{"book": "adl0940", "page": 1, "text": "Afghanistan Digital Library\n\nadl0940\n\nhttp://hdl.handle.net/2333.1/rr4xgz1v\n\nThis is a PDF version of an item in New York University's Afghanistan\nDigital Library (http://afghanistandl.nyu.edu/). For more information about\nthis item, copy and paste the \"handle\" URL above into a web browser.\nWhen referring to or citing this item please use the \"handle\" URL\nand not this document or the URL from which you downloaded it.\n\nAll works presented on New York University's Afghanistan Digital Library website are, unless\notherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely\nreproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\nNYU Libraries, Digital Library Technical Services, dlts@nyu.edu"}
{"book": "adl0940", "page": 2, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0940", "page": 3, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0940", "page": 4, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0940", "page": 5, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0940", "page": 6, "text": "نشریات شیر محمد پسر محمد گل خان افغان\n(قوم خروتی ساکن قره باغ غزنین)\n(در عهد سلطنت اعلیحضرت امیر امان الله خان غازی )\n(خلد الله ملکه وسلطنته)\n\nترکستان\n\nطبع اول\n\nجمله حقوق طبع محفوظ است\nمترجم سید رضا علی زاده\n\n۱۳۰۵ --- ۱۳۴۵\n\nدر طبع مفید عام لاہور طبع شده\n\n۱۹۲۷ء میلادی\nتعداد (۱۰۰۰)\n\nخدا داد کاتب"}
{"book": "adl0940", "page": 7, "text": "٢"}
{"book": "adl0940", "page": 8, "text": "ترکستان\n۳\n16120\n\nمقدمه از طرف\nناشر\n\nاهمیت و فایدهٔ مطالعهٔ تاریخ بهیچ صاحب هوش\nو اهل بصیرتی را پوشیده نیست. عبرتها و تأثیراتی که\nانسان را از مطالعهٔ تواریخ حاصل میگردد آشکارا و\nهویدا بوده، حاجت به بیان نمیباشد. خصوصاً آشنا شدن\nبتاریخ مملکت های همحدود و آگاهی یافتن از احوال\nملت های همسایه به افراد هر ملت واجب و ضرور میباشد\nتا بموجب وضعیت و احوال آن مملکت و ملّت، وضعیّت\nو احوال خویش را اصلاح و خط حرکت خود را تعیین نماید.\nاینک ما محض آگاه ساختن هموطنان عزیز مان را از\nاحوال جغرافی، اقتصادی و سیاسی مملکت ترکستان و\nآشنا گردانیدن افراد ملّت نجیبهٔ خود را بطرز زندگی گذشته"}
{"book": "adl0940", "page": 9, "text": "ترکستان\n٤\n\nو کنونی اهالی آن کشور وسیع و معمور که همسایه بلا واسطهٔ\nوطن مقدّس مان و اکثریت اهالی اش همدین و همکیش\nما میباشد «تاریخ ترکستان» را که (۱۹۱۸) میلادی، در تاشکند\nبزبان ترکی چاپ شده است، بفارسی ترجمه گردانیدیم و\nبعضی واقعات مهمه ئی که پس از طبع تاریخ مذکور در آن\nمملکت بوقوع آمده است، در آخر کتاب به عنوان «علاوه\nاز طرف ناشر» علاوه نمودیم.\nامیدواریم که خوانندگان کرام، پس از مطالعهٔ آن\nاحوال گذشته و کنونی ترکستان را مقایسه نمایند و سبب\nآن همه سعادت و فیروزیهای سابقه و علت این همه\nفلاکت و بدبختی های حاضره را محاکمه نموده، عبرت و\nپند بگیرند و از نفاق خانمانسوز امرا و رؤسا و نزاع\nخانه برانداز داخلی و قبیلگی که آن کشور بزرگ و آباد منبع علم\nو معرفت و چشمهٔ هنر و مدنیت ترکستان را بدین حال\nاسف انگیز خرابی و پریشانی انداخته است، دوری و\nبیزاری جویند. [نیّر محمّد؟]"}
{"book": "adl0940", "page": 10, "text": "ترکستان\n۵\n\nاز مرتب\n\nبزرگ ترین قصور مکتب و مدرسه های ما تا امروز\nفقیر بودن آنها از جهت رهبر و بزرگ بودن احتیاج\nما به کتابهای فنی بود. خصوصاً در حق تاریخ و جغرافیای\nترکستان نبودن اثری در دست ما نقصان بزرگی بود\nدر کتابهای جغرافیای ما در صورتی که وحشیان آفریقا جنگل\nهای آمریکا و آفریقا، بوزنیه و طوطیان هندوستان، خوکان\nانگلتره، عرق و شراب فرانسه، چرمسازی و کرباس بافی\nروسان کاسترا ما مفصلاً بیان میگردید، در بارهٔ مملکت\nترکستان دو سطر معلومات داده نمیشد، در خصوص ثروت\nطبیعی ترکستان، نباتات و حیوانات، خلق و معیشت خلق،\nدر بارهٔ کسب های مهم آن همچون پنبه کاری میوه\nداری و کرمگذاری معلومات قناعت بخشی نوشته نمیگردید\nدر حقیقت تاکنون پیدا نبودن اثری که دائر بمملکت\nترکستان معلومات جغرافی و تاریخی داده تواند، برای"}
{"book": "adl0940", "page": 11, "text": "ترکستان\n\nمکتب ها و ادبیات ما قصور بزرگی بود .\nاینک همین حال را ملاحظه نموده ، ما به اثر های اسلام\nو آور و پا که دائر بمملکت ترکستان نوشته شده بود ، مرا-\nجعت کرده ، نیز بمقاله های علمی و اجتماعی بعضی\nجریده ها و مجله های ملی راجع بترکستان استناد کرده\nمتوکلاً علی الله ، به امید اینکه شاید در مکتب های اسلامی\nدر حق جغرافیا و تاریخ ترکستان رهبر اتخاذ شود، همین\nاثر را جسارتاً بمیدان گذاشتیم .\nحقیقته در خصوص ترکستان بزبان آور و پائـیـان\nتألیفات خیلی زیاد است (تنها بزبان روسی بیش از سیصد\nاثر موجود میباشد)، ولی بزبان ترکی میتوان گفت که کتابی\nهم موجود نبود . برای ما ترکان چقدر ننگ است که بجای\nاینکه کشور خود را خود تفتیش نمائیم، کشور ما را برای ما\nاجنبیان تفتیش میکنند . جای خیلی تأسف است که حتی\nما از بودن این اثر های آور و پائیان هم خبر نداریم\nباید اعتراف نمائیم که آور و پائیان با تدقیقات و کشفیات\nشان در ترکستان ، بترکان خدمت خیلی بزرگی کرده اند."}
{"book": "adl0940", "page": 12, "text": "ترکستان\n۶\nاثر های مدفون ترک را بیرون آورده ، مدنیت و عنعنات\nملی مارا که بدرجۀ فراموشی رسیده بود، احیا نموده ، مدنیت\nترک را بتمام دنیا شناسانیده اند. در مقابل این خدمت\nایشان هر قدر تشکر نمائیم، باز هم کم میباشد. ولی در برابر\nاینکه خدمت های بزرگ اوروپائیان را که در حق عالم\nترک و فن نشان داده اند، تقدیر مینمائیم، نمی توانیم\nهر چیزی که در اثر های ایشان نوشته شده است ،\nحقیقت شمرده، قبول کنیم. در بعضی ازین اثر ها که از\nجهت علمی و فنی قیمت بزرگی را حائز میباشد، بعضی\nچیز ہائی که از نقطۀ نظر ملیت و اسلامیت خلاف\nحقیقت است، نوشته شده و معلوم میشود که از\nطرفگیری و تعصب محررین اش خلاص شدن نتوا-\nنسته است. چون ما بمأخذ های مذکور مراجعت نمودیم،\nمجبور شدیم که به این نقطه دقت مخصوصی نموده،\nپس از محاکمۀ درست، آنها را بنویسیم.\nاین اثر ما در نوشتن تاریخ و جغرافیای ترکستان\nاز تجربۀ نخستین عبارت است. بناءً علیه طبیعی است"}
{"book": "adl0940", "page": 13, "text": "ترکستان\n۸\nکه تجربهٔ نخستین هر وقت بی قصور نخواهد بود. ازین\nجهت از معلمان محترمی که این کتاب را در مکتب\nشان رهبر اتخاذ نموده، تدریس میکنند، عاجزانه التماس\nمیکنم که در آخر تجربهٔ ایشان فکر و تنقید شان را لطفاً\nبخودم بنویسند. اگر سهو و خطا های آن را در صورت\nپیدا شدن) بیواسطه بخودم نوشته، معلوم نمایند، مع الممنونیت\nبرای اکمال قصورات و تصحیح خطا هایم حاضری باشم.\nنیز بمعلمان محترم عاجزانه توصیه مینمایم که هنگامی که\nاین کتاب را تدریس می نمایند، اصول تعلیمی را که در\nفن تدریس خیلی مقبول است (یعنی بجز علم و اصطلاحات\nدیگر همه مندرجات آن را حفظ نگردانیده، فقط فهمانیدن\nو نقل گردانیدن) تعقیب کنند - چونکه این اثر فقط مبنی\nبر همین اصول نوشته شده است .\nومن الله التوفيق\nمختاربکر\nتاشکند، ۱۹۱۸ میلادی +"}
{"book": "adl0940", "page": 14, "text": "ترکستان ۹\nهنگام نوشتن این کتاب\nازین مآخذ ها استفاده شده است :\nشجرهٔ ترک، مستفاد الاخبار، تاریخ قوم ترکی، تاریخ\nبخارا، تاریخ الخوانین، سیاحت نامهٔ خیوه، سیاحت\nآسیای وسطی، امیر تیمور، تاریخ افغان، قاموس الاعلام.\nاز اثرهای روسی: اثرهای پروفیسور موشکیف،\nلاگوفیت، دانیلوفسکی، پرژیوا۔ لسکی، گه ییرا آمازا، گرولیف،\nپاولوف، آسترائو موف، شیشوف، لیکوشین، لاوروف،\nیوفیروف، ناغییف وغیرهم."}
{"book": "adl0940", "page": 15, "text": "۱۰"}
{"book": "adl0940", "page": 16, "text": "بسم الله الرحمن الرحیم\nترکستان\n\nموقع جغرافی، سطح و حدود آن .\nترکستان در آسیای وسطی واقع بوده، از کشور\nبزرگی عبارت است که از جهت اداره بسه قسم\nمنقسم است: ترکستان شرقی، ترکستان غربی و ترکستان\nافغانی.\n\nترکستان شرقی\n\nترکستان شرقی (ترکستان چینی) در میانه وادی\nیتیت، کوههای تیان-شان، آلای و پامیر، بیابان\nغوبی و تاقلا ماقان واقع بوده، در تحت ادارهٔ"}
{"book": "adl0940", "page": 17, "text": "ترکستان ۱۲\nحکومت چین می باشد.\nسطح ترکستان شرقی بقدر یک ملیون و ۲۳۵ هزار مربع چاقریم است. خلق ترکستان شرقی بقدر یک و نیم ملیون بوده، از اوزبک، سارت، تارانچی، دونگان، تورکمان، تاجیک، چینی، قرغز و قازاق عبارت است. زمین ترکستان چینی اکثراً از بیابانها و وادیها عبارت بوده، ولی در دامنه کوههای (یتان-شان) در اهواز های (جونغاریا) و در سواحل (تاریم) و (ایلی) میتوان بطرز مدنی زندگانی کرد.\nهوای ترکستان شرقی خشک، آبیاری اش کم، زمستانش سرد و تابستانش گرم بوده، برای زراعت مساعد نمی باشد. در دشتهای آن قرغز و قازاقان کوچی بچارواداری مشغول اند و این کار چارواداری بالنسبه بهتر است. در اینجا غالباً گوسفند تربیت کرده میشود. ولی عمومیتۀ خلق ترکستان چینی بفقیر زندگیمینمایند. صناعت، هنر و معارف بدرجه خیلی پستیبوده، مکتب و مدرسه خیلی کم است. مکاتب و مدارس"}
{"book": "adl0940", "page": 18, "text": "ترکستان \n۱۳\nموجوده هم به اصول قدیم و بی ترتیبی دوام میکند\nادارۀ مرکزی ترکستان چینی شهر (کاشغر) بوده،\nیارکند، قولجه، خوتن و کوچار از شهرهای مشهورش\nمی باشد. \nترکستان افغان\nترکستان افغان در بین دامنۀ کوههای (پامیر)\nو (پارا میز)، دشت مغان، دامنۀ کوههای شرقی،\nو جنوبی هندوکش واقع است . سطح ترکستان افغانی\nاز ده هزار چاقریم مربع عبارت است. خلق ترکستان\nافغانی بقدر دو ملیون بوده، نیمۀ این ترک و باقی\nدیگرش افغان، تاجیک، بربری و ایرانی می باشد.\nقسم بزرگ اهالی ترکستان افغانی بطرز کوچری زندگی\nمینمایند . زمین شان اکثراً از کوهستان و هامون عبا\nرت بوده، قابل پرورش چار پایان میباشد . ازین\nسبب اهالی اینجا باچارواداری معیشت مینمایند در\nوادیهای کوهستان بمقدار کمی با باغداری هم اشتغال-"}
{"book": "adl0940", "page": 19, "text": "ترکستان\n۱۴\n\nمیور زند.\nترکستان افغانی بنام چهار ولایت معروف بوده،\nاز نام امیر افغانستان بواسطه نایب الحکومه ها اداره\nمیشود شهرهای مشهور ترکستان افغانی بلخ، مزار شریف\nمیمنه شبرغان، سرپل، قندوز، آندخوی، فیض آباد، قتغن،\nبدخشان، تاشقرغان، ایبک، آقچه، هرات، تخته پل\nمی باشد\n\nترکستان غربی\n\nترکستان غربی زمین های ترکانی است که در\nوسط عصر نوزدهم بدست دولت روسیه در آمده است\nاز این جهت این قطعه را (ترکستان روس) هم می\nنامند. ترکستان غربی باعتبار رصد خانه (پولکوف) در بین\nدرجه ۲۰ و ۵۲ طول شرقی و در بین درجه ۳۵ و ۴۸\nعرض شمالی واقع است.\nاین قطعه غرباً بکوههای مهاجر، وادئی (اوست یورت)\nشرقاً بکوههای جونغاریا، آلاتاغ، تیان - شان و پامیر،"}
{"book": "adl0940", "page": 20, "text": "۱۵\nترکستان\n\nجنوباً بکوههای خراسان، قوپیط، شمالاً بکوههای (تارباتاغلی)\nو (چنگیز تاغ)، حوضه آرال و ایرتیش پیوسته است .\nطول این قطعه (از کوه قوپیط جنوبی تا کوه آلاتاغ شمالی)\nهزار و ششصد و ده چاقریم، عرضش (از شهر توقماق\nتاکوههای مهاجر) نهصد و هشتاد چاقریم بوده، تمام\nسطح اش یک ملیون و ۸۰۸ هزار و ۱۱۸ چاقریم می\nباشد. پس میتوان گفت که خاک ترکستان غربی با\nخاک بعضی ممالک اوروپا همچون فرانسه، اسویچره، المان\nو ایتالیا مساوی است مجموع اهالی ترکستان غربی، به\nانضمام امارت بخارا و خیوه بقدر دوازه ملیون است.\nحدودش - ترکستان غربی، در طرف غرب آسیای\nوسطی بوده، در شمالش ولایات صحرایی قرغز و قازاق،\nدر شرقش مملکت چین، در جنوبش ممالک افغانستان و\nایران، در غربش بحر خزر واقع است . در کشور ترکستان\nبنام بخارا و خیوه دو امارت مستقلی موجود است که خاک\nاینها در سواحل نهر جیحون (آمو دریا) واقع بوده، از شرق\nجنوبی بسوی غرب شمالی امتداد دارد ."}
{"book": "adl0940", "page": 21, "text": "ترکستان\n16\n\nحدود جنوبی ترکستان ـ از سواحل رود (آتزک)\nو شعبهٔ آن، رود (سومبار) تا کوههای خراسان و سواحل\n(تجن) با مملکت ایران محدود است. بالاتر از آن، یعنی\nاز کوه ذوالفقار گرفته، تا نهر (مرغاب) با مملکت افغانستان\nمتصل است. از مرغاب گرفته تا آمو دریا و حدود امارت\nبخارا، با کوههای (پامیر) ممتد است. بعد از آن از حدود\nآمو دریا و امارت بخارا گذشته، بوادی (پامیر) منتهی میشود.\nپامیر در آخر شرق جنوبی ترکستان واقع بوده، از\nیایلاق خیلی بزرگی عبارت است. حدود غربی ترکستان در\nاینجا بسواحل (پامیر) و (زور کول) محدود می باشد.\nطرف شرقی ترکستان را زمین هائی تشکیل می دهند\nکه از پامیر گرفته، با سواحل نهر (ایر که شتام) تا پشتهٔ کوههای\n(آلای) امتداد می یابد و از درجهٔ ۴۰ عرض شمالی گرفته\nبطرف شرق شمالی میل نموده، تا پشتهٔ کوههای (تیان شان)\nو تپهٔ (خان تانگری) کشیده می شود. تپهٔ کوه (خان تانگری)\nاز سطح دریا هفت چاقریم ارتفاع دارد. از اینجا هم باز\nبطرف شرق کشیده شده، از ساحل (ایلی) میگذرد. از"}
{"book": "adl0940", "page": 22, "text": "ترکستان\n۱۷\n(آلا تاغ) . (جلانج کول) و (آلا کول) که در ولایت یتی سو\nواقع است . گذشته، به پشته کوههای تار باتا غای می پیوندد .\nبعد ازین طرف شمالش از سلسلۀ کوههای (تار با -\nتاغای) و (آقچه تاغ) گرفته، تا ساحل (قوری سامی) کشیده\nمیشود . از آنجا تا گذرگاه نهر (آلا آیغیر) که در ساحل (چو)\nواقع است، و از ساحل نهر (چو) تا به (ساوم کول) و\n(آیتی کول) ممتد میگردد . از آنجا بیابان (قارا قوم) بطرف\nشمال غربی کشیده شده، از نهر (ایرغیز) میگذرد و راست\nبطرف غرب جنوبی، طرف شمال بحر آرال میل کرده، از کوه\n(تیرپه نمه س) میگذرد پس ازین بحر آرال را بمیانه خود\nگرفته، بسوی غرب رفته، تا به (کول سام) و چشمه های\n(سولام) و از آنجا از طرف شمال وادی (اوست یورت)\nگذشته بحر خزر خلیج (سیسار ویچ) منتهی می شود .\nحدود غربی ترکستان - از ساحل شرقی بحر خزر گرفته\nتا تنگۀ نهر (آترک) که در جنوب واقع است، ممتد میباشد .\nسطح ترکستان - سطح ترکستان خیلی گوناگون است .\nمثلاً یک طرفش از وادیهای پست عبارت بوده طرف"}
{"book": "adl0940", "page": 23, "text": "ترکستان ۱۸\nدیگرش از کوههای بلند و بزرگ پُر می باشد. طرف شمالش عموماً هموار بوده، از بیابان و صحراهای خشک و خالی عبارت است. طرف شمال غربی اش سطح کشاد و همواری را تشکیل میدهد که از هامونهای زردگِل عبارت بوده، رفته - رفته بوادیهای سیاه خاک مبدّل میشود و از دامنهٔ کوههای اورال و سواحل بحر خزر شروع شده تا سواحل بحر آزاو، بحر سیاه، نهر دو نای امتداد دارد.\nاین سطح کشاد برای ترکان قدیم بمنزلهٔ دروازه ئی بوده که بواسطهٔ آن، از اقصای آسیا حرکت نموده، باوروپا داخل می شده اند. خاقانهای باشوکت و قهرمان ترک و تاتار، همچون پایان، بالامیر، آتیلو، جوجی، باتو و تیمورلنگ ازین سطح کشاد اقوام ترک و تاتار را بآوروپا سوق می داده اند.\nاین سطح بسیط از جهت موقع جغرافی، تاریخی اقلیم و هوا با ترکستان اصلی علاقه دار است. چنانکه یکسان بودن ارتفاع آن زمین ها از دریا، فقیریِ آنها از جهت طبیعت، خشکی و بی آبی، متبادل سریعانهٔ هوا و موافقت"}
{"book": "adl0940", "page": 24, "text": "ترکستان\n۱۹\n\nسائر جهات شان از یک عنصر بودن آنها را می فهماند.\nنظر بقول علمای جغرافی، در زمانهای قدیم درین -\nزمین ها دریای بزرگی بوده، که طرف غربی آن بکوههای\nقارپات، طرف شرقی اش بکوههای آلای، طرف شمالی اش\nبکوههای آرال و ایرتیش اتصال داشته است. این دریا\nدر زمانهای مجهول التاریخ با یک تبدلات ارضیه، خشک\nو ناپدید گردیده است و دریا های خزر، آرال، آزوف\nو بعضی کولهای حاضره از آن دریای بزرگ تاریخی نمونه ئی\nمی باشند.\nطرف شمال غربی ترکستان هامونی را تشکیل میدهند\nکه این هامون از ثلث جمیع کشور ترکستان عبارت است.\nقسم بزرگ خاک این هامون شور و گل آلود بوده. آب\nشیرینش خیلی کم است و آب چاههای آن غالباً شور\nمی باشد. اینک اهالی در اطراف این گونه چاهها زندگی\nمی نمایند. ارتفاع این هامون از سطح دریا در هرجا\nیکسان نیست. ازین رو سطح زمین آن هم یکسان\nنبوده، در هر نقطه یک نوع می باشد."}
{"book": "adl0940", "page": 25, "text": "ترکستان ۲۰\n\nدر بعضی نقاط بلندیهای (اوست یورت) و در بعضی\nجاها گودیهای بحر آرال، ساری قامش و آیا ۔ پالوس را\nتشکیل می دهد.\nریگ و بیابان\nقسم بزرگ سطح ترکستان (بقدر صد هزار مربع چاقریم\nزمین ها) از بیابانهای ریگ زار و بی آب و علف عبارت\nاست.\nمیدان ریگ زاری که از سواحل بحر (آرال) و نهر\n(آمو دریا) شروع شده، تا امارت خیوه و ولایت ترکمنستان\nکشیده میشود، (قارا قوم)، بیابان ریگ زاری که در طرف\nشرق بحر آرال و در میانهٔ (سرد دریا) و (آمو دریا) واقع است\n(قزیل قوم)، ریگ زاری که از سرد دریا گرفته، بطرف\nشمال کوههای (مهاجر) ممتد است. (قارا قوم)، ریگ\nزاری که در طرف غرب جنوبی دریاچهٔ (بالقاش) واقع است\n(مولیون قوم) و ریگ زاری که در طرف ساحل نهر (ایلی)\nواقع است، (تا و قوم) نامیده می شود."}
{"book": "adl0940", "page": 26, "text": "۲۱ ترکستان\n\nریگ زاری که در طرف غربی کول بالقاش و در\nطرف شمال سواحل (چو) واقع است، بیابان (آچ دالا)\nو (بدبخت دالا) مینامند. ریگ زاری که در میانه سمرقند\nو دیزخ واقع بوده، از دو ملیون دسیا تین عبارت است،\n(آچ دالا) و یا (چول میرزا) نام دارد. بسوای اینها، ریگ\nزار و بیابانهای کوچک در اینجا نهایت درجه بسیار است.\nریگهای بعضی ازین ریگ زار ها متحرک و سیار بوده،\nنظر بوزیدن بادها، بصورت و شکلهای گوناگون در میآید.\nبتأثیر بادهائی که از طرف شرق شمالی میوزد، ریگهای\nمتحرک پشت سر یکدیگر طبقه های منتظم ترتیب میدهد و\nیا بشکل کمان توده های مسلسل تشکیل مینماید. اینک\nاین گونه ریگها را (بارخان) مینامند. این بارخانها از علف\nو گیاهها خالی بوده، بوزیدن باد ها آهسته ـ آهسته حرکت\nمی نماید. هنگام حرکت بهر چیزی که راست آید، مثلاً به\nنباتات، باغ و بوستانها، خانه و عمارتها، همه را فرا گرفته،\nمی پوشاند. این گونه ریگهای متحرک، در طرف جنوب (قزیل\nقوم) بیش تر موجود است. بعضی ریگها هم هست که در"}
{"book": "adl0940", "page": 27, "text": "ترکستان\n۲۲\nسواحل دریا و رود، تلهای مسلسل را تشکیل میدهد. حصول این ریگها بدین گونه است: آبهای دریا و رودها ریگهای سواحل را همواره لیسیده، بدرون آب میافگند. این ریگها بسبب موجهای آب، تکرار بسواحل بیرون میآیند آفتاب و باد آنها را خشکانیده حرکت میدهند و باز پشته ها میسازند. اینک این پشته های ریگی را «دیونا» مینامند چون از دور نظر کرده شود، اینها همچون امواج سخت شدۀ دریا مینمایند.\nقسم بزرگ وادی ترکستان را زمین های کشاد تشکیل میدهد. چون این زمین ها در زمانهای قدیم تک دریا بوده است. ازین جهت خاکش شور میباشد این زمین های بسیط را میتوان بسه قسمت تقسیم نمود: ۱) شور - این خاکی است نرم و از هم پاشیده که در تابستان خشک میشود. ۲) تاقر - این خاکی است که در زمین شور گلدار بوده، پس از تر شدن بآب سخت میگردد. ۳) باطلاق - این اکثراً در اطراف کولها بوده، رویش با پردۀ نازک نمکین پوشیده شده و همواره متموج میباشد. گاها روی"}
{"book": "adl0940", "page": 28, "text": "۲۳ ترکستان\nباتلاقها همچون برف با نمک سفید پوشیده میشود. این\nگونه باطلاقها در سواحل شمالی بحر خزر و در سواحل شرقی\nبحر آرال و در میانه بیابان قارا قوم، بسیار دیده میشود.\nبیابان ریگ زار\nریگ زار همواری که همچون دریای متموج بنظر میآید\nبیابان مینامند. در بیابان زمستان هوا خیلی سرد بوده\nدر تابستان زیاده گرم میشود. در بهار بسبب نرمی زمین\nکه از برفهای زمستان حاصل میشود، گیاهان و علفهای گوناگون\nمیروید و جمیع دشت را گل و شکوفه های رنگا رنگ فرا میگیرد\nولی این گیاه و علفها همین که بهار گذشته، تابستان داخل\nشود، بسبب شدت گرمی آفتاب بزودی پژمرده و خشک\nمیگردد. بعد کم کم گیاهها خشکیده، بواسطه باد چنگ و خاک\nشده، بهوا برداشته میشود و جمیع هوا را پر میکند. درین\nوقت دشت خیلی بی روح میشود. در دشت غالباً خلق\nکوچی، همچون قرغز، قازاق و ترکمان زندگی مینمایند برای\nحیوانات آنها در دشت تابستان و زمستان خوراک پیدا"}
{"book": "adl0940", "page": 29, "text": "ترکستان\n۲۴\nمیشود. حیوانات در زمستان گیاه و علف هائی که با پردۀ\nنازک برف پوشیده شده است، روی آنها را با پاهای شان\nگشاده، میچرند.\nخلق کوچی بحیوانات شان آذوقه زمستانی را پیش از\nوقت حاضر نمیکنند و حاضر کردن را لازم نمیدانند. ازین\nجهت حیوانات ایشان تمام زمستان در دشت چریده،\nگذران میکنند. لیکن در بعضی سالها روز های بهار و\nخزان از یخ بستن ناگهانی آبهای باران و برف روی زمین\nبایخ پوشیده و لغزان میشود. اینک درین وقت بحیوانات\nاز زیر پای شان آذوقه یافتن دشوار میگردد. نیز درین گونه\nسالها حیوانات چارواداران و کوچریان از گرسنگی تلف میشوند\nاینک همین حالات را بنظر اعتبار گرفته، کوچریان عدد\nحیوانات شان را کاسته، برای محافظۀ باقی حیوانات شان\nاز گرسنگی بچاره های لازمه متوسل شدند. اکنون فقط بخس\nو خاشاک دشتها امیدوار نشده، برای خوراک زمستانی حیوانات\nشان، در تابستان آذوقه های ضروری، همچون بیده و کاه\nحاضر مینمایند."}
{"book": "adl0940", "page": 30, "text": "ترکستان\n۲۵\nبیابان گل آلود\nبیابان بسیط ترکستان که در میانه بحر خزر و دریای آرال واقع است، بیابان گل آلود مینامند. در طرف جنوب غربی این بیابان، در اوایل بهار گیاههای مختلفه روئیده و در بعضی جاها گل و شکوفه نمودار میشود ولی اینها چندان دوام نمیکند. زیر اشتدت گرمی آفتاب اینها را بزودی زرد، پژمرده و خشک میگرداند در اینجا بعضی خارهای وحشی هم میروید.\nتل و تپه ها\nهر طرف ترکستان را کوههای بلند احاطه کرده است. چنانکه ترکستان عادتاً بوادیٔ میماند که در میانهٔ کوهها واقع شده باشد. در شرق و جنوب ترکستان کوههای بزرگ و بلندی موجود است که بالای آنها دایماً با برفهای زیاده پوشیده شده است در شمال ترکستان کوههائی موجود است که نشیب آرال و ایرتیش را تشکیل میدهد. در غربش\nشماره ۳ قاسم ۶ قسمت"}
{"book": "adl0940", "page": 31, "text": "ترکستان\n\n۲۶\n\nبلندی اوست یورت و تپه های سواحل بحر خزر واقع است\nعموماً این تل و تپه ها در طرفهای کنار ترکستان واقع\nبوده، به بیابان و ریگ زار های وادی ترکستان نمی پیوندد.\nبلکه درمیانه این بیابانها و تپه ها زمین های منبت و حاصلخیز\nموجود است، که خیلی قابل کشت و زراعت میباشد. بدین\nگونه جمیع اطراف وادی ترکستان زمین های بابرکت و حاصل\nخیزی را تشکیل میدهد که بهترین محل حیات و زندگی\nاز همین نقطه ها عبارت بوده، مدنیت و معموریت در آنجا\nروز تا روز ترقی میکند.\nخاک زرد\nهوای ترکستان غالباً گرم و خشک بوده، طبقه با لائی\nزمینش نازک و بی دوام است. ازین جهت هر وقت\nبواسطه باد در کوه و وادیها گرد و خاک بهوا صعود میکند.\nاینک همین گرد و خاک، چون باد ساکت شده، هوا صاف\nگردید، بروی زمین های کشاد و خصوصاً در جاهای گیاه دار\nنشسته، برنگ زرد طبقه ئی در زمین تشکیل میدهد. چون"}
{"book": "adl0940", "page": 32, "text": "ترکستان\n۲۷\n\nبروی اینها باران باریده، ترکند، سخت شده، طبقه خاک زرد\nحاصل میشود. یا گرد و خاک مذکور بواسطه باد بهوا برداشته\nشده، بکولها می افتد و در تک آب می نشیند. بدین طریق\nتک کول عصرهای بیشمار گرد و خاکها نشسته، کول تدریجاً\nپست میشود. نهایت آبش تماماً خشکیده، در جای کول\nوادی و گودی حاصل میگردد. طبقه این خاک زرد در تپه ها\nو در دامنه کوههای وسطی که از پنج چاقریم تا شصت و پنج\nآرشین ارتفاع دارد، موجود است .\nرود هائی که از کوهها جاری میشود، این خاک های زرخیز\nو بابرکت را بوادیهای گرو و پیش می برد. در بین راه\nبتأثیر جریان و موجها، این خاکها بسواحل رود افکنده\nمیشود . سپس خشکیده، بواسطه وزیدن بادها در دشتها پراگنده\nمیشود. بطریقی که در بالا گفته شده است، ازین گرد و خاک ها\nطبقه خاک زرد حاصل میشود . این زمین ها برای دهقانی\nخیلی مساعد بوده، بابرکت و حاصل خیز میباشند اینک\nاین گونه خاک را « متنی » مینامند ."}
{"book": "adl0940", "page": 33, "text": "ترکستان ۲۸\nکوهها\nوادی ترکستان را بنام هندوکش، پامیر- آلائ تیان شان، تاربا تاغای چهار کوههای مسلسل و تپه های چندی که حوضۀ آرال و ایرتیش را تشکیل داده، احاطه کرده اند.\nسلسله های هندوکش - کوهائی است که از حدود افغانستان گرفته، بسواحل بحر خزر منتهی میشود این کوههای مسلسل از کوههای تورکمان ، خراسان، قوپط کوره ن ، بالخان بزرگ و خورد و شاه قدم (کراسنوودسکی) عبارت است.\nاین کوهها اکثراً از گیاه و علف محروم بوده، بعضی نقطه هائیش از سطح دریا تا دو چاقریم ارتفاع دارد از میانۀ کوههای خراسان وترکمان رود تجن جاری میشود. ازین کوهها بطرف شرق جنوبی، کوههای (پارامیز) شروع میگردد.\nدر میانۀ کوههای (پارا میز) پشتۀ بلند هندوکش واقع است که معدن برفهای دائمی را تشکیل میدهد (آمو دریا از یخچالهای همین پشتۀ هندوکش حاصل میشود) .\nسلسله های پامیر - آلای - بلند ترین کوههای مسلسل"}
{"book": "adl0940", "page": 34, "text": "ترکستان\n۲۹\n\nبوده، در میانه کوههای هندو کش و بتیان - شان واقع\nاست. پامیر - بنام پامیر چین و پامیر روس بدو قطعه\nمنقسم میباشد. پامیر روس با کوههای هندوکش متصل\nبوده، بلند ترین نقطه اش از سطح دریا پنج و نیم چاقریم\nارتفاع دارد.\nپامیر چین یا که سلسله های (موستاغ آتا) - نیز بلند\nترین کوهها بوده، بایخچالهای دائمی پوشیده شده است\n(بلند ترین نقطه این کوه هفت چاقریم است) . در\nشمال پامیر پشته کوه (آلای) واقع بوده، بلند ترین نقطه\nاش تپه (کاو فمان) است که هفت چاقریم ارتفاع دارد.\nقسمت غربی این پشته (آلای) بدو قسمت جدا میشود:\nیکی پشته ترکستان و دیگری پشته حصار.\nاین پشته های کوه بطرف غرب کشیده شده پشته\nهای (زرافشان) را تشکیل میدهد. ولی پشته های\nترکستان بسوی شمال شرقی کشیده شده، سپس قدری\nپست تر گردیده، کوههای (مالگزار) را حاصل مینماید.\nاز اینجا باز بطرف غرب میل نموده پشته های (نورآتا)"}
{"book": "adl0940", "page": 35, "text": "ترکستان\n۳۰\nرا تشکیل میدهد. نهایت این کوهها به بیابان (قز یل\nقوم) در آمده، ناپدید میشود .\nتیان - شان - از طرف شمال فرغانه سلسله تیان -\nشان شروع میگردد . قسمی ازین سلسله ہائی که شرق\nشمالی فرغانه را احاطه مینماید، سلسلۀ کوههای فرغانه مینامند\nطرف شمال شرقی ترکستان با شعبات کوههای تیان -\nشان پر میباشد . کوههائی که در اینجا از تیان - شان\nجدا میشود، اینهاست : (تیرسکه تاغ) که در طرف جنوب و\nغرب (ایسیق کول) واقع بوده، بنام سوسا - میزاغ، تلاس\nآلاتاغ، قارا تاغ و کوه قارا کول جدا میشوند . این کوهها سردریا\nرا در جنوب گذاشته، بطرف شمال و غرب کشیده میشود و\nدر بیابان (پیکه ساری) نا پدید میگردد .\nدر محلی که کوههای (تیرسکه تاغ) و تیان - شان (کوک\nشاآل) بیکدیگر می پیوندد، بلند ترین تپۀ تیان شان کوه\n(خان تانگری) واقع است (خان تانگری) از سطح دریا\nهشت چاقریم مرتفع میباشد . کوه مذکور از تیان - شان\nمنشعب شده، سلسلۀ کوههای (کونگه آلا تاغ) را تشکیل"}
{"book": "adl0940", "page": 36, "text": "ترکستان\n۳۱\nمیدهد . طرف شرقی جونغاریا آلاتاغی، در میانهٔ ترکستان چینی و ترکستان غربی «حد فاصل» میباشد .\nکوههای «تیان - شان» چون از شهر قارا کول گذشت برفگاههای دایمی شروع میشود . رود های شمالی و شرقی ترکستان ازین برفگاها و یخچالهای تیان - شان آغاز میگردد . درین کوهها هر وقت زلزله بوقوع میآید (در سال ۱۸۸۷ و ۱۹۱۱ در آلماتا زلزله های مدهش بوقوع آمده بود) . پشته های تیان - شان خیلی کشاد و بجاهای بسیار منبط میشود (طولش بقدر پنصد چاقریم است) . درین کوهها ثروتهای طبیعی، معدنهای گوناگون و سنگهای گرانبهایی اندازه فراوان است ولی حیفاکه تاکنون بقدر لزوم این معدنها استخراج و از آنها استفاده نمیگردد.\nسلسلهٔ تار باغاتای - در کوشهٔ شمال شرقی ترکستان بوده، پشته های تار باتاغای بطرف چین و پشته های آقچاتاغ بطرف غرب ممتد میشود . این پشته ها بطرف شمال غربی میل نموده، کوههای چنگیز تاغ) و (قارقالی تاغ را تشکیل میدهند . (بلندی کوه تار باغای دو و نیم چاقریم"}
{"book": "adl0940", "page": 37, "text": "ترکستان\n۳۲\nاست ) .\nاقلیم و هوایش\nکشور ترکستان از دریا دور بوده، از جهت اقلیم و هوا\nبتاثیر باد و آفتاب تابع است.\nبسبب اینکه طرف جنوب و جنوب شرقی ترکستان\nرا کوههای بلند احاطه میکنند ازین رو باد های مرطوب\n(موسسونها) که از بحر محیط هندی میوزد، بترکستان در آمده\nنمیتواند.\nباد ہائی که از طرف غرب میوزد، چون از آدر و پا گذشت،\nرطوبت خود را در بین راه غایب نموده، بترکستان خیلی کم\nرطوبت میآورد. از آنجائی که جهات شمالی و شمال شرقی\nترکستان کشاده و بی دیوار است. آن طرفها بباد های سرد\nو باد های خشک هر وقت معروض میگردد. این باد ها\nمرطوبیت خود را در کوههائی که سطح مایل آرال و ایزنیش\nرا تشکیل میدهند، گذاشته، بترکستان بحالت خشکی داخل\nمیشود."}
{"book": "adl0940", "page": 38, "text": "۳۳ ترکستان\nآفتاب ترکستان خیلی گرم، زمستانش زیاده سرد و\nتابستانش بشدت گرم است. در ترکستان بیشترین ایام\nسال، روی آسمان کشاده و صاف میباشد. بسبب خشکی\nفوق العاده تبخر هم کم بوده، بهوایی تأثیر است. در تابستان\nهم روزها گرم و شبها سرد میشود. بهار و پائیز کوتاه ،\nتابستان دراز و زمستان بارانی ( در بعضی جایها سیر برف )\nبوده، در وقت دیگر باران کم میبارد . این حال غالباً\nدر وادیهای ترکستان بوقوع میآید. ولی در جاهای\nنزدیک بکوه و در اهواز ها هوا خیلی مرطوب بوده، باران\nزیاد میبارد.\nدر خزان و زمستان در اینجا دومان پیدا شده گاهها\nبرف هم میبارد. عمومیتۀ در ترکستان هوا بسرعت\nمتبدل شده، گاها بشدت گرم و گاها بنهایت سرد میگردد\nبعضی سالها در ترکستان سرما به ۲۰ درجه و در دشت\nبه ۳۰ و در بالای پامیر به ۴۶ درجه و در تابستان\nگرما (در سایه) به ۴۰، حتّی به ۴۵ درجه میرسد. ریگهای\nبیابان در آفتاب تا به ۷۰ درجه گرم و سوزان میشود ."}
{"book": "adl0940", "page": 39, "text": "ترکستان ۳۴\nر در ترکستان در عرض یکسال ۱۸۰ روز هوا کشاده و\nصاف بوده، اکثراً باد ناک و خشک است). بسبب\nاقلیم و هواست که زمستان ترکستان دایم یک نوع نبوده،\nمختلف میباشد. بعضی سالها در ترکستان زمستان کوتاه و\nبعضی سالها دراز است و در دشتها برفهای زیاد باریده،\nیخ بندیهای شدید بوقوع میآید. در چنین سالها بحیوانات\nچار واداران خیلی ضرر میرسد.\nدر ترکستان بهار هم گوناگون است. بعضی سالها\nدیرتر و بعضی سالها خیلی زود آمده، هنوز در ماه حوت\nدرختان زردالو و آلوچه گل میکنند. ولی بهار چنانکه زود\nمیآید، همچنان زود هم میگذرد. بمجرد گذشتن بهار، گرمای\nشدید و بی رحم ترکستان میآید در تابستان زمین هائی که\nآبیاری نشده، بهاری نامیده میشود، (یعنی با آب باران\nزراعت ها میروید)، در آفتاب خشکیده، از شدّت خشکیدن\nمیترکد. اینک درین وقت اگر اندکی باد وزد، چنگ و\nخاک این زمین ها بهوا بر داشته شده، جمیع هوا را چنگ\nو خاک پر میکند و کسی نمیتواند که بآسودگی نفس بگیرد"}
{"book": "adl0940", "page": 40, "text": "ترکستان ۳۵\nبعضی وقتها از جنوب بادهای گرم وزیده، بگیاهها خیلی ضرر میرساند.\nهوای ترکستان عمومیتۀ سالم و برای صحت انسانی فایده ناک است. ولی در جاهای باطلاقی تب و لرز، در کوهستانها درد (غوری)، در طرفهای زر افشان و در شهرهای بخارا و خجند علت (رشته) و در ولایت ترکمنستان و فرغانه نوعی جراحت و زخمی که (مرض سارّ) نام دارد، شیوع یافته است. با این همه، اگر آب ترکستان را انسان جوشانیده، بخورد و پاکیزگی و نظافت را رعایت کند، میتواند ازین مرضها خلاص گردد.\nآبیاری ترکستان\nبسبب خشکی هوا، کمی باران، عمومیتۀ قلت رطوبت هوا و مخصوصیٔ طبیعت زمینش، حیات و زندگی ترکستان فقط در سایهٔ آبیاری صنعی و دستی حاصل میشود.\nزمین ترکستان بغایت منبت و حاصلخیز و خاکش بابرکت است. ولی باوصف این، اگر آبیاری نشود، هیچ فائده ئی"}
{"book": "adl0940", "page": 41, "text": "ترکستان ۳۶\n\nنمیرساند. دهقانان ترکستان همین که در بهار زمین شان را\nشخم نموده، تخم افشاندند، چشم شان را برودها و جویها میدوزند.\nشب و روز بخدا زاری نموده، فیضان رود را دعا میکنند.\nزیرا جمیع امید و استقبال ایشان بهمین آب وابسته است. اگر\nدر وقتش آب نیاید و یا به (چقر) دهقانان آب بیرون نشود،\nزراعت ایشان خراب و محو میگردد. آفتاب گرم و سوزان ترکستان\nو بادهای تند و تیز آن، زمین را بزودی خشکانیده، میترکاند\nو تخمهای زیر زمین را سوزانیده، پوچ مینماید و بدین\nگونه دهقان را از آذوقه سالانه اش محروم میگرداند.\nچون آب در وقتش بیاید و زمین ها دو سه بار آبیاری\nشود، کفایت میباشد.\n\nچون زمین ترکستان هموار و اکثراً پست است،\nلهذا برای آبیاری خیلی مساعد میباشد. رودهای\nترکستان که از کوهها جاری است، سالی دو بار، در بهار\nو تابستان فیضان میکند. بسبب این فیضانها بزمین\nبسیار آب بر آمده، بدشتهای پژمرده روح تازه میدهد.\nهر سال این فیضان ها در وقت معین بوقوع میآید."}
{"book": "adl0940", "page": 42, "text": "۳۷\nترکستان\n\nدر تابستان چون هواها رو بگرمی گذاشت، برفها و\nیخچالهای بالای کوه آب میشود و بدین واسطه آب رودها\nافزوده، فیضان میکند. این رودها از جاهای خیلی بلند،\nبطرف پستی به شدّت جاری گردیده، چون بوادی\nترکستان رسیدند، شدّت خود را گم کرده، بآرامی روان\nمیشوند. اینک بدین جهت سنگریزه، ریگ گل و آهک\nهای زیادی را از بلندیهای کوه و از بین راه نشان\nبا خود میآورند و این مادّه ها در گلوگاههای رود جمع\nشده، کم کم بالا میآیند و جزیره ها و نیزارها را ایجاد\nمینمایند. اینک در چنین زمین هائی که از مادّه های\nرودی حاصل شده است، زراعت بخوبی بعمل میآید.\nقسم بزرگ رودهای ترکستان آبهای خود را بدریا های\nبیرونی نمیریزند. بلکه در خود ترکستان صرف مینمایند\n(مگر نهر آتژه ک که بحر خزر جاری میشود).\nنهرهای ترکستان، نسبت بسطح ترکستان مساوی\nتقسیم نیافته اند. مثلاً در طرف غرب ترکستان نهر هیچ\nموجود نبوده، طرف شرقش از نهرهای گوناگون پُر میباشد."}
{"book": "adl0940", "page": 43, "text": "ترکستان\n۳۸\n\nقسم بزرگ این رودها بدرون ریگ زار و بیابانها در آمده، ناپدید میشود. بعضی از آنها در مصب خود کول و با طلاقها تشکیل میدهد. قسمی ازین نهرها را برای آبیاری زمین ها و باغها بجویهای متعدد تقسیم نموده، تمام میکنند. آب رود های ترکستان بدو گودی میریزد که یکی دریاچه آرال و دیگری کول بالقاش میباشد (ولی نهر «آتره‌ک» که در جنوب ترکستان واقع است، بحر خزر میریزد. بسوای اینها، از کوه قوپط چندین نهرها جاری میشود. ولی اینها خورد بوده، برای ترکستان چندان اهمیت ندارند. ازین جهت مصب و حوضه مخصوصی هم تشکیل نمیدهند.\nحوضه آرال\nنهرهای تجن (هیر برود) و مرغاب اگرچه بدریای خزر نمیریزند، با همه آن اینهارا از آب آرال میتوان شمرد. رود تجن در حدود ایران واقع بوده، کوههای تور کمان و خراسان را قطع نموده، بطرف بحر آرال روان میشود."}
{"book": "adl0940", "page": 44, "text": "ترکستان\n۳۹\nسپس بدرون بیابان قارا قوم در آمده، نا پدید میگردد.\nنهر مرغاب از افغانستان خارج شده، بترکستان داخل\nمیگردد و بسوی دریای آرال جاری کشته، نیز در همین\nبیابان قارا قوم نا پدید میگردد. هردوی این نهرها بواسطهٔ\nجویهای بی شمار زمین های بسیاری را آبیاری میکنند\nو در میانهٔ دشت ریگی اهواز های بزرگی را ایجاد مینماید\nلیکن روز های تابستان آب این نهر ها خیلی کم وحتی\nتماماً خشک میشود .\nسیر دریا و آمو دریا - این دو رود که بنام قدیمه\nاشان (جیحون) و (سیحون) نامیده میشوند، بمنزله دو\nرگ حیات ترکستان بوده، از میانهٔ ترکستان جاری\nمیشوند. اینها منبع خود را از کوههای تیان شان و\nهندوکش میگیرند. این دو نهر بطرف راست و چپ\nاز خود خیلی شاخه ها و شعبه ها جدا کرده، زمین های\nبسیاری را آبیاری نموده، دشت و بیابانهای بی پایان\nرا آباد میگردانند.\nآمو دریا - این نهر از یخچالهای هندوکش و پامیر"}
{"book": "adl0940", "page": 45, "text": "ترکستان\n۴۰\nشروع شده، بطرف غرب جاری میگردد و بحر (آرال)\nمیریزد (این رود خیلی سریع الجریان بوده، بقدر ۲۵۰۰\nچاقریم طول دارد) . قسم بالائی آمو دریا در پنچ، نامیده\nمیشود . سپس به وی رود های (واخش)، (کافیر نیغان)\nو (سور خان) پیوسته، بزرگ میشود و چون بوادی آمو\nدر آید، نام (آمو دریا) را میگیرد . بیش ترین شاخه و شعبه\nهای آمو دریا در خاک امارت بخارا بوده، چون از\nپشته های کوه حصار گذشته، بوادی ترکستان در آید،\nرود دیگری به وی نخواهد پیوست . بعد ازین آب آمو\nدریا را بواسطه جویها بهر طرف برده، بآبیاری دشتهای\nخشک صرف میکنند . آمو دریا هر قدر که از اینجا پایان\nتر برود، به وی هیچ آبی مخبوط نخواهد شد . بلکه بواسطه\nجویهای بسیار از آب وی زمین های فراوان را آباد\nمینمایند .\nآمو دریا در مجرای پایانی خود از شهر های (دارغان\nآتا) و (نپینه ک) که در ساحل چپش، تا شهر (قونغزاد)\nکه در مصبش واقع است، بقدر سیصد و شصت جویهای"}
{"book": "adl0940", "page": 46, "text": "۴۱\nترکستان\n\nبزرگ و کوچک، خاک امارت خیوه را آبیاری نموده، بیک ملیون اهالی اینجا حیات می بخشد. درازی مسافتی که این رود آبیاری میکند، بقدر سیصد چاقریم میباشد.\nآمو دریا در نواحی مصب خود، بشعبه های متعدده جدا شده، جزیره ها حاصل مینماید. درین جزیره ها نیزارهای غلیظ و باطلاقهای وسیع موجود است که در نیزار ها حیوانات درنده همچون پلنگ، شیر، گراز، سیاه گوش و در باطلاقها مرغان وحشی آبی بسیار میباشند.\nپہنای آمو دریا از یک تا چهار چاقریم بوده، ہنگام فیضان تا به پنج - پانزده چاقریم پہین میشود. آب آمو زردچه و غلیظ بوده، لیکن بزودی صاف میشود و خیلی گوارا میباشد.\nسر دریا - این رود از برفزار و یخچالهای تیان شان شروع شده، بحر آرال میریزد. طول سر دریا ۲۸۰۰ چاقریم است. سردریا از آمیزش دو رود که (نارین) و (قارا دریا) نام دارد، حاصل میشود. رود نارین مستقلاً بقدر ۷۰۰ چاقریم جریان نموده، در نزد شہر نمنگان با"}
{"book": "adl0940", "page": 47, "text": "ترکستان\n۴۲\nزقارا دریا، آمیخته، نام (سرداریا) را میگیرد. اهمیت سرداریا\nبرای ترکستان از آمو دریا کمتر نیست. سرداریا هم خیلی\nزمین ها را آبیاری کرده خیلی دشتهای بی جان را آباد مینماید.\nتنها خود قارا دریا بیش از پنجاه جویهای بزرگ را آب میدهد.\nجویهای که از رود نارین کشیده شده است. جمیع خاک\nفرغانه را آبیاری نموده، بملیونها آدمان غله و آذوقه میرساند\nبرای آبیاری بیابان (آچ دالا) و یا (بد بخت دالا) از\nسرداریا جوی رومانوف و جوی نیکولای یکم کشیده شده\nاست که این جویها بزمین های بسیار حیات می بخشند.\nتنها جوی رومانوف ۴۵ هزار دساتین زمین را آبیاری\nمیکند).\nشعبه های سرداریا که نهر (چرچیق)، (آنغوین) و (کیلیس)\nنامیده میشود، نیز زمین های بسیاری را آبیاری می نماید.\nدرازی چرچیق صد و پنجاه چاقریم بوده، از وی بیش\nاز چهل جوی جدا میشود. از طرف راست سرداریا بنام\n(آریس) جویی می پیوندد که این هم در محال چمیکند\nخیلی زمین ها را سیراب میکند."}
{"book": "adl0940", "page": 48, "text": "۴۳ ترکستان\nسرد دریا باهمه شعبه های خود بقدر یک ملیون و پنجاه\nهزار دساتین زمین را آبیاری میکند. گویا این رود تخمیناً\nنیمه زمین های کارم ترکستان را آبیاری مینماید.\nسرد دریا تا موضع (جوله ک) از پشته کوه قارا تاغ\nجاری شده، از آنجا به بیابان قزل قوم در میآید و به\nچندین شعبه ها جدا میشود . سپس باز بیکدیگر پیوسته\nاز نزد شهر (آق مسجد) و (قازالی) گذشته، بدریا ی\nآرال میریزد. سرد دریا بنام (تیره ن اوزه ک) و (ینگی دریا)\nشعبه هائی و بنام (قو واک دریا) مجرای قدیمی دارد .\nآب زرد رنگ و غلیظ سرد دریا گوارا و شیرین بوده،\nبرای صحت مفید میباشد . سرد دریا در مصب خود نیزار ها\nو باطالقهای فراخی تشکیل میدهد. در اینجا حیوانات درنده\nهمچون پلنگ و گراز و بعضاً گوزن و آهو دیده میشود .\nاز مرغان شکاری هم در آنجا قرقاول، مرغابی، غاز وغیره\nبسیار است .\nرود زر افشان - این رود وادی هم نام خود و\nدره های بین کوه را آبیاری میکند . این رود از"}
{"book": "adl0940", "page": 49, "text": "ترکستان\n۴۸\nیخچالهای پشتهٔ زرافشان سر شده و از ولایت سمرقند\nو امارت بخارا گذشته، بقدر صد چاقریم بآمو دریا مانده،\nدر بیابان قزیل قوم ناپدید میشود. وادی زر افشان\nاز زمانهای قدیم اهواز محصولدار و با برکتی شمرده میشود.\nدر اینجا اهالی پر شماره ئی سکونت مینمایند. اهالی که در\nوادی زر افشان زندگی مینمایند در دهقانی و باغبانی از\nاوستادان درجهٔ اوّل شمرده میشوند. شالی (برنج) مملکت\nترکستان اکثراً در وادی زر افشان کشت و کار میگردد.\nحوضهٔ بالقاش- حوضهٔ بالقاش از مصبّ رودهای\nشور آبی که بهمین اسم موسوم است و رود هائی که از\nکوههای اطراف کول جاری میشود، عبارت است. این\nحوضه از حوضهٔ آرال باقاراتاغ، پشته های قولا بناش و\nکوههای تیرسکه تاغ جدا میشود.\nکول بالقاش (و یا دریای قرغزه)- از سطح دریا ۳۷۰\nآرشین بلند بوده، درازی اش ۶۰۰ چاقریم، پهنایش\n۸- ۸۵ چاقریم است. سطح این دریاچه ۱۹۶ هزار\nچاقریم میباشد. مهم ترین رود هائی که بکول (بالقاش)"}
{"book": "adl0940", "page": 50, "text": "۴۵\nترکستان\n\nمیریزد، رود (ایلی) است که از کوه (خان تنگری) جاری\nمیشود. بغیر این رودهای قاراتال، آقسو، چوار آغاج و\nآیا گوز هم بدریا چه (بالقاش) میریزد. درین حوضه بالقاش\nکولهای نمکین بسیار است که از دریای بزرگ زمان قدیم\nباقی مانده است.\nایسیق کول- این کول در میانه کوههای (کونگه تاغ)\nو (تیرسکه آلا تاغ) واقع بوده، سطحش از دو هزار و سیصد\nآرشین عبارت است. رود (چو) که از بیابان (مویون\nقوم) بقدر نهصد چاقریم جاری شده، بکول (ساو مال)\nمیریزد و رود (تالاش) که بقارا کول میریزد، ازین\nایسیق کول خارج میشوند.\nدر نقطه آخرین شمال شرقی ترکستان، در میانه کوههای\n(تارباغاتای) و (آلا تاغ جونغاری) بنام «آلا کول» دریاچه\nبزرگی واقع است. در نزدیکی این دریاچه، کوهها قدری\nپست شده، گذرگاه فراخی را تشکیل میدهد. در زمانهای\nقدیم اهالی پشت کوه آسیا، از همین گذرگاه جونغار یا\nبمملکت ترکستان میگذشتند."}
{"book": "adl0940", "page": 51, "text": "ستان ٤٧\nدر طرف غربی حوضۀ بالقاش بنام (تیلی کول) دریاچۀ\nدیگری موجود است که رود (ساری سو) به وی میریزد .\nازین رود هم نقاط بسیار ترکستان آبیاری میشود .\nنباتات وحيوانات\nترکستان نظر به اقلیم و هوا و طبیعت زمینش در\nهرجا یک نوع میباشد . چنانکه در بیابانهای ریگ زار،\nدر بارخانهای کوچنده، میتوان هر گونه گیاه و علف ها،\nرستنی و بوته ها تصادف نمود. مثلاً سکساول، قویان\nسویاک و بوته های کلفت و سخت، همچون درخت میروید\nدر زمین های گلزار و شورستان گیاههای سخت و دراز،\nهمچون خارهای گوناگون بهم میرسد. در فصل بهار این\nزمین ها باگل و شگوفه های گوناگون، لاله، کوکنار، سوسن\nوغیره پوشیده میشود. ولی این گل و شگوفه ها در مقابل\nآفتاب گرم بزودی پژ مرده شده، خشک میگردد و\nبوزیدن باد ها بچنگ وخاک مبدل شده بهر سو پراکنده\nمیشود ."}
{"book": "adl0940", "page": 52, "text": "ترکستان\n۴۷\nدر ترکستان جنگل در حکم هیچ است . ولی بوته و درختهای گوناگون و نیزار هائی که در سواحل رودها موجود است، وظیفهٔ بیشه را ادا مینماید . در این بیشه‌ها سفیدار، بید، سنجد بسیار است ولی در کوهستانهای ترکستان همه گونه گیاهها و علف‌ها میروید . در تپه هائی که از سطح دریا ۲۵۰۰ آرشین مرتفع است، همه گونه خار و خس‌ها، علف‌های زرد، گندم، جو، جودار، زغیر، کتان میروید . در تپه هائی که از سطح دریا ۳۵۰۰ آرشین ارتفاع دارد، جنگلهای درختان برگ دار پیدا میباشد درین جنگلها زردآلو، شفتالو، گردکان، سیب، ارمود و سایر درختان میوه دار موجود است . در نقاط ازین هم بلند تر همه گونه درختان خار دار و سخت همچون کاج صنوبر، بلوط میروید . در جاهای ازین هم بلندتر، یعنی در نزدیکی طبقهٔ برفی زرشک، زیره، شلید، فلفل و مانند این گیاهان دیگر هم میرسد .\nاز حیوانات در وادیها و در جاهای هموار ترکستان حیوانات وحشی گوناگون بسیار است . در ریگزارها و"}
{"book": "adl0940", "page": 53, "text": "ترکستان ۴۸\n\nدشتها آہو، غزال، گوزن، زرافہ، گرگ، روباہ، شغال ، خرگوش و موشهای گوناگون زندگی مینمایند.\nاز پرندگان جیق، دواداق، ساجا، قارا باور، قولاق باور، زاغ دشتی، بوم، صعوہ، گنجشک و انواع غاز ہا موجود است. از حشرات زاحفہ (خزندہ) سوسمار ہای گوناگون (سوسمار لیکیس بقدر دو آرشین درازی دارد) مار ہای مختلفہ ( در ترکستان جنوبی مار ہای پشم دار و شاخ دار موجود است)، سنگ پشتہای خاکی بسیار میباشد از جانوران (ہوام) (یعنی بی استخوان) کژدم، بویی، میز ہیر، قارا قورت و از حشرات زہر دار مگس و پشہ ہای گوناگون، ملخ فاس موجود است.\nدر نیزار ہا و عموماً در جاہای سیر علف، حیوانات وحشی و درندہ، ہمچون پلنگ، گربۀ دشتی، گوزن، گراز، شغال واز پرندگان قرقاول، بلبل، کبک/کبوتر مصری بوم وغیرہ خیلی پیدا میشود.\nدر کوہستانہا حیوانات درندہ، آہو، گوسفند کوہی، القار، گوزن، خرس، پلنگ، گربۀ کوہی گرگ، سوسمار/روباہ"}
{"book": "adl0940", "page": 54, "text": "ترکستان ۴۹\n\nوغیره بسیار است . از پرندگان قارا قوش، بورکوت ،\nچیل چیلیک، سیمرغ، باز، شاهین، شونقار، کلنخات، جامی\nکبک، بیدانه، مینا، طاوس و سائر مرغان خواننده فراوان\nمیباشد .\nهمچنین در کوهستانها « قوناس » نام حیوانی موجود\nاست که مادۀ آن را بجای گاو استعمال نموده، نرش را\nبیار کشیدن و شیار نمودن زمین بابکار میبرند . قوناس\nنر در میان کوههای بزرگ برای بار کشیدن خیلی مناسب\nبوده، حیوان پر زور و متحملی میباشد .\nخلق و نفوس ترکستان - اقلیم و هوای ترکستان\nو طبیعت زمین اش بزندگی و معیشت اهالی ، حتّیٰ\nبسکونت ایشان هم تأثیر کرده است . در اهواز ها طبیعی\nاهالی بیش تر و هیچ تر سکونت نموده، ولی هر قدر که\nبطرف کوهها بیش تر رفته شود، هما نقدر اهالی کمتر میشود\nو خصوصاً در دشتها خلق خیلی کم و در ریگزار ها و بیابانها\nآدم هیچ زندگی نمیکند. حاضر در ترکستان (با امارت بخارا\nو خیوه) تقریباً دوازده ملیون نفوس زندگی مینماید ."}
{"book": "adl0940", "page": 55, "text": "ترکستان\n۵۰\nپر نفوس ترین نقطهٔ ترکستان ولایت فرغانه و وادی\nزر افشان است. بحساب میانه در اینجا در هر چاقریم\nمربع زمین ۳۵ نفر، در ولایت سمرقند ۱۳ نفر، در بخارا\nو خیوه ۸ نفر، در ولایت سرد دریا چهار و نیم نفر، در ولایت\nیدی سو ۳ نفر و در ولایت ترکمنستان یک نفر سکونت\nمینماید. ولی در وادی پامیر بهر نفر آدم ۲۶ مربع چاقریم\nزمین چهار و نیم نفر آدم سکونت مینماید.\nخلق ترکستان- در وادی توران از زمان های خیلی\nقدیم که تاریخ قادر بر ضبط آن نیست، از نسل (آریان)\nملت تاجیک زندگی مینماید. همچنین از نسل (توران)\nترکانی که در زمان قدیم تاجیکان را مغلوب کرده، در\nترکستان مسکن گرفته اند، زندگی دارند. پنج- شش عصر\nقبل از میلاد حضرت عیسی در ترکستان بنام (سای ما\nساغیتت) (یویچی)، (ساق)، (اسکیف) و یا (اسکیتت)\nقبایل ترک میزیستند. بعد از اینها در زمانهای مختلفه،\nملت های گوناگون خارجه آمده، در ترکستان فرمانروایی\nکرده اند. در زمان حاضر هم بقیه های بعضی از همان"}
{"book": "adl0940", "page": 56, "text": "ترکستان\n۵۱\n\nملت ها موجود اند. ولی از یونانیان هیچ اثری باقی نمانده\nفقط بعضی داستانهای افسانه آمیزی که دربارهٔ اسکندر ما\nکیدونی موجود است، یونانیان را یادآوری مینماید. بعضی\nملتها، مثلاً ایرانیان قسمی از قوم خود (تاجیکان) را در اینجا\nگذاشته خود شان بطرف جنوب رفته اند. بعضی دیگر هم\nهمچون سارتها با اهالی بومی اصلی اینجا آمیزش کرده، تمثل\nنموده اند. برخی هم باوجود اینکه در ترکستان عصرهای\nبسیاری سکونت مینمایند، هنوز قومیت خود را محافظه میکنند\n(مثلاً یهودیانی که اصلاً از فلسطین هستند و عربهای بخارا\nو خیوه که در عصر سعادت بصفت مجاهدی برای فتح\nترکستان و نشر دین اسلام از عربستان آمده اند).\nدر عصر نوز دهم روسها ترکستان را ضبط نموده، این\nخطه را همچون مال میراثی که از پدر شان مانده باشد بطور\nدلخواه شان اداره مینمایند و از ثروتهای طبیعی ترکستان\nاستفاده میکنند. بسبب نبودن حمیت ملیه در ترکان\nمحلی و استعداد نداشتن ایشان برای حاکمیت، هنوز\nهم روسها در ترکستان حاکمیت و فرمان روائی خود را"}
{"book": "adl0940", "page": 57, "text": "ترکستان ۵۷\n\nمحافظ مینمایند . (حال آنکه روسها در ترکستان فقط ۵ \nفایض اهالی را تشکیل میدهند) .\nاهالی اصلی و بزرگ ترکستان قازاق ـ قرغزان \nهستند که هنوز سیما و قیافت ، عرف و عادت ترکی \nرا محافظه میکنند . بعد از آنها ترکان چغتای (اوزبک \nو سارت) ، ترکمان ، قارا قالپاق ، قپچاق ، اویغور ، تارانچی \nو دونگان میباشند .\nسارتها بقول بیش ترین عالمان ، قومی اند که از \nاختلاط ایرانی ، یا تاجیک ، با اوزبک پیدا شده اند . \nیعنی بسوای ایرانی و اوزبک ، قوم تازه ئی میباشند .\nتاجیکان و غلچه گان ـ اینها بجنس \"آری\" \nمنسوب بوده ، از نسل ایرانیان هستند که از زمانهای \nخیلی قدیم در ترکستان زندگی مینمایند و یا هنگام استیلای \nایران ترکستان را در اینجا متوطن شده اند .\nتاریخ ابتدای تمدن و معیشت در ترکستان\nنظر بروایات ، تاجیکانی که بجنس آری منسوب هستند ،"}
{"book": "adl0940", "page": 58, "text": "ترکستان\n۵۳\nقدیم ترین اہالی حضری و کوچی ترکستان می باشند. همچنین قوم (اسکیف) و (ساق) که در سواحل بحر سیاه و بحر خزر و قوم (ماساغیلت) که در سواحل بحر آرال، دریاچۀ بلقاش و ایسق کول سکونت میورزند، از جنسی هستند که بآنها خون (آرمی) مخلوط شده است در سفر و استیلای شاهان قدیم ایران کیکاوس (که از طرف ماساغیلتان سواحل سردریا مقتول شده بود)، دارا و اسکندر ماکیدونی بجنس و نسل خلق ترکستان خیلی کم تاثیر کرده و یا هیچ تاثیر نکرده است. احتمال است که تاجیکان و غلچه گان حاضره بقیه های همان ایرانیان قدیم باشند که در سفرهای سابق ایران در ترکستان ساکن گردیده اند.\nاسکندر ماکیدونی ۳۳۰ سال قبل از میلاد، آسیای وسطی و ترکستان را ضبط کرده، در ساحل سردریا اقامت گزیده و در نزدیکی شهر خجند بنام «اسکندریۀ دور» شهری بنا کرده است. سپس بخلق صغد (در خطۀ بین سردریا و آمو دریا) بقدر سه سال پادشاهی کرده، در"}
{"book": "adl0940", "page": 59, "text": "ترکستان ۵۴\n\nاینجا چندین شهرها و قلعه‌ها انشا نموده است و برای اقامت تابستانی خود شهرهای ماراکند (سمرقند) و باکترا (بلخ) را بناکرده است ولی با همهٔ این، یونانیان در ترکستان زیاد زیستن نتوانستند و پس از وفات اسکندر مالیکدونی در ترکستان بحاکمیت یونان نهایت داده شد.\nپس از یونانیان، (ئویچی) نام قبیلهٔ ترکی از طرف آلتای و ایسق‌کول بترکستان آمده، فرمان روا گردیدند. بعد از اینها از جهات ترکستان شرقی و آلتای ترکان هون حرکت نموده، قبایل متفرقهٔ ترک را بیکجا گرد آوردند و قاآنی بزرگی تشکیل دادند. در اوایل عصر سوم میلادی حاکمیت هونها خاتمه یافته، ملت ترک را تاتاران (جوجان - سیاپنی) بقدر پنج عصر اداره نمودند. نهایت در عصر ششم در میانهٔ کوههای آلتای ترکان هون که از جوجان‌ها فراری بودند، بنام (توکیو) و یا (اوغوز) خروج نموده، ترکستان را از نو ضبط کردند و بنام - «قاآنی بزرگ اوغوز» حکومتی تشکیل دادند. این ترکان"}
{"book": "adl0940", "page": 60, "text": "۵۵ ترکستان\n\nاوغوز بعلم و مدنیت خیلی خدمت کردند. الفبای قدیم ترکی را همین ترکان اوغوز ایجاد نموده اند (حروفاتی که در ہیکل قاآنهای بیلگہ و کول تیگین نوشته شده است). چون دین اسلام ظاهر شده عربها بفتوحات پرداختند. عراق و ایران را هم ضبط کردند. در عصر هفتم عربها از طرف جنوب در تحت امارت (ابن کرایز) نام سرداری بترکستان داخل شدند. بعد ازین، در سال ۷۱۴ میلادی عسکر عرب که در تحت امارت قتیبه بن مسلم واقع بودند مملکت صغد و بخارا را فتح نمودند و سپس تا بمملکت کاشغار - چین رفتند.\nعربها چون بترکستان آمدند، در بین ترکان به نشر دین اسلام پرداخته، بجای مدنیت ترک کم کم مدنیت عرب و اسلام را در آوردند. در بخارا، سمرقند و فرغانه مکتب و مدرسه های بسیاری کشاده بخلق علوم و فنون گوناگون آموختند. حروفات ترکی را متروک گردانینده بجای آن حروفات عرب را جاری کردند. حتی یکدرجه بزبان ترکان هم"}
{"book": "adl0940", "page": 61, "text": "ترکستان ۵۶\n\nتاثیر کردند . اینک بدین گونه مدنیت قدیمۀ ترک را خراب نموده،\nبجای آن مدنیت عرب و اسلام را تأسیس نمودند.\nدر عصر دهم میلادی، ترکستان را ترکان غزنوی،\nبعد از آن ترکان سلجوقی استیلا نمودند که سلطان محمود\nغزنوی، ملکشاه و سنجر ماضی از پادشاهان غیور و مدبر\nاین ترکان میباشند. در عصر دوازدهم میلادی از\nطرف شرق ترکستان حرکت و جنبش مغول و تاتار\nشروع شده، نهایت در اوایل عصر سیزدهم ( در\nسال ۱۲۱۹ میلادی ) در تحت ادارۀ چنگیز خان\nمغولان بترکستان در آمدند و در زمان اندکی تمام کشور\nترکستان را استیلا نموده، اداره کردن گرفتند.\nچنگیز خان با جمیع قوم مغول - ترک مملکت چین،\nهند، ایران، حتی در شرق آور و پا زمین های بسیار\nاسلاوان را ضبط نموده، سلطنت بزرگی که هنوز مثل\nآن در دنیا دیده نشده است، تشکیل داد در آن\nزمان مملکت چنگیز شرقاً با بحر محیط کبیر، غرباً با رود\nهای نیمان و دنپر، شمالاً با توندری سیبریا، جنوباً بانهر"}
{"book": "adl0940", "page": 62, "text": "ترکستان\n۵۷\nدهیندروس) و بین النهرین محدود بود .\nدر سال ۱۲۲۴ میلادی چنگیز عسکر ترک - مغول\nرا در تحت اداره (سوبوتای) و (جه به ) نام سرداران\nمشهور، بفتح جهات غرب و جنوب گسیل داشت .\nاین عسکرها از کوههای قافقاز گذشته، با روسها و قپچاقها\nجنگیدند و آنها را مغلوب نموده، این نقاط را ضبط\nکردند . از آنجا بطرف شمال تر رفته، مملکت ترکان\nبلغار را نیز خراب نمودند . چنگیز در سال ۱۲۲۷\nمیلادی وفات نموده، بعد ازین، اگرچه مملکت اورسماً\nدر اداره قاآن بزرگ که در قارا قوروم اقامت داشت\nمحسوب میگردید، ولی در حقیقت بنام شرقی، غربی و\nجنوبی بسه اولوس جدا شده، اداره میگردید . اولوس\nجنوبی مغول از آمو دریا تا مملکت مصر ممتد بود . این\nاولوس در زمان کمی بچندین امارات خورد منقسم گردیده\nبود . چنانکه زمین های بین سرد دریا و آمو دریا، زمین\nهای ترکستان شرقی و وسطی اولوس جاغاتای خان، زمین\nقپچاق، مملکت خوارزم، خاک اسلاوان و زمین های بلغار اولوس"}
{"book": "adl0940", "page": 63, "text": "ترکستان\n۵۸\n\nجو جی خان، کوههای جونغاریا، آلتای و سواحل ایرتیش اولوس\nاوگدای خان، نقاط مانغولیا و سواحل اورخون اولوس تولی خان بود.\nپس از وفات جو جی خان، چنگیز اولوس او را بپسرش\nباتو سپرده بود. پس از وفات چنگیز، چون اوگدای قاآن\nگردید، با تو را سردار لشکر تعیین نموده، با همراهی مانگو،\nگویوک میرزا و سوبوتای بهادر، او را برای فتح جهات\nبحر خزر و بحر سیاه بعزب گسیل داشت. اینها در سال\n١٢۴٠ میلادی زمین های بلغار، قپچاق و روس را گرفته\nاز غالیسیه، سلیزیا و موراویا گذشته، بمملکت مجارستان\n(وینگریا) در آمدند. پس از اینجا هم گذشته، به نیم جزیرهٔ\nبالقان، بمملکت آرنا ود داخل شدند. ولی بزودی از\nاینجا رجعت نموده، در نزدیکی مصب نهر - (ایدل)\nحکومت (آلتون اورده) را تشکیل دادند پایتحت\nباتو در مصب (ایدل) شهر (سارای) بود\nخانهای اولوس ترک همگی به (قاآن) بزرگ اطاعت\nمیکردند. ترکان پس از وفات چنگیز خان اوگدای را\nو بعد از وفات او، قرولتای (انجمن) بر پا نموده، گویوک"}
{"book": "adl0940", "page": 64, "text": "۵۹ ترکستان\n\nرا قاآن بزرگ انتخاب کردند به این قرولتایها از هر قبیلهٔ\nترک - مغول خانها، بیگمها، عالمان و بزرگان می‌آمدند.\nهمچنین کنازان گرجی، ارمنی، روس، سفیران آوپا، وکیلان\nچین، هندستان و عربستان حاضر میشدند. کنازان روس\nبرای سلام و عرض صداقت هر وقت به (قارا قوم)\nنزد قاآن بزرگ میرفتند. کنازان روس فقط با یرلیق\nقاآن بزرگ بتخت می نشستند .\nمغولان اگر چه در ترکستان مدّتهای دراز حکمرانی\nنمودند، ولی به اهالی ترکستان تأثیر زیادی بخشیدن\nنتوانستند. بلکه برعکس با ترکانی که در مدنیت از خود\nشان بالاتر بودند، آمیخته تمثّل کردند. خصوصاً در ماوراء\nالنهر ترکان مسلمان بمغولان مجوسی بی‌مدنیت غلبه\nنموده، آنها را محو کردند. در زمان حاضر مغولان اصلی\nو صاف را فقط در ترکستان افغانی میتوان دید .\nبا وجود این مغولان بمدنیت اسلام و ترک در ترکستان\nضربهٔ بزرگی زدند. چنانکه بسبب بی‌تدبیری سلطان\nعلاء الدین خوارزمشاهی و فتنهٔ علمای اسلام بخششم\n\nله فرمان +"}
{"book": "adl0940", "page": 65, "text": "ترکستان\n۶۰\nآمده خیلی آثار اسلام و ترک را خراب نمودند. خیلی\nشهرهای آباد، مسجد و مدرسه ها، عمارات عالی و زیبا\nرا بخاک سیاه یکسان کرده خلق بیشمار را بقتل رسانیده\nاموال شان را بغارت بردند. بخارا، سمرقند، اور گینج\nو هزاران شهرهای دیگر را آتش زده، خراب و ملیونها\nخلق را قتل عام نمودند.\nولی همین قدر را هم باید اعتراف نمود که چنگیز\nخان بهر شهری که لشکر بکشد، اول بدون جنگ تسلیم\nشدن آن را طلب میکرد. اگر تسلیم شود، بخلق آن\nامان میداد و اگر تسلیم نشود، دانشمندان، هنرمندان\nو طبیبان را از شهر خارج نموده، بشهر هجوم میآورد.\nاما علما، هنرمندان و اطبا را به مملکت خویش\nمغولستان برده، ایشان را بنشر علم و معارف و\nترویج هنر و صنعت و امیداشت.\nخلاصه چنگیز، اگر چه از یک طرف ملت پراکنده\nو پریشان ترک را بمرکزی گرد آورده، در میان آنها\nعلم و هنر نشر کرد و بدین گونه بعالم ترک خدمت"}
{"book": "adl0940", "page": 66, "text": "ترکستان\n۶۱\n\nبزرگ نمود، ولی از طرف دیگر بدست لشکریان خیلی\nآثار مدنیت خراب و محو گردید. پس از وفات چنگیز\nملت ترک رو بضعف گذاشته، باز پراکنده و پریشان\nشدند. طرفهای شرق ترکستان به چاغا تای خان، طرفهای\nجنوبش بفرزندان هلاکو خان، سواحل آمو و سردریا به\nاولاد شیبان خان تابع شده، مستقلاً اداره گردیدن\nگرفت .\nدر زمان اولاد چاغاتای در ترکستان اختلال و\nنزاع قوت گرفته، این مملکت در بین امیر و خانهای\nبسیار منقسم شد که هر یک مستقلاً حکمرانی مینمودند.\nنهایت در عصر چهار دهم از سرداران مشهور آسیا\nو داهیان بزرگ ترک، تیمور لنگ از دولت فرو ریخته\nو از هم پاشیده شده چنگیز از نو حکومت بزرگ ترکی\nرا تشکیل داد.\nامیر تیمور پس از زحمت و اجتهاد های بسیار، سمرقند،\nبخارا، خیوه را ضبط نموده، در جمیع کشور ترکستان فقط\nخویشتن حاکم گردید . مشار الیه فقط بترکستان هم"}
{"book": "adl0940", "page": 67, "text": "ترکستان ۶۲\n\nقناعت نکرده، بفکر این افتاد که جمیع ملت ترک و تاتار\nرا بزیر اطاعت خویش در آورد. ازین جهت تحت\nاولوس اولاد چاغاتای را گرفته و سپس بفتح اولوس\nجوجی قرار داد. اینک بهمین مقصد بمقابل مامای\nمیرزا که در آلتون اور ده حکومت داشت، توقتامیش\nمیرزا نام امیرش را با عسکر فراوان گسیل داشت.\nدر سال ۱۳۸۰ میلادی، در بیابان (قُولیقُوا) تُوقتا\nمیش با مامای میرزا و یاوران او روسها جنگیده، آنها را\nشکست داد و مامای فرار کرد. توقتامیش پس ازین\nغلبه خود را خان مستقل حکومت آلتون اورده اعلان\nکرد. امیر تیمور تُوقتا میش را از طرف خود به آلتون آورده\nنیابتاً فرستاده بود، ولی توقتامیش پس از مغلوبیت\nمامای، تیمور لنگ را نشناخت و با او بنای دشمنی را\nگذاشت. حتی هنگامی که تیمور لنگ در هندستان\nمشغول فتوحات بود، بترکستان هجوم آورده بود و در\nسال ۱۳۸۷ میلادی از خیوه گذشته، تا بخارا رفته\nبود. اهالی کوچی که در ساحل شمالی سر دریا سکونت"}
{"book": "adl0940", "page": 68, "text": "ترکستان\n۶۳\n\nداشتند، نیز از تیمور رو گردان شده، بتوقتا میش پیوستند\nولی بعد تیمور لنگ این خلق کوچی (قبچاق و قازاقان)\nرا بجزاهای سخت گرفتار نموده، مطیع خویش ساخت.\nبعد ازین با توقتا میش جنگیده، اورا شکست داد و از\nدنبالش تا نهر (ایدل) تعقیب کرد. توقتامیش فرار کرده\nباز به تیمور تسلیم نشد.\n\nدر سال ۱۳۹۵ میلادی، باز ناگهانی از کوههای\nقافقار گذشته، باز توقتامیش را شکست داده، به گریز\nمجبور کرد. این دفعه توقتامیش بخاک روس گریخت\nتیمور لنگ از دنبال او بخاک روس رفته، حکومت\nماسکو را ضبط کرد. بعد ازین جمیع دشت قبچاق را\nگرفته، هنگام مراجعت شهر بلغار را خراب نمود .\nعموماً زمین هائی که بحکومت آلتون اورده تابع بود،\nضبط نموده، بسمرقند مراجعت کرد. بدین گونه تیمور\nاولوس جاغاتای، هلاکو و جوجی را تماماً بتصرف خود در\nآورده، بفتح هندوستان، آسیای کوچک و مصر قرار داد.\nدر سال ۱۳۹۸ هندوستان را و در سال ۱۴۰۴ میلادی"}
{"book": "adl0940", "page": 69, "text": "ترکستان\n۶۴\n\nدر دشت آنقارا پادشاه عثمانی، سلطان بایزید را مغلوب کرده، آنا طولی را فتح کرد سپس باز بسمرقند مراجعت نمود.\nدر سال ۱۴۰۵ میلادی، تیمور لنگ برای فتح مملکت چین عسکر فراوانی حاضر نموده، بحرکت در آمده بود. ولی در (فاراب) نام محلی بیمار شده، وفات کرد. نعشش را بموجب وصیتش بسمرقند آورده، در مقبرۀ ئی که بگور امیر مشهور است، دفن نمودند.\nامیر تیمور در میانۀ پادشاهان ترک شخصی خیلی غیور، بهادر و مدبری بود. اگرچه خودش تربیۀ مکتب ندیده بود، ولی بسبب همنشینی دایمی اش با علما و فضلا، ذهن و فکرش خیلی کشاد بود. خصوصاً تاریخ ترک، عنعنات پدران و بابان خود را بخوبی میدانست. بزبان ترکی، مغولی و فارسی تکلم می نمود. تیمور بادشمنان خود معاملۀ خیلی شدید و بی رحمانه ئی میکرد. در شدّت و درشتی مزاج و خونریزی از چنگیز و اجداد خود بالاتر بود. در دهلی، بغداد، مرو، بخارا، اورگنج صد هزاران خلق را از دم تیغ گذرانیده، شهرهای معمور و آباد را"}
{"book": "adl0940", "page": 70, "text": "۶۵ ترکستان\n\nبا خاک سیاه یکسان گردانید. اگر چه تیمور از یک طرف ممالک اسلامیه را خراب نموده، علما را بقتل رسانید. کتابها را سوزانیده، بمدنیت جنایت بزرگی نمود، ولی از طرف دیگر بترقی مدنیت اسلام و ترک هم زیاده کوشید . چنانکه بخارا، سمرقند و چندین شهرهای دیگر را با مساجد زیبا، مدارس عالیه، کاروانسرا ها و کاشانه های با شکوه مزین کرد.\nتیمور شخصاً عاشق علم و محبت علما بوده مجلس او هر وقت از علما و فضلا پر بود . علمای اسلامیه را خیلی احترام و حمایت مینمود. در هر حال تیمور را می توان از داهیان و مردان بزرگ شمرد که امثال او بدنیا خیلی نادراً میآید . تیمور صاحب غایه عالی دارای عقل و اختیار بزرگ، شخصی بهادر و غیور بود . پس از تیمور، پسران او مملکت ترک را تا اواخر عصر یازدهم اداره کردند .\nاوزبکان - از پسران تیمور ترکستان را اوزبک قازاق و قرغزان ضبط کردند . در عصر چهار دهم"}
{"book": "adl0940", "page": 71, "text": "ترکستان ۶۶\n\n(اوزبک خان) که در (آلتون اورده) امارت داشت،\nدین اسلام را قبول کرده، در بین قبایل زیر دست\nخود دین اسلام را نشر نمود. در سایهٔ اجتهاد او ترکان\nبسیاری مسلمان گردیدند. در آنزمان ترکان در مذهب\nشامانی بودند. ترکان برای اینکه از سائر مغول - ترکان\nامتیاز یابند، خود را «اوزبک» نامیدند. (یعنی ترکان\nمسلمانی که در تحت ادارهٔ اوزبک خان واقع اند).\nولی با مرور زمان اسم خصوصی اوزبک برای جمیع خلق\nترک اسم عمومی گردید. لیکن اوزبکان اصلاً ترکانی بودند\nکه بقبایل نایمان و قپچاق انتساب داشتند.\nدر عصر پانزدهم این اوزبکان بایکدیگر متحد شده،\nقوهٔ بزرگی تشکیل دادند و سائر قبایل ترک را هم بخود\nشان تابع کرده، از سواحل بحر آرال بطرف جنوب\nحرکت نمودند. سپس اینها با ترکان جاغاتای که در\nمجرای پایانی آمو دریا سکونت داشتند، مختلط گردیده،\nقوم ترک جداگانه ئی را تشکیل دادند که همهٔ آنها بشیوهٔ\nجاغاتای حرف میزدند."}
{"book": "adl0940", "page": 72, "text": "ترکستان\n\n۶۷\n\nدر زمان حاضر نفوس اوزبکان بقدر دو ملیون بوده\nیک ملیونش در امارت بخارا، سیصد هزارش در امارت\nخیوه و باقی اش در مملکت افغانستان می باشد.\nاوزبکان خالص در مملکت خیوه، در شهر و اطراف\nگورلان بوده، دیگران مختلط شده اند.\n\nاوزبکان اگرچه زمانی تمام ترکستان را ضبط کرده\nبودند ولی حکومت مقتدره و پایداری در آنجا تشکیل\nدادن نتوانستند. بلکه در ترکستان چندین امارت‌های\nکوچک تأسیس نمودند که اینها غالباً بریگدیگر تاخت و\nتاز می‌آوردند. مشهور ترین این امارتها - امارت بخارا،\nخیوه و خوقند بود. اوزبکان بخارا را از فرزندان تیمور\nگرفته شهر را خیلی آباد کردند. در بخارا خصوصاً در\nزمان عبدالله خان، علم خیلی ترقی نمود.\n\nبتخت بخارا اوزبکان و از قپچاقان سرای (از سلالهٔ\nاسترخانیان) خانهای بسیاری جلوس کرده است. امیر\nسید عالم خان که در زمان حاضر جالس تخت بخار است\nاز نسل اوزبک و سلالهٔ منغیت میباشد. در خیوه"}
{"book": "adl0940", "page": 73, "text": "ترکستان\n۶۸\nهم اول از اوزبکان سلالهٔ شیبان و بعد از دودمان قونغزاد امارت نموده اند. خان حاضرهٔ خیوه سید اسفندیار خان از نسل اوزبک و از سلالهٔ قونغزاد میباشد. خوقند (فرغانه) هم از طرف خانهایی که به نسل اوزبک و سلالهٔ (مینگ) منسوب اند، اداره میگردید. آخرین خان خوقند خدا یار خان از نسل همین (مینگ) بود.\nقارا قرغزان - اینها قومی اند که در وادی (پامیر) زندگی نموده، بخان خوقند تابع بودند. در زمان حاضر قارا قرغزان در طرف شرق ترکستان، در ولایات فرغانه، یدی سو، سر دریا و در جهات تیان - شان و آلاتاغ بطرز کوچی زندگی مینمایند. در جهات شمالی و شمال غربی ترکستان خلق قرغز - قازاق بطرز کوچی معیشت می کنند.\nاین قرغز - قازاقان در عصر پانزدهم میلادی از ولایت (آقمولا) ظهور نموده، در زمین هایی که بین دریاچهٔ (بالقاش) و (ایسیق کول) واقع است،"}
{"book": "adl0940", "page": 74, "text": "ترکستان\n44\nسکونت کردند. این زمین ها در تحت ادارۀ پسر\n(جوجی) (اور دا ایچین) بود. زمین های مذکور خانی\n(آق اور دا) نامیده میشد که پایتخت آن شهر (صغناق)\nبود. اینک قبایلی که زیر دست این خانی (آق اور دا)\nواقع بودند، قرغز – قازاق نامیدند. اینها اکثراً در بیابان\nوسیع بغارت و چپاول معیشت می نمودند، ازین\nجهت قاچان قازاق نامیده شدند. مشهور ترین\nاین قبایل: قرغز، نایمان، قانگلی، قپچاق، قارلوق،\nمیرکیت، دولات، اویغور وغیره هستند. این قبایل\nهمگی در یکجا قرغز – قازاق نامیده میشوند. به اتحاد قرغز.\nقازاقان یارمی قبایل اوزبک هم رسید.\nاوزبکان در آنرمانهائی که در جهات جنوبی ترکستان\nسکونت داشتند، قرغز – قازاقان قبایل مغول، فین\nوغیره را که در بین شان ساکن بودند، در محیط خود\nغرق نموده (بلعیده)، بحال قوم بزرگی در آمدند و\nجمیع دشت و بیابانهای شمال غربی بلقاش را\nصاحب شدند."}
{"book": "adl0940", "page": 75, "text": "ترکستان 60\n\nقرغز - قازاقان را اول اولاد (اور دا ایچپین) و بعد از آن اولاد (ارص خان) که از نسل (بوقال) و (توقال تیمور) پسران جوجی بود، اداره میکردند سپس هنگامی که ابوالخیر خان که از نسل شیبان خان بود، قوت گرفته (1410 میلادی) ایلات قرغز - قازاق را بخود تابع نموده بود، از خانهای (اور تالیوز) - باراق خان ازر آق اور دا) فرار نموده، بطرف مغولستان رفت و بحمایۀ یونس خان در آمد. سپس در یکی از جنگها (در سال 1428 میلادی) ابوالخیر خان از طرف باراق خان بقتل رسید. بعد از وی به ایل قرغز - قازاق، پسر ابوالخیر خان (سلطان نور علی) خان گردید. دو پسر باراق خان که (گره ی) و (جانی بیگ) نام داشتند، در زمان زندگی ابوالخیر خان به آق اور دا (بدشت قازاق) رفته نتوانسته بودند نهایت پس از وفات ابوالخیر به ایل خود مراجعت نمودند چون اینها به ایل خود مراجعت نمودند، در ولایت آق مولا و سیمی پالات حاضره خانی با قوّت و با شکوهی را تأسیس کردند. گره ی بنام (خان) و جانی بیگ باسم"}
{"book": "adl0940", "page": 76, "text": "ترکستان ۷۱\n\nو سلطان ایل را اداره کردن گرفت . بغیر اینها خانهای\nدیگر هم زیاد بودند که در میانه آنها قاسم سلطان ، کینجه\nسازی و صادق خان مشهور میباشد. قازاقان فقط\nبخانی آق اور دا اکتفا نکرده ، از آمو دریا گذشتند و\nبطرفهای خوارزم تجاوز نمودند و از تحت خیوه خانهای\nشیبانی را رانده ، خانهای قازاق را نصب نمودند .\nلیکن در عصر شانزدهم میلادی اتحاد و اتفاق\nسابق قرغو - قازاقان در تحت ادارۀ خانی آق اور دا\nرو بضعف گذاشت . آنها در بین خود نزاع پدید\nآورده، با همدیگر شان بنای کشمکش را گذاشتند حتّی\nبعضی وقتها نزاع آنها بپایه میرسید که همسایه اشان\nکنازان روس آنها را آشتی میدادند. سپس قازاقان\nباز با همدیگر شان اتفاق نموده، خانی پر قوت و باشوکتی\nتشکیل دادند. در عصر هفدهم مترقّی ترین دور قازاقان\nبوده، آنها در این زمانها بیابانهای اطراف دریای آرال،\nدشتهای ترکستان و ولایت حاضره سردربا و یدی سو\nرا ضبط کرده، خانی بزرگی را تأسیس نمودند و شهر تا سکند را"}
{"book": "adl0940", "page": 77, "text": "ترکستان\n۷۶\nاز سارتها گرفته، پایتخت خویش ساختند. حق نظر خان که\nدر سال ۱۶۸۲ میلادی وفات نموده، از خان های\nتاشگندی قازاق میباشد. در عصر ہجد ہم شوکت\nقازاقان انتها پذیرفته، دور ضعف شان اعاده گردید.\nبعد ازین قازاق - قرغوان بنام او لوغ یوز، اور تا یوز\nو کچی یوز بسه اور دا منقسم شده، اداره گردیدند.\nولایت سیمی ویدی سوبه اولوغ یوز، ولایت آقمولا به\nاور تایوز، سر دریا، ماورای خزر (تور کمنستان) ولایت\nتور غای و ہم یا یلای اوست یورت به کچی یوز تابع\nبود. قرغز، قازاقانی که در بین (جایق) و (ایدل) و درمیان\n(ایدل) و (بحر خزر) ساکن بودند، «ایچکی اور دا» و یا\n«خان اور داسی» نامیده میشدند خان قرغز - قازاقان\nکچی یوز ابوالخیر خان در سال ۱۷۳۰ میلادی به اختیار\nخود بروسیه تسلیم شد. اور تا یوز در زمان آبلای خان\n(۱۷۸۷) و او لوغ یوز در زمان سلطان سویوق خان\nدر سال ۱۸۱۹ بروسیه تابع شد. حاضر ہم قرغز -\nقازاقان بہمین طریق به (یوز) ہا منقسم می باشند."}
{"book": "adl0940", "page": 78, "text": "۶۳\nترکستان\n\nقرغز – قازاقان خلقی هستند که تاکنون زبان ترکی بطرز صافی و خالصی نگاه داشته اند . زبان و شیوهٔ ایشان ترکی صاف و خالص میباشد . زبان قرغزی همچون زبان سائر قومان بشیوه و لهجه های مختلف جدا نمیشود . چنانکه در بین قرغزان آلاتا و (در شرق) و قازاقان خان اور داسی، همچنین در بین قازاقان مانقشلاق و ولایت طوم از جهت زبان و شیوه هیچ فرقی نیست .\nدر میانهٔ زبانهای ترک، زبان قرغز – قازاق فصیح تر وغنی تر میباشد . خلق قازاق بسخن گفتن ماهر بوده، سخن را با میزان و قافیه میگویند کلمه و جمله های قازاق خیلی معنی دار، پُر و محیط میباشد . در نزد قازاق سخن وری و شعرگویی از صفت های پسندیده شمرده میشود . ازین جهت در ادبیات قرغز و قازاق شعر و غزل و در حق بهادران قصیده و قصّه ها بسیار است خصوصاً در میان قازاقان سرود و آوازه خوانی و در بین قارا قرغزان حکایه و داستان گویی ترقّی کرده است ."}
{"book": "adl0940", "page": 79, "text": "ترکستان\n۷۶\nدر میانهٔ خلق قازاق شاعر و آوازه خوان خیلی زیاد\nبوده، آنها از آدمان محترم شمرده میشوند.\nقرغر - قازاقان با خلق و طبیعت، زندگی و معیشت\nشان ترکان قدیم را بیاد میآورند. ترکان قدیم نیز\nدر خانه های نمدین و خیرمه ها استقامت نموده، با چار پا\nداری بطرز کوچی زندگی میکردند. خوراک آنها غالباً شیر\nماست، قمّز، قوروت، روغن، پنیر بوده است. ترکان\nقدیم زیرک، برد بار، سنگین طبیعت، مهمان دوست،\nراست قول بوده، بزرگان را حرمت مینمودند و در میانهٔ\nاشان مناسبت خویشاوندی محکم بود.\nدر زمان حاضر قرغر - قازاقان، نسبت بسائر\nمسلمانان دنیا، در کارهای دینی و ملی خیلی با اخلاص\nو بی تعصب میباشند. ولی در میان خلق قازاق در\nبرابر شریعت اسلام، بعضی عادات قدیمه هم استعمال\nمیشود . ( در بین قارا قرغزان چین بعلاوه، عبادات\nاسلامیه، از مذهب شامانی هم بعضی رسومات جاری\nمی باشد)"}
{"book": "adl0940", "page": 80, "text": "ترکستان\n۷۵\n\nقسم بزرگ قرغز - قازاقان بطرز کوچی معیشت\nمینمایند. زیرا در زمین ایشان بطرز حضری زندگی نمودن\nنامساعد میباشد. چون دشتهای قازاق از مراکز مدنیت\nدور بوده، خودشان در یکجا استقامت ندارند، ازین\nرو در میانهٔ ایشان علم و معارف، هنر و صنعت بقدر\nلزوم منتشر نشده است. در زمانهای پیشین از علمای\nعرب، خیوه و بخارا برای تعلیم دین و شریعت بمیانهٔ\nقازاقان رفته اند سپس از قازاقان هم بعضی آدمان\nبعربستان، خیوه و بخارا رفته، بتحصیل علم پرداخته اند\nقرغز - قازاقان چون بتحت ادارهٔ روس در آمدند، حکومت\nچاری بمیانهٔ قازاقان گروه - گروه مبلغین دینی فرستاد\nکه اینها در بین آنها بنشر دین عیسوی میکوشیدند.\nحتی حکومت چاری قازاق - قرغزان را رسماً مسلمان\nحساب نکرده، ایشان را شامانی مذهب اعلان نموده بود.\nمجاهدین ترک - تاتار که بمیانهٔ قرغز - قازاقان رفته،\nبآنها دین، ارکان اسلام، خواندن و نوشتن میآموختند،\n\nله چار یا اینکه (زار) عنوان بادشاهان روس میباشد"}
{"book": "adl0940", "page": 81, "text": "ترکستان\n64\nحکومت چاری آنها را ببهانه اینکه در بین قازاقان\nدشمنی روس را نشر میکنند و ترک تاتاران را با قرغز -\nقازاقان متحد کردن میخواهند به بیابانهای سیبیریا نفی\nمیکرد و بزندانهای انداخت ولی خلق قازاق برغم این\nمانعات، از یک طرف ملأهای نوغای را آورده، دین و\nشریعت، خواندن و نوشتن میآموختند. از طرف دیگر\nبسبب محبت داشتن شان بفن و هنرهای دنیادی،\nبه \"خانه های سرخ\" (مکتب های روس)، اگرچه اینها را\nحکومت چارمی بقصد روس کردن و از دین برگردانیدن\nقرغز - قازاقان تأسیس کرده بود، فرزندان خود را\nفرستاده، روسی تعلیم میدادند .\nچون خلق قازاق - قرغز بعلم و هنر خیلی با اخلاص\nو بی تعصب بوده، بمعیشت از طرف حقیقی نگاه میکردند\nو گذشته ازین، چون در مکاتب روسی طریق تعلیم\n۱ چار یا اینکه (تزار) عنوان پادشان روس است . چنانکه\nرومیان و المانیان پادشاهان خود را \"قیصر\" چینیان \"خاقان\"\nایرانیان \"شاه\" می نامند ."}
{"book": "adl0940", "page": 82, "text": "ترکستان\n\n۷۷\n\nخوب و منتظم بود، فرزندان شان را بیش تر بدین\nمکتب ها فرستادن گرفتند و چون آنها میخواستند که\nبفرزندان شان بعلاوه علوم دنیائی ، علوم دینی و\nشرعی را تعلیم داده ، بآنها تربیۀ ملی دهند . ازین رو\nفرزندان خود را برای تحصیل بمدرسه های ترک تاتار\nروسیه (مدرسۀ قار غالی، استرلی باش، ترویسکی و در\nسالهای آخر بمدارس نظامیٔ اور نبورغ، اوفا وقازان)\nروانه مینمودند. در زمانهای آخر بممالک خارجه، همچون\nعربستان، مصر و استانبول هم شاگردان قازاق برای\nتحصیل سفر مینمایند .\nدر زمان حاضر در میانۀ قازاقان اشخاص تربیه\nدیدۀ آوروپا وصاحب معلومات عالی بسیار اند.\nهمچنین عرفانیٔ که در مدارس اسلامیۀ استانبول، مصر\nو روسیه تحصیل نموده اند، نیز بسیار میباشند در\nسایۀ اینها اکنون ادبیات ملیٔ قازاق براه منتظمی در\nمیآید و مکاتب جدیده هم در میانۀ قازاقان روز تا\nروز افزون میشود. نفوس قرغز . ـ قازاق بقدر شمش"}
{"book": "adl0940", "page": 83, "text": "ترکستان\n۷۸\nملیون است.\nتورکمنستان\nیکی از ملتهای کوچی ترکستان ترکمانان هستند\nاینها از زمانهای قدیم در همین جاهای حاضره اشان\nزندگی می نمایند. ترکمانان از آنجائی که در یک گوشهٔ\nکشور ترک واقع بوده، از سر راه قهرمانان (هون، ترکان\nاو غوز، چنگیز و تیمورها) که از آسیا پی در پی یکدیگر\nخروج مینمودند، دور بودند، ازین رو در همان زمانهائی\nهم که خلق های ترکستان بجاهای گوناگون کوچ میکردند\nاینها همین محل سکونت شان را تغییر ندادند.\nترکانی که در جنوب ترکستان زندگی می نمایند.\nاز زمانهای خیلی قدیم «ترکمان» نامیده میشوند چنین\nگمان میرود که اینها بقایای همان او غوز هائی هستند\nکه در سواحل سردریا سکونت داشتند. ترکان سلجوقی\nو عثمانی که در تاریخ نام مشهوری را دار هستند،\nاز قوم همین ترکمانان خوارزم و بحر خزر می باشند."}
{"book": "adl0940", "page": 84, "text": "ترکستان\n۷۹\n\nاینها از جهات خوارزم و ساحل بحر خزر حرکت نموده،\nدر جهات آسیای کوچک ساکن گردیده اند.\nشمارهٔ ترکمانان بقدر هشتصد هزار است که\nازین در ترکمانستان سیصد و پنجاه هزار، در خیوه\nسیصد هزار و در بخار پنجاه هزار ساکن بوده،\nباقیٔ دیگر در ترکستان، ایران و افغانستان سکونت\nمینمایند. ترکمانان قومی دلاور، جنگی، است قول،\nبا ناموس، وعده دار و انتقام جو می باشند.\nاگرچه قسم بزرگ ترکمانان بطرز کوچی زندگی می\nنمایند، ولی اکنون کم کم معیشت حضری را اختیار\nمی کنند.\nترکمانان اکثراً بتربیهٔ گوسفند، اسپ و شتر می\nپردازند. خصوصاً در تربیهٔ اسپان خیلی ترقی کرده‌اند\nو اسپان ترکمنی خیلی مشهور است. در میانهٔ ترکمانان\nهنر قالی و پلاس بافی هم خیلی ترقی نموده، قالی‌های\nترکمانی از جهت زیبائی و باد وامی از قالی های ایران\nبهتر شمرده میشود. زبان ترکمان ترکی و شیوه اشان"}
{"book": "adl0940", "page": 85, "text": "ترکستان\n۸۰\nبشیوهٔ ترکی عثمانی نزدیک است، ادبیات ملی، شعر، مقال، حکایه وغیره ترکمانان هم بادبیات ترکان عثمانی ماننده می باشد.\nترکمانان از آنجائی که بطرز کوچی زندگی می نمایند، ازین جهت در میانهٔ آنها علم و معارف ترقی نکرده است، آنها عموماً در جهالت و نادانی زندگی مینمایند. ولی درین سالهای آخر قدری بیدار شده، بتحصیل علوم مسلمانی و روسی شروع نموده اند. ترکمانان هم همچون قازاقان، مسلمانان ساده و بی تعصب میباشند آموزگاران دینی و دنیائی آنها نیز ملاهای بخارا، خیوه و ایران و معلمین ترک. تاتار میباشند. ترکمانان در اہواز، آغال، تکه و قلعه کوک تپه با روسہا محاربه سخت و خونینی نموده، شکست خوردند و در نتیجهٔ این شکست شان، در سال ۱۸۸۱ میلادی بحکومت روس تابع شدند. ولی ترکمانان مرو وعشقا باد باختیار خود در سال ۱۸۸۳ بروسیه تسلیم گردیدند."}
{"book": "adl0940", "page": 86, "text": "ترکستان\n۸۱\nقارا قالپاقان\nیکی از ملت های خیلی قدیمهٔ ترکستان، قارا قالپاقان اند که در امارت خیوه زندگی مینمایند. اینها از جهت نسل بترکان خزر و پیچیناک منسوب بوده، در اوایل در سواحل (ایدل) زندگی میکردند. در دور فتوحات ترک مغول آنها در مجرای پایانی آمو دریا ـ ساکن گردیده، بادهقانی و ماهیگیری گذران میکردند. قارا قالپاقان مردمان خیلی حلیم و برد باری بوده، ولی زیاده کوشان و غیور می باشند. شمارهٔ قارا قالپاقان بقدر یکصد و سی هزار نفر میباشد.\nسارتها\nقسم بزرگ سارتها در شهر های ترکستان سکونت داشته، با سوداگری و پیشه وری زندگی مینمایند. بنا بقول بعضی مؤرخین، سارتها قومی اند که از اختلاط ترک ـ اوزبکان و یا ترک ـ مغولان با ایرانیان پدید"}
{"book": "adl0940", "page": 87, "text": "ترکستان\n۸۲\nآمده اند . (بعضی مؤرخین لفظ سارت را بضدّ کوچی\nو مرادف حضری استعمال مینمایند) .\nسارتها از جهت رنگ، قیافت و سیمای شان\nبتاجیکان مانند بوده، زبان شان ترکی چاغاتایی\nمیباشد . سارتها اصلاً ترک بوده، بخون آنها خون\nایرانی آمیخته است . ولی تاجیکان اصلاً ایرانی بوده\nبخون آنها اندکی خون ترک مخلوط میباشد .\nنفوس سارتها در ترکستان بقدر ملیون ونیم بوده،\nاکثراً در شهرها اقامت مینمایند. و سارتها در سوداگری\nماهر، در امر معیشت قناعت کار و مقتصد و خیلی کوشان\nبوده، قسم بزرگ سودای ترکستان در دست ایشان\nمیباشد. سارتها همگی در مذهب اسلام بوده، اسلامیت\nرا از مجاهدین عرب اخذ کرده اند. اینها علاوه بر اینکه\nدر اسلامیت خیلی متعصّب اند، بعضی عادات کهنه\nخود را هم مقدّس میشمارند .\nسارتها چون در شهرها بطرز مدنی زندگی می نمایند،\nازین جهت در میانه آنها مسجد، مدرسه و مکتب بسیار"}
{"book": "adl0940", "page": 88, "text": "۸۳\nترکستان\n\nاست. پیش ترین مدارس و مکاتب ایشان با\nموقوفات اداره میشود و دوام آنها از جهت مادّی\nتأمین گردیده است. ولی تعلیم و تعلم درین مکتب\nو مدرسه ها باصول کهنه بوده، اینک از همین سبب\nاست که در میانۀ سارتها علم و معارف ترقّی نکرده\nاست و قسم بزرگ اهالی بیسواد و نادان میباشند.\nادبیات ملّی سارتها - از غزل، شعر، حکایۀ مقال\nبحربیت - عبارت بوده، نسبت به ادبیات قازاق\nخیلی پست و فقیر میباشد. در شعر، آهنگ، حکایه و\nمقالهای سارتها، عموماً در ادبیات ایشان تأثیر ایرانی\nو تاجیکی حکمتفرماست.\n\nتارانچیان\n\nاینها خلقی اند که بسارتها خویشاوند بوده، در ولایت\nیدی سو اقامت دارند، شمارۀ اینها بقدر هفتاد هزار\nاست. بغیر آنها خلق دونگان هم است که آنها\nبمانند تارانچیان بدهقانی و بوستانداری زندگی مینمایند."}
{"book": "adl0940", "page": 89, "text": "ترکستان، ۸۴\n\nاینها از چین کوچیده آمده، در ولایت یدی سو ساکن\nشده اند. بعبارت دیگر دونگانیان چینیانی اند که دین\nاسلام را قبول کرده اند. شمارۀ اینها بقدر بیست هزار\nمیباشد.\nدر ترکستان بسوای اینها مقداری ارمنی، ایرانی\nیهودی، جوگی، لولی، افغان، هندی و آلمانی نیز زندگی\nمینمایند. همۀ این ملت های مختلفه در یکجا دو فایض\nاہل ترکستان را تشکیل میدهند. در میانۀ اہالی\nاجنبی ترکستان روسہا اکثریت را تشکیل میدهند.\n\nآمدن روسها بترکستان\n\nچارآن روس، چون در عصر شانزدهم لفتوحات\nپرداخته خانهای قازان، حاجی ترخان، سسبر، قریم و اوردا\nهای قازاق را مغلوب نمودند و یا که بسیاست تابع\nخویش ساختند، حسن ظن شان بخود افزوده، بدین خیال\nافتادند که جمیع عالم ترک و اسلام را ضبط کنند. اینک\n۱ـ چار یا اینکه (تزار) عنوان پادشاهان روس است."}
{"book": "adl0940", "page": 90, "text": "ترکستان\n۸۵\nبرای اجرای این خیال شان بخاک ترکیه و ایران\nبنای دست اندازی را گذاشتند. سپس بسودای\nسفر هندستان افتاده بتعقیب این مقصد، بآسیای\nوسطی بنای تجاوز را گذاشتند در عصر هفدهم میلادی\nچند بار بترکستان سفر نمودند. ولی ازین سفرهای\nشان نتیجه ئی ظاهر نگردید (سفرهای خیوه در زمان پیتر\nکبیر). نهایت در عصر نوزدهم که خانهای اوزبک و\nسارت بسبت نزاع و کشمکشهای داخلی رو بضعف\nگذاشته بودند، امید روسها را به اجرای مقصد شان\nقوی نمود. و حکومت چاری قرار داد که ازین بی\nتدبیری و ضعف خانهای ترکستان استفاده نماید.\nچیزی نگذشت که روسها از طرفهای سیبریا و اور\nنبورغ بترکستان تجاوز کردند. در سال ۱۸۵۰\n(قازالی) و در سال ۱۸۵۳ (آق مسجد) را از خان\nخوقند ضبط نمودند. سپس عسکرهای روس در تحت\nاداره جنرال (چیرنایف) و (کاوفمان) سال ۱۸۶۰ شهر\n(توقماق)، سال ۱۸۶۲ شهر (پشپک)، سال ۱۸۶۴"}
{"book": "adl0940", "page": 91, "text": "ترکستان\n۸۶\n(اولیا آتا)، (ترکستان) و (چمکند) را اشغال نموده،\nبتاشکند هجوم آوردند. در سال ۱۸۶۶ امیر بخارا\nبروسها اعلان حرب نموده، در جنگ (ایر جار) مغلوب\nگردید و مجبور شد که شهر خجند، اورا تپه و دیزح را\nبروسها ترک نموده، با آنها صلح کند.\nدر سال ۱۸۶۸ روسها باز بهانه ئی بدست آورده،\nدر تحت فرماندهی جنرال (کاوفمان) بخاک بخارا هجوم\nآوردند درین سفر شهر سمرقند، کته قورغان و زیره بولاق\nرا اشغال نموده، امارت بخارا را بتحت حمايهٔ روسیه در\nآوردند. در سال ۱۸۷۳ روسها بیاری امیر بخارا، خانی\nخیوه را هم به حمايهٔ خویش گرفتند. همچنین بتحریک\nو اغوای امیر بخارا در سال ۱۸۷۵، در سمرقند واقعهٔ\nخدایار خان بوقوع آمد روسها اینجا نیز بهانه ساخته ئی\nرا بدست آورده، بمقابل خان خوقند اعلان جنگ\nدادند. در آخر، سال ۱۸۷۶ عسکر خدایار خان را\nشکست داده، شهرهای خوقند، اندیجان، نمنگان و مرغیلان\nرا ضبط نموده، بجای خانی خوقند ولایت فرغانه را"}
{"book": "adl0940", "page": 92, "text": "٨٤ ترکستان\n\nتشکیل دادند و در آنجا والی (گوبر ناتور) خود را تعیین کردند.\n\nهنگام آمدن روسها، در ترکستان اختلال و ظلم حکمفرما بود. امیران و خانهای تدبیر و مسرف بوده، فقط فایدۀ شخصی خود را مراعات میکردند و برای فایدۀ شخصی خود با همدیگر جنگ و نزاع میورزیدند. فتنه و کشمکش شهزادگانی که مدعی خانی و یا غوغا و شلوقی سرداران عسکری که خواهان تخت و تاج بودند، در هرجا دوام میکرد. بیگها، حاکمان و منصب داران خلق بیچاره (رعیّته) را بدلخواه شان غارت میکردند. مال و ملک شان را مصادره مینمودند. بعفت و ناموس زنان و دختران شان تجاوز میکردند. اهالی ترکستان چندین عصر باز بشلوقی و بی ترتیبی و اختلال و نا راحتی عمر گذرانیده، از ظلم و غوغای خانها و بیگها تماماً بجان آمده بودند.\n\nاینک در چنین زمان، صاحب منصبان حریص و چاران ظالم روسیه، ازین عجز و حال اسف اشتمل"}
{"book": "adl0940", "page": 93, "text": "ترکستان ۸۸\n\nترکستانیان - استفاده نموده، مسلمانان را بمقابل یکدیگر\nآلت و سپر ساخته، بکار در آمدند و بزحمت اندکی\nبمقصد خویش موفق شدند سختی که روسها هنگام فتح\nترکستان دیدند، فقط تشنگی و گرسنگی آنان بود. ولی\nمقابله و مقاومت لازمی را از ترکستانیان ندیدند.\nصاحب منصبان روس، هنگام آمدن شان بترکستان وعده های\nبسیار می داده بودند که وحشیان ترکستان را تأدیب نموده، بمیانه\nایشان مدنیّت نشر خواهند کرد. اهالی ترکستان را بنور علم و معرفت روشن خواهند\nنمود دشت و بیابانها را آبیاری نموده، آباد خواهند ساخت.\nولی کار علم و معارف را در ترکستان بدست مسیونرهای\nمتعصب سپرده، بحمیت دینیه و ملیه، وجدان و ناموس\nترکستانیان بنای تجاوز را گذاشتند.\nترکستانیان بیش از نیم عصر در زیر دست حکومت\nچار و ویلیکو روسها زندگی نموده، استقلال سیاسی و\nمختاریت ملی خود را غایب نموده بودند. در زمان\nحاکمیت چار ها بورژوازیای ترکستان از ترکستان خیلی\nفایده های سیاسی و اقتصادی دیدند. ولی در عوض"}
{"book": "adl0940", "page": 94, "text": "۸۹ ترکستان\n\nاین، باهالی ترکستان هیچ گونه خدمت مدنی و اجتماعی ننمودند بجای اینکه در بین اهالی ترکستان معارف و مدنیت نشر کنند، اهالی را فقط به اطاعت و صداقت چاران، بتعظیم و احترام افسران آموختند و هم بنشر روسی و نصرانیت کوشیدند. بمیانه قبایل ساده دل اهالی ترکستان دشمنی و اختلاف انداخته، آنها را از یکدیگر جدا و متفرق ساختند. علما و قاضیان جاه طلب را با جامه ها، نشان و میدالها فریفته، ایشان را بمقابل جوانان ترقی خواه و ملت پرور تحریک نمودند. با همه این، در زمانهای آخر در بین اهالی ترکستان دور ترقی و بیداری شروع شده و ایشان اگرچه بآهستگی و تدریجی، ولی بجدیت براه مدنیت قدم گذاشتند. بعضی دولتمندان با حمیت ترکستان از ترکان شمالی عبرت گرفته، بکشادن مکتب های تازه شروع نمودند. همچنین بعضی از جوانان غیور ترکستان در مکاتب و مدارس اسلامی روسیه اکمال تحصیل نموده، بترکستان مراجعت کردند و در اینجا مکتب های موافق زمانه کشادن گرفتند."}
{"book": "adl0940", "page": 95, "text": "ترکستان\n\n۹۰\n\nاز طرف دیگر اهالی ترکستان بمکتب های روس داخل\nشده، بآموختن علوم و فنون دنیائی مشغول گردیدند پس\nاز حریت سال ۱۹۰۵ در میانه اهالی ترکستان بنام\n« جوانان » و «کهنه پرستان » دو فرقه پیدا شد این گاه\nفرقه جوانان برای تنویر اهالی و تخلیص آنها از اسارت\nسیاسی کوشیدند.\nنهایت، چون در سال ۱۹۱۷ میلادی، سال حریت\nو آزادی زائیده شد، برای اهالی ترکستان دور تازه ئی\nشروع گردید. این سال، ابتدای خلاصی ترکستانیان\nاست از اسیری و تاریکی .\n(در سال ۱۹۱۷ میلادی، ۲۸ نویابر، در خوقند انجمن\n(قرو لتای) عمومی کشور ترکستان بوقوع آمده، در ترکستان\nمختاریت ملی اعلان گردید. ولی چون در میانه اعضای\nحکومتی این مختاریت بعضی اشخاص مخالف مسلک\nسوسیالیزم در آمده بودند و هم باغوا و دسیسه بعضی محافظ\nکاران، در بین حکومت مختاریت و حکومت کامیساران،\nسوء تفاهمات چندی پدید آمده بود، در نتیجه حکومت"}
{"book": "adl0940", "page": 96, "text": "ترکستان\n۹۱\nمختاریت منحل شده، پای تخت آن، شهر خوقند تماماً خراب\nگردید (سال ۱۹۱۸ از ۳۱ یانوار تا ۷ فیورال) سپس در\nسال ۱۹۱۸ - ۳۰ آپریل کامیساریات خلق ترکستان\nمملکت ترکستان را جمهوریت مختار کارگران و دهقانان\nاعلان نمود بحکومت این جمهوریت ۱۶ نفر اعضا انتخاب\nشدند که سه نفر آن از مسلمانهاست.\nقسم بزرگ روسهای ترکستان، بمأموریت حکومتی\nسوداگری و در ناودها بکارگری مشغول بوده، قسمی هم\nدر ولایت یدی سو و سردریا بدهقانی و چاروا داری\nزندگی مینمایند. روسها از آن زمانی که بترکستان آمده اند\nخودشان را خیلی با تربیت شمرده، اهالی محلی را بچشم\nوحشی مینگریستند و بالفاظ رسارت، و «آزیات» آنها را\nتحقیر نموده، اذیت میدادند (در پویزه دها برای ترکستانیان\nواغونهای مخصوص تعیین نموده، ایشان را در همچین\nواغونها جای میدادند) .\nلیکن این روسهای با تربیه که هوا داران چاریزم\nبودند، ترکستان را بیش از پنجاه سال اداره نموده،\nنه پله"}
{"book": "adl0940", "page": 97, "text": "ترکستان\n۹۲\n\nشیره آن را همچون زالو مکیدند. ولی باهالی محلی ترکستان\nاز « مدنیت ایشان » هیچ اثری نرسید و برای ترقی\nعلم و معارف در بین اهالی بومی قدمی برنداشتند.\nسودا، صناعت و کسب\nکسب عمده مسلمانان ترکستان : چارواداری بوده\nمقداری هنرهای دستی هم موجود است. استخراج و\nاعمال ثروتهای زیر زمینی و کار های فابریک و زاودی\nحاضر در حال ابتدائی میباشد.\nزراعت ترکستان فقط در سایه آبیاری صنعی\nبوجود میآید. خصوصاً باغداری، پنبه و شالی کاری\nبآبیاری صنعی محتاج است. در زمان حاضر فقط از\nصد حصه، یک حصه، قطعه ترکستان (یعنی بقدر یک\nملیون هشتصد هزار دسایتین زمین) بطریق صنعی آبیاری\nنشده، استفاده میگردد. گذشته ازین، زمین های « بهاری\nکاری » هم هست که همه آنها بآب برف و باران آبیاری\nمیشود . ( این گونه زمین ها بقدر نیم ملیون دسایتین می"}
{"book": "adl0940", "page": 98, "text": "ترکستان\n\n۹۳\n\nباشد) .\n\nقسم بزرگ زمین های دیگر بی منفعت ،یعنی بدون کشت و کار میماند. در زمین ترکستان : گندم، شالی (برنج)، جو، ارزن، جواری، مکه جواری، ماش، تمباکو میروید. در باغهای آن بوته های و درختان میوه بفراوانی می رسد. در بوستانهایش تربوز (هندوانه)، کدو، خربزه های شیرین بعمل میآید.\n\nپنبه داری\n\nیکی از کسب های مهم، بلکه عمدهٔ ترکستان، پنبه کاری میباشد. این کسب خصوصاً در فرغانه ترقی کرده است در ترکستان دو نوع پنبه کاشته میشود : یکی پنبهٔ محلی (جایداری) است که غوزهٔ این متصل و چسپیده بوده، پنبه و دانهای آن را جدا کردن دشوار میباشد (تخم پنبهٔ جایداری در عرض صد روز میرسد) . دیگری پنبهٔ آمریکائی است که تخم آن اصلاً از آمریکا آورده شده است. چون این پنبه رسید، غوزهٔ آن کشاده شده،"}
{"book": "adl0940", "page": 99, "text": "ترکستان ٩٤\nپنبۀ اش از هم پاشیده میشود. غاز پنبۀ آمریکائی از\nجایداری دراز تر و سفید تر میشود (این پنبه در عرض\n٧٠ - ٧٥ روز میرسد) .\nدر ترکستان بحساب میانۀ هر سال بیش از ده ملیون\nپوت پنبۀ آمریکائی، بقدر سه ملیون پوت پنبۀ جایداری\nکاشته میشود و ازین دو صد ملیون منات عاید میگردد.\nدر ترکستان کار پنبه کاری بطرز خیلی بی تربیت و بی\nفائده دوام میکند. چون این کسب بطرز علمی و فنّی براه\nگذاشته نشده است، ازین رو، اگرچه زحمت و قوۀ بسیاری\nصرف مینمایند، ولی حاصل آن را کم میگیرند. بسبب\nاینکه چون در ترکستان راههای آهن کم بوده، زمین ها\nبموجب فنّ زمان حاضره زراعت نمیشود، کارهای آبیاری\nبراه منظمی در نیامده و جمعیّت های میده قرض بقدر لزوم\nمنتشر نشده است (خلاصه چون حاکمیت در ترکستان\nتاکنون در دست روسهای نیم مدنی بوده است)، ازین\nجهت پر فایده ترین و با برکت ترین کسب پنبه کاری\nبقدر لزوم ترقی نکرده است ."}
{"book": "adl0940", "page": 100, "text": "ترکستان\n۹۵\nباغداری\nدومین کسب های با فایدهٔ ترکستان باغداری میباشد\nدر ترکستان اقسام و انواع انگور ها موجود است که اگر بقدر\nلزوم آبیاری شده، بخوبی پرورش گردد، حاصل زیادی\nخواهد داد. ازین انگور ها مشروبات و سیر که های گوناگون\nمیسازند. میوه های خشک ترکستان: غولنگ، مویز، بادام\nپسته، آلوچه، سیب و خربزه قاق بممالک خارجه بسیار\nنقل میشود. در اینجا توت هم تربیه میشود که برگهای توت\nرا بکرمهای پیله میدهند. بدین گونه پیله داری هم برای\nخلق، خصوصاً برای اهالی فرغانه، از کسب های پر فائده\nشمرده میشود. در ولایت فرغانه ویدی سو زنبور داری\n(پرورش زنبوران عسل) نیز خیلی ترقی کرده است و\nآدمان بسیاری مشغول این پیشه هستند.\nچار وا داری\nدر ترکستان قرغه - قازاق و ترکمانان بیش تر با"}
{"book": "adl0940", "page": 101, "text": "ترکستان\n۹۶\n\nچارواداری (تربیهٔ حیوانات) زندگی مینمایند تمام معیشت\nخلق کوچی از همین چارواداری میگذرد جمیع ثروت\nو خوشبختی، راحت و خوشگذرانیٔ آنها در سایهٔ رمه‌های\nگوسفند و گاو و گله‌های اسب و شتر حاصل می‌شود.\nخلق کوچی در بالای همین حیوانات از یک دشت\nبدشت دیگر میکوچند. از بیابانهای ریگ‌زار و دره\nهای کوه در پشت همین حیوانات عبور مینمایند. این\nحیوانات، هم زمین‌های خلق کوچی را شیار میکند و هم\nبارهای ایشان را نقل مینماید. بعضی از آن حیوانات\nرا ذبح نموده، گوشتش را میخورند، از پشم و پوست\nآنها نمد، جوراب، کلاه، چکمن، موزه و کفش میسازند. از\nموی آنها ریسمان و نخ‌های گوناگون میرسیند.\nچارپایان قازاق و ترکمان عموماً از نسل میانهٔ بوده،\nخورد، ضعیف و بد نما میباشد. ولی اسبان ترکمنی و\nگوسفندان قاراکولی (عربی) - مشهور است.\nدر ترکستان درین سالهای آخره کار چارپاداری\nتنزل کرده و سال بسال کمتر میشود. خصوصاً بعد از"}
{"book": "adl0940", "page": 102, "text": "۹۷\nترکستان\n\nانمکه از داخلیه روسیه (در زمان حکومت چاری) -\nبترکستان مهاجران روس و مالا روس آمده، زمین های\nخلق کوچی را صاحبی نمودند، مقدار چرا گاهها ے\nایشان خیلی کاسته شد. این مهاجرین در حق خلق\nکوچی جبر و ظلم های گوناگون نموده، بچار پایان ایشان\nضرر های بسیاری رسانیدند. همچنین بسبب خشکسالی\nهای پیاپی هم پیشه چار و اداری سال تا سال کم می\nشود و در نتیجه این خلق کوچی زندگی بدوی را ترک\nنموده، کم کم زندگی حضری را اختیار میکنند.\nهنرهای دستی\n\nهنرهای دستی ترکستان وابسته بطرز معیشت\nاهالی است. خلق کوچی از محصولات خام حیوانات\nخویش، مثلاً از پشم، موی، پوست و چرم آنها، غالباً\nاسباب ضروری خویش را میسازند. مثلاً نمد، قالی،\nپلاس، خورجین، خلته، (کیسه) انبان، پوشاک، پوستین،\nریسمان، بند و غیره میسازند بعضاً این مالها را بمقدار"}
{"book": "adl0940", "page": 103, "text": "ترکستان\n۹۸\nزیاد حاضر نموده، زیادی از احتیاج خود را بفروش\nمیرسانند.\nولی خلق حضری خصوصاً شهریان، اشیای خام\nرا از خلق کوچی چارواداران خریده، آنها را بدست\nخود، نسبت بخلق کوچی، ظریف تر و زیباتر اعمال\nمینمایند، اهالی شهری از پوست و چرم حیوانات همه\nگونه یا افزارها و پوشاکها میدوزند. از پنبه و ابریشم\nکمربند، کلاه، جامه و پارچه های گوناگون حاضر مینمایند.\nاز نقره و فلزات مختلف ظرفهای گوناگون زیبا و نقشین\n(کوزه، آفتابه، طبق، کاسه، لعلی، لگن، سماوار، چایجوش)،\nصندوقچه و اسباب های زینت میسازند. بسوای اینها،\nدر بین شهریان صنعت کلالگری موجود است که از\nگل، ظرفهای گوناگون سفالین درست میکنند و در\nخمدانها خشت و کاشیهای رنگارنگ میپزند. همچنین\nپیشه های صابون پزی، آسیابانی، خرازی، رنگریزی،\nزرگری، مسگری، تونوکه سازی، آهنگری، خراطي وغیره\nهم در شهرها خیلی ترقی کرده است."}
{"book": "adl0940", "page": 104, "text": "ترکستان ۹۹\n\nزاود و کارخانه داری\n\nبسبب کم بودن راههای آهن در ترکستان، دور بودن این مملکت از مرکز های مدنیت، گرانی اسباب سوخت (همچون ذغال سنگ، کراسین، نفت آنترا- تسیت و درخت)، کافی نبودن کارگران و استادان ماهر و پیدا نبودن پول، سرمایه و علم که همۀ آنها ضرور است، کارهای زاود و کار خانگی در ترکستان بقدر لزوم براه انداخته نشده است. با وجود این در ترکستان کارخانه های پنبه بسیار است که آنها تماماً بترتیب آور و پا گذاشته شده اند (اکثر این زاودها بدست مسلمانان می باشد) .\nبسوای اینها، مقداری آسیاهای بخاری، زاودهای شراب سازی و کارخانه های روغن کشی نیز در ترکستان موجود است (در ترکستان یک کارخانه سانتونین موجود است که دروی از علف و گیاههای شفایی ترکستان برای درد بواسیر دارو حاضر مینمایند) ."}
{"book": "adl0940", "page": 105, "text": "ترکستان\n۱۰۰\nبجز سببهای بالا که مانع ترقی فابریک و زاد و های\nترکستان گردید، استبداد و دسیسه های حکومت چار\nفابریکاچی و سرمایه داران ماسکو هم سبب مانع پیشرفت\nصنایع کار خانه باشد. اکنون بعد ازین، در ترکستان این\nصناعت ها باید ترقی کند.\nمعدن و کانها\nاگرچه معدنها (ثروت های زمینی) ترکستان خیلی\nزیاد است، ولی آنها تا کنون بقدر لزوم کار کرده نشده\nاست در اینجا معدنهای نمک، ذغال سنگ، سرب،\nآهن، مس، موم سنگ، سنگهای گرانبها، همچون مرمر،\nفیروزه، عقیق و زمرد، در منبعهای رود زرافشان بمقدار\nکمی طلا، در کنار نهر مرغاب نقره نیز پیدا میشود در ترکستان\nآبها و چشمه های معدنی دریا چه های نمک عموماً دریا چه ها و چشمه های\nشفائی بسیار است. جنگل داری\nکسب جنگل داری در ترکستان بحکم هیچ است."}
{"book": "adl0940", "page": 106, "text": "ترکستان\n۱۰۱\nزیرا درینجا جنگل و درخت زار کم بوده، آنها هم فقط\nدر کوهها و در ریگ زارها (ساکساول) میروید. بسوای\nاین جنگلهای طبعی، درختان زیادی هم موجود است\nکه آنها در لب جویها، حوضها و در باغها کاشته شده اند.\nدر جنگلهای کوه میوه های گوناگون همچون جوز، فندق،\nبادام، پسته میروید. لیکن بیش ترین جنگل های\nترکستان برای هیزم استعمال میشود. چوبهائی که برای\nعمارات بکار میرود، بمقدار کمی در بالای کوهها میرویند\nازین جهت اهالی ترکستان، غالباً برای عمارات شان\nچوب و تخته های لازمی را از روسیه میآورند.\nکسب ماهیگیری وشکار\nدر ترکستان غالباً در سواحل نهر آمو و سر، بحرآرال\nو خزر، همچنین در دریاچه (کول) های مختلف اجرا شده،\nهر سال بقدر چندین ملیون ماهی گرفته میشود. در قطار\nاهالی محلی (قازاق، قرغز، قارا قالپاق، تاجیک) قازاقان\nمهاجر اورال نیز بکسب ماهیگیری مشغول میشوند."}
{"book": "adl0940", "page": 107, "text": "ترکستان\n۱۰۲\nبشکار حیوانات و مرغان اهالی محلی با آلات خیلی\nساده ( همچون دام، تله، تور، کمند، قپقان ) مشغول می\nشوند، همچنین گودیهای مخصوصی کنده، سگان تازی و\nمرغان شکاری، همچون باز و شاهین را آموخته، با آنها شکار\nمینمایند. گاها تفنگهای کهنه و چقماقی را نیز برای شکار بکار\nمیبرند . در اینجا از حیوانات درنده و وحشی : شیر، ببر،\nپلنگ، گراز، گرگ، خرس، روباه، گربه، گوزن، آهو ،\nو از مرغان : قرقاول، کبک، تیهو، قو، غاز، مرغابی و\nبیدانه شکار میشود . در ترکستان شکار برای کسب\nنبوده، بلکه برای معاونت زندگانی و یا برای کیف\nو شوق اجرا میشود .\nراههای ترکستان\nدر زمان حاضر دشتهای بی آب و بیابانهای بی\nعلف ترکستان را از دو طرف، راههای آهن قطع مینماید.\nدر سایهٔ این راهها ترکستان با دنیای مدنیت می پیوندد\nو بدین سبب این راهها برای ترکستان خیلی مهم میباشد."}
{"book": "adl0940", "page": 108, "text": "ترکستان\n۱۰۳\nیکی ازین راههای عمده، راه آهن آسیای وسطی است\nکه از ساحل بحر خزر (از شهر کراسناواد) شروع شده، از\nشهرهای عشق آباد، مرو، بخارا و سمرقند گذشته، تاشکند\nمیرود و این راه سال ۱۸۸۸ میلادی تمام شده است.\nازین راه بزرگ چهار شعبه جدا میشود که یکی از مرو تا\nقلعهٔ کوشک، دویمی از موقع چر نایف تا خوقند و اندیجان\nسومی از خوقند تا نمنگان، چهار می از خوقند تا مرغیلان\nامتداد مییابد.\nراه آهن دویم از تاشکند شروع شده، از شهرهای\nترکستان، آقمسجد، قازالی و آقتوبه گذشته، تا اور نبورغ\nامتداد دارد (این راه آهن سال ۱۹۰۴ تمام شده است).\nاز راه تاشکند (از موقع آریص) شعبه ئی جدا شده، از چگند\nپشپک، آلما تا، سیمپلات گذشته بشهر اومسکی رفته، براه\nآهن بزرگ سیبریا می پیوندد با این راه بترکستان\nخیلی مال و متاع آمده و از ترکستان خیلی چیزهای خام\nنقل میشود. ازین سبب این راهها ترکستان را بمرکز\nمدنیت آو روپا پیوسته، بترقیٔ سودا و صناعت و پیشرفت\nولے"}
{"book": "adl0940", "page": 109, "text": "ترکستان ۱۰۴\n\nاقتصاد آن تأثیر بزرگی میدهند.\nراههای آبی ترکستان (کشتی و قایق رانی) در بحر خزر\nدریای آرال و نهر آمو اجرا میشود. در میانه ساحل شرقی\nو غربی بحر خزر (در میانه باکو و کراسنوودسکی) و در بین\nساحل شمالی و غربی (بین حاجی ترخان و ایران) همیشه\nرفت و آمدی دوام میکند.\nدر بحر آرال، در میانه مملکت خیوه (بندر توقماق، آما\nمویناق) و موقع (آلتی قو دوق) که در شمال واقع\nاست کشتیهای بار کشی و سر نشینی گشت و گذار میکند\nدر نهر آمو دریا، در داخله امارت خیوه و بخارا، در میانه\nپترو آلیکساندر، چهار جوی، کرکی، ترمیز در مدت هشت\nماه منتظماً کشتیهای بخاری حرکت میکند. گذشته ازین\nدر نهر آمو پیشه قایق رانی هم خیلی ترقی نموده، قایق\nچیان خیوه تمام سال در میانه مزار شریف که در حدود\nافغانستان واقع است و چیمبای و قونگرات بار می\nکشند. از پائین ببالا (از خیوه به چهار جوی) پنبه و\nپوست آورده از بالا بپائین مالهای گزوار، کرباس"}
{"book": "adl0940", "page": 110, "text": "ترکستان\n۱۰۵\nنفت ، چای ، شکر ، اسبابهای آهنین و چیز های دیگر نقل مینمایند . با این کشتیهای بطرز کهنه که از قدیم مانده است ، اهالی خیوه هزار ها پوت مال نقل مینمایند (از اهالی خیوه بقدر بیست هزار نفر به پیشۀ کشتی رانی مشغول میباشند) . در ترکستان ، بسوای این ، راههای کاروانی هم بسیار بوده ، کاروانیان از ترکستان به ایران ، افغانستان ، چین رفت و آی می نمایند .\nمعارف ترکستان\nمعارف ترکستان بدرجهٔ خیلی پستی میباشد . اگر چه در ترکستان مکتب و مدرسه بسیار است ، ولی در همهٔ آنها طریق تعلیم و تعلّم باصول قدیم جاری است . در مدرسه ها اکثراً علوم دینی آموخته شده ، علوم دنیوی وفنّی خیلی کم تدریس میشود . در زمانهای آخر مکتب های اصول جدیده در ترکستان کشاده شده در آنها با ترتیب تازه تربیهٔ اسلامی و روح ملّی داده"}
{"book": "adl0940", "page": 111, "text": "ترکستان ۱۰۶\n\nمی شود.\nدر مدارس قدیم ترکستان طرز تدریس و تعلیم با\nاصول قدیم است. مدارس ترکستان که در زمان خود\nهمچون ابن سینا، فاریابی امام بخاری، علامه طوسی ،\nالغ بیک ، علامه زمخشری، میر علی شیر نوائی، سلیمان\nباقرخانی، بابر میرزا، ابوالغازی نادران عصر رسانیده\nبود، در زمان حاضر بخانهٔ وقف خوران، متولیان و\nمدرسان مبدل گردیده است. پس از آنکه ترکستان\nبتحت ادارهٔ روسیه در آمد، اگرچه در اینجا از طرف\nروسها بعضی مکتب های روسی و مسلمانی کشاده شد\nولی این مکتب ها بیش از آنکه خانهٔ علوم باشند،\nدامهای تزویر سیاست و کانونهای تعصب بودند.\nبواسطهٔ این مکتب ها روسیت، نصرانیت و تعصب\nانتشار میگردید. ازین سبب به این مکتب ها اهالی\nمحلی با اعتماد و انابت نمی نگریستند. از همین سبب\nهم این مکتب ها ترقی نکرد.\nمملکت ترکستان از جهت اداره به پنج ولایت"}
{"book": "adl0940", "page": 112, "text": "ترکستان\n۱۰۷\n\nتقسیم میشود: ولایت سرداریا، فرغانه، سمرقند، ترکستان\nویدی سو. ولایات ترکستان به اویزدها، اویزدها به\nولوست ها و ولوست ها بقشلاقها و آولها تقسیم می\nگردند. بولایت ها و اویزدها از طرف حکومت والیان\nو حاکمان تعیین شده، به ولوسها و قشلاقها والوستنویها\nو آقسقالان انتخاب گردیده، از طرف حکومت تصدیق\nمی شود.\nولایت سرداریا\nموقع جغرافی، حدود و سطح آن.\nولایت سرداریا قسمت شمال غربی ترکستان را\nاشغال مینماید. سطح این ولایت چهار صد و سی و نه\n(۴۳۹) چاقریم مربع بوده، از چهل و شش\nملیون دسایتین زمین عبارت است (این ولایت از\nمملکت فرانسه قدری کوچک تر میباشد).\nدر شمال ولایت سرداریا - ولایات تورغای، آقمولا،\nسیمی پالات، در شرق وی - ولایت یدی سو، در جنوبش"}
{"book": "adl0940", "page": 113, "text": "ترکستان ۱۰۸\nولایت فرغانه و سمرقند، امارات بخارا و خیوه ، در غربش\n- ولایت ترکستان، در شمال غربی اش - ولایت او\nرال واقع بوده، طولش هزار و صد و عرضش هفتصد\nچاقریم است .\nولایت سردیرا از جهت خلقت و ترتیبات سطیحه\nاش بد و قسمت شرقی و غربی منقسم میگردد . قسمت\nغربی اش اکثراً هموار و ریگ زار بوده، چهار پنج یک\nولایت را تشکیل میدهد قسمت شرقی اش از شعبه\nهای کوه تیان - شان عبارت بوده، یک پنج یک\nولایت را اشغال مینماید . این قسمت شرقی ولایت\nسردری یا کوهستان بوده، در اینجا از کوه (تاوس آلاتاغ)\nپشته های (آلیکساندر) شروع نموده ، بطرف غرب کشیده\nمیشود کوه (آلاتاس) باز بطرف غرب، بنام (قازی قورت)\nامتداد مییابد و شعبه های آن بطرف شمال غربی میل\nنموده، نام قارا تاغ را میگیرد . بسوای اینها، کوههای\nسوسامیر، کیلیس و انهار نیز مشهور می باشند.\nاین کوهها هر قدر که بطرف غرب پیش تر بروند،"}
{"book": "adl0940", "page": 114, "text": "ترکستان \n۱۰۹\n\nهمانقدر پست تر شده، آخر بزمین هموار مبدل می\nشوند. شعبه های تیان ـ شان که در ولایت سیر دریا\nواقع است، بهمه گونه معدنها و خزینه ها غنی میباشد\n(بقول عالم بزرگ موشکیتف که متخصص علم معادن\nاست، ازین کوهها بقدر نود گونه معدن استخراج می\nشود) . چون در میانه و دامنه کوهها، خاک حاصلخیز\n\"منی\" بسیار است، ازین جهت در آنجاها دهقانی\nو زراعت هم بخوبی ترقی کرده است.\nقزل قوم و قارا قوم که بیابانهای مشهور ترکستان\nاست نیز در ولایت سیر دریا واقع است. زمین های\nاین ولایت که در سواحل آمو و سیر دریا واقع است\nاز بیشه و نیزار ها عبارت میباشد. درین بیشه ها\nدرختان سنجد، بید، سفیدار سر و میروید. عموماً ولایت\nبزرگ سر دریا قابل زراعت نمیباشد.\nآب و آبیاری ترکستان\nآبهای ولایت سیر دریا، از بحر آرال، نهرهای آمو و سیر،"}
{"book": "adl0940", "page": 115, "text": "ترکستان\n۱۱۰\nو چندین رودها و کولهای دیگر عبارت است.\nبحر آرال - عالم مشهور جغرافی «بیرغ» دربارهٔ\nبحر آرال چنین تفتیشات کرده است: در زمانهای خیلی\nقدیم آب بحر خزر کاسته شده، سطحش پست گردید.\nولی بحر آرال سطح خود را محافظ مینمود. سبب این،\nآن بود که بحر آرال در زمانهای قدیم، بواسطهٔ گودی\n«ساری قامیش» و وادی «اوزبوی» (مجرای قدیمی\nاش) بحر خزر میریخت. چون بدریای آرال از نهرهای\nبزرگ، همچون (آمو دریا) و (سیر دریا) آب جاری شده\nاز وی با مجرای فوق الذکر به بحر خزر میریخت، لهذا\nآب بحر آرال مشور نبوده، شیرین بود و هم آرال سطح\nخود را محافظه میکرد. زمانی شد که مجرای ساری قامیش\nو اوزبوی با گل و ریگ پر شده، راه جریان آب را\nاز بحر آرال بدریای خزر مسدود نمود. در آن زمان،\nآرال بمانند کول بزرگ راکد شد و هم بقانون تبخر آب\nبحر آرال کم شده، شور گردید. جدا شدن بین بحر آرال\nو خزر تاریخاً معلوم نیست."}
{"book": "adl0940", "page": 116, "text": "ترکستان\n۱۱۱\nدر میانۂ عصر سیزدهم و چهار دهم بقدر یک عصر\nآب آمو دریا بواسطهٔ وادی « اوزبوی » بحر خزر میریخت\nسپس چون این راه باریک و گل پرشد، مجرای نهر\nباز بطرف شمال میل نمود .\nدر زمان حاضر سطح آمو دریا از بحر سیاه شصت\nو شش آرشین و از بحر خزر صد و سه آرشین بلند\nتر است . بحر آرال از بحر خزر بقدر صد و پنجاه چاقریم\nفاصله داشته، در شمال شرقی بحر خزر واقع است سطح\nآرال تقریباً شصت هزار چاقریم مربع، طولش بقدر\nسیصد و نو دو پنج ( ۳۹۵ ) چاقریم بوده، گودترین جایش\nبقدر نود و سه آرشین میباشد . بحساب میانه عمق\nآرال بیست و یک آرشین است . آب بحر آرال\nنسبت بکاستن، بیش تر میفزاید . از این سبب سطح\nاو تار رفته بلند میشود .\nآن نهر هائی که بحر آرال جاری میشوند . از بالای\nمجرای خود ریگ، خاک و سنگریزه های بسیاری آورده\nبحر مذکور میریزند . اینها چون بتک دریا می نشینند،"}
{"book": "adl0940", "page": 117, "text": "ترکستان\n۱۱۲\nازین روتک بحر کم کم بالا میآید . ازین سبب تک دریا هر سال بقدر نیم میلیتر برداشته میشود (یعنی در هر دو هزار سال بکلفتی یک میتر در تک دریا لای و گل می نشیند) . درین صورت پس از سی هزار سال گودی بحر آرال باید از گل ولای پر گردد . اگر سطح آرال باز بقدر پنج و نیم آرشین برداشته شود، این گاه بحر مذکور بواسطه خلیج (آی بوغیر) بکودی، (ساری قایش) متصل شده، ازین دریا بدریای بحر خزر راه کشاده خواهد شد.\nسواحل شمالی و جنوبی آرال پیش رفته و پس کشیده شده، یعنی کج و خم میباشد که ازین سبب خلیج و نیم جزیره های بسیاری را تشکیل میدهند . در شمال آرال خلیج (پروفسکی) و (ساری چیغاناق)، در جنوبش خلیج (حاجی بابا)، در شرقش خلیج (قارا بایلی) مشهور است . مشهور ترین نیم جزیره های آرال : قولاندی، تورناق، آق سویوق و توقماق می باشد. در ساحل شرقی آرال خیلی جزیره های ریگی موجود است."}
{"book": "adl0940", "page": 118, "text": "۱۱۳ ترکستان\n\nدر ساحل شمالی آن جزیرۀ «کوت آرال» واقع است\nکه این جزیره از نیم جزیرۀ (آق سویوق) بقدر چهل\nچاقریم بطرف عرض شمالی کشیده شده است . در\nجنوب جزیرۀ مذکور بفاصلۀ پنجاه چاقریم جزیرۀ «بارسہ\nکیلمس» موجود است . در جنوب غربی این جزیره ،\nجزایر مجتمعه «چار» واقع اند که مهم ترین آنها جزیرۀ\n«نیکولای» میباشد . سطح همۀ این جزایر، بیش از ہزار\nچاقریم جای را اشغال مینماید . در نیم جزیرۀ (توقماق آتا)\nکه در نزدیکی مصبّ آمو دریا واقع است ، پیشۀ\nماهیگیری خیلی ترقّی کرده و هر سال بقدر چهار ۔ پنج\nملیون ماهی صید میشود .\nچون اطراف بحر آرال از کوہ خالی است ، از\nاین رو برای و زیدن بادهای شمالی کشادہ است و\nبدین سبب دریای آرال خیلی پر تلاطم وحتیٰ برای\nسیاحت مخوف میباشد . در زمستان سطح این دریا از\nساحل شمال شرقی تا جزیرۀ «بارسه کیلمس» یخ می\nبندد (در خلیج پیرو فسکی یخ صدو چهل روز دوام میکند)."}
{"book": "adl0940", "page": 119, "text": "ترکستان\n۱۱۴\nآب بحر آرال شفاف بوده، تک وی تاس آرشین\nنمودار میشود . شوری آبش فقط بمقدار یک فایض\nیعنی در صدی یک، میباشد. جریان بحر آرال از طرف\nشرق بسوی جنوب و از طرف غرب بسوی شمال\nبوده سرعت جریانش در هر ساعت ششصد ساژین\nاست.\nدر بحر آرال بقدر صدوسی و هفت گونه گیاه و نبات\nموجود بوده، حیواناتش کم میباشد . درین بحر از حشرات\nو ہواجھا (از جانوران بی استخوان دریائی) هفت نوع\nو از ماہیان هیجده نوعش دیده شده است .\nسرد دریا و سائر رودهای ولایت سر دریا همگی بحوضۀ\nآرال روان میشود که مشہور ترین آنها سر دریا و آمو\nدریا میباشد .\nسرد دریا با جریان وسطی و پایانی خود، اکثر جاهای\nولایت را آبیاری میکند. بسر دریا رود های انهاره\nچرچیق ( با پسکهم و چاتقال)، کیله س، (با بورو لدای\nو با دام) و آریص مخلوط میشود."}
{"book": "adl0940", "page": 120, "text": "ترکستان ۱۱۵\nنهر «بوگان» که از نشیب های کوه قارا تاغ جاری میشود، اگرچه خیلی بزرگ است، ولی نمیتواند بنهر سر مخلوط شود، بلکه در گودیها و وادیهای دامنهٔ کوه «قاراتاغ» بباتلاقها و کولها مبدل میشود. از این کولها (چوچقه کول)، (قوم کول)، (چونیاق کول) و کولهای (برقازان) که در نزدیکی شهر آق مسجد واقع است، مشهور میباشد. در میانهٔ شهر (قارماقچی) و آق مسجد زمین های باطلاق زیاد بوده، از بین آنها رود های (قاره اوزه ک) و (تیره ک اوزه ک) که از یک شعبهٔ سر دریا حاصل شده اند، میگذرند. (در پایان تر آق مسجد وادی قودان دریا و ینگی دریا که مجرای قدیمی سر دریاست، موجود میباشد.\nاز سر دریا و شعبه های آن خیلی جویهای بزرگ و جوی آب گرفته، جاهای بسیاری را آبیاری و آباد مینماید. ولی چون مجرای پایانی آمو دریا از حدود جنوب غربی ولایت میگذرد، لهذا از جهت آبیاری اهمیت آمو دریا کم میباشد (آمو دریا فقط مضافات خود اطراف"}
{"book": "adl0940", "page": 121, "text": "ترکستان\n١١٤\nپتر و الیکساندر و فسکی، چیمبای، نوقوس را آبیاری می\nنماید.\nهوایش - هوای ولایت سردریا عموماً خشک\nبوده، اثرات رطوبت هوای نسیمی، یعنی شبنم،\nژاله، باران، برف کم میبارد. در اینجا برای دهقانی\nو باغبانی زمین ها را فقط بطریق صنعی آبیاری می\nنمایند.\nخلقش - خلق ولایت سردریا بقدر دو ملیون\nبوده، در هر چاقریم مربع زمین چهار و نیم نفر آدم\nمیافتد. خلق اینجا را از جهت زندگی میتوان، بنام\nحضری و کوچری بدو قسمت جدا نمود. ولی معیشت\nکوچری سال بسال کاسته، کوچریان کم کم بحال\nحضری در میآیند. قسم بزرگ خلق این ولایت\nکوچری بوده، آنها بقدر یک ملیون و دو صد\nهزار قرغز قازاق، صد هزار قارا قالپاق، ده هزار\nجوگی (لولی) میباشند. اهالی حضری را ۶٢۶ هزار\nسارت، ١٢٠ هزار روس، ٣٧ هزار اوزبک،"}
{"book": "adl0940", "page": 122, "text": "( ۱۱۷ )\nترکستان\n\n۵۶۰۰ نیمس و بقدر ده هزار تاجیک ، یهودی، ترک\nتاتار و اقوام دیگر تشکیل میدهد.\nسارتها غالباً در شهرها اقامت نموده ، اوزبکها در\nآول و قشلاقها زندگی میکنند . سارتها چون طبعاً سودا\nگرو در معیشت خیلی با اقتصاد و با اجتهاد اند، ازین\nجهت بخوشی تمام گذران مینمایند. ولی از علم و\nمعارف خیلی عقب مانده اند . در میانه ایشان آدمان\nباسواد هم خیلی کم میباشند . لیکن در مال جمع کردن\nو محافظه نمودن خیلی حریص بوده ، در صرف کردن آن\nزیاده مقتصد و حتی بدرجه خست نزدیک هستند.\nاما اوزبکان خواه از جهت دولت و خواه از\nجهت معارف نسبت بسارتها در درجه پست تر\nمیباشند. ترک ۔ تاتاران غالباً در شهرها با سوداگری\nمشغول بوده، درباره معارف و مدنیت خیلی پیش\nرفته اند. ایشان در شهرها، حتی در دیها و موقفها\n(ایستگاههای راه آهن) برای اطفال. مکتب های\nمتعدده اصول جدیده و در تاشکند دار المعلمین و"}
{"book": "adl0940", "page": 123, "text": "ترکستان ۱۱۸\n\nقرائتخانه مکملی دارند.\nآمدن روسها\nبولایت سر دریا\nدر اوایل عصر هجدهم، حکومت چار های روسیه در حق قازاق روسهای سواحل (دون) که بدین قدیم نصرانیت سالک بودند، سیاست تضییق را پیش گرفت این گاه قازاقهای دون بتاثیر فشار حکومت، بساحل نهر (جایق) کوچیده، کم کم افزون شدن گرفتند قرغز - قازاقان که در آنزمان همسایه شرقی روسیه بودند، ناراحت شده، خلق روسیه را بتشویش میانداختند. اینک مهاجرت قازاقان دون بسواحل جایق - اورال بمقابل قرغزان قوه بزرگی را تشکیل میداد. حکومت روسیه این حال را بنظر گرفته، بقازاقان روس همه گونه یاریها رسانیدن گرفت .\nدر میانه قرغزان و روسها هر وقت نزاع و جنگ"}
{"book": "adl0940", "page": 124, "text": "ترکستان\n۱۱۹\nپدید میآمد. در آخر عصر هجدهم، بمیانه خاک قرغزان\nو قازاقان روس خط حدودی کشیده شد که این\nخط حدود را «خط اور نبورغ و سبیر» مینامند. این\nخط از ساحل رود (چایق) و (ادی) تا بشهر او مسق\nو از اینجا تا بسر نهر (ایرتیش) کشیده شده بود. روسها\nدر بالای خط این حدود چندین شهر ها و قلعه ها بناکرده\nبودند. در سال ۱۷۴۳ میلادی در گوشه طرف غربی\nقزاقان روس شهر اور نبورغ بنا گردید. بعد ازین\nشهر های اورسن، ویر خورال، پیتر پاول تأسیس\nیافت. هنگام کشیده شدن خط اور نبورغ بیر، در\nزمان پیتر یکم، شهر های او مسق و سیمی پالات بناشده بود).\nدرازی خط اور نبورغ-سبیر (از گوریفکا که در\nمنصب جایق واقع است، تا کا مینگور بالایی) سهزار\nو پانصد (۳۵۰۰) چاقریم بود. اینک در میانه\nهمین خط، روسها بیش از یک عصر توقف نموده،\nنهایت در سال ۱۸۵۲ میلادی شروع کرده، بخاک\nترکستان که دیر باز چشم خود را بسویش سرخ نموده"}
{"book": "adl0940", "page": 125, "text": "ترکستان\n۱۲۰\nبودند، بنای تجاوز را گذاشتند. ولی بدشت سبیر از سال ۱۸۲۴ بنای در آمدن را گذاشته شهر های کو کچه تاغ، آقمولا، قارقالی و آیاگوز را گرفته، بهمین نامها ناحیه ها تشکیل داده بودند. سپس در سال ۱۸۴۷ در گوشهٔ شرقی خط اورنبورع و سبیر قلعه (قاپال) و در طرف غربی، در نزدیکی منصب سر دریا قلعه (رحیم) را بنا نمودند. (این قلعه ها بمقابل قلعه های آقمسجد و قازالی خوقند و برای مقابلهٔ عسکر های خیوه بنا گردیده بود).\nچون روسها بدین گونه بصورت تدریجی بدشت های قرغز- قازاق و بیابنهای ترکستان در آمدن گرفتند. خانهای خیوه و بخارا و خوقند که این زمین ها را در زیر دست خود میشمردند، بمقابل روسها عسکر فرستاده بآنها خیلی ضررها رسانیدند. نهایت روسها در سال- ۱۸۵۲ قلعهٔ آق مسجد را از خوقندیان گرفته، در ساحل سر دریا استوار گردیدند.\nدرین وقتها خان و بیگهای ترکستان در بین خود"}
{"book": "adl0940", "page": 126, "text": "ترکستان\n\n۱۲۱\n\nاختلاف و نزاع میورزیدند و بجای اینکه وطن و\nملت را از تجاوز دشمن خارجی محافظه نمایند با\nیکدیگر میجنگیدند و هم با هالی حقیقت حال را معلوم\nنکرده ، اهمیت فرصت را نمیفهمانیدند. بلکه برعکس\nخلق را اغفال میکردند که ترکستان را ارواح اولیا\nمحافظه میکنند و ازین رو مملکت را روسها گرفتن\nنمیتوانند. اینک بدین گونه اظهارات، خلق ساده\nدل را خاطر جمع نموده، کار مدافعه را اهمال میکردند.\nروسها چون ازین احوالات بخوبی آگاه بودند، ازین\nاستفاده نموده، قرار دادند که بترکستان از دو طرف\nهجوم آورند. از این رو هم از شرق (از طرف سبیر)\nو هم از غرب (از ساحل سر دریا) بحرکت در آمدند.\n(درین وقتها در طرف سبیر، در ولایت پدی سو،\nدر میانهٔ روسها و قرغه - قازاقان خوقند در بارهٔ -\nتعیین حدود نزاع پدید آمده بود. نیز درین زمانها\n(در سال ۱۸۶۶) از ناحیهٔ آلا تاغ (سبیر) در تحت\nادارهٔ جنرال چرنایف یک پولک عسکر روس بطرف"}
{"book": "adl0940", "page": 127, "text": "ترکستان\n۱۲۲\nغرب، بجانب سردریا، حرکت نمود. از طرف دیگر در تحت فرماندهی ویر و فلین یک فرقۀ عسکر روس با ساحل سردریا از غرب بسوی شرق تجاوز کرد و در سال ۱۸۶۴ - هشتم ایون شهر ترکستان رسیده پس از اندکی مقابلت، شهر را اشغال نمود.\nجنرال چرنایف که از طرف سبیر میآمد، در سال مذکور چهارم الون در ساحل رود (تالاس) شهر اولیا آتا را اشغال کرد. بعد ازین عسکرهای خوقند، در نزدیکی چمکند گرد آمده، در تحت ادارۀ سردار مسلمان قلی با روسها جنگیدند و در نتیجه مغلوب شدند. در سال ۱۸۶۴ - بیست و دویم ستمبر چرنایف چمکند را هم ضبط نمود. بعد ازین، چرنایف با یک فرقه عسکر بتاشکند هجوم آورد. ولی پس از محاصرۀ چهار روزه شهر را گرفته نتوانسته، برجعت مجبور گردید.\nروسها بدین فکر افتادند که در جاهائی که تا امروز از کشور ترکستان گرفته اند، استوار گردند. این رو بجاهای مذکور اداره های خود را بر پا نمودن گرفتند"}
{"book": "adl0940", "page": 128, "text": "ترکستان ۱۲۳\n\nدر سال ۱۸۶۵ از زمین های فوق الذکر بنام سردریا\nولایتی تشکیل داده ، بجمیع زمین های ترکستان چرناییف\nرا والی حربی تعیین کردند . لیکن وظیفۀ حاکمی را بعموم\nزمین های ترکستان بجنوال گوبر ناتور ناحیۀ اورنبورغ\nحواله نمودند . چرناییف در چمکند اقامت نموده ، ولایت\nتازه تشکیل شده را اداره میکرد . چرناییف چون\nشنید که مسلمانان تاشکند عسکر حاضر نموده ، قوۀ جمع\nمیکنند ، بدون فوت نمودن وقت ، بضبط تاشکند\nقرار داد . برخصت آمدن از جنرال گوبر ناتور اور-\nنبورغ منتظر نشده ، بتاشکند حرکت نمود و ۲۷ ماه\nآپریل قلعۀ (نیازبیگ) را که در ساحل نهر (چرچیق)\nبناشده بود، محاصره کرد . پس از یک هجوم شدید،همه\nحصار را ویران نموده ، قلعه را متصرف شد .\nبتاشکند بواسطۀ نهر چرچیق آب میآمد و مجرای\nاین نهر در نزدیکی این قلعه واقع بود ، چرناییف پس\nاز ضبط قلعه ، مجرای نهر را مسدود نموده ، شهر تاشکند\nرا بی آب گذاشت . این گاه چرناییف تاشکند را بطور"}
{"book": "adl0940", "page": 129, "text": "ترکستان ۱۲۴\n\nاساسی محاصره نموده، برای هجوم قطعی حاضر گردید.\nدر آن زمان تاشکند از یک بیکی خوقند عبارت\nبوده، بواسطهٔ حاکمی که از طرف خوقند تعیین می گردید،\nاداره میشد. هنگام آمدن روسها، تاشکند را قوش\nداد خواه حاکم و میرزا احمد قوشبیگی و از علما محمد عظیم\nابن محمد رجب، عبد الله جان ولد ملا بابا جان اداره می\nنمودند. هنگامی که روسها از یک طرف شهر را بمحاصره\nانداخته بودند، از طرف دیگر از سرکردگان خوقند امیر\nعالم قلی و خان زاده سلطان سید خان با چهل عدد\nتوپ، مقداری سربازان نشان زن و توپچی بیاری\nتاشکندیان رسیدند.\nامیر عالم قلی در قطعهٔ ترکستان بروسها خیلی ضربها\nرسانیده و از آنها خیلی آدم را کشته است، روسها\nچون خبر ورود عالم قلی را بتاشکند شنیدند، خیلی به\nدهشت و اضطراب افتادند. عالم قلی با عسکر خود\nبمقابل روسها حرکت نموده، در موضع (آلچیک)\nکه در مسافت دوازه چاقریمی تاشکند واقع است،"}
{"book": "adl0940", "page": 130, "text": "ترکستان\n۱۲۵\nجنگ سختی بوقوع آورده، بآنها تلفات کلی داد. ولی\nدر میانهٔ جنگ تیری خورده، زخمین گردید و با همین زخم\nوفات نمود. پس از وفات او عسکر هایش پریشان شده\nتوپ، یراق و اسباب خود را گذاشته، فرار کردند\nو بشهر در آمده، دروازه ها را بستند، پس از وفات\nامیر عالم قلی، سرکردگان دیگر بواهمه و اضطراب\nافتاده، قسم بزرگ آنها بخوقند و سائر طرفها گریختند.\nدر تاشکند از سرکردگان فقط سلطان سید خان ماند که\nاو هم بسبب جوانی و بی تجربگی کاری از پیش بردن\nنتوانست.\nچون حال شهر دشوار شدن گرفت، سلطان\nسید خان به امیر بخارا مظفر الدین خان نامه فرستاده،\nاز وی یاری درخواست کرد. امیر بخارا در تحت ادارهٔ\nاسکندر بیگ فرقهٔ کوچکی عبارت از ده - پانزده نفر\nبتاشکند گسیل نمود. مقصد امیر ازین، بتاشکندیان\nیاری رسانیدن نبوده، بلکه با حیله ئی خان مشروع\nخوقند سلطان سید خان را از تاشکند ببخارا آورده بجای"}
{"book": "adl0940", "page": 131, "text": "ترکستان\n\n۱۲۶\n\nاو بخوقند از طرف خود شخص مطیعی را خان تعیین کردن\nو بدین واسطه بتدریج خوقند را بزیر دست خود در آوردن\nبود . در حقیقت اسکندر بیگ ، همین که بتاشکند آمد،\nخلق محصور را با حیله و دسیسه فریفته ، شورانید و\nطرفداران امیر بخارا را در حق تخت خوقند بغلیان\nآورده ، تقویه نمود . در نتیجه این طرف بخارائیان قوت\nگرفته، سلطان سید خان را بخارا فرستادند ( امیر بخارا\nاورا بقتل رسانید) .\n(در یک زمانی که دشمن خارجی بتنک دروازه شهری\nکه بمنزله قلب مملکت بود ، رسیده ، مسلمانان را بلا\nامان سوزاینده ، بقتل میرسانید، امیران مسلمان\n(یعنی حامیان ملت ، وطن و دین) برای تخت و\nخانی اختلاف و نزاع مینمودند . با فتنه و دسیسه های\nگوناگون مسلمانان ساده دل را اغفال نموده ، غرضهای\nفاسد شخصی خود را پیش میافگندند. استقلالیت و\nناموس وطن و ملت را پا مال میساختند .)\nروسیائی که شهر را محاصره میکردند، از اختلاف و"}
{"book": "adl0940", "page": 132, "text": "ترکستان\n۱۲۷\nو اختلال درون شهر خبر یافته ، به استفاده نمودن ازین\nحال و هجوم قطعی آوردن بشهر قرار دادند، اینک در\nسال ۱۸۶۵ پانزدهم ایون، هنگام صبح، با هجوم\nخیلی شدیدی از دروازه کمالان بدرون شهر درآمدن\nگرفتند. چون تاشکندیان درون شهر دو سه روز جنگیده\nاز مدافعه عاجز شدند، ناچار آقسقالان ایشان هفدهم\nایون شهر را بجنرال چرناییف تسلیم نمودند. در آن\nزمان در تاشکند بقدر صد هزار نفر جمعیت بود. در\nاطراف شهر حصارهای کلفت و محکم کشیده و از طرف\nبیرون خندقهای پهن و گود کنده شده شهر دارای\nدوازده دروازه بود که خوقند، کاشغار، کمالان، تخته\nپل و بیش آغاچ مشهور است.\nروسها پس از آنکه تاشکند را گرفتند، شهرهای دیگر\nترکستان را هم یگان- یگان ضبط نموده، در اندک\nزمان تمام کشور ترکستان را بدست خود در آوردند.\nپس از اشغال تاشکند از طرف روسها، امیر بخارا که از\nعجز و غفلت خود بیخبر بوده، جنگ با روسها را همچون"}
{"book": "adl0940", "page": 133, "text": "ترکستان\n۱۲۸\nجنگ با خانهای کوچک آسیای وسطی میدانست، در\nمقابل روسها بعضی حرکات نامناسب را ارتکاب نمود\nتاشکند از یک ولایت خانی خوقند عبارت بود و خانی\nخوقند هم گویا در حمایۀ امیر بخارا واقع بود . ازین رو\nبسوی جنرال چرنایف ایلچی فرستاده، از وی طلب\nنمود که تاشکند را خالی کرده، بروسیه رجعت نماید.\nروسهائی که در سایۀ این بی تدبیری امیر، برای\nهجوم بهانه میجستند، بمقابل بخارا اعلان جنگ دادند.\nدر نتیجۀ این جنگ، در موضع ایر جار، اهالی بخارا\nمغلوب شده، اول ایر جار و بعد شهرهای خوجند، اورا\nتپه و دیزخ را مجبوراً بروسها ترک نمودند.\nدر سال ۱۸۶۶ روسها باز بهانه ئی بدست آورده\nاز خانی بخارا شهر های سمرقند، کته قورغان و زیره\nبولاق را گرفتند . بعد ازین خانی بخارا بروسیه تابع\nگردیده، بحکم ولایتی در آمد. نیز درین سال روسها\nزمین هائی که از ترکستان ضبط کرده بودند، بولایات\nسردربا، سمرقند دیدی سو تقسیم نموده، تمام مملکت"}
{"book": "adl0940", "page": 134, "text": "ترکستان ۱۲۹\nترکستان را با دارۂ حربی سپردند و بسر اداره بنام\nگتوال گوبرناتوروائی تعیین کردند.\nروسها بفکر این افتادند که بفتوحات ترکستان\nدوام نموده، دامنۂ زمین های ضبط کردۂ خود را\nوسعت دهند. بدین مقصد بضبط خانی خوارزم\nکه در مجرای پایانی آمو دریا واقع است، قرار دادند.\nاینک برای اجرای این مقصد شان بهانه ئی بدست\nآوردند (که اهالی خیوه کاروانهای تبعۂ روس را تاراج\nنموده، اهل کاروان را بقتل میرسانند). در سال\n۱۸۷۳ به اغوا و یاری امیر بخارا روسها از طرفهای\nمختلف بخیوه (از چیکیشله ر، کندرلی، ساحل بحر خزر،\nاورنبورغ، قازالی، آق مسجد و تاشکند) فرقه های\nعسکری گسیل نمودند. همۂ این عسکر ہائی که بمقابل\nخیوه حرکت میکردند، فون کاوفمان سپهسالار\nتعیین گردیده بود. بیش ترین این فرقه ها درمیان\nراه بایکدیگر پیوستند. در بیابانهای قزل قوم بگرسنگی\nو تشنگی دو چار شده، خیلی ہلاکت ها دیدند. در آخر بخیوه"}
{"book": "adl0940", "page": 135, "text": "ترکستان\n\n۱۳۰\n\nرسیده، خیوه را ضبط نمودند.\n\nسارت و اوزبکان خیوه باطاعت روسها راضی\nشدند. ولی ترکمانان یمود بروسها سرکشی نمودند حتی\nتاوان جنگی که روسها انداخته بودند، از پرداختن\nآن امتناع ورزیدند. روسها باهمین دستاویز در\nتحت ادارۀ ایوانوف مشهور به ترکمانستان فرقه های\nجزائیه گسیل داشتند که این فرقه ها خیلی ترکمانان\nبیگناه را بصورت وحشانیت بقتل رسانیده، خانه\nوزراعت گاههای شان را آتش زده، خراب\nو مالهای شان را تاراج نمودند. اینک در سایۀ\nاین گونه جزاهای سخت و بی مثل، ترکمانان را به\nاطاعت خویش در آوردند.\n\nخان خیوه محمّد رحیم خان که بهنگام آمدن روسها\nمملکت را گذاشته، بترکستان فرار کرده بود، فون\nکاو فمان اورا دعوت نموده، باز بتخت نشانید پس\nچون در سال ۱۸۷۳ دوازدهم آوغوست معاهدۀ\nصلح نوشته شده، بآن معاهده فون کاوفمان و"}
{"book": "adl0940", "page": 136, "text": "۱۳۱ ترکستان\n\nسید محمد رحیم خان امضا نمودند، روسها خیوه را ترک نموده، بروسیه رفتند. عهد نامهٔ مذکور از نورده ماده عبارت بوده، بموجب آن عهد نامه خانی خیوه در تحت حمایهٔ روسیه شمرده میشود. بدین گونه بسبب غفلت و بی تدبیری خان و وزیران و اختلاف و نزاع شخصی ایشان، خانی خیوه هم بدست روسها افتاد.\nاینک بعد ازین، در مملکت ترکستان، بجز ترکمنستان قوه ئی نماند که بتواند با روسها مقاومت نماید. سپس روسها بهانه ئی پیدا کرده، با ترکمنان «تکه» آغاز جنگ را گذاشتند. نهایت سال ۱۸۸۰ میلادی ترکمنان تکه را هم شکست داده، تابع خویش ساختند. بعد از آنها ترکمنان مرو و عشقا باد نیز باختیار خویش بروسها تابع گردیدند.\n\nسودا، صناعت و کسب\n\nمهم ترین کسب ولایت سردریا را دهقانی و چار"}
{"book": "adl0940", "page": 137, "text": "ترکستان ۱۳۲\n\nواداری تشکیل میدهد. از ۴۸ ملیون دساتین زمین\nاین ولایت فقط دو فایضش (یعنی بقدر ۹۸۰ هزار\nدساتین اش) بدهقانی مشغول بوده، در باقی آنها چار\nواداری اجرا میشود. ازین سبب است که درین ولایت\nقسم بزرگ اهالی به پیشۀ چار واداری اشتغال دارند.\nزراعت و دهقانی در محال تاشکند، اولیا آتا وچمکندبیش\nتر ترقی کرده است. در اینجا شرط نخستین دهقانی و\nزراعت آبیاری زمین ها میباشد. ولی هنوز درین\nولایت کار آبیاری در حال ابتدائی واسف خیزی\nبوده، خیلی زمین های قابل زراعت آبیاری نمیشود\nو بدین جهت از زمین ها بقدر لزوم استفاده نمیگردد\nدر زمین های بهاری که بطریق صنعی آبیاری نشده،\nفقط بواسطه آبهای برف و باران گیاه میرویاند، بمقدار\nکمی کشت و کار میشود. ولی مقدار این گونه زمین ها\nخیلی کم بوده، چندان حاصلخیز نمی باشد.\nدشمن نخستین و بی رحم زراعت ترکستان ملخ\nمیباشد گروه این ملخان گاها همپچون ابر سیاه روی آسمان"}
{"book": "adl0940", "page": 138, "text": "ترکستان ۱۳۳\nرا میپوشند و همچون بلای ناگهانی بر کشت و زراعتها هجوم\nآورده گیاهان سبز و خرم را در یکدقیقه بخاک سیاه مبدل\nمینمایند و لیکن درین سالهای آخر، در مقابل این بلای\nمدهش به اجرای بعضی تدبیر ها آغاز نموده اند. چنانکه\nماشین و آلت هائی اختراع شده است که بواسطه\nآنها بگروه ملخان داروهای مهلک را پاشیده، آنها را\nهلاک مینمایند. در بعضی جاها تخمهای ملخان را پیدا\nنموده، میسوزانند و یا زیر خاک میکنند. اینک در\nسایه این تدبیر ها کشت ها را از آفت ملخان تا درجه ئی\nمحافظه می نمایند.\n\nدر ولایت سردری سارت و اوزبکان در دهقانی\nموقع نخستین را اشغال نموده، روسها و قرغه-قازاقان\nدر درجه دویم میباشند. ولی زراعت و دهقانی\nسارت و اوزبکها باصول خیلی کهنه، با آلات و اسباب\nقدیمه اجرا شده، ازین رو هم برای این کار کوشش\nو زحمتهای فوق العاده صرف میگردد. ولی این را هم\nنباید فرو گذار نمود که در زمانهای آخر، از دهقانهای"}
{"book": "adl0940", "page": 139, "text": "ترکستان ۱۳۴\n\nروس و آلمان عبرت گرفته، دهقانهای سارت هم\nهمه گونه آلات زراعتی همچون قلبه های آهنین، ماشین\nهای تخم افشان، حاصل دروندہ و کوبنده استعمال می\nنمایند.\nدهقانان سارت و اوزبک عمدہ در پیشۀ پنبه،\nشالی (برنج) کاری خیلی ماہر میباشند. در اینجا گندم،\nجو، ارزن، کوکنار، جواری، شالی، جواری مکه و ماش\nکشت و کار شده، بسوای این، یونجه، خربزه، تربوز\n(ہندوانه) و ہمہ گونه میوہ ہای بوستانی و بقولات\nنیز کاشته میشود.\nولی در بین اہالی دائر بدهقانی و زراعت معلومات\nخیلی کم بوده، پرورش زمین، عموماً کارہای زراعتی براه\nفنی گذاشته نشده است. حکومت چاری که بترکستان\nآمده، نشر مدنیت را بعہدہ خویش گرفته بود، فقط\nسیاست روس گردانی و مسیونیری را پیش گرفت.\nبترقی اقتصادی ترکستان بطور اساسی و جدی خدمت\nنکرد. ازین جهت در ترکستان کار دهقانی بقدر لزوم"}
{"book": "adl0940", "page": 140, "text": "۱۳۵\nترکستان\n\nترقی ننموده وحتی در زمان حاضر غلهٔ ترکستان بخلق خودش کافی نیست، بلکه از روسیه هم خیلی غله آورده میشود.\n\nدر ولایت سیردریا روئیدن و حاصل دادن غله بدین گونه است: گندم یکی بر شش، شالی یکی بر دوازده ارزن یکی بر هجده، جواری یکی بر بیست و هشت جو دار یکی بر هشت، نخود یکی بر هفت، جواری مکه یکی بر دوازده، کنجد یکی بر بیست، آفتاب پرست یکی بر بیست و چهار حاصل میدهند. اما پنبه بحساب میانه از یک دساتین زمین شانزده پوت حاصل میشود.\n\nچارواداری\n\nدرین ولایت قرغزه - قازاقان، مهاجران مالا روس و نِیمس که در محال اولیا آتا و چیمکند سکونت دارند، بتربیهٔ چهارپایان مشغول اند. جمیعاً درین ولایت بقدر هشت و نیم ملیون حیوان تربیه میشود که ۳ ۶ فائض را اسپ، ۱۰ فائض آن را گوسفند، ۱۱ فائض"}
{"book": "adl0940", "page": 141, "text": "ترکستان ۱۳۴\n\nرا بز، ۹ فائض را اسب، ۱۰ فائض را گاو، ۶ فائض را شتر، ۳ فائض را خر تشکیل میدهد. (این حساب بموجب احصائیه قبل از محاربهٔ اوروپا میباشد) . اسب و گوسفند در محال اولیا آتا و چیمکند، گاو در مضافات آمو دریا، شتر در محال آولیا آتا بیش تر تربیه میشود.\nدرین ولایت سه نسل گوسفند - گوسفندان قازاق گوسفندان قارا کولی و گوسفندان ریزه پشم (میرینوس) پرورش میشوند. گوسفندان قازاق برای پشم، گوشت، روغن و پوست شان، گوسفندان ریزه پشم فقط برای پشم شان و گوسفندان قارا کول برای پوست شان تربیه میگردند. چون در ولایت سر دریا برای خوبی پرورش و نسل چهار پایان تدبیر های لازمی دیده نمیشود و در زمستان آذوقهٔ چهار پایان بمقدار ضروری حاضر نمیگردد، از جهت حفظ الصحت هم حیوانات بدرجهٔ خیلی پستی میباشند، ازین رو کسب چهار پا داری بقدر لزوم ترقی نکرده، بلکه سال تا سال عدد چهار پایان"}
{"book": "adl0940", "page": 142, "text": "۱۳۶ ترکستان\nکاسته میشود . ( درین ولایت بیطار، یعنی طبیب\nحیوان بدرجهء کم است که هنگام ناخوشی و مرگ\nچهارپایان در مساحت چهار ده هزار مربع چاقریم، بیک\nصد و هفتاد هزار رأس چهار پا یک بیطار میافتد).\nاز آنجائی که تاشکند از دو طرف براه آهن پیوسته\nاست، سودای پنبه و میوه های خشک و تر (غولنگ\nمویز، سیب قاق) خیلی ترقی کرده است و از آنها\nبمقدار زیاد بآوروپای روسی و سبیریا نقل میشود.\n(پنبه و میوه برای دهقانان خیلی سود مند بوده ، یکی\nبر صد فایده میدهند) . پیشهء پنبه کاری و میوه داری\nدر محال تاشکند بیش تر شیوع یافته است . در ولایت\nسیر دریا پنبهء جایداری و آمریکائی کاشته شده، هر سال\nاز اینجا به ۲۰ - ۲۵ ملیون صوم پنبه اخراج میشود.\nولی ممکن است که این مقدار نظر بآمدن سال (یعنی\nنظر بحاصل خیز و یا بی حاصل بودن سال) تغییر یابد.\nعموماً بهای پنبه ، نظر بحاصل پنبهء آمریکا تعیین می\nشود. اگر در فصل خزان ژالهء بروقت بارد، ممکن است"}
{"book": "adl0940", "page": 143, "text": "ترکستان ۱۳۸\nکه حاصل پنبه را سرما زده، به پنبه کاری ضرر برسد و\nبهمین نسبت بهای پنبه نیز ترقی کند.\nدر جاهای نزدیک شهر ها ببوستانداری هم مشغول\nمیشوند اهالی ترکستان خربزه، هندوانه، کدو، زردک، پیاز\nسیب زمینی، کلم، ترب، شلغم نیز بسیار کشت و\nکار مینمایند. ولی در ترکستان کسب بوستانداری بآب\nو خصوصاً بتربیه محتاج میباشد.\nدر ترکستان باغداری کسب خیلی مهمی را تشکیل\nمیدهد و در باغهای اینجا انگور، سیب، آرمود، انار،\nشفتالو، زردالو، آلو، گیلاس، گردو، آلو بالو، فندق و\nمیوه های دیگر میروید.\nاز ولایت سردريا میوه خشک (غولنگ و مویز)\nبمقدار زیاد بروسیه نقل میشود و قسم بزرگش در خود\nترکستان استعمال میگردد. اگر برای ترویج کسب\nباغداری، باغهای تجربه و نمونه تأسیس شده، در آنها\nبدهقانان و بوستان داران پرورش و ترتیب باغ\nو بوستانها آموخته و هم کار آبیاری براه منتظمی انداخته"}
{"book": "adl0940", "page": 144, "text": "ترکستان\n۱۳۹\nشود، در ترکستان کسب باغداری فایده زیادی خواهد\nداد. اگرچه از طرف حکومت چاری در دوازده چا قریبی\nتاشکند «دشت تجربه» تأسیس گردیده و در آنجا همه\nگونه گیاه و میوه ها کاشته میشود، ولی مقصد ازین\nیاہائی بومی کار کشت و زراعت را آموختن نبوده،\nبلکه دهقانان روس را حمایه کردن و کسب باغداری\nرا بروسها مخصوص گردانیدن است . ازین جهت\nاہالی ترکستان ازین - بقدر لزوم استفاده ننموده اند.\nولی با همه این، از آن زمانی که در ترکستان راههای\nآهن انشا گردیده و بآور و پای روسی راه راست کشاده\nشده است کسب تاکداری سال تا سال درخصوصاً در\nمحال تاشکند و چمیکند و در مضافات آمو دریا) ترقی\nمینماید . در ولایت سر دریا هر سال بیش از یک میلیون\nپوت انگور حاصل میشود.\nانگور ترکستان از جهت مزه و پاکیزگی، از انگور های\nآور و پا کمتر نیست . خصوصاً انگور های حسینی، سلطانی،\nشبرغانی خیلی لذیذ میباشد. خاصیت دویم انگور های"}
{"book": "adl0940", "page": 145, "text": "ترکستان\n۱۴۰\nترکستان این است که یکهفته - ده روز پیش از انگور\nهای آوروپا میپزد و بدین سبب پیش تر از انگور های\nآوروپا در بازار ها بفروش میرسد.\nماهیگیری - ماهیگیری را هم میتوان از کسب های\nمهم سردیا شمرد. در بحر آرال ، در سواحل آمو وسردیرا\nو در کولهای محال قازالی ر در قامشلی باش ، چوبیش\nو غیره ) به پیشه ماهیگیری مشغول میشوند.\nدر جزیره « بار ساکیلمه‌س » ، « نیکولای » ، « توقماق »\nو « مویناق » که در بحر آرال واقع است ، پیشه ماهیگیری\nخیلی ترقی نموده است. در طرف شمال بحر آرال ، در\nموقع آلتی قودوق انبار خانه های بزرگ ماهی موجود\nاست. قرغز ، قازاقان ، قارا قالپاقان ، قازاقهای اورال\nکه تبعیداً ومالا روسهای بیسارا بیاکه مهاجره آمده اند.\nهمچنین ماهی گیران بحر آزاق ، خزر و بالطق به پیشهء\nماهیگیری مشغول میباشند. در اینجا ماهیان گوناگون شکار\nمی شود.\nچون در نهرهای [ایدل] و [اورال] پیشه ماهیگیری"}
{"book": "adl0940", "page": 146, "text": "۱۴۱ ترکستان\nتنزل یافت، پس از کشاده شدن راه اورونبورغ از آوروپای روسی سوداگران و جلابان بزرگ ماهی آمده، سواحل دریای (آرال) را فرا گرفتند. در زمان حاضر کسب ماهیگیری روز تا روز افزوده، در آبها عدد ماهیان تا رفته کاسته میشود. و بهمین نسبت بهای ماهی ترقی میکند. (هر سال به ۵ - ۶ - میلیون صوم ماهی استخراج میشود.)\nمعدنها\nاز ثروتهای زمینی بسوای نمک، آهک و گچ، چیز دیگر درین ولایت استخراج نمیشود. در اینجا کانهای ذغال سنگ، سرب مس هم بسیار بوده، فقط در زمان حاضر اینها بمقدار خیلی کم استخراج میگردد. درین ولایت مالهای خام که برای کارخانه و فابریکها مهیا میباشد، خیلی زیاد موجود بوده، اینها هم کارگر و استادان خود را انتظار میکشند. از چیز های خام ترکستان همچون پنبه، پشم، پوست،"}
{"book": "adl0940", "page": 147, "text": "ترکستان\n۱۴۲\n\nپیله و بغیر آنها خیلی مالهای دیگر بکار خانه وفابریکهای\nروسیه نقل میگردد .\nدر ترکستان کار خانه های صناعتی کوچک و دستگاه\nهای هنردستی دائر میباشد . این گونه کارخانه ها در تمام\nولایت بقدر چهار هزار ششصد عدد بوده ، در آنها\nبقدر بیست و هفت هزار کار گر مشغول کار هستند .\n( درین کارخانه و فابریکها در هر سال به چهار ده - پانزده\nمیلیون صوم مال و اسباب اعمال میشود . )\nاز این کارخانه ها چهل عددش مخصوص به پنبه بوده،\nباقی آنها از زا و ودهای شرا بسازی ، از آسیا ها و کار\nخانه های روغن کشی عبارت میباشد .\nبا هنر های دستی فقط اهالی بومی (سارت ، قرغز و\nقازاقها) اشتغال میورزند. سارتها در پیشه آهنگری پنجره\nسازی، زرگری در و دگوی، معماری و بنائی موقع نخستین\nرا اشغال نموده، ایشان با این هنر ها یشان در ترکستان\nممتاز میباشند ."}
{"book": "adl0940", "page": 148, "text": "ترکستان\n۱۴۲\n\nسودا و تجارت\n\nچون در شهرهای ولایت سیر دریا غالباً سارتها که\nطبعاً سوداگر اند، سکونت دارند، گذشته ازین میانه\nتاشکند و اور و بنبورغ بواسطهٔ راه آهن پیوسته و\nبدین گونه حمل و نقل مال و متاع سهولت یافته است،\nاز این رو سودا و تجارت این ولایت روز تا روز ترقی\nمینماید. در زمان حاضر معاملهٔ سالانهٔ ولایت سر دریا\nاز پنجاه میلیون متجاوز میباشد. بیشترترین چیز هائی که\nاز ولایت سر دریا اخراج میشود، از محصولات دهقانی،\nچاروا داری و باعداری، همچنین از اشیای خام، همچون ماهی\nو غیره میباشد. مالهائی که از خارجه بدین ولایت نقل\nمیشود، از همه گونه گزوارهای کارخانگی و آلات و\nاسباب های زاودی عبارت میباشد.\n\nعلم و معارف\n\nدر ولایت سر دریا چنانکه در جمیع مملکت تورکستان"}
{"book": "adl0940", "page": 149, "text": "ترکستان\n۱۴۴\nاست، ترتیب های تعلیم باصول قدیم بوده در مدرسه ها\nفقط علوم دینی تدریس شده، از فنون دنیائی هیچ\nمعلومات داده نمیشود. درین ولایت ۲۵ - ۳۵ مدرسه\nهای بزرگ و بیشترین مکتب ها از موقوفات اداره گر\nدیده، از جهت مادی تأمین شده است .\nولی درین زمانهای آخر، فکر خلق کشاده شده\nبتأسیس مکاتب جدید ابتدائی شروع نموده اند. شمارۀ\nاینگونه مکتب روز تا روز افزوده، دقت اهالی را بخود\nجلب میکند .\nدر ولایت سیر دریا از طرف روسها بقدر ۱۸۹ مکتب\nکشاده شده است که ۶ باب اینها اعدادی، ۵۴ باب\nروسی - مسلمانی یک باب سیمناریا و دو باب مکتب های\nتجارتی میباشد .\nاز سال ۱۹۱۸، در شهر تاشکند دار الفنون هم\nکشاده شده است که یک شعبۀ آن برای مسلمانان\nمخصوص میباشد ."}
{"book": "adl0940", "page": 150, "text": "ترکستان\n۱۴۵\nادارۀ سیاسی و ملکی\nولایت سیر دریا به پنج اویاز و یک مضافات\nتقسیم میشود. چنانکه اویز دهای قازالی، آقمسجد، چمکند،\nاولیا آتا و تاشکند و مضافات آمو دریا میباشد.\nقازالی - شهری است که در ساحل راست نهر (سردیبا)\nواز راه آهن بفاصلۀ ۱۵ چاقریم واقع بوده، بقدر شانزده\nہزار نفوس دارد. اہالی اویاز و قازالی صد و چهل هزار\nنفو بوده از قرغز قازاقان عبارت میباشند. سودا و تجارت\nاین اوبیاز و بحار پایان و ماهیبان منحصر است.\nآقمسجد - دوازده هزار نفوس دارد. در ساحل\nراست سر دریا، در سر راه آهن واقع است. اہالی این\nشهر را قرغز قازاقان تشکیل میدهد. این شهر در اوایل\nقلعۀ امارت خوقند بود.\nچیمکند - شانزده ہزار نفوس دارد. در بالای\nراه آہن تاشکند، بین موقف (قابول سای) و شهر\nآلماتا واقع است. چیمکند در ساحل نهر (بادام)"}
{"book": "adl0940", "page": 151, "text": "ترکستان\n۱۴۶\nبنا گردیده منظره و طبیعتش خیلی خوش و زیبا میباشد.\nهوایش نرم، آبش شیرین، قمیزش لذیذ است. به اینجا\nهر سال برای مداوا از اوروپای روسی بیماران بسیاری\nمیآیند. خصوصاً آنهائی که بدرد سینه و شش (مرض سل)\nگرفتار اند، برای مداوا بیشتر میآیند. کار خانهٔ مشهور\nسانتوینین نیز در چیمکند میباشد. سودا و تجارت این\nشهر بغلّات و چهار پایان منحصر است. اهالی اش از\nقرغز - قازاق و اندکی از سارت و اوزبک عبارت می\nباشند.\nترکستان - (نوز ده هزار نفوس دارد) این شهر\nقدیمی بوده از سردیا بمسافت ۳۵ و از راه آهن\nبفاصلهٔ ۵ چاقریم دور تر واقع است. در شهر ترکستان\nاز شیخان طریقت و از علمای بزرگ، تورک خواجه احمد\nیسوی مشهور مدفون است (این ذات سال ۱۱۶۶\nمیلادی وفات کرده است.) مقبرهٔ خواجه احمد یسوی در\nآخر عصر چهار دهم از طرف امیر تیمور بنا گردیده است.\nمسجد و مقبرهٔ حضرت سلطان (خواجه احمد یسوی) در فن"}
{"book": "adl0940", "page": 152, "text": "ترکستان\n\n۱۴۶\n\nمعماری بطرز اصول تیموری بنا شده و باسنگهای\nگرانبها و کاشین های زیبا تزئین یافته است. این\nبنای عالی اگرچه در مدت پنچصد سال تعمیر درستی\nندیده است، ولی با همه آن، تاکنون شکوه و مهابت\nخود را محافظه مینماید. کاشین و نقش هایش چنان\nزیبا و محکم است که گویا حاضر در خمدان پخته و امروز\nساخته، شده است. گنبد مسجد حضرت سلطان بی\nهیچ ستون و تکیه گاهی ایستاده که این مهارت معماران\nقدیم را در علم عمارت و فن ریاضی بخوبی ثابت می\nنماید. (این بناها را معماران آوروپا دیده متحیر میشوند.\nبعجز خویش اعتراف مینمایند.)\nدر نزدیکی شهر ترکستان در موقف \" تیمور \" خرابه\nهای شهر مشهور \" آترار \" موجود است. (عسکر های\nچنگیز خان هنگام سفر کردن بغرب نزد همین شهر از دریا\nگذشته اند، و امیر تیمور هم هنگام حرکت بچین در نزد\nهمین شهر وفات نموده است)\nاولیا آتا- (نوزده هزار اهالی دارد). این شهر در کنار"}
{"book": "adl0940", "page": 153, "text": "ترکستان ده افغان خذ از چترگر ۱۴۸\nرود « تالاس » واقع شده است. درین شهر سودای\nچهارپایان خیلی ترقی کرده است.\nتاشکند - (۲۳۵ هزار اهالی دارد که ۵۰ هزار این\nروسها میباشند). این شهر از نهر (چیر چیق) ۸ چاقریم دور\nتر، در پیوندگاه راه آهن آسیای وسطی و اورنبوغ\nواقع میباشد. تاشکند بنام شهر نو و شهر کهنه بدو قطعه\nتقسیم میشود.\nتاشکند نو سال ۱۸۶۵ میلادی تأسیس شده، شهر\nپاکیزه و زیبائی است که آبادی او روز تا روز افزون\nمیشود. از جویهای بزرگ قدیم بکوچه های شهر آب\nجاری است. در دو طرف کوچه هایش درخت نشانیده\nو خیابانها ترتیب داده شده است. در چند نقطه شهر\nباغهای خیلی زیبا و خوش منظر بنا گردیده، بشهر فوق العاده\nزینت داده شده است. عمارتهای شهر منتظم، کوچه هایش\nسنگ فرش بوده در آنها تراموای حرکت میکند.\nاطراف تاشکند تماماً با باغهای میوه دار احاطه شده\nو هوایش خیلی خوب است. در تاشکند کهنه بقدر صیصد"}
{"book": "adl0940", "page": 154, "text": "ترکستان\n۱۴۹\n\nمحله بوده، عادتاً همچون شهرهای آسیا کوچه های تنگ و\nکج و خانه های گلبین دارد. درین قطعه مسجد، مدرسه و\nمقبره های بزرگ، چهار سو و بازار های سرپوشیده و کار-\nوانسراهای زیادی موجود است. چهار سوهای تاشکند\nخیلی بزرگ بوده، در آنجا برای مال و متاعهای گوناگون\nبازار های جداگانه مثلاً: [بازار ابریشم، بازار چیت، بازار\nکفش، بازار کتاب، بازار غله] دارد. بسوای این، اغلب\nفیرماهای روس و ماسکو در شهر کهنه کانتور، شعبه و انبار خانه\nها دارند.\nشهر تاشکند از جهت سودانه تنها در ترکستان، بلکه\nدر تمام شهرهای روسیه درجۀ نخستین را اشغال میکند\n(هر سال بقدر ۴۵ میلیون معاملۀ تجارتی دارد.) تاشکند\nاز جهت معموریت، فزونی علم و صناعت خانه ها، بزرگی\nسودا و تجارتش مرکز ترکستان شناخته میشود. همچنین\nاز جهت علمی، اقتصادی و سیاسی، تاشکند در موقع\nنخستین حساب میگردد.\nتاشکند شهر خیلی قدیمی بوده نام قدیمی اش «ساج»"}
{"book": "adl0940", "page": 155, "text": "ترکستان\n۱۵۰\nیا که «شاش» و «بنیاکینت» است . بقول ابوالغازی\nخان در زمان جدسی و پنجمین چنگیز بهمین اسم نامیده\nشده بود. تاشکند از زمان بنایش چندین دور ها را\nگذرانیده است. دور نخستین - تا زمان استیلای عربها\n( از ابتدای بنایش تا عصر هفتم)، دور دویم - دور عربها\n(از عصر هفتم تا عصر یازدهم)، دور سوم - دور خوار\nزمشاهیان (از عصر یازدهم تا عصر دوازدهم)، دور\nچهارم - دور مغولان (از عصر چهاردهم تا عصر شانزدهم)\nسپس در سال ۱۳۶۱ میلادی این شهر را تیمور لنگ\nاستیلا نمود. دور پنجم - زمان حاکمیت اوزبکان و قرغز-\nقزاقان (از سال ۱۵۰۰ تا سال ۱۷۹۵).\nدرین سالها تاشکند از طرف خانهای مختلف اداره\nمیگردید . نهایت در سال ۱۷۹۵ میلادی امیر بخارا\nشاه مراد خان تاشکند را ضبط نموده، از طرف خود والی\nتعیین میکرد. ولی چون والیان تاجیک را اهالی دوست\nنمیداشتند، ازین رو هروقت در بین اهالی اختلاف و\nنزاع پدید میآمد. در آخر، یونس خواجه خان (از نسل"}
{"book": "adl0940", "page": 156, "text": "۱۵۱ ترکستان\nشیخاوند طهور ولی) تاشکند را از دست بخارائیان گرفته\nخودش را خان تاشکند اعلان کرد. و همچنین قرغز ۔\nقازاقاق اطرف را که مشغول یغماگری بودند گوشمال سختی\nداد (۱۷۹۸) در زمان او آتش فتنه و اختلال تماماً فرو\nنشست ۔ یونس خان شخص خیلی مدبری بوده، بآبادی\nتاشکند خیلی غیرتها صرف نمود. برای اینکه شهر را از شر\nدشمنان محافظه نماید، باطراف شهر حصار محکمی کشید.\nسال ۱۸۱۵ یونس خان وفات نموده، بجای او پسرش\nسلطان خواجه بتخت نشست. ولی ادرا خان خوقند اسیر\nنموده، تاشکند را، ضبط کرد (۱۸۱۶). بعد ازین در تاشکند\nدور خوقندیان شروع گردید (از سال ۱۸۱۶ تا ۱۸۴۰) که\nاین دور ششم میباشد. سال ۱۸۴۵ میلادی شهر را باز\nبخارائیان گرفته، شش سال اداره نمودند. ولی سال\n۱۸۶۶ خوقندیان دوباره تاشکند را استرداد کردند. سال\n۱۸۶۳ تاشکند باز یکبار بدست بخارائیان افتاده بود.\nنهایت سال ۱۸۶۵ بدست روسها گذشت.\nسال ۱۹۱۷ میلادی در روسیه انقلاب بزرگی پدید"}
{"book": "adl0940", "page": 157, "text": "ترکستان ۱۵۲\n\nآمده در نتیجهٔ آن بملّت های روسیه مختاریت داده شد.\nهمچنین در خوقند نیز (۲۹) نومبر برای ترکستان مختاریت\nاعلان گردید. ولی چون در روسیه در حکومت مرکزی\nبین فرقه های سیاسی فرقهٔ بالشویکان غالب بودند،\nحکومت مختاریت خوقند که اغلب اعضای آن از ملّتیان\nمتعصّب و سرمایه داران بزرگ عبارت بودند، از طرف\nبالشویکان پراکنده شده، بجای آن، در تاشکند سال\n۱۹۱۸ میلادی ۳۰ ماه آپریل، حکومت شورائی اعلان گردید.\nبعضی از آثار تاریخی تاشکند اینها میباشند: ( مسجد\nحضرت امام در حصهٔ سیب زار. این مسجد اگرچه از\nجهت بنایش دارای چندان امتیازی نیست، ولی قدسیّت\nبزرگی دارد. در اینجا مزار شریف، ابوبکر بن اسماعیل\nالقفال واقع است. این ذات از مرشدین اسلام\nاست که در شهر تاشکند نخست دین اسلام را نشر نموده\nاست. وفات او سال ۹۲۶ میلادی بوقوع آمده است.\n۲) در همین حصه مدرسهٔ باراق خان واقع است.\nاین مدرسه ۶۰۰ سال قبل، از طرف خان خوقند باراق\n\n(۱) در این مدرسه سال ۱۹۲۳"}
{"book": "adl0940", "page": 158, "text": "۱۵۳\nترکستان\n\nخان بنا شده است که دارای ۳۲ حجره میباشد. در بین\nجميع مدارس ترکستان، طلبه های همین، مدرسه بازاق خان\nنخست طالب اصلاح شده بانتخاب مدرسین قرار داده\nاند و این قرار خود را به هیئت مدرسین تقدیم نموده ، اجرای\nآن را طلب نموده اند ( سال ۱۹۱۸- اوایل ماه آپریل ).\n۳) در دبههٔ بیش آغاچ مدرسه کو کلتاش واقع است\nکه این مدرسه ۲۴۰ سال قبل از طرف خان تاشکند، در\nویش خان بنا گردیده است. بنای این مدرسه سه طبقه\nو خیلی بلند است که در زمان قدیم زنان زنا کار را از\nپیش طاق آن پرتاب میکرده اند.\n۴) نیز در همین دبهه مدرسه و مسجد خواجه احرار ولی موجود\nاست که سال ۱۴۵۰ میلادی بنا گردیده است.\n( خواجه احرار ولی شیخ محترمی است که در سال ۱۴۰۴\nبدنیا آمده و در سال ۱۴۸۹ وفات نموده است )\nبسوی اینها در تاشکند مسجد ، مدرسه و مقبره شیخاوند\nطهور ولی و همچون مسجد جمعه ، مسجد و مدرسه های بزرگی\nموجود است."}
{"book": "adl0940", "page": 159, "text": "۱۵۴\nترکستان\n\nشهر تاشکند در زمان حاضر از جهت علم و معارف مرکز و مرجع جمیع مسلمانان ترکستان است. درین شهر مدرسه های بزرگ، دارالفنون ملی مکتب های اصول جدیده و چاپخانه های اسلامی بسیار میباشد. قسم بزرگ کتابهای. در مطبعه های تاشکند چاپ میشود. در تاشکند کتابخانه و قرائتخانه های مسلمانی نیز موجود است. در تاشکند کهنه بازار کتاب مخصوصی بوده، بعلاوهٔ این در شهر نو و کهنهٔ تاشکند بقدر ده باب کتابخانه های مسلمانی هست درین کتابخانه ها همه گونه کتابهای دینی و دنیادی علمی و فنی فروخته، میشود. در تاشکند بزبان ترکی شش هفت عدد روز نامه و مجله نشر میشود. عموماً در تاشکند قوهٔ علمی و مدنی نسبت بولایات دیگر ترکستان بیشتر می باشد.\nولایت سمرقند ـ موقع جغرافی، حدود و سطح آن.\nولایت سمرقند در میانهٔ ترکستان واقع بوده، در طرف شمال و شمال شرقی اش سر دریا، در طرف شرقش ولایت فرغانه، در طرف غرب و جنوبش امارت بخارا"}
{"book": "adl0940", "page": 160, "text": "۱۵۵ ترکستان\n\nواقع است. سطح ولایت سمرقند ۸۱ هزار و نهصد چاقریم مربع میباشد. این ولایت از وادیهای (پامیر) و (آلای) و جلگه فرغانه عبارت بوده، از طرف جنوب و جنوب شرقی اش با کوه های بزرگ و از طرف غرب با بیابان وسیع (قزیل قوم) احاطه شده است. کوه هائی که در طرف جنوب این ولایت واقع است، سه کوه های مسلسل را تشکیل میدهد. سلسله اول کوه های ترکستان است که از ایزسنجال زر افشان شروع شده، از شرق بغرب کشیده میشود. سلسله دویم کوه های زر افشان است که از همین یخچال ابتدا میگردد. سلسله سوم کوه های حصار است که از کوه های زر افشان منشعب شده است. (این کوه ها سرحد امارت بخارا ولایت سمرقند را تشکیل میدهد). کوه های ترکستان چون بغرب کشیده شده از خود رود - (سنگزار) بگذرد، بنام (کوه های مالگوزار) و چون از آنجا باز بسوی غرب ممتد شده از شهر دیزخ گذشته، بخاک بخارا داخل شود، بنام (کوه های"}
{"book": "adl0940", "page": 161, "text": "ترکستان ۱۵۶\nنور آتا) نامیده میشود. بسوای اینها، در طرف\nشمال شرقی این ولایت شاخه و شعبه های کوه\n(تیانشان) نیز بسیار است. بیابان همواری که\nبین رود سر دریا و کوه های مالگوزار واقع است،\n(چول میرزا) و یا (آچ والا) نامیده میشود. اگر چه زمین\nبیابان برای کشت و کار مساعد است، ولی بسبب\nنبودن آب از استفاده خالی مانده است. طرف غرب\n(آچ والا) به بیابان (قزیل قوم) می پیوندد.\nطرف جنوب (قزیل قوم) قدری برجسته و بلند\nبوده، چندین کوه های بزرگ هم دارد. (همچون کوه\nبوفان تاغ، ارسلان تاغ، جیتی تاغ، سلطان ویس\nبابا وغیره).\nآبیاری اش\nدر آبیاری ولایت سمرقند نهر زرافشان موقع\nمهمی را میگیرد. این رود از کوه های زرافشان و\nترکستان جاری شده، در بین راه آبهای زیادی"}
{"book": "adl0940", "page": 162, "text": "ترکستان\n۱۵۷\nرا بخود پیوسته، در وادی زر افشان بجویهای بسیاری آب میدهد.\nنهر زر افشان از یخچال های کوه زر افشان بیرون آمده از امارت بخارا گذشته بکول (قراکول) که در صد چاقریمی آمو دریا واقع است، فرو میرود و با طلاقهای بسیاری را تشکیل میدهد. طول نهر زرافشان بقدر ششصد چاقریم بوده، ۳۸۰ چاقریم این در ولایت سمرقند و باقی آن در امارت بخارا واقع است. از زر افشان ۸۳ جوی آب گرفته دو صد هزار دیسانین زمین آبیاری میشود.\nنهر سنگزار - از کوه های ترکستان خارج میشود. و از نزد شهر دیزخ گذشته، بکول نمک میریزد. طول این نهر بقدر صد چاقریم بوده، تقریباً ده هزار دیساتین زمین را آبیاری میکند. نهر سنگزار با دره کشادی که دروازه تیمور لنگ نام دارد، جاری شده کوه های بزرگ را قطع مینماید.\nقنال نیکولای اوّل - جویی است که از طرف"}
{"book": "adl0940", "page": 163, "text": "ترکستان\n\n۱۵۸\n\nروسها برای آبیاری (چول میرزا) کنده شده است.\nاین از نهر سر دریا آب میگیرد . قنال مذکور هزاران\nدیسایتین زمین را آبیاری نموده خیلی جاهای (چول\nمیرزا) را آباد کرده است .\n\nسر دریا ـ از ولایت سمرقند بقدر ۳۵۰ چاقریم\nجریان نموده، مساحت هشتاد هزار چاقریم مربع\nرا آبیاری مینماید . و از کنار (چول میرزا) جاری\nمیشود . بواسطهٔ جوی (دال دیر زه ن) که از سر\nدریا کشاده شده است، ساحل راست سر دریا و بواسطهٔ\nقنال نیکولای یکم ساحل چپ آن آبیاری میشود .\n\nکولها ـ (کول نمک) در ۶۰ چاقریمی غرب دیزخ\nواقع بوده، طولش بقدر سی چاقریم میباشد. ازین\nکول هر سال بقدر دو صد هزار پوت نمک حاصل\nمیشود. در سواحل این کول معدن رگلهای شفائی\nموجود است که در تابستان بیماران بسیاری برای\nمداوا میآیند . سطح این کول نمک از سطح دریا ۱۷۰\nآرشین مرتفع میباشد ."}
{"book": "adl0940", "page": 164, "text": "ترکستان\n۱۵۹\nکول اسکندر - وضعیت و موقع جغرافئ این کول خیلی عجیب، است . این کول در بالا های کوه های حصار واقع بوده، از سطح دریا، ۲۸۹۰ - آرشین مرتفع است . تگ کول مذکور خیلی گود (عمیق) میباشد .\nهوا و اقلیمش\nهوای سمرقند همچون هوای سایر جاهای ترکستان است . در وادیها و جاهای هموار تابستان خیلی گرم میشود . بتاثیر این گرمی تابستان، آبها و باطلاقها زیاد تبخّر نموده، بعضی مرضهای مسری همچون تب و لرز منتشر میشود . در طرفهای کوهی هوا قدری سرد تر میباشد . نیز درین طرفها اثرات رطوبت . بیش تر، زمستان دراز تر و سخت تر است . عموماً هوای کوه، دشت و بیابانها خوب و سالم بوده، برای صحت انسان بی ضرر میباشد . باهمه این، علت غوری (ورمی است که در گلوی انسان پیدا میشود) و در اطراف دیزخ مرض رشته شیوع دارد ."}
{"book": "adl0940", "page": 165, "text": "ترکستان\n١٤٠\nرشته کرم باریکی است که بقدر یک گز درازی دارد. میکروبهای رشته با آب ببدن آدم در آمده بزرگ میشود. این کرم آدم را زیاده ناآرام کرده، اعضایش را بدرد میآورد. و هم در میانه پوست و گوشت آدم ریم (زرداب) جمع مینماید. این مرض اکثراً اور بخارا ایران و در بعضی جاهای ترکستان منتشر شده است مرض رشته را طبیبان محلی بمهارت تمام معالجه مینماید! یعنی از بدن انسان کشیده، بیرون میآورند. در ولایت سمرقند در وسط تابستان باد گرمی میوزد که بنام \"گوم سیل\" معروف است. این باد عادتاً با گرد با دو طوفان شروع شده، بولات سمرقند از بیابان (قزیل قوم) میآید. این باد به نباتات ضرر بسیاری آورده، برگها و غنچه های سبز درختان را پژمرده و خشک میگرداند. (قسم بزرگ پخته ئی که در بیابان (آچ والا) کاشته می شود. از همین (گوم سیل) خراب میگردد)."}
{"book": "adl0940", "page": 166, "text": "۱۶۱\nترکستان\n\nنباتات و گیاهها\n\nنباتات ولایت سمرقند عموماً به نباتات شرق\nترکستان مانند است. در بهار بواسطهٔ آب باران و\nبرف، روی زمین با گیاهها و شگوفه های گوناگون پوشیده\nشده با در آمدن تابستان (اواخر ماه مای) همهٔ نباتات\nمیخشکد. در ریگ زارها گیاههای کلفت و درشت\nکه مخصوص به بیابان (قزل قوم) است، میروید.\nهمهٔ نباتاتی که در طرف جنوب غربی (تیان شان)\nمیروید، در اینجا بعمل آمده، بسوای آن پنبه، انگور\nو میوه های دیگر هم حاصل میشود. در کوهستانهای\nاین ولایت بوته های زولغی، قارلیغان، بارباریس،\nزرشک و در تپه های کوه درختان صنوبر، اورنگی\nو عصای موسی میروید.\n\nحیوانات و جانوران\n\nحیوانات دشتی سمرقند بحیوانات ولایت سردریا"}
{"book": "adl0940", "page": 167, "text": "ترکستان\n۱۶۲\nحیوانات طرف شرقی اش، بحیوانات ولایت فرغانه مانند\nمیباشند. در کوهستانها از جانوران وحشی - گوزن\nغزال، آهو و از مرغان درنده - عقاب، شاهین،\nکلخات موجود است.\n\nاهالی و نفوس\nدرین ولایت بقدر ۶۰ ۹ هزار نفر آدم موجود\nبوده، باعتبار ملیت ۵۹ فائص اهالی را اوزبکان،۲۷\nفائص را تاجیکان تشکیل میدهد و باقی ۷ فائص\nآن از ملت های دیگر عبارت میباشند. از جهت\nدین ۳ ۲ ۹ هزار نفر مسلمان، ۲۲ هزار نصرانی، ۱۲ هزار\nیهودی و باقی بمذهبهای دیگر منسوب اند.\nتاجیکان - اهالی بومی و اصلی این ولایت بوده،\nاز نسل ایرانیان میباشند که زبان ایشان هم فارسی\nاست. و لیکن این زبانرا بشیوۀ ویران تکلم مینمایند\nمجموع نفوس تاجیکان بقدر دو ملیون و سیصد هزار\nبوده، ۵۲۰ هزار این در ترکستان و باقی در مملکتهای"}
{"book": "adl0940", "page": 168, "text": "۱۶۳ ترکستان\n\nافغان ایران ، خیوه ، بخارا و پامیر زندگی مینمایند . تاجیکان نسبت بملت های دیگر ترکستان متمدن تراند . برای ترقی علوم و فنون بخارا در زمانهای قدیم، ذکاوت و استعداد همین تاجیکان سبب شده بود.\nتاجیکان ترسو و بردبار، ولیکن قوم خیلی کوشان و سوداگری میباشند . تاجیکان اکثراً بدهقانی مشغول اند . خلق تاجیک در دین متعصب و عادت پرست بوده، بآئین های قدیمه زیاده رعایت مینمایند .\nروسها - غالباً در شهر ها استقامت نموده، بماموریت حکومتی، خدمت عسکری و پیشه سوداگری و عده کم آنها بصنعت گری و پیشه وری مشغول اند پس از کشاده شدن راه آهن آسیای وسطی، از قافقاز هم خیلی خلق های مختلف، خصوصاً ارمنیان، بترکستان آمده، اهالی نادان و ساده دل ترکستان را بفسق و سفاهت عادت میدهند. همه گونه میخانه و سفاهت خانه ها کشاده، اخلاق اهالی محلی را خراب و بدین واسطه"}
{"book": "adl0940", "page": 169, "text": "ترکستان\n۱۶۴\n\nبرای خود ثروت جمع مینمایند .\nہندویان ـ اینها از ہندوستان آمده ، فقط\nباسود خوری (ربا گیری) اشتغال میورزند . (درین\nزمان شمارهٔ ہندویان در ترکستان خیلی کم و بحکم ہیچ\nاست)\nآمدن روسان بسمرقند\n\nروسان پس از آنکه تاشکند را تماماً استیلا نمودند،\nبطرف بخارا و سمرقند ہم چشم طمع دوختند . بضبط\nاین دو شہر مہم قرار داده ، برای اجرای آن، انتظار\nفرصت مناسب را میکشیدند . نہایت بہانۂ خوبی\nہم بدست بآوردند . امیر بخارا بسوی جزال چرنایف\nایلچی گسیل نموده ، تخلیهٔ تاشکند را طلب کرد . اینک\nہمین مسئله را دستاویز قرار داده ، روسہا بخاک بخارا\nبنای تجاوز را گذاشتند . سال ۱۸۶۶ میلادی،\nروسہا در نزد قلعهٔ « ایر جار » بخارائیان را شکست\nداده ، نخست (ایر جار) و سپس شہر ہای خجند و اورا-"}
{"book": "adl0940", "page": 170, "text": "ترکستان\n۱۶۵\n\nتپه را ضبط نمودند پس ازین، شهرهای دیزخ و ینگی\nقورغان را که در وادی زر افشان، نزد دروازۀ تیمور\nلنگ واقع است، اشغال کردند.\nعلما و اعیان سمرقند پس از مشاهدۀ این حال،\nناچار بسردار عسکر روس کاوفمان اظهار اطاعت\nنمودند کافمان سمرقند را بدون جنگ گرفت. بعد\nاین عسکر روس بخارائیان را تعقیب نموده، بجهات\nاورگوت، کتۀ قورغان و زیره بولاق حرکت کردند.\nبخارائیان ازین طرفها هم عقب نشسته، در آخر بعجز\nخویش اعتراف نمودند و سال ۱۸۶۸ میلادی ۲۳\nماه ایون صلحنامه ئی ترتیب داده، هر وی امضا کردند\nبموجب این عهد نامه، ولایت سمرقند و شهرهای\nکتۀ قورغان و زیره بولاق- بروسها واگذار شد. امارت\nبخارا در داخلۀ خود مستقل و در امورات خارجی در\nتحت حمایت روسیه اعلان گردید. بعد از امضای صلح\nنامه اهالی شهر کتاب و شهر سبز که در امارت بخارا واقع\nبودند، عقد صلح با روسیه را معقول ندیده، برای انسداد"}
{"book": "adl0940", "page": 171, "text": "ترکستان\n166\n\nسمرقند از روسها و فتح صلح روسیه و بخارا قرار\nدادند و بمقابل امیر بخارا آغاز جنگ را گذاشتند.\nاینها اہالی کوہستان بودہ، خلق جنگجوئی ہستند. آنها\nدر زمانش بہ امیر بخارا ہم تماماً اطاعت نکردہ ، نوعی\nاستقلال داشتند.\nروسها بمقابل آنها لشکر کشیده‌، در اندک زمانی\nمغلوب نمودہ، این دو « بیگی » را ہم بہ امیر بخارا تماماً\nمطیع گردانیدند.\n\nسودا و صناعت\n\nمہم ترین کسب ولایت سمرقند را دہقانی و\nزراعت تشکیل میدہد. نسبت بسائر جایهای\nترکستان آب درین ولایت بیش‌تر وطرز آبیاری بہتر و\nبا ترتیب تر است ازین رو، درین ولایت، از زمان\nقدیم کار دہقانی و زراعت خیلی خوب میباشد. در\nجاہائی کہ زمین پست و آب فراوان است ، شالی (برنج)\nمیکارند. برنج سمرقند بدرجہ ئی بسیار است کہ سالی"}
{"book": "adl0940", "page": 172, "text": "۱۶۷ ترکستان\nدو و نیم ملیون پوت بخارج نقل میشود. ولی در جا-\nهائی که آب کم است. بکشت و کار گندم می پردازند.\nهمچنین درین گونه جاها یونجه هم بسیار کاشته میشود.\nولی در قسم بزرگ زمین ها گندم و در باقی آن، جو،\nشالی، ارزن، شاه دانه، جواری، ماش، کنجد میکارند.\n(بقدر چهار صد هزار دساتین زمین بدهقانی و زراعت\nمشغول بوده، ازین دو صد هزار دساتین بزراعت\nیونجه، بیست هزار بکاشتن نباتات روغن دهنده\nو باقی دیگر برای غلات سائره مخصوص میباشد).\nپنبه کاری هم درین ولایت، سال تا سال ترقی\nمینماید و در اویزد کته قورغان بیش تر (تقریباً بده\nهزار دساتین زمین) پنبه کاشته میشود. در ولایت\nسمرقند بقدری سی عدد زاود (کارخانه) پنبه تازه کنی\nموجود است که در آنها هر سال بقدر سیصد هزار\nپوت پنبه خالص اعمال گردیده، بواسطه راه آهن\nآسیای وسطی و تاشکند و بحر خزر بآوروپای روسی\nنقل میگردد. درین زاود ها از دانه های پنبه روغن"}
{"book": "adl0940", "page": 173, "text": "ترکستان ۱۶۸\n\nمی کشند که این - « روغن چگید » نامیده میشود . از تفالۀ پنبه دانه ها برای خوراک چهار پایان « کنجاره » میسازند که ازین هم بمقدار بزرگ بممالک خارجه نقل میگردد .\nباغداری و بوستانداری - این کسب در ولایت سمرقند ، نسبت بسائر ولایت ترکستان ، بیش تر ترقی کرده است ، چون هوای ولایت بروئیدن میوه و سبزوات مساعد و خلق تاجیک بطعام خود سبزوات و بقولات گوناگون میاندازند . ازین جهت درین ولایت بکاشتن میوه و سبزوات زیاد اجتهاد صرف میشود . از ولایت سمرقند بشهر های خارجه بمقدار زیاد خربزه ، هندوانه ، کلم ، سیب زمینی ، پیاز ، شلغم ، لبلبو و سبزوات دیگر اخراج میشود . هوای سمرقند برای تربیۀ انگور هم خیلی مساعد است . بدین سبب در اینجا انگور هم بسیار پرورش میشود . انگور های سمرقند خیلی لذیذ بوده ، از آنها بمقدار زیاد شراب مویز و دوشاب حاضر"}
{"book": "adl0940", "page": 174, "text": "ترکستان\n١۴٩\nمیگردد و هر سال بممالک خارجه بقدر یک ملیون و پنج\nصد هزار پوت مویز اخراج میشود. بسوای این، غولنگ\nسیب قاق، جوز، پسته و بادام نیز بسیار نقل می\nنمایند.\nدر ولایت سمرقند کسب پیله داری هم خیلی ترقی\nکرده و تاجیکان بسیاری بدین کار اشتغال مینمایند.\nدرین ولایت هر سال هفتاد و پنج هزار پوت پیله\nحاصل میشود این پیله ها را در کار خانه ها اعمال نموده،\nابریشم میسازند.\nچار وا داری - این پیشه فقط در محال خجند و\nدیزخ که قرغو - قازاقان سکونت دارند، جاری بوده،\nبمقدار کم گوسفند، گاو واسپ تربیه مینمایند.\nاستخراج ثروتهای زمینی نیز درین ولایت سال\nتا سال در ترقی میباشد. در زمان حاضر در محال خجند و\nسمرقند هر سال بقدر هشت صد هزار پوت ذغال\nسنگ استخراج میشود بسوای این، گچ، گل سفید،\nزاک، نوشادر، سنگهای عمارتی بسیار استخراج میکنند."}
{"book": "adl0940", "page": 175, "text": "ترکستان ۱۷۰\nدر منبع نهر زر افشان از درون ریگها طلا نیز استحصال می گردد .\nصنعت های کار خانگی و زاودی نیز درین ولایت چندان پیشرفت نکرده است . چنانکه همه اش فقط ۳۵ کارخانه پنبه تازه کنی و روغن کشی موجود است. ولی کسب هنرهای دستی خیلی ترقی کرده ، همه گونه اسبابهای ضروری برای زندگی انسان اعمال میگردد .\nسمرقند از زمانهای قدیم شهر سیر تجارتی بوده اهالی آن در سوداگری در پایه نخستین میباشند . خصوصاً پس از کشیده شدن راههای آهن ، سودا و تجارت سمرقند خیلی ترقی کرده است در زمان حاضر معامله تجارتی این شهر هر سال بچندین ده ملیون بالغ میباشد .\nمعارف و مکاتب\nدر ولایت سمرقند بقدر صد باب مدارس بزرگ و دو هزار مکاتب ابتدائی موجود بوده ، در آنها بقدر بیست هزار نفر طلبه و شاگرد تحصیل مینمایند . ولی در"}
{"book": "adl0940", "page": 176, "text": "۱۷۱\nترکستان\n\nقسم بزرگ این مدرسه و مکتب ها، چنانکه در سایر\nولایات ترکستان تعلیم و تعلم بطرز قدیم و به ترتیب\nویران جاری بوده، به تنویر افکار و توسیع اذهان\nخلق خدمت نمیشود. مدرسه های اسلامی سمرقند که در\nزمانهای اول مرکز مدنیت، چشمهٔ علم و معرفت بوده،\nدر زمان حاضر از جهت مادی و معنوی بحال خرابی\nافتاده است. ولی در سالهای آخر، در سایهٔ غیرت\nو اجتهاد بعضی جوانان با حمیت، درین ولایت مکاتب\nابتدائی باصول نو کشاده شده و در میانهٔ اهالی بنشر\nعلم و معرفت کوشش میرود. حاضر درین ولایت\nچندین ده مکاتب ابتدائی بطرز جدید دوام مینماید.\nاز طرف روسها هم در ولایت سمرقند دو ژیمنازیا،\nیک مکتب شهری، پانزده مکاتب ابتدائی، هفده\nمکتب های روسی-مسلمانی و یک عدد هم مکتب\nباغداری موجود است."}
{"book": "adl0940", "page": 177, "text": "۱۷۲\nترکستان\n\nاداره ملکی و سیاسی\n\nاین ولایت از جهت اداره به اویزدهای سمرقند،\nکته قورغان، دیزخ و خجند تقسیم میشود.\nسمرقند - (۵۹ هزار نفوس دارد) . این شهر\nمرکز ولایت بوده، از سطح دریا ۹۷۵ آرشین ارتفاع\nدارد. ازین جهت هوایش هوای کوهستانی، یعنی\nسرد و سالم میباشد. شهر سمرقند دو قسم بوده، یکی\nشهر کهنه و دیگری شهر نو است. در میانه این دو شهر\nفقط باغی موجود است.\nسمرقند کهنه با باغهای اطرافش ۴۷۲۹ دساتین\nزمین را اشغال مینماید. در میانه سمرقند بنام «ریگستان»\nمیدان بزرگی موجود است که در اطراف آن بنام\nطلا کاری، شیردار، میرزا الوغ بک مدرسه های عالی\nو جامعهای شریف واقع است.\nسمرقند شهر خیلی قدیمی است. نظر بروایات،\nاین شهر راسی عصر قبل از میلاد پادشاه ایران کیکاوس"}
{"book": "adl0940", "page": 178, "text": "ترکستان\n۱۷۳\nبنا کرده است بعضی میگویند که سمرقند را چهار عصر\nقبل از میلاد اسکندر ماکیدونی تأسیس نموده است.\nولی در هر صورت بودن اسکندر در سمرقند محقق\nمیباشد. یونانیانی که با اسکندر آمده بودند، در\nسمرقند تا عصر هفتم میلادی اقامت نموده اند .\nهفت عصر بعد از آن، یعنی سال ۵۵ هجری، در\nزمان خلافت معاویه، سمرقند را سعید بن عثمان\nمحاصره کرده بود. سال ۷۷ هجری امیر قتیبه سمرقند\nرا تماماً فتح کرده، بممالک اسلامیه الحاق نمود.\nدر عصر یازدهم هجری. سمرقند بدست ترکان\nسلجوقی افتاد سپس در زمان سامانیانی که از نسل\nایران بودند، سمرقند پایتخت گردید. در زمان ساما\nنیان معموریت و مدنیت سمرقند فوق العاده افزوده\nمرکز علوم اسلامیه و عصریه گردید. لیکن سال ۱۲۲۱\nمیلادی چنگیز خان هجوم نموده، این شهر را خراب\nکرد ( در آن زمان سمرقند دارای نیم ملیون نفوس\nبود ) ."}
{"book": "adl0940", "page": 179, "text": "ترکستان\n۱۷۴\nچنگیز بنا و عمارتهای قشنگ، مدرسه و جامعهای\nزیبای شهر را با خاک سیاه یکسان نموده بود. ولی\nچون آب و هوای سمرقند بغایت خوب و برای سودا\nو تجارت زیاده مساعد بود، امیر تیمور او را برای خویش\nپایتخت اتخاذ نمود و درین سایه در اندک زمانی آباد\nشده، معموریت پیشین خود را دوباره اعاده نمود\n(۱۳۷۹ میلادی) .\nامیر تیمور از فاتحین مشهور و از داهیان بزرگ\nترک بود . مشار الیه پادشاه مقتدری بوده ، در\nکارهای دولت بغایت مدبّر و عاقل ، شخص تنومند،\nقوی بازو، دلاور و با عزمی بود . علوم و معارف را\nزیاده حمایه و اهل علم را خیلی حرمت مینمود. در زمان\nاو سمرقند مرکز علوم و معارف و مرجع علما و حکما بود.\nامیر تیمور برای تعمیر و تزئین شهر خیلی اجتهاد کرد .\nدرین باره خزینهٔ خود را بهیچ دریغ نداشت. از چین،\nایران، هندوستان و حتّی از روم استادان و معماران\nماهر را آورده، خیلی مدرسه و مسجدها، مقبره و سرایهای"}
{"book": "adl0940", "page": 180, "text": "ترکستان\n۱۷۵\nبزرگ بنا نمود. بناهای امیر تیمور برای فرزندان او\nیادگارهای گرانبهائی بوده، نام او را تا قیامت بیاد\nخواهد آورد.\nاین بناها بطرز معماری، زینت و زیبائی و هم\nمتانت و محکمی خود، در زمان حاضر سیاحان و معماران\nاروپا را بحیرت میاندازد.\nمسجد بی بی خانم - امیر تیمور از ایران و هندوستان\nبقدر دو صد نفر ماهر ترین معماران زمانش را بسمرقند\nآورده بشرف زوجه اش (سرای ملک خانم) بنام\n«بی بی خانم» مسجدی بنا نمود. بنای این مسجد از\nسنگهای مرمر ساخته شده و بانقش و نگارهای عجیب\nو کاشیهای قشنگ زینت داده شده است. در\nنزد این مسجد برای گذاشتن قرآن کریم از سنگ مرمر\nکبود لوح بزرگی هم ساخته شده است.\nمدرسۀ الغ بک - این مدرسه را نبیرۀ تیمور،\nمیرزا الغ بک بنا نموده است. میرزا الغ بک\nدر بین حکمای اسلام و ترک شخص نامداری بوده، در"}
{"book": "adl0940", "page": 181, "text": "ترکستان\n۱۷۶\n\nعلم ہیئت عالم بزرگی بشمار میرو . مشار الیه در بارۀ\nحرکت افلاک و ستارگان مسئله های خیلی مشکل را حل\nنموده ، بنام \" زیچ \" فن تازه ئی ایجاد کرد در نزد\nشهر سمرقند رصد خانه ئی تأسیس نموده ، در آنجا تجربه\nهای ریاضی را اجرا میکرد . مجالس او هر وقت از\nعلما و فضلا پر بود . پس از وفات پدرش شاهرخ ،\n(سال ۱۴۴۷) الغ بک بتخت تیمور جلوس نمود .\nولی پسرش عبداللطیف میرزا به این کار راضی نه\nگردیده ، اختلاف ورزید و ازین رو در میانه پدر و پسر\nچند بار جنگ بوقوع آمد . در آخر الغ بک بدست\nپسرش اسیر افتاد . عبداللطیف میرزا پدرش را بقتل\nرسانید . ( ۱۴۴۹ ) .\nمسجد شاه زنده - این مسجد بشرف قثم بن حضرت\nعباس که در سمرقند نخستین مرتبه بنشر اسلام پرداخته\nبود ، از طرف امیر تیمور بنا گردیده است ، این بنا\nبغایت عظیم و مزین میباشد . بنای مذکور تمثال مجسم\nفن معماری زمان تیمور بوده ، یادگاری چنان تازه و"}
{"book": "adl0940", "page": 182, "text": "ترکستان\n۱۷۷\nمحکمی است که گویا سنگهای مرمر آن امروزه تراشیده و\nگذاشته شده و کاشین هایش چنان درخشان است\nکه گویا حاضر در خمدان پخته است.\nمدرسه شیردار - سال ۱۶۱۹ میلادی از طرف\nامیر بالان توش بهادر بنا گردیده است. چون در دو\nطرف پیش طاق این مدرسه، صورت دو شیر کشیده\nشده است، ازین رو بنام «شیردار» شهرت یافته\nاست. در دو جانب پیشطاقش دو مناره خیلی بلندی\nسر بآسمان کشیده است که آنها هم همچون پیشطاقش\nبغایت نفاست کاری منقش و مزین میباشد.\nمدرسه طلا کاری - یادگاری تاریخی و با عظمتی است\nکه این هم از طرف امیر یالان توش بهادر سال ۱۶۱۸\nمیلادی بنا گردیده و روی کاشین هایش بآب طلا مزین\nو منقش است.\nگورا میر - در طرف جنوب غربی سمرقند کهنه، در\nباغ خوش هوائی قبر تیمور لنگ واقع است. ببالای\nقبر مذکور سنگ گرانبهائی گذاشته شده است که این"}
{"book": "adl0940", "page": 183, "text": "ترکستان\n۱۷۸\n\nسنگ برنگ سبز و سیاه تابی میباشد. بروی این سنگ بخط عربی عقل و تدبیر، سیاست و شوکت تیمور و چنگیز، تاریخ وفات، نسب و شجرۀ تیمور ثبت شده است (بموجب نوشتۀ آن، وفات تیمور در سال ۸۰۷ هجری ۱۴ ماه شعبان، مطابق سال ۱۴۰۵ میلادی، ۱۵ ماه فیورال بوقوع آمده است).\n\nبیش ترین این یادگاریهای تاریخی، در زمان حاضر بحال خرابی افتاده است. اگر بعضی سلامت ماندۀ آنها هم تعمیر نشود، معلوم است که این آثار مقدّس در زمان های نزدیک از روی دنیا تماماً ناپدید خواهد شد.\n\nشهر سمرقند نو ـ در سال ۱۸۷۱ میلادی تأسیس یافته است. این شهر بقدر ۶۲۹ دساتین زمین را اشغال مینماید. اکثر عمارت هایش از خشت خام بنا شده بکوچه هایش سنگ فرش گردیده است. درین شهر نو چندین باغهای عمومی و محلهای استراحت موجودست.\n\nدیزخ ـ (۲۵ هزار اهالی دارد). این شهر قدیمی است،"}
{"book": "adl0940", "page": 184, "text": "ترکستان\n164\nدر عصر دهم میلادی، برای مجاهدین عرب که بنشر\nدین اسلام مشغول بودند، این شهر بمقابل دشمنان\nدین التجاگاه محکمی بوده است. در آسیای وسطی،\nدر نشر دین اسلام، این شهر موقع مهمی را اشغال\nمینموده است. در زمان حاضر، دیزخ از شهر اویازدی\nعبارت بوده، بمرض تب و لرز و علت رشته اش\nمشهور میباشد.\nخجند - (۵۰ هزار نفوس دارد) . این شهر در\nساحل راست سیردریا واقع است. نظر بروایات،\nاین شهر را اسکندر ماکیدونی بنا کرده است. از میوه\nهای ترکستان، لذیذ ترین زردالو و انگور ها درین شهر\nحاصل میشود. بسوای این، در باغهای خجند درخت\nتوت هم بسیار کاشته میشود و با برگهای درختان\nتوت کرمکان پیله را پرورش مینمایند.\nشهر خجند باحصار گلبین احاطه شده است. از آثار\nقدیمۀ این شهر مسجد (دار شکیف) که ۲۳۵ سال مسجد\nمی ابریشم خوب و مشهور ازین شهر خجند حاصل میشود"}
{"book": "adl0940", "page": 185, "text": "ترکستان ۱۸۰\n\nخواجه کمال ۲۰۵ سال و مسجد حضرت بابا که ۸۰ ۱ سال\nقبل بنا شده است، مشهور میباشد. قسم بزرگ اهالی\nخجند تاجیک هستند.\nکتة قورغان - (۱۲ هزار نفوس دارد). این شهر\nدر بالای راه آهنی که بین امارت بخارا و مملکت ترکستان\nکشیده شده است، واقع میباشد. شهرت این شهر\nبواسطۀ کار خانه های پنبه و تجارت پنبه است.\nاورا تپه - (۲۵ هزار اهالی دارد) - این شهر در\nاو یاز و خجند واقع است. هنگام استیلای روسها\nترکستان را در او را تپه جنگهای سخت و خونین\nبوقوع آمده است. چون اورا تپه در مصب رود\n(آقسو) و در دامنۀ کوه بنا شده است، ازین رو\nهوایش سالم و برای صحت انسان مساعد است.\nمشهور ترین بنای این شهر مسجد (کوک گنبد) است\nاین مسجد ۳۷۰ سال قبل ازین بنا شده است. اورا\nتپه با اسبان خوش نسل «قارا بابغیر» و برکهای که\nاز پت پشم گوسفند میبافند، مشهور میباشد."}
{"book": "adl0940", "page": 186, "text": "ترکستان\n۱۸۱\n\nولایت فرغانه\nموقع جغرافی، حدود و سطح آن.\nولایت فرغانه – با وادی فرغانه و جلگه (پامیر) در طرف جنوب ترکستان بوده، ۱۲۷ هزار مربع چاقریم زمین را اشغال میکند. (۷۳ هزار چاقریم این مخصوص به پامیر میباشد). در طرف شرق این ولایت، خانی کاشغر و ولایت یدی سو، در شمالش ولایت سیر دریا، در غربش ولایت سمرقند و امارت بخارا (بیگی های شوغنان، درواز، قاراتیگین)، در جنوبش ولایت آخان که بافغانستان تابع است واقع میباشد.\nولایت فرغانه از جهت وضعیّت و طبیعت زمین اش، گودی بزرگی را تشکیل میدهد که اطرافش با کوههای بلند احاطه شده است. از طرف جنوب با کوههای (آلای) و (آلای آرقی) محاط میباشد.\nاینک در میانه این دو سلسله های کوه، بدره ئی"}
{"book": "adl0940", "page": 187, "text": "ترکستان\n۱۸۲\n۲۵۰ و به پهنائی ۱۵۰ چاقریم وادئ فرغانه واقع است.\nیعنی وادئ فرغانه از سطح جمیع ولایت فرغانه فقط هزار\nمربع چاقریم زمین را اشتغال مینماید این وادی کوه\nهای مسلسل (تیان نشان) را از کوههای مسلسل\n(پامیر- آلای) جدا میکند.\nکوههائی که وادئ فرغانه را احاطه میکند، خیلی\nاست. ازین کوهها بواسطه گذرگاههائی که (بیل)\nویا (داویان) نام دارد، میگذرند. ازین گذرگاههای\nکوهی (قارا قوش خانه) که در میانه او یازد خوقند و\nقارا تیگین (امارت بخارا)، (قارا قازیق) و (تنگیز بای)\nکه در میانه فرغانه و الوغ آلای، (قزل آرت) که\nدر میانه کوه آلای آرقی و قرغانه، (ساریق ما غول)\nو (تالایق) که در میانه کوههای آلای واقع است،\nمشهور میباشد.\nکوههای (تیان نشان) در نقاطی که با فرغانه محدود\nاست، گذرگاه خیلی کم دارد و در فصل زمستان همه\nاین گذرگاهها هم مسدود میشود. اما کوههای (پامیرآلای)"}
{"book": "adl0940", "page": 188, "text": "ترکستان\n۱۸۳\n\nگذر گاه هیچ ندارد. زیرا این کوهها همیشه برفها دایمی پوشیده میشود. بلند ترین نقطۀ پامیر، تپۀ کافمان است که شش و نیم چاقریم ارتفاع دارد.\nموافق ترین راه فرغانه از طرف غرب، از ولایت سمرقند است. عموماً وادیهای فرغانه از هر طرف با کوههای بلند احاطه گردیده است. ولایت فرغانه بسبب اینکه از یک طرف راه کشاد دارد، از دشمنان خارجی آسوده تر بوده، از جهت سیاسی استقلالش را دیر تر از دست داده است. ( در آسیای وسطی مملکتی که بعد از همه بدست روسها افتاد، امارت خوقند بود)\nدر میانۀ کوههای آلای و آلای آرتی، در ساحل رود ( قزیل سو ) وادئ (آلای) واقع بوده، در اینجا خلق کوچی، فرغانه زندگی مینمایند .\nاز طرف شرق کوههای آلای آرتی - کوههای (پامیر) شروع میشود. ولی کوههای پامیر بکوههای عظیم (هندو کش) و (قارا قوروم) می پیوندد."}
{"book": "adl0940", "page": 189, "text": "ترکستان\n\n۱۴۸\n\nقسم بزرگ خاک وادئ فرغانه طبقه حاصلخیز «میتی» را تشکیل میدهد. زمین هائی که در کنار این وادی واقع است خاکهای گوناگون را دارا بوده، از بیابانهای ریگ زار، شوره زار و باتلاقهای نی زار عبارت میباشد. در فرغانه هم ریگ زار محلی است که بقدر ۱۵۰۰ چاقریم مسافت را اشغال مینماید.\n\nآبیاری و رودها\n\nبوادئ فرغانه از کوههای اطراف رودهای بیشماری جاری شده، این وادی را آبیاری میکند. مهم ترین رودهای فرغانه سیر دریاست که از وادئ فرغانه بقدر دو صد و پنجاه چاقریم مسافت را طی مینماید.\nسیر دریا- از اتصال رود (قارا دریا) و (نارین) حاصل میشود. به (قارا دریا) رودهای یاسسی، زرگر سو، بایلی سو، به (نارین) رودهای قاراسو، اوزون احمد و سوسامیر مخلوط میگردد. به (سیر دریا) در ولایت فرغانه از ساحل راست رودهای پاشا آتا، چاناچ، کاسسان، کوک سارق، از ساحل چپ رودهای آراوان، شاهمردان سای،"}
{"book": "adl0940", "page": 190, "text": "ترکستان ۱۸۵\n\nاسفا را وغیره مخلوط میگردد. چون در تابستان هوا رو بگرمی بگذارد، برفهای کوه آب شده، این رودها طغیان میکند و اطراف رودها را آب غرق مینماید. عموماً این رودها جمیع وادی فرغانه را آبیاری میکند.\n\nهوا و اقلیم\n\nدر فرغانه هنگام تابستان، هوا خیلی گرم شده. در سایه حرارت هوا به ۳۰ درجه میرسد. خصوصاً گاها از جنوب غربی بادهای گرم سیل، میوزد که درین وقت هوا در نهایت درجه گرم و خشک میشود. در فرغانه عموماً رطوبت هوای نسیمی (شبنم، ژاله، دومان، باران) کم میباشد. ولی در زمستان چون برف باریده، شدّت سرما به ده درجه برسد، بچار پایان خلق کوچی خیلی ضرر میرسد، حتّی از عدم خوراک حیوانات شان تلف میشوند عموماً هوای فرغانه خوب نمیباشد. بهترین جای فرغانه که هوای سالم داشته، برای صحت انسان مفید است، شهر (اوش) و بدترین جای او که هوایش"}
{"book": "adl0940", "page": 191, "text": "ترکستان\n١٨٦\n\nمقرّ است ، شهر خوقند میباشد .\n\nنباتات و حیوانات\nبمناسبت اختلاف زمین و وضعیت فرغانه ، نباتات\nو حیوانات او هم مختلف است . حیوانات و نباتاتی که\nدر وادیها واقع است ، به حیوانات و نباتات سایر\nجاهای ترکستان مانند میباشد .\nولی در طرفهای کوهستانی نباتات و حیوانات خیلی\nفراوان است . در دامنه کوه ها ، بیشه های بزرگ موجود\nبوده ، در آنها درختان غوزه ، جوز ، سوگود ، سفیدار ،\nناک ، سیب ، زردالو ، بادام ، پسته ، قاین و میلاش\nبطرز وحشی میروید . در تپه های کوه درختان سترگ\n(چرش) ، (سرو) و (صنوبر) موجود است .\nدر محال اندیجان و نمنگان بمقدار بسیار بیشه های\nفندق و جوز موجود است . در بالای این درختان جوز\nنوعی قوز ها حاصل میشود که از آنها خرّاطان همه گونه\nاسباب چوبین و تخته آلات ، همچنین میز و کرسی میسازند"}
{"book": "adl0940", "page": 192, "text": "ترکستان\n۱۸۷\nازین سبب ، این قوزها بهای خیلی گران بفروش\nمیرسد . اگر این کسب براه منتظمی انداخته شود ،\nبرائے اہالی فائدہ بسیاری خواهد آورد .\nاز حیوانات وحشی : شیر ، ببر ، پلنگ ، خرس ،\nگرگ ، شغال ، گراز ، روباه ، خزّ ، سنجاب ،\nگوزن ، غزال و آہو در فرغانه پیدا میباشد . در\nپامیر بنام ” یاک “ نوعی حیوانات خانگی تربیه می\nشود . در جنگل های اینجا مرغان گوناگون عجیب\nو غریب بغایت بسیار است که اینها از کوههای\n(همالای) بدینجا آمده اند .\nمعدن و کانها\nدر کوههای فرغانه سنگهای گرانبها همچون فیروزہ ،\nگوہر ، یاقوت ، زمرد ، عقیق و در طرف بدخشان\nدر سواحل رود (پنج) لعل استخراج میشود. در کوههای\n(چاتقال) و در سواحل نهر (مازار سای) بلورهای کوهی\nدر محال نمنگان ، در سواحل رود (کوک سو) جوهر"}
{"book": "adl0940", "page": 193, "text": "ترکستان ۱۸۸\n\n\" دهنج \" پیدا میگردد . همچنین در سواحل رود مرغاب بوجود معدن آهن نیز گمان میرود . از رود (کوموش) نقره استخراج میشود . ولی در اینجا طلا خیلی کم بدست میآید . سیر حاصل ترین معدنهای فرغانه ، کان ذغال سنگ میباشد .\nدر چهل چاقریمی شمال شرقی خوقند کان گوگرد پیدا شده و در محال نمنگان پیدا بودن کان نزاک معلوم گردیده است .\nکانهای نمک در جاهای بسیار فرغانه موجوده بوده نمکهائی که از کول \" بار دین \" استخراج میشود ، از نمکهای خیلی خوب میباشد . نیز معلوم شده است که در جاهای بسیار فرغانه معدن نفت هم بمقدار زیاد موجود است .\nخلاصه در ولایت فرغانه ثروتهای زمینی بغایت بسیار بوده ، فقط بکار کردن محتاج است . برای استفاده نمودن ازین ثروتهای زمینی غیرت و جسارت ، بعلاوه آن سرمایه و خصوصاً علم و معرفت"}
{"book": "adl0940", "page": 194, "text": "ترکستان\n۱۸۹\nلازم است ولی افسوس که تاکنون هیچ یکی ازین عوامل\nسه گانه در ترکستان موجود نبود و ازین جهت هم از\nثروتهای زمینی بقدر لزوم استفاده نگردید . امید\nاست که در آینده در ترکستان علم و معرفت و بدان\nنسبت از ثروتهای زمینی هم استفاده افزاید .\nخلق و نفوس\nدر فرغانه (بسواي پامیر) بیش از دو ملیون خلق\nموجود است . در اینجا اهالی خیلی غلیظ بوده ، بحساب\nمیانه در هر چا قریم مربع زمین ۲۵ نفر زندگی مینمایند\nخلق فرغانه از جهت نسل خیلی مختلف بوده ، مهم ترین\nآنها خلق هاي ذیل میباشند : سارتها یک ملیون\nو ۳۰ هزار، قرغز - قازاقان ۳۰۰ هزار، قارا\nقرغزان ۱۲۰ هزار تاجیکان ۱۱۵ هزار ، قپچاقان\n۷۵ هزار ، کاشغاریان ۵۵ هزار ، روسان ۳۲\nهزار ، اوزبکان ۳۰ هزار قارا قالپاقان ۲۰ هزار،\nترک - تاتاران ۵ هزار و یهودیان ۴ هزار هستند."}
{"book": "adl0940", "page": 195, "text": "ترکستان ۱۹۰\nبسوای اینها ، بمقدار کمی عرب ، ایرانی ، ارمنی، چیگان افغان ، قافقازی و عده آوروپائی نیز درین ولایت موجود است .\nاز جهت دین درین ولایت بقدر دو ملیون و ۲۵ هزار نفر (۸۹ ۱/۴ فائض) مسلمان و ۳۴ هزار نفر (۱۰ ۳/۴ فائض) غیرمسلم اند .\nروسها غالباً در شهر ها اقامت نموده ، بمأموریت ، سوداگری و بمقدار کمی بکارگری و مزدوری مشغول اند .\nتاریخ فرغانه - در زمانهای قدیم فرغانه بمملکت صغد تابع بود . در ایام پیشین پای تخت فرغانه شهر آخی بود و نبیره تیمور لنگ (بیگ عمرشیخ) در « آخی » حکمرانی میکرد . سپس در اواخر عصر پانزدهم سلطان بابر میرزا پایتخت خود را به اندیجان نقل نمود . چون سلطان بابر خان از طرف فرزندان ابوالخیر خان و هم از طرف نزدیکان خویش از سمرقند و از تخت امیر تیمور رانده شد . فرغانه را (آلتون بیشیک) نام پسر بابر"}
{"book": "adl0940", "page": 196, "text": "ترکستان\n۱۹۱\nخان اداره کردن گرفت. نگاه بروایات، هنگامی که\nبابر خان در فرغانه مغلوب شده، با عایله‌اش فرار\nمیکرد، زنش آبستن بوده، در بین راه فرزندی\nزائید. بابر خان چون این زمان خیلی فقیر و\nمحتاج و هم از دنبال او دشمنان تعقیب میکردند\nناچار این فرزندش را بکمربند ابریشمین خود پیچیده،\nدر زمینی که حاضر شهر خوقند واقع است، گذاشت.\nسپس این بچه را از اوزبکانی که بقبیلهٔ «مینگ»\nمنسوب بودند، پیدا نموده، پرورش دادند و به او\n(آلتون بیشیک) نام نهادند. سپس به این آلتون\nبیشیک خان، سه نام دیگر (قوتلوق خان).\n(تانگری یار خان) و (خدا یار سلطان) علاوه\nکردند. سلالهٔ آلتون بیشیک خان در فرغانه\nبنای حکمرانی را گذاشتند که پایتخت ایشان شهر\n(آخی) بود. مشهورترین خانهای که از نسل\n(آلتون بیشیک) آمده‌اند، شاهرخ بی (وفاتش\nسال ۱۷۲۱ میلادی)، عبدالرحیم بی و عالم خان"}
{"book": "adl0940", "page": 197, "text": "ترکستان ۱۹۲\n\nمی باشد .\nعبد الرحیم بی (سال ۱۷۳۲) قلعه وارگ شهر خوقند\nرا بنا کرده است . مشار الیه در سال ۱۷۳۴ میلادی\nوفات نموده است .\nعالم بی - شخصی است که در بین خانهای\nفرغانه نخست لقب خانی را گرفته است . در زمان\nعالم خان شهر خوقند پایتخت گردیده ، مملکت فرغانه\nبنام \" خانی خوقند \" اداره شد (۱۸۰۸) . عالم خان\nشخص خیلی شدید و مدبری بود . اگرچه در زمان او\nفرغانه خیلی ترتیب و انتظام یافت ، ولی شدت\nو ظلم او در آخر بخودش ضرر رسانید . چنانکه\nدر آخر او را برادرش عمر خان بقتل رسانیده\nبجایش خان گردید ( ۱۸۱۶) .\nعمر خان بعلم و معرفت خیلی هوس داشته ،\nبآبادی و توسعۀ مملکت زیاده میکوشید . نسبت\nبفقرا مشفق و خوش معامله بود . در زمان او اهالی\nبراحت و آسودگی زندگی مینمودند ."}
{"book": "adl0940", "page": 198, "text": "ترکستان\n۱۹۳\nعمرخان در سال ۱۸۲۱ میلادی وفات کرده ،\nبجای او پسرش محمد علی خان ، خان گردید . در زمان\nاو امیر بخارا نصرالله با ترکان مانغیت بخوقند آمده\nخوقند را ضبط و محمد علی خان را مقتول نمود (۱۸۴۲)\nبعد ازین ، اہالی فرغانه از نسل شاهرخ خان\nشیرعلی بی پسر حاجی بی را خان برداشتند . چون\nپدر شیرعلی از طرف عالم خان کشته شد .\nشیرعلی از خوقند فرار نموده ، در ساحل نهر « تالاس»\nدر میانه قرغز قازاقان (اولا قچين) زندگی میکرد .\nاینک از آنجا آورده ، او را خان نصب نمودند.\nشیرعلی خان چون خیلی حلیم و نرم دل بود ، قبچان\nاو قرغز قازاقان که جنگجو و سنگدل بودند ، او را\nدوست نمیداشتند .\nاین گاه در میانه سارت و تاجیکان و قپچاق و\nقازاقان دشمنی افتاده . در آخر تاجیکان و هم چند\nقبیله سارت و اوزبکان بمقابل خان قیام نمودند\nو با عسکر خان و قرغز قپچاقان جنگیدند . در نتیجه"}
{"book": "adl0940", "page": 199, "text": "ترکستان\n۱۹۴\n\nطرف شیر علی خان شکست خورده ، بتخت خوقند مراد خان\nبن عالم خان (در اسفارا) جلوس نمود . بعد ازین مراد\nخان بخوقند آمده ، شیر علی خان را بقتل رسانید (۱۸۴۵)\nولی درین زمانها امیر قپچاق مسلمانقلی خان بهاد\nکه در طرفهای اوش و نمنگان با دشمنان حکومت\nمشغول جنگ بود ، با قپچاق و قرغزان آمده ، خوقند\nرا ضبط و امرای سارت و اوزبک را مجازات\nنمود . سپس مراد خان را بقتل رسانیده ، بجای\nاو پسر شیر علی ، خدا یار را خان نصب نمود و خود\nرا برای خان جوان وصی تعیین گردانید (۱۸۴۵)\nخدا یار خان هنگام جلوس تخت خانی چهارده\nسال داشت و ازین رو خویشتن دارای هیچ اختیاری\nنبوده جمیع امور اداره بدست مسلمان قلی امیر بود .\nدرین زمان تاشکند در حکم یک ولایت خانی خوقند\nبوده ، در آنجا برادر خدایار خان ، ساریمساق خان\nحاکم بود. او را مسلمان قلی بحیله ئی بخوقند آورده،\nدر حضور برادرش خدا یار خان بقتل رسانید (۱۸۴۷)"}
{"book": "adl0940", "page": 200, "text": "ترکستان\n۱۹۵\nمسلمان قلی در قپچاقی بغایت متعصب و هم\nشخص سنگدلی بوده ، در حق سارت و تاجیکان و\nعموماً در حق رعایای بیچاره جور و ظلم مینمود . بدین\nجهت از امیر مسلمان قلی اهالی ناراضی بودند . در\nآخر خدا یار خان بمصلحت و تشویق بیگهای سارت\nو تاجیک مسلمان قلی امیر را بدار کشید .\nدر نتیجه این باز بین سارت و تاجیکان ، قپچاق\nو قرغزان بهم خورده ، در میانه ایشان دشمنی افتاد\nو بمناسبت این ، خدا یار خان از هر دو طرف آدمان\nبسیاری را بحق و ناحق بقتل رسانید . بدین گونه\nبقدر ده سال ظلم و کشتار دوام کرد . چون جور و\nظلم خان و سپاهیان او از حد گذشت . حاکم\nتاشکند مله خان ، برادر خدا یار خان ، با لشکر قپچاق\nو قرغز بمقابل خدا یار خان حرکت نمود . در نزدیکی\nشهر او را تپه دو لشکر تلاقی کرده ، جنگ سختی\nبوقوع آوردند . درین جنگ خدا یار خان مغلوب\nشده ، بخارا گریخته ، به امیر نصر الله پناه آورد ."}
{"book": "adl0940", "page": 201, "text": "ترکستان ۱۹۶\n\nپس از فرار خدایار خان ، مله خان بخوقند آمده ،\nبتخت خانی جلوس کرد (۱۸۵۸) .\nدر زمان مله خان روسها بخاک امارت خوقند\nدر آمده ، شهر آلما تا را ضبط کردند . در دائرهٔ\nسرای خان انواع نزاعهای فرنگی و دسیسه های\nروسی ترقی نموده در آخر وزیران و مشاوران نزدیک\nمله خان ، شبی بسرای خان هجوم آورده ، مله خان را\nبقتل رسانیدند (۱۸۶۲) . بعد ازین باز گروه\nقپچاق قوّت گرفته ، پسر مسلمان قلی ، عالم قلی امیر\nبا لشکر قپچاق و قرغز آمد و خوقند را گرفته ، شاه\nمراد خان را بتخت خانی جلوس داد .\nخدا یار خان درین زمان در دیزخ اقامت\nداشت پس از قتل مله خان علما و اعیان تاشکند\nخدا یار خان را بتاشکند دعوت نموده ، او را خان\nبرداشتند (۱۸۶۲) . یکسال بعد ازین ، خدا یار\nخان خوقند را گرفته ، دوباره تخت خود را صاحب\nشد . این گاه عالم قلی امیر باقپچاق و قرغزان آمده"}
{"book": "adl0940", "page": 202, "text": "ترکستان 197\nباز خوقند را ضبط کرد و خدا یار خان بخارا گریخته\nبه امیر بخارا پناهنده شد . امیر بخارا با او-\nزبکان ، مانغیت و تاجیکان حرکت نموده ، شهر را\nاز دست عالم قلی گرفت و از خوقندیان خیلی آدم\nرا بقتل رسانیده ، شاه مراد را بتخت نشانید .\nلیکن پس از مراجعت بخارائیان ، عالم قلی باز خوقند\nرا گرفته ، شاه مراد را کشت و بجای او پسر\nملا خان ، سلطان سید خان را خان برداشت .\nاین گاه امیر بخارا باز خوقند را گرفته ، خدا یار\nخان را تکرار تخت خانی جلوس داد . (اینک همه\nاین جنگهای پیاپی امیر و خانها ، بحساب خلق بوقوع\nآمده . سنگین ترین بارهای این فاجعات را اهالی\nبیچاره تحمل مینمودند . خون خلق ریخته ، مال خلق\nتلف میگردید . ولی امیر و خان ها ازین فقط لذت\nمیبردند) .\nدرین وقتها روسها بتمام ترکستان پنجه انداخته بودند\nچون آنها خجند و او را تپه را ضبط کردند ، راه بخارا"}
{"book": "adl0940", "page": 203, "text": "ترکستان ۱۹۸\n\nو اوراتپه بریده شده، دسیسه های امیران بخارا و\nخانهای خوقند خاتمه یافت. درین سال (۱۸۶۵)\nروسها تاشکند را گرفته، مملکت خدا یار خان را\nکوچک ساختند.\nچون روسها بضبط شهرهای فرغانه دوام کردند،\nخوقندیان خواستند که بمقابل روسها قیام و با آنها\nجنگ نمایند. ولی خدا یار خان عجز خود را دریافته\nقرار داد که با روسها هیچ مقابله نکند. خوقندیان\nاین معامله ملایمت کارانه خدا یار خان را نسبت\nبروسها جنایت شمرده، بخلع او قرار دادند و در تحت\nاداره پسر مسلمان قلی، قپچاق، عبدالرحمن آفتابچی\nبخوقند هجوم آوردند. در نتیجه این، خدا یار خان\nمغلوب شده، بسردار عسکر روس (اسکوبلوف)\nپناه برد. اسکوبلوف خدا یار خان را بخوجند\nآورد و خوقندیان پسر خدا یار خان، نصر الله\nرا خان برداشتند (۱۸۷۵)."}
{"book": "adl0940", "page": 204, "text": "ترکستان\n۱۹۹\n\nضبط روسها فرغانه را\n\nاین مملکت که در زمان قدیم (فرغانه) و (صغد)\nیاد میگردید ، در زمانهای آخر، از سال ۱۷۹۷\nمیلادی ، (خانی خوقند) نامیده شد .\nخانی خوقند گاه از طرف خانهای مستقل اداره\nشده ، گاه هم در تحت اداره امیران بخارا واقع\nمیگردید . روسها سال ۱۸۶۶ میلادی شهرهای او را\nتپه ، دیزخ و خجند را گرفته ، فرغانه را تماماً از بخارا\nجدا کردند . بدین سبب خانی خوقند از ظلم و فتنه\nامیران بخارا خلاص شد، و سال ۱۸۷۵ میلادی\nخدا یار خان تماماً از نفوذ امیران بخارا آزاد گردیده\nفرغانه را مستقلاً اداره کردن گرفت ولی خدا یار\nخان بجای اینکه ازین فرصت استفاده نموده ، احوال\nمملکت را اصلاح کند، برای اهالی فقیر آسائش و\nراحت فراهم آورد ، اهالی را بیش از پیش فشار\nدادن و اموال ایشان را یغما کردن گرفت . در حق"}
{"book": "adl0940", "page": 205, "text": "ترکستان ۲۰۰\n\nاہالی حق و ناحق ظلم و ستم نمودن گرفت . بیش\nترین بیگهای قپچاق (مسلمان قلی و غیره ) را بقتل\nرسانیده ، مال و ملک شان را غصب نمود .\nبکیف و صفا ، به فحش و اسرافات غرق شده ، بر\nخلق بیچاره مالیات و خراج های سنگین را بار کرد.\nبرای هوای نفس خود اہالی را بیہوده و بیگناه\nبقتل میرسانید (نظر بروایات در مدت سه سال خانی\nآخرین اش بقدر بیست ہزار آدم را بقتل رسانید\nاست ) .\nدر نتیجه این ظلمها ، اهالی لستوه آمده ، بمقابل خدا\nیار خان قیام کردند . حتی پسر خودش نصرالله خان\nنیز با شورشیان اوش ، اندیجان و نمنگان پیوسته\nبخوقند تجاوز نمود . در آخر سرداران عسکر خان که در\nخوقند بودند ، نیز بطرف شورشیان گذشته ، باتفاق بخوقند\nہجوم آورده ، شہر را فتح کردند . خدا یار خان از خوقند\nفرار کرده ، بحمایه روسہا داخل شد و با این رفتن اش\nاز تخت خوقند ہمیشگی جدا گردید . بتخت خوقند پسر"}
{"book": "adl0940", "page": 206, "text": "ترکستان\n۲۰۱\nخدا یار خان ، نصر الله خان نشست . ولی بعد ازین\nدر میانه اهالی اختلاف و نزاعهای پیاپی ظهور نمودن\nگرفت . روسها ازین اختلاف و نزاعها استفاده نموده،\nبضبط تمام فرغانه قرار دادند و بمقابل ایشان آغاز\nجنگ را گذاشتند . سال ۱۸۷۵ میلادی ۲۲ آوغوست\nدر موضع « محرم » که در ساحل سیر دریا واقع است\nجنگهای سختی بوقوع آمده ، در نتیجه خوقندیان مغلوب\nگردیدند . فرقه ئی از خوقندیان ، باقپچاق و قارا\nقرغزان ، در تحت اداره عبد الرحمن آفتابچی و پولاد\nبیگ ، دیر زمانی با روسها جنگیدند . ولی در آخر شکست\nکلی خورده ، همگی با روسها تسلیم شدند ( روسها نصر الله\nخان و عبد الرحمن آفتابچی را بروسیه نفی نمودند .\nولی پولاد بیگ را که نسبت بروسها خیلی ظلم نموده\nبود ، اعدام کردند ) .\nروسها تدریجا شهرهای خوقند ، مرغیلان ، نمنگان،\nاندیجان و اوش را گرفته ، سال ۱۸۷۶ میلادی\n۱۹ ماه فیورال جمیع خاک خانی خوقند را بنام « ولایت"}
{"book": "adl0940", "page": 207, "text": "ترکستان\n۲۰۲\nفرغانه بحکومت روسیه الحاق کردند .\nروسها پس از فتح خوقند ، سرای (اورده) مزین\nو محتشم خدا یار خان را که خود خدا یار خان بنا نموده\nو در وی بیش ترین اوقات خود را با بزم و سفاهت\nمیگذرانید ، نیز ضبط نموده ، در یک گوشه کلیسائی بنا\nکردند بدین گونه مملکت مستقل و آباد اسلامی در سایه\nظلم و فتنه های امیران و خانها مجبوراً بزیر دست روسها\nدر آمد. مال و ملک خلق از طرف ژاندارمهای روس\nغارت شده ، مقدسات ملیه و دینیه ایشان پامال گردید.\nروسها در زمان چاریزم اگر چه فرغانه را بقدر\nچهل سال اداره نمودند . ولی هیچ گونه اصلاحات\nجاری نکرده ، بترقی معارف و هنر خدمت ننمودند . در\nحالی که از اهالی محلی بد لخواه خود فائده میبردند ، به\nایشان هیچ گونه منفعتی نرسانیدند . منصب داران خوشامد\nگوئی و مسیونر های عیسائی حمار از غفلت خلق استفاده\nنموده ، ایشان را بقدر امکان نادان و بے شعور\nمیگذاشتند . اهالی محلی را مخلوق پست شمرده ، تحقیراً"}
{"book": "adl0940", "page": 208, "text": "ترکستان\n۲۰۳\nآزیات مینامیدند و در حق ایشان همه گونه ظلم و بی عدالتی ها روا میداشتند .\nنهایت در سایه انقلاب بزرگ روسیه که سال ۱۹۱۷ بوقوع آمد ، بومیان هم از ظلمهای چار و منصب داران ظالم او خلاص گردیده ، بنعمت های آزادی نائل شدند . سال ۱۹۱۷ میلادی ۲۸ نویابر در خوقند اجتماع (قورولتای) عموم مسلمانان ترکستان بر پا شده ، درین اجتماع در ترکستان مختاریت اعلان گردید . ولی چون سیاست بعضی اعضای این حکومت مختار ، با سوسیالیزم و جمهوریت خلاف بود ، از این رو ، این حکومت مختار از طرف کومیسران حکومت شورائی تاشکند که در مسلک بالشویک بودند ، منفصل شده ، سال ۱۹۱۸ میلادی ۲۰ آپریل بموجب فرمان (دیکریت) حکومت شورائی مرکزی روسیه ، در مملکت حکومت شورائی اعلان گردید .\nبعد ازین ، برائی ترکستان و اهالی آن حیات تازه ئی شروع گردیده ، در ہائی بخت و سعادت کشاده شد اگر از نعمت ہائی حریت و آزادی بقدر لزوم استفاده"}
{"book": "adl0940", "page": 209, "text": "ترکستان\n۲۰۴\nکرده شود، شبهه‌ئی نیست که کشور ترکستان در اندک زمان بجرگه حکومت‌های مدنی در آید. چنانکه روز های گذشته ترکان با شأن بوده، همچنان روزهای آینده ایشان نیز درخشان و امیدناک خواهد بود.\n\nکسب، سودا و صناعت\nکسب عمده اهالی اینجا دهقانی است. دهقانی سال تا سال ترقی نموده. مقدار چراگاه و دشتهائی که برای پرورش چارپایان لازم است، تا رفته کاسته میشود و بدین سبب اهالی کوچی نیز کم کم بحال حضری در میآیند و بزندگانی مدنی خو میگیرند.\nبسبب خوبی آبیاری ولایت فرغانه، زمینش بغایت با برکت و محصولاتش بسیار است. در فرغانه پنبه، شالی، جواری و انگور بخوبی میروید. در زمین‌های بهاری کاری گندم و جو کاشته میشود.\nمهم ترین کسب فرغانه پنبه کاری است ( در فرغانه تقریباً بدو صد هزار دساتین زمین پنبه"}
{"book": "adl0940", "page": 210, "text": "ترکستان\n۲۰۵\n\nکاشته میشود ) در اینجا پنبه بغایت خوب و خیلی با برکت\nبعمل میآید . یگانه سبب ترقیٔ فرغانه از جهت قتصادی\nپنبه کاری است .\nبسوای اینکه پنبه بلباس های گوناگون بکار میرود\nاز دانه های آن هم ( بقدر نیم ملیون پوت ) روغن\nکشیده میشود پس از روغن کشیدن ، تفاله (کونجاره)\nهای آن را بخوراک چهار پایان استعمال مینمایند .\nدر فرغانه پنبهٔ امریکائی نسبت به پنبهٔ جای داری\nبیست حصه بیش تر کاشته میشود بسبب فراوانیِ آب،\nخوبیِ هوا ، حاصل خیزیِ زمینش در اینجا پنبه بخوبی\nمیروید و ازین جهت اکثر خلق با پنبه کاری زندگانی\nمینمایند . ( در فرغانه هر سال هفده - هژده ملیون\nپوت غوزه بعمل میآید که از آنها بقدر پنج ملیون\nپوت پنبهٔ خالص حاصل میگردد ).\nاگر کار دهقانیِ خلق براه خوبی انداخته شده، زمین\nها بقدر کفایت آبیاری و در دهات ، بین اهالی جمعیت\nهای میده قرض افزوده شود ، شبهه ئی نیست که پیشهٔ"}
{"book": "adl0940", "page": 211, "text": "ترکستان ۲۰۶\n\nپنبہ کاری یکی - بردہ خواهند افزود . خلاصه نسبت\nبترقی کارهای صناعتی و زراعتی ، پنبہ کاری هم\nترقی خواهد کرد .\n\nدر فرغانه گندم هم زیاد کاشته میشود ( از زمین\nهائی که بطرز صنعی آبیاری میشود ، نود هزار دساتین\nاز زمین های بهاری ( دیمه ) دو صد هزار دساتین\nبزراعت گندم مشغول میشود ) . در سالهای حاصلخیز\nگندم یکی برده حاصل میدهد .\nولی چون خلق فرغانه خیلی زیاد بوده ، بیش ترین\nزمین های کارم آن بزراعت پنبہ مشغول است\nازین رو غله های این ولایت بخوراک اهالی اش\nکفایت نمیکند . بلکہ هر سال بدین ولایت از خارج\nبمقدار زیاد غله آورده میشود .\n\nکار میوه داری درین ولایت چندان ترقی نکرده\nاست . اهالی فرغانه درختان میوه را فقط برای استعمال\nخود شان بمقدار کمی میکارند . لیکن میوهٔ فرغانه خیلی\nلذیذ میشود خصوصاً میوه های اسفاردا و کان بادام"}
{"book": "adl0940", "page": 212, "text": "ترکستان\n\n۲۰۷\n\nخیلی مشهور است.\nقدیم ترین و مشهور ترین پیشهٔ فرغانه کرمکداری است\nپرورش کرمکان پیله در فرغانه خیلی ترقی کرده و زیاد\nمنتشر شده است. میتوان گفت که در هروه فرغانه\nسارت و اوزبکان با جمیع عائلهٔ شان بپرورش کرمکان\nپیله مشغول هستند. در اینجا هر سال بقدر صد و پنجاه\nهزار پوت پیله حاصل شده، قسم بزرگ آن بتوسط\nسوداگران آوروپا خرید میگردد و در کارخانه های ایتالیا\nو فرانسه همه گونه منسوجات اعمال میشود.\nکسب چاروا داری در ولایت فرغانه سال تا سال\nمیکاهد. اهالی کوچی زیادی فائدهٔ دهقانی را دیده. همهٔ\nزمین های خالی خود را بزراعت مشغول میدارند. اینک\nبدین سبب پیشهٔ چارواداری همواره در تنزل است\nدر زمان حاضر اهالی کوهی حیوانات را فقط برای کار\nهای خانگی و دهقانی تربیه مینمایند. (هر سال بولایت\nفرغانه برای ذبح نیم ملیون رأس چهار پا آورده میشود\nکه اکثر این از گوسفند عبارت میباشد)."}
{"book": "adl0940", "page": 213, "text": "ترکستان\n۲۰۸\nمعدنها و ثروتهای زمینی\nاگرچه در فرغانه ثروت زمینی خیلی زیاد است .\nولی بسبب ترقی نکردن کسب هنر و صناعت ، از آنها\nبقدر لزوم استفاده نمیشود .\nدر ولایت فرغانه معدن ذغال سنگ بغایت بسیار\nبوده ، از دوازده معدنی که در آنها حاضر کار میکنند ،\nهر سال بقدر دو ملیون پوت ذغال سنگ استحصال\nمیشود ( بزرگ ترین این معدنها ، کان \" قزل کویه \"\nاست که در ۳۵ چاقریمی شهر مرغیلان واقع میباشد ) .\nبسوای این ، هر سال درین ولایت بقدر سه ملیون\nپوت نفت ، شش صد هزار پوت نمک ، نیم ملیون پوت\nمس ، سیصد هزار پوت موم و دو صد هزار پوت\nآسفالت نیز استخراج میشود . کمی خطوط راه آهن ، نبودن\nسرمایه و خصوصا آدمان دانشمند و هنرمند در فرغانه ،\nاستحصالات معدنی اینجا بقدر لزوم ترقی نمیکند .\nمعاملۀ تجارتی فرغانه عموما وابسته بحاصل پنبه است ."}
{"book": "adl0940", "page": 214, "text": "ترکستان\n۲۰۹\n\nسالی که حاصل پنبه خوب نباشد معاملات تجارتی خیلی کاسته\nمیشود . ولی سالی که حاصل پنبه خوب باشد ، معامله تجارتی\nاین ولایت به دو صد و پنجاه ملیون منات بالغ میشود .\nبولایت فرغانه از خارج غله ، چای ، شکر ، گزوار ،\nاسبابهای آهنین ، ظروفات ، کراسین ، اسبابهای عمارتی\nآورده میشود و ازین ولایت هم بخارج ذغال سنگ و\nنفت و مالهای خام همچون پیله ، پنبه ، روغن پنبه دانه\nو تخم پنبه نقل میگردد .\n\nدر میانه ولایات فرغانه ، سر دریا ، یدی سو و مملکت\nکاشغار - چین سودای کاروان نیز دوام میکند . از\nفرغانه بکاشغار هر سال بمبلغ دو ملیون صوم مال\nاخراج شده ، از کاشغار بدین ولایت بمبلغ یک و نیم\nملیون صوم مال آورده میشود . (این کاروانها به کاشغار\nاز بالای کوه تیان شان ، از گذرگاه تیرک داوان\nو ایرگه شتام عبور مینمایند) .\n\nدر فرغانه هر سال از تجارت پنبه بقدر صد ملیون\nصوم حاصل میشود که پنجاه و هشت ملیون آن از کارخانه"}
{"book": "adl0940", "page": 215, "text": "ترکستان\n۲۱۰\nترکستان\nهای پنبه و غوزه (شماره این کارخانه ها به یک صد و پنجاه\nبالغ است) و باقی آن از کارخانه های روغن پنبه\nدانه عاید میگردد .\nدر فرغانه کسب هنرهای دستی اهالی را ده ملیون\nمنات مداخل میآورد . اینک ازین احوالات معلوم\nمیشود که در فرغانه در زمان آینده ، صناعت کارخانگی\nترقی خواهد کرد و برای ترقی آن زمینه خوبی حاضر\nمیباشد .\nمعارف و کار های مکتبی\nفرغانه در زمانهای قدیم با مدرسه ها و دانشمندان\nبزرگ خود مشهور بود . در فرغانه فاضلان بسیاری رسیده\nاند که نام شان در جمیع عالم اسلام باحترام یاد میشود\n(مثلاً صاحب هدایه برهان الدین مرغینانی). در زمان\nحاضر فرغانه نه اینکه آن گونه فاضلان را میرساند ،\nبلکه نامهای علمای سابقش را فراموش کرده است .\nدر زمان حاضر در فرغانه بقدر دو هزار و پنج صد باب"}
{"book": "adl0940", "page": 216, "text": "ترکستان\n۲۱۱\nمکتب و مدرسه موجود بوده ، در آنها بقدر سی هزار شاگرد\nو طلبه تحصیل مینمایند . ولی در صدی نود و نه این\nمکتب و مدرسه ها باصول قدیم میباشد .\nدر مکتب های روسی - مسلمانی که در زمان چاریزم\nاز طرف روسها کشاده شده است ، بجای آموختن علم\nو تربیه ، بنشر روح روسی ، نصرانیت و ایمپر یالیزم\nخدمت میشود . ازین رو ، از آنها بجز ضرر چیز\nدیگری حاصل نمیگردد . لیکن باجتهاد ترک - تاتاران و\nغیرت معلمانی که در مدرسه های سواحل \" ایدل \" تحصیل\nنموده ، مراجعت کرده اند ، در فرغانه باصول تازه مکتب\nهای متعدد کشاده شده است که در آن مکتب ها بفرزندان\nملت تربیه نیکو و روح ملی داده میشود .\nدر ولایت فرغانه روسها بیش از بیست باب مکاتب\nابتدائی و رشدی دارند .\nولایت فرغانه از جهت سیاسی و ملکی به پنج اویازد\nتقسیم میشود : اویازد خوقند ، نمنگان ، مرغیلان ، اندیجان\nو اوش و مضافات پامیر. مهم ترین شهر فرغانه -"}
{"book": "adl0940", "page": 217, "text": "ترکستان\n۲۱۲\nخوقند میباشد.\nخوقند - (صد هزار اهالی دارد) . سال ۱۷۳۲ میلادی\nاز طرف عبدالرحیم بی بنا شده و در زمان عبد الکریم\nبی با قلعۀ بلند و بزرگی احاطه گردیده و اندرون شهر\nبا عمارتهای زیبا مزین میباشد.\nشهر خوقند در زمان قدیم پایتخت بوده ، ولی در زمان\nحاضر از جهت اقتصادی مرکز ولایت فرغانه میباشد.\nدر این شهر کاروانسرا و چهار سو های بزرگ موجود است\nکه همۀ آنها با مال و متاعهای گوناگون پر میباشد. همچنین\nمسجد و مدرسه های عالی ، سرای و ارکهای با شکوه\nبسیار است که از خانهای قدیم بیادگار مانده است.\nدر خوقند بانگها ، تجارتخانه ها فیرما و کانتور های\nنقلیات موجود بوده ، سودای این شهر خیلی ترقی کرده\nاست. چهار سوی خوقند در جمیع قطعۀ ترکستان\nمختصین و غنی ترین بازار ها بشمار میرود.\nاز آثار عتیقۀ خوقند « اوردۀ خان » که سال ۱۸۷۰\nمیلادی از طرف خدا یار خان بنا شده است، خیلی"}
{"book": "adl0940", "page": 218, "text": "۲۱۳\nترکستان\n\nمشهور میباشد . (تخت و سرای این بنای زیبای اسلام که بطرز معماری تیموری از کاشین و چین های ظریف ساخته شده است ، در زمان حاضر بکلیسای روسی مبدل گردیده است) .\nسودای سالانه خوقند به شصت ـ هفتاد ملیون ـ بالغ بوده ، مهم ترین سودایش با پنبه است . کار پنبه کاری درین شهر سال تا سال ترقی مینماید و شبهه ئی نیست که در آینده در حیات اقتصادی ترکستان موقع مهمی اشغال خواهد کرد .\nسال ۱۹۱۷ میلادی ۲۹ ماه نویامبر ، در خوقند اجتماع عموم مسلمانان ترکستان برپا شده ، ترکستان مملکت مختاری اعلان گردید . حکومت موقتی این مختاریت در خوقند اقامت داشت . ولی چون در روسیه حکومت شورایى قوّت گرفت و بالشويكان با ملتچیان متعصّب سخت مخالف بودند ، ازین جهت بمقابل ملت های غیر روس که در روسیه مختاریت های ملیه اعلان نموده بودند ، بنای تجاوز را گذاشتند . در آخر بمختاریت خوقند"}
{"book": "adl0940", "page": 219, "text": "ترکستان\n۲۱۴\n\nنیز نوبت رسیده، بمقابل او هم تجاوز کردند.\nنهایت سال ۱۹۱۸ میلادی در آخر ماه یانوار از\nیک طرف بالشُویکان روس و ارمنیان خوقند، از\nطرف دیگر قور باشی ایرگش با آدمان سرسری خود بخوقند\nهجوم آوردند اوّل خوقند را قورباشی ایرگش از حکومت\nموقّتی گرفته، خود را خان مستقل اعلان کرد و اعضاهای\nحکومت موقّتی را توقیف نمود. سپس چون عسکر شورای\nغالب آمدند، ایرگش خوقند نو و کهنه را تاراج نموده، با عسکر\nهای خود بطرف مرغینان فرار کرد.\nعسکر سرخ شورای، پس از فتح خوقند، اعضاهای\nحکومت موقّتی را توقیف کرده، مختاریت خوقند را الغا\nنمودند. پس از مغلوبیت حکومت موقّتی، یغماگران ارمنی\nخوقند را چهار - پنج روز تماماً غارت نموده، بشهر آتش\nزدند و خوقند را تماماً خراب کردند. (بقدر بیست\nمدرسه، ده کتابخانه و سی جامع منهدم گردید) ده هزاران\nمسلمان را بقتل رسانیدند. بدین گونه شهر آباد و تجارت\nگاه بزرگی که سه عصر باز دوام میکرد، با خاک سیاه"}
{"book": "adl0940", "page": 220, "text": "ترکستان\n۲۱۵\n\nیکسان نمودند (سال ۱۹۱۸ میلادی ، ۵ فیورال) .\nمرغینان - (۴۵ هزار اهالی دارد) . این شهر\nخیلی قدیمی است که حتی در زمان اسکندر ماکیدونی موجود\nبوده است مرغینان از سال ۹۰۰ تا ۱۲۱۲ میلادی\nپایتخت خانهای فرغانه بود . اهالی این شهر حاضر از\nترک، اوزبک ، یهود و سارت عبارت می باشد .\nمرغینان با منسوجات ابریشمی و هنرهای دستی شهرت\nیافته و برکهای مرغینانی که از پشم شتر بافته میشود ،\nخیلی مشهور میباشد .\nمرغینان نو - (اسکوبلوف) (یازده هزار نفوس دارد)\nاین شهر از طرف روسها بنا گردیده و از مرغینان کهنه\nبمسافت نوزده چاقریم واقع است . این شهر را روسها\nبتمام ولایت فرغانه مرکز اعتبار نموده بودند و گوبرناتور\n(والی) های روس در اینجا اقامت میکردند بسبب\nباطلاقی و مرطوب بودن جای مرغیلان ، هوایش برای\nصحت انسان مضر میباشد .\nنمنگان - (۹۰ هزار نفوس دارد) . این شهر"}
{"book": "adl0940", "page": 221, "text": "۲۱۹\nترکستان\nسه صد سال قبل ازین از طرف امیر بخارا عبدالله خان\nبنا شده است . در اطراف شهر زائو ( کارخانه ) های\nپنبه بسیار میباشد . درمیانهٔ نمنگان و خوقند شعبهٔ راه\nآهن موجود بوده، تجارتش خیلی خوب و بارواج است.\nولی هوایش برای صحت انسان مضرّ بوده ، مرض تب\nو لرزه شیوع دارد .\n\nاندیجان - (۸۰ هزار اهالی دارد) . این شهر از طرف\nترکان قدیم بنا گردیده و سال ۱۴۹۴ میلادی پایتخت\nسلطان بابر بوده است . در نزد این شهر، مقبرهٔ فاتح\nماورالنهر و ناشر دین اسلام در ترکستان امیر مشهور\nعرب ، قتیبه بن مسلم کائن است . در اندیجان زلزله\nزیاد بوقوع میآید . چنانکه سال ۱۹۰۲ میلادی، زلزله\nخیلی سختی بوقوع آمده ، شهر تماماً خراب گردید و در اطراف\nشهر بقدر چهار هزار و پانصد نفر آدم هلاک شد .\nاز اندیجان بکاشغار همواره کاروانهای تجارت حرکت\nمینمایند . بشهر اوش و غولجه از گذرگاه ایرکه شتام و\nتیرک داوان عبور میکنند . اندیجان مرکز دهقانی و"}
{"book": "adl0940", "page": 222, "text": "۲۱۷\nترکستان\n\nزراعت بوده، در اینجا خصوصاً شغل پنبه کاری و کرکداری\n(اعمال ابریشم) ترقی کرده است .\nحضرت ایوب (۱) - از شهر اندیجان بمسافت پنجاه\nچاقریم دور بوده، در ساحل راست قارا دریا بنام\n\"چشمه های حضرت ایوب\" آبهای معدنی موجود\nاست این چشمه ها از سطح دریا ۵۰ ساژین مرتفع\nبوده ، در بالای کوههای \" قوغارات \" واقع است.\nدر اینجا جمیعاً هفت چشمه موجود بوده ، آب بعضی از آنها\nگرم و بعضی دیگر سرد میباشد . از آب این چشمه ها\nمعدنهای آهن ، گوگرد، فاسفور و نمک موجود است\nبحضرت ایوب هر سال از جاهای مختلف آوروپا و\nآسیا بیماران بسیاری آمده ، بدرد های خود شفا\nمییابند . برای آسودگی و راحت این سیاحان زیاده\n\n(۱) این موضع را جلال آباد هم میگویند - درینجا ، زنبور عسل را خیلی تربیه مینمایند\nچنانکه یکنفر روس نه صد کندو را تربیه مینماید - عسل شان هم خیلی خوب است -\nاز هر کندو بحساب میانه هر سال از چهار تا پنج پوت عسل حاصل میشود - ۱۲"}
{"book": "adl0940", "page": 223, "text": "ترکستان\n۲۱۸\nدقت و اعتنا کرده شده، سهولت مداوا و مسافرت شان\nفراهم گردیده است .\nاوش - ( ۴۵ هزار اهالی دارد ) این شهر خیلی\nقدیمی بوده ، نظر بروایات، گویا این شهر را سلیمان\nپیغمبر بنا کرده است . اوش در دامنه کوه بلندی\nبنا شده و در تپۀ این کوه، بشکل مقبره بنائی موجود\nاست اهالی این بنا را مقدّس شمرده ، چنین اعتقاد\nدارند که بهمه گونه درد و علتها شفا میدهد . ازین\nجهت از جاهای دور بزیارت این بقعه میآیند . چون\nشهر اوش از سطح دریا بقدر ۷۰ عم ساژین مرتفع بوده\nدر دامنه کوه بنا شده است، ازین رو هوایش بغایت\nلطیف و خوش و برای صحت انسان مفید میباشد .\nمضافات پامیر\nسطح مضافات پامیر هفتاد و سه هزار چاقریم مربّع\nبوده، بلند ترین نقطۀ آن از سطح دریا چهار و نیم چاقریم\nمرتفع است . پامیر در شرق جنوبی فرغانه واقع بوده"}
{"book": "adl0940", "page": 224, "text": "ترکستان\n۲۱۹\nدر شمال آن کوههای آلائی، در شمال غربی اش کوههای\nدار واز و نهر پنج، در غربش نهر پنج، در جنوبش امارت\nبخارا (بیگی شوغنان) در شرقش مملکت افغانستان\nو ولایت آخان واقع است.\nپامیر بحساب وسطی، از سطح دریا بقدر سه چاقریم\nمرتفع بوده، هوائش خیلی سرد، تابستانش کوتاه (فقط\nدو ماه). ولی زمستانش خیلی دراز است. کلیه پامیر\nاز جهت طبیعت زیاده فقیر میباشد.\nبلندی زمین پامیر و شدّت هوایش، بآدمان و\nحتی بحیوانات هم بصورت عجیبی تاثیر میکند. در اینجا بنام\nتودہ ک علت کوهی، طپش قلب، درو چشم زیاده\nشیوع دارد. همچنین بتاثیر عجیب طبیعت تناسل آدمان\nهم کم میباشد. در پامیر حتی نسل حیواناتی که از خارج\nآورده میشوند، افزون نمیشود، از تخم مرغان چوجه\nبیرون نمیآید. سگان فقط در سه سال یکبار میزائیند\nولی در پامیر شرقی سگان هیچ نمیزانید.\nنظر بسطح و وضعیت زمینش، پامیر را میتوان"}
{"book": "adl0940", "page": 225, "text": "ترکستان ۲۲۰\n\nبنام شرقی و غربی بدو قسمت جدا نمود. پامیر شرقی بغایت وسیع بوده، اهالی اش از قارا قرغزان کوچی عبارت است که نفوس ایشان بدو هزار و پانصد نفر بالغ میباشد .\nقسم غربی پامیر پست بوده، درین قسم رود بسیار است . این رودها چون اکثرا از جاهای بلند و مرتفع میریزند، ازین جهت در مجرای خود شلاله های بسیاری پدید میآورند که اینها به \" پامیر \" لطافت مخصوصی میدهند. درین قسم، در میانه کوهها وادیهای منبت هم موجود است هوای این طرف نرم و خوب بوده، همه گونه نباتات میروید . چون بطرف جنوب بیش تر رفته شود، انگور و میوه های دیگر هم بسیار بعمل میآید . عموما این طرف پامیر از جهت طبیعت و منظره خیلی قشنگ میباشد . در پامیر غربی بقدر بیست هزار تاجیک مشغول دهقانی هستند . (این تاجیکان به پامیر از افغانستان آمده اند . اینها بمذهب اسماعیلیه که از مذاهب شیعه است منسوب بوده، آقا خان بمبئی را رئیس دینی و روحانی خویش"}
{"book": "adl0940", "page": 226, "text": "ترکستان\n۲۲۲\n\nچین میباشد. در پامیر بنام واخان، شوغنان\nکانیجوت، بدخشان و غوزان خانی های کوچک،\nولایت های مستقل موجود است.\n\nولایت ترکمنستان\n\nموقع جغرافی، حدود و سطح آن\nولایت ترکمنستان (ماورای خزر) در طرف غربی\nترکستان واقع است. در طرف شمال ترکمنستان\nولایت اورال، در شرق آن سواحل بحر آرال\nو ولایت سر دریا، امارت خیوه و بخارا، در جنوبش\nمملکت ایران و افغانستان، در غربش بحر خزر واقع\nاست. طول ولایت ترکمنستان از شرق بغرب شش\nصد چاقریم و عرض آن هم از شمال بجنوب همین\nقدر مسافت است. سطح زمین ترکمنستان پنچصد و سی\nو پنج (۵۳۵۰) هزار چاقریم مربع میباشد هشتاد"}
{"book": "adl0940", "page": 227, "text": "ترکستان\n۲۲۲\n\nچین میباشد. در پامیر بنام وا خان، شوغنان\nکانجوت، بدخشان و غوزان خانی های کوچک،\nولایت های مستقل موجود است.\n\nولایت ترکستان\n\nموقع جغرافی، حدود و سطح آن\n\nولایت ترکستان (ماورای خزر) در طرف غربی\nترکستان واقع است. در طرف شمال ترکستان\nولایت اورال، در شرق آن سواحل بحر آرال\nو ولایت سر دریا، امارت خیوه و بخارا، در جنوبش\nمملکت ایران و افغانستان، در غربش بحر خزر واقع\nاست. طول ولایت ترکستان از شرق بغرب شش\nصد چاقریم و عرض آن هم از شمال بجنوب همین\nقدر مسافت است. سطح زمین ترکستان پنچصد و سی\nو پنج (۵۳۵۰) هزار چاقریم مربع میباشد هشتاد"}
{"book": "adl0940", "page": 228, "text": "۲۲۳\nترکستان\n\nفائض این سطح از بیابانهای ریگ زار عبارت است\nبیابان ریگ زاری که در طرف شرقی و جنوبی ولایت\nترکمنستان واقع بوده ، بدامنهٔ کوههای پا را پامیر .\nمملکت افغانستان می پیوندد ، ده ملیون دساین زمین\nرا اشغال مینماید .\nجزیره های (قولانلی) ، (چه له که ن) ، (اوغرجی)\nوغیره که در بحر خزر واقع اند ، نیز بولایت ترکمنستان\nتابع میباشند .\nزمین ترکمنستان را نظر بخلقت و طبیعتش ، بچهار\nقطعه میتوان تقسیم کرد .\nقطعهٔ اول - طرف شمالی است که از ولایت\nاورال ابتدا نموده ، بمجرای قدیم آمو دریا (اوزبوی)\nو از امارات بخارا و خیوه شروع نموده ، ببحر خزر\nمنتهی میشود . در شرق این قطعه ، تپهٔ بزرگ و\nبلندی آرال و در جنوب شرقی اش گودی (ساری\nقامش) واقع است . این گودی از سطح دریا\nصد و سی آرشین پست بوده ، بقدر ده هزار"}
{"book": "adl0940", "page": 229, "text": "ترکستان\n۲۲۴\n\nچاقریم مرتفع سطح دارد . این قطعۀ شمالی از سطح دریا\nبقدر پنج صد و نود آرشین بلند بوده ، از تپهٔ\nهمواری عبارت است که آن را « یایلای اوست\nیورت » مینامند . زمین های « اوست یورت »\nدر نزد نیم جزیرۀ « مانغشلاق » و خلیج « قارا بوغاز »\nبلندی و برجستگی های بی ترتیب دارد . این بلندیها\nبطرف جنوب رفته ، کوههای « الوغ بالخان » را\nتشکیل میدهد . بلند ترین تپهٔ کوه بالخان « دیریم\nتاغ » است که از سطح دریا ۷۵۰ ساژین ارتفاع\nدارد .\nقطعهٔ دو یم - زمین ہائی است که از یایلای\nاوست یورت شروع گردیده ، بطرف جنوب\nبرود « آتره ک » و در شرق تا آمو دریا منتهی\nمیشود . این قطعه بی آب و علف بوده ، از دشت\nو بیابان عبارت است . بیابان مشهور «قارا قوم»\nدر همین قطعه واقع است . سطح بیابان قارا قوم\nاز ریگھائے سخت شده و ریگهای سیار ، لبعضی"}
{"book": "adl0940", "page": 230, "text": "ترکستان\n۲۲۵\nجاهایش هم از شوره زارها و زمینهای سخت شده\nعبارت است.\n\nدر طرف شمال «قارا قوم» گودی بزرگی موجود\nاست که این گودی از سطح دریا ۱۷۰ آرشین پست\nبوده، سطح درون آن بقدر بیست هزار چاقریم\nمربع میباشد. نظر بتخمین عالمان جغرافی، در زمان\nقدیم نهر «تجن» و «مرغاب» و هم یک شاخهٔ\nآمو دریا آبهای خود را بهمین گودی میریخته اند.\n\nقطعه سوم - وادیی تنگی است که در میان\nبیابان قارا قوم که در شمال و کوههای پارامیز،\nترکمان خراسان که در جنوب است، واقع میباشد\nاین قطعه از جلگه های «اتره ک» اهواز هائی\nآخال تکه و آتک، نشیب های تجن و مرغاب\nعبارت بوده، محصولدار ترین و منبت ترین زمین\nهای ترکستان را تشکیل میدهد. جمیع حیات ترکستان\nبا غله های که درین قطعه حاصل میشود، تأمین میگردد.\n\nقطعهٔ چهارم - طرف کوهی است. درین قطعه"}
{"book": "adl0940", "page": 231, "text": "ترکستان ۲۲۶\n\nشعبہ های شمالی کوه پامیر موجود است که از کوههای ترکمان\nو خراسان جدا گردیده و دوام کوههای (کوره ن تاغ) .\n(قوپیط تاغ) و (ہندو کوش) میباشد.\n\nآبیاری اش\n\nنهر مرغاب ۔ از افغانستان ، از کوه سفید کوه، خارج شده\nاز میانه ولایت ترکستان بقدر چهار صد چاقریم جریان نموده،\nاهواز های (پندئی) یولاتان و مرو (تخمیناً پنجاه هزار دسائین)\nزمین را آبیاری مینماید .\nبنهر مرغاب از افغانستان رود قیصر، از ترکستان رود\nهای (کش) و (کوشکا) مخلوط میشوند . برای برداشتن\nآب نهر مرغاب بطرز صنعی بند ها ساخته شده است\nمشهور ترین بند های این نهر ۔ قازاقلی بند ، سلطان بند\nقاوشوت خان بند و بند ہندوکوش است ۔ این بند\nآخرین از طرف روسها بنا شده است .\nآب مرغاب با این بند ها برداشته شده . بواسطه\nجویهای متعدد بطرفهای مختلف جاری میگردد . جو ہائی\n\n(۱) پنجده -"}
{"book": "adl0940", "page": 232, "text": "ترکستان\n\n۲۲۴\n\nکه آبش بدین گونه بطرز صنعی برداشته میشود ، زیاد\nبوده ، مشهور ترین آنها جوی « اوتامش » و « توقتامش»\nمیباشد ـ در تابستان برفهای کوه « هندو کش » آب\nشده ، آب نهر مرغاب میافزاید و گاه طغیان هم\nمیکند. این گاه آبهای که از آبیاری زمین ها\nزیادی نماید ، ببطلاق ( آیینه کول ) میریزد.\n\nنهر تجن ـ این نهر اهواز های سرخس و تجن را\nآبیاری میکند. آب تجن بجوی های متعدد تقسیم شده ، تمام میگردد\nحتی در میانه های تابستان درین نهر آب هیچ نمیماند. از رود\nتجن بواسطهٔ چندین جوی های بزرگ آب گرفته میشود که\nمشهور ترین آن جویها ـ سالور و خانیاب میباشد.\n\nاهواز آخال ـ تکه را بقدر ۲۷ رود و جویهای بزرگ و\nکوچک که از دامنه های کوه (قوپيط تاغ) جاری میشود ،\nآبیاری مینماید. بسوای این ، در وادی « اوست يورت »\nگاه ـ گاه چاههای شور مصادف میشود. ولی عمومیت\nآب ترکستان کم می باشد."}
{"book": "adl0940", "page": 233, "text": "ترکستان ۲۲۸\nهوا و اقلیم\nهوای ولایت ترکمنستان عموماً خشک است تابستان\nاش گرم، زمستانش بی برف بوده، باد های تند و\nسخت میسوزد و زیاده سرد میباشد. در طرف شرق این\nولایت هوا شدیدتر بوده، ولی در طرف غرب قدری نرم و\nمعتدل تر میباشد.\nبسبب سردی و شدّت هوایش، نباتات اینجا کم و بی‌برکت\nاست. درمیان ریگها درختان سازاق سکاول، قانم، بارزوق\nسوزه ن، قویان سویاک، خار های کلفت و علفهای درشت\nمیروید. در سواحل دریا و رودها بیشه‌های موجود است که در آنها\nدرختان سوت. سفیدار، چنگال، سنجد وغیره، همچنین درختان میوه\nدار همچون زردالو و شفتالو میروید.\nدر ترکمنستان مساحت بیشه‌زارها بقدر ده ملیون دساتین\nزمین را اشغال میکند. در جنگلهای این ولایت سرو، سازاق\nسکساول، چنگال، بید، سنجد، پسته، بوزغونج، در سواحل رود اترک\nنارون، چنار، سرو، جوز، سفیدار، ناک، سیب وغیره بعمل میآید"}
{"book": "adl0940", "page": 234, "text": "ترکستان ۲۲۹\n\nحیوانات و جانوران\n\nحیوانات ترکمنستان، نسبت بسائر ولایات ترکستان اندکی فرق دارد. در ساحل جنوبی بحر خزر، در طرف گیلان و مازندران، ایران در مصب نهر ہائے بلوچستان و ہندوس حیوانات گوناگون پیدا میشود. درین ولایت بسوای اینکه ہمہ گونہ حیوانات سائر ولایت ہای ترکستان بعمل میآیند، ہچنین اقسام حیوانات ایران، ہمچو آہو، گوزن، غزال، گوسفند، میش، پلنگ، شیر، ببر، سیاه گوش، روباه، خارپشت ہای عجیب، نوعی جانوران غریب عسل خوار، ہچنین مرغان گوناگون دشتی پیدا میباشند.\nدر ترکمنستان بعضی حشرات موجود است کہ در سائر نقاط ترکستان پیدا نمیشود، مثلاً سنگ پشت ہای خیلی بزرگ، بزمژه، سوسمار و ماران زہر دار."}
{"book": "adl0940", "page": 235, "text": "ترکستان\n۲۳۰\nنفوس وخلق\nنفوس ترکمنستان بقدر ۳۸۰ هزار بوده ، بهر نفری\nپیش از یک چاقریم مربع زمین میافتد ، خاک این\nولایت حاصل خیز میباشد . جا های آباد این ولایت\nسیر نفوس بوده ، در جا های دیگرش آدم کم میباشد .\n۷۰ فائض اهالی ترکمنستان را ترکمانان ، ۱۸ فائض را\nقرغره - قازاقان ، ۶ فائض را روسان ، ۴ فائض را\nایرانیان ، ۳ فائض را هم ارمنیان ، ترک ـ تاتاران\nقاققاز وغیره تشکیل می دهند . بیش ترین اهالی\nترکمنستان بطرز کوچی زندگانی مینمایند .\nترکمانان ـ از قبائل ترک عبارت اند که از\nزمانهای خیلی قدیم در وادی های بین بحر آرال\nو بحر خزر زندگانی مینمایند . در عصر پنجم و ششم\nمیلادی ترکان سلجوقی که در سواحل نهر ایزتیش سکونت\nداشتند ، هجرت نموده ، در زمین های ترکمنستان\nکنونی ساکن شدند . پس از ظهور دین اسلام نخستین"}
{"book": "adl0940", "page": 236, "text": "ترکستان\n۲۳۱\nقبیله ئی که از ترکان اولاً دین اسلام را قبول\nنمودند، همین ترکمانان بودند. اینها در دوره خلفای\nعباسی ببغداد و سپس تا شام و مصر رفته، خدمت\nعسکری را اجرا می نمودند.\nدر اوایل عصر سیزدهم میلادی چون چنگیز خروج\nنموده، بنای فتوحات را گذاشت، ترکمانان از دهشت\nاردوی چنگیز ترسیده، به ایران، بجهات مازندران\nآذر بایجان، ارض روم، دیار بکر، قافقاز، آنطولی\nو روم ایلی هجرت کردند و در همین جای ها ساکن\nگردیدند. ترکان کنونی عثمانی هم از قبیلهء ترکمان\nاز اولاد قائی خان هستند که در زمانش از طرف\nخوارزم هجرت نموده اند.\nترکان از غوز و پیچیناک که در عصر یازدهم میلادی\nاز سواحل کول بالخاش بطرف غرب و از ترس\nترکان قپچاق از سواحل نهر ایدل و سر دریا بطرف\nهای خوارزم و مرو کوچیده بودند، با ترکان سالور\nاینجا آمیزش کرده، نام ترکمان را گرفتند."}
{"book": "adl0940", "page": 237, "text": "ترکستان ۲۳۲\nدر زمان های قدیم ترکمانانی که در سواحل بحر\nخزر و در بیابان ها و ریگ زار ها سکونت داشتند،\nبیغماگری و چپاول (در دریا و خشکی) زندگانی مینمودند\nترکمانان این جای ها ترکمان صاف و خالص نبوده،\nبلکه از ملت و صنف های مختلف عبارت بودند،\nقسم بزرگ این ها، فلک زدگانی بودند که وطن\nو اهل خود را بسبب ضرورتی ترک نموده، به این\nبیابان وسیع و آزاد گرد آمده بودند. در اینجا غلامی\nکه از آقای خود گریخته، گناه گار و بنده ئی که از جزا\nو حبس فرار کرده، فاسقی که بدنبال سفاهت افتاده،\nخان و امیری که از تخت خود رانده شده، امامی که\nاز قوم و خلق خویش آزار دیده، پسری که از پدر\nخویش روی تابیده، پدری که از پسرش بیزار شده\nو سوداگری که در شکست گردیده باشد، جمع شده\nبود، بجز این ها بد بختان دیگر هم بسبب های\nگوناگون درین بیابان بسیار بودند. این ها عمومیتۀ\nآدمان بخت واژگون بودند که از ملت های گوناگون"}
{"book": "adl0940", "page": 238, "text": "ترکمنستان ۲۳۳\nهمچون خیوه ئی، بخارائی، ایرانی، افغان، قفقازی، قرغز\nو قازاق تشکیل یافته بودند. همه اینها درین بیابان\nفراخ بآزادی زندگانی مینمودند. اینک همین خلق برای\nزیستن در بیابان بی مرحمت ریگ زار، بممالک آباد\nهمسایه اشان ایران، خیوه، بخارا، افغان حتی گاها هم بروسیه\n(به شهر های جالق و حاجی ترخان) تاخت آورده،\nیغماگری و چپاول مینمودند. اینها بچندین فرقه ها منقسم\nشده، هر فرقه ئی را با طوری ریاست میکرد. مثلاً از\nمیان شان شخص دلاور و با نفوذ تری، بنام «باتور»\nبمیدان میآمد و برای خود یاوران چندی را گرد آورده\nاز ایشان (پیر) خویش «فاتحه» میگرفت و سپس\nروانه غارت و یغماگری میشد. بدهات و قریه های\nاطراف هجوم آورده، مال های شان را غارت و خلق\nرا اسیراً بمحل خویش میآورد. زنان و دختران اسیران\nرا برای خویش زن ساخته، مردان شان را در بازار\nهای غلام فروشی (در حاجی ترخان، اورگنج، خیوه، بخارا\nمرو، کورگن) بعنوان غلامی بفروش میرسانیدند و یا"}
{"book": "adl0940", "page": 239, "text": "ترکستان\n۲۳۲\n\nبکار چاروا داری و مرد کاری وا میداشتند) (پس از\nآمدن روس ها بآسیای وسطی به این کار ها خاتمه داده\nشد) .\nترکمانان در زمان حاضر بچندین قبیلهٔ بزرگ جدا می\nشوند، ترکمانانی که در محال «شاه قدم» زندگانی می نمایند\n«یمود» (در خیوه و ایران هم بقدر نیم ملیون یمود هست)\nترکمانانی که در اهواز های آخال «تکه» ، آتک، تجن و مرو\nسکونت دارند، «تکه» ترکمانانی که در ناحیهٔ یولاتان و\nپندهٔ(۱) اقامت می نمایند، «سارق» و «ایر ساری»\n(در امارت بخارا بقدر پنجاه هزار ترکمانان ایر ساری\nموجود است)، ترکمانانی که در اهواز سرخس سکونت\nدارند، «سالور» نامیده می شوند.\nقسم بزرگ ترکمان بطرز کوچی زنده گی نموده، بچاروا\nداری اشتغال دارند. بعضی هم بطرز حضری و\nمدنی معیشت می کنند.\nترکمانان از فرزندان آزاد بیابان فراغ بودند، ازین\n(۱) پنچده -"}
{"book": "adl0940", "page": 240, "text": "ترکستان\n۲۳۵\nرو ایشان بزیر دست و محکومیت کسی واقع نشدند.\nایشان از زمانهای قدیم اداره خلق (جمہوریت)\nداشتند. مملکت را وکلای مصلحت که از طرف\nجمیع اهالی انتخاب میگردیدند، اداره میکردند. ترکمانها\nحاکم مطلق، خان دائمی ہم نداشتند. اگر از خارج\nدشمن ہجوم آورد، در حال برای سرکردگی آلامان\n(عسکر ملی) از میان خود خانی انتخاب می نمودند.\n(مثلاً نور بیردی خان و ناقما سردار که از طرف ترکمانان\nتکه انتخاب شده بودند) - درین صورت ہم در نزد\nخانها بصفت مشاورین، سردار و بهادران حاضر می\nبودند. ولی کارهای بزرگ و مهم را فقط در قرولتای\nخلق که مصلحت می نامیدند، قرار می دادند، به\nاین مصلحت از هر او بازو (محال) ریش سفیدان،\nملایان، خان آغایان و سرداران انتخاب شده،\nمی آمدند.\n(ترکمانان خلق را بموجب عادت قدیمہ اداره\nمی کردند. مثلاً قاتل را نکشته از وی خون بها میگرفتند."}
{"book": "adl0940", "page": 241, "text": "ترکستان ۲۳۶\n\nاگر قاتل از پرداختن خون بها عاجز باشد، از قبیلهٔ او\nدریافت می نمودند. از روی غضب بجمیع خویشاوندان\nاو باج می انداختند، هیچ کس، حتی خان ها هم حق\nنداشتند که به این دستور مخالفت نمایند).\nترکمان ها خلق بهادر، جسور، بی تعصب، راست\nگفتار، درست عهد، مهمان پرور بوده، بزرگان\nرا عزت می نمایند. ترکمانان حتی دشمن خود را هم\nدر صورت پناه آوردنش حمایه می کنند. در نزد\nایشان خیانت و جاسوسی از بزرگ ترین جنایات\nشمرده شده، خائن و جاسوسان را بجزای اعدام\nمحکوم می نمایند.\nبا وصف این، ترکمانان آتشین مزاج و زود خشم\nمی باشند. نیکی و بدی را فراموش نکرده، انتقام\nمی جویند و در دعویٰ خون و ناموس زیاده متعصب اند\nگاها خون داران قبیله - قبیله و گروه - گروه شده،\nبا یک دیگر جنگ می کنند.\nترکمانان عموماً بی سواد، نادان و تنبل هستند."}
{"book": "adl0940", "page": 242, "text": "ترکستان\n\n۲۳۷\n\nایشان اکثراً سوار اسپ شده ، از یک او بایه او بای\nدیگر گردش می نمایند . و یا بکاری مشغول نشده ،\nبیکار می خوابند. چاروا داری و دهقانی ترکمان را\nغالبا زنش اجرا می کنند (و یا خدمت های او را\nغلامی که اسیراً آورده است ، بجا می آورد). زنان\nترکمانان بغایت فعّال و غیور بوده ، از مردان رو نمی\nگیرند ، یعنی بی حجاب می گردند .\nادبیات تلیٔ ترکمانان ، نظر بادبیات قرغز- قازاق\nفقیر تر بوده ، در میانه ایشان اشعار اخلاقی شاعر\nمشهور ترکمانان ، مخدوم قلی و حکایات (نیم خیالی و\nنیم تاریخی) در حق اوغوز خان خیلی منتشر است .\nقرغز - قازاق غالباً در نیم جزیرهٔ « مانقشلاق » بطرز\nکوچی زندگی می کنند . ولی در زمستان به دشت «\nاوست یورت » می کوچند . قرغزان اینجا از اوردای\n« کچی یوز » و از قبیلهٔ « آدای » می باشند . این\nقرغزان کوچی از جهت مدنیت از سائر همقومان خویش\nعقب تر اند . طرز ادارهٔ این ها هم ، به ترتیب ترکمان"}
{"book": "adl0940", "page": 243, "text": "ترکستان ۲۳۸\n\nقایم بوده ، به قبائل مختلفه تقسیم میگردد . و آن ها\nبی سواد ، از علم و معرفت محروم بوده ، بحال خیلی\nابتدائی زندگانی می نمایند . نفوس قرغزان اینجا بقدر\nصد هزار است .\n\nآمدن روسان بترکمنستان\n\nروس ها پس از آنکه زمین های بسیار آسیای وسطی\nرا بآسانی و بدون زحمت . ضبط نمودند . جرأت پیدا\nکرده ، بضبط ترکمانستان هم قرار دادند .\nترکمانان چون ازین قصد روس ها آگاهی یافتند ،\nبمقابله آن ها حاضر گردیدند . از ولایات سائره ترکستان\nکه بتصرف روس ها در آمده بود ، بعضی آدمان با حمیت\nفرار نموده ، بترکمانان تکه پیوستند . ترکمانان برائے\nدفع هجوم روس ها چاره ها اندیشیده ، در بیابان قزیل\nقوم چندین قلعه و استحکامات بر پا نمودند و با روس ها\nبجنگ حقیقی و منتظم قرار گذاشتند .\nبدین گونه از یک طرف این وطن پروران شب و"}
{"book": "adl0940", "page": 244, "text": "ترکستان\n۲۳۹\nروز به بنای قلعه ها پرداخته ، از طرف دیگر غازیانی که در قلب آن ها محبّت وطن و غم ملّت پیدا بود، به کاروان ها عسکران روس هجوم آورده ، روسها را بی آرام می ساختند .\nترکمانان چون طبعاً جنگ آور بوده ، بیش ترین عمر خود را بغارت ویغماگری (در ایران) می گذرایندند ، ازین رو بجنگ خیلی ماهر ، جسور و دلاور شده بودند . از مرگ هیچ نمی ترسیدند و در اسب سواری مهارت بزرگی داشتند بدین سبب ، روس ها از ترکمانان تلفات بسیاری دیده، مدت درازی با آن ها جنگیدند .\nروس ها در سال ۱۸۶۹ میلادی بساحل شرقی بحر خزر بر آمدند و شهر (کراسنا وادسک) را بنا نموده ، از طرف غرب بترکمنستان بنای تجاوز را گذاشتند .\nسال ۱۸۷۰ میلادی از نهر آترک گذشته ، تاقزیل آرواد) آمدند و در این جا مجبور بتوقّف شدند.\nسال ۱۸۷۸ میلادی عسکر روس در تحت ادارهٔ (لوماکین) از (چیکیشلر) حرکت نموده ، از ترکمانان شهر"}
{"book": "adl0940", "page": 245, "text": "ترکستان\n\n۲۴۰\n\n(چات) را گرفتند. ولی از آنجا بدور تر تجاوز کردن\nنتوانسته، بر جعت مجبور گردیدند.\nولی ترکمانان گاه- گاه هجوم آورده، روس ها را\nنا آرام می ساختند. نهایت روس ها سال ۱۸۷۹ میلادی\nدر تحت فرماندهی (پولکو نیک لازا روف) حرکت\nنموده، بترکمنستان هجوم آوردند، چون ترکمانان ازین\nحرکت پر زور روسان آگاه شدند، چنین قرار دادند\nکه درمیانهٔ بیابان قزیل قوم، در اهواز آخال بنکه قلعهٔ\nدنگیل تپه (کوک تپه) را بنا نمایند و در آنجا متوقف\nشده، وطن و ملت را از دشمن مدافعه کنند.\nهنگام بنای این قلعه، همه ترکمانان، پیر و جوان،\nمرد و زن اشتراک نموده، شب و روز کار می کردند\nولی پیش از اتمام قلعه، روس ها رسیده، بهجوم در\nآمدند و در هجوم نخستین لازا روف مقتول گردید.\nسپس روسها در تحت فرماندهی (لوماکین) جمیع قوهٔ\nخود را گرد آورده، از نو بهجوم در آمدند. ولی ازین هجوم\nایشان نتیجه حاصل نشد و شکست خورده رجعت"}
{"book": "adl0940", "page": 246, "text": "۲۴۱\nترکستان\n\nنمودند. ترکمانان پس از رجعت روسان، قلعه را\nباتمام رسانیده، در اطراف آن حصار بلندی کشیدند\nو بجدیت تمام بمدافعه حاضر شدند. سطح قلعه گوگ\nتپه بقدر صد دساتین بوده، در میانه اش بقدر پانزده\nهزار چادر موجود بود.\nروسها چون دیدند که جنگیدن با ترکمانان، همچون\nجنگیدن با اوزبک و سارتها آسان نیست، بطرز\nاساسی برای جنگ حاضر گردیدند، قرار دادند\nکه با ترکمانان منتظما جنگیده، قلعه کوک تپه را محاصره\nنمایند. به این جنگ (اسکو بلوف) که دشمن مشهور\nترک بوده، خون ترکان را (در فرغانه ترکمنستان و\nپلیبونه) همچون نهر جاری ساخته بود، سپه سالار\nتعیین کردند. سال ۱۸۸۰ میلادی اسکو بلوف قلعه\nبامی را که بین کوک تپه و قزیل آر واد واقع بود،\nاستنادگاه خویش قرار داده، با ترکمانان بنای جنگ\nرا گذاشتند. اینک در همین وقت هم فرقه\nهای عسکر روس که در ترکستان بودند، در تحت"}
{"book": "adl0940", "page": 247, "text": "ترکستان\n۲۴۲\nاداره کورا پاتکین حرکت نمودند و از بیابان قزیل قوم گذشته، به اردوی اسکو بلوف پیوستند. بسوای این، از قافقاز هم در تحت فرماندهی حیدر روف یک فرقه عسکر آمده، بآنها ملحق شد. بدین گونه قوه روسها افزوده، بجنگ قطعی در آمدند و بصورت منتظمی قلعه را محاصره نمودند. ترکمانان بقلعه در آمده محصور شدند و بقدر پنجاه هزار نفر (غازی) آماده جنگ گردیدند.\nسرداران ترکمان محمود قلی خان، صوفی خان، مراد خان و قاچار خان بودند. بیگ مراد تا قما بتمام قلعه سردار کل تعیین شده بود. ترکمانان با روسها بقهرمانی فوق العاده مقابله نمودند. گاه - گاه از قلعه بیرون آمده بروسها عمله های شیرانه می آوردند. ترکمانان قلعه را بشدت تمام مدافعه کردند. چون روسها از ضبط قلعه بواسطه هجوم نومید شدند، بحیله و تدبیر متوسل گردیدند. چنانکه بزیر دیوار قلعه لغمی کنده، به اندرون وی ۷۲ پوت باروت ریخته،"}
{"book": "adl0940", "page": 248, "text": "۲۴۳\nترکستان\n\nآتش زدند. اینک بدین واسطه سال ۱۸۸۱ میلادی ۱۲ ماه جنوار دیوار قلعه را خراب نموده، با هجوم شدیدی بقلعه در آمدند. بیش ترین ترکمانان مسلح درین جنگ شهید شدند. بعضی از آنها اسارت روسها را ننگ و عار شمرده، به بیابان ریگ زار فرار کردند. باقی مانده ترکمانان را روسها اسیر نمودند چندین دختران و پسران یتیم ترکمان را به پتر بورغ برده، روس گردانیدند.\n\nدرین جنگ از علما خواجه کریم بیروی ایشان، اوراز محمد خان، محمد انا لق خان شهید شدند، در گوک تپه بدست روسها بقدر ده ملیون منات طلا و نقره غنیمت افتاد. سقوط قلعه، گوک تپه بترکمانان تأثیر سختی نموده، آنها را یقین حاصل شد که بعد ازین از جنگ روسها فائده ئی بدست نخواهد آمد. این گاه ترکمانان عشق آباد، قزیل آرواد و نقاط دیگر بروسها عرض اطاعت نمودند. بدین گونه ترکمانان تکه بهاور و غیور از حریت و استقلال"}
{"book": "adl0940", "page": 249, "text": "ترکستان\n۲۴۳\nشان جدا شدند. پس از ضبط کوک تپه ترکمانان\nمرو هم باختیار خود بروسیه تسلیم گردیدند (۱۸۸۴)\nدرآن زمانها خان ترکمانان مرو (عالی خاتون) نام\nزنی بود. بفتوحات روسها در ترکستان، انگلیزان،\nاول فقط تماشا بین بودند ولی بعد چون دیدند که روسها\nبآسانی تمام ترکستان را ضبط نمود، زیاده هراسان گردید\nکه شاید بموجب وصیت پتر بزرگ، روسها تدریجاً\nبهندوستان تجاوز نمایند.\nپس از مغلوبیت کوک تپه، چون ترکمانان باختیار\nخویش بروسها تسلیم شدن گرفتند، انگلیزان به امیر\nافغان عبد الرحمان خان مرحوم مشورت و یاری داده\nاو را بهجوم ترکمانستان وا داشتند. افغانان بترکمانستان\n(۱)\nتجاوز نموده، قلعه تاش کوپروک را که در اهواز (پیندی)\nواقع است، ضبط کرده بودند، ولی روسها سال ۱۸۸۵\nمیلادی با افغانان مقابله نموده، ایشان را شکست\nدادند و تمام اهواز (پیندی) را دوباره ضبط کردند.\nسپس انگلیزان بمیانه در آمده، روسها و افغانان را\n\n(۱) پنجده"}
{"book": "adl0940", "page": 250, "text": "ترکستان\n۲۴۵\n\nآشتی دادند، از روس، انگلیس و افغانان کامیسیهٔ\nمرکبی تشکیل گردیده، حدود روس و افغان را معین\nنمودند. بموجب این خط حدود، سواحل مرغاب و\nکوشک بروسها گذشت. روسها در ساحل نهر کوشک\nبهمین نام قلعهٔ می بنا کردند. سپس از طرف آنها بقلعهٔ\nکوشک از مرو خط را آهن کشیده شد که طول این\nخط بقدر سه صد چاقریم می باشد.\nدر نتیجهٔ این واقعات، ترکمانان آزاد و جنگاور با-\nسارت روسها در آمده، بزندگانی آرامی مشغول گردیدند\nدر زمان حاضر ترکمانان اهواز بزراعت، ترکمانان دشت\nو بیابان بچاروا داری و ترکمانان سواحل بماهیگیری\nاشتغال دارند.\n\nسودا هنر و صناعت\n\n۸۵ فائض اهالی ترکمانستان بدهقانی و زراعت\nمعیشت می نمایند. دهقانی در سواحل مرغاب ، تجن،\nآترک ، سومبار و در کنار رود ها و جوی های که از کوه"}
{"book": "adl0940", "page": 251, "text": "ترکستان\n۲۴۶\n(قوپیط) جاری می شود، بعمل می آید.\nدرین جایها در تابستان باران نمی بارد و هوا فوق\nالعاده گرم و خشک است، ازین جهت دهقانی فقط\nبواسطه آبیاری صنعی اجرا می شود. دهقانی ترکمانان\nباصول قدیم بوده، آبیاری زمین با بزخمات تمام بوجود\nمی آید. بیش ترین اوقات دهقانان ترکمان بکشیدن\nقنال ها و کندن جویها صرف می شود.\nدهقانان آب های نهر مرغاب و تجن را با بند\nهای مخصوص بالا برداشته، بواسطه، جوی ها زمین\nهای خود را آبیاری می نمایند.\nدر این جا گندم، جو، کنجد، یونجه و حبوبات دیگر\nکاشته می شود. در اهواز (پندی) شالی (برنج) نیز\nمی کارند. ولی پنبه در هر جای آن زراعت می گردد\nپنبه کاری در ترکمنستان از سال ۱۸۹۰ میلادی شروع\nشده است. در زمان حاضر پنبه کاری خیلی در ترقی\nاست. چنانکه هر سال بیش از یک ملیون پوت\nپنبه کاشته می شود.\n(۱) پنجده"}
{"book": "adl0940", "page": 252, "text": "ترکستان\n۲۴۷\n\nکار میوه داری در حال ابتدائی بوده ، فقط بقدر\nکفایۀ خود شان میوه حاصل می نمایند .\n\nچارواداری\n\nدشت های وسیع و میدان های کوهی ترکستان\nبرای پیشۀ چاروا داری مساعد بوده ، قسم بزرگ اهالی\nبتربیۀ حیوانات مشغول اند . خصوصاً قزغز - قازاق و\nترکمانان کوچی که در دشت اوست - یورت و بیابان\nقارا قوم زندگانی می نمایند ، بمقدار زیاد اسب ، گاو ،\nگوسفند ، میش قارا کول و بز آنها را پرورش می دهند\nدر این جا شتران یک کوهاندار و دو کوهان دار نیز\nبسیار تربیه می شود . شتران ترکمان بزرگ ، با قوّت\nو متحمّل می باشند . در ترکستان بهترین اسبان\nترکمان پرورش می گردند که آنها « آرغا ماق » نامیده\nمی شوند . آرغا ماق های ترکمان نه تنها در ترکستان\nبلکه در تمام آسیا و آورد پا موقع نخستین را اشغال\nمی نمایند . آرغا ماق های ترکمان از ما اتحاد نسل"}
{"book": "adl0940", "page": 253, "text": "ترکستان ۲۴۸\n\nاسبان محلی و اسبان عربی حاصل شده و خاصیت های خوب هر دو مملکت را جامع می باشند. اسب «آرغا ماق» ترکمان خیلی دونده ، بردبار ، با فراست و قناعت کار بوده ، بزودی بدست آدم رام میشوند بعضی از آن ها ساعتی ۸۰ - ۱۰۰ چاقریم مسافت را طی می نمایند.\nماهی گیری - ماهی گیری از مهم ترین پیشه های ترکمنستان شمرده می شود. قرغز و ترکمنی که در ساحل دریا سکونت می نمایند ، تمام سال با ماهیگیری اشتغال می ورزند. این ماهی گیران جمیع اسباب ماهی گیری را از حاجی ترخان بدست می آورند . ماهی گیران ماهیان شکار کرده خود را بماهی فروشان ارمنی و در حاجی ترخان می فروشند.\n\nمعدنها\n\nاز ثروت های زیر زمینی و معدن های ترکمنستان نمک سنگ ، نمک دروه ، نفت ، موم کوهی ، آهک"}
{"book": "adl0940", "page": 254, "text": "ترکستان\n۲۴۹\n\nکوهی استخراج میشود . (در این جا سالی بقدر سه\nملیون پوت نمک استحصال می گردد ) .\nدر جزیره ( چه له گه ن ) سه هزار چاه های نفت\nموجود بوده ، از آنها هر سال بیش از دو ملیون پوت\nنفت استحصال می شود . ترکمانان (چه له گه ن) بماهی\nگیری و استحصال نفت معیشت می نمایند . کار هنر و\nصناعت در ترکمنستان خیلی پست و بحال ابتدائی\nمی باشند .\nدر ترکمنستان بسوای زاود های پنبه و آسیا های\nبخاری ، زاود و کارخانهٔ دیگری موجود نیست .\nولی هنر های دستی بخوبی ترقی کرده است . در\nبین قرغزان ، مانقشلاق نمد مالی ، چرم سازی ، از\nپشم شتر برک بافی و درمیان ۔ ترکمانان گلیم بافی ،\nنمد سازی و جوراب بافی خیلی ترقی کرده است . مشهور\nترین هنر های دستی ترکمان قالی ، گلیم ، پلاس ، و\nخورجین بافی می باشد . در صنعت گلیم بافی ترکمانان\nتکه و یمود خیلی شهرت یافته ، این صنعت در بین"}
{"book": "adl0940", "page": 255, "text": "ترکستان ۲۵۰\n\nایشان موقع نخستین را اشغال می نمایند ـ صنعت قالی\nو گلیم بافی در نزد ترکمانان تکه و یمود هنر عمومی و ملی\nبشمار میرود. چنانکه در هر عائله ئی صاحبان این هنر پیدا\nمی شوند.\nترکمانان گلیم ها را به اندازه های گوناگون، قالی\nهای طولاً ۱۵ و عرضاً ۱۰ گز، جا نماز های کوچک،\nخورجین کیسه و پایان دوز های مختلف می بافند.\nگلیم (۱) های خیلی زیبا و نگارین را ترکمانان مرو و یمود حاضر\nمی نمایند. بهترین گلیم ها ریشه های سفید دارد و بهترین\nنقش و نگار آنها «گل سالور» می باشد.\nبرای گلیم بافتن، پشم میش سفید را گرفته، از\nوی تار و پود حاضر می نمایند و سپس آنها را برنگهای\nگوناگون رنگ می کنند.\nرنگ هائی که ترکمانان برای نقش و نگار قالی و\nگلیم ها بکار می برند، از گیاهان حاضر می شود. این\nرنگ ها را از ایران، هندوستان و خیوه می آورند\nدر خود ترکمنستان فقط «ساری چوب» نام گیاهی پیدا\n\n(۱) قالین"}
{"book": "adl0940", "page": 256, "text": "۲۵۱\n\nترکمنستان\n\nمیشود که از وی رنگ زرد حاضر مینمایند.\n\nبرای ثابت و پخته شدن رنگ قالی و گلیم ها،\nاولا پشم را بآب زاک و بوزغونج (غوز های درخت\nپسته) و یا بآب پوست انار می خوابانند و سپس\nبرنگ های گوناگون رنگ مینمایند. قالی و گلیم های\nیمود و تکه از زیباترین و با دوام ترین مالها شمرده\nمی شود.\n\nدر بین ترکمانان آهن گری، موزه دوزی، کفش\nدوزی، چرم گری، درودگری، صابون پزی و سائر\nهنرهای دستی خیلی ترقی کرده است.\n\nترکمنستان از جهت سودا و تجارت موقع دویم و\nبلکه موقع سویم را اشغال می نمایند. قسم بزرگ تجارت\nاین جا فقط با مال ہائی بعمل می آید که درین ولایت\nصرف می شوند. ازین ولایت بروسیه و قفقازیا\nمحصولات چاروا داری، چارپایان گوناگون، ماهی،\nپنبه و بمقدار کم کلم اخراج می شود.\n\nسودای خارجی ترکمنستان با ایران بوده، از آنجا"}
{"book": "adl0940", "page": 257, "text": "ترکستان ۲۵۲\nبترکمنستان بمقدار شش - هفت ملیون مال آورده شده\nبه ایران هم همین قدر مال و متاع نقل می گردد .\nو از ایران چای ، پنبه ، پوست خام ، میوه خشک ،\nقالی ، ابریشم ، منسوجات نخین و پشمین و چیزهای\nدیگر آورده شده ، از ترکمنستان شکر ، روس ،\nمال های گزوار ، چینی ، شیشه ، آهن ، نفت وغیره\nنقل می گردد) . سودا و تجارت ایران و ترکمنستان\nبواسطهٔ شهر های عشق آباد و مشهد اجرا می شود .\nترکمنستان چون از یک طرف بقفقاز و از طرف\nدیگر به ایران نزدیک است ، ازین رو سودای\nاین ولایت بدست ارمنیان و ایرانیان (که از\nقافقار و ایران مهاجرت نموده اند) واقع می باشد\nاین دو ملت هم در حرص و تجارت از مردمان درجهٔ\nاوّل شرق هستند .\nمعارف و مکاتب\nچون قسم بزرگ اهالی ترکمنستان کوچی هستند و"}
{"book": "adl0940", "page": 258, "text": "ترکستان\n۲۵۳\n\nاین ولایت از زمان های قدیم از مرکز های مدنیت\nترکستان - شهر های بخارا ، سمرقند و خیوه بواسطه بیابان\nهای وسیع ریگ زار جدا شده است ، ازین رو علم\nو معارف در ترکمنستان انتشار نیافته است.\nدر زمان حاضر هم در ترکمنستان مدرسه های بزرگ در\nحکم عدم بوده ، مکتب های ابتدائی هم خیلی کم می باشد\nملا بچه های ترکمان گاه - گاه به بخارا و خیوه رفته ،\nدر مدرسه های قدیمه علوم عربیه و شرعیه تحصیل می\nنمایند . و لیکن از احوال عالم و فنون زمانه بے\nهستند . در ترکمنستان شماره آدمان با سواد در صدی\nیک نفر می باشد .\nولی در زمان های آخر از داخلیه روسیه معلمان\nترک و تاتار آمده ، درین جا باصول تازه مکتب ها\nکشاده ، بتعلیم ترکمانان شروع نموده اند . ترکمانان\nبخواندن با هوس و اجتهاد بوده ، در آنها تعصب\nقبیله گی پیدا نمی باشد . بدین سبب مکتب های\nمذکوره روز تا روز افزون می شود . در مکتب های"}
{"book": "adl0940", "page": 259, "text": "ترکستان ۲۵۴\n\nروسی و سلمانی که از طرف روسها کشاده شده است\nنیز ترکمانان بسیار تحصیل می نمایند. ولی افسوس\nکه درین مکتب ها تا کنون تربیۀ ملیه و روح ملی\nداده نمی شود .\nدر عشق آباد از طرف مسلمانان ایران بنام «\nمظفری » و از طرف بهائیان ایران هم مکتبی به\nاصول تازه کشاده شده و این مکتب ها درمیان\nایرانیان خیلی علم و معرفت نشر می نمایند.\n\nادارۀ سیاسی و ملکی\n\nترکمنستان از زمان استیلای روسها، بنام ولایت\nزاکاسپی (ماورای خزر) از طرف والی نظامی اداره\nمی گردید . در زمان ادارۀ چاری روسها از ترکمانان\nفرقۀ عسکری تشکیل داده ، بقوۀ آن ترکمنستان\nرا بحکومت ماسکو تبعۀ آرام و صادق گردانیدند.\nپس از انقلاب بزرگ روسیه و اعلان مختاریت\nدر خوقند، ترکمنستان هم بزیر بیرق حکومت مختاریت"}
{"book": "adl0940", "page": 260, "text": "ترکمنستان\n۲۵۵\nدر آمده بود. سپس به ادارۀ حکومت شورای\nگذشته بدائره جمهوریت ترکمنستان داخل گردید.\nولایت ترکمنستان به پنج او یازو : او یازو عشق\nآباد ، مرو، شاه قدم ، تجن و مانغشلاق تقسیم شده\nشهر عشق آباد مرکز آن بشمار می رود .\nشهر عشق آباد – (۴۵ هزار اهالی دارد).\nاین شهر در دامنۀ کوه (قوپیط) بنا شده و در\nزمان قدیم پای تخت اهواز آخال – تکه بوده است\nدر زمان حاضر عشق آباد در بین ترکمنستان و ایران\nواسطۀ معاملۀ تجارتی بوده و هم مرکز ولایت ترکمنستان\nمی باشد . سه حصه اهالی عشق آباد را مردمان\nخارجی تشکیل می دهند که بیش ترین آنها از\nروسان ، سپس ارمنیان ، ایرانیان ، قافقازیان\nو ترک – تاتاران عبارت می باشند .\nعشق آباد مرکز بهائیان است که در این جا\nعبادت خانه و مکتبی دارند. (مذهب بهائی از\nطرف محمد علی باب شیرازی ، سال ۱۸۳۰ میلادی"}
{"book": "adl0940", "page": 261, "text": "ترکستان\n۲۵۶\nتاسیس شده است). در عشق آباد مرض مخصوصی\nهست که «زخم پیندی» و یا به تعبیر محلی «پشه\nخورده» نامیده می شود. این مرض بواسطه میکروپ\nحاصل می شود که در میانه گوشت و پوست انسان\nپدید آمده، بدن را خورده، زخم می نماید. پشه\nخورده انسان را ناآرام و متالم می سازد. تب و\nلرز عشق آباد هم سخت و بد می باشد.\nمرو - (۱۵ هزار نفوس دارد). این شهر در\nساحل نهر مرغاب سال ۱۸۸۴ میلادی از طرف\nروسها بنا شده است. مرو در بین مملکت های\nبخارا، خیوه، افغانستان و ایران واسطه تجارتی\nبوده، اهمیت آن تا رفته می افزاید. در زمان\nحاضر شهر (مرو) مرکز تجارت پنبه و قالی می\nباشد. درین شهر پیشه پنبه کاری و قالی بافی\nخیلی ترقی کرده است. معامله تجارتی مرو بقدر\nچهار - پنج ملیون صوم بوده، در میانه مال هایش\nپشم، پنبه و پوست خام موقع نخستین را اشغال"}
{"book": "adl0940", "page": 262, "text": "ترکستان ۲۵۶\n\nمی نماید . در این جا از آثار قدیمہ خرابہ ہای \" قاوشوت قلعہ \" موجود است کہ از طرف ترکمانان بنا شدہ بودہ است .\nمرو جہان - خرابہ ہای آن در نزدیک ایستگاه بیرامعلی واقع است ( این شهر خیلی قدیمی است کہ در حق آن در کتاب دینی زردشت حکیم که ۲۵ عصر قبل ازین گذشتہ است سخن راندہ می شود . مرو را سیزدہ عصر قبل از میلاد کیخسرو چهار عصر پیش از میلاد اسکندر ماکیدونی ، در عصر سوئم میلادی ایرانیان ضبط کردہ اند.\nاز عصر پنجم تا عصر ششم میلادی ، مرو مرکز نصرانیان نسطوری بودہ است ، در عصر هفتم مرو را عرب ہا استیلا نموده و در عصر دهم و یازدهم اوزبکان گرفتہ اند ( در زمان عربها مرو مرکز ولایت خراسان بود ) . مرو در زمان ترکان سلجوقی ، پادشاہان مشہور آرسلان و سنجر پای تخت بود . در آن زمان مرو خیلی آباد بود . چنانکہ با مسجد ہا ، مدرسہ ہا ، کاروان"}
{"book": "adl0940", "page": 263, "text": "ترکستان ۲۵۸\nسرا ها، و کتاب خانه های بزرگ پر بوده ، مرکز مدنیت اسلام بشمار می رفت .\nعلمای بزرگ همچون امام احمد بن حنبل ، سفیان ثوری ، اسحاق بن راہویہ ، عبد الله بن مبارک، ابوبکر القفال که در عالم اسلام خیلی احترام داشته اند ، در شهر مرو تربیه یافته اند .\nسپس در عصر سیزدهم میلادی پسر چنگیز خان تولی خان این شهر را خراب نمود . ولی مرو بسبب خوبی موقعش ، باز در اندک زمانی آباد شده بود، لیکن در عصر پانز دهم باز از طرف امیر تیمور خراب گردید .\nبعد ازین مرو از طرف پسر تیمور ، شاهرخ خان اعماره شده ، باز بدست اوزبکان افتاد و پس از مدت کمی در زمان شاہ اسماعیل بمملکت ایران ملحق شد . در آخر این شهر معمور و تاریخی ، در عصر هجدهم بدست بخارائیان افتاد ، امیر بخارا شاہ مراد خان که در نزاع های مذهبی سنّی و شیعی زیاده"}
{"book": "adl0940", "page": 264, "text": "ترکستان\n۲۵۹\nتعصب داشت ، مرکز شیعیّت شهر مرو را تماماً خراب نموده ، اهالی اش را ببخارا کوچ داد . بدین گونه شهر آباد و معموری که چند هزار سال باز دوام میکرد ، در سایۀ عناد و تعصب مستبدی از دنیا محو گردید .\nخرابه های مرو جهان که حاضر در ایستگاه بیر معلّی واقع است ، بمدنیت قدیمۀ این شهر شاهد میباشد داین خرابه با صد چاقریم مربع زمین را اشغال می نماید ) . در مرو جهان از آثار عتیقه ـ قلعۀ اسکندر ، قلعۀ بیر معلّی ، مسجد سلطان سنجر ، مسجد امام جعفر الصّادق وغیره موجود است .\nشاه قدم ـ ( کراسنا و دسکی ) ـ ده هزار اهالی دارد ) . این شهر در ساحل بحر خزر ، در کنار خلیج شاه قدم بنا گردیده است . در طرف جنوبی شاه قدم ، در میانهء بحر خزر جزیرۀ مشهور « چه له گن » موجود است . سطح این جزیره ۶۵۰ چاقریم مربع بوده ، نفوسش بقدر هزار و پانصد نفر است . دین"}
{"book": "adl0940", "page": 265, "text": "ترکستان\n۲۶۰\nجزیره نفت ، موم کوهی و نمک بمقدار زیاده استخراج\nمی شود . ( بقدر سه هزار چاه های نفت موجود است )\nبسوای این ، ترکمنستان جزیره های دره گلی ،\n( اوغورچه لی ) ، ( اوزون ) و (قولانلی ) بوده ، درین\nجزیره ها و در موقع (حسن قلی ) و (چیکیشلار) پیشه\nماهی گیری ترقی نموده است .\nفورت آلیکساندر و فسکی - ( هزار نفر اهالی\nدارد ) . این شهر مرکز نیم جزیره ما نغشلاق بوده ،\nاز طرف روسها بنا گردیده است .\nتجن - این شهر در ساحل رود (تجن) بنا شده،\nمرکز او یازد می باشد . قسم بزرگ این شهر از\nترکمان عبارت است . در تجن سودای غله و\nارزاق خیلی ترقی کرده است .\nسرخس - ( دو هزار نفوس دارد ) . این شهر\nدر میانه ترکمنستان و ایران واقع بوده ، خیلی\nقدیم میباشد .\nکوشکا - این شهر در ساحل رود (کوشکا) در"}
{"book": "adl0940", "page": 266, "text": "ترکستان\n۲۶۱\nبالای کوه های بلند واقع بوده ، در میانه ترکمنستان\nو افغانستان قلعه خیلی محکمی می باشد.\nولایت یدی سو\nموقع جغرافی ، حدود و سطح آن\nاین ولایت در گوشه شمال شرقی ترکستان واقع بوده\nساحه سطحیه اش ۳۵۳ هزار چاقریم مربع می باشد.\nدر طرف شرقی و جنوبی ولایت یدی سو۔ مملکت\nچین ، در طرف جنوب غربی اش ولایت فرغانه ،\nدر طرف غربی اش ولایت سروریا ، در طرف شمال\nو شمالی غربی اش ولایت سیمی پالات واقع است.\nسطح و طبیعت ولایت یدی سو تماماً بطبیعت\nولایات سائره ترکستان مانند است . چنانکه دشت و\nبیابان ها ، هامون و باطلاق ها ، زمین های هموار و\nوادی های فراخ دارد . بلند ترین کوه های ترکستان\nکه تپه اش دائماً با برف پوشیده است ، درین ولات\nواقع است ."}
{"book": "adl0940", "page": 267, "text": "ترکستان\n۲۶۲\nکوه های یدی سو از کوه خان تانگری که از سطح دریا هفت چاقریم مرتفع است، شروع میگردد. از کوه خان تانگری بسوی جنوب و غرب سلسلهٔ کوه های (تیر سکه تاغ) و گوگ شآل (تیان شان) کشیده می شود. از پشته های این کوه ها بدو نشیب (نشیب تاریم و آرال) رود ها جریان می نمایند. دامنهٔ این کوه ها در زمستان با طبقهٔ کلفت برف در تابستان با علف و گیاه های خرم پوشیده می شود. در این دامنه های کوه قزغزان بطرز کوچی زندگانی می نمایند. درین ولایت دو کوه مسلسل موجود است که از طرف شمال (ایسیق کول) شروع شده، بحالت موازی تمام ولایت را قطع میکنند. یکی ازین کوه مسلسل (کونگه تاغ) و دیگری (ایلی آلا تاغ) می باشد. در طرف غربی (ایسیق کول) (کونگه تاغ) را رود (ایلی) قطع می نماید. همچنین درمیانهٔ ولایت (یدی سو) و مملکت چین آلاتاغ (جونغاریه) موجود است. ازین کوه به اندرون"}
{"book": "adl0940", "page": 268, "text": "ترکستان\n۲۶۳\n\nولایت شعبه های بسیاری جدا می شود. در طرف شمال ولایت ، کوههای (تارباغاتای) و شعبهٔ جنوبی آن کوه (بارلیق تاغ) واقع است. کوههای (آقچه تاغ) که از طرف شمال (تارباغاتائی) بطرف غرب کشیده شده است. نشیب های ایرتیش و بالخاش را تشکیل می دهد.\n\nدر همهٔ کوه های یدی سو اهالی زندگانی می نمایند. در دامنهٔ این کوه ها علف و گیاه های فراوان و خرم می روید. ازین سبب این کوه ها از زمان های قدیم خلق کوچی را بسوی خود جلب می نمایند.\n\nکوه های یدی سو بهمه گونه معدنها غنی بوده ، از آنها سنگهای گران بها (جواهر) بسیار استخراج می شود ، ولی کوه و زمین های اینجا تا کنون بقدر لزوم تفتیش نه گردیده است. بسبب دور بودن این ولایت از مرکز های سودا و صناعت و نبودن راه های مناسب در اینجا ، معدنهای"}
{"book": "adl0940", "page": 269, "text": "ترکستان\n۲۶۴\nکشف شده را هنوز بکار نینداخته اند. از معدنهای اینجا فقط ریگ های طلا دار پیدا می شود که از آنها بمقدار خیلی کم (از صد پوت ریگ فقط دو قیراط) طلا استحصال می نمایند. در کوه های (نارین) معدنهای نقره، سُرب، مس، آهن، موجود است. ولی کان ذغال سنگ در هر نقطهٔ این ولایت پیدا می باشد.\nاز ثروت زمینی (یدی سو) سنگ مرمر خیلی اهمیت دارد. در اینجا همه گونه سنگهای مرمر بمقدار زیاد موجود بوده، ولی بسبب نبودن راه های مناسب، بخارج نقل نمی شود و هم بقدر لزوم استخراج نمی گردد. در کوههای (نارین) و (آلیکساندر) و در سواحل نهر (چو) استخراج نمک سنگ و از کولها نمک در ده خیلی در ترقی می باشد. بسوای این، نمک «گلا و بیرووی» که در طب استعمال می شود، بمقدار زیاد استخراج می گردد."}
{"book": "adl0940", "page": 270, "text": "ترکستان\n۲۶۵\nدر ولایت یدی سو چشمه های معدنی هم بسیار\nبوده، در نزد آنها برای بیماران شفاخانه ها بنا شده\nاست. به این چشمه ها هر سال بیماران و سیاحان\nبسیار آمده، استفاده می نمایند. چشمه های معدنی\n(قاپال)، (یارلیق) و (ایسیق آتا) مشهور میباشد.\nدر طرف شمال و شرق یدی سو، در دامنهء\nکوه ها خاک سیاه منبت نیز موجود است. عموماً\nزمین این ولایت را نظر بقوهٔ انباتيه اش بوجه\nذیل میتوان تقسیم نمود.\nزمین های ریگ زار و شوره زار - ۷۲ هزار\nچاقریم مربع، کوهها - ۹۳ هزار چاقریم مربع. بیابان\nهای گلدار، دشتهای خار روی و تپه های\nکوهی علف روی - ۱۷۰ هزار چاقریم مربع، زمین\nهای آباد و معمور - ۱۸ هزار چاقریم مربع بوده،\nمجموع آنها ۳۵۳ هزار چاقریم مربع می باشد.\nازین حساب معلوم می شود که از جهت زمین\nدر ولایت یدی سو مناسب ترین معیشت،"}
{"book": "adl0940", "page": 271, "text": "ترکستان\n۲۶۶\n\nهمانا زندگانی کوچری است. ولی اگر اجتهاد و پول صرف گردیده، دشت ها بخوبی آبیاری شود کسب دهقانی هم در اینجا ترقی خواهد کرد. چونکه در (یدی سو) زمین های هموار قابل زراعت بسیار است، ولی بسبب نبودن آب، این زمین ها کشت و کار نمی شود.\n\nآبیاری\n\nدر ولایت یدی سو عموماً آب کم است. نهر های (نارین) و (چو) که به بحر آرال- رود های (ایلی)، (قارا تال). (آقسو)، (چوار آغاج)، (لیپسه)، (آیا گوز) که بدریاچه بالخاش می ریزد، بزرگترین نهر های این ولایت را تشکیل می دهد. بیش ترین این رود ها در بیابان ریگ زار و یا باطلاق های نی زار نا پدید می شود.\nرود نارین - ازین یخچال های کوه آق شایق و یورتالدی حاصل شده، از ساحل راست -"}
{"book": "adl0940", "page": 272, "text": "ترکستان\n۲۶۷\nرود های (کوک مورون) ، (سوسامیر) ، (جو مغول)\nو از ساحل چپ نهر های (آتا باس) و (آلا بوغا)\nرا بخود مخلوط نموده ، جاری می شود و با شعبه هاے\nخویش زمین های بسیار را آبیاری میکند .\nرود چو - از یخچال های قارا کول شروع شده ،\nتا گذرگاه (بووام) بسرعت جریان میکند و سپس\nبولایت سرداریا در آمده ، کم کم در میانه ریگ زارها\nو باتلاق ها نا پدید می گردد .\nرود ایلی - از مملکت چین بیرون آمده ، با نهر\nهای (چارین) ، (چیلیک) ، و (کورتو) مخلوط شده ،\nبکول بالخاش جاری می گردد.\nرود آیاگوز - از میانه سلسله کوه های\n(تار باغاتای) و (آقچه) بیرون آمده ، از ساحل\nراست و چپ تا بکول بالخاش خیلی نهرها را بخود مخلوط میگرداند.\n\nکول (دریاچه) ها\nدرین ولایت دریاچه های ذیل موجود است :\n\n(۱) یعنی کول آب استاده"}
{"book": "adl0940", "page": 273, "text": "ترکستان ۲۶۸\n\nبا لخاش ، آلاکول ، ایسق کول ، ساوق کول ، چاقیر\nکول ، ساسق کول و جلانش ... محتم ترین این ها\n(ایسق کول) می باشد.\n\nایسق کول - در میانۀ کوههای مسلسل و در\nمحال (پرژ یوال - قاراکول) کائن بوده ، از رصد\nخانه (پولکوف) در میانه درجه ۴۶ و ۴۸ طول\nشرقی واقع است . (یعنی ایسق کول از جهت\nموقع جغرافی اش در بالای خط طولی که از وسط\nایتالیا و قافقاز می گذرد ، واقع می باشد).\nایسق کول از سطح دریا بقدر ۷۳۵ ساژین مرتفع\nبوده ، ۱۷۱ ساژین چاقریم عرض دارد .\n\nسطح این کول پنج هزار چاقریم مربع بوده ، پس\nاز (بایقال) و (خانار) ، گود ترین کول ها است .\nچنانکه جای عمیقش بقدر دو صد ساژین است.\nبه ایسق کول از کوه های (کونگه تاغ) و\n(ترسکه تاغ) بقدر هشتاد نهر جاری می شود\nکه مشهور ترین آنها نهر (جیرغالان) و (قاراکول)"}
{"book": "adl0940", "page": 274, "text": "ترکستان\n\n۲۴۹\n\nاست. در سواحل ایسيق کول و خصوصاً در مصب\nهای رودها ، ریگ های مغناطيس و آهن زیاد\nپيدا می شود. قارا قرغزان این ریگ های را بيرون\nآورده ، از آنها همه گونه اسباب های آهنين می\nسازند و با این کار گذران معيشت می نمایند.\nدر روز های زمستان اگرچه سردی هوا پایان\nتر از صفر باشد، با همه آن ايسيق كول يخ نمى\nبندد. (سبب یخ نه بستن آن باید از بزرگی و\nگودى اش باشد) . در ایسيق کول ماهی خیلی\nزیاد بوده ، در اینجا ماهيان گونا گون پيدا میباشد.\nهمچنين كرمان و جانوران آبی نيز بسیار است.\nهنگام وزیدن باد های شديد شمالی از (كونگه تاغ)\nو تير سكه تاغ) ، در ایسيق كول طوفان های\nمدهش بوقوع می آيد .\nدر حوالی ايسيق كول زلزله هم بسیار بوقوع می\nآيد . (جنبش و تکان سبک زمین هر شبانروزی\nچند بار واقع می شود). سبب این کثرت"}
{"book": "adl0940", "page": 275, "text": "ترکستان\n۲۷۰\nزلزله را از تبدلات سریعة کوه (تیان - شان) و (ایلی آلا تاغ) می دانند . زیرا این کوه ها هنوز بقدری که طبیعتاً لازم است ، تکمیل نیافته اند .\nرود های یدی سو برای سیر (۱) پارا خود و کشتی ها مناسب نیست . چون رود های ترکستان اکثراً از کوه ها خارج می شوند ، این رو در ابتدا خیلی بسرعت جریان نموده ، چون بوادی ها و زمین های هموار رسیدند ، بآرامی جاری می شوند همچنین بسبب اینکه غالباً از بیابان های ریگ زار می گذرند ، مجرا های خود را زود زود تغییر میدهند ( فقط در نهر ( ایلی ) قایق و کشتی ها گشت و گذار می نماید ) . ازین جهت رود های اینجا برای آبیاری خیلی مناسب می باشند . جمیع اہمیت اینها هم فقط از همین آبیاری عبارت است .\nولی کار آبیاری تا زمان حاضر براه منتظمی گذاشته نشده است . در اکثر اوقات ، آب های جوی\n(۱) چهار دریای"}
{"book": "adl0940", "page": 276, "text": "۲۷۱ ترکستان\n\nو رود ها طغیان نموده ، زمین های اطراف را\nغرق می کند و بدین جهت با طلاق های بزرگ\nحاصل شده ، زمین های بسیار از فائده\nمی ماند .\n\nاقلیم و هوا ، نباتات وحیوانات\n\nدر طرف های شمال غربی یدی سو رطوبت\nخیلی کم بوده ، در این جا گاه ـ گاه باد های شمال\nغربی وزیده ، بزمین های اطراف خاک و ریگ\nمنتشر می کند . ازین سبب در اینجا دهقانی\nو زراعت کردن ممکن نیست . ولی در طرف\nهای کوهی هوا معتدل و مرطوب است . درین\nطرف ها بهار در اوّل مارت و زمستان در ماه\nدیکا بر شروع شده ، در فصل بهار باران بسیار\nمی بارد . نظر به اختلاف سطح زمین ( یدی سو )\nنباتاتش هم گوناگون است .\nجنگل و بیشه ها ـ جنگل و بیشه های یدی سو"}
{"book": "adl0940", "page": 277, "text": "ترکستان ۲۷۲\n\nدر وادی های هموار و در دامنه های کوه واقع بوده\nاز زمین تا یک چاقریم بلندی درختان برگ دار\nو در نقاط از آن بلندتر درختان خار دار می روید\nدر ولایت یدی سو جنگل و بیشه های بقدر یک\nملیون و دو صد هزار دساتین زمین را اشغال\nمی نماید .\n\nدرین ولایت همه گونه چار پایان و انواع\nجانوران موجود است . در اینجا انواع مرغان هم\nبسیار بوده ، موجودیت چهار صد گونه مرغ معلوم\nشده است .\n\nنفوس و خلق\n\nخلق ولایت یدی سو بقدر یک ملیون و دو\nصد و بیست و پنج هزار نفر است . ( در هر\nچاقریم مربع زمین سه و نیم نفر آدم می افتد ) .\nاز جهت معیشت قسم بزرگ اهالی ، بطرز کوچی\nو قسم کم آن بطریق حضری زندگانی می نمایند."}
{"book": "adl0940", "page": 278, "text": "ترکستان ۲۷۳\n\nاہالی اصلی (بومی) این ولایت از قرغز - قازاقان قارا قرغزان و ہم از سارت و قالماقان عبارت اند که این دو قوم آخرین سال ۱۸۶۶ میلادی ہجرت نموده اند . قرغز - قازاقان بنام «الوغ یوز » و «کچیک یوز» بدو گروه منقسم می شوند. اہالی ولایت (یدی سو) در اوائل مستقل بوده، سپس در سال ۱۸۵۱ میلادی به اختیار خود بدولت روسیه تسلیم شدند. روسہا پس از استیلای یدی سو، بسیاست «روس گردانیدن» به این ولایت مہاجرین روس را اسکان ساختند. و پس از روسہا، قازاقان سیبیریا، بعد از آنہا، از روس ہای داخلی مالا روسہا بدین ولایت ہجرت نموده، منبت ترین و برای چار واداری مناسب ترین زمین ہا را صاحب شده، دہات و قریه ہا تأسیس کردند).\nدر زمان حاضر در ولایت یدی سو، ۸۸۳ ہزار قرغز قازاق، ۲۰۰ ہزار روس، ۶۸ ہزار تارانچی، ۲۱ ہزار سارت، ۲۰ ہزار دونگان، ده ہزار ترک"}
{"book": "adl0940", "page": 279, "text": "ترکستان\n۲۷۴\nتاتار ، ۳ هزار سارت - قالماق ، ۳ هزار ملت های\nدیگر زندگانی می نمایند .\nآمدن روسها بیدی سو\nولایت یدی سو را اگرچه منصبداران ، سفید\nاستخوان ، قازاق - قرغز به اختیار خویش بروسیه تسلیم\nنموده ، بنفوذ خویش اهالی را به اطاعت روسها مجبور\nکردند ، ولی قسم بزرگ اهالی تبعیت روسیه را\nقبول نه نمودند و هم درین باره نزاع و جنگ های\nبسیاری بوقوع آمد . سال ۱۸۳۹ میلادی قرغزانی\nکه در طرف شمال ولایت ، در ناحیه (آیا گوز)\nساکن بودند ، بظلم و وحشت های روسها تاب\nنیاورده ، بمقابل حاکمیت روس شوریدند . بعد\nازین ، قرغز - قازاقانی که در سواحل نهر (جایق)\nو (ایله ک) سکونت داشتند ، در تحت اداره\nکینجه ساری با طور و دو برادر او (نوروز بای) و\n(ایر چاره توره) قیام نمودند . دکینجه ساری پسر"}
{"book": "adl0940", "page": 280, "text": "۲۷۵\n\nترکستان\n\nقاسم خان است که بابای او آبلای خان در\nالوغ یوز ، ساری سو و خان نامی امارت داشت.\nکینجه ساری باطر ، دو سال تمام بعسکر های روس\nو هم بد هاتیان روس که در ولایت یدی سو و در\nجهات قارقارا لی ، قزیلجار و قارا اوتکول ساکن شده\nبودند ، هجوم آورده ، ضرر می رسانید و حاکمیت\nروس را قبول ننموده ، می کوشید که مختاریت\nو آزادی پیشین دشت قازاق را اعاده کند . در\nآخر روسها چون بقوهٔ سلاح کینجه ساری را\nمغلوب ساختن نتوانستند ، برای دستگیری او\nبنای حیله را گذاشتند .\n\nاینک بدین مقصد بهانه قارا غزافی که در\nولایت یدی سو، در ساحل نهر (چو) سکونت\nداشتند و قازاقانی که در زیر دست کینجه ساری\nواقع بودند، دشمنی انداخته آنها را با یک\nدیگر جنگا نیدند. سال ۱۸۴۸ میلادی کینجه\nساری از نهر (چو) گذشته ، با قارا قرغزان"}
{"book": "adl0940", "page": 281, "text": "ترکستان\n۲۷۶\n\nآغاز جنگ نموده جنگ خیلی سختی بوقوع آمده ، در\nنتیجه قازاقان مغلوب شده ، کینجه ساری\nبا طور ، نو روز بای و ایر جای دستگیر گردیدند\nد قارا قرغزان ایشان را بقتل رسانیدند ) آخرین\nدفعه قازاقان سال ۱۸۶۸ میلادی ، باز شوریدند\nولی عسکر های روس در تحت ادارۀ جنرال\n(کالیا کوفسکی ) قازاقان را تماماً مغلوب ساختند .\n( بعد ازین پسر کینجه ساری با طور ۔ صادق\nسلطان بروسها اطاعت نکرد و بسر خود گروهی\nخلق را جمع نموده ، مدت زیادی با روسها جنگید\nهنگامی که روسها با بخارا و خیوه می جنگیدند ،\nاز حرکت صادق سلطان زیاده متضرر شدند\nدر آخر چون رفیقانش گریخته ، پراکنده شدند ،\nصادق سلطان بروسها تسلیم گردید ، روسها\nاو را در چمیکند مقیم گردانیدند . مشار الیه بقیۀ\nعمر خود را در چمکند گذرانید ."}
{"book": "adl0940", "page": 282, "text": "ترکستان\n۲۷۷\nصادق سلطان . در میانه بهادران قازاق ، قوی و دلیر تر\nبود ) .\nچون ولایت یدی سو در همسایگی خانی خوقند واقع\nبود، روسها بهانه اینکه خوقندیان قرغزان را بمقابل روسها\nتحریک مینمایند، بخان خوقند اعلان جنگ دادند و در\n(اوزون آغاچ) نام محلی خوقندیان را مغلوب ساخته،\nاز آنها شهر (پیشپک) و (توقماق) را گرفتند (۱۸۶۰)-\nبعد ازین، سال ۱۸۶۴، یک فرقه عسکر که در تحت\nاداره چرنایوف واقع بودند، شهر (اولیا آتا) و (چیمکند)\nرا اشغال کردند . روسها از زمین هائی که درین طرفها تا\nسال ۱۸۶۷ میلادی بدست آورده بودند، بنام (یدی سو)\nولایتی تشکیل دادند و شهر (آلماتا) را مرکز این ولایت\nگردانیدند .\nسودا و صناعت\nپیش از ورود روسها به (یدی سو) قسم بزرگ اهالی\nبطرز کوچی زندگی مینمودند . ولی پس از ورود روسها"}
{"book": "adl0940", "page": 283, "text": "ترکستان\n۲۷۸\n\nزندگانی حضری و مدنی درین ولایت رو بترقی گذاشت.\nقازاقانی که در اول بمقدار خیلی کمی بدهقانی و زراعت\nمشغول بودند. بمهاجرین روس اقتشال نموده، بدهقانی\nپرداختند. در زمان حاضر، کوچریبان نسبت بحضریان\nبیش تر کشت و کار مینمایند. ولی بسبب اینکه زمین ها\nتجدید و اصلاح نمیگردد، محصولش خیلی کم است.\nبسبب فزونی مقدار زمین، درین ولایت، اصول\nتعطیل زمین تطبیق میشود. (یعنی در یک قطعه زمین\nهمین که سه چهار سال زراعت نمودند، سپس پنج -\nشش سال خالی میگذارند). ازین سبب محصولش\nافزوده، برای اهالی این ولایت کافی میشود.\nچون در زمانهای آخر در کارهای دهقانی و چار\nواداری باستعمال اسباب و ماشین های زراعتی\nشروع شده است، ازین جهت کسب دهقانی سال\nتا سال ترقی میکند. در زمین های بهاری کاری و نیزه\nماهی کاری اینجا گندم، جو، چاودار، ارزن، نخود، شالی،\nجواری مکه و سیب زمینی کشت و کار مینمایند. ولی شالی"}
{"book": "adl0940", "page": 284, "text": "ترکستان\n۲۷۹\nفقط در محالات پیشپیک و آلماتا کاشته شده، در اکثر\nزمین ها فقط گندم زراعت میشود.\nاقلیم و هوای یدی سو برویانیدن همه گونه گیاهان\nروغن و پنبه دار مساعد است. ازین رو درین ولایت\nکتان، شاهدانه، کوکنار، آفتاب پرست، هنردل، پنبه\nکشت و کار میشود. از خوراک چهار پایان، یوسنجه،\nجواری و قوناق بسیار میروید.\nبسوای این، باغداری، بوستانداری، تمباکو کاری\nو زنبور داری نیز خیلی ترقی کرده است. در زمان حاضر\nزنبور داری در (یدی سو) از مهم ترین کسب ها شمرده\nمیشود. چون در بیشه و جنگلهای یدی سو همه گونه\nگیاهان شیره دار فراوان است، ازین رو، روسها از\nسال ۱۸۷۶ میلادی از روسیه زنبوران عسل آورده،\nبپرورش آنها شروع کرده اند و فایده این کسب را دیده،\nسال تا سال ترقی داده اند. در زمان حاضر در جمیع\nولایت یدی سو هزار و سیصد (خلیه) و هفتاد هزار\n(کندو) موجود است.\n۱- تربیهٔ زنبور عسل ۲- از هر کندو به حساب میانه هر سال بقدر دو یا سه پود حاصل میشود"}
{"book": "adl0940", "page": 285, "text": "ترکستان\n۲۸۰\n\nباغداری\nدر باغ‌های یدی سو همه گونه درختان میوه دار،\nهمچون سیب، امرود، گلابی، آلو، زردالو، شفتالو و\nتاک‌های انگور پرورش شده، از آنها میوه حاصل میگردد.\nولی میوه های یدی سو فراوان و لذیذ نمیباشد. پیشۀ\nبوستانداری (کلم، زردک، پامیدور کاری) تماماً در\nدست دونگانیان و تا را نچیان میباشد. آنها درین\nکار خیلی ماهر هستند. روسها و قرغزان خربوزه و هندوانه\n(تربوز) زیاد میکارند. درین ولایت بقدر ۴۰۰ ۳\nدساتین زمین برای بوستانداری مشغول است.\nمیوه های بوستان بشهر ها نقل شده. بفروش میرسد.\nحتی مقداری از آنها بواسطۀ شهر (چوگا چاک) بمملکت\nچین هم نقل میگردد.\nبقدر صد دساتین زمین بکشت و کار تمباکو مشغول\nاست. ولی در اینجا پست ترین نوع تمباکو (ماخور کاونا\nسواری) زراعت میشود. در سواحل نهر (چو) و (ایلی)"}
{"book": "adl0940", "page": 286, "text": "۲۸۱\n\nترکستان\n\nخصوصاً در محال (جار کند)، (پیشپک) و (آلماتا)\nکسب تاکداری خیلی ترقی کرده است. با این کسب\nاکثراً دونگانیان، روسها و مالا روسهای بیسارا بیا\nمشغول اند.\nدرین ولایت پیشهٔ پنبه کاری و خمیل کاری\nبتازگی شروع شده است. امید است که بسبب\nمساعد بودن هوا و زمینش، نسبت با فزودن دانش\nو اجتهاد اهالی این کسبها در آینده ترقی خوبی حاصل\nکند. هوا و طبیعت یدی سو برای دهقانی خیلی مساعد\nو خوب است. چون تاکنون درین ولایت برای\nنقل و فروش محصولات زمینی جاری و راه پیدا نبود\nو هم در بین خلق علم و تجربه کم بود، ازین رو کار\nدهقانی بقدر لزوم ترقی نکرده بود.\nاکنون که راه آهن (یدی سو) تأسیس شده است،\nازین رو این مانع هم رفع خواهد شد. بعد ازین راه\nآهن یدی سو باره آهن تاشکند و سیبیریا پیوسته، برای\nنقل و فروش محصولات امکان پیدا خواهد شد. طبیعی"}
{"book": "adl0940", "page": 287, "text": "ترکستان ۲۸۲\nاست که پس کشیده شدن راه آهن، دانش و هنر خلق خواهد افزود و ازین رو محقق است که در نزدیک ترین زمانها، از جهت اقتصادی نیز یدی سو ترقی خواهد کرد. نیز بعد ازین کار آبیاری زمین ها نیز براه منتظمی خواهد افتاد. در هر حال یقین است که در ولایت یدی سو کسب دهقانی موقع مهمی را اشغال خواهد کرد.\n\nچارواداری\n\nمهم ترین کسب یدی سو از چارواداری عبارت بوده، دو ثلث اهالی این ولایت با این کسب زندگانی مینمایند. عمدهً با چارواداری قازاق - قرغزان مشغول میباشند. تمام ثروت قرغزان از حیوانات چهار پا عبارت است. خوراک و پوشاک ایشان ازین حیوانات تأمین میشود. قازاقان از پوست حیوانات مشک دلو و ظروفات دیگر میسازند و هم برای خود لباس میدوزند. حتی قازاقان از پشم این حیوانات"}
{"book": "adl0940", "page": 288, "text": "ترکستان ۲۸۳\n\nنمد ساخته، بخانه خود فرش مینمایند. شیر، ماست، دوغ، کشک، روغن و گوشت حیوانات را میخورند. از شیر اسب (قمز) و از شیر شتر (چوات) ساخته، مینوشند.\n(قمز برای انسان مشروب خیلی مفیدی است. چنانکه برای گرسنگان خوراک و برای بیماران دوا میباشند، در زمان حاضر همه اطبا بیماران را بخوردن قمز توصیه مینمایند. خصوصاً برای مرض سل و علت کم خونی قمز دوای نافعی است. نافع ترین وقت قمز در ماه مائی و سنتا بر است. در دشت و بیابان، قازاقان اکثراً با قمز و چوات تغذی مینمایند)\nقرغزان غالباً اسب، گاو، شتر، گوسفند و بز پرورش مینمایند. اسب قرغزان کوچک، ولی خیلی قوی، محتمل بوده، در کوهستان و بیابان های ریگ زار بخوبی راه میروند. بیش ترین حیواناتی که بدست قرغزان پرورش گردد، همانا گوسفند و میش میباشد. گوسفندان حیوان سیر نسل و با برکتی بوده، از طرف قرغزان بمحبت تمام پرورش میشوند. گوشت و شیر گوسفند برای خوراک\n\nله مطابق بموسم تابستان ۲ مطابق بموسم اوائل زمستان +"}
{"book": "adl0940", "page": 289, "text": "ترکستان ۲۸۴\n\nو پوست و پشم آن برای پوشاک استعمال میشود.\nدرین ولایت حیوانات شاخدار کم تربیه میشوند.\nبرای قرغزان فقیر گاو خدمت اسب را بجا میآورد.\nدر طرفهای کوهستانی، در بین خلق کوچی گاو نیبّت\n(یاک) هم تربیه میگردد. در ولایت یری سوشنریز\nبمقدار بسیار پرورش میشود. برای پیمودن بیابانهای\nپرخطر ریگ زار، شتر که «کشتی بیابانی» نامیده میشود\nحیوان خیلی بی تکلّف، قناعت کار و برد باری می\nباشد. پرزور ترین شتران «شتر نار» است که\nبقدر ۱۹-۲۰ پوت بار حمل مینماید.\nولی هر قدر که جمیع زندگانی کوچریان، فقط با چار\nواداری و مال چرانیدن میگذرد، با همهٔ این درین\nولایت تربیۀ حیوانات بدرجۀ ابتدائی و پستی میباشد.\nبسبب اینکه قرغز- قازاقان حیوانات را از گرسنگی\nسرما و بیماری نگاه داشتن نمیتوانند و برای این\nتدبیرهای لازمی را اجرا نمیکنند، ازین جهت هنگام\nشدت سرمای زمستان، از گرسنگی و بی خوراکی حیوانات"}
{"book": "adl0940", "page": 290, "text": "ترکستان\n۲۸۵\n\nبسیاری تلف میشود (از گرسنگی و بیماری هر سال\nده فائض حیوانات تلف میگردد) .\nدر ولایت یتی سو جمیعاً هفت ملیون و صد هزار\nرأس حیوانات موجود بوده، از آنها ۷۰ هزار شتر،\nدو ملیون و صد هزار اسپ، پنج ملیون و سیصد\nهزار گوسفند باقی حیوانات دیگر میباشد. حیوانات\nقرغز - قازاقان اینجا میده و از نسل عادی بوده،\nمحصولات آنها هم کم میشود. مثلاً گاو قرغزان در\nشبا روزی چاریک و نهایت نیم چلک شیر میدهد.\nحال آنکه از گاو آلمانیان مهاجر از یک تا یک و نیم\nچلک شیر دوشیده میشود. شیر قرغزان مایع و بی\nروغن بوده، ولی شیر گاو آلمانیان غلیظ و سیر قیماق\nاست. گاوان قرغز بحساب میانه ده - پانزده پوت\nولیکن گاوان آلمانی سی - سی و پنج پوت وزن\nدارند. در زمانهای آخر قرغزان هم نسل حیوانات\nخود را بواسطه آمیزش دادن با حیوانات المانی\n\nله المانیان در یدسو بسیار است که اکثر آن شغل زراعت"}
{"book": "adl0940", "page": 291, "text": "ترکستان ۲۸۶\n\nخوب میگردانند .\nدر دریاچه بالخاش ، آلاکول ، ایسيق کول ، در نهر\n(ایلی) و (چو) ماهیگیری اجرا میشود، چون در ولایت\nیدی سورا بهای آهن خیلی کم و کارگران نایاب اند،\nازین جهت کسب صناعت و معد نی ترقّی نکرده\nاست . بسبب اینکه زمین اینجا اکثراً برای چارواداری\nو دهقانی مساعد است ، کار فابریک وزاودها نیز چندان\nپیشرفت ندارد . فقط در اطراف شهر آلماتا بمقدار\nکمی کارخانه های شرابسازی ، صابون پزی و چرمگری\nتماکو سازی و آسیا ها موجود بوده ، در آنها اشیای\nخام که از محصولات چارواداری و دهقانی عبارت\nاست، اعمال میگردد. بسبب موجود نبودن سرمایه\nکمی عدهٔ کارگران و عدم راههای منتظم، کارهای کار\nخانگی و فابریکی درین ولایت ، در درجه خیلی پستی\nمیباشد . بدین گونه بدرجه پست بودن هنر و صناعت\nبسودا و تجارت نیز خیلی تأثیر کرده است ."}
{"book": "adl0940", "page": 292, "text": "ترکستان\n۲۸۷\n\nسودا و تجارت\nمالهائی که ازین ولایت بخارج نقل میشود.\nعمده از محصولات چارواداری و دهقانی عبارت\nبوده، بدین ولایت از آوروپای روسی مالهای گزوار\nآهن، اسباب شیشگی، ماشین های گوناگون و جهاز\nهای خانگی، بسوای این، چرمهای اعمال شده آورده\nمیشود. از سائر ولایات ترکستان غولنگ، مویز،\nهمه گونه میوه های خشک، پنبه، منسوجات، مصنوعات\nدستی نقل میگردد. از طرف سیبیریا همه گونه اسباب\nچوبین آورده میشود. مهم ترین سودای ولایت یدی\nسو، از تجارت یار مونکاها (بازار های عمومی) عبارت\nاست. درین یار مونکاها عمده چهار پایان گوناگون\nخرید و فروش میشود. سودای خارجی یدی سو با چین\nاست. بواسطه شهر های (جار کند)، (قارا کول)،\n(باختی) بشهر های (چوگاچک) و (قولجه) هر سال بمبلغ\nمال آورده میشود. بچین مشروبات، تمباکو، گوگرد"}
{"book": "adl0940", "page": 293, "text": "ترکستان ۲۸۸\n\nغله، برنج، عسل، ماشین های دهقانی نقل گردیده، از آنجا چهار پایان مختلف، محصولات خام چاروا داری، منسوجات چینی، چای، پوست، همه گونه ظروفات آورده میشود.\n\nمعارف ومکاتب\n\nدرین ولایت در زمان حاضر کارهای معارف خیلی پیش رفته است. مسلمانان بقدر ۷۷۰ مکاتب ابتدائی و چندین مدارس دارند که در اینها تقریباً یازده هزار شاگرد مشغول تحصیل میباشند. روسها دو گیمنازیا نه مکتب رشدی، ۱۲۰ مکتب ابتدائی و ۱۶ مکتب روسی ـ مسلمانی دارند که در آنها بقدر دوازده هزار نفر شاگرد تحصیل مینمایند. بیش ترین مکتب های مسلمانی باصول قدیم است. ولی درین زمانهای آخر به تشبث ترک تاتاران مکتب های اصول تازه نیز کشاده شده و شمارهٔ آنها روز تا روز افزون میشود. درین مکتب ها بسوای علوم دینیهٔ و شرعیه، فنون"}
{"book": "adl0940", "page": 294, "text": "ترکستان\n۲۸۹\nدینائی هم آموخته میشود. و شاگردان بروح ملی و دینی\nتربیه مییابند.\nادارۀ سیاسی یدی سو و شعبه های آن\nولایت یدی سو بشش اویازد - آلماتا، قاپال جوار\nآغاچ، لیپسی، جار کند، قارا کول - پرژ بوال و پیشپک.\nمنقسم میشود. این اویازد ها هم به (بولوسها) و بولوسها\nبه (آولها) و (قشلاقها) تقسیم گردیده ، از طرف حاکمان\nاویازد، آقساقالان بولوس و بیستیان اداره میشود.\nمرکز ولایت یدی سو- شهر آلماتا میباشد.\nآلماتا - این شهر در دامنۀ کوه (ایلی آلاتاو) و در\nساحل نهر (آلماتا) بنا شده ، هوایش سالم و اطرافش\nبا باغ و بوستانها احاطه گردیده و منظره اش خیلی\nزیبا میباشد.\nشهر آلماتا از سطح دریا بقدر هزار آرشین مرتفع بوده،\nدر دامنۀ کوه واقع است. ازین جهت درین شهر زلزله\nخیلی زود - زود بوقوع میآید. خصوصاً سال ۱۸۸۷ و"}
{"book": "adl0940", "page": 295, "text": "ترکستان\n۲۹۰\n۱۹۱۰ میلادی زلزله‌های شدیدی واقع شده، شهر را\nزیاده خراب و اهالی را خیلی ضرر دیده ساخته بود.\nدر بین آلماتا و تاشکند بمسافت ۸۱۴ چاقریم راه آهن\nکشیده شده است. نفوس آلماتا بقدر ۳۵ هزار\nبوده، ۲۵ هزار این از روسها و باقی آن از اهالی بومی\nعبارت میباشد. بیش‌ترین روسها مأمورین دولتی\nبوده، قسمی هم بتجارت اشتغال دارند.\nقاپال - دو هزار و صد، لیپسی - جوار آغاچ هشت\nهزار و پانصد، جارکند بیست و پنج هزار، قاراکول -\nپرژیوالسک چهارده هزار، پیشپک چهار ده هزار نفوس\nدارد و اینها شهرهای اویازد میباشند.\nتوقماق - در ساحل نهر (چو) واقع بوده، چهار هزار\nنفوس دارد و از جهت تجارت مرکز مهمی میباشد.\nامارت بخارا\nموقع جغرافی، حدود و سطح آن\nامارت بخارا در بین کوههای پامیر، بیابان ریگ"}
{"book": "adl0940", "page": 296, "text": "ترکستان\n۲۹۱\nزار و نهر جیحون (آمو دریا) واقع بوده، مساحهٔ سطیحه‌اش\n۲۱۷ هزار چاقریم مربع است. در طرف شمال بخارا\nمضافات آمو دریا و ولایت سمرقند، در طرف شرق\nآن ولایت فرغانه، در طرف جنوبش مملکت افغانستان\nو در طرف غربش ولایت ترکستان واقع است. مملکت\nبخارا را نظر بسطح و طبیعت زمینش، میتوان بقسم شرقی\nو غربی منقسم نمود. طرف شرقی اش از کوهستان و\nطرف غربی اش از دشت و بیابان عبارت است\nو فقط در ساحل آمو دریا، مقداری زمین های آباد\nموجود میباشد. در طرف شرقی فقط دامنه های کوه و\nوادیهای رود زمین های حاصلخیزی را داراست و\nازین جهت میتوان درین نقاط بدهقانی مشغول\nشد. (درین نقاط از زمانهای قدیم بدهقانی مشغول\nاند). ازین نقاط هر قدر که بطرف شرق پیش تر رفته\nشود، هما نقدر کوهها بلندتر شده، برای زندگانی نامساعد\nتر میگردد.\nکوههای بخارا از سلسلهٔ کوههای (آلای) پامیر"}
{"book": "adl0940", "page": 297, "text": "ترکستان\n۲۹۲\nعبارت است. ازین کوهها- سلسلهٔ کوههای حصار\nبطرف شمال کشیده شده، در بین ولایت سمرقند و\nامارت بخارا حدّ فاصل را تشکیل میدهد. اینک همین\nکوه ها نهر زر افشان و آمو را هم از یکدیگر جدا مینماید.\nکوههای حصار دوام کوههای آلای بوده، ازینجا لبهای\nزر افشان شروع میگردد. ( بلند ترین نقطهٔ این کوه\nهفت چاقریم است ). این کوهها چون از طرف غرب\nکول اسکندر بگذرند، بدو شعبه منقسم میشوند. در میانهٔ\nاین دو شعبهٔ کوه، رود (قاشقا دریا) واقع است که وادی\nآن زیاده منبت و حاصلخیز میباشد. وادی قاشقا\nدریا سیر نفوس ترین نقاط است. (درین وادی\nبیگی های قرشی، کتاب، شهر سبز، چراغچی و غوزار\nواقع است).\nدر شرق این نقاط، از ساحل نهر (سرخاب)\nکوههای « پتر بزرگ» کشیده میشود. این کوهها بلند\nترین کوههای ترکستان بوده، تپه های آنها با برفهای\nدایمی پوشیده شده است. ( بلند ترین نقطهٔ این"}
{"book": "adl0940", "page": 298, "text": "ترکستان ۲۹۳\n\nکوهها متجاوز از هفت چاقریم است) ازین هم\nشرقی تر، در زمین بیگی (دارواز) ،کوه های دارواز\nواقع بوده، این بیگی را تماماً فرا گرفته است .\nطرف شرقی کوههای (دارواز) و (پتربزرگ)\nبکوههای عظیم (پامیر) متصل میشود .\n\nاقلیم و هوا\n\nچون خاک بخارا از دریا دور تر واقع است .\nازین رو هوایش خشک است . در طرفهای کوهی\nهوا شدید تر بوده، زود- زود تبدیل مییابد. زمستان\nدراز و سرد، بهار سیر باران و تابستان بغایت\nگرم و محتبا میباشد . دربیان و دشتها هوا بشدّت\nگرم است . زمستان کوتاه و سرد و سیر برف بوده،\nتابستان خیلی گرم و دراز است . (بهار و خزان\nندارد) . در سواحل آمو دریا، در وادیها و بیابانهای\nریگ زار هوا خیلی گرم و برای سلامتی مضرّ است.\nدر روز های تابستان، چهار ماه تمام گرمی هوا به"}
{"book": "adl0940", "page": 299, "text": "ترکستان ۲۹۴\n\n۲۵ درجه میرسد که درین وقت اکثر مردمان بکوهها می\nکوچند .\n\nنباتات و حیوانات\n\nزمین بخارا نظر بطبیعت و اختلاف اقلیم و هوایش\nمختلف است . با وجود این، در بخارا انواع حیوانات\nو نباتات بسیار نیست، باد هائی که بموسم میوزد،\nبه نباتات خیلی ضرر میرساند. خصوصاً باد گرمی که\nاز جنوب غربی میوزد، از بیابان قزل قوم بمقدار\nزیاد ریگ آورده، روی نباتات را میپوشد و آنها\nرا میخشکاند. این باد را بخارائیان « افغانی » مینامند.\n\nآبیاری\n\nمهم ترین نهر بخارا (آمو دریا) است. قسم بالائی\nآمو دریا، تا آنجائی که از ساحل راست نهر واخش\n(سرخاب) می پیوندد، (پینج) نامیده شده، همین که\nبنهر (واخش مخلوط گردد، بنام (آمو دریا) دوام میکند."}
{"book": "adl0940", "page": 300, "text": "ترکستان ۲۹۵\n\nدر سواحل (آمو دریا) فقط بقدر ده ـ دوازده چاقریم\nزمین آباد بوده، اهالی در همین جای تنگ زندگانی\nمینمایند. آمو دریا اگرچه نهر بزرگ و سیراب است،\nولی از جهت آبیاری زمینها، اهمیتش خیلی کم می\nباشد. بآمو دریا از ساحل راست رودهای (گونت)\nو (قزل سو) که از (پامیر) بیرون میآید. مخلوط میشود.\nدر زمین هائی که بین این دو نهر واقع است، بیگیهای\n(کولاب) و (بلجوان) موجود است. بعد ازین بآمو دریا\nرودهای (کافرنیگان، (سرخان) و (شیر آباد) میپیوندد.\nنهر «زرافشان» بیشترین آب خود را در ولایت\nسمرقند صرف نموده، بخارا فقط یک جوی آن بنام\n«قارا سو» داخل میشود. با همه این، نهر «زرافشان»\nدر آبیاری خاک بخارا فایدهٔ بسیاری دارد. برای بخارا\nاهمیت زرافشان از آمو دریا بیشتز است. نهر «قاشقا\nدریا» هم از جهت آبیاری، خیلی اهمیت دارد."}
{"book": "adl0940", "page": 301, "text": "ترکستان\n۲۹۶\n\nنفوس و خلق\n\nچون مملکت بخارا هنگام حرکت خلق های آسیای وسطی به ایران، در بالای راه ایشان، همچنین در سر راه تجارت آسیای وسطی و ایران واقع بود، ازین رو اهالی این مملکت از زمانهای خیلی قدیم (۲۵-۳۰ عصر مقدم) بطرز مدنی زندگانی مینمایند. بیش ترین خلق بخارا تاجیک بوده، بجنس آرمی منسوب میباشند.\nسپس چند عصر بعد از میلاد حضرت عیسی به اینجا اقوام ترک آمده، حکومت ترک را تشکیل دادند. در عصر هفتم میلادی بخارا را عربها استیلا کردند و چند زمانی بخارا را امرای عرب اداره نمودند. در عصر دهم سامانیان اداره کردند (این وقت بخارا خیلی ترقی نمود). بعد ازین ترکان (یوغور) و بعد از آن ترکان مغول (چنگیز - تیمور) اداره نمودند.\nدر عصر سیزدهم بخارا را چنگیز خان ضبط کرده، بعد ازین امیر تیمور استیلا نمود. در زمان امیر تیمور شهر بخارا"}
{"book": "adl0940", "page": 302, "text": "ترکستان\n۲۹۷\nخیلی آبادی و معموریت کسب کرد. تیمور در بخارا مسجد\nو مدرسه ها، دربار و کاروانسراها بنامود. در زمان او\nبخارا از جهت معنوی هم خیلی ترقی کرد. در مدرسه های\nبخارا علوم عقلیه و نقلیه در غایت درخشانی تدریس\nگردید شهر بخارا از علما و فضلا پر شد.\nسال ۱۵۰۰ میلادی بخارا اوزبکان آمده، در زمان\nایشان بمدنیت و معارف سکته عارض شد. در دور\nاوزبکان غیر مدنی (شیبانی و استرخانیان) مدنیت\nبخارا تماماً روبه انحطاط گذاشته، در آخر بدین حال\nاسف انگیز حاضره افتاد. (سال ۱۷۸۴ میلادی\nبخارا را از اوزبکان سلاله مانغیت گرفته اداره می\nکند).\nدر زمان حاضر اهالی بخارا از خلق مختلطی عبارت\nاند که از اختلاط فقلت های گوناگون حاصل شده اند.\nحاضر در مملکت بخارا ملتهای مختلفه ئی همچون تاجیک،\nاوزبک، قرغز، تورکمان، غالچه، عرب، هزاره، افغان\nهندو، یهودی، لولی (جوگی)، ترک، تاتار و روس زندگانی"}
{"book": "adl0940", "page": 303, "text": "ترکستان ۲۹۸\n\nمینمایند.\nاکثریت اہالی را اوزبکان تشکیل داده، بہترین و آباد ترین زمین ہای بخارا در دست ایشان میباشد. در بخارا وظایف حاکمی و مأموری ہم در دست ایشان بوده، امیر حاضر ہم از قوم مانغیت و از سلالۀ ترک اوزبک میباشد. از ملت ہای قدیمه، فقط (غالچه) نام خلقی موجود اند که ایشان با تاجیکان خویشاوند ہستند خلق غالچه در کوہہای (دارواز) زندگانی مینمایند.\nتاجیکان - از نسل ایرانیان ہستند که در زمانہای مجہول از ایران آمده اند. این خلق در بخارا متمدّین و زیرک ترین ملت ہا میباشند. ایشان بمدنیت خود غالبین شان اوزبکان را مغلوب نموده اند. تاجیکان به اوزبکان پوشاک و لباس، عرف و عادت، مدنیت و معیشت خود را قبولانیده اند.\nہزارگان - خلقی اند که از افغانستان بخاک بخارا مہاجرت نموده اند. ایشان در ساحل نہر (قزل سو) سکونت دارند. ہزارگان خیلی نادان بوده، بحال"}
{"book": "adl0940", "page": 304, "text": "ترکستان ۲۹۹\n\nنیم وحشیت زندگانی مینمایند. ایشان بدین اسلام\nمتدین بوده، بمذهب اسماعلیه سالک میباشند. زکات\nو عشر مالهای شان را، بعلاوه اینکه به امیر بخارا می\nپردازند، برئیس دینی خویش آقاخان که در بمبای اقامت\nدارد، نیز ارسال مینمایند.\n\nیهودیان ـ در زمان خیلی قدیم از فلسطین بخارا\nآمده اند، یهودیان بخارا بزبان فارسی سخن میگویند.\nاگر چه اینها خلق کمی هستند، با همه آن بمسلمین بخارا بسی\nعادات اسرائیلی خود را قبولا نیده اند. مهم ترین تجارت\nبخارا، خصوصاً قسم مهم سودای پنبه و پوست بره\n(قره کول) در دست یهودیان میباشد. پیشه رنگ\nریزی و شراب سازی میتوان گفت که تماماً متعلق\nبه ایشان است.\n\nروسها ـ در نزد شهرهای مهم بخارا، از طرف\nخود شهرهای نو بنا نموده، درین شهر بصفت تجارت\nو در بعضی شهرها (همچون کرکی و ترمیذ) بهانه محافظت\nجای گرفته اند. در زمان حاضر در مملکت بخارا بقدر"}
{"book": "adl0940", "page": 305, "text": "ترکستان\n۳۰۰\nسی هزار نفوس روس موجود است .\nعربها - بقیۀ همان مجاهدین عرب هستند که درعصر\nهفتم از عربستان آمده اند . بیش ترین اینها در دشتها\nبه کسب چار واداری مشغول اند .\nہندویان - سوداگرانی هستند که از هندوستان\nآمده اند. اینها در بخارا عمدۀ بربا خوری اشتغال\nدارند. چنانکه بسود پول قرض داده، از آن پولها\nبیرون از انصاف ربا میگیرند .\nدر زمان حاضر خلق بخارا سه ملیون تخمین میشود.\nسودا، کسب وصناعت\nمهم ترین کسب بخارا از دهقانی عبارت است. ولی\nدر زمان حاضر کسب دهقانی، نسبت بزمان قدیم، چند\nدرجه پست تر میباشد. بیش ترین جویہائی که در زمان\nقدیم برای آبیاری زمین ها استعمال میگردید، متروک\nشده و ازین جهت زمین های بسیاری که در زمان\nله هندویان در زمان حاضر به سبب انقلاب در بخارا نیست شدند ."}
{"book": "adl0940", "page": 306, "text": "۳۰۱ ترکستان\n\nپیش آباد بوده، حاضر خراب و خالی افتاده است.\n\nسبب این چنین باید باشد. از اواسط عصر نوزدهم\nکه روسها به آسیای وسطی بنای تجاوز را گذاشتند،\nخانهای ترکستان بیش ترین وقت و غیرت خود را\nبمقابل هجوم و تجاوز روسها صرف نمودند. وقت اهالی\nرا از اشتغال بکسب آرام دهقانی منصرف نموده،\nبمدافعهٔ وطن، بجنگاوری جلب کردند. اینک بهمین\nسبب کار زراعت و دهقانی دو چار سکته گردید و\nجویهای بسیاری متروک شد.\n\nدهقانهای بخارا زمین را باصول خیلی قدیم، بزحمت\nو دشواری تمام کشت و کار مینمایند. ولی بسبب\nمنبت و حاصلخیز بودن خاک، خوب و کافی بودن آبیاری\nزیاد بودن روزهای آفتابی، محصولات زراعتی اینجا\nبسیار میباشد. همه گونه نباتاتی که در سائر نقاط ترکستان\nبعمل میآید، در بخارا هم حاصل میشود. در بخارا\nشغل پنبه کاری هم بخوبی ترقی کرده است ( بر پنج یک\nزمین های کارم اش پنبه کاشته میشود)."}
{"book": "adl0940", "page": 307, "text": "۳۰۲ \nسراج الاخبار \n\nپوستانداری هم در بخارا از کسب های خیلی مهمی\nشمرده میشود. خربزه های بخارا (خصوصاً خربزه های\nچهار جوی) بغایت شیرینی و خوبی شهرت یافته است.\nباغداری نیز خیلی پیشرفت حاصل کرده است.\nچنانکه در باغهای بخارا زردالو، آلو، انگور، انجیر، شفتالو،\nانار، پسته، بادام، جوز و بمثل این میوه های دیگر\nتربیه میشود. غولنگ و مویز بخارا بمقدار زیاد بآور و\nپای روسی نقل میگردد. بیش ترین زمین بخارا از\nبیابان، دشت، نیزار، بیشه زار واز دامنه های کوه\nعبارت بوده، برای چار واداری خیلی مساعد میباشد.\nازین جهت در اینجا چار واداری هم اهمیت. بزرگی\nرا داراست. در میانهٔ چارپایان، میش \"قارا کول\"\nموقع نخستین را اشغال میکند و بیش از همه پرورش\nمیشود. در مملکت بخارا بیش از ده ملیون رأس میش\nقاراکولی موجود است. هر سال از بخارا بقدر دو ملیون\nپوست قارا کول بممالک خارجه نقل میشود.\nبسوای این، در بخارا شتر، اسپ و خر هم خیلی"}
{"book": "adl0940", "page": 308, "text": "ترکستان\n۳۰۳\nپرورش میشود. بسبب نبودن راههای آهن در مملکت بخارا، این حیوانات در کوهستانها و بیابانها برای حمل و نقل استعمال میشوند. در طرفهای کوهستانی در بیگی های حصار، کولاب، بلجوان و قارا تیگین حیوانات شاخدار نیز بسیار پرورش میگردد. در مملکت بخارا بقدر یک ملیون اسپ، ششصد هزار حیوان شاخدار سیصد هزار شتر موجود است.\nهنر و صناعت - فقط از هنرهای دستی عبارت بوده، مقداری زاود های پنبه تازه کنی هم موجود است. بیش ترین این زاودها به امیر بخارا متعلق میباشد.\nدر بخارا از هنرهای دستی، ساختن همه گونه اسباب و آلات، چرمگری، حاضر نمودن منسوجات گوناگون از پنبه و پشم، قالی و گلیم بافی خیلی ترقی کرده است. در قالی بافی بیگی کیلیف و کرکی تقدم جسته است. در میان قالی های بخارا، قالی های «قزیل آیاق» مشهور میباشد. ولی قالیهای بخارا از قالیهای ترکمان پست تر است. بسوای این در بخارا کسب پیله داری نیز خیلی"}
{"book": "adl0940", "page": 309, "text": "ترکستان\n۳۰۴\nترقی کرده و در اینجا بمقدار زیاد کرمهای پیله تربیه می گردد. از پیله های کرم ابریشم بخارائیان بنام مخمل، شاهی، بیقصب، پر طاوس، ادرس منسوجات ابریشمین میبافند و ازین پارچه ها کمربند، فوته، سله، جامه، کله پوش (کلاه) و لباسهای دیگر میدوزند.\nمعدن و کانها - ثروت زمینی بخارا خیلی زیاد بوده، ولیکن بتازگی بکار انداخته شده است. در بخارا طلا هم استخراج میشود ولی چون شستن طلا باصول قدیم بوده، بروی پوست میش شسته میشود، ازین رو خیلی کم و بدشواری استحصال میگردد. از کولهائی که در قارا کول و بیگی نور آتا واقع است، بمقدار زیاد نمک هم استحصال میشود. (در بیگی کولاب تپه خواجه مؤمن که یک و نیم چاقریم ارتفاع دارد، خالص از نمک سنگ عبارت است).\nسودا و تجارت\nمملکت بخارا در بارۀ سودا و تجارت موقع مهمی را"}
{"book": "adl0940", "page": 310, "text": "۳۰۵\nترکستان\n\nاشغال نموده، با همسایگانش ممالک ایران، چین،\nترکیه از زمانهای خیلی قدیمی تجارت و دادوستد\nمینماید. حتی باکتانزهای نو وگورود، پسکوف و ماسکو\n(روسیه) هم از عصرهای نهم معاملۀ تجارتیه داشته\nاست. در زمان قدیم ترکان بلغار که در ساحل «قاما»\nسکونت دارند و در زمانهای آخر ترک - تاتاران قازان\nنیز با بخارا سودای بزرگی داشتند. در بین بخارا و شهر\nهای بلغار - قازان پیوسته کاروانهای تجارت رفت\nوآی مینمود. در اوایل عصر هجدهم میلادی، از تاتاران\nولایت (ویاتکا) شوپای آرسلانوف، از تاتاران قازان\nمنصور یوسفوفها یونسوفها و عیلیبوفها، در اوایل عصر\nنوزد هم منگرلی مختار و آداموفها کاروانهای تجارتی\nخود را بخارا گسیل میداشتند. درین زمانها بخارائیان،\nبلغاران و ترک - تاتاران از یکدیگر استفاده های مادی\nو معنوی میگردند. این حال تا آنزمان دوام نمود که\nترکستان را روسها استیلا کرده، راه آهن آسیای وسطی\nرا انشا نمودند."}
{"book": "adl0940", "page": 311, "text": "ترکستان\n۳۰۶\nاگر گفته شود که ترک - تا تاران قازان بقدر چهار عصر دین و ملیت خود را در سایهٔ همین کاروانهای تجارت از دستبرد روسها در زیر فشار ایشان محافظه نمودند، خطا نخواهد بود. این کاروانها در آن زمانها مدنیت بخارا را بدیار قازان و بلغار داخل نموده، روح اسلام تخم تعصب دینی و ملی را در آنجا کاشتند.\nعبدالنصیر قورصاوی، عبدالرحیم اوتوز ایمانی، و ملّا شهاب الدین مرجانی که از علما و مصلحین نخستین ترک تاتار هستند، بواسطهٔ همین کاروانیان بسمرقند و بخارا رفته، تحصیل علوم نموده بودند ترک - تا تاران اینک برای این خدمت بزرگش از استادشان بخارای شریف که شهر قدیم مدنی است، ممنون میباشند.\nبخارائیان عموماً سوداگر، از جهت زندگانی و معیشت زیاده مقتصد و قناعت کار هستند. ولی طویهای ختنه سوری که باصطلاح ایشان «سنّت طویی» نامیده میشود و در آن طویها اسراف و فحشیات فوق العاده بوقوع میآید، ازین مستثناست. در حقیقت طویهای"}
{"book": "adl0940", "page": 312, "text": "ترکستان\n۳۰۷\n\nختنه سوری فوق العاده پر مصارف بوده، با افلاس\nنمودن (ورشکستن) صاحب طوی به انجام میرسد.\nبخارا از روسیه هر سال بمبلغ ۲۵- ۳۵ ملیون مال\nو متاع وارد شده، از بخارا هم بهمین مبلغ پنبه، پوست\nچرم، پشم، ابریشم، منسوجات ابریشمین و مالهای دیگر صادر\nمیگردد. معاملات تجارتی بخارا عموماً بقدر صد ملیون\nاست.\n\nاداره بخارا و جاهای معمور آن\n\nدر بخارا تا اختلال کبیر روسیه، اداره کیفی جاری\nبود چنانکه جمیع مملکت، اهالی، مال و ملک، همچون ملک\nخصوصی امیر بخارا اداره میگردید. ولی پس از اختلال\nکبیر روسیه، سال ۱۹۱۷ میلادی، در سایه حرکت متفقه\nاختلالچیان روس و جوان بخارائیان، امیر بخارا بمملکت\nخویش اعلان مشروطیت داد. ولی چون اهالی بخارا\nاستعداد اداره مشروطیت نداشتند، ازین رو این\nاصلاحات فقط بروی کاغذ ماند. مجلس ملی، وزرای"}
{"book": "adl0940", "page": 313, "text": "مسئول و قانون اساسی که در مملکت های مشروطه\nموجود است، در بخارا وجود ندارد. در اینجا فقط سپاهیان\nمستقل و مستبد، حاکمان غیر مسئول و ادارۀ کیفی\nموجود است. امیران صاحب بالاستقلال مملکت و\nحاکمان گروه یغماگران هستند که اهالی بیچاره را بنام\nباج و خراج غارت مینمایند.\nکومیتۀ جوان بخارائیان که سال ۱۹۱۷ میلادی، در\nماه آپریل تشکیل گردیده بود، حاضر در مقابل این تسلط\nامیر از اتخاذ تدبیر عاجز میباشد. امیر بخارا چند نفر\nاز جوان بخارائیان را باعدام حکم نمود و دیگران شان\nاز بخارا گریخته، به بخارای نو، سمرقند و تاشکند آمده\nاند و بمقابل استبداد و ظلم امیر حرکت مینمایند.\nنهایت چون در روسیه نفوذ و حاکمیت بدست\nبالشویکان گذشت، جوان بخارائیان با انقلابیون روسیه\nمناسبات نزدیکی بر پا کرده، در آخر همین سال آخر ماه\nفیورال، با کومیساران خلق جمهوریت ترکستان (در تاشکند)\nسازش نمودند و سپس با دسته های عسکر سرخ به \"حضرت امیر\"\n\n١ کاگان +"}
{"book": "adl0940", "page": 314, "text": "ترکستان\n۳۰۹\nطلب نامهٔ قطعی (اولتیا ماتوم) دادند. ولی این اولتیماتوم را امیر قبول نکرد. این گاه جوان بخارائیان و بالشویکان روس به امیر بخارا اعلان جنگ دادند و در میانهٔ طرفین جنگ سختی بوقوع آمد. این جنگ بقدر یکماه دوام نموده، نتیجهٔ جنگ از بخارائیان آدمان بسیاری کشته شده، بی اندازه مال و ملک تلف گردید. شهر های کرمنه، خطره چی، ضیاء الدین و دهات بسیار خراب شد. جمیع مال و ملک آنها یغما و تاراج گردید. بشهر بخارا نیز ضرر زیادی رسید. در آخر در میانهٔ امیر و بالشویکان و جوان بخارائیاں صلح منعقد شد. امیر متعهد گردید که بحکومت بالشویک صد ملیون صوم (بپول بالشویکی) تضمینات حربیه پرداخته، همهٔ اسلحهٔ عسکران خود را تسلیم نماید. در مقابل این بالشویکان تعهد نمودند که امیر بخارا را در مملکت خویش مستقل و مختار بگذارند. بدین گونه در بخارا باز هم ادارهٔ مطلقه اعاده گردید. چنانکه تازه فکر، آزادیخواه و اصلاح طلبان را بیرحمانه تعقیب و اعدام میکنند. ولی با همهٔ این، نمیتوان"}
{"book": "adl0940", "page": 315, "text": "ترکستان\n۳۱۰\nجنبش آزادی و حرکت حریت را نگاه داشت . جوان\nبخارائیان با طرفداران استبداد و محافظه کاران مبارزه\nخود را دوام میدهند . روزی خواهد رسید که ملت\nغلبه نموده، ادارهٔ مملکت را بدست خویش بگیرد.\n\nادارهٔ سیاسی و ملکی\n\nدعوی، عرض و داد اهالی را قاضیان تفتیش نموده،\nحکم میکنند . حکم بموجب شریعت اجرا میگردد . در امارت\nبخارا، پس از امیر، حاکم نخستین درجه - قوشبیگی میباشد.\nقوشبیگی وظیفهٔ رئیس الوزرائی و در غیاب امیر، وظیفهٔ\nنیابت سلطنت را اجرا مینماید . دیوان بیگی بجای\nوزیر مالیه بوده، توقسابا، پروانچی، توپچی باشی نیز مأموریت\nهای مهمی را دارا میباشند .\nقاضی کلان امور دینیه، عدلیه و معارف را نظارت\nمیکند. بسوای اینها، رئیس، اعلم و مفتی نیز وجود دارد.\nرئیس عموماً وظیفهٔ نظمیه و محتسبی را انجام میدهد. یعنی\nاجرای احکام شریعت . صحت و درستی معاملات سودا-"}
{"book": "adl0940", "page": 316, "text": "ترکستان\n۳۱۱\nو تجارت و بمانند این جهت اخلاق اهالی را تفتیش می کند. جمیع مملکت بخارا به بیست و هشت «بیگی» و یا «ولایت» منقسم میگردد. هر ولایت را بیگ و حاکمی که از طرف امیر نصب و تعیین میشود، اداره مینماید. «بیگی» با هم به «املاکداری» ها تقسیم مییابد.\nبخارا - بیگی های چهار جوی، قارا کول، نور آتا، شهر سبز، حصار، قارشی، شیر آباد، خطرچی، کتاب، کولاب بلجوان، درواز، تیرمیذ و قارا تیگین (۱) میباشد.\nدر بخارا هیچ مأموری از خزینه دولتی معاش و مواجب نگرفته، همه آنان بحساب اهالی زندگانی مینمایند. بدین سبب در اینجا بی اندازه سوء استعمالات بمیان میآید. مأموران چون در کارهای خود مختار و آزاد هستند، ازین رو، بطور دلخواه شان از اهالی مالیات و خراج میگیرند. مالیات و خراج سالانه را امیر بر بیگ خویش مقرر مینماید: این مالیات را بیگ از رعیت زیر دست خود بطور دلخواهش گرد میآورد و مقدار معین آن را به امیر تقدیم داشته باقی را بجیب خود میاندازد.\n(۱)"}
{"book": "adl0940", "page": 317, "text": "ترکستان\n۳۱۲\n\nحاکمان درجه دویم و سوم که در زیر دست بیگ واقع\nاند نیز از اهالی بیش از مقداری که بیگ شان معین\nنموده، مالیات اخذ مینمایند و حصه بیگ را جدا نموده،\nباقی را برای خود نگاه میدارند. در نتیجه رعیت بیچاره\nسه - چهار مرتبه بیش از مقدار لازمی مالیات داده،\nبکلی تاراج میشوند.\nامیر بخارا چند هزار عسکر پیاده، سواره و توپچی و\nچند صد نفر هم صاحب منصب دارد. سردار و فرمانده\nتمام این لشکر - توپچی باشی میباشد. ولی سربازان\nبخارا فقط بنام عسکر بوده، هیچ گونه انتظام ندارند.\nدر میانه این سربازان از جوانان پانزده ساله تا پیران\nشصت ساله موجوداند. اینها دارای هیچ روح عسکری\nو دشت نیستند. سربازان بخارا فقط از برای رسمیت\nمحافظه میشوند. با همه این، هر سال برای اداره عسکر\nبخارا بقدر دو ملیون صوم صرف میشود. لباس این\nعسکر ها نیم آور و پائی ونیم تاجیکی میباشد."}
{"book": "adl0940", "page": 318, "text": "ترکستان\n\n۳۱۳\n\nمعارف و مدارس\n\nچون تعلیم و تعلم در امارت بخارا باصول خیلی قدیم\nجاری است . ازین رو علم و معارف ترقی نکرده است.\nمکاتب بخارا اکثراً از جهت حفظ صحت خیلی مضر،\nتاریک و مرطوب میباشد شاگردان را باصول قدیم\nبیجائی تعلیم میدهند . در مکتب های بخارا فن آموخته\nنمیشود . فقط بسواد اہمیت میدهند . بچگان شش\nهفت سال در مکتب تحصیل مینمایند و اگر زیرک\nنباشند، باز هم بیسواد میمانند . خط و نوشتن فقط\nبآدمان خوشبخت نصیب میشود . در بخارا مدارس\nبسیار است . مدرسه های بخارا بغایت مکمل نباشده\nو ہمہ آنها با وجوہ موقوفہ تأمین شدہ است ولی\nبسبب سو استعمال حاکمان و عالمان و متولیان،\nاین موقوفات در زمان حاضر بیش از آنکه واردات\nمدارس را تشکیل دهد، مدار تعیش گروه وقف خوران\nمی گردد ."}
{"book": "adl0940", "page": 319, "text": "ترکستان\n۳۱۴\n\nاهالی بخارا از احوال زمانه بی‌خبر و خیلی متعصب\nمی‌باشند. شمارۀ آدمان باسواد در بخارا خیلی کم است.\nپایتخت امارت بخارا شهر «بخارا» است. بخارا\nشهر خیلی قدیمی بوده، از طرف خلق‌هائی‌که در زمان\nقدیم در ترکستان سکونت داشته‌اند، بنا گردیده\nاست. در جای بخارای حاضره در اول شهر «پیکند»\nو بعد از آن «جمکند» واقع بوده است. اهالی بخارا\nدر عصر پنجم از خانزادگان ترک «شیر کاد بیک» را\nبسوی خویش دعوت نموده، او را خان برداشتند.\nدر سایۀ این بخارا ترکان آمده، این شهر را تا عصر\nهفتم اداره کرده‌اند. ایشان خان‌شان را «خودات»\nبنا میدند. پس از ترکان عربان سامانیان پس از\nایشان ترکان مغول و در آخر اوزبکان بخارا را استیلا\nو اداره نمودند.\nشهر بخارا در ساحل نهر «شاهرود» بنا شده اطرافش\nبا حصار بلندی احاطه گردیده است. بلندی حصار دو\nساژین، پهنای آن یک ساژین و درازی اش"}
{"book": "adl0940", "page": 320, "text": "۳۱۵ ترکستان\n\nدوازده چاتریم بوده، دو منارهٔ بزرگ و یازده دروازه\nدارد. درون حصار بقدر ۶۵۴ مربع دساتین زمین\nرا اشغال مینماید. این حصار در زمان خلافت محمد المهدی\nعباسی سال ۸۳۰ میلادی، برای مدافعهٔ بخارا از\nهجوم ترکان بنا شده است.\nدر اندرون شهر ۳۶۰ مسجد ۸ جامع بزرگ، صد\nمدرسه بزرگ و ۴۰ کاروانسرای، ۵۰ چهار سو و ۸۵\nحوض موجود است. بسبب قحطی آب در شهر، اکثراً\nآب این حوضها مدتهای زیاد ایستاده میگندد. بدین\nسبب در میانهٔ اهالی علت ”رشته“ پدید میآید.\nدر وسط شهر میدان ریگستان واقع بوده، در اینجا\nارک و دربار امیر و خانه های سپاهیان بزرگ موجود\nاست. ریگستان در جای بلندی واقع بوده، بقدر\nده دساتین زمین را اشغال مینماید.\nعمارت و خانه های بخارا از گل سفید، مسجد و\nمدرسه هایش از خشت و سنگهای سفید بناشده، بصورت\nعجیب منقش و مزین میباشد."}
{"book": "adl0940", "page": 321, "text": "ترکستان\n۳۱۶\nیکی از بزرگ ترین بناهای بخارا « مسجد کلان است.\nاین مسجد سال ۹۴ هجری به امر حضرت امیر قتیبه بن\nمسلم بنا شده است. در نزد مسجد کلان مناره ئی\nاست که تقریباً نود گز ارتفاع دارد. نگاه بروایات،\nاین مناره را مؤسس دولت سامانیه بخارا، اسماعیل\nبن احمد بنا کرده است.\nمشهور ترین بناهای بخارا را مدرسه ها و تربه ها تشکیل\nمیدهد. مدرسه های بزرگ بخارا از مدرسۀ کوکلتاش،\nزرگران، میر عرب، الوغ بک، عبد الله خان و مادر\nخان عبارت است. بیش ترین این مدرسه ها از\nطرف خانها و امیران بنا گردیده، بغایت منقش، مزین\nو مکمل میباشند.\nمشهور ترین تربه های بخارا مقبرۀ سلطان اسماعیل\nبن احمد سامانی است. این تربه بنای خیلی مزین و\nعظیمی است. سلطان اسماعیل در زمان خلیفۀ معتضد\nبالله عباسی بترکستان والی تعیین شده بود. سپس کسب\nاستقلال نموده، در بخارا دولت سامانیه را تأسیس کرد."}
{"book": "adl0940", "page": 322, "text": "۳۱۷\nترکستان\n\n(در عصر نهم میلادی) . همچنین تربۀ عبدالله خان\nشیبانی نیز مشهور میباشد.\nیکی از آثار تاریخی بخارا مرقد شیخ خواجه بهاءالدین\nنقشبندی است که در مسافت ده چاقریمی شهر واقع\nمیباشد . حضرت خواجه بهاء الدین از شیوخان بزرگ\nطریقت نقشبندیه است. مشارٌ الیه سال ۱۳۲۰\nمیلادی، در دهکدۀ «قصر عارفان» که در نزدیکی بخارا\nواقع است . متولد شده است . تحصیل ابتدائی را\nدر بخارا گرفته، بخواجه عبدالخالق غجدوانی شاگرد و\nمرید گردیده است . خواجه بهاءالدین (رح) بنام\n«حیات نامه» کتاب وعظ و بنام «دلیل العاشقین»\nدائر بتصوّف اثری دارد . حضرت خواجه در طرفهای\nعربستان و ایران سیاحت طولانی کرده و دو بار به\nحج رفته است . مقبرۀ خواجه بهاءالدین نقشبندی را\nبخارائیان و عموماً ترکستانیان محترم میدارند."}
{"book": "adl0940", "page": 323, "text": "ترکستان\n۳۱۹\nخانی خیوه\nموقع جغرافی اش\nخانی خیوه که در زمان قدیم بنام «خوارزم» مشهور\nبوده است، در مجرای پایانی و ساحل چپ آمو دریا\nواقع بوده، بطرف شمال غربی کشیده میشود. طول\nزمین خانی خیوه (از ایشک رباط تا دریای آرال)\nبقدر ششصد چاقریم و عرضش بقدر چهل- پنجاه\nچاقریم بوده، سطحش پنجاه و پنج هزار چاقریم است.\nحدودش\nدر شمال خیوه دریای آرال، در شمال شرقی اش\nنهر آمو دریا، در جنوب شرقی اش امارت بخارا، در\nغرب و جنوبش بیابان «قزل قوم» ترکمنستان واقع\nاست. از جهت وضعیت طبیعی، زمین خیوه وادی\nرا تشکیل میدهد. این وادی در زمانهای قدیم تک\nدریا بوده، چون عموماً نگاه کرده شود، از سطح همواری"}
{"book": "adl0940", "page": 324, "text": "۳۱۹ ترکستان\nعبارت میباشد. فقط در بعضی جاهایش تپه های خاکی\nو ریگی موجود است. در طرف غرب این خانی، در\nنزدیکی وادی \"اوست یورت\" گودیهای عمیق،\n(گودال ساری قامش) و خندقھائی که از خلیج ھای\nخشکیدۀ سابق عبارت است (همچون آی بو غیر)\nموجود میباشد. مملکت خیوه را نظر بسطح و طبیعت\nزمینش، میتوان بنام شمال شرقی و جنوب غربی بدو\nقسمت جدا نمود. قسمت شمال شرقی اش بواسطۀ\nجویها و کولهای جاری متعدد آبیاری شده، عموماً\nآبش فراوان و هوایش خوب است. ازین جهت\nدرین قسمت خلق بیش تر زندگانی مینمایند.\nولی قسم جنوب غربی اش دوام بیابان \"قزل قوم\"\nبوده، اکثراً باریگهای سیار پوشیده شده است.\nدر اینجا نباتات هم خیلی کم بعمل میآید گاه - گاه خار ھا\nو علفهای وحشی تصادف میشود. در گوشۀ جنوب\nغربی این قسمت، مقداری تپه ھا و بلندیها بوده، در\nمیانۀ آنها گودیها و خندقها موجود است."}
{"book": "adl0940", "page": 325, "text": "ترکستان\n۳۲۰\nاقلیم و هوایش\nهوای خیوه عموماً گرم و خشک است. بدین\nسبب درین مملکت فقط در آن گونه زمین هائی که\nبطرز صنعی آبیاری میشود، زندگانی کردن ممکن است\nبیش ترین خلق حضرتی خیوه، در قسمت شمال شرقی\nکه دارای آب فراوان و آبیاری خوبی است، زندگانی\nمینمایند. ولی در دشت های وسیعی که در قسمت جنوب\nغربی واقع است، فقط خلق کوچی (قرغز - ترکمانان)\nسکونت میورزند.\nآبیاری اش\nجمیع حیات خانی خیوه فقط بواسطه آمو دریاست.\nچون در اینجا لب های نهر آمو دریا خیلی پست و نرم\nاست، ازین رو بزودی خراب و فرو ریخته میشود.\nبدین سبب رود فقط از یک جای جاری نمیگردد،\nبلکه مجرای خود را زود - زود تغییر میدهد. آمو دریا پس"}
{"book": "adl0940", "page": 326, "text": "ترکستان\n۳۲۱\n\nاز در آمدن بمملکت خیوه، بچندین شعبه ها جدا میشود.\nازین شعبه ها در تمام خانی خیوه جویهای بسیاری\nکشیده شده است که بواسطهٔ آنها جمیع زمین های خیوه\nرا آبیاری مینمایند.\nمشهور ترین جوهای بزرگی که از آمو دریا آب میگیرد\nاز جوهای (پهلوان آتا)، (غازی آباد)، (شاه آباد)،\n(دار یالیق) و (لاوزان) عبارت میباشد. از اینها\nطول جوی شاه آباد سیصد چاقریم است. جوی دار یا\nلیق سر مجرای قدیمی آمو دریاست که بحر خزر میریخت\nآمو دریا هر قدر که بدریا نزدیک تر گردد. همانقدر بیش تر\nمنشعب شده، کناره های خود را فرو ریخته، فراخ تر می\nگردد. چون بموضع «نوقوس» برسد، آب نهر آمو بیش تر\nمنشعب و منقسم میشود. در میانهٔ این شعبه ها جزیره های\nبسیاری بمیدان آمده که در آنها تپه زار و نی زار های\nبزرگ حاصل میشود. رفته رفته بیشه های کوچک\nپدید میآید که در آنها درختان سنجد، سفیدار، ناک وغیره\nمیروید. از خاصیت عجیب آمو دریاست که از یکطرف"}
{"book": "adl0940", "page": 327, "text": "ترکستان\n۳۲۲\nمحصول جزیره ها و زمین ها سلب نشده ، از طرف دیگر\nکناره های خود را فروریخته، زمین های آباد را خراب\nمینماید. بموجب قانون طبیعت همه رود های دنیا\nتناسباً به نشیبی کره ارض ، بطرف شمال میل مینماید.\nآمو دریا هم بدین قاعده تبعیت نموده، هر سال از\nساحل شمالی زمین های بسیاری را فرو ریخته، بطرف\nشمال میل مینماید و بدین گونه خیلی زمین های آباد را\nفرا میگیرد. خلاصه نهر آمو دریا (جیحون) به اهالی از\nیکطرف فایده و از طرف دیگر ضرر میرساند.\nمعدنها و ثروتهای زمینی\nدر مملکت خیوه ثروتهای زمینی هم بسیار است.\nدرین مملکت پیش از همه معدنها، نمک استحصال میشود.\nنمک را عمده از کان نمکی که در بین شهر (دارغان آتا)\nو (تپنه ک) واقع است، استحصال مینمایند. در کوههای\n(سلطان ویس بابا) و (شیخ جلیل) وجود طلا ثابت\nمیباشد. در طرف شهر اور گنج کهنه و باطلاق \"بار سه"}
{"book": "adl0940", "page": 328, "text": "۳۲۳\nترکستان\nکیلمه س معدن نفت و ذغال سنگ پیدا شده\nاست. بسوای اینها، کان گوگرد، فیروزه، سلتیزه که\nاز وی باروت میسازند وجوهر حموضۀ زیمه نیز\nاستخراج میشود.\nزمین های خیوه هنوز بقدر لزوم تفتیش نشده\nاست. ولی در خیوه وجود معدنهای دیگر هم احتمال\nدارد. بظن کیمیاگر خصوصی، در کولهای خشکیده خیوه\nجوهر رادیوم نیز موجود است.\nخلق و نفوسش\nنفوس مملکت خیوه، بقدر یک ملیون تخمین میشود\nکه بیش ترین اینها (۶ و ۹ فائضش) بجنس ترک مغول\nمنسوب اند. از اینها نیم ملیون اوزبک و سارت،\nچهار صد هزار ترکمن، پنجاه هزار قرغز - قازاق، چهل\nهزار قارا قالپاق بوده، باقی آنها از ترک- تاتار، ایرانی\nتاجیک، عرب، ارمنی، آلمانی و یهودی عبارت میباشند.\nاهالی بومی (اصلی) خیوه- از تاجیکان خوارزم عبارت"}
{"book": "adl0940", "page": 329, "text": "ترکستان ۳۲۴\n\nاند که از اختلاط ترکان (قانقلی) و ایرانیان حاصل\nشده اند. در عصر شانزدهم میلادی، در زمان\nشیبان خان، اوزبکان بخیوه آمده، اهالی بومی را محو\nنمودند. (قسم بزرگ شان بنام سارت تمثل نموده،\nبعضی ایشان محو شده اند). در خیوه در زمان حاضر\nحاکمیت در دست اوزبکان میباشد. خان خیوه اوزبک\nبوده، از سلاله قونغرات است. ولی بیش ترین وزیران\nسارت و از نسل خواجه ـ سیداند.\nدر زمان حاضر اوزبکان خالص در ولایت (گورلن)\nسکونت دارند. اوزبکان خیوه در ملیت خویش ـ\nاوزبکی بغایت متعصب هستند. ایشان ساز و شعر را\nدوست میدارند. ساده، صادق و بهمه کارها قابل\nومستعد میباشند. سوداگران ماهر و دهقانان با اجتهاد\nاند. سارتهای خیوه از اختلاط اوزبکان تاجیکان و\nایرانیان حاصل شده اند."}
{"book": "adl0940", "page": 330, "text": "ترکستان\n۳۲۵\nترکمانان\n\nترکمانان خیوه بنام یمود، چادور، اوشاق و ایرانی بچندین قبیله ها منقسم میشوند. هر قبیله ئی مخصوص بخود سرداری (رئیسی) دارد. جمیع ترکمانان خیوه دارای چهار سردار (حاکم) هستند. قسم بزرگ ترکمانان خیوه حضری بوده، بدهقانی و زراعت مشغول اند. ولی در. میانه ایشان غارتگر و راهزن نیز بسیار است که از حرکت آنها بمملکت خیوه خیلی ضرر میرسد. خصوصاً ترکمانان یمود براهزنی شهرت یافته اند. (گروهی ازین ترکمانان پنج- شش سال است که مشغول عملیات بوده، مملکت خیوه را تماماً بحال خرابی انداخته اند. اینها سی چهل سال است که مملکت خیوه را تالان و تاراج مینمایند. این ترکمانان اگرچه در ظاهر تبعه خیوه شمرده میشوند. ولی ایشان خان مخصوصی هم دارند. هفت. هشت سال است که گروهی از خلق ترکمان در تحت ادارۀ جنید خان نام شخصی بمملکت خیوه هجوم آورده،"}
{"book": "adl0940", "page": 331, "text": "ترکستان ۳۲۶\n\nچند بار با اهالی خیوه جنگیدند. اوزبکان و سارتها را تماماً\nمغلوب نموده، جمیع شهرها و دهات شان را تاراج و\nخراب کردند.\nترکمانان خیوه بغایت نادان و ساده و زیا و\nجنگاور و بهادر هستند. ایشان گاهی غم آینده را نخورده\nفقط راحت امروزه را می اندیشند. ترکمانان بغایت\nراست گفتار، وعده دار و مهمان نواز میباشند. عموماً\nآنها طبیعت های پسندیدۀ ترکان قدیم را دارا هستند.\nاگر ایشان را بطرز خوب تربیت و معرفت داده شود،\nدر عالم ترک خلق نخستین خواهند شد. ولی افسوس که\nحکومت خیوه عموماً اهالی خیوه در بارۀ تربیت و تعلیم\nترکمانان هیچ تدبیری اتخاذ نکرده اند. در صورتی که\nاز ترکمانان بقدر لزوم استفاده مینمایند، برای شان\nمدرسه ئی، حتی مکتبی هم تأسیس نکرده اند.\n\nقارا قالپاقان\n\nقارا قالپاقان از قدیم ترین قوم ترک بوده، خیلی"}
{"book": "adl0940", "page": 332, "text": "ترکستان\n۳۲۷\nکوشان و غیور، بردبار و متحمل، پاکیزه و تازه بدن، نیرو\nمند و قوی میباشند. قاراقالپاقان در زیر پنجه اوزبکان\nجنگاور خیلی فشار خورده، بهمه سختی و دشواریهای\nزندگانی مقاومت نموده، بزحمت و محنت خو گرفته اند\nقارا قالپاقان عموماً بدهقانی و زراعت استعمال مینمایند\n(قسمی هم بماهیگیری مشغول اند). با این همه اجتهاد\nو فعالیتی که دارند، بسبب سنگینی مالیاتی که حاکمان خیوه\nبنام «سالغورت» میگیرند، در نهایت فقر و فاقه\nزندگانی مینمایند. قارا قالپاقان بنام نایمان، قپچاق،\nاوییغور بچندین قبیله جدا شده، اداره میگردند.\nقرغزان خیوه\nقرغزان خیوه، قرغزان خالص نبوده، با نسلهای\nدیگر مختلط میباشند. ایشان اکثراً در میانه بیابان\nقزیل قوم و در ساحل بحر خزر بطرز نیم بدوی و نیم\nمدنی زندگانی مینمایند. بسوای آنها، همه خلقهای دیگر\nمهاجر هستند."}
{"book": "adl0940", "page": 333, "text": "ترکستان\n۳۲۴\n\nسودا، کسب و صناعت\n\nقسم بزرگ اهالی خیوه بدهقانی مشغول اند. ولی\nچون هوای خیوه عموماً خشک و گرم، زمینش غالباً\nشوره زار است، ازین جهت دهقانی و زراعت\nاینجا اجتهاد بسیاری را میخواهد. چنانکه همیشه بزمین\nها سرگین ریخته، اصلاح نمودن لازم است زمین را\nپیش از کاشتن، تماماً نرم نموده، سیراب باید کرد. اگر\nبخوبی سیراب نشود، زمین شوره بسته، زراعت نمیروید\nپس در اینجا آب در دهقانی عامل نخستین است ،\nدهقانان خیوه بهمه این مانعات مقاومت نموده ،\nزمین را بخوبی شیار میکنند. ولی طز شیار زمین\nآنها به اصول خیلی قدیم بوده، با «گاو آهن »، بیل\nو کلند کشت و کار مینمایند. دهقانان خیوه تمام سال\nاز پیش زمین خود جدا نمیشوند و دائما در زمین خویش\nکار میکنند. با همه این بسبب با برکت بودن خاکش\nمحصولات دهقانی از خود اهالی خیوه زیادی میکند و"}
{"book": "adl0940", "page": 334, "text": "ترکستان\n۳۲۹\nبخارا و بواسطهٔ بحر آرال بقازاقستان نیز اخراج می\nگردد. در خیوه بیش از همهٔ حبوبات، گندم کاشته\nمیشود و بعد از گندم - شالی، جواری، جو، ارزن ،\nلوبیا، و ماش هم خیلی زراعت میگردد .\nدر زمانهای آخر زراعت پنبه هم رو بترقی گذاشته\nاست . اهالی خیوه نسبت به پنبهٔ محلی «غواوچه»،\nپنبهٔ تخم آمریکا را بیش ترمیکارند. چون دهقانان خیوه\nدریافتند که نسبت به کشت های دیگر، پنبه بیش تر\nمداخل میدهد، ازین رو بزراعت آن اهمیت داده،\nبیش ترمیکارند. در اینجا پنبه کاری روز تا روز در\nترقی بوده، در زمان حاضر بقدر یک ملیون پوت پنبه\nبخارجه نقل میشود. (بقدر نیم ملیون پوت پنبه بخود\nشان صرف میگردد) بواسطهٔ شهر اورگنج ده هزار ها\nپوت تخم یونجه۱ (لیوسیرن) جمع شده، بممالک اجنبیهٔ\nنقل میگردد .\nاهالی بتربیهٔ باغ و بوستان نیز خیلی هوس دارند\nو بدین کار زیاده ماهر هستند . زراعت، باغ و بوستان\n۱ رشقہ"}
{"book": "adl0940", "page": 335, "text": "ترکستان ۳۳۰\nعموماً دهقانی ایشان در اطراف خانۀ خود شان واقع است .\nحوالی ایشان هر وقت با درختان احاطه میشود. در نزد خانه اشان حوض کنده، باطراف آن درخت های نارون و یا « بید » میکارند . در باغ شان سیب، انگور، شفتالو، بهی، زردالو، انار و انجیر حاصل میشود . از خاصیت هوا و خاک خیوه است که میوۀ آن بغایت لذیذ و شیرین میباشد . محبوب ترین میوۀ اهالی خیوه خربزه است و ازین رو خربزه را بسیار میکارند، خصوصاً در ساحل آمو دریا خربزه بیش تر کاشته میشود . خربزۀ خیوه در تمام مملکت ترکستان بلذت و شیرینی امتیاز مییابد . کدو هم در خیوه زیاد کاشته میشود که از آنها برای آب و روغن ریختن ظرف « دول » میسازند .\nبسوای اینها، در خیوه درخت توت هم بسیار کاشته شده، با برگ آنها کرمکان پیله تربیت میشوند . ازین جهت در خیوه کسب کرمداری هم شیوع دارد ."}
{"book": "adl0940", "page": 336, "text": "ترکستان\n۳۳۱\n\nچار و داری\nقرغزان، قارا قالپاقان و ترکمانان کوچی با چار واداری\nمشغول میشوند . در میان ایشان اکثراً اسب، شتر و\nگوسفند پرورش میگردد . در بین قارا قالپاقان کوچی\nحیوانات شاخدار، همچون گاو، پیش تر پرورش میشود\nقارا قالپاقان هر سال بمقدار صد هزار صوم محصولات\nشیری (روغن و کشک) میفروشند . چار واداران خیوه\nگوسفند را کم تربیه میکنند . ازین جهت اهالی خیوه\nبرای کشتن، گوسفندان را از ایران، بخارا، حتی از\nافغانستان میآورند .\n\nصناعت و هنر\nهنر و معارف خلق در درجۀ خیلی پستی میباشد.\nدر اینجا بسبب نبودن اسباب سوخت . همچون\nذغال سنگ و درخت، همچنین بسبب بنودن راههای\nآهن، صناعت زاود و کارخانگی وجود ندارد . در"}
{"book": "adl0940", "page": 337, "text": "ترکستان\n۳۳۲\nمملکت خیوه فقط ۱۵-۲۰ کارخانۀ پنبہ تازه کنی ، یک - دو کارخانۀ صابون پزی و چندین آسیا موجود است . ولی هنرهای دستی تا درجه ئی پیشرفت حاصل کرده، کافی باحتیاج خلق اشیا حاضر میشود . مثلاً جوالرانی ، کلالگری ، خشت پزی ، پارچه بافی، چیتگری، آهنگری ، زرگری ، صابون پزی ، شمع ریزی، چرمگری و صنعت های دیگر که اشیای ضرور درجۀ اول را اعمال مینماید، بخوبی ترقی کرده است . بسوای اینها، پیشۀ نمد مالی و قالی بافی نیز زیاده پیشرفته است، پیشۀ قالی بافی مخصوص ترکمانان بوده، در میانۀ آنها ترکمانان یمود بگلیم و قالی بافی ممتاز میباشند . قالی های یمود از قالی های ایران نفیس تر و بهتر است .\nپیشۀ ماهیگیری هم درمیان خیوه گیان موقع مهمی را اشغال کرده است در آنره ما بها قاراقالپاقان و قرغزان با اسباب و آلات قدیمه به کسب ماهیگیری اشتغال مینمودند . سپس بزمین خیوه قازاقان اورال که در پیشۀ ماهیگیری متخصص اند، سکونت گرفته، پیشۀ"}
{"book": "adl0940", "page": 338, "text": "ترکستان\n۳۳۲\nماہیگیری را براه خوبی انداختند. ایشان باخود دامهای خیلی مکمل ماہیگیری آورده، بکار در آمدند. قرغوان و قارا قالپاقان هم از آنها عبرت گرفته، در پیشهٔ ماہیگیری به استعمال اسبابهای زمان حاضر شروع نموده اند. بدین سبب در خیوه کسب ماہیگیری روز تا روز ترقی میکند.\nپیشهٔ ماہیگیری در نهر آمو دریا، بحر آرال و کولہائی که در میانهٔ مملکت واقع است، اجرا میشود. در بحر آرال موضع های «مویناق» و «توقماق آتا» بکسب ماهیگیری مشهور میباشد. در زمان حاضر در خیوه آرمان بسیاری بکسب ماہیگیری اشتغال دارند.\nسودا و تجارت\nمعامله تجارتی خیوه با ولایت ہای اطراف بواسطهٔ کشتی رانی بحر آرال وقایق رانی نهر آمو دریا اجرا میشود. مالہائی که به خیوه نقل میشود، از ایستگاه آلتی قودوق تا (قونغرات) بواسطه پارا خود ہای دریائی، سپس با پارا خود های کوچک وکشتی ہا بشهر های دیگر خیوه نقل میشود."}
{"book": "adl0940", "page": 339, "text": "ترکستان ۳۳۴\n\nبطرف بالا (از خیوه به چهار جوی هم) بر عکس پارا خود\nهای خلوت آمو دریا و یا کشتی های خیوه حرکت مینماید.\nدر کشتی رانی از اهالی خیوه بقدر بیست هزار نفر کار میکنند.\nمملکت خیوه هر سال با روسیه بقدر ۱۵- ۲۰ ملیون صوم\nمعاملۀ تجارتی دارد که از خیوه عمدهً پنبه، تخم یونجه پوست\nخام پشم، جابا غا و ماهی نقل گردیده، از آنجا بخیوه\nچای، قند، گزوار، نفت، همه گونه اسبابهای آهنی و\nشیشگی و چیز های دیگر آورده میشود. اهالی خیوه اگرچه\nخلق خیلی سوداگر و زیاده مقتصدی بوده، در معیشت\nبکمر قناعت مینمایند، ولی بسبب اینکه حکومت خان\nیغما گران ترکمان و سپاهیان و حاکمان غیر مسؤل\nاهالی را بی رحمانه تاراج میکنند، ازین جهت خیلی فقیرانه\nزندگانی مینمایند.\n\nعلم و معارف\n\nدر خیوه (در میانۀ خلق کوچی) مدارس و مکاتب\nخیلی بسیار است. چنانکه تنها در شهر خیوه بقدر صد"}
{"book": "adl0940", "page": 340, "text": "۳۳۵\nترکستان\n\nباب مکتب، ۲۵-۳۰ باب مدارس بزرگ موجود است. با همه این، اگر خیوه را «عالم مردگان» نامیم، خطا نکرده ایم. عموما خلق خیوه بی سودا و در حال خیلی ابتدائی میباشند. چونکه درین مکتب و مدرسه ها تدریسات بطرز خیلی خراب جاری بوده، عمر فرزندان ملت را ضائع مینمایند. اصول تدریس مدارس خیوه، از ترتیب مدارس بخارا هم خراب تر است.\nولی درین سالهای آخر از روسیه معلمین ترک و تاتار آمده، مکتب های اصول تازه کشاده، بچگان را به ترتیب تازه میآموزند و اهالی هم از فایده اصول تازه آگاه میشوند. در خیوه برای کشادن مکتب نخستین اصول تازه، مرحوم عبدالغنی بای حسینون اقدام نمود. چنانکه سال ۱۸۹۸ میلادی از اورنبورغ معلمی فرستاد بعد ازین، الغ محمد محرم (رحمة الله علیه) بدین کار تشبث نموده، از سال ۱۹۰۴ میلادی، بکشادن مکتب های تازه اصول پرداخت و برای آنها از مدرسه محمدیه اورنبورغ معلمین ترک-تاتار جلب نموده. بعد ازین،"}
{"book": "adl0940", "page": 341, "text": "ترکستان ۳۳۶\nخان حاضری خیوه، جناب سید اسفندیار خان است که در زمان ولی عهدی اش بمصارف خویش مکاتب اصول جدیده کشاده، برای آنها از مدرسه محمدیه معلمین جلب کرد. در آخر وزیر اکبر خیوه جناب سید اسلام خواجه است که سال ۱۹۱۰ میلادی از اورنبورغ، معلمها آورده، مکتب های تازه اصول کشاد و نیز بنام «اسلامیه» مکتب بزرگی بنا نمود.\nدر زمان حاضر در خیوه بقدر ده باب مکتب تازه اصول موجود است که همه آنها در تحت اداره معلمین ترک - تاتار دوام مینماید. ولی مدرسه های خیوه بطرز خیلی زیبا و مکملیت، بیشترین آنها از طرف خانها و وزیران بنا شده و همه آنها با موقوفات تأمین گردیده است.\nدر خیوه مدرسه هائی است که بقدر هزار طناب (هفده و نیم هزار دسأتین) زمین های وقف دارد. از مدرسه های بزرگ خیوه، یکی مدرسه محمد امین خان است که هر سال از موقوفاتش چهل ـ پنجاه هزار صوم"}
{"book": "adl0940", "page": 342, "text": "۳۳۷ ترکستان\n\nواردات حاصل میشود . ولی اوقات این مدرسه ها بسبب\nغدر و خیانت های متولیان، بضروریات خود مدرسه\nصرف نشده، بلکه برای خوشگذرانی گروهی تنبلان\nخرج میگردد. امّا جهت معنوی مدرسه ها اکثراً بدست\nآخوندان (مدرسان) سپرده شده که ایشان با تدریس\nبی ترتیب عمر فرزندان ملت را ضایع مینمایند .\nخلق مملکت خیوه عموماً بی معارف اند . ولی چون\nاهالی خیوه بعلم و معارف راغب و خیلی قابل تربیت\nاند، ازین رو اگر ترتیب تعلیم و تعلّم اصلاح گردد ،\nآشکار است که در زمان اندکی ترقی خواهند کرد .\nآمدن روسها بخیوه\nسال ۱۸۷۳ میلادی، روسها در تحت فرماندهی\nکاوفمان بخیوه آمده، خیوه را از جهت ادارۀ خارجی\nدر حمایۀ روسیه اعلان نموده . ولی بادارۀ داخلی هیچ\nگونه مداخله نکرده، خان را باختیار خود گذاشتند، خیوه\nپس از در آمدن بدست روسها، چهل و چهار سال از"}
{"book": "adl0940", "page": 343, "text": "ترکستان\n۳۳۸\n\nطرف خانها بطرز اداره مطلقه اداره گردید .\nولی سال ۱۹۱۷ میلادی چهارم آپریل ، بتأثیر\nانقلاب کبیر روسیه، آزادیخواهان روسیه با طنطنه بزرگی\nنمایش و انقلاب بر پا کردند و در نتیجه آن نائل حریت\nگردیدند . اسفند یار خان دائر به اعطای حریت و\nاداره مشروطه فرمانی صادر نمود . بدین گونه در خیوه\nمجلس ملی کشاده شده، بقدر نه ماه مملکت بطریق\nمشروطیت اداره گردید . سپس عکس الحرکت (ارتجاع)\nقوت گرفته ، سال ۱۹۱۷ میلادی ، در اواخر ماه دیکابر\nبفرمان خان مجلس ملی منفصل گردید . جوان خیوه گیان\nآزادیخواه بعضی توقیف و برخی هم مقتول شده ،\nچند نفر آنها مجبوراً از خیوه فرار کردند . اینها بجمهوریت\nترکستان آمده ، قوبیته انقلابیون ـ اجتماعیون جوان خیوه\nگیان را بر پا نمودند ( و حاضر بفایده ملت مشغول کاراند)\nدر خیوه اصول اداره و ترتیب حکم بطرز قدیم بوده ،\nدعوی و عریضه ها را خان بالذات تفتیش نموده ، سپس\nحکم میدهد . کارهای استنطاق و حکم اکثراً شفاهی اجرا میگردد."}
{"book": "adl0940", "page": 344, "text": "ترکستان\n۳۳۹\n\nو غالباً حکمها موجب نارضائیت میشود. مدعیانی که از حکم خان\nناراضی باشند، میتوانند دعوی های خود را بمرافعه\nقاضیان ارجاع دهند.\nدر خیوه کارهای عدلیته و حکم بموجب شریعت\nو بموافق عرف و عادتهائی که از زمان قدیم دستور گردیده\nاست، اجرا میشود. در مملکت خیوه بزرگ ترین علمای\nدینی قاضی کلان، بعد از وی قاضی اوردا، رئیس، اعلم\nو مفتیان اند. نصب و عزل امام و معلّمین، وظیفه\nرئیس بوده، تعیین مدرسین و قاضیان وظیفه قاضی کلان\nمیباشد. همه اینها باید از طرف خان تصدیق شوند.\nدر مملکت پس از خان، صاحب نفوذ و اقتدار -\nمهتر آغا و وزیر اکبر است. بعد از وی یاساول باشی،\nقوشبیگی، دیوان بیگی، کاروانباشی، میرزا باشی میباشند.\n(نفوذ و اقتدار رسماً باید در دست اینها باشد، ولی در\nزمان حاضر همه نفوذ در دست نزدیک ترین محرمان\nخان است).\nمملکت خیوه از جهت سیاسی، به بیست و نه حاکمی"}
{"book": "adl0940", "page": 345, "text": "ترکستان ۳۷۰\n\nهای بزرگ و کوچک منقسم میشود (اگرچه پس از حریت\nسال ۱۹۱۷ء بحاکمان معاش تعیین شده است، ولی\nآن معاش خیلی جزئی بوده، به اندازه کافی نیست .\nازین رو حاکمان بآن معاش قناعت نکرده، از خلق\nبطور دلخواه شان مالیات میگیرند) در خیوه قوه\nعسکری خیلی ضعیف است. بنام عسکر فقط نوکران\nبی نظام و بجای پولیس یاساولان خدمت مینماید.\nکاغذ های رسمی حکومت خیوه بزبان ترکی نوشته\nمیشود . در خیوه در قطار پولهای روس. پولهای\nخیوه هم رائج است . (پول خیوه از طلا وتنگه عبارت\nاست که طلا بپول روس یکصوم و هشتاد تین وتنگه\n۲۰ تین میباشد. شانزده دانه پولهای مسین خیوه\nیک تنگه نقره است . در یک طرف پولهای خیوه\nعبارت ـ « ضرب فی خوارزم » بطرف دیگرش نام\nخان زمان نوشته شده است) .\nخیوه - پایتخت خانی خیوه بوده چهل هزار نفوس\nدارد . این شهر در ساحل جوی (پهلوان آبریق) نباشده"}
{"book": "adl0940", "page": 346, "text": "ترکستان\n۳۴۱\nدر چهل چاقریمی غربی آمو دریا واقع است. خیوه خیلی\nشهر قدیمی بوده، با دو قطار حصار های خاکی احاطه شده\nاست : در خیوه بقدر بیست جامع بزرگ، سی باب\nمدرسه و پنجاه باب مکتب موجود است . بزرگ ترین\nمدارس خیوه مدرسهٔ محمد امین خان، محمد رحیم خان و اسلام\nخواجه میباشد . بلند ترین و نیکو ترین منارهٔ خیووه\nمنارهٔ مسجد اسلام خوجه است . مدرسه ها به حجره های\nمتعدد منقسم شده، با کاشین ها در نهایت زیبائی\nمنقش میباشند . در میانه شهر مقبرهٔ حضرت پهلوان\nولی واقع است . در میانهٔ این مقبره قبر مورخ مشهور\nابو الغازی خان، سید محمد رحیم خان یکم، انوشه خان\nو بانی این مقبره الله قولی خان موجود است . این\nمقبره درون قبهٔ بزرگ سبزی بوده، بدیوار های\nمقبره آیات و دیوان فارسی خود حضرت پهلوان ولی\nتماماً نوشته شده است . در خیوه برای سودا چهار\nسوهای سرپوشیده و مخصوص بمالهای گزوار کار\nوانسراهای بزرگ موجود است . بسوای اینها، در"}
{"book": "adl0940", "page": 347, "text": "ترکستان ۳۴۲\n\nخیوه سرای و ارگ های خیلی بزرگ و مزین خانها پیدا میباشد . عمارت پوچت خانه و بیمار خانه ئی که در خیوهٔ نو موجود است، از بنا های جالب وقت میباشد.\nاور گنج نو - (پنج هزار خلق دارد) . این شهر در مملکت خیوه، از جهت سودا در درجهٔ نخستین است . در اینجا چهار سوی خیلی بزرگ، کاروانسرا ها، چندین کار خانه های پنبه تازه کنی و مؤسسه های مدنی ، همچون فیرما های روس، کانتور های تجارت، شعبهٔ بانک، بیمار خانه، پوچت خانه موجود است. این شهر هر سال چهل - پنجاه ملیون معاملهٔ تجارتی دارد. در اینجا روسها مکتب ابتدائی دو صنفی، تاتاران مسجد باشکوهی و دو باب مکتب ۲ صنفی باصول تازه و بنام جمعیت جوانان \" جمعیت مدنی \" دارند .\nترک - تا تاران مملکت خیوه بنام \" اتفاق \" جمعیتی دارند که ادارهٔ مرکزی آن جمعیت هم در اورگنج نو واقع است ."}
{"book": "adl0940", "page": 348, "text": "۳۴۳\nترکستان\n\nاورگنج کهنه - (۵ هزار نفوس دارد) . این شهر\nبر خرابهٔ پایتخت قدیم خوارزم بنا گردیده است. اور\nگنج کهنه مرکز ترکمانان و مقرّ ادارهٔ حاکمی اورگنج میباشد.\nسودای این شهر غالباً با ترکمانان اجرا شده، در اینجا قالی،\nپلاس، پشم، حیوانات چهارپا، مالهای گزوار و متاعهای\nغیره خرید و فروش میشود. درین شهر چهار سوی بزرگ\nو کاروانسراهای متعدّد موجود است. در اورگنج کهنه\nمقبرهٔ شیخ طریقت نجم الدّین کبرا واقع است. در\nنزدیکی شهر خرابهٔ پایتخت قدیم خوارزم، شهر اورگنج\nموجود بوده، در میانهٔ این خرابه ها از آثار عتیقه، بنا\nهای مسجد و مقبرهٔ توره بک خانم و دبروا خانم مشهور\nمیباشد. در زمان حاضر، فقط بعضی دیوار، مناره و گنبد\nهای این مقبره و مسجد ها باقی مانده است. این بنا ها\nاز سنگهای خیلی بزرگ با کاشین های منقّش در نهایت\nنفاست و زیبائی ساخته شده است بر بعضی سنگهای\nمرمر و پیشطاقهای عمارات بخطّ عربی آیات و ابیات\nعربی و فارسی نوشته شده و تاریخ عمارات قید گردیده"}
{"book": "adl0940", "page": 349, "text": "ترکستان ۳۴۴\n\nاست .\nخانقاه - این شهر در ساحل آمو دریا بنا شده، از جهت سودا در موقع دویم میباشد. در خانقاه فیرماهای روس، کانتور های نقلیات و کارخانه های پنبه تازه کنی بسیار است. خانقاه در میانه ولایات خیوه آباد ترین و غنی ترین ولایت بشمار میرود.\nخواجه ایلی - این شهر مرکز قزغ. - قازاق و قاراقالپاقان بوده، سودایش عمده از محصولات چار واداری (روغن، کشک، پشم، پوست بزو میش وگاو) و از فیروزه ئی که در کوههای قزل قوم پیدا میشود، عبارت میباشد. بیش ترین اهالی اینجا از نسل خواجه وسیدان هستند. نفوس این شهر پنج هزار است.\nمانغیت - این شهر به تجارت پنبه مشهور است. در اینجا چندین کارخانه های پنبه تازه کنی وصابون پزی موجود است. شهر (مانغیت) در نزدیکی کول ارال و قونغرات واقع بوده، تجارتش غالباً باقازاقان و قارا قالپاقان اجرا میشود."}
{"book": "adl0940", "page": 350, "text": "ترکستان\n۳۴۵\n\nگورکن - این شهر مرکز اوزبکان بوده، با کارخانه\nهای پنبه تازه کنی و سودای غله مشهور میباشد.\nبسوای اینها درین مملکت خرابه های خیلی شهر\nهای قدیمه که از زمان سلطنت خوارزم قدیم باقی\nمانده است، مثلاً گولدورسون، جرجانیه، زمخشر و غیره\nموجود میباشد. این خرابه ها عظمت و ترقی مملکت\nخوارزم قدیم را نشان میدهد.\n\nملاحظه\n\nاکثر ماخذ هائی که هنگام نوشتن این کتاب، بآنها\nمراجعت نموده ایم، از اثر ہائی عبارت بود که پیش\nاز حریت بمیدان آمده بودند. بویژه معلومات دائر\nبمعارف و صنایع، مکاتب و مدارس ترکستان. اکثراً\nبه احصائیات قبل از انقلاب عمومی استناداً جمع شده\nبود. تا از طبع خارج شدن کتاب مادر جمهوریت ترکستان\nخیلی تبدلات و تغیرات بوقوع آمد که در نتیجه آنها احتمال\nقوی میرود که بعضی معلومات کتاب ما، خصوصاً دربارهٔ"}
{"book": "adl0940", "page": 351, "text": "۳۴۶\nمسئله معارف و ادارهٔ سیاسی تغیر پذیرد."}
{"book": "adl0940", "page": 352, "text": "ترکستان\n۳۴۷\nعلاوه از طرف ناشر\nچنانکه مؤلف این کتاب در ”ملاحظۀ“ خود اشاره\nنموده، در واقع پس از استقرار حکومت شورائی در\nترکستان، در بارۀ معارف و ادارۀ سیاسی تبدلات\nکلیه بمیان آمد.\nاولاً جمیع مکاتب ابتدائی اسلامی ترکستان برچیده\nشده، بجای آنها مکاتب شورابی کشاده گردید که درین\nمکاتب علوم دینیه هیچ تدریس نمیشود. اگرچه هنوز هم\nدر بعضی دهات ترکستان یکی - نیمی مکاتب ملی موجود\nاست، ولی اینها بسبب نداشتن معاونت مادی از\nطرف حکومت، بحال پریشانی میباشد. همچنین مدارس\nاسلامی ترکستان هم، بسبب ضبط شدن موقوفات آنها\nاز طرف حکومت، غالباً تعطیل شده و بعضی از آنها امور\nتدریسیه در نهایت پریشانی و بی نظمی دوام مینماید.\nقاضیخانه های اسلامی که در آنها بموجب احکام شریعت،"}
{"book": "adl0940", "page": 353, "text": "ترکستان\n۳۴۸\n\nمحاکمه و مرافعه میگردید، حاضر تماماً برچیده شده و بجای\nآنها محکمه‌های شورائی تأسیس گردیده که فقط از روی\nقانون حکومت شورائی محاکمه اجرا میشود و هیچ گونه قسم\nبوقوع نمی‌آید. کلیته در هیچ اداره و محکمه حکومت شورائی\nاحکام شریعت مراعات نمیشود و حکومت هیچ دینی از ادیان\nموجوده را برسمیت نمیشناسد.\nبعلاوه اینکه در مکاتب و مدارس شورائی علوم دینیه\nتدریس و در محاکم و قضاوتخانه های شورائی بموجب\nاحکام شریعت محاکمه و قضاوت نمیگردد. بچنین در\nمطبعه‌های ترکستان هم چاپ کردن قرآن قریم و کتابهای\nدینی قدغن میباشد. چنانکه در عرض این هفت سال\nکه در ترکستان حکومت شورائی رسماً تأسیس یافته\nاست، در جمیع ترکستان یکدانه قرآن و کتاب دینی\nچاپ نگردیده، و در روزنامه های اسلامی ترکستان\nیک جمله برله دین مبین اسلام نوشته نشده است\nو لیکن برعلیه دین مقالات مفصله درج میگردد.\nخلاصه در مملکت ترکستان قوانین حکومت شورائی و"}
{"book": "adl0940", "page": 354, "text": "ترکستان\n۳۴۹\nمسلک کامونیزم بتمام معنا حکمران میباشد .\nحتی امارت بخارا و خانی خیوه که در اوایل انقلاب\nمستقل بوده، درین دو مملکت ترکستان احکام شریعت\nرسماً جاری بود، درین اواخر در آنجا هم انقلاب بر پا شده\nحکومت شورایی استوار گردید که تاریخ ظهور انقلاب و\nاستقرار حکومت شورای را مختصراً ذکر بنمائیم .\nچنانکه در فصل «امارت بخارا» و «خانی خیوه»\nاین کتاب مذکور است، انقلابیون بخارا و خیوه از\nتعقیب امیر بخارا و خان خیوه از مملکت بخارا و خیوه\nفرار نموده، بتاشکند گرد آمدند و در آنجا بمساعدت و\nمعاونت مادی و معنوی حکومت شورائی کو میته های\nانقلابی خود را بر پا داشته، بکمال جدیت بکار در\nآمدند .\nکومیته های انقلابی بخارا و خیوه - در تاشکند روز\nتا روز قوت گرفته، بواسطهٔ روز نامه ها و خطا بنامه\nهای خصوصی که از نام کو میته های شان نشر میگردید\nاهالی بخارا و خیوه را به انقلاب دعوت نمودن گرفتند."}
{"book": "adl0940", "page": 355, "text": "ترکستان\n۳۵۰\n\nتا اینکه بعضی از جوانان بخارا و خیوه که از اصول\nادارهٔ حکومت شان ناراضی بودند، بتاشکند شتافته،\nبه انقلابیون بخارا و خیوه پیوستند.\nدرین زمانها بمقابل خان خیوه اسفندیار خان-\nجنید خان یکی از رؤسای قوم ترکمان با چند هزار نفر تا\nبجاگش حرکت نمود. پس از زد و خورد زیاد خیوه\nرا متصرف شد. خان خیوه گریخته، در یکی از اوباهای\nاطراف خیوه پنهان گردید. اینک این اختلاف خانگی\nو نزاع داخلی برای انقلاب خیوه زمینه خوبی حاضر\nکرد. چنانکه جوان خیوه گیان و انقلابیون خیوه که\nدر تاشکند برای پدید آوردن انقلاب خیوه شب و\nروز کار میکردند، با چند فوج عسکر سرخ شورایئ از\nتاشکند بسوی خیوه حرکت نمودند و بخیوه هجوم آوردند.\nاین گاه کوک محمد خان و غلام عزیز خان که از\nسرداران خیوه بودند، با ۱۵ هزار عسکر به لشکر انقلابیون\nپیوستند در مقابل این قوهٔ عظیمهٔ انقلابیون، جنید خان\nتاب نیاورده به بیابان ریگ زار فرار کرد و انقلابیون"}
{"book": "adl0940", "page": 356, "text": "ترکستان ۳۵۱\n\nخیوه در حال کمیته انقلابی را برپا نموده، در خیوه \nرسماً حکومت شورایئ را اعلان کردند (ماه فیورال سال\n۱۹۲۰) . اینک ازین تاریخ اعتباراً حکومت خانی و\nاستقلال خیوه خاتمه پذیرفته، خیوه یکی از ممالک متحده\nاتفاق جماهیر شورایئ گردید. خان خیوه چنانکه هنگام\nهجوم جنید خان فراری بود، هنوز هم فراری بوده اقامتگاه\nاو معلوم نیست .\nاینک این انقلاب خیوه، امیر بخارا را زیاده متوحش\nساخت و بکمال جدیت قوهٔ نظامی خود را افزودن\nگرفت . و لیکن از طرف دیگر جوان بخارائیان هم از\nانقلاب خیوه جسارت پیدا نموده، ایشان نیز در نهایت\nحرارت برای انقلاب حاضر شدن گرفتند . در سایه\nمعاونت های مادی و معنوی حکومت شورایئ مخصوص\nبخود فوجی تشکیل داده، به این فوج از هر ملت عسکر\nقبول نمودن گرفتند . درین زمانها قاصد سیاسی سفارت\nفوق العاده جمهوریت خوارزم که بماسکو غازم بود و\nطیاره چی جنگی روس از کرکی مراجعت مینمود، در خاک"}
{"book": "adl0940", "page": 357, "text": "ترکستان\n۳۵۲\nبخارا، اولی در موضع «خواجه قلعه» دائره چهار جوی و دویمی در دائرۀ ایستگاه کاگان کشته شدند که این قضیّه عداوت حکومت شورائی و جوان بخارائیان را نسبت به حکومت امیر شدید تر گردانید .\nبدعوت کمیتۀ انقلابی جوان بخارائیان، بسوای جمعی از اهالی آزادیخواه بخارا، عده ئی از عسکران امیر هم از بخارا آمده، بفوج ایشان پیوستند. کمیتۀ مذکوره در اواسط سال ۱۹۲۰ بدرجه ئی قوّت پیدا کرد که در شهرهای مهمۀ سرحدی بخارا از قبیل چهار جوی، کاگان و سمرقند شعبه های خود را کشاده، دائرۀ فعالیتش را زیاده توسعه داد. خصوصاً تدارکات حربیۀ امیر بخارا حرکت و فعالیت جوان بخارائیان را افزوده، ایشان را به هجوم بخارا تحریک نمود.\nاینک ۲۹ ماه آغوست سال ۱۹۲۰ میلادی یک عدۀ انقلابیون بخارا از چهار جوی و عده ئی دیگر از زیره بولاغ با همرائی عسکر سرخ شورائی بخاک بخارا بنای تجاوز را گذاشتند. عده دیگری هم از طرف شهر سبز بهجوم در آمدند."}
{"book": "adl0940", "page": 358, "text": "ترکستان ۳۵۲\n\nچنانکه ۲۹ آوغوست چهار جوی، شهر سبز، کتاب، چراغچی، یکه باغ، خطرچی، ۳۰ سنتابر ضیاء الدین، کرمنه، غجدوان و خزار بتصرف انقلابیون در آمد.\nقوه عمده جوان بخارائیان و عسکر سرخ شورائی که از کاگان آغاز بهجوم نموده بودند، پس از جنگهای خونین سه روزه، ۲ سنتابر پایتخت دولت بخارا، بخارای شریف را اشغال نمودند. امیر بخارا سید عالم خان با جمعی از مقربان خویش ببخارای شرقی فرار نمود. قاضی کلان، رئیس، قوشبیگی و چند نفر از حکومت داران مشهور دیگر دستگیر شدند. درین جنگ چند هزار نفر از اهالی بخارا بقتل رسیدند. چند هزار پوت طلا، نقره و چندین ملیون مالهای گرانبهای امیر، از قبیل پوست، ابریشم، چرم، ماهوت وغیره از طرف انقلابیون ضبط گردید. بعلاوه این خیلی از عمارات بخارا سوخته و خیلی از مالهای رعیت تلف شد.\nاینک بدین گونه امارت و استقلال بخارا هم انقراض یافته، در مملکت بخارا حکومت شورائی تأسیس"}
{"book": "adl0940", "page": 359, "text": "ترکستان ۳۵۴\n\nیافت - قاضی کلان برهان الدین، رئیس عظام الدین\nقوشبیگی عثمان بک ، تو قسایا کریم بک و ۲۰ نفر از\nملایان مشهور بخارا بحکم محکمہ انقلابی تیر باران\nگردیدند. پس از استقرار یافتن حکومت شورائی\nبه تعقیب امیر بخارا و عمّ او حاکم شهر سبز که بخارای\nشرقی فرار نموده بودند حکومت بخارا عسکر سوق داد،\nولی ایشان از بخارای شرقی بخاک افغانستان\nپناه بردند که حاضر در کابل اقامت دارند.\nپس از انقلاب بخارا در هر طرف خاک بخارا و\nخصوصاً در شرق بخارا گروه عکس انقلابیون و باسما\nچیان خروج نمودند که از حرکات ایشان هم اهالی\nبخارا را خیلی ضرر و خسارتها رسید اینک در نتیجه\nاختلاف داخلی و نزاع خانگی دولت قدیمه بخارا\nموجودیت و استقلال خویش را پدرود گفت.\nباسماچیان ولایت فرغانه و سمرقند که بمناسبت\nاسقاط مختاریت ملی خوقند برای اعاده حاکمیت ملیه\nترکستان تشکیل گردیده، باطرفداران حکومت شورائی"}
{"book": "adl0940", "page": 360, "text": "ترکستان\n۲۵۵\n\nپیوسته در جنگ و جدال بودند، پس از انقلاب بخارا\nو فرار امیر، خصوصاً پس از ورود انور پاشای ترک\nبمشرق بخارا، زیاده قوت گرفته، فعالیت و حرکت\nخود را بمقابل بالشیوبیکان خیلی شدت دادند . اگر چه\nدر اوایل، اینها خود را مجاهدان دین و ملت نامیده،\nبرای اعادهٔ امارت بخارا و مختاریت خوقند، مبارزه\nمینمودند . ولی پس از شهید شدن رؤسای ایشان\nهمچون انور پاشا (در بخارای شرقی)، ایرگش قورباشی\n(در ولایت فرغانه) و بهرام بک (در ولایت سمرقند)\nمقصد سیاسی را ترک نموده، فقط بقصد یغماگری و\nراهزنی حرکت کردند. در هر حال از حرکات ایشان\nاهالی آرام و بیطرف را کرور ها خسارت مالی و چندین\nهزار تلفات جانی رسید عسکر های سرخ که گروه باسما-\nچیان ، را تعقیب مینمودند هنگام هجوم و مقابله اشان\nبا باسمه چیان، نیز اهالی بیچاره متضرر میگرددند بلکه بعضی\nاز عسکر های حکومت بخلاف امر فرماند هان شان خود سرانه\nبعضی دهات را غارت نموده، بسا آدمان را که با باسماچیان"}
{"book": "adl0940", "page": 361, "text": "۳۵۶\nترکستان\nهیچ گونه مناسباتی نداشتند، بدون تحقیق بتهمت اینکه\nبا سماچیان را معاونت میرسانند، بقتل رسانیدند.\nاینک بدین گونه ولایت سمرقند و خصوصاً ولایت فرغانه\nو شرقی بخارا بنام انقلاب بخارا هم قربانیهای بزرگی\nداده که تفصیل آن بتألیف کتابهای جداگانه محتاج میباشد.\nاز سال ۱۹۲۰ تا سال ۱۹۲۴، یعنی تقریباً چهار سال\nمملکت خیوه و بخارا دارای جمهوریت شورای جداگانه یی\nبوده، در امور خارجی، ادارۀ عسکری و حربی، پوچت\nو تلغراف بمرکز جمهوریت های شورایی، ماسکو تاج\nبوده، ولی در کارهای داخلی نوعی مختاریت داشتند.\nلیکن اصول ادارۀ این دو مملکت تماماً بطرز قوانین\nشورایی و مسلک کا ممویزیم جاری بود.\nاما در سال ۱۹۲۵ اوایل ماه یانوار بمقتضای سیاست\nاتفاق جمهوریت های شورایی، در آسیای وسطی، یعنی\nدر مملکت سابقۀ ترکستان، تقسیم حدود ملت ها بوقوع\nآمد که در نتیجۀ آن در ترکستان جمهوریت اوزبک،\nترکمان، قرغز و تاجیک بر پا شده، جمهوریت بخارا و"}
{"book": "adl0940", "page": 362, "text": "ترکستان ۳۵۷\nخیوه منحل گردید . یعنی مملکت بخارا بجمهوریت اوزبکستان و مملکت خیوه، بجمهوریت ترکمنستان و قسمی بجمهوریت اوزبکستان داخل شد.\nحاضر خاک ترکستان سابق در بین چهار جمهوریت اوزبک، تاجیک، تورکمان و قرغز و دو ولایت مختار قارا قالپاق و قارا قرغز منقسم میباشد . مرکز اوزبکستان شهر سمرقند، نفوسش بقدر چهار ملیون بوده، از هفت ولایت مرکب است : ۱) ولایت سمرقند (مرکزش سمرقند) ۲) ولایت تاشکند (مرکزش تاشکند) ۳) ولایت فرغانه (مرکزش خوقند) ۴) ولایت زر افشان (مرکزش بخارا) ۵) ولایت قاشقادریا (مرکزش قرشی) ۶) ولایت سورخان (مرکزش شیرآباد) و ولایت خوارزم (مرکزش خیوه) . ولایات زر افشان، قاشقا دریا و سور خان پیش ازین تقسیمات بجمهوریت بخارا و ولایت خوارزم بجمهوریت خوارزم جمهوریت تاجیکستان که از جهت اداره به جمهوریت شورائی اوزبکستان تابع است، هفتاد و شش هزار و صد چاقریم مربع زمین و تقریباً هشتصد هزار نفوس"}
{"book": "adl0940", "page": 363, "text": "ترکستان ۳۵۸\n\nدارد. بقدر هشتصد هزار تاجیک هم در\nجمهوریت اوزبک موجود است.\n\nمرکز جمهوریت تاجیکستان شهر دوشنبه\nبوده، شمالاً و غرباً با اوزبکستان، شرقاً با\nولایت مختار قارا قرغز. و جنوباً با افغانستان\nمحدود است.\n\nجمهوریت تاجیکستان از ولایات دوشنبه،\nکولاب، گرم و دائره های روتان، شوغنان،\nایشکاشیم، لنگر، ساری سو، و اخان مرکب\nمی باشد.\n\nجمهوریت ترکمنستان ۳۸۸ هزار و ۳۲۵\nچاقریم مربع زمین و ۸۵۰ هزار نفوس دارد.\nمرکز این جمهوریت شهر پالتا را تسکی (عشقآباد)\nمی باشد.\n\nجمهوریت ترکمنستان غرباً به بحر خزر، جنوباً\nبه ایران و افغانستان، شرقاً به جمهوریت\nاوزبکستان و شمالاً نیز بجمهوریت اوزبکستان"}
{"book": "adl0940", "page": 364, "text": "ترکستان ۳۵۹\n\nو ولایت مختار قارا قالپاق پیوسته است.\nجمهوریت ترکمنستان از پنج ولایت مرکب\nاست :—\n(۱) ولایت پالتاراتسکی ،\n(۲) ولایت مرو ،\n(۳) ولایت تاشاوز ،\n(۴) ولایت چهار جوی و\n(۵) ولایت کرکی که سابق بجمهوریت بخارا تابع\nبود .\nولایت مختار قارا قالپاق در بین بحر آرال ،\nقرغزستان ، اوزبکستان و ترکمانستان واقع بوده،\nشش هزار و ۵۸۲ چاقریم مربع زمین و\n۲۷۳ هزار و ۶۸۴ اهالی دارد .\nاین ولایت مختار از ناحیه های تورتکول ،\nچیمبای ، قونغرات ، خوجیلی مرکب بوده ، مرکزش\nشهر«تورتکول» میباشد.\nولایت مختار قارا قرغز ۲۰۲ هزار و ۶۷۳"}
{"book": "adl0940", "page": 365, "text": "۳۶۰ ترکستان\n\nچاقریم مربع زمین و تقریباً هشتصد هزار نفوس\nدارد.\nاین ولایت مختار شرقا بچین ، جنوباً به\nافغانستان و تاجیکستان ، غرباً و شمالاً به جمهوریت\nاوزبک و قرغز محدود بوده، بدو ناحیه تقسیم می\nشود که از پیشپک و جلال آباد عبارت است.\nمرکز ولایت مختار قارا قرغز شهر (پیشپک) می\nباشد.\nانقلاب روسیه بخط و کتابت اسلامی نیز\nتبدلات بزرگی پدید آورد. چنانکه پس از تأسیس\nحکومت شورایئ ، گروهی از معارفپروران ترکستان\nبقصد تسهیل کتابت و قرائت ، در خط عربی\nاسلامی، املای تازه ئی ایجاد نموده، بمعاونت حکومت\nشورایئ، آن را سال ۱۹۲۰ میلادی در تمام\nمکاتب و اداره های ترکستان جاری کردند. اینک\nاز همان تاریخ جمیع روزنامه ها، کتابها و نوشته\nجات رسمی به املای تازه نوشته میشود."}
{"book": "adl0940", "page": 366, "text": "ترکستان\n\n۳۶۱\n\nاملای تازه ازین عبارت است که بجای حرکات\nثلاثه کلمات ، حروف مصوته استعمال می شود .\nچنانکه بجای فتحه ـ الف و ها ، بجای ضمه ـ واو و\nبجای کسره ـ یا را می نویسند . مثلاً کلمۀ «مملکت»\nبشکل «مه مله که ت» ، کلمۀ «محبت» بشکل «موحه\nببه ت» و کلمۀ «امتنان» بشکل «ایمنینان»\nکتابت میگردد .\n\nاگرچه طرفداران این املا، ادعا می نمایند که\nبا ایجاد املای تازه امر خواندن و نوشتن را خیلی\nآسان نموده ، در عالم معارف خدمت بزرگی کرده\nاند، ولی آنانی که بدین املا عادت نکرده اند ، در\nکتابت و قرائت با املای تازه زیاده مشکلات\nمی کشند . از طرف دیگر بچگانی که در مکاتب\nشورائی با این املا تعلم می نمایند از خواندن قرآن\nکریم و هزاران کتابهای اسلامی که بزبان فارسی\nو ترکی نوشته شده است ، بکلی محروم میگردند .\nگذشته از همه اینها ، املای تازه یکی از روابط"}
{"book": "adl0940", "page": 367, "text": "ترکستان ۳۶۲\n\nاتحاد اسلامی که اصول کتابت بود، یعنی در تمام\nعالم اسلام رسم خط و کتابت به یک ترتیب و\nاصول جاری بوده، عرب و عجم، فارس و ترک\nاگر چه زبان یکدیگر را نداند. خط و کتابت همدیگر\nرا خواندن میتوانست، قطع نمود.\nاینک چون این ملاحظات را بمد نظر آوریم،\nاملای تازه را که در سایه انقلاب بالشیفیکی، نصیب\nمسلمین ترکستان گردیده، از نقطه نظر اسلامیت،\nنه اینکه سبب تسهیل و مفید، بلکه سبب اختلاف\nو مضر میباشد.\nخلاصه خسارات مادی و معنوی که از سبب\nانقلاب کبیر روسیه نصیب اهالی ترکستان گردیده\nاست صحیفه‌های مختصر علاوه ما گنجایش ثبوت همه\nآن را ندارد. (شاید درین خصوصات دانشمندان\nترکستان همه واقعات را مفصلاً ثبت و قید\nنموده در زمانش طبع و نشر خواهند کرد ........)\nولی این را هم نباید فرو گذارند کرد که فرزندان"}
{"book": "adl0940", "page": 368, "text": "۲۶۳\nترکستان\n\nترکستان خطاهای تاریخی اسلاف شان را که\nدر دور انحطاط و در عین زمان انقلاب کبیر روسیه\nمرتکب شده اند آن ها تکرار نخواهند کرد .\nزیرا برای ملّت ترکستان تجربه های تلخ زهر\nآلود و خواری های که درین مدت پنجاه شصت\nسال اسارت شان در زیر دست اجنبیان\nدیده اند کافی باید باشد .\nو بعد ازین امید است که نوجوانان\nترکستان باتفاق و یگانگئ تمام براه مقصد\nاصلی شان حرکت نموده از نفاق و اختلاف\nخانمانسوز دست کشیده برای اقبال وتعالی\nآینده مملکت شان خواهند کوشید .\nانشاء الله تعالی . شیر محمد"}
{"book": "adl0940", "page": 369, "text": "۳۶۴\nفهرست\nصحیفه\nمقدمه از طرف ناشر ۳\nترکستان ۱۱\nترکستان شرقی ۱۱\nترکستان افغانی ۱۲\nترکستان غربی ۱۴\nحدود جنوبی ترکستان ۱۶\nسطح ترکستان ۱۷\nریگ و بیابان ۲۰\nبیابان ریگ زار ۲۳\nبیابان گل آلوده ۲۵\nتل و تپه ها ۲۵\nخاک زرد ۲۶"}
{"book": "adl0940", "page": 370, "text": "۳۶۵\nصحیفه\nکوهها ۲۸\nاقلیم و هوایش ۳۲\nآبیاری ترکستان ۳۵\nحوضۀ آرال ۳۸\nحوضۀ بالقاش ۴۴\nایسیق کول ۴۵\nنباتات و حیوانات ۴۶\nخلق و نفوس ترکستان ۴۹\nابتدای تمدن و معیشت در ترکستان ۵۲\nاوزبکان ۶۵\nقارا قرغزان ۶۸\nترکمنستان ۷۸\nقارا قالپاقان ۸۱\nسارتها ۸۱\nتارانچیان ۸۳\nآمدن روسها بترکستان ۸۴"}
{"book": "adl0940", "page": 371, "text": "۳۶۶\nصحیفه\nسودا، صناعت و کسب\n۹۲\nپنبه داری\n۹۳\nباغداری\n۹۵\nچار و اداری\n۹۵\nهنرهای دستی\n۹۷\nزاود و کارخانه داری\n۹۹\nمعدن و کانها\n۱۰۰\nجنگل داری\n۱۰۰\nکسب ماهیگیری و شکار\n۱۰۱\nراههای ترکستان\n۱۰۲\nمعارف ترکستان\n۱۰۵\nولایت سرداریا\n۱۰۷\nآب و آبیاری ترکستان\n۱۰۹\nبحر آرال\n۱۱۰\nهوا و خلقتش\n۱۱۶\nآمدن روسها بولایت سردربیا\n۱۱۸"}
{"book": "adl0940", "page": 372, "text": "۳۶۷\nصحیفه\nسودا ، صناعت و کسب\n۱۳۱\nچار وا داری\n۱۳۵\nماهیگیری\n۱۴۰\nمعدنها\n۱۴۱\nسودا و تجارت\n۱۴۳\nعلم و معارف\n۱۴۳\nادارهٔ سیاسی و ملکی\n۱۴۵\nقازالی\n۱۴۵\nآقمسجد\n۱۴۵\nچیمکند\n۱۴۵\nترکستان\n۱۴۶\nاولیا آتا\n۱۴۷\nتاشکند\n۱۴۸\nولایت سمرقند\n۱۵۴\nآبیاری اش\n۱۵۶\nکولها\n۱۵۸"}
{"book": "adl0940", "page": 373, "text": "۳۶۸\n\nصحیفه\nہوا و اقلیمش ۱۵۹\nنباتات و گیاہہا ۱۶۱\nحیوانات و جانوران ۱۶۱\nاہالی و نفوس ۱۶۲\nتاجیکان ۱۶۲\nآمدن روسان بسمرقند ۱۶۴\nسودا و صناعت ۱۶۶\nباغداری و بوستان داری ۱۶۸\nچار وا داری ۱۶۹\nمعارف و مکاتب ۱۷۰\nادارهٔ ملکی و سیاسی ۱۷۲\nسمرقند ۱۷۲\nدیزخ ۱۷۸\nخجند ۱۷۹\nکته قورغان ۱۸۰\nاوراتپه ۱۸۰"}
{"book": "adl0940", "page": 374, "text": "۳۶۹\nصحیفه\nولایت فرغانه ۱۸۱\nآبیاری و رودها ۱۸۴\nهوا و اقلیم ۱۸۵\nنباتات و حیوانات ۱۸۶\nمعدن و کانها ۱۸۷\nخلق و نفوس ۱۸۹\nضبط روسها فرغانه را ۱۹۹\nکسب ، سودا و صناعت ۲۰۴\nمعدنها و ثروتهای زمینی ۲۰۸\nمعارف و مکاتب ۲۱۰\nخوقند ۲۱۲\nمرغینان ۲۱۵\nنمنگان ۲۱۵\nاندیجان ۲۱۶\nحضرت ایوب ۲۱۷\nاوش ۲۱۸"}
{"book": "adl0940", "page": 375, "text": "۳۷۰\n\nصحیفه\n۲۱۸ مضافات پامیر\n۲۲۲ ولایت ترکمنستان\n۲۲۶ آبیاری اش\n۲۲۸ هوا و اقلیم\n۲۲۹ حیوانات و جانوران\n۲۳۰ نفوس و خلق\n۲۳۴ ترکمانان\n۲۳۸ آمدن روسان بترکمنستان\n۲۴۵ سودا، هنر و صناعت\n۲۴۷ چار وا داری\n۲۴۸ معدنها\n۲۵۲ معارف و مکاتب\n۲۵۴ ادارۀ سیاسی و ملکی\n۲۵۵ عشقا باد\n۲۵۶ مرو\n۲۵۷ مرو جهان"}
{"book": "adl0940", "page": 376, "text": "۳۷۱\nصحیفه\nشاه قدم\n۲۵۹\nتجن - سرخس - کوشکا\n۲۶۰\nولایت یدی سو\n۲۶۱\nآبیاری\n۲۶۶\nکول و دریاچه ها\n۲۶۷\nاقلیم و ہوا\n۲۷۱\nنفوس و خلق\n۲۷۲\nآمدن روسها بیدی سو\n۲۷۴\nسودا و صناعت\n۲۷۷\nباغداری\n۲۸۰\nچار وا داری\n۲۸۲\nسودا و تجارت\n۲۸۷\nمعارف و مکاتب\n۲۸۸\nادارهٔ سیاسی\n۲۸۹\nآلماتا\n۲۸۹\nقاپال - توقماق\n۲۹۰"}
{"book": "adl0940", "page": 377, "text": "۳۷۲\n\nصحیفه\nامارت بخارا ۲۹۰\nاقلیم و ہوا ۲۹۳\nنباتات و حیوانات ۲۹۴\nآبیاری ۲۹۴\nنفوس و خلق ۲۹۶\nسودا، کسب و صناعت ۳۰۰\nہنر و صناعت ۳۰۳\nمعدن و کانها ۳۰۴\nسودا و تجارت ۳۰۴\nادارۀ بخارا ۳۰۷\nادارۀ سیاسی و ملکی ۳۱۰\nمعارف و مدارس ۳۱۳\nخانی خیوه ۳۱۸\nحدودش ۳۱۸\nاقلیم و ہوا ۳۲۰\nآبیاری اش ۳۲۰"}
{"book": "adl0940", "page": 378, "text": "۳۷۲\n\nمعدنها و ثروتهای زمینی\t۳۲۲\nخلق و نفوس\t۳۲۳\nترکمانان\t۳۲۵\nقارا قالپاقان\t۳۲۶\nسودا، کسب و صناعت\t۳۲۸\nچاروا داری\t۳۳۱\nصناعت و هنر\t۳۳۱\nسودا و تجارت\t۳۳۲\nعلم و معارف\t۳۳۴\nآمدن روسها بخیوه\t۳۳۷\nخیوه\t۳۴۰\nاور گنج نو\t۳۴۲\nاور گنج کهنه\t۳۴۴\nملاحظه\t۳۴۵\nعلاوه از طرف ناشر\t۳۴۷"}
{"book": "adl0940", "page": 379, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0940", "page": 380, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0940", "page": 381, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0940", "page": 382, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0940", "page": 383, "text": "[BLANK PAGE]"}
