{"book": "adl0933", "page": 1, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0933", "page": 2, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0933", "page": 3, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0933", "page": 4, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0933", "page": 5, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0933", "page": 6, "text": "نور العلیه\n\nعلم الاشیاء\n\nبرای جماعت سال پنجم و ششم مکاتب ابتدائیه\n\nتالیف\nمترجم همایون\n\nاخطار - این کتاب که یکی از مولفات آقای مترجم همایون است و جناب مشارالیه\nیکی از فضلای وقت حاضر کشور ایران صاحب مولفات عدیده میباشند،\nدر اینوقت نسخهٔ ازان بوزارت جلیلهٔ معارف افغانستان رسیده وزارت\nجلیلهٔ معارف چون که انرا با پروگرام رسمی مکاتب ابتدائیه خود مطابق دیده\n(ع ، ج) محمد سلیمانخان وزیر معارف عمومیه به طبع و تداول و تدریس\nآن در مکاتب ابتدائیه دولت علیه افغانستان امر و اجازه نمودند.\nچاپ اول (سنبله ۱۳۰۱ شمسی) (۱۸۰۰) نسخه\n۱۳۴۰"}
{"book": "adl0933", "page": 7, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0933", "page": 8, "text": "بسم الله الرحمن الرحیم\nعلم الاشیاء سال پنجم و ششم\nفصل اوّل\n۱- انسان و حیوان - انسان از حیث شکل و ترکیب با حیوانات ذواتا\nچندان تفاوتی ندارد فقط بعضی خصایص باعث برتری شرافت ان میشود مانند عقل تمیز و تکلم\n۲ - اسکلت (کالبد) - هرگاه اسپی بمیرد بفاصله چند روزی جسد آن\nتجزیه شده پوست و گوشت آن از میان میرود ولی استخوانهای آن مدت\nمدیدی باقی میماند مجموع این استخوانها را بزبان فرانسه اسکلت می نامند\n۱- تفاوت انسان و حیوان چیست؟\n۲- اسکلت چیست؟"}
{"book": "adl0933", "page": 9, "text": "۲\nاسکلت در زمان حیات قسمتهای نرم بدن را نگاهداری کرده اعضای مختلفه\nآنرا محافظت مینماید و بواسطه حرکت استخوانهاست که انسان\nیا حیوان میتواند رفت و آمد نماید و اشیاء خارجی را بگیرد\nاسکلت برسه قسمت عمده تقسیم میشود: اول سر- دوم تنه- سوم اعضا\n۲- اسکلت سر- اسکلت سر محافظ مغز سر است که آنرا بعربی دماغ\nمینامند دماغ منبع هوش و ادراک است\nاسکلت سر بدو قسمت عمده منقسم میشود: اوّل جمجمه که جعبه ایست استخوانی\nو مرکب از چند استخوان است دوّم صورت که مرکب میشود از استخوانهای\nبینی و جنبتین (رخساره) و فکّین (الاشه)\n۴- اسکلت بالاتنه- اسکلت بالاتنه حافظ اعضای تغذیه و\nتنفس است و مرکب میشود از ستون فقرات و اضلاع و عظم قص (استخوان سینه)\nستون فقرات مرکب است از استخوانهای عدیده حلقوی شکلی که\nروی هم چیده شده اند و مجرائی تشکیل میدهند که در ان نخاع\nجای دارد\n۲- اسکلت سر چه فایده دارد؟     ۴- اسکلت بالاتنه چه میکند؟"}
{"book": "adl0933", "page": 10, "text": "۳\nاضلاع عبارت باشند از\nدوازده زوج استخوان مسطح\nبشکل نیم دائره که از فقرات ظهری\nتا جلو سینه امتداد یافته اکثر\nآنها متصل میشوند باستخوان مسطحی که\nموسوم است به عظم قص\n۵ - اسکلت اعضا -\nاعضای انسان بدو قسمت عمده\nتقسیم میشوند : اعضای عالیه\nو اعضای سافله که بزبان معمولی\nدستها و پاها میگوئیم هر یک از\nاعضای عالیه مرکب است از\nبازو و ساعد و مچ دست و\nانگشتان و هر یک از اعضای\n۵ - اسکلت اعضا بر چند قسمت میشود\n\nراستخوانهای سر\nترقوه\nعظم شانه\nعضد\nزند بالا\nزند اسفل\nاستخوان لگن خاصره\nران برضفه\nساق پا\nمچ پا\n\nفكين\nاستخوان غضروف\nفقرات ظهری\nساعد\nمچ دست\nقصبه کبری\nقصبه صغری\nانگشتان پا"}
{"book": "adl0933", "page": 11, "text": "سافله مرکب میشود از ران و ساق پا و استخوان زانو و مچ پا و انگشتان\n\n۶- مفاصل - مفصل محلی را گویند که دو استخوان بیکدیگر وصل میشوند\nدر اغلب مفاصل استخوانها میتواند حرکت نموده از یکدیگر دور و بهم نزدیک\nشوند استخوانها بتوسط اثار مفصلی که قسمی از نوار سخت سفید رنگ است\nبهمدیگر وصل میشوند و مایع روغن مانندی که در مفاصل است باعث\nسهولت حرکات آنها میگردد.\n\n۷- عضلات - عضله عبارت\nاز توده لحمی است که در تحت پوست\nبدن واقع و روی اسکلت را میپوشاند\nعضله دست در حال انقباض\nو تشکیل یافته است از رشته های فشرده که بواسطه خون سرخ و قابل\nانبساط و انقباض است هر گاه عضلات وجود نداشته باشند استخوانهای\nانسان یا حیوان حرکت نخواهد داشت\n\n۶- مفصل چیست؟ ۷- عضله چیست؟"}
{"book": "adl0933", "page": 12, "text": "۵\nهضم اغذیه\n۱- جهاز هضمیه ـ اغذیه چنانچه بعداً ملاحظه خواهد شد در حیات انسان و\nحیوان اهمیت فوق العاده دارند غذا باید ابتدا مهضم شود تا دارای فوائد\nمطلوبه گردد یعنی تبدیل شود بمایعهای مفیده که شایسته دخول در خون باشند\n۲ - لوله هضمیه ـ لوله هضمه از دهان شروع شده اول مری را\nتشکیل میدهد پس از ان منحنی شده کیسه معده و چینهای متعدده امعاء\nدقاق و معاء غلاظ را تشکیل میدهد\n۳- دندانها - اغذیه ابتدا\nبتوسط دندانها که در فکین (الاشه ها)\nجای گرفته جاویده میشوند\nدندانها از دو ماده مختلفه تشکیل یافته اند\nیکی عاج که ماده ایست شبیه باستخوان\nو دیگری ماده سخت و لغزنده که موسوم است\nبمینا قسمت مرئی خندان که منتهی\nزبان\nمری ...\nمعده ...\nمعاء\nدقاق\nلوله هضمه\nکبد\n۱- اغذیه چه میکند؟ ۲- لوله هضمیه چیست از کجا شروع میشود؟ ۳- فائده دندانها چیست\nو از چه مواد ترکیب یافته اند؟"}
{"book": "adl0933", "page": 13, "text": "۶\n\nمیشود به لثه موسوم است به تاج دندان و قسمت غیر مرئی که در گوشت فرو رفته\nاست موسوم است به ریشه\nانسان بالغ در هر فکی شانزده دندان دارد اول ثنایا که عدد آنها\nچهار است ثنایا دارای تاج برنده هستند کار آنها بریدن است\nدوم انیاب که عدد آنها دو و در طرفین ثنایا واقع شده و کار آنها پاره\nکردن اغذیه است سوم دندانهای آسیا یا طواحن که عدد آنها ده\nو در طرفین دهان واقع شده اند تاج آنها پهن و مسطح و مخصوصند\nاز برای سائیدن غذا\nطفل کوچک در هر فکی ده دندان دارد که آنها را دندانهای شیری مینامند\nاز سن هفت سالگی ببعد دندانهای شیری بتدریج ریخته بجای آنها دندانهائی\nدیگری میرویند که اگر محافظت نمایند تا اخر عمر باقی میمانند\n\n۲- بزاق- (لعاب دهن)\nبزاق ... از غدودی تولید میشود که در زیر گوش\nو فک و زبان واقع شده عمل ان تبدیل\n\n(۱) (۲) (۳)\nاقسام دندانها\n\n(۱) ثنایا (۲) انیاب (۳) طواحن ۴- بزاق چیست و چه فایده دارد؟"}
{"book": "adl0933", "page": 14, "text": "مواد نشایسته سیب زمینی (کچالو) ولوبیا وغیره است بقند چنانچه اگر کمی از\nمغز نان را مدتی در دهان بجاویم احساس طعم شیرینی از ان مینمائیم\nپس از انکه اغذیه بتوسط دندانها خورد و بتوسط بزاق تر شد بمساعدت زبان\nگلوله شده وارد لوله هضمه میشوند\n۵ - عصیر هاضمه - عصیر هاضمه از دیوارهای معده که کیسه ایست عضله ئی\nترشح نموده اغذیه آزتی را (مانند گوشت وسفیده تخم مرغ ونان ماده\nنشایسته وغیره) حل می نماید\nاغذیه بواسطه انقباض و انبساطی که در معده است خمیر مانند شده بالآخره تبدیل\nمیشوند بمایع رقیقی که وارد معاء دقاق میگردد\n۶ - صفرا - صفرا از کبد که در طرف راست معده واقع گردیده تولید و بمعاء\nدقاق ریخته غذاهای چرب را تبدیل میکند بقطرات ریزه که در مایعهای غده\nپراکنده اند همچنانکه قطرات مسکه در تمام جرم شیر پراگنده شده اند\n۷ - عصیر امعائی - عصیر امعائی از جدارهای داخلی معاء دقاق\n\n۵ - عصیر هاضمه از چه عضوی تولید میشود و چه میکند؟ ۶ - صفرا از چه عضوی تولید فایده\nآن چیست؟ ۷ - عصیر امعائی از کجا تولید میشود و چه فایده دارد؟"}
{"book": "adl0933", "page": 15, "text": "۸\nخارج شده عمل بزاق را تکمیل میکند یعنی قند نیشکر و چغندر (لبلبو) را تبدیل\nمیکند بقندی که شبیه است بشیره میوه (از قبیل انگور و آلوچه)\nو شایسته آن مینماید که داخل در ترکیب گوشت بدن ما بشود\nدر تحت عمل این عصیرهای مختلفه اغذیه تبدیل میشود بیک ماده سفید رنگی\nکه مایع و دارای تمام صفات خون میباشند در این حال از جدار امعاء عبور\nنموده در مجاری خون میرزند و قسمتهای بیفایده آنها بتوسط معاء غلاظ بخارج\nدفع میشوند\n۸ - حفظ الصحه هاضمه - از برای اینکه انسان بتواند غذا را بطور صحیح\nهضم نماید لازم است بدواً آن را خوب بجاود در این صورت بزاق بهتر\nو بیشتر رطوبت بغذا داده کار معده کم میشود\nدندانها را باید از طفولیت توجه نموده سالم نگاهداشت و از برای این کار لازم است\nهمه روزه صبح و عصر با مسواک مخصوص که بیره را مجروح نکند آنها را شست\nهرگاه با گرد زغال و یا صابون بشویند بهتر است غذا را نباید بحد افراط خورد خصوصاً\nدر شب که باید کمتر از روز غذا خورد مختصر ورزشی هم همه روزه از برای\n۸ - حفظ الصحه هاضمه را بیان کنید ؟"}
{"book": "adl0933", "page": 16, "text": "۹\n\nبهضم اغذیه لازم است .\n۱- اغذیه مواد قابل احتراقی هستند که حیات را\nنگاهداری میکنند . - در اجاق ماشین بخار باید زغال نیا\nسوزاند تا آب گرم شود و تبدیل بخار گردیده چرخها را بحرکت در آورد\nواضح است اگر در اجاق مواد محترقه ریخته نشود قوه ارتجاعیه بخار نقصان یافته\nماشین از حرکت باز میماند\nبدن ما نیز یک اجاق واقعی است که دران اغذیه منهضم شده کار زغال را\nمیکند فقط تفاوتی که با ماشین دارد این است که چون خواسته باشد ماشین\nبحرکت بیاید زغال در ان میریزند اما انسان وحیوان باید همه روزه غذا بخورند\nزیرا که حیات حیوانی شب و روز از برای تنفس و دوران خون و سایر اعمال\nزندگانی حرارت صرف میکند هر گاه از برای انسان نقصان غذا پیدا شود لاً\nوضعيف میشود یعنی چربی و عضلات بدن بتدریجاً صرف میشوند تا آخرین\nتوقف ماشین که عبارت از مرگ است برسد\n۲- اغذیه باید قابل هضم باشند - از برای اینکه اغذیه شایسته\n\n۱- اغذیه بمنزله چه هستند ؟ ۲- اغذیه باید چه نوع باشند ؟"}
{"book": "adl0933", "page": 17, "text": "۱۰\n\nنگاهداری حیات و قابل دخول در نسوج (ساخت یا ترکیب) بدن شوند\nلازم است کاملا منهضم شوند پس باید آنها را خوب پخته با نمک و فلفل چاشنی زد\nتا قابل هضم شوند طریقه تهیه و حاضر کردن آنها در سر سفره اهمیت زیادی دارد و مربوط\nبدانستن علم طباخی - اغذیه سهل الهضم عبارت باشند از تخم مرغ عسلی و شیر\nو نان خشک و میوه های پخته و برنج و مغز سر گوسفند و گوشت جوجه و سیب زمینی\nو غیره برعکس تخم مرغ آب پز و لوبیا و گوشت گوسفند و گاو و ماهی\nو غیره را اغذیه بطی الهضم مینامند\n۳- اغذیه باید مختلف باشند - انسان در صورتیکه فقط تخم و شیر صرف کند نمیتواند\nزندگانی نماید زیرا که این اغذیه بنسبت شایسته اصول نسوج بدن را که عبارت از کاربن\nو اکسیژن و هیدروژن و ازت باشد دارا هستند و باین مناسبت آنها را اغذیه کامله نا مند\nگوشتهای لاغر و پنیر و ماهی و غیره نیز دارای این چهار اصل هستند ولی ازت\nآنها زیاد است باین جهت آنها را اغذیه ازتی مینامند و چون این اغذیه مخصوصاً نسوج\nاستخوانها و عضلات را تجدید نموده باعث نمو آنها میشوند اغذیه بدل ما یتحلل هم\nنامیده میشوند\nدر اغذیه نشاسته (سیب زمینی و برنج و غیره) مقدار ازت کم است و در اغذیه ایا ازت\nیکنوع غذا باید خورد!"}
{"book": "adl0933", "page": 18, "text": "١١\nچرب در روغن چربی در روغن نباتی ، هیچ ازت وجود ندارد این اغذیه قابل احتراق\nو اساساً بکار میروند از برای احتراق بطی که در بدن ما حرارت حیوانی را نگاه میدارد\nبنا بر این آنها را اغذیه قابل احتراق یا تنفسی مینامند\nحبوبات مانند لوبیا و نخود و عدس وغیره هم دارای ازت و هم دارای مواد نشاسته\nبنا بر این بسیار مغذی میباشند\nاغذیه باید بطور مختلف استعمال نمود مثلاً در غذائیکه ازت آن کم باشد مانند\nسیب زمینی باید غذائی نیز اضافه نمود که ازت زیاد داشته باشد مانند نان و\nگوشت و غیره مخصوصاً باید از افراط اغذیه ازتی اجتناب نمود\n۴ - حفظ اغذیه - از برای حفظ اغذیه لازم است نطفه هائی که باعث\nفساد آنها میشوند نابود نمود و این کار را بچندین طریقه میتوان انجام داد\nطریقه اول - اغذیه را باید در معرض حرارتی قرار داد متجاوز از صد درجه\n(مانند گوشت و سبزی و شیر و غیره) ولی قبل از سرد شدن باید آنها را\nدر ظروفی ریخته سر آنها را محکم بست تا هوا داخل نشود\nطریقه دوم - بعضی از غذا هم هستند که باید آنها بوسیله نمک زدن حفظ نمود\n۴ - طریقه حفظ اغذیه را بیان نمائید ؟"}
{"book": "adl0933", "page": 19, "text": "۱۲\n\nنمونه بعضی اغذیه\n\nشیر\nتخم مرغ\nاغذیه کامل\n\nماهی\n\nپنیر\nگوشت\n\nمسکه\nقند\nسیب زمینی\n\nانگور\nسیب\nاغذیه ناقص"}
{"book": "adl0933", "page": 20, "text": "۱۳\nد مانند گوشت و ماهی و خیار و ترشی و غیره)\nطریقه سوم – گوشت و ماهی را میتوان بوسیله دود دادن محفوظ داشت\nتخم مرغ را از یک طبقه چربی یا طبقه از رنگ و روغن میپوشانند تا هوا درون\nآن نفوذ نکرده فاسد نشود\nآب\n۱- آب از برای انسان اولین مشروب لازم است- در بدن ما\nتقریباً باندازه دو ثلث وزن خودش آب است و چون بواسطه تنفس یا تعرق\nیا سبب دیگری این نسبت نقصان یابد احساس عطش مینمائیم یعنی محتاج\nمیشویم آب تلف شده از بدن را مجدداً بآن برسانیم در تابستان بیشتر از زمستان\nما احساس عطش مینمائیم زیرا بیشتر عرق میکند\nمشروب طبیعی انسان آب خوب و شیر جوشیده است ولی شیر از آب\nمغذی تر است\n۲- مشروبات معطره سالم اند – مشروبات معطره عبارت باشند با\nاز قهوه و چای و نعناع و بابونه و غیره این مشروبات چون طبخ شده اند\nمضر نیستند بعلاوه قهوه و چای مهیج و محرک سلسله اعصاب میباشند مطبوخ\n۱- آب چیست و چه فایده دارد؟ ۲- مشروبات معطره سالم اند؟"}
{"book": "adl0933", "page": 21, "text": "۱۴\n\nنعناع و بابونه ... هاضمه را\nمساعدت میکنند\n٣ - مضرات مشروبات مقطره\nمشروبات مقطره مانند عرق و ترکیبات\nآن بکلی مضرست این نوع مشروبات مغز ادم الکلی\nاعضای بدن را فاسد کرده قوای فکریه را بکلی مختل میکنند و از کار\nفقیر و فاقه که منت را بمراد آورده است\nشخصی است که پول خود را صرف مسکرات نموده و دایما بخویش است\nمی اندازند صدمه آنها نه تنها برای اشخاصی است که این مشروبات را صرف\n۱- مضرات مشروبات مقطره را بیان کنید؟"}
{"book": "adl0933", "page": 22, "text": "۱۵\nمیکند بلکه اطفال آنها نیز بحسب ارث مبتلا بامراض مذکوره میشوند\nخون\n۱- خون تمام بدن را غذا میرساند - هرگاه نقطه از بدن خود را سوزن بزنیم\nمی بینیم بلافاصله خون جاری میشود مقدار خون در بدن انسان پنج\nالی شش لیتر است هرگاه قطره خونی را با ذره بین ملاحظه نمائیم می بینیم\nمایعی است که در ان اجسام عدسی شکل متعددی شناورند این حبوبات\nصغار را بزبان فرانسه کلوبول مینامند\nخون بواسطه انقباض و انبساط قلب داخل رگهایی میشود که موسومند\nبه شرائین و آورده و مواد غذائیه را که بواسطه هضم اغذیه تهیه شده اند\nاز بعضی مواد مضره خلاص کرده بتمام بدن میرساند\n۱- فایده خون چیست؟\nشریان\nاورده\nشریان\nمجهاز دوران خون"}
{"book": "adl0933", "page": 23, "text": "١٦\n\n۲ - جهاز دَوَرَانِ خون - قلب عضله ایست بجوف قفسه تقریباً بقدریستی\nمچ دست و در وسط ریتین واقع شده سرآن بطرف پائین و کمی بطرف چپ\nمیل کرده است\nقلب بتوسط جدارعمودی بدو قسمت تقسیم شده است که عبارت از قلب چپ\nو قلب راست باشند و هر یک از آنها شامل دو حفره است یکی گوشهٔ کوچک\nیا دهلیز در بالا و دیگری بطن که در پائین واقع شده این دو حفره بواسطهٔ دریچهٔ که از\nبالا بطرف پائین باز میشود بیکدیگر مربوط میشوند\nشرائین با جدار های ضخیم و فنری (دار) از دو بطن منشعب و اَورده (وریدها)\nبا جدار های نازک از دهلیزها\nشرائین و اورده منشعب گردیده در تمام بدن پراگنده میشوند درگهای کوچکتری\nکه موسوم اند بعروق شعریه شرائین را با اورده متصل مینمایند\nشرائین معمولاً در عمق بدن نزدیک استخوانها واقع و اورده (وریدها)\nنزدیک پوست بدن واقع شده همان خطوط آبی رنگی که در مچ\nدست و روی دست دیده میشوند\n۲ - جهاز دوران خون را شرح دهید؟"}
{"book": "adl0933", "page": 24, "text": "۱۷\n\n۳- دوران مضاعف خون - اولا خون از بطن چپ در شریان\nبزرگی که موسوم است به آارت داخل شده در تمام شرائین بدن دور\nمیزند و بقسمتهای مختلفه بدن غذا میرساند بعد بتوسط عروق شعریه در اورده\nداخل گردیده در آنجا مواد جدیده مغذیه که از عمل هضم تولید شده اند اخذ\nمینماید بالاخره منتهی میشود بقلب راست\nخونی که در آارت و شعبات\nآن دور میزند قرمز روشن و\nدارای مقدار زیادی اکسیژن\nو انرا خون شریانی مینامند عروق\nشعریه اکسیژن و مواد مغذیه آن کم شده دارای گاز کاربنی و بخار آب\nمیشود بنابراین رنگ آن قرمز تیره میشود آنرا خون وریدی مینامند\nدرین موقع است که یک احتراق واقعی حاصل میشود مانند احتراق چوب\nو غیره که نتیجه آن تولید حرارت بدن است این حرارت که بدن ما\nرا در ۳۷ درجه تقریب نگاه میدارد موسوم است بحرارت حیوانی\n۳- دوران مضاعف خون را بیان کنید ؟\n\nغازی است موسوم\nبه مولد الماء"}
{"book": "adl0933", "page": 25, "text": "۱۸\nثانیاً خون وریدی از دهلیز راست در بطن راست وارد گشته از آنجا بشریان ریوی داخل شده که آنرا بعروق شعریه ریوی میریزد درین حال خون از گاز کاربنی جدا گشته خالص میشود و در این موقع است که مجدداً دارای اکسیژن و رنگ آن قرمز روشن میشود و بتوسط اورده ریوی در دهلیز چپ و بعد در بطن چپ داخل گردیده شروع بدوران مضاعف خود مینماید\n۴ - ضربان نبض از انقباض قلب تولید میشود -- قلب در هر انقباض خون را بشرائین میریزد و ازین ریختن ضربانی تولید میشود که موسوم است بنبض . در جای که شریان درشتی مجاور پوست باشد این ضربان بخوبی محسوس است مانند مچ دست و شقیقه\nقلب انسان معمولاً در هر دقیقه ۷۰ الی ۷۵ دفعه میزند و چون تب داشته باشیم ضربان آن زیاد تر میگردد\n۵ - حفظ الصحه دوران خون\nهرگاه دوران خون بطی شود اعضا\nعروق شعریه\n۴ - ضربان نبض از چه تولید میشود ؟ ۵ - حفظ الصحه دوران خون را\nشرح دهید !"}
{"book": "adl0933", "page": 26, "text": "۱۹\nمواد مغذیه را بطور کافی اخذ ننموده ضعیف میشوند پس لباسهای تنگ را\nنباید پوشید زیرا که بدن را میفشارد و دوران خون مخل میشود مخصوصاً از گرد\nبند جراب باید اجتناب شود\nتنفس\n۱- تنفس خون را اصلاح میکند - تنفس در بدن ما دو عمل عمده را\nانجام میدهد اول اینکه خون را از گاز کاربنی و بخار آب خلاص میکند و تولید\nاحتراق بطئی در عروق شعریه مینماید ثانیاً اکسیژنی که بواسطه آن احتراق آهسته\nاز خون تلف شده است مجدداً بآن میرساند\nحنجره\nقصبه الریه\nشکل خارجی ریتین\nجهاز تنفس\n۱- جهاز تنفس - سینه یا قفس صدری از حفره بطنی بتوسط عضله حجاب\nتنفس چه میکند ؟ جهاز تنفس چیست ؟"}
{"book": "adl0933", "page": 27, "text": "۲۰\nعضله دافعه\nموسوم به دیافراکم جدا شده حاوی ریتین است ریتین در طرفین قلب واقع کردید\nو همین جاست که عمل تنفس انجام مییابد\nدر عقب دهان یعنی در جلو مری لوله بزرگی است که بتوسط نیم حلقه های غضروفی\nبازوموسوم است به قصبتہ الریہ قسمت فوقانی قصبتہ الریہ حنجره است که در داخل\nآن اوتار صوتی واقع وبواسطه هوای تنفس شده مرتعش و لرزان میگردد\nقصبتہ الریہ در سینه منقسم بدو شعبه گشته هر شعبه نیز دارای شعباتی است که از بهر سمت\nامتداد یافته لوله هائی تشکیل میدهند که متدرجاً تنگ شده بالاخره منتهی میشوند\nبکیسه های کوچکی موسوم به وزیکولهای ریوی اجتماع لوله ووزیکولهای چرم\nاسفنجی شکلی را میسازد که موسوم است به ریه\n۲- ریتین هوا را جذب و دفع مینمایند- ریتین قصبتہ الریہ\nبواسطه حفره های انفی مجرای دهان با هوای\nخارجی مربوط میگردند هوای خالص\nکثیف\nبواسطه شهیق در ریتین داخل هوای\nو زفیر\nبواسطه زفیر خارج میشود شماره شهیق\n۳- ریتین چه میکنند ؟"}
{"book": "adl0933", "page": 28, "text": "۲۱\n\nدر هر دقیقه پانزده الی بیست مرتبه است\nدر سبب هنگام شهیق اضلاع بلند و عضله دیافراگم منقبض گشته فرو میرود و حجم\nقفس صدری زیاد میشود بنا بر این هوای خارجی در ریتین داخل میگردد اما بهنگام زفیر\nاضلاع فرو رفته دیافراگم بلند میشود ریتین منقبض و هوائی که شامل گازهای خون\nفاسد شده است بیرون می آید -- ریتین مانند دم آهنگری پیوسته پر و خالی میشود\n۶-- هوای خارج شده از ریتین دارای گاز کاربنیک\nو بخار آب است - تجربه اول هرگاه با لوله بلوری در آب آهک (۱)\nبدمیم دردہای مخصوصی از مواد آهکی تشکیل یافته آب را کدر مینمایند بنا بر این هوای\nزفیری شامل گاز کاربنی است\nتجربه دوم : چون روی آئینه یا شیشه\nبا دهان بدمیم بخار آب زیادی روی\nآن می نشیند که بواسطه برودت غلیظ\nمیشود پس هوای زفیری دارای بخار آب نیز هست\n\n(۱) آب آهک عبارت از آبی است که در آن آهک خاموش ریخته بعد صاف نموده باشند.\n۶- هوای زفیری چگونه است ؟"}
{"book": "adl0933", "page": 29, "text": "گل مبدل یا حصیها خرد ترگرفون ۲۲\nخلاصه گاز کاربنی و بخار آبی که در وریدی است از جداره ای بسیار نازک ترانیکولهای\n(ورید های) ریوی عبور نموده داخل در شعبات قصبه الریه میگردند در انجا باهوا مخلوط گشته\nبواسطه زفیر خارج میشوند. از طرف دیگر یک قسمت از اکسیژن هوا از همین\nجداره نفوذ کرده به گلبولهای قشره خون میرسد دخون وریدی را تبدیل بخون\nشریانی مینماید بعباره اخری او را دوباره حیات میدهد\nهـ - حفظ الصحه تنفس - هوا در وقت عبور از منخرین کمی گرم میشود و یک\nقسمت از گرد و غبار ی را که شامل هست در انجا میگذارد ولی اگر از دهان عبور\nنماید مستقیماً وارد قصبه الریه و شعبات ان گردیده وانها را سرد می نماید\nدر این صورت مرض زکام تولید میشود پس حتی الامکان باید خود را عادت دهیم\nکه فقط از بینی تنفس نمائیم نه از دهان\nبواسطه تنفس اکسیژن هوای منازل کم شده و بعوض ان گاز کاربنی تولید میشود\nکه از برای تنفس صلاحیت ندارد بهمین دلیل اشخاصیکه در امکنه کم هو از ندگانی\nمینمایند رنگ پریده و ضعیف میباشند و خون وریدی انها بطور ناقص مبدل\nبخون شریانی میگردد\nهـ حفظ الصحه تنفس را شرح دهید ؟"}
{"book": "adl0933", "page": 30, "text": "۲۳\nو چون گاز کاربنی هوا زیاد شود انسان خفه میشود بنابر این باید غالباً در اکنار\nمسکونه هوا را تجدید نمود و مواظب بخاریها و اجاقها نیز بود که تولید همیشه در کمین\nگاز کاربنی نکنند\nحرکات بدن و اعصاب\n۱ - حرکت و اعصاب - اعصاب عبارت از رشته های سفید\nرنگی هستند که از دماغ و دنباله آن که نخاع باشد روئیده در تمام قسمتهای\nبدن پراگنده میشوند کار آنها این است که اثر اشیاء خارجی را بدماغ برده\nفرمان محرکت عضلات را از دماغ می آورند\nمثلاً وقتی که ما دست خود را نزدیک آتش نگاهداریم اثر حرارت بتوسط اعصابی\nکه در دست ما هستند منتقل میشود بدماغ که مرکز عصبانی است دماغ حس\nمیکند که آتش دست را خواهد سوزانید پس بلا فاصله بواسطه اعصاب دیگری\nبعضلات بازو فرمان میدهد که منقبض شده دست را از آتش دور نگاهدارند\nاعصابی که مأمور تنظیم اعمال حیاتی بدن هستند مانند هاضمه و دوران دم وغیره\n۱- اعصاب چه هستند ؟"}
{"book": "adl0933", "page": 31, "text": "در تحت اراده ما نیستند\n۲ - دماغ و نخاع - دماغ\nماده ایست نرم که از خارج خاکستری\nو از داخل سفید رنگ و در وسط جمجمه قرار\nگرفته بدو نیمکره قسمت میشود سطح آن\nدارای چینهای متعددہ است در عقب\nآن ضمیمه است موسوم بدماغ اصغر\nو دنباله آن منتهی میشود بنخاع که آن هم\nماده ایست که در مجرای ستون فقرات قرار گرفته احساسات سُرور و حُزن و\nبالآخره فکر و اراده انسان همه بواسطه دماغ است\n۳ - اعضای حواس پنجگانه - انسان و بعضی حیوانات عالیه دارای\nپنج حس میباشند که بتوسط آنها اشیاء خارجی مجاور خود را شناخته درک\nکیفیات آنها را میکنند این پنج حس عبارت باشند از باصره و سامعه و ذائقه\nو شامه و لامسه ، ہر حسی دارای عضوی است که بتوسط اعصاب\n\n۲ - دماغ چیست ؟ ۳ - انسان دارای چند حس است ؟\n\nدماغ اع...\nنخاع...\nاعصاب...\nاعصاب\nاعصاب\nاعصاب\nاعصاب\nنخاع...\n.... دماغ اصغر"}
{"book": "adl0933", "page": 32, "text": "۲۵\n\nمخصوصاً اثرات منتقل شده بدماغ را درک مینماید\n۴- چشم عضو باصره است چشم کره ایست که از چندین پرده تشکیل\nیافته پرده اول سخت و در جلو شفاف و موسوم است به قرنیه در عقب قرنیه پردۀ\nدیگری است موسوم به عنبیه که بمقدار\nصفه ایست سیاه رنگ یا خاکستری\nیا آبی و در وسط این پرده سوراخی است\nموسوم به حدقه یا مردمک که در جلوه\nعدسی شفافی موسوم به جلیدیه واقع گردیده\n\nجلیدیه بر حسب بعد اشیاء دیدنی مسطح یا مدور میشود بدین طریق صور اشیاء\nدر قعر چشم روی پردۀ دیگری موسوم به شبکیه که بسیار نازک و براء از عصب\nباصره متصل میگردد تشکیل میشود\n۵- گوش عضو سامعه است - صوت عبارت از ارتعاشاتی است\nکه بواسطه هوا داخل لانۀ گوش میشود این ارتعاشات به پردۀ داخلی گوش که\nموسوم است به پرده صماخ برخورده استخوانهای ریزه و بعضی رطوباتی که در داخل\n\nچشم را تشریح دهید؟\n۵ - صوت چیست ؟"}
{"book": "adl0933", "page": 33, "text": "٢٦\nگوش است مرتعش مینمایند و بالاخره عصب سامعه آن اثرات را بمغز رسانده\nانسان درک اصوات را مینماید\nداخل گوش بتوسط لولا که موسوم است به شیپوراشاس با حلق ارتباط پیدا میکند\n٦ـ زبان عضو ذائقه است\nاعصاب ذائقه منتهی میشوند به برجستگیهای\nکوچک زبان که موسوم اند به حلمیه بتوسط\nاجسامی که در بزاق حل شده اند متاثر\nمیشوند\nزبان\n٧ـ عضو شامه بینی است\nعقب شامه در حفره های انفی منشعب میگردد و چون ما تنفس کنیم بواسطه اجزای\nبینهایت صغاری که از اجسام جدا میشوند متاثر میگردد\nحفره ای انفی بطرف عقب و متصل\nبدهان میگردند\n٦ـ اعصاب ذائقه بکجا منتهی میشوند ؟\n٧ـ عصب شامه از کجا منشعب میگردد ؟\nعضو شامه"}
{"book": "adl0933", "page": 34, "text": "۲۴\n\n۸ - پوست عضو لامسه است - اعصاب لامسه در تمام پوست بدن\nموجود میباشند بخصوص در پوست دست حس لامسه در سرانگشتان بیشتر از سایر\nجاهای بدن است\nپوست بدن دارای منافذی است که از آنها عرق خارج میشود فائده عرق این است\nکه خون را از مواد کثیفه خلاص مینماید و چون در هوا تبخیر شود بدن ما را سرد\nمیکند.\n\nحیوانات - طبقه بندی\n\n۱- طبقه بندی عمومی - حیوانات متعدد و نوع آنها مختلف است بعضی\nاز آنها بیکدیگر شبیه و دارای خصایص مشترکه میباشند بنا بر این مجموع آنها\nرا در تحت یک طبقه قرار داده باسم مخصوصی مینامند و چون یکی از افراد\nاین طبقه را در تحت نظر آورده بدقت اعضای آنرا ملاحظه نمائیم وکاملاً بشناسیم\nمثل این است که تمام حیوانات این نوع را شناخته باشیم\nاولا حیواناتی که مانند انسان دارای اسکلت داخلی هستند یک طبقه نموده باسم\nعمومی حیوانات ذوفقار مینامند این دسته تماماً دارای ستون فقرات هستند\n\n۸ - اعصاب لامسه در کجا هستند ؟ ۱- آیا حیوانات متعدد هستند ؟"}
{"book": "adl0933", "page": 35, "text": "۲۸\nثانیاً حیواناتی که مانند زنبور بدن شان از حلقه ها تشکیل یافته پوستشان سخت و دارای\nچند جفت پا هستند و پاهای آنها تشکیل یافته است از قطعاتی که بتوسط مفاصل بیکدیگر\nوصل شده اند این طبقه را ذو مفصل نامند\n\nاسکلت حیوانات پستاندار\nحلزون کرم\n\nثالثاً حیواناتی که مانند کرم خاکی بدن شان تقسیم شده است بحلقه ها اما نرم و عاری\nاز پاهای مفصلی هستند موسوم شده اند بطایفۀ دیدان (کرمها)\nرابعاً حیواناتی که مانند حلزون دارای بدن نرم و بدون تقسیمات ظاهره میباشند\nاین طبقه موسوم شده اند بطایفۀ رخوه (نرم دست)"}
{"book": "adl0933", "page": 36, "text": "۲۹\nهریک از طبقات مذکوره نیز بر چند دستهٔ مختلف تقسیم میشوند\n۲- طبقه بندی حیوانات ذو فقار - تمام حیوانات ذو فقار یک\nاسکلت داخلی و یک قلب دارند و خون آنها دارای گلبولهای قرمز است\nبعضی از حیوانات این دسته خونشان گرم است یعنی درجه حرارت بدن آنها چندان\nتغییر نمیکند و برخی دارای خون سرد میباشند یعنی درجهٔ حرارت بدن آنها\nکم و بموجب محیطی که تنفس میکنند تغییر مینماید\n\nآشیانه طیور\nشیر\nببر\nقورباغه\nمار\nماهی\n\n۲- حیوانات ذو فقار چه دارند ؟"}
{"book": "adl0933", "page": 37, "text": "۳۰\n\nحیوانات ذو فقار خون گرم بتوسط ریتین تنفس میکنند و بر دو دسته عمده تقسیم میشوند\nاوّل پستانداران که بدن آنها مستور از مو و بچه های خود را شیر میدهند\nدوّم طیور که بدن آنها مستور از پر و تخم میگذارند\nحیوانات ذو فقار خون سرد بر سه دسته تقسیم میشوند: اول خزندگان که بتوسط\nریتین تنفس میکنند پوست آنها برهنه و خشک و شاخی است\nدوم ذوحیاتین که در کوچکی در آب تنفس مینمایند و چون بسن بلوغ رسیدند در خاک\nاین دسته نیز دارای پوست برهنه نرم و مرطوبی هستند\nسوم ماهیان که پوست بدن آنها مستور از فلس و در آب زندگانی مینمایند و بتوسط\n(یعنی، خیشوم تنفس میکنند\nپستاندارها\n۱- طبقه بندی پستانداران - هر گاه حیواناتی را که بیک دسته\nمخصوصی تعلق دارند بطور تفصیل در تحت ملاحظه آوریم می بینیم تفاوت مابین آنها\nفقط از حیث طرق تغذیه و دفاع و فرار است تشکیل اعضای بدن و دندان مخصوصاً\nانتهای دندان ها یکی از صفات ممیزه طبقه بندی است\n\n۱- تفاوت مابین حیوانات چیست؟"}
{"book": "adl0933", "page": 38, "text": "۳۱\nبعضی از پستاندارها انگشتان شان منتهی بناخن یا چنگال و بعضی دیگر منتهی بیک سم\nشاخي میگردد\nپای گاو پای سگ پنجه گربه دست انسان\nپستاندار های ناخن دار و چنگال دار بر چند دسته تقسیم میشوند :\nاول انسان و میمون\nدوم آنهائیکه صاحب طواحن نوک تیز و حشرات خوار میباشند\nسوم حیواناتیکه انیاب ندارند و مواد نباتی را میجاوند آنها را قراضه مینامند\nچهارم حیواناتیکه انیاب نوک تیز و طواحن برنده دارند و غذای آنها منحصر\nبگوشت است (گوشتخواران)\nپستاندار های سم دار را که عموماً علف میخورند بر دو دسته تقسیم میکنند:\nاول حیواناتیکه انیاب ندارند و نشخوار میکنند یعنی غذا های بلع شده را مجدداً بدهان"}
{"book": "adl0933", "page": 39, "text": "۳۲\nآورده یک دفعه دیگر میجاوند بهمین مناسبت آنها را نشخوار کننده گان نام نهاده اند\nدوم علفخوارانیکه نشخوار نمیکنند و دارای دندان کاملی هستند مانند اسپ\nو انواع آن باستثنای فیل\n۲ - انسان فرد اکمل پستان داران است - امتیاز انسان از\nدیگر حیوانات بواسطه هوشش و گفتار است بعلاوه بدن او فقط بواسطه اعضای\nسافله نگاهداری شده است و باعضای عالیه میتواند اشیا را بگیرد مخصوصاً انگشت\nشست میتواند جلو سایر انگشتان آمده اشیاء خیلی لطیفه را بگیرد\n\nمیمون\nمیمونها دارای چهار دست میباشند - این حیوانات که در ممالک گرمسیر\n\n۲ - امتیاز انسان از سایر حیوانات بچیست ؟"}
{"book": "adl0933", "page": 40, "text": "۳۳\nزندگانی میکنند شباهت تامی از حیث ترکیب بدن بانسان دارند پای آنها\nنیز مانند دست انسان است و بهمین جهت میتوانند بسهولت از درخت بالا روند\nبزرگترین حیوانات این جنس عبارت باشند از گریل شپانزه و اورانغتا\nو اران اوتان (در جزایر سند)\n۳ - خرگوش : قراضه - خرگوش دارای گوشهای دراز و چشمان\nآن در پهلوی سرش قرار گرفته پاهای عقب این حیوان درازتر و بهمین جهت میتواند\nجست و خیز نماید غذای این حیوان منحصر به نباتات است\nخرگوش مانند سایر حیوانات قراضه انیاب ندارد دندانهای ثنایای آن\nبواسطه خائیدن نباتات سائیده و تحلیل میروند ولی مجدداً میرویند\nگوشت این حیوان را فرنگیها میخورند و موی آنرا از برای ساختن نمد استعمال\nمیکنند انواع موشها و سنجاب از نوع قراضه هستند\n۴- کورموش حیوانات حشرات خوار - کورموش بدن دراز\nو پاهای کوتاهی دارد پاهای جلو نسبتاً پهن و قوی و دارای ناخنهای مقاومت\nکننده هستند که با آنها بسرعت زمین را حفر میکند\n\n۳ - خرگوش را شرح دهید ؟ ۴ - کورموش را شرح دهید ؟"}
{"book": "adl0933", "page": 41, "text": "۳۴\nکورموش مانند سایر حیوانات حشره خوا\nطواحن نوک تیز مخروطی شکل دارد\nبواسطه آنها کاسه حشرات را خورد کرده\nگوشت آنها را میخورند و نیز انواع کور موش\nکرمها را از زمین بیرون آورده میخورد و بزارعین خدمت بزرگی میکند\n۲- تیغی ۳- خفاش از جنس حیوانات حشرات خوار میباشند - خفاش جزو طیور نیست\nزیرا که بال ندارد و پریدن آن بواسطه پرده ایست که اعضای او را بمدش وصل\nمیکند بعلاوه این حیوان مانند موش دندان دارد و جزو پستاندار ۴ محسوب میشود\nحیوانات گوشتخوار\n۱- گربه از نوع حیوانات گوشتخوار است - گربه دارای بدن\nممتد و چهار پای نرم و قوی میباشد اسلحه این حیوان چنگال های طویل نوک\nتیزی است که در انتهای پای آن قرار گرفته اند و از برای اینکه چنگالهایش\nسائیده نشود با سر انگشتان راه میرود\nگربه نیز مانند سایر گوشتخواران ثنایای کوچکی دارد ولی دندانهای انیابش\n\n۱- گربه را شرح دهید؟"}
{"book": "adl0933", "page": 42, "text": "۳۵\nطویل و قوی و نوک تیز و طواحنش برنده است\nگربه وحشی در جنگلهای اروپا یافت میشود. شیر و پلنگ (افریقا و آسیا) ببر\n(آسیا) و ژاگوار (امریکا) از جنس حیوانات گوشتخوار میباشند. این حیوانات\nشکارهای خود را غالباً زنده گرفته\nبا چنگال و انیاب پاره کرده میخورند\n۲ - سگ - امتداد فکین سگ\nزیاد تر از گربه است و طواحنش برنده شیر و پلنگ\nمثال گربه نیست این حیوان نیز روی انتهای انگشتان راه میرود ولی چنگالش سایده میشود\nزیرا که نمیتواند بمانند گربه جمع کند قوه شامه سگ باندازه ایست که شکار خود را\nبتوسط بوئی که ازان مانده است تعاقب مینماید و بالاخره آنرا پیدا میکند\nسگ شکاری\n۲- سگ چه تفاوتی با گربه دارد؟"}
{"book": "adl0933", "page": 43, "text": "٣٦\n\nسگهای اهلی بسیار باهوش و نسبت بانسان با وفا و خدمات زیاد میکنند بعلاوه\nسگ جزو دسته از گوشتخواران است که سبعیت آنها کمتر از گربه و غالباً\nمواد نباتی میخورند گرگ و روباه نیز از حیوانات گوشتخوار است\n٣ - خرس = خرس در وقت\nراه رفتن تمام کف پای خود را روی\nزمین گذارده خیلی سنگین راه میرود\nخرس سفید سبع در نواحی قطبی منزل\nدارد خرس گندم گون چندان\nخرس\nسبعیت ندارد و فقط از ریشه نباتات\nوکرم و مورچه و عسل و میوه تغذیه میکند موقع زمستان در مغاره پناه برده نخوابد\nو از جنس حیوانات زمستان خواب است (زمستان خواب) حیواناتی را\nگویند که در تمام زمستان بحس میشوند و همینکه هوا گرم شد جانی گرفته از لانه خود بیرون\nمی آیند\n٤ - گوشتخواران کوچک - بعضی گوشتخواران کوچک نیز پیدا میشوند\nمانند راسو و قاقم و غیره که بدن شان طویل و پاهای آنها کوتاه است\n\n٣ - خرس را شرح دهید ؟\n٤ گوشتخواران کوچک را شرح دهید ؟"}
{"book": "adl0933", "page": 44, "text": "٣٤\nاین حیوانات نیز طیور را شکار کرده میخورند حیوان دیگری نیز هست موسوم به لوتر\n(سگ آبی) که پاهای آن پرده دارد این حیوان ماهیها را در رودخانه ها و گردابها\nشکار مینماید\n\nسگ آبی\nراسو\n\nه - پستانداران بحری - نهنگ از نوع حیوانات پستاندار ولی\nشباهت تامی بماهی دارد اعضای آن منحصر است با عضای قدامی که تبدیل\nبه آلت شنا گردیده این حیوان دایماً در آب زندگانی میکند. و غالباً برای تنفس\nکردن هوا بسطح آب می آید\nنهنگ دندان ندارد ولی فک فوقانی آن دارای جبیرهائی است که مانند ترکه\nنازک و طویل میباشند گلوی آن خیلی تنگ بدین واسطه نمیتواند حیوانا\nنهنگ چیست ؟"}
{"book": "adl0933", "page": 45, "text": "۴۸\nبزرگ را بلع کند غذای آن منحصر است به ماهیان ریزه و نواعم طریقه تغذیه آن ازین\nقرار است = چون در دریا راه میسپرد دهان خود را باز نگاه میدارد بنابر این\nحیوانات در دهان آن داخل شده بتوسط جیره نگاه داشته میشوند\nنهنگ فقط در دریاهای قطبی زندگانی میکند از گوشت آن روغن زیادی بدست\nمی آورند و از چبرهای آن کمربندهای زنانه و چتر و غیره درست میکنند\nدلفین و مارسوئن «خوک بحری» نیز از حیوانات گوشتخوار بحری هستند\nطول بدن آن ٤ باندازه دو الی سه متر میشود و متجاوز از یکصد عدد دندانهای\nمخروطی و برنده دارند - این حیوانات پیوسته دهان خود را در سطح آب\nنگاهداشته هوا را تنفس مینمایند\n\nبال"}
{"book": "adl0933", "page": 46, "text": "۳۹\nنشخوار کنندگان\n۱- گاو- گاو نیز مانند سایر نشخوار کنندگان دارای چهار پا میباشد هر یک\nاز پاهای این حیوان دارای دو انگشت است که منتهی بٌسم میگردد در بالای سر سر\nدو شاخ است که با آن مدافعه مینماید – شاخهای گاو مجوف و منحنی و صاف میباشند\nگاو دندانهای انیاب ندارد ولی طواحن آن پهن و فکک تحتانیش حامل ثنایا\nمیباشد که از طرف راست بچپ حرکت مینماید مانند سنگ آسیا نباتات را\nخرد میکند معده اش مرکب از چهار کیسه است که بتوسط آنها نشخوار میکند\nیعنی نباتاتی را که درست نجا ویده مجدداً از معده بدهان آورده\nخوب میجاود\nگاو زمین را شخم میزند و گاو ماده شیر میدهد از پوست گاو چرمهای محکم\nمیسازند – شیر غذائی است کامل و مرکب است از آب و کلیولهای چرب مسمی\nبسر شیر و یک ماده ازتی موسوم به کازین و یک ماده قندی موسوم به قند شیر و املاح\nمعدنی . شیر بهترین غذای اطفال کوچک و اشخاص مریض است – باشیر\nپنیر و ماست و سایر چیزها درست میکنند\n۱- گاو را شرح دهید؟"}
{"book": "adl0933", "page": 47, "text": "۴۰\n\nرمه گوسفند\n۲- گوسفند - بدن گوسفند از پشم مستور و مانند گاو نشخوار میکند دندانهای\nآن کاملاً مانند گاو است گوسفند نر را قوچ و گوسفند ماده را میش مینامند\nقوچ دارای شاخهای مجوف و پیچ پیچ است\nگوسفند برای ما فواید عمده دارد گوشت و شیر آن را میخوریم از پشم آن لباس\nو از پوست آن چرم درست میکنیم در بهار پشم گوسفند ها را میچینند و خوب میشویند\nتا چربی آن زایل گردد بعد رشته پارچه میبافند\n۳- حفظ الصحه گاو و گوسفند - طویله آنها باید تهویه شود و زمین آن\nسخت باشد که آب در آن نفوذ ننماید بعلاوه کمی سراشیب باشد تا آبهائی که از ادرار\nحیوانات حاصل میشود در آنجا نمانده بطرف مزبله جاری شود در موقعیکه حیوانات\n\n۲- گوسفند را شرح دهید ؟\n۳- حفظ الصحه گاو و گوسفند چیست؟"}
{"book": "adl0933", "page": 48, "text": "۴۱\n\nعلفهای سبز بخورند مانند رنقه و شبدر وغیره ممکن است این اغذیه داخل\nدر تخمیر شوند در آنصورت مقدار زیادی گاز تولید شده شکم گاو ورم میکند و بمرگ\nحیوان را میکشد علاج آن این است که باندازه یک قاشق امونیاک را\n(نوشادر) در یک لیتر آب حل کرده بحیوان بخورانند\nگوسفند را باید از حرارت و رطوبت در پناه داشت آغل گوسفندان باید خشک\nو تهویه شود\n۳- سایر نشخوار کنندگان - بز نیز جزو نشخوار کنندگان است\nاین حیوان نیز شاخ دارد شیر آن بسیار مغذی است و از پوست آن چرم\nدرست میکنند\nشتر اعم از بقایا شتر یک کوهان و شتر آسیا\n(دو کوهان) حیوانات نافع پس از\nکه از برای حمل ونقل بارها مفیدند\nطوایف اسکیمو حیوانی که موسوم است شتر\nبر آن اهلی نموده مانند شتر بکار میبرند غالب از نشخوار کنندگان بحالت وحشیگری\n\n۴- بز جزو کدام دسته است ؟"}
{"book": "adl0933", "page": 49, "text": "۴۲\nزندگانی مینمایند مانند گوزن و آهو و غیره\nحیوانات علفخوار که نشخوار نمیکنند\n۱- اسب – اسب دارای سر ظریف و بدن معتدلی است این حیوان دارای چهار پا و هر پا منتهی بیک سم میشود و دارای دندانهای ثنایا و انیاب و طواحن است\nاسب نیز مانند گاو از مواد نباتی تغذیه میکند دارای معدۀ ساده است نشخوار نمیکند – اسبها از برای سواری و بستن بدرشکه و گادی و غیره بکار میرند اسپ را باید بمقدار کافی خوراک داده هر روزه تیمار نمود وقتیکه عرق دار است و در جای ایستاد باید با جل پشمی پشت آنرا پوشانید والا سرما خورده نا خوش میشود\nطویلۀ اسب باید وسیع و پاک و خوب تهویه شود\nخر و قاطر نیز ترکیب بدنشان\nاسب\nمانند اسب است و خدمات زیاد بانسان میکنند\nاسپ را شرح دهید؟"}
{"book": "adl0933", "page": 50, "text": "۴۳\n۲ -- خوک -- خوک دارای پوست ضخیمی (لک) است سر این حیوان\nدرشت و دارای پوزه ایست که قسمت جلوی آن خیلی سخت و با آن زمین را میکند\nپاهای آن منتهی بچهار انگشت میشود که تمام سُم دارند و فقط دو سُم آن بزمین میرسد\nخوک دارای شنایا و انیاب خیلی قوی و طواحن است غذای این حیوان مواد\nنباتی و حیوانی است مانند سیب زمینی و دوغ و سبوس و غیره و زود بزرگ و چاق\nمیشود فرنگیها گوشت و چربی آنرا میخورند با موهای سخت آن مسواک و (برس)\nماهوت پاک کن درست میکنند\nگوشت خوک دارای میکروبهای مضره و دانه کرم کدو میباشد و چون\nانسان گوشت آنرا بخورد ممکن است مبتلا ببعضی امراض شود\nیک قسم آن بحالت وحشی زندگانی میکند که آنرا گراز مینامند دندانهای انیاب\nاین حیوان مانند دندان فیل از دهانش بیرون آمده است که با آنها زمین را میکند و\nو محصول است را از زیر خاک بیرون\nآورده میخورد\nاسب آبی که در شطوط و دریاچه های افریقا\n۲- خوک چه قسم حیوانی است؟\nگراز"}
{"book": "adl0933", "page": 51, "text": "مرکزی زندگانی میکند ترکیب درندی بدنش مانند خوک است دندانهای انیاب آن\nعاج بسیار خوبی است\n۳- فیل- فیل دارای تنه درشت و پوست ضخیم خشن و درشت ، و تقریباً بی مو\nمیباشد بینی آن که آنرا خرطوم میگویند ممتد شده و بخوبی حرکت مینماید اشیاء را بگیرد\nفیل انیاب ندارد ولی طواحن بسیار پهن و دو ثنایای بزرگ و طویل دارد که از فکین\nفک اعلی خارج شده اند پاهای آن منتهی میشوند به پنج انگشت سم دار\nفیل در آسیا و افریقا زندگانی میکند این حیوان را برای عاج دندانش\nشکار میکنند و چون اهلی شود\nخدمات زیاد بانسان میکند\n۴- کرگدن - کرگدن در افریقا\nو آسیا زندگانی میکند سر این\nحیوان ممتد و روی بینی آن یک\nیا دو شاخ است\n\n۳- فیل را شرح دهید ؟ ۴- کرگدن چه قسم حیوانی است؟"}
{"book": "adl0933", "page": 52, "text": "۴۵\n\nتمام پستاندارانی که نشخوار نمیکنند و سم دارند باستثنای خانواده اسپ همه\nدارای پوست خیلی ضخیمی هستند بنابراین این دسته را ضخیم الجلد مینامند\nه - کیسه دارها - این دسته حیوانات در زیر شکم کیسه جیب مانند دارند که\nکه بچه های خود را در هنگام خطر در ان گذارده پناه میدهند معروفترین آنها کانگور\nدارنیترنینگ و ساریک میباشند\n\nحیوانات کیسه دار\n\nطیور\n۱- تعریف طیور- طیور عموماً دارای یک نول شاخی دووبال و دو پا میباشند\nبدن آنها از پرهای زیاد مستور و تخم میگذارند\nتخم طیور مرکب است از سفیده و زرده که روی آنها را پوست حجری که از مادۀ آهکی است\nمیپوشاند\n\nه - کیسه دارها را بیان کنید ؟ ۱ - طیور را تعریف کنید ؟"}
{"book": "adl0933", "page": 53, "text": "در روی زرده لکه کوچک سفید رنگی است موسوم بنطفه که جوجه کوچک از ان تشکیل\nمییابد معمولاً مرغ روی تخمها بخوابد و تهیه حرارت لازمه از برای شگفتن آنها\nمینماید این حرارت لازمه از ۳۸ الی ۴۰ درجه است.\nبتوسط حرارت مصنوعی نیز میتوان از تخمها جوجه در آورد طریق آن این است\nکه تخمها را در جعبه مخصوصی گذارده حرارت لازمه بآنها میدهند\nمرغ خانگی در سال ۸۰ الی ۱۵۰ تخم میدهد\n۲ - طیور شکاری - طیور شکاری گوشت چنگال مانند تیزی هستند این\nآنها دارای ناخنهای قوی و نوک تیز است موسوم بچنگال بالهای آنها طویل بالهای\nسرعت در هوا پرواز مینمایند\nبعضی ازین طیور در روز شکار میکند بنا بر این آنها را روز گرد مینامند و برمی\nدر شب شکار میکنند که آنها را طیور لیلی یا شبگرد میگویند\nمهمترین روز گردها یکی کرگس است که از حیوانات مرده تغذیه مینماید و عقاب\nکه حیوانات زنده را شکار مینماید و انواع قوشها و مرغهای که از برای شکار\nتربیت مینمایند\n۱- طیور شکاری کدامند؟"}
{"book": "adl0933", "page": 54, "text": "۴۷\nمعروفترین شبگردها انواع جفدها هستند که موشها را شکار نموده میخورند\nجغد\n۳- بالاروندگان - این دسته از طیور دارای چهار انگشت میباشند\nدو در جلو و دو در عقب پا نوک آنها محکم و پرقوت است مانند طوطی و دارتک\nکه درخت را سوراخ نموده کرمها را بیرون می‌آورند میخورند\n۴- کبوتران - چندین قسم است\nمانند کبوتر چاهی و قمری و کبوتر\nخانگی اینها نیز مانند مرغ دانه خوار میباشند\nدارتک\n۵- ماکیان این دسته از طیور\n۳- بالاروندگان کدامند؟ ۴- کبوتران را شرح\nدهید؟ ماکیان کدامند؟\nکبوتر"}
{"book": "adl0933", "page": 55, "text": "٣٨\nشباهت تامی بمرغ خانگی دارند و معروفترین آنها عبارت باشند از قرقاول و طاوس و هوبره وبوقلمون وکبک نرهای این دسته مهمیز آهنی دارند\nطیور خانگی\n۶ - پادراز ها - این دسته از طیور دارای پاهای دراز میباشند معروفترین آنها لکلک و درنا و غیره است\nلکلک\n۷ - دوندگان - این دسته دارای بالهای خیلی کوتاه میباشند و نمیتوانند در هوا پرواز نمایند ولی با کمال سرعت در روی زمین میدوند مانند شتر مرغها که در افریقا زندگانی میکنند و ارتفاع تنه آنها تا دو متر و نیم میرسد\nشتر مرغ\n۶ - پادرازها را شرح دهید؟\n۷ - دوندگان کدامند؟"}
{"book": "adl0933", "page": 56, "text": "۴۹\n\n۸- پرده دارها- پاهای این دسته\nاز طیور دارای پرده است یعنی مابین انگشتان\nآنها پرده نازکی است که آنها بایکدیگر\nوصل مینماید و نیز همین پرده سبب میشود\n\nمرغابی\n\nکه مرغ با کمال سرعت در روی آب شنا میکند اردک و قاز و قو ازین جنس میباشند\n\n۹- عابرین - این دسته از طیور\nشامل انواع متعدده میباشند مانند قمل\nو پرستوک و کاکلی و سار و غیره که\nگاهی در آفاق ما پیدا میشوند و پس از\nچندی مهاجرت نموده بجاهای دیگر میروند\n\nسار\n\n۱۰- حفظ الصحه مرغ خانگی - لانه مرغ خانگی باید بزرگ باشد تا هوا بقدر\nکفایت از برای تنفس آنها موجود باشد بعلاوه هفته یکدفعه باید لانه آنها را تمیز\nنمود و فضولات را از لانه بیرون ریخت و سالی چند دفعه با آب آهک لانه مرغها\nرا باید ضد عفونی نمود تا حشرات موذیه مانند شپشه و غیره بر طرف گردند\n\n۸- پرده دارها کدامند ؟\n۹- عابرین کدام اند ؟ ۱۰ لانه مرغ چگونه باید باشد؟"}
{"book": "adl0933", "page": 57, "text": "۵۰\nو بالاخره آبی که از برای مرغها در لانه میگذارند همه روزه باید تجدید شود\n(خزندگان)\n۱ـ خزندگان ـ از حیث شکل با یکدیگر تفاوت کلی دارند عمده ترین آنها\nسه دسته میباشند که عبارت از لاکپشتها و سوسمارها و مارها باشند\n۲ـ لاکپشت ـ لاکپشتان دارای چهار پا و یک نول شاخی شبیه\nطیور و یک کاسه هستند که در هنگام مخاطره سر خود را در آن فرو میبرند لاکپشتها\n(سنگ پشت) دو قسم اند آبی و خاکی بعضی لاکپشتهای آبی بطول ۲ نشان و متر\nمیرسند\n۳ـ سوسمار ـ سوسمارها دارای\nپا و دندان هستند و غالب بی اذیتند مگر تمساح\nآبی که بسیار حیوان مهیب و درنده است یکنوع\nاز سوسمار موسوم است به بوقلمون که در آفتاب یا سایه و در حال آرامی یا وحشت\nرنگهای سبز و زرد و سیاه در بدنش ظاهر میشود\nسوسمارهای معمولی در مملکت ما زیاد است که بآنها چلپاسه میگویند هرگاه\nدم آنها را بگیرند فوراً از بدنش جدا شده در دست شما میماند و بلی پس از چندے\n۱ـ خزندگان را شرح دهید؟ ۲ـ لاکپشت کدام است؟ ۳ـ سوسمار چیست؟"}
{"book": "adl0933", "page": 58, "text": "۵۱\n\nمجدار و شمیده بیلندی طبیعی برسد\n\nبوقلمون\n\nسوسمار معمولی\nسوسمار آبی\n\n۴- مارها - مارها دوقسم اند بعضی زهر دارند و بعضی بی زهر میباشند یکی از مارهای بی زهر که در امریکا پیدا میشود مسوم است به بوا، طول آن ۶ متر الی ۱۲ متر است – این مار حیوانات بزرگ را مانند گاو و الاغ (خر) و اسب وغیره گرفته بدور آنها میپیچد و فشار میدهد تا که آنها را در شکسته بعد میخورد\n\nسر افعی\nسرمار آبی\nمار امریکا که طول ان به ۱۲ متر میرسد\n\nمارهائی که در آب زندگانی مینمایند کلیةً بی اذیت میباشند\nاز مارهای زهر دار یکی افعی است که در بلاد گرمسیر زیاد پیدا میشود سم این حیوان\n\n۴ – مارها چند قسم اند؟"}
{"book": "adl0933", "page": 59, "text": "۵۲\n\nورم زیاد و تب می آورد بعضی اوقات آن ورم تبدیل به غانقرایا میشود غالباً اشخاص\nرا که افعی میزند پس از چندی میمیرند\nسم این حیوان در کیسه قرار دارد که در ریشه دندان طویلی جای گرفته و آن دندان\nمجوف است وقتی که حیوان عضوی را گزید دندان روی کیسه فشار آورده قطره زهری\nاز مجرای دندان جریان یافته وارد عضو گزیده شده میگردد - اطبای فرنگ\nعلاج آنرا پیدا کرده بوسیله عملی که مانند آبله کوبی است اثر سم را برطرف مینمایند\nه - ذو حیاتین - این دسته از حیوانات در وقت کوچکی آبی\nهستند ولی چون بزرگ شدند هوائی میگردند و در سیر زندگانی تغیرات مختلفه\nحاصل میکنند چنانکه میگویند تناسخ پیدا مینمایند مانند قورباغه که در کوچکی در آب کوچکی پیدا\nشناور و دارای سردرشت و دم بلندی است و چون بزرگ شد چهار پا پیدا\nکرده دُم آن می افتد و در هوا تنفس میکند\nاز بدن قورباغه دبقه مایع دستقی\nترشح میکند که سم خطرناکی است بنا براین\nنباید هرگز بانها دست زد که پشیمانی می آورد\n\nقورباغه و تناسخات آن\n\nه - ذو حیاتین را شرح دهید ؟"}
{"book": "adl0933", "page": 60, "text": "۵۳\nقورباغه از برای زارعین فایدهٔ کلی دارد زیرا که مقدار زیادی از حشرات و کرمها\nرا بلع مینماید\n۶ - ماهیها - مطلقا حیواناتی هستند که در آب زندگانی مینمایند هرگاه از\nآب خارج شوند فوراً میمیرند\nبعضی ماهیها در آبهای شیرین زندگانی مینمایند و بعضی دیگر در دریا یک عده\nهم از دریا مسافرت نموده بدرودخانه ها داخل میشوند\nمخوف ترین آنها سگ ماهی است که تا ده متر طول پیدا میکند دهان بسیار\nبزرگی دارد که در زیر سرش واقع شده و دارای دندانهای قوی مثلث شکلی است که\nبا آنها میتواند ران یکنفر آدم را بسهولت قطع کند همین انکه ما با چاقو تربی را قطع میکنیم\nماهی خاویار\nماهی نسیم\nمار ماهی\nماهی سایر\n۷ - حلقه دار ها - این دسته از حیوانات چنین بنظر می آید که بدن آنها از\n۱- مار بسیار شروع [ILL] ۲- حلقه دار ها کهوا هزار پا\n۱-۲"}
{"book": "adl0933", "page": 61, "text": "۵۴\nحلقه های متعدده تشکیل یافته که در دنبال یکدیگر واقع شده اند\nحلقه دار ها را تقسیم کرده اند بحشرات و عنکبوتها و هزار پا ها و صدفدار ها و کرمها\n۸ - حشرات - حشرات تمام دارای شش پا و غالباً تناسخهای عمده\nبروز میدهند مثلاً پروانه در حین خروج از تخم بشکل کرم است پس از آنکه چندین\nدفعه پوست عوض کرد چنین بنظر می آید که بخواب رفته است درین حال غالباً\nیک پیله بدور خود درست میکند و پس از چندی پیله را سوراخ کرده بشکل پروانه\nبالدار بیرون می آید\nمگسها و جعلها و کیکها و زنبورهای عسل\nنیز دارای تناسخات کامل میباشند ولی\nپشه ها و ملخها دارای تناسخات ناقص اند مگس پروانه\nنوع حشرات بسیار متعدد و عده آنها به بیست هزار میرسد\nمگس مو حشره ایست بسیار ریزه که با چشم بزحمت دیده میشود این حشره از امریکا\nباروپا آمده در روی ریشه های کوچک مو زندگانی مینماید و آنها را می مکد نقصا؟\nمیکند تا کنون بسیاری از تاکستانهای عمده اروپا را منهدم کرده است\n۸ - حشرات را شرح دهید ؟"}
{"book": "adl0933", "page": 62, "text": "۵۵\n۹- عنکبوتها- عنکبوتها دارای هشت پا میباشند در دهان آنها چنگالهای\nزهرداری است که با آنها حشرات را گزیده بحس میکنند و میخورند در انتهای\nشکم آنها قسمی غدیده است که از ان مایعی ترشح میکند این مایعها با یکدیگر جمع شده تشکیل\nتاری میدهند که با آن عنکبوت پرده شبک خود را میسازد\nدر ممالک گرم عقرب پیدا میشود که شباهت تامی بعنکبوت دارد آلت سم این\nحیوان در انتهای دُم آن قرار گرفته و چون انسان را بگزد غالباً تب عارض میشود\nبعضی از اقسام آن هستند که زهر خطرناکی دارند و بسیار دیده شده است که\nچون انسانی را زدند فورا هلاک میگردد\nحیوان جرب نیز قسمی از عنکبوت است\nکه با چشم بزحمت دیده میشود این حیوان\nزیر پوست بدن را سوراخ نموده در\nآنجا جای میگیرد و بشدت بدن انسانرا بخارش در می آورد\n۱۰ هزار پاها- این حیوانات چنانچه میگویند هزار پا ندارد بلکه تقریبا چهل\nجفت پا در بدن آنها ست و بدن آنها مرکب است از حلقه های متوالیه\n۹- عنکبوتها را شرح دهید ؟ ۱۰- هزار پای چیست ؟"}
{"book": "adl0933", "page": 63, "text": "۵۶\n\n۱۱- صدف دارها - حیوانات\nصدف دار تقریبا تمام آبی هستند و\nپوست آنها صدفی است مانند انواع\nخرچنگها\nخرچنگ\n\n۱۲- کرمها -- هرگاه کرمی را دو قطعه\nنموده هر قطعه را در کوزه خزه دار داده\nدر زمین مرطوب دفن نمائیم بعد از مدتی\nیعنی کمتر از یکسال خواهیم دید که هریک\nاز آنها یک کرم کاملی شده است آن قسمتی که سر ندارد از برای آن سر می روید\nو آن قسمتی که دم ندارد دارای دم شده است\nکرم کدو در معده انسان و حیوان پیدا میشود آن کرم بیک نوار طولانی شباهت\nدارد که بند بند و هر یک از ان بندها یک کرم جداگانه ایست\nدر بدن خوک کرم کوچکی است موسوم به تریشین که با چشم دیده نمیشود فرنگیها\nکه گوشت خوک را میخورند مبتلا بامراض مختلفه میشوند\n\n۱- صدف دار ها کدامند ؟ ۲- کرمها را مشرح دهید ؟"}
{"book": "adl0933", "page": 64, "text": "۵۷\n۱۳ - نواعم - نواعم حیواناتی هستند که بدن آنها خیلی نرم است مانند حلزون\nو صدف دریائی و هزارپای دریائی\nبعضی از آنها هم دارای صدفی هستند حلزون\nکه خود را در موقع خطر در انجا پنامیدهند\nمروارید قطعات صدفی است که\nبشکل گلوله شده دارای جلوه قشنگی است و حیوانی که آنرا تشکیل میدهد موسوم است\nبصدف مروارید\nصدف ۱۴ - حیوان نباتها - این دسته\nاز حیوانات در آب دریا زندگانی میکنند\nمعروفترین آنها ستاره دریائی و پولیپ است این حیوانات بعضی اوقات بدریها\nجزرهائی کامل درست مینمایند - مرجان که جزو جواهرات است اسکلت یکی از حیوان\nنباتها است و همچنین اسفنجی که از برای شست\nو شو بکار میبریم نیز اسکلت حیوان نباتهاست\n۱۵ - فقاعیات - هرگاه چند شاخه\n۱۳- نواعم کدامند ؟ ۱۴ - حیوان نباتها کدامند ؟ ۱۵ - فقاعیات کدامند ؟"}
{"book": "adl0933", "page": 65, "text": "۵۸\nعلف خشکی را در آب بخیسانیم و پس از چند روز با ذره بین نگاه کنیم مرأ حیوانات\nریزه خواهیم دید که در یک قطره آب باشکال مختلفه شناورند این حیوانات موسوم میشوند\nبه نقاعیات و میتوانند مدت مدیدی در روی علفها بحالت خشکیده باقی مانده و\nچون رطوبت بآنها رسد بجهد و ازنده میشوند\nنباتات\n۱- قسمتهای مختلفۀ یک هر یک از درختهای معمولی مرکب است از\nریشه و ساقه و شاخه و برگ و گل در زیر بغل هر برگی یعنی در زاویه که برگ\nبا شاخه تشکیل میدهد شکوفه واقع شده است این شکوفه چون باز شد و روئید شاخه\nجداگانه خواهد شد\n\nدرخت کوچک\n۱- درخت از چه مرکب است؟"}
{"book": "adl0933", "page": 66, "text": "۵۹\n\nتمام شاخها در زیر بغل برگ تشکیل میشوند و هر برگی شگوفه در زیر بغل دارد\nبعضی شاخها بعوض آنکه ممتد شوند کوتاه مانده بشکوفه ختم میشوند این شگوفه ها در بهار\nشگفته و گل میدهند و همین گل است که بالاخره میوه خواهد شد\n۲ - ساقه - ساقه درختهای مملکت ما مرکب است از سه قسمت اول مغز\nکه سفید و نرم و در مرکز قرار گرفته - دویم چوب که روی مغز را پوشانیده است\nسوم پوست که روی چوب قرار گرفته\nمغز در تمام اشجار یکسان است یعنی هر قدر درخت بزرگ شود مغز بهمان حال\nتوقف باقی و همیشه باندازه مغز درخت جوان است بعبارة اخری مغز با سن\nدرخت بزرگ نمیشود\nساقه یا تنه درخت پیری را چون از وسط قطع نمائیم یک عده زیادی از دوائر دران\nدیده میشود هر یک ازین یکسال از سن درخت را نشان میدهد\nچون درخت در سن جوانی بیشتر نمو میکند لهذا دوائر مرکزی آن از یکدیگر بخوبی\nمتمایز میباشند ولی هر قدر بپوست نزدیک شوند دوایر با هم مختلط گشته درست\nتشخیص داده نمیشوند\n\n۲- ساقه مرکب از چیست ؟"}
{"book": "adl0933", "page": 67, "text": "ساقه اشجار جنگلت ها عموماً مخروطی شکل است\nیعنی مستدیراً بنقصان درشتی حاصل\nنموده منتهی بنوک تیزی میشوند\n۳- شاخه - شاخه ها عموماً از\nساقه تولد شده گاهی افقی قرار میگیرند مانند درخت کاج و گاهی بهر سمت امتداد\nپیدا میکنند مانند درخت آلوچه\n۴- برگ - برگ دارای دو قسمت است یکی دنباله و دیگری خود برگ\nبرگ گاه از اوقات ساده است مانند برگ درخت سیب و گاهی مرکب\nاز تقسیمات چندیست مانند برگ شاهی اشرفی و گاهی مرکب از قسمتهای\nمختلفه است مانند برگ اقاقیا\n۵- گل - گل تشکیل یافته است اولاً\nاز برگهای سبزی که آنها را بفرانسه\nسپال مینامند و تمام آنها را من حیث\nالمجموع کالیس (حقه گل)\n۳- شاخه چیست؟\n۴- برگ دارای چند قسمت است؟\n۵- گل از چه تشکیل یافته است؟"}
{"book": "adl0933", "page": 68, "text": "٦١\nثانیاً در داخل گل برگهای بزرگتری است رنگین که آنها را بتپانی در رنگل،\nمینامند ومجموع برگها را گرل (کاسه گل)\n\nتخمه یا دانه\nگلابی\n\nثالثاً در وسط گل ساقهای ریزه ایست که هر یک منتهی شده اند بگلوله های زرد رنگ\nکه آنها را اتامین مینامند و آن رنگ زرد بواسطه غبارهای ریزه گل حاصل میشود\nکه آنرا پولن مینامند\nبالاخره در مرکز گل یک یا چندین گلوله پیدا میشود که در روی آنها هر کدام یک ساقه\nایست این گلوله ها را اوْر (تخم دان) مینامند وساقها را استیل ومجموع\nاوْر و استیل را پسیتیل میگوید\n۶- میوه – تخم دان چون درشت شود میوه خواهد گردید\nدر تخم دان نقاط کوچک سفیدی یافت میشوند موسوم به او دل این او دلها تخم\n\n۶- میوه چیست ؟"}
{"book": "adl0933", "page": 69, "text": "٦٢\n\nیا دانه ایست که در میوه دیده میشود\n٧ ـ دانه ـ هرگاه دانه را نزدیک ملاحظه نمائیم مثلاً بادام یا لوبیا می بینیم مرکب است\nاز دو لپه بزرگ که آنها را کتیلدن مینامند\nما بین دو لپه نبات کوچکی دیده میشود که دارای ریشه و ساقه و شگوفه است. این دو\nلپه دو برگ اولیه نبات میباشند\n٨ ـ گلهای ناقص ـ قسمت مهم گل\nاتا مین و اوز یا بهتر گوئیم دانه های پُلین\nو اوول است ـ هرگاه اتامینهای\nگلی را برداریم اُوز بزرگ نخواهد شد و میوه بدست نخواهد آمد\n٩ ـ ماهیت نخل ـ تنه نخل از پائین تا بالا همه جا بیک درشتی است یعنی\nبشکل استوانه است نه مخروط\nتنه نخل جوان بدرشتی نخل پیرست باین معنی که بلند میشود ولی درشت نخواهد شد\nدر این قسم اشجار فقط یک شگوفه پیدا میشود و آنهم در رأس درخت واقع شده است\nو بواسطه همین شکوفه است که درخت میروید بنابرین در اطراف نخل نه شکوفه است\n\n٧ ـ دانه چیست ؟ ٨ ـ قسمت مهم گل چیست ؟ ٩ ـ نخل را شرح دهید ؟"}
{"book": "adl0933", "page": 70, "text": "٦٣\n\nنه شاخه فقط یک دسته بزرگی از برگهای طویل و خشن در رأس درخت قرار گرفته است\nدر ساقه نیشکر نه مغز دیده میشود و نه چوب دائره دار و نه پوست بجای اینها یک جرم نرمی\nدیده میشود که در ان رشته های سیاه و سخت امتداد یافته که از برگهای قدیمی تولید\nشده در داخل تنه نفوذ نموده در سطح آن ناپدید میشود\nدانه نخل فقط دارای یک لپه است\n\n١٠- نباتات دو لپه و یک لپه -\nنباتات تقسیم میشوند بنباتات یک لپه و قسم\nنباتات دو لپه و در هر دو طبقه اشجار بزرگ\nو کوچک پیدا میشوند\n\n١١- طول حیات نباتات- بعضی نباتات در بهار میرویند و گل میدهند و در زمستان\nمیشوند این قسم را نباتات سالیانه مینامند یعنی بیش از یک سال عمر نمیکنند\nبعضی دیگر سال اول برگ میدهند و سال دوم گل و میوه داده بعد بمیرند این قسم را\nنباتات دو ساله مینامند\nقسم دیگری از اشجار هستند که چندین سالی متوالی گل و میوه میدهند مانند درخت\nزردآلو و امثال آن این قسم را نباتات دائمی مینامند\n\n-١٠- نباتات چند قسم اند ؟\n١١- طول حیات نباتات را شرح دهید ؟"}
{"book": "adl0933", "page": 71, "text": "۶۴\nبعضی نباتات هم هستند که بواسطه ریشه داخلی و از حیث ساقه سالیانه میباشند\n١٢- طبقه بندی نباتات- نباتات را بر حسب گلهای آنها طبقه بندی\nمینمایند یعنی تمام نباتاتی که گلهای آنها بیکدیگر شباهت دارند در تحت\nیک خانواده قرار داده باسم مخصوصی مینامند\nمثلاً تمام نباتاتی که گلهای آن شبیه بگل سرخ است خانواده گل سرخیهامیگویند\nمانند نسترن و توت فرنگی و سیب و گلابی و آلوچه و هولو و گیلاس و غیره\nنباتاتی که گل آنها شبیه بگل نخود است موسوم شده اند بخانواده سبزیها\nمانند لوبیا و شبدر و رشقہ وغیره\n١٣- نباتات بی گل- بعضی نباتات هم یافت میشوند که گل ندارند و دانه\nآنها بتوسط برگ حاصل میشود مانند سرخس علفهای هرزه و انواع قاچها وغیره\nاطلاعات مختصر راجع بفلاحت باغبانی\n۱- اثر هوا نسبت بدانه و ریشه = در دو گلدان که یکی دارای شنبهای\nدرشت و دیگری شنبهای ریزه باشد لوبیا میکاریم و روی دانه ها را باشنهائی\n١٢- نباتات چگونه طبقه بندی میکنند؟\n۱۳- نباتات بی گل کدامند؟\nا اثر هو انسبت بدانه و هوا چیست؟"}
{"book": "adl0933", "page": 72, "text": "۶۵\n\nدر دشت پوشانیده در اطاقی قرار میدهیم که درجه هوای آن معتدل باشد و\nبواسطه آب دادن همیشه شنهها را مرطوب نگاه میداریم پس از هشت روز\nیا ده روز می بینیم لوبیائی که در شنههای درشت کاشته بودیم شروع بسبز شدن\nو بالا آمدن مینماید و بالعکس اینهائیکه در شنههای ریزه کاشته بودیم\nسبز نشده اینکه میپوسند علت این بود که در گلدان اولی هوا داخل میشد و\nدر ثانی هوا نفوذ نمیکرد پس ازینجا نتیجه حاصل میکنیم که هوا از برای روئیدن\nنبات لازم قطعی است\n\nهوا در ریشه نیز دخالت بکلی دارد؛ زیراکه\nدر زمینهای سخت ریشه نباتات پژمرده\nگشته میمیرند\n۲- تهویه زمین - زمین را باید\nشخم زد تا هوا بتواند دران نفوذ نماید در تمام فصول میتوان زمین را شخم زد\nولی عموما این کار را در بهار یا پائیز میکنند باغها و تاکستانها را با بیل شخم\nمیزنند\n\n۲- زمین را چگونه تهویه میکنند؟"}
{"book": "adl0933", "page": 73, "text": "٦٦\n(اسپار) ولی مزارع بزرگ را با گاو و گاو آهن بهر حال موقع آن وقتی است که زمین نه\nچندان خشک و نه زیاد مرطوب باشد\n٣ – شخ کش (ماله) - شخ کش را بعد از شخم روی زمین میکشند تا کلوخهای\nبزرگ را خورد کرده علفهای هرزه و سنگها را از زمین جمع نماید و نیز پس از پاشیدن\nتخم شخ کش روی زمین میکشند تا دانه ها خوب در زمین پنهان شوند حبوبات همینکه\nشروع بسبز شدن مینمایند روی آنها را باید شخ کش کشید تا صفحه زمین که بواسطه باران\nیا خشکی سخت شده است نرم شده تمام دانه ها ببیرون آیند\n۴ - خاک دادن – بعضی نباتات هستند که پس از روئیدن باید بپای ساقه\nآنها خاک داد مانند سیب زمینی و لوبیا، خیار وغیره\n٥ - عمل آب در نباتات – در پیش گفتیم که چون لوبیا را در ششهای درشت\nبکاریم و مرطوب نگاهداریم در حرارت شایسته پس از هشت یا ده روز سبز\nمیشود\nهرگاه همین تخم را در ششهای خشک که بکلی عاری از رطوبت باشند بنمائیم\nلوبیا نخواهد روئید پس این مسئله نیز قطعی است که از برای روئیدن نبات آب نیز لازم است\n\n٣ – شخ کش بچه کار میخورد ؟ ۴ – خاک دادن چیست ؟ ٥ – عمل آب را در نباتات در چه دیدیم؟"}
{"book": "adl0933", "page": 74, "text": "٦٤\n\nعلاوه برین باید دانست که اولاً ریشه نبات آبی را که مجاور آنست بلع مینماید\nثانیاً این آب در بدن نبات صعود نموده تا برگها میرسد و در برگها یک قسمت آن\nتبخیر میشود\nثالثاً تمام اجزای ریشه آب را بلع نمیکند فقط ریشه های شعریه یعنی ریشه های کوچک\nشبیه بمو آب را بلع میکنند\nهرگاه آب بلع شده بتوسط ریشه دارای مواد مغذیه باشد نبات را زنده نگاه میدارد\nو در عکس این حال نبات خواهد مرد\nبنابراین اراضی زراعتی باید دارای دو شرط اساسی ذیل باشند\nاول آنکه بمقدار کافی دارای مواد مغذیه نباتی باشند ثانیاً مقدار آب لازم از برای\nحل این مواد بآنها برسد\nآب معمولاً بتوسط باران و برف از برای زمین تهیه میشود ولی بعضی اوقات اتفاق می افتد که\nباران و برف زیاد باریده زمین بیشتر از لزوم آب بلع نموده است و چون رطوبت زیاد از\nبرای نباتات مضره مانع نمو آنها میشود ناچار باید آب زیادی را از زمین خارج نمود\nدر بعضی مواقع کافی است زمین را بفاصله ها گاه آهن شخم زد تا نهرها در ان پیدا شده\nرطوبت برطرف گردد ولی در بعضی اراضی این کار کفایت نکرده باید زه کشی احداث نمود"}
{"book": "adl0933", "page": 75, "text": "۶۸\n\nناکش نیز دو قسم است اول آنکه در زمین نهرهای متعدد حفر مینمایند تا آبهای\nزیادی جریان یافته در رودخانه یا نهر دیگری داخل شوند- ثانیاً چنانکه در فرنگ\nمعمول است در زیر زمین تنبوشه های بزرگ قرار میدهند تا رطوبت را بجای دیگر\nنقل نمایند\n\nاراضی که ناکش لازم دارند بدین طریق شناخته میشوند که بعد از باران چند روزی\nآب در سطح آنها میماند و یا آنکه در آنها چمن سبز میشود\n\nآبیاری- نباتات آب لازمه را منظماً از هوای محیط اخذ نمیکنند در اینصورت\nزارع مجبور است از برای آنها تهیه آب نماید و چون در بعضی اراضی افغانستان ما\nباران و برف منظماً و بقدر کفایت بزمین نمیبارد ناچار حفر قنوات نموده یا\nاز رودخانه ها شعبی جدا کرده اند تا اراضی مزروعی را آبیاری نمایند\n\nصفات آب- بعضی از آبها مخصوصاً آبهائیکه از جنگل جریان\nیافته از برای زراعت مضر میباشند بهترین آبها آبی است که در نور کافی\nجریان نموده از اراضی حاصل خیز عبور نماید\nهرگاه با آب خیلی سرد زمین را آب دهند یا در ساعت گرم روز فوراً در نباتات"}
{"book": "adl0933", "page": 76, "text": "۶۹\n\nتغییر درجه حرارت حاصل شده بجائی فایده ضرر میرساند بهمین مناسبت است که باغبانها آب چشمه\nیا قنات را در حوضهای مخصوص نگاهداشته بطرف صبح و عصر بنباتات میدهند\nعمل آسید کربونیک (حامض کاربونی) در نباتات منگ آهکی که\nآنرا کاربنات میگویند از برای حیات نباتات لازم است. هرگاه\nزمین از این ماده نداشته باشد و یا آنکه مقدار آن کافی نباشد باید از جای دیگر\nآورده دستی در زمین ریخت\nاسید کاربونیک هوا و زمین – تهیۀ اسید کاربونیک را از برای\nزمین بوسائل مختلفه مینمایند\nاولاً مواد آلیه در زمین میریزند مانند پهن و سایر کودها و بواسطه تهویه (شخم زدن\nو شنگش و خاک دادن) این مواد در تحت اثر هوا تجزیه شده تولید اسید\nکاربونیک مینمایند از طرف دیگر هوا نیز این بخار را بزمین میرساند زیرا که\n۳ الی ۴ ده هزارم حجم هوا اسید کربونیک است\nاثر نباتات در هوای جو – نباتات در روز اسید کربونیک هوا را گرفته\nدر عوض اکسیژن هوا را زیاد مینمایند ولی در شب عکس آن واقع میشود یعنی\nاکسیژن هوا را گرفته اسید کربونیک پس میدهند"}
{"book": "adl0933", "page": 77, "text": "اثر حرارت در نباتات - هرگاه دو گلدان را از شن درشت پر کرده در آنها\nلوبیا بکاریم ویکی را در اطاقی که حرارت آن ١٥ الی ٢٥ درجه باشد جای دهیم\nو دیگری را در اطاق سرد پس از هشت الی ده روز لوبیای گلدان اول شروع\nبسبز شدن مینماید در صورتیکه از دیگری هنوز اثری نیست\n\nبعد ازین تجربه جای گلدانها را عوض میکنیم یعنی گلدان روئیده را در اطاق سرد و\nدیگریرا در اطاق گرم میبریم و تقریباً پانزده روز صبر میکنیم می بینیم گلدانی که در اطاق\n\nگرم است بواسطۀ حرارت روئیده ولی دیگری بهمان حال توقف نموده است"}
{"book": "adl0933", "page": 78, "text": "۷۱\n\nبالأخره هرگاه این نباتات جوان را بعضی در حرارت ۴۵ درجه و بعضی را در صفر\nدرجه قرار دهیم می بینیم پژمرده شده میمیرند\nپس نتیجه حاصله ازین تجربه این است که نباتات نه تنها محتاج بآب و هوا هستند\nبلکه حرارت نیز از برای روئیش و نمو آنها لازم است\nحرارت شمس و حرارت مصنوعی - در زمستان درختها برگهای خود را\nریخته صحرا برهنه چراب از دست نباتات بنظر مرده و هوا بقدر کفایت گرم نیست\nحیات فقط در دانه نباتات سالیانه و ریشه و ساقه نباتات دائمی موجود است\nدر اولین روز بهار مجدداً نباتات شروع بزندگانی نموده اظهار وجود مینمایند\nدانه ها روئیده شکوفه ها باز میشوند چمنها از سبزه مستور و قدری بعد برگها\nو گلها نیز رونق افزای صحرا و دشت میگردند همه اینها بواسطه اثر حرارت شمس استلایر\nآدمهای کاری در زمستان نیز راحت نمی نشینند حرارتهای مصنوعی\nاز برای نباتات تهیه نموده در عین زمستان محصولات تابستانی را در گرمخانه عله (گلخانه عله)\nبعمل می آورند از برای تجربه در یک گوشه باغ دوباره پهن (سرگین) تازه اسپ\nریخته با آبپاش آب میدهیم و روی آنرا با یک طبقه خاک میپوشانیم فردای آنروز\nمی بینیم ابخره زیادی از آن تپه صعود مینماید و چون میزان الحراره در آن فرو بریم"}
{"book": "adl0933", "page": 79, "text": "۷۲\n\nدرجه چهل را نشان میدهد پس میفهمیم که تخمیر پهن (سرگین) باعث تولید این حرارت\nشده است باغبانها این حرارت را مفید شمرده ازان بهره ور میشوند چنانچه\nقطعه زمینی را در باغ انتخاب نموده بطول ۸۰ را متر و عرض ۵۰ را متر و ۴۰ متر\nعمق حفر مینمایند بعد این گودال را از پهن تازه پرکرده فشار میدهند پس ازان\nمقداری آب روی آن پاشیده از خاکهای مخصوصی بارتفاع ۱۰ - الی - ۱۵\nسانتیمتر روی آنرا میپوشانند تخمیر این مواد تولید یک حرارت سریعی مینماید\n\nزمینی که از سرگین تازه پرکرده اند\n\nپس از چند روز این درجه حرارت نقصان یافته قابل آن میشود که دران دانه ها را بکارند\n(گلخانه) گلخانه عبارت از اطاق بزرگی یا کوچکی است که از هر طرف درهای شیشه ایرا احاطه\nکرده است و در انجا همیشه یکدرجه هوای ثابتی نگاه میدارند گرمخانه با نباتها"}
{"book": "adl0933", "page": 80, "text": "۷۳\nمیکارند که حرارت ثابت دائمی لازم داشته باشند بعلاوه در زمستان گلها\nو بعضی نباتات را که از برودت هوا متاثر میشوند در گلخانه جای میدهند\n\nگلخانه یا گلخاند\nترکیب خاک ـ تجزیۀ آن ـ خاک زراعتی باید مرکب باشد از مواد مختلفه\nهرگاه این مواد بنسبت شایسته ترکیب نشده باشند زمین قابل کشت و زرع نیست\nاینک مقداری از خاک باغچه را برداشته عناصر ترکیبیه آنرا تفتیش مینمائیم\nطریقه تفتیش آن این است که ابتدا خاک را الک میکنیم تا سنگهای آن جدا شود\nو باقی را در بالای اجاقی میگذاریم تا خشک شود پس ازان ۳۰ گرام ازین خاک\nخشک را در ظرف حلبی ریخته روی آتش تندی قرار میدهیم می بینیم رنگ خاک\nسیاه شده بوی نباتی سوخته ازان متصاعد میشود آنچه سوخته است بقایای"}
{"book": "adl0933", "page": 81, "text": "۷۳\n\nمواد آلیه است موسوم به هوموس\nوزن آن میباشد ۲۰\n\nدر صورتیکه باقی مانده را کشیده از ۳۰\nگرام تفریق نمائیم مجددا این باقی مانده را تجزیه خاکی\nدر گیلاس بزرگی میریزم که پر از آب باشد و بتوسط چوبی مخلوط را بهم میزنیم میبینیم\nآب گل آلود میشود پس آبهای کثیف را از سر گیلاس ریخته آب تازه دران میریزم\nو باز بهم زده آب کثیف را خارج میکنیم و این عمل را بحدی تکرار میکنیم تا انکه\nدر ته گیلاس مانده صاف و روشن باشد\nآبهائی که از گیلاس بیرون ریخته ایم همه\nدر ظرفی جداگانه باید باشد که مقداری\nپس از صاف شدن در ظرف ته نشین\nمیشود آن مقدار دره غبارست\nاز گل رس است که در ترکیب این\nخاک بود .\n\nتجزیه خاک"}
{"book": "adl0933", "page": 82, "text": "۷۵\nحال ششهای باقی مانده در ته گیلاس را خشکانیده وزن میکنیم و آنرا از وزن اولیه\nتفریق مینمائیم تفاضل آن کل رسیست است که خارج شده\nبعد روی ششها سرکه تند میریزیم میبینیم تولید فورانی میشود این فوران واسطه\nمواد آهکی یا کاربنات میباشد که در ترکیب ششها بوده است ریختن سرکه\nرا چندین بار تکرار مینمائیم تا بحدیکه دیگر فوران حاصل نشود و باقی مانده مخلوط\nرا بآب زیاد شست و شو میکنیم تا مواد آهکی تجزیه شده نسبته خارج شود\nدر این حال می بینیم در ته ظرف مقداری ششن باقیمانده که خیلی درخشنده و\nسخت است این ششنها را باز خشک\nنموده وزن میکنیم تا معلوم شود چه مقدار\nسنگ آهک در آنها مخلوط بوده است\nازین تجزیه معلوم میشود که اراضی\nنباتی مرکب چهار ماده عمده ذیل است\nاول ہو موس که از مواد حیوانی و نباتی بوده دوم کل رسیست\nسوم ششن چهارم سنگ آهکی\nطبقه بندی اراضی بر حسب ترکیبات آنها - اراضی عموماً باین عناصر"}
{"book": "adl0933", "page": 83, "text": "۷۹\nاربعة مذکوره را بیک نسبت شامل نیستند بعضی گل رست زیاد و بعضی ششن یا سنگ\nآهکی یا هوموسس زیادتر دارند بنابر این برحسب زیادتی هر یک ازین مواد اسم\nمخصوصی بزمین میدهند مثلاً میگویند زمین گل رستی ~ زمین ششنزار\nزمین آهکی - زمین هوموسس دار\nارض نباتی کامل ارضی است که بنسبت ذیل از عناصر مذکوره تشکیل یافته باشد\nاز صد جزء خاک ۵۰ جزء ششن و ۳۰ جزء گل رست و ۱۲ جزء آهک و ۸ جزء\nهوموسس باید باشد\nچنین اراضی از برای زراعت همه نوع نباتات شایسته است بخصوص گندم و چغندر\nو چمنهای مصنوعی و تنباکو\nاراضی گل رست - اراضی گل رست طبیعتةً سرد و در هوای خشک شگاف میتر قد\nمیخورند و چندان مساعد از برای تجزیه کود (انبار) نیستند در این اراضی فقط\nگندم و شبدر بعمل می آید\nاراضی ششنزار - اراضی ششنزارست و هوا و آب و حرارت بسهولت\nدر آنها نفوذ مینماید این نوع اراضی نسبتةً گرم و خیلی مساعد از برای تجزیه\nکود (پارو) میباشند در ان اراضی سیب زمینی خوب بعمل می آید"}
{"book": "adl0933", "page": 84, "text": "اراضی آهکی ـ رنگ این نوع اراضی سفید و قابل نفوذ آب هستند در\nهوای خشک بسهولت تبدیل بگرد و غبار شده طبیعتہً گرم و بشدت پاره پارہ تجزیه\nمینمایند درین اراضی اشجار خصوصاً تاک خوب بعمل می آید\nاراضی هوموس دار ـ رنگ این اراضی سیاه غالباً باتلاقی و شامل\nبقایای نباتی هستند که بطور ناقص تجزیه شده چون خواسته باشند ازان اراضی\nفایده بردارند لازم است آنها را خشک کرده و آهک دهند درین اراضی سبزی\nخوب بعمل می آید\nتعمیر زمین ـ زارع باید حتی الامکان کاری کند که ترکیب اراضی آن بارض\nکامل نزدیک شود عموماً وقتیکه زمینی گل رست زیاد داشته باشد باید بآن\nآهک داد و چون شن آن زیاد باشد باید هم آهک بدهند و هم گل رست\nعمده ترین رشوه هائیکه بزمین میدهند عبارت باشند از آهک و گل سفید و گچ\nآهکی که در اراضی استعمال میشود باید خوب پخته شده باشد طریقهٔ استعمال آن اینست\nکه در پائیز تپه های کوچکی از ان روی زمین ریخته بعد با بیل پراگنده مینمایند تا\nزمین را بپوشاند در این صورت رطوبت بزودی آنرا تبدیل بگرد و غبار نموده با\nماله یا دستپار در زیر خاک مینمایند"}
{"book": "adl0933", "page": 85, "text": "اغلب آهک را با بقایای نباتی مخلوط کرده ازان تپه‌های بزرگ درست\nمیکنند و بعد در روی زمین تقسیم مینمایند\nمقدار اهک لازمه از ۵۰ - الی - ۱۰۰ - هکتولیتر (صد لیتر) در هر جریبی\nکافی است از برای مدت ده سال\nدر اراضی گل رست یا هوموس‌دار شیر آهک میپاشند تا تجزیه پارو (انبار) و\nتهیۀ مواد مغذیه را مساعدت نماید\nگل سفید که آنرا بفرانسه مارن marne مینامند عبارت از خاکهای سفیدی است\nکه با آن دیوارها را سفید میکنند. این خاک مخلوط ایست از مواد آهکی با گل رست\nیا ششن یا با هر دو\nانبار یا دپارو مارنهای گل رستی در اراضی ششن‌زار استعمال میشوند و مارنهای ششن‌دار\nدر اراضی گل رستی\nمارنهائیکه مواد آهکی آنها زیاد باشد فقط شایستۀ اراضی گل رستی هستند\nطریقه پارو دادن زمین این است که در پائیز تپه‌های کوچکی درست میکنند\nولی روی آنها را خاک نمیزنند و در بهار روی زمین منتشر مینمایند در هر جریبی\nتقریباً ۴۵ - الی - ۶۰ متر مکعب پارو استعمال میشود"}
{"book": "adl0933", "page": 86, "text": "۷۹\n\nگچ - گچ پخته زارعین در اراضی که خوب کود (بارو) داده شده و سنگ آهک\nکم داشته باشد میپاشند مقدار آن در هر جریبی دویست الی چهار صد لیتر است\nدر این اراضی شبدر و رشفه میکارند\nامتحان شده است که چون گچ روی زمین رشفه زار بریزند دو برابر حاصل خواهد داد\nفرنکلن امریکائی که در قرن هجدهم مسیحی میزیسته اول کسی است که اثر گچ را در زراعت\nفهمید - این دانشمند در نزدیک جاده عمومی در مزرعه که شبدر کاشته شده بود\nگچ را بطوری پاشید که این کلمات مرسوم شد (این قسمت گچ ریخته شده است)\nدر ین قسمت شبدر با کمال قوت روئیده و حروفات را بطوری برجسته نمود که\nعابرین همه میخواندند و اثر گچ را فهمیدند\n\nاقسام مختلفه پیوند\n\nاقسام پیوند - عمل پیوند اشجار بطرق مختلفه صورت میگیرد عمده ترین آنها\nسه قسم است به اول پیوند اسکنه و آن بدین طریق است که درخت را از کف\nزمین بریده بتوسط اسکنه وسط آنرا شگاف میکنند و شاخه درخت دیگری را\nکه میخواهند بآن پیوند نمایند در آن شکاف میگذارند و آنرا محکم بسته در اطراف آنرا\nخاک میریزند پس از چندی این شاخه روئیده شده و ع بنمو مینماید"}
{"book": "adl0933", "page": 87, "text": "۸۰\nدوم پیوند شکمی - و آن بدین طریق است که جوانه درختی را با پوست جدا کرده پوست\nشاخه درختی را میخواهند با آن پیوند کنند شکاف کرده آن جوانه را درین شکاف\nداخل نموده بتوسط نخی محکم میبندند\nاقسام پیوند\nچاقوی پیوند زنی\nسوم پیوند لوله - و آن بدین طریق است که پوست شاخه را با جوانه بطوره لوله در آورده بجد\nپوست شاخه درختی را که میخواهند با آن نگمه شند بهمین قسم برداشته آن لوله را دران شاخه\nجدید داخل نموده با ریسمانی محکم می بندند پیوند را بیشتر با شجار میوه و مرکبات\nمیزنند - فایده پیوند این است که میوه ها خوب و درشت میشوند- گاهی با غبانان محض\nتفسیر تنج بیک درخت پیوند های مختلفه میکنند بنا بر این یک درخت دارای"}
{"book": "adl0933", "page": 88, "text": "۸۲\nچندین قسم میوه میشود\nوسایل تکثیر نباتات\nتکثیرات نباتات بطریق مختلفه صورت میگیرد\nاول قلمه - و آن بدین طریق است که شاخه های درخت را بریده در جای دیگر میکارند پس از چندی همین قلمه یک درخت مستقلی خواهد شد\nدوم خواباندن نباتات - خواباندن نباتات عبارت ازین است که شاخه از درخت را بدون آنکه از تنه جدا نمایند در زمین یا گلدانی خوابانیده روی آن خاک میریزند دور موقع آب میدهند پس از چندی شاخه دارای ریشه شده در آن موقع آنرا قطع\nسوم نشاء - نشاکاری عبارت ازان است که در یک گوشه باغچه مقداری تخم میکارند همینکه آن تخمها سبز شد و قدری از زمین بالا آمد جانی گرفت از آنجا در آور در جای دیگر با فاصله زیاد میکارند\nچهارم تخم افشانی - دانه بعضی نباتات را مانند حبوبات همه ساله در موقع معین در زمین میکارند و در موقع معین درو میکنند - مثلا گندم را در پائیز (خزان) یا بهار در زمین میکارند دور اواخر تابستان میدروند\nجدا کرده در جای دیگر میکارند میشود"}
{"book": "adl0933", "page": 89, "text": "۸۲\n\n( جنگلها )\nجنگل بر دو قسم است طبیعی و مصنوعی - جنگل طبیعی عبارت از قطعه زمین وسیعی\nکه دران اشجار مختلفه بالطبیعه روئیده است مانند جنگلهای هندوستان اما جنگل\nمصنوعی آنست که در بعضی ممالک مخصوصاً احداث مینمایند یعنی قطعه زمینی را\nانتخاب نموده اشجار دران میکارند\nفایده جنگل - فایده جنگلها زیادست بجه اول انکه هوای آن ناحیه را لطیف نموده بادهای\nسمی و هواهای موذیه برطرف میشوند ثانیاً از چوب آنها باهالی مملکت فواید\nکثیره حاصل میشود\nبیشه - بیشه جائی را گویند که در ان نی زیاد روئیده باشد و آن را نیزار و نیستان\nنیز میگویند شیر غالباً در بیشه ها مسکن دارد\nچمن - چمن بر دو قسم است : چمن طبیعی و چمن مصنوعی\nچمن طبیعی یا مرغزار وسعت زیادی است از زمین که دران مرغ زیاد روئیده\nو مخصوصاً در موقع بهار و تابستان زمین را مانند یک پارچه زمرد نموده تماشای قشنگی\nدارد در چمنهای طبیعی حیوانات را از قبیل اسپ و گاو و گوسفند رها مینمایند تا\nانجا چریده فربه شوند"}
{"book": "adl0933", "page": 90, "text": "۸۳\nچمن مصنوعی آنست که در باغها و باغچه ها محض صفا درست میکنند یعنی تخم مرغ (کپل)\nرا دستی در زمین باغ می افشانند تا سبز شده باغ را جلوه دهد\nمزارعی که در آنها شبدر و امثال آن کاشته شده بمنزله چمنهای مصنوعی هستند\nمزرعه – مزرعه قطعه زمینی که در ان حاصل مخصوصی کشت شده و باسم همان حاصل\nخوانده میشود مثلاً زمینی که دران گندم کاشته شده باشد مزرعۀ گندم مینامند و چون\nباقلا یا چیزی دیگر کاشته شده باشد مزرعۀ باقلا وغیره میگویند\nفایدۀ زراعت – چون درست دقت نمائیم می بینیم زندگانی مابستۀ بعض\nزراعت است - هرگاه زراعت نباشد انسان در زندگانی دچار مشکلات بسیار\nخواهد شد – ما ها از گندم وجو و کلیه حبوبات و میوه ها وسبزیها تغذیه مینمایم\nتمام آنها حاصل زراعت است – از شیر و پشم وگوشت گوسفند و گاو بهره وریم\nآیا گوسفند در کجا پرورش مییابد در مزرعه که انسان دران زراعت نموده است\nخلاصه زراعت فن بسیار شریفی است وزارع مردی است محترم\nافغانسان از نتایج زراعت بطور کمال بهره مند نیستند و اهالی مهم در راه\nتوسعه و بسط آن قدمی برنمیدارند با انکه در ممالک خارجه وسایل پیشرفت زراعت\nرا بدرجه کمال رسانده و آلات و ادوات مخصوصه اختراع نموده از زحمت"}
{"book": "adl0933", "page": 91, "text": "۸۴\nزارع مبالغها کاسته اند هنوز در افغانستان به ترتیب هزارها سال قبل مردم\nزراعت میکنند نمیدانند که اگر از روی علم باین کار مشغول شوند هم زحمت کمتر میکشند\nوهم چندین برابر بیشتر فایده برمیدارند ولی امروزه روز چنانچه در امور سائره طبیعه از\nبرکات توجهات اعلیحضرت والاے غازی ترقی در پیش رفت دیده میشود امید است\nدر زراعت نیز بهبودی رو نموده از نتایج این فن شریف حاصلی برداریم\nفصل دوم\nهوا و باد - آب و اشکال مختلفه آن - جبال آتش فشان\n- آب و ترکیب آن - آب تشکیل نهرها و رودخانه ها و دریاها\nو دریاها را میدهد - آب در حیات انسان و حیوانات و نباتات اهمیت\nفوق العاده دارد در ممالکی که آب وجود نداشته باشد همه اراضی لم یزرع وغیر\nمسکون افتاده اند\nهرگاه آب را تجزیه نمائیم خواهیم دید مرکب است از دو بخار که یکی را بزبان فرنگی\nاکسیژن ودیگری را هیدروژن مینامند - هیدروژن (مولد الحموضه)\nاز حیث حجم دو برابر اکسیژن است\n۲- هیدروژن - تجربه - هرگاه در یک لوله که کمی آب داشته باشد"}
{"book": "adl0933", "page": 92, "text": "۸۵\n\nمقداری از تکه های روی داخل نمائیم پس ازان مقداری جوهر نمک دران بریزیم\nمیبینیم شروع بغوران مینماید و هیدروژن ازان صعود مینماید حال اگر لوله باریکتری\nرا با چوب پنبه در سر لوله اول قرار داده هیدروژن را آتش بزنیم در روی شعله\nآن گیلاسی واژونه نمائیم می بینیم قطرات ریزه از آب در گیلاس گذارده\nمیشود این تجربه بما میفهماند که هیدروژن آب با اکسیژن هوا ترکیب شده\nتولید آب نموده است\nاینک لوله باریک را برداشته لوله\nکه دو زانو داشته باشد در جای آن قرار\nمیدهیم و انتهای آزاد را بـ صابون\nفرو میبریم می بینیم بخار هیدروژن\nتشکیل حبابهایی میدهد که در هوا بلند میشوند پس نتیجه میگیریم که هیدروژن از هوا\nسبکتر است ( چهارده دفعه و نیم ) بهمین جهته است که بالون ها را از هیدروژن\nپر میکنند\n۳- آب بالطبع خالص نیست - البته ملاحظه نموده اید که چون قطعه قند یا\n\n۳ - آیا آب خالص است ؟"}
{"book": "adl0933", "page": 93, "text": "٨٦\nدر گیلاس آبی اندازیم پس از چند ثانیه ناپدید میشود یعنی شکل اولیه خود را ترک نموده جزء\nآب میشود و چون قدری نمک را نیز در آب بریزیم همین حال را مشاهده مینمائیم پس\nگوئیم قند و نمک در آب حل شده اند بنا بر این میتوانیم بگوئیم ممکن است بعضی مواد\nدر آب محلول و مرئی نباشند\nآب چون در سطح زمین یا در زیر زمین عبور نماید ناچار مقداری از اجسام جامده که\nدر مجاورت آن یافت میشوند در آن حل میشوند و همین مواد است که چون آب را\nبجوشانیم در ظرف ته نشین میشوند بعضی گازها نیز ممکن است در آب محلول\nباشند مانند هوا که اگر در آب نباشد ماهیان نمیتوانند تنفس نمایند- گاز کاربونیک\nهم در بعضی آبها پیدا میشود\nآب باران نیز در حال عبور از هوای محیط مقداری هوا را با گرد و غباری که\nدر آن است در خود محلول مینماید معهذا خالص ترین آبهای طبیعی است\nآبهائی که از طبقات تحتانی زمین عبور مینمایند بعضی اوقات بمعادن برخورده\nموادی در آن حل میشود که پارهٔ امراض را معالجه مینمایند این نوع آبها را\nآب معدنی مینامند\n٢- آب مقطر خالص است - آب معمولی را چون حرارت دهیم تبدیل به\n\n٢- آب مقطر چگونه است؟"}
{"book": "adl0933", "page": 94, "text": "۸۷\nبه بخار شده مواد محلوله خود را در ته ظرف میگذارد هرگاه این بخار را برودت دهیم\nغلیظ شده مجدداً تبدیل بآب خواهد شد چنین آبی موسوم است بآب مقطر که هیچ\nمواد معدنی در آن مخلوط نیست و در دواخانه ها استعمال مینمایند\nآب را بتوسط اسبابی که موسوم است به قرع و انبیق تقطیر مینمایند (قرع\nو انبیق اسبابی است که ازان گلاب میکشند)\n۵- آب مشروب و حفظ الصحه\nبهترین آب اشامیدنی آبی است که صفا\nو بی بو و خوش طعم و مقداری هوا و مو\nآهکی در ان محلول باشد\nآبهائیکه گچ در آنها حل شده باشد از برای آشامیدن مضر میباشند در این\nنوع آبها نه صابون کف میکند و نه سبزیها خوب پخته میشود\nآبهائیکه دارای بقایای حیوانی و نباتی باشند خطرناک و باید از آشامیدن آنها\nاجتناب نمود - در جائیکه آب خوب یافت نشود باید آب را با صافی صاف\nو صافی عبارت از ظرفی است که دران متوالیاً طبقاتی از شین وزغال ریخته\n\n۵- بهترین آب اشامیدنی کدام است؟"}
{"book": "adl0933", "page": 95, "text": "۸۸\nباشد) در بعضی از شهر های اروپا استخرهای صافی بزرگ ساخته اند\nو آب در انجا صاف شده بتوسط لوله ها داخل منازل میشود\nدر زمان شیوع امراض مسریه بهتر آنست که آب را بجوشانند تا میکربهای موذیه\nو نطفه امراض بکلی برطرف شوند ولی باید دانست که آب جوشیده شود هوائی که\nدر آنست خارج میشود پس باید بعد از جوشاندن در ظرفی ریخته چند لحظه حرکت\nدهند تا هوا در آن داخل شود\nاشامیدن آب بمقدار زیاد مضر است\nزیرا که هضم غذا را مختل میسازند و نیز\nدر وقتیکه هوا زیاد گرم است و خصوصاً\nدر هنگامی که عرق داشته باشند نباید\nآب خنک بیاشامید چه در اینصورت مبتلا بناخوشی ذات الصدر خواهند شد\nکه بسیار خطرناک است\nدر آب آشامیدنی حیوانات نیز باید دقت نمود چه آب کثیف حیوانات را نیز نا خوش میکند\nحالات مختلفه آب\n۱- حالات ثلاثه آب - آب در طبیعت عموماً بحالت مایع است\n۱- حالات ثلاثه آب را شرح دهید؟"}
{"book": "adl0933", "page": 96, "text": "۸۹\n\nولی چون درجه حرارت آن تنزل نموده بصفر رسد منجمد خواهد شد (برف و یخ)\nدر هوای محیط نیز بحالت بخار موجود است\n۲- آب چون منجمد شود حجم آن زیاد میگردد - در شبهای زمستان\nاگر کوزه آبی را در بیرون بگذاریم میشکند و نیز دیده ایم اگر روی حوض را نپوشانیم میترکد\nشکستن کوزه یا ترکیدن حوض باینجهت است که چون آب در حال انجماد افزایش\nحجم حاصل میکند جای بزرگتری لازم دارد و چون جا بقدر کفایت نباشد\nناچار ظرف را میترکاند\nبهمین دلیل است که سنگها در زمستان خُرد میشوند و زمینهایکه باران و برف\nروی آنها باریده چون در زمستان یخ بسته اند در بهار بلنه شده و ترکیده اند\n۳- مه (و مّه) ابر - در موقع تابستان که هوا گرم میشود آب دریاها و رودخانه ها\nتبدیل بخار شده در هوا پراگنده میشوند و چون هوا سرد شد این بخار تبدیل بقطرات\nبینهایت ریزه میگردد که در هوا مواج و آنرا تاریک میکند هرگاه این انجره نزدیک\nزمین باشند تشکیل مه میدهند و چون در ارتفاع معینی از زمین ایستاده باشند\nآنها را ابر مینامند مه و ابر چون حرارت ببینند ناپدید میشوند زیراکه قطرات\n\n۱- هرگاه آب منجر شود چه تغییری در ان پیدا میشود؟ ۳- مه و ابر چگونه تشکیل میشوند؟"}
{"book": "adl0933", "page": 97, "text": "آب مجدداً تبدیل بخار میشود\n\n۲ - باران و برف - وقتیکه ابر برودت ببیند قطرات آن بایکدیگر متحد\nشده بشکل باران بزمین میبارند و همین باران است که تشکیل نهرها درودخانه ها را میدهد\nو چون در زمین فرو رود از جای دیگر بیرون آمده دریا با چشمه مینامند هرگاه درجهٔ\nحرارت هوا در تحت صفر باشد این قطرات منجمد شده بشکل تیغه های بلور منتظمی\nبطرف زمین نزول مینمایند و آنها را برف مینامند واگر برودت ناگهانی\nببیند تبدیل به تگرگ (ژاله) میشوند\n\n۲ - باران وبرف چگونه تولید میشود ؟"}
{"book": "adl0933", "page": 98, "text": "۹۱\n۵ - شبنم - چون زمین زود تر از هوا گرم و سرد میشود بنا بر این در آخر شب بخار\nآبی که در هوا است در مجاورت زمین سرد شده بشکل شبنم در روی نباتات می نشیند\nو اگر درجه حرارت خاک در تحت صفر باشد شبنم منجمد میشود و آنرا شبنم سفید میگویند\nشبنم چون مایع باشد از برای نباتات مفید است زیرا که یک قسمت آب\nلازمه نبات را تهیه مینماید و چون منجمد شود از برای نباتات مضر است زیرا که شگوفه های\nاشجار را منهدم ساخته محصول را خراب و فاسد مینماید - باغبانها در چنین مواقع\nاز برای حفظ نباتات مواد سقزی در باغ میسوزاند تا بواسطه دود زیاد آنها ابر مصنوعی\nتولید شود - و اگر نباتات چندان ارتفاعی از زمین نداشته باشند روی آنها را\nاز کاه و غیره میپوشانند تا از برودت محفوظ مانند در صورتی که هوا ابر باشد\nزمین کمتر سرد میشود و هیچ شبنم تولید نخواهد شد\n۶ - تشکیل رودخانه ها - آبهای باران و برف عمه دامنه جبال بته ذره ها متواری\nشده بتدریجاً زیاد میشوند و تشکیل نهرها میدهند و چون چندین نهر با یکدیگر پیوست\nرودخانه تشکیل و از اجتماع چند رودخانه تشکیل شط بزرگی میشود\nرودخانه ها و شطوط چون آزاد هستند بطرف امکنه پست زمین جاری شده جاهای\n۵ - شبنم چیست؟ ۶ - رودخانه چیست؟"}
{"book": "adl0933", "page": 99, "text": "۹۲\nگود (چقری) را پر میکنند و بدین طریق تشکیل دریاها و دریاچه ها را میدهند\nغالباً در فصل بهار بواسطه باران زیاد و ذوب شدن برف جبال رودخانه ها طغیان\nنموده از مجرای طبیعی خود بالا می آیند و در اراضی اطراف جاری میشوند و میباشند\nکه دران اراضی محصولات و اشجار را از ریشه کنده با خود میبرند و خسارات زیاد وارد\nمینمایند\nرودخانه ها پیوسته سواحل خود را خراب نموده گل ولای وشن ( ) را\nبطرف دریا میکشانند و در مصب خود تپه های مثلث شکلی تشکیل میدهند که آنها را بزبان\nیونانی دلتا مینامند دلتاهای عمده عالم یکی دلتای نیل است که از رود میسیسپی در\nامریکای شمالی تشکیل میشود و دیگری دلتای گنگ است که از رود گنگ\nدر هندوستان تولید میشود پس می بینید که رودخانه ها علی الاتصال از یک طرف\nدریا ها را پر نموده اراضی جدیدی تشکیل میدهند ولی در عوض در آن طرف مقابل رود در زمین\nپیش میرود و اراضی جدیدی داخل دریا میشوند و همین تغییرات و نظیر آنها باعث میشود\nکه گاهی مجاری رودخانه ها تغییر نموده یا اکنه دریا ها بمرور ایام از جائی بجای دیگر\nانتقال مییابند\n۷ - فواید رودخانه ها - در هر مملکتی که رودخانه جریان داشته باشد\n\n۷ - فواید رودخانه ها را شرح دهید؟"}
{"book": "adl0933", "page": 100, "text": "۹۳\nفواید کثیره در انجا میرساند زیرا که اراضی اطراف خود را مشروب نموده اهالی انسرزمین\nاز زراعت بخوبی بهره مند میشوند بعلاوه بواسطه نباتاتی که در ان اراضی بعمل می اید\nهوای آن نواحی تلطیف گشته قابل سکونت انسان و حیوان میگردد و بهمین\nدلیل است که میبینیم قدیمترین ملل متمدنه آن قومی بوده است که در سواحل رودخانه\nهای بزرگ مسکن داشته ماند مصریها که از رود نیل منتفع میشده و ملل کلده واشور\nو عیلام که از دجله و فرات و کارون بهره ور بوده اند بدیهی است هر جا که آب و خاک\nباشد وسایل زیست انسان فراهم و بسهولت مایحتاج خود را تحصیل مینماید\n۸ – بخار آب – بخار آب دارای قوه فوق العاده است این مسئله بتوسط\nتجربه ذیل خوب معلوم میشود\nلوله فلزی را برداشته مقداری آب در ان میریزیم و بآن حرارت میدهیم تا یک\nقسمت از هوای جوف آن خارج شود بعد با چوب پنبه در آنرا محکم بسته مجدداً بآن\nحرارت میدهیم تا آب بجوشد پس از چند لحظه می بینیم که چوب پنبه با صدای\nمخصوصی در هوا میپرد علت آن اینست که بخار آب محبوس که در لوله جمع شده\nدارای یک قوه ارتجاعیه بزرگی شده است\n- بخار آب دارای چه خاصیتی است ؟"}
{"book": "adl0933", "page": 101, "text": "۹۲\nدانشمندان اروپا قوه بخار آب را بکار انداخته\nاز آن استفاده کلی مینمایند\nکارخانه جات و کشتیها و راه آهنها\nبتوسط قوه بخار حرکت مینمایند\nدر ماشین راه آهن دیگ بزرگی است\nمملو از آب که بتوسط زغال سنگ بجوش می آید و بخار آن داخل استوانه میشود که\nدر آن پیستونی درک؟ واقع است بواسطه حرکت اسبابی که موسوم است به\nکشو بخار بطرفین پیستون وارد شده آن را دارای یک حرکت دائمی رفت و آمدی\nمینماید و پس از آنکه عمل خود را کرد قوه ارتجاعیه آن تلف شده در مجرائی رانده شده\nاز آنجا داخل دود کش میگردد و خارج میشود درین حال یک اهرم فولادی که یک سر\nآن به پیستون و سر دیگرش به دسته که در روی محور چرخ وصل است حرکت\nرفت و آمد پیستون را تبدیل مینماید بیک حرکت دوری و بنابرین چرخ\nماشین را میگرداند"}
{"book": "adl0933", "page": 102, "text": "۹۵\n\n(ہوا)\n\n۱—ہوا در همہ جا هست—خانه ها واطاق ها و کلیه ظروف پر از هوایی\nو هیچ جائی در روی زمین یافت نمیشود که\nدر آن هوا نباشد\nوجود هوا را میتوانیم با تجربه ذیل اثبات نمائیم\nکوزه کوچکی را عموداً در ظرف آبی فرو\nمیبریم میبینیم همینکه آب داخل\nکوزه را پوشانید حبابهای بزرگ چندی از دهانه کوزه خارج شده بطرف سطح\n\n۱—هوا در کجا است؟"}
{"book": "adl0933", "page": 103, "text": "۹۶\nآب صعود مینمایند این تجربه کوچک با میفهماند که هوای داخل کوزه چون سبک‌تر\nاز آب بود بواسطه دخول آب در کوزه ازان خارج شد\nهوا در اطراف کره زمین تشکیل یک طبقه گازی را میدهد موسوم به اتمسفر بهر اندازه که کره هوائی\nانسان بتواند از سطح زمین صعود نماید هوا منبسط شده از غلظت آن کاسته میشود\nدانشمندان چنین تصور کرده‌اند که آخرین ذرات هوائی در شصت الی هشتاد کیلومتری\nارتفاع واقع شده اند\n۲- هوا مخلوطی است از اکسیژن و ازت - تجربه - در ظرفی که\nمقداری آب در ان باشد شمع روشنی را بطور عمودی قرار داده روی آن شیشه دهان\nگشادی را وارونه میکنیم می بینیم تا وقتی که دهان شیشه بآب نرسیده و هوا میتواند\nدر داخل آن نفوذ نماید شمع میسوزد اما همینکه شیشه بآب رسید و راه عبور هوا\nمسدود شد شعله شمع امتداد پیدا کرده رنگ آن میپرد و بالاخره خاموش\nمیشود در همین حال آب در ظرف پائین رفته در شیشه صعود مینماید و صعود ان تا یک\nخمس ارتفاع شیشه است پس معلوم میشود که در ان شیشه دو بخار بوده است\nاولی تا یک خمس شیشه را پر کرده بود خارج شد و آب جای آنرا گرفت دومی که در شیشه\n۲ - هوا از چه مخلوط است؟"}
{"book": "adl0933", "page": 104, "text": "٩٤\n\nمانده و باندازه چهار خمس شیشه را پر نموده است بخار اولی را اکسیژن و دومی را\nازوت مینامند و نیز معلوم شد که در ۵ لیتر هوا تقریباً یک لیتر اکسیژن و چهار\nلیتر ازوت موجود است و باز ازین تجربه فهمیدیم که اکسیژن احتراق را نگاه میدارد\nولی ازوت قابل نگاهداری احتراق نیست\nازوت گازی است بی رنگ و بی بو و بدون طعم در گوشت حیوانات و در بعضی قسمتها\nنباتات نیز وجود دارد – زارعین ازوت را برای زراعتی بوسیله کود\n(انبار یا پارو) تهیه مینمایند .\nاکسیژن بیشتر از ازوت در طبیعت منتشر است زیرا که نه تنها در هوا وجود دارد بلکه\nدر آب و در خاک، نباتات و حیوانات و معدنیات نیز هست\n٣- احتراق – جسمی را میگویند که در حال احتراق و سوختن است در\nصورتیکه با اکسیژن ترکیب شود هرگاه این اتحاد و ترکیب بطور تندی صورت گیرد\nو حرارت و نور همراه داشته باشد احتراق شدید است (مانند آتش)\nما بعضی اوقات اجسام بطور کندی و تدریجی با اکسیژن ترکیب میشوند و تولید نور نمیکند\nمانند آهن که با اکسیژن هوا ترکیب شده تشکیل زنگ آهن را مینماید در اینصورت\n\nاحتراق بطی است (آهسته) ٣- احتراق چیست ؟"}
{"book": "adl0933", "page": 105, "text": "۹۸\n\n۴- طریقه بدست آوردن اکسیژن- چون خواسته باشیم اکسیژن\nبدست آوریم مقدار کلرات دپطاس را در لوله بلوری مخصوصی ریخته بآن حرارت\nمیدهیم درین حال کلرات که از اکسیژن و اجسام دیگر ترکیب یافته تجزیه میشود یک\nقسمت از اکسیژن آن صعود نموده لوله را پر میکند اکسیژن گازی است بی رنگ\nو بی بو و بدون طعم چون زغالی را که تقریبا خاموش شده باشد در آن فرو\nبریم فورا روشن شده با یک شعله مخصوصی میسوزد- پس خاصیت اکسیژن\n\nحدت دادن باحتراق است\n۵- هوا و اکسیژن- انسان\nو حیوانات در موقع تنفس اکسیژن\nهوا را بلع نموده گاز کاربنک که صلاحت\nاز برای زندگانی ندارد دفع مینمایند در منازل مسکونه هوا خیلی زود کثیف میشود\nزیرا که اکسیژن آن بزودی کم شده دارای گاز کاربنک میشود پس لازم است\nهوای چنین منازل را بوسیله باز کردن درها و پنجره ها تجدید نمود و نیز در طویله\nو آغل که منزل حیوانات است باید منافذی قرار داد تا هوای آنجا تجدید شود\n۴- طریقه بدست آوردن اکسیژن را بیان نمائید؟ ۵- هوا و اکسیژن را شرح دهید؟\n\nمله\nجای خوابیدن\nگوسفندان"}
{"book": "adl0933", "page": 106, "text": "۹۹\n\nدالا حیوانات ناخوش میشوند\n۶ـ هوا و نباتات ـ نباتات نیزمانند حیوانات تنفس میکنند پس آنها نیز\nباکسیژن هوا محتاج میباشند از طرف دیگر بعضی نباتات مانند ریشه قارت لازمه از\nبرای ازدیاد نمو خود را مستقیماً از هوا اخذ میکنند بنابرین در صورتیکه آنها را\nدر زیر خاک نمایند تهیه یک کود بسیار ضخیمی را مینمایند و بالاخره از برای\nمساعدت کردن دوران هوا در اطراف نباتات باید زارعین آنها را با فاصله\nبکارند\n۷ـ هوای گرم سبک تر از هوای سرد است ـ هرگاه در روی\nآتشی که بشدت گرم شده باشد خرده کاغذ های سبک بریزیم می بینیم که\nآن کاغذها بطرف بالای اطاق صعود مینمایند جهتة آن اینست که هوای گرم\nچون سبک شده است بطرف بالا صعود مینماید و کاغذها را نیز بطرف بالا میکشد\nپس همینطور وقتی که هوای یک ناحیه از زمین گرم شود بطرف بالای آتمسفر\n(کره هوائی) صعود مینماید بنا بر این هوای سرد نواحی مجاور می آیند که جای هوای\nگرم شده را بگیرند این است که یک جریان مخصوصی (از رفت و آمد هوای\n\n۶ـ هوا برای نباتات چه الازم دارد؟\n۷ـ ثابت کنید که هوای گرم سبک تر از هوای سرد است؟"}
{"book": "adl0933", "page": 107, "text": "۱۰۰\nگرم و سرد حاصل میشود که آن را باد مینامند\n۸— بالون — دو برادر از اهالی فرانسه\nاولین اشخاصی بودند که فایده هوای\nگرم را فهمیده و بکار انداختند\nبدین طریق که کیسه گردی بشکلی از\nکاغذ ساخته در زیر آن مقداری زر کاه روشن\nنمودند هوای گرم کیسه کاغذی را پر کرده بطرف بالای هوای جو صعود نمود حالیه\nبالون ها را بتوسط گاز هیدروژن ( آبزا ) پر میکنند و چون ثقل کیسه\nگاز سبکتر میباشد از حجم خودشان از هوا بنابر این بالون در هوا صعود مینماید همچنانکه\nاگر چوب پنبه را در زیر آب نگاهداریم محض اینکه رها\nنمودیم بسطح آب بالا می آید\n۹ — بادها — باقسام مختلفه در روی\nزمین جریان دارند\nاول — بادهای منظمه که از سمت\n\n۸—بالون را شرح دهید ؟ ۹— باد ها را شرح دهید ؟"}
{"book": "adl0933", "page": 108, "text": "۱۰۱\nشمال و جنوب کره بطرف خط استوا میوزند یا بر عکس\nدوم - باد های نوبه که در اوقات معین از سال از یک سمت میوزند مانند باد ها ئیکه\nدر یک قسمت از هندوستان بطرف افریقا میوزند و در قسمت دیگر بعکس از افریقا\nبطرف هندوستان سائرند\nسوم - بادهای سمتی که در صحاری لم یزرع و بیابانهای بی آب تولید میشوند\nاین بادها را برای انسان حیوان و نبات مضر بلکه خطرناک میباشند مانند بادهای\nصحاری افریقا و صحرای لوت که مابین خراسان و کرمان واقع شده است\nچهارم - گرد باد که مانند ستونی در هوا دیده میشود و طول و عرض آن زیاد است\nگردباد در معابر خود ضررهای زیاد وارد می آورد. عمارات را منهدم و اشجار را\nاز ریشه در آورده محصولات را خراب میکند و چون در دریا تولید شود آنرا\nسیکلن مینامند سیکلنها در معابر خود طوفان های وحشت انگیز تولید نموده\nکشتیها را غرق میکنند\nتغییرات حادثه در سطح زمین\n۱- برآمدگی و فرو رفتگی قشر خاکی (سطح زمین) - همه در جغرافیا خوانده\n-ات پستی بلندی بواسطه چیست ؟"}
{"book": "adl0933", "page": 109, "text": "۱۰۲\nایکه زمین بکر دوست مانند کلوله اما باید بدانید که سطح کره زمین صفاً هموار نیست بلکه در بعضی\nجاها فرورفتگیهای عمیق دارد که موسوم است به دره و در بعضی جاها برآمدگیهای بلند\nدارد موسوم بجبال این بلندی و پستی بواسطه آثار آتش فشانی و زلزله در سطح زمین\nحادث شده است\n۲- زلزله- زلزله عبارت است از حرکت ناگهانی زمین که غالباً صدائی همراه\nدارد شبیه بشلیک توپ علت حدوث آن شدت فوران مواد مایعه مرکزی\nیا ریزش طبقات تحت الارضی است و بیشتر وقوع آن در مجاورت بحار یا\nجبال آتش نشان میباشد در سنه ۱۷۵۵ مسیحی در شهر لسبون پایتخت پورتغال\nزلزله حادث شد که در ۶ دقیقه شصت هزار نفر آدم را تلف نمود اثر آن تا هزار میل\nکه در امریکا واقع شده اند رسید\n۳- جبال آتش نشان - جبال آتش نشان که بزبان فرانسه ولکان\nمیگویند جبالی هستند که از دهانه آنها مواد مایعه مرکزی و دود و شعله خارج میشود\nبیشتر این جبال در دریا در مجاورت دریا واقع شده اند معروفترین جبال آتش نشان\nکره عبارت باشند از کوه وزود در ایتالیا و کوه هکلا در جزیره ایسلاند و کوه\n۲- زلزله چیست ؟ ۳- جبال آتش نشان کدامند ؟"}
{"book": "adl0933", "page": 110, "text": "۱۰۳\nمونالو در جزیره (هاوای) کوه دماوند نیز از جمله جبال آتشفشان است که فعلا خاموش\nولی ابخره گوگردی از دهانه آن صعود\nمینماید ممکن است وقتی مجدداً\nشروع بآتشفشانی نماید\nمیشود باید فهمید در قدور عظیمها سط زمین از\nجبال آتشفشان و زلزله حادث شده است\nغالباً تغییراتی در سطح زمین بظهور میرسد ولی نه یکدفعه بلکه بمرور ایام صورت میگیرد\nچنانچه در پوزل در ایتالیا معبدی است\nکه رومیان بنا کرده اند در بالای\nستونهای آن صدفهای بحر پیدا\nمیشود این خود دلیل است که یکوقتی زمین\nمعبد فرورفته و در زیر آب دریا مستور\nشده بعد با بمرور زمان مجدداً از زمین بلند\nشده و معبد از آب بیرون آمده است چنین اثر در سواحل فرانسه نیز مینماید\nدانشمندان اروپا تحقیق نموده اند که فرانسه در دریای مانش پیوسته در حال فرورفتن است"}
{"book": "adl0933", "page": 111, "text": "۱۰۴\n\nفرو میرود و بر عکس در ساحل اقیانوس اطلس بالا می آید\n\n۴-برفهای دائمی- در روسر جبال مرتفعه بملاحظه انکه همیشه برودت قالب است\nبرف بافراط میبارد وچون حرارت کمتر می بیند بکلی ذوب نشده مقدار زیاد آن\nدر آنجا باقی میماند و تشکیل برفهای دائمی را میدهد این برفها در سل ما جمع شده تبدیل\nبه یخ میشوند و یخچالهای طبیعی بزرگی را بنا مینمایند\nدر موقع تابستان این توده های عظیم یخ مانند یک شط بزرگی از دامنه جبال\nسرازیر شده مقدار زیادی از مواد ارضیه را از قبیل خاک و شن وسنگ با خود\nبرداشته بطرف دره ها و جاهای پست زمین انتقال میدهند پس میبند که آبهانیز\nدر تحت اشکال مختلفه پیوسته مشغول به تسطیح کرد زمین میباشند\n۵-حرارت مرکزی- پیش گفتیم تغییرات عمده از قبیل برآمدگیها وفرو\nرفتگیها در صفحه زمین حادث میشود اینک باید فهمید که علت این تغییرات چیست\nغالب اشخاص دیده یا شنیده اندکه آب بعضی چشمه ها ومخصوصاً چاه های آرتزین\nگرم است حتی بعضی چشمه ها هستند که درجه حرارت آنها باندازه ایست که اگر دست\nدر آب آنها فرو بریم مانند آب جوش میسوزاند بعلاوه محقق شده است که چاههای\n\n۴-برفهای دائمی کدامند؟ ۵-حرارت مرکزی را بیان نمائید؟"}
{"book": "adl0933", "page": 112, "text": "۱۰۵\n\nکه در معادن حفر مینمایند هر قدر عمق آن زیاد تر باشد حرارت آن زیاد تر میگردد\nیعنی در هر ۳۵ متر تقریبا یک درجه حرارت اضافه میشود و این مسئله را تا ۱۳۰۰ متر\nعمق توانسته اند امتحان نمایند پس هرگاه بهمین قیاس حرارت رو بتزاید باشد\nناچار در یکصد کیلومتر عمق تقریبا حرارت به ۲۰۰۰ درجه میرسد بدیهی است درچنین\nحرارتی هر جسم سختی مایع خواهد شد بنابراین میتوانیم از بیانات فوق نتیجه\nبگیریم که ضخامت قشر منجمد خاکی بصد کیلومتر نمیرسد و ازان ببعد یعنی در مرکز زمین\nهر چه هست بحالت گداختگی و سیلان وجود دارد\n\nنکته دیگری که باید دانست این است که حرارت بزمین پیوسته رو بتناقص میباشد بواسطه\nآنکه یک جسمی گرمی چون در محیط سردی قرار گیرد لا ینقطع حرارت خود را بان محیط تسلیم\nمینماید چیزی که جهت سرد شدن مواد مایعه مرکزی بطور تدریج صورت میگیرد زیرا که قشر منجمد\nزمین تا اندازه آن مواد را از برودت خارجی حفظ مینماید ولی در هر صورت یک قسمت\nازین مواد پیوسته از حالت مایع بجامد تبدیل شده بر ضخامت قشره کُره زمین می افزاید\nو در حال انجماد مانند عموم اجسام نقصان حجم حاصل مینماید بنابراین در اطراف هسته\nمرکزی سفینۀ مواد مایعه جاهای خالی پیدا میشود و قشره خاکی چون تکیه گاهی ندارد بسرعت\nیا بتدریج فرو ریخته روی مواد مایعه قرار میگیرد هرگاه این فروریختن بطور سرعت و ناگهانی"}
{"book": "adl0933", "page": 113, "text": "١٠٦\n\nشود زلزله حادث خواهد شد\nگاه از اوقات هم مواد مایعه مرکزی قشر خاکی را سوراخ نموده از داخل بطرف سطح زمین\nفوران مینماید و آن همان فوران آتش فشانی است که در پیش هم بدان اشارتی رفت\nپس جبال آتش فشان باعث برآمدگیهای سطح زمین و زلزله باعث فرورفتگیهای\nآن میشود\n\nفصل سوم - فیزیک\nمیزان الحراره\n\n١ - میزان الحراره - هرگاه دو جسم داشته باشیم که درجه حرارت آنها\nمختلف باشد بتوسط قوه لامسه میتوانیم بفهمیم که آنم گرم یا سردتر از دیگری است\nولی نمیتوانیم بطور تحقیق اندازه زیادتی و نقصان حرارت یا برودت دو جسم را بیان نماییم\nدانشمندان فرنگ از برای اندازه گرفتن درجه حرارت آلتی اختراع نمود\nاند که ما آنرا میزان الحراره میگویم\nمعمول ترین میزان الحراره ما دو قسم است و قسم اول را با جیوه (سیماب) میسازند\nو قسم دوم را با الکل\nاز برای ساختن هر یک ازین دو قسم لوله بلوری باریکی را اختیار مینمایند که در یک\nسر آن برآمدگی دارد موسوم به مخزن در این مخزن جیوه یا الکل میریزند\n\n١ - میزان الحراره چیست و چطور میسازند؟"}
{"book": "adl0933", "page": 114, "text": "١٠٧\n\nو برای درجه گذار دن آن بطریق ذیل رفت\nمینمایند\nاولاً پس از انکه جیوه یا الکل را در مخزن میزان\nالحراره ریختند انتهای دیگر لوله را حرارت میدهند\nتا خیر مانده شده بتوان آنرا مسدود نمود\nثانیاً این لوله را در ظرفی میگذارند که مملو از یخ خرد\nمیزان الحراره\nشده در حال ذوب شدن باشد در این حال جیوه\nچون برودت دید منقبض شده سطح آن در لوله نزول مینماید و در نقطه معینی توقف میکند\nاین نقطه را با رقم صفر علامت میگذارند\nثالثاً لوله بلور را در ظرفی از آب در می برند\nکه روی آتش بجوشد این ظرف باید بآن\nشکل باشد که لوله میزان الحراره در بخار\nظرف یخ\nآب جوش قرار گیرد در این حال جیوه\nسیماب\nمنبسط شده در لوله صعود مینماید و در نقطه معینی توقف میکند آن نقطه را نیز\nبا رقم صد علامت میگذارند"}
{"book": "adl0933", "page": 115, "text": "۱۰۸\n\nرابعاًـ فاصله مابین صفر و صد را بدرجات متساویه قسمت میکنند بطوری که مجموع\nآنها یکصد درجه شود و نیز در تحت صفر درجاتي معین میکنند بهمان اندازه از برای\nاینکه درجه برودت معلوم شود\nمیزان الحراره که بدین قسم ساخته شود موسوم است به میزان الحراره سانتیگراد\n(صد درجه) که بیشتر از سایر اقسام معمول است\nو چون فاصله ما بین صفر ونقطۀ اخیر را هشتاد قسمت نماید موسوم میشود بمیزان الحراره\nرئومور\n\nمیزان الحراره که بصد درجه تقسیم شده\nمیزان الحراره ساخت انگلیس که بنام مخترعش\nفارنهایت میگویند و یا فارن هیت\nمیزان الحراره بر هشتاد تقسیم شده بنام مخترعش\nرئومور میباشد ساخت جرمنیان\nطریقه ساختن میزان الحراره\nس درجه ۱۰۰\nر ۸۰\nف ۲۱۲"}
{"book": "adl0933", "page": 116, "text": "۱۰۹\nدر میزان الحراره الکلی نیز برای تعیین درجه صفر لوله را در آب یخ میگذارند ولی\nنمیتوان آنرا در بخار آب جوش قرار داد زیرا که الکل در حرارت ۸۰ درجه میجوشد\nو لوله را میترکاند بنابر این آنرا بایک میزان الحراره جیوه درجه دار در ظرف\nآبی قرار داده بآن حرارت میدهند همینکه میزان الحراره جیوه بدرجه ۵۰\nصعود نمود در میزان الحراره الکلی علامتی در نقطه که الکل ایستاده است میگذارند\nبعد انرا بتقسیمات مساویه قسمت میکنند\n۲- درجه حرارت بدن انسان ـ درجه حرارت بدن انسان در صورت\nصحت مزاج تقریباً ۳۷ درجه است این درجه حرارت در هر قطعه آب و هوا از شهرعلی\nیکسان و کمتر تغییر مینماید (چون خواسته باشیم امتحان نمائیم کافی است مدت\nپنج الی ده دقیقه میزان الحراره را در زیر بغل خود قرار دهیم\nدر موقع تب درجه حرارت بدن ما اضافه میشود ولی در بعضی نا خوشیها مثلاً\nو با ا در درجه حرارت بدن نقصان حاصل میکند\n۳ـ درجه حرارت منازل مسکونه ـ درجه حرارت اطاقهای عسکری\nاز برای انسان سالم باید ۱۵ الی ۱۸ درجه باشد ولی در اطاقهای اشخاص مریض\n٢ـ درجه حرارت بدن انسان چقدر است ؟ درجه حرارت منازل باید چقدر است ؟"}
{"book": "adl0933", "page": 117, "text": "۱۱۰\nمیتوان تا ۱۴ الی ۱۸ درجه قرار داد\nهر گاه درجه حرارت از ۱۲ کمتر و از ۱۸ زیادتر باشد باعث کسالت و ناخوشی خواهد\nحرارت\nشد پس بهتر آنست در هر خانه میزان الحراره باشد تا در مواقع لازمه درجه\nمنازل مسکونه را امتحان نموده بحد اعتدال نگاهدارند\nمیزان الهوا\n۱- هوا دارای وزن است - از برای اثبات وزن هوا کافی است مقداری\nآب در ظرفی ریخته بجوشانیم تا مملو از بخار شود بعد در آنرا محکم بسته میگذاریم سرد\nشود و آنرا وزن میکنیم تا میزان وزن آن بدست آید بعد در آنرا باز میگذاریم تا هوا\nداخل آن شود مجدداً وزن مینمائیم میبینیم وزن آن زیادتر از اول شده\nاست پس از این تجربه مختصر نتیجه\nمیگیریم که هوا دارای وزن است\n۲- فشار هواست از تجربه فوق\nمعلوم میشود که وزن هوای محیط نسبت\nامتحان وزن هوا\n۱- وزن هوا را ثابت نمائید ؟ ۲- فشار هوا چیست ؟"}
{"book": "adl0933", "page": 118, "text": "۱۱۱\nباجسامیکه دران غوطه ور میباشند فشاری وارد می آورد و این مسئله را میتوان\nبوسیلهٔ تجارب عدیده ثابت نمود\nتجربه اول ـ شیشهٔ دهان کشادی را برداشته مقداری کاغذ مشتعل دران\nمیریزیم تا بواسطهٔ حرارت قسمتی از هوای آن خارج شود پس ازان صفحهٔ کاغذی\nرا در آب خیسانیده (تر کرده) روی در شیشه میچسپانیم و اطراف آنرا بادست\nمحکم نگاه میداریم می بینیم کاغذ متدرجاً بطرف داخل تنگ فرورفته عاقبت بایکصدای\nمخصوصی میترکد پس معلوم میشود فشار هوای خارجی زیادتر از هوای گرم شیشه به است\n\nاثبات فشار هوا\n\nتجربه دویم ـ اینک تنگ بلوری را مملو از آب نموده صفحه کاغذ روی در آن\nمیگذاریم و با کف دست نگاهداشته آهسته تنگ را واژونه (چپه) میکنیم\nو دست خود را از روی کاغذ برمیداریم میبینیم کاغذ در جای خود میماند و آب نمیریزد"}
{"book": "adl0933", "page": 119, "text": "۱۱۲\nزیرا که فشار هوا زیادتر است از وزن آبی که در داخل تنگ است بنابراین همین\nفشار کاغذ را نگاهداشته و مانع جریان آب میشود\nامتحان فشار هوا\nتجربۀ سوم - اکنون همان شیشۀ دهان کشاد را وارونه روی طشتک پر از آب\nقرار میدهیم بعد لولۀ لاستیکی را برداشته یک سر آنرا بدرون شیشه داخل نموده از\nسر دیگر با دهان هوای داخل شیشه را میکشیم میبینیم آب در شیشه بالا میرود جهت\nآن اینست که هوای داخل شیشه بواسطۀ مکیدن خارج شد ولی هوای خارجی\nبسطح مایع طشتک فشار دارد آورده آب در شیشه صعود مینماید هرگاه بجای\nشیشه لولۀ بطور بلندی قرار داده بودیم و بواسطۀ مکیدن یا عمل دیگری تمام هوای\nداخل لوله را خارج میکردیم آب پیوسته در لوله بالا میرفت تا بحدی که ستون\nآب بالا رفته با فشار هوای محیط تعادل نماید"}
{"book": "adl0933", "page": 120, "text": "۱۱٣\n۱- تجربه چهارم - تریسیلی - تریسیلی\nیکی از علمای فیزیک از اهالی ایتالیا در اوایل\nقرن هفدهم میلادی تجربه مهم ذیل را نمود\nاین دانشمند لوله بلوری که یک سر آن\nمسدود و سردیگرش باز بود و تقریباً هشتاد\nہوا را میکند\nسانتیمتر طول یک سانتیمتر قطر داشت برداشته مملو از جیوه (سیماب) نمود هشت\nخود را روی همان باز آن گذارده وارونه فرو برد در طشتکی که آنهم مملو از جیوه بود و بعده است\nخود را برداشت دید ستون جیوه در لوله نزول نموده در ارتفاع ۷۶ سانتیمتر توقف نمود\nدرین لوله چنانچه در شکل دیده میشود\nدر فوق سطح جیوه یعنی در نقطه ب چیز نیست\nو آن قسمت از لوله هوا خالی است اما\nاز بیرون فشار هوا بسطح جیوه طشتک\nوارد آمده تمام مایع محمل این فشار را مینماید\nو ستون جیوه لوله با آن تعادل مینماید پس\nفشار هوا\nازینجا نتیجه حاصل میشود که فشار هوای محیط بر سطحی باندازه ستون جیوه است که تقریباً\n۱- تجربه تریسیلی را بیان نمایید ؟"}
{"book": "adl0933", "page": 121, "text": "۱۱۴\n\n۷۶ سانتیمتر ارتفاع داشته باشد\nاین فشار در یک محل نیز تغییراتی حاصل میکند که مربوط است بتغییرات درجهٔ حرارت\nهوای محیط یا رطوبت آن\n۳ - میزان الهواء - تغییرات فشار هوا را بوسیلهٔ اسبابی که موسوم است بمیزان\nالهوا معین میکنند\nمیزان الهواء اقسام متعدد دارد ولی ما در اینجا فقط از میزان الهواء طشتک دار\nصحبت میکنیم که از همه اقسام ساده تر و اولین\nمیزان الهوائی است که اختراع شده\nلولهٔ این میزان الهواء چنانچه در تجربهٔ\nتریسلی دیدیم روی طشتکی قرار گرفته در طول\nآن تقسیماتی است بحسب سانتیمتر یات\nو معمولاً آنرا روی تختهٔ مینمایند\nاز برای شناختن فشار هوا کافی است عدهٔ تقسیماتی که مابین دو سطح جیوه است\nخواند یعنی سطح جیوهٔ طشتک و جیوهٔ لوله\n\nمیزان الهواء\n\n۳ . میزان الهواء را شرح دهید ؟"}
{"book": "adl0933", "page": 122, "text": "۱۱۵\n\nاین تغییرات فشار هوای محیط و خوبی و بدی هوا همیشه یک رابطه موجود است معمولاً وقتیکه\nمیزان الهوا صعود مینماید یعنی در وقتیکه فشار هوا زیاد میشود دلیل بر خوبی و خوشی هواست\nو چون نزول نماید یعنی در وقتیکه فشار نقصان یابد دلیل بر بدی هوا و طوفان است\n\nحرارت و اثر آن\n۱- حرارت - هرگاه مقداری آب جاری را در ظرفی ریخته دست\nخود را در ان فرو بریم احساس میکنیم که آب سرد است ولی چون بآن حرار\nدهیم گرم میشود\nاثر گرمی یا سردی که ما احساس میکنیم بواسطه یک سبب تنهاست که آنرا\nحرارت مینامند تمام اجسام دارای حرارت هستند تنها در بعضی زیاده و در بعضی کمتر است\nوقتیکه حرارت جسمی زیاد تر از حرارت اعضای بدن ما باشد میگوئیم آن جسم گرم است\nو چون کمتر از بدن ما باشد میگوئیم سرد است\nبرودت مانند حرارت وجود مستقلی ندارد فقط نقصان حرارت سبب تولید برودت\nمیشود و قتیکه ما جسمی را سرد میکنیم نه این است که بآن برودت میدهیم که مقداری\nاز حرارت آن را میگیریم\n۱ - حرارت چیست؟"}
{"book": "adl0933", "page": 123, "text": "١١٦\n\n٢- انبساط حرارت بتوسط حرارت - حرارت باعث انبساط اجسام\n\nاز برای اثبات این مسئله تجربه ذیل میپردازیم\n\nتجربه اول- از مفتول ( ) آهنی که یک یا دو میلیمتر قطر داشته باشد\nحلقۀ درست میکنیم بطوری که گلوله فلزی بتواند بسهولت ازان عبور نماید بعد ان\nگلوله را حرارت میدهیم میبینیم از حلقه نمیتواند بگذرد بلکه در روی آن می ایستد چون\nبگذاریم سرد شود مجدداً از حلقه عبور خواهد نمود پس معلوم شد که حرارت باعث\nانبساط اجسام میگردد و بالعکس برودت سبب انقباض اجسام میشود\n\nتجربه دوم - البته چرخ سازها\nرا دیده اید که چگونه چرخ های گادی\nو گاری و دو چرخه ها را درست میکنند\nابتدا چرخ را از چوب ساخته بعد حلقه\nدوائر از آهن درست میکنند بطوری\nانبساط اجسام بتوسط حرارت که حلقه یک کمی کوچکتر از چرخ باشد\nبعد انرا در میان آتش می اندازند تا بواسطۀ حرارت دائرۀ آن وسیع شده\n\n۲- انبساط اجسام را بواسطۀ حرارت بیان نمائید؟"}
{"book": "adl0933", "page": 124, "text": "114\nچرخ چوبی بتواند در آن داخل گردد همینکه چرخ داخل حلقه شد بلافاصله آب زیاد روی آن میریزند درین حال دایره فلزی بواسطه برودت منقبض شده بطور محکم بدور چرخ میچسپد ومثل این است که با میخهای آهنین آنرا محکم کرده باشند\nطریقه درست کردن چرخ گادی\nمهندسین که راه آهن را میسازند ملتفت این مسئله هستند بنابران مابین قطعات خط آهن فاصله مختصری قرار میدهند باندازه یک سانتیمتر و اگر این احتیاط را نکنند در تابستان که هوا گرم میشود خطوط انبساط یافته از جای خود کنده میشوند"}
{"book": "adl0933", "page": 125, "text": "۱۱۸\n\nانبساط و انقباض آزاد باشند\nو شیروانیها یا نمره بکار برند\nتا در\n\nعمله خط آهن\n\nهمین احتیاط را در ساختن پنجره های آهنی و شیروانیها بستن باید\nهمیشه یکطرف آنها را میخ کوب نکرده تا در موقع انبساط و انقباض [آزاد؟] باشند\nالا از جای خود کنده میشوند\n۳- انبساط مایعات بتوسط حرارت\nاز برای اثبات انبساط مایعات بتوسط\nحرارت باز مشغول بتجربه میشویم بدین طریق\nکه تنگ بلور کوچکی را برداشته پر از آب\nمیکنیم و مقداری جوهر دران میریزیم تا\nرنگین شود بعد در آن را با چوب پنبه\n\nانبساط مایعات بتوسط حرارت\n\n۳- انبساط مایعات را بتوسط حرارت ثابت نمائید؟"}
{"book": "adl0933", "page": 126, "text": "۱۱۹\n\nکه در فوق آن لوله بلوری قرار گرفته باشد محکم بسته اطراف دهن آنرا با گل درست\nمسدود مینمائیم تا مایع بهیچ مخرجی بجز لوله نداشته باشد پس ازان یک کمی\nآب در لوله میریزیم تا در سطح س قرار گیرد و در آنجا با مرکب علامتی گذارده بلافاصله تنگ را\nدر ظرفی از آب جوش فرو میبریم میبینیم سطح آب ابتدا قدری در لوله نزول\nنموده بعد شروع بصعود مینماید و در فوق سطح اولیه س قرار میگیرد\nعلت این نزول و صعود بدین واسطه بود که چون آب جوش ابتدا به دیواره های تنگ\nبرخورد تنگ منبسط شده آب نزول نمود اما بعد بمایع درونی تنگ اثر نموده و آنرا نیز\nبنو به خود منبسط کرد این بود که آب صعود نموده در فوق سطح س قرار گرفت\nحال اگر تنگ را از آب جوش بیرون آورده در آب سرد بگذاریم می بینیم مجدداً\nآب در لوله نزول مینماید و در سطح اولیه س قرار میگیرد\n\n۳- انبساط گازها بتوسط حرارت\nاز برای اثبات انبساط گازها بتوسط\nحرارت باز همان اسباب قبل را بکار میبریم\nفقط کاری که میکنیم سر فوقانی لوله را مسدود\n[Caption below the diagram]: انبساط گاز هوا بتوسط حرارت\n[Text beside caption]: ۴ - انبساط گازها را بتوسط حرارت بیان نما شده"}
{"book": "adl0933", "page": 127, "text": "۱۲۰\nمی نمائیم درین حال معلوم است که آب در نقطه س ایستاده ازان نقطه ببالا در لوله بجز\nهوا چیزی نیست پس بتوسط چراغ الکلی هوائی که در قسمت فوقانی لوله است\nحرارت میدهیم میبینیم هوا بواسطه حرارت انبساط یافته بسطح آب فشار می آورد\nبنابراین سطح آب از نقطه س بطرف پائین نزول مینماید\nتغییر حالت اجسام بتوسط حرارت\n۱- ذوب- هرگاه مقداری روغن\nیا قلع یا سرب را در قاشق فلزی\nریخته روی آتش قرار دهیم میبینیم\nاین اجسام از حالت جامد تبدیل بمایع میشوند\nانبساط هوا بتوسط حرارت\nپس معلوم شد که حرارت باعث ذوب شدن اجسام جامد میگردد\n۲- تبخیر- همه میدانید که اگر مقداری\nآب در ظرفی ریخته روی آتش قرار\nدهیم پس از چند لحظه بخار زیادی ازان\nپیدا میشود و نیز مه ها در را دیده اید\nمیعان اجسام\n۱- ذوب چیست ؟ ۲- تبخیر چیست ؟"}
{"book": "adl0933", "page": 128, "text": "۱۲۱\nکه چون بجوش آمد انجره دنیادی ماندن مشاهده میگردد پس معلوم میشود که حرارت\nآب را از حالت مایع تبدیل بخار مینماید و این عمل را تبخیر مینامند\nپس می بینید که حرارت نه تنها باعث\nانبساط اجسام میشود بلکه آنها را از حالت\nجامد تبدیل بمایع و از حالت مایع تبدیل\nبگاز میسازد\n۳ انجماد ـ موادی را که ذوب\nداده بودیم بیعنی روغن و سرب را بگذاریم سرد شوند مجدداً میبینیم مجدداً از\nحالت مایع تبدیل بجامد میشوند پس معلوم میشود که برودت بر عکس حرارت سبب\nانقباض اجسام میشود\n۴ میعان ـ هرگاه بشقاب را روی بخارهایی که از ظرف خارج میشود\nنگاهداریم میبینیم بخار تبدیل بآب میشود پس میتوان بخار را تبدیل بمایع ساجت\nو این عمل را میعان مینامند\nموجب این امر باعث برودت میشود ـ هرگاه دست خودمانرا بآب تر کنیم\n\n۱ـ انجماد کدام است ۲ـ میعان چیست ۳ـ تبخیر چه میکند"}
{"book": "adl0933", "page": 129, "text": "۱۲۲\nاحساس برودت مینمائیم سبب این نتايج تبخیر مایع است\nتمام مایعات در حال تبخیر شدن حرارت را بلع نموده اجسام مجاور خود را سرد میکنند پس\nما باید احتیاط نموده همینکه از حمام خارج شدیم یا وقتی که عرق دار باشیم بدن\nخود را خوب خشک کرده لباسهای مرطوب نپوشیم از جریانهای هوائی اجتناب\nنمائیم و لباس را بقدر کفایت بپوشیم\n(الکتریسته)\n۱ـ الکتریستۀ حاصله از مالش اجسام ـ تجربه ـ لوله بلور یا قطعه\nلاکی را با ماهوت مالش میدهیم و در روی خرده کاغذ نگاه میداریم میبینیم که کاغذ\nبطرف بالا صعود نموده بلوله میچسپند این جاذبه که در لوله یا لاک حاصل میشود موسوم است\nبه الکتریسته\nالکتریسته بواسطه مالش در تمام اجسام حادث میشود ولی چیزیکه هست بعضی از اجسام\nمانند بلور و لاک و سقر این الکتریسته را نگاه میدارند و بعضی دیگر مانند فلزات چون\nهادی الکتریسته هستند انرا نگاه نمیدارند باین معنی که الکتریسته در تمام سطح انها\nمنتشر شده در صورتیکه عایقی نداشته باشند از آنها خارج شده در زمین فرو میرود\n\n۱ـ الکتریسته چیست"}
{"book": "adl0933", "page": 130, "text": "۱۲۳\nهوای خشک و ابریشم و کائوچو و چینی عایق (غیر موصل) الکتریسته میباشند ولی\nهوای مرطوب و آب هادی (موصل) الکتریسته هستند\nتجربه - هرگاه یک لوله سقز و یک لوله بلور را برداشته هر دو را با پشم مالش دهیم تا\nدارای الکتریسته شوند بعد لوله اولی را به پاندول (ا) و دوم را به پاندول (ب)\nنزدیک کنیم می‌بینیم هر یک از آنها گلوله که به پاندول آویخته و از چوب اقلی ساخته\nشده است بطرف خود میکشند این گلوله بلوله میچسپد و در مجاورت آن دارای\nالکتریسته میشود بعد از ان جدا شده دور میشود و هر قدر لوله را بآن نزدیکتر\nنمائیم دورتر میشود\n\nپاندول (ب)\nپاندول (ا)\n\nاینک لوله سقزی را نزدیک گلوله (ب) و لوله بلور را نزدیک گلوله (ا) نگاه میداریم\nمی‌بینیم هر دو گلوله جذب میشوند یعنی بلوله جدید میچسپند و بر برگشته بوضع"}
{"book": "adl0933", "page": 131, "text": "۱۳۲\nاول می ایستمند این تجربه های اخیر بمانشان میدهند که جنس الکتریسته بلوری با الکتریسته\nسقزی متفاوت است بنابراین یکی را الکتریسته مثبت و دیگری را منفی مینامند و نیز\nازین تجربه ها استنباط میکنیم که\nپاندول (ب) پاندول (۱)\n(۱) دو جسم همدیگر را دفع میکنند وقتی که هر دو دارای الکتریسته مثبت یا منفی باشند\n(۲) دو جسم همدیگر را جذب میکنند در صورتیکه یکی دارای الکتریسته مثبت و دیگری منفی باشد\n(۳) دو جسم اخیر چون بیکدیگر نزدیک شوند قطع عمل میکنند در این صورت میگویند\nهر یک ازان دو عديم التأثیر یا خنثی شده اند\nبطور کلی الکتریسته دو قسم است یکی مثبت و دیگری منفی و چون این دو با هم متحد\nشوند تشکیل الکتریسته عديم التأثیری را مینمایند و از روی این قاعده میتوانیم\nبگوئیم اجسامی که الکتریسته نشده اند دارای این قسم اخیر هستند\nحرفه هرگاه دو جسم هادی الکتریسته را بهم نزدیک نمایم که یکی دارای\nالکتریسته مثبت و دیگری دارای الکتریسته منفی باشد و الکتریسته یکی بیشتر از دیگری باشد و انها را با هم تماس دهیم الکتریسته مثبت و منفی با هم ترکیب شده و الکتریسته زاید در هر دو جسم منتشر میگردد مثلاً اگر الکتریسته مثبت ۵ باشد و منفی ۳ باشد بعد از تماس دادن انها با هم الکتریسته مثبت ۵ با منفی ۳ ترکیب شده و ۲ الکتریسته مثبت که زاید است در هر دو جسم منتشر میگردد."}
{"book": "adl0933", "page": 132, "text": "۱۲۰\n\nالکتریسیتۀ مثبت و دیگری منفی باشد دو الکتریسیته مختلف بطرف همدیگر منتقل میشوند\nولی هوائی که فیما بین انهاست در صورتیکه خشک باشد مانع اتحاد انها میشود معهذا اگر مسافت\nما بین انها زیاد نباشد مقاومت هوا کاری نمیکند و دو الکتریسیته دفعه با هم متحد\nشده یک جرقه با روشنی و پارچهی همراهی صدای مخصوصی از ما بین این دو جسم\nتولید میشود\n\nاسباب تولید جرقۀ الکتریک\n\nممکن است در صورتیکه یکی ازان دو جسم تنها دارای الکتریسیته باشد باز جرقه تولید\nشود این مسئله را بطریق ذیل میتوان ثابت نمود :\nفرض میکنیم جسمی داشته باشیم که دارای الکتریسیته مثبت باشد مانند (ج) و جسم\nدیگری ندیم التاثیر باشد ( ا ب ) الکتریسیته مثبت اولی در الکتریسیته عدیم التاثیر\nدومی اثر نموده انرا تجزیه مینماید یعنی الکتریسیته مثبت انرا دفع نموده الکتریسیته\nمنفی انرا بطرف انتهای (ا) جذب میکند و یکدفعه از وسط طبقه هوای ( ا ج ) عبور\nنموده بان متحد میشود و تولید جرقه مینماید"}
{"book": "adl0933", "page": 133, "text": "۱۳۶\nطوفان - برق - رعد - برقهائی که در هنگام طوفان هوا مشاهده مینمائیم\nاز اتحاد دو الکتریسته مختلف حاصل میشوند مانند جرقه های که مقدمةً بیان نمودیم\nعلمای عصر حاضر قائل شدند که هوای محیط دارای الکتریسته مثبت و زمین\nدارای الکتریسته منفی است پس میتوان گفت ابر هائی که در هوا پراگنده شده دارای\nالکتریسته مثبت یا منفی میشوند بنا بر انکه در مجاورت زمین یا در ارتفاع معینی از هوا\nتشکیل یافته باشند\nوقتیکه ابر های الکتریسته شده مختلف بیکدیگر نزدیک شوند تولید برق مینمایند و نیز\nممکن است مابین ابر و اشیای زمینی برق حادث شود در این صورت میگویند این اشیا را\nبرق زده است صدای رعدی که ما میشنویم همان صدای خشکی است که همراه جرقه\nمعمولی است و در پیش بیان نمودیم\nبرق در رعد"}
{"book": "adl0933", "page": 134, "text": "١٢٤\nنیز باید دانست که برق ورعد هردو در یک وقت حادث میشوند اینکه ما صدای رعد را پس\nاز دیدن برق می شنویم بواسطه آنست که صوت دیرتر از نورطی مسافت مینماید نور زمان\nرا که نیز صرف میکند تا از ابر بما برسد قابل اندازه گرفتن نیست زیرا که خیلی کم است\nاما صوت چون در هرسانیه بیشتر از ٣٤٠ متر طی نمیکند ناچار دیرتر از دیدن برق\nبگوش ما میرسد – هرگاه عدد ثوانی مابین رویت برق و شنیدن رعد را بشماریم\nمیتوانیم بطور تقریب مسافت مابین زمین و ابر را معین کنیم بدین طریق که آن\nعدد ثوانی را در ٣٤ ضرب میکنیم تا آن مسافت بدست آید\nصاعقه یکی از آثار طبیعی بسیار خطرناک است درختها را خرد میکند بامهای عمارات\nرا بلند میکند فلزات را ذوب مینماید و مواد غیرقابل احتراق را میسوزاند انسان\nوحیوانات را میکشد\nصاعقه باشیا مرتفعه ماننه بروج واشجار ومناره زودتر میزند بنابرین\nنباید در موقع طوفان در زیر اشجار پناه برد و نیز نباید از صدای رعد وحشت\nکرد زیرا که از برق باید ترسید نه از رعد\nبرق گیر - از برای حفظ عمارات از برق باید برق گیر در راس آنها\nقرار داد – این اسباب که توسط فرانکلن آمریکائی اختراع شده مرکب است"}
{"book": "adl0933", "page": 135, "text": "۱۳۸\n\nبرق گیر\n\nاز یک ساقه آهنی (اب) که منتهی میشود بیک نوک تیزی از طلای سفید یا مس\nقرمزی که مطلا شده باشد در قاعده آن فلزی است هادی الکتریسته از قبیل سقفی\nیا زنجیر که از آهن یا مس ساخته شده باشد و داخل در چاهی شود که در آن آب یا خاک\nزغال باشد\n\nبرق گیر"}
{"book": "adl0933", "page": 136, "text": "۱۳۹\nمغناطیس ـ در بعضی ممالک مانند سؤد و نروژ و انادولی در آسیای صغیر و غیره\nیک قسم ماده معدنی پیدا میشود موسوم به مغناطیس طبیعی که آهن را جذب میکند\nو میتواند این خاصیت جذب را بسوزنهای فولادی بدهد\nهرگاه یک سوزن فولادی را مغناطیس نموده روی چقوری قرار دهیم می بینیم\nپس از چند لحظه که حرکت نوسانی نمود می ایستد و امتدادی را اختیار مینماید\nتقریباً همان امتداد شمال و جنوب است و اختیار نمودن این امتداد بواسطه\nاثری است که در زمین موجود است\n\nشمالا\nمشرق  مغرب\nجنوب\n\nقطب نما ـ از روی این خاصیت سوزنهای مغناطیسی آلتی میسازند موسوم\nقطب نما که بتوسط آن در هر جا نقاط اصلیه را یافت قطب نما از برای ملاحان فواید عمده\nدارد ولی باید دانست امتدادی را که سوزن جهت یاب مینماید بطور دقت همان\nامتداد شمال و جنوب نیست بلکه بآن امتداد زوایه تشکیل میدهد نامند"}
{"book": "adl0933", "page": 137, "text": "۱۳۰\n(است) که سال بسال مقدار آن برحسب اینکه تغییر مینماید چنانچه حالیه در\nپاریس این زاویه تقریبا ۱۵ درجه است و بطرف چپ شمال حقیقی واقع میشود\n\nقطب نما\n\nالکتریستۀ شیمیائی (کیمیائی) ـ هرگاه قطعه فلزی را در اسیدی (حامض ترشی)\nاندازیم می بینیم آن فلز در اسید حل میشود و بواسطه عمل شیمیائی تولید الکتریسته\nمیشود که دوام آن باندازه ایست که آن عمل شیمیائی بر قرار باشد ظروف\nمخصوصه که در آنها این عمل انجام مییابد موسوم شده اند به پیل الکتریسته\nپیلها اقسام مختلف دارند ساده ترین آنها عبارت است از یک ظرف\nاستوانه شکل بلوری که دران اسید سولفوریک (جوهر گوگرد) مخلوط با آب\nمیریزند بطوریکه یک عشر آن اسید سولفوریک و ۹ عشر آن آب باشد"}
{"book": "adl0933", "page": 138, "text": "۱۳۱\n\nدر این ظروف دو تیغه فلزی فرو میبرند که یکی از مس و دیگری روی (جست)\nباشد در این حال فلزات متدرحاً در اسید حل شده تولید الکتریسته مینمایند که\nدر هر دو تیغه اثر مینماید ولی اثر آن در مس زیادتر از روی است حال اگر این دو تیغه\nرا بتوسط مفتولی بیکدیگر مربوط نمایند در آن مفتول یک جریان الکتریک دائمی\nحاصل میشود که پیوسته از تیغه مس بطرف روی جاری است و دوام آن تا وقتی است\nکه اسید سولفوریک و فلزات در ظرف باشند\n\nپیل\n\nاین جریان یک دوران کاملی از الکتریسته در پیل احداث مینماید یعنی از خارج\nپیل از مس بطرف روی جاری است و در داخل از روی بطرف مس\nتیغه مس را قطب مثبت پیل و تیغه روی را قطب منفی پیل مینامند"}
{"book": "adl0933", "page": 139, "text": "از برای تلگراف و تلفون معمولاً پیل دانیل را بکار میبرند که بطریق ذیل ساخته میشود\nپیل دانیل ـ پیل دانیل عبارت از ظرف استوانه شکل بلوری است که دران\nمحلولی از اسید سولفوریک و آب ریخته بعد ورقه روئی لوله نموده بطوری که دو\nانتهای آن بهم نزدیک شده ولی با همدیگر نرسند باز او استوانه فرو میبرند و\nمفتولی از مس بآن متصل مینمایند که بمنزله قطب منفی پیل است پس ازان در میان\nورقه روی یک ظرف استوانه شکل متخلخل و مسام دار گلی قرار میدهند و دران\nمحلولی از سولفات دو کویور (کات کبود) میریزند بالاخره در این ظرف گلی ورقه\nاز مس را مانند روی لوله نموده جای میدهند این ورقه مس بمنزله قطب مثبت\nپیل است\nاز برای اینکه پیل بجریان افتاده عمل نماید\nکافی است قطبین او را بتوسطه مفتولی\nاز مس بیکدیگر مربوط نمود چون محلول\nسولفات دو کویور بسرعت ضعیف میشود\nلازم است گاه گاه مقداری سولفات دو کویور در ظرف گلی بریزند\nپیل دانیل بواسطه دوام جریان الکتریسته معتبر ترین پیلها است"}
{"book": "adl0933", "page": 140, "text": "۱۳۲\nو آنرا بیشتر در تلگرافخانه ها استعمال مینمایند\nاجتماع پیل‌ها - چون خواسته باشند قوه الکتریسیته زیاد باشد چندین پیل را\nبیکدیگر مربوط میسازند بدین طریق که پیلها را پهلوی یکدیگر قرار داده قطب منفی یکتر\nرا بقطب مثبت پیل مجاور مربوط مینمایند و بالاخره قطب مثبت پیل اول را\nبقطب منفی پیل اخری بتوسط مفتولی مربوط مینمایند تا دارای دوران خارجی\nمجموع پیل‌ها باشد\nاجتماع پیلها\nگالوانوپلاستی (ملمع کردن) - بواسطه عمل جریانهای الکتریکی نسبت باملاح\nمیتوان سطح بعضی اشیاء را با طبقه نازکی از فلزات پوشانید این عمل را بفرانسه گالوانوپلاستی مینامند\nمثال - چون خواسته باشیم سطح شیئی را از طبقه مسی بپوشانیم ابتدا سطح آن را\nبتوسط بُرس با طبقه نازکی از پلمباژین میپوشانیم (پلمباژین همان ماده ایست"}
{"book": "adl0933", "page": 141, "text": "۱۳۲\n\nکه از آن مداد درست میکنند) بعد آنرا در محلولی از سولفات و سود فرو برده با قطب\nمنفی پیل ضعیفی متصل مینمائیم و در همان وقت ورقه از مس را در محلول فرو برده با قطب\nمثبت پیل مربوط میسازیم بمحض اینکه جریان الکتریسیته بر قرار باشد سولفات دو\nکویور تجزیه شده اسید و اکسیژن آن بطرف قطب مثبت میروند در صورتیکه\nمس متدرجاً روی شیئی که بقطب منفی متصل شده است قرار میگیرد با این ترتیب\nمیتوان حیوانات و نباتات نفیسه را با یک طبقه از مس پوشانید بدون آنکه در تزیین\nو لطافت اعضای آنها نقصان پدید آید، میتوان آنها را تا هر چند زمانی که خواسته\nباشند نگاهدارند\n\nترتیب مطلا و مفضض نمودن اشیا\n\nاز این ترکیب میتوان اشیاء بی دوام و شکننده را مانند بلور و ظروف گلی"}
{"book": "adl0933", "page": 142, "text": "١٣٥\n\nو اشیائی که از موم خته باشند با طبقه از مس پوشانید تا استحکام آنها زیاد شود\nمطلا و مفضض (گلک طلا و نقره) - طریقه مطلا و مفضض نمودن اشیا\nهمان طور است که بانه برای مس شرح داده شد فقط محلول را باید تغییر داد مثلاً از برای\nمطلا نمودن اشیاء عموماً محلولی بکار میبرند مرکب از صد قسمت آب و دو قسمت\nسیانور در و پتاسیم و پنج قسمت سیانور ذره چون خواسته باشند مفضض نمایند بجای سیانور در\nسیانور داژان استعمال میکنند\nمغناطیس مصنوعی - فولاد و آهن را ممکن است بوسیله جریان الکتریک\nدارای خواص مغناطیس نمود بدین طریق که شمش فولادی را در محور لوله بلوری قرار\nداده روی آن لوله مفتول از مس که مستور از ابریشم باشد میپیچیم بعد جریان الکتیر\nرا در این مفتول عبور میدهیم شمش فولاد مغناطیس میشود\nشمش فولاد همینکه مغناطیس شد خواص\nخود را نگاه میدارد ولی اگر بجای فولاد\nشمشی از آهن در لوله بلور قرار دهیم\nمادامی که جریان در مفتول هست آهن\nمغناطیس و چون قطع جریان شود خوا\n\nترتیب درست کردن مغناطیس مصنوعی"}
{"book": "adl0933", "page": 143, "text": "١٢٦\n\nخاصیت مغناطیس تلف مینماید\nمغناطیس الکتریکی - بواسطه آن خاصیت آهن که در تحت اثر جریان الکتریک\nمغناطیس میشود و بمحض قطع شدن جریان مغناطیس خود را تلف مینماید میتوان\nمغناطیسهای مصنوعی مخصوص ساخت که آنها را مغناطیس های الکتریکی\nمینامند از برای ساختن مغناطیس الکتریکی معمولا شش آهن استوانه شکل که شبیه\nبنعل اسب باشد اختیار نمود و آن مفتول (سیم) مسی که مستور از ابریشم باشد عده زیادی از دمها\n\nمغناطیس بزرگ که وزنهای آهن را بلند نموده است\n\nمی پیچند بشرط انکه پیچیدن از\nیک وجه باشد نه از جهات مختلف\nپس از ان دو انتهای ازاد این مفتول\n(سیم) مسی را با قطبین پیلی مربوط\nمیسازند فورا آهن مغناطیس شده\nشایسته آن میگردد که وزنه های\nزیادی را بلند نماید\n\nمغناطیسهای الکتریکی میسازند که ممکن است چند صد کیلو گرم آهن را بلند نمایند\nاساس تلگراف الکتریک - بواسطه خواصی که در مغناطیس الکتریکی است"}
{"book": "adl0933", "page": 144, "text": "۱۳۷\nدستگاه تلگراف را اختراع نموده اند که باعث سهولت مخابرات میشود\nاساس تلگراف بسیار ساده است فرض میکنیم مفتول (سیم) فلزی از قطب\nمثبت پیلی که در کابل باشد تا قندهار امتداد یافته در آنجا روی آهن نعلی شکل\nپیچید بطوریکه یک مقناطیس الکتریکی در قندهار درست نماید و بعد از آنجا مراجعت\nنموده منتهی شود بقطب منفی پیل کابل\n\nنمایش اساس تلگراف\n\nو نیز فرض میکنیم که در بالای مقناطیس الکتریکی قندهار اهر می در افجه، باشد از آهن\nکه یک انتهای آن بتوسط یک فرد یک تیغه مسافت کمی از مقناطیس ایستاده باشد\nحال گوئیم اگر در کابل دو انتهای مفتول مذکور با قطبین پیل مربوط نماید معلوم است\nجریان الکتریسته داخل مفتول شده آهن نعلی قندهار را مقناطیس میکند چون"}
{"book": "adl0933", "page": 145, "text": "۱۴۸\nآهن مقناطیس شد انتهای اهرم را جذب نموده بخود میچسپاند و تا وقتیکه جریان\nدر مفتول امتداد داشته باشد اهرم بهمین حال باقی است ولی چون یکی از دو انتهای\nمفتول را از پیل منفصل نماید جریان الکتریسته قطع شد و مقناطیس دیگر اهرم را جذب\nنخواهد کرد بنابراین اهرم بواسطه قوه فنر بلند شده میخورد به تیغه که در بالای آن واقع\nشده است\n\nنمایش قطع دوران الکتریک\n\nاین عمل را میتوان بوسیله ارتباط مفتول با پیل یا انفصال آن پیوسته تکرار نمود\nیعنی ممکن است از کابل اهرم قندهار را هرچند دفعه که خواسته باشند بحرکت\nدهند و از همین حرکت اهرم است که مطالب تلگرافی مفهوم میشود از روی این حرکات\nالفبائی رمزی مخصوصی درست کرده اند بطوریکه هر حرکتی بجای یکی از حروف الفبا\nمیباشد تلگراف دستگاههای مختلفه دارد ولی معروفترین آنها دستگاه تلگراف"}
{"book": "adl0933", "page": 146, "text": "۱۳۹\nمُرس است که ذیلاً شرح میدهیم\nتلگراف مُرس - تلگراف مرس مرکب است از چهار قسمت عمده که عبارت\nاز یک پیل، یک مفتول و یک مانیپولاتور (دستگاه مخابره) و یک رسيپُر\n(دستگاه ضبط خبر) باشد\nپیل - پیل باید دارای ثبات دوام و قوت باشد و هر قدر مسافت زیاده تر شود بایّد\nعده پیلها را زیاد تر نمود\nمفتول - در پیش گفتیم که مفتولی از کابل تا قندُز امتداد یافته بعد از قندز\nمجدداً بطرف کابل می آید ولی از تجارب جدیده ملتفت شده اند که مفتول ثانوی\nزاید است و زمین میتواند قایم مقام مفتول ثانوی بشود زیرا که خود هادی الکریسته است\nبنابراین یکی از قطبین پیل باز زمین مربوط مینمایند و همچنین انتهای مفتول\nرا پس از خروج از مقناطیس نیز در زمین فرو میبرند\nسابقاً مفتولها را از آهن کار می کردند ولی امروزه عموماً مفتولهای مسی مستعمل\nمیکنند زیرا که بهترین هادی الکتریسته میباشند در هر حال مفتولها باید عایقی داشته\nباشند این است که آنها را روی قطعات چینی که به پایه تلگراف نصب\nشده اند قرار میدهند مفتولهائی که در زیر زمین میکشند از لاستیک"}
{"book": "adl0933", "page": 147, "text": "۱۴۰\nپوشیده شده اند زیرا که لاستیک نیز عایق الکتریسته است\nمانیپولا تر- هر اداره تلگرافی باید یک مانیپولتر (دستگاه مخابره) داشته\nباشد از برای مخابرات و یک رسیپتر (دستگاه اخذ خبر) از برای گرفتن مخابرات\nدستگاه مخابره\nمانیپولا تر تلگراف مُرس شامل اهرمی است که چون با دست فشار دهند جریان\nمفتول حاصل میشود و چون دست را بردارند جریان قطع میشود و بدین طریق\nمطالب را مخابره مینماید\nدستگاه اخذ خبر- دستگاه اخذ خبر عبارت از همان مغناطیس الکتریکی\nو اهرم است هر وقت جریان الکتریسته در مغناطیس حاصل شد اهرم\nرا بطرف خود جذب مینماید و چون قطع جریان شد اهرم ازان دور میشود\nاین دستگاه را طوری ساخته اند که ممکن است از اتصال اهرم بمغناطیس و انفصال"}
{"book": "adl0933", "page": 148, "text": "آن علاماتی با مرکب روی کاغذ نوار مانندی نقش میبندد و ازین علامات مطالب\nمخابره شده مفهوم گردد\nچون روی دسته مانیپولاتور تلگرافخانه (د) فشار آورند جریان حاصل شده و بواسطه پیل از تهانه\nاز نقطه ی عبور نموده داخل اهرم مانیپولاتور میشود و از اینجا داخل مفصل م میشود بعد در مجاورت\nی و د وارد مقناطیس تلگرافخانه ب شده و جوشن آنرا جذب بطرف مقناطیس مینماید و بهمین\nعمل تکرار میشود در صورتیکه روی مانیپولاتور تلگرافخانه ب فشار آورند تلگرافچیها"}
{"book": "adl0933", "page": 149, "text": "۱۴۲\nمحتاج به ثبت علامات نیستند فقط گوش بصدای دستگاه داده مطالب را میفهمند و روی\nکاغذ مینویسند\nتلگراف بی سیم ـ تلگراف بی سیم عبارت از دستگاهی است که بدون مفتول آن\nمخابره مینمایند این قسم تلگراف در سنه ۱۸۹۶ مسیحی بتوسط یک نفر اروپائی موسوم\nبه مارکنی اختراع شد و اساس آن مبنی بر بعضی قواعد فیزیکی مفصلی است که بعداً\nخواهید خواند از برای اینکه بکلی از شناسائی آن بی بهره نباشید بشرح مختصر ذیل اکتفا مینمائیم\nاسبابهای مخصوصی درست کرده اند که ممکن است با آنها امواج الکتریسیته را در هوا منتشر\nنمود این امواج مانند امواج نور و تقریباً بهمان سرعت بهر طرف پراگنده میشوند و هیچ\nچیز حتی دیواره نیز نمیتواند مانع عبور آنها گردد دستگاهی که میتواند این امواج را اخذه\nنماید فقط لوله های مخصوصی است موسوم بکوهرر که در هر کجا باشند امواج\nرا اخذ مینمایند\n\nرادی اکته دتکتوز"}
{"book": "adl0933", "page": 150, "text": "۱۴۳\n\nسیخ موصل (رادیکتوند دکتور) دارای عقربکی است که چون امواج الکتریسیته بآن برخورد\nلعب\nفوراً تغیر جهة میدهد و بواسطه همین تغیر عقربک است که علاماتی مخابره شده را ضبط نموده بمیان\nجهة\nمیفهمند\nتلگراف بی سیم فواید عمده دارد مخصوصاً از برای ملاحان که اگر در دریا بطوفانی دچار\nشوند و بیم آن داشته باشند که کشتی آنها غرق شود فوراً بتوسط دستگاه بی سیم کشتی دو چار\nمصیبت\nبا سواحل نزدیک سایر کشتیها مخابره نموده بامداد میطلبند و بزودی از خطر نجات\nتلفون ـ تلفون عبارت از اسبابی است که بتوسط قوة الکتریسیته اصوات را بجای\nدور انتقال میدهد\nتلفون مرکب است از یک لوله چوبی (ل) که دارای دهانه است مانند (د) در مقابل\nاین دهانه صفحه نازک آهنی (ص) قرار گرفته مسافت کمی ازین صفحه قرقره (ق) واقع\nمسی\nدی\nشده که در روی آن مفتول مستور از ابریشم پیچیده شده است از وسط این قرقره میله فولای\nمغناطیسی (م) عبور مینماید که یک انتهای آن کمی برجسته در مقابل صفحه نازک آهنین واقع\nگردیده بدون انکه بآن وصل شود دو انتهای مفتول قرقره منتهی میشوند به دو حد ( ح ج )\nو در انجا بمفتول هادی اتصال پیدا میکنند مفتول هادی این دستگاه تافون رگه بمنزله\nدستگاه خبر ده است به دستگاه دیگری که نظیر همین دستگاه و موسوم بدستگاه ضبط\nخبر است متصل مینماید"}
{"book": "adl0933", "page": 151, "text": "۱۴۲\n\nدستگاه تلفون\n\nحال گوئیم اگر در مقابل دهانه دستگاه حرف زنند صفحه نازک آهنی مرتعش لرزیده اگر متوالیاً\nاز میله مقناطیسی دور و بآن نزدیک میشود و بالآخره بواسطه مجاورت با مقناطیس خود صفحه\nنیز دارای مقناطیس میگردد و از تغییر مکانهای متوالیه آن یا بعباره اخری از ارتعاشات آن\nجریانهای الکتریکی در قرقره تولید خواهند شد این جریانها از قرقره این دستگاه\nبتوسط مفتول هادی در قرقره دستگاه ضبط خبر میشود و در انجا صفحه نازک\nآهنی را متوالیاً دور و نزدیک نموده مرتعش میکنند در این حال دهانه دستگاه\nضبط خبر را بگوش وصل نمایند کلمات تلفظ شده در مقابل دستگاه مخابره\nرا بخوبی می شنوند\n\nفصل پنجم\n\n( شیمی )\nتعریف- شیمی شعبه ایست از علوم طبیعی که در ان بحث میشود از شرایط ترکیب"}
{"book": "adl0933", "page": 152, "text": "۱۴۵\nاجسام و آثار مختلفه که از عمل آنها نسبت بیکدیگر بروز مینماید\nبتوسط علم شیمی میتوان با محصولات طبیعی عده زیادی از اجسام جدیده را تشکیل نمود\nو بهمین جهت است که این علم در غالب صنایع روز بروز کسب اهمیت مینماید\nاختلاف ما بین آثار فیزیکی و آثار شیمیائی ـ آثار فیزیکی در هیئت و طبیعت\nو وزن اجسام تغییری نمیدهد ولی آثار شیمیائی تغییرات کلی در اجسام داده آنها را\nتبدیل باجسام دیگری مینماید که هیچ شباهت با اجسام اولیه ندارند\nمثلاً آهن در تحت اثر حرارت انبساط حجم حاصل مینماید و چون حرارت از ان سلب شود\nمجدداً حالت اولیه خود را اختیار مینماید در این حال گوئیم آهن در تحت اثر فیزیکی واقع شده است\nحال اگر آهن را در هوای مرطوبی قرار دهیم پس از مدتی زنگ روی آنرا میپوشاند\nو اگر طول مدت آن زیاد باشد بکلی تبدیل بزنگ شده ممکن نیست دیگر بحالت\nاولیه خود عود نماید و زنگ جسمی است جدید که با آهن از هر حیث تفاوت کلی دارد\nو هیجا آهن در تحت اثر شیمیائی واقع شده است\nاجسام بسیط و اجسام مرکبه ـ هرگاه قطعه قندی را در لوله بلوری انداخته\nتوسط چراغ الکلی بآن حرارت دهیم می بینیم قند تبدیل بدو جسم میشود یکی بخارات\nکه مانند ابر رقیقی از دهان لوله خارج میشود و دیگری جرم سیاه زغال مانندی که"}
{"book": "adl0933", "page": 153, "text": "۱۳۶\nدر لوله باقی میماند\nتجزیه قند بواسطه حرارت\nاین تجربه بما میفهماند که میتوان قند را تجزیه نمود و از تجزیه آن دو جسم مختلف بدست می آید که عبارت از آب و زغال باشند\nآب را نیز ممکن است بنوبه خود تجزیه نمود از تجزیه آن دو بخار مختلف بدست می آید که یکی را اکسیژن و دیگری را هیدروژن مینامند\nاکسیژن مسبب احتراق میشود یعنی اجسام را میسوزاند ولی هیدروژن خود قابل احتراق است و مانند چوب و زغال میسوزد\nحال اگر خواسته باشیم عمل تجزیه را باز مداومت نمائیم ممکن نیست زیرا که از هیدروژن بغیر از هیدروژن جسم دیگری نمیتوان استخراج نمود همچنین است اکسیژن پس میگوئیم که هیدروژن و اکسیژن از جمله اجسام بسیط یا ساده هستند جرم زغال مانندی که در لوله مانده است نیز جسمی است بسیط که آنرا کاربن مینامند\nپس اجسام بسیط اجسامی هستند که ممکن نیست بهیچ وسیله آنها را تجزیه نمود و شماره انها [بدست نیامده؟]"}
{"book": "adl0933", "page": 154, "text": "١٣٧\n\nاجسام بسیطه بحالات مختلفه در طبیعت وجود دارند چنانچه اکسیژن ہیدروژن و ازت و کلر از اجسام بسیطه گاز مانند میباشند وجیوه و سیماب ، ازجمله اجسام بسیطه مایعات معروف ترین اجسام بسیطه جامد عبارت باشند از گوگرد و فسفر وزغال وعموم فلزات و غیره\nاجسام مرکبه - اجسام مرکبه عبارت از اجسامی هستند که از ترکیب دو یا چند حصه مختلف تولید شده اند مانند آب که در پیش گفتیم مرکب است از ہیدروژن و اکسیژن وقتی که ترکیب شده وجود از همان دو بخار بعلاوه کاربن طریقه ترکیب اجسام را بطور اختصار بوسیله چند تجربه بیان مینمائیم\nتجربه اول - مقداری براده مس را با گوگرد زرد روی خاک انداز آهنی ریخته بآن حرارت میدهیم می بینیم ابتدا یک جرم گداخته قرمز رنگی تشکیل یافته متدرجا رنگ آن سیاه میشود در این جرم نه اثری از مس دیده میشود و نه از گوگرد بلکه از ترکیب آنها جسم جدیدی تشکیل یافته است که خاصیت آن مطلقاً با خواص گوگرد و مس تفاوت دارد\nپس میدانیم که از اتحاد دو جسم بسط که عبارت از گوگرد و مس باشد جسم مرکبی تشکیل یافته که آنرا بزبان فرانسه سولفور دو کویو میگویند (محل توتیا)"}
{"book": "adl0933", "page": 155, "text": "۱۴۸\n\nاتحاد مس با گوگرد\nتجربه دوم ـ قطعه آهنی را در هوای مرطوب\nمیگذاریم پس از چند روز میبینیم زنگ\nزده است زنگ جسمی است قرمزوتر و\nرنگ و مانند گرد و غبار می ریزد در صورتیکه\nآهن خاکستری رنگ و درخشنده و استحکام\nدارد بعلاوه وزن آهن زنگ زده بیشتر از وزن اولیه شده است جهت آن\nاین است که آهن در حال تبدیل شدن بزنگ جسم سادهٔ دیگری را نیز بلع\nنموده است و این جسم ساده همان اکسیژن است که مقدار زیاد آن در هوا موجود میباشد\nپس از ترکیب آهن با اکسیژن جسم مرکبی بدست آمده که آنرا اکسید دو فر مینامند\nتجربه سوم ـ زغال روشن در هوا میسوزد و مندرجا با اکسیژن هوا ترکیب شده\nتولید گازی میکند موسوم به گاز کاربونیک که از حیث خاصیت تفاوت کلی با\nزغال و اکسیژن دارد\nاز تجربه‌های مختصر فوق چنین میفهمیم که اجسام بسیط میتوانند با یکدیگر ترکیب شده\nاجسام مرکبهٔ متعدده تشکیل دهند\nمخلوط و ترکیب ـ مخلوط با ترکیب تفاوت کلی دارد مثلاً هرگاه مقداری برادهٔ"}
{"book": "adl0933", "page": 156, "text": "۱۲۹\nآهن را با گوگرد سائیده شده روی میز قرار دهیم و خوب آنها را با یکدیگر مخلوط نمائیم\nممکن است دوباره آنها را از یکدیگر جدا نمود بدین طریق که قطعه مقناطیس را روی آنها\nنگاه میداریم آهنها تماماً بمقناطیس میچسپند ولی گوگرد در روی میز میماند\nمخلوط\nولی ترکیب بعکس آنست یعنی وقتیکه دو چیز ترکیب شدند ممکن نیست آنها بسهولت\nیکدیگر جدا نمود چنانچه اگر همین براده آهن و گوگرد را در ظرفی ریخته کمی آب نیم گرم\nروی آنها بریزیم پس از چند لحظه جسم سیا\nرنگی در ظرف تشکیل میشود که هیچ شباهتی\nبگوگرد و آهن ندارد و اگر آهن ربا روی آ\nنگاهداریم ابداً اثری در آن نخواهد نمود\nمرکب"}
{"book": "adl0933", "page": 157, "text": "۱۵۰\nفلزات - فلزات اجسامی را گویند که دارای جلای مخصوصی هستند مانند\nطلا و نقره و آهن و غیره که در درجه هوای معمولی جامد میباشند باستثنای\nجیوه که مایع است\nفلزات عموماً هادی الکتریسته و حرارت میباشند و چون با اکسیژن ترکیب شوند تشکیل\nاکسیدهای محفوفه میدهند. اکسیدهای حاصله از فلزات نیز با اسیدها ترکیب\nشده تشکیل املاح میدهند.\nفلزات تقریباً ۵۰ قسم میباشند که معروفترین آنها آهن - نکل - روی - قلع\nمس - سرب - نقره - جیوه - طلا - طلای سفید است - و طریقه استخراج\nآنها را در سال چهارم خوانده اید\nشبه فلزات - شبه فلزات اجسامی را گویند که نه دارای جلای فلزی\nو نه بطور خوبی هادی حرارت و الکتریسته باشند بعلاوه نمیتوانند با اسیدها\nترکیب شده تشکیل املاح دهند\nشبه فلزات تقریباً شانزده قسم اند که معروفترین آنها گوگرد - اکسیژن - ازت\nفسفر - ارسسیک - کاربن - کلر - ید - میباشند\nاملاح - از برای شناختن املاح لازم است مطالب ذیل را بدانیم"}
{"book": "adl0933", "page": 158, "text": "۱۵۱\n۱- اسید سولفوریک که انرا جوهر گوگرد میگوئیم ترکیبی است از گوگرد واکسیجن (حامض گوگرد)\nو هیدروژن و چون اسید استیک (جوهر سرکه) یا اسید\nاز تیک را (تیزاب شوره) تجزیه نمائیم میبینیم باز در ترکیب آنها هیدروژن است\nپس بطور کلی باید بدانیم که هر اسیدی دارای هیدروژن است\n۲- اینک گیلاس بلوری را برداشته مقداری اسید سولفوریک مخلوط با آب\nدر ان میریزیم و بعد مقداری از خرده های روی در این مخلوط می اندازیم می بینیم\nفورانی در گیلاس حاصل شده حبابهای گازی زیادی که عبارت از هیدروژن باشد\nاز ان صعود مینماید و روی متدرجا تحلیل میرود و عاقبت ناپدید میگردد در این\nعمل روی (جست) قایم مقام هیدروژن شده بجای اسید سولفوریک آب گیلاس\nدارای محلولی است مرکب از گوگرد و اکسیژن و روی که انرا در کیمیا بی گوگرد سولفات دوزنک\nو اکسیجن همی نامند هرگاه بجای روی آهن در گیلاس ریخته بودیم باز هیدروژن\nخارج شده و سولفات دو فر تشکیل می یافت\nو چون آبی که در گیلاس است تبخیر نمائیم سولفات دوزنک یا سولفات دو فر\nبحالت جامد در ته گیلاس باقی خواهد ماند"}
{"book": "adl0933", "page": 159, "text": "۱۵۲\nاجسامی که بدین طریق تشکیل یافته اند یعنی سولفات دو زنگ و سولفات دوفز\nموسوم شده اند باملاح\nپس املاح تولید میشوند در صورتیکه فلزی در اسید جانشین هیدروژن گردد\nنمک طعام – یکی از املاح معموله نمک طعام است که در غالب ممالک\nمعادن آن وجود دارد و چون در آب دریا نیز محلول است در بعضی ممالک آنرا\nاز آب دریا استخراج مینماید\nاین نمک را همه روزه ما در اغذیه خود میریزیم زیراکه غذای بی نمک طعم\nو مزه خوبی نخواهد داشت و البته میدانید که رنگ آن سفید و بحالت جامد است\nدر آب بخوبی حل میشود\nجوش شیرین – جوش شیرین نیز یکی از املاحی است که رنگ آن سفید\nو اطباء آنرا از برای رفع سوء هضم تجویز مینمایند\nسولفات دوسو – سولفات دوسو که آنرا معمولاً نمک فرنگی می نامیم\nیکی از املاحی است که طعم آن شور و تلخ در طب از برای مسهل استعمال میشود\nسولفات دو منیزی – این نمک در آب دریا و بعضی آبهای معدنی\nیافت میشود طعم آن تلخ و اطباء از برای مسهل تجویز مینمایند. بقیه صفحه ۱۵۳ \nبقیه صفحه ۱۵۳"}
{"book": "adl0933", "page": 160, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0933", "page": 161, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0933", "page": 162, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0933", "page": 163, "text": "[BLANK PAGE]"}
