{"book": "adl0934", "page": 1, "text": "هو الفتاح الخبير\nرساله\nمنظومه\nدین و معارف\nکه از طرف مطبع تاج قندهار طبع گردید\n[ILL]\n[ILL]\n۱۳۳۵"}
{"book": "adl0934", "page": 2, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0934", "page": 3, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0934", "page": 4, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0934", "page": 5, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0934", "page": 6, "text": "هو العليم الخبير\nهدية المعارف\nمظهر\nجشن معارف\nکه از عواطف ع، ج وزیر معارف محمد سلیمانخان\nبدارالامان معارف منعقد شده بطرز احسن سرانجام یافت\nمدیر\nمحمد حسین\nمحرر\nشماره پنجم\n۳ ثور ۱۳۰۱\n[ILL]"}
{"book": "adl0934", "page": 7, "text": "[ILL]\n[ILL]\n[ILL]\n[ILL]\n[ILL]"}
{"book": "adl0934", "page": 8, "text": "فهرست مضامین\n(۱) قرائت قرآن شریف - شیر محمد مدرسه حبیبیه ابتدائیه روم\n(۲) نیز مقدم - محمد اکرم مدرسه حبیبیه رشدیه دوم\n(۳) نظم افغانی - پاینده محمد مکتب قضاه جماعت چهارم\n(۴) نظم ترکی - محمد حسین مکتب حکام جماعت دوم\n(۵) ترانه اُردو - طلاب مکتب تل\n(۶) مقاله انگلیزی - عبدالرؤف مدرسه حبیبیه رشدیه سوم\n(۷) داکتری - غلام علی مدرسه حبیبیه رشدیه چهارم\n(۸) طبی - عبدالحمید مکتب طبابت صنف (۳)"}
{"book": "adl0934", "page": 9, "text": "(۹) ترانهٔ فارسی - طلاب مدرسه حبیبیه\n(۱۰) ریاضی - خان آقا مدرسه حبیبیه رشدیه دوم\n(۱۱) تعلیم ابتدائی جدید - طلاب مدرسه حبیبیه\n(۱۲) طبیعات - عبدالفتاح و غلام محی الدین حبیبیه رشدیه سوم\n(۱۳) مقالهٔ قانون - عبدالباقی مکتب حکام جماعت دوم\n(۱۴) تقسیم انعامات -\n(۱۵) ترانهٔ ملی افغانی - طلاب مدرسه حبیبیه\n(۱۶) ریسمان کشی - طلاب رشدیه حبیبیه و مکتب حکام ."}
{"book": "adl0934", "page": 11, "text": "مُنِيرًا ه وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ بِاَنَّ لَهُم مِّنَ اللّٰهِ فَضْلًا\nكَبِيرًا ه وَلَا تُطِعِ الْكٰفِرِينَ وَالْمُنٰفِقِينَ وَدَعْ\nاَذَاهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللّٰهِ وَكَفٰى بِاللّٰهِ وَكِيلًا ه\nشیر محمد ابتدائیه دوّم مدرسه حبیبیه"}
{"book": "adl0934", "page": 12, "text": "(۲)\nتقریر خیر مقدم محمد اکرم طالبعلم رشدیۀ دوم یک\nبچۀ دوازده ساله بطرزی ادا نمود که فقط حصّۀ\nخاصۀ طفل افغان است اسباب مد و جزر\nاسلام را مع نتائج خوب و زشت آن بکمال فصاحت\nو وضاحت بیان نمود که همه حضار......\nواله و حیران ماندند ۔ چون حسن تیز افغانیتش بمکنه\nو حقیقت اسلامیت میرسید جمله جملات از دلش\nسرکرده بقلوب سامعین جا گیر میگردید و تاهین اصل\nبلاغت است ۔ اعلیحضر تحسس نفیس در پی اهل مجلس"}
{"book": "adl0934", "page": 13, "text": "صاحبدل رقت آورده بر زوال اسلام اشک ریزی\nنمودند و چون خطیب لبیب بآواز بزرگی که بعقل است\nدر بسال اشعه امید را از سرنو در ممالک اسلام\nدرخشان نشان داد حاضرین شادمان شدند\nو دلهای شان بنعره بلند زنده باد شاهنشاه\nافغانیان که از قطار های طلبه به یمین و یسار در موخر\nبرخاست بارسی طمانیت و قرار گرفت. اینست\nنقل مقاله که اکرم از بر خوانده یکهزار حصار را متاثر الد بلفظ شنید.\n\nخیر تقدم محمد اکرم رشدیه دوم"}
{"book": "adl0934", "page": 14, "text": "خیرمقدم\nمحمد اکرم، رشدیۀ دوّم مدرسۀ جمعیّه\n\nحضرات اجل\nاولاً بمناسبت ورود خیریت نمودتان درین\nاحتفال سعادت مآل که بتقریب ارائۀ ثمرات\nمساعی اولادهای وطن در تحصیل علم\nو عرفان انعقاد یافته و شهریار دیانت شعار\nقدسیت مآثر روشن دماغ افغانیان بنفس\nنفیس و ذات شریف خویش بشرف"}
{"book": "adl0934", "page": 15, "text": "وخرمیت آن افزوده اند امتننانات صمیمانه\nعرض و تقدیم مینمایم سپس باجازه سعا\nوقایه شاهانه شان احساسات قلبیه خودا\nرا نسبت بعالم اسلام بحضورتان تصریح نمودن\nمیخواهم چونکه انعقاد این مجلس مبارک مانرا\nبیادم میدهد که سمای رفعت فضا ی\nجبروت اسلامیه از ابرهای مظلم که درت\nافزای ذلت ومادونی مصفا وبا ستاره های\nمشعشع تجلی بخشای تمدن و تہذیب ہمدوش\nواشنا ومجالس و محافل متعدده جهتہ اصلاحا\nمادیه امور جمہور ہمہ وقت برپا بود ولا محاله در عرض"}
{"book": "adl0934", "page": 16, "text": "تبییات مختصره نسبت بعالم اسلام مجبورم میکند\nپس اگر در عرض این مطلب مرتکب سهو و خطائی شوم\nعفو بزرگانه تانرا التماس میکنم .\nحضرات افخم اگر لمحه در احوال موجوده امروزه\nدول اسلامیه صرف نظر دقت شود مسائل متعدده\nبخاطر خطور میکند یعنی : آیا چه سبب شد که\nمسلمانان حاکمیت و اقتدار خود شانرا نتوانستند\nو سیادت افریقائی خودشانرا چرا محافظه نکردند؟\nسطوت و جلال خودها را چرا در ماور النهر از اله کردند؟\nمقبوضات اروپائی خویش را چرا مفت و رایگان\nاز دست دادند ؟ غالبيت وجبروت عموميه\n\nرستم"}
{"book": "adl0934", "page": 17, "text": "اسلامیه را چرا اضاعة نمودند؟ در جواب این سوالات\nاگر ملتفت شویم با جو به لاا بالیانه بعضی از ارباب\nعقول سخیف که معتقدند دین اسلام با هر عصر و\nزمان موافقت نمیکند یعنی که تعالی دین اسلام\nفقط در یک عصر معینی محصور بوده است و چون\nاون عصر تداول کرده پس باید بگویم تجلیات\nاسلامیه نیز جمع شود و این جوابات را کاملا ملغی\nو از درجه اعتبار ساقط نه پنداریم گویا خلاف وجدان\nصحیح رفتار نموده ایم و بر علیه عقل سلیم کردی.\nزیرا : این یک امری که بعد از چندین صد سال\nسلطنت اسلامیه در غرب ، رفته رفته اروپا\n\nبدول ارو[پائی]"}
{"book": "adl0934", "page": 18, "text": "دول اروپائے تکیه کرد و ممالک مسلمانان\nدر افریقا و اقیانوسیا و آسیا در تحت نفوذ اجانب\nدرآمد اعنی که دول دیگر امارت اسلامیه کرہ ارض\nرا تحت حمایه خود درآورده مسلمانان را در پیشگاه\nسلطنت خودشان خاشع و خاضع نمودند سواحل\nبلاد اسلامی را به کشتیهای جنگی و جہازات زره\nپوش درنور دیدند در تمام لوازمات معیشت\nتاسوزن و کبریت حتی در کاغذ قرآن و کفن اموات\nمسلمانان را محتاج نمودند مباعث آنست که مسلمانان\nآهسته آهسته ہدایات وارشادات بانی اسلامیت\nرا بطاق بند نسیان گذاشته همین اسباب\n\nبحثی"}
{"book": "adl0934", "page": 19, "text": "عیش و رفاه را مایحتاج و مالزمه خود شان قرار دادند\nوچون از جاده صلاح انحراف ورزیدند بفحوای\nوَما کانَ رَبُّکَ لِیهْلِکَ الْقُریٰ وَأَهْلُهَا مُصْلِحُونَ\nاز مدارج سنیعه و مقامات رفیعه ترقی بحضیض\nمادونی تنزل فرمودند نه اینکه قبول کنیم دین اسلام\nبا هر عصر و زمان موافقت و مطابقت نکرده یا نخواهد\nکرد .\nواضحتر عرض کنم قران کریم که مصدر قوانین\nو حبل المتین دین اسلام است از ابتدای خلقت\nتا منتهای محویت دنیا بهر عصر و زمان بل در هر لحظه\nو آن مطابقت و موافقت میکند زیرا آن کتاب مقدس\nاعجاز"}
{"book": "adl0934", "page": 20, "text": "آسمانی همه اسرار کائنات و کافه رازهای ارضین\nو سموات را حایز است و هدایات کافیه در هر قسمتی\nاز زمانه برای ادامه جلال پیروان دین محمدی تیاً\nو آماده دارد بناءً علیه نقص و عیبی در دین نی\nبل در پیروان دین بوده است.\n\nبلی هرگاه مسلمانان محافظ دین و صیانت\nبالادستی خودشانرا موظفه خویش میدانستند و\nضوابط و قوانینی را که مقتدای شان باونها مودوع\nکرده بود تعقب مینمودند از همه آفات و ویلات\nمصون و از سائر ذلات محصون میماندند\nچه خدای متعال میفرماید ما اصابك من سيئة\nفمن نفسك پس کسانیکه دین اسلام را موجب"}
{"book": "adl0934", "page": 21, "text": "تقهقر و انحطاط مسلمانان می پندارند جاهل حقیقتند\nو جاحد شرع مصطفویت .\nحضرات محترم چه عرض کنم ! یک نظر\nحقیقت سنج باحوال مسلمین روی زمین ظاهر\nمیدارد که بیعلمی و بیخبری از هر قوم و هر ملت\nدر هر طرف دنیا در مسلمانها بیشتر و عامتر است و\nآثار علوم و معارفیکه در اسلام بود اینهمه علوم و معاً\nموجوده دیگران که مارا مات و مبهوت ساخته مقتبس\nاز ان است یک قلم محو شده است . اون ترقی\nزائد الوصف معارف را که در یک وقتی مسلمانان\nاحراز کرده بودند و فرانسویها دسته دسته و\nجماعة"}
{"book": "adl0934", "page": 22, "text": "جماعه جماعه برای تحصیل علوم از دیار خود هجرت\nکرده در مدارس و مکاتب و دارالفنونهای\nقرطبه وغرناطه تربیت یافته در مراجعت بوطن علواً\nوفنون را نشر میدادند کاملاً نیست و نابود گردیده\nمسلمانان بطوری از معارف و تحصیل کمال\nاجنبی و بیگانه شدند که طرف داران معارف را\nاز جنس خود فرض نکردند و از ملاقات و مصاحبت\nشان کناره گرفتند بلکه از سایه ایشان رمیدند و\nبهزاران اتهامات متهمشان نمودند تا آنکه رفته\nرفته بباعث فقدان علم و دانش اختلافات\nزائده در بین خودها احداث نمودند ازین یک نکته\nمهمه که اَلْمُسْلِمُ لِلْمُسْلِمِ کَالْبُنْیَانِ یَشُدُّ بَعْضُهُ بَعْضاً\n\nرو برتافته"}
{"book": "adl0934", "page": 23, "text": "رو برتافتند قدر اتحاد و اتفاق را که نتیجه مخصوص علم\nو عرفان است نشناختند فریضه یک مسلم را به\nهمین قدر منوط دانستند که باید در گوشه خزند\nو چشم از مفاد مادیه این عالم پوشید بناءً علیه\nاز ا ون یک بلندی که در تمدن و ترقی داشتند\nنز کرده نرمک نرمک رو بهبوط گذاشتند بی\nشک نیست که اسباب و مالزیر ترقی برا\nمسلمین جز تمسک شان بضوابط قدسیه\nو تشبث شان در مطاوعت اوامر منیفہ قرآنیہ\nامر دیگری نیست امانه در صورت استنکاف\nشان از تهیه کردن و آماده ساختن توپ ؟"}
{"book": "adl0934", "page": 24, "text": "تفنگ ه پلين پیدا کردن کانها تمدید دادن راه\nآهن توسيع کردن دوائر معارف اصلاحات\nتجارت ترقی دادن زراعت و فلاحت\nآخر، جنابان معظم ، در صورتیکه خدای\nکریم مسلمانانرا امر فرماید که : اعدوا لهم ما استطعتم\nمِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ\nوَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنْفِقُونَ\nمِنْ شَيْءٍ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ پس چگونه\nنفته میتوانیم مسلمانان با بر از همت در تهیه اسباب\nدفاع تعرضات مخاصمين مكلف نشده اند و در فرا\nکردن وسائل تهدید و ترهیب معاندین و ادامه\nحیات با شرف خود ها موظف نگشته اند و ا\n\nانرسما"}
{"book": "adl0934", "page": 25, "text": "اگر مسلمانان همین تقاعد و عدم مسئولیت خودشانرا\nچندی دیگر تعقیب میکردند و از خواب خرگوشی و\nغفلت وتن پروری سر بر نمیداشتند روزی\nمیرسید لا امرنا الله ذالک الیوم که دین را هم مثل\nممالک بدست اجانب می سپردند و اسم و رسم\nاسلامیت را از صفحہ کرہ ارض محو و نابود میکردند .\nاما جای شکر است که قبل ازینکه وقت بگذرد و کسوف\nخورشید اسلامیت ملا واقع شود مسلمانان از انان\nخواب غفلتی که گفتم بیدار و از نشئه هیچ انگن تمدن\nو سیادت خودشان هوشیار و از امورات راجع\nبخیر و شر و نفع و ضرر خودشان خبر دار گردیدند\n\nپیشتهای"}
{"book": "adl0934", "page": 26, "text": "و رشتهای از هم گسسته اتحاد اسلامی را بمودای\nانما المؤمنون اخوة فاصلحوا بين اخويكم از سر نو استوا\nنمودن خواستند یعنی که باز بهمون اصولات موضوعه\nمقتدای خویش مراجعت کردند آن خیال و کردار مسلمان\nحقیقی را پیروگشتند زیرا فهمیدند که قوه جماعت قوه\nخدا ست و صدای شان صدای خدا\nلينصرن الله من ينصره ملتفت گردیدند من لم يهتم\nبامور المسلمين فليس بمسلیم بناءً علیه میگویم\nاگر مسلمانان همین مسلک با شرف را سالک و همین\nارادت مقدسه را مالک بودند غیرت خودشانرا\nاز دست ندهند زود است که باز همون طنطنه وبد\nر را که حنین"}
{"book": "adl0934", "page": 27, "text": "را که چندین سال پیشتر داشتند استیناف کنند و\nبر مدارج عالیه ترقیات دینی و دنیوی قدم گذارند\nحاضرین محترم\nدرینمحل نمیتوانیم تشکرات صمیمانه و دعاهای\nخالصانه بمناسبت خدمات مرضیه بادشاه\nجوانبخت اسلامیت پرور خودم شهنشاه افغانیان\nبحضور یگانه شان عرض و تقدیم نکنم و ادای یک\nهمت و غیرتی را که در بیداری ملت بیحد خود ابراز\nکرده و در بهبود عوالم اسلام علی التعمیم تحمل حمت\nنموده اند از صمیمیت شکر نگویم زنده باد بادشاه\nترقی خواه استقلال پناه مان امیرامان الله\nخان\n\nباقی تلمق"}
{"book": "adl0934", "page": 28, "text": "نطق عاجزانه خود را باین دعای خالصانه\nاز درگاه خداوند یگانه خاتمه می بخشم\nاللّٰهُمَّ اَیّد دِيْنَنَا دِيْنَ الْاِسْلَام - لَسَّنَا وَ دَو\nدَوْلَتَ الْاِسْلَامِ - اَللّٰهُمَّ انْصُرْ عَسَاكِرَ الْاِ\nسْلَامِ - وَ وَفِّقْ حُمَاةَ الْاِسْلَامِ - وَاخْذُلْ\nاَعْدَاءَ الْاِسْلَامِ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الْاَمْجَادِ\nمحمد اکرم رشدیه دوم مدرسه حبیبیه .\n12"}
{"book": "adl0934", "page": 29, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0934", "page": 30, "text": "( ٣ )\nنظم افغانی و ما قبل آن نثر مختصر را پاینده محمد\nیک بچه یازده ساله بیک وضع شیرینی\nنطق کرد که حظ آن فقط کسانی بردند که زبان ملی\nافغانستان لسان جبلی شانست یا من حیث الملت\nاهمیت آن را تقدیر مینمایند ما اَرسَلنَا مِن\nرَسولٍ اِلا بِلِسانِ قَومِهِ لِيُبَيّن این آیه شریفه\nرا که فرستاده خدا بزبان همان قوم بیان و\nفهمایش میکند برای ترویج پشتو بطور مرکب معلوم\nدر مکاتب دلیل قاطع آورد برای آنانکه شایق"}
{"book": "adl0934", "page": 31, "text": "محفل نبودند این استحضار بیجانخواهد بود که همه طلاب\nنظم و نثر را از روی کاغذ نی بلکه چنان\nاز یاد نطق نمودند که مقرر این آزموده مقال\nدرین زمان در ممالک متمدنه مینمایند *\n\nنظم افغانی - پاینده محمد مکتب قضاة"}
{"book": "adl0934", "page": 32, "text": "پاینده محمد جماعت چهارم مکتب قضاة\nنظم افغانی\n\nبحضور اعلحضرت و باقى حضار كرام\nپخپل ملى ژبه یعنی پښتو عرضوم اهمیت د ترقی\nدژبی دهر قوم دپاره دحیات سیاسی و تمدنی\nدهغه قوم حکم اتفاقی د شرع او عقل دی قانوك\nنص\nقويم د قرآن عظیم دا اهميت دژبی پدی لاندے بعد\nکی بیان کدی دی ) وَما اَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولِ\nالا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشَاءُ\nوَيَهْدِى مَنْ يَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ) يعنى\nموزند ۲ استولی هیچ رسول مگر پزبه د\nخیلے قوم"}
{"book": "adl0934", "page": 33, "text": "خپل قوم چه بیان کی مقاصد تر قیانه ودویته\nنوهمراه کوی خدای هغه څوك چه ددرضا\nوی او اجراد بیاناتو دخپل رسول نوی\nکړی اوراده یاب کوی خدای هغه څوك\nچه ددرضاوی او تعمیل دا اصول ترقیانه\nد خپل رسول کړی ومنه او خدای په اجرا\nکی دقاعدی رهنمانی دربہ دل اوقوم غازی\nاو خاند دحکمت دپے اثار ځ په بیان کی\nددی اهمیت له ډیر ظهوره دتفصیل\nمحتاج ندی نن ورځ چه دولت عليه\nاسلامیه امانیه د افغانستان به عنایة\nالهی او په توجه د اعلحضرت امان الاسلام"}
{"book": "adl0934", "page": 34, "text": "افتتاح د ترقیاتو علمی عرفانی سیاسی اقتصادي\nتمدنی کریږده والحمد لله رب العالمین\nلازم چه مرکب د جمیع علوم او د معارفو\nددی دوله علیه پښتو ربه دخپل ملة\nوکرګی چه ترقی حقیقی په قرار دحکم د\nقانون آسمانی او تحر به تاریخی زمونږ نصیب\nسی انشاء الله تعالى\nبنابردی اهمیت کتب د دار القضاة\nالامانیه شکریه د نعمتو د خدای تعالى چه په\nمظهر د وجود مسعود اعلیحضرت ځوا نخت غازی\nکی دپښتانه ته ورکری دی په خپله وطنی\n\nزبه"}
{"book": "adl0934", "page": 35, "text": "ژبه (پښتو) عرضوی چه په نظم کی بیانوم\nنن را وخوت د افغان د طالع لمر\nنن گلزار سود پښتن سمه وغر\nنن د روخ دپښتانه داعتلا\nد دښمن پرکورن پریوته بلا\nنن بيرغ د دين دنیا زموږ سوبلند\nنن افغان بوله کامیاب او ارجمند\nنن احباب ایمانی ټوله خندان دی\nنن اعدای اسلامی یو مخ گریان دی\nنن پښتون سو غیرت او په ایمان\nشکرخدای له داسلام دارالامان\nکم امان امان د دین او د ملت\nکم امان"}
{"book": "adl0934", "page": 36, "text": "کمرامان امان ونندی او د دولت\nکمرامان حاذق طبیب دهر مرض\nپوه د هر شی په علة او په غرض\nکمرامان په پښتانه ظل اله\nخوشبخت باد شاه د دین امان الله\nپه تشخیص د خپل دولة ملة دانا\nپه سبب د ترقی پوه او بینا\nد تمام جهان مخدوم خادم دین\nد عالم بادار نوکر دخپل آئین\nد دولت و ملت ننگی پر ځای کی\nمستقلی!"}
{"book": "adl0934", "page": 37, "text": "مستقل ځان په فضل د لوی خدای\nد اتحاد اسلامی چه لوی اسباب\nد دښمن د مغلوبی دی په هر باب\nپه عمر و و د شرقی اسلامه تللی\nد خدای بعنایت راکرزولی\nهیچ شرقی اسلامی شاه و امیر\nښکاره نکی په هیچ وقت کی داندښیر\nچه اسلام مجاور د سره یوسی\nچه روښانه کل جهان پر دی پر تو\n\nمن چه خدای"}
{"book": "adl0934", "page": 38, "text": "نن چه خدای که دامان بیمه غوطلند\nاتحاد اسلامی کی پیوند\nسلطنت خپلی شريك کی پدی ٹولو\nرجعی مومنابرتوله بنأمه بولو\nدعرفان بنای پور ته کر اسمان ته\nحکمی توله مفوض کی وقرآن ته\nتاریکی دمغلوبی چه پراسلوم شو\nدغیبی برق تجلی دن په نام شو\nپه تشخیص دمغلوبی که داسلام\nداتحقیق کی ده مفهوم دخاص وعام\nچه بی دینه ترقی د اسلام نسته\nبی قرآن د اسلا بل امام نسته\nسید بهاؤالدین"}
{"book": "adl0934", "page": 39, "text": "یگانه اسباب دتلی ترقی\nبل شی ندی بی ایمان تحقیقی\nمعارف دټول عالم ددین په کاردی\nکه دین نو و اسباب ټوله فنا دی\nپه دولت کی حکومت جوهر کی ددین\nپردی عقل خدا دار هزار تحسین\nپه اجراکی دعلوج پر دی تشخیص\nارادی سنیئ و کی تخصیص\nیو جامع مکتب دټولو کمالات\nمدرسه امانیه دار القضات\nچه اسباب تعلیمی ټول کامل دی\nلوازم دترقی له شامل دی\nمصادر فروعی"}
{"book": "adl0934", "page": 40, "text": "مصارف ضروری تول منظور\nلحضور فیض گنجور لا مع النور\nد تعلیم نصاب ئی داسی مکملی دی\nچه قدیم جدید تحصیل کښی اسهل\nترقی د دین دنیای ثمره ده\nارادۀ سنیه کښی ښکاره ده\nتول حکم د معارفی دی نصاب\nپه تفسیر د قرانی فصل الخطاب\nمناصب د کامیابی حه دی منظور\nلحضور د بادشاه غازی غیور\nاولاً قضا فتوی د تول دولت\nآخراً جهان گری دی محکمیت\n\nعقاید"}
{"book": "adl0934", "page": 41, "text": "خدای ستاد لوی کرمه توفیق غواړو\nموږ عاجز یو سره هم ستا په رحمت نښلو\nددی لوی نعمت شکران موږته نصیب که\nسرفراز مو په ابروی دخپل حبیب که\nتاجدار پلا رمو په دینی خیال کامیاب که\nزموږ سرونه تصدق ددی رکاب که\nکمالات دټول عالم را ته حاصل که\nدقرآن په اصطلاح مو واصل که\nچشم زخم د عالم زموږ له بادشاهه\nله دولته وله ملته د دورکړی دا الله\nامين يارب العلمين"}
{"book": "adl0934", "page": 42, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0934", "page": 43, "text": "(۴)\n\nنظم ترکی بانثر تمهیدی آن از زبان یک طالب علمیکه صرف\nچند ماه تعلیم آن گرفته است علاوه بر ذکاوتب طبع افغانی\nبر مساعی معلم مکتب حکام دال هست که ادارهٔ حصهٔ آن\nاین زبان یک ملت بزرگ اسلام را به سبب معلومات\nقانونی‌اش مهم دانست - طالب علم مذکور نظم را به یک سلاست\nو روانی خواند که ترکی دانان محظوظ شدند و دیگران نیز\nاز مصرعه مکرر دپی بردند که مضمونش مشحونست از\nترغیب سعی و کوشش *\n\nنظم ترکی - محمد حسین مکتب حکام"}
{"book": "adl0934", "page": 44, "text": "نظم ترکی\nمحمد حسین مکتب حکام\nحضرات فخام\nبیلور سکز که هم دین هم مذهب ، و هم\nمسلك اولان دولت لَرُك وملت\nلَرك اتحاد معنوی و حقیقی لری نك\nاکمالیچون اون لَرك اره سنده بعضی\nظاهری و صوری امورك اتحاد ی لازم\nکلیر، بوصورتله يكدیگری نك امور\nجمهورى نك جزئيات وكلياته مطلع او\nرق، معاملات حالیه و استقبالیه لری نك"}
{"book": "adl0934", "page": 45, "text": "اجراسنده دوچار زحمت ومشکلات\nاولمازلر ، بناءً علیه کثیر العدد اولان\nتورک اقوام قرداشلری مزك زبان\nملی لری بولنان ترکیه لسانی محافظه\nو دول معظمه اسلامیه نك اتحاد و\nاتفاقی خصوصنده ابذال بیورولان ،\nتوجهات جهاندارانه ملوکانه وخيالات\nعالیه خسروانه سایه سنده مکاتب امانیه\nمکتب فیض مکسبی پروغرامنه ادخال\nایلدی ، بز بر آووچ شاگردان شاکر\nالاحسان بنده لری حضور معارف\n\nنشور"}
{"book": "adl0934", "page": 46, "text": "نشور اقدس همایونی سایه سنده اونك\nتحصیلله مباهی و ممتاز بولنیورز، شمدی\nبو لطف بیکران ملوکانه لری نه مقابل\nحضور مبارک همایون لرنده تشکرات\nصمیمانه خالصانه ای اسندن، صوكره\nحضور ترقی صدور مبارك همایون لری\nنك و بشقه حاضرين كرامك مساعده\nلريله خدمت وطن و ملتى اشعار ايدن\nبر نظم ترکی عرض خدمت ایدرز\n\nسعی وغیرت قرد اشم انسانه ایلر اقتضا\nدوغری یولده بو عمل بر صنعت الزامدر سكا\n\nایدین"}
{"book": "adl0934", "page": 47, "text": "آدمينك هر شيئه زيرا احتياجى بيكمان\nمادّى يا معنوى برايشله مشغول اول همان\nمشكلات چكسنده اقدام ايت چالش صبح ومساً\nبولمق ايسترسك سعادت دورمه سعى ايت دائماً\nحق بيورمش لَيْسَ لِلإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعىٰ\nايتمه كبر صرف اقدام ومساعى روز وشب\nاكتساب ثروت واقباله غيرتيدر سبب\nمستريح اولمزنه ممكن مرد ناموسكار هيچ\nهپ چاليشمق در ايدن انسانى ممنون بهيج\nاويله سه اك بر زمان بيتيمه اعتراض ايتمه بوكا\nبولمق ايسترسك سعادت دورمه سعى ايت دائماً\nحق بيورمش لَيْسَ لِلإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعىٰ\n\nيارب هر كام"}
{"book": "adl0934", "page": 48, "text": "نائل هرکام اولور دست آور اقدام اولان\nحصه یاب ذوق اولور کوششنده تام اولان\nواصل آمال اولیوز ارباب سعی و اهتمام\nفائق الامثال اولور جهد ایلین هر صبح و شام\nنادر الآفاق اولور غیرت وران با صفا\nبولق ایستر سنگ سعادت زورمه سنلی\nحق بیورمش لَيْسَ لِلإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى\nشبهه سبزتن پروری فقر و شقا بخش ایدر\nای برادر اهل غیرت چکمه یور رنج و کدر\nحال بو که غیرت دری فخر و سعادت مرد ایچون\nمقصد اقصی چالشسق فرضد رهر فرد ایچون\n\n۳۳ اولور"}
{"book": "adl0934", "page": 49, "text": "اولمق ایستر سڭ دو عالم حائز فیض خدا\nبولمق ایستر سڭ سعادت دور مه سعی دائماً\nحق بیورمش لیس للانسان الا ماسعی\nطالعندڭ دومیوب شکوا ایدر سڭ مبدا\nسنڭ چالش بالاغیت ایمز جلب ندم\nآه بیلمز سڭ نه عزت بخش ایدر انسانه سعی\nآه بیلمز سڭ نصل یرلشود بر وجدانه سعی\nسعی ایدر سڭ حاصل مسعود اولورسڭ مطلقاً\nبولمق ایستر سڭ سعادت دور مه سعی دائماً"}
{"book": "adl0934", "page": 50, "text": "حق بیورمش لَيسَ لِلْإِنسانِ إِلَّا مَا سَعٰى\nگرچه مولا در کفیل رزقنك ای تنبل فقط\nبشقه واهی فكر صايمه قیلمه ايمانك سقط\nاكتساب رزقه سعى وجهد وگوستر مش سبب\nكيم ديمش كيم اندررز زنبيلۀ گوك دن رزق رب\nهیچ برتنبْل لَكلَه ثرْوت می ورر مولا سَكَا\nبولمق ايسترسنْك سعادت دورمه سَعی اِيت دائماً\nحق بيورمش ليس للانسانِ إِلَّا مَا سَعٰى\nهيچ بر نخل عمل يوقد دکه قالسون بی ثمر\nمظهر لطف اولور هرکیم که سعی وجهد ایده\nدو زانه"}
{"book": "adl0934", "page": 51, "text": "بر وظیفه دار مادر بیهوده بیفائده\nتا اولدن بویله در عالمدہ داب قعاً\nایلمز حق احترام وغیرتی محو وهبا دائماً\nبوقی ایسترسن سعاد دورمه سعىی\nحق بیورمش ليسَ لِلإِنسانِ الا ما سَعَى\nوار در زیرا اهل غیرت عزم جدى صاحبى\nهانكی عاقل نعمت مولانك اولمر راغبی\nایتمه سون تحصیل ثروت اکتساب معرفت\nایله مشکل سعی قارشی عدم عزمتلبت\nاشته دولن"}
{"book": "adl0934", "page": 52, "text": "اشته برهان اشته قرآن بونده يوق كذب خطا\nبولمق ايسترسنك سعادت دورمه سعى دائما\nحق بيورمش ليس للانسان الا ما سعى\nعز و رفعت در لسان غيره اولمق آشنا \nمكر دشمن دن امین اولمق ضرور در سكا\nاطلاع هر لسان انسان ايچون بر افتخار \nبر شرفد ركيم بكا سعى مدام اولمش مدار\nفكر استقبال ايدن اقدامه ایلر اعتنا \nبولمق ايسترسنك سعادت دور مه سعى دائما\n\nمحمد محمود منشى"}
{"book": "adl0934", "page": 53, "text": "حق بیورمش لَيْسَ لِلإِنْسَانِ اِلَّا مَا سَعْی\nضابطان عسکری هر بولسانه مفتقر\nشرط اقدس در فقط تحصيل جهد مستمر\nدیل بِلِنُدْ هر زمان اولقده محسود جهان\nيوقسه بر بوش آرزوُدَن حاصل اولمز شأنعزّ\nغیرت جدّی دِر انْجَقْ ناشرِ فیضِ خُدا\nبولمَق ایسْتَر سَنگ سعادتْ دورمه سعیِ دائما\nحق بیورمش لَيْسَ لِلإِنْسَانِ اِلَّا مَا سَعْی\n\nاهر سی ندن"}
{"book": "adl0934", "page": 54, "text": "محال\nاهل سعی انسان ایچون عالم ده هیچ بروقدر دگل\nکسب کمال\nالده وارکن وقت و فرصت دورمه قیل\nجوهر غیرت بزم چون داحق در قرد شم\nشم\nاختیار اولدم بتم ارطق دیمه گچمش یا شم\nجمله متحصله محتاجز برآز غیرت دها\nدائما\nبولمق ایستر سن سعادتی دورمه سعی ایت\nحق بیورمش ليس للانسان الا ماسعى\nمبدأ تحصيل رفعت ايدرين مشكلات\nسز\nنائیلت شبهه لوکن ثبات ایستر ثبات\n\nادمی بلسنك"}
{"book": "adl0934", "page": 55, "text": "آدمی بيلسك فضل شان ايله اكمال فنون\nقيلمه اظهار فتور اولسون همان سعيك فزون\nشاهد وجدانك اولسون غيرت راحت رسا\nبولمق ايسترسك سعادت دورمه سعى ايت دائماً\nحق بيورمش ليس للانسان الا ما سعى"}
{"book": "adl0934", "page": 56, "text": "(۵)\n\nپیش از ترانه اردو یک طالبعلمی از مکتب ملی\nبطور توطیه بیان کرد که اهل زبان جدید اسلامی\nمملو است از سببی فنون مفید چنانچه این نظم\nیک نمونه مردانه آنست - بعد از تقریر مذکور\nچون هفت نفر طلبه مکتب ملی مطلع را بسر موثر\nبرداشتند از دنبال شان موزیکه عسکری\nنواختن گرفت - بهمین نهج چون آنها یک فرد را\nتمام میکردند باجه نظام شروع مینمود تا حصاً\nتا آخر سر در شدند (اطلاع این امر نیز"}
{"book": "adl0934", "page": 57, "text": "برای غیر حاضرین محفل نامناسب نخواهد بود\nکه دیگر دو ترانه هم بهمین اسلوب خوانده شد\nیعنی یک شعر یا یک بند را چون طلبها بسر های\nجداگانه ختم می کردند موزیکه عسکری بهمان\nمقام موسیقی نواخته می شد) .\n\nترانه اردو ۔ طلاب مکتب ملی"}
{"book": "adl0934", "page": 58, "text": "ترانه اردو\nطلاب مکتب ملی\n\nمقدمه ترانه اردو که عبد الظاهر خان\nمکتب ملیه امانیه بحضور اعلیحضرت\nغازی قرائت نموده :-\n\nاعلیحضرت والا ! حضار محترم ! این امر\nظاهر است که عربی و فارسی و افغانی مشهور ترین\nزبانهای اسلام میباشند چه در باب شایستگی و چه\nدر باب علوم و فنون مساوی زبانهای عالم شمرده\n\nمیشوند"}
{"book": "adl0934", "page": 59, "text": "میشوند لاکن از مدت تقریباً سه صد سال یکدیگر زبان\nنوجوان اسلامی بمعرض وجود در آمده به سبب شطارت\nنوجوانی یا به سبب بیدار مغزی اهالیانش در عرصه\nقلیل خدمات های زیادی اسلام نموده است - آن زبان\nزبان همسایه ما یعنی اردوست که از جمله سی کرور\nنفوس اسلام ذریعه تکلم هفت کرور نفوس میباشد این\nزبان جائیکه در با علوم وفنون مساوی زبانهای زنده\nدیگر میباشد در با خوبی طرز و شعر وسخن هم از آنها پس نیا\nاست چنانچه از مشهور ترین شعرای این زبان یک ترانه ایست\nکه نتیجه طبع جناب داگتر محمد اقبال ملک الشعرآ زبان پور\nمیباشد به سبب خوبی طرز و بیان بلند خیالی مضمون\nخود که محتوی بر تحریص جذبه حکومت در دل نوجوان\n\nمسلمانه"}
{"book": "adl0934", "page": 60, "text": "مسلم باشد اهل علم و فضل زبان ترکی نیز آنرا در زبان خود\nترجمه نموده است و در بزم که علم و ادب بیان فرموده قلبهای\nسامعین را بحرکت آورده برای خدمت اسلام تیاری\nسازد بنده نیز میخواهد که بمعیت رفقای خود این\nترانه محرکانه بگوش با هوش سامعین رسانده مقصد\nعالیش را کسب نماید.\nترانه اسلامی\nچین و عرب همارا هندوستان همارا\nمسلم ہیں ہم وطن ہے سارا جهان همارا\nدنیا کے بتکدہ میں پہلا وہ گھر خدا کا\nہم اس کے پاسباں ہیں وہ پاسباں همارا\nتیغون کے سایہ میں ہم پل کر جواں ہوئے ہیں\nخنجر ہلال کا ہے قومی نشان ہمارا\n\nزی موج"}
{"book": "adl0934", "page": 61, "text": "ای موج دجلہ تو بھی پہچانتی ہے ہمکو\nاب تک ہے تیرا دریا افسانہ خوان ہمارا\nای گلستان اندلس وہ دن ہیں یاد تجکو\nتھا تیری ڈالیون میں جب آشیان ہمارا\nتوحید کی امانت سینوں میں ہے ہمارے\nآسان نہیں مٹانا نام و نشان ہمارا\nباطل سے دبنے والے ای آسمان نہیں ہم\nسو بار کر چکا ہے تو امتحان ہمارا\nسالار قافلہ ہے میر حجاز اپنا\nاس نام سے ہے باقی آرام جان ہمارا\nاقبال کا ترانہ بانگ درا ہے گویا\nہوتا ہے جادہ پیما پھر کاروان ہمارا\nاقبال"}
{"book": "adl0934", "page": 62, "text": "(۶)\n\nمقاله انگریزی را عبدالرؤف یک بچه چهارده ساله\nبه تلفظی خواند که انگریزی دانان قدرش فهمیدند\nرکار لائل در قرنِ ماضی گذشته است\nلهذا دوازده صد هجری و نفوس مسلمانان را\nیکصد و هشتاد ملیون میگوید) کیفیت مضمون\nو ترجمه فارسی را طالب العلم مذکور بصدای بسیار بلند\nبیان کرد که همه حاضرین کماینبغی تعقیبش نمودند *\n\nمقاله انگریزی - عبد الرؤف مدرسه حبیبیه"}
{"book": "adl0934", "page": 63, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0934", "page": 64, "text": "مقاله انگریزی\nعبدالرؤف-مدرسه حبیبیه\nرشدیه سوم\n\nحصار موقر! قبل ازینکه شروع بمقاله انگریزی\nنمایم-کلمه چند متعلق آن عرض میکنم تقریباً\nیکصد نفر از برادران عزیز بسم ملت ما جهت تحصیل\nفنون در یورپ رفته اند چون اهالی آن بر اعظم\nمسلمان نیستند بدل بعضی از بزرگان ما اندیشه\nخطور خواهد کرد که اولاد هایشان از طرف مسلامی اعتنائی نورزند\nبرای رفعیه این شبهه مثال مصنف تمدن عرب\n\nپایینش ۲۵"}
{"book": "adl0934", "page": 65, "text": "را پیش میکنم که یکی از شهیر ترین علمای فرانس بودیه\nدر دیباجه آنکتاب در جواب مقابله مذاهب عالم نموده اسلام\nرا بهترین ادیان ثابت کرده است یک اثر دٹا مسلائل\nکه ادیب و حکیم معروف انگریزان او در مشاهیر جهان بخش\nرانده از جمیع اغیار رسول کریم مارا علیه الصلوة والتسلیم\nمنتخب است اگر بعضی مقامات آنرا بعد از خواندن در\nانگریزی بفارسی ترجمه کردم با حضار کبار استحضار\nخواهد شد که تعلیم مغربی در عقاید دینیه ما هیچ اختلال\nوارد کرده نمیتواند بلکه از کفار اعتراف حقانیت اسلام\nاین عظمت بانی کرام آنرا شنیده ایمان باهنوز راسخ\n۴۶"}
{"book": "adl0934", "page": 66, "text": "A greater number of God's creatures believe in Mohammad's word at this hour than in any other word what ever. It has been life guidance now of a hundred and eighty millions of men, these twelve hundred years. Are we to suppose that it was a miser"}
{"book": "adl0934", "page": 67, "text": "able piece of spiritual legarde-\nmain this which so many\ncreatures of the Almighty have\nlived by and died by? I for my\npart cannot form any such\nsupposition. A false man found\na religion! Why a false man\ncannot build a brick house,\nif he do not know and follow"}
{"book": "adl0934", "page": 68, "text": "truly the properties of mortar,\nburnt clay, and what else he\nworks in, it is no house that\nhe makes but a rubbish heap.\nIt will not stand for twelve\ncenturies to lodge a hundred\nand eighty millions, it will\nfall straight way. A man\nmust conform himself to"}
{"book": "adl0934", "page": 69, "text": "nature's laws be verily in com-\nmunion with nature and the\ntruth of things, or nature will\nanswer him, no, not at all.\nMohammad's words were not false\nnor his working here below.\nFrom an early age he had been\nremarked as a thoughtful man\nhis companions named him"}
{"book": "adl0934", "page": 70, "text": "Al Amin\" the faithful. A\nman of truth and fidelity, true\nin what he did, in what he\nspoke and thought. They no-\nted that he always meant\nsomething. A man rather\ntaciturn in speech, silent when\nthere was nothing to be said\nbut pertinent wise, sincere"}
{"book": "adl0934", "page": 71, "text": "when he did speak always\nthrowing light on the mat-\nter. This is the only sort of\nspeach worth speaking.\nThrough life we find him to\nhave been regarded as an\naltogether solid, brotherly,\ngenuine man. A serious\nsincere character, yet cor-"}
{"book": "adl0934", "page": 72, "text": "dial companionable, jocose\neven - a good laugh in him\nwithal.. A silent great soul;\nhe was one of those who can\nnot but be in earnest, whome\nnature herself hasappointed\nto be sincere. The word of such\na man is a voice direct from\nnature's own heart. Men"}
{"book": "adl0934", "page": 73, "text": "do and must listen to that as\nto nothing else; all else is wind\nin comparison, what could\nall Arabia do for this man,\nwith a crown of Greek Heraclius\nof Persian Chosroes and all crowns\nin the earth - what could they\nall do for him, it was not of\nthe earth he wanted to hear"}
{"book": "adl0934", "page": 74, "text": "tell it was of the heaven above\nand of the hell beneath. All\ncrowns and sovereignties what-\nsoever, where would they in a\nfew brief years be! Islam that we\nmust submit to God, that our\nwhole strength lies in resigned\nsubmission to him Whatsoever\nHe do to us for this world and"}
{"book": "adl0934", "page": 75, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0934", "page": 76, "text": "for a man not merely to submit\nto necessity, necessity will make\nhim submit but to know and\nbelieve well that the stern thing\nwhich necessity had ordered\nwas the wisest the best thing\nwanted there. To cease his\nfrantic pretence of scanning\nthis great Gods world in"}
{"book": "adl0934", "page": 77, "text": "small fraction of a brain, to\nknow that it had verily\nthought deep beyond his sound\nings, a just law, that the soul\nof it was good, that his fate\nin it was to conform to the law\nof the whole and in devout silence\nfollow that not questioning it\nobeying it as unquestionable."}
{"book": "adl0934", "page": 78, "text": "I say this is yet the only true\nmorality known. This is the\nsoul of Islam.\nترجمه\nمقاله انگریزی عبد الرؤف\nسابق الذکر\nدرین ساعت درین وقت حاضر از مخلوق خدای تعالی\nاینقدر تعداد زیاد سخن محمد را قبول دارند که آنقدر\nمردم دیگر هیچ کدام را منظور نکرده اند الان\nاز عرصه\n۵۹"}
{"book": "adl0934", "page": 79, "text": "از عرصه دوازده صد سال رهنمای یکصد و هشتاد\nملیون نفوس بوده است آیا ما گمان کرده میتوانیم\nکه این یک قسم فریب روحانی بوده اینکه ملیونها\nبندگان خلاق متعال و بواسطه آن بآن زیستند\nو بخاطر آن مردن - من از طرف خود هیچ\nگمان برده نمی توانم یک شخص کاذب اساس\nیک مذهب نهاد - چرا یک شخص کاذب یکخانه\nخشتی تعمیر کرده نمیتواند اگر او حقیقتاً تاثیرات\nگچ و گل پخته و دیگر لوازمات عمارت ندارند"}
{"book": "adl0934", "page": 80, "text": "ملحوظ داشته نباشد او خانه نی بلکه انبار فضول\nمیسازد این خانه پایداری نخواهد کرد که دوازده\nصد سال یک صد و هشتاد ملیون مخلوق را\nجای قرار بدهد این علی الفور خواهد غلطید\nحتمی است که یک انسان خویشتن را بقوانین\nفطرت مطابق بسازد به طبیعت وحقیقت\nامور مراسلت و مکالمت بماند ورنه فطرت\nجوابش میدهد که نی هرگز نی سخنان محمد ۲\nاعمال شان هیچ حال شان دروغ نبود\n\nاز اول\n١"}
{"book": "adl0934", "page": 81, "text": "از اول طفولیت آنها یک شخص متین دانسته\nمیشدند رفقای شان آنها را امین می نامیدند\nیک آدم راستکار و فادار صادق در هر چیزیکه\nاو کرد و در هر سخن که او گفت و در هر امر یکه او\nبدل آورد مردم آگاه شده بودند که کدام\nدر اقوال و احوال خود معنی داشت یکشخص\nقدری کمگو خاموش چون چیزی گفتن نمی بود\nاما هنگام کلام بر محل ناطق دانا و صادق همیشه\nمبحث مذکور را تنویر میداد فی الواقع همین است\n\nمترجم"}
{"book": "adl0934", "page": 82, "text": "یک قسم نطقیه شایان گفتن است در تمام\nعمرش ها می دریابیم که او را انسان پرمغز\nخالص و با اخوت تقدیر میکردند یک نتیجه\nجدیت و حذاقت با وصف آن مملو از محبت\nو رفاقت حتی بما نیز از مطابقت یک روح\nساکت و عظیم الشان او یکی از ان اشخاص\nبود که بجز راستی جدی دیگر وضع اختیار\nکرده نمیتواند خود قدرت آنها را حقانی مقدر فرموده\nاست کلام چنین شخص آوازیست که مصدرش"}
{"book": "adl0934", "page": 83, "text": "رأساً صدمه خود قدرت است مردم آنرا می شنوند\nو چاره نیست که نشنوند و بطرزیکه دیگر هیچ\nسخن را آنچنان نشنوند هر چیز غیر آن مقابلتاً\nباد است تمام عرب برای این انسان چه\nپیش کرده میتوانست بتاج قیصر رومی کسری\nایرانی و همه تاجهاے روی زمین جمهۂ\nاینها براے او چه وقعت داشتند از دنیا\nچیزی نبود که او خوش میشد کارش بفردوس\nبرین بود یا جهنم جمیع تاجها و سلطنت ها\n\nدر چند"}
{"book": "adl0934", "page": 84, "text": "در چند سالهای مختصر آنها کجا خواهد بود\nاسلام یعنی لازم است که مطیع و تسلیم\nخدا گردیم یعنی تمام قوت ما درین مضمر است\nکه هر معامله که او تعالی بما بکند بذات\nمتعالش مطیع و تسلیم شویم برای دنیا\nو عقبی امری که او تعالی بما نازل فرماید\nمرگ باشد یا بدتر ازان خوب خواهد بود\nخوبترین خواهد بود ما خود را بخدا تسلیم مینمائیم\nگتی شاعر مشهور جرمنی میگوید اگر این اسلام\n\nباشد"}
{"book": "adl0934", "page": 85, "text": "باشد ایا همه در اسلام زندگانی نمیکنیم؟\nبلی همه ما حیات اخلاقی داریم میزییم -\nدائما حکمت بلند ترین همین مسلم آمده است\nکه انسان نه صرف سر رضا باقتضا خم کند\nاقتضا بالضرور تابش میسازد بلکه نیک\nعلم و ایمان بیارد که امر واقعی و حقیقی که قضا\nقدر کرده است اعلی و اولی بوده حکمت و\nمصلحت بهترین در انجا همان مطلوب است\nادعای بیجا تقطیع کرد گردون این عالم\nاکبر"}
{"book": "adl0934", "page": 86, "text": "اکبر خدای کبیر را از جزء کوچک یکدماغ\nترک دیده بداند که اگرچه از اندازه تحقیقش\nبس عمیق تر است - اما این جهان یک قانون\nعادلانه را داراست و روح آن بصلاح\nو احسانست وظیفه انسان موافقت است\nبقانون کل و متابعت بسکوت عقیدتمندانه\nدرین چون و چرا نکردن بلکه صحیح و حق و بی\nعیب دانسته اطاعتش ورزیدن من میگویم\nکه همین است اخلاق حقانی و بجز آن تا\n\nحال"}
{"book": "adl0934", "page": 87, "text": "حال دیگر معلوم نگشته این است روح\nحقیقت اسلام ."}
{"book": "adl0934", "page": 88, "text": "(۷)\n\nچون غلام علی در آخر مقاله داکتری بعض تجاویز\nمخلصانه در باب دکان شیر خالص و شفاخانه\nمرض سل وغیره بیان نمود اعلیحضرت غازی\nاز غایت ستوده شان و عاطفتیکه دایما\nبرحال رعایا مبذول میفرمایند فوراً منظور فرموده\nهمانجا بقلم رفاهیت رقم خود یادداشت گرفتند.\n\nمقاله داکتری - غلام علی صنف داکتری"}
{"book": "adl0934", "page": 89, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0934", "page": 90, "text": "مقاله داکتری\nغلام علی - رشدیه چهارم\nمدرسه حبیبیه\nبحضور اعلیحضرت غازی و حضار معظم\nدر خصوص علم جراثیم بعضی بیانات معروض\nمیداریم علم جراثیم برای داکتران حتمی و\nلازمی است و برای باقی مردمان نیز دانستن\nآن بعید از فائده و منفعت نیست در زمان\nقدیم و عهد پیشین قبل از دریافت جراثیم حکما\n\nداطبا\n۵۳"}
{"book": "adl0934", "page": 91, "text": "واطبا اسباب اکثر امراض را قیاسات مختلف\nمیکردند و برای هر کدام از اسباب\nمرض نظریات اثبات عجیبی میداد. مثلاً آسیا\nتب ملیریا را به تبدیلی موسم منسوب میکردند\nچنانچه تا حال هم بدان نام موسوش میسازند\nاجتماع فصلین است حذر باید کرد و ریم پیدا\nکردن قروح را آب گرفتن و یا گزک کردن\nگمان میبردند و اسباب جدری یعنی\nچیچک را قهر معبودهای باطله خود باعث\n\nپنداشته"}
{"book": "adl0934", "page": 92, "text": "تب محرقه را غلبه صفرا میگفتند ـ و مختلف امراض\nجلدی که باعث تولید آن جراثیم است خرابی\nخون تعبیر و علیٰ ہذا القیاس خیالات عجیبه و ظنون\nغریبه می نمودند اما درین عصر باعث جمیع امراض\nفوق مایکروب مختلف دریافت شده است\nکه رویت شان بواسطه چشم برهنه محال\nو ناممکن است جراثیم اجرام خوره خورد است\nکه ده هزار آنہا اگر پہلو به پہلو نهاده شود تخمیناً\nیک انچ میشود ـ واقعیت علم جراثیم فواید\nسه گانه دارد"}
{"book": "adl0934", "page": 93, "text": "سه گانه دارد اولاً محل و عمل جراثیم و طریقه\nدفع کردن امراضیکه از مایکروب تولید میبا[شد]\nثانیاً طریق تشخیص امراض بواسطه مایکروب مخصوص\nآن ثالثاً علاج و دفع امراض جراثیمی قبل از ان\nکه بیان سه فایدهٔ مذکوره نموده شود ما نعلم با این\nام\nضرورت است که آیا جراثیم بکدام طریقه بجسم انسان\nداخل میشود یکی مایکروب بذریعه تماس در بدن\nوارد میگردد مثلاً جرثومه سوزاک و آتشک\nو قرحه ریمدار دویم بواسطهٔ دهن و راه غذا\nمخلة صحيه"}
{"book": "adl0934", "page": 94, "text": "پیچش و هیضه وبائی و تب محرقہ و غیرہ سوم توسط\nہوا مثلاً تب دق و زکام وبائی و اقسام آن\nچهارم بذریعه گزیدن بعضی حشرات مثل پشه\nو کیک و مگس و امثال آن مثلاً ادخال جرثومہ\nتب موسمی و طاعون و دیگر امراض وبائی :-\nیک قسم جراثیم دیگر نیز میباشد که زخم های دیگر\nامراضیکه بجراحی تعلق دارد باعث تولید آن\nمیگردد و در تمام روی زمین موجود میباشد\nدر ملبوسات و مفروشات و اسباب خانہ\nبحجم ان"}
{"book": "adl0934", "page": 95, "text": "و جسم آن وغیره مسکن میگیرند و عموماً بجسم انسان\nبواسطه تماس دخول مییابد در حرارت ۸۰ درجه\nسنتی گرید و زیاده ازان این قسم جراثیم\nزنده نمیمانند و چون این امر معلوم است که آب\nبه صد درجه سنتی گرید جوش میخورد پس لازم است\nکه استعمال آلات در قروح ریم دار چون آلات\nقابل جوش دادن در آب باشند بآن ذریعه\nجراثیم را کشته بعمل آورده شود و نیز جراح\nقبل از عملیات جراحی دستهای خود را\nبا بسبب"}
{"book": "adl0934", "page": 96, "text": "بنا بسبب قتل و دفع جراثیم به کار بالک لوشن\nو مرکری لوشن که قاتل جراثیم است بشوید دفع\nامراض مختلف که باعث تولید آن جراثیم\nمختلف کشف شده است بطور مثال بیان\n\nمینمایم :-\nقبل برین مذکور شد که جراثیم وبائی بواسطهٔ\nماکولات و مشروبات بجسم انسان داخل میشود\nباید که جمع اشیای خوردنی و نوشیدنی قبل\nاز صرف طبخ داده شود تا جراثیم آن کشته گردد\n\nاب دریای کابل"}
{"book": "adl0934", "page": 97, "text": "آب دریای کابل در روز ہاے غیر مرض وبائی\nعموماً و در ایام ظہور وبا خصوصاً نوشیدہ نشود\nچه در ایام غیر وبا استعمال آب مذکور امراض\nپیچش و محرقہ و کرم امعا وغیرہ پیدا میکند\nہمچنین شیر بازاری باعث تولید امراض مذکورہ\nمیگردد زیرا که شیر فروشان آب غیر مصفا را\nدر شیر مخلوط کردہ میفروشند و چونکہ شیر اکثر\nخوراک اطفال خورد و مریضان میباشد باید که\nدر صفائی آن حتی الوسع احتیاط زیاد کردہ شود\n\nبرای این امر"}
{"book": "adl0934", "page": 98, "text": "و برای این امر باید که ادارهٔ بلدیه یک دکان شیر\nفروشی از طرف خود باز نماید تا در آنجا جمیع لوازماات\nو ضروریات صفای شیر ملحوظ نموده شود و یکی از اسبا\nاموات کثیرهٔ اطفال استعمال شیر کثیف\nو نا پاک است :-\nثانیاً دفع مرض سل که یکی از امراض جراثیمی است\nامنیست که اولاً مأیکروب سل بجسم انسان بواسطه\nتنفس هوا داخل میشود چنانچه قبل برین تذکا[ر]\nیافت و برای دفع اصابت مرض مذکور صفائی\nہوا نهایت"}
{"book": "adl0934", "page": 99, "text": "هوا نهایت ضروری میباشد و این هم ظاهر است\nکه تصفیه هوا بمانند آب بواسطه جوش دادن\nو بذریعه شستن کاربالک لوشن کرده نمیشود\nبنابران برای تصفیه هوا طریقه های دیگر\nاختیار کرده اند ـ جرثومه سل بواسطه\nتنفس مریض آن به هوا شامل میشود و در یکساعت\nملیون های تعداد میکروب سل از تنفس\nمریض مذکور خروج می یابد بجهت دفع\nآن این دو طریقه ها را اختیار کرده اند یکی انرا\n\nیتیم شفاخانه"}
{"book": "adl0934", "page": 100, "text": "تعمیر شفاخانه برای مریضان سل میباشد\nکه دور از آبادی در مقام کوهستانی\nاما آن آب بطرف آبادی نرود تاسیس میکنند\nکه آب و هوای آن نهایت صاف باشد تا که علاج\nمریضان سل و هم حفاظت صحت اشخاص\nتندرست در آنجا نموده شود و طریقه دیگر اینست\nکه خانهای سکونتی را کلان و فراخ تعمیر میکنند و\nروزن و دریچه های کلان بجهت آمد و رفت\nهوا دران میگذارند و حویلی آنرا وسیع میسازند\n\nهر دو تدبیر"}
{"book": "adl0934", "page": 101, "text": "هر دو تدبیر فوق که بواسطۀ ازاله مرض سل دق\nکرده میشود انشاالله از یمن توجهات جهانداری\nاعلیحضرت غازی در زمان اندک\nصورت تکمیل خواهد پذیرفت چنانچه ارادۀ سنیۀ\nشاهانه شان چنین رفته است که تعمیر شفاخانۀ\nسل قریب بیگ توت و یا کدام جای مناسب\nدیگر نمایند ازین مهم تر و مبارک تر اینکه\nشهر جدید دارالامان را مطابق تنزیل داکتری تاسیسش\nمی نهند :-\nثانیاً علم جراثیم"}
{"book": "adl0934", "page": 102, "text": "ثانیاً علم جراثیم بلحاظ تشخیص امراض ضروری\nمیباشد ـ امراض جراثیمی بواسطه خون و\nلعاب دهن و فضلات وغیره تشخیص کامل\nمیشود بعضی اقسام تب ها است که در علامات\nنهایت مشابهت دارند لکن جرثومه آن\nاختلاف داشته میباشند مثلاً جرثومه تب محرقه\nو تب دایره و حمای دماغی وغیره\nثالثاً واقعیت این علم بنابسبب علاج\nامراض اهم است چه علاج امراض بدون\nتشخیص مناسب"}
{"book": "adl0934", "page": 103, "text": "تشخیص مناسب محال و امکان پذیر نیست\nو تشخیص امراض بلحاظ امتحان مائیکروب مختلف\nمیباشد- علاوه ازان جدید ترین طریقه علاج\nکه بواسطه سیرم (یعنی مصلی) و ویکسین\n(یعنی ملقیح) کرده میشود بدون از دانستن\nجرثومه که باعث تولید یک مرض میگردد\nناممکن است و مائیکروب مخصوص بواسطه سیرم\nمخصوص علاج کرده میشود و بسیار اقسام و یکسین\nاز خون مریض میسازند- ازین امور ضرورت\nدر اهمیت علم جرثومه"}
{"book": "adl0934", "page": 104, "text": "و اهمیت علم جراثیم بخوبی معلوم و مفهوم گشت\nبالاخر رجای آن داریم که اعلیحضرت معظم\nما ادارۀ دفع وتدابیر جراثیم را در شهر معظم عزیزاً\nمنظور خواهند فرمود – چه ضرورت دفع آن\nاشد محسوس میشود و ادارۀ مذکور اقسام سیرمها\nو وکسین ها جهت دفع امراض و علل آماده\nخواهند نمود جسارت پرورانیدن این ایده\nوجرئت دردمیدن این نوید ها ازان عنایات\nبیغایات شاهانه مینمائیم که باحوال کافه رعایا\n\nاشتغال دارد"}
{"book": "adl0934", "page": 105, "text": "اشتغال دارد بالخاصه با طلبای در صنف\nمکتب حبیبیه که بتحصیل داکتری اشتغال میورزند\nمعرض عواطف شهریاری گشته در به برداری\nامور حفظ الصحه و تخفیف تکالیف بدنی را مدنظر\nداریم ـ در فن شریف شفا کسب و کمال\nنمودن ما در اینجا و بعد ازان در یورپ منحصرست\nدر الطاف همایونی که الحمدلله در حق ما مبذول\nمیفرمایند چون بطفیل آن فارغ التحصیل گشته\nهَلْ جَزَاءُ الْاِحْسَانِ اِلَّا الْاِحْسَان\nبجان و ..."}
{"book": "adl0934", "page": 106, "text": "بجان نثاری محفوظ ومیمون داشتن جانهای\nملت خود را، و بجان فشانی مصئون نگاه داشتن\nجانهای رعیت پادشاه غازی خود را با شرف\nوافتخار اطفيه افریضه خود خواهیم دانست\nبگمان حضار احتمالی خواهد رفت که فداکاری\nخود را در حق امت افغان دعوا نمودم و خدمتگاری\nپادشاه خود را فروگذاشتم ! زینهار! چونکه\nما طلبا از مسیحا نفسی اعلیحضرت والاجاه\nوشباب یافتیم از همه اسبق و پیشتر روح\n\nدر روان خود\n٦٩"}
{"book": "adl0934", "page": 107, "text": "روان خود را مصروف متابعت و خشنودی\nخسروانه میداریم و میدانیم که حصول رضامندی\nشان در قربان کردن خودها بخدمت ملت\nو وطن است لذالک همین آروزه و تمنا را ابراز\nمینمائیم ورنه اول تامین و صیانت وجود\nمسعود پادشاه ماست که بجسم و جان و خاندان\nو حزب و نیز چنین پادشاه حق پرست\nرا که باستقامت صالحانه و ترفیه مصلحانه\nمشغول بهبود خلق است خود خالق تعالی\nمتضمن محافظت است من کان لله \nكان الله له\n\n[باظهار محبت؟]"}
{"book": "adl0934", "page": 108, "text": "ما طلبا بحیثیت فرمان برداران جاننثار مخلص چون آماده هر قسم تفدیه ایم مستغنا و ارتفاع اعلیحضرت را از هر گونه احتیاج و بلا استدعا میکنیم\n\nغم از گردش روزگارت مباد\nوز اندیشه بر دل غبارت مباد\nکه بر خاطر پادشاهان غمی\nپریشان کند خاطر عالمی"}
{"book": "adl0934", "page": 109, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0934", "page": 110, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0934", "page": 111, "text": "(۸)\n\nعبدالحمید بیک بچه پانزده ساله مقاله طبی را بلهجه\nایرانی بآواز نهایت صاف بلند و دلنشین ادا نموده\n\nمقاله طبی ـ عبدالحمید مکتب طبابت"}
{"book": "adl0934", "page": 112, "text": "مقاله طبی\nعبدالحمید مکتب طبابت\nبسم الله الرحمن الرحیم\nالحمدُ للهِ الَّذي لايَضُرُّ مَعَ اِسْمِهِ شَيءُ و\nهُوَ السَمِيعُ العَليم. وَالشُكرُ لَهُ عَلى أَن كَرَّم\nوَخَلَقَ الْاِنسَانَ فِي أَحْسَنِ التَقوِيمِ. وَالصَلوةُ\nوَالسَلامُ عَلَى رَسُولِهِ الَّذي فَضَّل\nعِلمُ الأَبْدَانِ عَلى الادي\nبِالتَقْدِيمِ لاَنَ لابد\nمِن قَالَبٍ صَحِيحُ لِقَلْبٍ سَلِيمٍ"}
{"book": "adl0934", "page": 113, "text": "اعلحضرت امیرامان الله غازی\nاز معرفت و فراست و حمیت و غیرت\nمکتب طبیه تاسیس فرمودند تا عمارت\nطب یونانی که از غفلت و جهالت نزدیک\nانهدام رسیده و بر سر آن سیلاب علوم\nمغربی بنیادش برکنده میرود قائم بماند،\nاگر معترضی ایراد کند که یونان هم از مغرب\nو غیر بود اگر فنون فرسوده اش منسوخ شد\nبما چه؟ بیشک بنای علم طب را حکمای\nیونان نهادند"}
{"book": "adl0934", "page": 114, "text": "یونان نهادند اما قصر عالی با رونق چون خورنق\nرا بران علمای اسلامی در صدها سال چنان تعمیر\nنمودند که دیوارها پیش از عرب و شام و ایران\nو هند برخاسته و بصنائع معماران آن ممالک\nمحکم و مزین گشته گنبد الوند از بغداد بلند شد\nو مناره ها از روم و توران و افریقه و اندلس\nسر بفلک کشید. داؤد زکریا الحسن\nابن سینا ابن زهر ابن رشد و غیرهم\nآئین و قوانین صحت و شفا بطرز نفیس و\n\nمفرح انش"}
{"book": "adl0934", "page": 115, "text": "مفرح مرتب کرده باہل دنیا مخزن دواء و عطای\nاکبر ارزانی و تحفه نمودند با وصف این ایرادات\nو احسانات از روی آن میزان عدل و\nانصافیکه حصه خاصه مسلمانان بوده است\nفن طب را بیونان منسوب داشتند\nلا یجرمنکم شنان قوم علی الا تعدلوا\nاعد لوا این سخن را چون تو مبدا بوده\nگر فزون گردد تواریخش افزوده به دیگر جانب\nبنگرید چون فاتحان اسلامی دار وقسطنطنیه گردیدند\n\nیونانیان"}
{"book": "adl0934", "page": 116, "text": "یونانیان از آنجا گریخته با شتر ها بار از کتابها\nدر یورپ منتشر شدند - تخمی که حنین پاشده\nشد در مغرب رویده و بالیده و بشاخهائی که\nاز هسپانیه اسلامیه بفرانس و اطالیه ممتد شده\nبود پیوند یافته درخت داکتری موجوده نشو و نما\nحاصل کرد - وقتیکه قانون شیخ الرئیس،\nمقبول و مشهور عالم گشته در اندلس رسید\nابن زہر بعض غلطی هایش کشیده تصحیح آنها\nنمود - قانون مزبور در جرمنی هم رواج\nپیدا نمود و بقرار"}
{"book": "adl0934", "page": 117, "text": "پذیرفته بقرار کشفیات و ایجادات این عصر\nبرخی اصلاح آن لازم آمد - بعد از استیصال\nسلطنت اسلامیه اندلس کتابهای قیمتدار\nآن تباه یا در مراکو و غیره پراگنده شده بود\nدرین آوان اثری از ابن زهر دستیاب شد\nکه ضمیمه تصحیح قانون فی الطب بود بمطالعه و مقابله\nمعلوم شد که همان اصلاحی که یک حکیم مسلمان\nدر قرون وسطی نموده بود جرمنان درین زمان\nحاضر از ان بهتر نتوانستند - بهمین سبب است\nکه آثار قلمیه"}
{"book": "adl0934", "page": 118, "text": "که آثار قلمیه مسلمانان قدیم را از خلف نا اهل انکه\nاهل آلمان بمبالغ خطیره خریده اند و از اشجار\nبی برگ و بار در صحرای افریقہ ایستاده بود\nاثمار و ازهار چیده اند\nمثلیکه آفتاب از شرق طلوع کرده بمغرب میرود\nو باز عود میکند گندم و پشم و پنبه از مشرق\nبمغرب رسیده بصورت بسکت وکالا ها\nواپس میآید مواد خام ادویه نیز همین حال\nدارد یا مانند معادنیکه زمین ما حاملهٔ آنست\n\nو از بی هنری"}
{"book": "adl0934", "page": 119, "text": "و از بی ہنری ما نتیجه نے زاید یا نقصان میکند\nاغیار ہشیار بآنہا مہیاے مان ساخته منافع\nمی بردارند دواہای بی انتها در ملک ما موجود\nو جانہا را از دیگران د خریم (!) نا نخواہ جوانی\nو نعناع و بادیان دسوس و زنجبیل و زرشک\nو سنا و ریوند و رواشس و عشبه و لیمو چونه\nو نوشادر دبورق و غیره صدهہا اشیائیکه\nبافراط داریم از بیخبری و بیعلمی خود را مانده\nاز غیران بقیمتِ گران مے طلبیم و فخر\nکمان خوشی"}
{"book": "adl0934", "page": 120, "text": "گمان خوش هم میشویم که از وسعت خیال\nچیزهای عتیقه را که عوام دوست دارند\nترک داده ادویه جدید و مفید را اگر چه از اغیار\nباشند با زادی میگیریم مدعای ما این نیست.\nکه از مخترعات جدیده چون آلات جراحی\nو عملیات آن و معالجات اشعۀ ایکس وریڈیم\nو برق و ادویۀ مفرده و مرکبه و معلومات\nنو مثل میکروب و ضد عفونی پرهیز نمائیم\nحاشا وکلا - الحكمة ضالة المومن -\n\nطبیب بیمار"}
{"book": "adl0934", "page": 121, "text": "حکمت ملکیت مسلمانست گم گشته بدست\nدیگری افتاده است از هر جائیکه باز یافتیم\nازان ماست اما فکر باید کرد آیا پیش غیر،\nملوث نشده باشد - بآلات جدیده تکه روده\nرا می بُرند یک شش مسلول را میکشند\nوُگله را از میانِ دل می برارند و مریض و\nمجروح تندرست می زید - مَن لَم یَشکُرِ النّاس\nلَم یَشکُرِ الله - جهان شکر گذار است\nاز انجمله ما هم، لاکن بمخالفت نیز از بعضی اشد\n\nیک مثال"}
{"book": "adl0934", "page": 122, "text": "یک مثال بیان میکنم قطع کردن افروتی با\nبواسیر و بند نمودن خون آن بآله یا برق دیگر\nغدری آرد که اندک تامل و تجربه ثابتش\nمیسازد ـ منفذی که ازان خون کثیف بدر میرفت\nمسدود شده لا محاله آن خون اندرون جسم\nمیماند و مریضی که خود را تندرست پنداشته\nاست از باران بزیر ناوه می نشاند ـ بچنین\nاشخاص متعدد دوچار شده ایم که غالباً باین\nسبب در قسمی مراق و مالیخولیا گرفتار بودند\n\nکه ماده فاسده"}
{"book": "adl0934", "page": 123, "text": "که مادهٔ فاسده بدورات خون در دماغ سرایت\nکرده بود بیمار این مرض اگر دموی باشد بوقتِ\nبرآمدن خون از شدتِ درد تسکین مییابد-\nاگر خون بسیار برآید ضعف لاحق میگردد آنگاه\nبند کردن آن لازم میشود اما چه ضرورت که رسان\nچاره بهیزلین نمائیم چون ازین دوای داکتردی\nارزان و انفع سی ادویه از ملک خود ما میسر\nآید- بعد ازینکه مریض مذکور معالجۀ داکتری\nرا آزموده است اما ناکامی مشاهده آمده که\nمخفف مانش"}
{"book": "adl0934", "page": 124, "text": "تیل شرشم فائده کلی رسانیده -- در فطرت\nانسان داخل است که اشیای بیش بها را\nعزیز میدارد -- ازینجاست که گاهی دوای\nارزان را بخیال نمی آرد واگر استعمال نماید\nتأثیر کمی بخشد اما در فطرت خدای رحمن\nچیزهای ارزان بلکه رایگان مثل باد وآب\nوخاک وآتش نه تنها مفید بلکه جهت حیات\nمحض لابدی است پس برای صحت هوای\nتازه وبرای زخم تر بندی وخاک وخاکستر\n\nونمک وغیره\n۴۶"}
{"book": "adl0934", "page": 125, "text": "نمک و غیره و غیره اکسیر است - در خاک پاک\nوطن عزیز ما تقریباً مواد خام همه ادویه و اغذیه\nکه از یورپ بقیمت ہای خطیره می آید و داکتر ہا\nتجویز مینمایند اثبات وجود دارد اما استحصال\nآنها امکان پذیر نیست تا آنقسم تعلیم یافتگان\nحامی ملت و محب وطن پیدا نشوند که آنحضر\nشهریار مختار تمنا دارند ـ یکسو طلباے\nصنف داکتری دیگر طرف طالبان علم طب\nیونانی تحصیل فنون جداگانه خود ہا نمودہ بمنشأۂ\nمبادلہ معلومات\n٨٦"}
{"book": "adl0934", "page": 126, "text": "مبادلۀ معلومات خود با دواهای را که در مکتب مقدس ما اصلاً دستیاب میشود و بسبب نامهای اجنبی شان از اصلیت بیخبر از خارج میطلبیم همینجا بعد از تشکیل و تجزیه و ترکیب تیار خواهند کرد ـ یکی از حاذقترین داکترهای انگریز در کلکته رو بروی حضار بیشمار اعتراف نموده بود که اطبای یونانی در تشخیص امراض فضیلت ید طولی را مالک اند و ما اقرار مینمائیم که داکتران جدید در فن جراحی"}
{"book": "adl0934", "page": 127, "text": "در فن جراحی و تصفیه ادویه و غیره فوقیت را\nدارا میباشد- پیشتر عرض کردم که این هردو\nفن دو شاخ یک درخت است که یکی بجانب\nمشرق دیگری بسمت مغرب ممتد و بلند گردیده\nاگرچه در میان هر دو فاصله حائله بسیار زیاد\nشده است اما از آب یاری شهریاری سرسبز\nو خرم گشته از تدابیر اهل معارف چنان پیوند\nهمدیگر خواهد خورد که از ثمرات آنها در صحت و\nمرض از پیش بیش فیوضات حاصل شود\n\nابتدای هر چیز"}
{"book": "adl0934", "page": 128, "text": "ابتدای هر چیز اندک میباشد و رومته الکبری\nدر یکروز تعمیر نشده بود،، در سایه ظل الهی\nاین دو صنف ما نیز بعظمت و رفعت خواهد\nرسید و شجره مبارکه علم الابدان از افغانستاًن\nسر کشیده بچنین علوشان واصل خواهد\nگردید که اغصانش با منافع و فوائد بهم\nپیوسته فنون طبیه شرقیه و غربیه را واحد و\nیکجان برای آرام و دفع آلام بنی نوع\nانسان خواهد ساخت لا شرقيةً"}
{"book": "adl0934", "page": 129, "text": "غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ\nتَمْسَسْهُ نَارٌ نُورٌ عَلَى نُورٍ\n\nقرائت فارسی"}
{"book": "adl0934", "page": 130, "text": "(۹)\n\nمحمد امیر طالب علم ابتدائیہ سوم که عمرش به مشکل نه سال\nخواهد بود یك قدم از صف ترانه خوانان که تعداد\nشان بده نفر میرسید پیش برآمده با داز محبت\nهمراز یکه یک طفل خوردتر کسی دارد دیباچه\nنظم را بیان کرد سپس همراه موزیکه غزلخوانی در میان\nآفرین آفرینی تمام شد تا چون مقطع بگوش\nجدت نیوش اعلیحضرت اشرف غازی\nرسید فی البدیهه فرمودند که اگر چنین ملکی زیبنده\nشایان منست پیشتر خویشتن را فدایش ساخته ام"}
{"book": "adl0934", "page": 131, "text": "بجان درسر شدم یکبارگی از جان گرفتارش\nدهم خون عزیز خویش تا سازم چو گلزارش\nشعرگوئی در طبع موزون شاهانه داخل نیست و\nنه این فن باولی الامر لزوم دارد نه نشان فتح شان\nزینت می بخشد وما علمناه الشعر وما ينبغى له\nاعلیحضرت معارف پرور از زبان طلبا\nتوصیف موجز خود شنیده بی اختیار بشعر\nموصوفه تنزل فرمودند \n\nترانه فارسی - طلبای خردسال مکتب حبیبیه"}
{"book": "adl0934", "page": 132, "text": "ترانه فارسی\nطلاب مدرسه حبیبیه\n\nاعلیحضرت پدر تاجدار و حضرات ذیوقار\nنام نامی صاحب صائب اصفهانی\nکه اشعار حکمت شعار او شهراه بدیع در میدان\nوسیع سخن کشیده است بدلهای\nما طلبای افغان ازینجهت جاگزیده است\nکه شهر شهیر وطن دلپذیر در قصیدهٔ کابل که\n\nفی الواقع"}
{"book": "adl0934", "page": 133, "text": "فی الواقع د آب هست میان گل چکیده\nگویا بماء الحیات فرات البیانی زندگانی\nجاوید بخشیده است مورد مدائح شاعر\nممدوح بلده طیبه خواهد شد که پادشاه\nمدنیت دستگاه ما اساسش مینهند زیرا\nکابل عصر صائب فی زماننا متغیر گشته مثلا میگوید\nچه موزون یارب طاق ابروی پل مستان\nخدا از چشم شور زاهدان بادا نگهدارش\nالبته دعایش مستجاب نشد که پل مذکور خراب شد\n\nباز هم برقی"}
{"book": "adl0934", "page": 134, "text": "باز هم برخی از موصوفاتش کلایا بعضاً بکجا است\nمانند عاشقان و عارفان ، خضر، ارغوان زرا\nانهار حصار مارپیچش و غیره که نذکار شاعرانه\nآنها بی اختیار و طنخواه انرا بوجد محبانه می آرد\nبناءً علیه عقوبی ادبی رجا داشته و از مربی\nافکار و انواع یعنی از پدر تاجدار خود با جازه\nخواستن میگرائیم و متحدًا میسرائیم"}
{"book": "adl0934", "page": 135, "text": "قصیده کابل\n\nخوشا عشرت سرای کابل و دامان کهسارش\nکه ناخن بر دل گل میزند مژگان هر خارش\nخوشا وقتیکه چشم از سوادش سرمه چین گردد\nشوم چون عاشقان و عارفان از جان گرفتارش\nز وصف لاله او رنگ هر روی سخن دارم\nنگه را چهره خون سازم ز سیر ارغوان زارش\nخضر چون"}
{"book": "adl0934", "page": 136, "text": "خضر چون گوشه بگرفته است از دامن کوهش\nاگر خوشتر نیامد از بهشت اینطرف کهسارش\nحصار مار پیجش اژدهای گنج را ماند\nکه می ارزد به گنج شایگان هر خشت دیوارش\nبه صبح عید می خندد گل خسارهٔ صبحش\nبه شام قدر پهلو میزند زلف شب تارش\nتعالی الله از باغ بلند و قصر شهر آرا\nکه طوبی خشک بر جا ماندست از رشک اشجارش\n\nالمدر حرف"}
{"book": "adl0934", "page": 137, "text": "اگر در رفعت برج فلک سایش نمی بیند\nچرا خورشید را از طرف سر افتاده دستارش\nنماز صبح واجب میشود بر پاکدامانان\nسفیدی میکند چون در دل شب یاسمن زارش\nبعمر خضر توتش طعن کوتاهی ازان دارد\nکه عمری بوده است از جان دم عیسی هوا دارش\nنمیدانم قماش برگ گل لیک اینقدر دانم\nکه بر مخمل زند نیش درشتی سوزن خارش\n\n[تکمله سوریت؟]"}
{"book": "adl0934", "page": 138, "text": "گلوسوز است از می نغمه ہاے عندلیب او\nچو آتش برگ میریزد شرر از نوک منقارش\n\nخضر تیری بتاریکی فگند از چشمه حیوان\nبیا اینجا حیات جاودان برگیر ز انهارش\nتکلف برطرف این قسم ملکی را به این زیبایِش\nامیری چون امان الله غازی بود در کارش\n\nصائب"}
{"book": "adl0934", "page": 139, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0934", "page": 140, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0934", "page": 141, "text": "(۱۰)\n\nخان آقا طالب علم سنة ثانیه دوم یک مسئله بسیار\nمفیدة علم الحساب را به تخته سیاه رو بروی حضار\nحل نمود. در وقت حاضر که دیار الامان زیر تاکید\nاست واقعیت این قسم سوال ریاضی لابدیست\nبا وصف آن چون درین سوالات تفکر مدققانه\nلازم میاید ناظرین در اثنای هنگامه جشن\nاز تعقیب آن قاصر میمانند البته بعده از تحریر استفاده\nکرده میتوانند که در ذیل مندرجست :-\nخان آقا - یک مسئله حساب"}
{"book": "adl0934", "page": 142, "text": "ریاضی\nخان آقا - مدرسه حبیبیه\nباجازه اعلحضرت شهریار مؤسس معارف\nو دیار !\nیک سوال حساب را که یکی از شعبه های\nمعتنی بهای علم ریاضی است ارائه و\nتشریح مینمایم !\nقبل از شروع مقصد شمهٔ از تاریخ و کیفیت\nو منفعت آن بیان میکنم از وجود حضرتِ\nآدم تا خلایق\n٩٦"}
{"book": "adl0934", "page": 143, "text": "آدم خلایق کثیره که بمنصه ظهور رسیده علم\nحساب از یک تجاوز کرده ترقی لا انتها را\nدارا شد اولا علم حساب را عبرانی ها\nدر زبان خود رواج داده حروف مروجه خود\nرا که بیست و دو بود بجای اعداد مقرر کردند\nو جمله حروف را در سه حصه منقسم کرده ثلث\nاول را برای احاد و ثلث ثانی را جهت\nعشرات و ثلث ما بقی را مآة قرار دادند\nمن بعد یونانیها این علم شریف را از زبان\nعبرانیها\n۱۰۰"}
{"book": "adl0934", "page": 144, "text": "عبرانیها اخذ کرده به همان منوال حروف\nرا بجای اعداد مستعمل میداشتند سپس\nرومیها هم علم مذکور را از یونانیها اقتباس کرده\nحروف زبان خودها را بجای اعداد میشمردند\nلکن علم مزبور محدود و نامکمل بوده ناموران\nعرب متحمل زحمات گشته آنرا سهل و اکمل و\nعام فهم ساختند و از اندلس در تمامی اروپا\nنیز در جمیع روی دنیا اشاعت و انتشار یافت\nامروزه روز دول اروپا که در صنعت و حرفت\nو تجارت و معماری"}
{"book": "adl0934", "page": 145, "text": "و تجارت و معماری و انجنیری وغیره باوج عروج\nطیران نموده اند بواسطه طبیعیات و کیمیا وغیره\nعلوم است که دانستن آن بغیر از علم حساب\nمحال و ناممکن میباشد بلکه جمیع فنون متنوعه\nو مربوط بعلم حساب است چنانچه اکثر امور شرعیه\nدین مقدس ما مانند میراث و زکواة وغیره\nنیز بغیر ازین دشوار است که اکمال یابد همچنین\nمعاملات روزمره و مشاغل یومیه ما بدون\nآن پیشرفت کرده نمی تواند پس علم حساب\n\nاز اهم علوم\n۱۰۲"}
{"book": "adl0934", "page": 146, "text": "از اکثر علوم مقدم و اهم میباشد - خصوصاً\nجهت تعمیر شهر جدید (دار الامان) برای\nپیمایش طول و عرض و ارتفاع و معلوم کردن\nقیمت و صرف سنگ و خشت و اجرت\nسفیده کاری و رنگ دادن دیوارها و باقی\nمصارف آن نهایت ضروریست چنانچه یک\nمثال مختصر انرا حل می نمایم :-\n(1) طول طرف اندرونی یک اطاق\n20 فٹ عرض 12 فٹ بلندی 14 فٹ لکی دیوار\n2 فٹ میباشد"}
{"book": "adl0934", "page": 147, "text": "۲ فٹ میباشد دران دو دروازه است که هر یک\n۴ فٹ عریض ۶ فٹ بلند و یک دریچه ۳ فٹ\nعریض ۴ فٹ بلند معلوم میکنیم که بر دیواری\nآن خشت ها که هر کدام ۹ انچ طول ۴ انچ\nعرض ۲ انچ لکی دارد چند دانه بکار خواهد شد\nوقتیکه سر هر خشت یک انچ لکی گل میباشد\nو اگر قیمت ۱۰۰۰ دانه خشت ۱۰ روپیه باشد\nچند روپیه بران صرف خواهد شد\n( ب ) اگر یک معمار و چهار مزدور\nروز ۶۸ روپیه بگیرد"}
{"book": "adl0934", "page": 148, "text": "روز ۸ ۶۴ مکعب فث دیوار تعمیر کنند و مزد\nروزانه یک معمار ۲ روپیه و یک مزدور یک روپیه\nباشد بر تعمیر کردن دیوار ۴ چند روپیه خرچ\nمیشود\n(ج) معلوم میکنیم که به حساب ۱/۲ روپیه\nفی مربع گز خرج مستقیم گل و سفیده کاری\nآن چقدر میشود\n(س) بر دستک ها و تخته مسطح و آهن چقدر\nخرج خواهد شد اگر دستک عرضاً انداخته\nشود و فی زنده"}
{"book": "adl0934", "page": 149, "text": "شود فی دستک یک فٹ جای بگیرد و قیمت\nفی کوری دستک ۱۵ روپیه و قیمت فی مربع\nگز تخته مسطح یک روپیه و نیز قیمت فی مربع\nگز تختهٔ آهین ۱/۲ روپیه باشد\n(ف) خرچ رنگ کردن سقف و دروازه\nو دریچه بحساب یک شاهی فی مربع فٹ\nچقدر خواهد بود وقتیکه هر دروازه ۴ آئینه و هر دریچه\n۲ آئینه داشته باشد که طول هر آئینه ۱۲ انچ\nعرض ۶ انچ و قیمت فی آئینه ۱/۲ روپیه\nو مزدورانه"}
{"book": "adl0934", "page": 150, "text": "و مزد روزانه مزدوریکه ۶۰ مربع فٹ کارمیکند\nیک روپیه و قیمت یک دروازه ۲۰ روپیه\nو یک دریچه ۱۲ روپیه باشد\nجسامت دیوار های اطاق =\n۷۲ × ۱۴ × ۲ = ۲۰۱۶ مکعب فٹ\nجسامت دیوارها بدون در و دریچه =\n۲۰۱۶ - ۱۲۰ = ۱۸۹۶ مکعب فٹ\nتعداد خشت = ۱۸۹۶ ÷ ۱/۱۶ =\n۱۸۹۶ × ۱۶ = ۳۰۳۳۶ خشت\nقیمت کل"}
{"book": "adl0934", "page": 151, "text": "قیمت کل خشت =\nخشت خشت روپیه\n۱۰۰۰ : ۲۱۵۳۶ : : ۱۰ =\n۵۳۸۴\n۱۰۰ × ۲۱۵۳۶\n۱۰۰۰\n۲۵\n= ۵۳۸۴ روپیه\n۲۵\nرقبه چهار دیواری اوطاق =\n(۲۰ + ۱۲) × ۲ × ۱۴ = ۸۹۶ مربع فٹ\nرقبه چهار دیواری اوطاق بدون در و درچه =\n۸۹۶ - ۶۰ = ۸۳۶ مربع فٹ = ۸۳۶ مربع گز\n۹\nکل خرچ سیم گل و سفیده کاری =\n۴۱۸\n۸۳۶ × ۳ = ۴۱۸ روپیه\n۲ ۹ ۳\nقیمت کل آہن"}
{"book": "adl0934", "page": 152, "text": "قیمت کل آهن = ۳/۴ ۲۲ × ۳/۴ = ۲۰۰/۳ روپیه\nکل خرچ رنگ کردن سقف و در و دریچه =\n۲۹۵/۱۲ روپیه\nمزد رنگ کردن سقف و در و دریچه =\nربع فټ مربع فټ روپیه = ۵۹/۱۲ روپیه\n۱:۲۹۵:۶۰ = ۲۹۵/۱۲\nجمله خرچ اوطاق ( ۳/۵پیسه ۱شاهی—۶—۷۹۶روپیه)\nجواب\nقیمت کل خشت = ۳/۵پیسه — ۱شاهی — ۴ — ۲۱۵روپیه\nمزد تعمیر دیوارها = . — . — ۲۳۷\nفن پنجم گلی"}
{"book": "adl0934", "page": 153, "text": "روی پیسه شاهی روپیه\nخرج سیم گل و سفیدہ کا = ٠ - ۴ - ١٣٩\nقیمت دستک ها = ٠ - ٠ - ١۵\nقیمت تختهٔ مسلح = ٠ - ٨ - ٢۶\nقیمت تختهٔ آهن = ٠ - ٨ - ۶۶\nخرج رنگ کردن گل = ٠ - ٧ - ٢۴\nمزد رنگ کردن گل = ٠ - ١١ - ۴\nقیمت آئینه = ٠ - ٠ - ١۵\nقیمت در و دریچه = ٠ - ٠ - ۵٢\nجمله خرج اوطاق = ۳/۵ ١ - ۶ - ٧٩۶\n\nمحل این"}
{"book": "adl0934", "page": 154, "text": "حل این مسئله ریاضی اگر چه تعلق بیک\nاطاق دارد اما از همین جا حساب دیگر حجرۀ\nو غسل خانه ها وغیره میتوان کرد از یک خانه\nکل محض بضرب حساب هزاران دیار معلوم\nنموده میتوانید وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ\nحَسِيباً ."}
{"book": "adl0934", "page": 155, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0934", "page": 156, "text": "(۱۱)\n\nکاکا سعید احمد خان صاحب رتبهٔ دوم موجد\nطرز ابتدائی تعلیم در دوائر معارف و نیز بیرون آن\nاز تعریف مستغنی است - اگرچه درین زمان ترقیات\nاقتران علم و عرفان همه تقدمات را خارج افغانستان\nنموده است اما این فخر و امتیاز بهرهٔ یک افغان پانزده\nسال جوانمردانه خصال بود که از حدت طبع خویش\nیک طریقهٔ تعلیم را اختراع کرد که بعد از مساعی مستقیماً\nدوازده سال زیر سایهٔ امانیه یکبارگی چنین نشو و نمای\nموفقانه تامین نمود که دیگر طرزهاے قدیم و جدید تعلیم ابتدائی\n۱"}
{"book": "adl0934", "page": 157, "text": "بمقابلة خود معیوب و مغلوب ساخت ـ علاوه\nبر اشخاص کلانسال که در ظرف یک یک ونیم ماه\nخواننده و نویسنده می شوند در تمام مکاتب\nابتدائیه افغانستان طرز موصوف مروج است\nیک نمونه آنرا طلباء شش شش ساله\nمکتب حبیبیه چنان آرایه نمودند : ـ"}
{"book": "adl0934", "page": 158, "text": "تعلیم ابتدائی جدید\nطلبات مکتب حبیبیه\n\n(١)\nشهزاده محمد عزیز جان\nاگر چه از هر که عرض خود زبانی گفتن و مدعا\nرا بخوبی ادا نمودن لایق و سزاست مگر از ما\nابجد خوانان هر حرف را برگ و ریشه شناختن\nو هر لفظ را جدا نمودن و خود نوشتن و از\nروی ان"}
{"book": "adl0934", "page": 159, "text": "روی رقیمه خود خواندن باید و زیباست ،\nلهذا بقرار مذکور معمول داشته معروض میداریم\n(۲)\nشهزاده عبدالواحد جان\nپار سال این وقت اکثر ما نفری حرف ناشناس\nصرف بودیم و حال بر نوشتن فقره مشتمل\nبر الفاظ مشکله اقتدار داریم و کیفیت نوشتن\nهر لفظ را زبانی هم گفته میتوانیم و امتحان خواندن\nرا در ضمن خط شکسته میدهیم.\nشهزاده"}
{"book": "adl0934", "page": 160, "text": "شهزاده حشمت الله جان\nاز جمله نقری امی اولا خود غلام محمد جان که پسر\nوزیر صاحب معارف میباشد پارسال اینوقت\nجیم را از دال نمیشناخت و حال از نفری اوسط\nفریق خود شمرده میشود و چون این تعلیم ابتدائی\nبطریق بازی و ساعت تیری است از انرو\nدرخا همیشه در هوس وقت مکتب میباشیم و حال\nاز بهر امتحان دادن ما همه حاضر شده ایم .\n\nعبد الله جان\n(۴)"}
{"book": "adl0934", "page": 161, "text": "(۴)\nعبدالله جان\nاین همه از توجهات با برکات اعلیحضرت\nغازی و از رونق افزائی جناب وزیر صاحب\nمعارف است که این چراغ طرز جدید تعلیم ابتدائی\nحال در هر شهر و هر سمت و هر ولایت روشن\nو باضیاست لهذا اولاً موجد اینکار و باز\nما همه درین کار بلاغرض میباشیم از انرو مسرورانه خدمت\nمیداریم کین همه آوازها از شاه است\nگرچه از حلقوم عبدالله است"}
{"book": "adl0934", "page": 162, "text": "(۵)\nمکالمه قدرت الله جان و شهزاده عبد‌الکریم\nقدرت الله ـ انسان که برترین مخلوقات است\nو احکام الهی بر وی بسیار پس فرض اول\nچیست .\n\n(۶)\nعبدالکریم ـ فرمانبرداری و اطاعت کلانان\nخود کردن اگر انسان بگفت کلان خود کار نکند\nبحرف او گوش نگیرد پنج بنای مسلمانی را\nیاد گرفته\n\n۱۱۷"}
{"book": "adl0934", "page": 163, "text": "یاد گرفته نمیتواند .\nق - کلان کیست .\nع - والدین و پادشاه و افسر یکه از طرف پادشاه\nبر سر ما مقرر باشد چنانکه درین وقت معلم ما است\nق - کلانان خود را بچه ترتیب باید که اطاعت\nو فرمانبرداری کنیم .\nع - چنانکه حرف معلم خود را گوش کرده بآن عمل\nنمائیم اگر درین اثنا کا کا صاحب\nآمد باید که با معلم خود بحرف او گوش نگیریم\n\nو به آن عمل\n\n۱۱۸"}
{"book": "adl0934", "page": 164, "text": "دبه آن عمل نمائیم و اگر در آنوقت جناب\nوزیر صاحب معارف آمد باز ما همه همرا\nکاکا صاحب او را متابعت کنیم\nو هرگاه در انحالت اعلیحضرت\nغازی را دیدیم باید که با همه استادان\nو جناب وزیر صاحب ساکت و سامع\nشده حرف دار مرحضرت اور ا گوش\nکنیم و بعمل آریم .\nق ـ امر پادشاه را تا چه در جه باید که بجا آورد\n\nباشیم"}
{"book": "adl0934", "page": 165, "text": "باشیم؟\n٤- تا اینکه اگر افسر ما یک نفر از ما را بمقابله\nیکصد نفر اسلحه دار امر کند بشوق\nتمام به آن طرف کوشش کنیم هر چند\nکه مرگ ما در آن یقینی باشد و در چنین\nمرگ حیات ابدی خود را میدانیم که\nنام ما به نیکی بر صفحه روزگار باقی میماند\nو مرگ بر روش انسانیت فی الحقیقت\nزندگی با عزت است و زندگی برخلاف\nانسانیت"}
{"book": "adl0934", "page": 166, "text": "انسانیت عار و خجلت، چون این همه حیات های\nما از برکات توجهات اعلیحضرت غازی\nماست پس لازم که ما همچنان فداکار دولت\nباشیم .\n\n( ۷ )\n\nشهزاده عبدالغفور جان\nچون آن ابجد خوانی چهل روزه سال گذشته\nحال به ۲۵ روز رسیده و فریق اعلای\nیکسال دیکته میشود که در طرز جدید تعلیم ابتدائی\nبی نظیر"}
{"book": "adl0934", "page": 167, "text": "میباشیم بنابران در نام ابجد خوانی پروغرام لازم\nمدت مذکور خود را قطع نموده کارهای اضافه بر آن\nنیز میکنیم و در هر مضمون امتحان هم میدهیم\nلهذا فهرست کل مضامین ما ازینقرارست:-\n۱ قرائت با تجوید\n۲ در دینیات وضو کردن و نماز خواندن\n۳ در حساب جمع و ضرب و تقسیم خورد\n۴ ضمایر بر پنج سلسله کتب کتبا هو هما هم\nو غیر الی آخره ."}
{"book": "adl0934", "page": 168, "text": "۵ ترجمه و ترکیب اعوذ با لله و بسم الله بقراً\nصرف و نحو .\n۶ در خط نوشتن الفاظ مشکله به انواع ممکنه\nمانند مستحسن و غیره .\n۷ معنی بعضی الفاظ مروجه اینوقت مانند\nصرف نظر از ما فرموده بودید تشریف\nآوردید ممنون شدیم تشکر میکنیم.\n۸ خواندن خط شکسته مانند مچلق برر\nو هر چه بنویسی .\n\nو هشت و خوان"}
{"book": "adl0934", "page": 169, "text": "۹ نوشت و خوان بقرار حساب ابجد مانند پادشاه\nغازی اینچنین ۱۳۰ ۵۱۳۲ ۱۴۱۱\n۱۰ معما بنام طبیب ومکاک و بدر و انچه متعلق\nحساب ابجد باشد\n۱۱ کیفیت سال شمسی و قمری و ماهی\nهر کدام و زیادت یازده روز سال شمسی\nقمری و ثبوت آن .\n۱۲ در هندسه دانستن زوایای سه گانه\nو مربع و مستطیل و مثلث و دایره و قطر و\nنصف قطر و مرکز آن .\n۱۴ بعض"}
{"book": "adl0934", "page": 170, "text": "۱۳ بعض عنوانها برای پادشاه و وزیر و پدر\n۱۴ مدعای خود را بقلم ظاهر نمودن\n۱۵ در رسم: رسم برگ و ناک وغیره\n\nغلام محمد جان پسر ع، ج وزیر\nمعارف\n\nحاضرین افخم\nخداوند خود را خیلی شکر میکنم که چنین یک پادشاه\nمهربان و پدر غمخوار لطف کردار برای ما\nبخشیده"}
{"book": "adl0934", "page": 171, "text": "بخشیده و ما را بوجود مبارک شاهانه شان\nدارای هر قسم بختیاریها گردانیده این مرحمت\nخسروانه را که بهیچمدانرا به تقریر کردن اجازه\nفرمودند، و از جمله هم صنفان هم بنامم امتیاز بخشیدند\nبهیچ رنگ چنانچه لازم است تشکر کرده نمیتوانم\nو از عهده امتنان آن برآمده نمی توانم\nبا اینهمه ناتوانی عرض خود را تکرار میکنم یعنی\nاین حوصله افزائی وجرات بخشی شاهنشاه\nمعارف پناه خود را مکرراً از جانب خود و هم\nصنفانم"}
{"book": "adl0934", "page": 172, "text": "صنغان خود تشکر میکنم و از درگاه پادشاه\nحقیقی تمنا مینمایم که خدایا ما غنچه گلهای\nبستان وطن را بنسیم مرحمت پدر صاحب\nافسر ما دائماً خندان و دل دیانت منزل ملوکانه\nشاهنشاه معرفت گستر مان را بحسن خدمت های\nجان نثارانه ما عاجز و اولاد های وطن خرم و\nشادان دار آمین\n*"}
{"book": "adl0934", "page": 173, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0934", "page": 174, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0934", "page": 175, "text": "(۱۲)\n\nریاضی و طبیعیات اعلی در مکتب حبیبیه بدینجه\nتنزل نموده است که طلبای چهار صنف بلند\nهمه بماموریت های ذمه داری دولت گماشته\nشدند. متعاقباً بعض تجربیات حکمت و کیمیا که برای\nحضار جالب و مرغوب میتوان شد بعمل آورده شدند\nعبدالفتاح طالبعلم رشدیه سوم ادوات و ادویه\nرا تیار میکرد و غلام محی الدین طالبعلم رشدیه چهارم\nبا و از واضح توضیح آنها مینمود بدین نهج: ـــــ\nتجربات کیمیا۔ غلام محی الدین عبدالفتاح"}
{"book": "adl0934", "page": 176, "text": "طبعیات\nعبدالفتاح - و غلام محی الدین\nرشدیه سوم و چهارم\nمدرسه حبیبیه\n\nاعلیحضرت مربی ما و حضرات !\nاین امر روشن و مبرهن است که بی وجود ذیجود\nعنصر علم زندگانی بسر بردن از مرگ بتر است\nو آنرا حیات نی بلکه ممات باید گفت و وجود\nنی بلکه عدم گفته میشود\n\n[ILL]"}
{"book": "adl0934", "page": 177, "text": "نکو گفت لقمان که نازیستن + به از سالها در خطا زیستن\nعلمای علم کیمیا از مد و تجارب کثیر و تکالیف\nدرجات بلیغ خویش بسی انکشافات و ایجادات\nحیرت انگیز بروی کار آورده اند و از نتایج\nآن مبالغ کثیر کسب نموده و فوائد زیاد برای\nخود و برای ملت خود حاصل نموده اند بحدیکه\nاشیای قدرتی را مصنوعی ساخته اند مثلاً کافور\nو نیل مصنوعی وغیره\nو از جمله اشیای کارآمد و حیرت آور که\nکیمیادان"}
{"book": "adl0934", "page": 178, "text": "کیمیادان عصر حاضر اختراع کرده اند همانا الماس\nمصنوعی و یاقوت مصنوعی است چونکه همیشه\nدر انظار جلوه افروزی مینماید و باعث حیرت\nو غلط فهمی میشود لہذا میخواہم کہ طریق ساخت\nو حقیقت این ہر دو را معروض حاضرین\nمحترم نمایم\nالماس مصنوعی اینست که بالمستن کیمیا دان فرانسوی\nبخیال اینکه الماس در حقیقت قلمهای کاربن است\nکه در زیر فشار زیاد تبدیل صورت یافته هما\nالماس\nبن"}
{"book": "adl0934", "page": 179, "text": "که کاربن را در آهن گداخته حل نموده در ظرف\nبوته (یعنی کتالی) در کوره برقی گرم کرده در\nسرب گداخته انداخته شود حصه بیرونی فوراً\nمنجمد میشود و آهن در میان سرب آهسته آهسته\nانجماد یافته کاربن را در زیر فشار زیاد افشرده میکند\nزیرا که آهن مثل آب در حالت جمود منبسط میشود\nلهذا بعد از عملیات مذکور کاربن از حالت\nمحلولیت بصورت مخصوص منجمد میشود که آن\nالماس مصنوعی ست ساخت الماس\nمصنوعی"}
{"book": "adl0934", "page": 180, "text": "مضمون انیست که در یک خانه تاریک قریب\nکدام مرکب ریدیم که یک عنصر است آورده\nشود هیچ تاثیر پیدا نمیشود مگر از قرابت الماس\nحقیقی (قدرتی) بشعاع مجلای درخشان ضیا\nافشانی نموده باعث نور بصر میگردد و از مدد\nتجارب و اعداد محصولات باثبات رسیده\nکه کاربن و گریفایت که بسرب سیاه مشهور است\nدر حقیقت از یک خانه ان میباشد سبحان الله\nقدرت خداوند جل و علا را ملاحظه کنید که با\nهم جنس"}
{"book": "adl0934", "page": 181, "text": "هم جنس و هم خاندان را بچه صورت متشکل\nساخته یکی را با نقدر خوبی و دیگری را با نقدر بدی\nگهری را که نازشش رنگ است\nپدر او چه غم اگر سنگ است\nیاقوت مصنوعی را از الومونیا روکشاید الومونیم\nمیسازند الومونیا حقیقتاً یک ماده بیرنگ است\nدر رنگ سنگهای قیمت بهای قدرتی هماناً\nاز باعث ایزاد روکشاید کرومیم و آهن است :-\nطریق ساخت یاقوت مصنوعی اینست که\n\n۱۳۴\nالومونیا"}
{"book": "adl0934", "page": 182, "text": "الومونیا را بدرجه حرارت شدید باحتیاط تمام\nبرشته مناسب جوش داده قدری کلورت\nآف پتاس را جهته رنگ دادن مخلوط کرده\nسرد کرده شود در سرد کردن ماده جوشان\nاحتیاط زیاد لازم است که بآهستگی سرد\nکرده شود بنابرین یاقوت مصنوعی جوشاند را\nدر ته دیگ سفید مینهند تا بالتدریج سرد شود\nو نیز یاقوت مصنوعی را از گرم کردن الومونیا\nو بورک اکیڈ تیار میکنند - انشاللہ از ترقی\nخوابی مجاور"}
{"book": "adl0934", "page": 183, "text": "خواهی و معارف پروری اعلیحضرت\nغازی پدر تاجدار ما امید است که عنقریب بیمن\nتوجهات شهنشاهی کوره های برقی در مملکت\nعزیز ما رواج یافته این چنین اشیای ذیقیمت\nدر خود وطن تیار شود\nاین نیز ظاهر و هویداست که انسان از بی علمی\nمرد و چار بسی خطرات میشود - هر چیز را دیده\nبخرافات متهم ساخته در ورطه توجهات و تفکرات\nباطله غوطه میگردد چنانچه اکثریه مشاهده میشود\n[ILL]"}
{"book": "adl0934", "page": 184, "text": "که در تہ بعض چاها که از مدت زیاد بیکار و معطل\nمیماند اشخاصی که در ان داخل شود فرود آیند\nهمان و جاندادن همان میشود - بعضی از\nبیخبری و غلط فهمی و از باعث عدم واقفیت\nقیاسات عجیب و غریبی را بر روی کار آورده\nسخنان عجیب و غریبی میگویند و اجرا مینمایند\nحالانکه سبب آن همانا از تاثیر غاز زهرناک\nکہ موسوم بغاز کاربورای رو کشاید ست میباشد\nکہ خاصیت سفید ساختن آب چونه را دارد و از احتراق\nاشیا"}
{"book": "adl0934", "page": 185, "text": "و تنفس انسان پیدا شده در هوا شامل میشود -\nاز باعث ثقالت خود در ته چاهی عمیق\nجا دارد و از سبب عدم اخراج آب در آنجا جمع\nمیشود .\nشناخت آن از دمیدن کاربن دائی اکشاید\nبآب چونه سفید میشود و اگر در بوتل کاربن دائی اکشاید\nآب چونه شامل کرده شود سفید میگردد\nامتحان چاه باینطریق است که اگر درین قسم\nچاه شمع روشن ، داخل کرده شود فوراً گل میشود.\n\nپاک ساختن"}
{"book": "adl0934", "page": 186, "text": "پاک ساختن چاه اینطور است که درین قسم چاها\nمقدار زیاد چونه انداخته شود از آمیزش چونه\nو غاز گل سفید شده ته نشین میشود و غاز مذکور\nرفع شده چاه صاف میگردد .\nهر کس نه شناسنده راز است وگرنه\nاین ها همه راز است که معلوم عوام است\nعلاوه برین اکثر از استماع این سخن متحیر خواهند\nشد که تارپیدوها در بحر چطور مشتعل شده باعث\nانهدام و تباهی جهازات میشود اگر از علوم\nاندکی"}
{"book": "adl0934", "page": 187, "text": "اندکی بهره حاصل شود واضح میگردد که همه\nچیز ها وابسته وجود گوهر علم است و بس !\nچنانچه حقیر از مدد علم اندک خود بعض تجارب\nمینمایم که تفریح حضار شود اشیائیکه منظر عجیب\nو غریب معلوم میشود فی الحقیقت از بی علمیست\nساخت اکسپلو شو یعنی سفوف قابل\nفوران که عموماً در تارپیدوها این یک قسم\nسفوف و تیزاب استعمال میشود اینست\nکه قدری کلورت آف پتاس و پتا سی فیرس\nساد؟"}
{"book": "adl0934", "page": 188, "text": "سانی تاید فاسفورس سرخ علیحده علیحده ساخته\nبا هم آمیخته چند قطره حامض کبریت انداخته\nشود فوران میکند (تجربه مذکور را عملی نشان داد)\nهمین قسم در بم ٤ سفوف قابل فوران را\nانداخته تیزاب را در شیشه باریک که در مابین\nآن نصب کرده میباشند در وقت استعمال\nآن چون بم مذکور در زمین می افتد بواسطه\nیک فنر که در مابین آن میباشد شیشه ترقیده\nبم را میترقاند و تیزاب در سفوف مذکور رسیده\nبم را میترقاند"}
{"book": "adl0934", "page": 189, "text": "بم را میتر قاند\nتجربه غاز فاسفین غاز هذا از آمیختن تکه فاسفورس\nدر محلول کاستک سودا و حرارت رسانده\nحاصل میشود - و در ساخت فاسفورک اسید\nکه یکی از ادویات نہایت کار آمد استعمال\nمیشود و غاز مذکور در هوا مس کرده بصورت\nحلقه های مدور صعود میکند و بهمین سبب\nشگفته میشود مگر حال بنا بر سبب با د حلقه ها\nبخوبی معلوم نمیشود\n\nپتاسیم ہمراه"}
{"book": "adl0934", "page": 190, "text": "نمایم بهرآب مس گروه مستعمل میشود این نیز\nیک نمونه اکسپلوسو است که همین تجارب جزوی\nرا اصول گرفته از روی آن تارپیدو ها وغیره ایجاد\nکرده اند تکه تیاسیم را در آب انداخته کاربندائی\nمادکشاید قبلبرین گفته شدکه از احتراق اشیا\nو تنفس انسان حامض میشود در ته چاه ها جا دارد باز\nاکنون شمع را روشن کرده درین بوتل سرش\nرا بند غنی نمایم تا غاز حاصل شده و بواسطه\nآب چونه امتحان مینمایم\n\nدرین بوتل"}
{"book": "adl0934", "page": 191, "text": "درین بوتل غازیکه گفته شد موجود و درین\nنل امتحانی آب چونه آب چونه را در بوتل\nکاربند زی اوکشاید انداخته شد رنگ آن\nسفید گشته از حالت اول بالکل اختلاف\nپذیرفت از بیعلمی بعض وقت انسان درتکلیف\nعبث میافتد مثلاً دود را گمان میکند که ضرور\nآتش هم خواهد بود و بهمین سبب در تشویش سوختن\nمیماند حالانکه سبب آن چیز دیگر ست مثلاً\nتجربه بذا که یک مقدار قلیل تیزاب نمک\nمحلول"}
{"book": "adl0934", "page": 192, "text": "محلول ایمونیا در بوتل علیحدہ انداخته یکجا\nآورده شد ازان دود حاصل شد\nگاز ہایڈروجن ۔ سبک ترین غازات است\nکه در طیاره ها پر کرده میشود و از باعث خفت\nبر دارد\nخود بطرف بالا صعود کرده تیاره را ہمراہ خود می\nو شناخت آن اینست که بحالت حامض\nبدون آواز مستعل میشود درین دو بوتل\nہایڈروجن حامض است که از تقارب شعله\nآواز مستعل شد و اسمال بناسبت روشنی زیاد\nنہاد شعلہ"}
{"book": "adl0934", "page": 193, "text": "نهاد شعله آن بنظر نمی آید مخلوط آن همرا هوا\nهایدروجن بآواز بسیار شدید مشتعل شده فورا\nگرد - درین بوتل دیگر مخلوط اکسن و هایدروجن\nاست که از قرابت شعله بآن آواز شدید پیدا کرد\nبعضی اوقات در میدان ها و غیره جا ها یک\nصدای شدید مثلاً آواز توپ پیدا میشود.\nبعد از تفحص و تجسس هیچ چیز معلوم نمیشود\nو آنرا بتوهمات حل و قیاس میکند حالا نکه سبب\nآن تجربه اسباب کیمیاوی میباشد\n\nحالات سوخت"}
{"book": "adl0934", "page": 194, "text": "حالا شناخت بعض فلزات را که بمداد ویه\nبتجربه رسیده است ثابت میکنم\nشناخت آهن اینست که اگر در یک مرکب\nآهن دوسه قطره ناترک ایسڈ و بعد ازان چند\nقطره امونیم سلفو سانیاد انداخته شود رنگ\nآن سرخ میگردد این نل امتحانی یک مرکب\nاهن محلول فریس سلفیت است و بالای ان\nچند قطره امونیم سلفوسانیا د انداخته رنگ\nآن سرخ گشت وجود آهن را ظاهر کرد که\n\nدر باین"}
{"book": "adl0934", "page": 195, "text": "مابین این مرکب مقدار آهن موجود است\nشناخت مس اینست که اگر در یک مرکب مس\nچند قطره محلول امونیا انداخته شود رنگ آن\nنیلی میشود\nدرین نل امتحانی محلول کاپر سلفیت که یکی از\nمرکبات مس است و در مابین این بوتل لایکر\nامونیاست از امونیا بالای مرکب مس انداخته\nشد رنگ آن نیلی گشت وجود نقره را ظاهر\nمیکند\nشناخت نقره"}
{"book": "adl0934", "page": 196, "text": "شناخت نقره این ست که اگر در مرکب نقره\nمحلول نمک انداخته شود رنگ سفید شده\nیک در د سفید ته نشین شده وجود نقره را ظاهر\nمیکند چنانچه درین نل امتحانی سلور فامثریڈ\nسوس محلول مرکب نقره است و درین نل\nامتحانی دیگر محلول نمک از محلول نمک\nچند قطره بالای محلول نقره انداخته شد\nرنگ سفید شده در دسفید ته نشین شد\nاین درد وجود نقره را ظاهر میکند\n\nالعرق\n\n۱۴۹"}
{"book": "adl0934", "page": 197, "text": "الغرض ترقیات روز افزون موجوده عالم از\nقسم دوا سازی ساخت رنگ های مصنوعی\nو غاز های مسموم چرم سازی و ترکیب\nو تجزیه و علیحدہ کردن معدنیات و گوگرد سازی\nو غیره همه وابسته وجود علم کیمیاست .\n\n۱۵"}
{"book": "adl0934", "page": 198, "text": "مقاله قانون\nعبدالباقی مکتب حکام\nحضرات محترم ! اگر بر احوال\nانسانها ملتفت گردیم و بر وقایع و جریانات\nتاریخیهٔ این نوع شریف امعان نظری\nکنیم یک نتیجه که متفق علیها ی عموم است\nاز ان اخذ میتوانیم کرد یعنی چه اعنی اینکه\nانسانها همین از بد و خلقت و موجودیت\nبا مراء یک نوع حیات و زندگی ممتاز و مغایر از حیات\nو زندگی\n١٥١"}
{"book": "adl0934", "page": 199, "text": "و زندگی حیوانات سایره مجبول بتعقیب\nضوابط و اصولات جداگانه مفطور گردیده اند\nو در حالتیكه مشابه شیر و پلنگ در غار های\nکوه ها وطوی جنگلها سُکنا و بخوردن گوشت\nخام حیوانات بکمال اشتها داشته اند.\nنیز اگر دقت شود یک فرق ومباینت عظیمی\nدر بین اونها و باقی حیوانات موجود و آشکار\nبوده است چونکه نفس ناطقه یا قوه عقلیه که\nحسب مشیت حکیم مطلق جهت حكمة فصل تمیز\nانسان\n۱۵۲"}
{"book": "adl0934", "page": 200, "text": "انسان و دیگر حیوانات واقع گردیده همه وقت\nرا برعایت عادات در جمعیات متخصصه\nمجبور کرده است که سبب امتیاز شش فعلاً و\n[قوه‌ا؟] از حیوانات سایره گردیده بتواند\nاگر سوال شود که آیا این نتیجه متفق علیها کدام است\nو مفاد شش چیست گوئیم این است که انسان\nمدنی بالطبع خلقت تکوین شده است یعنی\n[حتی؟] اینکه چنین نشده که یک نفر انسان منفرداً\nخارج از هرگونه جمعیت بشریه زندگی کند و یا\n\nمانند"}
{"book": "adl0934", "page": 201, "text": "مانند حیوانات سایره از لذات و مخطوظات\nانسانیه تبعد جوید بل مجبورست در امورات\nحیاتیه خویش ممتاز از بهایم و سبع با هم نویع\nخود طرح معاشرت ریزد و بمراعات بعضی اور\nضروریات خود را بتوسط همنوع خود شرف کا ملت\nدهد چون این امر ستقن گردید یعنی مدنی باطبیع\nبودن انسانها مسلم شد لا بداً باید تسلیم کرد\nکه فیمابین افراد انسان باب معاملات و روا\nبط\nلو مبادله ترین صورتها مفتوح گردد و در مقابل\nیکدیگر دارای"}
{"book": "adl0934", "page": 202, "text": "یکدیگر دارای حقوق و تکالیف مخصوص باشند\nزیرا بلحاظ اینکه انسان را مدنی گفتیم و زندگی\nشانرا بر خلاف دیگر حیوانات بهیئت جامعه\nمنوط دانستیم بالطبع خیال حقوق و تکالیف\nنیز بخاطر خطور میکند تا احقاق حق بین دو یا چند\nنفر از اوشان ثابت شود و زور کمزور را مانند\nسباع از هم ندرد .\nازینجاست که گوئیم حضرت حکیم مطلق\nقادر حق از بدایت تخلیق انسان در قسمتها\nمختلفه"}
{"book": "adl0934", "page": 203, "text": "مختلفه زمانه عادی، پیغمبر، و پیغامبرهای\nاولوالعزم جهت تنظیم و تنسیق امورات دینیه\nو دنیویه انسانها فرستاده و بنظامنامها و قانوانها\nمکمل و مفصل سبحانی راه های تیره و مظلم حیات\nدارین شانرا روشن و با ضیا گردانیده تا\nدر محافظه امانتی که حضرت حق جل مجده\nدر اونها مودوع کرده متردو و مستهام نگردند\nفرقه، و هیئتهای جامعه که از وحشت\nزده بقوانین و شرایع آسمانی عامل نگردید\nنتجه"}
{"book": "adl0934", "page": 204, "text": "متعداً خودشانرا از مدن انسانیت برکران\nداشته‌اند نیز در حالیکه خود شانرا از هر گونه\nقیود وارسته و آزاد میدانستند بعضی عادات\nو رسوم متداوله خود را جهت ادامه حیات و\nاستمرار گذران خویش تبعیت میکنند که حقیقتاً\nهمون عادت و رسوم معتاده برایشان\nحیثیت یک دستورالعمل و نظامنامه را پیدا\nکرده میباشد ولو بصورت ساده و از\nترتیب و تنظیم زاده .\nسمربک؛"}
{"book": "adl0934", "page": 205, "text": "ستویک، تقریباً هزار و هفتصد سال قبل درین\nدر حالیکه خود شانرا از قیود شادی و غم اینعالم\nآزاد و از تبعیت قوانین و عادات جاریهٔ\nاون زمانه کاملاً وا رسته و آزاد میدانستند\nمعذالک قوانین خصوصی برای خود،\nداشتند که بایست هر که خود را ستویک خواند\nاون قواعد را تبعیت کند پس معاین گردید\nکه انسان همه وقت بمطاوعت بعضی امورات\nشخصه که خواه آنرا شریعت خوانیم یا مذهب یا قانون\n\nیا قانون"}
{"book": "adl0934", "page": 206, "text": "یا دستورالعمل یا نظامنامه یا عادت مجبور بود\nهیچوقت نتوانسته اند که خود شانرا از پیروی\nآنها آزادی بخشند بناءً علیه گوئیم حتمیت\nترتیب دستورالعملها و نظامنامهای منتظم\nجهت پیشبرد امور جمهور یک هیئت جامعه\nو تهیه کردن ذواتیکه مواد اون دستورالعملها\nو نظامنامه ها را بصورت مقبول و مستحسن بمحل\nاجرا گذار د بتواند حقیقت ثابت است که راه\nانکاری بخود ندارد زیرا ترقی یا انحطاط یک\nپیکرها"}
{"book": "adl0934", "page": 207, "text": "هیئت جامعه منحصر است بر مجموع قواعد و قوانین\nکه هیئت مزبوره واسطه اجراآت دینیه سیاسیه\nاخلاقیه اقتصادیه خود قرار داده امنیت عمومیه\nخود را به پیروی آن قواعد و قوانین تأمین میکند\nپس اگر هیئت جامعه مزبوره قوانین و قواعد\nمنضبطه را مالک بود امارات فوز و فلاح از\nمنظرش معلوم و هویدا و هر نوع علامات\nسعادت و نجاح از عوارضش ظاهر و آشکارا\nمیگردد زیرا که وجود قوانین ارائه میکند حقوق\nیک فرد"}
{"book": "adl0934", "page": 208, "text": "یک فرد ناس را بفرد دیگر دستمدید مینماید حوزه\nاختیارات متقابله مافوق را بمادون و تخصیص\nمیدهد فرایض متقابله اولیای امور معیت جام\nرا با همدیگر و نمیگذارد بالا دستی محض اقتضای\nمشتهیات خود بفردی از افراد زیر دستش\nخود ظلم و تعدی کند و از بالا دستی خود استفاً\nنامشروعه نماید.\nو چون هر یک فرد یک دولت حق خودش\nرا در دوائر حکومتی دولت متبوعه خود ثابت\n\nو محترم یابد"}
{"book": "adl0934", "page": 209, "text": "و محترم یابد بدون تردید در کمال قوه قلب\nبه ادای وجیبه ذمه خود می پردازد و وظیفه\nموکوله اش را نظر باینکه دولت از و داد\nاز دولت است با همت قادانه تکمیل میدهد اما\nبرخلاف اینهمه خوبی ها دولتی که شرایع\nو نظامنامه ها منظم معینه نداشته عادات\nو رسومات معتاده خود را بصورت غیر منظومه\nتبعیت میکند. حالت ابتدائیه وحشت امیز\nو صورتش معلوم و کوائف بدویت از انشا\nات\nاجزائیش"}
{"book": "adl0934", "page": 210, "text": "و اجرا اتش مشهود میگردد زیرا عدم وجود\nشرائع و قوانین منظومه مستلزم اختلال و\nحق تلفنی و دشمنی افراد یک دولت بوده جز\nخرابی و تباهی نتیجه نمیدهد.\nخدا را نیایش میکنم که ما مسلمانانرا\nتابع دین مقدسی گردانده که بمفاد اَلْیَوْمَ\nاَکْمَلْتُ لَکُمْ دِیْنَکُمْ وَاَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ\nنِعْمَتِی وَرَضِیْتُ لَکُمُ اْلاِسْلاَمَ\nدِیْناً.\nباسعادت"}
{"book": "adl0934", "page": 211, "text": "جز سعادت و نجاح توام حالش نیست\nو بدون تمثال فوز و فلاح در مرآت آمالش\nنی محبوب ربّ ودود مقتدا و رہنمای\nامت ناجیه حضرت محمد علیه افضل الصّلوة\nو اکمل التحیات نظامنامه مقدسه بتابعائش\nنگذاشته که در لمحه از لمحات زمان هدایات\nفایقه در بهبود حال شان الهام نکند و ارشادات\nلازمه ملایمه برای تأمین سعادت و اقبالشان\nاعطا نفرماید اما افسوس که ما عده ای عدّهٔ\n\nمعدودی"}
{"book": "adl0934", "page": 212, "text": "معدودی از عالمان متبحر اسلامی وطن عموم افراد\nمسلمانان نمیتوانند جهت پیشبرد اجراآت\nمتداوله روز مره خود اصاله ارشادات لازمه\nاز ان نظامنامه مقدسه آسمانی اقتباس\nنمایند و بدریافت حقوق حاکمیت و محکومیت\nملتفت گردند.\nهمین علت بود که چندی پیشتر در وطن\nعزیز ما بنا بر عدم واقفیت عموم بحقوق دیگراینکه\nآن کتاب مقدس سبحانی برای حاکم و محکوم\n\nبیعانه زنوده\n\n١٦٥"}
{"book": "adl0934", "page": 213, "text": "تعین فرموده خجلت و کوبهای ناسزا و کدا\nزجر و توبیخها بیجا بنود که شرف جریان\nنمی یافت و چه بابائها و ضرب کتکهای\nنامشروعی بنود که مافوقان محض اطفای شعله\nمشتهیات خود بمادونان وارد نمیکردند قتل\nنفوس ذریعه تشفیت قلوب و فغان و شیون\nبیچارگان مایه سرور و حبور گردیده بود دعاوی\nبنوعی که مرضی آقای مافوق بود حل و فصل\nمیشد او مسایل امورات روزمره حسب مقتضیات\nایشان\n١٦٦"}
{"book": "adl0934", "page": 214, "text": "ایشان منحل میگردید و در اجراآت فرائض\nموکوله یک مافوق و حاکم بما فوق و حاکم دیگر\nنیز تا کجا مشاورت غیر لازمه بروز میکرد و در\nپیشرفت امور دولت چقدرسکته و تعطیلها بملاحظه همین امور بود\nکه چون اعلحضرت غیور جوانبخت غازی ما\nقدم باریکه سلطنت گذاشتند بعد فراغت\nاز اجرای بعضی امورات لازم الرعایه دولت\nدر رفع این غوایل همت ملوکانه گماشتند یعنی\nکه خواستند افراد تبعه صادقه شانرا از آمر\nگرفته تا مامور"}
{"book": "adl0934", "page": 215, "text": "گرفته تا مأمور بهر نوعیکه شود طریقه اجراآت\nبا تفهم و اختلال و اغتشاش امور دولت\nرا بهر صورتیکه ممکن باشد مستأصل کنند.\nجهت اعمال این اراده سنیه خسروانه\nخویش علمای متبحر اسلامی وطن را جمع\nکرده امر فرمودند که بمواظبت مذهب حنیف\nحنفی مسایل مهمه راجع بمعاد و معاش دولت\nو ملت افغانیه جمع و تدوین و در مجلدا\nنظامنامه نام چیزی مهموم تقسیم و توزیع\n\nشود تا ملت"}
{"book": "adl0934", "page": 216, "text": "شود تا ملت و دولت بحقوق و فرایض متقابله\nخود حسب ارشادات مقدسه مقتدای خود دانسته\nپیرو جاده دیانت و صداقت باشند .\nترتیب بعضی امور دیگر که میشود حسب\nاقتضای وقت سبب ترقی دولت و موجب\nرفاه و آرامی افراد ملت گردد بر دوش سعادت\nآغوش ملوکانه خود گرفته بالذات در نیل این\nمرام تکالیف دماغی را متحمل گشتند تشکیلات\nملائمه احوال وطن بوجود آورده دستورالعملها\nو نظامنامه های"}
{"book": "adl0934", "page": 217, "text": "و نظامنامه های مدونی نشر کردند یعنی جمعیت\nعمومیه دولت را محض رفاه و راحه تبعه صادقه\nخود بوزارتها و دائره های متعدد تقسیم و برا\nهر یک وزارة و اداره دستور العملهای\nکمل و مفصل ترتیب نمودند تا مامورین دولت\nاز تصادفات سوء تفاهمات برکران بوده\nدر احقاق حق بصاحب آن چشم پوشی و تغافلی\nروندند و حاکم نتواند بر محکوم هرچه نخواهد\nواقع کند.\n\nازین برین"}
{"book": "adl0934", "page": 218, "text": "ازید برین چیزها خیالات دور اندیشانه ترقی\nمایه همایونیه همچه اقتضا کرد که باید افرادی\nتهیه نمود که از معارف متداوله وقت حاضر\nو کوایف و جریانات خارجیه تا یک\nحدی واقف و باخبر بوده بتواند برهنمائی\nوجدان صحیح و دماغی مشحون بتعصبات\nجایزه اسلامی مواد این دستورالعملها\nو نظامنامه ها را بمحل اجرا گذارند\nبناءً علیه تاسیس مکتبی بنام\nمکتب حکام"}
{"book": "adl0934", "page": 219, "text": "مکتب حکام را امر و ارشاد فرموده عدهٔ\nاز اولادهای وطن را بآن شرف\nشمولیت بخشیدند تا بعد از دانستن\nفرایض مخصوصه یک مسلمان و تحصیل\nعلم و عرفان بمأموریت های مختلفه\nحکومت معین و منصوب گردیده\nدشت و من پرخار وطن را بآبیاری\nحسن اداره و سلوک خویش همرنگ\nگلشن سازند در گل زمین دلها\nتخم وفاداری بکارند"}
{"book": "adl0934", "page": 220, "text": "اهالی از دانه پاشی حبوب محبت\nاعلیحضرت والا که یگانه چمن پیرای\nطراوت ملک و ملت اند تخم صداقت\nو دیانت پیش از پیش کارند این بود\nشمه از حقیقت و لزوم نظامنامه ها و مراحم\nو اشفاق بیمنتهای ذات قدسیت سمات\nشاهانه در تدوین و ترتیب اونها که بحضور\nعرض تقدیم کردم ازینهمه چیزها میتوانید فهمید\nکه همت و غیرت والا نهمت خسروانه بجز در تهیه"}
{"book": "adl0934", "page": 221, "text": "اسباب سعادت دارین ملت نجیبه شان\nمصرف نمیشود و توجهات جهاندارانه ملوکانه\nبدون فراهم کردن وسایل ترقیات کونین\nآن بخرج نمیرسد پس فریضه هر مومن است\nکه قدر این ذات تقدس آیات عن صمیمیت\nدانسته در تحصیل رضا و خشنودی شاهانه شان\nهرگونه اقدامات مجاهدکارانه بعمل آرد\nباقی از خدای کریم بقای ذات والای می\nاولوالامر اعظم و ازدیاد شوکت اعلیحضرت\n\nپدر نوجوان"}
{"book": "adl0934", "page": 222, "text": "پدر نوجوان قانون دان عدالت توام غازی بود\nما را با ترقیات فوق العاده دولت فخیمه\nمستقله خودمان رجا و استرحام کرده\nبا یک خلوصیت خالی از ریو و ریا بآواز بلند\nمیگوئیم زنده باد پادشاه معدلت اکتناه غیرت\nپناه ما امیر امان الله خان پایند\nو مستمر باد اتحاد و اجلال کافه مسلمانان .\n\nـ܀ـمهرـ܀ـ"}
{"book": "adl0934", "page": 223, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0934", "page": 224, "text": "۱۴\n\nفہرست آن طلبائیکه در امتحانات سالانه مستحق\nانعام گشته بودند و بحضور اقدس همایونی اشیای\nنفیسه اکرام را حاصل نمودند در ذیل در جست :-\n(نفری مدرسه)\n(۱) سید ظهور الدین رشدیه سوم نمبر اول\n(۲) محمد امیر \" نمبر دوم\n(۳) حافظ نور محمد \" سوم\n(۴) سعید اظفر \"\n(۵) عبدالرؤف رشدیه دوم نمبر اول\n(۶) غلام علی \" نمبر دوم\n(۷) محمد اکرم رشدیه اول نمبر دوم"}
{"book": "adl0934", "page": 225, "text": "(۸) میر عبدالفتاح رشدیه اول نمبر سوم\n(۹) عبدالنبی \" در یک مضمون اول\n(۱۰) عبدالغفور \" در یک مضمون اول\n(۱۱) غلام فاروق \" \"\n(۱۲) محمد حسین ابتدائیه چهارم نمبر اول\n(۱۳) غلام سرور \" نمبر دوم\n(۱۴) محمد ابراهیم ابتدائیه سوم نمبر اول\n(۱۵) علی اکبر \" نمبر سوم\n(۱۶) غلام دستگیر ابتدائیه دوم نمبر اول\n(۱۷) شهزاده محمد فاروق \" نمبر سوم\n۲"}
{"book": "adl0934", "page": 226, "text": "(۱) عبدالغفور مکتب ملی نمبر اول\n(۲) سید محمد \" نمبر دوم\n(۳) محمد کریم \" سوم\nنمبر اول های مکاتب شهر\n(۱) میر افتاب الدین مکتب اطاعت\n(۲) غلام دستگیر \" اتحاد\n(۳) لکمی چند \" اتفاق\n(۴) حبیب الله \" رضاء\n(۵) میر سراج الدین \" همت\n(۶) شیر محمد ابتدائیه دوم مدرسه تلاوت قران مجید بود\n(۷) محمد اکرم رشدیه دوم نطق بحضور اعلیحضرت مدرس"}
{"book": "adl0934", "page": 227, "text": "(۸) عبدالباقی مکتب ترقی نمبر اول\n(۹) عبدالرؤف رشدیه ۳ مقاله انگریزی سیکه\n(۱۰) پائنده محمد مکتب قضاة افغانی .\n(۱۱) عبدالحمید مکتب طبی\n(۱۲) عبدالفتاح و غلام محی الدین رشدیه ۳ و ۴ طبیعات\n(۱۳) طلاب خوردسال .\n(۱۴) عبدالباقی مکتب حکام قانون .\n(۱۵) خان آقا رشدیه دوم ریاضی\n(۱۶) غلام علی رشدیه چهارم طبی\n(۱۷) محمد حسین مکتب حکام ترکی\n(۱۸) غلام محمد جان پسر ع ج وزیر صاحب معارف"}
{"book": "adl0934", "page": 228, "text": "۱۵۱\nشانزده نفر طلبای مکتب حبیبیه\nکه صدای زیرشان به سبب\nصف\nطفولیت هنوز بم نه شده بود بدو\nایستاده سلام شاهانه بجا آوردند\nیکی از آنها پاینده محمد طالب علم\nرشدیهٔ اوّل قدمی پیش نهاده\nکیفیت ترانه ها را مع عذر و تشکر با دای\nباریک و شیرین بیان نمود. بعد\nازان همراه رفقای خود هم صف گشته،"}
{"book": "adl0934", "page": 229, "text": "متفق الصوت بنوبت موزیکه ترانه ملی افغانی\nرا سرائیدند بطرز دلفریبی که همه ملت\nخواهان به شوق و رغبت گرائیدند:-\n\nتقریر پاینده محمد رشدیه اول"}
{"book": "adl0934", "page": 230, "text": "اعلیحضرت والا نصرت محضا رذی وقار\nچون وفدهاے ابلاغ اسلام اندریائی\nحقانیت بار جناب سرور کائنات علیہ الصلوۃ\nوالسلام نزد قیصر و کسرا و دیگر عظمای دنیا واصل\nگردیدند این پیغام رسالت پناهی برای شان\nرسانید ه که اگر مسلک رشد و ہدایت اختیار\nنمودید نہ تنہا باعث شرف و نجاح خود بلکه مورث عز و\nفلاح جمیع رعایا میگردید و اگر بر عکس این راه ضلالت پیمودید\nنہ بشرف خویشتن را بلکه همه مردمانرا به تباهی بربادی ابدی"}
{"book": "adl0934", "page": 231, "text": "ضلالت میکنند لهذ گناه شان بگردن شما خواهد بود\nالْناسُ عَلی دِینِ مُلُوکِهِمْ خوی شاهان رعیت جاه\nچرخ اخضر خاک احضر اکند ، مهر سپهر سلطنت سینا افغانست\nبانوار مثالیست، لیل و نهار تابان درخشان، بچنان گرمی\nو جدیت در سر سبزی و شادابی سرزمین صوری و معنوی افغانست\nپرداخته است که علاوه بر مرهونیت احسان اهل معارف را\nپیروی مثال نعال عظیم الشان خود ساخته است *\nمنو فاداری په کور کښ لیدخه د سترس لومه یم\nچه مه ځان په خپل پاد شاه قربان کړم ده دين"}
{"book": "adl0934", "page": 232, "text": "جای که یک قطره از عرق جبین شاهانه سرکند ما طلبگار آن\nریختاندن هزاران قطرات خون خود را فخر نی ، بلکه حیات نی،\nبلکه نجات خود میدانیم بدون این عمل وطن عزیز ما لاله زار گشته\nنمیتواند هنگام نخستین تشریف آوری اعلیحضرت غازی همین عهد\nبسته بودیم و از پیش پیش بدل و جان آن حبل متین\nو آن عروه وثقی را اعتصام زده ایم که تا از خونهای خود\nسرزمین افغانستان را رنگین و گلدار نسازیم قرار نمیگیریم\nفی الحال خود ها را باشتغال دروس و انضباط مفیده\nاوقات آماده خدمات فدا کارانه میگردانیم بر عتم کس نرود\nکه غزلخوانی اردو و فارسی محل استباق ما شده باشد\nحاشا و کلا۔ این اشعار را فقط بعد مکتب بطور تفریح\nیاد گرفتیم و ماورای استفاد از معانی و جست\nآنرشی آن علت غائی ما این بود که در مجالس محافل"}
{"book": "adl0934", "page": 233, "text": "مقالات علمی و فنی یک گونه گرانی به حاضرین و سامعین\nمی آرند از اهتمام سعادتمندانه نظم و موسیقی\nضیافت طبع های بزرگانه شان سرانجام یابد\nدر آخر زحمات سمع خراشی های شما که نیز موجب\nتشکرات و معاذیر ماست ابیات و موزیکه استلزام\nبزبان شوکت بیان ملی خود بلسان صولت الحان\nجبلی خود این در افشانی در لفظ افغانی موزون میدانیم فقط\nدارد"}
{"book": "adl0934", "page": 234, "text": "ترانه افغانی\nامیر امان الله خان\nچه غازی دی بی‌مثال\nوطن ته د افغان\nوبخښل استقلال\nقانون و آئین ـ جوړ کی له روی دین\nرفاه د پاره د مسلمانان\nدا رنګه سرور ـ سخی او دلاور\nکله ولیدلے افغانستا"}
{"book": "adl0934", "page": 235, "text": "نهال د علم و فن\nکښیناوه په فهم و کمال\nپه مزرع د وطن\nپه ډیر خرڅ د مال\n\nشنه ښاخونه ـ پاڼی زرغونه\nسړی سوله خاک پلښ\nپه څه شادابی ـ او څه شتابی\nسو ترښهرو د یورپ څرګند"}
{"book": "adl0934", "page": 236, "text": "ثمرات دعلم وفضل\nزموږ شاه عزیز اولو\nوکی په عدل بذل\nپه زامنو او لمسو\n\nعسکر ماهر - فاتح و قاهر\nدفع کونکی د دین د دښمن\nتول رعیت - عزت و ثروت\nرادوری له امان په لمن"}
{"book": "adl0934", "page": 237, "text": "وراد او اتفاق\nهرملت سره دحوا\nپه غيرت او بي نفاق\nزموږ دئ دا شعار\n\nد هر ملك افغان - پښتانه دی يكجان\nلری نه فرقي خاص وعام\nد هر ځای مسلمان - واړه سره اخوان\nچه دين عند الله الاسلا\n\nمؤسس\n۱۶۲"}
{"book": "adl0934", "page": 238, "text": "مؤسس د را اتحاد\nزموږ شاه دی لمبر یو\nصد ران په حکم و داد -\nهغه غندی نکوی تدبیر\n\nزموږ شاهنشه - ترټولو پادشاهو\nهم خیر الملل دی ملت افغان\nشجاعت ذهانت - حمیت دیانت\nنسته بل هیچ ملت څخه په واشان\n\n۱۰۵"}
{"book": "adl0934", "page": 239, "text": "ممالک دکری زمین -\nپه میو و آب و هوا\nپه کانو او موقع متین\nلکه طاق مونسو یدا\nزموز حق مذهب - پر کلوی ینو اغلب\nوطن مقدس موو کی معمور\nپه علم و تدین - هنر و تمدن\nتردولو زمونژ دولت مشهور سی"}
{"book": "adl0934", "page": 240, "text": "شپه نومری د غوبز امیر\nخورا ثوبرسی او روشان\nعمری صحت تخمیر\nسی پی یر او اوږد به عمران\n\nتلی هغه سلطنه ــ یی کہ سری لہ طنطنه\nورسی وترقیاتوته آمین\nعدو باندی دمد مه ــ دوست لری د زړه مه\nنصیب وکړزومی څښتتن ــ آمین\n*\nخاتمه"}
{"book": "adl0934", "page": 241, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0934", "page": 242, "text": "(۱۴)\nریسمان کشی محض برای تفریح آخری حضار کبار\nبود و نیز برای اظهار این امر که ریاضت جسمانی\nبرای قالب صحیح و آن برای قلب سلیم\nدر معارف لابدی شمرده می شود اگرچه جمله طلبا\nدر قواعد عسکری اشتغال میورزند اما صرف\nقوت در امور ساعت تیری کیف جداگانه داشته\nرشک و رقابت خوشگوار بر می انگیزاند\nاول طلبای مکتب حبیبیه یک طرف و طلبای\nمکتب حکام دیگر جانب بحبل متین زور آزمائی نمودند"}
{"book": "adl0934", "page": 243, "text": "سابق الذکر بعد از کش و گیر زیادی بازی را ربودند\nسپس طلبای خرد سال مکتب حبیبیه یک جهت\nو طلبای همسن مکتب ملی دیگر سمت منازعه کردند.\nبیک دستیه ریسمان از میان کنده شد از وعید\nحضرت سعدی ترسیده سه اگر بر هر دو جانب جاهلانند\nاگر زنجیر باشد بگسلانند - چون دیگر کرت بریسمان نو\nزور زدند طلبای مکتب ملی حرکت عاقلانه نموده\nباختند - بسال برای شان تقویت میخواهیم *"}
{"book": "adl0934", "page": 244, "text": "خاتمه بالخیر\nجشن معارف چنانکه در رقعات دعوات اعلام شده\nبود به شش بجه تمام شد۔ الحمد لله با حسن اهتمام. طلبای\nمکاتب عدیده بالبسه معینه خود در تحت لوای معارف\nصف بسته باحترام ایستادند. اعلیحضرت غازی\nعلم دوست از غایت کرم که باولاد معنوی خود بذل میفرمایند\nبجواب سلام شان دست مبارک به پیشانی نهاده و بر طلب\nکه درین روز فیروز نطق ها کرده بودند شفقت خاص فرموده از\nپیش صفوف مرصوص که بنیان عمران افغانستان است گذشته شته گذ"}
{"book": "adl0934", "page": 245, "text": "بسرکی واصل شدند که بهر دو طرف آن بیرق ها نصب بود\nتحریرات آنها را مطالعه فرموده مع اهل محفل تشریف بردند و خوشنودی\nوطمانیت دایر کامگاری و موفقیت جشن عرفان دارالامان معارف\nتودیعه کردند *\n\nچون آیات و اشعار بیرقها آخری را اعلیحضرت پادشاه\nحقایق آگاه مناسب حال دانسته پسند فرمودند ازین جهت آنها را تتمه\nاین کتاب میسازیم تا اصحابی که موقع خواندن آنها نیافتند بقرائت\nمخطوظ گردند و اگر فارغ شوند ازین قبیل مضامین تجاوز معارف را\nبهره ور و متشکر سازند. للا الامر من قبل ومن بعد .\nآیات و اشعار"}
{"book": "adl0934", "page": 246, "text": "هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ\nالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ\n\nآیا برابر میشوند آنانکه میدانند و آنانکه نمیدانند\n\nإِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ\n\nعزیزترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست\n\nلَا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ\n\nفریب بد بصاحب آن بر میگردد"}
{"book": "adl0934", "page": 247, "text": "انَّمَا يَخْشَی اللهَ مِنْ عِبَادِهِ العُلَماءُ\nاز خدای تعالی عالمان خوف میکنند\nإِلَيْهِ يَصْعَدُ الكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ\nيَرْفَعُهُ\nسو خدا سخنان پاک بالا میشوند و کار خوبرا او بلند میفرماید\nمَا يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ\nآنچه مردم را نفع میرساند در زمین پایداری میکند"}
{"book": "adl0934", "page": 248, "text": "دَرَسْتُ الْعِلْمَ حَتَّى صِرْتُ قُطْباً\nوَنِلْتُ الْفَضْلَ مِنْ مَوْلَى الْمَوَالِيْ\nعلم را درس گرفتم تا قطب شدم وفضل از صاحب صاحبان حاصل کردم\n\nاَلْعُلَا بِالْاَدَبِ لَا بِالنَّسَبِ\nادب تاجیست از لطف الهی\nبنه بر سر برو هر جا که خواهی\nهلته به در سرکاری پر نور و ونو\nچه تعلیم د زیر دستی خپله ادا که\n\n۳"}
{"book": "adl0934", "page": 249, "text": "نازولی زوی نه اخلی ادب\nاو د سوک نخل نه نیسی رطب\n\nما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید\nهم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند\n\nاگر خونش حیات تازه بخشد جسم مذهب را\nبخون غلطیدن سبط به کیش ما روا باشد"}
{"book": "adl0934", "page": 250, "text": "همه اطراف گرفت همه اکناف کشاد\nصیت خلق تو که پیوسته نگهبان تو باد\n\nبا دصائب دعویٰ آزادگی بر من حرام\nگر بجز ترک ہوس در دل ہوس باشد مرا\n\nشبان وادی ایمن گھے رسد بمراد\nکه چند سال بجان خدمت شعیب کنم\n\nادے\n۵"}
{"book": "adl0934", "page": 251, "text": "روے خوبست کمال ہنر و دامن پاک\nلاجرم ہمت پاکان دو عالم با اوست\n\nمباش در پی آزار و هرچه خواهی کن\nکه در شریعت ما غیر ازین گناهی نیست\n\nعزت ارباب معنی نیست از نام پدر\nبی نیاز از بحر گردد قطره چون گوهر شود\n\nدر ۶"}
{"book": "adl0934", "page": 252, "text": "در خواب بدم مرا خردمندی گفت\nکز خواب کسی را گل شادی نه شکفت\nکاری چکنی که با اجل باشد جفت\nبرخیز که زیر خاک می‌باید خفت\n\nهر که را آئینه صافی نه شد از زنگ هوا\nدیده اش قابل رخسارۀ حکمت نبود\n\nچون قبله نما خضر ره اهل جهان باش سرگشته خود و رهنمای دگران باش\n\nوفق"}
{"book": "adl0934", "page": 253, "text": "فرض ایزد بگذاریم و بکش بد نکنیم\nآنچه گویند روا نیست بگوئیم رواست\n\nبصدق کوش که خورشید زاید از طلعت\nکه از دروغ سیه روی گشت صبح نخست\n\nتو کز اندوه دیگران بیغمی\nنشاید که نامت نهند آدمی\n\nقری\n۸"}
{"book": "adl0934", "page": 254, "text": "قومی بجد و جهد گرفتند وصل دوست\nقومی دگر حوالۂ تقدیر میکنند\n\nظاهر آلوده را با فیض باطن کار نیست\nپیرهن چون بی نماز افتاد طاعت کی بجاست\n\nمن از جان بندۂ سلطان اویم\nاگرچه یادش از چاکر نباشد\n\nایضا"}
{"book": "adl0934", "page": 255, "text": "ای مدعی برو که مرا با تو کار نیست\nاحباب حاضرند باعدا چه حاجتست\n\nمیرسد روزی بهرکس در خور همت بغیب\nکی بدام عنکبوت اُفتد شکاری جز مگس\n\nخار غفلت می نشانی در ریاض دل چرا\nمینمائی چشم حق بین را ره باطل چرا\n\nایدل"}
{"book": "adl0934", "page": 256, "text": "ای بیدل غلام شاه جهان باش شاه باش\nپیوسته در حمایت لطف اله باش\n\nپر هست آفاق از غولان دم رو چه سازه این\nباین بیحاصلان یا دانشی یا مرگ ناگاهست\n\nبگلشن دگری چشم من نمی افتد\nگل مراد شگفت از سفال خویش مرا\n\nشاه"}
{"book": "adl0934", "page": 257, "text": "شاه را به بود از طاعت صد ساله زهد\nقدر یکساعت عمریکه در و داد کند\n\nدوام ملک و عمر او بخواه از لطف حق حافظ\nکه چرخ این سکه دولت بنام شهسواران زد\n\nمن از بی نوائی نیستم رنگ زرد\nغم بی نوایان مرا رنج کرد\n\nتمام شد"}
{"book": "adl0934", "page": 258, "text": "سلامت همه آفاق در سلامت تست\nبہیچ عارضه شخص تو دردمند مباد\n\nنیفتد کار سازان را بکسی در کار خود حاجت\nبخاریدن نباشد احتیاجی پشت ناخن را\n\nچو گل در صبح پیری میکشم خمیازه حسرت\nمکن ای غنچه صرف خواب ایام جوانی را\n\nرد"}
{"book": "adl0934", "page": 259, "text": "روندگان طریقت به نیم جو نخرند\nقبای اطلس آنکس که از هنر عاریست\n\nبحسن خلق توان کرد صید اهل نظر\nبه بند و دام نگیرند مرغ دانا را\n\nزاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست\nدر حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست\n\n۷۳"}
{"book": "adl0934", "page": 260, "text": "صاحبدلے بمدرسه آمد ز خانقاه\nبشکسته عهد صحبت اهل طریق را\n\nگفتم میان عابد و عالم چه فرق بود\nتا کردی اختیار از ان اینطریق را\n\nگفت آن گلیم خویش بدر میبرد زموج\nوین جهد میکند که بگیرد غریق را\n\n\nپدوستش\n\n۱۵"}
{"book": "adl0934", "page": 261, "text": "بدوش توکل منه بار خود را\nولی نعمت خویش کن کار خود را\n\nتو آنروز صائب زارباب حالی\nکه سازی چو گفتار کردار خود را\n\n+\n\nنادان باهل فضل برابر نمیشود\nروبه بمکر و حیله غضنفر نمیشود\n\nواسع برتبه سفله نگردد عزیز دهر\nپارا بجای سر چو نهی سر نمیشود"}
{"book": "adl0934", "page": 262, "text": "بندهٔ آصف عهدیم که در سلطنتش\nصورت خواجگی و سیرت درویشانست\n\nمرد خدا که زاهد و تقوی طلب بود\nخواهی سفید جامه و خواهی سیاه باش\n\nچشم اُمید نداریم ز کشت دگران\nدلِ ما نالۀ ما دانۀ ما ریشۀ ما"}
{"book": "adl0934", "page": 263, "text": "مطبعۀ دارالامان معارف\nبامداد یکشنبه غره ذیقعده سنه ۱۳۴۱ هجریه\nعنایت آمیز اعلیحضرت حاکمانه\nدر غره سنبله ۱۳۰۲ چاپ رسانیده شد\nحوضچه حیات غفوری"}
{"book": "adl0934", "page": 264, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0934", "page": 265, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0934", "page": 266, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0934", "page": 267, "text": "[BLANK PAGE]"}
