{"book": "adl0943", "page": 1, "text": "وزارت جلیله معارف ١٣٠٢\nبرای مکاتب ثانویه و دار المعلمین\n\nنباتات\n\nمطابق پروگرام دوم رشدیه و دار المعلمین\nتالیف\nسید علی اکبر خان معلم مکتب حبیبیه\nو تصویب\nش. ی. فیض محمد خان وزیر معارف\nطبع ثانی — تعداد (٢٠٠٠)\n١٣٠٢\nمطبعه جلیله ماشین خانه کابل"}
{"book": "adl0943", "page": 2, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0943", "page": 3, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0943", "page": 4, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0943", "page": 5, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0943", "page": 6, "text": "نمره معلمی صنف رشدیه سوم بوطن قندهار\nوزارت معارف\nسلسله\n۱۰۳\nریاست دارالتالیف\nطبیعیات (نباتات)\n۱۱\nنباتات\nمطابق پروگرام دوم رشدیه و دار المعلمین\nبتحریر\nسید علی اختر خان معلم مکتب حبیبیه\nو تصویب\nع ، ج فیض محمد خان وزیر معارف\nطبع ثانی —— تعداد : (۳۰۰۰)\n۱۳۰۶\nمطبع مفید عام لاہور"}
{"book": "adl0943", "page": 7, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0943", "page": 8, "text": "وزارت معارف\nسلسله\n۱۰۳\n\nریاست دار التالیف\nطبیعیات (نباتات)\n۱۱\n\nنباتات\n\nمطابق پروگرام دوم رشدیّه و دار المعلمین\nبتحریر\nسید علی اختر خان معلّم مکتب حبیبیّه\nو تصویب\nع - ج فیض محمّد خان وزیر معارف\n\nطبع ثانی - تعداد: (۳۰۰۰)\n۱۳۰۶\nمطبوعه مفید عام پریس لاہور"}
{"book": "adl0943", "page": 9, "text": "۲۷/۱۳۵۷"}
{"book": "adl0943", "page": 10, "text": "علم نباتات\n0000158\n\nبسم الله الرحمن الرحیم\n\nعلم نباتات\n\nمقدمه\n\nعلم نباتات آن قسمت از تاریخ طبیعی است که از بنیهٔ نباتی بحیثیات ۱ مختلفه بحث نماید نبات عموماً مراد از درخت و نهال - بوته و گیاه وغیره است لاکن در علم نباتات معنی آن دامنهٔ وسیعتری دارد - کنارهٔ سبزگون دریاها و ساحل ها تنهٔ درخت ها و دیوارهای مرطوب - سقف کلبه های نمدار و سطح بیابانهای مرطوب - همه زیاده تر از قسم سرخس Ferns & Fungi علف و جامه سنگهای (Mosses) ملون و ملبوس گردیده اند و به مولود نباتی شامل اند - غیر ازان نباتات ادنی مانند\n۱ مراد از حیثیات مختلفه ساخت - خواص وافعال و تقسیم نباتات می باشد."}
{"book": "adl0943", "page": 11, "text": "علم نباتات\n۲\nبیکٹربار (Bacteria) این چنین خورد موجوداتی هستند که بیک\nقطره آب به تعداد هزارها وجود دارند و فقط بذریعهٔ خورد\nبین طاقت ور آنها را دیده می توانیم. همچنان شما را قسام\n(نژادهای) نباتی از روی ساخت و اشکال نسبت به اندازهٔ\nمردمان خیلی زیاد است.\nپس اگر بخواهیم که از نباتات این قسم یک تعریف\nمختصر و صحیح بگوئیم که تمام نباتات اعلی و ادنیٰ را در بر گیرد\nتنها محال نیست بلکه تقریباً نا ممکن است. نباتات مثل\nدرخت سیب یا بلوط را از حیوانات مانند اسپ و\nماهی بواسطهٔ تعریف نباتات که در علم حیوانات بیان نمودیم\n(اجسام ذی روح بوده از حس و حرکت عاجزند) بسهولت\nا نباتاتیکه گل دارند ازان تقریباً (۱۳۲۰۰۰) نژادهای جداگانه را تا به این زمان\nبه نامهای خاص مستمی نموده بیان کرده اند و از آنهائیکه بی گل اند تقریباً (۱۰۰۰۰۰)\nنژادها به شماره و علم ما رسیده است. لاکن علمای علم نباتات اعتقاد کلی دارند\nکه بسیاری از نژادهای نباتی هنوز دریافت نشده و قیاس می نمایند که شمار\nآنها از نباتات گلدار تقریباً (۱۷۰۰۰) و از بی گل نیز هما نقدر نژادها باقی مانده\nاند. که اگر دریافت شوند شمار نژادهای نباتی در دنیا تقریباً تا به (۴۰۰۰۰۰۰)\nرسند. غیر ازان هر یک از نژادهای مذکور دارای هزارها یا بلیون ها بلکه شاید\nبلیون ها بلکه افراد نباتی اند که شمار شان از قوهٔ بشری خارج است."}
{"book": "adl0943", "page": 12, "text": "علم نباتات\n۳\nتفریق و تشخیص داده میتوانیم لاکن این چنین نباتات\nطبقه اعلی نباتی اند. اگر ازین طبقه پایان تر آمده نباتات\nطبقه ادنی را بدقت بینیم آنگه بوثوق گفته نمیتوانیم که\nآنها از جمله مولود نباتات می باشند و اگر از نباتات این\nطبقه هم پایان تر رفته دیگر اجسام را که به اشکال و\nاعمال نامکمل گفته میشوند ملاحظه کنیم بآن وقت پیچ\nگفته نمی توانیم که آنها از قسم نباتات اند یا از جملۀ\nحیوانات ؟\nتمام اجسام ذی روح دارای اعمال تغذیه و تنفس اند\nو از یک مادۀ پرو تو پلازم Protoplasm که آینده آن را\nبیان خواهیم کرد تشکیل یافته چنانچه می توانیم آنرا اساس\nحیاتی گفت زیرا که گاهی آثار حیاتی از مادۀ مذکور جدا بمشاهده\nنرسیده و پرو توپلازمیکه از نباتی بدست آید از آنکه از حیوانی\nحاصل شود به خواص و افعال هیچ تفاوتی ندارد- پس ظاهر\nمیشود که شجر حیات (شکل نمبر(۱))\nنمبر ۱\nاجسام ذی روح\nحیوانات\nنباتات"}
{"book": "adl0943", "page": 13, "text": "علم نباتات ۴\n\nاز میان بدو شعبه منشعب گشته که بیک طرف آن\nحیوانات و بسمت دیگر نباتات ظهور می پذیرند و هر دوے\nشان ازان اجسام ادنیٰ ترین برآمده اند که بقاعدۀ شجر مذکور\nواقع اند و در باب آنها ما گفته نمی توانیم که از حیوانات اند\nیا از نباتات - فقط آنقدر می دانیم که اجسام ذی روح می\nباشند - مطالعۀ علم نباتات را ما به دو غرض اختیار می کنیم\nاوّل نشاط - دویم نفع - نشاط - هر کدام از عرصۀ ذہنی یا\nمعنوی مطالعۀ نباتات یکی از معقول و مرتفع کنندۀ جذبات\nانسانی است - بعض مردمان ذوق و شوق دارند - که به عالم\nنباتی بلا واسطه تعارف پیدا کنند زیرا که آنها ازان همانقدر\nحط را می گیرند که دیگران از مطالعۀ تاریخ - شاعری یا تمثیل\nلطف حاصل می کنند.\nنفع - چون شخصی انحصار حیات را که به نباتات مربوط\nاست بخیال آرد بخوبی معلوم خواهد شد که انسان برای تغذیہ\nو تنفس - آرام و آسایش - ادویہ و سکونت خود بآن چه قدر محتاج است\nاز تجربۀ های پی هم گذشته ظاهر است که هر ملت مطابق\nهر فرد ملت خود پیش رفت می نماید که آن هم بذریعۀ جد\nو جهد مسلسل دماغی حاصل میشود - لاکن مشق و مہارت آن\nلے اگر نباتات بدنیا نباشند بزودی کل ہوا از تنفس حیوانات فاسد شود ."}
{"book": "adl0943", "page": 14, "text": "علم نباتات\n۵\nغیر از امتحانات علمی بدنیای محیط دیگر کدام عرصه بهتر نیست که\nدران نباتات قسمت نمایان است .\nنباتات فقط برای نفع و استعمال انسان یا حیوان پیدا\nنشده اند بلکه از خود نیز غرضی دارند و آن اینست که تخمها\nرا ایجاد نموده سلسلۀ نژاد های خود را بدنیا جاری دارند .\nهمین سبب است که افراد یک نژاد تلف شده می رود لاکن\nنژاد بذات خود از دنیا مفقود نمی گردد - بلکه ممکن است اگر بگویم\nکه روز بروز ترقی کرده می رود- برای تکمیل همان مقصد\nمهم است که هر فرد عالم نباتی برای حیات خویش حتی الامکان\nسعی بلیغ می نماید- و برای تسهیل همانست که قادر مطلق اشکال\nو الوان - خوشبو و شیرینی و دیگر تمام اختراعات و ایجادات\nبرای شان عطا فرموده عمل مهم مذکور عمل تجدید نژاد نباتی است\nکه در مولود موصوف بطریقۀ های مختلفه انجام می یابد - و\nآن سوای نباتات ادنی و ساده عموماً بذریعۀ ساخت و بافت\nهای ( انساج ) مخصوصه اجراء می شود- که آنها را اعضای تجدید\nیا آلات ریعان گویند - به طبقۀ ادنی مانند جامنک و\nپوپک و غیره آلات مذکور عموماً آن قدر ریزه و خرداند\nکه بدون اعانت ذره بین دیده نمی شوند - پس در این\nصورت می گویند که دران ازدواج مستتر و پنهان است"}
{"book": "adl0943", "page": 15, "text": "علم نباتات ۶\n\nیا بعبارت دیگر عمل ریعان مخفی تکمیل می شود - این چنین\nنباتات آخرالذکر یکی از دو شعبه های بزرگ مولود نباتی را\nتشکیل می دهند که بنام نباتات بی گل یا ذوات الالقاح الخفیه\nموسوم اند و برخلاف آن به طبقه اعلی که آلات ریعان\nبزرگ و نمایان اند و عمل ریعان ظاهراً ظهور می پذیرد\nاین قسم نباتات که ازان قسمت دویم مولود نباتی تکمیل\nمی یابد بنام نباتات گلدار یا ذوات الالقاح الظاهره مشهور\nاند - تعداد زیاد از نباتات مشهوره دنیا به شعبه آخرالذکر شامل\nاندر و طالب العلم نیز به سهولت به آنها رسیده می تواند\nباین جهت در این کتاب نباتات گلدار را بالتخصیص بیان خواهیم\nکرد. (اِنشَاءَالله)"}
{"book": "adl0943", "page": 16, "text": "علم نباتات\nباب اوّل\nآلات تغذیه\nفصل اوّل\nتدقیق خارجی یک نبات\nاگر کدام نباتی معمولی گلدار را ملاحظه کنیم می بینیم که\nآن دارای شش حصه های جداگانه است که عبارت\nاند از جذور (ریشه) ساقه - ورق (برگ)\nگل - میوه - بذر (تخم)\n۱- جذر (ریشه) حصه نبات است که از\nروشنی و هوا انحراف نموده به زمین\nنزول می نماید و آنرا بزمین راست\nو استوار نگاه می دارد -\n۲- ساقه - حصه نبات ست که بطرف\nروشنی و هوا صعود می نماید و برگها\nنمبر ۱"}
{"book": "adl0943", "page": 17, "text": "علم نباتات\nرا بموضعی نگاه می دارد که روشنی و هوا را بسهولت حاصل کرده\nتوانند.\n۲- برگ حصهٔ نبات است که باریک و بسیط بوده عموماً برنگ\nسبز می باشد.\n۴- گل- حصه نمایان نبات است که عموماً رنگین و اکثر\nصاحب خوشبو می باشد. غنچه\n۵- میوه- حصهٔ نبات است که گاه خشک و گاهی لحیم عموماً\nمانند گل صاحب رنگ و بوی خوش و شیرینی است.\n۶- تخم- حصهٔ نبات است که در میان میوه قرار گرفته بغلافی\nملفوف است. بعضی اقسام نباتات علاوه از حصه های مذکور\nحصه های دیگر را هم دارند که بنا بضرورت محلی تشکیل یافته\nاند مانند قلابه و سیبکها وغیره.\nریشه و ساقه را از جمله حصه های نبات که در وسط نبات\nواقع است محور مرکزی گویند و گل و اوراق را که از محور می\nبر آیند بنام ضمائم موسوم می کنند پس بدیگر صورت می توانیم\nگفت که یک نبات از دو قسمت (محور و ضمائم) تکمیل\nیافته است از روی ساخت هر جزوی از اجزأ نبات به\nکاری مخصوص است که برای نگهداری و رشد آنهمان\nقدر ضروری است که برای ادارت نبات کامل لازمی- در"}
{"book": "adl0943", "page": 18, "text": "علم نباتات\nاین صورت کار مذکور را عمل و جزو نبات را آله گویند و\nاگر عملیرا که آن انجام می دهد نظر انداز کرده بحیث طرز\nپیدایش و شکل ظاهری ملاحظه کنیم ـ حصهٔ مذکور را جز نبات\nیا عضو آن خوانند آلات نبات بدو نوع اند اوّل آنهائیکه\nبرای تغذیه و تنمیهٔ آن مشغول کار اند مانند ریشه و ساقه\nکه یکی از ان مواد غذائی زمینی احراز می نماید و دیگری\nآنرا به نقاط مختلفه منقسم می کند ـ دویمی آنهائیکه برای\nتکمیل عمل تجدید مخصوص اند مانند گل و میوه ـ پس آلات\nاوّل الذکر را آلات تغذیه و آخرالذکر آلات ریعان گویند ـ\nهرچند همه نباتات مشهوره آلات یا اعضا را تقریباً\nیکسان دارند لاکن به خصائل و اشکال اختلافات دارند\nبعضی از آنها این چنین اند که قدشان بلند عرصهٔ حیات\nطویل ـ ساقه عموماً واحد اکثر جنگل ها را\nبهمان سائبان پوشانیده اند ـ و\nموسوم اند بدرخت شکل ۳\nدیگران چنان اند که قدشان\nخورد ـ طوالت حیات قلیل\nشاخ ها عموماً از سطح زمین منشعب نمبر ۳\nو منتشری شوند و نموی زیر"}
{"book": "adl0943", "page": 19, "text": "علم نباتات\n۱۰\nزینی را دارند آنها بنام نیم درخت مشهوراند شکل عر بلقسم\nسویم که بقد کوتاه - زمانه حیات شان کمتر - نرم تن بوده عموماً\nسبز میباشند و بروی زمین فرش\nنباتی را تشکیل می دهند این\nچنین نباتات را گیاه یا\nنباتات علفی گویند بشکل\nعه این نباتات اکثر اوقات نمبر ۴\nبیش از یکسال دوام ندارند\nبهمین جهت آنها را نباتات یک سالی نیز نامند وقتیکه\nنباتی که دو سال عمر کند دو\nسالی و آخراً تا به سه یا ازین\nزیاد سالها زندگانی نماید آنرا\nنباتات معمر گویند.\nنمبر ۵"}
{"book": "adl0943", "page": 20, "text": "علم نباتات\n۱۱\nفصل دوم\nتدقیق داخلی یک نبات -\nاگر مقداری از پوپک سبز را که عموماً بعد از چند یوم\nبه اشیای خوردنی پیدا می شود در تحت ذره بین آورده\nببینیم ظاهر می شود که شکل آن مانند یک\nنبات بسیار خورد می باشد - و تنه آن\nمفرد است که بنوک آن شاخ های\nمتعدده موجود اند - تمام این شاخ ها\nمانند سلک دانه های تسبیح می نمایند که از هر یک آن\nیک حصه جداگانه می توان شکست حصه که علیحدہ\nمی شود بشکل مانند یک کیسه نازک کروی است که\nبه مختلف الطول می باشد و بنام سلول (حجره) معروف\nاست - همین سلولها اند که تمام نباتات از اجتماع آنها\nتشکیل یافته اند چنانچه آنها را آلات عصریه نباتی\nنیز گویند -\n۱- سلول -\nاگر چیزی به نموی سلول مانع نشود - شکل آن تقریباً"}
{"book": "adl0943", "page": 21, "text": "علم نباتات ۱۲\n\nکړوی است چنانکه در علف حی العالم ( ) مشاهده\nمی شود - لاکن اکثر اوقات در نباتات کیسهای مذکور\nآن قدر بیکدیگر فشار آورده اند که غشای آنها متراکم شده\nمی باشد دران صورت شکل سلولها مانند اجرام کثیرالسطوح\nمی گردد و در محل اتصال جدارهای\nآنها چنان بیکدیگر ملصق می شوند\nکه بهیچ طریقه در بین آنها خط فاصل نمبر ۷\nدیده نمی شود هنگامیکه سلولها یک دیگر را متراکم نمایند\nممکن است که اشکال هندسهٔ منتظم را گیرند - مثل مکعب\nیا منشور وغیره بعض اوقات دیگر سلولها اشکال مانند\nچپک های کوچک را پیدا می\nکنند که قریب یک دیگر یا بعض\nبروی بعضی دیگر واقع شوند یا\nآخراً بعضی حصه های آن کیسها\nبیشتر نمو نمایند و همچنان درآنها\nبر آمدگیها و فرو رفتگی ها ظاهر نمبر ۸\nمی شوند - باین صورت سلولها را مشعّب گویند - چنانکه\nدر باقلا ( ) ظاهر است - در این حالت\nاتصال سلولها فقط در بعضی نقاط سلولها است باین"}
{"book": "adl0943", "page": 22, "text": "علم نباتات\n۱۲\nجهت در بین آنها جا های خالی میمانند که موسوم اند\nبه خلل چنانکه در شکل ۸ نشان داده شد .\nساخت سلولی ـ سلولها مطابق سن اختلاف دارند.\nپس بهتر است. که یک سلول جدید تشکیل یافته را\nگرفته تا به وقتیکه بسن کهولت رسد ملاحظه کرده رویم ـ\nسلولهای جدید که اکثر در آخرین حصهٔ جزریافت میشوند سه\nقسمت عمده را دارند ـ که عبارت است اوّل جزء خارجی\nآن غشائیست که سلول آنرا بوجود آورده و آنرا جدار\nسلولی گویند ـ دویم حصهٔ داخلی که به جدار\nمذکور ملحق بوده جوف سلول را پُر کرده\nاست و پروتوپلازم مراد از همانست. سویم\nنمبر ۹\nدر بین پرو تو پلازم حصهٔ نیم منجمد دانه دار\nاست که آنرا خسته گویند شکل ۹ جدار سلولی ـ ممکن است\nکه جدار سلولها در اوّل متجانس الاجزا باشند ولی اگر مسن\nتر شود اکثر اوقات در آن جدار ها\nنقطه های کوچک دیده میشوند ـ و\nهمچنان سلولها را در این حالت منقط\nنمبر ۱۰\nگویند چنانکه در شکل ۱۰ مشهود است در ابتدا این نقاط\nمانند سوراخها می نمایند لاکن اگر بغور به بینیم معلوم میگردد"}
{"book": "adl0943", "page": 23, "text": "علم نباتات\n۱۴\nکه سبب آن این ست که از داخل جدار دو یا چندین اغشیه جدید تشکیل می یابند که در بعضی نقاط از جدار خارجی تفرق اتصال پیدا کرده و این انفصالات غشای داخلی از درار غشای خارجی مرئی می شوند و نقاط مذکور را ظاهر می کنند وگرنه کاملاً متصل اند.\nهمچنین گاه در جدار سلولی خطوطی ظاهر می شوند که بر آن طولاً یا عرضاً کشیده شده اند. چنانکه شکل ۱۱ دیده می شود. در این حالت سلولها را مخطط گویند. بعضی اوقات غشای داخلی بر طبق خطوط منظمه از قسم دائره مطابق شکل ۱۱ یا مارپیچ مطابق شکل ۱۲ انشقاق پیدا می کند در ان حالت سلولها این قسم معلوم می شوند گویا که در درون آن یک نوع نواری پیچیده اند تعداد اغشیه که جدار سلولی را تشکیل می دهند تغیر پذیر است بعضی اوقات عده آن بسیار است و دران حالت عموماً تمام آنها در نقاط واحد انفصال پیدا می کنند لیکن در بعضی صور دیده می شود که انفصالات اغشیه درست مطابق یکدیگر نیستند در حالتی\n\nنمبر ۱۱\nنمبر ۱۲"}
{"book": "adl0943", "page": 24, "text": "۱۵\nعلم نباتات\nکه غشای منقط است غشای دیگر مشبک یا حلقه دار است.\nجدار سلول از موادی تشکیل یافته که آن را سلولز\nCellulose )گویند سلولز مرکب کیمیاوی عضوی ست\nکه دران کاربن ( Carbon ) آکسیجن ( Oxygen ) و\nہائیڈ روجن ( Hydrogen ) شامل است ہائیڈ روجن و\nآکسیجن به تناسبی وجود دارند. که در آب است. پس اگر\nبخواهیم که جدار سلولی را بکدام محلول کیمیاوی حل نمائیم.\nامکان ندارد إلا در محلولی که آنرا امونیا کل سلوشن آف کیوپرک\nہائیڈرت Ammoniacal Solution of Cupric Hydrate گویند.\nپروتوپلازم - برای حیات سلول حتمی و لابدی است\nو در هر سلولیکه پرو تو پلازم نباشد آنرا سلول مرده گویند\nسلولهای مرده بد و طریق برای نبات مفید اند اوّل آنکه\nبکار می روند مانند غلاف برای نگهداری دیگر سلولهای\nزنده و دویم آنکه رطوبت را جذب می نمایند.\nپروتو پلازم موادی است کیمیاوی که مرکب است\nاز متعدد مرکبات عضوی که ازان مواد البومنی ( Albumin )۱\n\n۱- ترکیب کیمیاوی پرو تو پلازم تا به این زمان بطور صحیح دریافت نشده.\n۲- البومن موادی است مرکب از کاربن ہائیڈ روجن و آکسیجن. اگر دانه های گندم را گرفته به\nآب تر کنند و بکوبند و بعده آب زیاد مخلوط نموده تقطیر نمایند و آب مقطر را بکدام ظرف گرم کنیم رنگ آن\nسفید میگردد چیزیکه سفید میشود بنام البومن موسوم است در حیوانات مثال اعلی البومن سفیدی تخم می باشد."}
{"book": "adl0943", "page": 25, "text": "علم نباتات ۱۶\n\nجزء مهم است در اول مادۀ مذکور جوف سلول را کاملاً پر میکند لاکن\nبعده هر قدر که سلول معمرتر شده رود در آن جاهای خالی احداث میشوند\nکه از یک مائع دیگر که آنرا شیرۀ سلولی (Cell sap) گویند پر میشود\nو علت تشکیل اینجاهای خالی آنست که جدار سلولی نسبت به پر وتو\nپلازم که موادی است غلیظ برنگ شفاف زیاده تر مینماید - حرکت پر وتو\nپلازم در اکثر سلولها ئیکه جدار شان شفاف است - دیده میشود\nکه در ان پر وتو پلازم حرکت می نماید خصوصاً\nبوقتیکه در ان بعضی دانه ها به تعداد زیاد\nموجود باشند حرکت آن به بسیار خوبی نمبر ۱۳\nمشاهد میشود - زیرا که ذرات مذکور همان قسم متحرک دیده\nمیشوند که ذرات خاک به آب متحرک\nحرکت مذکور بد و نهج ظهور می پذیرد -\nاوّل وضعی و دویم انتقالی - حرکت اوّل نمبر ۱۴\nدر سلولهای جوان و آخر الذکر به سلولهای معمر جاری\nاست و دانه های مذکور در صورت دویم از رشته های\nپر وتو پلازم بالا می شوند و از رشته های دیگر فرو می آیند-\nخسته - مرکز اعمال تغذیه و تنفس بوده برای تولد و تناسل\n\n۱ مائع دقیقی است که در ان متعدد املاح غیر عضوی مخلوط اند.\n۲ دانه های نشاسته و دیگر مواد دهنیه وغیره -"}
{"book": "adl0943", "page": 26, "text": "۱۷\tعلم نباتات\n\nسلول مخصوص است شکل آن عموماً\nکروی که بواسطهٔ یک غشای نازک\nمحدود است که آنرا غشای خسته نامند.\tنمره ۱۵\nو در وسط پروتو پلازم قرار گرفته. در\nجوف آن رشته‌های باریک اند که تشکیل یافته اند از\nموادی که آنرا ٹئین - (Tannin) گویند و این تارها را\nتارهای خسته نامند. بروی همین تارها دانه های قرار گرفته\nاز موادی اند که آنرا کرو ماتین (Chromatin) گویند.\nآثار زندگی سلول - سلول وجودی است ذی روح که\nمثل دیگر اجسام ذی روح تغذیه و تنفس می نماید .\nتغذیهٔ سلول - سلول بواسطهٔ جدار خود که دارا ے\nسوراخ های کوچک است غذای خود را بشکل مایع جذب\nمی نماید چنانچه فرق مهمه که در بین حیوانات و نباتات\nاست که حیوان غذا را بشکل جامد هم خورده می تواند\nوقتیکه نبات ازان معذور است از همین جا مشاهده\nمی شود . از جمله موادهای مختلفه که بهمراه آب مخلوط\nاند و برای جذب سلول تهیه می شوند مشهوره و مهمه\n\n۱ سلول حیوانی عموماً صاحب جدار نازک است بحرکت قادر است لاکن\nسلول نباتی به سببیکه صاحب جدار سخت است از حرکت عاجز ."}
{"book": "adl0943", "page": 27, "text": "علم نباتات\n۱۸\n\nموادهای غیر عضوی اند. مثلاً نایتریت (Nitrates)\nسلفیت (Sulphates) فاسفیت (Phosphates) وغیره -\nازین نقطه فرق دویم که در بین حیوان و نبات\nرو می نماید ظاهر می شود - یعنی آنکه نباتات مواد\nغیر عضوی را جذب می کنند حال آنکه انحصار حیات\nحیوانی به مواد غیر عضوی امکان نمی پذیرد.\nتنفس سلول - سلول نیز\nمثل حیوان تنفس می نماید\nلاکن بجای آنکه فقط آکسیجن\nرا جذب کرده کاربن ڈائی\nآکسائڈ را دفع کند به اوقات\nمعینه کاربن ڈائی آکسائڈ را\nرا جذب کرده آکسیجن را دفع نمبرا\nمی نماید.\nتولید مثل - سلول جدید مدام از سلول قدیم بوجود\nمی آید - این قسم که هر گاه سلولی به جسامت معینه\nرسید اوّل خسته آن بزرگ شده بدو حصه تقسیم\nمی شود - در همین اثنا تارهای خسته نیز از میان\nشکسته به خسته های کوچک می چسپند - و در وسط بعضی"}
{"book": "adl0943", "page": 28, "text": "علم نباتات\n۱۹\nمواد غلیظ جمع شده پردۀ را تشکیل می دهند که آن را\nپردهٔ فاصل نامند - هر دو طرف پردۀ مذکور بعد ازان\nغلافی جداگانه تشکیل می شود و همان قسم چون\nسلولهای کوچک جدید کاملاً رشد می نمایند بدو سلولها\nدیگر منقسم می شوند و تکثیر سلول در نباتات بهمین نهج\nجاری می باشد.\n۲- انساج مختلفه نباتات\nانساج نباتی بچهار قسم می باشند که عبارت اند - سلولی-\nزنبوری - لیفی و وعائی - نسج سلولی - مرکب است از سلولهایکه\nشکل آنها کروی یا بیضوی است (شکل الف)\nنسج زنبوری - مرکب است از سلولهای که\nشکل آنها شش پهلو بوده مثل خانهٔ زنبور\nمی نماید - (شکل ب) نسج لیفی - مرکب است\nاز سلولهای که چهار پهلو بوده طویل اند (شکل ج)\nنسج وعائی - مرکب است از سلولهای که\nشکل آنها اسطوانه وار بوده عموماً طویل اند.\nعلاوه بر آن به فاصله های معینه در آنها تنگی ها دیده میشوند\nکه ازان دارای بند بند معلوم می شوند - بند های\nمذکور بنا به سببی اند که در اوّل جدار سلولی بتوسط فشار"}
{"book": "adl0943", "page": 29, "text": "علم نباتات\n۲۰\nزیاد با یکدیگر پیوسته شده که بعد ازان پردهٔ میانی منهدم\nشده بشکل لوله گشته اند.\nعلاوه بر انساج مذکوره به\nنباتات یک سلسله لولهائی\nدیگر نیز دیده می شود که از اوّل\nتا آخر با یک دیگر انجام به انجام\nپیوستگی ندارند بلکه با یکدیگر مربوط\nاست. خون نباتی از همین لولها\nعبور و مرور می نمایند. در ابتدا\nلولهای مذکور هیچ جدار مخصوص\nندارند زیرا که فقط از جاهائی\nخالی که میان نسج وقوع یافته اند نبر ۱۸\nحاصل شده اند لاکن بعد ها که خون نباتی سیر نمود\nآهسته آهسته غشائی مخصوص تشکیل می یابد و\nلولهائی مذکور صاحب جدار می گردند. این چنین\nلولها را اوعیه خاصه گویند.\nشپشپشپشپشپشپشه"}
{"book": "adl0943", "page": 30, "text": "علم نباتات\n۲۱\nباب دویم\nفصل اوّل\nریشه\nریشه - آن قسمت نبات است که برخلاف ساق\nنمو نماید و عموماً در زمین فرو رود - برگ از ان گاهی نمی\nروید - فصل مشترک جذر و ساقه\nرا یعنی موضعی را که ریشه در\nآنجا شروع شود و ساقه ختم گردد نمبر ۱۹\nطوق گویند در ابتدا ریشه واحد است لاکن بعد از نمو\nتغیرات مختلفه می نماید - محور آن طویل می شود که بمقابل\nساقه است و موسوم است بنام ریشه اصلی - و از ان\nریشه های دیگر منشعب می شوند که آنها را ریشه ای فرعی\nگویند - قدیم ترین از آنها نزدیک طوق واقع اند و عموماً\nنموی آنها بطریق منظم می باشد - قطارهای ریشه های\nفرعی به هر قسم نبات به تعداد معینه می باشند - که بالای"}
{"book": "adl0943", "page": 31, "text": "علم نباتات\n۲۲\nیک دیگر واقع اند ۔ نموی آنها عموماً افقاً یا مائلاً بوده مانند\nریشه اصلی گاهی عموداً نزول نمی کنند۔ در بنقشه قطار های\nمذکور چهار اند که بچهار طرف دویده اند ۔ چنانچه در بین\nآنها جاهای زمین خالی می ماند که از\nریشه های فرعی دیگر ریشه ها برآمده دران\nمی دوند گاه بطرف خارج گاهی بداخل\nبه تمام اطراف منتشر شده و بهر نقطه\nزمین خالی رسیده مواد غذائی را جذب\nمی نمایند ۔ این چنین ریشه های باریک\nرا شعرهای جذابه گویند ۔ شعرهای جذابه در تمام طول ریشه\nیا انشعابات آن دیده نمی شوند۔ بلکه در عقب انجامهای\nشان به کمی فاصله روئیده اند و به ذرات خاک یا ذرات\nغذایه چسپیده می باشند که مداد مذکور را جذب نمایند ۔ ریشه ها\nرا موافق آن که در زمین یا هوا یا در آب نمو کنند ریشه\nهای زمینی ۔ ریشه های ہوائی ۔ ریشه های بحری گویند۔\nریشه های زمینی بدو قسم اند ساده و مرکب ۔ ریشه واحد\nرا چنانکه پیشتر بیان کردیم که یک ریشه اصلی و چندین\nفرعی دارد۔ ریشه ساده گویند۔ و آن نیز در نباتات به اشکال\nمختلفه و متعدده است ۔ گاهی ریشه اصلی نموی بسیار"}
{"book": "adl0943", "page": 32, "text": "علم نباتات\n۲۳\nزیاد می‌نماید. ریشه‌های فرعی که\nازان می‌رویند بی‌اهمیت می‌\nباشند در این حالت ریشه را وتدی\nنامند چنانکه در زردک مشاهده میشود\nاگر ریشه وتدی باین شکل باشد نمبر ۲۱\nکه طول آن کمتر و ضخامت بیشتر\nباشد و پر باشد از بعضی مواد نشایسته\nچنانکه ریشه و تمدی است ریشه را\nریشه مخزنی گویند. ریشه مرکب آنست که از ساقه یا برگ یا\nدر خود ریشه بدون کدام قاعدۀ\nمنظم روید. ریشه اصلی دران بسیار نمبر ۲۳\nکوچک می باشد یا بمجردیکه ریشه\nاصلی از تخم برآمد نموی آن\nمسدود میگردد بجای آن یک\nتعداد زیاد ریشه های دیگر می\nبرآیند. نمبر ۲۴\nهرگاه ریشه‌های مرکب این قسم اند که از اجتماع ریشه‌\nهای ثانوی ضخیم گردند در آن حالت ریشه را متفرع نامند.\nبرخلاف آن اگر ریشه های مرکب باریک و خشک باشند"}
{"book": "adl0943", "page": 33, "text": "علم نباتات ۲۴\nآنها را ریشه های لیفی گویند.\nتنبیه - ریشه های وتدی ۔ مخزنی\nو متفرع عموماً از نباتات دو سالی\nمی باشند - زیرا که آنها مواد غذائی\nرا برای سال آینده انباشته\nاشکال مختلفه را حاصل می کنند. نمبر ۲۵\nریشه های ہوائی - آنهای اند که بعض اوقات از ساقه\nنبات در نقطه فوق زمین ریشه ها می بر آیند که فرود آمده\nبزمین می روند. و برای تغذیه نبات اعانت می نمایند.\nچنانکه در برگد ہویدا است. گاه ریشه\nہای ہوائی این چنین اند که آبیکه\nازان بشکل بخار خارج شد\nو مواد معدنی که به ذرات ہوا مخلوط\nاست باهم حل نموده جذب می\nکنند شلیکه در بعضی افراد نمبر ۲۶\nار وائد (Aroids) در منطقه حاره دیده می شود. باغبانها برائی\nتکثر نباتات از خاصیتیکه از بعضی\nنقاط ساقه ریشه ها می رویند\nاستفاده می بردارند. چنانچه بجای نمبر ۲۷"}
{"book": "adl0943", "page": 34, "text": "علم نباتات\n۲۵\nآنکه تخم بکارند شاخه درست نبات را از درخت بریده بخاک\nدفن میکنند بعد از چندی از اثر رطوبت زمین از شاخه مذکور\nریشه ها برآمده به تغذیه نبات اعانت می نمایند چنانچه اجزای\nجدیده ازان روئیده نبات درست میگردد. این چنین عمل موسوم\nاست به قلمه زدن عمل دیگر است\nکه آنرا درخت خوابانیدن گویند\nو آن این قسم است که شاخه\nدرخت را گرفته حصه آنرا بخاک\nمی پوشانند بعد از چند روز از\nشاخه مذکور ریشه های ساقی پیدا\nمی شوند و همان قسم به تغذیه\nاعانت می نمایند. بعد ازان شاخه مذکور را از درخت می\nبرند و نبات جدا را بدست آرند - ریشه های بحری - آنها اند\nکه در آب نمو می نمایند. ریشه های بحری گاهی بزمین سوراخ\nکرده نمی توانند حتی که در ته آب\nچنانچه در آب شناوری می نمایند\nعلاوه بر آن از ریشه های بحری\nشعرهای جذابه نمی رویند. ساخت\n۱ه یک ثلث حصه طول شاخه باید که از خاک پوشانند"}
{"book": "adl0943", "page": 35, "text": "علم نباتات\n۲۶\n\nریشه ریشه از سه حصه مرکب است اول حصۀ مرکزی ریشه\nکه از آنجا مواد غذائی بساق میرود و پُر است از دسته های\nلیفی وعائی دویم پوست که از نسج\nسلولی می باشد و سویم شعرهای جذابه\nکه تشکیل یافته اند از امتداد\nسلولهای پوست - ریشه طولاً و عرضاً\nنمو می نماید طولاً بتوسط انجامهای\nریشه زیراکه آنها را نسج سلولی بطور کلاه پوشانیده است\nکه به محفظه موسوم است و انجامهای نازک را از سائیده\nشدن محفوظ میدارد - اگرچه خودش مدام از خارج سائیده\nشده و از داخل تجدید شده میرود - عمل تولد و تناسل سلولی\nاین جا زیاد است بهمین جهت ریشه بطول زیاد شده میرود\nاعمال ریشه - ریشه ها اوّل برای نگهداری نباتات بکار می روند\nچنانچه بادتیز و قوی هم آنها را بزمین انداخته نمی تواند -\nدویم آنکه از زمین مائعات لازمه تغذیه نبات را جذب واخذ\nمی نماید - چنانکه اگر ریشه نباتی را قطع کرده آنرا بهوا نگاه دارند\nمشاهده می شود که بزودی خشک می شود - عمل مذکور در\nانجامهای ریشه سریعتر است نسبت بدیگر نقاط - زیرا که سلولهای\nآن جا به مائعات متصل تراند."}
{"book": "adl0943", "page": 36, "text": "۲۷ علم نباتات\n\nفصل دویم\nساق\n\nساق آن جزوی از نبات است که از آن شاخ ها و برگها میرویند - ساق عموماً بطرف آسمان بالا میرود و برای آن اگر گلدانی را منعکس آویزان کنیم بعد از چند روز می بینیم که ساق آن بطرف بالا یعنی بطرف قاعده گلدان صعود کرده است. قوام ساق ها بسیار مختلف است گاه نرم و سبز بوده از آب پر است و گاهی سخت و درشت - در حالت اوّل ساق را علفی و در حالت دویم نمبر ۳ ساق را خشبی گویند شکل عـ ۳ ساقهای علفی عموماً از نباتات سالیانه یا دو سالی می باشند شکل عـ ۴ و ساقهای خشبی از نباتات معمر - در بعضی نباتات از سطح زمین صرف برگهای روئیده معلوم می شوند و ظاهراً هیچ ساق"}
{"book": "adl0943", "page": 37, "text": "علم نباتات ۲۸\n\nآنها به نظر نمی آید - اگرچه در حقیقت جز قلیل بالای طوق که\nبه سطح زمین است ساقه آنها است این چنین نباتات\nرا بی ساق گویند - شکل ۳۵ برخلاف آنها نباتاتی که ساق\nظاهری دارند به نباتات ساقدار مشهور اند شکل ۳۴ نباتات\nساقدار بدو شکل دیده می شوند یا\nمفرداند و یا منشعب - اگر از ساق\nشاخها نه برآیند ساق مفرد است و نمبر ۳۲\nاگر شاخها برآیند آنرا ساق منشعب گویند\nدر این صورت ساق را محور اولی و\nموافق ترتیبی که شاخها می رویند محور\nثانوی و ثالثی و غیره نامند . نمبر ۳۳\nتنبیه - هر محور ثانوی بمقابل شاخها که ازان روئیده اند\nبجای محور اصلی می باشد - ساق را در صورتیکه بهوا روید\nساق هوائی و اگر بزمین روید ساق زیر زمینی نامند و ساقهای\nهوائی بسه قسم می باشند - قائم - زاحف - پیچان-\nساق قائم - چون دارای الیاف و ادعیه محکم است بهیچ\nچیزی تکیه نه نموده عموماً عموداً صعود می نماید - مانند درخت\nچهار مغز و غیره گاه ساقهای قائم بند بند دارند مانند نی شکر\nوغیره ."}
{"book": "adl0943", "page": 38, "text": "علم نباتات\n۲۹\nساق زاحف - زیرا که الیاف و اوعیه آن محکم نیست عموماً\nبروی زمین پهن میشود مانند کدو گاه گاهی فاصله بفاصله\nازان ریشه ها می رویند که بزمین اتصال یافته به تغذیه مدد\nمیرسانند- مثلاً گیاه وغیره شکل نمبر ۳۴\nساق پیچان - الیاف\nو اوعیه آن ضعیف اند\nچنانچه به اجسام مجاوره\nمی پیچند و پیچیدن آنها نمبر ۳۴\nگاه از چپ براست است و گاهی از راست بچپ\nهر نبات مخصوص جهت پیچ معین دارد - اگر\nشخصی رو بطرف نیلوفر کرده استاده شود- می بیند\nکه پیچ آن مدام از چپ براست است - همچنان که\nریشه گاهی هوائی است ساق نیز بعض اوقات\nزیر زمینی می باشد که آنرا ساق تحت الارض\nنیز گویند- در ابتدا ساق زیر زمینی را ریشه خیال نمبر ۳۵\nمیکردند - لاکن بسهولت معلوم میگردد\nکه اینچنین نیست زیرا که از آنها برگ\nمی رویند که خاصیت مخصوص ساق\nاست ممکن است که ساقهای زاحف نمبر ۳۶"}
{"book": "adl0943", "page": 39, "text": "علم نباتات\n۳۰\nتا به مدتی زیر زمین بوده بساقهای زیر زمینی مبدل شده باشد.\nتنبیه- ساقهای زیر زمینی تغیر کرده\nبه پیاز و سیر بدل شده اند که اول\nازان مرکب است از چندین ورقه های\nلحیم چنانچه آنرا ساق زیر زمینی\nمطبق گویند که بروی یکدیگر پیچیده\nاند شکل ۳۷ سیر مرکب از چندین\nنمبر ۳۷\nبرگهای تغیر پذیرفته که مانند فلس\nمی باشند بهمین جهت آن را\nساق زیر زمینی فلسی نامند شکل ۳۸\nنمبر ۳۸\nساخت ساق - آینده بیان\nخواهیم کرد که نباتات بلحاظ تخم بر سه قسم اند - دو مشیمه یک\nمشیمه و بی مشیمه مشیمه (Cotyledon) برگی\nست اولیه که در غلاف تخم ملفوف\nاست اگر این چنین برگ فقط یک\nدیده شود تخم یک مشیمه است ورنه\nنمبر ۳۹\nدو مشیمه و اگر هیچ برگ دیده نشود تخم از نباتات بی مشیمه\nمی باشد. در آن حالت تخم فقط از یک یا چندین سلول\nتشکیل می یابد - نباتات قسم اعلیٰ عموماً از نباتات دو مشیمه"}
{"book": "adl0943", "page": 40, "text": "علم نباتات ۲۱\n\nاند و اوسط از یک مشیمه و ادنیٰ ترین از نباتات بی‌مشیمه می‌باشند. چنانچه مطابق آن که نبات از دو مشیمه است یک‌مشیمه یا بی‌مشیمه ساخت داخلی ساق مختلف است پس ضروری است که هر سه قسم انساج ساق را علیحده علیحده بیان کنیم.\nساخت ساق نباتات دومشیمه - ساق نباتات دو مشیمه مرکب است از سه حصه که اول پوست یا سلسله جلدی.\nدویم چوب یا سلسله خشبی و سویم بشره می‌ باشد شکل ۴۲ سلسله خشبی مرکب است از چهار حصه مغز- غلاف مغز- دسته‌ های لیفی و وعائی- و اشعه مرکزی.\nنمبر ۴۲\nمغز- جزء مرکزی ساق است که تشکیل یافته از نسج زنبوری- سلولهای که در وسط اند بزرگ اند و از رطوبت پر می‌ باشند و\nنمبر ۴۳\nهر قدر که ازان دور تر اند خورد تر- همین سلولهای اند که در درخت مسن خشک شده و گاهی معدوم شده باعث خالی شدن میان تنه میگردند و این چنین درخت را میگویند که ساق مجوف دارد.\nغلاف مغز- این ورقه مرکب است از الیاف و اوعیه"}
{"book": "adl0943", "page": 41, "text": "علم نباتات ٣٢\nکه دران چندین اوعیه خاصه دیده می شوند.\nدسته های لیفی وعائی - دسته هائی انداز الیاف و اوعیه\nکه مغز و غلاف مغز را احاطه کرده اند.\nتنبیه - هر سال یک ورقه لیفی وعائی جدید تشکیل می یابد.\nچنانچه از شمار این ورقه ها معلوم کرده می توانیم که درخت چند\nساله است زیراکه در سال اوّل ورقه مذکور واحد است .\nاشعه مرکزی - ورقه های انداز نسج زنبوری که از مغز شروع\nشده دسته های لیفی و عائی را از یکدیگر جدا می کنند و تا به آخر\nسلسله خشبی میرسند - چون درخت معمر تر شود دیگر اشعه از محیط\nسلسله خشبی شروع شده در دسته های لیفی وعائی ختم می شوند\nاین اشعه را اشعه ثانوی گویند.\nاین جا سلسله خشبی ختم می شود که حصه وسطی آن\nسخت و محکم تر است چنانچه حصه مذکور را قلب الخشب گویند\nو دیگر حصه را که گرد آن واقع است بنام بیاض الخشب\nموسوم می کنند - شکل ۴۱ -\nسلسله جلدی - مرکب است از غشای نازک - دسته های\nلیفی وعائی - غلاف زنبوری و غلاف منشوری و بشره .\nغشای نازک - ورقه از نسج زنبوری است که سلسله خشبی\nرا از جلدی جدا می کند گاهی آنرا کام بیوم ( Cambium )"}
{"book": "adl0943", "page": 42, "text": "علم نباتات\n۳۳\nنیز گویند (شکل (۴۲)\nدسته های لیفی و عائی ۔ این سلسله دسته ها در مقابل دست\nهای لیفی و عائی خشبی واقع اند لاکن نسبت به آنها بسیار غلیظ\nو محکم ۔\nغلاف زنبوری - از سلولها مرکب است\nکه دران ذره های کلوروفایل Chlorophyle\nموجود اند چنانچه عموماً رنگ این ورقه\nسبز می باشد .\nنمبر ۴۲\nغلاف منشوری - این ورقه مرکب است از سلولهای که\nشکل آنها یا مکعب است یا منشور - رنگ آن تیره و بیکدیگر\nپیوسته اند - هرگاه دسته های لیفی\nوعائی جدید تشکیل می شوند غلاف\nمنشوری می ترکد چنانچه انشقاقات\nپیدا می شوند و تکه تکه شده می افتند\nنمبر ۴۳\nله این بجهت استحکام الیاف و اوعیه سلسله جاری است که آنها را در یافتن\nو غیره استعمال می کنند - در دروس اشیاء شما خواندید که ساقه های کتان را برای آن\nکه رشته ها بدست آیند - چند یوم در آب تر می کنند ساقهات مذکور پوسیده میشوند لاکن\nالیاف اوعیه همین سلسله جلدی اند که باقی می مانند و انزان بعد پاک و صاف کرده\nتارها می تابند . ۲ه مرکب کیمیاوی است که سبزی برگها و ساقها بآب وجود همانست."}
{"book": "adl0943", "page": 43, "text": "علم نباتات\n۴۲\nبشره - غلاف منشوری را پوشانده تشکیل یافته است از نسج سلولی - اما در شاخه های سبز وجود دارد اگر شاخه مسن تر شود خشک شده میریزد در بین مواضع اتصال نمبر ۴۲\nسلولهای این ورقه فضا های خالی میمانند که آن ها را فوهات را تنفسی گویند و بکار میروند برای جذب و دفع آکسیجن و کاربن ڈائی آکسائڈ کناره های آنها عموماً ضخیم می باشند .\nساخت ساقه یک مشیمه - ساقه نباتات مثل ساقه نباتات دو مشیمه نمیباشد - بلکه فقط از نسج زنبوری دسته های و لیفی و عائی مرکب است نه مغز دیده میشود و نه غلاف مغزی - ساقه پر است از نسج زنبوری که در ان دسته های الیاف و اوعیه بدون کدام ترتیب منتشراند - الیاف و اوعیهٔ مذکور در قریب حصه خارجی نسبت بمرکز بکثرت اند - بعض اوقات حصه جلدی زیاده تر نمو می نماید و نسج زنبوری مرکزی مطابق آن نمو کرده نمی تواند پس ساقها از وسط خالی می مانند و بنام ساقهای مجوّف موسوم می شوند در اکثر علفها و غله ها این آثار بخوبی مشاهده می شود ."}
{"book": "adl0943", "page": 44, "text": "علم نباتات\n۲۵\nدسته های لیفی و عائی چنانکه در نباتات دو مشیمه اند در\nاین ساق مستقیم دیده نمی شوند بلکه موافق ارتفاع نقاط\nمختلفه در ساق اختلاف دارند دسته\nکه از برگ شروع می شود و در\nساق نزول می نماید بسمت مرکز\nسیر می کند و بعد ازان بطرف مخالف\nمنحنی می شود و رفته رفته بسطح ساق\nنزدیک میشود. هرگاه بجلد می رسد\nمستقیم فرومی آید. در این اثنا دسته ها\nاز یکدیگر تلافی میشوند. زیراکه در ابتدا\nبطرف سطح آن دسته های واقع بود\nو بعد ازان بطرف داخلی حرکت نموده\nو بعد ازان منعطف شده بطرف سطح\nساق آمده است پس هردسته که\nجدید تر است خارج تر است.\nهردسته مذکور بیک سطح سیرنمی\nکند بلکه در اثنای سیر خود چندین مرتبه\nدور میخورد و چون دسته های لیفی و عائی\nزیر جلد می رسند باریک شده میروند و\nنمبر ۴۳\nنمبر ۴۴"}
{"book": "adl0943", "page": 45, "text": "علم نباتات\n۳۴\nو بهمین سبب که ساقه این نباتات عموماً از زیر تا بالا یکسان ضخامت دارند چنانچه در نخل مشاهده میشود شکل ۲۲\nساخت نباتات بی مشیمه- نباتات این قسم گاه گاه شکل یک شجر را پیدا میکنند عموماً در آنها ساق موجود نمی باشد. اگر موجود باشد عموماً مرکب است از سلولها و آنهائیکه ساقهای خشبی دارند یعنی مثل شجراند ساخت ساقه آنها عموماً مانند ساق یک مشیمه است. اگر آنرا قطع کنند دیده میشود که پر است از نسج زنبوری و قریب جلد الیاف و اوعیه متحدداند.\nنموی ساقها- در نباتات دو مشیمه چنانکه بیان کردیم هر سال یک ورقه نسج لیفی و عائی جدید تشکیل میشود گروه های لیفی و عائی و در نباتات یک مشیمه الیاف و اوعیه جدید بحصه خارجترین ساق دیده می شوند پس هر دو قسم ساقها بطرف خارج نمو می نمایند چنانچه بنام نامی خارج موسوم اند اگر ساقه نباتات دو مشیمه را قطع کرده ورقه های نسج لیفی و عائی سلسه خشبی را شمار کنیم سن نبات را معلوم کرده می توانیم.\nنمبر ۳۷\nنمبر ۳۸"}
{"book": "adl0943", "page": 46, "text": "۳۷ علم نباتات\n\nبر خلاف هر دو قسم مذکور ساقه نباتات بی‌مشیمه بطرف خارج\nنمو نمی‌نماید بلکه دسته‌های لیفی وعائی طویل می‌شود وازان\nدسته‌های جدید پیدا می‌شوند بنابرآن این قسم ساقه را نامی طویلی\nگویند.\nاعمال ساق ـ اول ساقه بکار می‌رود برای آنکه برگها\nرا در حالتی نگاه دارد که روشنی را\nبخوبی و سهولت حاصل کنند\nچنانچه اگر گلدانی که دارای بته\nاست در اوطاق تاریک نزدیک\nکلکین گذارند بعد از چند یوم می‌ نمیره ۴۹\nبینیم که ساقه آن بطرف کلکین\nمائل شده ـ شکل ۴۹ دویم آنکه\nشیره نباتی که از ریشه جذب شده از ساقه گذشته به\nبرگ‌ها رسد. چنانچه اگر ساقه جوان را عرضاً قطع کنند دیده\nمی‌شود که ازان شیره قطره قطره میریزد."}
{"book": "adl0943", "page": 47, "text": "علم نباتات\n۲۸\n\nفصل سویم\nبرگ\nبرگ ـ جزو نبات است که عموماً مسطح و برنگ سبز\nبوده از اطراف ساق یا شاخه می روید.\nبرگ آله مهمه نبات است که تغیر شکل نموده به اشکال مختلفه\nمی باشد. مشیمه ها اجزای مختلفه گل ـ خار ها ـ قلابه ها و فلسها که\nپندک ها ( پخ ها ) را می پوشانند لاکن برگهای واقعی آلات\nتنفس اند و برگهای کل آلات تکثیر نبات می باشند ـ و شناخته\nمی شوند از یک دیگر بواسطه که اوّل الذکر عموماً سبز بوده بجای\nارتباط بساق زخی دارد و بنام برگ مشهور است وقتی که\nموخر الذکر به رنگهای مختلفه بوده بجای\nارتباط گاهی زخی ندارند و به نامهای\nمخصوصه معروف اند. نبر ۵۰\nبرگهای واقعی عموماً بهوا لاکن به آب نیز نمو می نمایند\nچنانچه آنهائیکه در آب اند به برگهای بحریه و آنهائیکه به هوا\nنمو می کنند به برگهای هوائی موسوم اند ـ برگهای هوائی از سه"}
{"book": "adl0943", "page": 48, "text": "علم نباتات\n۳۹\n\nجز عمده تکمیل یافته اند - دنباله - گرده و\nبن برگ دنباله - جزوی استوانه دار\nبوده از الیاف و اوعیه و بشره مرکب\nاست و بکار می رود اوّل برای نمبر ۵۱\nرساندن شیرۀ نباتی و دویم برای آنکه برگ را بحالتی نگاه\nدارد که روشنی را بخوبی جذب کرده بتواند - بعض اوقات\nبرگ بدون دنباله به سابق مربوط است در ان حالت برگ\nرا ابتر گویند.\nگرده - جزوی باریک و بسیط بوده از الیاف و اوعیه و\nنسج زنبوری و بشره تحتانی و فوقانی مرکب است و بکار می\nرود برای جذب روشنی و کاربن دائی آکسائڈ - ممکن است\nکه بنا به اسباب مختلفه گرده ضخیم شود و تنگ چنانکه در پیاز\nو خرما مشاهده میشود.\nبن برگ - نزدیک قاعده دنباله\nبسیط شده مانند غلاف ساق را کاملاً\nیا ناقصاً احاطه می نماید همین حصه را\nبن برگ خوانند - در گیاه ها بن برگ طویل نمبر ۵۲\nشده لوله را تشکیل میدهد شکل ۵۳\nو گاهی از ان دو ضمیمه صغیر مانند نمبر ۵۳"}
{"book": "adl0943", "page": 49, "text": "علم نباتات\nبرگهای کوچک پیدا می شوند. شکل (۵۳) الیاف و اوعیه که\nاز ساقه جدا شده و از دنباله گذشته به گرده منتشر می شوند موسوم\nاند به رگ های برگ. رگ های برگ بنیان جامد برگ را\nتشکیل میدهند و به اشکال مختلفه منتشر می شوند چنانچه بلحاظ آنها\nبرگ بچهار اقسام عمده منقسم است. پری رگ. پنجه رگ شعاعی رگ\nراست رگ.\nپری رگ ـ در وسط رگ واحدست که\nاز ان دیگر رگها منشعب میشوند. رگ وسطی\nرا رگ اصلی و دیگران را رگهای فرعی نبر ۵۴\nنامند این قسم تقسیم رگها در اکثر نباتات\nمشاهده میشود شکل ۵۴\nپنجه رگ ـ هر گاه از انتهای دنباله\nپنچ رگ بسمت محیط سیر نمایند برگ را\nدران حالت پنجه رگ گویند چنانکه برگ نمبر ۵۵\nچنار یا انگوری باشد. شکل ۵۵ .\nشعاعی رگ ـ چون رگها از مرکز\nبسمت محیط مانند اشعه منتشر شوند برگ\nرا شعاعی رگ خوانند چنانکه در لادن نمبر ۵۶\nدیده میشود ـ شکل ۵۶ ـ"}
{"book": "adl0943", "page": 50, "text": "علم نباتات\nراست رگ - چون رگها در تمام طول برگ متوازی با یکدیگر\nسیر نمایند برگ را راست رگ خوانند چنانکه در زنبق و غیره\nمشاهده میشود - شکل ۵۷ نمبر ۵۷\nبرگها نیز تغیر می پذیرند و اشکال مختلفه را ظاهر می کنند\nبنا بر آنکه نسج زنبوری جاهای مابین رگهای برگ را کاملاً یا\nناقضاً پر نمایند - چنانچه هر گاه نسج\nزنبوری فاصله های رگهای برگ را\nکاملاً پوشاند در ان حالت برگ را کامل نمبر ۵۸\nگویند چنانچه برگ ناک شکل ۵۸ و اگر\nبه کناره برگ بر آمدگیها و فرورفتگیهای\nکوچک مشاهده شوند برگ را دندانه دار\nخوانند شکل ۵۹ چنانکه برگ توت همان نمبر ۵۹\nقسم اگر برآمدگیها و فرورفتگیهای زیاد\nنظر آیند آنکه برگ را رخنه دار نامند شکل ۶۰\nمثلاً برگ شلغم و هر گاه از رخنه دار هم نمبر ۶۰\nزیاد رو نمایند برگ را فاصله دار خوانند\nشکل ۶۱ مثلاً برگ بیدانجیر - علاوه از\nاقسام فوق برگهای دیگر اند که تشخیص\nمیشوند از آن که رگ اصلی آنها به نسج نمبر ۶۱"}
{"book": "adl0943", "page": 51, "text": "علم بنباتات ۴۲\nزنبوری متصل نیست بلکه هر یک رگ برگ ثانوی یا ثالثی رگ\nبرگ وسطی کوچکی میگردد که با نسج زنبوری همراه است ازین قبیل\nاند برگهای مرکب و برگهای مجزائی.\nبرگ مرکب. در طرفین رگ برگ وسطی\nیک سلسله برگهای کامل کوچک پیدا میشوند\nو رگ برگ اصلی مانند شاخه و حصه از\nرگهای ثانوی مثل دنباله مشاهده میشود نمبر ۶۲\nشکل ۶۲ چنانکه برگ سنجد. هر یک ازین\nبرگهای کوچک را بر گچه و دنباله کوچک را\nدمچه گویند.\nبرگ مجزئی. در طرفین رگ برگ\nوسطی یک سلسله برگهای مرکب پیدا میشوند\nشکل ۶۳ مانند برگ تمر هندی و سرخس. نمبر ۶۳\nتمام برگها که در فوق بیان نمودیم از برگهایی اند که بهوا\nنمو مینمایند چنانچه این نوع برگها را برگهای\nهوائی گویند نوع دیگر است که در آب پیدا نمبر ۶۴\nمیشوند چنانچه آنها را برگهای مرتسمه نامند.\nاز جمله برگهای مرتسمه بعضی اند که مدام\nدر آب میباشند شکل آنها عموماً دراز مانند"}
{"book": "adl0943", "page": 52, "text": "۴۳\nعلم نباتات\nریسمان یا تار می نماید که از روانی آب ضرر نه بینند. قسمی دیگر است\nکه بر روی سطح آب شنا مینمایند اشکال\nآنها عموماً مسطح و مدور اند . نمبر ۶۵\nزخ ها محور های کوچک نمو: کرده اند که در بین بن\nبرگ و ساقه وقوع یافته وازان بعده برگها و شاخها وغیره میرویند.\nزخها بر دو قسم اند بیدار و خوابیده . بیدار آنست که به\nبهار نمو نماید و خوابیده آنست که به خزان چون برگها میریزند\nآنها نمو کرده در تمام زمستان موجود میباشد و به ابتداء\nبهار می شگفتند. چنانچه این قسم زخها پوشیده\nاند از فلسهای کوچک که برگهای اند تغیر\nپذیرفته و سطح آنها گاهی ملائم است و گاهی\nدرشت . اگر زخی طولاً قطع کنیم می بینیم که از نمبر ۶۶\nسه اجزاء مرکب است اول در وسط محور\nخرد دویم برگهای کوچک که دور محور مذکور\nپیچیده آنرا کاملاً پوشانیده اند و سوئیم فلسها\nکه در فوق بیان شد. زخها مطابق آن که\nازان گل روئید یا برگ زخ برگ و زخ گل نمبر ۶۷\nگفته میشوند. اجزای زخهای برگ و گل یک قسم اند لاکن فرق\nهمین قدر است که زخ گل محکم و ضخیم تر می باشد ."}
{"book": "adl0943", "page": 53, "text": "علم نباتات\n۴۴\nترتیب برگها بروی ساق - برگها در نباتات مختلفہ بطریقهای\nمختلفہ میرویند - لاکن عموماً بسہ ترتیب دیدہ میشوند - متقابل - متبادل\nمطبق - ترتیب متقابل - آنست کہ دو برگ\nاز ساقہ بیک نقطہ دو بدو رویند شکل ۶۸\nترتیب مطبق - آنست کہ سہ یا زیاد\nبرگها از ساقہ بیک ارتفاع گرد ساقہ رویند\nشکل ۶۹\nنمبر ۶۸\nترتیب متبادل - آنست که هر برگ\nاز ہر محور بہ ارتفاع مخصوصی روید این\nقسم کہ اگر تاری را از نقطہ ہای اتصال\nبرگ بہ ساقہ بگذرانیم تار مذکور گرد ساقہ مثل\nمار پیچ بہ پیچد شکل ۷۰ مثلاً اگر شاخہ درخت نمبر ۶۹\nبلوط را بگیریم و پیچاندن تار را از یک برگ\nشروع کنیم می بینیم کہ اگر برگی را کہ ازان\nتار را شروع کردہ بودیم بشمار نہ آریم برگ\nپنجم درست در فوق برگ ابتدائی واقع\nاست لاکن درین اثنا تار مذکور دو دورۀ\nنمبر ۷۰\nکامل گرد ساقہ تمام کردہ است - همچنین\nبرگ هشتم در فوق برگ پنجم و تار در این"}
{"book": "adl0943", "page": 54, "text": "علم نباتات\n۴۵\nاثنا سه دوره را با تمام رسانیده است - تمام برگهای درخت\nدر پنج امتداد مستقیم الخط بفاصلهٔ خمس محیط از یکدیگر مرتب\nشده اند و این ترتیب برگها را بکسر متعارفی ۲/۵ می نمایند.\nهمچنان در بعضی نباتات برگ دویم در فوق برگ\nابتدائی قرار گرفته آن ترتیب را بکسر متعارفی ۱/۲ می نمایند\nدیگران اند که برگ سویم در فوق برگ ابتدائی است\nدران حالت ترتیب ۱/۳ است .\nدوره های که بیشتر مشاهده میشوند ازین قرار اند ۱/۲ و ۱/۳ و ۲/۵\nو ۳/۸ و ۵/۱۳ وغیره در این کسرات شمار کننده شمار دوره و نسب نما\nتعداد برگها می باشد و طریق آسان برای ذهن نشین کردن این\nسلسله آنست که کسر آینده حاصل شده است از اجتماع دو شمار\nکننده و نسب نما های دو کسر ایتکه پیشتر آمدند. مثلاً ۵/۱۳ حاصل شده\nاست ۲+۳=۵ و ۵+۸=۱۳ = ۵/۱۳\nفایده اگر کسر متعارفی یک نبات معلوم شود می توانیم معلوم\nکرد که برگهای شاخه مذکور از یک دیگر بزاويه چند درجهٔ\nجدا اند مثلاً کسر متعارفی یک شاخه ۳/۸ می باشد - پس\n[ ۳/۸ * ۳۶۰ = ۱۳۵ ] برگ ها از یک دیگر بزاويه ۱۳۵\nدرجه جدا اند .\nشه درجه های یک دائره - محیط شاخه نیز یک دائره است)"}
{"book": "adl0943", "page": 55, "text": "علم نباتات ۴۶\n\nاگرچه ترتیب مخصوص از سه انواع مذکور به قسم نبات\nظاهر میشود اما بعض اوقات تغیرات نیز مشاهده میشوند مثلاً\nاگر ساقه فقط از یک طرف روشنی را حاصل کند اگرچه ترتیب\nمخصوص دارد لاکن برگ ها بیک طرف ساق میرویند.\nساخت برگها چنانکه پیشتر بیان کردیم برگها مرکب اند از\nدسته های لیفی وعائی و نسج زنبوری و بشره دسته های لیفی\nوعائی رگهای برگ را تشکیل داده اند و نسج زنبوری جا های\nبین رگها را پر کرده است - الیاف و اوعیه از دستهای برآمده\nاند که در ساقه موجود اند - ترتیب آنها فقط همان قسم است که\nدر ساق - اختلاف فقط همان قدر است که نسج زنبوری که\nبطرف مرکز در ساق است در دنباله بسطح فوقانی وقوع می یابد.\nعلاوه بر الیاف و اوعیه و نسج زنبوری دو ورقه های نسج\nسلولی اند که روی برگ را پوشانیده چنانچه جزیی که بسطح فوقانی\nبرگ است آنرا بشره فوقانی و آنکه بسطح تحتانی آنرا بشره تحتانی\nبرگ گویند - فوهات تنفسی در بشره تحتانی بیشتر اند نسبت\nبه سطح فوقانی.\nساخت برگهای مرقسه نسبت به برگهای هوائی مختلف\nاست - در آنها نه دسته های لیفی و عائی اند نه بشره - سلولهای\nکه از آنها تشکیل یافته اند بیکدیگر متصل اند و فوهات تنفسی"}
{"book": "adl0943", "page": 56, "text": "علم نباتات\n۴۷\n\nدر آنها دیده میشوند\nاعمال برگ ـ برگها بکار می روند اوّل برای تنفس ـ پیشتر\nذکر کردیم که در بشره سطح تحتانی برگ فوهات تنفسی بیشتر\nاند چنانچه نباتات از همین فوهات تنفسی کاربونک ایسڈ گیس\n(هوای فاسد) را بوقت روز جذب و درشب دفع می کند\nیعنی بوقت روز آکسیجن را دفع می نمایند ایسڈ کاربونک را\nجذب می کنند و بوقت شب که روشنی آفتاب نمی باشد بر\nخلاف آن ظهور می پذیرد و از همین است که بوقت روز\nدر باغها بودن برای صحت ما مفید و در شب زیر درختها خواب\nکردن ممنوع است ـ مقدار کاربونک ایسڈ گیس که بوقت\nروز جذب میشود ازان زیاده تر است که بوقت شب\nدفع می شود ـ پس اثر تنفس نباتات در شب و روز تصفیه\nهوای گرد و نواح است .\nدویم تبخیر ـ آبیکه از ریشه نبات جذب شده مقدار فاضل\nآن در سلولهای برگ رسیده به هوا مجاور می گردد و بشکل بخار\nتبدیل شده ازان خارج میشود ـ نتیجه همان است که در تابستان\nبوقت چاشت که حدت آفتاب زیاد میباشد سایه درختها خنک است\nبرگها علاوه از تنفس و تبخیر ـ اعمال دیگر را نیز انجام میدهند\nبعضی اقسام آب یا مواد غذائیه را ذخیره می کنند چنانچه این"}
{"book": "adl0943", "page": 57, "text": "علم نباتات\n۴۸\n\nقسم برگها عموماً ضخیم اند و زیرا که کلوروفایل در سلولهای سطحی برگ است سلولهای که در داخل اند سفید می مانند. و کثیر التعداد بوده بجسامت بزرگ تر می باشند. بعض اوقات این عمل از حصه های اسفل برگها تکمیل می یابد دران صورت حصه اسفل ضخیم می گردد و چون حصه اعلی پژمرده و خشک میشود. حصه های اسفل بحیث مجموعی شکل برعمه را می نمایند چنانکه در پیاز هویدا است.\n\nهرگاه برگها تغییر نموده اشکال فلس و قلا به وغیره میگیرند دران حالت اعمال دیگر را انجام دهند که پیشتر مذکور شد.\nبرگ ریزی- در علاقهایکه نباتات در تمام سال سر سبز می باشند هیچ چیزی از برگ ریزی ظاهراً معلوم نمی شود. زیرا که برگهای کهنه خشک می شوند و از ابط آنها برگهای جدید میرویند و این عمل بتدریج اجرا میشود اما در ممالکیکه تغیر آب و هوا سلسله اعمال نباتی را مسدود می نماید در آنجا این آثار بخوبی مینماید از درختها و بته ها در چند ایام تمام برگها می ریزند و شاخها تا به عرصه عریان می مانند. این حالت علاقهای ظهور می پذیرد که آن جا بعد از باران قلیل طویل موسم گرما آید یا شدید سرما باشد که نباتات بیک خواب دراز مجبور شوند.\n\nیقیناً این امر عجیب معلوم میشود که برگ ریزی گاهی"}
{"book": "adl0943", "page": 58, "text": "علم نباتات ۴۹\n\nوابسته است بموسم گرما و گاه بموسم سرما - باز هم همین صحیح\nاست زیرا که در حالت اول اندیشه تبخیر زیاد است و آن هیچ\nدلیلی نمی خواهد - لازم است که سطوحیکه ازان تبخیر جاری میشود\nکمتر گردد ورنه نبات خشک میشود .\nتعلق برگ ریزی به موسم سرما از تجربه ذیل بخوبی ظاهر\nمی شود اگر خاک گلدانی را که دران نبات سبز روئیده باشد\nو تبخیر برگ های آن جاری باشد مانند نبات خربوزه یا تنباکو -\nتا به چند درجه بالای صفر (سنتیگرید) سرد کنند. بعد از چندی\nبرگهایش پژمرده دیده میشوند با وجودیکه به درجه حرارت هوا و\nرطوبت خاک و هوا هیچ تغیر نکرده - از کم نمودن درجه\nحرارت خاک قوت جاذبه ریشه که بخاک منتشر اند آنقدر\nکم می شود که برای تبخیر برابر نمی تواند شد - چنانچه برگها\nپژمرده میشوند .\nدر حقیقت برگ ریزی به بندش تبخیر منحصر است -\nدر زمستان ریشه های نباتات سرد میشوند و رطوبت را\nکه آن نیز دران زمان کمتر است جذب کرده نمی توانند\nشیره نباتی که در برگها است برای آنکه در زمستان پرورش\nنبات را نماید پس به تنه و ریشه مراجعت می کند و بعد\nازان رنگ برگ سرخ یا زرد می گردد."}
{"book": "adl0943", "page": 59, "text": "علم نباتات\n۵۰\n\nبرگها از شاخه جدا میشوند بواسطه یک ورقه سلول\nمخصوصه (ورقه فاصل) که تشکیل میشود نزدیک بن برگ\nبه نقطه که ضخامت دنباله برگ شروع به کاستن می شود\nهر گاه ورقه فاصل که الیاف و اوعیه مضبوط دنباله را\nقطع می کند بکمال رسید بهوای کمی برگ از شاخه جدا\nشده بزمین می ریزد اگر هوا یا دیگر حوادث خارجی نباشند\nفقط وزن برگ در ان صورت کافی است که آنرا جدا\nنماید.\n\n[decoration]"}
{"book": "adl0943", "page": 60, "text": "علم نباتات ۵۱\n\nباب سویم\nآلات رعیان\nفصل اول\nگل\nگل شاخه ایست دارای برگهای مخصوصه که بچندین طبق مرتب شده اند و بکار میروند برای تشکیل تخم که ازان نبات مثل نمو مینماید - طبقات گل از خارج بداخل مطابق ذیل اند.\n\nنمبر ۷۱\nاوّل طبق کاس - مرکب از کاس برگها است که عموماً سبز می باشند (اور شکل ۷۱)\nدویم طبق طاس - مرکب از گلبرگها است که عموماً رنگین"}
{"book": "adl0943", "page": 61, "text": "۵۲ علم نباتات\n\nمی باشند. ب در شکل ۷۱ -\nسویم طبق آلات تذکیر ج در شکل ۷۱ -\nچهارم طبق آلات تانیث س در شکل ۷۱ -\nبیان کردیم که گل شاخه ایست دارای برگهای مخصوصه\nاز امور ذیل ظاهر میشود که کاس و طاس برگها - آلات تذکیر\nو تانیث برگهای اند تغییر پذیرفته -\n۱ء گلها یا در انتهای شاخه یا در بین بن برگ و ساقه\nپیدا میشوند - و همین جاهای اند که شاخها و فرخ ها میرویند .\n۲ء اجزای گل در طبقات (چنانکه آینده بیان می کنیم) یا به ترتیب\nمارپیچی مرتب میشوند برگها نیز بهمان ترتیب به ساقه می رویند .\n۳ء در اکثر گلبرگها و کاس برگها شباهت زیاد به برگهای\nاصلی مشاهده میشود .\n۴ء در بعضی حالات اشکال درمیانی مابین اجزای مختلفه\nگل در یک گل دیده میشود . اگرچه تبدیل گلبرگها به آلات\nتذکیر بقدر تدریجی و نامحسوس است که نمی توانیم گفت که\nگلبرگها کجا ختم میشوند و آلات تذکیر کجا ابتدا میشوند\n۵ء اجزای گل در تحت ترتیب یا به تغییر اقلیم تبدیل\nمیشوند . چنانچه گلاب زراعتی را اگر به بینیم آلات تذکیر به گلبرگها تبدیل شده\nبعضی از طبقات اربعه گل برای تکمیل مقصد گل (در مقدمه"}
{"book": "adl0943", "page": 62, "text": "علم نباتات\n۵۲\nمذکور شده) ضروری اند و دیگران غیر ضروری ۔ چنانچہ کاس و طاس\nکہ طبقات خارجی گل اند در حقیقت فقط برای حفاظت دو طبقات\nدیگر اند بهمین جهت است که آنها را طبقات ساتر نامند بعض\nاوقات از طبقات ساتر فقط یک ظهور می پذیرد ۔ و آن عموماً طاس\nاست دران حالت گل را بی کاس خوانند در اکثر نباتات دو مشیمه\nمابین کاس و طاس هیچ فرق دیده نمیشود بلکہ تمام آنها رنگین اند\nآن وقت مجموعه طاس و کاس را بنام طبق محیطی موسوم می کنند.\nدو جزو آخر که برای بقائ نوع پیدا شده اند۔ اجزای مهمه\nگل اند۔ از آله تذکیر غباری بوجود میآید کہ آلہ تانیث را بارور\nمی سازد۔ بعدۂ آلہ تانیث نمو کرده میوہ میگردد که دران تخمهای نبات موجوداند\nگلهای که دارای تمام اجزای مذکور اند آنها را گلهای کامل نامند\nو اگر ازین طبقات یک یا دو عدد غائب شود۔ گل را ناقص خوانند.\nہرگاہ گلی آلات تذکیر و تانیث هر دو را داشته باشد آنرا خنثیٰ\nگویند۔ واگر آله تانیث دران نیست موسوم است به گل نر و همچنین\nاگر آله تذکیر نباشد مشهور است به گل ماده - گاهی در درختی یا در\nدرختهای مختلفه گلهای خنثیٰ و گلهای نر و گلهای ماده جوره جوره\nموجوداند دران حالت درخت را کثیرالعرس نامند و نباتاتی که\nدارای گلهای نر و گلهای ماده اند آنها را نباتات تزوّجی\nخوانند. در حالیکه گلهای نر و گلهای ماده بریک ساق موجود"}
{"book": "adl0943", "page": 63, "text": "علم نباتات\n۵۴\n\nباشند درخت را یک فراشی گویند.\nگل گاهی منتظم است و گاهی غیر منتظم - مراد از انتظام و عدم انتظام آن ست که اگر گلی را طولاً باین قسم بدو حصه تقسیم کرده توانیم که هر دو حصه با بالکل بر یکدیگر منطبق گردند گل را منتظم گویند - وگرنه در صورتیکه اجزای آن شکل و ابعاد مختلفه داشته باشند و بد و حصه‌های مساوی تقسیم نشوند گل را غیر منتظم خواهند همچنان طبق کاس و طاس نیز منتظم و غیر منتظم میباشند عدم انتظام کاس یا طاس عموماً بسبب سرعت نمو بعضی از کاس و طاس برگها بظهور میپذیرد - یا بعلت پیوسته شدن دو یا سه کاس یا طاس برگها - گلها ممکن است بسیار خورد باشند این قسم که بدون اعانت عدسیه اجزای مختلفه آن دیده نه شوند - بعضی کافی بزرگ - قاعده کلی است که هر گاه گل خورداند به نبات به کثیر التعداد می‌رویند و الاکم.\n\nآله تانیث در مرکز گل قرار میگیرد - گرد آن اول آلات تذکیر و بعد از ان گلبرگها و آخراً کاس برگها - عموماً تمام این اجزا بسلسله مارپیچی ترتیب یافته اند - اما بحالت وقوع این اجزا اختلاف مشاهده می شود - وقتیکه کاس و طاس از یک طبق مرکب باشند گلبرگها به مقابل فاصله کاس برگها قرار میگیرند یعنے"}
{"book": "adl0943", "page": 64, "text": "علم نباتات\n۵۵\nمحل اتصال آنها در بین دو نقطه اتصال دو کاس برگ واقع میشود - برخلاف آن آلات تذکیر بمقابل گلبرگها واقع میشوند - و آلات تانیث در بین آلات تذکیر - چنانچه اگر مقطع افقی گلی را رسم کنیم اجزای مذکور بخوبی ظاهر میشوند و این چنین رسم را تصویر هندسی گل نامند شکل ۷۳\nکاس عموماً کاس سبز است\nنمبر ۷۳\nو غیر از محافظت گلبرگها اعمال برگ را نیز انجام میدهد - گاهی ممکن است که آن رنگین باشد چنانچه در کاس برگ انار چنین است در آن صورت برای جذب هوام بکار میرود - رگ کاس برگها که چند انداز قاعده ابتدا می شوند و مثل برگ راست رگ متوازیاً سیر می نمایند شکل ۷۴ کناره کاس برگ مانند برگ گاهی تام است و گاهی دندانه دار و طبق مذکور بر دو قسم است :-\nنمبر ۷۴\n۱- وحیدالورق وقتیکه کاس برگها چنان بیک دیگر پیوسته شوند که یک پارچه حاصل شود.\n۲- کثیرالورق - وقتیکه کاس برگها از یک دیگر جدا باشند.\n۱- آینده در تحت عمل ریحان بیان می کنیم."}
{"book": "adl0943", "page": 65, "text": "علم نباتات\n۵۶\nکاس وحیدالورق مرکب است از\nسه جز - لوله - گلو - گرده - لوله - جزوی استوانه\nوار است که حاصل شده است از اجتماع\nقاعده کاس برگها\nنمبر ۷۵\nگلو - سوراخ لوله را گویند -\nگروه - حصه منبسط کاس وحید الورق\nمیباشد. شکل ۷۵ گاهی طبق کثیرالورق از دو کاس برگ مرکب\nاست که بمقابل یکدیگر قرار گیرند و بعض\nاوقات از چهار کاس برگ که دو بدو و\nنمبر ۷۶\nرو برو مرتب شوند آنرا کاس صلیبی نامند\nشکل ۷۶ طبق کاس در نباتات دو میشمه\nعموماً از پنج برگ مرکب است - در این نمبر ۷۷\nحالت گاهی کاس برگها بطریقی بیکدیگر\nنمبر ۷۸\nپیوسته میشوند که مثل دو لب ظاهر\nمیشوند آن وقت طبق را ذوشفتین خوانند - از طبق شفوی\nلب بالا از دو و لب پائین از سه کاس\nبرگ مرکب است - شکل ۷۸ بعضی اوقات\nیک یا چندین کاس برگ از طرف قاعده\nنمبر ۷۹\nامتداد مینمایند و لوله مانند از آنها تشکیل"}
{"book": "adl0943", "page": 66, "text": "علم نباتات\n۵۷\nمیشود که موسوم است به ممیز چنانکه در لاون کاس ممیزی است\nشکل ۷۹ گاه کاس برگ طویل میشوند و گل را مثل کلاه می\nپوشانند چنانکه در خانق الذئب هویدا است\nدر بعضی نباتات کاس برگها مانند شعرای\nنباتی میشوند از آنها دسته ترتیب می یابد\nکه آنرا تل گویند شکل ۸۰ شلیکه در بید نمبر ۸۰\nصحرائی هویدا است - تل ممکن است که\nساده باشد یا مانند پر شکل ۸۱ هرگاه کاس\nتل است طبق موصوف در انتشار تخم معاونت نمبر ۸۱\nمی نماید.\nطاس - طبق دویم گل است و اجزای آنرا گلبرگها گویند\nکه عموماً رنگین می باشند. طاس برگها که از کاس برگها نازک تر\nاند مانند برگها دو حصه دارند. حصه\nمنبسط که آنرا گرده گویند و حصه کم عرض که نمبر ۸۳\nدنباله خوانند. کناره طاس برگ نیز مانند\nبرگ واقعی گاهی تمام است یا دندانه\nدار. بعض اوقات دنباله طویل میشود که نمبر ۸۴\nآنرا ممیز و طبق طاس را ممیزی نامند و نمبر ۸۲\n۱ آینده در بیان تخم ذکر می شود که انتشار تخم بذریعه هوا تکمیل میشود."}
{"book": "adl0943", "page": 67, "text": "علم نباتات\n۵۸\nممیز بکار می رود عموماً برای نگاه داری به کیسه های ست شیرینی خوشبو\nآن دیگران نزدیک قاعده کل برگ قرار میگیرند- گاهی حبق طاس\nبالکل مفقود یا تغیر شکل نموده است بشکل ۸۵\nطبق طاس نیز مانند طبق کاس یا وحیدالورق\nست- یا کثیرالورق- طاس وحید الورق هم نمبر ۸۵\nصاحب لوله و کلود کرده است و بر پنج\nقسم عمده از منظم آن میباشد-\nطاس لولئی- اگر گرده مانند لوله استوانه وار\nباشد چنانکه در شکل ۸۶ هویدا است- نمبر ۸۶\nطاس قیفی- اگر طاس بتدریج از قاعده\nبه بالا اتساع پیدا کند چنانکه در قنقعہ ہویدا\nاست شکل ۸۷\nطاس بشقابی- وقتیکه لوله استوانه و گرده نمبر ۸۷\nبشکل بشقاب باشد چنانکه در یاس دیده\nمی شود- شکل ۸۹\nطاس گل آسا- اگر لوله بسیار کوتاه و گرده مانند نمبر ۸۸\nنعلبکی منبسط شده باشد چنانچه مطابق آن نمبر ۸۹\nدر کچا لو است شکل ۸۸\nطاس زنگی- وقتیکه گرده کم نمو کرده باشد ولوله نمبر ۹۰"}
{"book": "adl0943", "page": 68, "text": "علم نباتات\n۵۹\nبشکل زنگ باشد چنانچه در قطب یا شجرالبنج این قسم است شکل ۹۰\nطاس وحیدالورق غیر منظم بر سه قسم است ـ انشقاقی شفوی\nسجدبلی ـ\nطاس شفوی ـ وقتیکه گروه بدو جز مانند\nلب منقسم باشد که لب بالا از پیوسته شدن نبر ۹۱\nدو طاس برگ و لب پائین از سه گلبرگ\nحاصل شود چنانکه در طائفه بقول است شکل ۹۱\nطاس انشقاقی ـ وقتیکه گروه استوانه دار\nلاکن از طرف قاعده به بالا منشق شده باشد نمبر ۹۲\nبطریقی که بیک طرف منعطف سود ـ چنانچه\nدر جعفری ها ی دیده میشود شکل ۹۲\nطاس سجد بلی ـ وقتیکه از طاس ذوشفتین نمبر ۹۳\nدو لب بواسطه برآمدگی لب اسفل تماس کنند چنانکه گل میمون شکل ۹۳\nطاس کثیرالورق ـ گلبرگها در این قسم طاس به تعداد مختلفه می\nباشند ـ در نباتات دو مشیمه عموماً پنج میباشند و در یک مشیمه سه این عدد\nرا باغبانان زیاد کرده می توانند این قسم که آلات تذکیر به گلبرگ تبدیل\nشوند ـ طاس کثیرالورق منظم بر سه قسم عمده است صلیبی ـ گل آسا ـ میخک آسا\nطاس صلیبی ـ وقتیکه چهار گلبرگ مانند صلیب\nمرتب شوند چنانکه در شبو است ـ شکل ۹۴ نمبر ۹۴"}
{"book": "adl0943", "page": 69, "text": "علم نباتات ۶۰\nگل آسا۔ وقتیکه سه یا پنج گلبرگ بطور دائرہ\nبفاصلہ های مساوی مرتب شوند شکل ۹۵\nمیخک آسا۔ وقتیکه پنج گلبرگها بوده دنباله نمره ۹۶\nطویل داشته باشند و غلاف کاس آنها را\nبپوشانند چنانکه در میخک است شکل ۹۶\nطاس کثیرالورق غیر منظم۔ آن طاس نمره ۹۷\nپروانه است۔ و آن مرکب است از پنج گلبرگ که یک در خلف\n(رائت) و دو در طرفین رائت اند موسوم اند به جناحین و دو عدد\nدیگر تشکیل زورق را می دهند۔ چنانچه نخود و ولوبیه ازین قسم است\nشکل ۹۷ دوام طاس و کاس تغیر پذیر است مطابق آنکه بعضی\nبعد از تشکیل تخم میریزند در ان حالت\nآنرا پیر گویند .\nچنانکه در شببو- گاہی کاس برگ ہا بہ غنچہ موجود نمره ۹۸ اند۔ وقتیکه گل شگفت\nمیریزند این قسم کاس را فرّار گویند و ہمچنان طاس را نیز نامند.\nآلات تذکیر۔ طبق سویم گل مرکب از آلات تذکیر است\nکه برگهای اند تغیر نموده اگرچہ با برگ واقعی ہیچ شباہت\nندارند ۔ چنانچه عمل برگ را هم انجام نمی دهند بلکه ایجاد\nشده اند برای عمل مخصوص یعنی تشکیل غبار زرد (منی نباتی)\nکه آلات تانیث را بارور سازد۔ آلات تذکیر مرکب اند از"}
{"book": "adl0943", "page": 70, "text": "علم نباتات\n٦١\nدو جزء میله و تکمه.\nمیله عموماً استوانه شکل مانند دنباله برگ است که ساخته شده از الیاف و اوعیه و بشره و بکار می رود برای آنکه شیره نباتی را به تکمه رساند. عموماً میله طویل است لاکن بعض اوقات قصیر و گاه آن قدر قصیر که هیچ معلوم نمیشود تکمه. حصه انتهای میله است و شکل آن مدور است و گاهی دراز و\nنمبر ٩\nنمبر ٩٩\nبعض اوقات منشعب. تکمه عموماً دارای دو خانه است که هر یک ازان را جوف تکمه نامند و پُر است از غباری که مذکور شد گاهی در تکمه بجای دو جوف فقط یک مشاهده می شود. و سبب آن اینست که یک جوف نمو نکرده و یا فی الحقیقت تکمه صاحب یک جوف است و در بعضی نباتات تعداد جوفها چهار می باشد. اگر تکمه بلاواسطه به میله مربوط باشد تکمه را قریب التولید نامند و اگر با واسطه است یعنی جوفهای تکمه بواسطه ضمیمه از میله (میله ابطیه) مربوط باشد تکمه را بعید التولید گویند شکل ٩٩ جدار تکمه مرکب از دو ورقه است یک خارجی و دویم داخلی. ورقه داخلی ساخته شده از چندین صف الیاف و اوعیه و خارجی از قسم"}
{"book": "adl0943", "page": 71, "text": "علم نباتات\n۶۲\nبشره است دارای فوهات تنفسی- ضخامت جدار در بعضی نقاط و خطوط کمتر است چنانچه هرگاه منی نباتی کاملاً تشکیل می شود وعمل باروری نزدیک میرسد- جدار از همین نقاط و خطوط باریک می درو و بتجویفات تکمه باز می شود که آنرا افتتاح تکمه گویند- شکل ۱۰۰ پس افتتاح تکمه یا شگافی است یا سوراخی شکل ۱۰۱ در صورتیکه افتتاح سوراخی است - سوراخهای مذکور یا در قاعده تکمه اند یا در وسط یا در کله جوف باز می شوند و جدار از آنجا مانند سرپوش بلند می شود شکل ۱۰۱ ب هرگاه افتتاح شگافی یا سوراخی بمقابله مرکز گل واقع شوند تکمه را داخل بین و اگر روی آن بخارج باشد خارج بین نامند-\nنمیز ۱۰۰\nنمر ۱۰۱\nآلات تانیث - طبق چهارم گل است که در مرکز آن قرار گرفته و دور آن آلات تذکیر واقع اند-\nدر ابتدا این بشکل قابل یقین است که آله تانیث برگی است تغیر نموده- اما اگر دو کناره برگ تمام را با هم پیوسته کنیم بسهولت ظاهر میشود که بچنین است زیرا که در طرف اسفل آله تانیث نیز"}
{"book": "adl0943", "page": 72, "text": "علم نباتات\n۶۳\nبرآمدگی است مانند آن که از پیوستگی کناره برگ حاصل شد.\nاین برآمدگی را تخمدان و تجویف آنرا جوف تخمدان نامند در\nجوف تخمدان جسمی صغیری است که\nآنرا تخمچه گویند شکل ۱۰۳ بمقابل دنباله\nبرگ در حصه فوقانی تخمدان جسم باریک\nطویل یا کثیر است که آنرا میله خوانند نمبر ۱۰۳\nو انبساط نوک میله را مأخذ.\nتخمدان نیز مانند گرده برگ مرکب\nاست از نسج زنبوری که در ان دسته های نمبر ۱۰۳\nلیفی و عائی کشیده شده اند. بشره خارجی\nبرگ که در تخمدان سطح داخلی آن ست مانند برگ ثوبات تنفسی\nندارند و سطح خارجی صاحب آنست .\nمیله مرکب است از دسته های لیفی وعائی که در وسط آن\nمجرائیست تنگ که از ماخذ شروع شده به تخمدان خلاص میشود\nو این مجرائی پر است از نسج زنبوری لزجی موسوم به نسج هادی.\nماخذ فقط انبساط همین نسج هادی است. چنانچه سلولهای\nبرآمده و سطح آن مرطوب و چسپناک نظر می آید و بکار میرود\nبرای نگاه داشتن ذرات منی نباتی که بروی آن میریزند.\nآلات تانیث یا آزاد اند یا پیوسته - پیوستگی شان"}
{"book": "adl0943", "page": 73, "text": "علم نباتات\n۶۴\n\nگاهی کاملاً است و گاه ناقصاً. چون چندین آلات تانیث کاملاً پیوسته باشند این قسم معلوم میشود که یک آله تانیث است شکل ۱۰۴ لاکن اگر عرضاً تخمدان آنرا قطع کنند معلوم می شود که این دارای چندین تجویفات است\nنمره ۱۰۵\n\nو هر جوف متعلق است بیک آله تانیث زیرا که اگر تخمدانی را قطع کنند که دارای دو آله تانیث آزاد باشد در ان دو جوف نظر می آیند - پس تخمدان یک جوفی مرکب است از یک آله تانیث و دو جوفی از دو آله تانیث و سه از سه و همچنان وقتیکه آلات تانیث پیوسته شده اند - سطوح جوف آنها بیکدیگر فشار آورده مسطح میگردند و تشکیل جدارها را مینمایند از هر یک این جدار ها نصف بیک تخمدان و نصف دیگر به تخمدان دویم تعلق دارد - گاهی این جدارها دوام نمی کنند و بزودی منهدم میشوند - و تخمدان یک تجویفی معلوم میشود دران صورت اگر بخواهند که عدد آلات تانیث را معلوم کنند باید که تخمدان جوان را قطع کنند . نقطه که غنچه به جوف تخمدان پیوسته می شود - آنرا جفت نامند - به تخمدان ساده که ساخته"}
{"book": "adl0943", "page": 74, "text": "علم نباتات\n۶۵\nشده است از یک آله تانیث۔\nموضع التصاق خصه‌ها بر سه قسم\nاست۔ قاعده ای۔ وسطی۔ کله‌ای\nتخم قاعده. وقتیکه تخمچه به قاعده\nجوف ملصق است شکل ۱۰۵\nتخم وسطی۔ وقتیکه تخمچه به\nوسط در طرف جوف ملصق است\nشکل ۱۰۶۔\nتخم کله‌ای. وقتیکه تخمچه به حصه\nفوقانی جوف ملصق است شکل ۱۰۷\nبه تخمدان مرکب نیز که دارای\nآلات تانیث متعدده است برسه\nقسم است۔ مرکزی۔ محیطی۔ محوری\nمرکزی۔ میله‌ها پیوسته شده به\nوسط تخمدان و ملصق شده و در مرکز\nجوف جسمی است برآمده که بآن تخمچه\nہا پیوسته اند۔ شکل ۱۰۸\nمحوری۔ خصه‌ها در وسط تخمدان\nمرکب محوری را تشکیل می دهد که\nبه تغییر موضع التصاق خصه‌ها را تخم نامند\nنمبر ۱۰۴ - الف\nنمبر ۱۰۵\nنمبر ۱۰۶\nنمبر ۱۰۷\nنمبر ۱۰۸"}
{"book": "adl0943", "page": 75, "text": "علم نباتات\n۶۶\nبآن تخمچه ها پیوسته اند شکل ۱۰۹\nمحیطی وقتیکه آلات تانیث\nپیوسته شده به مرکز منعطف نشوند\nنمبر ۱۰۹\nبلکه بطرف محیط تخمدان چندین\nمجتمع شده پیوسته شوند. چنانچه در\nجدار تخمدان مرکب تخمچه های متعدده\nنمبر ۱۱۰\nبه نقاط جداگانه پیوسته اند. شکل ۱۱۰\nتخمچه ـ جسم خورد که درون جوف تخمدان قرار گرفته و چسپیده\nبه خصم است و پس از نمو تخم می شود ـ بعض اوقات بلا\nواسطه به خصم پیوسته است که آن وقت آنرا ابتر نامند گاهی\nبواسطه خیطی معلق است که آنرا خیط\nعلاقه گویند درون تخمچه کیسه است\nکه آنرا کیسه تخمچه گویند و بر آن\nدو غشا است که یکی را خارجی و\nدیگری را داخلی نامند ـ و این اغشیه\nنمبر ۱۱۱\nدر راس تخمچه صاحب سوراخی است موسوم به چشم تخمچه ـ وقتیکه حلمه\nشروع به نمو کردن می شود دران تجویفی پیدا میشود که آن را\nتجویف جنینی و بسقف آن نطفه نبات آویخته است ـ درون\nآن تجویف غشائی است که موسوم است بکیسه جنینی."}
{"book": "adl0943", "page": 76, "text": "علم نباتات\nعمل باروری برای آنکه غنچه بتخم تبدیل شود لازم است که در نبات عمل باروری جاری شود و این عمل عمده منسوب است به منی نباتی که آنرا شرح می دهیم .\nمنی نباتی - پیشتر بیان کردیم که غبار زرد از جوفهای متکه خارج می شود این غبار که موسوم است به منی نباتی برای باروری آلات تانیث لازمی است چنانچه گلی را بیک پارچه ملفوف کنیم که روشنی و حرارت و هوا بآن برسد لاکن پارچه مذکور برای رسیدن ذرات منی نباتی مانع باشد بعد از چندی مشاهده میشود که هیچ تخم در ان نمو نکرده .\nاین غبار در داخل متکه باین طریق تشکیل می شود . که در ابتدا جوف متکه از مایع لعاب دار پر است که بزودی بسلولهای تبدیل می شود که موسوم اند به ام المنی ذره های که در این سلولها موجود اند جمع میشوند و جسمی صغیر را تشکیل میدهند این جسم صغیر نیز بزودی بواسطه اغشیه فاصل بچهار حصه منقسم می شوند. و هر یک ازین حصه های خرد غشای مخصوص پیدا می شود و بعد با یک غشای دیگر به آن احاطه می کند. غشای ثانوی سخت است و غلیظ وقتیکه غشای اول باریک و مدار می باشد. بعد از تکمیل این ذرات اغشیه فاصل منهدم میشوند و هر چهار ذرات آزاد می شوند. و همین ذرات اند که به ذرات"}
{"book": "adl0943", "page": 77, "text": "علم نباتات\nمنی نباتی موسوم اند. آنزا غشای سلولی منهدم می شود و\nتمام ذرات در جوف متکمه آزاد میگردند.\nبعض اوقات این ذرات بتوسط مادۀ لعابدار بیک دیگر\nمتصل اند چنانکه در ثعلب گاهی این ماده آن قدر سخت\nمی شود که ذرات منی را جدا کردن غیر ممکن معلوم می شود.\nلاکن این اشکال کمتر بظهور میپزیرد.\nشکل ذرۀ منی نباتی عموماً کروی است. در بعضی نباتات\nشکل آن بیضوی و گا ہے مکعب\nگاه صاحب سطوح صغیره نیز دیده\nمی شود و همچنان گاه سطح غشای\nخارجی صاف و گا ہے درشت و\nگاهی خاردار می باشد بشکل ۱۱۲\nنمبر ۱۱۲\nبرای آن که عمل باروری تکمیل\nیا بد لازم است که ذرات منی نباتی به مأخذ رسند. و در اکثر\nنباتات آلات تذکیر و تانیث هر دو در یک گل موجود اند و\nمنی نباتی خود بخود بروی مأخذ می ریزد لاکن در بعضی گلها فقط\nآلات تذکیر موجود اند و بدرختهای دیگر گل ها صاحب آلات\nتانیث مثل خرما. در این صورت ذرات مذکور بدو واسطه به\nمأخذ میرسند."}
{"book": "adl0943", "page": 78, "text": "علم نباتات\n۶۹\nاول بواسطه باد. چون باد می وزد غبار را از تکمه می پراند و به آله تانیث که به گلی مجاور است و مأخذ آن بلند می باشند می رساند.\nدویم بواسطه هوام. پیشتر مذکور شد که بعضی طبقات گل رنگین برای جذب هوام علاوه بر آن گلها دارای خوشبو و شیرینی نیز اند. چنانچه پروانه بذریعه رنگهای طاس موضع گل را می شناسد و از خوشبو دانسته می شود که بعضی مواد خوردنی دران موجود است پس بطرف آن رجوع نموده مشغول به لیسیدن شیرینی میگردد. در این اثنا آلات تذکیر که بالطبع به محلی قرار گرفته اند که هرگاه پروانه به گل داخل شود تکمه بمقابل بالهاش یا نزدیک پنجه هایش برسد چنانچه بال و پنجه هاش به منی نباتی آلوده می شود. شیرینی گل را که کاملا لیسید برای تلاش گل دیگر پرواز می نماید و آنرا یافته مشغول بکار خود میگردد. چنانچه در این گل بمقابل بال و پنجه هاش مأخذ آلات تانیث اند و ذرات منی نباتی که بآن موجود اند به مأخذ می چسپند. این قسم منی نباتی از آله تذکیر به آله تانیث رسیده باعث تکمیل عمل باروری میگردد.\nذرات منی که به مأخذ رسید بواسطه اثر رطوبت که سطح آن دارد. آماس می کند چنانچه غشای خارجی را غشای داخلی که ارتجاعی است می شگافد و از شگاف خارج شده در میله"}
{"book": "adl0943", "page": 79, "text": "علم نباتات\nداخل می شود۔ و از سلولهای نسج هادی عبور می نماید۔ و باین ترتیب دیگر هم انبساط پیدا می کند (این انبساط غشای داخل ذره منی نباتی را ضمیمه یا امعاء منی نامند) تا آن که امعاء منی به تخمچه داخل می شود غشای\nآنرا درانده به کیسه جنینی مجاور میگردد۔ در آن حالت امعاء منی می ترکد و رطوبتی که دران است و موسوم است به ماء المنی \nنمبر ۱۱۳\nبیرون می ریزد و با سلول نطفه مجاور می گردد۔ که ازان بعد تخمچه نمو نموده تخم می گردد۔ اگر ذره منی نباتی را بآب اندازیم دران نیز همین صورت ظهور می پذیرد۔"}
{"book": "adl0943", "page": 80, "text": "علم نباتات\n۷۱\n\nفصل دوم\nمیوه\n\nدر اصطلاح علمی نسبت به لسان عمومی معنی میوه وسیع تراست\nدر علم نباتات میوه هر ساختمانی را گویند که برای تشکیل تخم\nبکار رود - خواه آن خوردنی باشد یا نه و میوه تخمدانی است\nرسیده که دیگر طبقات گل از ان عموماً ریخته اند - اگر گاهی از\nطبقات مذکور باقی مانده همراه تخمدان نمو می کند آن فقط طبق\nکاس است باعث نموی تخمدان که میوه میگردد عمل باروری\nاست اگر در گل عمل مذکور تکمیل نیافته تخمدان نیز مثل دیگر طبقات\nخشک شده میریزد - در آن حالت نه تخم از گل حاصل میشود\nو نه میوه بدست می آید - همین سبب است که چون باغبانان\nمی خواهند که گلهای شان تا بدیر دوام نمایند - اسبابی را که برای\nمنع عمل باروری لازم اند فراهم می آورند .\nاجزای میوه - اگر سیبی را قطع کنند در ان دو جزء دیده می شوند\nاول تخم که به وسط آن قرار گرفته دوم جزی شیرین و آبدار که\nاز چهار طرف تخم را احاطه کرده چنانچه آنرا دور بر گویند .\nدور بر بواسطه که حاصل شده است از جدار تخمدان و برگی"}
{"book": "adl0943", "page": 81, "text": "علم نباتات\n۷۲\nاست تغییر شکل نموده لهذا آن نیز صاحب سه جزو است. بشره\nداخلی و بشرۀ خارجی و\nنسج زنبوری- اما در میوه\nنام این سه اجزا جداگانه\nشکل ۱۱۴\nاند. بشره خارجی را که پوست میوه می باشد برون بر و بشرۀ\nداخلی را درون بر نامیده اند. و نسج زنبوری که در بین دورون بر\nو برون بر قرار گرفته و عموماً آبدار می باشد موسوم است به میان\nبر شکل ۱۱۴-\nبرون بر که عموماً نازک است به همان شکل باقی میماند\nکه در تخمدان بود. امّا بعض اوقات به موقعیکه ثمر می رسد\nرنگین میگردد و گاهی بروی آن خارها می رویند چناکه در\nداتوره دیده می شود. دران حالت به برون بر سلولهای جدید\nتشکیل شده شکل خارها را پیدا می کنند.\nدرون بر- ورقۀ داخلی دور بر بوده عموماً نازک و شفاف\nاست و جدار تجویفات تخم میوه را مفروش می نماید. امّا در سیب\nآن سخت و در نارنج ازان غلاف قاچها صورت می بندند که\nبعد از جذب شیره می اندازند.\nمیان بر- گاهی این جزوی میوه نموی زیاد کرده شیرین\nو آبدار میگردد رنگین هم می باشد که آنرا گوشت میوه خوانند و"}
{"book": "adl0943", "page": 82, "text": "علم نباتات\n۷۳\n\nبعض اوقات خشک است و سخت مثليکه در با دام دیده\nمیشود و گاهی نرم و غشائی چنانکه در نخود و لوبیا وغیره چنین است\nانواع میوه جات - چنانکه پیشتر دیدیم که در اشکال و الوان\nدیگر حصه های نبات تفاوت های زیاد اند همچنین در میوه نیز\nاشکال مختلفه دیده میشوند - علمای نباتات میوه جات را در ابتدا\nبسه اقسام عمده تقسیم می کنند که عبارت اند- ساده - مرکبه-\nمتکاثره .\nA - میوه های ساده- میوه های اند که از یک گل فقط یک\nمیوه حاصل شده باشد خواه تخمدان شان یک جوفی باشد یا\nچندین جوفی - و آنها بر دو قسم اند- اوّل میوه های لحیم دوّم\nمیوه های خشک .\n(ا) میوه های لحیم - آنهای اند که میان بر آنها نموی زیاد\nنموده آبدار گشته است و میوه های مثل زردالو - و میوه های\nلحیم سه گونه اند - عقمی - تبنی - پوم .\n۱ میوه های عقمی ( Drupaceons ) آنها را میوه های\nخسته دار نیز نامند و بر سه نوع اند - عقمی منفرده - عقمی جعلی\n( Berry ) و عقمی ریشی .\n۱- عقمی منفرده - میوه های اند که از گلی تشکیل شدند که\nآله تانیث واحد داشته صاحب تخم واحد اند- درون بر"}
{"book": "adl0943", "page": 83, "text": "علم نباتات ۷۴\n\nآنها خشبی بوده خسته را تشکیل داده که محافظت تخم را مینماید مثال از عمدهٔ آنها شفتالو وغیرہ می باشد شکل ۱۱۵\n۲- عظمی حبوبی - میوه های اند که نمبر ۱۱۵ از گلهای حاصل شدند که در ان چندین آلات تانیث اند و بهر جوف تخمدان یک خسته جداگانه پیدا می شود- اما میوه فرد است این حالت در الدر (Elder) و در امثال آنها مشاهده میشود شکل ۱۱۶ نمبر ۱۱۶\n۳- عظمی ریشئی - میوه های اند که خسته واحد داشته میان بر شان صاحب ریشه ها (تار ها) می باشد چنانکه در نارجیل دیده میشود شکل ۱۱۷\nII میوه های عنبی (Beccate) میوه جات بهیم که تخم هاشان در وسط گوشت میوه قرار گرفته- گاه درون بر و گاه میان بر نازک است - بعض اوقات تخمدانهای یک جوفی ورنہ عموماً چندین جوفی می باشد- مانند انگور- نارنج - خربوزه و غیره. \nتنبیه - خرما میوه عنبی است نمبر ۱۱۸"}
{"book": "adl0943", "page": 84, "text": "علم نباتات\n۷۵\nاگر چه ظاهراً عنبی معلوم می شود زیراکه حصه سخت آن درون برنیست\nبلکه آن تخم میوه می باشد و درون\nبر نهایت نازک بوده بروی تخم\nچسپیده است .\nنارنج - میان بر آن باریک نمبر ۱۱۹\nقاچهای میوه را پوشانیده و\nدرون بر غلاف قاچها می باشد و جزء خوردنی آن به واسطه\nسلولهای است که در جوف تخمدان پیدا میشوند - شکل ۱۱۹-\n۳ میوه های پوم (Pome) میوه جاتی اند که درون بر سخت\nامّا مانند عنبی خشبی نمی باشد - تخمدان های شان چندین جوفی\nو مثال آنها ناک وسیب اند-\nب- میوه های خشک - میوه های اند که دور بر شان خشک\nیا غشائی است و آنها چیزی از قسم گوشت میوه ندارند - بعضی\nاز آنها مفتوح اند و بعضی دیگر غیر مفتوح وقتیکه میوه های نیم\nغیر مفتوح باشند (مراد از افتتاح میوه آن است که هرگاه در میوه\nتخم رسید برای آنکه تخمش بیرون افگنده شود میوه منشق میشود)\nو بر سه قسم اند- آکنیل ( Ackanial ) قوطی نما( Capsular )\nسیکزو کارپک ( Sekizucarpic )\n۱- میوه های آکنیل - میوه های اند خشک و فقط تخم دارند در"}
{"book": "adl0943", "page": 85, "text": "علم نباتات\n۷۹\nابتدا غیر مفتوح اما بعده چون تخم نمو می نماید دور بر می شگوفد\nو این نوع میوه جات بر چهار اقسام عمده می باشند ۔ آگنی Ackene\nکاریو پس (Caryopsis ) سامار (Samara ) وجوزی Nut\n۱۔ میوه های آگنی ۔ دور برغشائی بوده به تمام تخم متصل\nنیست بلکه فقط به یک نقطه پیوسته است مثال آن کاسنی\nماکول یا عباسی است شکل ۱۲۰\nنمبر ۱۲۰\n۲۔ میوه های کاریوپس ۔ دور\nبرخشک بوده بواسطه نموی فوق العاده\nبا قشر تخم پیوسته است چنانکه در\nنمبر ۱۲۱\nجواری وجو مشاهده می شود شکل ۱۲۱\n۳۔ میوه جات سامار۔ این میوه جا\nنمبر ۱۲۲\nفی الحقیقت آگنی اند دارای تیغه\nغشائی که به شکل بال گسترده ومثال\nنمبر ۱۲۳\nآنها نارون (Elm ) وغیره اندشکل ۱۲۲\n۴۔ میوه های جوزی دور بر سخت وخشی بود و پوست تخم را\nتشکیل میدهد مثل ہیزل نت (Hazel nut ) شکل ۱۲۳\nII میوجات قوطی نما ۔ تخمدان آنها یک یا چندین جوفی بوده\nمیوهای خشک مفتوح می باشند و بر پنج قسم اند ۔ جرابی ۔\nSilieula (سلیکولا )Siliqua (خردینی )Lepume (پلی )Follicls("}
{"book": "adl0943", "page": 86, "text": "علم نباتات\n۷۷\nوقوطی (Capsule) -\n١- میوه های جرابی - اثمار طویل که از\nیک گل تشکیل می شوند که در آن یک\nآله تانیث می باشد فقط بیک طرف مفتوح\nمیگردد - مثال ساده فولی کل معمولی نیست\nاما اکثر میوه های متکاثره ازین قسم میوه جات\nمی باشند چنانکه استرا نائز (Staranise)\nشکل ۱۲۴\nنمبر ۱۲۴\nنمبر ۱۲۵\n۲- میوه های رپلی - میوه های یک جوفی\nاند و این قسم میوه ها از میوه های جرابی از ان\nتشخیص داده میشوند که بهر دو طرف مفتوح\nمیگردند مثال عمده آنها لوبیا و متر و غیره\nمی باشد شکل ۱۲۵\nنمبر ۱۲۶\n٣- میوه های خزمینی - میوه های طویل\nهنگام افتتاح هر دو جدار بالکل جدا میشوند و براس میوه می آویزند\nمثال آن شبو است - شکل ۱۲۶ -\nنمبر ۱۲۷\n۴ - میوه های - سلیکولا - مثل خزمینی\nاما به طول کمتر و مثال از آن جمله شفز -\nڈپرس (Shepherd purse) است شکل ۱۲۷\nنمبر ۱۲۸"}
{"book": "adl0943", "page": 87, "text": "علم نباتات\n۷۸\n۵- میوه های قوطی- اثماری اند که هنگام افتتاح بواسطهٔ\nشگاف عرض مثل قوطی چای یا صابون بدو حصه منقسم میگردند\nحصه فوقانی بجای سرپوش حصه تحتانی بجای خود قوطی است و\nاین ثمر عموماً یک تجویفی است چنانکه در بلوط دیده میشود شکل ۱۲۸\nIII میوه جات سکیز و کاریک- اثمار خشک و چندین تخمی اند\nچون میرسند میوه ها به چندین اثمار آکنی منقسم میگردند- که هر یک\nآن دارای یک تخم می باشد- این نوع\nمیوه جات بچهار اقسام عمده اند- لومنتم\n)Cremocarp( کرموکارپ )Lomentum(\nکارسرولس )Carcerulus( و ریگما )Regma(\n۱- لومنتم- اثماری اند که به اثمار یک\nتخمی افقاً منقسم میشوند چنانکه در فرنچ ہنی سُکل نمبر ۱۲۹\nFrench Honey shekle دیده میشود شکل ۱۲۹\n۲- کرموکارپ- میوه های دو جوفی اند\nچون تخمها میرسند میوه ها عموداً منشق نمبر ۱۳۰\nمی شوند و حصه های که هر یک دارای\nیک تخم است جدا میشوند و تا به حوصله\nهر یک حصه به راس میوه آویزان می نمبر ۱۳۱\nباشد- چنانکه در بوسیام )Maple("}
{"book": "adl0943", "page": 88, "text": "علم نباتات\n۷۹\n\nمشاهده میشود شکل ۱۲۰ .\n۳- کاسرولس - از تخمدان چهار جوفی حاصل میشود و چون تخمها میرسند میوه با بچهار حصه منقسم می شوند و افتتاح آن باین طریق است که هر جوف از یکدیگر جدا می شود. چنانکه در اجوگا (Ajuga) دیده میشود شکل ۱۲۱. نمبر ۱۳۲\n۴- ریگما- از تخمدان چندین جوفی حاصل میشود و چون تخمها میرسند میوه به حصه های یک تخمی منقسم میگردد چنانکه گرینیم (Geranium) شکل ۱۳۲\nب میوه های مرکبه - این اثمار به چندین اقسام اند و آنها تشکیل می یابند از گلهای خرد که به تعداد زیاد نزدیک یکدیگر واقع اند: اشجار ز قبیل کاج وغیره میوه های مرکب دارند.\nتوت - هر میوه آن بالانفراد میوه آکنی است که کاس آن دائماً پر آب است و بعده بواسطه نمو بیکدیگر التصاق پیدا می کند شکل ۱۳۳ نمبر ۱۳۳\nانجیر- دراین میوه گلها بطرف داخل مبؤ بودند که ازان گلهای ماده میوه های خرد را تشکیل دادند که بعده فشار آورده از تمام آنها میوه واحد حاصل شد شکل ۱۳۴ نمبر ۱۳۴"}
{"book": "adl0943", "page": 89, "text": "علم نباتات\n۸۰\nج - میوه های شگافته - این اثمار از اجتماع گل ساده حاصل شده\nکه هر یکی از ان گاهی آکنی است و گاه عمقی یا\nفولی کل - چنانکه بٹرکپ (Buttercup)\nشکل ۱۳۵-\nنمره ۱۳۵\nعمل میوه - نباتات زیرا که از حرکت عاجز اند به نقطه در ابتدا نمو\nمی کنند به تمام حیات خود همان جا می باشند و نمی توانند که به جای دیگر\nرفته برای نسل خود جاهای درست را انتخاب نمایند - در این صورت\nظاهر است که همه تخمهای درخت زیر آن بزمین می افتند و نمو\nنمایند - اما در این طریق اگر جاری شود بته ها آنقدر گنجان خواهند روئید\nکه به نموی یکدیگر باعث ضرر خواهند شد - زیرا که نبات اصلی روشنی\nزیاد را برای خود نگاه میدارد و همچنان از زمین مقدار زیاد مواد\nغذائی را جذب می کند - چنانچه بته ها نقصان را دیده خشک و خراب\nمی شوند - باین علت خدایتعالی نباتات را صاحب سرشته های\nمخصوص ساخته که مقداری تخم را بواسطه آنها در این قسم نقاط پراگنده\nنماید که بته های آن روشنی و غذا و هوای لازمه را بخوبی حاصل کرده بتوانند\nاین عمل نباتی را که شعبه عمده تاریخ طبعی است و در مطالعه تقسیم\nنباتات بروی زمین بالخصوص اہمیت زیاد دارد انتشار تخم نامند -\nوسائل انتشار تخم بطریق مختلف جاری اند اما عمده آن بسه\nنوع است و آنها عبارت اند از انتشار بواسطۀ ہوا - بواسطۀ حیوانات"}
{"book": "adl0943", "page": 90, "text": "علم نباتات\n۸۱\n\nو بواسطهٔ انشقاق یا افتتاح میوه .\nانتشار تخم بواسطهٔ هوا - انتشار تخم در اکثر نباتات بواسطهٔ هوا تکمیل می یابد\nکه بسبب اصلاحات مخصوصه آسان شده و دران چهار صورت دیده میشوند.\n۱- نباتاتی که در ان انتشار ہوائی جاری است - تخمشان عموماً\nخورد و سبک می باشند که هرگاه از میوه خلاص شوند بهوا دور بُرده\nمی شوند - چنانکه در تاج خروس مشاهده میشود .\n۲- اگر تخمها ثقیل و بزرگ است - میوه باین جهت مفتوح\nمیگردد که بیک مرتبه چند دانه ازان خارج شوند و بعد ازان که\nنهال بهوای تند بحرکت می آید دور افگنده میشوند این حالت\nدر اکثر میوه های قوطی دفولی گل وغیره مشاهده میشود در خشخاش نیز\nهمچنین است -\n۳- بعض اوقات دور بر بدون زیادتی وزن\nسطح زیاد را پیدا می کند. چنانچه میوه پهن میگردد\nو میوه بعجلت بزمین نمی افتد بلکه پیشتر ازان نمبر ۱۳۱\nکه بیک نقطه افتیده و تخم نمو کند بواسطهٔ هوا دور بُرده می شود مثال\nاین قسم میوه جات در نارون وغیره دیده میشود\n۴- گاه ساختهای مخصوص مانند موہا - تل،\nوغیره تشکیل میشوند که تخم در ہوا بسہولت\nدور برود - چنانچه در ہند بائی دشتی شکل ۱۳۲\nنمبر ۱۳۲"}
{"book": "adl0943", "page": 91, "text": "علم نباتات\n۸۴\nDandelion ) هویدا است ورشته های پنبه نیز برای همین\nعمل به وجود می آیند. تخمها در انتشار هوائی زیاده تر ضائع میشوند\nزیراکه ممکن است که در جاهای بُرده شوند که لم یزرع و سنگی یا\nبحر باشد. باین جهت تخمها در این نوع انتشار به تعداد زیاد و\nتشکیل می شوند و عموماً تخمهای نباتات که به سواحل بحر میرویند\nاز ضمائم پرواز عاری و سبک می باشند.\nانتشار تخم بواسطه حیوانات- چنانکه در تکمیل عمل باروری\nگل نباتات از هوام مساعدت می خواهند. در انتشار تخم نیز از\nحیوانات امداد می خواهند چنانچه میوه ها برای ترغیب شان\nصاحب شیرینی- خوشبو و رنگ های مختلف اند که ازان حصه\nشیرین را خورده جوز سخت (تخم) را دور می اندازند.\nاگر تخم را بخورند و ممکن است که همراه دور بر شیرین بلع شوند\nدران حالت غلاف تخم سخت می باشد. که بر آن رطوبات معده\nحیوانات اثر ندارند- تقریباً تمام میوه ها که تخم های شان بدین\nطریق پراگنده می شوند دارای رنگهای شوخ می باشند و از جمله\nرنگهای مختلفه رنگ سرخ و زرد زیاده تر دیده می شود- شاید\nسبب تکثیر این الوان آنت که بمقابله سبزی برگها رنگ سرخ\nو زرد خوب تر نمایان میشود.\nبعضی ازین اقسام میوه جات از شیرینی و رنگ عاری"}
{"book": "adl0943", "page": 92, "text": "علم نباتات\n٨٣\n\nاند و بکار خوردن حیوانات نمیروند. در آنها بعضی ساختها ے\nمخصوص از قسم خار یا قلابه وغیره پیدا\nمیشوند که بواسطه آن به پشم حیوانات\nکه بصحرا میگردند چسپیده منتشر\nشوند. چنانچه وعنب الثعلب چنین\nاست شکل ۱۳۸ ظاهر است که این\nنبر ۱۳۸\nقلابه ها بی سود اند اگر میوه ها به جایی باشند که حیوانات به آنها\nرسیده نتوانند چنانچه میوه های قلابی گاهی به درخت های\nبلند دیده نمیشوند.\nعلاوه بر آن میوه هائی که نه صاحب شیرینی اند و نه دارای\nقلابه وغیره مانند جوز آنها بواسطه حیوانات مثل سنجاب وغیره\nمنتشر می شوند. این حیوانات میوه ها را بجاهای مختلفه برده ذخیره\nمی کنند که به فراغت بخورند. لاکن عموماً جای ذخیره را بزودی\nفراموش می کنند و تخمها افتیده می باشد تا اینکه نمو نمایند.\nانتشار تخم بواسطه افتتاح میوه\nمثال عمده آن بنفشه است که چون\nتخمها پخته می شوند میوه آن به سه\nخطوط معینه مشق شده دور بر را بسه\nحصه تقسیم میکند که هر سیکی ازان بطرف\nنبر ١٣٩"}
{"book": "adl0943", "page": 93, "text": "علم نباتات\n۸۴\nخارجی باز میشود و بطرف پشت خود خمیدگی پیدا میکنند ۔ شکل\nهر یک غطا\nباین موقع مانند کشتی می شود که تخم ها دران بمقابله\nہوا آمده بزودی خشک می شوند بعد ازان اطراف خمیده\nعطای مذکور شروع به راست شدن میگردد و با هم جمع\nمی شود ۔ چنانچه جای برای تخم خشک و صاف تنگ تر شده\nمی رود تا آنکه فشار هر طرف عطا به تخم زیاده تر شده یکی\nبعد دیگری ازان به خارج دور افگنده میشود .\nاگر تخمدانی پخته بنفشه را پیش آتش گذاشته خشک\nکنیم این تغیرات میوه آن بخوبی مشاهده می شوند ۔ یا تتبع\nآن بخوبی به طریقی می شود که یک دانه نخود را بدو انگشت\nگرفته افشرند ۔ دانه نخود از انگشت ہا خارج شده به فاصله\nچندین گز می افتد .\n* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *\"\n\nfrom PIL import Image\n\ndef resize_image_for_hf(image: Image.Image, max_width=1000, max_height=1000) -> Image.Image:\n    width, height = image.size\n    \n    if width <= max_width and height <= max_height:\n        return image\n    \n    scale = min(max_width / width, max_height / height)\n    new_width = int(width * scale)\n    new_height = int(height * scale)\n    \n    return image.resize((new_width, new_height), Image.Resampling.LANCZOS)\n\n# Assuming 'image' is your PIL Image object\nresized_image = resize_image_for_hf(image)\n# Now you can pass resized_image to your model\n# ...علم نباتات\n۸۴\nخارجی باز میشود و بطرف پشت خود خمیدگی پیدا میکنند ۔ شکل\nهر یک غطا\nباین موقع مانند کشتی می شود که تخم ها دران بمقابله\nہوا آمده بزودی خشک می شوند بعد ازان اطراف خمیده\nعطای مذکور شروع به راست شدن میگردد و با هم جمع\nمی شود ۔ چنانچه جای برای تخم خشک و صاف تنگ تر شده\nمی رود تا آنکه فشار هر طرف عطا به تخم زیاده تر شده یکی\nبعد دیگری ازان به خارج دور افگنده میشود .\nاگر تخمدانی پخته بنفشه را پیش آتش گذاشته خشک\nکنیم این تغیرات میوه آن بخوبی مشاهده می شوند ۔ یا تتبع\nآن بخوبی به طریقی می شود که یک دانه نخود را بدو انگشت\nگرفته افشرند ۔ دانه نخود از انگشت ہا خارج شده به فاصله\nچندین گز می افتد ."}
{"book": "adl0943", "page": 94, "text": "علم نباتات\n٨٥\n\nفصل سویم\nتخم\n\nتخم نسبتاً حصه کوچکی است و از تغیراتیکه بعد از تکمیل عمل\nریحان در جوف تخمدان جاری میشوند حاصل میشود تخمچه نموی خود را\nبه اکمال میرساند . تخم برای آن است که از اصل جدا شده\nتجدید نبات را نماید. چنانچه باین قسم ساخته شده که از اصل\nخود بفاصله زیاد برده شود و تا بعرصه زنده ماند اگرچه درین\nاثنا هیچ آثار حیاتی ازان ظاهراً مشاهده نمی شود .\n\nباوجودیکه به لحاظ اشکال ظاهری تخم ها به اقسام زیاداند\nاما تمام شان صاحب اجزای اولیه اند که در حقیقت برای\nعمل تخم لازمی اند . تعداد اجزای مذکور سه است ـ که اول دو\nازان را اجزای فرعیه نامند و یکی دیگر را جوی اصلیه گویند ـ\nبرای تدقیق اجزای مذکور باید که چند تخم های لوبیا و جواری\nوغیره را به آب تر کنیم .\n\nاجزای فرعیه ـ اگر تخم لوبیا را که چندین ساعت بآب بوده\nپاک و صاف کرده بیفشریم قطره آب از سوراخی خارج\nمی شود ـ که آن را ثقبه گویند ـ این سوراخی است که"}
{"book": "adl0943", "page": 95, "text": "علم نباتات\n٨٦\nبو قتی تشکیل یافته وقتیکه بعد از عمل ریعان ضمیمه طویل ذره\nمنی نباتی طویل شده کیسه جنینی را درانده. ثقبه مذکور مدام بهر\nقسم تخم موجود است و ضروری نیست که متصل حشم باشد\n( پیشتر بیان کردیم که حشم نقطه اتصال تخم به جدار جوف تخمدان\nاست ) اگر باین سوراخ نوک چاقو یا سنجاق را در آریم پوست\nتخم علیحده می شود و آن گاهی از یک و گاهی از دو ورقه تشکیل\nیافت به حالت آخر یکی را ورقه خارجی گویند که ضخیم - سخت\nو خشبی بوده تخم را بزمانه انتشار از حادثات خارجی نگاه\nمی دارد - ورقه دویم را ورقه داخلی نامند و آن باریک بوده\nبسطح داخلی به ورقه خارجی چسپیده است - و پیشتر آن را به\nکیسه جنینی نامیده ایم -\nجزو دویم از اجزای فرعیه\nمخزن مواد غذائی است که ثبات ، نمبر ١٤٠\nاصلی در تخم انباشته بجهت رفع حاجت غذائی نبات که آینده از\nتخم نمو می نماید - این مواد غذائی\nخشک بوده عموماً از نشاسته و\nمواد دهنیه مرکب است در تخم نمبر ١٤١\nجواری و اقسام آن این مواد در\nورقه النساج مخصوصه موجود است که ضخیم بوده بشکل قوس زیر"}
{"book": "adl0943", "page": 96, "text": "علم نباتات\nپوست واقع است - این ورقه موسوم است به اندوسپرم (Indos perm) جزی اصلی تخم - پوست دانه لوبیا را علیحده کردیم جسی ضخیم سفید می ماند این جزی تخم را نطفه گویند .\nنطفه در اصل نباتی است نازائیده که نموی آن تا به عرصه مسدود است - اگر بدقت به بینیم بران یک خط معلوم می شود که بطول آن رفته - نوک چاقو را اگر باین خط در آریم نطفه بسه حصه منقسم می شود - دوتای آن ضخیم نصف نطفه بوده برگها اولیه نبات اند که موسوم از به میشیمه و یک جسم صغیری است که به کناره یکی از میشیمه ها چسپیده .\nاگر این جسم صغیری را بتوسط یک عدسیه ملاحظه کنیم دران سه چیز ظاهر می شود .\nنمبر ۱۴۲\nیک انجام آن باریک و نوک دار که به مقابل ثقبه می باشد این قسمتی است که نمو نموده ریشه نبات میگردد باین جهت آنرا ریشه چه گویند .\nانجام دیگر مانند انجام اوّل باریک و نوک دار نیست بلکه کلوله دار است در ان معلوم می شود که اوراق صغیری بروی یکدیگر قرار گرفته این قسمت نمو نموده تشکیل شاخها و برگها را می نماید چنانچه آنرا بر غنچه نامند ."}
{"book": "adl0943", "page": 97, "text": "علم نباتات\n۸۸\n\nدر میان ریشه چه و برغچه قسمتی است که مشیمه ها بآن متصل\nبودند این قسمت صغیری را ساقچه گویند به سبیکه همین نمو نموده\nساقه نبات میگردد.\nلوبیا و دیگر تخمها این قسم بواسطه که از ورقه اندوس پرم\nعاری اند مواد غذائیه در آنها به مشیمه ها انباشته شده و تمام شان\nدارای دو یا زیاد مشیمه اند باین جهت آنها را به تخمهای دو\nمشیمه موسوم کرده اند - جواری\nگندم و غیره دارای اندو پرم\nاند و فقط یک برگ اولیه (مشیمه)\nدارند که باریک است آنها را\nتخمهای یک مشیمه گویند. در نمبر ۱۳۳\nاین قسم تخمها نیز نطفه از همان\nاجزاء مرکب است - لاکن بیک کناره تخم قرار گرفته در جواری\nبسمت کم عرض واقع است.\n\n۱- جوانه زدن\nبعد از آنکه تخم از تخمدان خارج شد اگر شرائط لازمه نمو موافق\nباشند نطفه نموی خود را شروع میکند و ازان ست که تخم جوانه میزند\nچنانچه این عمل تخم را جوانه زدن (انتاش) گویند. بر خلاف آن اگر\nشرائط لازمه موافق نیستند تخم تا بزمانه چنانکه پیشتر گفتیم نمیتواند"}
{"book": "adl0943", "page": 98, "text": "علم نباتات\n۸۹\nجوانه زو- این عمل از وقتی شروع می شود که ریشه چه شروع بدر از\nشدن شود و آنکه کامل میشود که نهال خود را راست و استوار\nقائم کند.\nشرائط مذکور که برای جوانه زدن تخم لازمی اند عبارت\nاست- رطوبت- حرارت و هوا.\nرطوبت اوّل پوست تخم را نرم می کند و بعده باعث\nآماس اجزای اصلی نبات میگردد علاوه برآن ازان بعضی\nتغیرات کیمیاوی در نطفه جاری می شوند که حرارت ملائم\nمی خواهند- حرارتیکه تخم برای نموی خود می خواهد نباید که از\nدرجهٔ صفر پایان تر و از درجه پنجاه بالا تر (سینتیگرید) باشد\nزیرا که ازین کم و زیاد حرارت را او برداشت کرده نمی تواند\nالّا در بعضی حالات نباتات که در چشمه های آب گرم زندگی می\nنمایند و سلسلهٔ توالد و تناسل شان در همان جاری می باشد- هوا\nبرای آکسیجن ضروری است که به آن مخلوط است و نهال برای\nتنفس محتاج آنست.\nهرگاه هر سه چیز مذکور حسب الضرورت موجود باشند-\nتخم آماس می کند و پوست آن از نقطهٔ هضم شق میشود و\nریشه چه طویل شده ازان بیرون می آید- در بیان ریشه بیان\nکردیم که ریشه همیشه از روشنی دور می رود چنانچه ریشه چه"}
{"book": "adl0943", "page": 99, "text": "علم نباتات\n۹۰\n\nنیز خواه تخم بحالتی قرار گرفته که ریشه چه بر آمده بطرف بالا\nرود خمیده بطرف خاک رجوع می شود- حال اگر سطح زمین\nنرم است بسهولت بخاک می در آید و الاّ شکل فنری را اختیار\nکرده میرود تا آنکه جای نرم\nرا یافته خود را قائم کند- در ابتدا\nاین ریشه چه واحد است امّا\nچون بخاک فرو رفت ازین\nریشه های ثانوی باریک بر آمده\nنمبر ۱۴۵\nچهار طرف منتشر می شوند- تا به این زمان مشیمه ها بخلاف خود\nبخاک پنهان اند امّا پوست تخم زیاده تر باز می شود و ساقچه اگر\nاین تخم از قسم باقلا و غیره\nاست دراز شده شکل محرابی\nرا اختیار می کند گویا که نهال\nسعی میکند که مشیمه های خویش\nنمبر ۱۴۶\nرا بیرون کشد چنانچه بزوری آنها را بیرون کشیده بر یچه را\nبمقابل روشنی می آرد و پوست\nبخاک می ماند. در انتاش تخم\nکدو و غیره برای بیرون آوردن\nمشیمه ها چیزی دیگر تشکیل می نشود\nنمبر ۱۴۷"}
{"book": "adl0943", "page": 100, "text": "۹۱\nعلم نباتات\n\nکه آنرا پاشنه نامند. این جزو برآمده است زیر طوق رومی نماید و\nبکار میرود برای آنکه نصف حصهٔ تحتانی پوست را زیر نگاه دارد\nوقتیکه مشیمه با همراه تطویل ساقچه خارج میشوند. سبب تشکیل\nپاشنه آنست که در این حالت برای نهال ضروری است که\nبرگها بعجلت بروشنی آیند و قتیکه مشیمه های نخود و غیره ضخیم بوده\nغذا را بمقدار کافی دارند. اگر برگها بدیر بروشنی آمدند نهال ازان\nتغذیه نموده میرود چنانچه آنها کاسته میروند. این حالت که بیان\nشد از تخمهای است که دو مشیمه\nاند در تخمهای یک مشیمه مانند گندم\nو جواری و غیره انتاش بطریق دیگر\nظهور می پذیرد. چون دانه جواری\nنموی خود را شروع میکند از\nحضم ریشه چه واحد نمی برآید بلکه\nریشه مرکب خارج شده به سطح\nزمین افقاً منتشر میشود. به مقابل\nحضم نوک دیگر حصه تنگ تخم ساقچه می برآید و آن از ریشه چه ضخیم تر\nمیباشد شکل آن طویل و استوانه دار است که آنرا یک غلاف\nپیچانیده است که رنگ آن سبزی مائل زرده بوده و بران فلس\nهای کوچک دیده میشوند. اگر غلاف مذکور را بآهستگی درانیم معلوم\n\nنمبر ۱۳۷"}
{"book": "adl0943", "page": 101, "text": "علم نباتات ۹۲\n\nمیشود داخل آن مجوف است و در وسط برگچه نوک دار قرار گرفته تخم بائیکه نمو می کند و غلاف آن ها را پاره نکردیم برگچه طویل می شود و از انجام نوک دار خود آنرا شق می کند و بیرون می آید. بعد ازان برگهائی که بروی یک دیگر پیچیده اند یکی بعد دیگری جدا می شوند و شکل آنها مانند برگ گیاه بیزئی بوده بن برگ لولئی گرد ساقچه را گرفته است .\nاندوسپرم که در ابتدا از نصف تخم هم زیاد جسامت داشت هر قدر که نهال بزرگ شده می رود کاسته می رود - زیراکه مواد غذائیه را مشیمه جذب کرده برای نهال غذای ضروری می بخشد. بموقعی که چندین برگ باز شدند ازین فقط یک پوست خالی می ماند ."}
{"book": "adl0943", "page": 102, "text": "علم نباتات\n۹۳\n\nفصل چهارم\nتغذیهٔ نباتیه\n\nنباتات ذی روح بوده صاحب اعمال تغذیه اند ولی طرز\nتغذیهٔ شان از حیوانات مختلف است - پیشتر بیان کردیم که\nحیوانات از مواد جامده تغذیه کرده می توانند لاکن نباتات\nفقط موادی را جذب می کنند که به شکل محلول رقیق باشد.\nچنانچه در ترکیب شان مقدار آب بیشتر است در شلغم و دیگر\nسبزی ها مقدار آن تا به ۹۰ فی صدی می رسد و در بعض نباتات\nآب دار ازین هم زیاده تر دیده میشود - چوبیکه در موسم گرما بریده\nمی شود اگر چه ظاهراً خشک معلوم می شود لاکن در ان هم مقدار\nآن از چهل فیصد کمتر نیست .\nتجزیهٔ نبات - اگر شاخه درختی را از ۷۵ الی ۱۰۰ درجه سنتیگرید\nحرارت دهیم تقریباً همه رطوبت آن خارج می شود و فقط مواد\nجامده باقی می ماند که بسهولت می سوزد . وقتیکه آنرا می سوزانیم\nغاز های از ان خارج میشوند که بزودی در هوا غائب می شوند\nو به آخر فقط خاکستر سفید باقی می ماند - اگر غاز های را که به هوا\nغائب می شوند جمع نموده امتحان نمائیم معلوم میشود که آن مرکب"}
{"book": "adl0943", "page": 103, "text": "علم نباتات\n۹۴\nاست از چندین غاز ها که عبارت اند از بخار آب ۔ کار بونک ایسڈ گیس ۔\nامونیا و یک مرکب گوگرد۔ تمام آنها تشکیل یافته اند از پنج عناصر ۔\nکاربن ۔ ہائیڈروجن ۔ نائٹروجن ۔ آکسیجن و گوگرد۔ ہمچنان وقتیکه مواد\nخاکستری را در تحت تجزیه آریم دران نیز چندین عناصر مشاهده میشوند\nکه مهمه ازان پوتاشیم ۔ کیلسیم ۔ میگنیشیم ۔ سوڈیم ۔ کلورین ۔ فاسفورس\nسیلیکن و آہن می باشد ۔ مقدار های تمامی آنها نسبت به تمام\nشاخہ بسیار قلیل است ۔ کاربن و آکسیجن را چنانکہ آئنده بیان\nمی کنیم نباتات زیاده تر از هوای چهار طرف اخذ می کنند\nو عناصر دیگر را که بمقدار قلیل اند از زمین جذب می نماید ۔ و\nتمام آنها به مرکبات کیمیاوی زمینی موجود اند۔ گوگرد حاصل می شود از\nاملاح گوگرد ( سلفیت ) نائٹروجن از املاح نائٹروجنی (نائٹریٹ) و\nکلورین از کلورائیڈ و فاسفورس از فاسفیت وغیره و ہائیڈروجن و\nآکسیجن زیاده تر از آب بدست می آیند .\nغذای زمینی ۔ از تجربه های مختلفه ظاهر شده که برای نموی نبات\nپنج عناصر اول الذکر اجزای مهمه می باشند که دران کاربن بدرجه اول\nاست ۔ اگر این قسم یک محلولی را تیار کنیم که دران تمام اجزای ضروری\nموجود باشند و نهالی را این چنین دران ترتیب دهیم که ریشه زیر\nسطح محلول باشد دیده می شود که نهال بخوبی نمو می نماید و برای\nاین چنین محلول اجزای لازمه بقرار ذیل می باشند ."}
{"book": "adl0943", "page": 104, "text": "علم نباتات\n۹۵\n۱- آب مقطر . . . یک لیتر\n۲- پوتاشیم نائتریت . . . یک گرام\n۳- سودیم کلورائید (نمک خوردنی) . . . نیم گرام\n۴- کیلسیم سلفیت . . . نیم گرام\n۵- میگنیشیم سلفیت . . . نیم گرام\n۶- کیلشیم فاسفیت . . . نیم گرام\nاین چنین محلولی را بدست آورده چند قطره آئرن کلورائید اضافه می کنند - یکی از تخم های مانند نخود یا جواری که سریع النمواند را گرفته بخاک مرطوب می پوشانند و هرگاه ریشه چه نمو نموده از غشای تخم خارج شود آن را به آب پاک شسته در محلول مذکور می اندازند و نموی آنرا مشاهده می کنند.\nاگر بخواهند که در نموی نبات تغیری را ملاحظه کنند که به سبب نبودن یک عنصر ظاهر می شود - به پنج بوتل شیشه ئی محلول ها را می اندازند که یک یک عنصر ندارند و نهالهای جوان را از زمین بر آورده به آب ریشه آنها را پاک نموده بواسطۀ کارک در بوتل ها قرار می دهند- عملی را که باین طریق انجام می یابد فلاحت آبی نامند.\nآزموسس ( Osmosis ) از فلات آبی معلوم شد که عناصریکه برای نمو نبات ضروری اند بزمین به شکل محلول موجود اند و"}
{"book": "adl0943", "page": 105, "text": "علم نباتات\n۹۶\nزیرا که مقدار آنها قلیل است محلول محلول رقیق میباشد. نبات\nاین محلول را جذب میکند بواسطه عمل مخصوصی که آنرا آزموس\nگویند و آن عمل عبارت از این است که اگر محلولی غلیظ از محلولی\nرقیق جدا کرده شود بواسطه یک غشای نازک بعد از چندی\nدیده میشود که محلول رقیق به غلیظ و محلول غلیظ به رقیق نفوذ\nکرده است. برای فهمیدن این آثار و یک نیم پاو نمک\nرا بیک و نیم پاو آب می آمیزیم و این محلول را محلول نمبر\nاول میگوئیم همچنان نیم خورد نمک را بیک و نیم پاو آب\nحل نموده محلول نمبر دوم را\nبدست می آریم. برای\nتمیز دادن مابین هر دو محلول\nبه محلول نمبر اوّل کمی رنگ سرخ\nرا اضافه میکنیم. بعده به انتها بزرگ\nقیف شیشه‌ئی که دنباله آن طویل\nاست یک غشای نازک بسته از\nانتهای دنباله آن محلول نمبر اوّل\nرا در ان می ریزیم و هر جائیکه سطح محلول\nنمبر ۱۴\nرسید به دنباله قیف نشان میزنیم بعد ازان آنرا به گلاس شیشه فرو میبریم\nکه دران محلول نمبر دو انداختیم. چندین ساعت بعد دیده میشود که سطح محلول اوّل"}
{"book": "adl0943", "page": 106, "text": "۹۷ علم نباتات\nبالا رفته و بالای غشا محلول دوم به محلول اوّل داخل شده\nهمچنین در محلول دوم محلول اوّل ریخته امّا مقدار محلول اوّل\nکمتر است نسبت به محلول دوم که نفوذ کرده است .\nسلولهای ریشه خصوصاً محفظه جوان تر بوده لوله های باریک\nو طویل را تشکیل داده اند که پُر اند از مواد غلیظی (پروتو پلازم)\nو بخارج آن مواد غذای نباتی بوده به خاک بشکل محلول رقیق\nموجود است . هر دو این مواد غلیظ و رقیق جدا می شوند بواسطهٔ\nغشای نازک که جدار سلولی می باشد پس عمل آز موسیس\nجاری بوده ریشه مشغول به جذب محلول رقیق می باشد و\nاین محلول را چون به ریشه داخل شد خون نباتی گویند .\nبعوض محلول غلیظ از سلولها مترشح می شود که بمقدار\nقلیل بوده فقط انتهای ریشه را تر می سازد و بکار می رود\nبرای تحلیل بعضی مواد زمینی که در آب حل نشده برای جذب\nنبات تهیه نشده اند . همین رطوبت مترشح است که بعض اوقات\nاگر متصل ریشه جسمی سخت مانند سنگ مرمر باشد سطح آنرا\nخورده فرورفتگهای را تشکیل می دهد .\nصعود خون نباتی - خون نباتی که بطریق مذکوره حاصل شده\nاز نسج زنبوری ریشه به نسج زنبوری ساقه داخل میشود و بواسطهٔ\nعملی که مانند بمبه آب در نباتات جاری است صعود می نماید و"}
{"book": "adl0943", "page": 107, "text": "علم نباتات ۹۸\nآن باین نهج ظهور می پذیرد که چون سلولهای ریشه پر می شوند\nاز مقدار کثیر خون آنها آماس می کنند و همچنان آماس کرده می\nروند تا آنکه به حد معینه رسند آنگه بیکدیگر با هم به قوت می\nخورند و آماس آنها زائل شده سلولها به شکل اصلی خود می گردند\nدر همین اثنا خونی از آنها ریخته خللی را پر می نماید. بار دیگر که\nسلولها آماس می کنند خون بالا رانده می شود و باز خون دیگر\nاز آنها می ریزد همین عمل در داخل نبات جاری بوده باعث\nصعود خون نباتی می گردد که تا به برگها میرسد.\nبرای ملاحظه این عمل ساقه بوته جوانی\nرا در ایام بهار از نزدیک سطح زمین قطع می\nکنیم زیرا که دران زمان به نباتات خون نباتی\nبکثرت می باشد انتهای بریده نهال را بواسطه\nیک لوله رابری بیک لوله دیگر طویل شیشه ئی\nمربوط می کنیم و لوله شیشه ئی را عموداً نگهداشته\nدران کمی آب می ریزیم و سطح آنرا به آن نیروها\nنشان می کنیم. بعد از چندین ساعت مشاهده\nمیشود که سطح آب تا به چندین فت بالا رفته است\nشکل ۱۴۹\nاگر بخواهیم که در ساقه نبات مجرای مواد مغذیه یعنی خون"}
{"book": "adl0943", "page": 108, "text": "۹۹\nعلم نباتات\nنباتی را معلوم کنیم برای آن لازم است که بنات جوانی را از\nزمین بر آورده آنرا به آبی که بان اوسین Posin یا انیلین\nAniline مخلوط است انقسم قرار دهیم که ریشه آن\nکاملاً زیر آب باشد. بعد از چند ساعت اگر ساقۀ آنرا قطع می\nنمایم در مقطع مجرای خون نباتی بخوبی ظاهر می شود.\nخون رقیق نباتی هر قدر صعود می نماید با مواد غلیظ جوف\nسلولی مخلوط شده تیره می گردد تا آنکه به برگها رسیده با بدیگر حصه\nهای سبز نبات متعدد تغیرات طبعی و کیمیاوی می نماید که اوّل آن تبخیر است\nتبخیر - برای ملاحظه\nاین عمل یک شاخۀ نهال جوان\nرا قطعه کرده انتهای بُریده آنرابه\nسوراخ کارک در آورده به بوتلی\nترتیب می دهیم که دران آب است\nو بالای آن یک گلاس شیشه‌ئی \nرا منقلب می کنیم بعد از چندین ساعت نمبر ۱۵۲\nبه سطح داخلی گلاس مذکور قطرات آب نمودار میشوند شکل ۱۵۰\nنباتات آب زائد را بواسطۀ برگها به شکل بخار خارج می کنند\nو همین عمل را تبخیر گویند- در تجربۀ فوق قطرات از همین بخار\nحاصل شده اند."}
{"book": "adl0943", "page": 109, "text": "علم نباتات\n۱۰۰\nعمل تبخیر در سطح تحتانی برگها نسبت به سطح فوقانی بیشتر\nجاری میباشد زیرا که دران فوهات تنفسی زیاده تر اند. به سطح\nیک مربع اینچ در سطح تحتانی برگ سیب تقریباً (۱۰۰۰۰۰) فوهات تنفسی موجود اند\nعمل تبخیر وابسته هوای محیط خود است و قلت و کثرت آن\nبه برودت و حرارت رطوبت و یبوست هوای اطراف آن منحصر\nاست. در تابستان که هوای گرم می باشد، تبخیر سریعتر می گردد\nهمین سبب است که در تابستان بوقت چاشت که هوا خیلی\nگرم می باشد سایه درختها خنک می باشد. در این موسم درخت\nبلوط تقریباً یکصد و پنجاه گیلن آب را تبخیر می کند چنانچه در\nاین حالت اگر بزمین رطوبت کافی موجود نباشد نهال پژ مرده\nمی شود.\nاین عمل به جذب مواد غذائی نیز معاونت می نماید و این حالت\nبخوبی فهمیده میشود. اگر آن را به عملی تشبیه دهیم که در فلته چراغ\nجاری است. بیک انتهای آن تیل می سوزد و از انتهای دیگر\nجذب می شود همچنان در نباتات یکطرف به برگها رطوبت به بخار\nمبدل گشته بهوا منتشر میشود بطرف دیگر مواد غذائیه بواسطه ریشه\nجذب می شود.\nغذای هوائی۔ پیشتر ذکر شد که همه مواد غذائی که از\nے یک گیلن = تقریباً نیم سیر -"}
{"book": "adl0943", "page": 110, "text": "علم نباتات\n۱۰۱\nزمین جذب میشود موادی است غیر عضوی ولی برای نشو و نمای\nنباتات مواد عضوی لازم است که تقریباً تمامی جسم آنها ازان تشکیل\nیافته پس برای همچینن مواد ضرورت است که نباتات کاربن را\nحاصل کنند. چنانچه آنها این جزوی مهمه را از هوای محیط اخذ می کنند\nکه دران کاربن بشکل کاربن دائی اکسائد موجود است بلحاظ حجم\nکاربن دائی اکسائد ۰،۰۴ فیصد حصهٔ هوا می باشد اگر ازین تناسب\nمقدار آن بیشتر گردد برای حیوانات اثر مهلک دارد زیرا که می دانید\nاین غازی است سمی و فاسد که از تنفس ما خارج می شود -\nانهضام کاربن عمل دوم مهمه است که در برگها جاری می شود\nو آن مراد ازین است که کاربونک ایسڈ گیس به برگها متصل شده\nبتوسط فوهات تنفسی به نسج آن نفوذ می نماید- آنجا به رطوبتی که از شبنم\nحاصل شده از راه جدار سلولی بسلول داخل می گردد- داخل آن تغییرات\nکیمیاوی واقع میشوند و مواد عضوی کاربو هائیدریت تشکیل می شوند\nکاربو هائیدریت مرکب اند از کاربن و هائیدروجن\nو آکسیجن و مثال آنها قند و نشاسته وغیره می\nباشند- بآخر این تغیرات آکسیجن می برآید که از\nبرگ خارج شده بهوا منتشر می شود -\nاین عمل از ابتدا تا انتها موسوم است به\nانهضام کاربن برای ملاحظهٔ آن نهال جوانی\nنمبر ۱۵۱"}
{"book": "adl0943", "page": 111, "text": "علم نباتات\n۱۰۲\nرا بیک گلاس شیشئی که از آب پُر است فرو می بریم و بر آن نهال\nقیف شیشئی را منقلب کرده به دنبالۀ آن یک نل امتحانی را به آب\nپُر کرده منقلب می کنیم و این اسباب را به آفتاب می نهیم بعد از\nچند ساعت از برگها حبابهای غاز خارج شده دیده می شوند که\nبه لوله امتحانی جمع میشوند بعده اگر آنرا امتحان نمائیم معلوم می\nشود که این غاز آکسیجن است .\nباز اگر یک نبات سبز را زیر یک گلاس بزرگ شیشئی\nJar که بسطح سیماب گذاشته شده قرار دهیم . اینقسم که در\nگلاس مقدار معلومه آکسیجن و کاربونک ایسدگیس موجود است\nو تا به چندین ساعت آنرا به آفتاب نهیم می بینیم که در حجم غاز ها\nهیچ تغیر واقع نمی شود و اگر غاز های\nرا که بآخر می ماند تجزیه نمائیم معلوم می\nشود که آکسیجن بیشتر و کاربونک ایسد\nگیس کمتر گشته است . ازین ظاهر\nشد که نباتات هر قدر کاربن دائی\nاکساند را جذب می کنند به همان\nحجم آکسیجن را دفع می نمایند .\nنمبر ۱۵\nاز جمله مواد های مختلفه عضوی\nکه در سلولها تشکیل می شوند اوّل مواد های قندی ساخته"}
{"book": "adl0943", "page": 112, "text": "علم نباتات\n۱۰۳\n\nمی شوند هرگاه آن بمقدار زیاد تر تشکیل شد نسبت به آن پس\nهمراه خون نباتی نزول کرده تو اند به نشاسته تبدیل میشود. در\nبعض نباتات سبزیک مشیمه مانند پیاز وغیره هیچ نشاسته تشکیل\nنمی شود بلکه دران بجای نشاسته قند های مختلفه دیده میشود.\nبرای تشخیص نشاسته که برگ دار ای آن است یانه برگ\nسبز را که چندین ساعت در آفتاب بوده می گیریم در به آب\nجوش داده تا بیک یا دو دقیقه بیک کاسه چینی گذاشته بالای\nآن الکحل می ریزیم تا آنکه برگ کاملاً پوشیده شود. بعده کاسه مذکور\nرا به اوجاغ فرنگی مانده کم کم حرارت می دهیم. در چند دقیقه همه\nسبزی برگ به الکحل حل می شود. آنکه اگر کمی آثودین Iodine\nبسر آن برگ ریختانده شود نیلگوں رنگ می گردد همچنان اگر یک\nبرگ دیگر را گرفته در تحت تجربه آریم که چندین یوم به تاریکی بوده\nآن برنگ بادامی خواهد شد. لہٰذا معلوم شد که برگ اول دارای\nنشاسته است و برگ دیگری ازان عاری. نیز نشاسته تشکیل می\nشود در برگی که بآفتاب باشد. اگر مقدار آن زیاد است رنگ\nتیره بوده تقریباً سیاه می نماید.\nعمل انضمام کاربن که ازان در نباتات نشاسته و دیگر مرکبات\nعضوی لازمه تشکیل می شوند بصورتی امکان می پذیرد که\nشرائط ذیل موافق باشند:—"}
{"book": "adl0943", "page": 113, "text": "علم نباتات\n١٠٧\nظاهر است که برای آن وجود آب و کاربن دائی آکسائد\nلازم است. علاوه بران حرارت هم ضروری است زیرا که اگر\nحرارت مفقود است تغیرات کیمیاوی که باعث تشکیل مواد جدیده\nاند جاری نمی شوند. برای تسهیل آن باید که کلوروفائیل نیز در\nنباتات موجود باشد.\nکلوروفائیل. موادی است که بنباتات رنگ سبز می دهد و این\nمرکبی است کیمیاوی بسیار مغلق و پیچیده که دران کاربن. آکسیجن\nهائید روجن و نائتروجن شامل اند. آهن دران هیچ دیده نمی شود\nاما میگنیشیم دران یافت می شود.\nبرای تشکیل کلوروفائیل علاوه بر هواد درجهٔ حرارت که چند\nدرجه بالا تر است از درجهٔ انجماد آب دو چیز دیگر بکار است. اول روشنی\nو دوم در غذای نباتی وجود آهن. در فلاحت آبی ذکر کردیم که به آب\nمقطر پنج اجزای اول را مخلوط نموده چند قطرات آئرن کلورائید اضافه\nمی کنند و آئرن کلورائید نمک کیمیاوی آهن می باشد اگر آنرا به\nمحلول اضافه نکنند بخوبی مشاهده میشود که در برگها هیچ کلوروفائیل\nتشکیل نمی شود. چنانچه برگهای آن زرد می باشند و یچنان معلوم\nاست که در تاریکی هم برگهای زرد می رویند که از کلوروفائیل عاری اند\nعناصر دیگر از غذای نباتی. زیرا که در ترکیب ساخت سلولوز\nنشاسته و پرو تو پلازم و غیره هائیدروجن شامل است برای نموی"}
{"book": "adl0943", "page": 114, "text": "علم نباتات\n۱۰۵\nنبات ہائیڈروجن نیز ضروری است. چنانچه این عنصر را نباتات از آب و امونیم ها Ammoniums بدست می آرد برای آکسیجن نباتات همانقسم محتاج اند که حیوانات و آنها این را به سه طریق حاصل می کنند. از هوا اخذ می کنند. از آب می گیرند و از مواد اراضی جذب می کنند. آکسیجن هوا هم مثل کاربن دائی اکسائد به فوهات تنفسی برگ نفوذ می کنند که از آنجا آنرا پروپلازم جذب می نماید و نتیجه آن این است که دران تجزیه شروع میشود و کاربن دائی اکسائد خارج میشود. زیرا که پروپلازم در تحت روشنی و به موجودگی کلوروفائیل (که آن نیز در روشنی تشکیل میشود) کاربن را جذب کرده می تواند در تاریکی از جذب آن می ماند چنانچه آنوقت آکسیجن را جذب می کند و کاربن دائی اکسائد را دفع می کند. این عمل را تنفس نباتی نامند. نباتات تنفس می نمایند ولی مانند حیوانات صاحب آلات مخصوص برای تنفس (جهاز تنفس) ندارند. و زیرا که اینها اجسامی هستند ساکن آنقدر احتیاج زیاد به آکسیجن ندارند که حیوانات محتاج اند.\nاگرچه انهضام کاربن تنفس نباتی هر دو اعمالی اند که در برگ تکمیل می یابند اما باید دانست هر دو اعمال مذکور بالکل مختلف اند.\nتنفس نباتی\nانهضام کاربن\n۱ ازان بعضی مواد تجزیه می شوند.\n۱ ازان بعضی مواد تشکیل می شوند."}
{"book": "adl0943", "page": 115, "text": "علم نباتات\n١٠٦\n\nتنفس نباتی\nانهضام کاربن\n٢ این عمل در تمام سطوح بنتا جاری است\n(تا آنکه در ریشه)\n٣ آکسیجن جذب میشود و کاربن\nدائی اکسائد خارج می شود-\n٤ برای تکمیل این عمل وجود روشنی\nو کلوروفائیل لازمی نیست.\nه ازین وزن نبات کمتر می شود-\n٦ مقدار آکسیجن جذب شده برابر\nکاربن دائی اکسائد دفع شده نمی باشد\n\n٢ این عمل فقط به نقاطی جاری میشود که سبزاند\n(عموماً در حصهٴ هوائی)\n٣ کاربن دائی اکسائد جذب میشود\nو آکسیجن خارج می شود-\n٤ برای تکمیل این عمل وجود کلور و\nفائیل و روشنی حتمی است.\nه ازین وزن نبات زیاده تر میشود\n٦ مقدار کاربن دائی اکسائد جذب شده\nو آکسیجن دفع شده برابر می باشد\n\nزیرا که مقدار کاربن دائی اکسائد که نباتات بروز جذب\nمی کنند عموماً بیشتر است از مقدار آن که شب دفع\nمی کند اثر آنها تصفیهٴ هوا برای حیوانات است- بسهولت\nمی توانیم برگها و دیگر حصه های سبز نبات را به جهاز هضم\nحیوانات تشبیه داد- زیرا که تمام تغیرات مذکور در آنجا تکمیل\nمی یابند- خون نباتی بعد از ان که تمام اعمال انجام یافتند نزول\nمی کند و در این وقت دارای چندین مرکبات عضوی\n(مانند قند و نشاسته و تیل وغیره) بوده ممکن است از\nخواص خون صاعد مختلف باشد- چنانچه در بعضی نباتات"}
{"book": "adl0943", "page": 116, "text": "علم نباتات\n١٠٧\nخون صاعد بی‌رنگ و بی‌سمیت می‌‌باشد وقتیکه خون\nنازل آنها دارای کم و بیش مواد سمیه است.\nخون نازل از الیاف و اوعیه که دسته‌های لیفی وعائی را\nاحاطه کرده اند نزول می‌نماید چنانچه اگر ساقه جوانی را با تار\nمحکم بافشار ببندیم. بالای بند\nبساقه برجستگی صورت می‌بندد\nو اگر تار را مانند مارپیچ محکم دور\nساقه بپیچیم برآمدگی شکل مارپیچی\nرا اختیار میکند.\nنمبر ١٥٣\nخون نباتی در اثنای نزول\nدر بعضی جاها بطور مخزن مجتمع\nمی‌گردد یا آن را حصه‌های مختلفه نبات جذب می‌کنند که\nآنجا مواد غذائیه در تشکیل سلولهای جدیده صرف شده است\nچنانچه باین نهج خون مذکور به تمام حصه‌های مختلفه نبات\nمنقسم می‌گردد.\nترشح. نباتات بعضی مواد را مترشح می‌نمایند که مهمه آن\nمواد تلوینیه اند و عموماً آنها صرف می‌شود که گلها را رنگین سازند\nعلاوه بر آن دیگر موادی اند مانند صمغ یا تانین Tannin\nمارفین Morphine کونین Quinine نکوٹین"}
{"book": "adl0943", "page": 117, "text": "علم نباتات\n۱۰۸\nNicotine\nCaffein\nسترکنین Strychnine. وکیفین\nوغیره که در ادویات انگریزی کار آمد\nاند و مرکباتی اند ازتی که در ابتدا از مرکبات ارضی بحالت محلول\nحاصل شده ۔\nباید دانست که در نباتات آلات مخصوصه ترشح نیستند\nباز هم اکثر مواد مترشح ازان در برگ ریزی و فلس ریزی وغیره\nخارج می شود۔ برگهای که سالانه می ریزند نزدیک خزان\nدیده می شوند آنها از مواد های مذکوره پُر می باشند علاوه\nبر آن هر سال یک ورقه خارجی از سلسله جلدی خشک می\nشود و مانند برگها بزمین ریخته افتیده می باشد و تجزیه شده\nباز زمین را همان مواد که بذریعه ریشه جذب شده می\nبخشند ܀\n[decorative line]"}
{"book": "adl0943", "page": 118, "text": "علم نباتات\n۱۰۹\nحصهٔ دوم\nباب اوّل\nفصل اوّل\nتصنیف سلسلهٔ نباتات\nدر حصهٔ اوّل این کتاب نباتی گلدار را به حصه های\nآن تقسیم نموده هر یکی آن را جدا گانه مطالعه نمودیم و\nمعرفت عمومی به عالم نباتی حاصل کرده دیدیم که یک\nحصهٔ نبات به اشکال مختلفه ظهور می پذیرد. طبق طاس\nدر یک گل وحید الورق است وقتیکه در نبات دیگری\nکثیر الورق. ساقه یکی راست و قائم است و از دیگری مائل بوده\nبه اجسام مجاوره تکیه می نماید. برگهای یکی تام اند و از دیگری\nمرکب می باشند وغیره وغیره ."}
{"book": "adl0943", "page": 119, "text": "علم نباتات\n۱۱۰\nحال در این حصۀ کتاب سعی می‌کنیم که به بعضی انواع مهمۀ\nنباتی معرفت خصوصی بدست آید. اما در این چنین مطالعه در ابتدا\nمشکلی رو می‌نماید که باید اول رفع کرده شود و آن این است\nکه در دنیا چونکه نباتات به اقسام زیاد روئیده اند گمان می‌\nرود که فکر مبتدی در این چنین مطالعه مختل شود. برای رفع\nاین دشواری علمای علم نباتات طریقه را ایجاد نموده اند که ما نیز\nپیروی آن را کرده ازین سرگردانی خلاص می‌شویم. طریقۀ\nموصوف عبارت است از تصنیف سلسلۀ نباتات -\nتصنیف سلسلۀ نباتات که بواسطۀ آن می‌توانیم نوع نباتی\nرا از نوع دیگر به سهولت تمیز داد به همان قانون و قاعدۀ ترتیب\nمی‌یابد که در علم حیوانات- یعنی در این نیز همه نباتات عالم را به\nدسته هائی تقسیم می‌کنند که موسوم اند به نژاد و تمام افراد یک نژاد\nمانند حیوانات اگرچه بین خود اختلافات قلیل دارند ولی در بعضی\nنقاط ساخت و خصایل و عادات تمامی شان موافق اند- این چنین\nنژادهای را ترتیب داده ازان دسته‌های بزرگی را تشکیل می‌\nدهند که نوع تمامی نامند و دران نژادهای را جمع می‌کنند که متشابه\nاند- باز انواع متشابها یکجا آورده دسته‌های دیگری بزرگتر را می‌\nسازند و آنها را جنس می‌خواهند-\nخلاصه همین قسم از اجناس متشابهه قبیله را و از قبائل رتبۀ را"}
{"book": "adl0943", "page": 120, "text": "۱۱۱\n\nعلم نباتات\n\nو از مراتب شعبه را ترتیب می دهند.\nچنانکه دیدم که قانون تصنیف نباتات مطابق قاعده تصنیف حیوانات\nمی باشد همان قسم ممکن است که این تصنیف نیز موافق علامات\nمختلفه بطرق مختلفه تکمیل یابد شخصی اول که قابل ذکر است و در\nتصنیف نباتات اشتغال ورزید سیزلپینی اطالوی (از ۱۵۱۹ء الی\n۱۶۰۳ء Cesalpini or Cesalpino بود. او طرز تقسیم دیرینه را\nقبول داشته دران کم کم اصلاحات نمود. نباتات از زمانه بسیار\nقدیم اول بسه شعبه منقسم بودند. درخت نیم درخت و گیاه ها.\nسیزلپینی در ان دیگر دسته های را مطابق اشکال مختلفه میوه. تعداُ\nجوف های تخمدان یا آن که نباتی دارای تخم است یا نه تشکیل\nنمود. بعد از چندی یک عالم دیگر توران فورت نامی (از ۱۶۵۶ء\nالی ۱۷۰۸ء Tournefort به تقسیم قدیم موافقت داشته\nبجای اشکال میوه وغیره به اشکال مختلفه گل مطالعه زیاد نمود چنانچه\nاختلافات اوضاع و اشکال آنها را اهمیت زیاد داده قبیله های مختلف\nاز ان که سیزلپینی تشکیل داده بود ترتیب کرد. این هر دو قسم طریقه\nهای تصنیف را چونکه مأخذ شان اختیاری می باشد تصنیف مصنوعی\nگویند و آن بعده غلط ثابت شد زیرا که بنیان هر دو شان\nبی اهمیت است ممکن است بعضی انواع نباتات در علاقه های\nکه درجه حرارت هوای آنها مختلف است در اشکال خود تغیر"}
{"book": "adl0943", "page": 121, "text": "علم نباتات\n۱۱۲\nنمایند - چنانچه نباتی که در منطقه حاره درخت است ممکن\nاست که در علاقه منطقه معتدله نیم درخت گردد -\nیک سال پیشتر از وفات تورن فورت مصلح اعظم علم نباتات\nلینی باشنده سویدن (از ۱۷۰۷ء الی ۱۷۷۸ء CarL Linneus\nپیدا شد که بعده در ۱۷۳۵ء نباتات را بطرز دیگری منقسم کرد\nو این تقسیم بزودی جانشین تقسیم تورن فورت گشت - او آلات\nتذکیر و تانیث را اهمیت زیاد داده بجای دو یا سه شعبه تمام\nنباتات را به بیست و چهار طبقه قسمت نمود که یک طبقه آخر\nاین طبقات مشتمل بود بر نباتات که گل شان دیده نمی شود\nچنانچه آنها را بنام مخفی العرس موسوم کرد وقتیکه دیگر طبقات\nرا که گل مرئی دارند نباتات مرئی العرس نامید - این طبقات\nمطابق آن که آلات تذکیر و تانیث در یک گل وجود داشتند\nو یا در گلهای مختلفه ترتیب یافتند چنانکه نباتات بقسم اول\nرا تزویجی و بقسم دوم را تقریبی خواند -\nدر قانون تقسیم لینی می توانیم که برای نباتی اسم\nمخصوص را تعین کنیم مثلاً نباتی است که در گل آن دو آلات\nتذکیر و یک آلات تانیث موجود اند -\nآن را نبات دو شوئی و یک زنی خواهد\nگفتیم - روابط اجزای گل را می بینیم اگر گلی"}
{"book": "adl0943", "page": 122, "text": "علم نباتات\n۱۱۳\nوحید الطاس منتظم باشد و میوه آن کپسولی است\nنبات مذکور یاس دو شوئی خواهد بود. این تقسیم نیز\nچونکه به اختیار خود منحصر است ناقص ثابت شد و\nخود لینی نقص آنرا محسوس کرد. چنانچه چند سال\nبعد تصنیف سلسله نباتی را بطرز جدید تشکیل داده\nرساله چاپ کرد. اما در رساله مذکور هیچ بیان نه\nنمود که درین تقسیم چه را مأخذ قرار داد. بعد ازان\nبرنار ددجی جو سیو از ۱۶۹۹ء الی ۱۷۷۷ء Bernard De Jussieu که مامور\nباغ تریا نون Petit Trianon بود در باغ مذکور\nنباتات را به ترتیب دیگری مرتب کرد. لاکن چونکه شخص\nمذکور خواهان شهرت خود نبوده طریقه ترتیب خود را به\nمردمان نشان نداد. بیست و پنج سال بعد برادر زاده\nاو اے۔ ایل۔ دی جوسیود از ۱۷۴۸ء الی ۱۸۳۶ء\nA. L. De. Jussieu در ۱۷۸۹ء ترتیب عمومی خود را\nبدقت مطالعه نموده تصنیف طبیعی را تشکیل داده رساله\nرا چاپ نمود. که دران همه اجزای نبات را مأخذ قرار\nداده علامات و خصائص اجناس مشهوره نباتات را\nشرح داد. مطابق تقسیم اے ۔ ایل ۔ دی جو سیو ۔ تمام\nنباتات به پنج طائفه منقسم اند. نباتات بحری ۔ نباتات"}
{"book": "adl0943", "page": 123, "text": "علم نباتات ۱۱۴\n\nیک مشیمه تخمدان تحتانی - نباتات یک مشیمه تخمدان فوقانی\nنباتات دو مشیمه و نباتاتی که گل های شان مخروطی شکل\nConifera می باشند در این چنین قانون طبعی که\nاولین بنیان آنرا برنار ددی جو سیو ریخت بعده ای پی\nدی کندول A.P De Candoll اندلیچر Endlicher\nلندلی (Lindley) و نتهم Ventha وغیره علمای علم\nنباتات اصلاحات نمودند که به شکلی که باین روزه معمول\nاست ترتیب یافت -\nتقسیم طبعی - در تصنیف مصنوعی مؤسس یک آله\nنبات را برای خود انتخاب نموده از همه خصائص آن دسته\nمخصوص را ترتیب می دهد - اگرچه این طریقه ظاهراً معین و منتظم\nمعلوم می شود - اما معرض نقائص می باشد - زیرا که ممکن است\nبرای تعیین خصائص یک دسته آله که انتخاب شده دران\nچنانکه گفتیم از اصلاحات عارضی که بنا به سبب آب و هوای\nمختلفه است تغییر واقع شود و دسته غلط گردد چنانچه در\nاین صورت نباتاتی که از آبا و اجداد رشته قریبی دارند از\nیک دیگر دور افتند و نباتاتی که رشته بعیدی داشتند\nمتصل یک دیگر گردند -\nتقسیم طبعی اگرچه نسبت به تقسیم مصنوعی پیچیده"}
{"book": "adl0943", "page": 124, "text": "علم نباتات ۱۱۵\n\nو دقیق می باشد اما ازین قسم عیوب مبرا است. دران یک\nآله نبات را برای تعیین خصائص یک نوع انتخاب نمی\nکنند بلکه همه آلات گل را ملحوظ می دارند و هیچ طائفه از\nخصائص اختیاری معین نمی شود. تصنیف طبعی رشته های را\nظاهر می کند که نباتات با یک دیگر دارند و این رشته ها بعینه\nمانند رشته های خون اند که درمیان مردمان بوده به شجره ها\nظاهر کرده می شوند. از ان معلوم می شود که کدام کدام اشخاص\nبرادر های حقیقی اند و کدام کدام بچه های کاکا و کدامی اند که\nرشته دار دور می باشند. همچنان ازین طرز تصنیف بواسطهٔ\nخصائص که از آبا و اجداد حاصل شدند و تغیر نا پذیر اند\nرشته و تعلق داری های نباتات ظاهر می شوند و خصائص موضوع\nکم از کم در نباتات اعلی زیاده تر مربوط اند به آلات ریعان\nچنانچه از همین است که در این تقسیم گل و میوه اهمیت تامه دارند\nهمه نباتات آفاق مطابق قانون تقسیم طبیعی بد و شعبه مهمه\nتقسیم شده اند. اول نباتات ذات الالقاح الظاهره. و دوم نباتات\nذات الالقاح الخفیه که تعریف شان پیشتر در مقدمه مذکور\nشد حال تشریح هریک آن را شروع می کنیم."}
{"book": "adl0943", "page": 125, "text": "علم نباتات\n۱۱۶\nفصل سوم\nنباتات ذات الالقاح الظاهره\nچونکه این نباتات از حالت اصلی قدیمی خود تغییرات\nزیاد نموده اند. نباتات اعلی نیز نامیده می شوند. در این\nشعبه درخت و نیم درخت و گیاه ها شامل اند که ساختمان\nشان در باب اول کافی تشریح یافت حال همین قدر کفایت\nمی کند اگر بگویم که افراد آن مرکب اند از برگ و ساق و ریشه که\nدران غذای نباتی تشکیل می شود و گل و میوه و تخم که آلات تجدید\nنباتات اند یعنی نباتی ازین شعبه تکمیل می یابد از آلات تغذیه و\nآلات ریعان بعمل ریعان که در این قسم نباتات است در گلهای\nکه گاه بخوبی دیده می شوند در گلهای بدقت نظر می آیند بطریقه های\nمختلفه که بیان کردیم انجام می یابد و ازان تخمی که حاصل می شود بعد\nاز انتشار هرگاه شرائط لازمه موافق نباشند تا به نمائه که موافق گردد\nنمو نمی کند بلکه بحالت خواب می رود و الا نمو می نماید\nنباتات ذات الالقاح الظاهره بدو مرتبه منقسم است\nیکی مخفی البذر و دیگری ظاهر البذر\n۱- مخفی البذر\nAngiosperms"}
{"book": "adl0943", "page": 126, "text": "علم نباتات\n۱۱۷\n\nهمه نباتات دارای گلهای واقعی در این مرتبه شامل اند. در\nآنها ذرهٔ منی نباتی به مأخذ می ریزد که از ان ضمیمه طویل خارج\nشده از وسط میله گذشته تخمچه را می شگافد و باعث می شود\nبرای تکمیل باروری گل. تخم که از ان تشکیل می شود مدام بدو بر\nپیچیده است. تمام افراد آن بری می باشند که از ان اکثر میوه جات\nخوردنی می دهند و دیگر ان ادویه وغیره و این نباتات بد و طبقه\nمنقسم اند. نباتات دو مشیمه و نباتات یک مشیمه.\n۱ نباتات دو مشیمه. خصائص مذکور را داشته افراد زیا\nاز نباتات مخفی البذر به آن شامل اند. اگرچه اقسام اعلی\nآن گیاهی اما زیاده تر درخت یا نیم درخت اند. نطفهٔ شان\nاز دو برآمدگی مرکب است که هر یک را مشیمه نامند و\nساقه منشعب بوده نامی خارج است. و مرکب است از\nدسته های لیفی و عائی و سلولها که بدور مرکز به حلقه ها\nترتیب یافته اند و تقریباً تمام شان طولاً متوازی اند.\nگلهای نباتات دو مشیمه عموماً کامل و هر طبق آن از\nپنج یا چهار جز یا مضربی آن تکمیل می یابد. طبق طاس و\nکاس همیشه برنگ مختلف و عمل ریعان و انتشار تخم در\nنباتات ادنی بواسطه هوا و در اعلی بذریعه پروانه ها یا دیگر\nحیوانات انجام می یابد -"}
{"book": "adl0943", "page": 127, "text": "علم نباتات\n۱۱۸\nمطابق ساخت و ترتیب طبقهای گل این نباتات\nبسه قبیله تقسیم شده اند -\n۱- قبیله کفائی Thalmi flora همه نباتات دو\nمشیمه که تخمدان شان فوقانی بوده آلات تذکیر بحصه تحتانی\nآن ملصق اند در این قبیله شامل اند - طاس برگها که در\nیک یا چندین طبق مرتب اند نیز به همان نقاط پیوسته و\nطبق طاس همیشه کثیر الورق میباشد - در قبیله کفائی دو\nطوائف طبعی مهم اند :-\nطبقه دو مشیمه Runculaeenor\nقبیله کفائی Buttercupfamily\nطائفه گل زرد آسا\nنباتات ساقه علفی یا خشبی داشته صاحب برگهای\nابتر یا دنباله دار می باشند اگر دنباله دار اند عموماً متبا\nدل دیده می شود و الا متقابل میباشند گل های شان\nمنتظم و نمایان - بعض اوقات طبق کاس مهیزی و هر دو\nطبق کثیر الورق میباشند - تعداد کاس برگ عموماً پنج گاهی\nازین کم و زیاد - بعض اوقات طبق طاس مفقود و گاه طبق\nکاس تغییر شکل نموده مثل طبق طاس می گردد - طبق طاس\nنیز از پنج ورق مرکب است آلات تذکیر لا تعداد که بحصه"}
{"book": "adl0943", "page": 128, "text": "علم نباتات\n۱۱۹\n\nسافله تخمدان پیوسته - آلات تانیث چندین و تخمدان یک\nیا چندین جوفی میباشد چنانچه میوه های شان آکنی یا\nفولیکول میباشند - باین طائفه منسوب اند تاج الملوک و\nزبان در قفا وغیره -\nطبقه _ دو مشیمه\nقبیله _ کفالتی\nطائفه _ صلیبی یا بنفش آسا\nتقریبا همه نباتات این طائفه علفی دارای برگهای ابتر\nیا دنباله دار می باشند. گلها کثیرالورق بوده به شکل صلیب اند\nچنانچه طبق طاس و کاس بدو دو طبق ترتیب یافته اند\nکه هر یک آن صاحب دو برگ. چنانچه تعداد کاس و طاس\nبرگها چهار میباشد- آلات تذکیر\nشش تا که چهار آن طویل و دو\nدیگر قصیر و آلات تانیث چندین\nاند- تخمدان دو جوفی که به هر نمبر ۱۵۴\nیک آن چندین تخمچه و میوه\nموجود است تقریبا همه اجناس\nآن مفید اند و به خورا که صرف\nمی شوند - چنانچه برای ریشه شلغم نمبر ۱۵۵"}
{"book": "adl0943", "page": 129, "text": "علم نباتات\n۱۲۰\nبرای برگ کرم و برای تخم خردل سیاه وغیره .\n۲- قبیله غیر کفائی Calyciflorae نباتاتی در این\nقبیله اند که طبق طاس شان کثیر الورق و آلات تذکیر به حصهٔ\nسافله آلات تانیث پیوسته اند - طبق کاس عموماً به شکل قیف و\nتخمدان گاهی تحتانی و گاهی فوقانی می باشد- در این قبیله سه\nطائفه مهمه شامل اند.\nطبقه دو مشیمه\nقبیله غیر کفالتی\nطائفه گلاب آسا\nنباتات این طائفه علفی یا خشبی - برگها عموماً متبادل که بن\nبرگ شان صاحب ضمائم میباشند- گلهای آنها منتظم طبقات\nکاس و طاس کثیرالورق مرکب از چهار یا پنج اوراق است -\nآلات تذکیر بی شمار که به حصهٔ\nسافله آلات تانیث پیوسته و\nآلات تانیث گاهی متعدد و گاهی\nفرد- هرگاه کثیر اند آزاد می باشند\nنمبر ۱۵۶\nتخمدان گاهی یک جوفی و گاه چندین جوفی -\nاکثر نباتات گلاب آسا را برای میوه جات شان می کارند\nمثلاً سیب و بادام و ناک وغیره -"}
{"book": "adl0943", "page": 130, "text": "علم نباتات\n۱۲۱\nتنبیه :- این طائفه از طائفه گل زرد آسا به این اختلاف دارد\nکه در آن آلات تذکیر بحصه سافله تخمدان پیوسته است و در\nاین بحصه عالیه -\nطبقه دو مشیمه\nقبیله غیر کفالتی\nطائفه نخود آسا\nافراد آن درخت نیم درخت و گیاهی بوده عموماً صاحب\nبرگهای مرکب می باشند که به طرز متبادل ترتیب یافته و\nدارای بن برگ ضمیمه دار اند. گلهای آنها عموماً غیر منظم پروانه\nو طبق طاس ذو شفتین یا کثیر الورق - تعدا\nآلات تذکیر ده که ملصق شده به دو دسته\nمرتب می شوند یا گاهی فقط یک دسته\nتشکیل می شود آله تانیث عموماً یک و\nتخمدان فوقانی نیز یک جوفی می باشد که نمبر ۱۵۷\nدران چندین تخمچه قرار گرفته چنانچه میوه شان عموماً پلی است -\nچند اجناس ازین طائفه سمی اند و بعضی ادویات بکار می روند\nو دیگران به تغذیه صرف می شوند چنانکه شفتدر لوبیا و نخود و غیره -\nطبقه دو مشیمه\nقبیله غیر کفالتی"}
{"book": "adl0943", "page": 131, "text": "علم نباتات ۱۲۲\nطائفه چتر آسا (Umbelliferae)\nتمامی نباتات این طائفه علفی بوده دارای ساقه مجوف اند. برگهای آنها عموماً مرکب بوده بطرز متبادل مرتب اند. گلها دسته نما که در ان آنهائیکه بطرف محیط اند بزرگتر و غیر منظم بعمومأ طبق کاس نمی باشد و اگر باشد مرکب از پنج کاس برگ که دنباله شان بیک دیگر ملصق و تخمدان را می پوشاند. طبق طاس کثیر الورق از پنج ورق تشکیل می یابد که عموماً برنگ سفید یا زرد اند. همچنین پنج آلات تذکیر بحصهٔ اعلی تخمدان پیوسته آلات تانیث فقط دو بها نقسم جوفها ے تخمدان دو آلات تذکیر نسبت به آلات تانیث پیشتر به نموی خود کامل می شوند. گلهای این طائفه خورد اند خصوصاً آنهائیکه در وسط دسته اند ریزه تر میباشند. میوهٔ شان بچندین خطوط مفتوح می شود و از ان میوه های که یک یک تخم دارند علئحده مے شوند -\nبعضی اجناس آن سمی و دیگر بخورا که مستعمل اند مانند زردک و غیره -\n۳- قبیله وحید الورق (Camopetaln) گلهای این قبیله مرکب از کاس و طاس که از ان گاهی طبق کاس نمی"}
{"book": "adl0943", "page": 132, "text": "علم نباتات\n۱۲۶\nچنانکه نخل خشبی بوده به بلندی درخت می رسد - به علاقهای منطقۀ حاره\nبکثرت می رویند خصوصاً بجاهائیکه مرطوب اند و بعض اوقات در آب هم\nمی باشند - بر خلاف آن بعضی اقسام در آب و هوای گرم خشک بوده\nبریگستانها سر سبز اند - عموماً ساقۀ آنها واحد و به انتهای آن تاج\nمانند برگها می باشند که مرکب اند - بن و برگ لولی بوده حصه ساقه را\nمی پوشاند در ریشه آن هیچ از قسم ریشه اصلی دیده نمیشود چنانچه ریشۀ کب\nدارند گلها که گاهی ظاهر و نمایان اند سه کاس برگ و سه طاس برگ و\nشش آلات تذکیر و سه آلات تانیث دارند یا مضر بی آن که از ان طبق طاس و\nکاس عموماً هم رنگ میباشد - عمل باروری در نباتات یک مشیمه عموماً بذریعۀ پروانه ها\nتکمیل مییابد و میوه های آنها به اشکال مختلفه بوده مطابق انتشار بواسطۀ\nحیوانات میباشند - سه طائفه های طبعی درین طبقۀ مشهور و قابل اہمیت اند که بیان می کنیم -\n۱- طائفہ سوسن آسا - نباتات\nاین طائفه علفی آبدار بوده ساقۀ\nشان زیر زمینی می باشد - برگهای\nتنگ و طویل و راست رگ - گلهای\nبزرگ خوبصورت منتظم و رنگین\nدارای طبق محیطی که از شش ورق تکمیل\nیافته که بدو طبق ترتیب یافته اند-\nآلات تذکیر نیز شش بحصه تحتانی نمبر ۱۶۲"}
{"book": "adl0943", "page": 133, "text": "علم نباتات\n١٢٤\nادویه بکار میروند وقتیکه چندین به تغذیه و زیبائیش بکار می\nروند. چنانکه آفتاب پرست و گل داودی و ہند باے دشتی و غیره\nطبقه -- دو مشیمه\nقبیله -- وحیدالورق\nطائفه -- تنباکو آسا\nنباتات تنباکو آسا گیاهی یا نیم درخت- برگها متقابل یا متبادل\nو گلهای شان منتظم می باشند- طبق کاس از التصاق پنج کاس\nبرگ حاصل شده که به حصه سافله\nتخمدان پیوسته اند. همین قسم طبق\nطاس هم از التصاق پنج گلبرگ\nآلات تذکیر پنج که هر یک آن به\nمقابل گلبرگ بوده انتهای تحتانی\nآن به وسط دنباله گلبرگ پیوسته\nتنباکو\nچندین آلات تانیث با هم پیوسته و تخمدان فوقانی دار ای دو یا\nچهار جوف می باشد. میوه این نباتات اکثر اوقات قوطی یا فولیکل\nدیده می شود.\nاکثر نباتات این طائفه خواص سمی دارند و بعضی از\nآنها به ادویات بکار می روند. اجناس مهمه آن کچالو- تنباکو و\nبادنجان رومی وغیره می باشند."}
{"book": "adl0943", "page": 134, "text": "علم نباتات\n١٢٥\nطبقه -- دو مشیمه\nقبیله -- وحید الورق\nطائفه -- شفوی Scrophularina\nنباتات آن عموماً گیاهی بوده برگهای متجادل یا متقابل دارند - گلها تقریباً منتظم و طبق طاس و کاس ذو شفتین می باشند آلات تذکیر عموماً چهار لاکن بعض اوقات فقط دو اند از چهار آلات تذکیر دو طویل اند و دو قصیر - آلات تانیث دو که با هم ملصق اند چنانچه تخمدان فوقانی نیز دو جفتی می باشد نباتات این طائفه را زیاده تر در باغات نمبر ١٦١ برای گلهای شان می کارند چنانکه میمون وغیره -\nنباتات یک مشیمه - در نطفه نباتات این طبقه بجای دو برگ (مشیمه) فقط یک است - برگهای آنها عموماً راست رگ و اجزای طبقات گل بجای چهار یا پنج همیشه سه یا مضربی آن می باشند - ساقه شان بجای نامی خارج نامی طولی و دران دسته های لیفی وعائی به حلقه ها نبوده بی ترتیب منتشر اند چنانچه آنها طولاً چنانکه در نباتات دو مشیمه متوازی نیستند - تقریباً تمامی آنها علفی اند فقط چندین قسم اند که بساخت خشبی می باشند"}
{"book": "adl0943", "page": 135, "text": "علم نباتات\n۱۲۶\nچنانکه نخل خشبی بوده به بلندی درخت می رسد - به علاقهای منطقه حاره\nبکثرت می رویند خصوصاً بجاهائیکه مرطوب اند و بعض اوقات در آب هم\nمی باشند - بر خلاف آن بعضی اقسام در آب و هوای گرم خشک بوده\nبریگستانها سر سبز اند - عموماً ساقه آنها واحد و به انتهای آن تاج\nمانند برگها می باشند که مرکب اند - بن و برگ لولی بوده حصه ساقه را\nمی پوشانند در ریشه آن هیچ از قسم ریشه اصلی دیده نمیشود چنانچه ریشه مرکب\nدارند گلها که گاهی ظاهر و نمایان اند سه کاس برگ و سه طاس برگ و\nشش آلات تذکیر و سه آلات تانیث دارند یا مضربی آن که ازان طبق طاس و\nکاس عموماً هم رنگ میباشد - عمل باروری در نباتات یک مشیمه عموماً بذریعه پروانه ها\nتکمیل مییابد و میوه های آنها به اشکال مختلفه بوده مطابق انتشار بواسطه\nحیوانات میباشند - سه طائفه های طبعی درین طبقه مشهور و قابل اهمیت اند که بیان می کنیم -\n۱- طائفه سوسن آسا - نباتات\nاین طائفه علفی آبدار بوده ساقه\nشان زیر زمینی می باشد - برگهای\nتنگ و طویل و راست رگ - گلهای\nبزرگ خوبصورت منتظم و رنگین\nدارای طبق محیطی که از شش ورق تکمیل\nیافته که بد و طبق ترتیب یافته اند -\nآلات تذکیر نیز شش بحصه تحتانی نمبر ۱۶۲"}
{"book": "adl0943", "page": 136, "text": "علم نباتات\n۱۲۷\nتخمدان چسپیده و آلات تانیث سه که باهم ملصق می باشند.\nتخمدان عموماً سه جوفی که بهر یک آن چندین تخمچه با قرار گرفته\nاند. و میوه های آنها قوطی نمایی باشند.\nاکثر نباتات این طائفه را برای زیبائیش در باغها می کارند\nو از بعضی اجناس آن ادویات را حاصل می کنند رقم های\nمشهوره آن سوسن پیاز. لاله و زعفران وغیره اند.\n۲- طائفه نخل آسا. این نباتات زیاده تر به علاقه های منطقه\nحاره می رویند و ساقه خشبی اسطوانه دار دارند. برگهای آنها طویل\nو نوکدار و درشت که دران عمل ساقه و برگ هر دو انجام می\nیابد چنانچه آنراگم ساقه گویند. گلهای\nآنها خورد به شکل سنبله ترتیب یافته\nکه هر یک آن دارای شش\nاوراق کاس و طاس که بد و طبق\nترتیب یافته اند و اوراق کاس و\nطاس همرنگ می باشند آلات تذکیر\nنمبر ۱۶۳\nشش که آزاد بوده یا بحصه تحتانی\nیا فوقانی تخمدان چسپیده اند و آلات تانیث فقط سه تخمدان این\nا اگر به شاخه گل پا باین قسم مرتب شوند که بآخر شاخه گل نباشد بلکه در زیر\nانجام محورهای ثانوی رویند که صاحب گل اند لاکن محورهای ثانوی کوتاه و\nگلها ابتر باشند این ترتیب گلها را سنبله گویند."}
{"book": "adl0943", "page": 137, "text": "علم نباتات\n۱۴۸\nگلهای یک جونی و گاه سه جونی که به هر یک آن یک غنچه قرار گرفته است\nسنبله گاه ساده است و گاهی منشعب و میوه شان عموماً (دروپ) و\nاکثر اوقات خوردنی میباشد.\nاین نباتات در علاقه های که می رویند برای مردمان آن جاها\nبسیار اسباب رفاهیت اند از چوب آنها ابنیه و از برگهای آنها\nسقف و از الیاف آنها ریسپان تیار می کنند و میوه بعضی\nاقسام بخوردن بکار می رود که لذیذ می باشد چنانکه\nنارجیل و خرما وغیره\n٣-غلات-نباتات این طائفه عموماً علفی و پست قد\nگاهی خشبی بوده به بلندی درخت می رسند. ساقه شان\nمجوف و اسطوانه دار که در بعضی آن مانند نی شکر مواد\nقندی موجود است. برگهای آنها\nراست رگ که بن آنها لوله ئی می\nباشد. عموماً در گلها طبق کاس و\nطاس نیست و اگر باشد فلسی\nدیده می شود. آلات تذکیر اکثر\nاوقات دوگاهی سه یا شش\n(در برنج شش آلات تذکیر اند)\nمیله طویل که به انتهای آن تکمه طویل واقع است. آله تانیث\nنمبر ۱۶۴"}
{"book": "adl0943", "page": 138, "text": "۱۲۹ علم نباتات\nفقط یک و تخمدان فوقانی عموماً یک جونی که دران یک تخمچه\nمی باشد و تمام گل با خوشه خوشه ترتیب یافته اند اکثر افراد\nآن بواسطه که به تخم های خود مواد البومنی دارند بکثرت کاشته\nمی شوند که ازان تغذیه می نمایند .\nباین طائفه اجناس متعدده منسوب اند مانند گندم و جو -\nجواری و برنج ـ نی شکر و نی هندی وغیره -\n۲- ظاهر البذر Gymncsperm\nاین طبقه مثل طبقه مستور تخمی بزرگ نبوده دارای\nدرخت ـ نیم درخت و گیاه ها است و فایده مهمه که انسان\nازان حاصل می کنند آنست که چوب خوب را برای دستکهاے\nسقف خانه ها و پله دروازه ها ازین نباتات حاصل می کند -\nعلاوه ازان دیگر کدام فایده مهمه ازان نیست زیاده تر\nافراد آن به علاقهای خشک می رویند ـ و به ساختمان داخلی\nمشابه به نباتات دو مشیمه می باشد - بحیث آلات ریعان آنها\nنباتات ادنی نباتات ذات الالقاح الظاهره می باشند زیراکه\nگلهائشان به شکل ساده هیچ از قسم طبقات کاس و طاس\nندارند و آنها عموماً جمع شده خوشه را ترتیب می دهند ـ خوشه\nمذکور مرکب است از محور اصلی و محور های ثانوی و گلها\nمحور های ثانوی می رویند که عموماً ناقص و تخریبی می باشند -"}
{"book": "adl0943", "page": 139, "text": "علم نباتات\n۱۳۰\nبهر انتهای آله تذکیر ضمیمه فلس مانند دیده می شود که به سطح\nتحتانی آن دو کیسه پر از غبار منی نباتی قرار گرفته اند. در\nگلهای که دار ای آلات تانیث اند به انتهای محورهای ثانوی\nتخمچه است که گاه به سطح تحتانی آن فلس دیده می شود. تقریباً\nتمامی شان بواسطه هوا بار ور می شوند و زیراکه تخمهای\nشان هیچ از قسم تخمدان ندارند یعنی به دور بر پیچیده\nنیستند این نباتات را بنام نباتات ظاهر البذر موسوم می\nکنند. در این مرتبه فقط یک طائفه طبعی مهمه است که بیان\nمی شود-\n\nطائفه مخروطات نباتات\nاین طائفه را به سبب این\nمخروطات گویند که گلها مجتمع\nشده بدسته مخروطی شکل می\nباشند علاوه بر آن خود درخت\nبا بهمراه شاخها و برگها به شکل\nمخروطند- افراد آن درخت و\nنیم درخت که ازان بعضی\nاز (۲۰۰) الی (۳۵۰) فت بلند\nمی شوند و چندین صدى\nشکل نمبر ۱۶۵"}
{"book": "adl0943", "page": 140, "text": "علم نباتات ۱۳۱\n\nزندگی می نمایند - برگهای آنها عموماً در از یا خورد بطرز متبادل ترتیب یافته اند و در زمستان نیز سبز میباشند چنانچه این نباتات را سبز جاوید نیز نامند. چنانکه پیشتر بیان کردیم عدیم طاس و کاس بوده آلات تذکیر بدسته مخروطی شکل دارند. آلات تانیث شان عموماً مجتمع امّا گاهی فرداً فرداً هم دیده می شوند. در بعضی اقسام تخم نموی خود را بدو سال پوره می کند و نطفهٔ آنها مرکب از دو یا سه مشیمه می باشند -\n\nدر طائفهٔ مخروطات اجناس مختلفه مانند کاج صنوبر وسرو وغیره شامل اند که عموماً به علاقه های سرد بخوبی می رویند. از تخم بعضی اجناس که دارای نشاسته وغیره اند تغذیه می نمایند از دیگران چوب خوب را بدست می آرند. بعضی اقسام آن ادویه می دهند و از دیگران تیل (مثل تارپین) می کشند -"}
{"book": "adl0943", "page": 141, "text": "علم نباتات\n۱۳۲\nفصل سوم\nنباتات ذات الالقاح الخفيه\nهمه اقسام نباتی را که تا حال مطالعه کردیم نباتاتی اند که صاحب گل بوده برای انتشار نژاد خود در عالم تخم را تشکیل می دهند. حال مطالعه نباتات قسم دیگری را شروع می کنیم که اکمال اعمال ریعان ظاهراً در آنها دیده نمی شود و بهمین جهت آنها بنام نباتات ذات الالقاح الخفيه موسوم می شوند. این نباتات ساختمان مخصوصه رنگین مانند گل نداشته هیچ تخم را تشکیل نمی دهند. بلکه در آنها عمل تجدید بواسطه فقط یک سلول یا جسمی کوچک که از اجتماع چندین سلولها حاصل شده اجرا می شود. و این جسم کوچک را تخمه نامند که گاهی زوجی است و غیر زوجی. سلول زوجی حاصل می شود بعد از تکمیل اعمال در بین آلات نر و ماده و غیر زوجی بدون آنها.\nتعداد اقسام این شعبه نسبت به نباتات ذات القاح الظاهره خیلی بیشتر است و سوای چندین اقسام (که صاحب لیفی اند) تمامی شان سلولی بوده از ادعیه و عموماً از لولهات"}
{"book": "adl0943", "page": 142, "text": "علم نباتات\n۱۳۳\n\nتنفسی عاری اند. بعضی از آنها مثل نبات گلدار مواد سبز\n(کلوروفائیل) داشته غذای خود را تهیه می کنند و بعضی دیگر\nازان مواد عاری بوده نمی توانند که کاربن دائی را تجزیه\nنمایند چنانچه مجبور اند که به اجسام حیوانی یا نباتی (زنده یا مرده)\nروئیده از موادیکه آنها برای خویش تهیه کرده اند جذب نموده\nنشو و نما پذیرند -\nاکثر اجناس آن در آب و کمی بروی زمین زندگی می نمایند\nو بندرت شجر واقعی می گردند و این شعبه را بسه مرتبه تقسیم\nمی کنیم که عبارت اند از سرخس آسا Pteridophyta جاک آسا\nBryophyta درشتنی Thallophyta که حال هر یک آنرا\nمختصراً شرح می دهیم -\n\n۱- سرخس آسا\n\nنباتات این مرتبه بی ساق عموماً گیاهی اند و بر روی زمین\nزندگی می نمایند و در علاقه های گرم بکثرت می رویند. نباتات اعلی\nذات الالقاح الخفیه بوده صاحب برگهای سبز و الیاف اند\nاگر چه به اشکال و خصائل اختلاف دارند اما هیچ یکی صاحب گل\nو تخم نبوده برای خود تهیه غذا تمامی شان می نمایند لہذا به اعمال\nتغذیه و تجدید موافق خط بیانیه در این دو شعبه مهمه دیده می شوند\nیکی سرخس ها و دیگری ذنب الفرس ها Horse tails"}
{"book": "adl0943", "page": 143, "text": "علم نباتات\n١٣٤\n١ - سرخس ها نسبت بزمانۀ حال سرخسها در ازمنۀ قدیم زیاده\nتر می روئیدند و جنگلهای عظیم ایشان را تشکیل داده بودند -\n(چنانکه از علم الارض معلوم می شود) در ایام موجوده افراد آن مانند\nشجر مرتفع نمی شوند بلکه اکثراتر آنها نازک و خردی اند البته در منطقۀ\nحاره نموی زیاده نموده گاهی شجر واقعی میگردند. سرخس ها دلدادۀ جاهای\nمرطوب و سایه داراند چنانچه در این چنین جاها بخوبی نمو مینمایند +\nسرخس واقعی . ساقۀ کوچک زیر زمینی داشته مائلاً نمو میکند و هیچ از\nقسم شاخها از ان منشعب نمیشود اگر ساقۀ آن را قطع کنیم میبینیم که پر\nاست از مواد سفید و نرم که در آن رشتۀ باوه شیکه ها موجوداند که در آنها\nمواد غذای سیر می نماید. برگهای سبز سرخس مرکب که آنها را گم\nساقه نیز گویند و به نقاطیکه نزدیک انتهای ساقه اند می رویند\nآنهائیکه در سال آینده نموی نمبر ١٦٦\nخود را کامل نموده برگ\nدرست خواهند شد بروی\nهم پیچیده . برگ وسطی که\nبجای ساقه است بروی\nآن فلس های کوچک برنگ\nخاکی دیده می شوند. نزدیک\nکناره برگ به سطح تحتانی"}
{"book": "adl0943", "page": 144, "text": "علم نباتات\n۱۳۵\nآن نیز فلسهای کوچک اند که بشکل گروه می نمایند و هر یک\nازان بواسطه یک یا چندین میله های کوچک به سطح آن مربوط شده\nمانند چتری به نظر می آیند ـ به بن میله یعنی به نقطه که میله به سطح\nبرگ چسپیده قوطی های ریزه قرار گرفته که هرگاه نموی خود را کامل\nمی کنند خشک شده مشتق می شوند و تخمه های غیر زوجی (که بدون\nاعانت آلات نرو آلات ماده تشکیل شده و در حقیقت برگهای اند\nتغیر پذیرفته اند اما خاصیت تجدید نباتی را دارند) که در داخل آن\nتشکیل شده اند بیرون افگنده می شوند و بذریعه باد به نقاط دور\nدور منتشر می شوند و اگر شرائط لازمه نمو موافق باشند نمو می نمایند\nنباتات جدید که از تخمه غیر زوجی\nمی روید به هیچ وجوه با نباتی که خود تخمه\nازان حاصل شده شباهت ندارد ـ جسم\nنباتی آن نازک و بسیط به شکل قلب\nمی نماید و آنرا پرو تهیلس Prothallus\nنمبر ۱۶۷\nگویند ـ پرو تهیلس نه صاحب ساقه است و نه ریشه دارد ـ اما\nبرنگ سبز بوده کاربن دائی اکسائد را تجزیه می توان کرد ـ در\nابتدای نمو از سطح تحتانی آن بزودی اشعار باریک می رویند که\nرشته های جذابه نامند و آنها بخاک فرو رفته مشغول به جذب\n۱ـ آلات نر باین جهت نامند که از آلات تذکیر نبات گلدار متمیز باشند ـ"}
{"book": "adl0943", "page": 145, "text": "علم نباتات ۱۳۴\n\nمواد غذائی میگردند. بعده بهمین سطح آلات نر و آلات ماده جداگانه بسیار کوچک می رویند که مانند برآمدگیهای خورد می نمایند. در آلهٔ نر سلولهای بسیار خورد تشکیل می شوند که سلولهای منی گویند و آنها را بدون آلهٔ ذره بین دیده نمی توانیم چون سلولهای مذکور به نموی خود کامل می شوند برآمدگی نر که مثل قوطی است\nمی ترکد و سلولهای منی از ان\nخارج می شوند. و در قطره آب\nباران یا شبنم مانند حیوان بواسطه\nمویک های (تارک) شان Cilia\nباریک که چندین اند شنا نموده به\nآلهٔ ماده می رسد. آله ماده برآمدگی نمبر ۱۴۱\nاست که حصهٔ فوقانی آن استوانه دراز و حصهٔ تحتانی گرد می بجای تخمدان گل در خود پروتھلیس فرو رفته است. در وسط حصهٔ تحتانی سلول جنینی قرار می گیرد و آلهٔ ماده بطرف آلهٔ نر خمیده است. چون سلول منی به انتهای آله ماده می رسد آماس می کند و ضمیمهٔ آن طویل شده سلول جنینی را بارور می سازد. بعد ازان همان نمو می کند و نطفه می گردد و از همان نباتی مثل سرخس برگ دارمی روید.\nنباتات سرخس جدید که از پروتھلیس می روید از همان مواد غذائی را جذب می کند چنانچه آن بزودی پژ مرده شده خشک"}
{"book": "adl0943", "page": 146, "text": "علم نباتات\n۱۳۷\nمی شود و می ریزد. در همین اثنا یک گم ساقه ازان می روید که\nکاربن دائی اکسائد را تجزیه نموده برای خویش غذا را تهیه می کند\nو نیز در همین موقع در بن این برگ رشتۀ ها می رویند که بشکل\nمرکب بوده از رشتۀ اصلی منشعب نمی شوند و ما آنها را پیشتر رشته\nهای جذابه نامیده ایم\nاز بیان فوق معلوم شد که حیات سرخس مشتمل است بدو دوره\nکه یکی را غیر زوجی و دیگری را زوجی گویند. نباتات بهر دوره به\nشکل مختلف است و سرخس در تمام حیات خود فقط یک مرتبه بارد\nمی شود. در دورهٔ غیر زوجی سرخس صاحب برگهای سبز است\nو هیچ اجزا مانند آلات نر و ماده ندارد. به سطح تحتانی برگ قوطی\nهای کوچک را تشکیل می دهد که در ان عموماً پنجاه تخمه اند. در\nدورهٔ ثانوی نباتات جدید پروتفلیس جسم بسیط است که با نباتات\nدوره اول هیچ مشابهت ندارد. در ان آلات ماده و نر روئیده نطفه\nتشکیل می شود که از نباتات اصلی پیدا می شود.\nتغیر دوره که در نباتات سرخس جاری است در تمام مولود\nنباتی موجود است ولی در بعضی ظاهرًا پوشیده و غائب و در دیگران\n(مانند سرخس هویدا) در خروج مولود نباتی قاعده کلیه است که\nنبات در دورهٔ زوجی اہمیت خود را گم می کند و در دورهٔ غیر زوجی\nترقی نموده بزرگ و نمایان می گردد. در نباتات گلدار تخمی نباتا"}
{"book": "adl0943", "page": 147, "text": "علم نباتات\n۱۳۸\n\nدر دورهٔ غیر زوجی به عموم نظر می آیند اما در دورهٔ زوجی که کوتاه\nدوام بوده صاحب اجزای کوچک است و محدود است فقط\nبزمانهٔ عمل ربیعان آنرا فقط شخصے که از علم نباتات واقفیت دارد\nشناخته مے تواند -\nنبات غیر زوجی گلدار که آنرا بالعموم نبات گویند تخمه ها را\nتشکیل می دهد که یک قسم آن غبار منی نباتی است و قسم دیگر\nکیسهٔ جنینی غبار منی نباتی باهم متصل در قوطی ها تشکیل می شوند\nکه تکمه گویند و کیسهٔ جنینی که دران سلول ماده است در یک\nقوطی دیگر آنرا تخمچه گویند قرار گرفته - دورهٔ زوجی عرضی است که ذره\nمنی نباتی کیسهٔ جنینی را بارور نموده نطفه را تشکیل می دهد نطفه جسم\nکامل بوده به غلافهای چست و محکم ملفوف که موسوم است به تخم -\nاگر شرائط لازمه موافق بودند می روید دازان نبات غیر زوجی -\nگیاه - نیم درخت یا درخت حاصل می شود -\nتنبیه :- فائده تغیر دوره تا حال فهمیده نشده -\n۲- ذنب الفرس ها - این نباتات مثل سرخس به زمانه های قدیم خوب\nسر سبز بوده جنگلهای بزرگ را ترتیب داده بودند - بعضی اقسام آن\nگیاهی به سواحل بحرها یا کناره های دریا ها می رویند و بعضی دیگر در\nآب و هوای خشک ریگستانها نیز دیده می شوند - آنهائیکه در مناطق\nمتعدله اند به بلندی چندین فت می رسند اما در حاره بدیگر نباتات"}
{"book": "adl0943", "page": 148, "text": "علم نباتات\n۱۳۹\n\nتکیه نموده به بلندی چهل فت می رسند ذنب الفرس عمومی- از\nجنس آن قسم عمده می باشد. عموماً در کشتزار\nهای حبوبات می روید و به بلندی از چند فت\nزیاد نمی شود ساقه آن راست و سخت\nدارای بند بند و بفاصله های معینه گرد\nآن از التصاق برگها حلقه ها دیده می شوند\nکه سبز اند و شاخها ازین برگ نمی روید و نمبر ۱۶۹\nبطرز متبادل می باشد. شاخها چون چندین\nفت بلند شدند از یک سطح بالا نمی رویند چنانچه شکل نهال\nمانند چتری می نماید -\nساقه های را که در فوق بیان نمودیم ساقه های اند که عمل\nشان فقط تهیه مواد کاربنی غذائی (عضوی) نبات است که برای آن\nبروی ساقه شاخها و برگهای سبز روئیده چنانچه آنها را ساقه های\nعقیم گویند. ساقه های دیگر اند که نه صاحب برگ اند و نه از آنها\nشاخها منشعب می شوند. رنگ آنها زرد و مخصوص اند برای تکمیل\nعمل تجدید نبات که برای آن به انتهای آنها اجسام کوچک\nمخروطی شکل می رویند. چنانچه این ساقه ها را ساقه های بارور\nنامیده اند حصه زیاد این نبات بخاک پنهان اناگا ہے به زمین\nدور نمی رود. اگرچه به لسان عمومی آنرا ریشه خوانند اما چونکه"}
{"book": "adl0943", "page": 149, "text": "علم نباتات ١٤٠\n\nصاحب فلسهای کوچک است (برگهای تغییر پذیرفته\nریشه شمرده نمی شود بلکه ساقه زیر زمینی است\nاز بندهای زیر زمینی رشته های جذابه می رویند\nکه بسیار نازک و بهر سمت در خاک فرو رفته\nغذا را جذب می کنند که بعد ازان به لوله\nهائیکه در داخل ساق اند سیر می نماید - نمبر ١٧٠\nساقه های بارور ممکن است در ابتدای بهار از ساقه های\nعقیم پیشتر رویند و اگر از اجسام مخروطی شکل که به\nانتهای آنها اند یکی را گرفته ملاحظه کنیم - می\nبینیم که دران فلسهای کوچک سپر مانند\nقرار گرفته که در سطح تحتانی آنها از پنج الی\nده قوطی های تخمه خورد موجود اند - نمبر ١٧١\nوبه هر یک آن تخمه ها به تعداد زیاد\nموجود - چون قوطی های موصوف خشک می گردند باز می شوند و\nتخمه ها بیرون افگنده می شوند و هرگاه تخمه ها بخارج افگنده شدند\nیعنی عمل ساقه بارور که برای آن مخصوص است انجام یافت\nساقه کاملاً خشک میشود - تخمه هائیکه به زمین افتیدند اگر شرائط لازمه\nموافق اند نمو می کنند و پروتھلیس که ازان پیدا می شود به\nشکل مانند پروتھلیس سرخس می باشد اما به هر پروتھلیس"}
{"book": "adl0943", "page": 150, "text": "علم نباتات\n۱۴۱\n\nآلات نر و ماده هر دو موجود نیستند بلکه یک پر وتھلیس آلات نر و دیگر آلات ماده دارد- آلات نر چون نموی خود را کامل کردند منشق می شوند و سلولهای منی ازان خارج می شوند که بواسطه تار های شنا از بین قطره آب شنا نموده به آلهٔ ماده رسیده نطفه را تشکیل می دهد که ازان نبات اصلی می روید-\n۲- جامنک آسا\nنباتات این مرتبه ساده و پست قد بوده عموماً بر می اند- نموی آنها انبوه و گاهی از چندین انچ زیاده بلند نمی شوند- ساقهٔ کوتاه نموی شان قائم که بر آن برگهای سبز مجتمعاً روئیده اند- ریشه نبوده مثل دیگر نباتات ذات القاح الخفیہ رشته های جذابه دارند که بواسطهٔ آنها رطوبت را از خاک جذب می کنند و بذریعه برگها کاربن دائی اکسائد را تجزیه کرده برای خویش غذا را تهیه می کنند-\nدر آن دو طبقهٔ مهمه دیده می شوند یکی نباتات الکبد Liverworts و دوم گلهای سنگ\n۱- نباتات الکبد- باین سبب آنرا نبات الکبد گویند که شکل شان مانند شکل جگر است چنانچه افراد آن عموماً پهن به نقاط مرطوب زمین می رویند- بعضی اقسام اند که به روی آب و دیگران کاملاً در آن نمو می نمایند- اجناسی که در بین آب می رویند مثل"}
{"book": "adl0943", "page": 151, "text": "علم نباتات ١٤٢\nحیوانات ضفادع می توانند اگر بروی زمین اورده شوند نشو و نما پذیرند مرکنشیا Marchaatia یکی معمولی ترین از نباتات الکبد بوده به زمین مرطوب عموماً به اطراف خندق یا انهار و چشمه ها می روید پروتفلیس آن برخلاف سرخس و غیره اهمیت زیاد داشته نبات فهمیده می شود این نبات در دوره زوجی مانند نبات گلدار اهمیت ندارد. لهذا پروتفلیس یک جسم بسیط بروی زمین پهن بوده منشعب است و به انتهای هر شعبه بریدگیها دیده می شوند. در برگهای آن در وسط یک رگ که بجای رگ اصلی است از ابتدا تا انتها دیده می شود.\nنمبر ۱۴۷\nبه سطح تحتانی برگ برابر رگ وسطی رشته های جذابه روئیده که بزمین فرو می روند و خود برگ سبز بوده کاربن دائی اکسائد را تجزیه می کند. در سطح فوقانی علاوه به رگ وسطی رقبه های کوچک به شکل شبه معین دیده می شوند که در وسط هر یک این رقبه ها یک سوراخ (فوهه تنفسی) موجود است و آن مربوط است به یک حفره دیگر که در تحت بشره واقع است. در اطراف حفره سلولهای اند دارای کلوروفایل که بعضی از آنها از ته الی آخر به صنوف ترتیب یافته اند و این ترتیب در ساختمان مرکنشیا مخصوص است که در"}
{"book": "adl0943", "page": 152, "text": "علم نباتات ١٤٣\nدیگر نباتات دیده نمی شود. تخمه های\nمرکنیشیا که ازان پروتھلیس حاصل\nمی شود در دوره غیر زوجی و\nبعد از دوره زوجی دو قسم حاصل\nمی شوند -\nتخمه از پروتھلیس باین طریق نمبر ١٧٣\nحاصل میشود که بعد از نموی پروتھلیس چون چندین یوم می\nگذرد- به نقاط مختلف رگ وسطی ساختمان مخصوصه مانند کاسه\nلگ های خورد می رویند و درتهٔ آن اجسام کوچک سبز پیدا می\nشوند که تخمهٔ آن می باشند. تخمه های مذکور بعده سست می شوند\nو بواسطهٔ باران جدا شده به نقاط مختلفه منتشر میشوند که ازان بعد\nاگر موسم موافق است نمو نموده پروتھلیس های جدید را تشکیل\nمی دهند . طریق تشکیل تخمه های آن بعد از دورهٔ زوجی اینقسم\nاست که به نقاط مختلفه رگ وسطی گاه نمبر ١٧٤\nبرآمدگیهای خورد تشکیل میشوند که بعده\nبشکل قرص می گردند که بواسطهٔ میله\nبسطح پروتھلیس چسپیده به شکل مثل\nچتری می نمایند بعضی از آنها آلات نر اند و دیگران آلات ماده و\nباین شناخته می شوند که کناره قرص آلهٔ نر چیندار بوده سطح"}
{"book": "adl0943", "page": 153, "text": "علم نباتات ١٤٤\n\nآن داراے برآمدگیها و فرورفتگیها\nمی باشد - عموماً فرورفتگيهاى مربوط\nاند به حفره هاى داخلى قرص -\nو آله تانیث نیز قرصی است امّا\nمنشعب که در ان هشت یا نه نمبر ١٧٥\nساختمان مخصوص گلک مانند جمع\nشده به شکل متشعشه نظر می آیند در سطح تحتانی هر گلک اجسام\nکوچک شبیه بوتل قرار گرفته که جز فوقانی آنها تنگ و طویل\nو جز مى تحتانی قصیر و کروى -\nاز قاعدهٔ هر حفرهٔ آلهٔ نر یک جسم\nخورد به شکل چکش می روید که در ان\nسلولهاى منی تشکیل میشوند چون جسم\nنموى خود را کامل می کند سلولهاى منی نمبر ١٧٦\nخارج می شوند که بواسطهٔ تار ها می شنا در اب شنا نموده به آلهٔ مؤنث\nمی رسند و از هر یک آن ضمیمهٔ طویل خارج شده سلول جنینی را که\nدر وسط جز کروى آنست بارور می نماید سلول جنینی بعد ازان بواسطهٔ\nتقسیم سلولی بزرگ شده می رود و منقلب میشود بیک جسم چکش نما\nکه بعده میلهٔ آن دراز شده جسم تکمه مانند که بانجام آنست از آله ماده\nبخارج می برآید و چون آن نموى خود را کامل می نماید منشق شده"}
{"book": "adl0943", "page": 154, "text": "١٤٥ علم نباتات\n\nتخمه ها را که در داخل آن تشکیل شده اند بخارج می افگند و آنها اگر شرائط لازمه را موافق می بینند نمو نموده پروتهلیس ها را تشکیل میدهند\n۲-گلهای سنگ. نباتات این طبقه دارای ساقه قائم و کوچک اند و با نبوہی می رویند. برگچه های شان نازک و خورد به ترتیب مارپیچی (متبادل) مرتب شده نسبت به نقاط مرطوب به زمین خشک زیاده تر می رویند.\nگل سنگ معمولی تخمه هایش مثل شرس نمو می نمایند اما پروتهلیس آن یا آلات نر یا آلات ماده دارد و ساقه آن کوچک و نازک دارای برگچه های نازک میباشد قوطی های تخمه به محور های طویل می رویند و دارای یک ساختمان مخصوصی اند\nکه مانند کلاها آنها را می پوشاند- چون قوطی کاملاً نمو کرد. کلاه جدا می گردد امّا چنانکه لازم دیده میشود که تخمه ها بیرون افگنده شوند درین موقع افگنده نمی شوند زیرا که دهان قوطی مسدود است بواسطه یک ساختمان دیگر مانند دندانها نمبر ۱۷۷\nچون دندانهای مذکور از حرارت و خشکی هوا خشک میشوند منقبض میشوند و رخنه ها را تشکیل می دهند که ازان تخمه ها بخارج افگنده منتشر می گردند. و مانند شرس نمو می نمایند امّا در ابتدای نمو بته ها"}
{"book": "adl0943", "page": 155, "text": "علم نباتات\n١٤٦\nریزه گل سنگ لعاب دار بوده بزمین پهن و فوفه دیده می شوند.\n۳ - نباتات رشتهٔ\nدر این مرتبه نباتات ادنیٰ و ساده ترین شامل اند و غالباً در\nعالم قدیم ترین می باشند بعضی افراد آن دارای کلور و فائیل بوده\nغذای خود را تهیه می کنند اما دیگران ازان عاری از دیگر اجسام عضوی\nزنده یا مرده غذای خود را جذب می کنند. اشکال آنها مختلف گاه کروی\nو گاهی اسطوانه لاکن هیچ اجزای علیحدہ مانند نبات گلدار مثل ریشه\nو ساقه و برگ در آنها دیده نمی شود. جسامت شان سلولی از\nذره بینی الا به بزرگی نیم درخت هم می باشد و تخمه های شان\nگاه بواسطهٔ هوا ورنه اکثر اوقات بذریعهٔ آب منتشر می شوند.\nدران دو طبقهٔ مهمه است قارج و نباتات بحری -\n۱ - قارج - این نباتات از کلور و فائیل عاری از دیگر اجسام\nعضوی زنده یا مرده غذای را برای خود حاصل می کنند چنانچه\nدر تاریکی بهمان خوبی نشو و نما می نمایند که در روشنی و بر دو قسم\nمهمه اند اوّل سماروق ها و دوم پوپک ها سماروق - به اقسام\nمتعدده است امّا ما قسم معمولی آن را که در جنگلهای مرطوب عموماً\nبعد از خزان در ایام باران روئیده دیده می شود بیان می کنیم جزئی که\nبالای زمین نظر می آید مرکب است از یک محور طویل (تا به\nسه انچ که قطر آن ۱/۴ انچ می باشد) و جزئی گرد که افقاً به انتهای آن"}
{"book": "adl0943", "page": 156, "text": "علم نباتات\n١٤٧\nمحور قرار گرفته. سطح تحتانی جزی آخری مقعر و فوقانی محدب\nبوده موسوم است به کلاه سماروق. سطح فوقانی کلاه سماروق اشم\nاست و قطر آن عموماً برابر درازی محور می باشد. اگر آنرا قطع\nکنیم معلوم می شود که محور و کلاه هر دو اجزا از مواد سفید\nتشکیل یافته اند. جزئی که از سماروق\nدر خاک فرو رفته از اجتماع\nرشته های سفید صورت گرفته\nکه به انتهای سافله محور چسپیده\nاند هر یک ازین رشته های\nسفید را ہایفا (Hyphae)\nو رشته های ضخیم را که بجای\nریشه اند مائی سلیم (Mycelium)\nنمبر ١٧٨\nنامند. اگر مقطع\nسماروق را بواسطه ذره بین امتحان کنیم می بینیم که همه\nجسم سماروق از اجتماع ہایفا تشکیل شده است. در ساقه\nملصق و در مائی سلیم و کلاه از یکدیگر جدا شده اند.\nکمی بالاتر از نقطه تنصیف محور سماروق حلقه دیده می\nشود که آنرا طوق سماروق نامند این حلقه یا طوق فی الحقیقت\nما بقای غشای است که در ایام ابتدائی نموی سماروق تا به\nکلاه رسیده آنرا کاملاً پوشانیده بود. و در آن زمان موسوم است"}
{"book": "adl0943", "page": 157, "text": "علم نباتات\n١٤٨\nبه مقنع سماروق - چون نبات نمو نموده آن دریده و کلاه بیرون\nبرآمد و ازان طوق باقی ماند -\nدر سطح تحتانی سماروق جوان\nورقه های زیاد دیده می شوند که بر\nمرکز جمع شده شکل متشعشعه را می\nسازند ورقه های موصوف موسوم اند\nبه ماهی گوش های سماروق در ابتدا نمبر ١٤٩\nرنگ آنها ارغوانی است اما بعده خاکستری می گردند در هریکی\nازین ورقه ها تعداد زیاد از تخمه های سماروق تشکیل می شوند که\nخیلی خورداند - اگر سطح تحتانی کلاه را پایان کرده و از هوای\nتند و تیز نگاهداشته بآهسته بیک کاغذ سفید نهند یک لکه\nرنگین بروی کاغذ پیدا می شود لکه چیزی دیگری نیست بلکه\nسلولهای اند که ازان ریختند و از این قسم لکه می توانیم وضع\nترتیب ماهی گوش ها را هم شناخت -\nسماروق نیز صاحب دو قسم آلات است مانند دیگر نباتات\nآلات تغذیه و آلات تجدید مائی سیلم که آله تغذیه است بواسطه\nآن نباتات تغذیه می نماید و حصهٔ هوائی (محور و کلاه) برای\nتشکیل و انتشار تخمه ها بکار میرود -\nسماروق چونکه از مواد عضوی تغذیه می نماید پس گلهاے"}
{"book": "adl0943", "page": 158, "text": "علم نباتات ١٤٩\nبخاکی نمی روید که مواد حیوانی یا نباتی گنده شده را نداشته\nباشد-\nتنبیه :-عمل تزویج سماروق غیر زوجی بوده فقط بواسطۀ تخمه ها\nاجرا می شود-\nدر این نباتات تاحال عمل زوجی دریافت نشده است-\nبعضی سماروق ها بخوردن بکار می روند و بعضی اقسام\nآن سمی اند اما هیچ کس همه اقسام خوردنی را از غیر خوردنی\nبدرستی تشخیص کرده نمی تو اند سوای با علم و تجربه بتشخیص\nآنها در کوشش های شوقی اکثر واقعات مهلکه واقع شده\nاند- بهر حال سماروقهای که خورده می شوند عموماً برنگ\nزرد مائل به بادامی و سطح تحتانی شان مقعر و فوقانی محدب می\nباشد- و اقسام سمی اکثریه به رنگهای شوخ و خوبصورت اند\nمانند نارنجی مائل بسرخ زردی مائل سرخ- سبزی مائل زرد\nو غیره گاه به سطح فوقانی آنها لکه های رنگ دیگر موجود- سطح\nتحتانی و فوقانی کلاه محدب و انتهای عالیه و سافله محور باریک\nبه نقطۀ وسطی ضخیم می باشند- هر کدام سماروق که ببیخ آن\nیک ساختمان کاسه دار دارد یا بر آمدگی فلسی داشته باشد\nیا تخمه های آن برنگ سفید باشند هم از اقسام خوردنی\nنیستند و باید از آنها احتراز ورزید- در دورۀ تکمه(در ابتدای"}
{"book": "adl0943", "page": 159, "text": "علم نباتات ۱۵۰\nنموی نبات که سماروق بشکل تکمه می باشد) سماروق خوردنی و سمی تشخیص نمی شود اگرچه رنگ تکمه زرد مائل به بادامی باشد لہذا خوردن سماروق تکمه خطرناک است -\nپوپک - به اقسام متعدده که ازان پوپک سفید را که بر روی تکه نان می روید برای مطالعه طرز زندگانی می گیریم - پوپک این قبیل معمولی بکثرت یافت می شود و به رنگ سفید بوده نسبت به اقسام دیگر بزرگتر می باشد و عموماً بلندی آن تا بیک انچ و گاه تا به سه انچ دیده می شود - تخمه های پوپک مدام کم یا زیاد در ہوا موجود اند - چنانچه هرگاه بروی بعضی از عضویات چون نان میوه یا چرم وغیرہ می افتند می توانند ازان غذای خود را جذب نموده نمو کنند و بنت آن را که مثل پشم است نمبر ۱۸۰\nہر شخص می شناسد - اگر بخواهیم طرز تنمیه آنرا مشاهده کنیم کمی خاک رت را گرفته به گلاس شیشه باید اندازیم که دران شیره میوجات است و اگر آنرا بجای گرم نگاه داریم دو یا سه روز بعد به روی آن پوپک روئیده دیده می شود - بذریعهٔ"}
{"book": "adl0943", "page": 160, "text": "علم نباتات\n۱۵۱\nذره بین اگر امتحان ان را به نمائیم نبات آن مثل سماروق دارای\nرشته های جذابه دیده می شود که زیر سطح شیره رسیده اند\nو حصه دیگر هوائی است که به انتهای آن سلولهای ضخیم\nقرار گرفته - سلولهای ضخیم که در حقیقت قوطی های تخمه اند\nبطریق غیر زوجی تشکیل شده اند و\nچون نموی خود را کامل می نمایند به رنگ\nسیاه نظر می آیند که بعده منشق می شوند\nو ازان چهار طرف تخمه ها افگنده میشوند\nپوپنک بطرز مذکور تجدید خود را مسلسل\nجاری می دارد ـ اما این تخمه ها بسیار\nنازک اند ـ اگر به نقاطی به افتند که نمبر ۱۸۱\nشرائط نمو موافق نباشند به زودی می میرند ـ پس برای\nآن که در موسم نا موافق مثل زمستان نسل پوپنک منقطع\nنشود ـ تخمه های را بطریق\nزوجی تشکیل می دهد که\nتا به آنوقت که شرائط لازمه\nموافق نباشند زنده می مانند\nو نمو نمی نمایند طریق زوجی\nدر این نبات به این طرز نمبر ۱۸۲"}
{"book": "adl0943", "page": 161, "text": "علم نباتات ۱۵۲\n\nجاری است که دو رشته های جذابه که در موادی فرو رفته\nاند که مواد غذائی آن میباشد چون بیکدیگر نزدیک می گردند\nبه دو نقاط هر دو رشتهای مذکور دو برآمدگیهای کوچک می\nرویند و به طرف یک دیگر طویل شده می روند تا آن که\nبیک دیگر متصل می گردند. در آن موقع جدارهای شان که\nبا یک دیگر ملصق شده حل می شوند و بین دو رشته های مذکور\nیک لوله ارتباطیه تشکیل می شود و بعده مکنونات سلول یک\nرشته به مکنونات دیگری که به مقابل است منتقل شده باهم با\nیکدیگر می آمیزند و در همین اثنا به نقاطیکه در عقب نقطه\nمتصل اند دو پرده فاصل تشکیل\nشده یکحصه لوله را جدا می\nنمایند. بعد ازان جزئی که علیحده\nشده شروع به بزرگ شدن\nمی کند و بروی آن یک جداً\nضخیم به رنگ خاکستری مائل به\nسیاه پیدا می شود که بروی\nآن خار های ریزه روئید اند. نمبر ۱۸۳\nهرگاه تخمه نائم نموی خود را کامل کرد از رشته ها علیحده می گردد و می\nافتد. بعده تا به عرصه به حالت سکون بوده هرگاه شرائط لازمه موافق"}
{"book": "adl0943", "page": 162, "text": "علم نباتات\n۱۵۳\nباشند نمو می نماید -\nنباتات نافعه و مضره - از همه اقسام نباتات ذات الالقاح مخفیه\nکه پیشتر زیر مطالعه آمدند بعضی اقسام قاریچ به بهبودی و بیادی\nانسان بیشتر تعلق دارند پیشتر بیان کردیم که این نباتات از\nکلوروفائیل عاری از اجسام عضوی یا از مواد عضوی زنده\nیا مرده تغذیه می نمایند اگر مواد مرده است دران عموماً باعث\nگندگی می گردند که از ان مواد مذکور تجزیه شده بکاربن دائی\nاکسائد و مواد معدنی منقسم می شود و اگر از مواد زنده به نباتات\nرویند در آنها بعضی امراض ساری پراگنده می شوند و باعث\nاتلاف آنها گشته برای ما نقصان می رسانند و اگر در اجسام\nحیوانی داخل شدند به سلول یا خون آن روئیده باعث امراض\nمهلکه مثل تپ محرقه - درد گلو و دق وغیره می گردند بعضی اقسام\nآن برای ما مفید باشند مایه که در مواد قندی یا شیرین پیدا\nمی شوند و آنها را به الکحل که بذریعه بوی مخصوص شناخته می\nشود تبدیل می کنند و اگر همین ها در شیر پیدا شدند آنرا به ماست\nیا پنیر تبدیل می نمایند و همین مایه است که چون در خمیر آرد نشو و نما\nکرد برای ما نان نرم می دهد - لہذا بعضی اقسام قاریچ ( Fungus )\nکه بالعموم ذره بینی اند به شکل و خصائل مختلف برای ما همچنان\nمضر اند که اقسام دیگر مفید - لهذا بعضی از اقسام آنها که آنقدر"}
{"book": "adl0943", "page": 163, "text": "علم نباتات ١٥٤\n\nاهمیت زیاد دارند در ذیل بیان می نمائیم :-\nمایه - ظاهراً نباتات مفیده از مواد مرده تغذیه نموده عموماً در\nمواد های قندی پیدا می شوند و مانند دیگر اقسام قارج که پیشتر\nبیان شد مائئ سیلم ندارند. جسم نباتی مایه معمولی فقط از یک\nسلول یا از اجتماع چندین ساخته شده و هر یک سلول کم یا زیاد\nبیضوی یا کاملاً گردی شکل می باشد. در وسط آن یک خسته و\nچهار طرف دانه های پروتو پلازم و\nخلل از شیره سلولی پُر اند. و تمامی\nاین اجزا در جدار نازک قرار گرفته\nکه بواسطه آن نبات جذب غذائی\nمی نماید. در مایه عمل تجدید غیر\nزوجی بذریعه تقسیم سلولی جاری نمبر ١٨٤\nاست اما بطرز تقسیم سلولی چوب نمی باشد. بلکه جدار سلولی بیک\nنقطه برآمدگی پیدا می کند که نمو کرده بزرگ می گردد. سلول جدید\nکه باین طریق تشکیل می شود تا به عرصه به سلول قدیم چسپیده\nمی باشد و بعده ممکن است جدا شود.\nهرگاه شرائط خارجی ناموافق شدند خصوصاً به موقع که مواد غذائی\nکمتر گردد. در آن حالت تجدید زوجی تکمیل یافته تخمه های نائم\nتشکیل می شوند که به تعداد در هوا پراگنده می باشند. و برای آن"}
{"book": "adl0943", "page": 164, "text": "علم نباتات\n۱۵۵\nبعضی سلول مایه آماس می کند و خسته شان به چهار حصه منقسم\nشده چهار چهار تخمه را تشکیل می دهد و جدار سلولی در آن وقت\nبجای قوطی کار می رود ممکن است\nکه در تعداد تخمه ها اختلاف باشد\nلهذا بجای چهار گاهی دو گاه هشت\nتخمه دیده می شوند. تخمه ها که باین\nطرز ساخته شدند بعد از دریدن\nجدار خارج میشوند و تا به عرصه نمبر ۱۸۵\nدر هوا بوده بکدام میوه رسیده قرار می گیرند در آن باعث\nگنده شدن آن می گردند. چون تخمه نمو می کند غشای آن\nمی درند و سلول مایه ازان خارج شده شروع به تقسیم شدن\nمی شود چنانچه عمل تجدید بسرعت جاری میشود اما بطریق اول -\nعمل تخمیر. اگر کمی مایه را در یک بوتل شیشه که دران آب و\nقند مخلوط بوده موجود است انداخته بجای گرم نگاه کنیم در ان عمل\nتجدید بسرعت جاری میشود و بعد از چندین دقیقه بسیار حبابهای\nریزه از محلول متصاعد می شوند. اگر غاز این حباب ها را امتحان\nنمائیم ظاهر میشود که غاز مذکور کاربن دائی اکسائد می باشد همین\nعمل را تخمیر نامند. چون در بوتل عمل تخمیر خلاص میشود در شیشه\nبجای محلول شیرین الکحل بمقدار زیاد دیده می شود. عمل مذکور"}
{"book": "adl0943", "page": 165, "text": "علم نباتات ١٥٦\nدر محلول تا به آن وقت جاری می باشد که همه مواد قندی تجزیه شده مبدل به کاربن دائی اکسائد و الکحل گردد بحالتی که مقدار الکحل خیلی بیشتر گردد عمل بتخمیر چیزی دیگر نیست بجز عمل تنفس نباتات مایه که اکسیجن را از مواد قندی جذب نموده کاربن دائی اکسائد را دفع می کند و چون از مواد قندی مقدار اکسیجن کم می شود به الکحل تبدیل می شود -\nبیکتریا - از همه نباتات (از مایه نیز) خرد ترین بوده به هر طبقه (هوا - آب - زمین) موجد اند - قطر آنها عموماً ١/٢٥٠٠٠ انچ اگرچه در بیکتریا که باعث تپ محرقه می گردد فقط ١/١٢٥٠٠ و در دیگران هم خورد تر که به ذره بین طاقتور هم به مشکل دیده می شوند -\nباوجودیکه جسامت شان آنقدر خورد است اعمالی را انجام می دهند که نتایج تعجب خیز دارند - از کلوروفائل عاری و جسم شان مانند مایه فقط از یک سلول و گاه از چندین سلول ترکیب یافته - از مواد زنده یا مرده تغذیه می نمایند بعضی از آنهائیکه مواد مرده را جذب می کنند الکحل را به سرکه تبدیل می کنند و اگر در شیر پیدا شوند آنرا ترش می نمایند و دیگران در موادهائیکه دارای مرکبات ازت اند پیدا می شوند و آنها را تجزیه می نمایند چنانچه از آن غاز های متعفن خارج می شوند -\nآنهائیکه از مواد زنده تغذیه می کنند باعث امراض گوناگون"}
{"book": "adl0943", "page": 166, "text": "علم نباتات\n۱۵۷\nحیوانات که به سبب مواد سمی اند که از جسم شان مترشح میشوند\nمی گردند و دران حالت آنها موسوم اند به جراثیم ( Germs )\nیا مائیکروب ( Microb ) تجدید آنها خیلی سریع چنانچه ممکن\nاست که در عرصه چندین ساعت یک بلیون جراثیم حاصل شوند\nو از همین است که امراض وبائی (ساری) عمومی می گردند.\nسلول بیکٹریا ساده دارای یک جدار سلولی که گاهی از\nسلولز ساخته شده و گاه از ماده دیگر\n( Proteids ) که از پروتو پلازم\nسلول حاصل میشود که آن موجود است\nبه شکل دانه ها اما وجود خسته تا حال\nمشاهده نشده اگر چه در اکثر سلولها نمبر ۱۸۶\nمواد خسته (کرو ماتین) دیده میشود. یک یا دو قسم بیکٹریا ساده\nاین چنین هم اند که دارای مواد کلوروفائیل می باشند.\nاگرچه شکل این سلول کروی است اما ضروری نیست\nزیرا که در بیکٹریا یک نژاد می تواند. در دوره های مختلفه حیات\nخویش اشکال مختلفه را اختیار کند لہذا بجای کروی گاهی\nدراز و گاه مارپیچی و بعض اوقات بدیگر اشکال هم دیده میشوند.\nعمل تجدید در بیکٹریا ساده بدو طریق انجام می یابد و\nهر دو طریق غیر زوجی اند."}
{"book": "adl0943", "page": 167, "text": "علم نباتات\n۱۵۸\nطریق اوّل آنست که سلول فقط بدو حصہ منقسم شود -\nو در طریق دویم سلول تخمه را تشکیل می دهد که نائم است و\nاین عمل در اقسامیکه جسم شان طویل است زیاده تر دیده\nمی شود. مکنونات پروتو پلازم از یک مرکز خود حرکت کرده در\nوسط جمع می شوند و گرد آن یک\nجدار جدید تشکیل می شود - هرگاه\nنموی آن کامل شد این جدار محکم\nمی گردد و در داخل آن تخمه تشکیل\nمی شود که عموماً یک است و گاهی نمبر ۱۸۷\nچندین. این تخمه های بیکتریا حرارت و برودت زیاد را مقابله\nنموده می توانند بدون دیدن ضرر تا به عرصۀ دراز بحالت\nخواب زنده مانند و عموماً در هوا منتشر اند یا در آب مخلوط که\nبواسطۀ تنفس در اجسام حیوانی داخل میشوند یا بواسطۀ خوردن\nآب - هرگاه شرائط لازمه نمو موافق شدند نمو می نمایند و در آن\nموقع جدار خارجی می ترقد و سلول کامل بیکتریا خارج میشود\nکه عمل تجدید آن بزودی شروع می شود -\nتنبیه:- برای حفظ صحت باید که از آب جوی یا تالاب که دارای\nہزار ہای مائیکروب است اجتناب کنیم و از آب نوشیده مریض ہا\nکه بہ امراض وبائی مبتلا اند پرهیز نمائیم و اگر از حیوانات مایکی"}
{"book": "adl0943", "page": 168, "text": "۱۵۹\nعلم نباتات\nدر مرض وبائی گرفتار شده آنرا از دیگران جدا کنیم.\n۲- نباتات بحری- نباتات قدیم و ساده ترین اند که زیر سطح\nآب تالابها و چاه های کهنه و بروی سنگها یا دیگر اشیای زیر آب\nشیرین چسپیده زندگی می نمایند-\nغیر از آن همه نباتات را که خس دریائی Seaweed\nنامند و در بحرها و غدیر های آب شور می رویند در همین شعبه\nشامل اند- زیاده تر اقسام آن بروی آب ورقه ضخیم را تشکیل\nمی دهند و چندین اند که به زمینهای مرطوب نیز یافت می شوند\nاقسام ساده ترین نباتات بحری سلولی اند یعنی جسم آنها مشتمل است\nبر یک سلول کروی که تکثیر آنها اکثر بواسطهٔ تقسیم سلولی ظهور\nمی پذیرد جسم نباتی اقسام اعلی آن از اجتماع سلولهای طویل به\nشکل استوانه ( Thallus) ساخته شده که ساده اند و گاه منشعب\nچنانچه در آنها اکثراً هیچ اجزای جداگانه از قسم ریشه و ساقه و غیره\nدیده نمی شوند. لاکن تمامی شان دارای کلوروفائیل بوده و کاربن\nدائی اکسائد هوا را تجزیه کرده برای خویش غذا را تهیه می نمایند و\nمثل قارج بروی اجسام دیگر عضوی زنده یا مرده نمی رویند-\nمارپیچی بحری Spirogyra یکی از معمولی و ساده ترین\nاقسام نباتات بحری است- که در آب شیرین می رویند حصه زیاد\nاین نباتات سبز ممزوجی که بروی تالابها شنا می کنند جامنکهای بحری"}
{"book": "adl0943", "page": 169, "text": "علم نباتات ۱۶۰\n\nدیده می شود - شکل ظاهری آنرا بچشم دیده می توانیم اما برای\nملاحظه اجزای آن ضروری است که ذره بین را به استعمال آریم -\nجسم نباتی ساخته شده از تار های ساده غیر منشعب که\nاز اجتماع سلولهای طویل صورت گرفت\nچنانچه جدار های فاصل سلولها که مطابق\nنژاد راست اند یا خمیده بخوبی ظاهر می\nشوند و بهیچ قاعده یا انتهای آن شناخته نمی\nشود- حبل یا ریسمان کلوروفائیل به طرف\nداخلی سلولهای مذکور ترتیب یافته و از نمبر ۱۸۸\nهمین است که این نباتات را مارپیچی نامیدیم - در سلول علاوه\nاز کلوروفائیل خسته و پروتوپلازم موجود است که اوّل الذکر\nنزدیک مرکز بواسطهٔ رشته های پروتوپلازم که بطرف جدار\nسلولی متشعشع و به بعضی نقاط حبل کلوروفائیل ختم شده آویخته\nاست و پروتوپلازم زائد بطرف جدار داخلی سلولی ورقهٔ باریکی\nرا تشکیل داده به آن چسپیده است و تمامی خلل از شیرهٔ\nسلولی پر می باشند -\nعمل تجدید در این نباتات بواسطهٔ غیر زوجی نامی از\nجدا شدن حصه تار های جسم نباتی اجرا می شود- و حصّهٔ\nکه ازان جدا می شود نمو کرده نبات کامل می گردد- هرگاه"}
{"book": "adl0943", "page": 170, "text": "علم نباتات\n۱۶۱\nقوت تار ها از زیادتی عمر کاسته میشود یا به سبب تقسیم مسلسل یا بنا به جهت ناموافق حوادث خارجی تجدید زوجی بطریق جمعیت کمی مانند آن که در پوپنگ ملاحظه شد. واقع می شود و تار های نزدیک یکدیگر از بعض نقاط جسم خود برآمدگی های کوچک را تشکیل می دهند (تقریباً یک یک تار از هر سلول) نمیر ۱۱۹\nکه به مقابل بطرف یک دیگر نمو کرده طویل می شوند و متصل می شوند. جدار ها به نقطه که متصل شدند حل شده یک لوله ارتباطیه در بین هر دو سلول ساخته می شود. بعده مکنونات یک سلول (کلوروفائیل خسته و پروپلازم) از راه این لوله گذشته به مکنونات سلول دوم می آمیزند و بعد ازان همه مواد بذریعه یک ورقه ضخیم سلولر محیط شده مبدل بسلول جدید میگردد که در داخل جدار قدیمی قرار گرفته. و همین تخمه نائم مارپیچی بحری می باشد.\nتخمه نائم یک جسم بیضوی است که در ابتدا سبز اما بعده سیاهی مائل بخاکستری میگردد. و بعد از عرصه قلیل یا طویل"}
{"book": "adl0943", "page": 171, "text": "علم نباتات ۱۶۲\nخواب خود هر وقت که شرائط موافق شدند نمو می کند در آن\nموقع دو غشای آن دریده مکنونات\nآن نمو کرده به شکل یک لوله می\nگردد ـ که در وسط آن یک پرده\nتشکیل می شود و ازان دو سلولها\nمتصل دیده می شوند سلولی که به نمبر ۱۹۰\nانتها است سبز و دیگری سفید ـ پس در این موقع قاعده و انتهای\nنبات شناخته می شود اما بزودی سلول انتهائی نمو کرده تار نبات\nرا تشکیل می دهد و دیگر منقبض شده معدوم گردد ـ چنانچه این\nشناخت هم کم می شود ـ\nواکیریا (Vaucheria یک قسم نباتات دیگر بحری\nاند که در آبهای پایاب و بخاک مرطوب دیده می شوند ـ تار نباتی\nمنشعب انا به سبب نبودن پرده های فاصل مثل نبات مایقچی دران\nسلولهای جداگانه نظر نمی آیند ـ\nنبات مذکور بذریعۀ جؤ ریشه نماء\nکه بی رنگ است چسپیده و\nکلوروفایل به شکل دانه ها\nدر تمام جسم نباتی منتشر ـ در واکیریا نمبر ۱۹۱\nتجدید غیر زوجی بطریقی مخصوص"}
{"book": "adl0943", "page": 172, "text": "۱۶۳\n\nعلم نباتات\n\nاست و آن باین طریق که انتهای شعبه تار به سبب اجتماع پروتو\nپلازم آماس میکند بعده جزر موصوف از شاخه بواسطه یک پردهٔ\nفاصل جدا می شود. و بعد ازان می ترکد که ازان جسمی کروی\nتخمه واکیریا خارج می شود که دران ذرات کلوروفایل موجود و\nخسته ها به تعداد زیاد و تخمه بچشم دیده می شود. سطح خارجی آن\nدارای جفت تازیانه است که\nبه تعداد زیاد و از هر خسته یک\nجفت روئیده - تا به عرصهٔ قلیل\nبواسطهٔ تازیانه های مذکور در آب\nشنا مینماید و بعده بیک نقطه\nقرار گرفته نمو مینماید که ازان\nنبات جدید میروید - که فقط دو تار اند به قاعده پیوسته - یک شاخه\nبرنگ سبز و از شاخهٔ دیگر برآمدگی می\nبرآید که بی رنگ و بطور ریشه بکار می\nرود برای محکم کردن نبات بروی زمین\nتخمه های نائم این نبات نیز بطریق زوجی بذریعه\nاعضای مذکور نر و ماده تشکیل میشوند و هر\nدو آلات شاخه هائی اند تغیر پذیرفته و هر\nدوی شان بیک شاخه واقع می شوند -\n\nنمبر ۱۹۲\nنمبر ۱۹۳"}
{"book": "adl0943", "page": 173, "text": "علم نباتات\n۱۶۴\nآله نر جسم استوانه ایست دارای ذرات کلوروفایل و خسته\nها۔ بعد از چندی خسته ها به مرکز پروتوپلازم مجتمع میگردند۔ تسلسل\nجزئی که دران خسته ها مجتمع بود بواسطهٔ یک پرده فاصل قطع می\nشود۔ چون آله تذکیر که بطرف آله ماده خمیده است نموی خود را\nکامل کرد راس آن می درد و ازان سلولهای منی تازیانه دار\nکه از خسته ها تشکیل شده اند خارج میشوند۔ از بین آب\nشنا نموده به آله ماده می رسند۔\nآله ماده از آله نر بزرگتر دارای برآمدگی نوکدار در آن\nنیز ذرات کلوروفایل و خسته ها اند که به مرکز پروتوپلازم مجتمع\nمیشوند۔ آن نیز از تسلسل شاخه بواسطهٔ پرده فاصل منقطع\nمیشود خود آله ماده بطرف آله نر خمیده و در داخل آن از اجتماع\nخسته ها یک خسته بزرگ به رنگ سبز تشکیل میشود۔ بعد\nازان راس آله ماده حل میشود و یک سوراخ می ماند که\nازان سلولهای منی داخل شده عمل باروری را انجام می\nدهند۔ سپس سلول جنینی نمو نموده بواسطهٔ یک جدار ضخیم محصور\nمیشود و باین طریق یک تخمه نائم واکیریا حاصل میشود۔\n\nباهتمام شبیر محمد ناشر\nختم شده"}
{"book": "adl0943", "page": 174, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0943", "page": 175, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0943", "page": 176, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0943", "page": 177, "text": "[BLANK PAGE]"}
