواریهای پخا در باطک محمدعلم خان شنواری\nمشهور ومعروف که ازبارگاه پادشاهی امیر حبیب الله خان بمنصب نائب سالاری ملکی ونداس سرافراز شده\nبود فامسبا جمعی تقریبا پنجهزار نفر اقوام خود وارد دارالسلطنه گردید . برای استقبالشان بقافله\nعسکر موزیکه پیش رفتم باثرا تمام مهمانهای عزیز د روزارت جلیله حربیه تشریف اوردند و همراه صاحب\nمنصبان عسکری ملاقاتکرد متناول چاشت نمودند بعد از مرحمتهای برادر واتحاد شجاعان و بهادران\nاسلام مهمانهای مرز شنواری حضور عالی جنا ب امیر صاحب غازی در قصر دلگشا باریا بشدند –\nملک محمدعلم خان نائب سالار بعد ازعرض سلام بیان کرد شما ازمدتی بیعت امیر صاحب والا –\nحبیب الله خان را نمود ه بودیم وخود رابحای معتاد امرش گردانیده ایم اما چون ان اخلاص وعقیدت\nما غایبانه بود حالا ظاهرا انرا تجدید کرده دست مبارک پادشاه را میبوسم و برو بیعت دخر خود را\nتقدیم مینمائیم این حقیقت را بحضور پادشاه عرض میکنم که درین معامله بیعت کم وبیشتر والان محمل\nامد هین معذار نفسی ندارد ملکه این هم معین و براهین وخده ماست ازمنصب نائبقه سالاری مفتخر\nشدم اما بدون ان نیز حاضر خدمت دینم چون امان الله خان درطت اسلام رسم ورواج کفار را اشاعت\nداد البته ما مسلمانان بحیرت وحسرت فرو رفتیم دیدیم که در هندوستان باوجود صد ساله حکومت\nکفر مسلمانان انجا طریقه اسلام را ترک نداده اند اما در افغانستان میان امان الله خان سوی\nکفر راه و رسم کفار را در اندکمد تجاری ساخت بغیرت دینی امد مبقابله ا وبرامدیم وفاتح گشتم\nاما ازین واقعه انکار کرده نمیتوانم بلکه بسبر باقرار داریم که درین شکست امان الله خان حصه زیاد\nمساعد ت ومعاونت شجاعان سمت شمالی است اگر اینها قوای را پراگنده نمیکردند همه توجه بما –\nمرتوز بوقه شده منصور گشته نمیتوانستم لہٰذا سمت شمالی حق دارد که فاتح اسیر گفته شود وما\nهمگان مطیع و تابع ان شد ه بدرگاه امیر حبیب الله خان بیعت نمائیم وتا وقتیکه امیر والا خد مة د ین بحان"}
{"book": "adl0955", "page": 79, "text": "- ٧٦ -\nازد سر از اطاعت او بیرون نکشیم.\nبجواب نطق موصوف امیر صاحبوالا فرمودند از ورود براد را رجمند وارون نائب سالار محمد طمخان\nبعد از خدمات شایسته شان قدر تفویط سا بگرده اند بسیار خرسندم و از کلمات محبت وصف\nسمت شمالی که نائب سالار صاحب بیان نمود متشکرم در باب خود میگویم که هیچگاه خیال -\nپادشاهی رانداشتم بلکه محضا مقصد من خدمت دین اسلام بود که روز بروز خراب شد میرفت و\nبر احکایان التفات پادشاهی نبود این حال زار دین متین را مشاهده کرده بمدان جنگ برادم و\nبکمک یاری رفقا غیور وشجاع خود بکامیابی محاربه نمودم علما ومشائخ در هر مرحله تجویز کردند\nکه چون امان الله خان بمد بر اسلام قائم نیست خدع او لازم وجلو رد یگر پادشاه ضرور است ورنه بغیر\nامر و وجود آن مجاهدت ما درست نخواهد بود لهذا همعلماء ومشایخ وخوانین ورعایا متفق شده\nمرا با ماریت کزیدند خودم چون هیچگاه وطمع دنیا و زندا شتم گفتم که در سمت شمالی بسیار علماء\nومشایخ وخوانین محترم موجود اند باید یکی از انها منتخب شود اما همگان با صرار مرا مقرر کردند\nباز گفتم که از من بهتر سید حسین خان اقا حوک ارد کمال اتصال رسول اکرم صلى الله واله وسلم وجوان مرد\nشجاع وغیور است. لیکن انها نیز از خود رد نموده بمن حواله دادند که شما از همه وارمن زیادتر\nمستحق پادشاهی میباشید پس باین نیت واراده قدر حیثیت پادشاهی خوبیتر خدمات اسلام بجا\nمی ارم این خد مت بزرگ را قبول کرد ووحالا هم اگر به همین عزم خویش مستقیم نباشم که پاد شاهی را\nفقط برای ترقی وتعالی اسلام و ترویج احکام ان اختیار کرده ام واگر بجز این دیگر خیال غیر دین بدلم\nباشد ظاهر شود انوقت زندگانی خویش را نمیخواهم من همین ارزو دارم که مسلمانان همه متحد\nشوند و افغانستان با قواعد وضوابط اسلامی کل یک وجود گشته بمحب شیبیک مملکت اسلامی در دنیا\nنامدار گردد ورعایا و افغانستان در پابندی اسلام ریشه در قایی نیز سرخ رو بخیزند از خدا وندکریم\nو قدیر نیازمیکنم که درین اراده غاریه بنی من برکلتلفا فرموده مرا برای اجرا و این مقاصد پاک اسلامی -\nتوفیق بخشد .\nبعد از تقریر شریف پادشاهی همه اهل دربار بخیرسند ری و حجت با مهمانهای عزیز نشواری\nملاقات نمودند و برای شان در یکی از عمارات عالیه شاهانه اهتمام مهمان نوازی کرده شد .\nبعد از مذاکرات که در پینمان وحکومت متبوعه شاند و اپگرد بالدای سمت شرفی که یکی از جوانب\nبسیار محمدا افغانستان استم سلطنتا میر حبیب الله خان سورت خواهد بسوازان صوب طمانیت و"}
{"book": "adl0955", "page": 80, "text": "-٧٧-\n\nامنیت تام حاصل امد، در منطقه بادغیس وفروغ نیز ان سر وخواهد داد (ولم يروانيف يبدء الله الخلق ثم يعيده ان ذالك على الله يسير) آیا برین نظر نکردند که چگونه خدا ایتعالی خلق را - کرت اول پیدا میکند باز محشراً انرا پیدا میکند واین برخدا ایتعالی اسان است.\n\nبیعت نامه ایبک مزارشریـــــف\n٦ رمضان المبارک.\nمایان مامورین ملکی ونظامی وعموم اهالی ازعلما وفضلا وسادات ومشایخ وغیره مسکونه محال هیبک توقلو\nقرار معتبر صحیح و شرعی مینمائیم برینکه چون معامله خواجراات امان الله خان امیر سابـــقـــه\nافغانستان بخلاف هدایا شرع شریف جریان داشت تا علما وفضلا وسادات و مامورین ملکی و\nنظامی و مشایخ وکلا ن شوندگان وعموم رعایای دارالسلطنه کابل بموجب اشتهارات جداگانه خلاف\nرفتاریهای امان الله خان را از امارات شرعیه تشریح داده واسمواورا از امارت افغانستان معزول گردانیده اند\nودرم معلوم گردیده که امیر حبیب الله خان خادم برای ترقی دین متین حضرت سید المرسلین (ص) وبخلاف\nامان الله خان مطابق فتوای علما ی دین کارروائی واجرا ات معاملات مینماید لہذا ما مامورین ملکی و -\nنظامی وکل اهالی ایبک از علما وفضلا وسادات و مشایخ و سادات و مشایخ تا پتوبر غد بدیل امان\nالله ساق امیر سابقرا که بانی فساد ومفاسد درپهای ومرتکب افعالها نامشروع بود وعقیده او را ما\nاهالی هم بخلاف امور دین حضرت سید المرسلین (ص) ملاحظه کردیم بناء فسخ بیعت خود ها را کرده\nبودیم و او را از امارت موقوف نمودیم وبیعت جدیده صحیحه بقرار امر خداوند وقدام حضرت رسول\nاکرم (ص) وصحابه عظام با میر حبیب الله خان که شخص صادق ومسلمان وپیرو دین پاک محمدی (ص)\nاست نمودیم وامیر حبیب الله خان را برضا ورغبت خود ها بامار سلطنت تختکابل و افغانستان قبول داریم\nکه نافذ تنفیذ امبرات را ما را خوافاعتمد وذات را مذابن احکام الهی وسیاسات انرا بروفق سیاسات\nشرعی اجرا بدارد وما جمیعان اهالی اسلامی از خداوند باری درخواست توفیق سعادت واجرای -\nامورات ورعیت پروری وانصاف وعدالت او را مسالت داریم ودربن اقرار خود ها صادق هستیم. امضاء ات:\nملا میرنظام الدین مفتی محکمه- ملا رحمت الله مفتی - خواجه عزیز احمد وکیل حکومت- مرزا سرور- عزامدار\n- خواجه عبد الرسول وکیل ماموریت مالیه- محمد اسماعیل سارباقی - محمد هاشم مامور - غلامحی\nتاشیکرت- شایسته گل - مرزا نیکام - ملا حسام الدین- میرزا محمد مراد - ملا قربان تجار -\nمحمد شریف- اقا محمد - مهر واسامبونشان شصتنفر دیگر (٢٦٠٠)٠"}
{"book": "adl0955", "page": 81, "text": "- ۷۸ -\n\nبیعت نامه نیری ( قندها ربه قطغن )\n( هو العزیز )\n\n۲۷ شعبان .\n\nبسم الله الرحمن الرحیم .\n\nاز آنجا که خالق کون ومکان ومربی عالمیان ومضمون آیه وافی هدایه به رسول مقبول و محبوب\nکائنات و مقتدای هردوعالم ربانی و آیات قرانی امر صادر فرمود که ( من یعص الله ورسوله ویتعد حدوده\nیدخله نارا خالدا فیها وله عذاب مهین ) بموجب این نص قاطع ثبوت وعقیدت آن کا ملست که دین -\nاسلام محو ومعدوم وقران مجید منقلب و نابود شدنی نیست ولی طایفه افغانان که تماما بدین\nومذهب ودیدین نبوی صلی الله علیه وسلم انقیاد داریم وقبلاً ما جمیع اهالی افغانستان دست بیعت\nامارت را بمدار سیاست احکام شریعت غرا با میر امان الله بقرار شرایطیکه از امور شرعیه تخلف نکند\nداده بودیم چون مشارالیه شرایطیکه اطاعت او بمراسم شرعیه طرا زهی شد اجابت نکرد ومطبیات او\nچند یست که بخلاف احکام قران مجید و رویه دین حضرت سید المرسلین دیده شد انست که خداوند -\nعالم جل وعلی شانه که کفیله دینها ی حضرت صاحب لولاک است همت باشجاعت خادم دین رسول الله\n(ص) امیر حبیب الله خان را نصرت کامل و همت عالیه داد که تا بتوفیق واعانت یزدانی و بهانستگاری کمر\nدین رسول الله صلى الله علیه واله واصحابه وسلم را ببند اقتیست و با عث قلع و قمع مدعیان و ذرایعه کنا و ناموس ما زمره\nاسلامیه گردیده شمشیر همت را بر ملا کشید مدلیرا نه بمقابل امیر امان الله مخرج بدعت ایستاد تا که\nسد باب فتنه وفساد او گردید ما لیوم ۲۷ شعبان المعظم قطعه ظفرا اعلای مبارک از مورخه ۱۰ شهر\nرجب المرجب ١٣٤٧ هجری قمری مسحوب فاضل وفواضل همراه خواجه عبد الله خان صاحبزاده ولد\nحاجی الحرمین الشریفین جنابحاجی صاحب نقشبند غازی مقیم چها یان طایفه علما وجمعى رعایای محال\nغورى ولا قع قطغن رسید و اعلان مزبور را خوانده واز هدایت کافه آن سرا پا دانسته شده از خوبی و دلنوازی\nمضمونات رخوردند ومرض الحال گردید نایب الحمد الله که ما اهالی اسلامی ازین فتنه ها وتملکه ابدی\nنجات یافتیم چون الزاما طاعت امان الله شرعاً از ذمه ما اهالی زمره مسلمین ساقط شد بناء عليه نسخ امارت\nاو را ما دوبار بشمردیم و بیعت تازه وجدیده صحیحه هذا را بقرار امر خداوند عالم و هدایت حضرت\nرسول اکرم علیه الصلوات والسلام و صحابه معظم ( رض ) با میر حبیب الله خان که متدین اند و روده مآثر\nطبیعی وروده ین پاک محمدی صلعم را مینماید و با وصاف حمیده واخلاق حسنه وشجاع وغیور رعیت نواز است\nدادیم او را رضاء ورغبتا بامارت خود هاتسلیم داریم ما اهالی اسلام از درگاه خداوند باری تعالی جله شانه\nدرخواست زمین پرور وانعام و هدا التمرا داریم که الحق اثنا بعمر واقبال و استقلال سلطنت دراز و"}
{"book": "adl0955", "page": 82, "text": "دریای حشمت واجلالتی موج درموج باد بالتون والتمك عيارت باد سلطنت افغانستان بر خادم\nدین رسول الله امیر حبیب الله باقی باد مرکز تخواہد بقای شاه .\nامضاء:\n\nعلى\nملا محمد قاضی سابقه ـ ده ملا محمد حسن ـ مولوی عبد الکریم با مجی ـ مولوی عطاء الله ـ\nد ملا مولاداد ـ د ملا دوست محمد ـ ملا عبد الحکیم ـ ملا عبد الرحیم ـ د ملا عبد الحکیم ـ ملا\nغلام نبی ـ ملا علیمراد ـ علی محمد ـ ملا محمد نظار ـ فقیر محمد ـ عبد الصمد ـ محمد سرور دار وکیل\nملا محمد نعیم ـ دوست محمد ـ قلندر بیگ ـ علی مدد یوسف ـ عبد الشکور ـ میرزا فتح محمد قریدار\nسابقه ـ خدای نظر ـ دولت خان بایمشاب صفر محمد ـ رحیم با رسلدار بانه شیر علی ـ غلام قدر ـ\nغلام رسول ـ شیر محمد ـ میرزا نادر ـ خیر الدین ـ فقیر محمد ـ عبد الرسول ـ شیر محمد ـ مرزا علی ـ\nعبد القدوس ـ عبد المجيد ـ عبد الحسین ـ صفدر علی ـ حبيب الله ـ محمد كريم ـ باقی نشان شصت\nومهر ١٢٤ نفر.\nبیعت نامه اهالی تاله وبرفك\n٢ رمضان المبارك .\n\nبیعت نامه اهالی ممنون متعلقه علاقه قطغن و بدخشان تاریخی ۲ رمضان المبارك ١٣٢٧\nعينا مطابق مضمون بیعت نامه اهالی محال غوری که در غره جمادی الثانی طبع و جواهر اسامى ذيل بيعت\nرسیده استكم بيعت جانسپردن مضمون ومتحد بود والفاظ ان با بیعت نامه قزل الذکر از اندراج\nمضمونش صرفنظر کرد فصرفه به نشر کردن اسماء اسلامی مرسل ان اکتفا ورزیدیم . امضائات ومواهر :\nمیرزا محمد مراد ـ محمد رحیم ـ سید محمد بیگ ـ فضل احمد بیگ ـ سید محمد قریدار ـ ارباب\nمحمد عیسی ـ ارباب شیرعلی ـ بازمیر ـ میرزا میر ـ محمد اسلم ـ ملا غلام حیدر ـ ملا پیوند ـ عبد الرحمن\nبیگ سلطان مراد بیگ ملا شیر علی ـ ملا محمد نظار ـ ملك مراد ـ محمد حسن ـ اسد الله ـ محمد شاه ـ\nغریب داد ـ بایمبای ـ سید محمد ـ نظار ـ علی نظار ـ سید احمد ـ پیوند ـ بایعضا ـ سلا جمعه ـ\nغلام حسین ـ غلام محمد وكيل لوي جرگه ـ غلام رسول وكيل ـ زرین ـ عبد الرشيد علا قدار ( باقی نشان\n۸۷ نفر . )\nاعلانات سرکاری از ریاس بلدیه\n( ۱ )\nبر عموم اشخاصی که موتر وگادی وموترسکل یابای سکلوکراچی دارند اعلان میشود چون محصوله\nمحصول موتر وگادی وموتر سکل ویابای سکلوکرا چی بیها است توج بلدیه گرفته میشد در هذا السنه ۱۳۰۸"}
{"book": "adl0955", "page": 83, "text": "نیزگرفته و نمبر جدید داد میشود تاگون بران اخذ محصول تذکیر از ریاست بلدیه مامور مقر\nاست که بقرار دستورالعمل سال گذشته کاغذ تذکیر میماند محصول گرفته رسید ونمبر بدهد.\nلهذا برای اگاهی شما بذریعه اعلان هذا خبر داده شد که نزد مامور تذکیر رفته محصول\nخود را بقرار دستورالعمل سال گذشته داده رسید ونمبر بگیرید – هرگاه موتر وگادی وغیره نوع\nعراده بعد از تاریخ اعلان هذا الی یک ماه بدون نمبر دستگیر شد دو اضع محصول گرفته میشود.\n( ۲ )\nبر رعایا ی صادقه مخفی و پوشیده نماند!\nفرمانی که از حضور امیر صاحب غازی بنابر رفاهیت وخورسند ی اهالی کابل بریاست بلدیه رسیده\nعینا بشما اعلان شد اینکه :\nازانجا که حضور والا نیا بمردم سکنه کابل محبتداریم واراده من اینست که از طرف دولت\nهموقت بانها معاونت و مهربانی باشد لهذا چون محصول صفائی یک نوعیست که از مردم شهر\nجمع میشود و واپس بمصرف صفائی شهر میرسد تفید ولت تعلق ندارد اما بواسطه اینکه با\nمردم کابل مراعات دارم باقیات چهار ساله صفائی را که از سنه ۱۳۰۲ الی سنه ۱۳۰۶ مبلغ سی\nوسه هزار و هشتصد وهشتاد و یکروپیه هشتاد و یک قبول میشود بخشش کردم و محصول صفائی\nرا که در سابق فی هزار هفت روپیه و نیم بود در پیسه بود ـ از سنه ۱۳۰۸ هجری از قرار فی هزاری\nپنج روپیه کابل مقرر شد که هرساله گرفته شود و فی هزار دو روپیه و بیست و چهار پیسه افاقش را\nنیز بخشش نمودم تا رعایا ی دولتم خورسند و خاطر والا ی ما از رفاهیت شان ارام باشد. حکم\nحضور بقرار فوق بشما اگاهی واعلان هذا شد تا بدعا گوئی پادشاه اسلام امیر صاحب غازی خرم\nوشاد ان باشید در باب محصول صفائی سنه قوی ۱۳۰۷ شمسی که برذمه شما باقی میماند انرا خود\nشما ها بدون محصل برسانید که حاجت محصل وتحصیلدار نشود.\nمسایل دینی\n( ۱ )\nدوم – اردویلی گفتن در جواب کسی که او را بگوید که تو خدائی که غیب دانی.\nسوم – نمی ترسم گفتن در جواب کسی که او را بگوید که از خداتعالی نمی ترس.\n۴ – برادرن خود گفتن که از خداتعالی تراز یاد تر دوستدارم یا اگرترا ازخدای تعالی -\nدوستر نداشته باشم فلان باشم."}
{"book": "adl0955", "page": 84, "text": "پنجم - گفتن این قول که اگر فلان خدا شود من خود را ازو میگیرم.\nششم - گفتن کسی دیگر را که خدا را تو نشان داده هرچه تو کوئی آن خدا\nهفتم - گفتن این قول که خدا در بازیهای تو میباشد من چگونه بتو خواهم امد .\nهشتم - به قهر و غرور گفتن ظالم که این کار را می کند بر خدا میکنم .\nنهم - گفتن شخصی درباره کسی که خدا او را او می دانیست اگر خدا او این باشد که خدا در تنهائی\nحاجت باو داشت .\nدهم - گفتن اینکه من از دوزخ نمی اندیشم به واب کسی که او را گفته باشد که گناه مکن که خدا تو تعالی ترا\nدر دوزخ داخل میکند .\n۱۱ - گفتن اینکه از خواب وعذاب بی زان .\n۱۲ - این قول که این کار را بی انشاء الله تعالی میکنم در جواب کسی که بگوید انشاء الله تعالی اینرا کن .\n۱۳ - گفتن این قول که خدا در تعالی ترا فراموش نموده مرکز مرا کیسا زنجنشود .\n١٤ - گفتن شخص بیمار یا پسر مرده این را که اگر خداوند تعالی با وجود این زحمت ومقت مردن ولد مرا\nبعذاب گرفتار کند ظلم کرده میباشد . درجواب کسانیکه اورا گفته باشند که نمازرا ترک مکن که خدای\nتعالی ترا بعذاب گرفتار میکند .\n۱۰ - گفتن این قول که اگر خدا در تعالی مرا چنین امر میکرد نمی کردم .\n( نوع سوم در کلماتی که درشان انبيا عليهم الصلواة والسلام وخلفا يراشدين واصحاب رضى الله\nعنهم گفته شود ) وفقهاء کرام رحمهم الله تعالی انها را کفر گفته اند.\nاول - مناز شدن و عیب تشواد دانستن مودن پیغامین از پیغمبران را ود شنام دادن بیکی از ایشان .\nدوم - گفتن این قول که اگر فلان پیغمبر نبی می بود ایمان بود نمی اوردم .\nم - گفتن این قول که اگر درین حادثه نبی شاهد دید من قبول ندارم .\n٤ - بطريق شك وانكار گفتن که اگران چه پیغمبران گفته اند حق باشد پس مایان نجات یافتیم .\nه - بطريق تمسخر یاد کردن نام پیغمبران وایشانرا مشرفن بطریوا هانت بودن که لایق شان\nایشان نباشد ومخالف وقد درده نبوت باشد ماننه مولا واهنگر یا درزیگر و امثال ان -\nنعوذ بالله منها .\n٦ - گفتن این قول که این بی ادبی و کار بدست در جواب کسیکه اورا گفته باشد که هروقت پیغمبرعليم الصلوات\nوالسلام طعامی می خوردند انگشتان مبارک خودرامی لیسیدند زیرا که این کار از جمله سنت است وید\nدانستن سنت کفر است .\nدشنام گفتن شیخین با یکی از ایشان رضى الله تعالى عنهما وانکار از صحبت وخلافت ایشان بنابر\nصحیح تر اقوال وقذف کردن عایشه صدیقه رضى الله عنها و هر کسیکه تو به کند تو به او قبول واز قتل\nخلاص میوهد مگر کافر بدشنام گفتن پیغمبر و از پیغمبران او را پلیش از تجدید اورا کشند رجود قتل\nتوبه او قبول نمیشود و بعد از وصیام شام گنا رسانه میشود و بر پادشاه اسلا منا ضما وثان است که در کشتن او"}
{"book": "adl0955", "page": 85, "text": "مداهله نکند.\nنوع چهارم ـ کلمات کفر که بایمان اسلام تعلق دارد ونزد فقهاء کرام رحمهم الله تعالی کفر است.\nاول ـ گفتن شخصی که گناهیقین را اشکارا میکرد درجواب کسی که اورا منع نمود این قول را که مسلمانی ـ اشکارا باید کردن که ان گناه خودرا مسلمانی می گفت.\n۲ ـ این قول که لعنت بر تو و بر مسلمانی تو در صورتیکه مراد او لعنت براصل مسلمانی باشد.\n۳ ـ تمنا وارزو کردن کفر که شخصی بگوید کاشکی من کافر می بودم.\n٤ ـ توبیخ وسرزنش نمودن شخصیکه اعلام اورده باشد باینکه در کفرچه عیب بود ودراسلام چـــــه فایده که کفر را گذاشتی ومسلمان گشتی.\n٥ ـ گفتن این قول که روزگار کافری است نه روزگار ورزیدن مسلمانی. نوع پنجم درکلماتی که نزدفقهاء کرام رحمهم الله تعالی اقرار بکفر ازان ها ثابت میگردد بصریح یا کنائی.\n۱ ـ اقرار بکفر خود چنانچه کسی ازوی سوال کند که کافری یا مسلمان وی درجواب بگوید که کافرم.\n۲ ـ گفتن این قول که اقلاً کاشکی من یهود بودمی یا گبر بودمی\n۳ ـ تعلیم دادن وامر کردن شخصی زنی را که مرتد شو. تازشوهرت خلاص گردی.\n٤ ـ گفتن این قول که کافر می شوم با اینکه بت را سجده کنم و این صلح و این کار روا را نکنم.\n٥ ـ گفتن این قول که فلان شخص ازمن کافر تر است.\n٦ ـ گفتن این قول که چنان دل تنگ گشته ام که میخواهم که کافر شوم نوع ششم دربیان تشبه بکفار که فقهاء کرام غفر رحمهم الله تعالی انرا کفر گفته اند باید دانست که سبب کافر شدن بواسطه تشبه بکفار نیت است یعنی اگر کسی کاری را بکند و نیت او متابعت کفار وخوب دانستن اعمال وافعال ـ کافری ایشان بوده باشد پس همان عمل او را بکفر میرساند وعلاوه بران بعضی اعمال است که شرع انور انرا از خواص کفر دانسته اگر شخص مسلمان انهارا شعار خود سازد کافر میگردد ـ اگرچه نیت کفر را نکرده باشد اول زنار بستن دوم استعمال کردن صلیب بطریق معهود دینی کفار وقتیکه کشیدن مانند رسم کفار هنود. سوم کارهای کافری را بصدق دل تعریف وتوصیف کردن ورسومان کفر ایشان را خوب گفتن ونيك پنداشتن وارزوی تشبه ان هارا نمودن نوع هفتم درکلمات که در شان قرآن عظیم گفته میشود ونزد فقهاء عظام رحمهم الله تعالی کفر است.\nاول ـ بقصد انداختن قرآن عظیم در جای پلید که مراد استخفاف قران عظیم باشد یا نسبت بد بقران ـ عظیم نمودن وگفتن این قول که اکنون احکام وعلم قرآن عظیم فائده ندارد قانون کفار کاملتر اســـت نعوذ بالله منها.\nدوم ـ بذکر واوراد وتلاوت قرآن عظیم تمسخر کردن که ازین چنین افعال چه فائده قطقل حاصل میشود و بان هیچگونه گناه عفو نمیشود.\nسوم ـ در وقت خوردن خمر یا کردن چیزی از حرام قطعی مانند زنا وامثال ان (بسم الله) گفتن. نوع هشتم در کلمات غلق وتجار که فقهاء کرام رحمهم الله تعالی ان هارا کفر گفته اند.\n۱ ـ ارزو کردن اینکه زنا یا قتل نفس بغیر حق حرام نمیشود وهم چنین ارزو کردن حلال بودن"}
{"book": "adl0955", "page": 86, "text": "هر چیزیکه در يك دين از دين ها حلال نبوده است .\n۲ ـ گفتن این قول من چه کرده ام که تا توبه کنم . در جواب کسیکه او را بگوید در وقتیکه گناه\nیقینی را می کرد که این فعل گناه است ازان توبه باید کرد .\n۳ ـ گفتن ظالمی را که بخلق خدا اذیت بی موجب شرعی میرساند که این ظلم ترا دوست\nدارم .\n٤ ـ گفتن این قول که حرام را از حلال دو ستر دارم که حلال دانستن حرام قطعی وحرام\nدانستن حلال قطعی کفر است .\nه ـ نثار کردن درم ها بر می خوار ومبارك باد گفتن بر می خواران و گفتن این قول که حرمت\nخمر بقران ثبت نشده است . ( باقی دارد ) .\nفتوحات اســـــــــــلام\n( فتح بيت المقدس )\n(٦)\nدر بین اینکه امیر المومنین به همراه باقی اصحاب رسول الله صلی الله علیه واله واصحابـــه\nوسلم در با لای ان چشمه فرود امده بودند قومی از بنی جذام بخدمت شان امدند وعرض ــ\nنمودند که یا امیر المومنین در نزديك مایان مردی است که از برای او دو عیال است و هر دو ــ\nعیال او خواهر پدر ومادری اند امیر المومنین (رض) ازین گفته شان در غضب امد و فرمودند\nکه ان مرد را به حضور من حاضر نمائید . چون ان مرد را حاضر اوردند امیرالمومنین از وي\nسوال کردند که ان دو عیال را چه کرده ی ان شخص گفت که عیال های من می باشند .\nامیر المومنین رضی الله تبارك وتعالی عنه پرسیدند که ایا بیکدیگر قرابت هم دارند ــ\nان مرد گفت اری خواهر یکدیگر میشوند .\nامیر المومنین رضی الله عنه ازوی پرسید که توچه دین داری ایا مسلمان نیستی .\nان مرد گفت مسلمانم . امیر المومنین گفت ایا ندانستی که این فعل حرام است وخدای تبارك\nوتعالی جل شانه در کتاب کریم خود فرموده وان تجمعون بین الاختين الاماقد سلف ان مرد\nگفت که من ندانستم واین هر دو برمن حرام نیست .\nامیر المومنین (رض) ازین گفته او در غضب شده و فرمود که ای مرد دروغ گفتی والله\nقسم که یکی ازین دو بر تو حرام است زود سبیل یکی ازین دو را خالی کردان و یکی را رها کن و\nالا درحال گردن ترا قطع میکنم .\nمرد گفت یا امیرالمومنین چرا بر من غضب میکنی . امیرالمومنین فرمود که قسم بحوالله\nالذي لا اله الله كه حكم خدای تبارك وتعالی جل جلاله این چنین است .\nان مرد گفت که یا امیر المومنین این دین شما دینی است که مایان در او خیر قة\nندیدیم و نه باین دین محتاج بودم که داخل شدم امیر المومنین رضی الله تبارك وتعالى عنه\nفرمود که ای مرد بمن نزديك ای چون نزديك امد امیر المومنین محکم دره احتساب خود را بسر"}
{"book": "adl0955", "page": 87, "text": "- ٨٤ -\nاو فرود آورد و فرمودند که تو از براي دین اسلام شامت پیدا ميکني وبد میگوئی وبد میدانی ای دشمن خدایتعالی ودشمن نفس خود این دین دینی است که خدایتعالی آنرا از برای این دین را براي ملائکه ورسل وبھترین مخلوقات خود اختیار کرده وای باد از برای تو زود یکی ازین دو عیال را رھا کن والا ترا چنان دره احتسا بزنم که ضعیف وسست گردی چنانکه از خود خبر نـداشته باشی.\nان مرد گفت یا امیرالمومنین چه فـعل کنم که ھردو را بسیار دوست دارم لیکن حالا قرعه می اندازم بنام ھر کدام که برامد او از قرعه باشد ودیگر از برای من باشد.\nامیرالمومنین رضی الله تبارک وتعالی عنه فرمودند که قرعه انداز وچون قرعه انداخت بنام یکی از ان دو عیال برامد یکی را نگاه داشت و دیگری را رھا کرد.\nبعد ازان امیرالمومنین رضی الله تبارک وتعالی عنه روی بطرف ان مرد اورد وگفت ای مرد گوش کن که ھرکه بدین ما داخل شد وبعد رجوع کرد اورا بقتل می اوریم ودیگر اینکه تو از دین اسلام رجوع نکن وھشیار باشی که اگر بسمع من رسید که دو مرتبه بان خواھر زن خود که اورا رھا کردی در مابعد دخول کردی ترا رجم می نمائیم.\nواقدی رحمه الله تعالی علیه فرمودہ که بعد ازان امیرالمومنین عمر رضی الله تبارک و تعالی عنه روی براه اورده ورفت تا اینکه به قبیله از بنی عمرو رسیدند دیدند که ازان جمله قومی در افتاب ایستاده اند وعذاب می شوند.\nامیرالمومنین رضی الله تبارک وتعالی عنه از معذبان پرسیدند که چرا اینھا را عذاب میکنید معذبان عرض نمودند که یا امیرالمومنین در بالای اینھا خراج باقی مانده.\n(باقی دارد)\nشرط بندي یا دیوانه گی\nاز روزنامه شفق. (۳)\n(من برای اینکه عملا بشما ثابت شم تا چه درجه اینچیز ھای که شما بانھا علاقه دارید و در اینزنده گانی تمام هم خود را برای بدست اوردن انھا مصرف نموده اید در نظر من حقیر است از دو ملیون تومانی که شرط بسته بودم ومطابق قرارداد فردا ساعت ۱۲ باید بگیرم صرف نظر میکنم وبرای اینکه قانونا مستحق گرفتن این پول نباشم ومخالف قرارداد عمل کرده باشم پنج دقیقه قبل از مدت خاتمه حبس از محبس خارج خواھم شد).\nوقتی صراف مکتوب فوق را تا اخر خواند انرا روی میز گذارد وپیشانی اوکا را بوسیده واورا در میان صدای گریه وضجه در آغوش کشید و پس ازانکه از اطاق اوکا بیرون امد بطرف منزلش ـ بسرعت قلیش فوق العاده محزون واندوھناک واز منٹھای پستی ودنائت خود شر پشیمان ومتاثر بود. رفت در رختخوابش که بخوابد ولی خوابش نبرد واشب را تا صبح در غم وغصه وندامت از کاری کـه کرده بود بسر برد ونزدیک طلوع فجر خوابش برد تا اینکه محافظ محبس اوکا بطور وحشت زده نزد"}
{"book": "adl0955", "page": 88, "text": "او امد و او را بید ار کرد ، و گفت شخصی که در محبس بود، ازنرد، محبس بیرون امد و از بام بـخانـي\nشد و رفت ـ صراف با سایر نوکرها یش بطرف محبس اوگا رفته و دیدند اثری از او نیست و فرار\nکرده و برای اینکه از گفتگو و حرف های مردم در موضوع شرط بند ي او و دو میلیون تومان خلاص\nباشد مکتوب اوگا را برداشته و نزد خود ضبط کرد ، که بموقع بمردم نشان دهد . (انتها )\nمطبع حبيب الاسلام\nصفحه (۱) (جریده هفتگي حبيب الاسلام ـ سال اول شماره ۷) (نمره مسلسل ۷)\nواعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا\nحبيب الاسلام\nاداره خانوم در افغانان کابل ـ افغانستان ـ نمره تلفون\nسردبیر ـ سید محمد حسين قیمت سالانه ـ قیمت ششماهه\nهمه امور تحریریه و حسابیه بنام اداره فرستاده شود در داخل پنج افغانی ـ ۳ـ افغانی\nاداره در انتشار و اصلاح مقالات وارد مختار است در خارج ۱۵ شلنگ ۸ـ شلنگ\nدر هر هفته یکمرتبه صبح پنجشنبه نشر میشود يکشماره (۱۰) پول\nاوراقیکه درج نشود اعاده نمیشود .\n(تاریخ قمري ۸ ذیقعده ١٣٤٧) پنجشنبه (تاریخ شمسی ۲۹ حمل ۱۳۰۸ هجری )\nمداوله ـ گردش . یا انقلاب\n(۲)\nاین انقلاب در افغانستان تعجب انگیز و یکی ازان حوادث غیر مترقبه است که بعد از ـ\nچندین صد سالها بوقوع میاید ـ عقول بشري نه پیش بینی انرا کرد سمیباشد و نه بامتداد ان ـ\nموفق میاید انغانتامل کنید . امان الله خان در شرق وغرب اعلان عظمت و حشمت خود نمود\nعالم واله و حیران گردید افغانستان بزیر ظلم و ستم نالان بود ورعایا سرگردان بحزار زبان پاس\nو خموشی میگفت که همین حال مقهوریت دینی و دنیوی شان هنوز سخت تر خواهد شد که ندای\nحافظ بگوش هوش امد ع مردی از پرده بیرون اید و کاری بکند .\nان جوانمرد میرسد و بقوت و غلبه غیب دارالسلطنه را به تحوز خود میارد البته يــــــك\nخصلت ممتاز یا يك سجيه دارد که پادشاه سابود داشت ان چیست . عزم فداکارانه ـ براي\nحصول این مدعای عالی که خادم دین رسول الله گردم بمقابله توپ و تفنگ و طياره وبمب بکرات خویشتن\nرا نشانه ساخت و از مرگ هیچ بیم نداشت .\nحضرت صدیق اکبر (رض) چند نفر اصحاب خودرا بصوب پادشاه رومی گسیل داد با مرسله\nبدین مضمون که انی ارسل ليكم رجالا يحبون الموت كما تحبون الحيات ـ من مرد انی را سوی شما\nمیفرستم که موت را انقدر دوست دارند که شما زندگانی را میخواهید يك مورخ کافر اقرار میکند"}
{"book": "adl0955", "page": 89, "text": "( والفضل مايشهد به الاعداء بزرگی همانست که دشمنان گواهی بان بدهند ) که این کلمات -\nصد پر رضي الله تعالی عنه چنین رعب وهیبتی بدلهاي رومیان و پادشاه شان انداخت کـــــــه\nاز موجودیت يك لشكر بسیار جرار بیشتر بود حالا عزم فداکارانه امیر حبیب الله خان را که با\nهمرکابانش در میدان محاربه بمشاهده رسانید مقایسه کنید بامان الله خان وسلحصانش که ـ\nکدامین قابل تحسین است .\n\nبر شمشیریکه سرور دو عالم صلی الله عليه واله وسلم بابی دجانه انصاری رضی الله عنه ـ\nاعطاء فرمود این شعر کنده بود .\n\nیالمن وا لا قبال مکرمت بالجبن لاینجوالمرا من القتل باحسان و پیشقدمی عزت و حرمت\nبدست میاید یکدلی و ترسناکی مرد از قتل نجات نمی یابد يك خاندان مرونگیان در یورپ قدیم\nحکمرانی کرده است چون شاهان ان در هنگار زار می برآمدند همیشه فاتح میشدند چون در\nقصر نشسته امر صادر کردند سلطنت شان زوال پذیرفت همین احوال سلاطین ترکیه و مغلیه\nبود ، در هریکمالك فتح و شکست و عروج وزوال بهمین نقطه عزم فداکارانه و برعکس ان دور\nخورده است .\n\nخداوند جل وعلی میفرماید لن تنال البرحتی تنفقوا مماتحبون ـ خیر و خوبی را بدست ـ\nاورده نمیتوانید حتی چیزی را بخرج نیارید که دوستدارید چون از جان عزیزتر چیزی نیست لهذا\nجانفشانی موجب مظریت شده میتواند پادشاهیکه از خطر جان خود را کشید لاجرم پادشاهی را ـ\nاز دست داد و شخصیکه جان خود را در هلاك نهاد مرتبه پادشاهی رسید علووانها ذ راه مین\nحتم عقلی است ع بقدر الکد تکتسب المعالی ـ رتبه های بلند بقدر رنج و محنت اکتساب میشود چون\nاز جاندادن سخت تر مصیبتی نیست لا محاله از اجر آن هم بلند تر چیزی نباشد .\n\nحکایت بابر پادشاه است که چون پسرش همایون بمرض عجیبی مبتلا شد واطبا ازمعالجه\nمایوس شدند حکمی تجویز کرد که عزیز ترین اشیا برونثار شود تا شفا حاصل اید ـ بابر گفت که\nاز جان عزیزتر چیزی ندارم لهذا سه بار بدور بسترش گشته گفت که جان خود را نثار کردم ـ\nمیگویند که بعد ازین همایون تندرست و بابر بیمار شده رفت تا از دنیا رخت بر بست اما ـ\nاز اینگونه فداکاریهایش وبرکات آن بود که از اولادش شاهان عظیم الشاان سه ونیمصد سال بر\nهندوستان وافغانستان سلطنت نمودند در افغانستان باید دلی و هرامر پادشاه ریا وظاهر ـ\nداری نیز منضم شد ـ امان الله خان از سالها دعوی عزم بالجزم وفداکاری وجان نثاری نمود\nکه من برابر کوها عزم دارم عاشق ملتم ویران خودرا فدا میکنم و قطره اخری خون خود را در\nخدمت آن میریزانم ـ حسب ادعایش ملت او را شجاع خیر خواه وجان نثار می پنداشت واز ـ\nوعده هایش بازی خورده خودرا قربان او میساخت اما این ملمع و ریا کاری همیشه پایداری نمی\nتوانست ـ يحق اللها لحق بكلماته ـ خدای تعالی بکلمات خود حقیقت را اشکار میسازد يك ولایت\nيا يك حكومتی اعلانی بلکه يك جزوی از يك حكومتی کلان برخاست و با وجود یکه مهلت امادگی يك\nماهش داد تا بمقاومت ان نیاورده نه تنها خود را مخلوع بلکه مفرور گردانید ـ پادشاهیکه"}
{"book": "adl0955", "page": 90, "text": "از احساس خطره اول عائله خود را کشیده محفوظ بدیگر جای ببرد گویا عائله های ملت را در خوف وخطر بگذارد سپس خود از تاج وتخت دست بردار شده رو بگریز نهد ایا مطابق دعوی خود حفاظت ملت وبان وفا کرده است . وقتیکه خود ش پادشاهی را باختیار خود ترك کند وازین قصدش رعایا وعساکر ومامورینش اثناء آگاه گردند که نیمروزه را درموتر پیمود بخود را دور نموده باشد اطاعت وبیعت او از روی کدام ائین وشریعت باقی می ماندبلکه غیرت ـ عزت نفس وخود داری بر علیه تقاضا می نماید توکلقق د کافر گل به شان تازه سوی ـ چه را سبیزی روز به نیمه شیروی نه ـ اگر مغول افتاب پرست است عاشو غیور خود را افتاب قرار ـ میدهد دیگر شاعر افغان همین مضمونی می سراید که در فارسی نیز موجود است. ع برسر زلف تو نباشد بر سر زلف دیگری.\nبانی مقد س اسلام علیہا لصلواه والسلام کسی را جانشین خود نمیسازد بلکہ باجماع امت امر خلافت را می سپارد حضرت عمر رضی اللہ عنہ درحالت زخم ونزع سفارش مینمایدکہ پسرش را در مجلس انتخاب خلیفہ داخل کنند اما خود او را بخلافت نگمارند زیرا عبداللہ را بی سبب طلاق داده مورد عتاب حضرت رسالتماب (ص) گردیده بود ـ بد ین حدیث شریف الطلاق البغض الاشیاء عند اللہ از طلاق هیچ چیز زیاد تر موجب قہر خد اوندق نمیشود ـ چون طلاق اینقدر مبغوض بارگاه الھی باشد که حضرت فاروق کہد ر حقش ققلقلق جناب خاتم النبیین فرموده ـ لوکان نبیاء بعدی لکان عمر ـ اگر بعد من نبی می بود ان عمر (رض) می بود ـ فرزند خود را بسبب طلاق از خلافت محروم سازد پس پاد شاہیکہ طلاو را بیوجه روا داشت چسان حق پادشاهی داشته باشد نتیجہ اینگونہ تجاوزات دینی بود کہ خود مجبورا ومقھورا از سلطنت علیحده شد.\nباز بدون مشورت با وزرا واراکین د ولت وملت برادرش عنایت الله خانرا بعوض خود ـ گماشت حالانکہ از روی شریعت وطریقت خاتم النبیین صلی اللہ علیہ وسلم وخلفاي راشید ین رضوان اللہ علیھم اجمعین این حق را نداشت واو نیز با عائله خود راه فرار پیش گرفته رعایا را ـ بحال خود شان واگذاشت بالاخر اطاعتی که برما واجب ماند ـ استحقاق بیعت را بعد ازین خلع وفرار کدام پادشاه بیشتر د ارد. ھمونکہ علاوه بر برھان الحق لمن غلب تائید باطنی ربانی د ارد واگر سرکشی از و ورزید ہ شود بجز اینکه خون مسلمان بریزد وشماتت اعدای دین شود د یگری سودی نخواھد بخشید در صلوات اسلامی وعدل حق مفاخرت و ـ مباهات قومی گنجایش ققلقق ند ارد یا ایھاالناس اناخلقنکم من ذکر وانثی وجعلنکم شعوبا وقبائل لتعارفوا ان اکرمکم عند اللہ اتقسکم ـ خداي تعالی میفرماید کہ اي مردم شمارا ازنر و ماده افریدیم وطائفہ طائفہ وقبیلہ قبیلہ گرد انید یم تاکہ از ھمدیگر شناختہ شوید اما بزرگ و معزز شما نزدخدا انست که از خدا از ھمہ زیاد تر بترسد درینصورت لازم است کہ سر تسلیم پیش پاد شاه شجا ع وبھا د ر امیر حبیب اللہ خان خم کرده خراج معاونت ومتابع ت باعیان د ولتش ادا شود تامزید بران خانہ جنگی واختلال د اخلی ملك وملت را برباد ندهد ـ از محاربات"}
{"book": "adl0955", "page": 91, "text": "- ۸۸ -\n\nفيما بين خودنا جرم ضعف وكمزوری منتج وواقع میشود مخاصمان خارجی پلت و در مترصد این\nمواقع نشسته اند و ترحم ندارند بر جمعه یتیکه از تمام شدن سامان حرب مانند گوسفند عاجز گردد\nالان قوت وسطوت ما منحصر در اتفاق واتحاد است وبر كزان اطاعت وعقيدت بحضور پاد شاه\nاست که سلطنت را خدای مليك ومقتدر باعزت كرامتش فرمود ه – قل اللهم ملك الملك توتی الملك\nمن تشاء وتنزع الملك ممن تشاء وتعز من تشاء وتذل من تشاء بيدك الخير ــ انك على كل شيء\nقدير ــ بگو كه اي بارخدايا مالك ملك هستی ــ ملك رامی بخشی بهر كسيكه ميخواهی وملك را ـ\nمی ستانی از هر که میخواهی عزت مید هی هر کرا میخواهی وذ لت مید هی هر کرا که میخواهی ـ\nبد ست تست همه خیر وخوبی وبتحقيق بر هر چیز قادری .\n\nخبر های افغانستـــــــــــــان\nاز خارج\n\nترجمه اخبار تايمز لندن ) مارچ ۱۲ ــ مطابق غره شوال المكرم .\n\nمجاد له افغان\n( تحرکات شاه امان الله )\n\nاین تجاهل عارفانه است یا بلند ن خبر تازه صحیح نرسید ه که امان الله خان را هنوز\nشاه میخوانند اولا سمت مشرقی در مذاكرات خود فيصله قطعی نمود که امان الله خان بهیچ\nوجه پاد شاه قبول کرده نمیتوانیم سپس از طرف سمت شمالی حرکت عمومی ملت بمقابله او شروع شد\nعلمای كرام ومشائخ وخوانين قوم معزز واهالى فعال متحدا امیر حبیب الله خان را پادشا ه\nخود منتخب کرده اغاز بمحاربه نمودند که يك ونيم ماه د وام كرد بعد ازين مدت خود امان الله\nخان بحقیقت اموری پی برد ه که در تمام مملکت کسی او را بامارت قبول ندارد ـ خود را مخلوع\nساخت و برای اثبات این اعلان خلع تحریر خود را گذاشت وخودش مفرور گشت. پس با نامش نسبت\nشاه از طرف اخبار انگريزي است نه از جانب حبیب الله سلام ) .\nامادگی های شاه امان الله د ر قندهار جاریست افواه سوق عسكر سوی کابل غیر صحیح است\n( درين شماره بیعت نامه اهالی کلات مندرج شد ه ازان ظاهر میگردد که خوف امیر حبیب الله خان\nاز غزنی ومقر گذشته تا کلات فائز گشته . پس حرکت عسکر از قند هار بجانب کابل فاصل های صعب تذلل\nوحائل های د شوار گذار دا رد اولا توقع میرود که مسلمانهای متدین افغانستان ضرورو منفعت ـــ\nاتحاد را دانسته از خانه جنگی مزید پرهیز خواهند کرد که دران هزارها مسلمان از طرفین\nضائع خواهد شد و سامان حرب عبث خواهد رفت ازین جهت که مسلمان کشی بند د اد هزارها واقع\nنشود وعلاوتا تلفات مالی وارد نگردد فقط يك چاره است که بحکومت حاضره امیر حبیب الله خان ـــ\nتمام اهالی افغانستان دست بیعت وطاعت بد هند بصد ق وصفا خد مت دولت و براستی وحسنا ت\nمابین خود معاملات بنمایند ( ح ــ ا )\n\n... . .\n\nاخبار طلوع افغان قند هار مورخه ۲ مارچ مطابق ۲۰ رمضان مشعر است :\nبيك شنبه ٢٤ قروري ( ١٤ رمضان المبارك) بحضور اهالی قند هار مشتمل بر سادات وعلما ء"}
{"book": "adl0955", "page": 92, "text": "خرقه مقدسه پیغمبر (ص) از زیارت گاه ان براورده باتاثرعمیم جلوه داده شد ـ اگر این\nمقصد بود که امداد روحانی سرور دوعالم بیمن خرقه مبارکه بطرف قندهار شامل شود تابـه\nمقابل کابل صفرگردد این گمان همان تفرقه وموجب کشت وخون است که در فوق مذکور شد والبته\nانحضرت (ص) گاهی خوشنود نمی شود که درمیان امتش جدال و قتال جاری گردد ومنجر به\nضعف اسلام وغلبه کفرشود . ان اکرمکم عند الله اتقئکم ـ نزدیک خدا همان شخص بسیارعزت و\nکرامت دارد که ازهمه زیاد ازو تعالی می ترسد ـ اهالی کابل وسمت شمالی ودیگر سمت ها ـ\nبدون قندهار نیز پیروان دین محمدی (ص) خلق اند وروح وروان واب وام خونرا بصاحب (ص)\nخرقه قربان میکنند ـ پس این زعم چگونه معقول میشود که قندهار برعلیه کابل از خرقـــه\nمبارکه مدد جوید ـ ما امید ودعا میکنیم که این سوء تفاهم رفع شده اهالی قندهار برای ـ\nحصول رضا مندی نبوی (ص) باسکنه‌ کابل ونواح ان متفق شوند واز وعید الھکم التکاثر حتی زرتم\nالمقابر ـ اندیشیده نظربه‌ صلوات ومواخات اسلامی بشخصی اولیکه در انتخاب امارت سبقت\nحاصل کرده است وبعد از خلع امان الله خان از طرف علما وخوانین ومجاهدین پادشاه مقررـ\nگردیده است یعنی بامیرحبیب الله خان دست بیعت دراز کنند واز منافرت و تکاثر گول ـ\nنخورده بشاهان سابق ومثابرشان رجوع ننمایند بلکه ازنقد وقت استفاده کرده باصلاح\nحال بپردازند که خیر استقبال درپشت ان ( ) .\n. . . . .\nازروی یک اطلاع شاه امان الله تهدید کرده بود که من قندهار را گذاشته به هرات\nمیروم لیکن اهالی قندهار تقا نمودند که در قندهار بماند ـ بعد از جلوه افروزی خرقه\nمبارکه شاه امان الله قسم خورد که بقوانین فقه شرعیه پابند خواهم شد ـ ازعلما وملک هاي\nقبايل وعده‌ هاي معاونت حاصل کرد هندوهائ شهر ادعا نمودند که بمنازل راه کابل ازـ\nقندهار عساکر را اذوقه ومایحتاج بهم خواهند رسانید .\nعلامات اینست که مجادله براي استرداد سلطنت سابق افغان بعد از رمضان ـ\nشروع خواهد شد چون برفها اب گردد کوچی هاي افغان از هندوستان در فراهم امدن ـ\nتعجیل ورزیده اند بعضی درکارخانه هاي اسلحه امدوشد دارند از روی يك اطلاع غلزائی ها\nباهم حلفا قرارداده اندکه دراثناي اختلال حاضر کل قوم خود را علیحده صیانت نمایند ـ\nتعبه این افاز یافته است اما تحريك سست نقد است وجود سلطنت افغانی با ولایات ـ\nحکومتی ها وعلاقه هاي ان باختتام رسیده است خوانین وملک ها براهالی حکمرانی دارند\nاگر باز انها براي اتحاد کل ملک يسعی مائل شوند اگرگاهی مائل شوند مدتی درین\nاتحاد ثانی بکارخواهد شد البته بعد ازگردش پادشاهی اینچنین تشتت عارضی\nرخ مینماید اما حقیقت اینست که افغانستان وسلطنت ان وجود وحیات دارد چنانچه ازـ\nبیعت نامه‌ هاي متواتر که از هر طرف وکشف ملک میرسد ثابت است که قلب مملکت حرکت"}
{"book": "adl0955", "page": 93, "text": "- ۱۰ -\n\nصحیح و سالم داشته تمام اعضا و جوارح باز بشرائین رو اورده ایجاب مینمایند وملت وملك\nافغانستان زنده و ازاد ومستقل است و عنقریب بتمام وکمال تابع تخت امیر حبیب الله خان\nشده قدم بترقیات اسلامی بسرعت بیش از پیش خواهد نهاد (ح ـ ۱)\n\nمان ۱۴ مطابق ۲ شوال ۰\n\nاختلال سلطنت افغان\nپشاور مارچ ۱۳ مطابق غره شوال\n\nروش قبائل\n\nمطابق اطلاعیكه مسافران كابل براه خوست یا جلال اباد آوردند وكم شان بكامیابی بمنزل\nمقصود واصل شدند بیان میشود كه بیرون بلاد مشهور هیچ قاعده یا اداره قایم نیست۰\nیا نشان نظم و نسق كم است كسانیکه مال و اسباب ندارند بدون انصاف نقل و حركت كرده ـ\nمیتوانند وانها تیكه امتعه دارند تا دیه نقد برای بدرقه حفاظت برایشان لازم است بضرب\nموضع منازعات پیدا میشود كه مستحق این نقد كیست ـ یك قافله كوچك در خوست متواتر معطل\nکرده شد برین شبهیكه برای امیر صاحب كابل پول می برد ـ مردم این قبائل گفتند كه انھا ـ\nبامداد امان الله شاه ایستاده اند چه او در قندهار است وان از روی سلفه دورترين ـ\nاست و ھيچ غرض با امير حبيب الله خان در كابل ندارند چه اغلب است كه او درباره ازادي\nجديد شان بسبب نزدیكی اول نزاع كند درین اثنا آنها از ازادي خود استفاده زیاد تری\nمینمایند و دلیل خاص نمی بیند که چرا بطرف داری كسی گرایند۰\n\nغالبا صحیح است كه قبائل افغانستان مدافعت خود شان را ترتیب داده اند واز اقتدار\nيك حكومت مركزی كه از حد زیاد اضافه ستانی میكرد خود را خلاص كرده اند و مبادرت نخواهند\nورزید كه يكدیگر حكومت را قائم سازند ـ تا این وقت اقلا درین باره هيچ علامت كدام تحريك\nعمومی نیست ( مسلمانان از روی دين خود مامور و مجبور بيك حكومت مركزی میباشند و از پراگندگی\nو تنازع نھی وممانعت یافته اند حكومت مركزی جدید در كابل اکثر قبائل را باخود ملحق وملحق\nساخته است و خودشان برضا ورغبت مربوط وتابع شده میروند زیرا علاوه بر تاكيدات اسلامی كه\nبيك پادشاه مجاهد مسلمان بیعت و طاعت كنند این را ھم می بینند كه حالا اضافه ستانی\nنمانده ھمه امور بصورت و بطی که بهترین شکل است اجرا می یابند مالیات از روی شریعت گرفته\nمیشود كه تخلیق بیشتر از خمس است و نیز در محصولات گمرك وبلد یه باقرار اعلانات رسمی\nهمان قسم تقلیل بروی کار آمد باین دلایل مالی ومادی نیز قبائل وطوائف همه مائل باتحاد و\nتمرکز شده اند ـ (ح ـ ۱ )\n\nيك مجلس امروز در پشاور منعقد شد تا عبد الغفار خان و میان جعفر شاه را که موکلان"}
{"book": "adl0955", "page": 94, "text": "شونده محلی اندمتابعت نماید وان ها اراده دارند که با اصرار را قندهار گیرند وخدمات خود را بشاه امان الله خان تقدیم نمایند .\n\n(تو چون حکومت هند بارها در امورات داخلی افغانستان بیطرفی خود را اظهـار داشته اند چگونه اشخاص مذکور از پشاور هندی در قندهار داخل شده خواهند توانست .\n\nاز بیخبری وکوتاه بینی اهالی پشاور است که این چنین اقدامات بیجا بلکه مضر و مهلک مینمایند انحا از هم روی اخوت اسلامی با افغانستان معاونت میکنند وباید لحاظ اشخاص ــ هیچ داشته نباشند که پادشاه امان اللـه خان باشد یا امیرحـبیب الله خان به مسلمانان همین قدر تفکر لازم است که بحتری واعلاي اسلام درکدام صورت است .\n\nدرعحد امان الله خان غوغا از هند برخواست که او هم مثل دیگـر شاهان ملوث برسم و رواج کفرگشته است اکثـر جـرائد هندي مرقـم داشـتـندکه ازمی تـهذیب یورپ همـه مخمورگـردیدند الا شاه حجاز چون همیـن تشبیـه باکثار مـلـت افغانستان را از امان الله خان بیزار ساخـت وــ قبلا ازغفلت‌های اوبجان رسیده بودند که درمدم ممانعـت رشـوت ستـانی وحـرام خـوری مـداومت ــ ورزیده میرفـت بـروی او کمـر مخالفت وبجاحدت بـر بسـتند تاخودش مخلوع شـده د ارالسلطنت را بقوت وغلبـه فـقاـدقانی به امیرحبیـب الله خان سـپـرد حا لـامسلمانان پشاور اگـر قـصـد سلیم اسـلامی دارند باید بامیرحبیـب الله خان موافـقت ورزند تا بزیـر سایـه او مسلمانان اسودگی وترقـی نمایند نه که باامان الله خان معـاونت نموده باعـث تشویـش وترغیب مـقاتله بیـن مسلمانـان گـردند انـحا بایـد خیـرکـل را طلبیده جزو را رعایت ننمایند ــ ح ــ ؟ .\n\n. . . . .\n\nشـش فراری جـرمـن که ازکابل بچـاره چناریـد وشـنبـه رسیدند همـه سامان ورخت وکـاغـذ ات خود را ضائـع کردند زیرا مطالبات حـریصـانه شدید هـر قبـیله را بـراورده نتـوانسـتند برای بـدقة بدرقـه اجـوره خواسـتمیـدد ولـو حقـ ان قبـیلـه اقـل بود ــ نسبت بجانـه ای شان جـیب فراري ها بیشتـر درخـطـر بود تجـربه شان را بسیار ناگوار بیان میکردند .\n(این جرمـن ها اولـا بطـرف قندهـار گریخته بودند چون در سفـرانـسو موفقـیت نشــد براه سمت جنوبی اقـدام کرد نـد مطـلـب شان ازبسـت خودشان پیش امـد زیرا پاسپورت ازحکومت کابل نگـرفتـه بودند وذمـه وار حفـاظـت شان حکومت نبود بلکه بـذمه شان حقوق حکومت بود ــ لايحـق الطـرالسي الـاباهـلیه مکـریـد بمـاحیـان بـریادي میـارد از قـرار معـلوماتیکه مخـبـر اداره مـان بدست اورده بعد از واپس وارد شدن هـمـروزه چـند نـفـر جرمـنی ها از راه قندهار بکابـل سفـیـرد ولت علیـه المان بواسطـه ایـنکه اشخـاص مذکور مشولیـت بحکومت افـغـانستان داشـتـد و ــ بدون اداء ان فرار نمودند وقادر بفرار نشده واپس امدند بوزارت خارجه پیشـنـهـاد نمـود کـه حکومت ققـقـقـقـقفـ الـمـان ضامـن ایـشان مـیـشـود اگربرای شان ویـزا داده شود که برونـد ود رهـر"}
{"book": "adl0955", "page": 95, "text": "- ١٢ -\n\nوقت حکومت موجوده انقرا را بخواهد حکومت المان انقرا را واپس روانه میدارند وزارت ـ\nخارجیه بلحاظ سفیر المان انقرا را خیال ویزه نمودن را داشت که مکررا اشخاص مذکور از ـ\nراه سمت جنوبی بدون ویزه فرار نمودند . ح ـ ١\n...\nاطاعت اولی الامر\n( ٢ )\n\nحضرت ابو هریره (عن رض) فرموده است که ازان حضرت علیه الصلوات والسلام شنیدم\nکه می فرمودند :\n(( من خرج من الطاعة ففد فمات مات میته جاهلیه ومن قاتل تحت رایه عمیته ویغضب\nلعصبیته لقتل قتلته جاهلیه ومن خرج علی امتی بسیفه یضرب ربها وفاجرها ولایتحشی من\nمومنها ولا یفی الذی عهد عهده فلیس منی ولست منهم )) .\n***\nیعنــــــی : کسیکه از اطاعت پادشاه خارج گشت ودران حالت مرد مرگ او مرگ جاهلیت\nاست که احکام مسلمانی بروی جاری نمیگردد و کسیکه زیر بیرق نامعلوم (یعنی بیرقیکه حقیت وحقیقت\nان معلوم نباشد ) مقاتله کند و برای تعصب قومی بغضب شده مقتول گردد قتل او نیز بقسم جاهلیت\nاست وشخصیکه بر امت من شمشیر خود را کشیده نیکوکار وبد کاران رایکسان بزند واز مومن امت من\nکناره جوئی ننماید و با صاحب عهده وفای عهد ننماید پس این چنین اشخاص نه از من اند ونه\nمن از ایشانم ) .\nهرگاه بنظر بصیرت این اوامر سنیه و این ارشادات نافعه که درین حدیث شریف حضرت\nفخر النبیین ورود یافته است دیده و ملاحظه شود پر ظاهر میگردد که اصول اصلاحات کلیه دران ـ\nمندرج بوده اجمال اوامر ان بقرار ذیل است :\n١ـ مرگ اشخاص باغی مرگ جاهلیت است .\n٢ـ کسانیکه در یک امر نامعلوم و خیال خامی با پادشاه زمان مقاتله کنند زیر بیرق فساد وفتنه\nاجتماع نمایند وکشته شوند کشته انان از جاهلیت است نه شهادت .\n٣ـ کسانیکه بسبب تعصبات قومی ودشمنیها وکینه های داخلی بغضب امده یکدیگر خود را میکشند\nوبرخلاف اوامر پادشاه در بین خودها فساد وفتنه برپا میدارد قتل انان از جاهلیت است نه شهادت .\n٤ـ کسیکه بکشت وخون راغب میگردد ونیک وبد مسلمانان را یکطور می کشد ووفای عهد نداشته\nباشد این همه امور موجب عدم رضا و بیزاری حضرت پیامبر (ص) سید البشر ماست که از ـ\nحضرت فیاض مطلق نجات قوم واولاد و وطن خود را ازان خواستگاریم . امین. ( باقی دارد ) ."}
{"book": "adl0955", "page": 96, "text": "- ٩٣ -\n\nبيعت هاي ولايات و ملحقات ان (٣)\n( بيعت نامه اقوام توخی وهوتکی قلات )\n۲۸ رمضان المبارك\n\nالحمد الله الذي خلق الموت والحيات ليبلوكم ايكم احسن عملا والذي هدانا بواسطه\nنبينا، بقران عظيم على قول ولا رطب ولایا بس الا في كتاب مبين .\n\nاما بعد بر ضماير كافه ما اهالی قوام توخی وهوتکی علاقه قلات مخفی مباد ـ قبلا ـ\nبا جميع اهالی ذكور سکنه قلات دست بیعت امارت قد السلطانت را بمدار سیاسات امر شرع\nشريف فرا با امیر امان الله خان بقرار شرطیكه از امورات شرعی تخلف نكند داده بودیم چون موصوف\nشرطیكه اطعت او بمراسم شرعی بر مایان لازم باشد اجابت نكرده تا اینکه عملیات او انچه است\nبخلاف احکام قرآن و رویه دین مبین حضرت سيد المرسلين ملاحظه شد و بدعات ونواقصات او كه\nبخلاف شرع محمدی است به کل افغانستان هويدا است که رویه وعقيده وكردارات وعمليات و ـ\nاختراع بدعت امان الله خان جاری وظاهر است ازان رو که عالیجاه نیاز محمد خان بر گد ملکی\nو نظامی حاکم قلات ومحمد اکبر کندکشر که از حضور مبارك بمده فرمان ها واعلان ها از طرز ـ\nسلطنت موجود ه ونشر اعلان ها وغيره ابراز بيانات نموده همه ما اهالی ملاحظه کردیم که همه\nدانسته بشرایط شرع شریف است متحضر شدیم لهذا امير امان الله خان را که بانی فساد\nو مغاير دين پاك ومرتكب افعال نامشروع وعقيد ما تيخرا ب که کفر او را ثابت مینماید ملاحظه\nنمودیم چون الزام اطاعت او شرعا از ذمه ما اهالی زمره ما مسلمین ساقط شده بناء عليه\nفسخ بيعت امارت سابقه خود ها را ما زمره اسلامی از او موقوف امارت خود ها کردیم و بیعت\nتازه صحيحه جديده بقرار امر خداوند عالم و هدایت رسول اکرم و صحابه معظم خادم دین\nرسول الله (ص) با امير حبیب الله خان که شخص صادق خدمت گار ملت و پیرو دين پاك محمدي\nو باوصاف حميده واخلاق حسنه وشجاع وغيور و رعیت نواز بود نمودیم وان خادم دين رسول الله\n(ص) را برضا و رغبت خودها با مارت سلطنت کابل بسر وجان و مال قبولداریم که امورات امارت\nرا مطبق احکام الهی وسیاسات اورا بر وفق سیاسات شرعی اجرا میدارد وما اهالی اسلامی\nاز خداوند بار تعالی درخواست توفیق سعادت را با مورات امارت و رعیت پروری وانصاف و ـ\nعدالت او را مسئلت داریم کما لحی افتاب عمر و اقبال و استقلال سلطنتش در اوج ودرياي حشمت\nوجلالش موج در موج باد بنون وصاد مبارك باد سلطنت افغانستان بر خادم دین رسول الله\nامیر حبیب الله خان باقی مباد هر که نخواهد بقاء شاه . امظا ات :\n\nمیرزا گل محمد هوتکی ـ میرزا قند نظار محمد هوتکی ـ سید احمد توخی ـ سیف الله خان توخی ـ حاجی\nتاجو اندری ـ عصمت الله توخی ـ محمد شریف توخی ـ حاجی عبد المحمد ـ حاجی عبد الحي ـ خير محمد\nخان هوتکی ـ کفل خان ـ خیر محمد اخند زاده ـ ملا باز محمد ـ ملا برهان الدين ـ ملا محمد\nملا خدای نظر ـ سید علیجان ـ ملا مولاداد ـ ملا اقا محمد ـ علی محمد ـ صالح محمد ـ"}
{"book": "adl0955", "page": 97, "text": "- ٩٤ -\n\nکاکر خان توخی ط و امیر محمد خان - صاحب خان - محمد غنی - عزیزالله خان - عبد القیوم - گل محمد\nمحمد رحیم - محمد نواب خان - لعل محمد - ملا نقیب الله - ملا خیر محمد - ملا امیر محمد - سید\nغلام خان - ملا زهاب الدین - ملا میر ملنگ - خالقدار - ملا فیروز خان - ونور محمد توخی ها)\nاسامی ونشان شصت ٧٨ نفر دیگر.\n\nبیعت نامه قریه اوزبین و سروبی\n\nبحضور عدالت ظهور امیر صاحب عرض میشود که :\n\nاین بندگان الله ملک محمد قایم خان - ملک صالح محمد خان بیعت نامه قریه سروبی و -\nاز بین قوم حسین خیل ومهر علی خیل را بحضور مبارک اورده ام که تقدیم مبارک شود امید است\nامر فرمایند که تسلیم کنم سلطنت افغانستان را خداوند تعالی جل شانه بوجود امیر صاحب -\nمبارک گرداند مایان رعایا وملکان شکر خدا بجا میاوریم که برای ما مسلمانان شما را پادشاه -\nگردانیده خداوند مایان را هم توفیق رفتار رعیتی بدهد که خدمت پادشاه خودرا بصداقت و -\nراستی نمائیم . امضاء ها :\n\nملک صالح محمد - ملک محمد قایم خان - ملا حبیب الله اخند زاد هـ گل احمد خان - عبد الله خان -\nعبد الحنان - مسجد ی خان - جلاد خان (امضای باقی ٦٤ نفر دیگر)\n\nبیعت نامه تیزین و بابکر خیل\n\n٦ رمضان .\n\nالحمد الله علی دین الاسلام وصلوات وسلام علی رسول محمد واله واصحابه اجمعین .\nاما بعد بحضور مرحمت ظهور حقائق اگاه مهربان پادشاه مسلمین امیر صاحب غازی حبیب\nالله خان عرضیا مردم علما وخوانین وملکان ورعایا تیزین قوم با بکر خیل بحضور صاحب چنان\nاست که الحمد الله والمنه که چنین پادشاه دیندار پادپانت مهربان را برما مردم مسلمانان -\nعطا کرده و جلوس میمنت مانوس سلطنت افغانستان را بوجود مبارک شان نیک ومبارک گرداند و\nما مردم را بامر ایه کریمه که اطیعوا الله واطیعوا الرسول واولالامر منکم توفیق اطاعت وخدمت و\nگذاری نصیب کند و او را بر مایان رعایا و خدمت گذاران شفیق و مهربان گرداند فقط امین یا رب\nالعالمین تحریر ٦ رمضان المبارک ١٣٤٧ شکر الحمد الله که تاریکی کفر را از ما مردم\nدور کرده افتاب اسلام را برای ما مردم درخشان گردانید . امضاها ومواهیر :\n\nمحمد سلیمان - عبد الحمید - احمد جان - عبد المومن - عبد الغفار - عبد الرحمن - حبیب الله -\nمحمد صدیق - عبد الله - غلام سرور - عبد الخالق - رحمت الله خان - شیر احمد - عبد الغیاث -\nجمعه خان - محمد عمر . (باقی نشان انگشت ٢٤ نفر دیگر)"}
{"book": "adl0955", "page": 98, "text": "- ٩٥ -\n\nبیعت نامه\" سروبی و باد پش وغیره\n\n٤ رمضان\nبیعت مردم سروبی وباد پش وازبین وادرم خیل وغیره توابع ان بمعرفت امیر محمد خان بحضور انور والا امیر صاحب حبیب الله خان خادم دین رسول الله تقدیم نمودیم که سلسله ارادت افغانشان را بذات شاهانه تبريك وتشکر می نمائیم که زمان دولت درخشان وتابان باد فقط تحریر مورخه ٤ رمضان المبارك ١٣٤٧ ٠ امضاء ات ومواهیر :\n\nمحمد شریف ـ ملا محمدکریم ـ عبد الله خان ـ نورمحمد ـ محمدعیسی خان ـ عبدالکریم ـ علی محمد ـ فیض محمد ـ ملا دین محمد ـ عبد الوهاب ـ نشان انگشت ومهر ٤٨٠ نفر دیگر .\n\nمسایل دینی\n(۷)\n\nششم ـ گفتن این قول که هر که شراب نخورد یا زنا نکند مسلمان نیست .\n۷ ـ صدقه کردن حرام قطعی بامید وار بودن ثواب ان .\n۸ ـ گفتن این قول که هر که نماز کند کار را برخود دراز کند یا اینکه خدای تعالی مال مرا نقصان کرده است من از حق او تعالی نقصان میکنم ونماز نمیگذارم و روزه نمیدارم .\n۹ ـ این قول که نماز نمیگذارم بطریق انکار اگر مدعایش منکر شدن از نماز باشد در جواب کسیکه اورا گفته باشد که نماز را ادا کن .\n۱۰ ـ دشنام دادن ایمان یا دین یا مذهب که مراد او دین ومذهب اسلام باشد یا قبر یا دل یا روح یا زبان یا دهان مسلمان وهم چنین دشنام دادن پیر ومرشد وغیره که انسان را ندانسته بکفر میرساند والفاظ کفر بسیار است درین اوراق برای اختصار برین قدر ـ اکتفا نموده شد زیرا که از ذکر همین الفاظ امثال ان معلوم میشود .\n\nنوع نهم استخفاف علم وعلما\nاستخفاف ایشان نزد علماء عظام رحمهم الله تعالی درچند لفظ کفر است .\n\n۱ ـ در بغض عالم سبب علم دین بغیر سبب ظاهر خوف کفر است.\n۲ ـ درین قول مر شخص صالح را بسبب صلاحیت او که دیدار وی به نزد من چنان است چون دیدار ( خوك ) خوف کفر است .\n۳ ـ نشستن کسی درجائی واز وی بطریق استهزا پرسیدن مسئله های دین را و او باستهزاء جواب گفتن وهمه شان خندیدن .\n٤ ـ استهزا کردن برعمل کسیکه بروت خودرا بطریق سنت کوتا کرده باشد ودستار خودرا موافق سنت بسته باشد ."}
{"book": "adl0955", "page": 99, "text": "- ۱٦ -\n\nهـ گفتن این قول که از گله گشت امده هر کسی را که از مجلس علم دین امده باشد.\n٦ ـ این قول که مرا با مجلس علم دین چه کار .\n۷ ـ بطریق کبر وغرور گفتن این قول که کلام کس قدرت دارد بر ادا کردن انچه علما دین میگویند از کتب دین .\n۸ ـ در زمین انداختن نوشته فتواء شرعی بسبب استخفاف وگفتن این قول که چه شرع است این .\n۹ ـ این قول که درم باید علم دین بچه کار اید ـ یا اینکه اینها که می اموزند داستانهاست یا بد است یا تزویر است یا اینکه من علم حیل شرعی را منکرم .\n۱۰ـ خواندن قرآن شریف بضرب دف وضرب نی ودیگر اسباب لهو به نیت استخفاف واستهزاء\n\nنوع دهـم\nدر کلمات کفر که تعلق بعرض و مردن وقیامت دارد وان چند کلمه است نزد فقها رحمهم الله :\n۱ـ گفتن این قول که ده دیگر بمن ده و بان جهان باز خواه او را بازدهم در جواب کسیکه او را گفته باشد که درم های دین مرا در دنیا بده که در قیامت درم ها نیست .\n۲ـ این قول که مرا با محشر چه کار . یا اینکه از قیامت نمی ترسم .\n٤ ـ گفتن این قول باستهزاء ، و سخریه زاهد یرا که بنشین کمتر عبادت کن تا از بهشت بیرون نیفتی .\nه ـ این قول که نقد را به نسیه نگذارم در جواب کسیکه او را گفته باشد که دنیا را ترک کن تا اخرت را بگیری .\n\nنوع یازدهـم\nدر کلمات کفر که با کابر گفته میشود وان نزد فقهای عالم رحمهم الله درچند کلمه است.\n۱ـ اینکه شخصی در جواب عطسه پادشاه یرحمک الله گوید ودیگری گوید که پادشاه را این چنین لفظ گفتن روانیست ومراد او این باشد که در جواب عطسه پادشاه لفظ مسنون کفایت ندارد ـ نعوذ بالله.\n۲ـ خلاف شرع را عدل گفتن .\n۳ـ این قول که ای خدا و ای پروردگار مر یکی از اکابر را .\n٤ ـ سجده کردن بغیر الله تعالی .\nهـ فرمان پادشاه را قضا جریان وحکم او را تقدیر گفتن بدون تاویل ( باید دانست ) که زبان از اعضای انسان عضوی است که جسم ان خورد وگناه ان بزرگ است که در حال شدت و تیزی غضب یا شهوت کلماتیکه مسلمان بان کافر میشود از زبان می برآید ـ لہذا مسلمان را لازم است که با حتیاط بسیار زبان را بحرکت بیاورد وازدشنام و بی باکی احتراز واجتناب"}
{"book": "adl0955", "page": 100, "text": "– ۹۷ –\n\nتمام بنماید وعلاوه بر ان این را باید فهمید که بگفتن یا الفاظ از الفاظ مذکور فوق زن قلم –\nدشنام دهنده بروی طلاق می گردد واگر تجدید ایمان نکند وتجدید نکاح نیز نکند اگـــــر\nبزن خود نزدیك شود زنا می باشد وهر ولدی که از ایشان حاصل میشود حرامی است پس\nبنابرین به نهایت احتیاط زبان را حرکت دادن لازم هر مسلمان است چنانچه شاعر میگوید :\n\nنیت در عالم ایجاد بجز تیغ زبان\nبیگناهی که سزاوار بحسب ابد است\n\nو از بعضی الفاظ نامشروع است که کفر ان ها لازم نمی شود و در شرع شریف ان ها تعزیر –\nلازم می شود مانند دشنام دادن مسلمانان را بغیر حق بزن ومادر وخواهر وغیره پس از\nاجتناب از امثال ان نیز لازم است وانچه فقهای کرام رحمهم الله تعالی از الفاظ وکلمات\nکفر را بیان کرد و بعضی انها که باتفاق همه ایشان کفر است درین رساله اورده شد همه\nاز همین قبیل است که تجدید توبه وبعد ازان تجدید نکاح را لازم میکند اما در باب –\nاینکه در بعضی انها قتل گوینده لازم میشود یانه و توبه ان در باره قتل قبول میشود یانه\nپس تفصیل انرا از کتاب فقه شريف طلب باید نمود اله تعالی وتقدس به فضل ومرحمت\nخود جميع افعال واقوال ما عاجزان را موجب رضای حضرت خویش و بر خلاف نفس بداندیشا\nن\nداشته ودارد – امین یارب العالمین . ( باقی دارد )\n\nفتوحات اســــــــــــــــلا م\n( فتح بیت المقدس )\n(۷)\n\nلهذا عذاب میشوند . امیر المومنین رضی الله تبارك وتعالی عنه فرمودند که خود اینها چه\nمیگویند .\nمعذبان گفتند که اینها میگویند که مایان چیزی نداریم امیر المومنین فرمودند کـــــه\nاینها را رها کنید و باین امر مالایطاق تکلیف نکنید چرا که من از رسول الله (ص) واصحابــه\nوسلم شنیدم که فرمودند که مردمان را بدنیا عذاب نکنید بعد ازان معذبان راه انها را –\nخالی کردند و امیرالمومنین عمر ( رض ) هم روی براه اوردند ورفتند تا اینکه بوادی القری–\nرسیدند بعد ازان ان مردمان انها را خبر دادند که درینجا شیخی است که در بالاهای\nمسکن دارد و دوست بسیار مهربانی هم دارد که ان دوست او از برای ان شیخ گفته که ایا تو مرا\nبه مال خود شريك میگردانی تا اینکه مهمات ترا کفایت کنم و اشتران ترا بچرانم وبه جمع کردن\nحقوق تو قیام نمایم مقرر بر اینکه عیال تو يك شبانه روز از برای تو باشد ويك شبانه روز –\nاز برای من با شیخ باین گفته رضا داده و این امر را قبول کرده .\nچون امیر المومنین ( رض ) ازین امر واقف شدند امر کردند که ان هر دو مرد را حاضر\nاورند بعدا زان امیرالمومنین (رض) از برای شان فرمود که وای باد شما را بگوئید که چه دین"}
{"book": "adl0955", "page": 101, "text": "دارید . گفتند دین اسلام .\nامیرالمومنین فرمودند که وای باد شمارا از طرف شما چه خبر بسمع من رسید .\nان دو مرد گفتند که مایان نمیدانیم که چه خبر بسمع شما رسیده است .\nامیرالمومنین (رض) انچه از قوم عر ب شنیده بود از برای شان قصه کرد . شیخ گفت\nیا امیر المومنین صدق را می فرمائید که حال مایان این چنین است امیرالمومنین (رض) فرمودند\nکه ایا ندانستید که این فعل شما حرام است ان دو مرد گفتند والله قسم که ندانستیم که ــ\nاین حرام است امیر المومنین رضی الله تبارک وتعالی عنه ازان شیخ پرسیدند که ازچه سبب تو\nاین فعل حرام را فعل کردی شیخ عرض نمود که یا امیرالمومنین من پیرمرد کلان سالی ام وــ\nکسی [نقد?] نداشتم که در باب اموال ومواشی خود بوی اعتماد کنم اخر از برای این مرد گفتم\nکه اگر تو چرانیدن اشتران و گوسفندان مرا ذمه بردار میشوی . و بخانه من اب می اوری\nو در امورات جمیع دولت من مرا یاریمی کنی من ترا حصه در عیال خود شریک میگردانم اوــ\nگفت اری من امورات ترا ذمه بردار می شوم من اورا حصه در عیال خود شریک کردم وحالا\nکه دانستم که این فعل حرام است درما بعد این فعل را ترک می کنم امیرالمومنین عمـــر\n(رض) از برای او فرمودند که ای مرد دست عیال خود را بگیر وبخانه خود داخل نمای که اورا\nدر عیال تو هیچ حقی نیست وبعد ازان روی بطرف ان مرد دیگر اوردند وفرمودند کـــه\nبنگری اینکه درما بعد درخانه او داخل نشوی که اگر بسمع من رسید که من بعد تو درخانه\nاو داخل شدي گردن ترا قطع میکنم بعد ازان جا روی بطرف بیت المقدس اوردند ورفتند\nتا اینکه دراول شام رسیدند اسلم بن برقان مولی عمر (رض) نقل کرد .\nکه چون در اول زمین شام داخل شدیم مسلمانان روی بطرف ما [نفقت?] اوردند وما بطرف\nخیل مسلمانان دیدیم .\nامیر المومنین روی بطرف زبیر اوردند (رض) که یا زبیر بشتاب تو روی اور و ببین که\nاین خیل چه کسانند ــ زبیر (رض) نقل کرد :\nکه چون نزد يك رفتم دیدم که طایفه اند از اهل یمن که ابا عبیده رضی الله انرا فرستاد ه\nتا اینکه خبر امدن امیرالمومنین عمر (رض) را معلوم نمایند . وبعد اوراخبر دهند زبیر\n( رض) فرمود که چون من انهارا دیدم انها از برای من سلام کردند وپرسیدند کـه\nای جوانان تو از کجا می آئی . من گفتم که ازمدینه رسول الله (ص) می ایم . پرسیدند که\nاهل مدینه منوره چه حال داشتند .\nگفتم بخیر وعافیت بودند باز سوال نمودند که امیرالمومنین عمر (رض) چه فعــــل\nمیکردند ایا بطرف ما قدم می اوردند یانه . زبیر (رض) نقل کرد که من ازانها سوال ــ\nنمودم که شمایان چه کسان می باشید . فرمودند که مایان قوم عرب ایم واز اهل یمن که امیر\nابا عبیده (رض) مارا فرستاد ه تا اینکه خبر امدن امیرالمومنین (عمر) را معلوم کنیــم"}
{"book": "adl0955", "page": 102, "text": "- ١١ -\n\nو باو رسانیم بعد ازان زبیر بخدمت امیر المومنین عمر(رض) بازگشت. باقی دارد.\nمتابع حبیب الاسلام\n\nصفحه ١ (جریده هفتگی حبیب الاسلام ـ سال اول ـ شماره ٨) (نمره مسلسل ٨)\nواعتصوا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا\nحبیب الا سلام\n\nادارتخانهـ درمافغانان کابل ـ افغانستان ـ نمره تلفون\nسرد بیرـ سید محمد حسین\nهمه‌امور تحریریه وحسابیه بنام اداره فرستاده شود .\nاداره درانتشار واصلاح مقالات وارده مختاراست .\nدر هر هفته یکمرتبه یوم پنجشنبه نشر میشود.\nاوراتیکه درج نشود اعاده نمیشود .\n\nقیمت سالانهـ قیمت ششماهه\nدرداخل ٥ ـ افغانی ـ ٣ ـ افغانی\nدرخارج ١٥ شلنگ ٨ شلنگ\nقیمت شک شماره ١٠ پول\n\n( تاریخ قمری ٥ ذیقعده ١٣٤٧ ) پنجشنبه ( تاریخ شمسی ٦ ثور ١٣٠٨ هجری ) .\n\nموازنه تفوق پاد شاهان\n\nرسم ورواج يك قوتی را داراست که حسن وقبیح امور را پوشانیده بنظار عوام همان چیزی را که ازمد تعقید معمول شده‌امده است مقبول نشان میدهد ـ يك قومی معزز ومحترم پنداشته میشود زیرا اجداد ان افراد بزرگ بودند حالانکه حضرت علی کرم الله وجه میفرماید ـ بجد لایجد کل مجد ـ وماجد بلا مجد ـ بجد ـ بسعی وهمت وابسته است هر بزرگی نه بجد و اباء واجداد نیز بسبب بزرگی شان یاد میشوند نه ازین سبب که محضا ابه و اجداد بودند باوجود این ارشاد ولایت ماب مردم پابند کرامت نسبی اند واز کمالات حسبی صرف نظر ـ مینمایند البته اگر هرد و موجود باشند نورعلی نور است اما لیاقت ذاتی وقابلیت شخصی جداگانه يك انتصاری را مالک است که بر رسم و رواج نیز غلبه دارد .\nسلطان بایزید یلدرم يك پاد شاه عالی‌مرتبه بود وکسی از و سرتابی نکرد که جلوس‌او برتخت چسان بوقوع امد سلطان مراد با سرویا محاربه داشته يك علاقه‌انرا فتح نمود اما جنگ هنوز جاری بود که يك سروی بی‌محابا وارد شده گفت که با سلطان يك راز مهم مخابره کردن دارم چون نزد يك رسید بخنجر او را شهید گردانید درین مرحله شهزاده بایزید بصف حرب رفته بود ازانجا خواسته شد تا جانشین پدر گردد چون امد شرطی پیش نهاد که تا برادرم کشته نشود پاد شاهیرا قبول ندارم لاجرم ان برادر را نیز از میدان جنگ خواستند و پیش نهاد پدر مقتولش ساختند تا"}
{"book": "adl0955", "page": 103, "text": "سلطان بایزید تاجدار گردید چون از اباء واجداد شهزاد ه بود كسی اورا قاتل ومستحق\nقتل دانسته ازتاج وتخت محروم نساخت تا منتقم حقیقی امیر تیمور را بروسلط ساخت واورا\nدر قفس انداخته باخود در سفر می برد .\nاورنگ زیب عالمگیر بسیار پاد شاه متدین ومتعصب مشهور است چون پنجنفر ازاجدادش\nپادشاه گذشته کسی او را قاتل گفته مستوجب قصاص قرار نداد حالانکه بقتل برادر خود ـ\nشهزاد مراد را مقتول ساخت ودیگر برادران خودرا نیز کشت یا اواره خانمان گردانید امثله\nبسیار درین باره ازشاهان شرق وغرب بخرج تاریخ است مثلا شهزاده هنري قمار میزد ــ\nاوباش بود با جمعیت احباب خود رهزنی میکرد واز پدر خود بارها عتاب میشنید اما چون از\nخاندان پادشاهی بود بکیفر کردارش نمیرسانید تايك پادشاه بسیار نامدار انگریزها شد\nاگر ديگري میبود بد نام عام وخاص ميشد حالانكه پادشاه وگدا مخلوق يك خالق اند واو تعالى\nهمه بندگان خودرا مساوی جزا وسزا میدهد (الحر بالحر والعبد بالعبد والانثى بالانثی)\n\nامیر عبد الرحمن خان در سمر قند فراری وبمد د معاشکه دولت روس میداد اكتفا نمینمود\nلهذا نفري همرکابش صرافها را كشته سيم وزر بدست می اوردند وقافله ها را غارت کرد مال\nواسباب را بهم میرسانیدند چون حضرت ضیاء المله والدين امير ابن الامیر ابن الامیر\nبود كسی اور احامی قتل ورهزنی انگاشته برای پادشاهی نا اهل نشمرد اثر دیرینه عادت\nاین چنین مکنت دارد .\nجد افغ غنه ملك طالوت بود كه براو افتخار می كنند حالانكه چون بنی اسرائیل از\nنبی خود عليه وعلى نبينا الصلواه والسلام پادشاهی خواستند که ما تحت او جهاد نمائیم و\nطالوت ملك مقرر شد ابا ورزیدند زیرا از پدر وجد پادشاه نبود چون خدای تعالی اورك\nبرگزید ه بود (ان الله اصطفه علیکم) لا محاله بسلطنت فائز شد والان تمام افغانان ـ\nبنامش مباهات می ورزند قس على هذا .\nرمز اشناي معنى هر خیره سر نباشد\nطبع سليم فيضي است ارث پدر نباشد ( باقی دارد .\n\nانكشافات ناحش\nعمل زشت و خوب مانند بوي خرای وخوش امکان ندارد که انتشار یافته بمشام یا مسامع یا\nانظار كم وبيه جلوه گر نشود ازين جهت اولیای كرام مثل خواجه عبد الله انطري عليها لرحمه ــ\nفرموده اندكه باید ظاهر را برای خلق وباطن را برای خالق اراسته و پیراسته ساخت بلکه ـ\nتأکید اصلاح باطن را بیشتر نموده اند چه خلاق متعال از مخلوق بسا زیاد تر بصیر است\nوعالم الغيب والشهاده غفلت از این امر است که مردم را مرتكب ريا وتصنع میگرد اند -\nلا تحسبن الله غافلا عما يعمل الظالمون ـ خلق خدایتعالى را غافل مدان از انكه ظالمها ـ"}
{"book": "adl0955", "page": 104, "text": "- ۱۰۱ -\nمیکند برای شان مهلت داده میشود تا وقتیکه پیمانه حلم وتحمل لبریز شده همه اسرار -\nناشر وطینت از بام میافتد .\nامان الله خان در نشهء پادشاهی مخمور گشته ازان ملیك مقتدری اعتنائی ورزید که\nاسلام را بمنزلهء دین خود قرار داده است ان الدین عندالله الاسلام . از روی این مذهب\nمقدس تعداد ازواج تا چهار تعین یافته است البته حکیم مطلق برای بندگان خود مصلحت\nدر همین دیده که از یك زن زیادتر را اجازه داده چنانچه در ممالك غرب چون فقط یك عیال میگیرند\nزنا بسیار پیش می اید واکثر مردها علاوه بر یك زوجهء خود با دیگر يك زن اشنائی نهانی بلکه\nبعضی اوقات تعلق علنی دارند. این یك راز اشکار در یورپ است که در شهرهای بزرگ -\nهزارها طفل حرامی متولد میشود . با وجود این رسوائی وخیم تقلید یورپ نمودن واز احکام\nاسلام بی پروائی ورزیدن ضلالتی است که دلالت بر قلب مینماید در قران مجید اذن صریح\nمثنی وثلاث وربع وارد است البته این شرط هم نهاده شد که اگر عدل کرده نتوانید پس\nبیکی اکتفا کنید . در دیگر ایه شریفه این هم بیان شد که شما عدل کرده نمیتوانید ولو حرص نمائید\nپس کل میل و رغبت بیکی نمودید یگر را از تغافل معلقه مگذارید . ازینجا استنباط میشود\nکه هرچند در صورت عدل نکردن و نتوانستن یك عیال بس است اما بلحاظ ضرورت های متعدد\nمثل ابقای نسل چون از یك زن اولاد نشود یا اجتناب از اندیشهء فتنهء زنا چون قوای جسمانی\nمحرك شهوت شود یا مصالح اتحاد قومی وغیره که در امور اجتماعی گاهی رو مینماید تعدد ازواج لازم\nمیاید ودرینحال نهی نازل شد که بیکی مودت تام و بدیگری نفرت یا غفلت مورزید .\nعلاوه برین حکم منصوص سنت نبوی (ص) تله و طریقه اصحاب کبار واولیا وحکمای الهی\nدرین سیزده ونیم صد سال بهمین نهج رفته است که از یك الی چهار زن رخصت بوده است .\nاین سلسلهء جلیلهء اسلامی را از دست دادن و بحیران تمدن ظاهرا روشن وقل باطنا تیره و\nتاريك یورپ را چنگ زدن - از کوه گسستن و بکاه پیوستن است - یدعوا لمن ضره اقرب من نفعه\nلبئس المولی ولبئس العشیر - خدایتعالی میفرماید که بعضی مردم کوتاه بین بغیر او دیگری را -\nبرای امداد میخوانند که ضررش از نفع او نزدیکتر است بتحقیق او بد صاحب است وبد رفیق .\nامان الله خان در پیروی اهل یورپ اعلان کرد که مامورین دولت فقط یك زن بگیرند واگر قبلا\nزیاد داشته باشند انها را طلاق بدهند . در شماره گذشته حبیب الاسلام درین باب بحث رانده\nشده بود که حضرت عمر فاروق (رض) پسر خود را از خلافت محروم ساخت که او عیال خود را بی سبب\nطلاق داده بود زیرا ارشاد خیرالبشر (ص) الطلاق ابغض الاشیاء عنداللهـ از طلاق زیادتر\nهیچ چیزی نیست که قهر خداوند را موجب شود - یك خلاف ورزی حکم خدا و رسول اینکه امر\nطلاق داد تخلف دیگر اینکه از یك زن اضافه را نهی کرد و این فعل عبادت طاغوت بود لهذا\nخسران مبین نتیجه شد ."}
{"book": "adl0955", "page": 105, "text": "ـ ١٠٢ ـ\n\nدلیل حقانیت احکام اسلام همین است که همان شخصیکه بكور دهل منادي يك عیال را ــ\nمینماید از تقاضای شهوانی مجبور میشود که بدیگر نکاح اقدام کند ـ در جلوت اگرچه اعلام\nيك زن مینماید اما در خلوت خود شرمظهور می شود که یکدیگر را هم بآورد . وله اسلم من فى\nالسموات والارض طوعا وكرها . هرکه در اسمانها وزمین است برغبت یا بجبر تابع اوست.\nمسلمان صادق حکم خدا را از دل وجان قبول میکند وغیر آن ناچار تسلیم میکند و بی اختیار\nمطیع میشود .\n\nدر نصیحت غلط بدیگران فضیحت خود امان الله بدینصورت عیان میشود که چون\nمامورین را از ازدواج ثانی ممانعت میکند وخویشتن را مرشد نشان داده بامتثال ذات خود\nهدایت مینماید خود شر بازوجهء دوم عقد نکاح می بندد .\nع چون بخلوت میرود ان کار دیگر میکند طرفه تر اینکه دران ایام اغتشاش در ــ\nسمت مشرقی باعث اطراب وپریشانی ملت بود و ان سوی کوتل خیرخانه مجاهدین در تب وتاب\nگویا همه رعایا وبرايا دريك اندیشه وخدشه مبتلا بودند که این ... عاشق ملت ... ـ\nمشغول بعیش وعشرت بود حا لانکه حافظ ونیز هجره وگرما به و گلستان را درست پیمان وعاشق\nصادق می انگارد .\nدر اتی بذریعهء زنکوگرافی عکس مکتوبات بعتعلقیهء نکاح مذکور را شائع می کنیم فی الحال\nجهت تائید فوق تحریرهای را درج میکنیم که نکاح ثانی و تاریخ انرا بیان مینماید :\n\n(عینا نقل عریضهء سردار عزیزالله خان ولد سردار نصرالله خان مرحوم)\nبحضور مبارک اعلیحضرت امیر صاحب غازی خادم دین رسول الله (ص) عرض کمینه خلق الله ــ\nعزيزالله بحضور انور والا اینکه فرمان مرحمت ترجمان ا می غلام اصدار یافته وشرحيكــــه\nدر باب معروضات وزیر دربار ورئیس ضرا بخانه از ظلم وبیدادی که در حق پدر مرحوم وخاندان\nما امان الله کرده بود بحضور والا بارها عرض کرده بودند و ما را برخلاف امان الله بیطرف\nقرارداده بودند وحضور والا نسبت بعرض انها در حق ما مرحمت نموده مورد الطاف\nشاهانه فرمود وطرح مواصلت و دوستی را خیال فرمود وحالا گمان برخلافی حضور والا را بر\nاین غلامان فرموده و طرفداران امان الله قرار داده اند حاشا وكلا معاذ الله که ما خاندان\nاین ظالم بیرحم رابطه یا واسطه یا امیدواری یا نامه وپیام داشته باشیم به تمام عالم ظاهر ــ\nاست که از ما خاندان گرد شکسته حال وپامال درتمام کارداران و دوستان امان الله کسی\nنبود و باز که حضور والا در حق ما مردم ترحم والطاف فرموده خیال وطت و دوستی را ـ\nفرموده اند چون میدانم که به مضمون تعز من تشاء وتذل من تشاء حق جل وعلا چنان قادرو\nمقتد ریست که تخت وتاج صد ساله افغانستان را بشما مرحمت فرمود وشما در تمامی مردم ـ\nخاندان ما را انتخاب نموده مورد نوازش والطاف فرموده اید زهی سعادت واقبال ما خاندان"}
{"book": "adl0955", "page": 106, "text": "- ١٠٣ -\n\nاما حزئیست که اگر گویم زبان سوزد اگر پنهان کنم در سینه مغز استخوان سوزد.\nاگر حضور والا باور کنید خوب والا بذات پاک اقدس خداوندی جل جلاله سوگند میخورم\nاما حزئیست که اگر گویم زبان سوزد - اگر پنهان کنم در سینه مغز استخوان سوزد. اگر حضور\nوالا باور کنید خوب والا بذات پاك اقدس خداوندی جل جلاله سوگندی خورم که تا ـ\nدیروز من هم ازین واقعه واقف نبودم دیشب همین همشیره من عالیه اظهار نمود که امیر\nامان الله خان در روزهای ماه رجب در ١٠ جدی مرا نکاح کرد که شاهد ها یکی ـ\nلآلا سید میر و دوم حاجی غلام محمد میرزای سید میر و ناکح حافظ جی محمد حسن پدر\nوکیل خان محمدخان خانه سامان گلخانه بودند و برای عالیه تاکید وتکرار کرده بود که\nتا زمانیکه خود من برادران شما را نگفته ام ویکسی اظهار نکرده ام شما بکسی هوش کنید\nاظهار نکنید وحالا اظهار نمود اکنون حضور والا مختارند چون الحمد لله حضور والا\nمحض برای خدمت دین مبین مصطفی کمر بسته اند هرگاه شرع شریف احمدی که امروز خود\nوالا حامی وخادم شریعت می باشد حکم فرمایند چاره نداریم و خود ما برادران پسر وجان\nدوست وخیر خواه وصادق بحضور مبارك پادشاه خود می باشیم خدای متعال باین\nحرف ما شاهد است باقی ایام مستدام باد برب العباد ـ تحریر ٢٦ رمضان ١٣٤٧\nخادم تان عزیزالله\n\nعینا نقل حکمنامه جناب وزیر صاحب دربار وجوابات ان :\nحافظ جی محمد حسن خان وحاجی خان محمدخان شمایان از روی اسلامیت وحقانیت\nمعلومات و مشاهدات خود تان را بخصوص عالیه نامه همشیره سردار عزیز الله خان وچگونگی\nواقعه ان عند الله معلومات بدهید فقط ٢٦ رمضان . دستخط شیرجان .\nاظهار من بنده الله حافظ جی محمد حسن اینکه در زمان سلطنت امیر امان الله خان\nبقرار امر شرع شریف مسماة عالیه مذکوره را بامیر امان الله خان بزبان خود نکاح کرده ام .\nصحیح است فقط ـ دستخط حافظ محمد حسن .\nاظهار حاجی خان محمدخان اینکه بقرار شاهدی سید میر ومیرزا غلام محمد از زبان\nعالیه مذکوره پدر وکیل بودم که اورا مایان بامان الله خان بعقد چنانچه دادم . فقط\nحقیر خان محمد\n\nعالیه خانم همشیره سردار عزیزالله خان از تحریری برادر خود و شهادت حافظ\nمحمد حسن خان وخان محمدخان خانه سامان که درین دو ورق مکتوب مسطور است حالی\nمیشوید اگر این واقعه حقیقت دارد بقلم خود صال وپاك بنویسید . فقط (دستخط شیرجان)\nحضور امیر صاحب غازی خادم دین رسول الله (ص) عرض فد ما جزانه عالیه اینکه .\nانچه برادر بزرگوارم سردار عزیزالله خان بحضور عرض کرده بحقیقت مقرون است که بتاریخ\n١٠ جدي ١٣٠٧ مطابق ١٨ رجب ١٣٤٧ بشهادت لالا سید میر ومیرزا غلام محمدخان"}
{"book": "adl0955", "page": 107, "text": "- ١٠٤ -\n\nحاجی خان محمد خانه سامان را بوکالت خویش گرفتم که نفس عاجزانه مرا بامیر امان الله خان\nبدهد چنانچه داد و حافظ جی محمد حسن خان بروز مذکور عقدة مرا بامیر امان الله خان بدهد\nچنانچه بسته است انچه حقیقت بود بحضور والا عرض شد باقی ایام اقبال مستدام باد فقط\nشنبه ۲۷ رمضان المبارک سنه ١٣٤٧ - عالیه .\n\nحسب فرموده پادشاه مسلمین امیر صاحب غازی مکتوب عریضه هذا را عالیه خانم\nبخط خود تحریر کرد بحضور فرستام ـ عزیزالله .\n\nاگرچه نکاح ثانی جائز است اما ازینهمان داشتن ان چه معنا بود . اگر نکاح ثانی\nروا بود بدیگران چرا نی از ان کرده میشد . كبر مقتا عند الله ان تقولو مالا تفعلون ـ\nخدای تعالی میفرماید که نزد او موجب رنجش بزرگ است اینکه بگوئید ان چیزی را که نمیکنید\nاگر گفتار و کردار مطبق نبود البته دروغ و فریب است که باعث عتاب وعقاب کبریائی\nمیگردد ـ لهم فی الدنیا خزي برای شان در دنیا رسوائی وذلت است و اگر از نفاق وكذب\nنادم و تائب نشدند در اخرت عذاب شدید .\nبخدمت حضرت فاروق رضی الله عنه مجرمی را حاضر اوردند که گناهش ثابت بود\nحكم شرعی بر او جاری شد فریاد براورد که عفوم بفرمائید . کرت اول جرم کرده ام ـ فرمودند\nکه خدا ستار العیوب است چندین خطا ها را می پوشاند چون اصرار دید اخر\nفاش میسازد اگر بگوئی دیگر جرائمت را تحقیق نموده بجزای سزائت میرسانم ـ\nملزم مذکور بهمان سزای اول قانع شد . فاعتبروا یا اولی الابصار.\n\nاطاعت اولی الامـــــــــر\n( ٣ )\nحضرت عوف بن مالك اشجعی صحابی حضرت رسول مقبول علیه الصلوات والسلام فرموده\nاست خيار ائمتكم الذين تحبونهم ويحبونكم وتصلون عليهم ويصلون عليكم وشرارائمتكم الذين\nتبغضونهم ويبغضونكم وتلعنونهم ويلعنونكم قال قلنا یا رسول الله افلانا بن هم عند ذالك قال لا\nما اقامو افیکم الصلوات لا ما اقاموافیکم الصلوات الامن ولی علیه وال فراه یاتی شیاء من معصیت الله\nفل فلیکرصا باتی من معصره الله ولا ینزعن يدا من طاعته .\nیعنی :\n\nبهترین پادشاهان شما انانند که شما ایشان را دوست داشته باشید وایشان شمارا\nدوست داشته باشد وشما داعی و مادح ایشان باشید و ایشان داعی ومادح شما ـ وبد ترین\nپادشاهان شما انانند که شما انان را مبغوض بدارید وان ها شمارا وشما مذمت کننده و\nبدگوی انان باشید وانها از شما ـ حضرت عوف که راوی حدیث است میگوید که :"}
{"book": "adl0955", "page": 108, "text": "ـ ١٠٥ ـ\n\nمايان جماعه حاضرین اصحاب بحضور حضرت رسالتماب معروض داشتیم که اگر پادشاهان ما از قسم دوم باشند ایا پادشاهی انان باقی میماند. و ایا ما با ایشان معارضه نمائیم.\nو اطاعت ایشان را از گردن خودها نیفگنیم. ان حضرت (ص) بشدت تمام فرمود تا زمانیکه در بین شما نماز را بر پا دارند و از نماز انکار نکنند هرگز معارضه ایشان را روا مدارید.\nو هرگز معارضه ایشان را روا مدارید. تکرار این فقره برای تاکید است بعد ازان ـ چنین ارشاد فرمود که اگاه باشید ای امت مرحومه باینکه شخصی که در تحت حکومت و ولایت والی باد و معصیتی را از معاصی خدای تعالی از والی خود به بیند پس لازم است که همان معصیت را در دل مکروه پندارد اما هرگز دست را از اطاعت والی باز نکند. از مفاد این ـ حدیث مبارک نتائج ذیل حاصل میشود.\n١ـ امیران مسلمانان نيك و بد میباشند و بهترین پادشاهان انانند که ایشان را از رعیت راضی باشند و رعیت از ایشان و بد ترین پادشاهان بر عکس میباشند.\n٢ـ اگر پادشاه مسلمانان خدا ناخواسته مبغوض قوم بگردد و قوم مبغوض پادشاه شود پس تا وقتیکه اثار اسلام مانند بر پا داشتن نماز وغیره شعایر اسلام را ترك ننموده باشد رعایا را باوجود مبغوضیت طرفین اطاعت پادشاه لازم و واجب قفقاست. مبغوضیت وعدم رضا ز پادشاه به هیج گونه مجوز نافرمانی نیست.\n٣ ـ اگر فراد رعیه از والی و پادشاه خود ارتکاب معصیتی را از معاصی خدای تعالی معاینه دارند پس بقرار امر پیغمبر (ص) لازم است که همان معصیت را در دل مکروه پنداشته از درگاه خداوند جل شانه سوال نمایند که همان معصیت به طاعت مبدل گردد و به سبب دیدن معصیت هرگز از اطاعت دست نکشند که دیدن معصیت عذر عدم ـ اطاعت نمیتواند شد. (باقی دارد.)\n\nنقل از جریده شریفه بیدار\nمزار شریف ـ ١٥ شوال المكرم\n١٣٤٧\n\nعبور ایام با فلاکت یا ورود زمان با طنطنۀ سعادت :\nقرار اطلاعات واثقی که به ما رسیده حضرات قارئین را اختصارا مسبوق میگردانیم اولا میگوئیم که اسلام یکدین بسیار مقدس و با شرفی است که بحرین [ILL] ادیان گفته شده همانا ملت اسلام به تمامها به مراعات و تعمیل مسالك عظما دینیه خویش پابند و مکلف اند پس هیچگاه با مورات دینیه نجیبه اسلام خلل و فتوری واقع گردید هر کسی نمیتواند این دین مقدس را ـ اخلال کند چنانچه دیدیم و شنیدیم که ملت غیور اسلامی افغانستان چگونه برای جلوگیری از موانعات وتعقيبات مسالك دينيه خود اقدامات غیورانه نمودند و تا کدام اندازه انقلابات"}
{"book": "adl0955", "page": 109, "text": "- ١٠٦ -\n\nدهشتناکی سرتاسر افغانستان را مضطرب گردانید و ملاحظه نمودیم که با چه یک اتحاد و اتفاق اسلامیانه برادران شجاع دین پرور کوهدامنی ها و کوهستانی ها استحکامات امانی و امانیان را به یمن همت دلیرانه و غیورانه حامی دین مبین حضرت سیدالمرسلین ملقب بخادم دین رسول الله امیر حبیب الله خان منهدم مضمحل نمود و دین مقدس را معمور و دینداران با شرف را تفتن مسرور گردانیدند پس ما از خداوند تبارك و تعالی نیاز میکنیم که این پادشاه شریعت پرورو افغانستان را که برای ترقی و روشن دین اسلام و ابادی مملکت افغانستان و اسودگی رعیت آن کمر همت را بسته بصراط المستقیم شریعت غرای حضرت محمدی (ص) مستقیم داشته به مقاصدات و ملحوظات نظریاتش فائز و کامیاب گرداناد .\n\nبرگردیم بسوی مقصد خویش در اواخر برج دلو سال گذشته افواهات مکرری به نسبت اوامرات حکومت سابقه در مزار شریف لقق شایع بود که میرزا محمد قاسم خان ترکستانی با چند نفر اعضاء که جناب عبد الرحیم خان نائب سالار وغیره باشند از مرکز کابل برای استحصال – بیعت ترکستان عازم است پس برای جلوگیری و ممانعت این عازمین از مزار شریف يك مفرزه عسکری به ایبك و تاشقرغان سوق داده شده بود و ترتیبات و استحکامات فوق العاده برای انسداد و مغلوبیت عازمین تا به حدودات روئی و دو اب گرفته شده بود ولی شده شد که چون قضا اید طبیب ابله شود – همین ترتیبات و استحکامات به خبر ورود آن چند نفر که مراد از جناب میرزا محمد قاسم خان رئیس تنظمیه و عالیجاه عزت و شجاعت نشان عبد الرحیم خان – برگد و عالیجاه میرزا خلیل الله خان پسر مستوفی الممالک مرحوم و سیادت پناه سید احمد خان مدیر گمرک و عالیجاه خواجه عین الدین خان در حدودات سیغان و کهمرد و روئی و دواب اخلال پذیر گردیده و انقلابات وخیمه را بحال خود شان فراهم آورد .\n\nقراریکه عالیجاه عزت وصداقت همراه میرزا محمد قاسم خان رئیس تنظمیه ترکستان – اظهار میفرماید که چون در حدودات بامیان ازین اقدامات حکومت مزار اطلاع یافتم فورا – تبلیغات لازمه به برادران اقوام ایبکی و تاشقرغانی اخبار نمودیم و انها با برادران عسکری خود مراوده نموده و بطرفداری طرفداران روشنی دین اظهار معاونت نموده و منصبداران خود را قید وکمر همت را بسته تا اینکه باین موجبات در هر موضع از طرف اهالی با يك گرمجوشی مطیعانه استقبال و پذیرائی حاصل می شد چون به ايبك رسیده با برادران – عسکری و اهالی ملاقات نموده و بیعت شان را استحصال و بحضور همایون والا ارسال نمودیم و چون حضرت الله تعالی بطرفداران دین اسلام معاونت داشت ازین خبر برادران عسکری مقیمه تاشقرغان و دهداد ی مستحضر گردیده و پیروی برادران ایبکی خود را نموده اقدامات لقه انقلابیۀ را تولید و نائب الحکومه وفرقه مشر و باقی منصبداران خود را توقیف و قبل از ورود ما فداکاران خطبه امارت را بنام نامی خادم دین رسول الله امیر حبیب الله خان خوانده بودند جریده بیدار از این موفقیت و کامیابی خاطر خواه حضرات هیئت –"}
{"book": "adl0955", "page": 110, "text": "- ۱۰۷ -\n\nانتظامیه و ورود با سعادت شان تبریکات گفته و از خداوند فائز شدن جمله مقاصدات وطن\nپرستانه ملت پرورانه شان را خواستار است . حضرات قاریین از ورود سعادت نمود اقایان\nهیئت انتظامیه ولایت ترکستان بروز ۱۷ رمضان المبارک که با چه تجملات و احتشاماً بمقابل\nتمجیدی از طرف برادران عسکری و ملکی که از حدود ایبک و تاشقرغان و مزارشریف بضمیر\nهای توپ و تفنگ شادیا نه و صدا های شادمانی مسروریت داشتند الی صحن روضه مبارکه حضرت\nشاه ولایت استقبالات و پذیرائی شایانی نموده شده بود مسبوقید که اهالی با چه جوش و\nخروش وبچه اندازه هیا هو و ولوله خوشی و خورسندی می نمودند.\n\nما از خداوند همیشه این مسروریت و شادمانی برای برادران اسلامی خود نیاز و مسئلت\nمینمائیم ج ( باقی دارد .\n\nبیعت های ولایات و ملحقات ان\n(٤)\nبیعت نامه لحوگرد\nاول شهر شعبان .\n\nبسم الله الرحمن الرحیم . چون ابتدای هر امر از اوامر مشروعه به بسم الله شریف\nطریقه مسنونه است آغاز نمودیم و بعد از ان مایان رعایای قریه معنی خیل و وفجان و سرخ اباد\nوشکار قلعه وقلعه ملا بهادر لحوگرد بحضور مبارک اعلیحضرت خادم دین رسول الله -\nامیر حبیب الله خان بطور بیعت نامه معروض میداریم اینکه قبلا ما جمیع اهالی بیچاره دست\nبیعت تو امارت سلطنت را بشرط انقیاد اوامر شرع که از ان تخلف نورزد به امان الله خان\nامیر سابقه داده بودیم . چون نامبرده بامورا ت شرعی مقاومت نکرد ، پرده ننگ وناموس -\nمایان بیچاره گان را بنظر پلاد کفر درید، حتی که از سفر منحوس اثر اروپا بازگشت نموده بود\nعملا و اشکارا خیال های فاسده خلاف شرع شریف را پیشنهاد خود نموده و بدل جاد اد نمود\nاگر چه ما غربا بیچاره بماله مال وکردار نامشروع او راضی نبودیم اما بدون اینکه مداما شب وروز\nقران عظیم الشان ورسول اکرم (ص) را بدر بار احدیت شفیع می اوردیم که الهی مخترع\nبدعت را بطرف گردانی دیگر چاره نداشتیم تا که خادم دین رسول الله امیر حبیب الله خان\nبتوفیق واستعانت یزدانی و دیانت فطری خود کمر همت را بخدمت دین رسول الله (ص) بعد است\nبسته باعث قلع بدعیات امان الله مخترع بدعت گردید ، به تخت سلطنت امارت استقلال یافت\nو ما اهالی را از ایقاع این فتنه های بالغه و تهلکه ردیه نجات داد لہٰذا امان الله امیر\nسابقه که بانی فساد ومذا بر دین پاک بود و اطاعت او شرعا از ذمه ما اهالی ساقط گردیده\nبود بنا علیه فسخ بیعت امارت سابقه خود ها را نمودیم و امان الله مذکور را از سلطانت -\nخود ها ما زمره اسلامی موقوف کردیم و بیعت تازه صحیحه جدیده خود ها را بامر خداوند ورسول\nاکرم (ص) به خادم دین مبین امیر حبیب الله خان که شیر شجاع و بہادر و پیرو دین پاک بود"}
{"book": "adl0955", "page": 111, "text": "ـ ١٠٨ ـ\n\nبا و نمودیم وبرضا و رغبت خود ها بامارت سلطنت تخت کابل وبامارت افغانستان او را ـ قبولداریم که کافه امورات امارت را مطابق احکام الهی اجرا بدارد و از خداوند کریم مسئلت داریم که افتاب عمر و معدلتش در اوج وفریای حشمت برفع تشعشع درعین باد وشکر کنان میگوئیم که مبارک باد سلطنت وپادشاهی خادم دین رسول الله امير قد حبیب الله خان بحق نون و صاد . امضاء ات:\n\nغلام محی الدین ـ ملك محمد خان ـ سید احمد ـ ملك سيد غلام ـ شاه محمد ـ ملا عبد القاضی\nعناية ـ ملا عبد الحميد ـ ملا غوث الدين ـ عبد الجبار ـ تهام الدين ـ جان باز ـ بسم الله\nـ موسی خان ـ لوتیکی ـ ولی محمد ـ سلیمان محمد ـ اخترمحمد ـ عبد اللطیف .\nشصت (٦٢) نفر دیگر.\n\nبیعت نامه اهالی حضرت امام صاحب علاقه قطغن\n\nان الدين عند الله الاسلام وما اختلف الذين اوتوا الكتاب الامن بعد ما جاءهم العلم ـ بغيا بينهم ومن يكفر بايات الله فان الله سریع الحساب ) بعد از حمد کردگار و درود بر احمد مختار (ص) طریق مستقیم رسوخ یافته وبرتو عنايت ملك قديم برما تافته قواعد ملت بيضاء ـ ضياء دین اسلام با اهتمام ملت افغان استوار شد. و عماد شریعت غرا واساس ركن ومقام ـ برما پایدار گشته قطعه نقل فرمان واجب الاذعان حضرت شهریار والا امیر حبیب الله خان از امارت خویش انقو بمکتوب مورخه ٢٢ شعبان المعظم بقريب روضه مبارکه حضرت امام صاحب علیه الرحمه عالیجاء صالح محمدخان حاکم وعالیجاا سید شاه خان وکیل عسکری باتفاق برادران عسکری وملکی به جهر بلند خوانده مایان نفری علما وسادات ومشایخ وکلان شوندگان ومامورین ملکی ونظامی وغیره اهالی منطقه حضرت امام صاحب عموما دانسته گردیده امارت حضرت شهریار اعلیحضرت امير حبیب الله خان را بقرار آيه كريمه ( اطيعو الله واطيعو الرسول واولی لوا لامرمتكم) بسرو جان وتن ومال قبولدار گردیده ( اللهم انصر من نصر الدین وثبت اقدامنا وانصرنا على القوم الکافرین) به امارت حضرت پادشاه مسلمین امير حبیب الله خان بیعت نمودیم از خداوند عالم تقر و رسول اکرم و اصحاب گرام التجا تظفار داریم که بحمایت حضرت ظل الهی امیر حبیب الله خان ـ ارام و اسوده حال بوده تخت و تاج سلطنت ملت افغانستان را بحضور مبارک تبریک میگوئیم علی الخصوص اقداما ت این اعلیحضرت مایان در امور مذهبی نموده شده است که در زمان امان الله خان دین محمدی (ص) قريب بود که رو بخرابی بیاورد چون صاحب دین روا دار خرابی دین محمدی (ص) نبود ازان رو چنین يك شخص غيور جسور را روی کار آورده وانست که برای تلافی اهل اسلام يك خدمت نمایان را نموده که چنان فتوحات را مالك وتخت پادشاهی را صاحب شد الله وتبارك و تعالی مزید ومبارک گرداناد بحق محمد (ص) واله الامجاد هزارها شکریه نموده قلاده ـ تابعیت را بگردن انداخته و از عدالتر پروری شان که هشتنفری مکتوب انقلقلقلقلق افغانیالیات"}
{"book": "adl0955", "page": 112, "text": "- ١٠٩ -\n\nوغيره تكاليفات وطرق پلى معاف ومنو فرموده اند دانسته كرديده شكرانه زيادي نموديم\nالهي افتاب اقبال اين چنين پادشاه رعيت پرور درتزايد وظفر ونصرت ازبارگاه يزدانى و\nبدين متين حضرت سيد المرسلين مستقيم وپاينده باد بريالہ باد . فقط\nامضا ها :\nصالح محمد حاكم موتش ـ سيدشاه وكيل عسكري ـ عبد الصمد قومدار ـ غلام حيدر\nپركمشر ـ فضل احمد پركمشرـ با تراملا ومحر (١٢٨٥) نفر از افراد نظامى وملكى وعلما ومشائخ\nوسادات وغيره .\n\nبیعت نامه اهالی دره على شنگ لغمان\n\nبحضور مرحمت ظهور مبارك خادم دين رسول الله (ص) امير حبيب الله خان عرض میداریم ما\nعلما و سادات و خوانين وكلان شوندگان وسائر رعاياي دره علی شنگ لغمان بذريعه اعلانيكه\nاز طرف قرین الشرف پادشاهی بر عالم اسلام شد میود از خلع وفرار امان الله خان وـ\nتسلیم نمودن برادرش عنایت خود را به انگلیس وتعرف شدن پايتخت کابل را ان ذاتعالی\nبا مجاهدین دین وبيعت نمودن رعايا وعسكر فيض ظفر شهر كابل وسمت قتلات شمالی براي\nذاتعالی شاهانه شان وقبول نمودن ذاتعالی امارت افغانستان را مطلع ومستحضر شده بوديم\nبه نسبت فداكاري ومجاهاتی كه ذاتخسروانه به شمشیر بیدریغ خود در راه ترقی وتعالی\nدین مبین حضرت سيد المرسلين صلى الله عليه وسلم نموده اند وامارت ومملكت افغانستان را\nاز چنگال امير امان الله وعمله واراکین او که از راه شریعت نبوي خارج شده بودند خلاصی\nداده اندما علما وسادات وخوانين وسائر رعاياي این علاقه ازصميم قلب خود ها را رعیت و\nذات عالی شانرا که باعث روشنی دین مبین گردیده امير خودها میدانستیم وبدلهاي مملو\nاز اخلاص خود غائبانه بیعت نموده بوديم ليك چندي از واخده که علی احمد خان خود را\nدر جلال آباد وچكدلك امير قرار داده بود ودر ارض راه كابل متفرقات بمواضع\nمختلفه پهره ومحافظه از طرف خود مقرر نموده بود بیعت نامه خودها را بحضور مبارك فرستاده\nنتوانستیم کنون بیعت نامه هذا را بذریعه دو نفر وکلا خود هريك ميرزا حبيب الله خان و\nملك الله نورخان بحضور پادشاهی تقدیم نمودیم وعهد میکنیم بذات اقدس حضرت خداوندي\nوروح پرفتوح خرت سيد وسردار كائنات كه ان ذات عالی پادشاه وامير وخود ها را رعیت\nمیدانیم اوامريكه از طرف قرین الشرف پادشاهی مطابق شريعت غراي محمدي (ص) صادرـ\nشود بموجب آیه کریمه (اطيعو الله واطيعو الرسول واولو الامر منكم) همه وقت به تحميل آن\nحاضر واماده هستیم علاوه بران ما علما وسادات وخوانين وكلان شوندگان این علاقه عموما ـ\nطوائف مسكونه لغمان را به بیعت نمودن آن تشویق وترغیب میدهیم هرگاه کلهم تبعه لغمان\nبخوشی واشدرخ خودها بیعت می نمودند بیعت شانرا گرفته بزودي بحضور مبارك روانه"}
{"book": "adl0955", "page": 113, "text": "- ۱۱۰ -\n\nمیداریم واگر مخالفت کنند و بدادن بیعت خودها تمرد و سرکشی اختیار کنند ما علما و سادات\nو خوانین و کلان شوندگان و سائر رعایا این علاقه بقرار اصدار امر حضور به تادیب و سرکوبی شان\nحاضر و اماده هستیم فی الحال بواسطه شرارت بعضی اشخاص جاهل و نادان در لغمان بد\nامنی زیاد واقع است رجا از حضور مرحمت ظهور پادشاهی میداریم که یکنفر حاکم با قوه\nمکفی به لغمان مقرر شود انشاء الله تعالی به یمن طالع خسروانه بورود حاکم و قوه عسکری\nدر لغمان امنیت حاصل و حکومت انتظام پذیر خواهد شد باقی افتاب عمر وبقای دولت در ـ\nترقی و درخشان باد .\nعمرت دراز باد که تادور مشتری ـ ما از تو بر خوریم تو از عمر برخوری\nدوشنبه اول رمضان المبارک ١٣٤٧ ـ امضاء ها :\nاولاده حضرت با پاولی علیمرحمه قندهاری ـ مولوی سید عالم بارکزائی ـ جانان ـ محمدجان ـ\nخلیل الرحمن اسلام آباد ـ شیر اللعه الله نور ـ محمد اسلم ـ حاجی ملا عبد الحکیم اخند زاده ـ\nملك محمد نبی ـ مولوی معز الدین ـ باقی امضاء ومهر ٨٩ نفر علما وسادات و خوانین وسائر رعایای\nعلی شنگ واسلام اباد وغیره .\n\nبیعت نامه چکری وخورد کابل\n\n٨ شعبان .\nفدای حضور مبارک امیر صاحب حبیب اللمخان شویم . از جلوس میمنت به تخت سلطنت پادشاهی\nافغانستان حضور والا مایان اهالی قریه چکری وخورد کابل ابراز رضا مندی وشکرانه حق وتعالی\nجل علی شانه را میکنیم که خداوند این قسم پادشاه حامی دین حضرت سید المرسلین را برای مایان\nعطا فرموده ومایان اهالی بسر وجان و مال خود ها بخدمت دین ودولت اسلام حاضر واماده ـ\nمیباشیم . که بزیر سایه بلند پایه مبارك خدمت نمائیم و هم از خدای خویش میخواهیم که ایـن\nپادشاه شجاع مایان مطابق امر شرع شریف از برای اسلام خدمت نماید . تحریر ٨ شعبان المعظم\n١٣٤٧ . امضاء ات و مواهیر :\nمیر . منار ـ سید رسول ـ غلام محمد ـ میرمحمدرحیم ـ عبد الحنان ـ محمدجان ـ شرف الدین ـ\nعمراخان ـ محمد خان ـ جمعه خان ـ محمدرحیم خان ـ فضل حمد ـ باقی نشان شصت ١١٢ نفر\nدیگر بقرار شرح فوق همه افراد بدعا گوئی امیر صاحب غازی شاغل میباشیم که همیشه تیغ اسلام\nتوتا بران باشد .\n\nمسائل دینی\n(۸)\n( رکن دوم در بیان نماز ومتعلقات ان) وچون بیان احکام نماز ومتعلقات ان که وضو و غسل\nو تیمم است و بیان احکام روزه در کتب عربی فقه شریف به بسط تمام ذکر شده اما احکام انحا در\nکتب نظم نام حق بوجود اسهل و تمام مذکور بوده لهذا نظم مذکور را شرح نموده بیان رکن دوم"}
{"book": "adl0955", "page": 114, "text": "— ١١١ —\n\nاسلام که نماز است با انچه بدان تعلق دارد از وضو وغسل وتیمم وبیان رکن سـم اسـلام کـه\nروزه است ازنظم مذکور تشریح وتکمیل داد مدرج این کتاب شد تا مبتدیان را حفظ اسان شود\n\nبسم الله الرحمن الرحیــم\nنام حق بر زبان همی رانیم — که بجان ودلش همیخوانیم\nملک وصانع وقدیم وحکیـــــم — خالق ورازق وروئف ورحیم\nهرچه است ازبلندی وپستی — همه از وی یافت صورت هستی\nطاعـت اوسـت فرض عین شـده — برهمه خلق همچو دین شـده\nداد مارا کتابـتا خوانیــم — کرد مارا خطاب تا دانیم\nهرچه اوگفت ان کنیم همه — طاعت او بجان کنیم همه\nانچه او گفت غیر ان کرد ن — نیست سودی بـقـــد بجز زیان کردن\nروز وشـب طالب قبول وئیـم — پیروی امت رسول وئیـــــم\nشرح لغات\n( همی رانیم ) جاری میکنیم (ملك) پاشاه (صانع) کننده کارها باختیار وافریننده ( قدیم)\nازلی وابدی(خالق) افریده گار (زارق ) روزی دهنده(روف) بسیار مهربان (رحیم) بسیار\nرحم کننده(کتابمراد قران شریف است ) .\nحاصل ابیات :\nمقصود حمد خداوند تعالی است می فرماید که شاه حق سبحانه تعالی را همیشه درظاهر\nبه زبان می گویم وباطن ما نیز بذکر ثنای بی ریای اوتعالی مشغول است وتنها بـفقـد بذکر\nزبان مانند منافقان اکتفا نمی ورزیم باز اوصاف خاصه او تعالی را بیان میکند که اوتعالی پادشاه\nحقیقی ومالك همه عالم وازلی وابدی وحکیم است که هیچ کار اوتعالی خالی ازحکمت نیست وروزی\nدهنده همه روزی خوران است که هیچ کدام را بی روزی نمیگذارد وبسیار مهربان است بر مؤمنان که ایشان را فقـط\nدر دار دنیا بشرف ایمان رسانید وبسیار رحمت کننده است برایشان که در دار عقبی ایشان را\nبه بهشت جاویدان وحور وقصور میرساند وباز بیان دیگر صفت کمال اوتعالی را میکند که هرچـه\nاز عالم پائین است اززمین و چیزیکه دران ها است و کوه ها وزنده جان وغیره ـــ وهرچه از عالم\nبالا است ازاسمانها وهرچه دران است ازافتاب وماه تاب وستاره گان ملائك وغیره همه ازاوتعالی\nنعمت وجود یافته که هیچ کسی در افرینش انها با او تعالی مشارکت ندارد ونیز میفرماید که چون\nافرینش همه عالم از اوتعالی است پس مالك ومولای حقیقی همه اوتعالی است.\nوفرمان برداری مولا بر بنده فرض عین مانند دین است وبطریق اظهار نعمت وشکر گذاری\nمیگوید که اوتعالی برما بنده گان احسان کرده رای نجات رانشان داده که قرآن عظیم الشان را\nنازل فرموده وخطاب امر ونهی را دران بما کرده تا عمل بان کرده ازعقاب اوتعالی نجات یافته"}
{"book": "adl0955", "page": 115, "text": "۱۱۲\n\nبه نعیم جاودانی برسیم باز بر سبیل وعده عذاب میگوید که مخالفان از امر و نهی اوتعالی عمل\nکردن بجز زیان و نقصان و شرمندگی دنیا واخرت چیز دیگر نیست .\nبطریق اظهار فرمان برداری اوتعالی میگوید که روز و شب وهمه وقت قبول ورضای او\nتعالی را میخواهیم وپیرو وامت رسول اوتعالی (ص) استیم . نعت سید المرسلین (ص)\nشرح لغات\n(نعت) صفت (سید المرسلین) سردار رسولان که پیغمبر ماست (ص) . شکر حقویلکه\nشکر حق را که پیشوا داریم \nپیشوائی چه مصطفی داریم\nمهتر وبحتر گزین همه \nسرور وخاتم ونگین همه\nاو شریعت بیان کند ما را \nاو طریقت عیان کند ما را\nصلوات خدا بر وی باد \nتا بروزی جزا پیاپی باد\nامت او و دوستار وئیم \nدوست داری که چار یار اوئیم\nچون ابوبکر عمر وعثمان \nمرتضی دان علیهم الرضوان\nرحمت حق نثار یارانش \nباد برجمله دوستداران اش\nشرح لغات\n(مصطفی) پاک کرده شده ازطغیای بد بشری (مهتر) سردار قوم (گزین) برگزیده شده (سرور)\nسردار قوم (خاتم) انگشتری (صلوات) رحمت ها (روزی جزا) روز قیامت است (علیهم الرضوان)\nخداوند تعالی از ایشان راضی باد .\nحاصل ابیات : چون در حدیث وارد شده که حق جل جلاله پیغمبر ما صل الله علیه وسلم را\nگفته که تو بهترین پیغمبرانی و امت تو بهتر امتانند (باقی دارد)\n\nفتوحات اسلام\n(فتح بیت المقدس)\n(۸)\n\nوانچه دید میود نقل کرد امیر المومنین فرمود که یا عبد الله رسیدی .\nو خوب اطلاعی حاصل کردی .\nو بعد ازان روی براه اوردیم گروهی دیگری از مرغان در مقدم روی ما امدند و از احوالات\nامیر المومنین از ما سوال کردند امیر المومنین عمر (رض) در جواب شان فرمود که اگاه\nباشید اینکہ عمر خطاب منم انها عرض نمودند که یا امیر المومنین اشك ها از چشم ها جاری شد\nو گردنهای ما بهمراه چشم ها دراز گردید از جهت طول مدت قدم اوردن شما و همه گی ما\nامید واریم اینکہ خدای تعالی بیت المقدس را بدست شما فتح گرداند. واقدی رحمه الله علیه فرمود.\nکه بعد از ان مسلمانان روی در عقب خود اوردند تا اینکه بالشکر مسلمانان رسیدند وروی بطرف\nامیر ابا عبیده (رض) کردند و با واز بلند وندا نمودند که ای مسلمانان بشارت باد شما را بقدوم"}
{"book": "adl0955", "page": 116, "text": "۱۱۳\n\nآوردن امير المؤمنين عمر بن خطاب (رض) راوي گفت که درينوقت همگی مسلمانان بتقليد بـه\nجنبش آمدند و عزم نمودند اینکه همگی جماعات شان سوار شوند و باستقبال امير المؤمنين (رض)\nروند امیر ابا عبيده رضی الله عنه حکم نمود اینکـه در بالای هر مردي فرض است اینکه از جـاي\nخود حرکت نکند بعد ازان خود امیر ابا عبیده (رض) به همراه کلانی که اصحاب او بودند و با\nبعضی از مهاجر وانصار سوار شدند و رفتند تا اینکه بخدمت امير المؤمنين عمر (رض) رسیدند\nرضى الله تعالى عنهم اجمعین راوی گفت که چون امیر المؤمنین بطرف ابا عبیده رضی الله عنهـا ـــــ\nنظر انداخت و دید که سلاح خودرا پوشیده وکمان خودرا بشانه خود کرده وامیرالمومنین (رض)\nبجان خود\nهم در بالای اشتر ماده خود سوار بودند و عباء قطوانی را بلتقليد لباس داشتند و مهار\nاشتر شان از موی بود چون ابا عبیده بطرف امير المؤمنين عمر (رض) بدید اشتر خودرا ـــ\nبخوابانید وامیر المؤمنین هم اشتر خودرا بخوابانید و هر دوی شان پیاده شدند . ابـــا\nعبیده رضی الله عنه دستهای خودرا پیش برد و با امیر المؤمنین معانقه کرد ، و تمام مسلمانان بــه\nهمراه یکدیگر گردن بوسی کردند ویکدیگر خودرا سلام نمودند وبعد همه مسلمانان پیش امدند و\nبخدمت حضور امير المؤمنین عمر (رض) سلام کردند وبعد هردو امیر مسلمانان سوار شدند و در\nمقدمه روی مسلمانان راه میرفتند و قصه می گفتند و تمام جماعات مسلمانان در عقب شان بودند واین\nچنین راه می پیمودند تا اینکه در اطراف بیت المقدس فرود آمدند چون در انجا فرود امدند\nو امير المؤمنين بهمراه مسلمانان نماز صبح را ادا کردند بعد ازان خطبه نیکوئی وبلیغـی\nرا شروع کردند و در خطبه خود چنین حمد وثنا گفتند که (الحمد ولله القوى الشديد الفعال\nلما يريد) بعد ازان فرمودند که ای مسلمانان خدای تعالی ما را بسبب دین اسلام عزیز و مکرم\nگردانیده و بهدایت کردن محمد عليه افضل الصلوات واكمل التحيات ما را هدایت نمود، وبـه\nضلالت و گمراهی را از مايان دور گردانیده و بعد از بغض و عداوت در بین دل های ما الفت داده\nپس بر مايان لازم اینکه بعوض این نعمت ها او را بتقليد حمد وثنا گوئیم تا اینکه متوجب مزيـــد\nنعمت مایان گردد و خدای تعالی فرموده ولئن شكرتم لا ازيدنكم ولئن كفرتم ان بتقليد عذابی\nلشديد . بعد ازان ایه را تلاوت نمود که (ومن يها لله فهو المهتد و من يضلل فلن تجد لـه\nولیا مرشدا ) راوی گفت که چون امير المؤمنين این ایه را تلاوت نمود قسیسی از جمله نصارا\nکه در مقدم روی امیر المومنین استاده بود بپای شد و گفت خدای تعالی کسی را گمراه نمی کند\nدرین وقت امير المؤمنين عزم نمود که این آیه را ثانیا تکرار نماید . ( باقی دارد )\n( مطبع سركاري )"}
{"book": "adl0955", "page": 117, "text": "-۱۱۱-\nصفحه اول (جریده هفتگی حبیب الاسلام – سال اول شماره ۱) (نمره مسلسل ۱)\nواعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا\nحبیب الاسلام\nاداره خانه در ماشینخانه کابل- افغانستان\nسردبیر- سید محمد حسین\nهمه امور تحریریه و حسابیہ بنام اداره فرستاد بشود.\nاداره در انتشار و اصلاح مقالات وارده مختار است.\nدر هر هفته یکمرتبہ یوم پنجشنبه نشر میشود.\nاوراتیکه درج نشود اعاده نمیشود.\nقیمت سالانه  قیمت ششماهه\nدر داخل _هـ افغانی _ ۳ـ افغانی\nدر خارج ۱۵ شلنگ  ۸ شلنگ\nيك شماره ۱۰ پول\nتاریخ قمری ۲۲ذی قعده ۱۳۳۹) پنجشنبه (تاریخ شمسی ۱۳ثور ۱۳۰۸ هجری)\n(۲)\nيك مقایسه مقدسہ حضرت خالد بن ولید (رض) وجناب فضیل بن عیاض (رح)\n(الف)\nدرجنگ احد سرور دو عالم صلی اللہ علیہ وسلم فرمودند کہ در لشکر مخالفین خالد است\nواز تدبیر وحیلہ او اندیشہ باید کرد چنانچہ بعد از مقدمہ کار زار نفری کفار شکست خوردند\nوان حضرت (ص) ارشاد نمودند کہ شاید درین عزیمت يك مکر باشد لہذا لازم است کــــــہ\nمسلمانان در تعاقبشان وبرای گرفتن اموال غنیمت موقع ومقام خودرا ترك ندهند مبادا دشمن\nاز دیگر طرف برگشته حملہ اور گردد ( وانہ لحب الخیر شدید ) انسان براي محبت مال سخت\nپیدا شدہ برهدایت نبوی التفات نکردہ مسلمانان از جایهای خود برخاسته تعقیب دشمن –\nنمودند وغارتگری آغاز کردند تا خالد از دیگر جانب آمده تلفات زیاد بمسلمانان رسانید بسیاری\nاز اصحاب کرام پراگنده شدند رسول اکرم (ص) بنفس نفیس خود نود زخم خوردند و اوازه افتاد کہ _\nشهید شدند واین افواہ هنوز باعث ابتری عساکر اسلام گشت این صدمات مھلک از دست خالد\nرسید اما چون او شرف بایمان گردید همہ گناہ ھا وقتلھا برعلیہ اسلام مبدل بخدماتی شد کہ\nدر فتوحات روم وشام ومصر وایران بجا آورد جناب رسالتماب علیها لصلوات والتحیہ حضرت خالد\n(رض) را سیف الله لقب دادند وعزت واحترام وشهرت ونامی در دنیا وتاریخ کسب کرد کہ بکم\nفاتحین وشجاعان نصیب شدہ است در فتح مکہ خالد (رض) شجاعت زیاد ابراز داد ان\nحضرت (ص) فرمودہ بودند کہ چون اھل مکہ از خودما وقابل رحم اند کسی ازیشان کشته نشود\nبا وجود ان خالد (رض) هفده نفر را تہ تیغ نمود وچون رسول اللہ (ص) بازخواست فرمودند\nجواب داد کفرشتہ ها از اسمان نازل شدہ میگفتند کہ اینها را بکش پس انحضرت (ص) –\nفرمودند کہ من ازین فعل تو بری الذمہ ام . معہذا هیچ مجازات ننمودہ البتہ نظر بر"}
{"book": "adl0955", "page": 118, "text": "۱۱۵\n\nخدمات اتیمانو فرمودند چنانکه تا حال جناب خالد بن ولید رضی الله تعالی عنه یکی از\nنابغه‌های روزگار شمرده میشود و مسلمانان بحرمت و تحسین حق کافران بحیرت و آفرین یادش\nمینمایند.\n( ب )\nدر مهد خلافت عباسیه بگرد ونواح بغداد رهزنی های زیاد واقع شده حکومت از\nدست قطاع الطریق پریشان و رعایا سرگردان گردید يك جمعیت دزدها بسرکردگی يك شخص\nبسیار عاقل وشجاع هر طرف راءها میگرفتند و اموال و امتعه کار وانها را ربوده غائب می گشتند چون\nيك قافله را بغارت بردند تاجری سامان گرانبار را گذاشته با جواهرات در جیب های خود\nبرداشته رو بگریز نهاد بعد از طی مسافه در بیابانی رسید که در آنجا يك خیمه زده بود اندرون\nرفته دید که شخصی بتلاوت قران مجید مشغول است از و امین تر نیافته آن همه جواهرات را باو\nسپرد و فریاد کرد که دزدها مالهای مرا بردند این را بتو امانت میدهم چون بر جزع و فزع مصروف\nبود رهزنها رسیدند و پیش همان قرآن خوان حاضر شده تعظیم بجا آوردند او همه اسباب قافله\nمسروقه را ملاحظه کرده بتقسیم آن پرداخت و برای دزدها احکام دیگر داد آن شخص یقین کرد\nکه از باران بزیر ناوه آمدم یا از دهان كرك بچنگال شیر افتادم حالا این افسر قطاع الطریق\nکی جواهرتم را پس میدهد اما برخلاف توقع دید که بعد از فراغ تقسیم و بیشته سرقه آن سرقفل\nغنه امین جواهراتش را واپس بخشید این رهزن بد نام فضیل بن عیاض بود چون از دزدی نایب\nشد اولا همه رفقای خویشرا نادم گردانیده در توبه نصوح خود متفق ساخت همه راهها\nمامون و مطمون گشت چون از همه محارتها وکیدهای رهزنان آگاه بود همگان ازو ترسیده از\nرهزنی کنار جستند پس حضرت فضیل قدس الله سره العزیز جمله منازل و مراحل شریعت و طریقت\nرا پیموده بدرجه بزرگی واصل شد که در زمره اولیای کرام محسوب میشود صدها هزار مسلمان\nگمراه را این امیر شد کامل بصراط مستقیم دلالت نمود و این يك امتیاز معروفست که هیچ ولی\nیا عالم انقدر سارقان جانیان و مجرمان را هدایت موثر نداده که حضرت فضیل (رح) در\nنجات دادنشان کامیاب آمده بدین تفاوت مشائخ و اولیا باکرام و اعزاز او بسیار می گرائیدند\nزیرا فی الحقیقت نهایت دشوار است که شخصی متعود باخلاق بد وعادات ذمیمه بصفات نیکو\nآراسته گردد و تامرشد از طرز وحکمت تاثیر انداختن در دلهای بد معاشان وسيه كاران واقف\nومتدرب نباشد البته در رهنمائی مریدان مانند جناب فضیل (رح) بن عیاض موفق آمده\nنمیتواند چون خدای هادی مطلق برایش توفیق اطاعت وهدایت بخشید ان عمر رهزنش که از\nبسی قتل و سرقه مملو بود فراموش خلایق و معفو خلاق غفور گردید و فقط ان حصه زندگانیش\nدر تذکره و سیر و یاد مردم باقی ماند که سراسر رشاد ت رهبری تقدس و ناموری بود مثل احیای\nاموات همین است قل یاعبادی الذین اسرفوا على انفسهم لا تقنطو امن رحمه الله ان الله يغفرالذنوب\nجميعا انه هوالغفور الرحیم. بگوای بندگان منکه برنفسهای خود تجاوز نموده اقدام بر ظلم وتعدي\nورزیده اند از رحمت خدا مایوس نگردید خدای تعالی جميع گناههای شما را میبخشد بتحقیق"}
{"book": "adl0955", "page": 119, "text": "− ١١٦ −\n\nاو تعالی بخشنده و بسیار مهربان است بعد ازین ایه شریفه خدای تعالی میفرماید که قبل از مرگ بسوی پروردگار تان رجوع کنید و پیروی خوبترین احکام اسلام را بنمائید چون معلوم نیست که موت کی می اید وعذاب بکدام وقت نازل میگردد لهذا بتوبه واعمال صالحو اتفاق واطاعت پادشاه مجاهد امیر حبیب الله خان و بمعاونت وموافقت با اعیان و اراکین دولتش مبادرت ورزید تا افغانتان بزودی متحد وبحبل الله اعتصام تان متین گردد تفرقه و تشتت از بین رفته قوت وسلطه اسلام قائم ودائم شود از میمنت ارواح حضرت خالد (رض) وجناب فضیل (رح) فاعتبروا یا اولی الابصار .\n\nهزیمت محمد نادر خان\n\nدر اثر نیات اسلامیت کارانه وترشحات رعیت نوازانه حضور مبارک ملوکانه که همیشه منتج بسعادت مآل وحسن اقبال هر فرد وطن است قبلا عبد العزیز خان سفیر سابق افغانی مقیم طهران واحمد شاه خان پسر سردار محمد اصف خان از حضور مبارک امیر صاحب با فرامین مرحمتانه برای جلب محمد نادر خان وبرادرانش باروپا اعزام شده بودند بطور سفر خرج انها ومعاش عائله شان مقیم کابل تخمین سه‌لک روپیه از حضور اعطا فرموده شده بود . ولی محمد نادر خان که افکار سوء خود غرضانه بدماغش تولید گشته بود راه ـ مستقیم را ترک گفته از راه پشاور عازم سمت جنوبی شده در انجا بامید نیلان با غراض نفس پرستانه اش اهالی را بنام صلح برعلیه حکومت مرکز به اعلامیه شان تحریک نمود .\n\nبالاخره چندی از اقوام احمد زائی ومنگل را وادار ساخت که به مقابل برادرهای ـ اسلامی شان از ریختاندن خون همدیگر دریغ ننمایند ـ اما حینیکه انها بچرخ وارد میشوند درینجا عسکر غیور ما ونفری مجاهدین شاه مزاری و استانکزی وغیره لوگری ها به مقابله شان پرداخته به مفاد واذ اجاء الحق ذهق الباطل حق بذ يحق ملحق شده عسکر ما ـ شکست فاحش به انها وارد نموده توپ های شش ین وتفنگ های ماشیندار با جبه خانه شان وتعداد کثیر از تفنگ های مقتولین راه ضلالت که بصیغه ان خجلت از دست غدر ظاهر صلح نادر خان مانده بود وبدست عسکر مان افتاده بود سپردند وسیاه اشخاص راه بلد عسکر ما بخروار خود را رسانیدند .\nاز مرکز قوای لوگر ما یکمفرزه بجانب کوتل تیره سوق داده شد که کوتل مذکور را بهمین قوه مستحکم واشغال نمودند و درعین زمان بطرف جنوب کوتل مذکور چند باب خیمه وجبه خانه وبار گیر که از جانب مقابل روانه چرخ بود بدست عسکر ما افتاده در نتیجه محمد نادر خان و نفری معیت او بکدام طرف مجهول فرار شدند .\nدر اثر قضیه فوق جناب محمد یعقوب خان فرقه مشر سابق سمت جنوبی از موقع استفاده ـ نموده با بیانات بشارت امیز فوق وارد کابل وبحضور مبارک امیر صاحب مشرف شدند ."}
{"book": "adl0955", "page": 120, "text": "-۱۱۷-\nمعظم له مجددا از حضور همایونی با هدایات مکمل وکافی برای رفع خون ریزی اقوام\nسمت جنوبی بجهت رئیس تنظیمه وبرتبه رفیعه نائب سالاری نظامی بآن سمت مقرر وسر افراز\nگردید که امنیت ورفاه عامه را در بین اهالی وافراد آن ولا قایم ودوام داده ان چند ــ\nگروه جاهل را به صراط المستقیم موافق ساخته بیعت شانرا به حضور مبارك امير صاحب\nهر چه زود تر ترسیل نمایند .\n\nترجمه از جریده الفضل\nمورخه ٢٥ جنوری مطابق ۱۳ شعبان مقام لاهور\n\nامان الله خان پادشاه سابق افغانستان ازسیاحت اروپا بدرجهء متاثر شد کــــــه\nتقلید کردن اوضاع اروپائی را نه تنها باعث افتخار خود میدانست بلکه ملکه خود ش را نیز در\nلون مغربی متلون ساخت ملکه بمجردیکه سوار کشتی شد نقاب را الوداع گفت وهمینکــــــه\nقدم درخاك اروپا نهاد بچنان فیشن های زنانه خونرا مکشن ساخت که بسی خوانین اروپائی\nهم از اختیار نمودن آن اجتناب میکردند . باالاحر امان الله خان بعد از اختتام دورهء\nسیاحت وقتیکه به مملکت خو بمراجعت نمود از تهذیب وتمدن مغرب باندازهء مسحور ومفتون ـــ\nبود که مصمم گشت معاشرت مغربی را درمملکت خود بطور اجباری جاری نماید ومیخواست در ــ\nطرفه العین رسم ورواج قدیمهء يك مملکت مشرقی مانند کابل را تغییر وتبدیل کند وافغانستان را\nيك خطهء ازدنياي مغربی بسازد وچنانچه از حصص مختلفه مملکت نمایندگان قومی را براي ــ\nشمولیت در يك مجلس مشاورت مدعو نمود، وحکم برای تراشیدن ریش های ایشان صادر ــ\nفرمود، وایشان را بپپوشیدن کلاه لگنی وکوت و پتلون مجبور نمود ونیز بعضی احکام دیگر\nهم صادر کرد مشد که نه تنها ازلحاظ معاشرتی برای افغانستان نامناسب بود بلکه خلاف\nتعلیم اسلامی در زگفته میشد در نتیجه يك شورش در افغانستان ظهور کرد . بعضی از ــ\nملا نما هاي هندو جميع احکام امان الله خان را جایز قرارداد، چنین بگفتن آغاز نمودند که\nریش های مردم را تراشیدن وانهارا به پوشیدن کلاه لگنی مجبور نمودن وحجاب را از زنان\nبرداشتن وغیر آن از چنین احکامی گفته میشوند که در جاری نمودن آن عیبی نیست وبــــه\nمناسبت حالات افغانستان بلکل جایز ودرست اند .\nیقینا دراین ذلت که به مسلمانان عاید میشود ضعف دینی دخل تمام دارد ــ\nلیکن متاسفانه مسلمانان این ضعف را حسرننموده اند وهر وقتیکه قدم برداشته اند غلط\nبرداشته اند چون گمان کرد میشد که این مرض تنها در ترك سرایت کرده وهم تا همانجا ــ\nمحدود است لاکن اکنون می بینیم که اثر آن درممالك دیگر مانند افغانستان نیز منتشر شده\nاست پس مجبورشدیم بگوئیم وهم تا هر جائیکه اواز ما شنید میشود باواز بلند میگوئیم کــ\nاین راه اراه ترقی نیست برای نایل شدن بهترقی ضرور است که بطرف اسلامیت توجه شود .\nاکنون انقلابیکه در افغانستان رونما شده است و گفته نمیشود که بکجا خاتمه خواهد یافت"}
{"book": "adl0955", "page": 121, "text": "- ۱۱۸ -\n\nاز يك حيث نهايت تاسف اور است كه اهالی افغانستان با يك طوفان خطرناك مهلك دچار\nشده و به کشتن و تباه کردن یکدیگر مصروف اند - لاكن معلوم میشود که در این همه منشا ومصلحت\nخداوند جل شانه است . اگر افغانستان خوش قسمت باشد البته از این تغییرات استفاده\nخواهد کرد و برای همیشه بخاطر خواهد داشت که ترقی افغانستان نه در ترك -\nکردن اسلامیت و تقلید کردن یوروپ است . بلکه ترقی افغانستان در این است که بر تعلیم\nاسلامی عمل پیدا شود . اگر از انقلاب حاضره افغانستان این سبق را بیاموزد واصل تعلیم\nاسلامی را در مملکت رایج کند پس باید فهمید که در این گرداب تازه مصایب که افتاده است\nهیچ چیزی تلف نکرده بلکه بالعکس فایده زیاد برداشته است . از خداوند جل شانه استدعا\nمیکنیم که افغانستان را بزودی از این بلیه نجات داده و توفیق عطا کند که بر تعلیم اسلام -\nعمل نموده بمدارج ترقی و تعالی نایل شود . مترجم عبد الصمد\n\nمکتوب\n\nهمه خواهند دانست که در عقاید اهالی قطغن و بدخشان بدائع جاریه قبل رخنه\nنه نموده به همان حال سابق با کمال نظافت ناموس دینی خویش را محافظه نموده در اول امر\nاینکه صدای ( الله اكبر لا اله الا الله محمد رسول الله ) از مرکز بگوش شان بار دیگر رسید\n\nبا ان معانی که مبین حقیقت اسلامیت يك قوم است همه با نیت های خالصانه اسلامیانه بیعت -\nخود را تقدیم شهریار مرکز نمودند .\n\nوما از چند نقطه بیعت ملحقه ان ولایت را بسمع قارئین جریده حبیب الاسلام -\nقبلا رسانیده ایم شاید ملاحظه فرمود میباشند وانچه معطل بموقع دیگر باشد انرا هم بتوفيق\nخداوند مرتبا خواهیم رسانید .\n\nاما پیش از همه لازم دیدیم که از ورود مامورین جدید که از مرکز بعد رسیدن بیعت ها\nاعزام شده اند شرح بدهیم .\n\nقطعه خط مورخه ١٥ شوال المكرم از طرف رسول بخش خان مدیر ومیرزا سلطان محمد خان\nسر کاتب راجع به تسلیم شدن کارات واجراءات امور گمرکی ولایت قطغن بمدیریت عمومی تجارت\nرسیده است نقل ان بعد از القاب قرار ذیل است .\n\nبعد از شرح دعاگوئی دوام دولت خداداد امیر صاحب غازی معروض میداریم اینکه\nفدویان به روزیکه از خدمتتان مرخص وعازم این والا گردیدیم در ارض راه شش روز به روز-\nيكشنبه ١٢ شوال المكرم داخل خان اباد گردیده روز دوشنبه ١٣ شوال المكرم كارات گمرك -\nمركزی قطغن و بدخشان را تسلیم شده شروع بکار نمودیم در حق پادشاه اسلام وان محترمان دعای"}
{"book": "adl0955", "page": 122, "text": "- ۱۱۹ -\n\nخبر نمودیم ـ لهذا از رسیدن خود ها وتسلیم شدن کارات خود حضور محترمان را اطلاع دادیم .\nنقل از جریده شریفه بیدار مزار شریف\nتاریخی ۱۵ شوال المکرم\n١٣٤٧\n(٢)\nتنظیمات و یا تبدل تشکیلات .\nتشکیل ریاست تنظیمیه :\nازانجا که عالیجاه عزت و صداقت همراه میرزا محمد قاسم خان که یک شخص خیرخواه ملت و دولت است و قارئین عظام از نیات حسنه اسلامیانه این شخص خدمتگار صادق دین و دولت و تکلیفا تیکه برای موصوف در اوائل سال ١٣٠٦ شمسی از ضبط شدن اموال منقوله وغیر منقوله وحبس وتبعد اتیکه به نسبت سوء تفهم بامر حکم امان اللمخان پادشاه سابق افغانستان تصادف نمود ، تا یکدرجه استحضاریت دارند اينك لازم امد که تايك اندازه شرح حال ماضیه این شخص شریف با شرف را توضیحات بدهیم .\nچون عالیجاه موصوف شخصی صاحب قلم ویادیانت در مزار شریف وايبك وتاشقرغان رسوخ ونفوذ زیادی داشت وموصوف همیشه مرجع همه گونه حوائجـات ملت مزار شریف بود ، واهالی سمت ترکستان او را با وضع احترامانه کلان خود می شمردند ولی حکومت سابق ازین رسوخ ونفوذش بسوء تفهم حد سرکرده برای سلب این اقتداراتش بهانه براو گرفته و جمعا اموال منقوله وغیرمنقوله او را ضبط وخودش را محبوس و بعد چندی بکابل بردند اهالی مزار شریف از این اقدام ناگوار حکومت مذکور خیلی متاسف و متاثر گردیده وبیک یا سرواضطرابی هیجان داشتند ولی دران زمان چون همین تصادفات بر مومی الیه مقدر بود ، تا سال گذشته بمرکز کابل بودند .\nو از قراریکه اداره اطلاع دارد تا چند روز قبل انقلاب امان الله خان برای موصوف ـ فرمان داده بود که شما در ترکستان رفته با نائب الحکومه معاونت کرده بخدمات دین ودولت میکوشید . چون موصوف بدل ازردگی داشت چندی معطل کرده تا اینکه جناب شجاع دین پرور عدالت گستر خادم دین رسول الله (صلعم) امیر حبیب اللمخان تخت سلطنت را تحوف نمود جناب موصوف را بنظر عزت دیده و بمراحـمـات خسروانه مسرور وبرای امید واري ودلگرمی اقوام عزیز او اهالی ترکستان بریاست تنظیمه منصوب فرمود ، واین است که به تثوي حیات فوق وارد مزار شریف گردیدند .\nوازین نقطه نظر این پادشاه عدالت گستر جناب موصوف را بریاست تنظیمه ترکستان مقرر"}
{"book": "adl0955", "page": 123, "text": "۱۲۰\n\nو اعزام فرمودند اعضاء ریاست اول عالیجاه عزت و شجاعت همراه عبد الرحیم خان برگ\nکه حالا به تصویب رئیس تنظییمیه بمرتبه نائب سالاری ملقب است و مشار الیه يك شخصی\nدلیر و شجاع و صاحب تدبیر میباشد دوم عالیجاه عزت و صداقت همراه خواجه عین الدین\nخان تاجر که شخصی صادق و خیر خواه خالص است .\nسوم عالیجاه عزت همراه غلام رسول خان اسحق زئی است.\nچهارم عالیجاه عزت همراه محمد پی خان که مشهور بکاکا میباشند از اعزه و اشراف\nو اقامه گزین مزار شریف اند.\nحضرات فوق الذکر که هیئت انتظامیه ولایت ترکستان شمرده میشوند بکمال صداقت\nجدیت برای فورسی رعایا و تنظیمات و تشکیل دوائرات اشتغال دارند دائره مستوفیت و\nمدیریت گمرکات و اداره شفاخانه و ریاست بلدیه و دائره مخابرات و قوماندانی کوتوالی تا هنوز\nبه تشکیلات سابقه ان بزیه هر سر اداره های با شرف با وجد ان بکمال سرعت وجد یانه و\nاجراات ان عملی است محکمه ابتدائیه و مرافعه به تصویب هیئت انتظامیه لغو و يك محکمه که\nعبارت از يك قاضی و نائب القضاء و دو نفر مفتی تشکیل یافت و اهالی ان بموجب اوامرات شرع\nشریف ازادانه ایفاء وظیفه مینمایند.\nعلاقه داری جدید التشکیل ۱۳۰۶ تصویب کرده حکومت سابقه لغو وقرار تشکیل\nزمان امیر شهید بحکومات منسوب گردید .\nرئیس باشی و رئیس ها و مفرسها و قاری باشی ها بمعاوضات لازمه از هیئت تنظیمه مقرر\nشد و مطرفات روضه مطهره حضرت شاه ولایت ماب بقرار زمان امیر شهید بتوجه این شخص\nنیت بخیر رئیس صاحب تنظیمه جاری شده احکامات شرع شریف بشدت حکمفرماست .\nچون تشریف شریف جناب ریاست مابی با هفدهم رمضان المبارک مصادف بوده از صورت\nاجراات شان در هر موضوع بشماره هذا ذکر نموده ضمنا از تشریح ترتیبات عید سعید\nفطر و افراشتن جنده مبارکه روضه مطهره که بتوجه موصوف بقرار زمان امیر شهید اجرا شده\nبرای قارئین با تمکین خویش ذیلا معلومات میدهم : ( باقی دارد .\n\n— اطاعت اولی الامر —\n( ۴ )\n\nحضرت عبد اللعین امیر المومنین عمر(رض) فرموده است که ازان حضرت (ص) شنیدم که\nفرمودند . (من خلع يدا من طاعته لقى اللعيم القيامه ولاحجته لم ومن مات وليس في عنقه بيعته\nمات ميتته جاهليته) .\nیعنی : کسی که دست را از اطاعت و فرمان برداری کشید در روز قیامت با خدای تعالی ملاقی\nمیشود و هیچ حجت و سنده نجات برای او موجود نخواهد بود و شخصی که بمیرد در گردن او\nبیعتی نباشد این مرگ او از جاهلیت است ."}
{"book": "adl0955", "page": 124, "text": "مفاد حدیث مبارک .\n۱ ـ دست کشیدن از اطاعت پادشاه زمان موجب باطل گشتن جمیع دلایل نجات اخروي مومن است یعنی اگر دلایل بسیارى از عبادات براى نجات اخروي داشته باشد و در اطاعتش خلل راه یابد این درد بی درمان همگی را باطل میسازد .\n۲ ـ اشخاصیکه در باغستانا نبوده و یا غردارند و یا پادشاه مسلمانان بیعت نکرده اند و در گردن شان قلاده اطاعت پادشاه مسلمان نیست مرگ اوشان مرگ جاهلیت است .\nثالثا حضرت عرفجه صحابی (رض) میفرماید که از حضرت رسالتماب علیه الصلوات والسلام شنیدم که می فرمودند :\n( انه ستكون هنات وهنات فمن اراد ان يفرق امر هذه الامته وهي جميع فاضربوه ـ بالسيف كائنا من كان ) .\nیعنی :\nزود است که فساد ها و شرور زيادي واقع گردد پس کسیکه اراده کند تفریق امر امت را در حالیکه امت جمع ومتفق باشد بشمشیر بزنید و بکشید ان تفریق دهنده را هرکسیکه باشد .\nمفاد حدیث مبارک :\n۱ ـ معجزه ظاهره انحضرت (ص) ازین حدیث ثابت میشود که بوقوع شرور وفسادات و نزاع در امر خلافت قبل از وقت ان خبر داده اند وهدایت اصحاب وباقی مسلمانان را فرموده اند .\n۲ ـ تفریق دهنده امر امت بعد ازانکه هر شخصی اجتماع شان حاصل گردد و هر که باشد لازم القتل است و مراد این است که اگر شخصی مدعی فضیلت باشد و باعث وموجب تحريك فتنه گردد و تواند در اجتماع مسلمانان خلل افگند همان شخص باوجود فضيلتش واجب القتل است زیرا که تصریحات اوامر شرعیه وهدایات نبویه مقتضی بقاي امن وامان ودفع فساد و فتنه میباشد و تحريك فتنه اگرچه غرضانقه براي نتيجه نيك باشد بحكم شرع انور ممنوع و محرك ان واجب القتل است . و نیز حضر عرفجه (رض) که راوی حدیث قبل است فرموده است فرموده ـ است که شنیدم از حضرت رسول مقبول (ص) که میفرمودند :\n( من اتاكم وامركم جميع على رجل واحد يريد ان يشق عصا كم او يفرق جماعتكم فاقتلوه)\nیعنی : چون امارت شما بر مردي قرار يافته باشد واجتماع شمایان حاصل باشد پس هر که اراده خلل اندازي در اتفاق شمایان بنماید یا تفریق دهد جماعت شمارا بکشید او را .\n( باقی دارد )"}
{"book": "adl0955", "page": 125, "text": "۱۲۳ -\n\nبیعت های ولایات و ملحقات ان\n(ه)\nبیعت نامه کلنگار لوگر - ۹ شعبان ۱۳۴۷\n\nبسم الله الرحمن الرحیم .\n(الحمد لله رب العالمین والصلوات والسلام علی سید الکونین محبوب رب المشرقین و\nالمغربین حضرت محمد مجتبی احمد مصطفی صلی الله علیه وسلم وعلی اله واصحابه)\nاما بعد بموجب هدایت وافی کفایه حضرت ذوالجلال که در قران مجید وفرقان حمید\nفرموده (اطیعوالله واطیعوالرسول واولاالامر منکم) اطاعت وفرمان برداری پادشاه اسلام را\nبرعایا و اجبیولازم گردانیده است چون بوجود پادشاه اسلام فوائد دینیه ودنیوی از حد -\nافزون مرتب ومربوط است چنانچه حفظ دین ووطن ودولت واهل واولاد واموال رعایا واجتماع\nواتحاد و اتفاق اهل اسلام تا خواص وعوام وکافه انام اهل اسلام از اسیب وحوادث روزگار درسایه\nاوبه اسوده حالی وخاطر جمعی زیست نمایند چون بنای دین بنابر اتفاق واتحاد واجتماع اهل\nاسلام ونفاق و قد و شقاق موجب ضعف اهل اسلام وغلبه کفر واهل طغیان است لهذا بر قاطبۀ\nطائفه اهل اسلام ضرور و واجب است که برای خود ها بنا بر حفظ دین وشریعت مقدس نبوی\nو جمعیت اسلامی شخصی را که لایق پادشاهی بد انند بهپادشاهی خود انتخاب نموده به او\nبیعت نمایند که همان پادشاه حفظ دین وشریعت ومذهب وشعایر اسلامی را که تغییر وتبدیلی\nدر انها رونماید نموده و مرتدین و زنادقه ومبتدعین بدعت را شرعا زجر وتوبیخ دهد واقامه‌ -\nحدود و استیفاء قصاص وامن راه هارا ازشر دزدان وقطاع الطریقان بنماید وتحفظ سرحد\nهای اسلام را با افواج والات جنگی برخود لازم داند تا بلاد اسلام از شر کفار وقطا ع -\nالطریق مامون ومصئون باشد وحفظ جمعیت اسلام را هم بنماید تا ضعف ونقصان دردین\nوملمت پیدا نشود واهل اسلام را بر اقامت جمعه وجماعات واد ار وائمه ومدرسین و -\nو مفتشین و محتسبین و واعظین متدین نیز مقرر نماید و با رعیت بر طبق امر حضرت الهی\nبعدل واحسان وموافق سنت مصطفی (ص) وسیرت عمری (رض) رفتار وکردار نماید .\nبنابرین چون امان الله خان پادشاه سابقمان از امارت مخلوع ومعزول گردیده جناب\nامیر حبیب الله خان که اقدام باعتلای کلمه الله وحفظ دین وشریعت ومذهب وجمعیـــت\nاسلامی نموده وجناب ممدوح متعهد شده که بطبق مقررات امر حضرت الهی وشریعت نبوی و-\nسیرت عمری رفتار نماید چنانچه علما ومشایخ وسادات وسائر رعایای شمالی ومشرقی وکابل -\nوغیره مشارالیه را به پادشاهی خودها قبول کرده به او بیعت نموده اند چون جناب ممدوح\nظاهرا صاحب سیف وغلبه دیده میشود وفی الحال متصف با وصاف مذکور ودارای لیاقت پادشاهی\nاست ما مردم قریه جات کلنگار وغیره او را نیز به پادشاهی خود ها قبول کرده بیعت نامه هذارا\nبشریعه وکلای خود بحضور ممدوحی تقدیم نموده عهد میکنیم که باوامر ونواهی امیر حبیب الله خان"}
{"book": "adl0955", "page": 126, "text": "که خلاف شریعت غراى نبوى نباشد اطاعت کرده دادن مالیات وزکوات مشروعه وعند الحاجات\nبمعاونت مالی وجانی اماده ایم فقط. امضاء ها:\nنار محمد کلنگاری — ملك نورمحمد — حضرت میان غلام سرور — صاحبزاده مجددی — حضرت میان\nغلام — اکبر مجددی — ملك عبد الغفور — خواجه ولی محمد — عبد الرحمن — خواجه محمد سعید\nحضرت میان غلام یحیی مجددی — حضرت میان عبدالحق مجددی — حضرت میان غلام معصوم\nمجددی — حضرت میان شیر احمد مجددی. باقی امضا ومهر وشصت انگشت ١٨٦ نفر دیگر.\n\nهو المستعان\nبیعتنامه اهالی قریه کتخیل لعو گرد\n\n۲۸ شعبان.\nبحضور اعلحضرت خادم دین رسالت پناهی (صلعم) امیر حبیب الله خان ما مسلمین اهالی\nقریه کتخیل عرض میداریم که به اول فتح ونصرت دارالسلطنه کابل تمام رعایا واهالی مذکور بــــــــه\nرضا مندی وخورسندی بیعت نمودیم چه که یوم جمعه مبارکه که قبائل اگاه ملا عبد الحمید اخند—\nزاد بصاحب موسی خطیب مسجد جامع باتفاق ما ذکر اسم امارت انصاحب راد رخطبه نمود—\nبنابران چون اوصاف جمیل واخلاق حمیده امیر صاحب موصوف را مسموع شدیم که محی شرع شریف\nواعلاء کلمه الله وكشف دین متین حضرت رسول الله را نمود وقامع بدعات وضلالات وگمراهی گردید—\nصغير وكبير وعوام وخواص شكرا لله تعالی جل جلاله را بجا کرده وامارت این شخص کامل بقرار امر\nكتاب الله تعالی و احکام شریعت غرا بجان ودل قبول نمودیم وبدعاگوئی مزید عمر وترقی دین\nودولت مشغول میباشیم. امضاء ات:\nعبدالحمید صاحبزاده — ملا جان محمد— ملا فضل احمد — ملا یار محمد — شیرعلی — خان زاده —\nخواجه عبد الرسول — دلربا زخان — سراج الدین — ملا عبد اللطیف — عبد الرشید — محمد عالم\nباقی امضاء ونشان شصت ۸۹ نفر دیگر.\n\nبیعتنامه اهالی پاد خواب وشانه لوگر\n٢٥ شعبان\n\nبسم الله الرحمن الرحيم:\nقال الله تبارك وتعالى جل جلاله واطيعوا الله واطيعوا الرسول واولوا الامر منکم.\nچون بنا بر موجب ایه کریمه مذکوره اطاعت اولی الامر واجب ولازم بود. ومیباشد مایان\nعلماء وسادات وسائر رعایاى پادخواب وشانه علاقه لوگر اطاعت امیر مسلمانان خادم دین رسول\nالله (صلعم) امیر حبیب الله خان را قبول داریم و با او بیعت نموده ایم ومینمائیم که اى پادشاه\nدین پرور رعیت نواز میباشد ومایان از امیر صاحب موصوف رضامند میباشیم و از خداوند قادر\nسبحان جل جلاله خواستاریم که امیر موصوف را بر جاده شریعت غرا و خدمت دین نبوی (صلعم)\nمستقیم داشته باشد مبارك باد و پایند مباد بیرق این پادشاه مسلمانان. فقط"}
{"book": "adl0955", "page": 127, "text": "- ١٢٤ -\n\nامضاء ات :\nملا میر ذكريا مدرس وخطيب پادخواب وشانه ــ ملا سید اجاب الدين مدرس ــ ملا محمود\nمدرس پادخواب وشانه ــ مير يحي ــ مير عبد الرحيم علاقة دار سابقه ــ ملا احمد ــ ملا غياث\nالدين مدرس ــ مير جمال الدين ــ مير شاه محی الدين ــ ملا محمد الله ــ ملا خان محمد خان\nملا ثقة جلاد خان ــ ملا غوث الدين خان ــ مير سبحان ــ علاوالدين ــ ملاء نادر .\nبيعت نامه اهالی حصارك لوگر ــ سلخ شعبان ١٣٤٧\nشعبان المعظم . بسم الله الرحمن الرحيم .\n\n(الحمد الله الذي هدانا الى الاسلام وبين لنا الحلال والحرام وامرنا باطاعتہ واطاعة ــ\nرسولہ والصلواه والسلام على سيدنا وحبيبنا محمد (ص) ن المبعوث بشیرا ونذيرا وعلى اله واصحابه\nالذي هم نجوم الاقتدا والاهتدا) اما بعد چون بركافة اهل اسلام واجب ولازم است که در\nهر وقت امیر و اولوالامر از خودشان داشته باشند که صاحب قدرت ودیانت باشد تا اقامت\nحدود وانفاذ احكام شرع وغيره مصالح مسلمین را مطابق امر شرع برپا دارد بنا بران چون جناب\nامير حبيب الله خان شخص متدین و تالیع لہدعت مجاهد فی سبیل الله است و تمام اهالی شمالی او را\nبہ اولوالامری خود قبولدار شده انعمایان مردم حصارك لوگر نیز او را بامارت خودها قبولداریم و\nجناب موصوف را امیر واولوالامر خود دانسته حکم اورا كہ مطابق امر شرع شریف وموافق مذهب\nمهذب ابوحنیفه کوفی باشد بسر وجان ومال قبولداریم وبر رکاب او برای اعلاء كلمتہ اللہ بجد جهد\nمیکوشیم و از خداوند جل ذکرہ برای امیر صاحب موصوف خودها استقامت برام شریعت وعدل و برای\nخودها توفیق اطاعت وخدمت گذاری بجهت ترقی دین حضرت سید المرسلين مسئلت مینمائيم (قال\nرسول الله صلى الله عليه وسلم الامام جنته يقاتل وراء ه ويتقى به) . امضا ها :\nحاجی ملاصاحب الدين ــ ملا عبد الكريم اخند زاد ــ جلال الدین ــ حضرتگل ــ عبدالله خان ــ\nنقشبند ــ باثر امضا ونشان انگشت ١٠١ نفر دیگر .\n\nلایحہ\n\nمواد لایحه که راجع بدائر شدن يك دائرہ قافلہ باشی گری عمومی برای ضبط وربط امورات ــ\nحمل ونقل بتحت اوامر وزارت تجارت در مرکز از طرف مشارالیها ترتیب یافته و از حضور نائب السلطنه صاحب منظور گردیده است سواد آن را عینا برای استحضار تجار محترم و کرایه کشها وــ\nباقی اشخاص ذیلا درج نمودیم .\nنقل لایحه وظائف قافلہ باشی گری ملکی و نظامی با احکام نمبر ٨ تاریخی ١٣ ذیقعدہ الحرام\nحضرت عالی نائب السلطنه صاحب اینکه :\n١ ــ قافلہ باشی همیشہ مراقبات داشتہ باشد کہ هر کجا بارگیر موجود بشود بذريعہ کلان\nشوندہ های صنف کرایہ کش یا بذریعه سرجماعه های کوچی به نسبت ضرورت وقت بارگیر موجود کند\nتادیه کرایه صاحب مال را نمودہ مفت ورایگان بالای احدی خدمت نکند و اگر بدولت معلوم شد کہ وجہ"}
{"book": "adl0955", "page": 128, "text": "ـ ١٢٥ ـ\nکرایه بکرایه کش داد، نشده ویاکمتر رسانید شده و اثبات شد يك روپیه کرایه پنج روپیه زجرا\nاز قافله باشی و سرجماعه ها حصول و باز خواست لازم هم شده موقوف می شوند.\n۲ـ قافله باشی که بارگیر را تقسیم میکند اگر چنین فرصتی برای عسکری مثل حال زیاد\nبارگیر بکار باشد قافله باشی ديانترا بخرج برده پنج يك بارگیر موجود را برای تجاران باقی\nرا بخدمت عسکری محول کند مثل از صد یا بو بیست راس را برای تجاران و هشتاد را برای\nعسکری بدهد.\n۳ـ اگر ضرورت دولت اوط الحال باشد مناطعه را محول خدمت دولت نموده مناطعه را\nبرای تجار و غیر میدهد.\n٤ـ اگر برای دولت بارگیر ضرورت نباشد همیشه بارگیر موجوده چالان مال التجاره و\nضرورت اهالی بین تجار و اهالی تقسیم کند.\n٥ـ چون برای برطرفی کشدند کی شعبهء عسکری و یا بند ش نکردن معاملات تجارتی و\nاهالی دائره قافله باشی گری تجویز شد، تقسیمات بارگیر قطعا بذريعه دائره قافله باشی گری\nمیشود برای اینکه يك نوع افراط جاری نشود و یا بکرایه کش ها کمی تکلیف ندهد بدست اشخاص\nکم سند ادارهء قافله باشی گری نباشد جمع آوری نمیتواند.\n٦ـ چون ادارهء قافله باشی گری مرجع عمومی بارگیری است و همیشه بارگیر احتیاج میداشته\nباشد برای اینکه بدون رون و یا بدون استحضار قافله باشی گری کسی بارگیر را تعرف نشود کرایه\nکش به حاطی کردن سند اجازه حمل و نقل از اداره قافله باشی گری محتاج است اگر سند اجازه\nحمل و نقل بدست کرایه کش نباشد باندازه کرایهء که از صاحب مال گرفته وجه نقد بالای او ـ\nتحویل خزانه شود و هم اگر اسم کرایه کش بقرار تاریخ دادن مسلسل داخل دفتر باشد وسند\nاجازه از دست او مفقود شده باشد کرایه کش مجرم شناخته نمیشود حق مثنی را دارد.\n٧ـ ادارهء قافله باشی گری و حساب آن مربوط وزارت تجارت است و هم سر رشته طی و\nبند شاتیکه داشته باشد از وزارت تجارت کند و بر هر امور امر مافوق خود وزارت تجارت را ـ\nبداند تا دیگر دوایر درکار قافله باشی گری مداخله وزیر دستی نتواند و هم قافله باشی گری\nخلاف رفتار نتوانند.\n٨ـ قافله باشی گری که مال تجار را بكرایه میدهد اگر خود صاحب مال کرایه کش را میشناخت\nونسبت به شناخت خود بالای کرایه کش اعتماد میکرد از صاحب مال درکتاب خط گرفته شود که نمبر تاریخ\nاجازه نامه حمل و نقل واسم کرایه کش در سندیکه تجار میدهد توقیع باشد اگر مال او در منزل\nنرسد ادارهء قافله باشی گری مسئول شناخته نمیشود و اگر صاحب مال بکرایه کش اعتماد وبلدیت\nنداشته باشد قافله باشی و سرجماعه قوم از اول وقت اهلیت و غیر اهلیت کرایه کش را زیر نظر\nگرفته مال را تحویل کرایه کش کنند تا مال تجار مفقود نشود و اگر مفقود گردید و پیدا نشد چون\nقافله باشی و سرجماعه ها مستخدم هستند و معاش و یا حصهء میبرند قافله باشی و سرجماعه مسئول"}
{"book": "adl0955", "page": 129, "text": "– ١٢٦ –\n\nقیمت مال مفقود شدگی شناخته میشود و هم قافله باشی از اول مدنظر داشته باشد که سرجماعه\nها اشخاص یادیانت و صاحب جایدا باشند تاکه قافله باشی اطمینان نداشته باشد سرجماعه\nرا داخل اداره نکند .\n۹ـ چون برد و تراداره قافله باشی گری تمام تکلیف ماده های فوق و موجود کردن بارگیر و هم\nمسئولیت مال تجار و اجرات ضرورت عسکری و غیره حمل و نقل کار های دولت گذاشته شد دو معا ثرویا\nحصه برای شان لازم است در سابق که قافله باشی گری بود از اعلی عمل وجوه شش یکه حصه\nداشت حالا هم نظر به این مسئولیت و تکالیف وزارت تجارت طرفدار حصه مذکور است ولی برای\nحصه گرفتن که باشد عایداتی داشته باشد چون در سابق از اشتر دو روپیه و از قاطر –\nو یا بو یکروپیه و هم از مرکب محصولی داشت حال هم باید محصول خود را از کرایه کش گرفته\n٦ یکه حصه خود را وضع نموده و مامورین خود را هم از ٦ یکه معاش داده و بدهند که برای\nدولت باقی را بقرار حساب تحویل خزانه دولت نموده رسید حاصل و بر قطع حساب بملاحظه\nوزارت تجارت برساند .\n۱۰ـ چون در سابق مرجع مبرم قافله باشی گری های دولت مرکز دار السلطنه کابل و قافله\nباشی ان ملا ویس الدین خان بود و تمام مامورین قافله باشی و پارچالانی ها و حسابات و عمل و دخل\nقافله باشی گری ها از محالات و ولایات تعلق مرکز داشت حالا این اداره قافله باشی گری هم\nمثل سابق اختیارات و ضبط و ربط عمومی قافله باشی گری ها را میتواند .\n۱۱ـ برای معاشات و مصارفات شان علیحده چیزی از دولت داده نمیشود همان ٦ یکه را\nکه از سرجمع بطور حق الزحمه حصه میگیرند تمام معاشات و مصارفات خود را هم از همان مبلغ\nکند و تشکیل مامورین خود را هم خود شان نمایند .\n۱۲ـ در کدام اوقاتیکه جهت ضبط و ربط بارگیر برای شان قوه الظاهر لازم بافتد چون –\nمامورین اداره طرز ملکی می باشند نسبت به اوقات لازمه نظر به درخواست شان امداد سوار –\nو پیاده از طرف دولت حق دارند .\n۱۳ـ محصولیکه قافله باشی از یک بارانه از کرایه کش می گیرد باید یک قطعه سند اخذ محصول\nکه عدد و نوع بار هم در ان باشد برای کرایه کش داده و یکی برای صاحب مال هم بدهد و سومین را\nبطور ثبت بدائره حفظ کند .\n١٤ـ در اوقات خوف راه قافله باشی نظریات داشته باشد که بار تجار را مفرد نفرستاده\nبطور بدرقه قافله ها را حمل و نقل و حکم عبور بدهد اگر نظر به خوف و اخلال کلی یک اندازه قوت\nالظاهر را لازم بداند از وزارت حربیه نظر به درخواست قافله باشی معاونت کرده شود .\nاحکام نمبر ٨ حضور عالی متعالی السلطانه صاحب اینکه ١٤ مواد فوق از حضور عالی ما گذارش یافت\nمنظور است – قافله باشی مکلف است باجرای مواد مذکور (۱۳ ذیقعده الحرام سنه ١٣٤٧)"}
{"book": "adl0955", "page": 130, "text": "- ۱۲۷ -\n\nسایل دینی\n( ۱ )\n\nازین جهت ناظم علیه الرحمه شکر گذاری این نعمت را نموده میگوید :\nکما لحمد لله تعالی جل شانه چون مصطفی (ص) پیشوائی داریم که سردار و بهتر و برگزیده و انگشتر نگین همه است که پیغمبری را حلقه نموده ونبوت بروختم شده است وبیان شریعت و اظهار طریقت را برای ما فرموده که هیچ چیزی از احکام شریعت و راهای طریقت را پنهان نگذاشته که هر که در شاه راه آن برود گمراه نمی شود و هرکسیکه قدم ازان بیکسو بیرون نهد بمنزل مقصود نمیرسد وچون بعد از ذکر نام پیغمبر علیه الصلوات والسلام درود گفته میشود .\nناظم علیه الرحمه گفت : که رحمت های خداوند جل شانه تعالی تا روز قیامت پیاپی بر (ص) باد وبعد از نعت سرور عالم (ص) مدح چهار یار کبار (رض) را نموده اند بیان نمود که دوستدار حضرات ایشان می باشیم وبطریق اعتقاد اهل سنت و جماعت که در مرتبه وخلافت ایشان دارند ودایم نام های مبارک ایشان را به همان ترتیب ذکر نمود وختم نعت ایشان را بدعا نموده برای همه دوستداران پیغمبر ص دعای رحمت نمود باجابت مقرون باد ( اغاز کتاب مستطاب واعتذار از جانب مصنف کتاب) .\n\nشرح لغات\n(مستطاب) پاك ونیکو ( اعتذار) بیان کردن عذر ( مصنف ) تصنیف کننده .\nای مصلی بیا طهارت کن     خانه دین خود عمارت کن\nچون بیاری طهارتی ظاهر     باطنت نیز حق کند طاهر\nان طهارت که قسم جسم امد     طاهرت را همیـــه قسم اسـد\nتن بغسل وضو چه پاك کنی    اب گر نیست قصد خاك کنی\n\n( شرح لغات )\n(مصلی) نماز گذار (عمارت) آباد ( طاهر) پاك ( قسم) حصه وبهره (جسم) مراد بدن است.\n\nحاصل ابیات\nای انکسیکه اراده خواندن نماز را داری . بیا تن خود را کن پاك وخانه دین خود را آباد ساز که بدون پاك بودن نماز روا نمی شود وبترك نماز خانه دین ویران میشود که نماز ستون دین است.\nودر پاك کردن ظاهر بدن دیگر حکمت نیز موجود است که عکس نور ان بر باطن می تابد اعتقاد باطنی نیز پاك وفقط مستحکم میگردد باز می فرماید که ان طهارتی که حصه ظاهر بدن است سه قسم است - اول وضو - دوم غسل - سوم تیمم -\n\nشرح این سه نوع را گوئیم     زانکه چوکان شرع را پوئیم\nدر طهارت فریضه و سنت    بر تو خوانم روان بی منت\nپس بیان نماز و روزه کنم    توشه عمر پنج روزه کنم\n\nشرح لغات"}
{"book": "adl0955", "page": 131, "text": "- ۱۲۸ -\n\n(چوکان) چوبی است که بان کوی را زنند (کوی) چیز غلطانی است که بچوگان انرا زنند -\n(منت) برکسی احسان نهادن عمر پنجروزه) مراد عمر بی وفا وبی اعتبار دنیای فانی است.\nحاصل ابیات\nمی فرماید که چون طهارت ظاهر بدن سه قسم است شرح وبیان هر سه قسم آن را -\nمیکنم وفرض وسنت انرا بی تکلیف وبی منت بیان میسازم بعد از بیان هر سه قسم طهارت بیان\nنماز و روزه را میکنم وچون درین عمر پنجروزه بر هر شخص لازم است که توشه سفر آخرت خود را\nآماده سازد و ان بکارهای نیکو می شود واین تصنیف نیز ازجمله عملهای نیک است انرا توشه\nعمر خود ساخته برای سفر اصلی خلایق خود که سفر اخرت است آماده میکنم این بود سبب تصنیف\nکتاب مذکور که بیان شد . (باقی دارد)\n\nکابل مطبع سركاري"}
{"book": "adl0955", "page": 132, "text": "- ۱۲۹ -\nصفحه اول (جریده هفته گی حبیب الاسلام - سال اول شماره ۱۰) (نمر مسلسل ۱۰)\nواعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا\nحبيب الاسـلام\nاداریخانه ـ درما ندانان کابل سانغا نستان ـ نمره تلفون\nسرد بیر ـ سید محمد حسین\nهمه امور تحریریه و حسا بیه بنام اداره فرستاد شود\nاداره در انتشار و اصلاح مقالا ت وارد مختار است\nدر هر هفته یکمرتبه یوم پنجشنبه نشر میشود\nاوراقیکه درج نشود اعاده نمیشود .\nقیمت سالانه  ششماهه\nدر داخل ما نغانی  ۳ افغانی\nدر خارج  ۱۵ شلنگ  ۸ شلنگ\n(يك شماره ۱۰ پول)\n(تاریخ قمری ۲۹ ذی قعده ۱۳۴۷) پنجشنبه (تاریخ شمسی ۹ اثور ۱۳۰۸ هجری)\nکیفر و کردار\n(۱)\nاز مكافات عمل غافل مشو — گندم از گندم بروید جو زجو\nچون در عالم ظاهری تخم نبات زیر خاک پوشیده و بوسیده گردیده با وجود تغییر کلی حال بعد از مدتی مثال ان هئیتصد تخم دیگر را پیدا میکند و هیچ فرق در شکل وصورت اصل ونتیجـه نمیباشد در جهان معنوی همچنان قول وفعل انطان هر چند در خفائی صادر شده عرضمد رازي بران سپری شود در انجام منجر بهمان قسم خوبی یا خرابی میگردد کیفر سخن و کار اول بود اگر چه جزای اولی ملتوی به آتی است اما درین دنیای ناقص نیز يك نمونهء ان نشان داده میشود ـ (ولنذيقنهم من العذاب الادنى دون العذاب الاكبر لعلهم يرجعون)\nکی نکوکردی وكی كردي تو شر  كفنجدي القش در پی اثر\nگر مراقب باشی و گیري رسن   حاجتت ناید به آتی امدن\nلطف ایزدی در جزا وسزای دنیا اینست که ادم قائل و معترف اجر وزجر خیر و شر گشته ایندهء همیشه بر اعمال صالحه ثبا ت واستقامت ورزد .\nاولا يرون انهم يفتنون فى كل عام مره او مرتين — ثم لا يتوبون ولا هم يذكرون ـ آیا نمی بینید که در هر سال یکبار یا دو کرت در فتنه انداخته و ازموده میشوند بازهم از افعال بد بر نمیگردند و پند ونصیحت نمیگیرند ـ چون این ابتلاهای ششماهه و سالانه موجب عبرت خود ظلم وتعدي ومعاملات دروغ ومکر و فریب و دیگر ذمائم با صرار بر قرار بماند تنور غضب خداوندی بجوش می اید وهمه را غرقاب عذاب میگرداند وكاين من قريه اهلكنا وهى ظالمه وهی خاویه علی عروشها ـ چقدر قریه ها را هلاک کردیم چون اهالی ظالم بودند عمارات شانرا بر سقف ها سرنگون انداختیم وكم قصمنا من قريه كانت ظالمه او انشانا بعدها قوما اخرین ـ چندین قریه های را زیر وزیر ساختیم که اهالی انحا ظالم بودند وبعد ازان دیگر قوم را جاگزین و قلقفته متصرف نمودیم ."}
{"book": "adl0955", "page": 133, "text": "ـ ۱۳۰ ـ\n\nدر قران کریم ذکر بسیار اقوام است که بسبب گناه های خود بر باد فنا رفتند و ان گناه ها\nچه بود .\nدر میزان وترازو ی عدل راستی نمیورزیدند حقوق مردم را پوره نمیدادند براي خود قد زیاد\nمی گرفتند و براي دیگران کم میدادند قطع سبیل خلاف فطرت می نمودند قول وفعل شان مطابق\nنبود و بزبان محبت و تعلو بیدل کینه وعناد می پرورانیدند خویشتن را مقرب بارگاه الهی دانسته\nغیر را ذلیل وحقیر می شمردند بعضی بندگان خدارا که در خلقت مساوی شان بودند غلام و اسیر و\nقتیل می ساختند علی هذا القياس مرتکب جرایم وخطایاتی می شدند که مورد قهر خداوندی گشته ـ\nحجت عفو شان نمیماند ع رحمت حق بهانه میطلبد ـ بلده طیبه ورب غفور ـ اگر شهر پاك\nباشد پروردگار امرزنده است چون طهارت ونظافت ظاهر وباطن مفقود شود البته کردگار جبار\nوقهار است نبی عباد ی انی انا الغفور الرحيم وان عذابی هو العذاب الالیم ـ اگاه ساز ـ\nبندگان مرا که نی الحقیقه من امرزنده و مهربانم وعذاب من هم عذاب دردناك است .\nحالا بنگریم که از گناه های امم سابقه کدامست که درمانیست . اگر ما مثل شان بزه کار\nباشیم چه فضیلت داریم که از عقوبت مان برهاند ـ قبلا یهود ونصاری میگفتند نحن ابناء الله و\nاحباء وقل فلم یعذبكم بذنوبكم ـ ما فرزندان ود وستان خدائیم بگو پس چرا اوتعالی بوجه گنا هاي\nتان شما را عذاب میکند اگر همچنان ما مسلمانان بگوئیم جواب ما هم همان است ايا عذابیکه بر\nجلال اباد واهالی سمت مشرقی نازل شده است از روی زمان ومکان بعید ودوراست که از عبرت\nگیری اغماض وتغافل میکنیم ـ اسباب ان چه بود . ما اصاب من مصیبه فبما كسبت ايديكم ـ\nمصیبتی که بشما میرسد کسب دست خود شماست رضی الله انطعنا تيقظ بعد هم ـ لان مصاب الزيد\nمزجره العمرو ـ شیخ سعدی در باب تباهی بغداد و پاد شاه واهالی ان مرثیه خوانده این ـ\nانتباه می نماید که بعد ازان مردم بیدار شوند زیرا مصیبت یکی باعث احتیاط دیگری میشود ـ\nاز واقعه جلال اباد بخود امدن ومقایسه ان بکابل نمودن يك مسئله مهمی است که تعلق بحیات\nوممات ما دارد بلکه نجات جاو دانی درهمین مضمر است چه اکثر موجبات فناي دنيا باعث\nهلاكت ابدی میگردد مثلا نفاق و شقاق چون پریشانی امارت و محکومیت میارد في الدرك الاسفل\nمن النار هم میرساند .\nدر کابل مثل جلال اباد انقلاب بوقوع امد اما ازان انهدام قصرها وكاشانه ها وخرابی\nخانه ها وخانمانها که بصورت كلى وبدهش رو داد درینجا عشر عشیر ان واقع نشد ـ ما سكنه\nکابل در اعمال خود بهیچ وجه از انها بهتر نبودیم اما فوقیت در ان اشخاصی بود که خدای ـ\nماليك و مقتد ر قوت و غلبه بایشان بخشید ـ باران که در لطائف طبعش خلاف نیست دریا\nلاله روید و در شوره بوم خس ـ همان ابی که می بینی طراوت مایه گلها ـ چو بر ائینه\nپاشی کلفت زنگار می بیند ( افلم يسيروفى الارض فتكون لهم قلوب يعقلون او اذ ان يسمعون\nبها فانها لا تعمى الابصار ولاكن تعمى القلوب التي في الصدور ) آیا درزمین نگشتند پس"}
{"book": "adl0955", "page": 134, "text": "- ۱۳۱ -\n\nبرای شان دلها باشد که عقل کند یا کوشها که بشنود - بتحقیق چشمها کور نمی شود بلکه دلها کور میشود که در سینه هاست احتیاج بتوضیح یا تکرار این امر نیست که کابل مثل جلال آباد تاخت وتاراج نشد یا مال غارتگری وتہ و بالا از بیل و کلنک نشد حالانکه درینجا بیشتر احتمال آن بود يك جهان محو حیرت اندك فاتحین ذی اقتدار چه سان ضبط و ربط نمودند اشنایان بشكران رطبا للسان اند که خدای منان ورحمان در جمله عساکر قاهره افراد بی بزرگی را پیدا - کرد که بمردانگی و مروت بلکه بزجر و عقوبت عنان تجاوز و تظلم را بر گرفتند و بیگانگان زبان استحسان می کشایند که ان ذوات قوی و مدبر لشکر مظفر را از انستم و دست درازی مانع امدند که در دیگر - ممالک بفتح وسرشاری ان وابسته میباشد فی الواقع این شیوه وشعار مسلمانان کرام است.\n\nدرین احوالیکه فاتحین بصفات مزبوره دار السلطنت را در قبضه خود اورده بنظم ونسق مملکت شب و روز بجد وجهد بی مشغول اند که پیشتر بان صمیمیت کلنک مشاهده نمیشد ودوست اجنبی مقر انست اگر اختلاف و اغتشاش در انطرف ملک طول بکشد آیا علاوه بر خونریزی - مسلمانان اندیشه اعاده سانحه جلال اباد نیست . بعقیده ما هدایت مولانا قابل تحمیل این و آن است . صوفی ابن الوقت باشد ای رفیق - نیست فردا گفتنت شرط طریق .\nدرین قدرت پادشاه مجاهد و اراکین با تمکین دولت حاضر را خوب ملاحظه کرده اید سخنان شاهانه از در بار و مجالس بمسامع عمیم رسیده نیت نیك فکر سلیم و كردار مستقیم همایونی را - ثابت گردانیده است هکذا اعیانیکه بعد از ذات امیری درجات بلند را مالکانند چنین اوصاف حمیده و شمائل پسندیده را ابراز داده اند که برهمت شجاعت فتوت رافت ومعدلت شان - يك عالم گواه وشیفته است يك خصلت عالی وممتاز شان اینست که اهل علم وکمال را موقع اظهار رای داده با یثار تام در اداره حکومت مشوره میگیرند و ازین مقام مواقع بدست می آید که اهالی لایق وفایق متابعت و معاونت شان نموده در استحکام وتقویت حکومت موجوده حصه بگیرند تا مرکز مستحکم گشته خدشه ادخال دیگری نماند و تمام افغانستان باز متحد شده که خوف خانه جنگی وبد امنی بر طرف گردد و بالاخر امن واطمینان حاصل شده وسائل ترقی وتعالی ملت وملک بعمل آورده شود. (باقی دارد)\n\nواقعات محاربـــــــات\nواقعات محاربات از کوتل خیرخانه الی وردک که از طرف سردار صاحب اعلی اجرا شده و شامل فتح بوده از طرف میرزا عرب شاه خان بطور واقعه نویسی تدوین شده و قرار امر حضور سردار صاحب اعلی بعد از ملاحظه دائره شافاسیت برای نشر اخبار باداره رسیده است قرار ذیل است .\nفتح کابل از کوتل خیرخانه در شب ۲۳ جدی بروایت میرزا عرب شاه خان کاتب جنگ در شبیکه دمه های کثیف روی افق را فرا گرفته بود تقریبا ۱۵۰۰۰ نفری نظامی امانی در نقاط حاکمه کوتل خیرخانه وسلسله آن چهل استحکامات داشتند ما مجاهدین شمالی که يك عده"}
{"book": "adl0955", "page": 135, "text": "- ۱۳۲ -\n\nمعدودی بودند در اطراف قلعه های مراد بیگ وحواشی ومضافات ان سنگرهای متین برای کمین طرف مقابل گرفته بودند.\nدر همین شب دمدار سردار صاحب اعلی حمید الله خان معین السلطنه با معیت ۳۰ نفر يك حمله دلیرانه بوقت ده بجه شب بر عساکر کوتل خیرخانه وارد کرده نخست با فیرهای تفنگ اطراف ایشان را تحدید وقوای انهارا پراگنده ويك فند از نفریه غاصی را دستگیر وباقی انهارا شکست داد توپهای ۱۸ پن و ٣٦ پن تفنگها خیمه ها وغیره سامان بسیار از غنایم حربی در قفل تصرف امد واز طرف مجاهدین هیچ تلفات نشد فند اسیر بحضور امیر مجاهد حبیب الله خان در قلعه مراد بیگ فرستاده شد. سردار صاحب اعلی بر مقابله دوام کرده تا شب دم سر راست بکابل امدند وبر شهر قبضه نمودند در همان شب با فند عسکری مزار شریف که از طرف وزارت حربیه امانی به كمك كوتل خیرخانه سوق داده شده بودند سردار - صاحب اعلی تصادف کرده بعد از محاصره مختصر شان خلع اسلحه نمودند.\n\nفتح میدان و وردک\nبعد از تصرف کابل چون وزارت حربيه ود وائر حکومتی جدید د پر شد بیعت نامه های میدان وغزنی ومضافات ان بکابل رسید.\nوزارت حربیه‌برای اوردن بیعت ها وامنيت نقاط مختلفه مثل قندهار وغیره سوقيات بطرف قندهار اجراء نمود مردم وردك ومیدان در حین عبور عساكر بحدود دشت توپ از - استحکامات سری مقابله شدید با قطعه نمونه وباقی عساکر نموده به قطعه مذكور تلفات جانی ومالی وارد نمودند.\nچون قطعه مذکور مقدمت الجيش وازین مقابلات سری بیخبر بود ، تلفات داد لہذا - باقی قطعات عقب در حدود چوکی ارغنده ومیدان برای مقابله استحکامات گرفتند.\nبنابران رویه نالایق مردم وردك ومیدان سردار صاحب اعلی معین السلطنه لزوما با عده از اردلیان حضور شان رهسپار ان صوب شدند و پیشر جنگی عساکر را به عهده گرفته به محاربه اغاز نمودند وبعد از مقابله مختصر سنگر های انهارا متصرف شده قلعه های شان که دران موضع بود باتش توپ تخریب گردید درین محاربه هیچ تلفات واقع نشد اهالی بیطرف میدان که بكوها فرار کرده بودند برای استعذاز بحضور سردار صاحب پوزش ولا به زیاد - نمودند وهم از بیطرفی واطاعت خود اظهار کردند.\nسردار صاحب هم با سائرشان مهربانی کرد بفرمودند که بخاطر جمعی بقاعه های خود سکونت پذیر شوند.\nبعد از فتح چوکی ارغند مردم وردك بنى بادام را اشغال نموده در نقاط حاکمه ان استحکام گرفتند تخمینا چار هزار نفر به تحت قيادت جلاد خان سرکرده جن وردکیها به"}
{"book": "adl0955", "page": 136, "text": "۱۳۳\n\nبه عملیات مخاصمانه آغاز نمودند .\nروزد یگر بوقت پیشین سردار صاحب موصوف با نفری همرکاب شان و میرزا عرب شاه خان\nکاتب جنگ محاربه آغاز نمود مبلغقا بلمشد ید بین طرفین واقع شد و تا وقت شام این محاربه\nدوام کرد ، بالاخره مردم ورد ك شکست خوردند و استحکامات شان به تصرف عساکر غیور درآمد\nدرین جنگ هم هیچ تلفات باین طرف نرسیده است .\nسردار صاحب اعلی شب را در سردره ورد ك گذرانیده علی الصباح قلعه های اشوبیان\nکه دران حدود بود با نشر توپ تخریب و چند نفر شان را هم دستگیر نمودند .\nدر همین شب خبر رسید ، بود که نفری شکستی انجا پل انجارا خراب کرد و بر نقاط\nحاکمه ی مرتفعه کوهای تنبه استحکامات گرفته اند .\nسردار صاحب اعلی اول پل مخروب را به زیر نظرت خود تعمیر و ترمیم نموده بعد ازان\nعساکر را بطرف استحکامات شان سوق نمود.\nدر بین شیخ اباد ورد ك وتكيه بين طرفین محاربه شروع شده سردار صاحب پیشر جنگ\nعسکری بودند وبا نثره توپ و تفنگ قوای انها را تحدید میکردند بعد از مقابله کم ایشان تاب\nمقاومت عساکر را نیاورد ، سنگر های خودشانرا تخلیه کرده فرار نمودند متعاقبا سنگرها از طرف\nعسکری اشغال شد .\nدر همین حدود جلادخان سرکرده جنگ آنها با چند نفر دیگر از سرغند هایشان\nدستگیر شدند . درین محاربه شکست متوالی از طرف سردار صاحب بایشان داده شده\nاست . شیخ آباد ورد ك كاملا در تصرف عساکر امد اشوبیان که از طرف عساکر غیور پراگنده شده\nبودند بنقاط حاکمه تکیه استحکام گرفتند.\nسردار صاحب برای گذرانیدن شب به سکونت جای خود در شیخ آباد ورد ك مراجعت\nکرده علی الصباح مکررا برانها هجوم بردند بعد از حملات متواتر استحکامات انجا را هم\nاز نزد شان اشغال نمودند .\nعبد الكريم خان سرغند شان که فرار کرد بود دربین دره ورد ك محاصره گردید وعساكر\nاز چار طرف سنگرها و لقل استحکامات دره مذکور را محاصره و قائم کردند.\nسردار صاحب برای اقامت شب در جای معتاد خود آمدند اهالی بطرف ورد ك كه\nبکوها فرار نموده بودند و از اسارت جلادخان ومحاصره عبدالکریم خان واقف شدند ریش\nسفیدان و کلان شوندگانشان بحضور سردار صاحب امده عفو خواستند و از بیطرفی واطاعت خود\nاظهار نمودند .\nسردار صاحب با سائر شان التفات فرموده ایشان امر دادند که در قله یهای\nشان بطور جمعی سکونت پذیر شوند و هم فرامین به اسمای دیگر فراریها ارقام و ارسال فرمودند\nتا بجاهای خود سکونت پذیر گردند .\nدیگر روز عساکر تمام نقاط حاکمه انجا را هم بدست اورده عبد الكريم خان با سه چارصد"}
{"book": "adl0955", "page": 137, "text": "- ١٣٤ -\n\nنفر ديگر دستگير شد .\nسردار صاحب اعلی جلاد خان را با عبدالكريم خان سرغنه های شان بودند در موتر\nخود بكابل آورده بعد از مختصر تشهير بحضور امير صاحب والا تقديم فرمودند وباقى\nنفری اسیر را عساکر متعاقبا بكابل آوردند .\nاین فجاعت توالی سردار صاحب موصوف دلیل بر شجاعت تامه وعزم سخت واستقامت\nو ثبات شان می باشد .\nميرزا عرب شاه خان نویسنده شان هم درین محاربات قدم بقدم شريك بوده لذا از\nطرف سردار صاحب لقب کاتب جنگ را احراز کرده اند .\nهزیمت امان الله خان\nشاه مخلوع\nبر حسب اطلاعات واصله امان الله خان شاه مخلوع که رجعت او را با مارت نه شرع ـ\nمباح میدارد ونه عقل می پسندد و نه رعایا قبول میتواند چه ارتکاب غیر مشروع او اظهر من الشمس\nو ابيض من الامس بوده هنوز تنفرات جانگداز معنوی او ازخاطرها زدوده نشده که باز دوباره\nخیال فاسد اشغال تاج و تخت را بداغ خود پرورانیده برای وصول باين مقصود لا طائل خود\nدر بین اهالی پروپاگاند وتحریکات نموده بالاخره يك عده فوجی او با چیزی نفری اقوام هزاره\nبحدود غزنی وارد شده بودند .\nاما بفضل و عنایت حضرت کردگار عسکر غیور ما که قبلا بان طرف اعزام واهالی وردک را\nطوعا وكرها منقاد ساخته ومرکز اردوگاه خود را شهر غزنی تعیین نموده بودند بغتة\nبمدافعه شان پرداخته تلفاتی جانی ومالی زیادی بانها رسانیده در نتیجه اوشان را ـ\nشکست فاحش داده که فرار را بر قرار اختیار نموده و جانب قندهار رجعت قهقری نمودند واز\nپلان بمقصود غرضاندود شان ناکام ومحجور شدند . سپس عسکر غیور ما از غزنین روانه مقر\nگشتند و ان نواحی را تحت قیاد ت خود اورده خیریت طمانیت تامه دران حدود حکفرما و\nموجب ثنا و ستایش اوتعالی است .\nدر نتیجه رجعت قهقری اوشان پنجاه وپنج عراده موتر تیز رفتار ولاری بمعه چهارصد\nپيپ تيل موتر وچند دانه اتوا ـ وتفنگهای زیاد و بارگیر اشتر وبابو به تعداد کثیر افراد ـ\nعسکری انها را عسکر غیور ما متصرف شده و اسیر نموده اندکه اسارا و موترهای شان را بحضور جناب\nاعلیحضرت امیر صاحب بکابل حاضر داشته اند.\nبرای برادران اسلامی وصاحبان بصیرت تبصره میداریم که هر قدر برادران اسلامی که درین\nراه حصول مقصد نامشروع امان الله خان مخلوع کشته شده اندعندالله خود مذکور ماخوذ عندالناس\nملامت است زیرا او از تغییراتی که بدین مبین سیدالمرسلین وارد ساخته بود حافظ دین محمدی"}
{"book": "adl0955", "page": 138, "text": "- ١٣٥ -\n\nاز خود او وخانه دانش اسم اولی الامری را برداشته و بدیگر مخلوق عالم اثبات حقانیت و\nقادریت خود را ثابت تر ساخته به انظار سلاطین اسلامی يك نمونه تمثالش ساخت تا هرکه\nخلاف احکام الهی بشر نماید همچنان رسوا ومخذول شدن خود را نائل خواهد شد .\n\nمکتوب\nاز ولایت کابل اطلاع میدهد : فرمان مبارك نمره ٢١٩٤ـ٧٧ مورخه ٢١ ذیقعده ـ\nالحرام ١٣٤٧ امير صاحب غازی بولایت شرف صدور بخشیده اینکه :\nعالیجاه عزت همراه محمد محسن خان والی ولایت کابل را واضح خاطر باد :\nانچه نفری غزنین چی وقند هاری که حین محاربه دستگیر شده و محبوس هستند همه را\nبحضورم حاضر دارید تا شرف یابی حضورم را حاصل نمودہ و بعد ملاحظه حضورم فی ادم ـ\nبیست روپیه بقسم سفر خرچ وبخشش بذریعه شما براي شان مرحمت فرموده مرخصت خواهند\nشد تا بوطن خود ها رفته اسوده باشند . فقط .\nبنابران تسوید فرمان مبارك فوقا برای استحضاريت شما تحریر شد که نفری مذکور به\nذریعه فدائی دولت شرفیاب حضور مبارك ذات شاهانه گردیده و بعد از نوازش شاهانه و ـ\nبخشش بیست روپیه گی واپس رخصت شده اند . نقل فرمان مبارك را داخل اخبار مینمائید\nتا از نوازش و مرحمت پادشاهی همه مسبوق باشند .\n\nنقل از جریده شریفه بیدار مزار شریف تاریخی ١٥ شوال المكرم\n( ١٣٤٨ )\n( ٣ )\nورود سعادت امود عید سعید فطر ومراسمات ان :\nچون هلال ماه مبارك شوال المكرم در لیل چهار شنبه در فضای ولایت عزیز ما روشن\nدیده شد به موجب حکم قاضی شرع شریف برای اهالی مزار فیض اثار به یازده فیر توپ عید ـ\nبودن فردا اعلان شد بنابران صبح روز مذکور از ساعت ٧ عموم اهالی از وضیع وشریف از هر کوچه\nو گذر جهت ادای نماز بصحنه روضه مطهره حضرت شاه اولیا که يك جای وسیع ومسجد جامع\nشمرده میشود اجتماع ورزیده وبقه درینوقت جناب ریاست ماب بمعیت هیئت محترم انتظامیه و\nعالیجاه شجاعت نشان شیر علی خان جرنیل نظامی تشریف اورده موزیک عسکری بعد از سلامی\nدربار حضرت شاه ولایت و سلامی پادشاهی بذوات مشارالیهم نیز ادای سلامی نموده برای\nاینکه هیچ کس از شرافت نماز محروم نماند جناب موصوف در صف نماز گذاران نشسته علما وـ\nواعظان حقانی بالای منبر برامده از ادانه تبلیغ امر ونهی خداوندی واحکامات دینی را ـ\nساعت ١٠ بجه نماز عيد با يك جمع كثرى ادا وخطبه را نیز امام روضه شریف خوانده در حق\nپادشاه اسلام عموما دعای خیر نمودند . سپس جناب محترم رئیس صاحب بالای منبر برامده"}
{"book": "adl0955", "page": 139, "text": "- ١٣٦ -\n\nبیانیه ذیل را ایراد فرمودند :\nاولا ورود این عید سعید را برای عموم برادران دینی خود تبریک و تهنیت میگویم و -\nثانیا تشکر میکنم حضرت باری تعالی از فضل و کرم خود یک پادشاه مهربان شریعت پروری برای\nما عنایت نموده که از طفیل ان به مراسمات دینی خود پوره رسیده نماز عید را بجا نموده ستار\nکه سنت سنیه حضرت سید مختار است ادا نمودیم و از امید واثق داریم که حضرت الله\nتعالی ما و شما را باین عید های اسلامی همیشه نائل گرداند که به همچو روزهای فیروز -\nابزار خوشی و شادمانی و اظهار مسرت و کامرانی نمائیم در خاتمه دست دعا از بدرگاه حضرت\nبی نیاز بلند نموده مسئلت می نمائیم که سایه این پادشاه دین دار شریعت پرور را هیچ از\nسرما و شما کم و کوتاه نسازد و دین ما را از لطف عمیم خویش روشن داشته ما و شما را توفیق -\nکرامت نماید که با مورات دینی خود همیشه پابند بوده بصراط المستقیم شریعت غرای محمدی\n(ص) مستقیم باشیم . امین .\n\nبعد از ان دعا نموده مردم هر طرف رفتند چون یک روز قبل عید از دائره تحریرات دربار\nمعلی برای قضات و علما ومشایخ ومامورین ملکی و منصبداران نظامی و خوانین ومعتبرین و\nجنرال قونسلگری دولت روسیه وصنفتجار وغیره اعزه واشراف شهر تقریبا الی هزار نفر تکتهای\nخبری چهاپی رسیده بود جمیع مدعوین بساعت معینه به سلام خانه باغ حضوری امده اخذ\nموقع نمودند . ساعت ۱۱ بجه جناب ریاست ماب بعصمت عالیجاهان عزت وشجاعت نشان\nعبدالرحیم خان نایب سالار وشیر علی خان جرنیل نظمی وغیره هیئت محترم ومنصبداران تشریف\nاورده از طرف مفرزه حا ضر با شر موزیکه ادای سلامی و از طرف حاضرین رسم تعظیم و احترامات\nشان بجا اورده شد وبعد از ان جناب رئیس صاحب عید مبارکی واظهار لطف و مهربانی\nنموده و در صدر مجلس نشستند بعد از ان برای همه حاضرین باد ستمال های ابریشمی ونخی\nتاسید رجه قند وشیرینی داد هشده ساعت ۱۲ برای عموم بقرار سر رشته عصر امیر شهید -\nنان مکلف با حاضری خوانچه بست داده شد بعد از صرف چای وشیرینی وتناول طعام تا\nساعت یک مجلس بگرم جوشی تمام دوام ورزیده عموما دعا وسلامتی پادشاه اسلام پناه را -\nنموده مرخص شدند .\n\nاولی\nاطاعت اولی الامر\n( ٥ )\nحضرت عبدالله بن عمر فاروق (رض) روایت نموده است که ان حضرت (ص) -\nفرمودند (من بایع اماما فاعطاه صفقه يده وثمرت فوءاده فليطعه ان استطاع فان جاء اخر\nينازعه فاضربوا عنق الاخر . )\nیعنی : کسیکه بیعت کرد با پادشاهی و پیمان دست و ثمره دل خورا بوی داد پس لازم\nاست تا وقت وجود قدرت و استطاعت در اطاعت او قصور ننماید واگر دیگری امد با پادشاه"}
{"book": "adl0955", "page": 140, "text": "- ۱۳۷ -\nموجوده منازعه کند گردن ان دیگر را بزنید .\nباز از حضرت عبد الله بن عمر فاروق (رض) روایت شده است که ان حضرت (ع) فرمود .\n(ان السلطان ظل الله في الارض ياوي اليه كل مظلم من عباده فاذا عدل كان له الاجر و\nعلى الرعيه الشكر و واذا جاء كان عليها لاصر وعلى الرعيه الصبر .)\nیعنی : پادشاه سایه خدای تعالی جل شانه است در زمین که هر ستم دیده و ظلم کشید ه از\nبندگان او تعالی بوی رجوع میکند و بداد خواهی نزد وی میرود اگر عدل کند او را اجر ثبث و\nبر رعیت شکر لازم است . و چون جور وستم نماید بروی بارگناه لازم و برعیت صبر واجب .\nیونس بن اسحاق تابعی از حضرت پدر بزرگوار خود که صحابی حضرت رسول مقبول (ص) است\nروایت نمود که ان حضرت (ص) فرمود :\nکماتکونون کذالك يومر عليكم .\nیعنی : چنانچه بوده باشید هم چنان امیر وحاکم بر شما سلط میگردد (چه) خوبی و\nبدي حاکم بر وفق اعمال رعایا ست و به همین مضمون در جای دیگر ثابت شده است که\n(اعمالکم عملکم یعنی عمل های شما عاملان شما است) وتفصیل این خطاب در حدیث اینده\nبخوبی مذکور است .\nحضرت ابو در دادی صحابی (رض) روایت نموده است که ان حضرت (ع) فرموده که\nاله تبارك وتعالی میفرماید :\nانا الله لا اله الا انا مالك الملوك وملك الملوك قلوب الملوك في يدي وان العباد اذا\nطاعونى حولت قلوب ملوكهم عليهم بالرحمت والرافت وان العباد اذا عصونى حولت قلوبهم با\nالسخطه والنقمه فنتلثقففف ثثثثثثثثثققق فساموهم سره العذاب فلاتشغلو نفسكم بارعاء على\nالملوك ولكن اشغلوا انفسكم بالذكر والتضرع کی اکفيك ملوككم .\nیعنی :\nمنم خدای برحق که نیست هیچ معبود برحق بجز من ملك پادشاهانم و پادشاه -\nپادشاهان . دلهاي پادشاهان در دست تصرف من است چون بند ه گان من اطاعت ورزند مرا\nدلهاي پادشاهان شانرا برایشان نرم و مهربان میگردانم و چون بنده گان عصیان ورزند مرا -\nدلهاي پادشاهان شانرا بقهر وعذاب رسانی متبدل میسازم که ایشانرا بعذاب شدید معذب\nدارند وچون این همه امور مخصو ص اراد ه وفرمان من است پس هرگز خویشرا به بد گفتن پادشاهان\nخود مشغول مسازید لیکن چون از ایشان جور وستم ببینید خویشتن هارا بذکر وتضرع و زاری\nبدرگاه من مشغول سازید تا کفایت شما را از پادشاهان شما بنمایم .\nاین حدیث حدیث قدسی است که عبارت و لفظ ان از حضرت رسول مقبول ومضمون ان\nاز حضرت الله تعالی وتقدس است وحضرت رسول مقبول حکایت انرا بزبان هدایت ترجمان خود\nفرموده مسلمانان کامل العقيده را دستور العمل کافی وشافي است که اختیار جمیع امور از حضرت\nحق تعالی است خوبی وبدي بالادستان مربوط حسن عمل وسوء عمل زیردستان است . الله"}
{"book": "adl0955", "page": 141, "text": "- ۱۳۸ -\n\nتعالی اعمال ما را خوب وبر شریعت مطهره مطبق داشته باشد تا همواره از مراحم\nشهریار خود مشمول عواطف خسروانه بوده باشیم . ( یا قیدارد )\n\nبیعت های ولایات وملحقات ان\n( ۶ )\nبیعت نامه محال بامیان - ۲۱ شعبان .\n\nبسم الله الرحمن الرحیم .\nمایان اهالی محال بامیان از مامورین وکلان شوندگان وموسفیدان وعموم رعایای سکنی\nپذیر تعلقه حکومتی بحضور باهرالنور مبارک اعلیحضرت پادشاه مسلمین اعنی امیر حبیب الله\nخان غازی عرض میداریم که : امروز ان جوان جوان بخت که محضا از برای روشنی دین مبین\nحضرت سید المرسلین خود را فداکار قرار داده قدم برای اعتلای دین مقدس رسول مقبول\nص) در میدان مبارزه گذاشت تا پیروان این دین مقدس اسوده حال گردیده براه راست\nمستقیم باشند لهذا ما مردم غربا وفقرا بحکم ایه وافی هدایه ( اطیعوالله واطیعوالرسول و\nاولوالامر منکم) اول بلبل اسا زبان را بشکریه چنین نعمت عظمی و تبریک تخت وسلطنت ـ\nجاری داشته مدعای ازدیاد عمر ان پادشاه خویش و ترقی دین ودولت میگرائیم ثانیا بحد اقت\nو خلوصیت قلبی خود را جانفشان ومطیع پادشاه خود مطبق بامر شرع می پنداریم ودوست پاد\nشاه را دوست ودشمن شانرا دشمن خودها میشماریم اگرچه پدر ومادر ما باشد که از راه ـ\nشرع شریف وامر پادشاه سر مو تخلف ورزد ما انهارا دشمن بلکه قاتل سرخودها دانسته\nپاداش میدهیم . فقط امضاء ها :\n\nمحمد اکبر مامور مالیه ـ محمد حسن ـ محمد نورـ عبدالستار خزانه دار ـ میرزاجان خوانین ـ\nسید محمد محسن خوانین ـ شیر محمد ـ باقی امضاء ومهر ۹۰ نفر دیگر .\n\nبیعت نامه زرمت جنوبی ـ ۲۱ شعبان .\nالحمد لله الذي جعل الفرقان لناسر موعظته وتعليما وكلمته بالحق تكلما وصلوات علی من امرنا\nبحقه يصلوا عليه وسلمو تسليما) .\nاما بعد از منت ایزد پاک و ستایش صاحب لولاک تحفه هذا از جانب خوانین ذیل بحضور\nجناب المجاهد في سبيل الله امیر حبیب الله خان خلدا لله ملکه در اسعد ساعات و بهترین اوقات\nشرفوصول یابد پس از تقدیم تعظیمات معروض اینکه چون در زمانه ماضیه اثار کفر وبدعت به\nاختیارات امان الله خان شائع گردید این فدویان جاده اسلام وعلماء سمت مایان در چاره\nدفع ان احکام خلاف شرع با همدیگر مشوره نمودیم و عریضه ها از عدم جواز ان امورات مخالف\nشرع تحریر و بواسطه حاکمان او بحضور فرستادیم از جواب انها مایوس گردیدیم بعده ناچار"}
{"book": "adl0955", "page": 142, "text": "- ۱۳۹ -\n\nعزم مقدمه اختیار کرده چنانچه به خودان صاحب خبر معلوم است مدت ۹ ماه حتی المقدور -\nمحاربه نمودیم چون بعضی از مردم اقوام مایان از ابتداء طرفدار او بودند وبعضی از مردم -\nسمت مایان ابهدهٔ کلام وی وبعضی را به فریب طرفدار خود گردانیدند وعلاوه بران زمستان\nرسید از سبب شدت سرما واز مخالفت منافقین اقوام خود و قوه عساکر امان الله خان از -\nمقاومت عاجز گردید م بعضی در وطن خود خسته دل ماندیم وبعضی به اختیار خود ها فرار\nهندوستان شدیم غیر از امید بخدا ورسول خدا چاره ووسیله دیگر نماند بعد از مدت پنجماه د\nدر موسم بهار در علاقه انگلیس جمعیت اقوام مفرورین خود را نموده اراده لشکر کشی وآمدن -\nدارالسلطانه کابل را نمودیم چون حاکمان انگلیسی از کیفیت با خبر گردیدن خوانین قد اقوام را\nبی خبر گرفتار نمودند مدت شش ماه محبوس گردند بواسطه دلالت امیر مذکور محبوس بودیم -\nبعد از مدت مذکور از حبس انگریزها رها شدیم چون در انجا با لای انگریز بی اعتبار شدیم بعد\nاز مدت دو سال سفیر انگریز بواسطه اعتبار حاکمان افغانستان بحضور امیر صاحب موصوف در\nسنه ۱۳۰۵ مارا فرستادند و معاف شدیم وعلاوه در لویه جرگه کرد یز مایان ۲۵ نفر را محبوس\nنموده مدت یکم سال در ارگ محبوس بودیم در زمانیکه جنگ آن مهربان با برادران شمالی\nدر حد باغ بالا شروع شد مایان را رها نمودند و چند وقت میشود که بخانه های خود ها -\nامدیم عقب مردم علما و خوانین ساعی میباشیم به انهران مهربان بیعت نامه مرقوم نمودیم باقی\nزنده باد پادشاه محبوب القلوب ما .\n\nامضاءات : عبدالغفور - سید حضرت شاه - عبدالکریم - محمد فضل - عبدالکریم - دین\nمحمد جمعه گل - در محمد - جان محمد - ملك پرته خان - محمد سرورخان - فیض محمد خان -\nملك محمد علم - عبدالرحمن - جان محمد - ملك خیر محمد - داد محمد .\n\nبیعت نامه سیغان و کهمرد - تاریخی ۲۴ شعبان\n\nافتتاح کلام بنام واجب الاعتصام مایان اهالی صیغان وکهمرد صدقا و صميما ازروی\nمواسات و انقیاد به فحوای عروه الوثقی شریف میثاق نموده چنین اقرار میداریم که فطر تكلف تكلف\nانسانی خود را از محالك غوایت خلاصی داده ذات عالی صفات المجاهد فی سبیل الله\nامیر حبیب الله خان را جانشین امارت سلطنت افغانستانی دانسته ذاتعالی موصوف را حارس\nوطن وترقی بخش دین مقدس خویش پنداشته اوامر او را نافذ و اطاعت انرا جائز می شماریم\nواین بیعت نامه عاجزانه را بحضور مبارك تقديم میکنم از نوازشات شاهانه امید است که\nقرین اجابت گردد در خاتمه دعای سلامتی وجود شاهی را کرده و اعدای دین را سرنگون و-\nمنفعل میخواهیم . امضاء ها :\nالعبد المذنب محمد یوسف - محمد امان - غلام محمد - غلام حیدر - محمد رفیع محمد کریم -\nعطا محمد ملکمشر- شا مرجب ملکمشر- با قدامضا ومهر ۲۲۰ نفر دیگر ."}
{"book": "adl0955", "page": 143, "text": "- ١٤٠ -\nمسایل دینی\n(۱۰)\nاب دست نماز باید کرد\nدل مقام نیاز باید کرد\nروز محشر که جان گداز بود\nاولین پرسش از نماز بود\nپس مکن در نمازها تقصیر\nتا دران روز باشدت توقیر\nخود ستائی چو بس نیکو گفت است\nدر معنی نگر که چون سفت است\nغم دین خور که غم غم دین است\nهمه غم ها فروتر ازین است\nغم دنیا مخور که بی هوده است\nهیچ کس در جهان نیاسوده است\nمن بعجز و قصور معترفم\nنی چه نادان و احمق و خرفم\nپیش ازین گفته اند اهل سلف\nعذر من صنف قد التهدق\nليك هر قدر خویش کوشیدن\nبغز بی کاری و خموشیدن\nمن بقدر مجال کوشیدم\nفقه را برد نظم پوشیدم\nنکنی عیب گر تو بتوانی\nکه در و حله به پوشانی\nاسپ تازی اگر چه میتازد\nلاشه خر خویشتن نیندازد\nشرح لغات\n(عجز) ناتوان (قصور) کوتاهی (معترفم) اقرار کننده ام (خرف) بی عقل (اهل سلف) علماء صالحین گذشته گان (من صنف قد التهدن) هر کسیکه تصنیف کرد نشانه تیر ایراد گشت ـ (خموشیدن) خاموش بودن (مجال) طاقت (برد نظم) چادر نظم مراد خود نظم است .\nحاصل ابیات\nبیان عذر تصنیف کتابرا می فرماید که بعاجز بودن و کوتاهی علم خود اقرار میکنم و نادان و احمق نیستم که بکم علمی خود اقرار نکنم و اگر کسی بر کتاب من ایرادی کند عذر و جواب انرا پیش ازین علماء پیشینه رحمهم الله تعالی جل جلاله گفته اند که هر که تصنیف کرد نشانه تیر ایراد گشت با اینکه نظام ایراد شدم تصنیف این کتابرا کردم و چادر نظم را بر مسائل فقه شریف پوشانیده انرا به نظم بیان کردم تا حفظ ان اسان شود زیرا کسیکدر طاقت خود در کار دین کوشیدن از بی کاری و خاموشی بهتر است .\nباز بطریق عذر می گوید که اگر در کتاب مذکور عیبی به بینی خورده و عیب مگیر و اگر بتوانی بخلعت اصلاح انرا بپوش که طاقت بقدر طاقت است انچه وسع بشری من بود صرف کردم اگرچه مانند فقهای معتمد و معتبر رحمهم الله تعالی نمی باشم واگرچه اسپ عربی تیز میدود خر لاغر نیز خود را نمی اندازد و براه میرود پس اگر بدرجه اجتهاد نرسیده باشم بان مسئله های شرعیه را از گفتار فقهاء کرام نقل کرده میتوانیم ."}
{"book": "adl0955", "page": 144, "text": "- ١٤١ -\n\nدر بیان فهرست کتاب\n\nصد و هفتاد و بیت و نه باب است لایق روزگار اصحاب است\nمعجز و دل پذیر افتاده است لاجرم بی نظیر افتاده است\nاین ترا یادگار از شرف است نام او در جهان بهر طرف است\nاز بخار است مولد و نسبش و از خراسان علم و مکتبش\n\nشرح لغات\n\n(اصحاب) یاران (موجز) کوتاه (دلپذیر) پسندیده دلها (لاجرم) ناگزیر (بی نظیر) بی مثل و بی مانند (شرف) اسم مصنف کتاب است که در اصل شرف الدین است و بسبب ضرورت - شعری در ان کوتاهی نموده است (مولد) جای تولید شدن (علوم) علم ها (مکتبش) جای کسب علم او \n\nحاصل ابیات\n\nاین کتاب مشتمل بر ده باب و یکصد و هفتاد بیت که لایق زمانه یاران که لفظ ان کوتاه و مسئلهای نماز و روزه را به تمام فرا گرفته است و به ان سبب در دل ها پسندیده امده و ناظم علیه الرحمه بیان اسم خود را نموده تا کتاب او چنان نشود که مصنفش معلوم باشد و از درجه قبول بیفتد بنابران بیان نمود که اسم من شیخ شرف الدین است رحمت الله تعالی که نام من بهر طرف مشهور است برای تو این کتاب از من یادگار مانده است که تولد من در بخارای شریف بود و کسب علم را در خراسان نموده ام\n\nیا الهی بده تو توفیقم\nراه بنما بسوی تحقیقم\n\nچون تصنیف کار بزرگ است و جای خطر است که در احکام دینیه خطا نشود بنابران - مناجات بدرگاه قاضی الحاجات نموده میگوید که بار خدایا مرا توفیق ارزانی کن و بسوی - حقیقت مسئله های دین مرا راه نمای .\nکه دران خطا نشوم که خطای عالم خطای عالم است حق سبحانه تعالی به برکت حبیب خاص خود صل الله علیه وسلم هیچ مدانان را نیز از خطا نگهدارد .\n( باب اول در بیان وضو و این باب مشتمل است بر چهار فصل )\n\nفصل اول در بیان فرایض وضو\n\n(فرایض) بمعنی فرضها است و فرض نزد اهل شرع ان است که ثابت شده باشد بدلیل قطعی که دران هیچ شک و شبهه نباشد و بنده بکردن ان ثواب می یابد و به ترک بعذاب الهی گرفتار میشود و به منکر شدن ان کافر میشود در فرضیکه دران اختلافی نباشد و به ترک فرض عمل فاسد می شود ."}
{"book": "adl0955", "page": 145, "text": "ـ ١٤٢ ـ\nدر صباح ورواح ولیل و نهار در وضو نیست جز فريضه چهار\nشستن روی ودست مسح سر است شستن پاي نيز معتبر است\nربع سر مسح فرض باید دید لازمش همچو فرض باید دید\nشرح لغات\n( رواح ) شام ( لیل ) شب ( نهار ) روز .\nحاصل ابیات\nدر شب و روز و هر وقت کسی وضو کند فرض دران چهار چیز است .\n١ـ شستن روي از نرمهء گوش تا نرمهء گوشدیگر وازجاي رستن موي پیشانی تا زیر زنخ .\n٣ـ مسح چهار حصهء سر\n٤ـ شستن پاي تا شتلك که شستن شتلك نیز فرض است .\nپس اگر همه این چهار یا یکی ازانها یا بعضی از یکی ترك شد وضو درست نمیشود .\nفصل دیم در بیان سنت های وضو\nچون وضو واجب ندارد ناظم عليه الرحمه بعد ازبیان فرض بیان سنت هاي وضو را نموده و مراد از درین جاشنت مؤکد است و ان نزد اهل شرع ان است که پیغمبر ما صل الله عليه وسلم همیشه عمل انرا بطریق عبادت نموده ویکبار یا دوبار انرا ترك کرده باشد وميکردن ان بنده ثواب می یابد و به ترك ان ثوابعمل او ناقص وبعتاب وملامتی گرفتار میشود . ( باتید ارد )\nفتوحات اسلام\n( فتح بيت المقدس )\n( ٩ )\nو اصحاب خویرا امر کرد که شمايان بنگرید که اگر قسيس ثانيا این گفته خود را تکرار کرد ـ فورا گردن او را قطع نمائید قسيس این فرمودهء اميرالمومنين رضی الله عنه را بشنيد وبدانست فقط و زبان خویرا نگاهداشت چون امیر المومنین رض خطبه خود را تمام کرد بعد ازان روي بطرف مسلمانان آورد وفرمود که ای مسلمانان من شمارا به ترسیدن از خداي عز وجل امرمیکنم وچنان خدائیست که هم فنا وهم ابقا مي کند وبدون از ذات خود او تعالي که باقی است دیگر همه اشیا فنا میشود و اولیاء خود را از اطاعت خود نافع میگرداند ود شمنان خویرا بمعصیت خود بهلاکت می اورد ای مسلمانان زکوات اموال خویرا ادا کنید ودل ها و نفوس خویرا طيب گردانید و درین سبب از طرف مخلوقات ارادهء جزا نداشته باشید و نه شکر انهارا اراده کنید و انچه شمارا وعظ نمودم فهم نمائید زیرا که عاقل ان کس است که احکام فقدین خود را جمع کند وسعید ان کس است که غیر خود را وعظ نماید وزشت ترین امورات دين فعل کردن ـ مبتدعات است و قد بر شمایان لازم اینکه دایم بسنت نبی خود محمد (ص) قایم واز القاسته"}
{"book": "adl0955", "page": 146, "text": "ـ ١٤٣ ـ\n\nباشید و همیشه این افعال را برخود ها لازم گیرید زیرا که عمل سنت از فعل بدعت بهتر\nاست وتلاوت قران را بخود لازم گیرید که شفاء دل ها در اوست ورضاي خداي تعالی را هم\nدر مییابید اي مردمان بدانید که روزی رسول الله (ص) درمیان ما بپاي شدند چنانکه من\nامروز درمیان شما بپاي شدم و چنین وعظ نمودند .\nکه اي مردمان فعل اصحاب من را بخود لازم گیرید بعد ازان افعال کسانی را که از بعد\nشان می ایند بعد ازان دروغ گفتن در میان مردمان شائع میگردد چنانکه ان کسی که شاهد\nگرفته نشده باشد اداي شهادت میکند وسوگند میخورند کسانی که سوگند داده نمیشوند\nوهرکه اراده دارد اینکه در صدر جنت جاي گیر شود باید که حضور جماعت را بخود لازم\nگیرد واز شیطان بخداي تعالی جل شانه پناه برد وهیچ یکی از شما بـهمراي عيـالـها ـ\nخلوت نکنید زیرا که انها از جمله گروه شيطان اند . از جمله نیکوئی هاي دنیا افعال ـ\nحسنه است ـ در دنیا و از جمله زشتی هاي دنیا گناه کردن است در دنیا هرکه ـ\nحسنات را فعل نمود وسيئات را ترك كرد ان كس مومن است الصلواه والصلوات چون از\nخطبه خود فارغ شدند به نشست وانچه امیر ابا عبیده رضی الله عنه را از واقعات اهل\nروم ملاقی شده بود بخدمت حضور شان قصه میکرد چنانکه گاهی می گریستند و گاهی ارام\nبودند . (باقی دارد.)\n\nکابل مطبع سرکاري"}
{"book": "adl0955", "page": 147, "text": "- ١٤٤ -\n\nصفحه ۱ ( جریده هفتگی حبیب الاسلام - سال اول شماره ۱۵ (نمر مسلسل ۱۵)\n\nواعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا\n\nحبیب الاسلام\n\nاداره خانه در اخته خان کابل - افغانستان - قد نمره تلفون\nمدیر - سید محمد حسین -\nهمه امور تحریریه و حسابی بنام اداره فرستاده شود\nاداره در انتشار و اصلاح مقالات وارده مختار است .\nدر هر هفته یکمرتبه یوم پنجشنبه نشر میشود .\nاوراقیکه درج نشود اعاده نمیشود .\n\nقیمت سالانه ششماهه\nدر داخل (داخلی) ٣ افغانی افغانی\nدر خارج ١٥ شلنگ ٨ شلنگ\nيك شماره (١٠) پول\n\n(تاریخ قمری ۷ ذي الحجه الحرام ۱۳۴۷) پنجشنبه ( تاریخ شمسی ٢٦ ثور ۱۳۰۸ هجری)\n\nکیفر و کردار\nاز مکافات عمل غافل مشو گندم از گندم بروید جو زجو\n\n(۲)\n\nالان کدام چیز مزاحم امنیت و اتفاق و بر امید های اسایش و برتری مملکت حائل و حجاب است\nمکابرت و منافرتیکه از تمام ملل ونحل دنیا مرفوع شده در میان ما موجود است - از فرانسه\nو روس بغربه های دهشتناك طبقات ادنی این امتیازات قدیمه برداشته شد در ترکیه و ایران\nطفر تبدلاتیكه پیش آمده است چشم ما را وانمیکند ـ اگر بتاریخ عتیق نظر اندازیم عرب ملکی بود\nکه يك جزو ان بروم و دیگر بفارس باج گذاری داشته اهالی آن البته بعزت و حرمت دیده نمی\nشدند از همین جهت بود که چون مکتوب مقدس رسالت پناهی (ص) برای هر قل پادشاه روم\nگسیل شد اگرچه او بحقانیت اسلام اقرار کرد اما ارکان و مداران قومش از تکاثر و نخوت سالفه\nاماده پیکاری شدند که بالاخره منجر با محای سلطنت عظیم الشان بزنطیان گردید . از همین\nکبر و رعونت خاندانی کسری رقيمه مطهره انحضرت (ص) را پاره کرد تا حسب پیشگوئی -\nنبوی (ص) خودش و مملکتش پاره پاره شده بدست مسلمانان افتاد تلك الدار الاخره نجعلها\nين لا يريدون علوا في الارض ولا فسادا - این خانه آخرت را مقرر میکنیم برای آنهائیکه در زمین\nکبر و کلانکاري نمیکنند وبفتنه و فساد نمی پردازند .\nاین مشیت پروردگار است که عجز وانکسار با وجود يك عرصه اضمحلال بار ارد و از-\nاثمار ان كاسه على السويه مستفيض شوند ونريد ان نمن على الذين استضعفو في الارض ونجعلهم\nائمه ونجعلهم الوارثين ـ ما اراده كرده ایم که احسان نمائیم بر انهائیکه در زمین ضعیف -\nگردانیده شدند وانها را امام و پادشاه سازیم و آنها را وارث و مالك بگردانیم . ازین ایه شريفه"}
{"book": "adl0955", "page": 148, "text": "- 145 -\n\nاستنباط کرده و برین تمسک ورزیده باید تمام اهالی افغانستان بحقیقت انقلاب حاضر پی\nببرند و باعزاز و اکرامیکه برای بعضی خانواده ها مختص بوده دیگران ازان محروم بودند\nحسرت نخورند باحترام و تکریم ان قومی بنمایند که بجانفشانی و مجاهدت برتاج و تخت\nتصرف نموده اند. بخل وحسد درین معامله سود ندارد وعده خداوندی جل شانه در\nمعرض ایفا امده کمزوران و ضعیفان را حق غلبه و تسلط نصیب شده است ــ لا تتمنوا ما\nفضل الله به بعضكم على بعض للرجال نصيب مما اكتسبوا وللنساء نصيب مما اكتسبن واسئلوا\nالله من فضله ان الله كان بكل شئی علیما ـ تمنای ان چیزی مینمائید که خدایتعالی بان ــ\nبعضی را بر دیگران فضیلت داده است برای مردان همان نصیباست که انها اکتساب کنند\nو برای زنان نیز ان نصیب است که انها اکتساب کنند و از فضل خداوندی جل شانه\nمسئلت نمائید بتحقیق او تعالی جل شانه دانای هر چیز است .\n\nبسبب خدماتیکه با عاجزی و اخلاصمندی و فداکاری بجا اورده میشود اجر مراتب\nعالیه حاصل میگردد و از کوتاهی وغفلت وظلم . پاداش ان لابد است ( ربنا ظلمنا انفسنا\nوان لم تغفر لنا وترحمنا لنكونن من الخاسرين) پروردگارا بر نفس ها خود ظلم کردیم واگر برما\nنبخشائی ورحم نفرمائی البته در خسار میباشیم در زمان حاضر خصوصا استغفار یگانه وسیله\nفلاح و رستگاری است وثمره انرا خداوند کریم جل شانه بیان فرموده که بارانهای فراوان از ــ\nاسمان نازل میشود و در اموال واولاد تان ازدیاد رومیارد باغها ونهر ها در قبضه شما ــ\nمیاید ( ياقوم استغفر واربكم انه كان غفارا يرسل السماء عليكم مد را را يزدكم باموال وبنين و\nيجعل لكم جنات ويجعل لكم انهارا ـ استغفار چیست . بزبان امرزش گناه های خود ــ\nخواستن و بدل نیت مصمم نمودن که ائنده هرگز ارتکاب انها نخواهد شد پس يك ذريعه\nنجات همین استغفار است و نه کیفر کردار ما خطراناک است (یا ایها الذین امنوا عليكم انفسكم\nلا يضركم من ضل اذا اهتديتم ) ای ایمانداران نفس هاي خود را لازم بگیرید و بر اصلاح\nانها بکوشید کسیکه گمراه شد بشما ضرر رسانیده نمیتواند اگر هدایت یافتید کسانیکه در\nاتی محرك یا شامل جمعیتی میشوند که مقصد ان کشت وخون در بین مسلمانان باشد بجز\nغرض ذاتی دیگر مدعا ندارند وازووی شان خدمت اسلام وبهبودی مسلمانان نیست بلکه\nفقط مطلب نفسی یا دودمانی دارند واذا قيل له اتق الله اخذته العزه بالاثم فحسبه جهنم\nفيس المهاد ) چون برایش گفته شود که از خدا بترس عزتش برین می انگیزدند که گناه کند پس\nبسش است دوزخ که بد قرارگاه است ( واذا تولى سعى فى الارض ليفسد فيها ويهلك الحرث\nو النسل والله لايحب الفساد ) چون بر میگردد در زمین می تازد تا دران فساد برپا کند\nوکشتها وجانداران را هلاک نماید حالانکه خداته الی جل شانه فساد را دوست ندارد\nچون در ملک پادشاهی قائم شد اعیان و ارکان بانتظام وانصرام امور مصروف گشتند بعدازین\nاقدام بر مخالفت ومقابله حرکت شنیعی است که لاجرم مجازات خواهد اورد که در ایات ــ\nکریمه مذکور شد ."}
{"book": "adl0955", "page": 149, "text": "- ١٤٦ -\n\nفتح هرات\nمسبوق خواهید بود که اثرات طبیعت پروری ودینداری ورعیت نوازی امیر صاحب غازی\nامیر حبیب الله خان در جامعهء اسلام داخلی و خارجی افغانستان چنانچه باید و شاید\nتاثیر موثری بخشیده شهرت حقیقی خود را کسب کرده میرود چنانچه چندی قبل در هرات از\nطرف عساکر واهالی انجا بمقابل حکومت نامشروع سابق هیجان و انقلابی واقع گشته محمد ـ\nابراهیم خان نائب الحکومه و عبدالرحمن خان فرقه مشر حکومت سابقه کشته شدند . اینک\nخبر تلگرافی گرفتیم که ولایت هرات باقبال اعلیحضرت امیر حبیب الله خان فتح گشته از\nصميم قلب اهالی انولا مطیع حکومت اسلامی دین پرور گشته اند باین شرح البته واقفید که عالیجا\nعزت و شجاعت نشان عبدالرحیم خان نائب سالار بجمعیت هیئت تنظیمه مزار شریف براي تنظیم\nامورات ولایت هرات و میمنه از حضور شاهانه با هدایات مکمل عازم آن اطراف شده بود همانا\nپس از انجام امورات محوله خود از مزار و میمنه بایکعده عسکری معیتی خود خود را بولایت هرات\nرسانیده بنا برینکه قبلا در سالهای سابق نائب سالار صاحب موصوف در ولایت هرات برتبه مخند\nمشرى عسكري بسمت سرحد داری کار روائی زیاد نموده بودند واکثرا عساکر واهالی انجا ـ\nممنون گذاره و کردار خوب او بودند درین موقع اکثر افراد عسکری و بعضی اهالی انجا کمر همت را\nبطرف داری قصد نائب سالار صاحب موصوف بسته متفقا بر مرکز هرات هجوم برده بعد از کمی\nمقابله با محمد غوث خان فرقه مشر انجا بدون هیچگونه تلفات طرفین مرکز را تسلیم شده\nحکومت عادلهء امیر صاحب غازی دران جا حکم فرما شد کنون قبضهء اختیارات ولایت هرات در دست\nنائب سالار صاحب موصوف بوده بزیر نفوذ حکومت عادلهء مرکزی خویش حکمرانی میکند چون\nاطلاع فوق تلگرافی بود مختصرا باستحضار رسانید بشد همینکه بیعت نامهء اهالی ان سمت\nواصل شد با تفصیلات لازمه کیفیت را بالخط خط عالي باستحضار می رساند .\n\nنائب الحكومه قطغن\nبدیهیست که همواره نظر مرحمت شاهانه نسبت بارامی واسوده حالی رعایای صادقانه شاهانه\nمبذول و همیشه برای رفاهیت و امنیت اهالی کوشیده ارند که امرین دوابر سلطنتی اشخاص لایق و\nبا کفایت مقرر باشد تا برای احدی يك گونه زحمت بوقوع نرسد وازروی نیات سلامت کارانه اجراات\nامورات مملکتی کرد نشود ازین است که جناب شرافت ما ب صاحبزاده عبد الله خان پسر جناب ـ\nمرحومى صاحبزاده غلام نقشبند خان كميك شخصی با شرف ومتدین و یکی از خاندان نجیب بوده از\nحضور مبارك امير صاحب بتاريخ ۲۷ ذیقعده سنه ۱۳۲۷ نسبت بارامی ورفاه اهالی سمت قطغن\nو بدخشان بطرف نائب الحکومه گی راحا طو و معظم له بتاريخ ٢ ذي الحجه از حضور ـ\nمبارك امیر صاحب وباقی امنای دولت وداع ومبالغغير عازم انظف گردیدند لهذا لازم دیده شد"}
{"book": "adl0955", "page": 150, "text": "ـ ٤٧ ـ\n\nکه از مقرری مشارالیه ذریعه جریده حبیب الاسلام قارئین محترمرا مسبوق گردانیم.\nحبیب الاسلام:\nما مقرری این شخص متدین را بسمت نائب الحکومه گی انجا تبريك و تهنیت گفته اتیه\nدرخشانی از کار روائی های شان از خداي بی نیاز جل شانه مسئلت داریم .\nـ اطاعت اولی الامر ـ\n( ٦ )\nحضرت عباده بن صامت صحابی (رض) فرموده است (بایعنا رسول الله صلی الله علیه\nوسلم علی السمع والطاعته فی العسر والسر والمنشط والمکره وعلی اثره علینا وعلی ان نقول بالحق\nاینما کنا لا نخاف فی الله لومته لائم وعلی ان لا تنازع الامر اهله الا ان تروکفرا بواحا عندکم\nمن الله فیه برهان)\nیعنی :\nما یان جماعه اصحاب (رض) با حضرت رسول مقبول (ع) بر امور ذیل بیعت نمودیم .\nقبول امر واطاعت در دشواری و اسانی وحالت نشاط وعدم نشاط .\nقبول برگزیدن دیگری بر ما بحکومت وغیره .\nگفتار راست در هر کجا باشیم وبر اطاعت امر خدای تعالی جل شانه از ملامت هیچ ملامت\nکننده خوف ننمائیم.\nنزاع نه نمودن در امارت با اهل ان مگر اینکه کفر ظاهر که نزد خدای تعالی جل شانه\nحجت وسند عدم اطاعت شده بتواند از وی نمایان واشکارا دیده شود نعوذ بالله منها ـ\nاین حدیث مبارك که با وجود قلت الفاظ شامل کلیات امور سیاست مدنیه و حاوی اصول حقوق پادشاه\nو رعیت می باشد کیفیت بیعت رعایای مسلمانان را با پادشاه مسلمان بقرار ذیل ارشاد فرموده\nاست :\n۱ ـ قبول امر واطاعت در وقت دشواری و اسانی ورضا وعدم رضا یعنی رعایا در امر دشوار و\nاسان ومطابق خیال ومخالف ان بکلی اطاعت بنماید .\n۲ـ اگر پادشاه بحقی از حقوق بعضی افراد رعیت را مغموم گرداند و بعض را محترم یا\nبعضی افراد را بر بعضی دیگر حاکم و بالا دست مقرر دارد همان افراد زیر دست بقرار امر\nامر حضرت پیغمبر علیه الصلواه والسلام حق شکوه را ندارند بلکه قبول امر و اطاعت برای ـ\nرعایا لازم است .\n۳ـ راست کرداری وراست گفتاری در هرجا وهر زمان لازم رعایاست که در امریکه حق خدای\nتعالی جل شانه باشد از هیچ کس خوف نکرده و بملامت ملامت کنندگان باك نشمرده راستی\nرا پیشه خودگیرند و حقوق پادشاه را به راستی تادیه نمایند واز کذب وفریب وحیله وغدر با"}
{"book": "adl0955", "page": 151, "text": "و در بین خود اجتناب تام لازم شمارند .\n٤ - در امارت با اهل ان هیچ نزاع وخلاف روا ندارند و تا زمانیکه خلیفه مسلمانان مسلمان\nباشد و کفر صریح ظاهر که هیچ شل و شبهه را در ان راه نباشد از خلیفه ظاهر نگردد تا\nانوقت خلیفه زمان مطاع الامر ولازم اتباع است و نزاع کننده ومحرك فتنه لازم القتل است و\nباین نکته توجه مسلمانان لازم است که درین حدیث مبارکه که ارشاد حضرت خیراله باد (ص)\nو موجب اصلاح حالت جميع افراد ورفع فتنه وفساد است در باب عدم نزاع در امارت ـ\nتاکیدات زیاد ورود یافته است و اعجاز نبوی (صلعم) این امر قبل از وقوع دانسته شد ،\nاست که بعضی افراد رعیه به تقاضای نفس با امرای زمان خود نزاع خواهند کرد وبهانه ـ\nنزاع انان نسبت کفر وظلم وغیره خواهد بود تلفی فی این بهانه موجب تحريك فساد و فتنه\nاست و حضرت هادی صراط المستقيم وبانی شرع قویم علیها لصلوات والتسلیم ازین گونه مقاصد\nافراد امت را تا قیام قیامت ممنوع فرموده و حفظ قواعد اسلام را باطاعت اولی الامر واتفاق و\nاتحاد واز وادارای افراد امت مربوط گردانیده و چنین ارشاد فرموده است که تا زمانیکه\nپادشاه مسلمانان مسلمان باشد و منکر اصول اسلام نگردد واجب الاطاعت ولازم الاتباع است\nمگر در صورتیکه حکومت مسلمانان بکافری تکیه کند یا حاکم مسلمانان بخذ لان شیطان کفر را\nاختیار کند ( نعوذ بالله تعالى جل شانه) و از اصول اسلام انکار نماید و کفر او ظاهر و\nاشکارا باشد که تاویل و بهانه وحیله را در ان راه نباشد دران صورت افراد رعیه مسلمان را\nصبر بر اطاعت وزبر دستی کافر موجب عدم رضای حضرت پیغمبر (صلعم) وباعث تباهی\nاعمال حسنه وغیرت اسلامیست .\nسبحان الله تعالى جل شانه !!!\nچگونه پیغمبر صادق وخیرخواه موافق که ارشادات او همگی موجب سعادت دنیا و\nعقبای ما است از القاءات الهی برای ما عطا و احسان شده است و بشرف امت بودن او ـ\nصلعم ) افتخار یافته ایم و ما مسلمانان بکدام حد و اندازه در ادای حقوق دينيه وعمل\nبمقتضیات اوامر نبویه تفریط و تقصیر نموده ایم که در خدمت دین ودولت خود بهانه جوئی\nمیکنیم . (باقی دارد .\nبيعت های ولایات و ملحقات ان\nاگرچه بوقت مناسب نرسید ولیکن خالی از فائده نشمرده\nاندراج یافت .\n(٧)\nبیعت نامه اهالی مرکز مزارشریف ـ ما هرمضان المبارك\nبسم الله الرحمن الرحيم . الحمد لله الذي نور قلوب العارفين بانوار الجمال وحبر عقول ـ\nالكاملين عن ادرك عظمته الكبرياء والجلال وعطر مشام ارواح المومنین بشمائم الانس و"}
{"book": "adl0955", "page": 152, "text": "- ١٤١ -\n\nالوصال حدیقه صحائف اطباق فلکی منشور تحریر ان منقش بوده و شائیقه صفائح ومنابع\nاوراق ملکی به رقم تحریر آن مقرر بوده احدیکه بر صحیفه اطباق نه فلك توقیع بر کشیده\nکه الکبریائی واجب الوجود یکه سبعه اکبریائیه در اشیانه حو و ث نالنجد باس ط لووجود یکه\nمعیار علم و میزان عقل نعوت جلال و ظائف نسنجد حدیقه نقش صنع ربانی در کارگاه فضل -\nسبحانی بر در و دیوار قصر وجود نقش انسانی نقوش اسرار ومعانی درونگاشته بمضمون ایه\nکریمه که (انی جاعل فی الارض خلیفه) مرقوم ساخته و مسجود ملائک گردانیده ان خدا وندیکه\nبساط بسیط و مخروط زمین با فسحت را فراش قدرت اراسته و قد سقف آسمان کیوان را -\nبنگونه (انا زینا السماء بزینته الكواكب) نقاش قدرت صنعتش مطرا ساخته وصحنه این گلزار\nعالم ادوار یعنی فلك دوار را مهندس مشیتش برانگیخته صد هزار کوکب منور از گلبن اخضر\nموسس حکمتش درا ویخته و هفت آسمان را بیانریده در هوا مرفوع کرد وهفت زمین را در اب\nموضوع کرده اجناس خلائق را در میان ان بداشته و هريك را بچيزي مشغول ساخت صد هزاران\nصلوات و سلام و تحفه تحیات نثار روضه منور معطر حضرت سید بشر شفیع روز محشر ان -\nعنوان عهد نامه وفا ان صاحب مهمانخانه صفا ان شمع جمع اصفیا ان چراغ بلاغ انبیا\nان گلبن طریقت شمع شب کرامت صبح روز قیامت خورشید سماي ملاحت شمس فلك رسالت\nسرور چمن جلالت بدرتيه و ناگوهر درج اجتبا اختر برج اصطفا یعنی حضرت محمد -\nمصطفی (ص) آن خواجه که ایته (لعمرك) تاج ومغفر اوست وایه انا ارسلناك رحمتة للعالمين\nاعلام نامه منصور اوست انا فتحنا فتحا مه لشکر اوست ویسن القرآن الحکم گلزار شگفته\nاوست الم تر الى ربك اشارت به برکت اوست سوره انا اعطينا اشارت بحوض کوثر اوست سوره\nالم نشرح تعریف قريباوست (ص) علی الخصوص والخصوص بان ثابت مخصوص با به ثانی اثنین\nاذ هاني الغار سر حلقه مهاجر والانصار حضرت امیر المومنین ابوبکر صدیق (رض) ویران -\nستایش عرب و عجم واسایش بطی وحرم ومظهر کلمه لا اله الا الله محمد رسول الله حضرت -\nامیر المومنین ابوبکر صدیق (رض) ویران ستایش عرب و عجم واسایش بطی وحرم ومظهر کلمه\nامير المومنين عمر رضی الله عنه آن امام معصوم و محترم و ان قبله ارباب حلم وكرم جامع\nقران المعظم حضرت امير المومنين عثمان ابن عفان (رض) وان شیر بیشه شریعت کشتی\nگرداب طریقت مبارز میدان خلافت حضرت امير المومنين علی کرم الله وجه اما بعد برجملیه\nاهل اسلام وكافه امت خير الانام ظاهر و هوید است که نصب امام از ضروریات و اهمترین دین\nو واجبات شرع مبین سید المرسلین است بر همه مسلمانان واجبولازم است كه يك شخصيلم حر\nمذكر عاقل وبالغ صاحب تصرف در امورات مسلمانان و قادر بر تنفذ احکام شرع و حفظ حدودات و انصاف\nظالم و داد رس مظلومان باشد او را با مامت نصب نمایند که بصبب وجود او تنفذ احکام -\nدین وادای حاجات مسلمانان مانند سد ثغور وبناء جسور و اقامت حدود الله وتجهيز جي ش\nواخذ عشر وخراج وقهر متغلبه ومقاومت متلصصه واقامت جمع واعياد وقطع منازعات واقعه بين"}
{"book": "adl0955", "page": 153, "text": "-١٥٠-\n\nالعياذ قيام وانجام گيرد بناء علی هذا مایان اهالی مزارشریف بل جمیع ترکستان به جهت\nاجرای مذكورات قبلا دست بیعت بامیر امان الله داده بودیم چون که امیر امان الله خان\nاقوال وافعال خودرا تغییر وتبدیل کرده مقلد برفتار وکردار اهل کفره گردید کتاب الله و\nاحادیث نبوی ومسایل دینی ومعتقدات یقینی را ترک داده نظامنامه های جدید ، غیر شرعیه\nاختراع نموده وپيروي کار آورده بدان عمل کرده وحکومت داران خودرا احکامها داده که\nجبرا وکرها بذمهء رعایا اجرا بدارید علاوه برآن علما وسادات ومشایخ واکابر وافاضل\nدارالسلطنه کابل ومشرقی وکوهستان در بیعت نامه های خود ها تحریر داشته اند که در ٢٢\nفقره سلیل که مخالف شرع نبوي ومنافی طریق مصطفوي می باشد ومنجر بسوي کفر بوده به\nمضمون آیهء كريمه (ومن لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الكافرون) وآيه ديگر اينكه ( ومن\nلم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الفاسقون) وآيهء ديگر اينكه( ومن لم يحكم بما انزل الله\nفاولئك هم الظالمون ) امان الله مذكور را واجب العزل دانسته فسخ بیعت نمودیم ونیز\nدر کتب فقه مذكور است كه الامام ينعزل بفسقه ـ لهذا مجددا دست بيعت به مجاهد\nفي سبيل الله خادم دین رسول الله امیر حبیب الله دایم ذات شاهانه ووجود خسروانه\nاورا پادشاه واولی الامر خودها دانسته اطاعت وانقیاد امر وفرمان اورا بجان ودل قبول\nدار گردیدیم وچون اورا پادشاه واولی الامر خود ها دانسته ایم نقل بیعت منظور مایان\nگردید ما مردم مزارشریف وقراء ومضافات آن نیز به موافقت ومرافقت آنها وراه نموده به\nاشارهء ( وقل جاءالحق وزهق الباطل ان الباطل كان زهوقا ) بیعت امان الله را فسخ\nنمودیم اطاعت اورا از ذمهء خودها دور کرده بموجب السلطان العادل ظل الله في\nالارض من تمسك به نجا ومن اغترر عنه هلك ) دست بیعت واطاعت بامیر غیور شجاع ـ\nدلیر رافع اعلاء كلمة الله وحامی دین رسول الله امیر حبیب الله داده بمضمون آیه کریمه\n( واطیعوا الله واطيعوا الرسول واولی الامر منكم ) ذات شاهانه اورا با مارت وامامت خود ها\nقبول دار گردیدیم حکم ونفاذ فرمان اورا پذیر شدیم و بجان ومال ونفس بخدمت او قیام و\nاقدام بداریم دوست او را دوست خودها ودشمن اورا دشمن خودها می شماریم از ـ\nخداوند كریم جل شانه مسئلت داریم واز لطف عمیمش التجا داریم که این پادشاه ترقی خواه\nدین ودولت را توفیق عدالت وهدایت نصیب گرداناد تا بمیامن عدل وانصاف مراسم جعد\nواعتساف را محو وناچیز نموده مبانی عدل وامانی را مرفوع ومشید دارد وارکان دین\n\nقویم وقواعد شرع مستقیم را استوار گردانیده ابواب عدل واحسان را بروي جهانیان کشاده ظل\nحمایت و عاطفت بر مفارق سرگشتگان وادیهء امراد ی گستراند تا کافهء رعايا وقاطبهء برايا ـ\nبآسوده حالی زندگانی نموده وجود فایض الجود اورا مغتنم انگارند واز خداوند کریم بقای\nعمر و ترقی دولت اورا بصدق دل وخلوص نیت مسئلت داریم . امین . امضاء ات :\nعبد الوكيل مفتی محكمه ابتدائيه ـ سکند رشاه قاضی مزارشریف ـ میرمحمود مفتی ـ سید قاسم قزلباشی"}
{"book": "adl0955", "page": 154, "text": "ـ ۱۵۱ ـ\n\nمحمد اکبر حاکم سابق ـ سید قرار رئیس روضه مبارک ـ میر عبد الواسع خطیب ـ ملا عبد الواسع\nنائب امام ـ سید محی الدین ـ محمد اکرم ـ عبد الحسین سر پرست ـ سید ابرار خزانه دار ـ\nنور محمد فراشباشی ـ حاجی غلام جان دربان باشی ـ حاجی محمد اسلم کلید دار ـ خواجه\nمؤذن باشی ـ عبد اللطیف چنداول باشی ـ حبیب الله تحویلدار ـ حاجی عبد الله سر کاتب\nعبد الغفار کاتب ـ محمد رستم کاتب ـ مرتضی دربان ـ میرزا نصر الله ـ ایشان طیفون دربان ـ\nایشان محمد بوکیل ـ ایشان میرزا نصر الدین وکیل ـ ایشان شمس الدین دربان ـ قاری ضیاء الدین\nمؤذن ـ ایشان عادل دربان ـ ایشان اسلم ـ ایشان جمال الدین ـ ایشان قاری اعلی ـ ایشان\nمیرجان ـ ایشان شکر الله ـ ایشان محمد شریف ـ عبد الرشید ـ ایشان میرزا عبد العزیز ـ ایشان\nسلطان دربان ـ ایشان ملا سید احمد ـ عبد الحمید چنداول ـ محمد اسلم چنداول ـ ایشان\nمحمد خان ـ امین الله ـ هدایت الله ـ ذکر الله ـ محمد نعیم مدیر سابقه گمرکات ـ محمد یوسف\nسید احمد ـ باقی امضاء ومهر ونشان شصت ۱۹۲۰ نفر دیگر ۰\n\nبیعت نامه اهالی عبد الرحیم زائی وغیره علاقه\nلغمان\n\nفدای حضور پرنور مبارك امير حبيب الله خان خادم الملة والدين می شویم عرضداشت فدویان\nوخادمان دین ودولت خوانين ومعتبرین وریش سفیدان وکلان شوندگان طایفه عبد الرحیم زائی و\nغیره رعایای قریه جات ذیل علاقه لغمان بحضور مبارک والا بنحویست فدایت شویم پادشاهی ـ\nخادم دین الملت امير حبیب الله خان را خداوند نيك ومبارك گرداند و از شفاعت رسول الله\n(ص) نا امید نشود ودین محمد مصطفی (ص) قایم و بر قرار بدارد چونکه ما مردم رعایا وغرباء\nوفقرا از خداوند واز امیر حبیب الله خان خادم دین محمد رسول الله (ص) راضی ورضامند ـ\nمیباشیم وبیعت نامه های خود را بمعرفت عالیجاه امیرجان خان ولد مرحوم حسام الدین خان\nقوم عبد الرحیم زائی به حضور مبارک والا ارسال نمودیم وخود عالیجاه امیرجان خان شخص مسلمان\nودین دار وخدمت گار دین ودولت وخان زاده وبدر کرده می باشد هر امری که از حضور\nمبارك امير حبيب الله خان بالای ما مردم رعایا فرموده شود برد و چشم قبول داریم زیاد مصاحب\nدولت مختارند تحریر یوم ۵ پنجشنبه ۴ ماه رمضان المبارك سنه ۱۳۱۷ ۰ امضاء ومواهیر:\nجلاد خان ولد شیرگل ـ تاج محمد ولد نظام الدین ـ شاه اسلام ولد حسام الدین ـ محی الدین\nولد برات ـ رضاء خان ولد شیرگل ـ ملا شیر احمد ولد گل محمد ـ نور الدین ـ معروف ولد خاکی\nگل ـ غلام رسول ولد جهانگیر ـ اسمعیل ولد محبوب ـ عبد الخالق ولد برکت ـ عبد الحق ولد\nجمال الدین ـ صاحبگل ولد بهرام خان ـ باقی نشان انگشت ٨٥٤ نفر دیگر ۰"}
{"book": "adl0955", "page": 155, "text": "ـ ١٥٢ ـ\n\nبیعت نامه قوم اللعیار خیل احمد زائی زیست و\nاقوام در خیل جدران\n--\nندای حضور فیض گنجور معدلت دستور امیر صاحب شویم .\nعرضداشت مایان قوم اللعیار خیل احمد زائی زیست و اقوام در خیل جدران باینقرار است\nکه فرمان عنبر شسامه حضور والا مصحوب میرزا بازخان برای اقوام وخوانین قزه زیست وارد بز\nشرف وصول بخشید، الحمد لله که دین و دولت اسلام روشنی یافت ما بدان ذات عالی خادم\nدین رسول الله (ص) بیعت کرده وبدرجهء انتها مشتاق دیدار ان ذات خسروانه میباشیم که\nخدمت دین و دولت را بسر وچشم بجا اریم زیاده عمر همایونی در تزاید باد ـ ٣ شعبان ـ\nالمعظم ١٣٤٧ ٠ امضاء ها :\nصالح محمد خان ـ محمد هاشم خان ـ عبد الکریم خان ولد شیرعلی خان ـ سید جانخان وکیل\nخیر الله ـ صالح محمد ـ ولد ملا جهانداد ـ دین محمد ـ کدل ـ عبد الکریم ولد محمد\nافضل خان ـ غلام رسول ملك جهانگیر خان ـ ملك عبد الوكيل خان ـ ملك ادم شاهـ ملك جانی\nملك محمد گل ـ باقی امظا ومحر ٦ نفر دیگر ٠\n\nبیعت نامهء قوم سلیمان خیل ـ ٥ شوال المکرم ٠\nنحمده ونصلی علی رسوله الکریم ٠\nما قوم سلیمان خیل برای خود ها به امارت امیر حبیب اللمخان را انتخاب ونظر بایه\nشریفه بشرایط ذیل اوامر شرعی امیرالمسلمین را ایجاب و اطاعت مینمائیم :\n١ـ امیر حبیب الله خان تا زمانیکه پابند شرع غرای محمدی (ص) بمسلک جزوی و کلی باشد\nاوامر شانرا مطیع میباشیم ٠\n٢ـ هرگاه امیر حبیب الله خان از مسائل شرعی جزء یا کلا تخلف ورزد مطابق امر خداوند تبارك\nوتعالی جل شانه انه خواهد ، بوده اطاعت امرینا مشروع بالای ما واجب نخواهد بود ٠\n٣ـ جمیع فیصله دعاوی متعلق بمحاکم قضات بلا مداخلت دیگری بود مطعون باشند وظیفه\nپادشاه اسلام امیر حبیب الله خان محض اجرای اوامر شرعی و خدمت دین مبین اسلام یعنی\nاعلی کلمة الله باشد ٠\n٤ـ حفظ وحراست مملکت اسلامی قلمرو افغانستان از مداخلت کفار واجانب نظر به نگهداشت\nاموال بیت المال نقدا وجنسا ولات حربی یکی از وظایف پادشاه اسلام میباشد ٠\n٥ـ اسلام ومسلمین حروآزد (داخل دایره شرعی) بوده قلم و لسان برای بیان حق وامری\nمعروف آزاد و در حقوق ومساوات شرعی باشد ٠\nطایفه غیبی خیل (سلیمانخیل) وكيل بيعت عبد الله محر عبد الله مذکور وامضاء ملا نجيب الله\nوامضاء ملا امین الله وامضاء برهان الدین ونشان انگشت ١٣ نفر دیگر\nطایفه محمود خیل کوچی قوم سلیمانخیل وکیل بیعت گلاب تخطیسم الل[...؟] نیک محمد"}
{"book": "adl0955", "page": 156, "text": "طایفه یحیی خیل کوچی قوم سلیمانخیل وکیل بیعت الیاس بدستخط و مهر الیاس مذکور\nدستخط ملا گل علم ونشان انگشت ۱۲ نفر دیگر .\nطایفه نیازخیل قوم سلطانخیل وکیل بیعت جمعه دارخان نشان انگشت جمعه دارخان و\n۱۲ نفر دیگر .\nطایفه حسن خیل ساکن اونی وکیل تاجگل خان مهر تاجگل خان ونشان شصت ۱۰ نفر\nدیگر . طایفه علی خیل قوم شورخیل وکیل بیعت محمد یوسف مهر ودستخط محمد یوسف\nدستخط ملا عبد المنان ودستخط محمددین دستخط دیر محمد ودستخط علی محمد ونشان\nانگشت ١٦ نفر دیگر - طایفه حزبون علی وجرگه علی خیل وکیل بیعت سید نعیم مهر سید\nنعیم ودستخط احمد جان و نشان شصت ۱۲ نفر دیگر .\nمسائل دینی\n(۱۰)\nسنت ابدست ده باشد هر که دانست مرد ره باشد\nشستن دست پیش ومسواك است نام حق گفتن ازدل پاك است\nمضمضه مسح گوش و استنجا بسه کرات شستن اعضا\nنیزانگشت پای را تخلیل سنت امد ز مصطفی بی قیل\nباز تخليل الحی استنشاق گفتم این جمله را علی الاطلاق\nشرح لغات\n( ابدست ) وضو (تخلیل) خلال کردن (بی قیل) بی گفتگو ( لحيه) ریش ( اعضا) اندامها\n( مضمضه ) اب در دهن کردن (استنشاق) اب در بینی کردن ( علی الاطلاق ) بتمام کمال\nحاصل ابیات\nدر وضو ده چیز سنت است وچون ناظم علیه الرحمن بسبب ضرورت شعری انها را به\nترتیب ذکر نفرموده بنابران در شرح به ترتیب ذکر شد اول نام حق گفتن یعنی بسم الله\nگفتن است وصحیح تر این است که دوبار بسم الله گفته شود یکبار پیش از برهنه نمودن\nعورت ویکبار بعد از پوشیدن عورت باین عبارت که بسم الله العلى العظيم والحمد لله على\nدین الاسلام دوم شستن هر دو دست تا بندها در صورتیکه بر دست او نجاست نباشد\nواگر نجاست بران باشد شستن ان فرض است .\nسوم استنجا از بول وغایط در صورتیکه نجاست از جای برامد نشکم از قدر يك درم\nبود واجب واگر زیاد از درم بود فرض است و اگر هیچ تجاوز نکرده بود مستحب است .\nچهارم مسواک کردن در وقت مضمضه و میباید که مسواك را بدست راست بگیرد .\nپنجم اب در دهن کردن .\nششم اب در بینی کردن سه سه بار و بر هر بار اب جدید باشد ."}
{"book": "adl0955", "page": 157, "text": "ـ ١٥٤ ـ\n\nهفتم خلال انگشتان است باین طریق که انگشتان يك دست را از طرف کف ان به انگشتان\nدست دیگر از طرف پشت ان با هم دراویزد وانگشتان پای را بانگشت کوچک دست چپ\nخلال کند باین طریق که ابتدا از انگشت كوچك پاي راست نموده از طرف کف پا و بانگشت\nكوچك پاي چپ ختم نمايد .\nهشتم ـ خلال ریش است اگر ریش او انبوه باشد واگر تنك ريش باشد رسانیدن آب بداخل\nريش بروی فرض است و خلال ریش بر شخص که در احرام حج باشد مكروه است و قبله طريق\nخلال ان اینست که پشت دست که بدان خلال می کند بطرف گردن باشد وانگشتان بداخل\nریش برده شود .\nنهم ـ مسح گوش است باب باقی مانده مسح سر .\nدهم ـ سه بار شستن هر عضو وضو .\n\n( فروع )\nاز جمله سنت های وضو نیت و مسح همه سر است و پی در پی شستن اعضا است باین\nطریق که در وقت اعتدال هوا عضو اول هنوز خشك نشده باشد که عضو دیگر بعد از ان ـ\nشسته شود بر ترتیب شستن اعضا است که چنانچه در ایه وضو ذکر شده است یعنی اول\nروي وبعد ازان هر دو دست شسته شود وبعد ازان مسح سر کرده شود وبعد ازان پاي\nشسته شود و این چهار را ناظم علیه الرحمه بعد ازین در مستحبات ذکر کرده است در\nکتاب های معتبره فقه شریف انها را سنت گفته اند شاید که بر سنت اطلاق مستحب را ـ\nکرده باشد و الله اعلم .\nبيان مسئله دیگر فلقف است\nچنین می فرماید که وضو بمجرد تر کردن اندام بدون چکیدن اب از ان روا نمیشود\nو بجریانان و جاری کردن اب چیزی در او علاج روا شدن وضو نیست .\nفصل سيم در مستحبات وضو\nمستحب نزد اهل شرع ان است که پيغمبر ما علیه الصلوات والسلام گاه انرا کرده باشد و\nگاه انرا ترک کرده باشد و یا امامان پیشینه رحمهم الله تعالی کردن انرا دوست داشتـــه\nباشند وبنده بعمل ان ثواب میابد وبه تركان عمل او مکروه می گردد .\n\nدر وضو شش ز مستحبات است\nنیت وزان سپس موالاتست\nهمه سر مسح وان گهی ترتیب\nبميا من بدايت از تاديب\nگر تو مسح از سر عمل گيري\nمسح کردن ازین قبل گيري\nشرح لغات\n\n( موالات پی در پی کردن كاري (ميامن) اندام هاي جانب راست ( بدايت ) آغاز كردن ـ\n( تادیب) خوي نيك گردانیدن درینجا تا مراد از ان مستحب است (قبل) طرف مراد"}
{"book": "adl0955", "page": 158, "text": "- ١٥٥ -\n\nاز ان قفففقه درین جا نوع و قسم است (گرتو مسح از سري عمل گيري) اگر اراده عمل –\nمسح سر را کنی .\nحاصل ابیات\nدر وضو شش چیز مستحب است .\nاول – نیت بدین عبارت . (نويت ان اتوضاء لرفع الحدث واسباحته الصلوات ) يعني\nنیت کردم وضو سازم براي اینکه تن من پاك و نماز من روا گردد .\nدیم – پی در پی شستن اعضا است بقراریکه در سابق ذکر شده است .\nسوم – مسح همه سر .\nچهارم – به ترتیب شستن اعضاي وضو چنانچه در ايه وضو ذکر شده است و سابق مذکورگشت .\nو این چهار چیز را ناظم علیه الرحمه مستحب گفته است مگر هر چهار ان قد سنت است چنانچه\nدر بیان سنت هاي وضو مذکور گشت .\nپنجم يمنطوراست ابتدا نمودن .\n٦ – مسح گردن است .\n(فروع)\n\nاداب وضو که بعضی پیش و بعضی در بین وضو اند زیاده بر ادابی که ناظم کتاب\nبیان نمود ودر کتب معتبره فقه شریف مذکور است اینست .\nاول – روي بقبله نشستن در وقت وضو نه در وقت استنجاء .\n٢ – مالیدن اعضاء است در دفعه اول شستن .\n٣ – در اوردن انگشت كوچك است در سوراخ گوش ها که باپ تر باشد در وقت مسح گوش.\n٤ – جنبانیدن انگشتر است اگر فراخ باشد و مانع رسیدن اب در زیر ان نباشد واگر –\nبدون جنبانیدن اب زیر ان نرسد پس جنبانیدن ان فرض است .\n٥ – یاری نخواستن است در وضو از ديگري بغیر عذر .\n٦ – سخن ناگفتن است بدون حاجت واگر ضروري باشد که مطلبی فوت میشد در انصورت –\nباکی نیست . (باقی دارد)\nفتوحات اسلام (فتح بيت المقدس)\n(١٠)\nوبدین حال بودند تا اینکه وقت ظهر امد بعد از ان بخدمت شان عارض شدند\nکه یا امیر المومنین بلال (رض) را امر نمائید تا اینکه اذان گوید زیرا که بلال (رض) هم\nدر بیت المقدس مقیم بودند چون این خبر را شنید که مسلمانان در این جای امدند انهم به\nنزد شان امد و بامرای شان همیشه مقاتله مینمود باز چون بسمع او رسید که امیر المومنین عمر\n(رض) در این دیار تشریف فرما شدند به استقبال شان روانه شد تا اینکه شرف دست بوسی"}
{"book": "adl0955", "page": 159, "text": "ـ ١٥٦ ـ\n\nشان را دریافت وامیر المومنین عمر (رض) هم قدر او را بسیار بزرگ شمرد چون وقت نماز ـ\nظهر امد مسلمانان از طرف امیر المومنین (رض) استدعا کردند اینکه بلال (رض) را امر\nفرماید که اذان گوید واوقات عصر انحضرت رسول الله (ص) را بیاد شان دهد . بلال (رض)\nفرموده امیر المومنین را بجا اورد چون در اذان شروع نمود وگفت الله اکبر پوست جان هاي\nصحابه کرام رضی الله عنهم بجنبش شد وجسد هاي همگی شانرا قشعريره (۱) گرفت راوي گفت\nکه چون بلال (رض) گفت : اشهد ان لا اله الا الله واشهد ان محمدالرسول الله همگی\nمسلمانان بگریه شدیدي امدند چنانکه نزديك بود اینکه قلب همگی شان در حین یاد کردن نام\nخدا جل جلاله ورسول اکرم عليه الصلوات والسلام پاره پاره شود چون بلال (رض) از اذان\nفارغ شد در زمین نشست بعد عرض نمود که یا امیر المومنین اميرهاي مسلمانان ولشكرهاي\nشام گوشت هاي مرغ ونان هاي پاکیزه میخورند وگرسنه ها ومردمان ضعیف که بدست شان ـ\nچیزی نیست همگی از گرسنگی فنا میگردند وجوع همگی شان بخاك میشود وحال مايان هم از\nعقب شان ان چنان است ـ یزید بن اباسفیان (رض) عرض نمود که یا امیرالمومنین درین\nشهر ها نرخ بسیار ارزان است وچنانکه بلال (رض) میفرمایند که نرخ گران است ماندیدیم\nمگر بنوعی است که مایان مدت عمر خودرا در بلاد حجاز بدان نرخ بسر بردیم ـ امیرالمومنین\nعمر فرمود که یا ابن ابا سفیان راست واقعه چنان است که تو میگوئی شمایان طعام هاي\nخوش طعم وخوشگواري را تناول كنيد وحالا من ازین موضع دور نمي شوم تا اینکه شما فقد تمام\nفقراء را بنزدمن جمع نياوريد وتاحین که تمام فقراء ازتمام شهرها وقریه ها به نزد من جمع\nنگشته نشدند وجمع ما يحتاجه شانرا از گندم وجو وعسل و زیت که فقراء را ازان چاره نباشد از\nبیت المال مقرر نه نمودم ازاینجاء دور نمی شوم بعد ازان تمام فقرا را جمع اوردند و امیر\nالمومنین جمیع مایحتاجه شانرا ازبیت المال مقرر کردند واز براي شان فرمودند که این وظیفه\nمقرره شما سواي انچه من از براي شما ارسال نمایم باید که از طرف امير هاي شما بشما برسد\nواگر اميرهاي شما این وظیفه مقرره را از شمایان مانع شدند شمایان مرا اطلاعی دهید تا\nاینکه انهارا از اميري معزول نمايم . بعد ازان امیر المومنین همگی را رخصت کرد کـــــه\nهر یکی بطرف منزل وجاي خود رفتند وبعد چون امیر المومنین عمر (رض) عزم نمود اینکـــه\nبر بالاي اشتر خود سوار شود بجان شان مرقعه پشمینه بود که چارد ه پیوند داشت چنانکه ـ\nبعضی ان پیوند های ان مرقعه از چرم بود واقدي رحمت الله علیه فرموده که از کلبی کـــــه\nبقول شان اعتماد بود بمن رسیده که ان مرقعه که دران حین لباس اميرالمومنين عمر رض\nبود ازپشم بود و مسلمانان عرض نمودند که یا امیر المومنین اگرچنانچه بعوض اشتر خود در\n\n۱) بفارسی فراشا گویند ."}
{"book": "adl0955", "page": 160, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0955", "page": 161, "text": "- ١٥٨ -\n\nوترك خدمت همگی را عمل نمود وعنان مهربانی خودرا از برای خود وسیله گردانید ومشت\nاز طرف همگی انها نمود وعنان طاعت خودرا به ید عصمت خود محکم گرفت چون دنیا\nحمله ها وار ایشان خودرا ظاهر گردانید وندید که عمر ( رض ) ذره به شهوات اوشريك\nشود بعد ازان دنیا معنی خودرا دانست که خلاف قلبان کملتی که از محبت او پر شده\nان گروه از جمله زیان کارانند بعد ازان باز دنیا روی بطرف او اورد که عمر تو چرا از\nزینت های من روی گردان شدی وبغرایض من قیام نمیکنی . زیرا که امور ولایت بجز از ملابس\nفاخره و مواکل مشحمه وظلم کردن در رعیت بمدیگر نوعی قیام نمی گیرد عمر (رض) از برای\nاو خطاب نمود که ای دنیا برو که من از جمله ان نامردانی که تو باین نوع حیله ها بدام خود\nقید کردی و برسمان خود پای شانرا بسته نمودی وقدم های شانرا در میان لای و گل خود ـ\nفرو بردی نیستم آیا نمیدانم که من خودرا از برای ستیزه کردن به همراه تو اماده گردانید مام\nو حاجت در مشاهده تو ندارم وازدنیا خودرا مجرد نموده‌ام و باقامت و قوت این سبد\nالام (ص) خودرا مهیا کرده ام تا اینکه بلاد عرب وعجم را باین مقصد فتح نمایم . بعد ازان\nشمشیر تیز مجاهده خودرا در روی تو بکشم وترا پاره پاره گردانم تا اینکه در معنی قولــه\nتعالی ( وجاهدو فی الله حقه جهاده ) عمل کرده باشم واقدی رحمه الله علیه فرموده که من این\nکلام های او را نیکو شمردم ودرین موضوع ملحق گردانیدم وبقول رسول الله (ص) عمل نمودم\nکه ( ان من البیان لسحرا ) بعد ازان امیر المومنین عمر ( رض ) روی براه اورد .\n( باقی دارد )\n( کابل مطبع سرکاری )"}
{"book": "adl0955", "page": 162, "text": "صفحه ۱ (جریده هفتگی حبیب الاسلام ـ سال اول ـ شماره ۱۲) (نمره مسلسل ۱۲)\n\nواعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا\n(حبیب الا سلام)\n\nاداره خانه ـ در با غخا نان کابل سا لغا نستان ـ نمره تلفون\nهمه امور تحریریه وحسابيه بنام اداره فرستاده شود .\nاداره در انتشار و قطح مقالات وارد مختار است.\nدر هر هفته يكمرتبه یوم پنجشنبه نشر میشود .\nاوراتيكه درج نشود ناقلا اعاده نمیشود .\n\nقیمت سالانه قیمت ششمامه\nدرداخل ـ ۵ افغانی ـ ۳ افغانی\nدرخارج ۱۵ شلنگ ۸ شلنگ\n( يك شماره ۱۰ پول )\n\n(تاریخ قمري ١٤ ذي الجتها لحرام ١٣٤٧) پنجشنبه ( تاریخ شمسی ۲ جوزا ۱۳۰۸ هجری )\n\nافغانستان وشوروي\nقرار را پورت صحیح که وارد شده است روسها بعنوان معاونت با امان الله خان شاه مخلوع\nخواسته اند بخاك پاك مقدس اسلاميا فغانيه تجاوز نموده به مقاصد سوء خود شان که در\nضمن آن بر بادی اسلام واهل آن است تجاوز وتعرض نمایند چنانچه از ۱۸ الی ۲۸ ذی قعده ـ\nپنج پنج دانه طياره شان بفضاى تركستان و ۳ دانه طياره حربی شان بتاریخ ٧ يحجه به\nهوای چهل در وحیات اباد پرواز و بمباردی نموده و پنج شش دانه بم انداخته که منجمله\nدو بم ترکیده و معدودی از اهالی را که در آن جمله پسر عبد الرسول خان خیاط شخص\nمعروفی بوده متلوف نموده است .\n\nمراسم عید سعید اضحی\nبر عموم مسلمین ظاهر وهویدا است که عید سعید اضحی افضل وباشرف ترین اعياد دینی\nومذهبی مسلمین است روز دهم ذي الحجه یا روز اول عید اضحی روزی است که حضرت ابراهيم\nخلیل الله (ص) اولاد عزیز خود اسمعیل ذبیح الله را برضای مولای خود قربان میکرد اما\nاز مرحمت وعنايت خالق ممکنات جل شانه قچی که براي او فرستاده شد درعوض اولاد خود ـ\nقربانی نمود واین قربانی بر عموم مومنین در این روز لازم شد .\nوهم اين عيد عيدي است كه هزارها مسلمان از امصار بعیده برای ادای یکی از فرائض\nالله که حج است بطواف بیت الله شریف رفته حاجی میشوند وعافیت مسلمین را از بارگاه ـ\nایزدی نیاز میکند . وعلاوه بر اینها فلسفه همچو اعیاد دینی که از مقدسات دین حق وبرگزیده\nدرگاه ذوالجلال است برعالم اسلام پوشیده نیست چنانچه هم مایه اتفاق وبرای سعادت\nمسلمانان است ."}
{"book": "adl0955", "page": 163, "text": "مثلا جمعیت و اتفاق مسلمانان يك شهر در جامع عیدگاه برای ادای صلواه عید و بعد ازان\nبا دوستان و اقربان و خویشان خود معانقه و مصافحه کردن و بخانه همدیگر رفتن بمناسبت\nتبريك عيد وغيره وغيره از مراسمات عید سعید است . برعموم مسلمین است که این عید\nبزرگ را توقیر و احترام کنند و بشادی و مبارکی این عید از هرگونه صدقات دریغ ننمایند -\nمجرمین از حبس ازاد و مستوجبین عقوبت جزا نمی یابند مسلمانان شهر و اطراف ان هـم\nبجامع عیدگاه تجمع کرده ادای صلواه مینمایند .\nاينك ما مراسم روز اول این عید را قراریکه دیده وشنیده‌ ایم ذیلا در معرض انتشار میگذاریم .\nپادشاه معالم غازی ما محز خو شنوی خدای عز وجل ورعیت پروری خود برای احترام عید -\nسعید اضحی چند نفر بند یها را بسبب عید اضحی از حبس رها فرمودند که ازان جمله یکی\nغلام جان خان نام سابق خانه سامان بود که نسبت بجنایت مذکور محاکم شرعیه حکم بر اعدامش\nفرموده بودند مگر صورت جنایت مذکور چون متعدی به ذات شاهانه بود اعدامش را به حبس\nده سال امر فرموده بودند اينك رها داده شده اسامی مابقی را به تفصیلات باصورت جنایات\nاوشان وعده میدهم .\nمراسم عید سعید بصورت خیلی مطنطنانه اجراء شد . دو روز قبل از عید سعید تکت\nهای دعوت به تمام مامورین عسکری و کشوری ومعززین اقوام و میردا ران وکلان شونده گان گذرها\nبرای باریابی بحضور شاهانه دربار روز عید از طرف وزارت جلیله دربار توزیع شده بود .\nروز عید عموم اهالی شهر وقراء نزديك برای ادای نماز عید در مسجد مقدس عیدگاه يك\nاجتماع بزرگ بهم رسانیده بودند صحنه مسجد وحوالی ان از اجتماع اهالی پر ومملو بود .\nقشون غیور بلباسهای رسمی ملبس واز ارگ مبارك الی جامع مقدس عیدگاه برای رسم احترام\nموکب پادشاهی ترتیبات گرفته منتظر ورود موکب شاهانه بودند ساعت ۹ و نیم موکــــــب\nخسروانه با صورت خیلی محتشمانه تشریف اورده سلامی موزيك نواخته شد و بعد ازان براي\nادای صلوات عید ترتیبات صفای گرفته شده نماز عید با خطبه ان خیلی بايك وضع خشوع\nو خضوع ادا گردید .\nدرین وقت توپ ها تبریکات عید سعید را بايك شلك متوالی اجراء میکرد اهالی بايك\nمسرت فوق الحد با همدیگر تهنیت گفته مصافحه ومعانقه می نمودند امیر صاحب غازی رعیت پرور\nهم باعموم صاحب منصبان عسکری وکشوری مصافحه و معانقه نموده وبه باقی جمعیت به صدای -\nبلند لفظ تبريك عيد را فرمودند\nو اهالی نیز از ته دل تبريكيه عید سعید را بجواب شاهانه عرضداشت نموده دعای"}
{"book": "adl0955", "page": 164, "text": "-١٦١-\nسلامتی ذات خسروانه وترقی حکومت اسلامیه شانرا ادا نمودند سپس موکب همایونی ساعت ۱۱ مراجعت فرموده در سلام خانه عام کهدر عصر جناب امیر شهید سعید امیر حبیب الله خان برای همچه روز های بزرگ ساخته شده بود ودر اخر دوره امانیه ازو کار گرفته نمی شد و بصورت تحویل خانه بچند تقسیم دیوارها در بین ان ساخته شده بود وبعد ازعهد فضل قد بحکم پادشاهی سر از نو مثل سابق امر ساختمان ان داده شده ومکمل گردیده و بانواع زینت ها برای دربار روزعید مزین گردیده بود همه مدعوین به ترتیب نمره چوکی دران – جاگزین گردید سنت اثر تشریف اوریحضور شاهانه بودند درینوقت حضور مبارک جناب امیر حبیب الله خان غازی تشریف اوردند حاضرین برای رسم احترام قیام نموده مراسم تعظیم را – ادا نموده امیر صاحب والا هم با سائر حاضرین تلطفات فرمودند وقرار سررشته عصر امیر صاحب شهید بعد ازصرف طعام به سائر مدعوین دستمال های شیرینی داده شد مرخص گردیدند .\nدر باقی ایام عید همه خیلی مسرت وگرم جوشی وساعت تیری ها درهمه جا حکمفرما بود هر روزه ۱۱ فیر توپ شلك می گردید .\nمکتوب\nاسلام بذات خود ندارد عیبی .\nعقیده ما این است که در راه حق ومطالب مشروع کار میکنم چه معاونت وحمایت حضرت کردگار بذرایع مختلف وراه های غیر مستقیم بما می رسد دین مقدس اسلام به تصدیق تمام فلاسفه شرق وغرب بهترین وکامل ترین تمام ادیان است همچنین ما خدای عزوجل را شکر گذاریم که ما را از اهل نیگان خلق فرمود وحضرت پیغمبر محمد مصطفی (ص) را درود وصلوات میفرستیم که به شاه راه اسلامیت مان دلالت فرموده.\nما اگر در امور دنیوی دقیق شویم وحرکات موافق ومخالف را از خلال اعمال شخص تماشا کنیم انوقت يك زمزمه پیش خود خواهیم نمود که :\nبارخدایا تو خالق کون ومکانی مارا عفو کن چه چشم وگوش وعقل بما عطا فرموده ئی اما انحا وظیفه خود را درمقابل قدرت نمائی توایفا نموده نمود . این است که مابه ان نکات وحقایق پی برده بايك عقیده ثابت ومتین حمایت حضرت پروردگار ورسول اکرم را در بازوی رجال دیندار تماشا میکنیم :\nجناب حضرت شور بازار حضرت شیر آقا نورالمعارف صاحب مجددی که سابقه و مجاهدت شان در راه ترقی اسلامی ومسلمانان بهمه کس معلوم است البته واقف استید که جناب شان بعد از واقعه انقلاب مشال ۱۳۰۳ نظر بسوی رفتار حکومت سابق ازافغانستان مهاجرت فرموده در هند متوقف بودند چون جناب اعلیحضرت امیر حبیب الله خان سریر آرای تخت کابل"}
{"book": "adl0955", "page": 165, "text": "- ١٦٢ -\n\nگردید به جناب ممدوحی فرمانی همت جناب معصم جان انا برادرزاده موصوف فرستاده\nکه : حالا وقت تشریف اوری جناب شما است که برای دولت الله اسلامی خود خدمت نمائید\nاينك جناب شان ازراه سمت جنوبی تشریف فرما ودر موضع ارگون متوقف اند از انجا بحضور امیر\nصاحب غازي عريضه تقدیم داشته اند که مفاد انرا جهت اگاهی عموم ملت درج اخبار نمودیم :\nبعد الالقاب شاهانه .\nبواسطه رفع خستگی راه چندی در ارگون اقامت داشته بعد بحضور والا مشرف خواهم\nشد .\nدرین موضع که حاضرم خدمت اسلامی را فرض خود دانسته از عدم فرصت قبل از حصول\nاجازه اقدام ورزیده از اهالی مجاهدین این ولایت يك حصه انرا برای مقابله امان الله\nخان به طرف قندهار و يك حصه انرا بطرف جنوبی سوق دادم وبذريعه عریضه هذا عرض\nمشرف\nو اجازه می خواهم وبعد از اجراات ورفع خستگی بحضور مبارك مشرف خواهم شد از حضور\nمبارك فرامین مرحمتانه براي شان فرستاده شد، که بعد از حصول تسوید فرامین خسروانه\nدرج اخبار خواهیم نمود .\nحبیب الاسلام .\nاین ذات ازان ذوات نامور متدین ومعروف ایست كه يك عالم اسلام چه در هند\nو چه در افغانستان وغيره بصفاي نيت ودرستكاري او عقيده وارادت دارند البته تا جائیکه\nاواز اوشان بگوش هرکسی میرسد جرات مخالفت ازوشان سلب و با يك عزم کامل اوامر اورا\nگردن می نهند ماهم بنوبه خود موافقت شانرا در راه دین مبین حضرت رسول اکرم صلعم\nخواستاریم .\nمعذرت\nاز حیث نداشتن وقت که روز سیم عید اضحی مصادف با روز چهارم هفته است و در\nروز هاي عید دوائر معطل می باشد نتوانستیم جریده حبیب الاسلام را بصورت مقرره –\nقرار موعود در روز پنجشنبه به همان صورت وكيف مضامین بنظار قارئین جلوه دهیم\nلهذا معذرت خواسته و باین ورقه اکتفا میورزیم . ( اداره ح ا )\n(کابل مطبعه سركاري)"}
{"book": "adl0955", "page": 166, "text": "- ١٦٣ -\n\nصفحه ۳ (جریده هفته گی حبیب الاسلام - سال اول شماره ۱۳) (نمره مسلسل ۱۳)\n\nواعتصمو ا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا\n\nحبیب الاسلام\n\nاداره خانه د ما ندانان کابل - افغانستان - نمره تلفون قیمت سالانه ششماهه\nهمه امور تحریریه و حسابیہ بنام اداره فرستاده شود. در داخل هــ اف ٣ افغانی\nاداره در انتشار و اصلاح مقالات وارده مختار است. در خارج ١٥ شلنگ ۸ شلنگ\nدر هر هفته یکمرتبه یوم پنجشنبه نشر میشود. يك شماره ١٠ پول\nاوراقیکه درج نشود اعاده نمیشود .\n\n(تاریخ قمری ٢١ ذي الحجه الحرام ١٣٤٧) پنجشنبه (تاریخ شمسی ٩ جوزا ١٣٠٨ هجری)\n\nظهـور ملــخ\n\nان الله لا يغير ما بقوم حتى يغير وما بانفسهم : خدای متها جل ج شانه\nحال يك قوم را تغيير نميدهد تا آنها به نفسهای خود تغيير ندهند : یعنی پادشاهان\nو پیشروان ام از افراد هر قوميكه تكبر وغرور و خود منشی واختلال در امور دین را اختیار کرده\nاز صراط المستقيم عدل وانصاف کناره رفتند سزای اعمال شانرا بوجه من الوجوه خواهند یافت.\nحکومت سابق سوء اعماليكه برين محیط اجراء کرده هنوز اثرات ان باقی است و دماغ های\nبعضی بان عادت گرفته است از مظالم و فجایع بی انصافی و بی اتفاقی وغیره اعمال غیر صالحه\nشان جلوگیری نمیکند قحط العیشی و قیمت فروشی وتقلب کاری را يك رمز حيات وبقاي ذات خود\nدانسته از ان روگردان نیستند لهذا در ازاء اعمال شان فعلا ملخیکه ظهور کرده یکی از\nمجازات وموجبه های افعال ناشایسته خود شان دانسته باید براي دفع ان از اعمال سوء\nخود اجتناب واز گناهان گذشته خود استغفار نمایند تا رحمت خداوندي\nشامل حال شان بشود .\nاین عرضیکه نمودیم از جنبه روحی و معنوی بوده و بان عقیده پا ك وثابتی داریم که اولا\nباید بان توسل بنمائیم اما از پهلوی دیگر اثرا تمادی این مسئله را که بحیات اقتصاد ی ما ممکن\nضربه سختی وارد کند هم باید از دست نداده چاره اساسی واقداما ت جدی در اطراف تعدیل\nان بنمائیم .\nمسئله دفاع از ملخ باصول مادی درین محیط خیلی پیچیده ومبهم است واصولی براي\nمبارزه ان تاکنون اتخاذ نشده کتابی هم درین زمینه تدوین نگردیده که سبب رهنمائی ما\nگردد لذا لابد اطلاعات مختصريكه از گوشه وکنار نسبت بورود ملخ و نوعيت وطريقه\nدفاع ان بدست اورده ایم در ذیل درج مینمائیم ."}
{"book": "adl0955", "page": 167, "text": "- ١٦٤ -\n\nدفاع ان بدست آورده بطوريك ايدال ذيلا عرض مينمائيم .\nدرین چند روز خیل های ملخ در فضای کابل ومضافات ان مثل چهار اسياب و کمری و\nشیوه کی وغیره نمودار شده است ودر طرفهای چهاردهی بخوردن علوفه جات بهاری از ـ\nقبیل گلها وسبزی ها اغاز نموده اند .\nالبته همه کس میفهمد که ظهور ملخ برای زراعت يك افت غیر مترقبی است که مبارزه و دفاع ـ\nازان درین صفحات بواسطه نه بودن وسایل علمی وفنی تا نقطه انتها غیر ممکن است . ولی\nمعذلك چون این حشره موذی يك بلای مبرم برای زراعت وزراعت کاران وبلکه سائر انسانها\nشمرده میشود لذا بایست تا اندازه مقدور در دفع وتیلد طرد ان بنوعیکه سلفدت وقت ومحیط\nباشد قیام نموده میدان مبارزه تشکیل باید داد ملخ ها در نقاط مختلف دنیا با کثرت ـ\nتنوع وجود خارجی پیدا کرده اند ولی چار قسم ان زیاد مدهش ومضى ثابت گردیده که از سه قسم\nان معجلا صرف نظر کرده صرف از یکنوع که ان را ملخ سیار مینامند ووجود ان دريك ملك\nباعث خسارات مهم میشود بحث میرانیم .\nملخ های که در فضای کابل ونواحی ان مشاهده میشود هم از نوع ملخ مزبور است این ملخ\nها همیشه دسته ها تشکیل داده برای خسارت رسانی بمزارع از امکنه اصلی خود شان ـ\nمتفرق شده از اوائل بهار تا انتهای فصول تابستان خیل های ان بمخطوط مستقيم حركت\nنموده سیر حوفوا خود را ادامه میدهند و در قبال شان انچه از فصول زراعتی وغیره پیش اید\nبان خسارات جبران ناپذیری میرسانند وعلاوه خیل های انحا در اطراف مزرعه ها زمین های\nریگ زار یا دشتهای که خاك نرم داشته باشد برای تخم ریزی شان انتخاب کرده وماده\nهای آنها به تخم ریختن آغاز مینمایند .\nيك ملخ ماده پنج بار تخم میگذارد ودر هر بار از ٩٠ الی ۱۲۰ تخم شبه برنگ ـ\nگندم در لف يك پرده نازک لعابی که انرا ما سوره تخم میگویند بقسم عمودی در زمین\nمینخند که ازین حساب تخمینى يك ملخ ٥٠٠ تخم میگذارد ــ این تخم ها بعد از مرور\nچند روز زنده شده یعنی کرم های که باصطلاح وطن عزیز ما ( مچك يا مچغ ) مینامند\nظهور میکند ــ مجك ها برای زراعت نهایت مضر هستند همینکه از پرده تخم برامدند بطرف\nکشت زار ها شروع بحرکت نموده ازسبز جات ظریف تغذیه مینمایند ودر هر چند روز ـ\nيك بار پوست شانرا تبدیل کرده نمو میکند یعنی بزرگ میشوند وخوراك شان هم زیاد شده\nمیرود تا اینکه پنج بار تبدیل صورت نموده بحد رشد طبیعی شان سظبر میشوند وازان\nبه بعد هجوم قطعی بر مزارع برده انچه از رطب ویا بس در جلو شان باشد از خوردن\nان مضایقه نداشته طراوت و تازگی چمنستان بهار را به یبوست خزان تبدیل مینمایند ـ\nلهذا وجود اینها برای زراعت بکلی يك افت مبرم شمرده میشود ."}
{"book": "adl0955", "page": 168, "text": "١٦٥\n\nاصول مبارزه ان در ديگر ممالك بوسائل شيمی اتخاذ شده و ماشين هاي متنوعه\nبراي دفع ان ايجاد گرديده ولی در ممالك اسيا وسطی خصوصا افغانستان هند\nبخارا ايران تركيه و نواحی شان انقدرها وسائل دفاع ان مهيا نيست زيرا ـ\nملخ ها درين صفحات مثل ديگر قطعات زمين مقام اصلی شانرا هنوز اتخاذ نكرده و\nگاه گاهی مانند افت سماوی دفعتا ظهور نموده و متعاقب ان ( ساريا ساج ) يكوع مرغ\nخورد جثه و دشمن ملخ ها است پيدا شده ميدان مبارزه را تشكيل ميداده است وهم\nدر وقت ظهور مجك از طرف اهالی جرها حفر گرديده يك مدافعه غير قطعی براي محو وامحاي\nان اجرا شده ولی معذالك خسارات هنگفت به زراعات از هجوم ملخا عايد شده است .\nاصول حفر جرها وسوزدادن ملخ هارا در بين ان وريختن خاك بالاي شان اگر چه براي\nفناء و دفع قطعی مجك ها كفايت نميكند ليكن از فائده هم بكلی عاری نيست و تا اندازه ـ\nممكنه مجك ها را تلف مينمايد ولی اين اصول در وقتی عملی شده ميتواند كه از تخم ها\nكرم ها توليد گرديده و پيش از تغذيه و تعقيه مواضع تخم ريزی شان كشف و تحت مراقبت گرفته\nشده و در اطراف انها جرها حفر شود و پيشتر از حفر جرها تاذارند متفرق بشوند اگر پيشتر\nاز حفر جرها متفرق شوند اين اصول را بكلی برباد ميدهد و هيچ تاثيری بعد ازان نميكند\nو ازين هم بهتر اصول براي دفع ملخها درين صفحات تلف كردن تخم ان است . قراريكه\nدر بالا تذكر نموديم ماده هاي اين ملخ هاي سيار در اراضی ريگ زار و يا دشت هاي لم\nيزرع تخم ميدهند لهذا تلف كردن تخم براي دفع شدن ان يك اصول خيلی سهل و ـ\nاسانست ـ دو سال پيشتر هم كه دسته هاي ملخ بر كابل و نواحی ان هجوم اورده در اراضی\nغير زرعی تخم ريزی كرده بودند همين اصول اتلاف تخم ان اتخاذ و اجرا شده خيلی موثر\nافتاد و مجك ان ظهور نكرد حالا هم بايست اهالی توجه نموده مكرر عمل مذكور را اجرا نمايند\nو اثر اين بلا را از بالاي خود دفع بدارند اول از طرف اهالی بايد اراضی تخم گذاري\nملخ ها كشف گرديده وعمليات مذكور را متقنا اجرا نمايند ـ اراضيكه ملخها دران تخم\nميگذارند هجوم واجتماع پرنده ها و ديگر حيوانات مثل مار و خارپشت براي تلف كردن ـ\nتخمها بران اجرا ميشود اينهم براي كشف شدن تخمها باشخاصيكه مراقبت مينمايند يك\nبين دليل رهنمائی است ـ مقام محترم ولايت كابل نيز مساعدت و اقدامات لازمه دريــن\nزمينه با اهالی خواهند فرمود ـ باقی رفع و دفع اين بليه را از درگاه حضرت خداوند ـ\nمتعال جل شانه التجا ميكنيم ."}
{"book": "adl0955", "page": 169, "text": "افغانستان و اتحاد جماهیر اشتراکیه شوروي\n\nاز قرار اطلاعات واصله موثقه باین اداره که سفارت کبراي جمهوریه اجتماعیه شوروي\nدر کابل بوزارت جلیله خارجه دولت علیه ما رسما سواد نطق کمیساریت عمومی ملی\nاتحاد شوروي را که در مجمع خود نموده بود فرستاده اند در نطق خود رئیس مجمع\nراجع بافغانستان ایراد فرموده که یعنی مناسبات ما با افغانستان مطابق گذشته در\nجریان است و درین انقلاب داخلی افغانستان حکومت شوروي هیچگونه مداخله نخواهد نمود\nنظر باین اطلاع ملت افغانستان یقین خواهد کرد که حکومت علیه اشتراکیه شوروي مداخله\nدر معاملات داخلی افغانستان نخواهد کرد چه حکومت اتحاد شوروي مناسبات دوستی\nبا ملت فد و حکومت افغانستان دارد نه با شخص امان الله خان.\nلهذا اگر حکومت شوروي حقیقتا معاونت مادي و یا معنوي بطرف مقابل حکومت مرکزي\nنمی کند حقیقتا دوست ملت افغانستان است.\nبازهم افغانستان و شوروي\n(تردید بمباردمان طیارات روسی\nدر حدود مزار و خان اباد)\n\nقرار اطلاع واصله به اداره سفارت کبراي جماهیر اشتراکیه شوروي در کابل که\nرسما بوزارت خارجه خبر داده امدن طیارات شوروي بمقصد بمباري در حدودات مزار و\nخان اباد بی حقیقت و بی اساس است طیارات مال حکومت شوروي هرگز پرواز بمقصد\nبمباري در ان حدودات ننموده. لهذا نسبت باطلاعی که در شماره ۱۲ تاریخی ۲ جوزا جریده\nحبیب الاسلام شایع شده بود این خبر تردید رسمی سفارت کبراي اتحاد شوروي ما را -\nمتیقن می نماید که انشاء الله معاونتی از طرف ان حکومت براي اشخاص مخالف حکومت ما\nنشده و نخواهد شد و یقین داریم که رفع این شبهه در دوستی دولتین افغانستان و -\nشوروي خواهد افزود.\n\nخبرهای واصله\n\nاز کواتذامدن محمد نادر خان بسمت جنوبی و تحریکات او بر علیه حکومت و رجعت\nتعقرای شان وغیره – متحدالمالهای سا بقه ما بشما فهمانده باشد این قذ است که\nدرین اواخر عریضه او بحضور مبارك امیر صاحب بکابل رسیده و عرض دا شته که براي خیر\nجناب امیر صاحب غازي و همه اهالی افغانستان خدمت مینمایم و درین روزها بعد از يك\nجرگه بحضور حاضر می شوم.\nدر اثر ورود عریضه فوق علیشاه خان قند مشركه محبوس بود رها و فرمان جوابیه"}
{"book": "adl0955", "page": 170, "text": "- ١٦٧ -\n\nامیر صاحب عنوانی مذکور را حاملا عازم انصوب شده که از نتائج مکاتیبت ثانی بشما اطلاع خواهد شد . بلکه اگر نقول فرمان وعریضه مذکوره باداره اخبار حبیب الاسلام واصل گردید بشماره اینده انهم ابلاغ خواهد گردید . غلام نبی خان سفیر کبیر افغانی در مسکو که قبلا به تحريك مغرضین که سفك دماء مسلمین را برای نیلان بمقاصد سوء خود شان - مباح میدارند از ماسکو عازم افغانستان شده بایکعده نفری هواخواهانش بطور چپاول - غدارانه حکومت مزار را تصرف شده بود .\n\nقرار را پورتیکه واصل شده جناب محمد قاسم خان رئیس تنظمیه انجا با دیگر - افسرها وعسکری از اطراف اربعه اورا در مزار حصار نموده عنقریب مغلوب ومنکوبش ساخته انجا را فتح خواهند نمود و طوریکه حضرت افخم اجل عالی نائب السلطنه صاحب که قبلا - بانظرف با عسکر زیادی حرکت نموده بودند واز بغلان نوشته اند حضرت ممدوح هم عزم مزار را نموده با لوازم بی شمار ونفری بسیار بانطرف عزیمت نموده اند که عما قریب بانجا وارد و مزار را فتح خواهند فرمود .\n\nاز فتح هرات ورفتن جناب عبد الرحیم خان نائب سالار بان سمت از متحد المال سابقه ما مستحضر شده باشید اینست که تازه از جناب موصوف تلگرامی واصل شده وخلاقه حاویست بر اینکه اهالی انجا تماما از صمیم قلب مایل وراغب حکومت مرکزیه خود شان هستند وهم بیعت اهالی انجارا تا حدود فراه و چخانسور حصول داشته وعده داده است که عنقریب وسبله اشخاص صاحب نفوذ هرات وفراه بکابل بحضور مبارک امیر صاحب غازی تقدیم مینماید .\n\nدر مرکز نیز کمال رفاه و داد رسی برای سایر انام ورعایا حکفرما بوده به تحت را یات اسلامیت وعدالت سایر اهالی زیست داشته تمام امور به نظم ونسق عادلانه اسلامیانه در جریان بوده من کل الوجوه باعث طمانیت ومسرت است . محض برای اطینان واگاهی شما از مطیل وارده اخبار نموده باحترام ختم کلام مینماید .\n\nاز انجا که فتوحات غیبی وعنایات حَضرت اللهی همیشه مدد ومقارن احوال بنده گان صالحهء حضرت خداوندیست عسکر غیور امیر صاحب رعیت نواز (امیر حبیب الله خان) که قبلا با تهور واحساسات عسکرانهء خود شان عازم سمت قندهار بوده و مقر را - مقر خود قرار داده بودند درین ایام نزديك رايات عالیات را بسمت قلات در اهتزاز اورده از فضل ومراحم حضرت بی نیاز بظالع پادشاه رعیت نواز خود به مقابله جزوی - قلات را فتح وتعوف نموده بفواج امان الله خان شان مخلوع شکست مدهشی داده وغنایم زیادی را که از انها بیادگار خجالت در قلعه قلات از قبیل تفنگ وجباخانه ودیگر الات ناریه واذوقه وخیمه امانت مانده بود متصرف شده وانجارا فعلا مقر خود ساخته اند ."}
{"book": "adl0955", "page": 171, "text": "- ١٦٨ -\n\nافواج طرف مقابل بر جعت تعقبی عازم قندهار شده اهالی آنجا هم با صمیمیت تمام برای خدمات حکومت مرکزی خلقاً حاضر و محیا شدند - واهالی قندهار نیز امداد غیبی را شامل حال عسکری جناب امیر حبیب الله خان غازی دانسته و معامله را منجانب حضرت ایزدی - تصدیق کرده همگان متفق الرای شده بیعه نامه بنام نامی امیر صاحب غازی تحریر داشته و در شرف ارسال است که عنقریب واصل خواهد شد .\nهمچنین جناب محمد عمر خان فرقه مشر که جهت ادفاع مفاسد اهالی وردك با يك عده عسکر بانجا قیام داشتند در اثر ان اخیرا مردم وردك از افعال نا مشروع خود شان نادم و تائب گشته بعد اعتذار های متعدد که توسط موسفیدان شان اجرا شده از ته قلب متعهد شده که دو هزار نفر بطور عسکری جهت خدمات حکومت از اقوام خود بدهند که بمعیت - فرقه مشر موصوف از انجا بکابل حاضر شوند تا بخدمات لازمه مملکتی مامور گردند .\n\nفرار امان الله خان شاه مخلوع به بمبائی\n\nتشبث نمودن بعروت الوثقی توکل در تحت لوای تدین والا میت که شاه را مستقییم فلاح دنیا واخرت است منتج بسعاد تمال وحسن القاء اقبال استهلال شده منحرفین ازین راه مستداما ببادیه اغوا و ضلال منکوب و مخذول اند چنانچه با ساس همین قضیه مداما علایم انرا بر روی جریان امور که زمام اقتدار کامله ان بید قدرت ذو الجلال است مشاهده میکنیم ولی چون امور جزوی وضعی میباشد بان اهمیت نداده بطور عادی و سرسری میگذریم .\nاينك یکی از همین قضایای موضحه مبرهنه است که مطبق خبر تازه ئی که گرفته ایم امان الله خان شاه مخلوع که از صراط المستقیم اسلامیت انحراف نموده بود و با انکه بهر جور وسائل معاودت سلطنت بخودش توسل جسته تقریبا تمام اقوام افغانستان را بر علیه - همدیگر شورانیده وخون های اخوان مسلمین خورا ریختانده و ازان چمن زار وطن را گلگون نمود اما بالاخره با ساس قضیه فوق ناکام و منکوب شده با تمام فامیلی خود عازم ( بمبئی ) گشت و دنیای افغانستان فعلا از وجود او پاك شده است .\n\nانعقاد مجلس وزرا\n\nقراریکه وزارت دربار باداره اطلاع میدهد روز دوشنبه باراده ذات شاهانه در قصر دلکشا در تحت ریاست جناب عالی سردار اعلی معين السلطنه صاحب مجلس وزرا - منعقد شد حضرت عالی اساس وظیفه مجلس وزرا را تصویب فرمودند که اینده بقرار اساس تصویب شده که منظور حضور مبارك شده بروزهای دوشنبه بقصر دلکشاه انعقاد مجلس از ساعت ۸ بجه الی ۱۲ بجه روز شده با مورات مهمه داخلی و خارجی مملکت مذاکره شود."}
{"book": "adl0955", "page": 172, "text": "- ١٦٩ -\n\nاطاعت اولی الامر\n(۷)\n\nدر بعضی کتب سماوی ورود یافته است که الله تعالی بانسان خطاب فرموده میفرماید:\nابن ادم (تدعو علی من ظلمک ویدعوا علیک من ظلمته فان شئت اجبنا واجبینا علیک وان ـ\nشئت اخرنا الامر الی یوم القیمته فیسعکم العفو) .\nیعنی :\nای ابن ادم دعای بد مینمائی برانکه بر تو ظلم نموده است و از من داد می خواهی\nودر همین حالت برخودت نیز مظلم دیگری که ستم دیده است دعای بد میکند وداد خود را\nاز من میطلبد پس اگر خواهی دعای هر دو را قبول فرموده داد او را از تو وداد ترا از ـ\nظالـمت می ستانم و اگر خواهی قبول دعای هر دو را بروز قیامت میگذارم تا عفو واسع من همه\nگانرا در بر گیرد .\nازین حدیث قدسی واضح میگردد که هر ستم وجوری که انسان از بالا دست خود می\nبیند در همان حالت خود وی بر زیر دست خود ظلم وستم روا داشته عدالت الهی موجب\nاین میگردد که بالا دست وی نیز بروی ظلم وستم نماید . بنابراین عاقل منصف را لازم است\nکه حقوق زیر دستان خونرا ضایع ننموده وازستم بالا دست شکوه نکنند وعلاج اصلی انرا\nبرضای زیر دست خود بنماید .\nحضرت عبیده سلمانی تابعی از حضرت امیر المومنین علی کرم الله تعالی وجه پرسید که\nایا بچه سبب مردمان اطاعت ابوبکر وعمر را قبول کردند ودنیائی که یک وجب بود وسعت\nیافت وچون نوبت خلافت بخودت وعثمان رسید از اطاعت شما نفرت نمودند و دنیای وسیع\nبر شما از يك وجب تنگ تر گشت حضرت امیرالمومنین (ر ض) در جواب فرمودند که رعیت\nابوبکر وعمر چون امثال من وعثمان بودند ازان رو درجه امرای ما نیز بهمان حد رسید و\nرعیت من امثال واشیاء خودت میباشد چرا بان حد ترقی نمائیم . ازین اثر مبارک باین\nنتیجه رسیدیم که ترقیات مادی ومعنوی امر خلافت وسلطنت تابع حالت رعیت است اگر رعایا\nبصفت حسنه وجوش وخروش ایمانی متصف ومتحلی باشند حالت امارت نیز ترقی میکند وخلیفه\nزمان از رعایای خود خدمات مفیده گرفته میتواند ونتائج عظیمه ترقیات دینیه ودنیویه از ـ\nمساعی رعایا حاصل میشود واگر تعصبات قومیه واغراض شخصیه مدنظر افراد رعیه گردد\nحالت خلافت وسلطنت متغیر شده ودر صورت فساد اخلاق افراد رعیه توجه خلیفه زمان\nمنتج فوائد تامه نمیگردد ازان رو هریک از رعایا را توجه کامل باصلاح حالات شخصیه و\nاعمال ذاتیه خود فرض عین وعین فرض است ."}
{"book": "adl0955", "page": 173, "text": "۱۷۰\nبیعت های ولایات و ملحقات ان\n(۸)\n۲۱ رمضان : بیعت اهالی سر پل مزار شریف\nالحمد لله الذي هدانا الی صراط مستقیم والصلوات والسلام علی رسوله محمد — صاحب دین القويم — اما بعد مایان عموما علما وسادات و مشایخ و موسفیدان واقسقالان مردم افغانیه و تاجکیه و اوزبکیه و هزاره و مامورین مربوط حکومت سر پل که یکی از شعبات ولایت مزار شریف بوده و می باشیم قطعه اعلان که در بر طرفی امان الله خان از پادشاهی مزین بامضای مامورین بزرگ مرکز دار السلطنه کابل و نیز به قبولی و بیعت نمودن مامورین — موصوفه به پادشاهی خادم دین رسول الله امیر حبیب الله حاوی بوده برای مایان درین اوان واصل گردیده چون انتظامات امورات دینی و دنیوی موقوف بوجود يك پادشاه که اولی امر گفته میشود بوده و هم چنین خرابی انتظامات دین و دنیا بعدم وجود اوللا لامر بوده و می باشد ازان رو مایان اهالی مامورین مربوط سر پل بخصوص اعلان موصوف بنا بر ترقی شریعت غرا بیضاء مصطفوی (ص) وبموجب آيه وافي هدایه و اطیعو الله واطیعو الرسول واولی امر منکم وبخودی و باسوده حالی مایان اهالی و کافه مسلمین به پادشاهی خادم دین رسول الله امیر حبیب الله موصوف بیعت و انقیاد نموده او را پادشاه و اولای الامر خود ها میدانم و نسئل الله ان يوفقنا ويهدينا الی صراط مستقيم ويسعده في الدارين بفضله العميم العظيم .\nامضاء ات :\nسید احمد — محمد امین — محمد عمر — ایشان قل ارباب — محمود — غلام حیدر — ابراهیم — روز محمد — عبد الله بیگ — همدم بای — مصطفی قل — ملا طور — خوشوقت بای سلیمان قل — باقی مهر وامضای ۱۱۰ نفر دیگر .\nبیعت نامه اهالی بلخ مزارشریف\n۲۹ شهر رمضان :\nاقرار واعتراف صحیح و شرعی نمودیم مایان اهالی محکمه شرعیه دارالقضاء شهرام البلاد بلخ ومامورين رتبة الاسلام شهر بلخ وسایر اهالی سکنه بلخ وتوابع آن بحضور اهالی محکمه مذکور حال جواز اقرارنا واقرار هم شرعا برینکه قبل برین برای امان الله پادشاه سابقه بیعت نامه بقرار شرایطی که از امورات شرع شریف تخلف نکند داده بودیم چونکه خلاف ورزی و خلاف رفتاری او در امر شرع انور سید نا حضرت محمد مصطفی (ص) بظهور رسید چنانچه برادران دینی مایان اهالی دارالسلطنه کابل موازی نوزده فقره خلاف رفتاری اوکه مخالف امر شریعت غراست در بیعت نامه خود ها درج نموده بودند چون همه انرا ملاحظه نمودیم"}
{"book": "adl0955", "page": 174, "text": "- ۱۷۱ -\n\nالحق که تمامی فقرات مذکور مخالف امر شرع شریف بود مایان اسامی مکتوبین فی الذین\nبیعت خود ها را از امان الله پادشاه سابق فسخ نموده برای پادشاه ذی الاقتدار حضرت\nظل الله خادم دین حضرت رسول الله امیر حبیب الله خان از صمیم قلب طوعا ورغبتا\nپادشاهی امیر حبیب الله خان را قبول نموده بیعت نمودیم که اطاعت پادشاه حال امیر\nحبیب الله خان را بقرار شرایط شرع انور بدون مرتبه خونها گرفته قبولدار شدیم به -\nمقتضای ایه شریفه اعوذ بالله من الشيطان الرجیم واطیعوا لله واطیعوا لرسول واولی الامر\nمنکم چنگ زده قبول اطاعت امیر صاحب حال را نمودیم که الهی افتاب عمر واقبال واستقلال\nسلطنتش ش درای ودریای حشمت واجلالش موج در موج باد بالنون وصاد مبارک باد .\nسلطنت بر خادم دین رسول الله امیر حبیب الله خان باقی مباد هر که نخواهد بقای شاه .\nامضائات :\nمحمد کاظم حاکم - ملا عبد الجبار قاضی - میرزا غلام حیدر مامور مالیه - حاجی محمد خان -\nمحمد عزیز کوتوال - با به علی - میرزا علی - صوفی گل مراد - اسد الله بای - محمد حسین -\nعبد الحکیم - باقی مهر ونشان شصت ٣٣٦ نفر دیگر .\n\nبیعت نامه اهالی تاشقرغان\n۸ رمضان ۱۳۴۷ .\nبسم الله الرحمن الرحيم .\nحمد و سپاس بیقیاس مر پادشاهی را سزاست که بنای طاق ورواق سبع سموات طباق\nرا بعمدای والسماء بینهما بایید و انا لموسعون بقدرت کامله خویش طرح بسته و افتراش بسیط\nغبرا را بمقتضای والارض فرشتها فنعم الماهدون بحکمت شامله خود رنگ ریخته و عمارات وجود\nدار الملک موجودات را بفحوای اذا اراد شیا ان یقول له کن فیکون از حظیض نیستی باوج\nهستی رسانیده و ابواب احسان را بر وجوه بنی نوع انسان بمضمون صدق مشحون ولحم ما يدعون\nمفتوح داشته که منتظمان کارگاه ملک صورت ولبا س مهندسان بنیان معموره جهان حکمت\nاساس کیفر هگ عقل و دانش و اصحاب خرد و بینش اندر ادای شکر نعم او بلسان عجز گرائیده\nبقصور خویش اعتراف نموده اند ما عاجزان پیرو وهم و خیال ناقص را چه یارا که بارای شکر\nوثنای او زبان را نیم لا احصي ثناء عليك انت كما ثنيت على نفسك وصحف صلواء زاكيات\nنثار روضه منوره فصاحت بیانی که منشور موفور رسالتش بطغرای غراي وانك لمن المرسلين\nمشح وموشح است و مثال بمثال لازم الامتثال نبوتش بتوقيع وتفيع وما ارسلنک الا رحمة للعلمين\nموقع و موضح عاليشانيک در بساط قاب قوسین او ادنی ممتاز ومخلعت والاي لولاك لما خلقت\nالافلاک صاحب طراز عليه من الصلواء اتمها ومن التحيات اكملها وبرال عظام واصحاب -"}
{"book": "adl0955", "page": 175, "text": "- ۱۷۴ -\n\nواجب الاکرام و اتباع با احترام او که مالکان صدق ویقین وهادیان شرع حضرت سید المرسلین اند\nصلوه الله وسلامه علیهم اجمعین اما بعد بر جمله اهل اسلام وكافه امتیید خیرالانام واضح\nولائح است که نصب امام از ضروریات دین و واجبات شرع متین حضرت سید المرسلین است وبرهمه\nمسلمانان واجــولازم است که شخص مسلم حر مفکر عاقل بلغ مالك تصرف در امور مسلمین وقادر بـــر\nتنفيذ احکام وحفظ حدود دار اسلام وانصاف مظلم ازظالم باشد بامامت قائم ومنصوب دارند\nکه بواسطه وجود گرامی او تنفیذ احکام دین و رفع حاجات مسلمین مثل سد ثغور واقامت حدود\nو تجهیز جیوش واخذ صدقات وقهر متغلبه ومتلصصه واقامت جمع واعياد و قطع منازعات واقعه\nبین عباد وغير ها قیام وانجام گیرد بناءً علی هذا مایان اهالی تاشقرغان بل جمیع ترکستان\nبجهت اجرای شرایط مسبوۀ قبلا دست بیعت واطاعت بامیر امان الله پادشاه سابق داده\nبودیم چون امیر مسبوق الذکر اقوال وافعال خود را تغییر داده مقلد رفتار وکردار اهل کفره ـ\nگردید کتب شرعيه ومسائل دينيه ومعتقدات یقینيه را ترك داده نظامنامه جديده وقوانین\nغير مفيد ميل از شرع بعیده را اختراع کرده بروی کار اورد خود بدان عمل نمود ه حکام وعمال ـ\nخودرا حکم داده که جبرا وکرها احکام انرا بالای رعایا اجرا بدارند علاوه بران علما وـ\nسادات اکابر وافاضل دارالسلطنه کابل وسمت مشرقی وکوهستان در بیعت نامه خود تحریر ـ\nداشته انیکه در ۴۲ فقره مسائل که مخالف شرع نبوی ومنافی طریقۀ مصطفوی بسوی کفر بود بمضمون\nایه کریمه و (من لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الكافرون) امان الله را واجب العزل دانسته\nفسخ مبایعت او را نموده مجددا دست بیعت بمجاهد فی سبیل الله خادم دین رسول الله\nامیر حبیب الله دادیم وذات گرامی اورا پادشاه واولوالامر خودها دانسته واطاعت وانقیاد امروفرمان\nاورا تبولد ار گردیدیم که نقل بیعت شان از نظر مایان گذشت و ما مردم اهالی تاشقرغان وقراو\nمضافات ان نیز موافقت ومرافقت انهارا نموده باشاره (وقل جاء الحق وزهق الباطل ان الباطل\nکان زهوقا) بیعت امان الله را فسخ نموده اطاعت او را از ذمه خود ها دور کرده بشرایط\nفوق الذكر بموجب (السلطان العادل ظل الله فی الارض من تمسك به نجا من اعترض عنه هلك)\nدست بیعت واطاعت بامیرغیور شجاع دلیر رافع اعلاء کلمه الله وحامی دین رسول الله امیر حبیب\nالله داد بمضمون ایه کریمه (واطيعوا الله واطيعوا الرسول واولالامر منکم) ذات شاهانه اورا بامامت\nو امارت خودها قبولدار گردیدیم وجود مقدس او را پادشاه واولا رامر خود ها دانسته اطاعت حکم\nونفاذ فرمان اورا پذیر اشدیم وبجان ومال ونفس بخدمت او قیام واقدام داریم دوست اورا دوست\nخود ها ودشمن اورا دشمن خود ها می شماریم واز خداوندکریم مسلت داریم که از لطف عمیم ایــن\nپادشاه ترقی خواه دین ودولت را توفیق مدالت و هدایت نصیب گرداند تا بميامن عدل وشفقت\nانصاف مراسم جور واعتساف را محو وناچیز نموده مبانی عدل وامانی را مرفوع ومشید دارد وارکان\nدین قویم وقواعد شرع مستقیم را استوار گردانیده ابواب عدل واحسان را بر وی جهانیان"}
{"book": "adl0955", "page": 176, "text": "- ۱۷۴ -\nکشاده ظل حمایت وعاطفت برمفارق سرگشتگان وادی نامرادی گستراند تا کافهء رعایا وقاطبهء بژند\nبرایا مرفہ الحال زندگانی نموده وجود فائض الوجود او را مغتنم انگارند واز خداوند کریم\nبقای عمر وترقی دولت او را بصدق دل وخلوص نیت مسئلت داریم والدعا . ۸ رمضان ١٣٤٧\nامضاء ات:\nمهر قاضی محکمہ شرعیہ تاشقرقان ملاسکندر شاه خان - مهر مفتی محکمہ تاشقرقان -\nداملا عرب مدرس- ملا تردی خطیب- ملا حمید اللہ مفتی محکمہ فضل صادق مجددی-\nملا شاه محمد محرر محکمہ امام الدین مدرس- محمد نبی - محمد نعیم - محمد شریف - ملا\nعبد العزیز - ملا عبد الرحیم - ملا نعمت اللہ مدرس - سید جان پادشاه - عبد المجید - حاجی\nسلطان قریه دار - بایجان کلانتر - ایشان میان جان - صوفی محمد کریم اقسقال - ملا با یجان\nبای- عزیز بای- از نظامی : ملا گل جان - روزی قل - غلام حیدر - محمد قاسم - محمد الیاس\nسلیمانقل - باقی امضا و مهر ۳۰۰۰ نفر دیگر علما ومشایخ ونظامی وغیره اهالی تاشقرقان .\n\nبسم الله الرحمن الرحیم\nبیعت نامه اهالی قریه زرغون شهر تعلقه لوگر د\n\nاقرار واعتراف شرعی مینمائیم مایان اهالی قریه زرغون شهر تعلقه لوگر د اینکه:\nقبلا امیرامان اللہ خان را بامارت وسلطنت خودها بیعت داده به پادشاهی خودها\nقبول دار شده بودیم چون بقرار فتوای علماء دین حضرت سیدالمرسلین صلی اللہ علیہ والہ وسلم\nمواضعات سمت مشرقی وشمالی وغیره وغیره بواسطه افعال واقوال های نامشروع اثر شرعا حکم -\nعزل را برخود امان اللہ خان پیدا و نین اوکرد فلذا بران مردم سمت شمالی به سرکردگی و امارت\nاعلیحضرت غازي امير حبيب الله خان خادم دین رسول اللہ (صلعم) بالا يثر غلبه اورده به برکت\nدین نبی (ص) تسلیم تخت وسلطنت را از قبضه امیرامان اللہ خان گرفتند و مایان اهالی قریه مذکور\nموطن لوگر د بیعت نامه هذا خود را بحضور مبارك تسلیم کردیم بلحاظ کہ امير حبيب الله خان\nموصوف بدین حضرت رسول کریم (ص) وشایع گردانیدن دین از روی صدق و اخلاص صادقانہ بر\nرضا ورغبت خودها پادشاهی امیر صاحب ممدوح را قبول دار می باشیم شرعا با امیر صاحب\nموصوف بذریعهء مهر و دستخط و نشان شصتهای خود ذیلا امضاء کردیم هرگاه درثانی از -\nامر امیر صاحب موصوف کہ مطابق شرع شریف باشد برخلاف اختیار و عدول نمائیم ملامت خدا و رسول\nاکرم (ص) میباشیم وبر اقرار خود ها صادق هستیم فقط تحریر ۲۰ شعبان المعظم ١٣٤٧.\nامضاء ات :\nملا فقیر محمد - ملا احسان اللہ - میرزا احمد خان - صالح محمد - سید شاه -\nمیرزا فضل احمد - عبد الغفور - غلام محمد امیر محمد عزیز اللہ باقی نشان و مهر و امضا ٦٠ نفر دیگر ."}
{"book": "adl0955", "page": 177, "text": "- ١٧٤ -\n\nمسایل دینی\n(١٤)\n\n٧ - نگهداشتن جامه اوست از چکیدن اب مستعمل بران .\n٨ - جمع کردن نیت زبان وقصد دل است .\n٩ - بسم الله گفتن است در شستن هر اندام ومسح کردن هر اندام .\n١٠ - خواندن دعا هائی است که از امامان دین نقل شده در شستن هر اندام .\n١١ - درود و سلام خواندن است بر پیغمبر (ص) بعد از وضو (اللهم اجعلني من التوابين و اجعلني من المتطهرين)\n١٢ - اشامیدن زیاده اب وضو است ایستاده یا نشسته .\n١٣ - جستجو کردن است گوشهای چشم و شتالک ها وبشکه بالای پاشنه است کجی کف پا را تاکه خشک نماند .\n١٤ - از اندازه وحد فرض شستن را زیاد کردن است در پیشانی بطرف سر و در دست بطرف بالای ارنج و در پای بطرف بالای شتالنگ .\n١٥ - بدست چپ شستن پایها است و در زمستان تر کردن انها است پیش از شستن .\n١٦ - خواندن سوره (انا انزلنا) است .\n١٧ - خواندن دو رکعت نماز نفل است بعد از وضو اگر وقت مکروهه نباشد .\n١٨ - خواندن کلمه شهادت است نزد شستن هر عضو .\n١٩ - ابتدا کردن است از بالای طرف روی واز طرف سر انگشتان و پیش طرف سر .\n٢٠ - روی بقبله نه نشستن وپشت ان الذنا کردن است در خلا وناشستن است بروی افتاب و مهتاب وپشت بانها جائز است .\n٢١ - بدست چپ استنجا کردن است .\n٢٢ - ترک کردن چیزی است که مکروه باشد در وضو .\n\nفصل چهارم در مکروهات وضو\n\nمکروه نزد اهل شرع ان است که از جانب صاحب شرع دران منع افقثه ثابت شده باشد بادلیکه معارض ان باشد وبنده به ترک ان خالصا لله تعالی جل شانه ثواب بیابد وبکردن ان عمل او ناقص می شود و خوف عتاب الهی جل شانه در فعل ان است وبحلال دانستن ان کفر نمیشود .\n\nاب اندر دهان ودر بینی یکذچپ کراهیت بینی\nاب بروی سخت تر کردن عورت خویش را نظر کردن\nخوی در اب هشتن از عمدا سخن اندر مقام استنجاء\nور تو بینی براست افشانی در میان کراهیت ما قذنی\nهرکه این شش کراهیت داند دایم اندر رفایت ماند\n(شرح لغات)"}
{"book": "adl0955", "page": 178, "text": "- ١٧٥ -\n\n(كراهيت) مكروه شدن وسخت تر كردن سخت زدن اب بر روي (عورت) مراد شرم گاه است\n(خوي) اب دهن (هشتن) انداختن وگذاشتن (عمدا) بقصد ( مقام) جاي (ولخانبخاب)\nرفاهيت) اسايش.\nحل لغات ابيات\nشش چيز در وضو مكروه است .\n١- بد ست چپ اب در بيني ودهن كردن\n٢- سخت زدن اب بر روي\n٣- نظر كردن بشرم گاه خود\n٤ - اب دهن در اب انداختن .\n٥- سخن گفتن در جاي استنجا\n٦- بد ست راست بيني افشاندن .\n(فروع)\nاز جمله مكروهات وضو اسراف كردن است در وضو و ازجمله اسراف شستن اندامها است\nزياد از سه بار بشرطيكه اعتقاد او باشد كه سنت زياد ، ازسه بار است وازجهت رفع وسواس زياد،\nازسه بار است ولله شستن انرا اسراف گفته نميشود وانك اندك شستن اندامها است وسه بار\nمسح كردن سر اسراف بهاي جديد و وضو كردن است در موضع نجس كه در موضع نجس وضو نكند\nقصدا اب وضو را در موضع نجس نيا ندازد اگرخود بقول اتفاق بخود اب وضو در موضع نجس برود\nباكي نيست و وضو كردن است در مسجد مگر در ظرفی يا در جائيكه اماده برای وضو -\nباشد وترك هر مستحب مكروه است .\n\nباب دهم در بيان شكننده هاي وضو\nانچه از پيش وپس عيان گردد اب دست ترا زيان گردد\nمگر ان باد كان ز پيش بود كه وضو هم بجاي خويش بود\nريم وخون گر روان همي باشد تي كني پر دهان همي باشد\nخواب تكيه زده وضو شكند تكيه برخواب هيچكس نكند\nقهقهه درنماز و بي هوشی باز ديوانگی ومد هوشی\nهركه راشد مباشرت فاحش نرج در فرج اير در بالش\n( باقي دارد ."}
{"book": "adl0955", "page": 179, "text": "ـ ١٧٦ ـ\n\nفتوحات اسلام (بیت المقدس)\n\n(١١)\n\nو موضوع مفتی را قصد کرد تا اینکه در ان جای بالارود و بطرف بیت المقدس نظر اندازد و در بین راه قومی از مسلمانان که جامه های دیباجی بطن خود داشتند که از غزوه یرموک انها را بدست اورده بودند و بطن خود پوشیده بودند با امیر المومنین عمر (رض) ملاقی شدند امیر المومنین (رض) حکم کرد اینکه بر سر ایشان خاک ریزد و ابهای دهان خود را در بالای شان اندازد و این چنین بود احوالات او تا اینکه در حوالی بیت المقدس رسیدند چون بطرف شهر نظر انداختند همگی الله اکبر گفتند و دعا کردند که خداوندا این شهر را باسان ترین وجهی بدست ما فتح گردانی و ما را از طرف خود یاری ومحکمی فرستی و نصرت دهی بعد ازان امیرالمومنین (رض) روی براه اورد تا اینکه تمام قبائل وصاحبان لواها بطرف اوروی اوردند واستقبال کردند و امیر المومنین عمر (رض) رفت تا اینکه در ان منزلی که جای امیر ابا عبیده (رض) بود فرود امدند و در انجا از برایشان خیمه موئین برپای کردند و امیر المومنین (رض) درمیان ان خیمه در بالای خاک ها به نشستند بعد از ان از جای برخاستند و چهار رکعت نماز ادا نمودند واقدی (رح) فرمود که در انوقت از مسلمانان ناله ها و فریاد های بلندی بالا شد وزبان های همگی شان به تکبیر و تحلیل گویا گردید ـ چنانکه همگی اهلی بیت المقدس اواز ناله وفریاد های شانرا شنودند در ین وقت قبطی ترک از ـ برای شان گفت که وای باد شما را قوم عرب را چه پیش امده که بدون از اینکه چیزی واقع شود خود بخود ناله ها و فریادها دارند و شما در بالای سور شهر بالا روید به بینید ـ انها را چهمیضامله واقدی (رح) فرمود که بعد از ان مردی از میان شان که زبان عرب را میدانست در بالای سور شهر بالا امده اواز کرد که ای قوم عرب ما را خبر دهید که چه نقل است که اینقدر فریاد و غوغا دارید ـ مسلمانان فرمودند که امیرالمومنین عمر(رض) که خلیفه بزرگ ما میباشد از مدینه پیغمبر ما (ص) به نزد ما قدم اوردند و این فریاد ها از سبب ـ خوشوقتی مسلمانان است .\n\nراوی گفت که ان مرد بازگشت وقبطرک را خبر داد قبطرک در زمین قدم زدن گرفت وهیچ جواب نگفت چون فردا صبح شد و امیرالمومنین (رض) به همراه مسلمانان نماز را ادا ـ نمودند بعد ازان روی بطرف ابا عبیده (رض) اوردند وفرمودند که یا عامل بطرف قوم روی اور و انها را خبر ده که امیر ما امد بعد ازان ابا عبیده (رض) بطرف شان رفت واواز کرد که اهل بیت المقدس امیر بزرگ ما عمر(رض) امشما در باب وعده خود که همراه ما وعده کرده بودید چه می گوئید .\n\nراوی گفت که انحا قبطرک خومرا ازین قضیه خبر داد قبطرک از میان کنیسه خود بیرون امد و جامه های درشت و شوخکین بطن او بود و تمام رهبانان و قسیسین واساقفه با وهمراه بودند"}
{"book": "adl0955", "page": 180, "text": "– ۱۷۷ –\n\nو صلیب را که بجز از ایام عید بدیگر ایامی بیرون نمی اوردند بیرون اوردند و در مقدم روی او\nگرفتند و خود بطالیق هم که والی شان بود بهمراه او روی براه اورد و از برای تبرک گفت که ای پدر\nما اگر چنانچه توان صاحبیتی (ر) شانرا میشنای خوبوالله هرگز درین شهر خونرا از برایشان\nمفتوح نمی کنم و تو ما را بهمراه این گروه عرب واگذار شو که یا خوبانها را می گویم یا کشته –\nمیشوم تبرک از برای شان گفت که من این امر را خوب تحقیق میکنم بعد ازان تبرک بهمراه بطالیق\nوالی شهر در بالای سورامدند و خود بطالیق هم در یک جانب تبرک ایستاده شد و صلیب را در\nمقدم رویشان گرفتند و انها را مقدم روی امیر ابا عبیده (رض) ایستاده شدند و اواز کردند :\nکه ای شیخ ستم کشنده چه میخواهی . امیر ابا عبیده (رض) عنه جوابداد که این شخص امیر المومنین\nعمر (رض) خلیفه بزرگ است که بطرف شما امده و بغیر از وی خلیفهء دیگری نداریم حالا شما بطرف\nاو (رض) بیرون شوید وصلح وامان را بهمراه اوعقد کنید وبه تحت ذمهء او داخل شوید و –\nجزیه را برضایمندی خود ادا نمائید . تبرک گفت که اگر ان امیر شما امده باشد که شما ازوی–\nبالاتر امیر دیگری ندارید از برای او بگوئید که بطرف ما نزدیک اید که ما او را به نعت وصفت او –\nمی شناسیم و از بین شمایان همگی او را جدا میکنیم او را بگوئید که پیش اید و در برابر ما ایستاده –\nشود تا اینکه مایان او را به بینیم اگر همان امیر شما نباشد که مایان صفات او را در انجیل دیده ایم\nبعد درمیان ما وشما بجز مقاتله ومحاربه در چیزی نخواهد بود – راوی گفت که امیر ابا عبیده\n(رض) بخدمت امیر المومنین عمر (رض) بازگشت و گفته تبرک را باو خبر داد وعمر (رض) قصد کرد\nاینکه از جای برخیزد اصحابا وعرض نمود که یا امیر المومنین شما تنها بطرف شان میروید وبجز\nیک مرقعهء خود دیگر هیچ از الات واسباب بخود همراه ندارید ومایان فقط خائفیم که مبادا از–\nبرای شما مکر وفریبی داشته باشند و از طرف شان از برای شما مشقتی عاید گردد درینوقت امیر\nالمومنین عمر (رض) این ایهء کریمه را قرائت نمودند ( قل لمن يصيبنا الا ماكتب الله هو مولينا\nوعلی الله فليوتكل المومنين) بعد ازان امر کرد که اشتر شانرا حاضر اوردند و در بالای اشتر\nخود سوارشدند و همان مرقعهء موحوفه بجان شان بوده دگر هیچ لباسی نداشتند و با قطوانی\nرا بسر خود پوشیده بودند و بغیر از ابا عبیده (رض) دیگر باوشان همراه نبود ابا عبیده\n(رض) هم در مقدم رویشان قدم میزدند و رفتند تا اینکه بسوا شهر نزدیک رسیدند و دران جا\nایستاده شدند که الفة تبرك واطاليق دران برابر در بالای سور ایستاده بودند بعد ازان\nابا عبيده (رض) بهمراه شان بسخن گفتن شد و فرمود :\n( باتی دارد )\n\n( کابل مطبعهء سرکاری )"}
{"book": "adl0955", "page": 181, "text": "-۱۷۸ -\n\nصفحه (۱) (جریده هفتگی حبیب الاسلام سال اول شماره ١٤) (نمره مسلسل ١٤)\n\nواعتصموا بحبل الله جميعا وتفرقوا\nحبیب الاسلام\n\nاداره خانه درافغانستان کابل افغانستان ـ نمره تلفون ٠\nهمه امور تحریریه و حسابیه‌بنام‌اداره فرستاده‌شود .\nاداره‌در انتشار و اصلاح مقالات وارد مختار است.\nدر هر هفته یکمرتبه یوم پنجشنبه نشر میشود.\nاوراقی که درج نشود اعاده نمیشود.\n\nقیمت سالانه ششماهه\nدرداخل ٥ ـ افغانی ـ ٣ ـ افغانی\nدرخارج ١٥ شلنگ ۸ شلنگ\nیک شماره (١٠ پول)\n\n(تاریخ قمری ٢٧ ذیحجه الحرام ١٣٤٧) پنجشنبه (تاریخ شمسی ١٦ جوزا ١٣٠٨ هجری ٠)\n\nصواب الکلام فی عقائد الاسلام\nنبذه ازصفات ستودۀ رسول اکرم (ص) وقدسیت فرقان معظم\n\nحضرت رسول مکرم ونبی محترم ما محمد (ص) بن عبد الله بن عبد المطلب قبل ازانکه\nبه تبشیر رسالت و تاسیس دیانت جلیله اسلامیه من طرف الله مبعوث میشدند چهل سال\nحیات خود شانرا در میان قوم وعشیرت خویش گذشتاند در این مدت مدیده بصفات حمیده‌\nهمچو صدق وامانت معروف بودند بهمین صورت شناخته شده اند چنانچه از طرف قوم وعشیرت\nشان معلوم است که بعنوان (محمد الامین) ملقب گردیده میباشند ماند حضرت فخر کائنات\nدرظرف این مدت بخواندن ونوشتن اشتغالی نفرموده وهکذا برای کسب معلومات از احوال ـ\nهیئت اجتماعیه وخاصتا جهت اموختن کیف وکم شرائع امم واقوام قدیمه ومعارف قدیمه انها\nیا اداره قوانین واحوال سیاسیه ممالک ایشان هیچگونه تتبعا ننموده وحتی با ارباب فن\nقرائت وکتابت ونه با انها ئیکه از فنون محرره سائره قدیم وقوفی داشته اند ملاقی شده اند در\nظرف این چهل سال تایزمان بعثت ازطرف هیچ یک ذاتی هم نه مشاهده ونه‌روایتی شده ـ\nاست که دراثر ـ تشبثات بی منتهاب قرائت و کتابت و یا معارف دینیه امم و اقوام سالفه و یا خود معارف\nدنیویه‌ انها به تعلیم ویا متعلق با خصوصیات امور اداره وسیاسیه وهیئت اجتماعیه و امورات"}
{"book": "adl0955", "page": 182, "text": "۱۷۹\n\nطرز حیات اوشانرا متلالی نمود وچیزی اموختهاشند ومانند اینهم دربین این مدعاثر\nبصنعت فصاحتبلاغت طائفه عربیه نسبت به تعلیم وممارسه شان قولا وروایتا اشعارات ـ\nوجود ندارد کهبا خطب ورسائل توغلی داشته باشند یا در مسابقتها با تلفظ بلغای قوم یا درعقد\nمحاوره با فصحایعرب تصدی فرمود مباشند والحاصل برای کسب این دوصنعت (فصاحت وبلاغت)\nعربیه که در هر وقت وزمان بغایت بادعلم شریف گفته شده ومیشود هم وجود محمود احمدیه را\nهیچ کسی ندیده است کهبنا بمصاحب ملکه شدن دراین مسئلهکمیاببستی کسب قوت نمود و\nخود را بین البلغا وفصحا بدرجه قصوی رسانید کوشیده باشند ودیده نشدن ان از\nطرف هیچ یکذاتی محقق ومصدق است در خلال این چهل سال نظر بقول صحیح وصریحی که\nاز قوم وعشیرت خود شان مروی است دمیر است که انحضرت (ص) جمیع علوم ومعارف دینیه امم و\nاقوام قدیمه و اداره دنیویه ومعاملات اداره وسیاسیه واصول تعلیم وتعلم قرائت وکتابت را\nدريك صورت برکمال کعگویا سراسرهمه انرا درمدارس ومكاتب منظما تحصیل فرمودهباشند دانسته\nومیدانستند دراینطور قدیکحال وعلم کافیه عموم نوع بشر را که از عرب وعجم یا لایقای ـ\nساکنند دردین مبین احمدیه (ی) خود بدعوت مامور وبهمین صورت در امور تبشیر رسالت\nوخلق رابدعوت کرد ربدیانت جلیله ئیکه مامور تبلیغ ان بودند شروع فرمودند دراثنای قیام\nومباشرت باین دعوت بالکل ازثروت وقدرت مالی محروم بود ههکذا یکمعاونیکه درین راه ـ\nبرایشان معاونت نماید و یا ناصریکه در این دعوت از او نصرت امید شود وجود نداشت ـ\nدرهمچو یکوضعیت این حقائق را عموم تابعین وكليه اقوام وملل موجوده انزمان که باحوال\nقدسی شان کسب وقوف کرده توانسته ومیتوانستند تصدیق کرده اند . حال وشان ذاتی نبی ـ\nذیشان مان (ص) درزمان چهل ساله شان درمیان قوم وعشیرت همان بود که معلوم است ـ\nدر این احوال دريك صورت انی وناگهانی با مباشرت نمودن بدعوی نبوت ورسالت من طرف الله\nبكافه عباد ـ نی مرسل وباين دينيكه به تشريع ان مامور شده بودند بلا استثناء بكافه عباديك\nدین حقه یکه تشریع شده است تبلیغ کردن ان ازجمله مقتضیاتر سالتشان بوده است ـ چونکه\nفوز ونجاح دنیوی واُخروی را تکفل کرده ومیکردند هما نطوریکه ارسال شریعت احمدیه\n(ص) بازمان انوقت متناسب بود همانطور بتمامی ازمنه که تا یوم القیامه امده وخواهد امدنیز متناسب\nوموزون بود هومیباشد ومقدم بر این دین مبین هر انقدر شرایعیکه ازطرف حضرت انبیاء ورسل"}
{"book": "adl0955", "page": 183, "text": "-۱۸۰\n\nکرام ما تقدم نسبت بزمان خود شارعن طرف الله تبلیغ و معمول گردید بود اکثر احکام ان\nادیان سماویه را نسخ و فسخ میکرد بناء علیه تابع بدین مبین احمدی (ص) شدن کافه\nعباد را بامر حق خواسته مبادا عواخلاق قبیحه که فیما بین اقوام وملت ها از ابا واجداد\nشان موروث مانده واز طرف شیطان تزئین داده شده به مصالح حیاتی ومماتی شان مضر واقع\nبود تقبیح میفرمودند و زیاده تر شایان تقبیح عبادت بعبتها ـــ اتش، احجار ــ اشجار و\nغیر موصرف نظر کردن عموم ملل واقوام را از این چیزها لازم ولابد دانسته با کمال رحم و شفقت\nبامر واعلام شرع شریف خود میکوشیدند تنها حضرت واجب تعالی را باتوحید یاد فرمودن\nواوتعالی را باصفا جلیله کمال متصف دانستن وهكذا ذات واجب الوجود را از کافه صفات\nنقصان وزوال منزه مقید ه داشتن وحدانیت والوهیت و معبودیت مطلقا را تنها شایسته\nذات واجب الوجود دانستن ایفای وظایف شکر و محمدت را در مقابل نعم جلیله ربانیه نمودن\nودر حد ذات عنایع ایفای شکر و محمدت هم مالك ومراجع بخود مان بودن را تبلیغ و تبیین\nمیفرمودند باخضوع و خشوع در نماز استادن را موجب تعذیب نفوس و مستلزم وصلت به خلیق\nبخالق واحد وسبب غفران تقصیرات اعلام وارشاد ووعید میدادند زیارت امکنه مبارکه را\nتوصیه فرمود ه وسائر امور دینیه را که جالب خیر و دافع ضرر است امر مینمودند ان جماهیر\nكثيره كه دعوت فرمودن حضرت نبی اکرم (ص) را بدین مبین باین حرارت و فعالیت دیده و این\nدعوی عظیم را بدایه ووهله میشنیدند بالطبع در حوصله خود جا داده نتوانسته متنفر\nمیگردیدند بدون از قبول کردن دعوت حضرت رسول مقبول را واطاعت نمودن با وامر و\nتبلیغات شان دريك صورت شدیدی با ن ذات محمود در دماغهای خود کین وعداوت می ـ\nپروریدند حتی اهل و اقرباء و احباء شان وجود ذیجود پیغمبر را ترك داده پیر وبرنا ــ\nخورد وبزرگ و تمامشان در تکذیب ادعای واقعی انحضرت (ص) متفق ومتحد گردیدند احبا و\nاودای قدیمه محب وعود تیکه قبل الدعوت نشان میدادند بخصومت و عداوت شدیدی تحویل\nداده علنی بغض و عداوت خود را اظهار مینمودند . بعد از انکه عموم قریش وغیره مقابل با دعای\nنبوت حضرت ختمی مرتبت از راه جهالت با جرای مخاصمات ومجادلات از حضور فخر كائنات\nحجت و برهان طلبیدند طلب حجت وبرهان هم نه تنها بيك زبان و یکنوع بلکه هر قوم و\nهر حزب حتی هر فردی از روسای اقوام موجوده برنگ وصورت های مختلفه که شاید باثبات ـ"}
{"book": "adl0955", "page": 184, "text": "-۱۸۱-\nمدعا مستلزم عجز افتاده تواند یعنی به فهم واعتقاد خود دلایل وبراهینیکه حصول و\nحدوث انرا خارج از امکان می پنداشتند می طلبیدند .\nحضرت فخرالمرسلین (ص) متضمن برصدق دعوی خود مقابل با نانیکدلایل وبرهان\nمی خواستند یا قامه دلایل وبراهین مقنعه وساطعه کوشیده بسوال هریکی از انها با -\nاخلاق بزرگ و چهره بشاش جوابهای مقنع اعطا میفرمودند . درضمن تائید وتصدیق دعوی\nخود وادعای نبوت ورسالت بزرگترین وقاطع ترین حجج واضحه ودلایل قاطعه ئیکه\nاظهار فرموده ومیفرمودند وزیاد تر شایان استناد وواجب الاعتماد بود عبارت ازقران\nعظیم وفرقان حمید بود ماست که قرائت فرمود موکلا وا لمبودن و من طرف الله نازل شدن انرا\nبیان میفرمودند وهمچنین درمقابل ان متکبران جهال میگفتند که این کلام الله بالذات -\nرسول مرسل وبکافه بنی نوع بشر مبعوث شدن و در کافه تبلیغات خود صادق بودن مرا\nمبین و شریعتی که نشر وتبلیغ ان هم از جانب حضرت واجب الوجود امرست تمام اینها را این\nقران مجید موضح ومتکفل است وعلا وه نمود میگفتند : ای معشر قریش وای ذواتیکه با -\nهاشمیت وقریشیت فخر کرده و در فصاحت ودرجه قصوای بلاغت خود مینازید مقابل به\nکوتاه ترین یک جمله قرانیه که یک ایت ازین قران تسمیه شده ومیشود ایا هیچ یکی از شما\nمانند ان یک حرفی هم ایراد و بیان کرده خواهید توانست ، وکدامیکه از شما صاحب لیاقت\nواقتدار است انرا وفقد بالعموم شلرا دعوت مینمایم که اگر مطابق بران کدام کلمه\nاظهار توانید دعوی نبوت من هیج است واگر موافق برا و از گفتن کلام عاجز بودید پس\nبدرستی بدانید که این قران عظیم من عندالله نازل شده وکلام حق است وبایستی که باو\nونبوت من ایمان ارید وبرای شما بجز قبول ایمان راهیکه رستگار شوید غیرموجود است\n( ناتمام )\nمیر محمد شریف خواجه\nفتح قندهار\nاز تمرکز قوای عسکری امیر صاحب غازی در قلات شایعات سابقه ما بشما حالی\nنموده باشد اینک درین ایا م مفرزه متعینه قلات بسر افسری جناب محترم یاور صاحب"}
{"book": "adl0955", "page": 185, "text": "- ۱۸۲ -\n\nحضور ملوکانه قد بجمعیت یکصد هزار نفری اقوام سلیمان خیل وغیره رایات نصرت را بجانب قندهار شقه کشا نموده یک منزلی قندهار را فرودگاه خیمه قرار داد نمودند. در عین حال اهالی قندهار که قبلا راغب ومستمال بحکومت کابل شده مبنای ارسال بیعت نامه خودشانرا داشتند از قضیه مستحضر شده از خوف تلف جان و مال شان بارد و گاه امیر صاحب غازی پیام فرستاده ضمنا استرحام عدم ورود عسکر را در شهر بغرض عدم دست برد در جان و اموال شان نمودند که امیر صاحب موصوف تیلفونا مسئله را بحضور شاهانه در کابل معروض و استهداء نمود.\nدر اثر ان از حضور شاهانه یک هیئت بریاست جناب عبد القیوم خان نائب سالار و عضویت جناب فضائل انتساب حضرت بزرگ جان وغیره بانطرف اعزام شد تا بصورت اصلاح کارانه مسائل را فیصله نمایند اما با وجود ان علی احمد خان والی سابق که با حال فلاکت و ادبار قبلا از مشرقی براه هند بقندهار فرار شده و هنوز هم افکار فاسد کاخ دماغ او را متخلل ساخته از شاه راه اسلامیت منحرفش نموده بود در اینوقت باز بمقابله ومدافعه عسکر غیور ما پرداخته وشهر را بمحاصره انداخته ابواب انرا مسدود ودرمقام مبارزه – ایستادگی نمود.\nهرچند بعضی اشخاص متدین وخیراندیش قندهار او را بافعال نامشروعش ملتفت کرده مانع گردید مسودی نبخشید بلکه بالعوض چندی ازان هدف گلوله قصد ظالمانه اوگشتند با ان از فضل الهی عسکر غیور ما باکمال تهور بمقابله ومحاصره شهر صرف همت نموده بعد از انحصار سه شبانه روز شهر را فتح وان خائن را باسلامیت را دستگیر کردند وتمام اهالی قندهار را بقرار اوامر خداوندی امان دادند که تماما مثل اهالی کابل به تجارت وزراعت وپیشه های خود مصروف ومیک جوش وخروش فوق العاده ومحبت – اسلامیت کارانه تحت قیاد تحکومت عادلانه صرف اوقات می نمایند.\nبعد تسلیم نمودن اهالی وگرفتاری علی احمد خان والی سراغ سرغیور وعسکر – جسور ما از محبت و اطاعتی که بپادشاه مهر دل عزیز خود دارند از شعاد عباد ران عسکری"}
{"book": "adl0955", "page": 186, "text": "-۱۸۳-\n\nخود که از دستعلی احمد خان مذکور واقع خود را موجب قتل شان قرار داده بود صرف نظر نموده خود او را تحت الحفظ در کابل فرستادند که روز دوشنبه ۲۵ ذی الحجه مطابق ۱۳ جوزا وارد مرکز شد ما جریات امور درباره او که از حضور پادشاهی شرفصدور مییابد - ثانی ذریعه جریده حبیب الاسلام بشما اطلاع داده خواهد شد. انشا الله تعالی.\n\nاطاعت اولی الامر\n(۷)\n\nراجع با طاعت اولی الامر رفتار مجتھدین بر حضرت سید المرسلین:\nحضرت امام ھمام اعظم ومقتدای عالم امام (ابوحنیفه کوفی (رح) که مجتھد مطلق میباشند ومایان تابع مذهب ومقلد احکام فقھیه شان میباشیم ولادت با سعادت شان در سنه ۸۰ ھجری ووفات حسرت ایاتشان در سنه ۱۵۰ هجری قدسی است. انحضرت معاصر خلیفه ابو جعفر منصور دوانیقی (خلیفه دوم از خلفای عباسی) بود ماند چون علم وتقوی وزهد و فقاھت حضرت امام اعظم شھرت یافت (خلیفه ابو جعفر منصور) اراده نمود که منصب قضای ممالک اسلامیه را بحضرت امام مفوض دارد ازان رو حضرت امام را بحضور خود طلبیده امر نمود که منصب مذکور را قبول نماید حضرت امام چون از حظوظ نفسانی کاملا در گذشته بود واشتغال ومناصب را مخل ادای عبادات وطاعات میدانستند بنابران در حضور خلیفه از منصب قضا استعفا نمودند واز مجلس خلیفه مرخص شدند ـ چون همواره نفری زیادی برای حل مسایل دینیه بحضور امام حاضر میشدند مخالفین وحاسدین حضرت امام بسمع خلیفه رسانیدند که امام ابوحنیفه (رح) منصب قضا را قبول نکرد واز منصب و مرحمت پادشاه ابا نمود مگر در خانه خود مردمان را باحکام ومسایل فتوا میدھد (خلیفه ابوجعفر منصور) ازین امر رنجید ه امر نمود که (ابولیلی) که عالم فقیه و معاصر حضرت امام بود بمنصب قضای ممالک مقرر گردد و حضرت امام ابوحنیفه (رح) بالکل از فتوا موقوف باشد حضرت امام اعظم رحمه الله بعد از صدور این امر خلیفه در راقه بر خود بسته ومردمان چون ـ بدر سرای برای حل مسایل حاضر میشدند همه را نزد ابولیلی که بدرجه تلمیذ حضرت امام بود ودرعلم وعمل با حضرت امام مساوات نداشته مبل مر خلیفه ارسال مینمود وھيچ مسئله را ـ"}
{"book": "adl0955", "page": 187, "text": "- ١٨٤ -\n\nجواب نمیفرمود تا اینکه شبی دختر حضرت امام که نهایت قدرمند و پسندیده حضرت امام\nبود برای ادای نماز تهجد در نصف شب درخوا ست بعد از تکمیل وضو دندانهارکش ـــ\nقدری خون شد * چون لعاب دهن را ملاحظه نمود بسبب قلت تغیر رنگ لعاب دهن در\nنقا ض وضوی خود مشتبه گردید در همان نصف شب این بدر منیر بحضور حضرت پدر بزرگوار\nخود حاضر شد وکیفیت واقعه را معروض داشت و حل این مسئله را از حضرت امام درخوا ست\nنمود حضرت اما م کدرینوق تشریف باد ای نماز تهجد مصروف بود ند بنظر عطوفت پدرانه\nدختر عفیفه عابده صالحه خود را منظور فرمود وگریه زیاد ی نمود ند وازدختر خود درــ\nحل سوال شان عذر خواستند و بوقت تمام فرمودند که جگر پاره من . خلیفه زمان مرا از\nفتوا منع فرمود محل سوال ترا بیان نمود نمیتوانم از قاضی ابی لیلی که قاضی مملکت و منصوب\nخلیفه وقت است حل مطلب خود را بنمائید ازین جوا ب اصواب تحسر انشا ب دختر صالحه\nعفیفه اش نیز بگریید را فتاد ودر دل شب این چراغ و ستاره دین با هم گریه زیاد نمودند ـــ حضرت\nامام فرمودند که چون لیاقت منصب قضا را در خود ندیدم در حضور خلیفه ازان استعفا کرد م\nامادر نیم شب درباب حل سوال جگر پاره خود برخلاف امر خلیفه فتوا داده نمیتوانم.\n\nنقل از جریده شریفه الایمان\n( منطبعه قلعه با بری سمت مشرقی )\nکه از اثر خامه عالم فاضل محترم مولوی محمد ابراهیم خان کاموی\nعرض وجود کرده است .\n\nبسم الله الرحمن الرحیم\nنحمده ونستعینه ونستغفره ونو من به ونتوکل علیه ونعوذ با لله من شرور انفسنا ومن\nسیئات اعمالنا من یهدی الله فلا مضل له ومن یضلله فلا هادی له ونصلی علی رسوله صاحب الشفاعه\nوعلی اله واصحابه هم خیر البریه .\n\n( تمهید )\n\nاما بعد میگوید نگارنده این اورا ق که چون درین ایام فتن از تراکم ابرهای معوضانه\nسرتاسر هوا تار وتاریك شد ه تبلیغ امور شرعیه برای تا مین خیالات عامه و تحفظ عقائد اسلامیه\nاز حتمیات وواجبات وقتی است بنا بران هر فرد اسلامی بموجب ایه شریفه ( ولتکن منکم امته ـــ"}
{"book": "adl0955", "page": 188, "text": "- ۱۸۰ -\n\nیدعون الی الخیر و یامرون بالمعروف وینهون عن المنکر واولئک هم المفلحون ) تبلیغ را —\nفریضه ذمه خود شناخته بعموم برادران اسلامی خود تفهیم وابلاغ نماید مخصوصا حزب\nعالی علمای علاقمقدر صفتشان ( علماء امتی کانبیاء بنی اسرائیل ) فرموده شده وظیفه\nاولین شان شناخته میشود تا بران مسلمانان تبلیغ اوامر شرعیه جهت عمل واظهار مناهی\nقلقه سیئه جهت ترک نمودن البته مسلمانان درصورت ایتان بحسنات نائل ثواب وسیئات\nنائل بعقاب بلکه مرجع عقاب خواهد گردید ازانجا که این بنده عاجز نیز در زمره علماء بشمار\nمحسوب میشود اگرچه دارای حصه قلیله ونصیبه متداوله از علم برد ما ما بنابر پیشنهادات\nفوق مسئله تبلیغ را مقصد اصلی وفرض قلبی قرارداد میان امربارك بمعاونت روسای محلی\nسرخرود مشرقی اقدام نمود ه تا در موصوفین( ولینذروا قومهم ) بشمار رود .\nچون برهمه افراد مسلمانان ظاهر است که درین زمانه اخیر هرعالم نمیتواند که در میدان\nوعظ وعظ نصیحت و در هر مسجد جامع ومنبر بالا شده اظهار حقرا بکند درین رسیدگی\nبنده ضعیف نا ممکن بلکه در بعضی اوقات مضر و مهلك ثابت شد مبرا بپیشرفت این غرض مقدسی\nوخدمت بزرگ شرواشاعه يك جریده که هم ما بوهم ازاد باشد لازم دید مخدما ت روحانی و\nقلمی او که اند راج مسایل موجب ه اتحاد واتفاق وفوائد ان که مدار ترقیا ت عالم دنیا و احتراز از\nنفاق وشقاق که مناط تنزلات وانحطاط جامعه ها میباشد فعلا بذمه خود گرفته بهر هفته\nدو بار این اخبار که محتوی بر مقاصد شرعی وتفهیم مسایل ایمانی باشد بنام جریده ( الایمان )\nنشر واشاعمیدارد تا عامه مسلمانان قریب و بعید یکسان مستفید وبهرہ ور شوند .\nالبته برعموم برادران ظاهر ومبرهن است که مصارف طباعتيک معاونت عمومی را بکار\nدارد بفحوای ایه کریمه(تعاونوا علی البر والتقوی ) شایقین خواندن وشنیدن مسایط ذهبی\nواحکام ایمانی در اعانه خیریه این امر شرفاقدام وشرکت خواهند نمود .\nعلاوه بران پوشیده نیست که سخن های مختلف در هرجا وهر مقام صبح وشام شنیده\nمیشود که اکثریه ان بی اساس و بی حقیقت بودہ قابل تصدیق نی بلکه اکثریه شان پروپاگند —\nدشمنان دین ووطن بوده که در اختلاف وافتراق جامعه اسلامی تخم افراء نفسانی ومقاصد\nشیطانی خود را میکارند وازین خبر های دروغ وفضولی که شنید همیشود خیالات اهالی اخلال\nواضطراب می یابد برای جلوگیری این پروپاگند ها بهر نشر واشاعه شماره جریده خبرهای—"}
{"book": "adl0955", "page": 189, "text": "-١٨٦-\n\nتازه وموثوق ومحقق يك حصه ٣ اخبار خود را بشر طعدم وجود مانع تزئین و روشنی بخش انظار و\nافکار قارئین محترم خواهیم نمود چون هر فرد انسان ملازم سهو و نسیان بود ما زا وباب بصیره\nمعانی خطا و قصور خود را خواستگارم. (باقی دارد).\n\nنقل از جریده نهضت الحبیب\nکه از اثر مجاهدت اقای محمد بشیر خان در خان اباد\nتازه بر در وجود نموده. (٦ ذی الحجه الحرام)\n\nالحمد لله الذی جعل نهضت الحبیب مفرحا للقلوب بل و ذریحتا لاحیاء شریعت\nالمحبوب:\nخدا کشتی انجا که خواهد برد اگر نا خدا جامه بر تن درد\nکلید قدر نیست در دست کس توانای مطلق خدا هست وبس\n(انا نحن نزلنا الذکر وانا له الحافظون)\n\nپرده عبرت:\nدیده عبرت کشا قدرت حق را ببین قارئین کرام روزهای دید میشد که علما برغم\nسادات برالم - سلطانان حیران - مؤمنان پریشان - اربا بوطن به تشویش - وکلا مشوش به\nمحفل نشسته پر از یاءس وحرمان - خوانین خوار زار - حضرات ابتر وفرار - استبداد مالا\nیطلق بر روی کار - پرده ناموس شرفا و اعزه لوچ رو بروی بازار چیست.\nدربار زنان. چه شد خریدار.\nمهوشان.\nچه میکند.\nمیگوید ترقی - ترقی بچه رو - کشف عورتان. یعنی چه.\nرولچی زنان. از چه بحث است.\nاز دختران پسرشان سفر قدسان بدرشان خلس خلاصه نصیحت علماء فضول پند\nسادات ناقبول هدر دادن جد ارنجه و دستار بخدا دله ارباب حل وعقد در اختناق صادقان\nملت خناق کار کردگان با تجر به بر طرف. نوچند کان نو دید منا از مود مصاحب کار - قوام شرع"}
{"book": "adl0955", "page": 190, "text": "-۱۸۷-\n\nدست خوش - فقیها سر مستی مدار- ناصحا ریدل از ار- این همه از بهر چه.\nاز برای متابعت هوا تنعم خواهی بیجا تصور بی معنی لاف بطان همرنگی .\n\nبه که.\n\nبعاریا ، بچه تقلید . بفرنگها . خدایا چکنیم . دعا ها درخواستها چه\nخواهد شد ماجرا ها تدبیرها تقدیرها زیرا زبان ناطقه بمستدل فائقه شکسته .\nربا حليما كريما غفورا .\nما بی حمائگان را بجز دست دعا چه مانده. شبها روزها غریبها فریادها ناله ها\nجمعیت بنداران پراگند. افراد شریعت مداران خیلی خنده بهر تقدیر مرا گریه کردن -\n\nضروریست.\nواقف:\nاگر غیر خندید خندید باشد .\nدرین اثنا که بگرداپ با سرگرفتاری ماست وعصای شقیقه بغپدلوهای کاری ماروز بروز -\nاحکام فراعنه برونگار وتسلی عاجزان وبی چاره گان همان قرار بوعده های مخبر صادق و -\nحمایت غیبی پروردگار.\nشهر خالی است ز عشاق مگر گز طرفی - دستی از غیب برون اید وکاری بکند\nدرین اثنا چمیشود که حضرات وعلما وسادات وغیره معتبرین خوانین شرع بین\nپیروان دین نیز خدا دارند که از خود خفیه خفیه حزب ها وفریقه ها دسته ها جمعیت ها\nساخته اند بعرسو تکاپو میشوند و بعضی ایشان از طرفی حریفان بد خواهان کوته اندیشان\nرا اضطراب اورد. هر چند حریف بزو پیروز خود خود را مقدیر می بیند مگر از سوته حافظان\nراه دین بی خبر و از فتوا دادن شان به تکفیر جقه جماعه قدیر بی اثر میمانند که درین اثنا\nقوم خواهشمند جهاد در خواست از هادیان راه صلاح وسداد وخواهش از پیروان -\nصاحب ارشاد میگیرند که بما سری مینماید و سروری میشاید ( خداوندا درین بین قصه\nملك طالوت را بیادمان که بقارئین گرام در مابعد می اید ) که حب یسبا الله خان و سید حسین\nیکشف دیده شد و از کرامت املاحظه شد بتعبیرها برامد که ازین دو سربازان غیور بوی\nخدمت خلت صدای خدمت شریعت و برهمی خلال و بدعت اید .\nکلید گنج سعاد قبول اهل دل است.\nمباد کز کدرین نکته شک و ریب کنند"}
{"book": "adl0955", "page": 191, "text": "-١٨٨-\n\nكه يك نهضت فوق العاده شروع شرقیان وطندرد خوامر و بودند که ناگاه شمالیها ن\nبمرکز قریب وقت فرصت از دست داده اولاد دهم ثال طاغوتی را علم بردار گرفته اولا بیاری خداوند ی\nبکابل جنت تقابل احیای فرايض عظيمه عماردین نمودن بها الجنه جناب حبيب الله خان گرچه\nسمت مال نداشته برگزیده علما وحضرات كبار وسادات عظا مو فضلا و شرفا و خوانین وملکان بوده\nبعلم حربی ما هرتر از سپهبد عصری و زمان ودر جسم شرعی بسط فضلی دارد بامارت برگزیدند\nودرعطای دست بیعت با و اند کی تامل نکرد پشاهی افغانستان اعلان نمودند .\nمرا برند ی وعشق از فضولی عیب کند — که اعترا ض بر اسرار علم غیب کند\n\nبرادران عزیزم :\n\nوالله يوتی ملکه من يشاء والله واسع عليم .\nارباب لجا ج را از هرجا نب كم باشد برای تسلی شان از ماه ما رهتر كردن دلائل قدرتی قدر\nاست بخوانند کتابهای قرار را كه خداوند غیب دان بملائکه در باب خلیفه زمین استشاره نموده\nکه من خلیفه گرداندنی میباشم فرشتگان بحث اوردند که آیا کسی را که خون ریزانند و فساد میکنند\nوحال انکه تسبیح و تقد یسر توکنیم چه جواب یافتند (خداوند کریم فرمودند که من دانا ترم\nبانچه شما نمیدانید) چون از بناء خبير بصير بالاخره واقفواز خدمت ادم (ع) بال حاصل دانسته\nمیشوند همین میگوئیم که میگویند :\n\n( سبحانك لا علم لنا الا ما علمتنا انك انت العليم الحكيم ) .\n\nبیعت های ولایا ت وملحقات ان\n(١)\nبيعت نامه اهالی خنجان علاقه قطغن\nبسم الله الرحمن الرحيم\n\nالحمد لله رب العالمين والعاقبة للمتقين والصلواه والسلام علی خیر خلقه محمد واله\nواصحابه اجمعين .\n\nچون در این اوان دولت توامان سعادت اقتران تاج شاهی سلطنت کابل و اطراف و نواحی\nان بحماية وعناية حضرت الهی بمدد کاری دین متین جناب رسالتپناهی (ص) برای شهر یار"}
{"book": "adl0955", "page": 192, "text": "۱۸۹\n\nعدالت شعار بهادر شجاع امیر حبیب الله خان ارزانی گردید چوشته سلطنت و حکمرانی\nاز سیب زوال دولت که انقضای عالم منظور است از قید قدرت امیر امان الله خان انحراف و\nانصراف نمود بودر قبضه قدرت این پادشاه ظفر پناه امد مواکنون جناب موصوف در سریر ـ\nحکمرانی و کامرانی دار السلطنه کابل متمکن شد مواز قدوم میمنت لزوم این پادشاه عدالت پناه\nجمله اصناف واکناف حوالی کابل وسمت شمالی در تحت تصرف وانقیاد وفرمان برداری او از دل\nوجان گرانند . و این شاه کامگار شجاع بادر از فرط مرحمت والطاف از ظااطراف واکناف وجمله\nرعایا وبرایای مملکت محروسه افغانستان خط ارشاد وبیعت چنانکه ادای وقواعد سلاطین ـ\nماضیه ملک مرسوم کل شاهان است خواسته نموده و این خبر خیریت اثر بسمع ما رعایا وعلایقه ـ\nخنجان کمیکی ازعلاقه قطغن است رسید ما اهالی تماما ازعلما وسادات وحکام ومعتبرین و\nموسفیدان انگشت قبول ندیده رضانهاد موسر اطاعت وارادت درتحت امر وفرمان وگردن رضا\nومنقاد دررسن انقیاد اوازدل وجان ورضا ورغبت بسته گردانیدیم وبحکم این ایه کریمه شریفه\n(اطيعوا الله وأطيعوا الرسول واولوا الامر منكم ) فرمان برداری و اطاعت پادشاه مسلمین که\nبموجب شریعت حصر سیدالمرسلین (ص) باشد برهمه‌ مسلمانان از خاهر وعام واجب ولازم وهمچو\nفرض عین است چنانچه اگر شخصی سر از اطاعت پادشاه وقبعه بپیچد متمرد وباغی وواجب القتل\nاست پس ما رعایا فرمان برداری این پادشاه رابدل وجان قبولدار گردیده سجده شکرانه\nبدرگاه خالق یگانه اوردیم چون سلطنت و حقوق حکمرانی باراده حضرت الهی جل شانه از\nتصرف امیر امان الله خان دور شد والحمد لله والمنة که در تحت تصرف این پادشاه دیندار و\nدوستدار شرع انور ورعیت پرور درامده که ملک مذکور ازفتنه وفساد دور وبراحت وارامی ـ\nنزدیک خواهد بود برسرخادمان نیک نهاد سایه دولتت مخلد باد ـ وهمیشه دست\nدعا بدرگاه قاضی الحاجات براورده است ها مینمائیم که الهی بحق شرع حضرت رسالت پناهی ـ\nسایه دولت و حکمرانی این پادشاه شجاع بهادر را از سرما رعایا کم وکوتاه نگرداند\nسایه ات کم مباد ازسرما ـ خلد الله ملکم ابدا ـ واین عریضه بصیغه بیعت نامه وقبولداری\nومبارکبادی شاها نمیمواهبر ودست خط مایان علما وسادات وحکام ومعتبرین وموسفیدان و\nغیره‌رعایا وبرایای علاقه خنجان بطریق ارمغان بحضور مبارک معروض ومقترح باد ـ برسلیمان\nمورچه هارا ارمغان شد موریا ـ امضاء :"}
{"book": "adl0955", "page": 193, "text": "- ۱۹۰ -\nعبد الله ـ عبد الروف ـ خالقداد ـ جبل السراجی ـ ساکن خنجان\nمحمد یوسف ـ برهان الدین ـ دلاور ـ عبد الواحد ـ نوراحمد ـ با بقای باقی امضا و\nمهر ۳۰۰ نفر دیگر.\nبیعت نامه اهالی تالقان علاقه قطغن\n۱۴ دلو.\nاقرار واظهار ماعلما ومشایخین وسادات ومامورین ووکلا وغیره اهالی حکومت تالقان\nاینکه :\nبقرار قطعه حکمنامه مورخه ۱۸ شعبان فضایل همراه مولوی محمد میرزا خان مدرس ـ\nمدرسه ولایت خان اباد در خصوص بیعت نامه محی الدین امیر حبیب الله خان اسمی فضایل\nهمراه مولوی ملا محمد داود خان مدرس درین حکومتعایا ن رسید همه حضورما اهالی قرائت\nگردید عموما دانسته گردید مایم علما ومشایخین وغیر رعایای دولت عموما همگی پادشاهی\nمحی الدین امیر حبیب الله خان را بپیروی دین مبین حضرت سید المرسلین اراسته است ـ\nقبولدار گردید هبیعت هذارا رضاء وطوعا دادمایم وازین روشنی دین مبین خودها ما ملت\nاسلامی بسیار خورسند گردیده در حق پادشاه اسلام دعای خیر نمود متابعت اولی الامری را\nبسم الله الرحمن الرحیم بحکم این ایه کریمه ( اطیعو الله اطیعو الرسول واولی الامر منکم) دیگر\nبحکم این حدیث رسول الله (ص) من لم یعرف امام زمانه واذامات مات جاهلاً . قبول\nداریم و از حضرت خداوند جل علی شانه همه وقت ترقی دین مبین حضرت سید المرسلین وعزت ان\nپادشاه جوان بخت خود را توقع داریم. فقط امضاء اثومواهیر:\nمولوی محمد داود مدرس مدرسه تالقان ـ محمد حسن حاکم تالقان ـ عبد العزیز خطیب تالقان\nعبد الحکیم جلال ابادی حاجی ملا زین الدین ـ ملا صاحب نظر ـ ملا عبد الغنی ـ ملا\nعبد الواحد ـ میرزا نورالدین ـ ایشان محمد سلیم ـ ملا عبد الله ـ جمال الدین. باقتیسی\nامضا ومهر ونشان انگشت ۱۲۲۵ نفر دیگر.\nبیعت نامه اهالی چال واشکمش\n۲۶ شعبان.\nسلا يعلى من الشيخ المجدى\nتادل های شب یعنی کواکب وصحن سپهر زمردین باشد ونسرین صبح هر روزه ازافق"}
{"book": "adl0955", "page": 194, "text": "- ۱۹۱ -\n\nفیض گستری رایحه بخش مشام جهانیان است همواره گلزار بی خس وخار مروج خلافت و\nنامداری وزهرهء برج معدلت وکامگاری بطریق دوام علی الدوام باد برب العباد .\nاما بعد اینکه این بیعت نامه من جانب مایان علما وسادات و وکلا وموسفیدان و -\nجميع رعایا رجال واشکمش بحضور پرنور معدلت دستور شهریار غیور غازی امیر حبیب الله\nخان تقدیم نموده از درگاه حضرت مجیب الدعوات استدعا داریم که همواره ان پادشاه اسلام\nپناه را درجادهء مسلك شرع شریف نبوی (ص) مقیم ومستقیم داشته باشد . بحق نبی وآله الا\nمجاد . امضاءات ومواهير :\nملا عبد الرحمن ـ عبد القادر ـ مولوی عبد الاحد ـ ملا عبد الخالق ـ غلام حيدر وكيل\nحاجی غلام قادر ـ ملا محمد کریم ارباب قربان علی ـ ارباب عیدی ـ با قی نشان انگشت و\nمهر وا مضا ٨٥ نفر دیگر .\n\nبیعت نامه اهالی نهرین قطغن .\n\n۱۷ شعبان .\n\nبحضور خادم دین رسول الله امیر صاحب حبیب الله خان پادشاه اسلام پناه عرض نفری\nعلاقهء داری حصهء اول نهرین قطغن چنان است که شکر فضل ومرحمت خداوند تعالی بود\nکه پادشاهی اسلام را برای خود میسر ومرزوق گردانید وخداوند تعالی مبارک شما گرداند وتحت\nوبخت شما را خداوند تعالی برفراز ومستقیم گرداند خداوند تعالی شما را ازسرما مردم رعیت\nمذکور کم وکوتاه نگرداند ومدام بر سریر عظمت وکامرانی بر قرار داشته باشد چند قطعه\nبیعت نامه بحضورتان مرسول نموده اگر قبولی یابد عنایات ظاهر خواهد بود ومان مردم -\nمحال مذکور از نزد شما بسیار رضامند وخورسند میباشیم خداوند تعالی وجناب رسول مقبول\nاز نزد شما رضامند وخرسند بود میباشد باقی با عزت و نیکنام دارین بود میباشید .\nسید محمد وکیل علاقه داری ـ خان محمد بای ـ نور محمد بای ـ عیدی نظر بای ـ قلابردی بای ـ\nشیر الدیر بای با قی نشان انگشت ومهر وامضای ٤١٢ نفر دیگر .\n\nمسایل دیــــنی\n(١٣)\nشرح لغات :"}
{"book": "adl0955", "page": 195, "text": "- ۱۹۲ -\n\n( عیان ) ظاهر ) ( زیان ) نقصان ( کان ) که ان ( بجای خون بود ) یعنی نمیشکند\n( تکیه بر خواب هیچ کس نکند ) اعتماد بر ان نکند کجا حتمال دارد که ازوی چیزی خارج شده\nباشد واو ندانسته باشد ( قهقهه ) خنده‌ء که خود شخص و شخص قریب او بشنود ( مدهوشی )\nمستی ( مباشرت فاحش ) انکه زن و مرد برهنه باشد و عضو مخصوص هر دوی ایشان\nباهم ماس کنند ( فرج ) راه پیش انسان ( (ایر ) اندام مخصوص مرد ( بالش ) افزا يش مرد و\nانتشار التاست .\n\nحاصل ابیات\n۹-۹ چیز شکننده‌ء وضو است اول چیزیکه از راه پس و پیش انسان ظاهر شود مانند بول و\nغایط و باد وکرم وسنگ ریزه و باد یکه از راه پیش باشد وضو با ن نمی شکند مگر زن مقضات\nاگر باد از طرف پیش او براید وضوء قضا او می شکند ومقضات زنی است که هر دو راه پس وپیش\nاو یکی شده باشد . دوم ریم و خونیکه روان وجاری باشد پس بمجرد ظاهر شدن ان —\nبدون جریان ان وضو نمی شکند — سوم قی که بمی‌رود هان باشد و پر د هان ان است کـــه\nضبط ان را نتواند مگر به تکلف درین حکم فرق نیست که ان قی صفرا باشد یا سودا ئیکه مانند\nخون بسته است یا طعام و یا بی که بمعده رسیده باشد اگرچه در ان تقرر نگرفته باشد واگر از حد\nگلو باز امد شکننده‌ء نیست واگر اند ک اند ک قی کرد که تنها بمپری دهن نمیرسد و\nاگر یکجا می‌شد بمپری دهن میرسید دیده شود اگر سببان جوش معده است یکی بود که می شکند\nواگر سببان یکی نبود نمیشکند . چهارم خوابی است که تکیه زده باشد بر چیزیکه اگر ان چیز\nازوی دور شود بر زمین بیفتد واگربريك سرين ويا پهلو و یا بریشت خواب شده باشد نیز —\nمی شکند پنجم خنده‌ء قهقههء بالغ و بیدار د رحال نماز خواندن که ان نماز رکوع وسجده\nداشته باشد واگر یکی ازین چیزها نبود وقه قهه کرد وضو او نمی شکند — ششم بیهوشی است.\nهفتم دیوانگی — هشتم مستی استکه در رفتار او حرکت مخالف پیدا شود و این سه شکننده‌ء وضو اند\nبهر هیئتی وبهرحالتی که باشد — نهم مباشرت فاحشه استکه در مابین دوشخص که صاحب\nاشتها باشند اگرچه بدون ظهورتری باشد اگرچه مابین دوزن و یا دو مرد باشد پس وضو\nهرد و کسیکه با هم مباشرت کرده اند می شکند ولیکن بدون انتشار الت وضوء مرد نمی شکند ."}
{"book": "adl0955", "page": 196, "text": "- ۱۹۳ -\n\nفروع :\nاز جمله شکننده های وضو خون رقیق است که بسته نباشد خواه از شکم بالا ـ\nشده باشد خواه ازدهن برآمده باشد و بآب دهن یکجا شده وبراب دهن غالب\nیا برابر باشد وعلامه غالب شدن خون بر اب دهن ان است که رنگ اب دهن سرخ\nگردد واگر خون از اب دهن اندک باشد نمی شکند ومکیدن ۱ زلو یعنی جوک وکنه است واگر\nبزرگ باشند واز خون پر شوند واگر زلو وکنه كوچك باشند واز خون پر نشده باشند وضو\nرا نمی شکند . ( باقیدارد )\n\nفتوحات اسلام فتح بیت المقدس\n\n(۱۲)\n\nکه یا اهل بیت المقدس این امیرالمومنین عمر (رض) خلیفه بزرگ ماست . تبرک چشم\nهای خودرا بمالید وبطرف امیر المومنین عمر نظر التفات انداخت بعد ازان بآواز بلندى ندا\nکرد که الله اکبر این همان كسی است که ما صفات او را در کتابهای خود دیده ایم واین\nشخص همان کسی است که لا محاله تمام بلاد ما بدست او فتح میشود بعد روى بطرف اهل\nبیت المقدس قداورده گفت وای باد شما را زود فرودائید وعهد صلح را بعمرای اوعقـد\nکنید وبه تحت ذمه او داخل شوید بخدای تقدس وتعالى جل شانه قسم که صاحب محمد\n(صلعم) بن عبدالله متفق همین شخص است .\nواقدی رحمت الله تعالى علیه فرموده که چون اهل بیت المقدس این گفته تبرك راشنیدند\nو ازحصار داری هم بتنگ آمده بودند بشتاب از سور های شهر فرود امدند ودرب های\nشهر خودرا مفتوح کردند وبخدمت امیرالمومنین عمر (رض) امدند وطالب عهد ومیثاق و\nصلح شدند وجزیه را بر ذمه خود گرفتند چون امیر المومنین (رض) دران حالت بطرف\nشان نظر انداخت خدای متعال جل شانه را عاجزی وتواضع نمود وفربالای اشتر خود ـ\nخدای تعالی جل شانه را سجده شکر بجای اورده بعد ازان بطرف شان فرود آمد و ـ\nفرمود که بطرف شهر خود باز گردید که از برای شما صلح وامان و به تحت ذمه ما داخل\nشدید که شمارا بادای جزیه مقرر نمودیم .\nراوی گفت که همه قوم بطرف شهر باز گشتند وقتلاً دروازه های شهر خودرا هم بسته\nنکردند وامیر المومنین (رض) هم بطرف لشکر خود یازامد وبران شب ارام گرفتند چون\nفردا شد امیرالمومنین ازجای برخواستند وداخل شهر شدند وان روز یوم دوشنبه بود وتا\nیوم جمعه بشهر قرار گرفتند ومسجدی را درقسمت جانب شرقی شهر خط کشیدند ومسجد ـ\nدران موضع بونکه الان موجود است وخود امیر المومنین عمر (رض) مقدم شده ونماز جمعه\nرا درانجام ادا کردند بعد ازان اهل روم عزم کردندکه مسلمانان را مکر وفریب دهند ـ\nابو عبیده که مسلمانان را در یرموک حیله آموخته بود چنانچه اکثر اهل روم از تاثیر حیله"}
{"book": "adl0955", "page": 197, "text": "١٩٤\n\nاو هلاك شدند درین ایام بحمراه اهل و اموال خود در بیت المقدس امده بود اهل\nبیت المقدس از براي او گفتند که چه مصلحت میدانی اینکه در حین که مسلمانان نماز مشغول\nاند وا لات و اسباب حرب را بخود همراه ندارند و نه چیزی بخود دارند که ما را بان چیز\nاز طرف خود منع شوند تا اینکه بضرب و قتل نرسند تا دران وقت ما در بالاي شان حمله اوریم\nابو جعید گفت ای قوم . از براي قوم عرب حیله و مکر را بدلهاي خود راه ندهید و اگر مکر\nو حیله را اراده کردید من قوم عرب را واقف میگردانم .\nاهل بیت المقدس گفتند پس چه عمل کنیم . ابو جعید گفت که اموالها و زینت هاي\nخود را بنظر قوم عرب ظاهر گردانید زیرا که هر که متاع و اسباب دنیا را دید صبر و طاقت\nندارند چون اموال ها را دیدند از طرف شما طالب میشوند چون طالب شدند شما -\nمیدانید و هر چه اراده دارید . (باقی دارد)\n\nاعلان سرکاري\n\nبراي عموم اهالی این مسئله روشن و ظاهر خواهد بود .\nاول که از حکومت گذشته سکه ده پولی و یا پنج پولی و غیره مسکوکات مس نسبتاء به تعداد -\nكثيري موجود است در داد و ستد که مبلغ زیاد باشد بخزائن و دوایر رسمی که عوض مالیات\nو محصولات وباقیات دولت بوده تحویل مینمایند و یا از خزانه ها بعوض معاش مامورین و -\nمصارفات حکومت براي نفر برات داران داده میشود در هرد و صورت بشمار و حساب -\nتعداد بردن واوردن يك تكليف شاقه وتضيع اوقات مامورین و اهالی است .\nدوم - نوت هائیکه رائج شده نوت هاي مذكور بمصرف زياد خزينه بيت المال مسلمانان بطبع\nرسیده بود که بخزائن موجود بود نظر بمصرفش اگر رائج نمیشد گویا نقصان بیت المال\nدیده میشد ه بناءً بران براي رفع تکليف و تسهیلات معاملات داد و ستد و نقصان نشدن نقد\nمصرف نوتها چنین تصویب و منظور حضور شاهانه گردید . که نوت یکروپیه گی و پنجروپیه گی\nو ده روپیه گی باندازهء مبلغ ده لك روپیه كابلی برواج داده شود بالمقابل نوت روپیه نقد\nدر خزینه گذاشته و بر خزاین حکومت نوتهاي مذكور بعوض مالیه و محصول گمرکی وباقيات و غیره\nمعاملات گرفته شود علاوه بران اگر اشخاصی نوت را بخزائن دولت برده وجه نقد بخواهد خزانه\nداران نوت را گرفته بدون معطلی براي اسامی وجه نقد بدهند نوتهاي مذكور عموما بسحر\nپادشاهی و مهر مستوفی کابل و خزانه دار عمومی و معین وزارت مالیه محصور میباشد - مواهير\nاشخاصی که در نوتها شده براي شناسر و معرفت شما در تحت اعلان هذا نشان داد ه شده\nدر نوتھائيكه مواهير مذکور نباشد قابل اطمینان ورائج نخواهد بود."}
{"book": "adl0955", "page": 198, "text": "- ۱۹۵ -\n\nلهذا از تصویب رواج نوت که صرف برای سهولت کار منظور مروج گردیده بذریعه اعلان هذا بشما آگاهی داده مرقوم میشود که بعد از نشر اعلان هذا نوت های مذکور را بقرار نرخ معین یکروپیه‌گی و پنجروپیه‌گی و ده روپیه‌گی بدون کم و زیاد رائج دانسته مثل سکه نقره و مس داد و ستد گردد و بعوض مالیات و محصولات و باقیات خود دولت به خزائن حکومت تحویل نمائید واگر احتیاج بروپیه مسکوک داشته باشد نوت را بخزائن برده وجه نقد بخواهید هم از خزانه های دولت بعوض ان بشما وجه نقد داده میشود تنها رواج نوت را برای امسال ۱۳۰۸ امر داده ام اگر در سال اینده لازم دیده شد امر و اعلان علیحده میشود والا نوت های مذکور را امر میدهم که بخزانه های دولت تحویل داده وجه خود را نقد بگیرند - این نوت را نوت داخلی دانسته مردمان خارجی حق ندارند که بخارج افغانستان ببرند اگر برده بودند در وقت استرداد حق ندارند که وجه قیمت نوت مذکور را از خزائن دولت افغانستان مطالبه نمایند خلاصه مخصوص تبعه مخصوصه داخله افغانستان است در خود داخل هم خارجی ها از این معامله تمتع و فائده بیع و اشترا کرده نمیتوانند و معامله این مسئله با خارجی ها داخل این رسمیت نیست .\n\nمهر مخصوص همایونی و معین مالیه و مستوفی کابل و مهر مخصوص نوت خزانه جات عمومی .\n\n(مطبعه سرکاری کابل)"}
{"book": "adl0955", "page": 199, "text": "_ ١١٦ _\n\nصفحه ١ _ (جریده هفتگی حبیب الاسلام _ سال اول _ شماره ١٥) (نمره مسلسل ١٥)\n\nواعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا\n\nحبیب الاسلام\n\nاداره خانه _ ده افغانان کابل افغانستان _ نمره تلفون ٠\nهمه امور تحریریه و حسابیه‌ بنام اداره فرستاده شود ٠\nاداره در انتشار و اصلاح مقالات وارده مختار است.\nدر هر هفته یکمرتبه یوم پنجشنبه نشر میشود ٠\nاوراقیکه درج نشود اعاده نمیشود ٠\n\nقیمت سالانه قیمت ششماهه\nدر داخل هـ افغاني ٣ افغاني\nدر خارج ١٥ شلنگ ٨ شلنگ\n(قیمت تک شماره ١٠ پول)\n\n(تاریخ قمری ٦ محرم الحرام ١٣٤٧) پنجشنبه (تاریخ شمسی ٣ اسد ١٣٠٨ هجری)\n\nصواب الکلام فی عقائد الاسلام\n\nنبذه از صفا تمستوده رسول اکرم (ص) وقدسیت فرقان مجید _________\n\n(٢)\n\nحاضر غرسول اکرم (ص) زمانیکه به نشر و اجراي این تبلیغات دینیه و این وظیفه ٴ قدسیه رسالت صروف\nبودند در امة عربیه فصاحت و بلاغت بدرجهٴ فوق العاده و طنه رواج واصحاب این علم وفن حریف هم _\nخیلي زیاد بودند چنانکه در فصاحت و بلاغت عرب‌ها نسبت بسائر ملل ممتاز و از این حیث خطباٴ و شعرای بسیاري\nرا مالك و دارا بودند ٠ اعظم علومیکه امت عربیه دانسته و محترمترین امتیازیکه اسباب فخر و مزایای خود _\nشماریده و مي شماریدند شعر و خطبه بود لهذا بتأیید ارائي فن فصاحت و بلاغت باین اندازه درجه فصاحت\nو بلاغتی را که در دائره حوصله بشراست و مرتبه عموق انرا که طاقت بشریه احاطه کرده نخواهد توانست\nتنها عربها در يك صورت عار فدار و شعولداري میفهمیدند و دانستن اسرار این فن قوت ممیزهٴ که چه چیز است\nهم مخصوص عربها بود ٠\n\nاینک حضرت مفتخر موجودات در بین اینطور یک قوم تبلیغ رسالت فرموده وانهمر ابشاهراه اسلامیت و\nدیانت جلیله ٴ خود بمعجزهٴ قرانیه دعوت مینمودند قرآن عظیم الشان بفصاحت و بلاغت قدسی خود که\nفصاحت و بلاغت عربیه را بغایت درجه ٴ ضعیفی میگذاشت و از این امر اواصحاب علم فصاحت و بلاغت هم\nانکار نداشتند سرو گردن هر يك از گردنکشان و متکبران را باستان عرش مطالت صاحب خود نه تنها باعتراف _"}
{"book": "adl0955", "page": 200, "text": "- ۱۱۷ -\n\nبلکه مسجد ، وپرستش خم میکرد .\n\nحاضر تفکر کائنا تمخلص ، \"موجودا ت در هر محفل و هر مجلس ارشاد مینمودند که به مختصرترین\nایه \"مبارکه \" قراني احدی معارضه کرد ، نخواهد توانست حتي اگر عموم فصحا وبلغا اجتماع نموده يك\nبدیگر خود معاونت کنند بمانند کوتاه ترین ایه \"شریفه فرقانی موفق نخواهند شد جمله \" اظهار کنندگان\nوباین قدرها هم اکتفا ننموده مشایخ به تصور قراني هدایت میفرمودند که شما گروه سفهادستخوش ضلال\nو خسرانید معبود ان شما احقر واضعف جمادات است وانها را جز طعن ولعن نشاید .\n\nوقتا که ارباب تفنن فصاحت وبلاغت و امراي عرب و داهیائیکه در میان اینقوم موجود بودند باین از\nاندازه تبلیغات عالیه \"رسالت پناهي شاثر ادیبند وعلی الخصوص که مقابل بتقلل بجمادات و عبادات و\nمعبودانخود طعن وتشنیع ها شنیدند قران عظیم الشان را که شاهد رسالت ودلیل نبو تان میشد به\nتدقیق کرد نشروع نمودند يعني در ان میان ذواتیکه علمای تحریر فصاحت وبلاغت شناخته میشدند همه در\nیکجا جمع امده مقدانه وبصورتکارانه این فرقان مجید را با کمال تعمق وتفکر تدقیق کردند و برای اینکه\nباین کلام حق معارضه کرده بتوانند يك طریقی یا مماثل فصاحت قدی ، ان سخن کرده توانند ـ\nچاره ها می جستند و می اندیشیدند ولی هیهات هیچ يك طریقی وادنايكچاره 'پیدا کرده نتوانستند\nباطل و عاجز مانده در پیشگاه مجاز وعظمت قران عظیم الشان سر تعظیم و تسلیم در زمین نهادند همچنان\nکه این قوم ممتاز درفن فصاحت وبلاغت موفق نشدند يكطرز ويكراهي براي رسیدن بغرض خود پیدا کنند بعد\nازانها هم منکران ومعترضان بسیاری که امده اند نتوانسته اند بمقصد باطله \"خود کامیاب شوند چنانچه\nتا این زمان که متجاوز از هزار وسه صد وچهل سال گذشته است چه از علمای مذاهب باطله و دهریون و\nچه از علماي ادیان مختلفه \"نصاری که در مرور تهمیشه بتدقیق این کلام مقدس مشغول و مصروف اند نمیتوانند\nیکطریق معارضه ئی بدست ارند هكذا الي يوم القیام وتا ابدالاباد باین اغرار باطله \"خود نائل نخواهند\nشد لذا ما هم بکورمغزی وکورچشمي معاندین امروزي اسلام حیران بوده ملي ومسرالاشهاد اعلام واعلان مینمائیم\nهمچنانکه تابه امروز فصحائیکه در دنیا امده ورته واکثربلغائیکه در هزار وزمانی دیانت احمدیه (ص)\nخصومت وعداوت نشان داده اند چنانیکه در صدر اسلام وعصر سعاد تفصحا وبلغاي عرب نتوانسته انــد\nمعارضه کنند وازان به بعد هم منکران ومعترضان موفق نشده اند نمیتوانند بشریعت پاك محمدي (ص)\nوفرقان مجید که بحق من عند الله نازل شده است رخنه اندازند وادنا معارضه ئی کرده توانند چنانچه"}
{"book": "adl0955", "page": 201, "text": "- ۱۱۸ -\n\nبسیاری از ایات فرقاني نيز این مطلب را ایضاح واشکار میسازد واز قدسیه اعجاز قران عظیم است که در ــ\nهرجا و در هر مملکت و در هرخانه حتي از طلاب مکاتب اجانب که فی الجمله تحصیلی داشته باشند و قران\nترجمه شده را خوانده وميخوانند بسياري از ملل نصراني شوق و فرستنها از فیض مطالعه * ان مستفید شده\nبشرع پاك محمدی (ص) ایمان و اسلام اورده و مياورند .\nعرب ها امرا وعلما وفصحاء متهلاغه که هر يك دهان بزرگ عصر خود گفته ميشدند قران شریف را\nبدرجه * اخرين تدقيق و تعمق نموده بعد از انکه با کمال بصیرت مرتبه * عاليه * فصاحت و بلاغت انراخارج\nاز قوه * بشریه دیدند به قدسیت و حقیت فان قائیل شدند واعتراف نمودند این فتنه و اعتراف از ان بود که به\nحضرت قران نظيره * تنظیم داده نتوانسته واگهای فروتنــــــه کردند راسا باستھزا 1 تلخ و ناگواری ــ\nمضروس ماندند حقیقتا باینصورت که معارضه کردن از دائره امکان خارج بود با کمال خضوع عجز همها تحقق کرد\nنه تنها عجز همها بلکه از تمام نوع بشر بالكل واضح وثابت گرديد لذا بعد از انکه قلوب خود را از شبهات\nو هواجس شيطاني پاك نموده رسالت ونبوت حضرت ختمي مرتبت (ص) را تصدیق کردند بالطبع ترك عادات ـــ\nقبیحه قديمه خود ها وعبادا ت باطله * مخصوصه * موروثی کوشيده بدیانت مقدس محمدی (ص) که تشریع ان با\nقران عظيم الشان از طرف حضرت واجب الوجود امرا حکام شده بود تمسک میورزیدند .\nدر امت عربیه کسانیکه امرا و ارباب فصاحت و بلاغت گفته ميشدند باينصورت در نتیجه * تدقیقات و\nتحقيقات عمیقه کلان بشر نبودن حضرت قرا ن وكلام مقدس الهي و يکي از معجزات بزرگ جلیله * نبویه بودن او را\nبا قناعت كامله تصدیق کردند اشخاص و اقوا میسائره ئیکه نژادا از امت عربیه ولي از جمله ارباب فصاحت و ــ\nبلاغت نبودند ولي في حد ذاته عرب نبوده از مزايا و فقفلات فصاحت و بلاغت عرب بیخبر بودند تصدیق\nو اعتراف فرق نخستین را دیده سرتسلیم فرونموده میگفتند که حضرت قرآن الحق برای تصدیق رسالت و\nنبوت حضرت فخر کائنات (ص) معجزه * باهره و سند شائسته اسـت باید قائیلشد و باین دین توسل جســـــت\nخلاصه موافق و همها را که خود با قامه * دلائل اعتراضیه نپرداخته خود بخودقانع میشدند دلیل اینها و\nاستدلال شان به حقیت قران ونبوت محمدي (ص) این بود که میگفتند :\nدر حالیکه حضرت فخر موجودات (ص) تنهایی یار بی معین و بی یاور اند تماما مخالفه با عادات و عبادات\nما نهاد ها و رسالت در میدان با همها ن مخالف و معاند خونرا انداخته اند که هيچ يك ناصر و معاونت ـــ\nکننده ئی در معیت شان موجود نیست غصحا و بلغای عرب که در علوم طول ومقول عرب با کمال فصاحت وبلاغت شهرت\nشعار اند به نظیر مختصر ترين يك آيه * شريفه قرانی که من عند الله برایشان نازل شده جمله ایراد کرده"}
{"book": "adl0955", "page": 202, "text": "- ۱۹۱ -\n\nنتوانستند وهمه انهارا باعجاز قرانیه بدیانت جلیله اسلام دعوت مینماید - اینها که ازقرن های سالک\nبمادا غارشی بوده بمبادا عمالوفه شیکه ابا و اجداد شان مینمودند متمسک اند و از طفولیت بعادت و -\nاثرشیکه دارند متدین شده اند، اندتعصب ها متعتنه های قدیمه قومی وعشریتی شان روی کار است -\nعلی الرغم همه ، این چیزها حضر ت محمد (ص) که درمیان این قوم یک فرد یتیم بی یار و مددگار و بانیودن -\nاموال دنیوی که این قوم بساثر تو ع بشر را باتباع خویش وادار خواهد توانست ونه با بطش وسطو تیکه -\nخلق را مرعوب خواهد ساخت گویا اینکه در بدایت دعوی نیز عوادعای رساله تا ول تر ازهمه اهل واقربای ان\nبا تمخلفا خشود و بعدها بالعصر و از طرف خلایق دو ر ونزدیک معاند او شده بودند اینهمه بلغا وفصحا\nرا بعجز معترف ساخت عوسوی شاهراه اسلامیت مدلل نمود زیراکه بکوشاء ترین یک آیه شریفه قرآن عظیم\nنظیری اورده نتوانستند وخارج ازقوه ، بشریه بودن انرا اقرار ومن طرف الله رسول بودن پیغمبر ذیشان-\nمان را تصدیق فرمودند پس همه، اینها بدون شک وشبه یک شاهونور حقیقیت متنی است که حضرع واحد\nقدیم عزا سه مددگار حقیقی ایشان است ظاهراورحقیقت است که اذهان اینهمه فصحا وبلغا را تنویر\nکرده و در حضور حضرت رسالتماب ومخضر بقرآن تصدیق واقرارمعترف واز این رو شترك عادات عتیبه ، و\nقدیمه وعبادات سابقه ، مالوفه، شان وادار ساخته است .\nبرای تولید و ایجاد همچو يك انقلا ب عظیميك اند ازماموال دنیویه، شیکلا زم است درمخزن\nحضرت فخرکائنات (ص) موجود نیست تا باین ذریعه جلب رقبت مفت را قوام موجوده را کرد ه -\nبتواند و یا خود يك سطوت و احتشامیکه از ان درقلوب خلق خوف و رعب اید ه در میان نیست و باز\nچنانیکه بهمه کس معلوم است ترك عاد اعمال و تفویعادات است که تا این در از اسلاف بطنا بعد\nبطن تلقی شد ه است . اما با عدم وجود این اسباب خیلی از فضلا وعقلا بالطبع بعد از رسیدگی به\nکنهه معنی وحقیقت دین و شریعتیکه حضرت محمد (ص) انرا انتشار میدهد خود بخود به\nبدیها و خرابی های عاداتی و عادات و بوجود ه شان پی برد ه انهارا با کمال خوشی ترك و شریعت\nمقدس محمدیه (ص) را قبول کردند وقلوب خود را صفا ساخته بخوبی تمام در این دین وشرع جدیده\nنجات وفلاح را قائل شده اند پس این کرد ارفصحا وبلغا باین وجه مستند باین است که بحضرت\nخیرالبشر وبدین پاكو اقداوایمان اورد ماند لهذا ایمان انها وتصدیق اوشان برا نما نيزيك\nدلیل کافی است مثلی که انها ایمان اورده رسالت جلیله، محمدیه (ص) را وقران مقدس را تصدیق\nکرده وقبول داشته اند بما هم مصدق وقبول است ."}
{"book": "adl0955", "page": 203, "text": "- ٢٠٠ -\n\nاينك بعضی از اقوام كغز و اعرب و اقسمی از عجم كه غير عرب بوده از علم فصاحت و\nبلاغت بهره نداشته اند طريق قبول و استدلالشان اينطور بوده است كه بيان داشتيم ايمان اين\nفرق كعحقيقت از اهل ايمان گفته شد و ميشوند از نوع تقلید با يمان اهل فصاحت و بلاغت يك\nايمانی است زيرا ايمان اينها مبني طريق استدلال است اين طريق استدلال و امثال ان بر او اين\nبوده است كه قسما ملت ها ئيكه در لسان عرب موقوف نداشتند مكلف بر اين بودند كه رسالت جليله\nفخر كائنات عليه اكمل التحيات را تصديق نموده بمديات صنف ايشان داخل شوند و بس، ناتمام\nمير محمد شريف خواجه\n\nخبرهای واصله\n\nبمصداق (كل شیء يرجع الی اصله) اكنون از فضل و مراحم حضرت الهی وطالع همايونی\nسائر اطراف و اكناف از روسراسلاميان امير صاحب غازی حامی اسلام مستحضر شده مايل بحكومت\nمرکزيه اسلاميهء خودشان گشته اند چنانچه درين تازگی ها عريضه از عبد الكريم خان كه سابق\nبحيث نائب الحكومه قندهار امتياز داشته واخيرا با سد جماعتی و فوج ملكی وارد هزاره شده بود\nاز هزاره بحضور امير صاحب واصل گشته استرحام عفو كردار سابقها ترا نمود موعده بحصول بیعت نامه\nميران هزاره بنام نامی امير صاحب غازی كرده بود ـ كه از حضور ملوکانه شرف گذارش يافته عريضه او\nمورد اجابت پیدا كرد و جوابا فرمان مرحمت أران عنوان او اصدار و طلب مركز شد تاست كعثانی از\nورود او اطلاع حاصل خواهد شد همچنين جهت طمانیت ديگر مواضع اهالی هزاره كه تا حال\nبیعت نامه هايشان بحضور تقديم شده يك هيئت برياست جناب نورالدين و عضويت محمد زمان\nخان پسر مرحوم محمد سرور خان جهل السراجی و فيض محمد خان كاتب و غيره از حضور امير صاحب\nمقرر و بآن صوب اعزام شد که از اجراءات و کار روائی های هیئت موصوفه اینده اخبار خواهد شد ـ\nفعلا صرف از اعزام هيئت مذکور مشما را مستحضر ميدارد .\nمجددا عریضه از جناب فضائل ماب نور المشايخ حضرت صاحب شورا زار مشهور به (شیر اقا)\nاز گردیز بحضور جناب امیر صاحب غازی ورود نموده متذکر است که ایشان با و امر حضور والا ـ\nباتفاق اقوام سليمان خیل ـ کٹواز ـ زرمت ـ خروار ـ وغیره عازم گرديز شده و اهالی گرديز هم\nبانها تواپو متفق گردیده به شاه ولی خان در گردیز و محمد نادر خان درسیچنگ سنگل پیغام"}
{"book": "adl0955", "page": 204, "text": "- ۲۰۱ -\n\nفرستاده اند که در محل معین حقه حاضر شد، بصورت خیر اسلام و اتحاد و اتفاق اقوام را بحسن\nصورت انجام دهند تا بریختاندن خون برادران مسلمین مسئله نمانجامد و صلاحیت گرائیده\nمجلسی از علما و خوانین انجا منعقد و اصلاح نمایند چنانچه نتائج انرا باکواثف اتیه ثانی\nو کله دمیله بل .\n\nطوریکه از ورود علی احمد والی سابقه از شایعه گذشته مطلع شده بودید اینک بعد\nورود او بحضور ملوکانه تقدیم گشته بعداً در ارگ قید و محبوس شد، ولی حبس او بطور محترمانه\nبوده براحت استضمنا از حضور شاهانه یک هیئت استطاقیه منتخب و مقرر گردیده تا ازو استنطاق\nو استفسار نمود. نتیجه را بحضور معروض دارند بعد استنتاج مسائل قوی و اوامریکه از حضور در\nباره او شرف انفاذ یابد مفصلا دراتی اطلاع خواهد شد .\n\nخبرهای رادیواز مقام بمبئی\n\nشب ۱۸ ذیحجه .\n\nامان الله امروز ساعت ده صبح وارد بمبائی گردید ظاهر است که امان الله دراتیه قریب\nاراده حکومت افغانستان را ندارد .\n۱۹ ذیحجه: حینیکه امان الله با برادرش عنایت الله خان و خانواده خودش وارد بمبئی\nمیشد يك جمعیت از مسلمانان بر استیشن اجتماع نموده بودند در اثنائیکه از استیشن خارج میشد\nنفری افاغنه و مغل ها و بساکر بمبائی شروع بکف زدن نمودند و امان الله هم جواب آنها را باشاره\nدست داده بسوی هوتل تاج محل رهسپار گردیدند از صور و سیما ی او اثار یاس و نا امیدی -\nظاهر بود مروز یکشنبه عازم ایتالیه خواهد شد .\n\n۲۸ ذیحجه: از قندهار خبر میدهند که عسکر امیر حبیب الله خان شهر قندهار را فتح\nو علی احمد خان را دستگیر نموده بکابل فرستادند از کابل خبر میدهند که علی احمد خان از طرف\nنفری عسکری بحضور امیر حبیب الله خان احضار و از طرف امیر صاحب حکم حبس او صادر گردید .\n\n۲ـ محرم: ازلند ن خبر میدهند که حالت مزاجی پادشاه رو بترقی است چنانچه ( مستر بالد ون\nوزیر اعظم سابقه انگلستان ) حینیکه بحضور شاها نه شرفیاب میشد پادشاه برچوکی نشسته\nبود .\nاز مسکوب رمیدهند عده از افغانان مسلح که در ترکستان روسیه سکنا دارند میخواستند\nسرحد را عبور نمود. و با قشون غلام نبی خان ملحق شوند اما روسها از قضیه مطلع وایشان را متفرق و مانع شد ."}
{"book": "adl0955", "page": 205, "text": "-٢٠٢-\n\nفرار غلام نبی خان\n\nفطرت نیک وطینت پاک وجود شاهانه که یگانه عامل تکامل وتنویـر دین نبوی (ص) وعدالت\nگستریست اثرات سجیۀ خود را کسب کرد ه از طرفی چون اراکین وزمامداران حکومت عادلۀ\nافغانستـان بيك اقـدامات صادقانه وصالحه بدون اغراض نفس و شخصى و بی آلایش و بد ادخـل\nاجراات امورات هستند ولله الحمد حکومت واراکین حکومت و تمام ملت به یك عزم واراده هستند\nلهذا تحريك تو اغتشاشات محرکین اهل غرض نمیتواند بمکامیابى ماکه برای دستيابى ان ـ\nهزاران زحمات را برخودها گوارا نموده ایم خللی وارد نماید، بنابران بسلسله اطلاعات\nسابق به استحضار میرساند از جمله اورد و غلام نبی خان سایر مخیر کبیرا فغانها که تماسکو بامده\nاز اشرار سرحدی وقضيا تصرف شدن شهر مزارشریف را و ترتیباتی که از مرکز برای دفع ایشان\nگرفته شده بود سابقاً اشاره شده بود. اینک اطلاعات واصله حاکیست که نامبرده در اثر ـ\nتعرضات غیر رانه عساکر حکومت که زیر قومانده حضرت عالی نايب السلطنه صاحب بودند وبعضى\nحملاتیکه از طرف اکٹراها لى مزار شریف که مهمترین آن حمله جناب خليفه صاحب قزل ایا ز با ۱۲\nهزار نفری معیتی شان محط اورده شده بود و از جانب میمنه قوماندار میمنه باغند خود و از یکطرف\nجناب شیر علی خان قوماندان عسکری مزار شریف حمله اورشد بودند غلام نبی خان و معیتی اوتاب\nمقاومت را نیاورده پس از انکه قوه مادی و معنوی او مضمحل گردید با چند نفر مفسدان معیتی خود\nفرار نموده از طزق پته كيسر از خاك افغانستان خارج شدند للہ الحمد والمنه ولایت مزار و\nوابس بزیرا مر اعلیحضرت غیور دین پرور پیوست که عماً قريب صورت واقعات و معاملات گذشته و\nاجرا ات آتیه را بعد حصول فرامین جنا بعالی السلطنه صاحب مفصلاً به قارئین محترم تبلیغ خواهیم نمود.\n\nورود\n\nمیدان جولان قوای مستعده انسانی ومحاذ تك وتاز قواى مادی و معنوی بشری را اگرـ\nانسان پا ساز عرصه وسیعه شریعت غراى نبوی قرارداده از مناهج مستقیمه اسلامی انحراف\nواعوجاج نورزد همانا دستك خداوندى بهر حال سد و معاون او بوده مفهوم ( وكم من فئته\nقلیله غلبت فئه کثیره ) را بروی همه عالمیان مشهود میفرماید ــ چنانچه شاهد تا همین\nنکته در انقلاب افغانستان معاینه شده وهنوزهم اثار انرا بروی اساس امر متصلاً دید میرویم ـ"}
{"book": "adl0955", "page": 206, "text": "- ۲۰۳ -\nو از همینجا است که الحمد لله سایر نقاط مملکت یکی بعد دیگری میلان خود شا نرا به نقطه مرکز اسلامی\nشان نشاندا د ه پیشه اطاعت را براه اسلامیت بر قبه خود میگذارند که از اشاعه های سابقه ما\nحالی شده باشند .\nاینك تا زمیا نعد ما ز میران هزاره کها شخاص صاحب رسوخ اقوا م خود اند ونام نویس شان\nذیلا مندرج است شایق بلقای حامی الاسلام امير صاحبغازی شد ه بمعیت جناب شجاعتنشان\nجرنیل صاحب ملکی حاکم کلان غزنی آقای مقتلش محمد کریم خان بتاریخ اول محرم وارد کابل گردیده\nبحضور مبارك هما يوني مشرق ومورد نوازشات پادشاهی گردیده از طرف باقی اقوام خود ها -\nبیعت نمودها ر ز و ز مخد متکردند با زحضور ملوکا نمیشر ف مرحمت و مهربانی نائل گشته و در مهمانخانه\nپادشاهی رهایش دارند و خوانین اندری کها اقوام خویش در غزنی مقو قلات مطا بق مسلك اسلامی\nشان با تفاق عساکر امیر صاحبغا زیعر صه جد و د ا توسربازیهای زیاد نموده در حصه مبارزات با -\nعسكری اسلامی شان دوزید و شهود مبر ا با سلا میت کوشثر و مجاهد تنموده حکومت را از خود -\nخوشدل ساخته اسامی اوشان ذیلا بخدام حکومت اسلامی افتخا را معرفی نمود ه میشود - نیز\nبتاريخ مذ کور برا ی تجد یذ شرفیابی حضوریه مر امحاكم موصوف بحضور مشرف شده اند که همچنان\nاز حضور شاهانه بمراحم خسروانه نائل وبمهمانخانه حکومتی رهایش دارند .\nاز دیگر طرف آقای علیشاه خان و عبد اللطیف خان که قبلا حامل فرمان حضور مبارك امیر\nصاحب بود ه بسمت جنوبی عزیمت نموده بودند اینك ازان سمت مراجعت کامیابانه فرموده اند که\nاحوالات مفصل شا نرا بعد انگاز دایر ه مربوطه واصل گشت با تفصیلا ت اینده اشعار خواهد شد .\nسیاه ده نفری اقوام عزتمند اندری که بمعیت جناب احمد شاه خار جرنیل به مراه جناب -\nمحمد کریم خان حا کم غزنوی وارد کابل و بحضور همایونی مشرف شده اند :\nجنا ب احمد شاه خان جرنیل - محمد د ین خان کوتوال- تیمورشاه خان-ملا احمد جانخان-\nحمید اللہ خان - خداداد خان - عبد الغفار خان - محمد دین خان - نظر محمد خان -\nعبد الله خان- امیرجانخان- غلام صدیقخان -عبد الله خان - عبد الحلیم خان- طلب دین خان\nغلام محمد خان - عبد الله خان - عبد القدیرخان - ملا شیر محمد خان- فتح محمد جان -\nمصل الد ین خا ن بسم الله خا ن- محمد صابر خا ن- عبد الاحد خان-الله خا ن- محمد اکبر\nخان- غلام محی الدین خان-دشت خان- محمد نورخان-عبد الرحمن خان-مددجارخان -\nسرورخان - امر الدین خان - زرین خان - خان محمد خان-فتح محمد خان -سیدالله خان"}
{"book": "adl0955", "page": 207, "text": "- ٢٠٤ -\n\nعبد الظاهرخان سرمضانخارـ محمدعليم خان ـ خيرالدين خان ـعلم خان ـ ميرولى خان ـ\nفاطو خان ـ ملك ولى محمد خان ـ محمدنبى خان ـپيرمحمد خان ـعبد الرحيم خان ـ ملا\nحيدرخان ـ غلا محيدرخان ـ بهادرخان ـ پاينده خان كرنيل ـ كتب خان كرنيل ـ محمدعظيم\nخان ـ خان اخندزاده ـ ملا قطب الدين خان قاضى ـ محمدرفيق خان ـ سلطان محمدخان\nملفغاغ غلا منبى خان ـمحمد جانخارـ ملك مختارخان ـعبد العزيزخان ـ محمددين خا رـ\nعبد الرحمن خان ـملا گزارخا ن قاضى مقرـملا خداداد خان ـ فتحخان ـ نصيحت الله خان ـ\nادم خان ـ ميان خان ـ رحيم خا ن ـ درزو خان ـ ملا صاحبخد وخيل ـحاجى اقاجا ن ـ\nملا محمدسعيد خان ـ ملا ولى محمد چاردهـ صاحبزاد هعبد الحكيم خان ـ\nب ـ نفرى خوانين ومعتبرين وملاك هاى علاقه جفتو وقره باغ طوايف هزاره:\nمستوفى سيد قاسم خان جرنيل ملكى ولد ميرابيشاه خا روكيل سراب جفتو ـ\nنيازمحمد خان ولد حاجى محمد خان ساكن كترك معتبرمردم كترك وتركمان .\nسردار محمد ايوبخان ولد سردارمحمد حسن خان قوم محمد زائى ساكن كلهورى .\nميرزا محمد حسن خان ولد مير زامحمد اكبرخان خانزاده ومعتبرقوم كترك وتركمان .\nوكيله رويشعليخان ولد سلطان محمد خان ساكن قلقله كلهورى قوم بيات .\nملكغلا محى الدين خان ولد پيرمحمد خان خانزاده مردم احمدا جفتو.\nاحمدعلى خا ن ولد براتعليخان ساكن قياغ قوم بياتمعتبرمرده قياغ.\nميرزا محمد سرورخان ولد محمد شريف خان ساكن قياغ .\nغلا محسين خان ولد محمد شادخان خانزاد ه ومعتبر مردم بيات .\nحيدرعلى خان ولد نوروز عليخان بيا تساكن ومعتبر قياغ .\nعبد اللطيف خان ولد ملا حيدرجوگائى ومعتبرمرد م انجا .\nميرزاغلا منبى خان ولد شيرعليخان معتبروساكن تركان وكترك .\nمحمد الله خا ن ولدغلا محمد خا ن ساكن قرهبا غ وكيل وخا ن مردم چهارشنبه و\nمحمد خواجه هزاره قره باغ .\n\nتبريك فتح قندها ر\nتبريك نامه را که كلا نتران گذرهاى شهر كابل راجع بفتح قندهار بحضور امير صاحب"}
{"book": "adl0955", "page": 208, "text": "- ۲۰۵ -\n\nتقديم نموده و از حضور شاهانه مجاب شده استغل ان از طرف ریاست بلدیه كابل برای نشر\nباداره رسیده كجا ذیلا بدرج ان مبادرت نمودیم :\nبحضور پدر تاجدار امیر صاحب بهادر: هر دعایان نفری کلان تران از طرف خود اصالتا و از\nطرف اهالی وكالتا اینکه دیروز بذریعه جارچی از فتح قندهار شنیدیم مایان طنافنانستان\nخصوصا اهالی شهر کابل بك ابد رجه خوشی و خرمی و خورسندی نمود ها ز فرحت و خوشی كیرا ی مایان\nبیتر شده زبان گفتار نداریم الحمد الله تعالی كه برای ما نفری چه اسود موارامی بخلقد و رفاهیت\nازین بشارت بیتر شد كهیر اد ران بهادر وعسکری غیور ما فالر وبدون اسلا چکشی فاتح شدند -\nبنابراین ما اهالی از تبريك این فتح و منعدم شدن اشخاص صاحب غرض از وطن مقدس مـا\nمبارك گفته دهای مزید عمر واقبال حضور شاهانه را از خدای لایزال خود نیاز میكنم . نوازش حضور\nاینكه : اخلاص كیشان صداقت همر اهان.\nحسن نیت و خلوص عقیدت شما را كه مظهر مرحب دین مبین و دوستی این خادم ملـــت\nسيد المرسلين (ص) است انسته شد م و مبارك گونی شمارا از فتح قندهار به خیلی خورسندی\nفهميدم و صميم قلبی و صاف باطنی و پادشاه دوستی شما را مطلع گردیده بسیار از شما رضامند\nمیباشم و در نتیجه این صداقت براتنان نيكی دو جهان را ارزو مندم .\n\nترانه عسکری\nاز اثر طبع شاعر شهیر ملك الشعرا میرزا شیر احمد خان\nای عسكر غیور نموقت درنگ ماست هنگام ازمودن تیغ و تفنگ ماست\nكافر زد برامد بان بحر جنگ ماست مطلوب او گرفتن این خاك سنگ ماست\nامروز روز غیرت و ناموس و ننگ ماست\nما را سزد که تکیه بلطف خدا کنیم در حفظ دین ود ولت خود سرفدا کنیم\nشرط دلاوری و حمیت بجا کنیم نام نکو حصول باین مدعا كنیم.\nرهبر سید مجانبه فقط شیرو پلنگ ماست\nامروز روز غیرت ناموس و ننگ ماســـت\nچون بی اجل د را بود را تنر نمرد ه کس از وقت خویش هر گله پیشتر اید و نه پس\nمضمون پاك اینمقران بماست پس خود را بزن بفرقه کافر بصد هوس"}
{"book": "adl0955", "page": 209, "text": "- ۲۰۶ -\n\nخونی مغز خصم که اوصید لنگماست\nامروز روز غیرت ناموس وننگ ماست\nخوش حمله ها کنیم دلیرانه برعدو کز ضرب تیغ ما نپرد جان وسر عدو\nگردد اسیر یا برود در سقرعدو جان را بکف نهیم کمیاید خبر عدو\nگور ا نشان سینه زبهر خدنگ ماست\nامروز روز غیرت ناموس وننگ ماست\nمشهور عالم است چرا غزان بمیردلی اقلیم سوز، جنگ جو، شیران بمیردلی\nریزیم خون فرقه خصمان بمیردلی گیریم چار جانب میدان به پردلی\nالحق که پردلی همه جا زیب ورنگ ماست\nامروز روز غیرت ناموس وننگ ماست\nمیدان جنگ باغ گل مومنان بود رایات قد ان مقابل سرو روان بود\nچون مرغ ها فرشته درو نغمه خوان بود خون شهید لاله وهم ارغوان بود\nبزم طرب هر آئینه میدان جنگ ماست\nامروز روز غیرت ناموس وننگ ماست\nحوران ستاد بهر تماشا بهر طرف جام شراب ودسته گل هر یکی بکف\nانکس که از بدگله کافر شود هدف اورادهندان گل وطره ازین شرف\nبا نافه دامن جنت بچنگ ماست\nامروز روز غیرت ناموس وننگ ماست\nشیر احمد اگر پختن از جنگ کافران نبود طریق مرد بجز شیوه زنان\nبنگر بچشم همت کسرتا سر جهان دردولت حبیبیه امروز بیگمان\nمردی لباس عسکری شوخ وشنگ ماست\nامروز روز غیرت ناموس وننگ ماست\n\nعریضه محبوسین هزاره\n\nبحضور مبارک خادم دین رسول الله (ص) امیر صاحب عرض میشود :"}
{"book": "adl0955", "page": 210, "text": "- ۲۰۷ -\n\nعریضه عاجزان ۲۴ نفر نفری هزار ساکنین کالو — شبر شیخ علی که در حین محاربه دستگیر\nشده و حاضر مرکز گردیده تا حال محبوس بودیم بحضور مبارک این است که :\nاز مضمون فرمان مبارک راجع برهائی ما غربا که مرحمتا از حضور شاهانه نظر بر رعیت\nپروری اصدار و ذریعه جناب رئیس صاحب اصلاحیه تنظیمه هزاره جات برای ما قرائت شده\nاستمستحضر گردیده این مرحمت عظما و قدر باری را که درباره ما عاجزان فرموده اند و برای —\nهر کدام ما حیات تازه بخشیده اند به هیچ زبان ادا کرده نمیتوانیم و از تشکر آن عاجز و —\nقاصریم بجز اینکه ما قوم هزاره فردا فردا برضای خاطر شاهانه و خدمت اسلامی و اتفاق و اتحاد\nبرادران مسلمانان خود یک دل و یک دست و یک زبان بوده در نثار مال و سروجان مضایقه نکنیم —\nحضور مبارک ازین استمالت و جان بخشی که نموده اند فی الحقیق عموم هزاره جات را ممنون و\nمرهون احسان پادشاهی فرمودماند امید قوی بخداوند جل علی شانه داریم که با قبال —\nشاهانه رئیس صاحب تنظیمه در اصلاحات و تنظیماتی که خیر ملت و حکومت باشد موفق شده\nبرای مردم بیچاره هزاره جات که درین سالها گرفتار زحمات و تکلیفات مالایحایه بود ماند درین عصر\nسلطنت امیرصاحب اسباب سعادت دنیوی و اخروی ما حاصل شود .\nساکنین کالو : بازمحمد — محمدعظیم — سیدحسن — سیدغلام — فیض علی — قدیم احمدعلی —\nسیدمحمد — غلام رضا — غلام حسین — جمعه‌خان — بختیاری — پاینده محمد — دادمحمد —\nمحمدعلی — نظرمحمد — عوار — غلام — نیک‌قلم محمد — شیرمحمد — سیدجلال — سیدحسن\nگلبی حسین — سیدقدم .\nساکنین شیخ علی : علی‌بخش — محمدعلی — غلام‌نبی — علی‌مراد — سیدعلی — سیدمیر — محمدعلی —\nسیدعلی — صاحبداد — شادمحمد — محمدامین — محمدعلی —\nساکنین شبر : دولت‌بیگ — محمدامیر — جمعه — محمدعلی — دلیرداد — اکبر — تاتار —\nبازعلی — بازار — علی‌نظر .\nمروج زر اسلام\n( مقدمه ما )\nقارئین محترم مامیدانند که منظور حقیقی این اداره در نشر مقالات و منتخب‌ات و خبرهای\nواصله محض تنویر افکار و بیداری ملت واعلام آنها از خبرهای حق و حقیقت و تذکر دادن از حالات\nتاریخیه مسلمانان برای کسب عبرت و یا بنوسایل خدمتی بملت و جامعه خویش کردن است و بس."}
{"book": "adl0955", "page": 211, "text": "- ٢٠٨ -\n\nلهذا کارکنان اینجریده همیشه درمیدان تجسس قدم میزنند تا هرگونه خبرهای حقیقی\nوکتب تاریخی وعلمی وغیره مطبوعات مفیده متناسبه متلازم بحال خود وملت خود را پیدا کرده درمعرض\nانتشار میگذارند .\nاینک درتاسس همین نظریه کتابی را که موسوم به د وجزر اسلام است بدست اورده ایم خیلی\nبهترخود مسرور ومحظوظیم زیرا اولا این کتاب که با یونانیا اثر خامه فاضل محترم مولی عبیدالله\nامرتسری وفد اکار اسلام ونوع خود بود مود رهندوستان بطبع میزند د وثالثا مندرجات منظوم و\nمسدس این نسخه قیمتی دار اثر تاریخ وحالات پرفلاکتم و بشر را قبل ازظهوراسلام وظهوراسلام\nواحوال سعاد تشتمال فداکاران اسلام وترقیات وفتوحات ان عصر وبعد ازین اسباب تنزل وانحطاط\nعالم اسلام را تحریف میکند که اینها تماما هم نشاط اور وهم حزن اورحتی اگرحالت موجوده مسلمانان\nدرنظرمقایسه گرفته شود گریه اوراست پس ما این نسخه گرانبها را ازمطالعه فارغین عزیز دریغ\nنداشته ابتدا ازاین شماره بعنشر ان شروع میکنیم . البته قارئین ما ازمطالعه ان محظوظ گردیده\nوبعد ازبانکه کتاب مذکور تمام شود گویا کتابی ازان نزد خود موجود دارند لذا اگر انها ازاین\nخدمتما خشنود شوند درجه سرور ما مضاعف وفرا موترنشید نی وموجب افزونی کوشش ماد ر پیدا\nکردن نسخه های مفیده دیگر برای نشرخواهد گردید این است شروع کتاب که بصورت مسدس\nبا تشریح حالات تاریخی نوع بشر وعالم اسلام است :\nیاد ایامیکه فطرتمی بطوفان داده بود .\nزورق روما (١) بگرداب بلا افتاده بود .\n\n(١)- باستثناء خوارعامه خلائق ازاصلیت نام روم اگاه پنداشته همواره ازان قسطنطنیه مراد\nمیگیرند بناءعلیه نوشته میشود که روم دراصل مملکت اطالیاست که برلباب ( تائیر ) واقع شده\nاست و ٧٥٣ سال قبل ازمیلاد حضرت عیسی (ع) معموری پذیرفته است وای برای مملکتها ئیکه\nزبان رومی دران متداول بود این شهر دارالسلطنه قراریافت ودرزمان پیشین سلطنت جمهوریه\nبران حکمرانی میکرد . اما بعد شکسته شدن ان مجلس شاهان ان مملکت را قیصرالروم وکبیرالروم و\nعظیم الروم لقب دادند دران اوقات همه ساکنان ان سرزمین مذهب اصنام پرستی میداشتند و\nسلطنت شان بحدی قوت و شوکتقه پذیرفته بود که بروفق جغرافیای ان زمانه تقریبا کل دنیا زیر\nعلم شان سرفروکرد مبود وزبان رومی ( لاطین ) را مثل یونانی مخزن علوم وفنون میدانستند در"}
{"book": "adl0955", "page": 212, "text": "بقیه حاشیه ۱)\nسنه ۳۳۰ ع قسطنطنین اعظم در جوانب شرقیه ان مملکت در حدود یونان شهر بزنیتن (برنطائن) را وسعت و معموری افزود قسطنطنیه نام نهاد چون توجه خاطر پادشاه بر این شهر زیاد میبود این معموره نو نیز بنا م روم شهرت گرفت ساکنان این شهر نیز اصنام پرست بودند مگر از توجه وتلقین قسطنطنین بدیانت عیسویه درامند. الپ ارسلان شاه سلجوقی در سنه ٤٦٧ هـ ١٠٧١ ع اکثر مقامات اسیای کوچک را مسخر نمود در حدود شرقیه این شهر حکومت اسلامیه قایم نمود. در اخر کار سلطان محمد خان ثانی در سنه ٨٥٧ هـ ١٤٥٣ ع بعد از محاصره عظیم در حوزه تصرف خود دراورد بدارالخلافه سلطنتی برگردانید چنانچه از ان روز تا قریب این زمان پایه تخت دولت عالیه عثمانی بود و شاهنشاه این سلطنت عظمی را خلیفه الروم و سلطان الروم میگفتند پس درین جزو زمان دو روم زبان زد خلائق اند یکی همان روم قدیم که دارالملک ان ایتالیا (طلی) است و تا هنوز شقه شاهان ان سر زمین پا بند دیانت عیسویه هستند و تصویر حضرت عیسی و مریم را عبادت میکنند و پاپ را مرشد دین خود و خلیفه پطرس حواری میدانند در زمانه قدیم جمیع نصاری پاپ را حاکم دین و دنیا میدانستند و حکم او را چون احکام انجیل واجب العمل تصور میکردند مگر اخر کار لوتر جرما نوی در سنه ١٤٨٣ ع پرده از روی کارش برانداخت و مذهب جداگانه بنام (پرو تسطنت) قایم ساخت از ان باز پاپ را ان دستگاه نمانده است البته فرانسه پرتگال و اندلس و ایطالیا او را يك بزرگ مذهب خود میدانند این روم را رومیه کبری وروما - وروم مغرب مینامند چراکه از قسطنطنیه بجانب مغرب واقع شده است و قسطنطنیه را اسلامبول وروم مشرقی و ترکی میگویند ازین جهت که از ملک ایطالیا به سمت شرقی بنا شده است."}
{"book": "adl0955", "page": 213, "text": "- ٢١٠ -\n\nهم جهازاهل جرمن برکنار استاده بود تا گريك ( ٢ ) از خود خبر گیرد بغرق اند میبود\nحقا حسبنا الله گفته ما کشتی براب انداختیم حسبته الله حال ایران برد اختیم\nپرتگال از سهم موجش بادبان خواباند میبود – روس را جنگی سفائن در طلاط پله ماند میبود\nلطمه اثری نیای نورا ( ٣ ) در خفا بنشاند میبود سهما ا ینراین کهن معموره ( ٤ ) طوفانراند میبود\nحیل امواج کهن معمور\nاندران موج حوادث آشنائی کرد مایم نيك میدانند خدامانا خدائی کرد مایم\nکشتی اطریش ( ٥ ) بود از مد وجزرش بی قرار بود اسطول ( ٦ ) فرانسه در تموج لطمه خوار\nبود از بی لنگری قاپور ( ٧ ) جرمن بیقرار بود خود شد طوره ( ٨ ) لندن زصد جا عیبدار\nهمعما از مهان زبان ( ٩ ) ابن واپیر ( ١٠ ) بود مرکب ( ١١ ) انگلیز گزا موجها منقح مقتد می بود\nدر تلاطم دید تا از دور خلقی را نژند در تموج گشته ششدر ماند در گرد اب بند\nخواند بسم الله مجریها و مرسمها بلند غیرت مادر میان لجه زورق را فگند\nبر سر مستشرقان بهترا نکه خود را رساند صد فریب بحرا فتوا بساحل برنشاند\n\n( باقی دارد )\n\n٢ ) گريك ملك یونا نرا میگویند . ٣- مراد از براعظم امریکاست\n٤ ) کهن معموره . اشاره تست به نصف کره علیای ارض که در مقابل ان ملك امریکا واقع است.\n٥ ) ملك استریا ٦ ) اسطول . جهاز جنگی یعنی کشتی نظامی\nاین لغت در ابتدای اسلام داخل اشعار عرب شده .\n٧ ) قاپور و یا پور مطلق جهاز را گویند خواه نظامی باشد خواه تجارتی .\n٨ ) کشتی خرد -\n٩- ناخدا نگهبان جهاز .\n١٠- جهاز\n١١) جهاز ."}
{"book": "adl0955", "page": 214, "text": "– ۲۱۱ –\nبیعت های ولایات وملحقات ان\n(۱۰)\nبیعت اهالی اقچه مزارشریف\n۲۰ شعبان :\n\nالحمد لله علی دین الاســلام الاسلام حق والکفر باطل قال الله تعالی اطیعوا الله واطیعوا الرسول واولا امرمنکم .\nقطعه حکمنامه ولایت برای خبردادن و قبولیت امارت اعلیحضرت امیر حبیب الله خان خادم وغاوه دین رسول الله یوم سه شنبه رسیده وهزار شکرانه خداوندی را بجــا اورده مایان طایفه قندهاری وترکمان ساکنان اقچه همگی به تمامه سر بامارت حبیب الله خان مانده نامبرده را بامارت قبول نموده ایم و اضافه بران اشیا لاجواز شرعا را که از ما مردمان رعایا موقوف ساخته خداوند تبارک وتعالی امارت شانرا مقبول درگاه خود گردانده امضا‌ء ات :\nحاجی ملا امرالدین ـ ملا شیرعلی قندهار ـ میرسخان ـ قارا الدین ـ حاجی ولیداد قندهاری محمد رسول قندهاری ـ عبدالغفور ـ گل بای ـ محمد الیاسر ترکمان ـ باقی امضاء ونشان ـ انگشت ۲۹ نفر دیگر .\n\nبیعت نامه اهالی میدان\n۱۰ شوال المکرم .\n\nبسم الله الرحمن الرحیم .\nبموجب ایه کریم وانی هدایه که اطیه والله واطیه والرسول واولا الامر منکم .\nالحمدلله الذی هدانا الا الاسلام وانعشنا امرا عادلا ومجاهدا فی سبیل اللمخادم دین متین رسول الله الغازی امیر حبیب الله خان خلد الله ملکه وسلطانه اللهم اید مادام ـ شرعا لها ومطاعا واقعا وایمانه عبورا که مایان اهالی کل محال میدان همیشه بدعا گویان ذات خجسته صفات رعیت پرور مشغول هستیم وازخداوند بی نیاز شاکریم که برای مایان ـ رعایای بیچاره چنین پاد شاهعادل وخیرخواه را حیا کننده دین وملت حضرت رسول اکرم (ص) اعطا کرده بفضل ومرحمت خود دین ان حضرت (ص) که تنیر شده بود بواسطه ـ همین پادشاه عدالت شعار سربازدین حضرت رسول اکرم را روشن ومامور گردانیده ـ مایان رعایا شکرانه این نعمت بی شمار را به هیچ زبان ادا کرده نمیتوانیم و در ـ ابتدای ورود وگرفتن تخت سلطانت کابل امیر صاحب غازی مایان اهالی محال میدان ـ همین ذات همایونی را به پادشاهی خودها بسر وچشم قبول کرد میویم والحال نیز بسر وچشم قبول نمودیم وانچه امر امیر غازی ما مطابق شرع شریف باشد قبولداریم وبزبان ـ اقرار وبدل تصدیق داریم . امضاء ات :"}
{"book": "adl0955", "page": 215, "text": "- ۲۱۲ -\nمیر حضرت شیر آقا ـ عبد الله محمد اقا ـ عبد الاحد ـ تقوا نصر الدین ـ اقاجان ـ \nعبد اللهـ عبد الستار ـ ملا نور محمد ـ زین العابدینـ حاجی لالا گل ـ حاجی احمد جان \nملا فضل الدین ـ عبد الله خان ـ فیض محمد باقی نشان انگشت واسامی ١٨٦٠ نفر دیگر.\n\nتشکر\n\nخصائص ستوده هر چند در ماورای کمال شخص متواری باشد از خلال پرده هاي ـ \nصداقت با قوت پرتو ذاتی خود خود نمائی میکند .\nما بمجموع صداقت کاران وراستی پیشه گان تشکرات صمیمانه خودرا تقدیم میکنیم . \nخصوصا بجناب مستوفی صاحب میرزا عبد القیوم خان چه ترشحات کمال شان قدر \nسهم بماهم رسیده بجريده ما ١٣٠ نفر مشترك معرفی کرده اندکه هم مشترکین از ـ \nقرائت مضامین جریده ما بهره ور میشوند وهم يك معاونت مالی بحکومت متبوعه مان نموده \nانـــــد . \n\n( مطبعه سرکاری کابل ) ـ"}
{"book": "adl0955", "page": 216, "text": "- ۲۱۳ -\nصفحه (۱) (جریده هفتگی حبیب الاسلام ـ سال اول شماره ١٦) (نمره مسلسل ١٦)\nواعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا\nحبیب الاسلام\nاداره خانه ـ ده افغانان کابل افغانستان ـ نمره تلفون\nهمه امور تحریریه و حسابیه‌تا بنام اداره فرستاده شود.\nاداره در انتشار و اصلاح مقالات وارده مختار است.\nدر هر هفته یکمرتبه یوم پنجشنبه نشر میشود.\nاوراقیکه درج نشود اعاده نمیشود.\nقیمت سالانه ششماهه\nدر داخل هـ افغانی ـ ۳ افغانی\nدر خارج ۱۵ شلنگ ۸ شلنگ\nيك شماره (۱۰) پول.\nتاریخ قمری ۱۳ محرم الحرام ۱۳۴۷ ـ پنجشنبه\n(تاریخ شمسی ۳۰ جوزا ۱۳۰۸ هجری)\nعلم النفس\nتمهید\nدنیا یا میدان هرم ومرجی است که خشونت وتعدی بايك قوت فوق التصور دران کامن است\nاز زمانیکه تاریخ تنازعات اقوام بشری را یا مفصل ویا مختصر بحر ترتیب ثبت ونگهداشته ـ\nمطالعات ان در هر عقل بازمنه مختلف قدر استعداد اثری وارد کرده چون استعدادهای\nعقلی در نفوس بشری بتفاوت وجود است ازینجا است که عقول برجسته در اعماق ان حوادث\nفرو شده واطوار وخصائل میلی مشترکه ان زمان را در مفکوره خود تصویر کرده واز تطبیق با حالات\nمشروحه وچهره مجسمه يك نتیجه بیرون اورد ه که : اصل وماد ه ان همه تنازعات بوده این نتایج\nاینکه بسلسله توارث باخلاف رسید مزایای تعمق وفلسفی اوشان دامنه ان موضوع را وسیعتر ساخت\nتا اینکه خورد، خورد، يك مقام علمی را احراز کرد. واین زمان بترقی ونشو ونمای خود از روی\nهمان مبدا اصلی (تاریخ) قدیم ومبادی جاریه مشترکه میتواند سرنوشت يك قوم را باراده خداوندی\nپیش بینی کند. چون نشر اینگونه مقالات علمی وجولان افکار علما در زمینه (پسيکولوژی) علم الروح\nجوامع ملل بی فائده وعبث نیست این است که فاضل محترم هاشم شائق که یکی از متبحرین این\nعلم اند براى كمك معنوی از روی اخوت ویگانگی مذهبی باین موضوع حاضر شده اند که معلومات\nعلمی خودرا راجع بغرورهم دردی برای مطالعه فضلا و علمای محترم بسط وشرح بدهند این است\nكه يك مقاله اوشان در تحت عنوان (میلان نفسی) بعارسیده ذیلا درج میکنیم:\nمیلان نفسی\nفلاسفه سابقه میلان نفسی را چنین تفسیر میکنند : میلان نفسی میلی است که از محل خود ممتاز"}
{"book": "adl0955", "page": 217, "text": "_ ٢١٤ _\n\nو جدا نبود ه لیکن بشعور مقرون و صادر از اراده میباشد . تفسیر و یا تلقی هذا خیلی مبهم و\nپیچیده است . این قدر معلوم است که میل شعوری و ارادی بوده اما وظیفه و متعلق آن در\nاین تعریف معلوم نیست . پس تعریف میل را از نقطه نظر معاصرین باید مطالعه کرد .\nمیلان استعداد ی است که فطرتا در نفس موجود است برای حفاظت و یا تنمیه وجود\nنفس یا بواسطه خواهش بعضی اشیا و احتراز از بعضی اشیا میکند . در اصطلاح امروز مراد\nاز عاطفه نیز همین میل است . نفس درین خواهش منشی و یا مثبت خود قبلا مجبور نیست که\nتجربه داشته باشد . تنها تعقل مفید و یا ذوق اور بودن یکشی برای بلقوا بیداری هرگونه\nمیل کافی است و یا اینکه نفس مضرت یکچیز را بمحض اینکه تصور کرد میل نفرت حاضر است .\nحتی بی فائده و عبث نمودن انچیز بس است . در حال نفس در تنفر مساهله نخواهد کرد .\nبالاتر ازین نفس با استعداد ببعضی چیز مایل است و از بعضی گریزان . معنی قبل التجربه\nهمین است یعنی نفس احتیاج نیز ندارد به حس کردن قبلی در مفید و مضر بودن متعلق ان\nمیل .\nاین استعداد ذاتی منبع تهیج و حساسیت نفس است . هرگاه میل نفسی بیدار و بلقوة\nبحال فعل نباشد نفس منفعل نمیگردد . متألم و یا مسرور نمیشود . میل اگرچه در جلب نفع\nورد ضرر بغریزه میماند اما غریزه قطعی است. در فعل غریزی نه عقل مانع شده میتواند _\nنه اراده حائل . مگر مثله میل متردد ممکن الوقوع و قابل زوال است عقل و اراده در فعل\nمیل مداخلت کرده میتواند . نفس را از يك میل منحرف وبيك ميل ديگر وادار کردن در تحت\nقدرت عقل و اراده است . علاوه برین افعال غریزی بیکطرز دائمی و خاص ایفا میشود . اما\nخط مشی میل مختلف است . میل مطالعه های انسانه ها تفقد تماشای تمثیلات و سیاحت بطور\nگوناگون اجرا میگردد . اما چشمک زدن و تنفس کردن و ازدواج غریزهء ثابت وخاصی است که\nهر شخص تقریبا بيك اسلوب انجام میدهد . گذشته برین میل اگاه است از هدف وغایهء خود .\nلیکن درنزد غریزه علت ابتدائی وغائی مکشوف ومعین نیست .\nچنانچه در بالا دیده شد : ازمیلان دو فکر و مقصد اساسی نشأت میکند . یکی\nحفاظت موجود ، دیگر تنمیهء وجود . حیوان در میل غذا بحمین دو هدف متوجه است :\nتلافی مافات وتنميهء حجیرات. مگر یکی اصلی ودیگر طفیلی است .\nخدمت میل در حیات خیلی بزرگ است . خواه تعلق بوجود مادی بگیرد و خواه بماهیت\nمعنوی . علاوه برین میلان بقدر نما و انکشاف مخلوق ترقی و تزاید میکند و در مقابل هر شکل هستی\nو دارائی جدید میل حفاظت و تنمیهء انحا تشکل و یا تقویت می یابد . چنانچه حساسیت _\nنگهبان نفس است نسبت بچیزهای الم خیز و یا سرور بخش . اینچنین میلان محافظ هرگونه\nلوازم و اوظف مادی ومعنوی انسان است . اگرچه اشکال میلهای انسان بسیار است اما بسه\nاشکال عمدهء ارجاع کردن از عادات روحیون میباشد . میل شخصی میل اجتماعی میل روحی\n( ميل عالي ) لهذا بحث میل را در سه فصل بیان باید کرد ./"}
{"book": "adl0955", "page": 218, "text": "میل شخصی :\nاز بسکه میل شخصی تعلق بمعنی وماده هر دو دارد بنابران در دو قسمت باید دید :\nاولا میل شخصی مادی . مرام این میل حفظ سلامت حجرات وجهاز عضوی است . فی الحقیقه و وجود مادی مقدمات است از برای اکتساب کمال ذات . بربنوجه محبت این عضو نیز وسیله است برای عشق روح . راه فعالیت وجودی وشرط ارتباط ناسوتی نفس همین عناصر مرکب میباشد . اگرچه این میل شخصی بالاخره بخود کامی میکشد . لکن این خود کامی معقول ومشروع است اگر برخرد قهر نباشد وسوء استعمال نگردد نردبان بقای حیات گردید، حلقه از سلاسل دوام نوعی را در بر میگیرد . فائده از فوائد این دستور حیاتی ونفسی (نفس خود را در تهلکه میندازید ) همین است . اثار میل شخصی مادی عبارت است از شهوتها وارزوهای تعمیر و حفاظت وجود . گرسنگی تشنگی عریانی ماندگی وسائره و این احتیاجات اگر رفع نشود انسان خیلی مضطرب میشود . چنانچه یکی از جهاز عضوی هرگاه علیل ومریض شد در تعمیر واصلاح ان مسلطه گردید چقدر بی ارام خواهید گردید . چنانچه میرزا سعد الدین راقم مشهدی گوید :\nشدم دور از عزیزان دیگر از حالم چه میپرسی - ندارد زندگی عضوی که از اعضا جدا گردد\nواگر تعمیر واصلاح یابد چقدر محظوظ و قلق مسشریخ خواهید شد . کذا بفعالیت - داشتن هرکدام عضو از جمله میلهای طبیعی انسان است باید تطمین کرد ومفید ومعقول وادار ساخت از عطالت باید کشید وگرنه اثار الم وانقباض حاضر است . میرزا نظام دست غیب درین باب سه عصر قبلتر چه خوش گفته :\nدل کجا فسرد، شد از سینه بدر باید کرد - مرده هرچند عزیز است نگه نتوان کرد\nبربنوجه دیدن شنیدن حرف زدن بالجمله حس وحرکت بعد از استراحت از ارزوها (میلهای) ذاتی انسان است .\nثانیا میل شخصی روحانی : این میل باعتبار قوای عقلیه اقسام متعدده دارد عمده قوای معنویه عبارت از همین سه قوت است که در بحث تقیسم قوا معلوم است :\nشعور (ذهن) حساسیت واراده . لهذا میل شخصی روحانی نیز بحمین اعتبار بر سه قسم عمده مطالعہ میشود .\n(۱) میل شخصی ذهنی این میل عبارت از اقتضائات ذهنی است . ذهن دارای خاصه تجسس بوده این خاصه باسم حس تجسس (حس کنجکاوی) یاد میشود . در حیات معنوی انسان حس تجسس خیلی مفید ولازم است : اگر حس تجسس نمی بود کیفیات اجسام واشیا هیچ معلوم نبود . ذهن بواسطه این حس در مقابل هر شی بحلقه چون وچرا وکه وچه می اویزد .\nانطباع اشیا را از راه حواس تامین مینماید اثر وانطباع انرا ذهن حفظ داشته در وقت ضرورت موافق مذاق ومنطق خود از ان اشکال بدیعه و یا معموله تشکیل میدهد یعنی (تخیل) میکند . ذهن باینقدر ها نیز قانع نیست . این صور جزئیه را از خواص سائره خود مجرد"}
{"book": "adl0955", "page": 219, "text": "- ٢١٦ -\n\nنموده (کلی) (متضمن) و ( شامل) میسازد یعنی (تجريد) میکند .\nعلاوه برین صور اشیا را در حضور خود جلب نموده استنطاق کرده وصف مشترک انرا -\nاستخراج نموده (حکم عام) میدهد . يعنی (تعمیم مینماید) .\nاین وصف مشترک ومثابه را با یکدیگر نزدیک ساخته (مقایسه) میکند در نتیجه این مقایسه\n(تعمیم) و (تجرید) وحكمها استدلالها و (تعلیل) و(استقرا) ها میرسد . از کلی بجزئی\nواز جزئی بکلی سیر تدریجی میکند .\nخلاصه ذهن بحر چیز وبحر موضوع که متوجه شد این میل خوشنود میشود . خواه نتیجه\nعبث وبیفاید، براید وخواه مفید وبدیع . مطالعه، تماشا سیر وسائره ازاثر همین میل است که\nذهن بدین طریق احتیاج مشغولیت خودرا رفع کرده است .\n(٢) میل شخصی حسی : محرك قد میل اگر حساسیت باشد احتیاج حساسیت نسبت\nتهییج در صف اول مینشیند . بلکه همه اثار میل حسی از خود حساسیت وهیجان مقتبس\nمیباشد يعنی حساسیت مقتضی است که همیشه قبول الم وسرور کند . چه حساسیت دو جنبه\nدارد : جنبه الم جنبه سرور. ذهن از هر حادثه الم ویا سرور اطلاع میخواهد .\nاگرچه الم انسانرا مضطرب میدارد . لیکن کشیدن غصه برای حساسیت بعضا بحدی -\nگوارا میاید که خالی از الم بودن بی ارام میدارد . قراری گیلانی درد ور نا در غصه ونشاط را\nدر يك بیت چقدر شیرین بسته است :\nمردم از نومیدی وشادم که نومید از تو ساخت - سختی جان کندنم امیدواران ترا\nكذا جنبه سرور . تنوع ودوام انرا چهار دسته میبالد .\nازین رو تقاضای حساسیت هیچ احتیاج بشرح ندارد . جشنها سیاحتها عید ها خواه\nاز طرف قانون عرفی باشد وخواه از طرف ائین دینی البته احتیاج جنبه حساسیت را نیز\nتامین میکند . چنانچه قرائت کتابها زیارات مجالس وعظ وذکر ضیافتها علاوه بر اوامر دینی ویا\nمراسم مذهبی وملکی بودن احتیاج حساسیت را نیز رفع مینماید . اینقدر را نیز باید گفت -\nحساسیت برای خوشی بعضا بهانه ها می پالد ووسائط صنعی ترتیب میدهد . تفریح های علمی\nوادبی تماشا های بدیعی وصنعی برای تطمین حساسیت است که احتیاج سرور انسان بقوه -\nمخیله اینها را اختراع نموده است قمی کاشی بحمین احتیاج اشاره میکند :\nقانع بخیالی شدم از دیدن رویت - بی منت پا میگذارم از سر کویت\n(٣) میل شخصی ارادی : میل متعلق باراده ازین دو میل فوق رنگین تر است . زیرا\nدر میل ارادی بسا حالتهای فوق العاده وکشمکشهای گوناگون دیده میشود . این میل انقدر\nفعلی وانقدر اقتداری است که مظهر این میل درعالم حیات خیلی باحترام یاد میشود . مثلا\nعزت نفس حس شرف عشق استقلال عشق حریت عشق امریت وغیره اگر تطمین نشود وحرارت\nاین میلها به کامیانی فرونہ نشیند از یکطرف شورشها خون ریزیهای بزرگی پیدا خواهد شد و\nاز طرف دیگر عزت نفس حس شرف وحیثیت وغیره بغرور کبر کلان کاری وحسد میکشد ."}
{"book": "adl0955", "page": 220, "text": "— ۲۱۷ —\n\nچونكه عزت نفس عبارت از مبالغه در محاسن و تنزیل در نواقص و متوقع زیاده بودن از —\nحال موجوده بوده خلاف ان هتك عزت میباشد .\nعزت نفس هرگاه اندكی از موقع خود انحراف نمود بغرور و تفاخر بیجا می انجامد .\nهمچنین ارزوی حس شرف همين احتراز است از افعال و اقوالی كه در نظر خود و خلق—\nسبب تنزیل قدر شود . این بوده كه متین اصفهانی در عصر قبل انلره بحس شرف و استغنای\nذاتی نموده :\nدست من از لقمه چرب كسی الوده نیست — میخورم چون شمع مغز استخوان خویشرا .\nچنانچه نگاهداشت شرف در نزد بعضی انقدر ضرور است كه وظیفه و احتیاج روحی بوده\nبر خلاف ان عصیان خواهد كرد . كذا غبطه یمعنی صحیح روحی ان است كه نفس میخواهد در\nمیان جامعه محافظه موقع بنماید و بجائیكه همقدمان ارتقا كرده اند سعی میكند كه در دائره\nناموس و صمیمیت بر انجا برسد . بشرط انكه ضرر شخص دیگر برا نخواهد وگرنه افراط نموده حسد\nمیشود . كذا اگر این حس تطمین نیابد بصورت منفی بماند نه تنها سبب تنزل روح میشود بل\nدر وجود مادی نیز خیلی امراض و انقباض تولید كرده از نما و انكشاف باز میدارد . درینجا ازین\nبیت شاپور طهرانی كه بدور جهانگیر میزیست چقدر استفاده میتوان كرد .\nاگر دلداری محرست من هم غیرتی دارم — كراورفت از نظر من نیز خواهم رفت از یادش .\n( یاقیدارد )\n\nمابعد از شماره (١٤) . نقل از جريده شريفه الايمان\nواعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا\nچون خیال بنده در نشر جریده موصوف اینست كه مضامین مندرجه ان ب چهار حصه توزیع\nیافته باشد : اصول ایمان فروع ایمان حوادث داخله حوادث خارجه لیكن در این اوقات چون\nشیرازه جمعیت بعضی اقوام وطن عزیز ما گسسته شده و منازعات و مناقشات نفسانی و اختلافات و\nاضطرابات داخلی در بین شان نهایت زیاد رخداده از همه مسائل اسلامیه ضرورتر و مهمتر —\nمسئله اتفاق و اتحاد را دانسته نشر فواید و عوايد اخوت اسلامی و نتائج اتحاد قومی را اولا مندرج\nنمودم تا قارئین كرام از این مسلسل استفاده گرفته بیشتر در انطفای نائره نفاق وشعله شقاق\nكوشان وساعی ومجاهد شوند كه اگر فضل خداوند ذوالجلال و شفاعت ورافت رسول با كمال باری\nكند جامعه ملیه افغانيه ( صانها الله تعالی عن البليه) در زير لواء شریعت غرای محمد یه عليه\nالف صلوت وتحيه متفق ومتحد بوده رخنه های شكستگی از بین برطرف شود و علم ترقيات اسلامی —\nشان بر تمام صفحات زمین برافراشته گردد .\nمعلوم بالبداهه است كه خساره مالی و تلفات جانی كه امروزه روز در تمام عالم اسلام\nبه مسلمانان عايد است از بی اتفاقی است و اگر متفق باشیم تمام منافع خود را كه امروز بدست—\nدشمنان ما مستناثل خواهیم شد هر قدر علم داریم یا عمل جان داریم یا مال تقریر داریم"}
{"book": "adl0955", "page": 221, "text": "۲۱۸\n\nیا تحریر ـ سیادت داریم یا شیخت قیادت داریم یا شوکت باید ولازم بلکه واجب است\nکه تمام اقتدار و استعداد روحانی و بدنی و مالی را در اتفاق و اتحاد برادران خود و اصلاح و\nبهبودی و ارامی و خیرخواهی مسلمانان صرف کنیم تا داخل خطاب ایه کریمه: (انما المومنین\nاخوه فاصلحوابین اخویکم) بگردیم . (باقیدارد)\n\nمد وجزر اسلام\n(۲)\nجو صبا بر بحر وبر اکثر گذرما کرده ایم در بلند وپست کوه و در سفرما کرده ایم\nصد طریق ناسپرده پی سپرما کرده ایم خانه ها اباد در هربم و(۱) برما کرده ایم\nبود اسیا سر بسر معمور از اثار ما\nبود یورپ نیز زیر سایه دیوار ما\nگه بمغرب حکمت(۲) یونانیان اموختیم گه بمشرق(۳) از تجارت سیم وزراندوختیم\nهرطرف در کوی و برزن شمعها افروختیم مصریان (۴) راداغ حسرت برجگر میسوختیم\nمصریان(۴) لاثل را قلم زین قصد رقصد در بنان\nگبن(٦) رابالد رقم بر خویشتن زین داستان\n\n(۱) یعنی دران اوقات هر قدر براعظم از اسیا ویورپ و افریقہ که در معرفت انسان در امده\nبودند همین سیر ورهگذر مسلمانان بودند .\n(۲) در طبیعات وهند سه مریان اندلس و مغرب بر عربان دارالخلافہ بغداد بلکه بر سائرا فاق\nفضیلت میداشتند ایشانرا در عهد خلافت عبدالرحمن اموی بطرف علم هندسه رغبت پیدا\nشده بود چنانچه تصنیفات ـ دمرکار دنیز هیوکرتیز جالینوس ارسطو اپالومیس وغیره\nحکمای یونان را از زبان رومی(لاطینی) و یونانی در دارالخلافه قرطبہ بزبان عربی شرح نمودند و\nعلم نباتات وکیمیا و اصطرلاب را در ملک یورپ اشاعت دادند (۱۲ سنین الاسلام دکتورلنیز.)\n(۳) بعد از تسخیر بلاد ایران و افریقہ واندلس اهل عربرا رغبت تجارت پیدا گردید و در خیال\nایشان این امر جا گرفت که در مقامات تجارت اسلام را اشاعت داده ایند تا بوجہ اتحاد ـ\nمذهب ویگانگی زبان هم تکالیف سفر رفع گردد وهم تجارت را رونق تازه بر روی کار اید ـ\nمصارف شان و شوکت خلفای بنی عباس و تمدن اهل بغداد تجار را بر سفر هندوستان تحريك\nداد . چنانچه اهل عرب قبل از شہ ۱٦۰ هـ ۸۰۰ عیسوی در اکثر مقامات هنوستان طرح\nاقامت انداختند واز فیضان صحبت ایشان بعضر رایان هندوستان مسلمان هم شدند بعد ازان\nاهل عرب از برای ترقی تجارت روبہ جزائر هندوستان اورده تا به سیلون وسماطر اوجاوا سلبس رسیدند\nبلکہ ازانجا هم پیشتر گذشته در نواحی چین قدم نهادند و از جانب دیگر کاروان عرب تا تار وسیبریا\nرا محط رحال خود گردانید و در افریقیه تا لب ابنیگار ورسیده ملک گانا وملک ونگره نکوور و کوکورا در"}
{"book": "adl0955", "page": 222, "text": "- ٢١٩ -\n\nبقیه حاشیه (٣) .\nحوزه تصرف اوردند و بعد از ان بر سنا ار و در فور ویرنو و تمبکتو و ملی که بر ساحل بحر افریقیه واقع بودند متصرف شدند ازان پس از اپنای پاپا الضبگشت تا زنگبار رسیدند و مقدشون ملنده و سونالا و کلو وموزنبیق را لنگرگاه جهازات خود قرار داده و از انجا نیز گذشته قدم در جزیره مدغاسکر نهادند بلکه همت عالی ان جوانمردان بر این اکتفا نه نموده با رومر و اسکندرونیوپا ارتباط تاجرانه پیدا کرد میبود - و کنولا نیز در سنین الا سلام می نگارد که بعضی از مورخان یورپ اقبال این معنی نموده اند که برخی از اهل عرب که در اندلس قیام میداشتند و برای تجارت در- دریا امد رفت میکردند در سنه ١٤٩١هـ ١٠٥٠ ع پیشتر از کولمبس بر دنیای نو اطلاع - حاصل نموده اند مگر غیر از اینکه بلادنگاه انرا دیده باشند فائده دیگر ازان نبرداشته ونه ان مقام را مسکن وما وای خود ساختند .\n(٤) . مصر بیشتر از سائر ممالک در صناعت و حرفت ترقی نموده بود چنانچه یونان نیز از پرتو ان روشنی پذیرفت در سلسله تفریح علوم اگرچه هندوستان بر مصر هم تقدم میدارد مگر چونکه ساکنان این سرزمین نیز چون اهالی چین با دیگر ممالک کمتر تعلق میداشتند بناءً علیه در نشر علوم ان سبقت بمصر راجع گردید و در عهد قدیم علوم وفنون دنیا بدینگونه اشاعت - پذیرفته است که از همه پیشتر اشراقات علمیه در هند یا فارس متجلی شده و مصرو غالیا ازهند - اقتباس نموده ومجموعه علوم هند و فارس و مصر در یونان درامده و از یونان رومیه الکبرا فرا گرفته و از رومیه کبری عرب اخذ فرموده ویورپ برخی از عرب و برخی از رومیه ویونان حاصل نمود ، مگر عرب و یورپ اکثر علوم بلاواسطه از هند وفارس نیز فرا گرفته است .\n(٥) : کار لائل نام مورخی است که در سنه ١٨٨٨ ع در انگلستان وفات یافته تاریخ اهل اسلام را خیلی با انطاف نوشته است .\n(٦) : اورود گبن در سنه ١٨٦٤ ع تاریخ زوال سلطنت رومیه الکبری را نوشته است دران کتاب عهد مبارک حضرت خاتم النبيين عليها لصلواه والسلام و خلفای راشدین را خیلی با تعریض و تمجید یاد کرده است ."}
{"book": "adl0955", "page": 223, "text": "- ۲۲۰ -\n\nدر صناعت بود ما را دستگاہ ذو شجون\nبود فکر ما حریفان را بحرفت رهنمون\nما بطبع کار کن کردین ایجاد فنون\nما بعقل پرهنر بودیم از یاران فزون\nخلق را پیدایش سر مشق کار ما بس است\nدر نمایشگاه عالم یادگار ما بس است\nبم مادر بلخ بود ورتم مادر خاوران\nتاج مادر مصر بود وتخت مادر اصفهان\nپیل مادر هند بود ورخش مادر سیستان\nتیغ مادر سند بود ونیزه درمازنداران\nدشت موسی (۷) گاہ میلرزید از غوغای ما\nکوه ادم (۸) گاه سر میسود زیر پای ما\nشد ارسطو (۹) زنده جاوید از اعجاز ما\nشد فلاطون (۱۰) شاد ازبطیغنون پرد ازما\nهیچکس درد هر درحکمت (۱۱) نبود انباز ما\nبرجهان روشنتر از روز است اری راز ما\nازدم خود صد چراغ مرده را پر کرده ایم\nهومر (۱۲) شیوا بیان رادر سخن تر کرده ایم\nگرنشد صقلیه (۱۳) از ما نامور بسراز که شد\nگرنشد قبرس (۱۴) زما زیر وزیر بس از کهید\nرنشد کار دمشق (۱۵) ازما چوزر پس از که شد\nگرنشد غرناطه (۱۶) از ما پرهنر بس ازکه شد\nاز که شد سکندریه (۱۷) درسگاه علم وفضل\nاز که شد ایوان (۱۸) دهلی شهر و با میزان عدل\n\n(۷) - عبارت از تیه بنی اسرائیل که بر کنار بحر احمر واقع است .\n(۸) - برسلسله کوهستان جزیره سراندیپ از ساتر قله هارفیتز کوه ادم است .\n(۹) - ارسطو . استاد سکندر اعظم شاگرد افلاطون واضع عالم منطق ۳۲۲ سال قبل از میلاد حضرت (ع) وفات یافته .\n(۱۰) - افلاطون حکیم الهی شاگرد سقراط باشنده اتییه اتیهنز) دارالخلافه یونان ۳۴۸ سال قبل از مسیح ع ازین جهان رحلت نمود ، مصنفات ارسطو وافلاطون را حنین ابن القا سحاق یحیا نحوی ابولبشر متی احمد بن الطیب اسحق ابن مقیع ثابت ابن قره ابویحی مروزی یحیی ابن عدی ابوزیه بلخی ابراهیم ابن الصلت ابوالفرج ابن قدامه - ابوالقاسم انطاکی - ابو خلف خراسانی - علی ابن احمد عمرانی . حجاج ابن یوسف - سطرالکونی ابن رشد - وغیره بلغت عرب ترجمه وتفسیر نمود ، روح تازه بقالبان علوم مرده دمیده اند ۱۲ .\n(۱۱) - در عهد خلفای عباسیه اکثری از کتب حکمیه از زبان یونانی وسریانی ورومی وعبرانی و فارسی وهندی ترجمه پذیرفت است . خلیفه ابو جعفر منصور دوانقی پیش قیصر روم قاصد فرستاده تراجم ونقول کتب فلسفه بدست آورد وافقط تحریر اقلیدس ومجیطی وکلیله ودمنه را بزبان عربی شرح کنائید وهارون رشید نیز حکم داده بود از هرجا کمبدست افتد کتب حکمیه را بزبان تازی در ارند ومامون از قلقه جزیره قبرس خیلی کتب فلسفه حاصل نموده بمترجمه نمودن انها حکم فرمود . و در ملاء پورپ هرجا که دستش میرسید کتب حکمت گرد اورده زبان تازی را ذخیره انباشت ."}
{"book": "adl0955", "page": 224, "text": "بقیه حاشیه (۱۱) :\n\n(۱۲) ۰ هومر شاعری بوده است در یونان که سقراط حکیم دیوان اشعارش را همیشه در مطالعه خود میداشت ۰ غالبا نهصد سال قبل از مسیح دنیا را گذاشته ۰\n\n(۱۳) ۰ صقلیه نام جزیره ایست در بحر روم که تا مدت مدید در قبضه اهل اسلام بود حالا از دست ایشان بدر رفته و در قبضه اطالیاست و انرا الحال سسلی میگویند در عهد هارون رشید مفتوح شده بود ۰\n\n(١٤) ۰ قبرس نام جزیره ایست در بحر روم خلیفه هارون رشید در سنه ١٦٥ هـ ٧٨١ ع انرا در تصرف آورده بود ۰\n\n(١٥) ۰ دمشق شهریست مشهور پایتخت ملك شام بنا کرده دمشق بن نمرود از عهد حضرت خلیفه اول در قبضه مسلمانان است در سنه ٤٢ هـ ٦٦٢ ع امیر معاویه انرا دارالخلافه خویش مقرر ساخته بود ۰ بعد ازان در ایام خلافت بنی امیه ترقی روز افزون پذیرفت ۰ خلیفه ولید ابن عبد الملك در وسط آن مسجدی بنا کرده است که انرا جامع بنی امیه میگویند آورده اند که صد ملیون و شش کرور و چهار لك روپیه برای تعمیر آن بمصرف درآمده بود در عهد سلطنت یونانیان هیکل عظیمی بود منسوب بسیاره مشتری چون نصاری بر ملك شام استیلا یافتند انرا کنیسه ساختند بنی امیه انرا مسجد نمودند ۰\n\n(١٦) ۰ غرناطه ۰ (گریندا) شهریست در ملك اندلس (هسپانیه) که در عهد قدیم دارالسلطنه خلفای بنی امیه مغرب بود الحال در تصرف اهل هسپانیه درآمده است ۰\n\n(۱۷) ۰ اسکندریه نام شهریست بنا کرده سکندر اعظم کند رزمانه ملوك فاطمیه در ملك مصر مرکز علوم وفنون بود ۰\n\n(۱۸) ۰ در عهد سلاطین تیموری اندرون قلعه معلی پیش روی ایوان شاهی يك ترازوی کلان ـ آویزان بود که با میزان عدل شهرت میداشت ۰\n\n(۱۹) ۰ اهرام مصر مینا رهائی چهار گوشه مثلث نما که از دریای نیل بمسافت پنج میل واقع شده است ۰\n\n(۲۰) ۰ در سنه ١٠٩٥ ع ترسایان صلیب برداشته قسم خورده از برای انتزاع بیت المقدس بـا مسلمانان جنگ آغاز نهادند چنانچه بعضی ازان اماکن طیبه را از دست تصرف اهـــــل اسلام بدر هم بردند اما آن جان نثاران (شكرالله سعیهم) شکسته خاطر نشده علی الاتصال از برای استخلاص آن ارض مقدسه هنگامه کار زار را جاری داشتند تا انکه سلطان صلاح الدین صفدی رحمه الله علیه آن بلدیه طیبه را از دست نصاری بازپس کشید ازین خبر رچرد شیردل شاه انگلستان سخت متوحش شده باتفاق لوئیس شهنشاه فرانسه و شاه جرمن و پاپای روم و عسکری زیاد از امور وملخ برملك شام بریخت اما در سنه ۱۲۹۱ع سلطان انهمه را شکست داده ملك را از تسلط نصاری به پرداخت ۰ ۰"}
{"book": "adl0955", "page": 225, "text": "٢٢٢ -\n\nبر سر اهرام (١٩) مجوی نوبت ما میزدند\nقرعه روز بهی بر دولت ما میزدند\nدر جهان حرف کرم از همت ما میزدند\nدر شجاعت داستان از صولت ما میزدند\nگرچه شد از دست چرخ این روز بد ما را نصیب\nلیک عالم یاد دارد قصه جنگ صلیب (٢٠)\n(باقیدارد)\n\nبیعت‌های ولایات و ملحقات ان\n(١١)\n(بیعت اهالی مندرول لغمان)\nبحضور شاهانه خادم دین رسول الله امیر حبیب الله خان\n\nبحکم ایه وانی هدایه. یا ایهاالذین امنوا اطیعوا الله واطیعوالرسول واولی الامر منکم وبحکم مدلل اعتقادیه شرعیه لابد للمسلمین من امام ونظربه ترویج واحیاء دین متین حضرت سیدالمرسلین (ص) مایان نفری قوم ابراهیم خیل وغیره نفری ساکنون مندرول لغمان ـ حضور امیر حبیب الله خان را بامارت و پادشاهی خودها قبول کرده و بذات شاهانه بیعت نمودها ز خداوند تعالی بکمال خلوص نیات بر قرار و بر دوام ماندن همچو پادشاه ترقیخواه دین محمدی (ص) را استدعا داریم و از حضرت خداوند متعال توفیق ذات شاهانه را برای عبودیت واطاعت اوامر ونواهی خداوندی واستقامت به شریعت غرای محمدی وتوفیق اطاعت خود هارا حسب الشرع شریف برای اولی الامری خود بدعا طالبیم چون درین اثنا لغمان متفرق وپارچه پارچه بود مایان نفری مذکور بیعت نامه خودرا بذریعه نوشیرخان که از طرف خودها وکیل گردانیده ایم تقدیم حضور نمودیم که بحضور شاهانه مشرف وبیعت نامه مایان را تقدیم حضور نماید در خاتمه دعاگوئی واحترام ١٥ شهر رمضان المبارک ١٣٤٧ ٠\nامضاء ات ومواهیر:\nملا امیر محمد ـ عبد الوهاب ـ محمد نبی ـ تاج محمد ـ امیر محمد ـ عبدالله ـ علی اکبر ـ فقیر محمد ـ باقی امضاء ومهر ١٥٠ نفر دیگر٠\n\nبیعت نامه علاقه محمد اغه لوگرد\nالحمدالله الذی لا اله الا هو ونصلی علی نبیه محمدصلی الله علیه وعلی اله واصحابه وسلم چونکه امان الله خان اقدام باختراع وبدعت نموده بود وحضرت باری تعالی که کفیل دین متین پاک حضرت سید المرسلین الی یوم القیامه است ان شجاع غیور دلیر دین پرور خادم دین رسول الله امیر حبیب الله خان را نصرت داده که بصدائت باعث خلع بدعیات وحفاظ ننگ وناموس ماها زمره ـ\n\n(١٩) در صفحه ٢٢١ تذکر رفته ٠\n(٢٠) ٠ در صفحه ٢٢١ تذکر رفته ٠"}
{"book": "adl0955", "page": 226, "text": "- ۲۲۳ -\n\nاسلامیه گردیده ما اهالی اسلامی لغوکرد خصوصا اهالی علاقه محمد الله چکله پایان لغوکرد بیعت صحیحه جدیده بقرار امر خداوند جل جلاله وهدایت حضرت رسول اکرم وصحابه - معظم به امیر حبیب الله خان که شخص صادق وخدمتگار ملت و پیرو دین پاك محمدی واوصاف حمیده واخلاق خجسته و شجاع وغیور ورعیت نواز بود نمودیم او را برضا ورغبت با امارت سلطنت کابل قبول داریم والحمد لله که به تنفیذ امورات امارت را مطابق احکام الهی وسیاسات اورا بر وفق سیاسات شرعی اجرا میدارد وما اهالی اسلامی از حضرت الهی درخواست توفیق سعادت بامورات امارت ورعیت پروری و انصاف وعدالت او را مسئلت داریم که الهی افتاب عمر واقبال و - استقلال سلطنتش ومواج ودریای حشمت واجلالش در موج باد باله نبی والیه امجاد مبارك باد سلطنه افغانستان بر خادم دین رسول الله امیر حبیب الله انشاء الله تعالى لك العونت و النصر السلام عليك وعلى من معك من المسلمين باقی مباد هر که نخواهد بقای شاه -\n۹ شعبان المعظم سنه ١٣٤٧ ٠\nامضاء - ملا عبد الرحيم - اختر محمد - دین محمد - عبد الغفور - عبد القهار - عبد الغفار - خیرمحمد - قاضی عبد المجيد - عبد الكريم - گل احمد - خوشدل ساکنین محمد الله لغوگرد - باقی امضا وشصت ١٦٦ نفر دیگر.\n\nبیعت نامه اهالی تکیه وردك\n\n٣ شوال المكرم ٠\nبسم الله الرحمن الرحيم ٠\nالحمدلله الذي نجانا من ظلمت الكفر ونور ديننا بواسطه امیر زماننا خادم دین رسول الله صلعم اما بعد ٠ مایان عاجزان رعایای قریه سادات قریه شاری خیل تکیه وردك و مایان قریه عثمان خیل عرض و دادی برای رئیس صاحب میدارم که مایان عاجزان مبایعه شرعیه همرای امیر صاحب نمودیم و به سلطنت او شاکر میباشیم و دعا ول سلطنت مایان عاجزان مبایعه بطریق خرسندی میگردیم وچونکه از بیم بعضی تاخیر نمودیم باید معذور داشته باشیم و از توهم بغیه مایان را خلاص بدارد و امنیت داد بشود که فردای قیامت بر سر کسی ماخوذ نشود ٠\nامضاء ان وموا هیر: ملا سید صاحب الدین - سید غریب - فقیر محمد - سید انا محمد - سید غوث الدین - ملا دین محمد - باقی امضا و مہر و انگشت ۱۰ نفر دیگر.\n\nبیعت نامه اقوام طوطا خیل سمت جنوبی\n\n١٠ رمضان المبارك ١٣٤٧ ٠\nحضور مبارك شاه شجاع غیور امیر حبیب الله خان غازی را ندا دیم مایان ملکان وکیلان و ریش سفیدان و سائر اقوام طوطا خیل سمت جنوبی از حرکات و غیرت فداکارانه شاه شجاع که بمقاصدات و ترقیات وتنویرات دین اقدس سید المرسلین وخاتم النبيين (ص) اقدام نمود ، وبکمال مردانگی و بقوه شمشیر ابراز شجاعت نموده مدین نبوی (ص) را تازه وروشن کرده و امارت سلطنت کابل را تصرف شده است اطلاع یافتیم اکنون مایان اقوام طوطا خیل غیرت و شجاعت شاه غیور"}
{"book": "adl0955", "page": 227, "text": "- ۲۲۴ -\nرا تحسین کرده و امارت سلطنت کابل را تبريك نموده وبرضاء ورغبت خود ها بکمال ـ سیار افتخار بیعت امارت سلطنت شاه غیرتمند را قبول نمودیم و از حضر حق ـ بحانه و تعالی جل شانه وبه مدد حضرت سرور کائنات (ص) دوامیت اقبال دولت امارت شاه غیور دین پرست را در تزائیدات ترقیات رجاء داشته از خداوند کریم جل شانه برای خود ها حسن خدمت وتوفیق اطاعت را به سایه این شاه جوان مرد شجاع خواسته و خواهانیم . وهذا بیعت نامه خود ها را خط خاما برای حاصل کردن رضاء مبارك تقدیم نمودیم . زنده باد شاه غیرتمند وفدائی دین : ـ ول اکرم (ص) ـ امیر حبیب الله خان .\nامضائات :\nملا سراج الدین خلیفه ـ ملك بهرام ـ ملك درانی ـ ملك گل محمد ـ ملك محمد ـ ملا شاه ولی ـ اکرم وکیل ـ محمد اسلم وكيل ـ شیر علی ـ ادم خان ـ صابوخان وکیل ـ سراج الدین ـ باقی امضاء ونشان شصت ٧٤ نفر دیگر .\n١٦ رمضان المبارك . بیعت نامه اهالی دره صوف مزار شریف\nاقرار معتبر صحیح شرعی نمودند بحضور مایان اهالی محکمه شرعیه دره صوف کلان شوند ، گان وموسفید ان وخوانین ومعتبرين وعلما وسادات وسایر رعایا ومامورین محال دره صوف اینکه :\nازانجا که خدای توانا نیکبختی ماملت را اراده فرموده و زمام اداره مملکت به کف کفایت ودیانت پادشاه اسلام پناه خادم دین رسول الله امير حبيب الله خان تفويض نموده والحمد لله چنانچه مشاهده میکنم همة تكالیفغیر مشروعي که بر ملت افتاده شده بود رفع ودفع گردیده است لہٰذا ما اهالی دره صوف شکرانه این نعمت عظما وموهبت کبرا را بجا اورده شرعا . اطاعتا به امیر مجاهد غیور امير حبيب الله خان بيعت نمودیم در هر حال وهر امر ذات والاي او را پادشاه شرعی و قطعی خود قرارداد ، و در اوامر و احکامات او بشرطیکه از جاده مستقیم شرع شریف متجاوز نباشد تخلف و تحرف نمی ورزیم و این بیعت نامه را که از جانب تمام مـــــا اهالی دره صوف ایجاب شد ذریعه جناب محترم والاشان میرزا محمد قاسم خان رئیس انتظامــی وهیئت مقرره او که ما را باین بیعت کسیدعوت داده اند بحضور مبارك پادشاهی تقدیم مینمائیم ودعا میگنیم که خدای متعال ما را توفیق رفیق سازد تا بزیر سایه همایونی پادشا ، دیندار غیور خود راهی را که خدا فرموده وحضرت رسول اکرم (ص) طی نموده سپری نمائیم . امضائات : محمد حسین خان ـ عبد الصمد منگ باشی ـ محمد مین ـ میرزا قل خان ـ پایه مراد ـ ملا یزدان قل ـ عبد الرحمن ـ غلام على وكيل ـ ملك عبد العزيز ـ محمد امین خان عبد الحميد قریه دار ـ محمد قل یوزباشی ـ باقی نشان شصت ٥٦٠ نفر دیگر ."}
{"book": "adl0955", "page": 228, "text": "-٢٢٥-\n\nبیعت نامه کندك قومی فیض اباد بدخشان\n\nحضور محترم مراحم ظهور مبارك خادم دین نبی (ص) اعلیحضرت غازی مد ظله را فدا و تصدیق شویم !\nکمترین خدمت گاران اقا محمد تولمشر و الف شاه بلوکمشر و محمد کبیر بلوکمشر کندك قومی مقیم فیض اباد بدخشان بمعرض حضور لا مع النور مبارك میرسانیم : اینکه حینیکه فرمان لازم الاذعان از تشریف جلوس میمنت مانوس اعلیحضرت خادم دین متین حضرت سید المرسلین (ص) بر تخت سعادت بخت دارالسلطنه کابل بسر افرازی و چشم روشنی مردم بدخشان سرور ارزانی داشت ما اهالی بنوید چنین اخبار سعادت اثار حضرت باری جل ذکره وشکریه موهبت عظما وعطیه کبرای تقدیم نموده بصورت فوری جمع اوری و اتفاق نمود بصاحب تلگراف و ایراق گردیده توجه صادقانه مخلصانه در محافظت جباخانه وخزانه دولت متبوع مان واهالی شهر فیض اباد که حقیقتا برادران هم دین مان بودند ساعی\n\nومجاهد گردیدیم الحمد لله تعالی از طالعخیر مطالع طالع انچنان ذات تقدس ايات نيك خواه دین و خیر اندیش ملت اسلام و بتوجه این خدمت گران صادق نقصانی و ضرری به سامان دولت واذیت با هالی نرسیده ارام و اسوده حال میباشم ( سالی که نکو است از بهارش پیداست) همین است که حسن صداقت شعاری و خدمت گذاری که به نسبت خیر خواهی دین ودولت بود نخواستم که از حضور مبارك اعليحضرت شهریار غازی مخفی ومحجوب بود ومستور باشد .\nلهذا خدمت صادقانه خود را لازم العرض حضور مبارك دانسته استرجا داریم که منظور حضور الطاف وفور اعلیحضرت ترقیخواه دین ودولت گردیده واسطه ترقی انبه و — سرفرازی این خدمت گاران جان نثار گردد — فقط زیاده افتاب عمر واقبال ذات — ملوکانه طالع ولامع باد .\n\nحکمت\n\nمهمان پیری بودم در دیار بکر که مال فراوان داشت و فرزند خوب روی . شبی — حکایت کرد که . مرا در عمر خویش بجز این فرزند نبوده است درختی درین وادی است که زیارتگاه است مردمان بحاجت خواستن انجا روند شب ها بحق نالیده ام و روی در پای ان درخت مالیده تا حق تعالی مرا این پسر بخشیده است .\nشنیدم که پسر اهسته با رفیقان میگفت : چو بودی که من ان درخت بدانستی که کجا است ودعا کردمی تا پدرم بمردی ( حکمت :\nخواجه شادی کنان که پس فرزندم عاقل است وپسر طعنه زنان که پس پدرم فرتوت\nسالها برتو بگذرد که گذری نکنی سوی تربت پدرت\nتوبجای پدر چه کردی خیر — که دگر چشم داری از پسرت        (سعدی شیرازی)"}
{"book": "adl0955", "page": 229, "text": "-٢٢٦-\n\nفتوحات اسلام - فتح بيت المقدس\n(١٣)\n\nراوی گفت که بعد ازان اهل روم هر چند قدرت داشتند از امتعه و اسباب دنیائی ظاهر\nکردند و در میان کوچه ها وشوارع بنظر مسلمانان کشیدند و مسلمانان در حین دخول وخروج\nبطرف امتعه واسباب های شان میدیدند وتعجب مینمودند ویکی میل بطرف متاع هاي شان\nنمیکرد و مساسرنه نمود و میفرمودند که الحمدالله که خدای متعال جل شانه دبار همچنين -\nقومی را بما بخشید و تمام مسلمانان این گفته را میگفتند که اگر دنیا به نزد خدای تعالی\nجل شانه بقدر پشه قدر میداشت کافران شربت ابی نمیدیدند .\nعوف بن سالم (رض) نقل کرد که والله قسم اینکه در میان مسلمانان کسی پیدا نشد\nکه دست خودرا بطرف امتعه های شان دراز کند یا مساسر نماید .\nبعد ابو عبیده از برای شان گفت که ای قوم اینها همان گروه اند که خدای تعالی\nجل شانه اینها را در تورات و انجیل صفت کرده همیشه بر حق ایستاده اند و کی از آنها\nبطرف امتعه های شما نزديك نخواهد شد و تا حینیکه شما به عهد خود ایستاد بياشيد\nآنها ایستاده اند .\nواقدی (رح) نقل کرده که امیر المومنین عمر (رض) مدت ده روز در بيت المقدس\nاقامت نمود . شهر بن حوشب (رض) فرمود که من از كعب الاحبار شنیدم که او گفت که چون\nامیر المومنین عمر (رض) بهمرای اهل بيت المقدس صلح نمود و مدت ده روز در شهر\nاقامت کرد من در قریه از بلده فلسطین بودم بعد ازان بطرف او آمدم که از برای شان -\nسلام کنم و بدست شان اسلام آورم . .\nاین واقعه از سببی بود که پدر من از تمامی مردمان به احکامی که خدای متعال جل\nذکره از برای موسی ابن عمران (ع) نازل کرده بود بیشتر علم داشت و از برای من هم بسيار\nمشفق و مهربان بود و بهر شی که علم داشت آن شی را نیز از برای من بیاموخت و هیچ شی را از من\nنمی پوشید و هر چیزیکه مردمان می دانستند آن همه را بمن دانا گردانید چون وفات پدرمن\nنزديك آمد مرا به نزد خود خواند و گفت ای فرزند آیا تو علم داری که آن چیز های را که من -\nمیدانستم هیچ چیز را از تو دریغ نکردم و همه را بقلب تو ذخیره گردانیدم چرا که میدانستم\nکه این گروه کاذبان بیرون میایند وطغیان وكينه های خود را ظاهر میکنند و تو انها را متابعت\nمیکنی وازین جهت دو ورق از برای نصیحت تو نوشته کردم و در میان این سبو نهادم حالا تو\nفرزندار این سبو مشو و بطرف اینها نظر مکن تا حینیکه نبی آخر الزمان که نام خوشش محمد ع\nاست به نبوت مبعوث شود بعد ازان درین دو ورق نوشته میان سبو نظر کن . اگر چنانچه\nخدای تعالی جل شانه از برای تو اراده خیر داشته باشد تو جناب رسول (ص) را متابعت\nخواهد کردی ."}
{"book": "adl0955", "page": 230, "text": "- ٢٢٧ -\n\nپدر من بعد ازين وصيت خود فوت شد كعب الاحبار گفت كه من آن سيبرا دفن كردم و\nبعد از ايام تعزيت فوت پدر خود هيچ عملی را ازان بيشتر دوست نداشتم كه بطرف آن دو\nورق نظر كنم وبدانم كه در انها چه نوشته است بخوانم چون ورق ها را مفتوح كردم وبخواندم –\nديدم كه چنين نوشته ميباشد لا اله الا الله محمد رسول الله خاتم النبين است كه بعد\nاز وی ديگر پيغمبر نيست مولد او بمكه است ودار هجرت مدينه طيبه كه نه درشت حرف –\nاست و نه سخت دل ونه بانك وفرياد كنند وامتان او همه گی خدای تعالی جل شانه را\nحمد و ثنا ميگویند و بحمد حال زبانهای شان بگفتن تهليل وتكبير گويا ميباشد واز ذكر حق\nکام های شان تر وتازه ميگردد وهركس كه بهمراه شان دشمنی كند آنها بدشمنان خود نصرت\nمیيابند وهمیشه روی های خود شان را می شويند وتازه روی اند وكُمر خود ها را دایم در راه\nخدای تعالی جل شانه بسته دارند وانجيل های شان دایم در سينه های شان جمع است\nورحم شان در بين شان بخوبی است كه رحم انبياء الله تعالی جل شانه در بين امتان شان\nميباشد واول كسانی كه در قيامت داخل جنت شوند – ( باقی دارد )\n\n( مطبعهء ففففد سرکاری كابل )"}
{"book": "adl0955", "page": 231, "text": "۲۲۸\n\n( صفحه ۱) جریده هفتگی حبیب الاسلام – سال اول – شماره ۱۷) (نمره مسلسل ۱۷)\n\nواعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا\n\nحبیب الاسلام\n\nاداره خانه د مافذانان کابل افغانستان – نمره تلفون\nهمه امور تحریریه و حسابیہ بنام اداره فرستاده شود.\nاداره در انتشار و اصلاح مقالات وارده مختار است.\nدر هر هفته یکمرتبه یوم پنجشنبه فلته نشر میشود.\nاورا تیکه درج نشود اعاده نمیشود.\n\nقیمت سالانه قیمت ششماهه\nدر داخل\nمرکز – ۵ – افغانی – ۳ افغانی\nدر ولایات داخله باضافه\nاجرت پست ۷ – اف ۳,۵۰ رو\nدر خارج ۱۵ شلنگ ۸ شلنگ\n( يك شماره ۱۰ پول)\n\nتاریخ قمری ۲۰ محرم الحرام ١٣٤٨ ـ پنجشنبه ( تاریخ شمسی ٦ سرطان ۱۳۰۸ هجری)\n\nعلم النفس\n(۲)\n\nمیل اجتماعی .\n\nدر باب میل شخصی صراحتا دید مشد که غایه میل شخصی خود کامی معقول است و\nاین معنی را اگر تفصیلا شرح نمیدادم نیز از تعبیر میل شخصی همین چیز را می فهمیدید .\nحال از عنوان میل اجتماعی صراحتا باید معلم شود که غایه میل اجتماعی غیرکامی یعنی الفت\nوخیرخواهی است این میل نیز مثل میلهای دیگر استعداد ی است که انسان از الفت گرفتن بنوع\nو از خیرخواهی بغیر خود متلذذ میگردد. هرگاه این میل کامیاب شود البته صاحب این میل\nرا مسعود می سازد. روح این میل در همین حس الفت خیرخواهی دیده میشود چنانچه\nهمیشه از طرف مادر و پدر بفرزند از طرف استاد بمعلم بشاگرد و از طرف کریم بفقیر این رویه\nدیده میشود. بسا نفوسی که مظهر این میل انسانی اند با وجود اینکه ساعتهای دراز تشنه و گرسنه\nنشسته اند مستسقی و جوعی را دیده در حال بگوی اشتهای خود قفل خود داری میزنند و\nراه جرعه اب و لب نان خود را با کمال ممنونیت و استراحت نفس بطرف ان تشنه و گرسنه –\nناتوان میکشایند. هیجان این میل نمیگذارد که بکام خود صرف کند .\nسماحت – کرم – حمایت – ایثار – کظم – غیظ ستر عیوب و ... کلمه هائیست\nکه در لغت هر ملت عین معنی دارد و هیچ یکی بیجا وضع نشده است. چنانچه در عصر\nسوریہ یدل علیه الرحمه میل اجتماعی کرم را چنین ایضاح میفرماید :\n(حقیقت کرمی که از اینه هر فردی بظهور پیوسته است بذوق اشغال امداد دیگری –\nنشسته) مشارالیه میخواهد که کریم در کرم کردن خود را مسعود میدارد بگوید کذا در\nاین یکی از افسانه ها خوانده ام :"}
{"book": "adl0955", "page": 232, "text": "- ٢٢٩ -\n\nپاد شاهی از خدمت شخصی خورسند شده خلعتی بخشید . ساعتی بعد گفت . .\nچقدر ممنون شدی . ان شخص جواب داد که از شما کمتر. پاد شاه را این جواب خوشش\nنیامده از یسکه ان مرد عالم بود برای رفع انقباض خاطر گفت .. شما در مقام کریمید و با\nبخود\nحسن افتخار می بالید و من در مقام محتاجم با يك حال فقر تفوق می پیچم .\nاز تفصیلات فوق باید دانست که خلاصه میل اجتماعی استمدادی بوده که صاحب\nمیل بفعالیت ان مسعود می بوده است .\nچنانچه شاعر روح شناس اخلاقی بابا افضل کاشی در تقویت میل اجتماعی چنین گفته :\nبا خلق بخلق زندگانی میکن نیکی همیوقت تا توانی میکن\nکار همه کس را برار از دست زیان وانگه بنشین و کامرانی میکن\nدر باب تظاهر ا تمیل اجتماعی روحیون انقدر اثر منظوم ومنشور بوجود اورده اند که بیرون\nاز حیطه شمار است . میمانیه مال نظم نزایشان را در اشکال اتی جمع میکیم :\n(۱) الف انسان در حال ناکامی این میل اجتماعی همیشه مضطرب است . این است که گاه گاهی\nبوسیله های صنعی نیز حرارت این میل اجتماعی را تسکین میدهد . مثلا شخصی منفردا\nدر شب تاریک بطرفی میرود . تنهایی دهشتی در روح این شخص القا میکند. یا بخواندن\nدعائی اگر دیندار باشد ـــ به پناه ایزد متعال خود را انداخته بدفع تنهایی میکوشد و یا\nچند بیتی را بنا میکند بترنم کردن . یعنی از اواز خود رفیقی میتراشد . ( بطریق تـ بـيـيـــــر\nشخصیت که در اینده نزديك خواهید دید ) در سایه این رفیق صنعی ازاله دهشت مینماید\nکذا همین سبب است که در شبهای تاريك و یا نورانی بزرگران برای استا و یا تولیه کشی تنهایی\nخود را بغزل خوانی تلافی میکنند . کذا ما درها و یا پدرها وقتیکه تنها مشغول بکاری باشند\nخواه دوخت باشد و خواه دیگر کار با ترنم حزین ازاله دهشت تنهائی مینمایند . اگرچه این\nترنم معنی تنشط خاطر هم دارد لیکن با رفع دهشت ترکیب یافته است .\nبارها بنظر خورده است که شخصی در مجلس بیگانگان افتاده از تنهائی دلگیر شد مبمعد\nدماغی در زبان موضوع بحث قیافت عادت وغیره حضار رشته اشتراکی پیدا کرده از میان ــ\nحاضرین رفیقی بدست اورده از دلتنگی برامده است چنانچه :\nصائب اصفهانی سه عصر سابقتر گفته :\nروشن شود چراغ دل ما ز یکدیگر چون رشته های شمع بهم زنده ایم ما\nاطفال بالعبت های خود چقدر صحبت های معصومانه و حیوانات با هم نوعان خود چگونه\nالفت های ابتدائی دارند که هر روز مشهود است .\nانسان های قدیم ازدواج را از غریزه و ایتلاف بنوع را از همین میل مشهور کرده اند\nجدائی وحشت است . وحشت موجب فلاکت چه از همین میل است که انسان مدنی بالطبع\nو یا حیوان اجتماعی است . خلاصه هجران ناکامی همین الفت و وصل کامیابی این میل است\nاین است که بیدل ع بضمین معنی تجاهل عارف کرده است :"}
{"book": "adl0955", "page": 233, "text": "نه هجران دانم نی وصل لیکن اینقدر دانم – که الفت داغ کرده عالمی اندر ته بنیادش\n\n(٢) – تعطف این میل عبارت است که از مربوط داشتن قلب بتاثیرات دیگران . فعالیت\nاین میل بستهء سیر تدریجی حالتهای ذیل میباشد : اولا احساس ثانیا سرایت –\nثالثا تخیل را یعا تقلید . چه ربط قلب بر تاثر غیر انوقت میشود که تاثیراتی در حیات\nخود حس کرده باشد . قاسم چوبینی این حالت را سیصد سال قبل دريك فرد خود –\nبقرار ذیل تصریح کرده :\n\nبسکه ازرد دلم از رده نخواهم کس را درد لم میخکد ان خار در که پائی بکیست\nدر نتیجه این درك وحس که بعضا با فاده فعلی خود شخص متصبع وبعضا بتقرير علامات\nاشک ان تظلم ورنگ زرد چهره در الم مشاهد ه میشود و یا به ظهور خطارت لحن شغف\nخنده وطراوت سیما در سرور مشهود میگردد .\nمیرزا اکبر علائم الم را بنباسر صنعت ایهام وتوریه چه لطیف اراسته :\nدوش از نامهربان چون رنگ زردم دید گفت – اینکه میگویند بیمارست صحت داشته است\nقلب جليس با تعطف نیز در زیر تاثیر ان الم و سرور خواهد امد . این حکم تابع ادراک\nو سرایت است . اینقدر دارد که استشعار ازین اشارات موقوف برحدت ذهن است . علاوه\nبرین تخیل نیز درینجا خیلی مداخلت و تاثیر بزرگ دارد . بچه مرده از مرگ بچه های دیگران\nمتالم میگردد . چونکه شبه پل عین آن زهر را در حیات خود چشیده است لذت آزادی را –\nشخصی تقدیر میکند که پیشتر از الم اسارت بهره برده است .\nایضاح این نکته انست که چون هر شخص از هیجانات دیگران متاثر گردید مخیله صورت\nمثالیه و یا شخصیت ان تاثرات را دوباره در ذهن بیدار و یا تصویر نموده است . خواه این\nهیجانات در شکل الم باشد خواه در شکل سرور . چونکه اهتزازات خیالی و خاطره بیکی از\nمناسبتهای مشابهت عينيت اتصال مربوط است . اگر یکی از این علاقه های سه گانه (مشابهت\nعینیت واتصال) بشعور حسی برنخورد افاده اشارت و علامتهای خارجی اهتزازات خیالی بوجود\nآورده نمیتواند . یعنی قوه مخیله با هیجان مبسوطا متناسب است .\nآمدیم بمسئله تقلید : تاثیر تقلید در قبول هیجان دیگران حاجت بشرح واثبات ندارد .\nتدقیق واقعات هر روزه بتاثیر تقلید شاهد عادل است . بتعبیر دیگر تاثیر تقلید بدهی است\nتنها يك اخطار وتنبيه در ادراك آن کافی است . مثلا در پیش طفلی مادر و یا محبان گریه\nجعلی آغاز کند در حال اشکهای طفل جاری و طراوت چهره اش متغیر میشود . برعکس اگر چهره\nبشوشی ارائه نمایند تبسم در اطراف چشم و لبهای لطيفش نمودار میگردد . آری درین مسئله\nتاثیر مخیله نیز حصه دارد ولی تاثیر مخیله خیلی ضعیف میباشد . چونکه حس تقلید طفل\nقوی تر است .\nبالجمله تعطف بتاثر دیگران اشتراك كردن است . مم ما فيه تجلیات تعطف ازینجا"}
{"book": "adl0955", "page": 234, "text": "ـ ٢٣١ ـ\n\nبالاتر میبرد ، بطوریکه رحم ـ خیر ـ احسان ـ وسائره را این میل برای محبوب خود\nمخصوص میداند عطوفت وشفقت تولید میکند . شفقت خیر دائمی گردیده صاحب خود را مظهر\nحب انسانیت میسازد . بالاخره انقدر اشتداد میکند که ببذل نفس میکشد چه رسد بفدای\nمال ومنال مناقب قهرمانان دین و وطن را هر کس خوانده است . گمان نرود که در میان این\nتفصیلات از تعریف میل اجتماعی که در اول وهله کرده ام فراموش نموده ام نه خیر! گفته شد\nکه روح میل اجتماعی در الفت وغیر کامی بته پر دیگر در اتحاد وخیر بشیر دیده میشود . فی\nتعطف\nالحقیقه این جنس وفصل در معنی لغوی صریح تر وقوی تر بنظر میخورد چونکه میل اجتماعی ـ\nاولا از يك رفیق شروع میکند مثلا از ازدواج دیر یا زود این حیات دوگانه مثلث مربع شده\nبه تشکیل عایله میکند . محله وسمت ـ قبیله وقوم ـ شهر ومملکت ـ کشور وقطعه را در بر ـ\nگرفته بالاخره جهان شمول میشود .\nهرتوجه تعطف بموضوع متعدد تعلق گرفته درجات مختلف پیدا میکند، لهذا مختصری\nاز درجات تعطف را باید مطالعه کرد .\n\nدرجات تعطف .\nدو سه دقیقه پیشتر از یکطرف گفته شد که تعطف اهسته اهسته ترقی کرده غیر را محبوب\nمیسازد و از طرف دیگر این میل اجتماعی اگرچه ابتدا تعلق بيك رفیق میگیرد اما تا عائله\nقوم ـ ملت ـ همدینان و بنی نوع ترقی میکند .\nعلاوه برین در اقامتگاه املاک و اشیا در ذهنیت وشرف رفیق عائله قوم وسائره نیز ـ\nمربوط میباشد .\nتعلق تعطف اگر تنها برفیق ازيك جهت مادی باشد قیمت بزرگی ندارد . بل خساست است .\nچه درینصورت نفس حالا از دائره ذوق ومنفعت خود نبرامده است و فرح نفس که درین اثنا از\nقبیل حزنی است که روح بطرف داخل نرم نرم درینحال میگریزد تا از مواذی امین بماند .\nلهذا این فرح وحزن روحی فی الحقیقه بخود کامی میکند . درین مقام نفس بحالی است که\nاگر بالم شخصی غیر تعلق بگیرد خوش نخواهد برد واگر بسرور خصوصی کسی شاهد شود ارزو\nمند است که باوهم باشد ...\nهرگاه فرح وحزن نفس از قلبی یعنی وجدان اخلاقی نشأت کند کام وارزوی شخصی خود را\nفدا خواهد کرد . بادغدغه ها وخطرات خصوصی درعالم وجدان مقابله ومبارزه خواهد نمود .\nوجدانها را توحید و روحها را تجنیس خواهد ساخت . در زیر رابطه های انسانی وعلائمهای\nلاهوتی جمع خواهد شد . درینجا لذت در نفس تعلق خیر میباشد . تلخکامی از عدم اتحاد\nذات میخیزد . بته پیر (ا ـ رابو ـ مولف درسهای روحیات) درینحال يك تناسخ مفکوره وی\nبوجود میاید . بالاخره نفس را يك حس مرحمت انسانی استیلا میکند . بحدیکه منافع و ـ\nاذواق طرف مقابل را بر لذات وفوائد خود ترجیح میدارد . صاحب این میل خیرات و مبرات"}
{"book": "adl0955", "page": 235, "text": "را با خود جمع کرده است .\nهرگاه تعطف با مرحمت يكجا بشد انسانرا شفیق وعطوف میسازد . شفقت وعاطفت حب\nانسانیت تولید میکند . درینحال نفر عون منافع شخصی واذواق خصوصی خود همیشه نفع و\nذوق غیر را می اندیشد .\nاينك بذل نفر وفداي جان براي هیئت اجتماعیه ازهمین نفر ظهور میکند .\nخلاصه میل اجتماعی تعلق بعائله ملت همدین و همنوع گرفته همه ملك اشیا -\nاخلاق واذواق ایشان را نیز محبوب میشمارد . لهذا تعطف در نقاط ذیل ظاهر میشود :\nا حب رفیق (حب شاگرد استاد خواجه ويادار وهم مسلك وهم پیشه درین حب\nداخل است) .\nب . حب عائله ( يحب پدر ومادر وفرزندان وخویشان وخدام وزیردستان شمول دارد )\nج . حب وطن ( بالعموم وطنداران از هر دین ومذهب از همه قوم و ملت واز اهل کسب\nوپیشه که باشند درین حب شامل اند .\nد . حب ملت (حب هم دینان وهم مذهبان هم تاریخان هم منفعتان وهم زبانان را دربر\nمیگیرد .)\nه . حب نوع ( بالجمله درین حب جمعیت بشریه که در هر درجه مدنیت در هر مذهب و -\nوملت ودر هر قطعه ارض سکونت دارند شامل میباشد .\nدرینجا فرق لسان مذهب نژاد در نظر نمیاید . ایندر را فراموش نباید کرد که\nمیل اجتماعی هر قدر بکمیت موضوع تعلق گرفت از کیفیت خود میکاهد یعنی هر قدر تعلق\nاین میل بافراد زیاد ويا کشور ــ يا بارباب مسالك متعدد وذهنيت متوزع پیدا شد شدت\nخود را ازدست میدهد مگر تلقيات اين ميل لطیف تر و رابطهء ان وسیع ومستحکم تر ــ\nمیشود . البته در لطافت وسمت واستحکام این میل تربیه عائله و محیط سرایت و تقلید نیز\nاثار بزرگی دارد و بضعف وقوت این میل مداخلت میکند .\n\nبیانیهء شاه انگلستان راجع بافغانستان\n( ترجمه از جریده تائمز لندن)\n١١می ١٩٢٩ هـ ٢٩ ذيقعده الحرام ١٣٤٧ هـ .\n\nاعلیحضرت پادشاه انگلستان در موقع افتتاح پارلمان در ضمن نطق که ایراد نمود چنین\nمتذکرشد : چون وضعیت افغانستان مشتبه وغیر معین بوده يك حكومت معظم دران وجود ــ\nنداشت بنابران در اواخر ماه فروری ( مطابق رمضان المبارك ) نمایندهء خود را از کابل طلب\nنمودیم امید واثق داریم عما قریب امنیت داخله مملکت بر قرار ويك حکومت که عموما ازطرف ملت\nپسندیده باشد وحکومت من بتواند مناسبات دوستانهء سابقهء خود را با ان جاری نماید قایم\nخواهد شد ."}
{"book": "adl0955", "page": 236, "text": "- ۲۳۳ -\nاعلان\nدو قطعه اعلان ذیل منتشره در ولایت هرات که در همین نزدیکی بدست امده و مشعر از حسن کار روائیهای جناب عبد الرحیم خان رئیس تنظیمه و نائب سالار نظامی هرات است بنام تقدیر خدمات مومی الیه والفت هراتیان نسبت بحکومت اسلامیه هردلعزیز خویش برای مطالعه قارئین محترم نشر و اشاعه مینمائیم : (ح ۱۰)\nبخاطر اعلان اول\n( باطلاع عمومی برادران دینی خود میرسانم )\nچون حکومت مستبده خلاف شرع مطاع محمدی (ص) که سابق بدوره پادشاهی امان الله خان جاری بود که کاملا به اقدامات طرفداران شریعت و خیرخواهان ملت برطرف گردیده ـ امروزه بکلی اجرای امورات مطابق بامری که خداوند (جل جلاله) ورسول مقبول (صلعم) مقرر فرموده وموافق بمذهب مهذب حنفی جریان می یابد لذا حکومت میخواهد اهالی دارای قید نبود و ازادانه هر فردی به منافع عموم و ترویج امور شرعی داخل اقدامات شده بتوانند و اگر امری مخالف برفاء عامه و منافع مسلمین وخصوصا مخالف شرع مطاع صورت بگیرد اهالی بتوانند برای حکومت و هیئت جامعه ملت اظهار رای داده ترتیبات و هدایات مینا بموافقت شرع انور وموازنه برداشت اهالی بحرجا جاری گردد .\nاین است که بحمین ملاحظه چون پیشتر اهالی از خود يك مجلس و طرفداری نداشتند که بتوانند مقاصد دینی و مطالب حقه خود را در معرض قبول واجرا بیاورند تا اگر تعدی بحقوق شان بعمل اید بمرجع صحیحی استغاثه نمایند بلکه حکام مامورین سابقا از بستگان پادشاه امان الله خان و وزراء او بود که هر ظلمی وتعدائی که مینمودند بازخواستی نبود و کسی بعرض رعیت عاجز نمیرسید ـ ازین حیث حکومت موجوده شما در نظر دارد که رفع ان ظلمها واستبداد بعمل اید بلکه يك مجلس اعیان از سادات وعلما ومشایخ وخوانین وصاحب منصبان و معتبرین هرات در مرکز شهر تشکیل یابد که این مجلس قرار ذیل وظیفه خود را انجام میکند :\n(۱) حفظ دیانت اسلام (۲) حفظ استقلال افغانستان (۳) تدوین دستوراتی که مطابق بشرع مطاع و روحیات ملت است (٤) تدوین دستورات مالیاتی ونقد زکوه و گمرکی نسبت بمنافع دولت وبرداشت ملت (٥) تحصیلات ذرایع امنیت عمومی (٦) قبول مراجعات وپیشنهادات هر فرد ملت که بنسبت وغرض فایده مملکتی باشد و در اطراف ان دقت و رسیدگی کردن (۷) تصدیق بصلاحیت واهلیت مامورین نمودن (۸) دفع رشوت وامورات ناجایز شرع شریف را بتبلیغات ناصحانه کردن (۹) مقرر کردن اصولی مطابق بشرعی برای مکاتب اطفال اهالی وتعمیم علم وسواد کردن (۱۰) ترتیبات صحیح برای کثرت صنایع وحرفه ماندن وتعمیم زراعت کوشیدن (۱۱) تصویب معاش و مصارف دولت ."}
{"book": "adl0955", "page": 237, "text": "تبصره\n\n١ ـ این مجلس فعلا عبارت اند از پنجاه نفر اعیان اینولا و اینده از هر طایفه کلان\nشوندگان شان از مرکز و حکومتی ها شامل این محفل شده میتوانند .\n٢ ـ مجلس اعیان که یگانه وظیفه شان خدمت در دین است بایستی تا ششماه افتخاری\nبدون معاش کار کنند بعد قرار تصویب خود مجلس معاش هم تعیین میشود .\n٣ ـ محل انعقاد مجلس سلامخانه چهار باغ و وقت مقرره روزهای یکشنبه سه شنبه\nپنجشنبه میباشد که در وقت معین و جای تعیین جمعیت کرده باشند .\n٤ ـ برای این مجلس یک کاتب منظور شده تا نفری های که شامل محفل اند در قید\nسیاهه داشته و حاضر بودن شانرا تصدیق کند و کسانیکه حاضر نشوند و بخدمت دینی خود\nصرفه جوئی کنند البته از اعتبارات شان کاسته خواهد شد .\nهـ دراین مجلس هر تصویبی که میشود اعتبار در کثرت اراست .\nاین است که شما اهالی را از تاسیس این مجلس محترم عالی اطلاع داده چون عموم\nترتیبات و اجراات اینده بفکر و تصویب نماینده ها و صاحب رسوخهای شما ملت میشود و ـ\nهرچه علما ومشایخ و بزرگان تجویز کنند بشرطیکه موافق بشرعی باشد حکومت اجرا میکند پس\nحالا هیچ فرد اهالی خود را مقید ندانسته بلکه دولت و ملت را از خود و حکومت را حکومت\nملی بشناسند نه استبدادی و ازادانه بمنافع اسلام و ترویج شرع مطاع هر پیشنهادی که در\nخاطر دارند بمجلس پیشنهاد کرده میتوانند و اهالی عموما باتفاق با اداره مملکت وحفظ\nدیانت و رفع نوائص خود اقدامات فرمایند .\nامضاء رئیس تنظیمه نائب سالار هرات (عبدالرحیم)\n\nاعلان دوم\n\nاگرچه نظر بامدن برادران عسکری هراتی از حدود غزنی که در جمله قشون همرکاب\nامان الله خان بوده و در اثر شکست خورد گی مراجعت بهرات نموده اند از قضایای غزنی\nوقندهار بکلی اطلاع خواهید داشت که قشون امان الله خان کاملا منهزم و پراگنده شدند و ـ\nخودش گریخته در قندهار امده بود و بعد فرار هندوستان شد اکنون بتائید این اطلاع ـ\nخبر های ذیل انتشار می یابد .\n(۱) تلگراف وزارت خارجه ما از کابل تصدیق میکند که امان الله خان با عائله خود ومعین\nالسلطنه و عبدالعزیز خان وزیر حرب کاملا در هندوستان رفته و در بمبئی رسیدند .\n(۲) جرائد ایران نقل بتلگرافات پاریس مینویسند امان الله باثر شکستی که از قشون\nامیر حبیب الله خان دید وقندهار را هم تصرف نمودند نامبرده بهندوستان رفت شاید در\nروم پایتخت ایتالیا ـ یا برلن پایتخت المان برود ."}
{"book": "adl0955", "page": 238, "text": "- ٢٣٥ -\n\n(۳) تلگراف بی سیم برلن اطلاع میدهد امان الله خان بعد از شکست فاحشی که دیده\nدر بمبائی فرار شد و روز چهار شنبه بايك کشتی ایتالیائی از بمبئی حرکت نمود .\nاین است اطلاعات صحیه ملیه مذکوره را برای استحضاری خاطر عموم ابلاغ کردم تا\nاینده مطمئن بوده بکمال خاطر جمعی بفقرائی خود مشغول باشید بكفا الحمد لله تعالى\nمخاطرات انقلاب بکلی خاتمه یافت و بعد ازین ماده کشمکش و خانه خرابی باقی نمانده به\nراحت اهالی می گذرانیده باشند - فقط امضاء عبدالرحیم نائب سالار\n\nمد وجزر اسلام\n(۳)\n\nبود مغرب از بحار سیولیزشن (۱) بی خبر\nوزنوائین طرز استدلال باکن (۳) بیخبر\nبوی بوریاندران روزان بنادانی اسیر\nشمع تهذیب از چراغ بزم ما افروختند\nگرچه اکنون داغ حسرت بردلها سوختند\nدر اروپا وانطی (۷) طرز رجز از ما ببرد\nآن زمان کردیم بنیاد شریعت استوار\nداده در حرص و هوا از کف عنان اختیار\nطاعت ایزد بدوش روزگاران بار بود\nراهب از تقلید پاپا (۱۰) ره چه نشناخته\nقبله امال خواند تصویر مریم ساخته\nاز طریق راستی افتاد مجری طرية (۱۱) دور\nخوار از کردار بد گردید نسل (۱۲) انبیا\nکرده دور از چهره خود پرده شرم حیا\nشربخود کرد مناهی (۱۳) شیوه شرب (١٤) الیهود\nقهرت نیرون (۱۵) شد هر ایمپراطور (١٦) زمان\nنی بشرع موسوی مائل کسی از پیر و جوان\nفرنگ کوبیحوادث عالمی پامال بود\nهیچکس جویای حکمت در همه یونان نبود\nهیچکس زابناء فارس (۱۹) صاحب عرفان نبود\nخود عرب جز تلخکامی بهره دیگر نداشت\n\nوز چمن پیرای طبع نیوطن (۲) بیخبر\nوزنگارین طور تحریر ادیسن (٤) بیخبر\nبود ششصد ساله ره (٥) زان مدت تا قرنکبیر\nمخزن حکمت (٦) زگنج علم ما اندوختند\nخود بده انصاف اخر از کجا اموختند\nروژنو (۸) لونارد (۹) از ما فن الجبرا ببرد\nبود در لهو ولعب افتاده خلق از هر کنار\nبود پست افتاده هر ملت ز اوج اعتبار\nطبع عالم از هجوم معصیت بیمار بود\nپیروان دین عیسی را به چه انداخته\nدر قمار حب دنیا دین و ایمان باخته\nوز شعاع افتاب صدق چشمش مانده کور\nساخته از سر بدر اندیشه روز جزا\nسر نهاده در معاصی از ره حرص و هوا\nزانکه از تورات موسی در دلش حرمت نبود\nظلم وطغیان را رسانده سر باوج اسمان\nنی سوی قانون سولن (۱۷) ملتفت خلق جهان\nبرجهان یکل با برسالت بیست ششصد (۱۸) سال بود\nهیچکس پابند ملت در همه کنعان نبود\nهیچکس از اهل لندن غمخورانسان نبود\nفاش میگویم جز اب شور در ساغر نداشت\n( باقی دارد )"}
{"book": "adl0955", "page": 239, "text": "- ٢٣٦ -\n\nحواشی صفحه ٢٣٥ :\n\n١) سیوالزیشن لغت انگلیسی است بمعنی تهذیب و تمدن چنانچه اهل عرب این زمان دول\nیورپ را دول متمدنه میگویند .\n\n٢) سر اسحق نیوطن - سر ازك نیوطن نام حکیمی است دانای علم ریاضی که در سنه ١٧٢٧ ع\nوفات یافته .\n\n٣) باکن ( فرانسیس بیکن ) این حکیم در سنه ١٥٦١ ع تولد شده و در منطق و فلسفه -\nروح تازه دمیده است .\n\n٤) ادیسن نام انشا پردازیست که فن انشای زبان انگلیسی را پایه نو بخشیده است در\nسنه ١٧١٩ ع این جهان را پدرود گفته .\n\n٥) مایعسا و سرعشر عیسویه را قرن کبیر میگویند که در ان قرن علوم و فنون ملك یورپ در ترقی\nقدم نهاده بود و منجمله زمانه وسطی که از میلاد جناب عیسی علیه السلام تا اختتام سنه\n١٥٠٠ ع میباشد کم و بیش ششصد سال سائر اقوام بر اعظم یورپ در ظلمت و جهالت گرفتار\nبودند و حالت اسیا و افریقیه ازین هم بدتر بود دران هنگام اهل عرب محضه بدولت اسلام\nهر گوشه دنیا را بنور تهذیب روشن نمودند .\n\n٦) خیلی کسان از تاریخ نویسان یورپ مثل ادورگین و هنری لوئیس و دکتور هیلی و سد لبو\nفرانسوی - سکندر نهاست - وغیرهم اعتراف کرده اند که سر چشمه فضل و کمال یورپ علم\nعرب بوده است .\n\n٧) وایٹلی اول کسی است که رجز عرب را بزبان انگلیسی شرح داده است .\n\n٨) روژن اول شخصی است که علم الجبرا را از زبان عربی بزبان فرانسوی نقل کرده .\n\n٩) لونارد اول کسی است که الجبرا و اقلید سر را از تازی به انگلیسی ترجمه نموده .\n\n١٠) پاپ اسقف اعظم فرقه كاتوليك كه ايشان تصویر حضرت مریم وعیسی (ع) را سجد میکنند .\n\n١١) سرداری از سرداران سلطنت رومیه .\n\n١٢) نسل انبیا عبارت است از بنی اسرائیل که اولاد حضرت ابراهیم و اسحق ويعقوب ويوسف\nويهودا عليهم السلام وعلى نبينا وغیرهم هستند .\n\nو ١٣) کاهن ماخوذ است از کوهین که لغت عبرانی است یعنی عالم و داننده تورات چون\nایشان از برای فریفتن عوام اکثر فال گیریها میکردند ازینجهت عربان ساحر و غیب گورا کاهن\nمیگفتند .\n\n١٤) شرب الیهود در امر شراب خوردن یهود است چون در تورات در باره باده خوري\nقدغن شدید وارد است انقوم شراب بر سبیل اختفا میخوردند بنابران شعرای زبان فارسی\nدر اصطلاح خود پنهان شراب خوردن را شرب الیهود میگویند .\n\n١٥ و ١٦) نیرون - ایمپراطور سلطنت رومیه که در سنه ٣٧ ع از بطن ما در برامده\nخیلی جابر وجائر گذشته است اولا مادر خود را کشته است سپس همه شهر را اتش درزده"}
{"book": "adl0955", "page": 240, "text": "ـ ٢٣٧ ـ\n\nخود بر قصر درامده تماشا میکرد اخر رعایا ازدستش بجان امده علم بغاوت برافراشتند وان\nبد سیرتاب مقاومت نیاورده خود را هلاك ساخت .\n١٧) سولن از صنادید حکمای یونان است و مسقط الراس او بلده اوسن بود که معرب ان\nاِثنيه است و اوجد مادری افلاطون بود از برای ملك یونان قوانین سیاست مدنیه خیلی خوب\nوضع کرده بود در شصت صور مدفون گردید .\n١٨) مراد از زمان فترت است که مابین جناب عیسی (ع) ومحمد فخر معد سرور عالم (ص)\nبود در ان اوقات جمیع ملل ونحل در ظلمت جهالت سرنگون افتاده بودند .\n١٩) اشارت است بحدیث شریف نبویه علی قایلها افضل الصلوات والسلام لوکان العلم\nفی الثریا لناله الفرس .\n\nبیعت های ولایات و ملحقات ان\n(١٢)\nبیعت نامه اهالی مرکز قندهار\nبسم الله الرحمن الرحیم\nحضور پرنور الطاف ظهور حامی دین مبین خادم حضرت خاتم النبيين امیر حبیب الله خان\nغازی را تصدق شویم .\nعرض مایان خادمان دعاگویان رعایا و برایا و سادات وعلما ومشایخ وخوانین و مامورین\nولایت قندهار بحضور مبارک پادشاه عدالت گستر شریعت پرور بنحویست ـ قبلا از بسیاری\nدروغ وکذب اشخاص خائن ودشمن دین حضرت سید المرسلین (ص) که در ولایت قندهار\nیوما فیوما نشریات می نمودند ما اهالی قندهار بسیار به بیم وبه تشویش بودیم تا اینکه\nاز فضل خداوندی جل شانه سردار عالی جناب معین السلطنه صاحب و نایباء ويحمركاب\nظفر انتساب شان جناب جلالتماب والی صاحب کابل تشریف فرمای قندهار گردیدند از ـ\nمراحما ت ونوازشات رعیت پرورانه شاهانه شهریار غازی بیانات وتسکینات زیاد ابراز وانشا ء\nفرمودند و در نتیجه از اجراات عدالتانه ممدوحین بمایان زیاده بر زیاده تسکین و تسلی\nوخاطر جمعی ارشاد فرمودند جمیعا متفق اللسان سرهارا برهنه ودست هارا بدرگاه قاضی\nالحاجات بلند نموده دعای عمر واقبال اجلال پادشاه مسلمین شریعت پرور خودها را\nمسئلت نموده شکریه این فیض عظمارا بهیچ زبان ادا کرده نمیتوانیم الابد عای نماز خمسه که\nدعاگوئی مینمائیم ـ وعلاوه بر ان از نوازشات و اجراات فوق العاده جناب جلالتماب والی صاحب\nممدوح که بر تمامی ما رعایای صادتم ولایت قندهار نموده است و تمام خوانین وسادات و ـ\nعلما و مشایخ مارا بخلعت های شاهانه مفتخر وسر افراز فرمودند چنانچه نفری نظامی وغیره\nقندهار که از بیم خود هارا از خدمت دین ودولت کناره نموده بودند اینقدر نوازشات و\nمراحما ت بیحدانه جلالتمابی را که ملاحظه کردند تماما نفری مذکور یراق واسلحه و کارتوس که"}
{"book": "adl0955", "page": 241, "text": "در نزد شان بود بحضور جناب والی صاحب محترم حاضر کرده تحویل نمودند وخود ها را از روی اخلاص وصداقت داخل نوکری دولت نمودند .\nبمر ما اهالی ازین حسیات اسلامیانه ومراحملت جناب مدوح اظهار شکریه و رضامندی نموده از خداوند تبارك وتعالی جل علی شانه برای همچنین اشخاص فدائی وخدمتکارونا کیش دولت افغانه بر افغانه توفیق خدمت و عزت به تحت لوای اسلامی همچنین پادشاه شریعت پرور عدالت گستر التجا واستدعا وبذریعه عریضه اخلاص فریضه خود ها اظهار شکریه نموده وتحفه دعای بقای عمر واقبال اجلال همچنین پادشاه رعیت پرور شریعت گستر را که بخماز پنجگانه مینمائیم تقدیم میداریم الهی که قبول افتد . امین ثم امین فقط . (۲ شهر محرم ۱۳۴۸)\nامضائات :\nعبد الحمید اخند زاد متولی خرقه مبارکه ــ عبد الرزاق اخند زاده متولی خرقـه مبارکه ــ غوث الدین مستوفی ولایت قندهار ــ محمد هاشم رئیس بلدیه قندهار ــ غلام دستگیر قاضی مرکز ولایت قندهار ــ ملا اختر محمد مفتی ــ ملا محمد عثمان ــ خواجه محمد وکیل ــ احمد جان خطیب جامع شاه ــ سید علی اکبر ــ سید داود شاه ــ سید ولی محمد ــ عبد الغیاث اخند زاده ــ سید محمد اکرم علوی ــ محمد عبد الکریم قاضی ــ نورالله ــ عبد اللعجان هوتکی وکیل طایفه غلجائی ــ سید عبد الشکور ــ ملا سلطان محمد ــ سید محمد عیسی ــ عبد الرحیم ــ شاه محمد اخند زاده ــ خیر محمد اخند زاده ــ سید احمد ــ سید محمد علوی ــ ملا غلام عمر خطیب جامع موی مبارک ــ سید وهاب شاه ــ سید شیرین ــ ملا فضل احمد ــ ملا احمد ــ سید حسن آقا ــ ملا نور محمد ــ جمعه خان مفتی ــ ملا نظر محمد مفتی ــ ملا عبد الولی ــ عبد الحکیم قریشی مجددی ــ سید عبد الروف ــ سید سکندر ــ سید عبد القیوم علوی ــ عبد الرسول ــ سید عبد القدوس سید عبد الروف ــ خیر محمد فوفلزائی ــ سید محمد انور ــ عبد الاحمد مدیر محاسبه ــ میر عبد الجوار سرکاتب ــ حاجی غلام نبی تجار ــ حاجی عطا محمد تجار ــ محمد شعیب بارکزائی ــ محمد اعظم بارکزائی ــ نعمت الله سرکاتب ــ محمد موسی ــ میرزا محمد اسلم ــ حاجی محمد دین خان ترکی ــ محمد علم قوم توخی ــ میرزا غلام نبی ــ علی گوهر قوم بلوچ ــ عبد القیوم اخند زاده ــ حاجی محمد هوتکی ــ عبد الوهاب ــ محمد قاسم ــ میرزا غلام حسین . باقی امضاء ومهر ونشان شست ۲۴۴ نفر دیگر در خاتمه بیعت نامه فوق :\nهزاران تحفه دعاء وشکریه بحضور مبارك معدلت دستور فاور اهل ایمان خادم دین رسول الله (ص) امیر صاحب غازی تقدیم میداقدریم که اخلاق پادشاه اسلام را جناب جلالتمآب سردار اعلی معین السلطنه صاحب وجناب والی صاحب نشر نموده از خداوند عالم (جل ذکره وشانه) توفیق دعاکوئی وخدمت گذاری چنین شهریار عدالت مدار که کمر دین را بسته کرده ودیده اهل اسلام را روشن نموده واعلام کلمه الله تعالی را کرده خواهانیم امین ثم امین ثم امین .\nبامارت فاتحانه انه اوراضی وبا وبیعت نموده ایم اطاعت اورافرض میدانیم ."}
{"book": "adl0955", "page": 242, "text": "- ۲۳۹ -\n\nفقط تحریر یوم دوشنبه شهر محرم الحرام ١٣٤٨ مکرر امضاء قاضی ومفتی های مرکز قندهار .\nبیعت نامه اهالی گرشک مربوطه قندهار\n\nبه تعقیب ستایش وثنا طرازی ایزد بی همتا جل مجده ودرود تا محدود بر پیغمبر محمود\nوال طاهریان اوشان ــ تشکر برتوفیق الهی مبذول ذات اعلا همت میمنت صفات امیرالمسلمین\nامیر حبیب الله خان غازی ابدالله تعالی سلطانه وايد الله تعالی قوته !\nاعلان متبرک تاریخی ٢٤ ذیحجه الحرام ١٣٤٧ راجع به بشارت ورود اردوی باشکوه\nوتصرفی خالی (از ایذاء) قندهار وادعای بیعت نامه های ملی بتاریخ ٢٦ ذی الحجه الحرام\nمذکور ضیاء بخش حواس قلبی این ملت میمون استیلای سلطنت ان فاور الدین وتولای دین\nمبین گردید، لذا باظهار تشکر مکرر شکر گذار شده از طلوع ان افتاب فقه سعادت ــ\nاسلام بوجود ذات محبوب القلوب موصوف تبریک گفته ما ملت یک بدیگر هم تهنیت نمودیم .\nاز خداوند تعالی بالا ید مسئلت کرده ایم که توفیق سعید را برای فاور الدین به نسبت\nرفع نامشروعهای امانی ارزانی به تزئید نماید چنانچه بسعادت اعلان موصوف سعید شده\nاز مقصد دینی کمد اشتم کامیاب شدیم . ما تبعه حکومتی گرشک بامارت ذات والا صفات\nققققة حامی الدین امیر حبیب الله خان غازی راضی ومتشکریم خداوند تعالی ما ملت را در\nظل حمایت ان حامی دین مطابق اصول شرعی همیشه مرفه الحال واسوده بدارد چنانچه\nاسودیم از جانب این ملت بحضور شان بیعت وتسلیم است صورت بیعت خود ها را بغرض\nتاکید و تائید واخر مصافحه جناب یاور حضور وسیه سالار صاحب و نائب قققة سالار صاحب\nوحضرت صاحب مجددی مقرر سمت قندهار ودعای ازدیاد نیکنامی ذوات موصوف و بوائی\nحضرات مصحوب شان وابراز رضا مندی از اوشان بحضور ذوات موصوفه بذریعه ذوات ذیل\nمحمدعظیم خان کپطان مخصوص نظامی ملا اخترمحمدخان مفتی مخصوص علماء عبدالعزیز\nخان بارکزائی ومحمدکریم خان مخصوص اهالی داود شاه خان مخصوص سادات شمس الدین خان\nمخصوص مامورین بمقصد اینکه بحضور شاهانه گسیل شود تقدیم کردیم ما ملت به سلطنت\nامیر المسلمین امیر حبیب الله خان غازی بیعت کرده خود هارا تسلیم نمودیم ذوات مذکوره\nتبرکا بدست بوسی حضرات موصوله شرفیاب گردند تحریر ٢٧ ذی حجه الحرام . امضاء ها :\nسید معصوم شامت سید قوام الدین اولاده سید محمد تاج دار ولی علیها لرحمه .\nسید داودالله اولاده سید داودشاه ــ سید محمد صاحب موصوف اولاده سید تاجدار\nملا اخترمحمدخان مفتی ــ سردار گل خان مفتی ــ ملا عبدالحمید ــ محمد سرورخان ــ محمدعظیم\nخان کپطان ــ حاجی محمداکبرخان بارکزائی ــ میرعبدالغفارخان بارکزائی ــ عبداله زیزخان\nبارکزائی ــ باقی مهر وامضای ٨٥ نفر دیگر ازعلما وسادات وخواتین ومامورین نظامی وملکی\nوا هالی گرشـــــــــک ."}
{"book": "adl0955", "page": 243, "text": "- ٢٤٠ -\n\nبیعت نامۀ اهالی زمینداور قندهار\n۲۰ شهرذی الحجه الحرام\n\nبسم الله الرحمن الرحیم\n\nالحمد لله رب العالمين والعاقبه للمتقين والصلوات والسلام على خير خلقه محمد وعلى اله\nواصحابه اجمعين . قال الله تعالى اطیعوا الله واطیعوا الرسول واولى الامرمنكم قال علیه الصلوات و\nالسلام السلطان عادلا رحمه الله على الخلق .\nواما بعد محمد رفیق ولد محمد افضل خان ولد محمود خان برادر اخترجان الغازی قوم علی\nزائی شاهبیك خیل ومحمدقاسم خان ولد عبد الرحمن خان ولد محمود خان مذکور ساکن نهر شرك\nموسی قلعه وزمیند اور معه اشخاص قوم مذکور وریش سفیدان شهرك مذكور وقد نهر الخواجه داد و\nنهر سلیمانی ونهر حاجی قلی ونهر ریگی ونهر ریکی علیا ودهان اشخاص نهرهای مذکورون اور ـ\nاطاعت و فرمانبرداری بیعت در سلطنت امیر المسلمین امیر حبیب الله خان غاور دین رسول\nالله راضی وخورسند میباشم .\nدر ایام تو می بینم ارام خلـق\nبسرا ز تو نمی دانیم سرانجام خلق\nامضاء ات :\nمحمد قاسم ـ حاجی بارگُل ـ گُل محمد ـ نیاز الله ـ محمدسلیم ـ محمدسعید ـ محمد رفیـــق ـ\nمحمد یوسف ـ خواجه نورحاجی ملا محمد حسین ـ جیلانی ـ عبد القد وسر باقی نشان شصت ٧٦\nنفر دیگر .\n\nبیعت اهالی شورنورك قندهار\n٢٥ ذی الحجه الحرام .\nاقرار میداریم مایان ریش سفیدان و کلان شوندگان ورعایای علاقۀ شورنورك برینکه خود\nمایان برضای خودها امیر المسلمین امیر حبیب الله خان غازی که خادم شرع شریف میباشد قبول\nداریم واجرای هر امر او را بالای خود فرض میداریم و امرشان قبولداریم خط هذا تقد بطریق\nبیعت تحریر شـد .\nامضاء ات : خلیفه عبد القیوم پوپل زائی ـ ملا عبید الله اخند زاد ه ـ ملا مقدراز محمد ـ محمد ایوب\nملك محمداسلم ـ ملك محمدعطا خان ـ ملك پیر محمد خان ـ حاجی نیاز محمد خان ـ ملك محمد عثمان خان ـ\nمحمدظریف خان باقی نشان شصت ٢٥ نفر دیگر .\n\nبیعت نامۀ اهالی بازارشکارپر وغیره قندهار\n٢٠ ذی حجه الحرام .\nبیعت نامه اهل گذرهای بازار شکارپر وغیره با مارت خادم شرع رسول الله امیر حبیب الله خان\nمشروط باجرای احکام شرعیه و امن و حفاظت رعبه .\nامضاء ات :\nحاجی محمدگُل ـ حاجی محمدحسین ـ مسونا عبد الرزاق ـ نورمحمد اخندزاده ـ سعید"}
{"book": "adl0955", "page": 244, "text": "٢٤١\n\nملا عبد الغفور - شمس الحق - میرزا علی محمد عبد الغیاث - عبد القیم - یار محمد - اختر محمد\nشیر علی - راز محمد - ملا محمد عبد الحق - ضیاء الحق - نصرالدین شیر محمد - عبد العزیز -\nمحمد ابراهیم - عصمت الله - نور محمد - عبد الرحمان - نیاز محمد - اختر محمد - سعد الدین -\nعبد الواحد - محمد انور - نور محمد - خیال - میرزانور محمد قله [?] محمد - حاجی محمد حنیف\nمحمد اکبر - باقی نشان شصت ۱۲ نفر دیگر .\nبیعت اهالی ذاکر شریف\n۲۰ ذی الحجه الحرام .\n( یا ایها الذین امنوا اطیعوا الله واطیعوا الرسول واولی الامر منکم ) مطلب از تحریر اینکریمه\nوتسطیر کلما تمعظمه فرمان برداری و بیعت انقیاد احکام الهی ورسول مقبول (ص) واولی الامر\nمنکم است چنانچه امر حدیث شریف است که ( اطیعو واذا امرکم ) لهذا مایان دعاگویان\nبرادران دینی و عزیزان مردم غلجائی صاحبزاده خیل اهالی قریه ذاکر شریف قوم هوتکی را بیعت\nواعتراف همراه امیر حبیب الله خان خادم دین اسلام ادام الله برکاته علينا وعلى المسلمين همين\nامر مذکور بواسطه احکام وافسران شاهی موافق امر کتاب الله وحدیث شریف میباشد .\nامضاء ات :\nدستخط محمد علی دستخط میان محمد عطا صاحبزاده دستخط عطاء الله -\nدستخط نظام الدین - دستخط عبد الله صاحبزاده - دستخط حاجی ملا عبد الحق .\nفتوحات اسلام - فتح بيت المقدس\n(١٤)\nهمان گروه اند که از تمام امتان سابق تر داخل جنت میشوند کعب الاخبار گفت چون این اوراق\nرا مطالعه کردم بدل خود گفتم که ایا پدر من ازین افسانه تر هم علم داشت و بعد از وفات پدر\nخود انچه قضاء الله تعالی جل شانه بود مکث کردم تا اینکه بسمع من رسید که همان نبی -\nموصوف در مکه معظمه ظهور کرده و هر مرتبه بعد از مرتبه دیگر قوم جناب رسول اکرم (صلعم) به\nهمراه جناب شان صلواء الله تعالی علیه نزاع دارند من بدل خود گفتم والله قسم که تا محاله\nاین جناب همان نبی موصوف خواهد بود (ص) که پدر من مرا از احوالات او خبر داده وهمیشه\nدر امر قوم نبوت او بحث میکردم تا اینکه خبر امد که ان نبی (صلعم) از مکه هجرت کرده و در یثوب\nمنزل گرفته ومن همیشه امر جناب صلعم را انتظار داشتم تا اینکه بجمع ای قوم خود غزوه ها نموده\nو در بالای دشمنان خود نصرت یافت بار اسباب سفر خود را سر رشته نمودم وعازم بودم کــه\nبطرف او سفر کنم تا اینکه شنیدم که روح مطهر ان جناب قبض شد (ص) .\nو وحی از زمین منقطع گردید ، باز بدل خود گفتم که شاید این ان پیغمبری که من امـــر\nاو را انتظار می بردم این پیغمبر نباشد تا اینکه شبی در خواب دیدم که در یهای اسمان -\nمفتوح شده و ملائکه ها گروه گروه در زمین فرود میایند وقائلی میگفت که رسول الله (ص) فوت شد واند"}
{"book": "adl0955", "page": 245, "text": "٢٤٢\nو وحی از اهل زمین منقطع شد باز بطرف ملك وتم خود بازگشتم تا اینکه خبر امد كه امــت\nاورا ابابكر صديق (رض) خلافت ميكند و امامت ميدهد باز بدل خود گفتم كه بطرف ابابكر\nخليفه او میروم اندکی مدت نگذشت تا اینکه لشکرهای او بطرف شام آمد بعد ازان خبر\nوفات او بسمع من رسید باز خبرط پیاپی بسمع من میرسید که مرد گندم گونی که عمر (رض) نام ــ\nدارد خلیفه امت او گردیده من بدل خود میگفتم که تا این دین را خوب تحقیق نکنم در و\nداخل نمیشوم و همیشه توقف داشتم تا اینکه عمر (رض) در بلده بیت المقدس آمدند بهـمراه\nاول و اهلش صلح کردند . (باقی دارد)\n(مطبعة سرکاری کابل)"}
{"book": "adl0955", "page": 246, "text": "ـ ٢٤٣ ـ\n\nصفحه (۱) جریده هفتگی حبیب الاسلام ـ سال اول شماره (۱۸) (نمر مسلسل ۱۸)\n\nواعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا\n\nحبیب الاسلام\n\nاداره خانه در باغبانان کابل افغانستان نمره تلفون\nهمه امور تحریریه وحسابی بنام اداره فرستاد بشود.\nاداره در انتشار واصلاح مقالات وارده مختار است.\nدر هر هفته یکمرتبه یوم پنجشنبه نشر میشود.\nاوراقیکه درج نشود اعاده نمیشود.\n\nقیمت سالانه\nدر داخل\nدر مرکز ۵ افغانی\nدر ولایات داخله با داکیاجرت پست\n۶ افغانی\nدر خارج ۱۵ شلنگ\n(یک شماره ۱۰ پول)\n\nقیمت ششماهه\n۳ افغانی\n۳٫۵ افغانی\n۸ شلنگ\n\nتاریخ قمری ۲۷ محرم الحرام ١٣٤٨ ـ پنجشنبه (تاریخ شمسی ۱۳ سرطان ۱۳۰۸ هجری)\n\nصواب الکلام فی عقاید الاسلام، نبذهء از صفات ستوده حضرت\nرسول اکرم (ص) وقدسیت فرقان معظم\n(۴)\n\nحضرت فرقان مقدس که بوجه مذکوره من عند الله نازل شده است بزرگترین معجزات جلیله نبویه است که باعتبار فصاحت وبلاغت فصحای عرب و بلغای این قوم در اتیان مثل یک ایه ان عاجز و قاصر مانده به عجز وقصور خویش اعتراف نموده اند لهذا همچنانیکه بمصدیق رسالت حضرت ـ محمدی (ص) موید بود. است ازین طریق اعجاز واز سائر طریقه ها و نصوح زیادی که صدق رسالت مفخر موجودات علیها فضل الصلوات را تائید کرده ومیکند نیز همهء انرا این کلام مجید احتوا فرموده است که بمراتب ذیلا عرض وارائه میشود:\n\nواقعا فصاحت وبلاغت قدسی حضرت قرآن معجزه باهرهء بوده وهست که عموم فصحا و ـ بلغای عرب را تعجیز فرمود وخارق العاده بودن ان به تحقیق ثابت و واضح گردید که ـ احدی از ان انکار نکرده ونمیتواند بکند. بلی نه تنها در بلاغت وفصاحت بلکه از هر حیث واز هر جهت هم یک معجزهء خارق العاده بوده وهست که بیان واتیان مثل ان از طرف نوع بشر قطعی صورت پذیر نبوده ونیست والا معاندین امروزی اسلام و کسانیکه مائل بامحای دنیوی اسلام هستند وبه مین طینت و سرشت پروریده شده اند چه تقلبات و چه دست بازیها که بحضرت قران نمیکردند. اینک ایضاحات اتیه نیز دلایل و شواهد منطقی خوبی ارائه داده ومیدهد:\n\nاشخاص دقیق و بصیر و ذی معلومات که باصول تنقید کلام واقف وصفات فاضلهء ان باصول تنقید کلام واقف وصفات فاضلهء ان عارف اند یا اصحاب فن بدیع ومعرفت و یا ارباب اداره و سیاست و حکمت اگر با نظر امعان باسلوب بیان حضرت قرآن و به محتویات مقدس ان دیده و"}
{"book": "adl0955", "page": 247, "text": "- ٢٤٤ -\n\nبه بینند مسلما ظاهر میگردد که بجز از قران مجید هرگونه يك کلامیکه موجود شده و یا\nبشود باین اندازه جامع خوام فاضله و صفات کامله شده نمیتواند اگر قائل کدام کلامی که در\nصنعت تلقین بیان بدرجهء انتها محر و بامور حال وماضی و استقبال اگاه و باحوال شئون کافهء\nامم و اقوام عالم مطلع و احاطهء فکریه و دماغیه اثر بجمیع علم وفنون اداب و احکام اداره و سیاست\nواسع بوده و میبود و بنام کلام چیزی تالیف کرده و تا درجهء آخرین به تجرید کلام خود از تناقض\nو تباین شواش و به تحسین اسلوب بیان خویش جهد میکرد بازهم باین درجه بابداع و اختراع حسن\nبیان کلام موفق شده نمیتوانست علی الخصوص در نزد قوم عرب که اسالیب معروف و معهود موجود\nبود . پس معلوم است که این کلام کلام مقدس حضرت واجب الوجود وحائز جمیع محاسن است\nلهذا بصورت قطع میتوان گفت بنی نوع بشر را با این ضعف وجود وقصر فکر و عدم توانائی کجا\nیارا و تواناست که مثل مختصر ترین یاتایتی از آیات قرانی جملهء تنظیم داده بتواند حقیقتا\nحضرت قران کریم حقایق را از ازل تا ابد و عواقب مستقبله را خبر داده ومیدهد و این خبرها\nبر وجهیکه اخبار شده است در وقت موعود مطابق بحقیقت ظهور کرده ومیکند چنانچه حضرت\nفخر عالم (ص) نظر باشارت قرانی وعده فرموده که یکجا با اتباع خود امنا بمکه مکرمه داخل خواهم\nشد وعینا فرمودهء رسول مقبول (ص) ظهور نمود هکذا قصص ماضیهء را کبدائر باحوال امم سالفه\nو ازمنهء متقدمه بود طوری اخبار میفرمودند که گویا عین احوال را برای العین مشاهد فرموده\nباشند علمای ادیان چه از یهود و چه از نصاری وقتیکه اینگونه اخبار را میشنیدندعین روایت\nاز تورات و انجیل است گفته انهارا تصدیق نموده بحیرت و تعجب میافتادند بل خالصا و مخلصا\nایمان میاوردند .\nهواجسی که در قلوب اصحاب افکار مضمر بود درحالیکه قولا وفعلا بهيچ يك فردی\nاظهار نداشته بودند انرا حضرت قرآن مکشوف و اشکار ساخته و پوره از انها خبر داده است زیرا\nاز این گونه مقوله و اخباره، درحق اتباع حضر تفلخر موجودات و چه درحق اعدای حضرت\nسرور عالم (ص) بروجهیکه در تفاسیر واحاديث مسطور است خیلی زیاد بمطالعه میرسند .\nو الحاصل حضرت فرقان مجید چه از علم اولین واخرین و چه از اسالیب متنوعه وطرق\nمتبدعه باشارت یا صراحت کدام نکتهء نباشد که بحث نراند . . یعنی از همهء ان خبر داده\nاست مثلا در محتويات قرانی که راجع باحکام اخبار مواعظه امثال اخلاق اداب ترغیب ترهیب\nمدح از خوبی ها تقبیح بدیها نوع بشر را مامور به تحذیر ازسجاياي قبیحه و از مواقع و\nاحوال دنیه از تدابیر سیاسیه هدایت بمراعات احیاء و اودا مقابله و مدافعه نمودن با اعدا\nمجادله نمودن با خصما ومعاندين رهنمائى بتوحيد حضرت واجب الوجود علم حاصل کردن\nبحشر ونشر - دفع شبهات رزاله شکوکمان وصف دار نعیم احوال اهل جنت وجحيم\nاحوال جهنم کواکبی را که سماوات عالم علوی محتوی است ابطاء سحائب رعد وبرق چیستند .\nعجائب سائره ئیکه در ارض وجبال و صحاری و ابحار وانهار موجودند اقسام نباتات وحيوانات ومعادن"}
{"book": "adl0955", "page": 248, "text": "− ٢٤٥ −\n\nوازهار ـ اثمار ـ اشجار طيور ظلمات انوار وغيره چيز ها هرانقدر معلوماتيكه شامل است\nدر هيچ يك تناقضی واقع نيست واين كلام مجيد از كافهٔ معايب منزه ومبر است و بحسن نظم\nوبيان از مشابهت بتمام اساليب خارج ٠ وقبل ازاين در اعصار گذشته برای هيچ يك از انبيای\nكرام ما تقدم بمثل اين كلام مندرجه از كتب وجه از صحائف كه در فصاحت وبلاغت كثرت احكام\nبرنابر توان عظيم باشد از طرف حضرت رب الارباب نازل نشده است يعنی بلاغت وفصاحت فرقان\nعظيم در فوق بلاغت فصاحت تورات حضرت موسی وزبور حضرت داود وانجيل حضرت عيسی عليهم\nالصلوات والسلام است تا چه رسد بقصائد عربيه وخطب بدويه قرائت وتلاوت اين قران شريف\nمقدس ما را در نفوس تاثير ياملاحتی ودر اقواق عذوبت يا فرحتی بوده در قلوب محبوب ودر اسماع\nمرغوب است هر قدر كه تلاوتش تكرر يابد حلاوتش بحمان درجه زياد وشيرينی اش جانفزا ميگردد\nخاصتا در زمان سعادت بعناد :\nصوت\nچه خوشست طوت قران زتو دلربا شنيدن ـ برخشخا؟ارمكردن سخن خدا شنيدن\nكه از لسان نهر رمان حضرت ختمی مرتبت (ص) سامعين ـ با سعادت می شنيدند قلب شان مانند\nمرغ نيم بسمل بخون می طپيد مآر روحشان حسرشان بيك ذوق قدسی مالامال وبيخود يك حالت روحانی\nعجيبي حس ميكردند كه نمپروای خوردن ونعتم اشاميدن برايشا مييود زيرا از هر جهت غذای ـ\nروحانی وجسمانی شان ميگرديد ٠\nپس نسبت بقران عظيم كع در رای اينهمه صفات جليله وعليه است اين اتفاق وتصادفی واقع شد\nگفتن ويا بمنظور يك ادعای ابلهانه قيام كردن غير موزون ومناسب واز طرف هيچ يك از ارباب عقل سليم\nوفكر صحيح تصديق نشدنی است فصحا وبلغائيكه در باب حضرت قران تامل فرموده و نظر باين\nتامل محاكمات فكری ودمانی واجتماعی اجرا داشته اند بالاخر با كمال نصفت وحقانيت بحقيقت و\nقدسيتش اعتراف و به پيش عظمت واعجاز ان سر تسليم خم كرده اند ٠\nراجع و دائر بقران عظيم كهمويد حضرت پيغمبر ذيشان ما محمد (ص) بوده بذات سامی شان\nوحانيت دين اسلام معجزه با هره بوده وهست سلسله استدلال را تا اينجا كشانيديم از واسطه\nاعجاز ان در فصاحت وبلاغت كه مظهر هدايت ارباب دين وعرفان شده است يك خيل وتود ه زيادی\nاز نوع بشر بشاهراه اسلاميت امده اند يعنی يك قسم از اقوام كه تصديق رسالت احمديه (ص) فرموده اند\nتنها مفرو اوردگان به بلاغت وفصاحت حضرت قران معظم اند وقسم ديگر هم كه سعادت ايمان\nيافته اند محتويات ومشتملات فرقانی را اعجا زدانسته و بان اعجاز سرفرو كرد ه قبول دين كرد ه اند\nاعجاز حضرت قران خواه باعتبار فصاحت وخواه بجهت محتويات عاليه مبحوثه ان يعنی دو طريق\nاستدلاليكه بيان گرديد در زمان ماضی سبب هدايت شده وبرای اينكه خيلی سهل السلوك نقشه ه\nامده است حالا هم ما ان نور هدا (اهتدا) در تنور كردن است وبد يهيست كه ازاين دو طريق"}
{"book": "adl0955", "page": 249, "text": "استدلال تا هنگام قیامت هم استفاده کرده خواهد شد . یکتود ه یکجماعه و یا ذواتیکه\nفضیلت و معرفت کافیه در سلوک این دو استدلال نداشته و یا بالذات باستدلال اهلیتی\nنداشته اند با انانیکه اقتدار واهلیت باستدلال داشته از طرف ایشان با کمال خضوع اطاعت\nاقرار و تسلیم بحضرت قران شده است همانطور نظر بقناعت واطاعت ایشان قناعت و ایمان اورده اند\nیعنی اقرار و ایمان نابغه های وقت در فصاحت و بلاغت سبب ایمان و اقرار این جماعه ها گردیده\nاست زیرا مقتدرین ارباب استدلال دین و ائین پدران و اجداد را با تمام عرف و عادات بالکلی\nترک و تبعیت نمودنشان بحضرت قران و حضرت رسول اکرم (ص) یک دلیل کافی بر معجزه بودن فرقان\nمعظم بود و بس که تابعین وثانعین فوق الذکر باین دلیل اکتفا نموده بشریعت محمدیه (ص) —\nایمان اورده و درین شرع حنیف اصول و طرز تعالیم و عبادات و چیزیکه امر وسنت حضرت ختمی مرتبت\nباشد قبول کردند از این تفصیلات از این دلائل و براهین دانسته میشود و تحقق مینماید که\nمعجزه قران یک معجزه ایست که بنا بباقی ماندن بحضرت خیر البشر (ص) الی نهایت الزمان از\nطرف حضرت واهب العطیات احسان فرموده شده است .\nمعجزات سائر انبیا علیهم الصلوات والسلام معجزاتی بوده است که در عصر سعادت —\nانها مشاهده شده و با نقل صحیح عصرا بعد عصر اخبار ان معجزات بسائر پیروان شرفشان\nواصل شده و اگرچه استفاده روحانی و دیانتی ازانها شده است ولی مشاهده واثر و تاثیر ان تا به\nامروز دوام ننموده است .\nمعجزه با هره مخصوص حضرت قران است با تکرر زمان و دهور مشاهده شده و در —\nمشاهده شدن است که این فضیلت جلیله نیز از طرف حق تعالی بحضرت فخر کائنات (ص) عطا و\nاحسان گردیده است زیرا چنانکه پیشتر ذکر شد جز بحضرت محبوب درگاه رب العالمین بهیچ\nیک انبیای کرام علیهم السلام اینطور یک معجزه عظیمه ئیکه تاثیر موثره مبارکه ان الی ابدالابد\nباقی ماند، بتواند احسان نشده است .\nاما چه چاره که هدایت ربانیه بید قدرت وحکمت ذات بی نیاز اوست از بندگان خود\nکسی را که خواهد بصراط مستقیم هدایت فرموده انی را که نخواهد برای هدایت احسان\nنمیکند و همچو ابلیس از بارگاه رحمت خود میراند وبطعن ولعن ابدی مبتلا میگرداند .\n(نا تمام)\n(میر محمد شریف خواجه)\n\nخبرهای رادیو از مقام بمبئی\n۲۰ محرم .\nقطعه — از قرار اطلاعات واصله چنین مفهوم میشود که فعلا ارامش وسکون در پایتخت کابل\nحکفرما است و هم جریانات امور مملکتی ثابت اند ازه بحالت طبیعی خود عودت نموده است.\nپشاور— از پشاور خبر میدهند که غلام نبی که شهر مزار شریف را برای یک عرصه قلیلی اشغال\nنموده بود در مقابل تهاجم عسکر امیر حبیب الله خان تاب مقاومت نیاورده بجانب روسیه فرار\nوعسکر مذکور شهر مزار شریف را دوباره در تحت تسلط کامله خود دراورده اند .\n(نقل عبد الصمد)"}
{"book": "adl0955", "page": 250, "text": "٢٤٧\n\nاعلان سرکاری\n\nبر خاطر صداقت ودیانت مظاهر اسلام خواهان حقیقی رعایای صادقه مومن اقوام شجاع سلیمان خیل کوچی وزرمت وکٹواز وعلی خیل شرن وزرمت وغیره ودره خیل جدران و خازك كوجی وزاهو دره ومبلن پوشیده مباد !\nاز حسن شناخت حقوق پادشاه ومجاهدات فی سبیل الله كه بنسبت برخلافان حکومت اسلامیه خود یعنی فتنه انگیزان و نفاق خیزان سمت جنوبی نموده وبر علیه آنها به كمال دلاوری وغیرت مندی حمله های غیورانه دلاورانه برده وشكست فاحش بمخالفان اتفاق اسلام داده و گردیز را از قبضه غاصبانه شان تصرف شده اید اطلاع دارم وازین شجاعت وپاسداری وهمت مردانه تان بسیار خرسند ورضا مند وقت بوده از حضرت بی نیاز برای تان نیاز می نمایم که به سرخ رویی ونیكنامی دارین وسرافرازی وسعادت کونین نایل باشید ذریعه اعلان هذا رضائیت دلی وصمیمیت قلبی خود را بشما ایلاغ نمودم که آگاه بوده همچنان با راده صادقانه اسلامیت – خواهانه خود ها سرگرم ومجاهد بوده امیدوار نوازشات پادشاهی باشید. فقط\n۲۲ محرم الحرام ١٣٤٨.\n\nتشكيل رياست مستقله ضبط احوالات\n\nاز انجا که منظور نظر ذات شوکتسمات همایونی ارامی ورفاه ملت وبا خبری از احوالات اوشان و هکذا واقفیت از حسن اجرا ات و یا قبح کار روائیهای مامورین اعم از وزرا وغیره در مقابل ملت غرض منصبی و وجدانی ذات همایونی است اینست که برای اجرای این نیات يك رياست مستقل بنام (ریاست ضبط احوالات) از حضور همایونی منظور شده وبر قرار است که این ریاست بتاسیس خیالات و اراده ذات همایونی شروع بكار نموده اند ما امیدواریم در تاسیس این ریاست وجریان عملیات رئیس وسائر کارکنان ان اسباب سعادت ورفاهیت ملت بیشتر از این رونما گردد واينك يك قطعه اعلان حضور ملوکانه ونقل فرمان ذات والای همایونی راجع بوظائف وتاسیس این ریاست را که بدست آورده ایم برای اکاهی عموم درج جریده خویش مینمائیم.\nفرمان حضور همایونی عنوانی جناب اقای محمد کریم خان\n\nاز انجا که کشف احوالات عموم اهالی و مامورین برای اولی الامر فرض منصبی است تا از حالات رعیت و کارداران واقفیت حاصل وفر اخور حال هريك با او رويه شود براي این خدمت از حضورم يك ریاست مستقل که هیئت ان يكنفر رئيس ویکنفر مدیر و دیگر سرکاتبـان وکاتبان وافراد نفری خبر رسان باشد منظور گردیده در حال حاضره شما رئیس ریاست مذکور میباشید – برای تان امر داده میشود که به همه محالات و ولایات قرار سر رشته نفری مقرر دارید ومتوجه باشید حقیقت هرجا وهر شخص را نفری مخبرین از قرار حقانی چه سوء خلق ورفتار ویا حسن خدمت هر مامور وهر وزیر و"}
{"book": "adl0955", "page": 251, "text": "نائب الحكومه حتى عملهء حضور که ملاحظه کنید على هذا از اهالی را بدون کم وزیاد بریاست\nخبر برسانند وریاست فقرانی راکه لازم بعرض حضور بداند تقدیم نماید و فقراتی راکه لایق بــه\nتحقیق وتفحص بداند تحقيق وتفحص نموده نتیجه را عنداللزوم بحضور تقدیم نماید شما اهمیت\nریاست ضبط احوالات را بشناسید که يك ریاست مستقل ومربوط بحضور میباشد سوای شخص\nوزیر دربار دیگر احدی بکار ریاست مداخلت نمیتواند ــ با وزرا ونائب الحكومه ها وحكام كـــــه\nمخابره می نمائید بجواب مکاتیب شما مکلف اند که بوضع انسانیت وشرفانه درجواب مکتوب های ــــ\nریاست مذکور بپردازند لسانا وتحريرا احدی نمیتواند که برای مامورین وفعله ریاست ضبـــــــط\nاحوالات تحقير وشدت کند ـــ مامورین ریاست هم لحاظ خداوند تبارک وتعالی را مدنظر داشته\nطریقه اسلامیت را قایم گرفته پیروی خیالات خادم دین را که خا ص رضا جوئی خداوند وپیروی\nدین حضرت سید المرسلین است بنمایند حقا حقا اجراات داشته از احدی اندیشه وخوف ــــ\nنداشته باشند ازین امر نقلا برای وزرا و نائب الحكومه ها ومامورین بذريعه مکاتبه ریاست\nابلاغ نمایند اعلان های علیحده هم برای آگاهی عموم اهالی ومامورین نشر میگردد .\nاعـــلان ســـرکا ر ي\nبر ضمايرعمه اهالی ومامورین افغانستان\nپوشیده مباد .\nبار امارت خیلی گران است ــ خداوند بی نیاز بلطف عمیم خویش این خادم دین رسول الله\n(ص) را لایق بان امر دیده بدرگاه حضرت باری شکر گزار بوده بحمد حال برضا جوئی خالق ـــ\nمتعال صرف اوقات نموده میخواهم که از احوال همه برادران خود چه از مامورین وچه از اهالی\nواقف بود ه مطابق بامر شرع شریف در اصلاحات حال شان بپرد ازم بناء علیه برای معلومات ــــ\nاحوالات حال نشان يك رياستي عموم افغانستان بنام ریاست مستقل در پایتخت تعلیم داده يك نفر رئیس\nو یکنفر مدیر ودیگر سرکاتپ ها و کاتب ها مقرر فرمود ه بذريعهء ریاست مذکور در هر محال وهـــــــر\nموقع مخبر ها سری مقرر شد ه تا دایما از احوالات اهالی ومامورین آن قفری خفيا بریاست مذکور\nخبر بدهند وریاست مذکور احوالات را تدقيق وتحقیق نموده نتیجه را بحضورم تقدیم نمایند\nچیزی که قرار هدایات وسیاسیات شرعی باشد امر اجرا داد ه میشود انشا ءالله تعالی لهذا بذريعه\nاین اعلان همۀ افراد ملت ومامورین را آگاهی داد ه میشود که در عملیات خود ها حسن اخلاق را\nکه دران رضای حضرت حق سبحانه تعالی باشد بکار برد ه غرض شخصی ونفسی نکنند تا دچار\nمشکلات نشوند وچيزی که از ریاست مذکور و از هر دائره و هر اشخاص سوال نمایند درجواب مکلف\nمیشود که جواب باصواب بریاست مذکور بگوید تا حقیقت را بحضور حالی نمایند انشاءالله تعالی\nو بدون امر حضورم احدی از وزرا وغيره مامورین کابل نمیتوانند که با مامورین ریاست ضبط\nاحوالات در تحریرات وزبانی اظهار نامناسب نماید باید همه وزرا ومامورین بطريق نزاکت با\nمامورین مذکور روژ نمایند ."}
{"book": "adl0955", "page": 252, "text": "٢٤٩\n\nاعلان سرکاری\n\nمکتوب وزارت مالیه بعد القاب :\n\nذات اشرف ملوکانه نظر بعفو خواری رعایای صادقه شاهانه باقیاتهای زمان سلطنت امیر شهید و امیر امان الله خان شاه مخلوع را تفریق نموده درکائیکه قابل تحصیل بوده امر حصولی و درک هائیکه لازم معافی بوده معافیقه فرمود ، و درین موضوع اعلاناتی از حضور شاهانه تفصیلا نشر گردید ، لهذا يك قطعه از اعلان مذکور را بضمیمه این مکتوب فرستاد ، خواهش میکنم درج اخبار بفرمایند تا عموما اهالی وغیره از مراحمات پادشاهی حالی شوند . فقط ـ ١٩ محرم ١٣٤٨ .\n\nاینک اعلان مذکور که مبشر از مراحم ورعیت نوازی ذات ملوکانه است :\n\nملت نجیب افغان رعایای صادقه شاهانه !\nخداوند تبارک وتعالی بقران کریم بحضرت داود علیه السلام میفرماید که گردانیدم ترا خلیفه زمین که حکم نمائی در بین مردمان بحق ـ سنجیدن حق وباطل وترجیح حق عدل است بلکه ثابت شده که بقای حکومت ترقی سلطنت وابسته عدل است ـ حکومت وملت بصورت اجتماعی يك وجود هستند زیراکه پادشاه بی ملت وملت بی پادشاه زیست کرده نمیتواند ـ عالميتو ثوثت ـ دولت باعث عز وشرف ملت شمرده میشود ازین جهت همواره منظور نظرم به سنجش حقوق عادلانه بوده میخواهم که ملت را بدداد وهیئت اداره حکومت را بگرفتن بغصمانم . لهذا باقیاتهای زمان عصر سلطنت امیر شهید وامیر امان الله خان شاه مخلوع بذمه اشخاصیکه باقیدار هستند باقی بوده به تحصیلداران متعدد حواله داده شده بود باقیدارها مرجع حسابش را بدرستی نفهمیده نمیتوانست در ابتدای سلطنتم فرامین واعلانات ضباب باقی صادر نموده بودم مضامین ان اختصار بوده برای رفع اینکه اشخاص باقیدار بداد وهیئت اداره حکومت را به گرفت وتعب ملت عزیزم را به معافی بدانانم بصورت انواع باقیات ها را به تفریقیکه ـ وزارت مالیه ساخته بود از ملاحظه ام گذرانیده به تفصیل ذیل حکم نمودم :\n\nباقیات زمان سلطنت گذشته الی اخیر (امیر حبیب الله خان مرحوم)\nباقيات سنوات ماضیه الی اخیر سلطنت امیر حبیب الله خان مرحوم انچه بذمه رعیتی از درک مالیه اراضی وبذمه تجار از درک محصول وبذمه کاردار از درک کارداری اوباشد کاملا معاف ـ صرف سه قسم باقی که يك شخص وجه نقد از خزانه برده ونرسانیده باشد یا کدام شخص بصیغه قرارداد وجه برده باشد ونرسانیده باشد ویا کسی مال وخانه واملاک سرکاری راخریده قیمت انرا نرسانیده باشد گرفته میشود ویا قیاقیکه درحکومت سابقه فصال شده باشد همان اقساط منالوراست ."}
{"book": "adl0955", "page": 253, "text": "ـ ٢٥٠ ـ\n\n( با قیات زمان سلطنت امیر امان الله خان شاه مخلوع )\n( گرفته می شود )\n١ ـ تقاوی تجاران ود کاندندوش وتقاوی دست زمیند اران که از خزانه برده باشند .\n٢ ـ قیمت املاک و خانه ودکان وسرای و اموال سرکاری را که خریده باشند .\n٣ ـ وجه پیشکی وعلی الحساب که برای خریداری مال برده باشند .\n٤ ـ درزا قـ معالی تیکند اران تعمیر و ترمیم و ابادیها که وجه برده ونزد شان با قیمانده باشد .\n٥ ـ ذمگی خزانه داران و کد امدران وتحویلداران و کارد اران که از مال دولت با تید ار باشند تا\nحد امکان باستثنای یک خانه نشیمن بقدر گذاره عایله او گرفته میشود .\n٥ ـ ذمگی اجاره داران که املاک دولت ومحصول پل ها وغیره را اجاره گرفته ونرسیده باشد .\n٧ ـ محصول برق و تیلفون .\n٨ ـ مالیات غلمی ومحصول مواشی وجه محصول اصنافی وجوازی ذمگی رعایا از سنه ١٣٤٧ گرفته شود .\n٩ ـ باز گشتی تنخواه از سنه ١٣٤٧ گرفته شود .\n١٠ ـ کرایه دکان وسرای و خانه سرکاری و کرایه شاهی ومحصول صفائی خانهها و دکانهای رعیتی\nاز سنه ١٣٤٧ گرفته شود .\n١١ ـ ذمگی رعایای زمیندارکه از درک مالیه سنه ١٣٤٧ باقی باشد گرفته شود\n\n( معاف شده گرفته نمی شود )\n١ ـ با قیات ذمگی خزانه داران وکدامداران و تحویلداران و کارداران که از مال دولت با تیدا ر\nباشند وبدون هستی وجاید اد ثابت شود معاف گردد .\n٢ ـ مالیات غلمی ومحصول مواشی ووجه محصول اصنافی وجوازی ذمگی رعایا تا اخر سنه ١٣٤٦ معاف.\n٣ ـ قیمت گریج و برچه ودریشی وغیره لوازم نظامی که بعد از موقوفی وثوقی ملازمت تسمه بر کرده و ـ\nبحواله داده شده معاف .\n٤ ـ قیمت تفنگ سرکاری که برای بعضی نفری خوانین ملکی که بنابر مقرر شد ومیرد ماند وازنزد شان مفقود\nوتلف شده مجلا یا سند موقوفی دارند معاف .\n٥ ـ باز گشتی تنخو اها تاسنه ١٣٤٦ معاف وكيفات قير حاضری ومريضی وفاصلمیرد هگی مامورین ملکی و\nنظامی و قطع معاش مامورین وسفر خرچ معاف .\n٦ ـ کرایه دکان وسرای وخانه سرکاری و کرایه شاهی ومحصول صفائی خانه ها ودکانهای رعیتی تا\nاخر ١٣٤٦ معاف .\n٧ ـ محصول سماوار وجاروب کشی وسقائی بازار کندر بلک بعسایق گرفته میشد و نزد دکاند ارها ـ\nباقی مانده معاف .\n٨ ـ محصول ماتر که قبل از تقرر محصول نقد و نسبمقرر بود نزلیه ضی نفری مانده و تحت تحصیلی\nاست و برخی مجلای ناداری و مفلسی دارند معاف ."}
{"book": "adl0955", "page": 254, "text": "− ٢٥٤ −\n۹ ـ جریمه مالیات جمعی ومواشی وتقاوی وقیمت املاک که به موعد معین نرسانیده وجریمه\nبسته شده وجریمه محطلی نفوس وقتیکه داران تعمیر که بموعد قرارداد رفتار نکرده جریمه\nقسط معاف ٠\n١٠ ـ باقی ذمت ضامن ها که اشخاص اصلی باقی ده فوت فرار نادار ظاهر شده وضامن هم فوت\nگردیده ورثه ضامن حاضر است باقی مذکور بذمه ورثه ضامن در قید تحصیلی است ورثه\nضامن معاف ٠\n۱۱ ـ باقیات قیمت تقویم واخبار وجنتری وپاسپورت وتذکره نفوس وصکوکات وغیره وثایق معاف ٠\n۱۲ ـ جایداد کدامدارها وتحویلدارها وخزانه داران که بعد از تصفیه حساب حواله شده و\nبعضی فوت وفرار ولا جایداد میباشد معاف ٠\n۱۳ ـ باقیات های که از سنوات ماضیه تعیین نوع باقی وسال وسنه ان نمیباشد واز کتابهای\nگذشته تا یکدرجه معلوم نمیشود معاف ٠\n١٤ ـ ذمه گی رعایای زمین دار که از درك مالیه زمین باقی باشد تا اخر ١٣٤٦ معاف ٠\nبه مشروحات فوق کسانیکه باقیدار بودند وباقی شان به مرحمت حکومت معاف شده\nبه مامورین دوایر حسابییه بذریعه اعلان هذا که تسوید وزارت مالیه است امر واجازه\nمیفرمائیم که در تحت باقیات مذکور لفظ معافی نوشته از جمع تحصیله اران وضع نمایند کــــه\nسرگردان نشده بمر حمتها د شاهی اسوده حال باشند واشخاصیکه باقیات ذمه گی شان قابل\nمعاف دیده نشده معاف نشده اگر حسابی داشته باشند بد وائر حسابیه رفته بمامورین\nحکومت حساب خود را فیصله وعلم اوری کرده وجه بیت المال مسلمانان را بخزانه های دولت برسانند\nوبرای تحصیلد ارها سند حاصل کنند ٠\nاکنون به عموم افراد ملت عزیزم خاطر نشان میدارم که از توضیحات مثله باقیات ها\nشما را مستحضر نموده بجریان معاملات امور مملکتی امیدوار الطاف نوازش شاهانه باشید\nفقط فی اول ذیحجه ١٣٤٧ ٠ مهر شاهانه ٠\nعریضه\nکه از طرف کلانتران گذرهای شهر کابل بریاست بلدیه تقدیم شده و ما سواد انرا بغرض نشـــــر\nاخبار بدست اورده ایم این است مضمون ان :\nبدیهیست که از ابتدای سلطنت پادشاه مجاهد فی سبیل الله امیر صاحب ظل الله ـ\nهرگونه نوازشاتیکه باعث ارامی واسوده حالی اهالی کابل بوده فراهم اورده سعی دارند که بحر"}
{"book": "adl0955", "page": 255, "text": "- ٢٥٢ -\n\nوسیله و ذریعه که بشود ملت افغانستان ارام واسوده باشند ما خدمتگاران از خدای توانا\nجل شانه نیاز داریم که تا سالهای دراز این پادشاه شریعت پرور را از افغانستان کم\nنکند یک مسئله که اهالی از اجرای آن مسرت میکند و هم مخفی نیست از حینیکه جناب امیر\nصاحب بهادر اهالی شهر را در قصر دلگشا طلب فرموده دلجوئی های زیاد نموده فرمودند\nکه بعد ازین همه معاملات جلب ومسئله حقوق شما را به تمام ها بریاست بلدیه مفوض کردیم\nکه شما ارام باشید حقیقتا از روی صداقت اظهار مینمائیم از زمانیکه این مرحمت مبذول حال\nاهالی گردیده بچقدر اسوده گی زندگانی میکنیم . تفریحا ئیکه راجع بمسئله حقوق وغیره به سه\nدوایر وزارت جلب شده امور مرجوعه اهالی را با درستی و راستی ایفا نموده اند ما اهالی\nازین مراحم پادشاهی ومساعیات اسلامیت کارانه جناب رئیس صاحب بلدیه شکرانه مخلصانه\nخود ها را ابراز نموده بمقاصد دارین کامیاب شان می خواهیم و ترقی این پادشاه معظم را\nاز خداوند تعالی جل شانه خواستاریم ما خدمت کاران مسرت بی نهایه کرده از اولیای\nدولت توقع ودرخواست داریم که در حق اهالی کابل نظر مرحمت داشته راجع بجلب نفری همچنین\nتا کدام امر ضروری واقع نشود بدیگر وسیله جز واسطه ریاست بلدیه نخواهند زیرا تا هنوز\nتمام دوایر از امر حضور وقوف نداشته مستقیما نفری را برای کاری بدوایر جلب میکنند در\nخاتمه از خدای متعال سلامتی و ترقی پادشاه متبوع خود را خواستاریم .\n\nمد وجزر اسلام\n\n(٤)\nطیفه ها نا اشنا از کسب ایجاد هنر\nاز فلاحت بی نصیب و از تجارت بی خبر\nچون بعلیم یکسوانتاده میان خواب خور\nتی بحکمت نامدار ونی بصنعت شهرپور\nجز ستمگاری وخونخواری دگر ائین نبود\nهیچکس در انقیاد حکم شرع و دین نبود\nاتش کین را به نجد (۱) از غصبی افروختند\nتابغور (۲) از گرمی ان خشك تر میسوختند\nجز سلحشوری دگر حرفی نمیاموختند\nحاصلی غیر از زیانکاری نمی اندوختند\nاز جدل بر عرب زیر وزبر می ساختند\nان کهن ویرانه را ویرانه تر می ساختند\nسرگذشت بکر وتغلب (۳) هم نسار و (٤) هم جفا را (٥)\nماجرای واحسن و (٦) غیرا بخطار وجغار\nداستان رحرحان وطخفعوا (٧) يوم الفجار (۸)\nاز مورخ پرس تا سازد به پیشت اشکار\nقصۂ حرب سلم انسانه یوم الغبيط\nفتنۀ حرب بعات و شورش یوم الوقیط (۹)\nاز خرد بیگانه و بی بهره از شرم وحیا\nیکقدم از بحر هم نمیردد در راه وفا\nدلگو از افسانه ها اخر چها گویم چها\nتن همی لرزد چو خوانیم شمه زان ماجرا"}
{"book": "adl0955", "page": 256, "text": "ـ ٢٥٣ ـ\n\nبسكه از تهذيب و از طرز تمدن عار داشت سركشی مردم كشی دختر فروشی كار داشت\nروي خود پيچيده از فرمان حی لا ينام جان نثار صورت بيجان نموده خاص وعام\nچيده بت بالای بت از فرش صحن تا بيام مكۀ الله المبارك كعبۀ الله الحرام\nخانۀ ايزد خليل الله كه معمار بود قبضۀ لات (١٠) منات پر در و ديوار بود\n\n١) نجد بالفتح زمين بلند خلاف غور نام ملكی از عرب كه زمين ان به نسبت يمامه وحجاز بلند است .\n٢) غور بالفتح زمين پست وزمين تهامه مابين نجد وغور حجاز واقع است .\n٣) این معركۀ را شعار جاهليت بحرب بسوس موسوم است و سرگذشت ان بدينمنوال بوده كه\nشتر شخصی در زراعت زنی افتاد زنكه شتر را زده از زراعت بيرون كشيد مالك شتر در خشم\nرفته پستان زنكه را ببريد بر سر این ماجرا در ميان قبيلۀ ان مرد وخويشان زنكه چنان جنگ\nعظيم در پيوست كه از سنۀ ٤٩٣ع تا سنۀ ٥٣٤ع تخمينا پنجاه سال بازار كار زار گرم بود\nهفتاد هزار از شجاعان عرب درین كشت وخون عرصۀ تيغ تلف گشتند در اوائل حال نبی\nبكر و بنی تغلب درین فتنه باهم دست و گريبان بودند مگر اخر كار جمله قبائل عرب دران\nشركت ورزيدند .\n٤) نسار بروزن كتاب نام ایست مر بنی عامر را كه در ان مقام از يكسو بنی تميم وبنی عامر و\nاز جانب ديگر بنی اسد وبنی زياب معروف جنگ وپيكار بودند .\n٥) جفا رايضا بروزن كتاب نام ایست مر بنی تميم را به نجد درينجا بعد از گذشتن يك\nسال بر واقعۀ نسار ـ باز در ميان بنی عامر و بنی تميم معركه كار زار گرم شده بود .\n٦) قيس ابن زهير وحذيفه بن بدر در اسپ دوانی باهم گرو بستند قيس واخر وغبرا نام ـ\nدو اسپ خود را در ميان انداخت حذيفه در برابر انها خطار وقذحفار نام رهوارهاي\nخود را پيشكرد بنی فزاره از گروه حذيفه سر راه كمين كرده نشستند وغبرا را كه سبقت نموده\nبود ترسانيده رم دادند پس درميان ذبيان وعبس جنگ برخاست واين حرب وضرب از سنۀ ٥٦٨\nتا سنۀ ٦٣٦ ع (٦٨ سال) درميان عرب جاری بود اكثری از قبائل عرب درین معركه شربت موت\nاحمر چشيدند واين جدال وقتال ازميان ايشان وقتی برطرف شد كه افتاب اسلام \nاز شرق (كنتم اعداء فالف بين قلوبكم فاصبحتم بنعمته اخوانا) بر سر ان پرخاشجويان بتافت .\n٧) طخفنام جائيست كدرانجا بنی يربوع را باقاپوس بن منذر بن ماءالسما جدال وقتال\nروداده بود .\n٨) يوم الفجار چهار روز ماه حرام كه ما بين قريش وقيس قيلان طعن وضرب دست داده بود\nودرين معركه جناب سرور عالم (ص) نيز تشريف ميداشتند وحضرت ايشان در انوقت ٢٠ ساله بودند ."}
{"book": "adl0955", "page": 257, "text": "- ٢٥٤ -\n\nبقیه حاشیه صفحه (٢٥٣) :\n\n(۹) وتيط ابگیر ومخاك ويوم الوطیط نام روزیست که در ان روز بنی تمیم و بکر ابن وائل با هم \nجنگ کرده اند .\n\n۱۰ ـ قبیله ثقیف که از اعاظم قبائل عرب بود در شهر طایف که از مکه معظمه بفاصله چهل \nمیل واقع است این بت را از زمانه شعیب علیه السلام پرستش میکردند خدا و قاضی \nالحاجات خویش میدانستند وقتیکه عسکر فیروزی اثر اسلام بسنه ثمانيه هجري المقدس \nبعد از فتح مکه معظمه بطائف متوجه شد قبائل ثقیف تاب مقاومت نیاورده طالب امان ـ \nشدند وشرائط صلح را تجویز ساخته پیش کردند منجمله آن یکی این بود که ما را اجازت \nداده اید که تا یکسال دیگر این بت را پرستش کرده باشیم حضرت رسالت ماب این امر را \nرضا نداده فرمودند که ما برای کسر اصنام و نشر اسلام مبعوث گشته ایم مادامیکه این بت \nرا زیر زبر ریز نکنید صلح نخواهیم کرد اخر الامر قبیله ثقیف عاجز شده عرض کردند که \nما بدست خویش خدای خود را نتوانیم شکست اگر شما ها طاقت دارید بسم الله ، مغیره \nبن سعید بفرموده جناب حضرت رسالت ماب داخل قلعه شده لات را خرد بشکست میگویند \nاز پرستش این بت تخمینا یکهزار و پانصد سال بود ."}
{"book": "adl0955", "page": 258, "text": "٢٥٥\n\nاقتباس از جریده اطلاعات ایران\n\nافتتاح رادیو\nتلفون ١١٠٠٠ کیلومتری\n\nالبته قارئین محترم بخوبی مستحضرند که در زمان اخیر در نظر گرفته شده بود که باب مخابرات تلفون بیسیمی بین پاریس وارژانتین مفتوح و دایر نمایند با اقداماتی که در عملی نمودن و انجام نیت منظور شده بود بقرار اطلاعات واصله مسیو بریان با تشکیل جلسه عموم و مراسمی که جهت این امر تخصیص یافته بود در حضور عده کثیری از اعیان و رجال بالاخص (مسیو الوير) رئیس جمهور سابق ارژانتین سرویس تلفون بی سیم بین پاریس و ارژانتین را مفتوح و دائر نمود .\nامتحانات مخابرات بقدری رضایت بخش بود که چنین انتظاری قبلا نمی رفت بقسمی که مسیو بریان صدای طرف را عینا مثل کسی که در مقابل او نشسته صحبت میکند می شنید و به باره اخری (مسیو ) (ژرمن مارتن) خود بخوبی تصدیق واعتراف کرد که دستگاه مزبور فوق العاده جالبتر از دستگاهی است که بین پایتخت و (استیار) تاسیس شده قبل از اینکه مذاکرات رسمانه با سیم مزبور بعمل اید تقریبا مزاح و شوخی از طرف ارژانتین در باب اینکه بیش از ٣٠ درجه ـ فشار هوا در بوئنس ائرس نمیباشد ـ شده سپس دنباله ان مسیو بریان شروع به سخن نمود ، و برای اینکه از طرز بیان و مفاد مخابرات مشار الیه مستحضر شوند صحبتی را که از ١١٠٠٠ کیلومتری با تلفون بی سیم با همکار خود مسیو (اهابارت) نموده است ذیلا متذکر میشود :\nفوق العاده خورسند و بشاشیم که از قلة مسافت و از وسط امواج ١١٠٠٠ کیلومتر از پاریس به بوئنس ایرس مخابره نموده و صدای بلند بدین وسیله که امروزه جدیدا تاسیس گشته با شما مشغول صحبتم .\nمن از طرف وزارت امور خارجه جمهوری فرانسه به وزیر امور خارجه مملکت ارژانتین تبریک گفته و ادعیه خالصانه هیئت دولت فرانسه را تقدیم هیئت دولت ارژانتین نموده و مفتخر است بر اینکه ادعیه را که بوسیله این تلفون بعدها فرانسویها بدوستان ارژانتین خود تقدیم خواهند داشت پیش دستی نموده و بنام اولین کس در افتتاح سیم مزبور تقدیم داشته متذکر میشود که محبتهای قلبی و فوق العاده بین ما ملت ارژانتین موجود واز وجود یک چنین نعمت بزرگ ـ مفتخر و سرافرازیم .\nبعد از استقرار سرویس پست هوائی که در اثر فشاری زیاد و زحمات گوناگون فرانسه موفق بتاسیس ان شد و به باره اخری در اثر رقابت های مهم دولت شما فرانسه سرویس مزبور را ـ بین اروپا و امریکای جنوبی دائر و مستقر نمود همواره در صدد تکمیل نیات خود بود تا این که متدرجا دوستی دست بدست علم داده و در نتیجه با استقرار يك چنین تلفون بی سیم روابط بین ملتین سریع تر و ریشه و داد و محبت انان محکمتر خواهد شد . زیرا بخوبی مسلم است که خیالات و افکار ملتین فرانسه وارژانتین روی مفاصل مساوات حاصل میشود ."}
{"book": "adl0955", "page": 259, "text": "ـ ٢٥٦ ـ\n\nاست که جز صلح و ارامش چیز دیگر نمیباشد .\nالبته تصدیق میفرمائید که خوشی استقرار این سیم فقط برای این نیست که تسهیلی\nدر مذاکرات بین دولتین بطور یومیه بر قرار نمود، بلکه امید ورجاء واثق است که در اثر\nقسمت واقدام فوق روز بروز با وقوع مکالمات فرانسه و ارژانتین احساسات یکدیگر در ممالک\nطرفین هویدا و بالاخره مکالمات طرفین روح صلح طلبانه بین المللی افزونتر و محکمتر\nگردد .\nپس از مذاکرات و صحبتهائی که با تلفن بی سیم از طرف مسیو بریان بعمل امد مسیو\n(ژورژ مارتن) که شرف حضور داشت با مسیو (اليبه وگنزالز) وزیر داخله و طرق شروع به\nصحبت نمود .\nخلاصه در پایان ختم جلسه و مراسم مزبور مسیو بریان این جمله را اضافه کرد گفتند\nعالم پر از وحشت و اضطراب است زیرا ما خودمان دیدیم که قضیه (١١٠٠٠) کیلومتر راهی\nکه میان پاریس و ارژانتین است غیر از دو دروغ چیز دیگر نبود . ماتن\n\nبیمار و طبیب عارف\nحضرت بایزید بسطامی\nانکه در اولیاست بر نامی\nرفت روزی بجانب بازار\nبود انجا بحر طرف سیار\nسیر میکرد و وضع حق میدید\nگل عبرت ازان چمن می چید\nشد گذارش به يك دوکان طبیب\nسوی دوکان قدم گذاشت قریب\nشیشه ها و خریطه های دوا\nامد او را چه در نظر انجا\nگفتا و را كه ای طبیب لبیب\nباد توفیق ایزدت به نصیب\nاز برای علاج رنج گناه\nاست ایا دوا درین درگاه\nچونکه بود ان طبيب هم عارف\nسر راه سلوک را واقف\nگرداندیشه باز داد جواب\nچه جوابی که به در خوشاب\nگفت دارم دوای رنج بزه\nليک بسیار تلخ تر به مزه\nگفت چون زان مرض منم رنجور\nاز برای من ان دواست ضرور\nتو بده تا خورم ازان دارو\nشاید از این مرض شوم نیکو\nگفت تلخ است کی توان خوردن\nگفت من می خورم بده تو بمن\nپسر بخد و گفت ان طبیب فهیم\nنسخه بهر تو می کنم ترقیم\nپنج جزو است ان دوا گناه\nبشنو و کن بحفظ خویش نگاه\nبرگ صبر است بیخ درویشی\nکن باین هر دو او لا بیشی\nجزو ثالث هليله حلم است\nکه بخاصیتش ترا علم است\nپس بلیله هم از تحمل گیر\nامله از تواضعی بپذیر"}
{"book": "adl0955", "page": 260, "text": "٢٥٧ -\n\nپس بگونه بدستته توفیق\nبازافگن بدیک فکر دقیق\nاب شونی میان آن انداز\nاتش عشق زیر او پرداز\nچون بجوشد بصافی تقوی\nصاف کن تاشود قدح پیما\nدر قدح پس بنبات توبه بریز\nکه شود با همه دوا امیز\nنوش کن بعد ازان که رنج گناه\nبرود ازتن تو خاطر خواه\nوای شیراحمدا که زین دارو\nنرسیده است ذره برتو\n\nفتوحات اسلام - فتح بیت المقدس\n(١٥)\n\nوبطرف وغائیب شان بعهد شان دیده این امر راهم دیدم که خدای تعالی بهمرای\nدشمنان شان چه نوع فعل ومعامله میکند بدل گفتم که بی شك این گروه امتان همان نبی امی\nمیباشد باز بدل خود گفتم که درین دین داخل شوم وقسم بخدای تعالی که شبی در بام خود\nبودم دیدم که مردی از مسلمانان میآید واین آیه را تلاوت میکند که:\n(يا ايها الذين اوتوالكتاب امنوبهم بما نزلنا مصدقا لما معكم من قبل ان نطمس وجوها\nفنردها علی ادبارها او نلعنهم كما لعنا اصحاب السبت وكان امرالله مفعولا) كعب الاحبار\nگفت :\nوالله قسم که چون این آیه راشنیدم چنان بخوف امدم که مبادا صبح نشود تا اینکه بطرف\nامیرالمومنین عمرالفاروق (رض) روی اورم چون صبح شد وقت از منزل خود بیرون شدم واز -\nاحوالات امیرالمومنین عمر(رض) سوال کردم ازبرای من گفتند که عمر (رض) در بیت المقدس\nمیباشد من طرف اورا قصد کردم چون به نزد او رسیدم دیدم که امیر المومنین بهمراه اصحاب\nخود نماز صبح را ادا کرده اند و در نزد صخره نشسته میباشد من بطرف شان پیش رفتم\nوسلام کردم - امیر المومنین عمر(رض) مرا جواب دادند و از من پرسیدند که تو کیستی .\nمن گفتم كعب الاحبارم امده ام که اراده دین اسلام را دارم که در اسلام داخل شوم .\n(باقی دارد)\n\n(مطبعه سرکاری کابل)"}
{"book": "adl0955", "page": 261, "text": "-٢٥٨-\n\nصفحه (۱)\n(جریده هفته گی حبیب الاسلام – سال اول – شماره ۱۱)\n(نمره مسلسل ۱۱)\n\nواعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا\n\nحبیب الاسلام\n\nاداره خانه – در ماشینخانه کابل افغانستان – نمره تلفون\nهمه امور تحریریه و حسابی بنام اداره فرستاده شود\nاداره در انتشار و اصلاح مقالات وارده مختار است.\nدر هر هفته یکمرتبه یوم پنجشنبه نشر میشود.\nاوراقیکه درج نشود اعاده نمیشود.\n\nقیمت سالانه\nدر داخل در مرکز هـ افغانی\nدر ولایات داخله به اضافه اجرت پست ٦ افغانی\nدر خارج ٥ شلنگ\n\nقیمت ششماهه\n٣ افغانی\n٣٫٥٠ افغانی\n٨ شلنگ\n(يك شماره ١٠ پول)\n\n(تاریخ قمری ٥ صفرالمظفر ١٣٤٨)\nپنجشنبه\n(تاریخ شمسی ٢٠ سرطان ١٣٠٨ هجری)\n\nيك تبصره مخلصانه\n(بر حالات موجوده افغانستان)\n\nتعمیر مملکت نشود قائم ومتین – تا نبودش مصالح وسامان اتفاق\n\nیا لیت قومی یعلمون.\nبه تمام اهل قلم وخداوند ذوق افغانستان معلوم است که راقم الحروف از عرصه چند سال است که بواسطه عدم مساعدت تحریراتم بمذاق زمام داران عصر سایه قلم را شکسته زبانم را بسته و بکنجی نشسته ام اکنون نیز هیچ میل و خواهشی بدان که چیزی نگاشته ازان اه وناله های سردم که از دل پردردم میبراید باعث درد سر ناظرین محترم بشوم این چه امر از کمال وضاحت حاجت کتابت ندارد که امروز يك دسته از ملت محبوب صمیمی و جمعی از سکنه این مملکت مرغوب ما از تحريك دشمنان دیرین و فتنه جوی معاندین پرکین ما چنان زیر تاثیرات افکار بد هنجار ارباب غرض واشرار نابکار رفته اند که ابدا هیچ فردی از افراد انها باطراف این حرکات واهیات خود نگاهی نمیکند واز عواقب وخیم این اعمال سراپا و بال خود برای يك لحظه يك اطلاع صحیحی را کسب نمینمایند.\n\nغبار هوا چشم عقلت بدوخت – سموم هوس کشت عمرت بسوخت\nبکن پنبه غفلت از چشم و گوش – که اسلام دارد ز دستت خروش\n\nدرین مورد از عوام وطبقات عامه ملت خویشدان حد شکوه و شکایت کردن را نداریم زیرا که این بیچاره گان در هر کاری که بوقوع میرسد از خود فکر واراد نداشته و ندارند بلکه این طبقه مظلوم وعاجز که جدا قابل رحم وشفقت اند در تمام مواقع شکار افکار پر اضرار عوام فریبان و قتیل لقدست دست خیانت پرست صیادان شقاوت پیوست خود میشوند و پس پلی عوام بد بخت در همه مواقع پیشروند در صورتی که هرگز نفع وخیر انرا نمیدانند واز جان کندن خوننیز هیچ يك فائده و منفعتی را هم نمیبرند."}
{"book": "adl0955", "page": 262, "text": "- ٢٥٩ -\n\nان این خرمن عوام و این طبقه که از مظلوم ترین مردمانند در همه اوقات مانند پرندگان\nو چرندگان از دست يك زيرك محيل و يا لنفر صاحب غرض شیاد زیر وزبر شده اسباب اجلال\nو اعزاز وتفلسات انهارا از روح و روان خود ها تکمیل و تامین میکنند !!!\nالحق درین موضوع هر قدر شکوه وشکایتی که بکنم و هر چند فغان وناله که بنمائیم از دست\nهمین عوام فریبان و اشخاص صاحب رسوخ و متنفذین وارباب غرض باید بکنیم که هر واحدی ازان ها\nدر ذوه تکمیل جاه و جلال و پیشبرد مقاصد شخصی و ذاتی خود ملت را تباه ومملکت را بخاک سیاه\nمی نشانند وبهر گوشه وکنار اقوام و قبائل شجاع مارا بمیدان فنا برده خوار وزار و زبون و انقار\nمیکنند .\nاینک نظر باین اوضاع پر اسف و خطر بنابر تشویق وتکلیف یکی از قدردانان حق وحقانیت\nکه مکررا امر فرموده اند این نگارشات اصلاح خواهانه ام را تحریر نموده نیازمندم تا ایزد پاك\nببرکت روحانیت صاحب لولاك این یادداشت های صاف و پاکمرا موثر گرداند و اگر تاثیر وفائده\nرا هم عاید نکند چون مطلوب ومقصود ما از امثال این اقوال واصلاح احوال و تنقید براعمال ان\nرجال است .\nلذا ارام نشستن و پرده رو تماشا بینی قرار گرفتن ودم در بستن خود را دور از شیوه اسلامیت\nو جذبه افغانیت خود میپندارم .\nبران گروه حرام است خاموشی صائب که کار خلق توانند از زبان سازند\nاز علماء علام ومشائخ عظام و خوانین واعزه وخیر خواهان افغانستان این يك سوال را میکنم که\nایا ازین بی اتفاقی وخانه جنگی و در بدری که امروز در بعضی نقاط افغانستان از دست خیالت پرست\nبرخی از معاندین و صاحبان غرض واقع است دشمنان دین و وطن محبوب ما مسرور وخرم وخندان\nنمیباشند .\nایا شهید وکشته شدن يك يك فردی از افراد و اهالی افغانستان موجب کم توتی ونکبت ما و سبب\nقوت و صولت کفار نیست .\nایا سوختن وبمصرف رسيدن يك يكانه كارتوس از ذخائر ومهمات حربيه ما سبب جرئت و ـ\nمسروریت دشمنان وموجب ضعف وخجالت مسلمانان نیست .\nایا خرج شدن وبمصرف رسيدن يك يك پیسه از ثروت افغانستان باعث توانگری و برومندی ـ\nدشمنان وسبب فقر وفاقه افغانستان نیست . آیا درصورتیکه ما این جوانان رشید و این پهلوانان\nقوی و ذخائر ناری ومهمات حربی و پول و تجهيزات لشکری خود مان را دربین خود مان درخانه جنگی\nبکشته این وان و برای پیش برد مقاصد دینوی فلان و بهمان حیف و میل بنمائیم وخدای ناخواسته ـ\nدران موقعیکه یکی از دشمنان دین و معاندین حقیقی ما برمادست تصرف را دراز کند و ما حسب\nمقررات دینی وایمانی خود بلا ان عزم جهاد وقتال را بنمائیم باکدام سرو سامان با اوشان مقاتله و\nمجادله وبوسیله در محافظت ناموس دین ووطن خود موفق خواهیم شد ."}
{"book": "adl0955", "page": 263, "text": "٢٦٠\n\nایا در ان فرصت حال ما مطابق باین قصه كميكی از مرشدان کامل برای رهنمائی امثال ما پیروان جاهل تحریر داشته است نخواهد بود .\nیکی غلهء تیره ماه توده كرد ز تیمار سرما دل اسوده کرد\nشبی مست شد اتشی بر فروخت نگون بخت خرمن چه احمق بسوخت\nدگر روز در خوشه چیدن نشست که يك جو زخرمن نماندش بدست\nچو سرگشته دیدند درویش را یکی گفت فرزند مكن خويش را\nنخواهی كه گردی چنین تیره روز بدیوانگی خرمن خود مسوز\nگر از دست عمرت شد ان دریدی توانی كد ر خرمن اشار زنی\nفضاحت بود خرمن اندوختن سپس خرمن خویش تن سوختن\nمکن جان من تخم دین ورز داد مده خرمن نيكنامی به باد\nچمبرگشته بختی در افتد به بند ازو نیکبختان بگیرند پند\nتو پیش از عقوبت در عفو کوب که سودی ندارد فغان زیر چوب\nبرار از گریبان غفلت سرت که فرد خجالت نماند برت\nآیا این سوقیات و هیجانات و اقدامات کمید بختانه امروز از دست مغرضین در بین چند قومی از قبائل افغانستان واقع است سبب ملال خاطر شریف حضرت رسول اکرم (ص) وموجب غیظ وغضب حضرت ذو الجلال و النعم نخواهد شد .\nایا در روز حشر كه خدای برتر قاضی ورسول اکرم شافع شود از مغرضین وجاه پسندان ما ملت افغانستان كه باعث قتل و قتال و نفاق و شقاق دیگر برادران عاجز و ناتوان خود شده ایم و مرتکب حركات ناصواب ضعف اسلام و قوه كفار می شویم سوال و جوابی نخواهند كرد و از ما و شما نخواهد پرسید که در موضوع صلح وصلاح و قیام امنیت و عدم خون ریزی وفراهم آوردن اتحاد و اتفاق در بین فرقه اسلام و ادامهء شوكت وقوت ومكنت اسلام چه کوشش و سعی مصلغی کردید .\nآیا ازین خود غرضی ونفاق خیزی که به تحریک ارباب غرض وجاه پسندان در بین ما واقع شده و يا خدا ناخواسته پس ازین واقع شود روح پاك خلفای راشدین وائمهء مهديين واوليای کرام و پیشوایان عظام ما از مايان متاذی نخواهد شد .\nخداوند برتر میفرمایند: که مسلمانان همگی با یکدیگر برادر ويك تن ووجود اند تا میتوانید با برادران خود صلح وصلاح واتحاد واتفاق بكنيد .\nحال آنكه صاحبان غرض وسلطنت خواهان بر خلاف این امر خدا به برادران نادان ما تلقین برادر کشی و استخوان بری و شقاق ونفاق آفرینی را میکنند ."}
{"book": "adl0955", "page": 264, "text": "تلفظ ٢٦١\n\nخداوند پاك امر شديد بهر تمام اسلام فرموده که ای مسلمانان همه تان بريسمان اتحاد مسلمانی سلسله بند موافقه وموالفت شده از یکدیگر نفره وجدائی وتشتت نورزید . اما ارباب غرض حکومت طلبان بالعکس بعلت جاهی ما می فهمانند که با یکدیگر مخالفت کنید و از راه مجادله پیش ائيد وطريقه معاند ه را رو بکار آورید و گاهی برای توحد و تجمع واصلاح پیش نروید لهذا از تمام ملت معظم افغانستان رجا است که انحا اضافه برین در عقب اقوال ارباب غرض و اشخاص مطلب اشنا نگشته تماما متفق اتحاد و اتفاق پویان شوند واز شقاق ونفاق وخانه جنگی که سبب تباهی افغانستان وضعف اسلامیان ویگانه اسباب مسرت ووسیله قوت کفار است جدا به پرهیزید وبآية وافي هدايه (انما المومنون اخوه فاصلحو بین اخویکم) عمل پیرا و باین نصیحتمهر قیمت ذات احدیت جل ذكره که واعتصمو بحبل الله جميعا ولاتفرقوا) کاربند گردید تا مشکور عن الناس وماجور عند الله باشید .\nدر خاتمه در حق امیر دلیر دیندار غیرتمند شجاع انصاف آگاه تان جناب امير حبیب الله خان دعا کنید که ایزد غنی او را به تعمیل اوامر خداوندی و تتبع به هدايات نبوی واجرای اوامر شرعی زیاده بر زیاده موفق گرداند . و رجال و مامورین و کارداران زير دست او را ایزد پاك معاونت فرماید تا در ارامی رعیت و سرسبزی مملکت و دفع اذیت از ملت و فراهم آوردن موجبات اسایش و امنیت صرف مقدرات دارند والسلام على من اتبع الهدا .\nکابل ٢٣ محرم ١٣٤٨ — برهان الدین کشککی\n\nجشن فتوحات\nنخست اینکه انسان قدم در دایره اجتماع نهاد بغرض دفاع از حقوق طبیعی و — مدنی خود از دست تصرف درنده گان اجانب تشکیل حکومت نمود — هیئت حاکمه در معاملات داخلی وخارجی بالطبیعه دخیل شده بوکالت ملت تابعه خود اجرای امور می نمود .\nموافقت ها در راه مقصود ملی هیئت حاکمه را مجبور میساخت که سهمی برای ملت هم بدهند واز حصول موافقت در راه مطلب مجهوده قم را نیز اگاه سازند .\nچون هنوز تشکیلات در مرحله طفولیت بود و تازه نوعیت در دائرە قرمی بصورت بسیار کم رنگی عریضه اندام کرده بود وسایل طباعت برای نشر موافقت ها موجود نبود که بواسطه ان ازان شربت گوارای توفیق در کام ملت هم می ریختند والبته لازم هم بود چه منافع اجتماعی تقاضا داشت که قوم از جریان امور واقف میشدند .\nمبنی برهمین عللی چند روز قبل بوسایل مختلف ( مطابق رسم وعادات خود هر قوم ) بملت ابلاغ نمود که بغرض موافقت در فلان امر در فلان جا مجتمع شوید تا برای ابراز مسرت و خشنودی که بما حاصل شده مشترکا جشن بگیریم ."}
{"book": "adl0955", "page": 265, "text": "- ٢٦٢ -\nاینکه قوم در موضع معینه تجمع مینمود پادشاه و یا رئیس قوم جشن را بنام آن مسرتی که\nموجد آن خوشنودی بوده افتتاح میکرد وبعد هر کدام پس از صرف ماکولات ومشروبات که از طرف\nحکومت تهیه شده بود مشغول مسرت وشادمانی میشدند تا اینکه مدت جشن منقضی شده ـ\nخاتمه دوباره اعلان و اشخاص متفرق میگشتند .\nمطابق با همین فلسفه متداوله روز پنجشنبه ۲۷ محرم بامر واراده سنیه حضور ملوکانه\nبه نسبت فتوحات مزار شریف و هرات قندهار سمت جنوبی وغیره ترتیبات جشن در سلامخانهء\nعام وتزئینات چراغان وغیره در بازارها چند روز قبل دو روزه اعلان ونیز روز پنجشنبه برای\nمامورین رخصتی عمومی داده شد برای رجال رسمی اجازه نامه های علیحده که در ساعت ۷ ونیم\nشام در سلام خانهء عام حاضر شوند توزیع گردیده بود .\nمطابق امر بازار با بحرین اسلوبی تزئین شده وسلام خانه با ترتیبات سلطنتی مرتب\nگردیده بود جمله مدعوین که مرکب از مامورین حکومت موجوده و حکومت سابقه که حاضر\nدار السلطنه بودند بساعت موعود تشریف فرمای سلام خانه عام یکی بعد دیگری جوق جوق ـ\nمی شدند و انتظار تشریف آوری ورود ذات ملوکانه را به نهایت خلوص محبت میکشیدند ساعت\nبزرگ منار زنگ هشت را نواخت متعاقب ان ده دقیقه بعد صدای سلامی موزیک باند و ورود\nجناب اعلیحضرت امیر صاحب غازی را بشارت داد احترام ملوکانه بطرز مرغوب از طرف ـ\nدعوت شده گان اجرا شده وجوابیه احترام حضار از حضور ملوکانه باحوال پرسی پر بشاشت\nادا نموده شد وبعد عاریضه از طرف ریاست بلدیه بواسطه خود رئیس بلدیه قرائت و جوابیه\nاز حضور مرحمت گردید و به تعقیب ان یک لایحه دیگر از طرف جناب خواجه محمد خان وکیل اقوام\nقندهاری خوانده شد و همچنین محمد علیخان نام نوجوان لایحه ترتیب و بلهجه مرغوبی بحضور\nقرائت نموده باعث مسرت شاهانه و حضار گردید لایحه جوابیه ان بامر حضور بواسطه جناب\nمستطاب افخم وزیر صاحب دربار تقریر گردیده در عقب ان تکت های تبریکیه جشن از جانب\nاداره اخبار حبیب الاسلام به نفری توزیع گشت که ما هرکدام انرا به مراتب تقدم اینجا نقل\nمیکنیم :\nلایحه که از طرف اهالی شهر کابل بواسطه جناب\nرئیس صاحب بلدیه نخست قرائت گردید :\nبسم الله الرحمن الرحیم\nاعلیحضرت محی الدین امیر صاحب غازی ایدکم الله بنصره العظیم !\nما اهالی شهر کابل فتوحات سپاه اسلام را که حضرت خالق پاک بنام نامی شما پادشاه\nمتبوع حق پرست ما نصب و ارزانی فرموده است از دل و جان مبارکباد میگوئیم و از خدای قادر\nتوانا خواستاریم که همیشه شما وسپاه غیور شما را در خدمت دین واعلاي کلمت الله مظفر و\nکامیاب داشته و دارد ."}
{"book": "adl0955", "page": 266, "text": "ـ ٢٦٣ ـ\n\nاعلیحضرتا !\nما رعایای صادقه شما هستیم و اولین کتله بودیم که بمقابل امان الله خان شما را بــه\nپادشاهی افغانستان قبول کردیم و بشما بصدق و راستی دست بیعت دادیم وخوشنودی های\nبسیار کردیم که خدای عزوجل ما ملت مسلمان و امت حضرت خیر الانام (صلعم) را از دست\nبدعت پرست یک پادشاه سرکش خوناشام که تماما مخالف ارزو و توقع خاص و عام ما رفتار\nمیکرد نجات داد واعلیحضرت شما را که خادم دین مبین ومجاهد فی سبیل الله و پیرو سنت سنیه\nرسول الله (ص) میباشید بر سریر جهان بانی این مملکت و پادشاه ما ملت بر گماشت .\nاعلیحضرتا ! درین مدت هشت ماه که دوران باسعادت حکومت شاهانه شما است با انکــه\nانقلابات ومحاربات درهمه اطراف واکناف مملکت دوام میکرد ما اهالی شهر کابل ازاداره\nوانضباط اعلیحضرت شما خیل ممنون و مشکوریم که شهر عزیز کابل براب و گل ما به نگهبانی\nحضرت خالق نگهبان (جل ذکره) وسعی و کوشش ان اعلیحضرت خسرو زمان تاکنون از افات\nو بلیات مامون و مصئون است و مشابه امصار دیگر مثل جلال اباد و لغمان تماما خاکدان نگردیده\nمعمور و اباد است و الحمدالله تعالی جل شانه اهالی کابل خوار و زبون و در بدر نشده اند بل\nبراحت بسر میبرند اینده هم از خدای توانا (جل شانه) ارزو و مسئلت داریم که ما ملت را بسایه\nعدل و انصاف ان پادشاه مشروع نیات گستر ما از دستبرد ظلم و تعدی معاندین دین نبوی (صلعم)\nحفاظت کند و رعیت را فدائی و جان نثار شما داشته بدارد .\nاعلیحضرتا ! بار دیگر این سلطنت اسلامیه را بنام نامی شما تبریک میگوئیم و از خداوند\nجل شانه میخواهیم که افغانستان بسایه جعد و کوش اعلیحضرت شما از حیث ترقیات دینی\nودنیائی از ممالک مترقی ترین عالم محسوب شود و ضیای عدالت وحق پرستی و ترقی پروری شما مانند\nنور افتاب جهان تاب سرکشی ظلمت و برادرکشی را بکلی ازین مملکت رفع کند از خداوند متعال ـ\nجل شانه میخواهیم که اعلیحضرت شما در دیانت گستری وعلم پروری وکشور کشائی مثل سلطان ـ\nجهانستان اعلیحضرت سلطان محمود و اعلیحضرت با شهامت غیاث الدین غوری و اعلیحضرت نیک\nنیت پاک طینت سلطان احمد شاه بابا در سلاطین و پادشاهان نامدار این مملکت مشهور و\nونیکنام باشید خدای عزوجل که بشما فرد غیور شجاع این مملکت پادشاهی و سلطنت افغانستان\nرا ارزانی فرمود همان خدای قادر و توانا جل شانه این مملکت و این ملت را بحصه مماتی یک\nملک و یک ملت واحد ومتفق و از حمایت کفر مستقل و ازاد و بسایهء عمر و اقبال شما خرم و اباد و ـ\nتشکیل فرماید ) زنده باد اعلیحضرت امیر غازی) پاینده باد فتوحات سپاه غیور اسلامی ."}
{"book": "adl0955", "page": 267, "text": "ـ ٢٦٤ ـ\n\nلایحه که از طرف جناب خواجه محمد خان وکیل\nقندهاری قرائت شد\nـــ\nپادشاه شجاع ذیجاه افغانستان . خادم دین رسول الله (امیر حبیب الله خان . این بنده\nکمینه پروردگار بحیث نماینده گی رعایای عاقبت اندیش قندهار تبريك اين جشن سرور وشادمانی\nرا که یادگار تاریخی کامیابی های شایان امیر صاحب پادشاه دلیر افغان است از طرف خود و\nاز طرف هموطبقات اهالی قندهار تبريك میگویم . افغان خوشبخت است که پیاله این انقلاب\nخونین را که در نتیجه مسلك افراطی امان الله خان وطرفداران اوضرور نوشیدنی بود در حالتی\nنوشید كه بيك مخالفت خارجی گرفتاری نداشت وممنون احسان خداوند تعالی باشد که\nبتواندانیت یکچنان ذات دلیر وشجاع (امیر صاحب) اداره شد که از مساعی شجاعکارانه ـ\nی ایالت ایشان هيچ بطول نینجامیده اتشی که حتمی بود افغانستان را بزیر شعله های ـ\nانسانیت سوز خود سالها بگیرد در موعد بسیارکمی (ششماه) خاموش گشت .\nطبقات دور بین افغانستان که هیچ معتقد نبودند مسلمانان افغانستان معنویات\nاسلامی خودرا قربان ترقیات مادیه خواهد کرد این انقلاب را از بسیار وقت شدنی میدانست اما\nحسرت جگر دوز و مسئولیت تاریخ سوز این انقلاب را کلتی باخود برد که درعین نا واقفی بحالت\nاجتماعی یك جامعه متعصب مسلمانان خود را زمامداران مسئول اداره قسمت ایشان دانسته بودند.\nافغان يك ملت مسلمان حقیقی است وهمه وقت ترقیات مادیه را برای ترقی معنویات اسلامیه\nخودمی خواهد . زیرا هر شخص که مخالف این مسلك مقدس اسلامی افغان گردیده دوامی نکرده\nناکام مانده است .\nما در شکریه اینکه لقب پادشاه ذیجاه حالیمان امیر (حبیب الله) خادم دین رسول الله است\nومسلك اسلامی ما را لقب رسمی خود شناخته از خداوند تعالی همیشه توفیقات شانرا در خدمت\nدین رسول الله ورفاه وارامی عموم رعایا خواسته دعا میکنم .\nالهی مسلمانان در سلطنتت برقرار باشد ـ امین . بواسطه محمدعلیخان نوجوان قرائت گردید .\nای پادشاه ملت پرور دیندار\nبعد از شکرخدا ودرود خاتم انبیاء بکمال صدق صفا ما رعایای تابع افغانستان خصوصاما\nچاکران فدائی کوهستان بحضور والای شما عرض تبریك میکنیم :\nشکر وسپاس خدای بی نیازووکریم بی همتا را بکدام زبان ادا کرد میتوانیم که دین اسلام راـ\nاز لکه بی ناموسی وبدعت بزحمت خود شسته وشریعت غرای محمدی را واپس باین مملکت سعید رواج داد\nداغ ندامت وخجالت را بسینه بدخواهان دین مبین حضرت خاتم النبیین نهاد تخت سلطنت ـ\nافغانستان را بوجود ذیجود این پادشاه دیانت پناه عدالت گستر رعیت پرور مزین ساخت و ـ\nاوازه شجاعت ومردانه گی اورا به چهار سمت وشش جهت روی زمین انداخت از روزی که قادر ـ\nذوالجلال تاج پادشاهی وامارت را برسرش نهاده هر سو توجه میکند (نصرمن الله وفتح قریب) نادای"}
{"book": "adl0955", "page": 268, "text": "- ٢٦٥ -\n\nو هر طرف روی نهد صاحب دین معین مددگار او دشمنان وحسودان او پیوسته زار وزبون\nخواهد بود .\nدوستان او را فرحت ها وسعادتها روخواهد نمود . درین جشن اسلامیه که بمناسبت\nفتح ونصرت ذات شاهانه وعساکر غیور شان بر پا گردیده اگر خیرخواهان عالم اسلام به\nعوض شمع چراغ سروجان خود را بسوزانند روا واگر پروانه وار وجود خود را فدا بر چراغش\nنمایند بجا است بحضور اقدس شاهانه وهمه برادران غازی اسلامی خود شیرین این جشن\nباشکوه را گفته ابیات اتی را تبرکا قرائت میکنم :\nدلا خوش باش عشرت کن که خدمتگار دین امد -\nحبیب الله غازی پادشاه مسلمین امد\nبمردی وشجاعت نام او مشهور عالم شد وقت\nز هر سو بر سرش تحسین وهو سو افرین امد\nبه تیغی همت خود تخت کابل را گرفت اخر\nکسی که غمخورد بن محمد شد چنین امد\nخدایا مستقیمشدار در شرع حبیب خود\nکه این مرد از برای خدمت دین مبین امد .\nزنده باد خادم دین رسول (صلی الله امر) امیر حبیب الله وپاینده باد اسلام بحق نبی الله .\nفدا کار دولت محمد علی کوهستانی .\n\nجوابیه اهالی از طرف ذات شاهانه\n\nملت عزیز متدین و رعایای صادق بصلاحیت مزین محبوبم .\nاز احساسات اسلام خواهانه وحسیات یکجهتی کارانه تان خیلی متشکر وممنونید ـ\nهمگان بسی مفتخرم خدماتیکه برای دین مقدس ورضا جوئی خالق اقدس و اعلای کلمة الله فی\nسبیل الله نموده ام وشمایگان یگان همه را مدفقانه فهمیده وبحقیقت انها رسیده اید از خلوص\nدل تقدیر و تحسین میکنم .\nو اینجا را بشما اظهار عقیده مینمایم که اگر چه بمجاهدات وسربازی اهالی با غیرت\nسمت شمالی بخلع امان الله وفتح کابل کامیاب شدم لاکن شما مردم کابل هم که ما، ومعاونت\nحتى الوسع بشری خود ها را کرده بدعا وتردید استعداد شاه مخلوع صغیر وکبیر اماده بود * اید\nو در وقتیکه بفتح کابل کامیاب شدم همه شما را به تسلیم و بیعت بکمال رضا مسرت میدیدم که"}
{"book": "adl0955", "page": 269, "text": "- ٢٦٦ -\n\nبیعت يك فرد شما هم بصورت مجبور و دل ناخواه بنظر نرسیده چنانچه از ناصیه هر کدام \nاوضاع دل خوشی و از جبهه هر فرد طریقه گرم جوشی را بقیحوای کل اناء یترشح بمالیه \nبچشم انصاف ملاحظه مینمودم .\n\nراجع به این حسن نیت و خلوص عقیدت که از شما صاحبان شرف و اهل سعادت بنیه \nیقین پیوسته شما و اهالی سمت شمالی را در مجاهدات شريك و در مساعيات رفیق دانسته \nبهمان یکنظر محبانه صادقانه می بینم .\n\nاکنون که حمد لله تمال فتوحات داخلی و امنیت فیما بین ما ملت حاصل شده و امشب \nبتقریب خوشی مذکور که رفع قتل و قتال برادران اسلام را مظهر است جشن مسرت نموده شده \nاظهار مودت و یکجهتی خود را بشما نمودم و هم یقین دارم که بمضمون (القلب يهدي الى القلب) \nاز طرف شما نیز یوما فیوما تزئید محبت ملاحظه نمایم .\nمطالب\nلاکن توقع یگانه که دارم این است :\n\nکه درین شب مسعود روسهای مشرقی و مغربی و جنوبی و غیر شمالی حضور دارید و بـه \nترقیات عالم دنیا ومذلت ما ملت اسلامیه خوب علم دارید . اما وجهیکه انها بمدارج ترقی \nو معارج تعالی رسیده اند و ما که بحصه ما يحتاج خود حتی چهاپ و کاغذ قران عظیم الشأن \nو صحن کفن خودها احتیاج بغیر داریم چیست .\n\nبلی خوب فهمید میشود که پسماندن ما از نفاق و خانه جنگی هاست که فرصت برای ـ \nبدست اوردن احتیاجات خود نیافتیم و این چنین محتاج ماندیم که برای همه لوازم و ـ \nضروریات خود طلای سرخ و نقره سفید خود را متاسفانه از دست میدهیم و اغیار از نتیجه \nاتفاق و اتحاد کامیاب شده اند .\n\nامید میکنم امروز تمام ملت نفع و نقص خود ها را سنجیده اخرین کوشش خود را برای \nرفع نفاق وحصول اتفاق عمومی معروق نموده ملت و دولت مشرقی و مغربی شمالی و جنوبی یکدست \nو یکدل شده امورات ملی خود را مشفقانه انجام بدهید چنانکه گفته شده :\nحسن وعشق اینهمه شهرت گرفت از اتفاق — تا نباشد از دوسر محکم صدا در تار نیست\n\nامشب تبریک این جشن مسرت اندوز را بشما گفته میخواهم از ثمره اتفاق بچنان ـ \nفتوحات دلخواهانه کامیاب شویم که مبارک باد های لا تعد وتحصی بشما بگویم وملت ما در \nتمام دنیا به نیکنامی وغیرت وشجاعت بحدی بلند اوازه شود که صفحات تاریخ بنام نامی ما ـ \nزینت یافته افتخار کند و خود ما از مفاد اتفاق و اتحاد و یکجهتی وراستی وصداقت بمراتبی نایل \nشویم . که حکم بر فلك وناز بر ستاره کنیم .\n\nانشاءالله تعالی در خاتمه مجدد امبارکباد این شب را بشما میگویم - ليل ٢٧ محرم ١٣٤٨\nزنده باد ملت عزیز افغانستان — پاینده باد استقلال تامه افغانستان"}
{"book": "adl0955", "page": 270, "text": "- ٢٦٧ -\n\nتمام این تبادل احساسات در ٤٠ دقیقه ختم شد و همه حضار ازادانه در چوکی هائی\nکه قبلا از طرف وزارت دربار نمبروار گشته بود ارام گرفته مشغول تبریک و صحبت گشته به\nصرف میوه اشتغال ورزیدند بعد از صرف میوه اینکه ساعت ١/٢ ٩ را نواخت در برند مجنوی\nسلامخانه غذای شام حاضر بوده نفری مشغول صرف طعام شدند وبمتعاقب ان تکتهای -\nتیاتریکه از طرف اقای غلام محی الدین خان مدیر موزیم از قسم حرب های زمان شمشیر و خنجر\nو سپر ترتیب شده بود مجانی تقسیم و همه برای تماشا در برنده شمالی حرکت نمودند ـ\nتیاتر تا ساعت ١٢ دوام وبعد ان در داخل سلام خانه بجمعیت غفیر همه حضار بحضور\nامیر صاحب اداء نماز عشاء را نموده از خدای مهربان ترقی واستقلال و اتفاق حکومت موجود،\nرا خواستار شده مرخص شدند . بعضی برای تماشای چراغان در بازار وبرخی بمساکن خود\nعودت نمودند .\nاین بود وضع رسمی جشن . اما تفریحه عمومی : چون تا شب شنبه دوام داشت مردم\nاز مواضعات دور دست دسته دسته در بازار دیده میشد که محوف تماشا واواز خوانی\nهای ملی بود مباکمال جوش و خروش مقدم این جشن باشکوه را تقلید برائی می نمودند .\n\nخبرهای واصله\n(١)\nمزارشریف\nبطور مجمل پیشتر نگاشته بودیم که مزارشریف در اثر تهاجم عسکر غیور که تحت قیادت\nحضرت افخم جناب نائب السلطنه صاحب بود بتصرف معظم له درامده و غلام نبی خان فرار\nنمود اينك از منبع موثق كميما اطلاع رسيده موضوع را خوبتر تشریح میکند :\nحضرت افخم جناب نائب السلطنه صاحب پس از انکه بقوهء غیورانه عساکر دلیر معیتی خود\nقوای مقابل را مضمحل ومعدوم نمود غلام نبی خان باچند نفر همراهانش فرار ومابقیه متلاشی و\nپراکنده شدند وشهر مزارشریف را واپس متصرف گشتند وبصوابدید خویش امور ملکی مزار را بــه\nعالیجاه میرزامحمدقاسم خان رئیس تنظیمیه‌ وامور عسکری را برای شجاعت نشان عبدالغیاث خان\nسپه سالار تفویض وامر وهدایت لازمه دادند . ودر مابقیه‌ امور خود حضور عالی نائب السلطنه\nصاحب بکمال فعالیت وجدیت راجع به اصلاحات امور ا شیزهء انولایت وامورات قطغن وبدخشان\nو تنظیمات سرحدی انولا صرف اوقات دارند وبه اقدامات غیورانه خود تنظیم امور میفرمایند .\nما امید واریم دراثر مساعیات جمیله حضرت معظم له صفحه مزار بيك ارامش وسكون مطلقه مطلق\nنائل شده ریشه‌های فساد از بیخ وبن برکنده عوض نهال های برومندی غرس شود تا از اثمار ان\nاولاد وطن شاد کام ومرفه الحال باشند ."}
{"book": "adl0955", "page": 271, "text": "- ٢٦٨ -\n\nهزاره\n(٢)\n\n٢٥ محرم .\nاز انجا که حکومت مرکزی از نقطه نظر اسلامیت وعدالت اساس اقدامات خود را راجع برفع بعضی اغتشاشات داخلی بصورت صلح ودلجوئی بدون تهدیدات حربی گذاشته است لهذا در بعضی نقاط که تاکنون هم بعضی مکروبهای داخلی موجود اند اهالی انجا را نمیگذارند که بحکومت مرکزی اطاعت نموده از زیر بیرق بغاوت بیرون جهند چنانچه بعضی اقوام هزاره محسود و دایزنگی تاحال بیعت صحیحی بحکومت مرکزی نداده بودند ودر اطلاعات سابق خود اشاره نموده بودیم که از طرف حکومت از جهت خیراندیشی يك هیئت تنظیمیه اصلاحیه در انجا روانه شده تا از روی مواسا با انان پیش امده از راه اصلاح معامله نمایند - محرکین چون میل عمومی اهالی را بحکومت عادله مرکز دیدند با يك حصه نفری ناگهانی وبی اثری درحدودات سرچشمه وکوتل اونی هجوم اورده بودند از وزارت جلیله حرب باستيذان حضور شاهانه جناب سردار اعلی معین السلطنه صاحب شخصا بایکعداد عسکر قلیلی بسواری موتر بمدافعه انان تشریف برده بيك حمله تمام انهارا پراکنده ومعدوم نمودند والات حربی وغیره اشیا ازانها که درحین پس پا شدن شان بدست عسکر غیور معیت سردار صاحب امده بود با یکنفر شهید ار شان وچندین نفر دیگر را کشته وگرفتار نموده بمرکز اورده اند قوای مقابل تماما مضمحل وپاشان گردیده که اثری ازوشان نماند ، واز حضور سردار اعلی برای ما بقیه اقوام که مائل بحکومت اسلامی خود هاشدند برای هیئت محترم اصلاحیه فرامین موعظه و هدایات لازم ارقام وارسال گردید یقین است که ان اقوام بعد ازین ازدست مغرضین گول نخورده بصراط المستقيم سر اطاعت را ازدل وجان بگذارند .\nونيز يكعده عسکری پس از وقوع واقعه ازحضور ملوکانه بقوت الظهر حضور سردار اعلی سوق داده شده ودر سرچشمه گذاشته ذات شجاعتما بی روز گذشته بحضور ملوکانه شرف حضور بهم رسانیده واقعه مذکور را بعرض حضور رسانیدند اینده را وعده باقیه میدهیم .\n\nسمت جنوبی\n(٣)\n\nازانجا که فلاح وصلاح هر دوجهانی منوط باسام متدین واسلامی بوده جنبه اسلامیت و دینداری همیشه فاتح ودست كمك خداوندی ناصر شان بوده دائما بمقابل داهیین مناهج غوایت مرجح ومرام مقصود را بکنار وصال مشهود بیمایند .\nاز اینجا است که عساکر ظفر ماثر امیرصاحب رعیت پرور اسلامیت وعدالت گستر که قبلا درکوتل تیره رحل امامت افگند مبودند باتفاق واتحاد اقوام غیور غازی فتوت انجام که نام نویس شان ذیلا بمراتب اسلامیت پروری وشجاعت فطریشان ارقام رفته با سایر برادران"}
{"book": "adl0955", "page": 272, "text": "- ٢٦٩ -\n\nاسلامی که برای احراز واعلای کلمه الله کمر همت بمیان بسته اند بطرف گردیز عنان عزیمت کشاده\nبا يك جوش اسلامیت کارانه در خروش امده بمبارزه قلیلی افواج ضلالت امواج محمد نادر را\nشکست مدهشی داده چون انجا بمحاذی غیوران راه اسلامیت تاب مقاومت نداشتند با انفعال\nو خجالت عقب نشسته خود محمد نادر خان هم با برادرانش بکدام سمت مجهول مفرور شد ، -\nجناب محمد صدیق خان نائب سالار باعسکر غیور وباقی اقوام شجاع بهادر متکور گردیز را با\nاسلحه و جباخانه زیاد متصرف گشتند .\n\nولی احساسات ملی و جوش اسلامی این اقوام بهادر وعساکر پادشاهی بدرجه\nبلند وعالی بوده که قرار معلوم حین مرش و هجوم با هم تعاهد نموده بودند که هر فرد هرگاه\nبدون ذائقه شهادت از خط هجوم عقب نشست ردیف انرا لازم است که بضرب گلمعه از حیات\nپر ننگ دنیوی مجروحش سازد ازین يك نكته صورت حمله و احساسات رضیه ، ملی انهارا -\nدرك خواهید فرمود .\nنام نومبر اقوام بهادر منصور که به ترتیب نام نومبرشان احراز شجاعت را بدرجه اعلی\nنموده اند : اقوام بهادر غیور سلیمان خیل .\nسلطان خیل کٹواز - منزلی علی خیل کٹواز - صالح خیل زرمت - ماموزائی وغیره علی خیل زرمت\nکوچی خوارك کوچی لند ه برای زرمت - مبلن ملایار خیل علاقه سرگردیز - ابراهیم خیل ساکن زرمت\nپایان گردیز - طایفه زالو قوم علی خیل - اقوام بهادر اندری - طایفه سحاك از قوم اندری -\nطایفه دره و شوزائی قوم سحاك اندری - اقوام جدران - دری خیل - نُخری - قوم خروتی قریه ددانكو\nساکن کٹواز - قوم تاچک بين علاقه کٹواز .\n\nسواد عریضة اهالی سمت شمالی بحضور مبارك انور والا بعد القاب اینکه :\nاولا از درگاه حضرت واهب العطايا جل علی ترقی و تعالی دولت قوی شوکت عدالت گستر -\nشهریار غازی خود ها را همواره ارزو و تمنا داشته این نعمت عالما وموهبت کبرا که از مراحم\nعمیمانه بحال مايان رعایا بذل توجه فرمود ، نزول اجلال فرموده اند لسان بیان از شکران امتنان ان قاصر .\nبعد این فداکاران بحضور شهنشاه کامران خودها ببذل ل وزیان شکریه مرحمت و احسان\nخداوند سبحان را بمتصرفات کامله بلده متعلقه افغانستان که بثمره وجود مسعود خودش\nامثال ولایت هرات وقندهار ومزار فیض اثار و دیگر موضعمات که فرموده اند این مسرت و بهجت\nفوق العاده را بکمال امتنان مبارکباد میگوئیم .\nاز روزیکه جلوس میمنت مانوس زیب افزا سریر سلطنت گردیده اند تا حال و تا زمانیکه حیات\nبه تن داریم از سر ومال همه را فداء دولت با عظمت خویش و به تحت امر اولی الامر جان های -\nخود را فداساخته خیلی در همچو مظلمه افتخار داشته تصدق پادشاه مجاهد خود مینمائیم ."}
{"book": "adl0955", "page": 273, "text": "و برای فداکاری اماده هستم تا با قطره خون خویش را برکاب فیض اکتساب ریختانده کامیاب مقاصد\nاصلی خودها شده رضائيه ذات والا صفات شاه امجد مایان را حاصل نمائیم.\nحضرت امیر صاحب غازی مجاهد ما چگونه این شکریه مراحم حضرت رحیم را جلته عظمته\nبجا خواهیم اورد بل از تادیه این الطاف واعطای خداوندی زبان مقصر ست که این چنین\nپادشاه عدالت شعار رعیت نواز غمخوار خالق غفار تبارک و تعالی عنایت فرموده بل مقاصد ومطالب\nکلیه که ما داریم همین است که شاها کامیاب دوجهان و به عزم ثابت تیغ و شمشیرت بالای اعدای\nدین وخائنان دولت وملت بران باد ( باقی مباد انکه نخواهد بقای تو) هرچند الحمد لله والمنه\nامنیت تامه وتصرفات کامله بهمه نقاط افغانستان حاصل وفضل ایزدی شامل است ليك از قرار ــ\nمسموعات ما که اقوام سمت جنوبی با قوا واخلاق نادر و برادرانه تا اکنون چنانچه باید و شاید\nمطیع ومنقاد پادشاه حامل دین نگشته وحیله بازیها می نمایند چون تا در مطق وضع جغرافیائی\nسمت شمالی را با جنوبی بوضع و هیئت مقابل تخلیه فرموده وهمواره تادیب و سرزنش ان قوم نابکار\nبعهده ما اقوام شمالی طبعه بوده با اینکه افواج ظفر امواج شاهانه برای سرکوبی انقوم ــ\nکافی دیده میشود ليك ما فداکاران هم میخواهیم که بسرکوبی ان مشت جهال مامور و سر فراز گردیم\nو بمعتمد ادیکه وزارت حربیه ما لزوم دانند بحکام این سمت ندائی هدایت فرمایند تا به تصویب\nحکام خود تعداد مطوبه را تکمیل وبه سمت جنوبی سوق داده بفضل خداوندی دمار از روزگار\nشان براریم ورضامند اولی الامر و پادشاه دین دار خودها را حاصل نمائیم زیاده اختتام باین\nمرام می نمائیم که ذات خجسته صفات حضرت غازی مجاهد ما را الله تبارک و تعالی از جميع حادثات\nمصئون و محفوظ داراد مورخه امحرم الحرام ١٣٤٨ اسامی تیکه مهر و امضاء بعرضیه نوز نمود ماند:\nدستخط میرفضل بهاوالدین سررشته دار قلعه دار پنجشیری ـ فقیر محمد پنجشیری ــ محمد قلی خان\nاکبرخان ــ محمد یوسف خان ــ خوانین پنجشیر ــ ملک نورالدین خان پنجشیر ــ خالقداد خان و\nمحمد سرورخان پنجشیری ــ جانبا زخان سید خیلی ــ دوست محمد خان سید خیل ــ محمد حسن خان ــ\nسیدخیلی ــ ملا عبد رسید خیلی ــ ملا دین محمد سید خیلی ــ ملا محمدعظیم سید خیلی ــ سید\nاحمد خان قلعه با زید ــ میرسید محمد خان بابائی ــ میرنجم الدین خان چهاریکاری ــ حاجی احمد علی\nخان تند ره ــ ملک صمد خان سنجده ر ــ محمد عباس خان گل بهاری ــ ملک امد جانخان متاك ــ ملک\nرستم خان د و اتشاهی ــ ملک فقیر محمد خان دولت شاهی ــ ملك محمد علیخان میان شاخ ــ میرزا\nفقیر شاه خان ــ ملك داد رخان ــ ملك عبد الحمید خان و رحیمداد خان جیل السراجی ــ ملا میرزا\nخان گلبهاری ــ ملك غفرانخان گلبهاری ــ ملك حميد اللمخان ولد سعد اللمخان و عبد الرؤف خان\nجبل السراجی ــ محمد عمر خان تند ره ــ محمد عمرخان چهاریکاری ــ محمد شريف خان تند ره ــ عبد الرؤف\nخان میرعلم خان خوانین پنجشیری ــ محمد یعقوب خان خوانین پنجشیری ــ ملک محمد عمرخان\nخوانین جمال اغه ریزه کوهستان ــ عبد الغفارخان اشتر گرام ــ محمد نعیم خان سر بند جمال اغه ــ\nملا محمد خان ــ اشتر گرام عبد القادرخا ــ احمد علی خان جمال اغه ــ غلام محی الدین جمال"}
{"book": "adl0955", "page": 274, "text": "ـ ۲۷۱ ـ\n\nاغه ـ محمد حسین خان اشترگرام ـ عبد الکریم خان جبل السراجی ـ میر اکبر خان پایانی ـ\nسرفراز خان خوانین گلبهاری ـ نواب خان درنامه ملا محمد هاشم خان گلبهاری ملا امیر محمد\nخان بولغین ـ سلطان محمد خان درنامه ـ حاجی شاه ملا خان گیاوه ـ زرین خان سنجنی ـ محمد عمر\nخان بولغین ـ دو نفر دیگر امضاء مذکور خوانده نشده .\n\nبیعت های ولایات وملحقات ان\nبیعت نامه اهالی شهر کاریز قندهار\n۲۲ شهر ذی الحجة الحرام .\n\nبسم الله الرحمن الرحیم . لا اله الا الله محمد الرسول الله\nیا ایها الذین امنوا اطیعوا الله واطیعوا الرسول واولی الامر منكم .\nمفاد ایه شریفه اینکه امت و فرمان برداری کنید امر خداوند و امر رسول خداوند (ع) و\nپادشاه اسلام شرعی را . برمایان واجب است بحکم ایات شریفه که اطاعت خداوند جل جلاله و\nو اطاعت رسول اکرم (ص) و اطاعت پادشاه شرعی را فرض است که بنمائیم قال الله تعالی جل ذکره\nفمن نكث فانما ينكث على نفسه ومن اوفى بما عاهد الله عليه اجرا عظيما وهذا ایات شریف ـ\nالبيعت بيننا و بينك لهذا برمايان واجب است اینکه اعلیحضرت انور والاه امیر (حبیب الله خان)\nرا لسانا و قلبا به امارت قبول و بیعت کردیم بحکم ایات مافوق فقط .\nغلام دستگیر محمد زائی ـ سید احمد محمد زائی ـ عبد الرحیم محمد زائی ـ ملا بهاء الدین اخند زاده\nفضل صدیقی مجددی ـ عبد القدوس مجددی ـ ساکن شهر کاریز ـ ساکن شهر کاریز ـ فضل احمد\nمجددی و محمد اسحق مجددی ساکنان شهر کاریز ـ محمد الدین اسد الدین دریجاب محضرات\nشهر کاریز ـ عزیز الله مجددی ـ غلام محمد مجددی ـ محمد عثمان ـ عبد الله ـ غلام دستگیر\nبارکزائی ـ محمد موسی متولی حضرت جی صاحب ـ محمد ایوب خان نورزائی ـ ثقة الله دین محمد\nخان نورزائی ـ حمد اکبر خان اسحق زائی ـ محمد نعیم خان و محمد خان ـ و شير خان و اقبال خان\nاسحق زائی ـ لعل محمد خان نورزائی ـ میر محمد بارکزائی ـ محی الدین خان بارکزائی ـ والی خان\nتره کی ـ نذر محمد خان اندری ـ عبد الله خان اندری ـ ملك جمعه خان اسحق زائی محمد امین خان\nاسحق زائی ـ سید توکل آقای علوی ـ حاجی میران بلوچ ـ سید تاج احمد ـ عطا الله ـ سید محمد ـ\nعبد الغفور ـ باقی نشان شست و امضاء ٦٣ نفر دیگر ."}
{"book": "adl0955", "page": 275, "text": "ـ ٢٧٢ ـ\n\nبیعت نامه مردم ارغنداب\nبسم الله الرحمن الرحیم\n\nالحمد لله رب العالمین والعاقبه للمتقین والصلواه وسلام على خير خلقه محمد واله واصحاب\nاجمعین اما بعد : چون بمذهب مشرف ابو حنيفه كوفي رحمه الله علیه در بیعت جماعه\nاز اعیان و اشراف یعنی بعضی از علما وسادات و خوانین و تجار كافی است بناء عليه بيعت\nاعیان شهر قندهار برای تمامی اهالی قندهار کفایته است مگر ما مردم ارغنداب قريه\nمزرعه و خیشکی بجهت تائید نیز بیعت بامير حبيب الله خان خادم دین رسول الله کردیم به\nحيثيتی که تنفیذ احکام شرعیه مذهب امام اعظم رحمه الله علیه کند فقط .\nتحریر تاریخ ٢٦ ذی الحجه الحرام ١٣٤٢ ـ امضاء ات :\n\nعبد الحكيم مجددي ـ ولی محمد اخند زاده ـ نور محمد ساکن خيشکی ـ محمد عثمان\nساکن مزرعه ـ محمد هاشم ساکن مزرعه ـ دوست محمد خان توم الكوزائی ساکن قریه بابا ولی\nصاحب ـ حاجی شمس الدین ساکن مزرعه اخند حيدر ـ عبد الكريم ـ حاجی فیض محمد ـ\nامضاء و مهر ونشان ٤٨ نفر دیگر.\n\nانتها بر از روزنامه اطلاعات ایران\n\nورود به طهران\n\nاقای سردار عبد العزیز خان وزیر مختار سابق افغانستان مقیم طهران که\nخبر ورود شانرا بمشهد داده بودم پریروز وارد طهران شده اند .\n\n(مطبعہ سرکاری کابل)"}
{"book": "adl0955", "page": 276, "text": "شماره ( ۲۰ )\nجریده « حبیب الاســــــــلام »\n\nدر کلکسیون مربوطه وجود نداشت"}
{"book": "adl0955", "page": 277, "text": "صفحه (۱) جریدۀ هفتگی حبیب الاسلام ـ سال اول ـ شماره (۲۱) (نمرۀ مسلسل ۲۱)\n\nواعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا\nحبیب الاسلام\n\nمدیر: برهان الدین کشککی\nادارۀ خانه در دارالسلطنه کابل افغانستان ـ نمره تلفون\nهمه امور تحریریه و حسابی بنام اداره فرستاد شود.\nاداره در انتشار و اصلاح مقالات واردە مختار است.\nدر هر هفته یک مرتبه یوم پنجشنبه نشر میشود.\nاوراقی که درج نشود اعاده نمیشود.\n\nقیمت اشتراک سالانه در مرکز و در ولایات\nدر مرکز ـ ٥ ـ افغانی\nدر ولایات داخله با علاوه اجرت پست ٦ اف\nدر خارج ١٥ شلنگ\n(يك شماره ١٠ پول)\n\nقیمت شش ماهه\n٣ ـ افغانی\n٣٠ ر ٣ افغانی\n٨ شلنگ\n\nتاریخ قمری (١٩) صفرالمظفر ١٣٤٨ ( روز پنجشنبه) تاریخ شمسی ١٢ سد ١٣٠٨ هجری)\n\nصواب الکلام فی عقائد الاسلام (پیوست بشماره ١٨)\nنبذە از صفات ستوده حضرت رسول اکرم (ص) و قدسیت فرقان معظم\nاثر خامۀ عالی محترم میر محمد شریف خان مد ظلهم.\n\nدر مقالات گذشته راجع بابتداء بعثت حضرت رسول مقبول (ص) و دائر به بلاغت و فصاحت و قدسیت کلام قدیم حضرت واجب الوجود جل شانه تعطیلی بمفصیل بحث رانده شد ابا چرا و منظور ازان چه بود.\n\nاينك خلاصۀ مقصد بحث مذکوره را مطابق نصوص قرآنی ایضاح مینمائیم :\n\nتفسیر شریف مواکب در ذیل آیه هشتم سوره مبارکه (رعد) چنین بیان میفرماید عین آیه (ويقول الذين كفروا لولا انزل عليه آية من ربه انما انت منذر ولكل قوم هاد) یعنی کافران و منکران به محمد (ص) میگویند برای چیست که بر طبق خواهش ما معجزه نیامد ـ ای محمد تو نهایت با حاکم را بلاغ ماموری و برای هر قوم نظر بوقت هادی و رهنما فرستادیم یعنی معجزه با اقتضای وقت است تا بمنکران غالب آید مثلا در وقت حضرت موسی سحر و اصحاب آن مشهور بود حضرت موسی بحکمت بالغه ما با عصا وید بیضاء بانها غلبه کرد هکذا در زمان حضرت عیسی علم طب مقبول بود حضرت عیسی باحیای (موتی) بانها غالب امد در عصر سعادت حضرت توی محمد (ص) برای اینکه فصاحت و بلاغت از علوم برگزیده عرب و مقبول انهاست قرآن عظیم غالب است.\n\nبلی قرآن عظیم هم دستور و کتاب آسمانی ما مسلمانان و هم معجزه‌ است که برای غالب شدن پیغمبر محبوب ما (ص) نازل شده است. دیگری هم از معجزات جلیله رسالت پناهی حضرت فخر عالم (ص) که در قرآن عظیم و در احادیث نبوی مذکور است انشقاق قمر است که از طرف مشرکین طلب شد مواز جانب ذاتی نبوت سمات رسالت پناهی بعبارت ما لوهیت باری تعالی عز شانه"}
{"book": "adl0955", "page": 278, "text": "- ٢٧١ -\n\nوبقدرت کامله حضرت الله تعالی جل ذکره با شارت انگشت مبارک پیغمبر ذیشان ما قمر بدوحصه منشق گردیده است .\nانشقاق قمر را از اهل مکه چه متوجه مسلم بسیار اشخاص ذو وتعدد مشاهده کرده‌اند .\nوهکذا از طرف خیلی اشخاص وقافله ها که بطریق مسافرت از دیگر محل ها ومملکت هائیکه از مکه مکرمه دور مگر افق ان ممالک ومحالات با افق مکه معظمه مساوی بود نیز مشاهده شده -\nوقتیکه بمکه مکرمه رسیده اند در ان شب وهمان ساعت ودقیقه معینه رؤیت مشاهدات خود را در باب انشقاق قمر خبر داده اند . ولی این حادثه خارق العاده را بمثل انشقاق قمر چرا تمام ساکنین کره ارض دیده نتوانسته اند. اینگونه اعتراض و ایراد مخالفوضائی باحتمال وقوع این معجزه شده نمیتواند زیرا نظر بعلم ارباب فن هیئت معلم وقاری از شبهه استکه بناء بر اختلاف افاق خلق کره ارض سرتاسر از شرق غرب جنوب وشمالی در یک ان نمیتوانند قمر وانشقاق انرا به بینند و دیده توانند از این رو میشود که در بعضی محل ومملکت ها دیده نشده باشد اما کیفیت چه به دور وچه به نزدیک به بسیار زودی منتشر شده هر قوم وهر طائفه خواه براوایات صحیح که کفروایان آن از هر جهت درمیان اقوام دور ونزديك شناخته شده بودند وخواه به مجرد استماع اگر نور هدایت نصیب شان شده بود باید لایل و فتوای اصحاب فن هیئت بحصه حال قبول دین اسلام نموده ایمان اورده اند ما مسلمانان نیز انشقاق قمر را که یک معجزه عالیه پیغمبر ذیشان ماست (ص) از یک طرف با خبار ونقل صحیحیکه وارد شد و واز طرف دیگر با قناعت وعلم اصحاب عقل و نقل وهیئت که انها هم از جائزات عقلیه شمرده و میشمارند از حیثیکه حرکت وسکونت هر چیز را تحت تصرف قدرت حضرت قادر علی الاطلاق میدانیم بوقوع ان بلاشك و شبهه ایمان اورده تصدیق نموده‌ایم .\nمگر یکقسم از علمای یهود که اساسا صفات ستوده رسول اکرم (ص) را در تورات شریف خوانده بشدت ارزو داشتند که اگر این وجود ذیجود در ایام حیات ما مبعوث شود تماما با و ایمان میاوریم اما بدبختانه بعد از انکه حضرت فخر کائنات بتبلیغ رسالت شروع فرمودند و روز تا روز گروندگان شرع پاك شان ازدیاد پذیرفت با سرعت تمام توسع حاصل میکرد از جمله همان علمای یهود بودند که از قول وارزوی خود باز ایستاده حسدانه نسبت بحضرت رسول اکرم (ص) در دماغهای متفسخ خود کین وعداوتی پروریدند ونعت شریف احمدیه (ص) را که در تورات مسطور بود تحریف میکردند چنانچه از این ایه کریمه ٤٦ سوره نساء ظاهر میشود (من الذین هادوا یحرفون الکلم عن مواضعه ویقولون سمعنا وعصينا غير مسمع وراعنا ليا بالسنتهم وطعنا فی الدین و لوانهم قالوا سمعنا واطعنا واسمع وانظرنا لكان خيرا لهم واقوم ولكن لعنهم الله بكفرهم فلا یومنون الا قلیلا) .\nهمین یهودند که کلام را از موضع خود تحریف مینمایند یعنی کلام الله یا کلام در ببار حضرت رسول کریم (ص) در محفل مبارك ایشان که ذکر انکه بعد از نشان دادن صورت قبول در انعطاف از مجلس دیبگر قسم تاویل میکنند ویاخود در تورات شریف نعت مبارك محمد (ص) را تحریف مینمایند . قول ترا شنیدیم وبامر تو عصیان مینمائیم میگویند یا خود ظاهرا اطعنا قلبا عصينا"}
{"book": "adl0955", "page": 279, "text": "۲۷۰\n\nوتو از مابشنو و ما ازترا نخواهیم شنید . میگویند ویا ازراه خیانت لسانا بشنود و واز قلب\nچیزی دیگر میگفتند . و مماثل باین کلام ها ویا با کلام نخوه یی ادیا نمعنی زبانها وسفسطه ها می\nسرائیدند اگر میگفتند که کلام ترا شنیدیم واطاعت کردیم وقول مارا هم بشنو وبما نظر مبارك\nخود را منعطف ساز برایشان خیر اورتر واصوب تر بود ولیکن بسبب کفر و خباثت بدشان حق\nتعالی اینهارا از رحمت خود طرد نمود وباینحال ازانها خیلی قلیل بسعادت ایمان مشرف\nشده اند .\nحقیقتا هر قدريكه در باب نژاد یهود از کتب واثار تتبع کرد میشود نسبت بدیگر اقوام قطعا\nقابل قیاس نیستند چونکه فطرت ایشان با خیانت وبد سگالی انسر والفت حاصل کرده همچنانیکه\nازین قوم بانبیای خودشان پیغمبران بنی اسرائیل صداقت و پیروی ظاهر نشده واگر شده هم\nبا هزاران زحمت واشکال همچنین بپیغمبر ذیشان ما(ص) هم مانند سائر اقوام يك دوستی\nوصداقت درخشانی که قابل تمجید باشد بظهور نرسیده حتى بين الناس هم گاهی در ــ\nمعاملات حیاتی واجتماعی از این قوم ونژاد صداقت ووفائی بروز نکرده است . ( ناتمام )\n\nعلم النفس\n( 3 )\nمیل عالی یا روحی\nپیوسته بشماره ۱۷ .\nاثر خامه فاضل محترم هاشم شائق مدیر شعبه .\nبعد از شناختن میل اجتماعی وتعطف عالی حالیا بحث کردن از میل عالی اسان\nشد . چونکه عالیت این میل راجع است بهیجان و اتشی که از عمق قلب نشئات کرده است اوامر\nاین میل نیز الت سعادت نمیباشد بلعین سعادت ومنبع حظوظ است . علاوه برین غایه حیات\nانسانی همین لذات جاوید است در تماشای حقیقت و جمال و اتصاف فضیلت و کمال واقتران ــ\nبوحدت و نامتنها هی .\nچه لطافت تعطف خوابمعنی رقت قوام برای سهولت در د قبول فعل باشد خواه\nبمعنی سرعت تاثر از ملائی از کثافت هیچگاه خوشنود نمیشود . اگر کونیات باقضای حال\nروح را چند روز مربوط داشته است تسکین ان موقت میباشد . اضطراب عميق ولذنی ان باقی ودائمی\nبقا است . زوال و قصور در جوهر ان نیست . هرگاه با خود مشغول گردید ادراك عقل که شعشعه\nذاتی اوست در حال تجلی وانکشاف می باید و گرنه مخفی و بی اثر میماند .\nاوصاف اساسی (انا) را در اینجا بخاطر باید کرد : مثلا یکی ازان وصفها بساطت(انا)\nبود . درینصورت از ترکیب وتسخیر(ابعاد و تجزی) از کثافت(نقصان) و از انفعال(عجز) ــ\nذاتی بری است ."}
{"book": "adl0955", "page": 280, "text": "- ٢٧٦ -\n\nمیل ناشی ازین علویت واله ایست مستدل یا شعاعی است منعکس از ذات او - مدار ان ادراک\nو مشاهده لاهوتی است و محور ان غیر متناهی - کمال - خیر مطلق وخوب فضیلت و جمال است.\nچون (انا) حر وفعال است ازینرو میل علوی بحقیقت عمل و اختیار قرابت دارد . چون (انا)\nبسیط است ازین حیث بتماشای جمال و نسبت با او مقترن میباشد . هرگاه (انا) ثابت است لهذا\nبخیر کمال و فضیلت حقیقی سرا میگشاید . بالاخره مادام که (انا) یکتاست بی توجه از کثرت وفق\nعوارض بیزار وبلد مستوحدت استغراق دارد این استکشف تظاهرات میل عالی را در چهار قسمت\nمطالعه کردن بتقسیم وظایف و عرفان تحلیلی مناسب افتاده (۱) میل بحق (۲) میل بحسن (۳) میل\nبخیر (٤) میل بدین .\n\n١ - میل بحق : میل درین موقع انقدر تشنه است که اگر حقیقت در اشکال غیر متناهی پیدا بد نیز\nتسکین نمی یابد . به د از چندین هزار مرتبه اطلاع بحقیقت باز جویان است . از مقدمات چون وچرا\nواسطه تا لاتهتنی قانع نمیشود .\n\nتظاهرات میل بحق : در هر دوره حیات ودر هر زمره بشردیده میشود .چنانچه در\nتغلغل اطفال حس کنجکاوی تخمه همین میل حقیقت است . اگرچه حس تجسس طفل غیر از جستجوی\nحق است. اکنون لیکن جستجوی کیفیت اشیا مقدمه است برای دریافت ماهیات انها . چنانچه\nشاعری حس تجسس را درین فرد خود بمناسبت خیلی موزون اقتباس سر کرده :\n\nاشک اگر دائم مجیای چکیدن شد بجاست طفل گر جسته و باشد دلیل دانش است\n\nطفل مستعد قایل از پیش روی هر چیز بدون توقفی نمیگذرد . بسوالهای متعدد و مسلسل و مشاهد ه های\nمتنوع و متناوب یا خود را مانند میسازد یا شما را . یا اینکه وجود ان چیز را از میانه بر میدارد .\nانسان چیزی را نقد انست دشمن میشمارد از همین سبب است . چه جویای حقیقت وقتیکه\nناکام ماند انقبا در معنوی قلب اورا استیلا میکند . این انقباض ناشی از غیر حقیقت در معنیوست\nنفرتی تولید مینماید . چنانچه جنگهای یکدیگر انسانها بسا شده که برای دریافت دوستی بود .\nبلی الفت از میلهای اجتماعی و انسانی است . هرگاه روح این میل ناکام شد عالم بنظرش سیاه و ـ\nتنگ گردید هـ نمای عربده میگذارد .\n\nحق جوئی اعظم برای خود حقیقت است دانش را دانشوران برای فائده ونتیجه کیفیت\nنیاموخته اند . با عشق دانش دانشور شان ساخته است. اگرچه نتیجه بعضی تحقیقات عبث\nبرامده با اینهمه رفع احتیاج عرفانی شده است . یک حقیقت غیر مترقب یعنی عبث را حاصل\nکرده سکون یافته اند .\n\nچنانچه دیده شد ذهن طفل در ابتدا جویای قیمت و کنه اشیاء نبوده تنها احتیاج\nفعالیت ذهنی را بواسطه استشعار کیفیات تامین میخواهد . اما ... متکامل ازین مرحله پست\nبلند شده لذت فعالیت ذهنی را در کشف قیمت و ماهیت اشیاء میداند . ازین رو بلا ارام خواهان\nاست که بلذتحیات سرمدی برسد . کلید قوانین و تسبروایط مخفی و بعید اشیا را از مبداء و\nغایه بدست ارد ."}
{"book": "adl0955", "page": 281, "text": "- ۲۷۷ -\n\nعلوم مکشوفه که قواعد ان از تجربه و استقراء عمومی ودائمی حادثات استخراج شده ویا\nاز اکتشافات عقلی که راجع بما هیت وعلتها است بحصول امده همه از اضطراب حق طلبی\nذهن نشاءت کرده است . هزارها سال همین نبض عصبی تقلص و انبساط نموده ، شئون\nاشارات و دلالات بی اندازه حاصل نموده است اما حقیقت اشیاء را کما هی تحلیل و تعقل\nنتوانسته است بکند . چونکه معرفت قسمت اول یعنی معرفت حاصل از استقرا کمیت لو به\nمحسوساتست و ادراک قسم دوم یعنی معرفت حاصل از تعلیل که راجع بمبداء ونهایت\nکائنات است هر روز باصول تازه تسلسل و دوام دارد . داهیان همه اعصار در ماهیت\nموجودات متفق نیستند . مگر در یک مبداء (عالم و فعال) متفق اند . تنها وسیله که اضطراب حقیقت\nرا از دوش این حیوان متفکر بردارد خلاصی از اقتضاء ات حیوانی بود بمرجع خود پیوستن وبتماشای\nخود مشغول شدن است . ( باقیدارد )\n\nورود اتفاق امود قوای قومی\n( قندهاری برای ایفای خدمات مرکزی)\nاز اطلاعات تازه که درین روزها باداره ما موصول گردیده است معلوم میشود که\nیک کندک از قوای اقوام غیور ماتحت اندیشه قندهار برای تشرف بحضور امیر صاحب و ایفای -\nخدماتی که از حضور مامور شوند عازم دار السلطنه کابل شده بودند .\nاعلیحضرت امیر صاحب پس از استماع این خبر اسلامیت اثر حرکت و وصول قوای مزبوره\nدر خطه ولایت کابل و اظهار میتوخرمی برین جذبات اسلامی انها امر اصدار فرمود باند\nکه غازی مزبوره حسب هدایت و تصویب جداگانه که از وزارت عظمی حربیه پیشنهاد گردید ، در\nبعضی نقاط هزاره محول خدمات لازمه حکومت متبوعه خود باشند پس از انجام و تکمیل ان هر\nواحدی از انها مورد مزید الطاف و نوازشیاد شاهی گردیده بحر طوریکه رای همایونی -\nتقاضا فرمود درباره اوشان لطف و کرامت خواهند داشت .\n\nرسیدن تفنگ و دیگر مهمات حربی از قندهار\nاز جمله خبرهای تازه ترین که بدست امده همانا واصل شدن و رسیدن یکعده مکلی\nاز تفنگ های جافور دار یست که به حمل و بارگیر چند عراد موترهای لاری درین روز ها از\nاشرف البلاد قندهار بدارالسلطنه کابل موصوف گردیده است .\nحسب راپوری که از قندهار داده اند این تفنگها از دست عساکر مفتوح و مفرور انواء\nامیر امان الله شاه مخلوع افغانستان جمعاوری و گرفته شده است که انها پس از عقب نشینی\nو مدافعه اخرین خود هر کدام بخانه و جای و منازل و محلات خود رهسپار و متواری شده اسلحه\nو مهمات حربیه را نیز با خود برده انطولی درین روزها از طرف مطفی علما ومشایخ وخوانین\nو اعزه قندهاری و فعالیت و سرگرمی رجال حکومتی هر کدام از وشان از قریه ها و محلات خود امده"}
{"book": "adl0955", "page": 282, "text": "-۲۷۸-\n\nاسلحه ومهمات سرکاری را بحکومت محلی خودها سپرده رسید میگیرند .\n\nامدن قافله تازه از پشاور\n\nپس از وقوع انقلاب معلوم است که اموال تجارتی و دیگر ضروریات سودا گری کابل که\nتهیه وصدور آن بجز از نقاط خارجه از داخل افغانستان ممکن نیست توسط قوافل از پشاور\nو دیگر سرحدات موصول میشوند ایضا بروز شنبه ١٤ صفرالمظفر يك قافله بزرگی که عده بارگیر\nآن پیش از هزار و پانصد قاطر و اسپ بوده است وارد مرکز شده باندازه کافی چای وبوره و\nگوگرد و شمع وملبوسات ومحروقات وشویرات و دیگر مواد لازمه را بمرکز رسانیده تا يك اندازه\nبزرگ در رفع احتیاجات اهالی كمك ومساعدت رسانیده است .\n\nرمه های گوسپند در کابل\n\nدر هفته گذشته وهم اندرین هفته باندازه کافی رمه های گوسپند از اطراف ونواحی ـ\nقطغن و ترکستان وارد کابل شده است چنانچه تمام قصابان شهر شهیر کابل ما بـهمرای\nخود\nقصابی وظیفه چوپانی را نیز بذمه گرفته هر واحدی از انها يك يك رمه مختصری را گرفته\nباطراف قریبه کابل جهت چرا وفربه شدن فرستاده اند اما با وجود تکثر گوسپند وقلت صرفیات\nلحوم نرخ گوشت روز بروز سقوط میکند ـ نمیدانیم که قصابان چیره دست برای این گرانی\nگوشت چه فلسفه خواهند یافت.\n\nمکتوب اهالی مزار شریف ( باسم اهالی کابل )\nبسم الله الرحمن الرحیم\nبحضور برادران عزیز محترم ما اهالی کابل عرض واگاهی میدهیم .\nکه از احوالات ولایت مزار شریف و انقلابات وحوادثات واغتشاشاتیكه درين ولا رخ داده تا\nيك درجه اگاهی وواقفیت داشته از هر چمن سمن واز هر دهن سخن شنونده باشند لاكن\nاز اصل حقیقت وکیفیت بنابر بعد مسافه راه پوره معلومات نخواهند داشت اينك مفصلا بحضور\nتان عرض میشود : که چون کاروائی و خلاف رفتاریهای شریعت امان الله خان امیر سابقه\nچشمهای ما را خیره و دلهای ما را ابله و خاطرهای ما را پژمرده کرده بود و همه مایان بدل و\nجان از حیات وزندگانی خود دست شسته بمرگ خودها راضی شده بودیم وهمیشه التجا بدرگاه\nخالق خودها (ج) داشته عرض وتضرع می نمودیم که ازین بلای عظیم که مخرب دین ود شمن\nننگ و ناموس مایان است نجات بدهد .\nهمانا که خالق پاک ما وشما (ج) بحرمت دین مبین برادران سمت شمالی را توفیق عنایت\nوعطا فرمود مکه بسر کردگی خادم دین رسول الله (ص) امیر حبیب الله خان واقای سید حسین خان"}
{"book": "adl0955", "page": 283, "text": "ـ ٢٧٩ ـ\n\nآمده او را از تخت سلطنت برطرف وچراغ اسلام را روشن نمود، وشمايان هم به همين صلح\nراضي وطرفدار اسلامی بوده خادم دین رسول الله (ص) را بأميري خود ها قبول وباو بيعت\nكرده شهر را سپرد او نموديد كه بفحواي ايه كريمه (وقل جاء الحق وزهق الباطل ان الباطل\nكان زهوقا) حق امد باطل رفت (۹) فقره خلاف رفتاری ها ي او را شماها که اعزه واشراف و\nمعتبرین انسمت ميباشيد تعدیل واعلان واخبار نموديد.\nاعلان های مذکور بامضاء شما بذريعه هیئت انتظامیه مزارشریف برای مایان ـــــ\nرسيده از همت وغیرت وشجاعت اهالی سمت شمالی وشما برادران دانسته شده يك عالم\nخوشی ومرحم فرحت هاي ما گردید، چون يك مژده بود كه در مقابل این مژده اگر زندگانی\nخود ها را نثار وفدا میکردیم جا داشت.\nلهذا به بسیارخوشی واشد رضا، جوش وخروش بی تکلیفی حکومت وامارت اميرحبيب الله\nخان را قبول داشته بیعت خط هاي شرعی داده بحضور انور والا فرستادیم. ثانيا بتاريخ\nاول ذی قعده نفری هائيكه خود را مسلمان نامیده وسالها در خارج یعنی به دولت روسیه\nرفته اقامت گزین شده بودند وهمه بد يك سياه ان وطن خود را سیاه نموده هم مسلك شده بودند\nشهر مزارشریف را خالی از عسکر وبلغای طرفداران امان الله را پر از کنده پده بسرکردگی\nغلام نبی خان سفیرمسکو امده ازسرحد خم اب عبور وبراه مخفی خود را بشهر مزارشریف ـــــ\nرسانید چون قوه عسکری به نسبت اینکه نفری جلبی ونفوسی رطشده وتوبی هنوزگرفته نشده بود\nوقوه پسنده وکافی نبود و چیزیکه بود وانهم در سرحدات بود خود را در شهر رساندهــــ\nشهر را تحوف شد. چون قوه انحا زیاد بود ما اهالی شهر تاب مقاومت ومقابله را نتوانسته\nظاهرا تسليم بوديم وبر باطن (اللهم نجينا) خوانده در صدد این بودیم که ایــــــن\nبلاي عظیم چگونه دفع شود.\nچهل روز درمزارشریف اقامت داشت بسیار تلفات مالی وجانی برای مایان داد وظلمی که\nاز حد واندازه بشر دور بود بالای مایان کرد چون چاره نبود رضا، برضاء حضرت الهي را\nداد سنت ار بوديم كازعالم غيب چه بظهور ميرسد.\nهمانا كه خداي توانا جل شانه كه ضامن دین مبین حضرت سید المرسلین (ص) بود\nبحرمت دین مبارک خود خود آيه كريمه كل شي یبرجع الى (اصله) را پیشنهاد کرده اطراف\nمزارشریف مثل برادران ترکمانی و اوزبك وغيره به سرکردگی جناب میرزامحمدقاسم خان رئیس\nتنظيمه وجناب شیرعلی خان جرنیل نظامی وسيد احمدخان اقای متيرگمرا، وجناب خليفه صاحب\nقزل اياق از هرجانب هجوم اورده انهارا شکست داد از راهی که امده بودند بهمان\nراه همراي نفري طرفدار اوشان يكجا با عائله خود ها فرار كردند.\nلله الحمد والمنه جل شانه\nكم بحكم الخبيثات للخبيثين. خبيث ها ازخاك پاك رفته باز يك خاطرجمعی تمام وامنيتــــــ"}
{"book": "adl0955", "page": 284, "text": "- ٢٨٠ -\n\nبرای ما حاصل شد که امروز توابع مزار شریف عموما بلکه از میمنه الی هرات که واقفیت داریم همه\nارام واسود بحال بغریبی و بیچارگی خود ها مشغول وسرگرم کار میباشیم تلفات مالی وجانی\nکه شده چون در راه و رضاء (حضرت حق سبحانه وتعالی جل شانه) بود انرا عین سرمایه\nحیات وهستی جاودانی خود ها دانسته ومیدانیم که هیچ کدورتی برای ما حاصل نیست.\nلهذا بشما برادران که از حال ما واقفیت نداشتید بذریعهء رقیمهء هذا کاملا آگاهی ــــ\nداده شد که از این ولا واز طرف مایان بکلی خاطر خود ها را جمعدارید که عموما يك اتفاق و\nهر قوم دست برادری داد ه وکینه ونفاق را از سینه ودلها کشیده تفریق قومی هزاره وافغان و\nاوزبك وتاجيك وترکمان وغیره وغیره را برطرف کرده همه برادر همدیگر( انما المومنون اخوه ) ــــ\nبرادرانه رفتار وگزارہ داریم .\n\nعالیجاه عزت وسیاد تهمراه سید احمد خان اقای مقبر گمربک که شخص سادات وخاندان\nنجیب وصادق وخدمتگار دولت استوکالتا بحضور شاهانه روانه شده که احوالات خیریت\nاینوالا را بحضور شاهانه تقدیم وعرض سلام مایان را وکالتا برای شماها با احوال خیریت\nاینوالا که شخصا سوانح تاریخ جلوس شاهانه میباشند برای شما شفا رسانیده مکتوب هذا\nرا برای تان قرائت کند درخاتمه از خداوند عالم (ع) میخواهیم که برای ما وشما توفیق عنایت\nکند که بر اشریعت غراء مستقیم بوده بزیر سایه همایایه این پادشاه دین پرور خادم دین\nرسول الله (ص) امیر حبیب اللغخان ارام واسوده حال باشیم وهمه وتبا تفاق بوده اتفاقا متوجه\nدشمنان دین خود ها بوده نگذاریم و روا دارنشویم که دشمنان دین ما کامیاب و ننگ و ناموس\nما وشما برباد شود . دشمن امیر حبیب اللمخان را دشمن ودوست او را دوست دانسته\nسر اطاعت او نکشیم که خسرالدنیا ولاخره نشویم ( انشاالله تعالی ج) فقط تحریر یوم جمعه\n٦ محرم الحرام ١٣٤٨ ٠ امضاءات :\nبندة اللحاجي عالی نظر مخدوم ـــ براد ر خلیفه قزل ایاق دستخط حامد مخدوم پسر خلیفه\nقزل ایاق بنده اللهعیسی متولی ملا پیغمبر قل ـــ بنده الله مراد نیاز حاجی سحرا ب وکیل افغانی\nحاجی علی احمد وکیل هزاره ها ـــ فیدا الله بای وکیل عرب وازبك ميرزا فخرالدین وکیل تاجكيه ــــ\nمیرایوب وکیل فارسی بورای وکیل ترکمنیه ـــ فقیر محمد وکیل کوهستانی وکوهد امنی ــــ میرزا\nقربانشاه رئیس بلدیه ـــ صوفی محمد جان ـــ د ملا عربتاش قرقانی ـــ حاجی اسلم کلید دار روضه\nمبارك ـــ محمد اکرم ناظر کارخانه روضه مبارک ـــ محمد غوث قوماندان کوتوالی ـــ سید حسین معاون\nقوماندان ـــ عثمان خوجه تجار باشی سعید الاحد تجار ـــ سید مقصود تجار ـــ محمد یوسف تجار ـــ\nمحمدیسین تجار ـــ عطامحمد تجار ـــ عبد الرزاق تجار ـــ میانحمد امین ـــ حاجی اسلم باشی تجار ـــ\nعبد الکریم باشی تجار ـــ میا عبد الکریم تجار ."}
{"book": "adl0955", "page": 285, "text": "- ٢٨١ -\n\nاز طرف هیئت تنظییه مزار شریف .\n\nاهالی ولایت کابل !\n\nبرادران ما اهالی مزار شریف احوال خیریت اثر اینولا را با عرض سلام خود ها فوتًا\nبحضور تان تقدیم داشته اند ما فدویان اولا عرض سلام سنت سید الانام (صلعم) را خدمت\nشما برادران عزیز ما تقدیم میداریم ثانیا در تحریری فوق تصدیق و بحضور تان عرض میکنیم\nکه الحمد لله تعالی جل جلاله از برکت دین مبین حضرت سید المرسلین وطالع جوان بخت\nغازی امیر حبیب الله خان بکلی خیریت است عموم رعایای اینولا آرام واسوده حال وبدعا گوئی\nپادشاه اسلام وفرض خود ها شاغل بوده میباشند که دشمنان دین گم و نابود و شرمنده\nو روسیاه گردیده بمقصد یکه داشتند کامیا بمشدند از همه باخاطر عزیز خود ها را جمع\nدارید که خیریت کلی حاصل وفضل الهی جل جلاله شامل حال است والسلام فقط مورخه یوم\nجمعه ٦ محرم الحرام ١٣٤٨ . امظاء\nمحمد قاسم رئیس تنظمیه ترکستان\nجرنیل نظامی شیر علی\n\nافرین بر جذبات اسلامیه جناب\nعبدالرحیم خان واهالی هرات\n\nاز فضل الهی اتفاقات ملی اقوام افغانستان یوما فیوما زیاده شده بکمال دلچسپی\nاهالی و کلان شوندگان تمام اقوام صمیمت خود را نسبت بحکومت بروز داده میروند .\n\nاهالی هرات که ازبدو امر بپدا وظع خلل ناپذیری حکومت حاضره را مطلع شده انتظامات\nولایتی خود ها را بزیر امر شجاعت نشان عبد الرحیم خان رئیس تنظیمیه هرات به اسلوب\nشایسته انجام داده اند اینک برای بیعت دادن صحیح وضمنا بعضی معلوماتدیگری باندازه\nچهل نفر از اشخاص بصیر ولایق خودها را وکیل گرفته بحضور اعلیحضرت روانه نمودند وکلای\nموصوف بکابل واصل وبحضور شاهانه شرفیاب شدند وطرف شفقت همایونی گردیدند بعد از\nابراز بیعت وصمیمت از طرف اهالی هرات بیان داشتند که در وقتیکه عبد الرحیم خان رئیس\nتنظمیه از طرف مرکز به هرات واصل شدند چون شجاع الدوله خان از طرف امان الله خان\nرئیس تنظیمه هرات مقرر شده بود وتوجه وافکار اهالی هرات را تماما مائل به پادشاه مرکز\nیافت با تفاق غلام صدیق خان وزیر سابق خارجه که از قندهار به هرات آمده بود هر اندازه\nپول و دولتیکه در خزانه هرات بود همه را به عاملی بطرف اسکو و مشهد کشیده یکی به\nطرف مسکو ودیگری بطرف مشهد فرار نمودند . اهالی هرات درین مدت تمام مصارف کشوری"}
{"book": "adl0955", "page": 286, "text": "- ۲۸۴ -\n\nولشکری هرات را از طرف خود ها به صورت يك كمك فوق العاده علاوه بست امداد -\nنمودند چنانچه اکنون هم پول زيادي در خزانه هرات موجود است . مطلب از انتشار\nخبر فوق انست تا ملت از کار روائی خدمتگذار صادق حکومت اقای عبدالرحیم خان واز -\nعقیدتمندی ملت شجاع دیندار بیدار هرات نسبت بحکومت مركزي و امدن و کلای شان با خبر\nبوده ضمنا ازین چور و چپاول خائنین که بدون امر و اجازه شریعت پول بیت المال را برده\nدر بانکهاي خارج مانده بدان وسیله ها هوای نفس و تن پرستی خود هارا تکمیل میکنند -\nبی خبر نباشد .\n\nمساعی حکومت مرکزی نسبت به\nرفاه سمت مشرقی\n\nاز انجا که نیات رعیت پرورانه امیر صاحب خداما معطوف برفاه اهالی است قبلا عالی\nجاهان محمد علم خان شنواري نائب سالار ومحمد الرحمن خان شنواري فرقه مشر وملك قنبرخان\nخوگیانی نائب سالار به کابل وارد شده حسب الامر والاجاهه استمالت ورفاه اهالی اقوام مشرقی\nدوباره مامور شده معاودت نمودند درین اواخر عريضه شان رسیده معروض داشته اند که .\nهر دو ذوات اول الذکر که اقوام شان قبلا مائل ومتحد بحکومت مركزي بودند از قومی خود -\nیکهزار وهشتصد نفر وعالیجاه محمد قنبر خان نائب سالار از قوم خود هشت صد نفر جهت\nخدمات عسکري اتخاذ نموده صورت اسامی وجهره شانرا بوزارت قوحرب علیحده ارسال و\nاز قضیه بحضور علیحده عرضه داشته عنقریب عساکر مذکور هم براي انجام خدمات مملکتی\nعازم کابل خواهند شد همچنین بغرض زیادت رفاه احوال رعایا ونظام ونسق امور برايا\nجناب عبد الرحمن خان ولد عصمت الله خان جبار خیل حصارکی که قبلا بحضور وارد شد ه بود\nبحیث رئیس تنظیمیه انجا مقرر واعزام مشرقی گردیده که از عواطف شاهانه باهالی انجا -\nدانانده تنظیم امورات شانرا بنمایند از نتیجه کار روائیهای اوثانی اطلاع میشود .\n\nبیعت نامه ولایات و ملحقات ان\nبیعت نامه مردم چارده قندهار\nبسم الله الرحمن الرحیم\n\nالحمد لله رب العالمين والعاقبه للمتقين والصلواه والسلام علی خیر خلقه محمد واله\nواصحابه اجمعين . قال الله تعالی واطيعوا الله واطيعوا الرسول واولي الامر منكم اقرار واعتراف\nشرعی نمودیم مایان طایفه اقوام بارکزئی وغیره ساکن چهارده بر اینکه جناب امیر حبیب\nالله خان غاور دین خادم المبارک(ص) که بغور دین مسلمانی استاده شد وبه هر مسلمان\nحکم مذکور واجب است مایان مردم اقرار میداریم که مایان از امر مذکور راضی میباشیم وخدا\nورسول خدا راضی شود انشاء الله تعالی چون مایان مردم در بیعت خود صادق میباشیم"}
{"book": "adl0955", "page": 287, "text": "۲۸۳\n\nهم دعا گويم هم خدمت پادشاه اسلام امير حبيب الله خان به صداقت وراستی ميكنيم . مورخه ۲٥ ماه ذی الحجه الحرام ۱۳۴۷ .\n\nامضاء : محب الله ـ محمد عبد القيوم محمد زائی ـ حاجی عبد الله ،جمعه خان ـ پاینده محمد خان ـ عبد العزيز ـ محمد سرور محمد زائی ـ محمد اعظم فقیر غوث محی الدين رغدادی عبد الغنى ـ صالح محمد ـ باقی امضاات ونشان شصت ۸۱ نفر ديگر .\n\nبسم الله الرحمن الرحيم\nبيعت نامه اهالی حکومتی\nکلات زمين داور و پشت رود\n\nنحمد المولاء القدير\nاللمرحمن الكبير\nثم الصلواه على النبى صم\nشيخيم (رضم) عثمان (رضم) على (رضم)\nثبت لخاقان العظيم\nعزوله منم تويم\n\nموصوف بااللطف الكثير\nوهوا لنصير والظهير\nالهاشمی الابطحی\nوالال اصحب الشعير\nكاالبدر في الميل الجهيم\nسلطان حبيب الله امير\n\nگشته امير پانظام\n\nدر دين احمدصم ذوالکرام\nسلطان حبيب الله امير\nاو قلع بدعت جلی\nسلطان حبيب الله امير\nاو ماحی ظلمات دين\nسلطان حبيب الله امير\n\nشاهنشهی عالیمقام\nاو حامی دین نبی (ص)\nصاحبقران خوانده ولی\nاو عازم املاء دين\nاو خادم دين مبين\n\nبعد الحمد والصلواه چون حاکم حقیقی بلا نظیر وقادر لم يزلی پاد شاه بی وزیر تنظیم وـ تنسیق زمین و اهالی ان را مفوضقة به بشر نموده بموجب ايه كريمه . انی جاعل فی الارض خلیفه .\n\nوسلسله خلافت انبیاء صلوایا لله عليهم اجمعين بحضرت سيد المرسلين وشفيع المذنبين سید ولد ادم اجمعين سيدنا ومولانا محمد عليه افضل الصلواء واكمل التحيه منقضی گردید وـ بعد از زمانصاد تانخلفاء الراشيدين الحادين المهدين رضوان الله عنهم اجمعين خلافت به امارت مبدل گشته قضیه اجراء اوامر شرعی وقلع بدعت و خصائل نامشروعه بامرها وملوك مفوض گشته كما روى عن ابی هریره (رض) عن النبی (صلعم) قال كانت بنو اسرائيل تسوسهم الانبیاء كلما هلك نبی خلفه نبى وانه لانى بعدى فسيكون خلفاء فتكثر قال فماذا اتامر ونا قال افوا لحديث لاخره ."}
{"book": "adl0955", "page": 288, "text": "ـ ٢٨٤ ـ\n\nلذا براي كافه مسلمين فرض وحتمی است که بموجب حکم الهی جل جلاله وقول رسول مصطفوي و ـ\nسنت خلفاء الراشدين وصحابه الاکرمین یکی ازجمله خود در امارت وخلافت خود که دارای\nغلبه ونصرت ونفوذ احکام وبیعت باشد بامارت خود منتخب نمایند تا نماینده مذکور امر\nشان بوده حافظ ثغور اسلام گردد وبه توجه او اعلام شعائر اسلام وخافی مظالم ازظالم\nشود بنا بر حسـب مرقومه فوق الذکر ما یان مامورین وخوانین واعزه واشراف و وكلا وريشسفید ان\nوهمعمردم حکومتی کلان زمین داور بشنرود قرار اطلاع مخابره اعلانات ولایت قند هار عساکر\nظفر ماثر امير حبیب الله خان بمع مامورین ملکی ونظامی وارد ولایت قند هار گردیده بموجب\nاعلانات مذکور خواستار بیعت براي شاه مذکور شده مایان اهالی بدون منازعه ومجاد له\nوخون ريزي براد ران اسلامی امیر مذکور را با مارت خود ها منتخب نمودیم دست بیعت\nمیدهیم اوامر شاه مذکور را موافق بامر کتاب الهی قبول داریم وازاطاعت مذکور سرکشی ـ\nنداریم موجب ایه کریمه :\nاطیعوا الله واطيعواالرسول واولی الامرمنکم فان تنازعتم فى شىء فردوه الى الله والى الرسول\nانكنتم تومنون بالله واليوم الآخر ذالك خيرا واحسن تاویلا .\n\nبراي شاه مذکور تقویت وحمایت دین مصطفوی (ص) وقلع مبتدعین دهری وتنفبذ اوامر\nشرعی را خواستاریم که موافق باصول احکام الهی حل جلاله باجمله عالم سلوک نماید . فقط\nتحریر اول محرم الحرام ١٣٤٨ .\nامضاء اشعامورین وخوانین غلزائی ـ ملا عبد الحکیم خان قاضی محکمهـ عزیزاحمد خان سرشته دار قایم\nمقام حاکم کلان ـ عبد الغفور کوتوال ـعبد الخالق خان مامور كمركـ نورمحمد خان مفتی ـ سید\nمیرمحمدشاه خان سركاتب ماليهـ نوزاد ـ غلام جیلانی خان سركاتب سررشته داری ـ فیدمحمد خان\nكاتب خزانه حکومتی کلان زمین داور ـ عبد الروف خان سرکاتب پستهـ میرزاعبد الله خان سرکاتب\nکوتوالی ـ محمد معصوم خان ساکن مزارـ محمد جمعه خان ساکن موسی قلعهـ محمدافضل خان\nساکن غره تالهـنورمحمد خان قوم علی زائی ـعبد الظاهرخان ساکن ایلاقـ ولی محمد خانـ\nمحمداعظم خان علی زائی ـ یارمحمد خان ـعبد الرحیم خان ـمحمد جمعه خان ـ محمداکبرخانـ\nمحمدعثمانخان ـ ندا محمد خان ـغلزائی ـ سلطانمحمد خان قوم علی زائی ـ غلام محمد خان سرهند\nغلام صديق خان ساكن سرهند ـ محمد ایوبخان ساکن زمین داورـ وزیرخان ساکن زمین داورـ\nمحمدجمعه خان غلزائی ـ دادمحمد خان اخندزادهـ احمدجانخان قوم علی زائی ـ خیرمحمد خان\nمحمدحلیم خان ساکن زمین داورـ محمدعمرخان ـ امیرمحمد خان ـ غلام محمد خان ساکن توغكـ\nملا خيرمحمد خان اخندزادهـ دوستمحمد خان ـغلام دستگیرخان علیزائی ـ محمداصغر خان محمد\nزائی ـ محمدصدیق خان علی زائی ـ محمد حلیم خان علی زائی ـ محمد اکبرخان خروتی ـ محمد \nمحمدعلم خان ـ باقى امضاء ومهر ونشان شصت ٩٨٩ نفر ديگر"}
{"book": "adl0955", "page": 289, "text": "- ۲۸۰ -\nتجویز وزارت خارجه راجع به محصلین افغانی در خارج\nنظربانقلاب شديد يکه در افغانستان رخ داده متعلمین افغانی در خارج از طرف والد\nو رشت داران خود کندر کابل اند خاطر نگران هستند و همچنان والد و رشته داران انان د ر\nاینجا از طرف انان خاطر پریشان خواهند بود چون تاکنون راه امد و رفت پوستی کابل\nو خارجه چندان اطمینان بخش نبود کنون که از تفضلات الهی طره امد و شد پوستی\nجاریست لهذا وزارت خارجه چنین اندیشید .\nوالد ومتعلقين متعلمین افغانی کجاوالد و اطفال شان در خارج اندمکاتیب خصوصی\nخود را عنوان مربوطین خود نوشته بعد از نصب تکت محصولی پوستی خارجه با لغافه سرباز به\nوزارت خارجه اورد هبد ائره اوراق وزارت خارجه تحویل نماید تا از اینجا با پوست های رسمی\nوزارت خارجه در خارج گسیل شود . بدیهی است مراسلین در اوقات لازمه بدایره اوراق -\nوزارت خارجه خبر گیر ای جوابات مکاتیب خود باشند اگر جواب رسید برای شان تسلیم میشود\nو به اساس این تجویزات انشاء الله تعالى جل ذکره رفع خاطر نگرانی طلاب ومتعلقین شان بعمل\nمی اید بعد از ان که امور پستی خارجی بحال طبیعی خود جریان پیدا کرد البته هر شخص مکتوب\nخود را در پست تحویل خواهد نمود.\n\nمد وجزر اسلام\n(٦)\nاز سیاست کاخ و کوخ سرکشان بر باد کرد و زمحبت خانمان بیوگان آباد کرد\nهم یتیمان را از لطف طبع خود دلشاد کرد هم غلامان را زقید بندگی آزاد کرد\nیکجهان سرگشته را آورد سوی راه راست از برای رهنمائی از کسی اجرت نخواست\nسر غیب الغیب در ارایش اظهار داد گوهر توحید را خودگرمی بازار داد\nامیان راد رس حکمت داد و با تکرار داد تازیان را جام وحدت داد و بر سرشار داد\nپایه پیغمبری را برد بر اوج بلند تا به محشر اوازه از لایفی (۱) بعد ی فگند\nکاروبار معرفت چون یافت حسن انصرام حجت ایزد تعالی گشت بر مردم تمام\nچون بحکمت گشت قانون شریعت باتمام کرد ان جان جهان رحلت سوی دارالسلام\nرشته دین هد ی در دست قومی (۲) واگذاشت کز بزرگی در جهان با خویشتن همتا نداشت\nتاجداران سداد صوفیان با صفا خازنان گنج حکمت خالی از حرص و هوا\nسبر چشمان قناعت فارغ از کبر و ریا جان نثاران شریعت خاصگان کبریا\nاز درون جان هواخواهان دین احمدی وز ته دل طالبان فیض سرمدی\nداشت بر سر تاج دانش هريك از برنا و پیر گشته از سرمایه علم وعمل هريك امیر\nدر سخن سحبان (۳) وائل در صغیر و در کبیر در فصاحت (٤) بیعدیل و د ربلاغت بینظیر"}
{"book": "adl0955", "page": 290, "text": "- ٢٨٦ -\n\nگرسخن راندند عالم را تحیر دست داد خطبه خواندند گرغوفا بعالم اوفتاد\nروی گیتی با زبان تیغ و با تیغ زبان ساختمزیبائین از باختر تا خاوران\nداد هنگام حوادث بهر حفظ جسم وجان عالمی رانیزه خطی شان خط امان\nگر بمدنیا از جلادت شورشی انگیختند ليك از حسن ادا طرح نوالین ریختند\nکاروان ما گذشت اما بصد مشعل گذشت کز فرو غروی ایشان چشم عالم خیره گشت\nاین زمان تاریکی ست وظلمتست ومحن دست ليك ما را همچنین این راه می باید نوشت\nوز خلا با نند نجپالی ماچو این ره سر کنیم\nان چراغمرده را باید کند یگر بر کنیم\n\n۱) قال صلی اللهعلیهوسلم ا نا انه لا نبی بعدی تحقیق پس ازمن نبی نخواهد بود .\n٢ ومزاد از قرم صحابه کرام وخلفای عظام است رضوان الله علیهم اجمعین .\n٣) سحبان نام فصیحی است که بفصاحت وبلاغت درعرب ضربالمثل از قبیله بنی وائل است.\n٤) تققئلا فصاحت وبلاغت جوهر ذاتی عرب بود کهدر معرکه های جدال وقتال از رجزخوانی\nشان مبارزان را خون در بدن جوب میزد و جلادت وتهور در طبیعت می افزود گویا\nزبانهای آن اتشین بیانان در میدان کار زار کار سیف سنان : می نمود . جان دیون\nپوست مینگارد : كععلم اد بتازیان در قالب علم ادب یونانیان ورومیان جان تازه ـ\nدمیده بود» .\nمنتظ طرنلیش اعتراف کرده است که عربدر فن ادب سر امد همگان بوده است\nواهل پورپ کهدرین جزو زمان درمواقع رزم وبزم وسور وماتم تقریر ها مینمایند وانرا\nبلغت خود اسپیج نام می نهند غالبا خطبه خوانیهای خطیبان انظم را تقلید\nکرده اند ."}
{"book": "adl0955", "page": 291, "text": "- ۲۸۷ -\n\nفتوحات اسلام - فتح بيت المقدس\n(١٦)\n\nچرا که صفات محمد (ص) وامتحان اورا در کتب اهل سلف دیده ام و خدای عزوجل برای\nموسی ابن عمران وحی کرده که یا موسی من هیچ امتی را از امت محمد (ص) گرامی تر\nخلق نکرده ام و اگر محمد نمی بود نه جنت را خلق می کردم نه نار را و نه اسمان ونه زمین را\nو امت او بهترین امم است و دین او بهترین ادیان است که او را در اخر الزمان مبعوث\nمیکنم و امت او همه گی سزاوار برحمت من میباشند و او نبی تهامی قریشی است که از برای\nمومنان رحیم میباشد و بر کافران شدید است امور خفیه او مثل امور اشکارای اوست و قول\nاو خلاف فعل او نمیباشد و دور و نزديك به نزد او یکسان است واصحاب او در بین خود\nبسیار رحیم اند و از برای یکدیگر مهربانی ها میکنند امیر المومنین عمر (رض) فرمود که یا\nکعب تو اینهارا از صدق میگوئی کعب الاحبار عرض نمود که یا امیر المومنين والله ثم والله\nکه تو این گفته های مرا صدق دان که هرچه در سینه خود مخفی داشتم برای تو اشکار\nکردم عمر (رض) فرمود که الحمد لله اینکه خدای تعالی ما را عزیز گردانید، وبزرگی ها\nنموده وبدین اسلام تشرف داده و ما را از رحمت خود رحم نموده که رحمت او تمام اشیا را\nشامل است و از برکت محمد (ص) ما را هدایت کرد یا کعب آیا تو حال عزم کرده ئی که بدین\nما داخل شوی . كعب الاحبار پرسید یا امیر المومنین (رض) آیا در کتابی که خدای تعالی\nبه پیغمبر شما نازل کرده ذکر ابراهیم هم است . یانه .\nامیر المومنين عمر (رض) فرمود که اری است و این آیه را تلاوت نمود :\nکه و وصى بها ابراهيم بنيه ويعقوب يا بني ان الله اصطفى لكم الدين فلا تموتن الا وانتم\nمسلمون ام کنتم شهداء اذ حضر يعقوب الموت اذا قال لبنيه ما تعبدون من بعدی قالو\nانه بد الهك واله ابائك ابراهيم واسمعيل واسحق الها واحدا ونحن له مسلمون . باز\nاین ایه را خواند :\nکه ماکان ابراهیم یھود یا ولا نصرانيا ولكن كان حنيفا مسلما باز این آیه را خواندند که\nافغیر دین الله يبغون وله اسلم باز این آیه را تلاوت نمودند که ومن يتبع غير الاسلام\nدينا فلن يقبل منه باز این ایه را تلاوت کردند که : قل اننی هداني الى صراط مستقيم\nدينا قيما مله ابراهیم . ( باقیدارد ) .\n\n(مطبعه سرکاری کابل)"}
{"book": "adl0955", "page": 292, "text": "- ٣٨٠ -\n\nصفحه ۱ (جریده هفتگی حبیب الاسلام - سال اول شماره ۲۲) (نمره مسلسل ۲۲)\n\nواعتصموا بحبل الله جميعا ولاتفرقوا\n\nحبیب الاسلام\n\nمدیر: برهان الدین کشکی\n\nاداره خانه در باغبانان کابل افغانستان - نمره تلفون ۰\nهمه امور تحریریه وحسابی بنام اداره فرستاده شود .\nاداره در انتشار واصلاح مقالات وارده مختار است .\nدر هر هفته یکمرتبه یوم پنجشنبه نشر میشود .\nاوراقیکه درج نشود اعاده نمیشود .\n\nشرح اشتراک\nسالانه ششماهه\nدر داخل\nدر مرکز - ٦ روپیه ٣ روپیه\nدر ولایات داخله با اجرت\nپست - ٧ روپیه ٤ روپیه\nدر خارج ١٥ شلنگ ٨ شلنگ\nقیمت يك شماره ٦ پیسه\nاطلاعات\n\n۱ درین اخبار از احکام دینی و مسلك اسلامی و هر گونه علوم وفنون و اتفاقات سیاسی و مفاد دولتی و\nمنافع ملی بحث میشود . )\n\nتاریخ قمری ٢٦ صفر المظفر ١٣٤٨) پنج شنبه (تاریخ شمسی ۱ اسد ۱۳۰۸ هجری)\n\nدر راه دین وعشق وطن سر بکف نهید\n\nاسلامیان گراندکی انصاف خو کنند\nاندر طریقه (حق) بشناسند فـرحق\nدر راه (دیـن) وعشـق (وطن) سـربکف نهند\nدر خوابگاه غفلت و راحت نیارمند\nدر گوشه های ملک بود ظلم و اعتساف\nیا دشمنان دیـن نـه سپارند سـرحـق\nاز فاضلان خویش بگیرند علم او فضل\nعبرت اگر زذلت ـ اشخاص بد عمل (١)\nاندر طریقه دانش وتقوی چو مومنان\nاز غفلت وجهالت و ذلـت بـری شـونـد\nبر ارتقای (شرق) (۳) نمایند افتخار\nنهصد کرور (مسلم) اگر متحد شوند (٥)\nپشت فلك بلرزد از ان دم که (مسلمیـن)\nگر بر فراز کاخ (ترقی) قدم نهند\nچون (بغض) وكین بهانه بود مخرب جهان\nباید که با رگاه دیانت شـود بـه پـای\nخونر نگست (نیمتاج) که اندر طبیعت است\n\nباید به سوی باطن (اسلام) رو کنـد\nرفع (شقاق) کرده و دفع عدو کننـد\nخون در اذای باده به جام وسبو کننـد\nتکیه بخاك در عوض پر قو کننـد\nبا سعی و (اتحاد) اورا رفت و رو کنند\nاسرار ملك ودين هـمه سـرمگو کننـد\nسلب وجاه ز دشمن دیرینه خو کننـد\nحاصل شده کین عمل از (۲) اتقو کنند\nکسب (کمال) و معرفت و آبرو کننـد\nبا (غیرت) و شهامت و (اخلاق) خو کنند\nکمتر زجاه (مغربیان) (٤) گفت و گو کنند\nبی شك توان که حمله بجهان زیر و رو کنند\nبر طرف (کعبه) انجمن از چار سو کنند\nسنجاق فتح خویش به ماهی فرو کنـد\nبحر مقاصد خویش عمل از (٦) فاصلحو کنند\nتا رفع ظلم حمله خلائق از و کننـد\nذلـت بـرای قـم (۷) چـو باعـث خو کنند"}
{"book": "adl0955", "page": 293, "text": "-٢٨١-\n\nبا شد فریضه کسب (علم ) از برای ما\nایشان باید عبرتی از (٨) اطلبو کنند\nبا شیر (علم) پرورش از کودکان شوند\nاولاد تا بخند بحر سو که رو کنند\nفضل و هنر هماره نمایند اکتساب\nکمتر خیال طاوس و رنک وبو کنند\nاسلام را بذات نه بدعیب مسلمین\nباید که رفع نکته هر عیب جو کنند\nاز ظلم و جور وکین شده اسلام خوارقۀ وزار\nکفار خیره خیره نقل ها بر او کنند\nقرآن بود معدن انصاف وعدل و داد\nآنان که منکرند بکو رو برو کنند\n\nضررهای بغض وعناد وخرابی\nهای کینه و فساد\n\nحضرت حق سبحانه وتعالی برای تسویه ودرست فرمودن تمام امور و معاملات دنیوی واخروی ما مسلمانها که بشرف پیروی حضرت محمد مجتبی افتخار داریم در قران پاك خویشچان اوامر وارشادات مکملی را عطا وکرامت فرموده است که اگر ما برای پیشبرد مقاصد دنیوی و اخروی خود فقط وفقط بهمین قران پاك واحادیث صاحب لولاك وفرمایشات دیگر پیشوایان دین خود صرف همت وبذل مقدرت ورزیم همانا که هم از احتیاجات دنیوی خویش مستغنی وهم بخواهشات اخروی خود ها نائل وفائز المرام خواهیم شد .\nیکی از جمله ان اوامر عالی وهدایات کافی که در قرآن شریف برای ما عالم اسلام اعلام شده ـ امر مهم (اصلاح ) است که برای دفع مرض مهلك جهان سوز (بغض و قدعناد ) ـ نسخه‌ایست کافی ـ وجهت رفع بلیه مدهشه عالم دوز(کینه وفساد ) دوائی است شافی .\n\n١) مطلب از اشخاص مبتدع بوروپی مشرب است .\n٢) اشاره بقول الله جل جلاله که اتقوا الله است میباشد یعنی بترسید از خدای بزرگ .\n٣) زیرا که اکثر بلاد اسلامی در مشرق واقع است .\n٤) یعنی از افعال نا مشروع واعمال ممنوع شان .\n٥) اشاره است بمفاد ایه مبارک واعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا ـ یعنی چنگ بزنید بریسمان اتحاد خدائی واز هم جدا نشوید .\n٦) یعنی انما المؤمنون اخوه فاصلحوا بین اخویکم ـ یعنی چون مسلمانان با همدیگر برادرند باید باهم تا صلح ورزند .\n٧) اشاره ایه ان الله لا یغیر بقوم الایه .\n٨) اشاره حدیث اطلبو العلم من المهد الی اللحد علم را کسب کنید از حین صباوت تا سن کهولت ."}
{"book": "adl0955", "page": 294, "text": "بلی! اگر همین نسخه شریفه (اصلاح) و همین دوای مفید (اتحاد و اتفاق) در میان نمی بود و تدارک و استشفای این مرض منحوس شقاق به همین طور نمیشد همانا که اختلافات جزوی ونزاع و پیچیدگی های سر سری ( بغض وعناد وکینه و فساد) به اندازه افزونی و ترقی می کرد که تا به صد ها سال تخم نزاع باقی می ماند ــ وازین تخم بد منافرت ومخالفت ادبار وفلاکت در میان قوم جاری و طاری میگشت و خرابی های بسیاری را پیدا وتولید می نمود .\nچنانچه تاریخ ماضی واحوالات گذشته اقوام غیور عربی شاهد این مدعا وموید ایــن مطلب است که دائما اختلافات جزوی وسخنان عادی بواسطه نبودن گوهر گران بهای ( اصلاح) وموجود بودن ماده منحوس ( بغض وعناد ) در میان انحا ـــ پیش خیمه جنگهای مدهـش صد ها ساله و اساس و سبب جنگ وجدالهای متمادیه شان گشته بود حتی بواسطه همین خانه جنگی های خود تا چندین سال فرصتی برای درستی خانه ومؤتمن جهت ابادی وطن خود ــ نداشته . بل همیشه مصروف ومشغول بیخ کنی و استخوان بری خود شان بوده هیچ نمیتوانستند که بیک مرکز متحد ـ خود هارا مجموع کرده قوم خود را از تیه بدنامی و گمنامی واز بادیۀ خودکشی و خون ریزی کشید ه در اقوام عالم ممتاز و بین اقران وامثال سرفراز بسازند .\nوقتیکه ( ناجی امم) و ( مصلح اعظم) یعنی ذات ستوده صفات سرور کائنات حضرت ( محمد اکرم) صلی الله وسلم درین بزم هستی رونق افروز شدند و مطابق باحکام خداوندی به کمال صبر و شکیبائی به هدایت وراهنمایی این اقوام جاهل معروف شدند دیده وخوانده باشید و الا شنیده اید که دریک فرصت اندک ان شیداشیان راه گمراهی و روندگان جاده جهالت و گمنامی را از اثر کلام معجز نظام رساله لام و بیانات هدایت ایات و اخلاق حسنه و رفتار خوب خود طوری از زاویه خمول وبد نامی و گمراهی کشیده براه راست وجاده هدایت راهنمونی فرمودند که ـــ همان جمعیتی که دیروز خیر را از شر و نفع را از ضرر وظلمت را از نور و نزدیک را از دور ـــ نمیدانستند امروز هر فردی از انها مقتدای جمهور انام و متحدی قاطبه خواص و عوام شده ـــ مصداق ( اصحابی کالنجم بایهم اقتدیتی اهتدیتی) شدند .\nاری ازاثر همان بیان هدایت توامان سید الانسر والجان بود که اسلاف کرام و پیشوایان عظام ما همدیگر شان را به اواز بلند ندا میفرمودند که ای مسلمانان چون شما با همدیگر برادر وتن و وجود همدیگر میباشید به اتحاد واتفاق و اصلاح احوال خود جدا بکوشید واز قتل وقتال وجنگ وجدال وبغض وعناد وکینه و فساد دائما به پرهیزید و همواره براه صلاحیت و اسلامیت وجاده موالفت وطریقه موافقت همه عنان بروید تا حسب مقررات صحیحه اسـلامیـــــه سید و سردار وسرور نامدار جهان و جهانیان بشوید .\nالحق که از اثر عمل نمودن وپابندی بهمین احکام مقدس (اتحاد) و (اتفاق و اصلاح) وعمل صحیحنمودن باحکام نازله قرانی بود که ان قوت وعظمت وجوش وخروش اعراب که قبل از بعثت حضرت ختمی مرتبت برای تخریب و تنزیل و برادرکشی و استخوان شکنی وخانه جنگی همدیگر صرف می شد ـــ"}
{"book": "adl0955", "page": 295, "text": "- ۲۹۱ -\n\nپس از هجرت نبوی وخروج جرار مصطفوی برای مقابله اعدا٠ واعلای کلمه الله وعظمت وجبروت\nاسلام یك اسلحه نهایت موثری ثابت شد .\nبلی ٠ بلی ٠ از اثر همان اصلاح پروری و اتفاق اندیشی واسلامیت و دیانت بود که دین\nمبین اسلام بيك چنان سرعت صاعقه نمائی فروغ یافت که از ( اندلس ) تا ( هند ) همه را زیر\nنگین ساخت . مورخین یورپ ومدرین تمام جهان را ازین ترقی های اسلام بيك حیرت واستعجاب\nدست میدهد که ایا ان کدام یك قوت برقیه بود که بادیه نشینان عرب را در مدت بسیار اندکی\nاقا و سید و سردار ( قیصر) و (کسری) ساخت . برادران من . این از اثر همان اصلاح بین\nالمومنین واتفاق فی المسلمین وتشدد علی المخالفین وعمل صحیح نمودن بجمیع احکام دین ــــ\nمبین بود که اسلام ومسلمین را از حضیض ذلت وگمنامی کشیده بر اوج رفعت وعظمت و ــــ\nزند نیکنامی رساند ودريك فرصت اندك كوس عدالت و بانك انسانیت و اوازه مدنیت انها را\nدر سرتاسر جهان بگوش تمام جهانیان رسانیده انها را مصداق این طور اقوال ساخت .\nچو صبحش در اقواه دنیا فتاد\nتزلزل در ایوان کسری فتاد\nبمالا قامت لات بشکست خورد\nبه اعزاز دین اب عزا ببرد\nنه ازلات وعزا براورد گرد\nکه تورایت وانجیل منسوخ کرد\n\nواسفا از وقتیکه ( اصلاح ) ازبین مسلمانها گم شده رشته اتحاد واتفاق سست گشته ــــ\nثمر وبرگ درخت موالفت وموافقت از دست رفت بالمقابل ان قوت وعظمت ووسعت رقبه اسلامی\nنیز متدرجا رو بسقوط نهاده قوت متحده شان در تنازعات بیجا محو شده رفت و از هر طرف\nحالت فلاکت نکبت براوشان ریخت وگرد کم قوتی وبی سعادتی که ازنتیجه بدبختی است\nبر سر شان بیخته ــــ بالاخر(ه) .\nاسلام ضعیف دید ومسلمان ضعیف ماند .\n\nجز این نیست که این همه بد بختی ها از سبب عمل ننمودن بایه کریمه ( انما المومنون اخوه\nفاصلحوا بین اخویکم) بود که ان مرکز علوم وفنون وان مظهر شوکت اسلامی وان پایتخت قدیم\nاسلام ازدست تطاول تاتار بخاك زار برابر گردید وعظمت پارینه شان ازدست رفت . چنانچه\nاندلس را که مسلمانها بزحمات شش صد ساله خود منبع کمال ومعدن اجلال ساخته بودند از بی\nاتفاقی وعمل صحیح ننمودن بقو باوامر اسلامی ازدست دادند این هم از سبب عمل ننمودن باوامر\nشرعی بود که امیر تیمور سلطان یلدریم را در قید نفر انداخته قوت اسلامی خود را قلقل ضعیف\nرسانده راه ترقی اسلام را از سرزمین یورپ مسدود ساخت .\n\nدر همین چند سال گذشته مسلمانان عراق عرب وشامات وفلسطین وسوریه وحرمین ــــ\nشریفین اگر رشته اتحاد واتفاق را که با حکومت اسلامیه ترکیه خود داشتند از دست نمیدادند\nان قطعات بزرگ مملکت ترکیه از وی منفك نمیشد وبصورت حالیه این مقامات مقدسه اسلامیه ــــ\nعلیحده علیحده وتکه تکه وپارچه پارچه بزیر اثر ونفوذ این وان نمی امدند ــــ امروز اگر مسلمانان"}
{"book": "adl0955", "page": 296, "text": "- ۲۹۲ -\n\nروی دنیا واقعی پابند اوامر اسلامی می بودند باین مصیبت های که دارند گرفتار نمیشدند\nوحالت اسلام این قسم زبون وخوار نمی شد .\nو امیر امان الله خان شاه مخلوع افغانستان اگر قدری بیشتر عاقل می بود وبد بختی\nو سست عقیدگی او را بوادی ادبار نمی کشانید ابدا بقدر یک سر موی هم از اوامر شرعی\nتخلف نمیکرد وجدا ترقیات مطلوبه را باصول اسلام وقواعد شرع غراي محمدي تعقیب\nمیکرد وبکمال دقت وباريك بينی مرض این ملت اسلامی خود را درک کرده نسخه را برای شان\nاز روی شرع اسلام ترتیب میداد در نتیجه نه خود شر باین روز سیاه مبتلا ونه این اثر نفاق و ــ\nشقاق که امروز بد بختانه در برخی از قبایل وعشایر افغانی محسوس میشود تولید می یافت .\nاین همه از نتایج عمل ناکردن بر اوامر شرعی است که خمیازه ان را میکشند ومی چشند .\nطرزه اسلام همیشه این بود که هر فردی که در حلقه اسلام داخل میشد تفاوت\nو امتیاز بر یکدیگر نداشتند همه افراد شکل مساوات را گرفته در حلقه اتحاد دست بدست\nمی بودند ودر هر حالت شريك همدیگر می شدند رفته رفته امروز نوبت باینجا رسید که\nمسلمانان به تفرقه های گوناگون قومیت ونسل وبلاد وشيعه وسنى وافغان و تاجك وهندى وسندي\nوعربی وغیره وغیره منقسم شده شیرازه اتفاق خود را از دست نفاق وتنبلی وعیاشی پراگنده ــ\nکرده خود را نزد اعدای اسلام خوار وبی اعتبار نمودند .\nاندر طبیعت است که باید شود ذلیل هرملتی که تنبلی وعیش خوکنند\nچون تبدیل حالت وابسته به عمل است ونتیجه عمل نيك همیشه عزت و رفعت ونتیجه عمل بد مذلت\nاست وبرای هر قوم اتحاد واتفاق واسباب خوبی باعث ترقی وتعالی وعروج ـــ ونفاق وشقاق و\nبغض وعناد واسباب خرابی موجب زوال شان میگردد لهذا از تمام اقوام وسکنه وقبائل وعشائر\nواوامر مذهبی خود پیش از پیش پابند بوده تا بتوانند از بغض وعناد وکینه وفساد به پرهیزند\nوبجاده اتحاد واتفاق واصلاح پویان شده اضافه برین باقوال اهل غرض واهل فساد گول نخورند و\nاعمال وافعال خود شان را خوب و پاکیزه کنند تا بحالت خوب وترقی های مرغوب نائل شوند .\nاگر خدا ناخواسته درین موقع نازك ودرین فرصت باريك شما علما ومشایخ وخوانین و ــ\nاعزه و صاحبان نفوذ واشخاص مسئول افغانستان مرض حاضره خود ها را تشخیص ننمودید و\nيك نتیجه درست و دوای مناسبی برای ان حسب شرع شریف ومقررات اسلامیت تان تجویز ــ\nنکردید البته که دچار فلاکت ومصیبت خواهید شد و (خاکم بدهن) خود ها را بدست خود\nدر گودال بد بختی ومذلت انداخته بانواع مصیبت وزحمت سردچار خواهید کرد واگر از ــ\nعقل وخرد کار گرفتید وهر هر فردی از افراد تان بمقررات صحیحه اسلامیه کار کردید وخود ها\nرا ظاهرا وباطنا وقولا وفعلا مسلمان و با ايمان ويك خادم صادق افغانستان ساختید ازفضل\nو كرم وقياعطايا ونعم حضرت باری جل اسمه امید قوی است که در اندک فرصت افغانستان باز\nمثل دوره اسلاف کرام واجداد عظام خودگل سر دوستان وخار چشم دشمنان خواهد شد ."}
{"book": "adl0955", "page": 297, "text": "- ٢٩٣ -\n\nدر خاتمه مقال از خداوند متعال برای شهریار نیکو خصال خادم قبله دین رسول الله (ص) امیر حبیب الله توفیق مزید خدمت دین مبین و رفاه و ارامی مسلمین را خواستار بوده دست بدعائیم که عامه رعایا و قاطبه برایا سر در حلقه اطاعت شان در آورده با حکومت حاضره خود همدست و هم نوا شده برای تحفظ دین مبین و صیانت این خاک پاک خود صرف مساعی ورزند.\nطلوع نیر های درخشان جرائد اسلامی در سر تا سر ممالک افغانی\nاستماع این خبر موجب کمال بهجت و مسرت است که با وجود این انقلاب بزرگ مقدسر که سر تا سر افغانستان را فرا گرفته بود. از مساعی جمیله حکومت مرکزیه اسلامیه پس از فتح و تسخیر هريك نقطه مهمه اولین امری را که رجال فعال و اشخاص بصیر سلطنتی اجراء وبرسی نموده اند همانا ادامه مطبوعات محلی و جریان جرائد اسلامیه مقامی انجا بوده است.\nحبیب الاسلام با اینکه تا حال از اکثر معاصرین افغانی خود اخبار و اطلاعات لازمه را ـ وقتا فوقتا اخذ و اقتباس نموده است ولی نظر بمیه فر مشکلات اداری که داشت در همان وقت و زمان لازمه آن موفق شده نتوانست که در حین موصولیت و اجرای هريك ازین جرائد تفریط و خوش آمدید برادرانه خود را نسبت بهریک ازین معاصرین اسلامیت قرین خود نذر و ـ تقدیم میکرد. اگرچه فی الحال هم ما طوریکه شایان شان هر يك ازین اخبارهای والاشان ـ است هيچ يك نظریه عقیدتمندانه و تحریرات اخوتانه خود مان را نسبت بخیر مقدم و مرحبا گوئی هر واحدی از انها عرض و تقدیم کرده نمیتوانیم ولی از معرفی آنها بقارئین کرام و تشویق نمودن ابنای وطن را باشتراک هر واحدی از انها نیز خود داری کرده نمیتوانیم.\nنهضت الحبیب اولین اخباریست که در مرکز\nولایت قطغن و بدخشان بمقام خان اباد بقلم عالیجاه فضائل اگاه مولوی محمد بشیر خان بيك قطع متوسط اصول درست در چار صحیفه ١٢ پوند در هفته يكبار طبع و انتشار مییابد تا هفتم شماره انرا خوانده ایم در اسباب و علل این انقلاب خوب پیچیده و با حکومت اسلامیه مرکزی خود اظهار عقیدت و اخلاصش را ابراز داده ضمنا از بعض تنقیدات لازمه نیز جلو ـ نگرفته بدل اشتراک ان از وزرا سالیانه ١٥ روپیه کابلی ـ ششماه ١٠ روپیه کابلی از روسا و اعیان و حکام الى درجه ٣ سالانه ١٠ روپیه و ٦ ماه ٧ روپیه در حوزه خان اباد ٦ روپیه سالانه ٤ روپیه ششماهه در ممالک خارج سالانه نیم پوند ـ ٥ کلعدار . در ٦ ماه ."}
{"book": "adl0955", "page": 298, "text": "ـ ١٤ ـ\n\nاتفاق اسلام دومین جریده ایست که در\nشهر شهیر دارالنصرت هرات بقلم مشکین رقم علامه فاضل ونحماه کامل اقای غلام سرورخان\nدرین عصر اسلامیت حصر حبیبیه نشر میشود مطالعه ما بسه یا چار نمره تازه ان برخورده\nاست اطلاقاتش خیلی بلند ومضامینش بسی ارجمند تقطیعش مثل حبیب الاسلام در هر چار شنبه\nیکمرتبه نشر واشاعه مییابد لهجه اش قدری تیز ونظر باقتضاء عصر وزمان (بخيال ناچیز انعام)\nاندکی قابل تعدیل است طرفدار جدی وصاحب حرارت انقلاب بوده با این حکومت خود بيك\nاصول بسیار مخادنت امیز وشیوه محبت انگیز اظهار عقیدت میکند در حق گوئی وصحافت\nکاملا بر تعقیب جرائد عصری کار روائی دارد .\nوجه اشتراک ان در هرات سالیانه شش روپیه در ولایات داخله وخارجه ١٥ قران از ـ\nافراد عسکری ۱۱ قران وبرای طلبه معارف نصف قیمت معین میباشد .\nرهبر اسلام نیز يك اخبار گهر باریست\nدر مزار فیض اثار که تاحال بمطالعه دومین شماره ان موفق شده ایم مضامین ان لطیف وقلم\nمدیر وسر محرر عفیف ان صوابانه وبياناتش را عالمانه دیده او را نیز طرف دار این انقلاب\nمقدس نگریسته عقیدت و اخلاص و وفاداری او را با حکومت اسلامیه مرکزیه ان بلند مقایسه کردیم\nاشاعتش در هفته یکبار ومدیر درایت تخمیرش اقای عبدالصمد خان وقیمت اشتراك ان در\nمزار فیض اثار سالانه شش روپیه ـ شش ماهه هفت قران و در سائر ولایات افغانستان سالانه\nهفت روپیه ـ شش ماهه ٤ روپیه ودر خارجه سالانه ده کلدار وشش ما هه ٦ کلدار مبیا شد .\nراجع بمجریده اثیف الامصار قندهار\nو اخبار الایمان چون الی الان يك قطعه قطعه به حاصل کرده نتوانسته ایم لذا فعلا از تقریط\nو تذکره ان دو معاصر گرامی خود تا چند روز دیگر صرف نظر میکنیم سپس ازان خبر مقدم\nاخوتانه خود مان را نذر حضور شان خواهیم کرد از ابنای وطن وشایقین علم وفن رجا ونیاز\nمیکنم تا هرکدامی از انجا بهريك ازین جرائد وطنیه خود شرکت ورزند و از خواندن وكسب\nفرمودن اطلاقات تازه انها خود ها را مسرور ومحظوظ وبحره ور نموده كمك ومعاونت این\nموسسه های عرفانی وخدمت دینی ومبلغین اسلامی خود را بفرستادن بدل اشتراك شان توسط\nخزائن حکومتی خویش بفرمایند .\nدر خاتمه دستهای نیاز خود را بدرگاه حضرت خالق بی نیاز خود (ج ) برافراشته میگوئیم\nکه الهی ما وتمام معاصرین افغانی ما را از بلیات و افات قود هر مظون ومحفوظ داشته توفیق\nانیقی را رفیق ما گردانی تا در راه اسلامیت و دیانت و نشر علم وعرفان وحقانیت و اعلای کلمه الله\nو خدمت دین رسول الله (ص) و استرضای حکومت و پادشاه خود و فراهم اوردن اسباب ـ\nرفاه خلق الله خدمات شانداری را مصدر شویم ."}
{"book": "adl0955", "page": 299, "text": "٢٩٥\n\nمشرقی\nشکست فاحش اشرار در حمله خورد کابل وچکری\n\nخائنین راه اسلامیت مواظبت دارند ارواح افساد را در کالبد های خبیثه بعض افراد ـ\nجا داده رخنه در اساس اسلامیت ایجاد وبمقاصد سوء خود شان نائل المرام بشوند .\nولی برحسب قاعده کلیۀ این طائفه ضاله خسرالدنیا والاخره بوده هیچگاه نائل\nالمرام نخواهند شد چنانچه در ماضی قریب یکعده ازین خلقت کاران یعنی یکدسته\nاز اهالی خوگیانی بمعیت سعادت خان حصارکی قندمشر سابقه ومحمدگل خان فرقه مشر سابق و\nغلام محی الدین خان خوگیانی از راه مشرقی وارد خورد کابل شده وخیال حمله بر مفرزه حکومت\nمتعینه بتخاک داشتند .\nمفرزه مذکوره از قضیه اگاه ودلاورانه بمدافعه شان محیا وقائد محترم ان جناب خان محمد\nخان جرنیل علت را از اوشان جویا شده جوابا اصغا نمودند که گویا تماما مراد مبنی بر حقد\nوحسد وجاه طلبی بود چه انها اشتکا به نسبت ارتقای عالیجاهان قد محمد علم خان نائب سالار\nشنواری وملک قیس خان نائب سالار خوگیانی وعبدالرحمن خان جبارخیل حصارکی وباقی عزیزان شان\nبمناصب حکومتی وحرمان خود شان از نیلان باین مراتب نموده بودند که سر افسر مفرزه به\nاوشان حالی نمود :\nدرصورتیکه شما نیز مثل انها التجا بحکومت نموده بحضور پادشاهی حاضر ودرخواست\nخدمت ومنصب نمائید البته از بذل عواطف شاهانه درباره شما مضائقه نخواهد شد وهم\nضمنا سر افسر موصوف مسئله را بحضور معروض وحسب الامر والا یکدسته قوای کافی به قیاد ـ ت ـ\nجناب تحورنشان سردار اعلی معین السلطنه صاحب وعالیقدر یاور با هدایات کافی متحیء\nحرکت انصوب شدند .\nان بد بختان در شب همان روز از راه خدعه افراد نادان را بسرکوه منار چکری ازر صعود\nداده در قله کوه اتخاذ سنگر واستحکام نموده وبخیال ناقص خود تصور کرده بودند چون ـ\nجميع عسکر حکومت مرکزی بجانب جنوبی سوق شده تماما در نقاط دره احمد زائی الی مجلغو\nودرخوشی وبرکی برک الی د وبنده حاجی فاتح شده بودند انها خود را از راه کوه منارچکری\nبحدود بگرامی وشیوکی فرود اورده طوری به ر شهر کابل تعرض نمایند که مفرزه بتخاك واقف\nنشود .\nولیکن فکر خام انها این تصور بیجا را نموده خبر نداشتند که وزارت حربیه ما قوای\nمکملی را برای محافظت اینگونه پیشامدها پیش ازپیش تهیه داشته بود که کمتر انرا بقیادت ـ\nحضرت ممدوح اعزام داشت که ان قوا بمعیت خود سردار اعلی انهارا تعاقب نموده قهرا\nمغلوب وازسنگرها طرد والی خورد کابل انهارا عقب نشانیده مفرزه بتخاك هم از انحا معاونت\nنموده تلفات سنگینی باوشان وارد نمودند که تخمینا سی نفر شان دستگیر ودر شهر تشهیر\nودوصد نفر شان مقتول شدند ."}
{"book": "adl0955", "page": 300, "text": "- ٢١٦ -\n\nباثر تصادفات نيك درين بين يك دسته اشخاص مسلح از طرف عالیجاه ملك قيس خان جهت حفاظت وتأمين راه از جانب مشرقی حرکت نموده در عین حال این اشرار را از جانب عقب انها واز طرف مقابل عسکری مرکزی در محلكه انداخته یاشان ومشت شان ساخته عسکری کابل الى تیزین منصورانه واصل وموقف ومحافظین مذکوره هم بمعاونت وحفاظت يك قافله بزرگ که از پشاور حامل اشیای تجارتی بوده و اینوقت بان حدود پا نهاده بودند پرداخته قافله هم با تمام خیریت واسوده گی وارد کابل گشتند وهم نفری متعاقبه ملك قيس خان بحدود جگدلك بانها مصاف نموده که دوصد دانه تفنگ به غنیمت از اوشان گرفته فعلا انها معدوم الاثرند امید است عنقریب به عسکر مذکور امر حرکت بطرف مشرقی صادر شده ومطونیت راه و رفاه عابرین را فراهم نمایند .\n\nبیعت عمومی اهالی و سکنه\nدارالنصرت هرات\n\nدر شماره ٢١ حبیب الاسلام نوشته بودیم که پانده ازه چهل نفر از اشخاص لایق وبصیر وکار اگاه هرات بصحابت بیعت نامهای عمومی ان ولا به بارگاه امیر صاحب رفیع جایگاه بجهت عتبه بوسی وتقدیم مراتب اخلاص واطاعت عمومی موکلین خود وارد مرکز شدند تلقی معززانه از طرف دولت پذیرفته شده اند . اینک از حسن معاونت آقای محمد ابراهیم خان سرمنشی حضور تمام بیعت نامهای که توسط وکلای موصوف بحضور تقدیم شده است ( بغرض نشر و استحضار عموم ) موصول دست ممنونیت ما گردیده که از ان جمله ما فعلا به نشر بیعت نامه مرکزی ان ولا می پردازیم .\nبسم الله الرحمن الرحیم\nهوالله تعالی شانه العزيز - هوالهادي الى طريق الرشاد .\nالحمد لله الذی هدینا لهذا وماكنا لنهتدی لولا ان هدینا الله والصلوات والسلام على حبيبه محمد سيد الانبياء المبعوث بدعوت الخلائق من الضلاله الى الهدى وعلى اله و ـ اصحابه نجوم الاقتدا ولاهتدا بعد الحمد والصلوات معروض پیشگاه حضور خورشید ظهور و بارگاه لامع النور پادشاه اسلام پناه المويد بالطاف الله امير المومنين ظل الله فی العالمین حامی شریعت سیدالمرسلين ماحى اثار الكفر وابتداع المبتدعين مروج الشرع والدين ـ پادشاه ممالك افغانستان المتمثل بكريمه ان الله يامر بالعدل والاحسان خادم دين رسول الله امیر حبیب الله خان لا زالت شموس الدوله مشرقتة من افق جلاله.\nشهی که از لمعات دل منور اوو صدف افتاب تجلی کند ز منظر او\nامید داریم ما زمره فدویان عقیدت شعار قفا قاطبه سکنه ولایت هرات از سادات وعلما و مشایخ وخوانین نظامی وملكى ومامورین وتجار وكلان شونده گان وکافه رعایا و برایای بلده و بلوکات وولایات اینکه چون درین زمان مرحمت عنوان میمنت نشان كعبه ليجناب شجاعت و ـ"}
{"book": "adl0955", "page": 301, "text": "- ۲۹۷ -\nصداقت و خلوصیت شعار فداکار دین و دولت اسلام عبدالرحیم خان نائب سالار رئیس تنظیمه\nکه از سالهای سابق با این روبهک جهتی و رابطه دوستی داشته و قبل از اوان ورود خود مراسلات\nومکاتبات دوستانه متوالیه از ولایت مزار شریف ومیمنه که مشعر بر مواعظ سودمندانه و اوضاع\nشریعت شعاری ملوکانه و رعیت پروری های خسر وانه بود برای ما فدویان صمیمانه ارسال نموده\nکه از مضامین ان جمله اهل این ولا بجوش وخروش اشتیاقانه و ادعیه عاجزانه پیوسته مترصد\nورود میمنت امود شان بودیم تا اینکه از فضل خداوند جل جلاله از حضور باهر النور بالوايح\nطغرا پیرایه حضور انور والا بولایت هرات عز ورود ارزانی نمودند چون عبارات هدایت اثار\nلوایح موصوفه و اطوار و اوضاع خلوصیت شعار جناب نائب سالار صاحب ممدوح مشعر بر ـ\nشریعت شعاری وعدالت گستری ورعیت پروریهای حضرت شهریار فلك اقتدار خادم دین\nرسول الله بود بگوش هوش صداقت نیوش خود ها شنوده کلا وطرا حمد وشكر حضرت ایزد تعالی\nرا بجای اورد ممنون احسان ومراحم بیکران حضرت خلیفه الزمان گردیده بمضمون ایه وافی\nهدایه ان الذین يبايعونك انما يبايعون الله بدون نزاع وجدال وفساد وخون ریزی ومرد م\nازاری وقتل وغارت بجوش وخروش سمعا وطاعتا برضا ورغبت بیعت صمیمانه و عهد و پیمان صادقانه\nبرای خادم دین رسول الله صلی عنه الله وسنه رسوله نمودیم که تا نفس در تن و روح در بدن\nداشته باشیم در ظاهر وباطن بمضمون ایه كريمه اطيعو الله واطيعو الرسول واولی الامرمنکم\nاطاعت اوامر وامتثال احکام حضرت ظل اللهی را که در حقیقت اطاعت شریعت غرا است بر ذمه خود ها\nفرض عين وعین فرض دانسته دوست آن را دوست خود دشمن انرا دشمن خود ها می شماریم\nوبحكم كلام معجز نظام او فوا با العهود ان العهد كان مسئولا باين عهد و میثاق خود ها ثابت\nو راسخ میباشیم که همواره حلقه اطاعت و فرمان برداری پادشاه ذیجاه خود را در گوش\nو غاشیه ارادت شانرا بر دوش نموده جان نثاری دولت اسلام را خیر دین و دنیای خودها ـ\nمیدانیم و الله على ما نقول وکیل و از عهده شکر این نعمت عظما برامده نمیتوانیم که رواج احکام\nكتاب اللهى وترقى شریعت حضرت رسالت پناهی (ص) و حفاظت سر ومال و ناموس و مملکت اهل\nاسلام در ظل رافت وسایه حمایت این دولت قوی شوکت شریعت پرور خادم دین رسول الله\nمیباشد ولله الحمد از لطف حضرت کردگار ویمن نیت و طالع شهریار شریعت شعار و غمخواری و\nصداقت وفداکاری های جناب نائب سالار موصوف که پیوسته در مجالس و محافل خواص و عوام و\nحضور جمهور انام بر منابر اهل اسلام برامده بعبارات فصیح و بلیغ ومواعظ دلپسند و نصایح\nسودمند شریعت گستری و رعیت پروری های حضرت شهریار را ابلاغ فرموده که قاطبه سکنه اینولا\nدر مهد عافیت و کمال رفاهيت بفارغ البالى و اسود بحالی بشکر حضرت خداوند جل وعلی شانه\nودعای سلامتی و بقای دولت پادشاه اسلام پناه خادم دین رسول الله مشغول میباشیم و ـ\nانشاء الله تعالى بيعت نامه های خودها را مصحوب اشخاص که بشرفیابی حضور اقدس والا و\nعتبه بوسی بارگاه کیوان جایگاه مشرف میگردند تقدیم حضور اقدس شهریاری مینمائیم امید که"}
{"book": "adl0955", "page": 302, "text": "ـ ۲۹۸ ـ\n\nيشرف حضور اقدس شهرياري ظلا ساطعه لامعه مبارك مشرف گرديده بذروه قبول موصول و مراحم والطاف شاهانه در باره ما فدويان خلوصيت و صداقت ائين روز افزون گردد . در خاتمه دعاي دوام دولت و شوكت خدا داد اسلام پناه و بقاي سلطنت حضرت شهريار شريعت شعار را از درگاه حضرت ايزد متعال جل على شانه در خواست نموده التجا ميداريم گفتند كه :\nخداوندا به پيران جوان بخت که تا است اسمان چتر و زمين تخت\nبزيراي تخت شاهنشريا د تبارك چتر ظل اللهي بـاد\nاللهم ايد زمان سلطنه اميرالاسلام والمسلمين خادم دين رسول الله لا علاء معالم الدين و كفايه مصالح المسلمين امين .\nامضا ات : ۱ـ افسران نظامی :\nابوالقاسم برگد توپچی ـ فقیر احمد غند اول پیاده ـ حاجی سید احمد برگد غند ۲ پیاده ـ محمد یوسف برگد غند ۵ پیاده ـ عبد الرحمن برگد غند ۶ پیاده ـ برگد غند سواری امیر محمد كرنيل ـ سيد محمد خان كرنيل ـ محمد ايوب كرنيل ـ عبد الحميد كميدان ـ حاجی سید عظیم برگد ـ محمد ابراهیم كميدان ـ سر بلند كميدان ـ عبد الله کرنيل اسپور كوتوالی ـ شایسته خان كميدان ـ غلام نبی كميدان ـ سید محبوب كميدان ـ عبد الحكيم كميدان ـ خواجه عبد الرحمن كميدان ـ سید محمد كرنيل ـ محمد سرور كرنيل ـ غلام غوث كميدان کوتوالی محمد ابراهيم كميدان ـ\n۲ـ سادات عظام : سيد عبدالوهاب ميرعثمان ـ سید شمر الدین ـ حاجی میرزا رضی ـ سید محمد صدیق ـ ميرعطا محمد ـ سيد محمد عمرـ سيد غلام محی الدین ـ سید یحیی ـ سید محمد حیدر صاحب زاده ـ سید عبد الله عبد الاحد ـ سید جان ـ سید محمد صدیق ـ سید ابو بکر ساکن نوین ـ عبد الرؤفـ سید عمر ساکن نوین ـ غلام حيدر .\n۳ـ علماء کرام و اهالی محاكم شرعيه : مفتی فیض الله ـ محمد یوسف ـ محمد فقیر حسن ـ محمد صدیق قاضی ـ غلام رسول خطیب ـ عبد الباقی مدرس ـ محمد ضیاء الحق مدرس ـ مدرسه ضياء العلوم ـ سراج الدين ـ عبد الوهاب ـ محمد سعید ـ حاجی ملا ابوبکر قريه جفرتان درویش احمد ـ صلاح الدین مدرس .\n٤ـ مشایخ ذوالاحترام : عبيدالله محمد مجددي ـ فضل احمد مجددي ـ عبد القدوس مجددی ـ شرف الدين ـ محمد حيدر القادري ـ صاحبزاده ـ درويش محمد الداعی با المامو الدين محمد جان صاحب زاده ـ یار محمد ـ عبد المجيد ـ شیخ محمد امین ـ اغا سید عبد الحكيم ـ محمد اكبرـ فضل حق مجددي ـ حاجی معین الدین ـ عبد الباقی پسر صاحبزاده صاحب ملا محمد جان ـ شیخ عبد الكريم ـ محمد ايوب پسر صاحبزاده صاحب ـ عبد الرحمن ـ خواجه عبد الله ـ سيد ابوبكر .\n۵ـ خوانين ملکی و اهالی دفتر خانه و مامورین :"}
{"book": "adl0955", "page": 303, "text": "- ۲۱۱ -\n\nمحمد ابراهیم - عبد العلی - حاجی احمد - حاجی غلام حیدر - احمد علی - عبد الباقی -\nبارکزائی - محمد ق یوسف - خداداد - محمد عمر - خیر محمد توخی - امیر محمد حسن - حاجی\nمحمد عثمان - محمد حسین تیموری - محمد شریف - عبد الحکیم - امیر محمد نورزائی - شمس الدین\nسرکاتب محمد نادر - محمد ایوب ساکن اوبه - حافظ جی حبیب الله - میرزا عبد الرحمن -\nحاجی پیر محمد - شیر محمد حاکم - خان اقا - میر سنگد ر کاتب گمرک - یار محمد - عبد المحمد\nمحمد عمر - اتا شاه - سید محمود - میرزا محمد روزنامچه نویس - غلام محمد تذکره نویس -\nدین محمد کاتب صندوقداری گمرک - برات علی - نور محمد علی زائی - حقیر امین الله - غلام محمد\nمحمد افضل - حبیب الله - لعل محمد - .\n٦ - تجار و کلان شوندگان و اهالی هرات که از خوف تطویل از انتقال ان صرف نظر شد .\n\nصندوق عدالت سلطنت حبیبیه در هرات\n\nدرین اوقات صندوقهای عدالت ما خدمات برجسته که مبنی بر رضائیت حکومت و ملت\nاست انجام میدهد که در اکثر مواقع اسباب رشک ما میشود چه ما بان پایه از ترس سخن\nچینان هیچ موفق نخواهیم شد یک امری را از امور مربوطه بسمع رجال مهم و مامورین بزرگ دوائر\nخود رسانیده و یا جناب نائب سالار صاحب را بصورت فوری در صدد اصلاح ان ترغیب کنیم .\nولی این صندوق ها هر هفته یک جمله عرایض را در پیشگاه مطالعہ نائب سالار صاحب\nمیگذارند و نائب سالار صاحبی اینکه باوشان برخورد یا به نسبت بعضی کلمات از کسی\nدلگیر شوند همان ساعه با یک خود وتنی وشغلی در اجرای ان ببدنحا دات بذل توجه میفرمایند\nچنانچه ازان جمله شنیدیم یک راپورتی هم بمناسبت خیانت بعضی مامورین دروازه های شهر\nبوده مظنونین هم بحضور جلب شده و تحت استنطاق اند پس از ثبوت اگر مرتکب شد بود -\nالبته شرعا مجازات خواهند شد . ( اتفاق اسلام )\n\nجشن فتوحات حبیبیه در ولایت هرات\n\nبر اثر فتوحات وموفقیت های کامله اعلیحصرت امیر صاحب وبیعت دادن سائر طبقات\nافغانستان و تدویر امورات شرعی بر محور حقیقی ان متوالیا سه شب یک جشن ملی باشکوهی\nبنام نامی امیر صاحب در شهر هرات گرفته شد بود به تفصيلی که تمام بازارها و چارباغ و-\nقوماندانی بطرز مرغوب تجلیل و تزئین شده تمام اهالی شهر و حواشی و مضافات ان با یک جوش و\nخروش ملی شامل جشن شده بودند . ( مخلص از اتفاق اسلام )"}
{"book": "adl0955", "page": 304, "text": "شورش در بمبائی\nدرنتیجه اعتصابکارگران تا اکنون ٦٣ فله کارخانه مهم بمبئی بسته شده و تا روز 11 گذشته\nصد و بیست هزار نفر کارگر بی کار شده اند . اگرچه رؤسای کارگران بدو دسته منقسم شده اند\nعدهء موافق وجمعی مخالف اعتصاب میباشند با وجود این طرفداران اعتصاب بر سائرین غلبه\nکرده ودیگران را بحدی در فشار داشته اند که مجبور بترك کار شده اندحتی در بعضی ـ\nکارخانه ها زن ها را وادار ساخته اند که مانع از دخول سائرین گردند احتمال دارد حکومت\nبمبئی برای رفع این واقعه بزودی از (مها بلشور) مراجعت نماید .\nزد وخورد بین مسلمان و هندو\nشب(١٦ ذیقعده) مابین مسلمان و هندوان بمبئی مجادلهء مختصری بوقوع پیوست و\nدر موقعیکه تخت روان بت هندوان از مقابل مسجد مسلمانان عبور می نمود چند نفر مسلمانان\nحمله برد موقبل از رسیدن پولیس در نتیجهء زد وخورد یکنفر هند و کشته وقریب دوازده نفر\nبا کارد زخمی شده اند زد وخوردهای سختی این چند روز بین هندو و مسلمان دوام دارد و\nتاکنون عدهء زیادی از طرفین مقتول یا نزديك مرك وجمع کثیری مجروح ودر مریضخانه ها ـ\nمیباشند جلوگیریهای افراد پولیس نتوانست باین کشتارهای وحشیانه خاتمهء طرفین دهد .\nباکمال قساوت مشغول سر بریدن و شکم دریدن هم میباشند حتی کار وحشی گری را ـ\nبجائی رسانیده اند که از زنان واطفال بی گناه نیز دست بردار نیستند چنان که در دوجا\nبرموتورکه حامل يك خانه وادهء متمول هند و بود عبور می نمود مسلمانان باکمال بیرحمی حملـــــه\nبرده وانرا با سنگ چوب سخت زخمی کردند .\nانضباط قوای نظامی انگلیس\nحکومت مجددا قوای نظامی خودرا بشهر طلبیده ودرنتیجه جدیت افراد نظامی تاکنون\nپنجصد نفر از اشرار دستگیر وتوقیف شده اند . عدهء نظامیان در دستجات منقسم شده در\nنقاط مختلفهء خطرناك شهر مشغول گردش وکشیک میباشند مطابق صورتی که جرائد بمبئی میدهند\nروز ٢٢ ذیقعده درنتیجهء مصادمات سخت سی نفر مجروح ودر مریضخانه(باتلی والا) ـ\nپذیرفته شدند که اغلبانان نزديك بمردن میباشند ـ در قسمت شمالی شهر که محل کارخانه\nجات است چندین حمله ازطرف هندوها بمسلمانان شده وچند نفر فقط از طرفین سخت ـ\nمجروح ویکنفر مقتول گردید یکی از صاحب منصبان پولیس نیز درین مقدمه مجروح شده است .\nدر نقطهء دیگرعدهء از مسلمانان با چوب وکارد بزور بخانهء هندوها داخل وبکمال وحشی\nگری وبی رحمی خانهء انان را اتش زدند وقبل از رسیدن پولیس عدهء بسیاری مجروح ومقتول شدند"}
{"book": "adl0955", "page": 305, "text": "۳۰۱\n\nقوای پولیس دوصد نفر هندو را در حالی که مشغول سنگ زدن با عابرین مسلمانان بودند\nدر يك نقطه توقیف و به کمیسر جلب نمود و پس از جستجو در خانه انان مقدار زیاد سنگ و ـــ\nچوپ و کارد و خنجر کشف شد . در نقطه دیگر نیز در همین روز پنجاه نفر از اشرار دستگیر\nشده اند غروپ شنبه ۲۲ ذیقعده اعلان حکومت نظامی از طرف دولت صادر و تا ١٤ روز برقرار\nخواهد بود .\n\nعلل و اسباب شورش !\n\nمطابق راپورت واعلانی که روز گذشته از طرف دولت منتشر گردیده سبب اصلی شورش بقرار ــ\nذیل بوده است کارگران کار خانه جات در ۱۲ ذیقعده تصمیم گرفته که از امروز اعتصاب ــــ\nنمایند بنا بران در ان روز غالب کارخانه جات بسته شده و همه کارگران هندو از کار کناره\nگرفته ولی کارگران مسلمانان که در بعضی کارخانه جات مستخدم بودند با هندوان در اعتصاب\nموافقت نکردند همان بود که هندوها خواستند قهرا مسلمانان را از کار باز داشته و بانجام\nمقصود خود نائل گردند ازین جهت چند مرتبه به مسلمانان حمله کردند ولی بزودی از طرف\nپولیس جلو گیری بعمل امد تا اینکه این چند روز اخیر زد و خورد بین دو طایفه در گرفت و\nتا کنون نیز کشتار سخت ادامه دارد . اتفاق اسلام از (تجدد ایران)\n\n(کابل ـــ مطبعه سركاری)"}
{"book": "adl0955", "page": 306, "text": "نوت :\n\nورق اول ( صفحه ۱ و ۲ ) شماره ۲۳\n\nجریده حبیب الاسلام\n\nدر کلکسیون موجود نیست و تعمدا\n\nجدا شده است ."}
{"book": "adl0955", "page": 307, "text": "( صفحه ٣ ) ( جریده هفته گی حبیب الاسلام ـ سال اول ـ شماره ٢٣ ) ( نمره مسلسل ٢٣ )\n\nاز سرحد طولانی هند بجانب ایران و هرات میرود تشکیل داده و دروازه جبال شمالی را که\nراه های عبور و مرور قافله های که بطرف هرات و ترکستان میروند از بین آن تمدید یافته است\nاداره میکند .\nاحمد شاه ابدالی که اولین پادشاه درانی بوده شهر جدید قندهار را تعمیر و\nاساس حکومت افغانستان را در سنه ١٧٤٩ میلادی گذاشته است چنانچه مقبره او هنوز\nاز یادگارهای محمه قندهار شمرده میشود .\nفتح این شهر که پایتخت قدیم مملکت و حصن حصین خاندان درانی بوده و از طرف\nقوای عسکری امیر جدید مفتوح شده است حتمی است که در قوت و اقتدار امیر موصوف میافزاید\nبعضی اشخاصیکه حکومت موجوده را مورد تنقید قرار داده و از مخالفت ملت نسبت به اوی\nگفتگو میکنند در صورتیکه امیر موصوف طوریکه بر کابل و هرات و مزارشریف تسلط کامله پیدا\nکرده است چون به حکمرانی قندهار هم همچنان موفق است باید اشخاص مذکور بر عقیده\nو افکار خودشان نظریاتی افگنده و آنرا اصلاح کنند .\nزیرا این شخص دلیر ماجراجو که در عرصه کمتر از ششماه شهرهای مهم افغانستان را\nتسخیر و تحت تسلط خویش آورده است بطور یقین باید گفت که قابلیت و استعداد مقام ـ\nریاست را دارا بوده ويك مهارت و شطارت فوق العاده در فن حرب دارد .\nفتح و کامیابی غیر متوقع او در قندهار نه تنها در اختیار و اقتدار او افزوده است بلکه\nمیتوان گفت ..... که يك ولایت با ثروت را تحت تصرف خود آورده و یکی از چهار دروازه\nهای مهم را برای جریان تجارت بین مملکت خودش و هندو باز نموده است .....\nقندهار علاوه بر تجارتی که با خارج دارد دارای دیگر منابع ثروت نیز میباشد باغها و ـ\nبستانهای قندهار مشهور و وادی هائیکه در نواحی شهر واقع اند خیلی شاداب و اصول ـ\nآبیاری آنجا قابل تحسین است اراضی خشکا به قندهار بذریعه کاریزها که یکی از اصول ـ\nقدیمه آب رسانی ایران است سیراب میگردند ذرایع و منابع قندهار را که برای رفع هرگونه\nاحتیاجات زندگانی مکفی میباشد از این قیاس کرده میتوانیم که در ظرف دو سالیکه عساکر\nبرطانوی متصرف شهر مذکور بودند جز از مصالح حربیه و چیزی که در قندهار پیدا نمیشد بدیگر\nهیچ چیزی احتیاج نداشتند با وجود یکه شهر مذکور در آنموقع تحت فشار عساکر ایوب خان و ـ\nجنرال انگلیسی (لورد رابورت) فاتح قندهار واقع بود ... وقتیکه پادشاه امان الله با\nبرادر اندرش دست از امارت کشیدند ماما زاده انجا علی احمد خان که یکی از اعضای\nخانواده شاهی بارکزائی است بجانب قندهار شتافت و امارت را بنام خویش اعلان کرد ."}
{"book": "adl0955", "page": 308, "text": "- ٣٠٣ -\nعلی احمد خان که هر وقت بطور سزاوار یا ناکامی دچار شده است حینیکه پادشاه امان الله\nمشغول سیر و سیاحت اروپا بود در نتیجه بی‌اعتدالی و میلیکه به شرب سکرات داشت گفتتلفق\nملاها وانتقام متمرد را نسبت بخود پشیمان\nکرده و برعلیه خود برانگیخت و همینکه کابل سقوط کرد خود را بامارت سمت جلال اباد اعلان\nنمود ولی قبل از انکه قبایل سمت مشرقی با او موافقت کنند و برای حمله بر شهر متصرف کابل امادگی\nظاهر سازند او را مجبور بیاد کردن سوگند نمودند که دوباره میل بخوردن شراب نکند اما ــ\nباوجود این ــ حمله بردن بر کابل عقیم ثابت شد زیرا بعضی از تابعین تفویض للقه او در حین\nبازگشت للقه‌اسباب و اثواب شخصی اورا تحت تفتیش گرفته این عذر را پیش اوردند که مشروبات\nممنوعه در بین اسباب او وجود داشت در اثر این فضیحت امید های علی احمد خان بخاک برابر\nشده و شهر جلال اباد هم در اثر اتش گرفتن مخزن بارود برباد و ویران گردید علی احمد خان\nبعد از یك اقامت مختصری در هند قندهار رفته با پسر عمه خود امان الله خان ملحق شد\nاما در انجا تا عرصه یکماه محبوس للقوق بود .\n\nاکنون او قندهار را نیز از دست داده و پسر كوچك او در محاربه مقتول و خود او از قرار\nاطلاعات متواتره دستگیر و بكابل فرستاده شده است گمان نمیرود که بعد از ورود بكابل دیری\nزیست نماید .\n\nشاه مخلوع و رفقای او\nجریده تایمز مینویسد که مخبر مخصوص ما در ۲۰ ذیحجه الحرام از بمبئی خبر داده\nاست که ملکه ثریا در شفاخانه (سنیت جورج) بروز جمعه وضع حمله نموده مولود او دختر\nمیباشد و نیز از زوجه عنایت الله خان بروز شنبه دختری متولد شده است . یقین میرود که\nپادشاه امان الله بخمین نزدیکی ها از بمبئی حرکت خواهد کرد . برای عنایت الله خان از\nحالا اوطاق ها در واپور (ملتان) بکرایه گرفته شده که بتاریخ ۱۳ محرم از بمبئی روانه ــ\nخواهد شد .\nاغلب گمان میرود که بعضی افراد معیت امان الله خان هم در واپور مذکور عازم سفر خواهند\nشد خود امان الله خان در اطالیه رفته بشغل زراعت مشغول خواهد شد سائر اعضای ــ\nمعیت او بعضی بجانب ترکیه و بعضی بطرف ایران خواهند رفت .\nحبیب الاسلام قبل برین خبر وصول امان الله خان را به مارسیلیز نوشته اکنون به ایطالیا\nهم رسیده است ولی این خبر را چون مشعر بر افکار اتیه او پنداشتیم ازین جهت به ترجمه\nو نشرش پرداختیم ."}
{"book": "adl0955", "page": 309, "text": "− ٣٠٤ −\n\nاعلان وکیل التجار پیشاور\n\nجریدهٔ تائمز مینگارد که وکیل تجار کابل در پشاور یک اعلانی شایع نموده است که امیر کابل اکنون راه بین قندهار و چمن را اداره وامنیت راه را الی کابل برای ارسال و مرسول پوسته متکفل شده و سیم های تیلفون وتلگراف را کهپادشاه امان الله در اثنای فرار قطع نموده بود از نو مرمت کرده است.\n\nمناسبات روس وانگلیز\n\n( تلگراف ١٩ صفر مخبر خصوصی جریدهٔ بمبئی کرانیل از مسکو)\nحکومتین برطانیه وسویت بواسطة هیئت اعزامیه که از طرف حکومت ناروی فرستاده شده وفعلا درماسکو اقامت دارند می خواهند داخل مذاکرات شده وتجدید مناسبات نمایند لذا حکومت برطانوی بذریعة یادداشت مورخه ١٧ جولائی اظهارموافقت وقبولیت کرده است که مناسبات سیاسی را باحکومت شوروی از نوجاری نماید و از حکومت شوروی درخواست نموده است که نمایندهٔ معتبر ومعتمد خود را بانگلستان برای تسوید مواد مقدماتی راجع به قروض وپروپاگاندو روسیه اعزام نماید قره خان کفیل امور خارجه روسیه درجواب نوط مذکور چنین اظهار نموده است که در شکست مناسبات سیاسی وقطع مراودات سابقه حکومت برطانیه مسئول شمرده میشود با ان حکومت اتحاد جماهیر شوروی حاضر است که نظر بمنافع دولتین مناسبات خود را با دولت برطانیه دوباره بر قرار کند لهذا به (موسیو درگلیوسکی ) وزیر مختار دولت شوروی متعینه فرانسه اختیار میدهد که عازم انگلستان شده ومسائل فوق را تحت مباحثه بگیرد ازقرار معلوماتی که از ذرایع موثوقه وبا خبر گرفته ایم مناسبات سیاسی در بین انگلستان ودولت شوروی عما قریب قایم خواهد شد زیرا زيك طرف تودهٔ بیکاران در انگلستان حکومت برطانوی را تحریک نموده وبرای بدست اوردن مارك روسیه تقاضا دارند واز طرف دیگر حکومت شوروی اماده است مطالبات مشروع حکومت برطانیه را تدارك کند . ( ترجمه اقای عبد الصمدخان)\n\nپیشرفت سوسیالیست ها\n\nدر انتخابات پارلمانی انگلستان اخبارات وارده حاکی است که انتخابات انگلستان خاتمه یافته وبشرح ذیل نمایندگان انتخابات شده اند :\n\nسوسیالیست (٢٨٩) \n\nمحافظه کاران (٢٥٣)\n\nلیبرال وازاد ی طلب (٥٠) و متفرقه (٥) .\n\nدر انتخابات فوق سوسیالیست ها اکثریت را برده اند ولی گمان میرود که پنجاه ثلث نفر لیبرال بمحافظه کاران ضمیمه شد وبا ز اکثریت سابق محافظه کاران باقی بماند در هر صورت"}
{"book": "adl0955", "page": 310, "text": "٣٠٥\n\nاین انتخابات دارای تاثیر خاصی در عوالم سوسیالیست میباشد.\n\nمطبوعات انگلیز و کابینه ماکدونالد\n\nدیلی میل نگاشته است که:\n(اگر مستر ماکدونالد بطور پاکدامنی وجدیت براین مملکت وملت حکومت کند کابینه\nاو خیلی بیش از انچه بعضی ها پیش بینی میکند دوام خواهد یافت)\nجریده دیلی میل را عقید برین است که روی همرفته ماکدونالد خوب کار کرده ودر\nانتخابات وزرا مهارت بخرج داده است اکنون نوبت وزرا منتخب او است که معلوم دارند چطور متفقا\nبا هم کار میکنند که موافق انتظارات مردم سیاست مترقیانه خود را بموقع عمل گذارند.\nجریده دیلی اکسپرس گوید (مملکت بحال کابینه جدید را با کمال صمیمیت پذیرفته ملت\nامید وار ومعتقد است که حکومت جدید متفقا انگلیس وکلیه دنیا مفید خواهد بود) (تجدد ایران)\n\n۸۲ ساعت در هوا\n\nبالون حراف تسپلین المان بقیادت دکتر لک المانی و هفتاد نفر مسافر ومستخدم -\nهشتاد و دو ساعت ونیم يك مسافرت محیرالعقول از المان بسوریه وفلسطین واسپای صغیر\nکرده بجای خود سالما عودت کرد از مخبرین جراید یکی نماینده جریده یومیه الاهرام عربی\nمصر درین کشتی هوا پیما موجود بود واز زمان قیام تا عودت از فوق بالون اخبار حرکت و سیر\nبالون را بمجریده الاهرام میفرستاد براین این کشتی هوانورد بی نظیر که چندی قبل هم\nمسافرتی بامریکا کرده باز طریق امریکا را از پیش خواهد گرفت (اتفاق اسلام از تجدد ایران)\n\nمسافرت سلطان مصر به جرمنی\n\nسلطان فواد پادشاه مصر بقصد مسافرت شش ماهه باروپا مسافرت نموده است در موقع ورود به\n(برلن پایتخت المان پذیرائی شایانی از او بعمل امده (هندنبورك و مولر) بوی خیر مقدم گفته\nسلطان فواد از میان كوچك های پرجمعیت و زینت شده به قصر (البرخت) رهسپار گردید -\nملاقات رسمی چهار روز طول کشید و فقط در عرض این مدت ضیافت های بزرگ حضور یافت - سلطان\nفواد مناظر بدیع شهر را تماشا نموده بعد از ملاقات رسمی دو هفته هم برای سیر در ایالات و\nولایات المان رفت.\nاشترزمان وزیر خارجه المان از (مادرید) پایتخت اسپانیه که بانجا مسافرت نمود بود تا\nتلگرافا از وزارت خارجه المان تقاضا نموده است که احترامات وی را تقدیم پادشاه مصر نماید.\nصدراعظم المان یک ضیافتی بافتخار پادشاه مصر داده که علاوه بر رئیس دولت المان\nکلیه اعضای درجه اول دولت نیز در ان حضور داشتند. در موقع بازدید کارخانه چینی سازی\nبرلن پادشاه مصر سرویس میزی را که سفارت مصر سفارش داده و دارای ۹۰۰ قطعه است معاینه\nنمود. پادشاه پانزده روز برای اولین دفعه با ظروف مذکور ضیافتی داد. پانزده روز هم پادشاه مصر"}
{"book": "adl0955", "page": 311, "text": "- ٣٠٦ -\nمهمان بلدیه برلن بوده واسم خود را در کتاب طلائی بلدیه ثبت نموده است .\nمصائب قدرت بر عراق عرب طغیان فرات ودجله\nاب فرات ودجله طغیان نموده خیلی خسارت مالی وجانی بر عراق عرب متوجه ساخته\nاست . بطوریکه معلوم شد عده قربانی طغیان اب در حدود ٩٦ نفر بود واب بالغ\nبه ده هزار جریب اراضی را فرا گرفته چندین هزار مواشی و اغنام را هلاك کرده و کلیه -\nخسارات بالغ به ٧٠٠ هزار لیره گردیده است .\nدر نقاطی که دچار حادثه طغیان شده اند جمعیت های متعددی برای جمع اوری\nاعانه طوفان زدگان ترتیب شده وانها خیلی اعانه جمع اوری کرده اند در وقت طوفان رجال\nفنی در تغییر مجاری اب فرات بدجله اقدام نموده وبقدر امکان طغیان اب فرات را تخفیف\nداده اند .\nطغیان درحال شدت خود قطار راه اهن بین بغداد وبصره را حائل گردیده و\nدر حدود يك ماه قطار مزبور را از حرکت وسیر مانع شده بود اداره راه اهن تدابیر لازمه را\nبرای نقل مال التجاره که نقل وانتقال انرا تعهد نموده بود از راه شط اتخاذ واجرا نموده\nاست .\nزلزله مدهش در گیفان\nدر گیفان که محالات خراسان ایران است باوائل يك شب زلزله مهیبی حادث شده و\nسرتاسر قلعه های انجا را خراب و ویران کرده است . ساکنین انجا در حین شروع زلزله\nراه فراری نیافته بدیدن مصیبه ازلی تن داده اند دقیقه نگذشته که ابادیها منهدم وفضا\nبا گرد وغبار وظلمت مخوفی تبدیل گردیده است زیرا منازل ویران وهزار و دویست نفر در -\nزیر هزاران خروار ثقل خاك ديوار وسقف وچوب و دیگرمواد عمرانیه گرفتار امده اند .\nرقت اورست که برای معدودی از بازماندگان تا متجاوز از ٢٤ ساعت ممکن نشده است که\nاجساد پدر و برادر وفرزند و مادر وعیالها خود را از زیر خاك بیرون اورند وضعیت اباديها\nدگرگون و هیچکس را بجائی نبرده واز خانواری های که یک یا دونفری که باقیمانده خانه و\nکلبه خود را در ان ساعت نمی شناخته اند نه شمعی و نه چراغی نه بیل وکلنگی .\nتا صبح انشب بازماندگان داغدیده مانند پروانه اطراف قلعه ها دیوانه وار گرد شر\nکرده گمشدگان خود را جستجو میكرده اند .\nوالحاصل معدودی از بازماندگان باجمعی از همان مردم که در زیر زمینها بوده و\nاسیبی باوشان نرسیده بود باتفاق چند نفر از عناصر صالحه انجا دامان همت بکمر زده و تا سه\nشبانعروز مشغول کاوش وجمع روزی اجساد وکفن ودفن بوده اند .(تجدد ایران ٧ محرم)"}
{"book": "adl0955", "page": 312, "text": "علم النفس\n(٤) پیوسته بشماره ١٢)\nاثر خامه فاضل محترم هاشم شایق مد ظلهه\n\n(٢) میل بحسن : این میل عبارت از يك انجذاب روحی است نسبت به بدایع و مناظر دلچسپ چونکه،\nبدیعت ودلچسپی جاذبه ایست که از نسبت معین وانتظام الیق در هر چیز نمودار\nمیشود . اسباب زینتی که در سر وگردن يك وحشی و ترتیب شکل هائیکه در بازیچه يك طفل می بینید\nازهمین میل فطری ظهور کرده است . هنگام سیر در مقابل يك منظره قدرت که الوان گوناگون و\nاشکال نواز غریب دارد ممکن نیست که در معنویت هر شخص باندك تامل حیرت عمیق وهیجان\nلطیفی متولی نشود . این هیجان وحیرت حالت مخصوص است که بعضا کشیده میشود اما از\nافاده ان اظهار عجز مینماید . این کیفیت بتعبیر ( ان) یاد میشود که حالت مخصوص حسن\nبوده بتقریر نمیگنجد .\nمیل حسن و تناسب بعضا اثرات غریبی دارد :\nانتظامات پریشان و بدیعیت های که هرجائی اشیا ومحیط را خواه در الوان باشد\nوخواه در اشکال بامخیله بدیع کار وذوق لقا انسجام پرست جمع و ترتیب جدید می بخشد و\nتماشا میکند حتی دیگران را نیز بمفتونیت خود شريك می سازد . یعنی حسن مغشوش وپیچیده\nانتظام مهم وناقص را بصفا رونق وانکشاف و کمال می اراید . چه حسن عبارت از تناسب است\nکه ذوق علوی مخصوصا انرا در می یابد .\nاین است که ارباب صنایع نفیسه در قالب الوان اوضاع اواز حرکات وسائره نمونه حسنی\nکه درعمق روح شان بحال هیجان ودغدغه است افاده میکنند . یعنی در اظهار او میکوشند .\nاگر این میل مثل حق طلبی بفعالیت وانکشاف دراید هر حس را در قالب حسن و هر حرکت را\nبوضع تماشا خواهد اورد و وشکل دلفریبی خواهد داد .\nبالجمله ازهمین میل است که صنایع نفیسه نام تماشاخانه انتظام بوجود امده بطوری\nترقی کرده که از هر پهلوی ان شعبه ظریف دیگری تشکیل یافته است .\nاین حسن که موضوع بحث ماست عبارت از تناسبی نیست که در چشم میان اعضا محسوس\nباشد . ازقبیل صباحت وجه وضاثت بشره جمال بینی حلاوت چشمان ملاحت دهان\nطرافت لسان وسائره . اینحا حسن هائیست که برای نفس مادی منظور است .\nجائی جامی همین معنی را در لوائح چنین بسته است :\nاز لطف قد صباحت خد چکسی در سلسله زلف جعد چکسی\nازهر طرفی جمال مطلق تابان ای بیخبر ازحسن مقید چکسی\nمگر حسن نفس علوی که هم خود منبع ان است وهم جویای ان عبارت از تناسبی است که\nذوق سلیم ازان با بتواسطه لذات روحانی اخذ وتلذذ و افاضه میکند . چه ذوق استعدادی\nاست که کمال ادراك را در همه تجربیات و اشراقات داشته میباشد ."}
{"book": "adl0955", "page": 313, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0955", "page": 314, "text": "چنانچه جلال دوانی میگوید : ( این نسبت شریفه در هر جا که یافته شود موجب انجذاب\nو اهتزاز نفس است . این انجذاب عبارت است از عشق و محبت در هر جا این نسبت شریفه باسم\nمختلف یاد میشود : ۱ از قبیل اعتدال مزاج ابعاد لذیذ بلاغت و سائره . . . )\n\n۱۱۱ میل بخیر . این میل نیز احساس شریفی است که داراى ان نزد هر شخص\nمحبوب و محترم است . چه این شخص تنها بحرکات فضیلت کارانه خود مفتخر نیست . بل از\nدیدن و شنیدن اقوال و اوضاع نيك و علوی نوع خود نیز متلذذ میشود . فی الحقیقه این میل در\nموجودیتی که انظار صولت کرد . هر طرف را بنور فضیلت و بزرگواری افاضه میخواهد بکند . علاوه بر\nخیرخواهی عطوفت شفقت وعدالت که در ضمیر آن است میخواهد از هر طرف و هر شخص در\nهر زمان و هر مکان از شعشعهء این مهر روحانی درخشان بیأ شد . کیفیات خواص اجزاء و\nلوازم بالجمله هر چیز وسیله و یا سرمایهء خیر و فضیلت گردد . در حقیقت اگر حیات انسانی\nدارای فضیلت و شرافت جبلی نمی بود غیر از سیاهی تباهی ملعنت و قصور چه تماشا واثــــر\nمیداشت .\n\nعشق حقوق ذوق وظیفه نفرت از ندامت وجدانی و انجذاب باستراحت قلبی که ـ\nانسان در حیات حس میکند همه از تظاهرات صفی و مثبت همین میل خیر و فضیلت است .\nبعضی اشخاصند که با وجود بی کمالی مکتسب وعدم تربیه معروف شده اند . چونکه ودایع\nاین طبیعه برای عفت و شرافت برای کرامت و نجابت شخصی و اجتماعی سرمایهء سعادت شده است\nوجدان عمومی بحسن سیرت و وقار حرکت و گفتار بعضی اشخاص شهادت میدهد که این شخص\nعزیز و موقر است . چونکه این میل از صقر روح در چهرهء صاحب خود افاضه نزاهت و صداقت\nکرده است . چنانچه نظیری نیشاپوری در اوائل عمر یازدهم هجری گفته .\nتو کاری خود بغمزهء معشوق واگذار ـ بیطاقتی مکن که نکویان نکو کنند\n\nبالجمله میل فضیلت استعدادی است که بعضا در مقام مرشد و مربی نیابت میکند و همیشه\nشخص اصیلانه و بزرگوارانه اداره مینماید . لیکن در انکشاف وانحطاط این میل عقل و اراده ـ\nتربیه فردی و اجتماعی تاثیر بزرگی دارد . اینست که با وجود روحانیت این میل در بعضی اشخاص انقدر\nکور و منجمد است که گویا ان شخص از انسانیت مجزا گردیده . کثیف ـ شریر ـ خشن ـ و\nحیوان مانده تقریبا از همه عواطف انسانی برکنار شده است .\n\nبر عکس فضیلت مایی که مستعد این کرامت باشد در هنگام صباوت حتی در اوان طفولیت\nاحساساتش از چرك فحش و افکار پاك و خیالاتش نزیه ولطیف بوده اثار دین و اخلاق در هر ـ\nحرکت و رویهء آن مشهود میشود ."}
{"book": "adl0955", "page": 315, "text": "- ۳۱۰ -\n\n۱۷ میل بدین : اگر ملاحظه صحیح کرده باشید البته دریافته اید که غایه حس و حرکت نفس اجتماعی و هدف میل عالی راجع بيك چیز است :\nتوجه بعلویت : خاصتا در میل بحق در میل بحسن و در میل بخیر مطالعه كردید . مثلا در جستجوی حقیقت نظر میل بادراك عقل اکمل است. کذا در محبت بحسن . چونکه لمحه تناسر وخوبی که در مناظر بدیع قد ریت دیده میشود وقلب باکمال تهیج مفتون ان است منتهی بحسن اکمل واعلی میباشد . اینچنین ارشادات قلب وجدان که غایه ان عبارت از کرامت بوده مربوط بيك اراده سرمدی وقدسی است . اگر صریحتر گفته شود منبع اینهمه قلقلقر علویات - اوتعالی سبحانه بوده طریقه وصول ان همین دین وهمین قوانین موضوعه الهی است .\nمادام که حقیقت حسن وخیر محبوب جبلی وهدف مقتضیات انسانی است البته اشتیاق بمبداء وتسلی بمنبع ان قوی تر و صمیمی تر باید بود . اينك مبداء حسن جمال مرجع فضیلت وکمال را با تمام عشق وتقاضا وبا معنى صحیح محبت باید خواست . علاوه برین او نیز میخواهد دوست میدارد یعنی بكرامت بشری اراده ازلی او تعلق گرفته با وجود غفلت ها كسوه كرامت را بدوش افتخار بشر گذارده و با انکه از هیچ وجه بحیات انسان محتاج نیست خلق نمود ، بکرامت گرید ، با همه نعم ومزیتها سر افراز ساخته است .\nبسا میشود که سلسله کامیابی بسكته انجامیده قواي بشری بعجز میکشد . در حال با يك تفت لبوكام وبك شهيق عميق وبايك خشوع متولى عقل و وجدان بخور تدبیر او می برد . مثلا در مرضيكه عارض شود و در تهلکه که متوجه نفس گردد بظل حمایت او پناه میگزیند و از اعتسافيكه رودهد باو استغاثه مینماید ... بالجمله در هر سختی ونابودی از و استعداد کرد سنت ار فلاح میشود . پس چرا همیشه خواهان عبادت و اطاعت او نباشد و هرگونه لذات ومنافع روحی و عضوی را بقربان امر ورضای او اماده ندارد .\nچونکه غیر از حال و کمال او عطوف و کفیل دیگری نیست . کذا از مفکوره عالی این تصور محال است که بیرون از شفقت و مرحمت او در حیات وعافیت ارامگاهی موجود خواهد شد .\nاین است نمونه از حقیقت میل بدین . اری محبت علامت میخواهد . علامت این محبت ـ عبادتی طلب میکند که مملو از تعظیم باشد و خشوع عميق . ( باقی دارد )\n\n( کابل - مطبعه سرکاری )"}
{"book": "adl0955", "page": 316, "text": "-٣١١-\nصفحه (١) ( جریده هفتگی حبیب الاسلام سال اول—شماره ٢٤ )\nواعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا\nحبیب الاسلام\nمدیر. برهان الدین کشکی .\nاداره خانه د مافغانان کابل افغانستان— نمره تلفون .\nهمامور تحریریه وحسابیها بنام اداره فرستاده شود .\nاداره در انتشار واصلاح مقالات وارد مختار است\nاوراقی که درج نشود اعاده نمیشود .\n\nشرح اشتراک\nسالانه ششماهه\nدر داخل\nدر مرکز ٦ روپیه ٣ روپیه\n\nدر ولایات داخله با\nاجرت پست ٧ روپیه ٤ روپیه\n\nدر خارج ١٥ شلنگ ٨ شلنگ\n( يك شماره ٦ پیسه . )\n\n( درین اخبار از احکام دینی ومسائل اسلام ومهرگونه علوم وفنون واطلاعات سیاسی ومفاد دولتی ومنافع ملی بحث میشود . )\n( تاریخ قمری ٩ ربیع الاول ١٣٤٨— چهارشنبه — ( تاریخ شمسی ٢٢ اسد ١٣٠٨هجری )\n\nاسلام بذات خود ندارد خللی\nهر عیب که هست در مسلمانی ماست\n\nاز جمله خصال حمیده وصفات خجستهء که عالم اسلام را سرور وسردار جهان وجهانیان وچشم بصیرت وچراغ هدایت تمام بنو نوع انسان ساخته علم فتح واقبال وکوس عزت واجلال مسلمانان را در سرتاسر جهان افراشته ونواخته بود همانا محبت وشفقت وصداقت و— ایثار وعنایت دیگر فضایل اخلاقی وحسن معاشرت مسلمین بود که در بین خود شان همیشه انرا مرعی ومعمول میداشتند .\nدایما خوردها نسبت به بزرگان ومحاسن سفیدان وکلا نهای خود کمال عزت وحرمت وتعظیم وتکریم را مرعی وتقدیم میداشتند وبالمقابل ان بزرگان خوردها ونوجوانها وافراد کم عمر را به نظر راءفت وشفقت ومرحمت تلقی میکردند . با مساکین وغربا واشخاص کم بضاعت خود از راه جود وسخا وهمدردی وعطا پیش میامدند . احتیاج وضرورت خود شانرا اگر چه نهایت زیاد بــــــه سختی وپریشانی مبتلا میبودند بدیگران اظهار نمیکردند عموما در ایثار وجوانمردی از—"}
{"book": "adl0955", "page": 317, "text": "- ٣١٢ -\n\nجميع اقران و امثال خود شان ولی در فیض و نوع پروری شهره آفاق بودند از دروغ و\nدشنام و فحش و سخن های لا یعنی زبان های شان ممنوع و معیب پوشی مراحم گستری و دیگر اخلاق\nمطبوع شهرت داشتند از گرفتن انتقام و پاداش با وجود قوت و قدرت صرفنظر - خوردن غیظ\nو غضب شان را با وجود شد ت و عظمت و توانائی عادت مستمر خویش قرار داده بودند از ضرر\nرساندن بمسلمین مجتنب و در فراهم اوردن رفاه و اسود ه حالی ابناء نوع و اخوان اسلامی خویش\nجدا راغب بودند تمام اعمال و افعال شان از روی علم و معرفت و شریعت ترتیب و در حصه واقع صبر\nو شکیبائی وحلم و بردباری یگانه تصویب شان بود در عصبیت ملی و حمیت قومی یکتا و مهمان نوازی\nووفا داری بی همتا بوده شیرهای بیشه جراءت و شجاعت و مجسمه های صداقت و خاکساری و\nدیانت و پاکیزگی بوده هر واحد انها اگر با کسی دوستی داشتند در راه خدا بود واگر\nدشمنی میورزیدند هم در راه خدا ومحبت رسول الله بود عد ا ظاهر دشمنان خود شدید و\nخشمگین و غضبناک بوده با دوستان و برادران و اهل ایمان شفیق و مهربان و خرم و شادان قد\nمی بودند .\nالغرض ان همه فضایل عالی و خصایل انسانی که امروزه داشتن يك يك فضل وخصلت ان يك عالم\nحقانی و يك پیشوای روحانی و يا يك خادم انسانیت و پا يك داهی عالم مدنیت برخود می بالد و\nافتخار میکند تماما و قاطبه در وجود هر هر فردی از مسلمانان سلف و پیشوایان و مقتدایان اسبق\nما موجود بوده هريك از انها مصداق ( اشداء على الكفار رحماء بينهم ) بودند لهذا بآسانی\nو کمال خوبی توانستند و مقتدر گردیدند که سرتاسر جهانرا بنور اسلامیت معمور و تمام افراد\nانسانی را از عدل و داد و دیانت شان شاد کام و مسرور فرمودند .\nامروزه قد روز گذشته فضائل های محبت و صداقت سست و مراعات اصول ایثار و شفقت\nاز بین رفته و به نزد برخی از مسلمانان جهان جنس فضایل اخلاقی و حسن معاشرت متاع كاسد\nگردیده ونقد رذائل وسوء اخلاق رائج است بزرگان و ریش سفیدان چنانچه میباید با خوردان\nو فرزندان خود شیوه شفقت و مرحمت را مراعات نمیورزند - نو جوانان و خورده ها نیز -\nطوریکه لازم است با عزاز و اکراه بزرگان خود تنزل ندارند پابرخاطر و دلدهی غربا و مساكين\nو دستگیری اشخاص بی بضاعت ومدد رسانی با شخاص بی ظه ثروت موجود نیست و دروازه های\nجود وسخا و ابواب كرامت وعطا روی هم رفته کاملا مسدود و احتیاجات ساختگی و ضروریات"}
{"book": "adl0955", "page": 318, "text": "۳۱۳\n\nلا یعنی منافقانه از هر طرف و هر زبان دیده میشود از ایثار و جوانمردی و فیاضی و\nنوع پروری بجز نام ونشانی نیست دروغگوئی و دشنام دادن و یاوه سرائی نقل مجلس جهال و\nتکیه کلام شان است در برخی از افراد عطوفت مفقود و عیب پوشی وجود ندارد اخلاق اکثر به\nخرابکاری و رفتارها ناصواب در انتقام گرفتن بپاداش بدی رساندن با خوان و هم نوعان خود اگر\nبتوانیم جدی و از فروخوردن قهر و غضب خود اگر مقتدر شویم برای يك لمحه معطلی نداریم و\nدر فائده رساندن به برادران اصلا مریمعاونت نمودن به بنی نوع خود کاهل و از کسب علم و\nعمل و اندوختن دانش و فضل غافل و از فراهم اوردن اسبابعزت و جلال و رفعت و کمال خود جاهلیم\nبهر چه طور میتواند شد کما خودها را باین اعمال سراپا و بال خوبتر مسلمان اکمال گفته خود\nها را سزاوار لطف و مراحم خداوند عزوجل بدانیم و با شکوه و شکایت ضعف عالم اسلام و گله از\nوجود مصائب بنمائیم. زیرا که ایزد پاک در قران شریف اخبار فرموده که: (لا تهنوا ولا تحزنوا\nانتم الاعلون ان کنتم مومنین) سست و غمگین نبود مطمئن و متسلی باشید که شما بر تمام جهان\nو جهانیان سرور و سردارید مشروط برینکه صادقانه مسلمان و صمیمانه در راه اسلام خدمت\nکنید.\nبرادران اسلامی من. از برای خدا. اوامر خدا و هدایات رسول الله را بشنوید و\nاعمال صحابه کرام و افعال تابعین و اسلاف عظام تانرا صادقانه تعقیب کنید تا ازین\nگرداب ذلت و ادبار نجات یافته باعزاز و اکرام تام مقام سیادت و نیکبختی را نائل شوید و ازین\nحکایه مجعلی که ما از طرز عمل پیشوایان خود برایتان نمودیم درس و نصیحت اکملی را گرفته\nدر امر معروف و نهی عن المنکر بکوشید و در حق پادشاه اسلام دعا کنید که ایزد پاك مساعی جمیله\nاو را در ترقی و تعالی دین مبین روز افزون گردانید ه رجال و مامورین سلطنتی ایشان را نیز موافق\nگردند تا زیاده بر زیاده به تشیید مبانی اسلام و مزید تقویت و احیای شریعت سید الانام\nکوشش ورزند. (والسلام علی من التبع الهدی).\nمژده جشن استقلال امسال\nاستقلال چنان يك موهبه مقدسه و عطیه بزرگی از مواهب الهی جله کرماست که هريك ملت زنده\nو قوم با هوش در حصول ان سیلابهای خون را جریان مبر ای تحفظ و نگهداشت ان روح و روان خودشان را\nنذر و قربان میکنند. ملت افغان فیور افغانستان که بقربان ساختن فرزندان رشید و تفدیه روح -"}
{"book": "adl0955", "page": 319, "text": "- ٣١٤ -\n\nنوجوانان مزید خویشرا این گوهر گرانبهای استقلال را بکف باکفایت خویش آورده و در آغوش\nاسلامیت خود کشیده اند و در هر وقت و هر زمان برای بقا و توصیا نیت آن تا ریختاندن اخرین\nقطرات خون خویش را سر و برا و تجدید مسرت و خشنودی خویش هر روزه الی ما شا الله به -\nآمدن این روز فیروز حصول استقلال جشن های خرمی و حلقه های خوشنودی را ترتیب میدهند .\nحکومت مقدس اسلامی ما مزایا و محاسن استقلال را بتمامها تائید میکند و یخوان (الاسلام\nيعلو ولا يعلى ) يعنى اسلام و اسلامیت همیشه در خور ترقی و مستحق استقلال بوده در -\nشان اسلام تنزل و تحت حمايه بودن نیست . حریت ملت و استقلال مملکت را نیز از جمله -\nمقدسات مذهبی و دینی خود دانسته او را از جان و روان خود بیشتر دوست دارد چنانچه\nبرای استقبال ایا بتحصیل استقلال که بریختن خونها و با حرارت یکعده مقدسه از مجاهدین اسلام\nو جوش و خروش ومساعی بومعاونت جمهور اقوم انام افغانستان حاصل گردیده قرار عادی همه ساله\nدرین سال فرخنده فال نیز اجرای یکجشن باشکوهی را در شهر شهیر کابل امر وارائه -\nفرموده درین مورد حسب مطویا تیکه گرفتمام بهترتیبا ت درست و تژئینا تفوق العاده تعبیه گرفته\nشده و تصمیم فرموده اند كه يك جشن عالى و يك میله بزرگی را که از هر حیث نسبت بسابق فايق\nباشد دائر بفرمایند .\nجای هزاران شکر و ثنا بدرگاه حضرت احدیت جل على شانه است که افکار روشن خادم دین\nرسول الله (صلعم) امیر حبیب الله خان را در سنجید ل افعال خوب و زشت چنان يك معیار\nصحیح اسلامی خلق فرمود یکه از آن اشعه نافعه وفکر عالی شاهانه خود تمام محسنات و\nمعائب را با يك ملاحظه دقيق وعميق تحت مطالعه آورده محاسنی را که مولد عظمت و جبروت\nاسلام و اسلامیت و باعث شرافت و مکنت مملکت و موجب فرحت مسرت رعیت واسباب و فر و افتخار ملت\nخود میدانند از جوش اسلامی و جذبه ایمانی خود با کمال شطارت ذاتی که دارند ازان استفاده\nمینمایند .\nگویا درین مورد هم به تعمیل این امر نبوی (ص) که ( كلمه الحكمه ضالت الحكيم ) است\nمی پردازند واثرات مفاسد و معایبی را که مغایر از مقررات شرع انور وامر پیغمبر ( صلعم )\nبود مباعث خرابی اخلاق و تباهی ملت میگردد باشہ ت بطش از صفحه وطن پاك وزا ئل می سازند"}
{"book": "adl0955", "page": 320, "text": "- ٣١٥ -\n\nکه از ان جز خاطره دران ها بپاقی نمیماند .\nاز ایزد پاك جل ذکره رجا وتمنا داریم که خیالات عالیه پاد شاه اسلامی ما را بیش از پیش\nدر راه درك سعادت ملت و سرسبزی مملکت ما متوجه ساخته چنان توفیق درستی را نصیبشان\nگرداند که همیشه محسنات وخوبی ها را برای افغانستان اکتساب نمایند وملت محبوب شانرا\nدائما از خرابی و تباهی کشیده بجادهٔ اسلامیت و شرافت وعظمت سوق وراهنمائی فرمایند .\nرعیت پروریهای حکومت حبیبیه .\nاز بدیهیات ومسلمات است که تشکیل حکومت محض برای فراهم اوردن اسباب اسوده‌گی و—\nرفاهیت ملت وتسهیلات در کافهٔ امور اجتماعی اوشان است وحکومتیکه خط حرکت و فرمان روائی\nخود را موافق میل وخوشنودی افراد ملت وجامعهٔ خویش قرار میدهد خوشبخت تر وسعادتمند\nتر از ملت ان حکومت ملتی نخواهد بود .\nحکومت حبیبیه اسلامیهٔ ما از بدو وجود کانصب العین اساسی ومنظورحقیقی اش اعتلای\nكلمة الله وخدمت در راه دین وفراهم اوری موجبات خوشنودی این جامعه است بهمین مسلك\nورفتارش پایبند بوده در امورجزوی وکلی میخواهند موافق مقررات اسلامیه عادلانه ومنصفانه\nعمل کرد مرضایب ورفاهیت ملت خود را اماده نماید .\nاينك برای تائید قول خود يك قطعه اعلانی را که از حضور حضرت عالی سردار اعلی معین —\nالسلطنه صاحب منتشر شده وراجع به حقوق محصلی حد معینی را حائز بود میتواند بخوبی\nنمونهٔ عدالت ورعیت پروری حکومت حبیبیه شود درج جریدهٔ خویش نموده و بلحاظیكه هر\nفرد ملت باید احسان و حقوق شناسی حکومت خود را تقدیر کند بمرتبهٔ خود همچه خدمات و —\nرعیت پروری حکومت اسلامیه خود را تقدیر و تمجید میکنیم ويقين داريم که در تکالیفی که از\nطرف بعضی مامورین خورد وريزهٔ حکومت بر ملت تحمیل شد نباشد و بمحضور رجال فعال —\nخیرخواه وصادق حکومت نرسیده خواهد بود تا از توجه وشفقتایشان رفع و بر طرف\nمیگردید ازین جهت در وقوع همچه قضایا بر ملت هم حتمی است چنانکه این اعلان —\nباوشان هدایمیدهد ومرجعشان را يك ميزان عد الت و انصاف معرفی میکند در صورت ظهور\nتخلف از اوامر حکومت عرض خود را بمرجعه رسانید ه و داد خود را بخواهند اگرچه ما یقین\nداریم بعد از نشر این اعلان تکلیفی از هیچ رهگذر بر رعایا نرسد و مقامات مسئول یعنی"}
{"book": "adl0955", "page": 321, "text": "-٣١٦-\n\nمامورین حکومت هم چنانچه لازم است ازین اعمال جلوگیر بنمایند.\nاعلان\n\nبخاطر رعایای صداقتمظاهر وکافه مامورین ملکی ونظامی ابلاغ است!\n\nدرین نزدیکی باطلاع خاطر عالی ما پیوسته است کبعض اشخاص که از ادارات تحصیل\nداری وسائر دوائر وشعبات برای تحصیل پول باقیات وغیره اموراتمتعلق محصلی ـ محصل\nمقرر میشوند بعض ازارواسها بزحمت اهالی را اماد منمود مراحت واستراحت جمعی را باین\nواسطه مختل ومسلوب وجبرا مقداری گزافی از پول وغیره‌اشیاء ان بیچاره را بنام محصلی اخذ\nمیدارند ازانجا که یک وظیفه عمده حکومت تهیه اسباب راحتملت است همچه قضایا\nخاطر عالی ما را سخت متاثر ساخته ومیخواهم برای اینده از اینطور واقعات ناگوار جدا\nجلوگیری فرمائیم ـ لهذا باعلان هذا احکام میفرمائیم که اینده برای محصلان صنف سوار\nیکروپیه واز پیاده شب‌اروز یکقران مقرر شد مکه احدی زیاده برین بنام محصلی ازهیچ کس\nچیزی گرفته نمیتوانند وهرگاه متحقق شود که محصلان وحواله‌داران سرکاری علاوه برین\nدرتهیه اسباب زحمت اهالی کوشیده واضافه بر مقررات اعلان هذا چیزی گرفته بودند البته\nانتظار شدید ترین بازخواست را خواهند کشید وهمچنان از دائرۀ که محصل مقرر شدهباشد\nودائره مذکور در بازخواست همچو معامله‌ غثهرد از د بازخواست خواهد شد درمرکز خودم\nشخصا برای غورسیر حا ضرم ورعایا درهمه‌ اوقات میتوانند بحضورم عرض خود را برسانند اگر\nازطرف رعایا درعرضمطالب مذکوره سستی بظهور رسید موقوفیت را بحضورم معروض نکنند خود\nشان وجدانی مسئول بوده وهرگاه در غرسی شان بکمال دقت ازحضورم بازخواست نشود\nدیانتا مسئول شمرده میشوم ودر ولایات مرجع همچه عرایض و مطا لب نائب الحکومه‌ها وحکام\nاعلی است در اجرای مواد احکام این اعلان در مرکز جمیع دوائر رسمی و در ولایات ـ\nقوماندان‌های کوتوالی ونائب‌الحکومه‌ها وحکام اعلی مسئول اند. محله هرسرد ار اعلی\nمعین السلطنه صاحب جناب حمدالله‌خان\n\nفقۀ مراحم پادشاهی\nنسبت بمستخدمین کارخانه گوگرد سازی\n\nچندی قبل برین حضور امیرصاحبرونق افزای کارخانه گوگردسازی شده بر عطیات وکار روائی\nانجا علم اوری فرمودند رنتبجه‌ نگرانی وعلم اوری شاهانه شان چون کار وفعا لیتمستخدمین ان"}
{"book": "adl0955", "page": 322, "text": "- ۳۱۷ -\n\nفابريك منظور نظر شاهانه شده استراحم والطافى را نسبت بخدمتگذاران انحل ايراد و\nبانعام معقولى علاوه ترفيعاترا دلشاد داشته اند که ما مفاد نطق ایراد یحضور وعریضه\nمستخدمين مذكور احسب اطلاعى كبها اداره ما اد یب محترم جناب محمد یوسف خان سر منشی\nحضور ارسال داشته ذیلا مینگاریم :\nنطق همایونی\nعزیزانم . مامورین فابریکه گوگرد سازی میدانید که خد موطن برا یا فراد اسلام الزم بل\nضرور است که ایفای وظا ئف محوله مرجوعه خودها را بکمال صداقت ابرازد اشته در نتیجه\nرضامندی خدا – رسول اللهاین خادم دین را استحصال کنند امروز که خودم برای –\nملاحظات کار فابریکه گوگرد سازی امده ام و کارهای شما را ملاحظه کردم حقیقتا که شما –\nمامورین بوظائف محوله خود مساعیات ورزیده و در حسن اجرا یامور و کار اداره خود مجاهدات\nنموده اید حضور والایم از شما اظهار رضامندی فرموده نائل مکافات حضور گردیدید تا –\nبين الا ماثل والاقران ممتاز بوده اضافه بر اضافه بخد مات خودها بکوشید و رضامندی حضورم\nرا حاصل کنید .\nدر خاتمه برای خود و شما مامورین ومستخدمین از خدای متعال جلت عظمته توفیقات -\nخدمات شایان تحسین بعالم اسلام را مسئلت دارم .\nعريضه مامورين ومستخدمین بحضور\nحضور لا مع النور جناب فهم اکتسابپدرتاجدار اعلیحضرت دیندار را از حضرت افرید بگار\nبعمرام دارین کامگار می خواهیم .\nاعلیحضرتا !\nبها راین چمن بی مقدمت مارا چه کار اید – توگراین چمن اید ببخشاید بها راید\nازین تشریف اوری بزرگاهه نخستین شعا کمیگانه افتار سمادیافتدار خسروانه ات در ترقیات دین\nوفلاح اسلامیت ازبدو سلطنت الی یومنا هذا مصروف است باین مقام صنعتی یعنی ریاست گوگرد\nسازی جمله مامورین و کاریگرهای این ریاست از شما شکر گذار بوده افتخار مینمائیم که حضورشما\nاوقات قیمت ار خود را بتفقد بذل ترقیات منصوبه رنجه فرموده سبب دلگرمی و مسروریت مسلمان\nشده اید ."}
{"book": "adl0955", "page": 323, "text": "- ٣١٨ -\n\nشهنشاه عدالتگسترا !\nاین روز فیروز سعادتمند وز روزیست که بقدوم الطاف مربیانه و نوازشات پدرانه خویش این محل بزرگ وموضع خوب را خجسته ومبارک ساخته و چشمهای تیره خدام خویش را برافه های مصطفانه خود روشن و درخشان نموده و سر افتخار مایان را بکهکشان فلک رسانید، اید فخر می نمائیم. \nامیر صاحب امروز خدای را شکر گذاریم که بسایه هما پایه همچه پشهاد عادل آگاه دیندار که صرف مساعی جمیله اش همواره مصروف ومبذول اجرا کشوری است رفتار داریم واز پیشرفت اوامر دینیه که ناشی از عقیده اسلامیه واصول قاهرانه شماست مسرور و متشکر هستیم. \nای تاجدار افغان رای غمخوار همگان - اگر چشم بصیرت را باز کرده مردها را در مرحله جانبازی و دریای فداکاری انداخته بعلم خوارزی که درباره ما رعایای صادق وخدام لایق خود دارید نظر انداخته از قطرات خون خویش قطعه افغانستان را لاله گون سازیم جا دارد واین انعامیکه حضور شاهانه مایان را ممتاز فرموده تشکر مینمائیم .\nدر خاتمه دعای بقای سلطنت را کرده اماده و مستعد هر گونه خدمات بوده میگوئیم زنده باد تاجدار افغان - بلند و بالا باد لوای دین اسلام - پاینده باد استقلال افغانستان .\n\nدعوت سفراء در وزارت خارجه\nحسب معلوماتیکه بادریا سالگرد یوم استقرار عادت همه ساله چند و قپلیرین يك دعوت پر شکوهی در وزارت خارجه ترتیب یافته عالیجناب فللقد سردار اعلی آقای حمید الله خان معین السلطنه صاحبوهمیشه محترمه کور دیپلوماتيك مقیم دربار کابل با بعضی از زمامداران امور از طرف وزارت معززالیها به محفل رمذکور مدعو بودند حضرات مدعوین بساعت معینه تشریف اورد مازطرف وزارت جلیله پذیرائی شایانی بعمل آمد و بعد از انکه مراسم دعوت بصورت مرغوب اجرا گردید مجلس به تمام مسرت خاتمه یافت .\n\nشرفیابی وکلاء وافزه و معتبرین احمد زائی بحضور\nناظرین مطلع خواهند بود که از حسن نیات پادشاهی عموم طوائف وقبائل سمت جنوبی بـه اطاعت خادم دین رسول الله قبلا امتیاز و بیعت نامه ای جداگانه و عرایض متعدده شانرا بربا"}
{"book": "adl0955", "page": 324, "text": "- ۳۱۹ -\n\nفيوما ببارگاه پادشاه دیانت اگاه شان ارسال داشته ومیدارند ـ تنها مردم احمد زائی\nدرین مرحله ازدیگران بعقب مانده اسیر مکر وفریب مغرضین بودند تا اینکه درین روزها\nازحسن مساعی جناب محمد صدیق خان رئیس تنظیمه وکوشش دیگر منصبداران شجاع ما طائفه\nاحمد زائی نیز بشرف اطاعت همایونی نائل برضای خدا ورسول وحکومت مرکزی را حاصل نموده\nاینک جهت شرفیابی حضور وغرض معذرت واخذ اندرز ونصائح حکومت عموم وکلاء واعزه وصاحبان\nرسوخ انها بهمرکاب عالیقدر حشمتنشان سید محمد خان یاور حضور وارد مرکز گردیده ـ\nمعززا نها ز طرف حکومت پذیرفته شدند .\n\nتحریرات جرائد جهان نسبت قضایا فغانستان\nتشکر از جرائد طرفدار\n\nدر اثنای این انقلاب مقدس که محض جهت تحفظ شئونات دین مبین سید المرسلین و ـ\nتوکید وتبجیل كلمة الله ودفع انهمه بدعات وخرافاتیکه در حکمرانی شاه مخلوع امان الله در\nسرتاسر افغانستان برخلاف مقررات کتاب الله وسنت رسول الله حکمفرما بود ازقوه بفعل امده\nاست عدهء از جرائد سهمیهء دنیا طرفدار این اعمال وکردار ما بود مازما از کار رواقیدای ما\nتمجید وتحسین کرده اند وبرخی از جرائد محترمهء دنیا مخصوصا چند اخبار هندی بواسطه\nاینکه از اصل حقایق اطلاعات درستی اکتساب ننموده اند وعلاوتا پروپاگند وتبليغات مخالفین\nنیز درمیانشان جریان داشت بمخالفت حکومت حبیبیه خامه فرسائی نموده اند وکلماتی را\nنسبت بيك حكومت اسلامیه شرقی وهمسایه خویش درج صحائف شان نموده اند که پس از ـ\nکسب اطلاعات و پی بردن باصل حقیقت خود شان ازان گفته هایشان پشیمان وبران تحریرات\nخویش افسوس خواهند کرد .\nهرچند قلم توانائی ماخوب مقتدر است که به اصلاح افکار وتصحیح افقا اخبار وتعديل كلمات\nو تنقیدات بیانات انها حسب دلخواه بپردازد ولی ما درینمورد از حزم واحتیاط کار گرفته به\nمقابله بالمثل یا انتقام می پردازیم ونظر بـهـد ایاتیکه در همه جه مواقع زشارع برایما کرامت شده\nاز دل ازار و بد گفتار ی وتحقیر وتنکدی دیگر برادر همنوع خود جدا می پرهیزیم.\nبدی را بدی سهل باشد جزا ـ اگر مردی احسن الی من اساء"}
{"book": "adl0955", "page": 325, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0955", "page": 326, "text": "- ۳۲۱ -\nومعرفی اعلیحضرت خادم دین وتذکر از خدمات مجاهدین بچنان شرح وبسط معقولی که در خور\nشان وچنان تحریر و تقریر مقبولی که شایان دهان و زبانشان است وقتا فوقتا نشر وتوزیع داشته\nومیدارند نیز مخصوصا اظهار تشکر وامتنان خود را تقدیم داشته توفیقات مزید همجنسه\nخدمات مقدسه اسلامیت وانسانیت را که ناشی از جذبه ایمانی ومراعات حقوق همسایگی\nاست برایشان خواستاریم .\nشورش قشقائیها در ولایت فارس ایران\nدر موقعیکه افغانستان مصروف انقلاب بوده در اصلاحات امور مذهبی خود سرشار و در\nرفع خرافات وبدعات دوره سابقه گرفتار وداشت در نقاط دنیا بسا وقائع مهمی بروز داده است\nکه ما وشما پس ازین از تفصیلا ت انها یکی بعد از دیگری مطلع خواهیم شد .\nچنانچه از مطالعه جراید این يك خبر را اکتساب کرده ایم که در موسم بهار امسال يك\nشورش بر علیه حکومت ایران در ولایت فارس وشیراز ابرازیافت که از تحقیقات ابتدائیه حکومت\nمرکزی درین شورش دست خیانت دشمنان داخلی و معاندین خارجی ایران با همدیگر متفق بوده\nتا این اتشی که امروز امنیت و امان سرزمین را قدزیر شعله تحدید خود گرفته افروخته شده است.\nجریده (مهر منیر) مشهد اقدس مینگارد که فیروز میرزا وزیر مالیه واکبر میرزا مسعود نائب\nالحکومه سابق فارس که يك هفته قبل معزول واز فارس محقة معزولا توسط طیاره وارد مرکز شده\nاست وسرتیپ فضل الله خان زاهدی قوماندان نظامی فارس از نقطه نظر حکومت مرکزی درین شورش-\nمظنون و مشبوه زیر نظر امد م فعلا توقیف و تحت استنطاق وتدقیق میباشند .\nگفته میشود که اینها در جواد تاخیره فارس سخاوت قشقائی ها در ایلات خمسه شیراز با\nهمدیگر معاون وانها ربود در پس زمینه يك طرح بسیار خطرناك خیلی پوشیده ودسایس غیر مرئی را\nبرضد مصالح مملکتی ریخته یاغی ها را تشویق وتشجیع نموده اند .\nجریده ( شفق سرخ ) رقمتطراز است که حسب اطلاعات واصله اوضاع فارس رو بخوبی نهاده است\nچنانچه اشراری که تا (بافه ای مسجد بردی ) امده بودند وجرئت وسفید چشمی انها را تا پشت\nدروازه شهر کشانیده بود در مقابل اقدامات دولت متفرق گشته و تا انطرف (خان زنیان ) پراگنده\nشده اند . مراسلاتی که تازه دریمه پست هوائی بمرکز ایران وصول گردیده امیدواری وتسلی زیادی\nبمقامات عالی ایران داده مژده متفرق شدن اشرار و پیشرفت قوای دولت را میرساند . تصور میشود که"}
{"book": "adl0955", "page": 327, "text": "٣٢٢\n\nاین لکه ننگین با حسن تدبیر زعمای مرکزی و اولیای ملکی وملی وجدیت آقای سر تیپ ـ شیبانی بصورت فوری در اینده نزدیکی مرفوع ومدفوع گردد .\nشرح مسافرت\nآقای ژی هاکن فرانسوی مدیر موزه خانهای ملی معلم مدرسه لوزا فرانسه در خاك افغانی که تازه وارد کابل شده . بقلم خودش\nاز کاریز طیبات بتاریخ ٢٥ ذیحجه ساعت ٦ صبح حرکت کردیم و بسرحد افغانیه بساعت هفت ونیم در اسلام قلعه وارد شدیم رئیس سرحد بعد از معاینه پاسپورت های ما راجع به ورود ما بذریعه تیلفون به آقای نائب سالار عبدالرحیم خان مخابره نمود آقای ـ موصوف اجازه دادند تا مایان حرکت مسافرت خود را جاری داریم بهر حال برای تائید امنیت ما ٦ نفر سربازان در موتر با ما حرکت کردند اما اسباب سفریه خود را در اسلام قلعه تحت نگرانی آقای کارل گذاشتیم .\nجناب آقای کاظمی شارژد افرايران مایان را در هرات دعوت نمودند . اقای نائب سالار عبدالرحیم خان بمعیت مامور خارجه آقای عبدالکریم خان مایان را بطور متفقانه محبانه پذیرائی نمودند بتاریخ ٢٦ ذیحجه درچهار باغ اقای موصوف حکم دادند اقای کارل با اسباب سفریه ما داخل هرات شود اقای کارل بتاریخ ٢٩ ذیحجه وارد هرات ـ گردید .\nبتاریخ ٤ محرم برای شام خوردن اقای نائب سالار مایان را دعوت کرد و بتاریخ ٦ محرم جناب موصوف را در قونسل خانه ایران دعوت نمودیم بتاریخ ٧ محرم بمعیت آقای نائب سالار به تخت سفر رفتیم و در انجا عکس چندی انداختیم از هرات بتاریخ ٨ محرم بساعت ٨ صبح حرکت نمودیم اقای نائب سالار سه نفر سرباز را با مایان تا فراه مقرر نمودند وعلاوه بر ان یکنفر رساله دار را بمعیت ما تا قندهار مامور کردند و اقای حضرت صاحب مجددی با ما همسفر شدند و ایشان بهترین همسفر مطبوع محبوب القلوب ما از هرات تا کابل بودند ساعت ٦ شام به سبزوار رسیدیم در انجا اقای نور احمد خان جرنیل مایان را ـ دعوت کرد چون موتر ما در انجا خراب شد موتر دیگر از هرات خواهش نمودند به روز ١٠ محرم بجلب فراه حرکت کردیم آقای نور احمد خان جرنیل موتریکه مایان را از هرات در انجا آورده بود نگهداشت تا با مایان ١٢ نفر سرباز دیگر را مقرر نماید . شام همان روز ـ وارد فراه شدیم درانجا اقای جرنیل که حاکم حکومتی مذکور است با رفقای هم مسلك خود مایان را خیلی محترمانه پذیرائی نمودند بتاریخ ١١ محرم ساعت ١١ شب خط حرکت خود را بطرف گرشك بمعیت چهار نفر سرباز گرفتیم به روز ١٢ محرم بوقت شام وارد قریه کریز شده شب را در انجا بسر بردیم بتاریخ ١٣ محرم ساعت ٧ از قریه کریز حرکت کرده"}
{"book": "adl0955", "page": 328, "text": "ساعت ۱۰ صبح وارد گرشك شديم تصميم نموديم که همان روز رود (هیرمند را عبور کرد)\nوارد قندهار شویم بدبختانه موتر ما که روی يك کشتی گذاشته شده بود در يك موضعــــــی\nکه آب رودخانه سریع الجریان بود افتاده و تماما از نظر در اینقلا غایب شد .\nآقای سید احمد خان حاکم قریه مذکور با کاربگران پرقوت وارد ساحل رودخانه\nشدند اقای موصوف يك حصه شب را در آنجا گذرانیدند ۲۰۰ نفر عمله بزودی جمع شده\nتا وقت صبح کار نمودند بتاریخ ١٤ محرم بساعت ه شام موتر را كه يك لاری دشمن بود\nاز رود خانه کشیده وارد باغ حاکم صاحب نمودند بد بختانه قوا لاری مذکور قابل استعمال\nنبود زیرا عده معین از سامان مذکور مفقود و خراب شده بود . شوفور ما علی آقا اثبات\nصداقت کرده دو مرتبه بسواری اسپ بقندهار براي تعبیه سامان لازمه ان مسافرت\nکردند ولی از آنطرف يك اتومبیل تیز رفتار را با خود آورده مایان بتاريخ ٢٥ محرم با ــ\nاتومبیل تیز رفتار بجانب قندهار حرکت کردیم اقای کارل سامان را بر ۱۱ یابو بارکرده\nدر حرکت افتاد تا وقتیکه در گرشك اقامت داشتیم بامنجلب توجه صمیمانه اقاي حاكــــم\nقریه مذکور شديم وقت زیاد خود را در قریه مذکور بمعالجه مريض هاي انجا گذرانيديم .\nاز تاریخ ٢٥ محرم الی ۸ صفر در قندهار مهمان حاکم ملکی انجا بودیم بکرات و مرات\nآقای سپهسالار و نائب سالار و عبد اللطیف خان مایان را پذیرایی نمودند .\nبتاريخ ٨ صفر بوقت شام از قندهار بطرف کابل بمیعت وکلای شهر هرات و بعضی\nاشخاص دیگر مواضع همجوار واقای کرنیل محمدتقی خان که وظیفه مترجمی را ایفا مینمود\nلطفا و خدمات خیلی خوب بما کرده است بتاریخ ۱ شام صفر ساعت چندی در مقر استراحت\nکردیم بتاریخ ۱۰ وارد غزنی شده مهمان آقای محمد حسن خان جرنیل بشديم اقاي موصوف\nبا کمال محبت مایان را پذیرایی نمود بالاخره بتاريخ ۱۱ صفر سفر خود را انجام داده ــ\nساعت يك ونيم وارد منزل مقصود شدیم تنها فق عوارضی که بما رو داده راجع بوسائل\nحمل ونقل است در همه موضع مامورین حکومت با کمال جدیت و شفقت راجع بوسائل حمل ونقل\nبا ما امداد نموده اند .\nکابل ۱۳ صفر ١٣٤٨ ـ زي هاكن\n\nبیعت نامه عموم سادات و علما و خوانین و رعایای\nهزاره جاغوری و مالستان و میرادینه و پشه ی و شیرداغ\nبحضور مبارك اعليحضرت خادم دین رسول الله پادشاه سعادت و اقبال پناه عرضداشت\nصمیمانه عموم سادات و علما و خوانین و رعایای هزاره جاغوری و مالستان ومیر ادینه وپشهی\nو شیر داغ اینکه : ما خود اقراریم که از عرصه پنجاه سال متجاوز است که بد بخت ترین\nکافه اقوام افغانستان مائیم براي هيچکس پوشیده نخواهد بود که در عرصه اینقدر مدت"}
{"book": "adl0955", "page": 329, "text": "_٣٢٤_\n\nاز تمام حقوق طبیعی و موضوعی محروم بوده بلکه بعقیده عموم مامورین حکومت گذشته مجموع اقوام هزاره مستحق هیچگونه رعایت انسانیت دیده نمیشد عموم اهل خبرت میدانند که از ما مردم درین انقلاب هيچيك عزت و مقام آبرومندانه با شرفانه سقوط ننموده که امروز از فقدان آن متاثر و محزون باشیم - هیچ شك نیست که نظر بانعمه فجایع فوق العاده هيچيك از ارباب بصیرت درین زمینه اینقدر استقامت را از ما مردم بمفاد حکومت سابقه مترصد نبوده بلکه بر عکس این وضعیت موجوده را انتظار داشتند مگر با تمام اینهمه قضایا چون ما مردم بشخص امیر امان الله خان دست بیعت داده بودیم تا زمانیکه داخل خاك افغانستان بود از هیچگونه تعاون و مظاهرت قصور نورزیدیم اکنون که امیر امان الله خان بخاك دولت خارجه فرار نموده مشیت خداي توانا قباي شاهی را زیبنده وجود با نمود ان خادم دین رسول الله دیده است ما نیز اراده مقدس حضرت الهی را پیروی نموده - چون حقوق بیعت گذشته از عهده ما مردم فسخ و ساقط گردیده و دیگر هیچ يك مسئولیت وجدانی را متوجه مان نمیدانیم لهذا بكمال ذوق وطيب خاطر این مقام عالی را بذات مقدس شاهانه شما تهنیت گفته (نادر علیخان ولد سردار سلطان علیخان مرحوم و جناب شیخ سلطانعلی خان و ولی محمد خان) را که اشخاص کلان شونده و معتمد ما مردم اند از - جانب خودها وكيل قطعی انتخاب نموده بدار السلطنه کابل اعزام نمودیم تا بحضور مبارك همایونی مشرف گردیده وکالتا از طرف ما مردم دست بیعت بذات سامی حضرت امیر حبيب الله خان خلد الله ملکه و سلطانه داده اطاعت ملوکانه شان را بدل و جان و مال - متقبل و متعهد شده انچه نواقص و احتیاجاتی که ما مردم اصلاحات انرا از حضور مبارك امید و تمنا داریم همعرا وکالتا معروضداشته ما را بپذیرفتن و قبولی آن سرافراز فرمایند در خاتمه اطاعت صادقانه صمیمانه ما را بذات مقدستتکرارا اظهار نموده از خداوند متعال تا مادام حیات نوازش و مرحمت شاهانه شما را شامل حال خودها وتوفيقات جان فشانی وفدا کاری را برایمان جهت استرظی حضور مبارک شما آرزو میکنیم تا اگر خدا بخواهد حقوق بیعت و اطاعت خدايگانی را پیش از پیش عرضه و محافظه نمائیم فقط تحریر ۲۲ صفر المظفر ١٣٤٨ نادر علیخان کلان شونده ما مردم که وارد اینولا گردید تمام مهربانیها و رعیت پروری هائیکه اعلیضرت خادم دین رسول الله برای او هدایت فرمود مبود همه را جهت ما مردم حالی ساخته خیلی خیلی ما مردم را ممنون و با الطاف پادشاهی امیدوار ساخت حق تعالي ما را توفیق تلافی عنایت کناد ، تحریر مذکور امضاء ها ومواهر.\nشیخ سلطان علیخان - صمد علیخان - سلطانعلیخان - عبد الله خان - سید علی بابا - یعقوبعلی خان - محمد علی طغ وکیل - عبد الرحیم خان میرزا محمد اسلم خان - خدا بخش خان صفدر خان نجف علی خان - محمد خواجه - محمد هاشم - یوسف علیخان - محمد نبی خان -"}
{"book": "adl0955", "page": 330, "text": "حاجی محمد محسن خان - کاظم علیخان - محمد حسن خان - ملا محمد علیخان - عبدالواحد\nخان - محمد جمعه ارباب میراد ین - محمد نبی - علی خواجه - سید میراحمد انا - محمد\nیعقوب - محمد حیدر - محمد جمعه - عسکر علی - غلام علی - غلام حسین - فتح علی خان -\nعلی رازخان - صفدر علی خان - محمد جمعه - احمدعلی خان - قربان علی - خدا بخش -\nمحرعلی - جان محمد - محبعلی - عبدالغنی - نوروز علی - محمد نبی - محمد ابراهیم\nسلطانعلی و امضای چند نفر دیگری که خوانده نشد.\n( در شماره ۲۳ از ورود اورندگان این بیعت اطلاعی مرقوم واز احساسات اسلامیانه\nشان که نسبت به اصلاح هزاره بحضور شهریاری معروض داشته عازم صوب مقصود\nشده اند قبلا مسبوقید - امید است که عنقریب از نتیجه اقدامات انها مژده خوبتری به\nناظرین محترم رسانیده بتوانیم . )\n\nهر باد که برخیزد گل بر سر گل ریزد\n\nقبلا بعضی وقایع فتوحات درخشان که خوش بختانه به تحت لوای عساکر ظفر مآثر مرکزیه\nبه نقاط متعدده حکومت مرکزیه حاصل شده بود تبشیرا بطور متحد المال بسایر حکومات\nاطراف واکناف ابلاغ شده عالیجاه حاکم فراه برای اطلاع واستحضار اهالی وسادات وعلما و\nمامورین عسکری وکشوری انحا را دريك مجمع عام قرأت نموده جوابا علمای عظام وباقی افراد\nلذحساس از اظهار احساسات اسلامیانه خود شان دریغ ننموده معروضه ذیل را تقدیم\nداشته اند. (اذا جاء نقلا نصر الله والفتح ورائيت الناس يدخلون في دين الله افواجا )\nامروز از روزهای فرحت اندوزی است که ما سادات وعلما ومامورين عسكري وكشوري و -\nاعیان واهالی مضافات مرکز فراه بحضور دیانت ظهور تان جمع ومضامین بشارت تضمین وزارت\nباشرافت امور خارجه را بگوش پر از ذوق وشوق خودها سمع نمودیم منتخدای را عزوجل\nکه (بر منتهای مقصد خود کامران شدیم) یعنی از بقایای متمردین ومخالفین کـذ نیکه\nاز وعده (ان اللـم الذین اتقوا والذین هم محسنون ) غافل ويداعيه انانیت دائیه هوا و\nهوس غافل از (من يهن الله فماله من مكرم ) ساعی وشاغل بودند بعـض (كانهم جراد\nمنتشر) وبرخی را هادی ( الله یهدی من یشاء الى صراط مستقیم) رهبر گردیده کلیه طبقات\nافغانشان همچون جان عزیز ما ربقه سعادت بیعت واطاعت اولی الامر شریعت پرور حامی\nدین مبین - اعلیحضرت امیر حبیب الله خان را زیب وزینت رقبه اسلامیت خودها نموده -\nقایله ها یله انتشار در همه اطراف و اکناف مملکت عزیز ما صورت اختتام وعالم اسلامیت و احکام\nشرع مطهر بحسب ارزو و امال ما حسن اختتام پذیرفت.\nدر خاتمه بشکرانه این وقت و روز فیروز عالم اسلام علاوه بر علاوه رواج دین مبین\nحضرت سید المرسلین را بترقی عمر و اقبال وتعالی جاه وجلال پادشاه دین پرور وزعام داران"}
{"book": "adl0955", "page": 331, "text": "- ٣٢٦ -\n\nعدالت گستر خود ها از درگاه حضرت احدیت بدعا مسئلت نموده مکرر زبان اقرار روی ما مترنم این دعا است :\nالهی تو این خسروی دین دوست ـ که آسایش خلق در ظل اوست\nبتقوا و عدلش بهی زنده دار ـ مرادش بدنیا و عقبی برار\nامضاآت : صاحب منصبان عسکری :\nقائد مفرزه چخانسور طوطی شاه خان ـ عبد الرشید برگد چخانسور ـ محمد نادر برگد ـ دولت محمد کندک مشر ـ محمد کریم کرنیل ـ محمد علی امین نظام ـ سراج الدین یاور ـ محمد امین کرنیل ـ غلام حسن قوماندان کوتوالی ـ باقی مهر وامضای ٣٥ نفر دیگر صاحب منصبان عسکری .\nسادات و مامورین و اعیان ملکی :\nحاجی احمد خان قاضی ـ شمس الدین خان مفتی ـ نظام الدین خان مفتی ـ محمد اعظم خان قاضی سابقه فراه ـ غلام محمد خان مامور خارجه ـ عبد الاحد خان مامور گمرکات ـ عبد الرحمن خان نورزائی . باقی مهر وامضای ٣٨ نفر دیگر از اعیان و اشراف .\n\nمكتوب مفتوح\n\nبنام اخبارات ومجله های علمی ـ ادبی ـ تربیوی و سیاسی هند از طرف حکومت مقتدره ومرکزیه افغانستان بتوسل وزارت جلیله امورات خارجیه افغانستان :\nروح علم وعرفان وخداوندان دنیای ادب وسیاست مدیران جراید وسردبیران اخبارات ومجله های مجزیه ملحقه نشان هند !\nدر اوقات شدید هرج ومرج وجنگ خانگی افغانستان که صرف از سوء تدبیرات امیر سابق امان الله خان در طول وعرض افغانستان بجذبه مذهب پسندی وروایات پروری ما ـ افغانان صدمه سختی وارد نمود , (که تفصیلاتش تدریجا بدنیا اشکار خواهد گردید) اجانب دماغهای دوستان افغانستان را از طرز عمل مجاهدین اسلامی بدگمان وبعض اشخاص غیر ذمه دار در میادین قرطاس خیالات سوء خود را در ملت واحد المقاصد افغانستان و هندوستان انداخته موجب نقض تعلقات شرقی همجواری اسلامی و نفی تمام گونه عزائم مشترکه را نموده رفتند اگر حکومت مقتدر امیر غازی در رد عمل بکوشد چقدر صدمه بزرگ ـ بمقاصد هند پسندان وارد خواهد شد مسلمان بودن افغانستان وازاد بودن این منبع شجاع وفاتحین برای همسایگان ذیشان ان تا چه درجه منفعت بخش بوده وخواهد بود .\nباقیمانده بار مناصب( اولی الامری) (ان اکرمکم عند الله اتقا کم) است وبس که درین راه فلان ابن فلان چیزی نیست ."}
{"book": "adl0955", "page": 332, "text": "۳۲۷ -\n\nلطفا برای ارتقاع سوء تفاهم اخبارات و مجله های شریفه را در تبادله\n(حبیب الاسلام) یا بوجه اشتراك بوزارت جلیله در بار بنام شیر جانخان وزیر دربار\nجاری نمائید شاید باین وسیله ما ملت بزرگ دامن نشین همالیه و هند و قاف را ذهنا\nو مقاصدا در جاده صدق و اتحاد در اوریم و به التوفيق .\nدر اعلان این اراده سنیه وزارت خارجه افغانستان را مجاز نمودم .\nمقام مهر\nع - هـ\n\nاعلان تعطیل : بمقرب ورود جشن استقلال .\n\nبواسطه معرونیت مطبعه و اداره ما به نشر اخبار جشن بروز چارشنبه\nاتیه حبیب الاسلام شائع نمیشود - ناظرین انتظار شر را نکشند !\n\n(کابل ـ مطبعه سركاري)"}
{"book": "adl0955", "page": 333, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0955", "page": 334, "text": "شماره ۲۵ و ۲۶\n-۳۲۹-\n\nشعائر دیانت و نگهبانی مملکت و سیادت ملت خود بخرج دادن و مقاصد خود را بدون امر و استیذان دیگری اجراء کردن و مطالب خویش را بغیر از مشوره و اطلاعات همسایگان پیش بردن و مارب کارهای خود را خوب خود بخود بکار انداختن ومحتاج و مساعدت اتابانهٔ ـ بیگانگان نشدن را (استقلال گویند) . .\nبلی زنده بودن یک ملت و دولت محدود است بحصول استقلال) و نامیده شد نش در تمام عالم وما لمیان محصور است بداشتن (استقلال) ادای وظائف کاملهٔ مسلمانی و بجا اوردن مهمات انسانی مربوط است بدارا بودن (استقلال) یعنی تا مملکتی و یا ملتی که اقتدار و خودمختاری خود را در داخل و خارج نداشته باشد اگرچه مدارج عالیهٔ دنیوی را کاملا مالك باشد بازهم از اقطار دول عالیه وملل متمدنهٔ دنیا خارج بوده و دولتش نمیدانند و ملت زنده اش نمی خوانند .\nالحق کسیکه در معاملات و اجراات دنیوی فقط بخانه و وطن خویش محدود بوده خارج از مسکن و موطن خود ازادانه ومستقلانه رفته و دیده نتواند گویا فلسفهٔ ایه کریمه (قل اولم یسیروا فی الارض) را درحا لیکه مصداق (انتم الاعلون) هم است ندانسته در صورتیکه ـ تحت اسارت بوده و طوق عبودیت دیگران بر گردن داشته باشد برخلاف فحوای ایه وافی هدایه (انا هدیناه السبیل اما شاکرا واما کفورا) مجبور است که بادل نا خواسته به میل و اشارهٔ این وان اجراات بنماید .\nدر صورتیکه نبودن استقلال انسان از نظایف قدرت ولطائف مدنیت بی بهره می ماند و نزد امثال واقران خویش نمیتواند که سر افتخار و زبان گفتارش را بنجباند یعنی از مقتضیات زمان و خواهشات اوان که دم زدن از ترقی عالم وما لمیال وعمل نمودن بر امریکه (واعدوالهم ما استطعتم من قوه) در قران است بی خبر مانده دائرهٔ دفع احتیاجات خود را تنگ وـ تاريك می سازد و نمی فهمد که درعالم چه اقو اجراات و چه عملیات مرعی ومعمول است .\nلفظ استقلال : شرافت اسلامی وعزت قومی وعظمت ملی را تامین وافتخار واعتبار دولتی را توکید وترصین میکند.\nاستقلال : علاوه براینکه ما اهل اسلام را در بجا آوری تمام امور مذهبی ما ممد و معاون است ما را همسر و برابر تمام ملل جهان نموده با شرفانه معرفی بسائر جهان وجهانیان همی نماید .\nاستقلال : روح دولت جان ملت است .\nاستقلال . ماحی اقدامات اغیار و محی تمنیات و ارزو های اصحاب وانصار است .\nاستقلال : محبوب سراپا مرغوب اسلامیان ومطلوب دیانت اسلوب افغانیان است .\nبالحاصل از روی احوال اجتماعی وانفرادی (استقلال) مایهٔ شرف وافتخار است و باعث حاکمیت واعتبار مالك ان همراه عالم ومالمیان در سلسله حثیاتی معاملات شريك و در مراودات و مناسبات همسر و هم رفتار میگردد .\nکونکه دولت متبوع وملت محبوب ما سال بازدهمین استقلال پرعظمت واجلالش را استقبال"}
{"book": "adl0955", "page": 335, "text": "- ٣٣٠ -\n\nکرده اند اگرما در مقابل ان شکرانه لازمه انرا همه تن زبان شکران گردیم به پیشگاه\nقادر حقیقی چنانچه شاید و باید تقدیم کرده نمیتوانیم پس باید که ما قدر ومنزلت انرا\nبیش از پیش دانسته در مقام تحفظ و صیانتش همه ما یکدست و یک جان شده تیر چشم معاندین\nو سپر خنجر مغرضین تادم اخرین گردیده در تحفظ احترام ان از مال و اسباب و روح و روان\nخود صرف نظر نموده با اظهار غیرت و همت و ابراز مساعیات و مجاهدت خویش درین مقصد خیر مرصد\nمرگ با شرف خود را ارزو کنیم تا زندگی جاوید را حاصل داشته نام نامی خود را بواسطه شقاق\nو نفاق و خانه جنگی وجهالت پروری مبدل به ذلت و گم نامی نسازیم و نتیجه ان مجاهداتی را\nکه قد مزات و شهدای راه استقلال بهزار زحمت و خون جگر بکف با کفایت خود حاصل و بما\nامانتا ودیعه فرموده اند رایگان از دست نداده تا اخرین لمحات نفس و اخرین افراد خود ــ\nباید انرا حمایه کنیم و در حق خادم دین رسول الله و حامی بلاد الله امیر حبیب الله خان\nو سائر وزرای صادق و مامورین لائق او دعا کنیم که خداوند اونها را در ایفای خدمت و اظهار\nمجاهدت درین راه مزید بر مزید موفق کند.\n\nورود وکلاء و بیعت نامهای عمومی اهالی هزاره\n\nروز شنبه ١٩ ربیع الاول زیاده بر دوصد نفر از وکلاء و اعزه و صاحبان رسوخ هزاره بهمراه\nبیعت نامهای عمومی اهالی هزاره بغرض دستبوس حضور و تقدیم عرائض اخلاص عقیدت عمومی ان\nولا ــ وارد مرکز شده معززانه بشرفیابی حضور خادم دین رسول الله امیر حبیب الله خان پذیرفته\nشده اند.\nاین وکلا و اعزه و متنفذین هزاره اولا استدعای عفو ان حرکات سابقه شانرا که بنابر سوء ــ\nتفاهم و فریب مغرضین چندی قبل برین ازوشان نسبت بحکومت مرکزیه اسلامیه شان سرزده بود ــ\nبکمال عجز و فروتنی به پیشگاه بارگاه خادم دین رسول الله تقدیم نمودند ــ ذات ملوکانه درین\nمورد هم از پرده باری و تحمل و خطا پوشی کار گرفته رقم عفو را بر ناصیه اعمال پیشتر شان کشید\nو همه اهالی هزاره را در تحت ظل رافت و عنایت خویش در اورده عموم انهارا در سلك دیگر\nرعایای محسوب شان مسلك نمودند.\nعرضی را که این وکلا بحضور شاهانه نسبت بعفو محمد امین خان برادر کهتر امان الله خان\nشاه مخلوع و خواجه هدایت الله خان طرفدار معروف شاه موصوف نمودند نیز از شیوه خطا پوشی\nو رویه عطا پاشی که خدای پاك برای ذات خسروانه شان عطا و کرامت کرده است قبول و ــ\nمنظور گردید."}
{"book": "adl0955", "page": 336, "text": "۳۳۱\nاین وکلا بعرض رسانیدند که فعلا براي انجام خدمات مرکزي اقوام و نفري موکلین ما بکمال\nخوشي و طیب رضاي خویش چون در عصر سراج المله والدین دو نفري میرانپور شاهي اقوام —\nهزاره نیز مشمول مي بود — اکنون ما هم همان نفري میرانپور را بحکومت مرکزي خود میدهیم\nو علاوه بر ان الی سه هزار عسکري را بالفعل بحضور تقدیم میداریم ومتماتیا هم بحر اندازه\nکه عسکر ونفر امر شود بهر نقطه که مطلوب باشد اعزام میداریم ۰\nاین وکلا فعلا در مرکز بصورت مهمانی رسما پذیرفته شده در مهمانخانه عالیه سرکاری\nخیلی احتراماگزارنه مسکن داشته هر روز یکعده از انها جهت شرفیابی حضور وصرف طعام بر\nخوان حضوری پادشاهی مشرف قذمیشوند — اغلبا پس از اقامت چند روزه و اخذ هدایت واتخاذ\nجواب امور فیصله طالب خویش و اینرجهت تسلیت اقوام و طمانیت دیگر اثام هزاره وایس —\nمرخص خواهند شد .\n\nنفاق افگنی نادرخان در حواشی افغانستان\n( مکتوب )\n\nجناب محترم مدیر صاحب اداره جریده حبیب الاسلام .\nاینجانب که محرر سطور هذا است درنتیجه تحقیقات عملی خود موفق شده که تمام\nاهالی افغانستان این انقلاب حاضره افغانستان را با همین طرز حکومت که اساس و بنیاد\nان بر روی دین رسول خدا نهاده شده و پادشاه درعنوان رسمی خودرا خادم دین رسول\nالله (ص) معرفی نموده انتظار داشتند.\nو حمد الله باین مرام خود کامیاب امده تمام خورسندند که بدعات حکومت گذشته به\nهمت جوان مردانه این شخص غیور که بر سریر سلطنت تکیه زده رفع و دفع گردید ودر استقلال\nمملکت که به ضدا قبلا تصورات پوچی داشتند دیدند که باچه کمال جوش وخروش نقدیس\nفرمود ازافکار بعضی این اشتباه هم رفع وزایل شد — البته مسلم استکه بهترین حکومت در\nنظر افراد همان حکومتی است که با تمام خیالات ملت همراه بوده تباین وتغایر فکر وخیال\nدر بین موجود نباشد ایا بر خلاف این اگر بعضی مغرضین تصورکنند — براي عدم رضاء —\nخود ازین طرزچه دلایلی اقامه خواهند نمود .\nمعلوم است چیزی نیست ومن باقوت قلب و جوش ملی این مطالب را بشما میگویم ودریابان\nچنین مینگارم :\n( محمدنادرخان ) هم چنان که قبلا شما نشر اخبار فرموده بودید تا این زمان بکلی\nمفقود الاثر بود و معلوم است همسایه مهمان نواز شرق وجنوبی ما این خیانت را بر عهده —\nگرفته در مقابل مملکت عزیز مارا از وی قباله کرده دو باره نادر خان را برای استرداد سلطنت\nافغانستان به سمت جنوبی فرستاده زیرا محمدنادرخان نه پولی از خود داشت ونه اسلحه و"}
{"book": "adl0955", "page": 337, "text": "نه ساعاتی پدوت دوباره اوجه معنی دارد . در صورتیکه از سمت جنوبی با يك عالم ـ\nخجلت و شرمساری بی اثر شد وبرادران جنوبی ما وی را بمقاصد سوئش عموما مشایعت نفرمودند\nبلکه اکثری از اقوام جنوبی که طرفداران حکومت حبیبیه بودند بمخالفت وجدالش با وی بمقابله ـ\nکمر بستند ایا «صلیه» صاصریج تر بگویم انگلیس هنوز رو حیات این ملت دیندار افغان را خالی\nشده ونفهمیده که ملت شجاع افغانستان درین جشن پنج روزه فریاد های استقلال را باسمان\nرسانید موبا بلندزبان میگفتند !!! تا اخرین لحظه خون های خودرا در راه حفظ وصیانت استقلال\nفدا میکنم .\nجناب مدیر . از طرفمن مجازید که این مکتوبمرا در اولین شماره اخبار خود نشر فرموده\nاز سوء نیت وقصد نادرخان ( باپع افغانستان) به تمام ملت بگوئید که اگر احیانا حد سم بخطا\nنرفته باشد ومی خواست این وضع ننگ اور را عملی کند اماده قلع وقمع اوشده اثار این چنین ـ\nرجال خیانت کار را در صفحه پاك ومقدس افغانستان نگذارند و با حریف درینه هم شما ـ\nبوسایل موجوده يك طرز مفاهمه ریخته بدانید که چرا يك مرتبه دیگر نقشه وصورت حقیقت معامله\n١٢٩٨ را تجدید میکند. ایا همت جوانان شجاع این خاك مقدس را که برای نام وناموس وطن ـ\nخود حیات را يك بار گرانی می شمارند فراموش کرده. و قدر وقیمت استقلال را که در نفوس\nاین توده احراز شده نمی داند . و باز نمی فهمد کمدین ومذهب در افغانستان چه مفهومی دارد .\nبشما قسم میدهم این مکتوبمرا نشر اخبار خود نموده ملت را آگاه سازید تا اگر واقعه\nهمچنین بود که من میگویم تکلیف خود را بدانند. ( امضا ء : يك جوان مسلمان )\nحبيبا للسلام :ـ اغلبا این جوان مسلمان وطن دوست این خبر را از افواهات منتشره ـ\nکسب کرده انموذذج به وطنخواهی واستقلال دوستی شان مهیج این احساسات جگرخراش ـ\nگردیده است ـ لهذا ما از یکطرف امثال این احساسات اسلامیه وطن پرستانه را تقدیر و از\nجانب دیگر صحت امثال این اخبار سر بازار را تصدیق کرده نمیتوانم زیرا انسان سلیم الرای را\nنباید باستماع هر خبریکه میشنود گوش بدهد واز مال اندیشی وعاقبت بینی کار نگرفته اطراف\nقضیه را نسنجد .\n( محمدنادرخان ) را که قبل از بروز انقلاب يك شخص صادق ووطنخواه ومملکت پرور ملت دوست\nمی شنیدیم ( چنانچه ذات شاهانه هم در اول جلوس شان او را از همین نقطه نظر دعوت\nمراجعت بوطن را داده علاوه مبلغ گزانی را هم جهت مخارج سفریه او همدست احمد شاه خان\nپسر کاکایش با فرمان شفقت توامانی فرستاد اما هواجس شیطانی ووسائس نفسانی این پیرمرد را\nاز راه برده معروف بحرکات ناملائم نموده چندی از اقوام غیور جنوبی را برعلیه حکومت مرکزی\nشورانید وچندین صحنه خونین کشت وخون فی البین مسلمین را تشکیل داد . اینکه نتیجه را\nبرخلاف انچه تصور کرده بود دید وزحمات وتکالیفی ازحد زیاد ی را ازدست عساکر شجاع ما\nکشید وچشید که خود شهیداند وجان خسته وناتوانش. بالآخريك حالت سرا سیمگی منهزم و"}
{"book": "adl0955", "page": 338, "text": "- ۳۳۲ -\n\nبحکومت انگریز منظم گردید چون قوت عسکری و تعرض و حملات شیر مردان شجاع ما را نامبرده\nبوره میدانند و می فهمند که هر فردی ازین عسکر تا آخرین رمق و آخرین دانه کارتوسش بجنگیده\nمفت میدان را بحریف نمیگذارند ) ازین جهت یقین نمیکنم که و یا یتطور یک شخص جاهل و\nلا یعقلی خواهد بود که با وجود تجربهای پیشتر و شکست های متواتری که از عسکر ما نصیبش\nگردید، باز عزم مقابله ما را بکند . و یا محض غرض نفسی وتلذذ از چند روزه زمامداری خود\nوادار شود که ملت اسلامی و مملکت افغانی ما را بم تحت الحمایگی اغیار سپرده نام خود ش را\nاز دائره اسلامیت و افغانیت و وطن خواهی محو و زائل نموده خود را مطعون خواص و عوام و\nمنفور تمام سائر انام بنماید . و بمصداق این قول که :\n\nبنا نام نیکوی پنجاه سال ـ که يك کار زشتش کند پایمال\n\nشخصیتش را بدنام جهان افغانی و رسوای عالم اسلامی کرده خسر الدنیا والاخره شده\nطوق حمایت و بندگی اغیار را بگردن خود افکنده باشد . و احیانا اگر پرده خیانت چشمانش\nرا دوخته و خود پسندي وجاه طلبی عقلش را از سر ربوده باينطوريك حركت سراپا مذلت او را\nوادار کرده باشد ــ پسر تنجا بقول (نادرخان) وچند نفر لچك و بي پدر جنوبی نیم ملت\nزند ، و تمام تبعه اسلامیه افغانیه ابدا بقبولیت این مذلت و عبودیت تن نمید هند و گاهی تحت\nاین بار بدنامی و بند گی نمیروند.\nبلکه دائما بزیر علم اسلامی تحت رکاب امیر حبیب الله خان غازی برای دور کردن این\nلکه تاریخی و تحفظ عزت و شرافت اسلامی و حفاظت استقلال و حریت ممالك افغانی خود تا\nریزانده آخرین قطرات خون وقربان نمودن آخرین افراد خود حاضریم و ابدا از امثال این\nجال بازیها و گربه رقصانیها و خرد وانی های مغرضین و دشمنان دیرین خود ابرو خم نمی کنیم\nبعون الله تعالى .\nامدیم بر این مثله که ( نادرخان مملکت ما را بر انگلیز فروخته یانه) بلی (نادرخان)\nو دیگر مغرضین و خائنها همه وقت حاضرند که بر طبق مثل مشهور ( كچشك نا گرفته پیسه را\nده تا ) مملکت را سودا کنند ولی بالمقابل همچه فروشند گان بی عقل احمق ــ باید خریدار هم\nيك مرد كه بیعقل نادان دینگی باشد .\nحالانکه حکومت انگلیز امروزه روز در عقل و دانششره افاق و در حزم و احتیاط\nو دور اندیشی خوبتر طاق است ــ وسیاست انگلیز فعلا چنان تقاضا دارد که ملت افغان مرفه\nالحال و از تجاوزات خارجی فارغ البال بوده يك سد طبیعی بین انگلیز و روس باشد . علاوتاء\nبر طبق مقررات ( بین المللی ) در همچه مناقشات داخلی که صورت نزاع خانگی را دارد به انگلیز ونه\nروس و نه دیگری حق مداخله را در امور اندرونی مملکت ما دارند .\nانگلیز گاهی مخالف از احساسات عمومی و بضد جذبات و میل و ارزوی حقیقی مملکت افغانی\nکاری را نمیکند ــ و ابدا دوستی و محبت افغانستان را بآگشه این و ان از دست نمیدهد ."}
{"book": "adl0955", "page": 339, "text": "_٣٣٤_\n\nاز حقایق (نادرخان) طوریکه شما واقفید که برادران جنوبی ما او را مشایعتی ننمودند بلکه اکثری از اقوام جنوبی که طرفدار حکومت حبیبی بودند بمقابله و مقاتله با او کمر بستند - رجال حکومت انگریزی بلندتر و خوبتر و افزون تر از عدم موفقیت و ناکامی او اطلاعات دارند و میدانند که (نادر خان) در یک خطی از حواشی افغانستان بدون میل و خواهش و مساعدت افغانان - قوتی تخیلات مأیوسانه در آرد و ابداً بمقابل مانند عساکر شجاع حبیبیه وجذبات عموم افاغنه کاری را از پیش برده نمیتواند - پس چه طور میتواند شد که با وی مفاهمه و یا امدادی برخلاف توقع عمومی کرده خواهند بود .\n\nعرض تشکر به قدردانان علام حبیب الاسلام\nبمناسبت اشتراك ومعرفی یکعده از مشترکین منسوبین وزارت جلیله حربیه که از توجه و عرفان پروری ذات میمنت صفات حضرتعالی سردار اعلی معین السلطنه صاحب و اقای محترم محمد محلوظ خان معین - بجریده حبیب الاسلام تازه صورت گرفته و در اینده نزدیکی بماوعده فرستادن نامنوس یکعده زیادی از دیگر ارباب مناصب عسکری را داده اند تشکرات وامتنان خویش را بحضور ایشان تقدیم میکنیم زیرا جای شکر ومسرت است همچنانکه حضرتعالی معین السلطنه صاحب و سائر صاحب منصبان صنف جلیله عسکری حکومت اسلامیه ما علاقه مفرط در - امور عسکری واشکا به قبضه شمشیر دارند همچنان قلم را هم از سیف کم ندانسته درحفظان - مملکت داری هردو را ترقی وپرورش میدهند وبالتدریج این دو فن جلیله را بوادی تعالی و - ارتقا میکشانند .\n\nهکذا به نسبت معرفی یکعده از مشترکین دیگری که باین اداره از لطف و معارف دوستی جناب عالی محترم اقای عبدالقدیر خان رئیس تنظیمه قندهار كه يك شخص مسلمان وخادم صادق افغانستان میباشند بحصل امده و نمونه از علاقه مندی شان بجراید وطن وعرفان مملکت شان - میباشد عرض شکریه ومنت داری خویشا بحضور ایشان هم تبلیغ نموده مزید دوستی وعلاقه مندی شانرا راجع بفواید وطن شان وسائر اسباب ترقی مملکت از خداوند متعال تمنا ونیاز میکنیم .\n\nو همدرین زمینه از عموم وزرا و اراکین مملکت و نائب الحکومه ها وحکام اعلی که هر يك - خدمتگار صادق وعلاقه مند بخوبیهای مملکت هستند چشم براه هستیم تا باین رویه ذوات موصوف پیروی نموده با یزاد خریداران ومشترکین حبیب الاسلام توجه وكومك تمام خویشا باین جریده وطنیه شان معطوف و مبذول نمایند .\n\n( ورود جناب سرمنشی غلام قادر خان )\nدر ایام جشن جناب سرمنشی صاحب حضور عالی نائب السلطنه صاحب اقای غلام قادر خان كه يك شخص فعال وطن دوست واجراات ان دائما جهت خیر حکومت وبهبود ملت مشاهده میشود ذریعه طیاره جهت شرفیابی حضور و اخذ بعض هدایات لازمه وارد مرکز گردیده اند اغلباً معزی الیه پس از اتمام امور سررشته طلب شان واپس عازم قندهار خواهند شد ."}
{"book": "adl0955", "page": 340, "text": "این جشن استقلال یازدهمین را بعموم ملت افغانستان قاطبة\nمبارکباد میگوئیم\n\nاگرچه واقعات این جشن استقلال به تفصیلی که لازم بود در روزنامه جشن هر روزه\nنشر و به ملاحظه عموم شائقین اهالی مرکزی موصول گردیده است ولی ما محض جهت تفریح\nناظرین محترم خود خواسته ایم تا خلاصه جریانات و حصه محصه انرا محض ایراد معلومات\nو تفریح قارئین دور و نزدیک خود مجملا قلمبند نمائیم مخ (١)\n\nبه تقریب ورود مسعود این ایام فرخنده فرجام جشن سال فرخنده فال یازدهمین\n(استقلال) که یاد از عظمت و وقار افاغنه و تذکار از شجاعت و حماست و وطنخواهی عموم\nتبعه و سکنه افغانستان میدهد عرض (مبارکبادی) این جشن را بحضور تمام اهالی افغانستان\nنموده متعاقبا نقل ان اعلان عالیشان خادم دین رسول الله (ص) امیر حبیب الله را که از فرط\nوطنخواهی و شیعت پروری شان در موضوع اعلام تهنیت این روز فیروز و انعقاد این جشن\nمسرت اندوز از حضور شاهانه شان انتشار داده اند با یک عالم ابتهاج و افتخارش\nاندراج میدهیم و هو هذا :\n\nاعلان تهنیت جشن استقلال\n\nملت عزیز ، لذات روحانی استقلال مبرهن خدمات و جانفشانی و این مقدار قبول زحمت که\nدر شبانروزی برخود و باقی برادران عسکری شما وادار شده ام روشن خواهد بود که یگانه\nمقصدم بمحافظه ناموس و شرف و عزت وطن وملت افغانستان است و خصوصی افکارم بمرائیت و\nمراعات اوامر خداوندی و پاس دین حضرت سید المرسلین حیات مادی و معنوی یک\nمملکت استقلال است و برای محافظات و ترقیات و امتیازات داخله و خارجه وطن (استقلال)\nحتمی است واکنونکه الحمد لله تعالی ملت نجیبه افغانستان دارای استقلال تامه است در\nراه خدمات وجوب محافظت استقلال سر را پا ساخته ساعی و مجاهدیم همانطور که جسم\nروح را متلقی و ارزوقققدد مند و دوستدار است میدانید و میدانم که خودم با تماما ملت افغانستان\nهکذا تا رمق در بدن است این متاع قیمتدار و نایاب را از جان ودل خریدار و جان نثاریم اگرچه\nموقع در اغتشاش و هنوز گرد این انقلاب در رخسار ها هویدا و تلفات این همه ذخایر ونفوس\nمملکت ما جگر خراش است باری که ورود مسعود تاریخ (استقلال) بخاطرم رسید با یک عالم مسرت\nو یکجهان فرحت شادان گردیده سر افتخار به گنبد دوار میسایم که دارای چنین نعمت مجلل\nوباشکوه داشتیم : بیائید که زمان استقبال و تعظیم استقلال است بشتابید که بمنا شید این\nروز سعید مسرات وجیبه طبعی خود را بتقدیم رسانیم چه امروز دو شنبه ۲۷ اسد مطابق\n٢٤ ربیع الاول دوره سال یازدهم استقلال جلوه ظهور میفرماید.\nافتتاح و اختتام و تعیین اوقات و مواضع نمایشگاه را بملاحظه پروگرام واعلان های جداگانه\nکه از طرف وزارت دربار شایع شود مسبوق میشوید."}
{"book": "adl0955", "page": 341, "text": "٣٢٦\n\nاعتذاراً بر عدم وقت اوقات مسرت و ایام فرحت ان امسال کمتر گرفته شد، زیرا بر علاوه در تزیید ایام بمناسبت گرفتاری امورات مهمه است که فعلاً ابتدائی گفته میشود و مصروفیت در امورات امنیت و تشکیلات مملکت بیشتر لازم است صرف اوقات نمیتوانیم .\nبرای رفاهیت وبهمرسیدن اهالی نسبت به رفع تکالیف امد ورفت و دوری راه مواضع ترتیب وتزئین ونمایشات جشن موصوف بلب دریا متصل منار یادگار که واقع است در مقابل قریه ده مزنگ مرتب گردیده که اوقات توقف وتردد دراین موضع به بسیار خوبی گذاشتانده میشود در خاتمه ابدال خداوندی را بخوش بختی واقبال بلند وترقیات فوق العادهٔ اتیهٔ این وطن مقدسو وشما ملت نجیبهٔ افغانستان نیاز داشته اعلان هذا را به استحضار عمومی شایع نمودیم . ٢٥ صفر المظفر ١٣٤٨. (محل مهر پادشاهی)\n\nتأکد بر صنعت و حرفت مملکت\n\nچیزیکه استقلال حقیقی یک مملکت را تأمین وتحفیظ میکند ترقی صناعت وحرفت است یک مملکت وملتیکه در فن صناعت و حرفت ترقیات شایسته را نائل میباشند البته ان ملت ومملکت خیلی خوشبخت بود، در دامن ثروت ومکنت فراوانی که از دنیای صنعت وحرفت حاصل میکند بخوبی میتواند استقلال خودرا محافظه نمایند .\nجای افتخار است که الحمد لله تا ایندم ترقی صنعت وحرفت افغانستان عزیز ما با استقلال حقیقی ان همعنان و گوش بگوش بوده رو بوادی ارتقا گذاشته است و از لحاظیکه یکی از اسباب حفظ استقلال وباعث ابرومندی مملکت وملت شمرده میشود همیشه طرف توجه ودقت اولیای حکومت افغانستان بوده الان هم جای خیلی شکر ومسرت است که نسبت بسابق حکومت موجودهٔ اسلامیه ما خوبتر وبخشرتر مزایا و فوائد صنعت وحرفت را متحسس بوده انرا بطرف تعالی وارتقا کشانیده امر واراده فرموده است که در این جشن استقلال بترقی صنعت وحرفت مملکتی رسیدگی کرده ودر جملهٔ نمایشات کسانیکه در فن وکسب وکمال مخصوصهٔ خود یکقدم بیشتر رفته اند انعام بدهد تا سبب تشویق و ترغیب اوشان شده صنایع وحرفت مملکت باین وسیله مراحل تکامل خود را تدریجا طی کند .\nاينک ما خلاصهٔ ان اعلان انعامیهٔ را که از طرف وزارت تجارت حکومت عالی اسلامیه ما در باب صنایع وحرفت قبل از جشن نشر و بمقامات لازمه ان تقسیم شده است برای مزید استحضار مخصوصا برای اگاهی کسانیکه در این جشن حضور نداشته ودر ولایات سکنی دارند باخبار خود نشر میکنیم تا علاقه مندان افغانستان مستحضر شده در سنوات اتیه باعث تشویق اوشان در تکمیل صنعت مخصوصهٔ شان گردد :\nتکه باب پشمی وابریشمی وقالین ساخت کابل درجه اول ١٠٠ درجه دوم ٦٠ سوم ٤٠ روپیه . تکه نخی وسنگ تراشی وعطریات ورنگ سازی وکاشی وشیشه سازی و چرم گری درجه اول ٦٠ـ درجه دوم ٤٠ سوم ٢٠ روپیه. ملبوس ساخته وشطرنجی وطنی درجه اول ٧٠ـ دوم ٤٠"}
{"book": "adl0955", "page": 342, "text": "سم ۲۰ ــ روبيه ــ شالکی درجه اول ٤٠ ــ دوم ٣٠ ــ سوم تفقد ١٥ روبيه .\nابریشم دوزی وگل وخامک وچکن درجه اول ٦٠ ــ دوم ٤٠ ــ سوم ۲۰ روپیه .\nگلاباتون وسیم دوزي وحکاکی و نجاری و اهنگري وماشین سازي و زرگری وسراجی وصابون\nکاگل و خیاطی و گلیم بافی درجه اول ٤٠ ــ دوم ۳۰ ــ سوم ۱۵ روپیه .\nمسگری و چاقو ومقراض وعلاقه بندي وشيريني و نخ و گل طبیعی درجه اول ۳۰ ــ\nدوم ۲۰ ــ سوم ۱۵ روپیه .\nرنگ تحریر درجه اول ۱۰۰ ــ دوم ٥٠ ــ سوم ۲۰ روپیه .\nبيت وبوريا وچیغ درجه اول ٥٠ ــ دوم ٤٠ ــ سوم ۲۰ روپیه .\nتألیف کتاب اخلاقی و فنی درجه اول ١٦٠ ــ دوم ۱۰۰ ــ سوم ٦٠ روپیه .\nمتفرقه عند اللزوم قرار تقسیم ٥٠٠ روپیه .\n\nمراسم افتتاح جشن یازدهمین استقلال\n\nچون تزئینات مکمل روزانه وشبانه منطقه جشن که از حد پل سنگی ماشینخانه الی اولین\nپل بزرگ سنگی جاده مستقیم دارالحبیب قبلا مهیا واماده ودكاكين کافی وارد و بازار عالی\nان از پیش مرتب گردیده بود و پروگرام منتشره مدیریت جشن افتتاح این جشن یازدهمین ــ\nاستقلال را به تعلق خادم دین رسول الله بساعت ده بجه صبح روز دوشنبه نشان داده بود\nلهذا جمعیت هاي بزرگ وازدحام زیاد انام جهت شمولیت بجشن واستماع نطق حضور\nاز صبح این روز اغاز و در اطراف ساعت ۸ و ۹ کسب ایزاد والزیش گرفت و اطراف منبر بلند\nنطق شاهانه را که در یك میدان وسیع باغچه فرحت واقع است در يك ازدحام بسیار انبوه ــ\nگرفتند پسران شهداي استقلال نیز با لباسهای مخصوصه شان حاضر و افراد عسکري و\nقوه انضباطیه نیز ناطر تشریف اوری موکب خسروی بودند تا اینکه بوقت مقرره موکب شاهی رسید و\nمراسم تعظیم شان با سلام عمومی و موزيك عسکري بجا اورده شده طیاره ها نیز از فضا ورقه هاي\nتبریکیه را نثار کردند ــ سپس ازان جناب مستطاب اقاي خواجه تاج الدین خان رئیس بلدیه\nعریضه تبریکیه را که از طرف عموم ملت جهت این موقع قبلا تسوید وترتيب و در يك ورقه ــ\nطلائی مطولی مرقوم گردیده تحقق بود بحضور شاهانه قرائت فرمودند .\nپس از ختم معروضه مذکور ذات شاهانه يك خطابه عسکرانه یی ساخته پرجوشی را ایراد\nو در جوش و خروشی حضار ایزاد فرمودند در ختام بیانیه اسلاميانه شاهانه حضرت عالی انجب\nعرفانی مدار اقاي شیرجانخان وزیر دربار نیز عرض شکریه بموقع مناسبی بعرض رسانیدند که ما\nدر ذیل نقل تبریکنامه اولیه را از روی تسوید رئیس صاحب بلد یه و تعلق شاهانه وعرض شکريه وزير\nصاحب دربار را حسب اطلاعی که بما فاضل محترم اقاي محمد یوسف خان سرمنشی کرامت کرده اند\nذيلا یکی بعد ديگري عينا مینگاریم ــ در ختام این گذارشات موزيك های متعدد بصرائيدن ــ"}
{"book": "adl0955", "page": 343, "text": "ز ۳۳۸ ز\n\nاقازید ومجلس منطق در کمال فرحت وبشاشت و ( با چهار یارهای ) پر جوش منحل و امیر\nصاحب با هیئت کور د یپلوماتك بخیمۀ مخصوص شاهانه رونق افزا گردیده شرکای جشن\nبملاحظۀ این ملی در تفریح وساعت تیریشان افزودند .\n\nنطق تهنیت از طرف ملت\nخواجه تاج\nالدین رئیس\nبلدیه (قلعی)\n\nاعلیحضرتا شجاعت تخمیر افغان امیر حبیب الله خان ما رعایای سادۀ وخیرخواه\nشما این جشن سال یازدهم استقلال افغانستان را بشما پادشاه استقلال خواه خود ـ\nمبارکباد میگوئیم .\nاعلیحضرتا ! با انکه امروز اثر انقلاب در خرمن هستی ما ملت شعله افشانی میکند اما\nحمدا لله همت بلند شما فرزند غیرتمند افغانستان در همین احوال اسف اشتعال هم\nشرف وعزت وطن مقدس مارا که استقلال تامه افغانستان است فراموش نمی فرماید وخون پاك\nوکارنامههایمقد س شهدا ی راه استقلال افغانستان را هدر نمی ماند و بایک طنطنه باشکوهو\nاجلال جشن سال یازدهمین استقلال را اجرا میکند ــ ما ملت برین عزم مصم شما که برای\nاستحکام استقلال افغانستان ظاهر فرموده اید و اعلام واعلان کرده اید افتخار میکنیم .\nاعلیحضرتا ! چون در دین ودنیایما اعتبار شخصی بسته باعمال صالحه وارادت تامه\nمیباشد ـــ یعنی (ان اکرمکم عندالله اتقاکم) نزد ملت ما هیچ شخصیت وسلل خاندانى ولع\nو اعتبار ندارد هر پاد شاهیکه بذات خود عادل باشد مسلمان باشد از شریعت حضرت خیر\nالبشر تجاوز نکند مخالف بعرف وعادات ما قوم واقع نشود ترقیات جائز و مشروع برایما حاصل\nکند ظلم وبیداد را از مملکت ما رفع کند . دست حاکمهای ظالم رشوت ستانرا از گریبان ما\nملت قطع فرماید . مردم نيك و پاك را قدر کند . اشخاص متمرد و بيباك را زجر دهد ــ علـــم\nوعربيت را در اولاد ما رواج بخشد . و ابواب زراعت و تجارت را بر روی ما بکشاید . گویا\nبرای افغانستان همان پادشاه بهترین راهنما وخوشترین فرمانفرما گفته میشود .\nمانند رعایای صادق شما از خدا می خواهیم که شما بهترین پادشاهان وحاکمهای شما\nبهترین حاکمهای افغانستان ثابت شوند .\nاعلیحضرتا . تاریخ ایران تا امروز بر نادر شاه افشار افتخار میکند ـ ملت ایران امروز\nبر نام رضا شاه پهلوی فخر ومباهات میکند . انشاء الله تاریخ افغانستان هم بر دیانت و ـ\nشجاعت وعد الت وعلم گستری وعسکر پروریهای شما افتخار خواهد کرد وافغانستان شما را انقدر\nعزیز ومحبوب خواهد داشت که نادر شاه در ایران ان محبت وعزت را هیچگاه احراز نکرده ـ\nخواهد بود .\nاعلیحضرتا . ما ملت از نتایج خودرائی امان الله خان بسیار خسته وپریشان شده ایم ـ امان\nالله خان با ملت مشورت گفت و از هیچکس نشنید . امان الله خان ازادی مشروع ملت را اعلان کرد"}
{"book": "adl0955", "page": 344, "text": "ـ ٣٣٩ ـ\n\nو تماما مخالف باصول دین وعرف وعادت ما هم رفتار نمود . وکلای ملت را در شورای ملت جمع\nکرد اما از مسائل اداری گذشته حتی امور اجتماعی ما را بسر تنهایی خود حل و فصل می‌نمود .\nرشوت ستانی را بد میگفت اما خدمتگاران رشوت ستان خویش را جزا نمیداد وعزل نمیکرد .\nامان الله خان برعکس برستمهای گذشته استهزا وتمسخر می‌نمود بذات خود ابواب عیش و ـ\nوسائل عیاشی را بر روی خوب و خراب مملکت مفتوح میساخت .\nاما از شما متوقع وامید واریم که ان همه اسباب نفاق وشقاق دولت وملت را که در عصر ـ\nامان الله خان فراهم شده بود از میان رفع خواهید فرمود ونفاق بار دیگر موقع وفرصت خانمان\nسوزی دولت ورعیت افغانستان را نخواهد یافت هرکس به تحت امر دین و شریعت حضرت\nسید المرسلین بمال وجان خود مامون ومطمون خواهد بود حکومت اعلیحضرت شما که یک حکومت\nمرغوب ومطلوب ملی ماست وخادم دین مقدس اسلام وپاسبان مال وجان ما گفته میشود باتفاق ـ\nملت این مملکت را اداره خواهد کرد ومقصد ومدعای این انقلاب راکه اصلاحات امور اداری\nو رفع اسباب بدعت است فراموش نخواهد فرمود .\nاعلیحضرتا . چون این انقلاب برای رفع اسباب بیگانگی دولت وملت افغانستان بوقوع پیوست\nما از درگاه خالق توانای خود همین استدعا می‌نمائیم که حکومت شاهانهء شما همیشه با ملت\nخویش همفکر ومتفق باشد ـ ما بشما پادشاه ملت دوست سخنی شنو خویش مژده اتفاق و وعدهء\nانقیاد را میدهیم ویقین داریم که انشاء الله اتفاق شما وملت اسباب و وسائل ترقی و تعالی\nمشروع ومعقول را نسبت بهر زمان خوبتر و زودتر در افغانستان فراهم خواهد کرد وبمثل سایر\nاقوام ترقی یافته دنیا فرصت جهد وکوشش را ارزانی خواهد نمود و مارا سریعتر بمنزل مقصود\nخواهد رسانید ـ باقی از صمیم دل میگوئیم زنده باد اعلیحضرت امیر شجاعت تخمیر افغانستان\nو پاینده باد استقلال تامهء افغانستان .\n\nنطق جوابیهء حضور در افتتاح جشن استقلال\n\nبرادران مسلمان ورعایات صداقت مند بیدار افغانستان .\nاولا بحمه شما این جشن دورهء یازدهم استقلال تان را مبارك باد میگویم .\nثانیا بشما میدانانم که من از پادشاهی افغانستان جز از خدمت دین و ارامی مسلمین\nدیگر هيچيك طمع و توقع ندارم و ازین مثله که من یگانه خادم دین هستم همهء شما واقفید ـ\nبشما یقین میدهم که تا يك قطره خون و يك نفس در جان وتن من باشد برای حفاظت استقلال ـ\nافغانستان ونگهداشت دین پاك وعزت و ناموس شما کوشش میکنم و تازنده باشم درین راه سعی\nخواهم نمود و انشاالله الله که درین مقصد خود کامیاب خواهد امد ."}
{"book": "adl0955", "page": 345, "text": "- ۳٤٠ -\n\nاستقلال افغانستان تعلق بشخص امان الله و حبیب الله ندارد بلکه استقلال مال تمام افراد\nملت یعنی حق شما رعایای وطن و دین هست چون مسلمانیم قرار است هر فرد ملت باید\nاستقلال خود را بجان و مال خریداری کرده در نگهداشت ان هیچ سستی و بی خبری نکند -\nاین فایده را که از خون مقدس شهدای راه استقلال بافغانستان حاصل شده است مفت از\nدست ندهید - چون خون هزارها نفر در بدست آوردن این استقلال فدا شده است - این\nچنین در حفاظت ان از ریختن هزار و صدها هزار فرد خود باید مضائقه ننمائید .\nنسبت باین توقه ائیکه شما از من خادم دین رسول الله کرده اید از خداوند خود امیدوارم\nکه مرا توفیق بدهد که موافق همین ارزوی درست و مفید شما کار بکنم و گرنه دعا میکنم که ازین همه\nعزت و نامیکه خداوند بمن تا امروز عطا کرده است محروم باشم . در خاتمه از خداوند خود\nرجا و امید میکنم که سالهای دراز افغانستان با سلامت و ترقی دارای استقلال دائمی باشد .\nحال اذن برای شما داده شد که بکمال خوشی و آزادی مشغول جشن و میله خویشباشید .\n\nمعروضه وزیر صاحب دربار\nاعلیحضرتا .\nوکالتا از طرف مامورین و رعایای صادق شما و اصالتا از طرف خود نسبت باین مهربانیهای\nکه بما خادمان فداکار خود فرموده اید عرض تشکر و صداقت میکنیم !\nما خوش بختیم که در زیر علم این پادشاه خیر خواه دیانت پرور غیور در چنین یوم مسعود\nکه سالهای دراز خداوند بما روزی خواهد کرد جشن های مسعود میگذارنیم و خواهیم گذرانید .\nاعلیحضرتا . ما افراد ملکی و نظامی و رعایای صادق و مطیع شما متقینیم که پادشاه دین پرور\nما باین عزم و ایمان کامل که در راه استقلال وطن و ترقی ملك و ملت دارند در بسیار روزهای نزديك\nاثر اختلاف ازمیان یکمشت ملت پسمانده ما برداشته شود و فردای ان در حال با داره و انتظام\nهمه شعبات کار و مصالح ملك و ملت به نهایت خداوندی کامیاب قد باشیم و روز بروز به پیروی دین\nاحمدی و همت جوانمردانه شما عمران و ترقی و آسایش مملکت قوت یافته اسباب رفاه مسلمین فراهم\nشده نسبت بحکومت سابق ترقیات روز افزون رخ داده در تعداد سرکهای جدیده و تاسیس تجارت\nخانهای تازه و مکتب ها از دور سابق کرده با رونق تر و باصول دین و عقل قریب تر در منصه شهود اید\nچون ملت افغانستان ازاد و حقیقی و استقلال خود را از جان دوست تر دارند لهذا نباید مثل\nسابق ثروت ملی این مملکت بخارج رود و خود ش محتاج به ثروت و فنون اجنبی باشد .\nدر خاتمه از خداوند مهربان خود امیدواریم که چون بلطف خود مثل شما يك پادشاه\nعادل دیندار نصیب مان کرده ترقی و استقلال مشروع و معقول ما ترا نیز پایدار و روز افزون گرداند."}
{"book": "adl0955", "page": 346, "text": "وقایع ظهر و شب روز اول جشن استقلال\n\nپس از فراغ صلوه ظهر و تفریح بساعت چهار هدف زدن ملکی و عسکری بطرف جنوبی دریای\nکابل مقابل بارگاه پادشاهی بکمال بشاشت قد و خرمی اجراء گردیده گلوله اشخاصی که بهدف\nاصابت کرد مورد انعام گردیده بین الاقران ممتاز شدند اسمای انعام گیرندگان پس از وصول\nنامنویس شان مرقوم خواهد گردید .\n\nانعام و قدر دانی ارباب صنایع مملکتی بروز دوم\nجشن استقلال\n\nمدهشترین اسلحه و سنگین ترین قواهائیکه در برابر ان خود داری و مقاومت امکان پذیر\nنیست محتاج بودن يك ملت است به پیداوار و ادخالات يك ملت بیگانه ملت هائیکه در\nلوازم معیشت و زندگانی و صنایع و حرفت و اشیاء کار امدنی خویش دست احتیاج شانرا به بیگانگان\nو اماثل و اقران خود در از میکنند ناگزیر مراتب احتیاج شان در جامعه ملل ذیل و حقیر شناخته\nمیشوند - بلی مهمترین احتیاجات يك ملت را مفقودیت و عدم موجودیت صنایع و کاریگری انحا\nتشکیل میدهد - ملتی که از صنایع داخلیه خود محروم و تفقه بصنعت بیگانه حاجتمند باشد\nهرگاه از عاجز ترین اقوام جهان محسوب گردد جا دارد .\nاز انجا که ترقی و بدار اعتبار يك مملکت فقط وابسته بدرجه ترقی صنعت و حرفت و تقدیر\nو توقیر صنعت گران ان مملکت است حکومت و زمامداران و طنخواه افغانستان دائما نقطه نظر\nشانرا بسوی ترویج مصنوعات و منسوجات و پیداوار این مملکت اسلامیه شان معطوف داشته و\nدارند و همواره در تشویق و ترغیب کاریگران و استادان ارباب صنایع وطن خویش بحر ذریعه\nممکنه صرف مساعی میورزند - چنانچه درین جشن یازدهمین استقلال خادم دین رسول الله\nامیر حبیب الله خان مخصوصا درین مورد عطف توجه وطنه خواهانه شانرا مبذول داشته قبلا\nوزارت تجارت شاهانه اعلانی را نسبت باعطای انعام و اکرام اهل صنعت و حرفت شایع نموده اند\nکه قبلا حاصل و خلاصه مرقوم گردیده متعاقبا حسب پروگرام بروز سه فقه شنبه از ساعت ۸ صبح\nالی ۱۲ خود ذات شاهانه و هیئت کابینه و کور دپلوماتيك و عموم مامورین و شرکای جشن در\nموقع یکه جهت وضع مصنوعات و منسوجات و پیداوار مملکت عزیز ما تخصیص و تعیین یافته و به\nترتیب درست و اصول مقبول نهاده شده بود رونق افزا گردیده بملاحظه انواع صنایع و اقسام\nمنسوجات صرف اوقات کان بالمقابل هريك از محصولات وطنیه ذات شاهانه شکرانه های ـ\nبی نهایاتی را بدرگاه الهی بجا اورده در دلدهی و تسلیت و تشویق و ترغیب کاریگران و صنعتکاران\nمملکت محبوب شان فوق العاده اظهار شفقت و کرامت فرمودند . و اشخاصی که مصنوعات و منسوجات\nو عملیات شان نسبت بدیگر امثال و اقران شان فایق و بلند بود مورد انعام و اکرام مقرره شان ـ\nگردیدند که نامنویس این استادان نامور را پس ازینکه بما از مرجعش تلطیف شود خواهیم\nنگاشت ـ بالاخر این تماشا عالی در اطراف ساعت ۱۲ بکمال مسرت و فرحت ختام یافته"}
{"book": "adl0955", "page": 347, "text": "٣٤٢\n\nذات شاهانه رونق افزاي خيمه حضور شاهانه شان گردیدند درینجا یکدسته از طالباي\nمکتب تلگراف يك ترانه غراي را با موزيك بحضور شاهانه شنوانیده مورد الطاف همایونی ــ\nواقع شده در اثر ان با عموم وزراء وصاحب منصبان واعزه وخوانین وشاطین در بار شاهی شان\nبصرف طعام چاشت پرداخته درعقب ان اداي نماز ظهر را فرموده تا ساعت ۲ مردم بـــــه\nشنیدن سازهاي متنوعه وکلمات دوستانه وساعت تفریحاي مختلفه مصروف بودند .\n\nاب بازي در کول طبیعی باغچه فرحت\nساعت ۲ يك منظره شناوری بسیار عالی در دریا کابل که از پهلوی باغچه فرحت عبور میکند\nتشکیل گردیده تماشاچیان بکمال کثرت وگرم جوشی براي دیدن این منظره دلنشین حاضر گردیده\nاطراف ودورا دور محل شناوری را در احاطه گرفته مصروف تماشا بودند ــ آب بازان معدد ه\nعملیات رنگارنگ وکار روائی های قشنگی شده در مسرت وخوشنودي ناظرین افزود ه بالاخـــر\nاشخاصیکه نسبت بسایرین پاند برامدند وناموبرشان اتيا مرقوم خواهد گردید انعام ــ\nمقرره را نائل شدند :\nدعوت عصریه بحضور ملوکانــــــــه\nبه عصر سه شنبه يك دعوت مجلل پر شکوه عصریه از طرف وزارت دربار شهر یاری در\nباغچه فرحت ترتیب شده عموم وزراء و صاحب منصبان واعزه ومعتبرین داخلیه و هیئت کورد يپلوماتيك\nخارجیه دران شمولیت داشته بصرف میوهای رنگارنگ و شیرینی ها و چای وشنیدن سازها ودیدن\nانواع ساعت تفریحا وتشرف بملاقات واستماع کلمات خادم دین رسول الله محظوظ ومشغوف شده\nضمنا از شطارتهای عسکری که ارجمند شعادتمند جناب عبدالوكيلخان سپه سالار ــ وشعبده بازي\nهای رنگارنگ وعملیات مسرتین قشنگی که شعبده بازان اجراء نمودند مسرت زيادي دست داد\nدر اطراف ساعت ٦ شام این دعوت عصریه ما ليجبا فرحت غیر متناهیه خاتمه یافت .\n\nشمولیت وکلا وکلان شوندگان هزاره در جشن لقطا استقلال\nاز لطف خدا وبرکت روحانیت رسول الله وحسن نیت پاد شاهدیانت اگاه امیرحبیب الله خان بروز\nدوم جشن استقلال بچه شاتور مشهور با دیگر اعزه وکلان شوندگان هزاره بعهود بکمال خشوع\nو معذرت شرفیا ب حضور شده بشرف این روزهای فیروز عفو حرقات سابقه شانرا خواستار ومرحمت\nوخطا بخشی شهریاری را طالبگار شدند ــ ذان شاهانه نیز از حلم وعفو وبرده باریکه دارند رقم\nعفورا بر رفتار سابقه شان کشیده با اوشان اظهار ملاطفت کرده اوشانرا ماذون فرمودند تاــ\nمسرورانه با دیگر برادران خود مصروف سیر وتماشاي جشن استقلال باشند ."}
{"book": "adl0955", "page": 348, "text": "- ٣٤٣ -\n\nاشتراك وكلاي فراهی در جشن استقلال\nهمچنین بروز دوم جشن يك دسته قوافل موتري از وكلاي فراه كه قبلا بيعت نامهاي\nعمومی خود ها را بطور مجموعی فرستاده بودند جهت دستبوسی حضور ومحظوظ گردیدن از\nنمایشات جشن استقلال وارد مركز گردیده مورد الطاف شاهی گردیده معززانه از طرف -\nحکومت پذیرفته شدند .\n\nورود طلبای افغانی از خارج\nيك دسته از طلباي فارغ التحصیل افغانی طیاره ران از خارج حسب تصویب حکومت -\nحبیبیه معززانه وارد مرکز شده بروز دوم جشن شرفیابی حضور را حاصل داشته بعد از\nاستماع هدایات پدرانه خسروانه و اعطای بخشش های لازمیبه ر واحد آنها - در نمایشات\nعمومی جشن استقلال شرکت ورزیدند ( درین مورد مزید تفصیلات را اتیا خواهیم نوشت) .\n\nنمایشهای شبانه جشن استقلال\nچون از شروع جشن تا به شب چهار شنبه از روی شب هیچیک نمایش عمومیه شبانه تشکیل\nنشده ازین جهت قلم ما هم بطرف دیگر نمایشهای متفرقه شبانه وساعت تفریحا وبزم ارائی های\nمتنوعه لیلیه تا هنوز اطلاعی را برای ناظرین محترم تقدیم نکرده است - زیرا که این يك مسئله\nرا در ضمن تحریرات ما درك كرده خواهند بود که از روی شب نیز مامورین هر وزارت و منسوبین\nهر اداره در خیمه های شان و دیگران با رفقای همطبع واشخاص همفكر وسائر تماشا چیان و\nشاملین جشن دسته دسته و جمعیت جمعیت شده در مناظر متعدده شاعرانه منطقه جشن\nباطراف وجوانب چراغهاي درخشان پوتلمون برتيه و بركنارهاي دریا وباطراف منار وبجوانب\nمعبر های عمومیه وبمحوتلهای مزینه ودکاکین غیر واحده وارد وبازار مالیه بانواع سازهای -\nوطنی و اقسام ساعت تیریهای عالی بزم ارائی و ساعت تیری داشته الی ساعت ۱۲ ويك شب\nعالم عالم مسرت وجهان جهان فرحت در هر ناحیه و هرگوشه و هرجا و هر مقام حكمفرما بوده\nيك سلسله پر از ازدحام غیر منقطعه مامورین وشاملين ومتصرفين منطقه جشن بصورت پیاده روی\nوگادی وموتر و بایسکل سواری در راه های متعدده شهر الی تمام مناطق جشن جریان میداشته\nباشد .\n\nتمثال فتح اندلس در شب چهار شنبه\nولی بشب سومین جشن استقلال در قصر سلامخانه استور تمثال عبرت مثال فتح اندلس\nدر چار پرده خیلی تاریخیای دلچسپ عالی ( بعلاوه دو پرد مضحك كه منظره کریحه خیانت\nوجهالت را نشان داد) بعميم تماشاچیان که سر تا سر عمارت ازوشان مملو بوده نشان داده\nشده بر مسرت وفرحت آنها افزوده يك درس بسيار مهم اخلاقی و نمايش گران بهای تاریخ اسلامی\nکه ناشی از جذبات ایمانی و تعمیل براوامر مقدس شرعی بود بعمیم ارائه داده شد ."}
{"book": "adl0955", "page": 349, "text": "- ٣٤٤ -\n\nقبل از افتتاح یکی از اعضای دانشور تیاتر در عقب پرده به پیشگاه عموم حاضر امده يك\nنطق خیلی موثر عالی را در مفاد تاریخ و انحد ما يعتقد سر اسلاف کرام اسلامیه که در فتوحات\nاخلاقی و عسکری خویش ابراز نموده اند ایراد کنان در مزایای تیاتر و منافع ان که يك تمثال -\nعبرت ومكتب نصیحت میباشد و هر واحدی را از ناظرین برای اله مین محاسن و مفاسد را دیده\nبچیزهای خوب تدقیب واز امور خراب صرفنظر میکند تفصیلات زیاد ی داده خاتمه بیانش را به\nسلامتی وجود خادم دین رسول الله ﷺ ومعين السلطنه صاحب وباقی زمامداران مملکتی ایراد\nکنان عطف مزید توجه شانرا بسوی تعمیم علم و عرفان و افزونی تنویر وتوكيد دين ودنیای اسلامیان\nنموده تمثال فتح اندلس را بيك صورت بسیار مقبول نشان دادند . اگر ما خواسته باشیم که صورت\nاین پیشرفت عساکر اسلامی و شکست مدهش افواج نصرانی و فتح اندلس را که دیشب مفصلا نشان -\nدادمند طوری بنویسیم که عامه اهالی و اشخاصی را که از اصل قضیه اطلاعی ندارند بدانانیم این\nنومره اخباریما به نشرش کفایت نمیکند بلکه ترجمه وطبع کتاب فتح اندلس را بکار دارد واگر ـ\nمجملا جفت افاده اشخاص دانسته بنویسیم انهم تحصیل حاصل است لہٰذا از اجمال وتفصیل ان\nفعلا نظر باین ملاحظات صرف نظر کرده فقط بسوی اصل مقصود که غرض اصلی از نشاندادن این\nتمثال بود فوقا اشاره شد .\n\nاوراق تبریکیه و نمایش طیاره\nدر مراسم افتتاحیه جشن اشاره بطرف افکندن اوراق تبریکیه طیاره بر مفارق شاملین\nجشن نمود مبودیم اینك چند مضامین اوراق مزبوره را شجاعت ماب محترم (ابومحمد خان) قوماندان\nطیاره بما مرحمت کنان توضیحات دادند که طیاره های ما موکب شهریاری را از ارگ شاهی الی -\nمحل مخصوص نطق افتتاحیه جشن مشایعت کنام از فضا بر مفارق شاهانه شان گلها را نثار وبه\nتعداد زیاد از ورقه های تبریکیه اتی را بالای عموم شاملین جشن ایثارنموده است.\nالا ای شهریار نامدار. ملت افغان خوشبخت است که این یازدهمین دوره مبداء زندگانی\nحقیقی خود را بعزیم پیرة شجاعت شما تجدید میکند . قربان قدمت استقلال.\nبنام سعادت تو مرا اینجا می پذیرند . اما کسی را که تو از درگاهت برانی حیات ننگین\nخود را کجا طی خواهد کرد : !\nمقدم اینروز فیروز را بر خود سعد ومیمون شمارید که علم عزت وشرافت استقلال\nبرفارق ما سایه افگنده وزنجیرهای اسارت که قلاده گردن این ملت شجیه شیر طبیعت بود\nاز هم گسسته و پراکنده گردیده است .\nبر لب دعاء حضرت سلطان رسیده است\nخصمش بپای بوس شتابان رسیده است\nتا دست او به خنجر بران رسیده است\nانگشتهای خلق بدندان رسیده است\nملت شجاع !"}
{"book": "adl0955", "page": 350, "text": "ـ ٣٤٥ ـ\n\nعالم نشاطم يك سروری دارد ـ پرسیدیم. شرکت خود را در عالم سعادت شما بیاد\nجشن (١١) استقلال بواسطه من التماس میکند ایا قبول میکنید .\nشاها نثار کن که چسان از پرتو شجاعت نشای افغانستان بیمن این جشن یازدهمین\nاستقلال اوراق تبریکیت نثار قدمت میکند .\nخوش و خرم باشید ای شاملین صحنه استقلال . نوشتان باد این شربت گوارای نوشین ـ\nمن بحمت مردانه شما از رتبه طبیعی عروج کرده ام . ای ملت شجاع افغان .\nوظیفه نمایندگی شما را که برمن تفویض کرده اید اینست که در قضا بجا می اورم واوامر شما\nرا ازین سوبه انسو میفرستم ازینکه شوتم متر است میخواهم دیری بیاد این عظمت جشن (١١)\nدرین عالم بمانم ایا اجازه میدهید .\nیادداشت : از اندراج چند مضمون دیگر ان که تا حال بدست راقم نیامده طالب عفو .\n\nنمایش و ساعت تفریحایمتنوعه یومیه یازدهمین جشن استقلال\nعلاوه برنمایشها و ساعت تفریحائیکه رسما حسب پروگرام باوقات مقرره ان در معرض ارائه\nجهت ایزاد فرحت ومسرت شاملین جشن نهاده میشود این نمایشها و یاتی هر روزه بلا تعیین\nوقت در خرمی وخوشنودی دائمی ووقت گذرانی عمومی خدمت میکردند .\nاتن ملی برقم های مختلفه در مقامات متعدده زدن اهو و خرگوش بحفقه مخصوصان بجانب\nمیمنه بارگاه شاهی .\nکارنیوال یعنی نمایشات متفرقه مطبوع مرغوب طبع عوام جانب غربی باغچه فرحت. هدف زنی\nکبوتر مصنوعی در میمنه بارگاه شاهی . هدف زدن نشانه ای نقرشین بحفقه وتفنگچه ریزه تیر .\nنمایش شعبده بازان وسحرین درمواقع متعدده . سازهای ملی هر رقم در مقامات مختلفه .\nکشتی سواری درکول طبیده باغچه فرحت .\n\nنمایشهای روز چهارشنبه سومین روز جشن استقلال\nامروز حسب پروگرام ازطرف صبح بساعت معینه در باغچه فرحت نمایش چوب بازان نامی\nدر معرض نمایش گذاشته شده چند جوره چوب بازهای قابل باهم دیگر متقابل وحرکات و شطارتهاي\nحیرت ایتی را در تعرض ومدافعه شان باصول مقرره که دارند محشر شده بالاخر نفری غالب\nانعام معینه را گرفته مورد تحسین وافرین جمهور حصار وحضرت شهریار واقعشده مجلس ختام\nیافت دراثر ان يك اتن ملی نهایت پرجوشی از طرف جوانان اندری وجنوبی که مخصوصا درین جشن\nدعوت ومسرورانمیا دیگر اخوان خود شمولیت دارند اول با دهل وسرنای ملیه و ثانی باموزيك عسکريه\nدر منصۀ نمايش امده با شا باشی ها وافرین گوئی های حضار ختام یافت .\nحضور امیر صاحب وجهه بشیکه بمشرف بارگاه شاهی امتیاز داشتند درعین مصاحبه های\nدوستانه صرف طعام وفواكه وچای چاشت را نموده بادای نماز ظهر باجم غفیری پرداختند ."}
{"book": "adl0955", "page": 351, "text": "ـ ٣٤٦ ـ\n\nشطارتهای عسکری درعین اسپ دوانی\nعصر چار شنبه طوریکه در پروگرام اعلان شده بود شطارتهای عسکریه اسباب تفریح ناظرین\nرا فراهم اورده سواران چابك دست بنهایت سرعت تاخت وتاز از بالای موانع اسپان خود را ـــ\nبجست وخیزی تعجب خیزی پرانیده در اثنای تاخت شدید بسرعت مزید بر اسپان سوار میشدند\nپایان میشدند چپ و راست دستها وپایهای شان را دور میدادند بدون قیزه ورکاب درــــ\nشدت رفتار وقطع موانع حرکات اسپانرا اداره می نمودند وبسا حرکات شطارت امیز وعملیات ـــ\nفرحت انگیزی دیگری نموده بالاخر این تماشاها فريضا در اطراف ساعت ٦ شام خاتمه یافت .\nدعوت عصریه از حضور معین السلطنه صاحب\nبمناسبت دوره یازدهمین جشن استقلال يك دعوت عصریه پرشکوهی از حضور سردار اعلی ـــ\n(حمید الله خان معین السلطنه) بعموم وزراء واعيان وهیئت سياسيه ومامورین بزرگ به بارگاه شان\nدر قلب گاه منطقه جشن داده شده بعد از صرف شیرینی های مختلفه و فواکه متنوعه و چای وـــ\nسیگار ومصاحبه های پرمسرت مجلس موصوف خاتمه یافت .\nتمثال سقوط اندلس\nشب پنجشنه به در قصر استور باز تمثال تحسر مثال سقوط اندلس در سه پرده عبرت اوری /\nنشان داده شده يك درس بسیارمهم اخلاقی واندرز های نهایت عالی را بناظرین خویش تقدیم ـــ\nنمود ما طوریکه از اعطای تفصیل فتح اندلس صرف نظر کرده ایم همچنان تحریرات سقوطش را\nنیز قلم انداز نموده تفصيلش را در صورت وصول اصل مضمون ان ازطرف رئیس این تمثال\nعبرت مثال بشماره های اتیه (حبیب الاسلام) وعده می دهیم .\nفی الحال فقط این قدر مجملا می نگاریم باند ازه که فتح اندلس يك منظره بدیع مسرت افزا را\nنشان داد صدچند ان پرده های سقوط ان قبیح وحزن امیزوالم انگیز بوده مخصوصا ندامت\nکشی ها وگریه زاری های (ابو عبد الله شقی یا صغیر) شاه مفتوح اندلس که بر رشوت ستانی ها\nوعياشی ها وسفاکی ها وبیباکی های خود و وزراء و مامورین ومنسوبین حکومتی خود پس ازتسلیم\nشدن به (فردينان) که فاتح اندلس است ومحکوم شدنش بحبس ونفی بلد می نمود ـــ شرم اور\nو رقت افزا بوده اند به وتقونوعه وبیتابی والده عجوزه وفرزندك صغیره اش جگرخراشی مینمود .\nنطقی راکه (فردينان) فاتح اندلس درحین سقوط قوبه اخرین اعراب و شهادت (موسی) مشهور\n(که درتسلیم شدن شهر با شاه و وزراء خائن ان مخالف شده دست بقبضه شمشیر برده با\nعده ازمجاهدین ومتعلقین خود عزم مدافعه یا نیل بشهادت راکرد مبود) ایراد داشته\nخیلی مهم وعالی است که مفادش را باینقدر الفاظ عرض کرده میتوانیم :"}
{"book": "adl0955", "page": 352, "text": "- ٣٤٧ -\n\nشما اعراب ته سر سوخته و پای ابله برهنه که از وسط ریگستان های خشك وتفسيده ايشيا\nخود\nحرکت و افریقا را تحت حکومت خود آورده اروپا را نیز ضمیمه سلطنت خود ساخته وتمام قوای -\nما وبدخواهان وطرف داران عیسویت را در تمام حملات وتعرضات پسپا میگردید این کامیابی های\nشما فقط در اثر عدالت و اسلامیت و پابندی با وامر شریعت تان بود ه که رعایا در ظل رافت شما\nاسوده و توجه علم و عرفان در شما زیاد بوده در رفاه وارامی خلق الله زیاده کوشان بودید -\nاما اکنون که شما بعیش و عشرت وتنبلی و جهالت گرفتار شده از ملك وملت غافلید وداد مظلوم را\nاز ظالم نمیگیرید اینك ما از اثر همان تعلیم علمی وعملی و اخلاقی که از اسلاف و نیاکان شما اموخته\nایم مجددا مملکت موارثه خود را متصرف وشما را ضعیف ساختیم !!!\n( درین تیاتر نیز با پرده مضحک تقلب و خیانت و بی تهذیبی جهت عبرت وبسرت حضار\nنشان داده شد ) .\n\nوقایع یوم پنجشنبه چهارمین روزجشن استقلال\n\nدرین روز از طرف صبح اجرای انداخت یعنی نشان زدن با تفنگ در محل مخصوص ان\nدر معرض نمایش گذاشته شده تماشاچیان نسبت بدیگر نمایشها درین منظره عسکرانه بیشتر\nشرکت ورزیده جهت بهدف رسیدن گلوله های اشخاصی که حسب نوبه فیر میکردند اظهار -\nمسرت مزید و شاباش وافرین میکردند .\nکار انداخت از ساعت ۸ شروع در اطراف ۱۱ ختام یافته اشخاصیکه نسبت بسائرین\nنمرهای زیادی را حائز شده بودند مورد انعام مقرره شدند درین ضمن هر قیر و انداختی راکه\nحضور امیر غازی میفرمودند بلا ناغه طابق النعل بالنعل بهدف اصابت کرده در هر نوبه نمره\nتامه را اشغال مینمودند .\nالحق که امیر صاحب یکذات بزرگ عسکری و يك سپاهی کامل اصفات حربی بوده علاوه بر فنون\nحرب وضرب تمام مزایا وخصال عالم عسکریت را نیز از حیث شجاعت تهور ثبات قلب وغیره نائلند\nعلاوتا جناب سردار اعلی حمید الله خان معین السلطنه نیز کاملا نمره هدف را در انداخت\nخویش حاصل فرمود ه وزیر صاحب دربار و اکثر ذوات دیگر نیز از علاقمندان حضور در عملیات\nانداخت نسبت بدیگران مراتب بلندی را احراز نمودند .\nدر اختتام این نمایش بازی اتن ملی خیلی عالی در مسرت وخوشنودی ناظرین افزوده در\nعقب ان يك قصیده افغانی که مشعر بر صفات حکومت حبیبیه و خرابی های حکومت سابقه بوده\nاز طرف يك دسته از نوجوانان اندری - بادل ملی وطنی شان قرائت گردیده بعد اجندور\nحضار مجلس شاهی برخوان همایونی بصرف طعام پرداختند .\nپس از ختم نماز وگذشتن وقت تفریح نظار یا علان فوق العاده اداره جشن يك تماشای\nعجیب وغریب مسحرزین و نمایشهای شعبده بازی در طرف جنوبی دریا در برابر بارگاه شاهی\nد رمنصه شهود گذاشته شده فوق العاده در فرحت وخرمی تماشا کتان وحضار از حد بسیار خود\nافزود ."}
{"book": "adl0955", "page": 353, "text": "- ٣٤٨ -\n\nبعد از اتمام این منظره مسرتين يك تماشای قابل ديد عالی العال جمناستکی آغاز شده این\nنمایش چنان معتبر ــ بسا اعمال شگفت آور ــ حرکات خوب ــ جست وخیز مرغوب ــ پیچ وتاب\nدرست ــ غیره کار روائی های سریع و چست را مقدر شده بلا نهایه در تفریح طبایع و خوشنودی\nعمومی افزود ، از حضور امیر صاحب برای این جمعیت جمناستکی مبلغ چهار هزار روپیه بخشش\nشده علاوتاً بسیار الفاظ شفقت آمیز نسبت بافراد عسکری ایراد و در موضوع شرف خدمت ــ\nعسکری و آن محبت خصوصی ذات شاهانه که با عالم عسکری دارند بیانات مفیدی را ایراد\nو از عموم ملت افغانستان که تماماً عسکرند نیز مسرت فرموده این مجلس در غلغله های ( یا\nچهار یار نبی ) خاتمه یافت .\n\nآتش بازی شب آخرین جشن استقلال\nشب جمعه که پنجمین لیل جشن استقلال بود برحسب پروگرام بجنوب کول طبیعی\nبمقابل بارگاه شاهی از ساعت ۸ الی ساعت ۱۰ شب يك آتش بازی مجلل و با شکوهی ترتیب شده\nمردم بسیاری برای تماشای این منظره بدیعه حاضر بوده صدای صاعقه نواز و آواز از هم متلاشی\nشدن آن بلفضا وفرود آمدن شعله های گوناگون آتش آن هم بالوان مختلف و آوازهای خفیف ــ\nخفیف آن که از تصادم ابرا کو احاصل میشد يك منظره خارقۀ نمای عجیبی را متشکل بود اولا منظره\nاین آتش بازی نظرربا روی میدان ودرفضا وثانیاً انعکاس آن در دریا در روحیات ناظرین اثر بزرگی\nتولید نموده هر کدام مبهورانه از آن منظره لذتی و دلربا محظوظ می شدند درین موقع نسیم خوبی\nشروع بوزیدن نموده بوی ریاحین وطراوت گل واشجار را بدماغ ناظرین رسانده آن دود و بوئی\nرا که از اثر باروت تولید می شد باطراف و جوانب برده ازین حیث هم به تماشاچیان هیچ تکلیفی\nعاید نشد ما بین تماشای اشکال متنوعه و انواع متفرقه وصور متعدده و نمایش غیر واحده آتش بازی\nقابل دید بمسرت تمام خاتمه یافت .\n\nتفصیل درجات اجمالی انعاماتی که درین جشن یازدهمین\nاستقلال برای انواع نمایشها مقرر واعطا شده است\n\n۱ ــ برای دو جوره غالب پهلوانان درجۀ اول ۶۰ روپیه درجۀ دوم ٤٠ روپیه درجۀ سوم ۳۰ روپیه .\n۲ ــ جهت اسپهائیکه در مسابقه اسپهازی مرتبۀ عالی العال را نائل گشته ، ٥ ــ درجۀ اول ۶۰ ــ دوم ٣٠ ــ\nسوم ۳۰ روپیه .\n٣ ــ مخصوص هدف زنندگان کامیاب عسکری و ملکی بتعداد سی نفر نقد و جنس درجۀ اول علاوه بر\nنشان ۱۰۰ روپیه درجۀ دوم ۸۰ سوم ٥٠ روپیه .\n٤ ــ برای شخصی که در مسابقه اسپ دوانی رتبه عالی العال را اشغال کرد مزید برنشان صد روپیه ــ\nدرجۀ اول ۸۰ ــ دوم ۶۰ ــ سوم ٤٠ روپیه .\n٥ ــ برای دو دو جوره از چوب بازان غالب فی جوره درجۀ اول ۶۰ ــ دوم ٤٠ ــ سوم ٣٠ روپیه .\n٦ ــ سبقت کننده عالی العال بایسکل دوانی علاوه برنشان یکصد روپیه درجۀ اول ۸۰ روپیه ــ"}
{"book": "adl0955", "page": 354, "text": "- ٣٤١ -\n\nدوم ٦٠ - سوم ٤٠ روپیه .\n۷ - انعام زدن تبه برای ٢٠ نفر ده روپیه انعام جنسی .\n٨ - زدن اهوو خرگوش مصنوعی در عین حرکت به تفنگ های ژه تیر انعام جنسی - قیمت درجه اول ٥٠ - دوم ٢٠ - سوم ١٠ روپیه .\nاشخاصیکه نمبر اول تاو و دوم را پی هم حاصل کرد نبودند انعام درجه اول را نائل شده اند . واگر بدوم و سوم متواتر کامیابی یافته اند انعام درجه دوم را حاصل داشته اند واگر يك يك کامیاب شده اند انعام درجه سوم را گرفته اند .\n\nجریانات جمعه روز پنجم جشن استقلال\nدرین روز از طرف صبح از ساعت ٨ الی ۱۱ نمایش اسپ دوانی در جای مخصوص ان در محل اجراء امد ما ولا يكعده از اسپان مخصوصا از نقاره معلوم داری رو بتاخت گذاشته دوره معینه را با مراعات شرائط مقرره ان طی کردند اسپیکه از دیگران مقدم شده بود علیحده شد پس از ان دو عده دیگری از سواران بحمین صورت اسپ دوانی کرده متعاقبا هر سه اسپ تیزرفتار - همین هر سه ده اسپان که از دیگران قبلا میدان را ربوده بودند را بمیدان دوانیده شده حسب سرعت ورفتار وتقدم انها بر همدیگر صاحبان شان تحسین وشاباش وافرین عمومی را نائل وعلاوتا انعام مقرره را حاصل و سوارکار عالی العال شان بگرفتن يك نشان نیز ممتاز گشت .\nبهمین اصولیکه مذکور شد در عقبان بایسکل دوانی افاز شده سبقت کنندگان درین نمایش نیز انعام مقرره را علاوه بر تحسین وافرین حضار نائل گردیده این هرد و نمایش مسرت افزا قبل از نماز ختام یافته پس از اتمام ان جمهور انام با پادشاه اسلام بمحل مخصوصیکه جهت ادای نماز مقرر است رفته به استماع خطبه وادای نماز جمعه پرداخته پس از ان به صرف طعام وفواكه وجای وتفریح پرداختند .\nچون ظهر این روز فیروز جهت نمایش پهلوانی وختام این جشن عالی باستماع نطق یکی از وزراء سلطنتی مشخص شده بود لهذا پس از ساعت دو امد امد جمعیت های متوالی انام واجتماع تکثر ازدحام خواص وعوام بیشتر وزیادتر از همه ایام شروع شد تا اینکه قبل از تشریف اوری همایونی سرتاسر میدان پهلوانی با این وسعت وفسحت وطول وعرضیکه دارد طوری از ناظرین وتماشاچیان امتلای بی پایانی یافت که جای پای ماندن بمشکل میسر نمیشد بالاخر حضور امیر صاحب پوره بساعت ۳ رونق افزای این میدان شده پهلوانان مشهور ومعروف کابل جوره جوره شده به پهلوانی آغاز کردند از کشتی گیری وبخرج دادن چالهای متنوعه وبه گول دادن وموقع یافتن از حریف خود هريك از ان - چند ین جوره که با همدیگر بند وبغل گرفتند از حد زیاد در مسرت وفرحت حضار می افزودند و بدر حرکت متغلبانه ووضعیت چالاکانه یکی از ان دو نفریکه در پهلوانی دست بدست می بودند صداهای خرمی بسیار ولغله های پاچا ریار از هر گوشه وکنار بالا می شد خلاصتا اینکه پس از -"}
{"book": "adl0955", "page": 355, "text": "معلوم شدن غالب ومغلوب چند پهلوان وافتادن طرح مطلحت در بین چندی ازوشان ـ\nجمهور پهلوانان به مراء موزیکه یکشیدن ضرب (میل) بانواع خوب وطریقه های مرغوبی در ـ\nفرحت حضار افزودند در عقبان به ثعالب پيك اظهار شطارت و فعالیت کنان در مسرت\nعمومی خدمت کردند پس از ان اشخام غالب در يك جهان تحسین وافرین انعامات مقرره\nخود شان را در ربودن بين الامثال والاقران ممتاز شدند ـ بعد از پهلوانی انواع سازهای\nملی واقسام دهل وسرنا های وطنی بسرائیدن اغاز و به اوازهای زیر وبم خود سامعه نوازی کرده\nاز حد زیاد در گرم جوشی مجلس ایزاد ويك عالم بهجت وخرمی خوشی را ایجاد کردند ـ\nبعد ازان باتن ملی خیلی عالی در معرض نمایش امد .\nمتعاقب از پوره شدن وقت نمایش حسب اراده سنیه شهریاری حضرت عالی جناب\nعطا الحق خان وزیر صاحب امور خارجیه مملکت افغانی فراز منبر بلند خطابه( که قبلا بصورت\nمرغوبی تزئین والمجاد به عنای بران موضوع وكوشکهای دانه ء نطق از ان باطراف وجوانب محدود\nشده بود ) برامده نطق اتیه اختتامیه جشن استقلال امساله را بکمال تففلففف فصاحت و ـ\nطلاقت ایراد فرمودند ـ در حصه غفائیه ودعائيه ان جمهور انام با ان وزیر علام همنوا ـ\nشده غلغله های امین امین را بلند میکردند ـ پس از ختام نطق ذيل غریوهای فلک گشای\nیا چهار یار معمد و بلند شده در عقب ان ذات شاهانه تکرارا در نگهداشت استقلالی که\nبخونهای پاک هزاران شهید بدست امده تاکید زیاد وکرده ملت را توصیه کردند که (در\nهمه وقت عام ازینکه من باشم ویا نباشم بایستی که شما این فائده بدست آورده خود تانرا\nکه استقلال است مفت از دست ندهید ـ(غلغله دعاکوئی) پس از ان سفیر صاحب کبیر ترکیه\nاز طرف هیئت سیاسیه مقیمه کابل اظهار مسرت وتبريك وتقدیر از حسن انتظام این جشن عالی\nرا نمودند ـ جمهور حضار پس از عرض مبارکباد وادای تعظیم حضور مرخص میشدند دریمن\nحال موزیکها متعدد وسازهای وطنی غیر واحد در سرتاسر منطقه جشن سامعه نوازی داشت\nذات شاهانه پس از ادای نماز عصر با مصاحبین وحواشی ونوکری والای حضور شان پا پیاده از\nمنطقه جشن طردار درمیان ازدحام انام وصفوف متوالی خواص وعوام که بر معبرشان دست\nبسته احترام بودند حرکت فرموده باینصورت مراسم جشن امسال اختتام یافت .\n(نطق اختتامیه جشن یازدهمین استقلال)\nبسم الله الرحمن الرحيم\nنحمده ونصلى على رسوله الکریـــــــم\nبحضور دیانت الحور اعلیحضرت خادم دین رسول الله امیر صاحب حبیب الله خان غازی بعرض\nمی رسانیم که از لطف الهی وبرکت روحانیت حضرت رسالت پناهی و پیشوایان مذهبی واز اثر دیانت\nوشجاعت ومرد انگی وثبات عزم واراده اعلیحضرت شما دین مبین سید المرسلين درخشان واستقلال"}
{"book": "adl0955", "page": 356, "text": "ـ ٣٥١ ـ\n\nافغانستان حیات دوباره حصول کرده اینک از همت بلند شما و به امر واراده سنیه والای تان\nبتقریب ورود مسعود این دوره یازدهمین استقلال افغانستان این جشن پر شکوه عالی شان\nاستقلال را ملت شجاع ان به نهایت مسرت و خوشنودی انعقاد داده برای مملکت افغانستان\nخصوصا وجهت فرحت و مسرت تمام عالم اسلام عموما اسباب فخر ومباهات را فراهم ساختند .\nما از خدای مهربان خویش میخواهیم که همیشه فتح وظفر را برای اعلیحضرت شما\nخادم دین رسول الله و تمامی عساکر شجاع نیرومند تان ارزانی فرمایند و از الطاف خدای ـ\nبی همتا و امداد روحانیت رسول الله و سعی وکوشش شما افغانستان يك دولت ومملکت مترقیه\nاسلامی محسوب شود ـ و اعلیحضرت شما با والاحضرت نائب السلطنه ومعين السلطنه صاحبان\nوباقی وزراء و مامورین صادق تان در مقاصد و ارادات دینی ودنیوی تان کامیاب وسر افراز ـ\nباشید .\nای برادران محترم اسلامی و تبعه حکومت افغانی ـ ما و شما را لازم است که دائما برای\nنگهداشت استقلال افغانستان به فدا کردن مال وجان خود ها حاضر واماده هرگونه زحمت\nکشیدن باشیم و نگذاریم که استقلال ما از دست برد دشمنان و بدخواهان ما پایمال شود ـ\nالحمد لله پادشاه بسیار با غیرت و با همت ودلاوری داریم که برای حفاظت دین رسول الله\nوصیانت استقلال مملکت ما دست از تیغه شمشیر برنمی دارند و شب وروز میکوشند که افغانستان\nشیرین مارا عظمت اسلامی وحشمت تاریخی اشرا ارزانی فرمایند ـ شما هم با این پادشاه\nترقی خواه خود کمر همت اسلامیت تان را محکم تر وخوبتر بسته کرده برای پیشبردن عزم واراده\nاین سلطان کشور ستان همیشه بیش از از پیش حاضر واماده باشید .\nما و شما الحمد لله مسلمانیم و در تمام افعال وافعال خود پیروهمان خلفای راشدین واصحاب\nکرام و پیشوایان صداقت شعار اسلام میباشیم که در مدت بسیار کمی سه قطعه بسیار بزرگ دنیا\nرا که اسیا ـ افریقا ـ اروپاست ـ بنور اسلامیت وشجاعت وعلم ومدنیت اسلامی خویش منورساخته\nبودند ـ ان ناموران جهان اسلام ذواتی بودند که از دینداری خویش عالم واهل عالم را اخلاق\nحمیده و سعادت کونین بخشیده بودند درعزم واراده انها کمی خزینه واسلحه وقلت نفر هیچ\nعذر گفته نمیشد ـ از بسیاری دشمن نمی ترسیدند ـ در جنگها یا همیشه فاتح میبرامدند و یا ـ\nجام شهادت را نوشیده لقای رب العزت وانعام جنت را نائل میگردیدند هیچ گاهی از دشمنان\nخود روی نمی گشتاندند ـ با دشمنان دین خود همیشه دشمنی بودند با برادران همدین و هم\nهموطن خود دائم نیاوش وبرادری میکردند هیچوقت ازانها خیانت دیده ودروغ شنیده نمی شد\nدر داخل وخارج راست و صادق بوده هرچیز را به نظر حقیقت میدیدند بیهوده خویش را نا ـ\nمیکردند عهد شکنی نمی فرمودند عدل وانصاف در سرتاسر مملکت شان حکمفرما بود در احوال\nصلح به ابادی مملکت و ارامی ملت سعی وکوشش میکردند ."}
{"book": "adl0955", "page": 357, "text": "- ٣٥٢ -\n\nاین است که ما وشما هم زیاده بر زیاده باید پیرو همان راهنمایان اسلام خود بوده به این پادشاه خود صداقت بسیار وبحکومت خویش اطاعت مرغوب نمائیم - از تفرقه ودورنگی جدا بپرهیزیم و با همدیگر خویش اعتماد کنیم اولادهای خود را به تعلیم وتربیت اسلامیت و - انسانیت مکلف سازیم .\nواز خدای عزوجل مسئلت کنیم تا حکومت افغانستان واستقلال ملت افغان را بسایه شاد کامی امیر صاحب غازی از جمیع عوارض محفوظ ومسلم داشته انچه شایان سعادت دینی و دنیوی ما ملت است ارزانی فرماید - وهر انچه که سبب زوال واضمحلال ما باشد از ما دور فرماید .\nاعلیحضرتا ! شطارتها وانداخت ها وجفاشیق های عسکری واهتمامات فوجی که امسال خاصتاه درین ایام جشن استقلال از اردو بنظر شما مشهود گردیده است بعموم ملت یقین و اطمینان میدهد که از لطف خدا وحسن مساعی شما در اینده قریبی يك قوه وعظمت و شوکت بزرگی را عالم عسکری افغانستان احراز خواهند نمود . همچنین از قرائت ترانها ودیگر بیانات طلاب مکاتب که درین جشن استقلال بعرض رسانیده اند همه ملت شجاع مان را امیدوار ساخته که در جشن های اتیه ازین شطارت های عسکر هزار بار بهتر تر به نمایشگاه حضور های شکر خطر تر باز همتر والا مشاهده خواهیم نمود وخیلی ترانه های علمی وادبی از لسان اهل علم وعرفان مکاتب اسلامی از حسن معارف پرور شما خواهیم شنید علاوه عموم وزارات ودوائر سلطنتی و تمام شعبات متنوعه مملکتی تحت مراقبت حضور همایونی ترقیات زیادی را نائل خواهند شد . از حضار محترم کوردیپلوماتيك که از اول انقلاب الی حال حکومت معظم پادشاه غیور غازی مان را - تقدیر کرده واستقلال مان را کمافی السابق بمدار تحسین نگریسته اند اظهار شکران داریم .\nدر خاتمه ملت افغانستان عموما وما شرکای این جشن مقدس استقلال خصوصا ازین - جذبات ملت خواهی واحساسات استقلال پروری امیر غازی خود که در انعقاد این جشن استقلال بازدهمین ما ابراز فرموده اند در مسرت وسعادت دوستان ورنج واندوه دشمنان این - مملکت اسلامی افغانستان افزوده اند اظهار مزید شکران و امتنان خود هارا بحضور دیانت ظهور تان بعرض میرسانیم - واز حضور وزیر صاحب دربار جناب شیرجانخان واز مدیرصاحب جشن استقلال اقای غلام محی الدین خان وعموم اراکین جشن استقلال ودیگر ذوات محترمیكه در گرم جوشی وایزاد فرحت ومسرت عمومی این جشن اظهار فعالیت وجدیت کرده اند اظهار تشکر مینمایم ومسرت کان از خداوند متعال سالهای دراز ارزو وتمنّای دیدن وشرکت ورزیدن امثال این جشن های استقلال را بزیر سایه همایایه شاهانه شما امیدوار بود عرض میکنیم :\nروز وشب ما عید وبرات است ز لطفت\t\tای صبح توفرخنده و ای شام مبارك\nای خادم دین دین زتو گردید منور\t\tتا روز قیامت بتو این نام مبارك\nصد سال کنی جشن که گویم به دعایت\t\tجشن خوشت ای خسرو اسلام مبارك"}
{"book": "adl0955", "page": 358, "text": "- ٣٥٣ -\n\nزنده باد امیر صاحب غازی ــ پاینده باد استقلال افغانستان .\n\nتبریک مسرت انجام حبیب الاسلام\nما هم به نوبت خود نظر بانعقاد این جشن یازدهمین استقلال عالی اله ای که از اثر وطن\nدوستی وملت خواهی وشرائت پسندی وجذبهء اسلامی خادم دین رسول الله امیر حبیب الله\nخان به کمال تزئین و ترتیب خجسته ائین پنج شبانه روز در بهترین مواقع کابل بصورتی که\nدرین شماره مفصلا تقدیم حضور ناظرین گردید شرف انعقاد یافته تحفهء شکر گذاری وخوشنودی\nخود را بحضور پادشاهی ودیگر رجال حکومتی شان تقدیم نموده عرض میکنیم .\nمی فزاید به ما مهر و وفا استقلال\nیادگاریست زسربازی ما استقلال\nمیکشاید بشما باب صفا استقلال\nمیدهد یاد ز شمشیر جلا استقلال\n( هست در ملت ما اب بقاء استقلال)\nبا تو دارد وطن از فطرت وجبلت الفت\nمی نمائیم بقربان تو سرازهست\nدر پی حفظ تو داریم هزاران جدت\nنیست در روی جهان غیر تو عالی نعمت\n( با تو داریم سرمهر و وفا استقلال)\nاینچه جشنی است که گردید فلک حیرانش\nکرد مسپاه زخط لاله رخان ریحانش\nنمیزند طعن بصبح شام ضیاء افشانش\nبرده نقد دل ما چنین وسر وسامانش\n(خالقت باد خدا فقه در حفظ استقلال)\nملت این منتظمت بچه تامین امـد\nاتفاق اتکید واید تضمین امـد\nکورید بینی او کور دقا بین امد\nثمرش در همه جا خوشتر وشیرین امد\n( بشمادارد همین قدر ورجا استقلال )\nتابه الم اثر نام زشاهی باشــــــد\nدشمنش هر که بود خوار وتباهی باشد\nشاسا درکف فضل الهی باشـد\nپسرا سرور) وی چترهمائی باشد\nتا که چند ین بکند جشن بنا استقلال)\n\nخسارات زلزلهء کیفـــــان\nدر شمارهء(۲۳) ما خبر وقوع زلزله در کیفان ایران را قبلا مجملا اقتباس و بقارئین عزیز ــ\nخاطر نشان کردیم اگرچه نشر ان خبر بصورت اجمال بود ، ولی مائیقین داریم که قارئین محترم ما\nخرابی ها وزیان آن زلزلهء مدهش را حدت زده و تا اندازهء از خسارتش مدرک شده اند .\nاکنون تفصیلات خسارات ان زلزلهء مشومه را قراریکه از جرائد ما بعد بدست اورده ایم\nاينك بمعرض انتشار از اخبار ( بحار) میگذاریم :\nعدهء تالفات باین زلزله منحوس به ۱۲۷۸ مرد و ۱۳۱۸ زن و ٦٥٤ بچه و ۱۱۰۲ نفر\nمجروح بالغ شده و ٦٧١٦ خانواری از قراء وقصبات ویران وخراب گردیده و ٦٢٠٥ مواشی تلف"}
{"book": "adl0955", "page": 359, "text": "شده است .\nاز قراریکه جراید ایران مینویسند حکومت و ملت ایران در کار جمع آوری اعانه برای\nمصیبت رسیدگان از این زلزله میباشند و نیز عده از محترمین را با معتمدین ومبلـــغ\nحازیه بنقاط مخروبه فرستاده تا بانها رسیدگی و سر رشته تعمیر وابادی وحفریات ــ\nانجا ها را بفرمایند .\nحبیب الاسلام از این واقعه مولمه سخت ملول ومغموم بوده با این برادران همبدین\nوهم نژاد خویش اظهار همدردی وافسوس مینماید و برای کسانیکه درین واقعه بدارالسلام\nرحلت کرده اند با اینکه انها مغفور ومرحوم هستند مزید مغفرت وبرای بازماندگان شان\nصبر و مزید اجر را از خدای متعال نیاز کرده دعا میکند که خالق بی نیاز تمام اسباب وــ\nوسایلی را که به بد بختی وزبونی ما عالم اسلام تمام می شود رفع و برطرف گرداند .\nروابط روس و انگلیـــــس\nاز لندن خبر رسیده که قرار شایعه دیلی تلگراف احتمال تعیین گردیدن لودا ولیور\nبسمت سفیر کبرای انگلیس در اتحاد شوروی میرود وهم اطلاع میدهد که بنابر بعضی اخبارــ\nواصله ماکدونالد تصمیم نموده است که بدون تاخیر و تعویق روابط انگلیس را با دولت شوروی\nتجدید کــــــند .\nروابط انگلیس و حجاز\nاز لندن خبر نژد داده اند که نظر با علایم جدید دائر باینکه دولتین انگلیس و حجاز\nترتیب متقابلی برای نماینده گان دپلوماتی بمسالك یکدیگر داده اند پیشبینی میشود کـــه\nروابط نزدیکتری بین انگلیس وممالک عربستان بر قرار گردد احتمال میرود جده را مقر ــ\nاقامت نماینده انگلیس قرار دهند زیرا کسانیکه خارج از دین اسلام باشند حق سکونت\nواقامت را در مکه ندارند .\n(کابل ــ مطبعه سرکاری)"}
{"book": "adl0955", "page": 360, "text": "- ٣٥٥ -\nصفحه (١) (جریده حفته کی حبیب الاسلام - سال اول - شماره ٢٧) (نمره مسلسل ٢٧)\n\nمدیر - برهان الدین کشککی واعتصموا بحبل الله جمیعا ولاتفرقوا\nحبیب الاسلام\n\nاداره خانه در دارالامان کابل افغانستان\nهمه امور تحریریه وحسابی بنام اداره فرستاد میشود .\nاداره در انتشار واصلاح مقالات وارد مختار است .\nدر هر هفته یکمرتبه یوم چارشنبه نشر میشود .\nاوراقیکه درج نشود اعاده نمیشود .\n\nشرح اشتراک\nسالانه ششماهه\nدر داخل مرکز ٦ روپیه ٣ روپیه\nدر ولایات داخله با\nاجرت پست ٧ روپیه ٤ روپیه\nدر خارج ١٥ شلنگ ٨ شلنگ\n(قیمت يك شماره ٦ پیسه)\n\n(درین اخبار از احکام دینی ومسائل اسلامی وهرگونه علم وفنون واطلاعات\nسیاسی ومفاد دولتی ومنافع ملی بحث میشود - ) .\n\n(تاریخ قمری سلخ - ربیع الاول ١٣٤٨) ٤ شنبه (تاریخ شمسی ١٢ سنبله ١٣٠٨ هجری)\n\nعروس ملك کسی تنگ در کنار گرفت\nکه بوسه از لب شمشیر ابدار گرفت\n\nهر انسان زندگانی وحیات خود را دنیا ومافیها وفطرتا باندازه دوست دارد که در مقابل\nحیات ونگهداشت زندگانی خویش از همه منافع ومفاد ومال ومنال و اولاد واحفاد واز صحت و\nغنا وتمامی اعضا بالاخره از همه اشیا میگذرد وسایر دنیا ومافیها را قربان ان میکند .\nاز همین جا است در هنگامی که کارد را بر گلوی يك شخص واجب القصاص ویا شمشیر را بر\nروی کدام مجرمی مسا برسید هند علی الفور دستهای او بايك حرکت غیر منسوبه ویا جنبش غیر ارادیه\nقدسد افعه از روی وگلوی خود میکند .\nهمچنین اگريك انسانی پس از اینکه محکوم بالقتل شده باشد وبخریدن خون خویش مجاز\nوماذون گردد - علی الیقین این محکوم در بدل زندگانی شیرینش بفداکردن تمام هستی وجمیم\nدارائی وثروت خود حاضر میگردد .\nمثل مشهوری استکه (اب تاگلو - بچه زیر پای) هنگامیکه برای يك پدر ویا فرزند قتل وموت\nعاید گردد وفرزند را در بدل پدر ویا پدر را درعوض فرزند بکشند البته که هرکدامی ازین\nپدروپسر برای نگهداشت زندگانی خود به فدیه وقتل همدیگر شان فی الجمله راضی میشود .\nیکی از ضرب الامثال اعراب است که (اذا ابتلیت ببلاتین فاختر ایسرهما) (یعنی اگر دو بلا\nمتوجه خویش یابی - پس اختیارکن اسانترین ان بلاها را برای خود) ازهمین جا است اگريك\nمجرم ومحکومی را درمیان قتل وبریدن دستش ماذون ومختار سازند البته که این مجرم به بریدن\nدست خود رضامیدهد . همین حیات انسانی وزندگانی بشرق طوریکه درنزد خوده عزیز ومحترم\nاست همچنان به نزد شرع انور نیز وقر واحترام فوق العاده را نائل است ."}
{"book": "adl0955", "page": 361, "text": "- ٣٥٦ -\n\nزیرا که از روی ایات قرآنی و احادیث نبوی هم خود کشی و بعبارت دیگر نفس خودرا به تهلکه \nانداختن در گناهان کبیره محسوب و مرتکبان بزه کار و مستوجب بازپرس پروردگار است . \nبالاخره در روی زمین هیچ کسی نیست که برای مدافعه حیات و وقایه زندگانی خود اهم ترین\nمساعیش را صرف واخرترین کوششهای ممکنه خود شرا بذل نمیکند و تدابیر و چاره هائی را \nکه بفکرش میرسد درین راه بکار نمی اندازد !\nازین تمهید طولانی که تا حال مرقوم شد البته که ناظرین این امر را بخوبی درک و فهمیده\nاند که انسان حیات و زندگانی خودرا بسیار دوست دارد . و هر چیز را بمقابل ان فدا میکند .\nالا در برابر یک چیز . که در مقابل ان انسان حیات خویش را هم بخوشی خود قربان میکند. وان هم \n(حیات) است اما نه ( حیات فانی ) بل زندگانی جاودانی است .\nبلی ! همین انسان حیاتدوست و همین بشر زندگانی طلب را علی الاکثر می بینیم که در میان \nباران گلوله های دشمن در نیستان مرس های مهلک و مدهش توپ و تفنگ در وسط فیرهای متوالی —\nبومبه ها و شراپنلها در عین شعلات اتشفان سوز در برابر تصادم و بروق ولمعان کاردها و شمشیرها\nو برچه های جگر دوز بی انکه بقدر یک ذره پروا کند و یا اندکی ابروخم نماید و یا از ماندن مال و \nمنال وثروت ومکنت خویش اندیشه را بخاطر راه دهد — و یا فرزند و پدرو زن و مادرش را بخیال خود \nبیاورد و یا دیگر خاطر های مرغوبه دست بدامنش بیندازد (الله اکبر) گفته قومانده (زرزو) را \nتکبیر(یا الله خوانده . امر (وراندی مارش) را تقبیل کرده داخل خط اتش میشود با خصم خود \nمی جنگد دیگر رفقای خود شرا هم به محاربه تشویق وتحريك میکند دشمنش را مردانه وار زخمی\nمینماید . خود : هم اخیرا زخم می بردارد . خصمش را بیدریغ می کشد — بالاخره خودش هم کشته \nنی استغفر الله شهید یعنی زنده جاوید میگردد .\nهمان حیات عزیز خودرا قربان همان زندگانی شیرین خودرا فدا مینماید . همان وجود —\nنازکدانه و همان جسم بلقلقد نازدانه خودرا که همیشه از گرمی بسردی نگذاشت و در سردی در —\nبسترهای گرمش می پیچانید در لحاظ وتوشك ومکای ترعش می پرورانید و حسب طاقت وقوت \nخود ش به غذا وخوراکهای مناسبش تغذیه وتقویه میفرمود در سنگها در کوها در بیابانها در —\nسردی ها و در گرمی ها روز و شب گاه و بیگاه گرسنه وتشنه بمسادمه پرخچه های بمب بمقابله \nتکه های شراپنل وگلوله های توپ ومرمی های تفنگ و تیغ های کرین و برچه درخاك وخون بحالت \nزار وزبون می اندازد ! ! ! \nبرای چه .\nبرای (حیات ملی) ! برای (استقلال مملکتی) برای اجرای (اعلای کلمه الله) و برای \nصیانت دین رسول الله !\nزیرا که درین راه مردن وجان دادن عین حیات بود مصداق (بل احیاء) شد بمقام (فند ریهم)\nفائز وبانعام (فرحین) نائل است . پدر بشهادت همچه پسری که درین راه مقدس شهید شود فخر میکند ."}
{"book": "adl0955", "page": 362, "text": "مادر شیر خو برا برایش می بخشد (۱) در میان قوم وقبیله بنام نیك وجوان مردی یاد میشود . شهادت پدر وسیلهء اعزاز و اعتبار فرزند میگردد . به نزد خدا ماجور ، رسول الله از وی خشنود در نزد عامهء مردم مشکور است ! ! !\n\nدین پاك مقابله ومقاتله را در همچه مواقع جهت اعلای کلمه الله و صیانت دین مبین فرض عین گردانیده در بسیار مواضعی از قرآن پاك بما وشما ترغیب و اوامر اکیدی فرموده که حتما باید ما درین راه جانبازی نموده سر فروشی ها کنیم . در بدل آن جنات عالی ولقای حضرت الهی و رضای حضرت رسالت پناهی را کمائی کنیم ! ! ! همچنین بازماندگان شهدا هم چون بضرب شمشیر خود اعلای نیك دین و احیای سنت سید المرسلین را نموده مملکت را استقلال وحریت بخشیده اند گویا ازین جهت هم یك حیات جاودانی را از حیث دور و تسلسل اولاد و احفاد و ذریات شان – برای ملت و مملکت خویش بدست آورده اند .\n\nبرادرانم ! الحمدلله همهء ما وشما عاقل – تمام تان فهمیده و مسلمان پوره میباشید و میدانید که در همچه حالت دشمنان وبدخواهان افغانستان میخواهند که ازین فرصت استفاده کرده ملك وملت ما را خوار وزبون کنند ( لا قدر الله ) از نفاق و شقاق ما استفاده ورزند – ما را در میان خود ما بجنگانند و خود انها بسیر و تماشای ما خنده کنان و کلمه کنان خرامان باشند .\n\nاز برای خدا از از بغض ( و شقاق ) وکینه ونفاق و از این الوش ودوروش از تملق وچاپلوسی از حقائق پوشانی از خود غرضی و مطلب اشنائی و جاهیتقند پسند روشن پروری جدا کناره کنید ودست از قبضهء ان شمشیریکه بر روی دشمنان دین وملت خود مفلتا میکشید نبردارید و در راه حفاظت وطن و ناموس اسلام خونهای پاك وگرم تانرا فدا سازید . ویك بار دیگر از یك جنبش ملی وجوش افغانی خود باز بعالم شجاعت تاریخی و حماست افغانی خود ها را آشکار وهویدا بسازید .\n\nاگر درین راه استاد ورهنمائی میخواهید بسر فن جنگ وسبق دلاوری را از پادشاه دیانت آگاه تان (امیر حبیب الله خان) بیاموزید که بچه شجاعت قوة العاده و تهور ومرد نگی بی اندازه بچقدر يك فرصت کم مصدر چقدر خدمات بزرگو و کارهای معظم شده اند . ببا وجود سمود : متحمل چقدر سختی ومصاعب و درشتی ونوائب شده وبالاخره از مساعی جمیله اش دین مبین را درخشان وسرتاسر افغانستان را از عدل وداد خود گلستان ساخت و نام نیك تاریخی خودش را در تمام جهان اعلان کرد . علی روس الاشهاد بمردم دانداند که :\n\nعروس ملك کسی تنگ در بغل گیرد\nکه بوسه بر لب شمشیر ابدار زند\n\n(۱) ولا تحسبن الذین قتلو ا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم يرزقون فرحین بما اتاهم الله من فضله . الاية .\n\nيعنی گمان مردم را نکنید در باره ذواتیکه شهید شده اند در راه خدا بلکه انها زنده جاوید و بنزد پروردگارشان رزق داده میشوند ومسرورند بانچه که عطا کرده است خداوند بانها از فضل خود ."}
{"book": "adl0955", "page": 363, "text": "٣٥٨\nافتتاح مكتب السنه در وزارت خارجيه\nاز حسن توجه خادم دین رسول الله (ص) امير حبيب الله خان و مساعی جميله حضرت عالی\nعطاء الحق خان وزیر خارجه بروز چار شنبه گذشته مکتب السنه برای یاد گرفتن لسان و محاوره\nزبان دول خارجیه که افغانستان با انها علاقه مند و برای تکمیل مقاصد و تخفیات خود بمكاتبه\nو مراوده با انها مجبور است افتتاح گردیده اولا عالیجاه محترم قیام الدین خان مدیر شعبه\nشرق و غرب وزارت خارجیه نطق اتی را برای استحضار حضار ایراد فرمود و در اثر ان این مرامنامه\nنطق\nوزارت خارجه که در عقب سطور است خوانده شده مکتب مذکور در کمال خوشحالی و سرور\nو دعا گوئی حضور و دیگر رجال معظم و زمامداران حکومت حبیبیه به تعلیم و تعلم تلاميذ خویش\nدائر گشت .\n( نطق افتتاحيه مكتب السنه )\nحضار محترم . همه شما میدانید که حیات از نقطه نظر فلسفی عبارت از تعاون و اشتراک و همدردی\nاست و طبعاً بحکم (ضرورت اجتماع بشر) از دور خلقت ادم تا ایندم فرد بفرد قوم بقوم قبيله به\nقبیله و علی هذا القياس ملت بملت و حکومت بحکومت احتیاج خود را حس کرده و با هم مربوط -\nگردیده اند - امروز در هیچ گوشه عالم هیچ قوم وملت و حکومتی دیده نمیشود که علائق سیاسی\nو اقتصادی بادیگران نداشته و وسائل معیشت و زندگانی خود را خود بخود تدارک کند .\nاین احتیاجات متوالیه و در عين حال لزوم ارتباط و اختلاط ما با ملل مسکونه گیتی ما را مجبور میسازد\nکه برای ابراز مطالب خويش وفهم مقاصد دیگران مبنی بر فلسفه جلب منفعت و دفع مضرت) از اصول\nالسنه خارجیه تابا اند از مستحضر باشیم تا بتوانیم با اقتضای وقت و زمان معاملات ومناسبات جاريه\nرا بسهولت اداره کنیم .\nاین خیال و تصور ما شاید بخودی خود منظور ما را تامین نتوانسته و از حد قول بمیدان عمل\nدر نیاید لهذا ما لازم دیدیم که يك مدرسه به اسم مدرسه) (السنه) در خود وزارت خارجیه -\nبرای تحصیل زبانهای خارجيه مفتوح و از مامورین خود وزارت خارجيه وباقی ذوات صاحب ذوق و\nسلیقه که علاقه مندی خود را بوطن محبوب خویش در حکومت مقدسه اسلامی خود ابراز نمایند مطابق\nنظامنامه جداگانه وزارت خارجيه بپذیریم .\nاین است به امر واجازه حضور همایونی که سمع مبارك شان همیشه برای اصغاء سخنهای حسابی\nکه فائده ملك و ملت را متضمن باشد حاضر است وحسب الايماء حضرت مستطاب اجل وزیر صاحب\nخارجیه افتتاح مدرسه را اعلان میکنم و از خدای متعال جل شانه نیاز داریم که در سایه توجهات\nاعلیحضرت امیر صاحب غازی همه ما و شما کامیاب شویم ."}
{"book": "adl0955", "page": 364, "text": "مرامنامه وزارت خارجیه نسبت به تاسیس مکتب السنه\n\nمقدمه :\nقوت وتوانائی یک مملکت در صحنه مبارزه پولتیکی به قدردستر س واستعداد رجال سیاسی\nان مملکت است . موفقیت وپیشرفته ای رجال سیاسی بدون علم ومعرفت متصور نیست تحصیل علم\nو معرفت ومخصوصا اشنا گردیدن به احوالات خصوصی وعمومی عالم هم وابسته به زبان دانی ــ\nاست . وزارت خارجیه در روی این اصل و به اساس همین منظور تاسیس یک مدرسه السنه شاهانه\nبه ترتیب ومقررات ذیل تصمیم گرفت :\n(۱) درس السنه عموما هر روز از طرف عصر نیمساعت قبل از حاضری افتتاح و تا نیمساعت\nبعد از حاضری به متعلمین داخلی وزارت افاده میکند .\n(۲) درین مدرسه شمولیت مدیران وزارت خارجیه الی درجه سرکاتب و کاتب بصورت حتمی\nاست کاتبان هم بمیل خود شان داخل شده میتوانند .\n(۳) مامورین داخلی وزارت خارجیه ازدادن فیس (حق التعلیم) معاف میباشند .\n(٤) عجالتا در پروگرام تعلیمی این مدرسه تنها سه زبان اروپائی (انگلیسی و فرانسوی و\nروسی) از لحاظ عمومیت واهمیت و همجواریت داخلی است و بنابراین متعلمین به سه صنف ابتدائی\n(صنف ابتدائی فرانسوی ــ صنف ابتدائی انگلیسی و روسی) تقسیم میشوند .\n(٥) تهیه وتدارک سامان تعلیمی ازقبیل (کتاب ــ قلم ــ کاغذ) بعهده خود متعلمین است.\n(٦) شایقین وهوسگارانیکه بداخل وزارت خارجیه ماموریت نداشته وارزوی تعلیم را داشته\nباشند مشروط به اینکه ماهانه (۱۱) کابلی فیس بمعلم بپردازند درمدرسه قبول میشوند .\n(۸) اشخاصیکه سابقا دروزارت خارجیه ماموریت داشتند وفعلا بسبب محدودیت کار\nبرطرف شده اند اینها هم اگر بمدرسه داخل شدن را ارزو داشته باشند ازتادیه حق التعلیم معاف\nمیباشند .\n\nفعالیت ضرابخانه مرکزی در ضرب\nمسکوکات حبیبیه\n\nمکتوبیکه راجع به ضرب مسکوکات وفعالیت ریاست ضرابخانه باین اداره رسیده عینا ــ\nمضمون ان قرار ذیل برای اطلاع قاریئن محترم درج اخبار خویش مینمائیم .\nکمترین خدمتکاران دولت وملت سید احمد رئیس مستقل ریاست مستقله ضرابخانه چنین عرض\nمینماید که بروز نمایشات صنایع درین جشن استقلال سال یازدهم ازطرف ریاست مستقله ــ\nضرابخانه خدمات فوق العاده که بطور نمایش تقدیم حضور مبارک شاهانه گردید منظور وباعث\nزیاده برزیاده رضامندی وسرور حضور انور وحضار محفل گردیده این بود که درزمان سلطنت\nگذشته مامورین ضرابخانه در روز وشب (یکعده زیادی) از مسکوکات قرار داده داشتند درماه\nکه مجلس مخصوص محاجه المصاحب باضرب مسکوکات انعقاد یافته بود بعد المذاکرات"}
{"book": "adl0955", "page": 365, "text": "ـ ٢٦٠ ـ\n\nو مباحثات زیاد چیزی افزونتر بر قرار داد پیشتر با ضرابها قرار داد کردند بعد از ان این\nخادم دولت وملت چوکی ریاست را گذاشته وتمام روز خود را بداخل ضرابخانه با کاریگران ـ\nصرفنموده حتی الامکان سعی نموده باینجا رسانیده ام که (باندازه دوچند مسکوکات سابق)\nاز فضل و مرحمت الهی جل جلاله بسکه میرسد وظاهر است که از ابتدای سلطنت امیر ـ\nعبدالرحمن خان مرحوم تا ختم سلطنت امان الله خان اینطور کار واجراات فوق العاده نشده\nوعلاوتاً موس ها جمله مسکوکات هرکدام دو مرتبه جدید ساخته شده که هر موس کم از چهل\nروز تیار نمیشود . چنانکه از سکه های ۱ روپیه وتران و عباسی گی هم بحضور مبارک با کواغف\nفوق در محفل نمایش تقدیم گردید حضور انور والا بحضور وزرا واهالی محفل وسفرای خارجه\nخیلی مسرور گردیده اظهار رضامندی وخوشی ودعای زیادی برای مستخدمین ضرابخانه عموماً\nوبرای شخص فقیر کمینه خصوصاً فرموده وحضار محفل هم در اثر الطاف شاهانه تحسین وافرین\nنمودند . بنابران لزوماً چون حقوق شناسی محترم وملت پرستی وعالیه الطاف شان در حق خدمت گاران\nظاهر است اطلاعاً تحریر خدمت ذی مکرمت گردید زیاده بران بحضور انور عرض شد که مقصود\nاز اظهار این خدمات برای تقاضای افزودی منصب ویا زیاد ی تنخواه یا اخذ نشان وغیره مدعا نیست\nنیست بلکه محض خورسندی ورضای حضرت والای همایونت که رضای حضرت سبحانه تعالی\nدرانست . میباشد . ( امضا ء سید احمد )\n\nمقرری جناب عبدالقیوم خان نائب سالار\nبقوماندانی افواج مزارشریف\nجناب شجاعت وبسالت ماب آقای عبدالقیوم خان نائب سالار که دائماً در ایام حیات شان مصدر\nعملیات وطنخواهانه ودارای خصال حمیده وصفات اسلامیه می باشند و در جهاد استقلال خدمات\nنمایانی ازوشان نمایان شده ومدتی زمامداری ملکی ونظامی پنجم حصه سمت مشرقی را در اطراف ـ\nاسمار و کنرها ونورستان بوجه دلخواه اداره وزمانی قوماندانی نظامی افواج اشرف الاصحار قندهار\nرا میفرمودند ومتعاقباً در اثر عدم خادم نوازی وشخصیت پرستی های حکومت سابقه موقوف شده\nمتحمل زحمات زیادی شده مانند دیگر مسلمانهای صادق متاثر بودند .\nودرین عصر اسلامیت حصر حبیبیه که نیز خدمات عالی وکار روائی عمده را برای شخص\nاعلیحضرت وبهبود ملت ونیکنامی مملکت خویش ابراز فرموده اند درین ایام حسب انتخاب حضرت\nعالی مفخم جناب سید حسین خان نائب السلطنه و منظوری حضور شاهانه بقوماندانی عمومی افواج\nظفر امواج مزارشریف اثار مقرر وسر افراز گردیده اند . وبروز چهار شنبه گذشته برفاقت جناب\nمستطاب غلام قادرخان سرحشی به پرواز طیاره یونگر برعانم صوب مطلوب شدند ."}
{"book": "adl0955", "page": 366, "text": "٣٦١\n\nحبیب الاسلام ازین حسن مقرری خادم دین رسول الله ممنون وبرای نائب سالار موصوف\nکه از روی اهلیت ولیاقت این موقع مهم را نائل شده اند استدعای حسن خدمات را نموده\nتوفیق را رفیق شان خواستار است.\n\nدستگیری جنگجویان جنوبی\n\nاز حسن نیت اسلامیت طویت خادم دین رسول الله وفداکاری وفعالیت منصبداران شجاع\nو کاراگاه شان در اثر ان سوقیات عسکری وپیشرفت نظامی که در شماره (٢٣) حبیب الاسلام\nتفصیلات ان تشریح شده یکعده از طغوی شرارت پیشه احمدزائی ومنگل وجدران درعین\nمحاربه که خوشبختانه تازه فتح وظفر ان بنام نامی عساکر کامگار حبیب اللهی کشیده شده در\nموضع خندخیل جنوبی دستگیر وبصورت اسیران حربی دو سه روز قبلبرین محفوط وارد مرکز و\nجهت تسلیت عمومی وعبرت سائرین در شهر شهیر کابل تشهیر شدند وفعلا تحت الحفظ\nوزارت حرب میباشند .\nعساکر فاتح ما در اثر این فتح عالی شانی که برایشان از فضل ایزدشان در (خندخیل)\nنصیب گردیده فعالانه وشجاعانه در سوقیات فوجی وپیشرفت لشکری شان اجرات دارند .\nمحمد نادرخان واتباع نادان ان تا هنوز بر هیچجا نائداص موفق نشده طوریکه ما قبلا در\nشماره (٢٥) مرقوم داشتیم درحواشی سرحد بودن نامبرده وتشبثات مایوسانه وبیانات نفاق افگانه\nاو را راپور های نظامی ما حکایت میکندوبس. مزید اطلاعات پیشرفت عسکر شیرپیکر حبیبیه را\nدر سمت جنوبی در اتیه خواهیم نگاشت .\n\n( تلگرام بی سیم مزار شریف )\nچندی قبلبرین تلگرام بی سیم مزارشریف بنابر خرابی که برایش عائد بود در سلسله\nمخابرات طرفین يك سكته وتعطلی رافراهم اورده بود اينك از دو سه هفته باینطرف رنجك\nودفع خرابی اوشده مجددا برای قبول واعطای جواب هرگونه مخابرات دولتی وملکی حاضر وممتاز\nاست . تجار وشایقین عنداللزم باداره مزبور مراجعت کرده میتوانند .\nمرا درخواب گردید این هدایت\n( مکتوب )\nجناب مدیر صاحب جریده حبیب الاسلام .\nدیروز ( کتاب الینه انقلاب ) را که حاوی فتوحات و مردانگی های درخشان جناب امیرصاحب\nاست بحضور ذات همایونی شان می خواندم وقتیکه خواب های بعضی علما را که متظم ساختعام\nقرائت نمودم ذات اعلیحضرت فرمودند که ( صورت این منظومه ها باخبار نشر شود ) لهذا ــ\nخواهش دارم که حسب الامر حضور منظومه های ذیل را درج جریده خود بفرمایند ( شیراحمدشاعر)"}
{"book": "adl0955", "page": 367, "text": "ـ ٣٦٢ ـ\n\n( خواب شیخ شنوار )\n\nبرای بیعت از اقوام شنوار\nمن اندر صحبت ایشان رسیدم\nکه اندر ملك ما شخصی است عابد\nز علم وزهد وتقوی کامیاب است\nشبی خوابی بدید و کرد فردا\nکه یعنی ان امیر هر دو عالم\nبیک محفل نشسته همچو سلطان\nامان اللـه خان را يك جماعت\nکه این کس رخنه در دین کرده پیدا\nمسلمانان دیگر را بان راه\nرسول اللـه بچشم خشم سویش\nبقدر ساعتی مدهوش افتاد\nدگر سیلی بزد بر روی ان شوم\nدرین فرصت شدم از خواب بیدار\nکه نخل دولت این شاه گمراه\nقضارا بعد یکمه یا چهل روز\nکه بهر غیرت دین قوم شنوار\nسرایت کرد ان اتش بهر سو\nکه از کاپيسا بصد خواری و خذلان\nدرانجا خواست تا قد راست سازد\nدگر سیلی ز غیب امد برویش\n\nبکابل چون رسیدند اهل کبار\nازانجا این روایت را شنیدم\nهمیشه معتکف بوده‌ بمسجد\nکه شغلش در عبادت یا کتاب است\nبما ان خواب فرخ را هویدا\nمکرم تر ز نوح جن و ادم\nبدورش جمع چند ین خلق ویاران\nبیاوردند حاضر پیش حضرت\nشده پیرو بائین نصاری\nدلالت میکند حیری همین شاه\nنگاه افگند و زد سیلی برویش\nوزان پس اندکی جنبید و استاد\nکشد در عرصه گاه خاک معدوم\nبتعبیرش چنین دل کرد اظهار\nهمی افتد ز بیخ از قهر الله\nشد این اتش برویش شعله افروز\nعلم برداشتند بهر پیکار\nفتاد اخر بدولت خانه‌ او\nبسوی قندهار او شد گریزان\nلوای سلطنت را بر فرازد\nبخاک افتاد جام ارزویش\n\n( قفلو خواب مولوی مشرقی )\n\nدگر يك عالم پرهیزگاری\nرقم فرمود چند ین اشتهارات\nکه درکاپیسا بمن يك قطعه‌ ان\nنخست این نکته دروی بود مرقوم\nکسی در خواب اگر گوید دروغی\nحدیثی را بصدق قول خود باز\nوزان پس خورد مسوگند های بسیار\nکه دون ان شاه اورنگ رسالت\nبگوا ز من گروه امتان را\n\nبجمع مولوی ها نام داری\nفرستادند بهر ملك و ولایات\nرسید و خواندمش پیش عزیزان\nکه هست این مسئله بر خلق معلوم\nمسلمان یش را نبود فروغی\nدران بنوشته وخود داده ابراز\nکه در خوابم نه از کذب است اثار\nمرا در خواب کرده این هدایت\nتمامی مردم افغانستان را"}
{"book": "adl0955", "page": 368, "text": "حبیب الله را سر در اطاعت تر و ارید با طرز صداقت\nکه او این خلعت شاهی زین یافت نیاید سر زفرمانش کسی تافت\nرضاجوئی من را هر که دارد اطاعت در حضور او بیارد\nز امرا و خبر کردم شما را که برگیرید این راه هدا را\nاظهار تشکر\nسواد مکتوب مورخه ٢٤ اوت ۱۹۲۱ میسوه اکن مامور سیاسی حکومت فرانسه عنوانی وزیر صاحبدربار .\nبنده از پذیرائی دوستانه که بتوجه جناب اقای وزیر ازطرف وزارت دربار برای ما در موعد جشن استقلال ترتیب شده بود خیلی اظهار تشکر و امتنان را میکند ایامی را که درین جشن متبرک رانیده خیلی باعت مسرت و دلچسبی ما گردید ترتیباتیرا که وزارت دربار برای اعضای سیاسی مرتبساخته بود قابل تقدیر است امید میرود اگر وقت برای ما مساعد کرد — چندین جشن های دیگر را مشاهده کرده باعث خرمی و دلشادی ما خواهد گردید در خاتمه احترامات فائقه تقدیم میدارم . (امضاء هاکن)\n\nخزینه فراه در ایران .\nتشکر از همدردی حکومت پهلوی باحکومت حبیبی\nدر هنگامیکه غلام صدیق خان وزیر خارجه سابق از طرف شاه مخلوع جانب هرات مامور شده بود بامر او مبلغ هشتاد ودو هزار روپیه از خزانه فراه خارج و در ایران فرستاده شده بود تا انرا بمصارف شخصیات خویش بپردازند. دولت علیه ایران نظربدوستی و صمیمیتی که باما داشتند این پول را مال ملت دانسته وبطور عاریت حفاظت کرده اند. قرار اطلاعاتیکه تازه از ناحیه جنرال قونسلگری ایرانی گرفتم گویا بر اثر پیشنهادات حکومت حبیبیه رسما جواب داده اند که حکومت مبلغ مذکور را محافظه کرده است تا اینکه به ملت افغانستان بسپارد و بخزانه حقه افغانی تقدیم کند با اینکه سلطان احمد خان سابق وزیر مختار به نهایت کوشش کرده است تا پول را بگیرد ولی داده نشده است. حالا باید ملتفت شد که همسایه نجیب ما ایران — افغاندوست که بجز همدردی و هم علاقگی اندیشه ندارد هیچگاه بغرض شخصیات به تلفات — اموال جمعیتی رضا نداده و حقوق همسایگی و دوستی همجواری خود شانرا نمیخواهند پامال کنند."}
{"book": "adl0955", "page": 369, "text": "ـ ٣٦٤ ـ\n\nتشبثات عقیم مخالفین افغان در ایران\nهمچنان اطلاعات دقیقی که از خراسان رسیده ثابت میسازد که عبدالعزیز خان وزیر حرب\nسابق که در مشهد امده میخواست با همدستان خود بعضی اقدامات برعلیه حکومت موجوده ـ\nبنمایند ـ ولی عمال حکومت علیه در جلوگیری انجا سدی شده زحمات ایشان را عقیم ساختند که\nنتوانستند به مرام خود موفق ایند . لہٰذا حسن سلوک صلبیه محترم ما ایران شایان تقدیر و\nهمدردی ایرانیان مستلزم عرض امتنان است . ( اقتباس از اتفاق اسلام )\n\nنزاع چین و روسیه\nاوضاع مملکت چین از مدتی خراب و خیلی برهم ومحل هرج و مرج اهالی گشته مردم انجا گروه\nگروه با هم میجنگیدند بعد از خرابی ها و پریشانی های زیاد بر قیام یک حکومت ملیه که نماینده\nاهالی چین و برضای جمهور بطریق انتخاب عمومی تشکیل می یابد موافق شدند از مساعی\nهمین حکومت ملیه است که چینیها حق امتیاز خارجی ها را بداخل مملکت شان که از سالهای\nدراز دول اروپائی قهرا برای خود در چین ثابت و حاصل کرده بودند لغو نموده بر حفظ ـ\nحقوق مملکتی خود موفق شدند چون راه های اهنی که در منچوریا از سالهای سابق از پول دولت\nچین وروسیه ساخته شده بود واز روی معاهدات ماضیه ساختمان وانجام ان بدست عمله وفعله\nو مامورین چینی وروسی باالاشتراک بعمل امده بود حکومت حاضره چین این مداخله وتصرف\nروسیه را در خط اهن مذکور از قبیل ( تداخل دست خارجی در امور داخلی مملکت) دانسته\nجهت استخلاص راه اهن منچوریا از دست روسیه تشبثات مشعفه نموده در هر شهری از ـ\nمملکت چین که قونسلخانه روس بود برانها هجوم اورده عمله و قلم منسوبین سفارت روس را به\nاتهام پروپاگند وتبلیغات اشتراکیت متهم ساخته برخی را محبوس و بعضی را خارج البلد ـ\nنمودند این قضیه باندازه امتداد یافت که بقطع مناسبات سیاسیه حکومت چین وروسیه منجر\nشد و قریب بود که قوی روسی ها و چینی ها با هم بجنگد ـ ولی امریکا وفرانسه مانع امده ـ\nسلسله مذاکرات دول تصفیه امور مذکور را بانعقاد یک مجلس تصویب و بعطرفین تکلیف کردند .\nلہٰذا صحنه عالم از یک محاربه مدهشه که قریب الوقوع وشديد البطش بود نجات یافت\nو این خیر خواهی وسلسله جنبانی را امریکا وفرانسه و دیگر هم قطارانش درین مورد ازین\nجهت بذل و مرحمت فرموده اند که در منچوریا دول معظم دنیا مانند انگریز امريك فرانسه\nو ژاپون مفاد ملیه و مطامع استعماریه داشته هرکدامی ازانها در نقطه نظر خویش موضع\nمذکور را از نقاط مهمه عالم می شمارند .\n\nروزنامه هوائی\nچند وقت پیش ( فورد ) صاحب کارخانه های موتر سازی ـ طیاره ده نفری که برای ـ\nمسافرت در کارخانه های خود ساخته بود تجربه میکرد این طیاره ها طرز دیگری است و\nبرای مسافرت راه دور ساخته شده است . درین طیاره اسباب راحت از قبیل مطبخ دستگاه\nهای رادیو ـ خانه طعام خوری ـ قرائت خانه وغیره نیز میباشد در وقت تجربه کردن طیاره"}
{"book": "adl0955", "page": 370, "text": "کارکردن روزنامه هم که اولین دفعه در تاریخ هوا پیمائی است تجربه شده مضمون وعبارت روزنامه را خود مسافرین درهوا ترتیب داده با ماشین نوشته وفقط در بالای (میمه اوگراف ) دستگاه کار چاپ کرده اند اخرین خبر هائیزیکه با رادیو گرفته میشدند در روزنامه هوائی مذکور چاپ میگردید .\n\nنگهداشت شیر ذریعه رادیو\n\nعالم اطریشی (کارل زیدل) نام از موجهای رادیو ترتیب نو اختراع کرده که بواسطه ان شیر از گنده شدن محافظه میشود یعنی شیر را قدری گرم کرده بعد بظرف سلندر مخصوص میریزند ودرمدت کم موجهای خورد (رادیو) را دروی میگذرانند پس ازان تمام میکروبهائی که سبب خراب شدن شیر میشوند بطریق مذکور میمیرند شیری که بطریق مذکور پاک میشود میتواند چهار روز درجای گرم وچهار هفته در زیر زمین یا در جای خنك دوام کند شیری که باین طریق پاك میشود هیچوقت طعم طبیعی خودرا گم نمیکند .\n\nماشین سرگسازی\n\nدر امریکا برای درست کردن راها ماشین های ایجاد شده است که کار روزانه پنجاه نفر را در یکساعت بانجام میرساند این ماشینها را فقط يك نفر اداره و سررشته میکند . این ماشین جویهای کوچه را بپهنی ٤٠ سانتی متر و به عمق يك متر به اسانی کنده بر میدارد و در وقت کار قطعا نمی ایستد این ماشین برای هموارکردن زمین و درست کردن راه های شوسه بسیار قا فایده ناک است .\n\nماهی گیری با برق\n\nعلم وفنون با قدمهای بزرگ پیش میرود درینوقت به اب سیمهای برقی تعبیه شده با قوه برق طریق ماهی گرفتن را پیدا نمودند . ماهی ها بطرف سیمها نگاه کرده می ایند و وقتیکه بسیم رسیدند مرده بروی اب برمی ایند لیکن ماهیان ازسیم برقی که دارای ۲۰۰ ولت قوه هستند هیچ ضرر نمی بینند بلکه از پهلوی ان سیم که دارای اینقدر قوه برقی میباشند بی ملال میگذرند . اما - سیمیکه جریان قوه برقی از ٥٠٠ تا ٦٠٠ ولت دران موجود باشد ماهی ها را میکشد . وبعد - ماهیان مرده را با کشتیها جمع مینمایند . (اتفاق اسلام ازرهبر دانش)\n\nیکصد و پنجاه ساعت در هوا\n\nناظرین قبلا مسافرت يك طياره المانی را که هشتاد ودو ساعت بروی هوا با هفتاد نفر مسافر بود خوانده اند اينك دران زمینه يك اطلاعی دیگر نیز گرفته ایم که فوکرنام يك طياره جنگی سه موتره را در امریکا از ارکان حرب ( لوشان ژلوس ) پرواز داده ٦ روز و٦ ساعت و ٤٦ - دقیقه در فضا پرواز کرده است طعام وغیره لوازم ضروریه این طیاره جنگی را دیگر طیارات وقتا فوقتا بروی هوا میرسانیدند درین طیاره يك صاحب منصب وسه پیلوت ويك ميخانيك - موجود بوده علت فرود امدنش خرابی یکی از موترهای مزبور بوده است ."}
{"book": "adl0955", "page": 371, "text": "-٣٦٦-\nنماینده ابن السعود در لندن\nبقرار اخباریکه واصل شده است ابن سعود سلطان حجاز در صدد این امر برامده است\nکه روابط خود را با دول معظم بسط و توسعه دهد و در تعقیب این فکر نماینده باسم وکیل\nسیاسی در لندن برقرار خواهد کرد و برای نماینده گی مزبور (شیخ حافظ) در نظر گرفته شده -\nاست . (اطلاعات ایران )\nمانوره های انگلیس\nمانوره های سالیانه قوای بحری و جهازات اسمان (پیمائی ) انگلیس با حضور ماکدونالد وسائر\nاعضای دولت در گیلون داده شد حزب کمونیست انگلیس در میدان طیاره نمایشی برای اظهار -\nپروتست و تحت عنوان ( دور باد امپریالیزم ) تشکیل داد .\nحریق در فقط محله بندر فیلادلفی\nیک حریق بزرگی که مشه اشیان مواد شیمیائی زیادی منفجر گردید در محله که بندر فیلادلفی\nدران واقع است بوقوع پیوست کلیه عماجات اطفائیه مشغول اطفای ان شدند و دوازده ساعت\nموفق بانجام ماموریت خود گردیدند تاکنون خسارات جانی اطلاع داده نشده ولی میزان -\nخسارات مادی زیاد است .\nتولفات برطانیه و چین\nمعاهده نانکینک\nمخبر تایمز بتاریخ ۲۲ محرم از مقام شنگهای اطلاع میدهد ـ در (نانکینک ) اعلان شده\nاست که ( سرمایلز لمپسن ) وزیر مختار برطانوی در چین یک معاهده بحری را قطیما بین چین و\nبرطانیه منعقد شده قبل از حرکت خود از چین امضاء نموده است ازین خبر اطمینان بخش ـ\nظاهر میشود که برای تجدید روابط دوستانه که سابقا در بین ساکنین مزبور وجود داشت\nیک قدم دیگر برداشته شده است . یک هیئت بحری برطانوی به چین خواهد امد تا که در\nامور بحریه تعلیمات نموده و چینی ها را برای ترقی در قوای بحریه شان کمک کند . یکدسته از\nمنصبداران بحری چین عازم انگلستان خواهند شد تا برای حاصل نمودن تجارب جدید یک\nعرصه در کشتی های جنگی برطانیه خدمت نمایند . چینی ها ارزو دارند در عده کشتی های جنگی\nخود بیافزایند وازقرینه چنین معلوم میشود که برای خریداری کشتی های مذکور بانگلستان ـ\nفرمایش بدهند . تقریبا عرضه چهل سال منقضی شده یک هیئت بحری برطانوی عینا برای همین\nمقصد وارد چین گردیده بودند وازان وقت یکعده زیادی از چینی های جوان در قوه بحریه\nبرطانوی خدمت نموده اند چنانچه در معرکه وهان بعضی از انها در عملیات بحریه امتیازات\nیافته اند."}
{"book": "adl0955", "page": 372, "text": "شوت •\n\nشب گذشته وزارت خارجه امریکا ابلاغیه خود خبرهای فوق را تکذیب نموده و مینویسد که\nحکومت چین یک پروگرام معقولی را برای تاسیس یک قوه مکفی بحریه ترتیب داده است و ـ\nچنین تصمیم گرفته است که بعض از کشتیهای جنگی شان در بریتانیه اعظم ساخته شوند .\n( ٹائمز لندن ۲ جولائی )\nبحران کابینه جاپان\nبتاریخ ۲۲ محرم از مقام توکیو اطلاع میدهند که امروز صبح اعضای کابینه بصورت معجلانه\nمجلسی ترتیب داده و چنین تصویب نمودند که فردا استعفای حکومت یعنی ( کابینه ) موجوده را\nاز حضور پادشاه خواستار شوند و گمان میرود که دیگر مامورین عالی مانند گورنر جنرال کوزیا رئیس\nموسسه ريلوای مانچوریای جنوبی نیز مستعفی خواهند شد .\nسقوط طياره اوقیانوس پیما\nمخبر خصوصی ٹائمز بتاریخ ۲۲ محرم از مقام نیویورک اطلاع میدهد که ( مستر ویلیم ستلتز )\nهوا باز معروف که در ماه جون سنه ۱۹۲۷ با یک نفر خانم ( رسمیلیا ایرهارت ) بحر اوقیانوس\nاطلس را بذریعه طیاره عبور نمود میود امروز بواسطه زمین خوردن طیاره در جزیره لونگ ـ\nمهلکانه مجروح شده است . دو نفر مسافرین که در طیاره مذکور مسافرت میکردند فوری هلاک\nو خود مستر ستلتز در شفاخانه مرده است . ( ترجمه آقای عبدالصمد خان )\n\nبیعت اهالی قلعه نو\nوتاد مر هرات\n\nبسم الله خير الاسما نحمده ونصلی علی رسوله الكريم واله واصحابه العظام اما بعد . اقرار واعتراف\nمعتبر صحیح شرعی نمودند برضا ورغبت خود اهالی قلعه نو وتاد مر اصحاب مواهیر ذیل و نظامی\nمقیمی قلعه نو برینکه چون قبل برین زمام سلطنت مان بکف اقتدار امان الله خان بود و نامبرده ـ\nموصوف بباعث اعمال منوعه شرعی و اختراعا ت مبتدعانه جدید خیالی که مخالف شرع شریف بود از قبیل\nمناكحه ازواج اضا نما زيك مخالف هدایت . مثنی و ثلاث ورباع .\nوايد . زينت نسوان مخالف قول ارشادیه . ولا يبدين زينتهن الا ما ظهر منها .\nو مخالطت ذكور واناث در اسواق وطرق بی باکانه وممانعت علما متبحر زمان از تدریس و مواعظ\nقرانی بدون استشهاد و فرستادن بنات مسلمین جبرا و كرها بدول خارجه وغيره اعمال و کردار نا\nپسندانه شریعت غرای محمدی (ص) که پیشرو داشت و اجراات می نمود .\nو برادران مرکز کابل و اطراف ان از سلطنت آن ناراض گردیده علاوه خود مذکور از گذشتن کابل\nوامدن قندهار واسفه های قطعی خود از سلطنت بعاملان جداگانه بخطی خود اشعار فرموده\nبود و اهالی کابل وغيره محالا ت زمام اختیار سلطنت خود ها را از قبضه اقتدار مشارالیه بیرون کرده\nو حفاظت مملکت و تخت سلطنت وقبضه اقتدار خود ها را بذات همایونی بیضاء الملت والدين\nالمجاهد في سبيل الله خادم دین رسول الله امير حبيب الله خان سپرده ودست بیعت و اطاعت"}
{"book": "adl0955", "page": 373, "text": "- ٣٦٨ -\n\nوانقیاد داده اند ـ وازین مژده مسرت بخش ومستشفی قلوب کافۀ اهل اسلام که اطفای بدعات\nهوا پرستان واجرای احکام مطهره را بر اساس قوی بنیاد دین متدین بر طبق آیات قرآنی وحدیث\nنبوی ومذهب مهذب حنیفی داراست بذریعۀ عالیجاه عزت وشجاعت وتهور نشان عبدالرحیم\nخان نائب سالار بهادر برای ما اهالی قلعه نو وقاد س غجلوه ظهور بخشید بر مسند\nنشینی وامارت امیر حبیب الله خان بهزار زبان شکر به بجا آورده اطاعنا الامر الله بفرمودۀ و\nاطیعوا الله واطیعوا الرسول واولی الامر منکم زمام اختیار خود ها را موافق برادران کابل وباقی\nمحالات خود بکف اقتدار امیر حبیب الله خان نهاده رشتۀ اطاعت و فرمان برداری وانقیاد را بر گردن خودخط\nخود ها بل محکم قرار داده بد ل وجان بیعت دادیم وپیمان حیات خودها از خداوند کریم\nتوفیق حسن خدمت برای خود ها خواسته جان ومال وهست وبود خود هارا به سلطانت عزیز\nخود فدا میسازیم ونیز توفیق عدالت گستری را مطابق شرع مبین بحضور خادم دین رسول الله\nخواسته وبموجب اوفوا بعهدی که بعهده خودها وفا میکنم در خاتمه وما توفیقی الا بالله .\nامضائات :\nخواجه محمد امین ملا امام کندك ـ غلام حیدر خان کپطان ـ شیر محمد کوت حواله دار\nمحمد عمر خان کپطان ـ محمد شرید خان صوبه دار ـ نور احمد خان کوت حواله دار و باقی امضاء\nومهر ٥٤ نفر دیگر از اعزه واشراف .\n\n(کابل مطبعۀ سرکاری)"}
{"book": "adl0955", "page": 375, "text": "- ۳۲۰ -\n\nبار بار دندان طمع بحریم و از حریفان و طمع کاران را بحلق شان فرو برده است و دائما شرف و\nنوامیس اسلامی را با يك يله و مجبازخانه افغانی خون به سر فروشی ها بریختاندن خون های\nپر حرارت خود بکمال جدیت و فعالیت صیانت و حفاظت کرده اند این زمزمه های بی منطق -\nپر اشتهارا که بعضی اشخارنا عاقبت اندیش از راه غرور تکبر پیش از پیش خود میسرایند و دیگران\nرا کتابتا یا صریحا بان امال ناپاک خود تحريك و تشجیع میدهند و خاصتائرا هم باید بسنجند\nکجا افغانستان يا يك شهری از اراضی ان لقمه چرب و شیرینی نیست که هرکس انرا بکمال -\nاشتها دست اندازی بدهن خود درارد و اطفال ان جز عرو از خود را بان بنماید . و این ملت دست\nبسته مناظره ای یاران منظره فجیع را مشاهده کرده تحمل نمایند.\nبلکه باید فهمید که در حراست يك وجب از اراضی خاك وطن و برای حفظ جزئی حق از حقوق\nحقه خویش ما وقاطبه ملت افغان تا آخرین فرد جوان حتی پیران و کودکان خود را قربان -\nخواهیم کرد.\nمغرضین اینطور خیال نکنند که ملت افغان در اثنای این کشمکش های داخلی شان اینطور\nيك ضعف يا ناتوانی عاید شده خواهد بود که ازان دشمنان ما دفع جوع لارضی شانرا بکنند . نی\nبلکه : چو سرکش بر سر افتاد دگی افتد شو ایمن - که تار خیره خواهد کرد اگر هر کجا افتد .\nاشخاصیکه شخصی یا نقاب پوشیده و افغانستان را از راه منافقت ضعیف جلوه میدهند -\nبخبط و خطا رفته اند. چه اینطور انقلابات مقدر در افغانستان از ایام باستان الی الان عادی\nما بوده است و دایما این ملت پر شور و شجاع ما برای دفاع از جزئی حقوق مشروع خود بسی انقلابات\nرا تولید و اثرها در بزرگی محاربات را بر افروخته اند بفضل خداي توانا وروحانیت حضرت --\nرسول الله کسی نتوانسته است که دست تعرض خود را بشرف و ناموس ومليت انهـا دراز کند.\nاین مسئله بتمام جهان و جهانیان معلوم شده است که ملت افغان مثل شوربا برنج و یا --\nحلوائی که موافق دندان مصنوعی (حبل المتین) باشد نیست ( چه پیران فرتوت غذای نرم\nخواهشمیکنند تا بدون زحمت جویدن در حلقوم فرو کنند ) بلکه یک پارچه فلزی است که در\nزمان قریب قوی ترین معده را بشور آورده از حلقوم شان برامد مهلکه مخل غذای دیگری هم -\nمیتواند شد.\nشاید درین روزها تازه پیر لپکور طبیبی شده باشد که مصداق مقال معروف سرخود را"}
{"book": "adl0955", "page": 376, "text": "- ۳۷۱ -\n\nعلاج نکرده بدیگری می پردازد .\n\nایا این همان طاق شده وطن نیست که ایرانیت از ان ننگ دارد اما برای . . . کردن\nخود را میخواهد ایران را بران دوست معرفی کرد. درعین حال برای تکفین خویش پول حلال -\nکما هی کند (!) واضحا ما باید اصل قصه را بگوئیم که ( حبل المتین ) دریک سلسله از -\nمقالات واهیات خویش که درشماره ۲۴ و ۲۵ امساله اش مسطور داشته بایران پیشنهاد -\nمیدهد :\n( افغانستان جز لاینجزای ایران است و ایران که هرات را رها نموده از لاابالی\nگریهای میرزا اقاخان نوری در باریجری بوده ان لاابالیگرها حق ثابت تاریخی و -\nجغرافیائی وطبیعی ایران را ازهرات مرتفع نمیدارد اینکه انگلستان هم طرف نیست و\nافغانستان مستقلا ست وحکومت ( شاه امان ) هم کما طاهر فمعاهده بود ازمیان رفته -\nلذا هر حکومتی را که مادر اینده برا طفغان بشناسیم ان نیز حقوق حقه ما را تسلیم نمایند )\n\nوبالاخره در ضمن مطالب پیج و پیچ ضعف افغانستان را کنایتا بگوش ایران میرساند واشاره میدهد\nکه موقع استفاده است .\n\nحالا باید ما قضاوت کنیم که اشخاص مغرض غیر ازین که صفای اخوت ذات البین این دو ملت\nاسلا می را خدانا خواسته به نیات غیرحسنه خود تیره و تارکنند مقصد دیگر ندارند .\nاین جریده بی مسلك که تا دیروز بماوایران سرمشق اتحاد واخوت دادن میخواست وصفحات\nان از درس اتحاد ملت افغان وایران وترادف قبل از انقحطادش پر ومملو بود و در مقالات متوالی خود\nبسیار زیاد اظهار حرارت میکرد امروزدفعتا در عقیده اش چنین تزلزل واقع گردیده مغایر امال\nتمام ملل اسلا می وشرق صفحات جریده خود را سیاه ولکدار میسازد . ایا غیر ازافکارغرض الود\nچیزی دیگری است .\nما ازلحاظ ( ایران عزیز ) شد تمیکنیم وشاید معلولانه هبنیست خاطر دوست عزیز خود\nایران را بجوابهای شدیدی که برای ( حبل المتین ) مدهیم ازرده کنیم لذا موقتا در جواب ان\nجریده شر انگیز مینگاریم : این راه که تو میروی به ترکستان است\n\nاین نامه ( بیهوت ) امروز برای مفاد نه بلکه برای مضار اسلامیان وملل شرق کار میکند .\nتو میخواهی دولت همجوار وهمدین هم ائین را با هم مخالف ساخته نه تنها امال -"}
{"book": "adl0955", "page": 377, "text": "- ۳۷۲ -\n\nاوشان بلکه امال کلیه شرق را به خانه برابرو وانها را از جاده ترقی وتعالی شان براندازی .\nتفکرکی بخوش!\nدوستی و اتحاد ملت افغان با ایران نه ازلحاظ حکومت سابقه بود، ز وقتیکه ان حکومت از\nمیان رفت مسلک وفکر ملت هم تغییری پیدا کرد) نی. این ملت جوان باهمان عواطف واحساسات\nرقیق برادری و همکیشی بملت عزیز ایران مینگرد ودر غم وشادی ان خود را شريك میداند که\nشمه از ین جذبات همدردانه مارا این یکبیتی کندر موقع امضای معاهده افغان و ایران از\nطرف ملت افغان بجوش وخروش اظهار شده خوشتر خاطر نشان میکند :\nحیف است نصیب دشمنا نت گویم – درد تو بجان دوستانت باد!\nیقین است که این انقلاب افغانستان وتاسیس حکومت جدید ان موجب این نشده که یك مو\nبقدر ذره در روابط حسنه ما و ایران اختلاف و نقاری و یا تشتت و غباری را پیدا کرد ه باشد.\nاگر ( حبل المتین ) کمی فکر کند وعاقبت را بسنجد میفهمد که درین مقاله خویش سهو وخطای\nبزرگی کرده است .\nما باین عقیده های بی معنی اینقدر ها وقع و اعتبار نمی دهیم و میفهمیم که ایران عزیز\nدرین سخن هیچ حصه ندارد ! و این اواز از کدام طبع رسمی و یا جرائد نیم رسمی منطقه\nایران شنیده نشده است. و دولت هم دین و همکیش برادرما با همان حسن نیات و همچنان\nرویه دوستی و اتحادی که با حکومت ( امانیه ) معمول میداشت تا امروز باحکومت ( حبیبیه )\nما نیز مرعی داشته است.\nسفارت خنشاهی ایران از اول تاسیس حکومت حالیه الی الان دربار شاهی افغانستان -\nسمت رسمیت حکومت متبوعه خویش را داشته در همه مواقعی که بوزارت عظمی خارجیه و ---\nحضور شاهانه مشرف گردیده اند احساسات پاك وبى الایش طت ودولت ابد مدت ایران را نسبت\nبافغانستان بسیار خوب ارائه و همان شالود ه واساس سابقه انرا تعقیب و تائید میفرمایند.\nلذا باساس این رویه متقابله نمایند ه های سیاسیه ایران مقیم نقاط متعدده افغانستان\nو حسن نظریه ورفتار عموم ملت عزیز ایران که در اثنای این انقلاب عقلا م از وشان مشاهده کرد ه ایم\nقطعیا در احساسات ما نسبت بایران عزیز خللی پیدا نشده و احساسات ان ملت هم دین و\nهمجوار خود را هم نسبت بخود منزه و پاك از همه الائش میدانیم و انتظار داریم كه جرائد -"}
{"book": "adl0955", "page": 378, "text": "-۳۷۳-\n\nداخلیه ایران ( حبل المتین ) را ازین یاوه گوئیهای او جلوگیری کرده از تحریرات اتفاق امیز\nو بیانات اسلامی شان او را ازین رویه منافقت انگیز کند روبرگرفته ساکتش بدارند .\nعدالت گستری ورعیت پروری همایونی\nبرحریر گل گذارد پای درصحرای حشر - ان نکو کاری که بر دارد زراه خلق خار\nهیچ ملتی ازملتها وهیچ قومی از قومها در دنیا نه خواهد بود که از محاسن شریفه واثرات\nنافعه جمیله عدل انصاف اثار واستثنا فکرد میتواند چه همین کلمه مبارکه عدل است که -\nشیرازه بشریت را تحکیم ومعاملات معاشرتی بنونوع را قانونتنظیم نموده سدی در قوقا\nافراط وتفریط گردیده است کسانی را که سعادت ره بر ونیکبختی رفیق کرم گستر است ازهمه\nاولتر ومقدم تر برین شیوه مرضیه مائل ودلداه بگردیده رفته رفته تمام شرف وعزت و اعتبار او را\nاستقبال میکند خدارا شکر میکنیم از زمانی که اریکه سلطنت افغانیه بعودود خادم دین رسول الله\nزیب وزینت یافته شعائر اسلامیه روز بروز تازه شده میرود و وجود معظم شارع رعد التگستری ورعیت پروری\nممتاز وسرافرازترین اشخاصند و بنوعی در جریان عد المور امانه وخاطر رعیت شاهانه خویش -\nبذل مقدرت میورزند که روا دار ادنی یک تفوق وامتیازی به خویشاوندان قریب خویش وفردی از افراد\nرعیت خود نمیباشند وتاکید مزید شان به تمام زمامداران مملکت نیز همین است که باید تمام امور -\nسلطنتی ومسائل مملکتی به همان محور اساسی وطبیعی ان که منتج بر مسرت وخوشنود یراعی ورعیت\nباشد گرد ش ورفتار نماید - تابرای اثبات این مطلب با تفقط بتذکر چندی از ان مراحم وتلطفا\nالطاف همایونی که برای راهنمائی مامورین ودلد هی رعایای صداقت قرین خویش انرا از قوه بفعل\nاوردند از منابع وثوقی اکتساب نموده ذیلا میپردازیم :\nجلب نفری توسط بلدیه و کوتوالی\n( اعلان )\nنظر به پیشنهاد ریاست بلدیه برای مجلس نتظامیه اسلامیه مواد ذیل را بنابر رفاهیت ملت و\nسهولت کارات دولت حکم میفرمائیم که در معر اجرا اورده شود .\n(۱) درموضوع جلب نفری که برای حسابهای بگر معاملات سرکاری در وزارتخانه ها و ولایت\nوغیره دوائر دولت حاضر شدنشان لازم وضرور شود وزراء وروساء ٹکٹ جلبان شخص را به\nقوماندانی کوتوالی روانه کنند واز کوتوالی بریاست بلدیه خبرداده شود که شخص مجلوب را بدائره"}
{"book": "adl0955", "page": 379, "text": "- ٣٧٤ -\n\nکها و را غلته جلب کرده فرستاد متصدی حاضر شدن انرا حاصل کند اگر از طرف هر دائره\nچپراسی مقرر و شخص مجلوب طلب شود اولا بواسطه نا بلدی دریافتن ان سرگردانی به ــ\nچپراسی مذکور بهتر میشود دویم اذیت و سرگردانی پریشانی به شخص مجلوب واقع میگردد .\n( ۲ ) در موضوعی ر اشخاص که راجـ ع به استحقاق حقوق خود بدوائر عرض میدارند و از طرف\nد و ایر محصل مقرر ومدعی علیه جلب میشود اولا این چنین عرضد اد فقط متعلق به والی ــ\nولایت و فرمانده انی کوتوالی اسب دیگـر د وائر شنیده نشود والی ولایت هم شخصا بر شخص مدعی\nعلیه محصل مقرر نکند اگر عرضـ عاری بموجب سند باشد از ولایت به قوماندانـی واز انجا بریاست\nبلدیه خبر داد میشود که مدعی علیه عاری را طلب کرده در صورت قبول حق رسی و در صورت ــ\nلا قبولی محول محکمه شود و اگر سند در بین نباشد بعاری دانانده شود که بمحکمه شرعیه ــ\nمراجعت کند .\nد و مواد متذکره فورا بحضورم منظور و بـه اعلان هذا توزیع شد تابموجبش معمول شود .\n( محل مهر همایونی )\n\nگوشمالی همایونی بچند نفر خطاکاران عسکری\n\nدرین هفته که ا سپا هی طعما ر ک در اثنای خریداری کد ام چیزیکه از بازار بکار د اشت بر\nصاحب مال اطهار تشدد و صرف نفوذ نمود میخواست تا چیز مطلوبش را بدون استرضای ــ\nفروشند ه، ان ببرد ــ درین اثنا پولیس صاحب موقع او را ازین حرکت بیجای او مانع شد سپا هی\nارگ با تفاق کد ام رفیق دیگر بنبای مناقشه را هم باد کاندار وهم با پولیس نهاده و طلب امداد\nرا از د یگـر رفقای نادان هموطن خود کرد ماند ــ پولیس نیز ازین هیاهو اطلاع یافته بموقع ــ\nرسید ه اند تا اداره امنیت را بنمایند اما فیض وغضب جاهلانه این افراد نادان هیچوقـع\nواهمیتی با خطار پولیس ونصیائح حضار نداده بلکه پولیسها را نیز بد بختانه از ایفای وظیفه\nانها مانع شد سـمطمانا نباتفاق دیگر رفقای خود فائز المرام بارگ رفته اند زیرا که پولیسها از\nجهت اینکه مرتکبین از صنف عسکری بودند بمحض اخطار اکتفا بمقابله بالمثل اعتنائی نکرده\nفقط مسئله را بمنصبداران بالا دستشان را پور دداده اند هنگامیکه این هنگامـه بکد ام ذریعه\nبسمع ملوکا نرسید باستعفی الفور همان خطاکاران قطعه ارگ را با منصبداران شان بحضور\nاحضار و گوشمالی عبرت افزا و باز پرس درستی بسزائی بهر واحدی از انها داده از قوماندان"}
{"book": "adl0955", "page": 380, "text": "- ٣٧٥ -\n\nکوتوالی وحاکم مندلی و پولیسها اظهار مسرت کرده اند که این معامله را بیك صورت با -\nنزاکت که امکان وخامت وطوالت را هم داشت حل وفصل نموده اند ـ وان صاحب منصبان -\nعسکری را که از افراد زیر دست شان این خطا سر زده بود هم اخطار شدید وتوبیخ مزید و-\nتمرین زیاد نموده اند در خاتمه عموم حضار مجلس شانرا مخاطبه کنان فرموده اند که در نظر\nشفقت من تمام افراد رعیت واحاد ملت یکسانند ومن احدی را نسبت بدیگریخارج از امور\nشرعی ووظیفهء رسمی اهمیت وامتیازی نمیدهم و بنزد يك من همان منصیدار وعسکر ومامورینم\nمحبوب ومقرب استکه اذیت وتکلیف وزحمت بهیچجانب دیگر برادر اسلامینرسد ودائما در\nرفاه واسود بحال عباد الله کوشتر کند والا نهایتا زان افراد ضمیه حکومت ازرده و دلگیر میشوم\nو بازخواست سخت مینمایم کعبلا موجب اسباب زحمت رعیت را فراهم و بمردم اذیت میرسانند -\nبهمهء شما اخطار میکنم تا شما هم بدانید قد و اگاه باشید و بدیگران هم اطلاع و اگاهی بدهید\nکه من از عدل وانصافر و مساوات نمیگذرم و بگرفتن داد مظلوم از ظالم جدا کوشید ارم و درین مورد\nاز جرم وتجاوز و خطای هیچکسی صرفنظر نمیکنم حتی اگر پدر وبرادر وفرزند وخویشاوندم هم\nباشد ازو بازخواست میکنم .\n\nحبیب الاسلام : مزید توفیق شفقت و عدالت ورعیت پروری وانصاف گستری را برای ذات\nخسروی خواستار است تا عموم رعایا وقاطبهء برایا بزیر سایهء پدرانهء شان ارام و اسوده\nباشند وبان برادران نادان ناعاقبت اندیش وانانیکه برخلافمرضای همایونی بخود ها\nنسبت بدیگر رعایا و فرزندان معنوی امیر حبیب الله خان قازر ترجیح ومزیتی می تراشند -\nیاداوری میکنیم تا این نصائح واخطار نوی شاهانه را بگوش هوش خود گرفته اسلامانه و برادرانه\nبا عموم رفتار کنند .\n\nعدل وحقوق شناسی حکام حبیبی\n\nپسر نیاز محمد خان حاکم قلات در موضع شاجوی يك قبضه به رقبه را ازيك ملا جبرا گرفته بود\nچون حاکم ازین قضیه خبر شد پسر خود را بمحضور مجله طلبید موعند اقامنا العد الت در ـ\nاصفای گفتگوی مدعی ومدعی علیه گوترداد هچون ملاعتی بر پسر ثرعاید شد بعد ازلت وکوب ـ\nبسیاری حتی که از دهان ودهن ان مضروب جریان خون بحمل امد بهرقبه را واپس بملا داد ـ\nملا از گرفتن ان ابا ورزید اخیرا مبلغ صد روپیه بحیث بهرقبه برای ملا داده و او را راضی"}
{"book": "adl0955", "page": 381, "text": "- ٣٧٦ -\nساخت پس ازین هم پدری را عموما و پسر خود را خصوصا از امثال این اعمال کاملا هم تخویفات نمود .\nحبیب الاسلام بزیر سایه مهارت خادم دین رسول الله امثال این رجال فعال نیکو کار را در صرح حقایق خدام و مامورین حکومت حبیبه برای رفاه واسود محالی وارامی رعایا ی صادقانه افغانستان بیش از پیش خواستار است .\nباز پرسی هزاره از مردم کوچی\n( اعلان )\nبرادران عزیزم طوایف افغانیه کوچی !\nاز انجا که وکلا و کلان شوند ه های هزاره جات بشرفیابی حضور انور والابمترکز حاضر و به مراحمات پادشاهی نایل شدند یگفقره عرض نمود میبودند که طوایف متعدده زیاد مردم کوچی در هزاره جات رفت وامد دارند هذا السند در حین بازگشت عود وقلا در اکثر جاها تشبث و دست اندازی بمرد مهزاره نموده بسیار ابادی هزارم را اندرزده واموال شانرا تاراج نموده و بعضی نفرر شانرا بقتل رسانیده اند بازخواست وفور رسی خود را ازدولت رجا داریم .\nاحکام نمبر ( ١٤٤٩-١٠٠٧ ) تاریخی ٢٤ ماه حال پادشاهی بولایت شرف اصدار یافته اینکه برایشما امر وارشاد میرود که از گذشته انچه شد صرفنظر واینده هر گاه مردم - کوچی بغیر حق دست اندازی کرد میبودند وظاهر شد البته حکومت بازخواست لازمه میکند - شمارا امر است که محكومات انجا هم مخابره داشته و هم بذریعهء این اعلان طوایف کوچی را خبر میدهید که اینده برای طوایف هزارمجات ضرر پایمالی وجانی ومالی وغیره غیره نرسانند و اگر بظهور رسید حسب سررشته و حکم شرف شریف مجازات برایشان داده میشود . فقط\nتحرير ٢٤ ربیع الاول سنه ١٣٤٨ .\nبنابران بذریعه اعلان هذا از ولایت کابل بشما خبر داده شد که دائما منظور نظر- عاطفت گستر ذات شاهانه اسود محالی وارامی تمام ملت استشما بی موجب شرعی به برادران خود طائفه هزاره غرور وتعدی نگرفته از راه ها دبی ضرر کارکشته دی هزاره ما د ور باشد بسه میله جا و مال چر وجاهای توقفی خود عبور و مرور کرده بهاحدی ضرر نرسانید اگر ثابت شد حکومت بهرگونه بازخواست قرار حکم شرع انور حاضر است حالی باشید . (( محل مهر والي صاحب ))"}
{"book": "adl0955", "page": 382, "text": "- ۲۷۷ -\n\nتمام نوتها مطابقت قیمت مندرجه ان مجلد ۱\n(اعلان از قوماندانی کوتوالی مرکزی)\n\nبرادران عزیز و اهالی ولایت کابل ۱\n\nقراریکه شنید مشد میعضی از اهل کسبه و صرافان نوتهای را یجه حکومت را بان قیمتیکه معین شد منگرفتت از قیمت معینه ان کمتر نوتها را خریده و یا عوار فروش اجناس مقدار ان نقد میگیرند چون اینگونه وضعیت تخلت از حکم حکومت گفته میشود لذا قوماندانی کوتوالی مرکزی اعلان مینماید تا عموم اهالی نوتها حکومت را با ن قیمتیکه از طرف حکومت در خود نوتها تعیین شده است گرفته معاملات نمایند . البته اشخاصیکه ازین امر تخلف کنند اوشان را حکومت گرفتار کرده مجازات لازم خواهد نمود بگرفتاری مرتکبین این امر در خود مرکز پولیس ها رفتند قوماندانیت و در اطراف حکام وعلاقه داران انجامکلف کوت گفته میشوند تا همه اشخاصیراکه مکوکات دولت را بقیمت معینه ان نمیگیرند گرفتار نمایند ( ۱۹ ربیع الاول ١٣٤٨ ) ( محل مهر قوماندانی صاحب )\n\nشرفیابی اقای عبدالکریم خان بحضور شاهانه\n\nاقای عبدالکریم خان کیهسر سعد الدین خان قاضی القضاة مغفور و اصلا قندهاری و نسلا بارکزائی واولا حکمران جافوری و بعد از ان حاکم کلان غزنوی در اثر ان ترفیعا بحکومت اعلای مشرقی و بازان نائب الحکومه مزار و زمانو نایب الحکومه قندهار و درین اواخر رئیس تنظیمیه هزاره جات از طرف شاه مخلوع امیر امان الله خان بودند روز جمعه ۳ ربیع الاول حسب الامر و استیذان خادمین رسول الله وارد مرکز و به شش شنبه بشرف دستبوسی شهریاری افتخار یافتند.\nناظرین از مطالعه نمره های گذشته حبیب الاسلام از اظهار اطاعت و ترسیل بیعت مشارالیه قبلا برین مسبوقند در اثر ان شعر تیلفونی انجا در موضوع اینکه اسلحه خود ونقود معهود را یکجا تسلیم و خود در بجه صورتک ا بوقت سپاریابی حضور را استحصال کند از مقام ( مقر ) تفدیهبارگاه پادشاهی شد در اثر اخذ هدایت ایندم حضور اعلیحضرت کسب مغفرت کرده است .\n\n( حصص مفصله عرایز اقای عبدالکریم خان )\n\nاقای عبدالکریم خان موصوف در ان عریضه طولانی دو پارکه اولین باریه کمال سلاست وبلاغت به عرض حضور رسانید دو یکی از نامه نگاران موقر ما انرا بما حکایت کرد باند اظهار نمود که من از طرف امان الله خان چون مدمات هزاره مقررشدم تا زمانیکه ان امیر مغرور در خاک افغانستان بود -"}
{"book": "adl0955", "page": 383, "text": "صادقانه و فعالانه بدون ابراز تقاضا بقدر وعایت عون با ودست بیعت داده بودم و از پدر پدر\nنمك خواران بودم با وخد سکرد رولی همینکه خبر فرار او را از افغانستان و قرار گرفتن اورا بــــــه\nمما لک دیگران از جریده حبیب الاسلام خواندم دانستم که باشما خاد م دین رسول الله امداد ــ\nغیبی وبرکاتووحاتی شامل است ازین جهت خود چیز بحسین داد خدا که بشما شده رضا داده\nحسب اوامر شریعت غراکه در همه چه مواقع بما عباد الله ارشاد شد ه على الفور اظهار اطاعت و\nتقدیم بیعت خودم را بحضور شما معتنم دانسته در صدد شرفیابی بارگاه همایونی شدم ــ\nاگرچه برخی از مغرضین مرا ازین مقکوره ام باز میداشتند و دران خیانت و غدری که به مخیله\nخود ها داشتند وکامیا ب میشدند در اول امر مرا با خود همراز و انباز نمود ن می خواستند\nاما با خود همراز وانباز نمودن می خواستند اما من خود را بلطافد الحیل ازانها علیحده و\nاينك بقد مبوسی شاهانه مشرف شدم.\n(خلاص بیانیه مراحم ختامه شاهانه)\nذات شاهانه ازین احساسات اسلامی و صداقتکاری و وفا شعاری انعا مسرور و ازینکه وی\nبر قول ووعده همایونی اعتماد کرد ه شرفیابی حضور را نائل شد اورا تحسین کرده ازان زحمات و\nخدماتی که حضور شاهانه در راه تنویر دین مبین بنابر امر وتکلیف علمای دین از ابتدا تا حال\nمتحمل ان شده اند نیز حکایتی راند ه این مسئله را بصد تخاطر نشان عموم مجلسیان بد لایل و\nشواهد نمودند که من از ابتدا تا الان خیال سلطنت و پاد شاهی را نداشتم و ندارم محض بنابر\nتکلیف و پیشنهاد مصرانه علما وفضلاء وخوانین که بمحضورم از روی ا و امر شرعی تقدیم و عرض نمود ند\nصرف جهت خدمت دین واعلاء کلمت الله وخدمت ورفاهیت و ارامی عباد الله این بار گران را ــ\nمتحمل شدم (تصدیق عموم)\nاز خدا خواستهارم وری که مرا تا حال درین عزم مقدم مدد ومعاون است تا اخر کار به تمام\nمقاصد اسلامی ومطالب حسنه ام موفق و کامیاب بدارد ــ (دعاکوئی عموم)\nبجناب شما وامثالتان که یکعرصه درازی خد مات صادقانه را باین محیط و این اب و\nخاك افغانی تان مصدر شده اید وحکومت حا ل افغانی تان اظهار صداقت وفعالیت کرده ــ\nحکومت نیز در راه تنویر فکر وایزاد تجربه شما وامثال شما زحمت و ثروتهادی را مصرف کرده است"}
{"book": "adl0955", "page": 384, "text": "- ۳۷۱ -\n\nخاطر نشان کرد کا طمینان میدهم که حکومت حبیبه در اتیه قریبی از فکر و فعالیت و تجربه و\nصداقتکاریهای شما کار خواهد گرفت و با شخاص صادق ومسلمان و فداکار مامورین دوره سابق\nبار دیگر نیز موقعی خواهد داد تا در راه ترقی وتعالی این مملکت اسلامی و رفاه وا رام سکنه\nاین خطه افغانی مصدر خدمات شایانی شوند .\nحبیب الاسلام: باین حسن نیت ذات ملوکانه که عواقب کار مملکت را پیش بینی میفرمایند امیدوار\nاست به هم چنین ستجنره ای عاد لا نهی از اغیار تفریقی ان نوازش بها ی تهمیخ نمایند تا رشته\nامور بکف کفایت صادقان ملت و وطن سپرده شده بچنك خائنین که همیشه تیشه بر ریشه بنیان ان\nحواله میکنند نیفتد . با این وضع که ما می بینیم وضع جاری ما عدل اوضاعی که در خوریك نفر —\nپادشاه عالیقدر است بود ه وما بشدت معتقدیم که مملکت عزیز ما ( افغانستان ) با این رویه\nنامور کلاو کارانه حضور امیر صاحب بنیل سعادت های بلنده را قریب زمان سفتار است .\n\n( خبرهای مشهد )\n\n( سول ایندری ملتر گزت ) که یکی از جراید معتبر انگلیسی در هندوستان است و در لاهور\nطبع میشود در نسخه مورخه ۲۱ جولائی ( مطابق ۱۳ صفر ) خود مینویسد :\nسید حسن تقی زاد ه نائب الحکومه مشهد بسفارت کبرای ایران در لندن مقرر گردیده است\nمشارالیه روز یکشنبه از مشهد بطرف طهران روان شده است . تا بمنزل مقصود خود ( لندن )\nروانه شود قبل از رفتن مذ کور امیر لشکر شرق ( سر افسر نظام مشهد ) د عوتی ترتیب کرد که نائب\nالحکومه وجنرال قونسل برطانوی در مشهد وا تاشه ملیتر برطانوی دران مدعو بودند امیر لشکر یك\nنطق/ مختصروی با معنی ایراد کرد ونائب الحکومه جواب داد جنرال قونسل برطانوی نیز دعوتی\nبشرف نائب الحکومه مشهد در ۴ جولائی داد .\n......\nحکومت ایران حکم کرده است که مشهد برای همه مسافرین افغانی جای داد نمیتواند —\nباید بدیگر نقطه های ایران بروند معین السلطنه سابق عنایت الله خان عنقریب بمشهد خواهد\nرسید و در انجا اقامت خواهد کرد .\nحبیب الاسلام : از اطلاعات موثوقیکه برای ما رسیده خواهش ( عنایت الله خان ) همین بود که در\nمشهد اقامت کند ولی حکومت حیدریه او را بایران مسکن و توقف اورا در خود طهران پایتخت ایران تصویب\nکرده است ."}
{"book": "adl0955", "page": 385, "text": "- ۳۸۰ -\n\nرفتار و اوضاع انگلیز بامصر\n( اسارت ازاد نما ! )\n\nنظارت خارجیه انگلیز مواد تذنیل را که قطعمعاهده مابین دولتین مصر وانگلیز\nاست اشاعه نموده است.\n\n۱- تسلط عسکریه انگلیس بر سرزمین مصرختم خواهد شد.\n۲- مسودت حاضره مصر و انگلیز را مقدر شرعد شاید رجه (اتحاد) رسانیده خواهد شد.\n۳- دولت برطانیه اقرار مینماید که برای داخله مصر در حلقند مجمع ملل معروضه مصر را تائید\nخواهد کرد.\n٤- در حینیکه با یک دولت دگر مناقشه رو نماید و خطره انقطاع تعلقات بان پیدا شود -\nدولتین معاهدتین با یک جهتی سعی خواهند کرد که قضیه را حسب قرار میثاق مجمع ملل\nیا حسب قرار مقتضیات بین المللی دگر به امنیه تصفیه نمایند.\n۵- یکی از فریقین اقرار مینمایند که در مسلک خارجهمسلکرا اختیار نخواهند کرد که با (اتحاد) -\nمطابقت نداشته باشد.\n۶- مسئولیت تحفظ انظار و املاک ... در مصر بر عهده دولت مصر است.\n۷- در حین حرب (تحت مقتضیات ماده ٤) دولتین معاهدتین (اتحادی) میشوند و مصر\nمکلف است که برای دولت بریتانیا عظمی تسهیلات تامه از قبیل در استعمال اوردن بنادر و\nمیدان های طیاره و انرو سلاسل رسل ورسایل مصر مهیا بسازد.\n۸- چون مصر بخواهد که برای تعلیمات عسکری اساتذه خارجی در عساکر تر متعین کند مکلف\nاست که کسانیر ا که از تبعه دولت بریتانیا باشند معین کند.\n۹- عساکر بریتانی که برای حفظ نمودن بحر قد سویز لازم باشد نقاط متعدده در شرق خط\nطول البلد ۳۲ داشته خواهد بود چنانچه سپاد نو حکمرانی مصر را در ان نقاط ضرر نرساند.\n۱۰- دولت مصر برای خدمات مختلفه نتواند که غیر بریتانی ها خارجیه گر را معین کند.\n۱۱- دولت بریتانیه اقرار مینماید که ان دول یا امتیازات (کپپی چولیشن) را راغب خواهد کرد\nکه انتقال عدالتها یمشرکه قناصل را قبول کنند و بر خارجیان نفاذ واطلاق قوانین مصر را\nتسلیم نمایند."}
{"book": "adl0955", "page": 386, "text": "- ٣٨١ -\n\n۱۲ - فریقین متعاهدتین در فور با همدیگر يك نماینده خود را که سفیرمختار باشد در قاهره و در لندن معین خواهند کرد در قاهره سفیرمختار بریتانیه دارای درجه اول شمرده خواهد شد .\n۱۳- وضعیت سودان مبنی بر معاهده سنه ١٨٦٩ ع بر جا بخود بماند البته حق آزادی ترمیم و تغییر داد محفوظ است .\n١٤- ایرماده ها بر حقوق و مسئولیت های فریقین متعاهدتین که از روی قرارنامه مجمع ملل و میثاق كيلوك میدارند اثر نقیضانه نخواهد انداخت .\n١٥- اختلا فیکه در تصریح ماده های محوله واعلا زو معانی اثر پدیدار خواهند آمد واز مذاکرات با همدیگر فیصل نخواهد شد تصفیه امرد رتطابق قرارنامه مجمع ملل کرده خواهد شد .\n١٦- این معاهد ه برای ٢٥ سال زنده وعامل شمرده خواهد شد .\n\nتشکرنامه وزیر صاحب دربار بحضور اراکين و سایر متصدیان امور جشن ( دوره یازدهم استقلال )\nاحساسات وطن خواهانه و استقلال پرستانه را که از طرف ملت افغان نسبت به جشن دوره یازدهم استقلال مشهود گردید ه تقدیر و تحسین کرده بحضور تمام ملت افغان عموما بحضور ذواتيكه در این جشن صرف همت وبذل مقدرت در اجرای امورات جشن نظر بعلا قمندی مفرط شان به استقلال نموده اند خصوصا عرض تشکر و ممنونیت خویش را تقدیم کرده وبالخاصه بحضور ذات اعلیحضرت شهریاری که محب صمیمی باستقلال وتحفظ استقلال افغانستان دارند عرض شکران وعهد فداکاری در راه حفظ استقلال مینمائیم .\nحضراتی را که در این جشن استقلال ایفای خدمات اداری جشن را فخریه متصدی شده و وجد عملی و حس وطن پرستی خود را بمنصه ظهور گذاشته اند اينك یگانه اسم برده بحضور هر يك از ایشان اظهار منتداری میکنیم .\nبحضور جناب اقدم عالى معین السلطنه صاحب وجناب آغاسی حضور شان و جناب معین صاحب وزارت حربیه آقای محمد محفوظ خان و تمام مامورین ضمیمه حضور ممدوح که فردا فردا در انضباط وامنيت واداره منطقه جشن صرف مساعی نموده اند عرض امتنان کرده مخصوصا جوش وخروش و"}
{"book": "adl0955", "page": 387, "text": "- ٣٨٢ -\n\nمحبتی را که درحصه عالی موصوف نسبت باستقلال نشان داده اند تقدیر وتمجید میکنیم.\nحضور جنابعالی والی صاحب ولایت کابل که در تکمیل و تهیه اشیای ضروریه و محتاج به\nجشن صرف اوقات نموده اخلاص قلبی خود را نسبت باستقلال در اجرای امورات عالیه ابراز\nداشته اند و هکذا بجناب محترم میرزا غلام مجتبی خان معین وزارت مالیه و جناب میرزا عبدالقیوم\nخان مستوفی ولایت کابل که هر یک عضو معظم مجلس تنظیعیه جشن بوده در اجرای امورات اداری جشن\nخود داری نکرده اند اظهار تشکر و ممنونیت مینمائیم و همچنین از جناب عبد القدیر خان وکیل\nوزارت تجارت که به روزنمای در صنعت و حرفت در تهیه انتظام اشیای گرانبهای وطنی ابراز فعالیت\nکرده اند تشکر میکنیم.\nبحضور عالی رئیس صاحب بلدیه که در تشکیل ارزاق و ترتیب اردو بازار و صفائی و اب رسانی\nدر منطقه جشن و تهیه بعضی اشیاء لازمه بمدارج جشن به شخص خود و بعضی از مامورین ریاست\nبلدیه توجه و اهتمام نموده اند اظهار ممنونیت مینمائیم.\nبه جناب محترم عبد الوکیل خان سپهسالار وجناب سلطان محمد خان افسر قوه انضباطیه که\nتحت توجه حضور عالی معین السلطنه صاحب ابراز فعالیت داشته واز فعالیت یشان در هیچ\nمنطقمی نظمی و بی ترتیبی واقع نشده اظهار امتنان میکنیم هکذا از جناب محترم قوماندان صاحب\nکوتوالی وجناب غلام جانخان افسر پولیس که اداره مواقع ترتیا تونمایشات را با نفری معیت\nخود بوجه مرهوبی انجام نموده اند تشکر میکنیم. و نیز بجناب محمود سامی پاشا نائیبسالار\nکه امال درنمایشات عسکری جدیت فوق العاده نشان داده و طرفنواز ترشاهانه واقع گردیده اند\nاظهار امتنان و همچنین بجناب عبد القادر خان نایب سالار وسر سروس صاحب و سرروس های\nحضور که در تنظیمات کمپ شاهی وخیمه های حضور فرمائی ذات شاهانه و مدیر مواقع جشن و چه\nدر باغچه فرحت حسن عمل نشان داده اند اظهار منت داری مینمائیم.\nوهم بحضور حضرات نمایندگان دول خارجه که در تمام تماشات جشن با گرم جوشی\nشایانی شمولیت ورزیده اند عرض تشکر میکنیم.\nهکذا از حسن اجراات و ابراز فعالیت عموم ذوات محترمه ذیل کمال امتنان داشته اظهار\nتشکر مینمائیم:"}
{"book": "adl0955", "page": 388, "text": "-٣٨٣-\nتشکر\nجناب قلعه بیگی صاحب اقا عبد الغنی خان که هر روزه یک قطعه عسکر منظم را ملبس به\nلباسهای گلنار بسرکردگی صماد خان غندمشر در منطقه حضور شاهانه جهت اخذ موقع\nمیفرستاده ند. جناب قوماندان صاحب طیاره که با یک ست طیاره های خود بر مشعولین جشن\nگل افشانی نموده اند. جناب فیض محمد خان وزیر معارف سابقت وجناب هاشم شائق افندی\nوجناب محمد سرور خان وجناب حسن خان سلیمی و اقای محمد سعید خان که با یک ست متعلمین\nمکاتب عالیه سایق یا چراغیاتر و تمثال ها و فتح و سقوط اندلس در شبهای جشن صمیمیت\nنشان داده اند. جناب محمد امیرخان حاکم چهاردهی ملحاظیکه منطقه جشن در حدود\nحکومت او واقع بود با اهالی تعلقه حکومت خود شبانروز در ترتیب اراضی و مواضع جشن صرف\nصرف اوقات نموده است وهکذا جناب ملک اصغر خان رئیس شش کروهی.\nجناب غلام حضرت خان مهر بردار حضور مبارک که با داره محصولات و ترتیب تکت های -\nاجازه نامه وجناب میرحسام الدین خان فراش باشی حضور که در بهمرسانیدن مفروثات و -\nترتیب خیمه های اراکین حکومت ورجال اجنبی وغیره وجناب محمد عیسی خان پیشخدمت باشی حضور\nکه در انتظام و ترتیبات داخلی کمپ شاهی ودعوت عصریه حضور همایونی وجناب جلال الدین خان\nباغبان باشی که در اصلاح نواقص باغچه ها و چمن زارها وا بشارها صرف مساعی فرموده اند.\nجناب عبد الله خان مدیر عمومی پوسته و تلگراف که با سه نفر اعضا رئیس تفتیش خلع سلاح فخریه\nمقرر بودند ووظایف خود را باکمال جدیت ایفا نمودند.\nاقای عبد المجید خان تحویلدار موزه خانه که در تزئین کمپ شاهی ومضافه جشن حسن عمل\nنشان داده است. جناب عبد الله خان پیشخدمت حضور که وظائف محوله خود را بصد اقت اجرا کرده\nاند. جناب مستری جان محمد خان انجنیر برقی با اقایان عبد الله خان وعبد العزیز خان معاونان\nکه به توجه جناب جلالتماب وزیر صاحب داخله خواجه بابوخان زیر اثر جناب عزیزالله خان جرنیل\nکارخانجات در تنویر عمومی مواضع و منطقه جشن بدرجه عالی ابراز فعالیت نموده اند.\nجناب میرزا محمد ابراهیم خان معاون سرمنشی حضور که به ترتیب اجراات تحریریه جشن\nاظهار فعالیت نموده اند. جناب شیخ محمد رضا خان ومیرزا رستم علی خان مدیر محاسبه\nوجناب معتمد پیرعبد الله خان وکیل الددائره تحریرات که در اجرای تمام امورات جشن معاونت -"}
{"book": "adl0955", "page": 389, "text": "-٣٨٤-\n\nفکری وقلمی نموده وهكذا تمام مامورین وزارت دربار که بخدمات جشن مصروف بوده اند.\nجناب مولوی برهان الدین خان مدیر و شیر احمد خان ومحمد قدیر خان محررین اداره حبیب\nالاسلام كميته تحرير و نشر روزنامه جشن فخریه مصروف بود محسن عمل ابراز داشته اند.\nجناب عطا محمد خان رئیس سابقه چر مکری کمیته اعزاز در امر روشنی عمومی امرات جشن با\nجناب عبد الرشید خان حاكم سابقه معاون اول و تاج محمد خان دهباشی پیشخدمتهای سابقه و\nغوث الدین خان وعبد العزيز خان ومحمد عمر خان اعضایشان مقرر بوده وظایف خویش را بخوبی\nانجام داده اند واقای فهد محمد خان که مامور الات ناریه بوده در شبها دجشن اتش بازیهای\nگوناگون افروخته اند . جناب غلام سخی خان خانصامان باشی سابقه که نگران و جناب عبد الشکور خان\nمامور اداره واخذ محصول صحنه تمثیل با عبد الرشید خان وسيد امين الله خان وميرزا محمد\nاصف خان اعضایشان مقرر بود موظیفه خود را بصداقت اجرا نمود ماند جناب عبد الوهاب خان -\nمدیر قد سابقه هوتل ها که مامور نمایش هدف زدن با تفنگ و تفنگچه ریزه تیر با میرزا عبد العزیز\nخان معاون شان مقرر بوده اند. جناب عبد الرزاق خان مدیر قد سابقه محاسبه وزارت دربار با\nمیرزا محمد یوسف خان کاتب وزارت دربار معاون شان که مامور انعامات مقرر بوده اند جناب میرزا\nجان محمد خان سر کاتب سابقه وزارت خارجه مامور اداره منطقه نمایش عسکری و میرزا فقیر محمد خان\nو محمد سرور خان معاونین شان جناب شیر احمد خان مامور سابقه تنویرات با عبد الرحيم خان\nپیشخدمت سابقه که مهماندار خارجه ها بوده اند :\nجناب میرزا عبد الروف خان کاتب اداره شرق وزارت خارجه که مامور و نگران پذیرائی نمایندگان\nخارجه وجناب میرزا غلام جانخان کاتب قوماندانی طیاره که مامور موسیقی نوازها با میرزا -\nعبد الحمید خان کاتب وزارت داخله معاون شان مقرر بوده اند .\nجناب محمد عظیم خان پیشخدمت حضور نگران و میرزا محمد شفیع خان مامور مستوفیت ولایت\nکابل مامور اخذ محصولات تکت ها شمولیت اشخاص و موتر و موتر سکل و گادی وغیره در منطقه جشن\nمقرر بوده بمعیت شان میرزا غلام احمد خان و میرزا محمد نعیم خان ومیرزا احمد جانخان و\nمیرزا عبد الكريم خان ومیرزا عبد الضياخان و میرزا سید علیخان و میرزا امیر محمد والد ینخان و\nمیرزا محمد عمر خان ومیرزا احمد میرخان و میرزا محمد نبی خان ومیرزا محمد حسن خان وميرزا\nمحمد هاشم خان ومیرزا سلطان محمد خان ومیرزا پاینده محمد خان ومیرزا اغا پروفخان وميرزا"}
{"book": "adl0955", "page": 390, "text": "- ۳۸۰ -\nنور احمد خان و میرزا محمد محسن خان و میرزا علی محمد خان و میرزا نصر الله خان و میرزا\nمحمد ابراهیم خان نویسنده های مستوفیت کابل و میرزا محمد جانخان و میرزا عبد الروف\nخان و میرزا عنایت الله خان کاتبان وزارت داخله ایفای خدمت نموده اند و نیز میرزا عبد الکریم\nخان مدیر محاسب سابق دار الحبیب فخریه شامل خدمت گردیده بود .\n\nجناب میرزا محمد حسن خان سرکاتب شعبه حسابیة دوائر مستقل وزارت مالیه مامور اخذ\nمحصولات نمایشات جشن و میرزا عزیز احمد خان معاون اول و میرزا محمد اکبر خان معاون دوم مقرر\nبود بمعیت شان میرزا امیر محمد خان مامور مالیه سابقیه پغمان و میرزا محمد محسن خان و\nمیرزا محمد حسین خان و میرزا محمد موسی کاظم خان و میرزا غوث الدین خان و میرزا عبد الغفور خان\nو میرزا عبد الواحد خان نویسنده ها وزارت مستقل مالیه وغلام حیدر خان و گل محمد خان خانه سامان\nهای وزارت مالیه و میرزا فضل احمد خان سرکاتب مستوفی ولایت کابل ایفای خدمت کرده اند.\n\nجناب محمد اصف خان مامور دو حفريات مامور اخذ محصل دكاكين وميرزاعبد الرحيم خان\nسرکاتب سابته جشن بمعاونی و میرزا عبد القادر خان کاشپوزه بنویسندگی شان ایفا ی خدمت\nکرده اند. جناب محمد محسن خان برتبه اعزازی مامور اداری موقع بازیهای بایسکل دوانی و\nنمایش پهلوانی و چوب بازی مقرر بود بمعیت او میرزا محمد انور خان کاشپز ار داخله و میرزا\nعبد الجلیل خان ایفای خدمت کرده اند. جناب محمود خان برتبه اعزازی مامور کولمبه بازی و کشتی\nرانی مقرر بود مادی محمد خان بمعاونی و میرزا عبد الستوار خان بنویسندگی او کار کرده اند.\n\nجناب محمد یوسف خان کاتب تاریخچه مامور اداره موقع کارنیوال مقرر بود بمعیت او میرزا\nمحمد ظاهر خان و میرزا عبد الکریم خان و میرزا محمد صدیق خان بمداخل محصول موضع مذکور\nاجرای خدمت نموده اند .\n\nخاتمتا برای عموم ذوات موصوف توفیق خدمت با صداقت را بیش ازین برای حکومت و ملت اسلامی\nشان نیاز داشته مجددا از خدمتگذاری اینها نسبت بهاستقلال وعلاقمندی شان راجع بوطن !\nاظهار خوشنودی ورضامندی مینمائیم .\n( كابل مطبعه سرکاري )"}
{"book": "adl0955", "page": 391, "text": "-٣٨٦-\n\nصفحه ١ (جریدهٔ هفته گی حبیب الاسلام سال اول- شماره ٢١) (نمره مسلسل ٢١)\n\nواعتصموا بحبل الله ولا تفرقوا\nحبیب الاسلام\n\nمدیر: برهان الدین کشککی .\nاداره خانه: ده افغانان کابل-افغانستان\nهمه امور تحریریه و حسابیه‌ بنام اداره فرستاده شود .\nاداره در انتشار و اصلاح مقالات وارده مختار است .\nدر هر هفته یکمرتبه یوم چار شنبه نشر میشود .\nاوراقیکه درج نشود اعاده نمیشود .\n\nشرح اشتراك\nمقامات . سالانه ششماهه\nشهر کابل . ٦ روپیه ٣نیم روپیه\nداخل افغانستان ٧ روپیه ٤ روپیه\nممالك خارجه ١٥ شلنگ ٨ شلنگ\n(قیمت يك شماره (٦) پیسه)\n\n(درین اخبار از احکام دینی ومسائل اسلامی وهرگونه علوم وفنون واطلاعات سیاسی ومفاد\nدولتی ومنافع ملی بحث میشود ) -\n\n(تاریخ قمری ١٤ ربیع الثانی ١٣٤٨) ٤ شنبه (تاریخ شمسی ٢٦ سنبله ١٣٠٨ هجری)\n\nوشاور هم فی الامر و اذا عزمت فتوکل علی الله\nبنمای مشوره در کار تا شوی شادان - بسخن شنو) که سداد نبود درو پشمان)\nمجلس تنظمیه ملکی و نظامی حکومت حبیبیه .\n\n(جامعیت واکمليت (دین اسلام) .)\n\nطوریکه ما وشما معتقدیم و این امر را بشدت خاطر نشان تمام جهان میکنیم تمام -\nسالکین دین مبین حضرت سید المرسلین وحلقه بگوشان ١ شرع متین ومطيعان اوامر رب\nالعالمين بهمین عقیده ونظريه ثبات و قیام دارند که (دین اسلام) دینی است اکمل وطريقه\nایست جامع وافضل کهنه تنها سعادت ومسرت اخروی) ما را بها ثلتین بل سعادت وسيادت\n(دنیوی) ما را هم تامین میکند .\nشاهد این مطلب وموید این مدعا را برای منکرین و انانیکه در قبولیت این مقصد متردد\nو یا مشتبه باشند اینك از نص صريح قرانی می نگاریم که (اليوم اكملت لكم دينكم واتممت -\nعلیکم نعمتی) هنگامیکه ما این قضیه برتری وبلندی وجامعیت وافضلیت (دین اسلام) را\nبر سائر ادیان قائلیم پس طبعا وحكما این امر نیز ثابت ومسلم است که تمام احکام ومسائل و\nاوامر انفرادی اسلام هم بر سائر قوانین منفرده و دستورالعمل های واحده جهان وجهانیان\nافضل است و هم اعلی .\nممکن است برخی از مخالفین اسلام وانهائیکه مدنيت شوخ و شنگ نظر ربای اروپائی\nچشم هام شان را خیره و تنگ و قلوب وافکار انهارا از کردار و گفتار خود مانده ولك نموده است"}
{"book": "adl0955", "page": 392, "text": "۳۸۷\n\nمعترضانه بما بگویند ( در صورت صدق این ادعا می بایست عالم اسلام باین ذلت وپریشانی\nامروزه گرفتار نمی بودند ) .\nما بجواب امثال این رجال مینویسیم که علت ضعف و سرگردانی عالم اسلام نه ازین است که\nنقص ویا قصوری در مقررات دینی وامور مذهبی شان است (حاشا وکلا ) بلکه اینهمه مذلت و\nادبار وفلاکت بیشماریكه برانها عائد وشامل است فقط وفقط در اثر فروگذاشت و مماحاه وعدم\nپابندی درست و مکمل در آمدنست مسلمین است بمقررات مذهبی وامور دین وائین شان .\nرو بدرگاهت کی اوردی که گشتی نا امید - گرگدا کاهل بود تقصیر صاحب خانه چیست\nاینك بطور مثال موضوع همین مقاله امروزه را قدری تشریح داده حقانه ومنصفانه این\nامر را ثابت میکنیم که :\nاسلام بذات خود ندارد خللی\nهر عیب که هست درمسلمانی ماست\nمجالس مشوره در عصر نبویه :\nنسبت بمشوره واستفاده ازنظریات وافکار جامعه ایات قرانيه ك واوامر صاحب لولاك\nبیشتر است که ازان جمله فعلا بخاطر ما این دوایه شريفه حاضر است .\n(۱) وامرهم شوری بینهم . یعنی ازجمله صفات عالیه عالم اسلام یکی اینست که امور اوشان\nبر حسب افکار عمومی بصورت مشوره درمنصه شهود میاید .\n(۲) و شاور هم فی الامر واذا عزمت فتوکل علی الله ) یعنی ای حضرت پیغمبر درهمه امور\nاولا با مسلمین مشوره نما ونظریه وافکار عمومیه را برای خودت استحصال فرما . و سپس ازان که در\nاقدام امورعزم بالجزم فرمودید متوكلا علی الله دران ثابت قدم باشید .\nذات نبوی هم چنان شد ت وانبساط در بجا اوردن این امر الهی منهمك وساعی بودند كه\nهيچيك امری از امور را بدون اتخاذ افکار عمومی ومشوره وغور و خوض فرمودن با اصحاب و ــ\nانصار ومهاجرین اسلامی و در مورد اجرا نمی اوردند .\nدرینجا ما از جمله مجالس مشوره کثیره عهد نبویه فقط باشاره نمودن بسوی ان مجلس\nمشوره كه در باب اسیران حربی غزوه بدر انعقاد یافته بود اكتفا میکنیم که دران اكثری از\nاصحاب کرام بطرفداری فکر قبول بگرفتن (فدیه) ورهائی دادن بندی های کفار اظهار فکر ــ\nنمودند وحضرت عمر (رض) باچند نفری که نسبت بافکار عمومی حد اقلیت بل مرتبه صفر را داشتند\nجانبدار این مفکوره بودند که باید اسیران مزبور جهت عبرت كفار واعلای دین سید الابرار ازین\nحیث که تمام انحا اکابر واعزه وعمائد فجار میباشند مقتول گردند باینصورت که هر نفر کافر را ــ\nهمان قريب وخویشاوند مسلمانش بکشد که قرابت افزون وعلاقه مندی قربی بوی داشته باشد\nولی ذات نبوی ومجلس مشوره عمومی بر خلاف فکر فاروقی محض صله رحم وتأليف قلوب كفار واثبات\nعفو وحلم ودریادلی ابرار باعطای فديه باكثريت اظهار رای نمود . وبر طبق ان اجراات هم کردند\nتا اینکه زبان وحی بطرفداری حضرت فاروقیه ومخالفت طرفداران فدیه نازل گردید ."}
{"book": "adl0955", "page": 393, "text": "- ۳۸۸ -\n\nمجلس مقننه مشوره عصر صدیقی .\nپس از عهد نبویه در خلافت (صدیق) (رض) نیز هیچ امری بدون رای و استصواب\nعمومی در معرض اجرا نمی امد و بر علاوه امور سیاسی فیصله حقوق و دعاوی عمومی نیز بدون\nاز رای مجلس مشوره قابل نفاذ نمی بود – اراکین موقر مجلس مشوره صدیقی حضرت عمر و\nحضرت عثمان و حضرت علی و حضرت عبدالرحمن بن عوف و حضرت معاذ بن جبل و حضرت ابی\nبی کعب و حضرت ثابت و دیگران ناموران مهاجرین و انصار (رضوان الله تعالی علیهم) بودند .\nمجلس مشوره عصر فاروقی .\nبعصر خلافت فاروقی در اثر فتوحات متوالی و وسعت و فراخی روز افزون رتبه اسلامی به\nاندازه مسایل غور طالب و امور مبحوث فیه کثرت و وفرت پیدا کرد که يك مجلس نمیتوانست که به\nسرعت لازمه حسب خاطر خواه بتمام امور وارسی نماید . لهذا حضرت فاروق اكبر يك مجلس\nمشوره دیگری را هم افزود کرد که باصطلاحات عصر حاضره باید مجلسی را که از عهد نبوی\nو صدیقی تاسیس شده و به عهد فاروقی رسید (مجلس اعیان) یا مجلس وزرا بنامیم و مجلس\nدویمین را که مخصوصا در عهد فاروقی تاسیس گردیده مجلس مبعوثان یا مجلس مشوره –\nبگوئیم .\nمجلس مشوره عصر خلیفه ۳ و ۴ و دیگر سلاطین اسلامی .\nدر عصر ذوالنورین و مدینة العلم نیز این هر دو مجلس عالیه بهمان اختیارات تامه و\nاجراات نافعه و ازادی و حقایق کوئی اثبات وجود داشت و خدمات بسیار بزرگ و کار روائی های\nاز حد سترگی را برای اسلامیت و ملك و مملکت مصدر شده که از قلقله نظریات عالی و پیش بینی های\nبلند و تعقیب صحیح شان بمقررات دینی و پابندی بامور مذهبی باندازه اسلام را ترقی –\nدادند که تا امروزه روز ان وسعت و مدنیت و عظمت اسلام موجب افتخار و اعتبار ما ست – در عقب\nان از خود غرضی و استبداد پسندی سلاطین اسلامی و پادشاهان عصر ماضی رفته رفته این شمع\nتابان مشوره و این ستاره درخشان فور و خوض در امور مهمه رو بانحطاط و افول گذارده در نتیجه\n(اسلام ضعف دید و مسلمان فریب ماند) .\nمجالس مشوره دوره امانیه .\nمعلوم است که در افغانستان بعد از هجران سیزده صد ساله مجلس مشوره –\nاولین بار در عهد (امانیه) مجلس های متعدده مشورت در علاقه داری ها و حکومتی های\nاعلی و کلان و اول و دوم و سوم و ولایات و يك مجلس شورا در مرکز سلطنت قایم شد و بر علاوه ان\nمجلسهای فوق العاده بزرگ دیگری هم عند اللزوم بنام (لویه جرگه) دایر می شد .\nاما بكمال افسوس مرقوم میگردد که برای این مجلس ها بجز از نام دیگر شغل و وظیفه و\nکاری نبود هر چند در تشکیلات اساسیه و نظام نامه اساسی و دیگر قوانین امانی و کلای مجلس\nمصدر خدمات مهمه و مرجع کارهای عالیه نشان داده شده بود ولی در واقع صرف نظر از امور\nسیاسی و اداری حتی امور اجتماعیه را هم کسی از ان ها نمی پرسید و حکام و زمامداران حتی شخص"}
{"book": "adl0955", "page": 394, "text": "- ۲۸ -\nشاه امان المخلوع هرچه میخواست تنها بفکر و کلهء خود انرا اجرا میکرد و سر از اجرا و ـ\nتصویب خود نوشتهء یکورق را جهت امضا بوکلا میفرستاد وازانها دستخط میگرفت گویا\nحکام ومامورین دورهء سابقه وکلای ملی را در وانجعل دستمال دست یا کویا عصای پیری خود\nقرار داده بودند .\nاينك جهت اثبات این مطلب چند اجراات اخيره دوره امانیه را یاد اوری میکنیم که ایا\nدران مورد از کدام مجلس مشوره و از کدام حفله وزرا و از کدام دسته مامورین خود رای و\nو فکر گرفته متفقا نیا با اکثریت مجلس انرا اجرا نموده است .\nقلع حیا و حجاب مستورات ترسیل متعلمات را بدون محارم بخارج اختلاط صبیان و ـ\nصبیات را در مکاتب تاسیس انجمن نسوان شمولیت زنها در کارخانه ها تحدید پیرو و مریدی\nرا باجازه پادشاهی تاسیس کلوب تجدد و...و... احکام جبری دریغی بر عموم اهالی\nمنع او پوشیدن چادری و پاتی امتناع پردکانی اجرای رستمند ی بازار شهادتنامه\nخواستن از علمای دیندار نگرفتن چهارزن برای مامورها لغوصدارت عظمی و امثال انرا\nکه سه روز متوالی در قصر استور شخصا بیانات میداد از کدام وزیر و وکیل و مدیر استشار گرفته\nدر محل اجرا اورد ـ اگر این امور را ریاست شورای ملی و یا مجلس وزرا دیده اند البته تقریه\nتحریری انها موجود خواهد بود حال انکه از معلومات موثوقی که بدست است ابدا درین امور\nو دیگر موضوع هائیکه موجب انقلاب شده است از کسی نپرسیده واز احدی نشنیده خود سرانه\nبرخلاف مقررات اسلامیت وافغانیت و عرف و عادات ملت اجراات کرد تا اینکه دید ثمره چیزی\nرا که خود غرص کرده بود و چشید خمیازه اموری را که تعبیه نموده بود ( فتفکروا یا اولی الالباب)\nمجلس شوره عصر اسلامیت عصر حبیبیه .\nجای شکران وامتنان است که درین عصر اسلامیت عصر حبیبیه از اسلام پروری و شریعت\nگستری خادم دین رسول الله اولین تشکیلی را که بعد از اختتام مانوره های عسکری خویش امر\nو اراده فرموده اند تاسیس مجلس تنظیمه ملکی و نظامی بوده در حلقه خود مرکز کابل تا بامورات\nمهمه مملکت و منافع ولست ومفاد ملت وارسی فرمایند .\nچنانچه این مجلس عالی تاجائیکه اجمالا بما گفته اند و از دور و نزديك معلومات گرفته ایم\nبرای رفاه ملت و اسود، حالی رعیت و عظمت مملکت وشوکت دولت اجراات عالی را مصدر شده ـ\nممکن است که از تفصیلات خدمات ان اجراات شان که درین عرصه هشت ماه کار کرده اند\nاز حسن توجه ملت خواهانه رئیس صاحب مجلس در اتیه قریبی به تزئین صفحات اخبار خویش ـ\nبپردازیم و برای همیشه از کارروائی های این مجلس عالیشان این اخبار وطن شانرا افتخار بخشند.\nاينك بتاريخ 3 ربیع الثانی یک اعلان جداگانه را که از حضور شاهانه راجع بانتخاب\nعموم وکلای افغانستان و شرکت و شمولیت شان را درین مجلس عالیشان نشر شده مشاهد ه کرده\nبر خوشنودی ما افزود و بر شکر گذاری عمومی از ذات خسروانه بیش از پیش خدمت کرده ماذیلا\nتسوید انرا جهت استحضار ملت و دعاکوئی و مشکوری رعیت که ازین حقوق شناسی ومشوره پسندی"}
{"book": "adl0955", "page": 395, "text": "- ۳۱۰ -\n\nذات پادشاهی با الافتخار می نگاریم.\n\nاعلان انتخاب وکلای افغانستان\nاعلان بعموم ملت عزیزم اهالی افغانستان!\nاز انجا که یگانه مقصد و مرام این خادم دین رسول الله (ص) ارامی و اسایش و رفاه شما\nملت عزیزم بوده و هست لهذا از ابتدای جلوسم به سلطنت افغانستان نیز بوظیفه امارت\nو اسلامیت بر خود فرض و متحتم قرارداده ام که بعون و یاری خداوند جل و عظم و استوارع مقدس نبوی\n(ص) حتى الامکان اسباب رستگاری دنیوی و اخروی شمارا در تحت لوای سعادت انتمای\nدین مبین اسلام فراهم اورم - ازان جمله تشکیل يك ریاست تنظیفیه علیه اسلامیه است که\nاز بدو جلوس شاهانه ام در مرکز افتتاح و جریان داشته عموم مسایل مهمه و مواد یکه بطور -\nعموم به منافع عامه و امورات سلطنتی تعلق دارد درین مجلس مذاکره و تصویب میشود - این\nمجلس مرکب است از وکلای منتخبه ملت و اعیان که از حضورم مشاور ومقرر میشوند ـ لهذا الازم\nدانستم قبل از خواستن وكلا صورت انتخاب وكلا و تشکیل اعضا مجلس علیه انتظامیه اسلامیه\nمرکزی را برای اگاهی شما ملت عزیزم قرار ذیل اعلان نمایم و متصل ان قرار امر ملوکانه ام -\nکه برای نائب الحکومه ها و حکام اعلی میرسد شروع بانتخاب وكلا بنمایند تا شامل مجلس -\nگردیده برای غور و ملاحظه نمودن نظامات سابقه که کدام انحا منافی مسایل شرعیه است و لغو\nمیشود و چه از انحا راجع بامور اداریه حکومت است و بصورت دستورالعمل ترتیب میگردد و غیره\nتجویز مفید برای رفاه و للذا سود، حالی شما عزیزانم وسایل اساسی را فکر و تصویب -\nنمایند تا بمعاونت خداوندی در معرض اجرا آورده شود.\n\nصورت انتخاب و تعداد وکلا\n۱ـ وکلا برای شمولیت مجلس تنظیمه از هر ولایت و حکومت اعلا به تعداد ذیل انتخاب\nمیشوند . ولایت کابل ٤ نفر - قندهار ٤ نفر - مزار ٤ نفر - قطغن و بدخشان ٤ نفر -\nقلم هرات ٤ نفر - حکومت اعلی مشرقی ۲ نفر - جنوبی ۲ نفر - فراه ۲ نفرـ میمنه ۲ نفر -\n۲- در هر حکومتی اهالی همان حکومتی در مرکز ان اجتماع نموده از طرف قلو خودها یکنفر را\nبه صفت وکالت که دارای صفات فقره الف و ب اعلان هذا باشد انتخاب و با ورقه انتخابیه\nان بمرکز ولایت یا حکومتی اعلای منسوبه خود بفرستند ـ از مرکز حکومتی های کلان نیز مثل سایر\nحكومتيها یکنفر وکیل انتخاب نموده میفرستند .\n٣ ـ يك يك نفر وکیل که از هر حکومتی قرار تفصیلات فوق بمرکز ولایت یا حکومتی اعلی می ایند\nدر ولایت از بین خودها چهار نفر و د رحکومتی های اعلی دو نفر انتخاب نموده بمرکز روانه\nمیدارند باقی وکلا بجاهای خود مراجعت مینمایند ـ و بعاین تفصیل از عموم منطقه یا ولایت چهار نفر\nو از حکومتی اعلی دو نفر بمرکز اعزام میشوند."}
{"book": "adl0955", "page": 396, "text": "- ۳۹۱ -\nشرایط و صفات وکلا\nالف. وکلاء باید خواننده و نویسنده و حتی الامکان صاحب رسوخ واشخاص فهمیده ومالیده\nبوده بدولت باغی ده نباشند.\nب. عمر وکلاء از سی سال کمتر نبوده و هم در مدت العمر خود مرتکب فعل جنایت نشده باشند.\nبعد ازرسیدن بمرکز از جمله وکلای هر ولایت وحکومتی اعلی در ولایت دو دو نفر وحکومتی\nاعلی یک یکنفر برای مجلس تعلیمیه انتخاب شده و از طرف مجلس تنظییمه برای مرکز هر ولایت دو دو نفر\nوحکومتی اعلی منسوبه شان یک یکنفر بقسم نماینده مجلس تعلیمیه انتخاب و در انجا اعزام میشوند.\nوکلای منتخبه مجلس تعلیمیه مرکز ولایت وحکومتی اعلی تا یکزمان مهمان حکومت میباشند\nومخارج سفریه رفت وامد انها از طرف حکومت پرداخته میشود ـ دو دو نفرکه برای اعضای\nدایمی می مانند معاش شان بقدر کفایت از طرف دولت تعیین خواهد شد.\nوقتیکه وکلای منتخبه تبدیل میشوند اعلان انتخاب جدید وکلاء میشود و تا رسیدن وکلای\nجدید وکلای موجود دارای حیث عنصریت خود ها میباشند. (محل مهر همایونی)\n\nچه خوش بود که به هم یار و مهربان باشیم\nاز طبع شیرین اقای (محمد سرورخان) یکی از اعضای اداره (حبیب الاسلام)\n\nز اختلاف رسد زخم غم بجان (وطن)\nدر اتفاق زکف میرود توان (وطن)\nنباید این همه (تفریق) در میان (وطن)\nچه لازم است جدل ای برادران وطن\nدگر ستم منمائید خود بجان (وطن)\nبه اتفاق شتابید دوستان (وطن)\nهزار شکر خدا را همه مسلمانیم\nمطیع بامر هدایت سمات قرانیم\nتمام رعد غیوریم وجمله افغانیم\nیکی زدیگر خود هیچ پس نمی مانیم\nکنید علاج دل زار ناتوان (وطن) ـ\nبه اتفاق شتابید دوستان (وطن)\nهمه برادر هم نور چشم یک پدریم\nتمام بازوی هم بار و برگ یک شجریم\nبرادران مسلمان و اهل یکدگریم\nخلاصتا همه اولاد حضرت بشریم\nچو ثابت است که مائیم جسم وجان (وطن)\nبه اتفاق شتابید دوستان (وطن)\nنفاق باد و برادر کمال بد بختیست\nهزار پاره اگر اب گشته باز یکیست\nشوید متفق همدگر که خوش وقتیست\nوگرنه در دم اخر ندامت وسختیست\nحذر کنید ز احوال بیکسان (وطن)\nبه اتفاق شتابید دوستان (وطن)\nزهم جداشدن ما بلای اد باریست\nنفاق و تفرقه ما همه تا ونساریست\nشوید (متفق) هم که کار هشیاریست\nوفا ومهر به ملیتار عین بیداریست\nمرو بخوا بخوش ای مرد کاردان (وطن)\nبه اتفاق شتابید دوستان (وطن)\nچه خوش بود که به هم یار و مهربان باشیم\nبرادر و پدر و جان دوستان باشیم"}
{"book": "adl0955", "page": 397, "text": "٣١٢\n\nزيك وجود شدن داغ دشمنان باشيم\nچو لاله سر بكف پای گلستان باشيم\nبهار نيست (عداوت) بود خزان (وطن)\nبه اتفاق شتابيد دوستان (وطن)\nبرای خدمت (اسلام) جمله ميكوشيم\nلباس خلت اسلاميت همی پوشيم\nهزار حيف كه از دست خويش دلريشيم\nاگر ز عاقبت كار خود نيند يشيم\nنند بمعرض غم قامت جوان (وطن)\nبه (اتفاق) شتابيد دوستان (وطن)\nبه خويش همدم وهمراز وبا وفا باشيد\nبد شمن وطن ودين بما چرا باشيد\nبا هل ظلم وجفا در پی جفا باشيد !\nبد شمن وطن ودين بما چرا باشيد\nبود (نفاق) مزين همعزبان (وطن)\nبه (اتفاق) شتابيد دوستان (وطن)\nبه حب اين وطن ودين اگر شوی قربان\nبحشت می شود اخر ترا وطن ايجان\nز شخصيت بگذر (سرورا) ترانه مخوان\nبكوش در پی اصلاح ملت افغان\nوگرنه كی شوی محرم به زوشان (وطن)\nبه اتفاق شتابيد دوستان (وطن) -\n\nاعزام قوای عسكری برای اداره امنیت مشرقی\nعدالت مقتضی این است كه محاسن اعمال در پيش گاه محكمه عدل با هيچره كلفتنتنننتنند\nگشاده و مراعات مقتضیه ومصايب با صورت گرفته ومواخذه معموله پذیرفته شود .\nبدعات حكومت گذشته طوری مردم را بستوه اورده بود كه قيام مردانه مشرقی بر علیه\nبدعات جاريه عيان وشايد هم حاجت به بيان نباشد لذا در اثر مجاهدات مردانه سمت شمالی\nبه تحت اراده سربازانه ذات اعلیحضرت همایونی كه اين بيشتر در قلع وقمع بدعات حصه\nداشته ريشه ظلم واجحاف را قطع فرمود واين رئيس نامور كه شجاعت او را روزگار بضرب المثل\nخود یاد خواهد كرد متمكن تخت امارت گرديد .\nالبته عدالت اجازه ميداد كه بنام شجاعت ومردانه گی مشرقی را كه خود در بر اوردن\nتار و پود فساد دست داشتند و فداكاری وجانبازی شایانی نموده بودند موقعی داده شود\nكه بزير اداره چند نفر از مامورین بزرگ مركز حسب وصايا وهدایات همایونی حكومت حبيبيه را\nدر انجا تشکیل واقامه حدود الله و قیام امنيت ورفاه رعيت را فراهم اورند چنانچه جهت اجرای\nهمين مقصد عالیجاهان ملك محمد علم خان شنواری و ملك قنبر خان خوگیانی و عبد الرحمن خان\nجبارخیل را یکی بعد از دیگر بمناصب لازمه مفتخر و برای استمالت اقوام و راهنمائی انام وتد وير\nامور ان جهات فرستادند این ها حسب دستور همایونی هرچند مقنونه بصروف خدمت ونصیحت\nو تسلیت و دلجوئی اهالی شدند شاید درینقدر مدت كاری را حسب خاطر خواه از پیش برده ـ\nنتوانسته اند كه همچنان كشت وخون وخانه جنگی وعدم امنیت وسرگردانی اهالی در سرتاسر\nمشرقی موجود است .\nذات شاهانه از فرط شفقت و مرحمت و غریب نوازی خود نخواستند كه ذائما رعيت سالم و"}
{"book": "adl0955", "page": 398, "text": "اشخاص ناتوان و افراد معصم ان سمت به بلای عدم امنیت وكشت وخون گرفتار باشند لهذا\nيك غنچه عسکری برای سركوبى اقا انقسم یاغیان ومفسدين بتاريخ ٣ ربیع الثانی اعزام شد\nراجع بمراسم عزیمت فرمانى این عسکری دلاور ونطقى که از حضور شاهانه برای تشجیع و \nحوصله افزائی انها ایراد وجواب ان از طرف جناب شجاعت نشان محترم محمد مخلوظ خان\nمعين غرض شده و توسط يك ذات جریده نواز وزارت حربيه لايحه ان باداره ما رسیده ذيلا\nنقل میشود .\n\nمراسم وداعيه عسکری\n\nيوم شنبه ٣ ماه جاری بمناسبت وداعیه که از طرف ذات شاهانه با عساکر ظفر ماثر اعزامیه\nسمت مشرقی انجام می‌پذیرفت قشون ظفر نمون با برخی از مامورین ملکی در موضع بتخاك حضور\nبهم رسانيده يك منظره باشکوهی تشکیل یافته که نظاره اش خون را در عروق در بیننده بحرکت\nمی اورد در وقتیکه هر قطعه جوقه جوقه از پیش روی معین صاحب وزارت حربيه - طور رسم (گجیت)\nگذشته وبمواضع مخصوصه خودشان موقع گرفته تشریف آوری ذات شاهانه را بکمال حرارت قلبی\nانتظار می بردند هارن موتر سواری ذات شاهانه بسمع حاضرین رسیده وحضار بكمال جدیت\nواماده ایفای رسم تعظیم شدند همینکه موکب همایونی بصحنۀ مخصوص قشله نظامی ورود فرمود\nامر عسکری بولی رسمی ایراد وموزيك بادای سلامی مخصوص پادشاهی پرداخته اوازهای (سر\nد دیر شه پادشاه ) فضا را فرا گرفته يك جهان جوش وخروش برپا شد بعد از ختم سلسله\nرسم تعظیم در اثر ان ذات شاهانه این نطق قطی امیز را ایراد فرمودند .\n(نطق اعلیحضرت همایونی ) ـ\nعسكر غيور من البته خود شما بخوبی فهمیده اید که من چه اراده دارم و شما را بکدام\nطرف روانه میکنم . بلی ! کسیکه بطرف سربازی می رود دفعه تا يك احوال مدهشه را بخود می یابد\nولی کسیکه میخواهد برای خود زندگی جاوید حاصل کرده شاهد تاریخی را از خود بصفحه روزگار\nگذارد ویا میخواهد براه بندگی خدا وفرموده های رسول مقبولش جهد کند مجبور است این\nهمه دشواری ها را با پشت پای همت خود زده از غیرت و شجاعت فطری خود کار بگیرد البته\nواقعات تاریخی ملتهای دنیا شاهد این مقال است چنانچه ملت هائیکه از همت خود کار\nگرفته زنده مانده اند و تمام حقوق بشری را مالک اند و کسانیکه طرف بی همتی واقع شده اند -\nو کسانیکه طرف بی همتی واقع شده اند امروز اثری ازوشان باقی نه ــ و اگر است بدنیای\nمتمدن هیچ حقوقی را صاحب نیستند من برای شما نصیحت میکنم که وظایف با شرف عسکری\nکه امروز بشما عاید و شما مخصوصا باحقاق حقوق تمام ملت و حفظ طنطنه وننگ و ناموس افغانستان\nو وقایه دین مقدس موظف هستید این وظیفه را طوری بجا ارید که خاص ازيك نفر مجاهد\nفي سبيل الله متصور بوده و او جز رضای خدای خود دیگر اراده ندارد من هم از نهایت\nمحبتی که بوظایف عسکری دارم در هر وقت بمثل يکنفر سرباز با شما دوش بدوش در میدان های"}
{"book": "adl0955", "page": 399, "text": "مبارزه یکجا بوده ام چه اراده خودم جز بهبود ملت و (اعلای کلمت الله) نیست و از مرگ\nنترسیده اجل را بوقتش موقوف میدانم لهذا بشما این خاطره را میدهم که در عزیمت شما بسمت\nمشرقی فقط این مطلب مد نظر است که در مفاوضه با برادران مشرقی شما شده و اوشان برای\nحق سر تسلیم خم کرده و از خسران ابدی دست کشند البته اوشان را مثل برادر عینی خود ـ\nدانسته برای هرگونه تسلیات خاطرشان اماده خواهید بود والا به هیچ گونه نصایح ومراعات ـ\nبه راه حق پیش نیایند البته دران صورت مجبور خواهید بود که مقاصد پاک خویش را بقوه سر\nنیزه های خود از پیش ببرید خداوند معاون راست کاران است .\nاگرچه وداع شما مرا مثل جدائی یک فرزند عزیزم متاثر میسازد ولی میدانم بطرفی روان ـ\nمیشوید که خیر ابدی شما است لهذا بخداوند سپرده کلام خود را خاتمه می دهم .\n\nـ (اثر نطق همایونی بر حضار) ـ\n\nاز انجا که کلمات شجاعت سمات شاهانه به یک لهجه خیلی دلگیرانه ومتاثرانه ایراد گردید\nکافه نظامیان بالخصوص وافراد ملکی و مامورین را بالعموم تحت دائره رقت واثر غریبی آورده\nچنانچه هر بیننده حسابر محسوس می نمود که تهور و شجاعت این شیر بچه گان مضاعف گردیده\nو خون در عروق شان بغلیان آمده وبرای بدست آوردن گوهر مقصود خصوصاپای ملوکانه به\nاهتزاز امدند در همین حال عالیقدر صدارت ماب معین صاحب حربیه پنج قدم پیش از موقع\nخود امده بعد از لحظه توقف اینمعروضه را که مملو از جذبات عسکریت واحساسات اسلامیت\nبود باواز بلند عرض نمود :\n(معروضه معین صاحب حربیه)\nاعلیحضرتا ! در مقابل مهربانی هایتان بزبان نیاز اصالتا از طرف خود و وکالتا از جانب\nبرادران عسکری عرضمیکنم :\nما عساکر ها پوره خبر داریم وعلاوتا زحمات شباروزی پادشاه غیور ما ما را به ارزوهای\nچندین ساله عالم اسلامیت رهبری فرموده و دانسته ایم که اسلام چیست . وناموس اسلام ـ\nچطور محفوظ و با شرف می ماند و یکدام وسایل عالم اسلامیت را ترقی و توسیع دادن ممکن است\nاخرین این نقطه را درین راه یافته ایم . عشق ـ دین ـ عزم متین توجه پادشاه مسلمین است\nوبس . خوشبختانه امروز باین اسلحه سه گانه مجهزم بدل عشق دین و بدماغ عزم متین مثل شما\nیک پادشاه غیور مجاهد دین پرور معاون ومددگار در برداریم میتوان گفت که درین عصر ـ\nبارزوهای مقدستان رسیده ایم وبان فکر یگانه تان هر ذی شعوری میداند پر ان برادران هم دین\nوهم ملت وهم مسلک مشرقی مان پوره حس نموده امروز را فیروز شمرده سر اطاعت بفرمان شما ـ\nپادشاه غیور مجاهد خواهند گذاشت والا خدا نخواسته عدول بنمایند بدلهای پر از غیرت\nوسینه های مملو از شجاعت بمیدان جان نثاری با تیغ های ابدار وتفنگ های جان شکار وتوپهای\nاتش بار استاده هرگونه موانعات داخلی وخارجی را برداشته جان سپاریها خواهیم نمود ."}
{"book": "adl0955", "page": 400, "text": "٣٩٥\n\nیا مطلوب عالم اسلامیت را بدست میاوریم یا میدانهای حرب را از خون لاله گون خواهیم\nنمود درین مقصد مقدس تا جان در بدن داریم خواهیم کوشید و یا حیات ابدی را حاصل\nخواهیم کرد .\nشاهنشه غیور نه وقت درنگ ماست ـ امروز روز غیرت ناموس وننگ ماست\nزنده باد پادشاه غیور دین پرور ما تابنده باد اختر فیروز و ظفر ما .\nدر خاتمه عساکر غیور بجوش و خروش قلبی بنواخت باجه ایفای تعظیم نموده با چهار بار\nگویان بسوی ایفای ماموریت خود متوجه شدند .\n\nورود افواج حبیبیه در مشرقی\nاز اطلاعات تازه که مجدداً توسط یکی از نامه نگاران موقر ما باداره موصول گردیده است\nاین افواج ظفر امواج سه روز قبلترین کامیابانه و مظفرانه بمقام گندمک خفیانی که از انجا الی\nمرکز جلال اباد چهارده کروه راه است مواصلت نموده انعده رعرع راه عموم سکنه محلی وقری\nو دیهات اطراف و نواحی که از اعزام فوجی مطلع می شدند جهت اظهار اطاعت وبجا آوری خدمت\nاحضار شده پذیرائی های شایانی نموده اند .\nدر حدود جگدلک اقوام جبار خیل و طرفداران اقای عبدالرحمن خان خانخانان با نفری\nزیادی جهت پذیرائی و خیر مقدم عسکری حاضر شده عزت داری و احترامات لازمه را بجا اورده\nمشایعت کنان با قوه عسکری بلوطك و کلالى وسرخ پل و خته و پلوئی و گندمك را عبور کنان در حال\nترمه نظامی بقرب مقام عالیجاه ملك قيسر خان در هاشم خیل مواصلت کرده است که مخالفین\nو معاندین ملك محمد قيسر خان مصروف حمله و پیکار باوی بودند لہذا از یکطرف افراد عسکری\nباتخاذ موضع و اشغال نقاط حاکمه مصروف شده اند و از جانب دیگر قضیه را بقوای متعاقبه خویش\nذریعه البته برقی اخبار نموده خود شان بسر کوبی انها بشدت پرداختند تا اینکه مخالفین فرار\nو مساکن وقلعه جات تریبه را پناه گاه خود قرار داده اند در اثر ان همینکه چند فیر توپهای\nجبل بر قلعه های مزبوره اتش باری نمود اشرار فرار را بر قرار اختیار و اخیار جوق جوق بنزد ـ\nمنصبداران عسکری احضار شده عرض مراحم گستری و الطاف پروری صاحب منصبان نظامی را خواستار\nشده اند بالمقابل از طرف روسای لشکری هم موجبات طمانیت و تسلیت انجا فراهم اورده شده\nاست .\n(اعزام مزید قوای عسکری بسمت مشرقی )\nحسب اطلاع یکی از نامه نگاران محترم حربی ما بروز جمعه ۹ ربیع الثانی یک قوه مکتبه دیگری\nاز عسکر مظفر حبیبیه جهت الحاق با دیگر برادران عسکری خویش در سمت مشرقی بان طرف اعزام\nشده اند . ذات شاهانه جهت وداع وتلقینات لازمه برای این قوه مظفر نیز در بتخاك تشریف فرما\nشده نطق جوش اوری را ایراد و جوابیه عالی را استماع فرموده اند که در شماره آتی ما صورت این\nخطابه پادشاهی و عریضه عسکری را جهت استحضار ناظرین محترم خواهیم نگاشت."}
{"book": "adl0955", "page": 401, "text": "- 16 -\n\nشکست فاحش اشرار خوگیانی\nخبر ما بعد یکعده اثر اطلاع فوق از راپور تحریریکه حضرتعالی افخم معین السلطنه صاحب\nبوزارت حربیه الطاف فرموده اند مژده اش را بناظرین محترم ما تقدیم میکند .\nدر اثر ارتصادمی که گزمه عسکری با مخالفین ملک قمبر در هاشم خیل نمودند و متعاقبا\nمزید قوای عسکری مرکزی ونفر قومی عالیجاه عبدالرحمن خان جبار خیل و طرفداران ملك قنبر نیز با\nانها معاونت نمودند - یک شکست فاحشی به نصیبان جمعیت اشرار خوگیانی شده است که قبل\nاز ورود عسکری با طرفداران ملک قنبر مصروف مقابله بودند .\nدر نتیجه این مغلوبیت یکعده زیادی ازان سیه کاران اسیر ومحمد افضل نام خوگیانی\nسرفنه شان هم دستگیر شده علاوتا ١٤ ضرب توپ ماشیندار و دو ضرب توپ قاطری و٦ عراد موتر\nو یکعده اسلحه ودیگر غنائم بدست قوه ظفر موج حبیبیه امده است !! :\n\nتشریف اوری ذات شاهانه در ریاست مطبوعات\nحسب اطلاعیه که باداره ما موصول گردیده روز ٤ شنبه ٧ ربیع الثانی ذات خسروی بمعیت\nیکعده از مصاحبین و حواشی حضور شان اولا باداره توت وصکوکات رونق افزا گردیده بر تمام -\nاجرات وعملیات ان اداره مدققانه تفالیات و استفسارات فرموده متعاقبا بمطبعه حروفی که بتقرب\nنشیمن حضرت عالی والی صاحب واقعه است رونق افزا گردیده بر صند و قهای حروف و ماشین های\nپایکی و برقی و برق و اصناف امور اداری علم اوری کنان از حسن اداره اقای صوفی عبد الحمید خان\nرئیس و باقی معاونین و هیئت اداری شان که در مطبعه سنگی وحروفی ودیگر شعبات بذل مجهودات\nمیورزند اظهار مسرت نموده علاوه بر تحسین وافرین زیاد هر واحدی ازین کاریگران وعمله وفعله\nریاست مطبوعات را مورد انعامات لازمه ساخته دردعاگوئی و موجبات خوشنودی و دلگرمی شان\nافزوده اند.\n\nمد وجزر اسلام حصه ٧ ما بعد از شماره ٢١\n\nکاروانی بود اری با هزاران برگ و ساز\nکاروانی بر سرش وما یه دار امتیاز\n( کاروانی بود ( بسمل) وه چه زیبا کاروان\nرومیان را پیش ایشان طاقت جولان نبود\nکاروبار اهل(لندن) هم باین سامان نبود\n( تا به نیم مملکت گیری فرس انگیختند\nهر کجا کردند رو اقبال پیشاپیش بود\nگرچه هرباد در لباس مسکنت درویش بود\n( ان عزیزان چون طلب کردند از شاهان خراج\nتخت جم را خیر بادا گفت اقبال کیان\n\nکاروانی در دو عالم پیش ایزد سرفراز\nکاروانی بارکش از محیط الوحی حجاز\nکاروان میرعرب تاج عجم فخرجهان)\nقطبیان را نیز تاب زخم ان چو کان نبود\nذکر چین پاک از اوخود مرد این میدان نبود\nخاک صحرای عرب بر قصر قیصر ریختند )\nدر رکاب نصرت شان عقل دور اندیش بود\nصولت از قیصر وفغفور خیلی پیش بود\nبحريا اند رشان اورد کوه تخت عاج )\nسرنگون افتاد از بالا درفش کاویان"}
{"book": "adl0955", "page": 402, "text": "۳۹۷\n\nشوکت دین نبی برداشت تیغ خون چکان هر طرف برخاست از گیتی صدای الامان\nهند برایران و ایران بر سر توران گریست مهر بر رومیه ورومیه بر یونان گریست (\nاتش لهراسب (۱) مرد و هیربد (۲) شد سوگوار رفت دريك تاختن شش کاخ (۳) را نقش و نگار\nکرد بی دیوار ودرد بر مغان را روز گار اسمان ساسانیان (٤) را راند بیرون از دیار\n(ماند حیران موبد (٥) از راقب (٦) زفرط یاس کیش زردشت اوفتاد از پارس در بیم الماس ٧)\nيات (دین الله) برآمد عالمی لبیک خواند سرد شد اتشکده بتخانه را رونق نماند\nيا برهمن هیربد از دیده سیل اشك راند هر دو را زنار در يك حلقهء ماتم نشاند\nادین برخند چون زضیر بر سر کرسی نشست سومنات (۸) اینجا وانجا هيكل ترسا (۹) شکست)\nگرچه بهر مملکت گیری زجا برخاستند خویشرا با زیور فضل و هنر پیراستند\nدرساله) دارالشفا) دارالكتب (۱۰) اراستند گرچه خود رفتند ليك اثارشان برجا ستند\n(گرچه دارد بیت حمرا (۱۱) داستان سینه سوز قبة الخضراء (۱۲) زیاد ما نارفته تا هنوز)\nنور نوریه (۱۳) زنورالدین شاه ارسلان بود در موصل فروزان همچو مهر اسمان\nاز نظامیه (١٤) درخشان بود نام اصفهان صاحبیه (١٥) بود در القاهر بمانند جان\n( بود تاقلقة مستنصریه (١٦) رونق بغداد بود از ققلك سلونو (١٧) تابخارا (۱۸) ملك علم آباد بود )\nتا زکف سررشته دین هدی نگذاشتند هرچه می بایست ازجاه وحشم میداشتند\nلیک چون سر در خوار معصیت افراشتند خود درودند انچه تخم نا مرادی کاشتند\n(منحرف گشتندچون از جادهء شرع نبی عهد دولتگشت همچون برگ خاطف مختفی )\nچشم تا بر هم زدیم آن انجمن از هم شکست هالو هوی بزم ما با خون مستعصم (۱۹) نشست\nيكطرف شيرازه جمعیت دیللم (٢٠) گسست سوی دیگر کاروان ال سامان (۲۱) رخت بست\n( آن قدح بشکست آن می ریخت آن ساقی نماند ماند باقی درد حسرت چون کسی باقی نماند )\n\n(۱) از انجا که اهل فارس اتشرا نور مجسم می پنداشتند و هرکجا که انرا مشتعل میدیدند تمت\nشیدان شید (حضرت نور الانوار) گفته جبین نیاز برزمین می نهادند فریدون بنا بر اصول مذهب\nدر خراسان بنیاد اتشکده ها را قایم ساخت ازان پس از جانشینان او هر کدامدان بدعت را افزوده\nاتشکده جداگانه تعمیر نمود پیش از ظهور زردشت ده اتن خانهء بزرگ در مقامات مختلفه بودند\nاما بعد از ظهور او چندان کثرت اتش پرستی در عهد نام شیاع پذیرفت که در هر قریه و شهر\nاتشکده های جداگانه قایم گردید یکی از انجا اتشکدهء نوبهار بلخ بنا کردهء منوچهر بود که لهر\nاسپ پدر گشتاسب در تعمیر ان افزایشنامه ده اتش لهراسبی نام نهاد هزار ها علم حریری پرچم\nبالای بامش نصب کرده بودند که طول هر پرچم از صد ذراع متجاوز بود ـــ در سنه ۳۲ هـ ۶۵۰ع\nضرب شمشیر اسلام آن مقام را بیخ وبنیاد بر افگند گویند سه صد وشصت وشش کاخ که عبارت از معبد\nوگشت گهران است در حوالی و حواشی آن بنا کرده بودند وهزاران زنان بکر همیشه کمر بسته زائرانش\nرا خدمت ادا میکردند همچنین در سجستان قندری و دیگر مقامات اتشکده های بزرگ بودند"}
{"book": "adl0955", "page": 403, "text": "-۳۹۸-\n\nبقیه حاشیه\nدر اصفهان اتشکده بود بنا کرده بشتاسف که نامد ماربو شهرت گرفته بود در قومس نیز - \nاتشکده بود کو سیحه نام تعمیر کرد فریدون و در جور برما ل نام اتشکده را انوشیریا بگان\nبنا کرده بود و در صنعا اتشکده بود غمدان نام میگویند که ضحاک تازی انرا تعمیر کرده بود\nحوقل بغدادی در جغرافیای خود ومسعودی در حالات بیوت النیران نوشته اند که در ایران\nو فارس انقدر اتشخانه‌های گبران بود که احصای انها خیلی دشوار بود همه بر دست اسلام\nکشته اب تیغ شدند .\n۲) هیربد خادم اتشکده چه هیر بمعنی اتش وبد بمعنی صاحب است .\n۳) شتر کاخ – کاخ معبد گبران وسجده گاه اتش پرستان را میگویند .\n۴) ساسان نام پسر بهمن بن اسفندیار که از خوف خواهر خود که همای نام داشت\nو بعهد هیرزرد شتی در نکاح بهمن پدر خود بود و بعد از پدر مملکت برو قرار یافته بود فقیر شده\nسر در عالم نهاد ساسانیان نسلی اویند که بعد از کشته شدن دارا بدست اسکندر سلطنت\nیافتند و اخرین ایشان یزد گرد بود که در عهد حضرت عمر (رض) از خوف لشکر اسلام بجانب\nچین فرار کرد .\n۵) موبد عالم زند واستا که کتابهای زردشت اند .\n۶) اذر کتب بمعنی اتش جهنده و نام اتشخانه بنا کرده گشتاسب شاه ایران چون\nهمیشه اتش دران جهنده میماند لهذا بدین نام موسوم کردند .\n۷) عماس بروزن سحاب جنگ سخت و کار دشوار بی سر و پا ويوم العماس روز تاريك\nچون در سنه ۱۳ هجری در عهد خلافت حضرت عمر (رض) قادسیه بر دست مسلمانان فتح\nگردید ولشکر ایران بعد از جنگ عظیم از فوج سعد بن ابی وقاص (رض) هزیمت خورد بنابران\nعربان بسبب بعضی مناسبات انروز را یوم العماس نامیدند .\n۸) سومنات این بتخانه در جزیره نمای گجرات واقعه شده است سلطان محمود غزنوی\nرح در سنه ۴۲۶ ه ۱۰۲۷ ع بعد از کار زار شدید فتح نموده بت سومنات را شکسته مال -\nفراوان ازان بر گرفت .\n۹) در سنه ۷۵۷ ه ۱۴۵۳ ع سلطان ابوالمعالی محمدخان ثانی انار الله برهانه -\nشهر قسطنطنیه را از دست ایمپراطور رومی براورده بحوضه تصرف خود راورد و کلیسای ایاصوفیه\nرا شکسته بر جای ان مسجد جامع بنا ساخت که الان به مسجد ایاصوفیه شهرت دارد .\n۱۰) در اسلام از همه پیشتر امیر معاویه در عهد خلافت خود بنیاد کتبخانه را قایم کرده\nاست لیکن خالد ابن یزید کتب قدیمه را بکثرت فراهم نموده دار الکتب یا ضابطه را ترتیب داد\nچون عهد هارون ومامون در رسید ایشان کتابهای علم وفنون وصحائف فلسفه وریاضی وهندسه\nو هیئت را از روم ویونان وهندوستان بدست اورده بناء کتا بخانه ها را باسمان رسانیدند بعد ازان"}
{"book": "adl0955", "page": 404, "text": "بقیه حاشیه\nمذاق مطالعه کتب آنچنان شایع گردید که اعیان دولت و ارکان سلطنت آنرا نیز از لوازم جاه وحشمت پنداشته کاشانه هارا به کتبخانه ها اراستند در ایام خلافت متوکل بالله عباسی کتابخانه فتح ابین خاقان را که (اهتمام آن بعلی ابن یحیی مسیح تعلق میداشت) بیمثل تصور میکردند دار الکتب اندلس تقریبا چهار لك جلد کتاب در خود میداشت خلیفه حاکم اموي المتوفی سنه ٣٢٦ هـ همه خراج ملك اندلس ومغرب وافریقه را بر گرد آوری کتب صرف کرده بود کتابخانه نوح ابن منصور والی بخارا نیز در دنیا نظیری نداشت شیخ ابو علی سینا همه سرمایه علمی را از ان کتابخانه اندوخته بود عضدالدوله دیلمی نیز در شیراز دارالکتبی بزرگ پیش خود میداشت که غالبا کل - تصنیفات قدیمه اهل اسلام را حاوی بود و سیف الدوله در برابر آن فراخور مذاق خود يك ذخیره کتب نادره ادبیه را جمع کرده بود اما سرتاج اینهمه کتابخانه خلفای فاطمیه مصر بود ماوراي انھا ابونصر سهل ابن مرزبان امیر نیشاپور وصاحب ابن عباد بانی مدرسه صاحبیه و محمد ابن حسین بغدادی نیز کتابخانه ها میداشتند که از عجائب روزگار شمرده میشدند در شهر قرطبه خانه هر فاضلی کتابخانه جدا گانه بود اهل فارس نیز ازین مذاق خالی نبودند چنانچه در حوالی اصفهان بمقام کهندژ يك کتابخانه بزرگ موجود بود در سنه ٣٨٢ هـ شاپور ابن اردشیر در بغداد يك دار العلم بنا کرده کتابها را در ان وقف گردانید بعد از ان خلیفه حاکم بامر الله فاطمی نیز د رسنه ٣٩٥ هـ يك کتابخانه بزرگ تعمیر کرده وقف ساخت از ان پس از بنای مدرسه نظامیه در هر مسجدی کتابخانه جداگانه قایم گردید الحمد لله که این زمانه نیز از کتابخانه های اسلامی خالی نیست در اسلامبول ومصر ومکه معظمه ودكن و لكهنو وعظیم آباد پتنه و ریاست رامپور کتابخانه های خوبی یافته میشوند .\n(۱۱) بیت حمراء يا الحمراء این عمارت در شهر غرناطه (گرندا) که پیشتر دارالخلافه عرب در ملك اندلس (اسپانیه) بود بنا کرده خلیفه دوم از خلفای بنی امیه در عهد خلیفه سیزدهم اهل اسپانیه انرا از تصرف اهل اسلام بدر بردند .\n۱۲) قبه الخضرا در بغداد دار الامارت بوده است که خلفای بنی عباس در وسط آن سریر خلافت زده بودند و هر روز روی ان از برای فصل خصومات بارعام میدادند گویند ارتفاعش از ۸۰ ذراع متجاوز بود .\n۱۳) نام مدرسه بود بناکرده نورالدین شاه ارسلان در شهر موصل.\n١٤) نام مدرسه بود بناکرده نظام الملك طوسی در اصفهان شیخ سعدی هم دران درس میگرفت .\n١٥) در القاهره يك مدرسه بزرگ بوده است بنا کرده صاحب ابن عباد ."}
{"book": "adl0955", "page": 405, "text": "بقیه حاشیه .\n١٦) در سنه ٦٣٢ هـ ١٢٣٥ ع خلیفه مستنصر بالله عباسی در بغداد یک مدرسه بنا کرده ٢٣ انار طلا که معادل ٤٤٦٢٥٠ روپیه انگلیسی مروجه این زمان میباشد ـ مصارف سا یانه اش مقرر کرده بود اکثر فقهای مذ هب اربعه مثل علامه ابوالفرج ابن جوزی محدث دران درس میدادند چنانچه شیخ سعدی هم دران درس گرفته است یک اشپزخانه و يك كتابخانه بزرگی هم بدان مدرسه تعلق داشت که یکصد وشصت بار شتر کتاب داخل ـ فهرست ان بود . ( سنون الاسلام ) .\n١٧ـ سارنو نام شهریست در ملکی ایتالیا در زمان پیشین دران شهر يك مدرسه طبیه اهل اسلام بود که اهل یوری جوق جوق از بهر اموختن طب علمی وعملی بدان رجوع میاوردند و فن جراحی ومعالجات را از انجا کسب میکردند .\n١٨) قبه الاسلام بخارا انچه از وجود حضرت امام محمد اسمعیل بخاری ( رح ) شرف حاصل شده محتاج بیان نیست .\n١٩) خلیفه المستعصم بالله ابو احمد عبد لله بن المنصر بالله عباسی که انرا هلاکوخان نواده چنگیز خان در سنه ٦٥٦ هـ ١٢٥٨ ع شهید ساخته .\n٢٠) خاندان دیالمه که انرا ال بویه نیز گویند چهار نفر بودند احمدالدوله ـ رکن الدوله ـ معزالدوله از انجماله عضدالدوله در سنه ٣٣٧هـ ٩٤٩ ع خیلی پادشاه عظیم الشاه ن گذشت است که از دولت بنی عباس خطاب امیرالامرایی هم یافته بود .\n٢١) خاندان سامانیه اصل شان از ملك تاتار است و در خراسان وماوراء النهر از سنه ٢٨٧ هـ ٩٠٠ ع تا ٣٨٩ هـ ٩٩٩ ع سلطنت میکردند .\n\n(کابل مطبعه سرکاری)"}
{"book": "adl0955", "page": 406, "text": "صفحه اول\nجریدة هفتگی حبیب الاسلام ـ سال اول ـ شماره ٤٠\nنمره مسلسل ٤٠\n\nواعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا\nحبیب الاســـــــلام\n\nمدیر: برهان الدین کشککی.\nاداره خانه ـ درافغانستان کابل ـ افغانستان\nهمه امور تحریریه وحسابیه بنام اداره فرستاده شود.\nاداره در انتشار واصلاح مقالات وارده مختار است.\nاتفاقاً درهر هفته یکمرتبه یوم چارشنبه نشر میشود.\nاوراقیکه درج نشود اعاده نمیشود.\n\nمقامات\nشهر کابل\nداخل افغانستان\nممالک خارجه\n\nشره اشتراك\nسالانه ششماهه\n٦ روپیه سه نیم روپیه\n٧ روپیه ٤ روپیه\n١٥ شلنگ ٨ شلنگ\n(قیمت يك شماره ٦ پیسه)\n\n(درین اخبار از احکام دینی ومسائل اسلامی وهرگونه علوم وفنون واطلاعات سیاسی\nومفاد دولتی ومنافع ملی بحث میشـــــــــــــــــــــود.)\n\nتاریخ قمری ٢١ ربیع الثانی ١٣٤٨\n٤ شنبه\nتاریخ شمس ٣ میزان ١٣٠٨ هجری\n\nفتح عالی فوج ظفرموج حبیبی در مشرقــــــــــــــی\n(فرار مخفیانه محمدهاشم خان ونیازمحمد خان بابیری)\nـ استمالت وقلع وقمع بغیكوکاران وگوشمالی مفسدان ـ\nـ تقدیر از زحمات حضرت عالی سردار اعلی حمیدالله خان معین السلطنه صاحب ـ\n\nبعموم اهالی افغانستان وخداوندان عقل وبصیرت جهان این مسئله معلوم است که برای رفع بدعات وخرافات دورهٔ سابقه همچنانیکه شیر مردان شمالی کمر اسلامیت شانرا در دائره ـ دیانت وتهذیب بسته بودند بهمان طور نفری سمت مشرقی نیز نظام همت شانرا بنام همین مقصد خارج از حدود تعذیز وبدنیت بندیده برعلیهٔ حکومت امانیه بحد صورتیکه برای شان ممکن میشد بمخالفت وضرر رسانی وتکلیف آفرینی رجال ومأمورین آن میکوشیدند و باندازهٔ ـ درین راه فداکاری وضرر رسانی خود ها را بدرجهٔ افراط زیاد رسانیدند که صرف نظر از ـ مقررات اسلامیت ودیانت عالم انسانیت نیز بر آن وحشت وبدویت وناعاقبت سنجی وتعصب ـ پروری این مفرطین ولجک منشان مشرقی لعنت میفرستد ودر تاریخ افغانستان این طرز عمل وکردار ارذال شان موقففظ ننگین را اشغال نمود، فلقذ الی الابد این لکهٔ تاریخ درپیشانی آنها خواهد بود.\nزیرا عمارات درجهٔ اول وفابریك وماشینخانها ومساجد ومعابد ومواقع تاریخی مملکت خود ها را که جلال آباد را عروس الامصار افغانستان ساخته بود با خاك برابر و سرتاسر تعمیرات و منازل ومساکن آن شهر مینو بحر را (که از حدود چهاونی الی پل ناحقی واز لبه دریا تا ریگزار"}
{"book": "adl0955", "page": 407, "text": "- ٤٠٢ -\nجنوبی احاطه دشته رقبه ان بیشتر از ٤ میل مربع تخمین میشود) خراب وابتر کردند. باغ و بساتین ومناظر و بدایع دل نشین انرا از کار کشیده درخت زارها وجنگلات او را (که در ایام گرما یك نعمت غیرمترقبه برای خود سکنه ان سمت شود) علی الاکثر قطع و بی ثمر نمودند.\nجبه خانه ومیگزین مرکزی انرا برعلاوه چور وچپاوای که وحشیانه نمودند بالاخره اتش زده نقشها محتویات بی پایان انرا لقمه اتش نمودند !!! بل از اثر انفخار ان اکثر حصه مهمه شهر را نیز پرانیدند. وخون بسی مظلومین را ازین عمل خود بگردن گرفته ظالم ومظلوم خرد و بزبر خروارها خاک وگل مدفون شدند. داد چور وچپاول وتاراج ویغما گری را دادند!!! در اذیت اطفال معصوم ورجال مظلوم کوتاهی نکردند. بر اهالی مظالم وتکالیف کمر شکنی را بشدت اجرا کردند.\nقصر های عالی وجایهای لاثانی سراج العمارات باغ شاهی کوکب فرح لغمانی سلطانی پور باولی - و عبتیه ومدرسه وحکومتی وغیره دوائر سلطنتی ومنازل شخصی واهالی را مبار وبرباد کردند.\nمنازل ورباط های عرضه راه را در سرتا سر مشرقی از کار کشیدند... هستی ومال ومنال مامورین حکومت سابقه را بالعموم مال حلال خود دانسته بردند وخوردند وانها ومتعلقین شانرا بانواع مصائب وتکالیف سرد وچار کردند.\nبالاخر درین عرصه ٩ ماه داد خونریزی ومال مردم خوری - نفاق افرینی - شقا و انگنی - خود سری - لا ابا لیگری و ... و... را طوری بجا اوردند که نظیر ان کمتر بخاطر میرسد. چند شاه و چندین وزیر برای خود تراشیدند و هرقوم بچند گند و چند شعبه منقسم شده و هر کدام ان برای خود رئیس جداگانه وکابینه ملیحده تشکیل کردند و همه این ترتیبات مضره خود ها را بجای اینکه برای مفاد وبهبود عالم اسلام وترقیات افغانستان صرف میکردند درب میان خود شان صرف هرکدام انها بمقابل همدیگر خود مخالف وطرف واقع میشدند دائما خانه و جای و قلعه های همدیگر را چور و تاراج ومیسوختاندند وسوء اداره شان باندازه بود که - هیچ يك نفر از يك قريه بدیگر ده بدون بدرقه ومحافظانه رفته نمیتوانست.\nدر ضمن این طوائف الملوکیهای ان سمت بدیگر افراد خورد وریزه انها عطف قلم نمیکنم تنها از محمد هاشم خان (برادر محمد نادرخان) وضیاء محمد خان باین اینقدر حکایت میکنم که دارای پره وجنبه بزرگ وتقریبا درین اواخر کوس شاهی وجهانگیری را می نواختند وتوق العاده بمخالفت کابل جدی وپلانهای در تبلیغات مضره برخلاف حکومت حبیبیه میکوشیدند.\nولی از فضل ایزد منان و برکت روحانیت پیغمبر اخر زمان وحسن نیت امیر حبیب الله خان و ضرب شمشیر درخشان وتهور ورشادت بی پایان معین السلطنه صاحب سردار اعلی حمیدالله خان وفداکاری و جانبازی عساکر ظفر ماثر حبیبیه ومقیدت وفاشعاری عالیجاهان عبدالرحمان خان خانخانان وملك محمد قمبرخان وملك محمد علم خان واقوام وطرفداران انها چنان يك گوشمالی بجا وسرکوبی با سزائی برای اتباع وطرفداران محمد هاشم خان وضیاء محمد خان داده شده که امروز اثر وخبری ازان جمعیت وتشکیل سلطنت شان نیست. خود ان دو بد بخت پس ازینگـه"}
{"book": "adl0955", "page": 408, "text": "ـ ٤٠٣ ـ\n\nيکعدۀ زيادی از برادران نادان اسلامی ما را بنا بر افراط جوئی وتشخيص پسندي خود بجنگ بر\nانگيختند و بکشتن وزخمی شدن و اسير گشتن سپردند بعد اغاز شدن جنگ علی الفور از قرائن وامارات\nناکامی خود را محسوس شدند و در شب تاريک فرار نموده بکدام طرف مجهولی متواری شده اند .\nوعساكر غيور ما تحت قيادت فرزند نامدار شجاع افغانستان سردار اعلی حمید الله خان پس از\nکنار گرفتن عروس فتح وظفر سرتا سر مشرقي را درحلقۀ اطاعت حكومت كابل شامل وبه نكوكاران\nومسلمانان وعموم رعاياى ان سمت اظهار ملاطفت ومراحم واكرام واز مغرضين ومفسدين وشرارت\nپسند ان شان بازپرس واستنطاق فرموده هر واحدی از انها را به کیفر کردار شان تحت مقررات\nاسلامی میرسانند . اينك ازراپور اخرینی که بادارۀ ما واصل شده عساکر کابل خوگیانی و ارقج و\nخاران وفتح آباد وباولی و چهار باغ و جلال اباد وقلعه جه و چوره گلی را عبور کنان فعلا در ـ\nبتی کوت توقف داشته در اتخاذ بیعت اهالی وفراهم اوردن اسلحه واشياى سركاري كوشان ـ\nبوده عما قریب بخاك سرحد افغانى ما مواصلت ميكنند .\n\nاعزام دسته دويمن عسکرى بجانب سمت مشرقی\nبتاريخ اربع الثانى\n\nناظرین از مطالعۀ اخبار ٢٩ ما قبلا مسبوقند که علاوه بر قوۀ اولينى كه از مركز جهت\nاداره امنیت مشرقی حرکت نموده اند وذات خسروى مراسم وداع انحا را با يراد فرمودن نطق\nپرجوش ادائى فرموده انديك قوۀ دويمن نظامى نيز بتاريخ ١ ربيع الثانى بصورت قوة الظهر\nعسکری مقدم نیز اعزام واعليحضرت امير صاحب جهت خدا حافظی و بامان خدائی انها بهمان\nتفصیلی که در شماره ٢٩ مرقوم گرديده تشريف فرماى يتخاك شده نطق اتى را ايراد فرمود ماند.\n\n( نطق خسروي برای دسته دوم عسکرى )\n\nاولاد هاى عزيز وسربازهاى رشيدم . خیلی از خدای خود شاکرم که امروز بنا بر ثبات وپايداري\nشما میتوانم خود را بمقاصد دينى خود كامياب كفته وميتوانم بكويم ناموس وطن را بكمال رشادت و\nابراز غيرت حفاظت وحراست خواهيم كرد . چه اولا ميدانيم كه ما خاضره براى خدا خدمت ميكنيم\nوخداوند معين ومددگار ماست علاوه بران هیئت شما که امروز نظیر يك كتله اهنی به پيشرويم\nصف کشیدۀ زده و سیمای هر فرد شما برای شجاعت صداقت امانت که فرض منصبی هر فرد عسکر است\nاطمينان داده قلبامرا متسلی می سازد که انشاء الله تعالی جل شانه فیروزی همیشه نصیب شما\nاست وامروز که شما را در مقام مبارزه و مبازی میفرستم هیچ يك احوال ملالی از ناصيۀ شما احساس\nکرده نمیشود اینهم يك دليل بزرگ ظفر عسکر فیروز است که مخاطره هارا دلهاى پر قوت تان\nبخود راه نمیدهد البته میدانید که چندى وطان مقد سرما بنابر تحريك مغرضين در زير فشار\nپنجه دشمنان واقع شده وهريك ميخواستند يك موقع استفاده را بخود پیدا کرد، مطامع ناپاك\nخود را انجام دهندو لي ازانجا كه خداوند كريم (جل شانه) نخواست این خطه مقدس را محو و\nنابود سازد غیرت شما فرزندان صادق این خاك پاك را بغليان اورده وشمارا بفداكردن جان هاى"}
{"book": "adl0955", "page": 409, "text": "ـ ٤٠٤ ـ\n\nتان حاضر و اماده نمود تا توانستید همه اغتشاشات داخلی را فرونشانده ارزوهای دشمنان ـ\nخود را بخاک برابر و حسرت را در دلخای شان باقی گذاشتید . افرین ای عسکر غیور . افرین ای\nملت با شعور من ! ! !\nبلی . اگر چه بفضل خداوند چیزیکه اسباب تشویش خاطر ما وشما واقع شود باقی نمانده است\nو بهمین جزییات تا اینقدرها اهمیت داده نمیتوانم با ان که معاملات مظفر اختتام پذیرفته و ما\nانشا الله تعالی (جل شانه) وظایف وجدانی و ایمانی خود را انجام داده ایم البته یقین است که ـ\nروحانیت حضرت رسول مقبول (صلعم) نگران افاضه بران از ما وشما مسلمانان امیدوار است که زودتر\nو خوبتر برای اعتلای دین پاکش بکوشیم پس چون شرف استردای ان ذات مقدس وابسته باینطور خدمات\nماست باید حاضر باشیم که حیات خود را وقف رضای او سازیم . لهذا چون خود را مثل شما ویکی از ـ\nهم قطاران شما می شمارم برین عزم راسخ وجازم هستیم که همچنانکه تا امروز تاریخ حیات خود\nرا وقعت داده ام که در یکی از صحایف بلندترین تاریخ وطن موقع ثبت را بخود احراز کرده میتواند\nو همچنان در سلسله حامیان این دین حق ممکن است از ما نامی برده شود . اخوین دم حیاتم را\nدرین راه خواهم سپرد وهرگز وجدانم قبول کرده نمیتواند که از خود وخلف شما اسباب ننگ وعار وـ\nخجالت امیز اخروی را باز مانده باشم چه نتیجه اخرین زندگانی فقط و فقط حاصل کردن نام نيك\nاست و بس بنابران شما را درین راه هم فکر خود خواسته کلام خود را بدعای اسلامتی و فیروزی شما\nخاتمه میدهم .\n\nمروضه جوابیه معین صاحب حربیه\nاغای محمد محمد جان خان از طرف عسکر یحضور\nقهرمان مهربان ملت دوست عسکر پرور ما . توئی که برای رضای خداوندی برای نصرت دادن\nدین محمدی دست از جان وجهان شستی .\nتوئی که عزم عالیت را جز برای اسایش ملت وازادی عالم اسلامیت صرف نمی فرمائی . توئی که به\nنیروی بازو مردانه ات جغان افغانستان را از وجود ظالمان پاك فرمودی .\nتوئی که از همت ناموس کارانه ات پرده ناموس اسلامیت را بدریدن نگذاشتی . توئی که برای ـ\nبجا شدن ننگ وناموس ملی خود روز ها زحمت میکشی و شبها را به بیداری بسرمی بری .\nاگر ما عسکر ها بل عالم اسلامیت بمقدمت جان شیرین قربان کنیم کم استت شهنشاها خوش\nبختانه دین دوستی رعیت پروری عساکر نوازی ناموس کاریت را هشیار وطوری بسر غیرت و کار اورده\nاست که بکمال جدیت و فعالیت حاضریم که برای اعتلای دین مبین خدمت واین خاك پاك افغانی وننگ\nوناموس ملی خود مانرا از دستبرد دشمنان بجان و خون خود حمایه و وقایه کنیم :\nز عزم ثابت خود کامیاب اسلام است همیشه فتح و ظفر در رکاب اسلام است\nبحفظ دین وطن همت قوی داریم چرا که این وطن از جد وباب اسلام است\nاينك ناموس عارضی ما ترا که اطفال وعیال ماست بشما پدر معنوی خود و شما را در حمایت خدای\nخويش سپرد. (الله اکبر) گویان برای سرکوبی دشمنان دین برای خدا جان دادن در راه یقین ـ"}
{"book": "adl0955", "page": 410, "text": "برای بدست اوردن ناموس مسلمین در میدان جانبازی مردانه وار قدم نهاده شما پادشاه\nشیرین خود را وداع میگوئیم (الله اکبر الله اکبر الله اکبر) .\nاقوام نا عاقبت اندیشانه اجکزائی بمقابل\nحکومت حبیببی\n\nاز روزیکه حکومت موجوده اسلامیه ما بهمت مردان وسربازی اقوام شمالی بعد ازيك كارزار\nوفداکاری غیورانه مقتدر بر قلع وقمع بدعات وظلم حکومت سابق گردیده زمام امور سلطنت افغانستان\nرا بدست خویش گرفته مصروف در اعلام کلمه‌الله وجد وجهد نسبت برفاه عبادالله است در برخی از\nنواحی مملکت عده از اشرار بعضی اقوام صرف بتحريك حرجاه طلبی وبولتيها طرفداران ضعف این\nملت اسلام علم بغاوت بر افراشته بطمع خامیکه چرا سلطنت افغانستان به ملیون غیور شمالی —\nمخصوصا بذات والای خادم دین رسول‌الله امیر حبیب‌الله خان تکیه کرد و نصیب ما نگردید — ویا\nبفرضيكه پادشاه افغانستان نصیب ما شود شامل میدان کارزار با حکومت اسلامیه شان گردیدند\nغافل ازینکه سلطنت و پادشاهی يك مملکت چیزی نیست که کسی بکسی بدهد ویا بتصرف بنده\nباشد که بدیگری به بخشد در صورتیکه پادشاه پادشاهان خدا وپادشاهی يك مملکت باراده\nازلی وبه ید قدرت حضرت واجب‌الوجود است بهر کسیکه اراده ورفای او رفته باشد بفحوای\nایه کریمه توتی الملك من تشاء خلعت سلطنت را بوجود او عطا میکند .\nامان‌الله خان شاه مخلوع که اقدام به اجرای اوامر خلاف مقررات شرعی وعرف عادات ملی کرده عالمی\nرا از خود متنفر ساخت مشیت ایزدی اتس انقلاب را در خطه افغانستان افروخته بالاخیر\nپادشاهی افغانستان را بوجود این خادم دین لایق دیده به پادشاهی‌ش بر انگیخت و به\nعالمیان مشهود ساخت که لوای سلطنت تخصیص بيك قوم ويا بيك طایفه مثل محمدزائی ودرانی و\nبارکزائی وهزاره وغیره ندارد بلکه بهر کسیکه خدا میخواهد عطا میکند لذا اشراريكه از دیگر\nاقوام باین عطای خدا راضی نبود مبنای سرکشی را نهادند پس ازینکه طپانچه عبرت را بر روی —\nخود خوردند بحقیقت نور دانسته فورا با طاعت این خادم دین شتافتند مثلا در اوائل جلوس\nهمایونی بدوا اقوام ورد ك وميدان فتح الباب بغاوت شده بالاخر چنان تلفات مالی وجانی —\nمتوجه انها گردید که از گزائی آن تا امروز قدراست کرده نمیتوانند والان نسبت باقوام شمالی\nخوبتر منتظر امر حکومت وحاضر برای فداکاری میباشند هکذا عده از اشرار تگاب که به سخنان\nمردم فریب مغرضین از جاده اطاعت حکومت مرکزی منحرف شده بودند واقوام هزاره که —\nاراده بغاوت را کرده بود وعده که با غلام نبی خان در مزار علم بغاوت برافراشتند و همچنین اقوام\nمنگل ومحمدزائی جنوبی وجمعی از طائفه خوگیانی مشرقی که بر علیه حکومت اسلامی شان شوریده —\nبودند چه تلفات وشکست‌های فاحشی کفته بدند وپشیمانی های که نکشیدند ."}
{"book": "adl0955", "page": 411, "text": "ما یقین داریم و داشتیم که زبونی و پشیمانی یکقوم مایه عبرت برای دیگران است اما بالعکس\nمی‌شنویم که در اثر تجمع و اتفاق و تحریک خائنانه اڅکزائیهای خارجیه تحت تبلیغات مضره و -\nسرکرده‌گی خائنانه عبدالغنی‌خان غندمشر سابقه و عبداللطیف‌خان محمدزائی کندک‌مشر\nسابقه عده از اقوام اڅکزائی قندهار از گذشتگان عبرت نگرفته بنای بغاوت و قیام بر علیه حکومت\nموجوده را نهاده‌اند.\n\nقراریکه از منابع موثق کسب اطلاع نموده‌ایم وقتیکه این خبر بسمع همایونی رسیده ذات -\nهمایونی از جهالت و نادانی این اشرار متأثر شده از کمال رحم و شفقتی که در باره رعایای خود\nدارند و محو و نابودی انهارا موجب ذلت و تباهی مملکت اسلامی خود میدانند نخواستند علی‌الفور\nافراد شجاع عسکری و سائر اقوام دلیر سلیمان‌خیل و ترک وغیره را که برای اطهار فداکاری و عطای\nگوشمالی بمردم اڅکزائی اجازه حکومت اسلامی خود را منتظر و مخصوصا برای این سرکوبی اڅکزائی‌های\nنادان عرائض و تفقد درخواست‌ها می‌نمایند بر انها سوق داده دمار از روزگار شان برارند ذات\nهمایونی خواسته اند که بنصایح و دلجوئی انهارا ازین اقدام فتنه انگیز شان بازدارند لهذا -\nحضور همایونی اعلانهایی را که متضمن بر نصیحت و دلجوئی اوشان و مخاطره‌هائیکه از استقامت\nدرین عمل باوشان در اینده متوجه شدنی و در نتیجه خمیازه و خساره ان بملت افغانی عائد گشتنی\nو منافع و سعادت ابدیشان دین و وطن عاید است توسط طیار بفرستاده انهارا از حد زیاده از\nوخامت این اعمال سراپا وبال شان که موجب بربادی و تباهی و ضعف مسلمانان میشوند خبردار\nخبردار ساخته است تا اگر نصایح و اندرز پدرانه همایونی را بگوش قبول نشنوند مجبوراً به\nاستعمال قوای قهریه انهارا از این عمل باز دارند.\n\nقرار اطلاعیه که از ذرایع موثوقه بما اعطا شده فعلا در قندهار یکقوه کافی از عساکر شمالی\nموجود و قوای قومی قندهاری هم باندازه زیاد و اثبات وجود دارند ولی وزارت حربیه بجهة جهت\nتخویف و ترهیب نشان دادن برای جهال اڅکزائی برعلاوه قطعات مختصری که با صاحب منصبان\nمرکزی اعزام شده‌اند از غزنی و مقر و قلات نیز چند مفرزه عسکری را با تجهیزات و تشکیلات تامه النقد\nانها بجانب قندهار حرکت داده‌اند و همدر اینموقع دیگر جرائد متوالی اقوام ترک و اندر و سلیمان‌خیل\nبفرض حصول اجازه برای سرکوبی اشرار مذکور نیز بحضور همایونی رسیده است ولی از انجا که\nحکومت مرکزی بربادی ملت خود را نمی‌خواهد اقوام مذکور را اجازه نداده و منتظر هستند که قضیه\nبنصایح و دلجوئی حل شود والا بعد از چند روز بکمال شدت و بطش چنان یک عبرت شدید و گوشمالی\nسختی بآنها میدهند تا باشد که دیگری باین طور یک حرکت اقدام نکند و نیز جناب حضرت\nصاحب ذاکر شریف که اکثر از اقوام اڅکزائی عقیدتمند و مرید ایشان است از یکطرف در اصلاح انها\nکوشیده و از طرف دیگر بیشتر از من بتشویق اقوام سلیمان‌خیل و ترک که غالباً انها هم از اخلاقمندان\nو مریدهای او هستند بجهة سرکوبی اشرار اڅکزائی صرف مساعی دارند. علاوتاً یکحصه فوجی\nقندهار احتیاطاً جهت استقبال به تعرض و گوشمالی انها از قندهار اعزام و فعلا تا هود تخته پل -"}
{"book": "adl0955", "page": 412, "text": "٤٠٧\n\nمواصلت کرده منتظر امر مرکز اند .\nحبیب الاسلام ازین حرکت نا عاقبت اندیشانه اشرار اجکزائی ها که تاثر وحزن کرده از تتقنا\nخدای تعالی نیاز میکند که ایشان را بشاهراه هدایت و سعادت رهبری فرماید تا از وخامت\nاعمال خود که باعث زبونی این ملت اسلامی شان میشود اندیشه کرده به تقتضای آیه کریمه\nواعتصموا بحبل الله تشبث به عروه الوثقی اتحاد و اتحاد داشته از تفرقه و برادر کشی اجتناب نمایند\nتا خود ها را بدنام دنیا و ماخوذ عقبی نسازند و بدست خود تیشه بر ریشه اسلام نزنند زیرا چنین\nنفاق و شقاق و خانه جنگی و برادر کشی اسباب زبونی و تباهی مسلمانان و باعث خشنود و دشمنان عالم\nاسلام میشود .\n(یک دعوت پر شکوه والی صاحب برای ذات شاهانه)\n\nبشب چهار شنبه گذشته با حفله بسیار عالی و ترتیبات خیلی بزرگ پر شکوهی بتقریب سعید\nان دعوت پر از مسرتی که حضرت عالی والی صاحب برای خادم دین رسول الله امیر حبیب الله خان\nداده بودند تاد یافته بود عموم مامورین ملکی و نظامی و اعزه و معتبرین حکومت حبیبیه و رجال و\nمنسوبین حکومت امانیه و علما و فضلا و اعزه و تجار و معتمد شهری یکروز قبلدین ذریعه تکت های\nخبری مطبواز ساعت ٦ شام امد امد نفر واغاز و هر واحدی از انها بمقامات معینه شان پس از\nپذیرائی و خوش امدید لازمه با عزاز جلوس مینمودند ذات شاهانه ساعت ٧ روی انزام محل والی\nصاحب گردیده مراسم پذیرائی شان طوریکه شاید و باید نقد در محل اجرا اورده شده منطقه ای\nمربوطه جای والی صاحب بشرف قدوم شاهانه بانواع گلها و ریاحین و لوائح و بیرقهای رنگین پیراسته\nو باقسام چراغهای برقی و خیمه و شامیانها و مفروشان و تزئینات عالی پیراسته شد بود و بحضور\nشاهانه عریضه اخلاص فریضه شیرینی از طک والی صاحب عرض و جوابیه خوبی مرحمت گردیده پس\nاز ان ذات ملوکانه وعموم مدعوین صرف شیرینی و چای وغیره و شنیدن سازهای بوقلمون و مصاحبه های\nخوش بمضمون پرداخته در اطراف ساعت ١١ بصرف اطعمه ملذذه و ماكولات ملونانه و مشروبات\nخوشگوار و فواکه بسیاری پرداخته عقیبان یک اتشبازی مجلل خیلی عالی العالی در منصه نمایش\nگذاشته شده پس از ان انواع ساعت تیری و اقسام تفریح و نمایش مسخرهای ساتین نشان داده شده\nدر مسرت عموم افزود و در اخر الساعت یک شب این مجلس پر شکوه پس از تیادل عرایض والی صاحب\nو جوابیه های اعلیحضرت همایونی که مشتمل بر دوام مسرت مسلمانان و دعای اتحاد و اتفاق سگنه\nافغانستان بود ختام یافت .\n\nشرکت حبیبیه\n\nچون کلیه سرمایه شرکت امانیه از عین المال بوده جزوی از دیگر مشترکین در ان شامل بود از\nحضور شاهانه شرکت مزبور بنام شرکت حبیبیه نامزد و باره ازه عین المال شاهی مربوط گشت ."}
{"book": "adl0955", "page": 413, "text": "- ٤٠٨ -\nطغیان دریای سند\nاز کراچی اطلاع میدهند که در اواخر ماه ربیع الاول بواسطه بارانهای شدید دریای\nسند (اتك) چنان طغیانی نموده است که چندین قریجات را با خود برده و در حدود -\nسند مزید بر سیصد نفر از ذکور و اناث وعده زیاد ی از مال مواشی را نیز این سیلاب مدهش\nبا خود برده است طغیان تا مدتی دران دوام داشته هیئت های امدادیه بکمال فعالیت در\nجمع آوری اعانه وفراهم آوری اسباب همدردی با این مصیبت زدگان فقزو مصروفند .\nخلاصه بیعت نامهای خلوصیت نشان ملت افغانستان\nبحضور اسلامیت ظهور خادم دین رسول الله امیر\nحبیب الله خان\nناظرین میدانند که از ابتدای جلوس امیر صاحب الا الان بیعت نامهای بسیاری از اطراف\nواکناف افغانستان بحضور شان رسیده و میرسد که تمام ان مشتملبر احساسات صداقت و -\nاظهارات اطاعت و تنیدت بذات اعلیحضرت بوده ازان خدمات وتهالیتی که اوشان در رفع -\nبدعات وازاله خرافات ابراز نموده اند اظهار شکران وامتنان کنان عرائض تبريك ومسرت -\nخود ها را در هريك از بیعت نامهای بالفاظ مختلفه و مضامین واحده بعرض میرسانند چون حبیب\nالاسلام درینقدر مدت زیاد تا جائیکه توانست عینا مضامین و مندرجات بیعت نامها را می نگاشت\nعلی الیقین شایقین از محتویات و مندرجات بیعت نامها پوره معلوما ت گرفته اند ازین بعد چنان -\nبخاطر داریم که خلص این بیعت نامها را بطور اجمال تحریر واز تفصیلات ان مثل سابق ازین\nجهت که چندین جلد کتابهای بیعت نام نقاظ برا یما از دار التحریر شاهی موصول گردیده است\nنقولصرف نظر کرده تنها نظر باقتضای وقت ولطافت مضمون و دیگر ملاحظات بانتشار برخی از انها\nعینا خواهیم پرداخت . درینصورت معلوم است که ما به انتشار جمیع بیعتنامه ها هم موفق -\nمیشویم واز دیگر نشریات لازمی خود هم بعقبی مانیم واگر خواسته باشیم که عینا به نشر تمام -\nبیعت نامها پردازیم معلوم است فقط نقل و انتشار همین بیعت نامها کم از کم برای پنجساله نشریات\nحبیب الاسلام کافی است .\nاز میمنه عالیجاهان شیخ عبداله خان قاضی\nو سلیمانقل مفتی محکمه شرعیه و محمد رحیم کند کشرمحمد علی کند کشر وعبد الغفور کرنیل\nپیر محمد کرنیل قطب الدین کپیتان باقی اعظاء وبحر ٦٠ نفر اعزه واشراف دیگر .\nاز سبزوار عالیجاهان عبدالقدوس خان قاضی\nشیر محمد مفتی حاجی غلام حیدر حاکم سید جلال الدین مامور مالیه وباقی اعظاء وبحر ٢٠٠\nنفر اعزه واشراف دیگر .\nاز اناردره جناب فضل رسول مخذ وممجددی - عبد الحبیب خان اتا ـ عبدالودودخان ـ\nسید بهاء الدین خان وباقی اعضاء وبحر ٣١٥ نفر اعزه واشراف دیگر ."}
{"book": "adl0955", "page": 414, "text": "- ٤٠١ -\nاز اوبه جناب قاضی ومفتی محکمه شرعیه وسید یوسف خواجه و ولی محمد خان و سید حکیم\nسید عبد الکریم وباقی امضاء ومهر ٣١١ نفر اعزه واشراف دیگر.\nاز شاه فلان دین محمد مفتی محکمه شرعیه حاجی محمد ابراهیم حاکم - سید عثمان صاحب\nزاده - سید عبد الله ومحمد عثمان قاضی سابقه شلغز غافلان - وباقی مهر وامضاء ٥١ نفراعزه و-\nاشراف دیگر.\nاز چغچران سید اکبر قاضی - دین محمد مفتی محکمه شرعیه - دوست محمد حاکم - صاحبدار\nوباقی مهر وامضاء ٥٥ نفر اعزه واشراف دیگر.\nاز کشک و گلران غلام یحیی تیموری حاکم کشک ومحفظه یعقوب خان تولیمشر ومحمد اکبر\nتیموری وخلیفه غلام رسول وحاجی محمد اکبر تیموری وباقی امضاء ومهر ٨٥ نفر اعزه واشراف دیگر.\nاز شهران و فرا رود ارباب حسن غول - محمد صدیق ملا امام سوارباب محمد عمر مسجد نگار-\nوارباب عبدالباقی وباقی مهر وامضاء ٤٥ نفر از اعزه واشراف دیگر.\nاز کهسان شیر محمد خان حاکم - وعبد الصمد سركاتب وحاجی سید احمد - ولعل محمد وکیل\nوجلال وكيل وعبد الرحیم خطیب و ملا عبد الاحد وباقى امضا ومهر ٤٥ نفر از اعزه واشراف دیگر.\nاز جوند عبد الصمد حاکم - ابوسعید قاضی محکمه جوند - ومحمد عمر سرکاتب سابقه جوند\nوملونہ ترخان وکیل - حاجی سید میرخان و محمد امان خان ودین محمد خان وحاجی سید میر هاشم .\nو باقی مهروامضاء ٣٣ نفر از اعزه واشراف دیگر.\nاز غوریان عالیجاهان محفطشرف حاکم غوریان نصر الدین قاضی - خواجه محمد عظیم -\nخواجه محمد عظیم - عبد الرحیم مامورماليه - ملا محمد افضل - خطیب - حاجی عبد الكريم وباقى مهر\nوامضاء ٣٧ نفر از اعزه واشراف دیگر.\nاز غور عالیجاهان حاجی محمود حاکم غور - احمد جی قاضی غور - محمد اکبر مفتی غور -\nمحمد قینر خطیب - عطاء الله ملا امام وباقى مهر وامضاى ٦٠ نفر از اعزه واشراف دیگر.\nاز ساخر عبد الصمد - عبد العزیز محمد حسن محمد علی اخند ملا محمد غلام صدیق\nملا شمس الدين وباقی مهر و امضای ٣٦ نفر از اعزه واشراف دیگر.\nاز پرچمن عالیجاهان سید اکبر وکیل علاقعداری - سید غوث محمد - سید یسین - سید\nعبد الرشید - محمد معصوم وباقی مهر و امضای ۱۰۷ نفر اعزه واشراف دیگر.\nاز تولک وکالپ اشفان وفرسى عالیجاهان عبد الواحد قاضی محکمه - سید شمس الدین -\nملا عطاء الله دولت محمد وکیل و باقی مهر و امضای ٨١ نفر از اعزه واشراف .\nاز اسفزار عالیجاهان عبد البصير محمد افضل عبد القادر محمد امین وباقی مهر وامضای\n٣١ نفر دیگر از اعزه واشراف.\nاز پسایند غور سید اعظم سید اکبر عبد العزیز ملاغلام حیدر ملا امام - ملامحمود -\nملا محمد وباقی مهر و امضای ٥٩ نفر دیگر از اعزه واشراف.\nاز قریه شاه منصور وقریه بازار قندهار پاسدار عبد الحبیب خان دوتنی وداد محمد خان"}
{"book": "adl0955", "page": 415, "text": "٤١٠\n\nاندری و عبد الحکیم خان هوتکی و ٤٤ نفر دیگر .\nاز قلاچه سیدها تابعین علیای ارغنداب بامضای سید محمد حسن خان وسید گل خان و\nسید غریب خان وسید تاج محمد خان و دیگر نفری از قریه ده با او شیخ محمدی وقلاچه کتانی\nبامضای پیر محمد خان وکیل و نائب محمد اعظم خان وحاجی محمد حسن خان وحاجی الله نورخان\nو ١٠١ نفر دیگر .\nاز قریه قنات صحبت با مضای نظر محمد خان وصاحب خان وعبد الله خان ومیرجان و ٥٠ نفر دیگر.\nاز قریه لنگر حضرت با با ولی صاحب بامضای پسر سید محرملی شاه مرحوم وغلام محمد خان\nوعبد الرحیم خان وشیر محمد خان ومحمد شاه خان و ٣٣ نفر دیگر.\nاز قریه جوی دار ارغنداب بامضای حاجی فید محمد خان وسید محمد خان وخیر محمد خان و ـ\nمحمد عظیم خان وملا سرفراز اخند زاده و ٣٢ نفر دیگر .\nاز قریه خاشيك ارغنداب بمهر و نشان انگشت اقـ حاجی گل محمد خان وجان محمد خان\nوباز محمد خان وملا فتح محمد خان و ٢٤ نفر دیگر.\nبیعتنامه از طرف طوطی خان پـ کمشر وفید محمد خان پرکمشر وفاروق دگیمشر و ـ\nگل اقا د گیمشر وحبیب الله خان وپیر محمد خان .\nاز قریه تابعین علیا ارغنداب بنشان انگشت فضل الدین خان ومحمد سلم خان\nو سعد الدین خان ومحمد نور خان و٢٦ نفر دیگر .\nاز نفری متوطنین کابل باشنده محله جات قندهار بامضا ونشان انگشت حاجی ملا امیرشاه\nبلوکمشر سابقه وخیر محمد خان کاتب وعیسی خان ومیر مبارزخان و ١٧ نفر دیگر.\nاز عسکری کابلی باشنده قندهار بامضای قمرالدین خان کرنیل وخود دل خان تولیمشر\nو دولت محمد خان کرنیل وعبد الرزاق خان پرکمشر وعبد الرسول خان تولیمشر وهشت نفر دیگر .\nاز قریه گندگان قوم فارسی زبان بامضای حاجی خلیفه محمد حسین خان وسید میر محمد شاه\nخان وملا محمد علیخان وکاکه محمد افضل خان و١٧ نفر دیگر .\nاز قریه سینزی بنشان انگشت داد محمد خان بابری وخیر محمد خان بابری و محمد افضل\nخان نورزائی ومحمد حلیم خان و ٢١ نفر دیگر .\nاز قریه باشنده بامضای محمد موسی خان وکیل وعلی محمد خان وغلام محی الدین خان و\n١٠ نفر دیگر.\nاز قریه پاشمول و کلاء وغیره بنشان انگشت فید محمد خان وعبد العلیخان وحبیب الله خان\nوخیروخان ومحمد رحیم خان وداد محمد خان وعبد الرحمن خان ومحمد سرورخان وباقی از ریش\nسفیدان قریه مذکور ٢٢٠ نفر دیگر.\nاز مردم کاکری وبابری وباقی طوائف قریه پاشمول وغیره با مضای میرزا محمد ایوب خان کاکری و\nگلزارخان نورزائی ومحمد اخلاص خان اکوزائی ونور محمد خان کاکری وعبد الوکیل خان کاکری وفتح خان\nنیازی وعبد الرحیم خان بلوچ و ٤٥٣ نفر دیگر."}
{"book": "adl0955", "page": 416, "text": "- ٤١١ -\n\nاز قریه شاره علیا ارغنداب بمهر ونشان انگشت محمد نوابخان الکوزائی وحاجی رضاخان\nنورزائی وخدا داد خان غلغزائی وحاجی شاه محمد خان و حاجی عطا محمد خان و ٢٤ نفر دیگر.\nاز قریه عاشقهامضا ونشان انگشت سید عظیم خان وغلام حیدرخان ومحمد کاظم خان وگل محمد خان\nوغلام محمد خان وعبد الرحمن خان و ٢٦ نفر دیگر.\nاز قریه چارداند بامضای سید نجم الدین شاه خان وسید عبد الله خان وسید شمس الدین خان\nو سید عبد الاحد خان وسید عبد الرحمن خان وسید داود خان و ٢٨ نفر دیگر.\nاز قریه مزرعه و خپشکی ارغنداب بامضاء ومهر ونشان انگشت نورمحمد خان و ولی محمد خان\nاخند زاده وغلام قادرخان و خان محمد خان محمد کریم خان وملا کل محمد خان و ١٦ نفر دیگر.\nاز قریجات فسر علیا وسفلی وچهار قلعه ارغنداب بمهر ونشان انگشت سید عبد الباقی خان\nونطامحمد خان وحاجی محمد دین خان ومحمد شاه خان وحاجی عبد الرحمن خان وعبد العزیز خان و\nغلام سرورخان ونورمحمد خان وملا محمد یوسف خان وحاجی محمد اسمعیل خان قوم سلیمانخیل و\nخداینظرخان الکوزائی و ١٠١ نفر دیگر.\nاز قریه چهار دیوار بنشان انگشت سید احمد شاه خان علوی وسید اقامحمد خان و سید\nمیر عبد العظیم خان ومیر اسمعیل خان و ١٠ نفر دیگر.\nاز قریه مرغان ارغنداب بنشان انگشت حاجی ولی محمد خان وملا خوجه محمد خان ومحمد کریم\nخان وعبد الغنی خان وادم خان قریه مذکور و ٣٠ نفر دیگر.\nاز قریه بالا کرز بامضا ومهر یارمحمد خان وعبد الله خان وملا محمد نورخان وغلام جانخان\nواختر محمد خان و ٧٢ نفر دیگر.\nاز قریه میان جوی مرغان ارغنداب بنشان انگشت حاجی بنوخان وکیل ومحمد حسن خان و غلام\nرسول خان و ٨ نفر دیگر.\nاز قریه چهارباغ بامضای حاجی محمدا خان هوتکی وغلام دستگیرخان وخان محمد خان وکمال\nالدین خان وتاج محمد خان ونورمحمد خان وسلطانخان ونیک محمد خان وحاجی پیرمحمد خان و ١١\nنفر دیگر.\nاز قریه جبیران ارغنداب به نشان انگشت فاضل خان وکیل ونظر محمد خان وشیر محمد خان\nو فید محمد خان و ٢٨ نفر دیگر.\nاز اقوام سادات شدکرونی قندهار بامضای فضل صدق صاحب مجددی وفضل احمد صاحب\nمجددی ـ ومحمد اسحق صاحب مجددی و عبد الحمید صاحب مجددی وعبد الله صاحب مجددی ـ\nو فضل غفار صاحب مجددی وغلام جان صاحب مجددی وعزیز الله صاحب مجددی وعبد الحکیم صاحب\nمجددی و ١٠ نفر دیگر.\nاز نفر عسکری ومامورین ملکی وسکنه محال کدنی قلعه جدید بامضای حاجی محمد یوسف خان\nکند کمشر وخداداد خان بلوکمشر ورستم خان بلوکمشر وملا نظام الدینخان قاضی وملا عبد الواحد خان\nمفتی و سید محمود خان محرر محکمه ومیر عباسخان محرر ماموریت مالیه وضیاالدینخان وکیل للغو نورزائی"}
{"book": "adl0955", "page": 417, "text": "ـ ٤١٢ ـ\n\nو ٢٦ نفر دیگر از عسکری ومامورین وسکنه مذکور.\nاز علاقه تخته‌پل بمهر ونشان انگشت ملا میرمحمد اخند زاده ونیاز محمد خان و میرزا شیر\nمحمد خان وسید محمد خان ومحمد نادر خان واقا محمد خان وسید خان و ٨٧ نفر دیگر.\n\nعلم التشریح حصه ه ما بعد از شماره (٢٣)\n(از قلم فاضل محترم هاشم شایق مد ظله)\n\nانصاف باید کرد : مادامی که احتیاجات ما را بخدای مطلق او خود تامین میکند . لکه های\nگناه را بعفو قدوسی او خود می شوید .\nکرامت عقل و وجود ازوست . همچنین حیات و سعادت جاوید نیز ازو نصیب خواهد شد.\nبهر رو معذوریم خدا در شبهای تاریک و گاهی در روزهای سیاه چرا از دست هوسات از دست\nموانع بحضور او مناجات کرده امید و ارتقاح نشود چه اومیداند اضطرابات ومناجات روح را می\nبیند و می شنود . این هنگام نیز داشته است اگر گاهی ذلیل دارد از مصلحت و نفع نامرئی است .\nهنوز فراموشم نشده است باوجود اینکه طفل بودم . علاوه بر تلقینات محیط که راجع به\nاداب و ائین تربیه ام بود خار خار خیلی شیرین و لذیذ مرا بدعا و مناجات و بقرائت کلام‌مقدس میکشید\nدر اثناء جریان این واقعه روحانی در معنویت خود انشراحی حس میکردم . این انجذاب وجدانی\nوادار میکرد که در توالی شب و روز دوام یابد . ساعتهای لذیذی در حیات اضافه نماید . با\nوجود اینکه معلوم نبود این الحات چه معنی دارد درین راه که سوق میدهد . مگر این احتیاج\nطبیعی خواهی نخواهی بلفظ این عالم اهنگار وادار میکرد و بهمانطرف متمایل میداشت .\nلیکن بالاخره معلوم شد که این اشتغالات از میل دینی نشات کرده است .\nدسته از افراد بشر که در ضیای افتاب عالمتاب ونور ستارگان اسمانی نشسته عرض امید و بیم\nمیکنند و یا در سایه درختان سالخورده و در کنار نهرهای خروشان یا چشمه های باصفا ایستاده\nاظهار خضوع و طلـب نجات مینمایند همه از عواطف دینی میباشد . مگر بساطت دماغی و محدودیت\nفکری از دریافت علت وجود وغایه حیات بازداشته به لوث اصلی و مرجع روحانی خود پی نبرده\nبشکل خسیس و ائین ماتم امروزه مانده اند .\nو گرنه سرا هر مولود بر فطرت اسلامی زائیده میشود مگر پدران و مادران یعنی (مربیان شان\nیا موسوی یا عیسوی و یا زردشتی میسازند) اشاره بهمین میل ذاتی دینی است چنانچه طفل هر مخلوق\nبدون تلقین و تعلیم دارای حیا و صدق میباشد علامت دین و اخلاق است این حال تقریبا تا دورهای\nاخر صباوت دوام دارد . اگر بحال خود هم گذاشته شود قوت یافته میرود . بعدها محیط ــ\nتربوی این میل را یا تقویت مینماید و یا عاطل میگذارد هرگاه عاطل نگذارد همراه تحول میلهای ـ\nاجتماعی و وسعت ان در بالغان حسیات اخلاقی و دینی نیز عمیق و متین میگردد . بالغی که از حسیات\nدینی محروم باشد غیر طبیعی است. زمانهای اوج و ترقی این میل مختلف است. میل دینی پسران\nرا در سالهای ١٦ـ١٧ و دختران را دو سال قبلتر با عقل و محاکمه ظهور و بروز کرده بعد از ان چیزی\nتوقف نموده باز در ١٨ـ٢٠ بکمال میرسد یعنی مفهوم قواعد و ادیان دین نیز ایشانرا بخود جلب"}
{"book": "adl0955", "page": 418, "text": "- ٤١٣ -\nمینماید . انوقتر کن اساسی دین که توحید خالق پاداش اعمال وتصدیق راهنمایان باشد بوضوح\nمی پیوندد . مثلا جستجو و علیت و سبب هر حادثه و هر چیز فکر علت اولی تولید کرده کشان کشان\nبمبداء کل نزد یا میسازد . کذا هر قوت پیشتر و بهتر از خود عاجز مانده فکر قوت ترقی کرده بقوی\nترین قوتها که قوت واحد تعالی است میرساند . اینچنین هر فعل نتیجه است و هر نتیجه\nدارای غایه است که یا فائده و خیر و یا بضرر و شر مربوط و علاقه مند میدارد فائده و خیر ضرر و\nشر حیات امروزه ما نند است بخیر و شر وضرر وفائده حیات اینده چه حیات امروزه اگرچه\nموقت است مگر زندگی تنها برای امروز نیست وگرنه عبث خواهد بود . پس حیات جاویدی هست\nکه این حیات نمونه ای بیشتر هم بوده . همین است معنی بعضی از تبلیغات رهنمایان دین که\nایشان چنین گفته و چنین بوده اند .\nبرای ادراک وحدت صانع در اول وهله عقل و حس سلیم کافی است . چنانچه مال (ان فی خلق\nالسموات والارض الخ ) را فلاماریون فلکی در کتاب خود که خدا در طبیعت نام دارد اقتباس\nکرده وما درینجا جملات آن را نقل نمود بموضوع میل بدین انجام میدهیم :\n(بلی در قبال منظره حیات در سطح زمین در افوش طبیعت باشکوه و فروزان و در مقابل\nحریر لمعان خورشید درکنار بحار متلاطم ومواج وچشمه های صاف درخشان و درمیان درینهاها\n(مغاره ها)ی دلربا و دلکش طبیعت در فصل بهار و بالاخره در ان شبهای سکوت فزح بخش دران\nشبهای نظاره وتماشای کواکب اسمانی است که خدا را جستجو نموده ایم . بلی وجود واجب الوجود\nاست که همچون قوه باطنی تمام اشیاء در طبیعت مرئی میباشد ) جلد اول صفحه ۲۱ طبیعت طهران .\nمد وجزر اسلام حصه (۸) بعد از شماره ۲۹\nشد مبدل ناگهان ان عیش یا حزن وملال اخر اسلامیان افتاد در چاه وبال\nبر مسلمانان رسید ای دوست از عین الکمال صرصر (چنگزیان) ( ) برخاست بارنج ونکال\nانوبهار گلشن (عباسیان) برباد رفت چشم عالم کم ببیند انچه (بربغداد) رفت)\nگریه ی اید که شد قصر(خلافت) سرنگون رونق از بغداد رفت (۱) و (کرخ) شد خواروزبون\nچشم ما تنها نمی ریزد بیادش اشك خون دجله (۲) هم بادید پر اسی اید برون\nدست بیداد (تتارك) انقدر ویران نمود طمطراق انهمه دیبا نبود اندر وجود )\nاندرامد سیل افت خانه ویران کرد و رفت مجمع اسلام را اشفته سامان کرد و رفت\nخانه شاه و گدا با خاک یکسان کرد و رفت خاطر مجموع یاران را پریشان کرد و رفت\n(دستبازیهای دوران عقد جمعیت گسیخت بوشکستان بیخ رنگین رشته صحبت گسیخت\nگرچه میسوزد جگر جور کمبر بغداد کرد لیکن( غرناطه) (۳) زان هم سخت تر بیداد رفت"}
{"book": "adl0955", "page": 419, "text": "(قرطبه) (٤) ویران شد و (اشبیلیه) (٥) برباد رفت - قصرزانجا تا مراد (٦) دشت و ناشاد رفت\nاد پر مرغ احبابر از ان سرزمین بیرون نشاند - کز برایشان بقدر یادوجب (۷) هم جانماند)\n\n(۱) چنگیزخان مغل در سنه ٦١٦ هـ ۱۲۱۸ ع با ٧ لك سوار بجهاد تا ز تاتار برخاسته اولا\nسلطنت خوارزم را پامال ساخت و سلطان محمد خوارزم شاه را از یاد راند اخته رویه انبخراسان نهاد\nپس از طوفان نیمر ما که هلاکودر سنه ٦٥٦ هـ فارس و ایران را بر باد کرده بسر بغداد رسید و -\nمعتصم بالله را شهید کرد معظم قتل عام مسلمانان را داده ۸ لك نفوس مقتول نمود . عمارات دولتی را\nاتش زد مخانها را مسمار نمود . کتابهارا بدریا انداخت تا دوماه اب دجله قلاگاهی از خون بیگناهان\nچون بحر احمر سرخ گاهی از سواد مداد کتب چون بحر اسود سیاه بود ـ اثری از اهل تاریخ\nبرانند که انروز تاریخ اغاز تنزل اسلام و سر از ان مسلمانان را هیچگاه آن عزت وجاه دست نداد ..\n(۱) که انرا مدینه اسلام و دارالسلام نیز میابند مردم دروجه تسمیه ان میگویند که نوشیروان\nعادل رادرین مقام باغی بوده است که هر هفته در انجا نشسته بداد مظلومان می پرداخت ازین -\nجهت بمیغداد شهرت یافت . ولی درین زمان همینکه نام بغداد بزبان میرسد سطوت و جلال خلافت\nبنی عباس تصویر منازه بر مخایش را به انظار تشکیل میدهد وهیچ بطرف روزگار نوشیروان خیال -\nمتوجه نمیشود . اول کسیکه در سنه ١٣٧ هـ بنیاد این شهر مینوپدر را نهاده و دارالخلافه خویش\nگردانید دائره واقع شده است - ایوان خلافت را مثل مرکز در وسط شهر بنا کرد میودند اگرچه\nدرین زمان قیر از تجارت گاهی بیش نیست و شاید بمشکل چهل هزار خانه وار داشته باشد . مگر\nدر عهد خلافت عباسی ثروت ومکنت این شهر بجای رسید میود که شصت هزار حمام وسی هزار مسجد\nو بقول گین مورم هشت هزار وششصد شفاخانه . بزرگ در خود میداشت و سکنه ان از ده لك -\nمتجاوز بود . وسعت ومعموریت ان را ازین قیاس باید کرد که این شهر شانزده باب داشت\nو هر دروازه از یغدگر بفاصله هشت میل دور تعمیر شده بود .\n(۲) دجله از کوهستان ارمینا برامده عراق عرب را سیراب میکند طولو ۲۰۰ فرسخ است\nدجله را زند مرود واروند رود و ارمار رود نیز میگویند نینوا وسیوسه و طیفون وموصل و دیسار\nبکر بر کنار اوا باد واز وسط بغداد میگذرد .\n(۳) در ملك اندلس که انرا اهل فرنگ هسپانیه میگویند خاندان بنی امیه از سنه ٩٢ هـ ٧١١ع\nتا سنه ٤٢٩ هـ ١٠٣٨ ع و در غرناطه (گرونادا) که شهریست خود سود در اندلس تا سنه\n٧١٧هـ ١٤٩٢ ع سلطنت کرده اند در سنه ٨٩٦هـ ٤٩١ ع فردی نیاند یا شاه نصرانی\nقرناطه را محاصره نمود . ابو عبد الله زافل اموی که در ان اوقات بر سریر خلافت متمکن بود از میان\nتائب گردید نصارا بر غرناطه استیلا یافته صدای قتل عام در دادند وبقیه السیف را بجور وظلم\nنصارا ساخته (موریسکو) نام گذاشتند و اسانی را که از قبول دین عیسوی ابا نمودند گردن زده زنان\nانها را تابه های اهنین وسنگهای بزرک در اتشکرم کرده بریان گذاشتند اخر قلب شاه هسپانیه"}
{"book": "adl0955", "page": 420, "text": "٤١٥\n\nبر این جفا وجور اکتفا نکرده ده لك نفوس را که بظاهر از خوف شمشیر ملت عیسوی را قبول\nکرده بودند و در باطن محبت اسلام میداشتند از خانمان آواره ساخته بطرف شمال افریقه\nجلا نمود .\n(٤) قرطبه (کارداوا) نام شهریست در اندلس بر لب دریای وادی الکبیرا کبوتول کیور) —\nآبادان که تفصیلش همه از سنت است در عهد خلافت بنی امیه یکهزار و ششصد مسجد ونهصد\nحمام و پنجاه دار الشفاء وهشتاد مدرسه میداشت .\n(٥) اشبیلیه (سویل) اینهم دارالخلافه بنی امیه بود از قرطبه بفاصله چار روزه راه —\nآباد است .\n(٦) فلیپ ثالث شاه هسپانیه بعد از کشت وخون بسیار همه اهل اسلام را از اندلس\nبیرون کشید چنانچه در ان سرزمین که تا ۸۰۰ سال اهل اسلام حکومت کرد میبودند الان از\nبرای نام هم مسلمان یافته نمیشود .\n(۷) حالا دولت هسپانیه قدغن کرده است که تاکسی تذکره نداشته باشد در ان ملك\nقدم نگذارد واهل اسلام را از برای سیر و تفرج هم نمیگذارند .\n( کابل — مطبعه سرکاری)"}
{"book": "adl0955", "page": 421, "text": "صفحه (1)\n- ٤١٦ -\nواعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا\n(جریده هفته گی حبیب الاسلام - سال اول - شماره 31)\nنمره مسلسل (31)\n\nحبیب الاسلام\n\nمدیر: برهان الدین کشککی.\nاداره خانه دعائیخانان کابل - افغانستان\nهمه امور تحریریه و حسابیه‌ بنام اداره فرستاد شود.\nاداره در انتشار و اصلاح مقالات وارد مختار است.\nدر هر هفته یکمرتبه یوم چارشنبه نشر میشود.\nاوراقیکه درج نشود اعاده نمیشود.\n\nشرح اشتراک\nمقامات. سالانه. ششماهه.\nشهر کابل. 6 روپیه 3 نیم روپیه\nداخل افغانستان 7 روپیه 4 روپیه\nممالک خارجه 15 شلنگ 8 شلنگ\n(قیمت یک شماره (6) پیسه)\n\n(درین اخبار از احکام دینی ومسائل اسلامی وهرگونه علم وفنون واطلاعات\nسیاسی ومفاد دولتی ومنافع ملی بحث میشود !)\n\n( تاریخ قمری 28 ربیع الثانی 1348) تق 4 شنبه (تاریخ شمسی 10 میزان 1308 هجری)\n\n(الصدق ينجي والكذب يهلك)\nراستی وعده الثموجب رستگاری و بیباکی وخيانت سبب تباهی است\nبا بدان بد باش و با نیکان نکو - جای گل گل باش و جای خار خار\n\nهر حرکت و نهضت و اجرائی که مطابق بذوق و خواهش اولیه عمومی در تحت اوامر روحانی واداره\nشرع نبوی و تطبیقا وامر الهی روی کار اورده شود مسلم است که ادنی يك تشبث واشاره از قوه به\nفعل میاید.\nبالعكس هر حرکت و نهضت و پیشبرد مطالبی که برخلاف ذوق ونظریه محیط ومطالبه عمومی\nبرضد مقررات دینی واحکام اسلامی ومغاير عرف وعادات ملی در محل اجراء گذارده شود با اینکه\nباب ظلم واجحاف در جریانش صعود وشکنجه عذاب در پیشبرد ان استعمال نگردد و برعلاوه ان -\nانواع تشویق وتحریص واقسام رشوه دهی و ترغیب دران بکار برده شود و به لطايف الحيل وفريبی ومدا را\nد لدهی ومواسا معامله شود جز ناکامی ومایوسی و فتور در اتحاد و صمیمیت جامعه نتیجه نمی بخشد.\nدور از اغراق و مبالغه نظیر این دوامر مسلم فوق همانا سقوط حکومت امانی و کامیابی حکومت\nحبیبی است کمان با دارائی تجهیزات مکمله عسکری و قوای قهریه حکومتی ناکام و مایوس وبكسر\nرو بفرار نهاد. و این پادشاه خالی وعده قلیلی کامیاب و امیدوار و همواره فاتح ومظفر و صاحب -\nافتخار است زیرا حکومت سابق بايك مشت خائنين به کسر میل و ارزوی جامعه حتی بضد مقررات\nدین پاك اسلام شامل مرحله اقدامات شده میخواست عرف وعادات جامعه اسلامی خود را\nبا فعال و خصائل غیر مفید اروپائیان تبدیل داده شئونات ظاهری و فاسد مغربیان را عوض مقدسات\nاسلامی در شرف احترام بیارد چون اجرا و پیشبرد این مقاصد مغاير توقع وتمایلات عمومی بود\nانت که با همه تجملات و تشکیلات منتظم و اسلحه فراوان و عساکر تعلیم یافته و طوپ و طیاره در مقابل"}
{"book": "adl0955", "page": 422, "text": "- ٤١٧ -\n\nعده قلیلی از همان جامعه تاب مقاومت نیاورده روبه زوال رفت .\nو حکومت موجوده با عدم همه اسباب ونداشتن وسائل لازمه چون منظور اصلی اش تقویت\nدین وتماما حركاتش مطابق ذوق و خواهش عمومی بود باعده قلیلی بحریف غالب امده روبه\nعظمت و اجلال گذاشت .\nمعلوم است این قوه و روحیات بهر اندازه که افزون شده و خالی از الایش و اغراض شخصی\nباشد بهمان اندازه حائز اثرات قیمتد ار گردیده موثر وسریع النتيجه واقع میشود .\nزیرا پیشبرد مقاصد بر وفق میل ورضای جامعه گویا پیشبرده مقاصد بر وفق میل ورضای جامعه\nگویا پیشبرد مقاصد و ارزوی خود جامعه است البته حتما این صورت کامیابی بخود میگیرد چنانچه\nرجوع بتاریخ این قضیه را ثابت ومشهود میدارد که فتوحات وترقيات عالیه را که مسلمانان وعالم\nاسلام ازعصر سعادت حصر خاتم الانبیاء (ص) تازمانیکه مسلمانان بمعنی حقیقی اسلامیت اشنا بود ماند\nنائل شده انمبالت ملل ومقاصد خالی از الایش دنیوی واغراض شخصی اوشان وفراهم اوری اسباب سعادت و ــ\nرضامندی جامعه اسلامیه بوده است .\nمبرهن است بهمان درجه که این قوه و روحیات با اغراض شخصی و خواهشات نفسانی و الایش\nدنیوی امیزش یافته و منظور هر کس به تری شخص خود ش ( ولو اینکه باك جامعه تباه شود ) باشد\nبهمان درجه این قوه و روحیات از ترتیب اثر معطل مانده در ادنی و اندك کاری نمیتواند مقتدر\nشود و بمطلب برسد بنابر این حقیقت را صرف نظر از اینکه حواله بتاريخ و حوادث گذشته از نجائع\nدست بشر کنیم دور نرفته معامله و مبارزه حکومت سابق را در مقابل عده از خدام دین شمالی\nو مشرقی یاد اوری میکنیم . زیرا عدم کامیابی حکومت سابقه اش از سوء عقیده و خرابی شخص ( شاه)\nوباز بواسطه اغراض قدرپرستی و خیانت کاری خائنین بوده است که اعمال واقوال و روحیات شان ــ\nامیخته با لایش و اغراض ناپاك بوده است .\nبلی بمغزای ایه کریمه ( ان الله لا يغير ما الابيه ) تازمانیکه روح اسلامیت و طرفداری از دین\nومذهب پاس معلم ومراعاة خاطر رعیت پایبندی بعدالت و دیانت امحای ظلمه وسرقه ــ بسزا\nرسانیدن اهل فساد ومامورین خائن اتفاق وپرستی وراستگاری حب وطن و قوم\nاتفاق واتحاد که همه از اوامر پاك دین اسلام و خصائل ممتازه مسلمانان است در میان ــ\nما مسلمانها وجود خارجی داشت ملل اسلامی سرتاج ملل دنیا و سیادت شان باقوام دنیا\nثابت بود ولی از وقتیکه مسلمانان با این صفات عالیه اسلامی وداع کرده خصائل رذیله را همچو عدم\nپابندی بدیانت خودخواهی و خود پسندی تعدی واجحاف نفاق وشقاق بی انصافی و دغل\nکاری . خیانت ووطن فروشی بغض و حسد قومی کبر کرده و این ــ بلاهای مبرم مثل صاعقه آسمانی\nدر بین مسلمانان افتاد بناء سعادت و سیادت عالم اسلام سرنگون شده رفته رفته باندازه\nکه این اعمال قبیحه از طرف مسلمانان کسب شدت نمود بهمان اندازه مسلمانان خوار و زبون ــ"}
{"book": "adl0955", "page": 423, "text": "- ٤١٨ -\n\nگردیده مثلیکه امروز می بینیم دستخوش افراض و بازیچه هوا و هوس دشمنان اسلام شده اند .\nمقصد از تسطیر این جملات انست کهدر هر وقت و زمان در هر قوم وطبقه در هر حکومت\nوسلطنت اشخاص صادق ومنافق امین وخائن خیرخواه وبد اندیش - وطن دوست ووطن فروش\nظالم وعادل حتما موجود میباشد که از اشخاص صادق وامین خیرخواه و وطن دوست عادل\nهمیشه جریان امور بر حسب دلخواه جامعه صورت گرفته اسباب رفاهیت وامنیت ملت ومملکت\nفراهم شده فتوری واقع نمیشود اما بالعکس اشخاص منافق وخائن وبد اندیش وطن فروش ظالم\nخود پرست و خود خواه مصدر کارهای میشوند که موجب دل ازاری وتنفر جامعه شده و بالنتيجه از شدت\nفشار وظلم اینها اساس قومی یا حکومت و سلطنت بر باد فنا و زوال میرود . زیرا تاریخ نشان میدهد که\nانقلابات تماما در اثر ظلم و فشار و پیشبرد مطالبنا مشروع صورت گرفته است . لهذا بقائدین و\nرجال بزرگ مملکت لازم وحتمی است که به تعقیب افکار اعلیحضرت امیر حبیب الله خان ملت دوست\nدر اجراات امور مملکت و پیشبرد مطالب عمیده یا بر خاطر رعیت وامنيت ورفاهیت و سر سبزی\nمملکت را منظور نظر داشته خدمات اشخاص صادق والفق وامين را تقدير وتحسین کرده اشخاص\nمنافق وخائن را اگر در رجال حکومت موجود باشد برای همیشه از کار بر طرف کرده علاوه\nچنان مجازات عبرت افزائی بانها بایستی داده شود تا بدیگران مایه عبرت شده احدي مرتکب\nخیانت ومناققت نشود و بان ذواتی که بصداقت و فعالیت نظریات حکومت ومقررات اسلامیت را بجا\nآورده در رفاه و اسوده حالی ملت وامنيت و شاد ابی مملکت صرف مساعی مینمایند چنان مکافات و\nتحسين و افرینی داده شود تا برای دیگران مایه غبطه و رشك واقع شده راغب باعمال نيكو ورفتار\nخوب و کار روائی مرغوب شوند .\nچه در هر ملت وحکومتی که خوب از بد تمیز و امین از خائن تفكيك گردیده اشخاص بدکردار\nبكيفر رفتار شان گرفتار و ذوات نیکوکار از ثمره کردار خود متمتع ومفتخر شوند طبعا وحكما ان\nمملکت مترقی وان ملت خوش بخت و ان حکومت مستريح ميباشد . والسلام على من اتبع الهدى .\n\nتشریف اوري فاتحانه سردار صاحب اعلا\nاز سمت مشرقی بدارالسلطنه کابل\n\nپس از ینکه حضرت عالی سردار صاحب اعلی اقاي حمید الله خان معین السلطنه مصدر فتوحات\nعالی و کار روائیهاي مهمی در سمت مشرقی شده و سرتاسر انجا را در حلقه اطاعت حکومت حبیبی\nداخل فرمود، رشته هاي از هم گسیخته امنیت و انضباط ان سرزمين را محكم ومضبوط فرمودند اينك\nحسب اراده سنيۀ شاهانه سالماء وغانما بروز جمعه ٢٣ ربیع الثانی جهت اخذ بعضی هدایات لازمه\nاز حضور شاهانه وارد مرکز گردید ، امور اداری و حکومتی مشرقی را بدیگر صداقت کیشان حکومت حبیبه\nمقیم ان ولا تارسیدن حاکم صاحب اعلی موکول فرموده اند نسبت باین ورود مسعود مظفرانه جناب\nمعین السلطنه صاحب پس از تقدیم مبارکباد ورود ما گوئیهای لازمه تبریکنامه ذیل را که از طبع اقاي -\nشیر احمد خان ملك الشعراي سابق بوده ومقدماً بحضور همایونی نیز قرائت شده وفوق العاد مظاهر"}
{"book": "adl0955", "page": 424, "text": "- ٤١٩ -\n\nقبول شاهانه واقع گردیده است. بحضور شان تقدیم میکنم :\n\nتبریک فتح مشرقی بنام نامی سردار صاحب اعلی\n\nالا ای اخ شاهنشاه والا\nکند عمرت فزون ایزد تعالی\nپیروزی لوایت باد بالا\nبود بختت چو گل خندان و شهلا\nحمید الله خان سردار اعلا\nمبارک فتحت از درگاه مولا\nهمیشه در قدومت فتح مندی است\nنصیبت نام نیک و سربلندی است\nنهال طالعت را ارجمندی است\nترا از حق تعالی بهره مندی است\nحمید الله خان سردار اعلا\nمبارک فتحت از درگاه مولا\nبسوی مشرقی بردی چو رایت\nخدایت داد فیروزی ونصرت\nهمه خلق امدت حاضر بخدمت\nنشان دشمنان گم شد ز ملت\nحمید الله خان سردار اعلا\nمبارک فتحت از درگاه مولا\nنه تنها مشرقی را فتح کردی\nبهرمیدان که رفتی پا فشردی\nزهر گلشن گل مقصود بردی\nباک تیغ دشمن را سپردی\nحمید الله خان سردار اعلا\nمبارک فتحت از درگاه مولا\nبه جنگ اولین در باغ بالا\nرسیدی همره این شاه یکجا\nچنان مردانگی شد از تو پیدا\nکه گفتند افرین اعلی و ادنی\nحمید الله خان سردار اعلا\nمبارک فتحت از درگاه مولا\nبجنگ دومین در خیر خانه\nکمر بستی بهمت رستمانی\nزهر جانب برسم شاد یانه\nبلندی یافت این ساز وترانه\nحمید الله خان سردار اعلا\nمبارک فتحت از درگاه مولا\nخودت با همرهان خود دوصد تن\nشکست انداختی در فوج دشمن\nسلامی شد به پیشت بیست پلتن\nشدندت افرین گو مرد تازن\nحمید الله خان سردار اعلا\nمبارک فتحت از درگاه مولا\nبکابل امدی مردانه چون شیر\nسردشمن شد اندر پای تو زیر\nنمودی فتح کابل را بشمشیر\nتو باشی زنده وسر سبز تادیر\nحمید الله خان سردار اعلا\nمبارک فتحت از درگاه مولا\nامان الله خان در ارگ شاهی\nرقم افتاد در چشمش سیاهی\nبحال او چنان امد تباهی\nنشد غیر از گریز چاره خواهی\nحمید الله خان سردار اعلا\nمبارک فتحت از درگاه مولا\nبگردن طوق ادبارش چو اویخت\nبسوی قندهار از غصه بگریخت"}
{"book": "adl0955", "page": 425, "text": "شراب عشرت او برزمین ریخت طناب دولتش یکباره بگسیخت\nحمید الله خان سردار اعلا مبارک فتحت ازدرگاه مولا\nنشد در قندهارش نیز طاقت ازویا رفت با بسیار حسرت\nچورخ گشتاند ازحکم شریعت بدنبا گشترسوا وفضیحت\nحمید الله خان سردار اعلا مبارک فتحت از درگاه مولا\nهرات وقندهار امد بيك روز بدست شهریار ازبخت فیروز\nتوبفتی گشتی انجا جلوه افروز شدند ازتو رعایا فرحت اندوز\nحمید الله خان سردار اعلا مبارک فتحت ازدرگاه مولا\nتگاب وبامیان وغور بندان هزاره ورد ك وفوتین ومیدان\nدوسه روزی اگر کردند طغیان توکردی جمله را در زیر فرمان\nحمید الله خان سردار اعلا مبارک فتحت ازدرگاه مولا\nخطرها درجنوبی بود بسیار زنیفر ظالمان شله وسردار\nخدا اسان نمود ان کار دشوار که گم گردید زانجا نام اشرار\nحمید الله خان سردار اعلا ققا مبارک فتحت از درگاه مولا\nدر اخر وقت افغانان تیژین اگر کردند اسپ فتنه را زین\nتويك حمله نمودی همچو شاهین که شد ازخون انها خاك رنگین\nحمید الله خان سردار اعلا مبارک فتحت ازدرگاه مولا\nالهی عمر این شه باد دایم شود درعدل ودر انصاف قایم\nچو در دین رسول الله است خادم ز (شیراحمد) دعاگوی است لازم\nحمید الله خان سردار اعلا\nمبارک فتحت از درگاه مولا-\nتشریف اوری نائب سالار صاحب رئیس تنظیمیه\nسمت جنوبی ـــــ\nجناب شجاعت انتساب اقاي محمد یژ خان نائب سالار رئیس صاحب تنظیمیه جنوبی\nفاتح گردیز بواسطه علالتی که بوجود شجاعت نمود شان لاحق بود ومعالجه ان درجنوبی\nحسب دلخواه ممکن نی بل متعسر بود حسب اراده سنیه شهریاری بروز جمعه ٢٣ مع الخير\nوالعافيه وارد کابل گردیدند ــــ بعوض اوشان اقاي عبد الرشید خان غندمشر سواری فرقه جنوبی\nکه بزیر دست نائب سالار صاحب مدت زیادی بوده با اهالی انجا بلدیت خوبی داشته وپس از\nانجام خدمات عسکریانه خویش در بامیان منصب فرقه مشری را از حضور همایونی نائل شده اند\nاز حضور پادشاهی مفتخر ومباهی شده اند که باتفاق نظریه بسالتعاب معظم اقاي سید محمد\nخان یاور حضور ایفاي خدمت نمایند .\nحبیب الاسلام ازان خدمات جانبازانه وفداکاریهای فوق العاده که اقاي محمد صدیق خان"}
{"book": "adl0955", "page": 426, "text": "— ٤٢١ —\n\nنائب سالار در راه فتح گردیز و تالیف قلوب و استمالت خاطر اقوام تعهده جنوبی ابراز نمود ه اند\nاظهار تشکر وقدردانی مزید نموده دست بدعاست که رب العزت مع الخير والعافیت صبح\nصحت شانرا از مطلع سلامت وافتاب تندرستی شانرا از افق عافیت برآورد ه دل دوستانرا شاد و\nانها را مکررا بخدمات برجسته ذات اعلیحضرت ورفاه ملت و بهبود مملکت موفق وبا مراد گرداند.\n\nپریشانی اتباع نادری\n\nاز اطلاعات تازه که موصول شده است در اثر فتوحات عالیشانی که برای افواج ظفر امواج\nحبیبی در متونق واصل شده است يك پریشانی مزید وتزلزل شدیدی را در تجمع قوی و اهتمامات\nنفاق افکنی (نادری) تولید کرده چندین اقوام که باد ل ناخواسته در پیشبرد مقاصد نا مرضیه\nاو با او سرمی جنبانیدند سر سرخود باوطان ومنازل شان وا پس رفته ودیگر نفری هم چون بر\nناکامی ونفاق افکنی وبراد رکشی او مطلع شده اند نیز یکی بعد ازدیگری در صدد تفرق وتشتت\nومراجعت بمنازل شان میباشند .\n\nمحمد هاشم خان (برادر محمدنادرخان) در اثر شکستی که از عسکر شیر پیکر حبیبیه در\nحدود هاشم خیل خگیانی یافته ومخفیانه گریخته بود بشب ۱۸ ربیع الثانی بسرحد پاراچنار\nهند خود را رسانیده در انجا این امدن خودرا نیز بواسطه همان شکست خود اظهار نمود ه گفت\n(اگرنمی گریختم و با قصد الحاق خودم را در علی خیل جاجی با دگر برادران خویش قدمی نمودم ــ\nحتما بدست افواج کابلی دستگیر وبانواع عقوبت سرد چار میشدم اینك پس از استراحت قلیلی ــ\nبطرف تیرا ه میروم) .\n\nبلدیه تحویلی محصولات را یاد دهانی میکند\n\nریاست بلدیه کابل حسب جریانات ماضیه چون از سال ششماه منقضی شده اعلان نموده است\nکه اهالی محصولات ده کی خود شانرا تحویل نمایند . در صورت تخلف از تعمیل این امر در ــ\nموعد مقرره آن که میزانست البته علاوه بر تحصیل محصول ــ شخص مخالغمورد بازپرس هم ــ\nخواهد شد .\n\nارزانی گوشت\n\nدرین ماه از توجه ریاست بلدیه وذواتی که لقد ارامی و رفاه رعایای عاجز وناتوان را خواستارند\nنرخ گوشت ازلی افغانی را نیم چارم به سه پاو نی یك کابلی ترقی کرده است ونرخ ارد وروغن وبرنج و\nدیگر اشیای ضروریه ومایحتاج عمومی نیز نسبت بماضی قدری ارزان شده است .\n(رئیس بلدیه کابل ونائب الحكومه قطغن وبدخشان)\n\nنيك مردان همواره در پی سعادت اخروی که دران سیادت دنیوی نیز شامل است و ــ\nنامردان همیشه مقید دنیائی که نه سیادت دنیا را میتواند تضمین نماید ونه از سعادت\nاخرت نصیبی بوی میوزد درتك وپویند .\n\nمشاجره ومناقشه این دو عمل ضدهم وقتی ثمره کشمکش خویشرا نشان میدهند عیان دیده"}
{"book": "adl0955", "page": 427, "text": "٤٢٢\n\nمیشود که آن اولی بمراتب رفیع نائی نائل و دومی در عمیق ترین گودال نیستی و بد نامی سرنگون . \nاین است درس مذهب پاک اسلام و همین است مدرسه مقدس اسلامیت. \nخواجه تاج الدین خان که یک مرد نیک نفس و پاکدل و دائماً بوظیفه خویش علاقه تام داشته \nدر اول جلوس اعلیحضرت بسوابق درخشان وی موقع ریاست بلدیه کابل را اشغال نمودند در \nایام ماموریت خود با بهترین اسلوبی از قبیل توجه بنرخ ارزاق : گوشت روغن و ارد برنج و \nغیره که دران جلب رفاه و ارامی ومسرت عمیم سکنه واهالی کابل منظور حکومت بود اجراي وظیفه نمودند \nحسن خدمات مشارالیه ا چه بحضور اعلیحضرت و چه در اذهان اهالی موقعیت خوبی را احراز \nکرده لهذا درین هفته در موقع که خود شان حالی هم نبودند فرمان ترفیع شان بنائب الحکومگی \nقطغن بخانه شان فرستاده شد، و عنقریب انشاء الله بسوی ماموریت تازه خود اعزام خواهند شد. \nعوض ایشان آقای عظیم الله خان که قبلا در زمان حکومت گذشته سمت نائب الحکومگی قطغن را \nداشتند و فقط در موقع انقلاب این هم بتدین و اسلامیت خویش بر ضد اشريك هاي رجال مفسد قيام \nفرموده پروپاگند هاي غلام نبی خان سفیر سابق مسکو و عبداله زیر خان نائب الحكومه سابق مزارشریف \nرا جدا رد و از اساس حکومت حالیه که شالوده آن بروي زهد و تقوا است اهالی را اگاهانیده ـ \nنخست از همه ولایات بیعت نامه های ایشان را بمرکز فرستادند . این هم خدمت قابل تقديري \nاست . بریاست بلدیه شرف افتخار حاصل کردند . چنانچه بروز شنبه ٢٤ ربیع الثانی يك مجلس \nخیلی عالی که مشتمل بر اعزه و عمائد و کلانتران شهر و مامورین معظم بود راجع به توديع آقای ـ \nخواجه تاج الدین و تشکر از حسن خدماتش واظهار تبريك و دعاي موفقيت براي رئیس صاحب بلدیه \nحالیه در کافی ولی تشکیل گردیده خطابه هاي عالی درینجا رد و بدل و این حفله بهمان طوریکه \nبه ایات بینات قرانی اغاز شده بود باستماع چند آیه شریفه قرانی ختام یافت . رئیس صاحب بلدیه \nپس از ان رسماً بكارهاي مفوضه شان آغاز و آقاي نائب الحكومه صاحب قطغن به تهیه اسباب سفریه شان \nمشغول شدند (نقل آن فرمان عدالت توامان پادشاهی را که مژده مستقل بودن ریاست بلدیه را \nبملت ابلاغ میکند با تفصیلات مزید، این مجلس در اتیه پس از وصول خواهیم نگاشت) امید واریم هر \nدو نفر رجال مهم که درین انقلاب ضد مفاسد سهم مهمی داشته هم چنان بماموریت هاي تازه خود \nو باین تکالیف مجدده رسمی شان نیز بذل جدیت فرموده درین راه مشخصه خویش که دران ـ \nسعادت دارین ملحوظ است بیشتر از پیشتر جاده پیمای رفاه وارامی ملت و پیشبرد مقاصد حکومت \nو سعادت مملکت باشند . \nهمچنین مقرری هاي تازه ديگری نیز در سمت مشرقی وغیره نقاط افغانستان واقع شده که \nتاحال ما اطلاع کافی ازان که استناد اخبار ما شده بتواند نداریم امید واریم که پس از اعطاي \nاطلاعاتی که دارالتحریر شاهی بما تلطیف فرماید ازین مقرريهاي تازه نيز اطلاعات شیرینی را بـــه \nقارئین با تمکین خویش تقدیم نمائیم ."}
{"book": "adl0955", "page": 428, "text": "- ٤٢٣ -\n\nعرض تشکر . به قدردانان علام حبیب الاسلام\n\nاز حسن توجه که جنابان فخیم نائب السلطنه صاحب و جناب محمد قاسم خان رئیس\nتنظییمه مزارشریف وجناب نائب الحکومه قطغن و بدخشان راجع به تعمیم علم و دانش در ـ\nصفحات وطن و تعدیل افکار توده ملت عزیز بخاطر دارند . درهمین نزدیکی ها يك يك\nعده از اصحاب ذوق را برای اشتراك اخبار ما باداره معرفی کرده اند و مخصوصا جناب\nعبدالله خان نائب الحکومه صاحب قطغن توجه بیشتر هم نموده اند که پول اشتراك را نیز ـ\nتوسط رسید خزانه باداره فرستاده اند ما ازین ذوات که توجه کامله شان را در راه ـ\nتنویر افکار ملت و توسعه محیط معرفت بذل میدارند اظهار تشکر و امتنان نموده و همچنان\nاز باقی ذوات نایب الحکومه ها و حکام واولیای امور سلطنت هم چشم واریم تا وقتا فوقتا ـ\nپول اشتراك يك يك عده از ارباب ذوق را برای اشتراك در اخبار ما توسط خزائن دولتی تحیه\nدیده فهرست اسامی شانرا با رسید های خزانه شان باداره فرستاده چند سطری از ـ\nاخبار ما را بذکر خیر خود شان وقف نمایند .\n\nاعزام حاکم صاحب اعلای سمت مشرقی بجلال اباد\n\nجناب سرمنشی صاحب حضور اعلیحضرت خادم دین رسول الله که در ایام حکومت سراج\nالمله والدین مصدر خدمات شایانی شده بودند و در دوره امانیت در ضمن دیگر حقوق تلفی و [الـ?]\nافراط پسندی های حکومت امانی جناب ممدوح نیز از کار برطرف و مشغول امور شخصی خود ـ\nبودند و از ابتدای تشکیل حکومت اسلامیه حبیبیه حضرت معظم له متصدی چنان امور بزرگ و کار\nروائیهای عالیشانی شده اند که حاجت بتذکار نداشته بر همگان ظاهر و هویدا است که علاوه\nبر ایفای خدمات مهمه تنمیه شان بحضور ذات شاهانه خدمات درستی را در هنگام ریاست تنظمیه\nشان در لوگر و ایفای دیگر اجراات متینی را در امور جنوبی فرموده اند ـ اینك در اثر خادم\nنوازی و تقدیر از خدمات اخلاص کیشان همایونی جناب محمد یوسف خان سرمنشی برادر مهر\nپرور حضرت مرحوم مغفور محمد حسین خان مستوفی الممالك حکومت سراجیه) بحکومت اعلی سمت\nمشرقی از حضور مبارك پادشاهی مفخر ومباهی شده عجالتا بروز دوشنبه ٢٦ بسواری موتر عزیمت\nفرمای محل ماموریت شان گردیدند .\nحبیب الاسلام : ازین حسن نظر و انتخاب پادشاهی و تقرر جناب محمد یوسف خان سرمنشی بحکومت\nاعلای سمت مشرقی درین موقع که صید قلوب اهالی بحکومت حبیبی از حد زیاد بکار است و می بایست\nکه مامورین دانشور در تسلیت خاطر و ازاله خوف و خشیت افراد نادان آن سامان فوق العاده\nاظهار جدیت و فعالیت کنند اظهار مزید تشکر و امتنان خود را نموده طوریکه بحاکم صاحب اعلی عرض\nتبريك میکنیم افزون تر از ان سکنه مشرقی را بداشتن همچو يك حکمران عدالت کیش عالی\nشان مبارکباد گفته به دعای حسن موفقیت و کامیابی حاکم صاحب کلان خود را خاتمه میدهم ."}
{"book": "adl0955", "page": 429, "text": "٤٢٤\n\nطغیان یک حصه از اکراد ترکیه\n\nاز بیروت اطلاع میدهند که عده از کردهای کوهستانی بدولت ترکیه طغیان کرده اند کردهای مذکور در اول وهله دو دسته بوده اند واخیرا متفقاً امامی بطرف وان حمله برده ودولت ترکیه قوای کاملی برای سرکوبی آنها اعزام داشته در قره کلیسا وارض روم با انها مصادف شده ولی شکست خورده اند. ویکی دو نقطه مهم را متصرف شده اند .\n\nترکیه ویونان\n\nدر محاربات چند سال قبل جنگ یونان و ترکیه باین شکل خاتمه یافته بود . که یونانیها چند ملیون پوند بدولت ترکیه غرامت جنگ بدهد ولی اخیرا یونانیها ازدادن وجه مزبور خود داری کرده اند دولت ترکیه بتمام مملکت خود امر کرده است که املاک علاقه یونانیها را در انجاها ضبط کرده وبخزینه دولت ترکیه بابت غرامت جنگ را تسلیم نمایند . ( رهبر اسلام ) .\n\nخلاصه بیعت نامه های اخلاص ختامه ملت افغانستان بحضور (عدالت ظهور خادم دین رسول الله امیر حبیب الله خان سلعا لغتان)\n\nاز مزارشریف عالیجاهان میر نظام الدینخان مفتی محکمه خواجه عزیز احمد خان وکیل حکومت خواجه عبدالرسول خان وکیل ماموریت مالیم محمد اسمعیل ساریافی - غلام نبی خان کاتب گمرک- ملا قربان خان نجار وباقی ۲۳۰۰ نفر دیگر از اعزه واشراقی .\nاز چهار سوڈ چار اسباب عالیجاهان عظم الدینخان - تراب لدینخان - محمد رحیم خان محمد اعظم خان - شیر علم خان - عصمت الله خان وباقی ۸۳ نفر ازاعزه واشراف دیگر .\nازسر اسباب دمانعنانان عالیجاهان ملا عزیز احمد خان - ملا سید محمد خان امام مسجد - ملا صالح محمد خان - تاج محمد خان - میرزامحمد سرورخان - ملاعبدالغیاث خان حکیم - محمد اسحق خان وباقی ۱۴۸ نفر از اعزه واشراف .\nاز اهالی لوگر . عالیجاهان محمد شریفخان مفتی - ملا خدای نظرخان - جانشاهخان- ملاعبد الوهاب خان ومحمد افضلخان ملاعبدالرحیم خان - سعید الدینخان - محمد عمرخان - عبدالغفورخان - محمد نعیم خان وملاعبدالواحد خان علی خان - شاهنور خان - شهنوازخان - فقیرمحمد خان - ومحمد افضلخان - ولی محمد خان - حبیب الله خان - وباقی مهر وامضای ۵۵ نفر دیگر از اعزه واشراف ومشایخ وعلما واعیان در ٤ قطعه .\nاز اهالی میدان : عالیجاهان صوفی محمدعزیزخان و حاجی صاحبخان - وشاد ولعخان و پاینده محمد خان ومحمد حسن خان و کند لخان - عبدالغنی خان - عبدالقدوسخان - محمد ایازخان حاجی محبوب خان - ملاحضرتشامخان وباقی مهر ونشان وشصت ٢٦٣ نفر دیگر از اعیان واشراف در ٣ قطعه .\nاز قریه سلطان صاحب متعلق غزنی : عالیجاهان ملامحمد امین خان وکیل وملک حبیب الله خان با مهر وامضای ۲۰۱ نفر دیگر از اعزه واشراف ."}
{"book": "adl0955", "page": 430, "text": "از دره علی شنگ لغمان : عالیجاهان مولوی سید عالم خان ومحمد رحیم خان و جانان خان\nو خلیل الرحمن خان وباقی مهر و امضای ۱۰۲ نفر دیگر از اعزه و اعیان .\n\nاز تاله و برفک قطغن ۸ رمضان : عالیجاهان ملا خود محمد خان ملا امام - غلام رسول\nخان وکیل - ملا خوشوقت خان - ملا غلام حیدر خان - غلام محمد خان وکیل - محمد رحیم خان\nسید محمد خان - محمد بیک خان - فضل احمد خان - ملا سید قدمخان - لعل محمد خان قریدار -\nعبد الله خان وباقی مهر و امضا و اسامی ٦٤ نفر دیگر از اعزه و اشراف در ۲ قطعه .\n\nاز غوری و بغلان : عالیجاهان عزیز احمد خان - یار محمد خان - وکیل و محمد کریم خان و فققه\nمحمد گل خان - جاننیاز خان و گل محمد خان و گل احمد خان وباقی مهر ونشان شصت ۱۸۱ نفر\nدیگر از اعزه واشراف .\n\nاز خرم وسارباغ: عالیجاهان میرزا محمد امین خان ومیرزا حمید اللعنا . میرزا محمد یوسف خان\nمحمد حسین بای - محمد موسی خان وباقی مهرونشان شصت ٤١٨ نفر دیگر از اعزه واشراف .\n\nاز خوست: عالیجاهان سید احمد خان - سید اسحق خان ومیر سید بهاءالدین خان -\nحسین علیخان ومیرزا محمد حسن خان - میر عبد الله خان ومحمد قاسم - ملا سید محمد - ملا محمد\nنبی وباقی مهر و امضا ونشان شصت ٤٥ نفر دیگر از اعزه واشراف .\n\nاز تکاب : عالیجاهان سید بهاءالدین خان - میر محمد یعقوب وعبد الرحمن - دولت محمد\nو رجب علی - حسین علی وباقی مهر وامضای ٧٥ نفر دیگر از اعزه واشراف .\n\nاز کلفگان قطغن : عالیجاهان سید ولی داملا - امان الله داملا - محمد ابراهیم داملا -\nخان محمد داملا - ملا محمد حسن ومولوی عبد المومن و باقی مهر و امضای ٢٣٦ نفر دیگر از اعزه و\nاشراف .\n\nاز چال و اشکمش : عالیجاهان ملاعبد الرحمن خان - وعبد القادر و عبد الاحد فقیرخان و\nملا عبد الخالق و غلام حیدرخان وكيل وملا فیض محمد وباقی مهر و امضای ۱۰۳ نفر دیگر از اشراف\nواعیان .\n\nاز چاه آب: عالیجاهان اقسقال حفیظ الله وسید علی گل و محمد شریف وغلام نقشبند و\nسید صادق وبرهان الدین وعبد الجلیل و پادشاه میر ومحمد یونس و باقی مهر وامضای ۸۰ نفر دیگر از\nاعزه واشراف .\n\nاز غوری :عالیجاهان ملاعلی محمد خان قاضی سابقه وداملا حسین محمد خان - داملا دوست\nمحمد خان ومحمد کریم خان وکیل افغانی - محمد امین خان وکیل ومولوی عطاء الله و باقی مهر وامضای -\n٣٥ نفر دیگر از اعزه واشراف .\n\nاز ینگی قلعه قطغن : عالیجاهان سید نظام الدین وملا حنیف الله - ملاجل داشر وداملا حامد اد\nفیروز وباقی مهر وامضای ٤٧ نفر دیگر از اعزه واشراف ."}
{"book": "adl0955", "page": 431, "text": "ـ ٤٢٦ ـ\nاز بغلان : عالیجاهان محمد دین و ملا محمد صابر و عبدالغفار بای و محمد هاشم بای ـ\nحاجی الله نور بای و یا ر محمد بای ـ لنگرخان بای و ملك بای و برکت الله والله نور و محمد نور و ـ\nعزیز احمد وخدایتور وباقی مهر و امضای ٦٢٠ نفر دیگر از اعزه و اشراف .\nاز قندز : عزیزخان متنباشی سابقه ـ محمد کرم وکیل افغانیه ـ عبدالرحمن عمرخیل و\nحاجی امام نظر وباقی مهر ونشان شصت ۱۲۷ نفر دیگر از اعزه و اشراف .\nاز رستاق : عالیجاهان شاه معصوم مودودی و داملا غلام شامو د املا عابد خواجه ومفتی\nشمس الدین ومحمد رسول کوتوال وباقی امضا ومهر ۳۰۰ نفر دیگر از علما ومشایخ وعلمای ملکی\nو نظامی وغیره اعیان و اشراف .\nاز زرمت : عالیجاهان سید حضر تشاه ـ عبدالکریم خان ـ محمد افضل خان ـ صالح محمد\nخان ـ جمعه گل ـ ملا عبدالمجیدخان مدرسہ نزائی ـ ملا حسام الدین خان ملا سید امین خان\nملا عبد الوهاب خان ملا قنبر احمد خان ـ ملك جبار خان ـ وملا غلام محمد خان وملا عبد الکریم\nخان ملا محمد صدیق اخندزاده ـ ملا عبد القیوم ـ ملا امین الله خان و عبد القدوس خان وسید حضرت\nشاه خان ملا محمد حسین و عبد القيوم وباقی مهر وامضای ٤٢٨ نفر دیگر از اعزه واشراف ۲ قطعه .\nاز شیخ آباد وردك : عالیجاهان ملا احمد جانخان مدرس خلیلی ـ ملا گل رحیم خان ـ ملا عبد الحکیم\nخان مدرس ـ محمد کبیرخان ـ گلبدین خان ـ میر حسن خان ـ عبد القیوم خان ـ الله داد وملال شیر\nعلیخان ـ صوفی پیر محمد ـ ملك نور وباقی مهر وامضای ١٥٣ نفر دیگر از اعزه و اشراف .\nاز مرکز قطغن وبدخشان : عالیجاهان عظیم الله خان نائب الحكومه وسید محمدخان مستوفی\nغلام رسول خان منشی دربار ـ امیر محمد خان مدیر واردات ـ امیر محمد خان مدیر گمرك ـ وعبد الرحيم\nخان وکیل غندمشر ـ عبد الغفارخان قوماندان کوتوالی ـ ملا عبد الرزاق وباقی مهر وامضای ٢٠٥\nنفر از مامورین ملکی و نظامی .\nاز اندراب : عالیجاهان امیر محمد خان ـ سید شاه خان و عنایت الله ـ شمس الدین ـ علی احمد\nوسید حبیب ـ ارباب امیر محمد ـ محمد امین ـ محمد اکبر ـ ملا محمد نقی ـ عبد الله ـ محمد مومن ـ\nمزار وکیل وباقی مهر وامضای ۱۲۷ نفر دیگر از اعزه و اشراف ۲ قطعه .\nاز هزاره قوزی اندراب : عالیجاهان ملا محمد افضل وبای مراد بای ـ عزیز خان ـ عبد القادر\nو صوفی بایمن از وباقی مهر و امضای ۱۸ نفر دیگر از اعزه و اشراف .\nاز خنجان : عالیجاهان برهان الدینخان ملا امام و ملاخدادوست ـ ملاغلام محی الدین خان\nو ماضد را لدینخان ـ ملاعبدالواحدخان وملا نیاز محمد خان وباقی مهر وامضای ۱۸ نفر دیگر از اشراف\nاز دوشی : عالیجاهان میرزا سراج الدینخان ومیرزا بازمحمدخان ملا صالح محمد خان و\nحفیظ الله خان وباقی مهر وامضا ۲۸ نفر دیگر از اعزه واشراف ."}
{"book": "adl0955", "page": 432, "text": "ـ ٤٢٧ ـ\n\nاز كبله كى : عاليجاهان غلام محمدخان اخندزاده وملا محمدعلیخان ملا امام محمدگلاب خان وکیل سابقه وملا عمرگل خان ملاامام ومحمدعمرخان وباقی مهر وامضای ۱۸ نفر ديگر از اعزه .\nاز قوری . ملا غلام محی الدینخان ومحمداکرمخان ـ محمدفیروزخان و فقیرمحمدخان ـ صالح محمدخان وباقی مهر وامضای ۸ نفر ديگر از اعزه واشراف .\nاز برکه وتیمز : عالیجاهان ملا عزیزمحمدخان وصالح محمدخان محمد یار بای ومحمدولی ملا سیدعلی و ملا سیدمحمد .\nاز میدان . عالیجاهان خواجه محمدخان ـ عبدالله خان ـ ملك ـ ملاعبدالله ـ ملا فضل حمدخان ـ ملا عبدالله خان ـ بهرام خان ـ عبدالله خان ـ سیدعلم خان ـ محمدحسین خان ـ وباقی مهر وامضای ۲۸ نفر ديگر از اعزه واشراف .\nاز خوات واموخال نورك : عالیجاهان احمدشاه خان وحبیب الله خان وجلندرخان ـ و غلام علیخان وملا عبدالله خان ومحمد صدیقخان وغریب شاه خان وعبدالوهاب خان ـ عبدالقدوسخان وعبدالظاهرخان وباقی مهر وامضای ۸۰ نفر ديگر از اعزه واشراف .\nاز لغمان : [ILL] عالیجاهان غلام جانخان وکیل وحاجی اقاجان وکیل ـ محمدامین خان وكيل وملا شجاعخان وجلادخان ـ تاج محمدخان ـ شاه اسلام خان ـ حسام الدینخان ـ ـ محی الدین خان رضاخان شاه اسلام خان ـ حسام الدینخان ـ محی الدین رضاخان وباقی مهر و امضای ٦٤٧ نفر ديگر از اعزه واشراف واعیان .\nاز فرقه ئی وزيلاني : عالیجاهان ملاعبدالله خان ـ وملاقربان ـ احمدخان وملاانعام الدین خان ـ وملا عبداللطیف خان وملا اتاگل خان وملا سیدکریمخان وملا غلام رسول خان امیرخان ـ و عبدالمجیدخان ـ عبدالغیاث خان وکندل خان ـ نورالدینخان وعبدالمجیدخان وصاحبدین خان وباقی مهر وامضای ۱۸۰ نفر ديگر از اعزه واشراف .\nاز کوه صافی : عالیجاهان حاجی عبدالخالق خان ومحمدیعقوب خان وپادشاه گل خان و محمداکرم خان وعبدالغفارخان وعبدالرحمن خان ـ محمدحسین خان وعبدالقدوسخان وباقی مهر وامضای ٣٦ نفر ديگر از اعزه واشراف .\nاز غزنی : عالیجاهان عزیزالله خان امام مسجد گذر ـ ملافقي محمد امام مسجد وملا محمد وصی خطیب وسراج الدین خان وخواجه احمدشاه خان وملا یارگل خان وباقی مهر وامضای ۲۰۱نفر ديگر از اعزه واشراف .\nاز بدخشان . ملامحمدعثمان خان ـ مدرس حاجی ملا عبدالحكيم خان ـ ادینه محمدخان ـ و ملاعبدالجبارخان خطیب ـ عیدی محمدخان قاری وباقی مهر وامضای ٣٦ نفر ديگر از علما ومشايخ و اعزه و اشراف .\nاز دره شیزه وباقی فريجات اندری : عالیجاهان مبینخان وحبیب الله خان ومحمدجان خان و میرعزیزالله خان وامیرمحمدخان ساکن دره وباقی مهر وامضای ٢٥٠ نفر ديگر ."}
{"book": "adl0955", "page": 433, "text": "- ٤٢٨ -\n\nاز سوزائی ترمت : عالیجاهان ملا عبد الله خان ومیر گل محمد خان وملا عبد العلیم خان ـ\nوخان محمد خان وملا حیدر خان ود ر محمد خان وباقی مهر وامضای ۱۱ نفر دیگر از اعزه و اشراف .\nاز دیمیرداد وردك : عالیجاهان خدایدادخان ومحمد حسن خان وخدا رحم خان ـ\nجلال الدین خان ـ وطره باز خان ومحمد علم خان وباقی مهر وامضای ۱۳ نفر دیگر از اعزه\nو اشراف .\nاز خان آباد وقند ز وباقی مضافات قطغن : عالیجاهان ملا عبد الله خان وملا محمد ولی خان\nوتیمور شاه خان ومیرزا محمد خان واکبر شاه خان وباقی مهر وامضای ۸۰۰ نفر دیگر از اعزه واشراف\nفقط ٤ قطعه .\nاز علاقه انجمن عالیجاهان محمد اکرم خان علاقمدار وامیر محمد خان غلام حیدر خان ـ\nغلام شاه خان ـ مروت شاه خان وباقی مهر وامضای ٣٥ نفر دیگر .\nاز علاقه راغ : عالیجاهان صدرالدین خان ـ لعل محمد خان ـ علاقدار ـ داملا شاه خان ـ\nملا سید برهان الدین خان ـ ملا محمد اکرم خان ملا میر غلام خان حسین علی خان وباقی مهر وامضای\n۸۳ نفر دیگر از اعزه واشراف .\nاز علاقه کشم : عالیجاهان ملا محمد یونس خان مدیر، وملا عبد الولی خان مولوی نجم الدین\nخان وملا محمد حسین خان ـ سید امام الدین خان خطیب نظام الدین خان وباقی مهر وامضای\n٢٥٠ نفر دیگر از اعزه واشراف وسادات وعلما .\nاز جرم خاش : عالیجاهان سید حسین خان مامور مالیه وکیل حکومت جرم وملا غلام محی الدین قاضی\nخان قاضی خاش ومحمد عزیز مفتی ـ محمد قاسم خان مدیر ـ عبد الرسول خان وکیل ـ غلام محمد\nمعصوم مجددی و باقی مهر وامضای ٢٧ نفر دیگر از اعزه واشراف .\nاز علاقه خواجه عار قطغن : عالیجاهان سلطان ایشان خان ود، ملا قمر الدین خان وکمال\nخان وغلام جان خان وباقی مهر وامضای ۱۳۸ نفر دیگر از اعزه واشراف .\nاز علاقه فرخار تالقان : عالیجاهان داملا سلیم خواجه ملا حکیم خان وملا کریم خان ملا گدای\nمحمد خان ملا محمد ولی خان ومحمد ایوب خان وباقی مهر وامضای ۳۹۷ نفردیگرا زعلما سادات واعزه\nواشراف .\nاز علاقه شهر بزرك : عالیجاهان غلام محی الدین خان علاقمدار ومیرهاشم خان ـ صاحب نظر\nخان وغلام محمد خان وقرجه بای خان ـ ملا خدای بردی خان وملا عبد الحکیم خان ـ محمد قد رضا\nخان ولد سعد الله خان وباقی مهر و امضای ۷۱۲ نفر دیگر از اعزه واشراف .\nاز دره عریان وردك : عالیجاهان شا مراد خان کپتان وملا عبد العزیز خان ولاله نظر خان و\nصاحبداد خان ومحمد علم خان وپیر محمد خان وباقی مهر وامضای ۹۷ نفر دیگر از اعزه واشراف .\nاز شقنان : عالیجاهان میر حبیب الله خان علاقہ دار وغلام شاہ خان دلگی مشر ـ شکرالله"}
{"book": "adl0955", "page": 434, "text": "- ٤٢١ -\n\nقندخان وابراهيم خان ـ مراد محمدخان وباقی مهر وامضای ٥٨ نغر دیگر از اعزه واشراف.\nاز محمد اغه‌لوگر: عالیجاهان ملاعبد الرحیم‌خان ـ عبدالغفارخان ـ اخترمحمدخان ـ عبدالغفورخان ـ\nویس‌محمدخان ـ گل‌محمدخان ـ عزیزخان ـ خیرمحمدخان ـ محمدعلم‌خان ـ فیض‌محمدخان ـ\nغلام جان‌خان ـ گل‌دین‌خان ـ خانگل‌خان وباقی امضا ومحر ۱۸ نفر دیگر از اعزه واشراف ـ در\nدو قطعه.\nاز گذر گدری‌کابل تاریخ ٥ شعبان لله : عالیجاه فیض‌محمدخان ـ میرزامحمدهاشم‌خان ـ جان\nمحمدخان ـ خیرمحمد ـ محمدسرورخان ـ محمدیوسف‌خان ـ وباقی مهر وامضای ٥٠ نفر دیگر از اعزه قند\nواشراف دیگر.\nاز گذر پایان چوک‌کابل وچنده سردارخان : خان‌وشیربچه‌ها : عالیجاهان محمدایوب‌خان\nکلانتر ـ ملاغلام محمدخان امام مسجد ـ غلام‌محی‌الدین‌خان ـ علی‌احمدخان ـ حاجی‌محمد افضل\nخان تجار وباقی مهر ونشان شصت ۱۸ نفر دیگر از اعزه واشراف.\nاز کل‌علی رضاخان. عالیجاهان‌ولی‌محمدخان ـ محمدیوسف‌خان ـ نظام‌الدین‌خان ـ محمد انور\nخان ـ میرمحمدحسن‌خان ـ احمدشاه‌خان ـ محمدانورخان ـ وباقی مهر وامضای ٥٣ نفر دیگر از\nاعزه واشراف.\nاز خواجه رواش : عالیجاهان ملك‌محمد‌محسن‌خان ـ محمدشریف‌خان ـ پاینده‌محمدخان ـ\nنظام‌الدین‌خان ـ محمدعثمان‌خان ـ داودشاه‌خان ـ وباقی مهر وامضای ۳۲ نفر دیگر از اعزه واشراف.\nاز تاله‌وبرفك. عالیجاهان‌محمدرحیم‌خان ـ سیدمحمدخان ـ نیك‌محمدخان ـ فضل‌احمدخان ـ\nملا سید قدیرخان ـ لعل‌محمدخان‌قریه‌دار ـ دلا‌خان‌ وباقی امضا ومهر ۷۳ نفر دیگر از اعزه واشراف.\nاز کلالی قطغن. عالیجاهان خورده گل‌خان ـ مرزا ملك‌باشی اقامیرخان ـ غائب‌دادخان ـ\nعلی‌رضاخان وباقی مهر وامضای ۸۳ نفر دیگر از اعزه واشراف.\nاز چكچك. فرمان‌بیک ـ عالیجاهان محمدقاسم‌خان ـ تولیمشر سابقه ـ محمدیوسف‌خان و\nمحمدامین‌خان ـ شیرعلم‌خان ـ سید‌غریب‌خان ـ محمدعلم‌خان وباقی مهر ونشان شصت‌۱۸نفر\nدیگر از اعزه واشراف.\nاز حصه ۲ چهاردهی. عالیجاهان‌میرمحمد‌کاظم‌خان ـ محمدخان‌کندکمش ـ میرزامحمدخان ـ\nفقيرملك‌خان ـ نظام‌الدین‌خان ـ عبدالغفورخان وباقی مهروامضای ٤ ۱نفر دیگر از اعزه واشراف.\nاز زرمت سمت جنوبی. عالیجاهان سیدحضرت‌شاه‌خان ـ عبدالکریم‌خان ـ محمد‌افضل‌خان ـ\nصالح‌محمدخان ـ جمعه‌گل‌خان ـ دادمحمدخان ـ باقی امضا ومهر ۲۲ نفر دیگر از اعزه واشراف.\nاز ارغنده وپغمان ومتعلقات ان. عالیجاهان شاه محمدخان ـ پاینده‌خان ـ عبد‌المحمدخان ـ\nعبدالرحمن‌خان ـ عبدالمجیدخان ـ عبدالکریم‌خان وباقی مهر وامضای ٤٠٥ نفر دیگر از اعزه واشراف."}
{"book": "adl0955", "page": 435, "text": "از چهاردهی کابل . عالیجاهان میر احمد شاه خان میر صابر شاه خان - میرزا محمد یونس خان -\nمیرزا محمد حسن خان - سید نبی خان - حاجی میر سراج الدین خان و باقی مهر و امضای ۷۱۹ نفر\nدیگر از اعزه و اشراف .\nاز حاجی بيك كوهدامن . عالیجاهان طاوس خان و امام الدین خان و گل محمد خان وباقی -\nاعزه و اشراف .\n\nمد وجزر اسلام حصه (۹) ما بعد از شماره ۳۰ .\n\n(شعر) اگر از رونق افتاد است ( ایران) نیز هم\n( هند) گر سرمست غفلت شد (خراسان نیز هم)\n(پارس) گر پامست افلاس است (توران) نیز هم\nگر برون شد (اندلس) از دست (یونان (۱) نیز هم\nباید ریخ ان ملك (تونس (۲) اخ ان (رومیلیا) (۳)\nگر (فرانسه) غصب کرد آن (سند گر (بلگاریا) )\nخیز تا برگرد (افریقه) (۴) بپاشیم اشکبار -\nگا مبر (تتارور) (٥) ویران رانور (٦) گه کییم زار\nگاه نشینیم از خیال (شهر الزهرا) (۷) سوگوار\nگامیصیا د غزب (۸) می باشیم هر دم بی قرار\nیاد کردن دوستان را از مروه دور نیست\nپیش مانیان عهد دوستی مـحـاور نیست -\nآن قدر راندیم یکدم تا وطن شد ناپدید\nهرچه بود از زاد راه باما بپایان در رسید\nرخت رفته کارما آخر برسوائی کشید\nدر غریبی جان ما از بهر خود آفت خرید\nباد صحرائی وزید و بخت ما را خوار کرد\nناگهان سیل درامد رخت ما را آب برد -\nدر (عرب) جرات نماند و در (عجم)\nدر (بخارا) شوکت ود ر (بلخ ) هم صولت نماند\nدر (خراسان) قوه و در (قرطبه)\nشوره اندر (مصر) ود ر هند وستان) دولت نماند\nرفت رفته قره اقبال ما گردید\nتا هجوم آورد سختی عیش ما گردید تلخ -\nنسل گر باقی است لیکن جوهر همت کجاست\n(هاشمی) غیرت کجا و (خالدی (۹) جرئت کجاست\nزور ایوبی (۱۰) کجا و طارقی (۱۱) نصرت کجاست\nغزنوی شوره (۱۲) کجا و موسوی (۱۳) شوکت کجاست\nاین زمان زان نامداران جز نشانی بیش نیست\nسرگذشت عهد یاران جز بیانی بیش نیست -\n\n۱) قلق ملك يونان تابع سلطنت اسلامبول بود واکنون از سنه ۱۸۲۷ ع از ربقه اطاعت سلطان\nروم آزاد شد .\n۲) تونس در افریقه مملکتی است که اهل اسلام انرا در قرن اول فتح نموده بودند و دولت\nابو موسیابیه و عبید یه یکی بعد از دیگری بران تسلط میداشت تا انکه درسنه ٦١٠ هـ ١٢١٣ ع\nعبد الواحد بن ابی بکر بن عمر الحفصی که از طرف ناصر بالله محمد بن یعقوب بن یوسف بن عبد المومن\nخلیفه مراکش بران استیلا فل یافته سلطنت جداگانه در ان سرزمین قایم ساخت تقریبا ۳۷۹ سال -\nخاندانش بران حکمران بود بعد از انقلاب ادوار در تعرف دولت هسپانیه در آمد و فرنگیان بران -"}
{"book": "adl0955", "page": 436, "text": "-٤٣١-\n\nقبض و تصرف نمود تا انکه در سنه ١٥٢٧ عيسوي سنه ٩٨٢ هجري حضرت سلطان سلیم بن\nسلیمان اعظم ان را باز در حوزه حراست اسلام اورد والحال از تصرف دولت عليه عثمانیه نیز بدر\nرفته و تحت اثر دولت فرانسه است .\n٢) رومیلیا بیشتر از باج گذاران سلطنت اسلامبول بود حال بلغاریا ان را از تصرف سلطان روم\nگرفته است .\n٤-٥-٦) مسلمانان در افریقه از بحر گذشته تا لب اب تیمرو کنا و وانتاوه رسیده تکرر و\nکوکو را متصرف شده در اتور و بژکو و بما کورا در سواحل افریقه گرفته از دیگر طرف باب المندب\nرا عبور کنان بزنگبار رسید ، مندسون - سنده - مواسا - کلو- موزمبیق - را بندر گاه خود -\nساختند که فعلا برخی از انها در تصرف انگلیز و بعضی در ممالک فرانسه و چیزی در پرتقال است.\n٧) این شهر را تام و اموی در اندلس بالای کوهی تعمیر نموده است .\n٨) نام حصه جنوبی مفتوحه پرتقال و افریقای ( مغرب والمغرب) نهاده بودند که اروپائیها\nنیزانرا (الگار) میگویند این حصه تا ٧٤٠هـ ١٣٤٠ ع در قبضه خلفای بنی امیه اندلس\nبوده الان نام اسلام از ان مقام برافتاده است. ابوبکر بن عمر ملتمونی در ٤٥٠هـ ١٠٥٨ ع\nشهر اكمت را گفته از تلمسان تا بحر محیط سلطنت خود را وسعت داده مراکش را پایتخت خود\nقرار داده بود.\n٩) حضرت خالد بن ولید سیف الله که سپهسالار اسلام وفاتح دمشق وشام است رضی الله عنه .\n١٠) خاندان ایوبیه که از ٥٦٦هـ ١١٧١ تا ٩٢٢هـ ١٥١٦ع بمصر سلطنت کرده اولشان\nالنصر صلاح الدین یوسف بن ایوب فاتح بیت المقدس رح است .\n١١) طارق بن زیاد الصدفی اولین فاتح اندلس در ٩٢هـ ٧١١ ع که ( جبل طارق) بنام او مشهور شد .\n١٢) با انکه اسلام از مدتی هند را منور کرد ه بود بنیاد سلطنت اسلامی هند از برکت حکومت غزنوی\nدر ٣٦٧هـ ٩٦٦ع قائم شد اگرچه خود سبکتگین از سند عبور نکرده ولی سلطان محمود رح\nتا بسومنات رسیده در بنیاد کفر تزلزل افگند .\n١٣) نی نصير البكر سپهسالار ولید بن عبد الملك فاتح اندلس که طارق غلام او بود ، .\n\n( کابل مطبعه ، سرکاری )\n\nختم"}
{"book": "adl0955", "page": 437, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0955", "page": 438, "text": "[BLANK PAGE]"}
