{"book": "adl0790", "page": 1, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0790", "page": 2, "text": "( هو الله الغالب )\n( يك منظره قابل قدر )\nشجاعت عسکر نادری\nیا\nملاحظات سریاور حربی اعلیحضرت غازی در حین\nمشاهدات احساسات مقدس عساکر غیور نادر\nشاهی بحصص ولایت قطغن ومزار شریف وعلل و\nجهاتیكه سابقاً عسکر را از شهامتش محروم\nگردانیده بود، تحفهٔ جههٔ ملاحظهٔ ضابطان محترم\nاردوی افغانی طبع و نشر گردید\nکابل - تاریخ طبع : ۱۷ سرطان ۱۳۱۰"}
{"book": "adl0790", "page": 3, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0790", "page": 4, "text": "(۱)\nبسم الله الرحمن الرحیم\nعسکر چنین باید :\nدر اطراف احساسات عساکر اردوی شاهانه نادری ؛ ملاحظات خود را در حینکه بنده برحسب امر مقدس باش قوماندانم اعلیحضرت غازی بحضور سر افسر بزرگم سپه سالار صاحب مشرف میشدم و واقعات پیش آمد آن ولایات را نسبت به زمان شورش جمعیت خائنین اسلام یعنی ابراهیم غدار و تبعیدش کشف می نمودم ؛ تاجائیکه شنیدم و جرائد حربیه را که در ریاست ارکان حربیه آن سر افسر بزرگم جمع گردیده بود ؛ ملاحظه نمودم ؛ بعبارت مقصود شده ذیل را بطور اختصار ترتیب و به ملاحظه ضابطان محترم اردوی نادر شاهی تقدیم می نمایم :"}
{"book": "adl0790", "page": 5, "text": "(۲)\nاز چندین سال است که روحیات عسکرانه و حملات\nمردانه و شیرانهٔ اردوی غیور افغانی نسبت به بعضی علل\nو جهات مختلف چنانچه شاید و باید ؛ تاریخ مقدس\nافغانیان را بفداکاری های فرح بخش عسکریت\nمزین نگردانیده بلکه از آن جهات و سببات\nناموزون که قلم ما را نسبت به تحریر آن وقایع ناگوار،\nخجالت می آید ؛ اردوی مقدس مان را بعوض اینکه\nاز فداکاری های ذاتیه اش که بقرن های گذشته ،\nبمیدان عمل اثبات نموده است و روحیات آن را تاریخ\nحال به آب زر بنویسد ؛ بالعکس ورقه هائی ننگین\nرا بنما عالم عسکریت در برگرفت . . . . آه . . . .\nدر اینجا قدری از اصل مقصد جدا گشته جهاتش\nرا که کدام باعث بود که همین عسکر باغیرت افغانستان\nرا بچنان رذالت و بدبختی در دنیا معرفی کرد ؛ قدری\nبحث رانم، تا بدنیای موجوده پوشیده نماند که این\nبی شرفی هائیکه در انقلاب گذشته از جمعیت سقائیون\nو دزدان و ارذال مملکت بحکومت عائد گردید ؛ بجانب\nعسکر است . خیر ؟ این از عسکر نیست بلکه جبهات\nاو را با دلائل مقنعه به ناظرین این مقالهٔ عاجزا نهٔ\nخود تقدیم می نمایم ."}
{"book": "adl0790", "page": 6, "text": "( ٣ )\n\nچیست ؟ فنون حربیه و قواعد تعلیمیهٔ دنیای موجوده اثبات نموده است که سرچشمهٔ علم و عرفان مملکت و ترقیات مادی ومعنوی سعادت ملت ، وابسته بصاحب منصبان مقتدر و باشرف مملکت که در حقیقت اردو را روح وحکومت را بازو است تشکیل میکند؛ ( عیناً مأمورین ملکیه در مسلکش ) .\nمراد من درینجا از نکته چینی در مقابل اشخاص عیاش پرست که مملکت وملت وشرف حقیقی افغانیت را مخصوص به عیاشی و یا فیشن و یاجمع کردن پول و یا تنفر ملت از حکومت و یا بری بودن از ترس خدا وغفلت کردن از حقوق ملت و یا ترجیح دادن منفعت شخصی را نسبت به منفعت جامعه دانسته اند ؛ نیست . اما نسبت باینکه مقالهٔ عاجزانهٔ من محتاج بدلائل فوق الذکر است که بر عالم عسکریت و افغانیت ما چنین لکه های تاریخی را انداخت ؛ در حالیکه ابداً آنها این لکه را بدست خویش برای خود حاصل کردن آرزو نداشتند ؛ دلائل ذیل را ذکر کردن ضروری دانستم : -\nصاحب منصبان اردو ، تنها به قیافه و لباس صاحب منصب نبوده حقیقت افسریت را حینیکه حاصل"}
{"book": "adl0790", "page": 7, "text": "(٤)\n\nنمودند ، صاحب منصب گفته می شود ، که حاصل کردن\nاین کلمه یعنی ( حقیقت افسریت است ) اول باول بيك\nتعلیم و تربیۀ حقیقیۀ مکاتب حربیه ، و پس ازان به\nعملیات ها و کورس های مختلف که لزومیت آن را\nداراست ؛ ملزوم است . و تربیۀ اینها کلمۀ آسانی\nنیست که رذیل محمود سامی که غیر از سقوط اخلاق\nحقیقی افغانیت را آرزوئی نداشت ؛ بدون يك معلومات\nمعلمیۀ دنیای موجوده صاحب منصب اردو را بسر\nرساند ؛ و يا يك اردورا تسليم گرديده يك شهر بزرگ\nافغانیت را که ( حفاظت ناموس و خزائن حربیه\nونقديه واسلحه وامنيت ولایت مرکز را اداره کند)\nتأمین نماید .\n\nبهر صورت توجه حکومت در سعادت ملت تناسب\nدر نتیجه دارد . شبهه نیست که اطفال و تعلیم معلم را\nومادون نظریات مافوق را وملت رفتار حکومت را\nبهر آن نظر می اندازد و از آن اثری میگیرد و خواه\nخوب باشد و خواه خراب . این اثر نتیجۀ خود را\nاگر بسعادت مائل باشد ومجتمعاً همۀ طبقات در آن\nکوشش ورزند بدیهی است که در آغوش توقع خویش\nمیگیرند ؛ واگر به تباهی مائل باشد ؛ هر چند"}
{"book": "adl0790", "page": 8, "text": "( ٥ )\n\nظاهرش در نظر خوب جلوه کند؛ چون از حقیقت خالی است؛ نتیجه خود را نیز دادنی است :\nبصورتيكه اراكین حکومت در ته دل آرزو داشته باشند؛ چنانچه داد .\nپس اگر مقامات بزرگ حکومت افغانیت را چنین ذوات لازم اللعنت که ملت و سعادت ملت را قربان تعیش شخصی و جمعیت خود نماید؛ پس از کجا ملت بدبخت افغان و یا عسکر روز گشته او نتیجه که شرف ملی او را در بر گیرد؛ در وقایع تاریخ تذکار میداد . خیر ؟ بلکه چنان نتیجه میداد که ابدالابد وقایع ننگین و لکه دار خود را گل کرده نمیتوانست .\nپس از آنکه از زحمت و عرق ریزیها و پروپاگند های لازمه و تردد افکار ملت و بی انتظامی عساکر؛ این اشخاص کامیاب گردیدند و وطن مقدس و ملت را با ناموس محترم شان بچنگ ظالمان سپردند، برخی عائله خویش را با خون ملت گرفته جانب یورپ بسیاحت و عیش مشغول گردیدند؛ برخی در نزد آن دزدان بدبخت نوکر صادق گردیده بخدمت سقائیون که در حقیقت هم آنش بدست خویش؛ شرف و نام ملیت خود را با کمال سرعت محو کردنست؛ مشغول گردیدند"}
{"book": "adl0790", "page": 9, "text": "(٦)\n\nوهيچ يك فكرى نميكنند كه دنيای عالم واشخاص بی طرف ؛ این بدبختان را بکدام نظر می بینند و چه حيثيت ميدهند.\nبهر صورت ؟ نه ماه این وطن بدبخت واين ملت مظلوم ؛ چنان بازیچه دست اشخاص خود غرض گردید که پس از خوردن گوشت و خون این ملت مظلوم ؟ وطن وناموس وجانش نیز در خطر افتاد ؛ مغرضين بدبخت , او را بهر طرف دوانیده وبہزار هـا خساره دچار گردانیده ؛ درین حال نیز از خوردن خون و ریختاندن شرفش کوتاهی نکردند . چنان شیرازه حکومت در مدت قلیلی برهم خورد که هر گوشه افغانستان از هر طرف بواقعات مختلف آتش گرفت ؛ درینجا نه عسکر توانست خودرا اداره کنند , نه نفر توانست که بحال ملت مظلوم نظر اندازد . زيرا : هر فرد بچنان آتش در میگرفت که جہان در نظرش تاريك وراء حقیقت در چشمش معدوم گردیده بود .\nاداره کننده گان حقیقی که در نظر ظاهری خود را خیلی جلوه میدادند , و فرموده های ملت و وطن و شرف و غیرت را در مملکت پروپاگند میفرمودند ؛ ازین میدان های مصیبت و خونین به ملیونها کیلومتر"}
{"book": "adl0790", "page": 10, "text": "(۷)\nدور تر رفته ؛ از صدا های توپ وتفنگ خبر که از\nرسیدن خبر تلگرام بی سیم هم بدون تبدل احوال در\nسه مرکز رسیدن به او ممکن نبود , پس تصور\nفرمائید که اگر باش قوماندان در چنین انقلاب خان ومان\nسوز دریورب , و وکیل محترمش مصاحب حضور مخرب\nدین وشرف وایمان افغان ؛ بچه سقاو ونائب سالار\nحضورش ؛ معاون نائب سالار قول اردوی مرکزی\nسقاو یعنی نائب سالار منقه که پنی هم فضلی الهی نداشت\nوهكذا . . . . . الخ .\n\nپس عسکر وملت بدبخت بعزم چنین بدبختانه جمعیت\nاراکین خود که یکی بفکر دیگر نبوده ؛ هر شخص\nمنفعت جدا گانه شخصی در نظر دارد . چه باید کرد\nوملت چه چاره باید سنجید .\n\nدر اینجا خاص نموده اینقدر عرض میکنم که\nدر انقلاب گذشته جمعیت عمومی عسکر وضابطان\nرا بد نامان گفت ؛ زیرا مدوران چرخ ملت\nو حکومت یعنی آن بدبختان خون خوار ؛ طالب\nاین آرزو بودند وبس ."}
{"book": "adl0790", "page": 11, "text": "( ٨ )\nجملهٔ روشن تاریخی در دست داریم که برای حاصل کردن\nنام شخصی خود ؛ بدون يك سنجش و محاكمهٔ حقیقی پیش\nآمدن و به نمایش ظاهری ؛ ملت را قربان خود\nساختن ؛ در حقیقت خیانت روشن است بملت کردن.\nبیائیم بر اصل مقصد و تشریح دهیم از آن\nعساکر یکه بکدام عزم و درچه موقع جان مقدس خود\nرا قربان سعادت وطن و ملت و استرضای چنین شهریار\nمقدس خویش گفته ، سعادت ابدی را بخود نایل و\nملت و حکومت مقدس خود را ؛ از خطرات بزرگ\nمطمئن می نمایند .\nعساکر غیور نادر شاهی و اقوام مجاهد غیور وزیر\nو مسعود ، وجدران که از مرکز برای دفع اشرار\nولایت قطغن و مزار ؛ از کابل حرکت کرده بودند،\nو باقی عساکر و اقوام آنجاکه باسترضای شهریار عدالت\nگستر خویش ؛ به امر سر افسر باعث افتخار اردوی\nافغانیان ؛ سپه سالار شاه محمود خان ؛ در میدان\nفداکاری بعملیات عسکرانه خویش سوقیات نموده اند.\nخداوند را خیلی شکر بجا میاوریم که قطعات غیور ما\nاز مراحم الهیه ؛ در میدان عمل بآن چنان عملیات"}
{"book": "adl0790", "page": 12, "text": "(۹)\n\nهای حقیقیه کامیاب و مظفر آمده اند که نتیجه های\nخیلی مرغوب و حسب خاطر عسکریت را بخویش حاصل\nنموده اند .\nحالا جمله های تعرض ، و مدافعه ، استقامت\nو متانت ، صداقت و جسارت ، شجاعت و دیانت\nاطاعت و اخوت ؛ خیلی شیرین و دلچسپ و به\nتحریر موزون و نظر دقت ناظرین را جلب مینماید ،\nاما عسکریکه این افکارات مقدسه را در صحنه\nعملیات های حقیقی تطبیق مینماید ؛ حقیقتاً خیلی مشکل\nبوده از صمیم قلب آن عسکر را تقدیر باید کرد ،و\nبچنین يك عسكر محتشم ؛ ملت افغانیان فخر باید کرد\nزیرا : ــ مبرهن که در چنین عملیات های با قیمت\nاین اردوی شاه کار ؛ ملت را نتایجیکه مملو از سعادت\nبود ، خواهد بود ؛ و حکومت مقدس مان را در آن\nمطالبیکه سعادت ملت و ترقیات حقیقی مملکت افغانیان\nاست ؛ معاونت خواهد نمود . گفته میتوانیم که اردوی\nمحترم نادر شاهی از مراحم الهیه به مدت قلیلی لکه\nهای تاریخی را که از غرض جوئی آمران سلف بد\nبخت خویش ؛ در تاریخ حاصل نموده است ؛ بهدایات"}
{"book": "adl0790", "page": 13, "text": "( ۱۰ )\n\nبرگزیده و نصائح مفیده چنین يك قوماندان با شهامت اسلام یعنی اعلیحضرت نادر شاه افغان ؛ بر طرف نموده نتیجه های پر از شرف وفخر را بملت و عسکریت خویش حاصل نمایند ؛ انشاء الله تعالى .\nاین مفرزه های غیور ؛ بمرض خود را ؛ بچنان يك ارادۀ متین پیش برده اند که دشمن را با آنکه در سوار کاری خویش ؛ نسبت بهمه اقوام افغانستان سر آمد میدانند ؛ با پای پیاده بچنانشکستهای فاحش مجبور گردانیده است که جمعیت بزرگ آن خائنان ؛ در مقابل قوت قلیلیکه در اثنای تعرض عسکرانه این قطعات دوچار شده اند ؛ محو و نابود گردانیده ، غنیمت را بخویش حاصل نموده اند ،\nو در هنگام مدافعه ؛ قوت کیکه از قطعات عسکریه از جانب جمعیت زیاد اشرار : در محاصره دوچار آمده اند ؛ با اینکه از نقطۀ نظر حقیقت محاربه ، سقوط بجانب شان میباید بود؛ با نهم تا نقطه آخرین فداکاری ؛ مدافعه نموده ؛ با کار تلوس و آذوقۀ آخرین خود ؛ دشمن را بيك هزیمت مضطربانه ، بدون توقع وامد دشمن ( دشمن را محو و نابود ساخته اند ) .\nدر استقامت ؛ چنان عزم نشان داده اند که در"}
{"book": "adl0790", "page": 14, "text": "( ۱۷ )\n\nنرسیدن نان و آب در بعض جاها ؛ بچنان کوه ها\nو دشتهای صعب که نظر بعلل محاربات ، بایشان بعضاً\nوقت نرسیده است ؛ تا درجهٔ آخرین قوهٔ بشریت ،\nاستقامت نموده اند .\nو متانت خود را در تمام منازل یعنی (مانده گی،\nگرمی ، سردی هوا را ) مدنظر نگرفته ، بکمال صمیمت\nو جانفشانی بمنزل مقصود ؛ بوقت معین ؛ خود را\nرسانیده اند .\n\nدر این عزمهای مردانهٔ خویش ؛ این\nعساکر چنان صداقت را بملت و پادشاه\nمحبوب القلوب خود ابراز نموده است\nکه نظیر این جانبازی عاشقانه را بملت و\nحکومت ، از قرنهای نزدیک نشنیده ام این\nعساکر ، حینیکه دشمن را هزیمت داده"}
{"book": "adl0790", "page": 15, "text": "( ١٢ )\n\nبشکست مجبورگردانید اند ؛ و آن بد\nبختان را ه خود را بهیچ طرف ندیده\nتوسط اسپ از آن دریای بزرگـه\nبامید نجات از چنگ عسکر خود را\nکشیده اند ؛ این فدا کاران حقیقی اسلام\nو این عاشقان صادق ملت و این قهرمان\nافغان ، با وجودیکه در شناوری قطعاً بمدیتی\nندارند باضابطان خود بعزم مقدس ؛ یعنی\n( تعقیب دشمن ) در دریا خود را گزلک\nنموده اند ، چون در آن دریا عبور نفریکه\nبشناوری معلومات نداشته باشد ؛ مشکل"}
{"book": "adl0790", "page": 16, "text": "(۱۳)\n\nاست . شدت آب اکثر این قربانیان\nمملکت راتهٔ آب فرو برده مغروق مینماید .\nاما این عسکر باشهامت و این محافظ\nبادیانت که در زمرهٔ شهدای حفظ امنیت\nوسعادت وطن بشمار میروند؛ تا دم آخرین\nخود بفـکر چنگک انداختن بدشمن ؛\nجان شیرین خود را بهوای سعادت وطن\nوداع میکنند\nدر جسارت بچنان يك فكر مقدس , مشغول بوده است\nكه بمجرد رسیدن صدای دشمن بگوشش همانا\nيك مسئله حرمت اطاعت مافوقانش بوده است كه اورا\nبرای وقت لزوم ( در میدان محاربه ؛ سوق دادنرا\nامر میدادند ) معطل گردانیده است ."}
{"book": "adl0790", "page": 17, "text": "(١٤)\nشجاعت را در آنجا طوری برفیقان خود مثال\nگردیده اند که هيچ يك عسکر مردن خود را مقابل\nتعرض و محو کردن دشمن وبجا آوردن امر مافوق ؟\nقطعاً اهمیت نداده ؛ باچنان دیانت پاك ؛ در چنین\nمیدان های بازی حقیقی ، مافوقان محترم و استرضای\nباش قوماندان اقدس و شرافت ملی ، ورضای رسول\nاکرم ص ( و خداوند کریم را مد نظر گرفته جان\nخويش را بهوای سعادت ملی خویش قربان وخود را\nدر زمره آن پاك شهدائیکه بحفظ استقلال و امنیت\nملت وبجا آوردن او امر مقدس حکومت خويش ؛\nجان سپرده اند ؟ محسوب نموده اند ؟\nاخوت را در بین رفیقان خود ؟ بصورت ابراز\nنموده اند که برای برداشتن يك نفر زخمي يك عسکر\nدیگر نیز خود را بدرجه شهادت رسانیده ، آب ونان\nآخرین خود را از رفیق خود دریغ نموده ، فرموده\n( انما المؤمنین اخوة ) را باخون ملی وقومی خویش\nاثبات نموده اند .\nعلاوه بر این هر صاحب منصب وباقی صاحیمنصبا نكه\nدر دوائر ؛ مشغول اداره بوده اند؛ در سرعت استخبارات\nورسانیدن آذوقه , و تحریرات اداره , وجمع نمودن م"}
{"book": "adl0790", "page": 18, "text": "( 15 )\n\nمعلومات حربیه و رسانیدن قوه های عسکریه\nو انتظامات پوسته و ذخائر ارزاق و اداره نقلیه\nوغیره ؛ حتی الامکان طوری فدا کاری نشان داده اند\nکه بنده از مدت صدالی یکصدو پنجاه سال ؛ نمونه\nومثال برای چنین عسکر وضابط ندارم .\nاحساسات صفا ونيات پاك چنين يك لشكر اسلام را\nبعالم افغانستان وخصوصا بصاحب منصبان و مأمورين\nحکومت مقدسه خویش تبريك ميگويم .\nواز صاحب منصبان محترم خویش خیلی مشکورم\nکه درین مدت قلیلیکه هنوز شیرازه حکومت افغانستان\nطوریکه مطلب و آرزوی حکومت مقدس مان است؛\nبهم نرسیده است . با این چنین فدا کاری ؛ خود\nومعیت خویش را برای شرف ملی و استرضای چنین\nپاد شاه محبوب القلوب خویش سوق میدهند\nخداوند کریم را امید دارم که بزیر سایه همایایه\nچنین قهرمان اسلام ؛ اردوی افغانیان ؛ عنقریب\nخار چشم دشمنان و گل سر دوستان گردد\nای رفیقان سلاحم ! ای ضابطان و عساکریکه\nامروز محافظ ناموس و مملکت افغانیانید ! ای آن\nفدأ کارانیکه که کمر همت را بسوگند و شرف ملی"}
{"book": "adl0790", "page": 19, "text": "( ١٦ )\n\nخویش ؛ با وجود دید همان حرکات وحشیانه انقلاب\nبرای خدمت اسلام وملت واسترضای پادشاه مقدس\nخود که سعادت اخروی و دنیوی ملت مان است\nبسته اید ! ای ضابطانیکه امروز ؛ هر فرد ما و شما\nاز خفاظت امنیت استقلال و شرف افغانیت و ترقیات\nمادی ومعنوی ملت ؛ در نزد خدا و جهان مسؤلیم :\nباید بشتابیم و بکوشیم ! و بفدا کاری خود ؛ در هر\nشعبهٔ که ماموریم درنگ نکنیم ! که امروز\nوقت غنیمت است و این وقت دوباره آمدنی نیست\nوبااومر چنین يك قهرمان اسلام جانبازی نمائیم !\nکه خود وجمعیت خاندانی محترم خویش\nراجهت نجات شرمساری شخصی و ملی مان هدف بلا\nساخته ؛ به نیروی بازوی مردانه و تدابیر فهیمانه با\nجان خیلی ضعیف ؛ برای من و تو فدا کاری نموه است\nقدر نمائیم ! قدر نمائیم ! قدر نمائیم ! استقلال مقدس\nمان از نیروی با زوی این ذات ستوده صفات است\nمنار یادگار ۱۹۱۹ در خاک مقدس ما و منار فتح تل\nدر خاک همسایه ما شاهد حال است . افغانیت از دست\nرفته ما امروز از فدا کاری این دات است ."}
{"book": "adl0790", "page": 20, "text": "( ۱۷ )\n\nفورم عسکریت وشان وشرف افسریت ما از همت این ذات است .\n\nای رفیقان محترمم ! خاك پای این شیر افغان را بدیدهٔ خویش مالیده توتیا سازید و برای سعادت ملت بکوشید، و دوست را از دشمن فرق نمائید ؛ کسیکه من و ترا برای شخص خود قربان کرده است تا ذاتیکهٔ خود را برای من و تو قربان نموده باشد فرق نمائید ؛ در آئید در میدان همت صداقت کنید ، محبت کنید ، کوشش کنید ، وطن را از این حالت برهانید .\n\nای ضابطان و عساکر غیور افغانیان ! این ذات مقدس آنجنابیست که امروز لکه های تاریخی مان را"}
{"book": "adl0790", "page": 21, "text": "(۱۸)\n\nبه همت و نیروی توانا و فهم بلند این قهرمان خجسته\nصفات ؛ از تاریخ دور مینمائیم.\nو خود را در زمرۀ آن عساکر باشرف و آن ملت\nخوش بخت می بینیم که و طن را بسعادت مائل می\nسازند نه بجهالت، خود را بشرافت نائل می بینیم نه\nبرزالت، خود را باخلاق نائل می بینیم نه به بداخلاقی\nخود را در صحنه مردان می بینیم نه ........ آن\nرفیقانم ! این احساسات پاکیکه امروز خداوند\nعزوجل باردوی مقدس نا در شاهی و ملت عزیز ما\nنصیب گردانیده خواهیم فهمید، و هی فهم درك میتوان\nکرد که تا سر خود را نمونه مثال بمحکوم نسازد ؛\nهیچ گاه ما دونش راه حقیقت را ندیده دائما براه\nضلالت و گمراهی روان و آن را موجب سعادت خویش\nوقوم خویش می پندارد، تاوقتیکه حکومت ؛ مخصوص\nراه عیش را بر خودباز و فقط رنگمالی‌های ظاهری\nرا به نظر جلوه میداد گمان میرفت که این حقیقت است اگرچه\nبه صاحبان فهم و هوش مند ؛تباهی آتیه را باین يك\nپروگرام غلط ؛ که از روحیات قوم و ملت مخالف\nبود ؛ بوده، و بايك سرعت تام پیش میبردند؛ میدانستند\nاما بهر صورت نتیجه داد، در مقابل اجراآت خود"}
{"book": "adl0790", "page": 22, "text": "( ۱۹ )\nآن پرو گرام غلطیکه از قوت و اقتدار و روحیات\nملت ما مخالف بود .\nاگر چه برای این رنگمالی های ظاهری که\nدر حقیقت جهت تعیش خویش و در ظاهر به\nنظر ترقی و تمدن ؛ بملت نشان میدادند ؛ دلایل\nزیادی موجود دارم که آن دلایل من را حکومت\nاسبق یگانه موجب زحمت و کوشش خود ؛ از\nترقیات عصری، بملت افغانستان نسبت می دهد.\nو بنده آن را انتهای تعیش و بی فکری دانسته\nبه بد بختی قوم و ملت حواله می نمایم .\nرفیقان هم مسلکم ! تصور نمائید که کدام انصاف\nو انسانیت و محبت حقیقی بملت روا دار خواهد بود که\nپول اندوختهٔ چندین سالهٔ حکومت افغانیه را بچنان\nرنگمالی های بی مقصد که در حقیقت اطفال خورد را\nبازی دادن مد نظر است ؛ یعنی ملت را بمانند طفل\nتصور نموده تعیش خویش را حاصل مینمودند ، و آن\nحرکات را موجب ترقی و سعادت ملت می پنداشتند ."}
{"book": "adl0790", "page": 23, "text": "( ۲۰ )\nبلی میفر مایند : دار الامانی ساختیم\nکوتیهای قشنگ وسرکهای خیلی لطیفی\nتهیه کردیم ، دره پغمان را آباد ساختیم\nسرک سالنگ را بمزار وسرك تنگ غارو\nرا به پشاور وصل نمودیم در\nتدريس واخلاق دختران ملت حتى الممكن\nکوشیدیم ، زیرا که پروگرام تعلیم ذکور\nملت و اقوام افغانستان رو بتمامی بود ،\nمجبوراً ، پروگرام تعلیم و اخلاق اناثیه را\nشروع نمودیم که وقت نگذرد وملت از\nترقیات عصری عقب نماند . بی شك ؟"}
{"book": "adl0790", "page": 24, "text": "(۲۱)\nاین تجویزات شیرین خنده آور را که\nبکلی نسبت به احتیاجات حقیقی قوم وملت،\nاز وقت موجوده ، دور بوده ، جوابات\nتأسف ناك و گریه آور ذیل لازم است :\nجناب ! دار الامانیکه باین مصرف گزاف بیت\nالمال ملت بدبخت که در آنجا چند کوتی مخصوص جبهۀ\nرهائش حسن وبی بی خورد و غیره لازم بود ؟ تهیه\nمی شد ، و یا سر رشته استحکامات سرحد افغانستان را\nکه بمجرد بر خوردن چشم يك انسان با درد ؛ بآن\nحالت رقت آور؛ بدون تحمل ؛ بگریه وفغان می رساند\nبهتر بود .\nآیا ؟ سرکهای لطیف سالنگ و تنگ غارو\nکه هيچيك بجز از تباهی کرور ها روپیه پول مسلمین\nنتیجه نداد ؟ بهتر بود ؟ و یا تجهیزات ومعاشات عسکر\nرا تامین نمودن ضروری بود ؟ ؛ اگر عسکر از توجه\nمحمود سامی ؛ گوشت خر را نوش جان مینمود ؛ باید"}
{"book": "adl0790", "page": 25, "text": "(۲۲)\n\nنتیجه محاربات حکومت امانیه بالمقابل داره بچه سقاو\nچنان نتیجه میداد ؟\nآیا ؟ خشت طلا ونقره درزیر پای حسن ونورالسراجش\nبهتر بود یاقشله روز گذشته عسکر بدبخت را که قربانی\nشرف و نام مملکت و وطن است تهیه مینمود ؟\nضروری بود ؟\nآیا از معادن وزراعت وطن مقدس مان منفعت\nگرفتن ملی بهتر بود ؟ و یابالا باغ وباغ عمومی پغمان را\nکه از خون ملت عقب مانده غریب بیچاره مان که\nآنرا هم بدون نکتائی و کلاه شاپکه گردش کرده\nنمیتوانستند ضروری بود ؟\nآیا باین ملت بیچاره که از جهل وبی علمی خود هیچ\nيك بهره از تمدن دنیای موجود ندارد ؛ توجه ضروری\nبود ؟ یامخصوص پول بیت المال مسلمین را به آن اخلاق\nناپسندیده که امروز دنیای متمدن را به پریشانی های\nرنگا رنگ مبتلاء نموده است ؛ بدختران با عصمت\nوطن عزیز مان ؛ صرف نمودن ضروری بود ؟\n\n(ببین تفاوت راه از کجاست تا به کجا)"}
{"book": "adl0790", "page": 26, "text": "( ۲۳ )\n\nهکذا مانند این دلایل زیادی موجود است که از وقت پیشتر تجاویزی واز طاقت ملت بیشتر تکالیفی در نظر گرفتند که خودرا در انظار ملل عالم ، در زمرۀ آن کسانی معرفی نموده اند که براه ضلالت و گمراهی روان بوده ، همۀ مقاصد آن بصورت تقلید و بری از حقیقت ودرد يك جامعه بوده تعیش شخصی و جمعی خویش را آرزو داشتند وبس .\nاز اقدامات بی حقیقنانه فوق الذکر عجب تر اینست که برای تهیۀ این کونی های قشنگ و سرکهای لطیف ، و گلها و باغچه های رنگا رنگ که به تمدن ورسیدن به پایۀ منزات و رفعت عمومی ملت تکیه داده اند واین پول گزاف را که به هوسانه شخصی خویش صرف فرموده اند ده يك آن به اصل مقصد بمصرف نرسیده اندوختند در شکم های کسانیکه بزرگی شکمش وطن را مشابهت و کله های خالی از مغزش را به ملت نسبت داده اند .\nبهر صورت درینجا نکته شیرینی بیادم آمدخواستم رفیقان خویش را ازين يك جملۀ حقیقت؛ ياددهانی نمائیم :-\nتفریح دماغی، بوی گلهای قشنگ ، سیر باغچه ها و سرکهای لطیف که اشخاصی را ضرورت پیش"}
{"book": "adl0790", "page": 27, "text": "( ٢٤ )\n\nمی آید ؟ گمان اینست که پس از زحمت وعرق ریزی\nهای حقیقیه ؛ که ملت خود را به پایه بلند ترین تمدن\nرسانیدن کوشش داشته داشته باشند و وقت معین کار\nکردن خویش را که از جانب حکومت تعین شده است\nبا کمال صداقت و نقطه آخرین محبت، به ملت خویش ؛\nبا تمام احساسات اخوت و همدردانه ملی بسر برند ،\nو دماغش از آن چنان زحمت و فدا کاری خالصانه و\nمقدسه ؛ خسته گی را دارا میشود حتماً مجبور است\nکه دماغ خویش را تفریح دهد ، وهم حکومت را\nلازم می افتد که این و سایت تفریحه را با و تامین\nکند - اما نقطه اولین این اجرا ء آت تفریحیه ؛\nسنجیدن معاش مامورین حکومت و تكليفات نقلیه و\nمکانیه آنچنان جاها را توجه نمودن ضروریست .\nگیرم اگر يك مأمور محترم من با كمال صداقت ،\nدر آن وقت روز خود را بر آن زحمتیکه ملت و\nحکومت را در وقت معین خویش مدد رسانيده و\nاحتیاج به تفریح گردیده ؛ پس از کدام یکپول\nفروان معیشت خویش که بصورت حقیقت حلالش خواهد\nبود ؛ آن بیچاره ، و سایت نقلیه برابر نموده و خود\nرا برای هر روز در پغمان و یا دار الامان رساند و"}
{"book": "adl0790", "page": 28, "text": "( ٢٥ )\n\nازان باغچه ها وگل های رنگا رنگ حظ گیرد .\nباز اثبات قول بنده است که غیر از جمع کردن\nپول تهیه سواری خویش راکه از خون ملت جوشیده‌اند ،\nآرزو نمایند ، چاره دیگر نیست — ملت غریب ویا\nمامور صادق ؛ شبههٔ نیست که ازین تمدن شخصی شان\nمحروم بوده است .\nتهیه وسرشته جاهای تفریح وباغچه ها و\nگل های رنگارنگ وسرکهای لطیف که پول\nاز جمع ملت و کام از چند نفر باشد\nظلم بر جامعه است .\nو هم از شیوهٔ انصاف انسانیت دور است که\nاصل قوم از جهالت خویش شب رادر زیر چراغیکه‌\nاز چوب در میدهد ؛ با تن برهنه وشکم گرسنه به سر\nبرند ومن وتوشب را در تهیه چراغهای برق و دریشهای\nخیلی قشنگ و طعام های که مملو بر اقسام اروپائی\nو شرقی باشد در دارالامان تهیه کرده بسر بر یم."}
{"book": "adl0790", "page": 29, "text": "(٢٦)\nملت از جهالت خویش شب را که از نفاق خود\nبی سبب جانبین کشته داده اند ؛ بماتم بسر میبرند و\nمن تو ( بمن چی ) گفته شب را به تعیش و کامرانی\nاز خون او در باغ عمومی پغمان و بالاباغ بسر بریم. آیا چاره\nهائیکه اورا به منزل سعادت و اتفاق و پیش راندن ؛\nبشرافت ملی است تهیه کنیم ، و یا سقوط اخلاقش\nرا به این جهالتیکه در دماغ دارد آرزو کنیم ؟\nآیا وظیفه من وتو که از جانب الهی ما حاکم و\nاو محکوم ، ما استاد و اوشاگرد ، ما رهنما واو\nپیرو خلاصة ما حیث پدر و او منزل فرزند رادار است ؛\nمأمور شده ایم ، اینست؟ که خونش را بچوشیم و\nاخلاق مقدس دینیه او را برهم زده اورا بچنان يك\nتقلید ضلالت و گمراهی دوچار سازیم که سعادت را\nمحروم و فلاکت را نصیب گردد ؛ و یا او را تدریجاً\nبيك پروگرام حقیقیه ؛ بمدارج تمدن که عبارت از\nزحمت و کوشش ؛ در اخلاق و اتحاد در تعلیم و تربیه\nو دیانت این قوم است میکوشیدیم .\nعرض کرده میتوانم که همان دوره ده سال\nگذشته؛ برای ترقیات ملیه مان فوق الحد مساعد بوده، اگر\nبصورت حقیقت روان می شدیم و از شخصیات صرف"}
{"book": "adl0790", "page": 30, "text": "( ۲۷ )\n\nنظر مینمودیم ؛ این بدبختی وضلالت و گمراهی دوسال\nقبل ازین را سردو چار نمیگردیدیم . حالا بجز اینکه\nبگوئیم که خداوند عظیم ؛ ما بد بختان را لایق شفقت\nومرحمت خویش ندید که این مدت ایام مترقیه خویش\nرا بمحرومیت از سعادت باختیم عوض اینکه پیش\nرویم ده چند عقب رفتیم غیر اینکه بگوئیم الهی\nشرمسار سازی آن بد بختانیرا چنانچه ساختی که\nما را بدین فلاکت و گمراهی و تباهی سر دو چار ساخت\nو همچنانکه شرف ملی وناموس حقیقی مان را ؛ در\nدر انظار عالم ، پست و بی اهمیت معرفی نمودند ؛\nهمچنان این بدبختان را بدنیا وآخرت بی شرف نموده\nنعمات مقدس خود به ایشان نصیب نگردنی .\nخوردن و خوابیدن ، نوشیدن و جماع نمودن را\nبهایم هم صفت دارند .\nپس امروز خیلی شاکر باشیم و به اتفاق عمومیه جهت\nتطبیق پرو گرام حکومت مقدس مان يكو شيم زيرا\nفدا کاریهای خارق العاده این باش قوماندان اقدس ما\nاثبات نموده است كه يك آنشان خارج از فکر ترقی و\nسعادت ملت مان نه بوده ؛ جهت حیثیت و شرافت\nاسلامیت وننگ افغانیت شب و روز از ته دل کوشاند"}
{"book": "adl0790", "page": 31, "text": "(۲۸)\n\nخدمات اسبق این نامدار اسلامیان برای هر فردمان\nواضح تر و روشن تر است حالا خدمات مهمه را که\nدر زمان سلطنت خویش این قوماندان باشہامت اسلام\nابراز فرموده اند نظر اندازید .\nاداره حکومت شان که عیتاً یک حکومت ملی بوده با\nکمال خاطر خواه ملی خویش در میدان عمل روان بوده\nآن کلمات نایابی را که بخاطر مان در ظرف ده سال\nممکن نبوده درین مدت قلیل خود را به آن نائل می\nبینیم تصور فرمائید .\nوقتیکه حکومت سقاویه را بفضل الهی و نیروی مردانه\nو تدابیر قہرمانه خود این ذات ستوده صفات سقوط\nداد ؛ آیا فکر کدام نفر تقاضا میکرد که حکومت\nافغانستان درین مدت قلیل صاحب يك اردو گردیده\nاین اسلحه و جبا خانه و خزینه و دفاتریکه بر باد فنا\nمعدوم گردیده است يك وجوه پیدا نموده حفظ امنیت\nمملکت خویش را چنانچه شاید خواهیم کرد\nو افغانستان را ازان بدحالی که هر قوم و هر قبيله حتى\nهر نفر بچنان آتش که میسوخت وارهانیده بدین زودی\nپیرو افکار يك پروگرام حقیقیه خواهد گردید\nعلى الخصوص تقرر سفرای ما در دول خارج و سفرای"}
{"book": "adl0790", "page": 32, "text": "( ۲۹ )\n\nخارجیه بدر بار حکومت مقدس ما و انتظامات مالیه و\nمعارف ترتیب امررات تجارت وداخلیه وعدلیه و تعمیرات\nوعما رات حکومتیه و عسکریه که همه در يك آتش\nانقلاب خاکستر گردیده بودواز مراحم الهیه وسعی\nکوشش این باعث فخر اسلامیان در میدان عمل نتائج\nآن بظهور رسیده است\nمبر هن است که هر شعبه حکومت و هر وزارت درین\nظرف مدت قلیلی که به آن انتظامات خود نائل گردیده\nاست نسبت به امید وا ری روز اول جلوس این ر اد\nمرد دلیر تصور بایند نمود ؟\nبا آنکه درین مدت که هنوز آتش انقلاب و خسته\nگی ها و برهم ریخته گی های امورات ملیه و حکومتیه\nرا چنانچه شاید و باید به تحت ضبط وربط مکمل آورده\nنشد. است .\nرفیقان هم مسلکم ! زمامدا ران اسبق با وجود\nاسلحه وسا مان حربيه مکمل وانتظامات اداری یکصد\nساله بجزوی يك حمله سقا و چنان پریشانی بملیت و حکومت\nعائد گردانیدند که افغانستان يك صحنه وحشتانه را تشکیل\nداده دنیای موجوده را به سیاست خامی و نادانی خود\nو مات خود بچنان تدابیر بی فکرانه وسیاست ناعاقبت"}
{"book": "adl0790", "page": 33, "text": "( ٣٠ )\n\nاندیشانه معرفی نمودند که حقیقت وماهیت ملی را در انظار عالم مفقود نشان دادند . حال آنکه ملت افغانستان به آن درجه بد بخت وجاهل هم نبود که چنین بی شرفی وخان ومانسوزی را در وقائع تاریخ برای خود حاصل کردن آرزو داشت خیربلکه ازان رفتارها وسیاست خاصی هائیکه حکومت درنظر داشت این ملت بد بخت را بدین ضلالت و گمراهی سر دچار ساخت و گر نه همه قانع خواهند بود که ملت افغانیان برای ترقی و سعادت اخروی ودنیوی خود دائماًمستعد بوده برای تعمیم امورات مترقیه دنیای موجوده به کمال اقتدار باقوای مادیه ومعنویه حاضر و مستعد اند بشرطیکه برمحور لأئقش معاملات اداری را جریان دهند .\nومأمورین حکومت چنانچه درین مدت قلیلی نشان دادند ؛ معاون حکومت مقدس خویش گردیده وتمام اغراضات شخصی را ته پا نموده ؛ در میدان عمل بخدمت دین وملت وناموس وشرف ملی خویش ؛ جان نثارانه اقدامات نمایند. وازان عللیکه موجب تردد افکارملت ويايك جماعه گردیده انحراف نمایند ، وهمیشه یکدیگر را باتفاق وفدا کاری سوق نمایند ، و دشمنان خود را که بلباس دوستانه جهة اغراض شخصی خود پرو"}
{"book": "adl0790", "page": 34, "text": "(۳۱)\n\nپراگند وموجب تردد افکار اینها میگردند؛ بشناسند،\nواورا لعنت کنند.\nزیرا میدان تجربهٔ این دوستان ملی که\nبخون وگوشت وپوست ما اصرار حیات دارند،\nوعیاشی خود را بسر میبرند ؛ بمانوره نشان داد\nو در ان موقعیکه حالت ما برمق آخرین رسیده\nبود ؛ خوب رسیدند ودل وجان واولاد خود\nرا چنانچه می گفتند نثار کردند .\nعزیزانم ! گفتار وکردار فرق عظیمی دارد ؛ در\nصحنه حقیقی بمیدان عملیات تطبیق نمودن وبزبان ویانوک\nقلم در سرمیز آوردن فرق بزرگی دارد — بزبان چند\nنفر را گرفتن ؛ تا از ته دل در میدان حقیقت ابراز\nنمودن فدا کاری ؛ تفاوت مهمه وکلیه دارد . که این\nرا نسبت بآن قوهٔ ممیزه که خالق حقیقی برای انسان ها\nآفریده است حل می نمایند .\nجبه خانه که یکدانه کار طوس ، طوپ ، تفنگ ،\nماشین دار ، طیاره ، وغیره را دارا نبود ؛ امروز\nبمراحم الهیه احتیاج حکومت را تأمین میکند ."}
{"book": "adl0790", "page": 35, "text": "( ۳۲ )\n\nخزینه ئیکه در روز اول جلوس يك توده خاك\nگردیده است ؛ یعنی پول نقد چه که سقف و دیوار\nخزانه هم معلوم نبود — امروز بودجه ؛ مخارج\nافغانستان را حسب آرزو تأمین میکند .\nاردوئیكه اثری از آن معلوم نبود؛ امروز خداوند\nعظيم بچنين يك عسكر ؛ حكومت وملت افغانستان را\nلایق مرحمت و شفقت دید كه از قرنهای نزديك ،\n(چنين يك اردوئیكه دارای احساسات حقيقی عسکرانه\nو اسلحه وسامان حربیۀ کافی دیده نشده است .\nمناسبات برهم گسیخته ملت افغانستان ؛ بادول\nخارج ؛ آيا در اخیر نظر چطور میدید ؟ وامروز بمراحم\nالهیه ؛ بكدام عزت ونظر اعتبار ؛ سفرای محترم مان؛\nبدون اجانب بخدمت اسلام ومملکت افغانستان مشتغل اند.\nملتیکه نام حکومت و يا مأمور حکومت و یا عسکر\nحكومت ، خلاصتاً بنام نوکر حکومت ؛ يك نفر را ميديد؛\nبا او چه طور يك معامله نشان میداد - وياامر حکومت\nرا چگونه اجراء مینمود .\nدر محاربۀ سقو تفنگ و خزانه وجبه خانه را ؛\nاز حکومت گرفته ، به بهانۀ خدمت بخانه های خود\nمی رفتند ."}
{"book": "adl0790", "page": 36, "text": "( ۳۳ )\n\nامروز از مزاحم البهیه از پول شخصی خود کارطوس\nخریداری کرده، با تفنگ خود و نفر خود ؛ در میدان\nحرب پیش آمده ؛ اوامر مقدس خویش را که موجب\nسعادت دنیوی و اخروی خود میدانند ؛ فدا کاری\nمی نمایند -\nمحاربهٔ شمالی که الی ٤٥ هزار نفر مسلح ؛ بيك\nاعلان حکومت در مرکز ، در ظرف يك هفته جمع ،\nو دلاوران وزیر و مسعود و حدران ، در میدان های\nبزرگ و وسیع قطغن و مزار شریف ؛ جان دادند ؛\nقول بنده را اثبات خواهد نمود .\nاسلحه برباد رفته حکومت را ؛ از ملت جمع نمودن ؛\nچنانچه ( تجمع کردن ) حرفی است ؛ خیلی آسان بقلم\nآوردن ؛ اما در حقیقت آن در آمدن و احساسات قوم\nرا در مقابل اوامر این شهریار اسلام نسبت دادن ؛\nنتایج را بخود معلوم کردن است .\nجمع آوری عساکر ؛ یعنی آن وقتیکه شورش\nسمت مشرق روی کار بود ؛ خان محمود سامی که نائب\nسالار مرکز بود ؛ مجمع دو صد نفر را که از وزارت\nحربيه ؛ امر گرفته بود ؛ حیران بود که چکنم ؟ ؛\nامروز کدام نقطه است که ملت به امر شهریار"}
{"book": "adl0790", "page": 37, "text": "( ٣٤ )\n\nمقدس خویش ؛ بهر گوشۀ افغانستان ؛ بهزار هانفر\nخودرا ؛ بمیدان قربانی حاضر و آماده نه‌نموده اند ؟\nآن ملتیکه طرفدار حکومت را غیر اسلام وخودرا\nمسلمان میگفتند ؛ امروز ؛ فرد ملت با فرد عسکر\nو هر فرد از روحانیون محترم و علمای مکرم مان\nبا صاحب منصبان عسکری در میدان حرب ؛ دوش\nبدوش روان بوده بریختاندن خون خود باتفاق تامه ؛\nاوامر باش‌قوماندان اقدس‌اسلام (نادرشاه افغان‌را)\nکه موجب سرافرازی‌دارین است حاصل مینمایند ؛ تصور\nفرمائید ؛ وتفاوت اساسات حکومت اسبق را نسبت\nدهید ؟\n\nپس تدابیر بلند از قیاس مان ، وفدا کاری\nخارق العادۀ این شاه با‌اقتدار را ؛ از ته دل ؛ ملت\nو مامورین حکومت قدرمینمایند ـــ و آن بدبختانیکه؛\nامروز بجز از اطاعت وصداقت امر این ناجی ومحی\nملت را در فکر سر دیگر راهی دهند ؛ با آن هم\nشرف ملی وقومی خویش و یاسعات ملی خودرا در نظر\nنگرفته ، موجب آن چنان حرکاتیکه تردد افکار\nوپریشانی بعضی اشخاص را تامین کند پیش آیند\nشبهۀ نیست که (خسرالدنیا والاخره) خواهند بود."}
{"book": "adl0790", "page": 38, "text": "( ۳۵ )\n\nپس از حکومت و ملت و مأمورین حکومت\nو صاحب منصبان اردوی مقدس خویش آرزو\nمندم که در رفتار کردار ، قلم ، بیان ، دل\nو زبان ؛ این چنین اشخاص بد بخت را لعنت\nباید کرد .\nو ایشان را از شرف ملیت خویش خارج\nدانسته ، بمقاصد شخصی او که استراحت و\nشرف ملت را برای حاصل کردن یک نام شخصی\nو يا يك مقام بزرگ و یا اندوختن پول جهة\nشخصی خویش قربان میکند .\nو عرق ریزی و زحمات خالصانه را که ان\nقهرمان ستوده صفات بملت و حکومت مان\nصرف مینماید ؛ تقدیر نمیکند ؟ خاك مقدس\nافغانیت را از وجود منحوس آنچنان خائنان\nکه این سعادت را بملت ؛ نصیب شدن آرزو"}
{"book": "adl0790", "page": 39, "text": "( ٣٦ )\n\nندارند ؛ پاك و آن بدبختانيكه در خارج خاك وطن\nمقدس مان ؛ بچنين پاره سرائی ها مشغول اند، لعنت و\nدر تحقیر و رسوا شدنش سر موئی دریغ نفرمایند ،\nمتوقعم .\nای عساکر اسلام ! و محافظ ننگ و ناموس افغانیان\nیقین دانید که حیات ما و شما ، شرف ما وشما غيرت ما\nوشما ، استقلال ما و شما ، امنيت و سعادت ما وشما ، ترقی\nو تعالی ما وشما ، وابسته بحكومت موجوده مقدس ما و\nشما است — اگر در اینوقت ، چنانچه درین مدت\nقليلی نشان دادیم ؛ و در فدا کاری خویش روز بروز\nتزائد می کنیم شبهه نیست که سعادت دارین را بخویش\nنصیب نموده ، در زمره خدمت گاران باوفای اسلام\nو محافظان حقيقى شرف و ننگ افغانیان ؛ از جهان\nخواهیم گذشت و اگر خدا نكند قدری غفلت کنیم و\nدوستان حقیقی خود را ، از دشمنان بدبخت خود فرق\nنكنيم ؛ وبآن کسانیکه موجب تردد افكار اشخاص\nوياقوم باشد ؛ گوش نهیم و اورا در همان موقع ؛ نظر\nبدعوی صداقت و وفائیكه داريم رفع نكنیم ؛ گو یا\nبدست خویش، ذريعهٔ اين دشمنانیكه بلباس دوستی"}
{"book": "adl0790", "page": 40, "text": "( ۳۷ )\n\nپیش می آیند ؛ ملت وناموس ، شرف واستقلال ؛ وطن\nو امنیت خود را سقوط خواهیم داد و بس -\nمن یقین قوی بدرگاه خداوند عظیم دارم که بتوجه این\nتاجی ومحی افغانیان؛ با برادران ذیشان فدا کارش ؛ باتفاق\nعمومیهٔ ما وشما مأمورین عسکریه وملکیه ؛ افغانستان\nمقدس را درمدت قلیلی حسب آرزوی خویش ، بسعادت\nچنانچه شاید وباید ؛ نائل خواهیم دید انشاءالله تعالی .\nفقط حاصل کردن نتیجه ؛ بسعی وکوشش واتفاق\nو فدا کاری مان مر بوط بوده تناسباً نتیجهٔ دادنی\nاست -- اگر هر فرد ما وشما ؛ خواه سپه سالار\nباشد یا خورد ضابط ، خواه وزیر باشد یا کاتب هر\nکس بشعبهٔ و ظیفهٔ محولهٔ خویش ؛ اگر با\nکمال جدیت و صادقانه ؛ با جر ئت میکوشیم\nبرحسب آرزوی خود ؛ خواهشات وترقیات عصریه\nخویش را ؛ بمدت خیلی کم ؛ بمراحم الهی وروحانیت\nحضرت رسول مقبول ( ص ) ؛و حیات وجود ذیجود\nاین باش قوماندان اقدس خویش نائلیم . و اگر خدا\nنکند ؛ کفران نعمت نمائیم و چنانچه شاید و باید\nاتفاق را بخود نگیریم واز شخصیات صرف نظر نه\nنمائیم . و خودرا يك افسروبابك مأمور وفاکار اسلام"}
{"book": "adl0790", "page": 41, "text": "( ۴۸ )\n\nو افغان ، و صادق وطن وبی غرض تصور نه نموده ؛\nدر خدمت ملت و وطن ؛ چنانچه شاید و باید پیش نه\nآئیم و کلمات دشمنان سعادت و امنیت خود را گوش\nنهیم ؛ خدا نکند بآن واقعات شرمساری تصادم\nخواهیم نمود ( که ملك محسن وسيد حسين ، منقه ويردل\nحبیب الله وحميد الله دزد را ) فراموش خواهیم کرد .\nزیرا انقلاب گذشته ؛ تلفاتیرا که به مملکت و\nحکومت عاید گردانید ، تصور خواهیم نمود که اول\nبکدام تعداد جوانان رشید مملكت بدون يك مفاد\nملی بخاك و خون آغشته گردید – شبهه نیست که\nبصورت تقريب بحيث عمومی مملکت تعداد آن ازسی\nهزار جوان قابل کار ؛ تجاوز خواهد بود .\nچه خسارات اسلحه وجباخانه وجه بربادی خزائن\nنقدیه وجنسيه حکومت که اندوخته چندین ساله\nحکومات گذشته افغانیه بود ؛ که برخی بتاراج وبرخی\nدر جیب عاشقان خون و گوشت و پوست ما که تکیه\nمیکرد – چه عمارات که نسوخت , کدام دفاتر که\nمحروق نگردید کدام يك اجنبی که به حرکات وحشیانه\nما لعنت نکرده ؛ از خاك مان نه بر آمد – چه ذواتیکه\nبخاك خارج ؛ يعنى حكومات مجاورما پناه بردند از جانب"}
{"book": "adl0790", "page": 42, "text": "( ٣٩ )\n\nاقوام وغيره هدف تحقیر و مورد طعن نگردیدند — \nکدام شخصیکه شب و روز بحال مظلومیت و حقارت\nو بی شرفی خویش بداخل مملکت که نمی گریست —\nکدام اندازه وحشت چور و چپاول که بهر گوشۀ\nمملکت عاید نگردید — چه صدا های جگر خراش\nزنان و اطفالیکه فرزندان عزیز و پدران شفیق خویش را\nدرین راه ضلالت و گمراهی باخته اند بفلك نرسید —\nچه وزیر مختاران و سپه سالاران مختار وغند مشران و\nكندك مشران ؛ حتی سپاهیان خود مختار که بداخل مملکت\nندیدیم و چه عذابها گوناگون که نکشیدیم — چه\nاحتمالات سقوط استقلال مقدس که بچشم سر نمیدیدیم .\nآیا این اقوام مختلفه را که از جهالت و بی علمی\nاندازۀ نفاق را به نقطۀ آخرین ؛ رسانیده بودند و\nایشان را ازین خانه خرابی رهانیده ؛ بيك راه حقیقت\nسوق دادن را قوت داشتند ؛ بکدام ذوات نظر\nبر میخورد .\nخیر؟ پس معلوم و مبرهن شد که بنا هيچيك چاره\nبرای حفظ امنیت و ترقی و سعادت مملکت ؛ بجز از\nمعاونت بحکومت مقدس خویش ، و باجرای اوامر آن"}
{"book": "adl0790", "page": 43, "text": "( ٤٠ )\n\nمسارعت ورزیدن راهی نیست — اگر تا نقطه آخرین\nبه آرزوی حاصل کردن شرف ملی و شخصی خویش\nجان نثاری نه نمائیم ، سعادت نمی یابیم »\nواگر حالات وواقعات رویداد انقلاب گذشته\nرا مد نظر نگیریم خدا نکند ؛ به انقلاب آتیه که\nاز غفلت و بدبختی مان سر دوچار شویم قیاس بائیم\nکرد که نسبت بهلاکت گذشته صد يك هم نخواهد\nبود تصادم خواهیم نمود — واین وقت را که غنیمت\nترین اوقات است وبدست آمدنی نیست به لهو ولعب\nصرف نبائیم کرد ؛ از هر آن وهر دقیقه استفاده\nملی را مد نظر گرفته ؛باوامر حکومت جدیانه بکوشیم\nومانند مردان دنیا سر دهم و نام گیریم ؛ تا از جمله\nصادقان ووفاکاران وطن محسوب ووقایع تاریخ مقدس\nافغانیت را ؛ به نوشته های زرین خط جان نثاری ؛\nبه مملکت ووطن مملو نمائیم ؛ واز آن حرکات بپرهیزیم\nکه استغفرالله در زمره خائنین و غفلت کاران وطن\nبشمار رویم ، ودائما ( اتحاد اتفاق ، حب پادشاه،\nحب ملت ، حب وظیفه حفاظت اخلاق ؛ دیانت ،\nصداقت ، وفارا ) مدنظر گرفته، خداوند عظیم بر سول\nکریم ( ص ) وپادشاه عزیز خودرا مسرور گردانیم."}
{"book": "adl0790", "page": 44, "text": "( ٤١ )\n\nدر خاتمه ؛ از صمیم قلب بدرگاه خالق کائنات\nرجامندم که پادشاه مقدس وملت محترم مان را بحفظ\nو حمایت خود نگهدارد ، و آن ترقیات مادی و معنوی\nرا که امروز ملل عالم باوج سعادت رسیده اند ، ملت\nمظلوم ما را نیز ؛ ازین چاه ذلت به بارگاه رفعت\nو منزلت برساند وما صاحب منصبان حربی و مأمورین\nملکیه را توفیق صداقت ، اطاعت ، محبت ، اخوت ؛\nعطا فرماید تا بصورت حقیقت ؛ به مملکت و حکومت\nجان نثاری نموده ، شرف استقلال و امنیت وطن\nمحبوب خود را دائما حاصل نموده ؛ این بی علمی و\nجهالت قوم را در زیر سایه شریعت مقدس حضرت رسول\nمقبول ( ص ) و استرضای چنین يك قهرمان اسلام ؛\nبايك تمدن دنیای عصری و اخلاق کامله مبدل نموده به نژاد\nآتیهٔ خود حسن مثال گردیم .\nسریاور حربی اعلیحضرت غازی\n( سید محمد شریف )\n\n[ORNAMENT]"}
{"book": "adl0790", "page": 45, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0790", "page": 46, "text": "( سریاور حربی اعلیحضرت غازی )"}
{"book": "adl0790", "page": 47, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0790", "page": 48, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0790", "page": 49, "text": "[BLANK PAGE]"}
