{"book": "adl0950", "page": 1, "text": "Afghanistan Digital Library\n\nadl0950\n\nhttp://hdl.handle.net/2333.1/ffbg79t5\n\nThis is a PDF version of an item in New York University's Afghanistan\nDigital Library (http://afghanistandl.nyu.edu/). For more information about\nthis item, copy and paste the \"handle\" URL above into a web browser.\nWhen referring to or citing this item please use the \"handle\" URL\nand not this document or the URL from which you downloaded it.\n\nAll works presented on New York University's Afghanistan Digital Library website are, unless\notherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely\nreproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\nNYU Libraries, Digital Library Technical Services, dlts@nyu.edu"}
{"book": "adl0950", "page": 2, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0950", "page": 3, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0950", "page": 4, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0950", "page": 5, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0950", "page": 6, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0950", "page": 7, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0950", "page": 8, "text": "وزارت معارف\nریاست دارالتالیف\nسلسله ۱۱۴\nتاریخ ۸\n\nقسمت ثالث\nمطابق پروگرام صنف ششم، و سوم رشدیه، و دارالمعلمین\nبتحریر آقای اشرفی معلم مکتب امانیه\nلیسانس حقوق\nو تصویب ع، ج فیض محمد خان وزیر معارف\nدر مطبعه شرکت رفیق طبع گردید.\n۸ جوزا ۱۳۰۶\nطبع اول\nتعداد طبع (۳۲۰۰)"}
{"book": "adl0950", "page": 9, "text": "پهلواني"}
{"book": "adl0950", "page": 10, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0950", "page": 11, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0950", "page": 12, "text": "مقدمہ\n\nمعمولاً مورخین تاریخ ما قبل شورش فرانسه را بدو دوره\nتقسیم مینمایند، دوره وسطی و دوره جدید عموماً ابتدای تاریخ\nجدید را از اواسط قرن پانزدهم یعنی سنة ۱۴۵۳ گرفته و حقیقة هم در\nمزبوره دو واقعه برجسته در اروپا اتفاق افتاد - در سمت شرقی\nترکها قسطنطنیه را فتح کرده و دست جانشینان امپراطوریکه\nروم را از انجا کوتاه نمودند! در قسمت غربی فرانسه پایه انغلیه\nکاستیلن بکلی از خطر تسلط انگلیس ها نجات یافته و بجنگ صد ساله\nخاتمه بخشیدند.\nتمیز بین قرون وسطی و جدید فقط از روی توالی موضو نی نیت\nبلکه واقعاً هر یک از دو دوره دارای صفات و مشخصاتی"}
{"book": "adl0950", "page": 13, "text": "۲\nبوده است چه در ماقبل و مابعد قرن پانزدهم اختلافات بزرگی\nاز نقطه نظر تشکیلات داخلی، وچه از نقطه نظر روابط خارجی ممالک\nدر قطعه اروپا، و خصوصاً در قسمتهای غربی آن بنظر میرسد، در قرون\nوسطی سیاست در تحت تاثیر دو فکر متضاد وحدت وتجزیه\nجریان داشت، فکر وحدت از یادگارهای امپراطوری روم\nو پس از ۳۹۵ م ، وتجزیه امپراطوری بازهم در خاطره ها باقی بود\nبعدها که مرور زمان این فکر را از نظر عوام محو کرد، مردمان دانسته که از\nحيث عده بسیار کم، ولی غالباً از کشیشان وطبقات متنفذه بودند\nآنرا نزد خود محفوظ داشته پرورش میدادند، مقصود اینها ایجاد\nیک اتحاد سیاسی، وبالآخره اتحاد مذهبی بوده که اروپا را در موقع\nدر حکم مملکت واحد در آورد، آمال این اشخاص در ۸۰۰ م موقعیكه\nشارلمانی پادشاه فرانسه در روم تاج امپراطوری روم را بسر\nگذاشت بحقیقت پیوست .\nمدت پیشرفت طرفداران وحدت کوتاه بود، و کمتر از پنجاه\nسال بعد از تاجگذاری شارلمانی فکر تجزیه طلبان غلبه نمود ۸۴۳ م"}
{"book": "adl0950", "page": 14, "text": "۳\n\nدر معاهدهٔ وردن امپراطوری بین نوادگان موسس به سه مملکت\nتقسیم گردید، و سپس هر کدام نیز بتقسیمات کوچکتری منقسم شده\nتا اینکه قبل از ختم قرن نهم در هر یک ازین ممالک هم شاهزادگان\nمستقلاً حکمرانی مینمودند، بسبب عمدهٔ این تجزیه با ضعف سلاطین\nوعجز آنها از ادارهٔ مملکت وسیع خودشان بوده، و ضمناً هجوم وحشیان\nوخصوصاً تهاجم ثرمانده ها در فرانسه مردم را مجبور کرد، که برای\nحفظ خود پشتیبانی پیدا نموده وخویش را در دامان حمایت متنفذین\nو مقتدرین هر ناحیه بیندازند، در نتیجه وضع ملوک الطوائفی ظهور کرده\nو متجاوز از سه قرن یعنی قرون ده و یازده و دوازده دار و پا حکمفرما\nگردید، البته سلاطین هر مملکتی بجای خود باقی بوده ولی با اختیاراً\nفوق العاده محدود، و وظائفی کاملا معین .\n\nبا وجود این در تمام دورهٔ ملوک الطوائفی وحدت مذهبی\nمستحکم و برقرار مانده، تمام ملل اروپای غربی که شاید بیش از صد\nسلاطین و سنیور ها بودند ملت واحدی را تشکیل داده، و آن ملت\nعیسوی بود."}
{"book": "adl0950", "page": 15, "text": "۱۴\n\nرئیس روحانی، یا پاپ دارای اقتدارات بالنسبة زیاد،\nو پادشاهانی مانند فیلیپ اگوست پادشاه فرانسه فرد ریک باربروس\nامپراطور آلمان قدرت تم را ور انداختند- در قرن یازدهم و دوازدهم\nهم موقع جنگهای صلیبی ملاحظه گردید که چگونه تمام شوالیه های\nممالک غربی اروپا در زیر بیرق واحد مجتمع شده حرکت کردند.\nدرین زمان مذهب و کلیسا بر همه چیز، حتی علوم و صنایع\nنفوذ و تاثیر داشته، و رهبانان و کشیشان در صومعه ها و دارالعلومها\nتعلیم علوم و معارف میکردند، بهترین نمونه هر صنعتی خواه معماری\nیا حجاری و نقاشی، قلم کاری، زرگری وغیر هم در کلیساها جلوه گر بود.\nدوره تکامل رسید، کوشش برای وحدت وطرز\nملوک الطوایفی شروع گردید، در قرن سیزدهم چهاردهم و پانزدهم\nتغیراتی واقع شد که قرون جدید را ظاهر میساخت، در داخل مما\nو خصوصا در فرانسه سلاطین قدرت مستقیم خویش را بسراسر مملکت\nبسط داده و با برطرف ساختن استقلال سینیورها مالک اراضی آنها\nگردیده و سلطنت حقیقی یافتند؛ ولی از طرف دیگر وحدت عیسویت"}
{"book": "adl0950", "page": 16, "text": "۵\nرو بتنزل نهاده، و پس از مناقشه فیلیپ لُ بل و بنیفاسث\nوسلطه پاپ تقریباً زائل گردید، پس ازین دیگر تاج سلاطین از بیم\nپاپها متزلزل نبوده ومطیع اراده او نمیشدند، با آنکه وحدت عقیده\nهنوز بین تمام ملل غربی اروپا باقی بود، اما نمیتوانست آنها\nبیک اقدام اجتماعی وادار نماید ـ از سنه کذا و مرگ سن لوئی دیگر\nکسی کمر برای جنگهای صلیبی نبسته، وجنگهائیکه مانند جنگهای\nصد ساله بین فرانسه و انگلیس عرض اندام نمود، هر ملتی خود را شنان\nومنافع خصوصی خویش را فهمید، از ینوقت جنگها جنبه مذهبی را\nترک گفته و برای حفظ استقلال ویا توسعه مملکت بوده است\nعلوم وصنایع نیز در دسترس عموم گذارده شده مردمان دیگری\nغیر از طبقه کشیشان داخل دائره تعلیم و تعلم گردیدند، در قرن پانزدهم\nماشین چاپ نوشتجات وکتب مفیده را برای هر کسی تهیه کرد\nبالآخره طبقه تازه در مقابل اعیان و روحانیون بنام اواسط الناس\nیا بورژوازی تشکیل یافته و سالها در قرون وسطی عنان امور را\nبدست گرفت، این طبقه که در قرن دوازدهم پیدا شده واز قرون بعد"}
{"book": "adl0950", "page": 17, "text": "از ثمرهٔ کار صنعت و تجارت خویش متمول گردیده بود کم کم مصدر\nمشاغل دولتی گشته و مشاورین پادشاهان گردید، و حتی در مدت\nجنگهای صد ساله کوششهای بیهوده نیز برای تعدیل اختیارات\nسلاطین فرانسه از ایشان ظاهر شد.\nدر قرون جدید هم دنبالهٔ این تبدلات ترک نگردید، اکتشاف\nاراضی جدید بر فعالیت فکر و تجارت ایشان افزود، در قرن شانزدهم\nظهور نمودم (اصلاحات مذهبی) و تفکیک مذهب عیسوی با کاتولیک\nو پروتستان آخرین عامل وحدت را از راه برانداخت.\nدر داخل ممالک اقتدارات سلاطین زیاد شده و بجانب\nسلطنت مطلقه تمائل پیدا کرد؛ هر مملکتی برای توسعهٔ خاک خود\nبپتکاپو افتاده، معهذا هر کدام کاملاً مواظب یکدیگر بوده و دول\nقوی را با تشکیل اتحاد هائی بر علیه او بجای خود مینشاندند.\nبنابرین فکر موازنهٔ اروپائی، یا تساوی قوای ممالک\nعظیمه را یکی از عناصر مهم سیاست آن دوره میتوان دانست."}
{"book": "adl0950", "page": 18, "text": "۷\nفصل اول\nاکتشافات بحری\nتشکیل مستعمرات - ادویه و فلزات قیمتی\nدر سالهای آخرین قرن پانزدهم، و ابتدای قرن شانزدهم\nبرای اروپائیان دنیای معلوم وسیعتر گردید: در جنوب اقیانوس\nاطلس قسمت جنوبی افریقا - در مشرق سواحل آسیائی اقیانوس هند\nوبالاخره در مغرب قاره جدید امریکا را کشف نمودند، کاشفین این\nنواحی بیشتر پرتقالیها، واسپانیولها بوده: ومخصوصا افتخار آن با\n\"واسکو دوگاما\" کاشف افریقا واسیا \"وکریستف کلمب\" (کاشف امریکا)\nمیباشد، بزرگترین سبب این اکتشافات قصد یافتن راه جدیدی\nبرای وصول هندوستان، و استفاده از مال التجارة پربهای\nآن مملکت بوده است. - دریانوردان ممالک ساحلی بواسطه داشتن\nقطب نما و ترقی فن بحر پیمائی با نهایت اطمینان مبادرت بمقصود کردند\nو این اثرات حالیه را در تمدن عالم باقی گذاردند، و نتیجه مستقیم اکتشافات"}
{"book": "adl0950", "page": 19, "text": "آنها تشکیل مستعمرات عظیمی توسط البوکرک برای پرتقال، وبوسیله\nفرناندکرتز وپیزار برای اسپانی گردید.\nاین دو دولت در قرن شانزدهم از غنی ترین ملل اروپائی بوده\nواستفاده های ثروتی مهمی نیز بدول همسایه خود داده اند.\nتجارت شرق\nتجارت محصولات آسیائی از قبیل ابریشم، مخمل، سنگهای قیمتی\nمروارید، چینی، عطریات، ادویه جات، دارچین و فلفل که در ان\nدوره بنام محصولات هندوستان در اروپا فروخته شده، و مصرف\nبسیاری داشت منافع فوق العاده بتجار میرسانید.\nاین محصولات فقط از دو راه یکی بری یا راه ابریشم -\n(آسیای وسطی، دریای سیاه) ودیگری بحری یا راه ادویه جات\nمیشد\n(بحر هند، بحر احمر، اسکندریه بیشتر توسط سوداگران عرب باروپا وارد\nمال التجاره های راه بری را تجار ژنوا، از دریای سیاه، واجناس\nراه بحری را تجار وینزی از اسکندریه در کشتیهای خودگرفته وبنقاط مختلفه\nاروپا میبردند."}
{"book": "adl0950", "page": 20, "text": "۹\nپس در واقع تجارت محصولات شرقی منحصر بمردمان این دو شهر\nو نفوذ و اقتداری که در قرون وسطی این دو جمهوری کوچک ایتالیائی\nپیدا کرده بودند از برکت همین تجارت و انحصار بوده است،\nتا اینکه کم کم ترقی و ثروت ونیز، وژنو، باعث جنبش حسد و غبطه\nسائر ملل ساحلی و بحری اروپا گردیده، و بخیال افتادند که غیر ازین\nدو راه، راه جدید دیگری مستقلا و مستقیما بهند، که سرچشمه تمام این\nثروت هاست پیدا نمایند.\n\nمعلومات جغرافیائی در قرون وسطی\nبرای مبادرت باین امر، بدوا تغییر و اصلاح افکار راجع\nبشکل زمین و بسط معلومات جغرافیائی لازم بود، اطلاعات\nجغرافیائی اروپا بپایان قرون وسطی فوق العاده کمتر از یونانیان،\nو رومیان بوده است.\nدر خارج از محیط خود بحر حوالی بحر مدیترانه، یعنی سواحل مراکش\nالجزیره، تونس، طرابلس، دلتای نیل و مصر، شامات، فلسطین\nو بالاخره آسیای صغیر جای دیگر را نمیشناختند، کر ویت زمین را"}
{"book": "adl0950", "page": 21, "text": "۱۰\nقبول نداشته و زمین را بشکل یک مربعی که مرکز آن بیت المقدس باشد\nتصویر میکردند و میگفتند که گرداگرد زمین را آب فرا گرفته، و تا حد\nدیوار هائیکه حصار زمین است بسط دارد، راههای شمالی بواسطۀ\nیخ و سرما، و راههای جنوبی بواسطۀ گرمای فوق الطاقه\nو امواج موحش برای آنها مسدود بود، پس با این صورت\nغیرطرق موجودہ کدام راه ایشانرا بسرمنزل مقصود میرسانید.\nترقی جغرافی- مارکوپولو-\nاز قرن سیزدهم معلومات جغرافیائی توسعه یافت، قسمتی\nاز آسیا برای اروپائیان کشف شد، پاپ اینوسان چهارم\nدر ۱۲۴۶ و سن لوئی در ۱۲۵۳ برای عقد اتحادی علیه مسلمانان\nبا خان مغول نمایندگانی بقره قورم فرستادند کمی بعد بین سنوات\n(۱۲۷۱ - ۱۲۹۰)یکنفر از اهالی وینژ موسوم به مارکوپولو مسافر\nبیست ساله در آسیا کرد، مشارالیه به پکن رفته هفده سال در چین\nاقامت داشته، و از راه هند و چین، هندوستان و ایران باروپا\nپس رفت، سه سال بعد از مراجعت خویش کتابی بهم بنام"}
{"book": "adl0950", "page": 22, "text": "عجائب و غرائب را بشرح مسافرت خود نوشته نشر نمود، انتشار\nاین کتاب با توصیفاتی که نویسنده از ثروت مردمان شرق و ابای\nبلاد آن نموده، بیشتر باعث تحریک اروپائیها شده، و عقیده\nجدید که پس از جنگهای صلیبی راجع بشکل زمین پیدا کرده بودند ایشانرا\nمصمم بمسافرت بآسیا ساخت.\nدر مدت جنگهای صلیبی، اروپائیان از اعراب علمی را\nکه ایشان از ملل قدیمه بیادگار داشتند کسب نموده و معتقد\nبکرویت زمین گردیدند، مطابق عقیده یونانیان چنان گمان میرفت\nاگر اروپا حرکت کنند و بخط مستقیم بجانب مغرب بروند بقطعه آسیا\nخواهند رسید، همچنین یونانیها میگفتند که سه قطعه، آسیا، اروپا، افریقا\nدر یک اقیانوس احاطه شده، پس در صورتیکه افریقا را دور بزنند.\nممکن است بهندوستان برسند، بر روی همین عقیده در ابتدای\nقرن پانزدهم، پرتقالیها مسافرت نموده و اولین اکتشافات را بعمل آوردند.\nترقی بحر پیمائی\nدر همان آوان، توسعه معلومات جغرافیائی و ظهور عقاید جدیده"}
{"book": "adl0950", "page": 23, "text": "۱۳\nتکمیلات فن بحر پیمائی و کشتی سازی صمیم مسافرین را تقویت نمود\nدرین رشته هم اروپائیان از جنگهای صلیبی استفاده های کرده\nو قطب نما و اسطرلابرا بدست آوردند.\nدر قرون وسطی مسافرتهای بحری فقط در آبهای مدیترانه\nو کشتیهای آنها کوچک کم ارتفاع و بطی بوده است .\nدر قرن چهار دهم موقعیکه خاک فرانسه از آتش جنگهای صد ساله\nمیسوخت، تجار وینزی مجبوراً میبایستی مال التجاره خود را از راه\nاقیانوس بفلاندر حمل نمایند، پس اصلاحاتی در کشتیها نموده برای\nهر یک سه دکل و پنج بادبان قرار داده ارتفاع آنرا قدری بیشتر\nکرده و بآلاخره کشتیهای نوع مخصوصی موسوم به کاراول تهیه کردند\nاین کشتیها دارای سی متر طول بالنسبة سریع السیر و تقریباً\nدر هر ساعتی ده کیلومتر طی مینمودند، و بواسطه ارتفاعیکه از سطح آب\nداشتند بهتر میتوانستند در مقابل امواج اقیانوس مقاومت نمایند\nبالآخره با همین کشتیها در قرن پانزدهم کاشفین پرتقالی قسمت\nجنوب افریقا و کریستف کلمب امریکا را کشف نمودند."}
{"book": "adl0950", "page": 24, "text": "۱۳\nپرتغالیها\nدر اقیانوس اطلس و سواحل افریقا، ملاحان ژنویی و فرانوی\nبر پرتغالیها سبقت گرفته‌اند، در نقشه که ۱۳۳۹ ترسیم و جدیداً\nپیدا شده است دماغۀ بوژادر- جزایر آسر، مادر قناری،\nدیده میشود، این مسأله محقق است که در مدت سلطنت شارل\nپنجم و ششم یعنی از ۱۳۶۴ تا ۱۴۱۰ دریانوردان دیپ و روئن\nتا بخلیج گینه رسیده بودند، و از سواحل عاج و طلا، خاک طلا و عاج\nبارو پا می آوردند، ولی فجایع جنگهای صد ساله و اشغال شمال\nفرانسه توسط انگلیسها رشتۀ این تجارت افریقائی را مقطوع ساخت.\nپرتغالیها در ۱۴۱۵ عملیات خود را شروع کرده در سال\n۱۴۳۳ بدماغۀ بوژادر و در ۱۴۴۱ بدماغۀ سفید و سبز رسیدند.\nدر (۱۴۷۱) از خط استوا گذشته و در ۱۴۸۵ مصب رود\nکنگو برای آنها کشف گردید.\nدر ۱۴۸۶ بارتلمی دیاز بدون اراده و بحکم طوفان وارد\nاقیانوس هند شده و تا محل حالیۀ ناتال رفت، و در حین مراجعت"}
{"book": "adl0950", "page": 25, "text": "۱۴\n\nمنتهای جنوبی افریقا را دماغه امید نامید.\nبالآخره در سال ۱۴۹۸، واسکودگاما خط سیر بارتلمی دیاز را\nتعقیب کرده ساحل شرقی افریقا را بالا رفته تا بمصب نهر زامبز\nدر مزامبیک و سواحل زنگبار رسید، و از آنجا برهنمائی یک ملاح عرب\nعاقبت در کالیکوت بساحل هند قدم گذاشت.\n\nپرنس هانری\n\nعامل و مسبب بزرگ اکتشافات پرتقالیها پرنس هانری پسر چهارم\nژان اول پادشاه پرتقال بود، پس از جنگهای مهمی که برعلیه مسلمانان\nمراکش نمود، در حدود ۱۴۱۵ در سن بیست سالگی در دماغه سن و نسان\nاقامت گزیده و در آنجا نوع مدارس بحر پیمائی، نجوم و جغرافیا\nتاسیس کرد، کتابها و نقشه جات بسیاری بدست آورده\nو تمام سعی خویش را در تحصیل معلومات مختلفه جغرافیائی مصروف میداشت\nشاید که در ابتدا مقصد نظامی داشته و میخواست که برضد مسلمانان\nمراکش از طرف سواحل افریقا اقداماتی نماید، ولی بزودی خیالش\nبجانب اکتشاف راه هندوستان معطوف گشت."}
{"book": "adl0950", "page": 26, "text": "۱۵\nخصوصیات این مسافرتها\nاز مساعی این شاهزاده، مسافرتهای اکتشافیه پرتقالیها\nدارای جنبه علمی و تجارتی بوده، و با اصول صحیح تعقیب میشد،\nاز شروع سال ۱۴۱۹ تقریباً همه ساله مرتباً یک دسته کاشفین\nجدید، با آخرین اطلاعات و معلومات مکتسبه حرکت نموده و مامور\nبودند که از منتهای نقطه‌که دسته سابق بآنجا رسیده اند حتماً پیشتر بروند.\nپیشرفت آنها فوق العاده بطی و پر زحمت بود و حتی\nچند مرتبه نیز متوقف گردید - پرتقالیها پس از چهارده سال\n(۱۴۳۳ - ۱۴۱۹) بدماغه بوژا در رسیده ، و بیست و چهار سال بعد\nاز وصول بدماغه سبز از خط استوا عبور کردند (۱۴۷۱ - ۱۴۴۷) فاصله\nبین خط استوا و مصب رود کنگو نیز که بیش از پانصد و شصت کیلومتر\nنبود چهارده سال وقت گرفت (۱۴۸۵ - ۱۴۷۱) و در ظرف\nیازده سال دیگر (۱۴۹۸ - ۱۴۸۷) بارتلمی دیان دماغه امید را\nکشف کرده و واسکو دگاما بهند رسید، یعنی بالآخره پس از هفتاد دو\nپرتقالیها توانستند که مقصود خویش کامیاب گردیدند ."}
{"book": "adl0950", "page": 27, "text": "١٦\n\nعلت عمده کاین طول مدت، وحشت و خرافاتی بود که\nعملیات کشتی را فرا گرفته و عقیده داشتند در اعماق اقیانوس سنگهای\nآهن ربائیست که کشتیها را بطرف خود میکشند، موجهای مرتفع\nدماغه‌امید، اضطراب آنها را مضاعف نمود، و اخبار موحشیکه\nملاحان با رنگی و باز برای همقطاران خویش نقل کردند بکلی حوزه\nمردم را مختل ساخت، و بهمین جهت برای مسافرت واسکو دو گاما\nمجبورا ده نفر از محکومین باعدام را بقید عفو تقصیر گرفته و با وجود این\nکلیه همرهان او بیش از یکصد و شصت نفر نبودند.\nپس از عبور از خط استوا اشکال دیگری که برای پرتقالیها\nپیش امد این بود که ستاره قطب را دیگر نمیدیدند، و برای غرض نظا\nو مسافرت خود عاجز مانده بودند، پس قطعاً لازم بود که طریقه دیگری\nپیدا شود، آنهم در حد و د ۱۴۸۴ توسط مارتن بهیم آلمانی کشف ظاهر گردید\nتشکیل امپراطوری پرتقال جنگ با وینز\nپس از اکتشاف راه هندوستان، پرتقالیها خواستند که منفرداً\nازان استفاده نموده و تمام وسائلیکه برای انحصار تجارت اقیانوس"}
{"book": "adl0950", "page": 28, "text": "۱۷\nہند بود بکار بردند باین نظر تمام بنادر مهمه را در قبضه تصرف بخود در آورد\nوسعی کردند کہ رقباے دیگر از میدان خارج شوند ، باستثناے\nپرتغالی و ماذونین از پرتقال سائر ملل حق کشتی رانی در سواحل\nهند را نداشتند .\nدر ساہ واسکو ڈگا ما با بیست و پنج کشتی خود یکدست جها\nعرب را که بار برنج داشت در مقابل کا لیکوت دید ، کوش و بینی\nو دست هشتصد نفر عملجات آنرا قطع کرده سپس آنانرا بهمان\nجہاز سوار نموده کشتیها را آتش زد .\nتسلط پرتقالیها در هند و شکستگی تجار عرب ، ختم منا ف الا ان\nمصر را در بر داشته و ترقی و نیز را تهدید مینمود - پس ناراضیهاے\nاتحادی تشکیل دادند ، و نزیها برای سلطان مصر و تجار عرب بول\nو لوازم جنگ تهیه کرده و افراد و صاحیمنصبانی براے تقویت آنها\nفرستادند - چند جہاز در بحر احمر مهیا شد، ولی پس از مختصر شهر نے\nعاقبت در دیو منهدم گردید (۱۵۰۹) بعد ازین وینزیها بفکر ضرر\nتنگه سوئز افتادند، ولی دچار حمله لوئی دوازده در ایطالیا شده"}
{"book": "adl0950", "page": 29, "text": "۱۸\nو اجراے نقشۀ متروک ماندہ از طرف دیگر نیز البوکرک یکی از جانشینان\nواسکودا گاما منکتورا وعدن وهرمز را بتصرف خویش در آورد مدخل\nتنها راهہائیکه براے ورود مال التجاره شرق بمدیترانہ مخصوص بود\nبدست گرفت.\nالبوکرک را مؤسس واقعی مستعمرات پرتقال باید دانست\nمشار الیه در سال ۱۵۱۱ مالاکا را تصاحب و صاحب منصبانش\nدر جزائر جاوه - باندا و ملوک پیادہ گردیدند، پس از ان در ۱۵۱۷\nبسواحل چین و شهر کانتن رسیده و بالآخره در ۱۵۱۸ سفارت\nپرتقال در پکن پذیرفته شد.\nبدینطریق تقریباً در مدت بیست و پنجسال اولین دولت\nمستعمراتی بزرگ اروپایی جدید تاسیس گردید.\nدرین وقت اسپانیولها فقط مالک جزائر انطیل بودہ و حتٰے\nببحر امریکای هم وارد نشده بودند، در صورتیکہ وسعت مستعمرات\nپرتقال باستثنای برزیل قریب پنجهزار فرسخ در سواحل اقیانوس\nکبیر و ساکن یعنی اندماغه بوژادور در افریقا تا جزائر (ملوک) مسافت"}
{"book": "adl0950", "page": 30, "text": "۱۹\nدوتر از آسیا بوده است\nخصوصیات امپراطوری پرتقال\nسلطنت مستعمراتی پرتقال هیچوجه شباهتی بسلطنت\nمستعمراتی امروزه نداشت، پرتقالیها نیز مانند فینقی ها و کارتاژیها\nنقطه را در سواحل، برای نفوذ در داخل مملکت در دست نداشتند\nساکنین مستعمرات آنها عبارت از یکدسته تجاری بود که در هر جا\nاقامت گزیده و تجارتخانها تشکیل میدادند، درین دارالتجاره ها\nمال التجاره فقط بقصد لیسبون جمع شده و پس از چند سالی توقف\nو تحصیل مقداری ثروت ، بمملکت خویش مراجعت میکردند.\nگذشته ازان پرتقال مملکت کوچکی بود، و انقدر جمعیت نداشت\nکه بتواند تمام یک سلطنت باین وسعت را در ان موقع تحت اختیار\nداشته باشد، بدینجهت قدرت آنها هم بیش از هفتاد و پنجسال دوام\nنکرده، و در قرن شانزدهم که هلاندیها جزائر سوما ترا و جاوه که از\nپر قیمت ترین مملکات پرتقال بود از دست او خارج نمودند تقریباً\nسلطنت استعماری پرتقال مضمحل گردید."}
{"book": "adl0950", "page": 31, "text": "۲۰\nاسپانیولها\nهمان موقعیکه پرتقالیها برای جستجوی راه هند از طرف جنو\nافریقا را دور میزدند کریستف کلمب بخرج دولت اسپانی راه غرب را\nاختیار کرده و بگمان اینکه بهندوستان رسیده بجدید امریکا راکشف نمود.\nکریستف کلمب؛ در حدود سال ۱۴۵۱ در شهر ژن تولد یافته\nو پدرش یک نساج متوسط الحالی بود، تاسن بیست و یکسالگی\nهمان بکار نساجی مشغول بوده ولی پس از ان داخل خدمت\nبحری وملاحی گردید.\nمسافرتهای زیادی کرده مشرق را دیده، در انگلیس\nوایسلاند بوده ومکرر تا سواحل گینه رفته است، در ۱۴۷۲ برای\nتحصیل جغرافیا و نجوم پلیسبون اقامت گزیده و در انجا دختری یکی\nاز نجبای پرتقال را که در یانوردی مشهوری بود تزویج نمود.\nکریستف کلمب همیشه عقیده داشت که باید از راه غرب بمشرق\nراه یافت، و در مدت توقف در پرتقال نظریه اش تقویت گرفت\nتمام اشخاص تعلیم یافته آن عهد این فکر را طرفدار بودند یکی از علمای\n\nغلام جان تاریخ ۲۰۰ ۲ کاغد"}
{"book": "adl0950", "page": 32, "text": "۳۱\n\nفلورانس در ۱۲۷۴ این عقیده را بپادشاه پرتقال اظهار نموده حتی\nعده آسیا را فوق العاده بزرگتر از مساحت حقیقیش تصویر میکردند و سواحل\nغربی اروپا و سواحل شرقی آسیا را خیلی بهم نزدیک میدانستند:\nکریستف کلمب در اسپانی\nچون از طرف پادشاه پرتقال مایوس گردید کریستف کلمب\nبا اسپانی مراجعت نموده و پیشنهاد مسافرت خویش را به فردیناند\nو ایزابل پادشاه، و ملکه آراگون و کاستیل تقدیم داشت -\n(۱۴۸۴) پس از هفت سال انتظار و نرسیدن جوابی مساعی\nدر ۱۴۹۱ تصمیم مسافرت بفرانسه را نمود، اما در بنوقت فردینان\nو ایزابل که گرنا درا گرفته و قدرت مسلمانانرا بکلی در اسپانیه مضمحل\nساخته و قدری آسایش یافته بودند باظهارات او توجهی کردند\nسپس در ۱۴۹۲ در سانتافه یک معاهده واقعی بین ایشان منعقد\nبرای کریستف کلمب رتبه امیرالبحری و انحصار تجارت\nاین راه را با کشتیها، و ۳۵۰۰۰۰ فرانک داده ولی چون این مبل\nکفایت نمینمود ۵۰۰۰۰۰ فرانک هم یکنفر از اهالی پالس موسوم به\n\nغلام جان تاریخ ۲۲ حوت ۱۳۰۰ کاغذ"}
{"book": "adl0950", "page": 33, "text": "۲۲\nمارتن پینزین برای او تهیه نمود.\nاولین سفر\nکریستف کلمب روز سوم او ۱۴۹۲م با پنج کشتی بحراپیا\nو یکصد و بیست نفر عملجات از پالس حرکت نمود، در جزائر قناری\nتوقفی نموده و مجداً در نهم سپتامبر راه خویش را پیش گرفت.\nدر ظرف سی و سه روزی که این سفر بطول کشید چندین مرتبه\nملاحانرا ترس گرفته و بیم آن داشتند که مبادا نتوانند دیگر باسپانی\nعودت نمایند، ولی برخلاف آنچه که معروف است هیچگاه در مقام\nکریستف کلمب قیام و سر پیچی نکرده اند، روز چهارشنبه دهم کتوبو\nملاحان به کلمب اطلاع دادند که ازین پیشتر نخواهند رفت، کلمب\nدر جواب گفت که چون بقصد هند بیرون آمده است تا وصول\nبهندستان راه خود را تعقیب خواهد کرد.\nکلمب در دفتر یاد داشت یومیه خود مینویسد که روز بعد\nیعنی پنجشنبه یازدهم در جلو کشتیش از دور نوری را مشاهده کرد\nیکی از همرهان خویش را خواند نور را باونشان داد که مانند شمعیکه دائماً بالا"}
{"book": "adl0950", "page": 34, "text": "۳۳\nو پائین ببرند حرکت میکند عملیات خبر شده و بمراقبت پرداختند\nتا اینکه چند ساعت بعد روز جمعه ۱۲ اکتوبر نزدیک ساعت دو\nاز صبح خشکی بفاصله کمتر از دو فرسخ پیدا گردید کلمب نے اختیار\nدر حال گر یه مشغول شکرانه شد\nجزیره که کریستف کلمب بان قدم داشت در نزدیک\nامریکای شمالی در مدخل بوغاز فلورید واقع و موسوم به گوانا ہانی\nبود ولے کلمب انرا سان سالواد ر (ناجی مقدس) نامید\nو قطع داشت که بهند رسیده است.\nسه ماه در ان حوالی تا جزائر کوبا و سن دومینک گردش کرد\nولی چون یکی از کشتیهایش با عملجات آن مفقود شده بود و عملیات\nنیز مائل بمراجعت بودند بقیه اقدامات خود را بوقت دیگر گذارد\nو برای اطلاع اکتشافات خویش باسپانی برگشت.\nدر سیزدهم مارس ۱۴۹۳ پس از هفت ماه مسافرت\nبه پالس وارد شده و مورد پذیرائی شایانی گردید."}
{"book": "adl0950", "page": 35, "text": "۲۴\nآخرین مسافرتهای کلمب\nکریستف کلمب سه مسافرت دیگر در سالهای ۱۴۹۳–۱۴۹۸\nو ۱۵۰۲ نموده و جزائر آنطیل را کشف کرد، در مسافرت سوم\nبمصب رود آرینک یعنی بامریکا هم رسید، در چهارمین سفر\nسواحل امریکای مرکزیرا تا تنگه پاناما سیر نمود، سپس باسپانی\nمراجعت کرده و کمی بعد در ۱۵۰۶ درگذشت.\nاز مسافرت دوم وجهه عمومی کلمب فوق العاده متنزل\nگردید، زیرا برخلاف انتظار مردم و توصیفات مارکوپولو،\nومواعید شخص او فائده از اکتشافات دیده نشد، ادویه و خصوصاً\nطلا وجود نداشت، کوششہائیکہ درسن دمینگ کردند بنتیجہ\nنرسید فردیناند و ایزابل شخص دیگریرا بجای او بحکمرانی اراضی\nمکشوفه منصوب نموده و مشارالیه بدون اینکه حکمی داشته باشد\nکلمب را دستگیر و تحت الحفظ باسپانی فرستاد، هرچند که فردیناند\nو ایزابل بمحض شناختن جبران این توهین را نموده و آزادش کردند\nاما قدرت سابقش از و سلب گردیده، و شهرت مرگ در محبتبی بود"}
{"book": "adl0950", "page": 36, "text": "۲۵\nبرخلاف حقیقت است.\nدرعقیده کلمب هیچوجه تغییری پیدا نشده و بیقین باینکه\nبهند رسیده و جزائریکه کشف کرده است جزائر ساحلی هندستان\nهستند، دنیا را وداع گفت، و بهمین جهت جزائر مزبوره بمعروف\nهند غربی و مردمان بومی آنجا هندی نامیده میشوند.\nماژلان، و گردش روی عالم\nمعهذا بعضی گمان میکردند که هند کلمب ، هند حقیقی نبوده\nو حتی قسمتی از زمین دیگری غیر از آسیاست، این عقیده در ۱۵۱۳\nپس از عبور بالبوآ از تنگه پاناما و مشاهده یک اقیانوس بیپایان\nتقویت گردیده، و بعد از مسافرت ماژلان هیچ شبهه\nدران باقی نماند (۱۵۲۲-۱۵۱۹) ماژلان با همان نیت یافتن\nراهی بممالک ادویه سواحل آمریکای جنوبی را پائین رفته به تنگه\nطویلی که ششصد متر طول دارد و بنام خود او مشهور شد رسید\nبجانب غرب توجه کرده و با قیانوسیکه آنرا باسم ساكن خواند وارد گردید\nبعد از چندی بجزائر فیلیپین پیاده شده و در همانجا در جنگ"}
{"book": "adl0950", "page": 37, "text": "٣٦\nبا مردمان بومی بقتل رسید.\nتعقیب مسافرت اورا یکی از ملا حانش موسوم بدَل کانو\nنموده و از راه دماغه امید باره و پا بر گشت.\nاین هیئت اکتشافیه در موقع حرکت از اسپانی مرکب از\nپنج کشتی، و یکصد وسی و نه شخص بود، ازین عده فقط بیست و یکنفر\nبا یک کشتی (کشتی ظفر) بوطن مراجعت کردند، اما چون در جزائر\nملوک ادویه زیادی بارگیری کرده بود، فروش آن کلیه مخارج\nاین مسافرت سه ساله، یا اولین گردش دور عالم را تکافو نمود.\nتشکیل امپراطوری اسپانی\nدر ابتدای امر فکر اسپانیولها تنها مصروف بجزائر آنتیل\nو خصوصاً کوبا و سن دیمنک بود، ولی چون محصولاتیکه آنها\nامید داشتند دیده نشد، بهدایت بومیان بطرف بر توجه کرده\nو پانزده سال بعد از مرگ کریستف کلمب شروع بتسخیر تر امریکا\nنمودند، دو دوره در تاریخ این استملاک معروف است، یکی فتح\nمکزیک توسط فرناند کُرتز، و دیگری تصرف پرو بدست فرانسواپیزارو\nعبدالله خان تاریخ ارومیه ص ۲۲۴ کاغذ"}
{"book": "adl0950", "page": 38, "text": "۲۷\nمکزیک و پرو\nمکزیک شامل بزرگترین قسمت امریکای مرکزی یعنی\nقطعات بین اقیانوس ساکن، و خلیج مکزیک بوده است، پرو\nکه دران موقع وسعتش فوق العاده بیشتر از امروز بوده، در طول\nاقیانوس کبیر و روی جبال آند از قلمرو کنونی اکواتر - پرو -\nبولیوی و قسمتی از شیلی تشکیل شده بود.\nمردمان انطیل در انوقت مانند بدویان و ساکنین فعلی افریقای\nمرکزی دسته دسته در غارها و کلبه ها سکنا داشتند، در مکزیک و پرو\nاسپانیولها با اقوامی روبرو شدند که دارای تشکیلات مرتب\nو حتی آثار تمدنی نیز در مردمان مکزیک دیده میشد.\nشهرهائیکه اسپانیولها در انجا دیدند از بعضی جهات بدرجات\nبهتر از معروفترین شهرهای اسپانی، و فرنان کزتر و مکتوبیکه به شاهین\nنوشته پایتخت آژتک ها (مردمان بومی مکزیک) را چنین توصیف میکند.\n«مکزیکو، در روی دریاچه واقع، و دارای خانه های\nبزرگ و قشنگ و معابد و اهرامیست که مرتفع تر از کلیسای سوییل"}
{"book": "adl0950", "page": 39, "text": "۲۸\nمیباشد، مناظر عجیبی که همه‌روز بچشم خود میبینیم حقیقتةً باور کردنی نیست\nشهر به بزرگی سویل و کوردوا است، خیابانهای اصلی آن وسیع\nو مستقیمند، در یکی از بازارها متجاوز از شصت هزار خریدار و فروشنده\nمشغول معامله هستند، دواخانه هائیکه انواع ادویه طبی در انجا مهیا\nو آماده است، دکانهای سلمانی و مهمانخانها متعدد و بکار\nخوبی کار میکنند. \" تمدن پرو باین پایه نبوده ولی معهذا درین\nمملکت کوهستانی، راههای سهل العبور ایجاد گردیده و مخابرات و اشیا\nتصرف مکزیک\nاسپانیولها مملکت مکزیک که تقریباً چهار برابر اسپانی امروزه\nبوده است در مدت چهار سال از ۱۵۱۹ تا ۱۵۲۲ مسخر نمودند.\nدر اوائل ۱۵۱۹ فرناندر کرتز که با ششصد و شصت نفر\nاز کوبا حرکت کرده بود، در ساحل مکزیک پیاده شده و قلعه محکمی\nدر انجا بنا نمود، پنج ماه بعد با سه صد نفر سرباز توپخانه، پانزده\nسواره نظام و ده عراده توپ بشهر مکزیکو توجه کرده و در ماه اکتوبر\nبانجا رسید، پادشاه مکزیک که در خود قدرت مقابله با کرتز را ندید"}
{"book": "adl0950", "page": 40, "text": "۲۹\n\nدوستانه او را پذیرفته و شش روز بعد بهانه اینکه بومیهای بعضی\nاسپانیولها حمله کرده اند دستگیر و محبوس کرتز گردید، پس از ان کرتز\nیک تشکیل تحت الحمایه گی داده و قریب یکسال با نهایت سکون\nو آرامی بوسیله پادشاه محلی در انجا حکمرانی کرد.\n\nماه ژون ۱۵۲۰ موقعیکه کرتز غائب بود در یکی از عیدها\nنائب او چند صد نفر از اعیان مملکت را که بدون اسلحه آمده بودند\nبطمع جواهر اتشان کشته و یک هیجان و انقلاب مهیبی را تولید نمود\nبطوریکه بعد از چندین روز جنگ در مابین کوچه ها، عاقبت اسپانیولها\nمجبور شدند که شهر را تخلیه نمایند، کرتز یکسال بعد تلافی این شکست را\nکرده و در سیزدهم اوست ۱۵۲۱ پس از محاصره طولانی مکسیکو را غلبه\nتصرف نمود، از ینوقت دیگر تمام مملکت مکسیک بسهولت مطیع\nگردیدند، تا سال ۱۵۲۸ که کرتز با سپانی مراجعت کرد، در سرتاسر\nمملکت از شبه جزیره کالیفرنی تا بغاز داوین صلح و سلم بر قرار بود.\n\nعلل کامیابی کرتز با چند صد نفر سربازان کرتز و وسائل\nمختصری که داشتند تسخیر مملکتی بعظمت مکسیک بنظر فوق العاده"}
{"book": "adl0950", "page": 41, "text": "۳۰\n\nعجیب می آید، اما باید دانست که اتفاقات نیز با کرتز بسیار کمک کرد\nزیرا وحدت ملی در مکسیک وجود نداشته، و چون تاسیس ملکیت\nبا غلبه و تسخیر بوده است نژاد های مختلفه آن راضی به تسلط قابضین\nنبوده و هیچ محرک باطنی آنها را حاضر به دفاع مملکت نمی نمود.\nگذشته ازان پیشگویان منکوبین وعده داده بودند که از\nسمت مشرق خدایان نماینده را برای نجات آنها خواهد فرستاد\nکرتز با اسپهای خود که هنوز مردم مکسیک نمیشناختند، و تفنگها\nو توپهایش وحشت فوق العاده در قلوب اهالی انداخته بطور\nحقیقه او را همان ناجی آسمانی میدانستند، معهذا بهت مردم کم کم\nمرتفع شده و اسپها و تفنگها و توپها را دیگر بنظر غرابت نمیدیدند\nکامیابی کرتز مخصوصاً بواسطه معاونت دائمی متحدین خود یعنی\nاتباع ناراضی و یاغی پادشاه بوده است، در اولین حمله\nبمکسیکو هفت هزار بومی در تحت امرش حرکت کرده، و تا آخر\nهزاران نفر دیگر بآنها ملحق گشته و همه نوع کمک میکردند."}
{"book": "adl0950", "page": 42, "text": "۴۱\n\nتصرف پرو\nقریب ده سال بعد از فتح مکسیک دو نفر را ہزن ماجراجو\nہسپانیولی یکی فرانسو اپیزار و دیگری آلماگرو هرکدام با یکته\nیکصد و پنجاه نفری و یکصد اسپ بقصد تصرف پرو افتادند\nوبواسطه ضعف نفس اهالی پرو و جنگهای خانوادگی پیشین بزرگان\nو خانواده سلطنتی مملکت بسهولت بمقصود خویش نائل گردیدند\nاسپانیولها در سال ۱۵۳۲ بساحل پرو پیاده شده\nدر ضمن ملاقاتی بفریب و خیانت ائنیکا یا پادشاه مملکت را\nاسیر خویش ساختند، حرص و طمع آنها باعث یک ہیجان\nو شورش عمومی شد، با وجود این کوز کو پائتخت پرو در تصرف\nخود آورده و در ۱۵۳۵ که مملکت بتمامی مسخر پیزار شده بود\nشهر لیما را بنا کرده و پائتخت قرار داد .\nاما در ین وقت بین فاتحین نیز نفاقی پیدا شده در ۱۵۳۸\nآلماگر و بدست پیزار کشته گردیده در ۱۵۴۱ سربازان آلماگرو\nبقصاص سرکرده خود پیزار را بقتل رسانیدند، این مناقشات\n\nعبد الله جان تاریخ ۲۲ حوت ۱۳۳۲ کاشتہ"}
{"book": "adl0950", "page": 43, "text": "۳۲\nتا موقعیکه شارلکن حاکمی از طرف خود برای پرو تعیین نموده\nو مملکت را مستقیماً بزیر فرمان خود گرفت و ام داشت (۱۵۴۲)\nخصائص فتوحات اسپانی ص\nرفتار فاتحین اسپانی در مکزیک و پرو همیشه مخلوط با\nو طمع، بدبینی و سبعیت بوده است، برای پیدا کردن طلا\nشهوت وحشیانه ظاهر میساختند، سابقاً دیدیم که در مکزیک\nچگونه یکی از نواب کرتز مرتکب عمل شنیع قتل و دزدی گردیده\nو چه دام خائنانه گسترانید، پس از تصرف مکزیکو، چون سلطان جدیه\nاز ارائۀ محل گنجینۀ سلطنتی خودداری نمود، او را در آتش انداختند،\nیکی دیگر از نواب کرتز در یک موقع چهارصد و شصت مکزیکی را\nبآتش سوزانید.\nدر پرو، انیکا، بدون سلاح تسلیم قوای اسپانی شده بود،\nدر ضمن ملاقات کشیشیکه همراه پیزارو بود انجیلی را بدست او داده\nو گفت که باید بآنچه این کتاب میگوید معتقد گردد، انیکا کتابرا\nنزدیک گوش خویش برده چون چیزی نشنید آنرا بزمین انداخت،"}
{"book": "adl0950", "page": 44, "text": "۳۳\nدر کنفر او دیگر ترتیبی باقی نمانده و اسپانیولها بر و هجوم کردند ، برای\nخلاصی خود حاضر شد که مبلغ زیادی فدیه بپردازد ، اسپانیولها\nپیشنها د را قبول نموده ولی پس از دریافت مبلغ متهم بخیانتش ساخ\nو پس از محاکمه محکوم بسوختن در آتشش نمودند ، چون راضی بگرفتن\nغسل تعمید شد مجازات اور ا تخفیف داده اول خفه اش نمودند\nو بعد سوزانیدند، بعد از مرگ او اسپانیولها عزا گرفته و برای آراماش\nروحش دعا کردند .\nدر کیت و مامور پیزا ر ا ول مردها را کشته شهر را آتش زده پس\nزنها و اطفال را عموماً بقتل رسانید .\nانخدام نژاد بومی\nاین حرکات وحشیانه اسپانیولها منحصر بایام جنگ نبود\nبعد از اطاعت کامل بومیها، و برقراری صلح نیز سبعیت آنها\nخاتمه نیافت، با وجود قدغن اکید پادشاهان اسپانی باز بویا\nمجبور بخدمت مجانی و غلامی فاتحین بودند، آنها را جستجوی\nطلا و نقره فرستاده و باستخراج معادن فلزات قیمتی میگماشتند\nبیتم هزارو ۴۰۰ نیز اینجا مقتول شدند"}
{"book": "adl0950", "page": 45, "text": "۳۴\n\nمیلیونها ازین مردم از پای درآمدند، فقط جزیره هسن دومنیک\nکه در موقع ورود کریستف کلمب بیش از یک میلیون جمعیت\nداشت، بطور یقین میگویند که بعد از هفده سال برحمت چهل هزار\nنفر از ساکنین آنجا باقی مانده، و پنجسال بعد بسیزده هزار رسیدند\nباقی این عده تلف شده بودند.\nتجارت سیاهان\nبعضی از کشیشها بدفاع بومیان برخاستند یکی از آنها موسوم\nبه لاس کا زاس تمام عمر خویش را دلیرانه بتنقید این فجایع مصرت\nکرده و داد مظلومین را میخواست شار لکن را متاثر نمود، ولے\nبه عاقبت\nنتیجه مساعی او ظهور بدبختی جدیدی شد، اسپانیولها از نقاط دیگہ\nدر صدد تهیه کارگر برآمدند، سیاهانرا از افریقا خریده و با مریکا میبرند\nاز همین وقت دوباره دوره مخوف خرید و فروش غلامان روی\nکار آمد، و تا قرن نوزدهم یعنی مدت چهار صد سال دوام نمود،\nو بین سیاهان افریقا برای بدست آوردن اسر و فروش آنان\nبا روپائیان جنگهای دائمی تولید گردیده و میلیونها نوع بشر در ینقطعه\n\nمكمل احمد تاریخ اوروپا صفحه ۳۳ کاغذه"}
{"book": "adl0950", "page": 46, "text": "تلف شدند.\nخصائص امپراطوری اسپانی\nاستعمار اسپانی باطرز استعمار پرتقال تفاوت کلی داشت،\nپرتقالیها بقصد تجارت بودند و اسپانیولها بنیت تصرف،\nاسپانیولها فقط بقناعت بنقاط مهمه ساحلی ننموده بتسخیر\nممالک پرداختند، مکریک و پرو مانند جزئی از اسپانی بوده،\nو آنها را اسپانی جدید و کاستیل جدید مینامیدند، اتباع این امپراطوریت\nبقصد اقامت دائمی بممالک متصرفه مهاجرت کرده و ریشه\nیک ملت تازه گردیدند، اسپانیولها با تمام مظالم خود یک امپراطوری\nبأثباتی تشکیل دادند که تا قرن اخیر دوام داشت، هر چند امروزه\nمنهدم شده است، ولی باز هم با وجود استقلال ممالک امریکا\nمرکزی و جنوبی، نژاد، زبان و تمدن اسپانیولی تفوق دارد.\nنتائج اکتشافات بزرگ\nاین اکتشافات عظیمه تنها از نقطه نظر تاریخ اسپانی و پرتقال\nدارای اهمیت نیستند، بلکه بواسطه نتائج شرفی، سیاسی، علمی،"}
{"book": "adl0950", "page": 47, "text": "٣۶\nو مذهبی آنها در تاریخ عمومی عالم مقام مهمی را حائزند؛ ازین نتائج\nعده فورا ظاهر شده و بعضی دیرتر آشکار گردیده، و شاید هنوز هم\nمقداری در عقب باشد، باستثنای ترقی فوری پرتقال\nو اسپانی عمده ترین آنها ازینقرار است.\nشاهراه‌های تجارتی بلا فاصله تغییر نمود، مال‌التجاره هائیکه\nپیشتر از راه مصر باروپا میرسید بعد ازین از دماغه امید میگذشت،\nدر نتیجه بحرالروم که از قرون قدیمه مرکز تجارت بود از اهمیت خویش\nافتاد، اسکندریه، ژن، ونیز، و مارسی در درجه دوم قرار گرفتند،\nو باز پس از حفر ترعه سوئز بازار آنها رونق سابق را گرفت و در عوض\nبنادر پرتقال، اسپانی، فرانسه، و بعدها انگلیس واقعه در اقیانوس\nاطلس قائم مقام بنادر بحرالروم گردیدند، طلا و نقره فوق العاده\nاز امریکا خارج، و در اروپا منتشر شد، در اواسط قرن شانزدهم میزان\nمسکوکات طلا و نقره اروپا را دوازده برابر قبل از مسافرت\nکلمب تخمین کرده اند.\nمحصول مکریک و پرو از زمان کرتز و پیزار تا کنون نوبۀ"}
{"book": "adl0950", "page": 48, "text": "۳۷\nمیلیار طلا و بیست و چهار میلیار نقره شده است، بواسطه انیکه\nاسپانیولها و پرتقالیها بیدا کرده بودند دیگر تن بکار نداده از حاصل\nدست دیگران زندگانی میکردند، و بهمین ملاحظه ازین فلزات\nقیمتی استفاده نکرده و فقط ماشین نقاله بودند، از ملل همسایه\nاحتیاجات خویش را میخرند، طلا و نقره در دست تجار منعتگران\nیعنی اواسط الناس جمع شد ـ تا این زمان ثروت حقیقی را زمین\nمیدانستند و آنهم در تملک اعیان بود، از قرن شانزدهم طلا و نقره\nطبقه اواسط الناس را متمول ساخته و اهمیت اجتماعی و نفوذ\nسیاسی آنانرا افزود، فضل و دانش رو بترقی گذاشت، با اکتشاف\nاراضی جدید انسان، تمدن های جدید، حیوانات جدید، نباتات جدیده\nو کواکب جدیده کشف گردید، اینهمه معلومات غیر مترقبه\nحس کنجکاوی اشخاص را تحریک افکار آنانرا منقلب و اصول\nعلمی و عقائد قدیمه را منهدم ساخت.\nهر چند اراضی جدید میدان وسیعی برای اشاعه مذهب\nعیسوی بود، اما از طرف دیگر عقاید مردم نسبت بکشیشها گردیده"}
{"book": "adl0950", "page": 49, "text": "۳۸\nو معلومات آثار را بی اساس میدانستند بہ راستی عده از کشیشان\nهم حقایقی را که فردا آشکار میشد، مثلا کرویت زمین را غلط غیر ممکن\nو بر خلاف علم و عقل میگفتند، ازین رو اکتشافات جدید بحران یک\nمذهبی را تهیه اصلاح مذهبی یا (رفورم) را بروی کار آورد\nو انقلابی در افکار انداخته موجب رنسانس یا تجدید حیوة\nادبی و صنعتی گردید.\n\nفصل دوم\nرنسانس\nصنعتگران - ابنیه\nI\nعلل رنسانس\nتعریف آن\n\nدر اواخر قرن پانزدهم و نیمه اول قرن شانزدهم شگفتگی عجیبی\nدر صنایع و ادبیات دیده شد که آنرا باسم رنسانس یاد میکنند،\nرنسانس از ایتالیا شروع شده، در فرانسه و المان توسعه یافته"}
{"book": "adl0950", "page": 50, "text": "۳۹\nوبعد ازان باسپانی و هولاند رسید، این دوره را میتوان شعشترین\nو مهمترین دوره های تاریخ دانست، زیرا شاهکارهائیکه درین\nزمان ساخته شد و هرگز تاکنون ما فوق نداشته، از طرف دیگر همان\nقسمیکه نتیجه اکتشافات بحری میدانی برای کوشش مادی\nگردید، رُنسانس هم میدان افکار و کوشش دماغی را توسعه داد.\nعلل آن\nظهور و جلوه صنایع و ادبیات در قرن شانزدهم دلائل علید\nداشته که عمده ترین آنها ازینقرار است:-\nاولاً- در قرون سابقه و خصوصاً در قرن چهار دهم و پانزدهم\nاشخاصیکه بعنوان پیشقدمان رنسانس معروفند این صنعت را\nباعلی درجه تکاملش رسانیدند.\nثانیاً، در قرن پانزدهم آثار قدیمه که برای مردمان قرون وسطی\nمجهول بود اکتشاف شد و برای نویسندگان و صنعتگران\nیک سرچشمه جدیدی گردید، درین ضمن اختراع ماشین\nچاپ بانتشار این افکار و معلومات کمک بسیار رسانید.\nکتب تاریخ اروپا، ص ۶۶۸ مجلد ۴"}
{"book": "adl0950", "page": 51, "text": "ثالثاً اشخاص متمول و متنفذ عصر در هر مملکت از صنعتگران و\nنویسندگان حمایت نموده و ایشانرا تشویق میکردند این\nاشخاص بیادگار شخص معروفیکه زمان (اگوست)\nدر روم اند ویرژیل و هراس حمایت مینمود، در تاریخ باسم\nمسن یا ما مشوقین مشهور گردیده اند.\nبقیه مقدمات)\nاز لفظ رنسانس نباید فریب خورده و تصور کرد که قبل از\nقرن شانزدهم یعنی در قرون وسطی ادبیات و صنایع مرده بودند\nو در آخر قرن پانزدهم یکمرتبه احیا شدند؛ رنسانس احیا ادبیات\nو صنایع نبوده بلکه تغییر شکل آنهاست، صنعت در قرون وسطی\nبا طرز مخصوص خود فوق العاده مترقی بوده، و هیچوقت آثار آن\nدوره را نمیتوان از صنایع دوره رنسانس کمتر دانست .\nصنایع در فرانسه مانند شاهزادگان خانواده والوا و خصوصاً\nشارل پنجم و برادرانش و دوک های بورگنی، و در ایتالیا مانند\nخانواده مدیسی حامیانی داشته و صنعتگران ماهر و نویسندگان"}
{"book": "adl0950", "page": 52, "text": "۴۱\nزبردست ، را ہیکه باید در قرن شانز دہم پیموده شود حاضر و آماد نمو\nنویسندگان و صنعتگران متقدم فرانسه\nدر ادبیات سه نفر مورخ فرانسوی ، ویلهاردوئن\n(۱۲۱۳ - ۱۱۶۰) با تاریخ جنگهای صلیبی قسطنطنیه، ژوانویل\n(۱۳۱۹- ۱۲۲۴) با شرح زندگانی سن لوئی و فرواسار\n(۱۴۱۰- ۱۳۱۰) با تاریخ دوره های بزرگی جنگهای صدساله\nدر قرون سیزده و چهارده، اولین سرمشق نثر نویسی فرانسه را دا\nدر عالم صنعت صنعتگران غالب آثار حجاری معماری\nو نقاشی قرون وسطای فرانسه که تاکنون نیز در دست است\nمعلوم نیستند، و یا اگر از بعضی نامی مانده آثار ایشان بکلی از بین\nرفته، معهذا حجاران و نقاشان معرو فیکه در قرن چهار دهم د پانزدهم\nزندگانی میکرده ، واسم و اثر شان با قیست یکی کلس اسلوتر است\nکه اصلاً المانی و یا ہلاندی، و در عصر شارل ششم بوده درو\nتمام شاهکارهای مجسمه تر اشام بی همتا زاست.\nدیگر ے ژانگ وان ایک نقاش ہلاندی که اصول جدید"}
{"book": "adl0950", "page": 53, "text": "۴۲\nبرای استعمال رنگ اتخاذ کرده، و جلوه شاهکارهای قرن\nشانزدهم داد، دیگر نیکلا فرومان و ژآن فوکه نقاش شارل\nهفتم و لوئی یازدهم که شهرت او حتی بایتالیا نیز منعکس شده\nو پاپ او را برای ترسیم تصویر خویش به رم طلبید.\nنویسندگان و صنعتگران پیشقدم ایتالیا\nرتبه نویسندگان قرن چهار دهم ایتالیا از نویسندگان همان\nدوره فرانسه خیلی عالیتر، و عبارت از دو شاعر، یکی دانت\nاولین، و بزرگترین شعرای ایتالیائی و مؤلف دیوین کمدی\nو دیگری پترارک و یکنفر نثر نویس بکاس که با دکامرون موجد\nنثر ایتالیائی میباشند بوده اند.\nبرخلاف اسامی صنعتگران فرانسه که غالباً مجهول و آنچه\nمعلوم است نیز جدیداً شناخته شده، اسامی صنعتگران ایتالیائی\nاز قدیم معروف میباشد، مشهورترین آنها پنجنفرند، که تماماً از اهل\nفلورانس و دارای مقام برجسته، در تاریخ صنعت شده اند،\nابتدا در قرن سیزدهم ژیوتو و سپس صد سال بعد، در همان زمان"}
{"book": "adl0950", "page": 54, "text": "۴۳\nکلس استره و آن ایک چهار نفر دیگر یعنی برونلسکو۔ گیبرتی\nدناتلو و لوکا دلار بیا ظهور کرده اند.\nژیوتو ـ هم نقاش و هم معمار، و معاصر و رفیق دانت بوده\nاثار بزرگی که در فلورانس از خود بیادگار گذارده، و تاثیر مهمی در\nنقاشی قرن چهار دهم داشته است.\nبرونلسکو ـ مامور اختتام کلیسای فلورانس و گنبدی که\nبرای آن بنا کرده نه فقط موزون بلکه از عجائبات بشمار می‌آید\nگیبرتی دو در برنز ساخته که برای یکی بیست و یک\nصيف\nو دیگری بیست و هشت سال وقت صرف شده در زیب\nآنها میکل آنژ مبالغاتی نموده است.\nدانا تلو و لوکا دلار بیا عظمت و ظرافت کلیسای\nفلورانس را با نقوش برجسته و مجسمه های خویش تکمیل کردند\nحجاران رنسانس هیچکدام جاندار تر و ملیح تر از دسته‌های\nخواننده که قلم لوکا دلار بیا در ۱۳۳۳ نقش کرد نتوانستند انچه\nنشان دهند.\n\nمحرک رنسانس عهد باستان و معاصر طبیعت"}
{"book": "adl0950", "page": 55, "text": "۴۴\n\nتاثیر قرون قدیمه در صنایع\nبرونلسکو، گیبرتی، دوناتلو، لوکا دلار بیا و عموماً سائر\nصنعتگران اطالیا نیز بواسطه شناسایی آثار قدیمه روم و یونان\nبر معاصرین فرانسوی و فلاماندی خویش امتیاز و برتری دارند\nبقایای ابنیه رومی در اطالیا بیشمار بود، بعنوان اینکه اینها\nسر مشقهای ملی میباشند، کلیه استادان اطالیایی از آنها تقلید\nنموده و توجهی بنمونه های فرانسوی نمیکردند، لذا از نیمه اول\nقرن چهار دهم صنعت اطالیایی بکلی شکل دیگری بخویش گرفته\nو در جزئیات طرز رومی و یونانی قدیم را ظاهر میساخت.\nحجاری و نقاشی نیز در تحت همین تاثیر بوده مثلا کتیبه های\nطاق تیتوس و ستون طراژان کاملاً محل تقلید بوده اند.\nصنعتگران قدیم بینهایت تناسب کار میکردند، و\nاجسامی برهنه که ساخته اند همیشه طرف تحسین خواهد بود، در صورتیکه\nدر قرون وسطی چون این مهارت را نداشتند کلیه مجسمه ها را بالباس\nمیپوشانیدند، آثار قدیمه گذشته از سرمشق با ستادان اطالیایی"}
{"book": "adl0950", "page": 56, "text": "۴۵\n\nموضوعات جدیدی نیز دادند، بغیر از نقش و رسم موضوعات مذهبی که در قرون وسطی تنها نمایش مییافت صنعتگران رنسانس افسانه های تاریخ قدیم را گرفته و مجالس برجسته آن از قبیل فتح ژول سزار - تولد ونوس و غیرهم را برای موضوع اختیار نمودند و همین جنبش برنسانس تعبیر شده است.\n\nتاثیر قرون قدیمه در ادبیات\n\nنوشتجات ادبی، تاریخی و فلسفی رومی و یونانی که در قرون چهارده و پانزده کشف گردید بیش از صنایع و آثار قدیمه تاثیر نمود غالب نوشتجات رومی از قبیل نطقها و مکتوبهای سیسرون و کتب تاسیت در کتابخانه های صومعه ها پیدا شد بغیر از آثار ادبی پترارک و بکاس که زیاده تر بدست آمده اکثر مولفات نویسندگان دیگر بواسطه عدم توجه رهبانان از بین رفته است.\n\nاروپای غربی، مولفین یونانی را نمیشناخت، و حتی در غالب دارالعلم ها خواندن الفبای یونانی را نمیدانستند در قرن پانزدهم شخصی بنام کاردینال بساریون\n\nنمونه یک تصویر را در صحیفه ۴۳ ملاحظه فرمائید"}
{"book": "adl0950", "page": 57, "text": "۴۶\n۱۴۶۴-۱۳۸۹) با صرف یک میلیون ونیم فرانک کتابخانه\nمرکب از ششصد کتاب یونانی جمع آوری نمود، سپس بعد از\nفتح قسطنطنیه (۱۴۵۳) عده از علمای بیزانتن در ایتالیا\nپناه جسته و شروع بترویج ذوق و معلومات یونانی نمودند.\nدر همین وقت (۱۴۵۷) ماشین چاپ نیز اختراع شد و مولفات\nجدیده را بدسترس عموم گذارده اشخاصیکه این علوم قدیمه را تحصیل\nکرده و در انتشار آن کار کرد، اند مشهور بهو ما نیست ها میباشند.\nهر یکے بکاره، کسب و تعلیمی آشینا افتاده، و از همین موقع\nمیتوانیم بگویم که رنسانس شروع شد.\nمشوقین\nیکی از علل عمده رنسانس توجه بادبیات و صنایع و حمایت\nمتنفذین و سلاطینیکه مشوقین معروفند از نویسندگان و استادان\nبوده است، مشوقین ابنیه عمارات و قصور میساختند.\nمجسمه ها، و تابلو ها سفارش میدادند، و پولهای فراوان درین راه\nخرج مینمودند، کتابخانه های معتبر تاسیس و علما را باستفاده ازانها"}
{"book": "adl0950", "page": 58, "text": "۴۷\nخوانده و آرا هیچگونه اعزاز و احترامی فروگذار نمیکردند، و حتی\nبعضی اوقات این اشخاص را مانند افراد فوق العاده ملاحظه میمون\nلوران دمیسی میکل آنژ را مصاحب اطفال خویش نموده،\nپاپ لئون دهم میخواست که رافائل را رتبه کاردینائی بخشد؛\nبنوه تو سگینی متهم بقتل شخصی شده بود هنگامی که را نزد پاپ پل سوم\nبردند، مشار الیه گفت که اشخاص منفرد مانند سگینی نباید مطیع\nقانون باشند مشوقین معتبر الیالیا خانواده مدیسی در فلورانس\nو پاپها در روم بوده اند.\nدر فلورانس خانواده مدیسی رویه اجداد خود را از دست نداد\nو همیشه در دربار خود علماء را نگاه میداشتند، پاپ نیکولای پنجم\nدر واتیکان کتابخانه شامل پنجهزار جلد کتب خطی تشکیل کرد.\nبزرگترین مشوقین فرانسه فرانسو ا اول بود که کالژ د فرانس را\nتاسیس نمود، و ابتداء انجا فقط شعب زبان لاتن، یونانی، یهودی\nو ریاضیات تدریس میشد، ولی بزودی جغرافیا و طب نیز بران\nعلاوه گردید، بنای قصر لوور وعده دیگر از قصور معتبر فرانسه را شرع"}
{"book": "adl0950", "page": 59, "text": "۴۸\n\nکرده و تابلو های زیاده باستادان ایتالیائی مانند رافائل\nولئوناردو نسی سفارش داد.\n\n۱۱\nرنسانس در ایتالیا\nدر قرن شانزدهم، ایتالیا چهار نویسنده بزرگ داشته، دو شاعر\nآریوست و تاس، دو نثر نویس، ماکیاول وگیشاردن.\nآریوست (۱۵۳۳-۱۴۷۴) در سال ۱۵۱۶ کتاب\nرالاند غضبناک را منتشر، و در ان با لحن خوش آیند وقایع جنگ\nشاملمانی را با اعراب نقل کرده است.\nتاس، شصت سال بعد (۱۵۷۵) تاریخ جنگهای\nصلیبی را در (خلاصی بیت المقدس) بیان نمود.\nماکیاول، (۱۵۲۷-۱۴۶۹) وگیشاردن (۱۵۴۰-۱۴۸۲)\nهر دو از اهل فلورانس و مورخ بوده، و تقریبا تمام عمر خود را در سیاسیات\nگذرانیده اند جنگ های ایتالیا را گیشاردن بچشم خود دیده و تاریخ\nآنرا نوشته، ماکیاول که از برجسته ترین نویسندگان رنسانس و بزرگترین"}
{"book": "adl0950", "page": 60, "text": "۴۹\n\nنثر نویسان ایتالیا بشمار می‌آید، تاریخی از فلورانس ترتیب کرده\nو در یکی دیگر از تالفات معتبر خویش موسوم به پرنس (شاهزاده)\nاخلاق سیاسی ایتالیا را در عصر خود تشریح نموده است.\nصنعت‌گران\nبین تمام استادان ایتالیا مشهورترین آنها بترتیب تاریخ تولد\nبرامانت، معمار، لئوناردو ونسی، نقاش و حجار، میکل آنژ،\nنقاش، حجار، معمار، تیسین - رافائل - کرژ - پل ورنز\nنقاش بوده‌اند.\nبرامانت (۱۴۴۴-۱۵۱۴) معروف ترین معماران\nرنسانس ایتالیا و خط مشی برونلسکو را تعقیب مینمود، طرز\nکار او بهمان اسلوب ساده و منظم رومی بوده، ژول دوم\nبرامانت را به رم طلبیده و مشارالیه در انجا عمارات بسیاریرا\nساخته و نقشه واتیکان را طرح کرد.\nمیکل آنژ (۱۴۷۵-۱۵۶۴) اصلا از اهل فلورانس\nوابتدا در تحت حمایت لوران دمدیسی و سپس در رم تحت حمايت"}
{"book": "adl0950", "page": 61, "text": "۵۰\nپاپ پانژرول دوم تاشون دهم زندگانی میکرده است.\nمیکل آنژیکی از قویترین و کاملترین نوابغ رنسانس\nو بلکه عالم بشمار می آید، شخصاً خود را حجار معرفی کرده، ولی\nدر عین حال نقاش، معمار، مهندس و شاعر زبردستی نیز\nبوده است، در حجاری شاهکارهایش یکی مجسمه معروف پیتا، ودیگر\nمجسمه حضرت موسی و بسیاری از مجسمه های دیگر میباشد\nدر معماری نقشه طاق کلیسای سن پیر است که ۱۳۷ متر\nعرض و ۱۲۳ متر ارتفاع دارد، در نقاشی بزرگترین آثارش\nتصویریست که بخیال خویش از روز باز خواست نموده این\nپرده عظیم و مخوف در روز نمایش عموم تماشاکنندگانرادچار\nو خوف نموده بود.\nمیکل آنژ، در سن هشتاد و نه سالگی دنیا را وداع گفته پس\nاز مرگ او پاپ میخواست که نعش استاد فلورانسی را در مقبرهٔ\nسن پیر دفن نماید، ولی اهالی فلورانس رضایت نداده و خواستند\nکه نعش ایشان در انجا دفن شود.\n\nنمره اول سال حوت بقیه تاریخ عمومی شماره ششم (مدرسه حبیبه) در مکتب صنایع طبع شد."}
{"book": "adl0950", "page": 62, "text": "۵۱\n\nدر میان بارهای مال التجاره بفلورانس فرستاده و در انجا تشییع\nشاهانه برای او نمودند .\nاز مختصات آثار میکل آنژ قدرت و متانت آنها است\nغالباً اشخاص را عضلاتی قوی و قیافه جدی و بلکه محزون\nو غم انگیز میساخته ، و سبب غائی آن اینست که مشارالیه طبیعةً\nمحزون بوده ، و مشاهده اوضاع بیچارگی و رقت وطنش\nو تهاجم فرانسه و المانها و اسپانیولها بایتالیا بیشتر موجب\nغم و الم او گردیده بود .\nلئوناردوسی - (۱۴۵۲- ۱۵۱۹) مانند میکل آنژ\nدر فلورانس بسر میبرده ، و مثل او نیز استاد جامعی بود و در فنون حجار\nمعماری ، نقاشی ، و مهندسی و فزیک و ریاضیات یدطولائی\nداشته است ، روح و فکر او فوق العاده متجسس ، و میخواسته که همه\nچیز را بداند ، هر شعبه را تحصیل کرده و از کتابهای خطی و مصوری که\nاز و در دست است معلوم میشود ، بحل مسائلی مشغول بوده که\nکه امروزه تازه بمیدان عمل آمده است ، مثلاً راجع بهوا پیمائی یعنی پریشن"}
{"book": "adl0950", "page": 63, "text": "۵۲\nبطرز پرندگان، و بسیاری چیزهای دیگر عقایدی از خود باقی گذارده است\nحقیقه لئوناردنسی را میتوان پیشقدم علمای جدید دانست.\nولی تمام افتخارش بواسطه پردهای نقاشیست که بفکر\nو قلم توانای او ترسیم کرده، و معروفترین آنها پرده معروف به\nژکنده یاسد که در تمام دنیا مشهور است، برخلاف دیگر استادان\nایطالیا ذوق چندانی در ماندن رم نداشته، و بتقاضای فرانسوا\nاول بدربار او آمده و یکی بعد فوت نمود.\nرافائل - (۱۴۸۳-۱۵۲۰) پسر یکی از نقاشان شهر اور بین\nو یکی از ظریفترین و مقتدرترین نقاشان گردید، در سن بیست و پنجسالگی\nبه رم آمده و در انجا بتوسط برامانت همشهریش به پاپ ژول دوم\nمعرفی شد، و بزودی اشتهار فوق العاده پیدا کرد، پس ازین رافائل\nغریق افتخارات گردید بطوریکه اور ا ملکوتی مینامیدند، در زمان پو نهم\nتقریباً وزیر صنایع مستظرفه دربار پاپ بوده است، پردها و آثار\nقلمی او بیشمار - و معروفترین آنها در موضوعات مذهبی خانواده\nمقدس، و در افسانه های تاریخی فتح گالاته، میباشد"}
{"book": "adl0950", "page": 64, "text": "۵۳\nکثرت کار او را دچار یک تپ مهلکی ساخته، و در سن سی و هفت\nسالگی استاد شهیر را از پای درآورد.\nاز خصائص کارهای رافائل قشنگی، ملاحت و حسن ترکیب\nآنها بوده، برعکس استادان قرون وسطی تصاویر مقبولی نقش میکرد\nو اگر سرمشق های مادی نمیافت، صورتهای زیبایی خیالی\nرسم مینمود، در فن ترکیب و تناسب مهارت کاملی داشته، اگر\nدر نقاشی اشخاصی بپایه او رسیده، لیکن هیچیک از وی پیشتر نرفته است\nکرژ، تیسین و پل ورنیز، از نقاشان بزرگ ایتالیا\nشمالی بوده، و با رم ارتباطی نداشتند.\nکرژ، (۱۴۹۴-۱۵۳۴) غالباً در پارم میزیسته، و از\nحیث ملاحت و شیرینی آثار او با رافائل رقابت میکند.\nاز امتیازات او مهارت در فن سایه روشن میباشد.\nتیسین، (۱۴۷۷-۱۵۷۶) و پل ورنز هر دو از اهالی\nوینز و علاقه مفرطی بشهر خویش داشتند، در رنگ آمیزی سرآمد\nهمعصران خویش بوده‌اند، در مدت عمر خود که نود و نه سال میرسید"}
{"book": "adl0950", "page": 65, "text": "۵۲\nبیش از چهار هزار پرده نقاشی ترسیم نموده که مشهورترین آنها\nپرده معروف به تدفین است.\nپل ورنزه (۱۵۲۸ - ۱۵۸۸) تمام دیوارهای قصر\nو کلیساهای و نیز از پردها پوشیده است، پرده نامی او\nموسوم به عروسی کانا در موزه لوور میباشد.\nاستادان فوق الذکر، بزرگترین صنعتگران رنسانس ایتالیا هستند\nولی نقاشان و معماران دیگری نیز وجود داشته‌اند که در رتبه\nالبته ازین اشخاص پائین‌تر میباشند، بهرحال استادان ایتالیا\nلایق زبر دستی صنعتگران رنسانس، ولا اقل در نقاشی اولین\nمقام را برای ایتالیا احراز کرده اند.\nاخلاق زمان رنسانس\nفساد اخلاق فوق العاده همعنان این تمدن درخشان بوده است\nروح ایتالیائی مذهب را ترک گفته و هر کسی دیوانه متمتعات\nجسمانی گردیده بود، تزویر، بی‌رحمی، خیانت، قتل نفس از مسائل\nعادی بشمار می‌آمد.\n1 - Les Noces de Cana"}
{"book": "adl0950", "page": 66, "text": "۵۵\n\nبرای پیشرفت مقصود، اعمال هر وسیله پسندیده بود.\n\nسزار برژیا، یکی از پسرهای پاپ الکساندر ششم\n\nمظهر تمام نزاکتها، عیوب و خباثات آن دوره میباشد، اشخاصیکه\n\nبامر او و یا بدست خود او کشته شدند از حساب بیرونست، هرکس\n\nکه عایقی در مقابل او بود و یا از اعدام او فائده میبرد بدون تردد\n\nوداع زندگی میگفت، همیشه همراه خویش یکنفر آدم کش داشتی\n\nاز وابستگان خود نیز فروگذار نمیکرد؛ در مقر پاپیت در مقابل\n\nچشمش برادرانش را کشت، شبی از یک میهمانی با برادر خود\n\nمراجعت میکرد، در بین راه بدست همراهانش او را با خنجر بقتل\n\nرسانیده نعش را برد و تیبر، انداخت، بعد از چندی ماهیگیری\n\nکه همانشب در زورق خود پنهان بود قصه را حکایت کرد،\n\nاز و سئوال کردند که چرا زودتر نگفت، جواب داد تاکنون بیش\n\nاز صد جسد در مقابل چشمش برود انداخته اند، و هیچکس بازپرس\n\nو توجهی ننموده، و اضطرابی بظاهر نگردیده، بدین ملاحظه او هم\n\nنقل آنرا بیفائده میدانست."}
{"book": "adl0950", "page": 67, "text": "۵۶\n\nIII\n\nرنسانس در فرانسه\nدر قرن شانزدهم فرانسه هم مانند ایتالیا نویسندگان و معماران\nو حجاران بزرگی داشته است، ولی از نقاشان بجز از کلونه که\nاو هم قابل مقایسه با نقاشان ایتالیائی نیست از دیگری نامی نیست\n\nنویسندگان\nمهمترین نویسندگان فرانسه سه نفر شاعر، کلمان مار،\n(۱۴۹۷–۱۵۴۴) رنسار، (۱۵۲۴–۱۵۸۵) ژاکیم دوبلی\n(۱۵۲۴–۱۵۶۰) که مبدع نظم فرانسوی آنها را باید دانست\nو سه نفر نثرنویس، رابله، (۱۴۹۵–۱۵۵۹) نویسنده گارگانتوا\nکالون (۱۵۰۹–۱۵۶۴) نویسنده موسسه مسیحی و منتنی\n(۱۵۳۳–۱۵۹۲) مولف کتاب موسوم به\nاس (تجربیات) میباشد که باید گفت با تمام مراتب لیاقت دست نیافته است\n\n1 - Clement Marot\n2 - Ronsard\n3 - Joachim de Bellay\n4 - Rablais\n\n5 - Gargantua\n6 - Calvin\n7 - Institution Chretienne\n8 - Montaigne\n9 - Essais"}
{"book": "adl0950", "page": 68, "text": "۵۷\n\nآثارشان، این نویسندگان همسر معصران ایتالیائی خویش مانند\nاریوست و ماکیاول نبوده اند، و فقط در قرن هفدهم و هجدهم\nادبیات فرانسه توانست که بپایه نوشجات ایتالیائی برسد حقیقت\nنویسندگان رنانس فرانسه را باید جز و پیشقدمان دانست.\nمعماران و حجاران\nمشهورترین معماران پیرکسکو (۱۵۱۰-۱۵۷۸) ژان بولان\n(۱۵۱۲- ۱۵۷۸) فیلیبر دلوئرم (۱۵۱۵، ۱۵۷۰) و حجاران فرانسه\nژان کوژن (۱۵۱۵- ۱۵۷۰) و ژرمن پلین (۱۵۳۸- ۱۵۹۰)\nبوده اند، و بیشتر آثار آنها از زمان هانری دوم و کاترین دمیسی،\nمیباشند، بسیاری از صنعتگران دیگر، تاریخ حیات و آثار آنها بدست\nنیامده و گمنام مانده اند.\nمعروفترین آثار ایشان که هنوز دیده میشود از فیلیبر دلوئرم\nقصر آنه در حوالی پاریس، از ژان بولان قصر سن ژرمن، کلیسای\n\n1 - Arioste\n2 - Machiavel\n3 - Pierre Lescot\n4 - Jean Bullant\n\n5 - Philibert de l orme\n6 - Jean goujon\n7 - Germain Pilon\n8 - Chateau d Anet"}
{"book": "adl0950", "page": 69, "text": "۵۸\n\nسنت استاش ، برج سن ژاک ، و پیر لسکو قصر تاریخی لوور ان قسمتیکه\nدر زاویه جنوب غربی بام فرانسوای اول ساخته شده است .\nاز حجاران معروف نیز یکی میشل کلمب بود که در برتانی مقبرۀ دو\nبه و برتانی را بنا نموده است ، از ژان کوژن مجسمه های معروفی\n(پریان چشمۀ معصومین) و از ژرمن پیلن مجسمه های برنز مقبره\nهانری دوم ، از پیر بن تان کتیبه های جنگ مارینیان\nو از لژییه ریشیه مجلس معروف به تدفین که در کلیسای سن میشل\nنقش گردیده است.\nرنسانس در آلمان\nدر رنسانس المان سه نام برجسته است یکی اراشم (١٤٦٧-\n١٥٣٦) که از نویسندگان عالی مقام بوده ، ولی چون بزبان لاتن\nنوشته در تاریخ ادبی ذکری از و نیست ؛ دیگر آلبر دورر (١٤٧١-\n١٥٢٨) و هانس هلبین (١٤٩٧-١٥٤٣) که نقاشان قابلی بودند\n\n1- Michel Colombe\n2- Bretagne\n3- Les Nymphes de la fontaine des Innocants\n4- Pierre Bontemps 5- Marignan 6- Ligier Richier\n7- Mise au tombeau 8- Erasme 9- Albert Dürer\n10- Hans Holbein\n\nتاریخ اروپا عبدالرشد صفحه ٢٤"}
{"book": "adl0950", "page": 70, "text": "۵۹\nهر یک اثرهای شایان توجهی از خویش گذارده اند، و دقت فوق العاده\nدر تجسم جزئیات هر چیز داشته، و حتی کوچکترین الیاف یک گیاه را\nمثلاً نمایش میدادند، معروفترین آثار دوره (پرستش مغ ها)\nو از هلبن (تصویر ارانسم میباشد.\nفصل سوم\nاروپای غربی در آخر قرن پانزدهم\nفرانسه، انگلیس، آلمان، اسپانی، ایتالیا،\nاروپای غربی در اواخر قرن پانزدهم شامل ممالک فرانسه\nو انگلیس و امپراطوری آلمان بوده، در آنوقت ایتالیا و اسپانی\nفقط موجودیت جغرافیائی داشته، و هر یک منقسم بچندین سلطنت\nاز قبیل سلطنت پرتقال، کاستیل، اراکن، ناوار در اسپانی،\nو سلطنت سسیل، سلطنت ناپل، جمهوری فلورانس، جمهوری ونیز\nدوک نشین میلان، و دوک نشین ساووا در ایتالیا گردیده بودند.\n1- Adoration des Mages"}
{"book": "adl0950", "page": 71, "text": "٦٠\nفرانسه\nحدود آن در ٩٨٧ که لوئی دوازدهم سلطنت فرانسه را داشته\nدر صورتیکه در اوائل این قرن تنها کوشش فرانسه حفظ استقلال خویش\nبوده و پس از معاهده تروا ممکن بود از متصرفات پادشاه انگلیس\nبشود، ولی در آخر قرن پانزدهم یکی از قویترین ممالک اروپا\nغربی گردید، حدود آن از جانب شمال غربی و مغرب از مصب رود\nبیداسوا، تا رود اسکو، اقیانوس، بحر مانش و دریای شمال،\nاز طرف شمال شرقی و مشرق رود اسکو، رودمز و ساون و قلل\nجبال آلپ، واز سمت جنوب تا کوه‌های پیرنه امتداد داشته،\nهر چند دران موقع وسعت فرانسه از طرف شمال بیشتر بوده، ولی\nبسیاری از ایالات شرقی و جنوبی آن که امروز جزو مملکت است\nاز حیطه اختیار سلاطین فرانسه خارج بوده است.\nقلمرو فوق الذکر باز کاملاً و مستقیماً در تحت اوامر پادشاه فرانسه\nنبوده، واقتدار او بتمام مملکت نفوذ نداشت، هنوز در شمال کنت\nنشینهای فلاندر و آرتوا در مرکز دوک نشین بری و اونژی وجود داشتند.\nTroyes"}
{"book": "adl0950", "page": 72, "text": "۶۱\nقدرت سلاطین از نیمه دوم قرن پانزدهم شروع به بسط بکلیه\nنقاط فرانسه کرده و مساعی لوئی یازدهم و شارل هشتم و لوئی دوازدهم\nایالات بورگنی، من، آنژو، پروانس، و برتانی، را نیز بحدود\nسابقه اضافه کرد .\n\nقدرت سلاطین فرانسه\n\nدران زمان فرانسه تنها دولتی بود که تشکیلات آن منظم و مکمل\nو نزدیک بتشکیلات جدیده بوده است، اداره مالیه مرتب\nوقشونی دائمی داشت، پادشاه مامورینی را انتخاب نمود\nو بتمام نقاط مملکت میفرستاد، این نمایندگان که بمنزله حکام امروزه\nبوده اند، دارای اختیارات مطلقی و فقط مسئول شخص پادشا\nباراده اش مطیع و بفرمان شخص او تغییر و تبدیل مییافتند، خزانه سلطنتی\nاز عایدات املاک شخص پادشاه، و مالیاتیکه رعایا میپرداختند پر بود.\nلشکر پادشاه و خصوصا یک دسته از سواره نظام ژاندارمه فوق العاده\nمنتظم و ورزیده، و همیشه حاضر حرکت و جنگ بودند، توپخانه فرانسه\nدر انوقت از کاملترین و سهل الحرکه ترین توپخانه ها بشمار می آمد، لیکن"}
{"book": "adl0950", "page": 73, "text": "۶۲\nاقتدار سلاطین فرانسه بواسطه اتحاد کامل ایالات و وحدت جغرافیائی\nمملکت بوده، پس از جنگهای صد ساله فکر وحدت وطن بروز\nکرده، و این احساساتیکه امروز بنظر خیلی عادی می آید، و انوقت\nخیالات نوی بود تشکیل یک ملت در فرانسه داد، در سائر ممالک\nاین حسیات تقریباً وجود نداشته؛ و در ایتالیا و آلمان هر کسی محل تولد\nو یا سکونت خویش را وطن خود میدانست.\nپس از لوئی یازدهم و انهدام خانواده بورگنی امنیت کاملی\nدر سراسر مملکت مستقر شده، و از ینوقت نظر فرانسه بماورای\nسرحدات خویش معطوف گردید.\nانگلیس\nاز ۱۴۸۵ با هنری هفتم موسس سلسله تودر که در قرن\nشانزدهم صاحب تاج و تخت انگلیس بوده اند درین مملکت سلطنت\nداشت، در قرن پانزدهم مقدرات انگلیس کاملاً بر خلاف مقدرات\nفرانسه یعنی در اوائل این قرن مظفر و منصور بوده و در اواخر مغلوب\nو مقهور گردید، در صورتیکه در موقع معاهده ترواد (۱۴۲۰) بیش از نصف"}
{"book": "adl0950", "page": 74, "text": "۶۳\nخاک فرانسه را در تسلط خویش داشتند، در سال ۱۴۵۳ تمام متصرفات\nخود را از دست داده و فقط بندر کاله برای ایشان باقی ماند، در آنوقت\nمملکت انگلیس تنها منحصر بجزیره خودشان گردیده، و حتی آنرا نیز\nکاملاً زیر اقتدار نداشتند.\nجنگهای دو گل تازه خاتمه یافته بود، در طول مدت این\nجنگها (۱۴۵۵-۱۴۸۵) خانواده های بزرگ و توانای انگلیس\nبرچیده شده و تمول و نفوذ سلاطین بواسطه ضبط اراضی ممالک\nافزوده گردید، و اهمیت پارلمان که در جنگهای صد ساله همدوش\nپادشاهان کار مینمود فوق العاده کاسته شد، و مانند فرانسه سلاطین\nتقریباً شروع بداشتن اختیارات مطلق و مبسوط کردند.\nهانری هفتم برای متمول ساختن خود و مملکتش مردم را تشویق\nبصنعت و تجارت مینمود، در هنگام مرگ خزانه شخصی او در آن زمان\nبالغ بر پنجاه میلیون میشد، دریانوردان را بمسافرت بجانب برّ جدید\nترغیب میکرد، ازین موقع سیاست بحری و تجارتی انگلیس که در\nقرن شانزدهم مهمترین عامل عظمت آن شد شروع گردید.\nGuerre deux Roses\nتاریخ اروپا عبدالرئوف ص ۳۰۰"}
{"book": "adl0950", "page": 75, "text": "۶۴\nانگلیس باز چشم از بر نپوشیده و بواسطه تملک بندر کاله پیاده\nکردن قشون نیز برای او سهل بود، در قرن شانزدهم تملک همین\nبندر پادشاهان فرانسه و مخالفین آنانرا خریدار اتحاد انگلیس نمود\nولی انگلیسها سیاست موازنه را در نظر گرفته گاهی با یکطرف\nو گاهی با طرف دیگر همراهی مینمودند، بطوریکه حقیقةً میتوان در انموقع\nانگلیس را حَکَم و حاکم سیاست اروپای غربی گفت.\nآلمان\nسرحدات آن\nاز حیث وسعت خاک آلمان از بزرگترین دول اروپابشمار\nمی آید، از طرف شمال به بحر بالتیک و مملکت دانمارک و بحر شمال،\nاز جانب مغرب بخاک فرانسه، و از سمت جنوب بواسطه ژورا،\nرن، و دریاچه کنستانس و جبال آلپ از ممالک مجتمعه سوئیس\nو ایتالیا مجزا بوده و بدریای آدریاتیک میرسیده است، حدود\nشرقی آنرا یک خط قراردادی که از فیوم به دانتزیک میخورد تشکیل داده\nو آنرا از ممالک هنگری و پولونی جدا میکرد، یعنی تقریباً شامل قسمت\nتاریخ اروپا عبدالرشید ۱۳۰۰"}
{"book": "adl0950", "page": 76, "text": "۶۵\nاعظم المان کنونی، مملکت هلاند، قسمت بزرگی از بلژیک،\nلوکزامبورک، آلزاس ولورن، فرانش کنته، بهیم و اطریش و ژنو است\nتشکیلات و ضعف آلمان\nاگر امپراطوری آلمان در آنزمان از وسیعترین ممالک اروپا\nبوده، ولی بواسطۀ تشکیلات خویش از ضعیفترین آنها شمرده میشد،\nمملکت به یکهزار حصه تقسیم گردیده، و در هر یک دوکها، کنت‌ها،\nشوالیه‌ها، کشیشان حکمرانی و سلطنت واقعی داشتند، در بین\nاین ممالک کوچک بعضیها از قبیل تریو، کولونی، ماینس،\nپالاتینا، ساکس، بهیم، براند بورک، نفوذ و اقتدار وسیعی داشته\nو حق انتخاب امپراطور با فرمانروایان آنها بوده است، بعد از\nممالک هفتگانۀ فوق دو قطعه باویر و اطریش در درجۀ دوم،\nو سائر تقسیمات مملکت بین شوالیه‌ها گردیده که چندان قابل توجه\nنبوده، و غالباً زندگانی آنها از قتل و غارت و حتی راهزنی میگذشت\nبا وجود تجزیه مملکت تمام شاهزادگان شوالیه‌ها، منتخبین و غیرهم\nبگفته یکی از نویسندگان آلمانی معاصر آن دوره دارای احساس"}
{"book": "adl0950", "page": 77, "text": "٦٦\n\nواحدیکه عبارت از میل باستقلال و عدم اطاعت بدیگری\nمیباشد بوده‌اند؛ در رأس تمام این سلاطین کوچک امپراطور قرار داشت\nلیکن چون انتخابی بوده لذا مجبور بمراعات منتخبین میگردید، و گذشته\nازان قانون اساسی زمان سلطنت شارل چهارم (١٣٥٦)\nکه بنام بول دُر معروف میباشد، اختیارات امپراطور را فوق العادۀ\nمحدود ساخته بود، بطوریکه استقلال کامل منتخبین در قلمرو خویش\nمحفوظ، و حل و فصل امور حکومتی بمشارکت مجلسی موسوم به دیت\nموکول و مفوض شده بود، این مجالس که بدرجات از پارلمان\nهای انگلیس مقتدرتر بودند، در اداره مملکتی حقیقتاً با امپراطور شرکت\nداشتند، امپراطور بدون تصویب و امضای نمایندگان منتخبین\nو شاهزادگان و شهرها حق هیچ اقدامی را نداشته، و برای اعلان\nجنگ و امضای صلح، عقد معاهدات، سرباز گیری - حتّی\nاخذ مالیات - اتفاق آرای نمایندگان مزبور لازم، و در واقع\nشخص امپراطور مجری تضیقات این سلاطین میبود.\nاین شاهزادگان جز منافع شخصی خویش منظور دیگری\n1 - Bulle d'or\n2 - Diete"}
{"book": "adl0950", "page": 78, "text": "۶۷\nنداشته، واز مصالح امپراطوری چیزی در میان نبود، هر کدام\nازین ممالک دارای ثروت، جمعیت، وسربازانی شجاع\nو امپراطور و امپراطوری فقط اسمی بود بلا مسمی.\nخانواده اطریش\nدر آخر قرن پانزدهم ماکزیملین داطریش، بامپراطوری\nانتخاب و دارای این عنوان گردید (۱۴۹۳) ماکزیملین از\nخانواده ہاسبّورگ، یعنی همان خانواده که تا سنه ۱۹۱۸ در اطریش\nسلطنت داشت بوده است منتخبین برای احتراز از تشکیل\nیک سلسله و سلطنت موروثی تاج امپراطوری را مکرر بخانواده\nهای دیگر واگذار کرده، تا اینکه بالاخره در سال ۱۸۳۸ باز مجدداً\nبیک ہاسبورگ تفویض نمودند، این امپراطور بخیال تعیین\nجانشینی برای خویش افتاده و به پسر خود لقب پادشاه رومیان\nداد، و بهمین واسطه تاج امپراطوری در خانواده آنها باقی مانده\nمنتها بهمان ترتیب سابق انتخابی بودند.\nماکزیملین اندر خویش ممالک و ایالات مهمه اطریش\nتاریخ اردپای مدرم صفحه ۴۳ جلد اول طابع\n1 Maximilien d'Autriche\n2 Habsbourg"}
{"book": "adl0950", "page": 79, "text": "۶۸\nدول نشین، استیری، کارنتی، کارنیول، کنت نشین، تیرال دالاس،\nدر نواحی جنوب و جنوب شرقی امپراطوری بارث بعه، و پس\nاز ازدواج ماری دوبورگنی دختر شارل ل تمهر به فرانش کنته\nلوگزامبورک قسمت اعظم بلژیک و هلاند کنونی، و فلاندر، و آرتوا\nنیز بممالک او ضمیمه گردید (۱۴۷۷) ماکزیملین همیشه در خیال تحصیل\nاراضی جدیده بوده و میخواست که نقشه خویش را از همین راه با ازدواجات\nهای مفیده انجام دهد، لذا برای فلیپ ل بو، پسر خود ژالافل\nوارث تاج اسپانی را در ۱۴۹۶، و برای فردیناند اول نواده‌اش\nوارث پادشاه بوهم و هنگری را تزویج نمود، این وصلت‌ها قدرت\nخانواده اطریش را بقدری افزود، که حتی در نیمه اول قرن شانزدهم\nموجب مخاطره فرانسه نیز گردیدند.\n\nممالک مجتمعه سویس\nدر جنوب غربی امپراطوری در مرکز جبال آلپ اراضی که سابقاً\nمتعلق به هاسبورگها، و بعد با دارای استقلال شده بودند تشکیل\n\n1 Marie de Bourgogne 2 Jeanne le folle\n2 Philippe le beau"}
{"book": "adl0950", "page": 80, "text": "۶۹\nممالک مجتمعه سوئیس را میدادند، تمام مملکت از شش ولایت مرکب بود\nپس از دو شکستیکه سوئیسها در گرانسن و موراتقشون شارل تمرژ\nدادند، روح تازه پیدا کرده و توجه همسایگان را بخود جلب کردند\nبطوریکه شاهزادگان ممالک مجاوره در صدد استخدام آنها در قشون\nخویش برآمده، و مردمان این ولایات نیز بواسطه فقر و بیچیزی حاضر\nبمزدوری میگردیدند، در قرن شانزدهم سوئیس مرکز و مخزن\nسربازان داوطلب بوده، و بهترین قسمت قشون جنگهای\nایتالیا را تشکیل میدادند.\n\nاسپانی\n\nدر اواخر قرن پانزدهم هرچند که اسپانی بچندین مملکت تقسیم\nگردیده بود، ولی راه وحدت را بسرعت می پیمود،\nاسپانی از سال۷ یعنی از زمان تسلط اعراب، تاریخش منحصر\nبوقایع محاربات با مسلمانان و کوششهای تحصیل استقلال\nخویش بوده تا اینکه در قرن چهاردهم نفوذ عیسویان زیاده شده\nو تمام مملکت بچهار سلطنت عیسوی ناوار، پرتقال، کاسنیل،\nCharles le Temeraire"}
{"book": "adl0950", "page": 81, "text": "۷۰\nو آراگن، و سلطنت اسلامی قرناطه تقسیم گردید، مسلمانان\nیک قرن دیگر نیز درین مملکت فرمانروائی نموده تا بالاخره پس\nاز اتحاد آراگن و کاستیل مجبور بترک اسپانی و مراجعت بافریقا\nگردیدند.\nفردیناند، و ایزابل در ۱۴۶۹ فردیناند وارث مملکت\nاراکن، ایزابل وارث تاج کاستیل را تزویج کرد، ده سال بعد\nیعنی در سال ۱۴۷۹ هر یک دارای تخت و سلطنت خویش شدند\nو تقریبا بلا تامل شروع بمخالفت و جنگ با مسلمین نمودند،\nو در ۱۴۹۱ شهر قرناطه را بزیر محاصره آوردند.\nپس از نه ماه محاصره، عاقبت محصورین بواسطه قحطی\nاز پای درآمده و تسلط عیسویان در کلیه نقاط اسپانی کامل گردید.\nفردیناند و ایزابل نیز بلقب پادشاهان کاتولیک ملقب شدند.\nازین موقع برای تقویت سلطنت خود شروع بپرورش\nطبقه اواسط الناس نموده و نجبا و سرکشانرا که بواسطه قرنها جنگ\nو زد و خورد، دارای قدرت و نفوذی گردیده بودند مقهور نمودند"}
{"book": "adl0950", "page": 82, "text": "۷۱\nساختند، در ۱۴۸۱ ملکه فردیناند موسسه بنام اداره مذهبی تشکیل داد\nو مجلس انکیزیسیون را تجدید نمود، این اداره که از منتخبین حکومت\nمرکب و بقصد زجر و شکنجه غیر عیسویان تشکیل شده بود بزودی\nصورت دیگری بخود گرفته و وسیله برای اعدام مخالفین\nحکومت و تحصیل ثروت و غنای آن گردید.\nپس ازین دیگر سلاطین اسپانی از داخله خود خاطر آسوده\nداشته و نظر خویش را بخارج از قلمرو خود معطوف نمودند، در سمت\nمغرب بواسطه تشویق ایزابل کریستف کلمب بر جدید را کشف\nکرده و در سمت مشرق در بحر مدیترانه مالک جزائر سیسیل و ساردنی\nگردیدند، بعد از فتح این جزائر طبعاً بخیال تسلط در مملکت ناپل و نفوذ\nدر ایتالیا نیز افتادند، لیکن در آنجا به رقابت پادشاهان فرانسه تصادف نمودند\nایتالیا\nایتالیا نیز مانند اسپانی در اواخر قرن پانزدهم منقسم بعده زیای\nممالک بوده لیکن او نیز بجانب توحید تشکیلات خویش میرفت\nشهرهائیکه در قرون وسطی هر کدام استقلال و اهمیتی داشتند بمحل"}
{"book": "adl0950", "page": 83, "text": "۷۲\nگردیده و بجای آنها میلان، ونیز، و فلورانس عرض اندام نمودند\nاین شهر کم کم بقدری باثروت و قدرت شدند که هر کدام\nحقيقةً پایتخت مملکتی محسوب گردیده، و بطوریکه سابقاً دیدیم\nمثلاً شهر ونیز نفوذ خود را در تمام سواحل مدیترانه توسعه داده بود.\nدوک نشین میلان\nاین دوک نشین تقریباً در مرکز جلگه پو واقع، و در قرن چهاردهم\nخانواده ویسکُنتَی آنرا تشکیل نموده بودند. این خانواده ابتدا شهر\nمیلان را تصرف کرده سپس جمهوریهای اطراف را تحت استیلای\nخویش آوردند، در اواخر قرن چهاردهم یکی از آنها موسوم به\nژان گالئاس لقبی وکی از امپراطور گرفته و دوک نشین میلان را ایجاد کرد.\nدر ۱۴۴۷ خانواده ویسکُنتی منقرض شده و شهر میلان باختیار\nفرانسوآ اسفُرزا یکی از خدمتگاران این خانواده افتاد، لودویگ\nپسر اسفرزا که بواسطه رنگش ملقب بعرب شده بود در سال ۱۴۸۹\nمقام دوک نشین را زیر اطاعت خود آورد، مشارالیه برای اینکه\n1- Visconti 3- Francois Sforza\n2- Jean Galea.. duc de .. auo.."}
{"book": "adl0950", "page": 84, "text": "۷۳\nدر مقابل تهدیدات پادشاه ناپل پشتیبانی داشته باشد، شارل هشتم\nپادشاه فرانسه را بکمک خود طلبیده (۱۴۹۳) و بهمین جهت\nاو را یکی از مبینین وقوع جنگهای ایطالیا باید دانست .\nوینز\nقویترین ممالک ایطالیائی وینز بوده است ، تشکیلات\nسیاسی و تجارت خصوصاً تجارت شرقش آنرا از غنی ترین و مهمترین\nجمهوریها و شهرهای اروپا گردانیده، و تمام اراضی واقعه\nبین دریای ادریاتیک و دریاچه گاردو پو وجبال آلپ را در\nتصرف داشت، در خارج ایطالیا نیز سواحل شرقی دریای\nادریاتیک و جزائر کریت و قبرس را نیز مالک بود، برای پیش بینی\nمخاطر ائیکه از طرف دول مقتدره ممکن بود متوجه آنها گردد، سفرا\nهمیشه در دربار این دول داشته، باین وسیله از نظریات آن حکومتها\nمطلع گردیده و در صورت امکان جلوگیری از آنها مینمودند.\nاین تشکیلات سیاسی وینز که برای اولین دفعه در اروپا\nظاهر شد بهترین وجهی مدتها کار کرده، و بانهایت مهارت"}
{"book": "adl0950", "page": 85, "text": "۷۴\nمنافع بزرگی که بمملکت خود رسانیده است .\nفلورانس\nاست.\nبوده\nفلورانس تقریبا شامل اترورهای قدیم یا اراضی بین کوه الپین دربا\nبعد از وینز فلورانس متمول ترین جمهوریهای ایتالیا شمرده میشد\nاز حیث صنعت پارچه بافی، وتجارت نقره و همچنین از نقطه نظر\nتمدن دارای مقام اولین را گردیده، و تشکیلات حکومتی آن باصول\nجمهوری بود ، اداره شهر را یک رئیس کل ، ویک قاضی القضات مینمود\nخانواده مدیسی در فلورانس نفوذ فوق العاده داشته ، وکسم دیمسی اول\nکسی بود که ازین خانواده بدون تصدی هیچ شعبه از مشاغل عمومی\nتنها بواسطه فداکاری و سخاوت مالا نهایه و هوش ذکاوُش بریاست\nشهر انتخاب گردید مردم او را پدر وطن مینامیدند، یکی از نواسہ ہایش موسوم\nبه لوران از مشوقین عالیقدر رنسانس و بواسطه تعقیب رویه نیکو پدران خویش مورد\nستایش فلورانسیها بوده است، معہذا انحسار وتفوق مدیسیها\nباعث عدم رضایت عده از اهالی فلورانس شده پس از مرگ لوران\nوموقع ورود شارل هشتم با ایتالیا این خانواده از فلورانس اخراج گردیدند"}
{"book": "adl0950", "page": 86, "text": "۷۵\nسیاست فلورانسیها چندان قومی نبود، وشهر های متصرفه\nبزحمت قبول اطاعت آنها را نموده، و همیشه در صدد تحصیل\nاستقلال خویش بودند. بنابرین نتوانست در صحنه سیاست قرن\nشانزدهم حائز اهمیت فوق العاده گردد.\nمملکت ناپل\nمملکت ناپل شامل تمام قسمت جنوبی شبه جزیره یا قریاً\nنصف ایتالیا بوده، واز ابتدای قرن پانزدهم تعلق بسلاطین\nاسپانیولی آراکن داشته است، این خانواده مملکت ناپل را از\nخانواده فرانسوی آنژو گرفته، و با وجود کوششهایکه باز ماندگان\nخانواده آنژو برای استرداد مملکت خویش بعمل آوردند بمقصود نرسیده\nو بآلاخره حق خود را بلوئی یازدهم واگذار نمودند، عاقبت شارل هشتم\nتوانست که سلطنت را از ایشان منتزع نماید.\nسلاطین آراکن نسبت بمردمان ناپل فوق العاده سختی میکردند\nو وجهه در ان مملکت نداشتند، و همین جهت شارل هشتم را مانند\nناجی خود دانسته و قدوم او را بخوشی پذیرفتند."}
{"book": "adl0950", "page": 87, "text": "۷۶\nایتالیا و ممالک مجاور\nبا مختصر شرحیکه داده شد میتوان گفت که وضعیات ایتالیا\nدر اواخر قرن پانزدهم کاملاً مشابه آلمان بوده منتها رابطه که بین مما\nامپراطوری بواسطه شخص امپراطور وجود داشت آنرا نیز ممالت\nایتالیا فاقد بود، بواسطه حسد و رقابتیکه بین این ممالک بوه\nدر صدد ایذای یکدیگر برآمده اتحادیهای بر علیه هم تشکیل کرده،\nو دائماً در جنگ بودند، معهذا روح نظامی بکلی در ایتالیا وجود\nنداشت، از فوج عسکری نفرت میکردند، هیچکدام از ممالک دارا\nقشونی نبوده فقط اتکا بدستجات مزدور داشتند، این مزدوران\nکه بکند و تیسری مشهورند تمام لوازم جنگ را نیز از خود داشته\nو برای هر کسیکه بیشتر پول میداد خدمت میکردند.\nباین ترتیب بدیهیست که ایتالیای پرثروت ایتالیای\nخوش آب و هوا، ایتالیای ضعیف طعمه مطلوبی بوده،\nو حرص و طمع مردمان شمالی را تحریک مینمود.\nسه حریف برای استیلای با یطالیا کشتی میگرفتند"}
{"book": "adl0950", "page": 88, "text": "۷۷\n\nیکی فرانسه، دیگری اطریش، وسومین اسپانیول، وعاقبت همین\nجاه طلبی دول اروپای غربی در اواخر قرن پانزدهم، ونیمه اول\nقرن شانزدهم ایطالیارا میدان یک جنگ عظیمی گردانید.\nفصل چهارم\nجنگ ما بین خانواده ای فرانسه واطریش\nامپراطوری شارلکن\nمدت شصت وپنجسال از ۱۴۹۴ تا ۱۵۵۹ دول اروپای\nغربی دائماً تحت سلاح بودند، لیکن البته اینطور نیست که در ظرف\nاین شصت و پنجسال هیچگاه جنگ خاموش نشده باشد، بلکه\nدوره‌های صلحی نیز وجود داشته، ومجموع سنوات جنگ را تقریباً\nمیتوان مساوی با سالهای صلح دانست، فواصلی که بین هریک\nازین جنگها دیده میشود، در نتیجه روح مسالمتی نبوده، و بیشتر ضیا\nبتجدید قوا، و تهیه وتجدید وسائل جنگ آتیه انرا ایجاب میکرده است\nعلت اصلی این جنگهای دو اثر دوگانه دعاوی پادشاهان"}
{"book": "adl0950", "page": 89, "text": "۷۸\nفرانسه بر دو مملکت ایتالیائی یعنی ناپل و میلان بوده، و چون\nایتالیا صحنه بزرگ این جنگها واقع شد، لذا عموماً این منازعات\nمعروف بجنگهای ایتالیا گردیده اند.\nاز ۱۵۱۶ میدان و موضوع منازعات تغییر یافته مسئله\nناپل و میلان از اهمیت افتاده، و بعد ازین تاریخ سبب واقعی\nاین جنگها قدرت و سلطه فوق العاده شارلکن در اروپا مرکزی\nو غربی بوده، و بخاطر اینکه دیگر دول اروپائی در استقلال خودشان\nمیدیدند آنها را وادار بجنگ ساخت.\nدرین دوره جنگها نیز مانند جنگهای ایتالیا، خانواده فرانسه\nمداخله بزرگی داشته، و حقیقۀ عامل بزرگ آن بوده است.\nپس کلیه منازعات بین سنوات (۱۴۹۴ و ۱۵۵۹) را بـ\nقسمت مینمائیم.\n(۱) جنگهای واقعی ایتالیا در سال ۱۴۹۴ تا ۱۵۱۹\n(۲) کشمکش های بین خانواده های فرانسه و اطریش (۱۵۱۹ تا ۱۵۵۹)\nسلاطین فرانسه در مدت این جنگهای طولانی شارل هشتم"}
{"book": "adl0950", "page": 90, "text": "۷۹\nلوئی دوازدهم، فرانسوای اول و هانری دوم بوده‌اند:\nI\nجنگهای ایطالیا\nعلل جنگهای ایطالیا\n\nاولین علت جنگ ایطالیا وصیت نامه رنه دانژو باید شمرد :— مشار الیه در سنه ۱۴۸۰ لوئی یازده پادشاه فرانسه را وارث خویش قرار داده و باستثنای ایالات پروانس، من وانژو، حقوقی که در تاج و تخت ناپل نیز داشته بلوئی یازدهم واگذار مینماید. این پادشاه عاقل و هوشیار میدانست که تصرف مملکت ناپل که در هشتصد کیلومتری سرحد فرانسه واقع میباشد، آنقدرها سهل و عملی نبوده، و خساراتی که این اقدام ممکن است برای فرانسه وارد آورد، بیش از منافع آن خواهد بود، لذا هیچگونه توجهی باحقاق این حق مشروع خویش ننمود.\n\nبعد از لوئی یازدهم، پسرش شارل هشتم در سن بیست سالگی بسلطنت رسیده دارای اخلاق حادنه جو، و تصورات نفسانی"}
{"book": "adl0950", "page": 91, "text": "نیز بود، افسانهای شوالیه های قدیم، و سوانح جنگهای شارلمان\nو پهلوانان او بقدری روح این جوانرا مجذوب ساخته بود که هرگز\nاز فکر تجدید جنگهای صلیبی، فتح قسطنطنیه، اخراج ترکها و غیر هم بیرون\nنرفته، وتسخیر شرق یکی از آمال او شمرده میشد، مختصر پادشاهی بود\nخود خواه و شهرت طلب، و برای بر داشتن لین هجوم بزیل ان مقاصد\nهیچ اقدامی بهتر از تصرف ناپل بنظر نمیرسید، بهمین جهت در زمان\nسلطنت این پادشاه جنگهای ایتالیا عرض اندام نموده –\nو حقیقه اخلاق و صفات شارل هشتم را باید علت دوم جنگهای\nایتالیا بدانیم.\nپس از جلوس لوئی دوازدهم نیز سبب تازه ظهور کرده،\nو آن عبارت ازین بود که چون دوک درلئان برادر شارل ششم\nجدّ لوئی دوازدهم، دختر ژان گالئاس دوک میلانرا تزویج نموده\nازین روی لوئی دوازدهم در مملکت میلان حقی برای خویش\nتصور کرده و بمانور تا جگذاری خود عنوان دوک میلانرا هم اختیار\nنموده و دعاوی بر میلانرا علاوه بر دعاوی بناپل گردید."}
{"book": "adl0950", "page": 92, "text": "۸۱\n\nمعهذا تا موقعیکه لودویک اسفرزا در مقابل پادشاه ناپل از\nشارل هشتم استمداد نمود، حس جاه طلبی سلاطین فرانسه خاموش\nبوده، و عملاً جنگهای ایطالیا و بخود نداشت، از طرف دیگر نیز اگر تنها\nپادشاهان ناپل و میلان منحصر انحرفای سلاطین فرانسه بودند\nاین منازعات چندان دوامی پیدا نمیکرد، لیکن در ناپل مصادف\nبا فردیناند کاتولیک پادشاه آراکن گردیده و در میلان ماکزیمیلین\nامپراطور اطریش را در برابر خود دیدند، از تمام اینها گذشته تسلط و نفوذ\nسلاطین فرانسه در ایطالیا موجب بیم و هراس سائر ممالک کوچک\nایطالیا از قبیل وینز، فلورانس، حتی پاپها هم گردیده، و اتحادی\nهای تشکیل دادند، وقایع جنگهای ایطالیا بواسطه عدم ثبات\nاین اتحادیها و تغییراتیکه لاینقطع در آنها پیدا میشد فوق العاده درهم\nو پیچیده است، ما درینجا فقط خطوط برجسته آنرا ذکر مینمائیم.\nاولین قشون کشی ناپل\nدر سپتامبر ١٤٩٤ شارل هشتم بجانب ایطالیا حرکت کرد\nاز جبال الپ تا سرحد مملکت ناپل حادثه برای او رخ نداده و در"}
{"book": "adl0950", "page": 93, "text": "۸۲\n\nتمام شهرها مانند میلان، فلورانس، رم، بکمال مهربانی و دوستی پذیرفته میشد\nدر حدود ناپل مصادمه مختصری واقع شد، لشکر ناپل شکست\nخورده و سلطانش به سیسیل فرار کرد، شارل هشتم پس از پنج ماه\nاز تاریخ حرکتش در ناپل قرار گرفت (۲۲ فوریه ۱۴۹۵) در موقع\nورود به ناپل، سرانان و مردم با آواز های تهنیت او را بنام\nامپراطور قسطنطنیه و پادشاه بیت المقدس خطاب میکردند.\nتوقف شارل هشتم در ناپل چندان طولی نکشید، وینزیها،\nلودویک اسفرزا، پاپ الکساندر ششم ماکزیمیلنن، فردیناند و ایزابل\nجمیعاً اتحادی بر علیه او نمودند، نقشه متحدین این بود که رابطه شارل را\nبا فرانسه قطع نموده و کار او را خاتمه دهند، ولی فرانسویان در جنگ\nفرنو راه را برای پادشاه خویش باز نموده و شارل هشتم پس از یکسال\nمجدداً بمملکت خود مراجعت نمود.\nدستجات فرانسوی که در ناپل مانده بودند تا یکسال دیگر\n(۱۴۹۷) مقاومت نمودند اما ازین تاریخ دیگر هیچ امیدی\nبرای شارل در ایتالیا باقی نماند یکسال بعد یعنی در ۱۴۹۸ ایطالیا"}
{"book": "adl0950", "page": 94, "text": "۸۳\n\nبا آرزوهای خود وداع گفته، و پسر عمش دوک در لئان بنام لوئی\nدوازدهم جای نشین او گردید.\n\nاولین تصرف میلان\n\nلوئی دوازدهم در ۱۴۹۹ بقصد تصرف میلان افتاده، و سپا\nاز هفت ماه بمقصود رسید.\nقشون مزدور سوئیسی لودویک اسفزا را تسلیم پادشاه\nفرانسه نموده و مشارالیه در حبس جان داده و مدت چهارده سال\nلوئی دوازدهم در میلان حکمرانی کرد.\n\nدومین قشون کشی ناپل\n\nسپس لوئی دوازدهم خواست که مملکت ناپل را نیز پس گرفته\nباشد، اما چون از همراهی فردیناند با پادشاه این مملکت خوف داشت\nقبلاً طرح اتحادی با او ریخته، و توافق در تقسیم ناپل حاصل نمودند\nفردیناند بعنوان کمک قشون خود را وارد مملکت ناپل\nنموده و در سال ۱۵۰۰ متحدین مملکت را تسخیر کرده و لوئی دوازدهم\nلقب پادشاهی ناپل را نیز اختیار کرد."}
{"book": "adl0950", "page": 95, "text": "۸۴\n\nدرینوقت سلطان آراکن شروع بمخالفت با فرانسویها\nو اجرای مقصود اصلی خویش، یعنی اخراج ایشان و تملک قطعی\nناپل نموده و در سال ۱۵۰۴ لوئی دوازدهم مجبور بتقاضای روزگار\nو ترک ناپل گردید.\nژول دوم، اتحاد بر علیه وینز\nاگر حس جاه طلبی و تفوق جوئی ژول دوم نبود، جنگهای\nایتالیا بهمین جا خاتمه می پذیرفت، اما این شخص که در سنہ ۱۵۰۳\nبمقام پاپی انتخاب شد، میخواست که تسلط مادی پاپها را در\nممالک ایتالیا محکم ساخته و دست خارجیان را نیز در آنجا کوتاه کند\nلذا در سنہ ۱۵۰۸ اتحادی بر علیه وینز در کامبره تشکیل داده\nو لوئی دوازدهم و ماکزیمیلینن، فردیناند و مملکت فلورانس هم در آن\nشرکت نمودند، قشون فرانسه درین جنگ مبادرت کرده وینزیها\nدر اگنا دل (۱۵۰۹) شکست داده مضمحل نمود.\nاتحاد بر علیه لوئی دوازدهم\nوینزیها بزودی خواستار صلح گردیدند، ژول دوم اتحادیه"}
{"book": "adl0950", "page": 96, "text": "۸۵\n\nكامبره را که بانری هشتم پادشاه انگلیس و سوئيسها هم بآن ملحق\nگردیده بودند، بجانب پادشاه فرانسه متوجه ساخت .\nابتدا بواسطه شجاعت و زبردستی گاستن دفوا برادر زاده\nبیست و دو ساله وسردار جوان لوئی دوازدهم صورت جنگ\nبرای پادشاه فرانسه مساعد بوده، ومتحدین را متواليا در لولونی\nبریسيا و راون، مغلوب نمود، اما پس از قتل گاستن در جنگ\nاخیر بکلی وضعیت تغییر یافته، انگلیس ها در کاله پیاده شده نوبها\nتا دیون پیش آمد نمودند، لوئی دوازدهم بقوه پول مهاجمین را قدرے\nمتوقف کرده و سشاركه با پاپ لئون دهم که تازه جای نشین\nژول دوم شده بود و ماکزیمیلیئن وفردیناند منعقد کرد خود اویز\nقهریا بلافاصله در اول ژانویه ۱۵۱۵ فوت نمود.\nفرانسواى اول ودومين\nتصرف میلان\nلوئی دوازدهم چون پسری نداشت ، بعد ازوی جلطنت\nبکنت وانگو لم فرانسواى اول پسر عمو و دامادش رسید."}
{"book": "adl0950", "page": 97, "text": "٨٦\nبمحض جلوس، فرانسوای اول نیز که مانند لوئی دوازدهم خود را\nوارث میلان میدانست، با و نیز بها اتحادی کرده مصمم تصرف\nمیلان شد، و پس از فتح مارینینان (١٥١٥) مالک مملکت لومباردیه\nاین فتح نه فقط مخاصمین پادشاه فرانسه را مجبور بتقاضای\nمتارکه نمود بلکه زمینه صلحی را نیز آماده ساخت، اولین شخص پاپ لئون\nدهم کنگردای ١٥١٦ را دستخط کرده، سپس سوئیسها صلح ابدی را\nکه تا انقلاب ١٧٨٩ محترم داشتند امضا نموده و بالاخره امپراطور\nاطریش و پادشاه اسپانی هم حق تملک میلانرا برای فرانسوای\nاول شناختند، در عوض فرانسوا نیز مملکت ناپل را به پادشاه اسپانی\nواگذار، وحقیقتهً ایتالیای شمالی را خود گرفته، و جنوبی را برای\nفردیناند باقی گذاشت.\nبا اینصورت در ١٥١٨ جنگهای ایتالیا خاتمه یافته و اروپای\nغربی باز سکونت و آرایشی بخود دید.\nقشون\nجنگهای ایتالیا دارای یک فائده بزرگ نظامی بوده،"}
{"book": "adl0950", "page": 98, "text": "۸۷\nو در حقیقت هم جنبه جنگهای قرون وسطی و هم اصول و طرق جنگهای\nجدید را داشته است، در عین حال آن زره های قدیم و سنگین را\nبخود استوار میکرده و هم توپ و تفنگ استعمال مینموده اند، اگر چه\nهنوز سواران قرون وسطی ازین جنگها اهمیت فوق العاده داشتند\nلیکن در پهلوی آنها توپخانه یا قوه عمده قشون امروزه نیز کار\nمیکرده است.\nدر بین تمام اسلحه آتشی فقط تکمیلات بسیاری در توپها\nشده و آنها را مخوف ساخته بود، خطر انفجار دیگر بکلی مرتفع گردید\nهمچنین لوله های توپها بکمال سهولت حرکت نموده و در نتیجه\nبرای نشان گرفتن کار را آسان نموده بود، توپها در روی\nقنداغه های چوبی چرخ دار سوار شده و برای حمل و نقل\nمیگردیدند، ولی بعضی توپهای بزرگ که تقریبا دارای\nسه متر طول و ۳۲۰۰ کیلوگرام وزان بودند برای نقل آنها قوه\nهفده اسب لازم میشد که هر یک به بدنبال یکدیگر می بستند\nبدین طریق توپخانه عموما ساکن بوده و از نقطه که قرار داشتند"}
{"book": "adl0950", "page": 99, "text": "۸۸\nمیکرد، و اگر قشونی شکست واردی آمد توپخانه او تمام بدست\nلشکر فاتح می افتاد، سلاحهای دستی آتشی چندان مداخله\nو اهمیتی در جنگها نداشت، زیرا برای آتش دادن یک گلوله\nپنج دقیقه وقت صرف شده خط سیر ان آن تازه بیش از یکصد و پنجاه\nمتر نبوده بدین ملاحظه درین جنگها هم مانند قرون وسطی تقدیر\nهر لشکری بدست پهلوانان بود، و یا بالآخره در نتیجه جنگهای\nتن به تن بوده است.\nقشون بیشتر از مزدوران خارجی مرتب میشد، در فرانسه\nفقط دستجات کوچکی سواره نظام منظم و دائمی وجود داشت\nکه در خدمت شوالیه ها حرکت میکردند، سربازان سوئیس قدری\nاسلحه خویش را سبکتر ساخته سپر و بازوبند و زانوبند و غیر هم را یکجا\nدور انداخته، و حتی خودهای خود را مبدل بکلاه های چرمی کرده بودند\nقشون سوئیس باستثنا شمشیر، نیزه های بطول شش متر\nبکار میبردند، و عموماً در جنگها بهیئت اجتماع یعنی قریب بشکل\nفالانژ های مقدونی حرکت میکردند، نیزه داران در جلو و سائر"}
{"book": "adl0950", "page": 100, "text": "۸۹\nنفرات قشون که بیشتر کار آنها در موقع جنگ تن بتن و در عقب\nقرار داشتند، نیزه داران لشکر دشمن را متفرق مینمودند، و میدان را\nبدست آنهائیکه دارای اسلحه کوتاه بودند وا میگذاردند.\nاز پهلوانان قابل ملاحظه جنگهای ایطالیا یکی بایارد\nو دیگری کاستن دفوا بوده است حقیقةً میتوان اولی را\nآخرین شوالیه فرانسه، و دومی را از اولین سرداران جدید عالم دانست\nجنگ بین خانواده فرانسه اطریش\nصلحی که با این زحمت در ۱۵۱۶ بدست آمد بیش از دو\nسال دوام نکرد، در ۱۵۲۱ باز فرانسه شروع بجنگ نمود، لیکن\nاین مرتبه دیگر مقصود تصرف ناپل یا میلان نبوده، بلکه بواسطه\nقدرت فوق العاده که شارل اطریش معروف به امپراطور شارلکن\nپیدا کرده بود، اروپای غربی، و خصوصاً فرانسه حیات خویش را\nمتزلزل و در معرض خطر دیده و آهنگ مخاصمه نمودند.\nممالک شارلکن\nامپراطوری عظیم شارلکن در اثر یک سلسله وصلتها و [ILL] متشکل شده بود"}
{"book": "adl0950", "page": 101, "text": "۹۰\nمشار الیه که از طرف پدر ، نواده ماری دبورگنی ، وازجانب\nما در نواده فردیناند و ایزابل بود، پس از فوت آنها در ابتدا ۱۵۱۹\nمالک و صاحب اختیار ممالک وسیعه چهار سلطان بزرگ یعنی\nشارل متهور، ماکزیملین ، فردیناند، و ایزابل گردید، ارث اقوام\nپدری او عبارت از هلاند، آرتوا، فلاندر و فرانش کنته ، یعنی قطاعا\nممالک شارل متهور و آرشیدک نشین اطریش، استیری ، کارنی\nکانیول، تیرل، با متصرفات خانواده ها لسبورک، بوده.\nو از اقوام مادری خویش نیز ممالک آراکن ، ساردنی، سیسیل،\nوناپل را بارث برده، و بممالک فوق الذکر ضمیمه گردانید از جدول\nذیل سلسله نسب شارلکن بخوبی معلوم میشود.\nماری دبورگنی ماکزیملین ج اطریش ایزابل فردیناند\nفلیپ ل بو دخوبروی) ژآن لافل (سبک عقل)\nشارلکن\nعلاوه بر ممالک مذکوره باید مملکت کاستیل، و همچنین قطعه\nآمریکا را نیز که فردیناند و کتر ، و پیزار مشغول تسخیر آن بودند، جزو"}
{"book": "adl0950", "page": 102, "text": "۹۱\n\nامپراطوری شارلکن محسوب داشت.\nممالک مختلفه فوق الذکر امروز شامل ہالند، بلژیک، کرانشه\nلوکزا مبورک - ایالات شمالی فرانسه، پادکاله، سائوی علیا، ونزویلا\nمملکت اسپانی، نیمه مملکت ایتالیا، جمهوری اطریش، و چکوسلاقی\nو بالآخره نصف بر جدید امریکامیباشد.\nحقیقته شارلکن، اولین شخصے بودہ که به تنہائی مالک اینہمہ\nتاج وتخت گردیده، و انصافاً باطرافیان او که متکبرانه میگفتند\nآفتاب در اراضی پادشاه اسپانی غروب نمیکند، باید تسلیم نمود د قوق از\nدر ماه ژون ۱۹۱۹ع علاوہ برتاجہاے ارثی تاج امپراطوری\nآلمان نیز زیب فرق شارلکن کردید. بدینصورت که پس از مرگ\nماکز یمیلین، فرانسوای اول پادشاه فرانسه، وشارل اطریش\nداوطلب امپراطوری المان شده، و منتخبین هفت گانه شارل\nاطریش را انتخاب کرده، واز همین وقت مشارالیه خود را به شارلکن\nیعنی شارل پنجم ملقب نمود. درین موقع شارلکن نوزده سال\nبیش نداشت."}
{"book": "adl0950", "page": 103, "text": "۹۲\nشارلگن و فرانسه\nقدرت شارلگن خطر بزرگی برای تمام ممالک و خصوصاً\nبرای فرانسه پیش بینی مینمود، خاک فرانسه محصور متصرفات\nامپراطور و در تمام نقاط بسرحدات او تصادم داشت، توجه فرانصه\nبیشتر از طرف شمال و مشرق بوده، زیرا ایالاتیکه امروزه دریحدود\nجزو قلمرو فرانسه بشمار می آید در انوقت در اراضی شارلگن محسوب\nو پاریس پایتخت فرانسه بیش از یکصد و پنجاه کیلومتر از دشمن\nفاصله نداشته، هیچ مانع طبیعی مانند کوه های مرتفع و یا رودخانهای\nبزرگ آنرا از تهاجم ناگهانی همسایگانش محفوظ نمیداشت.\nخطرناکتر ازین وضعیات طبیعی حس جاه طلبی و دعاوی\nشخص شارلگن بوده که بعنوان نوادگی شارل متهور میخواست\nدو ایالت پیکاردی و بورگنی را که زمان لوئی یازدهم بتصرف\nفرانسه درآمده بود جزو ممالک خویش نموده، همچنین ببهانه ریاست\nامپراطوری مقدس روم تمام ایطالیا، و بالأخره میلان متصرفه\nفرانسوای اول، و دو ایالت دفینه و پروانس، ایالات"}
{"book": "adl0950", "page": 104, "text": "۹۳\n\nفرانسه را نیز قلمرو خود منضم نماید.\nبا این ترتیب برای فرانسه جنگ با شارلکن از ضروریات\nاولیه و از مسائل حیاتی دانسته شد از نژاد جنگهائیکه فرانسوای\nاول و بعد از و ہانری دوم نمودند، مانند شارل هشتم ولوی دوازدهم\nبقصد استیلا و یا خود پسندی نبوده بلکه برای نجات ملی و حفظ\nتمامیت فرانسه مبادرت باین مخاصمات کردند.\nجنبه عمومی این جنگ\nمخاصمه در سال (۱۵۲۰) شروع، و در (۱۵۵۹) ختم گردید\nسی و نه سال طول کشید، شارلکن و فرانسوای اول هیچکدام\nعاقبت آنرا ندیده، و پسر های ایشان فیلیپ دوم پادشاه اسپانی\nو ہانری دوم پادشاه فرانسه آنرا بآخر رسانیدند.\nاین مخاصمه بشش دوره یا شش جنگ تقسیم میشود، که چهار آن\nدر زمان فرانسوای اول، و دو در مدت سلطنت ہانری دوم بوده است\nمیدان جنگ گاهی در اطالیا و گاهی در نواحی شمالی و شرقی\nفرانسه بوده، و از خصائص آن اینست که مانند جنگهای صد سالی"}
{"book": "adl0950", "page": 105, "text": "۹۴\nفقط دو سلطان در مقابل یکدیگر نه ایستاده بلکه شارلکن و فرانسوای\nاول و همچنین فیلیپ دوم و هانری دوم هر یک مستخدمی\nداشته اند بقمسیکه ملاحظه میشود درین جنگها خانوادهای فرانسه\nو اطریش، پادشاه انگلیس، شاهزادگان آلمان ممالک ایتالیا\nپادشاه سوئد، پاپ ها بجهتی شرکت و دخالت ورزیده اند\nبطوریکه این جنگهای فرانسویرا حقیقه باید جنگ اروپائی دانست\nاولین جنگ\nدوره اول که بین سنوات (۱۵۲۰ و ۱۵۲۶) جریان داشت\nبرای فرانسه فوق العاده گران تمام شده و سرنوشت دوره های\nمابعد را واقعاً معین نمود از ابتدای شروع مخاصمه قسمت شمال\nو مشرق فرانسه مورد تهاجم واقع گردید و میلان از دست آن خارج\nگردید، ولی شجاعت با یارد شوالیه فرانسوی خاک وطنش را\nاز وجود دشمن پاک و فرانسوا نیز بزودی حالت تعرض گرفته و میلا\nمسترد نمود ولیکن تهوریهای او در ۲۴ فوریه ۱۵۲۵ منجر بشکست\nجبران ناپذیر پاوی گردید درین جنگ فرانسوا مجروح و اسیر شده"}
{"book": "adl0950", "page": 106, "text": "۹۵\n\nو بیش از ششماه در ما درید باسارت گذرانیده و تا معاهده ما درید را\nامضا ننمود از حبس خلاصی نیافت مطابق این معاهده دولت\nفرانسه از کلیه دعاوی خویش برناپل و میلان و حاکمیت خود بر\nارتو او فلاندر صرف نظر کرده ایالت بورگنی را بپادشاه اسپانی\nواگذار نمود. فرانسوای اول بمحض خلاصی از اجراي مواد معاهدۀ\nسرباز زده خود را ملزم باحترام امضائیکه بزور و جبراز و گرفته شده بود\nندانسته از تسلیم بورگنی امتناع ورزید فقط چون در خود به تنهائی قوه\nمقابله با شارلگن را نمیدید بخیال تهیۀ متحدین افتاد و بواسطه ترسیکه\nاز قدرت شارلگن در تمام دول اروپائی ایجاد شده بود بزودی\nبمقصود کامیاب گردید.\nمتحدین فرانسوا بعد از شکست پاوی سلطان سلیمان پاریس\nاز معاهده ما درید هانری هشتم پادشاه انگلیس و پاپ و بالآخره\nبعدها شاهزادگان المان بوده اند.\nدوم و سوم و چهارم جنگ\nبواسطه مساعدت‌های مختلفه و خصوصا همراهی تركها كه در"}
{"book": "adl0950", "page": 107, "text": "٩٦\n\nسال ١٥٢٩ بمحاصره وین پرداختند فرانسوای اول توانست\nکه از دوره دوم جنگ (١٥٢٦-١٥٢٩) بموجب معاهده کامبرو\n(١٥٢٩) شارلکن را از خیال ممالک بورگنی منصرف نماید، و باتفاق\nاین عهدنامه محایده مادرید را ملغی گرداند، در جنگها سوم (١٥٣٦-\n١٥٣٨) و چهارم (١٥٤٢-١٥٤٤) پیشرفت مختصری برای\nفرانسوای اول حاصل شد ساووا وپیمن را تصرف کرده ، و در\n١٥٤٤ فاتح نایلی در سریزل نصیب او گردید، لیکن شکستهای\nپیاپی فتوحاتش را عقیم ساخته قشون شارلکن در ١٥٣٦ مجددا\nوارد پروانس و در ١٥٤٤ داخل شامپانی شده و پادشاه انگلیس\nهم که بطرفداری شارلکن قیام کرده بود بولنی را تصاحب نمود،\nدرین باز نیز ترکها شروع بمجلاتی در هنکری کرده و شارلکن را\nمجبور نمودند که از در مسالمت با فرانسوا درآید، معاهده صلح درکپی\nمنعقد گردید ساووا وفلاندر باز از تصرف فرانسه خارج گردید، خود فرانسوا\nیک بعد در ١٥٤٧ فوت گردید."}
{"book": "adl0950", "page": 108, "text": "۹۷\nهانری دوم و پنجمین جنگ\nدر زمان سلطنت ہانری دوم جنگ برای پنجمین دفعه\nمشتعل شد (۱۵۵۲) درین دوره فرانسویها بکلی اطالیا را تر\nگفته و کوشش را در سرحدات شمالی و مشرقی بطرف مزل و\nرن مصروف داشتند، متحدین فرانسه درین دوره شاهزادگان\nپروتستان المان بودند. این شاهزادگان که از چند سال با شار لکن\nمشغول جدال بودند، از هانری دوم تقاضای پولی نموده\nو حق تصرف سه شهر امپراطوری یعنی متز، تول، ووردان را\nبرای او شناختند، پادشاه فرانسه شهرهای فوق الذکر را در ۱۵۵۲\nمتصرف شده وحتی تا استراسبورک راند، شارلکن مساعی بود\nدر استرداد متز بخرج برده و در ظرف دو ماه دولث قشونش را در پای\nدیوار شهر مذکور که دوک فرانسوا و گیز انرا دفاع میکرد تلف ساخت (۱۵۵۲)\nکناره گیری شارلکن از سلطنت\nاین هزیمت بی اندازه در وجود شارلکن موثر واقع شد، از طریق\nزحمات فوق العاده که در مدت سی سال برای اداره ممالک وسیعه"}
{"book": "adl0950", "page": 109, "text": "۹۸\nخویش متحمل نموده بود او را مریض و مضمحل ساخته بود، بنا برین بخیال\nکناره گیری افتاد، ابتدا ممالک ناپل، پی با، فرانش کنته، اسپانی،\nایطالیا و امریکا را بفیلیپ دوم پسر خود واگذار کرده و سپس امپراطوری\nو ممالک موروثه از هابسبورگ ها را به برادر خویش فردیناند، که سلطان\nبهم و ہنگری بود تفویض نمود، بدینطریق شارلکن خود را از تمام حیثیات\nسلطنتی فارغ البال ساخته و اسپانی را برای محل اقامت اختیار\nکرد، و دو سال بعد (۱۵۵۸) در همانجا درگذشت .\nکناره گیری شارلکن و تقسیم امپراطوری طبیعة مساعد حال\nفرانسه واقع شد، زیرا خانواده اطریش بدو دسته هابسبورگ های اسپانی\nو ہابسبورگهای اطریش قسمت گردیده، و با وجود اینکه ہر دو دسته\nہمان عداوت سابقه را با فرانسه داشتند، ولی چون دیگر در تحت\nاراده واحد نبودند البته آن مخاطرات برای فرانسه وجود نداشت.\nششمین جنگ\nاز بی احتیاطی هانری دوم باز جنگ شروع شد، فیلیپ دوم\nبواسطه ازدواج ماری تو در، دختر ہانری هفتم مقتدر گردیده، و بہم\n\nتاریخ اروی حصہ السہ جلد ۳ ص ۲ مجلد ۳"}
{"book": "adl0950", "page": 110, "text": "۹۹\n\nمضراتی برای فرانسه میرفت، غلبه و تصرف سن کانتن، راه پاریس را\nبرای فلیپ دویم باز کرده، اما مشار الیه ندانست که چگونه تعقیب سرعتیها\nخویش را بنماید، دوک و گیز این شکست را با تصاحب کاله که انگلیسها\nاز دو قرن پیش در استیلای خود داشتند و تصرف لوکز ابورک جبران نمود.\nصلح کاتو کامبرزی\nبزودی مذاکرات صلح شروع شده و منجر بامضای معاهده\nکاتو کامبرزی گردید (۳ اپریل ۱۵۵۹) مطابق این عهد نامه که دران\nپادشاهان فرانسه، اسپانی و انگلیس و امپراطور شرکت داشتند، پادشاه\nفرانسه از تمام دعاوی خویش در ایطالیا صرف نظر نموده و فقط چند استحکامات\nنظامی را در پای جبال آلپ و سه شهر قول متز، وردن را در شمال\nبرای خود حفظ نمود، و انگلیس نیز کاله را ترک گفت، در مقابل پادشاه\nاسپانی دو مملکت ناپل و میلانرا در ایطالیا متصرف گردیده،\nو تا یکصد و پنجاه سال بدست جانشینان او باقی ماند.\nبرای ضمانت قطعی صلح و دوستی در ضمن همین معاهده قرار\nمزاوجت فیلیپ دوم با دختر هانری دوم داده شد، و در موقع عروسی اینها"}
{"book": "adl0950", "page": 111, "text": "۱۰۰\n\nبزرگی در پاریس گرفتند، یکی از روزهای جشن بانری شخصاً مشغول\nنیزه بازی گردیده نیزه حریف خود درشکست، لیکن خورده از چوب آن\nبصورت او پریده و چشمش را مجروح ساخت بانری چندی بعد\nاز صدمه همین جراحت درگذشت.\n\nعلل عدم پیشرفت شارلکن\nدر ۱۵۳۳ موقعیکه میخواست شارلکن شروع بجنگ فرانسوا نماید\nگفت که «دیری نمیگذرد که یا من امپراطور خیلی بختی\nو یا او پادشاه بیچاره خواهد شد.» سی سال جنگ کرد و شارلکن من\nمدت نتوانست آن فتح و غلبه منظوره خود را در آغوش گیرد علت این بود\nکه با وجود وسعت فوق العاده ممالک قدرت حقیقی او انقدری\nزیاد نبود، ممالک شارلکن هر کدام در گوشه افتاده و روابطی بین آنها\nوجود نداشت، نژاد و زبان ساکنین آن تماماً متفاوت بود. اگر واقعاً\nشارلکن میخواست که بدون کمک مترجم با اتباع امپراطوری وسیع\nخود صحبت نماید، بایستی زبانهای فرانسه، اسپانیول، ایطالیا\nفلاماندی و المانی را بداند."}
{"book": "adl0950", "page": 112, "text": "۱۰۱\nممالکی کاملا در تحت اقتدار او نبودند و عادات و امتیازات\nو تشکیلات هر کدام حدودی برای اختیارات امپراطور قرار داد بود\nدر اوائل سلطنتش اهالی اسپانی و فلاندر برای دفاع حقوق و امتیاز\nخویش علم طغیان افراشتند، شارلکن نتوانست که به میل واراده خود\nمالیات و سرباز از ممالک متصرفه‌اش بگیرد.\nبر عکس وحدت ملی فرانسه فوق العاده مستحکم بوده و در مقابل\nاراده شخص سلطنت هیچ مانعی وجود نداشت، بزرگان از خون خود\nو بورژواها از پول خویش مضائقت نمیکردند، و همین ملاحظه فرانسه توانا\nکه بعد از هر یک ازین شکستهای فاحش تقریباً باز خود را آماده جدال نماید.\nسیاست انگلیس\nهر چند عقیده هانری هشتم این بود که در غالب کسی که بطرف مها بینایم\nلیکن بواسطه عدم ثبات او ممکن نبود هیچکدام از طرفین اطمینان کامل\nبا و داشته باشند، هر یک از شارلکن و یا فرانسوا که قدری پیشرفت میکردند\nو قدرتی مییافتند فوراً هانری برای زمین زدن قوی با ضعیف مجید\nمیشد او با این سیاست میخواست که موازنه بین فرانسه و اسپانی را"}
{"book": "adl0950", "page": 113, "text": "۱۰۲\nنگاهداشته و خود استفاده های منظوره را بنماید، در ابتدای جنگ با وجود\nمساعی فرانسوای اول تن باتحاد او نداده و پس از شکست (پاوی)\nشارلکن را ترک گفته بفرانسوا ملحق گردید، بدینطریق هانری هشتم حقیقتاً\nدر تمام طول سلطنتش مجری سیاست موازنه بوده است، نتیجه که انگلیسها\nاز مداخله در جنگهای بین خانواده فرانسه و اطریش بردند، این بود که در\nسال ۱۵۵۸ کاله را از دست داده و بکلی دست خود را از خاک فرانسه کوتاه\nکردند، بطوریکه تفصیل آن گذشت.\nاتحاد با ترکها\nفرانسه از اتحاد با ترکها، و همچنین باشاهزادگان آلمان نتایج بزرگی گرفت\nکه بعضی از آنها فوراً بدست آمده، و بعضی دیگر دیرتر ظاهر گردید، وی ثابتی\nبودند، ترکها که شصت سال قبل در ۱۵۲۶ بواسطه ماتیاس کرون پیشرفتشان\nدر مقابل بلگراد متوقف شد، در زمان سلطنت سلیمان باز حالت تعرضی گرفته\nدر ۱۵۲۱ موقعیکه جنگ بین شارلکن و فرانسوا شروع گردیده بود، اپرانز دوانز\nحمله شهر بلگراد را بتصرف آوردند، چند روز بعد از جنگ (پاوی) سلیمان\nبا دویست هزار قشون به هنگری هجوم برده سپاه عیسویانرا در مهاک در هم شکسته"}
{"book": "adl0950", "page": 114, "text": "۱۰۳\n\nو شهر بوداپست را مسخر کرد، درین وقت ایلچی فرانسوا برای طلب مساعدت سلطان\nبر علیه شارلکن بنزد او رفت، چنانکه دیدیم سه سال بعد در نتیجه یورش سلیمان\nبا دویست و پنجاه هزار لشکر، و سه صد توپ بجانب وین شارلکن بپارس\nافتاد، و خواستار صلح کامشر گردید، ترکها تا رائیسین یعنی تا قلب آلمان پیش رفته بودند\nدر اثر این همراهی، فرانسوا مناسبات خوبی در انقره پیدا کرده و دو معاهده یکی\nتجارتی و دیگری تدافعی و تعرضی بر علیه شارلکن با سلیمان منعقد نمود، پس\nازین تاریخ نیز سلیمان چهار مرتبه به هنگری لشکرکشی کرده و آخرین آنها مصادف\nبا حرکت هانری دوم بجانب متز بوده است.\nاتحاد ترک و فرانسه یک اتحاد اتفاقی و بی اساسی نبوده، بلکه حقیقةً\nصفات و خصوصیات یک اتحاد کامل را داشته چنانکه در ۱۵۴۳ دستۀ از جهازیان\nترک در بند مارسیل بجهازات فرانسوی ملحق گردید و نیس را متفقاً محاصره و گلوله باران نمودند\nاتحاد فرانسوای اول با مسلمانان یکی از وقایع بزرگ قرن شانزدهم انعکاس\nغریبی بعالم انداخت، فرانسه همان مملکتی که پیشقدم جنگهای صلیبی بوده و بازوی\nراست مسیحیت شناخته میشد از برای حفظ سیاست خارجی دوست دوستی و وفاق\nبجانب مسلمانان و دشمنان عیسویت دراز نمود، و ترکها را که تا آنوقت تمام اروپا آنها"}
{"book": "adl0950", "page": 115, "text": "۱۰۴\nبچشم دشمنی عداوت مید در حوزه اروپائی وارد ساخت از طرفی نیز فرانسه\nانحصار کشتی رانی سواحل ترکیه را تحصیل کرد. وبیش از یک قرن باران استعداد\nہای ثروتی بیشمار نمودند، و ضمناً اماکن بیت المقدس را هم تحت حمایت خویش\nگرفته و متدریجاً نفوذ خود را نه فقط در عیسویان اتباع خارجه بلکه بکاتولیک‌های\nاتباع ترکیه نیز جاری ساختند، بطوریکه حقیقه اهمیت تجارتی امروزه\nفرانسه را در سواحل شرقی مدیترانه و نفوذ سیاسی آنرا در شامات باید از نتایج\nغیرمنتظره لیکن حتمی جنگهای فران وای اول با شارلگان باشجا و با ترکها دانست.\nپروتستانهای آلمان بواسطه تضییقات فوق العاده که در استقلال سیا\nوخصوصاً آزادی مذهبی خود از شارلکن میدیدند بهم مقابله با او گردیده و برا\nمخارج محاربه استعانت مالی از ہانری دوم پادشاه فرانسه نمودند. در بیوقت\nمعاهد. نیز در فرید والد در ۱۵۵ با فرانسه با منعقد کردند، درین معاہد\nہانری متعهد شد که هر ماهه مبلغ خطیری بشاہزادگان پرداخته و ایشان\nدر مقابل تسلیم سه شهرتول، متز و وردن را بپادشاه فرانسه عهده دار\nگردیدند. سه شهر فوق الذکر تا ستله در تصرف فرانسها بود، لیکن دنسال\nشهر متز را المانها باز پس گرفته و در سال ۱۹۱۸ مجدداً مسترد داشتند."}
{"book": "adl0950", "page": 116, "text": "١٠٥\n\nفصل پنجم\n\nاصلاحات مذهبی\n\nاز مهمترین واقعاتی که نیمۀ اوّل قرن شانزدهم را در تاریخ شاخص\nو برجسته نموده تغیرات مذهبی است که به رفرم (اصلاحات مذهبی)\nمعروف گردید این اصلاحات مذهبی که عمال اصلی آن ها در آلمان\nلوتر و در فرانسه کالون بودند نتائج ذیل را بخشیدند :-\nیکی مذهبی که عبارت است از قطع رشتۀ وحدت مسیحی در اروپا\nغربی و ایجاد طریقۀ لوتری - کالونی و انکلیمکانی در مقابل مذهب\nکاتولیک رم .\nدیگری سیاسی که مقصود از جنگ های داخلی آلمان و بعد جنگ های داخلی\nفرانسه در نیمۀ دوم قرن شانزدهم سپس پیدایش ممالک جدیده\nمانند دوک نشین پروس - سوئد و جمهوری ایالات متحده میباشد.\nعلل رفرم - علل رفرم متعدد بوده ولی بین تمام آنها مخصوصا دو سبب\nفوق العاده مهم هستند یکی وضعیت کلیسیا در ابتدای قرن شانزدهم"}
{"book": "adl0950", "page": 117, "text": "١٠٦\n\nو دیگری انتشار انجیل بوسیلۀ چاپ.\nدر ابتدای قرن شانزدهم کلیت یا بصورتي افتاده بود که یک اصلاحات\nعمیقی حتمی بنظر می‌آمد همان معائب و فساد اخلاقی که در قرن یازدهم\nپاپ گرگوار هفتم را وادار باصلاحات کرد باز درین قرن در کشیشان\nبحد افراط رسیده و وضعیات خیلی باریک تر از پانصد سال قبل\nشده بود در قرن یازدهم فساد تنها در اعضا، یعنی کشیشان نفوذ کرده\nو لااقل شخص پاپ منزه و مبرّا بود ولیکن در قرن شانزدهم برعکس آب از\nسر چشمۀ گل آلود و ریشۀ مرض در رُم در مقام پاپیت پر ورش\nمییافت.\nپاپ‌ها وظائف مذهبی خویش را ترک گفته و هر یک مطابق ذوق\nطبیعی بکار هائی مشغول می‌شدند ژول دوّم بترتیب نظام لئون دهم\nبه تشویق ادبیات و صنایع مستظرفه اشتغال داشت همه گی بازدیا\nثروت و جمع آوری مال مصروف بوده و یکی از بزرگ‌ترین مسائل آن\nوقت بود که از داوطلبان مشاغل مذهبی آلمان گرفته می‌شد لایق‌تر و مستحق‌تر\nکسی بود که بیشتر می‌پرداخت اشخاصی به آلمان می‌رفتند که نه فقط کلمۀ\n\nتاریخ اروپا صفحه ۱۰۶ جزو ۷ جلد ۴"}
{"book": "adl0950", "page": 118, "text": "١٠٧\nاز زبان آلمانی نمیدانستند بلکه از نوشتن و خواندن زبان مادری خویش نیز محروم بودند. این تقلیل کشیشان خارجی البته منظور عامۀ مردمان محل گردیده و مخصوصا چون اموال کلیسیائی در آلمان زیاد بود حرص و طمع شاهزادگان و بزرگان آنجا را بحرکت آورده و غالبا مصادف با منافع و نظریات کشیشان میشد همین حرص و طمع طرفین بیشتر باعث پیشرفت رفرم در آلمان گردید.\nدر فرانسه نیز مرض خفیف تر از آلمان نبوده و بحران آن خصوصا از موقع امضا و اجرای معاهده ١٥١٦ منعقده بین فرانسوای اول و پاپ لیو ن دہم شروع گردیده پادشاه حق تعیین کشیشان را از پاپ تحصیل کرده و بعد ازین بطوریکه یک نویسنده معاصر مینگارد تمام اعضای کلیسیا از سپاهیان و مقربین و اشخاص بی صلاحیت انتخاب می شدند کشیشان در دربار سلاطین زندگانی کرده و بکارهای درباری سیاسی مملکتی و حتی حربی اشتغال میورزیدند بنا برین مردمان حقیقت مقدس و ابتداء عده زیادی از خود کشیشان مخصوصا در فرانسه تقاضا کرده خواستار شدند که کلیسیا این افتضاحات و فجایع را"}
{"book": "adl0950", "page": 119, "text": "۱۰۸\nاز خویش دور نماید.\nسبب دیگر ظهور رفرم اختراع چاپ و انتشار انجیل بین عموم عیسویان\nمیباشد از ۱۴۵۷ تا ۱۵۱۷ تقریباً چهار صد طبع از انجیل شده\nبود همه کس از اوامر و نواہی مذہبی خویش مطلع گردیده و بر خلاف\nآنچه که از ترک علاقه دنیوی - مهربانی فروتنی و غیره در کتاب\nخود میخواندند نخوت و غرور تجمل - و تکبر کلیسائی را دیده و میل انها بنجات\nاصلاح بیشتر می شد . عده نیز مخالف با اجتهادات و تفسیرات\nپاپ ها و مجالس عالیه مذهبی بوده و در مقابل نص انجیل هر گونه تغییری را\nخطا میدانستند. این عقیده را ابتدا لوتر و بعد از و کالون اظهار\nکرده و در نتیجه وحدت عیسوی را در هم شکستند.\nلوترو كالون - انكلیكانسيم\nلوتر - در سال ۱۴۸۳ لوتر در ساکس تولد یافته و پدر او کارگر\nمعدن بود. در موقعی که شروع بتحصیل کرد مانند بسیاری از محصلین\nآن زمان معاش خود را از خواندن و مکدسی از این و آن تهیه مینمود\nسپس شخص نوع پرست و خیری او را بخرج خود در اونیورسیتهٔ"}
{"book": "adl0950", "page": 120, "text": "١٠٩\nادفرت گذارده لوتر در آنجا به تحصیل فلسفه - حقوق - ادبیات\nو موسیقی پرداخت .\nدر سن بیست و دو سالگی روزی در ضمن گردش دچار طوفانی شده\nو صاعقه به پهلوی او فرود آمد درین وحشت و اضطراب نذر کرد\nکه اگر نجات یابد داخل سلک رهبانان گردد کمی بعد در سال ١٥٠٥\nوارد صومعه در ویتنبرگ شد .\nلوتر با کمال جدیت مشغول تحصیل گردیده و وقتیکه برتبه کشیشی\nرسید بواسطه علم و درایتش او را بمعلمی علوم الهی در ایتورستیه\nهمان شهر منصوب کردند .\nلوتر طبیعةً شخصی فوق العاده حساس و دارای فکری تیز بود روحش\nاز خیال ارتکاب گناهان همیشه در اضطراب و از ترس شیطان\nو بازخواست خداوند عمر خود را در وحشت میگذرانید ولی بواسطهٔ\nعقیدهٔ راسخی که به حضرت مسیح علی نبینا و علیه السلام داشت از نجات\nو رستگاری خویش مطمئن بود .\nبازخرید گناهان - لوتر در ١٥١١ به رم فرستاده شد تجمل دربار"}
{"book": "adl0950", "page": 121, "text": "۱۱۰\nپاپ لغزش اخلاق کشیشان ایتالیائی فوق العاده او را متاثر ساخت چند سال لئون دهم برای اتمام بنای کلیسای سن پیر محتاج بپول گردید عیسویانرا چنین تلقین نمود که در مقابل تصدق میتواند خطایای کوچک خویش را خریداری کنند مأمورینی مخصوص برای اینکار بتمام نقاط فرستاده و باین وسیله مخارج ساختمان کلیسای سن پیر را تهیه کرد . برای آسایش روح اموات نیز بستگان ایشان میتوانستند متوسل باین کشیشان گردند مأمورین اعزامی بآلمان از پیروان و معتقدان سن دومینیک بودند .\nلوتر در سنه ۱۵۱۷ جداً بر علیه اجرای این عمل و حتی باساس آن حملۀ سختی نمود . پاپ ابتدا چندان بواقعه اهمیت نداده و آنرا از زمرۀ مناقشات جاریه بین رهبانان تصور میکرد لیکن بزودی لوتر از اطاعت پاپ سر باز زده و شروع به تنقید تشکیلات کلیسیائی نمود . دامنه اعتراضات لوتر باصول عقائد نیز رسید و میگفت که برای نجات و فلاح تنها پیروی قوانین انجیل و اعتقاد بحضرت عیسی کفایت میکند و احتیاجی به اجرای مراسم دیگر نیست ."}
{"book": "adl0950", "page": 122, "text": "۱۱۱\n\nدر ینوقت حکم تکفیر او را پاپ صادر کرد . روزی که اینحکم تکفیر رسید\nلوتر تمام شاگردان خود را در میدان کلیسیای ویتینبرگ جمع نموده و\nفرمان را در مقابل همگی در آتش انداخت ازینجا روابط با پاپ\nقطعا مقطوع گردید . (۱۵۲۰)\nمحکومیت لوتر - این واقعه مقارن با اوائل امپراطوری شارلکن\nبوده ازین پیش آمد بی اندازه مضطرب گردید زیرا اولاً شخصاً\nیک کاتولیک متعصب و گذشته از ان میترسید که شیوع\nآن بیشتر باعث هیجان مردم و تشدید انقلاب و اغتشاشات\nآلمان شود لذا لوتر را بحضور و ( دیت ) مجمع نمایندگان امپراطوری\nامر فرمود بواسطه اجازه نامه مخصوصی که لوتر از شارلکن در دست\nداشت بدون ترس از توقیف حضور بهم رسانید . تکلیف تو به باو\nکردند ولی با نهایت سختی و متانت امتناع کرده گفت « برای\nیک عیسوی عیب است که بر خلاف وجدان خویش رفتار کند»\nدیت همه او را محکوم ساخت . ( ۱۵۲۱ ) .\nبرای لو تر خطری بزرگی در پیش بود زیرا پس از آنکه محکوم به اعدام"}
{"book": "adl0950", "page": 123, "text": "۱۱۲\nگردید بمحض انقضای مدت اجازه نامه اش او را توقیف نموده و باتش\nمیانداختند بهمین جهت یکی از حامیانش، دوک و ساکس، سواران\nدر سر راه او گماشته ولوتر را ربود و بقصر خویش پنهان نمود یکسال\nمخفیانه درین قصر گذرانیده و درینمدت توریت و انجیل را\nبزبان آلمانی ترجمه کرده این ترجمه زیاده از حد طرف توجه گردید زیرا\nبرخلاف ترجمه های سابق بزبان عوام انشاء شده و همه کس\nازان میتوانست استفاده نماید .\nپس از چندی چون عده طرفداران لوتر باندازه رسید که دیگر\nبیم اجرای حکم صادره در باره او نبود از محل اختفای خویش خارج شد\nدرینموقع بسیاری از بندگان و متنفذین و چند نفر از منتخبین مانند دوک ساکس\nو براندبورگ عقیده او را قبول کرده بودند .\nاز طرفی نیز جنگ با فرانسوای اول خاطر شارلکن را\nازین نقطه مصروف گردانیده و فرصت اقدامی نداشت\nمعهذا کمی قبل از امضای صلح کامپره امر بتشکیل دیت داد، در آنجا\nمیخواستند که قدری عقائد لوتری را معتدل ساخته و فقط جلوگیری"}
{"book": "adl0950", "page": 124, "text": "۱۱۳\n\nاز انتشار آن در نقاط دیگر نمایند لیکن پنج شاهزاده و چهارده شهر\nبر علیه این تصمیم اعتراض (پروتست) کرده و از آنوقت\nطرفداران عقاید جدیده و مخالفین اکلیتهای کاتولیک موسوم\nبمعترض یا پروتستان گردیدند.\nسال باز شارلکن بقصد تصفیه امر وحشتی کاتولیک با پروستانها\nدیت را در اگزبورگ منعقد کرد ولی باز هم چون دیت مزبور که\nمحکومیت لوتر را تأکید نموده بود پروتستان با خیال مخالفت\nخویش بتشکیل یک حزب سیاسی افتادند لذا در اسما لکالد\nاتفاقی کرده و با پادشاه فرانسه داخل مذاکرات شدند. با تشکیل\nاین اتفاق سیاسی امپراطوری بدو تقسیم گردیده و این واقعه را یکی\nاز اولین و مهمترین نتایج سیاسی اصلاحات مذهبی لوتر باید دانست.\nجنگ شملکالدن و پروتستانها - دومین نتیجه اتفاق اسمالکالد شروع\nسال اور ابصورت جنگهای داخلی و مذهبی ظاهر گردید. در نخست\nشارلکن بواسطه گرفتاری جنگ با فرانسه ع بر وتستانها فترت\nامانی حکم داده از دیت اگسبورگ تا نیافته وسش امضای صلح"}
{"book": "adl0950", "page": 125, "text": "١١٤\nکمپنی متحدین را مورد حمله خویش قرار داد . لوتر تازه فوت کرده بود.\nدر بدو امر قشون پروتستان شکست خورده و رؤسای عمده آن\nمحبوس شدند لیکن بزودی تشکیلات خود را تجدید نموده با هانری دوم\nپادشاه فرانسه اتحاد کرده جنگ را دو مرتبه شروع نمودند . شارلکن\nسه سال بعد بخیال کناره گیری از سلطنت افتاده اما قبل از اجراء\nمقصود صلح مذهبی را در آلمان مستقر نمود بدینصورت که بشاهزادگان\nپروتستان آزادی مذهب عطا کرده و بعلاوه مالکیت ایشان را\nدر اراضی که از کلیسا منتزع نموده بودند شناخته ولی تکرار تعقیب\nاین عمل را قطعاً در آتیه ممنوع داشت .\nکاتوليك و پروتستان آلمان - نتیجه بزرگ اصلاحات مذهبی\nدر آلمان تقسیم آن بدو دسته یکدسته کاتولیک و دسته دوم\nپروتستان گردید امپراطوران کاتولیک پیوسته در صدد\nاضمحلال و انقراض پروتستان ها بوده و اینها بملاحظه ضعف خود\nمتوسل بخارجیان می شدند . ازین راه وسیله برای مداخلات\nخارجیان در امور داخلی آلمان پیدا گردید . مناقشات داخلی"}
{"book": "adl0950", "page": 126, "text": "١١٥\n\nبطوری امپراطوری را بضعف کشانید که بزء و بی اهمیت خویش را\nاز دست داده و در قرن هفدهم مانند ایتالیای قرن شانزدهم صحنۀ\nجنگ اروپائی شد.\nرفرم در ممالک اسکاندنیا و – دیری نگذشت که عقائد لوتر\nسرحدات آلمان را عبور نموده و ممالک اسکاندنیاو یعنی دانمارک\nو سوئد و نروژ نفوذ کرد. شیوع این مذهب در ممالک فوق الذکر\nتقریباً علل سیاسی داشته .\nاز اواخر قرن چهار دهم سوئد و نروژ در تحت اطاعت دانمارک\nبودند . نجبای سوئدی همیشه افسوس استقلال از دست رفتۀ خود را\nمیخورده و کریستیان دوم پادشاه دانمارک از قتل آنها خودداری\nنمیکرد در سال ١٥٢٢ کوستاوو از یکی از بازماندگان سلاطین سابقه\nسوئد موفق به تولید احساسات و انقلابی در دالقرن گردیده عنوان\nسلطنت بخود گرفت (١٥٢٣)\nپاپ بطرفداری کریستیان برخاست و کوستاو و را\nبرای تعقیب عملیات خود محتاج بپول بود لذا مذهب لوتر را قبول"}
{"book": "adl0950", "page": 127, "text": "١١٦\n\nنموده اموال کلیسیا را ضبط کرده و رعایای خویش را مجبور بقبول عقاید\nلوتر ساخت .\nبدینصورت بازهم در سوید و سیده کسب استقلال ملی گردیده\nانقلاب سوند در دانمارک انعکاس گروه کریستیان دوم از سلطنت\nخلع و یکی از شاهزادگان پروتستان جای نشین او شد این سلطان\nابتداء آزادی عقیده بطرفداران لوتر داده پس اموال کلیسیا را\nبکشیشان را توقیف کرده و بالاخره قطعا اجرای اعمال کاتولیکی را\nدر دانمارک و ناروژ قدغن نمود .\nکالون - در موقعی که قسمتی از آلمان پیرو عقیده لوتر شده بود\nکالون فرانسوی اولین مرتبه در شهر ژنو شروع بطرح و تبلیغ رفرم\nاساسی تری نمود .\nکالون در سال ١٥٠٩ تولد شده و پدرش اسقف شهر نوایان\nبود در سن دوازده سالگی بملاحظه پدر دارای مقامی و کلیسیا گردی\nتحصیلات خود را در اونیورسیته ارلئان و بورک نموده در ضمن تحصیل\nبعقائد لوتر آشنا شده و آنرا قبول کرد . باین جهت برتبه کشیشی"}
{"book": "adl0950", "page": 128, "text": "۱۱۷\n\nرسیده وهنگامیکه فرانسوای اول پروتستانها را تعقیب وزجر\nمینمود از پاریس فرار کرده در شهر بال اقامت گزید .\nدر آنجا کتابی موسوم به مؤسسۀ مسیحی بنام فرانسوای اول\nنوشته وخلاصه عقائد خویش را دران مندرج ساخت .\nکالون را در سن بیست وشش سالگی برای تعلیم علوم\nآلهیه از بال به ژنو خواستند مشارالیه با متانت وثبات فوق العاده\nشروع بتحمیل عقائد خویش به ژنوی ها نموده وابتدا کار باصلاح\nاخلاق آنها بست بعد از دو سال مردم او را از ژنو بیرون کردند لیکن\nطرفدارانش آرام ننشسته و عاقبت موفق بدعوت ثانی او بژنو\nشدند (١٥٤١)\nدرین بار تسلط کالون در ژنو بقدری بود که کسی قدرت\nمقاومت با او را نداشت با مردم بسختی رفتار میکرد و خود او نوشته\nکه اهالی ژنو را باید بزور براه نجات برد . شخصاً مراقبت زندگانی خصوصی\nهر فرد بود و عادات و اخلاق وحتی لباس آنها را اصلاح و ترتیب\nمیکرد . مخالفین طریقه خود را بی ملاحظه میکشت . شخصی را برای\n\nپنجره هم ... تخمینی زیره نیز باید باشد"}
{"book": "adl0950", "page": 129, "text": "۱۱۸\nاینکه اسناد تزویر باو داده و گفته بود که کالون میخواهد بستیاد\nخود را مسجود مردم نماید محکوم بقتل گردانید یک طبیب اسپانیولارا\nکه برخلاف دیگر عیسویان منکر جنبه الوهیت مسیح گردید بلطائف\nالحیلی او را بژنو کشیده و در انجا زنده سوزانید . پس ازین از مساعی\nکالون بمانطوریکه رم مرکز کاتولیکها بود ژنو نیز مقر پروتستانها\nگردید عده زیادی از مهاجرین فرانسوی آنجا گریخته و اقامت گزیدند\nاز اونیورستیته که کالون در ژنو تاسیس کرده بود اشخاص با حرارتی\nبرون آمده و شروع بتبلیغ مذهب جدید نمودند . حقیقته انتشار\nمذهب پروتستان بیشتر از ژنو شده در فرانسه - هلاند -\nو اسکاتلند نفوذ کرد. وقتیکه کالون در سال ١٥٦٦ درگذشت\nشاگردان او در تمام خاک فرانسه بیش از دوهزار کلیسیا بنا کرده\nبودند.\nرفورم در انگلستان - در انگلیس نیز اندسوند\nو طرژ رفرم بدست پادشاه اجرا شد. و انتشار یافت هانری هشتم\nکلیسای انگلیس یا انگلیکن را تاسیس کرده و قطع رابطه با پاپ نمود.\n\nپاپ را معزول و کلیسیا را بدست خود گرفت"}
{"book": "adl0950", "page": 130, "text": "۱۱۹\n\nهانری هشتم ـ (١٥٠٩ تا ١٥٤٧) قبل از سلطنت\nاخلاق معتدلانه داشته ولی پس از جلوس بطرف سلطنت مطلقه تمایل\nپیدا کرد یک نویسندهٔ انگلیس مینویسد که بزرگترین مانع پیشرفت\nعقیدهٔ مطلقهٔ هانری کشیشان متمول و بانفوذ بودند لذا نقشهٔ هانری\nاین شد که بهر وسیله باشد اقتدارات ایشان را در هم شکسته و\nکشیشان را کاملاً بزیر حکم و ارادهٔ خویش بیاورد. هم فرمانفرما\nجسمانی و هم حاکم روحانی یعنی بالآخره پاپ انگلیس گردد . هانری\nبرای ازدواج یکی از خدمه کاترین داراگن ملکهٔ انگلستان\nبخیال طلاق عیال خویش افتاده از پاپ تقاضای طلاق مشار\nالیها را کرد ولی از طرف او مخالفت شده رو گردید هانری پس از\nمذاکرات بسیار عاقبت بدون تصویب پاپ زن خود را مطلقه\nساخته و خادمهٔ مذکوره را تزویج کرد . و ازین وقت حقیقهٔ رابطهٔ\nبا رم را گسیخت .\nقبل ازین قطع رابطه هانری بر علیه لوتر و طرفداران او سخنانی\nصادر کرده بود و از طرفی چون بتفوق پاپ عقیده‌نداشت"}
{"book": "adl0950", "page": 131, "text": "۱۲۰\n\nو اراده خویش را حاکم امور روحانی انگلستان قرار داده بود پسران\nهر دو طریقه با نظر خوبی نسبت باوی نمینگریستند مخالفین عقیده او حتمآ محکوم\nبمرگ میشدند هانری در سال ۱۵۴۷ در گذشت.\n\nجانشینان هانری هشتم - در ظرف پانزده سال بعد از\nمرگ ہانری ہشتم اصلاحات مذہی او اشکال غریبی بخود گرفت\nسه طفل از و باقی مانده بود که هر یک بعد دیگری با سیاســـت\nمذہبی متفاوتی سلطنت کردند، ادوار ششم در سن نه سالگی\nبپادشاہی رسیده و چون تربیت شده طرفداران کالون بود فرمانی\nصادر و بر علیه پروتستانہا لغو نموده و شروع به تحصیل عقیـده\nپروتستانی با مالی کرد. بعد ازو ماری تودر دختر کاترین اراگون\nپادشاه شد و مشار الیها راسخ در عقیده کاتولیکی و میخواست که انگلستان را\nبمذہب کاتولیکی برگرداند . از نتایج عملیات خویش مشهود به ماری\nخونخوار گردید .\n\nسومین جانشین ہانری ہشتم یا ملکہ الیزابت از معروفترین\nحکمران، ایامی است که انگلستان بخود دیده بقدری کینولیسنده"}
{"book": "adl0950", "page": 132, "text": "۱۲۱\nبدترین زنها و بزرگترین مردها بوده است فوق العاده متکبر مزور و در سیاست مهارت کاملی داشت .\nابتدای سلطنتش از ترس ظهور انقلاب و بعضی مضرات خارجی با هر دو دسته مذهبی مدارا کرده سپس در ١٥٦٢ مجلس ملی را مجبور کرد که به فرمانی شامل به ٣٩ ماده در باب مذهب رای بدهد و قطعاً انگلیکانیسم یعنی کلیسیای انگلستان را رسمی نمود . کلیسیای انگلستان مخلوطی از مراسم و اصول کالون میباشد الیزابت چون مائل بشکوه و جلال بود مراسم ظاهری کلیسیای کاتولیک را قبول کرده و در عقائد پیرو مذهب کالون گردید . عنوان ریاست عالیه مذهبی را که پدرش اختیار کرده بود نپذیرفته لیکن اقتدار است واقعی را برای خویش محفوظ داشت .\nنتائج سیاسی رفورم - عمده نتائج سیاسی رفورم در المان و ممالک اسکاندنیاد و انگلیس ابتداء عبارت است از انتقال اراضی و املاک کلیسیا به سلاطین و سپس ازدیاد قدرت پادشاهان و انضمام ریاست روحانی بریاست موقتی ایشان."}
{"book": "adl0950", "page": 133, "text": "۱۲۲\n\nحکمرانان این ممالک دران دوره هم حائز رتبه سلطنت\nو هم دارای مقام پاپیت بوده و ریاست سیاسی را با عریاست\nمذهبی توام ساخته بودند .\n\nفصل ششم\nجنگهای مذهبی\n\nکالونی در فرانسه - سن با وتلمی- اتحاد - فرمان نانت\nاسپانی در زمان سلطنت فلیپ دوم\n\nدر ۱۵۶۳ یعنی چهار سال بعد از امضای معاهده کا تو کامبری\nفرانسه داخل یکسلسله جنگ های مخوف تری که عبارت\nاز جنگهای داخلی بود گردید این جنگها در مدت سلطنت شارل نهم\nو هانری سوم دو پسران با نری دوم و چهار سال اول پادشاهی هانر\nچهارم (۱۵۹۳) مشتعل بوده و مناسبت جنگ معروف\nسی ساله آلمان که نیم قرن بعد شروع گردید میتوان آنرا جنگ سی ساله\n\nتاریخ عمومی (ج ٤ ) کا غذ ار جیا"}
{"book": "adl0950", "page": 134, "text": "۱۲۳\n\nفرانسه نامید و چون علت عمده وقوع آنها مسائل مذهبی بوده است\nمعروف بجنگهای مذهبی شده اند. درین جنگ ها کاتولیکهای فرانسه\nکه اکثریت اهالی مملکت را تشکیل میدادند با عده قلیلی از طرفداران\nکالون که مشهور به اوگنو بودند بزدوخورد اشتغال داشتند\nاین جنگهای مذهبی دارای یک جنبه سیاسی نیز بود بدینطریق\nکه بواسطه مخالفت هائی که از ناحیه طرفداران مذهب جدید ظاهر میشد\nبحران بزرگی بمملکت عارض شده و نزدیک بود که فرانسه مانند\nقرن نهم بجانب تجزیه برود.\nدر سالهای آخری نیز مسئله وارث سلطنت موضوع را\nپیچیده تر و مشکل تر ساخت. سلسله والوا در ۱۵۸۹ منقرض گردید\nو چون ہانری چهارم پادشاه یا وارث مشروع تاج و تخت پیرو\nمذهب پروتستان بود مخالفت های شدیدی از جانب\nکاتولیک های فرانسه بروز نموده و تحریکات و مداخلات فلیپ\nدوم پادشاه اسپانی بر وخامت اوضاع می افزود.\nہانری چهارم ترک مذهب پروتستان را گفته و مذهب"}
{"book": "adl0950", "page": 135, "text": "١٢٤\n\nکاتولیک را قبول کرده و با صدور فرمان نانت نیز اعمال مراسم\nمذهبی را برای پروتستانها مجاز کرده و بدین وسیله بین پیروان\nمذاهب مختلفه را التیام داد.\nکالونی و جنگهای مذهبی در فرانسه\nشروع پروتستانی در فرانسه - در اوائل قرن شانزدهم\nفرانسه یکی از ممالک خالص العقیده بوده و در آنجا کشیشان همیشه بهترین\nمناصب را در عهده داشتند و بر عکس دیگر ممالک کشیشان فرانسه\nدارای عقیده پاک و کاملا منزه و بقول یکی از نویسندگان از جمله عالم ترین\nو وطن پرست ترین و جیه الملة ترین افراد بشمار میآمدند. معهذا\nافراط آنها درباره مسائل نتیجه سوئی نبخشید. و بعضی افکار را بجانب\nاصلاحات توجه داد در زمان ظهور لوتر شخصی نیز در فرانسه موسوم به\nلفورُ دِتاپل مردم را بلزوم خواندن کتب مقدسه موعظه می نمود\nو عقیده داشت که مذهب عیسوی را باید بهمان سادگی و صفای\nاولیه خویش برگردانید مشار الیه نیز کتاب انجیل را بزبان فرانسه\nترجمه و مانند لوتر آنرا در دست رس عموم گذاشت بدین ملاحظه عقیده"}
{"book": "adl0950", "page": 136, "text": "١٢٥\n\nلوتر بزودی و به آسانی در فرانسه انتشار یافته و خصوصاً بیشتر پیروان\nآن از طبقهٔ سوّم یعنی کارگران و دوره گردان بوده‌اند دستهٔ اخیر\nدر شهرها و ایالات گردش و کسب کرده و برخی هم مدتی در آلمان\nگذرانیده بودند. باین دو فرقهٔ فوق الذکر عدهٔ از کشیشان نیز\nملحق گردیدند و سابقه ای امر کسی متعرض بایشان نبود و حتی تا سال\n١٥٣٤ فرانسوای اول بنظر طرفدار لوتریها نیز می آمد لیکن پارهٔ\nاقدامات آنان باعث نفرت مردم و سوء ظن پادشاه شد\nو پس از انتشار اعلانی که بر علیهٔ کلیسا ترتیب داده بودند فرانسوا\nمصمم به تعقیب ساختند در یک روز چهل نفر را محکوم بقتل نموده و\nدر پاریس سوزانیدند در ایالات هم ازین عمل سرمشق برداشته\nبطوری که عدهٔ زیادی از بی گناهان نیز درین معامله تلف گردیدند.\nبا جلوس هانری دوّم بتخت سلطنت بقدری پیروان لوتر مورد\nتعرض واقع شدند، که حقیقتهً مانند دشمنان مملکت و باغیان بایشان\nرفتار می‌شد در همین ضمن عقیدهٔ کالون در فرانسه رسوخ یافته و جای\nمذهب لوتر را گرفت از سال ١٥٤٧ تا ١٥٥٠ در ظرف کمتر از"}
{"book": "adl0950", "page": 137, "text": "١٢٦\nسه سال پارلمان پاریس قریب پانصد حکم اعدام صادر کرد. محکومین را\nباز نجیرى بچوبدار آویخته و زنده مىسوزانیدند. این تضييقات سهواً\nنتيجهٔ معکوس بخشیده و پیروان مذهب جدید را بیشتر در عقائد خود\nشان راسخ نمود بطوریکه در ١٥٥٥ عدّۀ کالونی ها بقدرى زیاد شد\nکه دستجاتی ترتیب کرده و تشکیلاتی مانند تشکیلات کلیسیاى\nژنو براى خود دادند. در ١٥٥٩ کلیسیاهاى مختلفه بخیال اتحاد\nافتاده مجمعى مرکزى در پاریس دائر نمودند. در ین وقت در فرانسه\nفقط هفتاد و دو کلیسیاى اصلاً حیوانى جود داشته و دو سال بعد عدۀ\nآنها بدو هزار رسید.\nدر ضمن این احوال بسیارى از اصل زادگان و بزرگان نیز خصوصاً\nدر مرکز و مغرب عقیدۀ جدید را قبول کرده و قبل از مرگ هانرى دوم\nدو نفر از شهاهزادگان بلافصل آنتوان دو بوربن پادشاه ناوار\nو پرنس کنده از جمله او گنو ها شمرده مىشدند. این مسئله صورت\nاهمیت دیگرى به کالونی ها داده و کالونی ها که تا این وقت از\nطبقات پست بودند و در مقابل فشار هاى وارده جز توکل و تسلیم"}
{"book": "adl0950", "page": 138, "text": "۱۲۷\n\nچاره ندانستند این هیا هجد دارای قوای نظامی گردیده و جنبه سیاسی\nپیدا کرد ند از ینجا جنگهای مذهبی برخاست.\nکاترین دمدیسی - در زمان فرانسوای دوم جانشین ہانری دوم\nقدرت کالونی ها همیشه روبازدیاد میرفت چنانچه کنگاشی برعلیه شخص\nسلطنت تشکیل کرده هرچند که بمقصود نرسیدند ولی ضرب شستی\nنشان دادند فرانسوا بعد از یک سال پادشاهی در گذشت\nو برادر ده ساله اش شارل نهم بسلطنت رسید کا ترین دمدیسی مادر\nشارل به نیابت پسرش امور مملکت را بدست گرفت کاترین\nخواهر زاده پاپ لئون دہم و از خانواده بزرگ مدیسی بوده است.\nسنش در حدود چهل و یک لیاقت فطانت و خصوصاً مهارت\nفوق العاده در تحرکات و سیاست داشته شخصاً در امور مذہبی\nلا قید و نظرش اصلاح بین مذاہب و تفوق سلطنت بر این احزاب\nبوده است در اعمال اجرای این نقشه صدر اعظم عاقل و معتدلش\nمیشیل دلپشپال معاونت او را مینمو د مشار الیه میخواست\nکه با صلح و مدارا با عقیده اصلاحیون مبارزه کند و میگفت که باید"}
{"book": "adl0950", "page": 139, "text": "۱۳۸\nاین الفاظ و احزاب مختلفه را دور کرده و سعی کرد که اسم مسیحیت\nتغییر ننماید .\nشورای پوواسی - فرمان ژانویه - چنانکه گفتیم کاترین مدیسی\nوصدر اعظمش مانند شارلکن در آلمان ابتدا بقصد صلح و رفع اختلافات\nمذهبی بودند . با این نظر شورای پوواسی را مرکب از کشیشان و علمای\nمذهبی تشکیل داده و چون موافقت بین کاتولیک ها و پروتستانها\nحاصل نشد لذا کاترین فرمان ژانویه را (۱۷ ژانویه ۱۵۶۲) صادر\nکرده و آزادی اجرای علنی مراسم مذهبی را در خارج شهرها بپروتستانها\nاعطا نمود با صدور فرمان ژانویه تا درجه امید بصلح پیدا شد لیکن از انجائیکه\nهیچکدام از طرفداران دو دسته خود را موافق با فکر مدارا نشان نمیدادند\nفائده مطلوبه از ان بدست نیامد . کالونی ها بواسطه کثرتی که در جنوب\nداشتند مردم را جبرا وادار بقبول عقیدۀ خود می نمودند وقتی کمی بعد از\nشورای پوواسی بضرب چوب و شلاق اشخاص را بکلیسیا های\nخودشان میکشانیدند . یک ماه پس از صدور فرمان ژانویه روز\nیکشنبه دوک دگویز از نزدیک یکی از مراکز کالونی ها در واسی"}
{"book": "adl0950", "page": 140, "text": "۱۲۹\n\nمیگذشت مشاجره بین همراهان دوک و ایشان پیدا شد کالونی ها چون خطر را مواجه دیدند بانداختن سنگ شروع کردند. سواران دوک مدافعه نموده هنگامه بالا گرفت در نتیجه چند کاتولیک مجروح و بیست وسه کالونی مقتول و قریب یکصد نفر از آنها زخمی گردید همین قضیه جنگ مذهبی را اعلان نمود .\nجنگهای مذهبی - هشت جنگ مذهبی واقع شده که چهار آنها در زمان سلطنت شارل نهم (از ١٥٦٢ تا ١٥٧٤) و چهار دیگر در عهد پادشاهی هانری سوم (از ١٥٧٤ تا ١٥٨٩) و هانری چهارم (از ١٥٨٩ تا ١٥٩٣) بوده است.\nاولین جنگ ـ جنگ نخستین که از واقعه واسی پیدا شد قریب یک سال دوام کرد. طرفین از خارجیان استمداد نمودند این نمونه بدسرمشق جنگ های دیگر گردیده بطوریکه بالاخره فرانسه را مانند ایتالیای ابتدای قرن پانزدهم و آلمان قرن آتیه میدان مبارزه دول اروپائی گردانید کاترین از فلیپ دوم پادشاه اسپانی کمک خواست پرنس دکنده و آمیرال کلینی"}
{"book": "adl0950", "page": 141, "text": "١٣٠\n\nروسای کالونی‌ها دست بدامان الیزابت ملکه انگلیس زدند. مشار الیها\nقشون و پول برای ایشان فراهم ساخته در عوض بندر‌ها و ر را که\nتازه فرانسوای اول بنا کرده بود تصاحب نمود .\nوقایع برجسته این جنگ مصاف در و محاصره ارلئان\nمیباشد دوک فرانسوا دگیز در زیر دیوار های این شهر بدست\nیک پروتستان بقتل رسیده و پسرش هانری دگیز مسولیت انرا\nبه آمیرال کلیسینی وارد آورد .\nجنگ با صدور فرمان آمبواز خاتمه پذیرفته و هر چند با زاد\nفرمان ژانويه نبود لیکن باز تا مدت چهار سال صلح را مستقر\nساخت پس از مصالحت کاتولیک ها و پروتستان ها متفقاً بر علیه\nانگلیس ها قیام کرده و بندر ها ور را پس گرفتند .\nدومين و سومين جنك - سه سال این دو دوره جنگ طول\nکشید . پروتستانها در منت کور و ژار ناك از دوك\nدانژو برادر شارل نهم شکست خورده و پرنس کنده مقتول گردید .\nبا وجود این شکست ها پروتستانها در سنت ژرمن به تجدید فرمان\n\nآ تاریخ اروپا ( ٣٤٠ ) ذراپوپور"}
{"book": "adl0950", "page": 142, "text": "۱۳۱\n\nآمبواز موفق آمدند .\nچهارمین جنك ـ صلح سن ژرمن دو سال دوام كرد .\nظاهراً چنین بنظر میرسید كه مخاصمه خاتمه یافته و حقیقةً طرفین آشتی نمود\nاند زیرا آمیرال كلیینی بعضویت شورای سلطنتی منصوب گردید\nبود و فوق العاده در شارل نهم نفوذ داشت رسوخ كلیینی در وجود\nشارل حس حسادت كاترین دمدیسی را تحریك كرده بخیال\nقتل آمیرال افتاد چون بقصد خود موفق نیامد تصمیم كرد كه در ٢٤ ماه آوگست\n١٥٧٢ ژورس بارتلمی كالونی ها را قتل عام كند . هر چند كه كالونیها\nبرای خویش رئیسی نداشتند ولی مایوس نشده و در ولایات اسلحه\nگرفتند . ضمناً اتحاد پروتستان را نیز تشكیل داده و در رُوشل كه\nمركز ایشان و محل مستحكمی بود بطوری با رشادت دفاع كردند كه\nشارل نهم مجبور بصلح شده و آزادی عقیده بآنها داد ( ١٥٧٣ )\nجنگهای زمان هانری سوم ـ شارل نهم كه در سال ١٥٧٤ در\nكرد یك دختر بیش نداشت لذا سلطنت به برادرش دوك دانژو\nرسیده و مشارالیه بنام هانری سوم به تخت نشست یك سال قبل"}
{"book": "adl0950", "page": 143, "text": "۱۳۲\n\nاز فوت شارل هانری بپادشاهی پولونی انتخاب گردید و برای\nتملک مملکتش بدانجا رفته بود بمحض اینکه خبر وفات برادرش را شنید بفرانسه\nمراجعت کرد.\n\nدر زمان هانری سوم وضعیت فرانسه و جنگهای مذهبی عمده تر\nو مشکل تر از زمان شارل گردید و علل عمده آن ازینقرار است:\nاولاً کالونیها بالآخره موفق به تشکیل اتحاد کالونی شده در مرکز مملکت یک\nجمهوری حقیقی تأسیس کرده مالیه قشون و حکومت مخصوص بخود داشتند\nو ریاست خود را به پادشاه جوان ناوار هانری دبوربن واگذار نموده\nو همه گونه حاضر برای مواجهه با مخاطرات گردیده بودند.\n\nثانیاً کاتولیک ها بدو دسته تقسیم شده دسته از کشتارهایی\nبموجب تفرد و اخرابیهای جنگ داخلی برسیده بطرفداری\nسیاست میشل دلپتیال برخاسته و آزادی مذهبی را خواستار\nبودند. ریاست این حزب که بنام ناراضی ها یا سیاسیون\nمشهورند با آخرین برادر هانری سوم فرانسوا دوک دالانسون بود است.\nدیگران کاتولیک های متعصب از پیشرفت کالونی ها به بیم افتاده"}
{"book": "adl0950", "page": 144, "text": "۱۳۳\n\nعقیده داشتند که بهر قیمت که ممکن شود بمقاومت و سرکوبی کالونیها\nبپردازند. بتقلید اتحاد کالونی یک اجتماع قوی باسم اتحاد مقدس\nتشکیل داده و بدون تصویب و رضایت پادشاه در تحت ریاست\nدوک هانری دگیز شروع باجرای نقشه خویش کردند.\nبا اینصورت فرانسه مرکب از سه حزب بزرگ کالونی\nسیاسیون و متحدین گردیده و درین میانه پادشاه هیچ اقتداری\nنداشت. بعلل فوق الذکر علت دیگری نیز علاوه شده و بیشتر باعث\nپیچیدگی موضوع گردید و آن عبارت از ین بود که دوک دالاں برادر\nکوچک ہانری سوم غفلةً در گذشته و پس از مرگ او حقاً تاج و تخت\nفرانسه به هانری دناوار رئیس کالونیها میرسید لذا ازین ببعد بر حصه\nجنگ بین کالونیها و اعضای اتحاد مقدس افزود.\nپنجمین و ششمین و هفتمین جنگ- بمحض جلوس هانری سوم جنگ\nپنجم شروع و دو سال بطول انجامید (١٥٧٤-١٥٧٦) لیکن چون\nحزب ناراضی ها با هوکنوها اتفاق ترتیب داده و تقریباً باسی هزار\nنفر بجانب پاریس پیشی می آمدند مجبوزاً هانری سوم صلح را پیشنهاد"}
{"book": "adl0950", "page": 145, "text": "١٣٤\n\nامضاء کرده وفرمان بلیو را صادر نمود (١٥٧٦) بر طبق این فرمان پروتستانها\nآزادی اجرای مراسم خویش را در تمام خاک فرانسه باستثنای پاریس\nدارا شده حق داشتن هشت قلعه نظامی و تشکیل محاکم مخصوصه تحصیل\nکردند . پادشاه ناوار و کند و پسرش هر کدام بحکومت ایالتی منصوب\nگردیدند این اولین مرتبه بود که چنین امتیازاتی به پروتستانها داده شد\nاکثریت کاتولیک بانسبت به پادشاه سوء ظن برده و گمان کردند\nکه مشارالیه به منافع مملکت و مذهب خیانت می نماید و برای دفاع\nمنافع مذکوره اتحاد مقدس را ایجاد کردند . از طرف دیگر اتاژیژ و که\nدر بلوا منعقد گردیده بود چنین رای داد که در مملکت بیش از یک مذهب\nنباید وجود داشته باشد و از هنری تقاضا کرد اجرای علنی و خصوصی\nمذاهب دیگر را ممنوع دارد . پروتستانها که ازین رای آگاه شدند\nباز اسلحه گرفته و جنگ ششم را شروع کردند نتیجه این جنگ و جنگ\nهفتم که تا ١٥٨٠ دوام داشت برای پروتستانها مساعد نگردید\nو امتیازاتی که فرمان بلیو بایشان داده بود از دست شان بدر رفت .\nهشتمین جنك ـ بعد ازین فرانسه چهار سال بصلح و آرامش گذرانید"}
{"book": "adl0950", "page": 146, "text": "١٣٥\n\nاما مرگ دوگ دالانس باز حرص و شهوت طرفین را مشتعل ساخت\nکالونی ها برای اینکه رئیس خود هانری دناوار را وارث مشروع\nتاج و تخت دیده و فتح و ظفر را نصیب خویش میدانستند کاتولیکها\nبرای اینکه به هیچ قیمتی راضی نبودند که یک پادشاه نه فقط کافر بلکه\nمرتد داشته باشند. بدین جهته اتحاد مقدس در تحت ریاست دوک\nدوگیز عنان کلیه اختیارات را بدست گرفت و اهمیت فوق العاده حاضر\nگردید. در ژانو به ١٥٨٥ پادشاه را مجبور ساخت که اجرای\nمراسم کالونی را قدغن کرده و پیشوایان ایشان را اخراج نماید. این\nاقدام اعلان هشتمین و آخرین جنگ های مذهبی که هشت سال\nطول کشید گردید.\nدرین جنگ مداخله خارجیان بیش از پیش بوده فیلیپ دوم پادشاه\nاسپانی پول و قشون برای متحدین تهیه کرده و الیزابت ملکه انگلیس\nو پادشاه دانمارک و منتخب پلاتن هانری دناوار و کالونی ها را کمک\nو اعانت می نمود.\nدوک دوگیز در طی این جنگها وجهه ملی زیاد یافته و اهمیت او تابجائی رسید\n\nتاریخ اروپا ( ٣٤٠ ) جزو پنجم"}
{"book": "adl0950", "page": 147, "text": "١٣٦\nکه بخیال عزل ہانری سوم افتاد ہانری سوم رتبہ نیابت کل مملکت\nیا حقیقةً نیابت سلطنت را باو داده و در اتاز نرو که در بلوا منعقد شده بود\nدوک دگیز مانند یک سلطان واقعی رفتار میکرد .\nہانری سوم ازین قدرت دوک دَگیز بہراس افتاده و پایۂ\nسلطنت خویش را متزلزل دید شب عید نائیل دوک را با طاق\nدفتر خود طلبیده و در موقعی که مشارالیه از اطاق ہانری عبور مینمود\nبدست هشت نفر اصل زادگان محافظین پادشاه کشته کردید\n(٢٣ دسامبر ١٥٨٣) .\nفوت ھانری سوم - پس از واقعه قتل دوک ہانری مینویسد\nکه ( حالا من پادشاه هستم ) روز ٢٤ دسامبر ہیجان غریبی در پاریس\nدیده می شد روسای اتحادیون قسم یاد کردند که انتقام دوک دگیز را\nبگیرند عزل ہانری سوم را اعلان نموده و دوک دماین برادر گیز را\nبه نیابت کل مملکت بر داشتند غالب نقاط فرانسه این تصمیم را\nقبول کردند .\nآخرین علاج ہانری سوم صلح و آشتی با ہانری دناوار"}
{"book": "adl0950", "page": 148, "text": "۱۳۷\n\nپس از شستی دو پادشاه بجانب پاریس حرکت نموده و شهر را\nمحصور ساختند صبح روز اول و یک شیش جوانی موسوم به را؟\nکلمان به بهانه اینکه بخواهد اخبار شهر را با نری سوم بدهد با و حضور\nیافته و با کارد اور ابقتل رسانید ہانری سوم قبل از مرگش ہانری\nدنا وار را وارث و جانشین مشروع خویش خوانده و مشارالیها\nنام هانری چهارم بخود گرفت\nهانری چهارم - هانری چهارم میبایستی که قسمت اعظم\nمملکت موروثی را تسخیر نماید ولی در ینوقت عدهٔ از بزرگان\nکاتو لیک و کالونی از و روی بر تافتند کاتولیک ہا بواسطه اینکه\nمرگ را بزاران مرتبه ترجیح به قبول حکمر فرمانی یک سلطان و گنو\nمیدادند و کالونی ہا بجای اینکه هانری رسماً اظهار داشته بود که\nمحترم بحفظ و نگا ہبانی مذہب کاتولیک گردیده و حکومت ایالاات\nمفتوحه را بایشان خواهد سپرد\nیه صورت قشون ہانری تقریباً نصف شد و بمجو را از محا\nپاریس دست بر داشت، بجای اینکه بجانب جنوب که مرکز"}
{"book": "adl0950", "page": 149, "text": "۱۳۸\n\nعمده قوامای کالونیها بود بر د و توجه خویش را مخصوصاً با یالا ستن\nمعطوف گردانید و تمام هم خود را به تصرف پاریس که قلعه محکم\nمخالفین و پای تخت مملکت بود مصروف نمود و چهار سال حینرا\nکوشش کرد.\n\nها نری چهارم با مخالفین مصافت های چندی داده پس\nاز غلبه ایوری باز پاریس را محاصره کرد . مردم شهر بمار با\nمقاومت نمود ر و موقعی بقشون اسپانی برای ورود بشهردا\nرشته این وقایع تاسنه ۱۵۹۳ کشیده شد درین سال\nدوک و ماین و متحدین اتاژ نرو را در پاریس بقصد انتخاب یک\nپادشاه منعقد نمودند فلیپ دوم پادشاه اسپانی سعی دشت\nالیزابت دختر خود و نواده ها نری دوم ملکه فرانسه انتخاب\nشود لیکن مخاطراتی که ازین انتخاب برای فرانس حتمی الوقوع بود\nحس ملی متحدین را بحرکت اورده و اتاژ نر و انتخاب پادشاه را\nبوقت دیگر محول ساخت. در همین اثناء ها نری چهارم نیز رسما\nمذهب کالونی را ترک گفته و تمام نقشه ها و امید های فیلیپ دوم را"}
{"book": "adl0950", "page": 150, "text": "بر آب انداخت تشکیلات متحدین بر هم خورده قسمت بزرگی\nاز مملکت سلطنت مدور اگردن نهاده و باقی هم بقوه پول سر اطاعت\nفرود آوردند حصول اینمقصود بیش از شصت میلیون فرانک\nبرای هانری تمام شد . حاکم پاریس در مقابل منصب مارشالی و\nیک میلیون و هشت صد هزار فرانک شهر را در ٢٢ مارچ\n١٥٩٤ تسلیم گردانید .\nجنگ با اسپانی - در حینیکه هانری چهارم مشغول خبرداری\nمملکتش بود فیلیپ دوم که تا آنوقت فقط بعنوان همراہی اتحادیون\nجنگ میکرد پرده از روی کار برداشته و مخاصمه را بنفع و\nحساب خویش تعقیب نمود . هانری چهارم با و اعلان جنگ\nداده و در نتیجه جنگهای مذهبی مبدل بکشمکش جدیدی بین دو خانوادۀ\nفرانسه و اطریش گردید. این جنگ سه سال دوام داشته و\nمیدان اصلی آن دو ایالت بورگنی و پیکاردی بوده است هانری\nبا یک تهور جنون آمیزی با دشمن در متن فرانسه متقابل شده او را\nشکست داد و در ١٥٩٨ بانعقاد صلح و پروَن جنگ را"}
{"book": "adl0950", "page": 151, "text": "١٤٠\nخاتمه بخشید.\nفرمان نانت ـ هنگامیکه ہانری چہارم با خارجی‍ان مبادرت\nبامضای صلح نمود بخی‍ال افتاد که با تصفی‍ۀ مسئلۀ مذہبی آرامش\nو سکونت داخلی را نیز تأمین نماید. ل‍ذا نزدیک یکماه قبل از\nمعاہدہ با ہسپ‍انی در ١٣ آوریل فرمانی در نانت صادر کردہ\nبموجب آن بپ‍روتستان‍ہ‍ا آزادی عقیدہ در تمام مملکت، آزادی\nاجرای مراسم تقریباً در ہر نقطہ بالتساوی کامل با کاتولیک‌ہ‍ا حق\nرسی بتمام مناصب را اعطا نمود. ہمچنین بایشان حق داد کہ مجامع\nداشت‍ہ و در اطراف منافع خویش شور و بحث نمایند و بالاخ‍رہ پرو‍تستان‍ہ‍ا\nمدت چندین سال موفق گردیدند که قلاع محکمی را بعنوان محل امنیت\nبرای خود نگاہ دارند.\nII\nسن بارتلمی ـ اتحاد ـ فرمان نانت\nسن بارتلمی ـ یکی از مخوف‌ت‍رین و فجیع‌ت‍رین وقای‍ع جنگہ‍ای\nمذہبی و سنگین‌ت‍رین اتفاقات ت‍اریخ فرانس‍ہ قتل عام سن بارتلمی است"}
{"book": "adl0950", "page": 152, "text": "١٤١\nکه نه از تعصب مذهبی بلکه از جاه طلبی یک زن کاترین دمدیسی بوجود آمد.\nبواسطه فرمان سن ژرمن (١٥٧٠) فرانسه روی\nسال صلح و آرامش بخود دیده بود تصور میرفت که بالاخره آشتی\nواقعی بین دو دسته صورت پذیر شده و برای تحکیم آن تهیه ازدواج\nمارگریت دوالوا خواهر شارل نهم را برای با نری دناوار رئیس\nپروتستانها میکردند. عده زیادی از بزرگان پروتستان در دربار\nتقرب داشته و شارل نهم آسیرال کلیسینی را برای عضویت\nدر شورای خویش خوانده فوق العاده طرف احترام و وثوق\nخود قرار داده و او را پدر خطاب می نمود. یکی ز نقشه های کلیسینی\nهمیشه در نظر داشته و بسلطان جوان القاء میکرد تجدید جنگ\nبا خانواده اطریش بوده و پادشاه را بحمله به آرتو او پی با تشویق\nمیکرد. موقع نیز بواسطه بغاوت پی با بر علیه فیلیپ دوم\nبی اندازه مساعد بنظر میآمد. پیشنهاد کلیسینی را شارل پسندیده\nلیکن تصادف با مخالفت کاترین دمدیسی نموده و مشار الیها"}
{"book": "adl0950", "page": 153, "text": "١٤٢\n\nمخاطراتی از جانب انگلیس درین اقدام میدید. زیرا الیزابت\nملکه انگلستان رسماً اظهار داشته بود که بهیچ وجه رضایست بتسلط\nفرانسویان در پی بانخواه داد. اما باطناً چیزیکه بیشتر کاترین را\nبهراس انداخته این بود که پایه تسلط خود را در بالای شارل\nکم کم متزلزل دیده و مشاهده می‌نمود که اراده قومی امیرال نزدیک\nاست بکلی فکر پاک و ضعیف سلطان را قبضه نماید. لذا بحکم جاه\nطلبی خود و تشویق و نصیحت اطرافیان خصوصاً گیزها در صدد اتلاف\nجان کلیسینی برآمد.\n\nچهار روز بعد از عروسی هانری دناوار و مارگریت موقعی\nکلیسینی از قصر لوور بمنزلش مراجعت میکرد از یکی از پنجره‌ها گلوله‌بجانب\nآتش شده یک انگشت دست راست او را برده و بازوی\nچپش را شکست. خبر بشارل رسید فوراً خود را به امیرال\nرسانیده گفت: «شما مجروح شدید حقيقة مثل این است که این\nجراحت بقلب من رسیده باشد قسم بخدا که چنان بسختی انتقام این\nبی احترامیرا میگیرم که در تاریخ یادگار آن بماند.»"}
{"book": "adl0950", "page": 154, "text": "١٤٣\nبه راستی هم شروع به تفتیشات کرده در اولین قدم\nدوک دگیز مقصر ثابت شده، که هوا را تیره دید در محلی پنهان شد.\nو از توقیف خود را استخلاص ساخت. کاترین ترسید\nکه اگر تحقیقات تعقیب شود پرده از روی خیانت او برداشته\nشود، تنها چاره را در یک قتل عام پروتستانها دید. روز\nشنبه فکر خویش را به دوک دانژ و پسر کوچکش و دوک دگیز بیان کرده.\nدیگویند که شب همان روز بشارل قرار نمود که نقشه قتل آمیرال\nاز طرف ما ریخته شده بود و اگر اقدام فوری در جلوگیری پروتستانها\nکه بر خلاف شخص سلطنت و سلامت مملکت سلاح گرفته اند نشود\nعواقب وخیمی در پیش خواهد بود. بهترین علاج را اعدام روسای\nپروتستان پیشنهاد کرد. شارل فوق العاده در قبول این\nپیشنهاد مقاومت نمود لیکن عاقبت که هر گونه دفاعی را بیفائده\nدید گفت: «حالا که میکشید پس همه را بکشید تا یک نفری هم برای\nسرزنش من باقی نماند» دوک دگیز بلا تامل دسته را متعالا ز سه ها\nبمعیت بلدیه پاریس صادر نمود. قتل عام بایستی صبح یکشنبه ٢٤"}
{"book": "adl0950", "page": 155, "text": "١٤٤\n\nاده وزيستن بار تکی وقوع یابد یکی پیش از فجر عدهٔ قراول بر اطراف\nلورگذار و ندازین جیا ہو چند نفز او کتو برای کسب اطلاع گردانده\nقراولان بروی ایشان آتش کرده و از همین جا کشتار شروع گردید\nامیرال کلیسینی بدست یکی از نوکران خود کشته شد بانیان\nباطاق شارل نهم کشانیده و در آنجا تکلیف تو به و یا آمادگی برای\nمرگ را با و نمودند یکی از بژبگان پروستان را تا نزدیک تخت\nنواسپ مارگریت دو الو ا تعقیب کردند.\nهر چند که اساسا مقصود فقط قتل رو سابو د آما مردم نیز\nبسر بازان توام شده کشتار عمومی گردید حتی از اطفال نیز مرر\nنظری شد تا قبل از ظهر بیش از دو هزار نفر بقتل رسیده بود. از\nنمار ست چپاول چیزی فروگذار ننمودند مساعی پادشاه در\nجلو گیری ازین فجایع تماماً بهدر رفت این عمل وحشیا نه تا رو\nسه شنبه ٢٦ ادامه یافت .\nپاره از ایالات نیز تقلید پاریس را نموده و حکام برخی\nدیگر از شهر هم از اطاعت احکام و اصله خود داری کرده حیات"}
{"book": "adl0950", "page": 156, "text": "١٤٥\n\nپروتستانها را از تعقیب کاتولیک ها محفوظ داشتند . برخلاف\nآنچه مشهور است پاپ و فیلیپ دوم ابداً مداخلی درین واقعه\nنداشته و حتی قبلاً نیز از نقشه شوم و وحشیانه کاترین دمدیسی مطلع\nنبوده اند .\nروزهای آخر شارل نهم - ندامت و پشیمانی دقیقه بروح\nشارل را آرام نمیگذاشت شب و روز در خواب و بیداری دجار\nتوهماست بود. اجساد کشتگان را باقیانه عبوس و غرق خون مقابل خود\nمجسم دیده و آواز ایشان را می شنید که با و ملامت می کنند . دوازده\nالی چهارده ساعت متوالی سواری اسپ میکرد تا بلکه از شدت\nخستگی بتواند دقیقه خواب نماید ولی بیحاصل یکی از سفرای دربار\nمی نویسد که «نگاه شارل تیره و افسرده شده در ملاقات ها\nهرگز بچشم مخاطب خود نظر نمیکند سر خویش را پائین انداخته و چشمها را\nمی بندد . سپس ناگهان دیدگان را باز کرده و مثل اینکه ازین حرکت\nرنج میکشد باز بهمان تندی چشمها را بهم میگذارد»\nشب مرگش تنها دایه اش یک زن پروتستان در بالینش"}
{"book": "adl0950", "page": 157, "text": "١٤٦\nبود دشارل تمام شب را میگریسته و تقلا می نمود در لحظات آخرین\nنظرش بدایۀ خود افتاده گفت « دوست من چه خون ها که ریخته شد\nو چه نفوسی بیجان شدند آه که چه ناصحین خائنی داشتم ایخدای من\nعفو کن مرا و اگر سزاوار میدانی رحمتم فرما » .\nاتحاد کالونی ها - نتیجۀ فوری فاجعۀ ستن بارتلمی اشیگ که کا لو نیا\nبرای محافظت و دفاع خود گرد یکدیگر آمده و تشکیلاتی بنام اتحاد\nکالونی دادند : اتحاد مرکب از چند حکومت بود . هر یک ازین\nحکومتها بدست یک رئیس حربی و یک شورای منتخب اداره شدی\nیکی از وظائف شورا وصول مالیات بود که از عموم سکنه بدون\nتمیز کاتولیک یا پروستان جمع آوری میگر و این مالیات\nبمصرف جنگ میرسید و بهمین وسیله کالونیها توانستند که\nتنها در ایالت لانگدک بیست هزار سر باز آماده نگاه دارند .\nو با همین تشکیلات مستحکم موفق به تحمیل صلح ایتنی به هانر\nسوم گردیدند .\nاتحاد - صلح بولیو - بهانه اتحاد کالونی سرمشق تشکیل\nکتابت پرویزی (سمیع جان) غزنوی"}
{"book": "adl0950", "page": 158, "text": "١٤٧\n\nو تنظیم اتحاد مقدس گردید. مزایائی که به کالونی ها داده شده بود بقدر\nبرای کاتولیک ها گران آمد که حتی این اقدام را منشعب بخیانت\nدانسته و وظیفه در دفاع از ان برای خویش تصور نمودند.\nیکی از مواد معاهده بولیو حکومت ایالات پیکاردی را\nبه پرنس کنده داده و شهر پرن را محل اقامت او تعین کرده بود\nساکنین این شهر که علاقه فوق العاده بمذهب کاتولیک داشتند\nراضی بحکومت یک پروتستان نبوده و اتحادی ابتدا به هیچ\nو سپس با سائر اهالی پیکار دی بقصد اینکه کنده را مانع از تسلط و قلمرو\nحکومتش شوند ترتیب دادند. بعد از ان تمام کاتولیک های فرانسه را\nبمرام خود دعوت نموده ایشان نیز اجابت کردند. تقریبا در همه نوا\nشمالی شرقی و مرکزی مانند پرن اجتماعائی تشکیل یافت بزودی\nمجامع فوق الذکر مرکزیت بخود داده و هر چند بنظر میرسید که دوک\nدگیز ریاست انرا خواهد داشت لیکن بازی سوم تشکیلات\nجدیده را شناخته و شخصاً ریاست آن را بعهده گرفت.\n\n(١٥٧٧)"}
{"book": "adl0950", "page": 159, "text": "١٤٨\nتشکیل این اتحادیه سلطنت را بخطر بزرگی تهدید میکرد. هرچند\nکه متحدین با طاعت پادشاه قسم یاد نموده بودند لیکن منظور آنها\nاستقرار طرز حکومتی بود که تا آنوقت در فرانسه نظیر نداشت\nایشان سلطان را فقط بمنزله یک نماینده ملت قرار داده میخواستند\nکه حکومت بدست اتاژنو یعنی وکلای ملت اداره شود. بدینصورت\nمتحدین علاوه بر یک دسته مذهبی یک حزب سیاسی نیز ترتیب داده\nتشکیلات نظامی جداگانه وریس مطاعی از خود داشتند .\nو حقیقه مانند کالونیها مملکت جدیدی در مملکت فرانسه تاسیس\nکرده بودند .\nمخاطره این اتحادیه برای سلطنت بیشتر از روزی شد که\nهانری دنا وار حقه وارث تاج و تخت گردید .\nدر ینوقت اتحادیون معاهده برای محافظه مذهب با فیلیپ دوم\nپادشاه اسپانی منعقد داشته و از پاپ نیز فرمانی گرفتند که هانری\nدنا وار را از سلطنت فرانسه محروم میساخت . فیلیپ دوم کمک های\nمالی و عسکری بآنها می نمود و قوای مادی اتحاد را کاملاً مستحکم"}
{"book": "adl0950", "page": 160, "text": "١٤٩\n\nگردانیده بود لذا شروع بمقابله با هانری سوم کرده و بمشارالیه\nتکلیف اخراج پیشوایان پروتستان را از فرانسه و عزل کالونها را\nاز مشاغل عمومی نمودند. هانری مجبوراً این تقاضا ها را پذیرفت\nو معاهده نیز با ایشان منعقد داشت و برای ضمانت مراعات\nمواعید خویش نه قلعه مستحکم را بمتحدین واگذار کرد . باین ترتیب\nتقریباً فرانسه بوضع یکصد سال قبل خود یعنی اصول ملوک الطوایفی رجعت\nنمود . تا مدت حیات دوک دگیز ریاست اتحاد را داشته و پس از\nقتل او شورائی مرکب از شانزده نفر نمایندگان ایالات اداره امور\nاتحاد را میکردند. این شورا مخالفت های شدیدی بر علیه هانری سوم\nابراز تا بحدیکه دوک دُماین را بعنوان نیابت کل نائب السلطنه و صاحب\nاختیار حقیقی مملکت شناختند . با تشکیل این شورا اتحاد صورت دیگری\nبخود گرفت تا اینوقت فقط اجتماعی از نجبا و بزرگان بود بعد این طبقات\nدیگر عضویت آنرا دارا گردیده و اشکالات عمده که برای هانری سوم\nو چهارم رخ داد بیشتر نتیجه احساسات اعضای نو وارد بوده است.\nقشون اسپانی را در پاریس همین شورا خواستار شده جهتی"}
{"book": "adl0950", "page": 161, "text": "١٥٠\n\nدر موقعی حاضر گردید که فیلیپ دوم را حامی فرانسه بشناسد. این\nاقدامات و زیاده روی ها عدهٔ زیادی از متحدین را متنفر\nو حسیات ملی ایشان را بجوش آورد تا اینکه هانری چهارم رسما\nمذهب کاتولیک را قبول نموده وجود شورا و اتحاد را از بین برداشته.\nفرمان نانت ـ اگر چه ترک مذهب پروتستان کاتولیکهای\nفرانسه را بسوی هانری چهارم جلب نمود ولی هم مذهبان قدیمش را ازو\nسرد و دور ساخته و موجب اضطراب سخت کالونیها گردید. لذا\nبلا فاصله بعد از جلوس هانری چهارم مبادرت بتشکیلات حزب\nجدیدی نموده فرانسه به نه ایالت تقسیم و رابطه آنها را یک مجمع\nعمومی سالیانه قرار دادند مجمع مزبور مامور شور در مسائل و اتخاذ\nتصمیمات مفیده حزبی بود .\nهانری چهارم برای تسکین خاطر کالونی ها و پیش گیری از ظهور\nجنگ داخلی در ١٣ او ١٥٩٨ فرمان نانت را صادر کرد .\nفرمان نانت به پروتستانها آزادی علنی اجرای مراسم\nمذهبی را در مساکن نجبا ، و قراٹی که قبل از ١٥٩٧ در تصرف داشته اند"}
{"book": "adl0950", "page": 162, "text": "١٥١\n\nاعطا نموده وحق ارتقاء بتمام مناصب را مانند کاتولیک ها\nبایشان داد تساوی کامل در کلیه حقوق بین دو دسته بر قرار گردید\nو برای رفع هر گونه عدم اطمینانی مجالس مختلطی که اعضای آن با نصف\nکاتولیک و نصف کالونی بودند تشکیل نمود و بعلاوه پر وتستانها\nموافق فرمان نانت حق داشتن مجامع مذهبی ایالتی و ملی را دارا گردیدند\nو تا مدت هشت سال یکصد قلعه نظامی برای پناه گاه خود داشتند\nاین مواد اخیره امتیازات واقعی برای کالونیها بوده و مستردات این\nسی سال بعد در زمان سلطنت لوئی ۱۳ پسر ہانری چهارم ظاهر\nگردید .\nفرمان نانت که اصولا بنفع مملکت صادر شده بود بموجب\nعدم رضایت بسیاری از کاتولیک ها و پارلمان پاریس گردید و\nو کمر مخالفت با آن بستند .\nیکی از مورخین جدید می نویسد « فرمان نانت سزاوار است\nکه مبدا تاریخی برای عالم عیسویت گردد » زیرا در موقعی که در\nتمام اروپا آلمان ، انگلیس اسپانی عقائد مذهبی اسباب قتل و اعدام"}
{"book": "adl0950", "page": 163, "text": "١٥٢\nسخت واقع بود فرمان نانت در فرانسه آزادی مذهب را\nاعلام کرد . لیکن باید گفت فرمان مزبور حقیقه از روی کبر وح\nو وجدان آزادی نبوده بلکه سیاست و حس پیش بینی هانری چهارم\nچنین اقتضا کرده بود . و افکار عامه برای قبول یک چنین سکته بمرکز\nمسیحیت حاضر نبوده چنانکه یک قرن بعد موفق به گرفتن ناسخ آن گردید\nاما بهر حال در صورتیکه در آلمان و انگلیس جنگهای مذهبی شعله ور بود قسمت\nاعظم قرن هفدهم را فرانسه ها بواسطه فرمان نانت بکمال سکونت\nو آرامی گذرانیدند .\nاسپانی در زمان سلطنت فیلیپ دوم\nمملکت اسپانی - هنگامیکه جنگهای مذهبی بیش از سی سال\nفرانسه را بخود مشغول داشته بود اسپانی در زمان سلطنت فیلیپ دوم\nپسر شارلکن بجائزه اهمیت روز افزونی در ار و پای غربی گردید.\nهیچ یک از سلاطین در قدرت و عظمت مقابل با فیلیپ دوم نبوده\nاین پادشاه علاوه بر اسپانی درار و پا مالک قسمت اعظم ایتالیا\nجزیره سار دنی ، سیسیل مملکت ناپل - میلان، فرانش گنته،"}
{"book": "adl0950", "page": 164, "text": "١٥٣\n\nآرتوا، فلاندر و پنی با بوده در خارج اروپا نیز مستملکات وسیعه\nدر بر جدید با تمام امریکای مرکزی و حصه بزرگ امریکای جنوبی داشته\nاست همه ساله میلیونها طلا و نقره از مگزیک و پرو استخراج\nکرده و به اسپانیه می آورده است.\nدر ١٥٨٠ در نتیجه انقراض سلسله ملی سلطنت پرتقال را\nنیز با لکسا گردیده و یک مرتبه بر ممالک خود مستملکات پرتقال\nیعنی برزیل، تجارت خانه های افریقا و هند و جزائر اودیه را نیز افزود\nدر ان دور بطور مثل میگفته اند که اگر اسپانی تکانی بخورد زمین خواهد لرزید.\nفیلیپ دوم: شارلکن موقعی که در ١٥٥٦ تاج و تخت را به پسر\nبیست و پنج ساله خود واگذار نمود با و وصیت کرد که (مخصوصا منافع ریاست\nمذهب را بیش از همه چیز گرامی دار.) فیلیپ دوم این وصیت پدر را\nهیچگاه فراموش نکرد. دفاع مذهب کاتولیک همیشه از افکار و تخیلات\nاولین او بوده و در مقابل مخالفین خشونت و خون سردی فوق العاده\nداشته چنانکه میگفته است (که اگر روزی خون من در بدن پسرم\nفاسد شود او لین کسیکه او را آتش خواهد انداخت خودم خواهم بود) طبیعتا شخصی"}
{"book": "adl0950", "page": 165, "text": "١٥٤\n\nتاریخ عمومی قرن ۱۹ - جلد اول\n\n[مداقه؟] و پرسوائل بوده و میخواست که تمام جزئیات امور بنظر او رسیده و خود تصمیم بگیرد بقدری تکبر داشت که هر کسی نزد او افتاده با او صحبت می نمود. غالب اوقات خویش را در قصر سلطنتی بمطالعه کارهای بیشمار مملکتش مصرف میکرد. لیکن بیشتر مساعی و افکارش بجانب جنگهای مذهبی توجه داشته و میتوان گفت که تمام عائدات این مملکت وسیع بخرج همین جنگها چه در داخل و چه در خارج نمود.\nدر هسپانی فیلیپ دوم ابتدا به تعقیب مسلمانان و پس از سرکوبی اسلامیون پرداخته مسلمین را از گرناد خارج و متفرق ساخته و تقریباً درین اوقات ادارات انکیزیسیون را دائر و در یک نوبت هشتصد نفر از اسلامیون را در سویل سوزانید هر چند که این سیاست برای هسپانی خیلی گران تمام شد لیکن لا اقل مقصود اصلی بدست آمده وحدت مذهبی در سرتاسر مملکت حکمفرما گردید. در پئی با بعکس پیشرفت نموده و نتیجه آن انتزاع یکی از خوبترین قسمت های مملکت از فیلیپ و ایجاد دولت جدیدی بنام جمهوری ایالات متحده گردید.\nپئی با که مرکب از ده مملکت هلاند و بلژیک امروزه بود، شامل"}
{"book": "adl0950", "page": 166, "text": "١٥٥\n١٧ ایالت فوق العاده بواسطه غنا و ثروت خود شهرت داشتند\nبواسطه همسایگی با آلمان بزودی[؟] عقیده لوتری در آنجا نفوذ کرده و\nشارلکن برای جلوگیری از ان انکیزیسیون را دائر و احکام و فرامین\nسختی صادر نموده بود .\nفیلیپ دوم بعد از پدر دنباله عملیات او را تعقیب کرد\nدرینوقت در پلی با[؟] نیز مانند فرانسه عقیده کالونی جای نشین عقیده لوتری\nشده و طرفداران آن اول نجبا و بعدا اواسط الناس تقاضای لغو انکیزیسیون\nو اعتدال قوانین مذهبی را داشتند . فیلیپ برای تنبیه ایشان قشونی\nبسرکردگی دوک دالب به آنجا فرستاد . این شخص محض ورود محکمه\nکه بمحکمه خونین معروف گردید تشکیل و بجستجو و تعقیب اصلاحیون پرداخت\nدر ظرف سه ماه یکهزار و هشتصد نفر را بمجازات رسانید . این نوع\nفجایع و مالیات گزافی که تحمیل کرده بود باعث هیجان و قیام عمومی شد\nسرکردگی باغیان با گیوم دناسو پرنس درانژ بود .\nجمهوری ایالات متحده : در ابتدای امر تمام ایالات\nهفتگانه با اتفاق حرکت کرده در ١٥٧٦ در شهر گاند اتحادی دادند[؟]"}
{"book": "adl0950", "page": 167, "text": "۱٥٦\n\nخویش را اعلام کردند . این اتحاد بیش از سه سال دوام نکرد .\nایالات جنوبی که اکثریة ساکنین آنها کاتولیک بودند و بواسطه اختلاف\nزبان و نژادی که با مردمان ایالات شمالی داشتند از آنها جدا گردید\nو باز بزیر سلطه اسپانی درآمده و پی های اسپانی را تشکیل دادند .\nهفت ایالت شمالی معاهده او ترخت را بین خود امضا نموده\nجمهوری ایالات متحده را بصورت یک حکومت مجتمعه نگاه داری\nکردند بهر یک از ایالات مزبوره در داخل مستقل و امور و منافع عمومی\nدر اتانرژر که مرکب از نمایندگان ایالات بود حل و تصفیه میگردید.\nایالات متحده گیوم درانژ را بریاست حربی خویش استاتفود\nبرگزیدند .\nفیلیپ دویم مصمم به جازه آنها بانقیاد و اطاعت گردید . سی سال\nاین مبارزات طول کشیده گیوم در انژ مقتول شد ده اسپانیولی ها از\nهیچگونه شقاوت و بی رحمی خود داری نمودند یاغیان که از ین وقت\nبه هلاندی ها معروف گردیدند بواسطه شها مت خود و کمکی که از جانب\nالیزابت و هانری چهارم برای ایشان میرسید مقاومت کرده"}
{"book": "adl0950", "page": 168, "text": "١٥٧\nتا این که در سال ١٦٠٩ فیلیپ سوم جای نشین فیلیپ دوم متارکه\nدوازده ساله با ایشان منعقد و استقلال شان را شناخت.\nلیکن استقلال کامل ایالات متحده پس از بیست و هفت سال دیگر جنگ\nبواسطه عهد نامه وستفالی ١٦٤٨ حاصل گردید.\nازینروی معلوم میشود که سیاست مذهبی فیلیپ دوم در داخله\nمملکت جز نقصان فایده نکرد، و در خارج نیز چه در فرانسه و چه بر علیه\nانگلیس نتیجه درخشانی نداد.\nفیلیپ دوم در فرانسه ـ در فرانسه فیلیپ دوم ابتدا فقط\nاتحادی با دوک دگیز، متدینش کرده و هر گونه کمک مادی به ایشان\nمی نمود.\nپس از قتل هانری سوم و وراثت ہانری چهارم فیلیپ دوم\nبر فعالیت خویش افزود بمدد اقداماتی برای اینکه حکم تکفیر و خلع\nهانری را از پاپ بگیرد بعمل آورده و سپس سه مرتبه قشون هسپانی\nبخاک فرانسه داخل شدند. در ین وقت دیگر فیلیپ مقصود از\nحمایت مذهب نداشته و بطوری که دیدیم میخواست دختر"}
{"book": "adl0950", "page": 169, "text": "١٥٨\n\nخویش را طعمه فرانست نماید. تفصیل عدم موفقیت او نیز در پیش اشاره گردید.\nفیلیپ دوم در انگلیس - یگانه درین کوشش فیلیپ دوم\nاقداماتی بود که برعلیه انگلیس نمود. در اول امر علت آنرا تعصب\nمذهبی فیلیپ باید دانست زیرا الیزابت مقتدرترین سلاطین پروتستان\nو شانگاپه قوی ترین پادشاه کاتولیک بود. با اضمحلال الیزابت\nمیخواست طرفداران مذهب جدید را نابود کند، بلکه در نظر داشت\nکه شاه ماری استوارت که کاتولیک و سابقاً ملکه اکس\nو نوزده سال محبوس الیزابت بود بسلطنت برساند. در ١٥٨٧ الیزابت\nبه بهانه اینکه ماری استوارت کنکاشی برعلیه او ترتیب داده مشار الیها را\nبقتل رسانید این واقعه پیشتر مایه هیجان کاتولیکها شده و دست\nآویزی برای فیلیپ گردید.\nلیکن این جنگ علل سیاسی و اقتصادی نیز داشته الیزابت\nعلناً به یاغیان پی با کمک میرسانید و گذشته از ان قوه بحری\nانگلیس بشروع به ترقی کرده بود و چون اسپانیا اجازه نمیداد که\nکشتیهای خارجی در مستملکات او تجارت نمایند کشتیهای"}
{"book": "adl0950", "page": 170, "text": "انگلیسی مبادرت به دزدی بحری نموده و حتی سواحل آمریکا را غارت\nو به بندر های اسپانی حمله میکردند .\nدر ١٥٨٨ فیلیپ قشون معظمی که بعد از جنگهای صلیبی نظیر آن\nدیده نشده بود مرکب از سی هزار نفر در پی با فراهم و قصد داشت که بمحض\nرسیدن جہازات ہسپانیولی قشون مزبور را بجانب انگلیس ببرد.\nاین جہاز است که بواسطۀ عظمت و قدرت آنها سر فوت\nبه جہازات مغلوب ناشدنی گردیده بودند در بحر مانش دچار انقلاب\nدریا شد و جہازات کوچک و سبک انگلیس آنها را از پای در آورد\nمواد مشتعله که جہازات انگلیسی در میان کشتیهای سنگین و بزرگ\nمی انداخت موجب دهشت فوق العاده گردیده و باعث شکست\nآنها شد . باد فراریان را بطرف شمال کشانید از یکصد و سی فرون کشتی\nمغلوب ناشدنی فقط پنجاه فروند آن به اسپانی رسید، پیش از یک هزا\nتلف شده و یکف سرباز اسپانیولی موفق نشد که قدم بخاک\nانگلیس گذارد «١٥٨٨»\nنتیجۀ سلطنت فیلیپ دوم - فیلیپ در حین با مدار"}
{"book": "adl0950", "page": 171, "text": "١٦٠\nاز امضای عهدنامه ورون در ١٣ سپتامبر ١٥٩٨ درگذشت.\nدرصورتیکه امریکا هر سال مقدار متنابهی طلا و نقره برای اسپانی تهیه\nمیکرد در ١٥٩٦ اسپانی از تأدیه قروض خود عاجز بوده مملکتی\nفقیر و مقروض گردیده بود جنگهای پیاپی نفوس اسپانی را فوق العاده\nکاسته و در اثر آن از زراعت و صنعت تنها اسمی شنیده میشد:\nفیلیپ دوم که میخواست اسپانی را اوّل دولت مقتدر دنیا بسازد\nاتفاقاً در نتیجه سوء سیاستش آن را به پرتگاه هولناکی کشانید بطوری که در\nقرن هفدهم دائماً رو به تنزل میرفته است.\nفصل هفتم\nجنگ سی ساله و نتایج آن\nقشون - معاهدات وستفالی و پیرنه\nاز ١٦١٨ تا ١٦٤٨ آلمان نیز مانند فرانسه در نیم قرن پیش\nمیدان جنگهایی گردید که بنسبت مدت آن معروف بجنگهای سی ساله\nمیباشند."}
{"book": "adl0950", "page": 172, "text": "۱۹۱\n\nبهانه آن امور مذهبی و علت حقیقی آن جاه طلبی یک شاهزاده هائ\nخانواده اطریش بوده که میخواست وضع حکومت انتخابی و بجمهء\nالمان را مبدل بیکن امپراطوری ارثی نموده و آنرا مرکزیت دهد.\nدر ابتدا این جنگ یک جنگ ساده داخلی بین ممالک\nخانواده اطریش بود و سپس جنگ آلمانی گردیده و عاقبت سائر دول\nمثل دانمارک - سوید - ایالات متحده - اسپانی و فرانسه نیز دران\nشرکت جسته و این جنگ داخلی را یک جنگ اروپائی گردانیدند.\nاز ۱۶۳۹ خصوصاً صورت جنگ های سی ساله بکلی تبدیل شده\nو دوره جدیدی از مبارزه است که بین خانواده های فرانسه و اطریش را\nتشکیل داد. این دوره در دو محاربه استقالی در ۱۶۴۸ و محاربه\nپیرنه در ۱۶۵۹ ختم شده و در نتیجه ایالات اطریشها در آلمان عظیم ماند\nو ایالات الزاس و آرتوا و روسیلون بفرانسه ملحق گردید\nمنشأ و موجب جنگ - با وجود اتفاقات مختصری\nکه بوقوع اد باز صلح اکسبورگ از ۱۵۵۵ تقریباً بیش از نیم قرن\nصلح را در آلمان مستقر ساخته بود . اما چون بموجب صلح مزبور فقط"}
{"book": "adl0950", "page": 173, "text": "١٦٢\n\nشاهزادگان لوتری آزادی اجرای مراسم مذهبی خود را داشتند کالونی ها برای دفاع حق خویش در ١٦٠٨ اتفاقی بنام اتحاد انجیلی بریاست الکٹر (منتخب) پالاتن ، فرد ریک پنجم تشکیل دادند . سال بعد کاتولیک ها هم در مقابل بنام اتحاد مقدس اتفاقی کرده ما کز یملین دوک با ویر را بریاست خود بر داشتند . لوتری ها درین میانه بیطرف مانده وحتی رسما از همراهی با کالونی ها استنکاع نمودند .\n\nاین تشکیلات کاتولیک ها و کالونی ها جنگ قریب الوقوعی را حتی نشان میداد لیکن آنفا فاعلت حقیقی اشتعال جنگ اتحادیه های فوق الذکر نگردیده بلکه جاه طلبی فردیناند دوک استیری که در ١٦١٩ باسم فردیناند دوم با مپراطوری انتخاب شد آنرا شعله ور ساخت.\n\nفردیناند دوم ـ این شخص نواده فردیناند اول برادر شارلکن و تربیت شده مکتب ژزوئیست ها بوده است. بطوری مربیانش روح اور امسخر ساخته بودند که مکرر میگفته در اگر وظائف شاهنزادگیم نبود قطعا ژزوئیست میشدم در احترام مذهب فوق العاده مقید و در تعصب کاتولیکی پسر عمومی خود فیلیپ دوم را بیا دمی آورد."}
{"book": "adl0950", "page": 174, "text": "١٦٣\n\nروحی قوی و وسعت فکری روشن و شجاعتی بی اندازه داشته است.\nاین پادشاه اتحاد مذهب مادر مملکت خود یکی از اولین مسائل\nحیاتی دانسته و عقیده داشت که تمام رعایای او باید دارای یک\nمذهب باشند زیرا مملکت از نژادها و زبانهای مختلفه مرکب در اینصورت\nلازم بود که با توحید مذهبی لا اقل اصل وحدت در آن مستحکم گردد.\nفردیناند شروع نقشه خویش را در بهم نموده و بمحض اینکه بسلطنت\nآنجا رسید امر بیستن معابد پروتستان ها کرد مردم در مقابل این حکم مقاومت\nمخرج داده تاجاییکه در ٢٦ اوت ١٦١٩ یعنی همان روزی که فردنیاند\nبامپراطوری انتخاب شد چک ها (مردمان بهم) او را از سلطنت خود\nخلع و فردریک پنجم الکترپالاتن را بپادشاهی برگزیدند.\nفردریک بتحریک و اغوای عیالش دختر ژاک اول پادشاه\nانگلیس پادشاهی بهم را قبول و یک انقلاب داخلی را مبدء جنگ\nبا دول آلمان ساخت.\nانتخاب فردریک بپادشاهی بهم موجب وحشت تمام\nامرا کان آلمان و خصوصاً فتحین گردید. زیرا با داشتن تاج"}
{"book": "adl0950", "page": 175, "text": "١٦٤\n\nبهم فردریک پیرو کانون، دارای دو رأی در شورای انتخابیه\nمی شد، این مسئله هم برای لوتری ها و هم برای کاتولیک ها\nخطرناک بود و بیش تر برای کاتولیک ها زیرا در اقلیت واقع شد\nو بیم آن میرفت که در انتخابات آتیه یک پروتستان به امپراطور\nانتخاب گردد. بدین ملاحظه بزرگان و امرای کاتولیکی ولوتری\nمانند دوک ماکزیملین با ویر رئیس اتحاد مقدس واکثر ساكن شقق امری\nامپراطور کمر بسته و دستجات قشون با ویر در ١٦٢٠ چک ها را\nشکست سختی داده و فردریک شخصا بطوری بشتاب فرار نمود که\nحتی تاج و عصا و جبه سلطنتی را بجای باقی گذارد.\nفردریک پس از استیلای بربهم تضییقات زیادی بحقوق\nاهالی وارد آور و هرگونه آزادی ایشان را از بین برده سلطنت را\nکه تا آنوقت انتخابی بوده در خانواده هابسبورک موروثی ساخته و مذهب\nپروتستان را بکلی مردود و منسوخ کرد روسای انقلابی را بقتل رسانید\nو اموال ایشان را یا خود ضبط و یا بقیمت های نازل بفروش رسانید\nو زبان آلمان جای نشین زبان چک گردید. ثلث چک از چهار"}
{"book": "adl0950", "page": 176, "text": "١٦٥\n\nمیلیون به یک و نیم میلیون رسیده. آنها هم تا مدت سه قرن بکلی\nنامی در صفحه تاریخ نداشتند تا اینکه پس از جنگ عمومی معاهده ۱۹۱۸\nباز باستقلال خود را دارا شدند.\nانقراض والانق - با فتح نیم بنظر می آمد که شعله جنگ\nخاموش میشود. لیکن ماکز یمیلین «با ویر» از ای همسایهای خود انتظار\nرفع خسارت داشته وحتی میخواست که امپراطور اطریش بلیا را\nبا واگذار کند چون فردنیا ندراضی به این مطلب نبود و مخارج جنگ را\nاز فردریک تقاضا میکرد. پالاتن را اشغال نموده فردریک را از آنجا\nنیز خارج ساختند و برخلاف میل تمام شاهزادگان آلمان و با وجود مرافقت\nایشان تمام عناوین و اموال و امتیازات فردریک را سلب\nو آنها را به ماکزیمیلین انتقال داد. این اقدامات فرونیاند بمورث روز افزون\nدهشت پر و تستانها عموماً پولوتری ؟ دو کالونی میشد زیرا او شین میدیون\nکه عهده المستحفین پر وتستان کاسته گروهوه کاتولیک ها در آنرا\nرنج را می شده اند. و با این صورت اضمحلال آتیه خویش را\nحتمی میدانستند."}
{"book": "adl0950", "page": 177, "text": "١٦٦\n\nمداخله دانمارک بجنگ اروپائی ــ پروتستان ها\nکریستیان پنجم پادشاه مملکت مستقله دانمارک را که در امپراطوری\nنیز بواسطه بعضی مستملکات خویش عضویت داشت بکمک\nطلبیدند . همان قسمی که دخالت دوک پالاتن بانقلاب داخلی بوهم\nجنگ را بجنگ آلمانی مبدل کرده بود مداخله کریستیان پنجم نیز باین\nجنگ صورت و معنای جنگ اروپائی داد . سرنوشت کریستیان\nبهتر از فردریک نشد . قشون دوک دباویر و قشونی که حادثه جوئی\nبنام والیشتن برای امپراطور مهیا ساخته بود باو حمله کرده و پس از\nدو شکستی که در لوتره و سوبه کریستیان وارد آوردند پادشاه دانمارک\nمجبور بامضاء صلح لوبک گردیده (١٦٢٩) ومتعهد شد که بعد ازین\nدر امور آلمان مداخله ننماید .\n\nجاه طلبی فردیناند ــ باتکاء قشون والیشتن فردیناند\nدارای قدرت زیادی شده و میتوانست که اراده خود را در آلمان\nبتمام شاهزادگان و امرا تحمیل نماید . جاه طلبی فطریش نیز او را تحریک\nکرده مقدمه شروع در اضمحلال پروتستانها [نهاد؟] ."}
{"book": "adl0950", "page": 178, "text": "١٦٧\n\nلذا کمی قبل از معاهده لومک فرمانی صادر و بموجب آن کلیه\nاراضی کلیسیارا که از ١٥٥٢ داخل مستغلات شخصی شاهزادگان\nپروتستان شده بود بخود برگردانید. و والنشتن را با قشونش مامور\nاجرای این فرمان قرارداد.\nدر ینوقت قصد تغییر تشکیلات و اساس امپراطوری را\nنموده و خواست که وحدت حقیقی در آلمان برقرار و امپراطوری را\nهم ارثی کند. با تحقق این نقشه تمام امتیازات شاهزادگان آلمان\nزائل شده و ایشان بجای اینکه رکنی در اساس امپراطوری باشند\nمانند امرای فرانسه و اسپانی بکلی اهمیت خویش را از دست\nداده و فقط اشخاص سادۀ دربار میگردیدند. منظور فردیناند اتحاد\nو اجتماع کلیه دول ژرمنی و تشکیل یک مملکت مقتدر و وسیعی بود که\nاز دریای بالتیک تا آدریاتیک امتداد داشته و اروپا را\nبدو قسمت تقسیم نماید. تاسیس یک چنین مملکتی خصوصا فرانسه\nو سائد را بمخاطرات بزرگی تهدید میکرد.\nمداخله سوئد و فرانسه – فرانسه میدید که ممکن است"}
{"book": "adl0950", "page": 179, "text": "١٦٨\n\nبزودی باز امپراطوری شارلمن تشکیل یافته وضعیات و اشکالات\nزمان فرانسه ای اول یعنی یک قرن پیش تجدید گردد. پز پاچا\nبود که مداخله کرده و بهر قیمتی شود از اجرای نقشه فردنیاند جلو گیری نماید\nلیکن موانع داخلی و دسایس درباری و تحریکات نجبا ریشلیو صدر\nاعظم لوئی سیزدهم را مانع از یک اقدام مجدانه گردید لذا سوئد\nپیشقدم شده و فقط فرانسه وسائل تسهیل اقدامات او را فراهم\nمیآورد.\n\nفردیناند مستقیما دولت سوئد را تهدید می نمود.\nفردنیاند خیال تاسیس یک قوای بحری را در بحر بالتیک داشته\nو « والشتاین » فرمانده بحری گردانیده بود. سوئدیها نیز نظر باقی در\nبالتیک داشتند « گوستا و آدولف » پادشاه ایشان میخواست\nکه بحر بالتیک در حکم یک دریاچه سوئدی بوده و هیچ دولتی\nدر ان اقتداری نداشته باشد.\nاتمام این گوستا و آدولف درینوقت گرفتار جنگ با پولنی\nبود غیور انست که تا عائق پیشرفت امپراطور شود ریشلیو"}
{"book": "adl0950", "page": 180, "text": "١٦٩\nزمینه صلحی حاضر کرده و این مانع را از میان برداشت پس پادشاه\nسوئد توانست که در آلمان مداخله نماید. امپراطور نیز در موقع مصادفت\nبا اشکالاتی شده باین معنی ماکسیملین و باویر که از جاه طلبی فرونیاند\nچندان مطمئن نبود ریشلیو او را محرک گردیده مشارالیه از امپراطور\nتقاضای عزل والشتقن و انحلال قشون او را کرد و ضمناً اظهار داشت\nکه اگر باین پیشنهادش موافقت نشد جانب پروتستان ها را خواهد گرفت\nهمینکه فرونیاند این پیشنهاد را پذیرفت گوستا و آولف قشون خود را\nدر ساحل آلمان پیاده کرد. ریشلیو با پادشاه سوئد یک معاهده مخالفت\nمنعقد داشت.\nجنگ سوئدی - قشون اتحاد مقدس بمقابل گوستاو آدولف\nرفت ولی در بریتن فلد نزدیک لیپزیگ شکست خورده بهزیمت\nرفتند گوستا و برخلاف عادت آنزمان در زمستان به تعقیب\nدشمن پرداخته از درۀ رن عبور کرده وارد درۀ دانوب شده و به باویر\nهجوم برد. و برای رسیدن به وین شهر مونیخ پای تخت ماکسیملین را\nتصرف نمود. در اینوقت امپراطور باز مجبور باحضار و استعانت"}
{"book": "adl0950", "page": 181, "text": "۱۷۰\n\nارد الفشتن گردید مشارالیه بعجلہ قشونی تجهیز کرده و به مملکت سکس\nاز متحدین پادشاه سوئد حمله برد. گوستاو آدلف بمقابله شتافته\nدر لوتزن دو قشون بیکدیگر رسیده و در بین محاربه موقعی که گوستاو\nدر راس قشون خود صفوف دشمن را میشکافت از ضرب دو گلوله\nبقتل رسید لیکن جنگ بفتح سوئدی ها خاتمه پذیرفت . پس ازین\nواقعه سوئدی ها با وجود فوت پادشاه شان اتحادی با پروتستانهای\nآلمان کرده جنگ را تعقیب نمودند اما موقعی پیشرفتی نشده پروتستانها\nبا امپراطور از در صلح در آمده و برای مدافعه و هجوم بضرر و نمانده خود با ما لک شد\nو صاحبا ختیار تمام آلمان دید .\nجنگ فرانسوی ــ با این پیش آمد فرانسه دیگر\nتحمل نکرده و مستقیماً وارد صحنه مبارزه شد و مداخله او باعث\nتوسعه جنگ در تمام اروپای غربی گردید . ریشلیو معاهداتی\nبا سوئد ــ ایالات متحده ــ شاهزادگان پروتستان\nآلمان بسیاری از شاهزادگان ایتالیا و سوئیسها منعقد نموده\nپنج شکر کامل تجهیز و اعلان جنگ با هـ پاتی داد .\n\nتاریخ اروپا ( صنف ۶ ) چاپ سنگی مطبعه معارف"}
{"book": "adl0950", "page": 182, "text": "۱۷۱\n\nمبارزه سیزده سال بطول انجامیده و میدانهای مختلفی مانند\nسرحدات پیرنه ـ فرانش کنته ـ سرحدات پلی با ـ آلزاس\nو آلمان داشته است. در ابتدا فرانسویها پیشرفتی نکرده وحتی\nطرف هجوم اسپانیولها هم واقع شدند اما از ۱۶۳۷ حالت\nتعرض پیدا نموده از جانب اسپانی دو ایالت روستیون ارتوا\nپس فتح لنس قطعا تصرف و از جانب آلمان ایالت آلزاس را\nمالک گردیدند.\n\nبرای اجبار امپراطور بامضای صلح سرداران فرانسوی\nو سوئدی طرح حمله مشترک را به وین ریخته بالاخره در ۱۶۴۸\nتورن فرانسوی و رانگل سوئدی با یکدیگر ملحق شده و در نروس مارس\nهونزن بر سپاه امپراطور غالب آمده وین را تهدید نمودند. لذا\nامپراطور حاضر بصلح گردید.\n\nمصلحه وستفالی ـ معاهده صلح در دو شهر اسنابروک\nو مونستیر در ایالت وستفالی در ۲۴ اکتوبر ۱۶۴۸ منعقد شده\nبر طبق معاهده مذکوره امپراطور ضمانت استقلال نتجین و تمام ممالک"}
{"book": "adl0950", "page": 183, "text": "۱۷۲\nمستقلۀ آلمان را نموده مفاد معاهده مذهبی اگسبورگ را بصورت\nآزادانه تری تغییر داد و حق حاکمیت فرانسه را در الزاس و سوم و ماز\nدباویر و الکتر برانده بورگ در اراضی مختلفه شناخته شد و نیز بموجب\nمعاهدۀ جداگانه حکومت اسپانی استقلال قطعی ایالات متحده را\nقبول نمود .\nفرانسه و اسپانی - صلح پیونه - اسپانی با اینکه\nاز اغتشاشات داخلی فرانسه فرو نده استفاده نماید از صلح خودداری نمود\nضمناً پرنس کنده فاتح رکره را نیز که برخلاف لوئی چهار دهم قیام کرده\nبود با خود متحد ساخته و به تاراج ایالات شمالی و شرقی فرانسه پرداخت\nمدت ها بدون آن که هیچکدام از طرفین تفوق آشکاری یا بد جنگ دوام\nداشت تا اینکه در سال ۱۶۵۸ عاقبت مازارن صدر اعظم\nفرانسه اتحادی با انگلیس ها کرده شش هزار قشون انگلیس بکمک\nپادشاه فرانسه آمدند تورین سردار فرانسوی به د قشون انگلیس توانست\nاسپانیولها را در نزدیک دو نکرک شکست دهد اسپانیولها پس\nازین هزیمت مجبو را مضا و صلح گردیدند . (۱۶۵۹)"}
{"book": "adl0950", "page": 184, "text": "۱۷۳\n\nمعاهده در جزیره کوچکی در سرحد فرانسه و اسپانی منعقد و نعره\nبه عهد نامه پیر نه شد با مقررات آن ایالات آرتوا و روسیون\nبفرانسه واگذار و ازدواج لوئی چهار دهم با ماری ترز دختر فلیپ چهارم\nپادشاه اسپانی صورت پذیر گردید . فرانسه در نتیجه معاهده پیر نه تفوق\nخود را برها بسبرگ های اسپانی و با معاهده وستقالی فتح\nو ظفر خویش را برها بسبرگ های اطریش ثابت نمود .\nقشون - معاهدات وستفالی\nقشون - جنگهای سی ساله از نقطه نظر نظامی دارای دو جنبه\nمهم است یکی اینکه در جنگ ها برای آخرین دفعه قشون چریکیک\nبقایای قرون وسطی بکار رفته و دیگری تغیتر است و اصلاحاتی است\nکه در فنون حربی از حیث ترتیب استعمال و انتظام دستجات\nقشونی و غیره حاصل گردید . قشون مرکب از سواره نظام پیاده\nتوپخانه - پیاده نظام و بالاخره توپخانه بوده است سوار مانند\nقرون وسطی نسبت بدیگر دستجات کثیر العده و بر آنها تفوق\nداشته و قسمت های مختلفه از قبیل زره پوشان - قرا بینه داران"}
{"book": "adl0950", "page": 185, "text": "١٧٤\nوغیره هم منقسم می شدند زره پوشان دارای اسلحه سنگین زره -\nکلاه خود - بازو بند - چکمه های بزرگ و سلاح تعرضی ایشان شمشیر\nو یک جفت تفنگچه بوده در حرکات خود فوق العاده بطئ و اگر یکی\nازین زره پوشان میخواست باسپ خود سوار شود بدون اعانت\nدو نفر امکان نداشت .\nقرا بینه داران فقط زره کوتاهی پوشیده و کلاه خودی بسر\nداشتند و علت تسمیه ایشان باین اسم برای این بود که عامل یک نوع\nتفنگ کوتاهی موسوم به قرا بینه بودند . قرابینه در ان عصر نسبته\nبسائر سلاحهای آتشی کامل تر و بجای فتیله بوسیله سنگ چقماق\nآتش میگرفت . پیاده نظام از نیزه داران و تفنگداران مرکب بود\nنیزه داران تقریباً مثل زره پوشان سواره نظام زره وکلاه خود نگین\nداشته و برای حمله شمشیری بسیار بلند و نیزه بطول پنج الی شش\nمتر بکار می بردند. تفنگداران زره و کلاه خود نداشته و تنها بیک قطعه\nتفنگ و یک شمشیر بمیدان جنگ میرفتند . برای اینکه هیچگونه خطا\nدر نشان واقع نشود هر کدام یک شاخه با خود داشته که تفنگ را"}
{"book": "adl0950", "page": 186, "text": "۱٧٥\n\nدر موقع آتش دادن بروی آن تکیه میدادند .\nهر تفنگداری بقدر لازم باروط و سرب با خود برداشته\nو هر تیر او در نود و نه حرکت انداخته شده و لااقل پنج دقیقه وقت\nمیخواست اگر باران میبارید و یا زمین سنگی بود وجود تفنگداران\nبکلی میفائده و هیچ استفاده از ایشان نمی شد زیرا بواسطهٔ رطوبت هوا\nباروط آتش نگرفته و بواسطهٔ سختی سنگ و نداشتن محلی برای\nنصب شاخها نمیتوانستند که تیراندازی نمایند . در هر فوجی عدهٔ\nنیزه داران و تفنگداران مساوی بود .\nتوپخانه فوق العاده بصورت ابتدائی و حتی توپچیان مخصوص نیز\nنداشته و در موقع لزوم نفرات نزدیکترین فوج پیاده را بکار\nمیگرفتند . سبکترین توپ ها را ده اسپ میکشید . مهمات\nهر توپی را دوازده اسپ حمل میکرد . توپ ها فقط در موقع جنگ\nسوار میشدند . چهار ده نفر برای پر کردن هر عراده توپی لازم\nبود آتش توپها خیلی کندتر و غیر مطمئن تر از تفنگ ها بوده است.\nهنگام مصادمه سوارهٔ نظام در دو ردیف تفنگچی در دست\nتاریخ اوروپا در قرن هژدهم"}
{"book": "adl0950", "page": 187, "text": "١٧٦\n\nوینو رتبه حمله میکرد صنف اول پس از خالی کردن تفنگچه های خود جا\nخویش را بصنف دوم داده و بعقب آن قرار میگرفتند بنزین\nدست به بقه شده و اسلحه سفید بکار میبردند .\nپیاده نظام هم از صفوفی مانند فالا نژ های مقدونی\nمرکب از ده ردیف ترتیب شده و جنگ تن به تن ایشان هم\nبا دشمن بسیار نا در واقع می شد .\nاصلاحات گوستاو آدلف - این اصول و تنطیمات\nقشون تا ظهور گوستاو آدلف و سوئد باما دوام داشت .\nمشارالیه فنون و دقائق حربی را بکلی تغییر داده و اولین مصلح\nترتیبات جنگ های جدید گردید .\nابتدا با سلاح قشون خود پرداخته تفنگ پیاده\nنظامش را کوتاه کرده و استعمال شاخه را از بین برداشت\nفشنگ را اختراع نموده و بدین وسیله آتش پیاده نظام خویش را\nسه مرتبه تقریباً سریع تر از آلمان ها کرده تو پخانه گوستاو آدلف\nفوق العاده سبک بوده هر عراده توپی با دو اسپ کشیده میشدی"}
{"book": "adl0950", "page": 188, "text": "۱۷۷\n\nو بہر نقطه میتوانست برود. توپخانه و شاید بهمان سرعت تفنک\nتیر اندازی می نمود . و بزرگترین علل فتح و غلبه سوئدیها را شاید\nاز برکت همین اصلاحات باید دانست .\nصفوف قشون خود را مانند لژیون های رومی بسه یا چهار\nردیف تنزل داده و بدین وسیله با عده کمتر جبهه طویلی در مقابل\nدشمن تشکیل میداد .\nدول متخاصم - اسپانیولها - آلمان ها و فرانسه ها\nبزودی تغییرات و اصلاحات کوستاو آولف را تقلید و قبول\nنموده و ترتیبات دستجات خود را مطابق آنها دادند بدینطریق\nپادشاه سوئد را باید مبدع و مخترع اصول و فنون فعلی حرب دانست.\nمعاهدات ویستفالی - معاهدات وستفالی\nپس از مذاکراتی طولانی منعقد گردیده و چهار سال دوام کرد. چون\nسوئدیها میخواستند که تساوی مطلق با فرانسه داشته باشند\nبرای اجتناب از اشکالات و رفع هر تقدم و تاخری در یکزمان سوئدیها\nدر اسنا بروک و فرانسویها در منستر افتتاح باب مذاکرات صلح را نمودند."}
{"book": "adl0950", "page": 189, "text": "۱۷۸\n\nعلاوه بر سفرای فرانسه و سوید و امپراطور سلاطین اسپانی\nدانمارک ایالات متحده و حتی شاهزادگان آلمان و ونیز نیز سفرا\nدر مجلس صلح داشته و حقیقتیه که کر ه تشکیل گردیده بود در معاهدات\nویستفالی سه موضوع تصفیه شد :\n۱ــ مسئله مذهبی آلمان .\n۲ ــ تشکیلات سیاسی آلمان .\n۳ ــ صلح اروپائی .\n\nاز نقطه نظر مذهبی معاهده ویستفالی برای سلطان مملکت هر\nتی تخیل مذهبش را برعایا برقرار دانسته و در عین ایحال برعایا\nحق داد که بدون ترسانه اتلاف دارائی خویش مهاجرت نمایند.\nبا اینصورت معلوم است دیگر آزادی مذهب در آلمان وجود خا جی\nنداشت. معاهده ویستفالی تشکیلات آلمان را بهمان اصول قدیمه\nخود باقی گذارده و میتوان گفت که تا درجه از اقتدار امپراطور نیز کاست\nو بهم امپراطوری کمافی السابق انتخابی مانده دوک دبا و بر منتخب\n(الکتر) پالاتن شده و یک الکترای هشتمی نیز برای پسر فرد یک"}
{"book": "adl0950", "page": 190, "text": "۱۷۹\n\nپنجم دوک مخلوع پالاتن ایجاد نمود. متتخبین باز همان استقلال مطلق را\nدر قلمره خویش تحصیل کرده بهیچ عنوان و بهانه حق مداخله\nبامپراطور ندادند. بشرط اینکه برخلاف امپراطور نباشد\nدر انعقاد هر گونه معاهده با هر کسیکه مائل شوند ایشان را\nآزاد شناختند. دست حق اعلان صلح و جنگ، و وضع\nو تحصیل مالیات و غیره را دارا گردید در حقیقت امپراطور عنوانی\nبود بلا اثر و هیچگونه نفوذ و اختیار واقعی نداشت.\nپالاتینای علیا به دوک دبا ویر و پمرانی شرقی\nآرشوشه ماکد بورک و چندین نواحی دیگر به الکتیبر براندنورک\nداده شده و از همین جا قدرست آینده پروسش شروع\nگردید.\nبرای جبران خسارات وارده سوئد منصب رود وزر\nپمرانی غربی و مصب رو و اُدریعنی سواحل بالتیک آلمان را\nتصرف کرده و فرانسه مجددا سه شهر طول- متر و وردان را\nمالک شده حاکمیتش در الزاس برقرار شد وضعیت"}
{"book": "adl0950", "page": 191, "text": "۱۸۰\nشهر آزاد استراسبورگ در معاهده وستفالی کاملاً\nمشخص نشد و مشاجرات آتیه فرانسه و امپراطوری بر همین\nنقطه برخاست.\nاین بود مفاد و تصمیمات معاهده وستفالی یا اولین\nو بزرگترین معاهدات اروپائی که ذکر گردید. در نتیجه آن موازنه\nاروپائی یعنی تعادل بین قوای دول متقدره بر قرار و تقریباً\nتا موقع انقلاب کبیر فرانسه قائم بود.\nتشکیلات داخلی آلمان بطوری داده شد که بیم\nهر توحید و مخاطره از ان جا مرتفع و پیش از دو قرن\nآن را در حال ضعف و ناتوانی انداخت تشکیلات آلمان\nدر تحت نظر و مراقبت دول امضاء کننده قرار گرفته و از آن\nموقع خصوصاً فرانسه و سوئد حق مداخله در امور داخلی امپراطوری را\nپیدا کردند."}
{"book": "adl0950", "page": 192, "text": "۱۸۱\n\nفصل هشتم\nتشکیل سلطنت مطلقه در فرانسه\nهانری چهارم - ریشلیو - مازار\n\nسنوات بین ١٤٩٨ تا ١٦٦١ یعنی قرن شانزدهم و نیمه اول قرن هفدهم شامل سلطنت لوئی ١٢ (١٤٩٨ - ١٥١٥) فرانسوای اول (١٥١٥ - ١٥٤٧) هانری دوم (١٥٤٧ - ١٥٥٩) فرانسوای دوم (١٥٥٩ - ١٥٦٠) شارل نهم (١٥٦٠ - ١٥٧٤) هانری سوم (١٥٧٤ - ١٥٨٩) هانری چهارم (١٥٨٩ - ١٦١٠) لوئی سیزدهم (١٦١٠ - ١٦٤٣) و قسمی از پادشاهی لوئی چهاردهم میباشد. در ظرف این یکصد و شصت و اندی سال سلطنت مطلقه در فرانسه مستقر گردید.\n\nمقصود از سلطنت مطلقه این است که مانند امپراطوران روم پادشاه منفرداً صاحب اختیار کامل بوده و ارادۀ او حکم قانون داشته باشد این وضع حکومت با مقابله"}
{"book": "adl0950", "page": 193, "text": "۱۸۲\n\nبا اشکالاتی توانست که در فرانسه معمول شود. فرانسوا اول\nو هانری دوم سلاطین مطلقی بوده لیکن در زمان ہانری سوم\nو مدت جنگ های مذاہبی اقتدارات سلطنتی تقریباً از بین\nرفت ہانری چہارم باز موفق به تجدید و تحکیم آن آمده\nبعد از مشارالیه آخرین بحران در زمان صغر لوئی سیزدهم و\nلوئی چہار دہم ظاہر و بزودی مرتفع شد.\nدر ضمن این احوال اداره حکومتی توسعه یافته عده\nمستخدمین روز بروز بالا رفته مخارج زیاد گردیده تا تجدیکه\nموضوع مالی و پول یکی از غامض ترین و مبہم ترین مہمات\nمملکتی بشمار آمد.\nاز طرفی نیز تغیراتی در روح و طبقات جامعه ظاهر و\nنجبا که تا آنوقت مستقلاً زندگانی میکردند دست از جمعیت\nو اراضی خویش بر داشته بزندگانی در دربار و وظیفه پادشا\nتن در دادند. بورژوا و یا طبقه اواسط الناس متدرجاً\nدارا نفوذ می شده و کلیه مشاغل حکومتی و مناصب عالیه را اشغال کردند"}
{"book": "adl0950", "page": 194, "text": "۱۸۳\nهانری چهارم\n\nوضعیت فرانسه در موقع جلوس هانری چهارم - جنگهای\nمذهبی چه سیاسة و چه از نقطۀ نظر مادّی فرانسه را دچار خرابی و\nپریشانی فوق العاده نموده بودند. ازان اقتدارات مطلقۀ\nفرانسوا اوّل و هانری دوّم دیگر اثری باقی نمانده و حتی وحدت\nفرانسه تهدید می شد یکی از نویسندگان همعصر مینویسد که «قسمت\nبزرگ نجبا طرفدار تسلط سلاطین نبوده و تودۀ ملت نه سلطان\nو نه شاهزادگان نه نجبا و نه اصل زادگان هیچکدام را نخواسته.\nضعیف ترین اشخاص دنایت با طاعت مافوقی رضایت نمیدادند\nحکام ولایات مطلق العنان میزیسته قشون برای خود داشته\nمالیاتها وضع و وصول میکردند و قضاوت مینمودند .\nویرانی و عسرت سراسر مملکت را فرا گرفته دهاقین از\nزراعت دست بر داشته و از گرسنگی اغتشاش می انداختند.\nتجارت و صنعت بصفر رسیده و قرض دولت بقدری بود که"}
{"book": "adl0950", "page": 195, "text": "١٨٤\n\nعایدات مملکتی بزحمت جواب طلبگاران را میداد. برای پرداخت\nمخارج ضروری حکومتی عملی نبود. بقول ہانری چہارم لازم\nبود کہ فرانسہ نفس تازہ کند.\nہانری چہارم - بمحض اینکہ باصدور فرمان نانت و عقد معاہدہ\nویرون (١٥٩٨) صلح داخلی و خارجی مستقر گردید ہانری چهارم\nشروع بکار تجدید تشکیلات فرانسہ و تحکیم اقتدارات سلطنتی نمود.\nدر انوقت چہل و پنج سال از عمر او گذشتہ و دارا ےہوش\nو ذکاوتی فوق العادہ بود در شجاعت و خصائل سردار جنگی\nنزد عموم مشہور و با یک نظر بسہولت درجہ لیاقت و استعداد\nو نیات اشخاص را می فہمید. باجرای اوامرش اہمیت زیادی\nمیدادہ لیکن با صورت لطف و مہربانی آنہا را تحمیل میکرد.\nیکی از حکام ولایات چنین مینویسد: «من مصمم تعقیب ارادہ\nخویش ہستم خدمتگار محبوب کسی است کہ اطاعت کامل از ارباب\nخود داشتہ باشد لحن کاغذ شما متغیرانہ بود و من ہنوز خشمگین\nنشده ام خواہش میکنم که مرا مجبور نسازید»"}
{"book": "adl0950", "page": 196, "text": "۱۸۵\nهمه کس بزودی قدرت و سلطهٔ هانری چهارم را شناخت\nو تمام کردن کشان فهمیدند که دورهٔ هرج و مرج سپری شد\nو واقعهٔ ذیل دیگر قطعاً جنگی را بجای خود نشانید مارشال بیرون\nحاکم بورگنی یکی از دوستان قدیمی هانری بوده جاه طلبی او را\nوا دار بدسایسی بر علیه سلطنت با دوک دسا وا و سپس\nبا پادشاه هپانی نمود هانری چهارم گفت که چون میدانم\nبیرون هیچ چیز را از من مخفی نمیدارد او را عفو میکنم اما چون\nمشارالیه حاضر بانتخابے مطلب نگردید حکومتش با عدام\nکرده و سرش را از بدن جدا ساخت\nسولی - ہانری چهارم برای ادارهٔ مملکتی معاونین زیر دست\nو قابلی داشته ولی از همه ذیقیمت تر را میتوان ما کر یمیلین\nدبتن مشهور بدوک دسولی دانست. سولی هفت سال از\nہانری چهارم کوچکتر و از سن یازده سالگی در خدمت مشارالیه\nو وابسته باو بوده ست بزودی از صمیمی ترین دوستان\nهانری گردید. با حسن خلقی فوق العاده و شهامت دستے"}
{"book": "adl0950", "page": 197, "text": "۱۸۶\nبی نهایت در کمال مهارت امور خود را انجام میداد.\nدر جنگهاى مذهبی لیاقت خویش را آشکار ساخته و بامعارف\nزیادى که در آن موقع ہانرى چهارم داشت هیچوقت\nاو را بی پول نگذارد بدینجهت در سال ۱۵۹۸ بادارهٔ\nکارهاى مالی منصوب گشته و چندى نگذشت که غالب مشاغل\nمهمه را بقبضه گرفت چنانکه در عین حال هم وزیر مالیه و هم وزیر فوائد عامه\nو هم وزیر جنگ بوده است.\nبزرگ ترین خدمات سولی اداره مالیه مملکتی است\nمالیاتھاى چندى با رعایت حال مؤدیان وضع کرده\nاز تاراج و سوء استفاده خزانه جلوگیرى سخت بعمل آورد و حتی\nاگر خرجی را براى پادشاه غیر لازم میدید از پرداخت\nآن امتناع مینمود.\nاین مسئله محقق است که هرگز کسر خرج نداشته و حتی\nهر ساله معادل پانزده میلیون فرانک مروزه ذخیره میکرد است\nہانرى چهارم و سولی براى تا مین حیوة الى و تمدنیدعاندت"}
{"book": "adl0950", "page": 198, "text": "۱۸۷\n\nتوجه خاصی به زراعت، صنعت و تجارت داشتند. هردورا\nدر تحت حمایت خود گرفته و دست تعدی سینورها و بزرگان\nاز سر رعایا کوتاه گردانیدند.\n\nکارخانه‌جات نساجی را رونق داده و بدینطریق امیدوار\nبودند که از خروج پول فرانسه بایتالیا جلوگیری نمایند راه‌ها\nزیادی ساخته و پل‌های بسیاری آباد کردند. معاهدات\nتجارتی با انگلیس و ترکیه منعقد و خیال تأسیس فرانسه جدیدی\nدر امریکای شمالی، کانادا، داشتند.\n\nکلیتاً باید دانست که در اموری‌که صرف پول لازم و نتیجه\nآن مشکوک بود سولی نهایت احتیاط میکرد. هنری چهارم\nبکمک این قلیل مردمان قابل موفق به‌تحصیل امنیت داخلی\nو صلح خارجی گردید.\n\nسیاست خارجی هنری چهارم\nاز موقع انعقاد عهدنامه ویروَنْ بغیر از جنگ مختصری\nکه ۱۶۰۲ برعلیه دوک «ساوا» نمود و بریس و بومی را تصرف"}
{"book": "adl0950", "page": 199, "text": "١٨٨\nکرد ہانری چہارم ہمیشہ سیاستی مسالمت کارانه و محتاط در خارج داشته است . لیکن در ١٦٠٩ وضعیت و عقیده اش تغییر یافته قصد مداخله در المان نموده و در سال ١٦١٠ تدارکات بسیاری برعلیه امپراطور و پادشاه ہسپانی دید.\nسوتے نقل میکند که موضوع این جنگ تحقق نقشهٔ مہمے بود که چندین حکومت متفقاً طرح و اضمحلال خانواده اطریش خارج کردن ترکها از اروپا و تشکیل دول متحده اروپا را در نظر داشتند اما حقیقت این است که باستثنای اضمحلال اطریش سایر پیش بینی ہا افکار و آمالے بود که شخص سوتے داشته و هرگز مذاکراتی برای اعمال چنین نقشه باکسی نشد است جنگی که در ١٦١٠ ہانری چهارم تهیه میدید نتیجه آن بقدری مشکوک و غیر مطمین بود که پادشاهان انگلیس ہالند و ونیزها از شرکت در آن صریحاً خود داری کردند . مردم نیز با آن ہوا و ہوس ہانری موافقت نداشته و خصوصاً بواسطه مالیاتہای جدیدی که ممکن بود در اثر این جنگ تحمیل"}
{"book": "adl0950", "page": 200, "text": "۱۸۹\n\nجداً انرا تقبیح و تنقید نموده و حتی این جنگ را اقدامی بر له\nپروتستان های المان و برخلاف پاپ میدانستند.\n\nقتل هانری چهارم\n\nاین آوانده نا عاقبت روح مجنونی موسوم به راویا\nمنقلب و مسخر گردانیده برای کشتن هانری از انگولم محل\nاقامت خویش حرکت کرده در بین راه کارد می از یک\nمهمانخانه دزدید خه بپاریس رسانید.\nشانزدهم مه هانری بایستی برای فرماندهی اردوی\nخویش عازم شود روز جمعه چهار دهم در حدود ساعت چهار\nکالسکه خواسته بملاقات سولی میرفت بین راه عرابه معبری\nمسدود و مانع عبور کالسکه بود موکب پادشاهی قدری\nتوقف کرد. در همین وقت راویاک که از لوو را تعقیب\nمینمود خویش را نزدیک رسانیده و با دو ضرب کارد.\nسلطان را از پای در آورد.\n\nتا بمرکز شرکت رفیق عبد الاحد و شرکا رقم ۲)"}
{"book": "adl0950", "page": 201, "text": "۱۹۰\nتمام مملکت عزا گرفت نفرتی که از جنگ داشتند\nفراموش شد خدمات هانری چهارم و آرامش دوازده\nساله که از برکت وجود او پیدا شده بود ملت را در تأسف\nو ندامت فوق العاده انداخت ولی چه سود که کار از کار\nگذشته و تیر از شست رفته بدست نمی آید.\nلوی سیزدهم ویشلیو\nبا قتل هانری چهارم باز اغتشاشات و انقلابات شروع\nگردیده و قریب پانزده سال دوام داشت (١٦١٤\nـ ١٦٢٩) در ابتداء علت آن ضعف و سستی مصادر\nامور یعنی ماری دمدیسی ـ کنینی و لوین بوده\nلیکن سپس دست آویزی برای نجباء پروتستان ها\nگردیده و دامنه آنرا وسعت دادند. تا اینکه در سال\n١٦٢٤ کاردنیال ریشلیو بواسطه کمال قابلیت و فعالیت\nخویش توانست این آتش را خاموشش و احترام و قدرت\n\nتاریخ شرکت تهیه [نسخه؟] خوان ۲۴ م -"}
{"book": "adl0950", "page": 202, "text": "۱۹۱\n\nمطلقه پادشاه را بهمه تحمیل نماید.\nنیابت سلطنت\nلوئی ۱۳ پسر بزرگ ہانری چهارم نه سال بیشترنداشت\nو با صغر سن ممکن نبود که بادارۀ امور مملکتی بپردازد لذا انتخاب\nنائب السلطنه حتمی شد. ماری دمیدیسی عیال ہانری فوراً موضوع را\nبمجلس ملی فرستاده و دو ساعت از قتل ہانری پارلمان مشارالیها را\nبا اقتدارات و اختیارات کامله بنیابت سلطنت پسرش برگزید\nو بر خلاف آنچه مشہور است ابداً تهدیدی در نمیوضوع\nبکار نشده و مجلس با نهایت آزادی رأی خویش را داده\nاست.\nحکومت کنیسینی\nماری دمیدیسی طبیعته داراے قریحه و ذکاوت لازمه\nاین منصب بزرگ نبود و کاملاً در تحت تاثیر خواہر رضاعی\nخود و شوہرش، دو نفر ایتالیائی، واقع گردید بطوریکه\nمشارالیه سندیکا بمقامات عالیه رسیده و بدون اینکه مشقت"}
{"book": "adl0950", "page": 203, "text": "۱۹۲\n\nبرق اتس میدان جنگ را دیده با شد برتبه مارشالی\nارتقاء یافت عاقبت نیز بوزارت تعیین شده و حقیقت در\nباطن مملکت فرانسه حکومت میکرد.\nبدیهی است یک چنین ترتیبی بنجاه شاهزادگان خانواده\nسلطنتی را بزودی متنفر و بیدار ساخته و خصوصاً پرنس کنده\nاولین شاهزاده فرانسه را بیش از اندازه تهییج کرد. از طرف\nدیگر نیز بزرگان بخیال استفاده از موقع افتاده و زمینه را\nبرای استحصال اقتدارات سابقه خویش فوق العاده مناسب\nدیدند برای اجرای مقصود بدواً هر یک برای خود مواجب\nهای گزافی تحصیل کرده و چون کم کم پس اندازهای\nتمام شد و ماری دمدیسی قدرے از پرداخت آنها\nخود داری نشان داد در تحت فرماندهی و ریاست\nپرنس کند علم شورشی برافراشتند.\nکنسینی بجای مقابله از در صلح در آمده و مبالغ زیادی\nهم بایشان پرداخته و هر یک را بحکومتی منصوب نمود اما از فروتگاه"}
{"book": "adl0950", "page": 204, "text": "۱۹۳\nکه چندی بعد مجتمع گردید در اثر کشمکش نمایندگان طبقات\nمختلفه کاری از پیش نبرده تا اینکه بفرمان نائب السلطنه بسته\nشده و تا ۱۸۸۹ دیگر باز نگردید.\nبا آنکه لولی سیزدهم بحد رشد رسیده بود ولی حکومت\nمادر خود و در نتیجه به کنسینی واگذار کرد. مشارالیه تا ۱۶۴۱ با کمال\nاقتدار حکمرانی داشته و در مدت باز گرفتاری و خورد با کندر\nو بزرگان بود\nدرین نوبت پروتستان های جنوب نیز که از صلحیت\nلوئی سیزدهم با آن دطریش دختر فیلیپ سوم پادشاه\nاسپانی بوحشت افتاده بودند با ایشان ملحق گردیده و\nکار دشوار تر بنظر میرسید باز هم کنبینی با صرف قریب بیست\nپنج تا سی میلیون فرانک توانست تنش را تا درجه خاموش کنند\nاما چون بهیچ صورت کند. آرام نمینشست عاقبت او را\nتوقیف کرده و بکلی غائله را ختم نمود.\nشاه شانزده سال داشت و باز هم از اداره امور"}
{"book": "adl0950", "page": 205, "text": "١٩٤\n\nبرکنار بود وزراے خود را هرگز نمیدید و هر کسیکه نزدیک او\nمیشد خطر حبس و یا اخراج را حتمی میدانست این وضعیت\nفوق العاده خاطر لوئی سیزدهم را آزرده ساخته و تصمیم کرد\nکه بهر مشکلی شود خویشتن را ازین اسارت و عبودیت\nخلاص نماید با لوین یکی از محرمان خود کنکاشنی کرده موافقت\nکاپیتن محافظین و چند نفر سربانه را جلب و روزیکه کنسینی به لوء\nمی آمد صاحب منصب مزبور پیشرفته خواست بحکم شاه توقیفش کند\nمقاومت کنسینی باعث شد که در همانجا بقتل رسید.\nپس ازین واقعه لوین با رتبه دو کی و مارشالی\nجانشین کنسینی شد مخالفت ملکه مادر شاه و پروتستان ها\nباز موجب انقلاب گردید . ماری دمدیسی بزودی صلح نموده\nلیکن پروتستان ها از ضدیت دست نکشید. ولوین هم\nدر مقابل ایشان پیشرفتی نکرد لوین در سال ۱۶۲۱ در گذشت\nريشليو - پس از مرگ لوین ماری دمدیسی دوباره نفوذ\nدر دبار لوئی یافت در ۱۶۲۴ کاردینال ریشلیو را داخل شورا"}
{"book": "adl0950", "page": 206, "text": "۱۹۵\nسلطنتی نمود مشارالیه بفاصلہ چند ماه وزیر اول و صدر اعظم\nفرانسہ گردید ہجده سال با این سمت کار کرده در ۱۶۴۲\nراه جهان دیگر گرفت .\nریشلیو در ۱۵۸۵ در پاریس تولد و ابتدا داخل رشتہ\nعسکری شد ولی اتفاقا در ۱۶۰۶ جامعہ کلیسیائی را اختیار\nکرد، در سن بیست و دو سالگی اسقف لوسن و از انحا\nنمایندگی در اتاثر نرو منتخب گردید در اتاثہ نرولیاقت\nو شایستگی بسیار ی از خویش ظاہر ساختہ توجہ ماری دمیلیسی\nو کسنینی را بخود جلب و در نتیجہ در ۱۶۲۲ دارای کلاه کاردینالی\nدبسن سی و نه سالگی بوزارت رسید.\nہر چند کہ ظاہراً میخواست مہربانی و ملایم قلمرود لیکن\nاختفای طبیعت غیر ممکن بوده و اثر صفات سخت و خشن و\nبیرحمی او ہمیشہ آشکار می شد فوق العاده عقیده بقدرت\nو سلطه پادشاه داشت و حقیقه پادشاه مطلق عهد میداست\nدر جای نوشته است که پسران و برادران و اقربای\nتاریخ شرکت الفيه عهد شانزدهم )"}
{"book": "adl0950", "page": 207, "text": "سلطان در حکم سایر رعایا می باشند و هیچ امتیازی\nخصوصاً وقتی توهین بمقام سلطنت نمایند، بر دیگر افراد ملت\nندارند) و همچنین از وظایف فرمانروائی نیز فکرش غافل\nنبوده حفظ منافع عمومی را یکی از بزرگترین و مقدس ترین\nتکالیف پادشاه و مشاورین او می شمرده ست.\nریشلیو وضعیات فرانسه را در موقعی که زمام امور را\nبدست گرفت باین چند گله خلاصه کرده مینویسد «در اونموقع\nمملکت را با پادشاه تقسیم کرده. بزرگان مراعات مقام سلطنت را\nنداشته، حکام ایالات مستقلاً نه رفتار نموده سیاست خارجی\nخراب و منافع شخصی مصالح عمومی را مضحل ساخته بود.»\nلذا دستور و خط مشی خویش را اینطور ترتیب داده\nو بپادشاه تقدیم کرد: در سرکوبی او گنونا، گوشمال بزرگان\nآشنا ساختن رعایا به حدود و تکالیف خود، اعتلاء نام سلطنت\nاز ملل خارجی و انصافا ریشلیو توانست که با کمال مهارت\nو زبر دستی تمام مواد خط مشی خویش را متوالیا بموقع عمل آورد."}
{"book": "adl0950", "page": 208, "text": "۱۹۷\n\nسرکوبی اوکنوها\n\nریشلیو پیشتر از همه بتادیب پروتستانها پرداخت\nزیرا اولا آنها خود پیش دستی نموده وثانیا چون وجود ایشان\nبا تشکیلات استواری که داشتند خطرناک تر برای مملکت میداست\nمرکز شورش در رشیل بود ریشلیو یک مرتبه در سنه ۱۶۲۵\nبمحاصره آن پرداخت لیکن بملاحظه ضعفی که در قوای قشون خود\nحس میکرد با محصورین متارکه نمود و دفعه دویم در سال ۱۶۲۷\nجنگ را از سر گرفت.\nدرین نوبت پروتستانها با انگلیستان اتحادی داشته\nو گذشته ازان سرکرده فعال و با شهامتی مانند گیتون\nبا خود میدیدند. محاصره یکسال بطول انجامید بواسطه\nتدابیر و احتیاطات ریشلیو. رسیدن آذوقه و کمکی از انگلیسی محصورین\nغیر ممکن بود. گرسنگی مدافعین را مجبور بتسلیم کرد پانزده هزار نفر تلف\nشده بودند و از تمام پروتستان ها یک صد و پنجاه و چهار نفر"}
{"book": "adl0950", "page": 209, "text": "۱۹۸\nبیشتر حیواة نداشت. در لانگدک نیز هیجان و جنبش مختصری شد\nریشیلیو آن اوازه را نیز خاموش کرده و سپس فرمان\nعفو اله را منتشر نمود بطوریکه در عنوان این فرمان ملاحظه\nمیشود دیگر صحبت از معاهده و مقاوله نبوده باین پادشاه و\nرعایای یاغی او عقد قرارداد و معاهده معینی ندارد باید\nشرایط خویش را تحمیل انها کرده و بموقع خود از اعمال و\nرفتار ایشان عفو و چشم پوشی کند.\nهر چند که فرمان عفو اله امتیازات سابقه پروتستانهارا\nسلب نمود لیکن آزادی اجرای مراسم دینی را بایشان داده\nو تساوی کامل با کاتولیک با را بایشان اعطا کرد ریشیلیو تا آخر\nمفاد فرمان مزبور را رعایت نمود و کوشش بسیار ی در تالیف\nقلوب هر دو دسته مذهبی و اتحاد بین آنها مبذول داشت\nگوشمال بزرگان\nزدوخورد بزرگان بیشتر طول کشید و تا ۱۶۴۲ یعنی\nحاصل تاریخ اروپا صفحه ۲۸۲ چاپ ششم"}
{"book": "adl0950", "page": 210, "text": "۱۹۹\nتا سال قبل از مرگ ریشلیو جاری بود سر منشاء فساد کاستن\nدمر ائتان برادر شاه که تا چندی وارث تاج و تخت تصور\nمیشده بوده است ناراضیان از صدراعظم اطراف او را گرفته\nو این شاهزاده سنگین بمخالفت با وطن و برادر خود قیام نمود.\nاز جانبی نیز ملکه و مادر شاه بواسطه بغض عداوتی که با ریشلیو\nداشتند خود جبهه مخالف دیگری تشکیل داده بودند .\nریشلیو بدون هیچ ترحم و ملاحظه شورشیان و دسیسه\nکنندگان را تنبیه مینو د چندین نفر از شاهزادگان خانوادۀ\nسلطنتی را در حبس انداخته وعدۀ زیادی از بزرگان و سرکردگان\nمحکوم گردانیده بقتل رسانید. سه نفر از مارشال های\nفرانسه را در با سیتل انداخت یکی از ایشان در حبس مرده دو\nدیگر پس از مرگ این صدراعظم مخوف آزاد شده از مرگ رهائی\nیافتند. ریشلیو با این سیاست و رفتار ظاهر اخشن نتوانست\nکه امنیت و آرامش را در مملکت برقرار کند .\nکاردینال درتز یکی از معاصرین او گفته است که در این شخص"}
{"book": "adl0950", "page": 211, "text": "۲۰\n\nموحش بمردمان فرانسه حکومت نکرده بلکه ایشان را بمانند\nصاعقه سوزانیده است»\n\nریشلیو و پارلمان\n\nپارلمان پاریس تا اندازهٔ طرف مراعات او بود این\nمجلس از جنگ های مذهبی شروع بمداخله در امور سیاسی کرده\nاعتراضات سختی به ماری دمدیسی نموده و در زمان لوئی\nسیزدهم نیز چندین مرتبه بر علیه عملیات خودسرانه ریشلیو\nبشدت اعتراض کرد. لیکن فقط نتیجه اش این شد که عدهٔ\nاز وکلا نفی بلد گردیده و مابقی مورد تهدیدات سخت واقع شدند.\nدر ۱۶۴۱ یعنی اواخر صدارتش ریشلیو صریحاً نکته گیریها و تنقیدات\nپارلمان را در اعمال حکومتی ممنوع داشت. اما باز بعضی عقائد\nکه راجع بامور مالی اظهار میشد قبول میکرد.\n\nریشلیو و لوئی سیزدهم\nهمان طوریکه در عصر حاضر لیاقت و بزرگی گیوم اوّل"}
{"book": "adl0950", "page": 212, "text": "۲۰۱\nبواسطه وجود شخصی نابغه مانند بیز مارک پوشیده شده عقل\nو درایت واراده ریشلیو نیز جلالت قدر لوئی سیزدهم استور دشت\nلوئی سیزدهم سلطانی باهوش کارکن شجاع بوده\nو حقیقتا تمام خصائل پادشاهی را جامع بود با وجود داشتن\nوزیری مثل ریشلیو هرگز از جزئیات امور غافل نشسته دوره\nاز اختیارات خویش را صرف نظر نمیکرد . بعضی اوقات ریشلیو\nمیگفت که «تسخیر چهار گوشه اطاق کار پادشاه برائے من\nدشوارتر از پیشرفت تمام میدانهای جنگ روپا است» برائے\nاجرای کوچکترین کارها ریشلیو تصویب شخص سلطنت با تحصیل\nمینموده و درین مقصود مجبور بود که دلائل کافی ذکر کرده وجوهات\nفوائد و مضرات آنرا بشمارد.\nهر چند که لوئی باطنا محبتی به ریشلیو نداشت ولی چون\nوجود او را برائے مملکت و بقای قدرت خویش ضرور\nمیدانست هرگز بسخنان دشمنانش وقعی نگذارده و همیشه مدافع\nاو بود. علاوه برین حتی پس از مرگ صدر اعظم (۱۶۴۲) با زمام"}
{"book": "adl0950", "page": 213, "text": "۲۰۳\n\nسیاست اورا تعقیب و مازارن همان شخصی را که ریشلیو\nبرای جانشینی خود معرفی کرده بود بکار گماشت.\nلوئی سیزدهم در ١٦٤٣ در گذشته و طفل پنجساله\nاش بنام لوئی چهاردهم وارث مقام او گردید.\n\nمازارن\n\nدر دوره صغارت لوئی چهاردهم نیز مانند ابتدای\nوراثت سلطنت لوئی سیزدهم انقلابات زیادی اتفاق\nافتاده انقلابات مزبوره که مشهور به دو فروند است نتیجه\nمستقیم زمان پادشاهی لوئی سیزده بوده یکی بواسطه پارلمان\nپاریس و فقر عمومی و دیگری در اثر جاه طلبی کنده و سائر\nشاهزادگان خانواده سلطنتی واقع شد.\n\nنیابت سلطنت\n\nلوئی سیزده در وصیت نامه خود ان وطریش را"}
{"book": "adl0950", "page": 214, "text": "۲۰۳\n\nنائب السلطنه قرار داده بود ولی چون چندان اطمینان بکار دانی\nو لیاقت او نداشت تشکیل شورای را لازم دانسته که در\nهر مورد و مشارالیها عقیده ورای انرا جلب نماید .\nدو روز بعد از مرگ لوئی سیزده پارلمان بتقاضای\nآن وطریش وصیت نامه مزبوره را لغو گردانید و با اختیارات\nواقتدارات کامله او را نائب السلطنه شناخت. شب\nهمان روز بر خلاف انتظار عموم مازارن که از محارم رشیلیو بود\nبه ریاست مجلس وزرا منصوب شد.\nمازلرن:- اصلاً ایتالیائی و از یکی از خانواده های\nبزرگ رومی بوده است از طرف پاپ بسمت سفارت\nبدربار لوئی سیزده آمده لیکن دو سال بعد داخل خدمت\nفرانسه گردید. برای پاداش خدماتش رشیلیو در سن چهل سالگی\nاو را بمقام کار دنیالی رسانید .\nاخلاق رشیلیو و مازارن اختلاف زیادی با یکدیگر داشته\nمازارن بحشمت و جلال ظاهری علاقمند نبوده با دشمنان خود"}
{"book": "adl0950", "page": 215, "text": "٢٤\nمدارا رفتار میکرد و هرگز بفکر قتل ایشان نیفتاده است بنظر جبون میآمد ولی روحی فوق العاده دلیر و شجاع داشت. خود مینویسد که «با تمام گرفتاری ها و اشتغالات که داشتم هیچوقت خود را گم نکردم» باید گفت که حقیقت همین و بدرستی که سیاستمدار قابل تقدیری بوده است. کاملأ بسیاست اروپائی آشنا و با مهارت مخصوصی مذاکرات را بنفع خود تمام میکرد. علت عمده که طرف توجه ریشلیو نیز واقع شد باید همین را دانست. بر عکس در سیاست داخله، اداره مالیه و غیره، جز مایه شخصی لیاقت کفایتی بخرج نداده است.\nاداره امور داخلی هم پس از لوئی سیزده و ریشلیو کار سهل و آسانی نبوده بسی اشکالات در پیش بود. اعیان فرانسه که ریشلیو عنان نهاده بود هر لحظه انتظار موقعی مساعد برای تحصیل استقلال از دست داده خود داشتند. فقرو فاقه رعایا را بجان رسانیده و برای تادیه مالیات حتی پیراهن"}
{"book": "adl0950", "page": 216, "text": "۲۰۵\nتن خود را بفروش میرسانیدند. تقریباً معادن مقتصدین ایلیان\nفرانک امروزه میزان خرج بر دخل افزون بود.\nبا همه این احوال حکومت با امپراطوروسیانی در جنگ\nو گذشته از مخارج نگاهداری قشون خود مجبور بود به سوئد\nو سایر متحدین غرب نیز کمک و معاونت نماید.\nمالیات های جدید تمام ملت و خصوصا اهالی پارلیمان\nبهیجان آورده و یکمرتبه بهدایت و ریاست و کلای\nپارلمان علم طغیان را افراشتند.\nشورش خودسر پارلمان\nمازارن در آوریل ١٦٤٨ بقصد تحصیل منابع عائدات\nجدید اعلان کرد که مشاغل دولتی برای مدت نه سال\nموروثی بوده و در مقابل حکومت به اعضاء محاکم عالیه\nحقوقی نخواهد پرداخت هر چند که این تصمیم هیچ وجه ضرر\nو تصادمی با منافع پارلمان نداشت باز نمایندگان"}
{"book": "adl0950", "page": 217, "text": "٣٠٦\n\nنسبت به مقدرات محاکم مزبوره خود را ذی نفع دانسته\nو بموجب فرمانی که مشهور بفرمان اتحاد است مشارالیهم را\nبرای شورای عمومی اصلاحات مملکتی در طالار موسوم به\nاطاق سن لوئی دعوت کردند.\nبا وجود مخالفت و سخت نیابت سلطنت باز\nجلسات شورای مزبوره منعقد و اعلامیه در تحت\nسی ماده ترتیب دادند چون در ان موقع قشونی در پاریس\nحاضر نبود بلکه ظاهراً اعلامیه را پذیرفت و حتی مختصر اقدامی\nنیز برای اجرای آن نمود.\nلیکن بمحض وصول خبر فتح الانس آن دطریش اتکائی\nیافت عده از وکلاء را از جمله بروسل را که خیلی وجاهت\nملی داشت توقیف کرد. هیجان عظیمی در شهر پیدا شده\nمردم پیدا گرفت تا دکوچه ها و معابر را سنگر بندی نمودند\nنها یت قشون راه حوالت نداشته و بالاخره دو روز\nمطلعین در مدافعه دریا بود عاقبت الامر دطریش"}
{"book": "adl0950", "page": 218, "text": "۲۰۷\n\nمجبور شد که حکم آزادی برو سل را صادر کند.\nدر همین اثنا معاهده وستفا لی بامضا رسیده\nو بامر ملکه کند، فارغ روگر وادلانس با تمام قشون\nخویش مراجعت نمود.\nکنده چون بپاریس نزدیک شد آن دلترش\nوما زارن شاه جوان را برداشته شبانه از پاریس گریخته\nبقصر سن ژرمن رفتند. کنده نیز پانزده هزار قشون شهر را\nبزیر محاصره آورد.\nپارلمان پاریس بکمک و معاونت اهالی شهر\nتصمیم مقاومت گرفت. از همین جا جنگاهی طلوع\nگردید این جنگ که معروف بفروند پارلمانی شده مساً\nپیشتر دوام نکرده و بتقاضای پارلمان شرایط صلح و\nسری با مضا رسید (۳۰ مارس ۱۶۴۹)\n\nفروند شاهزادگان\n\nکمی بعد از ختم غائله و پارلمان کنده و خانواده اش"}
{"book": "adl0950", "page": 219, "text": "۳۰۸\n\nهنگامۀ جدیدی بر پا و اشکالات دیگری تولید نمودند\nکنده فوق العاده متکبر و جاه طلب بوده و در ازای\nخدمات خود پاداشی لایق میخواست هرچند که حکومت دو\nایالت بزرگ بورگنی و گوین را باو دادند اما همت\nبلند او باین چیز ها قناعت نداشته و بمقام مازارن\nچشم داشت .\nآن دطریش مدتی با او مدارا کرده لیکن عاقبت\nتقاضا ها و حرکات کنده مشارالیها را مجبور بتوقیف ساخت\nزن و خواهر کنده فوراً شروع بتحریکاتی نموده ایالاتیکه\nکنده در آن حکومت داشت بر علیه مرکز شورانید\nو فروند جدید یا فروند شاهزادگان را بر پا کردند .\nما زارن بسختی برعلیه شورشیان اقدام نموده و نزدیک\nبود که بکلی مغلوب نشان نماید که بازا تا لی پاریس قیام\nنما نها ... نفی بلد ما زارن را بنائب السلطنه تقدیم\nداشته . ."}
{"book": "adl0950", "page": 220, "text": "٢٠٩\n\nدر میان این دو اتس ما ندارن تاب مقاومت\nنیاورده کنده را آزاد و خود از صدارت کناره گیری\nکرده بالمان رفت . پس از آزادی کنده وضعیات\nمساعد با نظریات خویش ندیده غفلته پاریس ترک\nبمقر حکومت خویش رفته و پس از انعقاد اتحاد ی\nبا اسپانی جنگ داخلی را از سر گرفت .\nدستجات قشون دولتی بسرکردگی قوس ن کنده\nمضطر ساخته تا اینکه مجبوراً در پاریس پناهنده شده\nپاریسیها نیز سه ماه از شاهزاده وقشونس پذیرائی نموده\nولی بواسطۀ سوء رفتار و حرکات مشار الیه وطول\nمدت جنگ و انقلاب عاقبت به تنگ آمده، وانه دارن\nآذوقه بقشون خودداری کردند. لذا کنده دست\nاز همه جا کوتاه مجبوراً به بلی پاگر نخته و با موقع امضای\nعهد نامه پیرنه در آنجا اقامت داشت .\nدر انوقت با زحمت بسیار از پادشاه عضو خویش را"}
{"book": "adl0950", "page": 221, "text": "تحصیل و به فرانسه برگشت\nبا فرار کننده جنگ های داخلی خاموشش لوئی\nچهار دهم که یک سال از بلوغ او میگذشت با ما درش\nبتقاضای پارلمان بپاریس مراجعت کرد مازارن\nکه بفرانسه با نه آمده بود برای تسکین خشم و غضب مردم\nمدتی در خارج مانده در فوریه ۱۶۵۳ یعنی چند ماه\nبعد از ورود شاه بپای تخت آمد.\nازین ببعد دیگر انقلابات در داخله نبوده و سالها\nآخر صدارت مازارن بآرامی گذشت لوئی چهاردهم\nاختیارات کامله را با و تفویض و مشار الیه در مدت هفت سال\nآخر عمرش برای ختم جنگهای با هسپانی و تهیه مقدمات\nصلح پیر نه کار کرده است.\nمازاران در مدت صدارتش ثروت هنگفتی برای\nخود و خانواده خود جمع آوری نموده و در وقت مرگش در\nصورتیکه دیناری در خزانه دولتی نبود بیش از شش صد میلیون"}
{"book": "adl0950", "page": 222, "text": "٢١١\n\nفرانک برای وراثت خویش باقی گذارد.\nجنگ های فروند اثرات بزرگی در فرانسه نموده\nو بزرگترین آنها را باید سوق قرن بجانب سلطنت مطلقه\nدانست این انقلابات پیاپی طبیعة طبقات مختلفه را بصلح\nو آرامش مائل ساخته و بقول یکی از نویسندگان آنعصر\nحتی از شنیدن کلمه اغتشاش و هیجان نیز متنفر بودند\nهمه کس طالب آسایش راحتی گردیده و فقط منتظر\nبودند که کسی این نعمت را برای ایشان فراهم نماید\nدر ینوقت لوئی چهار دهم که بواسطه یادگاریهای\nتلخ طفولیت خود کاملاً معتقد به احترامات و شوکت\nسلطنت گردیده بود و با تصمیم باینکه از هیچ گونه مخالفتی\nکه با اراده عالیه اش نشود چشم پوشی ننماید عنان امور\nمملکت را بدست گرفت."}
{"book": "adl0950", "page": 223, "text": "۲۱۲\n\nفصل نهم\nلوئی چهاردهم\nشخصی\nسلطنت مطلقه ــ فردای فوت مازارن لوئی\nچهاردهم وزرای خویش را احضار و چنین خطاب نمود:ــ\n«تاکنون دیگران بنام من امور مملکتی را اداره میکردند،\nازین پس من خود صدر اعظم خویش خواهم بود. فقط در\nامواریکه از شما مشورت نمایم با آراء خود کمک میکنید.\nهم خواهش و هم امر میکنم که در هیچ کاری بدون حکم و رضای\nمن تصمیم نگرفته و انرا مجری ندارید»\nبدین طریق لوئی چهاردهم ارادۀ خویش را صریحاً و\nقویاً اظهار داشته و فهمانید که میخواهد حقیقتاً سلطنت نماید یعنی\nحاکم و آمر باشد. در ان وقت بیش از بیست و دو سال نداشت\nو در سن هفتاد و هفت سالگی نیز در گذشت در طی تمام این"}
{"book": "adl0950", "page": 224, "text": "۲۱۳\nپنجاه و پنج سال ولو یک لحظه خلاف نظریۀ اولین روز\nسلطنتش ظاهر نشده هرگز صدرعظمی نداشته و همیشه مستقلاً\nفرمان روائی میکرد.\nفکر و هوش این پادشاه فوق العاده نبود ولیکن در\nمقابل عقل متین و فطرتی فکور داشت بدون استحضار\nکامل از کنه مطالب و استفسار از ارباب وقوف هیچگاه\nدر امری تصمیم نمیگرفت. طبیعتاً طرفدار صدق و درستی و انصاف\nو عدالت و شجاعت اخلاقی و ثبات قلب او بقدری\nبود که در اواخر عمرش با وجود مصائبی که برای فرزندش آمد\nو مرگ ناگها نی پسر و دو نادهاش یک لحظه خود را نباخته\nو از ادارهٔ امور مملکتی غفلت نمود .\nوزرای لوئی چهاردهم عبارت بودند از وزیر عدلیه\nکه ریاست هیئت وزراء را نیز در غیاب پادشاه داشته ،\nوزیر مالیه ـ وزیر دربار ـ وزیر امور خارجه ـ وزیر جنگ\nو وزیر بحریه که هر یک علاوه بر کارهای وزارتی خود نظارت"}
{"book": "adl0950", "page": 225, "text": "٢٢٤\nمجرایان اداره عمومی یک قسمتی از فرانسه میبودند در واقع\nاین وزراء از خود تصمیماتی نگرفت و فقط مامور تهیه و تنظیم\nامور و تقدیم آن بمقام سلطنت برای اخذ دستور بودند.\nکلبر- کلبر بزرگترین وزرای لوئی چهار دهم بوده است.\nدر عین وزارت مالیه - وزارت بحریه - وزارت دربار را\nبعهده داشت پدر او یک تاجر ماهوت فروش و خودش\nدر جوانی بپاریس آمده در خدمت شخصی مازارن داخل\nشد. و با نهایت مهارت و دیانت دارائی نامشروع\nاو را اداره کرد مازارن هم در وصیت نامه اش کلبر به لوئی\nچهاردهم معرفی و توصیب نمود در نیوقت کلبر چهل و دو سال داشت.\nکلبر عاشق کار بوده و میخواست که همه کس نیز در\nمملکت کار کند مکرر میگفت که ((اگر من شش سال\nبدبختانه محکوم به بیکاری شوم قطعاً خواهم مرد)) هرگز\nکمتر از شانزده ساعت در روز کار نکرده است فکری\nروشن داشته و بسهولت موفق بتصفیه و تفکیک امور میشد\nسراج الاخبار افغانیه ۲۲۴"}
{"book": "adl0950", "page": 226, "text": "٢١٥\nتا موقع مرگ بتنهای در مدت بیست و دو سال نه\nوزارت مالیه، داخله تجارت و صنعت فلاحت ـ فوائد\nعائده بحریه مستعمرات و صنایع ظریفه و حتی قسمتی از عدلیه\nاداره نموده، فوق العاده وطن پرست و برای عظمت\nپادشاه و وطن خود کار میکرد، میخواست که پادشاهش\nاولین سلطان و فرانسه اولین مملکت اروپا باشد.\nتمام آمال کلبر در یک نقطه تمرکز یافت و آن عبارت\nاز غنی ساختن فرانسه بود تا بدین وسیله موقعیت سیاسی\nمهمی برای آن کسب نماید در اجرای این منظور عقیده اش\nمنع خروج طلا و نقره از مملکت و جلب آن از خارجه\nبوسائل ممکنه بوده است لذا اصلاح مالیه و توسعه صنعت\nو بسط تجارت را همیشه در مد نظر داشت.\nاصلاح مالیه\nکلبر شروع این کار را با تعقیب اشخاصیکه دارایی\nمملکت را از خود دانسته و حیف و میل میکردند نمود چندین نفر از"}
{"book": "adl0950", "page": 227, "text": "٤٣\n\nمختلسین محکوم بتادیۀ یک صد و ده میلیون لیور که تقریباً معادل\nبا یک میلیارد دوسه صدمیلیون فرانک امروزه است گردیدند\nترتیب و نظم صحیحی در وضع ادارۀ مالیه داده به بختگی حساب\nعائدات و مخارج را میگرفت. این محاسبات را که در آخر\nهر سال موازنه و ختم میشد سر مشق سال آتیه قرار میداد\nمخارج را متناسب با عائدات ساخته و تقریباً چیزی مانند\nبودجۀ امروزی مرتب نمود با این اصول مدت ده سال\nمالیۀ مملکت را بخوبی اداره و بهیچوقت محتاج بقرض نگردید\nلیکن ١٦٧٢ جنگهای دائمی و ساختمان قصور سامی\nبی اندازه سطح مخارج را بالا برده و عائدات موجوده برای\nپرداخت آن کفایت نمی نمود و بزودی از اصلاحات عاقلانۀ\nکلبر اثری باقی نماند .\n\nتوسعه و تکمیل صنعت :\n\nمساعی کلبر در توسعۀ صنعت خوبتر بمقصود نرسید و حقیقتۀ نمانید"}
{"book": "adl0950", "page": 228, "text": "۲۱۷\n\nدر ترقی کنونی صنعتش مدیون زحمات او میباشد. دنباله\nاقدامات تانری چهارم را گرفته صنایع موجوده مملکت را\nتکمیل و بسیاری شعب دیگر مانند آیینه سازی ، چینی سازی،\nفولاد کاری وغیره را نیز بآن علاوه نمود. احتیاجات\nفرانسه در خریده و ریات خود از خارجه مرتفع و بلکه تا اندازه\nمصنوعات آن بممالک دیگر فروخته میشد.\nصنعت گران خارجی را بوسیله پول و امتیازات\nجلب کرده و برای احداث موسسات صنعتی و خرید مواد\nاولیه بطور مساعده بایشان پول میداد. کلبر صنایع خانوادگی\nاز بین نبرده لیکن در مقابل آنها کارخانجات عظیمه\nباسرمایه بسیار و عملیات کثیره ایجاد نمود صنعت\nکلی را شروع کرد.\nهمچنین نظامنامه های مفصلی برای امور صنعتی و احکام\nسختی در اجرای آن صادر نمود. بوسیله مفتشین مخصوص در\nامور داخلی هر کارخانه و جنس مصنوعات آن نظارت کامل داشت."}
{"book": "adl0950", "page": 229, "text": "۲۱۸\n\nمتخلفین را شدیداً تنبیه میکرد. در جزئیات مراقبت وحتی عده\nنخهای تار و پود هر پارچه را تعین نموده بود، یکی از بهترین\nو نیز مینویسد که بهترین مصنوعات عالم فعلاً در فرانسه تهیه میشود.\nکلبر ازین حیثت حق بزرگی بگردن فرانسه دارد و ظرافت\nکار و خوبی جنس مصنوعات آن از یادگارهای این وزیر\nجلیل القدرست.\n\nبسط تجارت\nکلبر مساعی فوق العاده نیز در تسهیل فروش مصنوعات\nکارخانجات فرانسه بکار برده با نهایت کوشش در\nبهبودی وضعیت تجارت داخلی و توسعه تجارت خارجی\nخصوصاً قسمت بحری کار کرده است.\nبرای ترقی تجارت داخلی موانع بزرگی پیش بود\nایالات مختلفه هر کدام اوزان و مقادیر و ادارات\nگمرکی مخصوصی داشته و از مال التجاره در داخله مملکت حق\nگمرکی گرفته میشد. کلبر هرچند که نتوانست گمرک داخلی را"}
{"book": "adl0950", "page": 230, "text": "۲۱۹\n\nموقوف داد ندان و مقادیر را بصورت واحد درآورد و تا\n۱۷۸۹- این اختلافات وموانع در فرانسه باقی بود لیکن\nطرق دشوار رع را ترمیم واصلاح کرده ومخصوصاً حمل\nمال التجاره را از مجاری رودخانه ها و ترعه هابسیار تسهیل\nو تشویق نمود. ترعه های چندی احداث وبراے\nتکمیل تجارت خارجی تقلید هلاندی ها شرکت هائی تشکیل\nداد که بهترین آنها شرکت هند شرقی شرکت هند غربی\nبوده است. کلبر میخواست که فرانسه علاوه برمصنوعات\nخویش واسطه فروش پاره مال التجاره های ذیقیمت\nونا در مشرق در اروپا باشد و شرکت های فوق الذکر را\nبروی این نظریه و اساس ایجاد کرد.\n\nبحریه\nسفر بحریه تجاری معظمی ترتیب داد از کشتیهای\nخارجی که بسواحل فرانسه آمده تجارت میوه وندخصوصاً از"}
{"book": "adl0950", "page": 231, "text": "۲۲۰\n\nهلاندیہا حق ورود میگرفت و درعوض تشویق زیادی از کشتی\nسازان و اشخاصیکه از خارجه کشتی خریداری مینمودند میکرد .\nحمایت سفاین تجارتی و حفظ روابط با مستعمرات خصوصاً\nبا کانادا که خیلی طرف توجه کلبر بود بدون داشتن بحریه جنگی\nامکان نداشت . در ۱۶۶۰ تمام بحریه جنگی فرانسه از هیجده\nپیمانه کهنه و بد مرکب و در موقع فوت کلبر به دویست و هفتاد\nشش میرسید . برخلاف سابق که خدمت بحری بمیل و رغبت\nمردم و آزاد بود ، کلبر مردمان ساحلی را از سن بیست شصت\nسالگی مجبور به یک سال خدمت در بحریه حکومتی گردانیده و\nو درعوض برای زمان پیری این اشخاص مستمری مختصری\nمقرر داشته بود . بدینطریق فرانسه را صاحب شصت هزار\nملاح گردانید . نتیجه فعالیت کلبر این شد که در بیست و پنج\nسال اول سلطنت لوئی چهاردهم فرانسه اولین قوه بحری را\nبه زیر فرمان داشت .\nاهمیت خدمات کلبر : ـ خدمات فوق الذکر شمه از نظامات"}
{"book": "adl0950", "page": 232, "text": "۲۲۱\n\nفعالیت کلبر میباشد قریحه و فکر بیدار او هزاران موضوعات\nدیگر را درک و طرح ریزی نموده که مقتضیات موقع و پیشتر\nسیاست جنگ جویانه و تجمل پرستی لوئی چهار دهم\nمانع از تحقق و اعمال آنها گردید. معهذا کلبر از کاملترین\nوزرای عهد سلطنت بشمار آمده نتایج زحمات او منوربات\nاما متاسفانه قدرت و عظمتش لوئی چهار دهم را در\nاواخر سلطنت متکبر و پر نخوت گردانیده و دیگر کلبر نفوذ\nزیادی در وجود او نداشت از طرفی خستگی کار بسیار\nو بی نظمی روز افزون مالیه و از طرفی توجه پادشاه به لووا\nوزیر جنگ بکلی این وزیر کاری کاردان را از پای\nدرآورده در ستامبر ۱۶۸۳ درگذشت .\n\nسیاست مذهبی\n\nدر قرن هفدهم نیز مانند قرن شانزدهم همه جا همه کس را\nعقیده این بود که وظیفه رعایا پیروی مذهب سلطان و حق"}
{"book": "adl0950", "page": 233, "text": "۲۲۲\n\nسلطان تحصیل مذہب خود برعایای خویش است.\nدر المان حتى بعد از جنگ های سی ساله و معاهده\nوستفا لیا این حق معمول و در انگلیس نیز کاتولیکہا در تحت\nفشار سلاطین پروتستان بودند این تعصب نه تنها در\nمذہب دیده میشد بلکه افکار و عقائد را هم بزیر فشار\nداشت. وحدت مذہبی را شرط اساسی وحدت سیاسی\nتصور میکردند. صدور فرمان نانت ثابت مینماید\nکه عقیده هانری چهارم اینطور نبود بعد از و نیر لومی سیزدہم\nو ریشلیو و مازاران کاملاً مفاد آنرا اجرا نموده و در تمام سلطنت\nاین سلطان و حکم فرمائی این دو وزیر مستثنیات مختصری\nبنظر میرسد.\nولی لومی چهار دهم رویہ ایشانرا اختیار نکرد. پادشاه\nمطلقه خویش نمیتوانست قبول کند که رعایایش مذہب\nدیگری غیر از مذہب او داشته باشند. لذا جداً پروتستانہا را\nتعقیب و فرمان نانت را لغو ساخت.\n\nتاریخ اروپا ۳۱ جلد دوم چاپ دوم"}
{"book": "adl0950", "page": 234, "text": "۲۳۳\n\nلوئی چهار دهم و پروتستانها\nاز زمان عضو آکه پروتستانها با نهایت صداقت رفتار\nکرده و رعایای مطیع و آرامی بودند.\nدر انقلابات فروندا هیچ دخالتی نورزیده و حتی\nشخص لوئی چهار دهم نیز آشکارا وفاء و حسن خدمات ایشان\nتقدیر نمود معہذا از ابتدای سلطنت خود بعنوان اجرا\nکامل فرمان نانت تضییقاً تی به پروتستانها وارد آورده\nو در مواردیکه فرمان صریحاً پیش بینی نکرده بود ایشانرا زیر\nفشار میگرفت معابدیکه بعد از صدور فرمان بنا شده بو[د؟]\nخراب و در مکاتب پروتستانها فقط تعلیم ابتدائی را\nاجازه داد . از تصدی مناصب حکومتی و حتی مشاغل آزاد\nایشانرا محروم داشته بعد از ان دیگر هیچ راهی جز راه صنعت\nو تجارت برای پروتستان تا باز نماند لذا بکلی باین شعب\nتوجه کرده و بآنها توسعه فوق العاده دادند . با اینهمه لوئی چهارده"}
{"book": "adl0950", "page": 235, "text": "٢٢٤\n\nبرای پیشرفت نقشه خود طریقه مخوف تری اتخاذ و آن عبار\nازین بود که بهر پروتستانی که از مذهبش بازگشت میکرد\nشش فرانک داده و از پرداخت مالیات هم او را معاف\nمیداشتند. این طریقه هر چند پیشرفت بیشتری نمود لیکن\nتولید فساد اخلاقی در جامعه کرده لطمه بزرگی بعالم\nروحانیت وارد آورد.\n\nنسخ فرمان نانت\nدر اول ستامبر سال ١٦٨٥ همه روزه صورتها\nمفصلی از پروتستان هائی که تغییر مذهب داده بودند\nبه لوئی چهار دهم تقدیم میشد لیکن مشارالیه نمیدانست\nکه ایشان برضا وطیب خاطر از عقیده خود بازگشت ننموده\nو عمال او با زجر و تهدید آنصورت ها را ترتیب داده اند.\nیکماه گذشت و در اینوقت لوئی چهارده حقیقة تصور\nمیکرد که در مملکتش جز عده قلیلی پروتستان باقی نمانده و"}
{"book": "adl0950", "page": 236, "text": "۲۲۵\nبا اینحال وجود فرمان نانت چیز زائدیست بنابرین در\n۱۸ اکتوبر ۱۶۸۰ نسخ فرمان مزبور را امضا نمود.\nنسخ فرمان نانت را تقریباً تمام ملت باکمال خورسندی\nو شعف تلقی کرد باستثنای وبات وسن سیمون که\nاین اقدام را تنقید و نتایج وخیمهٔ انرا متذکر شدند سایر\nمتفکرین آن دوره نیز مانند بوہ ئه ـ راسین ـ لابرویه\nلافنتن و بالاخره مادام سونیه تمجید و تقریظاتی\nبرین فرمان همایونی نوشتند.\nلوئی چهاردهم از همان فردای صدور ناسخ فرمان\nنانت بخبط و خطای خود پی برد ، مهاجرت پروتستانها\nو نتایج آن : ـ غالب از پروتستان ها که فقط بامید آینده\nو برای فرار از تضییقات عمّال حکومتی ظاهراً ترک مذهب\nخویش را کرده بودند پس از انتشار ناسخ فرمان نانت\nآتیهٔ تاریک خود را در پیش دیده ، اجتماع نموده و علناً\nپیروی مذهب پروتستان را اعلام داشتند باز از نو همان"}
{"book": "adl0950", "page": 237, "text": "٢٢٩\nعملیات سابقه ولی با سخت ترین شکلی شروع گردید.\nزندگانی برای پروتستانها تلخ شد. علاجی جز\nفرار بخارج نماند. لیکن مجازات چنین قصدی را قانون\nاعدام قرار داده بود.\nپروتستانها با وجود مراقبت کامل تمام نقاط سرحدی سواحل خود را\nاز فرانسه بیرون بردند. محققاً دویست هزار نفر از مال و خانه و زندگانی\nخود صرف نظر کرده بمالک مجاور گریختند فقدان چنین عناصر با ثبات\nبا عزمی فوق العاده فرانسه را ضعیف گردانید و بالعکس انگلیس و ہالند\nخصوصاً ہالند دولتی از برکت فعالیت این قشر بسیار می نمودند\nبعضی نواد ا بالا ترز خرابی فتاده و لطمه بزرگی بحر اقتصاد مملکت وارد آمد.\nگذشته از نتایج اقتصادی از نقطه نظر سیاسی فرانسه\nدچار مصائبی گردید: دول پروتستان اروپائی کینهٔ او را\nدر دل گرفته و یکی از علل عمده تشکیل اتحاد اگسبورک را همین\nموضوع باید دانست."}
{"book": "adl0950", "page": 238, "text": "۲۲۷\n\nفصل هشتم\nلوئی چهار دهم - سیاست خارجی - قشون فرانسه\nجنگها\nزمان سلطنت لوئی چهار دهم در تمام اروپا فرانسه اولین\nبوده از همه قوی تر و مرکز سیاست عمومی را تشکیل میداده است\nچهل و شش سال از شصت و ده سال سلطنت لوئی چهاردهم\nمصروف جنگ گردیده جنگهای اولین که در دوره صغار\nاو صدارت عظمای مازارن واقع شد شانزده سال\nاز ۱۶۴۳ تا ۱۶۵۹ دوام داشته با عهد نامه سنه\nخاتمه پذیرفته و نتیجه آنها نصف النواس، آرتو و روسینون\nبوده جنگ های شخصی لوئی چهار دهم که قریب ۳۰ سال طول کشید\nبچهار تقسیم میشود:-\n(۱) جنگ وراثت اولیه هسپانی از ۶۶ تا ۱۶۶۸"}
{"book": "adl0950", "page": 239, "text": "۲۲۸\n(۲) جنگ هلند از ۱۶۷۲ تا ۱۶۷۸\n(۳) جنگ اتحاد اگسبورگ از ۱۶۸۸ تا ۱۶۹۷\n(٤) جنگ وراثت اسپانی ۱۷۰۱ تا ۱۷۱٤\nباستثنای جنگ وراثت هسپانی سه جنگ دیگر بقصد\nماجرای نقشه که عبارت از رسانیدن خاک فرانسه تا بحد\nتوسعه کل بوده همت لوئی چهار دهم میخواست ایالات\nکه سابقا جزو از فرانسه محسوب و آنوقت از حیطه تملک\nآن خارج بود پس گرفته وحدت فرانسه را تکمیل و آنرا\nبسرحدات طبیعی خود برساند .\nتحقیق این نقشه مستلزم الحاق بی (یعنی بلژیک فعلی) و لوکزمبورگ\nفرنس کنته لیرن و سادوا بود .\nفرنس کنته و بی با تعلق پادشاهان اسپانی داشت ،\nاین دو ایالت را لوئی چهاردهم بملا ادعای طبیعی حقوق\nوراثت ماری ترز عیال خویش میخواست بدست\nآورد زیرا ماری ترز دختر بزرگ فیلیپ چهارم و وارث"}
{"book": "adl0950", "page": 240, "text": "۲۲۹\n\nمشروع پادشاه هسپانی شناخته میشد برای لرن ساووا\nنیز خیال مبادله داشت بدینطریق که این دو قسمت را\nگرفته و در عوض، بصاحبانش قطعات پر ثروتی\nاز ارث هسپانی خود واگذار کند.\nنقشه لوئی چهاردهم کاملاً بنتیجه نرسید از طرفی\nبرقابت لئوپلد امپراطور آلمان و شوهر دختر دویم\nفیلیپ چهارم بر خورده و از طرف هلندی ها و انگلیس ها\nاز خوف قوّت آینده فرانسه بمخالفت او قیام کرده و\nاز همین جا جنگ هلند و اتحاد آگسبورگ و غیره برخاست\nچون لوئی چهارده پس از سه جنگ با هسپانی فقط\nقسمتی از فلاندر و ایالت فرانش کنته را توانست تصرّف\nنماید در اواخر سلطنت از دعاوی و قصد توسعه مملکت\nفرانسه صرف نظر نموده برای ارتقای یکی از نواسه\nهایش موسوم به فیلیپ وانژو به تخت هسپانی سیزده سال\nجنگیده و عاقبت بمقصود رسیده مشارالیه بنام فیلیپ پنجم"}
{"book": "adl0950", "page": 241, "text": "۲۳۰\nپادشاه هسپانی گردید\nوراثت اولیه هسپانی\nدر ۱۶۶۱ هنگامیکه لوئی چهار دهم مستقیماً شروع\nبسلطنت نمود تمام سیاست مداران اروپا انتظار خاتمه\nاولاد ذکور شاه لکن و نتایج مترتبه بمرگ او را داشتند. شاه\nپسر فیلیب چهارم بقدری ضعیف و علیل المزاج بود که\nهیچکس گمان زنده ماندن او را نمیکرد حقیقتاً هم چهل سال عمر\nخود را بدحال احتضار گذرانید.\nدو نفر میتوانستند که دعوی میراث او را نمایند:-\nیکی لوئی چهار دهم پادشاه فرانسه و دیگری لئوپیلد\nامپراطور آلمان هر دو پادشاه پسر و شوهر شاهزاده خانمهای\nاسپانی و حق خویشی را ثابت میدانستند. راست است\nکه در ۱۶۵۹ موقع ازدواجش ماری تراز مجبوراً از حقوق\nوراثت خود صرف نظر کرد اما با قرار شخص فیلیب چهارم."}
{"book": "adl0950", "page": 242, "text": "۲۳۱\nچون این عمل بر خلاف قانون ارثے ہسپانی بودہ شدت\nنداشتہ است.\nممالک ہسپانی شامل بیست دو پادشاہ نشین در اروپا\nنیمی از امریکا و قسمت بزرگی از اقیانوسیہ بودہ اما لوئے\nچہاردہم ہرگز بخیال تصاحب تمام این ممالک نبوده\nبلکہ میخو است که ایالات فرانسوی آنرا با ممالک ایطالیا\nبقصد مبادله با لورن و ساوا) مالک شده و بقیہ میراث\nفیلیپ چہارم را بہ لیوپلد وا گذارد. لذا در ۱۶۶۵ محض\nمرگ فیلیپ پیشنهادی بهمین مضمون به امپراطور نمود مشار الیہ\nبالاخره پسی تر دیدات و مذاکرات بسیار آنر پذیرفته و در\nژانویه ۱۶۶۸ عہد نامہ تقسیمیہ ارث آتی بین اینان بامضاء رسید.\nجنگ راشتاد ایسپا.\nهمان زمانیکه عهد نامه تقسیمیه منعقد میشد لوئی چهارده\nقبلاً بعنوان مطالبه ارث ماری تروز فلاند را شغال"}
{"book": "adl0950", "page": 243, "text": "۲۳۲\n\nکرده بود یعنی در ژون ۱۶۶۷ شصت هزار قشون\nفرنسته بفرماندهی تو رن بدون اعلان جنگ وارد فلاند\nشده و در ماه او تمام ایالت را بتصرف درآوردند و پس از\nاشغال فلاندر لوئی چهارده به مادر شارل دوم که نیابت\nپسر صغیرش حکمران هسپانی بود تکلیف کرد که الحاق\nفلاندر را بفرنسته تصدیق نماید لیکن مشار الیها جوابی نداده\nو پادشاه فرنسته برای تخویف دکنده را مامور حمله به فرانش کنه\nنموده و این ایالت را نیز در چهارده روز بتصرف آورد.\nپیشرفت های سریع قشون فرانسه هلند و انگلیس را\nبوحشت انداخت، هلندیها برای اینکه تازه استقلال\nخویش را تحصیل کرده و بی بارا تیر حق خود میدانستند\nراضی بفتوحات فرنسته و همسایگی با دولتی بقوت او نبودند\nانگلیس هم چنانکه در جنگهای صد ساله میل به تقرر\nفرنسته را در مصب رود اسکو نداشتند در ۱۶۶۸ نیز\nمائل نبوده در زمان انقلاب کبیر فرانسه حتی عهد ناپلیون\n\nتاریخ اروپا در ایام عهد چکانشو"}
{"book": "adl0950", "page": 244, "text": "۲۳۳\nاول نیز قبول نکردند.\nبنا برین اشتراک منافع این دو دولت را بیکدیگر نزدیک\nساخته مساعدت سوئد را هم با پول خریده در ژانویۀ ١٦٦٨\nاتحاد ثلاثۀ لاهه را تشکیل دادند. انعقاد این اتحاد ثلاثه\nکه مقدمۀ اتحاد های دیگری بر علیه فرانسه گردید ثابت\nمینمود که همسایگان از قدرت فرانسه بهراس افتاده دُویم\nچنین هلند کوچک جدیدالتاسیس در ظرف صد سال\nحیات خویش در نتیجۀ فعالیت و توسعه تجارتش از جمله\nدول معظمۀ اروپا گردیده است. هر چند منظور ظاهری\nمتحدین وساطت و میانجی گری بین فرانسه و اسپانی\nبود امّا باطناً میخواستند لوئی چهارم را مجبور سازند تا فتوحاتی\nدیگر حریصاً از وراثت اسپانی و از تصرف بی باکانه نکشد.\nدر ماه مه ١٦٦٨ بدون مداخله میانجی ها عهد نامه\nصلحی که صرف نظر سفرای فرانسه و اسپانی قبلاً انشا کرده\nبودند در اکسلاشاپل بامضاء رسیده فرانسه فرانس کنته را\nپنجاه ایالت در این صلحنامه می کشد."}
{"book": "adl0950", "page": 245, "text": "٢٣٤\n\nتخلیه و ہسپانی یازده محل را در فلاندر با و واگذار نمود\nقسمتی از نقاط مزبوره امروز تشکیل ایالت شمالی فرانسه را\nمیدهد.\n\nجنگ هلند و علل آن\nتا حدی مداخله هلند لوئی چهارده را خشمگین ساخته بود\nکه میخواست بلا تامل به آنجا حمله کند.\nاطلاع از تصمیمات مخفی معاهده لاهه حقیقته او را\nدیوانه ساخت پس برای تصرف بی یا سرکوبی مضمحل حال\nهلند را لازم و حتمی دانست ملت نیز با این فکر پادشاه\nخود کاملا همراه بود زیرا بواسطه خلف تعهدیکه بیست سال\nقبل در موقع عقد معاهده وستفالی هلندیها\nنسبت بفرانسه کرده و بدون استحضارش با اسپانی\nصلح نموده بودند او نیز بمیل نبود که تلافی کرده باشد.\nبالآخره چون هلند تضیقاتی در تجارت فرانسه بنمود و\n\nتاریخ اروپا قرن ١٧ و ١٨ كاند"}
{"book": "adl0950", "page": 246, "text": "۲۳۵\nبمال التجارة آن گمرک زیادی قرار داده بودند کلبرسم\nبا نظریه لوئی چهاردهم موافقت داشت .\nپس برای اینکه کاملا هلند را تنها و منفرد نماید لوئی\nچهارده مشروع بجلب متحدین او کرد در ظرف سه سال با مبلغی\nد و ور اتحاد انگلیس را خریده پادشاه سوئد بمنتخب\nکلنی و شاهزادگان سواحل رن المان را با خود متحد\nساخته و امپراطور را راضی بحفظ بیطرفی گردانید .\nهنگامیکه لوئی چهارده بدینطریق تهیه جنگ میدید\nهلندیها ابداً بفکر دفاع خود هم نبودند کاملاً مصروف در\nتجارت خویش و نگهداری یک قشون منظم دائمی را اتلاف\nپول و کار بیهوده تصور میکردند، منصب ریاست کل\nقشون یا باصطلاح خود استاتودس را لغو و با وجود نصایج\nو اصرار ژران ویت که تقریباً وظائف رئیس جمهور را انجام\nمیداد بهیچ توجه بخطر ننموده و اماثر نزولمی به اخذ مالیات\nو تهیه قوا نداد، چنان غرق در یای نفع پرستی و غفلت"}
{"book": "adl0950", "page": 247, "text": "۲۳۶\nبودند که همان شب اعلان جنگ با روطهای که در ایالات متحده موجود بود بآمورین لوئی چهارده فروختند. با این صورت معلوم است مثل بر قیکه در اسمان صاف بدرخشد اعلان جنگ فرانسه هلندی را مستعد و مبهوت ساخت.\nتهاجم هلند : -\nدر ماه مه ۱۶۷۲ یکصد و بیست هزار عسکر درگی تورن و کنده بطرف هلند فرستاد در ۱۲ ژون سرحد را شکافته وارد خاک هلند شد پس ازین تصرف مملکت حقیقةً دیگر کار سه روز بود اما تصمیم عالی و دلیرانه که درینموقع هلندیها گرفته و بموقع اجرا گذاردند حرکت قشون لوئی را متوقف ساخت .\nقسمت اعظم خاک هلند از سطح دریا پست تر است لذا برای حفظ و حمایت از هجوم آب بحر سدهای عظیمی"}
{"book": "adl0950", "page": 248, "text": "۲۳۷\n\nبا مخارج گزاف ساخته اند روز (۱۵) ژون بلندیها آب بند را\nباز کرده سدها را سوراخ نموده برای نگاهبانی استقلال\nخویش زمینیکه قدم ب قدم با قرنها زحمت و مشقت احداث\nکرده بودند دست خوش اقیانوس گردانیدند،\nپانزده روز نگذشت که تمام مملکت را آب فرا گرفته و شهرها\nمانند جزائری سر برون کشیده بودند. تقرب بشهرها جز\nبوسیلهٔ کشتی امکان نداشت در (۲۰) ژون قشون فرانسه\nدر کنار این مملکت مغروق توقف کرد.\nبا وجود این هلندیها تقاضای صلح کردند. کبر و غرور\nلوئی چهاردهم و نصایح مغرضانه لووا باعث شد که\nپیش نهادات مقبول نیفتاد هلندیها هم تصمیم گرفتند که\nتاجان در بدن دارند از وطن و استقلال خویش دفاع\nنمایند، ژآن ویت بیچاره را بدون جهت مسؤول شمرده بقتل\nرسانیده گیومر در با اختیارات کامله مامور دفاع\nمملکت گردانیده استا تو در خواندند."}
{"book": "adl0950", "page": 249, "text": "۲۳۸\nگیوم در انثر جوانی بیست و یک ساله دارای هوشی سرشار\nو بحاجت و پشت کاری فوق العاده در سیاست بی اندازه\nزبردست بود تا آخر عمر خود با عزمی خلل ناپذیر در مقابل\nلوئی چهارده و تمام مقاصد او مقاومت نمود.\nجنگ اروپائی:-\nتوقف ناگهانی قشون فرانسه متحدینش را سست کرد\nو همانها ئیکه وعده مساعدت نموده بودند لوئی چهار دهم را\nترک گفتند از ماه ژویه منتخب براند بورک و امپراطور -\nجانب هلند را گرفته سپس اسپانی و سائر ممالک امپراطور\nاز ایشان تقلید کرده اتحادی در ۱۶۷۳ در لاهئه علیه\nلوئی چهار دهم تشکیل و جنگ هلند تبدیل به یک جنگ\nاروپائی گردید.\nلوئی چهارده از قصد اولیه خود چشم پوشیده تمام\nقشون خویش را بجانب اسپانی برده و جنگ تعرضی شدید"}
{"book": "adl0950", "page": 250, "text": "۲۳۹\n\nنمود برای دومین دفعه فرانس کنته را تصرف (۱۶۷۴)\nسپس بسوی پی با، بازگشته دنباله فتوحات خود را درینجا\nتعقیب کرد از (۱۶۷۴) تا (۱۶۷۸) همه ساله بواسطه تیز\nو مهارت وبان نقاط عمده را محاصره و فتح نمود.\nدر مقابل امپراطور و آلمان ، لویی چهار دهم فقط حالت\nتدافعی گرفت در (۱۶۷۴) المان ها داخل الزاس شده\nو قرار گرفته بودند تورن مأمور این جبهه گردید مهاجمین را\nبماورای رین رانده قشون فرانسه را نیز از رود عبور داده\nلیکن در شب جنگ گلوله بسینه اش خورده از پای در آمد\nلذا مجدداً المان ها به الزاس داخل شده این مرتبه کنده\nایشان را مجبور بتخلیه گردانید.\nدر دریا نیز جنگ تعقیب می شده در آب های\nسیسیل سه مرتبه کشتی های هلند شکست خورده و\nرویتر سردار مشهورشان در جنگ دومین بقتل\nرسید."}
{"book": "adl0950", "page": 251, "text": "٢٤٠\n\nصلح نیمیگ:-\n\nدر ۱۶۷۸ با وجود پنج سال کوشش، متحدین\nتفوقی بر لوئی چهارده نیافتند. لذا خواستار صلح شده\nاول هلند معاهده را در نیمگ امضا نمود. سائرین نیز\nاز و پیروی کردند. با آنکه اساس جنگ بر علیه هلندیها\nبود لیکن ایشان در موقع صلح چیزی از دست نداده\nو معاهده تجارتی نیز با فرانسه بستند برعکس ضرر هاسپانی\nمتحمل فرانسس گفته و دوازده نقطه را در فلاندر به لوئی چهارده\nواگذار نمود. نقاط مزبوره تشکیل یک سرحد تقریباً طبیعی که\nبا جزئی تفاوتی همین سرحد امروز یست برای فرانسه\nدادند. این مواقع سرحدی را و بان بخوبی مستحکم شناخته\nو خط دفاعی برای پاریس احداث نمود.\n\nاتحاد اگسبورگ:- نسخ فرمان نانت کینه سیاسی و\nمذهبی دول پروتستان را تازه کرده و بر علیه لوئی چهار دهم\n\nسیر تراب شاه خان تاریخ اروپا م ص ٣٠ ج ٢"}
{"book": "adl0950", "page": 252, "text": "٢٤١\nبرخاستند گبویر و رانژ با کمال سہولت دول مزبوره\nبیکدیگر نزدیک نموده تشکیل اتحاد جدیدی داده در ۱۶۸۶\nپادشاه اسپانی و سوئد - امپراطور چند نفر از منتخبین\nـ دوك ساو دا بقصد حفظ خود از تعرضات ممکنه لوئی چهارده\nمعاهده مدافعی اگسبورك را امضا کردند.\nکمی بعد پاپ نیز بواسطه سوء احترامی که از سفیر فرانسه\nنسبت با و ظاهر شده بود جز و متحدین گردید.\nپادشاه فرانسه با نکار قدرت خویش از هیچ اقدامی\nروی گردان نبود. در ۱۶۸۸ چون مقام الکترے کلنی خالی\nشد لوئی چهارده شخصی را که طرف میل تو\nجهش بود باین رتبه رسانیده و دست منتخب\nمشروع و ذی حق را کوتاه گردانید و هم چنین به بیا\nدفاع حقوق دوشس در لئان در میراث پالاتین قشون\nباین مملکت فرستاد.\nاین اقدام موجب حدوث جنگهای تازه ها\nسیر کلاب شاه خان تاریخ اروپا ۲۰۰ مله"}
{"book": "adl0950", "page": 253, "text": "۲٤۲\n\nانقلاب انگلیس\n\nدر همین هنگام انقلابی در انگلیس روی داده\nو بطوریکه بعد خواهیم دید تاج و تخت این مملکت را به\nگیوم دو ملانژ تفویض کرد تا این زمان در نیستی حسن\nسیاست لوئی چهار دهم انگلستان همیشه حافظ بیطرفی\nبوده و حتی تمایل بجانب فرانسه داشت از ۱۶۸۸ پس\nاز آنکه گیوم عنان این مملکت را در دست گرفت تمام قوا\nو استعداد انگلیس را مصروف مخالفت و جنگ با فرانسه\nساخته و این روی تعادل و توازنی بین قوای\nمتحدین و لوئی چهار دهم حاصل شد.\nجنگ:- لوئی چهار دهم بدون هیچ متحدی دوچار جنگ\nبا تمام اروپا شد مدت نه سال در همه سرحدات خود با دشمنا[ن]\nفرانسه جنگید :-\nدر پیرنه با هسپانی - در آلپ با دوک و ساء و"}
{"book": "adl0950", "page": 254, "text": "٢٤٣\n\nدران و بی بابا المان ها ۔ هلندیها و انگلیس ها درین دوره\nمنظور لوئی چهار دهم توسعه فرانسه نبود بلکه میخواست اراضی\nمتصرفه خویش را نگاهداری کرده ژاک دوم پادشاه\nمخلوع انگلیس را که با و پناه اورده بود بتخت برساند بدبخت\nمیدان جنگها، بی با و ایرلاند بوده است.\nدر حدودین لووا وسیله عجیب و موحشی برای\nحفظ فرانسه اتخاذ کرد. یعنی حکم داد که تمام شهرها ۔ قراء\nپالاتینا را منهدم و ساکنین آنهارا بکلی متفرق سازند تا سادیا\nبین فرانسه و المان حاصل شود اجرای این حکم\nسوء اثر فوق العاده در المانها کرده و شاید هنوز هم این\nعمل وحشیانه را فراموش ننموده باشند.\nبرای تقرر ژاک دوم در ١٦٨٩ قشون معظمی بایر۔\nلاند فرستاده شد پادشاه مخلوع بکمک این قشون اعراء\nو عده طرفداران خویش یک سال جزیره را بتصرف داشت\nاما بالاخره در نزدیکار گیوهر در انز شکست خورده"}
{"book": "adl0950", "page": 255, "text": "٢٤٤\n\nباز بفرانسه گریخت (١٦٩٠)\nلوئی چهار دهم مجدداً قشونی در چهل و چهار کشتی\nبسر کردگی تورویل روانه کرده جنگ بحری واقع و ابتدا مختصر\nپیشرفتی نموده لیکن عاقبت مجبور بعقب نشینی گردید اشخاصیکه\nمخالف با توسعه قوای بحری بودند این هزیمت را دست\nآویز قرار داده و خسارات آنرا در انظار عامه فوق العاده\nحیران ناپذیر قلم دادند. این شایعات مانع توسعه قوای\nبحری فرانسه نشده سال بعد عده جهازاتش به سه صد رسید\nو پیشرفتهای مهمی در تحت فرماندهی همین تورویل نمود منتها\nاز اعزام قشون بانگلیس صرف نظر گردید.\nدر جبهه هلند نیز مارشال و لوکزامبورگ فتوحات\nنمایانی نمود. کمی بعد هم متخاصمین خسته شده و هم جسارت زیادی\nکشتیهای فرانسوی به تجارت هلند و انگلیس واردمی\nساختند مذاکرات صلح را پیش آورد.\nامپراطور نیز که مجدداً دو چار تعرضات ترکها شده بود"}
{"book": "adl0950", "page": 256, "text": "٢٤٥\nحاضر بمصالحه گردید. لذا نمایندگان طرفین در قصبه\nرسيو يك نزديك لاهه معاهده را امضاء نمودند\n(١٦٧٩) باوجود غالبیت لوئی چهاردهم درین معاهده\nخیلی مدارا نموده سلطنت كیومر و را نشر را از انگلیس شناخته\nاراضی متصرفه بعد از صلح نيماك را مسترد داشته فقط\nاز امپراطور تقاضا کرد که قطعاً استراسبورك را بفرانسه\nواگذار کند.\n\nمعاهدۀ تقسیم ارث اسپانی\n\nمدا راى لوئی چهاردهم در رسيو يك براى\nاین بود که قبل از مرگ شارل دوّم و حدوث وراثت\nاسپانی خود را محتاج به تجدید قوا و سرمایه میدید،\nهمچنین میخواست که اتحاد اگسبورك را با جلب انگلیس\nو هلند در هم شکند و موضوع وراثت اسپانی را بمیل\nخاطر خویش تصفیه نماید."}
{"book": "adl0950", "page": 257, "text": "٢٤٦\nانگلیس و هلند با لوئی موافقت کردند با معاهده لندن\n(۱۷۰۰) تمام میراث شارل دوم را باستثنای ممالک\nناپل و میلان بحق ارشيدوك شارل پسر دوّم امپراطور\nشناخته شده و دو مملکت ایتالیا ئی فوق الذکر را لوئی\nچهارده برای خود نگاهداشت تا مطابق نقشه ابتدا سے\nسلطنتش با ساووا د لون معاوضه و باینصورت وحدت\nارض فرانسه را تکمیل نماید. امپراطور بخیال تملک کل ملل\nارثیه ہسپانی از قبول اینمعاهده استنکاف کرد.\nاز طرف دیگر شارل دوّم هم که ازین مقدمات و\nمذاکرات کاملا مستحضر بود و نمیخواست که پس از مرگش\nمملکت ہسپانی تجزیه گردد بهتر این دید که با قدرت\nو حمایت لوئی چهارده وحدت ہسپانی را حفظ نماید،\nلذا در وصیت نامه خود فیلیپ دوك دانژو دومین نواسی\nاو را وارث و جای نشین خویش معین کرده یکماه بعد\nدر اول نوامبر (۱۷۰۰) درگذشت."}
{"book": "adl0950", "page": 258, "text": "٢٤٧\n\nدوک دانژو پادشاه ہسپانی:- نه روز بعد از فوت\nشارل دوم وصیت نامه در قصر فتن نلو به لوئی\nچهاردهم ابلاغ گردید. پادشاه پنج روز تردید داشت\nکه آیا وصیت نامه را پذیرفته و نواده خود را بتخت مملکت\nوسیعی مانند ہسپانی نشاند و یا اینکه معاهده لندن را\nمحترم داشته و تمامیت فرانسه یعنی منافع ملی را رعایت\nکند. بالاخره روز پانزدهم نوامبر بگفت خود برای\nاحتراز از جنگ وصیت نامه شارل را قبول نموده و\nچند ماه بعد تمام دول اروپا باستثنای امپراطور،\nسلطنت دوک دانژو را باسم فیلیپ پنجم در هسپانی\nشناختند.\n\nمقدمات جنگ و علل آن:- ده ماه بعد وضعیت بکلی\nمنقلب شد. هفتم سپتامبر (١٧٠١) انگلیش، هلند،\nغالب شاہزادگان آلمان با امپراطور اتحاد کبیر را\nتشکیل داده و تعهد کردند که مشارالیه را در حنک قضیه جانشینی"}
{"book": "adl0950", "page": 259, "text": "٢٤٨\nمعاونت نمایند. این تغییرات اوضاع را باید نتیجه\nاقدامات گیوم و رانثر و رئیس حکومت هلند و حتی\nشخص لوئی چهاردهم دانست.\nگیوم که تخلف پادشاه فرانسه از رعایت مفاد\nمعاهده لندن توهینی بشخص خود تصویر میکرد بخیال\nانتقام افتاده و قصد خصومت نمود بسهولت رئیس\nحکومت هلند هینسیوس را با خویش موافق گردانید\nلیکن ملت انگلیس و هلند میل بجنگ نداشتند.\nمعهذا گیوم با امپراطوریه نیز داخل مذاکره و ضمناً\nتدارکات جنگی میدید و بانتشار اخبار دروغ و بسیار\nوسائل دیگر سعی داشت که افکار ملل را بر علیه فرانسه شخص\nلوئی چهاردهم نماید. پاره اقدامات ناسنجیده پادشاه\nفرانسه نیز در پیشرفت مقصود دشمنا نش کمک کرد.\nو از همه مهمتر اعلامیه بود لوئی چهاردهم صادر و بر طبق آن\nحق وراثت تاج و تخت فرانسه را برای فیلیپ تبسم"}
{"book": "adl0950", "page": 260, "text": "٢٤٩\n\nممکن ساخت، هرچند با داشتن پسر و نواسه های\nبزرگتر از فیلیپ تحقق چنین موضوعی بعید بنظر می آمد\nلیکن البته خارج از حد امکان نبود. همین اعلامیه موجب\nوحشت ممالک دیگر گردید.\n\nکمی بعد نیز حسب تقاضای فیلیپ پنجم بعضی قلاع\nنظامی سرحدی بیجای هسپانیول با شغال نظامی مخزون\nوساخلوهای هلندی را که با اجازه شارل دوم در آنجا\nاقامت داشتند بمملکت خود فرستاد چون تا آنوقت\nهلندی ها سلطنت فیلیپ پنجم را رسما نشناخته بودند\nو لوئی چهارده نیز از دسایس اقدامات خصمانه ایشان\nسابقه داشت بنابرین هلندی یکی از دشمنان هسپانیه\nبشمار میآمد و اقدام پادشاه فرانسه غرابتی نداشت هلندی ها\nاین حمله را تهدید باستقلال خویش دانسته و آماده جنگ\nشدند.\n\nبالاخره در ١٦ سپتامبر ١٧٠١ پس از فوت"}
{"book": "adl0950", "page": 261, "text": "۲۵۰\nژاک دوم پادشاه سابق انگلیس با آنکه لوئی چهارده\nدر معاهده ریسويك گیوم دورانژ را بعنوان پادشاهی\nانگلیس شناخته بود باز از ژاک سوم پسر ژاک دوم بحیثیت\nسلطنت انگلستان پذیرائی نمود .\nگیوم دورانژ ازین پیش آمد نیز استفاده کرده هیجان سختی\nدر ملت انگلیس انداخته و بدینطریق با کمال سهولت قشون\nو پولیکه احتیاج داشت پارلمان تصویب نمود. اما\nاتفاقا قبل ازین که بتواند دست و پنجه با لوئی چهارده\nنرم کند در پاریس ۱۷۰۲ درگذشت .\nجنگ - عاقبت جنگ رسما شروع شد، سیزده\nسال یعنی تا ۱۷۱۴ دوام کرده و سخت ترین و طولانی\nترین جنگ های لوئی چهارده بود میدان آن در ممالک\nهسپانی و ایتالیا و آلمان و پی با و سرداران این جنگ\nاز طرف متحدین مالبوروك سردار انگلیسی و پرنس\nاوژن دساو وا که اصلاً فرانسوی بود در خدمت اطریش"}
{"book": "adl0950", "page": 262, "text": "۲۵۱\n\nوازجانب فرانسه مارشال دو یلا رو دوك دو انژو وا\nابتدا لوئی چهار ده و فیلیپ پنجم بواسطه متحدین خود\nپادشاه پر تقال ـ وساووا و منتخب با ویرتوانستند\nدر ایتالیا و المان حالت تعرض بگیرند .\nنقشه جنگ این بود که دو قشون فرانسه یکی از جانب\nایتالیا و دیگری مستقیماً از فرانسه در با ویر بیکدیگر ملحق\nو متفقاً بطرف و ین حرکت نمایند ، دوک رواندم در لوناٹ\nپرنس اژن را شکست داده دویلا، در فریڈلنجن غالب\nشده و نزدیک بود که نقشه فرانسه به تحقق بپیوندد اما از\nطرفی رسیدن زمستان و از طرفی تمایل دوك و ساؤوا\nبامپراطور بکلی وضعیت را معکوس و منقلب گردانید.\nسال بعد (۱۷۰۴) متحدین همان نقشه فرانسه را\nاختیار قشوان پرنس اژن از راه ایتالیا و سپاه مالبرو\nاز راه بے با بیکدیگر ملحق شده در هخنستاد و سوبانژ\nشکست داده و ایشانرا مجبور بعقب نشینی گردانیدند."}
{"book": "adl0950", "page": 263, "text": "٢٥٢\n\nازین بعد تا مدت یازده سال فرانسه جنگ\nتدافعی نموده و میدان آن در جنوب مملکت هسپانی -\nدر شمال بے بای هسپانیول و فلاندر فرانسه بوده است.\nدر شبه جزیره هسپانی پادشاه پرتقال فیلیپ پنجم را\nترک کرده بانگلیس ها متحد گردید. قشون انگلیس بکمک\nآرشیدوك شادل پسر دوم امپراطور و نامزد تاج و\nتخت هسپانی در پرتقال پیاده شده چند ایالت هسپانی را بتصرف\nو از همه مهمتر کاتالنی و بارسلن شوریده و پادشاهانرا\nالمانی متحد گردیدند. فیلیپ پنجم دو مرتبه مجبوراً از مادرید\nفرار نموده لیکن بالآخره در (١٧١٠) واندُم قشون\nمتحدین را مضمحل ساخته و پادشاه هسپانی را بتخت\nخویش برای همیشه مستقر گردانید. در جبهه شمالے\nفرانسویان با وجود کوشش های بسیار بیے با را از دست\nداده و از ١٧١٠ خاك فرانسه مقام مورد تهاجم ید و تعرض\nواقع شد. قارع نظامی دران دو سال تمام ارتیش"}
{"book": "adl0950", "page": 264, "text": "۲۵۳\nآمدن متحدین جلو گیری کرده تا اینکه در (۱۷۱۲) هنگامیکه\nنزدیک بود پرنس اژن این مانع را مرتفع و بجانب\nپاریس حمله نماید در دنن فتح نصیب ویلاد\nشده پرنس اژن را مجبور بعقب نشینی ساخت.\nصلح اوترخت\nچند ماه بود که پیشنیهاد انگلیس در او ترخت شروع\nبمذاکرات صلح کرده بودند .\nچون ملت انگلیس از طرفی خسته و بواسطهٔ\nمصارف زیاد جنگ خواستار صلح شده بود و از\nطرفی با مرگ ژدف اول برادر بزرگ آرشیدوک\nشارل مشارالیه ولیعهد امپراطوری گردیده و\nبرای حکومت انگلیس که تنها مقصودش از قبول اتحاد\nمتحدین جلو گیری از اجتماع تاج و تخت فرانسه\nو هسپانی بود تعقیب جنگ صرفه نداشت تصمیم کرد که"}
{"book": "adl0950", "page": 265, "text": "۲۵۴\nاز اتحاد خارج شود، لہذا مالیه بروک را حضار و شرائط\nصلح را برائے لوئے چہار دہم فرستادند (۱۷۱۱)\nازین تاریخ مذاکرات اوترخت شروع شد.\nپس از شکست دنن بلندیہا ہم خود را از\nاتحاد کنار گرفته و بعد ازین جز امپراطور حریف\nدیگرے در مقابل فرانسه باقی نماند مشارالیہ نیز پس\nاز چندی مجبور بامضای صلح راستاند گردید\n(۱۷۱٤) معاہدات اوترخت وراستاد\nموضوع وراثت اسپانی را بطریق ذیل حل نمودند:-\n(۱) فیلیپ پنجم پادشاہ ہسپانی و مستعمرات آن باقی\nمانده و رسماً از تمام حقوق خود بتاج و تخت فرانسه صرف\nنظر نماید.\n(۲) امپراطور ابی با و میلان و ساردنی و مملکت نپال در مالک شود\n(۳) بدوک و ساد و سیسیلی داده شده و مشارالیه عنوان\nپادشاہی بخود میگیرد."}
{"book": "adl0950", "page": 266, "text": "۲۵۵\n\n(۴) انگلیس امتیازات تجارتی در مستعمرات اسپانی\nتحصیل و منیورک وجبل الطارق باو واگذار میشود\nودر مقابل جزیره ارض جدید و آکادی واقعه در\nمدخل سن لوران و مستعمره کاناواے فرانسه را بفرانسه تسلیم مینماید\n\nچون معاهدات فوق الذکر مورد اعتراض فیلیپ پنجم\nوامپراطور واقع شد اولے راضی به از دست دادن\nبی با و خصوصا ایطالیا نگردیده و امپراطور هم سلطنت\nاو را بر سمیتی نشناخت ، لذا از امضاے معاهده\nخوددارے واز همین جاے مناقشات جدیدیگه\nدر اوائل سلطنت لوئے پانزدهم ظاهر شد برخاست\n\nنتایج جنگ :-\nغلبه حقیقی این جنگ با انگلیس بود زیرا موازنه\nاروپای غربی را بدست گرفته و با تحصیل امتیاز تجارت\nمستعمرات اسپانی در امریکا اولین قدم تفوق بحری"}
{"book": "adl0950", "page": 267, "text": "۲۵۶\nخویش را بر داشت\nمغلوب جنگ فرانسه بود هر چند تمام اراضی\nمفتوحه را در تصرف داشت اما افراد و ثروت و\nقوایش بدون هیچ فائده برای خود فقط بنفع پادشاه\nاسپانی تلف گردانید در صورتیکه تمام همسایگانش\nبر وسعت اراضی و قدرت خود افزودند او بهمان\nسرحدات قدیمی خویش باقی و با آنکه میتوانست\nوحدت خویش را کامل نماید خویش را سیزده سال\nمبتلا ساخت قبول وصیت نامۀ شارل دوم یکی\nاز مصائب بزرگ تاریخ فرانسه شمرده میشود.\n\nII قشون\nجنگ های پیوستۀ لوئی چهاردهم تغییرات\nزیادی باصول نظام فرانسه داده و سپس در ممالک\n\nترجمه اسپاه . ب کاند کلمپیر"}
{"book": "adl0950", "page": 268, "text": "٢٥٧\nدیگر نیز انعکاس نمود مهمترین آنها ایجاد قشون دائمی\nو منظم میباشد که تا آنزمان وجود نداشته است. عامل\nبزرگ این صلاحات باشخص لووا وزیر جنگ باید دانست\nقشون دائمی: میدانیم که در قرون وسطی و قرون\nجدیده تا اواسط قرن هفده هم سلاطین قشون\nدائمی نداشتند هنگام ظهور جنگ یا خود مستقیماً دستجاتی\nترتیب و پس از عقد صلح مرخص میکردند و یا اینکه از\nقشون مزدور استفاده مینمودند. در صورت اول سپاه\nتشکیلات واحدی نداشته مهمات و اسلحه آن خوب\nنبوده و سربازان هم ورزش و مشق عسکری ندیده\nبودند بالاخره در موقع بروز خطر ناگهانی جمع آوری قشون\nکافی اشکال کلی داشت. در صورت ثانی چون سربازان\nمزدور مکافات و مجازات را فقط از روسای خود\nمیدیدند ایشانرا پادشاه حقیقی شناخته و بدیگری اطاعت نمیکردند\nسلطانی با اخلاق لوئی چهاردهم یقیناً رضایت نمیدا\nبقیه از شماره ۲۰ سراج الاختر"}
{"book": "adl0950", "page": 269, "text": "٢٥٨\n\nکه در مملکتش قدرتی در مقابل قدرت سلطنت بوجود\nداشته باشد و از طرفی نیز برای تعقیب سیاست\nجنگجویانه خود ناچار بود که دستجاتی منظم و بطور دائمی\nنگاهدارد. آنها را در موقع صلح مشق داده و بفنون حرب\nآشنا ساخته تا در زمان جنگ بتوانند مجری نظریات\nاو باشند. لذا دستجات کوچکی از سابق بنام فرانق های\nدر خانه داشت توسعه داده در موقع جنگ بلند شصت\nتلفات\nو زمان جنگ بر علیه اتحاد اگسبورگ نود ونه و در جنگ را\nاسپانی دولیست ژرمان داشت. کلیه قشون او\nدر موقع صلح بطور متوسط مرکب از یکصد و بیست و پنجهزار\nپیاده و چهل و هفت هزار سوار نظام بوده است. برای\nسکونت قشون سرباز خانه ها ساخته و برای خوراک و\nپوشاک و تهیه سائر لوازمات آن اداراتی که امروزه\nموسوم باداره مباشرت میباشند تأسیس کرد.\nقشون را متحدالشکل ساخته مطیع نظامات واحد گردانید"}
{"book": "adl0950", "page": 270, "text": "۲۵۹\n\nو تمام افراد نظامی یک قسم اسلحه داد گل قشون از چهار دسته\nمرکب بود :--\n(۱) قراولان شاهی\n(۲) سواره نظام.\n(۳) پیاده.\n(٤) توپخانه.\nسرباز توپخانه از مخترعات لو وا است، سابق بر او فقط\nتو پخانه عده صاحبمنصب تو پچی داشت در موقع لزوم پیاده\nنظام به آن کمک مینمود . لو وا دستجات مخصوصی برای\nخدمت توپخانه ترتیب داد، عداین سربازان از پنجهزار نفر\nتجاوز نمیکرد زیرا در ان موقع بواسطه سنگینی توپ اشکال\nبکار بردن آن توپخانه در جنگ چندان همیتی نداشته و تنها برائے\nحمله و یا محافظت قلاع استعمال میشد بالاخره لو وا کابک\nو بان برای ساختن وحمله و دفاع استحکامات هیئت مهندسان\nنظام را تاسیس لیکر مانند توپخانه سابق مرکب از عده صحا منصبان"}
{"book": "adl0950", "page": 271, "text": "۲۶۰\n\nمهندس بوده و سرباز نابیخته است.\nاختراع سرنیزه نیز از تکمیلاتی زمان لوئی چهاردهم میباشد\n\nسرداران\n\nلوئی چهاردهم برای فرماندهی سپاه خود چندین\nسردار عالیمقدار داشته است :- در جنگهای وراثت هسپانیه\nاسپانی و هلند. تورن و کندی یعنی همان پهلوانان جنگهای\nسی ساله. در جنگ اتحاد اگسپورگ مارشال لوکزمبورو\nو مارشال کاتیتا.\nبالآخره در جنگ با تماوی وراثت اسپانیا دوک دواندا\nو مارشال ویلار. هر چند که هر یک ازین سرداران دارای\nمقام و رتبه ارجمند میباشند لیکن برجسته ترین ایشانرا باید تورن دانست."}
{"book": "adl0950", "page": 272, "text": "۲۶۱\n\nفصل یازدهم\n\nاوضاع اجتماعی فرانسه در قرن هفدهم\n\nروحانیون. نجباء. طبقهٔ سوم\n\nمطالعهٔ اوضاع اجتماعی فرانسه در قرن هفدهم یکی از مسائل مهمی است\nکه نباید از نظر دور شود زیرا درین قرن تشکیلاتش تکمیل شده و گذشته ازان\nمقدمه است برای فهم علل انقلاب کبیر فرانسه (۱۷۸۹) این تشکیلات\nتا زمان انقلاب باقی مانده و بعد ازان بکلی در هم شکست.\n\nاوضاع اجتماعی فرانسه در قرن هفدهم تقریباً مشابه با قرون\nوسطی و همان عدم مساوات اجتماعی که از خصائص آن قرون\nگفته میشود، در جامعهٔ قرن هفدهم نیز ملاحظه میگردد، ملت\nفرانسه بسه طبقه و صنف مشخص تقسیم یافته بود: - روحانیون\nنجبا. وطبقهٔ سوم - تمام تحمیلات بدوش طبقه سوم و دو صنف\nاوّلیّه دارای امتیازاتی بوده و طبقه ممتازه را تشکیل میدادند\nمعہذا به مرور زمان تغییرات مهمی درین اوضاع عارض شده"}
{"book": "adl0950", "page": 273, "text": "٢٦٢\n\nو با تامین قدرے آزاد تر گردیده ، امتیازات سیاسی\nروحانیون و نجبا تقریباً از بین رفته و اطاعت از مقام سلطنت\nعمومی گردیده بود .\nمطابق احصائیه همان ارقرن نهم جمعیت فرانسه ب ٢٥ میلون\nبالغ می شده از این عده پانصد هزار نفر جز و طبقه مختاره و بقیه یا\nبیعده هزار و پانصد دیگر جزء طبقه سوم بوده اند .\nروحانیون - روحانیون که خود را واسطه بین خدا و خلق تصور میکردند\nالبته محترم ترین و مهمترین صنوف بوده اند .\nگذشته ازین بر خلاف سائر طبقات تشکیلات منظمی نیز\nداشته، در عرض سال جلسات مرتبی از عموم روحانیون منعقد\nو حتی نمایندگانی نیز برای حفظ حقوق صنف در مقابل حکومت\nتعیین مینمودند، عایدات مخصوصه باین صنف تقریباً بسه صد میلون\nلیره فرانسه (بهر لیره بیست فرانک) یا نزدیک بیک میاریام\nلیره بنرخ امروز میرسیده و مخارج مخصوصه که عبارت از حفظ\nامکنه مقدسه مذهبی، مریضخانه ها و سائر تاسیسات عام المنفعه"}
{"book": "adl0950", "page": 274, "text": "٢٦٣\nباشند نیز در عهده داشته از محل عایدات صنفی میپرداختند.\nروحانیون خود نیز داخل بدسته جات مختلفه منقسم شده بسته\nطراز اول و جمعی کشیشان عادی فقط عایدی محدودی داشته\nقسمت عمده مالیات های مذهبی را نیز ایشان تادیه میکردند\nکفالت حقیقی امور مذهبی و وظائف واقعی روحانیت هم بر عهده\nایشان بود.\nدر قرن هفدهم این دو دسته برای حفظ منافع مشترکه مذهبی کاملاً\nدر مقابل طبقه سوم متحد بوده اما بعد ها در قرن ١٨ داد انقلاب\nکبیر فرانسه کشیشان عادی با طبقه سوم اتحاد کرده بمقاومت با\nنجبا و کشیشان طراز اول کمر بستند.\nنجبا: نجبا بازوی راست سلاطین و دومین صنف ممتاز فرانسه\nبودند، اگرچه تدریجاً حقوق و امتیازات سیاسی خویش را از دست\nدادند، باز هم امتیازات اجتماعی ایشان باقی و بعضی معافیت ها\nحقوقی مانند معافیت از پرداخت مالیات و انحصار پاره\nمشاغل دولتی را دارا بودند، نجبا از اشتغال با مور صنعتی و تجارتی محروم"}
{"book": "adl0950", "page": 275, "text": "٢٦٤\nمحروم و شخص متمرد از تمام شئونات و امتیازات صنفی خویش میبدیم\nپیوسته ، این امتیاز جسیم معلوم است که تا چه درجه مضر زندگان\nدر اجتماعی و مخرب اخلاق و روحیات ایشان میگردید.\nدر صنف نجبا هم شعبی پیدا شد، دسته نجباے خانوادگی بود\nدر دربار سلطنتی منزل داشته بمصاحبت شخص پاد مفتخر بودند\nفوق العاده خودپسند و حتی اطاعت سلطان و ولی نعمت خویش را\nهم زحمت می نمودند ، دسته دیگر اشخا صے بودند خارج\nاز صنف نجب که بقوه هوش و استعداد و یا خرید مشاغل و مناب\nدولتی بمقاما تے رسیده و بدرجۀ نجابت نایل آمده بودند.\nدر قرن ١٧ و ١٨ - این صنف جدید بهترین صنوف ملت فران\nشمرده شده با نهایت صداقت و کفایت خدمات شایانی انجام\nداده و در اداره امور مملکتی معاونت های ذی قیمتی بپادشاه کردند.\nطبقه سوم - اشخاصے که نه در صنف روحانیون و نه در صنف\nنجبا بودند طبقه سوم یا طبقۀ غیر ممتازه را تشکیل میدادند\nتودۀ ملت فرانسه ازین صنف مرکب د مرد مانی فعال و زحمت کش بودند"}
{"book": "adl0950", "page": 276, "text": "٢٦٥\n\nزندگانی سائرین از نتیجه زحمات ایشان اداره میشد ، این طبقه\nنیز بنوبه خود بسه دسته تقسیم میشدند :-\n(١) : بورژواها .\n(٢) :- صنعتگران .\n(٣) :- دهاقین .\nبورژواها مردمانے بودند که ثروتی داشته خود کار نکرده ، عده را\nتحت ریاست خویش بکار میداشتند، یا اینکه مشاغل آزادی\nاز قبیل وکالت مرافعه ، طبابت ، معلمی و غیره را پیشه و وسیله\nو یا ماموریت اے حکومتی مانند ماموریت قضائی ، مالیاتی و یا اداری\nمی پرداختند. مردمان متمول و تاجر های معتبر مملکت هم\nجزو این صنف بوده ، و حقیقتاً صنف ممتاز را در طبقه سوم\nتشکیل میدادند .\nصنعتگران ، بعد از بورژوا ها قرار داشته و مقام دوم را دارا\nبودند . صنعتگران کسانی را می گفتند که خواه مستقلاً و خواه در\nتحت ریاست دیگری بصنایع می مشغول باشند بعضی"}
{"book": "adl0950", "page": 277, "text": "٢٦٦\nاز ایشان بکلی آزاد و بدون قید تنظیمات صنفی امور حرفتی خود را اجرا میکردند، و برخی دیگر داخل در اتحادیه ها بوده از حقوق و امتیازات صنفی بهره مند، و در ضمن مقید برعایت پاره نظامات نیز بودند، در تشکیل این اتحادیه ها نیز مانند اصطلاحیه های قرون وسطی مسئله شاگردی و استادی در کار بوده، هر شاگردی میبایست با بروز لیاقت بمقام استادی برسد، این ترتیب تا زمان انقلاب کبیر فرانسه باقی بوده، دهاقین قسمت اعظم سکنه مملکت را تشکیل میدادند، اما حیثیت اجتماعی ایشان بقدری ضعیف بوده که بقول نویسنده از سنه ۱۷۶۱ع باین طبقه جز آلۀ تحمل هر گونه مشقات و زحمات و تهیۀ وسائل اعاشۀ دیگران و پرداخت مالیات بدولت بنظر دیگری نگاه نمیشد، اما با وجود این باید گفت که وضعیت ایشان از رعایا در ماقبل قرون وسطی خیلی بهتر بوده در انتخاب زمین برای خود آزاد و حتی بعضی نیز از خود مالک زمین بودند.\nتحمیلات بدهاقین : هر چند که اوضاع دهاقین در قرون\n\nتاریخ اروپا ۴۰۰ ساله ضمیمه"}
{"book": "adl0950", "page": 278, "text": "٢٧٧\nاز بعضی جهات بهتر از قرون وسطی گردید. لیکن از پاره حیثیات\nدیگر فوق العاده برای شان زندگانی دشوار گردیده بود.\nهمان حقوق مخصوصه ایام ملوک الطوائفی بغیر استعداد مالیاتهای ضمیمه\nرا تادیه میگردند و بعلاوه مالیاتهای مستقیم غیر مستقیم حکومتی نیز بایشان\nتحمیل میشد بطوریکه حساب گروه انداز صد فرانک عایدی یک دهقاں\nپس از وضع انچه بحکومت و ارباب کشیش میپرداخت زحمت\nبیست و پنج فرانک برای او باقی میماند، مجبور بود که با ربع عایدات\nخود زندگانی خویش و عیال و فرزندانش را اداره نماید\nگلهبر وزیر لوی چهار دهم بواسطه عواطف شخصی و ملت نده پیش\nخواست قدری از تحمیلات برد هاقین کاسته و اصلاحاتی\nدر امور حیاتی ایشان بنماید، لیکن چون نیات او مخالف با مقتضیات\nبود البته بمقصود نائل نگردید.\nبطور خلاصه باید گفت که به استثنای ایام سلطنت ہانری چهارم\nقرن هفدهم برای رعایای فرانسه یکی از قرون مدهشه بوده،\nخصوصاً در زمان لوی سیزدهم و چهاردهم کار فقر و فاقہ عمومی بقدری"}
{"book": "adl0950", "page": 279, "text": "٢٦٨\nبالا گرفت که غالباً شورش و هیجان می نمودند و مخارج فوق\nالعاده ساختمان ها و جنگهای لوئی چهاردهم دیگر رمقی برای رعیت\nباقی نگذارده بود، هر چند که این پادشاه در اواخر سلطنتش\nبخبطهای خود پی برده در صدد علاج برآمد، ولی چه فائده که هیچوجه\nاثری در بهبود حال رعایای او ظاهر نشد، لوئی چهاردهم در\nساعات آخرین عمرش لوئی پانزدهم جای نشین خود را احضار\nچنین خطاب میکند ”فرزند من اگر میخواهی پادشاهی بزرگی\nبشوی مقلد من مشو، و مثل من همتت را صرف جنگ و تجمل\nظاهری منمای سعی کن که با وسایل مفیده اسباب رفاه\nرعیتت را فراهم کنی“ در زمان سلطنت لوئی چهاردهم (١٤) که شهرت\nاعظم قرن هفدهم را فرا گرفته بود از حیث ثروت و متمول عمومی\nمملکت تنزل فاحش کرده مردم شوق بکار نداشتند یکنوع\nخستگی و سستی در جامعه عارض شده بود و از همین وقت تخم افکار\nکه در ١٧٦٩ باید ثمره انحطاطا هر شد، در مغز مردم افتاده و\nشروع به نشو و نما نمود ."}
{"book": "adl0950", "page": 280, "text": "٢۶٩\n\nفصل دوازدهم\nصنایع مستظرفه فرانسه در قرن هفدهم\n\nهرچند که در قرن شانزدهم در فرانسه نویسندگان و صنعتگران\nمشهوری پیدا شدند، ولی در قرن هفدهم دوره شگفتگی و ترقی\nادبیات فرانسه بوده و شاهکارهای بزرگی از آن زمان\nدر دست است، اولویت ادبی درین قرن منحصر بفرانسه گردیده\nو از حیث ادبیات و معماری سرمشق سائر ملل اروپایی واقع میشود\nترقی زبان فرانسه ازین عصر شروع و بجایی میرسد که بواسطه\nکمالش تقریبا زبان درباری اروپا و زبان عمومی متفکرین میگردد\nنویسندگان برجسته قرن هفدهم فرانسه عبارتند از:-\nکرنی - دکارت - پاسکال - مولیر - بوالو - راسین -\nلافونتن - بوسوئه - لابرویر - فنلون .\nدوره اولی (دکارت) بقرن هفدهم را قرن لوئی چهاردهم مینامند\nو هنوز این اصطلاح باقیست، هرچند که این فیلسوف و نویسنده"}
{"book": "adl0950", "page": 281, "text": "عالیقدر خواسته که ترقیات ادبی فرانسه را منسوب بشخص لوئی چهاردهم\nنماید، لیکن حقیقة که در قرن هفدهم دو دوره مشخص ملاحظه میشود\nیکی قبل از ١٦٦٠ که کرنی ـ دکارت و پاسکال در آن\nزمان ظهور کرده و دیگری بعد از ١٦٦٠ که مقارن با سلطنت\nشخص لوئی چهار دهم و موقع ظهور سائر نویسندگان این قرن است\nنویسندگان قبل از لوئی چهاردهم : ـ\n١ـ کرنی ـ در سال ١٦٠٦ در شهر روئن متولد شده، ابتدا\nشغل وکالت مرافعات را برای خود اختیار ، و از همان\nآوان جوانی بتالیفات ادبی پرداخت ـ در شروع بکار توجه\nبکمدی داشته سپس یکمرتبه رشته تراژدی را اختیار و در\n(١٦٣٦) سید اثر معروف خود را نشر نمود . با آنکه این اثر در ادبیات\nفرانسه سر مشق و محل تقلید است ، باز پاره قسمتهای آن مورد تنقید\nاکادمی فرانسه واقع شده، و کرنی هم بعد ها در نوشتجات\nدیگر خود سبک آنرا قدری اصلاح نمود . چند سال\nهراس ـ سینا (١٦٤٠) پولیوکت (١٦٤٣) را انتشار\n\nسمیم عابـد المدیم ٠ تاریخ اروپا ٢٠٠ کا"}
{"book": "adl0950", "page": 282, "text": "۲۷۱\n\nداده و پی در پی اثار ذی قیمت دیگری تالیف کرد .\nبطور کلی باید گفت که کرنی در مؤلفات خود اشخاص معروف قدیم را\nبمعرض نمایش آورده و طرز بیانش عالی و واقعاً فوق العاده ۱\nاین نویسنده بزرگ سالهای آخر زندگانی خویش در فاقه و بدبختی\nگذرانیده، و بالاخره در (۱۶۸۴) درگذشت.\n۲- دکارت یکسال پس از نشر اولین شاهکار نظمی فرانسه\nدکارت شاهکار نشر فرانسه را نیز در سال ۱۶۳۷ در یک سند\nانتشار داد. دکارت پسر یکی از قضات پارلمان شهر (رس\nبوده در سال ۱۵۹۶ تولد شد. در جوانی بخدمت نظامی مشغول\nگردیده در ضمن بتحصیل ریاضیات و فلسفه میپردازد چون محیط فرانسه را\nبرای اظهار افکار و خیالات خود مساعد و مستعد نمی دید بمملکت هالند مهاجرت\nبیست سال در انجابسر برد عاقبت بملکه سوید اور ابا تعلیم طلبید در این شهر عمر خود را بآخر رسانید\nمشهورترین اثار دکارت کتابیست که باسم \"دیسکورد لامتد\" تالیف کرده و اساس\nخیالات خود را در آن بیان میکند. در این کتاب مطالب عالیه فلسفی را\nباعبارتی ساده و قابل فهم عامه ذکر میکند و فقط بطرف توجه واقع میشود که تعلیم باید ازآن"}
{"book": "adl0950", "page": 283, "text": "۲۷۲\n\n٣ - پاسکال ـ علاوه بر عالم ادب بلزپاسکال یکی از اکابر\nریاضیات و فیزیک بوده است، پدر او یکی از قضات شهر\nاُوُرْنْیْ و تولد خود او در سال ١۶٢٣ بوده است در سن شانزده\nسالگی کتابی راجع بهندسه منتشر کرده و از جمله معاریف عصر شبآ\nمی آمد، در علم فیزیک تحقیقات مخصوصه نموده در بیست و سه\nسالگی ثقل هوا را تشخیص و میزان الهوارا مخترع شد ـ چون روزی\nاز حادثه مهلکی رهائی یافت خود را از علایق دنیوی کنار گرفته متوجه\nمسلک روحانیت گردید ـ درین شعب نیز شروع به تحقیقاتی نموده\nبالآخره دچار تکفیر شد .\nبرای دفاع خویش کتاب موسوم به « مکاتیب سیکل هاتی»\nتألیف و حملات سختی بدشمنانش وارد آورد، این کتاب جنبه\nادبی بزرگی نیز دارد، پس از مرگ فیلسوف دانشمند\nمعظم (١۶۶٢) نیز اوراقی از یادداشتهای او بدست آمده\nجمع گردیده و باسم «افکار و خیالات» بعرض ظهور آمد\nیکی از نویسندگان معاصر در تعریف این کتاب میگوید که"}
{"book": "adl0950", "page": 284, "text": "۲۷۳\nافکار و خیالات» نه فقط نفیس‌ترین و فصیح‌ترین اثار فرانسه بلکه\nذی قیمت ترین ثروتهای ادبی و فلسفی عالم بشریت محسوب است\n(نویسندگان زمان سلطنت لوئی چهار دهم)\nلوئی چهاردهم به ادبیات عشقی داشته و فضلا و نویسندگانرا تشویق\nمی نمود، میخو است که بواسطه وجود ادبا و فلاسفه نامی شهرت سلطنت\nاو تکمیل یا فتا نچه از سنه ۱۶۶۴ به نصیحت و اغوای کلبر شهریه و مقرفیته\nبرای غالب نویسندگان و علمای عصر خود برقرار کرده ایشانرا محضور پذیر\nمورد اعزاز و احترام زیاد میساخت !\nاما پس از جنگ هلند مخارج بسیار و کمی پول او را مجبور\nگردانید که وظائف ایشانرا قطع کند ، این نکته را نیز\nباید متوجه شد که ظهور متفکرین عصر لوئی چهار دهم تنها\nمنوط بتشویق پادشاه نبوده ، بلکه ذوق ادبی و علمی که در\nمردم تولید شده بود، جای نشین تشویقیات پادشاه\nمیگردید. مولیر- لافونتن - راسین و بوالو چار\nنفر نویسنده برجسته عصر لوئی چهار دهم بشمار می آیند."}
{"book": "adl0950", "page": 285, "text": "(۱) ممولیر از حیث بعثت تاریخی مولیر اولین نویسنده\nحاضر لویی چهاردهم بوده است. در موقعی که تاتر شهر پاریس\nموسیو ژورندل پیکول را بمعرض نمایش گذاشت سی و هشت سال\nداشت و از جمله نویسندگان عالمتعدار و منقدین زیرک\nمحسوب بود.\nاسم حقیقش «ژان باقلیست بوکلن» و در سال ۱۶۲۲\nدر شهر پاریس متولد میشود. تحصیلات خود را در فن حقوق تکمیل کرد\nولی شوق طبیعی همیشه اورا بجانب تاتر میکشانید. بدون رضای\nخانواده اش داخل دسته از بازیگران کمدی شده از پاریس مهاجرت\nو در ایالات فرانسه مدتی مشغول به نمایش بود. بالاخره بپایتخت\nمراجعت و پس از نمایش تاتر فوق الذکر خود مورد توجه مخصوص\nپادشاه واقع میگردد.\nدر مدت چهارده سال قریب سی قطعه تاتر نوشته که مشهورترین\nآنها مکتب نسوان «اکل ده فنم» - تارتوف - دن ژوان\nمیزانترپ - آوار (خسیس) بورژواژ نیتیلم - وله فم ثبات"}
{"book": "adl0950", "page": 286, "text": "۲۷۵\nدزنتک عالی) میباشد .\nمولیر در نوشته جات خود انسان را اساساً ، از هر عصر و هر مملکتی\nکه باشد منقش نموده ، رفتار غیر طبیعی اشخاص را تحت تعقیب گرفته\nحتی الامکان ساعیست که اخلاق بشر را بسادگی طبیعی بکشاند.\nبهمین جهت آثار او حقیقتۀ فنا ناپذیر و در هر عصری مورد توجه\nبوده و خواهد بود .\nمولیر در عین حال هم نویسنده و هم بازیگر زیر دستی بوده و عمر\nخویش را در صحنه نمایش به آخر رسانید، یعنی موقع\nیکی از قطعات خود موسوم به مریض خیالی (مالا دایما ژیار) را\nیاری میکرد. دچار حلمه عصیانی شده و هما نجا پدر و د زندگا\nمیگوید .\n۲- بوالو نیکلا بوالو- پسر یک ثبات پارلمان پاریس دُر۱۶۳۶\nشهر پاریس متولد شده ابتدا به تحصیل علم حقوق پرداخته برتبه\nوکالت مرافعه نائل میگردد ، اما بزودی ازین پیشه\nدلسرد شده شروع بنویسندگی مینماید ، در سن سی سالگی\n\nسعید غایب العلم - تاریخ اروبا ۲۴۰۰ گاه"}
{"book": "adl0950", "page": 287, "text": "۲۷۶\nاولین نوشتجات هجویه خود را انتشار میدهد، موقعی که مولیر تا\nمکتب نسوان» خود را بمعرض نمایش گذارده بود، بوالو تمجید\nفوق العاده ازین اثر نموده، و ازین بعبد دو نویسنده مشهور\nبایگدیگر بسیار دوست میشوند، در سال (۱۶۷۳) مجموعه بنام\n\"صنعت شعری\" منتشر ساخته، و تألیفات بسیار\nدر علم ادبیات و شعر و شاعری دارد.\nلوئی چهار دهم او را مأمور بنوشتن تاریخ سلطنتش گردانید\nبوالو زبانی نقاد، و همیشه مؤدب و بیطرف داشته در دوستی\nخود فوق العاده ثابت قدم و هرگز در حمایت دوستان خود مانند راسین\nو مالیر کوتاهی نورزید.\n(۳) - راسین - ژان راسین در ۱۶۳۹ در شامپانی متولد\nشده بواسطه تمایل خانواده اش تعلیمات مذهبی گرفته لیکن در\nضمن تحصیل متوجه ادبیات گردید، در ادبیات شعبه تراژد اختیار\nپس از تألیف چند تراژدی شاه کار معروف خود\nاندروماك را منتشر میسازد. در ینمقت با مولیر و بوالونیز"}
{"book": "adl0950", "page": 288, "text": "۲۷۷\nدوستی پیدا کرده پیا پے شاه کارهای شگرف نمود.\nبریتانیکوس. برنیس - باژاذه - پلترپدات -\nایفیجنی وفدر را نظم میکند. پس از انتشار فدر دشمنان\nو حسودان او آن نویسنده بزرگ مورد تحقیرات و صدماتی\nقرار داده، اتا تمام اقدامات ایشان نتیجه جز ازدیاد شهرت\nراسین نبخشید، منتها او را از تأثر ملول سرد کرده دوباره بعالم\nروحانیت وانزوا رجعت داد.\nدرینحال نیز برای مدرسه دخترانه سن سیر دو آخرین\nتراژدی خود استر و آتالی را نوشت، راسین نیز مانند مولیر\nعالم بشریت را عموماً با قلم توانای خود وصف و نقش نمود\nو آثار گرانبهای او در هر قرنی محیریتانه و نوین است.\n۴- لافونتن - مانند راسین ژان دلا فونتن نیز از اهل شانپانی\nبوده در ۱۶۲۱ تولد یافته است، پدرش مأموریت میاه و جنگلها\nرا داشته. پس از چندے شغل خود را بپسرش تفویض نمود\nمعلوم است که لافونتن باجرای این کارتن در نداده تعقیب"}
{"book": "adl0950", "page": 289, "text": "۲۷۸\n\nخیالات و احساسات شاعرانه خویشرا مینمود.\nپس از انکه مدتی در ولایت خود بسر برد بپاریس آمده فوکت نقاش\nگل بالیا و را نیز حمایت خود گرفته مقرری سالیانه برایش تعیین کرد\nدر نیوقت با مولیر و بوالو و راسین اشنا شد. در ۱۶۶۸ مجموعه قابلهای\nخود (حکایاتی است که از زبان حیوانات نقل میکند) انتشار داد، لافونتن\nاثار خود مقلد و پیرو نویسندگان قدیم از قبیل ازپ وفدر بوده\nبازبانی بسیار ساده و شیرین باصلاح اخلاق مردم پرداخته است.\nقابلعهای لافونتن مقام و شان بلندی در ادبیات دارد.\nیکی دیگر از اشخاصی که مقام ارجمند اعلی در عصر لوئی چهاردهم داشته\nبوسوئه خطیب مشهور است که از وعاظ مشهور فرانسه بوده و خدمات\nبزرگی بعالم ادبیات این ملت کرده است، در سال ۱۶۲۷\nمتولد و در سال ۱۶۵۹ وارد دربار سلطنتی شده بزودی\nطرف توجه سلطان واقع میگردد، لوئی چهاردهم تربیت پسر خود را\nبه او واگذار میکند. درینموقع بوسوئه برای شاگرد خود کتابهای\nفلسفی و تاریخی ترتیب داده که از بهترین نشرهای فرانسه شمار میرود"}
{"book": "adl0950", "page": 290, "text": "۲۷۹\nادبای دیگری که میتوانیم درینعصر در درجه دوم جای\nانانرا ببریم عبارتند :-\n۱- لابرويیر (۱۶۴۵-۱۶۹۴) که آثار افکارش مانند ادبا\nسابق الذکر عمومیت نداشته و محدود بعصر خود اوست ، مجموعه که بنام\nکاراکتر (صفات) مشهور است، معروفترین نوشتجات فکری\nاو میباشد .\n۲- فنلن (۱۶۵۱) - (۱۷۱۵) نویسنده افسانه معروف ظلماک\nو افکار و نظریات مخصوصی در اصلاح جامعه داشته است بواسطه\nتنقیداتی که از وضع حکومت مینموده بزودی تبعید شد.\n۳- بوردالو (۱۶۳۲-۱۷۰۴) که خطیب مشهوری بوده .\n۴- لارشفو کول (۱۶۱۳-۱۶۸۰) که حکم وبنیات (ماکژم) او\nمعروف است.\n۵- کاردینال در تغز (۱۶۱۶-۱۶۷۳) که در یادداشتهایش\nتاریخ انقلاب زمان صغر لوئی چهاردهم را بیان نموده\n۶- مادام دسوینیه (۱۶۲۶-۱۶۹۶) که در رشته\nتاریخ اروپا ۳۰۰ کاغذ\nجلد اول"}
{"book": "adl0950", "page": 291, "text": "٢٨٠\nمکاتیب خود جزئیات عصر را تشریح و تنقید کرده و همین مکاتیب\nباعث شهرت مشار الیها گردیده است.\n۷- بالزاك (۱۵۹٤-۱۶۵٤) که نظم او شایان تمجید و در\nفصاحت نیز مقامی عالی دارد.\nصنعت و صنعتگران فرانسه در قرن هفدهم- شهرت و مقام\nصنعتگران فرانسه در نیقرن بهیچوقت در تاریخ بیایه و منزلت\nادبا و متفکرین معاصر خودشان نمیرسد، صنایع مستظرفه فرانسیه\nدر قرن هفدهم تقلید ایست از سبک قدیم یونانی و رومی\nولی باید دانست که در ینکار کاملا مقلد نبوده ، بلکه ابداعاتیهم\nو تغییراتی در ان داده بودند که طرز مخصوصی بوجود اورده استی\nدر اینجا صنعتگران معتبر را مختصرا نام میبریم :-\n١- پوسن (۱۵۹۴ - ۱۶۶۵) که نقاش زبر دست\nخصوصاً مجلس سازی بوده.\n۲ - لبرون (۱۶۱۹ - ۱۶۹۰) که در تمام شعب صنایع\nمستظرفه مهارتی بکمال داشته.\nافزایش نفوس فرانسه در قرن ۱۷"}
{"book": "adl0950", "page": 292, "text": "۲۸۱\n\n۳- منیسار (۱۶۱۰-۱۶۹۵) که معاصر و بالآخره جانشین لبرون بوده است.\n\n۴- پایرپوژت (۱۶۲۲-۱۶۹۴) که بحجاری معروف وپیروسيك میکل آنژ بوده است.\n\n۵- ژیراردن (۱۶۲۸-۱۷۱۵) که از حجاران مشهور بشمار می آید.\n\n۶- سالومون دبروس (۱۵۶۶-۱۶۲۷) که از معماران معروف قبل از سلطنت لویی چهارده و قصر لوگزامبورگ را برا ماری دمدیسی بنا کرده است.\n\n۷- لَمَرُسِیَتیه (۱۵۸۴-۱۶۵۴) که کلیسای سئوربُن را برایشیلیو ساخته است، امروزه این کلیسا در آنسلم مشهور است.\n\n۸- كَلُد پُرُلَد (۱۶۱۳-۱۶۸۸) که تعمیراتی در قصر لودر نموده.\n\n۹- بروان (۱۶۳۷-۱۶۹۷) که بنای مشهور هتل دنزتولید را به امر لوئی چهار دهم ساخته است."}
{"book": "adl0950", "page": 293, "text": "۲۸۴\n۱۰- هاردوئن مانسار (۱۶۴۰ - ۱۷۰۸) که بامر لوئی چهاردهم قصر\nورسای را بنا کرده است.\nادبا و صنعتگران ممالک مختلفه اروپا در قرن هفدهم:-\nاگر فرانسه از حیث ادبیات و صنایع درین قرن محققاً مقام اول را حائز\nبوده لیکن در بین ملل دیگر نیز نویسندگان و صنعتگران زبردستی ظهور\nکرده اند. در اسپانی نویسنده ها مانند سر وانتس (۱۵۴۷-۱۶۱۶)\nبا اثر فنا ناپذیر خود - دن کیشوت- در انگلستان شکسپیر\n(۱۵۶۴ - ۱۶۱۶) آن متفکر زبردست و میلتن (۱۶۰۸ - ۱۶۷۴)\nشاعر شهیر و مصنف بهشت مفقود (پادادی پردو) شگفتہ و شہیر\nنه تنها برای ملت خود بلکه برای جامعه بشریت موجب افتخار میباشند.\nدر شعبه نقاشی اسپانی - فلاندرو هُلند استادان ماهر\nمانند ولاسكز- روبنس- وان دیك و دا ما بران داشته\nکه هرگز مقام ایشان را نمیتوان از استادان رنسانس ایتالیا\nپائین تر دانست.\nدر خاتمه تذکره حال ادبا و صنعتگران قرن هفدهم اروپا مقتضی است"}
{"book": "adl0950", "page": 294, "text": "۲۸۳\nاشاره نیز از علما و فلاسفه این عصر کرده شود.\nعلم و فلسفه جدید که اساسش بنظر است درین قرن ظهور کرده و\nانقلاب عظیمی که نتایج آن در قرن هژدهم ملاحظه میگردد\nبوجود آورد مبدعین این افکار دو نفر فیلسوف بزرگ\nدکارت و باکن بوده اند که فلسفه را از جنجال فرضیات\nو حدسیات آسوده کرده مانند علوم ریاضی مطیع قوانین ثابت\nکردند .\nدکارت (۱۵۹۶ - ۱۶۵۰) که موجد و مؤسس حقیقی فلسفه بود دو\nاثر معروف او دیکورد لامتال میباشد فرانوا باکن (۱۵۶۰ - ۱۶۲۶)\nکه اصول پریشان و درهم فلسفه قدیم را رد کرده و مؤسس فلسفه جدید\nگفته میشود. اثر مشهورش (اسیه د مویلتیک) میباشد.\nاز منجمین مشهور این عصر که لازم است معرفی بحال ایشان\nپیدا شود با یکپلو المانی گالیله ایتالیائی (مخترع دور بین\nسماوی) و نیوتن انگلیسی را که اولین شخصی بود که قانون جاذبه عالم را\nطرح و توضیح داد دانست."}
{"book": "adl0950", "page": 295, "text": "٢٨٤\nمنجمین فوق الذکر علاوه بر تحقیقات نجومی از سایر شعب علوم\nریاضی و طبیعی هم افکار بدیعه از خود بیادگار گذارده اند\nفصل سیزدهم\nتاریخ داخلی سایر ممالک اروپا از اواسط قرن نوزدهم تا\nاواسط قرن هفدهم\nبدیهی است جزئیات تاریخ هر ملتی وقتی بکار ملت دیگر خواهد رفت\nکه شامل یک فلسفه تاریخی مخصوص بوده، و یا آنکه در اعمال آنقوم\nسرمشق واقع شود، لهذا ما هم درینجا بذکر مطالب وقایع\nبرجسته پرداخته ، و اگر بتاریخ فرانسه قدری بیشتر دقیق گردیم،\nازین جهت بود که دولت وملت فرانسه اگر در دورۀ تاریخ جدید فرد\nواحد در سیر تمدن عمومی و تکامل طبیعی نباشد یقیناً از افراد ممتازه\nبشمار می آید، بغیر از فرانسه شمارۀ ممالک مهمه اروپا درین\nقسمت از تاریخ بقرار ذیل است:-\nاول دول مختلفۀ آلمان - دول مختلفۀ شبه جزیرۀ ایتالیا سوم"}
{"book": "adl0950", "page": 296, "text": "۲۸۵\n\nدول جدید التاسیس اسکاندینیاوی، چهارم دولت ترک که\nپس از فتح قسطنطنیه داخل حوزۀ اروپائی شد. پنجم مجارستان\nششم - اسپانی و پرتقال\nاول المان:- دولت با تجربه سیاسی خود تاریخ داخلیش شروع میشود\nو بعلاوه وقایع قابل ذکری ندارد، انچه لازم بود در بیان تفصیلی جنگها\nدو خانوادۀ فرانسه و اطریش و تشکیل امپراطوری شارلکن و\nبالاخره تجزیۀ آن ذکر شد .\nدوم - ایتالیا - که پیش از المان تجزیه شده شرح وقایع\nآنرا سابقاً اشاره نمودیم . علاوه برین قسمتی از شبه جزیره جزو متصرفات\nاسپانی شده و یکدولت خارجی در آن مستقر میگردد .\nسوّم اسکاندینیاوی - سه دولت دانمارک و سوید و نروژ\nبا وجود آنکه در اوائل قرون جدیده دارای شخصیّت سیاسی میشوند\nولی وقایع داخلی آنها چندان مهم و قابل ذکر نیست و مختصری\nکه لازم بود در موقع ظهور گوستاد آدولف ذکر کردیم . تاریخ سیاسی\nو داخلی قابل استفادۀ آن از اواخر قرن هفدهم و هجدهم شروع میشود"}
{"book": "adl0950", "page": 297, "text": "۲۸۶\n\nچهارم دولت ترک چنانکه نوبسیم یکی از صفات مشخصه تاریخ جدید\nبلکه مبدء تاریخی آن فتح قسطنطنیه است این برای هیئت جامعه اروپائی\nاز دو جهت اهمیت دارد.\nاولا بواسطه فتح قسطنطنیه یک دولت شرقی در اروپا مستقر شد\nعالم مسیحیت با عالم اسلام همسایه میگردد. ثانیا دولت روم شرقی\nبعد از انحطاط تدریجی بالاخره از صفحه تاریخ محو میشود.\nاین واقعه مهم بدست ملت ترک انجام گرفت خط و ما تاریخ اینقوم را بملا\nشرقیت قدری مفصلتر بیان کرده و آن را بدو قسمت تقسیم مینمائیم-\nاولا از بدو تشکیل دولت ترک تا ۱۳۵۳ یعنی فتح قسطنطنیه.\nثانیا- از فتح اسلامبول تا اواسط قرن هفدهم.\nقسمت اول تاریخ ترک از بدو تشکیل تا فتح قسطنطنیه\nدر سال ۱۳۰۷ که دولت سلجوقی متفرق میگردد یکی از امرا\nترک موسوم به عثمان معروف بغازی در آسیای صغیر اعلان\nاستقلال نموده حیوه سیاسی دولت عثمانی شروع میکند\nعثمان در حوالی ینی شهر شرقی فتوحات جدیده نموده و در سال ۱۳۲۶"}
{"book": "adl0950", "page": 298, "text": "۲۸۷\n\nوفات میکند بعد از عثمان غازی پسرش اورخان جای نشین او شده\nنیکومدی و نیقسه را در آسیای صغیر متصرف شده بسواحل\nبسفوره بحر مرمره میرسد و بالاخره برویسیه را مقر حکومت خود\nقرار میدهد.\nدر سال ۱۳۵۶ قشون ترک در گالیپولی یعنی سواحل اروپائی\nدردانل مستقر شده، و این واقعه در موقعی اتفاق افتاد که روم شرقی\nسراپا طوری شته دوچار تجزیه بود.\nاورخان بعد از این فتوحات عظیم در داخله مملکت خود هم شروع\nبه انتظامات کرده نظام نیچری را تاسیس و بالاخره در ۱۳۶۰\nوفات میکند.\nبعد از اورخان برادرش سلطان مراد اول که معروف بخداوندگا\nبود بسلطنت میرسد، این پادشاه در تنظیم قشون مساعی جمیله\nبکار برده سوره نظام ترکی را باسم سپا تکمیل میکند، آنگاه\nبجانب ادرنه رفته دوم شهر هم تراس را بتصرف و پایتخت\nخود قرار میدهد. استقرار دولت ترک در ادرنه امپراطوری"}
{"book": "adl0950", "page": 299, "text": "۲۸۸\nشرق را متوحش و امپراطور را مجبور به اقداماتی در پیشگاه پاپ مینماید\nاما از اقدامات خود مایوس گردیده ناچار سر اطاعت بسلطان\nترک فرود می آورد .\nدیگر از وقائع مهمه سلطنت سلطان مراد اول جنگ با بلغار و صرب\nاست که بالاخره مغلوب سلطان شده و تقریباً مطیع میگردند\nسلطان مراد در پایان جنگ بدست یکنفر صربی متعصب کشته میشود\nبعد از مراد اول پسرش ایلدرم بایزید (۱۳۸۹ - ۱۴۰۲) بسلطنت\nمیرسد این سلطان « ایالات والاشی» و ملداوی را فتح و\nصربها و بلغارها مطیع خود میکند ، قوای بحری مفصلی تهیه کرده در\nآسیای صغیر با باقی ماندگان خوانین سلجوقی زد و خورد بسیار\nنموده، سوریه و ارمنستان را بتصرف می آورد، بعد ازین\nفتوحات ایلدرم بایزید متوجه فتح قسطنطنیه شده پنجسال آنشهر را بزیر\nمحاصره گرفته مانوئل امپراطور روم شرقی بسلاطین اُروپا متوسل استمداد\nمیکند، بایزید متفقین را شکست سختی داده (۱۳۹۶) قشون ترک\nتا شبه جزیره موره و تسالی پیش میرود، آخر مانوئل را بتقسیم"}
{"book": "adl0950", "page": 300, "text": "۲۸۹\nمملکت خود مجبور ساخته و حاکمیت خویش را بامپراطور\nروم شرقی مدلل میسازد، با این طریق سقوط قسطنطنیه واقعهٔ\nحتمی بنظر میامد، اما ظهور جهان کشائی مانند تیمور لنگ این\nواقعه را بتأخیر انداخت بدین معنی که تیمور پس از تسخیر\nخوارزم و کاشغر و ایران و لشکر کشی بروسیه و هند متوجه ممالک\nبایزید شده، در جنگ انقره هشتصد هزار قشون تیمور با\nچهار صد هزار سپاه بایزید مقابل میشود، درین جنگ\nبایزید شکست خورده اسیر گردیده و در ۱۴۰۲ تقریباً تمام\nمتصرفات آسیائی ترک بدست امیر میافتد، اما باروپا توجّهی\nنمیکند.\nدر ۱۴۰۵ که تیمور وفات کرد، ممالک عظیمه اش پس ازو\nتجزیه میشود، درینموقع بایزید در حبس تیمور مرده بود، لهذا پس\nاز مرگ او چندی بین پسرانیش سلیمان اول - موسی و\nمحمد اول کشمکش و نزاع شده اوضاع داخلی ترک متزلزل میگردد،\nتا اینکه عاقبت ۱۴۱۳ سلطنت بمحمد اول رسیده دولت متزلزل ترک"}
{"book": "adl0950", "page": 301, "text": "۲۹۰\n\nباز جان و استجکامی میگیرد.\n\nمحمد اول از ۱۴۱۳ تا ۱۴۲۱ بلامنازع سلطنت نموده جز رد و خور مصطفیٰ نام\nکه مدعی وراثت سلطنتی بود و اتحاد با امپراطور شرق واقعه قابل\nذکری ندارد.\n\nبعد از محمد اول پسرش سلطان مراد ثانی جای نشین او شده از ۱۴۲۱- تا\n۱۴۵۱ سلطنت میکند. محاربات عدیده نموده، مصطفیٰ که بتحریک امپراطور\nشرق مدعی وراثت ایلدرم بایزید بود دفع و برای انتقام شهر قسطنطنیه را\nبزیر محاصره میگیرد، در ینموقع برادر مصطفیٰ طغیان کرده سلطان از محاصره\nدست بر داشته یاغی را مغلوب نموده بقتل میرساند، مجدداً متوجه\nفتوحات اروپائی خود گردیده در ۱۴۳۰ تسالنيك، ژانینا و\nاتحصاد مرکز حکومت البانی را متصرف میشود.\nبعد از فتح اتحصار و ژانینا ژان كاستريو پادشاه البانی\nسر اطاعت فرود آورده، پسر خود را بعلامت تسلیم پدر بار سلطان\nگرو میفرستد، این پیشرفت های هجوم رعبی در دل اروپائی ان خیال\nانداخته اتحاد بزرگی که پاپ نیز در ان دخالت داشته بر علیه سلطان\nابجاد"}
{"book": "adl0950", "page": 302, "text": "۲۹۱\nتشکیل داد را مجبور بصلح میسازند ، اما این وضعیت چندان دوام\nنکرده در ۱۴۴۳ م اترک تا قشون متحدین را در و ارنا شکست داده و سلطان\nمتوجه تصرف پلو پونز و مصمم بای فتح اپیر و متصرف قطعی البانی میگردد\nدرینجا عملیات سلطان بیک مانع بزرگی بر خورده ، یعنی پسر ژانکاستیوت\nکه در دربار برسم گرو اقامت داشت قبول دین مبین را نموده خود را\nاسکندر بیگ نام میماند لیکن بواسطه عداوتیکه با ملیت ترکان داشت\nبعد از چندی فرار و بمملکت خویش میرود، هنگامیکه سلطان مراد\nبتسخیر البانی مشغول بود مقاومت های سخت و دلیرانه\nبا او کرده با وجود شکستهای متوالی شخصا تسلیم سلطان نمی شود، سلطان مراد\nپس از جنگ البانی رفع تعرض پادشاه ہنگری را از صربی کرده در\nسال ۱۴۵۱ در ضمن فتوحاتش در شهر آدرنه وفات مینماید .\n(قسمت دوم تاریخ ترک از فتح قسطنطنیت تا اوسط قرن هفدهم)\nبعد از سلطان مراد ثانی پسرش سلطان محمد ثانی معروف بفاتح بسلطنت\nمیرسد آوان جلوس این سلطان بتصرفات اروپائی ترک عبارت بود از\nتمام روملی، مقدونیه، قسمت مهمی از یونان و دوک نشین اتیناد"}
{"book": "adl0950", "page": 303, "text": "۲۹۲\n\nملل مغلوبه عبارت بودند از صرب و بلغار و انالی والا شی ،\nالبته حفظ این اراضی وسیعه بدون داشتن قسطنطنیه مشکل\nو یا لا اقل موجب تزلزل اوضاع سیاسی عثمانی در اروپا میگردید\nلهذا سلطان مراد ثانی از بد و جلوس با عزمی ثابت مصمم فتح\nقسطنطنیه شده بالاخره در ۲۹ ماه مه ۱۴۵۳ این منظور کبریرا\nانجام و پایتخت خود را از آدرنه به آنجا نقل میدهد .\nاین فتح بزرگ را دو امر مهم موجب شد :- اولاً عزم ثابت و فداکار\nجنگ جویان ترک که در مقابل استحکامات طبیعی و مصنوعی شهر\nقسطنطنیه مقاومت میکنند ثانیاً ضعف و نفاق ساکنین شهر\nو یا امپراطوری که قوه مقاومت را از ایشان سلب و عملیات فتح را\nمؤثر میسازد . بهر حال درین روز تاریخی کنستانتین هشتم آخرین\nامپراطور شرق در حین جنگ کشته گردیده خود را عمداً بچنگ مرگ میدهد و\nخانواده پائولوگ به او ختم و منقرض میگردد .\nهر چند که فتح قسطنطنیه ظاهراً باستحکامی به اساس مملکات اروپائی ترک\nمیدهد لیکن رقابت و عداوت جامعه مسیحی را متوجه آن دولت نموده"}
{"book": "adl0950", "page": 304, "text": "۲۹۳\n\nو چنانکه صفحات تاریخ نشان میدهد، بعد ها در پس گرفتن\nآن از ملت ترک از بذل هیچگونه فداکاری مضایقت نکرده\nو سیاست عمومی اروپا اخراج ترک از عرب بوده است.\nاین عظمت اروپائی عثمانی و فتوحات جدیده که در آسیا\nشروع میکند رقیب دیگری برای ترک تولید و آن رقیب\nدولت ایران است که پس از ظهور صفویه و ختم دوره ملوک الطوایفی\nزدو خوردهای مفصلی بین این دو دولت واقع گردیده است\nاز طرف دیگر نیز ملل مختلفه که بزیر تسلط ترک آمده بودند، بواسطه\nتحریکات خارجی و سوء اراده داخلی همیشه اسباب\nزحمت عثمانی شده اند.\nخلاصه سلطان محمد فاتح پس از تصرف قسطنطنیه متوجه\nفتوحات جدیدی در یونان شد تقریباً در ۱۴۵۸ تمام\nاین مملکت را متصرف میشود و در ۱۴۶۱ طرابوزان\nو حوالی آن را نیز در کنار بحر سیاه مالک میگردد.\nاستقرار دولت ترک در مدیترانه و بحر سیاه و همجواری با متصرفا"}
{"book": "adl0950", "page": 305, "text": "٢٩٤\n\nو نیز این دولت كوچك تجارتی را متوحش ساخته شروع بضدیت با\nدولت عثمانی میکند بدیهی است ملل مغلوبه نیز با او شرکت کرده\nابتداء اقدامات ونیز بی نتیجه مانده ولی پادشاه هنگری از پیشرفت\nسلطان در سواحل دانوب جلوگیری میکند این است که\nسلطان فاتح خط سیر خود را تغییر داده بجانب آلبانی توجه نموده حمله بر و نیز را\nمصمم میشود. اسکندر بیک مقاومتی نموده لیکن موثر واقع نشده بقل\nمیرسد. لہذا و نیز مستقیماً طرف حمله واقع گردیده خواستار صلح\nشده برای آزادی تجارت خود در بحر سیاه باجگزاری سلطان را\nقبول میکند .\nسلطان محمد قصد تسخیر مصر و حمله رم را نیز داشته اما درام ١٤٨١\nدر سن پنجاه و سه سالگی قبل از انکه به اجرای خیالات خود موفق شود\nوفات میکند در اینجا لازم است متذکر شویم در همان موقعی که دولت\nترک قسطنطنیه را متصرف شده و رم شرقی را منقرض میکند\nدولت روس تشکیلاتی یافته ترقی سیاسی خود را شروع میکند\nبواسطه قبول مذهب ارتودکس و نژادش که ایولان [ILL]"}
{"book": "adl0950", "page": 306, "text": "٢٩٥\nاز سلاطین آن مملکت با یکی از شاهزاده خانمهای پالئولوک میکند یکه\nبزرگی برای دولت ترک پیدا شده و دولت روس بقصد تصرف\nدو ولت بایزانطین از انروز ببعد عامل مهم رقابت با دولت عثمانی شد\nغالباً آنرا مورد حمله و تعرض خود قرار میدهد\nجانشین سلطان محمد فاتح پسرش بایزید ثانی بوده در اول سلطنت یکی از\nبرادرانش مدعی سلطنت شده ولی بایزید بزودی او را دفع و متوجه فتح\nمصر و سوریه میشود ولی در جنگ افسوس شکست خورده مجبور\nبصلح میگردد.\nبایزید حملاتی به اروپا نیز کرده اما نتیجه بدست نیاورده در اواخر\nدچار سرکشی پسرانش شده و عاقبت هم استعفا داده سه روز\nبعد بدست پسرش سلیم اول مسموم میشود.\nسلیم اول هشت سال سلطنت نموده در ١٥٢٠ وفات میکند، مشارالیه\nبا شاه اسمعیل اولین پادشاه صفوی معاصر بود، شروع تعرض\nبه ایران کرده با وجود پیشرفت در چالدران مجبور ببا زگشت میگردد\nسپس بسوریه و مصر قشون کشی کرده مالک شده حقوق خلافت را گرفته"}
{"book": "adl0950", "page": 307, "text": "۲۹۶\n\nشریف را مالک شده و دعوی خلافت حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و اله\nو سلم را مینماید .\nسلیم اول موقعی که مصمم فتح روس بوده در حدود سنه ۱۵۲۰\nوفات میکند.\nبعد از سلیم اول پسرش سلیمان دوم معروف بسلیمان کبیر سلطان\nمیشود، مدت چهل و شش سال از ۱۵۲۰ تا ۱۵۶۶ سلطنت\nنموده فتوحات سوریه و مصر را تکمیل و بسوی اروپا توجه مینماید،\nاولا ۱۵۲۱ شهر بلگراد و قسمتی از هنگری را متصرف و بجزیره ردس\nحمله میکند، سلیمان برای جلوگیری از شورش و انقلاب ینیچریها\nهمیشه ایشانر ابجنگ مشغول میداشت در ۱۵۲۹ میلادی را بطیع\nو با یکصد و بیست هزار بشهر وین حمله مینماید ، در تمام حملاتی که ازین زمان\nتا ۱۵۳۲ بشهر وین نموده پیشرفتی برای سلیمان حاصل نمیشود ، در محاربات\nبین فرانسوای اول و شارلکن مداخله و بالاخره در سنه ۱۵۶۶ در یکی\nاز محاربات با هنگری وفات می یابد. سلیمان یکی از سلاطین بزرگ\nعثمانی است و باید او را آخرین نماینده قدرت ترک دانست چه بعد از و\n\nمحاربه محمد علی پاشا را هم شرح دهید"}
{"book": "adl0950", "page": 308, "text": "۲۹۷\nعظمت و قدرت عثمانی رو به تنزل رفته است.\nسلیمان در مدت سلطنت خود قشون و مالیه مملکت را منظم و ازین\nحیث خدمات بسیاری نموده لیکن قتل برادرش مصطفی و\nوزیرش ابراهیم به تحریک یکزن روس لکه تاریخی این مرد\nبزرگ است .\nبعد از سلیمان ثانی پسرش سلیم دوم معروف به دیوانه در\nعثمانی سلطنت میکند در مدت سلطنتش این سلطان کارهای\nنا شایسته بسیاری کرده فلی مین و قبرس را قطعا متصرف میشود\nتونس را از ہسپانی گرفته شورش ملداوی را خاموش و بالاخره\nدر ۱۵۷۴ وفات میکند . مراد سوم پسر سلیم دوم (۱۵۷۴-\n۱۵۹۴) بعد از پدر جانشین او شده برای استقرار سلطنت خود پنج\nبرادر خویش را به قتل رسانیده نیچریها را مطیع و عیسویان حوالی\nلبنان (مارونیت ها) را منکوب ساخت با دولت ایران\nجنگ کرده به اروپا حمله میبرد بالاخره قشونش شکست خورده\nخودنیز در (۱۵۹۵) وفات می کند .\n\nبقیه در صفحه ۳۰۰ مکتوب ۳ ام  ببینید"}
{"book": "adl0950", "page": 309, "text": "۲۹۸\n\nمحمد سوم پسرش جانشین او شده واقعهٔ مهمی در مدت پادشاهی او رُخ\nنداده در ۱۶۰۳ پدرود زندگانی میگوید .\n\nجانشین محمد سوم برادرش سلطان احمد اوّل است ( ۱۶۰۳ -\n۱۶۱۷ ) با ردُلف دوّم امپراطور المان جنگ نمود ، در جنگ با شاه\nعباس اوّل پادشاه ایران شکست خورده شیروان و گُرجستان را از دست\nمیدهد .\n\nاز ۱۶۱۷ تا ۱۶۲۳ عثمانی با چندین سلطان را عزل و اختلاف\nخانوادگی و شخصی بسیار داشتند ، بدیهی است با اینصورت حسرت\nاقدامات خارجی برایشان نبود .\n\nبهرحال در ۱۶۱۷ سلطان احمد درگذشته برادرش مصطفای\nاوّل بجای او نشسته بعد از یکسال معزول برادرزاده اش عثمان\nثانی بسلطنت رسیده ولی بالآخره در ۱۶۲۲ عثمان ثانی هم معزول\nو مقتول شده مصطفی مجدداً بتخت سلطنت مینشیند .\nدوره دوّم سلطنت این سلطان بیش از یکسال دوام نکرد ، در\n۱۶۲۳ برادرزاده اش باسم مراد چهارم او را خلع و سلطنت را"}
{"book": "adl0950", "page": 310, "text": "۲۹۹\nمتصرف میشود.\nمراد چهارم برای رفع اختلافات داخلی و عظمت دولت ترک اقدامات\nمجددانه کرده در ترانسیلوانی جنگهای مفصلی نموده و بغداد را نیز\nاز ایران پس میگیرد، ولی در اواخر سلطنت بلهو و لعب مشغول\nشده در ۱۶۴۰ وفات مینماید.\nبعد ازین پادشاه برادرش سلطان ابراهیم سلطان عثمانی\nشده واقعه مهم سلطنت او همان محاصره آزو و جنگ با ونیه\nاست، ولی دچار اغتشاشات داخلی شده معزول گردیده برادرش محمد چهارم\n۱۶۴۹ جانشین او میشود.\nاین بود مختصری از تاریخ سیصد و پنجاه ساله ترک، چنانکه می بینیم\nاز اواخر قرن ۱۶ بواسطه اختلافات داخلی فتوحات ترک\nمتوقف شده مقدمه تنزل آن شروع میشود و ما تنزل\nواقعی و تجزیه متصرفات این دولت بعد از قرن ۱۶ است.\nپنجم دولت انگلیس - وقایع داخلی انگلیس از ۱۴۵۳\nیعنی ابتدای قرون جدیده تا اواسط قرن هفدهم تقریباً یک"}
{"book": "adl0950", "page": 311, "text": "۳۰۰\n۱- محاربات داخلی که معروف بجنگ دو گل میباشد.\n۲- بسلطنت رسیدن خانواده تودُس\n۳- بسلطنت رسیدن خانواده اسکاتلند یعنی خانواده\nاستواردت و اتحاد دو دولت انگلیس و اسکاتلند و بالآخره جنگها\nداخلی و مذهبی که منجر بشورش عام و تغییر سلطنت بجمهوری میشود\nوقایع مهمه را در ضمن بیان تاریخ سلطنت سلاطین این مملکت مختصرا\nذکر مینمائیم .\nهانری ششم (۱۴۲۲- ۱۴۶۱) پادشاهیست که جنگهای\nصد ساله در عهدا و متارکه و ختم و مبنای تاریخی عصر جدید یعنی سال\n۱۴۵۳ در زمان او شروع میشود ، هانری ششم از شعبه لانکاسر\nخانواده پلانتاژنه میباشد .\nاین پادشاه بواسطۀ ضعف نفسی که داشت طرف تنفر عامه واقع\nشده و ملت نیز نتایج سوء جنگهای صدساله را از خانوادۀ لانکاستر\nو خصوصا هانری ششم میدانست ، لهذا بریاست سنجای خود بعنوان عام\nمشروعیت سلطنت این خانواده ضدیت با هانری ششم را شروع میکنند."}
{"book": "adl0950", "page": 312, "text": "٣٠١\nتوجه مخالفین درین جنگ بجانب شعبۀ دیگر خانوادۀ پلانتاژته یعنی شعبۀ\nیورک بوده و ریشار دوک ژیورک را وارث تاج و تخت انگلیس\nمیدانستند، این است که از ١٤٥٥ تا ١٤٨٥ بین شعبۀ لانکاستر\nو یورک نزاع و کشمکش بود، ملت انگلیس قسمتی بطرفداری لانکاسترها\nمت\nدوسته بحمایت یورکها جنگ خونینی شروع میکنند، چون علا\nشخصیۀ خانوادۀ لانکاستر و طرفدارانش گل سُرخ و از خانوادۀ\nیورک گل سفید بوده، لهذا این جنگها در تاریخ بجنگهاے دو گل\nمعروف شده است.\nتا موقعی که هانری ششم وارث مستقیم نداشت ریشار امیدوار بود\nکه بعد از و سلطنت را مالک شود، لیکن پس ازان که در ١٤٥٣\nهانری صاحب وارثی مستقیم گردید ریشار مصمم شد که بوسائل مکنه\nخیالات خویش را انجام دهد، لہٰذا بمساعدت لرد وارد یک علم\nطغیان را افراشته بقشون هانری غلبه کرده پارلمان نیز وراثت\nتاج و تخت انگلیس را براے او مسلّم میکند.\nدر نیو قع مارکریت دانژو عیال هانری ششم بقصد حفظ حقوق"}
{"book": "adl0950", "page": 313, "text": "۳۰۴\nسلطنتی پسرش مصمم مبارزه با ریشار شده و شکست سختی باو داده گذ\nازین که ریشار درین جنگ بقتل میرسد کوچکرین فرزندانش نیز بدست\nمارکریت کشته میشود ، بدیهی است تمام خانواده یورک مورد انتقام\nمارکریت واقع میگردند .\nادوارد چهارم (۱۴۶۱-۱۴۸۳) از خانواده یورک و پسر بزرگ\nریشار بوده که انتقام پدر را بسته دشمنان را شکست داده بالآخره\n۱۴۶۱ بتصویب پارلمان به اسم ادوارد چهارم پادشاه انگلیس شود\nتانری ششم چون در ینوقت حبس بود مارکریت زوجه اش کوششهای پیگیری\nنموده چون بمقصود نمیرسد بپادشاه فرانسه لوئی یازدهم پناه میبرو\nبا وجود کمکهای لوئی یازده باز مارکریت پیشرفتی ننموده با پسر خود پرنس دکال\nبخاک فرانسه داخل میشود .\nپس ازین که ظاهراً سلطنت ادوارد نظر مستحکم می آید ولی پاره عملیات\nسوء او ملت انگلیس را رنجانیده لرد وارویک مصمم مساعدت خانواده\nلانکاستر گردیده در ۱۴۷۰ ہانری ششم نیز از حبس خلاص شده با خوان\nفرانسه و لرد مذکور ادوارد شکست میدهد، ادوار چهارم فراح"}
{"book": "adl0950", "page": 314, "text": "۳۰۳\nو پارلمان باز سلطنت ہانری ششم را قبول و تصویب مینماید، لیکن ادوارد\nدویم نیز دوامی نکرده ادوارد سلطنت از دست رفته را مجدداً تصاحب نموده\nہانری ششم را تلف کرده مارکر یت وانژو را در قلعه لندن حبس میکند\nخود نیز بعد ازین دوازده سال سلطنت بوالہوسانہ کرده در ۱۴۸۳\nوفات می کند.\nریشار سوئم (۱۴۸۳-۱۴۸۵) برادر ادوارد چہارم بوده برای غصب\nسلطنت برادرزاده خود را کشته به اسم ریشار سوم در ۱۴۸۳ بلامنازع پادشاه\nانگلیس میشود، ملت انگلیس ازین حرکت وحشیانہ ریشار خشنود نبوده\nشعبه لانکاستر نیز فرصت اقدامی پیدا میکنند اعیان مملکت بر علیه او\nاقدام دبانری تودسر را که از جانب مادر مذہب بخانواده لانکاستر بود\nبسلطنت دعوت میکنند، ہانری حریف خود را مغلوب و باسم\nہانری ہفتم سلطنت را مالک میگردد و بواسطه وصلتی که با الیزابت دختر\nادوارد چہارم مینماید طرفداران شعبه یورک را ساکت و جنگهای\nدو گل خاتمه مییابد.\nدر نتیجه این منازعات از قدرت بزرگان انگلیس کاسته شده"}
{"book": "adl0950", "page": 315, "text": "٣٠٤\nاما از طرف دیگر دخالت عامه را در امور سیاسی مملکت زیاد مینماید.\nخانوادۀ تو در:-\nهانری هفتم- اولین سلطان این خانواده اینهدف بزرگان استفاده در داخل مملکت با وجود حفظ ظاهر شروطیت سلطنت مطلقه را شروع توجهی به پارلمان نداشته بیش از یکنوبت آنرا دعوت ننمود بالعکس در سیاست خارجی خدمات بزرگی به مملکت خود نموده تجارت انگلیس را در دریای بحر بالتیک آزاد ساخته صنعت انگلیس را تشویق با پادشاه اسکاتلند وصلتی کرده بدین وسیله زمینه اتحاد آتیه را فراهم می کند در ١٥٠٩ در وفات می نماید.\nهانری هشتم- در فصل اختلافات مذهبی نامی ازین پادشاه برده گفتیم که انگلیکانیسم را تأسیس و با پاپ قطع رابطه نمود، در اداره امور مذهبی و شخصی افراط کار و مستبد بوده، کمک سلطنت ظالمانه و منتقد رائه گروه است اما در سیاست خارجی باز بطورے که دیدیم"}
{"book": "adl0950", "page": 316, "text": "۳۰۵\nهمیشه سیاست موازنه را در نظر داشته قدرت خارجی انگلیس را\nبخوبی حفظ کرده در ترقی صنعت مملکت خود کوشش بسیاری\nنموده است.\nماری تودور، پس از هانری هشتم پسرش ادوارد ششم که صغیر\nبوده پادشاه میشود سلطنت او دوامی نکرده در سن هفده سالگی\nدر گذشته، در دوره او پروتستانها صدمات بسیاری بکاتولیکها\nوارد آورده اند. هرچند وارث مشروع ادوارد ششم خواهرش\nماری تودور بوده، لیکن پروتستانها لیدی یکی از منسوبان دور هانری هشتم\nبسلطنت انتخاب میکنند، این شخص ده روز بیشتر سلطنت\nنکرده، ماری تودور تخت موروثی را تصاحب میکند، ماری تودور در\nجنگهای دو خانواده دخالت نموده و در نتیجه آخرین متصرفات\nانگلیس در خاک فرانسه یعنی بندر کاله را از دست میدهد این\nملکه در ۱۵۵۸ بدون داشتن وارث مستقیمی وفات میکند.\nالیزابت (۱۵۵۸ - ۱۶۰۳) خواهر ماری تودر و بعد از مشارالیها حقا\nبسلطنت انگلیس میرسد."}
{"book": "adl0950", "page": 317, "text": "٣٠٦\n\nاین ملکه از معاریف فرمانروایان انگلیس بوده و در سیاست داخلی\nو خارجی کار های تاریخی نموده است\nمذهب جدید انگلیس را رسمی کرده و بموجب قانونی که معروف بفرمان\nسی و نه ماده است اصول تشکیلات مذهب جدید را معلوم میکند\nمتوجه ترقی صنعت و تجارت انگلیس گردیده صنعتگران هلند را\nبمملکت خود جلب، بحریه تجارتی و نظامی را تکمیل مینماید.\nبا ماری استوارت ملکه اسکاتلند که از خویشان او و پس از مشارالیها\nصاحب تاج و تخت انگلیس بوده بغض و عداوت باطنی داشت\nپس از انکه ماری در نتیجه انقلابات داخلی مملکت خود به الیزابت\nپناه میبرد او را متهم بدسیسه برعلیه خویش گردانده بمحکمه جلب و محکوم\nبه اعدامش میکند.\nچون ماری استوارت کاتولیک بوده فلیپ دویم که همواره\nبهانه برای مخالفت با انگلیس جستجو میکرد قتل او را مستمسک نموده قوای\nبحری مفصلی که بتاریخ مشهور بقشون مغلوب ناشدنی است بمختصر\nاز ان سابقا ذکر کردیم برای جنگ با الیزابت میفرستد انگلیسها"}
{"book": "adl0950", "page": 318, "text": "٣٠٧\n\nبا وطن پرستی قابل تمجیدی مصمم دفاع شده اتفاقات نیز با ایشان همراهمی\nنمود و طوفان سختی کشتی های اسپانی معدوم ساخت، ازین ببعد بحریه\nانگلیس روز بروز در ترقی بوده امسیرال در اک دور کره را گردش الله را\nعده از کاشفین به امریکای جنوبی فرستاده سیب زمینی را در نیوقت\nبه اروپای آورد. در نتیجه همین مسافرتها تحفه دیگر نیز از امریکا بیا\nآمد و سپس در تمام دنیا منتشر میشود و آن عبارت از تمباکو و توتون است.\nژاک اول (١٦٠٣-١٦٢٥) پسر ماری استوارت و نواده دختر\nهانری هفتم بعد از الیزابت بلا معارض بسلطنت انگلیس رسیده بژاک اول\nمعروف میشود.\nاین پادشاه اولین سلطان خانواده استوارت بوده فوق العاده\nسست عنصر و ضعیف النفس و بقولی سولی وزیر هانری چهارم\nعاقلترین دیوانه های عصر خویش بشمار می آمد، هرچند اساساً عقیدت\nبمذهب کاتولیک داشت، لیکن توجهی به انگلیکانیسم پیدا کرده بد\nکاتولیکها را از خویش رنجانید با پیروان نیز چندان روابط خوشی نداشت\nپارلمانرا چند مرتبه دعوت و فوراً منفصل نمود زیرا وکلا برای تصدیق"}
{"book": "adl0950", "page": 319, "text": "۳۰۸\nمالیات های پیش نهادی او تصدیق حقوق عمومی ملت را از و خواستا\nبودند بخارا از خود متنفر ساخته هرچند بعضی مساعدتهای اجبار\nباملت خود نمود لیکن انگلستان در مرگ او تاسفی از خویش ظاهر نکرده\nشارل اول (۱۶۴۰ - ۱۶۴۹) این پادشاه مصمم بود که با قوت\nبا پارلمان کار کند، این رویه را چهار سال تعقیب نکرد، اما بعد\nاز ان نظر بمخالفتی که از جانب مجلس حس مینماید آنرا منفصل میسازد\nدر سنه ۱۶۴۲ مجلس دیگری منعقد ، لیکن این پارلمان هم است\nاز مخالفت نکشیده موقعی که پیشنهاد اخذ مالیات میشود، شکایات\nبسیاری از دولت ترتیب داده بوکینگام صدراعظم\nاور استهم به تقصیر و خیانت میکند، شارل برای نجات\nبوکینگام مجلس را میبندد.\nصدر اعظم برای جل وتوجه عمومی بعنوان مساعدت با پروتستانهای\nفرانسه اعلان جنگ بفرانسه داده اما بمقصود خویش موفق\nنمیگردد.\nبالاخره پارلمان سوم هم تشکیل و بیشتر از پارلمان های سابق،"}
{"book": "adl0950", "page": 320, "text": "۳۰۹\n\nبا پادشاه مخالفت مینماید درین ضمن بوکینکام نیز بقتل رسیده سال بعد\nدر ۱۶۲۹ پارلمان در اقدامات خود جسورتر میگردد تا بحدی که عریضه\n« حقوق ملت » که تقریباً همان حقوق بشری فرانسه است تقدیم\nمقام سلطنت نموده تصدیق رسمی آنرا میخواهد، در ابتدای امر شارل\nتقاضای پارلمان را قبول و تعهداتی در مقابل نمایندگان ملت خود نماید\nاما بزودی مجلس را بسته از وکلای آن عده را محبوس و دونفر\nاز مخالفین پارلمان را بوزارت انتخاب میکند .\nشارل پس ازین اقدام یازده سال با نهایت قدرت خود سرانه\nسلطنت نموده مالیات های جدید وضع و وصول کرده کار بجائی\nمیرسد که غالب مردم بخیال مهاجرت به امریکا افتاده حیات سیاسی\nو اقتصادی انگلیس دچار مخاطره میشود .\nدولت بزودی متوجه این مخاطره گردیده ، بموجب حکمی مهاجرت را\nممنوع میسازد کرمول معروف که جزو همین مهاجرین بوده\nدر ینوقت هیچگونه مخالفتی از طرف او ظاهر نشده ولی یکی از معارف\nانقلاب انگلیس موسوم به هأ مپدن علناً بر ضد این حکم قیام کرده"}
{"book": "adl0950", "page": 321, "text": "٣١٠\n\nدستگیر و معذب بمحاکمه میشود ، محاکمه و مدافعات هامپیدن هیجان\nفوق العاده در ملت انگلیس می اندازد، در اسکاتلند نیز گرفتاریهای سختی برای\nشال پیدا شده مردم آنجا سر اطاعت باز زده این حوادث عاقبت شارل را\nمجبور بدعوت پارلمان میکند، این مجلس هم مانند پارلمان های\nسابق قبل از انکه حقوق و شکایات عمومی طرف توجه سلطان واقع\nشود از رای بمالیات امتناع نموده بعلاوه افتتاح مرتب مجلس\nآزادی انتخاب و آزادی سیاسی را از پادشاه خواستار و تامینات\nلازمه برای مراعات آنها میخواهد، لهذا محکوم به تعطیل میگردد، در\nسنه ١٦٤٠ دوباره پارلمان دعوت و تا ١٦٤٩ دوام کرده و معروف\nبه مجلس کبیر یا طولانی شده است. این همان پارلمانی است که انقلاش\nمنجر به تغییر سلطنت و ظهور ترتیب جمهوری در مملکت میگردد.\nدر سرتاسر مملکت خصوصاً در ایرلاند دامنه انقلاب و اغتشاشا\nبالا گرفته بود شارل برای خاموش ساختن فتنه محتاج پول بود از\nپارلمان تقاضای تصویب نمود و با قبل از تصویب تامین حقوق ملت را\nازو خواستند.\n\n[Vertical text in left margin:]\nکربیه تاریخ اروپا ۱۰۰۲ هـ قـ"}
{"book": "adl0950", "page": 322, "text": "۳۱۱\n\nشخصاً به پارلمان رفته خواست تا وکلای مخالف را توقیف نماید نمایندگان\nمقاومت کرده از تسلیم ایشان امتناع نمودند، هیجان عمومی بالا گرفت و\nعاقبت شارل مجبور شد که در ۱۶۴۱ ع از لندن خارج گردد، ازین\nببعد جنگ بین پادشاه و ملت انگلیس علنی میشود، چهار سال این\nمنازعات بطول انجامید . هامبیدن سابق الذکر و کرمول\nعملیات جدی بر علیه شارل نموده کرمول در مجلس ریاست حزب\nمستقل یا جمهوری طلب را صاحب قشون سلطنتی را در ناز بی شکست\nسخت داده با لآخره در ۱۶۴۵ع شارل محبوس و در مقابل چهار صد هزار\nلیره انگلیسی تسلیم پارلمان میشود، درین نوبت از حبس فرار کرد اما\nباز در ۱۶۴۷ع دستگیر میگردد، کرمول که تمام زمان اختیارات را در دست\nداشت مخالفین خود را از پارلمان خارج مصمم محاکمه شارل میشود، این\nپارلمان پادشاه خود را محکوم باعدام نموده او را به قتل میرسانند و کرمول\nصاحب اختیار مطلق و فعال ما یشآء در انگلیس میگردد (۱۶۴۹)\n\nششم اسپانی و پرتقال - بطوریکه میدانیم شبه جزیره هسپانیا\nمدتها در تصرف مسلمین بوده و فقط در اواخر قرون وسطی ملل مغلوبه"}
{"book": "adl0950", "page": 323, "text": "۳۱۲\nبعد از محاربات عدیده تشکیلات سیاسی خود را شروع مینمایند.\nدرینموقع چهار دولت مسیحی در مقابل خلافت اسلامی اسپانی وجود داشت.\nاوّل دولت آراکن دوم سلطنت کاستیل ، این دو سلطنت در\nنتیجه وصلت فردنیاند و ایزابل با هم متحد شده سلطنت واحده هسپانیا را\nتشکیل میدهند سوّم سلطنت پرتقال که در سال ۱۰۹۵ از\nکاستیل مجزا میشود. چهارم سلطنت ناوار که در اوائل قرن یازدهم دارای\nشخصیت سیاسی گردیده در ۱۵۱۲ قسمتی از ان جزو سلطنت متحده هسپانیا\nو قسمت دیگر آن مستقل میماند ، تا اینکه بالاخره در عهد هانری چهارم\nپادشاه فرانسه این قسمت هم بفرانسه ملحق میگردد. پس بطور خلاصه در\nاوائل عصر جدید شبه جزیره اسپانی عبارت بوده از سلطنت اسپانی\nو پرتقال که تاریخ مختصر آنها را ذیلا شرح میدهیم:-\nاوّلاً اسپانی ـ بعد از انکه دو سلطنت آراکن و کاستیل متحد میگردند\nاوّلین اقدام ایشان اخراج عرب از اسپانی بوده و این منظور\nدر ۱۴۹۲ برای ایشان حاصل شد. فردینائند و ایزابل مظالم انکیزیسیون\nرا برضد مسلمین متوجه ساخته آزارهای بیحد بعامه قرناطه را از ایشان"}
{"book": "adl0950", "page": 324, "text": "۳۱۳\nسلب نموده لهذا در مدت یکقرن تمام سکنه مسلمان و یهود از\nمملکت خارج و یا اعدام شده و یکی از علل حتمی تنزل اسپانی\nهمین واقعه است .\nسپس این دو پادشاه متوجه تصویب مذهب عیسوی در داخل ۱\nمملکت و اکتشافات بحری و فتوحات جدیده در خارج گردید.\nبزرگان و گردنکشان مملکت را کاملاً مطیع و بطوریکه سابقاً گفتیم\nخدمات بزرگ علمی با تشویق مسافرتهای اکتشافیه نمودند بالآخره\nدر سنهٔ ۵۰ ناپل را متصرف و در سنه ۱۲ قسمتی از ناوار را ضمیمه ممالک\nخود نمودند .\nشارلکن (۱۵۱۶- ۱۵۵۶) وارث تاج و تخت اراکن\nو کاستیل بعد از فوت ماکسمیلین متصرفات خانواده هابسبورگ را\nبه ارث میبرد، سپس به امپراطوری انتخاب و بعد از شارلمانی\nبزرگترین امپراطوران غرب بشمار میآید .\nشارلکن در اسپانی بشارل اول معروف است، در ابتدای سلطنت\nدر امور داخلی اسپانی مرتکب خبطهای بزرگ شده باعث انقلاب و شورش"}
{"book": "adl0950", "page": 325, "text": "٣١٤\nمیگردد گنزمنس کشیش محبوب ہسپانی را انخود دور ومشا درین خود را از مردم\nخارج انتخاب می کند، خصوصاً پس از آنکه در ١٥١٩ مقام امپراطوری\nرا نیز قبول مینماید، مردمان اسپانی بیشتر متأثر شده تصور میکنند\nکه فدای شہوت و ہوا و ہوس پادشاه خود شده و این اقدام بغرض\nنتیجه برای اسپانی نخواهد داشت.\nلهذا ناراضیان اتحادی بنام اتحاد مقدس تشکیل اما پیشرفتی نکرده\nرئیس ایشان دستگیر و بحکم امپراطور بقتل میرسد.\nشارلکن بعد ازین وقایع بر سخت گیری خود افزوده تضییقات\nبسیاری بمسلمین وارد آورده قوای بزرگان را کاملاً معدوم\nمی سازد.\nفلیپ دوّم (١٥٥٦-١٥٩٨) پس از استعفای شارلکن دوقسیم\nممالک وسیعه اش فلیپ دوّم سلطنت اسپانی و پی با را ممالک\nو متصرفات ایتالیائی خانواده ہاپسبورگ (ساردنی، سیسیل، ناپل، میلان)\nو فرانش کمنته و آرتواوفلاندر را نیز در اروپا تصاحب میکند و بخارج از اروپا\nمتصرفات این سلطان عبارت بوده از آمریکای مرکزی قسمت عمده آمریکا"}
{"book": "adl0950", "page": 326, "text": "٣١٥\nجنوبی داره ۱۵۸۰ سلطنت پرتقال را نیز با متصرفات بحری آن دو\nضمیمه متصرفات خود گردانیده قوی ترین سلاطین اروپای غربی شد.\nوقایع عمده سلطنت این پادشاه را باید تحت چهار عنوان تقسیم کردیم\n(١) ــ سیاست مذهبی و سیاسی او در اسپانی .\n(٢) ــ سیاست مذهبی و سیاسی او در پی با و شورش داخلی آن\nمملکت که منجر به استقلال جمهوری ایالات متحده میگردد.\n(٣) ــ تصرف سلطنت پرتقال و متملکات آن دولت .\n(٤) ــ روابط سیاسی و مذهبی او با فرانسه و انگلیس.\nاولاً: سیاست مذهبی و سیاسی فلیپ دویم در اسپانی ـ به نصیحت پدر\nخود طرفداری مذهب کاتولیک را مرام سیاسی و مذهبی خود قرار داد\nو حقیقت سلطنت را برای ترویج مذهب بعهده گرفته بود لہذا با عزم\nثابت بر علیه مسلمین و پروتستانها قیام مسلمین غرناطه را خارج و بوسیله انکریسیون\nدر یک روز هشتصد نفر از پروتستانها را میسوزاند، یقین است این سیاست\nوحدت مذهبی اسپانی را حفظ، لیکن تنزل مملکت و فلاکت عمومی نتیجه\nمستقیم آن بود ."}
{"book": "adl0950", "page": 327, "text": "٣١٦\nثانیاً - سیاست مذهبی وسیاسی فلیپ در پی با تعقیب سیاست\nفوق الذکر در پی با موجب خسارات فاحشی برای فلیپ میشود، بهترین\nمتصرفات یعنی پیباکه شامل هُلند و بلژیک امروزه بوده از دست او\nخارج میگردد ، تفصیل این وقایع را سابقاً ذکر کرده ایم درینجا مختصراً تکرار\nمی کنیم که مطابق عهد نامه او ترخت ایالات شمالی جمهوری متحد تشکیاهل\nوایالات جنوبی به اسم پیبا استانبول در تحت تسلط اسپانی\nباقی میماند.\nبعد از اعلان استقلال هُلند فلیپ دوّم باز ترک نظریات خود نگفته\nمرتکب اعمال وحشیانه درین مملکت میگردد ، با وجود تضییقات\nفوق العاده در عزم و استقلال جوئی هلندیها رخنه پیدا نشده و\nبواسطه کمک الیزابت ملکه انگلیس و هانری چهارم پادشاه فرانسه\nبکلی فلیپ از پیشرفت مأیوس میگردد، بالاخره در ۱۶۰۹ فلیپ\nسوم پسر فلیپ دوّم متارکه ۱۲ ساله با جمهوری جدید التأسیس مضها\nو این اوّلین قدم شناسائی دولت مزبوره میباشد ، شناسان\nکامل آن در معاهده وستفالی صورت پذیر میشود.\n\nدریب تاریخ اروپا ص ۲۶۰ جلد ۷"}
{"book": "adl0950", "page": 328, "text": "۳۱۷\nثالثاً: تصرف پرتقال و مستملکات آن دولت در حوالی سنه دل توان\nبسلطنت پرتقال رسید.\nفلیپ دوّم که بمناسبت وصلت‌های سابقۀ مدعی سلطنت\nپرتقال بود، ضعف پادشاه را مغتنم دانسته اعیان مملکت را\nبوسیلۀ پول فریفتۀ قشونی بپرتقال اعزام و دون انتوان را دفع\nمی‌کند، مجلس ملّی پرتقال نیز فلیپ را رسماً با قیود و شرائطی\nمی‌پذیرد، بدین ترتیب تا مدت شصت سال (۱۵۸۰ - ۱۶۴۰)\nدو سلطنت شبه جزیرۀ هسپانی با هم متحد میشوند، ولی فلیپ\nازین حسن تصادف استفاده نکرده سوء اعمال او باعث تجزیۀ\nاین دو دولت میشود.\nرابعاً: روابط سیاسی و مذهبی فلیپ با فرانسه و انگلیس و ختم\nسلطنت او-\nبمناسبت جنگهای مذهبی که تفصیل آن گذشت فلیپ دوّم\nمداخله در امور داخلی فرانسه کرده و ضمن میخواست تمام مملکت را\nتصرف نماید. اما مجبور به امضای صلح و یرون و تادیه حق عهدناً"}
{"book": "adl0950", "page": 329, "text": "۳۱۸\n\nكاتوليكها مبرئ میشود و در انگلیس هم مقاصد او\nانجام نشده چنانکه میدانیم تمامى قوای بحری او تلف و تنزل اسپانى\nازین زمان شروع میشود. فلیپ دویم در ۱۵۹۸ در گذشته و بواسطهٔ\nحرص بیموقع و سیاست شخصی خود مملکت را ضعیف و تمامی قوای\nمادی و معنوی آن را بیهوده صرف مینماید.\nفلیپ سوم (۱۵۹۵ - ۱۶۲۱) بعد از مرگ پدر جانشین\nاو میشود بواسطهٔ کمال بی لیاقتی تمام مدت سلطنت مطیع\nاراده دو نفر از مقربان در بار خود بوده در داخله بواسطهٔ سخت گیری\nبا اعراب تنزل مملکت را سبب شده در خارجه با ۱۶۰۹ با جمهوری\nهلند جنگ سپس متارکهٔ ۱۲ ساله را منعقد میدارد. در زمان\nنیابت سلطنت ماری دمدیسی با فرانسه بر علیه و نیز متحد شده\nدر اواخر سلطنت در موقع شروع جنگهای سی ساله با فردی\nدویم امپراطور المان اتحاد کرده با او کمک مینماید.\nفلیپ چهارم (۱۶۲۱ - ۱۶۶۵) بعد از ختم متارکه دوازده ساله\nجنگ با هلند را از سر گرفته در عهد این سلطان پرتقال دوباره مستقل میشود"}
{"book": "adl0950", "page": 330, "text": "۳۱۹\n\nجنگهای فرانسته\nبعد از عهدنامه وستفالی زمان انقلابات داخلی فرانسه را امتداد\nداده بالآخره در ۱۶۵۹ء بموجب عهدنامه پیرنه با ایندولت صلح مینماید.\nدر ۱۶۶۵ء وفات میکند.\n\nدوم پرتقال: در اواخر قرن یازدهم خانواده فرانسوی\nبودگنی سلطنت پرتقال را تأسیس و تا سنه ۱۳۸۳\nدین مملکت سلطنت نموده اند، بعد ازین سنه شعبه از\nهمین خانواده موسوم به آویس تاج وتخت پرتقال را\nتصرف مینماید.\n\nوقایع مهمه سلطنت ژان اوّل: اوّلین پادشاه این خانوداه\nو پسرش ادوارد و جنگ با اعراب افریقا و دولت کاستیل\nو تهیه مقدمات اکتشافات بحری در سواحل افریقاست.\nپنجم\nدر زمان جانشینان این دو سلطان که مرتبا الفونْس\nملقب به افریقائی.\nژان دوّم امانویل - ژان سوم و سباستین باشند\nواقعه مهمی جز زدوخورد با مسلمین افریقا، کشفیات جدید"}
{"book": "adl0950", "page": 331, "text": "٣٣٠\n\nو تهیه مستملکات پرتقال در آمریکا و بالاخره سخت گیری اخیر\nکاتولیکها در داخل مملکت بنظر میرسد.\nهانری لو کاردینال (١٥٧٨-١٥٨٠) وفات میکند بعد ازین\nشخص دن انتوان که تفصیل آن در تاریخ اسپانی گذشت مغلوب\nفلیپ دویم شده و به استقلال پرتقال خاتمه داده میشود.\nتجزیه پرتقال از اسپانی استقلال آن (١٦٤٠) - مدت شصت\nسال سلاطین اسپانی در پرتقال حکمرانی کردند با وجود وعده که\nاستقلال اداری و قضائی و غیره این مملکت و مستملکات آنرا مثل\nمملکتی مغلوب اداره نموده مردم را از خود متنفر ساختند.\n(١٦٤٠) موقعی که فلیپ چهارم سلطنت اسپانی را داشت\nیکی از بزرگان مملکت موسوم به دوک دبرگانس که بعداً\nدر سلطنت پرتقال به ژان چهارم معروف خواهد شد، بر ضد\nتصرف اسپانی اقدام نموده با مساعدت عموم پرتقالیها\nبه اتحاد یا انضمام دو دولت خاتمه میدهد. دولت\nاسپانی استقلال کامل پرتقال را بشما می شناسد، و دولت\n\nتاریخ اروپا عبد العزیز ص ٣٣٠ ج ٢ ب ٢ ش ٢"}
{"book": "adl0950", "page": 332, "text": "۳۲۱\nنیز که برزیل را تا آنوقت متصرف بود آنرا بپرتقال رد می‌نماید\nدرین اقدامات ژران چهارم دُوَل فرانسه و انگلیس و هالند\nو سوید و دنمارک مساعدتهای بسیاری با مشارالیه نموده‌اند.\nاین بود مختصری از تاریخ اسپانی و پرتقال که بواسطه پیش‌آمدهای\nفوق العاده و مقتضیات طبیعی در اوائل قرون جدیده رو\nبه ترقی گذارده ولی بالاخره بواسطه خبطهای چند در اوائل\nقرن هفدهم محکوم به تجزیه و تنزل میگردند\n\nفصل چهاردهم (١٤)\n(اوضاع فرانسه در زمان سلطنت لوئی پانزدهم)\n(سلطنت مطلقه - پارلمانها)\n\nبعد از لوئی چهاردهم لوئی پانزدهم مدّت سلطنتش از تمام\nسلاطین فرانسه بیشتر بوده از سپتامبر (۱۷۱۵ تا مه ۱۷۷۴)\nیعنی پنجاه و نه سال پادشاهی کرده است.\nسلطنت لوئی پانزدهم به دو دوره تقسیم میشود : یکی (۱۷۱۵ تا ۱۷۲۳)\n\nدر تاریخ دهم عبد العزیز ۵۰۶۸ شد"}
{"book": "adl0950", "page": 333, "text": "۳۳۲\n\nزمان صغر پادشاه دنیابت سلطنت دوک دارلئان سپس از\n۱۷۲۳ آغازیت بسلطنت شخصی او .\nاین پادشاه در ظرف سلطنت شخصی خود نیز مستقلاً و مستقیماً ادأ\nامور مملکتی را بدست نگرفته مدتی کاردنیال فلودی و بعدها خاصان\nو معشوقه های لوئی در فرانسه حکومت کرده اند و سوء استنطاق\nکه سلطان از قدرت مطلقه موروثی از لوئی چهار دهم نمود موجب\nظهور مخالفت های جدی از جانب پارلمان گردیده و افکار مردم\nازین طرز حکومت منزجر ساخت .\nپادشاهی لوئی پانزدهم هم برای فرانسه هم برای سلطنت مضر بوده\nخسارات کلی رسانیده است، زیرا از طرفی بهترین مستملکات\nفرانسه از دستش خارج و از طرف دیگر مقدمات انقلاب کبیر\nو سقوط سلطنت را فراهم نمود.\nلوئی پانزدهم نواده لوئی چهار دهم پسر نوه پنجساله بود که بسلطنت ر\nلوئی چهار دهم نیابت سلطنت او را به دوک درلئان یکی از خویشان\nنزدیک نمود واگذار نمود، نائب اگر شخصی بزرگ و شهوتهای نقایتی\n\nحاشیه تاریخ اروپا عبد العزیز شاه ۳۴ بهیه سته ۴"}
{"book": "adl0950", "page": 334, "text": "۳۲۳\n\nواخلاقی بسیاری داشته ولی در زمان نیابت سلطنتش جز\nبه عیش و عشرت بچیز دیگر مصروف نبوده است.\nاشکالات مالی - موقعی که دوک درلئان بشروع بکار\nمیکند با اشکالات بزرگ مالی مواجه میگردد، چنانچه\nخود فلیپ در لئان در مقابل پارلمان همین موضوع را\nمتذکر و خرابی اوضاع مالیه را خاطر نشان مینماید. حکوت\nفرانسه در آن زمان تقریباً سه ملیارد لیره مقروض بود مجبور بود\nسالیانه ۷۵ ملیون برای منافع آن پردازد، عایدات مملکتی تنها به\n۷۵ ملیون میرسید و در مقابل ۲۰۰ ملیون مخارج حتمی وجود\nداشت. دوک درلئان بقصد اصلاح این وضعیت\nبوسایل مختلفه دست زده و از هیچیک منظور حاصل نشده\nتا اینکه در ۱۷۱۶ یکنفر از اهالی اُگس موسوم به لاو طرح به\nنائب السلطنه پیشنهاد و وعده کرد که اوضاع مالیه فرانسه را\nسر و صورتی دهد طریقۀ لاو - لاو شخصاً صرّاف معتبری بوده\nو خواست تا بوسائل تجارتی چاره برای فلاکت فرانسه نماید"}
{"book": "adl0950", "page": 335, "text": "٣٢٤\nمشارالیه پیشنهاد نمود که بانک معتبری بضمانت صرافان و تجار عمده تشکیل و اسکناس یا پول اعتباری را منتشر کنند لهذا به اعتبار بانک جدیدالتاسیس بلیط های اعتبار طبع کرده بجای پول مسکوک در دوران داخل کرد چون ضمانت این اوراق را من غیر مستقیم صرافان و تجار معتبر نموده بودند هیچ کس اعتراضی نکرده و بملاحظه این که یقیناً سهولت پول کاغذی خیلی بیشتر از مسکوک میباشد، همه مردم با نهایت میل آنرا پذیرفتند.\nاین بانک که با این مقدمات تشکیل و دارای امتیاز طبع و انتشار اسکناس بود بزودی به بانک دولتی مبدل و در شاسعه به بانک شاهی موسوم میگردد.\nشرکتهای تجارتی:- تاسیس بانک شاهی مقدمه بود که او برای انجام نظریات اصلاحی خویش لازم میدانست. مقصود مشارالیه ترقی تجارت، تحریک صنعت و استهلاک قروض بوسیله شرکتهای ممتازه بوده است."}
{"book": "adl0950", "page": 336, "text": "۳۲۵\n۱۷۱۷ م شرکت ہند غربی را تاسیس و به آن اجازه میدهد که\nدر متملکات جدید فرانسه در امریکای شمالی منحصراً شروع بعملیات\nپس در مستعمراتی نماید.\nسرمایه این شرکت بوسیله فروش سهام جمع گردید. لا و\nقیمت ہر سهمی را پانصد لیره قرار داده و اعلان کرد که ہر\nشخص میتواند برای خرید سهام شرکت نصف قیمت را\nوجه نقد و نیم بقیه را اسناد قرضه دولتی بپردازد،\nمردم که از ثروت امریکا حکایاتی شنیده و اطمینان کلی بمنافع\nشرکت داشتند در خرید سهام بر یکدیگر سبقت گرفته حتی\nسرمایه داران خارجی مانند هلندی ها و المانها نیز مقداری\nخریداری کردند.\nمیدانی برای قمار بازان اسناد تجارتی باز شد بزودی\nقیمت ہر یک از سهام چهل برابر شده در ۱۷۱۹ م موقع\nتقسیم منافع چون افزایش قیمت منوط بحصول منافعی نبود\nپس از حساب ملاحظه شد که ہر صد لیره بیش از یک لیره"}
{"book": "adl0950", "page": 337, "text": "۳۲۶\n\nقیمت واقعی ندارد لہذا صاحبان سہام باہمان حرارتی\nکہ خریدار شدہ بودند دست بفروشش کشادہ، در نتیجہ شرکت\nدر انظار عامہ بی اعتبار شد، از طرفی بانک شاہی ہم است\nہمین تاثیر سوء شرکت واقع گردیدہ اساس آن متزلزل\nو مردم برای تبدیل اسکناسھای بانک بفلز مسکوک\nہجوم آوردند.\nبانک شاہی در مقابل سہ میلیارد اسکناسھای خود نیم\nمیلیارد بیشتر پول نقدہ نداشتہ باوجود کوششھای بسیار\nدر سنہ ۱۷۲۰ء ورشکست شدہ خود لاؤ ہم از فرانسہ فرار و عمر خود را\nدر ونیز بپایان میرساند.\nنتایج طریقہ لاو۔ با وجود اینکہ عملیات لا و منجر بورشکستگی کامل\nفرانسہ گردید لیکن نباید نتایج خوب آنرا انکار نمود. تا درجہ\nقروض دولتی پرداختہ شدہ علاوہ بران برای اولین دفعہ\nاسکناس در فرانسہ رواج یافتہ و از ہمہ مھمتر این است کہ\nتاسیس شرکتھای مختلفہ مردم را بہ صنعت و تجارت متوجہ ساختہ تھا"}
{"book": "adl0950", "page": 338, "text": "۳۲۷\nدر عالم اقتصاد پیدا میشود که حتی در زمان نیز نظیر نداشته است.\nاما متأسفانه طریقه لاو ضرر بزرگی به اخلاق و روحیه جامعه فرانوه\nوارد آورد. چون بسیاری اشخاص فقیر ی دیده شد که در\nنتیجه یک معامله با مساعدت اقبال صاحب ملیونها پول گردید\nمردم هیچوچه خود را مقید بکار کردن ننموده تحصیل تمول را تنها\nبکمک بخت و سر نوشت مربوط میدانستند بدینصورت بکلی\nعادت بکار کردن و زحمت کشیدن را ملت فرانسه گم کرده\nدر تمام جزئیات زندگانی و اخلاق رذیله قمار بازی را پیش گرفتند\nاز طرف دیگر تازه بدولت رسیدگان نیز شروع بخرجهای بیهوده\nکرده ثروت باد آورده را ببادلھو و لعب و عشرت خود میدادند تا پیوسته\nیک چنین رویه برای افساد اخلاق اجتماعی و شخصی تا چه حد مؤثر میباشد\nکبرلوئی پانزدهم ! نیابت سلطنت فلیپ در لبان\nهفت سال طول کشید پس از ان که سلطان بسن سیزده یار\nو قانوناً رشدیدشا شد بازهم دوک مزبور بعنوان صدر اعظم\nچندی متصدی امور مملکتی بود، امّابزودی در گذشته ولوئی پانزده"}
{"book": "adl0950", "page": 339, "text": "۳۲۸\n\nدوک دبوربن نواده پرنس کندکا را بصدر اعظمی اختیار\nمیکند.\nصدر اعظم جدید سه سال در فرانسه حکومت کرده\nو برای اینکه زود تر وارثی برای تاج و تخت پیدا شود:\nماری لکرنسکی دختر ستانیسلاس پادشاه مخلوع\nپولنی را بعقد ازدواج پادشاه فرانسه در می آورد.\nفلوری ۔ معلم و مامور تربیت لوئی پانزدهم پس از فوت\nدوک دبوربن بمقام صدارت میرسد شخصی فوق العاده\nآرام و مسالمت جوی بوده و تنها کسی است که لوئی اظهار\nاعتمادی به او میکرد. است با آنکه لوئی پانزدهم بتقلید\nجدش اراده خویش را در طرز سلطنت آتیه خود اظهاره\nمیگوید که در میخواهم شخصا سلطنت کنم ولی حقیقة حکومت\nفرانسه مدت هفده سال یعنی تا موقع مرگ بدست فلوری\nبوده است، این صدر اعظم شخصی درستکار و مسالمت\nطلب بوده میخواست طوری کار کند که تولید اشکالاتی\n\nبقیه در صفحه ۳۲۹ صدر اعظم های"}
{"book": "adl0950", "page": 340, "text": "۳۲۹\n\nبرای فرانسه نشود در مالیه مملکت نهایت صرفه جوئی را بنج\nبکمک اوی یکی از مخصصین مشهور این فن اصلاحات اساسی نمود\nتعادل بودجه که بعد از کلبر بکلی از دست رفته بود قرار و تا\nاندازه خرابیهای گذشته را ترمیم کرده در زمان صدارت فلوری\nبا اینکه فرانسه داخل سلسله جنگهایی مانند جنگهای وراثت پولونی\nگردید لیکن باز توانست که نفسی تازه کند .\nلوئی پانزدهم - فلوری بسن نود سالگی در ۱۷۴۳ م وفات میکند\nدر نیموقع ظن غالب این بود که پادشاه مستقیماً زمام مهام مملکت را\nبدست میگیرد، ملت نیز سلطان خود را بسیار دوست\nداشته، چنانکه وقتی اوازه کسالت او بیشتر شده و تمام\nمردم زن و مرد به کلیساها رفته و دعای صحت او را نمودند این\nاحساسات بروز میکند که لوئی معروف به لوئی محبوب میگردد.\nاما افسوس که این سلطان لیاقت این اظهار محبت و احساسات\nلطیفه را نداشته و واقعاً مردم در اشتباه بودند که از سن\nپنجسالگی در محیط فاسد درباریان متملق پرورش یافته و عقاید پا\n\nحاشیه ل ۱۷ م ۲۰ صدر اعظم خام"}
{"book": "adl0950", "page": 341, "text": "۳۳۰\n\nکبر و غرور گردیده بود، طبیعتۀ باهوش ولی تنبل و بی عاطفه و شریر\nو بے وجدان و اخلاقی موذی داشته است. و چون\nپادشاه در عصری در تمام ممالک اروپا حکمرنایان فوق العاده\nفردریک دوم در پروس، ماری ترژو ژرف دوم در اطریش و\nکاترین دوم در روسیه ظهور کرده بودند، معلوم است تا چه حد\nبرای فرانسه گران تمام میشود. عجیب این است که لوئی\nپانزده (۱۵) کاملا متوجه بحرانی وضعیات و باریکی موقع\nبوده، ولی خود پسندی او را مانع از کار شده و اختیارات را\nبکلی بوزرای خویش واگذار کرده بود. کینه شخصیۀ تیت\nهیئت وزرا را داشته و غالب اوقات را بشکار و گردش\nو مطالعه را پورتھای جاسوسان خصوصی خود و غیره مصروف\nمیداشت.\nاز سنه ۱۷۵۰ یکمرتبه ورق برگشت محبت ملتش مبدل به بغض و کینه\nنسبت با و شد حتی در هیجانی که در همین سال بروز کرد. مردم بیهوا\nبقصر سلطنتی ورسای هجوم آورده آنرا طعمه آتش نمایند ازین ببعد روز"}
{"book": "adl0950", "page": 342, "text": "۳۳۱\n\nبر نفرت و عداوت عمومی افزوده شده تا حدی که پادشاه جرأت ورود\nبپای تخت خود را نداشت .\nوضع حکومت لوئی پانزدهم – در عهد این پادشاه وضع حکومت\nداخلی تقریباً مانند سابق بوده : وزراء – مجالس شوری، حکام\nو غیره حکومت مینمودند، لوئی پانزدهم نیز میخواست مثل لوئی چهارده\nصاحب اختیار مطلق مملکت باشد و در مقابل اراده او هیچ نظر\nاظهار نگردد چنانکه روزی در پارلمان پاریس میگوید : «تاج و تخت سلطنت\nعطیه ایست الهی قوانین باید فقط از طرف خود ما وضع گردد و کسی را حق و\nیارای دخالت و شرکت در ان نیست» ولی متأسفانه این حق تقدس را\nنه برای منافع حقیقی مملکت بلکه برای اجرای هواء و هوس شخصی خود\nمیخواسته است .\nطرز زندگانی پادشاه و معشوقه بازیهای او و جشتهای متواتر\nدولتی مالیه را دچار عسرت کرده در صورتی که عایدات خالص مملکت\nبیش از یکصد و چهل میلیون نبود، نصف آن صرف مخارج درباری\nمیشد در عوض مخارج خمیه دولتی معطل و ماهها میگذشت که قشون و ادوات حکومت خمیه دولتی\nمیشد در عوض مخارج ضمیمه دولتی معطل و ماهها میگذشت که قشون و ادوات حکومتی\nحقوق\nنمی یافتند"}
{"book": "adl0950", "page": 343, "text": "خود را می گرفتند.\nپارلمانها پیش از پیش نغمهٔ مخالفت می‌سروده خصوصاً در حصهٔ مخالفت‌های\nپارلمانها صوت دیگری بخود گرفته بود سایر افراد ملت نیز با مجلس هم آواز و شریک بودند.\nپارلمانها تقاضا مراعات قوانین اصول جاریهٔ مملکتی را از پادشاه داشته میخواستند که\nنظارتی در اعمال دولتی داشته باشند در حالت که صورت دخل و خرج مملکت را پادشاه\nخواست چون جواب خوشایند ندید بیشتر شروع بمخالفت نمودند، لوئی پانزدهم در ابتدا مخالفین\nخود را طرد و تبعید نمود لیکن بعداً مجبور شد که ایشانرا باز احضار نماید.\nاز طرف دیگر مشاجرات فرق مختلفهٔ مذهبی نیز بر مقاصد مجتمعاً افزوده پارلمانها در عموم امور\nدخالت نموده در مدت شش سال هیچگانه جدید در فرانسه باشده بود، از نقطهٔ نظر سیاسی خارجی\nفرانسه خسارات بزرگی این سلطنت این پادشاه دیده بطوریکه در فصول آتیه خواهیم دید در پانزده سال\nسلطنت لوئی. در انشت اطریش و بالاخره جنگهای هفت ساله شده بود بعد از ان مستملکات آسیائی\nو امریکائی خود را از دست داده در اواخر سلطنت لوئی پانزده تاریخ در هشتم اول در سنہ ۱۷۶۸\nایالت کوین دور حصهٔ جزیرهٔ کورس بفرانسه ضمیمه دیده همین وقت در شهر آژاکسیو\nحاکم نشین جزیرهٔ ناپلیون بناپارت قدم بعرصهٔ وجود گذارده پهلو این تحسیر را\nدر فرانسه میگردد."}
{"book": "adl0950", "page": 344, "text": "۳۳۳\nفصل پانزدهم\nانگلستان در قرون هفدهم و هجدهم\nانقلابات ١٦٤٨ و ١٦٨٨\nدر زمان سلطنت خانواده استوارت تا ١٦٨٨ حکومت انگلیس\nبواسطه اشتغال بحوادث و انقلابات داخلی خود هیچگونه مداخله در\nامور بر اروپا نداشته است. از طرفی پادشاهان انگلیس قصد افزایش\nقدرت خود را تا حد سلطنت مطلقه داشته و از طرف دیگر ملت میخواست\nآزادی و حقوق خویش را محفوظ و بیش از پیش اقتدارات سلطنتی را\nمحدود سازد.\nاین منازعات از عهد سلطنت ژاک اول شروع و در زمان شارل اول\nمنجر به ظهور انقلاب ١٦٤٨ اعدام شارل و استقرار حکومت\nجمهوری گردید."}
{"book": "adl0950", "page": 345, "text": "٣٣٤\n\nکرمول رئیس جمهوری بزودی تمام اختیارات را خود غصب کرده\nحقیقةً میتوان گفت که طرز حکومت او با سلطنت مطلقه\nتفاوت چندانی نداشته است .\nمعایب و خرابیهای رژیم نظامی انگلیس ها را باز متوجه بحکومت\nسلطنتی گردانیده دو سال بعد از مرگ کرمول خانواده استوارت\nمجدداً تاج و تخت انگلستان را مالک شد لیکن چون این خانواده\nهنوز افکار فعال مایشائی را فراموش نکرده و نظریات و ارادهٔ خود را\nحاکم مطلق میدانستند دوامی نکرده بیست و پنج سال شارل دوم\nو سه سال ژاک دوم سلطنت نموده انقلاب ١٦٨٨ قطعاً خانوادهٔ\nاستوارت را منقرض ساخت .\nملت انگلیس گیوم در سانژ را پس از آنکه رسماً تعهد اجرا و احترام آزادی\nانگلیس را نمود بپادشاهی انتخاب کردند حال برویم بذکر مختصری\nاز جزئیات وقایع و حوادثی که بعد از اعدام شارل اول در انگلستان رخ داد.\nحکومت کرمول - پس از قتل شارل اول حکومت انگلیس بدست\nنظامیان افتاده و هیئت نظامی ریاست عالیه مملکت را بکرل\n\nتواریخ اروپا صفحه ٣٤ سراج"}
{"book": "adl0950", "page": 346, "text": "٣٣٥\nتفویض می نماید. مشار الیه از ١٦٥٣ تا پنج سال مستقلاً ریاست جمهور را داشته و از حیث قدرت و مطلق العنانی هیچ فرقی با سلاطین سابقه نداشت مکرر پارلمان های مخالف را منحل و بانفوذ قشون پارلمان دیگری تشکیل داده است. در ١٧٥٧ پارلمان تکلیف قبول تاج و تخت باو کرده کرمول این پیش نهاد را رد ولی راضی شد جانشین آتیه خویش را تعیین کند .\nکرمول در سیاست خارجی خدمات شایانی به انگلستان نمود در زمان او بندر دونکرک در اروپا و عده از جزائر انتیل جزو مستملکات انگلیس گردید . در راه قدرت و عظمت مملکت زحمات بسیاری کشیده و معروف است که میگفته «میخواهم انگلیس را بپایه از شکوه و جلال رسانم که رم قدیم نیز بآن پایه نرسیده باشد» شاید هم حقیقتاً این اظهارات او مخالف با نیات باطنش نبوده مدتها با مقتضیات آن دوره اجرای نظریات خویش از راه حکومت مطلقه و استبدادی سهل تر و مؤثرتر میدیده است. بهر حال کرمول ١٦٥٨ درگذشته و باراده او پسرش ریشار بدون معارضی رئیس جمهور میگردد."}
{"book": "adl0950", "page": 347, "text": "۳۳۶\nاین جوان ضعیف النفس که هیچ ارثی از رشادت و اخلاق پدر نبرده بود بعد\nاز هشت ماه مجبور بکناره گیری شده بعد از و یک سال حکومت\nانگلیس بلا تکلیف بوده تا اینکه پارلمانی سلطنت طلب تشکیل\nو با موافقت ژنرال مونک فرمانده کل قشون اکس شارل دوم را از\nهلند طلبیده تاج پادشاهی را باو تسلیم میکنند.\nشارل دوم- پسر شارل اول سی ساله بود که بسلطنت رسید پادشاهی زیرک\nو با هوش و کاردان بوده در جنگهای اکس رشادت و خون سردی\nفوق العاده بخرج داده لیکن با تمام این محسنات فطرتاً از کار کردن تنفر میخواست\nکه همیشه با ستراحت و عیش و عشرت بگذراند. مانند پدرش افکار مطلق العنان\nدر سر داشته ولی از آنجائیکه تبعید و بدبختیهای سابقه او را تا درجه تنبیه\nنموده بود اغلب شاید نه از روی عقیده بلکه برای مصلحت با پارلمان\nموافقت میکرد از خوشبختی شارل پارلمانی که در ۱۶۶۱ انتخاب میشود\nفوق العاده سلطنت طلب بوده و تقریباً در غالب نقاط با اراده پادشاه\nهمراهی کرده است. برای مخارج دربار تقریباً سی میلیون فرانک معین نموده\nولی چون برای عیاشی و هوس رانی شارل السبه تا این مبلغ کفایت"}
{"book": "adl0950", "page": 348, "text": "۳۳۷\n\nنمیگردد بخیال افتاد که از محل دیگری تهیه وجه کند برای انجام این مقصود بخیال افتاد\nکه اتحاد خود را بر علیه هلند در مقابل وجه نقدی بلوی چهاردهم پادشاه فرانسه قوی\nو خود نیز بمذهب کاتولیک ایمان آورده مروج آن مذهب در انگلستان باشد\nلهذا در ۱۲۷۰ معاهده دوور را امضار و مقررات فوق را متعهد میگردد\nدو سال بعد فرمانی برعلیه تعقیب کاتولیک ها صادر وحسب الوعده\nبدولت هلند اعلان جنگ میدهد در ضمن این احوال دوک دیرک\nبرادر پادشاه نیز بمذهب کاتولیک درآمده این پیش آمد و معاهدات خفا\nدوور ملت انگلیس را به هیجان آورده از بیم تجدید فجایع جنگهای\nمذهبی جداً شروع بمخالفت با کاتولیکها و قلع ماده فساد مینمایند\nچون شارل کار را سخت می بیند مجبوراً فرمان صادره را لغو می سازد.\nتسلیم پادشاه مخالفین را جری تر نموده تظاهرات برضد کاتولیک ها\nو بالأخره شخص پادشاه بجای میرسد که شارل در ۱۲۷۹\nپارلمان را منحل و پارلمان جدیدی دعوت میکند. این پارلمان در مخالفت\nاز پارلمان سابق پیشتر رفته بموجب حکمی که معروف بفرمان انتزاع\nاست رای میدهد که چون دوک دیرک کاتولیک است از حق سلطنت"}
{"book": "adl0950", "page": 349, "text": "۳۳۸\n\nمحروم خواهد بود.\nتوری و ویگ - پس از انتشار این فرمان مملکت انگلیس بدو دسته\nتقسیم شده دستهٔ نظر بحفظ و احترام اصول سلطنتی عقیده داشتند\nکه فرمان صادره برخلاف قانون و هیچ پارلمانی حق ندارد\nحق ولیعهد مشروع را از و سلب نماید. این دسته را رقبای ایشان\nبه توری یا دزدهای ایرلندی موسوم گردانیده بودند. جماعتی دیگر\nطرف دار فرمان انتزاع و چندان اهمیتی بحقوق و اصول سلطنتی نداده\nرای پارلمان را تقدیس میکردند توری ها مخالفین خویش و یک\nیا دزدهای اکسی نامیدند. این دو اسم هنوز در انگلستان باقی\nهواخواهان سلطنت را توری و هواخواهان حکومت ملی و پارلمان را\nویگ مینامند.\nچون دوک دیرک قبول مذهب کاتولیک را کرده بود موفقیت و یگ ها\nبنظر حتمی می آمد لیکن دسیسه و سوء قصدی که بعضی از ایشان نسبت\nبشخص پادشاه ترتیب و اجرا کردند عقیده عامه را از ایشان\nبرگردانیده متوجه مخالفین ایشان نمود شارل دوم هم موقع را غتنم"}
{"book": "adl0950", "page": 350, "text": "۳۳۹\nشمرده از ۱۲۸۳ نوعی قشون دائمی برای خود تشکیل و بموجب قرار داد\nسری با لوی چهار ده پول تهیه کرده پارلمان را منحل و تا موقع مرگ خود\n(فوریه ۱۲۸۵) مستبدانه در انگلستان حکومت نمود. دوک\nذیرک هم بدون هیچ اشکالی بنام ژاک دوم جای نشین او گردید.\nژاک دوم ـ ژاک دوم موقعی که بسلطنت میرسد ۵۲ سال داشت\nبا این سن اخلاق او جدی وطبیعته شجاع و راستکار وصادق\nبنظر می آمد . چون معتقد بمذهب کاتولیک بود میخواهد انگلیس را باین مذهب\nرجوع دهد لهذا فردای جلوس خود بدون توجه بضدیت افکار عمومی با یک\nشکوه وعظمت فوق العاده آداب و مراسم مذهب کاتولیک را\nدر در بار خود اجرا میکند. اتفاقاً این واقعه مصادف بانسخ فرمان نانت\nدر فرانسه بوده ملت انگلیس را به هراس انداخته مصمم بمخالفت\nبا سیاست مذهبی پادشاه خود می نماید .\nدرینموقع دوک دُمون موت پسر حرام زاده شارل دوم مرکز فساد\nشده شروع بتحریکاتی بر علیه پادشاه میکند ژاک هم ازین پیش آمد\nاستفاده عده قشون دائمی افزوده دوک مزبور را دستگیر\n\nتواریخ اروپا صفحه ۲۴۰ ضمیمه سراج"}
{"book": "adl0950", "page": 351, "text": "٣٤٠\nو به قتل میرساند.\nپس ازان برای تکمیل نقشه خویش نماینده بدر بار پاپ فرستاده سفیر او را\nدر انگلستان می پذیرد.\nالبته این اقدامات بیشتر موجب تحریک پروتستانهای انگلیس شده\nاما چون پادشاه را پیر میدیدند . و دختر او ماری عیال\nگیوم دنا نز پروتستان و وارث تاج شاهی بود لهذا چندان اهمیتی\nنداده یقین داشتند که بزودی ورق برگشته و حکومت منظوراً ایشان\nمستقر میگردد. ولی در ۱۶۸۸ اتفاقاً ژاک دوم از عیال دوم خویش\nپسری پیدا کرده بدین طریق جای نشینی ماری محل تردید واقع شد.\nلهذا تمام اعیان انگلیس خواه توری و خواه و یک متزلزل شده\nحتی به گیوم در انژ برای حفظ منافع پروتستان تکلیف مداخله میکنند.\nاما پادشاه در غرور خود مستغرق بوده اعتنائی باین عملیات نمی نماید\nوقتی بخود می آید که گیوم درانژ با چهارده هزار قشون وارد خاک انگلیس شده\nدر ۲۷ نوامبر ۱۶۸۸ داخل شهر لندن میگردد ژاک حتی فرصت جنگ\nو دفاع نیز پیدا نکرده از پای تخت فرار نموده بین راه گرفتار عدم میگردان"}
{"book": "adl0950", "page": 352, "text": "٣٤١\nشده خود را از ایشان مستخلص و بفرانسه پناه می برد.\nفرار ژاک دوم وقوع انقلاب را بسیار سهل میسازد پارلمان\nانگلیس خود را دیگر قوی دیده اظهار میکند که فرار پادشاه علامت\nاستعفای ضمنی او و تخت سلطنت بلا صاحب مانده است.\nدسته عقیده داشتند که سلطنت به ماری عیال گیوم درانژ\nواگذار و شوهر او نایب السلطنه مشارٌ الیها باشد ولی گیوم\nکه این تکلیف را مخالف با نظریات و خیالات جاه طلبانه خود\nمیدید آنرا رد نموده نمایندگان پارلمان نیز گیوم را بمقام سلطنت\nو ماری را بعنوان ملکه انتخاب کردند .\nفرمان حقوق ملی ـ ملت انگلیس برای اینکه خبط گذشته را\nتجدید نکرده باشد گیوم درانژ را مانند شارل دوم بدون قیود و شرایطی نی\nپذیرد تجربه از گذشته گرفته و ازین تغییر سلطنت برای حقوق عمومی\nاستفاده می نمایند بدین تفصیل که بوسیله فرمان حقوق ملی\nبعضی از حقوق عمومی ملی انگلیس را که در فرمان کبیر تصدیق شده بود\nتا مختصر تکمیلی به تصدیق و امضای پادشاه جدید خود میرسانند -"}
{"book": "adl0950", "page": 353, "text": "٣٤٢\nدر فرمان مزبور مقدمه عملیات خلاف شراکت دوم ذکر گردیده تصمیت ضمنی\nدر عدم ارتکاب آنها از گیوم گرفته شد سپس اصول ذیل صریحاً\nتعهد گردیده می شود:\nپادشاه نمی تواند اجرای قوانین را بتأخیر انداخته بدون تصویب\nپارلمان مالیات گرفته و قشون دائمی در موقع صلح نگاهدارد انتخابات\nو مذاکرات مجلس باید کاملاً آزاد باشد هر کسی بتواند آزادانه\nبدون هیچ ترس و بیمی عرایض خود را تقدیم مقام سلطنت نماید.\nعدالت و قضاوت فارغ از آلایش گردیده از روی انصاف\nبعمل آید و بالآخره اجرای مراسم پروتستان آزاد بشود .\nدر سیزدهم ماه فوریه ١٦٨٩ فرمان مزبور رسماً برای گیوم و ماری\nدر پارلمان قرائت گردیده و سلطان از جانب خویش و وکالتاً\nاز طرف عیالش مقررات آنرا پذیرفته و در حفظ و رعایت اصول\nمندرجه آن تعهد نمود بعد از امضای فرمان در همان جلسه گیوم\nدر اثر باسم گیوم سوم و ماری بنام ماری دوم پادشاه\nو ملکه انگلستان اعلان شدند .\n\nگیوم سوم و ماری ملکه انگلستان شدند"}
{"book": "adl0950", "page": 354, "text": "٣٤٣\n\nمشخصات ونتایج انقلاب ١٦٨٨ - انقلاب ١٦٨٨\nبدون اینکه قطره خونی ریخته شود گذشته و مبارزهٔ یکصد ساله که\nبین سلاطین انگلیس برای حفظ حقوق مطلقه و اتلتی خویش ملت انگلیس\nکه میخواست تقدیرات خود را بوسیله نمایندگانش اداره نماید\nدوام داشت خاتمه داد با این انقلاب حاکمیت ملی در انگلستان\nثابت و مستقر گردیده و بمشاجرات سیاسی خاتمه داده میشود\nهمچنین با اعلان آزادی مذهب مناقشات مذهبی را هم تمام کرده\nلیکن باید گفت که این آزادی تنها برای شعب مختلفه پروتستان\nبوده و کاتولیک ها ازان بهره نداشتند بهرحال صلح داخلی\nچه راجع بموضوعات سیاسی و چه راجع بموضوعات مذهبی در\nسراسر انگلستان حکم فرما گردیده نتایج مهم ازان در سیاست خارجی انگلیس\nبدست آمد - انگلستان توانست که نظر خویش را بخارج از سرحدات\nخود معطوف و مقام رفیعی که در اواخر قرن شانزدهم در سیاست\nاروپائی دارا بود در اواخر قرن هفدهم حائز شود. از ١٦٨٨ تا ١٧٠٢\nتحت فرمانروائی گیوم سوم مرکز ورئیسی تمام اتحادیه ها برعلیه فرانسه بوده"}
{"book": "adl0950", "page": 355, "text": "٣٤٤\n\nو در عهدنامه او ترخت حقیقتاً حاکم و حکم امور اروپائی گردید .\nاتحاد انگلیس و اکس - در زمان سلطنت آن ملکه انگلیس جانشین\nگیوم سوم و ماری دوم وحدت ارضی جزیرتکیل شده و بصورت فعلی در آمد.\nیعنی دو مملکت انگلیس و اکس با یکدیگر متحد و منضم شدند .\nهر چند از مدت زمانی انگلیس و اکس اتحاد شخصی داشته پادشاها انگلیس\nدر عین حال پادشاه اکس نیز شناخته می شد ولی در ١٧٠٧\nاین اتحاد شخصی مبدل باتحاد حقیقی دو ملت شده بجای دو پارلمان\nیک پارلمان داشته نمایندگان اکس پهلو به پهلوی نمایندگان\nانگلیس در مجلس می نشستند این تاریخ ابتدای تاسیس مملکت طانی کبیر\nشمرده میشود .\n\nII\n\nانگلستان در قرن هجدهم\nقرن هجدهم برجسته ترین قرون تاریخ انگلیس است از سه حیث\nاین مملکت در مدت قرن مزبوره ترقیات محسوس نموده .\n١- سیاست خارجی - درین قرن انگلیس با دو عنصر مهم امپراطوری خویش"}
{"book": "adl0950", "page": 356, "text": "٣٤٥\n\nیعنی هند و کانادا را بدست آوردند .\n٢- سیاست داخله- طرز حکومت پارلمانی یعنی حکومت ملت\nبوسیله نمایندگان خود مستقر میگردد. بدیهی است که استقرار این طرز\nحکومت نتیجه حتمی و مستقیم انقلاب ١۶٨٨ است که حاکمیت ملی\nپیشرفت نموده و سلسله جدید که عبارت از سلسله هانور\nباشد بسلطنت رسید .\n٣- بالاخره درین قرن جنبش صنعتی انگلیس شروع و تا بجائی رسید که در\nقرن نوزدهم اولین دولت اقتصادی عالم گردید .\nجلوس خانواده هانور- پس از آنکه در سنه ١٧٩٥ ماری دوم\nوفات میکند چون گیوم سوم نیز وارث مستقیمی برای تاج و تخت باقی نگذاشته\nبود پارلمان بوسیله فرمانی مسئله را باینصورت حل می نماید که مرگ\nگیوم سوم سلطنت انگلیس باید به خواهر عیالش دختر ژاک دوم برسد\nاگر مشار الیها وارثی نداشته باشد سفی دهانور شاهزاده خانم\nالمانی و نواده ژاک اوّل صاحب تاج سلطنت گردیده و درصورتیکه\nاین شاهزاده خانم نیز نتواند بمقام سلطنت برسد از اولاد او انتخاب شود"}
{"book": "adl0950", "page": 357, "text": "٣٤٢\n\nاین نظر موافق پارلمان نسبت به شاهزاده خانم آلمانی و اولادش فقط ازین نقطه نظر بود که مشار الیها پروتستان و با این انتخاب بهر روز اغتشاشات و زحماتی نمیرفت و بهمین ملاحظه بود که ژاک سوم برادران خود را که بلکه پیرو مذهب کاتولیک بود از حق سلطنت محروم ساختند .\nبا وجود تصمیم و رای پارلمان پس از معاهده اوترخت (آنن) با موافقت بعضی از وزرای خویش بخیال افتاد که جای نشین خود را به برادرش ژاک سوم واگذار نماید و مقدمات نقشه خود را نیز فراهم ساخته بود لیکن اجل مهلتش نداده در ١٧١٤ در گذشت . لهذا بر طبق تصمیم پارلمانی ١٧٠١ منتخب هانور بپسر صوفی هانور بنام ژرژ اول بسلطنت انگلستان انتخاب میگردد .\nدر اکس تظاهرات و هیجاناتی بر له ژاک شده اما بمقصود نرسید سی سال بعد زمانی که انگلستان سرگرم جنگ های وراثت اطریش بود شارل ادوارد پسر ژاک سر بلند کرده قشون اکس شکست سختی خورده یکباره بدعاوی خانواده استوارت خاتمه داده شد (١٧٤٥) پادشاه سلسله جدید سلطنتی انگلیس تمام عنوان سلطنتی خود را ژرژ قرار داد"}
{"book": "adl0950", "page": 358, "text": "تاریخ اروپا حصه دوم\n٣٤٧\nتا ۱۸۲۰ سه ژرژ در انگلستان پادشاهی کرده است .\nژرژ اول در سن ٥٤ سالگی بسلطنت رسیده از هر حیث یک آلمانی\nخالص بود کلمۀ از زبان انگلیسی نمیدانسته با وزرای خود بزبان لاتینی\nمذاکره میکرد این پادشاه از ۱۷۱٤ تا ۱۷۲۷ سلطنت کرده است .\nژرژ دوم (۱۷۲۷ - ۱۷۶۰) انگلیسی را میفهمید لیکن تکلم نمی نمود .\nهر دو این پادشاهان در عین داشتن مقام سلطنت انگلستانی\nرتبه منتخبی خویش را نیز محفوظ داشته و شاید بیشتر بآن اظهار علاقه مینمودند\nبگفته پلت وزیر مشهور ژرژ دوم انگلیس برای ایشان بمنزله ضمیمه و قسمت ملحقه\nبسلطنت بوده است. همچنین چون زبان انگلیسی را نمیدانسته و یا اینکه\nباطناً کمتر علاقه بامور مربوطه انگلستان داشتند جلسات هیئت وزراء را\nخود ریاست نکرده زمام مهام مملکت را بدست وزرای خویش داده بودند.\nاز همین سی و شش سال سلطنت این دو پادشاه و خودداری\nاز ادارۀ امور مملکتی اصلی از انگلیس بوجود آمده و هنوز باقی است\nو آن عبارت ازین است که پادشاه سلطنت میکند ولی حکومت نمی نماید.\nاحزاب :- نتیجه مسلم عدم مداخله پادشاه در امور مملکتی این است که حکومت باید"}
{"book": "adl0950", "page": 359, "text": "٣٤٨\nبدست احزاب اداره شود یعنی روسای احزابی که در پارلمان اکثریت\nدارند بریاست وزراء انتخاب کردند\nبطوریکه دیدیم در زمان ژاک دوم دو حزب معتبر در انگلستان\nتشکیل یافت یکی و یک و دیگری توری\nحزب و یک که انقلاب ١٦٨٨ را نموده و گیوم در اثر را بسلطنت\nرسانید مرکب از خانواده های معتبر اشرافی و سرمایه داران بزرگ\nو بالآخره تمام اشخاصیکه مخالفت با مذهب کاتولیک داشتند\nبوده اند. این حزب نظر بحفظ منافع شخصی خویش در توسعه صنعت\nو تجارت کار کرده و چون لازمه پیشرفت این منظور امنیت داخلی است\nحتی الامکان در مقابل هوا و هوس شخصی پادشاه مقاومت نموده\nو ساعی بودند که اقتدارات سلاطین را محدود و حاکمیت ملی را پرورش دهند\nحزب توری بیشتر مرکب از ملاکین بوده هوا خواه اقتدار سلطنتی و میخوا\nکه دخالت پادشاه در امور حکومتی زیاد شود قاعده باید سلاطین\nطرفدار حزب توری بوده و ایشان را اتکاء خویش قرار دهند\nلیکن چون بعضی از ایشان متهم بمرادده مخفی با استوارت پاشده بودند"}
{"book": "adl0950", "page": 360, "text": "٣٤٩\n\nقدری طرف سوء ظن سلاطین خانواده هانور واقع گردیده دو یک هارا\nبکارها نگماشتند.\nکابینه های ویگ. والپول ـ ویگ ها از ١٧١٤ تا ١٧٦٠\nیعنی تقریباً نیم قرن مصدر امور حکومتی بوده تا جلوس ژرژسوم\nدر حکومت باقی بودند. بهترین وزرای این حزب را یکی دبر والپول\nدیگری ویلیام پیت باید دانست دبر والپول (١٧٢١-١٧٤٢)\nبیست و یکسال صدارت کرده چون شخصاً ملاک و سرمایه دار معتبری بود\nلهذا سیاست خویش را تزئید ثروت و تمول عمومی قرار داده و برای\nنیل باین مقصود سیاست مسالمت کارانه در خارج اتخاذ کرده بود.\nوالپول در ترقی صنعت انگلیس مساعی جمیله بکار برده شهرهای معتبر صنعتی\nامروزه مانند پرسیول ـ لیورپول ـ مانچستر و بیرمنگام\nدر عهد او شروع ترقی نموده است لیکن چون غالب نظریات\nخویش را در پارلمان بوسیله رشوه میخواست از پیش ببرد روحیه\nو اخلاق مردم را بکلی فاسد گردانیده بود. و همان بحران اخلاقی که\nدر زمان نیابت سلطنت درلیان در فرانسه وجود داشت"}
{"book": "adl0950", "page": 361, "text": "٣٥٠\nدر اواخر حکومت والپول نیز در انگلیس مشاهده می شد. مردم\nبامور عمومی بے قید گردیده حسیات وطن پرستی از بین رفته و همین\nوضعیات باعث شد که دسته بعنوان وطن خواهان تشکیل\nشده و دست والپول را از کار کوتاه گردانیدند .\nویلیام پیټ - در عین شدت این بدبختی ها ١٧٥٧ بمنصب ریاست\nوزراء رسیده دیگر همت به جستجوی چاره برای مرض انگلستان\nمی بندد این مرد سیاسی در سن ٢۶ سالگی در پارلمان وکیل بوده\nفوق العاده صالح و پاکدامن و همیشه عملیات والپول را تنقید میکرد.\nفصاحت او بزودی محبوب القلوب عامه اش گردانیده\nمخصوصاً وطن پرستییش توجه ملت انگلیس را با و جلب می نماید.\nاین وزیر زبر دست تنها طالب فتح علیه وطن خود نبوده بلکه میخواست\nرقباء و دشمنان آن خصوصاً فرانسه نیست و نابود شود. غرور او کمتر\nاز وطن پرستیش نبود این جمله از و معروف است که گفته\n«میدانم من قادر به نجات مملکتی هستم و این کار جز از من از دست دیگری\nساخته نیست» بهر حال پیټ بزودی توانست که اخلاق فاسده"}
{"book": "adl0950", "page": 362, "text": "٣٥١\nو متزلزل انگلیس را دوباره اصلاح و ایشان را متوجه منافع ملی\nو مملکتی خود گرداند\nروزی در پارلمان میگوید « ملتی شوید و هر چیز را غیر از منافع عمومی داشتی نمائید »\nحقیقتةً انگلیس ها نیز این کلام پیشوای خود را شنیده و پس از چهار سال\nکه ویلیام پیت از کار کناره گیری میکند انگلستان کانادا و هند\nبلکه تقریباً تمام مستملکات فرانسه را تصاحب کرده بود .\nژرژ سوم ـ یک سال قبل از استعفای پیت ژرژ سوم بتخت سلطنت\nانگلیس نشسته بود این پادشاه نواده ژرژ دوم در انگلستان تولد یافته\nو با خلاق انگلیسی تربیت شده بود . مادرش همیشه با و نصیحت میکرد که\nباید سلطان حقیقی باشد ژرژ هم پس از نیل بمقام سلطنت میخواهد پیروی پند مادر خود را نماید\nبدیهی است فقط حزب توری با این رویه موافقت داشتند لیکن پس\nاز ده سال توانست چنین کا بینه که مطیع فرمان و آله دستش تشکیل\nکنند . این هیئت وزراء که ریاست آنرا لرد نورت داشت دوازده\nسال دوام میکنند . ( ١٧٧٠ - ١٧٨٢ )\nنتیجه این سیاست شخصی و حکومت توریها در خارج این شد که بهترین"}
{"book": "adl0950", "page": 363, "text": "٣٥٢\n\nمستملکات آمریکای شمالی انگلیس باتکاء ومک فرانسه از دست\nرفته ممالک متحده آمریکای شمالی (اتاژونی) تاسیس یافت\nو در داخل توسعه جرائد برای مقاومت در مقابل نظریات و خیالات\nمطلقه پادشاه و تنقید اعمال وزرای او گردید .\nجرائد مزبوره سیاسی غالباً هفتگی نشر گردیده و بعضی از آنها مانند\nروزنامه مشهور تایمپر هنوز باقی است .\nاهمیت این جرائد وقتی زیاد می شود که اجازه طبع و انتشار مذاکرات\nپارلمان را تحصیل و ملت انگلیس را روز بروز از واقعات تصمیمات حکومتی\nمطلع گردانیده و نظارت ملی را در اعمال دولت و پارلمان تکمیل می نماید.\nاز دست رفتن مستعمره آمریکا بزودی موجب سقوط کابینه نورت گردیده\nژرژ سوم پیت دوم پسر ویلیام پیت را برای تشکیل کابینه میخواند. مشارالیه\nمدت بیست سال صدارت کرده در عین حال طرف اعتماد سلطان\nو ملت بوده بدین جهته توانست با نهایت قدرت مهام امور داخلی\nو تصفیه و جداً برعلیه انقلاب کبیر فرانسه اقدام نماید .\nوضع حکومت انگلیس ــ در قرن هژدهمان نیکه هیچ تغییری در حقن"}
{"book": "adl0950", "page": 364, "text": "٣٥٣\n\nشارت کبیر زمان شارل ساده (١٢١٥) یا عریضه حقوق زمان\nشارل اول (١٦٢٨) و یا فرمان حقوق ١٦٨٨ داده شود بواسطهٔ\nعادت و سابقه حکومت مملکت بین پادشاه و وزراء و پارلمان تقسیم\nشده بود. پادشاه وزرای خود و عمال مهمه مملکتی را انتخاب و انتصاب صاحب\nمنصبان و مستخدمین جزء را بنظر وزراء واگذار گردانید. پادشاه\nاحکام و فرامین پارلمان را تصدیق و جمله «پادشاه میخواهد» چیزیست\nکه از ان دوره هنوز در انگلستان بیادگار می باشد.\nبا وجود اینکه پادشاه حق داشت از دستخط قوانین خودداری\nو اجرای آنرا تعویق اندازد لیکن از ١٧٠٧ عادت و سابقه چنین مقرر\nداشته که عملاً هیچ پادشاهی حق عدم امضای قوانین را ندارد.\nدر انگلستان پادشاه را غیر قابل ارتکاب خطایا میدانستند و اگر خطی\nمیرفت آنرا از وزرای او میدانستند بدینطریق شخص سلطان مصون\nبوده و در نتیجه هیچگونه مسئولیتی نداشت.\nوزرای انگلیس از بین نمایندگان پارلمان انتخاب نمی شدند زیر آنها\nنمایندگان حق حضور در جلسات را داشته و برای رأی با قیاسات یا"}
{"book": "adl0950", "page": 365, "text": "٣٥٤\nو قوانین حضور ایشان ضروری بود. با اینصورت طبعی است\nاز حزب اکثریت انتخاب گردیده هیئت وزار یا کابینه تشکیل میدادند\nژرژ اول و دوم چون بطوریکه میدانیم هرگز در شورای وزراء حاضر نمی شدند\nسابقه برین قرار گرفت که هیئت بدون حضور پادشاه اجلاس نماید\nمنتهی رئیس الوزرا تصمیمات متخذه بعرض میرسانید. درزی انگلیس\nمسئولیت اشتراکی داشتند یعنی هر یک مسئول اعمال همقطاران دیگر\nخویش بودند. وزرا اممکن بود مورد استیضاح پارلمان واقع گردیده\nو در مجلس اعیان محاکمه شوند. در مقابل وزرا نیز حق انحلال پارلمان را\nداشته و در صورتیکه وکلای جدید هم مخالف با نظریات ایشان\nبودند مجبور باستعفای شدند\nاین طرز حکومت را که در فوق ذکر کردیم همان است که امروزه تحت اسم دارم\nحکومت پارلمانی نام برده میشود .\nپارلمان انگلیس در قصر و ست مینستو واقعه در شهر لندن انتقاد میافت\nمذاکرات مجلس که ابتدا مخفی بود بعد ها علنی میگردد. چرا که میدانیم پارلمان\nاز مجلس مبعوثان مجلس اعیان مرکب بوده اعضای مجلس اعیان از نجباند"}
{"book": "adl0950", "page": 366, "text": "٣٥٥\n\nپادشاه انتخاب و شغل ایشان ارثی بود نمایندگان مجلس مبعوثان را ملت انتخاب\nکرده لیکن بصورتی بسیار محدود- پیست در ۱۷۸۵ اصلاح آنرا پیش نهاد کنید\nاما در آن موقع طرف توجه واقع نشده تا در ۱۸۳۲ باندازه انجام میگردد .\nبا وجود اینکه ترتیب انتخابات انگلیس محدود و بالاخره ناقص بود ولی باید\nگفت که قرن ۱۸ دولت انگلیس تنها دولتی بوده که از روی اصول حکومت ملی اداره\nمیشده- نمایندگان ملت واضع قانون بوده مردم در اداره امور مملکتی شرکت داشتند\nو قانونی جان و مال ایشان را زیر لوای حمایت خود میگرفت\nاین طرز حکومت اثرات زیادی در ترقیات مادی انگلستان نمودند\nو از سال ۱۷۶۰ مقدمات ترقی اقتصادی این مملکت را برای قرن\nمعاصر تهیه کرد. همچنین جمعیت مملکت متدرجاً زیاد شده از ۱۷۰۰ تا ۱۸۰۰\nتقریباً سکنه آن دو برابر گردیده. علاوه برینها کشف و درک طرز استعمال\nزغال سنگ جنبش سختی به اقتصاد انگلیس داده ماشین چندی برای\nپارچه بافی اختراع و وات ماشین بخار را تکمیل نمود بهر حال تمام مقتضیات\nفوق الذکر قوه تولیدی انگلیس را تا بحدی افزود که آنرا اولین ملت صنعتی\nو اقتصادی عالم گردانید.\n\nبقیه اروپا ص ۳۶۲ نمره ۲ سال ۳"}
{"book": "adl0950", "page": 367, "text": "۳۵۷\n\nفصل شانزدهم\nتشکیل دولت پروس و احوال داخلی آن در قرن ۱۷ و ۱۸\nفردریک دوم\n\nدر قرن هیجدهم دو تغییر عمده در نقشه سیاسی اروپا پیدا شد.\nاولاً دو دولت سوئد و پولونی که در قرون سابقه اهمیت بسیاری داشتند\nاولی مقام خویش را از دست داده تنزل نمود و حیوة سیاسی\nدومی بکلی محو و معدوم میشود ثانیاً دو دولت جوان پروس و روس\nعرض اندام نموده وصفحات تاریخ مشعشعی را باز میکنند.\nتشکیل دولت پروس نتیجه زحمات مجدانه خانواده هوهانزولرن\nو روح نظامی ملت پروس است این خانواده مانند کاپتین ها\nدر فرانسه تمام هم خویش را مصروف به اجتماع و اتحاد قطعات مختلفه آلمان\nخصوصاً دو شه کلو - الکترای براند بورك و دو شه پروس"}
{"book": "adl0950", "page": 368, "text": "٣٥٧\nنموده و در وصول منظور خود از هیچ نوع فعالیتی خودداری\nنکرده اند .\nاولین قدم تحقیق این نقشه را در قرن هفدهم فردریک گیوم\nملقب به منتخب کبیر (١٦٤٤ - ١٦٨٨) برداشته در قرن هیجدهم\nفردریک گیوم اوّل (١٧١٣ - ١٧٤٠) و فردریک دوّم\n(١٧٤٠ - ١٧٨٦) آنرا تعقیب و بالآخره در ١٨٦٦ موفق\nبانجام آن میگردند .\nمخصوصاً فردریک دوّم که بین خود آلمان ها به نادره عصر معروف است\nسیلزی و پولنی را فتح و مملکت پروس در ردیف ممالک\nدرجه اوّل قرار میدهد قشون عامل عمده این موفقیت و جنگ راه\nوصول به آن بوده است .\nفردریک گیوم ملقب به منتخب کبیر - فردریک گیوم معاصر\nلوئی چهاردهم و اوّلین کارگر قدرت پروسس می باشد. این پادشاه\nبهر کاری در مملکت خود دست زده و تمام اقداماتش مفید بوده اند\nو بهمین جهت به منتخب کبیر ملقب گردیده است وحدت اداری مملکت را تکمیل"}
{"book": "adl0950", "page": 369, "text": "٣٥٨\n\nو از شدت فعالیت تمام ممالک مختلفه اش را تحت اداره واحد\nدر آورده بآنها فهمانید که همگی اعضای یک جسدند برای نگاهداری قشون\nدائم مالیات دائمی را وضع و وصول نمود. در صورتیکه موقع مرگ پدرش\nبیش از ٢٣٠ سر باز نداشته برای جای نشین خود بیست و چهار هزار قشون\nباقی گذارد. در آبادی اراضی مملکت و تکثیر جمعیت بوسائل مختلفه\nکوشیده مهاجرین خارجی را با اعطای امتیازات مخصوصه\nدر نقاط ویران مملکت جای داده ایشان را تشویق و بدینطریق آبادی\nبسیاری کرده است. تبعید شدگان هر مملکتی را در آلمان پذیرفته براند\nبورگ را پناه گاهی برای ایشان قرار داده بود. بعد از نسخ فرمان نانت\nتقریباً بیست هزار فراری فرانسه وارد برلن شده و همین مهاجرت موجب\nترقیات صنعتی این شهر میگردد.\nبالآخره بواسطه سیاست مزورانه که بین پولنی و سوئد برای خود اختیار میکند\nپروس را از تحت الحمایگی پولنی خارج و خود دارای لقب حکمران پروس\nمیشود. ازین ببعد هوهنزا نرولون ها در قسمتی از متصرفات خانواده\nخود مستقل گردیده و بجانب ترقی و تعالی پیش میروند.\n\nتاریخ اروپا سه حباب الف صفحه ٢٠٢ نگاشته"}
{"book": "adl0950", "page": 370, "text": "٣٥٩\n\nفردریک اول ـ پسر فردریک گیوم در تکمیل پروگرام خانوادگی سعی\nجمیله نموده از همه مهم‌تراین است که برای خویش عنوان سلطنت تحصیل\nو به مملکت خود حیثیت رسمی پادشاهی میدهد.\nجنگ های وراثت اسپانی در شرف شروع ولئوپلد امپراطور\nبرای مبارزه با لوئی چهارده محتاج بداشتن پول و متحدین قوی بود.\nفردریک پول و قشون برای امپراطور تهیه و درعوض تقاضای اجازهٔ\nاختیار عنوان پادشاهی پروس را آلمان می نماید. امپراطور باین\nمطلب رضایت داده وفردریک را ژانويه ١٧٠١ در شهر کنیگس برگ\nجشن باشکوهی گرفته بدست خود تاج سلطنت را بسر میگذارد.\nدر ١٧١٣ موقع انعقاد عهدنامه اوترخت دول معظمهٔ اروپائی رسماً مملکت\nشاهی جدید را شناخته و با آنکه خانوادهٔ هوهانزلرن برای\nپای تخت خود مرکز ایالت براندبورگ یعنی شهر برلن را انتخاب کرده بودند\nباز هم مملکت ایشان معروف به مملکت شاهی پروس گردید :\nفردریک گیوم اول ـ کمی قبل از امضای عهدنامهٔ اوترخت\nفردریک اول در گذشته پسرش فردریک گیوم اول جانشین او"}
{"book": "adl0950", "page": 371, "text": "۳۶۰\n\nبجای او به‌تخت پادشاهی نشست. این پادشاه که نمونه کامل هوهنزولرن\nماست روحی نظامی داشته نسبت بزیر دستان وحتی بخود سخت\nبوده است طرز حکومتش مطلقه به هیچ وجه راضی نمی‌شد که کسی در اداره مملکتی\nمداخله و یا در مقابل اوامر او استدلال مخالفت نماید. ولی باید\nگفت که ازین فکر و روش مطلقه هرگز سوء استفاده ننموده و تمام\nهمّ خویش صرف خدمت ملک و تربیت ملتش گردانیده است.\nکار و زحمت را جزو وظایف اولیه خود میدانسته و میخواست که عمال\nحکومتی رویه او را تعقیب نمایند. امور مالیاتی را بیش از پیش منتظم\nو در افزایش جمعیت اقداماتی مؤثر نموده در عهد فردریک گیوم پانزده شهر\nو سه صد و سی و دو قریه در پروس احداث شده است.\nکارخانجات مختلفه خصوصاً ماهوت بافی در پروس دائر عایدات\nمملکتی را زیاد کرده و مقدار معتنابهی پس انداز داشت تا تئاترکاً\nاین پادشاه را تأسیس قشون پروس باید شمرد.\nقشون پروس - فردریک گیوم اوّل عظمت ملی پروس را\nدر سایه قشون میدانست بدین جهت میخواست سپاهی کامل و قوی"}
{"book": "adl0950", "page": 372, "text": "۳۶۱\n\nداشته باشد. در دستوری که برای تربیت فرزندش میدهد\nمیگوید که باید سرباز قابلی شود باید در قلب و مغز او نقش نمود\nکه تمام افتخارات دنیا در نوک شمشیر است. در صورتیکه مملکت پروس\nبیش از دو میلیون و نیم جمعیت نداشت متدرجاً هشتاد و سه هزار\nقشون منظم ترتیب داد. ابتدا بصورت سربازگیری و قشون داوطلب\nدر داخل و خارج مملکت شروع کرده چون دید که افراد اجنبی خیلی\nگران تمام شده تا اندازه با نظریات عالیه او نیز موافقت نمیکرد لهذا\nفرمانی صادر و اعلان کرد که تمام افراد مملکت برای سپاهی گری خلق\nشده اند. معلوم است این فکر که امروزه اساس تشکیلات قشون\nملی ممالک متمدنه عالم است در قرن هیجدهم تا چه اندازه بدیع\nو تازه بوده مملکت را بولایاتی تقسیم و هر ولایتی را مامور تدارک\nیک رژیمان گردانید. قشون فردریک گیوم اول جنبه اشرافی\nداشته صاحب منصبان از طبقه نجبا و ممکن نبود یک سرباز\nهر چه لایق باشد بدرجه صاحب منصبی برسد. ولی\nدر عین حال صاحب منصبان لایق و کاردانی انتخاب میکرد."}
{"book": "adl0950", "page": 373, "text": "٣٦٢\n\nبرای تربیت ایشان مدارسی مخصوصهٔ نظام دائر ساخت تا در آنجا\nفنون نظامی فراگرفته تکمیل نمایند.\nباندازهٔ در عملیات مشق های نظامی افراط و شدت می نمود که حقیقةً قشون\nپروسس مانند ماشین جاندار بلا اراده بوده است غیر از تربیت افراد\nاین پادشاه در فنون حربی و حرکت قشون و غیره نیز خدمات\nشایانی کرده بطوریکه از تمام قشون اروپا ازین حیث برتری داشته\nو تفوق کامل آن در اواسط قرن هجدهم آشکار و ثابت گردید.\nاین سپاه را که در مدت سی سال تشکیل کرد بی نهایت دوست\nداشته هیچوقت آزا در معرض مخاطرات جدی قرار نداد همین قدر\nپایهٔ عظمت پروسس را نهاده و بنای آنرا برای پسرش فردریک دوم\nباقی گذاشت.\nجوانی فردریک دوم - فردریک دوم چهل و دو سال\nسلطنت کرده درین مدت وجود او باعث تغییرات\nمهمّه در صفحهٔ اروپا گردید\nطفولیت و جوانی این پادشاه بسختی گذشته زیرا اخلاق و ذوق تمایلات"}
{"book": "adl0950", "page": 374, "text": "۳۷۳\n\nاو را پدرش دوست نداشته و با افکار او موافق نبوده است فردریک دوم\nطبیعتاً مایل به ادبیات و علوم و فلسفه بوده شهوت نظامی نداشته\nبهمین جهته پدرش او را با نظر حقارت میدیده و مکرر گفته است که زحمات\nاجداد را این پسر بباد خواهد داد. خشونت پدر بحدی رسید که فردریک دوم در سن هیجده\nسالگی با یکی از دوستان خود موسوم به کت مصمم فرار بانگلیس گردید پادشاه\nازین خیال مطلع و هر دو توقیف و بمحکمه نظامی میفرستند فردریک دوم محکوم\nبحبس شده رفیقش را حسب حکم صریح سلطان در مقابل چشمش بقتل میرسانند\nمدتی حبس فردریک دوام کرده بالاخره بارتبه سرتنگی داخل قشون گردیده\nرئیس قشون شهری شده و تمام جزئیات قسمت خود را شخصاً اداره مینماید\nاین تعلیم و تربیت عملی فوق العاده برای ولیعهد مفید واقع گردیده تا درجه\nجلب رضایت خاطر پدرش را نمود لہذا زندگانی او را قدری آزادتر\nساخته و در پیروی تمایلاتش مزاحمتی ننمود .\nفردریک هم در عین اینکه سپاه سپرده بخود را اداره می نمود بتحصیل علوم\nو فلسفه و ادبیات و صنایع ظریفه پرداخته زبان فرانسه را تکمیل نمود.\nشعر می گفته قسمت های موسیقی ساخته و روابط دوستانه را ولی با دیپته\n\nتاریخ اروپا تهیه طالب الرحمٰن ص ۲ کاغذ"}
{"book": "adl0950", "page": 375, "text": "٣٦٤\nفیلسوف مشهور فرانسوی داشته است از مطالعه در وضعیات\nسیاسی اروپا نیز غفلت ننموده اوضاع سیاسی و قوای مادی\nهر یک از ممالک را کاملاً زیر مطالعه و دقت داشته و برای روزی\nکه قوت پدرش او را به تخت سلطنت موروثی می‌نشانید خود را\nحاضر و مهیا می‌ساخت .\nسلطنت فردريك دوم ـ در موقع جلوس ۲۸ سال داشته\nدارای هوشی سرشار و متانتی فوق العاده بوده با نهایت سهولت\nمطالب را درک و بزودی راه اجرای آنرا می‌یافت . در سیاست\nبی اندازه زبر دست بلکه نابغه عصر خود بوده و چندان قیدی\nبرعایت اصول اخلاقی نداشته است . در مقام سیاست\nمنافع را بر هر چیز حتی قول و وجدان خود نیز ترجیح می‌داده مثل غالب\nسلاطین عصر مائل بسلطنت مطلقه بوده بجزئیات امور مملکتی شخصاً\nرسیدگی میکرده چهار نفر منشی مخصوص او آنی فراغت نداشته\nخود پادشاه و خود وزیر بوده و با همین فعالیت تا آخر عمر\nسلطنت کرده است ."}
{"book": "adl0950", "page": 376, "text": "٣۶٥\n\nفتوحات در یک اـ فردریک دوم سیلزی را از اطریش\nو قسمتی از پروس را که تحت تصرف پولنی بود ضمیمه مملکت خویش\nگردانیده و پروس را دارای عظمتی می‌نماید .\n\nمسئله سیلزی از ١٧۴٠-١٧۶٣ یعنی بیست و سه سال سلطنت\nفردریک را اشغال و سه جنگ بزرگ درین مدت واقع شده است\nدو جنگ اول آن جزء جنگ های وراثت اطریش و جنگ سومی\nداخل در جنگ های هفت ساله می باشد درین جنگ آخری است\nکه پروس در مقابل اطریش و فرانسه و روس بتنهائی ایستادگی\nکرده هر چند قوایش کاملاً به تحلیل رفت ولی از معرکه فاتح بیرون آمد.\n\nتصرف پروس پولنی (١٧٧٢) چندان برای فردریک سخت\nو پر زحمت نبوده زیرا فقط باسلسله مذاکرات سیاسی این قسمت را\nمالک گردیده و جنگ همتی نکرده است . این اقدام مهم ترین قدمها تشکیل\nوحدت ارضی پروس و بعد ازین متصرفات مختلفه خانواده\nهوهانزولزن بهم مربوط میگردد .\n\nاصلاحات داخلی اـ بیست و سه سال آخر سلطنت خویش را\n\nمسیر نایپلون [ILL] [ILL] ۲ [ILL] ۱"}
{"book": "adl0950", "page": 377, "text": "٣٦٦\n\nفردریک وقف اصلاح و ترمیم خسارات جنگ های هفت ساله\nو کار انداختن منافع ملکیتی نموده است. در قشون مالیه تشکیلات کرده\nسپس مانند اجداد مشروع به اقداماتی برای تکثیر جمعیت کرد عمال\nمخصوصی برای جلب مهاجرین مامور و ادارات مخصوصی برای\nتسهیل مسافرت و اقامت ایشان تشکیل داده بیش از سه صد\nقریه آباد کرد. در ترقی زراعت و صنعت از هیچگونه اقدامی مضایقت\nنداشته در نتیجه عملیات این پادشاه شهر برلن در ان دور در ردیف\nاولین شهرهای صنعتی بشمار می آمد. برای تربیت فکر و روح ملت خویش\nنیز مساعی جمیله داشته تعلیم عمومی و اجباری را در مملکت رواج\nمکاتب عدیده باز کرده مجموعه قوانینی تدوین و اجرای قوانین نظامات\nمختلفه را در ممالک خود ممنوع داشت.\n\nنتیجه سلطنت فردريك دوّم - در نتیجه مساعی فعالیت\nاین پادشاه وسعت اراضی پروس از ۱۲۰۰۰۰ کیلو متر مربع در مطلع\nفردریک به ۲۰۰۰۰۰ و میزان جمعیت از دو میلیون و نیم به شش\nمیلیون رسیده بود. سپاه پروس که عده آن به یکصد و شصت هزار\n\nسید عماد الدین (روم۲۴) تاریخ اروپا"}
{"book": "adl0950", "page": 378, "text": "٣٤٧\nبالغ میگردید پس از مقاومت فاتحانه در مقابل قوای اطریش وروس\nوفرانسه بهترین قشون اروپائی شناخته شده و سلطان پروس در\nردیف پادشاهان فرانسه اطریش و انگلیس و روسیه قرارگرفت\nترقیات فوق الذکر بطوریکه دیدم در ظرف نیم قرن در پروس حاصل\nشده ویک مملکت بی اهمیت کوچکی از برکت فعالیت سه نفر\nسلطان خود باین پایه عظمت رسید . حقیقةً این نکته است که باید\nبیشتر جلب توجه را بنماید ."}
{"book": "adl0950", "page": 379, "text": "۳۲۸\n\nفصل هفدهم\nاحوال داخلی اطریش\nماری ترز - ژزف دوم\n\nدر قرن هیجدهم عادت چنین جاری شده بود که تمام متصرفات خانواده\nهابسبورک را بنام یکی از آنها یعنی اطریش معرفی نمایند. دولت اطریش\nاز ۱۶۹۹ تا ۱۷۱۴ با انضمام اراضی جدیده از هنگری - ایتالیا و پی با\nتوسعه فوق العاده یافته در اواسط قرن هیجدهم همان قدرت و مقام\nاوائل قرن هفدهم خویش را گرفته مرکز سیاست اروپا گردید\nدر حین و قتی دو ابین پروس امرای المان - دولت فرانسه\nو اسپانی آنرا مورد تهدید و تعرض قرار داده اگر فعالیت و کاردانی\nماری ترز ( ۱۷۴۰ - ۱۷۸۰) نبود قطعاً تجزیه و کاملاً مضمحل\nمی شد با وجود این باز ایالت سیلزی را از دست داده"}
{"book": "adl0950", "page": 380, "text": "۳۶۹\nو کوشش های مدت جنگهای صد ساله نیز فائده نبخشیده\nموفق با مسترداد ایالت مزبور نمیگردد منتها در ۱۷۷۲ با تصرف\nقسمتی از پولنی تا درجه جبران آزامی نماید\nپس از رفع بحران جنگها ماری ترز و پسرش ژوف دوم\n(۱۷۸۰ - ۱۷۹۰) دست باصلاحات داخلی زده تشکیلات\nاداری را منظم و در راه وحدت سیاسی اطریش قدم میگذارند.\nمتصرفات اطریش - سابقاً تشکیلات سیاسی اطریش را\nدر قرن هفدهم دیدیم که از یک عده متصرفات ارثی مانند ارشید کینشین\nاطریش، دوک نشینهای استری - کارنت و کارنیول\nمملکت بہم و هنکری مرکب بوده و بعدها در ۱۲۹۹ مطابق\nعہدنامه کارلویتز قسمت اعظم ہنکری و ترانسیلوانی\nمنضم بتصرفات خانواده هابسبورک گردیده بالاخره در ۱۷۱۴\nبموجب معاهده در آستاد میلان د ناپل سارونی و بے بارا\nمالک گردیدند. تصرف هنکری و ترانسیلوانی که از قرن شانزدهم\nبدست ترکها بود یکی از وقایع مهمه تاریخ جدید است زیرا از حملات ترکها"}
{"book": "adl0950", "page": 381, "text": "۳۷۰\n\nدر اروپا جلوگیری کرده ایشان را در شبه جزیره بالکان محدود ساخته\nو اولین قدم شروع تنزل سیاسی عثمانی در اروپا میباشد.\nاین مستملکات در زمان سلطنت شارل ششم یعنی بین سنوات\n١٧١٥ تا ١٧٤٠ تغییرات عظیمه بخود دیده در ایتالیا خانواده\nها بسبورگ سارونی را با سسیل معاوضه بالاخره سسیل\nو ناپل هر دو را از دست داده و در عوض دوک نشین پارم را در نزدیکی میلان بازگشته\nدر هنگری ترک ها را بجنوب رود دانوب رانده مطابق معاهده پوجاروات اراضی\nتمیسوار قسمتی از والا شی و صربی را تصرف می نمایند. ولی بالاخره\nاین متصرفات جدیده در ١٧٣٩ از تحت تسلط خانواده اطریش خارج میگردد.\nبعد ازین تغیرات متصرفات خانواده ها بسبورگ بششصد هزار کیلو متر مربع\nرسیده جمعیت آن به هشتاد میلیون بالغ گردیده بود. این متصرفات\nوسیعه تقریبا عرض و طول اروپا را از یاد کاله تا جلگه روس\nو از جلگه آلمان تا جلگه پوفرا گرفته و از هر نژاد و هر ملت در آن مسکن داشتند\nهر یک از قسمت های این متصرفات کرسی نشین و حکومت مجلس\nعلیحده داشته در اداره امور داخلی آزاد فقط رئیس مملکت"}
{"book": "adl0950", "page": 382, "text": "۳۷۱\n\nو سلطان ایشان واحد بود. هنگری قوانین اساسی مخصوصه\nو پارلمانی را دارا بوده که بدون تصویب این مجلس احکام صادره\nاز مرکز امپراطوری اجرا نمی گردید. حتی یکی از مواد قانون اساسی که\nبماده طلائی معروف است به مردمان هنگری حق میداد در صورتیکه\nامپراطور نظامات داخلی ایشان را مخالفت کند برعلیه او\nسلاح گرفته به جنگ پردازند.\n\nمتصرفات خانواده اطریش بممالک عثمانی - پولنی - پروس - ساکس -\nباویر - سویس - فرانسه - هلند سادواد جمهوری و نیز محدود بوده البته بین سرحدات\nطویله و ممالک مختلفه ممکن بود مخاطرات عظیمه برای این مملکت تولید نماید.\nپس رویه احتیاط این بود که خانواده ها بسبورگ کاملاً وسائل\nدفاع را مهیا داشته قوای نظامی خویش را کاملاً و حدت\nسیاسی مملکت را تکمیل کنند.\n\nشارل ششم - (۱۷۱۱ - ۱۷٤۰) بعد از برادرش ژرف اوّل\nدر اطریش بسلطنت رسیده مالک متصرفات وسیعه خانوادهٔ\nها لسبورگ میگردد. این پادشاه ضعیف النفس پرگرام سیاسی را\n\nسید عماد الدین (۳۲) تاریخ اروپا"}
{"book": "adl0950", "page": 383, "text": "۳۷۲\nکه موقعیت طبیعی ممالک مختلفه اطریش با و حکم میکرد پس پشت\nانداخته کوششی در اجرای آن ظاهر نساخت . محبت زیاده\nپدری\nخود ماری ترز را خسته و تمام مساعی و سیاست او مصروف\nاین بود که مشار الیها را جانشین خود نماید . چون این تصمیم با وصیتی که لئوپلد،\nنموده و شارل باحترام و اجرای آن قسم یاد کرده بود مخالفت داشت\nحکمی که در تاریخ معروف به پرگماتیک سانکسیون است صادر و مجداً\nدر اجرا و اعمال آن کمربست برای این مقصود اوّلاً برادر زاده های خود\nماری ژوزف و ماری آملی دختران ژوزف اوّل را که مطابق وصیت\nلئوپلد حق وراثت شارل را داشتند مجبور ساخت تا حکم مزبور را\nقبول در مقام رعایت آن قسم یاد نمایند . موقعی که مشار الیها\nبا بعضی از شاهزادگان آلمان مزاوجت می نمایند شارل شوهر هایشان را نیز\nبهمین قسم متعهد گردانیده برای استحکام کار دختر خود فرمان صادر و را\nبامضای ممالک مختلفه اطریش میرساند تنها مملکت هنگری برای قبول\nآن بعضی امتیازات از شارل خواسته شارل هم سرفرو در آورده\nرضایت میدهد. بالآخره با وجود ممانعت ننموده بخواهد دو سال اروپای"}
{"book": "adl0950", "page": 384, "text": "۳۷۳\n\nنیز وراثت سلطنت ماری ترزرا تصدیق نمایند لہٰذا مدت ده سال\nدرین راه زحمت کشیده عاقبت متدرجاً تصدیق آنرا از دول مختلفه میگیرد\nولی این اقدام برای اطریش خیلی گران تمام شده مجبور به تعهداتی\nدر مقابل اگوست سوم امیر ساکس و پادشاه روسیه گردید که نتیجهٔ\nآن جنگ با فرانسه و اسپانی راجع بوراثت پولنی و جنگ\nبا ترک ها می باشد.\nجنگ اول با عهد نامه وین خاتمه پذیرفته ناپل و سیسیل از تصرف خانواده\nهابسبورگ بیرون می رود.\nجنگ ثانی را در ۱۷۳۹ عهد نامه بلگراد تمام کرده دولت اطریش\nوالاشی و صربی را از دست میدهد. بہر حال در نتیجه این جنگها\nدولت اطریش دچار مشکلات اقتصادی و نظامی بزرگی شده\nو حقیقهٔ دچار ضعف میگردد.\nشارل در موقع مرگ فقط تعهد نامه ہائی برای ماری ترز به ارث گذارده\nبود لیکن برای اینکه امضا کنندگان مجبور به احترام تعهد خویش\nگردند دولت اطریش ہیچ سرمایه مادی نداشته در سرتاسر"}
{"book": "adl0950", "page": 385, "text": "٣٧٤\n\nامپراطوری و سيع هشتاد هزار سرباز و در خزانه سیصد هزار\nفرانک موجود بود.\nماری ترز - موقعی که ماری ترز بسلطنت میرسد تقریباً سلطنت\nاطریش رو به اضمحلال بود دول پروس باویر- ساکس- فرانسه\nو اسپانی برعلیه آن اتحاد کرده و جنگی که هشت سال طول\nمیکشد شروع میگردد .\nمعہذا بواسطه کفایت و کاردانی ماری ترز دولت اطریش فقط\nایالت سیلزی را از دست داده و سایر متصرفات خانواده\nها بسبورگ بواسطه دلبستگی زیادی که بملکه خود داشتند\nاز تعرض دشمنان مصون می مانند.\nپس از ختم این سلسله منازعات و از دست دادن سیلزی ماری ترز\nفوراً بخیال تلافی افتاده مشغول اصلاحات داخلی شده مالیه و نظامات\nمنظم وعده قشون حاضر خویش را به دویست هزار رسانید دولت اطریش را\nیک مرکزیت اداری داده و از ین جا وحدت سیاسی مملکتش را\nشروع می نماید برای رسیدگی و تشخیص بودجه های ممالک مختلفه\nتاریخ اروپا ۲۳۰ صحیفه کل ۱۳۰۰"}
{"book": "adl0950", "page": 386, "text": "۳۷۵\n\nدیوان محاسباتی در شهر وین دائر و برای نظارت در امور اداری هر یک از متصرفات خانوادۀ خود اداره موسوم به اداره امور داخلی تأسیس و مامورینی برای انجام این امر مأمور هر نقطه یی کند .\nو از همه مهمتر مجموعه قوانین در سال ۱۷۶۲ ترتیب و با این اقدام مایۀ وحدت قضائی مملکت را گذارد. باید دانست که اصلاحات ماری ترز بر روی اساس سابقه نبوده بلکه تمام مطابق با مقتضیات مملکتی بوده و در مدت چهل سال با نهایت عقل و برد باری انجام شده است .\nژوزف دوّم ـ در سن سی و نه سالگی تاج امپراطوری اطریش را بسر میگذارد هر چند رسماً در سال ۱۷۶۵ مادرش او را نایب السلطنه معرفی کرده بود امّا بهیچ وجه دخالت در کلیه امور مملکتی نداشته بلکه تنها قشون را اداره میکرد . این امپراطور در امور سیاسی اهمیت فوق العاده داشته چنانکه او بود که ماری ترز را در ۱۷۷۲ مصمم به شرکت با فردریک دوّم و کاترین دوّم ساخته و تقسیم پولنی را ممکن گردانید ."}
{"book": "adl0950", "page": 387, "text": "۳۷۶\n\nژرف دوم نهایت فعال و ساده بوده و در سادگی زندگانی راه افراط\nمی پیمود غالباً اورا در خارج قصر سلطنتی از یک فرد عادی تشخیص نمی دادند\nبا وجود این وظیفهٔ مملکت داری را بخوبی فهمیده مانند ما در سن عزم و ثباتی\nبی نهایت داشته ده سال از سلطنت خویش را فقط وقف اصلاحات\nلازمهٔ مملکتی گردانیده بواسطهٔ توجهٔ مخصوصی که شخصاً به فلسفه داشته میتوانست\nکه فلسفه و عقل اساس تمام امور سیاسی و قانونی مملکتش باشند این نقشه\nو عقیده است که ده سال بعد مجلس مؤسسان فرانسه در زمان\nانقلاب کبیر پیش گرفت، اصلاحات ژرف دوم به سه شعبه تقسیم\nمی شود که هر یک را جداگانه مطالعه میکنیم:-\n۱- اصلاحات اجتماعی- اصول ملوک الطوایفی هنوز در اطریش\nباقی بوده و رعایا جزو لاینفک ارضی شمرده می شدند. این پادشاه یک ماه و نیم\nبعد از جلوس خود بنام عقل و انسانیت این ترتیب را موقوف و رعایا را\nآزاد میکند، مقداری اراضی بین رعایا تقسیم و تساوی عمومی را در مقابل\nقانون و مالیات اعلان می نماید این اقدام بقول فردریک دوم: ژرف نظر\nفلسفی خود را اجراء نموده مملکت را اصلاح و آباد گردانید"}
{"book": "adl0950", "page": 388, "text": "۳۷۷\n\nاصلاحات سیاسی ـ اساس اصلاحات سیاسی\nژرف دوم این بود که وحدت سیاسی ممالک مختلفه اطریش را مستقر\nو مانند فرانسه اقتدارات مطلقه سلطنتی را مستحکم گرداند . خود می نویسد که\nممالک متصرفه من در حکم مملکت واحدی است که من در رأس آن قرار گرفته ام\nلهذا میخواست که تخت و تاجهای ممالک مختلفه در پای تخت ایشان از بین رفته\nو تاج مسخر با در پای تخت شمرون باشد چنانکه قصر سلطنتی پراک پای تخت بہیم را\nمبدل بمرکزی برای سواره نظام خود کرده و از بودا پست پای تخت هنگری\nاثاثیه سلطنتی آن مملکت را به وین آورد .\nژرف دوّم چون دید که اکثریت ساکنین ممالک متصرفه‌اش المانی نژاد\nهستند خواست تا اختلافات نژادی و زبانی را زیر پای کرده مملکتش را\nمملکتی المانی گرداند لهذا زبان المانی را زبان رسمی امپراطوری قبول\nو تمام مجارها و کروات وصربها و ایطالیائیهارا مجبور باطاعت اجرای\nآن می نماید . در مقابل اعتراض مجارها جواب میدهد ( که هر پیش نهادی\nباید متکی بدلائل عقلی باشد اگر مملکت ہنگری بهترین قسمتهای امپراطوری من\nبدون ہیچ توهیدی زبان آنرا بدیگران تحمیل میکردم )"}
{"book": "adl0950", "page": 389, "text": "۳۷۸\n\nژزف دوم دیت ها یا مجالس ملی ممالک مختلفه را بکلی منحل و تقسیمات اداری\nجدیدی بر روی کار می آورد تمام ادارات محلی را موقوف و اقتدارات ایشانرا\nبمأمورین مخصوصی که خود بهر نقطه میفرستاده منتقل می نماید .\nاصلاحات مذهبی ـ نظریات فلسفی ژزف دوم اجازه نمیداد که\nتضییقاتی در عقاید مذهبی مردم واجرای مراسم دینی ایشان شود\nلهذا در ۲۰ اکتوبر ۱۷۸۱ یعنی کمتر از یک سال بعد از جلوسش با این که\nشخصاً کاتولیک خالص العقیده بود فرمان اغماض را صادر کرد. مطابق\nفرمان مزبور تمام پیروان مذاهب مختلفه در اجرای اعمال مذهبی خود آزاد بوده\nدسترس به تمام مشاغل ومناصب حکومتی را پیدا کردند .\nمهم ترین قسمت نظریات مذهبی ژزف دوم این بود که میخواست روحانیت\nهم مطیع مقام سلطنت شده ومانند کلیسای انگلیس اوبنیز در اطریش کلیسای\nاطریشی تاسیس نماید که در اصول عقاید مطیع فرمان پاپ ولی افراد آن\nدرفرمان پادشاه وفرمان بردار ارادهٔ او باشند .\nاین اقدامات دو سالهٔ ژزف موجب اضطراب پاپ شده در فوریه ۱۷۸۲\nبوین می آید تا شاید بعضی تعدیلات در نظریهٔ امپراطور نموده قدرت خویش را"}
{"book": "adl0950", "page": 390, "text": "۳۷۹\n\nمستقر گرداند. ژوزف دوم پاپ را با نهایت احترام و تجلیل پذیرائی\nکرده لیکن هیچ یک از تقاضاهای او را نپذیرفت .\nباید دانست که برای اصلاحات ژوزف چون هنوز زمینه افکار عمومی در\nاطریش حاضر نبوده چندان مؤثر واقع نشده بلکه تولید مشکلات حتی مقاومت‌های\nنیز نمود که مهمترین آنها مخالفت ہنگری و هیجان و قیام بی با می باشد.\nهنگری با که راضی به قول و زبان و عادات و رسوم المانی نبوده و از فقدان\nاقتدارات داخلی خویش نیز دل خوشی نداشتند موقعی که ژوزف با دولت\nعثمانی مشغول جنگ بود موقع را مغتنم شمرده از دادن سرباز و آذوقه امتناع\nورزیدند. امپراطور مجبوراً از اجرای فرامین اصلاحیه خود در آنمملکت دست\nکشیده تاج شاهی هنگری را به بوداپست پس فرستاد .\nهیجان و قیام بی با (۱۷۸۹) برای این بود که اصلاحات مذهبی اداری\nو مالی امپراطور را قبول نداشته و شدت مخالفت ایشان تا بجائی رسید\nکه در ۱۷۹۰ موقع مرگ ژوزف دوم بلژیکها اعلان استقلال خویش را دادند\nنتایج اصلاحات - ژوزف دوم وصیت میکند که روی قبر او\nاین عبارت را نقر کنند :-\n\nتاریخ اروپا ۳۰۰ صفحه ۱۳۸ مخفی نباشد."}
{"book": "adl0950", "page": 391, "text": "۳۸۰\n«اینجا است مدفن سلطانی که تمام مقاصد دنیا تش مبستی برخیر خوابی\nقلتتش بوده ولی بد بختانه به پیچ یک از آمال خود نرسیده است»\nباید گفت که ژوزف دوم درین کلام قدری راه اغراق پیموده زیرا اگر نقشه\nو نظریهٔ او در هنگری و پیے با بمقصود نرسید ولی در ممالک ارثے خانوادہ\nہابسپورک که دولت اطریش را تشکیل میداد و تا ۱۸۱۸ دوام داشت\nنتایج خوبی بخشیده است از برکت مساعی ماری ترز و ژوزف دوم\nممالک مختلفۂ آلمان در حکم یک مملکت در آمده با وجود بعضی مقاومت های مختصر\nدارای وحدت سیاسی شدند. بعلاوه اصلاحات مالیاتی و اقتصادی\nاین پادشاه عایدات مملکتی را که پیش از سیصد میلیون فرانک امروزه\nنبود به یکهزار و دو دیست میلیون رسانید. قشونی منظم و مرتب داری\nوسائل کا ملہ جنگی تشکیل گردید. همین قوت مالی و نظامی اطریش بود\nکه دو سال بعد توانست آن را در مقابل سیل انقلاب کبیر فرانسه\nحفظ و نگاه بانی نماید."}
{"book": "adl0950", "page": 392, "text": "۳۸۱\n\nفصل هجدهم\n\nدولت روسیه\n\nپطر کبیر - کاترین دوّم\n\nبعد از تشکیل دولت پروس برجسته ترین وقایع تاریخ\nاروپای مشرقی در قرن هجدهم پیدایش دولت روس است\nاین دولت کوچک اسپانی درین قرن جزء دول معظمه اروپا\nبشمار می آید عامل بزرگ این تغییرات و تکامل دو نفر بوده اند یکی پطر کبیر\nکه اقتدارات سوئد را درهم شکسته متصرفات روسیه را تا بحر\nبالتیک توسعه میدهد و دیگری کاترین دوم که قسمت بزرگی\nاز پولنی را تصرف میکند خصوصاً پطر کبیر در ترقیات آتی مملکتش\nاهمیت بسیاری دارد زیرا در عین اینکه سیاست روسیه را\nداخل حوزهٔ اروپائی نموده در داخل نیز اخلاق و عادات ملت را"}
{"book": "adl0950", "page": 393, "text": "۳۸۲\n\nاصلاح و ایشان را مجبور بقبول تمدن اروپائی می سازد .\n\nوضعیت روسیه در قرن هفدهم — در قرن هفدهم\nروسیه بنام پای تخت خود شهر مسکو معروف بحکومت مسکو بود\nو حقیقه علمای جغرافیا هم آن دوره تردید داشتند که آیا این دولت\nجزئی از آسیا و یا قسمتی از اروپا بدانند . بهرحال حدود\nاین مملکت بقرار ذیل بوده است :\n\nاز طرف شمال غربی و مغرب سوئد و پولنی که اقصای سواحل بالیتیک را\nدر دست داشته و قومی حدود متصرفاتش تا رود دنیپیر و دقیقا\nتا نزدیکی اسمولنسک میرسید. از جانب جنوب بخاک ترکیه\nکه سواحل بحر اسود را مالک بود و بالآخره از طرف شمال با اقیانوس\nمنجمد شمالی که تقریبا هشت ماه از سال از یخ پوشیده بود .\nبهر حال تنها راه مراوده حکومت مسکوی با دول اروپائی همین\nراه شمالی بوده زیرا جهات دیگر آن را دول سوئد - پولنی\nو ترکیه محدود ساخته بودند .\nدولت مسکو که در قرون متمادیه مجاورت و اختلاط باطمل زرد نژاد\n\nتاریخ اروپا ۲۳۰۰ مأخذ — کوکنیوه"}
{"book": "adl0950", "page": 394, "text": "۳۸۳\nآسیائی خصوصاً تاتار و مغولها داشته وحتی مدتی نیز خراجگذار\nایشان بوده اند. اخلاق و عادات شرقی را گرفته و ازین حیث\nبا یک دولت شرقی تفاوت چندانی نداشتند لیکن نژاد ایشان\n(اسلاو - چک - صرب) و مذهب ایشان (ارتودکس عیسائی)\nاین ملت را بیشتر به ملل اروپائی نزدیک میگردانید.\nتشکیلات روسیه - دولت روسیه تقریباً همان تشکیلات\nسیاسی چین را داشته تزار یا سلطان مملکت مانند امپراطور چین پدر\nو در واقع معبود ملت خویش بوده است. رعایای روسیه\nاحکام تزار را مثل احکام مقدس الهی واجب الاطاعه میدانستند\nو بهمین جهت اقتدارات سلاطین روسیه نامحدود و جان و مال\nرعایای خویش را بدست داشتند.\nایوان مخوف تزار قرن شانزدهم روسیه هزاران افراد ملت خود را\nتنها بهمان عنوان حاکمیت بقتل رسانیده و هیچ کس حتی تصور عدم\nمشروعیت عملیات او را نمی کرد.\nاز قرن شانزدهم در روسیه قشونی دائمی شبیه به ینی چریهای ترکیه ترتیب"}
{"book": "adl0950", "page": 395, "text": "٣٨٤\n\nداده شد. افراد این قشون مادام الحیوة داخل خدمت\nنظامی بوده وزندگانی خویشش از املاکی که تزار بایشان میداد\nویا از مر مشاغل دیگری که در موقع فراغت از خدمت می توانستند\nاختیار کنند اداره می نمودند .\nجامعه روسیه درین قرن از دو طبقه مرکب بوده یکی نجبایا بیا درها\nدیگری دهاقین یا موژیک\nمالکیت اراضی با نجبا و با اخلاق سخت و خشن و تنبلی که داشتند\nاز حاصل دست دهاقین زندگی میکردند. دهاقین وابسته بزمین\nو مانند رعایای قرون وسطی آلهت مطیع و محکومی در دست\nمالکین اراضی بودند .\nروحانیون در روسیه طبقه مخصوصی را تشکیل نداده عموماً متعصب\nو از حیث جهل و نادانی مزیتی برسائر مردم نداشتند طبقه اوسط الناس اصلاً\nوجود نداشت .\nتجارت مملکت بدست یهود یها بوده و صنعت روسیه را عذارد پایبان مهاجر\nاداره مینمودند. این مهاجرین همانطوریکه امروزه برای کسب معیشت جلب ثروت"}
{"book": "adl0950", "page": 396, "text": "٣٨٥\nبمملکت جدیدالتاسیسی میروند در انموقع نیز بدستور رفته و منافع عمده مملکتی را\nدر دست داشتند برای سکونت خود محله مخصوصی را اختیار میکردند.\nتمدن وعادات ورسوم روسهاـ اساس و بنیان\nتمدن روسها تمدن بیزانتن بوده و آثار آن در صنایع ظریفه و و دینیه\nو خصوصاً کلیساهای قرن ١٢ روسیه بخوبی مشهور است تا باین\nاست که صنعتگران روسی تقلید صرف از استادان قسطنطنیه\nنموده باشند بلکه پاره تصرفات در آثار ایشان کرده و اختلافات\nبسیاری در بین آنها ملاحظه می شود. عادات و رسوم روسها کاملاً\nشرقی بوده مانند شرقیان لباس بلندی پوشیده زنها\nدر خانه ها بسر می برده و در مجامع شرکت نمی کردند. عمر زنها\nبه بطالت و بیکاری می گذشته و در موقع خروج از خانه مانند\nزنان مسلمانان دارای حجاب بودند مردها نسبت بجنس لطیف\nتسلط فوق العاده داشته و بانهایت خشونت با ایشان رفتاری میکردند\nگذشته از ان که دختر در انتخاب شوهر خویش هیچ دخالتی نداشت\nحتی تا شب عروسی از هویت او نیز بی اطلاع بود."}
{"book": "adl0950", "page": 397, "text": "۳۸۶\n\nتوده ملت خشن و سبع و افراط در شرب مسکرات از معایب ملی\nمسکوی ها بشمار می آمد .\nرُمانوف ها - در اوائل قرن هفدهم یعنی در سال ۱۶۱۳ تاج\nو تخت سلطنت مسکوبه میشل رُمانوف مؤسس این سلسله\nمنتقل میگردد، این پادشاه مؤسس خانواده بوده که تا ۱۹۱۷\nدر روسیه حکمرانی کرده است پسر و نواده میشل توجهی\nبجانب اروپا پیدا نموده و درصدد افتادند که روابط تجارتی با دول\nعمده داشته باشند لهذا مأمورینی بدربارهای اروپا فرستاد\nو فرستادگان اروپائی در مسکو جای گزین می شوند .\nطفولیت پطر کبیر ـ در سال ۱۶۸۲ تاج سلطنت رمانوف ها\nزیب فرق پطر اول نواده میشل رمانوف طفل ده ساله که بعد ها\nبه پطر کبیر مردف می شود میگردد. تا موقع بلوغ خواهر بزرگش صوفی\nنیابت سلطنت او را داشته است در روسیه عادت\nچنین بود که شاهزادگان خانواده سلطنتی در داخل قصر سلطنتی\nتربیت شده و با دربار هیچ رابطه نداشتند از خوش بختی پطر کبیر"}
{"book": "adl0950", "page": 398, "text": "۳۸۷\n\nخواهرش بقدری سرگرم اقتدارات خویش بوده که توجہی\nبسلطان حقیقی روسیه نکرده او را از شهر مسکو خارج و مشارالیهم\nدر محله نزدیک اقامت اروپائیان منزل می گیرد\nدرینجا با چند نفر از حادثه جویان اروپائی مانند لفوس ژفوی - گورڈن -\nاکس - تیمرمان و برانت هلندی و عده دیگری ازین قبیل اشخاص\nآشنا شده ایشان هم با مید آتیه با پادشاه آینده روس\nطرح دوستی ریخته روابط خویش را محکم میگردانند.\nبواسطه شوق مفرطی که به موضوعات نظامی داشت بکمک و رہنمائی\nاروپائی خویش دسته قشونی از اطفال هم سن خود تربیت مشق\nو تنظیمات اروپائی بایشان داده و با سلاح مکمل مسلششان ساخت.\nپطر دسته قشون جوان خود را همیشه به تعلیمات نظامی مشغول\nمیکرد و قلعه های کوچکی ترتیب با ن ها حمله و از آنها دفاع می نمود\nو درضمن خود در فنون حربی عملاً ورزیده می شد . در همین جنگهای\nطفلانه غالباً عده مجروح و بلکه مقتول میگردید .\nسوفی تمام عملیات خود را بنظر لاقیدی دیده و خوش بود که ولیعهد به کار خود مشغول است.\n\nتاریخ اروپا ۲۴۰۰ صفحه قیمت ۶ روپیه"}
{"book": "adl0950", "page": 399, "text": "۳۸۸\n\nبالاخره پطر ملتفت شد که خواهرش هوای سلطنت مستقل دائمی\nدر سر می پروراند و میخواهد که او را از تاج و تخت موروثی محروم نماید.\nلهذا بکمک همان دسته قشون خود سوفی را در صومعه محبوس\nو زمام حکومت را بدست میگیرد .\nدرین وقت پطر هفده سال داشت و معاصرین او در انگلیس گیوم دراژ\nو در فرانسه لوئی چهار دهم بوده اند .\nمقاصد و نیات پطر کبیر ـ روابط ایام طفولیت پطر\nبا اروپاییان و افکاری که باو تزریق شدۀ اثرات خود را در حیوۀ\nآتیه او بخشید ، و حقیقتاً تمام مدت سلطنتش صرف اجرای خیالات\nو افکار مزبور شده است .\nرفقای اروپائی پطر نه فقط پادشاه جوان را بعملیات نظامی آشنا\nساختند بلکه مقدمات علوم مختلفه را نیز یاد آموخته . و دریچه از تمدن غربی\nدر مقابل چشمش باز کرده بودند پطر موقعی که بسلطنت میرسد میخواهد\nمت خود را بتمدن اروپائی درآورده و انصافاً که باین منظور نیز کامیاب\nمیگردد. مانع بزرگی که درین راه داشته این بود که خاک روسیه"}
{"book": "adl0950", "page": 400, "text": "۳۸۹\n\nباراضی پولنی سوید و ترکیه محدود و نمی توانست که ارتباط مستقیمی با اروپا\nداشته باشد. پطر کبیر برفع این مانع تصمیم نموده و بگفته خود دریچه\nبجانب اروپا باز میکند. بطور خلاصه نقشه پطر این بود که اولاً تمدن\nجدید را در روسیه داخل و ثانیاً حیوه خارجی آنرا بتحصیل راه مستقیمی\nبا روپا تامین نماید سی و شش سال طول سلطنتش را (۱۶۸۹ - ۱۷۲۵)\nوقف اجرای همین نقشه کرده است.\nجنگ با ترکها - اولین فکر و کوشش پطر برای تحصیل واسطه مراوده مستقیمی\nبا اروپا شد. برای این مقصود لازم بود بندری در یک دریای اروپائی داشته\nباشد یا در بحر بالتیک و یا در بحر سیاه. داشتن بندری در بحر بالتیک\nمستلزم جنگ با سوید و تحصیل بندری در بحر سیاه جنگ\nبا عثمانی را ایجاب میکرد.\nپطر از دو نقطه نظر جنگ با عثمانی را مساعدتر دانسته ترجیح داد اولاً اینکه\nعثمانی دچار جنگ با اطریش بوده و نمیتوانست تمام قوای خود را\nدر مقابل پطر حاضر کند. دوم تعصب و کینه بود که ملت روس\nنسبت بمسلمانان داشته و همیشه درصدد بودند که قسطنطنیه را تصرف کنند."}
{"book": "adl0950", "page": 401, "text": "۳۹۰\n\nپس پطر کبیر می توانست با اینصورت از افکار افراد ملت خود اطمینان\nداشته و در ضمن یک جنگ مذهبی منویات سیاسی خویش را\nحاصل کند .\nپس حمله بدولت عثمانی کرده بندر آزو را در مصب رود دن محاصره چون\nحملاتش از راه خشکی مؤثر نمی شود قوای بحری مختصری تجهیز و از راه\nدریا حمله مینماید درین بار فتح نصیب پطر شده و انعکاس شدیدی\nدر اروپا می اندازد درین جنگ پادشاه جوان روسیه مانند\nیک توپچی ساده در توپخانه خود تیر اندازی میکرد .\nجنگ بر علیه سوئد - با وجود اهمیتی که روسیه پس از\nتصرف ازو پیدا کرد معهذا معناً تصاحب این بندر چندان برای تحقیق\nنظریات پطر مفید نبوده زیرا تمام سواحل بحر اسود و قسطنطنیه بدست\nترکها و مدخل آنرا روی بدریا باز نبود .\nاما بر عکس دریای بالتیک در پهلوی بین المللی و تنها نقطه بود که می توانست\nبا نقشه پطر موافقت نماید لهذا چهار سال بعد از تصرف آزو بجانب\nسواحل بالتیک و سوئد متوجه می شود این جنگ از ۱۷۰۰ تا ۱۷۲۱"}
{"book": "adl0950", "page": 402, "text": "۳۹۱\n\nیعنی مدت بیست و یکسال دوام کرده است. دولت سوئد در قرن هفدهم\nنقشه سیاسی کوستا و آدولف را تحقیق داده و با تصرف\nسواحل دریای بالتیک تقریبا این بحر دریاچه داخلی سوئد گردیده بود\nدرین قرن در ساحل شرقی فنلاند ـ انگزی ـ و کارلی را از\nحکومت مسکو ـ لیونی و استونی را از دولت پولنی منتزع نموده\nدر ساحل جنوبی مصب رود اُدْر را با استرالسوند و پمرانی غربی\nمالک و بالاخره در منتها الیه جنوبی شبه جزیره اسکاندیناو عدد\nجزائری را که مدخل اقیانوس اطلس میباشند از دولت دانمارک گرفته بود.\nیقین است که صاحبان حقیقی این اراضی دشمنان طبیعی مملکت سوئد گردیده\nهمیشه خیال تلافی و انتقام را در سر می پرورانیدند در اواخر قرن هفدهم\nموقعی سلطنت سوئد بـ شارل دوازدهم طفل هفده ساله رسید\nدول مزبوره موقع را مساعد دانسته پطر کبیر ـ اوگوست دوم پادشاه پولین\nمنتخب ساکس و پادشاه دانمارک اتحادی تشکیل و در ۱۷۰۰\nباب مخاصمه را باز کردند ـ پطر داخل لیونی شده ناروا را بزیر محاصره گرفت\nاتفاقا سلطان هفده ساله سوئد شخص عادی نبوده و از نابغه های جنگ بشمار"}
{"book": "adl0950", "page": 403, "text": "۳۹۲\n\nمی آمد. با سرعت عملیات خود دشمنان خویش را مستاصل گردانیده\nدر ماه او ۱۷۰۰ پادشاه دانمارک را مجبور بصلح گردانیده در نوامبر\nهمان سال بجانب ناروا توجه و باکمتر از نه هزار سوئدی چهل هزار قشون\nغیر مرتب روس را منهزم ساخت\nشارل دوازدهم اگر پس ازین فتح پطر را تعقیب میکردیقیناً کار اوتمام بود\nاما یک خبط نظامی و سیاسی او باعث نجات روسیه و بدبختیهای\nآیندهٔ شارل گردید. بدین تفصیل که پادشاه سوئد بعد از شکست پطر\nبهمین اندازه قناعت کرده خود را شش سال مشغول به اوگوست دوّم\nگردانید. درینمدت پطر موقع را از دست نداده متوالیاً انگرمن،\nلیونی و استونی را اشغال و حتّیٰ در ۱۷۰۳ کنار رود نوا اساس\nشهر سن پطرزبورگ پای تخت جدید خویش و کر نستاد\nقلعه نظامی آنرا گذارد. ضمناً در قشون خود نیز اصلاحات لازمه نموده\nناقوس های کلیساها را ذوب و از ان توپ ها ریخته بالآخره خود را برای روزی\nکه شارل حمله نماید حاضر و آماده ساخت .\nحمله بروسیه - پولتاوا - همان طوریکه پطر کسپیر حدس زده و منتظر بود سال\n\nتاریخ اروپا ۴۰۰ پیج مانفر / کلام جلال"}
{"book": "adl0950", "page": 404, "text": "۳۹۳\n\nدوازدهم در ۱۷۰۸ با ۳۹ هزار قشون وارد خاک روسیه شد.\nدر ابتدای جنگ پطر تکلیف صلح بشارل می نماید اما پادشاه مغرور\nسوئد جواب میدهد که در مسکو مذاکرات صلح را خواهیم کرد. طعنه همان رویه\nکه اعقاب پطر در ۱۸۱۲ نسبت به ناپلیون کبیر پیش گرفتند بنظر او\nرسیده عقب نشینی اختیار و دشمن را بداخل مملکت میکشاند تا فقط\nاز سرما و نداشتن آذوقه و سیورسات او را تلف نماید. شارل\nپس از ورود بخاک روسیه ملتفت خطای خود شده و علاوه برین بجای\nاینکه مستقیماً بسوی مسکو حرکت کند بامید تولید انقلابی در جنوب\nبطرف اوکرانی رفته مازپا رئیس اهل قزاق نیز نتوانست بیش از سه هزار\nسوار برای او تدارک کند. از همه بدتر سرمای مخوف و مشهور ۱۷۰۹\nنیز رسیده و تقریباً تمام قشون شارل را تلف می نماید.\nمعهذا شارل مأیوس نشده در ۱۷۰۹ قلعه پولتاوا را محاصره میکند\nپطر کبیر با پنجاه هزار قشون و هفتاد و دو عراده توپ خود را بشتاب\nرسانیده سپاه شارل را پس از جنگ سختی بکلی منهزم می نماید پادشاه\nبرای نجات خود مجبوراً بخاک عثمانی پناه برده مدت پنج سال\n\nتاریخ اروپا ٤٠٠ [ILL]"}
{"book": "adl0950", "page": 405, "text": "٣٩٤\n\nاز ۱۷۰۹ تا ۱۷۱٤ در بندر اقامت میکند.\nفتح پولتاوا یکی از فتوحاتی است که نتایج بزرگ داشته\nبدین معنی قدرت دولت معظم مانند سوئد یکمرتبه مضمحل گردیده\nو یک دولت نیمه آسیائی اولین مقام را در اروپای شمالی\nحائز میگردد پس اگر بگوئیم که جنگ پولتاوا صفحهٔ جدیدی را در تاریخ عمومی\nباز کرده اغراق نگفته ایم.\nاختتام جنگ سوئد - چیزی نمانده بود که در یک روز ثمرهٔ این فتح\nنمایان از بین برود. ترک ها بتحریک شارل دوازدهم اعلان جنگ\nروسیه دادند. پطر حالت تعرضی گرفته تا شهر پروت پیش میرود\nدر آنجا قوای عظیمهٔ ترک قشون پطر را محاصره کرده نزدیک بود که پادشاه\nروسیه شخصاً گرفتار شود اما کاترین عیال او تمام جواهرات خود\nو اشیاء نفیسه که در قشون یافت می شد جمع آوری و بعنوان هدیه\nبرای صدر اعظم عثمانی فرمانده قشون فرستاد. مشارالیه هدایای\nمزبوره را قبول و بپادشاه روسیه و سپاهش راه عبور میدهد\nفقط در مقابل این فتح مهم بندر آزو را مجدداً تصرف می نماید."}
{"book": "adl0950", "page": 406, "text": "۳۹۰\nپطر پس از خلاصی ازین مخاطره تمام هم خود را متوجه بالتیک می سازد. جزائر الاندا\nاشغال و فتوحات سواحل را تکمیل میکند در ضمن این احوال اگوست ساکس پادشاه\nمخلوع پولنی وارد مملکت خود شده استانیلاس لکزیسکی دست نشانده\nشارل را خارج میکند. پادشاه دانمارک تدارک حمله به سوئد را دیده و سلطان پروس\nپمرانی غربی را تصرف و در حقیقت دست بکلی از سواحل خارجی بالتیک کوتاه میگردد.\nشارل دوازدهم در ۱۷۱۴ به سوئد مراجعت کرده ابداً بخیال استرداد اراضی خود\nاز پطر نمی افتد بلکه میخواهد که نروژ را از دانمارک بگیرد اما عمرش برای انجام این مقصود\nنیز وفا ننموده در محاصره فرد ریک شال بقتل میرسد .\nبا وجود این سوئدیها راضی بصلح نشده تنها موقعی که قشون بحری روس عازم استکلم\nمی شود این دولت مجبوراً با پطر کبیر بموجب عهد نامه نیستا د\nصلح کرده ایالات لیونی - استونی - انگری - کاولی وقسمتی\nاز فنلاند را رسماً به روسیه واگذار می نماید .\nدر نتیجه این منازعات پطر کبیر که در بحر بار و پا میخواست مالک سواحلی گردید\nکه طول آن از چندین صد کیلومتر متجاوز بود .\nمسافرتهای پطر - پطر کبیر برای اینکه شخصاً وصتیات و ترقیات اروپا را"}
{"book": "adl0950", "page": 407, "text": "٣٩٦\n\nزیر دقت آور و چند ماه بعد از تصرف آز و بجانب اروپا حرکت و بطور ناشنا\nمدتها در المان، هلند و انگلیس سیاحت نموده به شهر دین رفته بملکت خود\nمراجعت میکند درین مسافرت خود پطر کبیر خدمات بزرگی بمملکتش نموده مطالعاتی\nاز عمیق در تمدن اروپائی دانسته و شخصاً به فنون مختلفه دست زده و از هر یک\nبهره گرفته است عده صاحبان صنعت و صاحب منصبان نظامی را جیر و با خود\nبروسیه برده است در ۱۷۱۷ پطر سفر دیگری تنها بصورت رسمی\nبا روپا نموده معاهده تجارتی بین او و حکومت فرانسه با مضار میرسد\nدرین سفر نیز بیکار نمانده بوسائل ممکنه در جلب تمدن اروپائی کوشیده است.\nاصلاحات پطر کبیر :- اصلاحات مهمتی که پطر کبیر در داخله مملکت\nخود نموده بسه دسته عمده تقسیم می شود :-\n۱- اصلاحات اخلاقی - کلام خود پطر است که گفته «میخواهم\nاین گله حیوانات را با خلاق و زندگانی انسانی آشنا کنم»\nدرین مقصود پادشاه روسیه با خدمات فوق العاده با صلاح عادات\nو اخلاق قدیمه قوم خشن روسی پرداخته حتی با قدامات خیلی سخت نیز\nتشبث کرده است مأمورین مخصوصی بشهرهای بزرگ روسیه فرستاده"}
{"book": "adl0950", "page": 408, "text": "۳۹۷\n\nتاریش لباس بلند را در بین را کوتاه کنند حجاب زنها را منع کرده\nحکم نمود تا ایشان نیز در اجتماعات حضور بهم رسانیده شریک شوند.\nدرین راه معاونین پطر کبیر اسرای سوئدی بودند که در محبس های\nروسیه بسر می بردند مشار الیهم طرز زندگانی و عادات و رسوم\nاروپائی را بمردم روسیه می آموختند.\n۲ - اصلاحات ثروتی - زراعت و صنعت و استخراج\nمعادن و تأسیس کارخانه جات و حفر ترعه ها را تشویق و بعبارۀ اخری\nبعالم اقتصاد روسیه حیوۀ جدیدی بخشود.\n۳ - اصلاحات اداری و مذهبی - این رشتۀ اصلاحات پطر کبیر\nاز همه مهمتر و بطوریکه میتوان حدس زد برای این بوده که روسیه نیز\nمانند سائر دول اروپائی دارای ادارات مرتب و تشکیلات منظمه بشود\nمساعی پطر کبیر درین راه بسیار قابل تمجید و بعضی از تأسیسات او\nتا زمان انقراض خانوادۀ رمانوف (۱۹۱۷) نیز در روسیه مشاهده\nمی شد. مهم ترین اصلاحات پطر کبیر بقرار ذیل است -\nاولاً ادارۀ حکومت مرکزی - که مرکب از یک مجلس سناء ده مؤسسه شبیهه"}
{"book": "adl0950", "page": 409, "text": "۳۹۸\n\nبوزارت خانه های امروزه بوده است مجلس سنا که مقام و ماموریت\nشورای دولتی را داراست طرحهای مفیده ترتیب و بمقام سلطنت تقدیم\nمی نمود و در غیاب پادشاه تمام امور حکومت را بدست میگرفت .\nثانیاً حکومت ایالات ـ پطر کبیر تمام مملکت خویش را بدوازده\nایالت تقسیم و برای هر یک حکامی میفرستاد ایالات نیز بنوبه\nخود بولایاتی تقسیم گردیده بودند مامورین ایالات کاملا مطیع مرکز و مجری\nدستورات آن بودند .\nثالثاً ادارۀ امور مذهبی ـ سابقاً ریاست مذهبی روسیه باشخصی بوده\nکه از جانب روحانیون مملکت انتخاب می شد پطر کبیر این ترتیب را موقوف\nاداره منظمی برای امور مذهبی تاسیس و از طرف خود نماینده بعنوان\nمدعی العموم در آن بر گماشت بدینصورت پطر کبیر جریانات مذهبی را نیز\nدر قبضه قدرت خود داشته و بدل خواه خویش آنرا اداره میکرد\nمعهذا تزار روس هرگز مدعی ریاست عالیه روحانی نبوده و هیچوقت\nمانند هانری هشتم پادشاه انگلیس نخواسته است که رئیس\nمذهب روس باشد .\n\nمخارج اوروپا ١٠٠ کلدار کابلی عبدالحق المرجو"}
{"book": "adl0950", "page": 410, "text": "۳۹۹\n\nرابعاً قشون - پس از فراغت از جنگها پطر کبیر در قشون روسیه\nاصلاحات اساسی کرده نظام خود را مانند سپاه آلمان منظم\nگردانید ه در نمره آنرا تقریباً به یکصد هزار نفر رسانید و همچنین پس از\nتصرف سواحل بالتیک توجه به تهیه قوی بحری پیدا کرده و در\nاواخر سلطنت این پادشاه روسیه دارای جهازات مفصل است \nدر خاتمه باید گفت که دیگر از کارهای بر جسته پطر کبیر یکی تأسیس\nاداره پولیس مرقبی بوده که اقتدارات آن ما فوق قانون و از تمام\nجزئیات جریانات امور ملکی پطر را با خبر می ساخت و دیگری بنای شهر\nسن پطر ز بر گ پای تخت جدید روسیه جدید است\nاین شهر که موقعیت طبیعی آن برای یک شهر معظم هرگز مساعد\nنبوده بکوشش و همت پطر قابل سکنی و اساس آن ریخته شد\nهر چند بنای این شهر از شاهکار های پطر شمرده می شود اما باید گفت\nکه در انجام این مقصود پادشاه روسیه از توسل به هیچ اقدام سخت\nو وحشیانه خودداری ننموده است. با فقدان هر گونه وسائل رعایا\nخود را مجبوراً بساختمان شهر میبرده و هزاران نفر از ایشان ز شد نعیتب"}
{"book": "adl0950", "page": 411, "text": "٤٠٠\n\nدر صدمه جان سپردند . بهر صورت بنای سن پطرزبورگ یکی\nاز اقدامات بزرگ پطر بوده و شاید غیر از و کسی از عهده این امر نمی توانست\nبر آید :\nمخالفین پطر ـ اصلاحات پطر کبیر در داخله مملکت بسهولت\nپیشرفت نکرد عامه روسی از اقدامات او ناراضی بوده و از ترک عادات\nو رسوم و خرافات سابقه خود دل خوش نداشتند با وجود فتوحات\nبزرگ پطر در خارج و زحماتی که در ارتقاء و سربلندی روسیه تحمل نمود\nملت جاهل و نادان روس همیشه او را بنظر بد دیده محرب اخلاق\nو دشمن مذهب تصور میکردند .\nدر ١٦٩٧ موقعی که پطر بسیاحت اروپا مشغول بود سربازان قدیم\nانقلاب سختی برعلیه اصلاحات او نمودند هر چند که این هیجان بزودی\nخاموش شد ولی پطر پس از مراجعت به تنبیه ایشان پرداخته\nو در ظرف هفت روز بیش از هزار نفر شورشیان را در میدان\nعمومی مسکو بقتل رسانید .\nپس ازین دیگر مخالفت های علنی دیده نشد و ناراضیان مخفیانه شروع بدسیسه کردند"}
{"book": "adl0950", "page": 412, "text": "٤٠١\n\nدر ۱۷۱۸ پطر فهمید که مرکز تمام فتنه و فساد مخالفین پسرش سزارویچ الکیس\nمیباشد لهذا مشارالیه در یک دیوان عالی محاکمه و پس از محکومیت در از یرکشی شد\nدر خاتمه ذکر احوالات پطر باید گفت که مساعی این پادشاه از جهات سیاسی\nبرای روسیه خیلی ذیقیمت بوده در موقع مرگ او روسیه در شمار\nدول مقتدره اروپا بحساب می آمد لیکن از جهات اجتماعی اقدامات او\nتمام سطحی بوده و اثرات مهمی در روسیه نکرده است هرچند لباس بلند\nبه لباس کوتاه بدل شد اما افکار و احساسات و اخلاق ملت همان بود\nکه بود.\n\nجانشینان پطر- پطر کبیر در زمستان ۱۷۲۵ روزی خود را\nبرای نجات یک کشتی برود نوا انداخته در نتیجه مبتلا بکسالت فوق العاده\nشده بسن ۵۳ سالگی در همان سال درگذشت.\nدر مدت چهل سال از ۱۷۲۵ تا ۱۷٤۲ مردمان قابل بزرگی نبودند درحالی\nاولین جای نشین پطر عیال دوم او کاترین اول بوده که سابقاً از مشارالیها\nاسمی برده و میدانیم که در جنگ با عثمانی چگونه باعث نجات شوهرش گردید\nپس از کاترین الیزابت دختر او بسلطنت روسیه رسیده"}
{"book": "adl0950", "page": 413, "text": "٤٠٢\n\nدر زمان این ملکه نفوذ معنوی فرانسه درین مملکت زیاد شده حتی زبان\nفرانسوی زبان رسمی دربار و محافل بزرگان گردید. همچنین قشون ابارایش\nدر جنگ های هشت ساله متحداً با اہل عملیاتی شد و از همین وقت ملکت\nروس دخالت مستقیم در امور اور پا پیدا کرده و حقیقیه داخل جامه اثر پا گردید\nالیزابت - پطر سوم خواهر بزدگش را برای جانشینی خود تعین میکند.\nاین نوادهٔ پطر کبیر جوانی بی عقل و بی متانت بوده و صفات لازمه سلطنت\nدر او هیچ دیده نمی شد لہذا شش ماه بیشتر پادشاهی نکرده عیالش کاترین\nدالت حالت زمر لیست بکمک قشون ساحلوی سر پطر زبورگ\nاعلان سلطنت نموده پطر سوم مجبور باستعفا گردید. چهار روز بعد\nشهرت دادند که پطر در اثر علالت مزاجی که داشته در گذشته\nولی معلوم است که همدستان کاترین کار او را ساخته بودند .\nکاترین دوم - کاترین در سن سی و سه سالگی بتخت سلطنت\nنشسته و سی و سه سال نیز پادشاهی میکند. (از ١٧٦٢ تا ١٧٩٦)\nبی نہایت باہوش و فعال و جاه طلب بوده موقعی که ہنوز الیزابت\nحیوه داشته و شوهرش فقط مقام ولایت عہد را داشت خیال سلطنت را"}
{"book": "adl0950", "page": 414, "text": "٤٠٣\n\nدر سری پرورانید و چنانکه بیکی از سفرای مقیم دربار گفته بود:—\n«تصمیم من این است که یا درین مملکت سلطنت کنم و یا کشته شوم»\nبنابرین نژاد آلمانی خود را فراموش کرده بجلب توجه ملت روس سعی مینماید: وقتاً\nنیز در حکمرانی خود مانند اصیل ترین روسی منافع مملکت را دفاع و حفظ نموده است.\nملکه روسیه مثل سلاطین معاصر خود شوق تحصیل علم و ادب داشته و از این حیث\nاز فردریک و ماری ترز شرف و دوم هیچ کمتر نبوده با ولتر و دیدر و و دالامبر نویسندگان\nو فلاسفه مشهور فرانسوی مکاتبه و ارتباط داشته و هر یک را بنوعی مداح خویش نموده.\nدر اوائل سلطنت خود مجلسی مرکب از ٦٠٠ نفر نمایندگان طبقات مختلفه ملت تشکیل و آنرا\nمامور تدوین قانونی بر روی اصول آزادی و حق مساوات گردانید.\nمجلس مزبور دو سال دوام کرده تقریباً دویست اجلاس نموده ـ هر موضوع را\nبزیر بحث آورده و هیچ تصمیمی نگرفت . این خبر که در اروپا انعکاس پیدا کرد\nمخصوصاً فلاسفه فرانسه را زیاده از حد جذب کرده و شروع بتمجید و تحسین ملکه\nآزادی خواه نمودند در صورتیکه روز بروز کاترین بتضییقات بدبختین می افزود.\nکاترین در تشکیلات داخله مملکت چندان وزن و مقامی ندارد یعنی\nکار برجسته نمی تواند از و ذکر کرد فقط مشارٌ الیها نیز سیاست پیوسی را\n\nتاریخ اروپا ـ چاپ کا بلـ تحت المراقبه"}
{"book": "adl0950", "page": 415, "text": "٤٠٤\n\nتعقیب و عدهٔ زیادی از مهاجرین خارجی را باراضی حاصلخیز ولی غیر\nمسکون روسیه جنوبی و نواحی اوکرانی و ولکا جلب نموده است .\nسیاست خارجی - اساس سیاست خارجی کاترین دویم\nهمان سیاستی است که پطر کبیر طرح و تعقیب کرده یعنی این ملکه نیز\nتمام کوشش خود را صرف این نمود که روسیه با روپای متمدن مستقیماً\nوصل شده و بدریای آزادی دست داشته باشد . در طرف مغرب\nاین سیاست بزودی پیشرفت کرده مملکت پولنی تقسیم و دریای\nبا روپای مرکزی پیدا میکند . اما قسمت دویم سیاست خارجی\nکاترین که عبارت از اضمحلال دولت عثمانی و رسیدن بدریای سیاه\nچندان موقعیتی حاصل نمیکند . هرچند که در جنگهای ١٧٦٨ و ١٧٨٧\nمتصرفات جدیدی از حد و د قفقاز و حوالی رود دنیستر پیدا میکند.\nولی در سواحل دریای سیاه پیشرفت واقعی ننمود بهرحال با وجود\nعدم موفقیت کامل متصرفات روسیه در زمان این ملکه وسعت\nبسیاری یافته و بیش از هفت ملیون بر سکنه آن افزوده شد ."}
{"book": "adl0950", "page": 416, "text": "٤٠٥\n\nفصل نوزدهم\nاوضاع سیاسی اروپا در قرن هجدهم\nقرن هجدهم یکی از قرون خونین در تاریخ سیاسی اروپا شناخته میشود\nجنگهای وراثت اسپانی (از ١٧٠١ تا ١٧١٤) آنرا افتتاح\nو جنگهای انقلاب کبیر فرانسه (از ١٧٩٢ تا ١٨٠٢) آنرا ختم میماند\nدر فاصله ما بین این دو رشته منازعات شش دوره جنگ هایی که\nعبارت از جنگ هایی وراثت پولنی (١٧٣٣-١٧٣٨) و وراثت\nاطریش (١٧٤١-١٧٤٨) جنگهای هفت ساله (١٧٥٠-١٧٦٣)\nجنگهای پولنی و ترکیه (١٧٦٣-١٧٧٢) و بالأخره منازعه ما بین فرانسه\nو انگلیس راجع بمستعمرات کانادا و هند و جنگهای استقلال و آزادی\nممالک متحده آمریکای شمالی میباشند واقع گردیده است .\nمیدان چهار جنگ اولیه در خاک اروپا و دو جنگ اخیر در خارج این ربود\nوعلل و وقایع آنها فوق العاده پیچیده تر از جنگ های قرن هفدهم میباشد و\nدلائل عمده این پیچیدگی از قرار ذیل است:-"}
{"book": "adl0950", "page": 417, "text": "٤٠٦\n\nاولاً درین قرن بر خلاف قرن هفدهم دولت مقتدری که مرکز جریان\nسیاسی اروپا باشد وجود نداشته در صورتیکه در قرن هفدهم\nتقریباً مملکت فرانسه دارای اولویت بوده از قرن هجدهم هر یک از دول\nانگلیس، اطریش، رومیه و روس قدرت و اعتباری را حائز گردید\nو مراکز متعددی برای سیاست اروپائی پیدا میشود.\nبدیهی است با این ترتیب چون هیچ یک از دول فوق الذکر برتری\nو احاطه بر دیگران نداشتند در مقابل نظریات یکدیگر ایستادگی\nو وضعیات سیاسی اروپا در هم و پیچیده میگردید، ثانیاً در قرن\nهفدهم دول متخاصم منحصر بفرانسه واطریش و انگلیس و هلند بوده درین\nقرن دول روسیه و پروس نیز بآنها علاوه گردیدند.\nثالثاً میدان سیاست خارجی اروپا توسعه یافته اگر در قرن سابق فقط\nاروپای مرکزی و غربی عرصه کشمکش دول اروپائی شمرده میشد\nدر قرن هجدهم اروپای شرقی هم بآن ضمیمه و بالاخره میدان وسیع\nتری که عبارت از امریکا و آسیای جنوبی باشد برای دول اروپا\nباز گردید.\n\nخرابه حصار الموت\nمسلم بن عقیل در کوفه"}
{"book": "adl0950", "page": 418, "text": "٤٠٧\nرابطه رقابت سابقه بین فرانسه و انگلیس - فرانسه و اطریش درین\nقرن بجای خود باقی منتها دامنه آن وسیعتر گردیده دو دولت فرانسه\nو انگلیس در خارج اروپا هم سیاست مملکاتی را درین قرن تعقیب\nمینمایند .\nاز طرف دیگر رقابت پروس و اطریش - مسئله پونی و ترکیه نیز که\nدولت روس آنرا بعرصه ظهور آورد و بالاخره مداخله هسپانی و رژو\nو شانزلونگان آلمان و هلند و خانواده ساووا ازین رقابت ها کاملا\nباعث پیچیدگی و تشدید وضعیات سیاسی اروپا در قرن هجدهم میشود\nدرین فصل ها وقایع عمده قرن هجدهم را شش قسمت نموده هر یک را جداگانه\nشرح میدهیم :-\nتصفیه قطعی وراثت هسپانی - وراثت پولونی\nتصفیه وراثت اسپانی - تا ده سال بعد از مرگ نوئی چهار دهم یعنی\nاز (١٧١٥ تا ١٧٢٥ ) اروپای غربی دچار مناقشات و مشکلات\nبسیاری که نتیجه مسئله وراثت اسپانی بوده میگردد ."}
{"book": "adl0950", "page": 419, "text": "٤٠٨\n\nبطوری که میدانیم معاهدات اوترخت و راستاد این موضوع\nرا خاتمه نداده بدینمعنی که امپراطور المان شارل ششم و پادشاه اسپانیا\nفیلیپ پنجم از امضای عهدنامه استنکاف امپراطور در دعاوی خویش\nبتاج و تخت اسپانی باقی مانده و فیلیپ پنجم هم راضی بتفویض\nمتصرفات ایطالیائی خود به امپراطور المان نمیگردید\nپیش آمد جدیدی این اختلافات را مشکلتر مینماید و آن ازدواجی است\nکه فیلیپ پنجم با الیزابت فارنتز یک زن جاه طلب ایطالیائی میکند\nدر صورتیکه فیلیپ پنجم از عیال سابق خود وارث مشروعی برای تاج و تخت\nاسپانی داشته زن تازه اش میخواهد بهر وسیله شود تخت و تاجی برای\nاولاد خویش تهیه نماید و بهترین راه را برای حصول این منظور افروختن\nآتش جنگ جدیدی دراروپا می بیند.\nانگلیس و فرانسه که از جنگ های سابقه هنوز قد راست نکرده بودند\nسیاست صلح جویانه را در نظر گرفته برای جلوگیری از وقوع این\nجنگ تا کوشش نموده اتحادی در (١٧١٦) منعقد نقشه نفوذ\nحفظ مقررات عهد نامه اوترخت و بالاخره سعی در اصلاح بین امپراطو"}
{"book": "adl0950", "page": 420, "text": "٤٠٩\nو پادشاه ہسپانی قرار میدہند .\nپس از منازعات مختصری عاقبت عہد نامه جدیدی بین ہسپانی\nو امپراطور در شهر وین بامضاء رسیده نایل سیسیل و سارونی از مستملکات\nہسپانی منتزع بامپراطور تفویض و در مقابل دوک نشین پارم\nو تسکان بہ دن کارلوس پسر الیزابت داده میشود .\nبموجب این عہدنامه کہ حقیقتاً با مختصر تغییری مصدق عہدنامۀ او ترخت\nاست رقابت امپراطور و پادشاه ہسپانی خاتمه پذیرفته و قطعاً بین\nاین دو مملکت صلح میشود ، و در ضمن الیزابت نیز به تحقیق مقصود خویش\nموفق میگردد .\nجنگ وراثت پولنی - پس از صلح وین (١٧٢٥) بواسطۀ توافق\nنظر دو حکومت انگلیس و فرانسه و خصوصاً مساعی والپول و کاردینال\nفلوری وزرای صلح طلب این دو مملکت بقدر امکان مسائل متنازع\nفیہ دوستانہ حل شده و از وقوع جنگ های عمومی جلوگیری بعمل میآید\nولی متاسفانه ظهور موضوع وراثت پولنی باز این آرامش را در هم\nشکسته و اختلافاتی که در خصوص تعین جای نشین او گوست دوم"}
{"book": "adl0950", "page": 421, "text": "٤١٠\nپادشاه پولنی پیشر میاید منجر بجنگ عمومی میشود : \nپس از انکه اوگوست دوم در (١٧٣٣) فوت میکند برای\nتاج انتخابی پولنی دو نامزد و دا طلب بود. یکی اوگوست سوم پسر\nپادشاه متوفی و دیگری استانیسلاس لکژنسکی پدرزن لوئی پانزدهم\nکه سی سال قبل پسر شارل دوازدهم پادشاه سوئدا و را بپادشاهی\nاین مملکت منصوب و بعد از واقعه پولتا وا معزول شده بود درین\nوقت ستانیسلاس باکثریت ٦٠ هزار رأی در مقابل چهار هزار\nبسلطنت پولنی انتخاب میگردد .\nولی روسها بواسطۀ تقویتی که فرانسه از پادشاه جدید طبیعتاً مینمود و\nشارل ششم امپراطور آلمان برای اینکه شاید بتواند او گوست\nسوم را مجبور بترک دعاوی راجع بوراثت اطریش و تصدیق\nوراثت ماری ترز نماید تصمیم به تقویت اوگوست نمود قشون خوش را\nبخاک پولنی وارد و استانیسلاس پس از مقاومت مختصری\nدر دانزیک محصور شده و بزحمت ازین ورطه خود را خلاص مینماید .\nلوئی پانزدهم برای انتقام پدرزن خود و استرداد تاج و تخت"}
{"book": "adl0950", "page": 422, "text": "٤١١\nاو قیام میکند. لیکن در اجرای این مقصود مشکلاتی برای او در پیش\nبوده چه اولا رسانیدن قشون از راه دریا به پولنی مشکل بوده و\nثانیا جز در (پی با) فرانسه و آلمان متصرفات مشترکی نداشتند\nحمله به پی با نیز یقینا موجب تاثر انگلیس گردیده و لوئی پانزدهم\nبهیچ قسمی راضی به کدورت انگلیسها نبود، لهذا با پادشاه اسپانیا\nو دن کارلس دوک پارم و تسکان در (١٧٣٣) اتحادی\nکرده دوک ساوا و سارونی را هم که از امپراطور رنجیده خاطر\nبودند با خویش همراه ساخته اعلان جنگ با امپراطور میدهد.\nاین جنگ مدت پنج سال در ایتالیا دوام و در (١٧٣٨) بموجب\nعہد نامه و ینه خاتمه می پذیرد. بموجب این عهدنامه استانیسلاس از\nسلطنت پولنی دست کشیده پادشاهی نانسی و لرن مادام العمر\nبا و داده میشود. و همچنین قید میگردد که پس از مرگ مشار الیه دو آیا\nمزبوره جزو متصرفات فرانسه شود دن کارلس نیز ناپل و سسیسیل را\nبمتصرفات خویش ضمیمه و عنوان پادشاهی میگیرد.\nدرین جنگ فقط خسارت متوجه امپراطور بوده بهترین متصرفات خود را"}
{"book": "adl0950", "page": 423, "text": "٤١٢\nدر ایطالیا از دست داده و در مقابل فرانسه با تصرفات لرن بسرحد\nطبیعی خویش میرسد.\n(جنگ مابین پروس و اطریش)\nوراثت اطریش - هر چند در جنگ وراثت پولنی شارل ششم\nخساراتی دیده و حقیقةً برای او گران تمام شد لیکن چون معاهده ینه\nماری ترز را بوراثت شارل ششم شناخت در سیاست خانوادگی\nپیشرفتی نمود ولی پس از انکه دو سال بعد شارل در گذشت و ماری\nترز بجای نشین او گردید فوراً اتحادیه های مخوفی بر علیه مشار الیها تشکیل\nو از همین جای جنگ های وراثت اطریش که از (١٧٤١ تا ١٧٤٨)\nدوام داشت بشروع میگردد.\nابتدا منتخب باویر که مدعی تاج و تخت اطریش بود با فردریک دوم پادشاه\nپروس - پادشاه فرانسه - پادشاه اسپانی - پادشاه ناپل و پادشاه\nساردنی بموجب معاهده نمفنبو رگ متحد شده شروع بجنگ\nبا اطریش و متحدین آن که انگلیس، هلند و روسیه بوده میکنند.\nبا اینکه مخالفین ماری ترز وجه مشترکی در اتحاد بر علیه اطریش داشتند"}
{"book": "adl0950", "page": 424, "text": "٤١٣\n\nباز هم هرکدام مقصود جداگانه را در نظر گرفته و در تحصیل و اجرای\nآن کوشش میکردند مثلاً قصد فردریک دوم تصرف سیلزی\nمنظور پادشاه اسپانی تحصیل متصرفات جدیدی در ایتالیا\nو نقشه فرانسه در حمله بهند درعین حال تفوق بر انگلیس و اطریش\nبوده است پس حقیقةً این جنگ دارای سه قسمت بوده یکی\nجنگ اطریش و پروس دیگری اطریش و انگلیس و فرانسه و بالاخره\nسوم جنگ اطریش و اسپانی اما از همه مهمتر جنگ اطریش و پروس\nرا باید دانست زیرا در نتیجه آن دولت پروس مالک ایالت سیلزی\nگردید جزو دول معظم بشمار آمده موازنه دول المان را بهم زده\nو جنگهای هفت ساله را موجب میشود .\nوقایع جنگ - اوّل این جنگ برای ماری ترز خیلی سخت بوده\nبطوری که در (١٧٤١) چنین بنظر میرسید که شکست ماری\nترز حتمی است و دیگر برای اطریش تاب مقاومت و مفری باقی\nنمانده زیراکه از طرفی فردریک دوم در لموتینز شکست فاحشی\nبماری ترز داده ایالت سیلزی را قطعاً تصرف و از طرف دیگر"}
{"book": "adl0950", "page": 425, "text": "٤١٤\nشارل آلبر منتخب باویر با قشون فرانسه داخل بهم و پراگ شده آنجا را\nکاملاً اشغال مینماید .\nبا این وضعیات دشوار ماری تریز بواسطهٔ فعالیت و مهارتش خود\nو مملکت خویش را نجات میدهد بدین معنی که اولاً پس از مذاکرات\nبسیاری یکصد هزار قشون از هنگری برای کمک خویش تهیه کرده\nو از طرف دیگر عهدنامهٔ برسلو را یامید و قطعاً ایالت سیلز می جزء\nمتصرفات پروس میشود .\nدولت فرانسه که مقصودش فقط تصرف پی با بود بواسطهٔ مهارت\nمارشال دسا کس سردار خود سه فتح عمدهٔ نصیبش گردیده پی با را\nمتصرف و حمله بخاک هلند را شروع میکند لهذا ماری طرزی مقدش\nمجبوراً در (١٧٤٨) تقاضای صلح نموده و عهدنامهٔ صلح در اکس\nلا شاپل منعقد میگردد .\nمعاهدهٔ اکس لاشاپل- این معاهده که لوئی پانزدهم در ١٨ اکتوبر ٤\n١٧ امضاء نمود یکی از بیهوده ترین و حقارت آمیز ترین معاهداتی\nاست که فرانسه منعقد داشته است ، با وجود غالبیت لوئی"}
{"book": "adl0950", "page": 426, "text": "٤١٥\nپانزدهم تمام ایالات متصرفه حتی مهمات جنگی را که بدست قشون فرانسه\nافتاده مسترد داشته - حسب تقاضای انگلستان شارل ادوار د پسر\nژاک سوم را از خاک فرانسه خارج و سلطنت خانوادۀ ہانور را در انگلستان\nرسماً می شناسد.\nاز طرف دیگر فردریک دوّم سیلزی را مالک ورن فیلیپ اسپه دوّم\nالیزابت فارنز ایالت پارم را متصرف میگردد.\nحقیقتاً خون و منافع فرانسویان فدای منافع پادشاه پروس و خانوادۀ\nبوربن اسپانی گردید.\nبرای اینکه یکی از حرفای خود را از میدان خارج و با دیگران آزادانه\nدست و پنجه نرم کند بموجب معاہدۀ بورسلو ایالت سیلزی را به فرد ریکم\nواگذار و با پادشاه پروس صلح مینماید. (١٧٤٢)\nسپس تمام قوامی خود را متوجه شارل آلبر گردانیده هم را باز پس\nگرفته باویر را اشغال مونیخ را متصرف شده تا به رو درن رسیده\nایالت الزاس را تهدید میکند.\nاین پیش رفت های متوالی این دفعه فرد ریک دوم را بوحشت انداخته"}
{"book": "adl0950", "page": 427, "text": "٤١٦\n\nدر (١٧٤٤) بموجب معاهده پاریس بر علیه ماری طرز با فرانسه متحد میشود\nپادشاه فرانسه که تاکنون فقط با شارل آلبر مساعدت مینمود و مستقیما\nداخل عملیاتی نشده بود بعد از معاهده مارس به ماری طرز و انگلیس و\nهلند اعلان جنگ میدهد.\nکمی بعد از اعلان جنگ فرانسه شارل آلبر وفات کرده و ظاهراً\nدیگر علتی برای تعقیب خصومت باقی نمیماند لیکن چون هر یک مخاصمین\nمنظورات شخصی داشته و وراثت اطریش بهانه بیش نبود جنگ\nرا تعقیب مینمایند .\nفردریک دوم متوالیاً بر قشون ماری ترز غلبه کرده معاهده در میدل مقرراً\nانتشار مقررات عهد نامه اکس لا شاپل تولید خشم و هیجان عجیبی در ملت\nفرانسه کرده و نفرت فوق العاده نسبت به پادشاه خود بین این\nحقارت پیدا نمودند بطوری که کلمه صلح را در ردیف یکی از سنگین ترین و\nزشت ترین کلمات میدانستند.\n\nتاریخ اروپا ۳۰۰ تا نه توزیعکم"}
{"book": "adl0950", "page": 428, "text": "٤١٧\nIII\nجنگ هفت ساله\nدر ١٧٤٨ موقع عقد معاهدهٔ اکس لاشاپل دول متخاصم از طرفی فرانسه\nو پروس واز طرف دیگر اطریش و انگلیس و روسیه و هلند بوده اما هشت\nسال بعد یعنی در (١٧٥٦) بکلی اتحادهای فوق منقلب گردید.\nانگلیس و پروس در یک قسم قرار گرفته و اطریش و فرانسه و روسیه بایکدیگر\nدر مقابل ایشان متحد شدند.\nاین انقلاب و تغییر را اساساً باید اثر و نتیجهٔ عملیات مارسی طرز دانست\nبلکه اطریش که با وجود امضای سه معاهده بر سلو — درسد واکس\nلاشاپل ایالت سیلزی را حق خود میدانسته و راضی نمیشد که ایالت\nمزبور در تصرف پروس باقی بماند فوراً پس از امضای معاهدهٔ اخیر درصدد\nمی افتد که فرانسه را از اتحاد با پروس منصرف و در صورت امکان\nبا دشمن چندین صد سالهٔ اطریش تشکیل اتحادی دهد.\nاتفاقاً این فکر ماری ترز با نظریات سیاسی فرانسه نیز مصادف و موافق\nتاریخ اروپا ... ۲ کاملتر [?] یگانه[?]"}
{"book": "adl0950", "page": 429, "text": "٤١٨\n\nگردیده اتحاد بین دولتین صورت پذیر میشود چه در ان موقع که حکومت\nفرانسه سیاست مهلکاتی را تعقیب می نمود سیاسیون آن مملکت\nجنگ حتمی الوقوعی را با انگلیس پیش بینی میکردند پس اگر در بر اروپا\nانگلیس با اطریش متحد نباشد در واقع در اتحاد سیاسی اروپائی\nتنها مانده و فرانسه یقیناً بر ان دولت غالب میآمد اما مانعی که بوئی پاترویم\nبرای انعقاد این اتحاد تصور میکرد خصومت اطریش با پروس بوده\nپادشاه فرانسه میخواست همیشه با پروس اتحاد داشته و خللی در\nدوستی ایشان واقع نشود، اتفاقاً این اشکال یعنی قید دوستی فرانسه و پروس\nهم با معاهده که در وایت هال بین پروس و اطریش منعقد گردید مرتفع\nو در (١٧٥٦) در ورسای معاهده بین فرانسه و اطریش بامضاء رسید\nاتحاد با اطریش و جنگهای که در نتیجه آن فرانسه دو چار گردید برای این ملکت\nفوق العاده مضر واقع شده تمام قوای آن درین جنگهای بری اروپا\nمضمحل گردید اگر برای تعقیب سیاست خود استعداد خویش را برای مقابله\nمستقیم با انگلیس نگاه میداشت البته بحال او مفید تر میبود .\nشروع بجنگ و میدان های مختلفه آن :- در جنگهای هفتساله"}
{"book": "adl0950", "page": 430, "text": "٤١٩\nالیزابت فقط فرانسه را با خود متحد نساخته بلکه با الیزابت ملکه روسیه\nاوگوست سوم پادشاه پولنی ـ منتخب ساکس ـ پادشاه سوئد و بالاخره\nجمعی از امرای آلمان هم طرح اتحادی ریخته بود .\nفردریک دوم پس از اطلاع از معاهده ورسامی خطر را مواجه دیده منتظر\nحمله متحدین نشده در (١٧٥٦) به در سد حمله و آنجا را تصرف مینماید\nقشون ساکس را نیز در پیرنا محاصره و پس از یک ماه مجبور به تسلیم میسازد.\nبدینطریق جنگ شروع میگردد . عملیات مهمه این جنگ در سه\nمیدان بزرگ : آلمان غربی بین ره ورن والب ـ المان مرکزی\n(بهم ـ ساکس ـ سیلزی ـ براندبورگ ـ پمرانی) د المان شرقی\n(پروس) واقع میشود .\nعملیات در آلمان غربی چندان طرف توجه فردریک نبوده تیجه بپیمان\nدرین قسمت فرانسه وانگلیس و منظور اصلی تصرف الکتراس هانور بوده است\nقشون فرانسه بسرکردگی دوک دلشلیو در کلوسترزون سپاه\nانگلیس را محاصره وتقریباً هانور را تصرف مینماید اما بواسطه خلاف\nعهد انگلیس و حله که در موقع متارکه نمودند قشون فرانسه مجبوره تخلیه"}
{"book": "adl0950", "page": 431, "text": "٤٢٠\nالکترا شده و تا آخر جنگ دیگر نمیتواند به آنجا وارد گردد.\nعملیات جنگی در آلمان مرکزی : میدان بزرگ جنگهای هفت ساله\nدر آلمان مرکزی بوده است در ابتدای جنگ فردریک دوم وارد بشده\nتا پراگ میرسد. اما بزودی در سال (١٧٥٧) پس از شکست\nکلن مجبوراً بهم را وا گذاشته از آنجا خارج میشود. درین موقع\nقشون فردریک از دو طرف مورد حمله سپاه فرانسه و آلمان واقع\nگردیده و از طرفی بقشون اطریش بسیلزی توجه مینماید. فردریک\nپس از تخلیه بهم با حملات پی درپی دشمنان خود را متفرق گردانید ه دو\nبزرگ یکی در روسباخ در مقابل قشون متحده فرانسه و آلمان و دیگری\nیکماه بعد در لیساقوین در مقابل قشون اطریش نصیب او میگردد\nبعد ازین دو فتح فردریک نقشه خود را کاملاً تدافعی قرار داده و چون\nمیدانست که روسها واطریش ها برای تلافی شکست های سابقه\nیقیناً مبادرت بحمله خواهند کرد صلاح چنان دید که فقط بعملیات تدافعی\nمصروف گردد اما با وجود این بواسطه کثرت دشمنان پیش بردن\nهمین نقشه دفاعی نیز کار آسانی نبود در (١٧٥٩) روسها"}
{"book": "adl0950", "page": 432, "text": "٤٢١\nدر زولید وخویکی از دستجات قشون فردریک را شکست داده با قشون\nاطریش ملحق گردیده در کونو رسل دردف سپاه فردریک را بکلی\nمنهزم مینمایند .\nچنین\nپس ازین فتح پیش قراول قشون روس متوجه برلن شده و ظاهرا\nبنظر میرسید که کار فردریک و پروس کاملا تمام خواهد شد اما اتفاقا قواى\nعمده روس واطریش این خط سیر را تعقیب نموده بلکه از یکدیگر مجزی گردیدند\nفردریک که این واقعه را از معجزات خانواده براند بورگ میگوید فرصتی\nیافته از سر و صورتی بقشون خود داده در (١٧٦٠) سپاه اطریش را\nدر لیگنیتز و تو رگو شکست میدهد. با وجود این عده قشون\nمشق\nفردریک خیلی کم شده غالب نفرات قشونش از دهاتین بی تعلیم و\nندیده بودند اگر با این ترتیب عملیات جنگی تعقیب میشد یقینا متحدین\nبشهر برلن وارد میشدند اما از خوش بختی فردریک در (١٧٦١)\nایزابت ملکه روس در گذشته پطر سوم جانشین او از هواخواهان\nجدی فردریک بوده نه فقط ترک خصومت با او را کرده بلک با پادشاه پروس\nمتحد میشود. از طرف دیگر فرانسه نیز با انگلیس صلح و بکلی متحدین ماری"}
{"book": "adl0950", "page": 433, "text": "٤٢٣\n\nترز او را تنها میگذارند. بدین جهة مشار الیها نیز مجبور بصلح گردیده\nدر هوبر تسورگ در سال (١٧٦٢) با فردریک صلح و بموجب عهد نامۀ\nمنعقدۀ فرد یک باز رسماً مالک سیلزی شده و این ایالت قطعاً از\nتصرف اطریش خارج میگردد.\n\nIV\nپولنی ـ اولین تقسیم آن\nجمهوری پولنی و محولۀ در آن ــ فردریک دوم و ماری ترز که (١٧٦٢)\nگله بگلۀ یکدیگر میزدند ده سال بعد یعنی در (١٧٧٢) برای تقسیم پولنی\nتوافق نظر پیدا کرده کاترین دوم امپراطریس روسیه را نیز با خود\nهمراه گردانیدند .\nلفظ پولنی از لغت اسلاو و بمعنای جلگه است بطوریکه از اسم آن\nمعلوم میشود این مملکت شامل قسمتی از جلگۀ شمالی اروپا بوده و هر چند\nدر رأس حکومت آن همیشه یک پادشاه قرار داشته لیکن بنام\nجمهوری پولنی یاد میشد در اواسط قرن هجدهم حدود آن از طرف\nشمال دریای بالتیک از طرف جنوب کوههای کارپات در و"}
{"book": "adl0950", "page": 434, "text": "۴۲۳\n\nدنیستر (همین کوههاست که مملکت پولنی را از متصرفات عثمانی\nو ہنگری جدا میکند) از جانب مشرقی تا ماوراء رود دوفا و دنیپر\nدر داخله روسیه ممتد بوده و حتی تا نزدیکی اسمولنسک میرسید\nاست و سرحد غربی آن قرار وادی و خطی موازی با رود اود که ما را\nاز سیلزی براند بورگ و پمرانی مجزا میگردانید بالآخره دری\nاز حدود شمالی آن مملکت پروس واقع بوده است.\nکل مملکت پولنی از دو قسمت مرکب بوده یکی خود مملکت پولنی یا مملکت\nصاحب تاج که شامل اراضی مشروبه رود ویستول بوده و دیگری\nدر جانب شرق گراند دوشه لیتوانی که بیش از خود مملکت وسعت\nداشته است.\nهر چند این دو جزو در قرن چهار دهم (۱۳۸۶ زمان حکمرا...\nولادیسلاس ژاژلون تحت قدرت واحد در آمد اما باز در هر\nطرف هم از یکدیگر متمایز بودند.\nمملکت پولنی حدود طبیعی نداشته چهار راهی برای عبور طوایف تا\nبوده است. در مرکز مملکت پولنی یا قلعه اصلی و واقعی در مغرب امانتا"}
{"book": "adl0950", "page": 435, "text": "۴۲۴\nدر مشرق لیتوانیا وروسها و بالآخره در تمام مملکت یهودیها سکنی داشتند\nهر یک از نژادهای مختلطه دارای مذهب مخصوص بخویش بوده :-\nالمانها پیرو طریقه پروتستان - روسها ارتودکس - لیتوانیها و پولنی\nکه اکثریت سکنه مملکت را تشکیل میدادند معتقد بمذهب کاتولیک\nبودند تنها کاتولیکها حقوق و امتیازاتی داشته و پیرو مسالک\nدیگر خصوصاً از سنه ۱۷۱۹ از نیل بمناصب عمومی محروم و از حقوق\nسیاسی بهره‌مند نمی‌شدند.\nاوضاع اجتماع پولنی :- جامعه پولنی نیز مانند جامعه روس بدوطبقه\nتقسیم میشد یکی نجبا و دیگری دهاقین - دهاقین وابسته باراضی بوده\nکاملاً مطیع اراده نجبا - تمام مالیات برایشان شده هیچ مفری نداشته\nدر منازل بدسکن گرفته و بالآخره بدبخت‌ترین مردم بشمار می‌آمدند تامدتی\nوضعیت دهاقین پولنی در اروپا ضرب المثل بوده هرگاه میخواستند\nمنتها درجه بدبختی شخصی را مجسم نمایند او را تشبیه بغلامان ترکی یا دهاقین\nپولنی میکردند .\nنجبا تمام اراضی مملکت را در تصرف داشته و خود بسه دسته تقسیم میشدند\nتاریخ اروپا . قلم ۲ مجلد ۵ صفحه ۴۲۴"}
{"book": "adl0950", "page": 436, "text": "٤٢٥\n\nاول مانیپاها که از سیصد خانواده تجاوز نکرده در بین ایشان چند\nخاندان خیلی معتبر بوده از خود قشون مرتبی داشته مالیات وصول\nنموده پای تخت علیحده داشتند و حقیقتاً مانند سلاطین مستقل\nزندگانی و رفتار مینمودند :\nما دون این طبقه دسته نجبای متوسط بوده که عده ایشان ببیست\nیاسی هزار خانواده میرسیده و هر یک یک یاد و قریه را در تصرف\nداشتند . بالآخره دسته سوم نجبای پست یا عادی عده ایشان\nبالغ بر یک ملیون و نیم و جز شمشیر و اسپ قطعه زمین کوچکی چیزی را\nمالک نبودند.\nروحانیون تشکیل طبقه علیحده در پولنی نمیداده رؤسای\nمذهبی کشیشان و اسقف ها از همان اعضای خانواده های\nبزرگ بودند طبقه اواسط الناس اصلاً وجود نداشت یهودیها\nتجارت مملکت را به خود مخصوص و منحصر گردانیده بودند .\nتشکیلات سیاسی آن : در رأس جمهوری پولنی یک پادشاه\nقرار داشته در ابتدا و تاج سلطنت ارثی بوده ولی در قرن شانزدهم\n\nتاریخ اروپا ۲۰۰ ۲ جلد ۳ صفحه ۱۴۰ - ۱۴۱"}
{"book": "adl0950", "page": 437, "text": "٤٢٦\n\nپس از مرگ آخرین پادشاه خانوادۀ ژاژیون نجبا سلطنت را انتخاب\nکردند ، اوّلین پادشاه انتخابی پولنی روک وانژو برادر شارل\nنهم پادشاه فرانسه است که یک سال پس از قبول این مقام\nتحت اسم هانری سوّم بپادشاهی فرانسه میرسد ، وسلطنت\nپولنی را ترک میگوید .\nچون انتخاب سلاطین را نجبا میکردند پس همیشه ایشان را مقید\nبشروطی مینمودند که غالباً در اطراف تحدید اقتدارات سلطنتی\nبوده است هر پادشاه پس از انتخاب بمقام سلطنت باید باحترام\nمقرّرات کتابی که وظائف او را تعیّن وموسوم - باکتا کانوِ نتا\nبود قسم یاد نماید - بتدریج اختیارات مخصوصۀ سلطنتی در پولنی\nمحدود وبلکه محو گردیده مجالس ملّی یا دیت ها تمام امور مملکتی از قبیل\nوضع قوانین ، اخذ مالیات قشونیگری حتی اعلان جنگ را\nدرعهده داشتند وشخص سلطان ابداً نفوذ ومداخله در\nکارهای مملکتی نداشت . دیت عبارت از مجلسی بود مرکب\nاز نجبای طراز اوّل ( دایان ) ومجلس دیگر هم از نجبای"}
{"book": "adl0950", "page": 438, "text": "٤٢٧\nدرجه سوم که مجتمعا هر دو سال یک مرتبه برای مذاکره و حل امور مهمه\nمملکتی اجلاس میکردند جلسات دیت عمومی بوده تماشاچیان\nحق حضور داشتند .\nدر قرن هفدهم چنین عادت بود که تصمیمات را باید عموم اعضا آرا\nداده باشند و مخالفت یک نفر از ایشان موجب مسکوت عنه\nگذاردن موضوع و بلکه رد آن بکلی میگردید عیب این مخالفت\nانفرادی را که بنام لیبروم وتو معروف است در لهستان بخوبی آشکار\nشده یعنی در ظرف (۱۱) سال پنجاه و پنج دیت دعوت و جز\nهفت دیت نتوانستند نتیجه از اجلاسات خویش بگیرند\nبدیهی است با این طریق اداره امور حکومتی تا چه اندازه مشکل بلکه\nمحال بنظر میآید / بدینجهت بخیال افتادند که در موقع غیاب یا انحلال\nدیت مجالس شورائی از نجبا تشکیل دهند و مجالس مزبور مخالفت فرد واحد\nماثر نبوده و اکثریت اراء قایم مقام موضوعی بوده است .\nقشون - - اساسا در پولنی قشونی وجود نداشت و مارکیهای\nمملکت از بیم این که مبادا پادشاه ازین راه اقتداری پیدا و در نتیجه"}
{"book": "adl0950", "page": 439, "text": "٤٢٨\n\nباعث از محو نفوذ ایشان شود در دیت (١٧١٧) هجده هزار قشون\nبرای پولنی و شش هزار برای گراند و شلیتوانی تصویب نمودند بعلاوه\nروسای کل این دو سپاه را نیز خود برای ما دام الحیوة انتخاب نموده\nو عزل ایشان جز برای و تصویب دیت غیر ممکن بود. نجبای مملکت\nتمام میخواستند صاحب باشند بطوری که غالباً از برای هر سه\nفرد سپاهی یک منصبدار وجود داشت در مخزن قشون بیش از\nچند عراده توپ کهنه مندرس دیده نمیشد با این وضع ترتیب قشون\nپولنی لازم بشرح نیست و ما قین بیچاره همیشه امیدوار بودند که\nدر موقع خطر نجبا قیام و مملکت را نجات میدهند.\nپولنی و همسایگانش - با این تشکیلات یقین است که پولنی\nمحکوم باضمحلال است. در قرن هفدهم و اوائل قرن هجدهم\nهمسایگان آن سوئد - پروس - اطریش و روس نیز که شاهد خرابی\nاوضاع پولنی بودند خیال تقسیم آن در سر داشتند فقط موقع\nمناسبی را انتظار میکشیدند.\nروسیه و پروس از دیگر همسایگان در تقسیم پولنی بیشتر ذی نفع"}
{"book": "adl0950", "page": 440, "text": "٤٢٩\n\nبودند زیرا روسیه با تصاحب قسمتی از اراضی این مملکت یکقدم\nبه اروپا نزدیکتر شده و پروسس حدث ارضی خویش را تکمیل نموده.\nبرای اینکه این منظور بعمل آمده تحقیق باید البته لازم بود که هرج و مرج\nاوضاع پولنی باقی بماند و مساعی که برای اصلاح بکار برده میشود عقیم\nگردد این دو همسایه درین راه هیچ کوتاهی ننموده موقعی که عده از نجبا\nبریاست خانواده ستانی تو قیسکی خواست قدمهائی بردارد. کاترین\nو فروریک پس از مرگ او گوست سوم قرار دادی بسته تعهد کردند که\nاز هرگونه اصلاحی جلوگیری کنند هم چنین استانیلاس یونیاتو\nکیك جوان بی تجربه را در تحصیل تاج پولنی تقویت نمودند .\nروسها در پولنی :- پادشاه جدید برادر زاده هنری تو فیسکی ها بوده\nاین خانواده نظریات اصلاحی خود را تعقیب نمودند مخصوصاً ابتداء\nخیال لغو لیبروم و تو را کرده خواستند کلیه مستخدمین را در مقابل\nپادشاه مسئول قرار دهند شورای یکجا نیز این تصمیم را تصویب نمود.\nولی کاترین و فروريك دوم تنها به حفظ حقوق غیر کاتولیک ها دخالت\nکرده از دیت تقاضا مینمایند که ارتو دکس ها و پروتستان را با کا تولیکها"}
{"book": "adl0950", "page": 441, "text": "٤٣٠\n\nمساوی الحقوق بشناسند چون دیت از قبول این درخواست امتناع\nمیورزد قشون روس داخل پولنی شده تا نزدیک ورشومیرسد چند نفر\nاز وکلای مخالف را دستگیر و بالآخره دیت را مجبور به رفع تضیقات\nبر علیه غیر کاتولیک ها و ابقای لیبروم وتو مینمایند (١٧٦٨)\nاین اقدامات و مداخلات خارجی تولید هیجان عمومی در مردم کرده\nاتحادی در بار تشکیل میدهند. نقشه اتحاد مزبور ابقاء مقررات\nسابقه و عزل استانیسلاس بوده ولی باز کاترین شروع به تحریکاتی نمود\nار تودکس های اوکرانی یا روسیه صغیر را تشویق به انقلاب کرده\nتقریباً درین واقعه از پنجاه هزار تا دو لیست هزار نفر بقتل میرسد از طرف دیگر\nببهانه کمک پادشاه در مقابل باغیان مملکت قشون خود را وارد پولنی مینماید\nدر ضمن این احوال عده از اهالی پولنی جنوبی از مقابل قشون روس فرار\nو وارد خاک عثمانی میشوند روسها ایشانرا حتی در خاک عثمانی تعقیب\nو عده زیادی از مسلمانان را هم قتل عام میکنند (١٧٦٨)\nدولت فرانسه که اقدامات همسایه گان پولنی را با نظر خوبی نمیدید\nسلطان عثمانی را تحریک بجنگ با روس میکند.\n\nتاریخ اروپا ٣٠٠ کلانتر ٤٥"}
{"book": "adl0950", "page": 442, "text": "٤٣١\n\nجنگ با عثمانی :- با وجود مساعی کفایت مصطفی سوم سلطان عثمانی\nدر انوقت قشون بری و بحری این مملکت بکلی بی نظم و از هم گسیخته بود.\nکاترین بدون اینکه عملیات خود را در پولنی متوقف سازد شهوار اندچه\nدر خشکی و چه در دریا بقشون ترک حمله میکند. قشون بری او مجدداً آزورا\nگرفته سی قلعه را متصرف و بجانب بخارست پیش میرود و پس از فتح\nاسماعیلیه (١٧٧٠) از رود دانوب نیز عبور میکند. در دریا جهازات\nروس از بحر بالتیک گذشته داخل مدیترانه میگردد، و قتی این قوای\nبحری نزدیک بیونان میشود بتحریک روسها شورشی در پلوپونیز بر علیه\nعثمانی شروع ولی با کمال فوریت عثمانیان خاموش و باغیان مغلوب\nمیگردند.\nروسها که در یونان موفق به پیشرفتی نمیشوند. بجانب اسیای صغیر\nحرکت و در خلیج چشمه نزدیک ازمیر با قوای ترک مواجه میگردند.\nبا اینکه قوای عثمانی از حیث بر قوای روس فزونی داشت باز\nترکها حالت دفاعی گرفته بداخل خلیج پناه میبرند در شب (٧ و ٨ ماه ژوییه\n١٧٧٠) نزدیک ساعت دو جہازات روسی حمله را شروع از طرِف"}
{"book": "adl0950", "page": 443, "text": "٤٣٢\nکشتی های مشتعل و از طرفی توپخانه روس در تاریکی شب قواسی ترک\nرا بکلی مضمحل و نابود میسازند بطوریکه از پنجاه فروند کشتی عثمانی\nبیش از ده فروند باقی نماند پس از فتح روسها ممکن بود با نهایت\nسهولت بجانب قسطنطنیه حرکت کنند لیکن رؤسای ایشان چنین\nتهوری را صلاح ندیده صرف نظر کردند\nمذاکرات تقسیم پولنی : دو شکستی که بفاصله ده روز در چشمه\nو اسماعیلکیه بقوای ترک وارد آمد بکلی باب هر امیدی را بر پولنی\nسدود گردانید و دیگر ظاهراً مانعی برای تقسیم این مملکت تصور نمیرفت\nولی ماری ترز از پیشرفت روسها و استقرار ایشان در دو ایالت ولاشی\nو طواوی خشنود نبوده میخواستند سرحد خویش را تا به بحر سیاه برسانند\nبا ترکها داخل مذاکراتی شده و برای حفظ منافع خود عقد اتحاد\nبا ایشان کردند در این قرار داد طرفین تعهد نمودند که ولو بقوه\nنظامی روسها را مجبور به تخلیه اراضی مفتوحه نمایند (ژویه ۱۷۷۱)\nاتحاد اطریش و ترک فردریک دوم پادشاه پروس را بوحشت انداخت\nزیرا از طرفی بواسطه اتحاد با روس بیم آن داشت که گرفتار"}
{"book": "adl0950", "page": 444, "text": "٤٣٣\n\nجنگ جدیدی گردد، واز طرف دیگر میترسید که مبادا روسها واطریشی\nبعوض جنگ توافق نظری بین خود حاصل کرده هر کدام قسمتی از\nمتصرفات آسیائی ترک را تصرف وموازنه بین قوای این\nسه دولت بر هم بخورد.\nلهذا فردریک باین خیال میافتد که مناقشه بین روس واطریش\nرا با تقسیم پولنی ختم نماید یقین است درین صورت چون پروس نیز\nهمسایه پولنی میباشد سهمی هم باو خواهد رسید.\nلهذا اول نظریۀ خودرا بکاترین وسپس به ماری ترز پیشنهادی نماند\nکاترین کاملاً اظهار موافقت نموده اما ماری ترز که این اقدام را\nنوعی خیانت و بی شرافتی میدانست از قبول آن امتناع مینماید ولی\nژرف دوم پسر ملکۀ اطریش تا این اندازه معتقد به نظریات مادرش\nنبوده با نظریات فردریک همراه و بالاخر در فوریه (۱۷۷۲) مار\nترز را وارد بموافقت با پیشنهاد پادشاه پروس میسازد.\nاولین تقسیم ـ در ٢٥ ژویه ۱۷۷۲ عهدنامۀ تقسیمی در سن پطررسبورگ\nبامضاء رسیده ومتحدین سه گانه برای جلوگری از اضمحلال"}
{"book": "adl0950", "page": 445, "text": "٤٣٤\n\nقطعی پولنی دولت مزبور را بدینصورت باین خود قسمت میکنند:-\nماری تریز گالیس را با ٢٦٠٠٠٠٠ جمعیت - فردریک پروس پولنی را\nباستثنای دانتزیک با ٧٠٠ هزار جمعیت دکاترین دوم قسمتی از\nلیتوانی را با ١٦٠٠٠٠٠ جمعیت .\nپس از امضای عهدنامه متحدین بدیت تکلیف تصویب آنرا نمودند\nتا یکسال مجلس پولنی مقاومت کرد اما چون قشون روس و اطریش\nو پروس تمام خاک پولنی را اشغال و دیت را در ورشو بزیر محاصره\nآوردند نمایندگان و پادشاه به تقسیم مملکت خود رضایت داده و\nبعلاوه تعهد کردند که هیچگونه تغییری در قانون اساسی پولنی ندهند.\nدومین و سومین تقسیم :- این ماده آخر بهانه شد که بیست سال بعد\nمتحدین (۱۷۷۲) جنایت خویش را تکمیل و بکلی پولنی را از استقلا\nملی و سیاسی محروم گردانند .\nتفصیل این است که پس از تجزیه پولنی اکثر از نجبای مملکت ملت بختیار\nخود را فهمیده خواستند تا در (۱۷۸۸) قانون اساسی جدید\nجاری نمایند در (۱۷۹۱) قانون اساسی مزبور صادر - و مطا -\nبق"}
{"book": "adl0950", "page": 446, "text": "٤٣٥\nمی\nآن سلطنت پولنی از بی مرکزیت حکومت محفوظ و تکمیل قوای نظامی\nپیش بینی میشود، لهذا کاترین و فروریک گیوم دوم پسر فروریک دوم\nبعنوان حفظ عهدنامه (١٧٧٢) قشون به پولنی داخل کرده تقسیم\nثانوی را انجام میدهند (١٧٩٣) وطن پرستان مملکت\nقیام کرده و تاقین با اسلحهٔ ناقص خویش حاضر بدفاع شده لیکن\nمتاسفانه ازین هیجانات بی موقع فایده بدست نیامده قشون روسی مجدداً\nوارد ورشو گردیده بیست هزار نفر را مقتول و در (١٧٩٥) قطعاً\nپولنی را تقسیم مینمایند. این مملکت که تقریباً بیش از یک قرن از نقشهٔ\nسیاسی اروپا محو بود در ١٩١٨ باز قسمتی از اراضی خود را مالک و\nتقسیم مملکت مستقلی داد.\nصلح قینیا رجه :- پس از تقسیم اولیه پولنی چون هنوز مخاصمت بین روسی\nو عثمانی باقی بود اطریش وساطت کرده در ٢١ ژویه ١٧٧٤ عهدنامه\nصلح بین این دولت در قینارجه که قصبه در بلغاری است بامضا\nرسید مطابق با این عهدنامه روسیه تمام فتوحات سواحل بحر\nسیاه را باستثنای آزو به عثمانی مسترد داشته شبه جزیره کریمهٔ\nتاریخ اروپا ۲۰۰ کلانتر - - ۵۳"}
{"book": "adl0950", "page": 447, "text": "٤٤٦\n\nمتصرفات عثمانی جدا ومستقل میگردد و این شبه جزیره را کاترین\nچند سال بعد تصرف مینماید) راجع بامور مذهبی سلطان عثمانی تعهد میکند\nکه همیشه عیسویان ساکنین مملکت خود را تحت حمایت خویش داشته\nاز ایشان محافظت نماید و از طرف دیگر حق حمایت ضمنی کلیسای یونانی\nیا ارتودکس های عثمانی را دولت روسیه تحصیل میکند .\nاین ماده دارای اهمیت بسیاری در تاریخ سیاسی اروپای شرقی\nشده تمام عیسویان اتباع عثمانی چشم امید خود را برای استخلاص\nاز قید مسلمانان بروسیه دوخته و وسیله برای مداخله روس در امور\nامپراطوری عثمانی میشود ، و حقیقة سرچشمه نفوذی که روسیه در قرون\nمعاصره در بالکان پیدا کرد از همین مواد معاهده قینارجه بوده است\nدولت اطریش نیز برای حق الزحمه خود ایالت بوکوین را از سلطان\nعثمانی گرفته بدون اینکه مختصر خسارتی تحمل کند فائده بزرگی تحصیل\nنمود : -"}
{"book": "adl0950", "page": 448, "text": "٤٣٧\n\nجنگهای بین فرانسه و انگلیس در هند و کانادا\nدر همان موقع مناقشات اطریش و پروس در اروپا یک مرکز می بین\nفرانسه و انگلیس هم در اروپا هم در خارج این قطعه جنگ هائی شروع\nگردید. این مناقشات که از ١٧٤٢ تا ١٧٦٣ دوام میکند\nموضوعی جز رقابت های تجارتی این دو دولت نداشته میدانهای\nعمده ان در آمریکای شمالی کانادا و در اسیا هندوستان بوده است\nنتیجه آن از دست رفتن تمام مستملکات امریکائی و آسیائی فرانسه\nو توسعه متصرفات انگلیس میباشد. این سلسله منازعات بواسطه\nعهدنامه پاریس (١٧٦٣) خاتمه پذیرفت\nاین دو دولت در اواخر قرن شانزدهم جداً شروع باقداماتی برای\nتجارت شرق و تحصیل متصرفاتی در آمریکا نموده در اوائل قرن هفده\nدر اسیا تشکیل دار التجاره هائی از طرف اتباع این دو دولت\nشده در بر امریکا حکومت مستقیماً مبادرت بتشکیل مستملکاتی نمود."}
{"book": "adl0950", "page": 449, "text": "٤٣٨\nتشکیل کمپنیهای تجارتی:- کمپنیهای تجارت شرق کمپانیها اسهامی\nبوده در ابتدا تشکیلات وسیعه نداشته صاحبان سهام عده معدودی\nاز صرافان و متمولین بودند پس از آنکه پیشرفتی در کار ایشان پیدا شد\nاز اطراف ، داوطلبان خرید اسهام زیاد شده حتی بلدیه های بعضی\nشهرها نیز در ان شرکت کردند .\nسرمایه حاصله بمصرف ساختن کشتیها و پرداخت حقوق مستخدمین\nمرکزی یا نمایندگان خارجی میرسید.\nمؤسسات کمپانی از دو قسمت مرکب بود یکی موسسه اروپائی که غالباً در یکی\nاز بنادر مهمه فرانسه اقامت داشته دیگری موسسه آسیائی که انهم\nیا در یکی از بنادر و یا جزائر مجاور ساحل تأسیس شده بود.\nاین کمپانی بزودی امتیاز تجارت شرق را از حکومت فرانسه گرفته\nحتی برای حفظ خود اجازه گرفتند که عده مستحفظین نظامی هم داشته\nباشند ـ در آسیا کمپانی اراضی وسیعی را خریداری و مرکز\nتجارت خویش را در زمینهای مخصوصه خویش بنا مینمود ـ کمپانیها\nعموماً مطیع و محکوم رؤسای محلی بوده معهذا برای احتیاط همیشه دار"}
{"book": "adl0950", "page": 450, "text": "٤٣٩\n\nالتجاره‌های خود را مانند قلاع محکم نظامی میساختند - ادارۀ کل امور\nتجارتی را در آسیا یک نفر نماینده که بعنوان حاکم از ادارۀ مرکزی\nفرستاده میشد اداره میکرد، حاکم مزبور در هند فقط حیثیت یک رئیس\nتجارتی را داشت ، کمپانی تجارت هند بیشتر تجارت واردات مینمود. ما\nالتجاره‌های متنوعه از هندوستان بارو پا آورده وبسایر ممالک\nمیفروختند، وعمده ترین آنها نوعی پارچه‌های پنبه معروف به هندی\nپارچه‌های ابریشمی – چای – برنج وبعضی ادویه جات بوده است منافع\nکمپانیها بسیار گزاف وحتی بعضی اوقات به ٧٥ در صد سرمایه میرسید\nاست کمپانیها کمتر به صادرات توجه داشتند.\nابتدای کار کمپانیها :- عملیات تجارتی فرانسه و انگلیس ها تقریباً بمقدار\nبا هم شروع گردید : اولین کمپانی انگلیس برای تجارت هند شرقی\nزمان سلطنت الیزابت در (١٥٩٩) تاسیس اولین کمپانی\nفرانسوی را در زمان پادشاهی هانری چهارم تجار سن مالو تشکیل کردند.\nکمپانی انگلیس در (١٦٣٩) در کنار خلیج بنگاله دار التجاره مدراس که\nبعدها بزودی شهر مهمی گردید، بنا و آنرا مرکز کل تجارت هند خود\n\nتاریخ اروپا صفحه ٤٦٣ نمره ضمیمه الی ٧٥"}
{"book": "adl0950", "page": 451, "text": "٤٤٠\n\nقرارداد .\nکمپانی فرانسه ابتدا متوجه جزائر اقیانوس هند مانند جزیره مادا گاسکا\nجزائر بوربن و جزائر فرانسه (امروزه بنام جزائر موریس مشهور هستند)\nگردیده زمانی که کلبر بوزارت لوئی ١٤ رسید بخیال افتاد که این کمپانی\nخصوصی را نوع عمومیتی داده پادشاه خانواده سلطنتی را در ان ذی\nسهم ساخته بندر لوریان را که امروزه یکی از بنادر نظامی مهم فرانسه است\nبرای کار کمپانی مزبور بنا می نماید .\nدر (١٦٧٦) کمپانی فرانسوی تجارت شرق در سواحل شرقی هند دار\nالتجاره پندلیشهری را بنا و چندی بعد در مصب رود گنگ دار\nالتجاره دیگری بنام شاندر ناگور تأسیس مینماید بدینصورت کار تجارت\nکمپانی رونقی گرفته اما بعد از کلبر چندان عملیات درخشان نداشت تا\nدر (١٧١٩) مساعدتهای لا و باز کمپانی را سر و صورتی داده و حتی\nترقیات بزرگ نیز میکند . علت عمده این ترقی را دو چیز میتوان\nذکر نمود .\nاوّل اینکه در ان دوره اتحاد و دوستی بین فرانسه و انگلیس محکم بوده"}
{"book": "adl0950", "page": 452, "text": "٤٤١\n\nو کار شکنی هائی برای یکدیگر نمیشد.\n\nدوم بواسطه وضعیت سیاسی هند بوده که اتفاقا برای ورود خارجیان\nو بسط نفوذ ایشان ولو نفوذ سیاسی هیچ مانعی مشاهده نمیشد.\nوضعیت هندوستان در قرن هجدهم:- هندوستان که یکی\nاز حاصلخیز ترین قطعات شرق است شامل شبه جزیره جسیم و مرتفع دکن\nو دره بزرگ گنگ و سند میباشد در قرن شانزده و هفده تمام هندوستان\nدر زیر تسلط سلسلۀ سلاطین مغول پایتخت آن شهر دہلی یکی از بزرگ\nترین شهرهای شرق و بناهای معظم آن توجه هر مسافری را بخود جلب مینمود.\nدر اواخر قرن هفدهم یعنی زمان سلطنت اورنگ زیب (١٦٥٨-\n١٧٠٧) قدرت و شکوه دربار دهلی بمنتها درجه بوده ولی بعد از وفات اورنگزیب\nامپراطوری مغول شروع و مملکت هند کم کم رو بتجزیه میرود.\nبزرگان و امرای مملکت راجه ها و نواب ها سر از اطاعت پادشاه باز\nزده هر یک برای خود علم استقلال میافراشتند بدینطریق سرتاسر\nاین مملکت وسیع دو چار کشمکش و انقلاب بوده ویقین است هیچ\nموقعی برای استفاده خارجی مساعد تر ازین پیش نخواهد آمد .\n\nچاپ خانه مطبعه عنایت واقعه در بالاحصار کابل"}
{"book": "adl0950", "page": 453, "text": "٤٤٢\nترقی و توسعهٔ کمپانی فرانسوی :-- این وضعیت عمال کمپانی فرانسوی\nرا بخیال انداخت که گذشته از منافع تجارتی خود منافعی سیاسی\nبرای مملکت خویش دست و پا نماید یعنی ابتدا خود را از قید اطاعت\nامرای محلی متخلص گردانیده وارد کشمکش های داخلی هند شده\nدر مقابل منابع گزاف و یا امتیازات جدیده هر یک را بر علیهٔ دشمنا\nنشان کمک نماید. با این نقشه شروع بکار کرده متدرجاً یکی از حکام\nکمپانی موسوم به دو ما از (١٧٣٥ تا ١٧٤١) آنرا بموقع عمل آور\nقشون مختصری مرکب از مردمان بومی یا سپاهی با اصول نظامات\nاروپائی تشکیل و پس از مساعدت بایکی از راجه ها شهر کارنکال را\nمالک و بعلاوه بلقب نوابی مفتخر گردید .\nپس ازین کمپانی متدرجاً شروع بتجارت ساحلی هند نیز نموده تجارت\nداخلی آنرا نیز بدست میگیرد .\nکمپانی انگلیسی درین موقع دارای دو دارالتجاره یکی مدرس در صد\nکیلومتری پندیشری و دیگری کلکته در ٢٥ کیلومتری شاندر\nناگور و نسبت به عظمت مؤسسات فرانسوی تقریباً هیچ قابل ملاحظه\nتاریخ اروپا صفحه ۱۳ رقم عبدالله خان"}
{"book": "adl0950", "page": 454, "text": "٤٤٣\nنبودند با وجود این همین مجاورت محرک حسد و رقابت ایشان گردیده\nموجب ظهور اختلافاتی شد که از ان جنگهای مستملکاتی فرانسه وانگلیس\nدر شرق برخواست .\nمستعمرات : - شروع عملیات استعماری انگلیس و فرانسه تقریباً\nمقارن با شروع اقدامات تجارتی شان بوده است در سال\n(1584) انگلیس - ویوژمنی یا اولین مستعمره خود را در مرکز\nساحل امریکای شمالی ایجاد و فرانسوی ها در (1604) در شمال\nخلیج سن لران در شبه جزیره اکادی جای گزین گردیدند .\nمستعمرات انگلیس :- اغتشاشات داخلی انگلیس در قرن 17\nموجب و مساعد برای توسعه مستملکات این دولت در امریکا گردید\nبطوری که دیدیم در عهد ژاک اول و شارل اول و شارل دوم\nقسمت\nعده زیادی از غیر انگلیکن ها از انگلستان مهاجرت و در\nجنوبی اکادی پنج مستعمره انگیسی تحت عنوان انگلستان جدید\nتاسیس مینمایند .\nاین دسته از مهاجرین مردمان زارع و کارگر بوده از فشار انگلیکن ها"}
{"book": "adl0950", "page": 455, "text": "٤٤٤\n\nقرار و بآزادی درین نواحی آمریکائی میگردند.\nبعد ها در زمان شارل اوّل مستعمره تازه دیگر در جنوب و یژرینی از\nمتمولین انگلیس تشکیل یافت این دسته نیز بزراعت پرداخته سیاهانا\nافریقا و مردمان بومی را برای کار کردن بکار میبردند. در زمان\nشارل دوّم (١٦٦٧) مستعمره هلندی که بین مستعمره جنوبی و مستعمره\nانگلستان جدید بود نیز بتصرف انگلیسها در آمده و در عهد ژرژ دوم\nهم در همین حوالی مستعمره دیگری تشکیل مییابد. بدینصورت در\n(١٧٤٠) سیزده مستعمره انگلیس در آمریکای شمالی بین جبال\nآلغالی و اقیانوس اطلس وجود داشته و ساکنین آن تقریباً یک\nملیون مردمان فعال و کاری بودند مستعمرات سیزده گانه فوق الذکر\nبا وجود اینکه ساکنین آنها همه انگلیس و نزدیک یکدیگر نیز واقع بودند\nباز هر یک حکومت علیحده و شخصی داشتند حکمران هر مستعمره از جانب\nپادشاه مستقیماً تعیّن شده و مجلس ملّی بعimiyet نمایندگان رعایا\nمامور وضع قوانین و اداره حکومت بمکملک حاکم بود. متدرجاً\nمستعمرات مزبور توسعه یافته و بنادر تجارتی مهمی مانند نیویورک -"}
{"book": "adl0950", "page": 456, "text": "٤٤٥\nبستن و فیلا دلفی تاسیس گردید .\nعلاوه بر مستعمرات مذکوره فوق پس از جنگها در اثناء اسپانی،\nو صلح او ترخت - (۱۷۱۳) انگلستان جزیره ارض جدید و\nآکادی را نیز از فرانسویان گرفته و مدخل خلیج سن لوران و در نتیجه کانادا\nبتصرف آورد .\nمستعمرات فرانسه - کانادا - تقریباً مصادف با همان موقعی که\nدر آکادی مستقر شدند فرانسویان شروع بداخل شدن در کانا دا کردند،\n(١٥٣٥) ژمان فرانسوای اول ، ژاک کارتیه مسافرتی بآنجا\nکرده بود نمودند . در (١٦٠٨) ساموئل شامپلن شهر کیک را\nدر مصب رود سن لوران بنا نهاد . تمام اراضی متصرفه موسوم بفرانسۀ\nجدید گردید . اراضی مزبور که از جنگلها و مراتع پوشیده شده\nو جز گله های بیزن (گاو امریکا) چیزی در آن دیده نمیشد.\nدر ابتداء منافعی به مهاجرین فرانسوی نرسانیده فقط پوست و پاره\nمحصولات بی اهمیت دیگر را بفروش میرساندند .\nپس از آنکه کلبر بوزارت رسید اهمیتی بکانادا داده عده از فلاحین بماند"}
{"book": "adl0950", "page": 457, "text": "٤٤٦\nبانجار کوچانیده بشروع بتربیت مردمان بومی کرده بدینطریق حیات\nنومی به کانادا بخشید\nبعد از تصرف کامل کانادا سیاحان فرانسوی بکشفیات تازه مبادر\nنموده خصوصاً در (١٦٨١) یکی از ایشان موسوم به کاولیه دلا\nسال مصب رودمیسی سلی را سیر و در خلیج مکزیک گردید نو آمی\nکمشده این سیاح بافتخار زمان سلطنت لوئی ١٤ معروف به لوفیزیان\nشده دو مین مستملکه مهم فرانسه را تشکیل داد.\nدر دوره وزارت لاو مستملکه جدید اهمیتی پیدا کرده شهر اورلستان جدید\nدر مصب رود میسی سلی میباشند - خلاصه در (١٧٤٠) فرانسویانی که\nدر کانادا و لوفیزیان سکنی گرفته بودند بهشتاد هزار بالغ بوده و بیشتر\nزراعت زمین اشتغال داشتند. درین وقت شهر های معتبر و\nمستحکم این مستملکات عبارت از مانترآل و کبک بوده بعلاوه قلعه نظامی مهمی\nنیز با مخارج زیاد در جزیره کاپ برتن ساخته شده بود که تمام مستملکات\nفرانسه را در تحت حفاظت داشت. مستعمرات آمریکای شمالی فرانسه\nبا وجود کمی جمعیت خود بخطر بزرگی مهاجرین انگلیسی را تهدید مینمو"}
{"book": "adl0950", "page": 458, "text": "٤٤٧\nزیرا در حقیقت ایشان را احاطه کرده و از توسعه و ترقی اراضی\nشان جلوگیری مینمود، بدینصورت با وضعیت مهاجرین ومستملکات\nاین دو دولت در هندوستان ظهور و حدوث مناقشاتی حتمی\nبنظر میرسید.\nمناقشات از (١٧٤٣ تا ١٧٤٨) این جنگ منتظره غیرمستقیماً\nشروع شد تجار انگلیسی والپول را مجبور بمخاصمه با اسپانی نموده\nچون فرانسه متحد با پادشاه اسپانی بود مازینه خصومت بآی\nمستملکاتی که در فوق شرح دادیم بوئی پانزدهم در (١٧٤٤)\nاعلان جنگ با انگلیس داد درین جنگ مستملکاتی عملیات متخاصمین\nدر آمریکا بسیار مختصر و منحصر به تصرف لوئیز لوسرگ (قلعه نظامی\nکاب برین) (١٧٤٥) توسط انگلیس هاست اما در هندوستان\nوقایع مهمی اتفاق افتاده و عملیات مشعشع دو پلکس ولا بوردونه\nدر هند حقیقتاً قابل توجه میباشد.\nاین دو شخص که هردو از مامورین کمپنی فرانسوی هند بوده اند\nاز مردمان تاریخی فرانسه بشمار میایند بورونه حاکم ایل فرانس بوده"}
{"book": "adl0950", "page": 459, "text": "٤٤٨\nاز عایدات محلی حوزه ماموریت خود قواے بحری مکملی تجهیز مینماید\nدوپلکس که معاصر با مشار الیه و ماموریش در هندوستان بود قوا\nبورونه را به کمک خویش خواسته مامور تصرف و تخریب مدرس\nمینماید اما بورونه پس از تصرف شهر در مقابل ده ملیون از خراب\nکردن آن صرف نظر مینماید تا اینکه در (١٧٤٨) موقع انعقاد\nصلح اکس لاشاپل شهر مدرس با لوئیز بورگ معاوضه شده بجنگ\nمستملکاتی فرانسه و انگلیس موقتاً خاتمه داده میشود.\nفتوحات دوپلکس و ختم تسلط فرانسه در هند بمحض امضای\nصلح اکس لاشاپل باز دو پلکس عملیات خویش را که دائر بار وپا و نفوذ\nکمپانی در هند بوده تعقیب کرده خود را داخل در مناقشات وراثات\nکارناتیک و دکن نموده بالآخره نظریه خویش را پیش برده شخص که\nطرف میل او بوده است ازین اختلافات غالب بیرون میآید در نتیجه\nدوامیر کارناتیک و دکن حاکمیت کمپانی را قبول و ولایت سای کاد\nبطور حق الزحمه بان داده میشود، و قبایل مهرات طوق اطاعت کمپانی\nرا بگردن می نهند."}
{"book": "adl0950", "page": 460, "text": "٤٤٩\nمختصر بواسطهٔ لیاقت و کاردانی دوپلکس در (١٧٥٤) کمپانی\nهند مالک اراضی که تقریباً دو برابر وسعت فرانسه را داشته\nگردیده بر سی میلیون نفوس حکمرانی پیدا میکند البته این پیشرفت\nفرانسویان را انگلیس‌ها بانظر خوبی ندیده شروع به تحریکاتی علیه\nاو در دربار فرانسه مینمایند از طرف دیگر نیز چون عملیات دوپلکس\nمستلزم مخارج زیادی بود منافع صاحبان سهام کم شده\nایشان نیز شروع بشکایت کردند تا اینکه عاقبت لوئی پانزدهم نه\nاز راه صلح‌طلبی بلکه بواسطهٔ سستی درخواست انگلیس‌ها را قبول\nدوپلکس را احضار و گدهو را بجای او میفرستد.\nحاکم جدید که شخصی جاهل و بی تجربه بود بمحض ورود بهندوستان\nقرار دادی با کمپانی انگلیس منعقد و بموجب آن طرفین تعهد میکنند\nکه حمایت خویش را از امرای محلی سلب نموده بهیچ وجه داخل\nدر امور سیاسی نشوند این سیاست ظاهراً مسالمت کارانه‌فرانسه\nرا غافل ساخته در (١٧٥٥) انگلیس‌ها بدون اعلان جنگ\nشروع بمزاحمت کشتی‌های فرانسه کرده بجنگ با فرانسویادر"}
{"book": "adl0950", "page": 461, "text": "٤٥٠\n\nمی نمایند.\n\nحکومت فرانسه پس از مدتها تامل و تردید در تحت فرماندهی\nلالی قولیژال سه هزار قشون بکمک کمپانی فرستاده اما چونکه\nاین فرمانده نیز بواسطهٔ عدم بصیرت باوضاع داخلهٔ هند و سوءظن\nبمردمان بومی مفید فائده نگردیده امرای محلی بواسطهٔ بدرفتاری فرمانده\nفرانسوی با انگلیسها تماثل پیدا کرده از طرف دیگر کمکی نیز از فرانسه هیچ\nباو نرسیده لهذا در (۱۷۶۱) در پندلیشری محصور و پس از پنج\nماه مقاومت تسلیم انگلیس گردید.\n\nپس از شکست پندیشری تسلط فرانسویان در هند خاتمه داده شده\nمقارن همین احوال کلیو حاکم انگلیس همان سیاست دو پلکش را تعقیب\nو در داخله هند شروع بفتوحاتی مینماید و پس از شکستی در پلاسی به پادشاه\nبنگال وارد میآورد کاملاً سلطه واقتدار خویش را در داخله هند و\nمستقر میگرداند.\n\nجنگهای مستملکاتی فرانسه و انگلیس در امریکای شمالی و انتزاع کانادا از\nفرانسه - عهدنامه اکس لاشاپل راجع بامریکا شمالی و مستملکات دولتیان"}
{"book": "adl0950", "page": 462, "text": "٤٥١\nتعین تکلیف قطعی ننموده و مانند یک قرار داد متارکه بوده است همان\nاختلافات سرحدی سابقه باقی و بواسطه موقعیت درۀ اهیو و نظر بآ\nمهاجرین این دولت راجع بدرۀ مزبور هر روز بر اشکالات افزوده میشد\nچون دره راه عبور از کانادا به لوئزیان و فرانسویان نمیخواستند\nآنرا از دست داده بالعکس دائماً با ساختن قلاع نظامی در استحکام آن\nکوشش میکردند .\nانگلیس ها هم که برای نفوذ آینده خویش داشتن درۀ اهیو را از\nضروریات میدانستند در مقابل قلاع نظامی فرانسه بنای قلعه نموده\nدر حقیقت در مقابل فرانسوی ها صف آوری کردند با این که بالآخره در\n(١٧٥٤) بدون اینکه دولتین خیال خصومتی داشته باشند جنگ\nبین مهاجرین ایشان در امریکا شروع گردید .\nانگلیس ها که همیشه تصرف کانادا در مد نظر داشتند تهیۀ کافی برای این موقع\nدیده بیش از شصت هزار قشون چه از خاک انگلیس و چه از مستملکات\nآمریکائی برای مقابله با فرانسویان حاضر شد در عوض فرانسویان برای\nحفظ حدود مستملکات وسیعۀ خود جز پنجهزار قشون نداشتند هرچند بواسطۀ"}
{"book": "adl0950", "page": 463, "text": "٤٥٢\n\nلیاقت و مهارت مکمکالم سردار قابل خود فرانسویان پیشرفتهای\nدر ابتدای امر نمودند لیکن معلوم است منتج به نتیجه نگردیده انگلیسرها\nدر ١٧٥٨ قلعه لوئز بورک را متصرف و ولف ژنرال متهور انگلیسر با\nقشون خود وارد کیبک میشود. بآلاخره در ١٧٥٩ در جنگ\nسختی که بین قوای طرفین واقع میشود دو سردار اسپاتقتل رسید\nفتح نصیب انگلیسرها شده مقاومت لویس نایب ملت کالم در شهر\nمتر آل بجائی نرسیده قطعاً مغلوب و کانا داتسلیم انگلستان\nمیگردد .\n\nمعاهده پاریس – پس ازین شکست دوک دشواز ل\nبا دولت اسپانی و ناپل یعنی دو سلطان دیگر خانواده بوربن\nاتحادی معروف به اتحاد خانوادگی بسته (١٧٦١) و بهمین ملاحظه\nاسپانی باعث دوام جنگ میشود با این اتحاد فرانسویها است\nشاید تلافی شکستهای سابقه را کرده متصرفات، خویش را\nمالک گردد ولی اتفاقاً ثمره مطلوبه را نبرده بلکه لویزیان را نیز\nاز دست میدهد بدین معنی که چون در ضمن جنگهای مستملکاتی"}
{"book": "adl0950", "page": 464, "text": "٤٥٣\nانگلیس ها شبه جزیرهٔ فلوریدا را که متعلق به ہسپانی بود تصرف کرده\nبودند فرانسویها برای جلب اتحاد ہسپانی و رفع خسارت آن دولتی\nلوئیزیان را بآن وعده میدهد – با اینکه از معاونت و اتحاد اسپانی\nنتیجه برای فرانسه حاصل نشد باز هم ایالت لوئیزیان بموجب قرار داد\nمنعقده بدولت اسپانی منتقل شده این مستملکه فرانسه نیز از دستش\nخارج میگردد، بالآخره در (۱۷۶۳) عهدنامه صلح در پاریس بامضا\nرسیده لوئی پانزدهم مملکت کانادا و تمام سواحل بسیار رودلیسی\nسیلی را به انگلیس ها واگذار نموده از دعاوی سیاسی خویش در هندوستان\nصرف نظر و فقط پنج شهر در تصرف فرانسه باقی میماند بالآخره مقداری\nاز متصرفات فرانسه در انطیل و اراضی متصرفه در سواحل سلیگال نیز بموجب\nهمین معاهده تسلیم انگلیس ها میگردد .\nVI\nاستقلال ممالک متحدۀ امریکا\nدوازده سال بعد یعنی در (۱۷۷۵) همان سیزده مستعمره انگلیسی در مقا بل\nنظریات پیشتر رفته فرانسویان باشها مت و فداکاری جنگیدند برای"}
{"book": "adl0950", "page": 465, "text": "٤٥٤\n\nتحصیل استقلال خویش در برابر حکومت متبوعه قیام نمودند آزادی خود را\nمطالبه نمودند عاقبت بواسطۀ كمك ھای مادی و معنوی فرانسه بمقصود\nنائل آمده اولین دولت مستقل امریکا را تشکیل دادند .\nمنشاء شورش و طغیان بـ علّت عمدۀ شورش مستعمرات سیزده گانه را\nنتایج وخیمه جنگهای هفت ساله باید دانست چه جنگهای مزبوره برای دولت\nوملت انگلیس خیلی گران تمام شده و حکومت مجبور بود که برای جبران خساراً\nو اصلاح جہران مالی مملکت مالیات ھای جدید وضع و تحمیل نماید چون\nاقدامات کارکنان حکومت انگلیس مساعی جمیله که در داخل بکار بردند\nنتیجۀ مطلوبه را نداد ژرژ سوم و وزرایش باین خیال افتادند که از\nممتلکات آمریکائی استفاده نمایند لہذا چنین تصمیم گرفته شد که مستعمرات\nنیز مالیات ھای موضوعه و معموله را تحمل نموده مخارج قشون ساخلوی\nامریکا را خود بپردازند. بدین جهت تجارت سواحل امریکا را خود بپردازند. بدین جهت\nتجارت سواحل امریکا منحصر به کشتیهای انگلیس گردیده از طرف دیگر مجلس مبعوثان\nالصاق تمبر را بـ احکام و نوشتجات رسمی محاکم و غیره در متلکات نیز تصویب نموده در راه ۱۷۶۵\nآن را رسماً اعلان مینماید. این قانون که معروف بقانون تمبر است بطرف اعتراض"}
{"book": "adl0950", "page": 466, "text": "٤٥٥\nمهاجرین انگلیس واقع شد ، چه بموجب قوانین انگلیس هیچ مالیاتی نمیتواند\nوضع و تحمیل گردد ، تا وقتیکه نمایندگان ملت آنرا تصویب نکرده باشند\nچون مستعمرات سیزده گانه در مجلس مبعوثان نماینده نداشتند پس تحمیل\nچنین مالیاتی برایشان غیر قانونی بود لهذا نمایندگان تمام مستعمرات\nدر شهر فیلا دلفی اجتماع و رسماً بر علیه تصمیم مجلس اعتراض نمودند . اتفاقاً\nاین اعتراض مستعمره امریکائی در خود انگلستان نیز طرفدارانی پیدا کرد\nخصوصاً حزب یک حمایت از آمریکائیان مینمایند و در نتیجه مالیات مزبور\nدر (۱۷۶۷) لغو و در عوض حقوق گمرکی گزافی باجناس انگلیسی که\nوارد امریکا میشود ، تحمیل می نمایند . مال التجاره هائی که حقوق گمرکی جدید\nبآنها تعلق میگرفت عبارت از آهن و کاغذ و شیشه و رنگ و چای\nبود امریکائیها در ینمورد نیز تسلیم نشده تصمیم کردند که قطعاً مال التجاره های\nمزبوره را استعمال نکنند یقین است در ینصورت خسارت عمده بر تجارت\nانگلیس وارد آمده پس از سه سال حکومت انگلستان مجبوراً حذف حقوق\nگمرکی را اعلام و فقط حق گمرکی چای را باقی میگذارد . امریکائیها\nدر ینمورد نیز مقاومت کرده حتی در (۱۷۷۳) سرکشی که عامل بر این بود"}
{"book": "adl0950", "page": 467, "text": "٤٥٦\nدر مقابل بستن محمول آنها را بدریا میریزند. دولت انگلیس که این طغیان\nعلی و فاحش را می بیند اعلان میکند تا موقعی که قیمت چایهای\nمزبره را شهر بستن نپردازد، هیچ وارد وصادری را دولت انگلیس\nبه بندر مذکور اجازه نخواهد داد. شهر بستن هم کمک مستعمرات دیگر امریکا را\nخواستار شده نمایندگان مستعمرات سیزده گانه یک مرتبه دیگر در فیلادلفی\nاجلاس قطعاً امتعه انگلیسی را در اراضی خود ممنوع میسازند. در مستعمره\nملحق را مأمور اجرای تصمیم متحده خویش میگردانند. ضمناً قشونی داد\nطلب نیز برای استحکام کار خود تنظیم و مراکز دجیزه و مهماتی در هر یک\nاز مستعمرات تهیه و ایجاد مینمایند. حکومت انگلیس که وضعیت را طور\nدیگر می بیند در (١٧٧٥) دسته قشونی برای سرکوبی متمردین\nاعزام تلاقی طرفین در نزدیکی بستن شده از همین جای جنگهای بین\nمستعمرات انگلیس حکومت مرکزی شروع گردیده هشت سال\nدوام و عاقبت منجر باستقلال و آزادی مملکات مزبوره میشود\nدر دو سال اول بواسطه نداشتن اسلحه کافی پول و انتظامات لازمه\nو از همه مهمتر مخالفتین در داخل عملیات امریکائیان پیشرفتی را نشان نمیداد"}
{"book": "adl0950", "page": 468, "text": "٤٥١\nولی بواسطهٔ فداکاری و شجاعت و سرآمد همه بی غرضی سردار نامدار\nآمریکائی ژورج واشنگتن امریکائیها با تمام مشکلات مقاومت کرده\nبالاخره در ماه اکتوبر (۱۷۷۷) قشون انگلیس در ساراتو کا مجبور بتسلیم\nگردیده و پس ازین فتح پیشرفت ایشان شروع میشود. بعد از فتح\nساراتوگا فرانسویان نیز که تا آنوقت در حال تردید بودند علینا شوریان\nرا مقاومت نموده حتی جمعی از نجبا و امرای مملکت داوطلبانه\nبرای کمک با امریکائیها با مریکا میروند معروف ترین ایشان لافیت سردار\nمعروفیست که در انقلاب کبیر فرانسه نیز عملیات برجسته دارد یکسال\nبعد یعنی در فوریه (۱۷۷۸) دولت فرانسه با فرانکلن نمایندهٔ\nآمریکائیان قرار داد تجارت و اتحادی نیز منعقد مینماید.\nپس از عقد این قرار داد که بطور غیر مستقیم اعلان جنگ بانگلستان\nبود و ثردن وزیر امور خارجه فرانسه از طرفی با اسپانی اتحادی کرده\nو از طرف دیگر با کاترین دوم امپراطویس روسیه عهدنامه بیطرفی\nمسلحی برعلیه انگلیس امضا میکنند بدینصورت جنگ صورتیکه\nبخود گرفته تقریباً مبدل بجنگ اروپائی میشود."}
{"book": "adl0950", "page": 469, "text": "٤٥٨\n\nصلح ورسای ــ غالبیت مقابلهٔ طرفین در بر امریکا و جزائر انطیل و اقیانوس\nهند میشده در ۱۹ اکتوبر (۱۷۸۱) قوای بری فرانسه بفرماندهی\nرو شامبو و عدهٔ از جهازات آن تحت ریاست آمیرال دگراس\nبا واشنگتن کمک کرده در یورک تون که محل کوچکی در ایالت ویرجینیا\nاست قشون انگلیس را مجبور به تسلیم گردانیده پس ازین فتح اعلان\nآزادی امریکا مستحکم و قطعی میشود. در میدانهای دیگر نیز چون\nانگلیسی‌ها پیشرفت خود را مشکوک می‌بینند بالاخره در (۱۷۸۲) حاضر\nبصلح شده این میل خود را بدربار فرانسه اظهار مینمایند. فرانسه تا هم که\nبواسطهٔ خرابی وضعیات مالی خود در زحمت بودند این پیشنهاد را استقبال\nکرده پس از مختصر مذاکراتی در سپتامبر (۱۷۸۳) عهدنامهٔ صلح\nدر ورسای بامضا میرسد: بموجب عهدنامهٔ مذکوره انگلیس‌ها استقلال\nنامهٔ ممالک متحدهٔ امریکای شمالی را شناخته حدود مملکت جدید\nرا تا حوالی میسی‌سِپی قرار میدهند. فرانسویان نیز پاره جزائر\nانطیل و متصرفات سنگال خود را تصاحب، اسپانی شبه جزیره\nفلورید را باز پس گرفته ایالت لوئزمان بفرانسه مسترد میگردد."}
{"book": "adl0950", "page": 470, "text": "٤٥٩\nاین سلسله جنگها که نتیجه ظاهری و مادی آن استقلال ممالک متحده\nامریکا ی شمالی و استرداد متملکات سابقه فرانسه بنظر میآید باطناً نتائج\nمهم دیگری هم داشته که بزرگ ترین آنها تسریع در انقلاب کبیر فرانسه\nمیباشد چه از طرفی امریکائیها در موقع اعلان استقلال خود متوسل\nبحقوق بشری و آزادی ملی گردیده عده از فلاسفه و نویسندگان\nفرانساند ولترو منتسکیو این نظریات را اساسی نوشتجات خویش\nقرار داده در معرض افکار عامه گذاردند، واز طرف دیگر خسارات مالی\nفوق العاده که در نتیجه جنگهای استقلال اتاژونی بفرانسه وارد\nآمد بحران اقتصادی این مملکت را شدت داده نتیجه آن اتاژ نرو و\nبالآخره ظهور بزرگترین واقعات سیاسی و اجتماعی عالم یا انقلاب کبیر\nفرانسه گردید ."}
{"book": "adl0950", "page": 471, "text": "٤٦٠\n\nفصل بیستم\nکلیات تاریخ ایران در قرون جدیده (۱)\nقسمت اوّل سلاطین صفوی\nدر ابتدای قرن دهم هجری دولتی در ایران تشکیل یافت\nکه کار این مملکت را بعد از نهصد سال انقلاب متوالی سر و سامانی\nداد و دولت مزبور مذهب و رسوم و تمدن ایران را روی پایه قرار داد که حالا هم\nتقریباً روی همان پایه و بنیان است.\nمؤسس این دولت شاه اسمعیل از اخلاف شیخ صفی الدین اردبیلی است\nکه از بزرگان اهل تصوف و مشایخ عرفا محسوب میشده، این سلسله\nرا نسبت بجد ایشان داده صفوی و صفویه گفته اند.\n\n(۱) چون بهترین کتبی که تاریخ ایران را متناسب با این کتاب ذکر نماید نگارشی است\nکه دانشمند فرزانه مرحوم فروغی (ذکاءالملک) در سال ۱۳۱۸ هجری نموده\nبنابرین این قسمت با اختصاراً لازمه از کتاب آن مرحوم نقل کرده شد."}
{"book": "adl0950", "page": 472, "text": "٤٦١\nسلطان حیدر پدر شاه اسمعیل در او آخز قرن نهم هجری در نزاع\nبا شیرو انشاه کشته شده بعد ما که پسرش بسن چهارده رسید\nمریدان پدر را جمع کرده بخونخواهی او رفت شرو انشاه را در ٩٠٦\nهجری مغلوب بازماندگان خانواده آق قونیلورا آذربایجان مقهور کرد\nصاحب اختیار این ایالت گردید و شهر تبریز را مقر حکومت خویش\nقرار داد.\nدر سنه ٩٠٨ بر عراق عجم نیز مستولی شده اصفهان و شیراز\nو مازندران را هم تصرف کرده مالک بسیاری از بلاد ایران گردید.\nدر سنه ٩١٤ شاه اسمعیل بغداد را گرفته خوزستان در تحت\nاطاعت او در آمده سال بعد محمد خان شیبانی معروف بشاهی بیگ\nرا که از اولاد چنگیز خان و در خراسان حکمرانی داشت شکست داده\nخراسان نیز ضمیمه متصرفات پادشاه صفوی شد و در حقیقت حدود\nمملکتش بر دو جیحون رسید.\nاین پادشاه رشید اگر چه غالب اوقات خود را بجنگ\nمیگذرانید در تمام عمر بیش از یک مرتبه شکست نخورد و آن"}
{"book": "adl0950", "page": 473, "text": "٤٦٤\nاز سلطان سلیم خان سلطان عثمانی بود توضیح آنکه سلاطین عثمانی\nکه قوت خود را در ضعف ایران میدانستند پیشرفت کار شاه\nاسمعیل میل نداشتند در فکر جلوگیری او بودند بنابرین در سنه ۹۲۰\nسلطان سلیم اول لشکر به اذربایجان کشیده در چالدران با شاه اسمعیل\nروبرو شده او را مغلوب ساخت اما ازین جنگ خود فائدہ نبرده مجبور\nبمراجعت بمملکت خویش گردید.\nآخرین پیشرفت بزرگ شاه اسمعیل فتح گرجستان بود که در\n۹۲۹ میگشت یکسال بعد یعنی در ۹۳۰ مؤسس سلطنت صفوی\nدر سن سی و هشت سالگی رخت بسرای بقا کشید.\nشاه اسمعیل دولت ایران را احیا کرده حدود آنرا از جبال قفقاز و\nبحر خزر بدریای عمان و از رود جیحون بدجله یعنی حد طبیعی ایران رسانید.\nلشکریان شاه اسمعیل معروف به قزلباش میباشند زیرا برا\nایشان کلاه قرمزی بشکل تاج درویشان ترتیب داده بود که مابه الامتیاز\nایشان باشد این اسم برای قشون سلاطین صفویه علم گردید.\nبعد از شاه اسمعیل ولد ارشدش شاه طهماسب که طفلی یازده"}
{"book": "adl0950", "page": 474, "text": "٤٦٣\nساله بود بر تخت سلطنت نشست در زمان طفولیت این پادشاه\nبزرگان بمقصد فائدهٔ خود مملکت را مغشوش کردند اما شاه طهماسب\nبزودی سررشتهٔ کار را بدست خود گرفت و شهر قزوین را پایتخت\nخویش قرار داد.\nشغل عمدهٔ شاه طهماسب از یک طرف یعنی از سمت مشرق مملکت\nدفع ازبکان بوده از جانب دیگر که مغرب باشد جلو گیری عثمانی\nفتنهٔ ازبکان و حمله آنها بخراسان تقریباً کاری همه ساله بوده و شاه\nطهماسب هر سال مجبور میشد که شخصاً برای تدمیر ایشان بخراسان\nحرکت نماید.\nاما تخطی دولت عثمانی باید دانست که در سنهٔ سلطان\nسلیمانخان سلطان عثمانی متوجه حدود ایران گشته وارد آذربایجان\nشده تا به سلطانیه رسید لیکن سرما او را ببازگشت وادار نموده به\nبغداد رفت سال بعد باز متوجه آذربایجان گردید و بر حسب اتفاق\nباز هم مجبور بمراجعت شد درین نوبت شاه طهماسب تبداقت سلطان\nپرداخت و هرجا را تصرف نموده بود باز پس گرفت . پانزده سال بعد\n\nتاریخ روسیه حصهٔ ٢ م ٢ م ب ٦٣ م س ٨"}
{"book": "adl0950", "page": 475, "text": "٤٦٤\nیعنی در سنه ٩٥٥ القاص میرزا برادر شاه طهماسپ برادر یاغی شده\nبا سلامبول رفت و سلطان سلیمان را محرک شد که به ایران حمله نماید\nبار دیگر سلطان به تبریز رسید ولی مشکلاتی با و مجال توقف نداده\nدفعه سوم نیز ناچار شد که بمملکت خود برگردد. بعد ازین نیز بین دولتین\nایران و عثمانی زد و خوردها شده تا در سال ٩٦١ شاه طهماسب و\nسلطان سلیمان صلح کردند.\nاز کارهای شاه طهماسپ تسخیر شیروان و گرجستان است\nدر زمان ابن پادشاه همایون پادشاه از سلاطین تیموری هندوستان\nکه از لشکر افغان شکست خورده بود، بایران پناه آورده شاه طهماسب\nهمراهی و کمکهای لازمه دربارهٔ او مبذول داشت دومین\nپادشاه صفوی پنجاه و چهار سال سلطنت کرده در سنه ٩٨٤\nدر گذشت.\nدر زمان جانشینان این پادشاه: سلطان حیدر\nشاه اسمعیل ثانی و برادرش سلطان محمد واقعهٔ مهمی اتفاق\nنیفتاده در سال ٩٩٦ سلطان محمد از سلطنت دست کشیده\n\nتاریخ اروپا ۲۳۳ مجلد دوم"}
{"book": "adl0950", "page": 476, "text": "٤٦٥\n\nپسرش عباس میرزا بجای او نشست .\nعباس میرزا که همان شاه عباس بزرگ معروف میباشد\nاعظم سلاطین صفوی بلکه بزرگترین سلاطین دوره اسلامی ایران\nاست .\n\nوقایع سلطنت شاه عباس بزرگ را باید بدو قسمت کرد یکقسمت\nجهانگیری و دیگر قسمت جهانداری که هر یک را جداگانه شرح میدهیم.\n\nشاه عباس نیز مانند نیاکان خود دچار زحمت ازبکان بود\nپس از انکه امرا و ارکان دولت ایران را کاملاً مطیع ساخت برای\nقلع و قمع ازبکها بکرد بخر اسان رفت و آمد تا اینکه در ســــــنه\nانقوم را شکست داد و نواحی شرقی ملکت را از فتنه ایشان ایمن\nساخت، درین ضمن بعضی از ولایات دیگر مانند مازندران و گیلان\nو لرستان و غیره را که زمزمه خودسری داشتند در تحت اطاعت\nدر آورده ناحیه لار و جزیره بحرین را تصرف کرد.\n\nپس از فراغت از داخله در سال ۱۰۱۱ متوجه عثمانیها شد و\nتبریز و ایروان را که در سنوات اخیر بتصرف ایشان در آمده بود باز پس"}
{"book": "adl0950", "page": 477, "text": "٤٦٦\nگرفت ولی باز سلاطین عثمانی دست برنمیداشتند تا دو سه جنگ مهمی که یکی در سال (١٠١٤) و دو دیگر در سال (١٠٢٧) مابین سپاه ایران و لشکر ترک واقع شد عساکر عثمانی کاملاً مغلوب و شاه عباس آذربایجان و گرجستان و بلاد قفقاز و کردستان و بغداد و موصل را متصرف گردید.\nبالآخره جزیره هرمز را در خلیج فارس که زیاده از صد سال در تصرف پرتقالیها بود شاه عباس در (١٠٣١) گرفته و پس از ان بندری که در مقابل این جزیره در ساحل لار واقع است باسم شاه عباس بندر عباسی نامیدند. در قسمت جهانداری باید گفت که شاه عباس تمام همتش مصروف امنیت مملکت و راحت رعایای دولت بود باین جهت بعمال و مباشرین دیوانی کمال سخت گیری مینمود و مقصرین را مورد مواخذه و سیاست شدید قرار میداد.\nشاه عباس اول پادشاه از سلاطین ایران است که با دول اروپا رابطه داشته و بان ممالک سفیر فرستاده و از جانب"}
{"book": "adl0950", "page": 478, "text": "٤٦٧\nپادشاهان اروپا دربار او فرستاده و مأمور آمده است .\nاز مآثر شاه عباس یکی ابنیه او میباشد . این شاهنشاه صفوی\nشهر اصفهان را پایتخت خود قرار داده ابنیه بسیار در آن نمود ،\nدو شهر مازندران یکی اشرف و دیگری فرح آباد در حقیقت از آثار\nاوست .\nشاه عباس در ترویج فضل و علم و صنعت و تجارت نیز فروگذا\nنکرده نام نیکی از خود در تاریخ عالم گذارده است .\nاین پادشاه بعد از چهل و دو سال سلطنت با عظمت در ١٠٣٨ \nدرگذشت . و نوادهٔ او بنام شاه صفی بجای او بر تخت سلطنت\nایران نشست .\nدر عهد شاه صفی در گیلان فتنه برپا شد و ازبکان نیز حمله بخراسان\nکردند لیکن هر دو غائله بسهولت رفع شد با دولت عثمانی نیز زد و خورده\nکرده عاقبت با سلطان مراد چهارم سلطان عثمانی صلح کرد بشرط\nاینکه دولت عثمانی ایروان را به دولت ایران تسلیم و دولت ایران\nبغداد به دولت عثمانی واگذارد ."}
{"book": "adl0950", "page": 479, "text": "٤٦٨\nبشاه صفی در (١٠٥٢) درگذشته پسرش شاه عباس ثانی\nپادشاهی یافت مدت بیست و پنجسال بفراغت سلطنت کرده از وقایع\nمهمه سلطنت این پادشاه یکی کمک با پد محمد ازبک است چون\nمخالفین دست او را از سلطنت کوتاه کرده بودند بشاه عباس ثانی\nپناه آورده پادشاه صفوی او را بر ملک موروثی مسلط نمود\nدیگری فتح قندهار است که پدرش از دست داده بود شاه عباس\nثانی پادشاه جهان پادشاه هند و پسرش اورنگ زیب معروف بعالمگیر\nزد و خوردها کرده برایشان غالب شد :\nپس از فوت شاه عباس ثانی پسرش باسم شاه سلیمان در\n(١٠٧٨) پادشاهی یافت. سلطنت بیست و هشت ساله این پادشاه\nنیز در کمال فراغت و راحت گذشته جز بعضی انقلابات داخلی\nکه بزودی رفع شد واقعه مهمی ندارد.\nبعد از شاه سلیمان بزرگان مملکت پسر ارشدش را در (١١٠٦)\nبسلطنت برداشتند و او همان شاه سلطان حسینی است که\nدر زمان او سلطنت صفویه منقرض گردید ."}
{"book": "adl0950", "page": 480, "text": "٤٦٩\nدولت صفوی را شاه عباس باوج شوکت و عظمت رسانید\nبعد از و در ظرف مدت یک قرن مردم ایران بواسطه فراغت و\nراحت طولانی از حال جنگجوئی افتاده بتن پروری و عیش عادت\nکرده بودند برای جبر این کسر لازم بود زمام مملکت در دست\nپادشاهی با عزم و دلاور افتد تا مگر رفع آن نقص بشود مگر سلطان شاه\nحسین از اداره امور دنیوی بکلی بی بهره و کاری که داشت\nگفت و شنید با نسوان و معاشرت با خادمان حرم بود !\nو در زمان این پادشاه میرویس خان از بزرگان افاغنه قندهار\nباصفهان آمده وضع مختل را برأی العین بدید و دانست\nکه این بساط بازی را میتوان بآسانی برچید . بنابرین از\nاصفهان بقندهار شتافته مردم را که از ظلم و تعدی گرگین\nخان حاکم قندهار بجان رسیده بودند بشورانیده حاکم ظالم\nرا بکشت و چندی مستقلاً بحکومت پرداخت .\nفتح علی خان وزیر اعظم در تهیه نشاندن این غوغا بود که مخالفین\nشاه را از و بدگمان کرده فتح علی خان معزول و کور گردید از طرف"}
{"book": "adl0950", "page": 481, "text": "٤٧٠\n\nدیگر پسر خان افغان که پس از فوت پدر بحکومت قندهار\nپرداخته و خویش را شاه محمود خوانده بود سیستان و کرمان را\nبتصرف آورده متوجه اصفهان شد محمد قلی خان وزیر اعظم\nبعجله تهیه قشونی دیده بمقابل سپاه افغان رفت قشون سلطان\nحسین سه چهار برابر افاغنه بود، اما آنان بلاکش و مرد درد،\nو اینان اهل تنعم و ناز پرورد کار ندیده و رنج نکشیده فوراً شکست\nخورده در شهر اصفهان حصاری شدند از طرفی بیم امر آذوقه\nبمردم پایتخت تنگ شده شاه سلطان حسین چون دید که راه\nچاره مسدود است از اصفهان بیرون آمده تاج سلطنت را\nبدست خود تسلیم شاه محمود نمود .\nشاه محمود ابتدا با مردم بنای خوش رفتاری و مهربانی گذاشت\nاما مشکلاتی که هر روزه برای او پیش می آمد بکلی رویه اش را\nتغییر داده بسیاری از شاهزادگان صفوی و ارکان کشوری\nو لشکری و علما و رعایا را بکشت آنگاه بعضی بلاد دیگر از عراق و فارس\nرا گرفته در آنجا نیز خونها ریخته شده ولی بزودی اختلال دماغ"}
{"book": "adl0950", "page": 482, "text": "٤٧١\nپیدا نمود پس پسر عمش موسوم با شرف شاه محمود را بقتل رسانید خود\nعنوان بادشاهی گرفته خویش را شاه اشرف خواند.\nدر نیوقت روسها و عثمانیها از اغتشاشات ایران استفاده\nکرده عده از ایالات شمالی و غربی مملکت را تصرف کرده بودند عثمانیها\nباین هم قناعت نکرده پس از تسخیر ولایات غربی در صدد دفع شاه\nاشرف برآمدند و با دلاور تازه بجدال و مصاف پرداختند چون\nشکست خوردند از در مصالحه در آمده دولت عثمانی بشرط اینکه\nولایات متصرفه را همیشه مالک باشد سلطنت شاه اشرف را در\nایران قبول نمود (١١٤٠) .\nمقارن این زمان انقلاب عجبی در ایران رو داد که طمعهای\nروس و عثمانی بعمل نیامده ورق برگشت . توضیح اما طهماسب\nمیرزا پسر شاه سلطان حسین کوشش میکرد که تخت و تاج ایران\nرا باز بچنگ آرد بنابرین در مازندران بفتح علی خان قاجار متوسل\nشد درین اثنا ندر قلی که بعد ها نادر شاه میشود نزد شاه طهماسب آمده\nخدمت او را قبول کرده با سم او خراسان را گرفته رو با صفهان"}
{"book": "adl0950", "page": 483, "text": "٤٧٢\nآورد . شاه اشرف بجلوگیری شتافته یک مرتبه نزدیک\nدامغان نوبت دیگر در حوالی اصفهان و بار سوم قریب بشیراز\nازو شکست خورده بافغانستان مراجعت نمود در آنجا برادر\nشاه محمود او را بخونخواهی برادرش بکشت (١١٤٣).\nمدت تسلط افغان در ایران هفت سال بوده و مدت ملک\nو دولت صفویه در صورتیکه انقراض آنرا از استعفای شاه\nسلطان حسین بگیریم دویست و چهل سال واگر از جلوسشان درشاً\nحساب کنیم دویست و پنجاه و سه سال بوده است .\n(قسمت دوم ــ افشاریه و زندیه . )\nبعد از زوال دولت صفوی با وضع و حال دولتین عثمانی\nو روس اضمحلال و تجزیه ایران امری ناگزیر بنظر میآمد لیکن کردگا\nاستخلاص آنرا خواسته قهرمانی دست طمع این دو همسایه را\nازین ساحت کوتاه نمود و او چنانکه پیش گفتیم ندرقلی پسر پوستین\nدوزی از ایلات افشار بود .\n\nسلطه ۱۱۰۰۰ نادری چتر به خاور شد"}
{"book": "adl0950", "page": 484, "text": "٤٧٣\nنذر قلی در جوانی در خدمت ملک محمود سیستانی بوده چندی بعد\nبر او یاغی گشت و بتاخت و تاز پرداخت و بر چند شهرهای\nخراسان تسلط یافته در آنجا حکومت میکرد. مقارن این حال\nفتحعلیخان قاجار نایب السلطنهٔ شاه طهماسب این پادشاه را\nبجانب مشهد حرکت داد تا شر ملک محمود سیستانی را دفع و خراسان\nرا متصرف شوند.\nنذر قلی در خبوشان با اردوی شاه طهماسب آمده مورد التفات\nشاه واقع گردیده ملقب بطهماسب قلیخان و مامور قلع و قمع ملک\nمحمود شد. طهماسب قلی خان (نذر قلی) چون وجود فتحعلی خان\nرا مانع اجرای خیالات بلند خود میدید اسباب هلاک\nاو را فراهم آورده بدفع ملک محمود توجه کرد، بزودی\nحریف را مغلوب نموده شهر مشهد را متصرف شده اقتدارش\nبجائی رسید که شاه طهماسب کلیهٔ اختیارات را بدست او\nداده خود مطیع اراده اش گشت .\nطهماسب قلیخان در اندک وقتی تمام صفحه خراسان را مصفی"}
{"book": "adl0950", "page": 485, "text": "٤٧٤\n\nکرده برای تخلیۀ گیلان فرستاده بروس فرستاد.\nاهمیت کار شاه طهماسب کم کم شاه اشرف را بخیال انداخته\nدر صدد جلوگیری برآمده رو بخراسان نهاد در نزدیکی دامغان\nجنگ در گرفته طهماسب قلی خان فاتح گردید. شاه اشرف\nباصفهان بازگشته با کمک قشون عثمانی در مورچه خورت که\nدر یک منزلی شمال اصفهان واقع است تلاقی فریقین شده شاه\nاشرف اصفهان را گذارده راه شیراز پیش گرفت طهماسب\nقلی خان وارد شهر اصفهان شده شاه طهماسب نیز در دنبالش\nرسیده بر تخت پدر جلوس کرد (١١٤٢)\nبطوری که گفتیم در شیراز نیز کار شاه اشرف قوام نگرفته\nپس از شکست سومی که در محلی بین شیراز و استخر خورد بافغانستان\nمراجعت و در آنجا بقتل رسید.\nطهماسب قلی خان از فارس بخوزستان و سپس به لرستان\nرفته هر چه فتنه در آن ایالات بود رفع نمود آنگاه حکمرانی بلکه سلطنت\nمازندران و خراسان قندهار و یزد و کرمان یعنی تمام نصف"}
{"book": "adl0950", "page": 486, "text": "٤٧٥\n\nشرقی ایران از جانب شاه طهماسب بطهماسب قلی خان تفویض\nشد . اما هنوز بعضی ولایات ایران یعنی مغرب شمال آن در تصرف\nعثمانی و روس بود ، بنابرین طهماسب قلی خان بانتزاع آن ولایات\nپرداخته یکدفعه در نهاوند و دفعه دیگر در ملایر با سرداران\nعثمانی رو برو شده ایشان را شکست داده همدان و کرمانشاه\nو را متصرف و توپخانه عثمانی و اسرای بسیار بچنگ لشکریان\nایران افتاد (١١٤٢) سپس متوجه آذربایجان شده از این\nایالت نیز عثمانیها را بیرون کرده متوجه ایروان شد ولی فتنه در خراسان\nبروز نموده طهماسب قلیخان شخصاً فتنه را خوابانیده دولت روس\nهم صلاح در ستیزه ندیده ایالت گیلان را تخلیه نمود .\nدر غیاب طهماسب قلیخان بتحریک امرای نادان شاه\nطهماسب خواست اظهار حیاتی نماید و مابقی ایالات از دست رفته\nرا از عثمانی بگیرد اما در نزدیکی همدان از قشون عثمانی شکست خورده\nایالاتی که شمشیر طهماسب قلیخان مسترد کرده بود باز از دست\nداد. معاهده با عثمانی منعقد و رودارس را سرحد قرار داد(١١٤٤)"}
{"book": "adl0950", "page": 487, "text": "٤٧٦\nطهماسب قلیخان چون ازینواقعه مطلع شد پیغامی بدولت\nعثمانی داده استرداد ایالات متصرفه را خواستار شد در ضمن\nخود در اصفهان بحضور شاه مشرف شده شاه را بار دوی خود\nدعوت و بساط عیش گترانید شاه حرکات ناشایستی نموده طهماسب\nقلیخان بزرگان را جمع و حالات و حرکات شاه را بایشان نموده\nگفت آیا با چنین صاحب اختیاری میتوان کاری از پیش برد\nچون طهماسب قلیخان رنجیدگی و مخالفت بزرگان را دید\nروز بعد شاه طهماسب را گرفته خلع کرده بخراسان فرستا\nاسم سلطنت را به پسر یک ساله او عباس میرزا گذارده خود عنوان\nنیابت مستقلا بسلطنت ایران پرداخت (١١٤٥) .\nچون طهماسب قلی خان از قید و بند فارغ و باختیار مطلق\nفائز گشت عازم بغداد شد و این شهر را محاصره کرد اما توپال عثمان\nسردار عثمانی با عسکر بسیار بکمک لشکریان بغداد آمده در سامره\nبا طهماسب قلیخان مصاف داده اول دفعه طهماسب قلیخان\nشکست خورده بهمدان گریخت اما فورا بتهیه پرداخته بقصد سه ماه بعد"}
{"book": "adl0950", "page": 488, "text": "٤٧٧\n\nانتقام باز آهنگ بغداد کرد توپال عثمان در جنگ با طهماسب\nقلی خان شکست خورده کشته شد (١١٤٥) .\nدر ضمن این احوال فتنه در فارس بر پا شده طهماسب قلی خان\nآنرا نشانیده بشیروان رفت آنولایت را با داغستان\nمسخر نمود آنگاه با دولت روس عهد صلح بسته در بند و بادکوبه\nرا واگذار و باین قسم رفع مزاحمت آن دولت را نمود اما دولت\nعثمانی هنوز در خیالات خود باقی بود، عبدالله پاشا را مامور جنگ\nایران کرد ، در نزدیکی ایروان جنگ واقع شده قشون ایران\nغالب آمد و سردار عثمانی بقتل رسید و گنجه و تفلیس ایروان و\nقارص را کار گذاران عثمانی بدولت ایران واگذار وتقبل شد\nکه سرحد دولتین را همان سرحد قبل از حکومت افغان بدانند.\n. (١١٤٨)\nوقت آمد که طهماسب قلی خان بتصدیق قابلیت و استعداد\nنادر شاه افشار گردد ، پس برای اجرا و انجام قصد دیرینه خود\nتمام سران و بزرگان کشور را بصحرای مغان آذربایجان احضار"}
{"book": "adl0950", "page": 489, "text": "٤١٨\n\nو جمع کرده خدمات خود را شمرده گفت . چون مقصد و مقصود گی\nجز تمامیت ایران و رفاہیت مردم آن نداشتم و اینک\nبفضل الهی موجود است پس موقع آن رسیده که باستراحت\nپردازم شما همه در اختیار پادشاه خود مختارید\nبزرگان یکد آهنگ از طهماسب قلی خان تمنای قبول\nتاج و تخت نموده او هم پس از یک ماه ظاهر سازی بر تخت\nسلطنت جلوس نموده و خود را نا درشاه خواند (۱۱۴۸)\nنادرشاه پس از خاموش ساختن بعضی شورش های داخلی\nقصد قندهار نموده این شهر را پس از محاصره طولانی متصرف\nشده کابل را گرفته افغانستان بز او مسلم گشته (١١٥٠)\nبعد رضا قلی میرزا پسر خود را که برای فتح بلخ فرستاده بود\nاحضار نیابت سلطنت را با و داده خود عازم فتح هندوستان شد\n( ١١٥١ ) از پشاور گذشته کشمیر و پنجاب لاہور را بسهولت\nدر تحت اطاعت آورده بجانب دهلی حرکت کرد در نزدیکی این شهر\nبا محمد شاه گورکانی پادشاه ہند جنگ کرده لشکر هند را شکست داد"}
{"book": "adl0950", "page": 490, "text": "٤٧٦\nمحمد شاه ناچار تاج و تخت هند را تسلیم نادر شاه نمود لیکن پادشاه\nایران میدانست که نگاهداری مملکتی بوسعت هند بآسانی گرفتن\nآن نیست پس بهمان افتخار قناعت نموده سلطنت ان قلمرو را\nباز بمحمد شاه بخشید.\nاین سلطان نیز در ازای این کرمیت تمام اموال و جواهر\nخزانۀ خویش را که بحداقل سیصد کرور تومان پول حالیۀ ایران\nتخمین شده بنادر شاه تقدیم کرد. فائدۀ دیگری که ازین لشکر\nکشی بایران عاید گردید این بود که اراضی غربی رود سند\nضمیمۀ این مملکت گردید و باز سرحد ایران از سمت مشرق رود سند\nشد. (١١٥٢)\nپس از فتح هند نادر شاه برای قلع و قمع کامل ازبکها بجانب\nترکستان توجه کرده بادشاه از بک سر تسلیم پیش آورده نادر شاه\nمملکت ترکستان را باز باو داده سرحد مملکتین را رود جیحون\nقرار داد.\nدر همین سال یعنی ١١٥٣ نادر شاه متوجه خوارزم شده"}
{"book": "adl0950", "page": 491, "text": "٤٨٠\nپادشاه این مملکت را مقهور کرد و بکشت بعد از ان بمشهد رفته\nآنگاه عازم گوشمال قبایل لکزی داغستان که بنای خودسری\nداشتند گردید . (١١٥٤)\nدر بین راه در جنگل مازندران تیری برای شاه انداختند\nو گلوله شست دست چپ او را برد . نادر شاه به رضا قلی میرزا\nپسر خود بدگمان شده آن جوان دلیر را کور کرد . این امر حال\nنادر شاه را بگردانیده چند واقعه دیگر از قبیل شورش\nاهالی فارس و مردم شیروان و سرکشی طایفه قاجار نیز ممد\nمطلب گردیده حاصل اینکه نادر شاه عادل عاقل ظالمی شد مجنون\nحرکاتی از و بظهور رسید که از کمتر خونخوار جباری دیده شده\nمردم نیز البته با این اخلاق جان فشانی سابق را نداشته\nبدینصورت پیشرفتی هم حاصل نمیگرد . پس بزرگان و امرا\nاز ظلم و جور و خونریزی او بستوه آمده با علی قلی خان برادر\nزاده پادشاه همدست شدند و در فتح آباد چنوشان شبانه\nسر تاجور را از بدن جدا کردند . (١١٦٠)"}
{"book": "adl0950", "page": 492, "text": "٤٨١\n\nبعضی نویسندگان مغرب نادر شاه را ناپلیون مشرق خوانده اند\nو حق هم گفته اند بلکه اگر تا آخر عمر برویه رفتار اول باقی مانده بود ممکن\nبود او را بدلایل بر ناپلیون ترجیح داد.\nبعد از نادر شاه پنج سلطان از جانشینان او اسم رسمی\nداشته در غالب ایالات ایران حکومت نموده اند ، ولی مندرجاً\nهر یک از ایالات از ایشان منتزع و فقط تا پنج سال بعد از سلطنت\nفتح علی شاه قاجار (١٢١٨) در خراسان حکومت داشته اند.\nزندیله :- پس از تنزل شوکت نادر سه ولایات جنوبی\nایران را دو نفر از الوار متفق شده تصاحب کردند، یکی ازین دو نفر\nاز طایفه بختیاری و موسوم به علیمراد خان بود دیگری از\nطائفه زند و کریم خان نام داشت\nبزودی میان کریم خان زند و علیمراد خان نفاق افتاده بنای\nو خورد را گذاشتند علیمراد خان پس از چندی مقتول و پادشاه\nزند خود به تنہائی در اصفهان و فارس استقلالی بهم رسانید.\nپس از دفع رقبا سے خود حریف زورمندی که برای\n\nحاشیه تاریخ اردو پارچه ٣٠"}
{"book": "adl0950", "page": 493, "text": "٤٨٢\n\nکریم خان باقی مانده بود محمد حسن خان قاجار بود که در گیلان و\nمازندران تسلط داشت بنابرین بخیال قلع و قمع او افتاد، لیکن\nشکست یافته بشتراز رفت درین شهر حصاری گردید و محمدحسن\nخان شیراز را محاصره نمود (١١٧١) اما فتح شیراز برای او\nمیسر نشده مجبور ببازگشت گردید کریم خان قشونی در دنبال او روانه\nکرده محمد حسن خان را مقهور و مقتول ساخت و ایالات متصرفه را\nمالک گردید، داوؤد محمد حسن خان را که از جمله آقا محمد خان موسس\nسلطنت سلسله قاجاریه است، بحضور کریم خان بردند و او کمال\nمهربانی و ملاطفت را با ایشان نمود .\nبعد از غلبه بر محمد حسن خان کریم خان تقریباً بیست سال بغربت\nسلطنت کرد، لیکن هیچوقت اسم پادشاهی بر خود نگذاشته\nهمیشه خویش را وکیل الرعایا میخواند. لهذا این پادشاه\nزند معروف بکریم خان وکیل است ، لیکن پوشیده نیست که\nیکی از حکمرانان خوب ایران بوده و اوان سلطنت او رعایای\nستمدیده این مملکت براحت و آسایش گذرانیدند ."}
{"book": "adl0950", "page": 494, "text": "٤٨٣\nکریم خان مدت سی سال تقریباً سلطنت کرده در (۱۱۹۳)\nبجهان باشتافت شش نفر از اولاد او نزدیک بشانزده سال\nدر ایران سلطنت داشتند. معروف ترین ایشان لطفعلی خان\nزند است که تا موقع حیاتش برای آقا محمد خان قاجار\nامیدی بپیشرفت نبود . لطفعلیخان با وجود جوانی شش سال\nبا سلسله قاجاریه جنگها و مقاومتهای رشیدانه نموده\nو تهوّر و شجاعت فوق العاده بخرج داد . میتوان گفت که\nلطفعلیخان زند برای سرداری بی نظیر بوده اما از آنجا که از صفات\nلازمه رعیت داری بی بهره بود کارش پیشرفت نکرده\nپس از و دولت زندیه منقرض گردید. (۱۲۰۹)"}
{"book": "adl0950", "page": 495, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0950", "page": 496, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0950", "page": 497, "text": "[BLANK PAGE]"}
