{"book": "adl0797", "page": 1, "text": "بعهد اعلیحضرت سراج الملة والدين\nسلسله مطبوعات سال دوم سراج الاخبار افغانیه\nاساس سراج الاخبار افغانیه\nکه تالیف محمود طرزی\nمدیر اخبار سراج الاخبار افغانیه\nمیباشد\nدر مطبع ماشینخانه دارالسلطنه کابل طبع شد"}
{"book": "adl0797", "page": 2, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0797", "page": 3, "text": "AMIRI BOOKSHOP\nکتابفروشی امیری\nپخش و فروش\nانواع کتب\nموبایل { ۰۷۰۲۹۰۱۱۲\n۰۷۰۱۸۷۰۲۶\nآدرس : جوی شیر\nمرکز کتابفروشی ها\n[ILL]"}
{"book": "adl0797", "page": 4, "text": "فقرات لازم الاطلاع مختوم بسر رشته افغانی\nباید که اولا این کتاب از ابتدا تا انتها مطالعه نموده شود، بعد معلم علماے طرز جدید میدانند که این غرام\nپنجساله واقع آخر کتاب ہذا در ظرف چهار سال بکمال خوبی بآخر رسیدنیست، آتا خیر این\nراه و رش تا اگر هشت سال دعوی کند که نقص سی لک روپیہ باشد ہم محض حرفست لان\nچنانکه تکمیل این نصاب تعلیم، مکرراً اعلیحضرت غازی بطریق استبعاد و استفهام انکا ری\nفرمودند که این کار پنجسال میشود، چون از دیگران جوابے نشنیدند، داعی از روقوتیكه\nدرین کار داشتم، بلحاظ اینکه بهتر از گفته خود ثابت نمایم، بی اختیارانه معروضخدمت نمودم\nکه فدوی بچهار سال بخوبی میتواند کرے یعنے دهلک روپیه یکساله فائده سرکار شود، لیتنا\nاگر منصف میبود، باید میگفت که انچه از اطفال خورد سال طرز جدید حضور اعلیحضرت شهریاری\nدیده شد که اکثرشان دندان ہفت سالگی را نینداخته، و از تاسیس مکتب اسعد خوانان\nشهر آرا زیاده از یکنیم سال نگذشته، و فقره ساله را از خطہ غیر موحدہ ، و در مضمون بان\nشان ہم گفته که تقسیم کلانرا هم بخوبی میتوانند، چون ما همه بر همین را تعلیم و تعلم آمده ایم،\nقسم است که هر جائی پرو گرام را بدان بگذرانیم اگر برابرین تعلیم یافتگان نکنیم ساکت نان است\nساخته بتوانیم، مگر سکوت مینمود، بامید انکه بعد سالها که مرده، و که زنده من اگر سالی\nنگویم سکوت که باید کنم، و کینه نباید میکرد احسانکه ایسے قدری اوسط الذین برا بتدایے"}
{"book": "adl0797", "page": 5, "text": "۲\n\nاین عصر سعادت حصر داخل مکتب گشته، و تا حال از جماعت سوم نبرآمده، و نیز خبر ندارد\nکه امتحان گرفتن لافی و واقعی بیکروز ممکنست، و اندازه یکسال، یکصد و هشتاد روز\nحاضر مکتب معین گشته، و جدول حاضری هر پسر در صفحهٔ دو صد و شصتم این کتاب ببروز\nماه بماه و سال بسال از بهر خیال موجود است، برخلاف سابق که نه ایام سال معلوم\nو نه کتاب حاضری حاضر، و پدر بگوید که پسرم باینقدر مدت چیزی نشد، و معلم گوید که\nغیرحاضر میشود، و یاکدامی فخر بیجا کند، که بسی از پسرانم کامیاب برآمد، یا ایراد بمحل نما\nو سفید نشود- درین وقت روزی امتحان یک فریق را دیدم، در موقوف بعدالت\nبودند سه ماه معلم سی روپیگی طرز جدید بران گذشته بود، که نود روپیه تنخواه برده و یا سه ماه\nیک معلم هفت درجه دار پنجاه و شش روپیگی را گفتم که این کار چند روز است؟ گفت\nهشت روز که از مشاهره پنجاه و شش روپیه هشت روزه پانزده روپیه میشود؛\nاز انسبب درین کار تنخواه کم آن میبرد که بظاهر بسیار مینماید بسبب اینکه کاری کتابچه معلم\nشصت روپیگی را معلم چهل روپیگی که سه یا چهار درجه دار دو سه ماه میکند که تنخواه\nبردگی او یکصد و بیست روپیه شود، و معلم سی روپیگی سه درجه بهشت ماه میکند که\nدو صد و چهل روپیه برد، و برای روش قدیم که قبل ازین در مکاتب جاری بود\nاگر مشاهره بیست روپیه بگیریم هم بسه سال بر خواندن نام پدر خود مقتدر نمیکشتند،"}
{"book": "adl0797", "page": 6, "text": "۳\nو هفت صدو بیست روپیه میگرفت، بنابراین آنمعلم را گفتم شما برین فریق کار کنید آنمعلم\nمکتب گفت که حال تشکیل تبته شده، معلم طر نصید از زیاده از سی روپیه داده نمیشود گفتم\nقبل برین هر معلم نو، مدت یکماه کار مفت میکردم، بعد دریافت کار مقرر مینمودم، اگر\nناخوب می برآمد واپس موقوف میکردم، عوض او را خودم یا بتوسط کدام نگرانی\nمی ساختم، و ازین رفتار من همه زیردستان بخوفی داشتند، وحال این معلم در جداً\nبیکار است بگیرد؟ قبول کرده نتوانست تعجب کرده گفتم؟ سبحان الله متارع\nپانزده روپیه را نود روپیه میخرند و نقص لکها روپیه را فائده هزارها روپیه تعلیم داده اند\nتضیع عمر گرانمایه اطفال هنوز یک نقص اضافه برانست، زهی معارفخواهی، وزهی\nقلب چلانی، بلکه در بعض مکاتب نود روپیه را برده و کار یک پیسه را نکرده\nاز حاضری و حرف ناشناسی پسران معلوم است، خیر است زمانه هرچه میکند\nمگر تا یک درجه، نه تا آخر، واصلاح آن وابسته بیک توجه علمحضرت حما یوریست\nو مدیر برای یکفریق کلمه پشتو بازا را نوشته میکند، آنها میخوانند، و برای فریق دیگر\nکه آنهم در حصه اول است (ند) را مینویسد آنها خوانده نمیتوانند، مدیر قهر میکند،\nمعلم میگوید جناب مدیر صاحب کار سه حرف نده (ای و) و موقوف\nبعد آن، و اضافت در حصه اول میشود، و درین نوشته شما (شود) موقوف بعد و او"}
{"book": "adl0797", "page": 7, "text": "۴\n\nو «با» حرف همراه الف، و «زار» موقوف بعد الف بود که خواندند، برای این فرق\nاگر قصه (شیرین شیرین خوب شور بازار) را بنویسد هم میخوانند، مگر در ندها از قرار «ابد»\nاست، که حرف اول را بیک حرکتی جدا میکنند، و حرف دوم را بر حرف سوم میبرند\nو آن در حصه دوم خوانده میشود، و درین ابتدائیه اما نیه کثرت وقلت حروف در آن هیچ\nاعتباری نیست، سیاق خواندن را دایر کار خود گرفته از اثر و چند کرت کتابهای\nترکی وایرانی و بخارائی وغیره را حاسدین طرز جدید در وزارت معارف آورده مقا\nنموده اند، کل آنها بیک ورق طرز جدید موازنه نتوانستند، بلکه در باب خط بالکل آنها\nبحث نکرده اند، وتعلیم یافتگان صغیر این راه در کارهای خود هیچکس خنده نمیتواند که\nازین تحریر برغلط گشته (ابتدائیه) را با درجه داران آن سوخته از خدا خواسته میگوید که این چگر\nزبان بازیست، پیش ازین که «ابد» طلب نمود مردم چه میکردند، طرز جدید طرز جدید مرگر\nمخالف در متخیله خود بادا عی چنین مخاطبه دارد .\n\nمخالف بقیلبرین که طرز جدید نبود، مگر مردم ملانیشدند، و چند دفعه که حاسدین معار\nبر شما هجوم آورند، هرگز عارض نگشته میگفتید که خود قوت کار را صه میکند، و باز در دیر\nمعارف سابقه تحریک بعض حاسدین قریب صد نفر معلمین مکاتب را بموجب حاضری\nاز بهر آموختن این کار برای شما مقرر نمودند، شما بقرار لازم نشان ندادید، باریه"}
{"book": "adl0797", "page": 8, "text": "۵\nجميع مشتاقان مکاتب را مقرر فرمودند و بازهمه معلمين مکاتب را هر روزه\nبعد فراغ کار بموجب حاضری ميفرستادند، مدت دوماه بانها سبق داديد تا بخايکه\nقائل آنش ساختيد که هر درجه اين کار بصد روپيه می ارزد زياده برآن هيچ\nکامياب نشدند، و نيز ميگفتيد که جميع معلمين ماتحت هرنگران برابر چهار يکه همان نگران\nخود نيستند، و کل نگرانها باز برابر نيکه خودم نيستند، اينحالت را يک جای\nاز بهر خود قرار داده بوديد (الف، با) را چراغ دولت دانسته که قوت هر دولت\nباندازه قوت معارف اوست، و آن قوت درينجا بطرز جديد حاصل نميشود، اگر\nميگفت که شما چرا يک نمايشی را نشان نميدهيد در جواب ميگفتيد که لفظ نمايش\nبمعنی نمودن قليل خوبيست، بر خلاف کثير، و اينکار در هرجا و هرولا يک نتيجه کمل\nبسيار خوب بظهور رسانيده، و نيز در باب مکتب شائتين گفتيد که آنها چون خواننده\nونويسنده ميشوند، و حسابرا شروع ميکنند، باز نمی آيند بخيال اينکه انعام و اللہ اعلم\nکه بيابم، مگر مبادا يک خدمتی مقرر شويم که بر خلاف مرضی ما باشد، اما\nاسامی کاميابان شان در کتاب مکتب مذکور مسطور است، هر وقتيکه خواسته شوند\nتکت کرده طلب نمايند وامتحان شانرا مدعی بگيرد که واقعيست يانه همچنين ا\nہر حرف جوابی ميگفتيد، حال ديديد که نگرانها موقوف کرده شدند، و فرقتها"}
{"book": "adl0797", "page": 9, "text": "خوب امسال است که بر جماعت سوم هم غالب ساخته بودید زور از شما گرفته شد\nخودت را مضمحل ساختم، بازخواستگر و خبرگیری برای این کار نگذاشتم\nو قطهای نیم ماش، و نون نخود انقدر اثری به روی کار آوردم که اخر الامر\nاین کار را محو و نابود میسازم (در ابتدا چون از کار ناظمی موقوف شدید، این طرح را\nخداوند برای شما سبب ساخت، فی نفر پنجاه روپیه فیس میگرفتید - چنانکه در مدّت\nچهل روز حاضر، مبتدی انقدر استعداد پیدا میکرد که هر یک لفظ را خوانده، و هم املای غلط\nنوشته کرده میتوانست، و هر پدر با صد شکرّیه و انجاح وجه فیس را با پسر خود سپرد شما\nمیکرد، تا انکه محبوس شدید، و حال چنانش محو سازم که باز کسی مفت هم پرسان\nآن نکند.\nمن - این خیالات شما را چون با تخیّلات خود مقابله مینمایم شما را لائق دلسوزی خود\nمی بینم. امیداند اگر یکروز سیاه چاه خود را با صد سالی با عیش و عشرت شما بدهم\nو دریوزه سازم با انهم نیست، و از همه باب برای داعی جای شکر است\nاین خیالات شما وارید زنده و جمیع مرده میباشید، که انسان در سعت از روی\nخیالات به جاهای خود مرگه ندارد، اما مهربانی مجدد النعمت ثانی، هر وقت در حق\nاهل دنیا میفرمایند که این پیدایشان جنین اند چنان، و داعی ببد ولت نعمت الخ"}
{"book": "adl0797", "page": 10, "text": "اینجهانی را از بے اعتمادی دولت گفته میشود از انرو تنها بتنها خودم جازم که دیگران\nاگر ظاهراً تعظیم کنند، وبدل دشنام دهند، آدم چه میداند، بلی اگر انسان خائده را\nباشد، پد وشنام دیگران هم بپذیرد، زیرا ارکر دار خود میداند که عاقبت این حال خود نادیم\nدعا خواهد کرد، و در باب آموختن کار از هیچکس گروهی نموده باشم مگر خدا میدا\nاگر در کل آنها بقدر چند دقیقه اعلحضرت غازی توجهی دیده باشم، چنانکه چند نفر معلم را\nدر ماشینخانه تعلیم نموده بحضور برده بودم، بعد از مکالمه چند حسی دانت،\nهر حکمت که هست در شش حرف (ب ن ی ت پ ث) است، لہٰذا در\nامتحان شان فرمودند که (حربیه) چگونه نوشته میشود، معلم گفت که ( ح ) را بدارد)\nاز قرار مشق جیم میرسانم، و (ب ی م خانه (ه ) مرکب آنست (بنه) را بیاد داد،\nهمان قالب (بنه) را نوشته نقاط آنرا از قرار گفته سائل میدهم، خیال کردم که این\nاتفاقی بود، بار دیگر فرمودند (کبیر) را چگونه مینویسید، دو خانه در میان آورد، باردیم\nلفظ دیگر را فرمودند که آنهم ازین قبیل بود، حیران شدم که در ظرف چند دقیقه چند\nتوجه و دریافت فرمودند، و مخالفین طرز جدید هرگز توجه نمیکنند، تا بعد فهمیدن\nاعتراض مناسب نميودند، و جواب با صواب می شنیدند، مخالفت مرتفع\nمیگردید، زیرا تنخواه شان وابسته ابینکار نیست، مگر بر هر کار نو، تا که بنج و ریشه میگیرد"}
{"book": "adl0797", "page": 11, "text": "همین احوال میباشد، و طرز جدید از روی بودجه تنخواه زیاده، و اندازهٔ زمانه؛\nو اظهار نتیجه، خدمت لکها روپیه را بخود نسوب میسازد، حال که کار پنج ساله را اعلیحضرت\nغازی میخواهد، در عوض یکهزار کتاب باقی اصل فرمان ابتدائیه این کتابرا در سر مضمونو\nپروگرام ساخته بچاپ رسانید، و اندراج سراج الحساب و کتاب تاریخ الصحہ\nو غیره درینجا ممکن نبود، مگر آموختن اساس هر کار را بکمال زودی متکفل است، اگر\nعجب میدانید در باب کار یکسالهٔ حساب این پروگرام، که تا یکصد نوشتن است الان\nسپاهیان ناخوانرا بیکمعلم درجه داران بسپارید، بعد سه ساعت ببینید که در صفر هم\nغلط نکند، و کار یکساله را بیکروز نموده اثر برقی خود را ثابت نماید، و مخالف از رو\nچه حرف میزند؟ که بجز استهزای لوان شش رنگه نحو چیزے دیگر از و شنیده نشده\nهر انسان در خدمت محولهٔ خود یک امتیازے از بهر خود حاصل بنماید، تا بخوبی یاد شد\nمگر بعض محض امتیاز را میخواهد، و امتیاز چون در جانب خرابی آسانست، لہذا کامیاب\nخود را در ان خواهانست، و این تنخواه درجه را احدی از معلمین طرز جدید توقع نبود\nو نه اکنون خواهان اند، مگر داعی بامیدان این نقص سرکار را نموده و مینماید که معلمین\nطرز مذکور بالفعل درینولا زیاده از چهل نفر نیستند، که چهار نفر آن نه درجه دار، و سه نفر\nهفت درجگی، و باقی آن پنج یا چهار درجه دارند، و امسال از ابتدای نوروز تا حال"}
{"book": "adl0797", "page": 12, "text": "۹\nکه نه ماه میشود، احدیرا یکدرجه هم نداده ام، که بعد ازین برای کار سال اول ده درجه\nو از شش درجه باقی برای کار هر سال دو دو درجه برای لائق آن داده خواهد شد\nو مدعای اصلی اینکه بآوازه درجه، مردم دور و نزدیک مملکت محروسه همه کار را\nیاد بگیرند، و بر خویش و قریب خود آزمایش میکنند، چون راه و روش آسانی\nاز بهر خواندن قرآن و یافتن قرآن یابند، خود بخود همه ملت بیرون مکتب هم خواننده\nو نویسنده میشوند، از انرو طعنهٔ ابتدائی برای معلم همینست که درجه را نداری\nو تنخواهت از اصل چرا کم بسته شده ؟\nمعلم – اختیار شماست، هرچه کرده اید خود شما کرده اید.\nداعی – همین بد است که من کرده ام، علم اصلی شما کم بود، از روی امتحان\nتنخواه شما کم بسته شده، و در ما بعد باز فکر نداشتید یا متوجه نمیشوید که درجه را حاصل\nنکرده اید.\nمعلم – تمام روز مغز سر میخورم، کوشش میکنم، و در دعای شما هستم.\nداعی – همین دلیل نافهمی کار است که مغز سر میخورید، کسانیکه کار را یاد دارند، برای\nمبتديان و خودشان ساعت تفریحست، و دعا هم نمیکند، بلکه یکنوع منتی هم از\nایشان محسوس میکنم، که یعنى کار شما را ما رونق گرفت، این اظهار تسلیم کرد و دعا هم میکنیم"}
{"book": "adl0797", "page": 13, "text": "هم نخواه بسیار، و هم دعای منت میبرند.\nمعلم – شما که در یکجای سوال کنید که این را چگونه نشان میدهید، من در جواب\nوارخطا میشوم.\nداعی – درجه داران چرا وارخطا میشوند، فریقیت کی خوب بود.\nمعلم – بسیار خوب، بعد ازین بر کارگران هوش میکنم، در هر فریق مکتب ما، که\nکار کند تماشابین او میشوم؛ حال از حاضریم ناوقت میشود، رخصت میشوم\nداعی – خوبست، والا بهتر آنست که پسران بیچاره نان مادران خود را پخته کنند،\nو شما هم بخانه میرفتید باز روز نخواه می‌آمدید که از بودن شما هم اثری نمیشد\nهر دفعه که امتحان فریقهای مکتب شما را میگیرم، در باب هر فریق چون اندازه\nکار را میرزا نوشته کند، میگویم که تاریخ و کاره سابقش را بخوانید، بعد استماع آن\nدر باب کدامی میگویم، نوشته کنید، فریق اعلی، و اثر کار معلم ادنی معلم بیچاره\nمیداند که پسرانرا پیش نبرده ام، و در باب بعض میگویم فریق ادنی، واثر کار\nمعلم اعلی، وصراحتا نیز اظهار مینمایم که آفرین حسب القانون بسیار پیش برده\nمگر چند روزی توقف باید کرد، که خوب تیز و دلیر شوند، و در باب شما چو\nمیرزا از اثر کار معلم پرسد، اگرچه فریق شما چیزی خوب هم باشد، میگویم که هیچ"}
{"book": "adl0797", "page": 14, "text": "۱۱\n\nنوشته نکنید، بسبب اینکه در وقت فرصت از شما بپرسم، که این فریق البته بر بام\nبالا شده مگر از کدام راه، وزینه، از هر مرتبه آن که میپرسم جواب لائق از شما نمیشنوم\nمیدانم که این کار را نگران کرده، و یا بکدام درجه دارد یگر کرده اید، و بعضی از شما\nچنانند که جوا برا خوب میگوید، و فریق او خوب نمیباشد، و دارای درجۀ آن میشود\nکه بعمل دست آید، و شمار انعلم است نه عمل، و هر وقتیکه باشند من خود اور با\nچنین کم تنخواهان مسئول می بینیم، چنانکه اگر گفته شود، که اگر نفرتی شما در وقت\nگرفتن تنخواه واقف میشوند که منظوری درجه و یا از جناب وزیر صاحب گرفته فرت\nفرستاده اید یعنے دریغ نکرده اید، و این شخص مدت دوسال میشود که در طرز چنت\nنه تنخواه او بموجب درجه اضافه شده و نه موقوف گشته، بجز اینکه سفارش کرده\nشدگیست، و سفارش کننده او تعظیم شما را نموده، و بشما دعا کرده، و تنخواه مفت\nخورده، دیگر چيست، انسان چه جواب بگوید، و حال اینکه من بچشم دیدن تعظیم\nکسے دارم، و نه بچنين دعا ها خوش میشوم، خودم دعا گشته ام، در چنان جانو کثرت وق\nکه قدر این چیز ها را بداند، به من بجز ثبوت شاگردی هیچ چیز قدری ندارد، وبو\nبحصول درجه میشود ـ و آنانیکه بعد از دیدن همه ها بلکه هزار ہا طفل خواننده و نو اند\nوراه و روش باینحالت رسیدن خود را حالا فراموش کرده، و گویند که فلان یا فلان"}
{"book": "adl0797", "page": 15, "text": "۱۲\n\nکار این براطفال سخت است ، نمیتوانند ، انسان حیران میشود ، که کامیابان آریخچه رقم\nمی بینند و چنین میگویند ، آخر چرا .\nمعلم - دق قلب من چنین کتاب بخش ایام کار نبود ، همراه شما بجز راستی\nگذران نمیشود ، چنانکه در ایام تعطیل زمستان که بجل متعلمین خود تعلیم میکنید\nروزی هر کدام فخراً میگفت که من دو کرت انعام کاکا را برده‌ام ، کسی کرت\nگفت ، آن دیگری بیان نمود که من هم یکدفعه دو روپیه انعام برده ام ، و اوقابل\nانعام دیده نمیشد ، و نه درجه داشت ، شما فرمودید که شما بموجب لیاقت نبرده اید\nفریق فلانی خراب بود ، از بهر آزار دادن او بشما انعام دادم ، و بازیگر ، و ز در کتب یاره\nبکدامی انعام داده فرمودید که بقوت خوبی کاری بی اختیارانه از من انعام میگرید\nوالا نقض یک پیسه دلم نمیخواهد ، و آن دیگر را گفتید ، که ملا صاحب شما همانید ،\nکه برای من میوه آورده بودید ، دلم میخواست که این دو روپیه را شما برید\nمگر افسوس که فریق شما بسیار خراب بود ، بران بیچاره احوال مرگ گذشت ، و در\nاوائل اینکار یکی را «ماشین» و دیگریرا «جرثقیل» و دیگریرا «منبر اول گل»\nلقب میدادید ، حال طعنه بنایابی درجه ، و آفرین هم از وجه یافته میشود ، خیر است\nبعد ازین کوشش خود را میکنیم ، هرچه شدم ، حال رخصت ."}
{"book": "adl0797", "page": 16, "text": "۱۳\nوچون پادشاه بحق ملت خود بمنزله پدر است، و پدر مابین اولاد خود محبت\nو مودت و اتفاق و یکوجودی میخواهد، و آن بموافقت زبان حاصل میشود\nکه اختلاف السنه سبب مخالفت کلی، و موجب عداوت ذاتی میگردد -\nو این اعلیحضرت همایونی جمیع افراد ملت خود را بنظر مساوات می بینند\nپس اگر مردم ازبک بسیار میبودند همه ملت خود را بگفتن ترکی امر میفرمودند\nو هرگاه اشخاص هزاره زیاده دیده میشدند زبان هزارگی را اختیار مینمودند\nتا براه کوتاه بمقصد میرسیدند، مگر افغانان بسیارند، ناچار گفتن زبان جانب\nغالب لازم آمد، و چون منشاء و منبع زباندانی معارف، و خواندنکیست\nکه حصول قواعد واصول آن از روی کتاب میشود، و آن بتوسط طرز جدید\nقریب الوصول است، اگر در ثانی اعلیحضرت غازی حروف جدید و روش\nمفیدی بر روی کار آورند مردمان بخوبی وشیرینی آن بزودی میفهمند\nپس بالضروره منتظم مکاتب ابتدائیه، و مدیر منتهی الدرجه طرز جدید، و معلم آن\nافغان باید بود، بنا بر مذکور اگر دو نفر مساوی الاخلاق والعلم، لیاقت\nمدیری، یا سر معلمی را داشتند، و هردو زبان افغانی را هم میگفتند، اما یکی را\nزبان مادری بود، و دیگر را بتکلیف یادگرفتگی، ترجیح بتکلیف یادگرفتگی را باشد"}
{"book": "adl0797", "page": 17, "text": "۱۴\n\nکه محض از هر حصول برادری و یکو جودگی یاد گرفته و متفکر نشوند که کار با خورد و کلان مین\nشما نفری کار داران موجوده مکاتب کرده خواهد شد که دیگر نفری با رغیب نی آیند\nمگر بر روش لازم، و باید، و سبب اینکه، کار گذاران مکاتب ابتدائیه نقص لکها\nروپیه سرکار، تضیع عمر گرانمایه اطفال خود و بیگانه، و بد نامی اینجهانی نزد آنانکه در خو\nو طرز جدید یافته، و دانسته کار گشته، و جوابدهی اخروی پیش دلملتے خود از روی نتیجه\nو مشاهده راضی هستند - محض بیعلمی و نفسانیت از نیستی که در آنچه معلم داند و ما ندانم\nچگونه اداره و تفتیش آن کنیم، و یا با اینقدر کارهاے ضروریه شخصیه خود چسان یکبار\nابجد خوانانرا خودمان تعلیم کنیم، این هر دو سخت است پس در نخوا اصل کار کوش مینمام\nتا کامیاب شویم، و حال آنکه اگر چه طرز جدید در کار هر سال روشهاے بس خوب دالاً\nمگر هر تعلیم یافته بزودی از ان دانسته میشود، اما از کار و عمل ابتدائی آن که چهل روز\nبا کار خط بمعاونت خبر گیری نگران، درجه در ان حاصل نموده میتواند، و نتیجه به از ان\nچاره نیست، لہذا سرگاه تفریق را ثمر رسانند که از ایشان بصمت بے رجم منظور اس وانخیار\nشان سبب ترغیب عمومی، و موجب ثواب اخروی، و رفع مخالفتهای انکامران بداست،\nو ثبوت انصاف و انسانیت، و وطن خواهی کامیابی در مهربانی افغانی بتوسط خوانندگی میگردد\nو چون داعی این حیات ثانوی خود را محض از برکت اعلیحضرت غازی میداند، از انرو\nہر آنچه حضرت او پسند در سرچندار ستران ندانم، خالی از حکمت کلی نمی‌بینم."}
{"book": "adl0797", "page": 18, "text": "۱۵\nولا یحیطون بشیء من علمه الا بما شاء\n\nطرز جدید\nاصول تعلیم مکاتب ابتدائی، معلم و متعلم را کافی\nمسمی به\nاساس غچیباله امانیه\n\nکه ارکان جمیع\nپروگرام جدید امضا فرموده اعلیحضرت غازیرا\nدر بر گرفته\n\nدر مطبع ماشینخانه دار السلطنه کابل طبع شد"}
{"book": "adl0797", "page": 19, "text": "١٦\nفهرست مضامین\nصفحه\nدیباچه در دستورالعمل هر کار، نمبر وار . . . . . . . . . . ١\nحصۀ اول در حرف شناسی، و آوازدانی، و کار نوشتن تدریجاً — حرف شناسی ٤٧\nآوازاردانی، مگر درینوقت حرف شناسی مخلوط بآوازدانی، آخر این کتاب واقعه صفحه\nدوصد و شصت و دوم، مبتدی شروع میشود . . . . . . . . . . . . . . . . ٥٥\nحصۀ دوم در کیفیتهای مختلف خواندن . . . . . . . . . . . . . . . ٧٣\nخواندن خط عربی، بلکه هر خط اجنبی بتوسط حرکات، چنانکه بر آیۀ شریف دالّه وسط\nقرآن مجید باندک تأمّل خوانده تواند . . . . . . . . . . . . . . . . ٨٨\nنمونه\nعرضکتابا فارسی باب، و سال شمسی قمری، و یادگرفتن خط شکسته در ضمن سمتها سال الله غیره الخ ١٢٠\nعنوانهای مراسلات بتفاوت مکتوب الیه . . . . . . . . . . . . . ٢٢٩\nتعلیم خواندن بدیگری که خود مبتدی تقریر میکند . . . . . . . . . ١٢٥\nاصطلاح اهل لغت، یا حروف که هر جزو بیک صنعتی یاد میکنند و قدر حساب بیان عربی ١٣٨\nتعلیم خط بدیگری که خود مبتدی تقریر میکند، و مقدّمات هندسه از زوایا، و مثلث، و دائره، وغیره ١٥١\nنطق با مسجد خوانان شهر آراء، از بهر بیداری دیگران، و معنی الفاظ معدوده مروجه اینوقت . . . ١٦٨\nتعلیم حساب که در باب عدد نویسی خود مبتدی تقریر میکند، و اربعه و غیره، و توضیح در اعشار ١٧٩\nمقدّمات جغرافیه از قبیل (بحر (ضد) بر، کُوهل، جھیل، غدیر، ضد، جزیره یا خلیج ، ضد\nجزیرنما ،رأس، مساوی، نوک، بوغاز، آبنای، ضد، برزخ، خاکنای، وغیره ١٨٧\nروِش تعلیم افغانی . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . ١٩٦\nثبوت بیست تا خت از نصابِ صبیان . . . . . . . . . . . . . . ٢٠٢\nحصۀ سوم در قانون نونشتن که از ابتدائیه بکار آرد، و حال گم گشته، اگر چه دو حصه آخر افتاده ٢١٠\nپروگرام پنجساله و جدول حاضری مبتدی با جمع کل ایام سانحہ اور در مقدی حصه مه بپایان کتابے\n۱۶ مطابقت نموده\n(نصر الله خان؟)\nسید احمد"}
{"book": "adl0797", "page": 20, "text": "بسم الله الرحمن الرحيم\nالحمد لله الذي علم بالقلم علم الانسان\nما لم يعلم والصلوة والسلام علي النبي\nالامي الذي اعجز بكلامه فصحاء العرب\nوالعجم وعلي اله واصحابه مصابيح الظلم\nاما بعد\nچون عاطفه علّیه حضرت شهریاری (امیرامان الله خان غازی)\nسواد خوانی عمومی ملت نجیبه خود بود و است تا کلیات"}
{"book": "adl0797", "page": 21, "text": "۲\nاصول دین خود را از روی نوشته دانسته قرآنخوان و خط\nنویس و سواد داران باشد چنانکه اگر پرچه از حکومت بایشان\nبرسد بصرفروی خوانده و جواب انرا بنوشته داده بتواند\nبنابران جناب جلالتماب محمد سلیمانخان وزیر معارف\nکه از ابتداء در رونق افزائی طرذ جدید تعلیم ابتدائی بوده و آبادی\nمعارف را ازین راه میدانست برای تسھیل و تکثیرین امرامجمہ\nحکم مین بفرمود که فکری در اختصار کتابی و رویکسی ان اوز\nتعلیم و تعدد معلمین و عمومیت و زیادتی کار باید کرد\nبنابرند اور سررشته حصه متن رابتدایه مانیه باتمه و چیزی\nاضافه انرا برین اوراق کم اور ده معروضداشتم بجانا سیکه\nسررشته مکتب از طرف حکومت مقرر و جائی معین است"}
{"book": "adl0797", "page": 22, "text": "همانست که حسب القانون تعلیم یافته میشوند اما گویند\nو جائی دور است که مکاتب سرکاری رسید نمیتواند\nو در قریه و مسجد خود میخواهند که تعلیم یافته شوند خصوصا\nدر ایام زمستان که از دهقانی مزدگری و دیگر غریبی منافی\nموسم سردی فارغ و بیکارند پس هر معلم درجه دار تعلیم\nابتدائی اگر باجازت وزارت معارف برای\nاین مدعا برود و آنقدر نفری را ساخته باشد که فی ما\nد ونفر (خواننده و نویسنده) در زمانه رفتن وی برسد\nهم حق تنخواه خود را دارد بهر مکتب که نزدیک باشد تنخواه\nخود را در جمع معلمین آن برده نام نویسی تلامیذ خود و امتحان\nآنها را هم بهمان مکتب بدهد چنانکه لحاظ اضاف دار"}
{"book": "adl0797", "page": 23, "text": "۲۴\n\nمرقومه بخط شکسته را خوانده و فقره مشتمله بر الفاظ مشکله را نوشته\nکرده تواند، و هرگاه بی‌اجازه وزارت معارف رفته\nو کار را کرده باشد اگرچه حق تنخواه بر وزارت ندارد مگر فی نفر\nهر خواننده و نویسنده پانزده روپیه بطریق انعام حق دارد،\nهرچند که هر فرد ملت بخو‌اننده و نویسنده شدن خرج دیا پر خود\nبمبلغ مذکور خوب راضی میباشد، مگر در یکسال یکجا دادن\nمبلغ مزبور بر اکثرشان شاق است، لہٰذا حال حکومت\nمیدهد، و باز از ملت در ضمن سالها متعدده تدریجاً میستاند\nو هرگاه آدم بیدرجہ این کار را نموده باشد، نزد نگران مکتب\nقریب خود رفته اولاً امتحان خود را در خواندن و نوشتن بدهد،\nاگر درست و قابل درجه دیده شد، تصدیق درجه خود را هم"}
{"book": "adl0797", "page": 24, "text": "بگیرد، که اگر یکوقتی نوکر شود، فی درجه سه روپیه اضافه\nبر تنخواه خود نیز برده باشد، و از بابت تعلیم یافته های\nموجوده خود بقرار معلم درجه دار فی نفر پانزده روپیه بطریق\nانعام حق دارد، اگر چه با آرامی تمام در خانه و صندلی خود\nپسران و نواسه ها و خویشان خود را تعلیم نمود باشد، بناءً\nمذکور اگر یکنفر معلم درجه دارطرز جدید که لامحاله پانزده نفر را\nتعلیم خط هم کرده میتواند، پانزده جلد ازین کتاب بپانزده\nروپیه، و پانزده عدد تخته سنگی فی دانه یکروپیه بگیرد، که ضماً\nبکار حساب اکثر کار خط هم بران میشود، و فی نفر یکروپیه\nبیکدسته کاغذ، و دو دانه قلم، و یک دوات لب چتیه\nو چیزی رنگ خرچ کند، و یک تخته سیاه کلان چوبی"}
{"book": "adl0797", "page": 25, "text": "که برای تعلیم فریق باشد نیز بخرد، تا آنرو این کتاب\nو کتاب حامل المتن ابتدائیه کار حصه های چوبدارا\nکامل الان تخته گرفته باشد جمله این مبلغ بالغ پنجاه روپیه\nهم نمیشود، پس هر چند آدم سست و کم کار یکم در مهیا\nپنجاه ایشانرا کامیاب میسازد، دو صد و بیست نسخه رویه\nدر عوض آن از سر کار میگیرد، پنجاه روپیه آن عوض خرت\nمذکور آن میشود، و باقی در عوض محنت تنهایه او بر اوک\nمیماند، و هرگاه آدم جرار و سادهی جا بسیار باشد\nبمدت کمتر هم میتواند چنانکه بار ها خود این ضعیف\nبچهل روز ساخته، مگر سه چهار نفر، که در بند یخانه زیاد\nمیسر نمیشد، و این تجربه در کار مکاتب ثابت گشت،"}
{"book": "adl0797", "page": 26, "text": "که در باب خواندن زیادت نفری سبب معاونت\nهمدیگر گشته از رشک شاگرد خوب، مبتدی ناخوب هم\nخوب میشود، اما در کار خط، نفری زیاده، وقت را بهم\nزیاده میگیرد، زیرا با هر فردشان مخاطبه و تعلیم جداگانه\nخواسته میشود، پس فائده حکومت اینکه، مگر این فن را در\nمکتب سرکاری آورده میشد هم همین خرج داشت\nبلکه تنخواه مدیر و سر معلم و چپراسی بران می افزود، و اگر\nاگر نفری غیر حاضر میبودند هم معلم شان تنخواه خود را کامل میبرد\nو حال کامیاب و ثمر رسیده موجود را محسوب میدارد\nوقبل برین چون ابجد خوانی و تعلیم ابتدائی یک کاری باحمال\nو تخمین بود، در ضمن مدت مدیر و سالها بی امیدیه مدت"}
{"book": "adl0797", "page": 27, "text": "میآمد، از انرو حضور مکتب، وبدون سررشته سرکاری\nکامیابی شان صورت نداشت، وحال چون بموجب\nطرز جدید کار آن همه در قالب و قانون محصور گشته\nازانرو هر دو جانب یعنی معلم متعلم بشوق تمام کار را\nباتمام میرسانند، پس توسط متعلمین خوب در قلعه و قریه\nوجاهای خودشان هم این مدعا بخوبی حاصل میشود،\nاگر ملت این خیال کند که بالفعل از بهر یاد گرفتن طرز جدید\nتنخواه بسیار میدهد، بعد از چندی این مقدار را نصف میکنند\nوقتیکه مادران اطفال هم کار را یاد بگیرند، باز هیچ نمیدهد\nمیداند که هر طفل خود بخود سواد خوان شده از خانه میبرآید\nفرض کرد هم که مدعای آخری چنین، و مقصد همین باشد"}
{"book": "adl0797", "page": 28, "text": "۹\n\nملت ازین مطلب دولت چه نقص کرده باشند، خرجیه\nاز ایشان فراهم می آید واپس بخدمات خودشان خرچ\nمیگردد، اگر از یک کارشان فارغ شود، البته مصروف\nخدمت بهتر میگردد بلکه اگر از روی امتحان پسران خود را\nتعلیم داده باشد حق بردن پسران شان بمکتب سرکاری\nکسی بر آنها ندارد، و بموجب تفصیل فوق معلم شان مستحق\nانعام میگردد، بنابران اگر ملک و سر کرده کدام ناحیه بگوید\nکه پسران ما سیاه میشود، یک معلم خوب درجه دار طریقه جدی\nبرای ما داده، که معلمین دیگر وطنی خود ما و یا اجنبی را\nهم او ساخته تواند، جمع آوری پسرانرا خود میکنیم، و سر\nجای تعلیم ایشانرا مینمائیم، و سامان تعلیم را از قرا قره جده"}
{"book": "adl0797", "page": 29, "text": "معارف میخریم، قلم و دوات و تخته و کاغذ و کتابرا برآی\nپسران خود میگیریم، و تنخواه معلمین خود را هر قدر که سرکار\nمعین نموده باشد خودمان میدهیم، و سیاهه جمع آوری\nوجه از رعایای خود، و باز خرج آن بکار تعلیم هم حکومت\nمیدهیم، تا اضافه طلبی نکرده باشیم، و در هر ماه یکبار\nنگران آمده امتحان پسران ما را دیده باشد، تعلیم شان\nتعلق بمعلم دارد، اما هرگاه حاضر نشده بودند وجه گرفتگی\nهمه واپس از من ملک گرفته شود، پسران مکتب\nسرکاری برده شوند، و یا ملک تبدیل گردد، شنیده میشوی\nحاکم را نمیرسد که از هر مطلب خود چند گروه ده را ترتیب\nحواله پسرانرا بنماید، و نیز باید دانست که درین روش"}
{"book": "adl0797", "page": 30, "text": "طرز جدید که حال بر روی کار آمده در روز اول سباً\nنوشتن خواسته میشود، بار ها این کار را بانجام رسانیده ام\nکه در خوانندگی اوسط، و در نویسندگی املا خطی باریجه اعلی میکنند،\nچون راه بسیار صاف و کوتاه شده هر معلم منتهی الدرجه\nبهمین یکصد و شصت ساعت مبتدیانرا خوب ساخته\nمیتوانند، اگر تخته های مشق در مکتب باشد خوب\nو الا فی روز نیم پیسه کاغذ بر هیچ پدر تکلیف نیست، هیچ،\nروز اول برای قلم سه پیسه گی، و یک یک پیسه دوا\nو مرکب میخواهد، اگر هیچ نباشد هم انگشت بران زمین بگذراند\nو هم را بنویسد که نگران میگذارد، اگر چه در اصل قانون طرز جدید\nتعلیم ابتدائی چنین بود که خواندن و نوشتن هماشین در میشد"}
{"book": "adl0797", "page": 31, "text": "۱۲\n\nمگر چون از اوائل حال مخالفین بسیار شدند و کار جلیل\nنویسندگی را که بسالهای بسیار میسر نمیشد چنانکه بعض\nملاهای چهل ساله بر نوشتن نام خود قدرت ندارند،\nو در مکاتب بمحض ابجد خوانی مجرا میشدند، بطرز اکابر\nخوانندگی برا مقدم نمودم ، چنانکه مبتدیان چون نام خوان\nمیشدند، بلکه الفاظ اضافت دار را مانند (کشمیرۀ ماشینخانه)\nیا (کوه شیر دروازۀ شهر کابل) را میخواندند سبب تعجب\nمردم میگشتند، ترقی داده ببالا سپرده میشدند، و این کار را\nاگر معلمین خوب طرز جدید بکمتر از یکماه میتوانستند، از انرو\nهزاران نفوس را ترقی داده شد، و مخالفین را چاره بجز سکوت نماند\nزیرا یا نمیدانستیم، و یا ارادتاً فائدۀ عالم وطن را بر هم میزدیم"}
{"book": "adl0797", "page": 32, "text": "۱۳\n\nباید گفت، بنابراین بعضی منصفین عاقل شان بوصف\nو مدح هم گشتند، بنا بر مذکور حال چون آرامی از ینباب\nحاصل گشت، قانون طرز مذکور بر اصول صحیحی خود گرفته شد\nکه کار خوانندگی و نویسندگی یکجا یافته پیش میرود، و معلم\nباید که در شروع هر کار باین کتاب ببیند که حال نمبر چند\nو چطور شروع میشود، تا آنکه بر خود معتمد گردد که سهو نمیکنم\nو چون نویسندگی معاون خوانندگی میگردد، زمانه همان\nیکصد و شصت ساعت میخواهد، درین دیباچه\nدستور العمل هر کار نمبر وار مفصلا و ستی نمبر آمده، چون معلم\nیک کار را تمام کند درینجا ببیند که حال نمبر چند و چطور\nشروع میشود، تقسیم اوقات دارد، و یا هر قرار یکه معلم"}
{"book": "adl0797", "page": 33, "text": "۱۴\n\nخبرکار اینه ما نقد روقت را مصروف آن بدارد،\nو شاگردانیکه غیر حاضر میشوند، یا قلم و دوات تخته و کا\nغذی آورند، بفریق پایانتر خود مسترد نماید، اگر فریق\nپایان دران مکتب نباشد سیرمین بسازد، وقتیکه نظری\nسیرمین بسیار شوند معلم دیگر بخواهد، اگر داده نشد بهر دو\nفریق را تنها کار نموده کثرت نفری را اعتبار داده، و وقت\nزیاد خود را بنفری زیاد مصروف داشته باشد، و در با\nسامان تعلیم خط، چون کنیم روپیه پسرش نویسنده میشود.\nبالضروره پدرش هر چندامی ناخوان باشد نیم روپیه میداد\nوالاً معلم خرج کند که بعد کامیابی خط شاگرد، بازفی نفریکرون\nاز وزارت معارف بطریق انعام میگیرد، و هرگاه فوراً مستعد معلم"}
{"book": "adl0797", "page": 34, "text": "۱۵\nنباشد مبتدی انگشت خود را بقرار جیم مثلا بر دیوار فرود مین\nبگذراند هم منظور است اما غدر غیر مفید مبتدی هرگز\nاز معلم قابل منظوری نمیباشد.\nدستور العمل حصه اول مشتمل برست\n(۱) بعد فهماندن هشت طرف تخته یا کاغذ اولا\nیکحرف را چون بمبتدی نشان بدهد فورا باو مینویسد\nچنانکه (ا) را چون بشناسد بعد مشق میکند تا زمانیکه\nفی الجمله خوشخط هم نوشته شود، بعد (ب) را شناخته و مرقوم\nمیدارد، و همچنین تا آخر، و در حالت مشق هر حرف بات\nکه نام آنرا زبانی هم گفته باشد چنانکه در مشق حروف ب\n(ب ب ب ب) و در نوشتن (ج) (ج ج ج ج ) را"}
{"book": "adl0797", "page": 35, "text": "۱۶\n\nودر (و) (وُ وَ وَ و) (رُ رَ رَ ر) را با خود تکرار نموده باشد\nو هر حرف را بصفت خود یاد نموده یعنے س ،دندانه دار\nش، کشدار، ص، چشم دار، ط ،خنجر دار ،ع، دهن باز\nف، ق، ل، تفنگ دار، یا مرکز دار ،ل ،مخشت سر\nن، و، دستار دار، ه، نانی، رکجک ،ی، راسته\nیے، چپه، اما مبتدی در نوشتن خود یے، چپه را\nمرقوم ندارد، و درین اول حال محض نقشه حروفرا نوشتن\nکافی داند، ککار خواندن معطل نشود، تا مشق دیگر\nکه نوشتن حروف همراه لغات است زمانه بسیار است\nباید که بتدریج تا آنوقت خوشخط نماید چون حروف غیر\nمشاکله را بآخر رساند، بهذالطریق امتحان با ضبط نمأ"}
{"book": "adl0797", "page": 36, "text": "چنانکه بلاترتیب نام هر حرف را گرفته و مبتدی انگه خود را\nبران گذاشته باشد که درین اول حال نام گرفتن حرف\nبرمبتدي دشوار است. تا باینطریق نامهای آنرا\nاز زبان معلم ضبط کند. بعد بگوید که این چیست این چیست\nتا نامهای آنرا باندک معاونت معلم مبتدی گفته باشد.\n(۲) نوشتن نقطه خصوصاً سه نقاط بالا و پاین\nچنانکه در (شس چ) واقع است، جدا داند بانیشان\nخوب خوشخط نماید.\n(۳) بعد از امتحان گرفتن بیست حروف بغیر تشاكلۂ مذکوره\nاندوی کتاب کار نموده تا قاعده اول در ضمن آن\nحفظ نماید."}
{"book": "adl0797", "page": 37, "text": "۱۸\n\n(۴) چون بحروف مشاکله رسد چهار حرف\n(ب پ) (بی) (ت نقطه دار) (ث نقطه دار) را نشان\nداده و نوشتن هر یک را از ایشان بخواهد و همچنین چهار\nحرف (ج چ) کامی (ح حلقی) (خ) را نشان داده\nامتحان نوشتن آنرا بگیرد. بعد (د ذ کجک) (ر ز ژ)\nزیر تیز(س دندانه دار) (ش کشته دار) (ش دندانه دار)\n(ش کشته دار) (ص چشم دار) (ض چشم دار) (ط خنجر دار)\n(ظ خنجر دار) (ع دهن باز) (غ دهن باز) (ف ق)\n(ک مرکز دار) (گ دو مرکزه) (ل) (م خشت سر) (ن)\n(و دستار دار) (ه نانی) (ء کجک) (ی راسته) را\nبایشان شناخانده و امتحان بگیرد، حال در فرق آواز"}
{"book": "adl0797", "page": 38, "text": "۱۹\n\nحروف ذیل خوب درست باید ساخت، اگرچه\nمجموع حروف ذیل بتقسیم، شفوی و وسطی و حلقی\nمشهورند، مگر درینجا از لب گرفته تا ناف بترتیب\nهفده مخرج نوشته شده (پ م ب ف و ی) شفوی\n(د) (ت ط) (ز ذ ض ظ) (س س ص ث)\n(ش ش ش) (ن ج چ ق ک گ ل ن) وسطی،\n(خ غ ح ع اه) حلقی میباشند.\n\n(۵) از روی کتاب کار نموده تا دو قاعده\nباقیه را در ضمن آن حفظ نماید.\n\n(۶) هر حرف را بر سر کلان یعنے بالف بخواند\nو از هر مبتدی امتحان دران بگیرد."}
{"book": "adl0797", "page": 39, "text": "(7) سیزده لفظ را با جا سا ما صا طا\nعا فا کا لا ما ها را مرقوم دارد.\n(8) در اشکال مختلفه (با تا یا تا پا ثا جا حا خا\nدا ذا را زا ژا سا شا صا ضا طا ظا\nعا غا فا قا کا گا لا ما ها) از یک مبتدی میاید پرسید\nکه (نا) را چگونه مینویسید . و او استاد و وی روی تخته\nنوشته، بآواز بلند بگوید \"تا کل فریق بشنود\" که\nهمان (با) را مینویسم مگر نقطه آنرا بالا میگذارم همچنین\nدیگر و دیگر را پرسیده و جواب گفته باشد تا آنکه به (ها)\nرسد و هرگاه مبتدی یکنفر باشد خود معلم بگوید بلکه با خيال\nمعلم بهتر که وقت را کمتر میگیرد بعد امتحان کل فریق را"}
{"book": "adl0797", "page": 40, "text": "۲۱\n\nدر نوشتن هر سی و دو لفظ مرقوم فوق بگیرد، و درین جا\nامتحان هر حرف را همراه الف و بدون الف بسیار بگیرد\nچنانکه گوید (گا) نوشته کنید (گ) بنویسید، و همچنین درس\nمشق حروف مده بقرار مذکور کار کند تا فرق محض حرف\nاز حرف با مده بخوبی نموده باشد تا در همه جا در بجا غلط نکنند\nکه علت در حروف علت مده است که مبتدی بغیر\nدرازی حرکت حرف سابق آواز حرف دیگر نمیشنود و نداند\n(۹) کار موقوفه، بعد الف را بایشان بیاموزاند\nو آن چنانست که معلم بگوید هر کدام این (آ، با، پا ... یا)\nمانند یک اسپ کشی خیال کرده که در دست کدام می باشد\nکه خود او بچشم دیده نمیشود، اما چون سر باز چکش را بالا کند"}
{"book": "adl0797", "page": 41, "text": "۲۲\nو بر اشیای مختلف مانند یخ و خشت و چوب و آهن\nمی آورد از آواز شناخته میشود که بر فلان چیز آورد همچنین\nهر حرفی که در آخر لفظ (با) موقوف بیاورم شما از آواز آن\nشناخته بگوید که بر فلان حرف آوردید تا کل حروف را\nختم کنم بعد شما این چکش را گرفته بر هر حرف که بخواهم بیاورید\nبعد چکش دیگر را گرفته بر هر حرف که خواستم آورده باشید\nتا کار موقوف را خوب یاد بگیرید که روز اول خوانندگی\nمبتدی همینست بعد الفاظ آنرا از روی کتاب خوانده\nو هم دران ورق از نوشتن هر لفظ آن جویا شود تا او\nدر مانند لفظ (پاک) بگوید (پ الف پستی مانند با)\nنوشته میشود چنانکه حال مشق کردم و (ک) را جدا مینویسم"}
{"book": "adl0797", "page": 42, "text": "۲۳\nکه الف بطرف چپ خود بسته نمیشود، بعد یک یک از الفاظ\nذیل را بایشان مرقوم دارد، و در مانند لفظ (صاف)\nمعلم بگوید که (ص) چشم دار است، و در هر لفظ چون معلم\nاز دیدن و اصلاح کل فریق فارغ گردد، بعد لفظ دیگر را\nگفته باشد: آن، آب، آش، آر، باج، پاک، یاد، تار،\nنام، پای، جام، چار، حال، خاک، داگ، داد، دار،\nذات، رام، زاغ، ژاژ، ساز، سال، شال، شام،\nصاف، ضال، طاق، عام، غار، فال، قاش،\nکار، گاز، لاک، ماش، ماه، واخ، وای، واه، یار،\nآ، یا، چون کار چکشهای الفی را بخوبی دانستید کار\nچکشهای یائی، و واوی را بآسانی میتوانید."}
{"book": "adl0797", "page": 43, "text": "۴۴\n\n(۱۰) بعد از فهماندن مبتدیان بکیفیت (ه) آخری ۳\nاین چند لفظ (ناوه، پاره، چاره، ساده) را بیاموزان\nبعد الفاظ متن و حاشیه را بسیار بایشان کار نماید بمحض\nنوشتن معتمد نگردد، که مانند لفظ (ماش) را از زبان علم\nحروف آنرا بجا آورده مینویسد اگر ناگفته لفظ (پاک) را\nبرای او بنویسی خوانده نمیتواند.\n(۱۱) کیفیت اضافت را بایشان بیاموزاند\nچنانکه هر چیز اگر از دیگری باشد آخر آن بکشی خوانده میشود\nمانند (کتاب، کاغذ قلم، کاسه، ....)\n(۱۲) بعد از خواندن هر لفظ بزیر کلان یعنی همراه (یا)\nو بلفظ (بی جی سی طی عی فی کی می ی) را مرقوم داشته"}
{"book": "adl0797", "page": 44, "text": "۲۵\nباز بتوسط یک شاگرد لسان بشیار اشکال مختلفه هر یک را\nیعنے بی نی یی تی پی ٹی، جی چی حی خی سی شی\nصی ضی، طی ظی، عی غی، فی قی، کی لی می ی، را\nسوال نماید، تا او جواب مطابق بگوید، و معلم هم معاونت نماید\n(۱۳) حال یک یک از الفاظ ذیل را بقرار قانون\nسابقه نوشته باشند (آبی، کافی، جائی، چاقی، چاپی،\nحاجی، باشی، کاچی، ماهی، شاخی، شادی، گاڈی\nکلدی، بانی، باسی، عاصی، قاضی، خاطی، راعی،\nباغی، شافی، ساقی، پاکی، شالی، خامی، شاہی، ہادی\nچارپائی، بابا، کاکا، لالا، ماما، کالا، بالا، با دام، پایان،\n(۱۴) بعد از فهماندن اینکه (یا ) بد و نقطه زیر شناخته میشود"}
{"book": "adl0797", "page": 45, "text": "۲۶\n\nسخت و سست آنرا بایشان بفهماند که سست عبارت\nاز دراز نمودن کسره است و بس، حال موقوف بجد آن\nبشما خوانده میشود که حرف همراه یا مشق کرده اید قبل ازین\nوقت آن نبود زیرا دو حرف (أو) بطرف چپ بسته\nنمیشود و (ی) بسته میشود از انرو الفاظ وی در موقع\nخانه بندی در آخر کار خط باز نوشته میتوانید، والعناًط\nشرح را هم بایشان کار نماید تا در خواندن موقوف بجد یا\nخوب دلیر شوند.\n(۱۵) هر حرف را بپیش کلان یعنے بواو نخست است\nبایشان خوانده بعد یکیک از یازده لفظ (بو جو سوه\nصو طو عو فو کو مو هو) را بایشان مشق نموده و بقرار بیان"}
{"book": "adl0797", "page": 46, "text": "۲۷\nیک مبتدی را از اقسام مختلفه (بوپوتوتوثو، جو\nچوحو، خوسو، شوصوضو، طوظو، عوغوفوقو، کلوگو\nموهو، و و) را بپرسد، که جوابرا بآواز بلند گفته تا همه فربوق\nبشنود، بعد الفاظ موقوف بپند و او را با تهجی بخواند\nو واو سست که عبارت از دراز نمودن پیش است\nدانسته آنها نموده و الفاظ موقوف بعد آنرا بآنها بخواند\nو هم درین و سبق از نوشتن هر لفظ بپرسد، تا جواب را\nمطابق بگوید.\n(۱۶) بقرار سابق یکیک از الفاظ ذیل را معلم گفته\nو ایشان مرقوم داشته معلم اصلاح آنرا نموده باشد (پوست\nپوش، توت، نوش، یوز، بود، جوق، جوره،"}
{"book": "adl0797", "page": 47, "text": "۲۸\nچون ،حور، خوب، دود، روز، زور، زود، سود، شوم\nصوف، طور، عود، غوری، قوچ، کوره، کوشش\nموش، داوود، کاهو) بعد الفاظ موقوف، بعد و او\nمتن و شرح را بایشان بخواند، تا در خواندن ان جری دلیر شوند\nکه در خط خواندن لفظ بر معلمست، پس چه مبتدی تر اوانی معلم\nهر حرف را بجا آورده میتواند اما خوانده نمیتواند، و الفاظ لست خود را\nو موقوف بعد است خود، و از ابدطلب، و مشدّداً\nمانند (کوز، کوز، جواری، دلاک، وغیره را هم بایشان\nنوشته کرده میتواند، مگر حتى المقدور از قانون خود تجاوز\nننماید، حال یکیک از الفاظ ذیل را گفته و ایشان\nمرقوم داشته معلم نموده باشند، مگر اولا اینقدر بگوید فضاً"}
{"book": "adl0797", "page": 48, "text": "۲۹\n\nدر همین سه حرف (الف، یا، واو) است که انرا زبان\nگوینده انسان خود اواز نمیشنود چنانکه لفظ چوپانی\nاگر گفته شود بعض مبتدیان (چ پ ن) را نوشته می‌اورد\nالا انکه هشیار باشد میداند که از پیش دراز (و) و از زبر\nدراز (ا) و از کسره دراز (ی) پیدا میشود و ازین سبب\nسه حرف مذکور را حروف علت گویند (خاموشی،\nفاروقی، چوپانی، طوفانی، ناجوری، ناخوبی، صابون،\nلاهوری، ماهوتی، جولاهی، بولانی، نابودی، پوشاکی\nخوراکی، کوتاهی، شور بازار، سوهان، چوپان، بارود\nتابوت، صابون، روباه، کوتاه).\n(۱۷) حال اندوی کتهاب کار نموده چون بساطه‌ای"}
{"book": "adl0797", "page": 49, "text": "٣٠\n\nیخخانگی (بابت) رسد، اولاً قانون است خورا بایشان\nآموخته، وچند لفظی مانند (سر، شل ، کل، خر، کر، وی)\nکی را بایشان کار نموده، چنانکه معلم اگر من بگویم،\n(س، ر) باید که شما آواز اول را بر دوم زده بگویید (سر)\nو در ش، ل) بگویید (شل) ... بعد سلسله مذکوره را\nشروع کرده سه لفظ (بقا، بکا، بها) که بنا بر ضرورت\nاز ابد ، طلب دران واقع است، برایشان بخواند، بهرشان\nبعد یکایک لفظ سلسله مذکوره را بایشان نوشته، خانه\nو مرکب را دانسته شان نموده هر لفظ را به شق قسم از ایشان\nخواسته باشد، و ماندن نقاط را بر موقع خود اصلاح گرفته\nباشد، و در خواندن هم غیر مرتب رسیده باشد."}
{"book": "adl0797", "page": 50, "text": "٤٣\n\n(٩٢) یکیک از الفاظ ذیل را گفته و ایشان نوشته باشند\n\nثلث، ثابت، یخ، رخ، بدراز، داند، آید، بدرو،\nتنویر، نذیر، بیدار، زرگر، ویرانه، پرسان، پر تو،\nآتش، آتس، ریش، انس، پس، قابض، ربط\nتابع، صانع، قانع، شایع، راتع، هاتف، خائف،\nرونق، نقاره، دیگ، ریگ، زنگار، سگاب،\nبوتل، هوتل، پل، دریا، دائم، جایم، حاتم، خاتم،\nدین، زین، درتن، پن، وثن، یابو، دایه، دانه، کوته،\nدابه، بهار، نهال، غازیها، گادیها، عادتها، چاپی، دلو\nسطربندی\nدارو، گوشت، شش، ص، خنجر"}
{"book": "adl0797", "page": 51, "text": "۳۲\n(۳۰) الی سبق ایمان کلمه گفتن، کار خواندن را\nخوب پیش برده تاسه سلسله باقیه را نیز حفظ نماید\nبعد مشق جیم را شروع کند.\nدستورالعمل حصه دوم الی آخر کتاب تعلیم دیگر\n(۳۱) حال حصه دوم شروع شد، و مبتدی،\nدر کار خط از سلسله یکخانگی ( بابت ) هم فارغ گشته\nبمشق جیم رسیده، پس چون در اکثر ایام سال در جمیع\nمکاتب سرکاری شش ساعت نجومی کار میشود بنابراین\nدر شروع حصه ثانی چهار ساعت را بکار خواندن مصروف نماید\nچه سبق کتاب را بمبتدی میخواند، و چه الفاظ متعلقه بهر سبق را\nبوی کار مینماید، تا آنکه سبق بیست و پنجم یعنے بایمان"}
{"book": "adl0797", "page": 52, "text": "۳۳\nکلمه گفتن رسد، و سلسله (دوخانگی، و سه خانگی، و اشکال\nمختلفه بعض حروف) را تلفظا خوب حفظ کند، تا از بهر\nخط بندیشی درکار نماند، پس باید که درین روز اول حصه\nثانی چهار لفظ (جام، حجم، جنت، خبرا) را مبتدی حفظ نمود\nو از کیفیت ہر قسم از اقسام اربعه جیم بخوبی اورا بفهماند،\nو مشق جیم را شروع نماید که تا سبق بیست و پنج در باب خطی\nبیکار نباشد، و آن دو ساعت که میماند در کار خط مصرف\nنموده باشد، اما چند روز اول آن نیم ساعت خواندن را\nهجا داده، و نیم ساعت خط را بحساب، تا در نوشتن\nفقره ساده خوب شوند اینچنین (خواندن سه و نیم ساعت،\nہجانیم ساعت، خط یکنیم ساعت، حساب نیم ساعت)"}
{"book": "adl0797", "page": 53, "text": "۳۴\n\nتاسبق بیست و پنجم برین تقسیم اوقات کار نموده باشد\n(۲۲) وقتیکه مبتدی بسبق بیست و پنجم رسد\nدستور کار خواندن و هجا درست شده باشد. پس باید\nکه وقت خط را زیادتر نماید چنانکه سه ساعت در کار\nخواندن و دو سه ساعت باقی را بکار نوشتن صرف نموده\nباشد که آنهم فی الحقیقت عین خواندنست و هر قدر که\nکه موقع بموقع در کدام سبقی مبتدی آمده که آن بجدول خط\nمی آید، بالضروره با و نوشته و حفظ نموده باشد چیزی\nوقت یک کار بر وقت کار دیگر زائد نمودن مضرست\nبر راسته معلم است معاذ جوئی حال شاگرد است\nدر تا به مضامین موقع خود وقت هجا و حسابرا باز وقت"}
{"book": "adl0797", "page": 54, "text": "۳۵\nخواندن گرفته باشد، خواندن سه ساعت بخط است\nتا رسیدن عربی بهمین قسم در اوقات بکار بند باشند.\n(۲۳) وقتیکه بعربی رسید، دو ساعت خواندن را\nبعربی دهد، تا آنکه در عربی بدرجه برسد که آیه خوره را\nباندک تامل از ما بین کلام الله شریف بدون غلطی\nخوانده باشد، و قواعد تجوید و سوره فاتحه و دسوره اخیر\nقرآن مجید و عم جزاء سے نماز را از کتاب با حفظ نماند\nو ترجمه تعوذ و تسمیه را با قوانین صرف و نخو آن که در ین\nکتاب لازم دانسته شده بداند و از کار عربی فارغ کردید\nوقت عربی را بخواندن دینیات شفعای صرف نموده\nو یک ساعت باقی فارسی را بخواندن فقرات خوره"}
{"book": "adl0797", "page": 55, "text": "۳۶\n\nگذرانید میباشد اینچنین (عربی دو ساعت خواندن\nفقرات خور یک ساعت خط سه ساعت شکسته تا خط\nبقرار مذکور معمول داشته باشد.\n(۲۴) وقتیکه سبقهای خط شکسته را شروع نماید\nبقرار تقسیم اوقات نمبر سابق کار نموده مگر فقرات را\nبخط شکسته نوشته باشد، تا آنکه بسبق چهلم رسد یعنے\nعربی دو ساعت، خواندن فقرات مرقومه بخط شکسته\nیک ساعت خط سه ساعت.\n(۲۵) چون از اول سبق چهلم الی آخر کتابچه\nدر حقیقت منزله کتاب سال اول و دوم فارسیست\nلهذا معنی هر فقره آن مبتدی را خوب فهمانده، بحد تلفظ"}
{"book": "adl0797", "page": 56, "text": "۳۷\n\nولهجه درست از وی خواسته باشد ، چنانکه مخاطب\nاز تلفظ او معنی آنرا بداند ، تا آنکه بحساب ابجد رسد ، و در خط کار\nچون بآخر رسد، و فقره را از تلفظ غیر نوشته کرده تواند، در آن\nسطر بندی گفته شود، که مراعات ظاهری آن همانست\nکه در حصه اول هنوز گفته شد ، اما لحاظ معنی لازم ترست.\nسطر بندی بمراعات معنوی\nو آن اینکه ، هر گاه یک لفظ، یا یک عبارت بسته باشد\nنصف را در آخر سطر، و نصف باقی آنرا در اول سطر دیگر\nنیاورند، چنانکه از نام (محمد علی) محمد را در آخر سطر، وعلی را\nدر اول سطر دیگر بیاورند - یا در آخر همان سطر گنجان\nمهالی هم نویسند، و یا عبارت سابق را و ضاح داده"}
{"book": "adl0797", "page": 57, "text": "۳۸\n\nتا سطر را الی آخره گرفته و مجموع محمد علی را در اول سطر دیگر\nمرقوم دارند - و همچنین در وسط سطر نیز باید که تتمه لفظ\nسابق را با ول لفظ لاحق قریب نسازند و نه اول لاحق را\nبآخر سابق نزدیک نمایند چنانکه در عبارت (آن را زما\nپوشید) هرگاه مدعا این باشد که (آن سر را نگفت)\nزای معجمه را بالف قریب نماید و هرگاه (آن چیز را\nاز ما پنهان کرد) مقصد باشد باید که به (ما) نزدیک\nسازد تقسیم اوقات همانست یعنی عربی دو ساعت،\nخواندن خط شکسته یک ساعت، خط سه ساعت\nتا آنکه بمسجد رسد.\n\n(۳۶) وقتیکه بحساب ابجد رسد الف در عربی شیثه"}
{"book": "adl0797", "page": 58, "text": "۳۹\n\nخوب شده باشند چیزی وقت ازین دو مضمون گرفته\nبکار ابجد رسانند در سه چهار روزی روزی نیم ساعت\nبا همه خرابیهاشان یاد میگیرند بعد البته در عربی خط\nو حساب ابجد و خواندن خط شکسته خوب شده باشند\nوالا وقت باید یک کار ا و ضو نیکا مبتدیان خود را در ان\nکمزور میدانند طرف نموده باشد تا بر شش ساعت\nفارغ گردند واوقات دیگر ساخته شود چنانکه کار نو\nبدست آید و یاد گرفته هم از دست نرود و عربی بکنیم ساعت\nکیفیت حال و حساب ابجد نیم ساعت خط سه ساعت که\nتارسیدن برقوم و خواصها بقرار تقسیم اوقات مذکوره\nمعمول داشته باشد."}
{"book": "adl0797", "page": 59, "text": "۴۰\n\n(۲۷) قرائت یکروزه، و آن عبارت از خواندن\nآیه است بقانون تجوید، و هر حرفرا در مخرج خود ادا نمودن\nو روز دیگر دینیات فی روز نیم ساعت، نوشتن\nعنوانهای کتاب ها، و حفظ آن نیم ساعت نوشتن و خواندن\nحساب الی ملیار یکساعت؛ و انستن اشیای زائده\nتتمه از هندسه مانند زاویه، و نوشت و خوان بحساب ابجد\nو غیره یکنیم ساعت؛ هجای علمی و لغاتیکه درین\nکتاب خوانده شده، و یا کثیر الوقوع باشند، چنانکه درلفظ\n(تصدق) همینقدر کافیست که مبتدی بگوید (ت)\nنقطه دار، صاد، نه دو حرف باقی که آنها از هم توان نیستند\nو بعد تکرار و قوت یافتن مبتدی درین کار، مانند لفظ"}
{"book": "adl0797", "page": 60, "text": "۴۱\n\n(حضور) و (عبدالرحیم) را بتلفظ غلط یعنے (اژور) و (اودیم)\nگفته و پرسیده باشد، تا مبتدی بمحاسن صحیح آنرا بگوئیم ساعت\nخوشخطی بتوسط رباعی جاء جہ حروف مختلفه بخط.. نیم ساعت\nرقوم قدیم از بهر کار آمد وقت ناچاری... نیم ساعت\nرسم.................... نیم ساعت\nتا رسیدن بآخر اشیائے زایده تتمه بهمین تقسیم اوقات\nکار بند باید بود، و خط بعد ازین در ضمن تعلیمات دیگر می آید\n(۲۸) قرائت ........ نیم ساعت\nطریق وضو کردن و نماز خواندن ...... نیم ساعت\nدر حساب جمع و ضرب و تقسیم خورد، و تفریق و تقسیم کلان\nقهر از بحث حساب این کتاب.... دو نیم ساعت"}
{"book": "adl0797", "page": 61, "text": "۴۳\nنوشتن خواصها . . . . . . نیمساعت\nدانستن اشیای زائده تمه و گردان سابقه . . نیمساعت\nمجله علمی . . . . . . . . . . نیمساعت\nخوشخطی . . . . . . . . . . . . نیمساعت\nرسم . . . . . . . . . . . . . . نیمساعت\n(۲۹) قرائت . . . . . نیمساعت\nدینیات . . . . . . . . . . . . نیمساعت\nمعنی الفاظ موجه زمان موجود . . . . نیمساعت\nحساب . . . . . . . . . . . . یکنیم ساعت\nمطالعه خود از حفظ امو نمودن . . یکساعت\nکوران بعض کارها سابقه به نیاز اوردن استخیال کند نیمساعت\nخوشخطی . . . . . . . . . . . نیمساعت\nرسم . . . . . . . . . . . . نیمساعت"}
{"book": "adl0797", "page": 62, "text": "۴۳\n\n(۳۰) حال باید که جغرافیه وافغانی برمضامین\nسابقه افزوده شود، و این تقسیم اوقاتهای مذکور از بهر\nبیداری نگرانها و معلمین جز از این بکار گفته شد، که مضمونهای\nتوجه طلب را در اول روز آورده، تا معلم همه کارها عمداً\nبر همین راه و روش سیار باشد، اما در آخر حال چون\nیک معلم، قاری، و رسام، و مشاق، و جغرافیه دان،\nوافغانی زبان، و درجه دار طرز جدید شده نمیتواند البته معلمان\nخواسته میشوند و مضامین هم وقتاً فوقتاً زیاده میگردند،\nلهذا بمناسبت هر وقت و ملاحظه سرکار و احوال معلمین\nباید که تقسیم اوقات جدید را درست نموده پا بند آن با\nاگرچه این کتاب در مدت دو سال ظاهر اسمان اندازه"}
{"book": "adl0797", "page": 63, "text": "۴۴\n\nدو سال پروگرام انجمن معارف را ذکر دلیست مگر\nچون نهایت را در بدایت مندرج نموده کارهای دیگر را\nبآن کرده میرود لهذا بجد خوانان دو ساله طرز جدید در بعض\nمضامین از جماعت چهارم هم گوی سبقت میبرد و هر کار را\nاز روی دانسگی و یقین میکند نه بکمان و تخمین از آرو\nدر هر موقع و همه حال بسیار دلیر و جرارند حال اینقدر گفته\nمیتوانند که سایرین غیر اینطریق مبتدیان سال اول را\nسه فریق ساخته (الف، ب، جیم) نام کرده اند بتکمیل\nیکسال (جیم، ب) و (ب، الف) میشود و الف ترقی\nبسال دوم میکند یعنی اندازه یکساله را بسه سال میزنند\nو ما ابجد خوانان همان اندازه یکساله را بيك سال میکنیم"}
{"book": "adl0797", "page": 64, "text": "۴۵\nمگر خیال دیگر را در دل خود میپرورانند، که بسال سوم\nاوقات ما برای گرفتن کارهای جدید فارغ اند\nو راهروان روش دیگر باوقات زیاد خود مصروف آن\nخواهند داشت که حال ما از ان فارغیم. پس در آخر\nسال سوم امید داریم که ببیننده از مقابله ما و آنها\n«هل يستوي الأعمى و البصير» گویند، معاً اینکه در مدتی\nتا هر چند سال که راه و روش تعلیم را نشان میدادیم و دیگران\nازان انکار نموده راهسپار روش دیگر گردند، البته\nجویان مساوات مضمون آیه مقدس مذکور باشند\nبسبب اینکه هیچ جدید بر قدیم اعتراضی ندارد، خودش\nبر همین راه آمده، و سن الاوقات استادان خود را مدعا"}
{"book": "adl0797", "page": 65, "text": "٦٤\n\nیاد میکنند، مگر هرجدت طلب را کار و حال قدیم\nمعلوم میباشد، بهتر ازانرا می یابد، که دنیا بهمین طور\nترقی کرده و میکند، والا باید که کارهایی حرفی از\nتیروکمان بتفنگ جرمنی نمیرسیدند.\nختم شدی نمبر دستورالعمل هردو حصه\nحال متن شروع میشود\nاعدادیکه در اول هرکارمتن نوشته شده، مطابق آن\nدرکتاب هدایت دار، وهم درکتاب حامل المتن میباشد\nبرای اینکه اگر معلم درین کتاب ازکیفیت کدام کار\nنداند، دریکی از ان دوکتاب دیده مطابق این عدد ان\nمییابد، واز حقیقت آن مفصلاً در انجا دانسته میشود."}
{"book": "adl0797", "page": 66, "text": "۴۷\nهو الله المستعان\nمتن ابتدائیه امانیه\nمشتمل برسه حصه\nحصه اول در حرف شناسی و آوازدانی\nحرف شناسی\nسبق ( ۱ )\n( ۱ ) ا ب ج د ر\nس ش ص ط"}
{"book": "adl0797", "page": 67, "text": "۴۸\nسبق (۲)\nع ف ق ک ل م ن\nسبق (۳)\nو ه ء ی ے\nسبق (۴)\n(۲) ب ج س ش\nص ع ف ق ک\nل م ن ی ے"}
{"book": "adl0797", "page": 68, "text": "۴۹\n(۱) ب پ ت ث ج ح خ چ\nکه ژ م ه ن ی ی ی\n(۴) ع عععع\n(۵) ف فففف\n(۶) ق قققق\n(۷) ک (ل) کا، گل\n(۸) ه ها ههه ه\nج جا جِ جُ جْ\nم ما مِ مُ مْ"}
{"book": "adl0797", "page": 69, "text": "۵۰\n(۹) ا ب پ ت ث\nسبق ۵\nج چ ح خ\nد ذ ر ز ژ\nس ش ش ش\nص ض ط ظ\nع غ ف ق\nک گ ل م\nن و ه ی ےے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے ے"}
{"book": "adl0797", "page": 70, "text": "۵۱\nاگرچه حروف ذیل را شفوی، و وسطی، و حلقی میگوئید\nمگر از ابتدای لب تا ناف بترتیب مرقوم گشته\n(پ م ب ف و ی) (د) (ت ط)\n(ز ذ ض ظ) (س س ص ث)\n(ش ش ر ن ج چ ق ک گ ل)\n(خ غ ح ع ا ه)\nا ب پ ت ث ج چ ح خ د ذ ر ز ژ\nس ش ص ض ط ظ ع غ ف ق\nک گ ل م ن و ه ی ی ی\nب پ ت ث ن ی"}
{"book": "adl0797", "page": 71, "text": "۵۲\n\n(١٠) ا ب ت ث ج ح خ د ذ ر ز\nس ش ص ض ط ظ ع غ\nف ق ك ل م ن و ه ی\nپ چ ژ گ\nسبق ٦\n(١١) ا و ؤ ر ز ژ د ذ ط ظ ء طره\nسبق ٧\n(١٢ تا ١٨) ب ن ی ت پ ث\nب ن ی ت پ ث\nچشمتن"}
{"book": "adl0797", "page": 72, "text": "۵۳\n\nبابنج بم بوبی . ناننج نم نونی\nیایریج یم یویی . تاترج تم توتی\nپاپپچ پم پوپی . ثاثرث تم توثی\nکلب کلک ک لل\nحام حلم حلم\n(۱۹) اح درس ص ط ع ک ل م و ه\nهمعصجح مغطجحمهضجحمحطه\nطکلسویاحد کعصم کحصم"}
{"book": "adl0797", "page": 73, "text": "۵۴\n\nحد سد صد طد عد کد لد مد\nحر سر صر طر عر کر لر مر\n(۲۰) ن ف ذ خ ز ض\nظ غ (ثقذ غرضظخ)\nت ق (ثق قت)\nث ش ژ (ثشثژ)\nب ج (بج جب)\nی\nچ پ (چپ پچ)"}
{"book": "adl0797", "page": 74, "text": "۵۵\n\nآواز دانی\nسبق\n\n(۲۱ و ۲۲) اَ  اِ  اُ\n\n(ا، ت ط) (ز ذ ض ظ) (س ص ث)\nاَ  اِ  اُ   ا اِ ای اُو\nاَ  اِ  اُ   آ ای او\nآ اِی اُو   اَ  اِ  اُ\nبا بی بو  بَ بٌ بُ\nپا پی پو  پَ پِ پُ\nتا تی تو  تَ تِ تُ"}
{"book": "adl0797", "page": 75, "text": "۵۶\nثا ثی ثو ث ث ث ث\nجا جی جو ج ج ج ج\nچا چی چو چ چ چ چ\nحا حی حو ح ح ح ح\nخا خی خو خ خ خ خ\nدا دی دو د د د د\nذا ذی ذو ذ ذ ذ ذ\nرا ری رو ر ر ر ر\nزا زی زو ز ز ز ز\nژا ژی ژو ژ ژ ژ ژ"}
{"book": "adl0797", "page": 76, "text": "۵۷\n\nسا سی سو سَ سِ سُ\nشا شی شو شَ شِ شُ\nصا صی صو صَ صِ صُ\nضا ضی ضو ضَ ضِ ضُ\nطا طی طو طَ طِ طُ\nظا ظی ظو ظَ ظِ ظُ\nعا عی عو عَ عِ عُ\nغا غی غو غَ غِ غُ\nفا فی فو فَ فِ فُ\nقا قی قو قَ قِ قُ"}
{"book": "adl0797", "page": 77, "text": "۵۸\nکا کی کو ک ک ک\nگا گی گو گ گ گ\nلا لی لو ل ل ل\nما می مو م م م\nنا نی نو ن ن ن\nوا وی وو و و و\nہا ہی ہو ہ ہ ہ\nیا یی یو ی ی ی\n(۲۴) جام، خان، وای، ساد.\nجامه خانه دایه ساده مانده"}
{"book": "adl0797", "page": 78, "text": "۵۹\n(۲۴) آبا پاتا ثا جا حا خا دا ذا را زا ژا حرف محلا و\nالف\nسا شا صا ضا طا ظا عا غا\nفا قا کا گا لا ما نا وا ها یا .\nمشق هر یک باقسام مختلف خود\nآ، با، جا، سا، سا، صا\nطا، عا، فا، کا، ما، ها .\n(۲۵) آن، آب، آش، آر، آه، آخ موقوف بها\nبار، باد، باش، باز، باغ، باو، پای\nپاک، تاج، تاک، تار، جار، جان، جاه"}
{"book": "adl0797", "page": 79, "text": "٦٠\nجام، چار، حاسے، چاه، حال،\nخاص، خار خان، خاک، خال، خام\nدال، ذات، راه، زاغ، ساز، شاخ\nشاه، شال، شاد، شام، صاف\nطاق عام فال فاش قاش\nکاش کار، کاو، گاه، گاز، لاف\nمار ماش، مال، ماه، ناز، ناک، واخ\nواے های یاد یار دال ذال\nقاف، کاف، لام، واو."}
{"book": "adl0797", "page": 80, "text": "آواز کل حروف بهم در ابتدا ، وهم در انتها، برای امتحان یکجا خواند\nشاه، آب، جان ، حال، تاج، باد، راح، ساز ، کاج، داغ\nعام، خاص، زارع، راغ، راگ، ناز، واخ، ہاے، دام طاق\nپاک، چاپ، قاش، ماش، صاع، گاو، ژاژ، لاف، فال\nسبق ۱۰\n(۳۹) ای بی پی تی ٹی جی چی حی خی حرف ہمراہ\nدی ڈی ری ڑی زی ژی سی شی صی ضی\nطی ظی عی غی فی قی کی گی لی می\nنی وی ہی یی .\nمشق هر یک باقسام مختلفه خود\nبی جی سی طی عی فی کی می ہی ."}
{"book": "adl0797", "page": 81, "text": "۶۴\n\nای بی پی تی ثی جی چی حی خی\nدی ذی ری زی ژی سی شید\nشی شی صی ضی طی ظی\nعی غی فی قی کی گی می نی وی\nهی هی یی یی یے بے نے.\n\nوقوف (۲۸و ۲۷) این پیر بین عید شیرسیر\nریم دید نیم خیک نیل نیت کنیز\nفیل تیز زین میل جیت چین\nدین میرجیم میم سین شین."}
{"book": "adl0797", "page": 82, "text": "۶۳\n\nلیک نیش بیگ بیل شل پیر\nشیخ بید سیل سیب خیل دیگ\nریگ تیغ پیش میش میخ پیچ\nتیل هیل سیچ .\n\nسبق ۱۱\n\n(۳۹) او بو پو تو ثو جو چو حو خو دو ذو  حرف مراء واو\nرو زو ژو سو شو صو ضو طو ظو عو غو\nفو قـو کو گو لو مو نو وو هو یو .\n\nمشق هر یک باقسام مختلفه خطوط\n\nبو جو سو سو صو طو عو فو کو مو هو"}
{"book": "adl0797", "page": 83, "text": "٦۴\n\nموقوف بوخوب زود توت بود مور دو\nواو\nقوت غوک موش خوک جوق\nروح روم روس عود خون دوک\nچون موم نون بو جو خون دوک\n(۴۰) شوخ کوت رو پوش توپ\nچوب نوک گوش دور دوغ نوش\n(۴۱) زاغ زاغ زوغ زغ زغ زغ\nاش ایش اوش اش اش اش\nچاپ چپ چوپ چپ چپ چپ\nپ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ"}
{"book": "adl0797", "page": 84, "text": "٦٥\n\nتَات تِيت تُوت تَت تِت تُت\nرَاح رِيح رُوح رَح رِح رُح\nبَاد بِيد بُود بَد بِد بُد\nمَار مِير مُور مَر مِر مُر\nلَاف لِيف لُوف لَف لِف لُف\nخَاص خِيص خُوص خَص خِص خُص\nخَاک خِيک خُوک خَک خِک خُک\nدَاک دِيک دُوک دَک دِک دُک\nکَاه کِیه کُوه کَه کِه کُه"}
{"book": "adl0797", "page": 85, "text": "۶۶\n(۳۲)\nبپتثجچحخسشصضطظعغفقلکگمںوهی\n(۳۳)\nهمخطضفغکلکگمںوهی\n(۳۴) آب  آ ب ا ب ا ب\nچاپ چ پ چ پ چ پ\nذات ذ ت ذ ت ذ ت\nتاج ت ج ت ج ت ج\nکاج ک چ ک چ ک چ\nراح ر ح ر ح ر ح"}
{"book": "adl0797", "page": 86, "text": "واخ وَخُ وَخِ وَخْ\nباء بَدُ بَدِ بَدْ\nمَالَ مَلُ مَلِ مَلْ\nزَارَ زَرُ زَرِ زَرْ\nنَازَ نَزُ نَزِ نَزْ\nطَاسَ طَسُ طَسِ طَسْ\nقَاشَسُ قَسُ قَسِ قَسْ\nكَاژ كَژُ كَژِ كَژْ\nصَاعَ صَعُ صَعِ صَعْ"}
{"book": "adl0797", "page": 87, "text": "٦٨\n\nداغ دغ دغ دغ\nلاف لف لف لف\nطاق طق طق طق\nخاص خص خص خص\nناک نک نک نک\nراگ رگ رگ رگ\nشام شم شم شم\nجان جن جن جن\nپاو پو پو پو"}
{"book": "adl0797", "page": 88, "text": "۶۹\nآہ آہ اَہ اُہ\nوار وَر وِر وُر\nواے وِی وِی\n(۳۵) با تا یا تا پاشا\nسبق ۱۲ و ۱۳\n(۳۶) با بت بج بَد بر بش\nبص بظ بع بف بق بقل\nبک بگا بل بم بن بہ بہابی\nدُفْتَرُ المعارف\n[margin text]\nسوال\nچون در پنج جا سابق\nالفاظ بی معنی وارد\nطلب آمده و در حین تجی\nدانشمند حاصل نمیشود چه\nحاجت بغور است انچنانچہ\nدرین نور مقد کشه بکار\nو در مهجا است که نوتجیا\nبجوینا مت واقع گشته\nو موقوف بر انست که در\nشروع هر کلمه\nاز تاره کلمہائے\n[ILL]\nکماهوی بقدر\nشگفته [ILL]"}
{"book": "adl0797", "page": 89, "text": "(۳۷) ج\nچ\nح\nخ\nم\n(۳۸) سر بر حصد هر پر پر کو که له لد\nحد قد بقوة وع لوله مرمر\n(۳۹) ش ظ\n(۴۰) شاه عدل نذر فرض غزل\nکژدم چوب"}
{"book": "adl0797", "page": 90, "text": "(۴۰) لطما دتَ تَّ تُ ثَ حَ حِ حُ خَ\nخِ خُ ضَ ضِ ضُ صَ صِ صُ ظَ ظِ ظُ\nطَ طِ طُ زَ زِ زُ سَ سِ سُ شَ شِ شُ\nحَضَ طَ ظَ صَ ضَ کَ كَ گَ لَ مَ نَ و هَ ي\n(خفیةٌ بٌ تٌ پٌ ثٌ)\nالف ب بے پے ت تے\nجیم ح حلقی دیا ، خ جیم\nفرق الف فتحه دار از الف مدآ\nاَب آب اَخ آخ اَش آش\nفرق فتحه خُضَ بفتحه کلان\nبَد باد، بَر بار، بَش باش."}
{"book": "adl0797", "page": 91, "text": "۷۲\n\nفرق کسرۀ محض، از کسرۀ کلان\nان این .....\nفرق پیش محض، از پیش کلان\nبد بود .....\nفرق یای تحتانی است\nمیر سیز .....\nفرق واو تحتانی است\nتوت تول .....\nدر سر کدام این شش جای فوق که نقاط مانده معنی اینستکه\nاز صفحه دو صد و هشتاد و نهم کتاب حامل المتن معلم کار کند\nکه مبتدی شکل آنرا نی بیند تا که در هجا خوب شود، و در هجا\nبسته و جدا را هم بیاموزاند فقط تمام شد حصۀ اول"}
{"book": "adl0797", "page": 92, "text": "۷۳\n\nحصهٔ دوم ابتدائیه املاء\nکیفیتها مختلفه خواندن و روانی زبان\nسبق ۱۴\n\n(۴۲) حق حی من تو وی کی ای لی از قرار حق (؟)\nبمعنی است\nشد مد بس شد، رو دو، پس هُش کن\nاز دو شے ہر یک بر حد کو ، سر\nرس نه، از چپ چپ به .\n\n(۴۳) که چه،"}
{"book": "adl0797", "page": 93, "text": "۷۴\n\nسبق ۱۵\n(۴۴) شاه جان حال شاد باد عرض\n\nموقوف بعه است خوانده \nعذر فرض هست تخت بخت سخت\nعمر رفت طفل خرد پیر مرد زرد گشت\nآب نان ملک مال اسپ حج\nبخش نور حور نام کام این آن\nرزق باد .\nسبق ۱۶\n\nفرق کسر خورد اوکلان\nو باز تفاوت (۴۵) سر سیر سیز\nدست دیگر شکر کلان\nسخت\nاین پیر بین عید شیر سیز"}
{"book": "adl0797", "page": 94, "text": "۷۵\nست\nلیک نیش بیگ بیل شیر\nدر دور دور . فرق پیش در کارا\nوباز تفاوت\nسخت و سه\nخوب زود توت بود مور دور\nست\nشوخ کوت روز پوش توپ چوب\nهند سند شیر سیر الفاظ مختلط\nنام عرف جیم میم دال ذال سین شین\n(۴۶) داشت کاشت سوخت ساخت دو و فرودالی\nتاخت باخت آرد گوشت پوست (ای و)"}
{"book": "adl0797", "page": 95, "text": "۷۶\n\nدوخت دوست نیست کیست رسید\nچیست کارد ماند راند شانده\n\nسبق ۱۷\nاز قرار مطلب (۴۷) ابد طلب پدر پسر بتر خطر ادب عبث\nیعنے اول هجا غلط خبر کمر مگر مدد کند اگر طبق بود\nشود مکس پرد دہن فره رود\nکنه مکن سبق بگو سخن مکو مژه مکش\nملخ مکش ولی بلی نمد مذز مکن فقط\n\nسبق ۱۸\nشروع حرفهای دو بار خوانده (۴۸) اول محمد صدیق ستار جبار\nغفار عطار دکان بزار بّنا سقّا"}
{"book": "adl0797", "page": 96, "text": "۷۷\n\nحمام دلاک ترقی تنزل\n(۴۹) شریف هنوز کلان بنا نشد\n\nسبق ۱۹\n\n(۵۰) خواجه خواندن خواهش خواندن واو مکتوب غیر ملفوظ\nخویش خود خواب خور خورشید\n(۵۱) در اینجا فیض آباد صحیح است الف مکتوب غیر ملفوظ\n(۵۲) رحمن الله اسمعیل اسحق الف ملفوظ غیر مکتوب\nلکن لہٰذا سموار\n\nسبق ۲۰\n\n(۵۳) که بسته ایم هند هوا ی ملفوظ غیر مکتوب\n(۵۴) ماله (۵۵) قلم و کاغذ بیار واو ملفوظ نمیکرد واو عاطفه ضمیر ماقبل خود میگیرد"}
{"book": "adl0797", "page": 97, "text": "۷۸\n\nالف بصورت\n(یا) (۵۶) مصطفیٰ موسٰی عیسٰی\nیحیٰی تورٰیت علٰیحدہ اعلٰی\nادنٰی سفلٰی معنٰی\n\nواو سبق ۲۱\nالف بصورت\n(۵۷) صلوٰة زکوٰة\nو تا بصورت\n\nالف با لفاظ\nغیر ملفوظ (۵۸) عبدالاحمد عبدالباقی عبد العلی\nعبدالغنی عبدالهادی عبدالفتاح\nعبدالجبار عبدالخالق عبدالقادر\nعبدالمجید عبدالحمید عبدالعزیز\nعبدالغفور عبدالکریم عبدالودود ."}
{"book": "adl0797", "page": 98, "text": "۷۹\n(۵۹) عبدالرحمن عبدالرحیم\nهر دوی لفظ و لام\nمکتوب غیر ملفوظ\nعبدالستار عبدالشکور عبدالصمد\nبسم الله عبدالله عبدالظاهر\nعبدالنبی سبق ۲۲\n(۶۰ و ۶۱) عنبر قنبر طنبور زنبور\nمیم بصورت نون\nانبار انبان پنبه\nشنبه یکشنبه دوشنبه\nسه شنبه چهارشنبه پنجشنبه\nان لم\nنون\nمدغم بصورت میم\n۴"}
{"book": "adl0797", "page": 99, "text": "۸۰\n\nنون بصورت\nیک حرکت (۶۲) ظاهراً ظاهر ظاهراً باطناً ثانیاً\nثالثاً مثلاً سابقاً غالباً\nیک حرکت دیگر بعوض\nآواز نون در میآید (۶۳) رئوفٌ رحیمٌ\nسبق ۲۳\nکسره اضافت (۶۴) رسول خدا محبوب من پدر تو\nپسر او برادر وی مادر آنها نگهبان من\nخدای ما کلاه احمد نزد شما ماه رمضان\nناک کابل شب عید انبوه خلق\nدر آخر هر لفظ الف\nو و باشد در حالت (۶۵) مولای من خدای ما\nاضافت (یا) چاقوی من عموی شما کاکای شما\nدر ان زائد میگردد خالوی شما ، ا ی شما ."}
{"book": "adl0797", "page": 100, "text": "۸۱\n\nآخر لفظی که الف یا واو\nیا داشته باشد در وقت\nاضافت بصورت همزه\nالف میگردد.\nو آخر لفظی که (ه) باشد\nدر حالت اضافت\n(ی) دران زاید میگردد\nتلفظاً نه تحریراً.\nهمزه که در لفظ مرئب\nیکجانه ای هم خود میخواند\n\n(۶۶) املای شما، اذنای ما،\n(۶۷) گفته او، قلعۀ هسنا، برۀ آهو\n(۶۸) زردۀ تخم، تختۀ سنگی، مدرسۀ امانیه\n(۶۸) مسئله، رئیس، رؤف\nانشاء الله سبق ۲۴\n\n(۶۹) ثابِت پِنج پند پیر پیش\nپَیِش نَبض بِیطار تیغ نِصف\nتیق تِیقا بیک بیکار بیل بیم\nبین بِنَو بُنه تنها متنبّی."}
{"book": "adl0797", "page": 101, "text": "۸۲\n(۷۰) پند پلند سمند بلمند ۔ با ساه ۔ ساه\n\nتجزیه سه لفظ\nپیر پیش پیش\n(۷۱) پیر پیرش\n(۷۲) پیش پیش\n(۷۳) پیش پیش .\n\nثبوت اینکه یا اخری\nسر ندارد\n(۷۴) بی نبی .\n(۷۵) شی شی .\n\nثبوت اینکه اضافه\nبر دو خانه از واضع\nاصلی بر آنما ماده\nعقلی باید یافت\n(۷۶) بینا .\nپنیر بینش ببین ."}
{"book": "adl0797", "page": 102, "text": "۸۳\nسلسله اشکال مختلفه بعض حروف\n(۷۸۹۷۷) بر، پیر، جام، جم، جنت، جزا\nصد، سرود، حاضر، ناظر، علم، عقل، بعد\nفکر، کار، کرد، مُهر، ماش، رسم، میر\nهدایت، هشیار، به، بهتر.\nسبق ۲۵\nایمان، کلمه گفتن، بزبان و باور داشتن الفاظ در ریز که کیفیتها تمام شد\nمعنی آن، دین، آئین، مذهب، مله\nقرآن، واسطه پیغمبر، چهار یار ابوبکر عمر"}
{"book": "adl0797", "page": 103, "text": "۸۴\nعثمان علیؓ نواسہ حسنؓ حسینؓ پادشاہ\nامیر وزیر قاضی سپہ سالار\nنائب سالار جرنیل برگڈ کرنيل\nکمیدان کپتان من تو او غیرہ\nصغیر کبیر قبر سوال جواب نکیر منکر\nقیامت حساب کتاب ثواب\nعذاب - سبق ۲۶\nافغانستان کابل غزنین مقر کلات\nقندہار گرشک فراه سبزوار ہرات"}
{"book": "adl0797", "page": 104, "text": "۸۵\nترکستان، میمنه مزار قطغن بدخشان\nفیض آباد، خان آباد پنجشیر، نورستان\nجلال آباد .\nنقد، طلا، روپیه، پیسه\nجنس، غله جو، جوار گندم، ماش، برنج، غیزه\nأعضا، پیشانی، بینی، دهان دندان\nنبان گردن دست انگشت\nناخن سینه شکم جگر خلط خون،\nبلغم صفرا سودا."}
{"book": "adl0797", "page": 105, "text": "٨۶\nسبق ۲۷\nفیل، شتر، شتر، اسپ، قاطر\nدشت، کوه، پلنگ، گرگ، روباه\nشغال، سگ، گربه، خروس، ماکیان\nپرنده، گنجشک، مرغابی، بلبل، مینا\nطوطی، شکاری، پیکا[ر?]\nیراق، تفنگ، تفنکچه، شمشیر\nپیش قبض، حربه، سپر، نیزه\nمقدمه، لوا، توپخانه، پلٹن، رسالا\nکل، لشکر، قوت، قُوَت، پَلوُ چَلَوُ"}
{"book": "adl0797", "page": 106, "text": "۸۷\n\nشوربا قوت .\nمشفق مهربان حرکت چہ\nضمه پیش ، کسره زیر ، فتحه زبر،\nحرف چہ ، ساکن، مشدد ، موقوف\nمفرد یکی ، جمع بسیار سنه سال\nشهر ماه ، یوم روز ، لیل شب .\nسبق ۲۸\n(۷۹) مالک الملک خدای ما\nمحمد مصطفی پیغمبر ما ابوحنیفه امام ما\nامیر امان الله خان پادشاه ما"}
{"book": "adl0797", "page": 107, "text": "۸۸\nخواندن هر لفظ اجنبی توسط حرکات\nشناختن وجعربی، بمقابل فارسی\n(۸۰) پادشاه ما آرام و برقرار باد، از خوش نیتی حضرت او\nدر کل کارهای دین و دولت آنقدر آسانی\nحاصل خواهد شد که جای حیرت باشد، پس لازم\nکه ما شکر کنیم.\nعَرَبي\nپادشاه ما آرام و برقرار باد، از خوش نيّتي\nحضرت او در كلّ کارهائی دین و دولت آنقدر\nآسانی حاصل خواهد شد که جای حیرت\nباشد، پس لازم که ما شکر کنیم."}
{"book": "adl0797", "page": 108, "text": "۸۹\nاین سه قسم را یکبار بخواند، و باز در هر قسم آن\nخواندن کدام حرفی از مبتدی بخواهد\nاَ بَ تَ ثَ جَ حَ خَ دَ ذَ رَ زَ سَ شَ\nصَ ضَ طَ ظَ عَ غَ فَ قَ كَ لَ مَ نَ وَ\nهَهَ ءَ يَ يَكَ يَرَ .\nاِ بِ تِ ثِ جِ حِ خِ دِ ذِ رِ زِ سِ شِ\nصِ ضِ طِ ظِ عِ غِ فِ قِ كِ لِ مِ نِ وِ\nهِهِ یِ .\nاُ بُ تُ ثُ جُ حُ خُ دُ ذُ رُ زُ سُ شُ\nصُ ضُ طُ ظُ عُ غُ فُ قُ كُ لُ مُ نُ وُ\nهُهُ يُ ."}
{"book": "adl0797", "page": 109, "text": "۹۰\n\nقسم منون یعنی نون دار\nاً باً تاً ثاً جاً حاً خاً دًا ذًا رًا زًا سًا شًا صًا ضًا\nطاً ظاً عاً غاً فاً قاً کاً لاً مًـاً نًـاً وً اً هـًـاً\nیـاً .\nاٍ بٍ تٍ ثٍ جٍ حٍ خٍ دٍ ذٍ رٍ زٍ سٍ شٍ\nصٍ ضٍ طٍ ظٍ عٍ غٍ فٍ قٍ كٍ لٍ مٍ نٍ\nوٍ هـٍ ءٍ یٍ .\nاٌ بٌ تٌ ثٌ جٌ حٌ خٌ دٌ ذٌ رٌ زٌ سٌ شٌ\nصٌ ضٌ طٌ ظٌ عٌ غٌ فٌ قٌ كٌ لٌ مٌ نٌ\nوٌ هـٌ یٌ .\n\n*"}
{"book": "adl0797", "page": 110, "text": "۹۱\n\nسه جوره دیگر که با الف وزبر خنجری، و بیا و کسر خنجری\nو بواو وضمه معکوسه خنجری ، در خواندن تفاوتی\nندارند مگر بچنین کسره و ضمه بجز «ه» دیده نشد\nاَ باَ تَا ثَا جَا حَا خَا دَا ذَا رَا زَا\nسَا شَا صَا ضَا طَا ظَا عَا غَا فَا قَا\nکَا لَا مَا نَا وَا هَا يَا .\nاٰ بٰ تٰ ثٰ جٰ حٰ خٰ دٰ ذٰ رٰ زٰ\nسٰ شٰ صٰ ضٰ طٰ ظٰ عٰ غٰ\nفٰ قٰ كٰ لٰ مٰ نٰ وٰ هٰ يٰ .\nاِيْ بِيْ تِيْ ثِيْ جِيْ حِيْ خِيْ دِيْ ذِيْ\nرِيْ زِيْ سِيْ شِيْ صِيْ ضِيْ"}
{"book": "adl0797", "page": 111, "text": "۹۲\nطیُ ظیُ عیُ غیُ فیُ قیُ کیُ لیُ میُ\nنیُ ویُ هیُ ییُ .\n\nاُ بُو تُو ثُو جُو حُو خُو دُو ذُو رُو\nزُو سُو شُو صُو ضُو طُو ظُو عُو\nغُو فُو قُو کُو لُو مُو نُو وُو هُو\nيُو .\nه مَعَهْ .\n\nاز قرار « حق ، حی »\nإلْ هُمْ عُ يَعْلَمُ لِلْأَمْرِ أَوْ أَنْزَلَ مَعَ بَخْ\nبُنْ زِيْرٌ أَنْ مُرٌ مُقٌ أَحْ بُرْ كَاٌ رِزْقًا ."}
{"book": "adl0797", "page": 112, "text": "۹۳\nمشدّد\nعَمَّ كَلَّا وَهَّاجًا اِنَّ اِنَّا تَجَّاجًا\nفِي الصُّوْرِ فِي الدُّنْيَا سَجِّرُوْا كَذَّبُوْا\nرَبِّ السَّمٰوَاتِ وَزَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا .\nدر حالت وقف\nمَعَاشًا ط خَاشِعَةٌ ط فِي الْحَافِرَةِ ط نَخِرَةً ط\nطُوًى ط طَغى ط يَسْعَى ط يَزَّكّٰى ط\nضمایر\nكَتَبَ كَتَبَا كَتَبُوْا كَتَبَتْ كَتَبَتَا كَتَبْنَ\nكَتَبْتَ كَتَبْتُمَا كَتَبْتُمْ كَتَبْتِ كَتَبْتُمَا كَتَبْتُنَّ\nكَتَبْتُ كَتَبْنَا ."}
{"book": "adl0797", "page": 113, "text": "٩٤\n\nمعنی آنرا درین سلسله ذیل یادگرفت\nهُوَ هُمَا هُمْ هِيَ هُمَا هُنَّ\nاَنْتَ اَنْتُمَا اَنْتُمْ اَنْتِ اَنْتُمَا اَنْتُنَّ\nاَنَا نَحْنُ .\nخَلَقَهُ خَلَقَهُمَا خَلَقَهُمْ خَلَقَهَا خَلَقَهُمَا خَلَقَهُنَّ\nخَلَقَكَ خَلَقَكُمَا خَلَقَكُمْ خَلَقَكِ خَلَقَكُمَا خَلَقَكُنَّ\nخَلَقَنِي خَلَقْنَا .\nاِيَّاهُ اِيَّاهُمَا اِيَّاهُمْ اِيَّاهَا اِيَّاهُمَا اِيَّاهُنَّ\nاِيَّاكَ اِيَّاكُمَا اِيَّاكُمْ اِيَّاكِ اِيَّاكُمَا اِيَّاكُنَّ\nاِيَّايَ اِيَّانَا .\nعَلَيْهِ عَلَيْهِمَا عَلَيْهِمْ عَلَيْهَا عَلَيْهِمَا عَلَيْهِنَّ"}
{"book": "adl0797", "page": 114, "text": "٩٥\n\nعَلَيْكَ عَلَيْكُمَا عَلَيْكُمْ عَلَيْكِ عَلَيْكُمَا عَلَيْكُنَّ\nعَلَيَّ عَلَيْنَا.\nمتکلم سخن گوینده را گویند، مخاطب آنکه سخن با او\nکنند، غائب آنکه سخن از وی گویند،\nمذکر، مرد، مؤنث، زن، مفرد، یکی، تثنیه، دو، جمع، بسیار؛\n(اوزان فعل ماضی معلوم شش باب ثلاثی مجرد بهر سه حرکت عین میآیند)\nفَعَلَ فَعَلَا فَعَلُوا فَعَلَتْ فَعَلَتَا فَعَلْنَ\nفَعَلْتَ فَعَلْتُمَا فَعَلْتُمْ فَعَلْتِ فَعَلْتُمَا فَعَلْتُنَّ\nفَعَلْتُ فَعَلْنَا .\n(اوزان فعل ماضی مجهول که از همه ابواب آن یکسان بکسر عین میآیند)\nفُعِلَ فُعِلَا فُعِلُوا فُعِلَتْ فُعِلَتَا فُعِلْنَ"}
{"book": "adl0797", "page": 115, "text": "۹۶\n\nفُعِلَتْ فُعِلَتَا فُعِلْتُمْ فُعِلْتِ فُعِلْتُمَا فُعِلْتُنَّ\nفُعِلْتُ فُعِلْنَا.\n(فعل مضارع معلوم شش باب مذکور بهر سه حرکت عین می‌آید)\nيَفْعَلُ يَفْعَلَانِ يَفْعَلُونَ تَفْعَلُ تَفْعَلَانِ يَفْعَلْنَ\nتَفْعَلُ تَفْعَلَانِ تَفْعَلُونَ تَفْعَلِينَ تَفْعَلَانِ تَفْعَلْنَ\nاَفْعَلُ نَفْعَلُ.\n(فعل مضارع مجهول ابواب مذکور بیک حریت یعنی بفتح عین می‌آید)\nيُفْعَلُ يُفْعَلَانِ يُفْعَلُونَ تُفْعَلُ تُفْعَلَانِ يُفْعَلْنَ\nتُفْعَلُ تُفْعَلَانِ تُفْعَلُونَ تُفْعَلِينَ تُفْعَلَانِ تُفْعَلْنَ\nاُفْعَلُ نُفْعَلُ.\n\n-**-"}
{"book": "adl0797", "page": 116, "text": "۹۷\nسبق ۲۹\nبِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيْمِ\n(۸۱) لَآ إِلٰهَ إِلَّا اللهُ مُحَمَّدٌ رَّسُوْلُ اللهِ،\nلَا اِلٰهَ نیست هیچ معبود بر حق وسزاوار پرستش إِلَّا اللهُ\nمگر خدایتعالیٰ مُحَمَّدٌ رَّسُوْلُ اللهِ حضرت محمد صلّی الله علیه و آله\nو سلّم فرستادهٔ خداست.\nسبق ۳۰\n(۸۲) نُوْ حِيْ هَا.\n(۸۳) اَوْ حَیْ نَا.\n(در حالت وقفیکه یکی از حروف مده ماقبل آخر باشد مد وسط میشود)\nيَعْلَمُوْنَ ط اَحَادِيْثِ ط اِلَی الظُّلُمَاتِ ط"}
{"book": "adl0797", "page": 117, "text": "۹۸\n(٨٤ و ٨٥) «سُوْٓءَ الْعَذَابِ ط ـ مَالَهٗٓ اَخْلَدَهٗ»\n«فِيْٓ اَعْنَاقِهِمْ ـ مِنْ دُوْنِهِ اٰلِهَةً»\n«مَآ اَغْنٰى ـ اُولٰٓئِكَ»\nسبق ٣١\nوَلَا الضَّآلِّيْنَ\n(٨٦) (م ع ه ض ط) (ج)\n(لا صلے) (ص ز ق)\n«ر» و لفظ مُبارک «اللّٰه»\n(قَرِيْبٌ رَحِيْمٌ ع كَافِرُوْنَ)\n(وَاسْتَغْفِرْهُ ط اَرْسَلَ قَرْيَةٍ)\n(بِسْمِ اللّٰهِ مِنَ اللّٰهِ رَسُوْلُ اللّٰهِ)"}
{"book": "adl0797", "page": 118, "text": "۹۹\n\nسبق ۳۲\n(۸۷) ی ر م ل و ن .\n«ل» اَنْ لاَّ خَوْفٌ جَمِيْعٌ لَّدَيْنَا .\n«ر» مِنْ رَّبِّهِمْ مُحَمَّدٌ رَّسُوْلُ اللّٰهِ .\n«ی» مَنْ يَّشَآءُ خَيْرًا يَّرَهُ .\n«م» مِنْ مَّسَدٍ عَلٰی صِرَاطٍ مُّسْتَقِيْمٍ .\n«ن» مِنْ نَّاصِرِيْنَ رِجَالًا نُّوْحِيْ .\n«و» مِنْ وَّالٍ بِمَغْفِرَةٍ وََّ اَجْرٍ .\nو بعد هر نون بست خور اگر یکی از حروف حلق آید، در انحالت خود نون\nخوب ظاهر و معلومدار خوانده میشود، و «حروف حلقی شش بود الی ۶ عین -\nهمزه، ها و حا و خا و عین و غین» مانند:—"}
{"book": "adl0797", "page": 119, "text": "۱۰۰\nمَنْ امَنَ عَنْهَا مَنْ حَضَرَ مَنْ خَشِيَ\nمَنْ عَمِلَ مِنْ غَفُورٍ .\nو در غیر جاهای مذکوره باخفا خوانده میشود که غُنّه\nدران میباشد مانند :-\nمَنْ ذَا الَّذِي عِنْدَهُ .\nسبق ۳۳\nاَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ\nاَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَلَمِينَ ط الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ط\nمَلِكِ يَوْمِ الدِّينِ ط اِيَّاكَ نَعْبُدُ وَاِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ط\nاِهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ ط صِرَاطَ الَّذِينَ اَنْعَمْتَ\nعَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ ه اَمِين ."}
{"book": "adl0797", "page": 120, "text": "١٠١\n\nبِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيْمِ\nاَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِاَصْحٰبِ الْفِيْلِ ۙ اَلَمْ يَجْعَلْ\nكَيْدَهُمْ فِيْ تَضْلِيْلٍ ۙ وَّاَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا\nاَبَابِيْلَ ۙ تَرْمِيْهِمْ بِحِجَارَةٍ مِّنْ سِجِّيْلٍ ۙ\nفَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَّأْكُوْلٍ ۙ\n\nبِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيْمِ\nلِاِيْلٰفِ قُرَيْشٍ ۙ اٖلٰفِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتَاءِ\nوَالصَّيْفِ ۚ فَلْيَعْبُدُوْا رَبَّ هٰذَا الْبَيْتِ ۙ\nالَّذِيْٓ اَطْعَمَهُمْ مِّنْ جُوْعٍ ەۙ وَّاٰمَنَهُمْ\nمِّنْ خَوْفٍ ۙ"}
{"book": "adl0797", "page": 121, "text": "۱۰۲\nبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ\nاَرَءَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ، فَذَلِكَ\nالَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ، وَلَا يَحُضُّ عَلَى\nطَعَامِ الْمِسْكِينِ، فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ،\nالَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ،\nالَّذِينَ هُمْ يُرَاءُونَ، وَيَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ،\nبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ\nإِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ، فَصَلِّ\nلِرَبِّكَ وَانْحَرْ، إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ،\nبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ\nقُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ، لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ،"}
{"book": "adl0797", "page": 122, "text": "١٠٣\nوَلَآ اَنْتُمْ عٰبِدُوْنَ مَآ اَعْبُدُ ة وَلَآ اَنَا\nعَابِدٌ مَّا عَبَدْتُّمْ ة وَلَآ اَنْتُمْ عٰبِدُوْنَ\nمَآ اَعْبُدُ ة لَكُمْ دِيْنُكُمْ وَلِيَ دِيْنِ ة\nبِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيْمِ\nاِذَا جَآءَ نَصْرُ اللهِ وَالْفَتْحُ ة وَرَاَيْتَ\nالنَّاسَ يَدْخُلُوْنَ فِيْ دِيْنِ اللهِ اَفْوَاجًا\nفَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ ط\nاِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا ة\nبِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيْمِ\nتَبَّتْ يَدَآ اَبِيْ لَهَبٍ وَّتَبَّ ة مَآ اَغْنٰى\nعَنْهُ مَالُهُ وَمَا كَسَبَ ة سَيَصْلٰى"}
{"book": "adl0797", "page": 123, "text": "١٠٤\n\nنَارًا ذَاتَ لَهَبٍ ەْ وَامْرَاَتُهُ حَمَّالَةَ\nالْحَطَبِ ەْ فِيْ جِيْدِهَا حَبْلٌ\nمِنْ مَسَدٍ ەْ\nبِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيْمِ\nقُلْ هُوَ اللهُ اَحَدٌ ەْ اَللهُ الصَّمَدُ ەْ\nلَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُوْلَدْ وَلَمْ يَكُنْ\nلَّهُ كُفُوًا اَحَدٌ ەْ\nبِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيْمِ\nقُلْ اَعُوْذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ ەْ مِنْ شَرِّ\nمَا خَلَقَ ەْ وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ اِذَا وَقَبَ ەْ\nوَمِنْ شَرِّ النَّفّٰثٰتِ فِي الْعُقَدِ ەْ وَمِنْ"}
{"book": "adl0797", "page": 124, "text": "١٠٥\nشَرِّ حَاسِدٍ اِذَا حَسَدَ\nبِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيْمِ\nقُلْ اَعُوْذُ بِرَبِّ النَّاسِ مَلِكِ النَّاسِ\nاِلٰهِ النَّاسِ مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ\nالَّذِيْ يُوَسْوِسُ فِيْ صُدُوْرِ النَّاسِ\nمِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ\n(اجزا نماز که بعد از حفظ این پنج نماز با افعال و اقوال باید)\n(که نشان داده شود)\nاَللهُ اَكْبَرُ ، سُبْحٰنَكَ اللّٰهُمَّ وَبِحَمْدِكَ وَتَبٰرَكَ\nاسْمُكَ وَتَعَالٰی جَدُّكَ وَلَآ اِلٰهَ غَيْرُكَ .\nسُبْحَانَ رَبِّيَ الْعَظِيْمُ ."}
{"book": "adl0797", "page": 125, "text": "١٠٦\n\nسَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ .\nرَبَّنَا لَكَ الْحَمْدُ .\nسُبْحَانَ رَبِّيَ الْاَعْلَى .\nالتَّحِيَّاتُ لِلّٰهِ وَالصَّلَوٰةُ وَالطَّيِّبَاتُ السَّلَامُ\nعَلَيْكَ اَيُّهَا النَّبِيُّ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ\nالسَّلَامُ عَلَيْنَا وَعَلَى عِبَادِ اللهِ الصّٰلِحِيْنَ\nاَشْهَدُ اَنْ لَّا اِلٰهَ اِلَّا اللهُ وَاَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ\nوَرَسُوْلُهُ .\nاَللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَعَلَى اٰلِ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّيْتَ\nعَلَى اِبْرٰهِيْمَ وَعَلَى اٰلِ اِبْرٰهِيْمَ اِنَّكَ حَمِيْدٌ مَّجِيْدٌ\nاَللّٰهُمَّ بَارِكْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَعَلَى اٰلِ مُحَمَّدٍ كَمَا بَارَكْتَ"}
{"book": "adl0797", "page": 126, "text": "١٠٧\n\nعَلَى اِبْرَاهِيمَ وَعَلَى آلِ اِبْرَاهِيمَ اِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌط\nاَللَّهُمَّ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ\nحَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ .\nاَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللهِ .\n(دعای بعد از نماز فرض)\nاَللَّهُمَّ اَنْتَ السَّلَامُ وَمِنْكَ السَّلَامُ وَ\nاِلَيْكَ يَرْجِعُ السَّلَامُ حَيِّنَا رَبَّنَا بِالسَّلَامِ وَ\nاَدْخِلْنَا دَارَ السَّلَامِ تَبَارَكْتَ رَبَّنَا وَتَعَالَيْتَ\nيَا ذَا الْجَلَالِ وَالْاِكْرَامِ ،\nہمہ افعال و اقوال ہر نماز را یاد داریم، واینہمہ اقوال نماز زبانی\nخوانده میشود چنانکہ حرکت لب نمازگذار باید دیده شود الا نیّت"}
{"book": "adl0797", "page": 127, "text": "۱۰۸\n\nکه آنرا از بانی یاد گرفته ایم ، اما وقتیکه بر نماز ایستاده میشویم\nآنرا بدل میگوئیم که نیت فرض است و آن عبارت از ارادهٔ دل است\nنه بزبان پس بزبان مبادا آن ساقط شود ، و چنین است امضاء\nامام ربانی مجدد الف ثانی رح .\n\n(شناختن هشت حرف افغانی)\n\n(۸۸) ٹ ځ ځ ډ ړ ږ س ڼ .\n\n(۸۹) کاڼره د ړنګرمزه غوښی ټوله څلور ځای کړی.\nخدای دیو مل وله ، ښه را غلاست ، ستړی مشئ ،\nد څه شی میل لری ."}
{"book": "adl0797", "page": 128, "text": "۱۰۹\n\nیادگرفتن خواندن خط شکسته و ضمن\n(سبقهای سابقه)\n\nسبق ۳۴\n(۹۰) حق حزمنے تو مهر پاک سر د شیر ما\nبر شیر رو دو پسر هشتری از حشر\nهر یک بر حد گو تر تر رس نه\nلذ چپ چپ یه ،\nچ چه .\nیشا جان حال شار با عرض، عذر،\n،فرض، ہشت، تحت ، بخت ،سخت ،عمر، رفت\nطفل، خوب پیر عفو نور گشت آب نان"}
{"book": "adl0797", "page": 129, "text": "۱۱۰\n\nملک مال اسپر ضیح بخش ، نور حور\nمقام کام این کنے رزق بار .\nیای سخت\nاینے پیر بین عید شیر سیر.\nیای ست\nلیک نیشتر بیگ بیر شیر رسیر.\nواو سخت\nخوب زعو قوت بو مور هور .\nواو سست\nشوخ کوت روز پوشر توپ چوب .\nہند سند شیر سیر نام حرف"}
{"book": "adl0797", "page": 130, "text": "١١١\n\nجیم میم ظل ظ سین شین.\nطاشت کاشت توخت ساخت\nتاخت باخت آلو گوشت پوست درخت\nدست نیست کمیت چیت کا سر باز\nلاند شاف .\nاجر طلب پیر پتر بتر خطیم لوب عبث\nغلط خبر، کر مکر مرد گند لگر طبق بچه\nشه، مگس کچه دین مزه رهو سگ سگ\nسبق بگو، سخن مگو، مژه مکش\nرنج مکش، ولی بی نمد مدرس نقص .\nاقد محمد صدیق شتاً جباً غفاً عطا."}
{"book": "adl0797", "page": 131, "text": "۱۱۲\n\nدکان بنام بناء حمام دلدک ترقه تنزل\nشریف هنوز کلان بنا نشده\nخواجه خواندن خواهر خواستن\nخویش خوه خواب خور خورشید\nدر انی فیض آباد صحیح است\nمنے اله امیر الحق لکھے لہذا متولد\nرستم رسید کند بلا ـ ماله\nمصطفی پسر میترا بکیر تورنت علحده\n۴ لوٹی سفے من\nصلتی زکتی ـ\nعبد الاحد عبد الباقی عبد الحی عبد العزیز"}
{"book": "adl0797", "page": 132, "text": "۱۱۳\n\nعبدالوهاب عبدالفتاح عبدالجبار عبدالخالق\nعبدالقادر عبدالحمید عبدالمجید عبدالعزیز\nعبدالغفور عبدالکریم عبدالودود\nعبدالرحمن عبدالرحیم عبدالستار عبدالشکور\nعبدالصمد بسم الله عبدالله عبدالظاهر\nعبدالمتین\nبرادر ارجمند من در جمیع باندی اشغال خویشتن\nخیال باطری و لطف حزن از یاد رفتید\nمعاذ و مباشد بیباک مباش پر در\nکوشش زیاد ننمود بدرجه عالی رسیده\nمیرزا ش قابل اعتبار نیست عهد عبدالله"}
{"book": "adl0797", "page": 133, "text": "۱۱۴\nجهت مدرسۀ پشردان علم محکم گیر و\nرضای خدا و خشنودی شاهکار و ملل\nدران بسته مبلغ پنچصد روپیه پخته کابلی را\nدر طار قیمت یکراس اسپ فرستاله\nبوید رسید زیاده بر خور دار باشد و هم\nوالسلام یوم جمعه غره جماد الاخرى سنه ۱۳۲۸\nو در خط شکست یکنقطه همان است که شناخته\nمیشود، اما دو نقطه را مثل یک خط خوردی مینویسند\nوسه نقطه بالا مشابهت بهفت ، و پایان به هشت دارد\nمانند «پلت چین عبد القيوم ثبت شد».\n*"}
{"book": "adl0797", "page": 134, "text": "۱۱۵\n\nسبق ۳۵\nیکسال این دوازده ماه است\nمحرم، صفر، ربیع الاول، ربیع الثانی\nجمادی الاول، جمادی الاخر، رجب،\nشعبان، رمضان، شوال، ذیقعده، ذی الحجه\nروز اول هر ماه را غره خوانند، و آخر ماه\nسی روزه را سلخ گویند.\n\nسبق ۳۶\n(۹۱) ای احمد کعبه را میشناسی، و حقیقت\nشه را میدانی؟ بلی آقا میدانم، کعبه یکخانه\nاست در شهر مکه چهار دیوار و یک دروازه\nو بام دارد، هر مسلمان هرجا که باشد، رو"}
{"book": "adl0797", "page": 135, "text": "١١٦\n\nبآنطرف نموده نماز میگذارد، وزیارت\nآن خانه را حج گویند، و مرقد پیغمبر ما در شهر مدینه\nاست، انحضرت رحمت خدا بروی باد\nده سال پیش از وفات خود شهر مکه را گذشته\nبمدینه رفت، و گذاشتن جا خود را هجرت گویند\nسبق ٣٧ یک\nاز هجرت تا امسال یکهزار و سه صد و چهل و\nسال میشود، و مردمان در کاغذ های خود\nهمین حسابرا مینویسند، و این را سنه\nکاغذ گویند، و محرم آینده سنه یکهزار و صید\nچهل و دو خواهد شد."}
{"book": "adl0797", "page": 136, "text": "۱۱۷\n\nسبق ۳۸\nای پسر خوبی سیرت ضرور است، نه خوبی\nصورت، بکالا و کلاه و دریشی خوش مباش\nاگر تکه آن مرغوبست بافنده آن خوبست\nبشماچه - اگر برش و دوخت آن صفا\nکمال خیاطست بشماچه، و بر روپیه\nدر یکساعت هر کس چو تو ساخته میشود\nچرا که هم بزاز بسیار است و هم خیاط .\nسبق ۳۹\nبلی، اگر درجهٔ امتیاز از ماده برده باشی\nو خوبیهای خوب هم داشته باشی، بلاشک"}
{"book": "adl0797", "page": 137, "text": "۱۱۸\n\nخوش باش، زیرا که آن خوبی ذات خود\nشماست، ای پسر شوق چه بازی\nوچه خوراک داری؛ آنهمه در سبق موجوداند\nعزت و روپیه هردو بواسطه سبق پیدا میشوند\nو روپیه باز هرچیز خریده میشود و این\nروپیه باز تمام هم ندارد، دین و دنیا هردو\nبواسطۀ سبق حاصل میشود.\n\nسه درجه فقره ساده | یکا | دها | صدا\nسه درجه فقره هزار | یکا هزار | دها هزار | صدا هزار\nسه درجه فقره ملیون | یکاملیون\nده لکها | دها ملیون\nکروڑا | صداملیون\nده کروڑا\nسه درجه فقره ملیار | یکا ملیار\nاربا | دها ملیار\nده اربا | صدا ملیار\nکهروبا"}
{"book": "adl0797", "page": 138, "text": "۱۱۹\n\nکار آمد نوشتن خط سه چپه آن میباشد اینچنین\n\nصدا ملیار | دها ملیار | یکا ملیار | صدا ملیون | دها ملیون | یکا ملیون\nصدا هزار | دها هزار | یکا هزار | صدا | دها | یکا\n\nسبق ۴۰\nقمر ماهتاب، شمس آفتابرا گویند، و هر کدام\nایشان سال وماهی بخود دارند، چنانکه\nیکسال قمری آن دوازده ماه است،\nکه قبلبرین گفته شد، و هرکدام این ماهها\nگاهی بیست و نه روز، و گاهی\nسی روز می آیند، اما در هرسال ضرو\nششماه سی روزه، وششماه بیست ونه روزه"}
{"book": "adl0797", "page": 139, "text": "۱٣۰\nمیباشد، و روز اول هر ماه را غره خوانند، و روز\nآخر ماه سی روزه را سلخ گویند، پس همه\nروزهای این سال قمری سه صد و\nپنجاه و چهار میشود، و سال شمسی عبا\nازین چهار فصل است بهار، تابستان\nخزان، زمستان، و روز اول بهار را نوروز\nگویند.\nقایم مقام کتاب سال اول و دوم فارسی\nای احمد هر کدام این چهار فصل چند روز است\nو ذیل چسیت، جناب آقا، فصل بهار\nنود و چهار روز است، سی و یک روزه"}
{"book": "adl0797", "page": 140, "text": "۱۲۱\nاول آنرا حمل، و سی و یکروز دیگر آنرا ثور،\nو سی و دو روز آخر آنرا جوزا گویند،\nفصل تابستان نود و سه روز است،\nسی و یک روز اول آنرا سرطان، و سی و\nیکروز دیگر آنرا اسد، و سی و یکروز آخر آنرا\nسنبله گویند، فصل خزان هشتاد و نه\nروز است، سی روز اول آنرا میزان،\nو سی روز دیگر آنرا عقرب، و بیست و نه\nروز آخر آنرا قوس گویند، و فصل زمستان\nهم هشتاد و نه روز است، بیست و نه روز\nاول آنرا جدی، و سی روز دیگر آنرا دلو،"}
{"book": "adl0797", "page": 141, "text": "۱۲۳\n\nو سی روز آخر آنرا حوت گویند.\nو این دوازده ماه فصلی را بنظم چنین آورداند\nسر حمل پس ثور پس جوزا و سرطان و اسد\nسنبله میزان و عقرب قوس جدی و دلو و حوت\nو عدداین ماهها را بحساب ابجد چنین منظوم نمود\nلا ولا لب لا ولا لا شش ست\nل ل کط و کظ لل شهور کوته است\nو همه روز های این سال شمسی را چون\nجمع کنیم سه صد و شصت و پنجه روز میشود\nپس این سال شمسی ازان سال قمری\nیازده روز کلان شد."}
{"book": "adl0797", "page": 142, "text": "۱۳۳\n\nآمی احمد این تفاوت یازده روز را بطریق\nمثال برای من دانسته کرده میتوانی؟\nبلی صاحب میتوانم ، مثلاً اگر یکوقت\nچنان برابر شود که بیکروز هم اول محرم و هم\nنوروز باشد ، از انروز چون سه صد و پنجاه\nچهار روز بگذرد سال قمری کامل میشود\nضرور است که محرم دیگر نو شود، اما چون\nیازده روز دیگر هم بگذرد سال شمسی هم\nکامل خواهد شد ، پس روز دوازدهم ان\nمحرم، باز نوروز خواهد بود ، و اسامی ماه‌های\nشمسی را بترکی رومی چنین آورده اند ،"}
{"book": "adl0797", "page": 143, "text": "۱۳۴\nماری و نیسانست و مایس باحزیران و تموز\nهست آغیستوس و ایلول و دو تشرین اسببون\nبعد ازان باشد دو کانون اشهر ترک روم\nزین اسامی چون تو بگذشتی شباطش حودان\nو ماههای انگریزیرا اینچنین نظم کرده اند\nجنوری و فروری و مارچ، اپریل و می،\nجون وجولائی واگست و ستمبر هم بدان\nهست اکتوبر نومبر هم دسمبر آخرین\nبعد ده از جدی باشد اول انگریزیان\nو ترکان هر سال شمسی را ئیل گویند و بنام"}
{"book": "adl0797", "page": 144, "text": "۱۲۵\n\nیک حیوانی یاد میکنند، و دوازده\nسال را یک دوره خوانند، و نام این دوازده\nسال بزبان ترکی و فارسی نظم اینست\nلازم الحفظ\nسیچقان اود و بارس توشقان لوی ئیل\nئیلان، یونت و قوی و دِ نامهای سال\nبیچی ئیل پس تخاقوی ئیتا ست بعد ازان\nتنگوز را بدان، که شوی صاحب کمال\nموش و بقر و پلنگ و خرگوش شمار\nزین چار چو بگذری نهنگ آید و مار"}
{"book": "adl0797", "page": 145, "text": "١٢٦\nسخنان کوہش او در طر با درس از تنگ میمون پنج وان محتاج بشرحی است جنگ\nتو سلطان ترکش آمد ولوی بل از چنگ بیلان بیما رو یودست خرس قومی که کنند چگونه بخواند این حصار یزند یک\nاز انجهت سہل کا بل قومی مسلمانی\n\nبعد ازان اسب و گوسفند است حَنا\nحمرونہ ومرغ وسگ و خوک آخر کار\nوچون درفارسی بسے از الفاظ عربی ہم\nمے آیند، از انرو معلم درصحت حرکات ان\nکوشش میکند پس لفظی که بروزن\nمفاعله باشد ما انرا میشناسیم ، بالضروره\nبفتح عین میخوانیم، مانند مذاکره - مناظره\nمغالطه مدافعه مبادلہ مناقشہ مجادله\nمرافعه مکالمه مطالعہ معانقہ محافظہ\nمخالفت منافقت ممانعت مشالفت مفارقت\nموافقت مسابقت متابعت مناسبت مشابہت\nمجانست مجالست مخالطت مساعدت مظاہرت\nمداہنت"}
{"book": "adl0797", "page": 146, "text": "۱۲۷\nآما آن اسم فاعل شان میباشد که بکسرعین\nیعنی بکسر ماقبل آخر خوانده میشود مانند\nمخالف منافق مناسب موافق مطابق مجاهد\nو بسا میباشد که بموجب کات معنی بالکلیه\nچپه میشود، چنانکه بعضی میگویند که من مستحقم\nبفتح حای مهمله بخیال اینکه صاحب\nحق میباشم، آن دیگری باید که حق مرا\nبدهد، و آن بکسر عین یعنی بکسر حا خوانده میشود\nبفتح حاکه او خوانده در حقیقت چنان معنی\nمیدهد، که اقرارم براینکه من ملائم حقوق\nبر من است."}
{"book": "adl0797", "page": 147, "text": "۱۳۸\n\n(۹۲) ابجد هوز حطی کلمن سعفص قرشت ثخذ ضظغ\n\n| ا | ب | ج | د | ه | و | ز | ح | ط |\n|---|---|---|---|---|---|---|---|---|\n| ۱ | ۲ | ۳ | ۴ | ۵ | ۶ | ۷ | ۸ | ۹ |\n| ی | ک | ل | م | ن | س | ع | ف | ص |\n| ۱۰ | ۲۰ | ۳۰ | ۴۰ | ۵۰ | ۶۰ | ۷۰ | ۸۰ | ۹۰ |\n| ق | ر | ش | ت | ث | خ | ذ | ض | ظ | غ |\n| ۱۰۰ | ۲۰۰ | ۳۰۰ | ۴۰۰ | ۵۰۰ | ۶۰۰ | ۷۰۰ | ۸۰۰ | ۹۰۰ | ۱۰۰۰ |\n\nارقام نه گانه بچند قسم\n\n| صفر | نه | هشت | هفت | شش | پنج | چهار | سه | دو | یک | فارسی |\n|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|\n| ۰ | ۹ | ۸ | ۷ | ۶ | ۵ | ۴ | ۳ | ۲ | ۱ | هندی |\n| ۰ | ۹ | ۸ | ۷ | ٦ | ٥ | ٤ | ٣ | ٢ | ١ | ترکی |\n| 0 | 9 | 8 | 7 | 6 | 5 | 4 | 3 | 2 | 1 | انگریزی |\n| 0 | 9 | 8 | 7 | 6 | 5 | 4 | 3 | 2 | 1 | انگریزی تحریری |\n| 0 | لا | ح | 6 | ٤ | ح | 8 | 1/2 | ح | ح | انگاره تجارتی |"}
{"book": "adl0797", "page": 148, "text": "۱۲۹\nعناوین\nبرای پادشاه نویسند\nتصدق حضور شوکتموفور مراحم نشور اعلیحضرت پادشاه معظم\nغازی خود شوم عرضداشت نوراحمد ولد سلطان احمد\nقوم علیزائی ساکن پشت رود قندهار اینکه.\nبرای وزیر سپهسالار نویسد\nجناب عالیقدر جلالتمآب مخدومی معظمی وزیر صاحب معارف\nیا سردار سپهسالار صاحب را دام مجدهم.\nبرای بعضی معززین نویسند\nجناب صاحبی امیدگاهی مطاع معظم خانصاحب و یا\nفرقه مشر صاحب (یا) لواء مشر صاحب (یا) غند مشر"}
{"book": "adl0797", "page": 149, "text": "۱۳۰\n\nصاحب دیا) کند که مشر حشاً ضاعف الله اعزاز هم.\nو دیگر اصلاحات جدیده را از کتابچه خورد چاپ\nشده ان کار نموده باشد.\n\nبرای پدر نویسد\nفدای حضرت قبله گاه معظم خود شوم ، تصدق حضرت\nقبله امجد خود شوم ، فدایت شوم .\nبرای بعضی کلانان و استاد خود نویسد، مگر کلاناً\nهمین عنوان بدون لفظ استاد مرقوم دارد.\nصاحب معظم و مطاع مکرم جناب استا دمتر مچ در خادم دعایم\n\nبرای کاکای خود نویسد\nعم معظم بسیار شفیق محترم عطوفت شیم خود را خادم مخلصم"}
{"book": "adl0797", "page": 150, "text": "۱۳۱\n\nبراى ماما نويسد\nمخدوم مکرم مطاع محترم جناب ماما صاحب زاد اشفاقهم\nبراى برادر کلان نويسد\nصاحب معظم و مخدوم محترم جناب آقا لالای خود را خادمم\nبراى برادر خورد یا فرزند خود نويسد\nنور چشم ارشد ارجمند کامگار سعادتمند غلام حیدر جان\nاز عمر و جوانی بهره مند باشد.\nبراى والده نويسد\nجناب والده ماجده محترمه مشفقه خود را فدا شوم.\nبراى عمه و خاله نويسد\nجناب محترمه عمه (يا) خاله صاحبه مشفقه مکرمه خود را مشتاق دیدارم"}
{"book": "adl0797", "page": 151, "text": "۱۳۲\nبرای شوهر نویسد\nساتر حقیقی و حافظ اصلی سایه بلند پایه آن پرده پوش\nظاهری، و حامی واقعی این عاجزه را ما دام الحیات\nالی یوم المسمات از سر این داعیه فدویه شبان\nکم و کوتاه نگرداناد، و از هیچ باب خصوصا از نجانب\nهیچگونه آثار پریشانی و غبار کدورتی بذیل خاطر\nعاطر رسیده مباد، بحق حضرت محمد وآله الامجاد.\nبرای طبقات مردمان، از خورد الی کلان\nارجمند، ارجمندین، برادر من، برادر عزیز الوجود من\nمحترم من، محترمه بنده.\nبرای بعضی دوستان و تعیین بعضی اشیا، بعد از"}
{"book": "adl0797", "page": 152, "text": "۱۳۳\nو طاقه و ثوب وغیره\nاخوی مشفق مهربان محبت بنیان مودت و مروت\nعنوانی عزیز الوجود گرام غلام احمد خان سلمه الله المنان\nمواری سه زوج بوت ، و دو طاقه کلاه ، وپنج طاقه\nلنگی، و یک ثوب کرتی، ویکدست رختخواب،\nو دو دست دریشی، ویکراس اسپ، و ده قطعه\nمرغ دشتی، و چهار جلد کتاب، و یکقاب ساع بغلوانی\nو پنج تخته کلیم، و دو درجن قاشق خورد و کلان بسویت\nجام آئینه، و یک ظرف چای، و چهار دانه قلم\nو پنج دسته کاغذ، وسه توپ صحن، و مبلغ یکصد روپیه\nنقد که جهت تعلقات خود فرستاده بودید رسید،"}
{"book": "adl0797", "page": 153, "text": "۱۳۴\n\nو غلام حیدر برادرزاده شما که در خدمت سرکار بوده\nو چهار زنجیر فیل، و دو قلاده شیر، و سه قلاده سگ\nو سه فرد گاو دشتی، و چهل نفر شتر، و دو میل تفنگ\nو هشت قبضه شمشیر، و چهار منزل خیمه، و دو قطعه\nالماس، و هفت سلک مروارید، و ده توله مشک افراز\nو شصت ذرعہ قناویزهبراتی، و بیست و یک عدد\nامانی پنج مثقاله، و دو دست شاهین شکاری،\nو شش ضرب توپ که متعلق او بودند از تحویلی آن\nفارغ گشته، امید است که در ینوقت بخدمتی بهتر\nاز سابق مقرر شود."}
{"book": "adl0797", "page": 154, "text": "۱۳۵\n\nتعلیم خواندن از قول مبتدی\nای احمد تعلیم خواندن را بمبتدی امی کرده میتوانی، بلی\nصاحب میتوانم، حرف شناسی و آواز دانی همانست\nکه جزئیات بسیاری دارد، هر یک در موضع خود\nاستعمال میشود، اما اهم شان اینکه، اولاً بیست حرف\nغیر مشاکله را با و میشناسانم، و هر کدام را بآواز فتحه آن\nیعنے ( اَ بَ جَ ) میگویم، نه الف بی جیم، و در ابتدا\nنام هر حرفرا خودم میگیرم، او انگشت بران گذاشته\nنشان داده باشد که بر و نام گرفتن تکلیف است بعد\nمن انگشت را بر حرف میگذارم و نام آنرا از وی میخواهم\nمگر خوب ضبط نمودن آنرا بتوسط نوشته با و مینمایم،"}
{"book": "adl0797", "page": 155, "text": "چنانکه اولاً نشستن، و راست گرفتن کاغذ یا تخته\nنسبت بسینه او، خصوصاً قلم گرفتن و یرادقیقه بدقیقه\nهوش میکنیم، والف را تا آنوقت باو مینویسیم، که\nدر عملیات مذکوره نویسندگی خوب شود، والف را\nهم قدری خوب بنویسد، بعد حرف دیگر و دیگر را،\nو در حالت نوشتن هر یک، نام آنرا هم با خود گفته باشا\nتا بمجرد نام گرفتن بلاً تردد در صدد نوشتن آنحرف شود،\nخوشخطی باز بتدریج مشق آباجا، حاصل مینماید\nوقتیکه در نوشتن آبا جا رسید، و هر یک آنرا نوشته کرد،\nتواند، بعد شکل (ما) را نوشته و بموجب نقاط شش قسم بسا\nو چهار صورت (حا) را مرقوم داشته بتوسط نقاط،"}
{"book": "adl0797", "page": 156, "text": "۱۳۷\n\nچهار قسم بسازد همچنین تا آخر، بعد یکبار (گا) و یکبار (گ)\nو یکبار (خا) و یکبار (خ) همچنین الی آخر حروف\nازو نخواهم تا کل حروفرا یکبار همراه الف و باز بدون الف\nنوشته کرده تواند، و همچنین در مشق بی‌جی هر حرف باهمراه\n(ی) و بدون آن، و در مشق بوجو، هر حرف بهمراه\n(و) و بدون آن بلاتوقف تحریر نموده تواند، که مدعا\nکلی درین کار بجا آوردن این سه حرف علت است\nاز تلفظ غیر، که آوازی از خود ندارند، و در حقیقت\nحرکات ماقبل اند، نه حروف، مگر چون حرکاتِ\nکلانند بنابران بشکل حروف نوشته میشوند، که تکلیف\nزیاد خط در باب دریافت اینحروف می آید، اما دو"}
{"book": "adl0797", "page": 157, "text": "۱۳۸\nقاعده کلمه خواندن چنانست که هیچ لفظی در زمین\nو آسمان پیدا نمیشود که ازان قواعد بیرون باشد،\nاول حرف همراه الف، مانند (آ با پا) الی آخره،\nدوم موقوف بعد الف، مانند آش، باز، پاک، وغیره\nسوم حرف همراه یا، مانند (ای بی پی) الی آخره،\nچهارم موقوف بعد یا، سخت باشد یا سست مانند\n(این پیر بین، ویا تیل میز پیچ)\nپنجم حرف همراه واو، مانند (او بو پو) الی آخره،\nششم موقوف بعد واو، سخت باشد یا سست مانند\n(هوش خوک توت حور) و بعد سست مانند (شوخ\nکوت روز پوش)."}
{"book": "adl0797", "page": 158, "text": "۱۳۹\nهفتم در آخر هر لفظ چون (ه) دیده شود، آن اشاره میکنید\nکه حرف سابق مرا بفتحه بخوان مانند (کاسه کوزه و غیره)\nو این هفت قاعده مذکوره در حصه اول کتاب خوانده شد\nهشتم کدام حرفی را بیک حرکتی گرفتن و بر حرف\nدوم زدنست که آن حرف دوم را لت خور گویند،\nمانند (حق، حی) .\nنهم موقوف بحالت خور است، مانند (عرض عذر\nفرض هست) .\nدهم حرف اول را بکدام حرکتی جدا کردن، و باقی را\nبیکی از قواعد مذکوره خواندنست، مانند (ابد طلب\nثواب عذاب) ."}
{"book": "adl0797", "page": 159, "text": "١٤٠\n\nاین ده قاعده مذکوره از روی شنیدن آواز بود، اما\nده قاعده دیگر است که آن از روی دیدنست،\nچنانکه لفظ یکقسم نوشته میباشد، و خواندن آن قسم دیگر میشود\nو قواعد کلیه هم نیست که هر لفظ بالضروره بیکی از ایشان\nتعلق داشته باشد، بلکه الفاظ ایشان کمتر می آید.\nاول در بعض الفاظ (و) زیر (خ) دیده میشود و خوانده\nنمیشود، مانند (خواجه خواندن، خورشید، خویشتن.\nدوم در بعض الفاظ الف نوشته میباشد و خوانده نمیشود\nمانند (هیچ است).\nسوم در بعض الفاظ فتحه بدرجه الف میرسد، مانند (رحمن)\nو کسره بدرجه (یا) مانند کسره دال ولی (اسیر کنند)"}
{"book": "adl0797", "page": 160, "text": "۱۴۱\n\nواقع بیت (که هستم اسیر کمند هوا) و در بعض جا ضمه بده\nواو میرسد و آن در عربی می‌آید، مانند (مالَهُ مَعَهُ)\nچهارم در بعض الفاظ و او عاطفه ضمه ما قبل خود میگردد\nمانند (قلم و کاغذ بیار)\nپنجم در بعض الفاظ (یا) الف خوانده میشود، مانند\n(مصطفے موسے عیسے)\nششم در بعض الفاظ (واو) نیز الف خوانده میشود،\nو آن در عربی می‌آید، مانند (صلوة زکوة)\nهفتم در بعض الفاظ الف و لام میباشد، پس در بعضی\nازان، الف آن خوانده نمیشود، مانند (عبد القادر) و در\nبعض هر دوی آن خوانده نمیشود، مانند (عبد الستار)"}
{"book": "adl0797", "page": 161, "text": "۱۴۲\n\nهشتم در هر لفظیکه بعد نون لَت خور (ب) آید، آن نون\nبمیم خوانده میشود، مانند (عنبر قنبر)\nنهم نون لَت خور گاهی دیده میشود و گاهی نمیشود\nچنانکه بر حرف آخر لفظ دو حرکت باشد، یکی از خود حرف\nو دیگری عوض از نون لَت خور، مانند (ظاهِرُ\nظاهِرِ، ظاهِراً)\nدهم اضافت است، چنانکه دو لفظ باشند، آخر لفظ\nاول بالضروره بکسره باید که خوانده شود، ورنه معنی\nنمیدهد، مانند (رسولِ خدا) .\nو در باب اخلاق پسران همه وقت هوش میکنم\nکه موجد این کار سفارش در اخلاق از جمیع کارها مقدم"}
{"book": "adl0797", "page": 162, "text": "۱۴۳\nمیدانند، و در باب گذران معلم هم میفرمایند که خوش گذرانی\nو بدگذرانی معلم را اکثر از غیر حاضرین او معلوم میکنم،\nزیرا معلمیکه کار را خوب میداند، و درجه را بسیار حاصل\nنموده باشد شاگردان او حتی المقدور غیر حاضر نمیشوند\nہر روزہ حاضر، و بشوق تمام مشغول کار خود میباشند،\nاخلاق و شرافت وی بالضروره در طبع شاگردان\nسرایت میکند، و شرافت در طبیعت انسان میباشد\nبموجب گذران معلوم میشود، وقتیکه بعربی رسد،\nبعد از ضبط و حفظ سلسله های صیغه ها از صیغه های\nماضی و مضارع هر باب جویا شده و از سر سخن اولا\nفهمانده مبتدی جواب میگوید."}
{"book": "adl0797", "page": 163, "text": "۱۴۴\n\nماضی مفتوح العین از باب ضرب :- ضَرَبَ ضَرَبَا ضَرَبُوْا......\nماضی مکسور العین از باب عَلِمَ :- عَلِمَ عَلِمَا عَلِمُوْا.......\nماضی مضموم العین از باب شَرُفَ :- شَرُفَ شَرُفَا شَرُفُوْا......\nمضارع مفتوح العین از باب یَعْلَمُ :- یَعْلَمُ یَعْلَمَانِ یَعْلَمُوْنَ.....\nمضارع مکسور العین از باب یَضْرِبُ :- یَضْرِبُ یَضْرِبَانِ یَضْرِبُوْنَ.....\nمضارع مضموم العین از باب یَنْصُرُ :- یَنْصُرُ یَنْصُرَانِ یَنْصُرُوْنَ.....\nحرف اصلی و زائد را در علم صرف بچه معلوم میکنند؟\nمبتدی - چون برای وزن سه حرف (ف ع ل) را\nمقرر کرده اند، پس هر حرفیکه بمقابل ایشان باشد آنرا\nاصلی گویند، چنانکه (ضرب) بروزن (فعل) هرسه\nحرف آن اصلی است، و زائد آنکه در میزان هم خودش"}
{"book": "adl0797", "page": 164, "text": "۱۴۵\nظاهر شود چنانکه در (اکرم) بروزن (افعل) الف زائد است\nو معنی اعوذ بالله اینکه پناه میخواهم بخدا، من الشیطان الرجیم\nاز شیطان رانده شده، و معنی (بسم الله الرحمن الرحیم)\nاینکه ابتدا میکنم بنام خدای بخشاینده مهربان) و اضا\nبرین در ترکیب (اعوذ بالله) و (بسم الله هر آنچه معلم منا\nدیده از کتاب حامل المتن ابتدائیه امانیه بهما خوانده\nحال این آیه را بمعاونت استاد خوانده میتوانیم:\nعَمَّ يَتَسَاءَلُونَ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ الَّذِي هُمْ\nفِيهِ مُخْتَلِفُونَ كَلَّا سَيَعْلَمُونَ ثُمَّ كَلَّا\nسَيَعْلَمُونَ * و چون آخر ماضی همیشه برین یکقرار میماند\nلهذا آنرا (مبنی) خوانند، اما آخر مضارع گاهی"}
{"book": "adl0797", "page": 165, "text": "١٤٦\n\nمنصوب و گاہی مجزوم می آید از انرو آنرا (معرب)\nخوانند مانند (لَنْ تَضْرِبَ وَ لَا تَضْرِبْ بِبِت\nمبنی آن باشد که باشد بر قرار + معرب آن باشد که گرد بار بار\nحروف جاره عبارت ازین هفده حروف، والفاظ واقعه این میباید\nبا و تا ، کاف و لام ، واو ، منذ، و مذ، خلا\nرب ، حاشا، من، عدا ، فی ، عن، علیٰ، حتیٰ ، الیٰ\nیعنے ، بِ ، تَ ، كَ ، لِ ، وَ ، مُنْذُ ، مُذْ ،\nخَلَا ، رُبَّ ، حَاشَا ، مِنْ ، عَدَا ، فِيْ ، عَنْ ، عَلَیٰ ،\nحَتَّیٰ ، إِلَیٰ . و حرکات در فارسی و صرف و نحو باین\nنامها یاد میشوند مکرر در نحو تخصیص\nفارسی زبر زیر پیش\nصرف فتحہ کسرہ ضمہ\nنحو نصب جرحفض رفع"}
{"book": "adl0797", "page": 166, "text": "۱۴۷\n\nبحرف آخر لفظ دارند، از انرو بنظم چنین آورده اند\nرفع وضم پیش نصب وقتح زبر * کسر و جرزیردان و خفض دگر\nو از بیان فوق معلوم شد که لفظ (الله) در اعوذ بالله\nاز سبب (ب) مجرور است و (شیطان) در من الشیطان\nاز سبب (من) مخفوض، اما مجرور بودن (رجیم) از سبب\nاینکه صفت شیطانست، و صفت در اعراب تابع\nموصوف خود میباشد، و از ین تعبیرات اعوذ بالله\nاعراب بسم هم معلوم شد که (اسم) در بسم الله از سبب\n(ب) مجرور است، و رحمن و رحیم صفت (الله) اند\nبمتابعت موصوف خود مجرورند. اما خود (الله) بسبب\nاین مجرور است که مانند همان (رسول خدا) مجبوب من"}
{"book": "adl0797", "page": 167, "text": "۱۴۸\n\nاست، که در همین کتاب خوانده شد، مگر در فارسی مضاف\nمجرور میباشد، و در عربی مضاف الیه، چنانکه همین\nعبارت (رسول خدا) اگر بعربی گفته شود (رسولُ الله)\nبکسره (ه) خوانده میشود، و همچنینست (بنام خدا)\nمساوی (بسم الله)\nاصطلاح کتب لغت با نام هر حرف بامعنا هر یک\n(آ) الف ممدوده (ب) بای موحده (پ) بای\nفارسی (ت) تای فوقانیه (ث) ثای مثلثه\n(ج) جیم (چ) جیم فارسی (ح) حای مهمله (خ) خای معجمه\n(د) دال (ذ) ذال معجمه (ر) رای مهمله (ز) زای معجمه\n(ژ) ژای فارسی (س) سین مهمله (ش) شین معجمه"}
{"book": "adl0797", "page": 168, "text": "۱۴۹\n\n(ص) صاد مهمله (ض) ضاد معجمه (ط) طای مهمله\n(ظ) ظای معجمه (ع) عین مهمله (غ) غین معجمه\n(ف) فاء (ق) قاف (ک) کاف (گ) کاف فارسی\n(ل) لام (م) میم (ن) نون (و) واو (ه) های هوّز\n(ء) همزه (ی) یای تحتانیه ، و معنی صفت هر یک را\nهم میدانیم .\nشناختن فارسی بودن بعض الفاظ از حروف آن\nهشت حرف اند انکه اندر فارسی ناید همی\nتا نیاموزی نباشی اندرین معنی معاف\nبشنو از من تا کدامست آنحروف و یاد گیر\nثا و حا و صاد و ضاد و طا و ظا و عین و قاف"}
{"book": "adl0797", "page": 169, "text": "۱۵۰\nو حروفیکه در عربی نمی آیند همین چهار حرف (پچگژ) میباشند\nحساب عربی\nاحد، واحد . اثنان ، اثنتان، ثنتان . ثلث . اربع .\nخمس . ستّه . سبعه . ثمانيه . تسعه . عشره .\nاحد عشر . اثنا عشر . ثلث عشر . اربع عشر . خمس عشر .\nستّ عشر . سبع عشر . ثمانيّة عشر . تسع عشر .\nعشرون ، عشرين . ثلثون ، ثلثين . اربعون ، اربعين .\nخمسون ، خمسين . ستّون ، ستّين . سبعون ، سبعين .\nثمانون ، ثمانين . تسعون ، تسعين . مائہ، صد . الف، هزار\nو ضروریه نصابم چنین آورده اند\n(احد) (یکی) (عشره) (ده) (مأئه) (صد) (اثنان) (دو)\n(ثلث) و (خمس) (سه) و (پنج) (اربع) است (چهار)"}
{"book": "adl0797", "page": 170, "text": "۱۵۱\n\nو یک ستة وسبعه ثمانیه تسعه\n(شش است، هفت ، هشت ، نه جوالف هزار\nای احمد کدام لغت میکه معنی آن انسان نداند، در کتاب\nغياث اللغات یافته میتوانی ؟ بلی صاحب میتوانم\nچنانکه لفظ انابت را در باب الف فصل نون میابم\nمگر در اوائل فصل مذکور بسبب اینکه در فصل با ترتیب\nحرف آخر را گرفته است و منتخب اللغات و غیر که سان\nاز ویند بر روش دیگر رفته اند:\nتعلیم خط از قول مبتدی\nای احمد تعلیم خطا را بد بیری کرده میتوانی ؟ بلی صاحب\nمیتوانم، چنانکه اولاً مطابق بحث خواندن کار خط را شق"}
{"book": "adl0797", "page": 171, "text": "۱۵۲\n\nجیم میرسانم، بعد سلسله دوخانگی و سه خانگی را تحریراً\nوتلفظاً، وسلسله اقسام مختلفه بعض حروف را تلفظاً\nباو حفظ میکنم، بعد مشقهای اقسام مختلفه جیم را در مشق جیم\nوسین را در مشقهای دندانه دار وکشدار آن یاد میدهم\nو اینکه کشدار درین چهار جا که بحدوی نیز کشدار باشد\nویا یکی از حروف (جمی) افتد ناممکن است می آموزم\nمگر سوالهای زیاد دران از انواع ممکنه آن، درالفاظ\nیکسین دار، و دوسین دار میکنم، چنانکه (اسلم) بدویم\nو(مسجد) بیک قسم نوشته میشود، و سوالهای بسیار\nدر دوسین دار را بجد خانه بندی، بلکه بعد اتمام خط خواهم مجرد\nتا مبتدی بهر قسم آن مقتدر باشد، و درمانند لفظ نشست"}
{"book": "adl0797", "page": 172, "text": "۱۵۳\nدلیرانه بگوید که نصاب لفظ دوسین دار مانند کشمکش\nچار است، هر دو دندانه دار، هر دو کشدار،\nاول دندانه دار دوم کشدار، چهارم عکس آنست یعنے\nاول کشدار دوم دندانه دار، و لفظ نشست چون\nبدو کشدار ناممکن است، لہذا سہ قسم دیگر میماند،\nو اگر یکی ازین دو سین لنگ شده باشد مانند شہسوا)\nو دشیسی) ہر یک ازان بدو قسم می آید، و ہرگا\nهر دو دران لنگ گشته باشد مانند (شہشجاع) بسته\nزیاده از یک قسم امکان ندارد، و چون مشقهای حروف را\nبآخر رساند، بعد خانه و مرکب و زمام را نشان داده،\nو اینکه گردن زمام ہم بر خانه حساب میشود، و امتحان اورا"}
{"book": "adl0797", "page": 173, "text": "۱۵۴\n\nدر هر سه سلسله بموجب مراتب زبانی میکنیم چنانکه\nگویم اگر در مرکب باشد از یگانگی چه و از دو خانگی کدام\nو از سه خانگی چه چیز یا د میدهد، او (بر پیر پنیر) بگوید،\nهمچنین دیگر، و دیگر، و دیگر، بعد الفاظ خانه دار را بقرار\nقانون آن کار میکنیم، چنانکه (با بیا) را اگر چه یاد دارد،\nمگر چند بار با و نوشته قریب خوشخطی میرسانم ، بعد الفاظ\nانرا با و مینویسم، اما در یگانه ما بینی عالی مرکب جیم در مانند\n(عیب) و غیره میگویم، که از حلق عین عقل دست را تو\nمیکنم ، تا خانه اول آن بگردن عین مجرا شود، و یکی بماند\nو چون بمرکب دال رسیم اگرچه در مانند لفظ (قند) از حلق قاف\n(پند) را نوشته میکنیم صحیحست ، مگر من میگویم که قاف را"}
{"book": "adl0797", "page": 174, "text": "۱۵۵\n\nبر اول خانه (پند) می آورم، تا در نوشتن مانند\n(شیر) بکش شدار که حلق ندارد، شین کشدار برابر\nاول خانه پير می آورم که حکم میخانه آنرا باطل کند درستی آید\nو در نوشتن لفظ (طناب) طا را بر اول خانه (بيا) می آورم\nگفته شود، و در بی جاهای دیگر نیز مفید افتاد،\nو همچنین در بستن خانهای زیاد اصل آنرا بموجب\nمرکب یافته و ازان منها نموده باقی را بتوسط جو طاق\nمعلوم کنیم که خانه اول آن جوره می آید یا دین جوره\nچنانکه در ده خانه مرکب (ر) گوید (پنیر) را ازان منها زده\nهفت میماند که طاق است لهذا اول آنرا دین جوره\nو سه جوره همان (پنیر) را نوشته میکنیم و در مرکب (ز)"}
{"book": "adl0797", "page": 175, "text": "۱۵۶\n\nگوید که (بند) را از ان کشیده هشت میماند، چهار جوره\nو همان بند بآن ملحق میسازم، و بر قیاس همین (رد، و) آ\nمرکب سین دندانه دار و سین کشدار، اگر خانه های\nبسیار و زمام دار باشد که آنهم بر خانه حساب میشود، نیز\nبعد از وضع اصل قالب مبین جفت و طاق کار آنرا\nمیکند، چنانکه گوئی نه خانه است، و زمامش عین آنست\nکه همان ده خانه شود، اگر سین دندانه دار را مرکب بسازی\nچگونه نوشته میشود، و اگر کشدار را مرکب نمائی،\nچطور ارقام مییابد، در دندانه دار (بینش) را منها نموده\nهفت میماند، از انرو گردن عین را دهن مورچه جوره\nو همان بنیش را مینویسیم، و در کشدار (پیش) را منها"}
{"book": "adl0797", "page": 176, "text": "۱۵۷\n\nنموده هشت میماند، لهذا عین عقل را بر اول خانه جوره\nمی آورم، سه جوره دیگر را مینویسم و بآخر آن همان اصل\nیعنی (پیش) کشدار را ملحق میدارم اینچنین\nعینینینینیش  همچنینست بستن حروف\nزیاد قابل الاتصال مختلف الشکل مختلط بخانه ها بسیا\nبقانون لازم مانند فقره (بستن شکل خط چنین پیچ پیچ\nبینی مثل چنگ) بعد از انتشار (ب س ت ن ش\nک ل خ ط چ ن ی ن ، پ ی چ ، پ ی چ\nب ی ن ی م ث ل چ ن گ) تا مهارت بسیا\nدرین کار نداشته باشد، حسب القانون\nبسته کرده نمیتواند اینچنین\nبستن شکل خط چنین پیچی سحسفین مثل چنگ"}
{"book": "adl0797", "page": 177, "text": "۱۵۸\n\nوقتیکه مبتدیان کار خط را بآخر رسانند بعد هر یک این\nرقعات مرقومه بحروف مفرده را از کتاب خود خوانده\nو هر لفظ را حسب القانون مرکب نموده باشند\nرقعات خط بحروف مفرده\nرقعه بالفاظی که خانه در ان نیست\nم شس ف ق ، ک د ا م ، م ا ن ا س پ ، ا ز م ر خ م ف و \nک ه ، ک ل ا ن ، ا س پ ش و ، ح ص ف و ز ، ا ز غ ک ب و د\nگ ه ، ر خ و ز د ، ا س ث ، و ص ف ت ، م ن ح خ د م\nا س ت ، ف ق ط ، و ا ل س ل ا م.\nرقعه بالفاظی که یکجانه ابتدائی در انست\nم خ د و م ، ا ن ، ن ا م ی ، ب خ ش ، ب ا ح س ب ، ف ر ع ، ز ر ی د\nد ا ر م ی ن ، س پ ا س ، د ا ش ت ، ر ن ج ، و س ج د ه ی ، د ر\nس ر ا غ م ا ، ن ه ا م ی ش د ، س پ ا س ر ع ت ا س ت."}
{"book": "adl0797", "page": 178, "text": "۱۵۹\n\nک‌ ق‌وَت مِ‌ی‌بَ‌خ‌شَ‌د ب‌س‌ي‌ار ، هَ‌م دَارَد ، مِ‌ی‌خَ‌ک اِن‌دِه‌\nب‌رَای‌ آت‌ش ، وَن ذُغ‌ال هَ‌م ، دَرَان جَ‌اه هَ‌س‌ت\nهَ‌م قُرْآن طِ‌ل‌ا ، هَ‌م دَارَد ، اِن قَ‌لْ‌وَه‌ ، بَ‌رَای عَمَ‌ل‌\nهَ‌م مَ‌وجُ‌ود ، اَس‌ت ، اِل‌ای قَ‌دَرِی مِ‌ن اَن صَ‌لَ‌ح\nاَس‌ت ، وَاِه وَل‌ي اِي‌ن دَش‌ت ، كَ‌م اِي‌ن‌\nبَ‌س رَوِي اَس‌ت هَ‌م‌رَاه وَش مَ‌رْدِي كَ‌ه رَوَش‌\nجَ‌ان مِ‌ی‌دَهَ‌د مِ‌ن دَارِي هَ‌م ، فَ‌رْدَا ، مِ‌ی‌رَوَد اَن جَ‌ا\nضَ‌رُورَ اَس‌ت ، فَ‌قَ‌ط ، وَال‌سَ‌ل‌اَم\nرقعه بالفاظیکه در خانه ابتدائی در انست\nبَ‌رَادَرِ گ‌رَام ، مَ‌ن ، اَز شَ‌فَ‌قَ‌ت دِي‌دَن مِ‌ن\nبَ‌ل‌كَ‌ه ، اَز اُل‌فَ‌ت ، بَ‌دَن مِ‌ی‌لَ‌رْزَد بِ‌س‌ي‌ار\nشَ‌رْم مِ‌ی‌كَ‌نَ‌د آَرَم ، كَ‌ه بَ‌ن‌دَه‌ ب‌كَ‌ارِي نَ‌دَارِي‌\nبَ‌قَ‌دَر رَوَاج اِي‌ن دِل اِن‌دَاه اَس‌ت ب‌كَ‌ار آَِي‌\nوَ هِ‌ی‌چ اَص‌ل وَ بَ‌ه دُودَه‌ اَس‌ت وَاِي‌ن مَ‌رْدَم\nهَ‌مَ‌ه ، بَ‌ِي مَ‌انَ‌د اَم اَن نَ‌ه ، بَ‌سِ‌ی هَ‌م اِي‌ن كَ‌ه"}
{"book": "adl0797", "page": 179, "text": "١٦٠\n\nبسی کل روپ می ه،ش زب ت،ن نی لوف ب\nب ت داوی شان پ رداخ ت ه ش د،ر ائى کن ت\nکه، ذات ،پ ادش اه ب رع دنى ل، وق ف ام ان\nروای ے ب ب دنى ل ب اف ک رات ے ز،\nب نی ن، م آل ان دن ے ش ورای ج ه ان ب ر آر\nخ ونیش ،ائى ن، ب نی ماری غ م وم نی را، ک ه\nان ج ه ان وب ج ر دنى پ ش، آم د، ب ت اس\nوان ت ش ار ع ل م، ودان ش، در می ن ،وق ت\nب ص ح ت، وب دارنی، م ل ت، ت بے دنى ل\nدادن، دو ب ئی م ن، ت وج ه ات ب غ ائی ت\nش اه ان ه، ن ے ل، م ق ص ود، ق رنی ب\nآس ت، پ س، ب ای د، ک ه، م ا، وش م ا،ن ئی\nت ا، ب درج ه، ان ت ه ا، ب ر راه، ت ب ع،\nاطاعت، پ انو ش ا، ب م ان ن درج ود،\nب پ وئی ئی م، ف ق ط، وال س ل ام."}
{"book": "adl0797", "page": 180, "text": "۱۶۱\n\nرقعۀ بالفاظی که یگخانه مابین دو حرف باشد\nاز خ م ن ع ان ر ع ب دال ب اق ی ، ک پ ت ا ن\nو خ ب و ت و ، م ح م د ام ی ن ، و ، م ر ح م د رف ی ق\nو ، ص ف در خ ان ک ، و ع ث م ان غ ن ی ، در ح ف ظ\nال ا ه ی ب و ده ، ک ام ی اب دار ی ن ، ب اش ن د\nچ ن د دف ع ه ، ق ب ال س ب ر ی ن ب ط ری ق\nن ص ی ح ت ، ام ر غ ب ن ، و خ ی ان ت\nش م ا را ، م ن ع ک ر د ه ، و گ ف ت ه ام ک ه ، ف ی\nو ز د و ج ه ان ی ، و ع ی ش ج او دان ی ، در ش خ ص ی\nم ن و را ن ی س ت ، پ س ب ر م ن و اج ب ، ن ص ی ح ت ی ام ا\nام از چ ک ن م ، ه س ت ه اش رو ه زار ان ح م ق ت\nک ه ، گ ف ت ه ه ا ی م ن ، ب ش م ا ، ه ی چ\nت اث ی ر ، ن م ی ک ن د ، م ح ال اس ت\nم ر غ ر آدم ان س ی ب و دوان ی در ح ی وان ا ت\nان ش آ ء ال ل ا ه ، ش ع ال ی ، ح ق ی ق ت"}
{"book": "adl0797", "page": 181, "text": "۱۶۲\n\nسَخُناَنمَن، دَراین دَه، بَشماَمَغاَلوَم\nوَُمبَتهَنرخُوَاه، دَكَشَت، شَحريَئ روَني\nىَوََم، دُوسَنبه، نَهم،رَبیع الاَوَل\nسَنَه، ۱۳۴۱ هجریی، قمریی شد\nرقعه بالفاظیکه دوخانه مابین دوحرف با\nعالَئ جَاهاَن، مَرحَمَتِحَناَن، فَخاَن، وَ\nعَتَیقُ الاَل اَوُخاَن ، بَسالآمَدُسُت\nباشَن دَاَل حَمل اَنَه، وَاَلِمَنوَه، كُ\nمَفتَتَناَن ، خَبَئ شَ، وَكاَن بَپُرزَناَن\nقُلَبَئ حَرقَت نَه ، اَن گِنے، رَجَن بشا\nن مَوَدَه، جَملَوَه، از قَبَئ ل، شَشماَ\nرَفتَت ن دَا، عَلی ن كَه چَشَم، شَماَ ، کَه\nدَرئ ن جاَ، مَاَن دَه ، بوُد، بدَستَئ\nمَرحَمَ ذَك بتی روَئ سُتاَدِ مراَح اَل رَجَن ئی\nسَبَب اَه ، وَمَنئ عِنے ، مَاَ بَن م اَ، وُم مُعَلم اَ،"}
{"book": "adl0797", "page": 182, "text": "۱۶۳\n\nین نے ش، اَل بَ ت، هَ، دَر رَس نی دن\nی خ دمت، و مُ ل اق ات، ه، هیچ، در دریغ\nن مے ک ن م، ی وم، پ ن ج ش ن ب، ه،\nم ن ت ظ ر ب ش نے، ای قی م نی، مے بَ رَام\nان شَ اَرِ اَل لَ،ه تَ عَ ال نے، بَ ق ی، اَل سَّ لاَ م\nعَ لَ نے کُم، وَعَ لَ نے، مَ نْ لَ دے کُم،\nرقعه بالفاظیکه سه خانه دراول لفظ باشد\nمَ ر حَ مَ ث، بَ ن ی اِن، سَ ی اَدِ ت پَ ن اَه،\nمَ خْ د، م ح تم دِ ش قِ مِی را، سَ لَ م، هَاَل ل اَه،\nتَ عَ الَ نے، ب ع دَ مِ رث، از بَ صَ ارَت\nبَ نْ دَ، تَ ر اَمْ ت، بَ مِّ ی ن ا، ب هیچ، کَ اَ ر\nم نے بَ مْی ن دَم تَم مْ سَ ع آَدت م فخ، را،\nب ب م ی ن، ت ن ب آکْ وُ نَ م نے کَ شَ د،\nغَ ف لْ ث، وَتَنْ بَ ل ی، ه، بگذارید، م کِ نْ\nو بَ یْ نَ ش، پَ ذی، رِ، ه، رَ، ب یْ نَ، پَ ن، ب، هَ،"}
{"book": "adl0797", "page": 183, "text": "۱۶۴\n\nدر گوش، ازراق سلام کن ان، و پسپان می ز\nن می گل زردی خود، به بین ی، به بین ،\nهوس نے، ب دل می ل، اس نے بے تاب ی\nاز بین ای ی ک م ال بے کن ن گئی است\nزمی اده عقل، ن تی ج ہ، آن دے ش\nن ص می ب، س ا وف ق ط، وال س ل ام\nرقعه بالفاظیکه چهارخانه در اول لفظ باشد\nنجاب ش، پ ن اهای ون، مے دانم\nکہ، ع واق ب، اُمُ وزرا ، م ے ب ی ن یے،\nاز ان روح اج ت، شان سمی ه، ن ے ش،\nو س ح وب ی، م ے ب ی ن ی م که، از\nآن چه، بے ان ن ا ، وب ے ک م، گذشته،\nحال، هی ح ، اثر، ے ن مان ده، از ان رو،\nدست ب ی ی ن ، ای ن ، م ق ال م ے گویم ،\nکه، دورن ک م ی، وب ے کن نی ش، آمان می ان،"}
{"book": "adl0797", "page": 184, "text": "۱۶۵\n\nبَرداشتَہ، وَباَیَ ذِکہ، بَھمَہ، حَایِ\nطَرفے ق، سَبَبیِ یِ نَ، رابَتے روئیِ نَ کَم اَبیِ،\nزِیاَدَہ، اَلَسَ لَ اَمُعَ لَ ےَ گُمَ، سخت\nو بعد نوشتن اینهمه میگویم که در امتحان چون الفاظ\nگفته میشوند، و شاید که در امتحان بعینه ازین الفاظ ذیل هم\nدران بیاید، بنابران کیفیت نوشتن هرکدام را خوب\nضبط نموده، ونوشته هم کنید.\nحُضُور اِمْتِحَانَ، کَسے فَشَ، مَقْصَدُ\nاِینَ نَ چُنَ ییِ نَ، شَشَ مَ شَ ےَ رُخَ نَ جُ زَ-\nشَ بَ یِ خُون، مَسُعُ دَمَ شُ دَ، مَ ےَ مَنِ،\nکَلَکْتَہ اِسْتَنْبُل فِنْطَان طَانِجِی\nبَمُبَ ییِ، بَ مَ بَا ی یِ، حَ ےَ وَا تَ،\nمُ نْفَعِلْ، مَنْ جَ نِ یْ قْ، تَ تَ بُّ عْ،\nاِسْتِقْ رَار، مَضْمَضَہ، اِسْ تِشْرَاقْ"}
{"book": "adl0797", "page": 185, "text": "١٦٦\nاسْ تَن ج ا، اس ت نَا، اس ت م واو،\nت ن ج ی ن ا، مَ سْ تَ ج ن ، مَ س تَ خ رَنْ\nن سْ تَ ع ی ن کَ ، س ک ن خ ب ی نْ ،\nای ن ج ن ی ن ا ،\nزوائد تتمه حامِل المتن که اِستم است\nای احمد آن زوائد یکه در تتمه حامل المتن ابتدائیه اماتیه آمد\nشما خوانده اید اعلی صاحب مانند پیسه های یومیه\nو معما چنانکه نام (طیب) ازین بیت می برآید\nنام یارم سه حرف ان هیچ + سریکی در حساب پنجه وپنج\nو (بدر) ازین بیت حاصل میگردد،\nگر بگرداند قبالاکس نے اند نام و + زاہد احول بغام او بدنی الحال پی\nو نام (مَلَک) ازین بیت خارج میشود\nنام یارم بود اول حرفش نود + طرفینش نود و اوسط اوثلث نود\nواندک تفاوت ماه را از روز اول آن معلوم کردن و اول\nعید قربان مطابق غرہ رمضان گذشتہ انسال بودن،"}
{"book": "adl0797", "page": 186, "text": "۱۶۷\n\nو معنی عاد اعظم و ذواضعاف اقل دانستن و طریق\nنشاندن دو فریق مخالف را در کشتی، و انداختن جمیع\nمخالفین را در دریا ، بهر حسابیکه خواهی، و معنی لفظ مشترک\nو الفاظ مترادفه، و دانستن اقسام سه گانه زاویه یعنے :-\nقائمه، حاده، منفرجه قائمه / قائمه حاده / منفرجه\nو دائره، و محیط، و مرکز، و قطر، و نصف قطر\nو اینکه درجات هر قائمه نود است\nاز بسیکه محیط هر دائرہ را بسه صد و شصت\nحصہ متساویہ تقسیم میکنند، و هر حصه را درجه گویند.\nمقدمه نسبت ہندسہ اینکه\n(نقطه) عبارت از انچیزیست که محض بچشم دیده شود، بر،\nو درازی هیچ نداشته باشد،\n(خط) اینکه درازی محض داشته باشد، بر هیچ نداشته با شد\n(جسم) اینکه ، سه طرف داشته باشد، یعنے هم درازی داشته با\nو هم ، بر ، و ہم کلنی ،"}
{"book": "adl0797", "page": 187, "text": "۱۶۸\n\nو تعریف کره را باز در جغرافیه ضبط میکنیم، و بعد مهارت یافتن\nدر عمل ضرب، قدمی‌های مابین یک قطار نهالان سرقد\nو هر بعد که باشد خواهیم گفت، و ده سوره آخر کلام الله شریف\nچون بتجوید درست خوانده و حفظ کرده ایم، لہٰذا حال هر آیه\nاز مابین قرآن مجید باندک تامل خوانده میتوانیم، و این همه\nکارها را در ظرف یکسال با تمام رسانده ایم، و چون سه\nعنوانها را حفظ کرده ایم، مدعای دل خود را هم هر یک از ما\nبقدر قوت خود بقلم ظاهر نموده میتوانیم، ازین سبب رقعه\nخود را نوشته کرده میتوانیم، و مطابق شاهزاده های شهر آرا\nکه تفصیل آن درینجا آمده تا حال تعلیم یافته شده ایم.\nنطق ابجد خوانان شهر آرا\nدر روز جلسه آخر ثور سنه ۱۳۰۱ هجری شمسی بحضور اعلحضرت غازی\nشاهزاده محمد عزیز جان، اگرچه از هر که عرض خود زبانی گفتن\nو مدعا را بخوبی ادا نمودن لائق و سزاست، مگر از ما ابجد\nخوانان هر حرفرا برگ و ریشه شناختن، و هر لفظ را جدا نمودن"}
{"book": "adl0797", "page": 188, "text": "۱۶۹\n\nو خود نوشتن، و از روی قمید خود خواندن ، باید و زیبا است\nلهذا القرار مذکور محمولداشته معروضمی‌داریم.\nشاهزاده عبدالواحد جان، پار سال اینوقت اکثر، ما نفری حرف\nناشناس صرف بودیم و حال بر نوشتن فقره مشتملبر الفاظ مشکله اقتدا\nداریم و کیفیت نوشتن هر لفظ را زبانی هم گفته می‌توانیم، و امتحان\nخواندن را در ضمن خط شکسته می‌دهیم.\nشاهزاده حشمت الله جان، از جمله نفری امتی ما اولا خود غلام محمد جانست\nکه پسر وزیر صاحب معارف میباشد، پار سال اینوقت جیم را\nاز دال نمیشناخت، و حال از نفری اوسط فریق خود مأثر و پیشو است\nو چون این تعلیم ابتدائی بطریق بازی و ساعت تیریست ازانرو\nدر خانه همیشه در هوس وقت مکتب میباشیم، و حال از بهر امتحان\nدادن هم ما همه حاضر میباشیم.\nعبدالله جان، اینهمه از توجهات بابرکات اعلیحضرت غازی خلد الله ملکه\nو از رونق افزائی جناب وزیر صاحب معارف است که این\nچراغ طرز جدید تعلیم ابتدائی، حال در هر شهر و هرسمت و هر ولایت روشن"}
{"book": "adl0797", "page": 189, "text": "۱۷۰\n\nو باضیاست، لهذا اولا موجد این کار، وباز ما همه درین کار\nلاغرض میباشیم، ازین سبب معروض خدمت میداریم بیت\nاین همه آوازها از شاه است . گرچه از حلقوم عبدالله است\nمکالمۀ قدرت الله جان شاگرد عبدالکریم جان\nقدرت الله جان، انسان که برترین مخلوقاتست، و احکام الهی\nبر وی بسیار، پس فرض اول چیست ؟\nعبدالکریم جان، فرمانبرداری واطاعت کلانان خود کردن\nاگر انسان بگفت کلان خود نکند و بحرف او گوش نگیرد هیچ بناء\nمسلمانی را یاد گرفته نمیتواند.\nقدرت الله، کلان کیست ؟\nعبدالکریم، والدین، و پادشاه، وافسریکه از طرف پادشاه\nبر سر ما مقرر میباشد، چنانکه در ینوقت معلم ماست،\nق، کلانان خود را بحه ترتیب باید که اطاعت کنیم.\nع ، چنانکه حرف معلم خود را گوش کرده، و بآن عمل مینمائیم بهرگا\nدرین اثناء کاکا صاحب بیایند، باید که با معلم خود بحرف کلان"}
{"book": "adl0797", "page": 190, "text": "۱۷۱\n\nگوش نهیم، وبآن عمل نمائیم، واگر درین وقت جناب وزیر صاحب\nتشریف فرما شوند، باید که ما همه همراه کاکا صاحب ایشانرا\nمتابعت کنیم، واگر همدین حالت اعلیحضرت غازی نزول\nاجلال فرمایند، باید که ما همه متعلمان و استادان و کاکا صاحب\nوجناب وزیر صاحب ساکت شده، نطق وامر اعلیحضرت را\nگوش کنیم، وعمل آریم.\nق، امر پادشاه را تاچه درجه بجا آورده باشیم،\nع، تا اینکه اگر افرماء یکنفر از مارا بمقابله یکصد نفر اسلحه دار امر کند،\nبشوق تمام بآنطرف کوشش کنیم، هر چند که مرگ ما یقینی ان باشد\nکه در چنین مرگ حیات ابدی خود را میدانیم که نام ما بنیکی بر صفحه\nروزگار باقی میماند، و مرگ بر روش انسانیت فی الحقیقت\nزندگی با عزت است، وزندگی برخلاف انسانیت عار و خجلت،\nوچون اینهمه جسارتهاے ما از برکات توجهات اعلیحضرت غازی\nماست، پس لازم که ما بیجان فدا کار دولت باشیم.\nشاهزاده عبد الغفور جان، کپتان فریق مذکور است، مضامین"}
{"book": "adl0797", "page": 191, "text": "۱۷۲\n\nفریق خود را بیان میکند.\nچون آن ابجد خوانی مشهور بچهل روز که الفاظ اضافت دار میخواندند\nو فقره اول حسابرا مینوشتند، حال به بیست و پنجم روز رسیده،\nو از فریق اعلای ما ابجد خوانان شهر آرا، یکسال و یکماه میشود\nکه در طرز جدید تعلیم ابتدائی میباشیم، بنابران در نام ابجد خوانی خود\nپروگرام لازم مدت مذکور خود را قطع نموده کارهای اضافه\nبران نیز میکنیم، و در هر مضمون امتحان هم میدهیم، و فهرست کل\nمضامین ما ازینقرار است:-\nاول، قرائت با تجوید، و آیه خورد از وسط قرآن مجید.\nدوم، در دینیات، وضو کردن و نماز خواندن.\nسوم، در حساب جمع و ضرب و تقسیم.\nچهارم، اوزان فعل ماضی و مضارع، و صرف پنج سلسله کتب\nکتبا، مکتوبجاتهم، و غیره الی آخره.\nپنجم، ترجمه و ترکیب اعوذ بالله، و بسم الله، بقرار صرف و نحو.\nششم، در خط نوشتن الفاظ مشکله بانواع ممکنه، مانند ستحسن و غیره."}
{"book": "adl0797", "page": 192, "text": "۱۷۳\nهفتم، معنی بعض الفاظ مروجه اینوقت، مانند، صرف نظر\nفرموده بودید، تشریف آور دید، ممنون شدیم، تشکر میکنیم.\nهشتم، خواندن خط شکسته، مانند چراغ برقی، و هر چه بنویسید.\nنهم، نوشت و خوان بقرار حساب ابجد مانند، پادشاه غازی\nاینچنین ۱۴ ۱۷۵۱۳۴۱۲\nدهم، معما، بنام طیب، و ملک، و بدر، و آنچه متعلق بحساب ابجد با شد\nیازدهم، کیفیت سال شمسی و قمری و ماههای هر کدام،\nو زیادت یازده روز سال شمسی بر قمری، و ثبوت آن.\nدوازدهم، در هندسه، دانستن زوایای سه گانه، و مربع\nو مستطیل، و دایره، و قطر، و نصف قطر، و مرکز آن.\nسیزدهم، بعض عنوانها، برای پادشاه، و وزیر، و پدر، غیره\nچهاردهم، مدعای خود را بقلم ظاهر نمودن.\nپانزدهم، در رسم، رسم برگ، و ناک، وغیره.\nو باید که هر معلم امتحان فریق خود را بقرار گفته کپتان همان فریق\nمدنظر داشته باشد."}
{"book": "adl0797", "page": 193, "text": "۱۷۴\n\nتفصیل مضمون هفتم فهرست مذکور\n\nالفاظیکه حال در مردم شهرت یافته، و از شخص امی چنان بر موقع\nدرست شنیده میشود که انسانرا در مغالطه می اندازد، و او را\nخیال خواندن میکند، و ما از بهر آن یادگرفته ایم، که سخن کلانان خود بدانیم،\n\nصرف نظر، گردانیدن نظر، اصطلاحی، در گذشتن فعالیت، اثر کار خود را بکمال خوبی ظاهر کردن\nتقدیر، اندازه کردن - قدر کردن مدنظر، در انظار اصطلاحی، مقصد داشتن\nتنقید، سره کردن - اعتراض تعاطی افکار، اظهار فکر با خود را بيكدیگر نمودن\nمعزی الیه، مشارالیه - تبادل انظار، ردّ وبدل نظرها\nترقی و تمدن، آن ترقی که بسبب شهرت استقلال، بر یکقرار بودن\nحاصل شود، اصطلاحی، تمدن شهری شدن جدت، نوی\nمخلص صمیمی، مخلص خالص - تیاتر، تماشا\nاستنکاف، ننگ وعار - موزه خانه، عجائب خانه\nتمکین، وقار سنگینی، اصطلاحی سکوت آثار عتیقه نشانه های کهنه\nحدت، تیزی، و تیزی مزاج - قوماندان، افسر نظامی\nتشبث، چنگل زدن - وجدان، حسّ انصاف\nبر علیه، برخلاف"}
{"book": "adl0797", "page": 194, "text": "۱۷۵\n\nپولتیک، سیاسات، چل و حکمت اہمیت، کلانی وبزرگی\nایالت، بالکسر، سیار وبیگانہان متعهد، ذمه بردار\nوبالفتح غلط است نشر، پراگندگی، نشریات، مانند\nتصادف، ور خوردن و دچارشد اخبارات، و آثار مطبوعه\nاصطلاحا (اتفاق ناگهانی) توزیع، تقسیم\nعاجل، آجل، (زود، ویر) پروگرام، اندازه کار، و نصاب\nموقتی، عارضی پسپورت، راهداری\nعادی، عادت گیر، واصطلاحا پوسته خانه، ڈاکخانه\n(معمولی) تنویر، نورانیت، وصفا دادن\nرائگان، مفت ہوٹل، جای نانخوری\nاضاعه، ضایع کردن استبداد، بر سر کاری شدن\nحسیات، دریافتهاے حواس و منع کسی را قبول نکردن\nتکرار الفاظ مذکور درضمن فقرات مکالمه فیمابین بق ہوا و کا کا\nمبتدی، صرف نظر از ما فرمود اید تشریف بیارید، ممنون شوم، تشکر میکنم\nکاکا – بودن من درینجا موقتیست، بر علیه شما نیامده ام،"}
{"book": "adl0797", "page": 195, "text": "١٧٦\n\nاکنون معافی میخواهم که درین فریق دیگر امتحان بگیرم، و بحرف زدن\nوقت خود را رایگان اضاعه ننمایم، و تبریک میگویم شما را که حسیات\nشما از استفاده مضامین خود خوب اضافه گردیده، اعاده و تکرار\nآنرا همیشه لازم دانید، بالفعل از قرار امتحان خیالات شما را تنقید\nنموده، بعد تنقید آن، باز نمبروار بحضور جناب وزیر صاحب تقدیم\nخواهم نمود.\n\nمبتدی: عرض ما را اهمیت نمیدهید، اعتذار ارجا میکنیم،\nکه تا هر مضمونرا خوب حفظ ننمائیم، بجناب معزی الیه تقدیم نفرمایند،\nچه اگر از ما نطقی بخواهند، مبادا از ذات مشارالیه سزاوار توبیخ و تهدید\nنگردیم،\n\nکاکا: جناب ممدوح هرگز شما را توبیخ و تکدیر نمیکنند، افکار مقدس شان\nدائما خواهان شرف و کامیابی جمیع اطفال معارف است، که\nکارآمد ترقی و تمدن همین اولاد های وطن است، و چون خدمت\nمعارف را بر اصول درست متحمل و متعهدند، ازین سبب اطفال\nصغیر را بر کبیر ترجیح میدهند، ودائما در تنویر افکار شما میکوشند، حتی"}
{"book": "adl0797", "page": 196, "text": "۱۷۷\n\nدر خصوص یک رساله بنام (معرف معارف) هر ماه یکبار از وزارت\nجلیله معارف هم بر عموم توزیع میشود.\nم، اگر جناب شما مخلص صمیمی خود، یعنی این بندۀ عاجز را بحضور\nجناب وزیر صاحب کما هو حقه معرفی فرمایند، و بکدام خدمتی\nنهایت ادنی مامورم دارند، هیچ استنکاف از ان ننمایم، و مطابق\nپروگرام آن بانجام رسانم.\nک، منکه باینگونه مسائل عادی نمیپردازم، بنابران هر موقعی را\nکه حسب لیاقت خود با اشغال نمائید ـ در ان تمکین و قناعت را\nنشان باید داد استبداد نمیباید، و استدعای بوقت معجلا تبــرد\nمی انجامد، و موجلا از کم قوتی علمی منجر باستعفا میگردد، تحدید در ان\nنباید بود، در هر کار تشبث بعملیات آن باید نمود، تطبیق و تعدیل\nموازنه و مقائسۀ علم با عمل باید فرمود، که تحصیل عمدۀ بزرگ ثبوتی\nفعالیست است دران، قبل از اقدام در ملازمت آن اگرچه لبعض اوقا\nانسان از حسن تصادف بمدارج عالیه میرسد، مگر اینگونه ترقی را\nقیمت و اعتباری نیست."}
{"book": "adl0797", "page": 197, "text": "۱۷۸\n\nم، در ان عرض، مدعا و مد نظر من اظهار اطاعت بود، نه استدعا\nملازمت، وگرنه ملازمت در پوسته خانه، و موزه خانه آثار عتیقه\nو تیلفون، و تلغراف برای بنده موجود است، اگر تمهید وقت\nتعاطی افکار، و تبادل انظار نوجوانان حریت خواهان در مضامین\nمکتب علمی بدرجه تحیر العقول بوضعیت لازم، واستقلال\nفوق العاده است، حتی که جدّت و جدیت شایان\nدران ظاهر مینمائیم.\nکه‌طبیعی اینچنین حسیات قابل تقدیر است، زیرا کسانیکه\nاز لذت علم واقف هستند، تیاتر و هوتل را دوست میدارند\nکه در انجا ادب و تهذیب می آموزند، مردمانیکه رفیشن قدیم\nپویان و عادت گیراند میخواهند که بدون تعلیم هرکدام یک\nقوماندان بزرگ باشند، البته وجدان عالی باین گونه اوضاع\nاجازه نمیدهد، و از چنین پولتیکهای بیمعنی و سیاست\nفروشیها غیر از خجلت نتیجه نمی بر آید، زیاده چه ابرام رود\nفی یوم پنجشنبه نوزدهم ربیع الاول."}
{"book": "adl0797", "page": 198, "text": "۱۷۹\n\nتعلیم حساب از قول مبتدی\nای احمد حساب را بدیگری تعلیم کرده میتوانی ، بلی صاحب بهمان\nراه و روشی که از کتاب حامل المتن ابتدائیه بما آموخته شده، من هم بدیگر\nنشان داده میتوانم، و خلاصه آن چنانست، که اولاً تا یکصد را زبانی از\nمبتدی میپرسم، و باو صحیح ضبط نموده دها که های آنرا باو نشان میدهم\nبعد اشکال نه گانه را بوی خوشخط نموده در فرق (۲ و ۶) میگویم که در\n۲ دال باو چسپیده این شکل را اختیار نموده، و در ۶ این خیال هرگز در سرت\nنمی آید، همچنین در تفاوت ۷ و ۸ میگویم، که اولاً دو کاسه مساوی\nراسته مانده شدگی بودند، هفت مفت پاو روغن داشتند، در کاسه\nدوم چون پاو هشتم انداختن لنگر کر دو چپه شد، این چپه شدن از لنگر\nبجز ۸ درست نمی آید، بعد دها که ها را تا صد نیز بقرار کتاب حامل المتن\nنشان میدهم، و آنرا نوکر والا میگویم، و گاهی بگذاشتن صفر بطرف چپ\nمغالطه هم میدهم، بعد مابین دو دها که را چنانکه از هر عدد اضافه از\nدها که صفر را خراب کرده آن عدد اضافه را بجای صفر مینگارم،\nبعد صد های خالص که دونوکره میباشند باوی می آموزانم،"}
{"book": "adl0797", "page": 199, "text": "۱۸۰\n\nیکا، دہا، صدار اہم خوب با و حفظ میکنیم، بعد نو کر والا و ہزاردا\nوالا، و پروالا را، مانند (۳۲۰ و ۳۹۵۶۰) وغیره را با\nضبط نموده میگویم، که این سه درجه را فقره ساده گویند، یعنی لفظ\nاضافه که هزار یا میلیون وملیار باشد ندارد چون در فقره ساده خوب\nشوند بعد بقرار مذکور فقره ہزار را معمول میدارم، چنانکه در ہر سوار\nخود در فقره ساده بجز سه صفر دیگر چیزی نمی آورم، بعد دلیری را داد\nباز سر دو فقره را یکجا میکنم، مگر در ینوقت پہرہ دار صدا هم پیدا میشود\nبعد از ان انضمام دو فقره باقی بآن آسانست، بعد عمل جمع را\nاز قرار سوالات سراج الحساب با و ضبط میکنیم، و در ان حالت ضرب\nزبانی را که بزبان اردو پہاڑہ گویند، از یک یک یک ، یک دو د\nشروع کرده الی یک ده ده ، بعد پہاڑہ دو یعنی دو دو چہا\nدوسی شش ، دو چار ہشت الی دودہ بیست، همچنین الی\nنده نود، وده ده صد با و حفظ میکنیم، بعد عمل ضرب را با و شروع مکینم\nبعد از ان تقسیم خورد را با وی می آموزانم، و مقسوم علیه صفر دار، و اجزا\nضربتی دار انرا ہم با وخوب ضبط میکنیم و در انحالت پہاڑۂ چهار عدد"}
{"book": "adl0797", "page": 200, "text": "۱۸۱\nیازده وسنزده و پانزده وهفده و نوزده را که اجزاى ضربی ندارند\nنیز با و حفظ میکنیم، تا تقسیم خود را بر چهار عدد مذکور نیز بخوبی توانسته باشند\nاما پاره دوازده را نیز یاد باید گرفت که در بعض چیزها احتیاج زیا\nبآن می افتد، بعد از کمال مهارت در تقسیم خورد عمل تفریق را\nنشان داده، و از ممکن و ناممکن آن بتوسط سوالهای زیادی میپرسیم\nتا بمجرد دیدن بداند که تفریق این ازان ممکن است یا نیست، بعد\nتقسیم کلانرا با و شروع نموده میگویم که ما قبل آخر مقسوم علیه اگر\nهشت یانه باشد درجه آخر را یکی اضافه خیال کرده در مقسوم\nسنجیده باشید تا سرگردانی شما کمتر باشد، و چون در اول هر عمل\nیک دو سوال عبارتی از بهر دانستن فائده آن کار گفته باشیم،\nنه زیاده، لہٰذا حال از جمع گرفته الی تقسیم کلان جمیع سوالهای\nعبارتی هرکدام را با و میکنیم، و قبل ازان در باب تقسیم خوب با و\nمیفهمانم که ازین سه چیز که مقسوم، و مقسوم علیه، و خارج قسمت باشند\nهرکدام که مجهول شود، از دوی معلومه آن سوم مجهول نیز معلوم گرد\nاربعه متناسبه، و آن عبارتی چنان چهار عددیست که نسبت اول بدوم، چون"}
{"book": "adl0797", "page": 201, "text": "۱۸۲\nنسبت سوم باشد چهارم و بآن لازم است تساوی حاصل\nطرفین با حاصل ضرب وسطین، بناءً علیه هرگاه حاصل ضرب\nوسطین معلوم شود گویا بعینه حاصل ضرب طرفین معلوم گشت\nو از تقسیم حاصل ضرب بر یکی از مضروبین البته مضروب دیگر\nخارج آید چنانکه گوئی اگر سه مرغ بهفت روپیه باشد پانزده مرغ\nبچند خواهد بود بنابران چون وسطین یعنے هفت و پانزده را\nبا هم ضرب کرده بطرف معلوم قسمت نمود شو خارج آید جواب سی و پنج\n۱۵ × ۷ / ۳ = روپیه ۳۵ جواب :: ۱۵ : ۳ : ۷\nو قاعده (احدیت) نیز مساوی اربعه است مگر دران تقریر را\nبطور دیگر میکنند، چنانکه اولاً قیمت یک مرغ را معلوم کرده بعد\nهمان قیمت را دران عدد ضرب کنند که قیمت آن مطلوب باشد\nچنانکه در مثال مذکور هفت را چون برسه قسمت نمودیم حاصل شد\n۷/۳ چون این را ضرب پانزده نمودیم حاصل شد همان سی و پنج چنین\n۱۵ × ۷/۳ = جواب ۳۵ اما اربعه معکوسه چنانکه گوئی یک کاریرا\nکه هشت نفر به پانزده روز کرده تواند چهل نفر بچند روز خواهند کرد"}
{"book": "adl0797", "page": 202, "text": "۱۸۳\n\nاولاً آن عدد را مرقوم باید داشت که مجهول از جنس اوست چنانکه\nدرین سوال روز، و عدد آن پانزده است، بعد ازان فکر کنید،\nکه سوال من مقتضی زیاد است یا از کم، اگر مقتضی زیاد بود در عدد\nزیاد ضرب نموده، بر کم تقسیم نمایند، و هر گاه مقتضی کم بود عکس\nمعمول دارند، چنانکه درینجا مقتضی کم است، زیرا کاریرا که هشت نفر\nبه پانزده روز کنند چهل نفر کمتر ازان بتوانند، لهذا چون پانزده را مضروب\nهشت نموده مقسوم چهل نمودیم خارج شد جواب سه، این چنین\nنفر : روز :: نفر : روز = ۱۵×۸ / ۴۰ جواب و در حقیقت\nهمان اربعه است، مگر معکوس گشته، نسبت هر جنس بجنس خودش\nگرفته شد اینچنین نفر : نفر :: روز : روز = ۸×۱۵ / ۴۰ = ۳\nو عمل خطائین چون بدل الجیره است، و در ظرف یکساعت نشان\nداده میشود، اگرچه در پروغرام نیامده، اما معلم قابل اگر بمبتدیان خود\nبیاموزاند البته سزاوار تحسین باشد، و اگرچه کسور عامه و اعشاریه از کتاب\nسراج الحساب کارکرده میشود، مگر چون استعمال اعشاریه در وطن\nعزیز ما کمتر است، سازان سبب چیزی ازان، درینجا نیز میگویم و بآن"}
{"book": "adl0797", "page": 203, "text": "۱۸۴\n\nکه کسور اعشاریه از کسور عامه آسانتر است، بسبب اینکه مخرج آن\nحاجت بنوشتن ندارد، پس جمیع اعمال آنرا بشکل صحاح آورده‌اند\nچنانکه نصف را در کسور عامه چنین ۱/۲ مینویسند، و در اعشاریه بطرف\nراست همزه یا ضمه معکوسه که آنرا علامه اعشاریه گویند بشکل ۵، پنج را باینگا\nاینچنین (۵،) معنیش اینکه مخرج این همچنان واحدیست که بقدر رتبها\nدرجات اعشاریه، صفر یا اصفار دارد، چنانکه در پنجا پنج یک رقم است\nمعلوم شد که مخرج آن چنان واحدیست که یک صفر دارد، یعنے\nده مخرج اوست، و ربع را چنین ۲۵، مینویسند، از دو رقم بودن آن\nمعلوم است که مخرج آن واحد دو صفر دارد، یعنے یکصد است، و چو\nهمه وقت مخرج آن واحد صفر دار یا اصفار دار است، لہذا حاجت\nبنوشتن مخرج آن نمیباشد، بقرار مذکور از صورت کسر معلوم است\nکه مخرج آن چیست، بنابران هرگاه خواهی که کسر عامه را با عشاریه\nتحویل نمائی، چون بزیادت صفر جانب راست در کمیت آن\nفرقی نمی آید، زیرا در مخرج آنهم صفری افزاید، از انرو بمعاونت\nصفر هر کسر عامه را بر مخرج ان تقسیم کرده میتوانیم، چنانکه ۲/۴ را"}
{"book": "adl0797", "page": 204, "text": "۱۸۵\n\nباعشاریه چنین تحویل کنیم ۳ بـ ۴ باز یادت صفر ۴/۳۰ = ۷۵، شو\nواگرخواهیم که همین اعشاریه مرقومه ۷۵، را واپس بکسور عامه تحویل کنیم،\nبر مخرج اعشاریه آنرا نوشته اختصار کنیم اینچنین ۷۵/۱۰۰ اگرچه در تحویل بعض\nکسور عامه با عشاریه اعداد آن منتهی نمیشود که آنرا اعشاریه متوالیه گویند\nمگر چون اعشاریه را اکثری الی پنجه درجه میرسانند که مخرج آن صد هزار،\nو بعبارت دیگر یک لک میباشد، پس یک جزء از یک لک جزو واحد\nاگر مفقود شود هم قدر محسوسے ندارد، نقص در نتیجه نمی آرد،\nچنانکه یک ثلث یعنی ۱/۳ را اگر باعشاریه تحویل کنیم این چنین شو\n۳۳۳۳۳، و ازین بیان معلوم شد که اعشاریه بگذاشتن صفر\nجانب راست فرقی نمیکند، و بصفر جانب چپ آنقدر فرق میکند\nکه اعداد صحیحه بصفر جانب راست میکند، چنانکه همان ۵، را که تعبیر از نصف\nمیکرد، هرگاه یک صفر از جانب چپ افزوده شود معبر از بیست یکه\nگردد اینچنین ۰۵، پس در محل جمع اعشاریه اولاً رقم عدد صحیح را نوشته\nبر جانب راست آن علامه اعشاریه را مرقوم داشته، بعد ازان جزو اعشاری را\nمرقوم میدارند، و علامات اعشاریه هر رقم را محاذی یکدیگر ساخته باشد"}
{"book": "adl0797", "page": 205, "text": "۱۸۶\n۲۴،۵\n۷،۲۵\nو بقیاس اعداد صحیحه جمع کنند اینچنین ۵۹،۲۷۸ و در عمل ضرب\n۳۳۱،۰۷۸\nعلامۀ اعشاریه مضروبین را ساقط نموده و بقیاس اعداد صحیحه با هم ضرب\nکنند بعد از جانب راست حاصل ضرب، برابر درجات اعشاریۀ\nمضروبین شمار کرده علامۀ اعشاریه را در انجا بنگارند چنانکه\n۷،۲۴×۲۳،۴۵۶ = ۱۶۹،۰۹۷۴۴ شود، و در عمل تفریق\nعلامۀ اعشاریۀ منقوص و منقوص منه را محاذی هم نموده، و بقیاس\nاعداد صحیحه عمل نماید چنانکه ۵، ۱۰۰ - ۷،۹۸۳ = ۹۲،۰۱۷ شود\nو در تقسیم هرگاه صحیح صحیح تقسیم کرده شود، هر آنچه بالای اعداد صحیحه مقسوم\nدر خارج قسمت برآیند صحیح باشد، و بعد اتمام درجات مقسوم علامۀ اعشاریۀ\nمرقوم دارند که بعد ازان همه اعشاریه باشند، چنانکه از تقسیم صحیح بر صحیح مانند\n۸۹۸ : ۳۲ خارج قسمت ۲۸،۰۶۲۵\n۸۹۸ ( ۳۲ حاصل شود\n۶۴\nو هرگاه تقسیم صحیح بر اعشاریه باشد\n۲۵۸\n۲۵۶\nبقدر درجات اعشاریۀ مقسوم علیه\n۲۰\nصفرها را بر جانب راست مقسوم\n۱۶۰\nمرقوم دارد تا با اصفار حمله حکم صحاح یابد، چنانکه تقسیم ۴ : ۰،۰۶۲۵"}
{"book": "adl0797", "page": 206, "text": "۱۸۷\n\nحاصل گردد ٠٠٦٢٥÷٦٢٠ و هرگاه در هردو جانب صحیح\nو اعشاریه باشند نیز بقدر درجات اعشاریه مقسوم علیه، علامه اعشاریه\nمقسوم را بجانب راست ببرد، تا جانب چپ اعشاریه مقسوم همه\nحکم صحیح بگیرند، بعد از آن تقسیم کند چنانکه از تقسیم ٧٧٠٠٨٩ ÷ ٤٧٣٥\nبعد نقل علامه از جای خود ببعد اعشاریه مقسوم علیه چنین ٧٧٠٨٩ ÷ ٤٧٣٥ شود\nو جواب ٣٤٣ / ٧٧٠٨٩ ÷ ٤٧٣٥ حاصل شود، و در غیر اقسام\nمذکوره علامه اعشاریه از حد خود نمی برآید .\nمقدمات جغرافیا\nآن علمیست که از ( شکل و جسامت زمین ) و ( آب و هوائیکه بر آن\nاحاطه کرده ) و ( حکومت ها، و روش قانون هرکدام ) و ( محصولات\nو کشت و تجارت آن ) بحث میکند .\nچهار سمت اینست :- مشرق، آفتاب برآمد، و مغرب، آفتاب\nنشست را گویند، و چون دروازه خانه کعبه رو بمشرق، و پشت\nآنخانه معظمه بطرف مغرب است طرفیکه دست چپ ویست\nآنرا شمال گویند، بسبب اینکه دست چپ را شمال گویند، و جانب"}
{"book": "adl0797", "page": 207, "text": "۱۸۸\n\nمقابل آنرا جنوب خوانند، ونقطۀ منتهای این دو طرف آخری را قطب شمالی وقطب جنوبی گویند، وقطب شمالی آسمانی بوقت خفتن بر آسمان خوب فهمیده میشود، چنانکه ستارۀ هفتم آن هفت ستاره بنات النعش است که درعوام چهار ستارۀ آن مسمی ب چهارپائی خود است که از پای آن سه ستارۀ دیگر قطارست، آخری آنها را ستارۀ قطب گویند، وبرجانب مقابل آن قطب جنوبیست آن بازبمینقدر پایمان زمین است.\nزمین مع آب شکل گروی دارد، وکُره چنان یک چیز گلوله گردرا گویند مثل نارنج، بلکه اصل تعریف آنرا چنین کرده اند که چنان چیز گلوله که مابین آن یک چنین نقطه پیدا شدنی باشد، که هرچند خطیکه ازان نقطه بسطح وی برآورده شوند همۀ آن خطوط باهم برابر باشند آن جسم را کُره ، وآن نقطۀ مابینی ویرا مرکز اوگویند.\nپس این زمین خاکی، وآن آب بسیاریکه برو پیچیده مانند یکدیگر دریا ازیک هندوانه بسیار گردی چنان برآمدہ خیال کردہ میشود که هر دو سر آن با درنگ، باسطح آن هندوانه چنان برابر باشند که مرکز او را از گلابی"}
{"book": "adl0797", "page": 208, "text": "۱۸۹\nنکشیده باشد، وسکونت مردم برین سرو آن سر این بادرنگ نمای\nخاکیست، هیچ ذیشعوری منکر در از نما بودن زمین شده نمیتواند،\nزیرآب برکرویت حقیقی خود ایستاده، و دوسر مقابل زمین از آب\nبرآمده که بر هر سر آن سکونت عالمی هست، پس خود این زمین خاکی\nچگونه کروی باشد، مگر مجموع این کره از آب وخاک بهمرسیده را کره\nزمین گویند، اگر چه جزو آبی این کره از جزو خاکی آن بسیار است، بکره\nآبی مسمی ننموده از سبب شرافت انسان و سکونت بر جزو خاکی آن\nلهذا جزو خاکی آنرا ترجیح داده مجموعه را بکره زمین مسمی داشته اند.\nو چون این کره بسیار کلانست، لهذا هر چند یکه آب آن از صدمه باد\nبسیار ته و بالا میشود، و در خشکه آنهم کوهها و چقوریهای بسیار میباشد\nاور ا از کرویت کشیده نمیتواند، بسببیکه آن پستیها و بلندیها، نسبت\nبکلانی کره زمین، چون نسبت پستی و بلندی خورد خورد نارنج است\nبخود نارنج، که آنرا از کلولکی نکشیده، و کلانی این کره ازینجا برائے شما\nمعلوم میشود که دوره آن تقریباً (۱۳۹۹۰) گروه است، پس اگر\nشخصی پای پیاده هر روزه ده گروه راه برود، و پیاده روی او را"}
{"book": "adl0797", "page": 209, "text": "۱۹۰\n\nبر روی دریا و کوهها هم فرض کنیم در سه سال و ده ماه دوره آنرا\nقطع کرده میتواند، چنانکه عدد مذکور را اگر بر ده تقسیم کنیم که عدد کرویهای\nیکروزه اوست صفر آن ساقط گردیده عدد کل روزها (۱۳۹۶)\nحاصل شود، و باز چون بر عدد ایام سال شمسی قسمت کنیم که (۳۶۵)\nاست، همان سه سال و ده ماه حاصل گردد.\nو این کره بهیچ چیز بسته و متکی نیست، بقدرت کامله حق سبحانه تعا\nما بین معلق است، و مانند چرخ چاه برخود دور و گردش میکند، و گردش\nآن از مغرب بسوی مشرق است نه برعکس، چنانکه پیشین حرکت\nیومی را بفلک منسوب میداشتند، و حال چنین بثبوت رسیده که\nروز و شب ازین گردش زمین پیدا میشود، چنانکه یک سیخ باریکی\nدر نقطی نارنج زده و از نقطه سروی برآورده ب قدری مفاصله\nاز چراغ دور گرفته و برخودش دور داده شود، البته آن نصفی که\nبطرف چراغ است روشن، و نصف مقابل آن تاریک خواهد بو\nکه نصف روشن آن روز، و نصف تاریک آن شب را نشان میدهد\nو آن سیخ را محور، و آن دو نقطه مقابل را قطبین آن خوانند، و زمین"}
{"book": "adl0797", "page": 210, "text": "۱۹۱\n\nدر بیست و چهار ساعت که مقدار شبانه روز است، یک دوره را\nپوره میکند، و دائرۂ کلانتری که بر کمر آن خیال کرده میشود، چنانکه دوری\nهر چیز و آن از هر دو قطب با هم برابر است آنرا (خط استوا)\nگویند، بسبب اینکه شب و روز در همه وقت سال در انجا مستوی یعنے\nبرابر میباشد، و مرکز این کره را (مرکز عالم) گویند، زو جمیع اشیا وزن داً\nاز هر طرف این کره که باشد بسوے مرکز عالم است، لہذا ما، و مردم\nآمریکا پا بپا میباشیم، چنانکه اگر یک خطی از کف پاے ما بسوے مرکز عالم\nبرده و از انجا گذشتانده بآمریکا برآورده شود، البته بکف پاے انشخص\nبخورد که مقابل و مقاطر ماست، و این خیال نکنید، که آمریکا چون\nدر زیر پای ماست چرا مردم آن نمی افتند، و آنان باید که ما نیز\nچنین حیرت کنند، که چرا ایشان نمی افتند، و این فکر هر دو جانب\nغلط است؛ زیرا آسمان بالای هر کدام، و پای هر یک بجانب\nمرکز عالم است، بلکه در هر شبانه روز ما بحده آمریکا میرویم، و آمریکا بجا\nمی آید، و آفتاب بر جای خود ثابت ایستاده، و زمین بر خود دوه\nمیزند، و اینکه آفتاب در چشم انسان متحرک مینماید مشابه بآنست که انسان"}
{"book": "adl0797", "page": 211, "text": "۱۹۲\n\nدریک گاڈی تیزرو نشسته باشد، وطرف درختان و دیگر اشیائی بیند خیال میکند که درختان میدوند.\nزمین را یک حرکت دیگر هم است، که بریک خط بیضوی بر دور آفتاب میگردد، و بیک سال آن دوره را تمام میکند، و آنرا حرکت انتقالی گویند، وفصول چهارگانه که بهار، و تابستان، و خزان، و زمستان باشند، ازین حرکت انتقالی زمین پیدا میشوند.\nپس یکطرف آن با درنگ نمای خاکی بمناسبت تفاوت رنگهای مردم، و آب و هوا، بسه حصه منقسم نموده هر یک آنرا بنام اعظم گویند.\nو بنام ایشیا، ویورپ، و افریقا یاد کنند، بطرف مشرق ایشیا، و بجانب مغرب یورپ، و بطرف جنوبی این هردو افریقا افتاده است\nچون این داعی شرح چغمینی و مبر ذکره و ذخیره از هیت قدیم خوب خوانده، و کره فلکی را بارها خود ساخته ام، لہذا از حرکت یومی زمین هیچ نقصی در تصورم می آید، اما این حرکت انتقالی را بزمین منسوب داشتن، واتفاق سه گانه دولابی، و حمائلی و رحوی، را ازان برآوردن تصورم نمیگیرد، چون محض تقلید خصوصاً از هر ساخت میانم ملی نگفته ام، الا آنکه در مقابل زور باشد با کدام لحاظ لازم، لہذا درینجایم اغماض کرده نتوانستم در حاشیه اینقدر نوشتم، نه در متن، تا مخل خیال مبتدیاں نگردد فقط"}
{"book": "adl0797", "page": 212, "text": "۱۹۳\n\nمجموع این هرسه حصه را (دنیای قدیم) و (برّ عتیق) گویند، و قلب برین\nربع مسکون میگفتند، و بر سر دیگر آن با درنگ نمای برّ اعظم چهارم است\nکه مسمی بامریکا ست، و یک برّ اعظم خوردتر از چهار مذکور است،\nکه مانند یک نرخ، ازان با درنگ نما بجانب شرقی جنوبی ایشیا\nبر آمده، آنرا (اوشینیا) گویند، و هر کدام چنین رخها را جزیره خوانند،\nو این جزیره اوشینیا چون بسیار کلانست، بنابران برّ اعظم پنجم آنرا حساً\nنموده اند، و دو برّ اعظم مذکور آخری یعنے امریکا و اوشینیا را دنیا\nجدید نیز گویند.\nو محیط اعظم چون با هم متصل، و فی الحقیقت یک دریاست، مگر\nنسبت بوضعیت زمین، و یا تفاوت اندک در رنگ، وطعم آب\nاز یک حد تا حد دیگر بنام علٰیحدہ مسمی گردیده، آنراهم بپنج حصه منقسم\nنموده اند، دو حصه آن که یکی قریب قطب شمالی، و دیگری قر\nقطب جنوبیست، چون از حرارت آفتاب دورند تاریک\nهمیشه یخ بسته میباشند، و هر یک بطریق دائره مدور افتاده، مرکز آن\nقطب است، یکی را بحر منجمد شمالی، و دیگر یرا بحر منجمد جنوبی گویند،"}
{"book": "adl0797", "page": 213, "text": "۱۹۴\n\nو آن بحری که بجانب جنوب ربع مسکون افتاده، و تا بحر منجمد جنوبی رسیده\nآنرا (بحر هند) گویند، پس یک بحر درازیکه بجانب شرقی دنیای قدیم\nافتاده، و تا هر دو بحر منجمد رسیده، آنرا (بحر الکابل) گویند، و یک بحر\nدراز دیگر که بجانب غربی دنیای قدیم افتاده، و از یک بحر منجمد\nتا بحر منجمد دیگر رسیده، آنرا (بحر اوقیانوس) گویند.\nو از ابتدا چون جهازهای سریع السیر نبودند، ازین سبب این سه براعظم\nاول که ایشیا، و یورپ، و افریقا باشند با هم خبر بوده‌اند، و از بودن\nامریکا و اوشینیا و مردم آنجا هیچ علم نداشتند، تا آنکه در سنه هشت صد و\nهفتاد و یک عیسوی امریکا، و در سنه یکهزار و بیست و یک،\nاوشینیا پیدا شدند، بعد چون مقدار خشکه را با سطح آبی کل کره مذکوره\nنسبت داده سنجیدند، از جمله پنج حصه سطح مستدیره کل کره، دو حصه آن\nخشکه، و سه حصه آن آب گرفته، و کل این کرۀ مرکبه از آب و خاکرا\nکرۀ زمین گویند،\n\nباید دانست که (جهیل) ضِدّ جزیره است، یعنے چنانکه جزیره جُزو\nاز زمین، که از میان آب سر زده، و گرد اگرد آنرا آب فراگرفته است"}
{"book": "adl0797", "page": 214, "text": "۱۹۵\n\nهمچنین جهیل خردیست از آب درمیان خشکه برآمده، گرداگرد آنرا\nخشکه گرفته، چنانکه در وطن عزیز ما آب ایستاده غزنین است.\n(خلیج) ضد جزیره نماست، یعنے چنانکه آن خشکه که اکثر دورہ آنرا آب\nگرفته، و یک پهلوی آن بسته ببحر اعظم باشد آنرا جزیره نما گویند همچنین\nآب در خشکه درآمده را خلیج خوانند.\n(بوغاز) ضد خاکناست، یعنے چنانکه دو بحر اعظم که اکثر دوره هر یکنام\nآب گرفته باشد، مگر از یک پهلو بتوسط قدرے خشکه باهم وصل شدہ\nباشند، آن خشکه واسطه را خاکنا گویند، همچنین دو بحر اعظم که بواسطه قدرے\nآب باهم اتصال یافته باشند آن آب واسطه و رابط را بوغاز گویند.\nوچون هر یک از اکثر اشیای مذکوره بنامهای دیگر یاد میشوند،\nبنابران اولاً باسم مذکور معلوم شما نوشته، بعد نام دیگر غیر مذکور از انمیویسم\nآنچه از شکل و جسامت زمین بحث میکند آنرا (جغرافیای ریاضی)\nگویند.\nآنچه از آب و ہوائیکه بر سطح زمین احاطه کرده بحث کند آنرا (جغرافیای طبیعی)\nگویند."}
{"book": "adl0797", "page": 215, "text": "۱۹۶\n\nآنچه از حکومتها ، و روش قانون هرکدام بحث کند آنرا (جغرافیای سیاسی)\nگویند، و در زبان فارسی معنی سیاست بهتر ازین نیست که خواجه حافظ\nشیرازی فرمود  ع با دوستان مروت با دشمنان مدارا ۰ گویند\nآنچه از محصولات ، و تجارت بحث کند، آنرا (جغرافیای اقتصادی)\n(ایشیاء ، آسیا) (یورپ ، اروپا) (افریقا ، افریقه) (امریکا ، امریقه)\n(اوشینیا ، آسترالیا ، اوقیانوسیه ، دنیای جنوبی)\n\nافغانی\n\nچون بسی از مردم غیر افغان برین زبان بهیبت نشان عربی توامان\nمقالات نوشته ساخته اند ، ومولفنا غنیمت هم دران اشتراک نموده ،\nوزشت ترین آن اینست که در وقت کوتوالی نائب میرسلطان\nمحبوس بودم ، دو نفر از ایشانان از بهر اختلاط رفت و آمد بسیاری\nبجای این داعی داشتند ، روزی گفتند ، کتابی یا سماعی علم داری\nکه زبان اهل جهنم چطور خواهد بود، گفتم بلی افغانی، خنده کرد تعجب نمود\nکه خودش افغان و هم خودش برین اقرار ، گفتم سبب را نپرسیدید ،\nگفتند بفرمائید گفتم چیزیکه مشقت است بر اهل دوزخست کسیکه"}
{"book": "adl0797", "page": 216, "text": "۲۹۷\n\nزبان افغانی یاد ندارند بزور همین زبانرا پسر (ایشان) میخواند، ازین\nمعلوم شد که افغانان و هر آنکه زبان افغانی را یاد دارند بدوزخ نمیروند\nازین جواب داعی بسیار متاثر گشتند، بعد ازان مذمت افغانی را\nننمودند، و حال اعلیحضرت غازیرا خداوند براه راست میبرد، که اهالی\nوطن عزیز خود را عموماً بگفتن این زبان مکلف میدارند، و این هم\nظاهر و هویداست که بازبان عربی اغلب مساویست چیمر به\nقرآن مجید باین زبان نهایت شیرین و درست می آید، حقیقت این را\nکسی میداند که هردو زبانرا بخوبی یاد دارد.\nو یاد گرفتن زبان غیر بموجب تجربه خود این داعی در بندگیرتی اخری چنین\nثابت گشته که زبان محاوره بتوسط مکالمه بسیار زود بدست می آید،\nچنانکه یکشخص افغانی الاصل، با ما دوسه نفر هموثاق و همگذران بود\nافسوس یاد گرفتن این زبان اجداد خود بسیار داشت، ازان سبب\nدر بین اوطاق زبان فارسی را موقوف نموده همه افغانی با هم میگفتیم\nاو هم از غلطی باکی نداشت، اصلاح آنرا میگرفت، بمدت\nاندک چنان شد که جنگ زبانی راهم بافغانی کرده میتوانست، آن"}
{"book": "adl0797", "page": 217, "text": "۱۹۸\n\nبزبان غیربسیار سخت است، بسبب اینکه بجواب سخن حریف چنان\nحرفی نباید گفت که بدرجه دشنام رسد، و الزام برخود گویند بیاید\nو نه انقدر سست باید که موجب جرات مدعی گردد، و فرصت\nزیادهم نیست، پس درزبان غیر جوابی را مناسب سخن حریف یافتن\nو فوراً بزبان آوردن بمهارت تام دران زبان صورت بندد، و در هر\nهر زبان که سخن بسته میشود، هیچ لفظ آن ازین سه چیز بیرون نمیباشد، که اسم یا\nیا فعل، یا حرف، اسم رانام گویند، مانند (احمد ، مکتب) وفعل کار را\nمانند (آمد) و حرف آنست که خودش معنی جداگانه نمیدهد، مگرمعنی\nاسم وفعل بآن بسته میشود، چنانکه (از) در عبارت (احمد از مکتب آمد)\nواقع است، در افغانی بمقابل (از) حرف (له) است یعنے عبارت\n«احمد له مکتبه راغی» و حفظ لغات آسانست مشقت زیاد\nدر دانستن روابط، وتذکیروتانیث، وجمع، ومفرد آنست، اگرمعنی\nیک یک از روابط راجدا جدا از کتاب یاد بگیرد، باز استعمال آنرا محّل\nخود نمیتواند، و نیزهرزبان اصطلاحات بخود دارد که آن بجز مکالمه\nهرگز دست ندهد، چنانکه دراثنای این نوشته یکی دوے دست آمد"}
{"book": "adl0797", "page": 218, "text": "۱۹۹\nو این بحث افغانی درمیان بود، رای خود و دیگر احبا را اظهار نمودم\nآن دوست یک کیفیت چشم دید خود بنامهای معین بیان نمود،\nکه فلانی افغانی را یاد میگرفت، و اکثر لغات آنرا هم ضبط کرده بود،\nروزی در باب یک رفیق وی پرسیده شد، که فلانی را ندیده‌اید\nاو جوابرا بافغانی گفت که «پرون می د رود پر شُنڈه ولیده»\nبرین تلفظ وی خنده کرده شد، و حال اینکه از قرار لغت صحیح گفته\nکه (لب) را (شُنڈه) گویند، اما از قرار اصطلاح افغانی درینجا\n(غاړه) که بمعنی (گردن) است استعمال میشود، باید که میگفت\n«پرون می د رود پر غاړه ولیده» وحال اینکه در فارسی با\nلفظ (گردن) درین محل نمیگویند، چنانکه میگفت (دیروز بر گردن\nدریا دیدم) بلکه بر (لب دریا) گفته میشود، بنابران سبقهای بستین\nابتدائیه امانیه را باید که معلم افغان بشاگردان گفته باشد که اینهم بمنزله\nمکالمه است چنانکه سبق بیست و ششم کتاب هند است یعنے\nای احمد کعبه را میشناسی و حقیقت مندر را میدانی، بلی صاحب\nمیدانم، کعبه یکخانه است در شهر مکه، چهار دیوار، و یک دروازه، و بام دا[رد]"}
{"book": "adl0797", "page": 219, "text": "٢٠٠\n\nهر مسلمان در هر جا که باشد، رو بآنطرف نموده نماز میگذارد، و زیارت\nآن خانه را حج گویند، و مرقد پیغمبر ما در شهر مدینه است، آنحضرت\nده سال پیش از وفات خود شهر مکه را گذاشته بمدینه رفت، و گذشتن\nجای خود را هجرت گویند؛ بافغانی سبق داده باشد، مگر معلم،\nدر بعض جا وضاحت داده مبتدی را بفهماند که در فارسی کسرهٔ حرف\nآخر لفظ مضاف، برای اضافت است، چنانکه در عبارت\n(رسول خدا) در بحث اضافت این کتاب گذشت، در افغانی\nبرای اضافت حرف (دَ) میباشد، چنانکه گوئی (رَسُول\nدخدای) و گاهی مضاف الیه را با حرف اضافت بر مضاف\nمقدم میکنند (دخدای رسول) میخوانند، و (په) برای\nظرفیه بمعنی (در) است چنانکه (در شهر مکه) را بافغانی گوئی\n(دمکی په ښهر کی) و گاهی تنها مضاف الیه مقدم شود،\nچنانکه بمقابل (و مرقد پیغمبر ما) گوئی (او قبر زموږ د پیغامبر)\nو (په) بمعنی (به) هم می آید، چنانکه در مقابل (بحقیقت)\n(په حقیقت) گویند پس کل سبق مذکور بافغانی چنین گفته شود،"}
{"book": "adl0797", "page": 220, "text": "۲۰۱\n\nای احمد کعبه پیژنی، او په حقیقت د سخه پوهیزی\nبلی صاحب پیژنم، کعبه یوه خوند ده د مکی په ښهرکی\nڅلور دیواله، او یوه دروازه، او بام لری، هر مسلمان\nپه هر ځای کی چه وی مخ پر هغه خوا لمونځ کوی، او\nزیارت د هغی خونی حج بولی، او قبر زموږ د پیغامبر\nد مکی په ښهرکی دی. پس در معنی (حقیقت سنه را میدانی)\nحرف (به) را اضافه نموده، و در فقرهٔ (رو بانطرف نموده نماز میگزارد)\nترجمه (نموده) را گذاشته، بسبب اینکه عبارت را از قوام لازمهٔ افغانی\nساقط میکند، و لفظ (دغه) برای اشارهٔ قریب، و (هغه) برای اشارهٔ بعید است، چنانکه در مقابل (رو بآنطرف) (مخ پرهغه خوا) آمده\nو در افغانی، لفظ (دیوال) مذکر است اما چون چهارست بر قیاس\nعربی ضمیر واحد مونث بجمع راجع میشود، لهذا (څلور دیواله) به (ه)\nتانیث گفته شده، و (بام) که واحد مذکر است، بدون (ه) آمده،\nپس اگر معلم در هر سبق اینقدر تفصیل کند، ولغات را هجاء یگانه حفظ\nنموده باشد، بعد مدت اندکی مکالمه دران کرده میتواند، اولا اگر چه شکسته"}
{"book": "adl0797", "page": 221, "text": "٢٠٢\nمیگوید، مگر آخر الامر زبانش صاف گردد، وقتیکه در زبان بکیو وضع\nبا افغانان موضع دیگر است، چنانکه قندهاریان گوسفند را (میر)\nو افغانان کابل در عوض (ز) (گ) یعنی (مگه) میگویند،\nو همچنین در عوض (ښ) قندهاری افغانان کابل (خ) میاورند\nچنانکه گوشت را قندهاریان (غوښی) و کابلیان (غوخی) میگویند\nهمانست که اینچنین تفاوتها کمتر است زود بدست می آید،\nمطابق این پروگرامیکه بعد ازین نوشته میشود در تمام مکتب ها\nباینقرار دیده نمیشود، که باری زیاد در زمانه کم آمده، سائرین روش\nقدیم نمیتوانند.\nانتخابی از کتاب نصاب الصبیان ، جمله شصت بیست\nچون مبتدی یک کتاب فارسی خوب بدرستی بخواند، قطعه دگر\nمر بیتی بطریق عنوان در اول آن نشان داده خواهد شد، و چون\nدر علم عروض متحرک را بر متحرک، و ساکن را بساکن مقابل میسازند،\nمو قت حرکت را لازم نمیدانند، و کسره اشباع یا که آوازها\nتحتانیه را بر حروف محسوب میدارند که درینجا حروف ملفوظی"}
{"book": "adl0797", "page": 222, "text": "۲۰۳\nبکارست نه مکتوب لهذا این بیت اول کتاب مذکور الصدر\nبحر تقارب تثمرب نماست ؛ بدین و زن میزان سبع اندماے\n(بحر) را بروزن (فعولن) دانسته اند و حرف مشد و الف ممدود را\nبر دو حرف میشمارند از حق سلب (تقترب) را بروزن (فعولن)\nو نبع ا) را نیز بروزن (فعولن) آورده اند، و چون نون واقع عیبه\nحرف مده را بر حرف نمیشمارند، از انجمته (بدین وز) را بروزن\n(فعولن) گرفته اند؛ که بیت مذکور بعد از تقطیع چنین بود (بحر فعولن)\n(تقارب فعولن) (تقارسب فعولن) (نماے فعول ) (بدین وز\nفعولن) (میزا فعولن) (نطبع آ فعولن) از ماے فعول درینجا\nاینقدر دانستن مبتدی از علم عروض کافیست، تان ابجمله از بیت\nاوزان واقف شود و در قطعات آینده نیز ازلا مہتدی را\nبروزن القطه ور... نموده بجهته اندس ابیاتی لغت شرح تمان\nو چون جمیع الفاظ عربی را مترک خواهم نوشت این حرف ستیکه\nنه خود او، و نه ما قبل او حرکات داشته باشد، انرا حرف مده دانند\nیعنے خود او ساکن ات ما قبل او را از جنس در نفس وان"}
{"book": "adl0797", "page": 223, "text": "۲۰۴\nوحرکت دادن حرف آخر نیز لازم نیست که آن محل اعراب است\nبر یکقرار نمیباشد، و (ه) آخری چون از بهر اظهار فتحه ماقبل خود است\nلهذا نوشتن فتحه ماقبل آنهم ضرورت ندارد، ولغات عربی در خطوط\nوحدانی، و فارسی ناخته ممیز خواهد آمد، تا از هیچ با نیکی برای متبدی نماند\nقطعه اول، وزنش، فعولن فعولن فعولن فعول\n(اله) است و (الله) و (رَحمن) (خداي)\n(دلیل) است و (هادی) تو گو (رهنمای)\n(سما) (آسمان) (اَرض) و (غبرا) (زمین)\n(مَحَلّ) و (مَکان) و (مَعان) است (جای)\n(سَقَر) (دوزخ) و (نار) (آتش) ولی\nکه (جَنَّت) (بهشت) (آخرت) (آنسرای)\n(ریہ) (شُش) (قَفا) (پسیره) و (وَجه) (روی)\n(فَخِذ) (ران) (عَقِب) (پاشنه) (رِجل) (پای)"}
{"book": "adl0797", "page": 224, "text": "۲۰۵\n«دهان»\nشفت «لب» لسان چه «زبان» رقم\n«ید» و «جارحه» «دست» و «حلقوم» «نای»\n«فرس» «اسپ» و «بغل» «استر» و «سرج» «زین»\n«بعیر» «شتر» است و «جرس» چه «درای»\n«جفت»\n«رجل» «مرد» و «مرأة» «زن» و «زوج»\n«غنی» «مالدار» است و «مسکین» «گدای»\n«قناة» است «کاریز» و «عذب» «آب خوش»\nچو «ینبوع» «چشمه» «حماة» است «لای»\nقطعه دوم بروزن مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاً\n«ضیا» و «نور» و «سنا» «روشنی» «افق» چه «کران»\n«فتی» «خفیف» «جوان» و «سبک» «ثقیل» «گران»"}
{"book": "adl0797", "page": 225, "text": "٢٠٦\n\n((ازیر))\nذهب (زر) است و (حدید) (آهن) و (رصاص)\n((لجین)) (سیم) و (زجاج) ((آبگینه)) معدن (کان)\nقطعه سوم بروزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن\n((مغز))\n(جید) (گردان) (صدر) (سینه) (رکبه) (زانو) (رأس)\n((را))\n(ثوب) (جامه) (رزق) (روزی) (زاد) (توشه) (باسه)\n((یک))\n(عرش) (سقف) و (بیت) (خانه) (کُلّ) (همه) (زِلّ)\n((تر))\n(حُسن) (خوبی) (قُبح) (زشتی) (جاف) (خشک) و (رَطب)\n((موش))\nذئب (گرگ) سبع (گرگ) و شجع (یگش) (فأره)\n(حیّه) (مار) و (حوت) (ماهی) (طیر) (مرغ) و(ریش پّر)\n((موی))\n(عین) (چشم) (حذاء) (کفش) حاجب (ابرو) (شعر)\n((س))\n(انف) (مغز) و شحمه (لزمه) و (اذن) (گوش) ((گوش)"}
{"book": "adl0797", "page": 226, "text": "۲۰۷\n\nیار نامه ((صلح)) و ((حرب)) ((جنگ)) و ((یوم)) ((روز)) و ((لیل)) (شب)\n\n((غیظ)) ((خشم)) و ((ضحک)) ((خنده)) ((حکه)) ((خارش)) ((نقب)) ((کور))\n\n((حنطه)) ((گندم)) ((دُخنه)) ((ارزن)) ((خُبز)) ((نان)) و ((لجم)) گوشت\n\n((اصل)) ((بیخ)) و ((قرع)) ((شاخ)) ((بُدُس)) ((تخم)) و ((قَطَف)) ((بر))\n\n((لُجّه)) و ((داما)) و ((یَم)) و ((بَحْر)) ((دریا)) ((قصر)) ((تگ))\n\n((فیل)) ((پیل)) و ((بَق)) ((پشه)) ((ظَبْی)) و ((حمار)) ((آهو)) و ((خر))\n\nقطعه چهارم بروزن مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلات\n\n((صحیفه)) ((نامه)) ((قلم)) ((خامه)) دان و ((سکین)) ((کارد))\n\n((خیاط)) و ((مخيط)) و ((سوزن)) چو ((مخيط)) ((تخم)) (سوفا)\n\n((حدیقه)) ((باغ)) و ((خشب)) (چوب) و ((خوخ)) ((شفتالو\n\n((سفرجل)) ((ابی)) و ((تفاح)) ((سیب)) و ((رُمان)) ((انار))"}
{"book": "adl0797", "page": 227, "text": "۲۰۸\nتصافح است گرفتن چو دست یکدیگر\nتعانق است گرفتن کنار و مجبر کنار\nقطعه پنجم بروزن مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلات\nحمل بره و بقر و ثور گاو و عجل بچش\nمراره زهره طحال و کبد سپرز و جگر\nشراره جذوه بود ماچ و شواظ و لهب\nزبانه فحم چه انگشت رماد خاکستر\nعجین خمیر دقیق آرد و نخاله سبوس\nادام نانخورش و قند و شگر است شکر\nقطعه ششم بر وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن فاعلن\nتاجر و تجار بازرگان و فاجر نابکار\nصاعد انمردیکه بالا میرود هابط فرود"}
{"book": "adl0797", "page": 228, "text": "۲۰۹\n\nقطعه هشتم، بروزن مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلات\nشُعال (سرفه) و سُِرعت (شتاب) و لبث (درنگ)\nقَصیر (کوته) و واسع (فراخ) و ضیّق (تنگ)\nقتیل (کشته) و عَظم (استخوان) ضُبُع (کفتار)\nچو فهد و دبّ و نمر یوز دان و خرس و پلنگ\nغُراب (زاغ) و هزار است عندلیب (گنجشک)\nولی حمامه و گرکی کبوتر است و کلنگ\nقطعه نهم، بروزن فعولن فعولن فعولن فعولن\nثَمَر (میوه) حب (دانه) و تِبن (کاه)\nطَریق و سَبیل و صراط است (راه)\nصَبی (کودک) و شیخ (خواجه) نفس\nو دوم و جُند و جیش است هنگ (سپاه)"}
{"book": "adl0797", "page": 229, "text": "۲۱۰\n\nغَدٍ و أَمْسِ عکس اند فردا و دي\nچو اَبْيَضْ سفيد است و اَسْود سيا\nحَکَم داور و مَحکَمَہ جاي او\nوَلي بَيَّنَہ همچو شَاهِد گواه\nقطعه دهم بروزن فاعلاتن مفاعلن فعلن\nمِنْ و عَنْ از اِليٰ و حَتَّيٰ تا\nاَيْنَ کو کَيْفَ چون اَمْ و اَوْ يا\nفِي در است و عَلَیٰ بر و کَمْ چند\nنَحْنُ و نَا اِنَّنَا و اِنَّا ما\nقطعه یازدهم بروزن مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلات\nطَعَام خوردني و فُجْل تُرْب و مِلْح نَمک\nاَرُزّ گُرنْج مَرَق شوربا قَلْوْرا قاز"}
{"book": "adl0797", "page": 230, "text": "۲۱۱\n\nعلانیة (علن) و جھر (آشکار) بود\nب (راز)\nضمیر و (فکر) چه (اندیشه) (سر) و (نجوی)\n(کلیم) (همسخن) است و (حریف) (همپیشه)\n(قرین) (ندیم) بود (همدم) و (شریک) (انبا)\nقطعه دوازدهم بروزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلان\nمیغ\n(لون) (رنگ) و (ریخ) (بوی) و (باد) غیم غین\nگام\n(نوم) (خواب) و مشی (رفتن) (بعد) (دوری) (خطو)\nرنبده (مسکه) (دہن) (روغن) قطن (پنبه) (صوف پشم)\nکوز (کوزه) (قصعه) (کاسه) (قدر) (دیگ) و (کاس جام)\n(لفت) (شلغم) (بقل تره) (زرع) (کشت) و (زرع دخل)\nداس\n(کدس) (خرمن) (حزمه) (دسته) (صغب) و (الف) (بند)\nاست\n(اصبع) (انگشت) است لیک (ابهام) (انگشت نعر)\nباز (سبابه) است و (وسطی) و خنصر است)"}
{"book": "adl0797", "page": 231, "text": "۲۱۲\nقطعه سی ام، بروزن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن\nکِتف (شانه) عضُد (بازو) مع (روده) یَسیر (آسان)\nخِدیو (خاشع) فَزِع (خایف) قَلِق (باشیب) وَجِل (ترسان)\nصَمَم (کری) بَکَم (گنگی) عَرَج (لنگی) بَلَه (کولی)\nعَلیم و (عالم) و علّام (دانا) و اکسی (درمان)\nرَبیع اسم (بهار) آمد خَریف اسم (خزان) آنگه (تابستان)\nشِتا و (صَیف) بشنو (زمستان است و (شورش)\nوَصَب (رنج) و تَعَب (رنج) و (اَلَم) (درد) و (قوّت)\nاَقِط (پنیز) دَوا (دارو) عَیق (بدخو) اَمیق (گریان)\nقطعه سی و یکم، بروزن مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن\nطُور و (جَبَل) طَود و (عَلَم) (کوه) است حارِس (پاسبان)\nشامِخ (بلند) و (قُلَّه) (سر) مِعراج و سُلَّم (نردبان)"}
{"book": "adl0797", "page": 232, "text": "۲۱۳\nبود\nمیزان ترازو حمل بار و وقر خروارے\nفلک و سفینه جاریه کشتی شراعش بادبان\nجمع و فریق و قوم و فرقه بهشت و معشر گروه\nطالق رمله شکوه گله نجمه گله راعی شبان\nی و ضلالت گمراهی بغض و عداوت دشمنی\nتلقا جهة قران نبی بنبیا بیان آیة نشان\nقطعه سی و دوم بروزن مفعول فاعلات مفاعیل فاعلات\nمیزاب ناوه دان و ندا نهم شجر درخت\nچون مستحم پناه و ملک شه سریر تخت\nقثا خیار و سلق چقندر جزر گزر\nنعناع پودنه است و اثاث سود متاع برونسبت"}
{"book": "adl0797", "page": 233, "text": "۲۱۴\n\nقطعه سی سوم بروزن فاعلاتن مفاعلن فعلن\n(سُکر) (مستی) و (صَحو) (هشیاری)\n(نَصر) و (عَون) (مُظاهَرَت) (یاری)\nمُبَرَم) و (مُتقَن) و (مَستین) (مُحکَم)\n(مُظلِم) و (داج) و (مُهمسَم) (تاری)\nقَسم) و (حَلفه) و (یمین) (سوگند)\n(اِستِکانَت) (تَضَرُع) و (زاری)\n(یَأس) و (حِرمان) (قُنُوط) (نومیدی)\nچون (تَعَطُل) (بَطالَه) (بیکاری)\n\nقطعه سی چهارم بروزن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن\n((زحمت))\n(الے) (نعمت) (ضرر) (زحمت) (بلا) هم (نعمت) و\n(کتمان) و (کِن) (غِطا) (پوشش) (فَضیحَت) (فُضح) (رسوائی)"}
{"book": "adl0797", "page": 234, "text": "۲۱۵\n\nقطعه سی و هشتم بروزن مفعول فاعلات مفاعیل فاعلات\n(دابوغه) (هندوانه) و (بطیخ) (خربزه)\nچون (کعک) (کاک) و (قُرص) (کلیچه) (لبا) (فله)\n(قُنفُذ) چه (خارپشت) و (سُلحفات) (سنگ پشت)\n(ضَبّ) (سوسمار) و (ضِفدِع) و (چغز) و (دِلقِ) (روله)\n(مَطبُخ) (پخته) (مِغرَفه) (کفگیر) و (فَورِ) (جوش)\n(اُثفِيَّة) (دیگ پایه) و (طِنجِير) (پاتیله)\nقطعه سی و نهم بروزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات\nنیست استوی الحجم را چون در کشی\nاختلاف وزن داند هر یکی بی اشتباه\n(زِرّ) (تکمه) (زیبَق) (سیماب) (سَرَب) (ارزیز) (آنُک) (سرب)\n(فِضَّه) (سیم) (آهِن) (یکی) (مِس) (شبه) (روی) (صُفر)"}
{"book": "adl0797", "page": 235, "text": "٢١٦\nقطعه پانزدهم در اسما ازواج نبی صلی الله علیه وسلم برون مفعول مفاعلن مفاعیلن فع\nنه جفت نبی که پاک بودند همه + بد (عائشه) و (خدیجه) محترمه\nبا (ام حبیبه) (حفصه) بود و (زینب) (میمونه) (صفیه) (سوده) (ام سلمه)\nقطعه شانزدهم در اسما اولاد نبی صلی الله علیه وسلم بروزن مفعول مفاعلن مفاعیلن فع\nفرزند نبی (قاسم) و (ابراهیم) است + پس (طیب) و (طاهر) از سر تعظیم است\nبا (فاطمه) و (رقیه) (ام کلثوم) + (زینب) شمر ار ترا تسلیم است\nاسمای عشره مبشره\nده یار بهشتی اند قطعا + (بوبکر) و (عمر) (علی) و (عثمان)\n(سعد) است و (سعید) و (بوعبیده) + (طلحه) است و (زبیر) و (عبدالرحمن)\nهفت کوکب که انرا سیاره گویند\nهفت کوکب که هست عالم را + گاه زیشان نظام و گاه خلل\n(قمر) است و (عطارد) و (زهره) و (شمس) + (مریخ) (مشتری) و (زحل)\nتا این صفحه کتاب بید سخط حافظ حمید علی احرار تحریر شد یوم پنجشنبه دهم قوس تمام شد"}
{"book": "adl0797", "page": 236, "text": "۲۱۷\n\nحصه سوم ابتدائيه اينا\nدر باب سررشته نوشتن\n\nالفاظ بيگانه\n\nمشق ج\n\n(٩۵) جد جل جا جک\n(خ د) (ج ل) (ج ا م) (ح ک م)\n\nبجد نجل نجا نجک\n(ن ج د) (ن خ ل) (ن ج ا د) (ن ج ک)"}
{"book": "adl0797", "page": 237, "text": "۲۱۸\n\nح خ بحر\nچراغ، ب خ، رنج، راب،\nحج حی جم\n(ح ا ج ی) (ر ح م) (ح ج ا م)\nحب حس حش حص حط\nجع جف جق جفا جخا\nجن جو جہ جها\n(ج ه ان) (پخ ک ا ر ہ) (د ر خ ت)\nح ق ا ق ت، پچ و چ ہ، م،"}
{"book": "adl0797", "page": 238, "text": "۲۱۹\n\n(بخش، خف، ج خاک ا،)\n(خط، جن، راج، ع)\n(حق ،راحت)\n(۹۶) شا شب سح شد\nشر شس شش شص\nشط شع شف شق\nشک شکا شل شم شن شو\nشه شها شی .\n(شهادت، روس ی، س خ ا، وت)"}
{"book": "adl0797", "page": 239, "text": "۲۲۰\n\n(پچ رس ی، دش ش م) هر سه قسم\n(رس م) دو قسم (س ج ا د ه)\n(س ح ر)\n\nمشق ش\nشا شب با جیم ناممکن\nشد شر\nشش کشدار با کشدار نا ممکن\nشص شط شع\nشف شق شقا"}
{"book": "adl0797", "page": 240, "text": "۲۲۱\nشک سکا شل شم\nشن شوش .\nهمراه ها ی مابینی و یا ی آخری ناممکن\n(اس پ) (واس ع) (شاه) (دش)\n(ش فا) (اش ک) (س رور) .\nمشق ص ط\n(۹۷) صاطا، صب طب\nصح طح ، صد طد، صر طر،\nصط طط، صع طع، صف طف"}
{"book": "adl0797", "page": 241, "text": "٢٣٢\nشق ، صفا ، طقا ، صر طر\nصم ، ضطن ، صوطوط\nصط ، صها طها ، صی طی .\nالفاظ متعلق ص\n(راضی) ، (عاصم) ، (صحت)\n(ضرر) ، (حضرت) ، (صاحب)\n(مخصوص) ، (ضعف)\n(خاصه) ، (صفا)\nالفاظ متعلق ط\n(طوطی) ، (وطن) ، (طفل)"}
{"book": "adl0797", "page": 242, "text": "۲۳۳\n\nطاق، طرف ، غیاث ،\nمشق ع\n(۹۸) عد عل عا عک\nعب عج عرعس عش\nعص عط عع عف عق عقا\nعکا عم عن عو عہ عی ساعی ۱\nرع دل ، ش غ ل ، دع ار ،\nرع ک س ، ا ع ج ان و راغ چ،\nشاعر ، رع س ل ، واع ظ ،"}
{"book": "adl0797", "page": 243, "text": "۲۲۴\n\n(روغن) (رغ وغا) (را عی).\nمشق بعا\nبعانعت نعج بعد نغزنغش\nنعشر بعض یعظ یعع یعف\nیعق یعقایعک یعکا نعل\nنعم بعن بعو بعه بعها بعی .\n(اشعار) (وسعت) (جعت)\n(شلغم) (شعور)."}
{"book": "adl0797", "page": 244, "text": "۲۲٥\nمشق ف . ق\n(٩٩) فاقت فج قد فر\nفس فش فص فظ فع فف\nفق فقانک فکا قل فم\nفن فوفه فهانی\n(ف خ ر) (ق دم) (ف رق) (درف ش)\n(ق صاب) (قطار) (وقف)\n(رف ق) (قدم) (فوج)\nس ا ق ی)."}
{"book": "adl0797", "page": 245, "text": "۲۲۶\n\nمشق بقا\nبقا نقب نفخ نقد نفر نفس نقش\nنقص نقط نفع تقف يفق نفقا\nيفك بفكا نقل نقم بفن نقو\nيقه نقها نقى\n(ش ف ق ت) (س ف ر) (ق ف س)\n(ن ف ع) (ق ف ل) (ع ض فُ ور)\nمشق ك ل\n(١٠٠) کالا، كب لب ، کج، لح،\nکد لد ، کر لر ، کس لس کش لش\nکص لص ، كط لط ، كع لع كف لف"}
{"book": "adl0797", "page": 246, "text": "۲۲۷\nکق لق، کقا لقا ،گک لک،\nککا لکا ، گل لل ، کم لم ، کن لن ،\nکولو، که له ، کہا لہا، کی لی .\nالفاظ متعلق ک\n(ک ار) (ک اف ر) (ک ج ا) (گ ثر دم)\n(ک ف ار) (گ ل اب) (ک ل ه دار )\n(ک مم) (ک ن) (ش ک ن)\nالفاظ متعلول\n(غ لام) (دولت) (ل ش ک ر)\n(ل طف) (ش ل غ م (ج ل غ وزه)\n(ل غ ت) (م ل ک) (ق ل م) ."}
{"book": "adl0797", "page": 247, "text": "۲۲۸\n\nمشق (۱۰۱) مد مل ما مک\nمم مها مج مر می\nمت ثمر ممس مشس مص مط\nمع مف مق مقا مکا من مو مه .\n(م دام) (مملک) (ع ممار ت) (مم گر)\n(م خل وق) (م هار) (م ح م د) .\n(م روم) (ن ام ی) .\n(رح مت) (ش م ر) (ش م رد) ش یق)\n(م ص ل ح ت) (م غ رب) م کان)\nدش م ن (م و شس) (ع ا م ه)"}
{"book": "adl0797", "page": 248, "text": "۲۲۹\nمشق ٥\n(۱۰۲) ہ ہں ہا ہک\nہم ہما ہج ہر ہی\nہب ہس ہش ہص ہط ہع ہف\nہق ہقا ہکا ہن ہو ہہ ٠\n(زہ و) (اہ ل) (ہ اش م) (اہ ک) ٠\n(وہ م) (راہ ہا) (ہ ج رت ہ رگ اہ)\n(م اہ ی) ٠\n(ہ رک ارہ) (ہ م ت) (وہ ن)\n(ہ وادار) (ہ واخ اہ) ٠"}
{"book": "adl0797", "page": 249, "text": "۲۳۰\nمشق بہا\nبہا بہت نہج نہد نہر نہس نہش\nنہص نہط نہع نہف نہق نہقا\nنہک نہکا نہم پہن یہو تہہ\nمہہا یہی\n(شہادت) (طہارت) (شہد)\n(عہد) (شہریار) (گہر)\n(صہر) (قہر) (شہسوار)\n(جہل) (سہم) (پہن)\n(صندوق) (شہر)"}
{"book": "adl0797", "page": 250, "text": "۲۳۱\n\nمشق دو اسم مبارک\n(۱۰۳) الله، محمد\n\n( از اینجا تا الفاظ خانه دار بتقرير زبانی بفهماند نوشتن نخواهد )\n(۱۰۴) غ ل ا م م ح م د\n( غ ل ام ) ( م ح م د )\nغلام محمد\n(۱۰۵) س صر هہ بہہ ک اج ۃ ت ق ع ی م .\nس ص ہہ بہہ ک ا ۃ ق ت ع ی م .\n(۱۰۶) ب ط"}
{"book": "adl0797", "page": 251, "text": "۲۳۲\n\n(۱۰۷) (ب س ل ی ک خ ن ی ط) بتیلکیحط\n(ب ت س ل ی ک خ ب ی ر) بتیلکخبیر\n(ن ب ت س ل ی ک خ ن ی ط) \nنبتیلکیحنیط\n(۱۰۸) (ن س ت ع ی ن ک)\nنستعینک\n(۱۰۹) (شهر سپهرامسی مستی)\n(سحاب سنجاب)\n(۱۱۰) مالک الرقاب، خرّاد."}
{"book": "adl0797", "page": 252, "text": "۲۳۳\n\nالفاظ خانه دار\n\n(۱۱) الفاظ خانه دار مرقومه بحروف مفرده در خطوط\nوحدانیه از بهر اینکه خود مبتدی بسته کند پس از بهر سهولت\nکار در سطر اول مرکب ، بسکون را و در سطر ثانی خانهایکه\nبر مرکب سوار ست بخط جلی نشان داده در سطر اوّل\nمبتدی را بسخن خوب بفهماند و بهتر آنست که هر لفظ خطوط\nوحدانیه را از زبان معلم شنیده مبتدی هجا کند.\nالفاظ خانه دار مرکب ، الف ، با ، وغیره\n\n« ۱ »\n\nبا «بیا قیا» «بیا قتّان»\n(ن ام) (پ اک) (ی ار) (ب ی ار)"}
{"book": "adl0797", "page": 253, "text": "۲۳۴\n\n(دن ی ا) (ت ی ار) (ن از ی ب ا)\n(ک ت اب) (ش ف ت ال و) (ش ب ا م)\n(اخ ب ار) (ب ی ب اک) (اخ ت ی ار)\n(ق ی م ت ان) (ص ب ی ان) (ح ض و ر).\n\n« ب »\nبت (بیت غیب) (بلیت علیت)\n(ق ری ب) (زی ب) (از ن ب)\n(ن ی ت) (دی ان ت) (ش ب ت)\n(رق ی ب) (رع ی ت) (ش ک ی ب ا)\n(س ی ب) (ن ب ی ت) (رف ت ان ت)\n(ط ب ی ب) (ح ب ی ب) (ن ص ی ب) (م ص ی ب ت)."}
{"book": "adl0797", "page": 254, "text": "٢٣٥\n\n« ج »\nنج « پنج صبح » « پیچ صیح »\n(ت خ ت) (ب خ ارا) (ر ن ج ور)\n(زر ن ی خ) (ب ت خ اک) (گ ن ج)\n(گ ن ج ش ک) (ا م ت ح ا ن) (ط ب خ)\n(ص ب ح) (م س ت ح س ن)\n(ن ت ی ج ه) (ق ب ی ح)\n(ص ب ی ح) (ت س ب ی ح) (ا ع ل ی)\n\n« د »\nبد « بند کند » « بیند کنید »\n(پ در) (ن ذر) (ب ده) (ب ی دار)"}
{"book": "adl0797", "page": 255, "text": "٢٣٦\n(ت ن د) (گ و ی ن د) (ع ب د ل لاه)\n(ک ن ن د) (ق ن د) (س ن د) (ب ی ن م)\n(ک ن ی د) (ج ن ی د) (ش ن ی د)\n(ب ب ی ن می د) (م ح م و د) .\n(( ر ))\nر «پیر خیر» « پنیر خبیر»\n(ا ب ر و) (ت ر ا ز و) (ب ر ن ج)\n(ب ب ر) (و پ ی ر) (ش ب ر) (رخ ب م)\n(ن ص ی ر) (ص غ می ر) (ش می ر)\n(ن ی ب ر) (ک ب ی ر) (خ ی ب ر)\n(م ن ب ر) (گ ش ن ی ز)"}
{"book": "adl0797", "page": 256, "text": "۲۳۷\n(دست خمی ز) (آتشگیر)\n(طی ر) (انجی ر) (دم شق)\n(( س ))\nبس «پیش عیشها» «بینش جنشی»\n(آتش ها) ( درمی شی ) (دن س خ)\n(ق ی س می) (من شی ) (ح ب شی)\n( ح ب ش ها ) (پ ی ش خ د م ت )\n( ع ی ش می ) (ب ی ن ش ها )\n( ج ن ب ش ها ) ( م ی ش ها )\n( س خ ا و ت ) (ق ر ی ش ی )\n( م ش ک ل ) ."}
{"book": "adl0797", "page": 257, "text": "۲۳۸\n\n« ن »\nبن بین مبین چنین\n(ای ن) (ت ن) (زرین) (قم ابی ن)\n(ق وان ین) (دورب ین) (درفت ن)\n(پ ی ش ی ن) (ده م ی ن) (رزم ی ن)\n(ب ب ی ن) (پ و س ت ی ن)\n(ک ن ی ن) (س ک ن ج ب ی ن)\n(چ ن ی ن) (م ف ه و م) .\n« ش »\nبس پیش عیش بنش علیش\nدارای ش، دات ش ک دِق،"}
{"book": "adl0797", "page": 258, "text": "۲۳۹\n\n(پ ش اور) (ان ی س) (ن ی س ت)\n(و ط ن ش) (ک ی ش) (م ی ش)\n(ح ب ش ی ه) (ش ب ش)\n(ب ی ن ش) (ز م ی ن ش)\n(اس ت ن ش اق) (س ب ب ش)\n(ن ص ی ب ش) (اب ل ی س)\n(م غ ل ول) ٠\n«ص»\nبص (نبض قبض) (نبیض قبیض)\n(ن ص وار) (ب ص ورت) (ت ص و ی ر)\n(ت ص رف) (ب ی ض ه) (ت ب ص ره)"}
{"book": "adl0797", "page": 259, "text": "۲۴۰\n(ب ی ض)، (ف ی ض)، (ق م ی ص)\n(ن ق ی ض)، (م ن ص ور)، (ق ی ص ر)\n(ب ن ب ض)، (ت ق ب ی ض)\n(ف غ ف ور).\n«ط»\nبط (بیطار منظر) (ببیطار متنظر)\n(ن ظ ر)، (راب ط ه)، (ب ط ور)، (ب ی ط ور)\n(ب ی ط ا ق ت)، (ب ن ظ ر)، (ک ب ط ا ن)\n(ق ن ط ا ر)، (ش ی ط ا ن)، (ح ن ظ ل)\n(م ن ظ ور)، (ب ی ن ظ ی ر)، (م ن ت ظ ر)\n(ب س ی ط)، (م ن ط ق ی)، (م غ ر ور)."}
{"book": "adl0797", "page": 260, "text": "٣٤١\n\n« ع »\nبع تیغ میغ ) (تتبع منبع)\n(ن ع ر ه) (ب غ ل) (ن ع م ت)\n(ب ی غ م) (ک ن ع ان) (ر ب ا ع ی)\n(ب ن ع ت) (ر ف ی ع) (م ن ع م)\n(ت ت ب ع) (م ن ب ع)\n(ش ف ی ع ان) (ب ی غ ی ر ت)\n(م ل ع و ن) .\n« ف »\nبف نیف حیف ) (منیف حنیف)\n(ن ف ع) (ش ر ی ف) (ت ف ا و ت)"}
{"book": "adl0797", "page": 261, "text": "٢٤٢\n\n(ک ت ف) (ع ن ف وان) (م ن ف و ر)\n(ت ن ف س) (ت ن ف ر) (بی ف ای ده)\n(ب ت ن ف ر) (م ن ی ف) (ح ن ی ف)\n(ت خ ف ی ف) (ک ی ف ی ت)\n(ش ف ق ت) (م ش ف ق) (م ه ر ب ان) .\n« ق »\nب ق (ت ی ق) (ع ت ی ق)\n(ط ر ی ق) (ل ای ق) (س اب ق) (زی ب ق)\n(زن ب ق) (ع ن ق) (رف ی ق)\n(ان ب ی ق) (ع ت ی ق) (م ن ج ن ی ق)\n(ش ف ی ق) (خ ل ی ق) (م غ رور) ."}
{"book": "adl0797", "page": 262, "text": "٢٤٣\n\n«بقا»\nبقا (تیقا منقل) (یتیقا مُنتقل)\n(ن ق ل) (ن ق د) (ن ق ش) (ب ی ق رار)\n(ب ی ق ا ع د ه) (و ث ی ق) (ا ع ت ق ا د)\n(م ن ق ل) (ر ف ی ق ا ن) (م ن ق ا ر)\n(ب ی ت ق ر ر) (م ن ت ق ل) (ع ض ق و)\n«ک»\nبک (بیک ہتک) (پینک ہیکک)\n(ا ن گ و ر) (د ی ک) (ا ن گ شت) (ج ن گ)\n(ب ا ر ت ن ک) (ب ت ک ر ا ر) (ت ن ک ی)\n(آ ه ن گ) (م ع ل می ک م) (گ ن گ)"}
{"book": "adl0797", "page": 263, "text": "٢٤٤\n\n(پ ی ن ک ی) (ع ی ن ک) (د ه ی ب ک)\n(ن س ت ع ی ن ک) .\n« کا »\nبکا (بیکار میکارد) (بلیکار مینگارد)\n(ز ن گ ار) (ب ک ل اه) (ان گ ل س ت ان)\n(پ ی ک ان) (ب ن گ ل ه) (چ ن گ ال)\n(ه ن گ ام) (م ت ک ا) (ب ب ی ک ار)\n(م ی ن گ ارد) (ک م ی ن گ ا ه)\n(م ع ق ول) .\n« ل »\nبل (ب یل خیل) (تنبل حنبل)"}
{"book": "adl0797", "page": 264, "text": "٢٤٥\n\n(ب ل د) (ب ل خ) (ب ل ک ه)\n(ن ی ل و ف ر) (ت ی ل) (ک م پ ی ل)\n(پ ت ل ن) (ه ی ل) (ق ت ی ل)\n(ف ی ل) (م ث ل اً) (ت ن ب ل)\n(س ن ب ل ه) (س ن ب ل)\n(ان ج ی ل) (زن ج ب ی ل)\n(چ ل غ وزه) .\n« م »\nبم (بیم رفتم) (علیمم رفتم)\n(ن م و دار) (ای م ان) (ت م ی ز)\n(ب ی م ار) (ن ی م ه) (پ ی م ای ش)"}
{"book": "adl0797", "page": 265, "text": "٢٤٦\n(ق ی م ت) (م ع ت م د) (اع ت م اد)\n(ص ن م) (ع ث م ان ) ( م ی م)\n(ح ک ی م) (ی ت ی م) (غ ن ی م)\n(ش ب ن م) (م ش ه د) .\n\n«و»\nبو ( بنو منور ) ( بیتو مینوش )\n( ا ن ور) (پ وش) (ای وان) (ن وار)\n(اب ن وس) (ز ی ت و ن) (ت ن ور)\n(ق ب ول) (م ن ور) (ک ی وان)\n(غ ی ور) (پ ت ن وس) (ط ن ب ور)\n(م ی ت و ان د) (ع ی ن و) (م ض م ض)"}
{"book": "adl0797", "page": 266, "text": "٢٤٧\n\n( اس تن ب ول ) .\n« ٥ »\n\nبه ( بنه گنه ) ( پلینه کینه )\n( گ رای ه ) ( خ ان ه ) ( ن ه آن ه ) ( روپ ی ه )\n( زی ن ه ) ( م رت ب ه ) ( رق ب ه )\n( س ررش ت ه ) ( آش ف ت ه )\n( پ ن ب ه ) ( س ی ن ه ) ( گ ن ج ی ن ه )\n( م ی م ن ه ) ( ک ی ن ه ) ( پ ش م ی ن ه )\n( ک ل ک ت ه ) ( ت ن ق ی ه )\n( ق س ط ن ط ن ی ه ) ( ت ن ب ی ه )\n( ص ف ح ه ) ."}
{"book": "adl0797", "page": 267, "text": "٢٤٨\n\n«بها»\n\nبها (تنها منها) (بیتهامنتهی)\n(پهلوان)(نهران)(نهایت)(بی‌هوده)\n(پنهان)(زینهار)(آفتاب‌ها)\n(مجهتد)(شبهه)(منهاج)(نهایت‌ها)\n(رفتن‌ها)(هیچ‌این‌جا)(سبب‌ها)\n(نسبت‌ها)(کم‌بها)(تن‌پروری‌ها)\n(شب‌ها)(انتها)(مشرک‌وار).\n\n«بی»\n\nبی (بنی غنی) (بینی عیسی)\n(مرغ‌آبی)(دوایی)(مردنی)"}
{"book": "adl0797", "page": 268, "text": "۳۲۹\n\n(دی ان ی) (شرب ت ی) (وش ن ی)\n(غ ن ی) (حسن ی) (آش ف ت ی)\n(ب ی ن ی) (گ ف ت ن ی) (م ب ن ی)\n(چ ی ن ی) (ی ق ی ن ی) (ب ب ی ن ی)\n(ع ی ن ی) (س ن گ ی ن ی)\n(ش ک ز) .\n(۱۱۲) زبعد حمد خدانعت سرور گل کرد\nکه بهتر از همه مخلوق و خضر راه هداست\nبراه بخط پرورش میکوشم\nکه رافع علم عفو و صدر روز جزا است"}
{"book": "adl0797", "page": 269, "text": "۲۵۰\n\nاحاد دینار\n(۱۱۳) ۱- ۲- ۳- ۴- ۵- ۶- ۷- ۸- ۹\nعشرات دینار\n۱۰- ۲۰- ۳۰- ۴۰- ۵۰- ۶۰- ۷۰- ۸۰- ۹۰\nاز عشرات مرقومه این شکل مغایر اشکال احاد خوانده میشود\n۱۰- ۲۰- ۳۰\nمرکبات\n۱۱\nصدی دینار مکرر در مرکبات بی نقطه میباشند\n۱۱- ۱۲- ۱۳- ۱۴- ۱۵- ۱۶- ۱۷- ۱۸- ۱۹- ۲۰\nاحاد روپیه\n۱- ۲- ۳- ۴- ۵- ۶- ۷- ۸- ۹\n۱۰- ۲۰- ۳۰- ۴۰- ۵۰- ۶۰- ۷۰- ۸۰- ۹۰- ۱۰۰"}
{"book": "adl0797", "page": 270, "text": "۲۵۱\n\nعشرات روپیه\n[ILL]\n[ILL]\nصدی روپیه\n[ILL]\nمرکبات\nاولت\n[ILL]\nهزارهای روپیه\n[ILL]\n[ILL]\nجنسی\n[ILL]\nرسید + خرید\nواصل"}
{"book": "adl0797", "page": 271, "text": "۲۵۲\n\nنصاب تعلیم عموم مکاتب ابتدائیه دولت علیه مستقله\n\nدینیات\nفارسی\n\nسال اول\nرساله اول دینیات یعنی پنج بنا مسلمانی طریق وضو ، نماز ، حفظ اذکار نماز شفاهاً و عملاً، ده سوره اخیر قرآن شریف\nابجد خوانی و کتاب اول فارسی که از خواندن آن بر خواندن کتابها درسی اقتدار حاصل شود\n\nسال دوم\nرساله دوم دینیات، اعنی الفاصل در مسائل وضو و نماز ، حفظ سوره ها اخیر قرآن شریف الی سوره فیل، و خواندن پاره اعم\nکتاب دوم فارسی که مشتملبر اسباق اخلاقی و علمی وفنی و فکاهی باشد\n\nسال سوم\nرساله سوم دینیات، و خواندن پنج سپاره اول بقرائت\nکتاب سوم فارسی که مشتملبر اسباق اخلاقی و علمی وفنی و فکاهی باشد\n\nسال چهارم\nرساله چهارم دینیات، و قرائت با اصول تجوید، خواندن قرآن کریم تا نیم\nکتاب چهارم فارسی که مشتملبر اخلاقی، فنی، علمی، فکاهی و اصطلاحات صرف باشد\n\nسال پنجم\nرساله پنجم دینیات، ختم قرآن کریم\nکتاب پنجم فارسی که مشتملبر اخلاقی و فکاهی و اصطلاحات صرف و نحو باشد"}
{"book": "adl0797", "page": 272, "text": "۲۵۳\nافغانستان مجوزۀ انجمن معارف و مجلس وزرا\nحسن خط\nجغرافیه\nریاضی\nتاریخ\nتربیه بدنی\nمفردات و مرکبات دو حرفی بر تخته مشق\nشناخت اعداد از یک الی صد با جمع و تفریق\nاصول\nمناسب\nمشق، نوشتن املا کتاب فارسی در خانه و خط جلی قلم نی\nجمع - تفریق - ضرب تقسیم بسیط ضرب زبانی از (۲) الی ۱۲ سوالات عبارتی زبانی\nمشق، نوشتن کتاب فارسی در خانه، و خواندن رقعات مختصر\nمبادی جغرافیه\nجمع - تفریق - ضرب تقسیم مرکب با استعمال مقیاسات سکه جات و طرح خارج ، سوالات عبارتی\nتاریخ انبیا\nحسن خط و املا- نوشتن انشا رقعات متوسط با در خانه\nجغرافیه مجمل دنیا\nکسور عام بدرجه تحلیل- اعداد اصم ذو امثال اقل یعنی در مخرج مشترک تحویل صعودی و نزولی\nتاریخ اسلام\nنوشتن مقالات مختصر\nجغرافیه مفصل افغانستان\nکسور اعشاریه- صویت نسبت و تناسب مختصراً مبادی عملی هندسه در رقبات مربع- مستطیل - و دائره\nتاریخ افغان\nبست نشان"}
{"book": "adl0797", "page": 273, "text": "۲۵۴\n\nاین نصاب تعلیم بتاریخ یوم دوشنبه بیست و سوم میزان بعداً\nمذاکرات عدیده فیصله و تصویب شد که آیندہ عموم صنوف\nابتدائیه دولت منظمه را تکمیل آزاد پنجسال نمایند، و سن شمول طلبا\nمکتب با سال ششم عمرشان منظور گردیده تا فی الجمله دارای قوة\nمدرکه شده باشند، تعلیم حفظ صحه نیز برای طلاب حتمی و لازمست\nگر بصورت شفاهی را یعنی از روی کتابیکه وزارت معارف\nبرای معلمان مرتب و تالیف مینماید ا در هفته یکروز معلمان\nبرای طلاب خوانده و میفهمانند، و در باب تربیه بدنی صورتهای\nسهل و مفید یرا که وزارت معارف اندیشه و اتخاذ کند اجرا نمود\nامضا :— دستخط مبارک اعلیحضرت غازی حیات الله زیر معارف\nفخری پاشا سفیر دولت عثمانیه زمان الدین والی کابل سید محمود شامی\nفرقه مشر و نگران مدرسه حریبه حفی بیک محمد حسین مدیر مدرسه حبیبیه\nعلی محمد مفتش عمومی بدری بیک نائب رئیس شعرای دولتین\nمحمد عبد الواسع نگران مکتب قضاة سید احمد موحد طرز جدید تعلیم ابتدائی\nمحمد اکبر مدیر مکتب حکام مولوی سید الرحمن نور محمد منشی انجمن معارف"}
{"book": "adl0797", "page": 274, "text": "۲۵۵\n\nاگر چه خود این داعی بحضور اعلحضرت غازی در باب سن سال\nمبتدی، و ایام سال آن عرض نمودم که نصف سال یعنی\nیکصد و هشتاد روز حاضر بودن مکتب شان بر سال حساب باشد\nو نصف باقی به بیماری و ایام تعطیل و میله و غیره داده شود.\nتا نگویند که پسرم دو سال میشود که در مکتب سبق میخواند و هیچ نشده\nو حال اینکه پسرش دو ماه هم حاضر مکتب نگشته، و درین پروغرام\nایام سال را معین نموده، مگر که معلمین باید که در اول هر ماه، ایام\nحاضر هر پسر را نوشته باشند، و ایام حاضر ماه موجو د را بران افزوده\nحاصل جمع را باز در اول هر ماه دیگر مرقوم دارند، تا ایام سبق و\nاز ابتدای شمولیت مکتب او، تا هر چند سال که باشد ظاهر و هویدا\nبوده شکوه پدر هم از قرار آن ثابت، و باز خواست منتظم هم\nاز روی آن لازم آید.\nاین کتاب از ابتدار خیال من سابقه گرفته شده بود، که قیمت آن\nیکروپیه در اول کتاب طبع رسیده و الی چمان اعلحضرت غازی\nلیز را موافق اقراری وزارت معارف گردیدند، و استخراجی"}
{"book": "adl0797", "page": 275, "text": "۲۵۶\n\nپسران یازده ماهه را بمقابل یازده ساله بلا واسطه بذات خود گرفتند\nاز پروگرام سابقه، انگریزی والسنه اجنبیه را ساقط نموده مطابق\nقوه اکثر معلمین طرز جدید ساختند، بنابران چون داعی در هر مضمون از\nقوه تالیف بر روش مفید و اختصار داشت، اصول حسب جمیع\nمضامین را بقرار لازم بران نه یاد نموده قیمت کتاب هم بر خیال\nاول افزود، یعنے چهار روپیه کابلی، و تعداد چاپ کم یعنے\nیکہزار جلد گرفته شد، بسبب اینکه از برکت اعلیحضرت همایونی حال\nدر هر شهر و ولایت مطبع هست؛ چند کتاب ازین موجوده بطریق نمونه\nبهر طرف فرستاده میشود، بعد حکمران هر جا بقدر مایحتاج خودها\nطبع نموده کار ازان گرفته باشند، و کار یکه معلم نه درجه دار شصت روپیه\nطرز جدید در یکماه میکند معلم اوسط آن که سی روپیه تنخواه اصلی، و دوازده\nروپیه از بابت چهار درجه داشته باشد بسه ماه میکند، یکصد و بیست\nروپیه میبرد، و معلم سه درجه آنرا بهشت ماه میکند، و مبلغ دو صد و بیست\nروپیه میگیرد، و قبل برین بسه سال مساوی سی و شش ماه بانجام\nمیرسید، و برخخواندن نام پدر خود هم مقتدر نگشتند، اگر ماهواره آن"}
{"book": "adl0797", "page": 276, "text": "۲۵۷\n\nبیست روپیه داده میشد هم هفت صد و بیست روپیه میبرد\nپس نسبت بآن وجه کثیر خدمت لکها روپیه را طرز جدید بخود مسبوق\nمیسازد؛ و عمر مبتدیان که اندکی بمصرف رسیده یک فائده بیپایان\nدر ضمن آنست، و حال چون هر پنجسال این پروگرام را عهده بر است\nباید که معلمین آن در هر سال و هر اندازه کار همان رفتار را مد نظر\nداشته باشند، از انسبب در جدول هـ دسنه باحدی نداده ام،\nتا در بالا هم خوبی شان ثابت گردد، بعد البته در سنه آینده انشاالله\nدارای درجه لایق خواهند گردید.\nجدول حاضری هر پنجسال مبتدی در صفحه آینده تحریر میشود، چنانکه\nدر برج حمل سال اول مثلاً هیجده روز یک معلم از کتاب حاضری عدد نوشـت\nو در ثور بیست و سه روز حاضر مکتب گشته در خانه ثور نوشت\nچون با عدد بالا جمع نمود چهل و یک شد، آنرا نیز در همانخانه ثور\nزیر خط نوشت، بعد از ختم جوزا باز کتابهای هر فریق را سر معلم\nخواسته، ایام این پسر حاضر مکتب را در خانه جوزا\nنوشته با عدد بالا جمع نمود مجموع ۴۸ هـچنین\nحمل ۱۸\nثور ۲۳\n۴۱\nجوزا ۷\n۴۸"}
{"book": "adl0797", "page": 277, "text": "۲۵۸\nبقرار مذکور کار را تا آخر سال ببرد، پس در هر وقت که کتاب پسر پر باز شود\nشود، هم جمع کل و هم ایام حاضر هر ماه او معلوم خواهد بود. ناظم از روی\nآن گفته میتواند که این پسر چرا تا حال در جماعت سوم مانده، یا آفرین برتبه\nبمدت کم داخل جماعت بالا گشته، و جدول صفحه دیگر از بهر غیر حاضر\nپنجسال سابق مرقوم گشته.\nاگر کدام پدر بگوید، که هر روز چون پسرم از مکتب بیاید باید که از کتاب او بدانم\nکه پسرم الیوم حاضر مکتب گشته یا نه، بنابران هر ماه چهار هفته دو سه چها\nروز بالا است، پس چهار کنج هر مربع هر برج را روز جمعه خیال کرده ابتدا\nاز نقطه بالای ضلیع چپ گرفته بطرف پایان همانست که شش نقطه\n(ایام کار) هفته نوشته شده، نقاط هفته دوم قریب ضلع پایان، و از\nسوم نزدیک ضلع راست، و از هفته چهارم قریب ضلع بالا مرقوم گشته\nکه جمله نقاط با چهار کنج بیست و هشت\nمساوی چهار هفته شود، و برای روزهای حمل\nاضافه در بین مربع باینطریق (ه) نوشته شده\nکه بروز حاضری میان آن پر میشود، پس اول حمل اگر پنجشنبه باشد که آخرین"}
{"book": "adl0797", "page": 278, "text": "۲۵۹\n\nنقاط هفته اول است. آنرا کلان و ممتاز بسازد، وقتیکه باخر هفته چهارم\nرسد که درین حساب هفته سوم است نقاط سوراخدار مابین را بابزتر\nمذکور از ضلع چپ گرفته تا بنقاط ضلع راست و بالا برساند، بنابران\nممکن است که از روی جنتری اول هر ماه هر سال را معین و ممتاز\nسازیم، پس اول ماه اگر جمعه باشد کنج چپ پایانرا نقطه کلان و ممتاز\nباید ساخت، وبموجب آن نقاط کلان\nجنتری سال شمسی یککتاب حاصل گرددین ثور\nو این پسر چون بروز دوشنبه هفته دوم ثور\nداخل مکتب گشته، تا مدت پنجروز هر شام که کتاب او را پدر می بیند\nنقطه آنروز را میرزا حاضری بضلع رسانیده، مگر روز یکشنبه هفته دوم\nنرسیده، میداند که مکتب نرفته، تادیب میکند، واگر خود مبتدی رسانده\nفردا معلّم رقعه پدر را از بابت دیروز از وی میخواهد، و اورقعه\nندارد، پس از سبب رساندن خط، جرم اضافه بر وعاید میگردد، ونشتر\nلازم می یابد. بلکه آن نقطه را پره هم بدهد، تا پدرش نیز واقف شود. همچنین"}
{"book": "adl0797", "page": 279, "text": "۲۶۰\nاسم طالب علم ولد ساکن\nسال اول سال دوم سال سوم سال چهارم سال پنجم\nحمل\nثور\nجوزا\nسرطان\nاسد\nسنبله\nمیزان\nعقرب\nقوس\nجدی\nدلو\nحوت"}
{"book": "adl0797", "page": 280, "text": "۲۶۱\n\nتلافی غیرحاضری طالب العلم مذکور در جدول ذیل\nسال ششم | سال هفتم | سال هشتم | سال نهم | سال دهم\nحمل |  |  |  |  | \nثور |  |  |  |  | \nجوزا |  |  |  |  | \nسرطان |  |  |  |  | \nاسد |  |  |  |  | \nسنبله |  |  |  |  | \nمیزان |  |  |  |  | \nعقرب |  |  |  |  | \nقوس |  |  |  |  | \nجدی |  |  |  |  | \nدلو |  |  |  |  | \nحوت |  |  |  |  |"}
{"book": "adl0797", "page": 281, "text": "۲۶۲\n\nاطلاع جدید\n\nچون درین طرز جدید تعلیم بخیال ابتدائی بجز حروف شناسی برای معلم درجه دار این کار هیچ بندی نمانده، چنانکه مبتدی اگر هر حرف را در حالت ترکیبی و افراد بخوبی بشناسد، بالضروره او را خواننده و نویسنده دانید، بلکه نگرانهای تا رشدیه رسیدگی کار بخیال این پروگرام جدید را بمدت یکترم بمعلمین ماتحت خود قطع نموده میتوانند که راه آن در همه باب نهایت صاف گشته، و طبع این کتاب بآخر رسیده بود، که در حروف شناسی یک راه و روش دیگر رخ نمود، و بر دو نفر بسیار غبی خانگی تجربه کرده شد، بلکه از سبب غباوت آنها این طریقه یافته شد و آن اینست، که آواز دانی و حروف شناسی را یکجا بمبتدی شروع نماید چنانکه اولاً شش حرف با نا یا تا پا ثا واقع صفحه ما بعد را باو خوانده، و حسب القانون بوی ضبط نماید، یعنی از اول بآخر و از آخر باول برساند، و امتحان مختلف ازو بگیرد چنانکه یک یک را نوشته و او خوانده باشد بعد همین حروف مذکوره را بآواز خورد بتبدیل شکل اصلی خود یعنی (ب ن ی ت پ ث)"}
{"book": "adl0797", "page": 282, "text": "٢٦٣\n\nحسب القانون باوضبط نموده امتحان از وی بگیرد، بعد بگوید که این\n(تا) چیست، البته او صحیح میخواند، اگر نتواند از روی سابق یاد آوری نماید\nبعد بگوید که (طا) نیز مثل آن خوانده میشود، و دوی دیگر که باز بشکل\nاصلی خود محاذی بالا در تحت مرقوم است با واز زبر خود باو بخواند\nو ضبط کند، همچنین این را (ثا) چون دانسته اید بخوانید، و این سه حرف\n(ساساصا) مانند آنست بلا توقف بخوانید، و این چار حرف دیگر\n(ث س ش ص) را باز بآواز خود زبری باو بخواند همچنین این وضع\nدر حروف ذیل همه جا واضح و ظاهر است که از هر گروه (هم آواز)\nمبارکش آن قبل از ان خوانده شده میباشد، و در فرق آواز دو حرف\n(ها آ) خوب کوشش کند، بعد یک یک ازین الفاظ ذیل\nبابا، پاچا، چاچا، دادا، راجا، آغا، آقا، کاکا، کالا، بالا، تالا،\nلالا، ماما، جانا، خانا، را نوشته باو خوانده باشد .\nحال جميع حروفیکه بآواز خود خوانده شده در دو صفحه بعد البعد بهتراوا\nیعني (اَ اِ اُ) بخواند، و نام و شکل و جای این سه حرکت را، اولاً\nدرین یک حرف مذکور خوب نشان داده، بعد همه را بخواند ."}
{"book": "adl0797", "page": 283, "text": "۲۶۴\nبا نا یا تا پا ثا\nب ن ي ت پ ث\nثا طا\nت ط\nثا سا سا صا\nث س س ص\nثا شا\nش ش\nشرا\nرو"}
{"book": "adl0797", "page": 284, "text": "۲۶۵\n\nجا چا حا خا\nج چ ح خ\nدا را زا\nد ر ز\nزا ذا ضا ظا\nز ذ ض ظ\nعا غا فا قا کا گا لا\nع غ ف ق ک گ ل\nما وا ہا آ\nم و ہ ا"}
{"book": "adl0797", "page": 285, "text": "۷۶\n\nاَ اِ اُ\n\nبَ بِ بُ نَ نِ نُ\nیَ یِ یُ تَ تِ تُ\nپَ پِ پُ ثَ ثِ ثُ\nٹَ ٹِ ٹُ طَ طِ طُ\nثَ ثِ ثُ سَ سِ سُ\nسَ سِ سُ صَ صِ صُ\nشَ شِ شُ شَ شِ شُ\nژَ ژِ ژُ\nجَ جِ جُ چَ چِ چُ"}
{"book": "adl0797", "page": 286, "text": "٢٦٧\n\nحَ حِ حُ خَ خِ خُ\nدَ دِ دُ رَ رِ رُ\nزَ زِ زُ\nزَ زِ زُ ذَ ذِ ذُ\nضَ ضِ ضُ ظَ ظِ ظُ\nعَ عِ عُ غَ غِ غُ\nفَ فِ فُ قَ قِ قُ\nکَ کِ کُ گَ گِ گُ\nلَ لِ لُ مَ مِ مُ\nوَ وِ وُ هَ هِ هُ"}
{"book": "adl0797", "page": 287, "text": "٢٦٨\n\nبجه بگوید که مدعا ازین خواندن هر حرف بهر سه حرکت این بود که آواز\nموقوف را بدانی که آن آواز چهارم است، چنانکه نه بزبر خوانده شود\nو نه بزیر و نه پیش، و خود او بلا حرکت شنیده شود، و هیچ حرفی\nبچنین آواز در ابتدا هرگز خوانده نمیشود، واکثر بعد این سه حرف (ای و)\nمی آید، چنانکه (ا) را زبر کلان، و (ی) را زیر کلان، و (و) را\nپیش کلان گویند، که از زور دادن حرکات مذکوره پیدا میشوند،\nو هر حرفرا بزبر کلان یعنے بالف خوانده میتوانی، لہذا ہمان (با) را\nچون بخوانم، ہرگاہ در آخر آن (م) یکی از حرکات سہ گانہ آوردم\nیعنے (بامَ بامِ بامُ) گفتم، باید که بگوئی که غلط است، و هرگاه\nبلا حرکت یعنے (بامْ) گفتم، بگو که صحیح است، پس چند کرے با قسام\nمختلفہ یعنے صحیح و غلط آنرا معلم بگوید، تا مبتدی در دانستن آن خوب\nدرست شود، غلط را غلط و صحیح را صحیح بگوید، بعد از قرار کتاب\nحامل المتن ابتدائیه مانیۂ اینکار موقوف بحد الف را با تمام رساند، تا ہر\nلفظ آنرا بلا توقف خوانده تواند، و بدانکه خواننده شد، بعد متن ابتدائیه را\nدر خواندن و نوشتن بقرار لازم از ابتدا بیست حرف غیر مشاکله شروع نماید\nتمام شد"}
{"book": "adl0797", "page": 288, "text": "غلطنامه\nکه بعد از تصحیح موجد طراز جدید و طبع کتاب ظاهر شده و در ظرف یکساعت\nصحت کل کتاب ازین میشود و از گمان غلطی فارغ میگردد\nصفحه سطر غلط صحیح صفحه سطر غلط صحیح\n۴۴ ۱۱ خوانان خوانان ۱۸۰ ۲ وغیره -\n۴۸ ۴ ی ی ۱۸۳ ۸ ۵ ۴۰\n۵۰ ۵ ش س ۱۸۷ ۴ ۴۷۷۰۸۹ ۴۷۷۰۸۹\n۵۱ ۴ ض ص ۱۹۸ ۷ اسم را نام اسم نام را\n۶۸ ۱۱ پُو - ۲۰۲ ۱۱ فارسی خوب فارسی را خوب\n۷۰ ۹ ث س ۰ ۱۲ بیت بطریق بیت بطریق\n۷۳ ۲ کیفتیها و کیفیتها ۲۱۰ ۶ من مِن\n۹۳ ۱۱ کَتَبْتُ کَتَبْتُ - ۱۳ قلورا قلولا\n۹۶ ۴ يَفْعَلُ يَفْعَلُ ۲۱۱ ۱۰ شلعم شلغم\n۱۰۸ ۶ س بش ۲۱۲ ۸ شورش سوزش\n۱۱۱ ۱ ملو خلو ملوخلو ۲۱۳ ۶ تبیا تبیان\n۱۱۴ ۶ ۱۲۹۸ ۱۳۰۱ - ۱۰ قتا قتاً\n۱۲۵ ۵ سنجقان و شقان سنجقان تو شقان ۲۱۵ ۲ بطيخ بطيخ\n۱۵۲ ۶ حرف حروف ۲۲۸ ۸ ش رق م ش رق\n۱۵۴ ۱ مَرکَبْ مَرکَب ۲۲۸ ۲ بین (بین چین)"}
{"book": "adl0797", "page": 289, "text": "خاتمة الطبع\nهزاران حمد و سپاس مر حکیمی را سزاست، که شی از علم مفید و به عمل و آثار انبار حکمت بالغہ جو\nبہر ازان سال در حجاب استتار پنہان داشته بر وقت لازم بر روی کار آورد، چنانکہ این\nقانون طرز جدید تعلیم ابتدائی اساس بخیاله (پروگرام) مکاتب ابتدائیه را درین عصر سعادت عصر\nمعارفخواہی و ہنر پروری امیرامان الله خان غازی در مطبعه دارالسلطنہ کابل\nبطبع رسانید – و چون در حوض کتب سال اول و دوم فارسی تعلیم ابتدائی مفصلاً درین\nکتاب آمده که عبارت و معنی آن یومیہ بشاگردان آموختہ میشوند، البته خود معلمین خود خبط\nمیکنند، و حاضرتی مبتدی هم قبل ازین یک گنبد بیدره بوده، تحقیق آن فوراً کارآسان\nنمود، و حال بہر آن تمام ایام سابقہ او درجه ول این کتاب ظاہر و ہویداست پس\nوقتیکه معلم قابل، و متعلم حاضر، بوده مانع و منفی کار و فراهم هم نباشد چه بهانه از بہر\nوطن عزیز ما میماند که ازینباب آباد نمیشود، و ہرگاہ با اینہمہ که گویا ہر حرف بہر حرکت\nبا و نشان داده، از بہر امتحان چون (جیم بکسره) از و خواسته شد، وطن عزیز ما، در جواب\n«مُم» میگوید، ہم اعلیحضرت غازی گران خاطر ازان میگردد، طریق دیگر از بہر وصول\nبمدعای خود می اندیشد، تا آنکہ بدرجه بر ساند که بمجرد سوال در هر باب جواب صحیح\nگفته باشد، که این مسلح زمانه تحمل این تصدیعها را تا آخریات کار خود گرفتہ\nمگر شاگردان کار را بر خود دراز خواهند نمود، و آنوقت بر زحمت خود افسوس خواهند\nفرمود، که در ابتدا چرا فکر نکردیم و جواب مست گفتیم که با اختیار خود خود را در ہمہ باب از\nنقصانی ساختیم – در وقت اختتام این کتاب و زیر سابق الذکر دیباچه جناب الکوگتای\nقطغن و بدخشان مقرر گشته، جناب اعلی که ع ج شانزده هیات اساتذان زیر معارف\nمقررند، این شانزده بلند اقبال اگر چه نهایت ذکی و جرار و ہوشیار است، مگر چون\nاوائل کاری و جوانی است، از روائی از عهده وضابطہ و جزئیات روزمره میداند نمود، و حال اینکه اینطور کتاب بدرجه و پایه هم رسید."}
{"book": "adl0797", "page": 290, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0797", "page": 291, "text": "[BLANK PAGE]"}
