{"book": "adl0789", "page": 1, "text": "Afghanistan Digital Library\n\nadl0789\n\nhttp://hdl.handle.net/2333.1/b2rbp022\n\n[ILL]\n\nThis is a PDF version of an item in New York University's Afghanistan\nDigital Library (http://afghanistandl.nyu.edu/). For more information about\nthis item, copy and paste the \"handle\" URL above into a web browser.\nWhen referring to or citing this item please use the \"handle\" URL\nand not this document or the URL from which you downloaded it.\n\nAll works presented on New York University's Afghanistan Digital Library website are, unless\notherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely\nreproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\nNYU Libraries, Digital Library Technical Services, dlts@nyu.edu"}
{"book": "adl0789", "page": 2, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 3, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 4, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 5, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 6, "text": "انیس\n\nجریده ملی\n\nقیمت اشتراک\n\nدر افغانستان ۱۲ افغانی\nمحصول پست اطراف و ولایات داخله ۲ \"\nطلبه معارف ۷ \"\nدر ممالک خارجه ۲۰ شلنگ\n\nلطفاً پول اشتراک که بتوسط خزائن دولت فرستاده میشود باید\nرسید عوض و معاوضه باشد\n\n( مطبعه انیس )"}
{"book": "adl0789", "page": 7, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 8, "text": "کتابخانه پوهاند عبد الحی حبیبی\nپوهنتون کابل افغانستان\n\nشماره اول\n\nاشتراك سالانه ۱۲ افغانی\nمحصول پوسته ۲ «\nخارجه ۲۰ شلنگ\n\n۲ شنبه ۷ ثور ۱۳۱۰\n\nانیس\n\nتاسیس ۱۳۰۶\n\nمجلد ( ٥ )\n\nاداره : کابل جاده ارگ\nمؤسس و نگارنده مسئول\nمحي الدين\n\n۸ ذیحجه ١٣٤٩\n\nچه لازم دارم؟\n\nعائله حوادث فجیعه انقلاب خانمانسوز گذشته که هنوز غرش تپ های مهیب آن که روی هم دیگر بزنیم به تمام حیث در آذان ما انعکاس دارد ، هم چنان راجع به علل و اسبابی که آنرا صورت حدوث داد ، هر قدر گفته شود بتفکر عاجزانه ما هقدر استفاده نموده و عبرت گرفته خواهیم بود . عملا و تا ئذ کار این مسئله در هر وقت لوحه عبرت آوران سفك دماء آن و فتح ناگوار ، آن غارت گری و آن بر بادی و تباهی را در مقابل فکر معواهد آورد و این حتما در آینده سبب آن خواهد شد که در پیدا کردن يك ره صحیحی برای نجات و فلاح توده لت مستعد افغان ، وخاك قیمت دار افغانان ، همه از جان و دل متحداً و یکدل جدیت صرف افکار و مساعی نمائيم ،معهذا به عقیده بنده باین مبحث اگر از راه نزديك تری توجه کنیم بیشتر مفید ثابت خواهد گردید ، یعنی با داشتن گذشته درفکر خود ، از آتیه بسیارتر گفتگو نموه ، بدانیم\n\nکه « چه لازم داریم » آنچه گذشت گذشت حالا چه باید بکنیم ؟ واولتر از همه چه چیز لازم است که به ما در تعیین خط حرکت آتیه و جاده مشی عملیات ، بعد ازین ، امداد کند .\n\nاینکه محققین می گویند حدوث انقلاب خالی از فوائد نمی باشد مقصود شان این نیست که فائده انقلاب عبارت از تباهی وتحمل خساره ، تلف شدن اموال ونفوس باشد ، بلکه می خواهند بگویند که انقلاب يك ملتی را که در خواب غفلت فرو رفته باشد تکان میدهد و برای آینده بیدار و آماده اش می سازد و حوادث آن برای افراد ملت کاری می کند که ابواب كتب تدریس در مکتب برای اطفال .\n\nبرای این مدعا ممکن است هر کس به نسبت فکر خود چیزی بگوید و یا به جواب جمل سوالية فوق يك کاری را پیش نهاد نماید .\n\nما نیز بد نخواهد بود باندازه مقدور خود ؛ و به قدری که معلومات محدود ما اجازه میدهد ، و نیز حسب اقتضای وظیفه مسلکی خود یعنی شغل اخبار نویسی نظریه\n\nعاجزانه خود را بحضور افراد وطن عزیز خود تقدیم نموده باشم .\n\nبخیال ما اولین چیزی که در قدم نخستین خود بسوی اصلاحات آینده بدان احتیاج حس می نمائيم « یك امنیت تام ويك وسكون عمومي کامل » است . بدون امنیت وسكون ، بدون قرار و آرام ، و بدون فراغت خاطر هیچ کاری در دنیا نمیتوان چنانچه می شاید اقدام نمود ، خصوصاً در امور مملکت داری ، و آن هم در این چنين يك مملکت بد نصیبی مانند افغا نستان نه حکومت و نه افراد ملت ، هیچ کدام آن نخواهند توانست از عهده کاری بدر آیند . ملتی که از ملل متمدنة عالم بفرسنگ ها دور افتاده است و سالیان مدیدی می خواهد که حتی به تهیه وسائل حفظ حیات خود در جامعه بشر موفق شده بتواند . و اگر هنوز افکار آنرا ، اختلال ها ، نا آرامی ها و اضطراب ها متشتت و پریشان داشته باشد به هیچ صورت نخواهد توانست قدمی در راه تكامل وترقى به پیش بر دارد ، وما خیلی ممنونیم که در سایه مساعی حکومت موجوده این نعمت برای ما میسر است"}
{"book": "adl0789", "page": 9, "text": "( شماره اول )\n\nو فرصت خوبی بدست داریم که باچشم های باز ، نزاکت موقعیت مهم خود را که در عالم انسانیت داریم احساس نموده وظیفه مشکلی را که وجود ما در عالم بشریت به ما تحمیل می نماید درک نمائیم و کاری کنیم که از يك طرف وظیفه را که از دخول ما در حوضه بشریت بما مترتب می شود اجری نموده باشیم و از طرف دیگر برای خود نیز کسب رفاه سعادت حقيق بنمائيم .\nچیز دیگری که بعد از این « امنیت تام وسكون كامل » در نظر مامی آید عبارت از يك تعاون صادق لانه ومتحدانه ایست در بین حکومت وملت ! که این هم یکی از لوازم خیلی ضروری نیل ما است به مقصود . درین جا لازم می شود قدری صحبت کنیم که کلمۀ «حکومت» و «ملت» با هم چه علاقه وربطی دارند.\nفی الفکر ما این کلمه علاقه وربط که تحریر نمودیم درین مورد موقع ندارد بچه حکومت وملت باهم يكى و هر دو يك چیز می باشند و در بین شان تلفظ به کلمۀ «ربط» و «علاقه» که عموماً در بین دو وجود دارای وجود خارجی و یا حس جدا گانه استعمال می شود لزوم ندارد . برای اینکه بشناسیم حکومت وملت با هم چه نسبت دارند ، تنها مراسم ومسائل که در اول صورت وجود گرفتن يك حكومت واقع می شود کافیست . در آن وقت می بینیم که ملت يك فرد لایق را که آنرا از همه افراد دیگر بلند تر میداند، خطاب نموده میگویند : ماترا به حيث شاه و آمر خود قبول داریم ، سررشته انتظام امور خود را بدست تو می سپاریم و ما همه تابع حکم ومنقاد فرمان تواستیم آن شخص نیز این تکلیف ملت را قبول نموده به مقابل گفته های ایشان میگوید : من خدمت گار شما هستم و این وظیفه مهمی را که بدوش من گذاشته اید میخواهم در اجرای نمودن آن به من مساعدت نمائيد وعلى هذا القياس .\nمقصود ما اینست که نفس این کلمات که مقدمۀ امتیاز حکومت وملت از هم میباشد به ما حقیقت مسئله را واضح و آشکار می سازد . یعنی حکومت وهیئت حاکمه عبارت از چند نفر افراديك ملت میباشد که از طرف عموم برای اجرای کار و انتظام امور کشوری ولشکری آن مقرر می گردد . پس چون ثابت گردید که وجود يك حکومت موقوف برضا وانتخاب ملت می باشد و هیئت حاکمه نیز افراد همان مملکت ومربوط به همان خاك و آب ، و خادم منافع و متصدی امورهمان جامعه وملت است ، چندان فرق و تفاوتی بجز يك اسم در بین نه می ماند .\nبعد ازین چیزی که عرض شد می توان دانست که تعاون ذات بيني حکومت وملت از چه نقطه نظر لازمی بشمار میرود . با واضح تر عرض کنیم که اگر برای خود خود ما کار نکنیم که برای ما خدمت خواهد نمود ؟ ملت که حکومت را انتخاب نمود، قوۀ اجرائیه امور را بدست آن می سپارد سپس بتوسط وکلای خود احتیاجاتی را که حس میکند بآن فهمانیده انجام آنرا و يا اقلا توضیح طریقه رفع آنرا خواستار میگردد . باید کاملا اماده باشد که بهر امری که از طرف حکومت صادر می شود قرار لازمه امتثال نمود به مقاصد حکومت خود که عيناً مقاصد ملت است امداد و اعانت نمايد .\nهیچ کاری در دنیا بی تعاون به پیش نه میرود اگر بتاریخ گذشته دنیا نظری بیفکنیم بظاهر میشود که کشفیات خارق العاده امروزی دنیای اروپا، ترقیات روز افزو انسانهای قرن بیستم ، و پیش رفت محير العقول علوم وفنون همه مرهون تعاون ذار بين انسان هاست . و هیچ كدام آن دون تعاون صورت وجود بخود نگرفته است . تمام این آلات ولوازم محتاج به دایره انسانیت را که ما امروز به شکل مکمل آن در دست خود داریم اگر بنتیج توجیهی بر كماريم درك خواهیم مود که در نتیجه افادات خورد خورد و کم کم موجدين ومخترعين بمرور ایام و گذشتن قرون به وجود آمده و تکمیل بوده است . وقتی یکی از و انسانها ساحقی تفنگی قبیله دار قادر گردیده آنرا وسیله مدافعه نفس خود قرار داده بود و بعد از وشخص دیگر"}
{"book": "adl0789", "page": 10, "text": "( شماره اول ) مجلد پنجم\n\nشروع نموده بعوض فتیله از سنگ چقماق کار گرفت ، و همچنان هر زمان انسانی بوجود آورد و آن انسان باین مملکت بقدر احتیاج محیط خود افاده نمود و بالاخره سر تعاون ماشین دارها وميراليوزها به نظر ما جلوه گر می سازد و به همین صورت مفکر آن ومحرران و مدققان هر عصر بر فکر و تحریر و تدقیق اسلاف خود افزوده و اخلاف شان نیز ایشان را پیروی نمودند تا امروز بدست دنیای موجوده انسانیت يك سلسله وسیع وغير محدوده علوم و فنون موجود آمده است . درست است بگوئیم اجتماع بشر برای تعاون و بيك معنی دیگر مولود تعاون است .\nاگر انسانها به معاونت همدیگر محتاج نمی بودند ، این اجتماع دائره بشریت صورت نمی گرفت . شیرازه اجتماع بشر تعاون وتعاضد است . اگر انسانها برای منفعت خود و هم نوعان خود هر کدام بهر مسلکی و هر کاری دست نمی زدند وهر كدام يك گوشه احتیاج هم نوعان خود را رفع نمی كردند يك انسان واحد بذات خود نمی توانست هر چیز شود ، یعنی شخصی نمی توانست هم نان پز وهم زارع وهم خياط وهم آهنگر باشد.\nدر زمانه های ماضیه احتیاجات ولوازم انسانیت خیلی بسیط بود ولی امروز يك فرد انسان تنها برای امرار حیات خود بانقد و چیز ها احتیاج دارد که اگر تنها اسامی آنرا جمع کنیم دفتری باید بنویسیم . اگر همین حس تعاون در دل انسانها مرکوز نمی بود بعقیده ما يك فرد انسان چطور میتوانست خودش تمام احتیاجات موجوده خود را تکمیل کند در آن صورت نه بدنیای انسانیت این مقدار ترقی های حیرت انگیز نصیب میگردید و نه این تسهیل و سائل معیشت وزندگانی و نه این عمارات سر به فلك كشيده و نه این شهر های مزین و نه این سامان عیش وعشرت . چه این چیز ها همه زاده تعاون و دستیاری افراد بشر است با هم دیگر .\nزمانی بود که همین ملت افغانستان در تحت حکومت شخص مطلق زیست مینمود و زمام اداره و اختیار مملکت در دست يك شخص میبود و هرچه را که آن شخص میخواست میکرد مگر امروز برخلاف آن میبینیم اعلیحضرت شاه ما و کلای ملت را باطراف خود جمع نموده بایشان میگوید که کار خود را بدست بگیرید و خودتان برای خودکار کنید علت یگانه این عقیده من همان احتیاجی است که به تعاون محسوس نموده شده است ، یعنی حکومت ما امروز که در مقابل خود وظائف زیادی را مشاهده میکند ، و با چشم باز باطراف خود می نگرد میداند که برای تعالی مملکت مانند سابق فكر يك شخص و رای یک فرد با مشوره چهار ویا پنج نفروزر ( چنانچه کفایت نکرده بود ) حالا هم کفایت نمیکند ، بلکه تمام افراد ملت باید بذریعه و کلای خود و هم بذریعه مطبوعات ونشریات و وسائل دیگر راجع بامور مملکت خود اظهار عقیده بنمایند و باینصورت بعوض يك حكومت شخصی مطلق دارای يك حكومت شورائی ملی میگردیم . نا گفته نماند که در اول تحریر خود تعاون را به کلمه صادقانه و متحدانه قید نموده بودیم ، ازین قید مطلوب ما این بود که بعضی اقسام تعاون را از بین اخراج کنیم . چنانچه ذکر نمودیم در آن وقتیکه در تحت حکومت شخصی مطلق امرار حیات می نمودیم نیز به صورتی از صور در بین حکومت وملت يکنوع تعاون موجود بود ، مگر آن تعاون گاهی در نتیجه مجبوریت و گاهی هم بصورت بی شعورانه و اضطراری میبود . امروز آنچنان تعاون بدرد ما نمی خورد . تعاون امروزی ما ( اگر میخواهیم تعاون حقیقی داشته باشیم ) باید اختیاری و با شعورانه و از کمال صمیمیت ودر نتیجه درك حقيقت اسم حكومت و ملت ، و احساس وحدت و یگانه گی این هر دو باشد ، یعنی در عین آنکه به حکومت خود امداد و معاونتی درامور میکنیم باید بدانیم که کار از خود ما مفاد از خود ما و خدمت مذکور برای خود ما است و نتیجه آن به نفع خود ما تمام میشود ، وحکومت نیز بآن کار برای ما وقرار اقتضای احوال ما اقدام می نماید غرض اینکه آن معاونت وامداد را با صمیمیتی وعلاقه كه يك انسان به کار شخصی خود می داشته باشد در اجری در آوریم .\nحالا که این دو مطلوب مهم را عرض نمودیم میخواهیم درین موضوع قدری صحبت نمائیم که امنیتی را که امروز بعد"}
{"book": "adl0789", "page": 11, "text": "صفحه ٤ ( شماره اول ) مجلد پنجم\n\nاز مدت طویل و طاقت فرسای اختلال وبی قراری بدستیاری حکومت صحیح و ترقی خواه موجوده حاصل نموده ایم چطور میتوان وقایه نمود ، تعاون را چطور میتوان صورت داد ؟ بفکر ما برای اجرای این دو مطلب فوق الذکر یکی از ضروریات بدیهی واولی « وحدت ملی » است . چونکه نه امنیت را بدون وحدت ملی حفاظه می توان نمود و نه تعاون حقیقی بدون آن ممکن میشود .\nاگر دربین ملت افتراق و شقاق حکمفرما باشد ، واگر قبائل وعشائر در منفعت همدیگر شريك ودر خساره که بیکی واقع میگردد هر كدام سهیم نباشند وجود مملكت بمعنی حقیقی محض عبارت از خیال ووهم خواهد گردید و به هیچ صورت نه خدمات حكومت به ما نفعی خواهد بخشید ونه خود ما خواهیم توانست يكقدم بجانب سعادت ونيك بختی حقیقی برداریم .\nشاید این مسئله حاجت به تصریح نداشته باشد كه يك حكومت ابداً نه می تواند برای هر گوشه و کنار مملکت خود يك قانون جداگانه اصدار نماید ، ودرهر قسمت وطن يك پالیسی علیحده ويك رویهٔ متغایر را اختیار کند . وهمچنان يك ملت مفترق وغير دارای اشتراك منافع و وحدت ملی نه می‌تواند در تحت ادارهٔ يك حکومت برود . پس ظاهر است که تعاون ووقایهٔ امنیت دريك مملکتی که ملت آن در تحت يك حكومت ويك رژيم ود رژير ادارهٔ يك شاه ويك هيئت حاكمه زنده گانی می‌کند ، وهنوز هم ازنعمت گرانبهای وحدت ملی محروم است اصلاً امكان ندارد . چه مملکتی که وحدت ملی دران نباشد ، لابد همواره به مصیبت خونریزی ومجادلات قومی وقبائلی گرفتار بوده ، فرصت آنرا نخواهد یافت که برای بهبودی و بهروزی خود کاری کرده بتواند وحکومت نیز در چنین يك مملكت بايد تمام وقت خودرا صرف تصفیهٔ مناقشات واختلافات داخلی نموده به تهیه وسائل مدافعهٔ خارجی و تحكيم يك سياست مناسب مقتدر نشود و نتواند آن ملت را چند گامی بطرف مقابل سوق داده به عالم انسانیت نزديك تر بسازد .\nاگر بدیدهٔ تحقیق نگریسته آید ، تمام نقصاناتى كه ملت افغان دراثر انقلاب گذشته متحمل گرديده است علت العلل آن همین عدم وجود وحدت ویگانه گی بود در بین افراد وطبقات وصنوف ملت . اگر دران زمان مانند حال ملت ما يك اندازه فوائد سجیةً مرضيةً وحدت واتفاق را تحس نموده وعمليات آن تماماً بروی اساس همدردی وغم شريكي بنا یافته می بود ، شاید كار ما بدینجا نه می کشید وروی دوره وحشت ـ قو وسقویان را نمی‌ دیدیم .\nاتفاق ووحدت عبارت ازيك صفت مستحسن ونکوئیست که بدون آن نه يك مملکت در دنیا عرض وجود نموده می تواند ونه در ساحهٔ ترقی و تعالی رهسپار گردیدن آن ممكن می شود ونه میتواند حیات خودرا در جرگهٔ ملل عالم حفظ کند .\nاگر بنظر امعان دیده شود ، همین كه يك ملت ، يك جامعه میگوئیم محض از اسم آن يك وحدت ويگانه گی و اتفاق را محسوس می کنیم . چه يك فرد بذات خود يك مملکت را تشكيل داده يك ملت بايك جامعه شده نمی تواند بلكه ملت و جامعه دارای اجزا و افراد است و چیزی که ما را مقتدر میسازد عدهٔ از افرادرا كه دريك خاك اجتماع نموده اند باسم فلان ملت یافلان جامعه موسوم سازیم همانا وحدتیست که افراد مذکور در بین خود در منافع ، در رسوم ، در زبان در عادات واطوار وغیره دارند . پس از این جا ثابت میشود که حتى وجود يك ملت نیز مرهون همين كلمه محترمه وحدت است وبدون آن عرض اندام نمودن يك جامعه وملت در انظار بشر امکانی ندارد .\nپس از آنكه دانستیم این مسئله جزء حیات ما بلكه سبب و علت آن است تصور میکنم قارئین کرام خود شان تقدیر نموده خواهند توانست كه برای ما ومخصوصاً درين چنين يك وقت مشکلی که در نتیجه بد بختی خود بدان گرفتارشده ایم « وحدت » و « اتفاق » بچه اندازه اهمیت دارد ."}
{"book": "adl0789", "page": 12, "text": "صفحه 5\n(شماره اول)\nمجلد پنجم\n\nاو - گ - پ - او (1)\nنوشته های چکیست (2)\n1- تشکیلات داخلی\nاو - گ - پ - او\nاداره سیاسی حکومتی عموم اتحادیه «او - گ - پ - او» مهم ترین ادارات در اصول شورویه است. اداره مذکوره تمام منطقه بین خیابان لوبیا نکای صغیر و کبیر را اشغال نموده است.\nعمارت لوبیانکا\nدر مقابل قسمت مهم عمارت مذکور میدان لوبیا نکا، و در عقب آن منطقه «گ - پ - او» که از مهمانخانه «سیلیکت» الی خیابان سریتنکا امتداد یافته است می باشد. خانه های کوچه های وارشونو فسکی و میلیو تسکی تحت کومسون (منزل عمومی برای مامورین گ. پ. او) اشغال شده است و هم چنین تمام منطقه بین خیابان لوبیا نکا و خیابان سریتنکا در حقیقت در تحت امر و فرمان (او. گ. پ او) میباشد.\n\n1- اداره سیاسی حکومتی عموم اتحادیه.\n2- کمیسیون فوق العاده تمام شورویه را قبلاً به مخفف روسی (او - چ. کا) و عضواً آنرا چکیست میگفتند حالا (و - چ - ك) را تبدیل به گ. پ او، نمودند.\n\nدر حوضه اجرات مرکزی «او. گ پ. او» قریب دو هزار و پنجصد (2500) نفر خدمت مینمایند، از جمله اینها فقط 1500 نفر کومونیست و باقی آنها کومونیست های جوان و بی پارتی میباشند. معلوم است که مامورین بی پارتی وظائف بسیار پستی را مانند تایپستی، زنانه و مردانه، دفتر برداری و غیره را ایفا مینمایند.\n«او. گ. پ. او» به شعبات ذیل تقسیم میشود:\nشعبه کشفیات «ک. ر. او» شعبه خارجی «ی. ن. او» شعبه خفیه «ش. او» شعبه خصوصی «او. او شعبه مخصوصه «ش. پ. ی ک او» اداره اقتصادی «1 ی. ک. او» شعبه اطلاعات «1. ی. ن. ف. او شعبه اجرائیه، شعبه شرق «و. او» شعبه محافظ سرحدی «پ. و» و اداره تشکیلاتی اداری.\n\nرؤسا و مامورین\n«او. گ. پ. او»\nدر راس «او. گ. پ. او» چنانچه معلوم است «منشزینسکی» میباشد. نامبرده در پارتی کمیته مرکزی و در اداره سیاسی نفوذی ندارد. همیشه مریض میباشد «او. گ. پ. او» مداخله مینماید. وظیفه ریاست خود را فقط محدود\n\nبه نماینده گی «او. گ. پ. او» در کمیته مرکزی نموده است،\nنشزینسکی دو معاون دارد، معاون اول یاگودا که در حقیقت تمام امورات «او، گ، پ، او» را اداره میکند\nیاگودا\nیاگودا آدمی است جاه طلب، صاحب اراده قوی و برای رسیدن به مقصد یکه اراده نماید، به فدا کردن همه چیز حاضر است درشت و بی ترتیب می باشد، سبب محکم شدن مذکور در جای خود، خدمت به اعضای اداره سیاسی (پولیت بیورو) خصوصاً خدمت برای ستالین (1) است هنر دسیسه و ریا بدرجه اکمل مالك است ياگودا ظاهر شدن رقیب خود را بوقت تر ا بو میداند و تمام ترتیبات دفع نمودن مذکور را بوقت مناسب میگیرد قربانی آخری او تریلیسر مستشار دوم رئیس (1. ك. پ. او) میباشد.\nياگودا به بسیار آسانی مقصدی را که خیال دارد حاصل می نماید، و خود را بوظیفه خود بسیار محکم حس میکند نامبرده به اطراف خود آدمان فدائی که به همه چیز حاضر اند جمع نموده است. یکی از جمله فدائیانش (شانین) سکرتر مذکور که به همه چیز ماهر است، می باشد. (شانین) مذکور برای اینکه\n\n(1) ستالین (دیکتاتور حالیه شورویه) در حقیقت رئیس (پولیت بیورو) یعنی اداره سیاسی میباشد."}
{"book": "adl0789", "page": 13, "text": "صفحه 6\n(شماره اول)\nمجله پنجم\n\nمهربانی با کودا را محکم تر بسازد، همیشه دعوتهای شراب بازها ترتیب میدهد، دخترها در این جور ضیافت ها از بین کومسومولها (کمونیست های جوان) انتخاب کرده می شوند. یا گودا صاحب حقیقی «او. گ. پ. او» می باشد. نامبرده نه تنها مستشار اول رئیس است، بلکه رئیس اداره عملیات خفیہ که تمام ادارات «او. گ. پ. او» را به استثنای شعبه خارجی سرحدی و مخصوصه، متحد میسازد میباشد.\nرؤسای شعبات: – رئیس «او. گ. پ. او» و هر دو مستشار همان رئیس مذکور، هیئت شورای «او. گ. پ. او» را تشکیل میدهند. هیئت مذکور در هفته یک دفعه برای فیصله کارهای اداری جمع میشوند.\n\nعملیات شعبات «او. گ. پ. او» چیست؟\nشعبه کشفیات چه مشغولیت دارد؟\nشعبه کشفیات، امور مجادله جاسوسی خارجی را در داخل س س س ر و اقدامات ضد انقلابی را اداره مینماید. و هم شعبه مذکوره هیئت سفارتهای خارجی را در س س س ر خدمت مینماید. کشتافی مینماید، اطلاعات و اسناد از این سفارتها بهم میرساند. شعبه مذکوره اداره نمایندگی وسیعی در داخل دارد. تمام مدیران مهمانخانه ها، سینما ها و تیاتر ها نماینده گان اداره مذکوره می باشند.\n\nاداره کشفیات، با چنانچه مخفف نامیده شود «ک. ر. و.» در تمام ادارات شورویه دارای نماینده گریها است، و هر روزه از اجنت های خود راجع به جریانات امور ادارات مذکوره اطلاعات حاصل مینماید! اداره مذکوره خدمتکاران پست، مانند پیش خدمتهای زنانه، آشپز ها، شوفور ها وغیره را برای سفارات خارجی معین و بتوسط آنها اقسام خبر ها را حاصل میکند. اولسکی – ک. رو – را ریاست مینماید، این آدم 35 سال عمر دارد و یکی از طرفداران صمیمی یا گودا می باشد.\nاداره مذکور به چند شعبات دیگر تقسیم میشود. و هر کدام به شعبه خود خدمت مینماید چنانچه شعبه اول «ک. رو» فقط مهمانخانه ها، تیاتر ها و رستور آنها (طعام خانه ها) را نظارت مینماید. همین شعبه اطلاعات حاصله، خصوصاً اطلاعاتی را که از سفارتها وزارت مختاری های خارجی «گ. پ. او» به اقسام مختلفه بدست می آورد، میکشاید.\nشعبه دوم و سوم به امورات، مجادله با جاسوسی ممالک قرب بحر بالتيك اشتغال دارد. شعبه سوم، مثلاً ساوینکو «انقلابی بزرگ روسیه امپراطوری» وغیره را بروسیه جلب نموده است. شعبه چهارم – با جاسوسی ممالک مشرق مجادله مینماید، پنجم – با جاسوسی انگلستان و امریکا وغیره. هر اداره (بقیه در صفحه 9)\n\nنظریه جدید راجع به اعاده جوانی\nاز هر مرد وزنی که سنش از پنجاه سال متجاوز باشد اگر سئوال کنند که مایل رجعت شباب می باشد بی شك يقيناً جواب مثبت خواهد داد زیرا غیر از این فکری در خاطر آنها نیست همینها هستند که بمنظور حصول آرزوی خود و برای یافتن حیات مرحله جوانی به سالونهای اطبا رومی آورند و همیشه شکایت دارند که ساق پای آنها به نیروی بیست سالگی آن ها نیست و از اغذیه و اشربه آنچه را مطبوع آنها است نمی توانند صرف نمایند بازحمت بخواب می روند و قبل از شروع بکار خسته می گردند در موقع صعود از پلسکان از نفس می افتند و هر روز صبح در مقابل آئینه قیافه در پیشگاه نظر آن ها پدیدار می شود که مایل به رؤیت آن نمی باشد\nجملات مقطعی که از طرف آنها خطاب به اطباء می گردد غالباً از اینقرارند:\nدکتر من نمی توانم راه بروم! چشمان من کدر است من نمی توانم بکار خود ادامه دهم دکتر!"}
{"book": "adl0789", "page": 14, "text": "( شماره اول )\n\nاطباء برای معالجه معمولا شروع می کنند که آنها را بنام حفظ الصحه از همه چیز محروم نمایند . بدواً از استعمال توتون و چای و قهوه و شراب والكل آنها را منع نموده و بتدریج گوشت و تخم مرغ و ماهی و سبزیجات مختلفه را هم جزو پرهیز آنها قرار داده و توصیه میکنند که شبها را زود استراحت نموده و از مجالس شبانه و بی خوابی اجتناب نمایند و نیز مقداری از اوقات خود را صرف ورزش و تمرین اعضا و عضلات کنند\nمرضای مزبور تا وقتی که اغذیه نباتی را بر حیوانی ترجیح داده و بجای شراب آب معدنی صرف می کنند ظاهراً بر ضعف مزاج غلبه نموده و بر پیری چیره شده اند ولی اگر احياناً شراب بورگونی و کبد ماهی تناول کرده و بجای پیاده روی در هوا های طوفانی و بارانی با تاکسی حرکت کرده و نشاط و تفریح مجالس شبانه را نمك زندگانی و چاشنی حیات بدانند آنوقت است که بعوض جوان شدن رو بمرک میروند .\nبزعم جوینده کان جوانی زندگانی که فاقد لذات اجتماعی باشد چه ارزشی دارد و در این سن ما باید برای اعتکاف بدبری رفت و کسوت رهبانیت پوشید و یا جوان گردید .\nآیا باز گشت جوانی ممکن است ؟ این يك سوال اصلی است که بدو سوال فرعی منشعب می شود : اول حصول رجعت شباب و دوم آنکه تا کجا و چه حد ممکن است جوان گردید ؟\n\nبسوال اول می توان اثباتاً جواب داد بلی ممکن است جوان شد و با پیشرفت سن از نقائص وضعف شيخوخیت برکنار ماند و با عجز وانكسار وتقليل قوا و فساد عوامل حیات به مغاك قبر نرفت و با کبر سن عقل وقوه استنباط واعصاب خدمت را حفظ نموده و این یکی از معجزات قرن ما می باشد\nاصول باز گشت جوانی از طرف دکتر زاورسکی ابداع گردید و همانطور که درطی رساله معروف خود موسوم به ( چگونه می توان جوان شد ) شرح داده است در لابراتوار خود امتحانات دقیق از گلبولهای خون نموده و در نتیجه پرورش آنها در خارج از خون بدن استنباط نمود که این اجسام حیه كوچك در صورت تجديد قطره آبی که مأوای آن ها است نشاط حیات را از نو گرفته جانی تازه می نمایند . بنا بر این معتقد شد که سلولهای انساج انسانی بواسطه عدم تجديد مأوای آنها رو بفساد و مرك میروند و اگر مبادرت به تجدید خون بنمایند سلولهای بدن هم حیات جدیدی خواهند گرفت حال چگونه خون پیران را تجدید باید نمود ؟\n\nبا امتزاج خون جوانان .\nدکتر ژا ورسکی شروع به امتحان نموده و در امتحانات اولیه نتایج درخشانی حاصل کرد برای انجام این عمل لا زم است چند قطره خون جوان سالمی را گرفته و در حدود شرایطی چند بکسی\n\nکه از پیری نگران است تزریق نمود و پس از چند دفعه تغییرات فاحشی در پیر حاصل شده به فشار شرائین آن تحت تنظیم کاملی در میاید در خاتمه معالجه که معمولا بیش از سه هفته طول نمی کشد مریض كاملا مداوا شده و یا بعبارت دیگر پیر جوان گردیده است ولی اینجاست كه سئوال دوم فوق الذکر مورد پیدا می نماید یعنی پس از معالجه شخص پیر چند سال جوان خواهد شد ؟\nباز گشت جوانی فقط تا سالهای است که شکسته نگردیده و به این طريق يك پیر هشتاد ساله هیچگاه به سن بیست سالگی خود رجعت نخواهد کرد در این جا فقط مدا وای طبی بعمل آمده و پیر کما کان در شیخوخیت باقی خواهد ماند منتهی در مقابل امراض مغلوب نشده و دارای فعالیت خواهد بود عمل هضم او منظم و دارای خواب راحتی بوده نشاط در آنها تولید شده وبکار رغبت حاصل خواهند نمود بعبارت آخری تعقیب باز گشت می کنند و این تنها تعبیری است که می توان از باز گشت جوانی نمود و اگر مفاد رجعت جوانی را باز گشت غیر محدود قوای جوانی بدانیم در اینصورت باز گشت جوانی وجود نخواهد داشت در موقع امتزاج خون جوانان با پیران پیر هشتاد ساله یا هفتاد ساله دارای قوای شصت سالگی خواهد شد و پیران پنجاساله ( زیرا در پنجاه سالگی هم اغلبی بمرحله شیخوخیت قدم می نهند ) قوای مرد چهل ساله را دارا خواهند گردید"}
{"book": "adl0789", "page": 15, "text": "صفحه 8\n( شماره اول )\nجلد پنجم\n\nحاصل آنکه رجعت جوانی بسی است\nوقول علمای آکادمی مبنی بر آنکه رجعت\nجوانی مطلقاً حاصل نمیگردد از این لحاظ\nصحیح است که پیر جوان حقیقی نخواهد\nشد ولی ممکن است جوانتر شود\nیکی از علاج یافتگان دکتر زاورسکی\nدر سن شصت سالگی با آنکه دکتر\nمزبور در مقام ممانعت بر آمده بود\nمعهذا ازدواج نمود صاحب اولاد و\nخانواده گردید اگر چه پس از معالجه\nنتوانست در نیازی که در تحت مدیریت او\nبود نظیر جوانان عمل کند ولی مدیر\nقابل گردید :\nدر هر حال محقق است که ضعف پیری\nو شکستگی شیخوخیت مغلوب شده\nو خون جوانان به عروق پیران انرژی\nبخشاییده و در انساج تحريك می نماید و\nیقین است تا خاتمه حیات هم با حفظ\nقوای بدنی و فکری میتوان زندگانی نمود.\nدکتر زا و رسکی در صدد امتحا نات\nدیگر است که من در صدد تشریح احلام\nوی نیستم ولی بالفعل او موفق به مبارزه\nبرعلیه ضعف پیری شده و موفق بیرون\nآمده است و هر کس تحت مداوای او در\nآید برای دوام زندگانی بیشتری قابل\nخواهد بود\nحال آیا ممکن است از انحطاط قوی\nکاملا جلوگیری نموده و نگذارد سن\nبشر از حد معین تجاوز نماید :\nبرای این تفحصات لابراتوار مخصوصی\nلازم است که من یقین دارم قریباً ایجاد\nخواهد گردید ( حصار عدل )\n\nتتبعات ادبی :\nدرهاي يتيم\n\nامروز هر ملت و هر قومی میخواهد که\nصفحات هستی و زندگانی گذشته خود را\nورق زده بيك سطر درخشانی که حاکی\nازمجد واعتلا ؛ شرف و آبرو ، علم و ادب\nشان بوده باشد تصادف نمـاینــد ومــدارك\nصحیح وماخذ روشنی برای اثبات مطالب\nفوق خود داشته باشند ، کتب و مطبوعاتی\nکه درین زمینه از هر ملت و هر نژاد شاهد\nو گواه ما است از حیز شمار بیرون است\nحتی ایران از بد و مشرو طیت خــود تا\nامروز كه يك دولت همجوار وهم زبان ما\nاست کتبی بعرصه وجود آورده و میآ ورد\nکه خیلی ها جالب دقت و توجه ما است وتقریباً\nهمان مشاهير ومعاريف این سرزمین است\nکه ازبی خبری وبی علمی ما به تنگ آمده\nبلباس يك ملت دیگر جلوه می نمایند ويك\nسلسله مطبوعات قیمتداری را بخود مشغول\nومصروف نموده اند . وعجبا انــآ درين\nمختصر نگارش خود از ان مشاهیر و مامورانی\nکه این اقلیم تاریخی ما بدنیا داده اندو\nآثار زنده وابدمدت شان از قبیل قانون ها\nزين الاخبارها ، بيهقی ها ، حديقه ها ، الفيه\nوشافيــه ها ، ناصرخسروهــا ، دقيقی هـــا\nمنوجهها ، عنصری ها ، بالاخره آثار سيد\nجمال الدين ها وادیب پشاوری ها ، که جدید\nترین کتب و لالی ادب و حکمت اســت\nوتمام کتاب خانه های دنیــا بدانها توانگر\nوتقريباً بتمام السنة عالم ترجمه وبمطابع على\n\nدنیا بار بار طبع شده اند صرف نظر نموده\nفقط میخواهم از یکدسته کتب نفیسی که\nدر نتیجه تتبعات چندین ساله و کاوش های\nطاقت فرسای خود بدان ها نایل شده و\nاز وجود هريك اطلاعات خوبی دارم\nدرین مختصر رسيـله بطور فهـرســت یاد\nداشتی نمایم وضمناً باطلاع اولیای معارف\nواهل فضل ومشوقيـن علم وادب برسانم\nکه خیلی ها جای تاسف خواهد بود که\nهمین « درهای یتیم » ما که تا حال دست\nتصرف وحوادث روز کار بدانها نرسیده\nبیکباره کی ازبین رفته وبرایـمـا جز بادی\nحسرت خبز چیزی باقی نماند زیرا :\n( دریتیم را همه کس مشتری بود )\nاينك كتب :\n( 1 ) ( 3 رساله ـ اثر مولانا قاسم\nکابلی ) که هر سه رساله دريك وقايه واقع شده\nرساله اول در علم عروض وقوافی رساله\nدوم در معانی و بیان رساله سوم در نقد\nالشعر وقرض الشعر وسرقات ادبی است .\nاین اثر نفیسـی یاد گــار زمـانه جــلال\nالدين اكبر شاه است که مولا نا در قریه\nتوتک پشارو از نگارش آن فارغ شــده\nاست وبگمان بنده از کتبی که درین زمینه\nتاحال نگـارش یافته ومخصوصاً ياد گــار\nدوره متا خرین است از قبیــل حـد ايق\nالبلاغه طبع هند و پنج رساله عبد الواسع\nها نسوى وابد البدايع وقطوف الربيع\nشمس العلما طهراني وغیره این اثر نفیس\nکامل تر ومبسوط تر است ، زيرا اولا\nعبارات واسلوب نگارش باندازه سلیس\nوروان است که انسان گمان میکند دیروز"}
{"book": "adl0789", "page": 16, "text": "( شماره اول )\n( سال پنجم )\n\nنوشته شده باشد غالباً امثال و شواهد از\nادبا و شعرائی میاورد که همهٔ آنها نابغه گان و\nآیات کبرائی بلاغت و فصاحت بوده اند\nثالثاً از وجود شعرای دورهٔ اکبری که\nبیشترش را منسوب بافغانستان میدانند\nاز قبیل آتشی قندهاری وهاشمی\nو غیره اطلاع مفصل و جهان قیمتی میدهد .\nرابعاً برای مدارک و مآخذ خود بهترین\nکتب را از قبیل ترجمان البلاغه فرخی\nحدایق السحر وطواط و المعجم حسن\nرازی و معیار الا شعار طوسی وعقود\nالجمان سیوطی وكتاب تكميل الصناعة\nوقسطاس الشعر وكتاب البلاغه جرجانی\nسرخسی و غیره را در دست داشته . خامساً\nدر قید تاریخ ومؤلف آن هیچ جای\nشك و تردیدی نمیگذارد، زیرا با دقت\nتمام در پایان رسالهٔ خود مینویسد :\nتمام شد رسایل این احقر العباد قاسم\nکابلی بتاریخ بیست و هفتم صفر المظفر روز\nپنجشنبه سنه ١٢١٥ هجری نبوی صلمم\nدر قصبهٔ توک پشاور در عهد محمد اکبر\nشاه بادشاه غازی ادام الله تعالی اقباله .\nسادساً به حواشی آن نیز نکات ومطالب\nجالب دقت از قبیل حل کردن بعض رموزات\nلغوی و اصطلاحات ادبی و قطعات شعری و پار\nچه های نثری شاعرانه دیده می شود .\nدرین موقع رشکم آمد كه يك بيت آنرا\nکه در صنعت تخیل مثال میاورد ننهشته\nبگذارم :\nبسکه در آغوش گل ها شیشه شبنم شکست\nمی نماید در نظر ها چشم عينك دار گل\n\nولی متاسفانه که از آخر کتاب یکدوسه\nورق آن افتاده اما به کن جای که تاریخ کتاب\nرا با خود برده باشد خلاصه از هر حیث\nنسخهٔ قیمت داری است ومتعلق به خود\nنگارنده میباشد ( ٢ ) گنج شهیدان : بقلم\nمیرزا جلال فراهی که معاصر است با\nمیرزا ترکان برخوردار و درین کتاب\nاز مواقع تاریخی و جغرافیائی فراه ومزارات\nومشاهير آن و حالات طوايف وسلسله\nشهدا و متصوفین آن با ابيات واشعار و\nامثال و شواهد می نگارد و حقیقتاً برای\nشناساندن فراه با تمام روحیاتش بهترین\nکتابیست ، این نسخه را در زمان مسافرت\nخود در نزد یکنفر فراهی بطور سرسری\nدیده و همینقدر توانستم استنباط نمایم .\n( ٣ ) دیوان حسن که اثر طبع\nخوش بیان آقای سردار محمد حسن خان\nمرحوم است و دارای غزلیات متعدد\nبطرز بیدل ، شوکت ، غنی ، صائب\nکلیم ، حافظ ، سعدی ، وساقی نامه\nلبریز از شوخی و قصاید سلیس و روان\nبطرز قدما از قبیل : ظهیر ، انوری ، منو\nچهرى ويك قسمت هم هجویات ملیح و\nشیرین دارد و از جمله قصاید آن مرحوم\nقصیده است که در تیرادر يك حل عقدى\nانشاد نموده اند ، این قصیده بهترین تا\nبلوی برف باری های تیرا و مظالم آن\nمعاندن و تیره روزی شاعر را نشان\nمیدهد ، دیوان حسن نسخهٔ منحصر بفرد\nاست و متعلق به آقای صدیق جان سر کاتب\nحالیه سفارت کبرای افغانی طهران که\n\nنواسه آن مرحوم است میباشد .\n( ٤ ) دیوان الفت که یکی از شعرای\nنامدار و شیرین مملکت ماست و خصوصاً\nدر مخمسات دستی دارد و در عهد خود\nسر آمد شعرای خود بوده و بر امثال و\nاقران خود بسند طرزی و خیالی و غیره میتازد\nو خورده میگیرد . ( باقی دارد )\n( سرور گویا )\n\nبقیه صفحه ٦ :\nنماینده گری خصوصی که نماینده گان\nادارات دیگر از آن معلوماتی ندارند ،\nبرای خود دارد .\nاداره خفیہ ( سو )\nاداره خفیه « سو ، امورات مجادله با\nپارتی های سیاسی مخاصم کمونیستی را\nنگرانی میکند ، و هم همین اداره است\nکه بامذهب مجادله و کوشش به اضمحلال\nمذاهب دارد .\nامورات روحانیت به شعبه ششم اداره\nمذکوره متعلق بوده و رهبری آنرا\nتوجکوف - مشهور مینماید .\nاداره خفیه به مثل ادارات دیگر\nبه شعبات مختلفه باوظایف معین بسیار\nسختی تقسیم شده است . رئیس اداره\nمذکوره « در يباس ، عضو قدیمی پارتی\nباید از همه به امورات تقسیم جمعیت های\nپارتی دلچسپی داشته و به بیحجاب ساختن\nآنها امید منفعت سرمایه و بطریق جایزه ،\nگرفتن وظیفه مستشاريت دوم ریاست\nاو . گ پ او » را برای خود دارد .\n( باقی دارد )"}
{"book": "adl0789", "page": 17, "text": "( شماره اول )\n\nیاد داشتهای صحی :\n\nنمک سم است\n\nیکی از اطباء فرانسه مدعی است که ۷ در هزار خون انسان مواد نمکی وملحی میباشد واگر مقادیر املاح خون بیش از این مقدار معین باشد ، تسمم انسان شروع شده ودر صورت نقص این کمیت هم باز مسمومیت شروع خواهد گشت اختلاف این مقدار ماده نمکی در خون باعث انسداد عملیات طبیعیاتی بدن شده وفی النتیجه منجر بکسالت و ناخوشی شخص خواهد گشت . تجارب وامتحا ناتیکه در مریضخانه ها و هئیات طبی امریکا معمول گشته ، کاشف این حقیقت می شود که تناقص کمیت معینه نمک باعث خشونت پوست و احساس تعب وفات نشاط شده وفی النتیجه بعد از گذارش چندی نشأت مسمومیت ظاهر گشته و آثار و علائم نقص مواد نمکی بروز مینماید . ودر صورت ازدیاد مقادیر مواد ملحی خون ، انحطاط قوا شروع گشته وباعث هزال ولاغری محسوس ومشهودی می گردد . در هر صورت اعم از قلت مواد نمکی وکثرت آن ، بايك نسبت معينه پیوسته باید ماده مذکوره را استعمال نموده و همواره بواسطه استعمال اغذیه وخوراك های نمك دار ، تأمین ترکیبات صحی خون را از دست ندهند . ودر مواقع روز وظهور اختلاف در مقدار نمك خون ويا اوقاتیکه احساس تعب وقلت نشاط\n\nخبرهای فنون واختراع\n\nاخذ قوه از آفتاب\n\nفتح علم\n\nبرلن ۳ فوریه ـ شاید مدت مدیدی طول نکشد که ورقهای بسیار بزرگ فلزی در صحراي افغا نستان در مقابل آ فتاب گذاشته شده و در نتیجه این احتكا ك يك مقدار عظیم قوة برق تولید گردد که بتواند در مسافت هزاران میل راه چرخ هاي بزرگ کار خا نجا ت را بحر کت در آورده وچراغهاي شهرها را روشن نمايد ، اين موضوعی است كه يكي از جرائد\n\nشده و در پوست بدن عوارض خشونت وعدم ملائمت بروز می نماید ، باید بوسیله تداوی مخصوص ومراجعه باطباء آشنای باوضاع مزاج تعدیلی در کمیت نمك موجوده در خون بجای آورد اطباء میگویند در هر شبانه روز ، برای اشخاص عادی وکسانیکه باختلاف مقدار ماده ملحيه مبتلی نگشته اند استعمال يك صدم گرم نمك کافی می باشد .\n( از مجلات فنی )\n\nصبح برلن انتشار داده واميد واراست يك موتر نيم ولتی شالوده چنين اختراع معظمی قرار گيرد ،\n\nاین موتر در موسسه ( قيصر ويليلم ) در ( داه لم ) مجاور شهر برلن بموقع آزمایش گذاشته شده و با وجودیکه زمستان وهوا درهمه جا خاصه در دارالتجربه مزبور تيرة است بوسيله يك قوه ( فتو الكتريك ) وبدون جريان ديگري حركت مي كند ،\n\nاین ماشین را ( هر برونو لانج ) اختراع نموده و در ظرف چند ماهي که این موفقیت نصیب وي گشته پنجاه برابر بر استعداد آن افزوده شده و در این صورت طبيعي است که موفقیت آتیه آن بیحدود خواهد بود ،\n\n( پر فسر ابشل ) مدير مو سسه که ( هرلانج ) در آنجا کار مي کند در ضمن مصاحبه اظهار داشته است که احتمال میرود قوه ( فتو ) بدريجه تکمیل شود که تولید قوة را از آفتاب يكي از شرو ريات صنعتي محسوب شود ،\n\n( هرلانج ) بیست وسه سال دارد واز خانواده بسيار بيچيزي بوده ودر کود كي يتيم گردیده و پس از آنکه تحصیلات ابتدائي را بپایان رسانیده مخارج تحصیل متوسط خود را از نمايگي در ضبط و جمع آوري محصول غله وغیره در ( پروس ) شرقي و همجنین خدمت در کار خانجات بپایان رسانیده و بالاخره چون ( كنت بوتو ـ زو ـ ايلنبورك ) او را"}
{"book": "adl0789", "page": 18, "text": "صفحه ۱۱\n( شماره اول )\nمجلد پنجم\n\nمشتاق تحصیلات عالیه مشاهده مینماید\nمساعدت باو میکنند .\nچون این موفقیت وی انتشار یافته است\nچند موسسۀ الکتریکی وتجارتی اورا برای\nمشاغل مرتفعی دعوت کرده و ضمناً « تامس\nادیسن » معروف او را از جانب دارالتجزیه\n« منلو پارك » بامریکا دعوت کرده است .\n( کوشش )\n\nخبرهای داخلی\nوکلای کابل\n\nجناب عبدالاحد خان وكيل والی كابل\nوغلام محی الدینخان معاون ریاست بلدیه\nاز طرف عموم اهالی شهر کابل بسمت\nنماینده گی شورای ملی که عنقریب\nافتتاح خواهد شد ، انتخاب شدند .\nجناب شان نظر به محبت وحسن نیتیکه\nکه باهالی دارند ، این عهده مهم را قبول\nفرموده ؛ از ماموریت های سابق خود\nمستعفی شدند .\n\nوکیل والی كابل\n\nنظر بحسن خدمت وفعاليتيكه ع ش\nعبدالجميل خان فرقه مشر وقوماندان\nپولیس ، در امور انضباط وامنيت كابل\nونواحی آن ابراز فرموده اند ، جناب\nشان بوکالت ولایت کابل مقرر وع طره\nبازخان غند مشر کوتوالی به حیث وکیل\nقوماندان کوتوالی منصوب گردیدند .\n\nمعاهده گمرکی جرمنی واستريا\n\nپیش از جنگ عمومی استریا و المان\nشهنشاهیت های جدا گانه بودند ولی\nنژاداً و لساناً جدا گفته نمی شوند\nبعد از اختتام جنگ عمومی نسبت به\nهمه دولتیكه داخل محاربه بودند نه تنها\nخساره کلی بآستریا رسيد ونظام حکومتش\nتبدیل شد بلکه تمام مملکت او تکه تکه\nوپارچه پارچه کرده شد .\nیوگوسلاویه ، چیکو سلاويك وهنگریه\nمملکت هایست که ازو تولید شده است\nوبعضی حصه او را مملکت های فاتح غصب\nنمودند . آن چه بنام استریا باقی مانده\nيك تکه است خورد تر از تقسیمات او\nجرمنی هم که علاوه از تبدیل نظام\nحکومت متحمل خساره زیاد مادی ومعنوی\nگردیده چاره نداشت جز اینکه تحمل کند\nوخاموش نشینید لاکن در باطن همیشه\nسعی داشت که در يك موقع مناسب از مللی\nکه باعث بربادی او گردیده اند انتقامی\nبگیرد، استریا در جسامت موجوده خود نه\nمیتواند هم چويك نظرية قائم کند ـ بلكه\nنه می تواند يك حیات آزا دانه بسر برد\nهمین را سنجیده وبهتر دانسته که خود\nرا بجرمنی ملحق ساخته به قوه او بيافزايد\nوآزاد آنه بياه نگردد . با وجودیکه این\nنظریه نظریه جدیدی نیست و در حین\nاختتام جنگ پیدا شده بود و لی نه می\nتوانست دفعتاً خود را نابود وبه جرمنی\nملحق ساخته در سیاست اوروپا هیجان\nعظیم بر پا کند . مخالفین نیز که ازفکر\n\nاستریا وجر منی آگاه بودند همیشه در\nراه شان حائل بوده و هستند .\nاکنون ظاهر گردیده که استریا وجرمنی\nبيك اتحاد گمرکی موافق شده امضاء می\nنمایند . غير توقع نیست که از هر گوشه\nوکنار اوروپا يك معاهده که خلاف مفاد\nشان صدای احتجاج و تنقیدات نجیب و\nغریب کرده نشود .\nمستر « هندرسن » وزیر امور خارجه\nبرطانیه در پارلمان بیان نمود که اطلاع\nندادن هم چو يك معاهده توليد شكوك\nمی کند وخصوصاً وقتی که مجلس بین المللی\nدر مذاکرات هم چو مسائل استحقاق\nگفت وشنيد هم داده باشد . بعد ازغور\nو مذاکره زیاد مستر ( هندر سن )\nبحکومت جرمنی واستريا اطلاع داده که\nنتیجهیی نیست که نسبت به هم چو يك\nمعاده در ممالك دیگر و خصوصاً فرانسه\nغلط فهمی وتعبیر های عجیب و غریب\nکرده نشود ونیز ابراز نموده که ممکن\nاست در این موضوع افکار مختلف باشد\nولی چون اغتشاش فكرى ممالك را ملاحظه\nميكنيم و نیز مدنظر داریم که کانفرانس\n« تخفيف اسلحه » در يك فضای خوبی\nانعقاد گردد لهذا لازم میدانم که درین\nخصوص يك چاره جوئی بکنیم .\nمستر ( هندرسن ) ازاقدامات خود\nبه ( موسيون بریان ) وزير امور خارجه\nفرانسه خبرداده وموسیو بریان نیز اطمینان\nداده که نظریه حکومت فرانسه کاملاً\nباوموافق است .\nبتاريخ ۲۷ مارچ حکومت استریا بحکومت"}
{"book": "adl0789", "page": 19, "text": "( شماره اول )\n\nبرطانیه چنان جواب داده که نظریه شان چونکه معامله دقیق که مبنی بر اصطلاحات خواهد گفت که به عدالت مستقله رجوع شود\nچنان نیست که فهمیده شده و معاهده که مخصوصه علمی باشد، بدون حصول نظریه در خصوص معائنه معاهده مذکور\nدر نظر گرفته اند عیناً مطابق پروتوکول عدالت مستقله بین المللی يك فکری داده مستر هندرسن بیان نمود که نظریه مختلف\nژنو» میباشند و حکومت استریا اعتراضی نتواند حکومت برطانیه نیز دران موقع اظهار است که آیا خود مجلس بین الملل\nندارد که مللی که امضاء کنندگان پروتوکول موافقت خود را خواهد کرد که مسئله مذکور یا کدام هیئت مخصوص دیگری مســاله\n« ژنو » مذکور میباشند ملاحظه نکنند به عدالت مستقله بین الملل رجوع شود : آنرا یکنند . و نیز اظهار نمود که معائنه\nالبته که ملاحظه و معائنه شان از حیث حکومت جرمنی همان روز جواب داد که باید قرار قاعده در تحت همان هیئت باشد\nاقتصادی خواهد بود نه از حیث سیاسی نظریه مستر ( هندرسن ) بوره فهمیده که پروتو کول ۱۹۲۲ را مذاکره کرده\nوحکومت استریا آماده نیست که بيك ودانسته شد . در خصوص پیچیده گی های قانونی\nچیزی که تکمیل شده باشد حق مداخلت چون برای تکمیل تفصیلات معاهده به مشیران قانونی مراجعت شده واکنون\nرا بحکومت های دیگر بدهند . مدت دو یا سه ماه دیگر لازم است و چون رویه حکومت برطانیه کاملاً خاموش است\nهم چنان حکومت جرمنی جواب داده حکومت جرمنی معاهده را خلاف و طریق معائنه که حکومت برطانیه پیش\nکه معاهده مذکور عیناً مطابق پروتوکول پروتو کول سنه ۱۹۲۲ نه میبیند لهذا کرده بهترین طریق حل مسئله مذکور است که\n١٤ اکتوبر ۱۹۲۲ ژنو میباشد ، لهذا حکومت جرمنی لازم نه می داند که مسئله در اوروپا باعث اضطراب اسف ناک گردیده\nحکومت جرمنی لازم نه می بیند که در به مجلس بین الملل رجوع شود . البته در این اقدامات اول که جرمنی و استریا\nمسئله مذکور مجلس بین المللی مذاکراتی جانین حق دارند که مسئله را به مجلس در متحد شدن خود کرده اند ، نظریه\nنمایند . حکومت جرمنی خوقی ندارد که مذکور پیش کنند و حکومت جرمنی آزاد مجلس بین الملل چه خواهد بود ؟\nمعاهده از حیث قانونی معاهده شود چون است که حق خود را از هم چو مصلحتی که جرمنی و استریا در انچه اندازه قابل\nکاملاً در مسئله اقتصادیست، و چون تفصیلات به مجلس بین الملل نسبت به معائنه مذکور قبول خواهند دانست ؟ این چیز ها ئیست\nاصطلاحی معاهده تمام نشده و کم از کم دوسه داده شود نگاه داشت کند ، و حکومت که پیش گوئی آن در این موقع بسیار\nماه مدت دیگر بکار دارد ، لهذا برای تکمیل جرمنی مقصد مستر ( هندرسن ) را مشکل است . ولی میتوان گفت که\nآن مذاکرات جاری خواهد بود . فهمیده نتوانست که معاهده مذکور از جرمنی و استریا به مجلس بین الملل\nمستر ( هندرسن ) بتاریخ ٢٧ مارچ حیث سیاسی معائنه کردد و می خواهد اعتماد ندارند و اگر معاهده مذکور\nدوباره بحکومت جرمنی تلگراف داده و واضح تر بسازد که حکومت جرمنی هم خلاف پرو تو کول هم گفته شود قبول\nممکن است از استفسار او چیزی غلط چويك معائنه را جائز نمیداند . نه خواهند کرد .\nفهمی پیدا شده باشد، نظریه او این بود ( هندرسن ) بجواب آن اطلاع داده نتیجه هرچه باشد لا کن ظاهر است\nکه پیش ازین هردو دولت مذاکرات خود که او اراده دارد که سکرتری جنرال در میدان سیاست اوروپا پیچیده گی های\nرا تکمیل کنند برای مجلس بین المللی مجلس بین الملل را از نظریه خود عالی جدید پیدا شده که در حل آن مسائل\nموقعی داده شود که اطمینان ارند که ساخته در خصوص معائنه معاهده خواهش مشکلات پیش می گردد ، قرار گفته مستر\nمعاهده مذکور از هیچ نوع خلاف پروتو کند که آیا مطابق پروتوکول سنه ۱۹۲۲ ( هندرسن ) تعجبی نیست که پیچیده گی\nکول ۱۹۲۲ نه می باشد البته برای مجلس میباشد یا نه. اگر مجلس بین الملل لازم دانست های موجوده به مجلس تخفیف اسلحه\nبین الملل مشکل خواهد بود که در هم که جویای مشوره شود البته او مصلحتاً يك اثر ناخوش گوار با ندازد ."}
{"book": "adl0789", "page": 20, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 21, "text": "احمد شاه\nتاجر ماشین ها و عموم لوازم علمی و فنی\n\nتلیفونهای اریکسون\nاریکسون فابریکه است که در سنه ١٨٦٦ تقریباً در تاریخ اختراع تیلفون تاسیس شده و اکنون در اکثر ممالك دنیا قریب پنجاه فابریکه بزرگ بنام اریکسون وجود دارد که سامان تیلفون و تلگراف جدید ترین سیستم ها را می سازند فابریکه مرکزی اریکسون در ستاک هالم ( سوید ) و شعبات او علیحده فابریکه هائیست در فرانسه انگلستان لهستان، اسپانیا استریا چکوسلا واکیا هالیند هنگری ـ ایطالیا پولاند و علاوتاً بتقریب پنجاه نماینده گی در ممالک بزرگ دنیا دارد .\nفراموش نشود که احمد شاه تاجر هم نماینده گی فابريك اریکسون را داراست و بهترین سیستم تیلفون های دنیا را با لوازم مکمل آن بمناسبترین قیمتی به طالبین فروخته و رضایت مشتریان را از همه حیث فراهم خواهد آورد خواهش مندان و طالبین اینگونه تیلفون ها و غیره سامان آن بتجارت خانه او که واقع بازار جنوبی ارگ کابل است رجوع خواهند فرمود ."}
{"book": "adl0789", "page": 22, "text": "انیس\nجریده ملی\n۲\n\nقیمت اشتراک\n\nدر افغانستان\nمحصول پوسته اطراف و ولایات داخله\nطلبه معارف\nدر ممالک خارجه\n\n۱۲ افغانی\n۲ «\n۷ «\n۲۰ شلنگ\n\nلطفاً پول اشتراک که بتوسط خزائن دولت فرستاده میشود باید\nرسید عوض و معاوضه باشد\n\n( مطبعه انیس )"}
{"book": "adl0789", "page": 23, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 24, "text": "شماره (۲)\n\nاشتراك سالانه ۱۲ افغانی\nمحصول پوسته ۲ «\nخارجه ۲۰ شلنگ\n\nسراج\nالْاخْبار\nافغانیه\n\nمجلد (٥)\n\nاداره : کابل جادهٔ ارگ\nمؤسس و نگارنده مسئول\nمحيی الدین\n\n۲ شنبه ١٤ ثور ۱۳۱۰\nتأسيس ١٣٠٦\n۱۰ ذیحجه ١٣٤٩\n\nکار\nبار ها به مشاهده پیوسته است که بلای مبرم بیکاری برای اشخاص ، موجد هزار گونه تعب و مشقت و خسارات مادی ومعنوی گشته است : بسا ملت ها در اثر بیکاری ، و در نتیجه امر از حیات تنبلانه ، و دور از عمل ، به ضیاع بهترین مزايا وحقوق انسانیتی در دائره بشریت گرفتار آمده اند .\n\nاگر به نظر امعان بنگریم کار و زحمت کشی بعد از دارای صحت مکمل برای انسان یکی از ضروریات قطعی بشمار میرود در مقابل هر مقصدی که انسان بدان مائل میگردد، و وازای هر سعادتی که در دنیا انسان به کسب آن موفق می آید ، باید زحمت کشیده و رنجی دیده باشد . بدون رنج وزحمت ، هیچ چیز برای انسان میسر نیست ، و در عين زمان حیات بیکار عبارت از يك بار خیلی سنگين وغير قابل تحمل است که بر انسان تحمیل می شود و ازین بدتر دشمنی برای سعادت بشر موجود نیست .\n\nکار است که برای انسان منشاء ارتزاق\n\nاست ، کارست که انسان را در دنیا بختیار و شاد مان می سازد . کار است که انسان را از احتیاج بیجا در نزد اشخاص محفوظ میدارد .\n\n«گیوت» ، شاعر و فیلسوف آلمانی میگوید : « انسان بجای اینکه نیم ساعت وقت را قیمت نگذارد بهتر است در دنیا به خورده ترین کار ها مصروف شود ،، سرگردانی کار برای يك انسان در دنیا جزء مهم حیات آنست و بدون آن حیاتش نا مکمل و مشکل می شود ، آدم تنبل وبیکار عموماً مورد حملات شدید امراض واقع میگردد ، یعنی استراحت را نه میداند وکيف حقيقی آنرا درك نموده نه می تواند .\n\nدر جایی من و يك رفيقی که همراه داشتم ، با يك شخص خائنی که با رفیق من سابقهٔ رفاقت ملاقی شدیم ، بعد از معرفی شدن دانستم شخص عجیب زاده است ، ولی حوادث دوران او را به حال ابتر و روز سیاهی نشانده است . این واقعه بخاطرم قدری گران آمد ، و به تفتیش احوالش شروع نمودم . دیدم علاوتاً از گرفتاری به چنگ نوع مرض هم شکایت دارد . دلم به احوال او خیلی سوخت و خواستم که معلوم کنم که پس\n\nباین همه فقر ومسکنت چه چیز و یا چه کارست که آنرا وسیلهٔ اعاشهٔ خود و اولاد خود قرار داده است . بجواب من گفت « از خیرات گور داران چند جریب زمین دارم ، ويك آرد گندم میرسد ، گفتم چند جریب گفت دوصد جریب .\n\nگفتم : خوب عزیزم ! دوصد جریب زمين كه چيز بسيار است وعائله تو هم چنانچه از خودت در عین مصاحبه شنیدم چندان بزرگ نیست . پس چرا به چنین حالت بد گرفتاری ؟\n\nبجواب این سوال من شکایت نمود که چون زمین ها بدست دهقان است و من خودم نیز چندان وارسی وسر پرستی آنرا کرده نه می توانم لا بد حاصل کافی نه میدهد . از و پرسیدم که آیا خودت در کار دهقنت اراضی خود با دهقانين کار نه می کنی ؟ گفت نی ابداً هم نکرده ام این سخن او بدل من چنان گران آمد و آنقدر دل خون شدم که شاید او نیز با وجود بلاهت کافی که داشت تغیر رنگ بی و وضع مرا درك نموده باشد . بهر حال زود تر رخصت گرفته براه افتادیم. چون چند گامی دور شدیم و دوست من مطمئن"}
{"book": "adl0789", "page": 25, "text": "صفحه ٢\n( شماره ٢ )\nمجلد پنجم\n\nشد که او از ما از طرف آن شخص شنیده نه می شود ؟ گفت حقیقتاً این شخص آدم بسیار نجیب و خوبی است ، و وضع خوشی دارد ، مگر افسوس که دور روز گار او را به زحمات شاق گرفتار نموده است ، و از تمام فوائد وسعادات زنده گی محروم و بی نصیب است . وعلاوتاً امراض متعددی که بدان گرفتار است بر تلخی حیات او می افزاید . من گفتم : بلی عزیزم ، درست میگوئی ؟ اما دل من بر فقر او نی بلکه بنا بر امراضی که بدان گرفتار است بر او بیش تر می سوزد مخصوصاً این بلای مبرم تنبلی وبیکاره گی او.\n\nدوستم گفت : چطور ندانستم . گفتم عزیزم شاید شنیدی که این بزبان خود گفت دوصد جریب زمین دارم . تو که تمام زمین تو به ٢٥ جریب بالغ می شود حال خود را باو مقایسه نموده بعد ازان به من بگو که گناه از کیست ؟ حیات با تو ٢٥ جریب زمینی که آنرا بدست خود زراعت نمود و پرورش مید هی بار ها از حیات او عا لی تر و فرح بخش تر است ، اولاد های تو از اولاد های او مسعود تر وفامیل تو خوش نصیب تر می باشد پس آیا او که هـفت مـر تـبـه از تو بیش تر مالك ثروت و جایداد است ، و هنوز هم صد يك سعادت وحتی ( اگر به معنی حقیقی آن توجه میکنیم ) آرام ترا ندارد . خودش سبب یگانه بد بختی خود نیست ؟\n\nبه جواب من گفت : درست میگوئی فاما شخص خان زاده وناز پرورده چطور می تواند از عهده کار زحمت بخش دهقـانی بر آید . گفتم : عزیزم همین بزرگترین گناه ونادانی اوست که به محض اسم خان زا ده گی که مجزيك لقب فضولی بیش نیست حیات خود را بد تر از هزار مرگ ساخته است . خانزاده گی امروز در نظر انسان های عصر موجوده و درعالم تمدن حاضر موقعیتی ندارد . امروزیحیات و دنیا از انسان جو هر قابل میخواهد پشت کار می طلبد ، رنج بری وزحـ کشی می خواهد . تمدن فعلی بشر انسان را مستحق بر خوردار شدن از اندوختهای خود می سازد که انسان خود محدود وبدست خود به تحصیل آن موفق گردد این شخص با وجود داشتن این چنین يك اساس كافى ووسيله خوب بنا بر تنبلی و کسالت خود نتوانسته است در عالم حیات حقیقی قدمی بگزارد . وخیلى عجیب تر ازینکه ازین امراض بدی که بآن گرفتار است شکایت هم میکند و نه میداند که همه آن مولود بیکاریست ، واز نتیجه خوردن وخفتن بر او عارض گردیده است . ورنه اگر در مقابل زحمتی که برای تحصیل راحت فطرتاً و به حيث يك انسان بدان مجبوراست این چنین بزدلی و تنبلی نشان نه میداد شاید شخص مسعودی می شد .\n\nلارد « اوبری » میگوید : « قدما درست می گفتند که زحمت عبارت از قیمتی است که خداوند بر هر چیز قابل دادن نهاده است ، هیچ چیز مفید ، و مسرت بخش و یا هیچ يك چیز لازمی حیات بدون زحمت وبدون رنج بری بدست نه می آید . اگر هوا تنفس میکنیم باید شش ما حرکات مخصوصی را که برای گرفتن هوا لازم است اجری کند . اگر برای ادامه حیات خود نان می خوریم باید آنرا بدست بیاوریم و برای بدست آوردن وحتی خوردن آن زحمت بکشیم . اگر میخواهیم از فوائد حسیات عاقوی استلذاذ کنیم در اول امر بايد يك مقدار زحمتی برای سعادت حیات عائله خود کشیده باشیم ، چه يك عائله که به مصائب گرفتار باشد ابداً نه می شود برای انسان منبع حبور گردد .\n\nیکی از فضلای انکلیس بیکاری را تحت تنقید آورده می نویسد « کار کردن و کردن بعضی چیزها برای دنیا ، واینکه زنده گانی خود را يك عنصر مثبت بسازیم عبارت از يك مزیست که شخص بیکاره ، ازان آنچنان بی اطلاع میباشد که شب پره از آفتاب ، حقیقتاً مایه تمام خوش بختی ها کار وزحمت کشی میگردد ، پیش رفت و ترقی بدون تحمل بار سنگین کار ممکن نیست . یکی از مدققین میگوید « انچنان که شاداب بمهارت مربوط است ؛ وانچنانکه تخم به نبات روئیده علاقه دارد ، به همان صورت حصصی مروز ما متعلق به فردای ماست . فوائد امروز به فردا تعلق میگیرد ونکردن کار صحیح در امروز محتمل است فردا را برهم بزند . ولی عکس آن درست نیست ، یعنی فردا امروز را خرب کرده نه می تواند . چه عرابه وقت به عقب چرخ نه می زند . پس او هام وافکاری عاطلی را"}
{"book": "adl0789", "page": 26, "text": "( شماره ۲ )\n\nگذاشته امروز خود را از کار صمیمانه مهربانی ، همت وامید مملو بسازد ، باین صورت فردای خود را از محرومیت بلان حیات رهائی بخشیده زمانی که برسد « امروز خوبی بسازش »\nدرین جا از قول این شخص فاضل علاوتاً استنباط میشود که فضائل مذکوره فوق که ذکر نمودیم ، تنها سبب آن «کار » به معنی مطلق شده میتواند ، یعنی کار نیز باید بابعض از شرائط وقیود باشد . ازین جا است که کار را با صمیمیت يك جا ذكر میکنند . یعنی این کاریکه در دنیا موجب خوش بختی می شود ، چنان کاریست که به صمیمیت ویکعکمال علاقه اجری شده باشد . بدون صمیمیت ودل بسته گی به آن کار عبارت از يك چیز سرسری یا اجباری شده فائده بر آن مترتب نمی شود . چه ظاهر است بکاریکه انسان علاقه نداشته باشد آنرا قرار واقع اجری نمیکند وممکن است آن برعکس بعوض مسرت وفائده مصدر اندوه وخساره گردد .\n« ماری کوریلی ، ( يك محرره با وسعت نظر انگلیسی ) می نویسد که « تصورمیکنم شخصی که بکار خود عشق دارد ، وبرای آنکه دقائق تفصیلات شغل ومسلك خود را بداند به شروع نمودن از پله اول زینه قناعت داشته باشد ، وشخصی که کار او برایش ازنان ومزد آن عزیزترباشد ، یقیناً مکافات آنرا درك خواهد نمود ودر هر شغل حیات که باشد کامیاب خواهد گشت . کاریگر نیم وله است که ناکام\n\nمیبگردد و فاعل بی علاقه است که در کار در می ماند »\nاگر انسان بكاريكه در دنیا بدان مصروف می شود بايك نوع قناعت وصمیمیت متوجه نگردیده واز ته دل باجری نمودن وپیش بردن آن همت برنگمارد موفق شدنش در آن کار محال ودور از عقل است ، چه به محض آنکه انسان بکار خود علاقه وصمیمیت داشته باشد دراجری آن واز قوه به فعل آوردن آن يك نوع وجد وشوق پیدا می کند .\nوجد وشوق نیز مانند صمیمیت وعلاقه یکی از مهم ترین شرائط سعی وعمل و کار است ، وبدون آن جدیت وفعالیت صورت نمی گیرد .\nکاریکه با صمیمیت وعلاقه پیش برده شود وامری که در انصرام جدیت وفعالیت نشان داده شود نفس همان کار در روح فاعل يك زنده گی وحیات ، يك نشاط وانبساط تولید می کند وحیات را شیرین می سازد ، و موفقیت در کار معنویات بلندی بانسان نصیب می نماید بر خلاف آن ناکامی در امور ، وموفق نشدن درکار انسانرا به مقابل بار سنگین وبر مشقت حیات مغلوب ومنکوب ساخته حیات را تلخ ومعنويات اقسالرا پست . و شخص را اتکالی و از مزایای حقیقی حیات محروم میگرداند . بدون صمیمیت و با علاقه و جدیت انسان نمی تواند به موانعی که در امور حیاتی در مقابل امر پیدا می شود جداً مقابله نموده به مقصود\n\nخود نائل گردد . می گویند « ناپلیون » گفت کلمه « نه » در قاموس دنیا نباید باشد ، اما ناپلیون این را برای هر شخص تنبل وبی علاقه ، هر شخصی که در کار خود صدق وصمیمیت نداشته باشد نگفته است بر خلاف آن در قاموس حیات يك فرد بیکاره و آرام پسند هزار ها « نه » در هر ساعت و هر دقیقه موجود می شود بلکه مقصود او شخص بوده است که مانند خود او بايك عزم خسته گی ناپذیر ويك اراده غير قابل مغلوبیت به وظیفه خود مصروف میگردد، و برای این چنین يك عزم واراده متین از همه اولتر علاقه به غايه و مقصود یا صمیمیت به کار لازم است .\nکاریکه ما در دنیا میکنیم و ازان امید کامیابی ورسیدن بدرجات عالی می داشته باشیم لازم است چنان کاری باشد که آنرا با مسرت و شعف اجری کنیم ، نه با مجبوریت وا کراه . سرازرقبای تمام ملل محسین يك چیز است که « کار می کنند و با علاقه وصمیمیت کار می کنند ، وچون معنی حقیقی کار را و فوائد حیاتی آنرا در اثر تربیه صحیح و تعلیم درست ( که آنرا نیز عشق به کار پیدا نموده است ) درك نموده اند ، وجداً در پی کار خود افتاده اند کار ایشان موجب سعادت ، مسرت وموفقیت می شود ، برخلاف ایشان ما شرقی ها و مخصوصاً اولایان افغانان دراثر تنبلی وبی کاره گی وزنده گی عطالت کارانه که بدان مبتلا هستیم . روز بروز به عقب ميرويم وحيات برما عبارت از يك ماتم وغم يك جگر خونی والم گشته است"}
{"book": "adl0789", "page": 27, "text": "صفحه ۴ ( شماره ۲ ) جلد پنجم\n\nو حتلی برای کفن مرده های خود مجبوریم منتظر شویم که ساق سفید را از خارج برای ما بیاورند.\nورنه شاید به کفن نمودن مرده خود هم موفق نگردیم. و این بدبختی ما این عقب مانده گی ما ، اینکه حیات بگردن ما مانند يك بار سنگين افتاده است علت آن تنها همين يك مسئله است که کار نه می کنیم و اگر می کنیم هم بايك نوع اکراه و مجبوریت یا عدم علاقه میکنیم و دران صدق نداریم.\nچارلس کنگسلی محرر مشهور انگلیسی در يك اثر خود می نگارد که: «افرادی را که من دیده ام در حیات خود همواره به بهترین صورت کامیاب گردیده اند، عبارت از اشخاصی بوده اند که همواره مسرور و امید وار بوده ، بر وظیفه خود با يك چهره متبسم قیام نموده اند و تبدلات و تصادفات این حیات فانی را مانند مردان تلقی و نرمی و درشتی حیات را تحمل کرده اند»\nاین است کار حقیقی و کار صمیمی که فاعل آن می تواند بآن و به تمام مقاصد خود کامیاب گردیده به کسب سعادت حقیقی در حیات مقتدر شود. چنين يك شخص کار بکر و زحمت کش که به کار خود رابطه قلبی تام و دران قناعت قطعی داشته باشد، علاوه از سعادات و مزایای دیگر بر دارائی صحت خوب که بزرگترین نعمت های خداوندی است موفق می شود. یکی از لوازم قطعی و ضروری صحت انسان کار است شخص بیکار ندرتاً صحت خوب میداشته باشد\nو از حملات امراض گوناگون به هیچ صورت مدافعه کرده نه می تواند و يك شخص دارای صحت خراب و جسم علیل چنانچه اکثر ما شاید گاهی مورد حدوث كدام مرض واقع شده و تجربه داشته باشیم ، به هیچ صورت معنی مسرت را در حیات نه می داند، خرابی مزاج وطبع خودش دنیا را برو تلخ می سازد. عبوست و ترشروئی خودش، که نتیجه طبیعی علالت است دنیا را بنظرش غم اندود جلوه میدهد. بیچاره ازسیر مناظر زیبای قدرتی محروم ، واز استفاده از نعم نامتناهی که بانسان ها نصیب گردیده است بی نصیب بوده، روز وشب را در چار دیوار خانه خود و یا دريك اطاق شفاخانه محبوس میباشد و از تمام مأكولات ومشروبات لذیذی که در قسمت انسانها شده است بجز طعم تلخ دوا دیگر بهره ندارد. مخصوصاً اگر شخصی که در نتیجه بیکاری و تنبلی به علالت گرفتار می گردد شخص دارای عائله هم باشد ، بدبختی او بیش تر و مصیبت او بزرگتر است، یعنی تلخی زندگانی تنها به خود او محدود نبوده باعث برهم خوردن آرام و راحت عائله او نیز میگردد.\nبیکاری خودش بذات خود يك نوع بدی اخلاق است و آنچنان بد اخلاقی ست که مولد صدها عیب دیگر میگردد. و ازان بدی های اخلاقی زیادی تولد مینماید شخصی بیکار بدخوی می باشد، تنگ حوصله می باشد ، از تحمل و برد باری که یکی از خصائل خیلی حمیده و در ارتقای\nحیات انسانی عامل مهمی بشمار میرود ، عاری بوده ، ثبات وپایه داری ازو به فرسنگ ها دور میگردد. چه شخصی که هر روز مصروف کار است چون هیچ کاری در دنیا بدون آنکه صد ها مانع و سد ها اشکال در راه انجام آن پیدا شود صورت نه میگیرد، به رفع آن موانع و تحمل آن اشکالات جرأت ورزيده متدرجاً دراثر این مشق روزانه هر روز برحوصله و طاقت و صبر و ثباتش افزوده می شود برخلاف آن شخص بیکار که ابداً به رفع موانع و اظهار ثبات و پافشاری در مواقع لازمه مشق ندارد، در مقابل كوچك ترین مشکلی که در زندگانی باو رخ می نماید مغلوب گردیده صبر وتحمل را از دست میدهد وعلاوتاً چون خودش نه می تواند از عهده کاری بدرآید مجبور است از دیگری بدون ضرورت چشم امداد ومعاونت داشته باشد، و اين يك نوع پستی اخلاق دراو تولید می کند ، و در جزئی ترین امور حیات او را مرهون احسان دیگران ساخته بی سبب بار منت صدها نفر را به شانه خود می کشد.\nبهر صورت کار برای انسانی که می خواهد دردنیا به تمام معنی حقیقی کلمه حیات داشته باشد ، يك چيز ضروری و ناگزیر است. بدون کار حیات معنی و حقیقت نداردونه می داشته باشد. اشخاص بزرگی که در تاریخ بشر گذشته اند و دنیای انسانیت امروز به ایشان احترام می کند هر کدام آن در مسلکی و در فکری و در يك شعبه از شعب حیات کاری نموده اند"}
{"book": "adl0789", "page": 28, "text": "صفحه ۶\n( شماره ۲ )\nمجلد پنجم\n\nعید در بهار\n\nانیس عزیزم !\n\nبروز اول عید سعید که در جامع بزرگ « عید گاه » اهالی ، برای ادای نماز عید و تماشای منظره زیبای موکب شهریار عطوفت کردار خود جماع نموده بودند و آنجریانات مطبوع مسرت آور بهر بیننده تا ثرات سرور و انتباه می بخشید این بنده که در گوشه نشسته و بآن تماشا، مصروف و خاطره های ایام فلاکت گذشته را در عین سرور و فرحت زمان موجوده خیال میکردم اخیراً مراتب آتی را تسوید کرده ولی بلحاظ ایام تعطیل اداره جریده موقع تقدیم کردن نیافتم\n\nواسم شان به سبب همان کار نایه امروز در صفحه تاریخ بشر با يك خط مجلی نوشته و برای ما رسیده است . بیکن فیلسوف انگلیسی راجع به یکی از امپراطـور های بزرگ روم که فتوحات زیادی نموده بود می نویسد ؛ که دردم جان دادن خـود فریادی نمود که ( اگر برای من کاری باشد، باید اجری کنم زود شوید ) . پس برای آنکه انسان دردنیا نامدار شود و در حیات سعادت و بختیاری ، و در تاریخ اسم محترمی داشته باشد ، هيچ يك وسيله بهتر ازین نخواهد یافت که کاری کند و کاری داشته باشد . و به کاری مصروف گردد و کاری از خود بیادگار بگزارد .\n(...)\n\nباری آنرا حاضراً بخدمت تقدیم داشتم که اگر قابل بدانند بعنوان هدیه این عید سعید از طرف بنده که یکی از خواننده گان انيسم بجريده عالی خود قبول بفر مایند :\n\nعید آمد و روح پرور آمد\nدر فصل بهار خوشتر آمد\n\nاز نفحه باد او بهاری\nاشجار شکوفه بر سر آمد\n\nاز دامن کوهسار کابل\nرایحه عطر و عنبر آمد\n\nاین عید بهار عطر آمیز\nبا لطف وسرور دیگر آمد\n\nعید است و بهار و سبزه و گل\nامسال خوشی مکرر آمد\n\nای باد بهار روح پرور\nلطف تو چو جان به پیکر آمد\n\nرایحه بخت اهل افغان\nامسال سعادت اختر آمد\n\nخوش باد بهار و عید افغان\nتبريك كه فیض اکبر آمد\n\nای عید و بهار امن افغان\nعشرت بوطن سرا سر آمد\n\nآلام و فسوس و دردباری\nاز خاطره اعظمی ، بر آمد\n\nعید قربان امساله شیرین ترین اعیاد ماست ! این عید سعید در قلب بهار و خوش ترین موسمی اتفاق افتاده که فصل بهار گلعذار کابل و ایام سعادت قضا و فعلی وطن است !\n\nصفای هوای امروزه ، جوش و تراوت سبزه ، موج شکوفه و ارغوان ، نگهت زیبای گل و لا له دامان ، لطف ومسرت این عید سعید را در قلب و دیده هم وطنان عزیز دو چندان می نماید .\n\nعید حاضره ما در موقعی عرض شرف و فيض تقدس ایثار می نماید که یکطرف لطف و صفای فصل بهار است و دیگر سو اختتام ادوار تیره و شب های تار .\n\nمخصوصا امروز اجتماع این ملت مسلمان با قلوب فرحان و سیمای خندان و بالاخص موکب زیبای این پادشاه ناجی مهربان و منظره قشنگ این عسکر دلا ور که راحت و امنیت فعلی در سایه شمشیر اینها تامین و بنیان یافته است هر بیننده را بخود واله و حیران میدارد\n\nالبته تفصيل آنجریانات فرح بخش را محررين جرايد ما نوت کرده خواهند نگاشت !\n\nاین عید مخصوصا تماشای امروزه خاطره عجیبی بیاد میدهد که بایست اینرا عید اول نجات و خوش بختی وطن عید نخستین امنیت و راحت ملی بخوانیم\n\nما باید این عید سعید را آغاز و مقدمه سعادت و اقبال اهل وطن بدانیم : زیرا سه سال قبل تا ایام نزديك و ورود اين عید بزرگ : صدای منحوس توپ و تفنگ ، دود کثیف باروت ، آواز روح خراش شیپور جنگ هنوز بکلی از ساحت مقدس وطن دور نشده بود، دور نکبت آور انقلاب بزرگ و خون ریزی"}
{"book": "adl0789", "page": 29, "text": "جلد پنجم\n( شماره ٢ )\nصفحه ٦\n\nعظيم ، نفاق خانگی یا جهل عمومی\nتسکین نیافته بود ، هنوز تا آن روز ها\nزیاد ناله وضجه تعزیه داران بآسمان بلند\nبود، ولی امروز در اثر تقرب و ورود\nاین روز مبارک بحمد لله تعالی شقاوت و\nبد بختی سپری شده نفاق خاتمه یافت\nفرشته امن و سعادت در نقاط مختلفه\nوطن رحمت الهی را می باراند ، اشرار\nو جهال وعناصر مضره ساحت پاک وطن را\nاز لوث وجود خبيث خود خالی کردند\nقشون مردانه ما اسلحه دفاع و تنبه را\nکنار گذاشتند .\nمصادف این عید مژده فرحت آور\nامنیت وراحت از هر نقطه توصل نمود\nروح سکونت و انابت در مردم عاقبت\nاندیش ما دمید ، اهالی غم دیده محنت\nکشیده این کشور از هر جهت راحت\nو مستريح شده آرزوها وامید ها دو باره\nدر قلوب بالیدن گرفت .\nوهم شاید بحكم اینکه : در عین بلیه\nداخل بودن، دهشت آنرا کمتر فهمیدن\nاست . امروز که اهالی ما قدری بحال\nخود آمده اند البته ازان روز گار تاريك\nوازان ايام پر دهشت تصور خواهند نمود\nامروز تذکار آن روز های خونبار\nروح مردم این کشور را تکان داده\nامنیت وراحت فعلی را بی اندازه تقدیر\nوخدای متعال فوق العاده شکریه و سپاس\nخواهند کرد ! امروز ملت ما استماع\nکلمات مقدس اتحاد واتفاق را مثل\nسابق به بیعلاقه گی تلقی نخواهند نمود !\nپس امروز روزیست که همه این جامعه\n\nمسلم در همین جامع و آنکسانیکه در باقی\nنقاط وطن در همین روز مقدس در\nمساجد خود شان برای پرستش خالق\nکون و مکان حاضر می شوند ، نخست\nبا عجز و اعتذار با حضور قلب و صفای\nنیت واراده کامله از درگاه خدای خود\nعفو آنهمه ارتکابات سیئه ، وسوء نيات\nوسوء اخلاق گذشته را خواسته استدعای\nرحمت الهی را بقیام امنیت و اتحاد کا ملــه\nمحبت ، برادری ، اخلاق شريفانه وتمام\nفضائل نوعیه و سعادت اخرويه استرحام\nنمایند .\nامروز بایست همه مسلمين وسائر اهالی\nاین کشور این روز بزرگ را بر علاوه\nفضیلت مذهبی اش روز تجدید سعادت\nوطن دانسته با اهل کشور خود بتمام اخلاص\nوصمیمیت و صفای باطن و ظاهر معانقه و\nمصافحه کرده و این صفوت و طهارت\nاخلاق وسلوك انسانیت کا رانه امروز را\nخط حرکت دایمی خود قرار بدهند .\nامروز ما همه باید بحضور خالق خود\nموثوقاً عهد کنیم که با حکومت وملت\nخود تا ما با صفوت و صداقت و اتحاد\nهمراه بوده هیچگاه پیرا مون الكسونه\nخطرات وتصورات تیره تاریکی که احتمال\nفتنه نفاق و شقاق را دارا باشد نخواهیم\nگردید .\nامروز بایست قیمت امروز را دانست\nزیرا دیروز تلخ و نا گواری را سپری\nکردیم ، امروز روزی است که ما باظهار\nوتصميم دو كلمه مختصر سعادت وشقاوت\nروز های آتی خود را تعیین کرده میتوانیم\n\nیعنی اگر امروز برای اتحاد ومحبت همدیگر\nخود اخذ تصمیم می نمائیم . البته بتوفيقات\nکامله خداوندی سعادت آتیه ما را استقبال\nمی نماید يا العكس اگر زنگت تکدر دو\nارادات ما تخليل وثبات سوق را بطور\nنفاق و شقاق در خیال خود می گنجانیم\nطبعاً نتیجه بد بختی در کمین خواهد بود .\n( یکی از خواننده گان انیس )\n\nتتمات ادبی :\n\nدر هاي يتيم\n(٢)\n\nدیوان شاعر فقید که دارای غزلیات\nمتعدد بارعيات وخماسيات وغيره لطايف\nادبی است بدست خط خود او موجود\nوتعلق دارد به آقای میر عبدالواحد خان آقا\n٥ ) دیوان عاجز اثر میرزا عبد الواسع\nخان حکیم که از حکمای معروف افغانستان\nبوده و در عهد امیر کبیر امیر دوست محمد\nخان خیلی ها شرافت مندانه زیست\nمیکرده و حکیم خانواده سلطنتی\nشان بوده اند ، دیوانی دارند که دارای\nغزلیات وقصايد خيلي ها متعدد و بی شمار\nبلکه تا اندازه کلیات ، زیرا در هر زمینه\nسخن تتبع کرده و استقبالات شیرین از\nشعرای سلف نموده اند این نسخه جامع\nکه بخط خود آن مبرور است متعلق است\nبميرزا عبد النبی خان حکیم که ارثاً بایشان\nرسیده است\n٦ ) دیوان بدیع از شاه آقای مرحوم"}
{"book": "adl0789", "page": 30, "text": "صفحه ۷\n(شماره ۲)\nمجلد پنجم\n\nبرادر بزرگ حضرت صاحب شور بازار که در اوایل حال فضلی تخلص میکردند اما در اواخر بدیع می نوشتند بخط خود او شان موجود ومتعلق است به آقای معصوم جان پسر رشید آن مغفور.\n۷) پنج گنج که تخمیسیست از کریمای حضرت سعدی اثر ابن قاضی که از شعرای معروف دوره امیر شیر علی خان مرحوم است و تمام کریمای آن شیخ بزرگوار را بيك اسلوب شيرين ومتين مخمس نموده پنج گنج نام کرده اند و پسر اوشان میر عثمان آقای مرحوم بخط خود نوشته و به بنده یاد گار داده اند که اکنون متعلق به نگارنده است.\n۸) مجموعه حکمت. رساله ایست که میرزا محمد ابراهیم خان مرحوم در فن حکمت ، منطق ، ریاضی ، ادب ، ظرائف لطائف ، نکات محاضرات وغيره نوشته اند. در حقیقت يك جنگ قیمت دار و جا معیست که از هر خرمن خوشه چینی کرده اند ، این اثر نفیس متعلق است به پسران حکیم مرحوم.\n۹) جنگ سردار غلام حیدر خان که یکی از نفیس ترین وقشنگ ترین جنگ هاست و در آن اشعار وابياتی انتخاب شده است که اکثر گویندگان آن شعرای این آب و خاك اند ؛ این اثر نفیس تعلق دارد باقای سردار عزيز الله خان سفیر سابقه طهران.\n۱۰) دیوان امینی ؛ اثر يك شاعره افغان که از دودمان محمد زائی دختر سردار نور محمد خان مرحوم وهمشيره\n\nجناب محمدهاشم خان رئيس حاليه ضرابخانه بوده است ، دارای غزلیات خیلی ها رقیق وشیرین که تماماً باستقبال از صائب وبيدل است ومثنوی شرح فراق وقصائد در حمد باری و نعت ختمی مرتبت وساقی نامه بطرز ظهوری ، این دیوان قیمت دار که بخط خود آن مرحومه است تعلق دارد بخود نگارنده.\n۱۱) آتش فشان اثر محمد يعقوبخان فراهی که از ادبای امروزه فراه وتقريباً ثانی ابونصر فراهی است و مجموعه است از ابیات منتخبه ، شرح حال مشاهير هرات وقراء ونكات تاریخی و مسابقه های ادبی وشعری، ظرائف ولطائف ، این اثر نفیس تعلق دارد بخود نگارنده که از حضرتش برای استنساخ در خود قراه گرفته ام.\n۱۲) سراج الا خلاق. اثر فاضل محترم میر محمد علی آزاد قونسل حالیه سیستان که در اواسط سلطنت امير شهيد نوشته شده است و از ناهنجاری های روزگار تا کنون بطبع نرسیده و تقريباً باقتفای کیمیای سعادت امام غزالی ومعراج السعادت نوشته شده و مبادی اخلاق را با امثال و شواهد بيك اسلوب شیرین و سلیس نگاشته اند این نسخه منحصر بفرد نیز متعلق است بخود نگارنده:\n۱۳) گنج اللغات طرزی که مولف آن از قریه چین فراه است ولی متاسفانه بران کتاب دسترس نیافتم ، که رجوع کنیم و بدقت درین باب چیزی بنویسم ولی چون تا کنون فرهنگی از هموطنان ما مشاهده نشده وذکری نرفته رشکم آمد\n\nکه این نکته نهفته بماند وبهیمین اندك اطلاعی که از دانشمند معظم محمد يعقوبخان فراهی گرفته ام قناعت نمودم وایشان وعده داده اند که در اطراف آن دقت كامل و درستی نموده برایم بنویسند.\n(١٤) تذكره ميكده. اثر شير محمد خان جمشیدی قلعه نو ـ تذکره است که باندازه و بزرگ آتشکده آذر بلكه حجيم تر وقطور ترو تقريباً نماينده كافه شعرای افغانستان وخصوصاً هرات ونواحی آن ، هر چند زبان او مقتضى عبارات وجملات محققانه امروزی نبوده اما خوشبختانه برخلاف آذر ببلائی قلم را مصروف تدقيقات وتحقيقات نموده ملک یکی را بدیگر و دیوان دیگر را بدیگری نمیدهد تا اندازه که توانسته است تحقیقات لازمه خود را باعده زیادی از اشعار ایشان که ذخیره معتنی به است از خود بیاد کار گذاشته اند و برای کسانیکه می خواهند تاریخ ادبی یا شرح حال شعرای ما را بنویسند قیمت دارترین ذخيره ومهم ترين مأخذیست که اکنون در دست است ، این نسخه کامل و جامع منحصر بفرد متعلق است به آقای محمد ابراهیم خان جمشیدی قوماندان سابقه هرات که نواسه شیر محمدخان مرحوم ، وار ثاً بایشان رسیده است. در زمان اقامت چند روزه هرات تذکره مذکور را سرا پا مطالعه نموده و استفاده خوبی کرده ام ، اکنون لازم میدانم که درین موقع تشکرات خالصه خود را بحضور شان تقدیم نمایم زیرا رهنمائی ایشان و باز سپردن"}
{"book": "adl0789", "page": 31, "text": "صفحه ٨ \n(شماره ٢)\nجلد پنجم\n\nصحیات\nاخرین معالجه\nیا اشعه ما فوق بنفشه\nنمی گذرد روزیکه اخبار معالجات جدیده بوسیله اشعه مافوق بنفشه در دنیا منتشر نگشته و اطلاعات علما در این زمینه مبسوط نگردد. با آنکه بسیاری از اطباء معتقد بودند که اثر اشعه مافوق بنفشه تنها در امراض ضعف اعصاب، فقر الدم و رما تیسم مفیده می باشد، و در ما بقی از مرضها بوجه قاطع عملی تا کنون اثر نمی بخشد. ولی یکدسته قلیلی که جداً اقلیت واقع بوده مدعی می بودند که در نوع امراض اشعه مذکور مفید می باشد، الا اینکه ما هنوز موفق بکشف آنها نگشته ایم.\nپروفسور «ویتمان» از اطبای مشهور برلین است که در تیپ اقلیت واقع بوده و بر اثر اهتمام کاملی توانسته است كه يك جهاز مخصوصی اختراع نماید تا اشعه مافوق بنفشه را بباطن جسم نفوذ داده و در امراض باطنی هم مورد استفاده قرارش دهد. این جهاز عبارت از يك چراغ مخصوصی میباشد که در دهن قرار داده شده و اشعه مطلوبه بوسیله آن از خارج بداخل منتقل می گردد و قتی این موضوع مسلم شده که الوان آفتاب قاتل هر میکروبی بوده و نوع امراض را علاج می کند، البته نمی شود تفاوت بین ظاهر و باطن قرار داده و اثر آن را در امراض خارجی بیش از امراض داخلی دانست ولی علمای تقدیر اختراع دکتر «ویتمان» بالاخره باین اختلافات خاتمه داده و ثابت نموده است که امراض داخلی هم بوسیله اشعه مذکوره معالجه میشوند. (از مجلات خارجه)\n\n(بقیه صفحه ٧)\nبمطالعه من این کتاب نفیس خود را اکنون سبب شد که از وجود چنین کتابی اطلاعی داشته و خود را تبریکی از خوانندگان آن بپدارم. در خاتمه از کسانیکه می خواهند خدمت بادبیات و مطبوعات مملکت خود نمایند تمنا دارم که از هر گوشه و کناری همین کتب فراموش شده را که شاید دور آن جولا تار تنیده و عنکبوت خانه کرده باشد زحمت کشیده رنج برده معلوماتی که مرسوم و معمول نگارندگان امروز است از وجود آن بیکی از جراید وطن بشیری نمایند. (سرور گویا)\nاداره : - آقای محترم، نگارنده «در های یتیم» وعده داده اند كه زمینه تتبعات خود را از دست نداده به شماره های بعد از وجود نفیس ترین کتب ها که تا حال سراغی نداریم اطلاع کامل و جهان قیمتی بدهند.\n\nخبرهای فنون و اختراع\nعرابه موتر سیکل\nبا وجود صفتهای زیادیکه موتر سیکل از حیث سرعت و خوردی، و اینکه صاحب خود را زحمت زیاد نمیدهد يك عیب بزرگ که دارد مسئله (پنچر) شدن است که برای رفع این عیب یکی از امریکائیها چنین تجویز نموده که عوض اینکه را بر عرابه يك تکه باشد. بالعوض دورا دور عرابه از عده زیاد توپ های بادی گرفته شود، در آنحال بالفرض اگر در اثنای رفتار کدام میخی تصادف کند. عوض اینکه باد تمام عرابه خارج شود بالعکس تنها باد يك توپ خارج میشود، و باین ذریعه سوار کار از معطل شدن ایمن میباشد. چنانچه این اختراع بتجربه رسید و در نتیجه کامیاب شد.\nکبریت\nیکی از علمای مجری يك نوع گوگرد اختراع نموده است که میتوان یکدانه آنرا تا شش صد دفعه استعمال کرد با ملاحظه اینکه کبریت مذکور از کبریتهای عادی بزرگتر یا ضخیمتر نیست"}
{"book": "adl0789", "page": 32, "text": "صفحه ٤\n( شماره ٢ )\nمجلد پنجم\n\nطلوع ستاره اقتصاد از افق با صفای وطن\nبیست سال میشود که فن جریده نگاری در وطن محبوب ما بصورت مرتب رواج یافته ، مدنیست اولاد این مملکت باصول محرری اشناو موافق سلیقه وذوق ادبیات عصری در زمینه نشریات عرفانی خدمت می نمایند ؛ جراید ، مجلات ، مجموعه های علمی ، ادبی ، سیاسی وغیره هر کدام بنوبه خود در مرکز و ولایات ما طلوع وغروب کرده ارباب حکومت سابقه وفعلی ومحررین وطنی از بذل وایثار مقالات وكمك های قلمی ومعاونت های مالی نسبت بآنها خود داری نکرده اند والحاصل مطبوعات مملکتی از طبع ونشر هر نوع آثار و انتشارات مفیده تا يك اندازه مساعی بکار برده ولی متاسفاً در جنب همه آن آثار و شایعات متعدده عرفانی چشم اهل وطن بملاحظه يك اثر مستقیم اقتصادی روشن شده نتوانسته بود ، این ملت فقیر که همه آرزو های شان موقوف بپول ومعطل به سر مایه است مردیکه پیش از هر ضرورتی برفع غریت وفنر مالی توجیه دارند ، ملتی که بایست ازسرزمین توانگر ومملكت مالداروثروت مند طبیعی خود امروز تحت استفاده ثروتی نمایند ؛ بجای شنیدن و فهمیدن و مطالعه علوم وآثار اقتصادی وقت شان بمطالب زاید از لزوم دیگر اشغال کرده می شد .\n\nدر همین مملکت مستعد توانگر وبرای همین ملت فقیر مجله یا جریده یا چند سطونی در پاورقی جراید بعنوان مطالبات اقتصادی وجود داشت ، ازین جهت روح اقتصادیات ما مختنق شده ادبار ملی باین ملك وملت رخ نمود ، هیچ کس از پیشه خود راضی نبوده زحمات و عرق زیری طبقات مختلفه تجار ، فلاح ، صنعت کار را بی نتیجه وآر زوهای هر کدام در آخر بیاس مبدل می گردید.\nتجار ما از سالیان قبل تا این نزدیکی ها بواسطه بیخبری از راه و رسم و طریقه های تشکیل کمپانی و تودیع شرکت سرمایه و قایم کردن تجارت مستقیم با ممالک بزرگت و مغربی خود را از انحصار تجارت دلالی هند خلاص کرده نتوانستند .\nفلاحين وزار عين از عدم استحضار بقواعد علمی و فنی امور مذکوره قدوت نیافته بودند که لا اقل حوادث غیرملحوظه نباتات و ميوه ونقصانات وارده آنرا جلو گیری یا زحمات و محنت کشی اصول دهقانی و باغباتی سابقه خود را تخفیف بدهند ؛ شنیدن شرکت های فنی زراعت و استعمال آلات و اسباب موجوده آن در نظر شان افسانه یا خواب خوش تلقی می شد .\nصنعت کار ما غالب او قات قیمتدار شبا روزی را منحصر بهمان ساختن نعل اسپ و تیر چوب شکنی و دیگر جزئیات کم نفع مصروف داشته و بایست جزئی آلات وافزار کار خود را هم از خارجه ابتیاع\n\nمینمودند زیرا که بصنایع و آلات و ادوات موجوده اطلاعی بهم رسانیده نمیتوانستند\nآخراً ظهور این حوادث عده پیشه وران ما را از عدم نتیجه صحیحه شغل شان دلسرد و آنها ئیکه بیکار بوده و قبول پیشه را عبارت از همین چیز ها میدانستند آنها هم متنبه شده در سر تا سر مملکت عده های کاری و فعال این ملت را بیکار ساخت ، در صورتیکه بهزاران کار بر منفعت صحیح در مملکت موجودوبایست ما برای کار های خود از بیکاران خارجه هم عده را استخدام می نمودیم ، این بیکاری تاثیرات سوء در اخلاق عامه تولید کرده عده رهزن و قطاع الطريق و عده هم هو چی و ابله که بایست در سر بازار ها وزاویه های شهر و دهات نشسته زاید از اندازه خود حرف ها و سخن ها بتراشید و یکعده بزوکی هم حیات کوچی گری و چادر نشینی اختیار کرده مزارع ومسا كن اهالی پیشه ورمملکت را در هنگام عبور و مرور خود پایمال کرده و هزاران نوع خسارات بمردمان اهلی میرسانیدند .\nوالحاصل اگر این بیکاری وفقر عامه رخاوت و تنبلی یابی کفایتی اهالی نسبت کرده می شد خارج از انصاف بود زیرا انهماك وزحمت کشی و ذکاوت مخصوص اهالی و پیشه وران موجوده مارا هر شخصی منصفی که ملاحظه نماید تصدیق خواهد کرد که اهالی مااز اغلب اقوام خارجه فعال ترو ممتاز ترند.\nاگر از کم استعدادی و عدم ثروت های طبیعی مملکت شکایت کرده شود ، جلگه"}
{"book": "adl0789", "page": 33, "text": "صفحه ۱۰ ( شماره ۲ ) مجلد پنجم\n\nهای سرسبز و شاداب ، زمین ها و صحاری\nو دشت های قابل و جبال پرثروت\nو جنگلهای باهمیت و مواشی و تمام دارائی\nهای قدرتی خاك پرنعمت ما دلایل واضح\nو برهان قاطع بمقابل اشخاص\nمتعرض است .\n\nپس سوای اینکه گفته شود باین ملت\nمستعد قابل کسی طریق های کار کردن\nوراه و رسم اقتصادیات را نیاموخته اند\nو این ملت ازان چه باید بدانند بیخبر بودند\nو این بیخبری مسبب فقر عامه شده است\nکه دیگر نقص و ایرادی نبوده و این مطلب\nتاجای صحیح خواهد بود !\n\nامروز بعقیده ما کسانیکه علاقه مند\nبسعادت این ملت اند و کسانیکه میل دارد\nخدمتی باین آب و خاک کرده و این تشتت\nفکری و جریانات سوء اخلاقی مولد گذشته\nرا ازین ملت رفع نماید مخصوصاً کسانیکه\nقلم دارند و چیزی میتوانند نوشته بایست\nملت را بکار های سود مند اقتصادی و\nنشان دادن طریقه ها وراه ورسم آن\nدعوت نماید !\n\nمخصوصاً امروز ما که مطابق آرزو و\nآمال دیرین خود نشر مجله شریفه « اقتصاد »\nرا از حوصۀ وزارت جلیله تجارت ملاحظه\nمی نمایم این يك عالم مسرت وامید واری\nرا نشان داده آرزو های مارا این مجله می\nپالاند ، بمؤسس بزرگ ورهنمای یگانه\nسعادت این ملت اعلیحضرت غازی\nمخصوصاً بوالا حضرت اشرف صدراعظم\nصاحب که این مرد جلیل یگانه طرف دار\nاینگونه مطالب نافعه ملی هستند ادعیه\n\nخبرهاي خارجي\nراجع به معاهده گمرکي\nالمان و استريا\nدر شماره قبل راجع به معاهده گمرکی\nجرمنی واستریا و حس انتقام جو منی\nاز دول متحاربه و وضعیت و مناسبات سیاسی\nو نژادی این دو دول بقا رئین محترم عرض\nوضمناً متذکر شدیم که معاهده مذکور\nتا چه اندازه به سیاست اوروپا پیچیده گی\nو آینده ناخوش گوار تولید و تا به کدام\nاندازه افکار سیاسیون ودول اوروپا را\nبه خود جلب نموده است .\nراجع به این مسئله هنوز هم افق\nسیاست اوروپا تیره و افکار مختلف است\nچنانچه بتا ریخ ۲۷ مارچ يامبر مستر\n« هندرسن » سفرای انگلیس متعینه\n( برلين ) و ( ویین ) ، از صدر اعظم\nالمان و قائم مقام صدر اعظم استريا\nملاقات نموده و نظریه خود ها را راجع\nبه موافقه گمرکی استریا والمان ، پیش\nنمودند که : دولتین معاهدتين الى انعقاد\nجلسه مجمع ملل ( که به همین زودی ها\nخالصانه تقدیم و بنگارنده محترم آقای زمان منعقد میگردد ) بهیچ قسم عملیات اقدام\nخان ترکی که در نگارش این نامه محترمه\nذوق وعلاقه مخصوصی دارند تبريك گفته\nموفقیت شانرا از خدا تمنا می نمایم !\n\nضمناً از وزارت محترم تجارت و نگارنده\nعزیز و آندوات محتر میکه از نقطه همدردی\nملی مقالات فنی باین مجله بذل میفرمایند\nتمنای ما این است که قدرت مفکوره و\nادراکت ملی را در نظر گرفته مطالب را\nساده و تام فام تحریر و هم اگر مقتضی\nسرمایه مجله بوده باشد بعضی مطالب را\nجمه بفلاحت وزراعت ومالداری را بطور\nورقه های علاوه مجله طبع و در نقاط لازمه\nمجانی توزیع فرمایند ولی شرکت تجار\nوملاکین معروفه درین مجله حتمی باید\nبوده باشد و هم محترمین اهل قلم نگارش\nو كمك های فکری و قلمی را درین مجله\nنافعۀ ملی بهترین خدمات قلمی خود بملکت\nدانسته از نگارش مضایقه نفرمایند .\n( غلام جيلاني اعظمی )\nتنمایند .\nبجواب این پیش نهاد شان صدارت\nعظمی المان و استریا به همان نظریه سابق\nخود ( معاهده مذکور مطابق به پرتوکول\n۱۹۲۲ ژنو است ) تکیه نموده ، مداخله\nشورای مجمع ملل را بالكل بی اساس\nو غیر قانونی می داند\nوهم چنین یکی از جرائد سوینی مداخله\nو مداخله مجمع ملل را راجع به معاهده\nمز بور « صریحاً سعی و کوشش فاشین\nورساي دانسته ، از يك طرف تجاوز\nعلنی به حقوق مملكتين ، و از دیگر\nطرف سبب مجادله بزرگ بین المللی تلقی\nمی کند .\n\nاگر چه تا حال وضعیت فرانسه\nمعلوم نیست که کدام رویه را انتخاب\nو چه نظریه را اختیار کرده است ؟ ولی\nبا این هم گفته می شود که معاهده\nمذکور خیلی اضطراب و ، هیجان بزرگ"}
{"book": "adl0789", "page": 34, "text": "صفحه ۱۱\n(شماره ۲)\nمجلد پنجم\n\nبه فرانسه تولید کرده است و محققاً فرانسه به تعویق انداختن معاهده مذکور الی انعقاد مجلس بین الملل خیلی ها کوشش خواهد کرد.\nهمچنین است که جریده (ایزویستیا) وضعیت و اضطراب فرانسه را تحت مطالعه قرار داده چنین می نویسد: «فرانسه کوشش دارد تا تمام قوای خود را برای محافظه وضعیت خود در اروپا و بر خلاف موافقه المان و استریا آماده نماید فرانسه نه تنها از طرف «انتانت صغیر» و بریطانیه امید معاونت دارد، بلکه از طرف ایتالیا بنا بر موافقه بحری فرانسه و ایتالیا، و بسبب وضعیت ایتالیا به نسبت برتوکول المان و استریا، چشم امید دارد» و نیز جریده مذکور اساس های ورسای را تحت تنقید گرفته در آخر چنین میگوید «این هم یکی از کرشمهائیست که اساسهای «ورسای» در اروپا بعد از جنگ عمومی، «مخالفت های جدید» تولید می نماید.» (ا. ا.)\nریوتر:\nپاریس ۷ اپریل - گمان میرود که دولت بریطانیا، بروننگ رئیس الوزراء و کرتیش وزیر خارجه المان را برای ملاقات و سیاحت غیر رسمی به لندن دعوت کرده است به نسبت دعوت نمودن (هندرسن) رئیس الوزراء و وزیر خارجه المان را به لندن جرائد فرانسه مشتبه شده اند که زیر کاسه نیم کاسه است.\nهندر سن (وزیر خارجه انگلیس) موسیو بریان وزیر خارجه فرانسه را هم دعوت کرده است ولی موسیو بریان تاحال جوابی نداده است. گمان میرود که نماینده گان دیگر دول وخصوصاً ایتالیا هم دعوت کرده شود.\nرئیس جمهور فرانسه کی خواهد شد\nپاریس ۶ مارچ - مجله «دی ویوان» مسابقه در خصوص تعیین و انتخاب رئیس جمهور آینده به این عنوان بر روی قاریین خود گشاده است.\nدر جریان این ماه متخصصین بقرار ذیل دارای آراء شده اند :-\nموسیو دومرگ (رئیس جمهور حالیه) دارای ۱۷۴ رای\nموسیو بریان (وزیر خارجه حالیه) دارای ۱۵۴ رای\nموسیو دومر - ۱۱۵ رای - موسیو پول پانووی ۹۴ رای - موسیو ماژینو ۶۵ رای - موسیو تاردیو ۵۵ رای موسیو هانریو ۵۳ رای - موسیو جارج لیگ ۴۷ رای - موسیو لثان برنارد ۴۱ رای.\nزلزله در مقدونیه\nبودا پُست - ۹ مارچ - در یوگوسلا و یا درین روزها ۳ زلزله شدید واقع گردیده و قرار اطلاعات اخیره ۱۶۰ نفر تلف شده است.\nاستعفای کابینه جاپان\nتوکیو - ۱۱ اپریل - در اثر علالت (هاما گوچی) کابینه جاپان مستعفی شده است.\nتاس :\nنمایش صناعتی شورویه\n(در ایران)\nماسکو ۴ اپریل - نمایش صناعتی شورویه در طهران افتتاح و در نمایش مذکور ماشین های خواجه گی، دهقانی، ماشین نساجی و ماشین محصولات نفت در معرض نمایش گذاشته شده است.\nبرای افتتاح نمایش مذکور اعضای حکومت و نماینده گان تجارتی و دوائر عمومی حضور بهمر رسانیده بودند.\nخبر های داخلی\nمسابقه فت بال\nمتعلمین امانیه : وحربیه\nچندی قبل از طرف طلبای مکتب امانیه دعوت مسابقه به مکتب حربیه داده و موعد آن بروز یکشنبه ۱۳ ثور قرار گذاشته شده بود همان است که حسب وعده در روز به ساعت ۵ بجه و ۱۵ دقیقه عصر شروع و به ۶ بجه و ۴۵ دقیقه اختتام یافت.\nهر چند بازی هر دو طرف مساوی بود بيك شعف و سرور، اختتام یافت ولی دو گول اول را مکتب حربیه و دوی ثانی را مکتب امانیه نمود.\nع ش معین صاحب اول وزارت حربیه رئیس صاحب ارکان حربیه و با دیگر صاحب"}
{"book": "adl0789", "page": 35, "text": "صفحه ۱۳\n( شماره ۲ )\nجلد پنجم\n\nمنصبان و ع س مير سيد قاسم خان معين معارف هم حضور داشتند .\nبعد ختم مسابقه ، مدعوين محترم و باقی اهل معارف برای صرف چای که قبلاً تهيه شده بود ، تشريف بردند درين بين آقای عبدالفتاح خان متعلم مكتب حربيه خطابه ذيل را ايراد نمود :\nحضار محترم وبرادران عزيزم .\nبنده از جانب خود وهمقطاران مكتب حربيّه ام نسبت باين حسيّات برادرانه و گرمجوشيهاي دوستانه مكتب عالى امانيه اظهار تشكر وامتنان می نمايد -\nعزيزان عرفانى .\nحربيّه ومعارف وطن گاهی از هم تفريق وتفكيكی نداشته چشم يك ملت ومملكت اند .\nهمين كه ملت روح مملكت وروان حكومت است - حكومت هم باعث تجميع وتأمين كافه افراد ملت ودر نتيجه لازم وملزوم يكديگر اند -\nقوای حربی درصورت عدم تعاون عرفانی پايه ومرتبه نداشته - نيابتاً همواره تكميل وتأمين معارف ذريعه حربی شده يعنی بالاخره به آغوش وهمدوش يكديگر اند- زيرا معارف بامراودات معنوی و حربيّه نظر بقوای جسمانی درترقی وتعالى مملكت خويش رفاهيت وبهبود وطن مقدس وملت را باز يافت ميدارند -\nبدين ملاحظه تربيه جسمانى اهميت فوق العاده داشته به شعبه و قوه عرفانى و حربی ضروری ولازمی است ممالك متمدنۀ امروزه تربيۀ جسمانى را باندازه بکار برده اند كه شاملين كلپهای فت بال وغيره . کشمکش و اصرار حيات خود را بآن می نمايند - حتّى موقع سياسی بآندارد قوه و طاقت ممالك را نسبت به کلپهای متنوعه اش می شمارند همين طور مسابقه های دوستانه نيز محبّت واتحاد را زياد نموده باعث ترقی قوای معنوی و جسمانی افراد می شود - مسابقه كه امروز بين مكتبين امانيه و حربيه صورت گرفت اميد است به تلذذات دوستانه شان افزوده باشد - محبت و اتحاد يرا كه سرمايه ترقی و تعالى ملك و ملت است نتيجه دهد -\nگمان نرود كه دائماً غلبه يك تيم يا يك جنبه او تأييد نمايد - بار ها ديده شده كه كلپهای بس ماهری چندين گولها خورده و مغلوب شده اند ولی باز هم بمان شوق و ذوقيكا بوده اند مداومت كرده بل از آنهم بلند تر رفته اند مسئله رقابت در بين همكنان نسبت بعلوم فنون غبطه گفته می شود كه شرعاً و وقتاً جايز است - از همين جا است كه مسابقه ها غبطه طرفين را فراهم ودر نتيجه سبب ازدياد فني شان می شود -\nپس عينى ندارد كه من باختم يا شما برديد - باقی دوام سلطنت اعليحضرت غازی مان شاه افغان در خواست كاميابى دارين ملت عزيزم را ميخواهم .\nبعد ازان ، آقای محمد رضا خان متعلم صنف ۱۱ مكتب عالى امانيه ، بجوابیه فوق و در موضوع سپورت خطابه ايراد نمود ، و مجلس مذكور با يك جوش و خروش برا درانه خاتمه يافت .\n\nورود وزير مختار\nعاليقدر جلالتمآب « هيروت همپوریل » وزير مختار دولت بهيّه المان ، بروز شنبه ۱۲ ثور ، وارد کابل گرديدند .\n\nفكاهيات\nدلاك\nجوانی در دوكان دلاك رفت خواهش نمود تاريش او را بتراشد ، ولی بسبب كند بودن تيغ خيلى متأذی شد . در اين اثنا اشتری در سرك ( بع بع ) زياد ميكرد ؟ دلاك آهسته از خود پرسيد !\nاين را چه بلا زده كه اينقدر صدا ميزند .\nجوان فور آ بجواب گفت : شايد ريش او را ميتراشند .\n\nديگر\nاثنای كه دلاك ريش يك نفر را ميتراشيد روی او را چند زخمی كرد . در نصف كار شخص روی خود را در آئينه كه ديد ، صدا زد : پس مراهم يك تيغ بده تا از خود مدافعه كنم .\n\nمطبعة انيس"}
{"book": "adl0789", "page": 36, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 37, "text": "احمد شاه\nتاجر ماشین ها و عموم لوازم علمی و فنی\n\nتیلفونهای اریکسون\nاریکسون فابریکه است که در سنه ١٨٦٦ تقریباً در تاریخ اختراع تیلفون\nتاسیس شده و اکنون در اکثر ممالک دنیا قریب پنجاه فابریکه بزرگ بنام\nاریکسون وجود دارد که سامان تیلفون و تلگراف جدید ترین سیستم ها\nرا می سازند فابریکه مرکزی اریکسون در ستاك هالم ( سوید ) و شعبات\nاو علیحده فابریکه هائیست در فرانسه انگلستان لهستان ، اسپانیا\nاستریا چکوسلاواکیا هالیند هنگری ـ ایتالیا پولاند و علاوتاً\nبتقریب پنجاه نماینده گی در ممالک بزرگ دنیا دارد .\nفراموش نشود که احمد شاه تاجر هم نماینده گی فابریک اریکسون را\nدارا ست و بهترین سیستم تیلفون های دنیا را با لوازم مکمل آن بمناسبترین\nقیمتی به طالبین فروخته و رضایت مشتریان را از همه حیث فراهم خواهد آورد\nخواهشمندان و طالبین اینگونه تیلفون ها و غیره سامان آن بتجارت\nخانه او که واقع بازار جنوبی ارگ کابل است رجوع خواهند فرمود ."}
{"book": "adl0789", "page": 38, "text": "۳\n\nانیس\n\nجریده ملی\n\nقیمت اشتراک\n\nدر افغانستان ۱۲ افغانی\nمحصول پوسته اطراف و ولایات داخله ۲ افغانی\nطلبه معارف ۷ افغانی\nدر ممالک خارجه ۲۰ شلنگ\n\nلطفاً پول اشتراک که بتوسط خزائن دولت فرستاده میشود باید\nرسید عوض و معاوضه باشد\n\n( مطبعه انیس )"}
{"book": "adl0789", "page": 39, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 40, "text": "شماره ( ٣ )\nمجله ( ٥ )\nانيس\nاشتراك سالانه ١٢ افغانی\nاداره : کابل جاده ارگ\nمحصول پوسته ٢ \"\nمؤسس و نگارنده مسئول\nخارجه ٢٠ شلنگ\nمحي الدين\n٢ شنبه ١٠ ثور ١٣١٠\nتاسیس ١٣٠٦\n٢٢ ذیحجه ١٣٤٩\n\nعسکریت چه میخواهد\n\nهم چنانکه يك مملکت برای ادامه حیات خود در جرگه ملل عالم به ثروت و غنا احتیاج دارد، بهمان صورت، بلکه بارها بیشتر از ان ، جهت حفظان حیات و وقایه شئون مملکتی ، وعزت النفس مملکت ونگهداشتن حریت و استقلال در جرگه ممالک به عسکر و عسکریت محتاج است. عسکر را می توان بکمال صحت با حکومت بچنان رابطه مربوط و چنان نسبتی منسوب دانست که روح را با جسم.\nقوه اجرائیه يك حکومت بدون وجود عسکر صحیح و مطابق به مفاد معنی ندارد . و تا به اندازه که بمشاهده پیوسته است هر قدر ملل ترقی نموده اند و سامان تمدن را بیشتر فراهم آورده اند باین چیز ( که آنرا می توان بدون مبالغه حامی حیات ملل دانست ) بیشتر احتیاج محسوس کرده اند، و هر قدر بلند تر رفته اند بهمان اندازه مجبور شده اند عسکر خود را بيك معنی صحیح تر و شکلاً به حقیقت نزديك تر عسکر بسازند ازین جاست که دول تمام قوای خود شب\n\nو روز محض برای تعلیم عسکری صرف نموده ، و در نتیجه عسکری به صحنه دنیار می برارند که دیده و یا اقلاً شنیده ایم .\nمقصود ما درین جا این نیست که به فلسفه این مسئله که عسکریت را چه چیز روی کار آورده است پرداخته ، از رقابت های ملل ، و تزاحم حیات بحث نموده ، یا در عقب آن بیفتیم که انسان چه اقامتی دارد و آن باو چه می کند این چیزی است که ما را از عنوانی که اختیار کرده ایم بقدری دور تر برده و برای ما مفید ثابت نخواهد گردید .\nبرخلاف آن چیزی که ما میخواهیم بگوئیم اینست که در هیچ وقتی از اوقات يك مملكت اگر چه باندازه دول متمدنه عالم باشند نه می توانند از عسکر و عسکریت بی نیاز گردد . حتی دران ممالک نیز با آنکه ملل دنیا مانند ما منتظر نه می باشند که دیگری برای شان کار کند بلکه بر عکس برای جزئی ترین مباحثه که در اطراف امور حیاتی شان می شود تا به شکستن سرهای خود ایستاده اند و کار خود را به تمام معنی آن خود آن ملل به پیش می برند ، باز هم اجرائیه حکومت را\n\nبه هیچ صورت نه تعلیم یافته گی افراد ملت و نه اینکه مفاد خود را میدانند و خود می سنجند و خود در صدد بدست آوردن آن می بر آیند . و نه اینکه حکومت در پیش برد مفاد خود اکثراً از منطق صحیح کار می گیرد . هیچکدام این چیز ها و چیز های دیگری از همین قبیل نه می تواند از داشتن عسکر وقوه انضباط وغیره بی نیاز سازد .\nعسکر امروز جزء لازمی و عامل مهم حیات داخلی و خارجی مهالك بشمار میرود ممالك عالم لازمست برای طی نمودن راه ترقی وتعالی، فرصتی و اختیاری داشته باشند ، و تنها چیزی که این فرصت و اختیار را به ایشان تقدیم می نماید ، استقلال ورهائی از زنجیر غلامی اغیار است واین را براى يك مملکت بجز داشتن يك عسكر صحیح که مدافعه حیات و آزادی آن مملکت را متصدی گردد دیگر چیزی ضمان داری نمی تواند بکند . اگر ملل عالم مجبوراند حکومتی یا قوه اجرائیه داشته باشند ابداً نه می توان ازین انکار نمود که به عسکر لزوم قطعی دارند، مخصوصاً در مملکتی مانند افغانستان شاید اگر نظری"}
{"book": "adl0789", "page": 41, "text": "صفحه ٢ ( شماره ٢ ) مجلد پنجم\n\nمدققانه به عقب وهم چنان به حال و با از در فهرست سربازان مملکت، با محض بر داشتن و تعلیم اصولی در دماغ فرد عسکر جای\nآتیه خود بیندازیم ، حاجت اندو اهد بود تفنگ نیست . شخص تفنگ انداز را بگیرد ، هموار يك محرك قـوی و سائق\nاز ضرورت آن بحثی کنیم . چه به عقیده می توانیم شجاع بگوئیم ، ولی نه می توانیم بزرگ برای سوق دادن عسکر به طرف\nما احتیاج ما بآن در نزد هر کس بیش از بگوئیم عسکر است ، چه عسکریت چنانچه فدا کاری و جانفشانی می شود . و بدون\nبدیهی آشکا را خواهد بود . دنیا تجربه نموده است و چنانچه عقل سلیم آن توقع جا نـدا دن از عسکر در\nاینکه عنوان تحریر خود را «عسکریت اشاره می نماید از وضع عسکری راه مقصود خود عبارت از فکر باطل است\nچه میخواهد » اتخاذ نمودیم ، مقصود ما به اخلاق سر بازی بیشتر احتیاج دارد می بینیم هر ملتی از ملل دنیا که عسکر\nاین است که میدانیم و می بینیم و هم می شنویم یعنی عسکر باید دارای اخلاق سپاهی گری دارد ، ترانه های ملی دارد ، اتن ملی های\nکه حکومت ما این مسئله را پیش تر از انکه و سر بازی باشد . عسکر بدون اخلاق را به عسکر خود می آموزد . اشعار و\nما تصور می کنیم احساس نموده وبرای که مسلکش متقاضی ان است حقیقت ندارد غیوری را که در ان از عنعنات تاریخی\nترقی عسکریت و تولید عسکر صحیح درافغانستان و نه می تواند بدون آن رول مهمی را به کلمات مهیجی بحث می کنند بایشان\nاقدامات سریعی دارد . و پرو گرام های که در حیات ملل داود بازی کند و یا تعلیم میدهد . ایا این همه برای چیست ؟\nخیلی وسیع ومفید ترتیب وتدوین نموده وظیفه مشکلی را که بر دوش خود گرفته باین سوال جوابی که می توانیم بدهم\nاست . وشاید هم چون افکار بسیار عالیتر است ایفا نماید . اینست که بوسیله آن می خواهد احساسات\nوباتجربه تر ازما این مضمون را موضوع یکی از اخلاقی که در عالم عسکریت عسکر را به شور بیاورد ، سوزی در دل\nبحث قرار دا دـ اند به نظریات عاجزانه بیشتر از همه محتاج به است « وفاداری » های شان تولید کند و یا بعبارت براقاده\nمادران زمینه احتیاجی باقی نمانده است . است و بدون وفاداری نه میشود از عسکر تر آتش حمیت و غیرت را در وجود شان\nمعہذا اگر در باب ضرورت واحتیاج خود کاری بگیرند که وجود او برای آن لازم بیفروزد ، و دادن سروجان و ریختن خون\nبآن ، و یا در باب اصول تربیه مکاتب حربی است . عسکر تا وفای کامل نداشته باشد را در نظر شان بدأی وسیله آسانتر بسازد\nو تعلیمگا های عسکری چیزی نگوئیم پایداری و تحمل را ، که یکی از خصال وفای را گر به حقیقت امر نظری کنـیـم\nاخبار مابه حیث یکروز نامه ملی مجبور بزرگ سر بازی است نمیتـوان ازو همین تاثیر را بر وجود عسکر اجرا می نماید .\nومکلف است باینکه جوانانی را که درین امیدوار بود و در معر که ها وجدال ایشانرا به مقصود شان صادق می سازد ،\nمسلک مقدس داخل اند وعسکريت ما های فوق العاده که در ایجاد آلات ناریه حس شجاعت وغیرت میدهد . به هیجان\nاز ایشان مرکب است مخاطب خود مخوفه نموده اند اگر عسکر از پایداری می آورد ، دست می کنند ، ولذا براری\nقرار داده فراز اقتضاي وظیفه وجداني خود و تحمل کار نگیـرد ، و ا گـر حـس بدست آوردن مقصود خود بکمال آسانی\nچند مسائلي را که براي افراد داخل این وفاداری خون او را در عروق و شرائین سر می بازند و خود را فدا می کنند .\nمسلک محترم لازم میداند بعرض رساند. و جسدش بشدت تمام بگردش نـیـاورده عسکر بـدون وفا داری نه می توا ند\nاینک میگوئیم که عسکریت عبارت از پوشیدن و تولید حمیت نکند ، مقاومت نمودنش مصدر کاری گردد . چنانچه دیدیدیم که\nلباس عسکري ويا داخل شدن اسم انسان از عقل بعید است . وفاداری مخصوصاً آن در حکومت سابق بنا بر سوء رفتاری که\nحس و فاداری که در نتیجه تربیه صحیح ( بقیه در صفحه ٨ )"}
{"book": "adl0789", "page": 42, "text": "صفحه ۳\n( شماره ۳ )\nمجلد پنجم\n\nبقلم آقای میر غلام محمد خان :\nیادي از شعرأي وطنی\nدقیقی بلخی\nنصف قرن چارم هجری\n\nمقدمه : در جهان ادبیات مشرقزمین ، زبان فارسی موقعیت نفیس و بلندی را ، همیشه دارا بوده است. و درین میانه ادبای افغانستان و فارسی افغانستان ، رولهای مهم و سحر پروری بازی کرده اند .\nافغانستان در زمانه های قبل المیلاد یعنی هنگامیکه در ممالك هند و فارس زبانهای سانسکریت و فرس قدیم مراحل ابتدائی را طی مینمود ؛ هم در عالم ادبیات جای مخصوصی را احراز کرده ، و در همانوقتهـا بود که اوستای مشهور در زابل باکتریای تورکنت ( افغانستان ) یعنی زبان « زند » مرقوم و منتشر گردید .\nولی بعد از انیکه اسکندر مقدونی زبان فرس قدیم را که جانشین زبان زند نیز گردیده بود از تخت به تخته کشید و سلوکیها ( جانشینان سکندر ) یونانیت را بتمام معانیش در ممالك افغانستان و پلو چستان و فارس ترویج نمودند ، تا زمان خاتمه کار پارتها در غرب افغانستان با کلدانهای ساسانیان فارس، دیگر اثری و خبری از ادبیات افغانستان در روز کارها باقی نماند.\nدر زمانیکه ساسانیان فارس زبان پهلوی را ترقی میدادند ، بعلاوه زبان پشتو در جبال افغانستان ، زبانهای : زابلی ، سیستانی ، هروی نیز در بلاد افغانستان معمول و مروج بود . اما دخول عربیت\n\nبا مذهب و شمشیر ، آثار علمی و ادبی این السـنـه را فی المثل اگر بوده است، هم بکلی محو و نابود نمود . تا حدیکه در یکقرن بعد الاسلام زبان پهلوی از جمله آن السنه اعم معدوم ومنسی گردید ، و کتب علمیه او در بطون حمامها بسوخت .\nهکذا زبانهای : زابلی ، سگزی، هروی تنها زبان پشتوی قدیم در سایه عاریت جبال شامخه خویش از دستبرد صر صر حوادث ، و تركتازان سپای وسطی در قلال کوها الی یومنا باقی و مسلم ماند . ولی جای علم و فن از جانب تمام السنه اسای وسطی اسلامی ، همان برای لسان عرب تخلیه گردیده بود .\nاز اختلاط زبان عرب با پهلوی فرزندی بعرصه شهود بر آمد که آن را فارسی موجوده نامند ، ما در میان خراسان برای پرورش این طفل نوزاده که نتیجه اختلاط چیزی کم دو قرنه زمانی بود ، بذل مساعدتی نمودند ، و ادبائی در آن میانه پیدا شدند ، که شعر های فارسی آمیخته بعربی سرودند ، حتی ابو العباس مروزی اولین شاعر خراسان بود که در سال ۱۷۳ هجری صله اشعار خود ، از حضرت مامون که یکی اجله فضلای وقت بود ، بعطایای خوب تمتع و سرفراز گردید .\nبعد از مامون الرشید دیگر عوامل عرب وقعی بزبان فارسی نداده ، بلکه در امحای آن بذل غیرت مینمودند ، زبان علمی ، ادبی ، رسمی همان زبان عرب بود. نظامی عروضی سمرقندی در تذکره مشهور\n\nخود ؛ که بنام علیشیر اهدا کرده مینویسد : ۔ اعراب کتب فارسی را ( فارسی مقصد از پهلوی داشته ) در مملکت فارس محو کردند ، در خراسان نیز عبدالله بن طاهر عامل عرب ( اینشخص ذاتاً فارسی بود ولی تسلط معنویه عرب روح ملیت اورا سقوط داده بود ) شخصی کتاب وامق وعذرا را که بنام انوشیروان جمع شده بود اهدا نمود . امیر عبدالله بفرمود تا کتاب مذکور را در آب بشستند و جواب داد برای ما کتاب کریم کافیست. این امیر در حدود نصف اول مائه سوم هجری نیات خود را نسبت بزبان غیر عربی اینچنین اظهار کرد .\nولی اتفاقاً در نصف های ثانی مائه سوم هجری ، وسایلی در مملکت افغانستان و حواشی آن فراهم آمد ، که علی الرغم این نیـات ، زبان فارسی سر از نو در حوزه السنه ادبی آدنیا داخل گردید . این وسائل عبارت بودند از حکومتهای فاضل و ادب پروری که در افغانستان ، مثل صفاریان سیستانی و ناصریان غزنوی ، و یا از اهل افغانستان مثل سامانیان بلخی ، باحیا و ترقی ادبیات فارسی مساعدت و مسارعت ورزیدند .\nصفاریان سگزی در نیم قرن اخری مائه سیوم هجری از شعار فارسی حسن استقبال نمودند . سامانیان بلخی اواواخر قرن سیوم تا اواخر قرن چهارم هجری در اسکلت و استخوان بندی این ادبیات روح وخون زندگی را حلول دادند ."}
{"book": "adl0789", "page": 43, "text": "صفحه ٤ ( شماره ٣ ) مجلد پنجم\n\nاما غزنویان مرکزی از اواخر قرن چهار تا نصف های قرن شش هجری این جسم لطیف را از روی زمین برداشته در فضای ترقیات و مسند جمال نشاندهند.\nادبا و شعرائی که در دوره های این حکومران ثلاثه، اسباب احیا و اعتلای ادبیات فارسی گردیده اند، قسمت عظم و مهمترین آن شعرای افغانستان بوده اند. مثلاً در عهد طاهریان و صفاریان، از مقدمان این فن شریف حکیم حنظله باد غیسی ( هراتی ) استاد ابو شکور بلخی، محمود وراق، فیروز مشرقی و امثال آنها بشمار میرفتند. در عهد سامانیان قبل از رودکی بخارائی و بعد ازو، اساتید ادبیات: استاد ابو الحسن شهید بلخی، دقیقی بلخی استاد مرادی و طخاری و غیرها بودند. در عهد غزنوی خود چگوئیم که استثنای بعضی دیگر هر چه بودند شعرای افغانستان بودند مثلاً: عنصری بلخی، منوچهری بلخی، عسجدی هروی، فرخی ابو الفتح بستی، فراهی، پنجدهی، ربیعی سنگزی، حکیم ناصر خسرو علوی، ابو رجاء غزنوی، بدیعی رباطی، ابو الفرج، حکیم سنائی، مختاری و غیبی و غیره و غیره این شعرائی که گفتیم هر يك در حدذات خویش از پیشوایان و سر بر آورده گان قافله ادبیات فارسی میباشند .\nبعد از هبوط غزنی، شعرای افغانستان، دوره های ادبی سلاطین غور و سلجوق و خوارزمشاهیان را بر روی کار آوردند. از قبیل : ابو القاسم رفیعی، ابو بکر جوهری حکیم ازرقی هروی، عبد الواسع جبلی\nانوری بلخی، سید حسن غزنوی سدید الدین بیهقی ( مقری ) صابر حکیم ترمذی، ظهیری غزنوی، فرید الدین کاتب بلخی، چاوش غوری، مولوی روم بلخی، رشید الدین وطواط بلخی سراج الدین بلخی، علاء بلخی، سیف الدین اسفرنگی و غیرها.\nدر افغانستان از ادبیات سخت تقدیر میشد، تربیه خانواده ها حتی خاندان های شاهی بر اساس ادبیات فارسی افغانستان گذاشته می شد . سلطان محمود قاهر لذابا والدین و سلطان مسعود شهاب الدوله و جمال المله وعلاء الدین و بالدین سلطان حسین جهانسوز غوری هر يك في حد ذاتها از شعرای با ذوق شبهاز میرفتند صاحب چهار مقاله سمرقندی میگوید: در وقتیکه جهانسوز غور، بانتقام سیف الدین سور برادر خود غزنیان غالی را آتش زد و آل ناصر و محمود را از نمود، احدی قادر بتکلم اسمای سلاطین غزنوی نبودند با آن سلطان حسین قصاید و مدایح شعرا را که در مدایح ال سبکتگین بود بزرا خریده و در خزاین سلطانی محفوظ نگاه میداشت و خودش دایماً از ابیات فردوسی در مذبح محمود این سه بیت را ترنم مینمود :\nچو كودك لب از شير مادر بشست\nبگهواره محمود گوید نخست\nبتن زنده پیل و بجان جبرئیل\nبکف ابر بهمن بدل رود نیل\nجهاندار محمود شاه بزرگ\nبا آبشخور آرد همی میش و كرك\nسیلاب شرور و فتن مغول، متلیکه شهر های معمور افغانستان را بخرابه زار ها تحویل داد، همچنان عرصه ادبیات افغانستان را سنگلاخ و تشکنه و کمیت قرایح و ذوق وها را سوده و لنگت ساخت . از این به بعد است که ادبیات فارسی رو بانحطاط روان شد، و این دوره فترت ادبی تا عصر دوازده هجری طول کشیده در طی این دوره در مملکت فارسی وغیره ها شعرائی که بمنصه شهود بر آمدند از رحجان سبک و شیوه شعرای متقدم افغانستان بسخن سرائی آغاز نمودند، گویا سنت سنیه شعرای افغانستان از قبیل : جبلی، فرخی، منوچهری سنائی، مولوی معنوی، ازرقی، مختاری و غیره تا اوایل عصر حاضر در ممالک فارسی شناس حکومت مینمود. پس ازان دوره ادبیات جدید فارسی آغاز میکنند که ما ازان سخن نمیگوئیم.\nدرینجا منظور نیست تاریخچه ادبیات فارسی مرقوم گردد، ولی برای ذهنی شدن مطلب که عبارت از وقوف بمقدار شعرای کبار وطن است، تحریر این مقدمه كوچك لابد بود. شعرای افغانستان از انظار اکثر ابنای جهان حتی اولاد افغانستان تا اندازه ئی محجوب و مستور است. هنوز بر ابو نصر فاریابی، ابو حنیفه اسکافی ابو المؤید و شقیقی بلخی، فرخاری و و قطران بلخی، منجيك و معزی، عماری و مجد الدین نصر الله، بالاخره از رابعه بلخيه و عايشه درانیه و امثالهم معلوماتی در دسترس عموم نیست ."}
{"book": "adl0789", "page": 44, "text": "صفحه ه\n(شماره ۳)\nمجلد پنجم\nتذکره ها و تاریخهای عمومیه که در موضوع شعرای فارسی زبان نوشته شده از این مقصد دورند. شعرای هرات و غوری و طبقی در زیر عنوان خراسان فارس آمده و گذشته اند. شعرای بلخ و مرو و طخارستان و تمام نواح شمالی افغانستان در ذیل تورکستان پوشیده شده اند. فقط شعرای غزنین وغور تا حدی محفوظ مانده و دستی نخورده اند.\nمسئولیتی ازین راه بتذکره نویسان ادایی عاید نمیشود ، چونکه اسم اصلی افغانستان بعد از ظهور اسلام از میان رفت ، اعراب او را (خراسان) نامیدند ، و شاميان باختر گفتند ، فارس ها قندهار و کابل خواندند ، تورکها سیستان و سند و هندوها بلخ و هرات شمردند. مورخين نيز این مملکت را گاهی بنام سلاطین آن، غزنوی وغوری و غيرها گفته ، و گاهی اهالی و اقوام آن را باسمای بلاد آن کابل و بدخشانی ، مروی ، مکمری هراتی و بلخی و امثالهم حساب کرده اند اما (افغانستان) خود اسمی است که از دو صد سال است باین مملکت گذاشته شده ، و لهذا نمیتوان تاریخ های علمی و ادبی ، سیاسی و عسکری ، اقتصادی و فنی این مملکت قديم و قویم را در زیر عناوین «افغانستان» به شبانی میسر و موجود نمود. و همین نکته است که با عدم وسایل علمی وفني شانه بشانه داده ، وطن عزیز ما را از پهلوی تاریخ ملی بفقر و احتیاج دوچار گردانیده است.\nبا کل حال بمقصد جلب توجه فضلا\nو دانشمندان مملکت ، خواست شد در تحت عنوان (پاره ی از شعرای وطن) به ترجمه حال یکی از سر گروه گان شعرای بزرگ وطن ، پرداخته بشود.\nاین شاعری که ترجمه احوال او منظور است في نفس الامر در عالم تاریخ ادبیات فارسی از مشاهیر و متقدمین او تعریف است بعلاوه نویسنده چون از اهل شعر و ادب نبوده و تتبعاتی در این رشته بعمل نیاورده، لا محاله این ترجمه حال از نقطه نظر انتقاد ادبی و یا تدقیقات علمی نوشته شده ، و نه از جنبه تاریخ حاوی مقاصد تعبیه، یعنی سوانح شاعر و تفضیل زنده گی او نمیباشد . تنها درینجا نصب العین عاجز، همان جلب توجه فضلای محترم وطن و نظر است به علتی که قبلاً عرض شد. و نظر بموقعیت و زمان مناصب میباشند. در این موضوع مقالات مسلسل و او را گنده و ناقص باشد، در مجلات وجرائد وطنی منتشر گردد ، این تناقض وعدم ترادف أسباب تناقض بامقصد نخواهد گردید، که در آینده این مقالات جمع و یا اگر بصفحت تقریباً يك تاریخچه ادبی افغانستان بمقصه ظهور بر آورده نشود ، اقلاً برای ترتیب و تالیف تاریخ ادبی مملکت يك ذخیره با قیمتی شمرده شود.\nبا معذرت از عدم استطاعت باین البته، بخشایش و اغماض ادبای بزرگوار واساتید محترم را از این محررات فقیرانه استدعا میشود.\n(باقیدارد)\nاوضاع حاضره مصر\nروز نامه تان در شماره اخیر مقاله راجع باوضاع حاضره مصر انتشار داده که خلاصه آن این است:\nهمینکه کابینه حاضره زمامدار امور شد وضعیت خاص آنرا احاطه و در تعقیب زمامداری او حوادث مهمی پیش آمد که نهایت اهمیت را داشت و سپس دو اشکال برای او پیش آمد که اصلاح و رفع آن بی اندازه ضرورت داشت.\nاشکال اول که وجبهه سیاسی داشت آرامش افکار، برطرف ساختن جنجال و مناقشه که نظامات مملکتی و امنیت را مورد تهدید قرار داده بود. و اشکال دوم که وجهه فنی داشت موضوع مالیه مملکت بود که سیاست کابینه سابق و اثر مداخلات متوالی در بازار چوب بطوری که نزديك بود رگ اقتصادی مملکت را بکلی محو سازد ، آن را فلج ساخته و فوق العاده ضرورت داشت که کابینه صدقی پاشا تا جائیکه میتواند بسرعت این موضوع را اصلاح نماید و براهت صرفه جوئی و اقتصاد را بخصوص در وجوه ذخیره که بالغ بر چهل ملیون لیره انگلیسی بود پیش گیرد و بهمین وجوه ذخیره نزديك بود بر اثر مداخلات سوم دو کابینه که پیش از کابینه صدقی پاشا روی کار بودند بکلی تمام بشود.\nاین انحطاط مالی وا به و علت بود اولا اینکه پارلمان مصر بودجه ۱۹۳۰ ۱۹۳۱ را با کسر ه ملیون لیره در مالیات"}
{"book": "adl0789", "page": 45, "text": "( صفحه ٦ )\n( شماره ٣ )\n( جلد پنجم )\n\nتصویب نمود که طبعاً مبلغ کسر مذکور از وجوه ذخیره احتیاطی جبران گردید و علت دوم که مهمتر و خطر ناکتر از کسر عایدات محسوب میشود بطوریکه پیش بینی عواقب و خیم آن هم بسی مشکل بنظر می رسید مداخلات متوالی دولت درامور وشئون مملکت از وجهۀ سیاسی که صدمه و سکت اقتصادی در آن واحد داشت و علاوه بر این موضوع پرداخت های پیشکی و سلف بمالکین و زارعین که حتماً منتهی بصرف و جوه احتیاطی می شد نیز ضربار عمل دیگر شده بود .\nوجوه ذخیرۀ احتیاطی در ابتدای سال مالی گذشته روی همرفته چهارده ملیون لیره پول نقد و بیست و سه ملیون اوراق مالی و سندات بود و همينکه ماه ژوئیه این مبلغ در حدود نوزده ملیون کمتر گردیده و رقم اعتبار مزبور در حد اکثر بچهار ملیون لیره پول نقد بالغ شده ولیکن اوراق مالی هم مصرف کردن بسی دو چار اشکال گردید و چیزیکه بیشتر بیدی وضعیت كمك كرد تنزل قیمت پنبه از يك طرف و بروز و شدت بحران اقتصادی عمومی دنیا از طرف دیگر بود که صدقی پاشا را مجبور باین نمود که سیاست عدم مداخله در این کار را پیشه نماید .\nیعنی دیگر دولت وارد بازار پنبه نشود و در عین حال صرفه جوئی کاملی در بودجه مخارج ادارات دولتی و تقلیل مخارج را ازرقم امتیازات وزارتخانه ها\n\nمنظور نظر قرار داده و ضمناً پروژ های اصلاحی عمومی را برای امور فلاحتی از نقطه نظر حفظ متوازن بودجه اجرا نماید.\nگفیم لایحه بودجه که پارلمان مصر در آوریل گذشته تصویب نمود متجاوز از نه ملیون کسر عایدات داشتند که از وجوه احتیاطی جبران شد و هر گاه حوادث خطر ناکی مملکت را احاطه کرده بود استثناء کنیم کسر بودجه يك كار عادی بود.\nبطوری که کابینه هائی هم که متعاقب کابینه پارلمانی روی کار میآمدند پستی و وجوه احتیاطی را برای اجرای پروژه‌ هائی اصلاحی بمصرف برسانند که برای مملکت عایداتی تولید و جلب نماید و بر اثر اجرای آنها تجدد اقتصادی و اجتماعی حاصل گردد .\nوقتيكه نهاس پاشا زمامدار امور گردید وضعیت بقرار ذیل بود .\nو جوه احتیاطی تقریباً بالغ بر چهل و سه ملیون و نیم لیره می شد که از این مبلغ دو ملیون و نهصد و پنجاه هزار لیره در صندوق دیوان و چهل ملیون نیم لیره هم تقریباً در خزانه داری کل موجود بود ، بنا بر این باید دانست با چه کیفیتی در ظرف چند ماه این رفاهیت و آسایش یکمرتبه بتنگدستی و پریشانی منتهی گردید تا جائیکه دولت حاضره را وا دار نمود يك تدابیر استثنائی اتخاذ نماید که خطریکه مملکت را در معرض تهدید قرار داده بود مرتفع سازد .\n\nاین انقلاب را هم دو علت بود یکی بحران اقتصادی دنیا که بازار های خارجه را بر روی محصولات مصر مسدود نمود و دیگری سیاست خطر ناکی بود که کابینه سابق بر اثر مداخلات متوالی در بازار پنبه و خرید اسناد و قبوض دولتی که مصرف کردن آنها بسی اشکال دارد اتخاذ نموده بود و باین ترتیب نصف مبلغ احتیاطی در ظرف قلیل مدتی تمام شد .\nفعلاً ستون ارقام و جوه احتیاطی چنین تشکیل داده شده است :\nقبوض قروض مصری ٨٠٠٠٠٠٠ و ٩ لیره انگلیسی\nقبوض بريطانيا ٧٨٥٠٠٠ و ٦ « «\nقبوض مختلفه ٧٤٠٠٠٠ « «\nجمع مبالغ قبوض ١٧٣٢٥٠٠٠ « «\nموجودی نقدی در بانک و خزانه داری ٥٩٩٠٠٠ و ٢٠ لیره انگلیسی میشود\nو اگر فرض کنیم که عملیات مالی سال ١٩٢٠ - ١٩٣١ مقتضی بوده باینکه سه یا چهار میلیون از وجوه احتیاطی پرداخت شود همان طوری که منظور هم بوده ولیکن باید در نظر داشت که بمصرف رساندن قبوض مصری فوق العاده خطر ناك است زیرا مواجه با يك سلسله اشکالات مالی سختی خواهد شد که قیمت قبوض مزبور را مورد تهدید قرار می دهند .\nهمانطوری که بر اثر اجرای این ترتیب اعتبارات مالی مملکت هم مورد تهدید قرار میگیرد"}
{"book": "adl0789", "page": 46, "text": "صفحه ۷\n\n( شماره ۳ )\n\nمجلد پنجم\n\nدر حالیکه قروض بریطانی را فوراً میتوان بمصرف رساند چه مبلغ احتیاطی که در نزد دولت مصر موجود می باشد فقط ده میلیون لیره است .\nبطور خلاصه وضعیت حاضره مملکت این بود و اینمسئله چندان اهمیت ندارد ولیکن در آنجا يك اشكال دیگری و جود دارد که فوق العاده دقیق و این تعادل دخل و خرج مملکتی در سال آتیه میباشد که در عین حال با یستی تمام اقام اعتبارات منظوره در بودجه با رسم اعتبارات پیش بینی شده و بودجه سابق را منظور داشت مخصوصاً ارقام اعتباراتی که خاص اجرای پروژ های اصلاحی باشد که برای تامین تطور اقتصادی مملکت چاره جز اجرای پروژه‌های مزبور نباشد شکی نیست که اقدام در اینکار اشکال دارد بویژه که ارتباط اعتبارات پیش بینی شده در بودجه با رقم اعتبارات سابق ایجاب می نماید که هیجده ملیون لیره بمصرف برسد در صورتیکه عایدات راه آهن و گمرکات هم رو بنقصان گذارده . پس تنها راه حل این اشکال تقلیل مخارج در تمام قسمتهای بودجه و حفظ وجوه ذخیره مملکتی است ، با اینکه اعتبارات پیش بینی شده در بودجه ۱۹۳۰ – ۱۹۳۱ کاملاً بر آورد نگردیده هیئت وزراء مقرر داشت که اعتبارات مخصوص بکارهای تازه متجاوز از ۵ ملیون لیره نخواهد بود و نسبت ببر آورد سال گذشته چهار میلیون و چهار صد و هشتاد\n\nهزار لیره نقصان داشت ، این بجای خود هیئت وزراء تقليل يك مليون و دویست هزار لیره هم از مخارج عادی مقرر داشته و بودجه مخارج مستخدمین دولتی و موسسات مربوطه را که بالغ بر چهار ده ملیون و هشتصد و نود هزار لیره در سال میشود بنسبت شش در صد در نظر گرفته و باین ترتیب مبلغی که متجاوز از شش مليون ليره میشود صرفه جوئی بعمل آورده و این مبلغ يك ششم از جمع کل بودجه مصر است و باین ترتیب کابینه حاضره خواهد توانست که تعادلی در بودجه مملکتی بدهد و بودجه مملکت بدهد و بودجه مخارج را با بودجه عایدات پیش بینی شده تعادل دهد و ضمنا هفده ميليون ليره هم از وجوه احتیاطی باقی مانده است .\nمالیاتهای عمومی منحصر باقلام ذیل است :\n۱۹۳۰ ۱۹۲۹\nعایدات مستقیم ۴۰۷۵ ۴۰۳۸\nعایدات املاك ۷۶۸ ۷۳۹\nعایدات گمرکات ۲۹۸۵ ۳۰۵۴\nمالیات دخانیات ۲۹۸۵ ۳۰۶۸\nو از این مقایسه اینطور معلوم می شود تفاوت قابل ذکری در عایدات مملکتی حاصل نگردیده فقط مالیات دخانیات نقصان پیدا کرده که آنهم واسطه اجرای تعرفه گمرکی جدید است که نقصان را مرتفع ساخت ولیکن با تمام این مراتب با یستی کاملاً در قسمت عایدات پیش بینی شده احتیاط نمود زیرا بحران اقتصادی\n\nتجارت صادرات و واردات را فلج ساخته و از این راه بیم آن میرود که در عایدات دولتی نقصانی رخ دهد همان طوریکه بیم آن میرود در مالیات مستقیم هم کسر پیدا شود زیرا نقصان عایدات مزبور گرچه تا کنون ده در صد کسر نشده است و این نقصان هم باین مقدار قلیل برای این بوده که دولت مدت اختلات متوالی دو بازار پنبه و بیرون ریختن هفده ملیون لیره از خزانه مملکت داخل آن بعمل آکین ، در این مورد دولت نا چار در وصول مالیات در سال آتیه بودجه با اشکالات سختی میشود بویژه که قیمت پنبه هم نصف شده است ، این در جای خود صحیح نقصان عایدات گمرکات هم که يك ركن اساسی عایدات مملکتی را تشکیل میدهد پیش بینی میشود در مقابل این وضعیت کوشش و اقدامات صدقی پاشا منحصر در تهیه و تدوین بودجه مملکتی گردیده و سیاستی عاقلانه که مقصود آن تقلیل مخارج دولت و حصول تعادل مالی باشد گردید و اجرای همین سیاست است که ضایعات را جمیع بقصد قرضه از خارجه را بکلی از بین خواهد برد .\n( کوشش )"}
{"book": "adl0789", "page": 47, "text": "صفحۀ ۶ شماره ۲ مجلد پنجم\n\nبقیه صفحه ۲\nعسکریت چه میخواهد\nبسیار مشکل در بین تعلیم داده می شود\nو فوراً اثری بعضی اوامر را از عسکر\nاقتضا می نماید . نسبت در بین عسکر\nو منصب داران بار ها پیش تر از رتبه یات\nدر بین فرد ملکی و آمران ملحوظ است .\nاین همه برای آنست که در روح فرد عسکر\nاطاعت و تحمل حکم را تزریق کند\nو به او بیاموزاند که حکم بحق در هر جا\nیا در هر موقع باید محترم و مرعی الاجرای\nداشته شود . فایدۀ وقت لا یتنه اثر ملزمی\nتعمیل حکمی که در نتیجه سنجش های\nبسیار باو داده می شود یا ماده باشد و حس\nاحترام به قانون بصری یا ذرۀ موقفی را باز\nنکرده .\nاگر عسکر را بطاعت نیاموخته باشند نظام\nصورت نه میگرد و انتظام مملکتکه امروز\nبدرجۀ اهمیت وارد گردیده که مفصل آن\nاگر کتاب نوشته شود هنوز کم است\nو تنها ، ازین مسئله که در اصول عسکری\nدر رحمت و گر شتر ترین نقطه را مرعی\nمی داند . می توانیم درک کنیم که\nانتظام در عسکر بایت صورتی از صور و\nهر حالی از احوال مرعی است و بدون\nآن هرگز مستحنی نیست .\nاگر عسکر اطاعت ننماید چا شد بامرای\nیک پلان وقائیه در میدان حرب ایفای\nکامران نه کرده هرچه تقدیم وظیفه یه\nعسکر بر فرد عسکر این را می دهد که\nراجع به وضعیت خود در حین پلانی از\nخود طرح نمود برای مرعی کند کید .\nاگر چنین بود شاید پیش از انکه عسکر\nبموقعیت آن جنگ به فاصله برسد ، تمام\nمقاصد خود را بی باخت . بلکه بیش از\nکشف وضعیت دشمن و مینماخته زیانراو\nتلفاجلات منی و علمی امرین ما فوق نقشه\nو پلانی ترتیب داده ضمناً بالسلیه بین افراد\nعسکر حکم اجرای آنرا میدهند . درین\nصورت اگر فرد عسکر نیز از خود فکری\nبدهد و یا در اجرای امر ما بطلی ورزد در\nصورت اول چه اختلال واقع خواهد شد\nو در صورت ثانی چه خساره را متجعل\nخواهد گردید.\nعسکریت از ما در هر حالت بیدریغ الیته\nکه شقاق شود آنرا به عبارت تصویر کند\nنه عسکر در میدان حرب فوه تهیه های\nمحمل مشکله دقیق جله بر موقع مستحکم\nدشمن یا مدافعه ان در یک موقع مدافع و یا\nتعرض داده می شود دیکاند چیزی که\nعسکر را با قبول نمودن این چنین اوامر\nمیشکل و بدار می سازد حس اطاعت یا هر\nآمر است . عسکر باید همواره بیش تر\nاز انکه کسی به کسی در دنیا اطاعت داشته\nباشد من قوماندان خود را اطاعت کند .\nسرعت حرکت وجل و ثقیل سریع\nدر عسکریت خیلی اهمیت درد . ولی در\nیه وسایل آن را قع زیادی میدهند . ولی\nاگر بدیده حقیقت رفتار کنیم وسایل\nمذکور بدون استعمال فائده ندارد و وقتی\nمفید دانسته می شود که بطور صحیح و\nمطلوب از ان کار گرفته شود . مگر او\nوسائل حمل ونقل سریع عسکری بدون\n\nبا عالم عسکریت از طرف بعضی از مامورین\nدر عسکر با نام و نشان وفا داری وجود\nنداشت و به محض انکه صدای شلکی از طرف\nت مقابل شنیده میشد در شکست ما را غنیمت\nداشته در خانه های خود می در آمدند\nیگانه چیزی که سبب این امر می شد\nبه عقیده ما این بود که عسکر ناولنته\nبود با بی علاقه گی و بیبدریچی که\nمی دید حس وفا را در دل خود لایم\nدرانید . و مأمورین نتوانسته بودند حلی\nوفا را در دل های عسکر ادخال نمایند\nورنه شجاعت اهالی افغانها چیزیست که\nتنها خودمانها نمی گوئیم بلکه هر کس\nبدان قائل و معترف است . چونا با\nنداشتیم از شجاعت ، نتوانستیم استفاده\nتوانستیم .\nعلاوه بر داشتن وفای کامل چیز دیگری\nکه در عالم عسکریت اهمیت زیاد دارد\nعبارت از ه اطاعت ، است . بعضی همان\nعصه را که وفا در عالم حیات عسکری و\nروح سربازی دارد ه اطاعت ، نیز دارد\nعسکر بی اطاعت اگر چه با وفا باشد باز\nهم ناقص است . ه قومانده های عسکری\nاز طرف منصب دار به لهجه خیلی آمرانه\nداده میشود ه عسکر مجبور است به مقابل\nرتبه بلند تر از خود در هر موقع رسم\nاحترام را بجا آرد و اگر نکند مجازات\nمی بیند ؛ در قومانده های عسکری احکام"}
{"book": "adl0789", "page": 48, "text": "( شماره ۳ ) مجلد پنجم\n\nاطاعت نه می توان کار گرفت چه برای استعمال لوازم مذکور ازهمه اولتر گردن نهادن عسکر به مقابل امر قوماندان لازم است . واگر بالعکس قوماندان چیزی بخواهد وعسکر ازان منحرف شود و تمرد ورزیده به کار دیگری اقدام کند نتیجه بجز بربادی وتباهی بی جا دیگر چیزی نخواهد بود ، وسلسله انضباط بکلی ازمیان برخواسته تمام مطالب را در بین هرج ومرج واختلال به بدترین صورتی خواهند باخت .\n\nبه عقیده ما اولین درسی که به عسکر باید بدهند واولین صفتی را که دروجود او باید تنمیه کنند عبارت از « حس وفا داری واطاعت است » و تمام صفات عسکری دراطراف این دو حس مفید چرخ می‌زند .\n\nشجاعت ، حمیت ! فداکاری ، انتظام تحمل پافشاری همه در نتیجه دارائی این دو حس لابدی درعسکر پیدا می شود . واگر این دو حس مکمل عسکریت در قلوب افراد عسکر جاکزین نباشد به خوبی و با دلیل های قاطع تاریخی وتجربی می توان گفت که عسکريت ناقص وغير مكمل مانده به حال يك مملكت ابداً مفيد واقع نخواهد شد ، وحکومت دراجرآت امور خود و حفاظت ناموس وطن ازوجود عسکر و سرباز طرفی برنخواهد بست .\n\nپس ازین مقدمات ممکن است باصحت جواب سوالی که عنوان ما متضمن انست بگوئیم که « عسکریت ازهمه مقدم تر وفا واطاعت می خواهد » .\n\n(...)\n\nصحيات\n\nلاغري علل و علاج آن\n\nاغلب جوانا ن و دوشیزه گان از نحافت و لاغری شکایت کرده و عقب چاره و علاج های که او لاغری نجات شان بدهد میگردند و در حقیقت لاغری هم چندان مستحسن نیست ، چه چاقی و فربوت و نشاط يك جوان دليل صحت و قوت جمالش میباشد . و جوانانیکه دارای بنیه ضعیف و لاغر میباشند در مبارزه حیاتی غالباً مغلوب آمده و از سلامه بدن و سلامت ذهن که لازمه جوانان است خوب استفاده نمیتوانند و لاغری هم بسه طبقه تقسیم می شود:\n\n۱ - طبقه اول اشخاصی هستند که با مراضیکه جسم را میکاهد و مهم ترین آنها مرض التهاب رئوی که آثار ان از انحطاط قوای بدن ظاهر می شود و سرفه خفيف و سوء هضم و انیمیا ( کمی خون )\n\nمبتلا میباشند که در مثل این احوال پیشتر از همه چیز ها استشاره دکتور لازم است .\n\n۲ : طبقه دیگر اشخاصی میباشند که اجسام شان با جهاد غدود های افرازی مثل غدد نخاعی ، و غدد کلوی و تناسلی و غیر آن دچار می شوند ، و این غدود ها در عوض اینکه کمیت لازمه از مفرزات ضروريه جسم ر ا افراز نماينديك مقدار زیادی از آن را در بیرون میریزند و درین حال عائق باعضای جسم از قیام بوظائف آن ورسیدن حصه غذا درحسص لازمه بپداء شده غذا درمعده تخمه وترش شده وعمل هضم برایش سنگین می‌شود دکتور درمثل چنین احوال بعلاجی میپردازد که این غده ها را بقیام بوظایف اعتیادیش و افزار کمیات ضروریه ازجسم باز گرداند.\n\n۳ : طبقه سوم عدد اکثریت را تشکیل میدهند وشامل اشخاصی می شود که دائماً بسعی وعمل وکار کردن مشغول بوده واجسام شان ضعيف ولاغر می شود مخصوصاً اشخاصيكه بخانه های خود ها شب ناوقت رفته وصبح وقت برمیخیزند درینصورت به أجسام شان غذای کافی نرسیده وراحت لازمة که حصة غذای خودرا گرفت وقوائی را که خسته کی کار ضعیف ساخته میباشد تجدید نمایند به جسم نمیدهند . درحاليكه معلوم است جسم يك جوان يادو شيزه محتاج براحتی میباشد که متوسط ان دريك شبانه روز باید ده ساعت شود . وهروقتی که درراحت کردن نقص پيداشد درصحت"}
{"book": "adl0789", "page": 49, "text": "صفحه ۱۰\nشخص تأثیر سوء ان واقع می شود ضمناً بران ما بمقام جوانه دوشیزه گان نصیحت مینمائیم که در اثنای کار وعمل شان هر وقتی که فرصت را نیافتن ممانعت ننماید راحت نمایند ولو خیلی مدت کوتاهی هم باشد ، و بهتر است يك مدت کمی را در حین کار خسته روز خویش مخصوص راحت کردن نماید ، چه این راحت کردن دومرتبه قوای شان را برای اینکه بانشاط تمام بکار شروع نمایند تجدید مینماید ، و مناسب تر همین است که بعد از صرف غذا يك مدت کوتاهی استراحت یا خواب نمایند چه این کار در نمو زیادت وزن و امتلای جسم كمك ميكند چنانچه اغلب اشخاص تنبل و کسانی که بعملی مصروف نمیباشند چاق و فربه دیده میشوند و علت انهم تنها مداومت شان بر استراحت و خواب کردن میباشد که اکثر اوقات شان باین دو چیز مصروف شده و چربی بدن شان زیاد و جسمها فربه می شوند بنابران ما را مواخذه نخواهید کرد اگر لاغر ها را توصیه نمائیم که بامر کسالت و استراحت و خواب مداومت نمایند تا شاید چیزی از نحافت شان کاسته و به فربهی آنها افزوده شود ، صرف نظر از مضرات بدی که کسالت و تنبلی دارد و معلوم است .\nيك عامل قوی دیگری نیز در زیادت لاغری میباشد که عبارت از رفتار و گردش زیاد است چنانچه اطباء اشخاصی را که بچاقی زیاد مبتلا میباشند توصیه مینمایند که خیلی پیاده روی نمایند و باین سبب\n\nبرای لاغر ها اجتناب از ان لازم است و هر گاه میخواهند که در هوای آزاد گردش و سیر نمایند بهتراست سوار کالسکه و یا اتومبیل وغیر آن گردند .\nمسئله تغذیه یکی از مهم ترین علل چاقی یا لاغری در جسم است و برای لاغر ها لازم است غذائی را میل نمایند که در ان مقدار کافی از مواد مغذی مثل حبوبات و نان و قند ، گوشت های چربی دار و روغن زیتون و امثال آن موجود باشد و چربی این ماده غدار است چه علاوه بر اینکه بحجم غذا میرساند به نشاط عضلات و تقویه قلب کمک میکند . برخلاف این مواد بعض ادویه های مقوی نیز میباشند که بهترین آنها جان های است که از روغن ماهی و جو تحضیر شده ترکیب یافته باشد و ان هم فراموش نشود که ورزش خالص روغن یکی از مهم ترین مقویات برای جسم است هر گاه با مقداری کمی از آنرا بعد از غذا صرف کنند برای رفع عطش خود را خصوصاً کسانیکه مبتلا به کمی خون باشند به دادن یک مقدار کمی از زواینج معالجه مینمایند تا وظایف مختل شده غده های افرازیه را اصلاح نماید .\nدر اینجا یک اعتقاد شدیدی در افکار بعضی ها موجود است و میگویند بعد از صرف غذا در شب بلا فاصله خوابیدن مضر است و باین سبب بدون صرف غذا خوابیدن را ترین ترجیح میدهند و گمان میکنند که بعد از خوردن خوابیدن موجب سوء هضم و خونهای هولناك و اختناق و غیر آن می شود در صورتیکه\n\nاین مسئله تماماً موهوم و حقیقت ندارد بلی افراط در خوردن اشیا قبل از خوابیدن لازم نیست ولی بهتر است که شخص لاغر بر القور يك خفیفی از ماکولات مغذی و سهل الهضمی که در پشتتر ذکر کردیم بدهند و هر گاه این اغذیه را خوب جویده و با دهان خود لعبد و لعابها اطمینان میدهیم که پس از طرف این غذا خوابی راحتی نموده و هیچ نوع خواب پریشان یا اوهامی آنرا اخلال ننماید .\nخلاصه قراریکه ذکر کردیم مهمترین علل لاغری اشیا است .\n(۱) اختلال هضم ...\n(۲) ماندگی و سعی عقل و جسم\n(۳) قلت راحت و خواب\n(٤) عدم انتظام در اوقات صرف غذا و عدم فایده گرفتن از مواد مغذیه\nو بهترین راهی برای علاج آن نیز طرق ذیل است :\n(۱) استشاره دکتور و او یکمرتبه هم در سال باشد .\n(۲) دوری جستن از عاداتی که شخص انرا بجسم خود مضر می بیند .\n(۳) وقت خوابیدن و دیر برخاستن\n(٤) خوردن مغذیاب و بازی کردن تخم مرغ که از چیز هایکه بهیجان شهوت می افزایند اجتناب نماید .\n(ترجمه از جرائد مصری)\nعبدالرشید"}
{"book": "adl0789", "page": 50, "text": "( شماره ۳ ) جلد پنجم\n\nعینا نطق علیحضرت غازی\nراجع به ترقیات عرفانی افغانستان\n\nروز سوم عید ضحی موقعیکه اعضاء\nهیئت وزارت معارف مدیر ها ، سر معلم\nها و معلمین مکاتب و يك يك نفر از\nطلبه نمره اول هر صنف مکاتب حسب\nابلاغیه وزارت در باره برای شرف یابی\nحضور و تقدیم تبريك عيد در قصر دلگشا\nبوقت معینه ، حاضر و مشرف شدند\nاعلیحضرت غازی از جمله محصلان نطق\nغرای ذیل را ایراد فرمودند :\n\nه ازین ملاقات شما خورسند شدم\nو برای همه شما تبريك این عید سعید را\nمیگویم .\n\nه اهمیت معارف را خوب میدانم که\nبرای يك ملت و حکومت و خود معارف\nبهیچ وجه قدر و قیمت ندارد ، یعنی شان و\nشوکت ملت ها و حکومت ها وابسته به\nترقیات عرفانی شان است ـ بهر درجه\nکه در معارف خود بلند هستند ، همان قدر\nمنزلت و استحکام برای ملك و حکومت\nشان حاصل است ـــ ازین جا ظاهر\nشد که حیات قوم ، شرف قوم ، ترقی\nوتمدن قوم واستحکام حکومت وابسته\nبه معارف است .\n\nه برای اینکه معارف بر اساس صحیح\nو بنیاد های متین در يك مالك كه برايش\nاين قسم يك انقلاب مدهش پیدا شده\nباشد ، از سوء اداره حکومت معارف\n\nبنظر ملت بصورت نا پسندیده معرفی شده\nمفقود باشد ، و این چنین حالت ، نمباده\nشود ـ اولا بر حکومت لازم است که\nامنیت عمومی را قائم نماید ـ وافکار ملت\nرا که در اثر انقلاب منقلب شده بحالت\nاصلی بیاورد ـ و در فراهم آوری هر نوع\nاسباب موفقیت و طن و وسائل پیشرفت\nملت بذل مساعدت کند .\n\nه چنانچه حکومت موجوده شما تا حال\nمساعی انفرانی بخود را برای رفع اثرات\nانقلاب مصروف نموده تا برای کامیابی\nمعارف حقیقی افغانستان راه درستی پیدا\nشود و معارف بدون تردد و زحمت بکار\nخود مشغول شده بتواند .\n\nه با وجودیکه حکومت در امنیت مملکت\nو استحکام حکومت وفراهم آوری موجبات\nرفاه و آرامی ملت مصروف بوده ـ درعین\nزمان در افتتاح و اجری مکاتب و جلب نمودن\nمعلم های خارجه و ترویج اسپورت و غیره\nهم کوتا هی نکرده .\n\nه بحال که بحمدالله از هر طرف امنیت\nکامل حاصل و ملت عزیزم حکومت موجوده\nرا برای خود موجب سعادت دانسته بروی\nاعتماد زاید دارند ، میخواهم که توجه\nخصوصی خودم را پیش تر لطرف وزارت\nمعارف وتعليم وتربية اساسی ابنای وطن\nمحبوبم مبذول کنم تا خدا بخواهد از\nفیض معارف حقیقی جوانهای صاحب علم\nو ادب و اخلاق و تربیه صحیح برآیند و خدمت\nوطن خود را چنانچه شاید و باید بنمایند .\n\nه برای حصول این مقصد عالی من\n\nبوزارت معارف هدایت میدهم که در تعلیم\nو تربیه اساسی متعلمین افغانستان نهایت\nساعی باشند و در امور تعلیمیه و اخلاقیه\nشا گردان ، مکتب ها طرزی را اختیار\nکنند که تعلیم و تربیه هر دو مساوی\nباشد . زیرا که تنها تعليم يك شخص براى\nجامعه ووطن منفعت بخش شده نمی تواند\nو ضرور است که این علم او بلزوم تربیه\nو اخلاق نیز آراسته باشد تا بحيث يك شخص\nکامل برای وطن خادم صحیح ، و برای\nملت خویش نافع ، وکارهای درستی را\nانجام داده بتواند .\n\nه اگر معارف ما این قسم جوانهای\nصاحب علم و اداب و اخلاق و تربیه را\nپیدا کرد یقین است که افغانستان را سعادت\nو ترقی پایداری استقبال ومملت و حکومت\nاطمینان کلی حاصل میشود و هر شعبه که\nبدست این اشخاص صاحب تعلیم و تربیه\nسپرده شود نه تنها حکومت از ان طرف\nمطمئن می شود بلكه آن کار به بسیار\nخوبی اجراء ورو به ترقی گذاشته اسباب\nخاطر جمعی حکومت وتسلى ملت و شرف\nو افتخار وطن حاصل می گردد .\n\nه اهمیت مکتب که در حقیقت فابريك\nآدم سازی مهیا شده خیلی بالااست .\nحقيقتاً به اندازه که در ساختن اجزاء\nو پرزه های این ماشین انسان سازی دقت\nبکار برده شود و بکوشند که تمام متعلقات\nآن عالی و درست باشد ، به همان اندازه\nانسانهای که کاملاً به صفات عالیه موصوف\nباشند ، ازان اخراج و خدمات جبهه ملك"}
{"book": "adl0789", "page": 51, "text": "صفحه ۱۲ ( شماره ۳ ) جلد پنجم\n\nو ملت را به لیاقت و کفایت خود اداره و انجام میدهند ،\n\nمثلا بشما این مطلب تعلیم و تربیه و عکس آنرا خاطر نشان میکنم : هم چنان که يك قلم و ساعت معمولی از حیث وضعیت ظاهری و رنگ و قواره خود با يك قلم عالی و ساعت درجه اول چندان فرق نمی کند ، ولی از نقطه نظر کار کردن و متانت و پایداری و قیمت و غیره صفات گاهی با قلم و ساعت خوب هم سر و برابر گفته نه میشود هم چنین محاسن و مزایای تعلیم با تربیه در مقابل تعلیمات ناقصی که در ان رعایت اخلاق و اداب درست و معنویات صحیح طلب نشده باشد خیلی فرق و تفاوت دارد ، در حالیکه این نقص و خرابی متعدی تعلیم بدون تربیه و اساس عائد است ، بهمین فابریکه انسان سازی که از ان خدام صادق وطن و رجال صحیح قوم و مامورین حکومت می آید لهذا من به تمام منسوبین وزارت معارف تأکید و آنها را به این نکته متوجه می سازم تا نهایت زیاد توجه خود ها را به حسن تدبیر امور تعلیمی شاگرد ها ی مکاتب نموده بمسائل تربیوی و اخلاقی آنها بیش تر اهمیت و بذل مجاهدت نمایند – زیرا که همین شاگردان امروزه که تحت تربیت مکاتب است پدرهای فردای این وطن مقدس ما میباشند ، و نه تنها زمام حکومت بدست همین اولاد وطن سپرده خواهد شد ، بلکه\n\nتمام مقدرات اقبال و سعادت قوم و مملکت على الیقین به کف با کفایت آنرا امانت گذاشته می شود زیرا که شخص صاحب تعلیم و تربیه و اخلاق حسنه را دائما عزت و احترام استقبال ، و بدون اینکه جویای جاه و عزت شود ، عزت و جاه و مراتب رفیع بچنین شخصی عرض احتیاج می کند پس اگر همین فرزندان امروزه را قابل و لایق ساخته عنان اختیارات بدست شان سپرده شد فکر کنید که حکومت موجوده چقدر يك خدمت بزرگی را از بن دادن کار باهل آن برای ملت و وطن انجام داده است که در ان صورت يقينا وطن مسعود میگردد .\n\nاگر خدا نا خواسته توجه کلی درین موضوع مهم حیاتی نشود و اشخاص فضول از مکاتب بر آید و کار بدست نا اهلان بیفتد ، يك خيانت بزرگت خواهد بود و موجب تباهی هستی وطن و بر بادی افراد بی کفایت خواهد گشت . چرا که در موقع حدوث فلاكت کسانیکه کار بدست شان باشد بیشتر مورد تباهی و در معرض بر بادی زیاد واقع می شوند ازین جهت باید به معارف اهمیت زیاد داده شود و اهتمام بسیاری بدرستی آن بنمایند و برای پیدا کردن اشخاص لائق انتهائی کوشش گردد .\n\nمن به اخوی عزیزم صدر اعظم سر دادم تا توجه خصوصی خود را بالنسبه\n\nوزارت معارف مبذول نموده بهر سرعتی که ممکن باشد همین نظریه مرا عملاً بمرحت خدا وند در معرض تطبیق گذارد راجع به سپورت که آن هم از جمله ضروریات و از حصص مهم معارف و برای حفظ صحت و تربیه بدنی و غیره نهایت مفید است ، نیز توجه مکمل مبذول گردد و از تهیه لباس های درستی برای متعلمین که همیشه آنرا در بر داشته باشند ، کرده شود و هم راجع به ترسیل طلبه که دوره تعلیمی خود ها را خلاص می کنند جهت تحصیل و تكميل علوم فنون مطلوبه به او روپا و یا امریکا از حالا تهیه بگیرند تا بفضل خدا طلاب ما به مخارج حکومت در آن جا رفته تعلیمات عملی و نظری خود ها را تمام و و برای ملك و ملت خود آمده مظهر خدمات درستی بشوند .\n\n« باید وزیر صاحب معارف توجه زیاد نماید تا معلمین و مدیر های که از خارج به افغانستان آمده اند و برای ترقیات عرفانی وطن ما خدمت می کنند وزارت معارف با آنها سلوك نهایت خوب نماید ، زیرا که من ازین معلمین خارجی که خدمات مفوضه خود ها را بکمال جدیت و همدردی در افغانستان چنان انجام میدهند مثلیکه در او طان خویش برای او لاد وطن خود کوشش می کنند ممنون و متشکرم و امید وارم که زیاده بر زیاده توجه آنها بسوی پیش رفت تعلیمات طلبه مبذول خواهد شد و حکومت"}
{"book": "adl0789", "page": 52, "text": "صفحه ١٣\n( شماره ٢ )\nمجلد پنجم\n\nمعارف و ثمر گرفتن ازین نهال های است که\nتحت نظارت و تربيه همچوشما يك باغبان دلسوز\nوطن میباشد چرا که بدون تامین امنیت\nو فراهم آوری رفاه و آسایش عامه و نبودن\nنظم و نسق امور وعدم جستجو از ضايع\nواردات موفقيت معارف خيلى مشكل\nمی بود !\nبا این توصیه اعلیحضرت را که با تعلیم\nتربيه را الزم میدانند ازدل و جان قبول\nوجدا در تفصیل آن میكوشيم زيرا اثرات\nآنرا در انقلاب بچشم ديديم كه يك\nتعلیم یافته بی تربیت خانه وهستی استاد\nخودرا بتاراج دزدان داد و حیات او را در\nخطر انداخت و دیگر شاگرد با تربية\nمكتب بقصد كشتن سقو زاده عزم بالجزم\nکرد ولی قبل ازموفقیت خود شهید راه\nحریت شد .\nچون از تعلیم بلا تربیه در وطن عوض\nاصلاح ماده فساد بوجود می آید وزارت\nمعارف هم زیاد تر توجه خود را بحسن\nاخلاق و تربيه وتعليمات صحيحه متعلمين\nمکاتب مصروف داشته وميدارد و به اين\nهم متحسس هستیم كه بار مسئوليت\nمنسوبين وزارت معارف خیلی سنگین\nاست خدا کند كه ما اين بار گران را\nبحسب مطلوب به منزل مقصود برسانیم و\nاز مكاتب خود چنان طلاب صاحب تعليم\nو تربيه را ثمر بگیریم که ازحسن اخلاق و\nخوبی رفتار ونیکی کردار خویش تعلیمات\nنظری خود ها را عملاً در محيط تطبيق\nداده رضای خدا و خوشنودی شما را\n\nآن فرض هر فرد ملت خصوصاً از علاقه\nمندان اهل عرفان است .\nاعلیحضرتا بر فکر رسای شما پوشیده\nنخواهد بود که در انقلاب گذشته بمعارف\nصدمه بزرگی از دست جهالت دزدان\nرسيده كه تلافی آن خالی از اشکال نیست\nباز هم از عزم بالجزم و اراده پاك\nاعلیحضرت وصدر اعظم صاحب ما منسوبين\nمعارف از صمیم قلب متشکریم که با همه\nآن مشکلات و موانع در جسم بی روح و\nروان معارف باز نفس تازه دميده ، و\nدرین بستان بی خزان عرفان سر از نو\nگل و ریا حین سر کشیدن آغاز کرده\nاست .\nمعارف خواهان افغانستان ازین مساعی\nجمیله اعلیحضرت که در راه پیش رفت\nمعارف انجام داده و می دهند ومكاتب\nمتعددی را در مرکز و هم چندین در\nولا يات و حكومت اعلی سر از نو در\nهمیچه فرصتیکه اشکال آنرا هر شخص\nصاحب بصيرت بدون تامل فهمیده می\nتواند تشکیل و اجرا نمودند و هم نیت\nپاك و عزم عالی شما در صدد ایزاد و\nتوسعه مكاتب مزيد افغانستان یکی بعد از\nدیگری میباشد . نهایت مشکور و از صمیم\nقلب بدعای موفقیت اعلیحضرت شما به تمام\nمقاصد حسنه شان می پردازند .\nاعلیحضرتا اقداماتی را که حکومت\nمتبوعة ما درين يك سال و شش ماه در\nشعب مختلفه نموده اند اگر بنظر غائر\nدیده شود تماماً برای پیدا كردن زمينه\n\nهم به اندازه زحمت کشی های شان نظر\nمحبت خود را از آنها دریغ نخواهد کرد .\nافکار و نظریات وزارت معارف را\nرا جمع به تشكيل يك « انجمن اد بی »\nبا تعیین و طائف و ساختن رو گرام آن\nمی خواهم تا اگر خدا بخواهد این انجمن\nبرای عالم ادبيات وطن خدمت و احساسات\nادبی ملت را تقویت ، وشجاعت و حماست\nجبلى ابنای وطن را مضاعف ، و اثرات\nمهمه را برای مملکت مرتب ، و تحریرات\nو منشورات وطنیه را بيك اسلوب مفيدو\nسبك صحيحی بگذارند .\nبه شاگردان مكاتب امر و توصیه اکید\nمی نمایم تا در پا بندی وقت و اطاعت\nمعلمین خویش ساعی و در تعلیمات خود\nنهایت سعی و غیرت کنند که ازین مصارف\nحکومت که از ملت شان برای آنها وداده\nمی شود ، ثمر و نتیجه خوبی را گرفته\nگرفته کاملا كامیاب با اخلاق و صاحب\nتعلیم و تربیه دوست شوند خود ها\nرا اهل و مصداق آن امیدها و آرزو هائیکه\nحکومت و وطن از تعلیم تربیۀ این\nفرزندان خود دارند ، ثابت کرده خدمات\nخوبی را برای ملت خود انجام دهند .\n(خلاصه معروضه وزیر صاحب معارف)\nپس از اتمام این نطق شرای فوق الذكر\nشاهانه که با جمال آن اشاره شد\nوزیر صاحب معارف معروضه مفصلی بیان\nنمودند كه خلاصه مطلب آن ذیلاً مرقوم است\nاین فرما یشات ذات شاهانه باندازه\nروشن ومسلم و بلیغ می باشد که تسلیم\nنمودن و پیروی و تعمیل هر جمله آن"}
{"book": "adl0789", "page": 53, "text": "بسم الله الرحمن الرحیم\nمژده انیس\nباهل عرفان\n\nمحض به استقبال نشاط و روح گرمی که در ارباب قلم و محررین خود می بینیم، سر\nازین هفته صفحات انیس را افزودیم، یعنی قبل ازینکه در ۱۲ صفحه صادر می شد\nبعد ازین صفحات انیس ۱۶ صفحه خواهد بود و طبیعی است که این نشاط و گرمی\nتازه ما را بيك مستقبلی مشعشع ترقی عرفان و مطبوعات امید وار می سازد . چه علاوه\nبر نطق بلیغ و عمیق ملوکانه راجع به معارف که در این شماره آنرا نشر کردیم، از مهم\nترین اقدامات عملی که حکومت سنیۀ ما درین ماه فرموده است مسئله تاسيس يك\nمطبعه خیلی قوی و استعداد [ که در شماره آتیه انشا الله تفصیلی ازان خواهیم داد ]\nونيز تشجیعات مکرره و متعدده با تسهیل وسائل برای محررین وار باب قلم بوده\nاست . چنانچه یکی از تاثیرات فوری این اقدام بلیغ همین بوده که تا جائیکه خـبـر\nداریم در ظرف این چند ماه اخیر از ده مجلد کتاب مختلف المضمون را شوقمندان\nتحریر تالیف و تر جمه نموده اند . وطبعاً از تاثیرات این تشجیع بود که محررین روز\nنموده و جریده شریفه « اصلاح » ونیز « انیس » مجبور بتزئید صفحات خـود\nگردیدند .\nپس بعد اعتراف بحقوق شکرانه که نسبت باین اقدام مقدس شهریاری بر ما حقاً\nوصد قاً واجب شده است عموم اهل قلم خود را بزیاد شدن صفحات ملتفت ساخته عرض\nمیکنیم که جریده برای استقبال و درج احساسات ایشان با تمام فعالیت و اخلاص آماده\nاست . وعلى الله الاتكال .\n\nنشان میدهد که مقدار مجموعی طلای بانك\nدر اتا زونی فعلاً به ٤ میلیارد و ٦٨٥\nملیون دو لار که معادل یکصد و هفده\nهزار ملیون فرانك بالغ می شود .\n( رویتر )\n\nحاصل و خدیات واجبه ملك و ملت را آدا\nکنند : در خاتمه بحضور عرض میکنم که\nتمام مامورین وزارت معـارف بـهمیـن\nاساسیکه اعليحضرت هدايت فرمودند\nوالی لان کار کردند و بعد ازین هم همین\nنظریات مقدسه شاهانه را تاسی خواهند\nکرد ، امید واریم که خداوند اعلیحضرت\nرا موفق گرداند تا ابنای وطن محبوب\nشان را به تعلیم و تربیه حقیقی حسب دلخواه\nشان مشاهده فرمایند .\n\nخبر هاي خارجي\nراجع به معاهده گمركي\nالمان استريا\nاوضاع فرانسه\nپاریس - در اثنای مباحـثه بودجـه\nوزارت خارجه در شورای ملی را جـع\nبه اتحاد گمرکی المان واستريا مـذا كره\nمطولی شد .\nبریان وزیر امور خا رجه چنین اظهار\nنمود « خبر انعقاد این اتحادیه به من خيـلی\nگران آمد . اگر چه معاهده مذكور يك\nاقدام مهم است ولی اجرای ترتیبات مجوزه\nآن که قطعاً خلاف سیا ست اتحاد دول\nاست که من در نظر دارم ، مبهم تر است»\nچندی از اهل مجلس بیان کردند که\nتردد برطانیا راجع به این مسئله عیـاً مانند\nتذبذب « در ١٩٢٤ است که جنک عمومی\n\nدنیا را بریاد نمود . به هر حال این اتحادیه\nبعد از اساس ۱۹۱۸ خطری بزرگی است\nکه به امنیت دنیا وارد خـواهـد آمـد .\nبریان بجواب شان گفت : که تا حال\nبطور قطعی معلوم نیست و لی اگر من\nبر اقتدار باقی ماندم ، اراده قـوی دارم\nکـه معاهده مذکو را فسخ کنم . »\n\nپس انداز طلاي اتا زوني امريكا\nواشنگتن ۲۹ مارچ - بانکت احتیاطی"}
{"book": "adl0789", "page": 54, "text": "صفحه ۱۵\n( شماره ۳ )\nمجلد پنجم\n\nمؤلف : له پلا نیه فرانسوی\nمترجم : حبيب الله طرزی\nما دام سان ژين\n( ناول )\n\nچند کلمه مترجم : -\nبمد از ادای ما وجب علينا - مشاهير عالم در دنیا مدارجی را حاصل کرده و می کنند که تا ابد نام نيك شان زبان زد خاص و عام می ماند . اشخاص نابغه که آرام و راحت خود شانرا برای مفاد ملت و تعالی و ترقی وطن خود قربان می کنند در قلوب حساس هم وطنان خود نه تنها بلکه در انظار حقیقت پسند عالم مواقع بلندی را حائز گردیده محبوب عوام و خواص میگردند .\nیکی از بر جسته ترین و محبوبه ترین اشخاص که تاریخ فرانسه نی بلکه دنیا بآن ناز میکنند ، « ناپولیون بناپارت » است که از روز اعتلای خودش تا به این دم كتب متعدده و رسایل متکاثره راجع باحوال و کار نامه های شان دار آن هیرو نوشته شده و در هر عصر نوشته شده میرود ، باز هم شمه از فضایل او را تکافو نه می کند و هنوز هم در ادبیات عالم جای فراخی برای این موضوع موجود است ، علی الخصوص در ادبیات شرقيه زيرا تواریخی که بزبان فارسی نوشته شده خیلی کم و آن هم محدود به حکایات افواهی است که از ان ها اوصاف هیروهای که در تاریخ گذشته است به خوبی فهمیده نه می شود . علاوه بر آن از صدی هشتم اینطرف که « ناپلیون » از\nتنگ نای گمنامی بر آمده عالم را از سطوت و دبدبه فتوحات شاندار خود بلرزه در آورده و بالاخره تمام دول او روپا را مجبور ساخت که در میدان ( واتر لو ) او را از میان بر دارند و به محبس جزیره ( سنت هيلين ) بسته رانند هيچ يك مورخی نداریم که ازین واقعات شمه نوشته باشد . بر خلاف آن در همین عرصه کم از صد ها جلد کتاب زیبا ده بزبان های او روپای تحریر شده و بطبع رسیده که انسان را وا له وحيران میدارد . ازین آثار متعدده یکی هم بقه پارسی ترجمه نشده که ابنای وطن از ان مستفید گردند و اگر هم کدام کتابی ترجمه شده باشد انقدر مغلق و خشك مضمون است که خواندن آن بجز در مکاتب و مدارس بطور مطالعه ووقت گذرانی بکلی ممکن نیست .\nاین است که بنده هیچمدان که از فائده تاریخ بالاخاصه احوال مشاهير عالم بی خبر نیست این کتاب مختصر را جع بيك حصه احوال « ناپلیون بناپارت » را که بصورت ناول نوشته شده است و ازان صحنه تيا تر وفلم نيز بعمل آمده است ، بفارسی ترجمه نمودم تا در خواندن سهل و مرغوب باشد وهم استفاده از ان شده بتواند .\nزحمات و تکالیفی که در راه ترجمه این کتاب بر داشته ام از حيطه بیان خارج\nاست . اولاً بدبختانه محیط وطن ما مشوق این گونه کارها نیست ، اگر یکی اظهار می نمودم که چنین کتابی را در زیر ترجمه گرفته ام بعوض اینکه مرا تشویق کند از بی قائده گی اینکار و ضیاع وقت سخن رانده صدمه شدیدی برحوصله من وارد می نمود ، واگر ورقی از ترجمه خود بکسی نشان میدادم بعوض اینکه از نظر استحسان و تمجيد به بيند بانگاه تنقید و خورده گیری بران می نگریست . ولی با وجود همه این تکالیف و گرفتاری های شاقه که در امو رات رسمی و شخصی داشتم کتاب را تمام کردم، باك تو اس و جلد نمودم . روز اولیکه آنرا برای مشاهده ببعضی از دوستانم خودم با خود گرفتم در همان روز کتاب را از دستم در ربوده ، وغصب کرده خوردند ! این صدمه از جمیع صدمات مهم تر بود که خیال میکنم هر کسی می بود باز پیرامون این کار نه می گشت . ولی من حوصله را از دست نداده باز دیگر بترجمه آن شروع نمودم و اينك به فضل پروردگار آن برای دفعه ثانی به حیثیت کتاب در آورد، وا به صاحبان ذوق سليم و مربیان معارف سپردم تا به خواندن آن مرا بنوازند و از قبول آن برمن منت گذارند و خطاهای که در آن به بینند به اغماض تطی بپوشند .\n\nپیش تر از اینکه این کتاب از تحریر برآید ، واقعه مدهشه انقلاب و ارتجاع ۱۳۰۷ و ۱۳۰۸ وطن بیچاره را با دود"}
{"book": "adl0789", "page": 55, "text": "صفحۀ ١٦ \n(شماره ٣) \nمجلد پنجم\n\nوآتش بيجانيده منجر بفرار اعليحضرت امان الله خان وتخت نيشنى معين السلطنه وفرار او وبادشاهى دزد شرير حبيب الله مشهور به بچه سقاو گرديد . اين واقعات صدمات مهلكی بود كه استخلاص وطن و تحرير كتاب را بكلی غير قابل امكان قرار داده بود . اميد خفيف يگانه كه براى يك آتيه روشن موجود بود ، همانا موجوديت مجاهد يگانه ووطن پرست ملت خواه اعليحضرت نادر شاه و براداران شجاع او بود كه از تمام اشخاص بانفوذ و مقتدر وطن تفوق ومردانه گی نشان داده براى استخلاص وطن از چنگت دزدان وخائنان پسر ومال ايستاده بودند .\nاعليحضرت نادر شاه با وجود خرابى صحت وعدم استطاعت چون ديد كه وطن پاسی گت دست و گريبان ومُشرف به موت يقينی است ، راحت ، مداوا ، هواى با فضاى « نيس » را با استقامت قلب وسلامت فكر بدرود گفته در حاليكه تب شديدی بجان داشت بيجم؟ نشسته وبه نجات آن شتافت بمجرد رسيدن بتكاليف شاقه از بی پيرى بی ثباتى ملت افغان ومردم خيلى قبايل سمت جنوبى گرفتار آمده وصدمات مدهشى از هر طرف ديد كه اگر شخص ديگر لي غير از ذات خجسته صفات با استقامت ودرا يت شان می بود ، يك لحظه هم تحمل نتوانسته جنجال وگيرو دار را باقبايل جاهل ترك كرده براحت ومحيط عيش و عشرت اوروپا مى شتافت. [ ولى اعليحضرت نادر شاه از ان اشخاص كم تجربه ، سست عنصر ومتردد المزاج ، وعيش پرست نبود كه \nبراى خاطر اين چيز ها وطن را به آتش ميگذاشت !\nهمان بود كه محض به سايهٔ ادارهٔ متين وعزم آهنين وبركت ثبات واستقامت وفدا كارى به مقصد خود ومرام ملت كامياب گرديده بتاريخ ٢٣ ميزان ١٣٠٨ با يك مشت مجاهد سمت جنوبى كابل را فتح و بچه سقاو و همراهان غدارش كشيده يكی فرار كردارشان رسانيد ، وطن را از وجود ناپاك شان پاك ساخت : خدمت قابل قدر وشايان ستايش اين مجاهد حقيقى وطن را هيچ يك فرد بافكر تا به ابد فراموش كرده نه مى تواند .\nده افغانان ـ كابل ١٩ حمل ١٣٠٩\n( حبيب الله طرزى )\nبسم الله الرحمن الرحيم\nفصل اول\n( دوكسپال )\nهنگامه ها در ماه جولائى ١٧٩٢ شروع مى شود . لوئى شانزده هم اگرچه هنوز اسماً پادشاه فرانسه گفته مى شود ، ولى از هياهوى انقلاب وعمهٔ حريت خواهان كه سرتاسر كوچه هاى پاريس را فرا گرفته بودند در تشويش وهيجان مانده بود . هر كسى بكمال آزادى در دسته هاى انقلابيون شامل شده وعلم مخالفت را بر ضد حكومت بدست می گرفت . مردم منتظر رسيدن بطاليان عساكر ( مارسيلز ) بودند تا قوت يافته با قدام جدى آغاز نمايند واراده مصمم گرفته بودند كه بر قصر سلطنتى « توياری » حمله برده حكومت را از ميان بردارند !\nشاه پروس وامپراطور اطريش ازين ، كشمكش انقلابيون باحكومت استفاده كرده وفرانسه را ضعيف دانسته بنای حمله را بر پاريس داشتند . « داوك دو برونزوياك سپهسالار عساكر امپراطورى وشاهى » اخطاريه مشهور خويش را در « كوب لنتز » به الفـظ برجسته ومطمطمن ذيل شـايع نمود : « اگر بر قصر تويلرى تعرضى از طرف انقلابيون بظهور برسـد ويا خفيف ترين اهانتى بشاه وملكهٔ فرانسه وارد آيد ، امپراطور اطريش وشاه المان مجبور خواهند شد كه اهالى پاريس را بكيفر كردارشان رسانيده وپاريس را با خاك يك سان سازند »\nپاريس كه هميشه به آزاده لى مشهور است اين مبادزه طلبی گستاخانه را به تأسيس مظاهره كه در تاريخ بشورش دهم اگست مشهور است جواب داده ودر عين زمان از عشرت وطرب تاريخى خودش ذره هم نكاهيد در حقيقت همان ناى ونوشى كه در زمان امنيت برپا بود در اثناى انقلاب هم به همان اندازه فرحت وانبساط جارى مانده بود .\nبمجرديكه كه ديوارهاى قلعه ( با ستيل ) مى افتاد محفل رقصى بر خرابه هاى آن برپا مى شد . . .\nخواندن نشيدهٔ ملى ( مارسييز ) ومارش (كار ماوال ) از جملهٔ لوازم خوشى هاى تفريحى پاريسيان شده مانده بود . .\nخانه رقصى بزركى كه « بركسهال » مشهور بود ، در يكى از شب هاى اواخر\n( باقى دارد )\n\nمطبعۀ انيس"}
{"book": "adl0789", "page": 56, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 57, "text": "احمد شاه\nتاجر ماشین ها و عموم لوازم علمی و فنی\n\nتیلفونهای اریکسون\nاریکسون فابریکه است که در سنه ١٨٦٦ تقریباً در تاریخ اختراع تیلفون\nتاسیس شده و اکنون در اکثر ممالک دنیا قریب پنجاه فابریکه بزرگ بنام\nاریکسون وجود دارد که سامان تیلفون و تلگراف جدید ترین سیستم ها\nرا می سازند فابریکه مرکزی اریکسون در ستاك هالم ( سوید ) و شعبات\nاو علیحده فابریکه ها یست در فرانسه انگلستان لهستان ، اسپانیا\nاستریا چکوسلاواکیا هالیند هنگری - ایتالیا پولاند و علاوتاً\nبتقریب پنجاه نماینده گی در ممالک بزرگ دنیا دارد .\nفراموش نشود که احمد شاه تاجر هم نماینده گی فابريك اريكسون را\nدارا ست و بهترین سیستم تیلفون های دنیا را با لوازم مکمل آن بمناسبترین\nقیمتی به طالبین فروخته و رضایت مشتریان را از همه حیث فراهم خواهد آورد\nخواهش مندان و طالبین اینگونه تیلفون ها و غیره سامان آن بتجارت\nخانه او که واقع بازار جنوبی ارگ کابل است رجوع خواهند فرمود ."}
{"book": "adl0789", "page": 58, "text": "۴\n\nانیس\n\nجریده ملی\n\n* قیمت اشتراک *\nدر افغانستان ۱۲ افغانی\nمحصول پوسته اطراف و ولایات داخله ۲ «\nطلبه معارف ۷ «\nدر ممالک خارجه ۲۰ شلنگ\nلطفاً پول اشتراک که بتوسط خزائن دولت فرستاده میشود باید\nرسید عوض و معاوضه باشد\n\n( مطبعه انیس )"}
{"book": "adl0789", "page": 59, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 60, "text": "شماره (٤)\nاشتراك سالانه ١٢ افغاني\nمحصول پوسته ٢ \"\nخارجه ۲۰ شلنك\nسراج\nالاخبار\nافغانيه\nتأسیس ١٣٠٦\nمجلد ( ٥ )\nاداره : كابل جاده ارك\nمؤسس و نگارنده مسئول\nمحيي الدين\n٢ شنبه ٢٨ ثور ١٣١٠\nوظیفه ما به نسبت\nرجال آتيه وطن\nشاید این عنوان مادر نظر اول جالب\nدقت بسیار اشخاص گردد ، بلکه سبب\nتعجب شان شود ، چه طبیعی است\nرجال آتي عبارت از رجالیست که بعد\nاز گذشتن این طبقه ، یعنی ما لك\nو ساكن این سر زمین خواهد بود ،\nو چیزی که درین جا باعث تعجب میشود\nهمین است که از چیزی میخواهیم بحث\nنمائیم که در نظر اکثر مردم ( خصوصاً\nدر مملکت ما ) هنوز پا به عرصه وجود\nننهاده است و در مقابل اظهار بي نفوذی\nندارد ، اما در حقیقت چنین نیست ، ما\nامروز این رجال آتيه مود را که ( طبعاً\nاز ما بلند تر و بزرگ تر خواهند بود )\nبه صورت موجودات كوچكي ديده ازان\nبكمال بي اعتنائی صرف نظر ميكنيم ، و نه\nمي توانيم معني تأليفت بزرگی را که\nدر جسم كوچك و وجود خورد آنها\nمضمر است در ك تكنيم ، وميدلو\nو ور گراوژ را که در پرده قامت های\nخورد و اجسام حقير ايشان مستور است\nبفهمیم :\nمقصود ما از رجال آتيه أن اطفال\nصغير و كم سني میباشد که تازه كي چشم\nخود را بر روی جهان کشوده اند و هنوز در\nکنار امهات خود به حرکات دست و پازدن\nهای طفلانه مشغولند و یا بر سرکت ها\nکوچه ها ازین طرف بان طرف میدوند\nو به فریاد ها و هیاهوی طفلانه وخنده\nهای پر لطافت کودکی قلب نظاره کنان\nرا فرحتی ، و یا احیاناً بايك كريه سوز\nناك بر عواطف شان صدمه ایراد\nمی نمایند :\nاین موجودات خوردکه ما بدون عطف\nتوجه و دقتی بحال شان از ایشان\nمیگذریم ، عادتاً آنها را در مقابل سطری\nوجاهت خود ، يك چيز بي قدر واهميت\nمیدانیم ، اگر به حقیقت امر نظر کنیم\nو به چشمی که باید بدیشان بنگریم ، هیچ\nشک نیست که در مقابل بلندی و علو\nو موقف منیع ایشان سر نام خم\nخواهیم نمود ، و بر عکس خود را در\nجنب نهايت كوچك وپست تر وحقير\nمثابه خواهیم دید .\nاین اطفال کوچکی که امروز اوضاع\n۲۹ ذیحجه ١٣٤٩\nو حرکات آنها را به نگاه حقارت و\nواحیاناً تمسخر می نگریم ، در حقیقت\nاز ما بار ها بزرگ تراند ، چه این\nها كساني هستند كه در يك محيط مترقي تر\nامروز حیات خواهند نمود، وحيات\nاجتماعی شان فوق حیات ما خواهد بود\nو پدران و مادران اطفالی خواهند شد\nکه ما با ایشان هيچ نسبي نخواهيم داشت\nو این ها وقتی مستعد ما مرد شده در\nحيات قدم خواهند نهاد که نزدشان\nحاسن و علائم تمدن بیش تر از انکه در\nنزد ماست و جود خواهد داشت ، و\nانسانیت شان از ما مكملتر ، اخلاق\nعمومی شان از ما بلندتر و حیات شان\nقیمت دار تر و به اسم انسانیت از ما\nبیش تر مستحق و سزاوار خواهند بود\nپس به عقيده من ظلم بزرگیست که باین\nچنین نگاه های سطحی ( که مردم ماعادت\nدارند ) بر آنها ها نگرینه میگزریم\nو در حقیقت چدبودن شان تعمق وتحقيق\n( چنانچه که می کنیم ) نکنیم .\nاین اطفال كوچكي كه در\nمملکت بی علم مابه حیات آنها قيمتي نه\nمی گذارند . از مدت های مدیدی جالب"}
{"book": "adl0789", "page": 61, "text": "صفحه ۲ (شماره ٤) مجلد پنجم\n\nانظار علما و متفکرین گردیده کتاب ها و آثار بزرگ و قیمت‌داری در اطراف حیات، موقعیت، اهمیت، و استعداد شان نوشته و سخنان بسیاری گفته شده است. و هنوز هم چه چیز های دیگر که نوشته و گفته خواهد شد، این موجود کوچکی را که ما غالباً تحقیر میکنیم انسانهای حقایق و صحیح، مجموعه استعداد، برگزیده و دسته امکانات، بی قاعده، «انسانهای حقیقی» می خوانند. و هم چنانکه می گویند فی الواقع اهمیت و مقام ایشان را درك نموده، دانسته، و اثبات کرده اند. دانشمندان و مدققین در حرکات طفلانهٔ شان بسیار چیز های محیر القواع را مشاهده می کنند که هنوز ما ندیده و از اوضاع کودکانهٔ شان معانی بسیار بزرگی را استخراج می کنند که هنوز به کشف آن موفق نیامده ایم.\nبلی همین اطفال خُرد موجود، روزی در صحن این، وطن صورت پدران بزرگ گردش خواهند نمود، و مانند خود، عدهٔ از اولاد های كوچك را مالك خواهند گردید، و موقعی را که پدران امروزهٔ مملکت ما دارند (نی بلکه يك موقع بلند تر ازان را) اشغال خواهند نمود.\nهمین اطفالند که روزی بزرگ شده از کارهای ما یادی خواهند کرد و چنانچه ما بر کار های ایشان (بیجا) می خندیم آنها کار ها و اوضاع ما را (بجا) مضحکه قرار خواهند داد.\nهمین اطفالند که روزی در میدان حیات داخل گردیده مصروف کار خواهند شد و گاه گاه از بین دریچه های تاریخ نظری به ما نیز افکنده به بسیار کارهای که ما امروز می کنیم، خنده های مستهزیانه نموده و بسیاری از اوضاع و حرکات ما را تحت تنقید قرار خواهند داد. و در آن وقت طبعاً مرد خواهند بود.\nاما تنها دانستن این امر، یا محض تفسیر عنوان مقاله ما کفایت نمی کند یعنی تنها اینکه بدانیم رجال آتیهٔ ما همین اطفال كوچك اند کافی نیست بلکه لازم است بدانیم چطور مرد می شوند و چه چیز آنها را مرد می کند و ما درین امر وظیفه داریم یا نه؟\nاگر در حقیقت امر نظری کنیم دنیا برای يك وظیفهٔ خلق شده است و سر تا سر آنرا وظائف اشغال نموده ولهذا هیچ چیزی نیست که محض از دانستن آن وظیفهٔ ترتیب نکند و بدوش ما بار نگردد بسیار چیز هائیست که دانستن آن ما را به پرهیز و کناره جوئی ازان وا دار می کند. و نیز بر عکس دانستن بعض چیز ها یا اتکاء بدان و کردن آن و دانستن بعض چیز های دیگر به بدست آوردن مکلف می سازد یعنی هیچ نوع «دانستن» در دنیا نیست که ازان يك نوع وظیفهٔ بدوش ما نیفتد. و به همین صورت دانستن معنی و حقیقت طفل از يك طرف و دانستن اینکه رجال آینده عده اطفال موجوده اند از طرف دیگر بر ما وظیفهٔ را تحمیل نماید، و آن وظیفه اینست که به ایشان در مردشدن امداد و كمك كنيم یا به عبارت واضح تر آنها را برای مرد شدن تربیه نمائیم: اين يك وظیفهٔ ایست که چه از روی لیاقت و چه از روی قوانین موضوعه اجتماع و دائره بشر و هم از روی عقل و منطق صحيح ادا نمودن آن برای ما واجب و لازمست و هیچ چیزی وجود ندارد که در صورت ادا نکردن این وظیفه برای ما عذری تشکیل کند. و بدان وسیله معاف و معذور دانسته شویم.\nما نه می گوئیم که در مملکت خود با عدم ثروت و قلت وسائل و هم چنان عدم علاقه با علم و معارف می توانیم اولادان خود را به چنان صورتی تربیه کنیم که ممالك مترقيه يورپ و امريك می کنند. معهذا ما نمی توانیم انکار کنیم که اقلاً، اگر بخواهیم و میل داشته باشیم، و بکنیم میتوانیم از تربیه محض يك نوع خدمت را برای سعادت آتیهٔ اولاد خود مراد دانسته کاری کنیم که اولاد ما به علم و معرفت آشنا شوند و در عین حال اخلاق مصلح و صحیحی پیدا کنند، و بدین وسیله خود و وطن و محیط و عائله خود را در حیات نيك بخت و مسرور بسازند. به کار خوب هر صورت و در هر موقع و زمان که اقدام نموده شود خوب است. ما نیز می توانیم به قدر وسع خود در تربیه اولادان خود بذل همت و مجاهدت کنیم و نگذاریم\n(بقیه در صفحه ۹)"}
{"book": "adl0789", "page": 62, "text": "صفحه ۴\n( شماره ٤ )\nمجله پنجم\n\nبقلم آقای میر غلام محمد خان :\nیادی از شعرای وطن\nدقیقی بلخی\n( ٢ )\nنصف قرن چهارم هجری\nابو علی محمد ابن احمد دقیقی بلخی :\nمحمد دقیقی البلخی از ام البلاد بلخ پا بعرصهٔ شهود نهاده ، و در دامان رافت امیر ابو المظفر فخر الدوله احمد بن محمد چغانی پرورش یافته ست . این امیر چغانی ممدوح شعرای مشهور منجيك ترمذی و فرخی سیستانی نیز بوده . چنانکه فرخی در باره او گفته :\nفخر دولت بو المظفر شاه با پیوستگان\nشادمان و شاد خوارو کامران و کامکار\nاین از قصیده مشهور فرخی در وصف دامگاه امیر چغانی ست که باین مطلع شروع شده :\nچون پرند نیلگون بر روی پوشد مرغزار\nپرنیان هفت رنگ اندر سر آرد کوهسار\nو فرخی بهمین قصیده در مقدمی چغانی سائل شده و در یکروز چهل و دو اسب صله گرفت صاحب چهار مقاله این قصیده را به تنها مآ قید می کنند .\nاما ابو الحسن علی منجيك در قصیده که این مطلع دارد و قسما در مجمع الفصحا مسطور است :\nهوی قصاست هوا را بحیله نتوان زد\nچه برمیان بپر تیر او چه زآهن سد\nدر حق امیر چغانی میگوید :\nآیا بدیع شهی کیست نظیر نه بجهان\nمیان خلق چو سیمرغ مفردی مفرد\n\nو الحاصل دقیقی معاصر امیر نوح مأنی بن منصور هشتمین پادشاه سامانی بوده که در ٢٦٦ ﻫ جلوس و تا ٣٨٧ ﻫ سلطنت کرده است . دقیقی در مدیحه سرائی ها و داستان کوئیا اختصاص داشته قصاید غرای او در مدح امرای چغانیان و امرای سامانی زیاد است و ازان جمله است قصیده که در مدح ابو سعد مظفر یکی از امرای چغانی سروده است ، این قصیده از بهترین قصاید دقیقی و در تذکر ها و فرهنگ ها پراکنده بوده ، فاضل طهرانی عباس اقبال آشتیانی آنرا جمع و در حواشی و توضیحات خویش در اواخر کتاب مشهور حدائق السحر فی دقائق الشعر - رشید و طواط بلخی مینویسد . این چند بیت ازوست :\nبربچهره بتی عیار و دلبر\nنگار سرو قد ماه منظر\nسیه چشمی که تا رویش بدیدم\nسرشکم خون شدست و بزمت جیر\nاگر نه دل همیخواهی سپردن\nبدان مژگان زهر آلود منگر\nو گرنه بر بلا خواهی گذشتن\nبر آتش بگذر و بر درش مگذر\nبسان آتش تیز است عشقش\nچنانچون دوزخش همرنگ آذر\nبسان سرو سیمین ست قدش\nولیکن بر سرش ماه منور\nفرش آن روی دیبارنگ چینی\nکه رشک آرد برو گلبرگ تربر\nفرش آن لب که تا اندر نیامد\nزخلد آئین بوسه نامد ایدر\n\nازان شکر لبانست اینکه دایم\nگدازانم چو اندر آب شکر\nازین لاغر میانست آنکه عشقم\nچنین فربه شده ست و صبر لاغر\nبچهره یوسف دیگر ولیکن\nبهجرانش منم یعقوب دیگر\nاگر بتگر چنان پیکر نگارد\nمنم بران خجسته دست بتگر\nو گر آزر چنود دست کردن\nدرود از جان من برجان آزر\nالخ ...\nفروغی در تاریخچه فارسی خویش در مقدمه کتاب بدیع میگوید نتیجه تمام مقدمات دور های ادبیه صفاریه و سامانیه و جود استاد رودکی بخاریانی و دقیقی بلخی است . دقیقی از رودکی پنجاه سال بعد داود ، زیرا رودکی معاصر امیر نصر ثانی بن احمد چهارمین پادشاه ال سامان بود که در سالهای ٣٠١ ﻫ - ٣٣١ ﻫ سلطنت کرده است . ادبیات فارسی در عهد سامانیان و بعدها از اساتید ثلاثه استاد شهید بلخی و استاد رودکی و استاد دقیقی منت عظمی بگردن دارد . ش . سامی تورك در قاموس الاعلام خود بعد از انکه دو بیت از دقیقی نقل میکند مینویسد فردوسی در عالم معنی نظم نمودن شاهنامه را از دقیقی فرا گرفت . ابو ریحان بیرونی در ماللهند میگوید دقیقی از شاهنامه هشت هزار بیت بنظم آورده و فردوسی بقیه آنرا تکمیل نمود . مقصد ابوریحان ازین نظم همان گشتاسپ نامه ئی است که صاحب مجمع الفصحا و خود حکیم"}
{"book": "adl0789", "page": 63, "text": "جلد پنجم\n( شماره ٤ )\nصفحه ٤\nفردوسی در شاهنامه خویش بدان اشارت کرده اند. گویند دقیقی گشتاسب نامه را بفرموده امیر نوح سامانی منظوم نموده و حضور سلطان محمود غزنوی را درك كرده است صاحب مجمع الفصحا رضا قلیخان نیز همین عقیده دارد .\nفردوسی داستان سرائی دقیقی را نه پسندیده ، و در گشتاسب نامه او با نظر تخفیف نگاه كرده ، چنانكه ميگويد\nچو این نامه افتاد در دست من\nبماهی كرا نیده شد شست من\nنگه کردم این نظم سست آمدم\nبسی بیتها نادرست آمدم\nبهر حال دقيقي بعلاوة قصايد مشهود خود اشعاری هم داشته كه بعضاً تذکر ها ازان نقل ميكنند چنانکه قاموس الاعلام از و مینویسد :\nگویند صبر کن كه ترا صبر بر دهد\nآری دهد ولیک بعمر دگر دهد\nمن عمر خویشتن بصبوری گذاشتم\nعمر دگر ببايد تا صبر بر دهد\nهکذا عوفی در لباب الالباب می آرد\nکاشکی اندر جهان شب نیستی\nتا مرا هجران آن لب نیستی\nزخم عقرب نیستی از جان من\nگر ورا زلف مقرب نيستى\nور نه بودی کوکبش در زیر لب\nمونسم تا روز کو کب نيستى\nور مرکب نیستی از نیکوئی\nجانم از عشقش مرکب نیستی\nور مرا بی یار باید زیستن\nزندگانی كاش يارب نيستى\nمجمع الفصحا این دو بیت او را مدح امیر چغانی محمد نقل ميكند :\nای کرده چرخ تیغ ترا پاسبان ملك\nوی کرده جود دست ترا پاسبان خویش\nشیر کوش مر تو دارد ز آسمان\nدر بارقصد دست تو دارد زگان خویش\nو در پایان آن دو بیت ، اضافه می نماید :\nجهانا همانا فسونی و بازی\nکه بر کس نپائی ، كس نسازی\nیکی را نعیمی ، یکی را جحیمی\nیکی را نشیبی ، یکی را فرازی\nچرا زیر کانت بس تنگ روزی\nچرا ابلهانند غرق نیازی\nچرا عمر طاوس و دراج كوته\nچرا مار و کرکس زید در درازی\nبدو اند ساله يكي مرد غرچه\nچرا شصت و سله زیست آنمرد غازی\nاگرنه همه کار تو باژ گونه ست\nچرا آنكه تا كني تو او را نوازی\nوله ايضا :\nزده چیز گیرند مر مملکت را\nیکی از غولی بیکی بخطری\nیکی زر نام ملك وينشسته\nدگر آهن آب داده یمانی\nکه را بويه وصلت ملك خيزر\nیکی جنبشی بایدش آسمانی\nزبان سخنگوی و دستی کشاده\nدلی همش کینه همش مهربانی\nکه ملکت شکاریست کورا نگیرد\nعقاب پرنده نه شیر ژیانی\nدو چیزست کورا به بند اندر آور\nیکی تیغ هندی دگر زرگانی\nبشمشیر باید گرفتن مراورا\nبدینار بستش پای آرتوانی\nکه را تخت و شمشیر دینار باشد\nبباید تن تن سرو پشت کیانی\nخرد باید آنجا و جود و شجاعت\nفلك مملکت کی دهد رایگانی\nمتاسفانه این شاعر بزرگ تاریخی با همیتی که در عالم تاریخ ادبیات پارسی دارد ، از جهته تاریخ شخصی محتاج بدیده ست ، تاريخ تولد او و تذكره های مهم ذکر نکرده اند ، حتى تاريخ وفات و محل ومدفن او را نيز مجهول گذشته اند . تنها ز اینكه دقيقی بدست یکی از غلامان محبوب توزکی خود بکشته کشته شده ، سخن میرانند . مجمع الفصحا میگوید در سال ٢٤١ هجری شهید گردیده . ظاهراً این تعیین سال صحیح نباشد ، چه این تاریخ مصادف بسالهای اخیر سلطنت امیر نوح اول بن نصر پنجمین پادشاه سامانی ست. بطوری که فروغی ذكاءالملك میگوید حیات دقیقی مصادف بود با ایام سلطنت امير نوح ثانی بن منصور كه از سال ٣٦٦ تا ٣٨٧ ه‍ حكومت كرده ست .\nقاموس الاعلام مقتل او را مرو میداند. و دیگران درین باب هیچ نمیگویند .\nعجالة با این اختصار از ترجمه حال استاد ابو منصور محمد بن احمد دقيقی بلخی اكتفا رفت .\nو متوقع ست توجه فضلای محترم با تصحیح و تفصیل این اختصار پرداخته ، سخن را درين زمينه ها بپایان کشند و دامن جستجو را وسعت دهند تا اسباب استفاده ابنای وطن گردد . ( انتهای )"}
{"book": "adl0789", "page": 64, "text": "صفحه ٤ ( شماره ٤ ) پنجم\n\nعلوم و فنون و صنائع\n\nترجمه از مجلات علمی\nمترجم : عبدالرشید\n\nمعماهای ابدی\n\nآیا علم میتواند پرده از روی اسرار\nآن بر دارد ؟ و آیا اینها آثار مدنیت های\nمنقرض شده است ؟\nدر هر ناحیه از نواحی عالم آثار\nمدنیت های مرده و مندرس\nشده است، و در هر ناحیه ظواهر\nجغرافیایی یافت میشود که\nنمیتوان جز بفرضیات دور و\nدرازی بحقیقت آن پی برد. درین\nمقاله بعضی فرضیاتی است که علما\nبرای تعلیل ، این معماها و راز\nها مینمایند.\nآیا مدنیتهائیکه تاریخ نشان میدهد\nبه تنهائی مدنیت هائیست که بر روی این\nکره خاکی یافته شده است ؟ یا اینکه\nزمین مدنیت های دیگری را نیز دیده\nاست که فعلاً مندرس شده و از آنها\nجز بعض آثاری که شبیه بطلسم ها بوده\nو هنوز علم باستجلای آنها موفق نشده\nاست چیزی باقی نمانده؟\nاین يك سوالیست که شاید بفکر\nهر متفکر و بصیری برسد و برای آن جواب\nمثبت یا منفی در فکر خود یافته نتواند. چه\nهنوز علمای تاریخ آخرین فیصله خود\nرا درین مسائل نداده و شاید قرنهای\nمتمادی دیگری بگذرد و نتوانند آخرین\nنظریه خود را بعالم بشریت پیش کرده\nو پرده از روی این اسرار بر دارند.\nدر همین آخرها کولونل لندبرگ\nهوا باز مشهور امریکائی در بالای جنگل\nهای مكزيك پرواز نموده و از همان ارتفاع\nبلند خود بعض آثار شهر های و ما یا\nکه مرور زمان از آنها جز خاکی توده\nهای باقی نگذاشته است دید. این آثار\nاز انظار قرنهای متمادی مستور بوده تا\nاینکه لندبرگ آنرا دیده و از وجود\nآن بعالمیان خبر داد.\nواقعاً بشريت همیشه در تطورات عجیبی\nگام میزند. اکر وقتی آثار قدیمه را در روی\nزمین تجسس میکرد، فعلاً از بالای زمین\nو از روی هوا آنرا میپالد. و شاید باین\nترتیب مدت زیادی نگذرد که پرده از روی\nبسیاری از آثار مدنیت های مرده و مندرس\nشده بردارد.\nتاریخ گذشته ها هنوزهم بنظر علما\nمغلق و پوشیده است و چیزهائیکه ما از\nاحوال گذشته گان اطلاع داریم در مقابل\nبسیار چیز هائیکه نمیدانیم هیچ قابل تذکار\nشمرده نمی شود مثلاً تمام اطلاعاتی که\nاز تاریخ اهرام مصر داریم اینستکه آنرا\nبرای مقبره و مدفن بعض سلاطین مصری\nبنا نموده اند، همچنان چیزی را که\nما از ابوالهول میدانیم ( ابوالهول مجسمه\nاست در مصر که سر آن مثل انسان و\nبدن آن بصورت شیر بوده و از پرونژ\nساخته شده است ) اینستکه تمثالی برمزی\nاز اسرار خلود در نزد قدمای مصریان\nبوده است . اما حقایقی که در ورای\nاین اسرار خفته است هنوز نمیدانیم.\nمعذالك حب استطلاع و کنجکاوی\nصفت جبلی انسان ها است و هر چیز پرا\nکه دیده و بکنه آن پی نبرد سعی میکند بعلت\nاصل و کنهیت آن پی برده و حقیقت\nآنرا بنظر خود روشن سازد ولی در غالب\nاحوال باین مقصود خود ها کامیاب\nنشده و شاید تا ابد هم کامیاب نگردند.\nاينك بعض از آن معما ها :\nمغاره مونتسپان\nمونتسپان قریه در شمال جبال پیرنه\nو در جوار نهر صغیری است که از مغاره\nتاريك و مظلمی بیرون شده و چوپانها در\nآنجا گله های خود را آب میدهند. در\nهمین آخرها جوان فرانسوی موسوم\nبه ( نوربيركازتريه ) خواست داخل\nآن مغاره که نهر از آن بیرون می شود گردد\nبرای این مقصود لباس های خود را کنده\nو شمع در دست گرفته و بداخل آب\nغوطه زد و بعد از داخل مغاره بشناوری\nروان شد، بعد از لحظه سنگی سد راهش\nشده حس کرد بر روی آب شناوری\nدارد، بنا بران مجدد آدر آب غوطه\nزده و از زیر سنگ عبور کرد و خود را\nدر مغاره تاریکی یافت که آب از آنجا"}
{"book": "adl0789", "page": 65, "text": "صفحه ٦\n( شماره ٤ )\nمجلد پنجم\n\nشعرای این وطن بتفدیم و شرح حال و آثار هر يك را هر زمانی كه يك روزنه امید و مجرای انتشار یافته ام فورا باكال میل و بدون خود فروشی تقدیم کرده ام\nبلی : نتیجه و کرد ار خوب كه فصیح ترین منادی حقیقت است ، از هر کس در هر کار و پیشه که باشد مقبول و ممدوح تاریخ است . به سابقه همان عشق سوزانی که دارم و گفتم اینک به تشریح و نگارش دوا وین بی نام و گم شده که در مدفن تاریخ وا غوش روز گار غنوده حتی مختفه بیوفائی ادبی ما يك پرده ستبر فرا موشی هم بر روی آن کشیده است و اينك این پرده تاريك را عقب زده شروع بکاوش های تاریخی و مراجعه به محفظه ادبی هموطنان خود نموده نتیجه اطلاعات و دست آورد گی های خود را به عنوان ( در های یتیم ) در دو شماره قبل يك رشته لولوی های گرانبها را برشته کشیدم و در خاطر شایقین و دوست داران ادب و ادبیات وطن یاد گارا سپردم . اکنون نیز بوعده خود وفا نموده پاره اطلاعاتی که از هر طرف فراهم آورده ام به نگارش قبل خود علاوه می نمایم . بعقیده نگارنده هر شاعری از خرد و بزرگت سزاوار همیقدر و بیش ازین مطالعه است و روزی باید اوقات یکی از عشاق ادبیات را بخود مشغول بسازد . این نکته را نیز نهفته نگذارم که اغلباً نگارندگان ما حاضر نیستند که بر نگارشات ایشان کسی تعرض کند\n\nدر های یتیم\n( ۳ )\nمتبع ترین باب ها و نفیس ترین فصا لهای ادب تحقیقات در احوال و آثار شعرا و سخنوران يك اقلیم است . علاوه بر مشغولیت خاطر و مطالعه دروس ادبی بر لذت روحی انسان افزوده از يكطرف با نسجام و استحکام مبانی ادبی وتشبهات خیلی بکر و احیاناً ساده و نزديك يفهم و عذوبت الفاظ بر میخورد ، و از طرف دیگر روح تواضع و انكسار و هم چنين غرور ملی وحماسه ، عشق ملتهب ، عفت و تقوی ، مناعت و سر کشی در مقابل رزایل ودنا يا ، احياناً باريك ترين نكات و اسرار در بارهای سلاطین گذشته که فهم و احاطه مورخین هم در تملك و تصرف آن قاصر است دیده می شود . من از وقتی که شعر نگاه میکردم و مختصر ذوقی داشتم مطالعه دوا وين شعرا وتحقيقات در این فصل را لذت بخش ترین کار ها میدانستم زیرا باندازه مشغول کننده و و شور انگیز است که انسان مجبور است بگوید : بوی گام چنان مست کرد که دامنم از دست برفت .\nدر سایه همان عشق و جنون تا اندازه دست نداده بهترین سرمایه های جان و جوانی که سرمایه چشم و فکر باشد درین راه صرف نموده خدمت ناچیزانه خود را باندازه که در خورم بود به پیشگاه\n\nشجاعات ادبی :\nبیرون می شد و هیچکدام از علمای ژو لوژی از وجود آن اطلاعی نداشته بعد ها معلوم شد که به اقل ترین حسابی که تقدیر شود عمر آن کشر از بیست هزار سال نمیباشد مشاهداتی که کارتر به درین مغازه نمود :\nدر حوالی این مغاره تمثال های حیوانات مفترسه از قبیل شیر و پلنگ و خرس و گاو میش بری قرار داده بودند که از زیر دست يك صنعتکار ماهری بر آمده و درین شکی نیست که این تمثال ها در عهد يك مدنیتی که مندرس شده است ساخته شده و تا امروزه ما از آنها هیچ اطلاعی نداریم و هنوز هم عالمای ژو لوژی درین مسئله بحث و تدقیق داشته و شاید وقتی راهی برای استجلای سر آن بیابند . بلی اشخاصیکه این مجسمه هارا ساخته اند رفته و آثار شان مندرس شده و از بین رفته است و درین چیزی قابل تعجب نیست بلكه حيرت وتعجب درینجا است که دو اثر از بین رفتن ایشان مدنیت نیز منقرض شده و از آثار آن چیزی باقی نمانده است که از روی آن بحقیقت آن مدنیت پی برد .\nورد سورت شاعر انگیسی ، مترو کات و آثار را که گذشته گان عادتاً بعد از خود میگذرانند توصیف نموده میگوید :\n« شاید خیلی از چوپانها در دشت هائی گردش نمایند که از هر چیز خالی است الا از یاد گارها وشبح زمان و تقالید گذشته ها » ( باقیدارد )"}
{"book": "adl0789", "page": 66, "text": "صفحه ۷ ( شماره ٤ ) مجلد پنجم\n\nیا انتقادی بنویسند ولی انتقاد نکردن در تألیفات و نگارشات خاصه نگارشات ادبی و تاریخی مضر است زیرا انسان بر نیک و بد نوشته های خود واقف نمی گردد . بنده بکمال میل و شعف از تمام همکاران بلکه از دوست عزیز خود فاضل محترم حافظ نور محمد خان دار التحریر شاهی که نظریات و اطلاعات شان را درین موضوع کامل تر و دقیق تر میدانم خواهشمندم هر خوب و بد یا خشک و تری که درین تکتار شات تاریخی من بنظر شان برسد مورد انتقاد قرار داده تا من هم به عیوب خود دانسته و هم احوال شعرای نامدار و فراموش شده این وطن قرین صحت و اصلاح گردد علاوه برین از خامه سیال و فکر دقیق شان توقع می رود که بنوبه خود اندوخته های تاریخی و ادبی خود را در معرض نمایش در آورده از وجود شعرا و رجال نامی و آثار برگزیده ایشان که این اقلیم بخود دیده و بدنیا داده و اکنون از خاطره ها فراموشند اطلاعات پایدار و قیمت دار خود را دریغ نفرمایند .\n١٦ - دیوان افغان اثر میر هتک خان افغان که یکی از رجال بزرگ و تاریخی افغانستان است و در عهد اعلیحضرت تیمور شاه با میر زا عاجز و میرزا خان و عزت و جایز و غیره که شعرای هم عصر و هم روزند مشاعره و مکابره داشته است حتی باواقف و شیدای هند مراسلات شعری و مکاتبات ادبی داشته سبک سدیگر را در زمینه های روی وقافیه\nهای شعری استقبال میکنند . افغان دیوان مکمل و مرتبی دارد قیمت دار ترین آثار او قصا یدیست که رزیم در بارهای شاهان سدوزائی و مخصوصاً وقایع حوزه های حکومتی آن را نشان میدهد و از باريك ترين نکات آن اغفال نمی ورزد . دیوان افغان با قصاید و قطعات ادبی و تاریخی او بخط خود آن مرحوم بكتاب خانه نائب السلطنه مرحوم موجود بوده و خیلی ها به آثار این شاعر شهیر محبت و علاقه نشان میداد ولی تاکنون معلوم نیست که دست تطاول روزگارآن دیوان را چه کرد اما نقل همان دیوان موجود و تنافی دارد بميرزا محمد شفیع خان پسر میرزا محمد ابراهیم خان حکیم مرحوم .\nبه تخلص این افغان يك افغان دیگرهم از شعرای نامی و مبارز وطن ما بوده است و بنده در شماره دوم « نسیم سحر » ٤ سال قبل برین شرح حال وتمام نكات دل آویز و دقیق حیات او را نوشتم اما از داشتن دیوان او اشاره نرفته بود صرف بد و غزلی که از نمونه ادبیات تاجيك و تذکره تحفته الاحباب نقل نموده بودم اکتفا کردم اکنون باز با شاد همان تحفته الاحباب که می نویسد : دیوانی دارد بسیار مقبول ، معانی اش دلبند الفاظ و عباراتش بلند اشعارش قریب به ۲۰ هزار رسیده این نکته را نیز علاوه میکند که بعد از شغل سپاهیگری بترتیب دیوان خود پرداخته است .\n۱۷ - دیوان عاجز، در قسمت سابق نگارش خوداشتباهاً تخلص بدورا به پسر ندادیم شاید کسانیکه اطلاعات ادبی دارند، درین نگارش بنده اعتراض کنند حق هم دارند اکنون خودم اصلاح لغزش خود را به اطلاع موثوقی که از جناب مرزا عبد النبی خان حکیم که از متأخران بزرگان است گرفته ام می نمایم . عاجز تخلص شعری میرزا لعل محمد خان حکیم که بدو میرزا عبد الواسع خان مرحوم است بوده و میرزا عبد الواسع خان فقط به واسع شهرت ادبی داشته اند ـ عاجز ز من تیمور شاه شاه شجاع و شاه زمن را بخوبی یافته است و مخصوصاً دیوان مرتب خود را که دارای غزلیات و قصاید عصری و مدایح دودمان سلطنتی وتهانی مولود شهزادگان و شهزاده بیگمان و موگیری ها و عروسی های شاهی و تهانی اعیاد و جشن های در باری واحیاناً مراثی خانواده شاهی است در سالهای آخرین سلطنت شاه شجاع بپایان رسانیده است و يك قطعه تاریخی این شاعر توانا تا اکنون بر لوح مزار جهان اوا دختر هفت ساله شاه زمن منقور است با آنکه تصاریف زمن و تحولات گیتی و اثرات باد و باران مغشوشش کرده است باز هم حقیقت تاریخی آن را این سنگ صامت و جامد و در عین حال باوفا در سینه خود حفظ کرده و نگاه داشته است از اشعار او که بهترین تذکره و خوبترین آینه حقیقت نمای اوست معلوم می شود که نسبت به تمام همکاران و هم قطاران خود"}
{"book": "adl0789", "page": 67, "text": "صفحه ۸ (شماره ۴) مجلد پنجم\n\nغوربند حافظش مقرب بارگاه روضه\nملك الشعرای آن عهد را هم عهده دار\nبوده است .\n\n۱۸ - دیوان میرزا خان که در زمان\nتیمور شاه و از خوانین مادی آن شاه\nبا صد سوار خاصه بوده است میرزا خان\nاز مشاهیر عصر خود محسوب و دارای\nطبع عالی و قریحه وقاد و مضامین دلپسند\nاست او قراريكه ميرزا عبد الله خان مدير\nصاحب بلدیه که نواسه آن مرحوم است\nمیگوید : گویا ترتیبات اداره ئی و امورات\nکشوری و لشکری آن شاه نرسی و\nریخته فکر روضته اوست خلاصه بر\nمشاغل رسمی و مهمات دولتی که عهده دار\nبوده است دارای دیوانی که مملو از\nغزلیات ، قصاید ، ترجیعات ، رباعیات\nمراسلات و غیره پارچه های ادبی و\nو شعری میباشد آبادی موجود ، حصیز\nاز بنای های او است . تاریخ مدوکیت\nآن مقام که ملک طوائفات ناصریان را\nکرده است بقلم غلامحسن خان که برادر\nزاده میرزا خان است رقم یافته کلیات\nمیرزا خان را نایب السلطنه عم مرحوم از\nخانواده شان گرفته نزد خود نگاه\nمیداشت ، ولی نقل بعضی اشعار و قصائد\nو مراسلات شان که رقاع و ترتیبات بی\nعهد و انتشاق میدهد در نزد میرزا عبد الله\nخان مدیر صاحب بلدیه حاضر است .\n( فقیراود )\n( سرور كويا، عضو انجمن ادبی )\n\nاز هر طرف\n\nامراض از کجا پیدا می شود\nغالباً انسان به بعض امراض غریبی\nدچار می شود و نمیداند مبدأ سرایت آن کجا\nبوده یکی از اطباء البیان میگوید امراضی\nکه میکروب آن بواسطه مسكوكات از\nيك شخص به دیگری منتقل می شود خیلی\nزیاد تر از امراضی میباشد که بدیگر و\nوسایل بانسان سرایت میکند : و درینجا\nتنها مقصود از مسکوکات معدنی نیست\nبلکه نوت های کاغذی نیز درین زمره\nشمرده می شود و اینهم پوشیده نیست که\nتداول استمراری مسکوکات از يك دست\nبدست دیگری وسیله آسانی رای انتقال\nامراض میباشد . دكتور البانی که این\nخبر را از وی نقل میکنیم میگوید : از\nروی احصائیه های که جمع کرده ام معلوم\nمی شود که مسکوکات معدنی بیشتر مستعد\nنقل میکروب ها نسبت به نوت های\nکاغذی میباشند بنا بران برای والدین\nلازم است که اولاد های خود را مجبور\nنمایند که در هر موقعیکه نوت های معدنی\nیا کاغذی را بدست میگیرند پس از ان با\nصابون دست های خود را بشویند مخصوصاً\nپیش از موقعیکه بر سر غذا حاضر میشوند.\n\nمصارف تربیه اطفال در امریکا\n\nامریکائی ها بعمل ورغبت شان بگرفتن\nاحصائيه ونشاندادن حقایق برقمهای برجسته\nشهرت دارند و اخیراً بحث و تدقیق در\nمصارف تربیه اطفالیکه در امریکا از روز\n\nتولد تا موقعیکه بسن دوازده سالگی میرسند\nنموده و اساس تحت حالت يك طفل را از\nطبقه متوسطه که دخل سالیانه آن ۲۵۰۰\nریال یا ۵۰۰ پوند باشد قرار داده ونتیجه\nبصورت ذیل برآمد :\nمصارف اولیه : ۵۰ پوند\nغذا : ۵۰۰ \"\nغذا و لباس : ۶۸۰ \"\nتعلیم : ۱۰ \"\nصحت : ۵۷ \"\nورزش : ۲۶ \"\nتأمین حیات : ۱۰ \"\nمصارف متفرقه : ۱۱۴ \"\nمجموع : ١٤٤٧ پوند\nاین مبلغی است كه بريك طفل در امريكا\nکه از طایفه متوسطه باشد مصرف\nمیشود تا موقعیکه بسن ۱۸ سالگی رسد\nواز روی این احصائیه قلت مبلغی که\nبرای تعلیم تخصیص داده شده است تا\nموقعیکه طفل بسن هژده سالگی رسد\nخوب معلوم می شود در صورتیکه شش\nسال اولیه را از آن جدا كنيم فقط ده\nپوند می شود . و در حقیقت حیل مصرف\nان در تمام مدت به ۳۲۰ پوند بالغ میگردد\nولی مجامع و مراکز که عهده دار تعلیم می\nباشند جزء اعظم آن خرج را با خود\nمتحمل می شوند .\n\nآغاز رفع بحران اقتصادی\nاز امریکا\n\nدر آمریکا کسادی بازار تجارت که\nامروزه تمام عالم را استیلا نموده است"}
{"book": "adl0789", "page": 68, "text": "صفحة 9\n( شماره ٤ )\nجلد پنجم\n\nدر اخیر سال ١٩٢٩ شروع شده و از آنجا بدیگر نواحی دنیا منتقل شده و گوئی مانند صاعقه بود که بر بازار های عالم فرود آمد ولی امروز که میرود این بحران از امریکا رفع شود با يك حدى بر دل ها اول را تولید کرده است و شاید این بحران اقتصادی از تمام دنیا بزودی رفع شود چه از روی اخبار اخیره که از امریکا رسیده است معلوم میشود که در این آخرها تقریباً یکصد هزار نفر بیکاران در مرتبه جدید بکارها عودت کرده و در فابریکه های فورد فعلا یکصد و پنجاه هزار مشغول کار است ، و قیمت مواد اولیه که در صناعت لازم است مثل اشك ، و آهن و سرب و مس نیز بلند شده است .\n\nدرختی که دارای شانزده رقم میوه میباشد\n\nبشر رسا نیدن شانزده رقم میوه های مختلفه بيك درخت ثمره تربیت و دست مستر و میس م . و ، ماکیلان از اهالی او کلیند در کالیفورنیا میباشد . که این دو تا در مدت چندین سال برادر تطعیم و پیونديك درخت كوچك هالو به شاخه های میوه های مختلفه گذاشته اند ، و امروزه این درخت هالو شانزده رقم از هالو و زرد آلو و تاك و بادام حاصل میدهد .\n\n( بقية صفحه ٢ )\nوظیفه ما به نسبت رجال آتیه وطن مانند خود ما اشکالی و خرافات پسند شود . تا شاید بتوانند در عالم حیات طریقی برای زنده گانی با شرط یه و مردانه پیدا کنند . شك نیست محض اینکه انسان هستیم و يك اندازه از عقل بهره داریم ما را به حیات ولادت و آتیه شان علاقه مند میسازد و نه تنها حال بلکه سالیان مدیدی قبل ازین نیز چنین ما را وا دار می نمود که برای رسانیدن به ولاد خود و آموختن سود ایشان ، آنقدر هایی را استخدام نموده تعالیم ( و یا قرار عقائد خود ما ) مشايعة انرا بدست او بسپاریم ، یعنی بيك صورتی از صور برای پسران خود به اندازه که خود ما معلومات داشتیم و وسایل ترقی و پیش رفت شان را در حیات فراهم می آوردیم و حالا هم می آوریم و میخواهیم بیاوریم . مگر يك چيز ديگر نیز هست که نباید نا گفته بماند و آن اینست که همیشه هر چیزی را دانسته ایم مگر چرا و با يك تحقیق در پی آن نیفتاده ایم . و ازین جا است که بجای که می رسیم و نرسیده ایم .\nیکجا با تأسف باید فریاد کنیم که « سطحی بودن در امور » به ما بسیار خساره های مادی و معنوی رسانیده و از بسیار چیز های قیمت دار و گرانبها به علت آن محروم شده ایم . و نباید بیش تر ازین درماموجو باشد و موجب هلاکت و ادبار ما گردد . کلمات فكر تدقيق ، و تعمیق عبارت از کلماتیست که در قاموس مملکت ما جای آن خالیست و وجودی ندارد . و به همین سبب است که هیچ گاه درك اهميت اموری که در اطراف ما جریان دارد و یا به تقدیر اشیائی که در انظار ما بعرض وجود میکند موفق نیامده ایم ، و ندانسته ایم که يك چیز را چطور می توان از سوء استعمال نجات بخشید. حسن استعمال نماییم ، اگر از پدران بپرسید که آیا سبب کشیدن زحمت و باسیع نمودن ثروت در حیات چیست ؟ هیچ شك نیست كه در جواب علت اولی به صورت مجبورات و تکالیف خود تار عیال داری و و جود طفل را ذکر خواهند نمود . ازینجا معلوم می شود که به عیال و اولاد خود علاقه قلبی داشته و سعادت و رفاه شاه را خواستاریم ، مگر تدقیق نموده ایم که سعادت حقیقی چیست ، چطور حاصل می شود ؟ اکثر آ پدران ما سعی می نمایند برای اولا دان خود مبالغ زیادی بارث بگذارند وهم میگ ارند ، و در عین زمان چنان می انگارند که همان پول در دنیایی تواند باعث خوش بختی او شود . ولی اگر يك اندازه ازین مسئله تعمق می نمودند شاید می فهمیدند که این کار باعث آرایی او نشده بلکه بر خلاف محتمل است ، در صورت فساد اخلاقی ، سبب زحمات و مشقات زیادی برایش گردد .\nاساس مسلمی است که پول دانش بذاات خود چیزی خوبی نیست و نه می تواند مایه مضرت گردد ، بلکه چیزی"}
{"book": "adl0789", "page": 69, "text": "( شماره 4 )\nپول را قیمت دار می سازد ، حسن\nاستعمال آن است ، و این کار است مخصوص\nاشخاص تربیه یافته و هوشیار و دارای\nاخلاق خوب . اگر شما اینقدر در اطراف\nمسئله دقت می نمودند ، خود بخود متحسس\nمی شدند که به جای تهیه نمودن پول زیاد\nبهتر است آن پول را جهت تعلیم وتربیۀ\nاو صرف نمود و سعی کرد که خودش\nدر دنیا صاحب بازوی توانا گردیده برای\nخود پول تولید کند . وبا آن همه گونه\nسا مان رفاه وراحت خود را مهیا سازد\nو این سبب میگر دید که با آن پول پسر\nخودرا به یکی از دارالعلوم های بزرگی\nفرستاد از تعلیم و تربیۀ استادان و مربیان\nبزرگ مستفید سازد .\nگذشته ازین شاید تجربه داریم که\nاکثر اشخاص در مملکت ما سعی می کنند\nهر چه زود تر ممکن شود برای پسران\nخود کار و یا مورتی پیدا نموده باصطلاح\nخود شان صاحب جار پیسه بخواه بسازند\nو برای این کار حتی حاضرند پسر خود را\nاز عین تعلیم مکتب خلاص نموده، کو\nشش ورزند که در یکی از ادارات حکومتی\nو یا کدام جای دیگری برایش کاری\nپیدا کنند . و آن را دیگر چیزی سبب نه می\nشود بجز قرار قول خود شان که آرزو\nو هوس خودرا به نسبت اولاد خود پوره\nکنند . و گاهی هم يك چیز دیگر ایشان را\nبدین امر مجبور می سازد یعنی در عین آنکه\nپسر به تعلیم مصروفست برای او زن میگیرند\n\nو پس ازان که پسر صاحب خانم شد\nدیگر چاره ندارد بجز اینکه از همه چیز\nگذشته پول پیدا کند ، و وسیلۀ جهت\nارتزاق خود بیاورد . اعتراف داریم که\nپدران ما این کار را به جهت آن نه می\nکنند که به پسر خود نقصانی را ایجاد\nنمودن میخواهند ، و یا به نسبت او عداوتی\nو مخالفتی داشته باشند ، بلکه از عین\nشفقت و دوستی اقدام می نمایند اما باید\nگفت که این سوء استعمال آرزو وهوس\nو یا شفقت و محبت است و پسر بیچاره را\nاین کار در حیات به عقب می اندازد .\nمقصود ما از ذکر مثال های فوق\nاینست که اگر جداً در صدد تحقیق این\nمسئله برایم شاید بسیار کار های دیگر\nنیز از همین قبیل بیابیم که می توانیم\nآنرا به اندك فکر و دقت حسن استعمال\nنموده و برای پسران خود به صورت يك\nخدمت خوب حیاتی به کار ببریم : مگراین\nچیز در اثر علاقه وفكر صورت میگیرد\nو یا اگر می خواهیم اولا دان خود را\nتربیه کنیم که در آینده رجال خوبی\nشوند باید در باب این مسئله قدری پیش\nتر باريك بين شويم ، و با يك نوع ميل\nقلبی و صداقت در صدد این کار بر آئیم ، و\nدران صورت نمی توان تصدیق نکرد که\nراهی برای آن پیدا می کنیم و می توانیم\nاعمال خود را نیز باین فکر تطبیق دهیم\nو خانه های خود را برای اطفال به معنی\nحقیقی آن تربیه گاها بسازیم .\nگفتیم که ممکن است نتوانیم او لادان\n\nخود را مانند او روپا از هر جهه تربیه\nکنیم یعنی هر طرف و هر جا را به صورتی\nاستعمال کنیم که برای اطفال ما تربیه\nگاه شود ، یا کندر گارتن ها و چه و چه\nها داشته باشیم ، مگر اقلا می توانیم از\nتعلیم مکتب که در سایه مساعی حکومت\nما برای همه رایگان باز است و پسر ن\nما در آن جا با صمیمیت و حتى مشكوريت\nپذیرفته می شوند ، ایشان را محروم نسازیم\nو بگذاریم در انجا رفته کسب تهذیب نمایند\nوما نيز يك قسمت وظیفه را که وجود\nاولاد بر دوش ما می گزارد ایفا نموده\nباشیم .\nسیر تکامل اين يك مسئله را بها تمام\nمی کند که اولادان ماهر صورت از ما\nپیش تر باین مسائل و مسائل دیگر توجه\nخواهند نمود . و طبعاً در صدد آن\nخواهند برآمد که بدانند ما برای خود\nشان ووطن شان چه کرده ایم ؟ و چه\nکاری از ما در صفحات تاریخ برای شان\nمر قوم مانده است ؟\nاگر می خواهیم دران وقت رحمتی\nبه ما بفرستند ، امروز فرصت آنرا بدست\nداریم و خود را مستحق آن بسازیم . ورنه\nثابت است که ما را اجداد وظیفه ناشناس\nو نا حق پسند خود خواهند گفت ، و\nدرین عصر تاریخ وتاریخ نویسی هیچ کاری\nنخواهیم کرد که بحقۀ اولادان ما آنرا\nدرك نکنند و در نتیجه استنتاجات تاریخی\nکشف ننمایند و ندانند .\n(...)"}
{"book": "adl0789", "page": 70, "text": "جلد پنجم\n( شماره ٤ )\nصحيات\n\nبدقسمتي مريض هاي ما\nدر جمله مقرراتی که حکومت سنيه ما\nدر بودجه امسال خود افزوده است\nمنظوری یکنفر طبیب اختصاصی برای\nامورات بلدیه میباشد . بدیهی است که\nاین قرار عالی یکی از حسنات بزرگی است\nکه حکومت محبوب برعایای خود می فرماید\nزیرا اصولا این امر معلوم است که\nبرای دفع امراض پیدا کردن ذرایع\nوقایه یعنی جلو گیری از انتشار ووجود\nامراض بهتر است از اینکه ذرایع\nعلاج را تقویت کنیم . وشاید این بهترین\nصفت حکومت سنيه حالیه ما باشد که\nمسائل را از راههای اساسی ترین علاج\nوتدبیر می نماید . این را چنانچه گفتیم\nیکی از حسنات بزرگیست که حکومت سنيه\nما برعایای خود فرموده است . ولی این\nرا صریحاً باید بگوئیم که برای حصول\nيك ترقی و یا اصلاح تنها صادر شدن امر\nوقرار حکومت کفایت نه می کند ، بلکه\n\nعامل بزرگ و فریضه اهم بر دوش ملت\nورعیت است . مثال این مدعا را از خود\nمسئله صحيات عمومی میگیریم تا از مطلب\nدور نشده باشیم .\nمثلا دولت برای اینکه مسئله صحيات\nعمومیه را اهمال نکرده باشد ، در اوائل\nسنه تاسیس در پایتخت وولایات شفاخانه\nهائیکه فقرا را رایگان علاج کند\nتاسیس نمود . این بغیر از شفا خانه های\nبسیار واستخدام دکتر های متخصص\nورفع محصول گمرکی از ادویه ، حتی برای\nتبلیغ ونشر نصائح صحى مجلة هم صادر\nنمود . گویا درین راه وظیفه که بر دوش\nداشت ایفا نمود .\nولی آیا این اقدامات متعدده و آخری\nبرای رفع ودفع امراض کفایت میکند\nمعلوم است که جواب نفی ! میباشد\nزیرا مثلا اگر یکنفر بمرض مهلك\nوچتل سفلیس ( آتشمك ) دچار شود\nحکومت برای علاج ونجات شفا خانه های\nمفت و داکتر های متخصص رایگان\nتهیه نموده است . ولی اگر این مریض\nخدای خود را حاصر ندیده و در حمامهای\nعمومی رفته لنگ و دستمال های عمومی را\nاستعمال کرده صد ها نفر دیگر را باین\nبلای بی درمان و یا کم درمان دچار ساخت\nآیا حکومت چه کرده می تواند ؟ و یا\nاینکه تقصیر حکومت در مبتلا شدن\nدیگران چیست ؟\nعلى هذا القياس در باب عفونت میگوئیم\nکه حکومت برای تنظیقات عمومی میتواند\n\nبلدیه خود را باندازه لزوم تقویت بدهد\nولی دائره این مساعدتهای او شهر وکوچه\nو سرکها و معبر های عمومی خواهد بود\nفرضاً شخص درون خانه خود عفونت را\nداده حولی یا زیر خانه های خود را مصدر\nمکروبهای که موجب انتشار مرض ها در\nآن منطقه میگردد ، آیا حکومت در درون\nاین چنین حولی ها چه دست درازی کرده\nمی تواند ، تا خلق خود را از بلا و شر\nآن نجات بدهد ؟\nمانند این مثالها که ثابت می کند که\nوظیفه اهم در اصلاحات بر دوش خود\nرعیت و اهالی میباشد ، خیلی زیاد است .\nحصه مهم دیگر وظایف حمایت صحيات\nعمومی بر مامورین صحی بلدی است که\nاین را باید ملتفت بود که این ماموران\nجزء همین ملت هستند که در مذاکرات\nایشان قبل از زمان ماموریت دقت کنیم\nخواهیم شنید از يك سلسله آرزو ها و\nپیش نهادات برای ترقی و تعالی مملکت\nمیباشد . وشاید مامور شدن آنها بهترین\nفرصت برای حصول آن آرزو ها بشمار\nمیرود ، و اگر اندك اعمالی بنمایند ، در\nحقیقت کفران نعمت کرده می باشند .\nوالحق اگر دقت کنیم امراض در مملکت\nماخیلی بد قسمت میباشد ، وشاید اهمترین\nحصه های بدقسمتی امراضهای ما مقصر نشدن\nدو با باشد . که این جا بقرار نظریه سابق\nخود میگوئیم که تنها صادر شدن اوامر\nحکومت کفایت نه می کند ، بلکه\nوظیفه شناسی و خدا شناسی کسانیکه"}
{"book": "adl0789", "page": 71, "text": "صفحه ۱۲\n\n(شماره ٤)\n\nسال پنجم\n\nهست احضار ادویه بآنها مفروض میباشد\nشرط اهمیت است :\nآیا حکومت علاوه بر اینکه برای تاسیس\nشفا خانه و تورید ادویه بودجه مکفی\nمنظور کرده است ، و به معارف طبیه\nامن و باجاره تاسیس یک دواخانه داده\nاست . و یا اینکه برای تشجیع و تقویت\nدوا فروشان محصول دوا ها را معاف کرده\nاست ، چه کرده می تواند ؟\nولی باز هم در دوا خانه های کابل رقم\nو ازان بیجاوه های که مرضیم در شفا\nهای شان داخل شده ، یکی از چندین\nنفر ان شفا خانه را ده را از بهترين نعمت\nهای الهی که عبارت از صحت باشد محروم\nساخته باشد بوضع رقت بار تسليم يك\nنسخه شفا از طرف دوافروشان بهانه\nکه دوای این نسخه یافت نمیشود رد\nمی کنند ؛ و غالباً دگر این دوا خانه ها\nرا يك تفتیش افی بگذاریم غیر از چند قلم\nدوای خیلی ابتدائی که بودن آنها در دواخانه\nشرط است ؛ دیگر چیزی نخواهیم یافت\nاین بمیر از نسخه های من دیگر فاش\nکردن در آنها تخصصی ما نیست . ولی\nطبعاً آنها را از روی مشاهدات درك كرده\nمی توانم\nعیب دیگر که ان دوا خانه ها آورده شده\nاین است که در چندین سال پیش ازین\nکه شاید اوائل نظر بود قاعده عادلانه\nگذاشت که نرخ عمومی غرض ادویه\nبار قی روپیه ۶ خوراك باشد در حالیکه\nهر شخص که به قیمت دوا ها بلد باشد\nبنقس بزرگی این نرخ اقرار می کند در\n\nدر یاد داریم که سنه گذشته در موسم\nبهار که دقت شدید مرض ملا ریا (تب\nلرزه ) است ، با بعض از مامورین صحی\nشکایت کرده مسئله جلو گیری از این\nموذی که قرار بیان بعض داکتر ها که در\nکابل و نواحی آن در موسم بهار وحزان\nمريض ها در صد ، ۶ و ۷۰ غرض\nملا ريا ( تب لرزه ) گرفتار می باشند\nنموديم ، و معلوم است اولین چاره اینا\nانشاء ترين اليفان الو بيادة تفليح خندق ها\nو رفتن آبهای ایستاده ، و استعمال خنیرای که\nدارسنه علاج این خندقها آما اخیراحات\nجواب عجیبی داد که :\nبا الظاهر چون هشت حصه، می شود ،\nو یا اینکه روزی با این دوا فروشان در\nموضوع تسهيلات حکومت برای تجارت\nدوا فروشی نموده است ، در مقابل این\nافضانات ایکونه دوا خانه های ما دروقه\nهذا کردیم ، جواب داد : : ما رادر\nاین قدر هم غنیمت دانیم :\nبلی اگر مسئله فردی می بود جواب آن\nشخص اولی که اهمال خود را قانون\nطبعی می سازد ، و یا این شخص دومی\nکه کمی و نقص را غنیمت می شمرد\nصحیح بود ولی در مسئله عمومیات این\nجواب ها به جا افتاد محض است :\nما زار ببار شکرانه توجه دولت\nتماثل منیات عمومی این نظریه خود را\nیاد آوری میکنیم . بعد ازین تا مان و\nالعان حکومت بمـسائل شقـایق اگر\nافغان ، نقص و الع دوا ، توط است ،\n\nکفران نعمت بلکه مصداق بستگی ها\nشمرده میشود و نزد خدا و حکومت\nمسئول خواهیم بود ، مقابل اینکه در\nوظائف که به ، ومیات تعلق دارد اهمال\nکردیم . یا مجبورات کم و ناقص را در\nحق عموم بسیار وغنیمت شمرديم .\n\nمجله اقتصاد\n\nمجله اقتصاد که در هر پانزده روز\nیکمرتبه ادامه می یابد و بلحاظ مطالب\nعلمی، تنها مجله ایست که تا کنون\nانتشار یافته و اگر میل دارید از مطالعه\nمقالات علمی آن استفاده نماید در مواضع\nذیل واجب فروشی میشود :\n۱ : بازار کتاب فروشی :\nالف : دکان ملا عبد الاحد خان کتاب\nفروش\nب : دكان ملا شير گل خان ، ،\n۲ : بازار کته خورای چندول : دكان\nحاجی عبد الله خان سیدسوا .\n\nتصحیح\n\nبه زیر عنوان «یادآوری از یغمای وطن »\nدر سط آخر ستون دوم صفحه سوم\nشماره سیوم روز نامۀ انیس ، مجله مام\nحافد كويۀ دولت شاه در اشتباهاً اسم\nبار چهای مقاله عرض شعر قدرته ،\nرقم دوم گردیده است. عطف توجه قارئین\nمجله به تصحیح این عبوه موقعیت مدعا\nپاش ابلا ، که امیر غلامحمد، با هه\nشماره ، ص ، ب، ص، ه"}
{"book": "adl0789", "page": 72, "text": "( شماره ٤ ) ( مجلد پنجم )\n\nجواهر ات ثمین ۱۲ : آزادی مکار در بالای سر هر سیاستی ٢٥ : اولین دشمن يك ترقی خواه آرزو\nیا حاکم است . ها و آمال او ست .\nکلمات برجسته یکی از شاگردان معروف ۱۳ : شماهر قدر آزادی خواه باشید ، ٢٦ : جهال مرگ را نسبت بتغیر دادن\nسید جمال الدین افغان همانقدر جماعتی که از شما آزادی عادات خود ترجیح میدهند .\nمرحوم شیخ محمد خیابانی خواه وند . ٢٧ : امروز آنچه در نظرها مرغوب\nدر آزادی و استقلال : ١٤ : غرضین آزادی باید مقید به قانون است فردا ممکن است مردود\nباشد . باشد . ( این فرمایش حضرت شیخ\n۱ : اولین لازمة شرافت يك ملت استقلال ١٥ : خادمین حقیقی ملت باید فدائی ملت راجع بعادات غیر مفید است )\nاست . شوند .\n۸۲ : عوام يك علاقه مفرطی بعادات خود\n۲ : استقلال ملت همر فقط فضایل نفس ١٦ : ممالك اسلامی را مسلمان ها باید شان دارند که همین علاقه مانع ترقی\nو اخلاق عالیه محفوظ میدارد . آزاد کنند . آنها است .\n۳ : حافظ و نگهبان استقلال هر ملتی در تجدد و ترقی :\nشجاعت و قهرمانی آنهاست . ۲۹ : مقلد و متعلق عوام در چشم آنها است .\n٤ : هر آینه میخواهید آزاد باشید باید ۱۷ : اولین وسیلة ترقی ، داشتن روح ۳۰ : کلاه امروزی شما بقدر کلاه دیروزی\nحقیقت را پیشه خود سازید . تجدد است . پدران شما نیست و ممکن فردا هم\nه : بدون حقیقت آزادی میسر نمیشود . ۱۸ : يك ممالك زنده و بیدار هیچوقت بار کلاه امروزی شما را او لادان تان\n٦ : يك ملت نمیتواند بدون معارف آزادی خصمانه بطرف تجدد رهسپار نردد . در سر نخواهند داشت .\nخود را محفوظ دارد . ۱۹ : رسد ترینه براه رفتن غلط و محال ۳۱ : همان قوه که در موقع خود بشکل\n۷ : در راه زنده کانی شرافتمندانه باید است یعنی روش زمانه را پیروی آتش و حرارت متجلی میگردد\nاز مال و جان گذشت . کن ، خواروزبون نشوی . بعد ازان باید بشکل کار و حرکت\n۸ : زنده باد ملتی که برای زنده داشتن ۲۰ : باید زمانه ما را هر کجا هدایت میکند بروز کرده چرخهای تمدن وتکامل\nآزادی و استقلال خود زنده کی پی وی تغاثم . راه براه اندازد .\nرا دوست دارد . ۲۱ : چنانکه زمانه ملت ها را سوق می کند در فلسفة اجتماعی :\n۹ : آزادی مستلزم مساوات است ؛ در و آنها هم میروند و پیروی میکنند ،\nمقابل قانون همه برابر هستیم . باید ما هم تباید طق زمان خود باشیم . ۳۲ : عوام تابع تبلیغات است و هر گاه\n۱۰ : هیچ نوع آزادی را نمیتوان تصور ۲۲ : باید ترقی کردن را لازم دانست ترقی مدیران ومقتدا یان شان مدیر ولایق\nنمود که با ما اجازه خطاکاری خواهد نکردن در زمانه حاضر مردن است باشند ممکن است نتایج حسنه از\nداد . ۲۳ : هر ملتی که ترقی و تجدد را بنظر عوام گرفت .\n۱۱ : عطر گلاب الحصة خاطر را مسرور لا قیدی می بندد ، آن علاقه و دلبچسبی ۳۳ : يك فرد بیعلاقه بجامعه خود کمتر\nمی سازد ، عطر آزادی در مملکت ندارد دو چار هلاکت خواهد شد . از حیوان است .\nبشتر نمایید که دایما يك مملكت را ٢٤ : ما اولاد قرن حاضریم نباید بقرن ***\nمعطر داشته باشد . خود عاق شوم . این جملات برجسته را از جمله فرمایشات"}
{"book": "adl0789", "page": 73, "text": "( شماره ٤ ) مجلد پنجم\nحکیم فرزانه آقای شیخ محمد خیابانی شاگرد خردمند سید جمال الدین افغانی بنده انتخاب و به آن نامه ملی اهدیه کردیم \nامید وارم مطالعه کنندگان آثار قیمتدار خود استاد بزرگ شرق سید جمال الدین افغانی امثال این جملات را اگر در آثار ممدوح ملاحظه کرده باشند نیز انتخاب کرده و برای استفاده هموطنان من به هدیه آنجریده عالی بفرمایند\nع . ج اعظمی\nخبرهای داخلی\nوکیل نائب الحکومه مزارشریف\nحسب الفرمان ۱۹۷ حضور همایونی رئيس تنظيمه هزار و جعت ع ج محمد ندیم خان والی ، نسبت به علالت مزاج ، رخصت داده شد که به تاشکند برای معالجه برود عوض معزی الیه تا زمان عودتش و ع ج احمد علیخان سابق معین حربیه و رئیس تنظیمه قطغن و بدخشان ، به حیث وکیل نائب الحکومه امورات مزار شریف را اداره می کند .\nمدیر عمومی فابریکات\nچون امورات فابریکات به وزارت تجارت تعلق گرفته است ، تا حال اداره به نام مدیریت فابریکات بوزارت تجارت موجود نبود که امورات حسابی و غیره آن فیصله شود که لهذا در اثر پیش نهاد وزارت موصوف آقای محمد کریم خان ( برادر\nع ج وزیر صاحب در بار ) از حضور والا حضرت صدر اعظم صاحب مدير عمومی فابریکات وزارت تجارت منظور و منصوب گردیدند . باقی مامورین آن حسب تصویب و انتخاب وزارت مقرر خواهند شد .\nمعاونه مدیریت شفاخانه مستورات کابل \nخانم ش ، گل علیخان گند کمشر که از اواسط مه جدی ۱۳۰۹ الی اخیر سال مذکور بصورت فخری بشفا خانه مستورات خدمت می نمود .\nنظر بحسن خدمت و فعالیت اش ، مدیریت مستقله طييه خانم مذکوره را بحيث معاونه شفا خانه انتخاب و از حضور ج ع ج والا حضرت صدر اعظم صاحب منظور گردیدند .\nميرزا سیدال خان کاتب تحویل خانه عمومی مدیریت مستقله طبيه لبطر ، در خواست خودش از ماموریت بر طرف و عوض آن میرزا عبد المجيد خان منظور گردید .\nخبرهای خارجی\nمعاهده مودت فیمابین حجاز ، نجد ، عراق\nلندن ١٤ اپریل : ـ نماينده گان حجاز نجد و عراق بتاریخ ۸ اپریل در مکه معظمه . معاهده دوستی و مودت و پرو \nتوکول ثالث امضانموده اند. نیز مذاکرات راجع به مسائل اوقات برای منفعت حرمین الشريفین و عقد قرار داد پاسپورت و گمرکات جاری است .\nچپاول و سرقت بانك فیلادلفی\nفيلادلفی ـ ۱۱ نفر دزدان و قطاع الطریق در چهار موتر مجهز از ماشین دار و تفنگچه : به اطاق نقود بانك حمله کرده و مقدار ٤٥ هزار دولار را دزدیدند .\nدزدان به اصول عسکری عملیات کردند یعنی دو نفر از اینها مصروف تهدید عمله واجنت های بانك و سرقت . و باقی آنها در مقابل دروازه عمارت بانك با تفنگچه های شان هر کسی که خیال داخل شدن درعمارت را میدشت فیر می کردند . \nرویتر\nعراق\nمعاهده دوستي با ماوراي ارون\nمسکو، ٢٦ اپریل ـ نوري سعيد صدر اعظم عراق با حکومت ماوراي ارون معاهده دوستی را امضاء نمودند . نوري سعيد که برياست نماينده گري براي مذاکرات درباب تشكيل اتحاد پان عرب حرکت نموده بود مصره عمال دال پارت نموده بطرف مكه براي مذاكرات با ابن سعود رفت مطبوعات ممالک عرب اشاره مینمایند که انگلیس به این اتحاد احتیاج دارد .\nتاس"}
{"book": "adl0789", "page": 74, "text": "صفحه ۱۵ ( شماره ٤ ) مجلد پنجم\n\nمؤلف: له پلانیه فرانسوی ( ۲ ) مترجم : حبیب الله طرزی\nمادام سان ژین\n( ناول )\n\nفصل اول\n( دوکسپان )\nماه جولای اريک جمعیت مسرور و خندان چهره های بشاش، یونیفورمه های مجلل مملو بود مر د ها اکثراً از دسته سربازان ( گارد نا سیونال ) مركب بوده و حاضر بودند که به شنیدن ضربه اولین نقاره انقلاب بمیدان سر بازی جهیده و در مجادله شرف حصه بگیرند : در میان این سر با زان جوان خوش چهره و ممتازی بود . از علامه تفریقی که بر با زو داشت منصب سار جن او واضح میگردید . از هر جما عه دختران مقبول که با چهره متبسم میگذشت نظر توجه همه شان را بطرف خود ش جلب می نمود . خود اوهم فریفته حسن و جمال يك دخترك مبهوشی بود که چشم های كبود راست بازش باقدری عیاری بطرف گارد قشنگ مینگریست . سار جن جوان با وجود تحريك رفقا باز هم بنکاهه با دخترك متردد بود .\nیکی از سپاهیان او را مخاطب ساخته گفت :\n« هله له فیور ! موقع را از دست مده این اقدامتی اثر نخواهد ماند . من ضمانت میکنم !»\nیکدیگر : اگر تو جرئت کرده نمی توانی من حاضرم که طالع آزمائی کنم »\nسومین : « هر کسی می بیند که چشم او بر تست این هم رقص فریكاسه است . . . برو از نزدش خواهش کن ! »\n\nله فیور از شخص چپا ر مین که مانند خودش يك سار جن بود پرسید « برنادوت ، آیا تو مشوره میدهی که ازو رقص بخواهم ؟ »\nبر نا دوت : « برو هیچ باك ندارد ويك سر باز فرانسی هیچگاه از مقابل ميك دشمن ويك روى مقبول بر نمیگردد !»\nسار جن هم قطاران خود را گذاشته سر راست بطرف دخترك رفت و دست خود را دور کمر او گرفته بطرف خود کشید و در حالی که کوشش داشت او را ببوسد گفت : « منزل ! این فریکاسه را با من خواهی رقصید ؟ »\nظالم قشنگ با کمال سرعت و دلیری خود را از آغوش او کنده و سیلی مضبوط بر خسار سار جن جوان نواخته او را دو سه قدم عقب نشاند . این پیش آمد خفت و حرارت له فیور را قدری سرد نمود ، چنانچه دست خود را به کلاسه کتبچه خودش برده باحترام گفت : « ما مزل ، امید میکنم شما را نیازرده باشم ؟ »\nدخترك كه قهرش بکلی برطرف شده بود جواب داد : « اوه ! دوستم حرف آزرده کسی در بین نیست ، خواستم یکدرس بشما بدهم ! دگر دفعه خواهید فهمید که با که مقابل شده اید ! » و بطرف یکی از همراهان خود برگشته آهسته گفت چندان بد رنگ هم نیست . »\n\nبر نادوت با وجودی که رفیق خودش را تحريك نموده بود ازین پذیرائی باطناً مسرور شده پیش رفت و از بازوی له فیور گرفته گفت : « بیا رفیق ، درینجا بکار نیستی . شاید این خانم جوان رقص را یاد ندارد ! »\nدخترك از شنیدن این کلمات او براشفته گفت : « این مسئله بشما ربطی نخواهد داشت ! هر وقت و با هر کسی که دلم بخواهم میرقصم ! ولی با شخص شما هیچ گاه نخواهم رقصید ! اگر دوست شما حال بيك وضع مناسب از من خواهش کنند بکمال ممنونیت يك دوره را با او خواهم رقصید و باینصورت دوست های خوبی خواهم شد . چنین نیست سارجن این را گفته دست های خود را بطرف ( له فیور ) برده بدست او نهاد .\nله فیور : « بهترین دوست ها ماد موازل . . . من بارهم عفو می خواهم چیزی که حالا واقع شد قصور من نبود رفقا مرا تشجیع کردند ، چیزیکه در معا وضه یافتم مستحق آن بودم . »\nدخترك با چهره متبسم ــ : « این قدر عفو ضرورت ندارد . بگو به بینم از اهالی ( الزاس ) نخواهی بود ؟ لهجه تکلمت قدری بآنها شباهت دارد . »\nله فیور ــ : « در قریه ( رو فاش ) قریب ( را ین ) تولد یافته ام . » دخترك : « پس ما هموطن و هم سایه هستیم مولد من ( سنت امارمین ) است . »\nله فیور ــ : ــ « آیا اسم شما را پرسیده"}
{"book": "adl0789", "page": 75, "text": "می توانم ؟ »\nدختوك قدری بسرخ شده گفت\nاسم من ( كاترين بوشير ) قصاره و در\nكوچه «رو پال » رهایش دارم . و له فیور\n« من هم ( له فيور ) سابقاً در گارد\nهای شاهی سار جن بودم وحال در ملیشیا\nعضویت دارم . »\nدختوك : « این چیز ها را پیشتر\nهم فهمیدن ممكن است حال بیا كه ساز\nشروع شده است . » این را گفته و\nبدون انتظار در اغوش سار جن درآمده\nدر انبوه رقصنده گان درآمده ملحق\nشدند .\nدر اثباتیکه سارجن و رفیقه مقبولش\nرقص کنان از مقابل ناظرین میگذشتند\nيك مرد با چهره بسیار زرد و موهای\nژوليده بطرف ( كاترین ) دیده خندید\nو گفت : ( سان ژین ) با گارد هـا يك\nجا شده است . »\nپر نادوت كه ندای او را شنیده بود\nپیش رفته ازو پرسید : « آیا این خانم\nرا می شناسید ؟ »\n«بلی ! این دختر قصاره من است\nخیلی دلیر ! نيكوكار ، صاف دل ! و\nصاحب زبان تیز است . برای نوت گوئی\nواطوار بی ساخت شوخانه ش بشما رقرب\nوجوار به ( ما مزال سان ژین ) شهرت\nیافته است ...\nبه مجردی که رقص بپایان رسید\nسار جن ما منزل خودش را به جایش\nرسانید : سكوت وسکوت حكام فر ما\nگردیده بود . مصاحبه خمر و نقاله ایشان\nهم طرز خصو صیت را اختیار كرده\nو آنها را در انظار بهترین دوست ها\nجلوه میداد . له فیور برای اینکه\nدو ستی خود شان را زیاد ترتی مستحكم\nكرد. باشد صرف شامپانی را هم تجويز\nنمود .\nكاترین جواب داد : ـ بكمال ممنونیت\nخاطرم . من منكر تشریفات زیاد نیستم .\nتويك شخص مدتی معلومی آئی دلیل\nنیست که این نادان مهر بافانه ات رارد\nکنم ، بالخاصه كه رقص اشتها را خیلی\nتند میسازد . بیا بشتابیم .\nله فیور قدری تردد نشان داده گفت :\n« ماه مزال میدانید که در نان شازت\nندارم تنها مشروبات بنوشم : »\nدختوك بخنديد گفت : « فهميدم ـ\nدوستانت را میخواهی دعوت كنى ، خوب\nآنها را نیز بخواه . راستى من ـ ود\nمی توانم آنها را دعوت کنم . » این را\nگفته و بر كرسى بر شده بطرف يك جماعة\nجوا نان ، این دو نفر را در يك فاصله به\nچشم تعقیب می نمودند اشاره نموده\nصدازد : « هيه بچه ها ، این جا بیائید .\nما شما را نخواهيم خورد . »\nباین دعوت بسیار بی با کانه کاترین چهار\nنفر گارد ويك نفر ملیسکی آمده با آنها\nملحق شدند و پیاله ها را پرکرده بصحت\nاو نوشیدند . درین لحظه ( سان ژین )\nوله فيور آنقدو باهم اشنا شده بودند\nكه هر دوی شان از يك قدح مشروب\nمی نوشیدند . سارجن برای دفعه ثانی\nجرئت یافته بدو شیدن بوسی تشبث نمود\nولی ( كاترین ) او را به عقب را نـده\nگفت : ـ « از بن ممكن نيست . مزاج\nمرا حست ، ولی چیزی كه زیاد تر آن\nباشد من اجازه نمیدهم . »\nجوانیک در لباس ملیسکی بود له فیور\nرا مخاطب ساخته گفت « گمان ميكنم كه\nتو از يك قصاره مشاهده اینقدر پرهیز\nکاری را توقع نمیکردی ؟ من میتوانم\nبتو بگویم که دد موارل ( سان ژین )\nرا نه اینقدر آسانی بدسـت آورده نه\nمی توانی . »\nكاترین حقارت مندانه و بايكقدر\nزودی ، هیچ گاه . » وبطرف متكلم\nدیده علاوه کرد : « هم شهری عزیزم\nفوشه ، تومرا از بسیار وقت میشناسی\nو این سوم دفعه ست كه رخت های ترا\nمی شویم . آیا كدام حرف مشتبهی در\nباره من شنیده ئی ؟ » فوشه : ـ « لا\nولله هیچ گاه . »\n« من از ـ اعت تیری های مشروع مثل\nرقصیدی ( فریکاسه ) و یا نوشیدن یا بعض\nاشخاص نجیب مانند شما ها خود داری\nنه میکنم ، ولی هیچ کس هم ، هیچ گاه\nبه مقاصد دیگر کفشکی خانه ام را عبور\nنکرده است و خوب احتیاط میکنم که هیچ\nكس هم بدون يك شخص عبور نكند . »\nله فيور دست به سبیل های خود\nبرده پرسید : « آن سگ خوش قسمت\nكه خواهد بود ؟ » ( باقیدارد )\n( مطبعه انيس )"}
{"book": "adl0789", "page": 76, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 77, "text": "احمد شاه\nتاجر ماشین ها و عموم لوازم علمی و فنی\n\nتیلفونهای اریکسون\nاریکسون فابریکه است که در سنه ١٨٦٩ تقریباً در تاریخ اختراع تیلفون\nتاسیس شده و اکنون در اکثر ممالک دنیا قریب پنجاه فابریکه بزرگ بنام\nاریکسون وجود دارد که سامان تیلفون و تلگراف جدید ترین سیستم ها\nرا می سازند فابریکه مرکزی اریکسون در ستاک هالم ( سوید ) و شعبات\nاو علیحده فابریکه هائیست در فرانسه انگلستان لهستان ، اسپانیا\nاستریا چکوسلاواکیا هالیند هنگری - ایتالیا پولاند و علاوتاً\nبتقریب پنجاه نمایندگی در ممالک بزرگ دنیا دارد .\nفراموش نشود که احمد شاه تاجر هم نمایندگی فابریک اریکسون را\nداراست و بهترین سیستم تیلفون های دنیا را با لوازم مکمل آن بمناسبترین\nقیمتی به طالبین فروخته و رضایت مشتریان را از همه حیث فراهم خواهد آورد\nخواهش مندان و طالبین اینگونه تیلفون ها و غیره سامان الى بتجارت\nخانه او که واقع بازار جنوبی ارگ کابل است رجوع خواهند فرمود ."}
{"book": "adl0789", "page": 78, "text": "انیس\nجریده ملی\n\nقیمت اشتراک\n\nدر افغانستان ۱۲ افغانی\nمحصول پوسته اطراف و ولایات داخله ۲ «\nطلبه معارف ۷ «\nدر ممالک خارجه ۲۰ شلنگ\n\nلطفاً پول اشتراک که بتوسط خزائن دولت فرستاده میشود باید\nرسید عوض و معاومنه باشد\n\n( مطبعه انیس )"}
{"book": "adl0789", "page": 79, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 80, "text": "شماره ( ٥ ) مجلد ( ٥ )\nاشتراك سالانه ١٢ افغانی\nمحصول پوست ٢ \"\nخارجه ٢٠ شلنگ\nانیس\nتاسیس ١٣٠٦\nاداره : كابل جاده ارگ\nمؤسس و نگارنده مسئول\nمحيي الدين\n٢ سنبله ، جوزا ١٣١٠ ٢ محرم ١٣٤٩\n\nعاطفه و پرستاري\nصحت جان در پیشگاه آمال و آرزو های انسان قیمتدار ترین خواهشات انست ! \nبطوری كه يك انسان صحت خودش را دوست داشته و برای آن قیمتی را قائل است شاید غیر خودش كسی بآندرجه بصحت وی علاقه مند نباشد . \nولی اشخاص شریف نوع پرور كه هر شی قیمتی در مقابل خواهشات نوع دوستی شان قیمتی ندارد ، بسعادت و سلامت و صحت و خوشبختی نوع خود عشق و علاقه مخصوص داشته در نیل این آمال بزرگ شریفانه از هر گونه بذل و ایثار مضایقه نمیفرمایند .\nملل امروزه جهان در سایه همت و شرافت همین گونه اشخاص نوع پرور خود مالك صحت جان بوده ، بسعادت و اطمینان زندگانی مینماید ، ولی در اكثریه بلاد مشرق تا هنوز كمتر اشخاص پیدا شده اند كه باین موضوع حقیقی حیاتی و مسئله بزرگ حفظ و حراست نسلی اهمیتی گذاشته و جان يك ملتی را مر هون احسان خود قرار داده باشند .\n\nهموطنان میدانند كه ما تا چندی پیشتر بچه اندازه فاقد اینگونه موسسات حفظ جان بوده و چگونه حیات و صحت اهالی این خطه معروض سیر حوادث و آفات ، دستخوش امراض و كسالت از بی مبالاتی و عدم پرستاری گردیده بود ، فقط مراحم بیگانه حضرت حكيم على الاطلاق و از فی الجمله مساعدت آب و هوای سالم این خاك است كه ملت ما با آن حوادث مقابله و تلفات سنگینی را كه تهدید بحیات و صحت عمومی جامعه ما می نمود بحمد الله تعالی دو چار نشده و نیم جانی بسلامت بردیم . \nولی باز هم رخساره های افسرده و چهره های پژمرده فقرا و ناتوانان كه بپولی ادویه ، بقیمت قدوت معالجه ندرتند قلب انسان را لرزانده ، عواطف لطیف را به هیجان می آورد .\nشاه دل آگاه حاضره ، اعلیحضرت محمد نادر شاه غازی ، كه قلب رؤف و عواطف نوع دوستی و ملت پروری ش پاد شاه قلوب و عواطف دوستداران اهل وطن است !\n\nاز مبادی جلوس شاهانه ازین منظره تاسف خیز و انحراف صحت عامه برقت افتاده و مسجلاً قدم های جدی درین راه برداشتند . \nتشکیل فوری مدیریت مستقله طبیه ، جلب داكتر های متخصص ، تدویر شفاخانه ها تهیه ادویه و ملوازم امور صحیه سهمه ناشی از عواطف سرشار وطن دوستی و ملت پروری این تاجدار رؤف بوده است . \nتازه ترین مژده كه روح علاقمندان بصحت و سلامت ، جان هموطنان عزیز را میبالاند تاسیس ، شفاخانه مجانی علی آباد است ، علی آباد واقع چهار می متری كابل ملك و یاد مزروعی و قلعه بزرگی است كه ذات شاهانه بانضمام نشان المراعلی كه در ازای فداكاری و تحصیل استقلال وطن در عهد سپه سالاری ذات ملو كانه خود بطور مكافات خدمت شان از دولت تحصیل كرده ولی آنرا بمفاد شخصیه استعمال نكرده از نقطه وطن خواهی و ملت پروری برای سعادت اولاد این كشور بيك مكتب وسیع تخصیص و تمام مصارف آن مكتب را از حاصلات ملك مذكور تعیین"}
{"book": "adl0789", "page": 81, "text": "صفحه ۲\n(شماره ۵)\nمجلد پنجم\n\nفرموده بودند که مکتب علی آباد مشهور و تا چند سالی دوام ورزید بالاخر در دوره حکومت امانی متاسفانه سقوط نمود.\nاکنون آن ملک و قلعه با سعادت که بشرف شمشیر مردانه هدیه شده بمصرف خيلي قيمتي ونظريه عالي جناباته تخصيص يافته بود دوباره احياي شرف وبركات نموده ازطرف اعليحضرت غازي براي تاسيس شفا خانه مجاني مختص ومعين گرديد تا اهالي فقير وبي بضاعت اين كشور را در آن منزل صحت ومأواي عافيت بوده باشد : متخصصين فني از قبیل مهندسین ومعمار تحت نظر جناب رفقي بيگ داکتر حضور همايوني براي تهيه نقشه وتدارك سامان و اسباب لازمه آن مقرر گردیدند تا شروع بکار آن کرده شود.\nفعلاً براي تعمير شفا خانه مذكور ووسائل لازمه آن مبلغ دو لك افغاني را حضور همايون اعليضرت از پول شخصي ذات شاهانه خود وضع وبراي انجام اين مقصد عالي تخصيص فرموده اند.\nحاصلات مزروعي وبا غهاي ملك علي آباد که هم يک عائد قابلي و پول هنگفتي ميشود براي مصارف سالانه اين شفا خانه از حضور ملوکانه تعين فرموده شد که در صورت لزوم مصارف لازم باز هم مراحم ومساعدت حضور موسس ملت\nپرور خود را نیز شفا خانه خیریه نائل خواهد شد .\nما در اداي اين عواطف ملت دوستي وآمال رعيت پروري وغمخواري اعليحضرت متبوع محبوب خود از اظهار شکریه وامتنان قاصر و قلم ما عاجز است که در برابر اینهمه مراحم متواتره وانوارات مشکوره شرافت مندانه اعليحضرت همايوني که نسبت به حفظ جان وسعادت اولاد واهل وطن خود بذل ايثار ميفرمايند شکريه بسزا نمايد.\nصرف ما به این جمله قناعت کرده میگوئیم :\nزنده باد پادشاهیکه صحت وزندگاني ملت خود را طالب است .\n\nقصیده\nشمع قصیده مشهور حكيم خاقاني ومانند قصيده لا هون\nاين چند بيت که ترجمان روحیات ملی و در حقیقت ناله های جان گداز تمام افراد این محیط است ، به افتخار خدمت جامعه مقدس اسلامی و به نام معاونت در نشریات مملکت متبوع ما به جريده محترم ( اتفاق اسلام ) تقديم گرديد .\nامید است در این زمینه که برای آینده ملت یاد داشت های خونینی را از انقلاب خائنان سود گذشته مجسم نموده وشفقت وعلاقه شان را به حكومت ملي\nاسلامی صحیح اعلیحضرت معظم غازی نادر شاه افغان که همۀ آن مفاسد معایب دوره امانی را می خواهد با بهترین صورتی اصلاح نمایند بیفزایند.\n\nخلیلی افغان\n\nدو شینه که شد گردون در پرده شب پنهان\nخورشید چو مظلومی سر برد بگریبان\n\nمن بودم ودل با من من يکدله او تنها\nمن خفته و او بیدار من مرده و او نالان\n\nوز سوز سر شگ من گوئی که ببر جان\nآتش بسر آتش طوفان بسر طوفان\n\nگاه از غم این کشور نالان بدو صد ماتم\nگاه از ستم گردون گریان بهزار افغان\n\nكاين ملك پر از دانش وین خطه پر از بینش\nوين مملکت آزاد وین خانه آبادان\n\nگردید چو طشت خون یکسر همه دیگر گون\nشد منقلب و واژون شد منهدم و ویران\n\nاين رول ستم بابا از دست غمازی کرد\nوین رشته جمعیت از ظلم که شد پژمان\n\nمافخر زمان بودیم آشوب جهان بودیم\nدر وحدت ملیت در غیرت و در وجدان\n\nدر پایه دین بودیم خدمت کن وفرمان بر\nدرپای وطن بودیم طاعت گرو خون افشان\n\nبوديم يک مذهـب در موقع قربانی\nبوديم بيك رشته در حب وطـنخواهان\n\nاز بهر چه زد آتش بر مونۀ ما گردون\nاز بهر چه غم بارید در گلشن ما بستان\n\nفکرم براین سودا آشفته چوزلف یار\nعقلم سراین آتش چون درد سیه پیچان\n( باقی دارد )"}
{"book": "adl0789", "page": 82, "text": "( مجلد پنجم ) ( شماره ٥ ) صفحه ٣\n\nبقلم آقای میر غلام محمد خان :\nمشاهیر رجال افغانستان\nحکیم ناصر خسرو بلخی\n(قرن چهارم هجری)\nدر صحنهٔ زنده‌گی عاریتیت که فانی و غرور آمیز است ، بشریت وظایف سنگینی بر شانه خویش دارد . این وظایف و دایع و تحملات الهیه است که تا جان در بدن است کشیدن آن ناچاری است. حضرت بیدل بکوششی گفته بود که زنده‌گی بار کردن است و زیستن لاچاری . بر خلاف سایر حیوانات که از هر گونه مسئولیت و محاکمه ئی معفو و لا قید بوده صفحات حیات را آزادانه طی میکنند انسانها در هر قدم زنده‌گی به دفع و جذب غریبی گرفتار است ، شهوت و غضب میخواهد بام کند عقل و وجدان منع میکند ، احساس یکسقین مهر نفس تمایل مینماید ، آئین و ایمان به بستن آن هدایت میفرماید ، خاتمه احوال با این مراتب مجهول و در انظار جستجو مستور است :\nدر وهلهٔ اول این نظریات از بعض فرقه های بشری سلب حوصله و تحمل مینماید ، و دسته های مردم را برای بلند کردن علم عصیان در برا بر این وظایف الهیه و اوامر عقلیه و وجدانیه ، وا دار میکند ، ازینجاست که موجدین فلسفه های منفی - نفس و ماده پرستی ، خوشگذرانی شهوت و غضب پروری بمیدان اخلاقیات بشریه میبر آیند . ولی خدای را شکر است که دیر نمی پایند و حکومت این فلسفه ها ابدی نیست ، چه سرشت انسان ازینها بالاتر است ، و او دارای نفس ناطقه است و در جسم عنصری او روحی است که بعالم ماورای ماده مربوط است . و در مغز كوچك او عقل بزرگی بازی میکند . این روح و عقل است که جنس او را از سایر حیوانات ممتاز و منفصل میسازد ، و او میگوید که ماده و جسم خود را کنترل کند روح مجرد ابدی است طیب و طاهر نگهدارد ، تمدن و عمران صنعت و فن ، محك و جریان اجتماع را یوماً فيوماً ترقی دهد ، وبسوی تکامل ، آن تکاملی که غیر متناه است سوق نماید باز عقل و روح به آدم امر میکند که روح را به تحصیل علوم الهیه و نفسیه و اخلاقیه با الاخره بادراك معقولات بانیمازه تصورات ممکنه آرام و راضی سازد ، این علوم از معرفت نفس آغاز و بشناخت حق اول یعنی خدای انجام مییابد .\nبعلاوه این وظایف جسمی و روحی تکالیف ثالثی نیز را انسان مرتب مینماید که عبارت است از استعمال عدالت و عدالت را خود دانند که عبارت است از عفت شجاعت ، حکمت . مردم غالباً این فرایض ثلاثه را تکالیف شاقه گمان کرده آنگهی تجاهل عارفانه یا تعارف جاهلانه کرده گویند : که این قضایا متناقضین اند در ایجاب و سلب ، جمع میان ماده و روح مجرد از ماده ، دنیا و آخرت نقیضتین است که جمع آنها با هم از محالات است . کدام بزرگواری نیز درین موضوع گفته است :\nهم خدا خواهی و هم دنیای دون\nاین خیالست و محالست و جنون\nدر صورتیکه این قضایا نه اینکه نقیض همدیگر نیستند فی الحقيقت يك قول مؤتلفی از جانان تراکیبی میباشند که مسلم اند فی نفس الامر و الهذا با عتبار ذات نتیجهٔ برای آنها لازم است که آن نتیجه عبارة است از سعادت بشر در حیات و ممات يعنی تلذذ روح . آری صنعت و فن علم وعدلت ، تهذیب اخلاق ، ایثار وفداکاری ، حلم وحیا ، جودوسخا ، عفت وطهارت اینهمه مقدمه ئی هستند ، که نتیجه آن استراحت ولذت روح ست ادیان سماوية وقوانين علميه مؤيد همین عقیده استند ، برای حصول این سعادت ست که زندگی چند روزه این دنیای دنی ، مبارزه گاه نوع بشر قرار گرفته ؛ شانه خالی کردن ازین رزمگاه ، رهبانیتی ست که در دین اسلام ومذهب سعی وعمل ممنوع وحرام ست . انتحار درزیر فشار های حیات در هر ديانت وعلم نا جوان مردی وضعف ست . پس زنده‌گی عبارت از همان رزم وکار مقد سئی ست که ودیعهٔ الهیه واز حمل آن انسان ناگزیر ست، این ودیعه وتحميلات خدائی را شخص شیراز به یکبار امانت وسنگینی تشبیه کرده وگفته بود :\nآسمان بار امانت نتوانست کشید\nقرعه فال بنام من دیوانه زدند"}
{"book": "adl0789", "page": 83, "text": "صفحه ٤ ( شماره ٥ ) جلد پنجم\n\nدر راه ایفای این وظایف الهیه اگر انسان با عزم و جزم ثبات و غیرت خواسته باشد بکوشد، در مده وقتی او قوتهای خارقه ی تعبیه گردیده که میتواند بوسیله آنها در فضای حقیقت پرواز نماید. با هزاران سالی که بشریت مراحل حیات را طی کرده، هنوز از مدرکات و استعدادات متعدده نهانی خویش، جز اندکی را کشف نکرده اند، و قسمت بزرگت الان تقدم های مدنی متعلق به عده و محل بوده است. بسا عواطف و مدرکات و حسیاتی که در نهاد بشر ودیعه ست، ولی تا حال بسنگ مشق و امتحان و محل احتكاك نگردیده اند، و لهذا برق های جلی و حقیقت از آنها نجهیده ست.\nاستكشافات این مدرکات نهایتیه در میان ملل عالم با نداره دارایی علوم آنها بعمل آمده ست، شك نيست ممالك متمدنه جهان امروز در صدد کشف مدرکات جدید تری و مجهول تری در نفوس خود ها هستند. ولی مر است که امروز و هر روز از هر شی زود تر و پیشتر، برای شناختن این مدرکات نهانی، وتحريك و تهییج آنها در کالبدهای سرد شده خویش، کوشش و انهماك ورزيم . بلکه از آن هم پیشتر بایستی مدرکات معلومه و معطله خواب برده خودمان را بوسایلی که علم تبیین و مقرر کرده ایقاظ نمائیم، و از این راه جامعه بسوی اعتلای مادیه و متعاقباً روحيه براه انداخته شود .\nبنام این مقصد نویسنده عجالته عنوان مشاهير وطن را اختیار نمود ، و ذیلا به\n\nتحریر و شرح احوال یکی از مقدمین حکمت و فلسفه افغانستان در نه صد سال پیشتر ، پرداخت. شبهه نیست اکثیر ممالک امروزه باین عناوین آنقدر ها محتاج نیستند ، مادامیکه ما هستیم، چونکه از در و دیوار آنها خوشبختانه مفاخر تاریخیه ایشان میریزد، ارث قديم وافتخار وغرور ملى در آنها بحدی مخلد و پایدار گردیده، که دیگر مغلوبیت قطعه آنها در رز میگاه حیات غیر ممکن و محال ست. اما در مملکت ما که بدبختانه از علل و حوادث سوء چند صد ساله جهان و زمن، تاریخیاتی ملی شاذ و نادر شده بلكه منعدم ومعدوم ست. مسئله طور دیگری ست، درین جا مهر و تحریر درین مضامین وهنا و باین فرض ملی و فرض حتمی ماست ، تا بدان وسیله بتوان در کالبد منجمد مملکت حرارت و روح احساس شرف و افتخار، ور ملی ، دمیده شود، و به تذکار احوال عاظم گذشته گان ملی، در پهلوی حیات جوانان وطن تر یا نه مهیج و نشاء در سبیل سعی و عمل کشیده شود . لاشك اين ذکر های خیر ارث ملی را زنده میکند و نصب العین معنویاتی را تبیین مینماید .\nملت ها که فی المثل ز داشتن این نمونه های تاریخی محروم بوده باشند هم برای تهیج و ایقاظ نفوس خودشان به پیدا کردن این وسایل و امثال آن مجبور و معذورند چه جای افغانستانی که در ممالك آسيا تاریخاً در زمره ملل متمدن بشمار رفته است. چه بر وسر اگر تركم تنور\n\nو فتن چندین صد ساله جهان پرده های مجهولیت بر روی تاریخ این سر زمین کشیده است، این پردها عارضی و موقتی است امروز با فرداست که دست عالم بشريت اینحجاب مظلم را شکافته و از ته هر خشت دیوار ویرانه آن ضیا های افتخار تاریخی و تمدن قدیم با کتریابی بزود گت را در میان مدنیت جهان بلند خواهد نمود .\nافغانستان نه اینکه در زمنه های قبل الاسلام، دارای آثار مجیده و فخار تاریخیه بوده بلکه بعد الاسلام هم رجال و نوابغی در مهد استعداد خویش پرورش داده است که در ردیف مشاهیر و توابع ملل اسیاه از هیچ قومی یا کم نمی آوند بلکه انصافاً در بعض موارد حق تفوق و تقدم را نیز مالکیند. مثلا ما در اینجا قسمی مشاهیر وطن را از هر صنف مختصراً باد داشت مینمایم، تا بهترین برهانی بر مدعا بوده باشد و بعد از ان مقصد خود را دنبال خواهیم کرد .\nاز طبقه حكما وفلاسفرها و علما :\nعلى ابن سينا . حكيم ناصر خسرو بلخی ابو نصر فارابی ابن عباد طالقانی احمد بن طيب سرخسی\nاز صوفیون : مولوی روم بلخی . حكيم سنائی غزنوی . خواجه عبدالله انصاری قندهاری . شیخ نظام الدین عبد الشكور بلخی حضرت شفیق بلخی . ابو حامد بلخی ابو سعيد ابن ابى حيمته ئی .\n( با قیدارد )"}
{"book": "adl0789", "page": 84, "text": "صنحه ه\n( شماره ٥ )\n\nدرینجا وضع کرده اند میتوانیم چیزی\nمعرفت حاصل كنيم و تمام چیزهائی كه\nما از آنها میتوانیم بفهمیم اینستکه آنها آثاری\nاست که ساحرین برای تماشای آن آمده\nو دهائی را برای رفع مواشی و بهائم\nخود ها آنها را استعمال می نمایند .\n\nوقتی انیکه مرور چنین عقیده دارند\n(ستون هنج) فقط يك خزصه یی در\nگذشته ها بوده است . ولی کدام جز\nصفر واز كجا ؟ معلوم نیست ؟\n\nمجسمه ها در فرانسه\n\nهمچنانکه در واقعایای کبیر مجسمه\nهای سنگی یافت می شود ، در دیهایای\nغربه فرانسه نیز مجسمه های سنگی\nدر اثنای دکا در ده سطر بیخورد که\nعده باقی مانده آنها تا امروز ، کمتر\nاز سه هزار نیست و درین هم شکی نیست\nکه عدد شان در قدیم بیشتر ازین بوده\nاست ولی دهاتی و اهل نواحی بشکستن\nو از بین بردن و خراب کردن آنها کوشیده\nتا اینکه همین سه هزار موجوده از آنها\nباقی مانده است .\n\nو آگاه این مجسمه ها نظر اندازی\nشود اصحاب و اسلوب ساخت و نقرش\nمختلفه یی در آنها دیده می شود انسان\nوا آنها بدست می دهد ، و هم کوره هم\nعلما از کثرت و سبب وجود آنها پرسش\nمی نمایند . و شاید مجموعه شعب ها یا\nجای مذابح ، یا آثار معابد و باشی برای\nسوختن جسد های قدما بوده باشد یا\nشاید مقامات طوری دیگر است ، در هر\n\nترجمه از مجلات علمی\nمترجم : عبد الرشيد\nمعما های ابدی\n( ٢ )\n\nاین توصیف چقدر برازنده است اگر\nما به اکثریت بلادیكه مقبره چین های بزرگی\nبوده و امروزه معالم آن ها مدوس شده\nوجز آثاری باقی نمانده است گردش و\nسیاحت نمائیم . مثلا در بعض نواحی\nانگلستان در دشت مو سوم به جکل های\n( سلسری ) مجموعه از مجسمه های سنگی\nاست كه به مجسمه های ( ستون هنج )\nمعروف شده ، در صو رضع این بدست\nکار گر های . هری وضع و ساخته شده\nاست . وهیچ كسی از ارقب وضع آنها\nواز هندسه نصب شان و اشخاصيكه آنها\nرا نصب کرده اند اطلاعی ندارد . باینکه\nتا قرن شانزده هم هیچ فردی ازان اطلاع\nومعلو ماتی نداشت ، در حالتیکه آنها\nاز خیلی مدت ها وشاید قرن ها است که\nدر آنجا دیده شده است .\n\nفي الواقع اگر به این مجسمه ها ، از روی\nتد قيق نيز شخص نما ينم نه از حقیقت\nشان و نه از غرض اشخاصیكه آنها را\n\nحال یکی از آن معماهای تاریخ میباشد که\nعالما نه بطرف آن را حل و روشن\nنمایند .\n\nدر هند چینی\n\nاین مجسمه هایکه در فرانسه میباشد\nغریب تر از آنهائی نیست که ( موهو )\nعالم فرانسوی قریباً ( ١٠ ) سال پیشتر\nکشف نمود . این عالم روزی در دشت\nهای هند چینی برای جمع کردن انواع\nپروانه ها و حشرات که درین ناحیه به\nکثرت یافت می شود گردش می نمود\nدر اثنای گردش در داخل بحیره خشکیده\nکه در جوار آن اثری از بشر دیده نمی\nشد رسید در مقابل آن پنج عدد مناره\nهای مرتفعی را دید که در قدیم ها مناره\nهای معابد خیلی فخیمی بوده و هنوز دیوار\nهای آنها بنقوش بدیعه مزین بود ، در\nنزدیکی این مناره ها آثار مده و قصور\nعظیمی دیده می شود بعد از بحث وتنقيب\nویا پروفيسر ( موهو ) فهمید كه اینها\nآثار شهر و مجود ، پایتخت مملکت قدیم\n( كمبو د ) است که در قرون گذشته\nعده ساکنین آن تخمیناً به هشت ملیون\nنفر بالغ شده و ازین سبب از بزرگترین\nشهر های عالم بود . غریب تر اینکه\nاین شهر نیز از زلزله ها وولکان های\nآتشفشانی خراب نشده است ، معذالك\nاهالی آن روی الهام موجوديت و هستی\nخود ها ازین شهر مهاجرت کرده و پس\nاز آنها این شهر يك ناحيه غیر مسكون\nوخاموشی گردیده است ، وانسان ها این"}
{"book": "adl0789", "page": 85, "text": "صفحه ٦\n(شماره ٥)\nمجلد پنجم\n\nشهر را بكلی فراموش كرده حكايات\nآنرا از افسانه های خیالی گمان کرده اند\nدر هر حال هنوزه هم آثار «آنجور»\nباقی است و تا امروزه کسی پیدا نشده\nاست که طلسم مغلق آنرا شناسانده و راهی\nبرای شنا خت این شهر بمردم نشان\nبدهد .\nجزیره ایستر\nدر اواسط بحر محیط کبیر و قریباً\nهزار میل دوراز سواحل جمهوری «شیلی»\nجزیره است که طول آن قریباً سیزده\nمیل وعرضش تخمیناً به هفت میل بالغ\nمیشود، و با دوری که این جزیره از\nسواحل عالم متمدن دارد بحریه پیمایان آن\nرا مشاهده کرده اند سکنه جزیره پر از\nمجسمه های بزرگ بزرگی میباشد که\nارتفاع هر مجسمه آن تخمیناً به سی فت\nبالغ می شود .\nدرین جزیره قراب شش صد مجسمه\nنیم تنه بر علاوه یکصد و شصت سکه (قاعده)\nمیباشد که بعض این تمثال های نیمتنه\nبر روی آنها قرار گرفته و بعض بمنزله\nمقابر میباشد .\nدر وسط جزیره یکانی (آتش فشان)\nمیباشد که هنگامه انسان در ان بلند\nشده و اطراف آنرا گردش نماید مکان\nهای سنگی حجاری مییابد که در پهلوی\nآنها تمثال های خیلی زیادی است که\nساختن بعض آنها باتمام رسیده و بعض ها\nنا تمام میباشد این مجسمه ها يك حالتی\nگذاشته شده که گوئی صانعین آن رفته\nاند که فردا واپس آمده و مصروف کار\nشوند .\nشاید حاجت نباشد که بگوئیم این\nمجسمه ها سری از اسرار غامض و معمائی\nاست که تا حال حلها بحل آن موفق نشده\nاند. حصر اً عده ساکنین این جزیره\nبیشتر از دو صد و پنجاه نفر نمیباشند\nشمارشی که درین جزیره دیده می شود\nاینستکه در آنجا مقابر یا بقا یا جسد های\nیافت نمی شود که دلیل شمرده شود که\nاین جزیره پر از نفوس بوده و یا اینستکه\nاهالی آن بر اثر كدام زلزله مدهش يا\nظهور آتشفشانی هلاک شده باشند مجسمه\nهایکه ذكر كرديم بحدی از روی دقت\nو مهارت ساخته شده استکه هر صانع ماهری\nمیتواند برای اکمال آنها بکوشد .\nمعذالك درين جزیره حتماً بايد\nحادثه که منتهی به هلاک ساکنین یافرار\nشان شده است واقع شده باشد .\nیگانه عالمی که یکی از علما دران\nاره نموده و شاید صحیح هم باشد اینستکه\nجزیره ایستر در زمینه های قدیم پشته\nخاکی بر قله کوه یا اراضی مرتفعه بوده\nاست که این اراضی در اثر يك زلزله\nمدهشی در زیر آب غرق شده و در بالای\nسطح آب جز همان قسمت مرتفع آن\nچیزی باقی نمانده است و آن عبارت از\nهمین پشته است که امروزه وجود دارد\nو با سم « جزیره ایستر » شناخته\nمی شود .\n\n( نا تمام )\n\nتبعات ادبی :\nدرهای یتیم\n(٤)\n١٩ - دیوان احمد اثر میرزا احمد خان\nکه پسر میرزا خان مرحوم است بمضمون\nالولد سرالابيه شخصي فاضل واديب وداراي\nمقام ارجمندی بوده است . و از شعراي\nدربار تیمور شاه که خوبترین مربی ومشوق\nشعرا است محسوب است . دیوان او موجود\nومتعلق است بمیر زا عبدالله خان که پسران\nمرحوم است .\n۲۰ - دیوان جایز که از شعرای زمان\nاعلیحضرت تیمور شاه وهم عصر با عاجز\nوافغان ومير زا وعزت وغيره بوده است\nچون اسم این شاعر و اثرش که درامراد از دیوان\nاشعارش باشد از دوست عزیزم حافظ\nنور محمد خان شنیدم به همین اندازه\nقناعت کرده معلومات درست و پایداري را\nکه مقصد از روشن کردن حیات این شاعر\nباشد بخود ایشان میگذارم و میگذرم .\n۲۱- : دیوان عزت که این هم از شعراي\nزمان شاه زمان، شاه شجاع بوده است یک بیت\nاین شاعر تا امروز مشهور و بزبان ها جاریست\nبعالم رونق خوبی از ان شد\nکه دوران در کف شاه زمان شد\nاز قرار اطلا عاتی که از حضرت استادم قاري\nصاحب فرا گرفتم گویا حضرت شان\nدر سنه ١٣٠٦ ديوان این شاعر را بخط"}
{"book": "adl0789", "page": 86, "text": "صفحه ۷\n\n( شماره ٥ )\n\nو مجلد پنجم\n\nیکنفر کشمیری دیده اند ؛ و این مصرع را از دیوان او تا امروز بخاطر دارند\nعزت فسون دنیا مانع ز حرف حق شد\n\n۲۲ - : دیوان وصفي که از شعراي عهد شاه شجاع و داراي غزلیات متعدد واشعار شیرین آن زمان است وا کثر زمينه هاي غزل خود را به سبک و طرز آن شاه شاعر نواز شعرا سرا ریخته است . مسکن و مولد این شاعر از قرار بیانات پدر مرحوم حاجي محمد افضل خان نجار که بعضی ها از زبان شان شنیده اند که وصفي از مراد خاني کابل است . دیوان وصفي ا کنون موجود وتعلق دارد به حضرت استاد قاري صاحب ولي در ديوان خود از مسکن و مولد خود اشارء ندارد - .\n\n۲۳ - : دیوان عاصي اثر مولانا عاصي که از شورید گان بادیه محبت و سوختگان صحراي سوزان عشق بوده اند اغلبا قلندرا نه زیست کرده گرد افاق چون پر کار میگشتند . از جهان وجهانیان معزول و از طلب مال و منال دنیا ملول ؛ از در گاه شاه و وزیر دل بگسته و در حال تجرد و انزوا روز گار بسر اورده گاه گاه سرودن اشعار که صادق ترین معرف احسا سات شان است میل وافر داشته اند اشعار ایشان نيز واجد رایحه عشق ومحبت ولبريزهيان عواطف وجذبات عاشقانه بوده است مخصوصا علاقه بندي ان يزد گوار که\n\nاستقبال از ترجیعات شعراي سلف است خیلی ها مشهور و بزبان ها جاري ومتداول و این چند بیت از ان است :\nيا رب بکه شد علاقه بندم\nکز جان وجهان علاقه کندم\nتا از لب جان فذاش دورم\nاز آب خضر رسد گزندم\nدیگر نکنم هواي طوبی\nدلداده آن قد بلندم\nآي جاي توهست بشور بازار\nاز عشوه مرا شور بازار\nباشد عملت علاقه بندي\nاز من بچه رو علاقه کندي\nاز قرار مسموع دیوان مرتبي دارنده لي در زمان حیات بخیال جمع کردن اشعار خود نبوده اند بلکه بعد از وفات شان يكي از ارادت مندان صادق شان این اشعار پرا کنده و پریشان را مرتب نموده است . خوشبختانه نقل همين ديوان موجود ومتعلق است به حاجي محمد افضل خان نجار علاوه برین مولانا عاصي حافظ قران كريم هم بوده واز اواسط اعليحضرت امير شير عليخان تا اواخر اعليحضرت عبد الرحمن خان حیات داشته اند و در پشاور وفات نموده و اکنون مزار شان هم در انجا است .\n\n٢٤ - : دیوان سالک که از شعراي دربار امیر شیر علیخان مرحوم ومعاصر با الفت ، طرزي وغيره بوده است مولد و مسكنش\n\nبالا حصار کابل دیوان او موجود و تعلق داشت بپیر احمد شاه خان مرحوم وبعضي اشعارش نزد حضرت استاد قاري صاحب هم موجود است .\n\n٢٥ - : دیوان شرر که او هم از شعراي عهد امیر شیر علیخان مرحوم ومعا صر با سالک والفت است . دیوان این شاعر را حضرت استاد قاري صاحب نیز در اثر تتبعات خود یافته وا کنون هم نزد شان موجود است .\n\n٢٦ - : دیوان ولي طراف از شعراي دوره اعليحضرت امير شير عليخان ومعا صر باطر زي والفت وسالک وشرر وغيره بوده است . معاصرین او میگفتند که ولي بي سواد بوده حتی چند سال قبل در یک شماره معرف معارف شرح حال ولي طواف تا اندازه نوشته شده وازيك بيت آن بي سوادي وناخواني این شاعر را از روي تحقیقات لغوي ولفظی نشان داده است ولي به سابقه هیجان عشق ومحبت سو زاني که در کانون قلب او شعله میزد و آخرین درجه حرارت او را نشان میداد بسرودن زیبا ترین ابیات وفصيح ترین اشعار موفق شده و درعین حال از شعراي معروف و نامدار زمان خود سبقت نموده است حتي خوش نویسان عهد او براي انتخاب قطعات خطي اشعار اورا انتخاب برده اند .\nیک قطعه خط نهایت مرغوب که مرقوم به یک غزل اوست که مطلعش این است:"}
{"book": "adl0789", "page": 87, "text": "صفحه 8\n( شماره ٥ )\nمجله پنجم\n\nدلم بدست يكي شوخ جاهل افتاده\nبسنگ شيشه دل سخت مايل افتاده\nتا اكنون موجود و بديوار زيارت خضر\nآويخته است . از همه شگفت تر كه اشعار\nاين شاعر درعصر خودش به ممالك\nهمجوار مانند هند و ايران بدون تذكره\nوپاسپورت مسافرت نموده مورد نظرو استقبال\nشعرای آن سامان گرديده است چنانچه\nدرجزء پنجم ديوان ايرج مرحوم مشهور\nبه جلال الممالك كه يكي از غزلسرایان\nمتبحر وازشعرای مقتدروناموران ايرانست می نويسند\nدر ۱۲ سالگي اين مطلع را در گي راي\nايرج ميرزا خوانده واورا به سرودن دعوت كرد\nمردم از حسرت امور وشأن ریم شدن\nمن ندانم بچه تدبير بدام آرم شان\nاين مطلع مشهور از ولی متوفی\nوهر شخص كه اشعار بر گيده ولي متوفی\nرا هم دارد حتماً اين غزل در جمله همان اشعار\nاست . و موضوعی نگارنده از میرزا قاسم\nجو از سالیان درازيست كه اين غزل\nطواف را بيك حنك جذاب وشور انگيز\nخود خوانده وميخواند . خلاصه حيات ولي\nطواف روشن ونسبت به همعصران خود\nخوش بخت زيرا تا حال نام ونشان او مكرراً\nدر جرايد وطن تذكار يافته و در قلوب قسمت\nبزرگ هموطنان خود جادارد واشعار\nبه خاطر ها محفوظ و بزبان ها جاري ، مزارش\nكه آخرين منزل راحتي و ياد گار واپسين\nاوست معین ومیتوان رفت و مزار او که موجود\n\nوتعلق دارد به او است . ازمرحوم كه الهم\nشاعر وسخن شناس است واشعار متفرق\nاو متداول ونزد صاحبان ذوق حاضر شرح\nحال مفصل این شاعر با قسمت اشعارش از\nشماره ١ تا ٤ همین محترم مرقوم ومندرج ،\nیا فت دارد .\n( سرور گويا، عضو انجمن ادبي )\n\nبحر وماهتاب آسمان و ستاره\nشب وسكوت\nدريج طرف صدا وندای نیست . آسمان\nمانند خیمه کلان قير اندودی بالای سر\nاین محیط سياه انداخته ، تابش ماه سرد\nو كم نور است . شعاع بیجان او در روی\nآب تاريك يك ستون كهكشانی ترسيم\nميكند . ستاره ها كورلی روشن در\nنقاط مختلفة سمان رخود ميازاند .\nدرینجا طبیعت در اغماي مختصری با\nشكوهي تجلي ميكند . كائنات در بالا\nعبارت از آسمانی آبی ، در پایین از آب\nسياه گون ست . آسمانی سوای يكدانه ماه\nو چنددانه ستاره چیزی ندارد ، دریا\nازین هم عاری ست .\nبین آسمان و آب کشتی تحركت\nميكند كه از آن دود ميراند، در حجره\nهای او اجسامی خفته اند که تازه از\nقالب خلاص شده اند :\nواقعا عجب سكوتی است ! حتى يك\nنسيم خفيف نميوزد ، در روی آب يك\nموج كوچك ديده نميشود ، صدای\n\nچرخهای کشتی هم که بکوش نميرسد ،\nمثلیکه عالم مرده ، دنيا از موجودات\nخالی گردیده باشد .\nاين منظر بدون اینكه الم آور ويا هول\nپرور باشد ، سرور آمیز هم نيست ، دقت\nدر هوسها و آر، و ها را ميخواباند ، سوای\nانكه ترس ووحشتی تولید کند . توجه\nبان عقل و حكمت را كناره ميزاند و\nغضب را معدوم ميكند . تنها درین میانه\nروح حرکت می نماید و حیات عمق و\nدور اندیش میگردد.\nاين دريای سياه خيلی امتدادها وسيع\nو پهناست ! قرن ها بسيار عبور كرده\nاند و این دريا هنوز بيك حال ست . دروی\nرو و زیر این دریای عظیم هزار ها پاره اهن\nقوی دهیان كوچك را بلعيده و طفال\nآنهارا شکم ساخته اند ، ليكن در سطح\nدریا خبری از آنها نیست .\nصدها بي هزارها سالی گذشت ، بسپار\nنوح جديد در میان این بحر پیدا شده\nسختی ها بر ده، زحم ها خورده ، عاقبت\nبدون اینكه بدانند کجا میروند فانی\nگرديده اند ، و اين دريای بی پروا بيك\nآهنك موج ميژند . كوهها از هيجان شديد\nرفت خسته تلخ شي می سوختند اطفال\nمعصوم از داسق خوشبوی مادر در ميان\nشعار های پرحم قش افتند ، شهر ها\nکه هیچ گناهی ندارند خراب شدند مگر\nاين دريا بهمان حال ست كه بود .\nچقدر کشتی های پر اقتدار که از سطح\nاین دریا مرور كرده اند ، این کشتی ها"}
{"book": "adl0789", "page": 88, "text": "( شماره ۵ )\nصفحه ۹\nحامل چه انسانهای پر امید بودند که هر\nيك هوسها داشتند . و از یکسر این دنیای\nفسونکار بدیگر سر آن می شتافتند عاقبت\nطعمه مردند و کشتی ها شکسته از ایشان\nاثری در روی آبها نماند حتی استخوانی\nکه از کاسه های چشم شان در زیر خاك\nنمناك مانده بود پیدا نمیشوند . تنها این\nبحر ژرف و عمیق ست که بهمان يك\nحال است .\n\nدو شیزه های قشنگی که هر يك ازين\nبحر و بیشتر آرزوئی داشتند در کشتی ها\nمریض شده ، و با جگر نگران وداعی\nنمودند که تران خون می بارید ، کشتی نشینان\nاجساد سرد و نازنین آنها را با صندوق\nسنگینی در دهن وسیع این بحر انداختند\nفردا شب دریا بارار ام بود ، واشعه دوستان\nقدیمی خود یعنی ستاره های کهن سال را\nمنعکس مینمود . افسوس ! هیچ یادی نداشت\nکه چه وجود های نفیسی را فرو برده است\n\nدرین ساعتی که من اینجا نشسته ام\nدر روی زمین چه احوالهای عجیبی\nاست ؟\nدر همین دقایق بسا محافل مجللی که\nدر آن قهقه و سرور نثار میشود . و\nبسا جوانان خود کامی که از لب های\nیاقوتی محبوب های خویش میچشند . اما\nاسفند ملکه های حسن و جمالی هم که\nدر بستر نزع افتاده و چشم های پرنور\nآنها بفضای بی انتهای ابدیت تماشا\nمیکند ، و بالاخره با گیسوان سیاه\nآمیخته و با کافور سپید در روی خاك تيره\nلحد می افتند . حیف !\n\nدر همین لحظه چه طفل های یتیمی\nکه در کوچه ها از شدت خنك با شکم\nگرسنه مثل بید میلرزند . و در محابس\nچه مجرمین مجبور و بیماری که دقایق بد\nبختی ها را شمار مینمایند . راستی هستند\nآدم های که در مزین ترین پایه تخت های\nجهان باز چه مانی نیافته ، و خود را در\nزیر قطار های سنگین ریل ، منزل سگی\nفرش نموده ، و از نقات حیات شرارت\nبار رهائی می بخشند . آری در همین آنات\nحکمیای هستند که مصروف اختراعات\nاند و شعرائی که مشغول تصنیفات مهیجه\nمیباشد . مبر هنی هم هستند که در مسلخ\nآنها سر بوشت انسانها تعیین میشود\nدر میانه اینهمه عوالم بوقلمون تنها این در\nیای بیکرانه است كه بيك حال است .\nقرن ها گذشت ، و قرن های دیگر\nخواهد گذشت ، در طول این ایام\nچه جوانان خوش خد و چه پیران مشوش\nبا چه عمارت ها و چه تیره روزیها که\nآمده و خواهند گذشت ، چه مدنیت ها\nووحشت ها با چه فتح ها و مغلوبیت ها\nچه آرزوها و آمالها که ، کله های\nبشريت ، یکی پی ـ دیگری در مزرعه\nحيات ، مثل گیاهای حزنی روئیده ،\nو بلافاصله از دم داس بیرحم مرك\nدرویده شده و خواهند رفت ، خواهند\nرفت و از خود حتى سایه هم نخواهند\nگذاشت . مگر این دریای بپایان بهمین\nيك حال که است خواهد بود !\nوقتیکه باین دریای کهنه نظر میکنم و\n\nجلد پنجم\n\nبآسمان بلند نظر می نمایم ، در برابر\nسلاسل نامنتهای حوادث این عالم کون\nو فساد ، سر گذشت و عمر بشر کوتاه\nو آرزو های بنی آدم تباه و رسوا دیده\nمیشود ، و باز نا امیدی کمر هوسها را\nمثل حس خشکی می شکاند . آنگاه بر\nگشته باین کشتی نشینان مسافر که هر يك\nباری از آرزو ها در پشت بسته دارند\nنگاه میکنم ، به بوالهوسی ها و کوته\nنظری های شان رقت مینمایم . آیا هیچ\nنمیدانند که چیقدر کشتی ها ازینها\nپیشتر رفتند و رفته اند که دیگر هیچگاه\nبر نخواهند گشت ؟ اینها کجا میروند\nچه میخواهند چرا از غارهای کوه ، از\nکلبه های محقر ، تاريك خود دور میشوند؟\nاینها چرا زن و فرزند خود را تنها\nمیگذارند ، این چه سرف استعداد بشریت\nاست ؟ مگر اینها حسادت طفلانه بشر\nدر مقابل فضای نا متناهی اسرار زنده گی\nو رموز مبهم و تاريك خلقت كائنات\nچیست !\n\nالى مردم يك لحظه را زیر پردش\nو اندیشه نمطو هند گذرانند ، در سطح\nاین بحر ، این مدفن ، مدر ـ مفهوم\nمخلوق تحريه هم بخیالانه رقص میکنند\nو از فردای خود فکری نمی نمایند .\nحالا که بخود می بینم متحیر، سرگردان\nو مات و حتی نادان میشوم ـ در\nلمحه یی تباه آرزو ها در دلم قوت غارند\nو دنیا و زنده گی از دور ، مثل سواد\nشهری که در ظلمت دمنه ها و دود های"}
{"book": "adl0789", "page": 89, "text": "صفحه ۱۰\n(شماره ۲)\nجلد پنجم\n\nفابریکه ها سایه مجهولی می اندازد، در تعظیم تاریک و مبهم می آید، خود را آنقدر حقیر و نا چیز می بینم که حتی از تصور خوشبختی خجل میشوم. هیچ امیدی ندارم و هیچ امید گاهی سراغ ندارم، مگر بصانع و خالق عظم الشأن که خلاق اینهمه جهان اسرار آ لود او ست، و اوست که همه را نابود و فانی خواهد نمود. «سبحان حی الذی لایموت! ای خدای رحم کن و به بخش بر من: - آرامش روح و موش برق به موت.\n\nم. غ. م\n\nخبرهای فنون و اختراع\n\nاختراع جدید\n\nیکی از عجایب علم جدید اختراع یکدستگاه كوچك الکتریکی است که یکی از اطباء نیویورك برای خوابیدن اشخاص اختراعش نموده بطوری که هر کس در هر موقع که اراده بکند، بدون اینکه مبتلا باضطراب و قلق نقصان شود بخواب خواهد خوا بید. و در موعد معین از خواب برخاسته در حالیکه با نشاط وقوایش جمع و راحت و بکار خود خواهد پر\n\nداخت و این دستگاه جدید مراتب از مخدرات و افیون و غیره که انسان را در بحر نسیان و فرا موشی غوطه ور میسازد بهتر خواهد بود.\n\nكشف الماس بزرگ\n\nدو نفر از اهالی با ویر اخیرا مسافرت به تر نسوال نموده و در سمت مغرب تر نسوال برای کشف الماس کار میکردند این دو نفر آنچه پول داشتند در این راه خرج کرده ولی حتی يك ذره هم الماس پیدا نکرده و کمترین احجار کریمه هم بدست آنها نیفتاد و در ۳۱ ژا نویه گذشته بیش از سه پنس از ثروت و دارائی آنها باقی نمانده بود. شش پنس را نان و سه پنس را پنیر خریده و مشغول خوردن بودند و ضمناً هريك در عملیات تباهی كه معلول کنجکاوی بود مراقبت مینمودند، و بهمین طور که نشسته و در فکر آتیه و سر نوشت خود بوده بخاطر یکی از آنها خطور می کند نقطه را که تا کنون کاوش نکرده اند کاوش نمایند و فوراً اقدام نموده وشروع بکندن زمین کرده چند دقیقه بیش نمی گذرد كه يك سنگ بزرگی که از حیث بزرگی یکی از آن ها باور نمي کرد الماس است بدست آورد و بمحض این که رمقش آن را دید چون الماس می شناخت از شادی نعره بر آورده که بهترین الماسها از حیث صفا و روشنی بوده همینکه آن را وزن کردند دویست قیراط بود؛ بطوری نقل می کنند هر دو\n\nبوطن خود مراجعت و ثروتمند شدند.\n\nطلاوالماس\n\nمعادن طلای ترنسال در فوریه گذشته ۸۲۹۹۲۷ اونس در مقابل ٩١٤٥٧٦ او نس طلا داده یعنی مساوی با ٥٩٧٥٢ در ۳ لیره انگلیسی طلا نسبت بمحصول ٦ ماه ژانویه ۱۹۲۰ بالغ بر ٢٤٣٢ در ٩٢ليره انگلیسی اضافه بوده ضایعات زیادی و جود دارد.\nکمیته اتحادیه معادن در جوهان سبرك قریبأ يك بیانیه را جمع باین که موا فق با مصالح كمپانیهای دیگر است انتشار خواهد داد و تنها معادن طلا که سهام آن ثابت باقی مانده و تحت تاثیر تنزل واقع نه گردیده سهام بنز آلمان در ٢٨٦ و کر ان در ۵۳۰ و کر ان قناد در ١٩٦ ثابت مانده است و كمپانی خیر الذكر خبر راجع باینکه شعبه در افریقای شمالی تاسیس مینماید تکذیب کرده است.\nاسعار الماس تنزل نمود و اسعار دی بیر تا ٥٦ در ٦ تنزل کرده در موزینکا ٩٨٧ و اسعار پر افرید از ١١٤٣ به ٧ در ١٠ تنزل نموده و اخبار واصله از لندن حاکی است که تصمیم نموده اند سهام جدیدی بمقدار دو میلیون و لیره ا نگلیسی طبع و صادر نمایند.\nرا جمع بنقط طلاع میدهد؛ که در کاليفوني موافقت نظر حاصل گردید که هريك از تولید کنندگان مقدار محصولات اقظی خود را بمیزانی که دولت حد متوسط آن را تعیین مینماید استخراج کنند، و"}
{"book": "adl0789", "page": 90, "text": "صفحه ۱۱\nشماره ه\nمجلد پنجم\n\nاجرای يك همچو قراردادی از صلاحیت قوه اجرائیه است .\nفقط رومانی در حال تنزل باقی است و شایعانی هم وجود دارد و احتمال میدهند که قرار داد عمومی راجع بانحصار محصولات نفطی و تعدیل اسعار داخلی آن منعقد شود ، فقط شایعات و اساس صحیحی ندارد .\n( کوشش )\n\nاز هر طرف\nریاست جمهوري فرانسه\nانتخابات دو ما آتيه\nروز ۱۳ ژوئن آتیه دوره هفت ساله ریاست جمهوری ( مسیو کاستون دومرگ ) بپایان میرسد و بر حسب عادت هر گاه یکنفر رئیس جمهوری دوره هفت ساله را کاملاً بانتها رساند يك ماه قبل از انقضاء مدت بایستی انتخاب رئیس آتیه جمهوری بعمل آید ، البته ممکن است این عمل قبل از آنموقع نیز صورت بگیرد ولی حالا ضرورتی برایش مشهود نه میشود وعموما تصور میکنند روز ۱۳ مه کلیه اعضاء مجاسین شوروی وسنادر ، ورسای ، جمع شده و مجلس ملی را تشکیل داده ورئيس جمهوری را انتخاب خواهند نمود\nاگرچه هنوز رسما اعلانی صادر نشده وصدور ان هم قبل از ه مه یعنی قبل از افتتاح مجلسین که بعد از انقضاء تعطیل\nاست احتمال داده نمیشود مع ذالک بالطبع اسامی بعضی که نامزد انمقام هستند در السنه و اقوال جاری شده است\nاگر چه مسیو بریاند مکرر اعلام کرده است میل ندارد نامزد ریاست جمهوری باشد مع ذلك كسی تصور نمیکند مشارالیه بجد گفته باشد زیرا « مسيو ميلارند » درسنه ۱۹۲۰ قطعاً حاضر نشد نامش در زمره نامزد ها نوشته شود لیکن با ان اجازه داد انتخاب شود .\nبا ( مسيو مارسل هوتن ) مصاحبه ( مسيو برياند ) نموده که شرح آن بتفصيل دو جریده ( اکود پارس ) درج گردیده و خلاصه آن بدین قرار میباشد :\nاز اینکه مردم میکوشند اگر مایل باشم حاضرند مرا بریاست جمهور برانگیزند ممنونم لیکن وظائف ریاست جمهوری با مسئولیت هائی که واجد میباشد کاملاً با مذاق من وفاق نمیدهد .\nاین شغلی که فعلا دارا هستم بحد كفايت واجد مسئولیت میباشد ولی بقدری مايل بانجام آنها هستم که فرصت ندارم مشتاق سمت دیگری باشم .\nبناء عليه اسم ( مسیو بر یاند ) از فهرست اسامی نامزد ها خارج میشود .\nدر میان اسامی دیگری که برای این سمت ذکر میشود یکی ( مسيو بنلوه ) یکنفر از رئيس الوزرا های سابق دیگری ( مسيو دومر ) رئيس فعلى سنا دیگری « مسيو آلبر لو برون ، یکنفر\nمهندس معروف و دوست صمیمی « مسيو پوانکاره ، دیگری « مسيو لئون برار » حقوقدان معروف وسياستمدار ميبا شد .\nاین چهار نفر اعضاء مجلس سنا هستند وتجارب طولانی در امور وزاوتی دارند .\nوقتیکه عقیده ( بوانکاره ) در این باب استفسار شد اظهار داشت كانديدای من ( لبرون ) میباشد\nچون گفتند ار قبول نکند با کدام يك از نامزد ها موافقت دارید جواب داد ( مسيو برار )\nاین انتخابات با انتخابات سابق تفاوت دارد زیرا ( مسيو دومرك ) در ۱۳ ژوئن سنه ١٩٢٤ پس از استعفا اجباری ( مسيو ميلارند ) بعمل آمد و او نیز در نتیجه استعفاء ( دشانل ) بواسطه کسالت در سپتامبر سنه ۱۹۲۰ حائز این مقام گردید و در اینصورت عقیده عامه فرصت ابراز نداشته است .\nبنابرین حالیه فرصتی در دست است و مردم میتوانند افکار موافق و مخالف خود را اظهار نمایند .\nاگر هم دو دسته قوی در انتخابات وجود پیدا کند مانند انتخابات پاپ يك نفر ثالثی بریاست جمهور انتخاب میشود .\nکوشش"}
{"book": "adl0789", "page": 91, "text": "صفحه ۱۲ شماره ۲ مجلد پنجم\n\nکاروان زرد\nمسلم است یکی از جمله بهترین اسباب سعادت انسان دارای یک عزم متین و اراده خستگی ناپذیر است ، اراده قوی چنانچه مشاهدات و تجارب تاریخی، اثبات می نماید ، موقع منیع و جای بلندی را دارا است چه ثابت است که انسان به صورت فردی و یا اجتماعی طبعاً ترقی و تکامل را خواهان است و مجبور است در هر شعبه از حقائق حیاتی پیشرفت مطلوبہ موانی نموده برود ، و آرزوئی در مقابل انسان عرض وجود نمی نماید که آمال زیاد دیگر را با و ممرق نکند و طبعاً او را به طرف تکمیل آن تحریک و تشویق ننماید زمانیکه این آمال و آرزوهای عدیده در نتیجه احتیاج انسان را با یک جاذبه مغناطیسی مانندی هر کدام بعد از دیگر به طرف خود جذب نموده میرود و درین شک نیست که هیچ قومی در دنیا بدون محنت کشی صورت گرفته نمی تواند لذا برای تحمل این محنت ها و مشقات و سربازی هائی که بسان لازم است برای تکمیل آرزوهای حیاتی خود بکند در اولین قدم خود باراده قوی و روح بلند و عزم پایدار و مقاوم احتیاج خود را محسوس مینماید . و نمیتوان انکار نمود که بهترین و به مطلوب موافق ترین نوع عزم و اراده آنست که در اثر علم و دانشمندی در انسان بروز نماید .\nو بهمین علت مردمان پای مندان و ساکنین خطه های راقیه اوروپا به سبب صرف\n\nچون پیشتر علم دارند قوه اراده و شوق سربازی و فداکاری را در راه علم و عرفان که مایه سعادت و رفاه جامعه بشر است بیشتر مالک اند .\nاسامی اشخاص فدا کاری که بعضی در راه تو سیع معلومات دائره بشریت جان های خود را فدا نموده اند و برخی با تحمل زحمات گونا گون شاهده مقصود را بکف آورده اند در صفحات تاریخ موجود است مثلاً کپتان سکات مشهور که در راه کشف قطب شمالی فدا گردیده واندری معروف که سر خود را در راه اجرای کشفیات در قطب جنوبی باخته است هنوز دائره بشریت ساعی شان و همچنان خدمات گران قیمتی را که در راه تشجیع و تحریص شایقین علوم و معلومات ابراز نموده اند فراموش نکرده است .\nدرین روز ها يك وفد فرانسوی موسوم به ( کاروان زرد ، که مرکب از چند ابنای فعال ، زحمت کش و شایقین علم و بیان می باشد برای مقصد کشفیات متنوعه وارد خاك وطن ما گردیده و می خواهند تا به چین رفته در اثنای راه کشفیات لازمه در بعضی امور بنمایند ما در ذیل راجع به مطالب و مقاصد و همچنان هیئت ترکیبی این وفد و امور دیگر آن به غرض کسب خود معلومات میدهیم ، و شاید این نيز يك مثال خوبی تشکیل کند که ذوق معرفت انسان را بچه گونه اقدامات وادار می سازد .\nرئیس این وفد موسیو ژورژ ماری ها رت در اوائل ماه مارچ با اینسه طرف\n\nبیروت که نقطه حرکت رسمی دسته اتو مبیلهای اکتشافی هیئت مذکور در بو آسیا میباشد حرکت نمود .\nدر سال ۱۹۲۲ - ۱۹۲۴ اولین هیئت باسم همین شخص مذکور ( که رئیس این هیئت است ) ، واپل ادوین دووی ، ( معاونش ) برای اولین مرتبه با اتو مبیلهای مخصوص خود از صحرای اعظم افریقا عبور نموده و الجزیره را بافریقای غربی و استیه اتصال داده بودند . در سال ۱۹۲۴ و ۱۹۲۵ براى يك مسافرت مهمی که در کتب و سينما ها بنام کاروان سیاه شهرت یافته و تشهیر شده ، از کیپ لندار ، عزیمت و بعد از طی تمام طول شمال جنوبی بر افریقا به انا ناما یو افرا ختم نمود .\nهمین کشافان خستگی ناپذیر با آمال و آرزوئی که همیشه در تزاید است ، امروزه مسافرتی را پیش گرفته اند که اهمیت آن باید تر از آن چیز هائیست که تا ثبت به کوشش خود در اجرای آن موفق آمده است .\nدرین اواخر با بر افریقا به نظر دنیا باندازه سابق مستور و غیر مکشوف نمانده ، کاشفين وعنها با سرار اراضی ، کوه ها و خلاق ، عادات ، حیوانات و نباتات آن بوجه اکمل پی برده اند ، اما اسیای وسطی بنا بر اینکه عقب دیوار هائی کوهستانی واقع است و بواسطه دور افتادنش و بعلت وجود صحاری وسیعه واقی مغربی ها جزآ - بند مناطق قطبي يك عالم غیر مکشوفی است . از وقتیکه اسکندر"}
{"book": "adl0789", "page": 92, "text": "( شماره ٥ )\nصفحه ۱۳\nجلد پنجم\nکبیر در تعقیب فتوحاتش خود را تارود\nسند رسانیده ، ده قرن دیگر به بعد\nمارکوپولو تمام مغولستان را سیاحت نموده\nبه پیکن وارد گردید . بعد ازو نیز در\nمدت هفت قرن دیگر یعنی تا اواخر قرن\nاخیره دخول وتحريات در یر آسیایی\nصورت نگرفت . در سال ۱۸۹۳\nسون هدین کاشف سویدی بعد از یکه\nقراب بود در صحرای تکلامکان از تشنگی\nهلاك شود از رشته فلاتهای مرتفعه\nتبت عبور نموده از در یاچه کوکو نور\nگذشته و بعد از عبور از قسمت جنوبی\nصحاری کونی به پیکن رسید مسافرت او\nسه سال طول کشید - کاشف فرانسوی\nموسوم به پول پليوت مدتی بعد از آن\nمسافرت سه ساله کرده و درآسیای وسطی\nو چین وترکستان چینی کشفیات مهمی\nکرد - اما هیچکدام از این کاشفین از\nوسایل ولوازی که ممکن می ساخت به وسیله\nآن مانند هیئت جدید در مراحل علمی\nاكتشافات خود را بسط دهند میسر\nنداشتند .\nمؤسس ومکفل این مسافرت نیز مانند\nدومسافرتی که قبلاً در افریقا بعمل آمد\nصناعت کار و برکت فرانسه مسیو آندری\nسیتروئن است ولی لودرم روسا ئینیکه\nبرای این مسافرت تهیه شده خیلی ممتاز\nتر ازوسایل مسافرت های سابقه میباشد\nعلاوه بر مساعدت ها و امداد های موسیو\nسیتروئن از طرف محمود وزارات حکومت\nفرانسه که از لحاظ اول اهمیت این امر\nرا که خدمتی بعالم انسانیت است حس\nنموده بودند و هر کدام از روی مفاد\nخود به کشفیات آن علاقه مند وشایق\nبودند ، امداد واعانه داده شد - ونیز\nيك عده مؤسسات فنی مانند انجمن جغر-\nافیای فرانسه، موزیم تاریخ طبیعی ، موزه\nنژاد شناسی گمیه در امداد با این هیئت\nشرکت ورزیدند - همچنین کار خانه عظیم\nفرانسوی پاته ما تاق عهده سینمای صدا دار\nهیئت را برمه گرفت - ونیز انجمن ملی\nجغر افیای واشنگتن که متجاوز از يك\nمليون و دو صد هزار نفر دارد ، وبمقصد\nنشر علم جغرافیا در تمام عالم قائم شده\nاست ، اعتباری مساوی اعتباری که به\nبیرد ( ۱ ) جهت مسافرت به قطب جنوب\nداده بود باین هیئت اعطا کرده وعلاوه\nبر آن يك نفر از اعضای خود، موسوم به\n. مستره بنارد اول ویلمس ، را به نمایند\nگی خود در این هیئت معرفی و ضمام نموده\nاست - این انجمن از سال ۱۸۸۸ که\nبدو تاسیس آن است تا الان در باره هیچ\nيك از هیئت های خارجی نظیر این مساعدت\nنکرده است . حکومت چین نیز\nدر ین هیئت شرکت نموده و در مدت\nمسافرت هیئت موصوفه در خاك چین پنج\nنفر از علمای چینی را تحت سر پرستی\nدكتور سوهنگ تی فاع لتحصیل ساو\nبون همراه خواهد نمود -\nدرین مسافرت با موسیو ژورژ ماری\nها ات رئیس هیئت ، موسیو لوی او دوان\nدو روی بحیثیت معاون کار میکند - و این\n( ۱ ) بیرد شخصی است که به اجرای\nکشفیات در قطب جنوبی کامیاب شده .\nشخص همان کسی است که در موقع عبور\nاز ريك ها وجنگلها صعب العبور افریقای\nاستوائی با مشار اليه همراهی داشت .\nاین دو شخص ٣٥ نفر همراه دارند -\nمدت ۱۸ ماه درین امرو اقدام مشترك خيل\nمهم که در همه جاه علوم مختلفه مانند جغرافیا ، عتیقه شناسی ، نقشه برداری ،\nمعرفت نژاد ها قصاد اجتماعی و سیاسی\nوغیره امتداد دارد ، همراه وشريك خواهند\nبود ـ دونفر لیو تنان های کشتی بوان\nدیکور که از طرف وزارت امور خارجه\nمأمور شده اند کار مطالعات مساحی\nبذمه ایشان است ـ\n( با قیدارد )\n\nاعلان\nمژده\nبعموم کسانیکه ضعف چشم دارند\nیا اینکه مناظر را از دور مشاهده نمیکنند\nکه محض خدمت بایشان عینکهای مختلف\nبا ساختن مقیاس درجه و قوت چشم تهیه\nنمودیم . کسانیکه میل محافظت یا قودت\nچشم خود را دارند به ( عبد الجبار )\nتاجر . و یا باداره انیس برای گرفتن\nمعلومات رجوع فرمایند ."}
{"book": "adl0789", "page": 93, "text": "صفحه ١٤ ( شماره ٥ ) جلد پنجم\n\nخبرهاي داخلي\nتقديم اعتماد نامه\nعالیقدر جلالتمآب هره شونپل وزیر مختار دولت بهیه آلمان ، روز دو شنبه ۱۸ ثور بعد ظهر ، با احترام و پذیرائی شایان ، توسط وزارت جلیله خارجه و وزارت دربار بحضور همایونی مشرف شدند . و نیز اعتماد نامه خود را تقدیم و نطق ذیل را بحضور قرائت فرمودند :\nاعلیحضرتا !\nخوشبختم که باعلیحضرت شما مکتوب هندنبورگ رئیس حکومت آلمان را که مرا نزد اعلیحضرت شما بسمت سفیر فوق العاده و وزیر مختار معتمد میگرداند تقدیم نمایم .\nچقدر مسرورم در مملکتی که با آن از مدت مدیدی دارای مودت صمیمی هستیم و آن دوستی صمیمی من بمفادات عرفانی و مادی مشترکه اتکاء دارد می آیم .\nملت آلمان همیشه قوه متین ملت نجیب افغان را در منازعه آزادی و تکامل اقتصادی آن تمجید نموده است مطمئنم که اعلیحضرت که مملکت شان را با دانش و جزم و احتیاط اداره نموده و سیاست خود را با اعطای امن و سکون بملت نجیب افغان نشان داده است با من توجهات شان را در تکامل وظیفه من ارزانی خواهند داشت تا روابط و علاقه\n\nکه مملکتین ما و شما را متحد می سازد بیشتر از پیشتر به سعادت ملتین قرینتر بسازد !\nبعد از ختم نطق مذکور اعلیحضرت همایونی جوابیۀ ذیل را ایراد فرمودند :\nآقای وزیر مختار !\nبکمال مسرت نامۀ جناب هندنبرگ رئیس حکومت آلمانرا که وسیلۀ معرفی شما بسمت سفیر فوق العاده و وزیر مختار آلمان دربار ماست می پذیریم و هم آرزو داریم که شما در ایام اقامت خود در مملکت عزیز ما که همه وقته روابط حسنه و حسیات صمیمانه با ملت و حکومت نجیب آلمان دارند بکمال مسرت و عافیت زیست نمائید .\nجناب وزیر مختار !\nحسیات حکومت عالیه و ملت قابل قدر آلمان عموماً و بیان شخصی شما نسبت بما وملت ما خصوصاً خیلی موجب خوشنودی و رضائیت ماست ما و اراکین سلطنت ما در همه اموری که برای نزدیکی و تزئید روابط صمیمی بین دولتین مفید و ضروری باشد در ابراز مساعدت با شما در همه وقت خوشنود خواهیم بود .\n\nمعین سوم وزارت خارجه\nع ص حبیب الله خان ( طرزی ) سابق وزیر مختار افغانی در پاریس ، که از فضلا و دانشمندان مملکت است ، درین روز ها از حضور والا حضرت صدر اعظم\n\nصاحب ، معین سوم وزارت خارجه منصوب و مقرر گردیدند .\n\nمعین ثانی وزارت مالیه\nع ص میرزا غلام یحیی خان که يك شخص کار دان و مؤسس شهريه واصول دفتری بودند ، درین اواخر ، معین دوم وزارت مالیه مقرر شدند .\n\nمتخصص پوسته و تلگراف\nعزتمند هر ابنگن بونه دس المانی متخصص پوسته و تلگراف ، از طرف وزارت داخله برای امورات پستی استخدام و اجرای وظایف می نماید .\n\nوزیر مختار اعلیحضرت در لندن\nعالیقدر جلالتمآب احمد علی خان وزیر مختار اعلیحضرت در پاریس به وزارت مختاری لندن انتخاب ، و درین روزها اگر پیمان شان بوزارت جلیله خارجه واصل گردیده است .\n\nمدیریت طبیه\nص میرزا محمد یوسف خان که در سنه گذشته برتبه کاتبی دائره تحریرات مدیریت خدمت می نمود .\nدر بودجه سال جاری برتبه سرکتابت دائره تحریرات ترفیعاً مفتخر و مقرر گردید ."}
{"book": "adl0789", "page": 94, "text": "صفحه ۱۳\n(شماره ٥)\nجلد پنجم\n\nکبیر در تعقیب فتوحاتش خود را تارود سند رسانیده، ده قرن دیگر به بعد مارکوپولو تمام مغلستان را سیاحت نموده به پیکن وارد گردید. بعد ازو نیز در مدت هفت قرن دیگر یعنی تا اواخر قرن اخیره دخول وتحریات در پر آسیای صورت نگرفت. در سال ۱۸۹۳ سون هدین کاشف سویدی بعد ازینکه قریب بود در صحرای تکلامکن از تشنگی هلاك شود از رخنه قلا نبای مرتفعهٔ تبت عبور نموده ز در یاچه کوکونور گذشته و بعد از عبور از قسمت جنوبی صحرای گوبی به پیکن رسید مسافرت او سه سال طول کشید ـ کاشف فرانسوی موسوم به پول پایوت مدتی بعد از آن مسافرت سه ساله کرده و در آسیای وسطی و چین وترکستان چینی کشفیات مهمی کرد. اما هیچکدام از این کاشفین از وسایل ولوازمی که ممکن می ساخت به وسیله آن مانند هیئت جدید در مراحل علمی اکتشافات خود را بسط دهند میسر نداشتند.\nمؤسس ومتکفل این مسافرت نیز مانند دو مسافرتی که قبلاً در افریقا بعمل آمد ضاعت کار بزرگ فرانسه مسیو اندری سیتروئن است ولی لوازم و وسائلی که برای این مسافرت تهیه شده خیلی متماز تر از وسایل مسافرت های سابقه میباشد علاوه بر مساعدت ها و امداد های موسیو سیتروئن از طرف عموم وزارات حکومت فرانسه که از لحاظ اول اهمیت این امر را که خدمتی بعالم انسانیت است حس\nنموده بودند و هرکدام از روی مفاد خود به کشفیات آن علاقه مند و شایق بودند، امداد واعانه داده شد ـ و نیز يك عده موسسات فنی مانند انجمن جغر- فیای فرانسه، موزیم تاریخ طبیعی، موزه نژاد شناسی آبمه در امداد با این هیئت شرکت ورزیدند. همچنین کار خانهٔ عظیم فرانسوی پاته که تمام عهده سینمای صدا دار هیئت را برمه گرفت ـ و نیز انجمن ملی جغرافیای واشنگتن که متجاوز از يك ملیون و دو صد هزار نفر دارد، و بمقصد اشاعهٔ جغرافیا در تمام عالم قائم شده است، اعتباری مساوی اعتباری که به پیرو (۱) جهت مسافرت به قطب جنوب داده بود باین هیئت اعطا کرده وعلاوه بر آن يك نفر از اعضای خود، موسوم به «مستر مینارد اون ویلمس» را به نمایند گی خود درین هیئت معرفی و عزام نموده است ـ این انجمن از سال ۱۸۸۸ که بدو تاسیس آن است تا الآن در باره هیچ يك از هیئت های خارجی نظیر این مساعدت نکرده است. حکومت چین نیز درین هیئت شرکت نموده و در مدت مسافرت هیئت موصوفه در خاک چین پنج نفر از علمای چینی را تحت سر پرستی دکتور چوهنک تی فاتح لتحصیل صار بون همراه خواهد نمود.\nدرین مسافرت با موسیو ژورژ ماری هارت رئیس هیئت، موسیو لوی او دوئن دو بروی بحیثیت معاون کار میکند. واین\n(۱) پیرو شخصی است که به اجرای کشفیات در قطب جنوبی کامیاب شده.\nشخص همان کسی است که در موقع عبور از ريك ها وجنگلها صعب لعبور افریقای استوائی با مشار الیه همرای داشت.\nاین دو شخص ۲۰ نفر همراه دارند ـ مدت ۱۸ ماه درین امر و اقدام مشترك خيل مبهم که در همه شعبایلوم مختلفه مانند جغرافیا، عتیقه شناسی، نقشه برداری، معرفت نژاد ها اقتصاد اجتماعی و سیاسی وغیره اعشائه دارد، همراه وشريك خواهند بود. دو نفر لیوتنان های کشتی یونان دریکور که از طرف وزارت امور خارجه مامور شده اند. کار مطالعات مساحی بذمه ایشان است ـ \n(باقیدارد)\n\nاعلان\n\nمژده\nبموم کسانیکه ضعف چشم دارند یا اینکه مناظر را از دور مشاهده نمیکنند که محض خدمت بایشان عینکهای مختلف با سامان مقیاس درجه وقوت چشم تهیه نمودم . کسانیکه میل محافظت یا تقویت چشم خود را دارند به (عبدالجبار) تاجر . و یا باداره انیس برای گرفتن معلومات رجوع فرمایند."}
{"book": "adl0789", "page": 95, "text": "صفحه ١٦ (شماره ٥) مجلد پنجم\n\nجاه وجلال وسعادت در چه حالت خواهم مرد ؟ » فالين بيك لهجه متين جواب داد « بحالت جنون وديوانه‌گى ! »\nرفيق ديگرش كه مارمون نام داشت صدا زد : اى عقرات شروع حكايات از اختتام آن بهتر است ، خيال ميكنى كه من هم ديوانه خواهم مرد ؟ »\nفالين بطرف او تبسمى كرده كفت « تو زنده مى‌مانى وباست فصاح و شگت مملكت وقومت خواهى شد ، بعد از يك حيات با شرف وشان واینعت خود را ترك خواهی كرد وخاین ثابت شده نامت مرادف اسم ( زودات ) بدى گرفته خواهد شد .\nمارمون ، اگر چه كلمات فالين او را مغموم ساخته بود باز هم خود را جبراً خندان داشته گفت : « مرا كه با این پيشين كوئى تان چندان متوا حنيد بگو « بينم باين دوست ما چه وعده ميدهى » بوما پارت ، دست خودش را از دست فال بين كشيده بدرشتى گفت : « من هیچ لزومى شنيدن آينده ام را ندارم » من خود ميدانم ! »\nفالین آنها را گذاشته بطرف ميزى كه كاثرين وسر بازان جوان در اطراف آن نشسته بودند نزديك شده بطرف دود نفر از رفقاى له فبور دیده گفت : از موقع استفاده كنيد ، زيرا روزهای تان محدود است . »\n« پس ما كجا خواهيم مرد ؟ »\nاین دو نفر از جهمه هيروهاى بودند كه در محاربه حريت بتاريخ ١٠ اگست بمیدان شرف جان دادند .\nفالين : « برزينه هاى قصر ! »\nو مادوت صدا زد : « جه باكيست عظمت ، درباره من چه ميگوئى ؟ آيا من هم يك عاقبت فاجعه ناكت و دلفريبى در پيش دارم ؟\nفالين : « مرك تو درامنيت و باحالت طبيعى خواهد بود ، و يك بخت صعود نموده باغام ملت خيانت كرده و برخلاف رفقاى سابقه است هنگام در يك قبر منجمد دوقرپ قطب شمال آرام خواهى كرد . »\nله فبور براى اينكه اثر كمات فالين را از قلب بر مادوت كم ساخته باشد گفت « اگر هر چيز را برفايم وعده دهى براى من هيچ چيزى باقى نخواهد ماند ! »\nفالين : توخانمى را كه دوست ميدارى ازدواج نخـواهى كرد . يك قشـون بزرگی را باسروا مت هميشه بدلاورى وصداقت زمان زد خواهد بود . »\nكاثرين كه شـيدرى دفـعه اول در عمرش قدرى خوف محسوس كـرده باشد پرسيد : « همشهری عزيزم ! نسبت به من چه خواهى گفت ؟\nفالين : « د مو زل ! شما بعد از اينكه به مطلوب اصلى خود ازدواج شديد بدرجه دوشسی رسيده بنهارت اكرام خواهيد ديد . »\nله فبور براى اينكه شوخى كرده باشد صدا زد : پس من بايد ديوانه شـوم يك جنرالى براى من كافى نيست تو بايد پيش كوئی خود را بآخـر رسانيده وبه من بگوئى كه من كاثرين را بزنى كرفته وهر دوى ما يكجا ديوك ودپوخس خواهيم شد ، »\nفالین بیشتر از ان كه كمان ( له فبور ) را شنيده باشد در ميان خنده های مردها ونگاهای متحير زن ها ازميان بدو رفته بود .\nفوشه : حقيقتاً كه اين فال بين بقدر يك خر موهم قوه اختراعى ندارد بـرای همه شما ها قسمت های عالی پيش بينى كرد ولى با من هیچ نگفت ، گمان ميكنم كه من هيچ يك شخصيت واهليتى پيدا نخواهم كرد . »\nکاثرين : « تو پيش تر ازانكه او چيزى بگوید مقام قسیمت را حاضر شدم . علاوه براین چه ميخواهى ؟ »\nفوشه : ديكر چه ميخواهم ؟ خواهش دیگر من هم چندان بزرگ نیست تنها ميخواهم كه وزير پلیس شوم . »\nکاثرين : « همشهرى عزيزم ! شاید كدام روزى باین منصب عالى برسى زيرا تو يك شخص پر هوش وشهاب متجسسى هستی . »\nفوشه كلمات كاثرين را استهزا تصور نموده گفت : بلى وقتيكه شما دوشس شديد من هم وزیر پليس خواهم شد. »\n( باقى دارد )\n( مطبعه انيس )"}
{"book": "adl0789", "page": 96, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 97, "text": "احمد شاه\nتاجر ماشین ها و عموم لوازم علمی و فنی\n\nتيلفونهاي اريكسون\nاريكسون فابريكه است که در سنه ١٨٦٦ تقريباً در تاريخ اختراع تيلفون\nتاسیس شده و اکنون در اكثر ممالك دنيا قريب پنجاه فابریکه بزرگ بنام\nاريكسون وجود دارد که سامان تيلفون و تلگراف جديد ترين سيستم ها\nرا می سازند فابریکه مرکزی اريكسون در ستاك هالم ( سويد ) و شعبات\nاو علاحده فابريكه ها ئيست در فرانسه انگلستان لهستان ، اسپانيا\nاستريا چکوسلاواکیا هالیند هنگری - ايطاليا پولاند و عملاوتاً\nتقریب پنجاه نماینده گی در ممالك بزرك دنيا دارد .\nفراموش نشود که احمد شاه تاجر هم نماینده گی فابریک اريكسون را\nداراست و بهترین سیستم تیلفون های دنیا را با لوازم مکمل آن بمناسبترین\nقیمتی به طالبین فروخته و رضایت مشتریان را از همه حیث فراهم خواهد آورد\nخواهش مندان و طالبین اینگونه تیلفونها و غیره سامان آن بتجارت\nخانه او که واقع بازار جنوبي ارگ کابل است رجوع خواهند فرمود."}
{"book": "adl0789", "page": 98, "text": "انیس\n\nجریده ملی\n\nقیمت اشتراک\n\nدر افغانستان ۱۲ افغانی\nمحصول پوسته اطراف و ولایات داخله ۲ ٫٫\nطلبه معارف ۷ ٫٫\nدر ممالک خارجه ۲۰ شلنگ\n\nلطفاً پول اشتراک که بتوسط خزائن دولت فرستاده میشود باید\nرسید عوض و معاوضه باشد\n\n( مطبعه انیس )"}
{"book": "adl0789", "page": 99, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 100, "text": "شماره ( ٦ )\nمجلد ( ٥ )\n\nسراج\nالاخبار\nافغانيه\n\nاشتراك سالانه ١٢ افغانی\nمحصول پوسته ٣ \"\nخارجه ٢٠ شلنگ\n\nاداره : کابل جاده ارگ\nمؤسس و نگارنده مسئول\nمحي الدين\n\n٢ سنبله ١١ جوزا ١٣١٤\nتاسیس ١٣٠٦\n٤ محرم ١٣٥٠\n\nمعرفت و وحدت ملی\nگمان نه می کنم شخصی که باین خاک\nمستعد ( مگر عقب مانده ) عملا قدم ثبوتی\nداشته باشد در شب و روز لحظه هم خاطرش\nاز فکر پریشان کن و اضطراب آور پس\nماندگی و تنزل آن فارغ بوده بتواند .\nهم چنانکه از عالم اروپا انسان نمی تواند\nدر نظر اول بفهمد که ترقی چیست ، به همان\nصورت از دیدن مشرق و خصوصاً مملکت\nبیچاره ما به نگاه اولین می داند که\nتنزل چه را می گویند . چنانچه آثار و\nعلائم مرض از وجود و اوضاع و حرکات\nيك مریضی که بکمال یأس و نا امیدی بر\nبستر مرگ فتاده باشد ، ظاهر می شود\nهمان طور قرائن و امارات پس ماندگی\nاز هر چیزی که در سطح مملکت بیچاره\nما به نظر بر می خورد آشکار و هویداست\nنواقص ما به خود می تواند در صحنه\nمحاکمه عقل هر کدام به نوبت خود عرض وجود\nنموده بكمال فصاحت شهادت انحطاط\n( و حتی رجعت قهقرائی ) ما را ادا کند\nولی در نظر يك شخص مدقق و\nاستدلالی علت العلل این چیز ها و چیز\nهای زیاد دیگری که در راه پیش رفت\nو تقدم مادی کمال انسانیت و موقف\nارتقائی که انسان نو انسانیت در سایه\nمساعی خود بدان رسیده است ، بصورت\nيك سد بزرك واقع می شود ، عبارت\nاز عدم وجوده و حدت ملی ، یا به\nعبارت صحیح تر عدم معرفت آن است\nو اینکه میگوئیم شناختن و معرفت آن\nمقصودی داریم ، مطلب ما اینست که این\nچتر محترم و المکرم - اینکه دست قدرت\nما را در يك مملکت در وسط آسیا و\nدر بين يك حدود معين ، جمع آورده و\nبنام ملت افغان موسوم شده ایم ، بخوبی\nمی تواند به ما بفهماند که ما يك ملت\nمتحد هستیم . علاوتاً اکر به نگاه\nتحقیق بنگریم اشتراك منافع داریم ، درد\nیکی بدیگری صدمه می رساند ، خساره\nیکی خساره و نقصان دیگری است هیچ\nيك فرقه و یا طایفه نه می تواند ، از\nتباهی طائفه و فرقه دیگر به راحت و\nاشکال دو چار نشود . چنانچه در\nانقلاب گذشته دیدیم که هیچ\nيك طرفه ، به هیچ يك گوشه\nمملکت وارد نیامد که صوتی از صوردن\nگوشه و کنارهای دیگر وطن تأثر احساس\nننمودند . اگر زراعت يك گوشه مملکت\nبرباد شد گوشه دیگر به قلت رزق گرفتار\nآمد ، اگر مال التجاره از يك كنج\nمملكت ما مصادره شد ، قحط هر\nگوشه وطن برهم خورد و نرخ پول در\nهر جا سیالتاً تنزل نمود . یعنی محض همین\nمسئله که بحيث يك قسمت انسانیت و در\nيك كنار دنیا و به تحت يك نام ، و يك\nحکومت امرار حیات می نمائیم ثابت\nمی کند که متحد و متفق ويك ملت\nواحد میباشیم . لذا تنها چیزی که سبب\nبربادی ما شده است و می شود اینست که\n\" این وحدت خود را نشناخته ایم ؟ \"\nدانستن يك شي و معرفت آن خيلی\nتفاوت دارد . انسان در اوائل کار استعداد\nداشت ، بزرگی و مناعت داشت .\nدر مبرزه حیوانیت مرتبه بلند را حائز\nبود . ولی محض داشتن این چیز ها در\nتقدم و پیشرفت حیاتش نتوانست چنان\nکاری کند که بشناختن معرفت آن کرد .\nبه محض آنکه ( يك اندازه ) معرفت\nنفس حاصل کرد و قیمت موقعیت خود\nرا در بین موجودات دنیوی درك نموده\nبه يك انقلاب فکری خیلی شدید گرفتار\nگردیده تمام قوای خود را موقوف نمود"}
{"book": "adl0789", "page": 101, "text": "جلد پنجم\n( شماره ٦ )\nصفحه ٢\nکه در خط لبوگر افغانستان سکونت\nدارد و هزاره را افغانی که در هزاره جات\nساکنست . وعلى هذا .\nپس درین صورت به هیچ وجه دلیل\nنخواهیم داشت خود را از همدیگر مجزی\nو مفترق بدانیم ، و یا گمان کنیم که این\nنام های تواند سبب افتراق ملی ما شود .\nبه عقیده من سبب عدم\nتكمل وحدت ملی که در ما\nموجوده است ، تنها این مسئله است که\nآنرا نشناخته ایم ورنه این نام ؟ در\nبزرگترین ممالك دنیا نیز موجود است و\nچون معرفت دارند هیچ افتراقی در ایشان\nتولید می کند .\nیکی از عوامل بزرگ وحدت ملی\nوحدت دین است ، ووحدت دین برای\nوحدت ملی و قومی بالا مبالغه از همه چیز\nبزرگ تر و مهم تر شمرده میشود ، چه\nدیانت در روح انسان تأثیر عمیقی دارد.\nوچنان يك حاكميتي برقاب انسان اجرى\nمیکند که نظیر آن هیچ چیز بوده نه\nمیتواند ، این مسئله را دل بستگی هائی\nکه نوع بشر در اعصار سابقه بدیانت\nخود نشان داده است ، به تمام وضاحت\nاثبات می نماید .\nهمچنانکه دیانت برای اساس انسانیت\nخدمات قابل قدری اجری نموده است و می\nنماید . انسان ها نیز به فدا کردن جان\nو مال و آرزو و هوس ها و خان و مان خود\nبرای حفظ و حمایت و ناشر و تبلیغ آن همواره\nحاضر بوده احترام عقیدت و علاقه را که\n( بقیه در صفحه ۹ )\nودر نتیجه به قدر وسعتی که بان می دهیم\nاستفاده خود را نیز وسیع تر بسازیم\nو ازان بیش تر فائده برگیریم .\nبعضاً چنین کمان می کنند که اسامی\nطوائف وقبائل يك علامت عدم وجود\nوحدت ملیست . یعنی شمالی دار ساکن\nشمالی لہو گری ( ساکن لہو گر )\nوردکی ( ساکن ورد ك ) عبارت از اسم\nها یست که افتراق ملی ما را نشان می دهد\nمن به این مسئله معتقد نیستم ، این\nچیزیست که ممکن است سالها بماند\nو خواهد ماند . ممکن است مدت های\nمدیدی بگذرد و سمت شمالی سمت شمالی\nباشد و سا کن آن سمت شمالی و ایره این\nبرای ما اهمیتی ندارد چیزی که برای ما\nاهمیت دارد ، اینست هر طائفه ما بفرمد\nکه هزاره ولہو گری وورد کی که بستند\nو همین اسم های که بان منسوب می شوند\nکدام جاها است و در کدام مملکت\nواقع است ، و با و چه علاقه دارند ؟\nچیزی که برای مالازم است بدانیم اینست\nکه ، زمانیکه همین اقوام مذکوره فوق\nاسلحه را بشانه خود بر داشته صف\nسرباز را به خود میگیرند ، و یا در مقابل\nدشمن می ایستند و جان خود را فدا نموده\nخون خود را می ریزند برای که وبنام\nکیست ؟ و برای حفظ شئونات کدام\nمملکت است ؟ و آیا فیدا کاری شان\nبرای لھو گر وورد ك و هزاره جات است\nيا با لعموم برای افغانستان وقوم افغان\nاگر درین مسئله تعمق کنیم ، طبعاً\nلہو گری را افغانی خواهیم شناخت\nکه خود را چیزی بسازد که مرتبت و درجه\nاو طالب انست ، ولهذا زياد تر پیش\nرفته سیر تکامل و ترقی او سریع تر گشت .\nگویا غرض آنبودیم که شناختن يك شى\nانسان را وادار می نماید که در اطراف\nآن پیش تر تحقیقات کند .\nو تحقیق در هر چیز مفید نامیده می شود.\nلذا مانیز اگر می خواهیم در اطراف\nوحدت ملی که طبعاً داریم تحقیق کنیم\nلازم است بدانیم که وحدت ملی چیست\nو چه فواید از آن حاصل می شود ، واگر\nنداشته باشیم نتیجه چه میشود و چه خسارات\nمهم از آن رهگذر به ما عائد می گردد .\nخصوصاً براى مملكت ما كه مركب از\nطوائف مختلفه ایست که از سالیان مدید\nدر بين يك خط سرحدی معین دور تحت\nيك قانون زندگی دارند ( و قوانین انسانیت\nآنها را يك مملكت ويك ملت شناخته\nو تسلیم نموده است ) این معرفت خیلی\nاهمیت دارد .\nچه بدون معرفت آن ممکن نه خواهد\nشد که باندازه که انقلابات احوال ، و\nتغیرات زمان تقاضا می کند باین مسئله افادات\nلازمه را نموده به معنی تام حقیقی اش\nبسازیم . و استفاده را که لابدی است\nاز ان بنمایم . اگر بدانیم که وحدت\nملی در راه پیش رفت امور خود را\nو اجرای مقتضیات صحيحه حكومت ما چه\nتسهیلاتی فراهم می آورد ، شك نيست\nکه همه ما متحداً ومتفقاً بذل همت می کنیم\nکه این چیز محترم از حالت محدودیش\nکه دارد نجات بخشیده وسعت دهیم"}
{"book": "adl0789", "page": 102, "text": "( شماره ٦ )\nمجلد پنجم\n\nحکیم در سفر نامه وسائر تالیفات خویش از سلسله\nنسب ومساقط الراس خود سخن نمیراند\nولی از وطن خویش بلخ مکرر یاد کرداده\nاست ، عایله واقوام حکیم نیز در بلخ\nبوده اند ، چنانکه در عودت از مکه\nمکرمه براه فارس میثقبا واودبلخ شده و\nدر آنجا بملاقات فامیل و برا در خود\nابوالفتح عبدالجلیل که او را ابوالنصر\nمیخواندند مسره روواصل گردیده . برادر\nاو در آن عهد و زارت خراسان داشت\nو پایه تخت خراسان شهر مروو امیر آن\nابو سلیمان جغرى بيك داود بن مكائيل\nبن سلجوق بود . چنانچه حکیم درسفر\nنامه گوید :۔ بشهر مر والرود رسيديم\nوبعد از ده روز بیرون شدیم ، براه آب\nگرم نوزدهم ماه ( جمادی الاخر ٤٤١ مجری )\nبیار یاب رسیدیم سی و شش فر سنگت\nبود و امیر خراسان جغرى بيك بوسليمان\nداود بن مکائیل بن سلجوق بود ، ووی\nبشبور غان بود وسوی مر و خواست رفتن\nکه دا رالملك وی بود . حكيم يك وقتى\nدر مملکت فارس اقامت داشت و در آنجا\nاز وطن خویش بلخ یاد کرده و در یکی از\nاشعار خود میگوید :۔\nبر گیر دل زبلخ و بینه تن زنبورغین\nچون من غراب وار بماند در ان درون\nعلیمای فر هنگت نیز حکیم را بلخی دانسته اند\nحکیم در اشعار خود خراسان را\nگاهی ستوده واز یاد آن وطن خود بلخ\nرا منظور داشته چه هر دو خراسان نامیده\nمیشدند چنانکه حکیم در سفر نامه\nمیگوید وقتیکه از حج به بلخ برگشته بود که :\n\nابو مطيع بلخى . ابو اسحق خالد ابادی\nابو لفتح شهر ستانى : ابو بكر عبيدالله\nسجستانی . ابو بكر بيهقی . ابو ذر هروی\nابو داود سجستاني . ابو عبيد هروى\nهكذا اسار جال مشهور دیگری افغانستان\nدارد که درین مختصر نگنجد مثلا اوزدیف\nتاریخ ونثر نویسان : ابوالفضل حسن بيهقى\nعبدالحی محمود بن ضحاك گردیزی\nاستاد رشید وطواط بلخي : حميد الدين\nنصر الله غزنوی ، ابن العمید . و ازصنف\nنسوان : چون مادر ابو الفتح بستى . رابعه\nبلخى . عایشه درانی ام مقری ، واز جنس\nروحانیون ما قبل ومابعد الاسلام : مانند\nزرتشت مشهور . خواجه مهدی ور دگی\nوغیره .\nپس اگر فضلای مملکت به تحریر\nشرح حال هريك ازين مشاهير كبار\nو طن پرداخته ودر یکی از مجلات منتشر\nسازند ، از يك طرف اسباب انتباه و\nايقاظ ملت چنانکه گفتیم گردیده\nو از طرفی تقریبا تاریخچه مشاهیر وطن\nبعر صه شهود مییر آید .\nحکیم ناصر خسرو :\nابو معين ناصر خسرو در آغاز کتاب\nخويش يعنى سفر نامه مصر و شام، جزير\nة العرب وحجاز چنين میگويد : ابومعين\nالدين ناصر خسرو القبا دیانی المرو زی\nتاب الله عنه ( چنان گوید ) که من مردی\nدبیر پیشه بودم واز جانبه متصرفان در\nاموال واعمال سلطانی ، وبكارهای دیوانی\nمشغول بودم ومدتی در آن شغل مباشرت\nنموده ، در میان اقران شهرتی یافته بودم ،\n\nبقلم آقای میر غلام محمد خان :\nمشاهیر رجال افغانستان\nحکیم ناصر خسرو بلخى\n( قرن چهار هجری )\n( ٢ )\nاستادان صنايع وفنون :\nابو معشر منجم بلخی . ابوریحان بیرونی\nمیر عبد الرحمن خطاط مشهور هراتی . میر\nعطا محمد شاه خطاط کابلی .\nاد با وشعرا :\nدقیقی بلخی . منو چهری . عنصری\nعسجدی . فرخی . انوری . ازرقی\nظهیر فاریابی .صابرتر مذى ، شهید بلخی\nعضايرى .\nطبقه سلا طین در داخل وخارج :\nمحمود غزنوی . شهاب الدين سام غوری\nشمس الدين كارت . مير ويس هوتك\nعبد الله خان ابدالی . احمد شاه بابای بزرگ\nجلال الدين فیروز شاه خلجی\nقطب الدين ايبك . غياث لدين تغلقشاه\nبهلول لود هي . شیر شاه سور محمود شاه\nخلجيس ، محمد مختار خلج. شمس الدين سكرد\nقطب الدین لنگاه . شاه محمود خلجای .\nسر برآورد گان سیاسی .\nشيخ بایزید جلال آبادی ( پیرروشن )\nآزادخان افغان . خواجه محمد حسن ميمندى\nعلامه سيد جمال الدين افغانی ، وزیر اکبر\nخان غازی ، جنرال محمد ظايمخان . ملادین\nمحمد اندرى ( مشكت ظالم )\nفقها و محد ثين .\nابو اسحق اسفرانی . ابو حامد اسفرانی"}
{"book": "adl0789", "page": 103, "text": "صفحه ٤ (شماره ٦) مجلد پنجم\n\nو من هفت سال بود از خراسان غيبت کرده بودم .» لہذا بعض فارسی ها او را بخراسان حاليه منسوب مینمایند .\nسياحت در اسياي وسطي وشرقيا بي مکه مکرمه از راه فارس واذربایجان به بطلیس وميا فارقين بشام واز انجا بفلسطين وقدس شريف شتافته بعدها حج کرده است حکیم بعد از حج بقدس بر گشته واز انجا براه بري به طينه وبراه بحري به تونس وباز به مصر عزیمت نموده است، حکیم در مصر بشیوه خلفاي فاطمی مفتون گردیده وبطریقه اسمعیلیه گویند که شیفته شده بهر حال از سال ٤٣٩ هـ تا ٤٤١ هـ حكيم در مصر اقامت کرد و درینمدت سه مرتبه دیگر بزیارت کعبته الله شتافته است : حکیم بعد از وداع بامصر در سال ٤٤٢ اداي حج نموده جانب یمن و بصره حرکت کرده است واز انجا با كشتي به مهرویان واز مهرویان بایر جان رفته و متعاقباً براه اصفهان وسرخس در جمادي الاخر ٤٤٤ وارد بلخ گردیده است حکیم درین مسافرت طولاني هفت ساله زحمت ها دیده وچیز ها نوشته که براي دانستن ان سفر نامه بايستي رجوع کرد. حكيم ميل مخصوصی داشت در جهان سیاحت کند چنانکه با تحمل زحمات این مسافرت وقتیکه بخانه خود رسید در خاتمه سفرنامه خویش مینویسد که چون صفر مشرق کرده شود انچه مشاهده افتد به این ضم کرده شود.»\nاما هفت اقليم محيايبي درين موضوع مینویسد . حكيم با علي سينا معاصر بوده حتي گويند در مرو با او صحبتی نیز نموده است. وقتیکه حکیم از مازندران بخراسان عزیمت می نمود در راه صحبت خواجه ابو الحسن خرقاني را درک نموده شیخ با حکیم گفت این دو بیتی که در قصيده مشهور خود سروده ئی معاً در مدیح خود و پورسینا نگاشته ئی، حالا که این مبالغه و شما هر دوان ناقصید : آن دو بیت اینست که حکیم در مدح عقل وروح منظوم کرده است :\nبالاي همت ماق مقراض دو گوهرند كز كائنات وهر چه در و هست بر ترند\nپرورد گان دایه قدسند در قدم گوهر نیند اگرچه با وصاف گوهرند\n\nواقعاً راجع بحال واحوال حكيم روايات مختلفه وعجيبي مشهور است . شمس الدين سامی در قاموس الا علام حکیم را اصفهانی واز نسل امام علي رضا رضي الله عنه شمار کرده . در صورتیکه فاضل محمود غنی زاده فارسی در مقدمه کتاب سفر نامه حکیم معقولاً با استناد باشعار ـ خود حکیم این سلسله نسب او را ابطال نموده است : پیشتر گفتیم مسقط الراس حکیم را مشخص نکرده اند ، ولی معلوم میشود که همین نکته ثابت میکند مسقط الراس او نيز وطن او بلخ بوده است . تاریخ تولد حکیم از قول خود او در سال ٣٩٤ هجري بوده و در فوت او روایات مختلف است .\nصاحب هفت اقلیم حکیم را پسر حارث بن علي بن حسين بن علي بن محمد ذکر کرده است . بهر حال حکیم در زمان خویش بابلغ تحصيل نموده در لغت ، صرف ، نحو عروض ، قافيه ، اشتقاق ، رسایل حیات، سیاق ، نجوم ، هندسه ، هیئت ، رمل فقه وحديث ، حکمت طبیعیه والیهیه و کتب سماویه تبحر حاصل نموده و يکي از بزرگترین رجال عهد خويش بمیدان برآمده است ، حکیم با مشرب شوخي که داشت با مور حکومت به پرداخت ، و در سال ٤٣٧ هجري از مشرب مدام کناره گرفت وبقصد\nحكيم در هندسه وفلكيات تبحري بزرگ داشته ! اگر چه تالیفی ازو بدست نیست خودش در سفر نامه میگوید : چون در سمنان رسیدم طلب اهل علم کردم ، مردي نشان دادند که او را استاد علي نسائي میگفتند نزديك وي شدم مردي جوان بود سخن بزبان فارسي همي گفت بزبان اهل دیلم وموي كشوده ، جمعي پيش وي حاضر گروهی اقلیدس میخواندند و گروهی طب و گروهی حساب . در اثناي سخن میگفت که بر استاد ابوعلي سينا رحمت الله عليه چنین خواندم و از وي چنين شنيدم . همانا غرض وي آن بود تا من بدانم که او شاگرد\n\nمشهور است حکیم در طلسمات ونیر نجات دست درازي داشته ، قاموس الا علام نيز اشارتي بدين معني مينمايد"}
{"book": "adl0789", "page": 104, "text": "صفحه ٥ ( شماره ٦ ) جلد پنجم\n\nابو علی سیناست ، چون با ایشان رو برو شدم\nاو گفت من چیزی نمیدانم دانم وهوس\nدارم که چیزی از حساب بخوانم ، عجب\nداشتم و بیرون آمدم گرفتم چون چیزی\nنمیداند چه بدیگری آموزد .\nحکیم وقتیکه در مصر بود و برگشت\nدر فارس و افغانستان از طرف علما با خشونت\nتلقی شد چه او را منسوب بمذهب اسماعیلیه\nمیشمردند و برخی از علمای تند مزاج\nمتهم بتکفیر و زندقه و الحادش میکردند\nتا اینکه وطن خود را گذاشته بماراوان\nفارس سفر نمود ومدتی در آنجا اقامت\nنمود . متأسفانه در آنجا نیز علما بطرف\nواقع شدند و حکیم به ترك آنجا پرداخته\nبخراسان آمد . در خراسان تکفیر\nاو تکفیر تر شد از ان رو از بلخ به\nبدخشان حرکت نموده و در قریه یمکان\nبعزلت و گوشه نشینی انس گرفت ، در\nتمام این مشقات و مسافرت ها تنها برادر\nعزیز او ابو سعید رفیق منحصر بفرد\nحکیم بود .\nاکثر تألیفات حکیم در همین مدت\nانزوا در بدخشان موجود فی الخارج گردیده\nچنانکه شاهکار ـ جاوید حکیم کتاب\nزاد المسافرین او در ٤٥٣ هجری به قریه\nیمکان تألیف شده است . علل تکفیر\nحکیم نه تنها حسادت علما بوده ، بلکه\nاگر بتوان بقول آتشکده وهفت اقلیم\nاعتماد نمود ، حکیم در مصر بوزارت\nمنصوب وهدف رشك بعض علما گردیده\n\nمعروض اتهامان کفر آمیز شد ، لهذا در\nبغداد پناه برده و در آنجا نیز بوزارت\nنایل شد ، خلفا او را مامور تعودۀ البشارت\nبعالم ملاحده اسمعیلیه رفته و بیعت آنها را\nبنام ناصر خلیفه اسلام اخذ نماید . ولی\nحکیم را خلیفه ملاحده شناخته محبوس\nو بالاخره مجبور تعوذ تفسیری بقرآن\nموافق عقاید و ایمان ملاحده مرقوم نماید ،\nحکیم هم در حال مجبوریـت بیـنگار ش\nدر داد ، تفسیر او در بلاد اسلامیه\nتشهیر و اسباب تکفیر او گردید ، اما\nمطالعه کتب و وجد دین ، حکیم\nنخواسته ، میزان مقتدر تدین و صفای\nاعتقاد ریشه و مدنیه اش را مدلل مینماید\nحکیم در حکمت الهی از انشای جهان در\nعهد خود منفرد و ممتاز بود ، کسانیکه\nزاد المسافرین او را مطالعه کرده و از\nالهیات سررشته بدست دارند ، دانسته\nاند حکیم چنان خواسته است مباحث\nحکمیه و نظریین فلاسفه را با آیات\nمتبنات قرآنیه تطبیق نماید حتی حکیم در\nتوحید نظریات ابن زکریای رازی که از\nفلاسفه مشهور فارس است خیلی هم\nطراق تعصب پیموده است . حکیم در\nمدیح این کتاب خود میگوید .\nز تصنیفات من زاد المسافر\nکه معقولات را اصل است و قانون\nاگر بر خاك افلاطون بخوانند\nثنا خواند مرا خاك فلاطون\nحکیم در معقولات و منثورات خوشی\n\nخود را فاطمی ومحبت مینامید . تصانیف\nحکیم کتب ذیل است که بعضاً معلوم\nو در دست رس مردم آمده و بعضاً هنوز\nمجهول است :\nزاد المسافرین . روشنی نامه . سعادت\nنامه . وجه دین ، سفر نامه دیوان اشعار\nبستان العقول . خوان اخوان . دلیل\nالمتحيرين . اما آنچه مجهول است اینها\nهستند :\nاکسیر اعظم در منطق (یا ) فلسفه\nقانون اعظم در سحر و علوم فوق لطيفه\nدستور اعظم در فقه کنز لحقایق. رساله\nدر علم نو ماییان . ( این رساله را غول\nهفت اقلیم حسب وصيت حكيم ابو سعيد\nبرادرش بعد از فوت او با نیستی آتش\nزده باشد . ) تفسیر قرآن ملاحده رساله\nالمستوفی در فقه و بقول صاحب قاموس\nالاعلام این رساله المستوفی موسوم\nبوده است .\nو الحاصل حکیم فاضل در غار کوهی\nقریه یمکان بقول تقويم التواريخ در\nسال ٤٨١ هجری بسن ۸۷ سالگی از\nسرای فانی بدار باقی شتافت رحمه الله عليه\nرحمته واسعه .\n\n( اشیا )"}
{"book": "adl0789", "page": 105, "text": "بقام آقای قاضی زاده :\nصنایع مستظرفه\nهنگام سماع يك نغمه آهنگدار موسیقی\nکه از حنجره يك موسیقار تراوش میکند\nیا در وقت تماشای بهت انگيز يكمنظره\nجذاب و دلکش اثر يك رسام ، یا مقابل\nتناسب و موزنئی مجسمه زیبا و پر تراکت\nمحصول دست يك هيكلتراش ، یا رو بروی\nظرافت يك بنای محتشم ساخت یکمعمار\nاگر دقیق بشويم ؛ بی نهایت شور انگیز\nآن قطعه ، رعونت سحر آلود آنلوحه\nتناسب حيرت بار آن مجسمه و دلربائی و\nنفاست اعجاز کار آن بنا ، اسطوری\nما را ممنون ومیگیرد ، که در عمیق ترین\nزوایای روح خويش يك هيجان متلاطم\nو حرکت پر شوری می یابم ، که آنرا\nهيجان بدیمی می نامند .\nو همچنين : در وقت شنیدن یا مطالعه\nيك جمله شيرين بلاغت آمیز ادبی نیز اگر\nدقت و تعمق بنمائیم ، خواه از رهگذر\nباریکی ، وسعت و عمقیکه در معنی آن\nمرکوز است ، خواه از باعت آهنگ\nو رسائی كلمات و طرز استفاده آن\nمکرراً عین همان هیجان سابق را در\nخود می یابیم ، که پیش تر بها رو داده\nبود .\nو ازيجا به سهل قیاس گفته میتوانیم\nتاثیراتیرا كه يكجمله فصيح و بليغ\nمحصول آورده است ، عیناً همان تاثيريست\nكه يك لوحه قشنگ ، يك نغمه شیرین یا\nيك بنای ظريف بوجود آورده بود .\n\n( شماره ٦ )\n\nاین اهتزاز روحی ، حالت مفتونی و\nپر هیجانی که در قلب و وجدان حس\nمیشود بدو صورت ظاهر میکند ، یکی\nبصورت هيجان حظ وممنونيت : که از\nشنیدن يك نغمه نشاط آمیز یا از دیدن\nيك منظره فرحت بخش حاصل میشود\nو دیگری حزن والم که از تماشای يك\nلوحة حزين يا قرائت وسماع يك افسانه\nفجيع ملال انگیز رو میدهد ، که نه\nمفتند ، هيجان روحی نيل يك حوزانه\nلذيذ و نه بتأثر و تألم يك نيش آمد\nناگوار ملال افزا شباهت دارد .\nو ازین ظاهر میشود ، که بین کدمسته\nهیجانات محسوسه ، يك اندازه ، في هست\nکه برای امتياز حیات انسان از حیات سائره\nحيوانات ( هيجان بدیعی ) نامیده شده\nاست ؛ ايضاح : انسان حس بدیعی داشته\nحيوان فاقد آنست .\nبعد از ادراك اين تفصلات معلوم است\nکه برای تولید و بحصول آوردن هیجان\nبدیعی ، یکرشته و ساطی ضرور و لازم\nاست كه عبارت از موسیقی ، رسم\nهیکلتراشی ، معماری و جمله های مهیج\nباشد . اما اینها هم بقسم يك كليه مولد\nهيجان بديعی شده نمیتواند . زیرا کلی\nدر منطق چیزی است که احکام آن بطور\nکلی شامل همه افراد و اجزاء آن باشد\nمثل اینکه ( هر يك ازین صنايع مذکوره\nمهیج حس بدیعی است بدون استثنا )\nحالا انکا این قسم نیست ، چرا ؛ در صورتیکه\nهر جمله ، هر موسیقی هر رسم ، هر بنا\nمولد يك هيجان بديعی شده بتواند\n\nپس چرا از تماشاى يك رسميكه يك طفل\nبدون رعایت قواعد فن رسم آنرا بوجود\nآورده است ، ما متهیج نمیشویم ؟ وهكذا\nاز شنیدن يك آواز ناخراش یا از دیدن\nيك بنای عاری از تناسب وظرافت وغیره\nغیر متأثر شده حس بدیعی ما بهیجان\nنمی آید .\nصنعت : بلی چیزیکه به موسیقی ، رسم\nمجسمه بنا و كلمات : يك قيمت وقدرت\nتحیر انگیز مبذول وبخشده است ، در\nانظار ومسامعه يک رنكت مطبوع و\nجذابی تلقی گردیده ، از تماشا واسماع\nخود ما را محظوظ ومقالم می نماید ،\nصنعت ومهارت است که : مهيج ومحرك\nحس بدیعی انسانها است .\nصنعت اگر از رسم یکجا ظهار ماهیت نماید\n( صنعت رسم ) ، اگر باموسيقى روز\nوظهور منمايد ( صنعت موسیقی ) ، اگر\nبمجسمه وبنا اثبات وعرض وجود بكند\n( صنعت هیکلتراشی یا مجسمه سازی ) و\n( صنعت معماری ) وهمچنين با كلام تجلی\nبنمايد ( صنعت كلام ) به تعبیر دیگر\n( ادبيات ) نامیده شده ، وبرسبيل تعميم\nهمه آنها اسم ( صنايع مستظرفه -\nيا صنايع نفيسه ) اطلاق میشود .\nوبقرار تشريح وتبيين فوق اينقدر واضح\nشد ، چیزیکه حس بدیعی انسانرا بتحريك\nوهيجان بديعي نام يك اهتزاز وتلاطم\nروحی را ، محصول می آورد ، صنعت\nاست .\nلیکن : این کلمه صنعت بدو معنی می آمد .\nیکی بمعنی اعماليكه خواه بواسطه ملكه"}
{"book": "adl0789", "page": 106, "text": "صفحه ٧\nشماره ٦\nمجلد پنجم\n\nو ممارسه مانند آهنگری و مسگری و غیره\nو خواه بوسیله تحصیل مثل داکتری\nو غیره صنعت های ای او له احتیاجات\nبشری اجرا میابد .\nو دیگری به معنی هنر و مهارت و معرفت که این\nمعنی نهایت عمومی است . چنانکه میگوئیم\nفلان شخص صاحب صنعت است ( ای\nصاحب مهارت ، صاحب معرفت که فن را\nقصد میکنیم ) که اولی متعلق به دولت و\nدومی متعلق بمعنویات داشته بمقابل آن\nدر فرانسوی کلمه ( میتیه ) در مادیات\nو ( آر ) در معنویات مستعمل است .\nواینست باید برای آن اشیا ئیکه تعلق\nبهمتر ، مهارت و معرفت میگیرد ، مانند\n( رسم ، موسیقی ، هیكلتراشی ، معماری\nو ادبیات ) نام صنایع نفیسه و بصاحبان آن\nها اسم صنعتکار یا هنر ور بمقابل کلمه فرانسوی\n( ارتیست ) داده شود .\nو هیجانات بدیعی که از تاثیر تماشای یک\nتابلوی زیبای مسرت بخش یا يك لوحه\nخونین حزن انگیز اثر يك رسام ماهر ،\nیا از شنيدن يك جمله موزون بهجت افزا\nيا ملال باريك نویسنده و غیره غیره مفردات\nصنایع مستظرفه پیدا رود ، دوماً برا بدو قسمت\n( حظ بدیعی یا الم بدیعی ) تقسیم مینمائیم\nدر حقیقت مولد آن ، همان خوبی وظرافت\nایست ، که برای بوجود آوردن آن قسماً\nفطری و قسماً اکتسابی صاحب يك مهارت\nشدن لازم می آید، که آنمهارت را صنعت\nیا ( آر ) می نامیم .\n\nبقیه دارد\n\nقصیده\nمن با دل پرخون با اشک چو جیحون\nیا خاطر محزون با قلب پر از حرمان\nاز قدرت اسکندر تا غیرت ایوبی\nوز سطوت احمد شاه تا دوره نادرخان\nقانون بریطانیا را کنون سوه انلیست\nجمهوریت ترکی مشروطیت ایران\nدر منطقه فکرم در جلوه که روحم\nیکسر همه شد حاضر یک یک همه شد عریان\nاجرام فلک یک سرا دوار زمین یکجا\nحلقه به برم بستند گشتند همه اعیان\nدر پاسخ من جستند یکرو به همه گفتند\nاز دست امان الله آن حیله گر نادان\nآن کو علماء را گشت بر جامعه زد انگشت\nبر فرق وطن زد مشت شد مدعی قرآن\nآنکو در سه چندی بیش از چهل غرور خویش\nپهلو زد او میزد با مشتری و کیوان\nسرمایه ملت را کز خون وطن شد جمع\nوان پولی که شد یکجا از آبله دهقان\nبرباد چو خاکش داد چون خاك ببادش داد\nبگرفت و به آتش داد در قلزم ، انیكان\nمستت هیا فالو کز خون وطن خورده\nدر عالم سرشاری یکجا دوصد استیکان\nاز خون دل مظلوم واز اشک یتیم زار\nدر گوش ثریا کرد یکتا گهر غلطان\nآواره از و شد ملک افسرده از و شد دهر\nپژ مرده از و کشور سرگشته از و افغان\nنه هیئت کابینه یک دسته ستمکاری\nکز ظلم بهم کردی صد خواله بیک جولان\n\nدر آئینه عالم بارنگ سیه بنیاد\nیک لکه تاریخی از مملکت افغان\nاکنون که فلک لرزید با دهر ز هم پاشید\nبا خون وطن جوشید با غیرت افغانان\nکار فضل خداوندی از آب دم شمشیر\nشد لوح وطن شسته از نام ستمکاران\nهان ای وطن پرخون وي ساحر آتش گون\nوي فرقه اهل دین وي حزب وطن خواهان\nایمن نتوان گشتن از حیله اهر یمن\nآسوده نباید بود از مکر وفن شیطان\nننگ است بردانش عارست بر غیرت\nغافل شدن از دشمن ایمن شدن از عدوان\nتا پرچم قدر ما در چرخ بچرخ آید\nگردد زفروغ ما گیتی همه نور افشان\nدر معرکه دشمن در روز نبرد تیغ\nباید همه شد یکجا از بهر وطن قربان\nدر سلسله وحدت در زمره یک رنگی\nیکسر همه باید بود چون رشته بهم پیچان\nدر معرض جان بازي باشيد چنان ثابت\nکز هیبت تان لرزد برخود فلک لرزان\nدر سایه علم وفن با بازوي عزم تیغ\nمعمار وطن گردید اي اهل وطن الان\nهرچند درین شیوه بنمود بسي گويه\nخاقان سخن سنجان پرماتم نوشيروان\nزان پس شده لاهوتي در برج کرمل روشن\nبالجمله مخصوصي از جور وستم گريان\nمن نيز بصد زاري با فطرت پست خويش\nاز خوانه فشانیدم اشکی دوسه خون افشان\n( اتفاق اسلام )"}
{"book": "adl0789", "page": 107, "text": "( شماره ٦ )\nکاروان زرد\n(٢)\nمعرفته الارض معروف حيوانات افصار\nاولیه با ( تیلار. دوشاردن ) است موسيو\n( ژوزف ها کن ) مدیر موزه گیمه\nقسمت مطالعات آثار عتيقه را اداره می\nکند موسیو ( الکساندر لا کو ولت )\nکه قطعات نقاشی عمده از مسافرت کار\nوان سیاه تهیه نموده بود وظیفه نقاشی\nهیئت را بدوش خود دارد .\nهیئت علاوه براین اشخاص مشتمل\nاعضای ذیل می باشد :\nموسیو ( گووتزر ) ، منشی کل\nموسیو ( آندره سو واژ ) کار کن\nسینما ، و ( سيك ) و ( موریژه ) معاونین\nکار کن سینما موسیو ( آندره ریموند )\nعالم طبیعی دان .\nو دکتور ( دلا ستر ) و دكتور\n( ژور دان ) ومستر مینارد اون ویلیمس\nکه تنها شخص خارجی است و نماینده\nانجمن ملی جغرافیای واشنگتن می باشد\nموسو ( ژورژلو فور ) : نویسنده روز\nنامه فیگارو معروف .\nموسیو ( ژان میشو ) منشی .\nموسیو ( بر دل ) رئیس فنی و مدیر\nدار التجربه های کیمیاوی کار خانه های\nسیتروئن موسیو ( موریس بنو ) رئيس\nدسته ميخانيك ها است که قبلا با لياقت\nو نیم يك بینی خود شدید ترین اشکالات\nمسافرت های افریقا را حل نموده اند\nاین هیئت سر تا سر قطعه آسیا را از\nبیروت الی پیکن طی خواهد نمود بعد\nاز چین شرقی و هند چین عبور نموده\nبطرف جنوب فرود آمده تا سیگون خواهد\nرسید زیرا که سيگون يك مستملکات فرانسوی\nاست و موسیو هارت آنرا منزل مقصود\nآخرین خود قرار داده است همانطور که\nدر سفر صحرا اعظم افریقای غربی فرانسه\nرا و در مسافرت افریقا مد کسکر را\nمقصد سفر قرار داده بود ـ نقشه اولی\nقرارش این بود که بعد از شام ، بين النهرين\nو ایران از قسمت جنوبی ترکستان روس\nبگذرند اما بواسطه اشکالاتی که از طرف\nحکومت شوروی پیش آمد ـ هیئت را\nمجبور ساخت که نقشه خود را تغییر بدهد\nمبنی بعد از ایران سفر خود را در خطه\nافغان ادامه خواهند داد .\nفلات پامیر که مقابل ایشان بارتفاع بالغ\nبر ٥ هزار متر قیام دارد یخچال های\nآن قابل صعب المرور ، گردنه های پر از\nبرف موجود است . بطور متخصصين\nهیئت متفقا اظهار کردند که هیچ نوع\nاتوموبیل قادر نیست از آنجا عبور نماید\nبدین واسطه درین اواخر چه قصد می گردد\nشد که عبور و اختلاط در آن با هم ممزوج\nاست يك دسته ٧ موتر بانضمام سامان\nسنگین خود در مارسی سوار کشتی شده\nعازم پیکن عازم شده از آنجا تحت اداره\nصاحب منصب بحری ( لیو تان دورسو )\n( پوئن ) چین را ز شرق به غرب تا فلات\nپامیر طی خواهد نمود و متعهد خواهد\nبود که درینجا حتی الامکان پیشتر روید\nدرینوقت دسته اصلی تحت ریاست موسیو\nهارت خط بیروت الی پامیر را با او\nاتو موبیل های سبک تر طی میکند .\nبرای اینکه این دو دسته در زمانیکه از\nهم دورند ـ متمادیا توسط تلگراف بی\nسیم مواساه اساسی داشته باشند ترتیبات\nلازم گرفته شده است و هر دو دسته\nبرای الحاق بهمدیگر سعی خواهند کرد\nاگر باین مسئله موفق نشوند دسته هارت\nیا وسائلی تدارک کرده ( واشیر ) را\nعبور نموده بوسیله موتر های که توسط\nدسته ( پوان ) آورده شده براه خود\nخواهند رفت .\nاتوموبیل های دسته پوان ؛ اتوموبیل\nهایی است که چندی قبل در فابریکه جات\nسیتروئن مذکور واقعه میدان ژاول\n( در فرانسه ) بمعرض نمایش در آمده\nورئيس جمهور فرانسه به بازدید آنها\nرفته بعد بطور امتحان در جنگل فونتن\nبلو گردش نموده در آنجا خیمه زدند\nخط مشی پاز کش هیئت از راه جنوب\nخواهد بود یعنی از کوچن چین کامبوج\nسیام ، هندوستان و قسمت جنوبی نغانستان\nو ایران به همدان و از آنجا بخطی که\nموقع رفتن پیش گرفته بودند خواهند\nپیوست ـ درین مسافرت ظاهراً اشکالاتی\nمهمی در نظر نیست ـ ازین است که موسیو\nهارت نقشه مؤثر برای خود سنجیده که\nبا مذاق سابنه جوئی و مخاطره طلبی او\nموافق است .\nیعنی همینکه پرزه جات باند بر سایر\nاطراف خوب غربی متمایل شده به کراچی"}
{"book": "adl0789", "page": 108, "text": "صفحه ۶ (شماره ۶) جلد پنجم\n\nخواهد رفت و از آنجا به کشتی نشسته ( بقیه صفحه ۲)\nدر ساحل شرقی عربستان پیاده خواهد\nشد و تمام عرض عربستان را از جنوب معرفت و وحدت ملی\nشرقی بشمال غربی در صحاری و بیابان باد ساخته اند طهار و انوار نموده ويك\nهای شن دار و ریگستان سوخته بی جاده دقیقه از طرد اوی و تنقید آن فرو گذاشت\nو بی آب که تا این زمان ابداً اتوموبیل نکرده اند . و این نفاق بی معد که دین\nازان عبور نکرده است طی خواهد نمود روح افزای جهاوزايك تخته کبر با سجی\nدرین حال موقع حیرت نیست که تهیه ندارد .\nلوازم و ترتیبات ابتدائی این مسافرت مگر باو جودیکه در تمام افعانستان دین\nمدت دو سال و نیم را در گرفته است مقدس اسلام حکفر ماست و بهیچ طایفه\nموانعی که حین عبور از فلوات آسیائی\nدر پیش است خیلی مشکل تر از موانعی قلیلی از هنود یهودی که در نقاط مختلفة\nو سدود عبور افریقا می باشد ـ بدواً مملکت ما اقامت دارند دیگر همه مسلمانان\nوفد مذکور استمزاجاً بتوسط وزارت پیرو شریعت غریفه محمدی (ص)\nامور خارجه از ممالک تحت حمایه یعنی میباشیم ، وحدت ملی ، بدرجه که مطلوب\nشام ! تخریلی تحصیل و بعد از سلاطین است تکمیل ننموده است . پس مجزاینکه\nایران و همچنان حکومت ها و حکومات بگوئیم وحدت ملی را نشناخته ایم دیگر چه\nتارانکائی اجازه بگیرد ـ در چین علاوه دلیلی برای این عدم كمال وحدت مذكور\nبه استحصال اجازه و تقویت حکومت و ياعدم تحقيق و تدقیق ما در اطراف آن\nمرکزی لازم بود احتیاطاً که از حکمران توجیه خواهد داشت .\nهای مخصوصه ایالت رضایت شانرا جویا شك نيست بسیار چیز ها است که برای\nشود ـ پس هیئت مذکور از هر يك وحدت ملی لازم است و ما فاقد ان ها باشیم\nحكام مربوط خواستار اجازه نمود\nو هم مشکل بود زیرا درین موقع که مثلاً وحدت زبان و خطرق و مواصل وغیره\nچین در چنان وضعیت اغتشاشات سیاسی مگر اینرا نمیتوان انکار نمود که هیچ\nاست که در نقشه سیاست این مملکت کدام این چیزها برابر ديانت درين معامله\nوسیع را متغیر میسازد ـ مشکل تر از اجری تاثیر نموده نه میتواند . و تاثیر\nاجازه های سیاسی فوق الذکر ، مسئله دیانت همان را باعوالی بلند تر ازین\nتدارك ذخيره بنزین و روغن بود ـ برای عالم موجوده اشناساخته رشته وحدت و\nتامین امر مراکز و اکمال غضر بنی در تمام اتفاق پیروان و معتقدین خود را تابید ابد\nمحیط واقعه افغانستات و چین تهیه نموده درار و مسلسل می سازد ، وازین دنیای\n« باید رد » موجوده نیز پیش تر می برد خیلی بالاتر\n\nازین امور است .\nو این همه در جنب دیانت که در بین\nانسانها علاقه قلبی و روحی تولید می کند\nهیچ اهمیتی ندارد .\nپس ازین که ثابت گردید که بزرگ\nترین و مهم ترین عوامل وحدت ملی را\nما دار می باشیم ، می توا نیم بکمال صحت\nبگوئیم که علت عدم توسع و انتشار وحدت\nملی عبارت ازینست که ما واسطه اهم آنرا\nنشناسیم و هنوز دماغ ها و افکار ما\nيك نوع رسمیت پیدا ننموده است و و\nنتوانست ایم قدر انرا بجنان صورتی\nبشنا سیم که اهمیت خودان غذ یا تنفس\nرا برای زنده گانی و حیات خود میدانیم\nپس اگر می خواهم حیات با سعادت\nو شرف در جرکت عالم داشته باشیم\nو بتوانیم وحدت ملی را به معنی صحیح\nآن حاصل نموده از مزا یای آن استفاده\nکنیم لازم است از همه اول تر سعی کنیم\nکه آنرا بشناسیم ، و در نزد خود ثابت\nکنیم که در زمره احتیاجات دیگری که\nبرای موجودیت ملی خود داريم يك محتاج\nبه حقی ضروری که از داشتن آن ناگزیریم\nهم وحدت ملی است . »\n( . . )"}
{"book": "adl0789", "page": 109, "text": "صفحه ۱۰\nشماره ۶\nمجلد پنجم\n\nتتبعات ادبی :\nدرهای یتیم\n( ۵ )\n۲۷ - دیوان مهردلخان مرحوم که از سرداران بزرگ و نامدار قندهار و خصوصاً در جهان فضل و ادبیات سر آمد عصر و مقتدر روزگار خود است علاوه بر طبع خدا داد از صنایع ظریفه و جمیله دیگر مانند نقاشی ( به طرز کلاسیک ) تذهیب کاری ، خاتم بندی ، میناتوری خوش نویسی از قبیل ثلث ، غبار ، معقل ، نسخ ، تا شکست ، ریحان ، نستعلیق و غیره حصه مستوفائی داشته است دیوان سردار مرحوم از قیمت دار ترین دواوین شعرای است زیرا اشعارش و مضامین بلند او پهلو میزند با نوابغ شعر برای اینکه طبع و قادان سردار مرحوم پوشیده نماند این مقطع معروف آن را بدست خواننده داده مشت نمونه خروار میگوئیم :\n\nشهره گشتن به جهان غیر سیه روئی نیست \nمهردل کاشکی نامت رنگین تر دارد\n\nدیوان سردار بخط خود آن مرحوم موجود ومتعلق است باقای احمد جان مترجم لسان روسی وزارت جلیله خارجه و بعضی اشعار شان متفرقاً در دورهای سراج الاخبار نیز انتشار یافته است .\n\n۲۸ - دیوان عزیز اثر سردار محمد عزیز خان مرحوم پسر سردار شمس الدین خان کا شهم مهندی یک شاعر شیرین زبان و مربی و مشوق شعرا \n\nو ادبای زمان خود بوده اند اکثراً منزل شان محفل شعرا و انجمن ادبا بوده معناً و مادتاً باین فرقه همرائی های عالی جابانه کرده اند و کتاب های غیر معروف و گم شده از شعرا و ادبای این وطن را بدست آورده برای صحت و استنساخ آن ها رنج های فراوان برده با نهایت زیبائی و سترگی از خود بیاد گار گذاشته اند حتی قسمت بزرگ نسخ تاریخی مسودیم ما از کتابخانه سردار مرحوم بوده است . از جمله کتاب های ترتیب شده آن مرحوم دیوان حضرت میر زا بیدل است که تقریباً چهار برابر غزلیات حاضره کلیات وغیره نسخ قلمی غزلیات نو و تازه دارد این دیوان نفیس بسبک شبوه تهیهات مرغوب و دلبند نوشته شده با جداول طلا و افشان های زرکوب و نقره کوب که با صطلاح شیر و شکر است و این اسطور های لاجورد و سر لوحه های شنجرف و وقایه قشنگ و طلائی شیرازه و تجلید گردیده گویا عروس دواوین شعری گفته است صفحه اخیر کتاب نشان میدهد که به تسیح انجمن ادبی ان عهد که ارکان مهم ان طرزی الفت و حشمت ، حیرت ، وخود سردار مرحوم است نیز رسیده بلکه طلا کاریهای کتاب با جداول و نقوش آن اثر طرزی مرحوم است این کتاب نفیس و مجلل از کتاب های نهایت عزیز و معتبر نایب السلطنه مرحوم بوده است که بعد از وفات سردار محمد عزیز خان مرحوم\n\nبدست آورده بود اند خوشبختانه این گنج طلا اکنون هم موجود وتعلق دارد با قای فقیر محمد خان رئیس شرکت اصلاح که از یک نفر بی خبر به ۳۰۰ روپیه خریده اند دیوان خود سردار مرحوم نیز موجود و متعلق است به جناب جرنیل عبدالرحیم خان .\n\n۲۹ - دیوان احمد اثر سردار احمد خان پسر امیر کبیر امیر دوست محمد خان که دارای ذوق رسا وقریحه سرشار بوده و از خوش نویسان عهد خود شمار رفته است سردار مرحوم اکثر کتاب های صوفیه کرام را بخط خود رقم نموده اند و از ذوق لطیفی که داشته اند مرقعات و قطعات عجیبه از خطاطان معروف وبنامور دنیای اسلام را بدست اورده تقریباً یک موزه خصوصی وخانگی ازین اثار جمیله وصنایع ظریفه تشکیل داده بودند اکثر قطعات ان بدست اغلیه ضمرت شهید و نایب السلطنه مرحوم افتاد دیوان خود سردار مرحوم که نماینده دو صنعت نفیس شان بود یعنی زاده فکر که شعر وزاده کلک که خط خوش باشد تعلق داشت بنایب السلطنه مرحوم .\n\n۳۰ - دیوان تاجر اثر مولوی احمد جان خان الکوزائی که یکی از رجال معروف و کار دان عصر خود چه در تر تیبات دفتری وچه در امورات کشوری بوده است تاجر صاحب دیوان وقصاید نهایت بلند"}
{"book": "adl0789", "page": 110, "text": "صفحه ۱۱\n( شماره ٦ )\nمجلد پنجم\n\nو قیمت دار تاریخی است مخصوصاً واقعه جنگ میوند و جنگ آسمانی و شیر پور کابل را بی کم و کاست مانند یک عکس یک عکاس میدان جنگ عکس گرفته با الفاظ خیلی ها روشن و جاندار و تراکیب بر جسته و رسا در معرض چشم میگذارد و از نازک ترین دقایق ان مواقع اغماض نمی کند غریصه اهالی قندهار را بعد از واقعه سردار محمد ایوب خان بیک آب وثیقی منظوم نموده تقدیم دربار اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان نمود و مورد قبول آن شاه گردید تاجر اغنباً در عالم مطبوعات سروکار داشته در اکثر کتاب های که یادگار سلطنت اعلیحضرت عبد الرحمن خان است تقریظ و یا مقدمه و خاتمه کتاب ها بقلم اوست دیوان عاشیه درانی تماماً به اهتمام ایشان با مقدمه و خاتمه آن از مطبع سلطنتی خارج گردیده است دیوان تاجر که تاریخی ترین آثار شعرای ماست و یکفصل تاریخ روشن ملک ما را در بر گرفته موجود و تعلق دارد باقای عبدالرشید خان حاکم کلان سابق پشت رود .\n۳۱ - هم چنان پسر ایشان مولوی محمد سرور خان یکی از فضلای عصر خود بوده و عمر خود را به تدریس فارسی و عربی طلاب و متعلمی طی نموده و در عین حال درین دو لسان تالیفاتی قابل قدری هم نموده اند و گا گاه شعر هم می سروده اند لیکن اشعار شان تماماً بر محور انتباه محیط و جذبات\nاسلامی و حب الوطنی چرخ میخورد چنانچه مسدس مدد جزر شان که باستقبال مدو جزر مولانا عبد الله امر تسری سروده اند در شماره های معرف معارف انتشار گردیده است و قسمت اشعار شان هم موجود و تعلق دارد با قای عبدالرشید خان .\n۳۲ - دیوان حیرت اثر منشی محمد ابراهیم خان که از دبیران و منشیان دربار اعلیحضرت امیر شیر علیخان مرحوم و در عین حال شاعر قصیده سرا و صنعت کار دربار امیر مذکور و امير عبد الرحمن مرسوم بوده است و در مقابل مدایح و قصاید درباری و صنايع نظمی و نثری خود از قبیل نثر منقوط وغير منقوط ونظم رقطا و خيفا ترصيع و توشیح وغیره صلات وجوايز زيادی ازان دو شهر یار دریافته است دیوان حیرت که مملو از صنایع لفظی است تعلق داشت بمير زمان الدین خان مرحوم .\n۳۳ - دیوان مخلص اثر میرزا محمد یعقوب خان خوش نویس اعلیحضرت شهید که در شعر مخلص تخلص داشته است مخلص از زمان سرداری اعلیحضرت شهید ملتزم رکاب و محفل شان بوده تا زمان اواسط سلطنت شان که وفات اوست عهده خوش نویسی و کتاب خوانی محفل شا هانه را داشته است اکثر کتاب های متقدمین و متاخرین را از قبیل اندرز و مناجات حضرت خواجه انصار و تذکره اولیا حضرت شیخ عطار وحدیقه حضرت سنای و گلستان\nحضرت سعدی و دیوان خواجه شیراز وغیره را بخط جواهر رقم خود بامر و فرمایش اعلیحضرت شهید رقم نموده است و ضمناً قصاید مدیحه آمیز هم گاه و بیگاه در وصف شکار ها و رویت هلال ها و آمدن ما های صیام و اعیاد رسمی وملی وسالگره خود شاه شهید و شهزاد گان ان عهد را برشته نظم در اورده است . دیوان کامل مخلص که بخط مشکین قلمش رقم یافته بود یادگار آ بمیر زمان الدین خان مرحوم اهدا کرده بود و بنده ۱۲ سال قبل برین از نزد آن مرحومیه برای مطالعه گرفته و پس از مطالعه و اپس فرستادم . اکنون نمی دانم چه شد ؟ .\n٣٤ - ديوان شامل که معاصر با حیرت و مخلص بوده واكثر آ مراثی اهل بیت و قصاید در منقبت دودمان حضرت رسول ( ص ) سروده اند دیوان شامل موجود و تعلق دارد به پسر ایشان میگویند در یکی از روزهای بهار کابل که زیبا ترین فصول ان است در یکی از باغات پرگل وشکوه کابل این شعرای معاصر که حیرت مخلص و شامل وسهیل باشد میله داشته اند در حین خوردن تنباق چای طرح زمینه ذیل را نموده هر یک را بمشاعره دعوت کرده اند اولاً حیرت این فردرا بداهتاً سروده اشت .\nبا قیدارد\n( سرور گویا )"}
{"book": "adl0789", "page": 111, "text": "صفحه ۱۲\n( شماره ۶ )\nمجله پنجم\n\nخبرهای داخلي\n\nورود\n\nآقای محترم سید عبد الله خان مدیر دول شرق وزارت خارجه که از بدو سلطنت اعلیحضرت غازی بطرف مزار و میمنه و هرات بها موریت هامو ظف بودند و در هفته گذشته مع الخير و العافیه وارد کابل گردیده ، پست سابق خود را اشغال نمودند . این هم نا گفته نماند که مجموع مسافه طی کرده گی شان ( بذرایع مختلفه مثل اسپ ، موتر ، طیاره ) بالغ به یکهزار و بحرصد کبروه ( روبه از ۴۵۰۰ کیلومتر ) می شود .\n\nورود وکیل حجج اعلیحضرت\nجناب حاجی نواب خان صاحب وکیل حجج اعلیحضرت غازی دروز یکشنبه ( قریب نماز شام ) از راه هند وارد کابل گردیدند .\n\nکاروان زرد\nکاروان زرد که در شماره قبل از این شماره از اهمیت علمی و تشکل در برو غرام آن مفصلاً متذکر شدیم ، ۷ جوزا ۱۹۳۰ وارد اسلام قلعه ( افغانستان ) گردیده ، به مسافرت مهم خودها ادامه داده اند ، و عنقریب وارد کابل خواهند گردید .\n\nوکلاي شوراي ملي\nدرین اواخر ۷۰ نفر از وکلای محترم منتخبۀ شورای ملی وارد کابل گردیده و وکالت نامه های خود را به دائره تحریرات شورای ملی سپرده اند که اسامی شان را ذیلا نشر می کنیم ، باقی ۲۶ نفر دیگر در شرف و رودند ، و عنقریب خواهند رسید :\n۱ ــ وکلاي مربوط ولایت کابل\n(۱) عالیجاه جمعه خان ولد شاه جهان خان\nحکومتی میدان\n۲) محمد اسلم خان ملك عباس خان\n[از جور تکاب؟]\n۳) سید غلام رضا خان سید حسن رضا خان از دنگی و دایکندی\n(۴) غلام حیدر خان عطا محمد خان\nحکومتی نجراب\n۵) عبد الستار خان عبد القدوس خان چاریکار ـ حکومت مرکزی شمالی\n۶) حاجی ایشان جان خان عزیز احمد خان\nپنجشیر\n(۷) عبد الرؤف خان علی اصغر خان\nحکومت ویژه کوهستان\n(۸) میرزا عبد الغفور خان میرزا محمد یوسف خان حکومتی جبل السراج\n۹) حاجی محمد شریف خان عبد الحمید خان\nحکومتی پغمان\n۱۰) شهاب الدین خان مهر دل خان\nحکومتی غزبنی و مربوط آن\n۱۱) سید محمد حسن خان سید محمد حسین خان حکومتی بامیان\n\n۱۲) حاجی سیف الدین خان ملا شیر دل خان سباك شرونکی علاقه داری های مربوط\n۱۳) عبد القیوم خان عبد الاحد خان\nحکومتی وردك\n۱۴) فقیر محمد خان قاضی میرزا جان\nحکومتی غوربند\n۱۵) عبد الاحد خان قاضی غلام جان خان مرکز شهر کابل\n۱۶) غلام محیی الدین خان غلام قادر خان خان مرکز شهر کابل\n۱۷) میر محمد علی خان سید بابا خان\nحکومتی بهسود هزاره جات\n۱۸) سید شاه میر حسین خان سید شاه محمد خان حکومتی بیکار ابدک\n\n۲ ــ قندهار\n۱) محمد شریف خان محمد صدیق خان\nحکومتی قلات\n(۲) عبد الصمد خان حاجی غلام محمد خان علاقۀ داری های مربوطه مرکز قندهار\n۳) محمد امین خان حاجی خدا داد خان\nحکومت اروزگان از طرف اهالی مرکز و علاقه داریهای مربوطه آن\n۴) حاجی میر حسن خان ملا داد شاه خان حکومتی گیزاب\n۵) احمد شاه خان محمد حسن خان حکومتی ارغستان\n۶) غلام دستگیر خان پاینده محمد خان\nحکومتی ترنك ، جلدك و میزان\n(۷) حاجی عبد العزیز خان عبد الحکیم خان حکومتی لکرمه جیر"}
{"book": "adl0789", "page": 112, "text": "( شماره ٦ )\nمجلد پنجم\nوکیل اهالی حصارك غلجائی\n(۲) میرزا محمد ابراهیم خان حاجی توجه بای\n۸ ) نظر محمد خان خدا رحیم خان\nعلاقه داری های مربوطه مرکز\n۱۰ ) محمد عظیم خان ملا شیر دل خان\nكشك نخود\n(۹) قاضی محمد عثمان خان عبد الله خان\nآخوند زاده حکومتی کنر خاص (۳) میرزا قهرمان خان ملا هریم قل بای\nوکیل اهالی دهله ولایت قندهار\nحکومت قندهار\nکنر مشرقی\nکوز\n۱۰ ) عبد الرزاق خان نيك محمد خان (۱۲ ) امیر زاده خان میر پادشاه خان ( ٤ ) حاجی سلیمان قل خان ایاز قل خان\nوکیل اهالی شینوار ( حکومتی ) حکومت درزاب و کرزیوان\nحکومت زمین داور وسر بوطات آن\n(۱۱) عبدالعزيز خان میرزا محمد عثمان خان ۱۳ ) عبد الله خان عبد الغیاث خان ه ) ملا محمد یعقوب خان ملا کند بای\nحکومتی لغمان\nمرکز شهر قند هار\nحکومت اندخوی\n۱۲ ) محمد فاضل خان پیر دوست خان\n٤ - حکومت سمت جنوبی\n۷ - مزار شریف\nحکومت كرشك\n(۱) سیدنادرشاه خان سید آقااب شاه خان\n۱۳ ) محمد شاه خان حاجی جان خان\n(۱) عبد الكريم خان حاجی عبدالله خان بای\nمرکز گردیز\nحکومتی کدنی\nمرکز شهر مزار شریف\n(۲) سید رحیم خان سید کریم خان\n۳ - حکومت اعلي مشرقي حکومتی اعلای جنوبی مرکز\n(۲) ملا حيدر قل خان محمد قاسم خان\nخوست مندون و اتمها خيل خرل حکومتی سنگ چارك\n(۱) ملا عبد المنان خان ملا ميسر ورخان\n(۳) محمد شریف خان سید مراد خان\n۳) صاحب خان خان شیر جان خان\nحکومت دره پیچ\nحکومت آقچه\n(۲) عبد الغفار خان محمد فقير خان حکومتی خوست : قوم صبری او\nحکومت دره بین اسمار ( مرکز ) شمل و گریز و تربی زالی وغیره ( ٤ ) قاری عبدالصمدخان ملا حضر نقل خان\n(۳) عبد الحليم خان عبد الحمید خان ( ٤ ) خبر محمد خان وکیل اهالی زرمت حکومت شبر غان\nه ) کمال محمد خان میر احمد خان ( ٥ ) ملا محمد امین خان حاجی طور بيك خان\nشهر جلال آباد\n٤ ) ملك عبد الرسول خان ملك حکومتی ارگون\nحکومت بلخ\nملا محمد\nعبد الصمد خان حکومت سرخ رود ٦ ) حبيب خان عبد الكريم خان ( ٦ ) حاجی ملا محمد ناصر خان\nکنیوار تعلقه حکومت ارگون\nه ) میان عبد الرحیم خان میان شجاع\nرسول خان حکومت تاشقرغان\nحکومت کامه\nه - حکومت اعلی فراه (۷) میرزا محمد یعقوب خان میرزا شیر محمد خان\nالدوله خان\n(٦ ) ملا میرگز خان ملا حبیب آخوند زاده (۱) محمد انور خان محمد عمر خان حکومت ایبك\nمرکز فراه و علاقه داری های مربوطه آن\nحکومت رودات\n۸) میرزا محمد قاسم خان غلام حسین خان\n) میرزا محمد خان محمد عباس خان\n(۲) عبد الاحد خان پیر محمد خان\nعلاقه داری های مربوطه شهر\nحکومت خوگیانی\nوکیل شهر فراه و علاقه داری های\nمزار شریف\nمربوطه آن\n۸) ملا عبد الخالق خان ملا جان آخان\n۹) ملا قمر خان بای پاینده جان بای\nحکومتی کلان کتر ( مرکز )\n٦ - حکومت اعلی میمنه\nحکومت دولت آباد\n۹) عبيد الله خان غلام جان خان\nمحمد علی خان\n(۱) میرزا حضرت الله خان ملا دولت بای ۱۰ ) غلام علی خان\nحکومتی مومن دره\nمرکز حکومت اعلی میمنه حکومت دره صوف\n۱۰ ) دین محمد خان محمد شاه خان"}
{"book": "adl0789", "page": 113, "text": "صفحه ١٤\n( شماره ٦ )\nمجله نجم\n\n٨ - قطغن وبد خشان\n١) شاه عبد المجید خان شاه عزت لله خان\nشهر فیض آباد حکومت کلان فیض\nآباد ومر بوطات آن\n٢) حاجی محمد اکرم خان امام علی خان\nحکومت تهر ین\n٣) شیر ین بيك خان محمد شکور خان\nحکومت کشم ودرائم .\n\nخبر هاي خارجي\nرئیس جمهور فرانسه\nورساي - موسیو پول دومر رئیس مجلس\nاعیان به ریاست جمهور فرانسه انتخاب\nگردید.\n\nلندن - قسطنطنیه\nکپطان ستیگ که از میدان طیاره لیمپن\nدر وقت فجر روانه شده است که\nباستر یلیا پرواز واز انجا باز عودت نماید\nروز شنبه به ساعت ( ٩ ) شب وارد قسطنطنیه\nشد و این اولین مرتبه است که مسافت بین\nانگلستان وقسطنطنیه در یک روز طی شده\nاست .\nنیوه ذیل - ستیگ پرواز انگلستان\nاستر یلیا را ترک گفته است صبح روز\nدوشنبه از قسطنطنیه روانه گردیده ودر\nهمان شب به هارتن رسید این مسافه را به\nچاردۀ وسه ربع ساعت قطع نمود واین\nمیعاد جدید مسابقه است .\n\nدر چین\nکروزز برطانوی موسوم به وند کتیو به\nطرف نا نکنگ حرکت میکند چه در انجا\nمذا کرات راجعه به الغای قضاوت قونسلها\nبه سکته دو چار گردیده است نامه نگار\nریوتر متعینه نا نکنگ می نویسد که\nحکومت چین راجع به مسائل قانونی نظام\nهاي جديدي اصدار نموده است دران\nخارجی هائیکه در چین ساکنند شامل\nمیباشد . نظامات مذکور خارجی ها را به\nصورت آن اشخاص تعریف می نماید که\nبه فرقه ها تعلق داشتند که بتاریخ سی ویکم\nدسمبر ١٩٢٩ در چین دارای حقوق قضاوت\nقونسل بودند و این چنین اشخاص بعد از\n٣ اکتوبر ١٩٣١ در تحت قضاوت محاکم\nچین خواهند بود مگر محا کم مخصوص\nبراي مسائل جنائي وملکی که دران خارجي\nها نیز شاملند در نقاط مخصوص مانند\nشنگهای تیتسین ، مکدن و کین توتأسیس\nخواهد گردید .\n\nر ئیس جمهور\nتلگرام انقوره مظهر است که برای مرتبه\nچارم غازی مصطفی کمال پاد شا رئیس جمهور\nترک به انتخاب گردیده است .\n\nسقوط طیاره\nر یو تر ٨ مي\nطیاره ران بر طانوی افسر پرواز\nویکهام که در ١٩٢٩ انعام شناتیدر\n\nرا برده بود صبح روز پنجشنبه در اثر\nزخمها ئیکه در نتیجه شکستن طیاره خود\nدر عین پرواز با میز طیاره ران\nدر فارن رو بر داشته بود فوت نمود\nطیاره مذکور در بین طوفان باد شکسته\nبود و هر دو طیاره ران بذریعه پارا شوت\nخود را انداختند و نیم میل راه از طیاره\nدور رفته افتادند و زخم بر داشتند .\nریوتر ٨ مي\nدر دار العلوم قرائت اول پیشنهاد مالیه\nکه حاوی محصول زمین وبودجه بودصورت\nگرفت .\nتلگرام کیپ تون مظهر است که از وان\nونین ناتال راپورت می نمایند طیاره که\nدر آن قوماندان گلن کد سطون ( که\nچند هفته قبل از انگلستان به کیپ تون\nبه شش ونیم روز پرواز مسابقتی را اجرئ\nنموده بود ) وبرای گلیسكون پرواز\nمی نمودند افتاد وهر دو نفر به قتل رسید .\nظاهراً ایشان در بین طوفان باد وابر های\nغلیظ وغبار پرواز می نمودند ودفعتاً به\nقله کوه های متصادم شدند .\n\nزلز له\nقرار اطلاع و لنگتن . در شب\nپنجشنبه زیاده از يك صد جنبش زلزله در\nایالت خلیج هوتلدر و خلیج بوور نی\nواقع گردیده وا کثر ساکنین شهرهای\nزمین اوت و جنوب گز ریون خانه\nهای خود را گذاشته اند و بسیاری از\nعما رات که بعد از زلز له گذشته ساخته\nشده بود خراب شده است ."}
{"book": "adl0789", "page": 114, "text": "صفحه ١٥\nشماره ٦\nمجلد پنجم\n\nمؤلف: اميلا به فرانسوی ( ٤ ) مترجم: حبيب الله طرزی\nما دام سان ژين\n( ناول )\nفصل دوم\n( سقوط تلوياری )\n\nشبی که فردای آن دهم اگست طلوع میکرد يك شب خیلی صاف و درخشنده گی ستاره گان در دلها فرحت و انبساط تولید می نمود. تانصف شب مهتاب رو شنی خفيفى يكه خودش را بر شهر كه زیر پرتو آن باسكوت هب آرام و ساکن بنظر می آمد نثار می كرد. ولی در حقیقت چنین نبود زیرا از دو هفته باین طرف پاریس متهیج واماده کار زار بود.\n\nاز همان شبیکه « له فيور » کاترین او قصاره را درو و كمال ديده بود ، پایتخت مركز واجتماع فرقه های انقلابى ومامن دسته غوغا چيان شده مانده بود. قصر وهم اهالى براى آن مجادله اكبر - آنروز بزرگى كه مبشر فتح انقلاب وتاسيس جمهوريت بود - آماده می شدند.\n\nتمام نصف شب كه ساعت های پاریس دوازده بار در آرامى شب طنين انداخته خاتمه روز نهم وشروع روز دهم را باهالی منتظر اعلان نمودند در هر حصهٔ شهر جنبش شروع كرديد. قاصدان چهل وهشت احزاب مختلف كه الغاى سلطنت را بيك زبان مطالبه ميكردند بخاموشی در تردد بوده و در مقابل هر در وازه ايستاده می گفتند: « به شنيدن اولين صدای ناقوس و شیپور سلاح بدست داشته حاضر شويد ! »\n\nقریب ساعت يك شب بود زنگ های مرکز احتياطيه « سنت ژرمن » كه اشاره قتل عام سنت ( بار تلمیر ) را عيناً دو صد سال قبل داده بود ، باهنگ مرگ سلطنت والغای استبداد بصدا در آمدند.\n\nبا این طنين سهمگين اواز شیپور كه از دور انقلابیون را بسلاح دعوت می نمود ، اینزاد شد ومعلوم گرديد كه پاریس از خواب بيدار واسلحه بدست دارد.\n\nکوچه ها بصدای شمشير ها ونیزه ها كه ازدست صاحبان بی تجربهٔ شان زمین می افتادند و كشيدن بعضی از ماشه های زنگ آلود كه اهالی بعد از سالهای درازی به استعمال آن مجبور شده بودند ، منعكس میگردد.\n\nخانه های اطراف ( تویلیری ) پرده های دریچه های خود شان را كشيده منتظر تماشای هجوم بر قصر شاهی بودند. ماد مواز ل سان ژین هم كه در همين حصه شهر سكونت داشت ، ازينكه غرفه اش را کشاده وسری به بیرون زند ، ازهم سايه گان ديگر خودش عقب نه می ماند. كوچه ( روبال ) كه دوكانش در انجا واقع بود، هنوز از مترددين خالي بنظر می آمد.\n\nکاترین ازهر كس زیاد تر بی صبرونگران معلوم می شد. این اضطراب او تنها بواسطه تما شای انقلابيون كه از مقابل دریچه اش می گذشتند نبود بلکه يك مسئله مهم دیگر باعث هيجان او شده مانده بود. بعد از شب رقص در ( ووكسال ) سارجن له فيور را اكثراً ديده وعلاوه از يك دفعه گارد جوان بارادات خودش ابراز به خرج داده است ، ولی کاترین در مقابل حملات جسورانهٔ او خود را بکمال متانت مدافعه كرده تاكه سارجن محو عشق ومحبت گردیده تجویز زنا شو هری را باو تقديم داشته است. كاترین كه بکمال اشتياق منتظر این بشارت بود بكمال ممنونيت تجویز او را پذیرفته و تبسم كنان گفته است.\n\n« برای تهیهٔ لوازم خانيه داری پول کافی نداریم ، اگرچه من دكان رخت شوئی دارم ولی درین اوقات مشتریان همه بد معامله وبازار كساد است . »\nله فيور: « من هم اگرچه منصبى دارم ولی تنخواه بباغث انقلاب وصول نه می شود . »\nکاترین: این چیز ها چندان اهميت ندارد ، ما جوان هستيم وبكديكر خود را دوست داریم و استقبال مشعشعى در پیش روی ماشت . آیا فال بين به من وعدهٔ دوشی را نکرده است ؟ »\nله فيور: « به من هم نگفت كه جنرال خواهی شد ؟ » کاترین: - مگر او لیتر از آن گفت ، زنی را که دوست میداری عقد خواهی كرد . »"}
{"book": "adl0789", "page": 115, "text": "صفحه ١٦ (شماره ٦) مجلد پنجم\n\nله فیور : پس بیا که این پیش بینی او را از قوه به فعل بیاوریم ، و با نصورت چیز های دیگری که وعده نموده است بیکسان ایکسان بدست بیاوریم .\nکاترین : مگر همین دم ممکن نیست که از دواج ما صورت بگیرد ، اول باید این جنگ بآخر برسد :\nله فیور : پس بهتر است تاریخی را برای عقد نکاح منتخب کنیم .\nکاترین : سقوط استبداد و فتح انقلاب کافی است .\nله فیور : اه ! چه يك روز نيك بخت و مسعودی خواهد بود ؟ این را گفته و آستین دست راست خودش را بالا زده صدا زد : «کاترین» بین که من مستبدین را چقدر نفرت می کنم !\nکاترین بکمال تعجب در بازوی راست اور سم دو شمشیر متقاطع ويك سر در حالت احتراق را که تازه خال زده شده بود ، دید که از زیر آن این عبارت نوشته بود :\n\nمرگ به همه مستبدان\n\nکاترین : برای ثبات وطن پرستی فامیده عزیزم ! ازین يك علامه مقدس بهتر چیزی نیست .\nله فیور : نه چند روز بعد یکی دیگر از ینر بهتر بتونشان خواهم داد .\nکاترین : چه خواهد بود ؟\nله فیور : به : تحفه عروسی .\nبعد ازین ملاقات هر وقتی که له فیور از فراغتی بدست می یافت ، دیدن مختصری از نامزدش می نمود . ولی در هر دیدنی صحبتی به میان نه می آوردند و خیال می کردند که سقوط استبداد وقت زیادی به کار خواهد داشت .\nازین باعث بود که کاترین هم به حب يك وطن خواه و هم بمنزله يك عروس بطلوع روز دهم زیاد از هر کسی نگران می نمود .\nآواز های محخوف ناقوس در فضای تیره شب مانند راکت های مهلک در گوش اسیران ( قصر تویلری ) میرسید ولی عصاره کوچه ( رویال ) آنها را زنگ بشارت عروسی خودش تصور می نمود ، و تاصبح از خواب دست کشیده منتظر دمیدن شفق صبح و طلوع شمس نشست . هنوز آفتاب بیرقه ( او برهام ) روشنی نینداخته بود که دریچه خودش را کشاده منتظر شنیدن جیر جوش تسخیر قصر ( تویلری ) ایستاد .\nصدی باز شدن عراده کاترین همیا یکمان دیگرش یکی بعد دیگری بهمین در وازه های خود شان ظاهر شدند .\nیکی از آنها پرسید : هـ مادمزل بیانی ترین چه خبر است ، کاترین : من هم منتظرم چیزی بشنوم ولی باحال خبری نیست .\nدرین اثنا سواری در کوچه ظاهر شد که یکمال تعجیل بطرف کاترین میامد . کاترین با دیدن له فیور صدا زد : ايك کسی که بـه هر چیز را خواهد گفت میر سد .\nله فیور تفنگ خودش را در زمین نهاده و کاترین را بکمال حرارت در غوش کشیده و دو جا دكه بشدت نفس میزد گفت : ه اه کاترین عزیزم . چقدر ممنونم که ترا بار دیگر می بینم . همه چیز ها اطمینان بخش و به کام وطن پرستانست . امروز ضرور نتیجه ظاهر می شود . هورا برای خلق .\nهمسایگان اطراف له فیور و کاترین را گرفته شروع باستفسار نمودند .\nله فیور منیکه انقلابی را می خواست به جهر بخواند وضعیت متینی به خود گرفته گفت :\nه شما باید بدانید ! که سوء قصدی بر خلاف والی بزرگ ما ( پی تیون ) در قصر تویلری برپا است .\nشنیدن این خبر همهمه غضب آلود بین شنوندگان پیدا شد !\nکاترین از همه پیش تر به سخن آمده گفت : مگر من فهمیده نتوانستم که ولی در قصر چه میخواست ؟\nچرا ؟ او را بقسم گروگان در انجا باز داشته اند ، میگویند و صعیت قصر کاملاً تبدیل شده ، بيك قلعه مستحکمی تحویل یافته است ، تمام درها و دریچه ها مسدود و مستحکم شده اند . گارد های سویس با داندان تسلیح و آن قاتلان مشهور ( شوالیه های دکن ) با آنها متحد شده است . این شوالیه های دکربا خائنان مملکت به کشتن هر يك از وطن خواهان قسم یاد کرده اند ! گریکی از آنها را در اثنای ٢٤ ساعت بدست آورده بتوانم خوش ترین اشخاص خواهم بود\n( باقیدارد )\n\n( مطبعه انیس )"}
{"book": "adl0789", "page": 116, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 117, "text": "احمد شاه\nتاجر ماشینها و عموم لوازم علمی و فنی\n\nتیلفونهای اریکسون\nاریکسون فابریکه است که در سنه ١٨٦٩ تقریباً در تاریخ اختراع تیلفون\nتاسیس شده و اکنون در اکثر ممالک دنیا قریب پنجاه فابریکه بزرگ بنام\nاریکسون وجود دارد که سامان تیلفون و تلگراف جدید ترین سیستم ها\nرا می سازند فابریکه مرکزی اریکسون در ستاك هالم ( سوید ) و شعبات\nاو علیحده فابریکه هائیست در فرانسه انگلستان لهستان ، اسپانیا\nاستریا چکوسلاواکیا هالیند هنگری - ایتالیا پولاند و علاوتاً\nقریب پنجاه نماینده گی در ممالک بزرگ دنیا دارد .\nفراموش نشود که احمد شاه تاجر هم نماینده گی فابريك اریکسون را\nداراست و بهترین سیستم تیلفون های دنیا را با لوازم مکمل آن بمناسبترین\nقیمتی به طالبین فروخته و رضایت مشتریان را از همه حیث فراهم خواهد آورد\nخواهش مندان و طالبین اینگونه تیلفون ها و غیره سامان آن بتجارت\nخانه او که واقع بازار جنوبی ارگ کابل است رجوع خواهند فرمود ."}
{"book": "adl0789", "page": 118, "text": "انیس\n\nجریده ملی\n\nقیمت اشتراک\nدر افغانستان ١٢ افغانی\nمحصول پوسته اطراف و ولایات داخله \" \"\nطلبه معارف ٧ \"\nدر ممالک خارجه ٢٠ شلنگ\n\nلطفاً پول اشتراک که بتوسط خزائن دولت فرستاده میشود باید\nرسید عوض و معاوضه باشد\n\n( مطبعه انیس )"}
{"book": "adl0789", "page": 119, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 120, "text": "شماره (٧)\n\nاشتراك سالانه ١٢ افغانى\nمحصول پوسته ٢ \"\nخارجه ٢٠ فرانك\n\nأنيس\n\nمحل (١٠)\nاداره : کابل جاده ارک\nمؤسس و نگارنده مسئول\nمحي الدين\n\nتأسيس ١٣٠٦\n٢ سنبله ١٨ جوزا ١٣١٠\n\nمسئوليت در کار\n\nبا آنکه نه می توان انگار نمود ، انسان\nدر اوضاعی خود و در سایه اشنائی با علم\nو عرفان بانداره رسیده توانسته است که\nبداند وظیفه چیست و وظائفی را که حیات\nو اسرار زندگی در جامعه بشر بر او تحمیل\nمی نماید کدام است . معہذا ما نمی شود\nبگوئیم که همین قدر برای بودن انسان\nبراه راست کفایت میکند و در کار ابدی\nوظائف يك محرك كامل شده می تواند\nواقعاً اگر چنین می بود پرس و\nچون ، تفتیش و تحقیق ، و سؤال و جواب\nبه کلی از بین بر خواسته ، هیچ کس\nنه می توانست از کسی در باب امور حیاتی\nسؤالی کند و يك هيئت حاکمه برای\nسرکوبی و منع قامات مخالف مسئوليت\nحیاتی افراد وجود نه می داشت و با المقابل\nهیئت حاکمه در دنیا در نزد ملت به\nصورتی از صور مسئول واقع نه می شد .\nشاید اگر دقت کنیم همین مسئله نه هيچ\nكاه يك ملت و مملکت در تحت ادارۀ يك\nهيئت حاکمه مطابق امال ایشان پیش\n\nنرفته است برای مقاومت می کنند که مسئولیت\nدر حیات اهمیت زیادی دارد و اگر وجود\nنه می داشت شاید در امور سيئات سکته\nهای زیاد واقع میگشت .\nجرم و جنایت و تقصیر که در نتیجه عدم مسئولیت\nبيا عدم معرفت آن واقع میشود چیزیکه\nمخصوص انسان نه مزیت گر نهای عقل و حس\nمحاکمه و قضاوت را مالك است. و گمان\nنه می کنم در میان نه عملان حیوانات\nيا اگر برگات موقعی برای خود داشته\nباشند . یعنی تا را انسان می تواند محرم\nجانی و مقصر شود . وحيوانات ديگر\nنه مجرمی دارند و نه جنایتی و نه محاکمه و\nقضاوت می شوند نه تحت محاکمه می آیند،\nو نه در شكنجه مجازات می یابند. و این\nخصوصیت جرائم در طبقه موجودات\nانسانی برای نهایت می کند که هم\nچنانکه جرم وجنایت در بین طبقه وجود\nدارد و مثال هستی آنرا در حیات روزانه\nخود به کثرت مشاهده نموده ایم و مبینم\nمسئولیت و جوابدهی نیز باید موجود\nباشد يعنى انسان با وجود دارائى عقل\nو شعور بلند تر از حيوانات نمیتواند\nکاملاً از هر گونه غفلت و سهل انگاری\nدر واجبات انسانی خود پای بوره تمام\n\nامور خود را به صحت و به صورت حقانی\nاجری کند . و گردن خود را از زنجیر\nاسارت مقتضیات سوء شهوانی رهائی\nبخشد\nچون با چشم باز باطراف خود نظر\nکنیم می بینم هر کاری که در دنیا اجری\nمی شود در نتیجه مسئولیت است اگر\nيك شخص تمام روز قوای و مساعی خود\nرا صرف پیش بردن کاری میکند ، تا در\nنتیجه آن چیزی بنفع يا حبيب خود پیدا\nکند ، بری مسئولیتی است که در نزد\nخود یا خانم و طفل خود یا افراد دیگر\nعائله خود دارد . اگر يك شخص به\nعبادت می گراید ، محض جهت مسئولیتی\nاست که قرار مقررات دینی در نزد عالم\nبالا و در مقابل خدای خود دارد . اگر\nيك مصنف کتابی تصنیف می کند محض\nبرای مسئولیتی است که در نزد جامعه\nبشری دارد و بدین وسیله گریبان خود را\nز چنگ آن مسئولیت وا می رهاند\nاگر علمای اعلام و بزرگان دنیا کشفیات\nحیرت انگیز در علوم و فنون نموده اند\nهر کدام به طرزی برای ادا نمودن وظیفه\nبوده است که وجود آنرا در مقابل خود\nاحساس نموده اند ، و مقصودت خود را"}
{"book": "adl0789", "page": 121, "text": "( شماره ۷ )\n\nاز يك مسئولیتی که از عدم ایفای آن\nمقرب میگردید و ارهانیده اند .\nمی شنویم و میخوانیم که سقراط\n( فیلسوف بزرگ یونان ) زمانیکه\nحکومت و مردم آتنه با وی مخالفت بر\nآمده محکوم و محبوسش نمودند ، بدست\nخود جام زهر را برداشته نوشید و بعد\nازان با استراحت تمام روی بسترہ خود\nخوابیده جان داد و صدها مراتب طرف\nداراتش و اشخاصیکه باو علاقه مند\nبودند خواستند او را به فرار نمودن و\nرها ئیدن جانش ترغیب کنند ، دیگر\nفائده نکرد آیا چرا ؟ گمان می کنید\nکه دادن جان برای انسان کار آسانی باشد\nآیا هر چه در دنیا می کنیم برای حفظ\nجان خود نه می کنیم ؟\nدیگر سقراط جان داد و مرد .\nاین بزرگ ترین دلیلی است که میتوانیم\nبرای خدمتی که « مسئولیت ، به جامعه\nبشر ابراز می کند اقامه نمائیم . سقراط\nمحض برای مسئولیت جان داد و خود را\nمسئول دانست که هر چیز از حق و حقیقت\nدر دماغ عالی و فکر درخشانش جلوه\nنموده است به مردم آتنه بگوید و\nبا آنکه میدانست جانش در معرض خطر\nواقع می شود حس مسئولیت نگذاشت\nارام بنشیند و فکار و پر نسیپ های خود\nرا به مردم اداء نه نمود ف و تلقین\nنیکند وجان خود را در راه مسئولیتی\nکه به مقابل انسانیت ، نسبت هم وطنان\nباهم نوعان خـود دارد قربان نه نماید .\n\nعلمای بزرگ تربیه بعد از تحقیقات\nوتدقیقات زیادی که درین مسلک نموده\nاند بالاخره باین حقیقت وا رسیده اند\nکه تربیه عبارت ازه تطبیق طفل است\nبه محیطی که دران زنده گی دارد ،\nو این فکر را بر مسئولیت سبب شـده\nاست . این جمله « تطبیق به محیط ، معنی\nدیگری دارد و آن معنی عبارت ازینست\nکه طفل مقتضیات محیطی خود را درک\nکند و حرکات واعمال خود را بران\nمبنی سازد ، و به این صورت مسئولیتی\nرا که از نقطه نظر خدمت به محیط و جامعه\nبراو عائد می گردد ایفا نماید ، و آن\nمسئولیت را بشناسد .\nاگر مسئولیت در دنیا وجود نه می داشت\nوگاهی بصورت آتش سوزان دوزخ\nوبعضاً به شکل حبس و تعزیر و اعدام\nو گاهی هم بصورت يك خجالت وشرمنده\nگی که در نتیجه تکامل افکار اهل نسبت\nبه ایفای آن انسانرا استقبال می کند\nدر مقابل فکـر انسـان ایستاده\nشده و عرض و جود مینماید\nمجسم نه می نمود ، شاید در دنیا نظم\nو ترتیبی نمانده کارهای خوب و افعال\nحسنه متدریجاً در مقابل ترك وتاز\nخواهشات نفسانی منکوب و مغلوب\nگردیده پا مال هوا و هوس و در نتیجه\nبجای نظم و ترتیب قانون و نظام و عدل\nو انصاف يك اختلال و بر بریت وجود\nمیداشت .\n\n( باقیـه دارد )\n\nبقلم آقای قاضی زاده :\nصنایع مستظرفه\n( ۲ )\nاز آنجائیکه صنعت عبارت از وسائل\nمخصوصۀ مهیج و مولد هیجان جدیدی\nاست ، لهذا خالی از منفعت نخواهد بود\nکه نبذی راجع از کوایف تناسبات و\nعلایق آن با حسن و تقلید و غیره و غیره\nبحث رانده شود .\nصنعت باحسن : سابقاً قدما بنا بر عدم\nوسعت تتبع و مطالعات به این زمینه\nصنعت را اقاده حس قرار میدادند اگر\nنکته این مطلب دقت کرده شود ، بجز\nاینکه تعریف مذکور دور از صحت و\nناشی ، از تتبعات سر سری وسطحی\nدانسته ، بد آن اعتماد نکنیم ، چاره\nنداریم .\nچه رعایه و پیروی از آن تعریف مسلم\nاست ، که ما را از جاده راست منتهی\nبمقصد ، منحرف نموده ، از ادراك\nحقیقت باز میدارد .\nاز فراز تتبعات عمیق که علمای متحصص\nاین فن ، درین باب نموده اند ، اینست\nکه حسن در نقش از جمله اشیاً غیر ثابت\nو تقرر بوده ، متمادی هر وقت حسب تقا\nضای محیط ، زمان و مکان تحول و\nمتغیر است . و اين يك امر يا تعريف\nآنها ( که صنعت افاده حسن است ) داشته\nاثبات میکند که صنعت غیر از افاده\nحس ، شی دیگری است .\nمثلاً : من هوای تیره و تاريك ، فضای"}
{"book": "adl0789", "page": 122, "text": "صفحه ۳\n\n( شماره ۷ )\n\nمجلد پنجم\n\nپر ابر و غبار و زمین مستور از برف ازاماش\nانگیز موسم زمستان را دوست داشته، از\nنظاره آن مسرور و متلذذ میشوم\nبالعکس اشخاصی هستند ، که ازین\nچنین منظره سرد و افسرده موسم\nزمستان بغایت متنفر و بیزار بوده آرزو\nمند مناظر سبز و خرم و آفتاب درخشان\nآسمان صاف و نیلگون بهار بوده از آن\nکسب ابتهاج و مسرت مینمایند ، و اینست\nچیزیکه برای من مطبوع و خوب بوده\nمرا ممنون و محفوظ می نماید ، عیناً همان\nچیز در پیش نظر دیگران بغایت منفور\nو ناگوار واقع گردیده ، از رؤیت آن\nمنقبض و دلخور میشوند :\n\nو ازین جاست که بخوبی ظاهر میشود\nوجود عدم موافقت فکری بین افراد\nبشر که هريك حس را در هر محیط هر\nمنطقه ، هر رو هر سال مطابق ذوق\nسلیقه و اسلوب خود بطوری مخصوصی\nتلاقی میکنند که ما از ادراك بعين\nآن عاجز ایم .\nو در نتیجه و اثر همین مباینت ( حسی )\nاست ، چیزیکه در نزد من خوب است در\nپیش دیگران بد باشد . و هم چنین شیئی\nرا که شرقی خوب تلقی میکند ، غربی\nآنرا بد و زشت تلقی میکند . و بطوری\nاین اختلاف تلقیات بشر مبرهن و بدیهیست\nکه انسان نمیتواند از آن تمرد و انکار\nنماید .\nو بر روی اساس همین کیفیت مباینت حسی\nطبقات مختلفه بشر است ، که در کائنات\n\nهیچ چیزی بدر حسن يك كيفيت متبدلی\nموجود نیست .\nو از ینروست که تعریف قدما در باره\nحسن از روی اصول صحیح و درست\nشناخته نمیشود ، وفقط چیزیکه درین\nباب در نظر گرفته شده است ، همان\nاینست که اشیاء مولد هیجای بدیهی ، ماحسن\nدارای يك ارتباط و علاقه ایست ، که در\nما اشتباهاً به آن ها صفت ( حسن ) را\nداده اند .\nو اینکه درین علاقه جزئی استناد کرده\nصنعت را حسن دانستن ، سر تا سر دور\nاز صحت بوده عاری از حقیقت است .\n\nصنعت یا تقلید : از آنجائیکه صنعت\nدارای يك مناسبت بزرگی میباشد ، بنا\nبران تعریف متداول ( که صنعت عبارت\nاز تظاهرات مختلفه حیات است ) خیلی ها\nکرم بنظر میطورد چه در صورت زیر مطالعه\nقرار دادن ما يك لوحه اثر یکرسام را\nمی بینم که رسم مذکور در رسام کردن\nتمام اشیاء شامل آنلوحه هیچ گاهی صرف\nنظر کرده باشد نیست بلکه تمام اشیائی را که\nآن تابلو حاریست از قبیل کوها ، درختها\nو انسانها همگی از وی يك مهارت عمیق\nیار عایه و زیر نظر گرفتن خواص و\nمیاسنات طبیعی آن ها ( طراوت و پژوده\nگی و گلها و نباتات ظباهر بودن آثار\nوعلائم حزن والم از چهره انسان ها )\nاز اشیاء طبعیه تقلید ورسم شده است\nو گر کاملا سرتاسر تقلید نشده\nباشد ، انگاه می بینم که همان رسام فکر\nخود را بطرزی از روی يك مناسبت طبیعی\nتزیید و بواسطه آن تزیید ( یا تغییر )\n\nبشكل يك لوحه زیبا دلکش بوجود\nآورده است ، که از تماشای خود ما\nرا محظوظ می نماید .\n\nودر بصورت نترهمان تقلید از صورطبعی\nاست در آن منظره که ما را از دیدار خود\nمحفوظ نمود ، چه در صورت عدم تقلید ور\nعایه از آثار طبیعی ، ممکن نبود که آن\nلوحه در روح ما توليد يك هیجانی کرده\nبتواند . وهكذا در مجسمه سازی .\nو از این بخوبی ظاهر شد که در حقیقت\nيك عده علایق ومنا سبات بزرگی بین\nصنعت و تقلید وجود دارد که نمیتواند هیچ\nصاحب صنعتی خواه رسام و خواه هیكلتراش\nباشد ، از آن صرف نظر بنماید .\nواگر سوال کرده شود ، که درست\nاست در رسم ومجسمه سازی تامك اندازه\nتقلید از اسیاء طبیعی ضروریست ، اما\nدريك آهنگ موسیقی که آن نیز از جمله\nصنایع مستطرفه است ، کدام آثار طبیعیه\nموجود است ، که برای جذابی ودلکشی\nآن، يك خوانند ( موسیقى شناس ) تقلید\nمی کند برای تردد جواب این سوال\nچیزی را که ما در باره صنعت در فوق\nبیان کردیم ( اعنی بین صنعت وتقليد يك\nرابطه بزرگی موجود است ) کفایت\nمیکند ، چرا ، مادر آن گفته خود\n( عبارت بودن صنعت از تقلید را ) نفی\nکرده ، بوجود يك رابطه بین آنها\n( صنعت وتقليد ) معترف شديم . و برای\nارائه واثبات قول مايك مثالی كافيست که\nذکر کرده شود .\n\nمثلاً يك فوتو ( عکس ) اگر ملاحظه\nکرده شود ؛ بابر اینکه آن ( فوتو )"}
{"book": "adl0789", "page": 123, "text": "صفحه ٤ ( شماره ٧ ) مجلد پنجم\n\nعبارت از کابی اصل است ، به جز از اصل\nآن شی دیگری را در آن موجود نمی یابیم\n( تقلید بدرجه اتم در آن موجود است )\nلیکن باوجود تقلید تام در آن هیچگاهی\nاز آن حس بدیعی ما متهیج نشده نtext\nاحساس حظ یا الم نمیکنیم .\n\nبخلاف آن اگر يك رسام همان منظر\nفوتوى مذکور را بواسطه قلم و رنك بوجود\nبیاورد ، ظاهر میشود ، که این لوحه\nاثر رسام ، از روی تناسب و تشابه اثر\nفوتو کرده هم زیاده تر مشابهت به اصل\nرسانیده ، حس بدیعی ما را بهیجان\nآورده از تماشای خود ما را محظوظ یا متالم\nمی نماید .\n\nاز مشاهده این امر بخوبی مطمئن\nمی شویم ، که صنعت در نفس الامر عبارت\nاز تقلید نبوده ! بل چیزیکه مارا در\nدر اشتباه انداخته بود ، همان رابط آن\n( صنعت ) با تقلید بود ، که ما بطوریکه\nباید و شاید انرا تفکیک میکرد ، نتوانستیم.\nو نیز در اینجا ازین اغفال نباید کرد\nکه در هر صنعت اول یکدوره تقلید\nموجود است ، که از عدم رعایت و لحاظ\nآن خود داری ممکن نیست .\nچرا که هر صنعت کار برای اکمال و کامرانی\nدر ساحه صنایع مستظرفه ، در اول وهله\nبه پیمودن مراحل تقلید طبعی مجبور است\nو در روی همین اساس مذكور است\nتوضع پروگرام مدارس صنعتی در ممالک\nدنیا .\n\nچه ، برای کامیابی هر شخص در صنایع\nمستظرفه که آرزو مند باشد ، لازم\nو لا بدی است در آغاز کار ، همان مودل\nها و آثاریرا که معلم به تقلید آن او را\nوا دار ساخته است بدون هيچ يك تصرف\nتقلید بکند .\n\nو این تقلید رفته رفته به اندازه او را\nدر تقلید صاف میسازد میکند ، که در\nتقليد يك لوحه مهم اثر يك رسام ماهر\nنیز کامیاب می برآید .\nو پس از تکامل دوره تقلید (وصله خروج\nاز مکاتب عالیه صنایع مستظرفه ) استعداد\nطبیعی او انکشاف کرده ، پس از ممارست\nزیاد و طو لانی در آن فن ممکن است\nکه بمقام ارجندی فائز و نائل بشود .\nو همچنین ادبیات نیز در و تقلیدی\nرادارا است ، که شخص ادیب شونده مجبور\nاست که از روی قواعد آن رفتار کند\nچنانچه بهترین نمونه و مثلهای آن در\nاسلوبها و پیروی از قوانین صرف و نحو\nبلاغت وغیره در هر پا چادری آشکار است\nو تصور نمی رود که این طور هیچگاهی\nشده باشد ، که شخص در اول وهله بدون\nتقلید و اتخاذ سر مشقی برای خود در ساحه\nادبیات به تحریر و وجود آوردن يك شاهکار\nمهم ادبی کامیاب بر آمده باشد .\nلیکن بعد از تکامل دوره تقلید ، بعضی ها\nهستند که استعداد طبیعی شان آهسته آهسته\nرو به انکشاف رفته ، اخیراً بدرجه در\nآن فن مهارت و ید طولانی را ما لـك\nمیشوند که ابداً به اتخاذ شاهکار های\nفنی استادان برای سر مشق اهمیت و\nاعتنائی نکرده ، از دماغ و مخیله خود\nبمایه استعداد و فطانت ها آثار زیبا و\nمهمی بوجود می آرند ، که از ملاحظه آن\nانسانرا بهت و حیرت استیلا میکند ، و\nاینها صنعتکار های اصلی بوده ، مبدعین\nاشیاً مولد هیجانات مدایحی بشمار میروند\nو برخی دیگری اشخاص هستند ، که\nدر همان حالت انحطاط ( با تقليد ) مانده\nبدون نمونه و سرمشق نمیتوانند که چیز\nپیش برند ، اینگونه اشخاص مقلدین نا\nپس مانده کان در صنایع بوده ، قابل آن\nنیست که به آنها گاه ارجمند ( آرتیست )\nیا صنعتکار را استعمال نمود .\nو غالب نویسنده های امروزه\n( به استثنای بعضی شان شایان و\nسزاوار قدر و تمجید بوده ، ردیف\nاول را در قطار صنعتکاران اشغال\nنموده اند ) که آثارشان بنظر می خورد ،\nهمان است که مدتها، او شان بنابر بعضی\nعوامل خارجی یا غیره در دوره انحطاط\nادبی ( تقلید ) مانده مجبورند به تقلید از\nآثار دیگر آن ، تا ایشان را بدست\nمقلد نامید .\n\nاز ایضاحات فوق ظاهر شد که صنعت\nتقلید نبوده لیکن در اوائل وهله بك\nمناسبتی را با تقلید حاوست ."}
{"book": "adl0789", "page": 124, "text": "صفحه ه\n( شماره ٧ )\nجلد پنجم\n\nاوضاع مصر\nانتخابات مصر ــ اقدامات دولت ــ\nمصر وارد أخرين مرحله سياست خود\nگردیده ومحافل سياسي انكليس را كاملا\nمتوجه خود نموده است زيرا نتيجه اقدامان\nصدقى پاشا رئيس الوزرای مصر متوقف\nبر اینست كه در این مرحله يك صورت\nقطعی بقضیه داخلی داده هیئت پادليا\nوكيل مقاء جودرا تحكيم و رويّه را كه تا\nكنون بر طبق آن مشى نموده است\nحفظ و حساب خود را باو فدبها تسويه و\nآنها را بجای خود نشاند یا اینکه برعکس\nوفديبها فاتح و مظفر بیرون آمده و او را\nدر میدان سياست شکست داده و زمام\nامور را بدست گیرند .\nاین مرحله اخيرى كه ما بدان اشاره\nنمودیم مرحله انتخابات پارلمانی مصر است\nكه اينك صدقى پاشا بشروع بمقدمات آن\nکار نموده تا صدقی پاشا در اين قاب ضمن\nمصاحبه كه نماينده روز نامه ديلى تلكراف\nبا او بعمل آورده است چنین اظهار داشته\n( موفقيت كامله من زنده حكومت\nرا در دست كرفتم مفكر و اعلام داشتم\nكه حكومت من در آن بيك دولت قانونی\nبوده و مطلقا در صدد آنست كه طرز\nحکومت او تو كراتی را اتخاذ نمايد . بلكه\nكارهای خود را با وجود پارلمان انجام\nدینمايد ولى چون منظور نظر تعدیل قانون\nاساسی بود تا در يك دوره تا الكتريتر از\nيك دوره اختلال و انحرافی بوجود نیاید که در\nخلال آن مقداران اصلاح قانون اساسی و\nو تهيه وسائل لازمه براى انتخابات جديد\nرا فراهم آوریم ، این مرحله نزديك\nبانجام است و اميدوارم كه اساس انتخابات\nرا بر پايه محکمی گذارد و دولت بتواند\nدر اواخر ماه آوريل شروع بامر انتخابات\nنماید .\n( جل ميل داشتم که دشمنان سیاسی\nمن از ( همواره اکثریت مملکت را\nبا خود موفق میدانند در این انتخابات\nشرکت جسته تا بلکه باین رو شی را\nبرای صحت ادعاى خود اقامه كرده باشند ،\nو لیکن عدم شرکت در انتخابات را تصميم\nنموده اند . )\n( در این قسمت بايستى متذكر شد كه\nاين بيانات رئيس الوزرای مصر بيشتريد\nو مخالفین اومان وفدیها و متدلين التاى\nمصر هستند . ولى اميد نيم حزب واسطه\nكه اساسا بقانون انتخابات توجه نموده از\nطرف صدقی پاشا بر ایندسته اعتمادی جلوه\nخواهند توانست در اجرای قانون مزبور\nبا معاونت دیگر انتخابات شرکت نمايند ما\nچه شرکت آنها يك معرف معنى نسبت\nبقانون مزبور است .\nهمان طورى كه حـزب ماوق بمصر\n( وطنى ) چون قانون اساسی و قانون\nانتخابات ١٩٢٣ از بین رفته بود در دو تمام\nدوره های انتخابات از شرکت نموده و در\nاينصورت ميل داشتن رئيس الوزرای مصر\nبشرکت در انتخابات وفديها واحرارها و\nمخالفين ديكرشى معلوم نیست از روی چه\nسجنه بوده . مگر اينكه معتقد شويم تا\nشركت آنها معنويش اعتراف عملى وطرف\nآنان نسبت بقانون مزبور بوده است . م . )\nرئیس الوزراء مصر راجع بجلو گیری از\nتظاهرات و اجتماعات چنین میگوید .\n( د ولت عملیات وحشت انگیز مجاز\nنخواهد بود . وباین جهه به این سیاسیون\n( مقصودش احزاب وفد و آزادی خواهان\nاست ) اجازه ميتينك و تظاهرات وعقد\nاجتماعات داده نمى شود ، زيرا تنها مقصود\nآنها از این اجتماعاء تحريك توده مردم\nبر علیه قوانین مملکتی است ، شکی\nنیست که دنیا خواهد ديد كه دسته دسته\nمصريان برای شرکت کردن در انتخابات\nخودرا حاضر ساخته و شركت خواهند\nنمود ، و باین وسيله نیز دنیا خواهد\nدید كه علاقه و رابطه وفد بتوده ملت\nهمان علاقه اسمی است و لیکن اثر حقیقی\nتحت محمدات ترساء فى آنها بعمل ميآيد\nو مر موقع كه پارلمان مجدداً تشکيل كرديد\nو موجوديت خودرا تامیاً بدست آورد\nمن اميدوارم كه دولت بتواند با حکومت\nبريطانيا برای عقد قراز داد مصر وانكليس\nكه تا کنون معوق مانده است اقدام\nنماید ،\nوفد بنها و احرارها خود را نسبت بامر\nانتخابات از ( بنى سو يف » میخواستند\nشروع نمايند و ليكن صدقى پاشا برای\nعقیم گذاشتن عمليات آنها پيش از آن\nآنها بمحل مزبور بروند شخصاً به بنی\nسویف حركت كرد در آنجا نطقى ايراد\nو وفداينها را اقتصاد کرده و در ضمن\nاين نطق است كه ميگويد .\n( بر خود حتم نموده ام كه حقيقت"}
{"book": "adl0789", "page": 125, "text": "صفحه ٦\nشماره ۷\nمجلة پنجم\n\nمقاصد وفديها را برای مملکت خود مکشوف ساخته و نقشه آنها عقیم را گذارم که ملت تماما از خفایای اعمال آنها مطلع شود ، و این مقصود را در تمام نطقهای خود گفته ام ، و شایدر دیده اید که چگونه آنها را مجاب ساخته که نتوانستند کاملا جواب مرا دهند و اکنون هم فرصت غنیمت شمرده که بقیه ادعای آنها را رد کرده و بطلان آخرین عقیده آنها را بثبوت رسانم و يك قسمت دیگر از اغراض و مقاصد آنان را مکشوف سازم.\n«از من شکایت میکنند که من اجازه مسافرت را برای خود جایز دانسته و به آنها اجازه حرکت از نقطه بنقطه دیگر نمی دهم و جلو گیری میکنم علت این کار خیلی واضح و روشن است و اگر چنانچه لجاجت آنها مانع نبوده ، با عقیده من همراه و تصدیق میکردند که شکایت آنها در این مورد بی اساس است ، زیرا من که این قبیل مسافرت هارا مینمایم برای اینستکه اصول و مبادی را بمردم مژده داده و آنها را قانع نمایم که اصول و مبادی مزبور يك اصول اصلاحی حقیقی است که نتیجه متواصل و غیره منقطع خواهد داشت ، من تمام را دعوت مینمایم که در میدان انتخابات با من وارد شده ، من آنها را محکوم خواهم ساخت یا آنها مرا ، و پس از بدست آمدن آراء و عقاید عموم یا آنها حاکم خواهند شد یا من حاکم خواهم بود ، و باین ترتیب همه باهم برای باز گشت حیات پارلمانی\nبا همدیگر تشريك مساعی و كمك نمایم ولی نمیخواهند که در این باب كمك كنند زیرا مردم را بعدم شرکت در انتخابات دعوت مینمایند معنای دعوت آنها تاخیر تجدید حیات پارلمانی رای مدت نامحدود خواهد بود .\n« کاش میدانستم مقصود شان از این مسافرتها چه بوده ، اینها که عدم شرکت در انتخابات را از چندین ماه اعلام نموده و جراید شان هم صدها مقاله نوشته اند آنها گمان میکنند که مردم تنها جراید آنها را میخوانند و بمحض اینکه صدای خود را بلند کردند ملت هم دعوت آنان را لبيك اجابت گفته است ، در این صورت چه احتیاجی باینهمه بذل مساعی و کوشش دارند .\nآیا این دلیل بر این نیست که دعوت آنها غیر معقول و در نزد مردم پذیرفته نشده و آنها را قبول نکرده اند .\n« آقایان شکی نیست که اینها میخواهند در مملکت ، و اینطرف و آنطرف گردش کرده و مردم را بانقلاب و شورش ، هتك قوانین مملکتی ، استخفاف دولت و تحقیر او وادار نمایند و این کاری نیست که هیچ دولتی که خود را محترم میشمارد و وظیفه خود را تشخیص داده است اجازه دهد و در مقابل اقدامات آنها دست بسته بایستد\n« با وجود این هنوز با يك آهنگ پاس آمیزی فریاد زده میگویند :\n« مرا بچه از مسافرت ما بولات\nمیترسید شما که مدعی هستید ملت از وفديها بر گشتند ، جواب این حرف را گفته های فوق میدهد و علاوه مینمایم که ملت از نقشه و طرز رفتار آنها متنفر گردیده سیاست عقیم آنها را دیگر دولت ندارد و با آرامش و سکونت خاطر گرد ما جمع شده است . ولیکن هنوز در مملکت يك اقلیتی و جود دارد که نسبت بعموم سیا سی ما عاطفه دارند و امید وارم که آنها را نیز بسوی خود جلب نموده که مبادا يك روزی آلت دست محركين و آشوب جیان مملکت شود»\n« گمان میکنند که اهالی بنى سويف غیر از اهالی سایر شهر ها بوده و مرکز و فدیها بوده و باینجهت نخستین نقطه مسافرت خود را اینجا تعین و قرار داده بودند من نمیدانم که زارعین بنى سويف از زارعین سایر ولایات چرا با یستی در درك حقايق كم فهمتر باشند مصریها که همه يك جنس و دا رای عادت و یکعقیده وا حد وا مننجه منشا به هستند باینجهت شخص نمیتواند تصدیق کند باینکه اهالی بنى سويف کمتر از اهالی سایر ولایات عملیات دولت را تشخیص نداده ، هر گاه مصریها در واقع از مللی مختلفه ما نند اطریش و مجارستان قبل از جنگ بوده و در یکموضوع با يك نظر مختلف ومتعارض نظر داشته آنچه را که دشمنان سیاسی ما میگفته قابل تصدیق بود ، ولكن مصریها خدا را شکر اینطور نیستند و باینجهت معتقدم که بنى سويف هم مانند"}
{"book": "adl0789", "page": 126, "text": "صفحه ۷ (شماره ۷) مجلد پنجم\n\nسایر ولایات دارای تعقل در امور میباشد .\nاین خلاصه از بیانات رئیس الوزرا ،\nمصر در بنی سویف بوده .\nدر حقیقت این نقطه مرکز و قلبها و\nمیدان عملیات واقعی آنان شمرده می شود\nو همان طوریکه خود صدقی پاشا هم اشاره\nمینماید از مسافرت وفدی ها باین نقطه\nجلو گیری شده . مسافرت آنان برای\nدولت مصر که تازه میخواهد قانون\nانتخابات جدید را بجریان اندازد قطعاً\nفایده نداشته و متضمن زیان و خسارت خواهد\nبود و هم چنین اجتماعات آنان نیز بی فایده\nبوده و برای دولت گران تمام میشود هر\nقانونی در بدو اجراء دو چار مشکلات\nمی شود ، خصوصاً این قانون که خصوم\nسیاسی و مخالفین منتقدی هم داراست\nدر هر حال مطابق اخبار واصله مقدمات\nانتخابات مصر را صدقی پاشا فراهم\nنموده و قریبا شروع بکار خواهند نمود\nتا چه اندازه در این کار موفق میشود\nمعلوم نیست ولی مقدماتی که او فراهم\nنموده تصور میرود نتیجه بگیرد و بهر\nنحوی که هست پارلمان را تشکیل دهد\nپس از تشکیل پارلمان آیا قرار داد انگلیس\nو مصر منعقد خواهد شد ؟ اين يك مسئله\nایستکه صدقی پاشا وعده انعقاد آن را پس\nاز تشکیل پارلمان داده است !\n(کوشش)\n\nمحما های ابدی\n( ۴ )\nجزیره اتلانتید\nچیزی که درینجا بیشتر از همه قابل ذکر\nمیباشد اینستکه درین قضیه بعضی اساطیر\nو روایاتی است که این نظریه را تقویت\nمینماید ، زیرا بعضی از مورخین میگویند\nکه قاره موسوم به اتلانتیس یا اتلانتید در\nقدیم بوده است که روزی با تمام موجودیت\nخود از بین رفته و آثار آن در پائین امواج\nاوقیانوس كبير بكلى محو و زایل شده است\nاما بعضی آسمان نوردان که از جمله\nآن ( ولیم سب ) نیز میباشد عقیده دارند\nکه قصه اتلانتید بتمام ها افسانه موهوم و\nخرافی نبوده و اگر هم باشد جزئی از آن\nاست که شاید دور از حقیقت بوده خیالی باشد.\nیونانیها در افسانه های خود زعم داشتند\nکه در بحر محیط اتلانتيك يا بقول عربها\n(بحر ظلمات) جزیره بزرگی بود که\nاز روی حجم قريب يك قطعه گفته\nمیشد ، این جزیره از طرف شرق\nبین اروپا و از طرف غرب به امریکای\nشمالی و امریکای مرکزی واقع بود .\n\nدر ده هزار سال قبل درین جزیره ملتی\nصاحب مدنیت عالی سکنی داشتند ، اما\nبين يك روز و شب ، تاریکی ، آتش\nفشان های این جزیره به اشتعال آغاز\nنهاده زلزله شدیدی حادث شد ، و در\nحین زلزله بحر نیز طغیان نموده و در نتیجه\nجزیره با ساکنین آن يك جا محو شده و\nاز آن جز همین خاطره هاییکه در افسانه\nها نامبرده میشود چیزی باقی نماند .\nاما در قصه های اهل افریقای شمالی\nو اروپای غربی ، و بلاد بحرالروم طوری\nدیگر یاد شده که در وسط بحر محیط ایلا\nنتيك بلادی معمور و سرسبزی بوده است\nکه آب های بحر بدان طغیان کرده آنرا\nغرق و اهالی انرا هلاك ساخت .\nهمچنان در قصه هایی که اهل ( مایا )\nو ( از تيك ) وامریکای مرکزی نقل\nمیکنند نیز ذکری ازین جزیره بمیان\nآمده و آنها میگویند که اسلاف شان\nاز همین جزیره آمده اند ؛ بعضی از علما\nآثاری در سواحل فرانسه غربی کشف کرده\nاند که شاید بعضی چیزها بکه قضیه اتلانتیس\nیا اتلانتید را تائید نماید در لیز آن یافت شود .\nتفصیل آنهم بقرار یستکه در ساحل\nفرانسه غربی در همین نزدیكی ها يك\nسنگ بزرگی را کشف کرده اند که در\nآن سیما های انسانیکه شباهت تمام به\nسیماهای اهالی ( مایا ) و (آزتيك ) امریکای\nمرکزی دارد نقش میباشد درین سنگ نقش\nهای پای انسان میباشد آتش گیر وسم های\nاسب نیز بروی سر، مارسیل بودین ( سکرتیر\nعمومی مجمع علمی فرانسوی موسوم به"}
{"book": "adl0789", "page": 127, "text": "( شماره ۷ )\n\nمجلد پنجم\n\nجميع ماقبل تاريخ ) قالب های این رسم\nها را برای تدقيق وملاحظه برداشته و پس\nاز تحقیق و تدقیق نتيجة که گرفته این بود\nکه : سنگت مذكور مذهبی برای عبادت\nبوده و آنها ئیکه آنرا نقش کرده اند\nاسلاف ماياه و یا از قبیل « مايا که\nاسلاف بریطانیای قدیمه بود است\nزیرا همه آنها از اصل واحد میباشند در\nقدايم سنگت مذکور در بالای آب بوده\nاست تا اینکه جزیره با قاره که متصل\nبامریکای مرکزی بوده و یا از انجل بطرف\nبك زمین ری که امروزه از آنها جز کوها\nو جزایر انتيل وكمتر باقی نمانده است ممتد\nمی شد غرق شده واهالی آنرا در زیر آب\nهلاك شده اند .\n(۱۰) افلاطون واتلانتید\nشاید اولین کسی که اتلانتیس یا اتلا\nنتید چیزی ذکر کرده است افلا طــون\nفیلسوف مشهور یونان ، شاگرد سقراط\nباشد، افلاطون این را ثابت کرده است\nکه اخبار اتلانتیه بین مردم متداول بوده\nوصولون حكيم آنرا از يك كاهن مصری\nنقل نموده است ، خلاصه چیزی که\nاین کاهن ذکر کرده اینستکه يك دولت\nبزرك و وسیعی در زمانه های خیلی قدیم\nایتالیا را فتح کرده و میخواست او روپا و\nآسیا را نیز حیطه تصرف خود بیارد ، این\nدولت اصلا از يك جزيره که در بحر\nمحيط اتلانتيك و در ناحیـه بـوغاز جبل\nطارق واقع بود جدا شده بود ، و جزیره\nمذکور خالقه وصل يك سلسله جزاير\nدیگری بنز بشمرده می شد که سوار بخریین\nآن جزاير اتلانتیس یا اتلانتید بوده است\nدرین جزايره يك امپرا طوری عظام\nانشانی بوده که بر تمام این جزايره وجزائر\nدیگری که تابع وی بود. نيك قسمت\nاز قاره مقابــلش حکمرانی میکرد .\nساکنین این جزیره از جهت بوغاز جبل\nطارق لبيـا و ایتالیا را وسپس فتح نموده\nسپس دامنه فتوحات خود را وسيع نموده\nوبدل هجوم با بونان را داشتند ولی موفق\nنشده و مجبور به تخلیه جميع بلادی که\nدر اطرف بحر الروم استیلا نموده بودند\nشدند .\nاین کاهن مصری که صولون حكيم از\nوی این روایت را شنیده است ذکر میکند\nکه بعد ازین حوادث زلزله ها و ترکابهای\nآتش فشانی زیادی واقع شده واز ان\nکشایی بارید و در نتیجه جزيره اتلانتیس\nغرق شده اهالی آن هلاك گرديدند ،\nافلاطون مینویسد که اهالی این جزیره\nبساختن مجسمه ها وقصه ها وبنای شاصلی\nها اشتغال داشتند .\nدر همین آخر ها کتابی بعنوان ( قاره\nاتلانتیس ) بقلم پروفيسر لوائس سپانش\nکه از علمای مشهور میباشد در انگلستان\nطابع شده و بعقيده عالم مذکور ، اتلانتیس\nاصل همان قصه طوفان است که در توریت\nباقصه نوح پيامبر عليه اختلاف پیدا کرد بی\nزبان ها يك جا ذکر شده است و هالی\nاتلانتیس اولین قومی است که بخلود\nبعد از موت معتقد شده وازایشان مصریها\nپرستی آلهة خود را اخذ کرده بودند\nافلاطون بین میگوید که اتلانتیس در\nنتیجه يك سلسله زلزله ها و آتشفشان ها\nخراب شده و سپانس عقیده خود را طوری\nدیگر اظهار میدارد که : قبل از پانزده\nهزار سال يا کمتر از آن بنفـی مـواد\nآتشفشانی از بحر محیط اتلانتيك پيـدا\nشیده و حالتی بود که معلوم می شد از بر\nکانهای اتش فشانی جدا شده و قبل از\nسقوطش مرتب دوهزار مرد شده باشد ،\nواز روی این عقیده يك قسمت بزرك\nبحر او قیانوس اتلانتيك موجود، پانزده\nهزار سال قبل بالای آب بوده است .\nوشايد اوقيا نوس اتلانتی کی ماخوذ از\nاتلانتیس شده یا شاید اسم اتلانتیس مشتق\nاز اسم او قیانوس باشد .\nپلادمير\nدرین جا قصیـه دیگری نیز هست که\nبه قصه اتلانتيد مشابهت داشته و در\nبلاد يمير که کوه و نواح اوقیانوس كبير\nواقع است شيوع دارد ، اين يك محل\nنیست که بلادمير وسعتی از پیرو ، قريباً\nهزار میل بحری دوری داشته او غلبـه\nهندو ها و اهالی پیره عقیده دارند که بحر\nفاصل بین ایشان، در اصل بلادی موسوم\nبه « مو » بوده ومو عبارت ازيك چیزی\n( باره ) برروی اوقیانوس كبير بوده\nاست ، اما روزی آبهای بحر در آن بلند\nشده آنرا غرق ساخت و هرای آن هر\nچه از حیوانات ونباتات که بود نیز\nغرق گردید هر چند که نزد علمای ژو\nلوژی دلیل برای صحت این قصه ندا باشد\nاما اکثر کثرت زلزله هایکه در ژاپان و سوماتو"}
{"book": "adl0789", "page": 128, "text": "صفحه ۶\n(شماره ۷)\nمجلد پنجم\n\nما را عمده و همچنان آتشفشانهای متعدد و کثیری که در زیلاند جدید و غیره بلادی که درین ناحیه هستند میشود یادآوری نمائیم جز تسلیم چاره نداریم که در قصه بلاد غرقویه اگر بتتبعات علمی قاطعی بدست هم نداشته باشیم ناممکن هم نمیباشد.\nدر حال اگر قصه های گذشته را که ذکر نمودیم ثابت شود برهان قاطعی بران میباشد که مدنیت را که امروز بدان افتخار مینمایم تنها مدنیتی نیست که این کره خاکی دیده است و آنچه را که درباره مدنیت های عصور قدیمه میدانیم خیلی کمتر از چیزهایست که درین باره قطعاً آگاه نمی باشیم (انتها)\nحاجی عبد العزیز خان مشهور به لنگر هم که حضور داشته بنوبه خود گفته اند.\nحیرتا مخلصت بشامل گفت\nهمه پیش سبیل حیران است\n٣٥ - دیوان سرور که از شعرای زمان امیر شیر علیخان و امیر عبد الرحمن خان مرحوم بوده است از روی اطلاعات حضرت استادم قاری صاحب که دیوان سرور را در دست داشته و میرزا محمد یعقوب خان مخلص دیوان عم خود گفته از نزد شان گرفته است.\nکه شور عشق است اکنون هم موجود و تعلق دارد باقای غفور جان رسام .\n۳۸ دیوان رقم اثر میرزا محمد حسن خان که از دبیران عصر امیر شیر علیخان و امیر عبد الرحمن مرحوم و یکی از استادان زمان خود در فن نظم و نثر فارسی بوده است چه شعرای عصر خودش باستادی مشار الیه مقر و معترف بوده و میباشند میرزا محمد نبی خان واصل که از شعرای مقتدر و زبردست ماست و شاگرد رشیدی ارسیه کرده اند. راقم علاوه بر دیوان شعر آثار دیگری هم دارد که در رشته نظم و نثر فارسی تالیف کرده است از قرار اطلاعاتی که بنده بدست آورده ام میگویند اثار شان در نزد میرزا عبد الله خان مشهور به نواسه اوزبک خان که اوزبک خان معاصر با رقم بوده موجود و حاضر است .\n۳۹ دیوان واصل - اثر میرزا محمد نبی خان دبیر الملک که از شعرا و منشیان زبر دست دور های اخیره ادبیات وطن است اشعارش باندازه جذاب و شور انگیز است که حد بالا تر برایش غیر متصور است علاوه برین ها واصل با يك سجایای اخلاقی و رویه مهذبانه مراتب درباری و تشریفاتی در شہر یار عصر خود را که امیر شیر علیخان و امیر عبد الرحمن خان باشد طی نموده و زندگانی شرافت مندانه خود را با نهایت وقار و عزت نفس به پایان رسانید اگر ترس از همه شعرای وطن نداشتنی اراد به گفتنی که يك سجایای اخلاقی و طرز پسندیده که منافی\n\nتتبعات ادبی :\nدرهای یتیم\n( ٥ )\nطفل اشكم زودده غلطان است\nسینه ام چاک تا گریبان است\nتا نیا میرزا یعقوب خان مخلص گفته است :\nدل رها ندن ز دست تو مشکل\nجان فشاندن بپایت آسان است\nتا انشا شامل جواب داده است\nایرویت کرده عالمی تسخیر\nگوییا تیغ شاه مردان است\nرابعاً شیخ محمد رضای سهل سروده است\nومن الماء كل شي حي\nلبت اي شوخ آب حیوان است\n٣٦ - دیوان خطیب اثر میر علیخان آقای خطیب دارای غزلیات شیرین و روان اکنون هم موجود و متعلق است به پسران مرحوم میر محمد علیجان اقای خطیب .\n۳۷ - شور عشق اثر حاجی صاحب بایقرا مدار .\nبا آنکه میگویند حاجی صاحب اثار دیگری هم دارند ولی بنده همین شور عشق شان را که در رشته تصوف وسلوک تالیف کرده اند و اشعار خيلي ها پر نور و در دراود دارند بخط زیبا و جواهر آسای خلیفه صاحب مشهور به خلیفه در مسال که یکی از مجاذیب و رهروان بادیه عشق وجذب بوده اند دریافته و از مطالعه ان لذت روحی و معنوی اندوخته ام زیرا میگویند حاجی صاحب از متقی ترین و پارسا ترين مردمان وقت خود بوده اند این اثر درد آلود شان"}
{"book": "adl0789", "page": 129, "text": "صفحه ۱۰\n(شماره ۷)\nمجله پيمان\n\nاخلاق ومفهوم حقيقي شعر باشناختري نباشد فقط واصل است که در خلال گمان خود جلوه میکنند و در عین حال افکار و اقتدار خود را هم از ان قرون وامنی هزار سال قبل رهای بخشیده وازان بنفاس های خشك وتكلفات عاری از حقیقت جلو گیری نموده خواسته است خود را بصور عواطف و افکار بدیع شاعرانه خویش قرار دهد و در واقعه قوانین عصری نیز اشعاری مهارتی به هم رسانیده حقیقتاً او را با این مبالغه ها واغراق های خیال آلود شاعرانه نکرده است از قراریکه همکار محترم ما آقای اعظمی اطلاع دارند – گویا واصل طرز حیات ولزوم در بار وحوصله سلحمتی امیر شیر علیخان مرحوم را باشرح حال وزرا، ورجال كابينة ان عصر يكجايك تصور کرده است واز دقایق و نزاکت و راز های ان در بار شوط قلب وميزانی که نمونه اخلاص داشته عبض نه کرده است این اثر نفیس وجهت نی قیمت او را همکار فاضل ما آقای اعظمی بفرزند آقای سلیمی داده اند – دیوان واصل با وسایل ثروتائش که دزان از وقایع دربار امير ضياء الرحمن خان تذکار رفته بخط خود یاد گارا به جد بزرگوارم اعتماد الدوله مرحوم اهدا کرده بود و اكنون هم حاضر است.\n٤٠ – ديوان فاضل اثر پسر واصل که در شیوه شاعری و سبك نگارش ارث از پدر برده است دیوان فاضل موجود وتعلق دارد بخود نگارنده.\n٤١ – ديوان حبيب اثر سردار عبد الحبیب خان مرحوم که از ادبای خوب ما واشنابروش عصر ومحیط ماست سردار مرحوم علاوه بر طبع شاعری از علوم و فنون امروزه عصری مطلع و با خبر بوده لسان انگلیسی را کماحقه تحصیل نموده کتب مفیدی ازین لسان ترجمه کرده اند و در عین حال تراق مرئی را با تمام قواعد وضوا بطان موجعه در نوحه های خود اقتدار خویش را درین لسان اظهار می نمودند دیوان حبیب که بهترین نمونه اشعار عصری ماست با سایر نگارشات شان چه مولفه ومترجمه تعلق دارد به پسر ایشان و بنده همت میدارم که این اشعار نفیس و مفید همین طور في سر وصدا مانده طبع وانتشار نشود.\n٤٢ – ديوان تائب اثر میرزا محمد علیخان خوش نویس که در شعر تائب تخلص داشت و اكثر کتاب های منتخبه نایب السلطنه مرحوم را تبیض می نمود دیوان غزلیات حضرت بیدل که اشعار تازه ونوين ان به برابر کلیات مطبوع است و به حضور يك انجمنی از ادبا و شعرا بصحت رسانیده اند بكمال دقت و توجه این دیوان قیمتی و بها دار را تبیض وتسطير نموده از خود بیاد گار گذاشته اند دیوان تائب که داری غزلیات روان و مضامین رنگین است با دیوان حضرت بیدل که بهترین نمونه خوش نویسی آن مرحوم است تعلق دارد بسردار عزيز الله خان.\n٤٣ – ديوان مجذوب اثر حضرت حافظ جی نور محمد مشهور به حافظ مجذوب\nکه از مجذوبان حقیقت براه سلوک وعشق بوده از دنیا وما فيها ترك تعلق کرده قلندرانه زیست می نمودند و با يك روح لاقيد واحياتاً محزون و اندکیائی فی الایش و پارشایانه خود را خاتمه دادند حافظ جی صاحب بكمال آزادی را در اطوار وحرکات خود را لك بود حتي به بزرگترین صدمت حیاتی هم متاثر نمی شد عشقی بکل بلبل اب روان نفعه تازه شعر خوب، منظر لطیف و جمال جمیل اینهرش موجود در قلب سوزان او چنان اشیانه و منزل کرده بود که بقول ابن عربی دربارا يك پارچه حسن و جمال میدید هرچند هوس شعر کوئی نداشت اما قلبی که از تاريك ترين اسرار جلال وجمال ولطيف ترين دقايق محبت وعشق به صانع وخالق مملو شود کجا میتواند مكتوم و سر بسته بماند در عالم احس س صرف همین الفاط بود که از دل سوزان و روح پرتمان او خبر میداد مثلاً :\nبي-صورت در تماشا گناه بگذار بیدت\nصبح مجذوب تو باشاد غریبان اشنا است.\nمیگویند در غیاب حافظ جی صاحب بعضی اشخاص بد کوئی شان را می نمودند و يك نفر قسم شوخی به دیوان واقف که دران مجمع حاضر بوده تفاول کرده است که مجذوب خوب است باید این فرد بجواب او برامده است :\nبيران طلب این دل دیوانه ضرور است\nمجذوب اللمی است حقارت نکشیدش.\nاشعار پراکنده و متفرق او ( نرو)"}
{"book": "adl0789", "page": 130, "text": "شماره ۷\n\nمخيال جمع کردن اشعار خود نبود ) متعلق\nاست به پسر ایشان حافظ جی فارغ و يك\nقسمتی هم تعلق دارد بخود نگارنده .\n٤٤ - دیوان خسته دل اثر میرزا\nمحمد شریف خان مرحوم که دارای طبع\nشیرین و ذوق سرشار بوده است و متاسفانه\nسال گذشته بدرود حیات گفت دیوان\nمرتب او که حاوی غزلیات شیرین\nو روان سبک ادبیات وطنی ماست موجود\nو متعلق بخانواده آن مرحوم .\n\n( انتها )\n( سرور گویا )\n\nکاروان زرد\n(۲)\n\nاند و این کار بعهده موسیو ( دو وسوالی )\nو در پامیر بعهده ( پکقور ) صاحب منصب\nبحریه و در چین بعهده ( پوان ) صاحب\nمنصب بحری و موسیو ( ژیرو ) مفوض\nاست به جابجا کردن و نقل مواد محرقه\n( پینزین و روغن ) بوسیله اتو موبیل\nها و عرابه ها و در بعض جاها بنا بر\nاقتضائات ملی و تصادفی بواسطه کار وان\nاشتر بعمل خواهد آمد و در بعضی نقاط\nعلاوه از مشکلات طبیعی و ارضی عدم\nمساعدت آب و هوا به نسبت ایشان\nوضعیت مشکل تولید میکند اما\nهیئت تمام لوازم و جزئیات خود را\nچنان بدقت و ملاحظه تهیه دیده که\nهیچ چیزی را فراموش ننموده است .\nموسیو ژارژ هارت از تجربیاتی که دارد\n\nاستفاده کرده و مجاهدت نموده است\nتا موتر های که خودش و همراها نش\nبرای مدت ۱۸ ماه در ان بسر برند از\nحیث آسایش و لوازم مکمله میکانیکی\nرا دارا باشند - کار وان مزبور مرکب\nاز ۷ اتوموبیل است که با صفحات فلز\n( دور الومین ) ساخته شده و از قسم\nاو تو مو بیلهای ( اتوشنیل ) اند منگر\nبا تکمیلات و اصلاحاتی که او تو موبیل\nهای مسافرت های سابقه نداشته است\nاگر چه او تو مو بیل های هر يك برای\nکار مخصوص با لوازم ان معین شده ولی\nمنظره خارجی آنها چه خود او تو موبیل\nها و چه عرابه که بدنبال هر يك از بن\nاو تو مو بیل ها بسته میشود همه بيك صورت\nاند و همه قوی و کوتاه و ده بار جای آنها\nبدقت تمام تقسیم شده است بر روی هر\nيك ازين او تو مو بیل ها علامه كوچك\nمخصوصی که هر کدام را از دیگر متمایز\nمیسازد نصب گردیده است - هر يك از\nاو تو مو بیل ها مرکب است از يك اطاق\nپیش روی برای نشستن پنج نفر کفایت\nدارد و قسمت دنبال یا حصه بار کش که\nکار وظیفه داخلی هر کدام متفاوت است\nاما عرابه های که بدنبال اوتوموبیل\nها بسته میشود هر کدام دارای قسمت\nهای مخصوصی است که در هر کدام ازین\nعرابه ها ٤ مخزن آب و ۱۰ بکس\nپنج بکس توالت ، و پنج تخت خواب\nو پنج چوکی و دو میز جای داده شده است\nهفت موتر مزبور از قرار ذیل است :\n۱ - اتو موبیل قومانده (فرماندهی)\n\nکه دران رئیس مسافرت و رئیس ارکان\nحزب هیئت سوار می شوند - این او تو\nموبیل حاوی نقشه ها ( خریطه ها ) و\nقطب نما و اسناد و اسلحه شکاری و ماشین\nهای تحریر و دفاتر و لوازم وسایل\nنقاشی می باشد .\n۲ - او تو موبیل فنی که حامل موسیو\nاو دوان ـ و برویل و اعضای فنی\nهیئت است و حاوی سامان و اسباب عتیقه\nشناسی و طبیعى دانى و آلات مساحی و\nنقشه برداری و صندوق های مخصوصی\nجهت کلکسیون ها و لوازم تهیه عکاسی\nرنگه و سیاه میباشد .\n۳ - اتو موبیل سینما سيك - كه حامل\nکار کن های سینما و يك نفر ميكانيك و\nدو نفر دیگر است و دو دستگاه ماشین\nقابل نقل برای فلم سینمای گویا و يك\nدستگاه برای فلم سینمای بی صدا در آن\nحمل می شود .\n٤ - او تو مو بیل سینمای سنگین که\nحامل يك نفر عكاس و يك مهندس أصوات\nو يك ميكانيك و سه نفر ديگر است و\nحاوی تمام لوازم عکاسی و ثبت مناظر و\nثبت اصوات اطاق های تاريك با لوازم و\nاسباب مکمل جهت تهیه فلم ها میباشد .\n٥ - او تو مو بیل تلگراف بی سیم که\nحامل متخصصین بی سیم و يك دستگاه\nمخابره و يك دستگاه اخذ خبر با\nامواج كوتاه ٥٠٠ واتی صوت که قوه\nانتقال آن تقریباً ۸ هزار کیلومتر است\nاست می باشد و میتواند با يك پست ضعیف\nتر از پاریس و یا واشنگتن رابطه دائمی"}
{"book": "adl0789", "page": 131, "text": "صفحه ۱۲\n\nشماره ۷\n\nمجلد پنجم\n\nبا قطب شمال بر قرار داشته باشد.\n۶ - اوتوموبیل مطبخ - حامل\nرئیس آذوقه رسانی و اشخاص کارکن\nهای طباخی و لوازم ظروف کافی جهت\nتغذیه کلیه اعضای هیئت که ۳۰ نفر می\nباشند .\n۷ - اوتوموبیل طبی و تعمیراتی که\nحامل دکتورها و مکانیک های متخصص\nاست ان اوتوموبیل بدو قسمت منقسم\nشده : یکی شامل آلات جراحی و دوا\nسازی و دیگر آن محتوی لوازم و آلات\nتعمیرات و ترمیمات می باشد .\nوزن هر يك از موتر ها با محمولات آن\n٤ تن است .\nيك موتر شش سلندر ٤٠ اسپ قوه\nسرعت سیر هر اتوموبیل را اندازه\n(۸) الى (۲۳) کیلومتر تامین مینماید\nاصول اتو موبیل شونیل اختراع\nکگرس مهندس که در اوتوموبیل ها\nبکار رفته است خیلی معروف است فقط\nدر اصول مزبور يك تکمیل جدیدی که\nعبارت از يك غلطك مخصوصى در مقابل\nهر يك ازين اتوموبیل ها وصل شده\nکه در موقع عبور از اراضی پست و بلند\nاتوموبیل بآن اتكاء خواهد داشت\nو برای عبور از اراضی خطر ناك تسهيلات\nباید مینماید - در قسمت فوقانی هر عرابه\nدر اثناء توقف در راه پارچه روی تپ\nاندارد که بالا و پایان شده خیمه\nوسیعی تشکیل میدهد ، زیر این خیمه\nتخت خوابها و میز ها و چوکی ها جای\nداده میشود .\n\nتمام جزئیات لوازم بیابان گردی و\nمسافرت تهیه و پیش بینی شده است و\nوارسی بیکلی از آنها برای فهمانیدن\nمراقبت و مواظبتی که در کار بعمل آمده\nاست کافی است بدرب هر يك از اطاق\nها آئینه که بر روی آن يك چراغ برق\nمیباشد نصب شده است تا اینکه هر کدام\nاز مسافرین با کمال راحت و آسانی به کار\nتوالت خود بپردازد .\nاین اتو موبیل ها حقیقتاً مانند عرابه\nهای حمله هستند که بشر آنها را برای\nاكتشاف و فتح مجهولات نواحی آسیا\nسوق داده است .\nاین هیئت نصب العین و فکر بسیار\nمهمی را پیش گرفته است زیرا این مسافرت\nدر عالم علم و دانش امتداد نموده وسر\nمایه علم را زیاد می نماید .\nکا شفین این کاروان زرد که دا رای\nوجد شوق زیادی هستند و از اطمینان\nو اعتماد سر شارند مورد توجیه و تمجید\nعموم بشريت واقع شده - جاى شك\nنیست که پیشرفتی را در مساعی جمیله خود\nنصیب خواهند شد .\nلذا چون افغانستان و افغانها نیز بحیث\nيك عضوه كره بشريت ضرورت علم وعرفان\nرا برای دنیای انسانیت درک نموده اند\nبكمال اشتیاق مائلند در راه این اقدام\nبزرگ به اقدام کنندگان آن امداد و\nمعاونتی نموده باشند - حکومت منيز\nپس از در خواست لازمه وقد مذکور\nایشان حسن استقبال نموده و به طیب\nخاطر رضا داد که در خاك فغانستان عبور\n\nنموده مقصود خود را اجرای کنند\nو اینصورت نخواست از موافقت و افاده که\nمیتواند بعالم معارف نماید خود داری کند.\n«مترجمه» ( . ۱۱ )\n\nدعوت\nجمعیت العلماء براى حصول ملاقات جناب\nجلا لتمآب شهزاده محمد ظاهر خان پیک\nدعوت مجلل وبا شکوی ترتیب و از حضور\nشان التماس قبولی نموده بودند شهزاده\nمحمد ظاهر خان دعوت شانرا پذیرفته به\nعمل ۱۱ بجه روز ۳ جوزا در با لا کوه\nشهر کابل بجای جناب عالى قدر جلالت مآب\nحضرت صاحب فضل عمر خان وزیر عدليه\nکه ترتیب ضیافت شده بود با متصیداران\nبزرگ عسكري ومك جيان اخلاقی\nو اشفاق تشریف آوردند هر کدام از علماء\nعلیحده علیحده تلطف ومهر بانی فرموده\nداخل اوطاق شدند مقاله را که فضایل\nهمراه ملا عبد الكريم خان قندهاری رکن د\nقصيده را که میرزا محمد میر غلام خان منشي )\nجمعیت العلماء در خیر مقدم در ذیل نشر\nاست شهزاده انشاء کرده بودند قرائت شد .\nدر جواب شهزاده به بسیار یک نطق\nفصيح ومختصر اظهار تشکر و ادعیه توفیق\nخدمت دین وملت افغانستان و توصیه اتحاد\nو اتفاق نموده باندازه سه ساعت محفل دوام\nداشت .\nبعد از صرف چای و نان مجلس اختتام\nیافت ."}
{"book": "adl0789", "page": 132, "text": "صفحه ۱۳\n(شماره ۷)\nجلد پنجم\n\nقصيده خير مقدم\nاز طبع آقای فاضل ميرزا مير غلام خان\nمنشى جمعيت العماء\nاز جان ودل بخدمت شهزاده مرحبا\nاهلا و سهلا است به تشريف وصد صفا\nروح و روان ما بخوشی آمدي کنون\nتحت قدم بود بتو اجر ام جسم ما\nچون جان توي بمالده اما غير جسم ما چيز\nويندوزت محقر ما هم ترا فدا\nامروز شاکریم زالطاف وجود حق\nبر اشيان عاجز ما سايه هما\nنعم الامير بود بباب فقير ازان\nاين لطف حق نه یکطر في بلکه برهما\nشهزاده راست نعمت اجر جزا بما\nعلو تفاجر است چو شمس را ضيا\nشهزاده را ثواب و بیا فخر این جهان\nفضل خدا بهر دو طرف بوده برملا\nنعمت رسد بهر که مرا شکر لازم است\nشكراله وجوب بما دعوت از خدا\nتوفيق حق رفيق دوجانب بود مدام\nحق گفتن و بحق روش جمله کارها\nعلم وعمل بخدمت اعلام دين پاک\nساعي شوند تا که مقاصد شود بجا\nتا آنچه فوت گشته بایس کهند رجوع\nاز فضل در هر اول و مغلوب ماعد\nباید که هر دو دار بخاطر بود قرين\nرهيا نبت نبايد وهم دهريت خطا\nفرموده رسول خدا بود درامور\nآدم با دو هر دو جهان باد مبتلا\n\nدر امر دین چنانچه بفرماست انتقال\nدر کار اینجهان باید یکه شد بقا\nاز بهر دین شعایر ديني بود بدست\nتا منشعب قيام شود همچو اتقيا\nاز بهر اینجوان بكمالات جهديه\nاز بعد فرض فرض صرف شد بدین ما\nدین جاهي بخويه دنیا و دین بود\nدر هر دو دار این بودت مشعل هدا\nآورده کی زطول كلامم ترا ملال\nدر خاتمه دعاي ترقي بملکت ما\nشه با پسر و جمله برادر تمام آل\nخوشنودت باد كام ترا ولي دهم مسا\n\nخطابه\n( فاضل ملا عبد الكريمخان قند هاري )\nرکن جمعيته العماء\nحضار مكرم !\nعاطی قطره خالق ضياء و خالق ارض وسماء\nرا هزاران حمد و ثنا است که ملا ملت ناجیه\nنجیبه را براه راست شرع يعنت محمدي\nصلي الله عليه واله وسلم هدايت فرموده\nو بذريعه پيروي آن ذات عالی که فخر\nكائنات و اشرف مخلوقات است ماه رمان ها\nرا امتياز بزرگ مکین داده برترین امم\nساخت و به انقياد و متابعت کتاب مقدس\nسمادي خود که برای همه امورات مفاد\nو معاش كافي و بهر گونه ترقیات عالم یکدستور\nوافي است سفارت افراخت اگر ما خود را\nبهترين ملل نسازيم و بر هنماي شعاع انوار\n\nشريعت در پي تحصيل ترقيات مادي ومعنوي\nو افزودن قواي روحي اسلامي مساعيات نه\nنمائيم نقص ما بر ماست نه افضیات و برتري\nدین ما قصوري نيست ، باز خلاق احد را\nهزاران حمد بي عدد كه با ملت بي چاره\nافغانستان نعمت هاي گران بهاي استقلال\nحاکمیت ، ديانت ، شجاعت ، غيرت\nآزادي شخصي، وطن دوستی ، اطاعت\nاولي الامري عطا فرموده و در يك محيط\nهمچو افغانستان شو نما داده تحت حمایت\nپادشاه مراحم همراه محجوب ملت خواه\nاعلیحضرت غازي مان » را برادر هاي\nمحترم و بازوهاي آهنين محکم داده که\nاجرات اقتدار حکومت بدرستی و بفضل\nخداوندي هر یک ملت عزیز خود را از\nفلاکت ها ناجي و فدائي بقدر مساعي خودها\nکوشان میباشند .\nو همچنان اعلیحضرت غازي مارا بمصداق\n( الولد سرلابيه ) شهزاده خلف الصدق\nمحبوب عياد و دوستدار اهل الله را كرامت\nنموده که به نخستین قدم خود از فرط\nمحبتي که با علماي حقاني وعقلاي رباني\nدارد دعوت عاجزانه امروزه جمعیت که\nیگانه اخلاص کیشان حکومت و مصلحین\nملت بشمار رفته اند بصمیمانه قلبی قبول\nو تشريف آورده اند .\nلازميکه قدر وقيمت وجود مسعود اين\nچنین شاه دیندار و خاندان با شرف شاهانه\nو شکرانه این بزرگ امروزه که اقریضه"}
{"book": "adl0789", "page": 133, "text": "صفحه ١٤\nشماره ٧\nمجلد پنجم\n\nخاصه ما جمعيته العلماء بقیه ملت افغا نستان\nمیباشند دانسته به اوامر پاد شاه غیر خواه\nما که در عصر شان ابواب رحمت وشفقت\nمفتوح گردیده است محبت و صداقت کرده\nنیک اطاعت ورزیم ودعا و تحمیدش را\nهمه وقت ورد زبان خلوصیت خود ها\nبسازیم .\nدر خاتمه از بار گاه حضرت کبریاء تضرع\nونیاز میکنیم که الهی این شهزاده را که\nحالا قدم مبار ک خود را زحمت داده\nشرف حضور دارند با تمام خاندانی شان درظل\nعاطفت ذات شاهانه که یگانه مهر بان ملت\nاست از جمیع اسیب های زمان محفوظ\nوبر کنار داشته بکمال پيری و كاميابي مقاصد\nديني ودنيوي برسا ند آمين .\n\nخبرهاي داخلي\n\nورود\nجناب مستطاب نورالمشایخ ، حضرت\nنقیب صاحب جلال آباد ، دیروز صبح\nامکتب عمل ده بجه و ١٥ دقیقه وارد\nکابل گردیدند .\n\nمژده\nعزت مند فاضل آقای دکتر فواد بیک\nمتخصص امراض چشم که چند ماه قبل\nبطور رخصتی به وطن خود ( ترکیه )\nرفته بودند ، درین روز ها وارد کابل\nگردیده پست مفید ومهم خود را اشغال\nنمودند .\n\nزلزله در پنجشیر\nدر اثر زلزله مهیب که در شب چارشنبه\n١٢ جوزا واقع شده بود در منطقه پیجشیر\nمخصوصاً استانه بازارك واومرز چندين\nخانه خراب شده است . هنور تعداد\nتلفات معلوم نیست .\n\nدار المجانین\nدر شماره گذشته از عاطفه و پرستاری\nاعلیحضرت به نسبت تاسیس يك شفا خانه\nجدید ( علی آباد ) بحضور قرین عرض\nکردیم . اينك مطابق خبری که واصل\nگردیده معلوم می شود که به همین زودی ها\nيك دار المجانین نیز تاسیس می شود .\n« قلعه هاشم خان » در لغمان را که از حیث\nآب وهوا وتعمیر و گوشه گی بهترین جاها\nاست برای دارلمجانین انتخاب کرده اند .\nومیگویند که در همین زودی ها مرمت\nکاری آن خلاص خواهد شد .\n\nکاروان زرد\nهیئت « کار وان زرد » که خبر اصول\nآن را در « اسلام قلعه » به شماره قبل\nذکر نموده بودیم ، بروز ١٢ جوزا\nوارد شهر قند هار گردیده اند . و در\nهمین هفته وارد کابل خواهند گردید .\n\nورود وكيل نائب الحكومه\nو . ج گل احمد خان وکیل نائب\nالحکومه مزار و آقای علی احمد خان درین\nاواخر وارد کابل گردیدند .\n\nدر اداره زرا عتي\nدیروز عمل ٥ بجه ١٥ دقيقه عصر\nاعلیحضرت غازی برای دیدن وتماشای\nماشین جوجه کشی در اداره زراعتی\nواقع « گذر گاه » تشریف برده بودد\nمعاینه وایضاحات که از طرف آقای محترم\nنور محمد خان متخصص ( دیپلومه مدارس\nفرانسه ) داده می شد زیاده از بیست\nدقیقه دوام کرده بعد از ان اعلیحضرت\nهمایونی با غربی همر کاب برای دیدن پیله\nخانه که در باغ بابر است و آقای محترم\nمحمد شریف خان متخصص ( دیپلومه\nفرانسه ) آنرا اداره می کنند تشریف\nبردند .\nانشاء الله در شماره های آتیه از\nتفصلات آن وحسن توجه ع . ج آقای\nمیر زا محمد خان وزیر تجارت و ع . ص\nمحمد اکبر خان مدیر عمومی زراعت\nوزارت و آقایان متخصص ، بعرض\nخواهیم رساند .\n\nمکافات\nش محمد امین خان رئيس اركان حربيه\nفرقه اول قول اردوی اول ، به نسبت\nفعالیت وحسن اداره به مکافات نقدی\nنائل ودر اثر تفتیش وحسن خدمت وصداقت\nاز طرف قول ار دوی اول به تحسین\nنامه تحریری نیز نائل گردیده اند ."}
{"book": "adl0789", "page": 134, "text": "صفحه ۱۵ (شماره ۷) مجلد پنجم\n\nمولف : له پلا تیه فرانسوی (٥) مترجم : حبیب الله طرزی\nمادام شان ژین\n\nفصل دوم\nسقوط تویلری\nکاترین : « بهتر است حکایه ات را دوام دهی درینجا شوالیه وجود ندارد. شبهه دارم که در ٤٨ ساعت هم یکی از آنها را نخواهی دید ، بگو به بینم بر ( پیتون ) بیرجه پیش آمده ؟ »\nله فیور : « باو حکم شده است که مقابل محبس حاضر شود باین وسیله کم از کم محفوظ خواهد ماند ، قسمتاً از این مرحله خوب نجات یافت . »\nکاترین : آیا تا حال کدام جنگی هم در انجا واقع شده است یانه ؟\nله فیور : هنوزنی مگر ( منسدات ) قوماندان «گارد ملی» کشته شده است راستی نزديك بود فراموش کنم تحفه عروسی که وعده کرده بودم اینست باین کلمات بازوی برهنه خودش را در مقابل چشم های کاترین گرفته نقش دو دل را در يك شعله که بتازه گی خال زده بود ظاهر ساخت که در زیر این کلمات خوانده می شد :\nوفادار کاترین تا بمرگ\nدرین اثنا دفعتاً صدای شليك پی هم فضا را به لرزه در آورده و اواز رعداسای توپ آنرا پاسخ داد کوچه دفعتاً از کاهلان و بیکاران خالی گردید .\n\nله فیور : کاترین عزیزم خدا حافظ من باید بجای که وظیفه ام مرا میخواهد بشتابم ... هیچ خوف لازم نیست ما فاتح بر خواهیم گشت .\nتفنگ خود را گرفته و معشوق خود را بوسیده جانب ( تویلری ) بشتاب روان شد .\n***\nتا به نیم روز که غرش مسلسل طوپ ها منقطع نگردیده بود ، نعره های انقلابیون که بر ( تویلری ) حمله برده و فتح حاصل کرده بودند شنیده نه می شد .\nشاه ( لوی شانزده هم ) بعد از معاینه گارد ها حکم تدافع قصر را داده خودش بحالت یاس و کدر باطاق مخصوص خودش منزوی شده بود ، از تمام آن فرقه های مختلف و متعدد که بقصر جلب شده بودند ، تنها دو فرقه اظهار وفا داری نسبت بشاه ظاهر نمودند . دیگران (لوی ١٦) را به نعره های انقلابیی پذیرائی کرده و طوپچیان بعوض اینکه قصر را از حمله وطن پرستان مدافعه کنند ، با طوپ های خود قصر را تخویف کردند .\nشاه به و ضاحت مشاهده نمود که کار از دستش رفته و خود را باخته است\nقوه و اقتدارش محو و محبوبیتش زایل گردیده ؛ با لنهایت فیصله نمود که خودش را به مجلس ملی تسلیم کند ، این مجلس در عمارت مکتب سواری در موضعیکه حال هوتل (کونتینانتال) واقع است اجتماع داشتند . (لوی) با سه صد نفر از گاردهای ملی و به همین تعداد گارد سویس از قصر ( تویلری ) برآمده بطرف مجلس رهسپار گردید .\nتعداد حقیقی این (گارد های سویس) ۹۰۰ نفر بود که همه آنها با بهترین سلاح آراسته و اطاعت کورکورانه شان بحد کمال بود . این دسته خورد عسکر که گارد شخصی شاه را تشکیل میدادند بشرایطی که استخدام شده بودند کاملاً وفا دار مانده مصمم شده بودند که در ادای فریضه خود را کاملاً محو سازند !\nاکثرشان بدون زبان جرمنی چیزی نه میدانستند و از حقیقت مسئله انقلاب ناواقف محض بودند. قریب افسران خود را خورده بدلالت (شوالیه داگر) در صبحدم اگست کاملاً متیقن بودند که شاه را در مقابل رهزنان که اراده کشتن او را داشتند مدافعه و حمایت خواهند نمود . بسیاری از ان ها بدیدن « گارد نا سیونال » که بر دروازه های قصر هجوم بردند ، متحیر شدند و فهمیدند که این ها دزد نه بلکه جامعه ملت و عسکر فرانسه است که اراده الغای سلطنت مستبده را نموده اند . در حالیکه متوقع بودند از ذل رعایا را در مقابل خود بینند ؛ با ملت"}
{"book": "adl0789", "page": 135, "text": "صفحۀ ١٦\n( شمارۀ ٧ )\nمجلد پنجم\n\nمسلح رو برو شدند و یونیفورمۀ مجلل گارد های ملی، آنها را مخوف انداخت.\n( وستر مان ) یك افسر سال خوردۀ مجرب بـسیا دت عسـاكر انقلابی ( مار سلیا ) و ( برو تین ) با صول حربی در مقابل قصر پیش میرفت ، و گارد سویس آنها را از دریچه های قصر مدافعه میکرد . وستر مان ، چون دید بان وضعیت مقابله بسیار دشوار است و عجز از دادن تلفات فایده میسر نه میشود بزبان المانی گارد ها مخا طب ساخته از شليك بر اهالی بی سلاح مانع شد و بترك مقاومت وبر آمدن از قصر تحريك نموده . وستر مان تايك اندازه کامیاب شده بعضی از گارد ها بعلامه تسلیم تفنگ های خود شانرا از غرفه های قصر بیرون آویختند .\nوطن خوا هان جرئت يافته يك حصۀ از زینه های قصر را اشغال نمودند . ولی حصۀ انتهائی زینه را دیدند مستحکم است ودر عقب استحکام دو نفر از ( گارد های سویسی ) برای دفاع آماده ایستاده است . منظر این کوهی های بلند قامت با یونیفورمه های مجلل که مانند مجسمه ها صامت وساکن ایستاده بودند قلب بیننده را از خوف واحترام مملو می ساخت . چندی از نان با یان پاریس يك ( صبور ) خوبی یافته يك يا دو نفر ازین مجسه ها را با چنگالك های نان بائی خود پایان کشیدند !\nاین بازی خطرناك هنوز جریان داشت که دفعتاً بر خلاف توقع باران گله بر مردم بی پنا و ملجاء باریدن گرفت .\nاگرچه تا حال معلوم نیست که مسئولیت این قتل عام بر دوش کیست ولی میگویند که بعضی از شر فا و اصیل زاده گان که بحصۀ انتهائی زینه وعقب استحکام ایستاده بودند، چون بعضی از گارد ها را مایل به مصالحه با انقلابـیـون دیده بودند بی خـود انـه شروع به آتش نمودند .\nاین شليك مدهش میدان را ابریشمهای راه حریت مستور وجو های خون را بر زینه های سنگ مرمر سفید روان ساخت که بخار آن با دود تفنگت هوارا تیره و تار گردانید .\nبمجردی که این اشارۀ شليك اژ درواره مهارت داده شد صدای فیر تفنك از هر حصه قصر بلند گردید . در میان گارد هـای سویس بعضی از شریف زاده گان فرانسوی بودند که برای دفعۀ اولی یونیفور مه پوشیده بودند ولی گله های مهلك شان از پناه دریچه های مستحکم ملت چنان بی سلاح وپناه را درو می نمود . مـیـدان از غوغای چنان پاك گردیده و ( گارد ها ) تا به کوچه ( سنت اونور ) آنـهـا را تعقیب نمودند ، که درین اثنا عساكر انقلابی با توپ های خود برگشته سویس ها را مغلوب و فاتحانه به قصر در آمدند هیچ قوه مقابلۀ این سیلاب خرو شـان را کرده نه می توانست . اکثر گارد های شخصی شاه خـواه در باغ و یا در قصر بودند بقتل رسـيد ند ويك حصۀ شانرا تا به ( شانز لیزه ) نیز تعقیب وعکار نمودند . درعین زمان بسیاری از آنها را فاتحین شان از پنجرۀ انتقام اهـالی به خون تشنه نجات نیز بخشیدند .\nحال باید قدری متـوجه کاترین شوم بعد از رفتن له فیور هیچ خبری از محاربه نشنیده بود و نه میدانست معامله بکجـا انجـامیده ؟ حس تجسس فوق العـاده که داشت او را تابه میـدان ( کاروسل ) کشانید . شایق بود به بیند که ایا مستبد میخواهد که میدان را برای عـروسـی او خالی ساخته خودش از میان بدر رود یانه ؟ وهم ارزو داشت در میان داوطلبان نظری به چهره نامزد جوان خـودش بیندازد فـکر اینکه دفعـتـاً مـارجن خـود را از دود بارود سیاه و مـانـنـد غـولی در صف اولين بذهن طوفهای قصر تفـنگ خواهد دید ذره خـوف در قلب مردانۀ او تولید نـتـوانست چـنـانچه بكمال استقـامت بطرف قصر پیش میرفت .\nیگانه آرزویش این بود که در کنار مـار جن بوده با و تفـنـگ بر سانـد ، بلکه اگـر مـمـکـن بـاشد خـودش تـفـنـگ بـدست گـرفـتـه و بر حـامـیـان و خـانـه استبداد آتـش کند !\nتـا آنـکـه بر دشمـن غلبه کـرده با او يك جـا فـاتـحـا نـه بـر گـردد و یـا یـکی در آغـوش دیگـر بـشـرف جـاودان نایـل گـردنـد .\n( معلمۀ انیس )"}
{"book": "adl0789", "page": 136, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 137, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 138, "text": "جريده ملي\n\nقیمت اشتراك\n\nدر افغانستان ۱۲ افانی\nمحصول پوسته اطراف و ولایات داخله ۲ \"\nطلبة معارف ۷ \"\nدر ممالك خارجه ۲۰ شلنگ\n\nلطفاً پول اشتراك که بتوسط خزاین دولت فرستاده میشود باید\nرسید عوض و معاوضه باشد\n\nمطبعة انيس"}
{"book": "adl0789", "page": 139, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 140, "text": "شماره ( ٨ )\nمجله ( ۹ )\nاشتراك سالانه ۱۲ افغانی\nمحصول پوسته ۲ «\nخارجه ۲۰ شلنک\nآئینه\nتاسیس ۱۳۰۶\nاداره : کابل جاده ارگ\nمؤسس و نگارنده مسئول\nمحی الدین\n۳ شنبه ٢٥ جوزا ۱۳۱۰\n۲۸ محرم ١٣٥٠\n\nمسئولیت در کار\n( ۲ )\nسلسله مسئولیت در نظام چنبر رق دنیا\nمضمر است ، و بدون آن انسانیت مکمل\nصورت گرفته نه می تواند . و این حقیقت\nرا این مسئله اثبات می نماید که با سیر تکامل\nملل و جوامع ، و با ترقی انسان و انسانیت\nمسئولیت نیز ترقی میکند و پیش میرود\nو تکامل می نماید ، و در اثر آن لازم\nمیشود هنوز هم اقدامات جدیدی نموده\nبرود و هر اقدام يك بار بزرگ مسئولیت\nدیگر را بر دوش او می نهد و به همین\nسلسله در هر جا مسئولیت به قید و ترقی\nانسانیت ترقی کرده می رود . و یا پیش\nرفت انسانیت یکنوع تعادل دارد ، گاه\nدر اثر ترقی آن ترقی می کند ، و گاه با ترقی\nخود ایشان را تحريك و تشجيع نموده\nپیش می برد .\nخلاصه مسئولیت بزرگ ترین قوه ئیست\nبرای آنکه چرخ های خرابه انسانیت را\nبه دوران آورده در راه تقدم و تعالی\nسوقش دهد . و اینکه ما عقب مانده ایم\n\nو سرعت لازمه را در پیش بردن امور خود\nو در پیش رفت خود نداریم ، محض از همین\nجهت است که مسئولیت و جواب دهی خود\nرا در مقابل وطن و جامعه خود نشناخته ایم .\nمسئولیت در دنیا بصور مختلفه وجود دارد\nگاهی خود او افعال و حرکات خود در\nنزد حکومت و هیئت اداری مملکت خود\nمسئول و جوابده واقع میگردد . در صورتی\nکه مسئولیت خود را بجا نیاورده باشد\nمورد عتاب و محاکمه با زجر و تعذیب\nجسمانی واقع میگردد . و یا مو جوبیت\nخود را باخته شتقی میشود و از صحنه\nهستی رخت بر می بندد گاه ( در ممالك\nمتمدن ) در نزد افراد جامعه مسئول\nواقع گردیده مورد نفرین عوام میگردد\nگاهی مك لاومصير دستمالمال و بساطش\nاز ادای يك وظيفه بر او وارد می آید ؛\nو از آن رهگذر مشقات زیادی میکشد .\nمگر فراموش نباید نمود که هر کدام\nاین مسئولیت و مجازات را نه می توان ضمان\nقاری نمود که بهر صوری از صور\nدرست باشد ، و در نتیجه کار بد واقع\nگردد چه بسیار دیده شده است که در ممالك\nاروپا اشخاص در نزديك حكومت تحت\nمجازات و مسئولیت آمده اند . مگر مسئولیت\n\nشان طوری نبوده است که از ان در نزد\nوجدان خود مطعون واقع گردند ،\nیعنی آن اقدام ( عتباراً ) بدیشان در نتیجه\nيك فكر مسلسل و اساسی بوده است ،\nچنانچه زمانه در تاریخ مبعد آنرا\nتقدير نموده .\nمگر بزرگ ترین مسئولیت که همواره\nحق ورای حق میباشد و هیچ گناه به\nغلط نه می رود . مسئولیتی است که\nانسان در نزد وجدان خود داشته باشد\nو این مسئولیتی است که انسان باید همواره\nاز ان اجتناب کند و نگذارد که بدان\nمبتلا گردد . چه بسیار به ملاحظه پیوسته\nاست که مسئولیت وجدانی اشخاص را به\nانتحار وقتل نفس وادار نموده است\nبدنو اله سابقه عقل او را مختل نموده است\nبهر حال می توان به شوتی بیان نموده\nکه این مسئولیت بزرگ ترین مسئولیت\nاست و عذاب وجدانی که شخص بدان\nدچار میگردد ، سخت ترین عقوبات است .\nباری در آخر این همه گفتگو باید\nاز خود سوال کنیم که چرا هیچ وقت\nهیچگونه مسئولیت را نشناخته ایم و چرا\nدر اعمال و اقدامات خود مانند يك شخص\nمسئول مبادرت نه می ورزیم ؟ ( م.د )"}
{"book": "adl0789", "page": 141, "text": "صفحه ۲ ( شماره ۸ ) مجلد پنجم\n\nدارالایتام\n\nدارالایتام ، یتیم خانه که وجود آن مرجع انتظار و تکای فقرای ناتوان و اسباب امید واری و اطمینان بینوایان است در هر مملکتی این مؤسسه موجود و فقط تا چندی پیشتر متاسفانه مملکت ما فاقد آن بوده اولیاء امور گذشته درین مورد مهم اقدام و بذل توجه و رافتی نکرده بود اند .\nوقتا که انسان در موت و هنگام نزع و مفارقت روح یک فقیر و بینوا را تصور گیرد و احساسات و افکار مایوسانه او را در باره اولاد یتیم و باز مانده\n\nمواضع واحد فروشی انیس و مجله کابل\nانیس :\n۱ - دوکان محمد الله خان کتاب فروش بازار کتاب فروشی\n۲ - خواجه معصوم خان بازار ده افغانان قیمت یک نسخه ۳۰ پول\n\nمجله ( کابل ) و (مجموعه صحیه)\n۱ - دوکان عبد الاحد خان کتاب فروش بازار کتاب فروشی\nمجله کابل قیمت یک نسخه یک افغانی\nمجموعه صحی قیمت یک نسخه نیم افغانی\n\nگان فقیر بی پرستارش تفکر میکند ، میداند که آن مظلوم درد غریب و بینوائی و آن لم رسیده پنجه فقر و بیچاره گی در آن لحظه هولناک که بدترین احوال و هنگام مفارقت بهترین و محبوب ترین آرزوها و آسایش یعنی خاموشی شمع حیات وجدانی جان شیرین و مطلوب زنده گانی اوست در آن موقع چه مرارت و تلخی احساس خواهد کرد .\nشاید باوجود مرارت سکرات و تلخی نزع بیشتر تشویش و اضطراب قلب و روحش برای اولاد و غم اندیشه آتیه آن خواهد بود\nالبته در آن لحظه مدهش تلخی مرگ چندان ارزش نمیکند نسبت به آنچه که این اندیشه ملال انگیز حسرت خیز موجب اندوه و رنج او می شود .\nغالباً دیده شده که اشخاص سفیل و درد اوباش از همان طبقه اولاد های یتیم برآمده اند که پدران شان بغربت مرده و در دم آخرین حیات نسبت به آتیه اینها قلبی سوختانده و اشکی ریختانده بودند ، زیرا معلوم است اولاد یتیم فقیر بی پرستار طبعاً لاقید و از تربیه گریزان و عاری و از قبول حرفه و شغل بی میل و به مفت خوری و بیکاری اوقات سپری مینمایند ، پس در مورد این گونه ایتامی که آتیه شان منجر به فساد و اسباب زحمت اهالی و وجود شان که ننگ بامن یک ملتی می شود . اهالی نزد خدا و جامعه ملی مسئول خواهند بود که این مطالب را فهمیده و به آن بیعلاقه مانده و اعتنائی به\n\nاین مسئله نکرده باشند ، متمولین و مقتدرین این دوره گذشته ما صرف نظر از رعایت نداشتن به شئون و وظائف نوعیه متاسفانه احترامی با وامر دینیه هم نکرده اند که دیناً تفقد و پرستاری این گونه ایتام بما مسلمین امر و لازم شده است .\nشاه دیندار نوع پرور ما اعلیحضرت محمد نادر شاه غازی بروزهای اول جلوس ذات شاهانه خویش به این موضوع عطف التفات فرموده و ضجه و ناله جگر خراش فقرا خاتمه داده چندین مرتبه از معاش سخاوت و شرافت شخصی اعلیحضرت خود مبلغ خطیری وسیله بلدیه و دیگر هیئت های خیریه بفقریا بذل و ایثار و تا کنون هم سراً و علناً باین رافت پدرانه مراحم همایونی را در حق فقرا مبذول میفرمایند ولی برای چاره اساسی اعاشه و اداره اولاد یتیم غریای ملت خود تاسیس یتیم خانه را بدواً در تحت توجه آورده و نظربه افلاس خزائن دولتی و بلدی یکمقدار پول اعانه بوشاء انجمن امدادیه ملی از مامورین و دیگر اهل خیر این شهر تهیه و چون آن مبلغ حوائج عمومیه را مکفی شده نمیتوانست لهذا مضاعف آنرا از طرف قرین الشرف ذات همایونی خود امداد فرموده و محل قامت و آسایش و تربیه آنها را بیکی از عمارات موزون و مناسب دولتی در قلعه باقر خان تخصیص فرمودند\nاکنون که مدت قلیلی از تاسیس این مؤسسه تاریخچه خیریه در عصر نادر شاهی میشود این مؤسسه با نهایت خو"}
{"book": "adl0789", "page": 142, "text": "شماره ۷ مجلد پنجم\nبی اطمینان دایر بوده و بتعداد ( ۱۰۰ )\nالفقر اولادهای یتیم در آن اداره ولو لزم\nخوراکه و پوشاکه و وسایل تربیه و تعلیم\nشان بخوبی مهیا و جاری است، لهذا در\nین وقت حاضر از حضور ملوکانه اراده فرموده\nشده که چون اساساً دارالایتام خانه\nمربوط به بلدیه و در آنموقع بخصوص\nپریشانی و افلاس بلدیه این موسسه در\nتحت توجه مخصوص اعلیحضرت غازی و\nبوسیله انجمن امدادیه ملی اداره میشد\nآتیا بمرجع اصلیش مربوط بوده و با\nاینهم که اطفال بانهایت راحت و درستی\nامرار کرده بتوانند حضور شاهانه مساعدت\nو مراحم خصوصی شان را ازین موسسه\nمضانقه نخواهند فرمود.\nامید است بعد از این اولادهای یتیم و\nبیکسی وطن بذلت و خواری و بیچاره گی\nها نمانده معروض سیر حوادث و بدبختی\nنشوند. ا ر رپورتمر\nجنگ آتیه\nپیش بینی ژنرال لودندرف\nکمتر کسی امروز پیدا میشود که اسم\nژنرال لودندرف فرمانده آلمانی را نشنیده\nباشد. این صاحب منصب عالی رتبه که در\nصف رجال لشکری دول معظمه مقام اول\nرا در دنیا دار است و صیت شهرتش جهان\nتمدن را فرا گرفته اخیرا از تالیف کتاب\nخود در سیاست و جنگ وفق تهیه الجیشی و\nاستعمال آلات و ادوات مختلفه جدید جنگی\nفراغت حاصل کرده. او در آن کتاب\nراجع بجنگ آتیه و پریشانی و ویرانی\nآن مشروحا بحث و یا مد ترین صورتی\nآن را از حیث خطر ناک بودن مجسم\nکرده است ژنرال مشار الیه بر طبق\nنظریات و آراء خود بنا بحوادث و تخمین\nنقشه خطوط سوق الجیشی را در جنگ\nآتیه که از طرف دول اتخاذ میشود و\nدر موقع شروع بجنگ قشون خود را\nاز خطوط مزبور بمیدان جنگ سوق\nمیدهند شرح داده سپس نقشه خطوط\nسوق الجیشی دولی را که هلند و نروز\nاسپانیا و پرتقال را که پس از شعله ور\nرشدن آتش جنگ شرکت مینماید شرح\nداده آنوقت نقشه میدانهای جنگ و جبهه\nهایی را که تشکیل داده میشود با دقت\nو مهارت خصوصی طرح و وصف نموده\nاست.\nمحافل لشکری پس از انتشار کتاب\nمزبور بی اندازه نسبت بمندرجاب آن توجه\nنموده و پیش بینی های این ژنرال را مرین\nرهان بزرگ لشکری تمام دول مورد\nتوجه و اعتنای مخصوص قرار دادند. مهم\nترین گفته های این فرمانده آلمانی و\nپیش بینی های او را امروز بطور خلاصه\nبرای خوانندگان ترجمه میکنیم که بیند\nدر میدان تنازع بقا.. و برای زنده گی و\nو حیات چه غوغا و هنگامه ای برپاست.\nژنرال لودندرف میگوید: معاهدات و\nقرار دادهایی که بین هر یک از دول\nفرانسه بلژيك و لهستان جيك اسلواكي\nو رومانی و یوگوسلوای منعقد گردیده\nجز مقدماتی برای فروختن آتش جنگ\nجنگی که کودکان خورد سال در گهواره\nاز احوال و مخاوف آن پیر میشوند نمیباشد\nچه دول مزبور از حیث مهمات و ساختن\nاسلحه و تجهیزات لازمه لشکری باندازه\nای سعی کرده و مینمایند که در موقع خود\nقادر خواهند بود تمام سکنه خود را طوری\nقوی و مجز سازند که تمام افراد لشکری\nآنها از فرق سر تا نوك پا غرق در آهن\nو فولاد خواهند شد. به علاوه براین\nعده لشکریانی که دول مزبور برای\nجنگ آماده نموده اند که در جنگ آتیه\nشرکت نمایند بالغ بر دوازده میلیون\nنفر میشود و راه آهنهای مخصوص اقتصادی\nتجارتی تطوری احداث گردیده است که\nدر هر موقع که اراده کنند میتوانند\nآن را براه آهن جنگی برای کارهای\nسوق الجيش مورد استفاده قرار دهند و\nهم چنین کلیه خانجات و مؤسسات صنعتی\nدیگر که تمام آنها بموقع خود تبدیل و\nتحول باشان برای کارهای جنگی آنان\nمیدهند بنقیده من تمام مساعی و مجاهدت\nهایی که سینیور موسولینی زعیم فاشیست\nهای ایتالیا برای مقام کشادون مقاصدی\nکه باعث شعله ورشدن آتش جنگ\nاست بعمل میاورد بیهوده میباشد و ملاحظه\nمیشود که خود او هم این حقیقت\nناگوار را درك كرده است که بمتاعی\nاو ادر این راه پیماننه است و بالاجبارة\nمی بینید که او امروز در بین دول\nدوستانی برای خود دست و پا میکند\nکه او را مساعدت کرده و در موقع\nحدوث جنگ قویترین پاسها و قوة ت"}
{"book": "adl0789", "page": 143, "text": "صفحه 4\nشماره 8\nمجلد پنجم\n\nاداره های رجال و بزرگان برای جلوگیری از آن متزلزل و لرزان است او را پشتیبان باشد .\n« جبهه سیاسی در دنیا بدو قسمت تقسیم می شود که در قسمت اول شمال فرانسه بلژيك لهستان ، چك اسلواکی رو مانی و یوگوسلاوی پشت سر هم ایستاده و در قسمت ثانی دول آلمان انگلستان ایتالیا ، روسیه ساویتی ، مجارستان اطریش ، ترکیه ، یونان و بلغارستان در مقابل دسته اولی قرار گرفته و دو ل هالند سویس ، دانمارک دست آخر بفرانسه لائیق ملحق می شوند . » پس از آنکه ژنرال شرح مبسوطی راجع بتاثیر عمیق عملیات و فعالیتهای حزب فاشیست آلمان در توده ملت آلمان داده می نویسد فاشیستهای آلمان کاملا ً موفق گردیده که تمایل یک قسمت از آراء عمومی را نسبت باتحاد با ایتالیا جلب نماید و شکی ندارد که جرقه که برای افروختن آتش جنگ جستن خواهد کرد از فرانسه جستن نموده و با نیازهای بارود ایتالیا سرایت مینماید و مهیب فروزان جنگ از میان دو دسته قشون فرانسه و ایتالیا زبانه کشیده و دنبال خود خرابیها ویرانی ها و پریشانی ها عدیم النظیری را میکشاند ولیکن آیا فرانسه پس از دست یقه شدن با ایتالیا در جنگ قوی باقی خواهد ماند ؟\n« این سؤالی است که بایستی در جواب آن مطالعه کنیم . فرانسه ناگزیر در این جنگ دو چار ضعف خواهد شد و\nدر همین موقع حکومت ساویتی فرصت را غنیمت شمرده بار سنگین خود را در جبهه جنگ برای محو فرانسه فرود میاورد ولی آلمان که در ابتدای جنگ گذشته موفق شده زیاده از پنجملیون نفر قشون کامل تحت السلاح به میدان های جنگ سوق داده در جنگ آتیه بیشتر از صد هزار نفر نظامی نخواهد توانست که در میدان جنگ حصر نماید . با این وضعیت نمی تواند که با متفقین خود هیچگونه مساعدتی نماید بنا بر این دخول او در جنگ آتیه جز اینکه مملکت خود را در معرض فنا و زوال قرار دهد چیز دیگری بشمار نخواهد رفت آری درست است که در آنجا يك عده زیادی از افراد قشون قدیم وجود درده ولیکن از وجود آنها در مقابل عده قشونی که با جدید ترین آلات و ادوات جنگی مجهز ند چه فایده مترتب خواهد بود ؟ فعالیتی را که قشون قدیم میتواند از خود بروز دهد محصور ماندن در ضمن دایره مصادمات بی نتیجه است که هیچ فایده نداشته و نخواهد داشت جوان های آلمان هم که عده شان زیاد است در آن جامی باشد آنها هم همین حال را خواهند داشت و بطوری که نقل می کنند جنگ آتیه چنین مقرر داشته که جوانهای منسوب را به روسیه و ایتالیا اعزام میدارند که آن ها را برای فنون لشکری و جنگی مهیا سازند و آماده شرکت در میدان جنگشان کنند این گفته ها نسزد من قدر و قیمتی ندارد چه بنیاد این حرفها بر روی آب است بیهوده سخن\nسرائی میکنند يك همچو اقوالی را جز اشخاصی که از جنگ فقط اسم آنرا شنیده اند و از بطون و حقایق حیات لشکری اطلاعی ندارند آنها قبول میکنند »\nو پس از آنکه ژنرال لوندرف از چگونگی وقوع جنگ آتیه وعده دولی را که در آن جنگ شرکت خواهند کرد بحث مفصلی نموده از خود سئوال میکند « آیا در چه زمانی جنگ واقع خواهد شد ؟ آیا در سال جاری و یا در سال 1933 جنگ در گیر میشود ؟ علت اساسی که یکی از دول را وا دار با فروختن آتش جنگ خانمانسوز می نماید چیست ؟ آیا گرانی زندگی که فعلا ً در هر نقطه از نقاط دنیا حکمفرماست باعث شعله ور شدن آتش جنگ خواهد شد ؟ آیا حدوث يك قحطی و گرسنگی که شامل تمام روی زمین می شود باعث جنگ میگردد ؟ نه آن و نه آن هيچيك از این علل نیست بلکه وقوع شورش و اثبات داخلی در ممالك است که باعث جنگ میشود جو ندادن سئوال اخیر یکی از مشکلترین جوابهاست و لیکن ما را چه باینکه در علل حدوث آن فعلا ً گفتگو کنیم از حقایق مستاء که هیچ گزیر و سفری از قبول آن نبوده و شك و شبهه ندارد حدوث جنگ بین دول اروپا و آسیا در سال 1933 است دیگر آثار و قرائن و دلایل قویه وجود دارد که چون و چرا بر دار نبوده و جنگ واقع خواهد شد .\n« هر گاه دول رؤز و هالند اسپانی -"}
{"book": "adl0789", "page": 144, "text": "صفحه 60\n( شماره 8 )\nسراج الاخبار\n\nو پر تقال و ترکیه را مستثنی کنیم خواهیم \nدید که جنگ آتیه نا چار در بادی امر \nبین سایر دول واقع خواهد شد و پس \nاز 214 روز از گذشتن این جنگ دولت \nساویت در آن شرکت خواهد کرد و \nپنج ملیون نفر لشکری بمیدان های جنگ \nسوق خواهد نمود نقشه جنگی عساکر \nمز بور همانا پیشرفت رویهتريك از سر \nحدات رومانی و لهستان است . در اینجا \nترکیه شروع به شرکت در جنگ آتیه \nخواهد کرد و یکصد هزار نفر قشون \nترك در موقع عبور قشون روسیه ساوتی \nاز سر حد رومانی بعساکر ساوتی ملحق \nشده و رومانی را لگد کوب می نمایند \nو محتاج باین نیست که بگوئیم عساکر \nترکیه و ساوتی بواسطه تفوق عده قشون \nرومانی را مجبور بعقب نشینی خواهند \nنمود. همان طوری که عساکر روسیه قشون \nلهستان را نیز مجبور خواهد نمود که موقع \nجنگی خود را به روسیه واگذارد و \nبقهقرا عقب نشینی اختیار کند جنگ \nبین قوای مز بور بشدت در گیر خواهد \nبود . تا روز 32 از گذشتن جنگ سپس \nاز آن شدت اولیه تخفیف پیدا میکنند \nزیرا هر يك از دستجات قشون لهستان و \nرومانی موقعیت دفاعی را بخود گرفته و \nقشون ترکیه و ساویت شروع بمهاجره \nخواهند کرد .\n( مهمترین چیزی که در این جنگ \nشخص را دو چار تفکر میسازد اینست \nکه عساکر ترکیه و ساویت دو مملکت\n\nرومانی و لهستان را یکدل متصرف وظاهراً \nچنین معلوم میشود که اسرای جنگ آتیه \nاز مرگ رهایی ندارند چه قرائن و آثار \nنمایان است که میگوید نیات دول شرکت \nکننده در جنگ آتیه تمام متوجه اعدام \nاسرای جنگ میباشد . اینجاست که پشت \nهم با قدرتی از شنیدن اسم این جنگ \nمیلرزد . در روز 34 از اعلان جنگ دول \nبلغار ـ یونان یوگوسلاوی در جنگ \nشرکت خواهند نمود ؛ عساکر ساویت \nاز ممالک اروپای مرکزی عبور می نمایند \nو در همین موقع دول هلند و سویس \nبفرانسه ملحق میشوند و مدتی پیش \nنخواهد گذشت که انقلاب داخلی در \nروسیه شروع و آتش شورش روشن می \nشود در این حیض و بیض دول چین و \nژاپون فرصت را غنیمت شمرده آنچه \nمیتوانند از خاك روسیه را متصرف خواهند \nشد . )\nژنرال لوند ف راجع بموقعیت ممالك \nفلسطین و عراق و سوریه در این جنگ \nکه از کداوخات آتیه گفتگو میکند \nچنین ظهار میدارد که : «ممالك مزبور \nملحق بترکیه می شوند و يك دسته آسیائی \nقوی را تشکیل خواهد داد ؛ مصر در \nاین میانه باستقلال تام و تمام خود نایل \nخواهد شد . سیاهان افریقا بر علیه \nسفید پوست ها شورش و قیام می نمایند \nآزادی و استقلال مغصوب خود را بدست \nمی آورند همانطوری که هندوستان هم بر \nعلیه بریتانیا شورش نموده و او را مجبور\n\nبجلای از وطن خودشان می نمایند که بجزایر \nبریتانیا برگردند و همین باعث سر نگون \nشدن کاخ عظیم امپراطوری بریتانیا در \nآسیا و ارو پا خواهد شد .\n«قوای بحری امریکا بقوای بحری \nژاپون هجوم می نمایند . آتش جنگ \nدر عرض اقیانوس بین دو قوای مذکور \nشعله ور میشود فاتح نصیب امریکا خواهد \nبود و بالاخره نفوذ اروپائیان ضعیف \nگردیده و منتهی بزوال آنها از آسیا \nخواهد شد . آسیائیها قوی شده و \nدارای نفوذی نظیر نفوذ و قدرت مغرب \nزمینی ها میشوند در تعقیب این وقایع \nقحطی و گرسنگی و جنگ های داخلی \nدر ممالك اروپا که از میدان جنگ \nبیرون آمده اند حادث می گردد این ممالك \nدر آن موقع صورت يك تل خاكستر را \nپیدا میکنند . جنگ های داخلی و \nشورش ها و انقلابات در سر تا سر ممالك \nمغرب زمین شروع و منتهی باضمحلال \nاروپائیان میگردد .\n« آری ملل آسیا و افریقاست که پس \nاز جنگ آتیه در دنیا سیادت خواهند \nنمود . »\nژنرال لوندرف کتاب خود را با ذکر \nاین عبارت ختم می نماید : « گمان میکنید \nکه من در جنگ آتیه فرماندهی قشون \nآلمان و انگلیس را عهده دار خواهم \nشد و به این جهت اعلام می نمایم که \nفرماندهی قشونی در جنگی که نتیجه آن \nنابودی آلمان وطن محبوب من می شود"}
{"book": "adl0789", "page": 145, "text": "( شماره ١٨ )\n\nقبول نخواهم کرد و بلکه هیچگونه شرکتی در هيچ يك از اقدامات اين جنگ بهیچوجه من الوجوه نخواهم نمود . .\n( حصار عدل )\n\nتدقيقات ادبي :\nمولاناي بلخي\n( مشهور به رومي )\nطوريكه حکیم سنائی می فرمايد : -\nآسمان ها است در ولایت جان\nکار فرماي آسمان جهان\nدر ره روح پست وبالا هاست\nکوه های بلند وصحراها است\nانسانهای که مقابل هر مجهول يك اشتياق تحمل گداز می پرورانند ، وقتيكه شعله ذكاو- در لطافت های کثیف وجود خویش متوجه میسازند ، و تتميم بدان احتياج بكشف ونار معنويت موفق گردیده در نهايت يك ( سيستيك ) یعنى صوفی می شوند . \nطوريكه فيلسوف بونزو می گوید هريك از این علامه هايك پسیکولی بوده اندكه قبل از تأسیس علم روح خیل در این راه طی مقامات نموده اند ، شناختن هر يك از اين سياحين عالم روح عيناً به منزله معارفه است با کاشفین دیار باطن .\nاز بودا تاگوته ، در شرق وغرب از این گونه واهبان خیلی ها بمیدان آمده اند . \n\nدرشرق حافظ ، فیضی هندی،سنائی،مولا نای بلخی وغيره وغيره ، درغرب با اعتقاد غریب پان بلوان ، افلاطون فرانسوا د شيز ، اسپینوزا شلایه وماخه و ، لامارتین . در مدنیت و اعتقاد راسخ ، اسلامی بلاشبهه یکی ازصوفیان بزرگ مولانا ی بلخی مشهور به رومی است .\nمولانا از بخش عصر در حیات ومدنیت اسلام باشخصیت عظیم وآثار فوق العاده بود . . زیر عمیق اجرا نمود، این علامة بزرگ شعر و حکمت وطن را اقلاً بایست از دیگر ملت های که بدان منسوب نیست ما کمتر علاقه نشان ندهیم . مثلاً در استانبکه در ( کیپ ) پروفیسران بزرگ باطمی ترین اصول او نسخه های قدیم مثنوی را تدقیق کرده مجدداً طبع می نمایند .\nوکتابچة غزل های وجد آور آن را از ( دیوان کبیر ) او در غرب بزبان های مختلف نقل وترجمه می نمایند، و آوازیکه يك قسم رباعيات آن از مناقب العارفين نام اثر و بزبان هانگری ترجمه می شود وحتی که عين اثر را ( کلمان هراد ) فرانسوی ترجمه می نماید ، مخصوصاً در این موقع مهمه که در وطن از هر طرف جوا نان وارباب قلم مملکت در صراط تدقیقات حرفی وکلاوی وتجسس ودریافت اثار عظیم اسلاف وبزرگان افتاده اند ، تا بدان پیرایه افتخارات صفحات تاریخ درخشان خود را زیب دهند وتوجه پادشاه والاجاه ما که در این مور موافقت وحتی مساعدت می نمایند . فائده یست از اینکه این شخصیت مهم وطن را\n\nبرای هموطنان همچنان فراموش شده بگذاریم ، وشبهه نیست که شخصیت مولا نا را قبل از مطالعه مثنوی و ( دیوان کبیر ) غزلیات آن ور باعيات ايشان - که این دو اثر اخر لذکر در وطن از نظر یاده نگذشته وحتی شنیده م – کسی بخوبی شناخته نتواند رباعيات مولانا که عبارت از دو هزار و با عی است واندر در اثنای اقامتم در استانبول يك نسخة قلمی آن را بتوسط یکی از دوستان مطالعه نموده ، و به نسبت شوق وعلاقة درونی که از قدیم بدین ذات بزرگ وار داشتم يك قسمت از ان وبا عيات را بطور انتخاب استنساخ نموده ، واينك موقع را غنيمت شمرده آن را بطور نمونه وشنا ختاندن مقام اجل این رجل بزرگ وطن در صفحات جریده ملی ( انیس ) به انظار قارئین تقدیم میدارم تا علاقه مندان این صوفی وعلامة روحی وطن را بشناخته وبدر صدد وجمع آثار مخلد آن توجه گماشت . وهم در حين جمع وتدوين تاريخ اد بی که برای اخلاف مايك ميراث هم حرفی وافتخارات تاریخی شمرده می شود محن عالی انتخاب نموده موقع ومقام بلخی او را فراموش ننمایند . محمد اسمعیل معلم قصاد\nر باعيات : \n- - - - \nآن وقت که محرکی شود ذات مرا \nروشن گردد جمال ذرات مرا\nزان می سوزم چو شمع اندو راه عشق\nبلكه وقت شود جملة اوقات مرا"}
{"book": "adl0789", "page": 146, "text": "( شماره ۷ )\n\n۸\n\n١٤\n\nای دوستی بدوستی فریفتم تو را\nامروز چو هر روز خرامم بخراب\nانصاف بده که عشق نیکو کار است\n\nهرجا که قدم نهی زمینم تو را\nبگشا در اندیشه و درگیر رباب\nزانست محال که طبع بد کردار است\n\nدر مذهب عاشقی روا کی باشد\nصد گونه نیاز است و رکوع است و سجود\nتو شهوت خویش را لقب عشق نهی\n\nعالم بینو بینم و نه بینم تو را\nآن را که جمال دوست باشد محراب\nاز شهوت تا عشق راه بسیار است\n\n۳\n۹\n۱۵\n\nبویژه گذار بلا بنهادم دل را\nسبحان الله من و تو ای در چو بخواب\nاندر دل من درون و بیرون همه اوست\n\nخلاص از بی تو پای گشاده دل را\nپیوسته بخيالتم در هر باب\nاندر تن من جان و رگ و خون همه اوست\n\nاز باد صبا بوی تو آمد امروز\nمن بخت توام که هیچ خوابم نبرد\nاینجا چگونه کفر و ایمان گنجد\n\nشکرانهٔ آن به باد دادم دل را\nتو بخت منی که دریابی از خواب\nبیچون باشد وجود من چون همه اوست\n\n٤\n١٠\n١٦\n\nبا عشق واون شد از عدم مرکب ما\nآری صنم بهانه خود کم بودت\nآن تلخ سخنها که چنان دل شکست\n\nروشن ز شراب وصل دایم شب ما\nتا خواب بیامد وز ما بر بودت\nانصاف بده چه لایق آن دهنست\n\nزان می که حرام نیست در مذهب عشق\nخوش خسب که من تا به سحر خواهم گفت\nشیرین لب او تلخ نگفتی هرگز\n\nتا صبح عدم خشک نیابی لب ما\nفریاد ز نرگسان خواب آلودت\nاین بی نمکی ز شور بختی من است\n\n٥\n١١\n١٧\n\nتا با تو بدم نخندیم از یاری ها\nاری یاری طریقهٔ یاری نیست\nآن کس که بروی خوب او رشک پریست\n\nت بی تو بدم مخندیم از یاری ها\nاز بیکاری لطیفهٔ کاری نیست\nآمد سحری بر دل من او بگریست\n\nسبحان الله که هر دوشب بیدارم\nهر کس که زعیاری حیله به بارد\nاو گریه و من گریه که تا امد صبح\n\nتو فرق نگر میان بیداری ها\nوالله که چه او زیرک و عیاری نیست\nپرسید که این هر دو عجب عاشق کیست\n\n٦\n۱۲\n۱۸\n\nمن زره و خورشید لقائی تو مرا\nامروز من و جام صبوحی در دست\nاین فصل بهار نیست فصل دیگر است\n\nبیمار غمم عیسی دوائی تو مرا\nمی افتم و می خیزم و می گردم مست\nمخموری هر چشم ز وصل دیگر هست\n\nبی باک و پر اندوه بی تو بی برم\nبا سرو بلند خوش من مستم و مست\nهر چند که جمله شاخهها رقصان است\n\nمن که شده ام چو کهربائی تو مرا\nمن نیست شوم تا بنود جزءی هست\nجنبیدن هر شاخ ز راه دیگر است\n\n۷\n۱۳\n۱۹\n\nنور فلک است این تن خاکی ما\nامشب شب من ليك ضعیف و زار است\nاین مستی ما ز بادهٔ حمرانیست\n\nرشک ملک آمده است چالاکی ما\nامشب شب پرداختن اسرار است\nای باده بجز در قدح سودا نیست\n\nکه رشک برد فرشته از پاکی ما\nاسرار دلم چاه خیال یارست\nتو آمدهٔ که باده من ریزی\n\nکه باک برد دیو ز بی باکی ما\nای شب مگذر زود که ما را کار است\nمن آن هستم که باده ام پیدا نیست"}
{"book": "adl0789", "page": 147, "text": "صفحه ۸\nشماره ۸\nمجله پنجم\n\n۲۰\nاین عشق شه است و رایتش پیدا نیست\nقرآن حق است و آیتش پیدا نیست\nهر عاشق از این میار ابری در دست\nخون می خورد و جراحتش پیدا نیست\n۲۱\nای از تو دلم پر سمن و یاسمن است\nاز دولت تو کیست که او همچو منست\nبر خواستن از جان و جهان مشکل نیست\nمشکل ز سر کوی تو بر خواستن است\n۲۲\nای بنده بدان که خواجه شرق اینست\nاز ابر گهر بار ازل برق اینست\nتو هرچه که گوئی بقیاس گوئی\nاو قصه ندیده میگوید فرق اینست\n۲۳\nای حسرت خوبان جهان روی خوشت\nای قبله زاهدان دو ابروی خوشت\nاز جمله صفات خویش عریان گشتم\nتا غوطه خورم برهنه در جوی خوشت\n٢٤\nای جان خبرت هست که جان تو کیست\nوی دل خبرت هست که مهمان تو کیست\nای تن که به هر حیله راه . . .\nاو می کشدت ببین که جویان تو کیست\n٢٥\nباد آمد و گل بر سر می خورن ریخت\nیار آمد و می در قدح یاران ریخت\nاز سنبل تر رونق عطاران برد\nوز نرگس مست خون هوشیاران ریخت\n( باقیدارد )\n\nمصاحبه\nبا ادیسون مخترع مشهور\n\nمستر ادیسون بزرگترین رجال مخترع\nعصر حاضر و کمتر کسی است که او را نشناسد\nمستر ادیسون فعلاً هفتاد و چهار سال از\nعمرش گذشته ولی در کار و عمل نشاط\nو حرارتش از جوانان بیشتر است ، قوه\nنشاطش را ادیسون بواسطه نظام معیشت\nو اقتصاد در خوراك میداند و یعنی جز\nماست و شیر غذائی نمیخورد . هشت\nسال است که غذای خود را منحصر بماست\nو شیر نموده و خانم زوجه او نیز غذای\nخود را بماست و شیر انحصار داده ، قوه\nو نشاط شوهرش او را دوچار شگفتی\nو اعجاب ساخته او هم برویه او غذای\nخود را بهمین دو چیز منحصر کرده هر\nدو ساعت یکمرتبه يك فنجان بزرگ شیر\nمیخورند .\nمستر ادیسون معتقد است که مخترعین\nقرون آتیه بیشتر مساعی خود را صرف\nاموری مینماید که مربوط بشئون حیات\nو حفظ الصحه باشد ، الکتریسته عادی\nو الكتريك رادیو و تلفن وسينما و تومبیل\n\nو آلات و ادوات بخار و موتور و طیاره\nو امثال آن بقرن سلف گذشته و نسل معاصر\nبوده و نصیب نسل آتیه اختراعات و\nاکتشافاتی است که مربوط به اساس\nصحت و حیات باشد .\nمجله لمجلات امریکا اخیراً از شیخ\nمخترعين یعنی مستر ادیسون مصاحبه بعمل\nآورد دو نفر از جانب خود بنمایندگی\nنزد او فرستاده او را ملاقات و مصاحبه\nمفصل و مشروحی بعمل آورد که خلاصه\nآن را ما ذیلا ترجمه و درج مینمائیم :\nنماینده مجلۀ مذکور از مستر ادیسون\nسئوال میکند : « آیا تفاوتی بین مخترع\nآتیه و مخترع امروز که در لابراتوارها\nو مؤسسات علمی در تحت نظامی شبیه\nبنظامات جمعیتها و شرکتها با معاونین و\nرفقای خود مشغول بحث و تحقیق هستند\nوجود دارد ؟\nمستر ادیسون : « ه ، تفاوتی بین آن\nدو وجود ندارد ، ولی مخترعی که مستقلاً\nکار میکند و تمام مخترعين ما كنون\nمستقلاً کار میکردند ، تسهیلاتی که\nمخترعین بدستیاری همدیگر فراهم میاورند\nنخواهند داشت ، چه ، بسا اتفاق میافتد\nکه احتیاج بپول و وجوهات لازمه برای\nتعقیب از تحقیقات خود پیدا میکنند . و در\nصورتیکه دستیار و كمك نداشته باشند از\nکار باز میمانند .\nـ آیا معتقد هستید که آنچه را در\nگذشته انجام داده اید اگر امروز\nمیخواستید انجام نمائید و برطبق رویه\nمخترعین امروز اقدام میکردید آسان تر"}
{"book": "adl0789", "page": 148, "text": "صفحه 4\n( شماره 8 )\nمجلد پنجم\n\nنبود ؟ و هر چه میخواستید چه از حیث پول و چه از حیث وسایل موجود دارید؟ \nادیسون جواب میدهد : « بدون شك من چهل و پنجسال از عمر خود را در تحت فشار و تنگدستی و احتیاج طی کرده و همیشه دنبال حصول مقدار قلیلی وجه بوده که بوسیلهٔ آن رفع احتیاج بنمایم .\nـ آیا حقیقهٔ احتیاج آنطوریکه میگویند مادر اختراعات است یا آنکه حس کنجکاوی و استطلاع بشر است که اختراعات را بوجود میآورد ؟\nادیسون در جواب گفت : « قسمت اعظم مخترعین برای کسب ثروت و حصول دولت که آتیه فرزند و عائله خود را تامین نمایند بذل مساعی میکنند و همان حب خانواده و تامین آتیه آنها را تشویق بتعقیب و دنبال کردن از تحقیقات و مباحث خود مینماید » \nدر اینجا سخن از این قسمت باختراعات آتیه منتقل گردیده نمایندهٔ مجله سئوال میکند : « آیا میتوانید پیش بینی کنید که مساعی مخترعین در آتیه متوجه چه چیزهائی خواهد شد و چیزهائی که در آتیه اختراع خواهد کرد چه خواهد بود ؟ »\nادیسون : « بعقیده من مخترعین در آتیه مساعی خود را صرف مباحث و تحقیقات بیولوژی و شیمی و تمام مسائلی که مربوط بجهدیات و صحت میباشد مینماید .\n« امراض هنوز یکبارسنگینی است که بر دوش زندگانی بشر تحمیل گردیده و انسان را مانع از تعقیب کار و عملیات او می شود و بواسطه گرانی مخارج معالجه سخت است که توجه کامل نسبت بامور طبی بشود دواجات هنوز قیمتش گران است و در دسترس عموم نمی تواند قرار گیرد و ناگزیر از اختراع يك وسیله برای معالجه امراض و جلوگیری و بهبودی صحت نوع بشر میباشند و ازینجا ارتباط شیمی و بیولوژی باین قسمت دست گیر مان می شود .\nدر این موقع یکنفر از معاونین مستر ادیسون بر او وارد شده و يك فنجان بزرگ شیر در دست داشته مستر ادیسون شیر را نوشیده و اظهار داشت :\n« هشت سال است که من تاثیر تغذیه شیر و ماست را در خود بمعرض آزمایش گذارده و سه سال است که جز شیر و ماست هیچ چیز دیگر نمیخورم و گمان میکنم که تا آخر عمر بهمین غذا اکتفا نمایم زیرا بهترین غذائی است که یگانه شمیست بزرك ( مقصودش خدا است ) ایجاد نموده و از این بهتر غذا برای آن پیدا نمیشود ! »\nـ آیا علم در آتیه چنین حکم خواهد کرد ما کمتر از آنچه که فعلاً غذا میخوریم غذا صرف نموده همانطوریکه از حیث مشروبات هم تقلیلی حاصل گردیده است ؟ \nـ هشت در صد اشخاصی که فوت می نمایند بواسطه کثرت خوراك فوت نموده و در حقیقت انسان پس از آنکه بسن بیست و يك سالگی رسید بر او واجب است که از حیث خوراك باقتصاد پردازد و ساده ترین انواع اغذیه را بخورد ، پر خوری باعث خمخوردگی ماشین معده شده و برای آن بمنزله سم است و منکر نیستم که اعتدال در خوراك لازمه اش وجود قوه اراده هم میباشد ولیکن ناچار اشخاصیکه میخواهند زندگانی طولانی نمایند ناچار بایستی خوراك خود را کم نمایند و اینکه من فعلاً جز شیر غذای دیگری نمیخورم با وجود این وزن من از وزن دیگران هیچ کم نمی آید و زوجه من هم بمن اقتدا کرده او هم غذائی جز شیر نمیخورد ، در اول وحله قدری برای ما سخت بود ولی بعدها بقوه اراده بر آن غلبه کردیم . \nـ آیا عقیده دارید در صورتیکه مخترعین در آتیه تمام توجه و مساعی خود را صرف امور و شئون زندگانی و حفظ الصحه نمایند مباحث و تحقیقات آن ها در قسمت الکتریک و امور بی سیم و با سیم و ميكانيك تقلیل پیدا خواهد کرد ؟\nـ ابداً اینطور نیست ، دایره الکتریسیته خیلی وسیع است و هر روز يك احتیاج تازه پیدا کرده و حتراعات جدیدی میشود که ناچار از بکار بردن و ایجاد آن هستیم . ولیکن دیگر چیزی در این دایره باقی نمانده که مخترعین کشف نکرده باشند ؟ \nـ منافع الکتریسیته و طرق استعمال آن بیشتر از آن است که بحساب در آید و در حقیقت ما در ابتدای عصر الكتريك هستیم و بلکه مایهٔ کنون نمی دانیم الكتريك چیست ، آری عده زیادی در"}
{"book": "adl0789", "page": 149, "text": "شرح و بسط مذاهب و عقاید مختلفی را\nشرحداده اند .\nولیکن قسمت اعظم عقاید مزبوره با\nحقایق الکتریک تطبیق نمیشود و تا وقتیکه\nاز حقیقیت آن بی اطلاع هستیم چگونه\nمیتوانیم اطمینان کنیم که آنرا بسرحد\nکمال رسانده ایم ؟ .\nآیا تصور میکنید که زندگانی در آتیه\nپیچیده تر و مشکلتر و بواسطه کثرت\nاختراعات زحمتش بیشتر شود ؟\nابداً اینطور نیست ، انسان در هر دوره\nاز ادوار زندگانی و حیات خود را معتاد به\nهمان زندگی دوره خود نموده اعمال و رفتار\nو کارهای خود را بموجب مقتضیات عصر\nخود انجام مینماید .\nآیا در آنجا اشکالاتی برای شیوع\nتلویزیون وجود دارد و همانطوریکه تلفن\nشیوع بهمرسانده آیا تلویزیون شیوع پیدا\nنخواهد کرد ؟\nدستگاه تلویزیون هنوز تکمیل نبوده و\nبعلاوه گران است و همین دو اشکال کافی\nاست که از تعمیم و انتشار آن جلو گیری\nکند .\nعقیده شما درباب اوتوژیرو( او تو ژیرو\nآلتی است که بوسیله آن طیاره عمودی\nپرواز کرده و فرود میاید و خطرات\nطیارات عادی را ندارد ) چیست ؟\nاو توژیرو یکی از بزرگترین اختراعات\nعصر در عالم هوا پیمائی خواهد بود این\nاختراع را یکنفر اسپانیولی نموده و با\nاینکه هنوز تکمیل نگردیده ولی یکی از\nمفید ترین اختراعات بشمار می رود .\n\nدر باب استعمال و شیوع گراف زپلین\nو بالن در مسافرت ادیسون معتقد\nاست که تازه اول کار بالن و گراف زپلین\nاست و بدون سبب در آتیه ترقیات زیادی\nخواهد کرد و راجع باستعمال گازهای\nخفه کننده در جنگ معتقد است که\nاستعمال آنها در جنگهای آتیه لا اقل از\nشلیک گلوله های سربی راحت تر و\nنزدیکتر برحم و شفقت میباشد .\n( کوشش )\n\nمرگ فاجعه ناك\nمنجم امریکائی\nسان فرانسیسکو – ٩ ماه می – دانشمند\nبزرگ امریکائی داکتر البرت میشلسن\nدر پسا دنا ( کالیفرنی ) بعد از ختم\nتجربیات خود با آلات دقیقه و پیچیده\nبرای اندازه کردن سرعت نور نجوی\nخیلی ضعیف شده و از هوش در آمده است\nبعده او را باطاقش نقل دادند و در\nآنجا حالش بهتر شده بهوش آمده تکیه\nکرد ، بقصد اینکه نتیجه حساب های\nکثیفهات خود را بگفت تا بنویسند ، هنوز\nبزحمت توانسته بود اینکار را شروع کند\nدفعتاً يك فلج قوى و شدیدی بر دماغش\nمستولی گردیده او را مانند قر بانی\nبزمین غلطانید . پروفیسر میشلسن که\nبه سن ٧٨ رسیده بود شب آنروز دار\nفانی را بدرود گفت . پروفیسر متوفی\nدر سنه ١٩٠٧ جائزه نوبل ، را فائز\nشده بود .\n( ترجمه از لوماتن )\n\nخبرهای خارجي\nوضع قانون به نسبت\nاتباع خارجه\nماده واحده از طرف حکومت ایران نسبت با تباع\nاجنبی طبع شده اینک ما آنرا بغرض اطلاع\nهموطنان نشر مینمائیم تا اتباع افغان که خیال\nمسافرت خارج و خصوصاً ایران را داشته باشند\nمستحضر گردیده مراعات ماده مزبوره را\nبنمایند . ماده واحده: هر تبعه خارجه که بدون\nتذکره یا با تذکره که مطابق نظامنامه\nمرتب نشده وارد خاکت ایران بشود\nبهشت روز الی سه ماه حبس تادیبی یا بتادیه\nشش الی پنجاه تومان جزای نقدی محکوم\nمیگردد و درهر حال دولت حق خواهد\nداشت مرتکب را بدون محاکمه از خاکی\nایران اخراج نماید ،\n\nساعت کار\nجنیوا - کنفرانس بین المللی کار گری\nرا جع به توسیع مسوده مقاوله راجع\nبه ساعات کار معدن را که حاضراً ( باروپا\nمحدود است ) در هند و کانا دا وافریقای\nجنوبی ، بین جاپان بحث می نماید .\nحفریات\nقاهره - در اثر غلطيدن يك تپه ريك\nدر خطه ( لکسور ) چارده نفر بقتل\nرسیده اند . چار دنفر کار گران که تپه\nمذکور را حفر می نمودند بغتتاً در زیر\nریگ دفن شده اند و ۱۰ نفر دیگر که\nبرای نجات دادن ایشان رفته بودند نیز\nزیر ریگ آمدند ."}
{"book": "adl0789", "page": 150, "text": "( شماره ۸ )\n\nفاشیست\nروما – محكمه مخصوص نزده نفر که\nبه جرم توطئه بر خلاف حکومت فاشیست\nملزم شده بودند ، جزای سنگینی وضع\nنموده اند . منجمله دو نفر محکوم به\n۳۰ سال حبس و دو نفر دیگر ۱۰\nسال حبس شده اند .\nساعت کار در معدن\nجنوا – کنفرانس راجع به ساعت\nکار معدن پیش نهاد هفت ساعت و سه\nربع کار را در معادن قبول نموده است .\nدار العوام\nلندن – دار العوام به ۲۷۸ رای مقابل\n۲۰۸ به قرائت سوم پیش نهاد اصلاح\nانتخابی را که رای متناوب را در انتخابات\nپارلمانی تجویز نموده و رای دادن عمومی\nرا منسوخ می نمودند ، گذشتاند .\nتقلیل مصارف\nملبورن – کنفرانس اولین تقلیل هشت\nفی صد تمام مصارف حکومت را منظور\nنموده است و دانسته شده است که\nساسکین – تیودور – لنگ با این تجویز\nمخالفت نموده اند .\nمصیبت بیکاری\nجی آف اندر یوز – مشاهدات دو هفته گی\nخود را در لنگا شیر ختم نموده و از مسئله\nمصیبت بیکاری ، مخصوصاً در نقاطی که مصروف\nتجارت پخته میباشند خیلی متأثر میباشد .\nجاسوس\nبلگراد – در یوگوسلاویا يك نفر\n\nکاتب موسوم به او دات کووچ به حکم\nمجلس عسکری بجرم اخذ معلومات در باب\nعسکر یوگوسلاویا برای نماینده های\nخارجی محکوم به اعدام گردید .\nاو دات کووچ که گرفتار آمد بجرم خود\nاعتراف نموده گفت برای این معلو مات\nانعام بزرگی گرفته ام .\nجر منی و انگلیس\nلندن – معلوم می شود که برونننگ\nو کور تیس نماینده های المان ، تسهیل\nنظام موجوده تادیه پول تر میم را در\nدر خواست نموده بودند . مگر جمله\n« فیصله نمودن هر دو حکومت که برای\nمقابله با بحران مو جوده با تعاون قریب\nحکومات مربوطه دیگر سعی می کنند . »\nرا چنین تعبیر نمی نمایند که ملاقی شدن\nبا دول دیگر بزودی صورت بگیرد .\nبرونننگ از مهمان نوازی که دیده\nاست مسرور میباشد ، و اظهار امید می\nکند که بتواند در برلین این مهمان نوازی\nرا مقابله بالمثل کند .\nلندن – سیا ست مداران جرمنی\nبرونننگ و کور تیس از طرف شاه قبول\nنموده شدند و ملاقات مذکوره ۵۰ دقیقه\nدوام نمود .\nبرونننگ در عین نطق خود در\nموسسه بین الملل امور بین المللی شام\nرا جع به مذا کرات چنگر نیز بیان نمود\nکه مسرورم بیان نمایم که در نتیجه این\nمذاکرات مذکوره در باب عمالیکی که\n\nبرای مقابله با این وضعیت باید سعی کنند\nفیصله نموده شده است .\nكشف كشاف\nتشویشی که راجع به کشاف برطانوی\nاکسپدین کور نالد ، که از ماه نوامبر باین\nطرف خبری از و شنیده نشده بود ، و جود\nداشت ، حالا بذريعه يك تلگرام که از\nکوبن هیگن آمده است رفع گردید شخص\nمذکور یافته شده است و به کیپ برطانوی\nباز خواهد گشت . يك تلگرام از انکاما\nساليسك بيان می دارد که کور نالد\nبه کیپ بر طانوی همراه دوایت کنس\nباز میگردد . راجع باینکه چطور یافته شده\nاست تفصیلات بدست نیامده است .\nفرانسه\nتلگرام پاریس مشعر است که بعد از\nمذا کره طویل شوری به ۲۵۰ رای به\nمقابل ۵۲ رای اعتماد را به نسبت پالیسی\nخارجه بریان که غالباً برای حیات سیاسی\nخود مجادله دارد اتخاذ نمود و مسیو هیریو\nبطرف داری بریان بیان کرد که بدون موافقه\nبا بر طانیه و آمريكا هيچ يك صلح بحرى\nوبدون موافقه باجرمنی صلح بری صورت\nنخواهد گرفت .\nموافقه گمرکی\nتلگرامات\nپارس و برلین امکان موافقه فرانسه و جرمنی\nرا درباب اتحاد گمر کی محمو دةً حمر غی\nو استریا ، اظهار میدارد ( ریور )"}
{"book": "adl0789", "page": 151, "text": "( شماره ۸ )\n\nخبر هاي داخلي\nو کلاي شوراي ملي\nدر شماره ٦ فهرست نام نويس وكلاي\nمحترم شوراي ملي را درج نموده ، ضمناً\nگفتيم که ما بقی شان در شرف ورودند اينك نام\nنويس وكلاي محترم كه تازه وارد کابل گرديده اند\nوكلاي ولایت کابل :\n١ - سيد شاه حسين خان وكيل يكاولنك\n٢ - حبيب اله خان وكيل سزوبي\n٣ - محمد عمر خان وكيل ليوگرد\n٤ - عطااق بيك خان وكيل سيغان\nو کهمرد\nسمت جنوبي :\n١ - خير محمد خان وكيل علاقه هاي\nزرمت سمت جنوبی\nفراه :\n١ - سيد محمد خان وكيل اهالي شقانسور\nمزار شریف :\n١ - ملا محمد یوسف خان وكيل اهالى\nسرپلی\nهرات :\n١ - حاجی عبده الحق خان وكيل\nشهر هرات\n٢ - حاجی غلام حیدر خان وكيل\nعلاقه های مربوطه شهر هرات\n٣ - امین اله خان وكيل اهالى غوریان\n٤ - جلا الدين خان وكيل اهالی اوبی\n٥ - ملا فراج الدين خان وكيل اهالى كشك\n٦ - ملا حضرت نور خان وكيل اهالى\n( البالا مرغ آب\n\n٧ - ملا شيرین خان وكيل اهالى اسفزار\nقطغن :\n١ - ملا عبد لاول خان وكيل\nاهالی تالقان\nکاروان زرد\nدر افغانستان\nاز طرف نامه نگار ما : -\nهیئت محترم علمای فرانسه بتاریخ ٢٠\nمی داخل هرات شده از طرف ع ، ع ش\nعبد الرحيم خان نائب سالار به بسیار گرم\nجوشی پذیرفته فردای ورود هیئت ریاست\nبلديه هرات عصريه را براى هیئت ترتيب\nداده بود ، در این محفل اکثر مامورین\nملكى ونظامى مدعو وحضور بهمرسانیده\nبودند .\nسین وار وفرانك هیئت بعد از توقف\nمدت ٢ روز در هرات ٤ ٢٤ مه می از\nهرات حركت كرده يکشب در سبزوار\nبودند صبح عازم فراه و از طرف قائمقام\nنائب سالار صاحب بو صمیت شایانی پذیرفته\nشدند بعد از دوشب اقامتی که بر کنار\nرود فراه نمودند بتاريخ ٢٩ ماه مذکور\nوارد گرشك شدند اقامتگاه هيئت در گرشك\nباغ حكومتى گرشك تعين شده بود و از\nطرف حاكم درجه ول گرشك بيك طريق\nخیلی محبت پذیرائی شدند به ساعت ٤ ان\nروز چای عصریه که در منزل حاکم صاحب\nترتيب داده شده بود دعوت شدند ، آقای\nرئیس هیئت باتفاق خودخان و موسيو ها\nکن و موسيو بكو وونقاش هیئت با ٣ نفر\nدیگر حضور بهمرسانیده اکثر مامورین\n\nمحترم محلی و کلان شوندگان و روسای\nقبائل آن سمت حضور داشتند ، حاکم\nصاحب گرشك بيانيه نسبت به خیر مقدم\nهيئت ایراد نموده و از چگونگی وضعیت\nسفر شان پرسیدند ، رئیس هیأت در جواب\nگفت: پیش از این که داخل افغانستان میشدم\nبعضی مغرضین بما میگفتند امنیت افغانستان\nمغشوش است درین مملکت آدم کشی زباد\nاست و عبور ازان غیر ممکن است لیکن امروز\nفوق العاده مسرورم که داخل این مملکت\nشدم و بچشم سر امنیت عامه آنرا که با\nفرانسه فرقی ندارد مشاهده کردم تا بتوانم\nبخوبی تردید واهمیات و افسانه های بیجا\nرا بكنم ...\nراجع بخوبی سرك قأی رئیس گفت :\nاز نقطه حركتم یعنی بیروت سز کی بخوبی\nمانند سرك افغانستان ندیدم . راجع به\nصوت وصوك افغانها رئيس هيئت چنین\nمی گفت : صوت وصوت افغان ها بهترین\nصورتی است که در دنیا کم نظیر آن\nدیده میشود .\nهیئت علمی فرانسه در گرشك روز\n٣٠ مى ، اول جون اقامت داشت درین دو روز\nميخانيك های هیئت با آب بازان رود هلمند\nمصروف عبور دادن موتر ها بودند\nاگر چه موسيو ها كن جزم داشت که\nهیئت را به معاینه قلعه بیست که به ٥ ، کرومی\nگرشك واقع است ببرد اما به مناسبت كمی\nوقت صورت نگرفت . روز دوشنبه\nهیئت جانب قندهار روانه شد ساعت\nيك كناره رود ارغنداب رسيدند اينطرف\nساحل رود از طرف ریاست بلديه قند"}
{"book": "adl0789", "page": 152, "text": "صفحه ۱۳\n(شماره ۸)\n\nهار خیمه بزرگی بر بلندی نصب شده و ترتیبات لازمه گرفته شده بود و ۲ نفر نماینده از طرف ریاست بلدیه قندهار انتظار ورود هیئت را میکشیدند چون بر آقای رئیس هیئت به کینار رود رسید فوراً شروع بعبور دادن موتر ها نمودند نماینده گان از طرف وزیر صاحب داخله و ریاست بلدیه خیر مقدم و مراسم خوش آمدید را بجا آوردند . سپس صرف چای و میوه نمودند .\nقندهار : دیروز سه شنبه ۳ جون بساعت ٤ عصر هیئت از کینار رود ارغنداب حرکت کرده از دروازه هرات داخل شهر شده از تحت کنبد بازار چهار سوق قدیم شهر احمد شاهی قند هار سمت ارکت را پیش گرفتند . در حین دخول به قصر حکومتی بر همنوائی مدیر امور خارجه به صالون ملاقات وارد و از طرف ع ، ج محمود کلی خان رئیس تنظمیه قندهار بخیلی گرمجوشی پذیرفته شدند و در ضمن صرف چای وزیر صاحب بارئیس هیئت مشغول صحبت شده بعد ازین که از احوال پرسی مسافرت و عبور رودها وغیره فارغ شدند وزیر صاحب گفت : « ملت افغان خوب ملت است لیکن فسوس که تعلیم بصورت عمومی رواج نیافته و بدین مناسبت از سایر ملل عقب مانده ایم رئیس هیأت در جواب گفت : « ملت افغان یک ملت جوان وقوی است که هنوز محنتش را کسب ننمودند هیچکس نباید ازین ملت جوان غافل باشد زیرا بزودی مقام خود را در حرکت سایر ملل احراز خواهد نمود . و چون به صحت ملتی صدمه نرسیده باشد یکم اوقت و با اندک توجه با غوش ترقی خواهد رسید . درین موضوع موسیو ها کن گفت یک چیز آینده مملکت را درخشان نشان میدهد و آن دلگرمی طبقه عامه ملت است بکار .\nدرینجا رئیس هیئت موسیو ها کن را اشاره کرده به وزیر صاحب گفت موسیو ها کن یکی از دوستان صمیمی افغاستان است و درین مملکت مسافرت زیاد کرده و همه وقته باین کوشش بوده بعقاید قلمو بتوسط کتب و رسالات افغانستان را بصورت مرغوب بـاروپ معرفی نموده است .\nاقامتگاه هیأت در قندهار منزل باغ تعیین شده بود . بقرار ظهارت اعضای هیئت چرین باغ قشنگی تا کنون در خط سیر خود ندیده اند چنانچه در وقت حرکت از باغ بابر کابل با تب رانس هم قطارانم گفتم خیلی مسرور بودم که یکماه اینجا باشم » هیئت در خود شهر قندهار یکروز توقف کرد و آن چهار شنبه ٤ جون بود بساعت ٤ آن روز وزیر صاحب داخله با مامورین ملکی ونظامی از طرف رئیس هیئت در منزل باغ برای عصریه دعوت شدند درین محفل آقای رئیس هیئت الیوم عکس های موترهای هیئت را بامشاور قلمی نقش هیئت بوزیر صاحب نشان داد و بعد ازان وزیر صاحب موترها و خیمه ها وغیره سامان هیئت را معاینه نمودند . درین ضمن عکسها و سینماهای زیاد گرفته شد . در ختم مجلس رئيس هيئت يك عکس خود را با يك ساعت كوچك بياد گارعبور هیئت از قند هار بوزیر صاحب تقدیم نمود .\nبساعت ٥ ونیم یک دسته نفری برای نمایش اتن ملی حضر گردیده تفصري مذکور پیراهن سبز دراز و کمر بندهای سرخ در کمر داشتند . عکس ها وسینمای آو تر دار اینها گرفته شد . به ساعت ٦ ریاست بلدیه عصریه مجلسی را ترتیب داده بود درین محفل وزیر صاحب داخله ، فرقه مشر ، رئيس بلديه ، مامور خارجه ، قوماندان کو تو لي جمعي صاحيمنصبان نظامی ومعاون مدير جريده وتلو مآبا ۲۰ نفر از کیلان شونه کان قندهار حضور داشتند آقایون اعضای هیأت علمی فرانسوی در مقابل میز میوه ئ ماکولات شین شده بود واز نماینده امر یکایی تمنا کردند که يك عکس رنگه آنرا بگیرد . درین محفل میوه های خشک قندهار را در شیشه ها بغرض نمایش گذارده بودند . اعضای هیئت کدعش سینم را فوق العاده تعربف کردند و اغوش میوه جدیدی برای آنها کشف شد . درین موقع ریاست بلدیه بعضی خامه دوزی ها و کلاهها وعرقچین و بعضی اسباب های سنگی یاد گارا به هیئت تقدیم نمود . در مقابل رئیس هیأت نیز ساعتی به رئیس بلدیه تقدیم کرد رئیس هیئت درین موقع گفت این اشیائیکه ریاست بلدیه بلطف"}
{"book": "adl0789", "page": 153, "text": "شماره ۸ سال پنجم\n\nنموده اند باسم تراشا تیک از بازار\nخریده ایم در معرض نمایش عمومی در پاریس\nولندن گذارده خواهد شد در ختم مجلس\nنطقی از طرف یکی از اعضای ریاست\nبلدیه راجع بمفاد عبور هیئت از افغانستان\nوقرابت نژادی مال خوانده شد که\nرئیس هیئت جواب آن را چنین گفت\nه من از طرف تمام اعضای هیئت تشکرات\nفائقه بمناسبت تهنیت و خوش آمدید ریاست\nبلدیه تقدیم میکنم حقیقتاً مقصد عمده\nاین مسافرت نزديك كردن ملل بهمديگر\nو معرفی نمودن آنها به تمام دنیا میباشد\nوظیفه هیئت است که عظمت و مجد\nگذشته و تمايلات تجدد خواهی امروزه\nافغانستان را به ملل عالم معرفی کند و با\nدست اطمینان بخشی پرده از روی افسانه ها\nاشتباهاتهای برداشته حقیقت را اشکار سازد.\nچون مجلس ختم شد هیئت بجای خود\nدر منزل باغ مراجعت کردند وزیر صاحب\nداخله از طرف شخص خود نیز یاد گاری\nکه عبارت از بعضی اسباب سنگی بود\nفرستادند صبح پنجشنبه ٥ جون از\nقندهار حرکت کردند به ساعت ٥ بجه\nهیئت داخل قلات شد . شب در هوتل باغ\nقلات بسر بردند . چون هیئت از یکروز\nزیاد در غزنی مانده نمی توانست باین\nمناسبت رئیس هیئت موسیو هاکین\nوموسیو پيکور ونفری سینما و نمایینده\nآمریکایی و نقاش هیئت را از قلات بقصد\nغزنی فرستاد . چون به مقر رسیدیم\nاز طرف حکومتی غزنی ترتیبات لازمه\nگرفته شده و علاوتاً اثل ملی هم ترتیب\nداده شده بود نفری دسته علمی که پیش\nآمده بودند پیاده شده صرف چای\nنمودند و شروع بعکاسی و سینما گری اتل\nملی نمودند وفوراً روانۀ غزنی شدند\nآقای رئیس هیئت باسمائر اعضای خود\nبساعت ۱ نیم به مقر رسيد وشب دعوتی\nبه عمارت هوتل مقر ترتیب داده شده\nبود چون دسته علمی تا وقت بغزنی\nرسیدند محض گردش ببازار و شهر اكتفا\nکرده صبح شروع بعملیات نمودند - نفری\nعكاس وسینما بر بالای حصار بر آمده\nمناظر خانه ها را سینما وعکس گرفتند\nروز یکشنبه ۷ جون هیئت در غزنی بود\nو تمام روز را بعکس گرفتن آثار تاریخی\nغزنی و بعضی حصص شهر و عمارات\nو مزارات متبرکه وغیره بسر برده از طرف\nحکومت غزنی برای عصر یه وصرف\nطعام شام دعوت و مجلس از اعضای\nهیئت وروسای قبائل محلی تشکیل یافته\nبود که بصورت خیلی صمیمی خاتمه یافته\nروز دوشنبه ۸ جون ساعت ۱۱ آقای\nرئیس روانه کابل شد . ساعت ٥ يكنفر\nنماینده محترم وزارت خارجه را بالا تر از\nمهتاب قلعه ملاقات کرده ایشان از طرف\nوزارت خارجه باقای رئیس هیئت مراسم\nخوش آمدید گفتند . روز سه شنبه\nبساعت ٩ ونیم از راه دار الامان هیئت\nموصوف داخل کابل شد و بقرار اظهارات\nخود آقای رئیس هیئت این روز بخط\nدرشت در کتب تاریخ مسافرت\nهیئت نوشته خواهد شد\n\nعدالت گستریهای شاهانه\nدر روز پنجشنبه ١٤ جوزا یکعده از اعیان\nاهالی سیغان و کهمرد راجع بكدام فقره\nمعروضۀ خود بحضور شاهانه عرض\nکردند چون آبمعروضه آنها بحقيقت قرین\nبود از حضور شاه رعیت پرور در جواب\nشان حسب اقتضای عدالت والفاظ اعطا\nودر مسروریت ودعا گوئی آنها از\nحکومت مطبوعه شان افزود\nضمناً ذات شاهرها به حسب عادت مقرره\nشان از چگونگی اوضاع محلی وطرز حیات\nرفاه و آسوده حالی آنها استفسار کرد\nعارضین مذکور متفق السان شده از آرامی\nو رفاهیت خود عرض شکران نمودند و\nدر اثنای اعطای بیانات مفصل خویش از\nکذاره و حسن رویه آقای گلد خان حاکم\nسیغان و کهمرد نیز اظهار مسرت کردند:\nچون ازین معلومات اهالی تصدیق آن\nاطلاعاتی که دات شاهانه درین موضوع\nبدیگر ذرایع راجع بحسن اداره و رفتار\nعالیجاه گلد خان حکمران کهمرد و سیغان\nاكتساب نموده بودند ، بصورت قناعت\nبخش حاصل شد. لذا يك مبالغ معقول را\nبصورت بخشش بر علاوه فرمان تحسین\nو آفرین از اجراآت معزی الیه برایش فرستاد.\nما ازین رعیت پروری وخادم نوازی و\nحمایت ملت پروری اعلیحضرت غازی\nاظهار مسرت نهائی خود را کرده بعامه\nمامورین توفیق حسن خدمت و بمادت\nخود مزید صداقت و وفا شعاری را\nخواستاریم . (ریپورت)"}
{"book": "adl0789", "page": 154, "text": "مؤلف : له پاوانته فرانسوی\nما دام سان ژين\nفصل دوم\nسقوط تویاری\nدود بارود كه فضاي پاریس را پر ساخته بود\nاستشمام نموده خودش را براي محاربه آماده\nیافت و هر خطرات را با ک نکرده بطرف\nمیدان محادله پیش میرفت و له فیور را\nتجسس میکرد !\nدرین اثنا چنانچه بالا ذکر نمودیم\nدر نتیجه شلیک غیر مترقب ( گارد هاي\nسویس ) هزیمت غیر مترقبی در اهالی پیدا\nشده به عقب نشستند ، این موج منهزم\nکاترین را بر داشته با خود یک جا برد\nتا کاترین از خود خبر گیرد ؛ دید در کوچه\n( سنت انوره ) رسیده است . خود را\nبمزار مشقت از هجوم خلاص نموده راه\nخانه خودش را پیش گرفت ، اگرچه از\nفتح يقيني وطن پرستان مطمئن بوده ، ولی\nاز ینکه شکست موقتی شان عروسي اورا\nبرای ده سه روز دیگر عقب خواهد انداخت\nخیل عصب شده با خود میگفت : –\n« این ها هم خود را مرد می نامند ؟\nعجب وطن پرستان ! . اه ازین شجاعت\nو مردانگی ! . . . اگر من یک تفنگ\nمیداشتم به هیج صورت بر نمیگشتم ! یقین\nدارم که له فیور نگریخته است ! »\nاین کلمات را با حرارت فوق العاده\n(٦)\nمترجم : حبيب الله طرزي\nبسرعت صرف نموده ومنتظر نتيجه نشست .\nطوپها بار دیگر بغرش در آمد وفضاي\nپاریس را نعره هاي فتح ملت چنان بار ديگر\nباهتزاز آورد ، کاترین از جا جهیده\nنعره زد : -\n« آه ! آنها هستند ، براو و پسران من\nآفرین شیر مردان ! یقین دارم فتح كرديد\nمیدان را برید ! آفرین له فیور ! من گفته\nبودم كه تا فتح نكند بر نخواهد گشت ! »\nاین را گفته خاموش شد .\nفصل سوم\n( سوالیه دا کر )\nنصف روز بود که کاترین در چینه ذرعي\nدو کاش دو سه فیر تفنگ شنید . دروازه\nمقابل را باحتیاط باز کرده به بیرون نظر\nافگند. دید چند نفر سر باز فرار میکند\nو چندي دیگر آنها را بشدت تعقیب می نمایند\nبا يه الفاظ دیگر آنهای که از فرار کرده\nبودند در کوچه شکار مي شد .\nدرین اثنا اواز قدم هاي بسيار سريعي\nاز راهرو که دروازه عقب دوکان را با\nکوچه سنت ( اونوره ) اتصال میدهد\nشنیده شد .\nكاترين : - « كسي است كه از عقب\nبجانب سراج، پایان مي آيد ؟ صداي پاي\nاو به خوبي شنيده مي شود ، پايش به پوترم\nمجله پنجم\nکه خواهد بود ؟ » این را گفته و بکمال\nسرعت بطرف دروازه رفته و انرا باز کرد\nبمجرد باز شدن در وازه مرد رنگ پریده\nخون الودي را در مقابل خود یافت که با\nنهایت زحمت ومشقت خود را کشیده بطرف\nاو مي آمد . لباس او مراد از یک نیم تنه\nسفید و پر جس تایزانو وجراب های\nابریشمی بود . براي اينكه خوني را\nکه از زخم هايش جاری بود بند داشته\nباشد دست هاي خود را برسینه\nمي فشرد . بوطن پرستان شباهت\nنداشت ! اگر جنگیده است پس\nبيا الضرور در قطار دشمنان ملت جنگیده\nخواهد بود . کاترین به حیرت او را\nمخاطب ساخته گفت : « تو کیستی ! و\nدرینجا چه میخواهی ؟ »\nمن یکی از مغلوب شده گانم علاوه\nبران زخمی هم برداشته ام ... آنها\nمرا تعقیب میکنند ... خانم بنام خدا\nمرا پناه ده و حماه ام کن ! من كانت\n( دو نیر گت ) یکی از افسران !. تریش\nهستم ! » این کلمات را هنوز تمام نکرده\nبود که یک کف گلابی رنگی برلب\nهای او ظاهر شده رنگ چهره اش به\nگلی پریده باستانه در وازه افتاد . کاترین\nنعره از روی ترحم وخوف بر آورده\nپهلوی او بژانو شد . وخود به خود\nگفت : « کار او را خوب ساخته اند\nولی چه باید کرد که یک شخص\nارستو کرات و بر خلق آتش کرده امت\nفرانسوی هم نیست علاوه بر اجنبیت"}
{"book": "adl0789", "page": 155, "text": "شماره ( ۸ ) مجلد پنجم\nراستی با هی هم است ... هیچ باک ندارد\nبهر صورت یک انسان است ..\nو با یک حس ترحم که در ضمیر هر زن\nحتی سنگدل ترین شان پیداست بر مرد\nزخمی خمیده پارچه های خون الود را\nآهسته آهسته دور نموده بمعاینه حال\nاو مشغول گردید . .\nبعد از لحظه فرحناک شده گفت\nهنوز نفس میکشد ! ممکن است\nنجات یابد .. و بکمال سرعت بطرف\nمخزن آب سرد دویده جامی را پر کرده\nآورد . در وازه را هم بکمال احتیاط\nمحکم بسته بشستن زخم های افسر جوان\nمتوجه گردید . بستن زخم را هم بیک\nپارچه اولین که بدستش آمد انجام داد\nولی بستان فهمید که در انرا بتعجیل پیراهن\nشخصی را از هم دریده است ، چنانچه\nبخود خود میگفت :\nبسیار اعلی ! پیراهن بهتری را\nپارچه کردم ، این هم پیراهن کاپیتن\nطوپ خانه است ؟ غریب نه پول دارد\nو نه پیراهن های زیاد ! باک ندارد کدام\nپیراهن جدیدی برای او تهیه میکنم و یا\nاین پیراهن یکت جایز الش برده میگویم\nدر اثنا اطو سوخته است ، بیچاره نه\nبلباس و نه به زن ها به هيچ يك توجه\nندارد ! .\nباز به مرد جوان متوجه شده فکر کرد :\nاین شخص احمقی است ! این مته تفنگش\nدر میان ما چه میخواهد ؟ شاید برای\nحمایه استریانی فقیر مدام ( ديتوا ) آمده\nاست . يك مردی بدی هم نیست ، قدر\nزیاده تر بطرف او متوجه شده بفکر\nخود دوام نموده :\nبسیار جوان است ! نهایتاً اگر ٢٠\nسال داشته باشد ، نيك دختر شناختش\nزیاده تر است ، پیراهن او هم بسیار اعلی\nو از پارچه های معتبر ساخته شده . شاید\nیکی از راست و چپه دگر آنرا بزبان\nنیاورده با یک او خاموش باند . .\nآب سرد کار خودش را کرده جریان\nخون مرد زخمی را بسته ساخت و او را\nبهوش آورد ، چشم خدود را\nآهسته آهسته باز نموده يك چند فجاست\nمگر تخیلات دهشت گذشته . بخاطر\nبار دیگر خطور کرده کوشش نمود\nبرخواسته فرار کند ولی از ضعف\nپس افتاده بالینجه مرد و چشم خودش\nرا بطرف قصاره در حالت خوف ورجا\nگرد بینه به ترکیب الفاظ ذيل\nکام یاب شد :\nخیال میکنم شما کاترین اوشیر تر\nهستید ارافین هستید ؟ در دو ال\nالا ولین به من سفارش کرد که اینجا\nبیایم ،، از شما بظرف وعطیه زیادی\nمی نمود ، و متیقن و بود مرا پناه خواهید\nداد . همه چیز های دیگر را بعد از ین\nتوضیح خواهم کرد ..\nکاترین از شنیدن این جملات متحیر\nشده صدا زد ماد مواذل ( بلانش دو لاولين )\nولی نمی من دختر سینور « دوست\nآرامین ، او همان خانمیست که مرا\nبتاسیس این دوکان كمك نموده ، در\nدنیا هیچ ممکن نخواهد بود که به خاطر\nاو اجرا ندارم . بسیار خوب شد که بخانه\nمن آمدی ، درینجا کاملاً محفوظ\nومصئون خواهی بود و تا من زنده باشم\nآسیبی بتو نخواهد رسید ! .\nزخمی خواست کام چندی بگوید ولی کاترین\nبايك نك ترحم او را خاموش ساخته گفت : -\nهیچ گب خوف را در دل جاده.\nو مطمئن باش انکمافی بخواهی دید\nماد موازل باید بر تو نگران و پریشان\nنبا شد . ترايك وطن پرست در کنف\nحمایه گرفته است . .\nبعد ازین کلمات مسلئکه چیزی به خاطرش\nخطور کرده باشد خاموش مانده با خود\nگفت : « من چه میگویم ! این استریانی\nها از وطن پرستی چه میدانند ؟ همه مستبد\nپرست و غلام اند . .\nو برای اینکه فقره آخرین خود را\nاصلاح کرده باشد گفت : -\nدر خانه يك دوست پناه آوردنی ! »\nاز شنیدن کلمات مهربانانه کاترین ، مرد\nجوان سلامت و نجات خودش را درک\nنموده فرحناک گردید . و دست های\nبی جون ولر زان خودش را پیش برده\nخواست دست لطیف کاترین را گرفته\nببوسد .\nا کاترین احساسات خودش را ضبط\nنموده گفت : بسیار خوب این چیزها\nضرورت ندارد ، شما مرا اجازه ده\nپرستاریت را میکنم .. این را گفت\nمشغول خنجیدن بالانی شده با خود گفت :\n( يطبعة ايس )"}
{"book": "adl0789", "page": 156, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 157, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 158, "text": "انیس\nجریده ملی\n\nقیمت اشتراک\n\nدر افغانستان ۱۲ افغانی\nمحصول پوسته اطراف و ولایت داخله \" \"\nطلبه معارف ۷ \"\nدر ممالك خارجه ۲۰ شلنگ\n\nلطفاً پول اشتراك که بتوسط خزائن دولت فرستاده میشود باید\nرسید عوض و معاوضه باشد\n\n(مطبعه انیس)"}
{"book": "adl0789", "page": 159, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 160, "text": "شماره ۱۹\nسراج الاخبار افغانيه\nمجلد ( ۵ ) \n\nاشتراك سالانه ۱۳ افغانی\nمحصول پوست ۲ افغانی\nخارجه ۲۰ شلنگ\nاداره : کابل جاده ارک\nمؤسس و نگارنده مسئول\nمحي الدين\n۲ شنبه ۲۲ جوزا ۱۳۱۰ \nتاسیس ۱۳۰۶ \n۲ صفر ۱۳۰۰\n\nتقلید در حیات\n(۱)\nمسلم است که تقلید در حیات انسانی مدخلیت تامی دارد . وازان رو مصدر فائده های کثیری برای یک جامعه یا یک فرد جامعه گردیده است و میگردد . \nحس تقلید باید در انسان موجود باشد و بدون آن به خوبی می توان گفت که انسانیت نه می تواند بصورت لازمه مدارجی را که برای ارتقا وتکمل آن لابدی است بنماید . \nیکی از حقایق مهمی که امروز افکار علما و متفکرین بشر را اشغال نموده است عبارت از تربیه اطفال است . و به وسیله این چیزی که آنرا تربیه یا ( ایجو کیشن ) می گویند ذوات مدقق فکر دارند اولاد های خود را از حالی که دارند بهتر سازند وامداد نمایند که در حیات خویش آن چیزی را که بمعنی نام کلمه « ترقی » در ضمر خود دارد بدست آورند . یا اقلا در راه به بطرف آن قدم فرسا شوند ، و نه می\n\nتوان انکار کرد که در اجرای این مفکوره خود مودای به آنکه همواره حصول مطلب مرهون جد وجهد است در سایه مساعی خسته گیر ناپزیر واقدامات جدی خود کامیاب گردیده اند . وامروز ملاحظه می کنیم که پس ازان تربیه های طبیعی یا محیطی که انسان دران شاهرا به و خلی نداشت ، تربیه طائر اند و دانسته روی کار آمده است و انسانها در عین آنکه اولاد خود را تربیه می کنند ، میدانند که تربیه چیست و چرا باید باشد . \nو در زمره مسائل دیگری که در اطراف تربیه در کش نموده اند یکم مسئله مهم اینست که در ارتقای تربیه انسانی تقلید به صورت کاملی ذی مدخل بوده است . واگر این مسئله وجود نه می بود تربیه نسل به نسل و تربیه محیط به محیط دیگر ابداً تحول ومسافرت نه می نمود . \nدر مسئله تربیه ( که به عقیده اشخاص صحیح بزرگ ترین اقدامات بشر در راه ترقی بشمار میرود ) تقلید موقع بلندی را محرز است . مثلاً حیات یک طفل و نموی اورا\n\nاگر در نظر بگیریم ، می بینم که در اوائل حیات خود پس از انکه ممکن شد چیزی که در اطراف اوست نظر دقتش را جلب کند ، مجبور میگردد هر چیز را به صورتی از صور تلقی کند یا به عبارت واضح تریک نوع تاثر از دیدن اشیا برایش پیدا شده می خواهد به مقتضای فطرت خود با آن کاری و معامله داشته باشد درین موقع یگانه چیزی که باو می فهماند که نان را باید به دهن خود ببرد ( علاوه بر شعور مضمر یا چیزی که آنرا ( انستنکت ) می گویند ، تقلید است ، سپس در گفتگو وتکلم نیز تقلید قیادت او را بدست میگیرد و رفته رفته در راه رفتن و بالاخره در آموختن تعلیم از استاد و باز در افعال و حرکاتی که در حالت رشد در جامعه که فرد آن میباشد ازو سر بر می زند . تقلید اورا هدایت ورهنمایی می کند . \nو همچنان در خط سیر تکامل خود تا بدم مرگ و وداع آخرین با هستی وازند گی در هر امو چه در خوراک ، چه در لباس چه در طریقه معاشرت اجتماعی و چه در"}
{"book": "adl0789", "page": 161, "text": "صفحه ۴\nشماره ۹\nمجلد پنجم\n\nدر ممالک اسلامی :\nاخبار مصر\n\nيك جنبش و قیام ملی خونینی این روز\nها در سر زمین فراعنه، و در ساحل\nرود نیل بر پا شده که زن و مرد در آن\nشرکت دارند ، در چند شماره قبل خبر\nمصادمة بين ملیون و قوای پلیس را شرح\nداده و مطابق اخبار واصله وضعیت آنجا\nرعایت بخش بوده . یکعده از خانمهای\nمصری تظاهرات جدیدی شروع و با پانزده\nدستگاه اتو مبیل خیابان های پایتخت\n(قاهره) را پیموده و متيك باشكوهی\nداده اند ، طبقات مختلفه مردم در هر\nقسمتی با کف زدن از آنها استقبال و برای\nپایندگی قانون اساسی و حزب وفد و\nاحرار فریاد مسرت بلند میکردند اتومبیلها\nموقعیکه نزديك به « بيت الاحمر » میرسد\nقوای پلیس مانع از عبور آنها شده و\nآنهائی را که در اتو مبیل اولی سوار بودند\nدستگیر ساخته در این اتو مبیل خانمهای\nخشبة پاشا ـ عبد الحکیم املایلی و ابراهیم\nالمظاهرى (هر سه نفر از اعضای حزب\nوفد و احرار هستند) سوار بوده\nبمحض اینکه آن ها را توقیف و برای\nتحقیقات جلب کردند ، بقیه تظاهر\nکنندگان تصمیم گرفتند که از نقطه مزبور\nعبور ننمایند. مگر همراها نشان را آزاد\nکنند و در آنجا شروع بفریاد های خصمانه\nبر علیه دولت و قانون جدید انتخابات\nکرده ، خانمها رجال پلیس را سخت\nمورد ملامت قرار داده اند: (که مگر در عروق\nشما خون مصری جریان ندارد) در اطاق\n\nامور ما تفوي وامور بزرگ دیگرهمان تقلید\nرا استاد و معلم و یا قائد و راهنمایی خود قرار\nداده قدم بقدم مقتضیات آنرا تعقیب می\nکنند ، و باین صورت به پیش میرود وترقي\nمی کند یا به سوي كمال انسانيت به صورت\nمتواتر حرکت می نماید .\n\nازینکه خواستیم تقلید را در تربیه نشان\nبدهیم مقصود ما این بود که چون تربیه\nامروز يسك معني وسيعي را حائز گردیده\nوجولا نگاه فراخی در صحنه حیات انسان\nپیدا نموده است ، تقریبا تمام مطالب را\nدر بر خواهد گرفت و تمام اجزأت دیگرانسان\nدر دائره حیات نیز ازان خارج نخواهد\nماند .\n\nگوئی ما میخواهیم درین عبارت\nخود نشان بدهیم که تقلید به معنی\nکلیه در «تمام » عملیات انسانی\nموقع مهمی را داراست. این مسئله\nدر وقتی به ما مکشوف خواهد گردید\nکه در تعبیرات و تفسیراتی که مفکرین\nبه کلمه تربیه داده اند غور کنیم . ازین\nجمله اگر چه عده آن خیلی زیاد است\nتنها به ذکر دوفای آن اکتفای می کنیم\nو میگوئیم که بعضی از علمای تربیه می\nگویند : «تربيه عبارت از شناختن\nخدا است » . این جمله گنگ خوردی\nنیست . تمام سر تعالی انسان درین جمله\n\nداخل و مرکوز است . شناختن خدا\nآیا این مسئله سر حلته ـ بشر را تشکیل\nنه میدهد ؟\n\nگذشته از آن بعضی ها میگویند : «شخص\nترببیه یافته و انسان کامل مترا دف هم\nاند » . این نیز اگر بدقت نظر کنیم\nبا و جود اختلاف كلمات و عبارت در اصل\nفکر با بیان اول مخالفتی ندارد .\n\nواقعاً انسان چه طور می تواند دعوی\nکمال کند تا آنکه نشناسد که در دنیا\nبرای چه آمده است و چه باید بکند ؟\n\nاین دو تعبیر تربیه که از جمله تعبیرات\nعدیده دیگر ذکر آنر نمودیم ، بخوبی\nبه ما می تواند بفهماند که تربیه به چه\nاندازه مدلول وسیعی به خود گرفته است\nو نیز در عین حال در فکر انسان القا می\nنماید که پس از دانستن ان نباید هیچ\nچیزی در تمام امور دنیا از تربیه خارج\nباشد. هر چه هست در دلوا تربیه است\nمیدان تربیه از او لین مرحله حيات الى\nآخرین رمق زندگی وسعت و امتداد\nدارد . و هم چنان تقلید نيز كابيك جز آن\nبشمار میرود با آن همراه است و از آن\nجدا نه می شود .\n(باقی دارد)\n( .... )"}
{"book": "adl0789", "page": 162, "text": "صفحه ۲ ( شماره ۹ ) مجلد پنجم\n\nکه آن چند نفر را توقیف کرده بودند\nفوراً بر دو دیوار او نوشتند : « ملت\nمصدر قدرت » است ، ملت در انتخابات\nصدقی پاشا شرکت نخواهد نمود . پاینده\nباد قانون اساسی ملت » . و از این\nعبارات مهیج .\nهمینکه خبر توقیف زنان بمردها میرسد\nعده از جوانان شروع بتظاهر نموده و\nبا نعاره جنجال و غوغا بر پا کردند که\nپلیس مجبور گردید عده از آنها را\nفوراً توقیف نماید ، بعد از انکه\nدستور آزادی زنان توقیف شده صادر\nگردید قورت بآنها رسید که از محل\nتوقیف خارج نشوند مگر انکه جوانها را\nنیز آزاد نمایند آن وقت دولت ناچار شد\nتمام آن را که در آنساعت توقیف کرده\nبود آزاد نماید ، موقعیکه خانمها از توقیفگاه\nخارج میشدند استاد مکرم اظهار میدارد :\nباید صبر کرد تا تمام از توقیف خارج شوند\nزنان جواب میدهند ما قادر خواهیم بود\nکه دولت را تصمیم اراده خود کنیم\nبمحض اینکه از توقیف گاه بیرون\nآمدند با يك صورت تظاهر بیشتری مجدداً\nبنای جنجال و غوغا را گذارده و تا میدان\nمحله پیش رفتند در آنجا عده زیادی از قوای\nپلیس در صدد جلوگیری از آنها بر میاید\nقوای مزبور با تفنگ و با طوم در صدد\nمتفرق کردن آنها بر آمده موفق نمیشود\nدامنه تظاهر و ميتينك آنها تا باب المحاق\nو از آنجا خیابان عابرین و میدان او پرا\nو خیابان فواد اول و سایر خیابانها تا\n\nکلوب حزب احرار وسعت پیدا کرده\nبرای پایندگی حزب و ائتلاف آن ها\n( مقصود ائتلاف با حزب وفد است م . )\nفریاد زده و از آنجا عده رو به « بیت الامه\nو کلوپ « سعد » رو آور شده به ام\nالنصريهن ( بيوه مرحوم سعد زغلول\nپاشا م . ) مصطفی نحاس پاشا تهنيت\nو زنده باد میگویند عده از رجال پلیس\nدر اینجا و آنجا مردم را متفرق میکرد\nکه هجوم آور نشود مردم برای زنان هو\nرا میکشیدند و هشت نفر از اشخاص که\nبرای نحاس پاشا هو را زدند دستگیر و\nتوقیف نمودند .\nکمیسیون تنظیم امور کنگره ملی جلسه\nمنعقد نمود که برای طرز تشکیل جلسات\nکنگره که تقاضای انعقاد آن را از طرف\nدولت نموده تقاضای مزبور را رد کرد\nو اجازه نداده بودند مذاکره نمایند که\nدر چه نقطه کنگره را علی رغم عـدم\nاجازه دولت منعقد نمایند .\nدر دعوتی که یکنفر از نمایندگان سابق\nپارلمان از اعضای حزب وفد و احرار برای\nصرف چای بود ، قوای پلیس در نزدیکی\nمنزل مشار اليه کلیه متظاهرین را متفرق\nساخته و جز اشخاصیکه کارت دعوت همراه\nداشتند کسی دیگر را راه نمیداد و لیکن\nبا و جـود این مردم بی اندازه در\nاستقبال مدعوین و تکریم آنها مبالغه کردند\nپس از صرف چای وخارج شدن مد\nعوان دو اتومبیل بزرگ که حامل عده از\nافراد پلیس انگلیسی بود وارد محل گردیده\n\nمردم را با باطوم متفرق نمودند\nشعبه فرعی حزب خلق در جلوی آن\nبراثر عدم اجازه دولت برؤسای احزاب\nدیگر که بطنطا میخواستند مسافرت نمایند .\nاعضای آن استعفاء داده در صورتیکه شعبه مذ\nکور از حزبی است که خود صدقی پاشا تشکیل\nداده است زنان ملیون یادداشتی را منتشر نموده\nوبر علیه صدقی پاشا و انتخابات جدید مردم\nرا شدیدا دعوت نموده اند که از شرکت\nانتخابات خود داری کنند ، در یاد داشت\nمزبور چنین به مردم خطاب میکنند : «\nبرای دفاع از مبادی اصول خود فداکاری\nکنید در انتخابات شرکت ننمائید ، سرنوشت\nآنها خاتمه پیدا کرده فتح و ظفر نصیب ما خواهد\nبود ، دست خدا با مجاهدين كمك ميكند .\nدولت موضوع تاخیر انتخابات را\nتکذیب نموده اعلیحضرت ملك فواد فرمان\nانتخابات را صادر و انتخاب کنندگان در باز\nدهم ژویه دعوت شده اند تا نمایندگان خود\nرا انتخاب نمایند و در ۱۷ ژوئیه اعضای\nمجلس سنا از بین منتخبین تعیین خواهد شد .\nتبلیغاتی که برای عدم شرکت انتخابات\nاز طرف احزاب مخالف شروع شده تاثیرات\nعمیق بخشیده و با اینجهت تا کنون چند تر از\nبیست و پنجنفر خود را کاندیدا معرفی\nنکرده اند و اگر صد شرکت در انتخابات در\nمیان نبود هیچکس تصور نمیکرد که این قبیل\nاشخاص در درجه دوم انتخاب شوند .\nموضوعیکه بیشتر اهمیت دارد همانا\nشرکت زنان در مبارزه سیاسی بین احزاب\nمی باشد تا کنون اسمعیل صدقی پاشا رئیس\nالوزرای مصر در مقابل متظاهرین و احزاب"}
{"book": "adl0789", "page": 163, "text": "صفحه ٤ ( شماره ٩ ) مجلد پنجم\n\nیتیم خانه نادری\nدرینجا محض تشکر و قدر شناسی از مراحم و نوازش مات پروری و غریب نوازی اعلیحضرت تاجدار رئوف و مهربان خود فوتوی اولاد های یتیم متوطنه این موسسۀ خیریه و یتیم خانه ملی نادری را بنظر قارئین رسانده بعارضه مات خود بشارت میدهیم که امروز اولاد های بیکس و فقیر شما يك پدر مهربان و غمخواری مثل ذات همایونی اعلیحضرت محمد نادر شاه غازی دارد .\n\nایستادگی کرده و با تمام اقداماتی که مخالفین بعمل آورده اند انتخابات را اجرا نمود است ، میزان موفقیت دولت را در اینکار بایستی تا خاتمه امر انتظار داشت وهمان طوریکه سابقاً هم اطلاع داده ایم بمحض تشکیل پار لمان مذاکرات راجع به عقد قرارداد اندکاپس ومصر شروع خواهد شد .\nبلی يك نكته قابل ذکری درین جا وجود دارد که باین وضعیت انتخابات وتشکیل پار لمان آیا دولت بریطانیا حاضر خواهد بود که وارد در مذاکره عقد قرار دادشود ؟ زیرا موقعیکه با محمد محمود پاشا"}
{"book": "adl0789", "page": 164, "text": "طراح قرار داد انگلیس ومصر را تهیه\nنمودند . باو خاطر نشان کردند که این\nقرارداد را بایك دولت پارلمانی که از\nطرف ملت مصر نمایندگی داشته باشد\nمنعقد خواهند نمود .\nو همین ایراد باعث گردید که محمد محمود\nپاشا از مقام خود مستعفی و انتخابات اخیر\nمصر جریان پیدا کرده که منتهی به موفقیت\nوفدیها گردید ؟ ولی با وفدیها نیز نتوانسته\nکنار نماید . اينك آيا بصدق پاشايك\nهمچو ایرادی نخواهد گرفت ؟ اين يك\nمسئله ایستکه احتمال داده نمی شود زیرا\nاز قرائن و جریان اوضاع چنین مستفاد میشود\nکه دولت بریطانیا تصمیم نموده است که این\nمرتبه تصمیم قطعی در باب عقد قرار داد با مصر\nاتخاذ نماید .\nو در هر حال فعلا که وضعیت آنجا\nآرامش و مسکونت نداشته و احزاب وفد\nواحرار تمام مردم را بر علیه دوات به هیجان\nآورده اند . احزاب مذکور تا آنجائیکه\nوسیله در دست داشتند مبارزه نموده\nوشدت مبارزه آن ها از روی تلگرافات\nو از آنهای خارجه که هر روزه واصل\nمیگردد بخوبی معلوم میشود و این وضعیت\nتا کی ادامه خواهد داشت و چه صورتی را\nپس از خاتمه انتخابات بخود خواهد\nگرفت معلوم نیست ؟\n(کوشش)\n\nترجمه از لوماتن پاریس :\nحیات وسوانح موسیو پول\nدومر\nرئیس جمهور جدید فرانسه\nموسیو پول دو مر در اوبیاکت بتاريخ\n۲۲ ماه مارچ ١٨٥٧ متولد گردیده سند\nیافته حقوق ، و كیل ، سابق معلم\nوسایق ناشر ، بوده است مشار الیه در\nمحوطه سیاست کابینه موسیو فلو که به\nریاست مجلس در سنه ١٨٨٦ داخل شد\nدر ( ٨ ) اپریل ۱۸۸۸ مبعوث « ایسن »\nمنتخب شد ، بعد در پارلمان از سال\n۱۸۹۰ از ایالت اول دوکسر و نمایندگی\nنمود ، بعد از ۱۹۰۲ الی ۱۹۰۹ از ایالت\nدوم لاشون وكالت نمود ، در ١٩١٠\nدر انتخابات مغلوب شده ، در ۱۹۱۲ در\nانتخابات کرس بری شامو لیت در سنا\nانتخاب شد در کابینه بور ژوا بتاريخ\n۲ نوامبر ۱۸۹٥ وزیر مالیه بوده در ۳۰\nاپریل ١٨٩٦ برای پروژه مسایل مالیات\nمقرر شد .\nموسیو دو مر در ١٨٩٦ الی ١٩٠٢\nگورنر جنرال مستعمرات فرانسه در هند\nو چین مقرر شده و از شاه انام تنزل\nویرای تونکن را حاصل نموده و تامل\nعمده سعادت وترقی این مستعمره گردید\nدر ١٩٠٥ الی ۱۹۰۹ رئیس مجلس مبعوثان\n\nگردید ، در ١٩٠٦ در انتخابات بری\nحاصل کردن ریاست جمهوری داخل شده\nومقابل موسیو فالیر در ٤٤٨ رای مقابل\n۳۷۱ رای مغلوب گردید\nدر ١٩١٤ عضو دیوان عالی هوائی\nحربی و کمیته فنی کار انداختن راه های\nآهن مقرر گردید\nدر کابینه اول موسیو پلوره ( هه\nسپتامبر ۱۹۱۷ ) حيثيت وزیر را داشته\nو از ۱۷ جنوری ۱۹۲۱ الی ۱۲ جنوری\n١٩٢٢ – در کابینه هفتم بریان وزیر\nمالیه بوده و از ٢٦ نوامبر ١٩٢٥ الی ٦ ماه\nمارچ ١٩٢٦ در کابینه ۸ بریان وزیر مالیه\nبود ، در ۱۹۲۳ در کمیته متخصصین\nکمیسیون ترميمات بحث نمایند. تقرر داشت\nو از ١٤ جنوری ۱۹۲۷ به بعد رئیس\nسنا بود .\nموسیو پول دو مر کتاب های زیادی\nنشر نموده است . منجمله : هند وچین\nفرانسوی را ( در ١٩٠٥ ) ولیور دومی\nفيس را در ( ١٩٠٦ ) وکتاب معلومات\nفلز کاری راجع به آهن را ( ۱۹۱۲ )\nوقانون حربی را در ( ۱۹۱۳ ) نشر نمود\nه مو سیو پول دومر ، نشان طلائی\nمجمع جغرافیا و نشان طلائی فرانسوی\nکاری مجمع جغرافیاي سنت ایتین ونشان\nطلائی اتحادیه بحری و مستعمراتی را نایل\nودارا گردیده است ."}
{"book": "adl0789", "page": 165, "text": "صفحه ٦\n( شماره ٤ )\nمکتوب\n\nاصلیت وولادت او\nموسیو پول دومر در ایالت اور باکت دريك خانه محقری که نمبر ٢٤ داشت درمحله دى تان نور تولد گردید . این خانه امروز بهمان هیئتی است که داشت.\nدريك اطاق کوچکی که در یچه آن بطرف باغ تنگ و کوچکي کشيده بود پا بعالم وجود گذارده و چشم بدیدن آن کشود .\nپدر رئیس جمهور جدید فرانسه عمله وکار گر راه آهن بوده و بخرج کمپانی دورلئان برای وضع خطوط آهن کار میکرد . این طفل به ۸ ماهگی رسیده بود که خانواده او ( خانواده دومر ) اور یاکت را بدرود گفته و در پاریس مسکن گزید با وجودیکه در اوری کم وقت زند گی کرده بود موسیو پول دومر گاهی از اصلیت اوریلی و اورپاکت فراموش نمیکرد . در ۹ ماه اپریل ۱۹۰۵ درمجلس عمومی بچه های اور پاکت ریاست کرده و در بين جوانان این شهر تاثير فوق العاده نشان داده و از ان محبت فوق العاده اظهار میکرد .\nموسیو دومر رئیس جمهور جدید جمهوریه فرانسه يك حيات پرسانحه خیلی اعلی در حیات سیاسی دارد و پدر ۸ پسر که ٤ پسر او در جنگ کشته شده می باشد . و حیاتش پر از زحمت کشی و کار کنی است و همه وقت برای سعادت جامعه خدمت کرده است .\n\nانيس عزيز !\nدر صفحه ( ٦ ) شماره ( ٨ ) مجله شریفه انیس در ذیل عنوان ( تدقیقات ادبی ) مختصر آشکار ي از حضرت مولوي بلخي ورباعیات آن بزرگوار بقلم یکی از فضلا کابل نگاشته شده است . در اول وهله گمان بردم که نویسنده متتبع و با اطلاع خواسته است شرح حال این نابغه روزگار وصوفي شهير اسلام و افغان را بتمام حقیقت حال وقال ایشان نوشته وحق مقام آن بزرگوار عالي مقام را کما ينبغي ادا کرده است . ولی متأسفانه که از این چند سطر پيچيده ومجهول وبيين مشكل هاي الفاظ بوقلمون بمعقاه شاهق آن جلیل القدر راهي نیا فته و چيزي دستگیر خواننده نگردید با آنکه بنده بروحیات بلند نویسنده اشنا و به اقتدار قلم و احاطه اطلاعات و معلوماتش از دور شلاد میکنم و احترام ميفرستم زیرا : از مدتیست که سيماي اخلاقي اين نويسنده مفكور در آئینه مطبوعات وطن منعكس واز همگان جلو تر در راه علم و معرفت قدم و قلم زده و خامه را برروي صفحات مطبوعات وطن اشنا كرده مطالب خوب و قیمت داري به شهامت تمام برفقا اتر خود بروز داده اند وضيماً مسافرت هاي طولا ني در بلاد معموره وپايتخت هاي معظمه دنيا وتتبع واستقصاً به آثار\nومطبوعات علما وفضلاي جهان واموختن لسانهاي سرمایه دار عرب ، ترك ، فرانسا انگليزه ، بالاخره اسپهوانتو وغيره بمیدان علم وفضل ومحيط اطلاع واحاطه اين نویسنده پیش قدم يك چنان وسعت داده باشد که ما منتظریم نگارشات این نگارنده در هر زمینه که باشد دلیل روشن و برهان قاطع ان موضوع بوده باشد. ولي متأسفانه اين مقاله ادبي نویسنده كه يك تتبع ادبي و آن هم در دور دست ترین ما لك اجنبي ترتيب یافته است خلاف انتظار ما و رویه معمول خودشان وضعیتی بخود کسب کرده است که گویا یک مستشرق نو واردي در موضوع ادبیات وطن إن هم بالعدم فرصت وقلت ذخایر و یک روح متصنع اقر أ تحریر کرده باشند. گمان میکنم او بسنده فاضل را تنگي فرصت وتشتت حواس مجال وموقعی نداد که سیر عمیقانه در افکار وافکار این پیر معرفت کرده وطرح حالی که بهترین نماینده شخصیت آن بزرگوار بوده باشد مقاله ترتيب دهند اکنون ، تمنا میکنم که نظری ثانی باین نگارش خود نموده ترجمه حالی که در خور آن بزرگوار مبلغ بوده باشد شیراز تو ترتیب داده مرقوم نمایند تا تلافی و جبره مافات را نموده وضمناً حق مقام آن پير علم وادب را ادا کرده و روح پرفتوح آن عالی مقام را از خود شاد ومسرور کرده باشند .\n\n( محفوظ )\n( م . ا )"}
{"book": "adl0789", "page": 166, "text": "شماره ٩\nمجلد پنجم\n\nرباعیات :\nمولاناي بلخي\n( مشهور به رومی )\n( ٤ )\n٢٦\nبای تو گرفته ام بدارم زتو دست\nدرمان ز که جویم که دلم مهر تو خست\nبي طعنه زنی که بر جگر انت نیست\nگر بر جگرم نیست چه شد بر مژه ماست\n٢٧\nبائی گفتم که پرتو بیدارد کیست\nبی هیچ زبان ناله و فریاد چیست\nمی گفت زشکر لبی بریدند مرا\nاین ناله و فریاد نمیدانم زیست\n٢٨\nبا شب گفتم که به پیمان است\nاین زود گذشتن تو از نقصان است\nشب روی به من کرد و مرا عذری گفت\nمارا چه گنه چو عشق بی پایان است\n٢٩\nبر هر جایی که سوتهم مسجود اوست\nدر شش جهت و بیرون شش معبود اوست\nباغ و کل و بلبل و شماع و شاهد\nاین جمله بهانه است و هر مقصود اوست\n٣٠\nبنگذشت دواد غیب و گردی رخواست\nاُو رفت زجای گردی او هم بر خواست\nنور است نگر نظر مکن از چپ و راست\nگردش اینجا و مرد در عالم بقا است\n٣١\nبیچاره ترا ز عاشقی ای صبر کجا است\nکابن عشق گرفتاري بی هیچ دواست\n\nدرمان غم عشق نه بخل و نه ریا ست\nدر عشق حقيقي نه وفا و نه جفا است\n٣٢\nتا شب میگو که روز مارا شب نیست\nدر مذهب عشق و عاشق را مذهب نیست\nعشق آن بحریست کشن گران و لب نیست\nپس غرقه شوند ناله ویارب نیست\n٣٣\nچون دانستم که عشق پیوست من است\nوان زلف دراز شاخ در دست من است\nهر چند که دي مست قدح می بودم\nامروز چنانم که قدح مست منست\n٣٤\nخواهی که ترا کشف شود هستي دوست\nدر رو بدرون مغز بر خیز زپوست\nزائیست که گرد او عجب توی تو است\nاو غرقه خود هر دو جهان غرقه اوست\n٣٥\nدیوانه شدم خواب ز دیوانه خطاء است\nدیوانه چه داند که ره خواب کجاست\nزیبا که خدا نخست پاکست ز خواب\nمجنون خدا بدان که هم خواب خداست\n٣٦\nگویند که عشق عاقبت تسکین است\nاول شور است عاقبت تمکین است\nجان است ز اسپاش سنگ زیرین\nوین صورت بیقرار بالا بین است\n٣٧\nگفتند که شش جهت همه نور خداست\nفریاد زخلق خواست که آن نور کجاست\n\nبیگانه نظر کرد ز هر سو چپ و راست\nگفتند دمي نظر مکن بی چپ و راست\n٣٨\nكم باد سري که آن سران را بپا نیست\nوان دل که به جان غرفه آن سودا نیست\nگفتند درین میان نگنجد موئی\nمن موي شدم از ان مرا گنجان نیست\n٣٩\nمرك نه زير است و نه بالا است کجاست\nقدسی که نه با ما و نه بی ما است کجاست\nآنجا اینجا مگو بگو است کجا ست\nعالم همه اوست آنکه مینا است کجا است\n٤٠\nمستم ز خمار غیر جان افزایت\nو قصم چه دهی چو آمدم در کویت\nمن سبز ه می شوم ز لب تر کردن\nآن جا که مرا در افکنی در جویت\n٤١\nمنصور حلاجی که انا الحق میگفت\nخاك همه ره بخوك مژگان میرفت\nدر قلزم هستی خود غوطه بخورد\nو انگاه پس ازین اندت انا الحق میگفت\n٤٢\nناگه ز درم در آمد آن دلبر مست\nجام می لعل نوش کرده بندست\nاز دیدن و از گرفتن زلف مشکش\nزوم همه چشم گشت و چشمم همه دست\n٤٣\nهر ذره که در هوا و در هامون است\nنیکو ننگرش که هم چو ما مجنون است"}
{"book": "adl0789", "page": 167, "text": "شمارة ٩\nمجلد پنجم\n\nهر ذره اگر خوش است و اگر محزون است\nسرگشته خورشید و شوخی بیجون است\n٤٤\nهر روز دلم در غم تو زار تر است\nوازمن دل بيرحم تو بيزار تر است\nبگذاشتي غمت نگذاشت مرا\nحقا که غمت از تو وفا دار است\n٤٥\nباری که به عشق از صفت بیرون است\nدر خانه در آمد که دل توچون است\nاو دامن خود کشان و دل مي كفتش\nدامن برکش که خانه ام پر خون است\n٤٦\nای روی تو از لطافت آئینه روح\nخواهم که قدمها بخيالت بمسوح\nدر دیده کشم وليك تير مژه ام\nترسم که کند پای خیالت مجروح\n٤٧\nاز فقر بانواع سخن ها گفتند\nدر بيخبرى گوهر معنی سفتند\nواقف جو نگشتندز اسرار جهان\nاول رقمی زدند و آخر خفتند\n٤٨\nاز آب حیات دوست بیمار نماند\nاز گلین وصل دوست يك خار نماند\nگویند دريچه ايست از دل سوی دل\nجای دریچه که دیوار نماند\n٤٩\nخاموش مرا ز گفت و گفتار تو کرد\nبي كار مرا حلاوت کار تو کرد\n\nبگر بختم از دام تو در خانه دل\nدلم دام شد ومرا گرفتار تو کرد\n٥٠\nگرباد گري مي سازم ولاغ\nنينهم بخدا به مهر کس بر دل داغ\nلیکن چو بره شود کسی را خورشید\nدر پيش نهد بجاي خورشید چراغ\n٥١\nآن طاق که نیست جفتش اندر افاق\nبا بنده بیکدخت جفت و طاقي بوثاق\nپس گفت مرا که طاق خواهی یاجفت\nگفتم بتو جفت و ازهمه عالم طاق\n٥٢\nمعشوقه چو آفتاب تابان گردد\nعاشق به مثال ذره گردان گردد\nچون باد بهار عشق جنبان گردد\nهر شاخ که خشك نيست رقصان گردد\n٥٣\nمن بنده آن عقل اكرة مجنون شد\nاندر جان اوزد دل گرد پرخون شد\nالله كه همي رشك برد آب حیات\nز اشکی که زچشم عاشقان بیرون شد\n٥٤\nمه را طربى بروي او مي ماند\nچيزي بتن فرشته خوبي ماند\nي د كجا تا به كجايد كه بود\nجان بنده او بدو خودانا و مي ماند\n\n٥٥\nچون بت رخ توست بت پرستی خوش تر\nچون باده زجام توست مستي خوش تر\nدر هستی عشق نوجنان نیست شدم\nكان نيستي از هزار هستي خوش تر\n٥٦\nرفتم بر گور که گویم زاندر\nمیتافت زگورار تش بیجون كزار\nدر خاك ندا کردم خا کا زنهار\nآن یار وفادار مرا نیکو دار\n٥٧\nآمد آمد انکه او نرفت هر گز\nخالی نبود از آب ازن جوهر گز\nاو معدن مشک و ما همه بوی ویم\nاز مشک جدا تو دیده بو هر گز\n٥٨\nآمد بر من دوش نگاری سرتیز\nشیرین سخنی شکر لبی شور انگیز\nبا روی جو افتاب بیدارم کرد\nاین که چو آفتاب ديدي بر خيز\n٥٩\nبنمای به من رخ تو ای شمع طراز\nتا ناز کنم نه روزه گیرم نه نماز\nتا با تو بودم مجاز من جمله نیاز\nچون بي تو بودم نماز من جمله مجاز\n٦٠\nاندر سر هوس عشق تو دارم همه روز\nدر عشق تو مست و بیقرارم همه روز\nمی مستان را خمار يك روزه بود\nمن آن مستم که در خمارم همه روز"}
{"book": "adl0789", "page": 168, "text": "( صفحه ۹ ) ( شماره ۹ ) ( مجلد پنجم )\n\nمترجم سرور گویا :\nنگارش و نگارندگان\n( ترجمه از اشهر مشاهیر ادبای شرق )\nاگر بخواهیم در موضوع نگارش و نگارندگان ادب چیزی بگویم و درین قضیه حکمیت محققانه نمایم و از صدر اسلام آغاز کنیم ( ۱ ) امیرالمومنین علی ابن ابی طالب را ( کرم الله وجهه ) سر حلقه بلغا و واضع بنیان بیان عربی می یابیم چه عارفین اسلوب کلام عرب سخنان او را کرم الله وجهه بعد از کلام خدا و رسول ابلغ کلام دانند . و برخی از کلام جامعه او را شریف رضی جمع نموده و نهج البلاغه نام داشته و ابن ابی الحدید شرحی بر آن افزوده و کتاب الدهر الخالد نام نهاده و اکثری از صحابه در کتابة و خطابة از نوابغ بشمار میروند چنانچه در ( العجاز ) بقلانی و ( اتقان ) و مزهر سیوطی مسطور است .\nاین قرن بامیرالمومنین عمر ابن عبدالعزیز خاتمه می پذیرد و او در بلاغت و ادب\n\n(۱) آنچه از رسائل و خطب و سائر مولفات بما رسیده همه از آقا صدر اسلام است چه نگارش ادبی در آغاز قرن دوم شروع یافته و ممدوش قرون و اعصار سیر تدریجی و تکاملی نموده هر چند زمان جاهلیت نیز میدان هرج و مرج و عرصه جولان ادب است ولی به تحریر دیوان آن نپرداخته اند ازینجهته چندان خطب و رسائلی از عصر جاهلی باقی نمانده\n\nآیتی کبری بوده رسالهای موجز و خطبه های غرای او را که ابن سعد در طبقات کبیر و ابن جوزی در مناقب خود نقل میکنند سر مشق از بلاغت بوده و همه حسن و دل پسندیهای ادبیات عرب را داراست بر علاوه رسائل و خطب اداری و سیاسی او با آنکه خیلی اندکست ملکه انشا و اطلاع را بر اصول اداره عربی در شخص تربیه کند .\nزیاد ابن ابیه و حجاج ابن یوسف و قطری ابن فجاءة و عمران ابن حطان نیز از بلغای این عصرند همتنکه در تن اخیر از خوار جند بلی جز مهمی از ( کامل ) مبرد مشتمل است بر اخبار خوارج نهروان و بدین اخبار مثال می آورد از بلاغت قوصویین و شبوعیبن .\nقرن دوم : ــ رئیس بلغا و امام فصحای این قرن عبد الحمید ابن یحیای کاتب است خطترسل و افکار او بحوصله تسخیر از بهر مردم درآورد ازان ببعد عبد الله ابن مقفع ظهور نمود سلاست نگارش طراوت الفاظ جزا لت معانی و روابم رفته جملات با شکوه او عقد\n\nو هر چه بوده در خزانه حافظة ایشان جا داشته افکار و کلام ادبای خود را بروایات مساسلی یاد داشتند . رفاعی گوید : ــ نثر جید عرب بیشتر ست از نظم جید او همینکه از نثر بقدر ده هم باقی نمانده و ده یک از نظم هم ضایع نگشته و اکثر بقایای ادب عرب که دست حوادث بدان نرسیده در خزانه محفوظ بوده و بطبع نرسیده و بیشترش در جامعه ها و کتابخانه های اورپا محفوظ است .\n\nشب گشت ومن ازست خبر از شب و روز\nروز است شبم ز روی آن روز افزون\nای شب شب از آنکه از وی خبری\nای روز بروز او روز آموز\n\nدر انجمنی نشسته دیدم دو بتش\nنتوانستم گرفت در آغوشش\nرخ را به بهانه بر رخش بنهاده\nیعنی که حدیث میکنم در گوشش\n\nعاشق گردد بگرد اطلان و ربوع\nزاهد گردد بگرد تسبیح و رکوع\nبر آب تنه آن و این دگر بر لب نان\nکفن را عطش آمده است و این راغم جوع\n\nتلگرا فات\nسواد تلگرام تبریکیه اعلحضرت غازی بعنوان اعلحضرت شاه جارج .\nبمناسبت جشن ولادت آن اعلیحضرت تبریکات صمیمانه خود را اظهار و صحت مندی اعلیحضرت و فامیل شاهی شان را مسألت مینمایم .\n( محل امضای اعلیحضرت همایونی )\nسواد تلگرام جوابیه اعلیحضرت شاه جارج بعنوان اعلیحضرت همایونی .\nاعلیحضرت پاد شاه افغانسان ـ کابل\nپیغام تهایت صمیمانه و مهربانانه اعلیحضرت را بتقریب روز ولادت خود گرفته تشکر می نمایم .\n( جارج آر آی )"}
{"book": "adl0789", "page": 169, "text": "صفحه ۱۰\nشماره ۹\nجلد پنجم\n\nمرواریدیست که بر گردن شاهد سخن اوی از این بلغا بصفحهٔ روز کار نمانده طوریکه آغاز فراموش گردد . خلاصه\nبسته يتييمة الدهر ترجمه کلیله دمنه و سایر واگر مانده هم اندکی است که بدان جاحظ بنگارشهای او بعقول بازی میدهد نماند\nرسائل او بهترین نمونه فصاحت و بشه کار نمیتوان حکمی بنا کرد، در پی از این مقفع ولی سحر حلال . نگاه کن یکتا بهای او\nهای ادبی اوست اگر ستارهٔ عمرش واحمد ابن یوسف وصولی آثاری باقی است که تا مانه در دفتر خاطرات خویش بطور\nبزودی اقول نمیکرد امثلهٔ بیان خیلی برای ابو اسحاق کاتب یعنی ابراهیم ابن محمد افتخار گذاشته و سر مایه فخر عرب ساخته\nما میگذاشت .\nمخبره وزیر معتمد علی الله نیز از مخرران و ملا حظه نما قناني و ابداع كاري او را که\nولی فسوس که به ( ۳۶ ) رسیده در بحبوحه این قرن و ( النظم الرائق والنثر الفائق ) چگونه معانی غلام او والفاظ جزل بار\nشباب فکر دنیای علم و ادب را بدرود و ( الرسالة العذراء فى موازين البلاغة ) شافت خود منقاد او گشته . بلی جزالت\nگفت . سهل ابن هارون نیز از نوابع وادوات الكتابة ، تخته كلك اوست .\nرا با شرین پایه آن بالا برده هزلیات\nاین عصر است و از بعض رسائلش معلوم قرن سوم : این قرن بظهور جاحظ\nمیگردد که در نکتانی لصنعت میکرد که میتوان استاد بديع كويا نش گفت و نوا در را احیانا بطروف ظریف الفاظ\nبوی منسوب میداشت تاروآء قبول عامه امتاز تمام یافته ظهور او در سنه ٢٥٥ جامیدهد که خواننده ذوق نموده ازان\nیافته متداول روز کار گردد . نگارش رو داده ( كتاب الحيوان و البيان ) ملال نگیرد . رسائل فوق او بهترین\nاو سهل ممتنع و از ابتذال وگمان وحشه و و ( التبيين ) و ( البخلاء ) و ( المحاسن شاهدی است برای مدعای ما .\nاستعارات مبشنعه مبرا بود . از خطبای والاصداد ) و ( الحاسد و المحسود ) پس از جاحظ ابو حنيفه دینوری است\nاین قرن داود ابن علی وشبیب ابن شبيه از تالیفات اوست و نیز چندین رسائل و کتاب ( اخبار الطوال ) از مصنفات\nواز چیز نویسان اسما عیل ابن صبیح مطبوعه داشته که هر صفحهٔ آن مفید تر اوست طرزبیان او خیلی شیرین وروان\nكاتب رشید و عمر ابن مطرف است واز از مجلدیست . کسی نتوانست مانند او و سبک نگارشش موافق زمان . ابو حیان\nكاتب منصور ومهدی وهادی ورشيد بموضوعات مختلفه را در همچه قالب فتان توحیدی گوید : — اگر جاحظ وابو حنیفه\nبوده ونیز صالح ابن نجاح صاحب كتاب جلوه گری بخشد و باحوهٔ آن از تعسف\n( ادب والمروة ) از طیور کنند گان این وتکلف دوری گزیند . کلامش هر قدر و ابو زید را جن وانس مدح وفضائل ایشانرا\nقرن و کلامش دارای رشافت ورافت و حکمت مکرر گردد قند مکرر نماید ، در رقت بیان کنند هنوز با ستحقاق آنها نرسیده\nاست .\nمعانی ومتانة ترکیب وهماننداری زیر لغت همانطور وصف شان نا گفته خواهد ماند .\nگوینده بلعنای خردم ده نفراند : — واستعمال کلمات رنگین در جاهای مناسب پس این قرن بواسطه ظهور کنندگان\nعبدالله ابن مقفع وعماره ابن حمزه وخالد حیرت بخش عقل خرده بین است با نه ونوابغ ممتاز ترین قرون واعصار است\nابن يزيد وحجر ابن محمد وانس ابن ابی الفاظ عامیانه را در رشتهٔ کلام جا داده افکار را و درین قرن است که علوم اولین و آخرین\nشيخ وسالم ابن عبدالله و ميمند ومرثد و بحالت خود نقل دهد . در چیز نویسان یونانی وسریانی وفارسي وهندي بعربي ترجمه\nعبد الجبار ابن عدى واحمد ابن يوسف . عصر شخصی مانند او نیست که خوب را در شد وبه اسالیب وتراكيب لسان عرب\nصاحب فهرست گوید : — ابراهیم ابن لباس بد و بد را در لباس خوب جلوه در آمد وزبان عرب حلا وه بر فصاحت\nعباس صولی وحسن ابن وهب وسعید ابن دهد با آغاز کلامش طوری باشد که وعظمتی که داشت یک زبان علمي وصناعي\nعبد الملك نيز از بلغا بشمار آیند همينکه مطالعه کننده از طالعه مستغنی و خاتمه در بارهای آسیا گردید .\n( بقیه دارد )"}
{"book": "adl0789", "page": 170, "text": "ترجمه از مجلات عربی :\nبه مترجم عبد الرشید :\n\nاز هر طرف\nعلت جنگ ها :\n\nجنگ های که عالم بشریت را بخون\nشانده و موجب تباهی کتله های مهمی\nمی شود ؛ علت بعض از آنها بحدی خفیف\nو بی اهمیت میباشد که انسان های امروزه\nباور کرده نمیتوانند که آنها موجب\nتخریب و قتاله گردیده باشد ، اما طمع و\nحب فتح دو فیروزی و ریاست در مقدمه\nبسیاری از انسان ها را به جنگ های هولناك\nو ادار میسازد قرار گر فته و بعد از آن\nاختلافات مذهبی میباشد . اما علت های\nمضحك و خنده آوریکه موجب جنگ\nهای بزرگ شده است خیلی زیاد میباشد\nکه از جمله یکی از اشراف چین در سنه\n١٦٥٠ برای ایفای کاری از طرف شاه\nمقرر شده و شهر ها را گردش میکرد\nو از جمله اسبابهای سفريش يك بريق\nچینی بسیطی بود که برای چای خویش\nمخصوص بوده و در نزدش قدر و قیمت\nزیادی داشت . و بعد به واقع شده نوکری\nکه ابريق برایش سپرده شده بود بدست\nچند نفر چینی گرفتار شده و ابريقش را\nشکستندند شخص مذکور شکایت این\nپیش آمد را بشاه کرده و شاه بالای\nاهالی این ولایت يك حرب بزرگی را آورد\nکه آتش آن يك قرن تمام دوام کرده و\nدرین جنگ بیشتر از پنچصد هزار نفر\nمقتل رسيد .\n\nهمچنان یکی از مری طانستان يك غليون\n( چلم ) را از یکی از اهالی تا تار چین\nبطور امانت گرفت ، پس از مدتی تا تاش\nرد کند ، اما وقتی که او وعده آن گذشته\nو امانتی را نری شخص تا تاری مذکور\nرد نکرد ، شخص مذكور از هالی بلادش\nمعاونت خواسته و برای جنگ با مری طانستان\nبا همشهر یانش رفت و جنگ بین در قوم\nدر گرفته تا ومدت جنگ خیلی طول\nکشد قرابت نصف اهالی دو طایفه که توانستند\nبا اسلحه بجنگند مقتل رسیدند قریب با\nده شال تمام انن ریطان يك جالم دوام\nنمود .\n\nکذا جنگ هولناکی که بین فرانسه\nو انگلیس و اسپانیا در قرن هفدهم\nواقع شد علت آن يك جام آب بوده است\nطوریکه سفرای دول و اعیان پاریس در\nیکی از شبها در قصر لوي چاه دهم\nدعوت بوده و سفیر انگلیس و سفیر\nاسپانیا با يك خانم پاریسی محبت میکردند\nکه درین اثنا خانم مذکور اظهار عطش\nکرده و طلب آب کرد ، و هر دو سفیر\nيكجا برای اجرای امر او رفتند . اما\nدرین عیان شمان طول کشید و درین اثنا\nیکی از فرانسوی ها گیلاسی آب آورده\nخانم مذکور نوشید و پیش از آنکه دو\nسفیر مذکور بر گردند شخص مذکور\nپهلوی خانم نشسته و داخل صحبت شده\nوقتیکه این دو سفیر واپس آمده و دیدند\nکه خانم مذکور آب نوشیده و با کسی که\nمقامش دون مقام ایشان میباشد صحبت\nمینماید . در خشم شده و شخص مذکور\n\nرا بمبارزه طلبیدند . آن شخص فوراً\nبپادشاق اظهار داشت که استعداد تماحا که\nمحار به ایشان دارد و اگر خواسته باشند\nبا اهل ممالك شان از خاطر اشك اين\nجوان برای شاه انگلستان و شاه اسپانیا\nدشیده و بمقابل فرانسه اعلان حرب\nدادند و علت این جنگ بزرگ فقط همين جام\nآب بود که ذکر کردیم .\n\nازین قبیل جنگی که بین اعراب و اهالی\nاسپانیا واقع شده و به برآمدن و از\nدست رفتن اعراب از بلاد اندلس منتهی\nشده میباشد علت آن این بود که یکی از\nجوان های اعرب دستمال رنگی را از\nیکی خانم های اسپانولی دزدید و در نتیجه\nجوان مذکور را لت و کوب کرده و\nمسلمين وقتی که ازین خبر اطلاع یافتند\nبر اسپانولی هادوریده جماعتی از ایشان را\nبقتل رسانیدند و بالاخر ببين طرفین\nآتش عداوت مشتعل شده و بمدت جندرق\nهمین ملك دستمال با هم بجنگند واحدا\nبتلك تا اینکه اسپانولی ها فتح نمایان و\nکامل نموده و اعراب را از بلاد خود ها\nبراندند : همچنان حکایت جنگ طیلوس\nکه بسیار رنگین و مشهور ترین و دراز\nترین جنگ های اعراب است معلوم است\nکه علت این جنگ قتل شتری بوده است\nکه پس از آن این حادثه حزب اعلان شد\nهمچنان جنگ آفر ١٩١٤ که ضرر\nآن بتمام افراد بشر رسید با گو تجوزستان\nو المان عریاناً از روی حکمة فیصله می\nنمودند ، این خلاف اصلح انجامید، و این\nحرب مداومی کاباعث نابودی ملیونها"}
{"book": "adl0789", "page": 171, "text": "( شماره ٩ )\nجلد پنجم\nصفحه ١٢\nافراد بیگناه شد واقع نمیشد ، و این\nجربی که تا هنوزه آثار سوء آن نا مبرده\nدر دنيا باقی است بمیدان نمی آمد .\nنتيجه افتخار :\nروزی در انگلستان سفیر فارس با\nکاپتان نو نام انگليسی داخل صحبت شده\nو سفیر جراحت هائی را که در جشمش\nداشت به کاپتان نشانداه و از روی\nافتخار برایش گفت : آقای کاپتان ، تمام\nاین جراحت های که می بینید در محاربه\nکه بین ما و ترکها واقع شد . در بدن من\nرسیده است . کاپتان در جوابش گفت\nگمان میکنم کسی درینجا یافت نشود\nکه پوست جناب شما را بنسبت کثرت\nشکافهای که دارد بخرد .\nمحبت اولاد :\nمالاریوس مكسيموس مينويسد كه\nزنی محکوم باعدام شده و محبوسش ساختند\nتا از گرسنگی بمیرد بنديوان ها برای\nدخترش اجازه دادند که مادر خود را به بیند\nاما عبثا همراهش نمیگذاشتند که بیا رد\nولی وقتی که دیدند زن مذکور چند روز\nمتمادی زنده مانده و نمیرد ، از ترس\nاینکه مبا دا دخترش غذائی برایش نیارد\nمادر و دختر را زیر مراقبت گرفتند و با\nکمال تعجب دیدند که دختر مذکور از\nپستان خویش مادرش را شیر میدهد\nبنديوان ها ازین وضعیت خیلی تعجب\nکرده و کیفیت را بر ئیس محبس اطلاع\nدادند و رئيس محبس حاکم را اطلاع داده\nو در نتیجه این خبر مشهور شد و مردم\nازین محبت متعجب شده مادر و دختر را\nرها کرده و از اعدام نيز معاف نمودند\nهمچنان خرچ حکومت و سايل معشت\nشان را تامین کردند ، و مردمان مجسمه بر\nمز محبت اولادی برای تذکار این محبتی\nکه این دختر بمادرش نشان داده بودند در\nپهلوی محبس بنا کردند .\nاز ديگری نقل میکنند که قاندی یکی\nاز قائدین عصره را بر شهری تسنگ نموده\nو بالاخر آنرا فتح کردند و پیش از اینکه\nشهر را آتش بزنند دو نفر از اهالی\nشهر را که دو برادر بودند از روی نیکی\nکه به محاصری کرده بودند عفو کرده و\nاجازه دادند که از شهر خارج شده و\nهر جزی که هم میتوانند با خود بر\nدارند ، این دو نفر از شهر خارج شدند\nدر حالیکه یکی پدرش در پشت گرفته\nو ديگری ما درش را در بغل گرفته\nبود .\nمحبت برادری :\nوقتیکه قيصر او گوستس به اديا نرو\nجس شاه کید و کر، غلبه حاصل کرد\nاو را اسیر با خود گرفته وزوجـه ودو\nاولادش را نیز همرايش گرفت و هر چار\nرا همرار آورد . سپس پدر را قتل کرده\nو میخواست اولاد بزرگترش را نيز\nبقتل رساند ولی نتوانست اولاد کلانتر\nرا بشناسد ، زيرا هردوی آنها ادعا\nمیکرد که برادر کلان میباشند تا برادر\nديگرش را بمرگ خود از کشتن نجات\nداده باشد . وقتیکه نزاع بین این طول\nکشید ، ما در شان به پسر بزرگترش\nگفت که حتماً باید يکفر تان کشته شوید\nوديگدر برادرت را بقتل برسانند تا\nپشتیبان ومحافظ من باشی . وقتیکه این خبر\nبه او غسطاس رسيد از کاریکه کرده بود\nپشیمان شده هرسه را بعد از اینکه انعام\nزيادی داد عفو کرد .\nخبر هاي خارجي\nبر طانیه وهند\nسرجان سائمن در حین نطق خود در يك\nدعوت طعامی که از طرف اتحادیه انطاق\nتجارت داده شده بود بيان نمود که\nدر آنر وضعتی که متجالب برطانیا اتخاذ\nنموده اند و وضعیت مذکور تمام تعهدات\nتشكيلی برطانیا را به هند فراموش نموده\nاست . هیچ چیزی عجز خطر وعدم اعتبار\nظهور نخواهد نمود برخلاف آن عدم\nآشنائی کامل توده مردم هند با مقصود\nوکار مؤسسات مغربی کار نقشه تشكيلی\nرا خیلی زياد پیچده می سازد . وعلاوتاً\nاطهار کرد که تنها بوسیله داشتن این\nدو مقدمه در دماغ خود ولگذاشتن اینکه\nیکی از این دو مقدمه ديگری را فسخ کند\nبر طانيا مى تواند به هندوستان جهت\nبدست آوردن آتیه که باید داشته باشد\nامداد ومعاونت نماید .\nمحصول اراضی\nعدم فیصله در بین حزب کار گر و احرار\nدر باب نقشه محصول اراضی نقتاً صورت\nيك تهديدی را برای منحل شدن پارلمان"}
{"book": "adl0789", "page": 172, "text": "( شـمـاره ۴ )\n( مجلد پنجم )\n\nخود گرفته است و با حکومت دایره به\nقائدین حزب احرار التی ماتومی داده\nدر آن ابلاغ نموده که یا ترمیم بعضی\nايشان بصورت يك سوال اعتمادی معامله\nنموده خواهد شد یا ترمیم مذکور که\nبتاریخ ١٤ جون تحريك شده است نقشه\nرا عملاً بر هم خواهد زد . قبول نمودن\nقائد حزب احرار که حاضر است ترمیم\nمذکور را بصورتیکه ماده آن باقی بماند\nاصلاح کند . برین وضعیت اثر خوبی\nنیفگنده است دیلی هيرالد سعی میکند\nاحرار را به تسلیم نمودن وادار کند و\nگوید که احرار اگر سبب سقوط حکومت\nگردند مسئولیت فراهم خوردن محصول\nاراضی ، کنفرانس میز مدور ، و خلع\nاسلحه و اصلاح انتخاباتی خواهند بود\nنیوز کرانیکل اظهار عقیده می کند که\nستون در راه فیصله ها مانع بزرگی است\nو اگر ترمیم مذکور قبول نموده شود\nاز انتخاب بی تون بتربیه متمتع نمودن و\nبار گرفتن تجويزات محصول اراضی و\nاستعفی وزیر مالیه نجات یافت .\n\nحزب احرار\nلائد جارج قائد حزب احرار\nدر نطق خود در ویدالبرگ بیان نمود که\nمحتمل است در هفته آینده به نسبت تحريك\nحزب احرار جهت ترمیم مجوزه محصول\nاراضی حکومت بحران سیاسی شدیدی\nدر پارلمان حادث گردد و علاوتاً تبصره\nکرد که من گفته ام که اگر حزب\nاحرار به ترمیم خود اصرار کند حکومت\n\nاستعفیٰ خواهد داد او در سکوت\nچنین کار را یکه مسئولیت حدود آن\nتباۀ خواهد گردید . و از طرف دیگر\nاگر حکومت این ترمیم را عادتاً قبول\nننماید محض از يك محصول غروری که\nزیاده از دویا سه ملیون استرلنگ نخواهد\nشد صرف نظر خواهد کرد . و این تنها\nبرای دو یا سه سال دوام خواهد نمود .\nرایتر\n\nمتحده امریکای شمالی\nشدت بحران اقتصادی\nماسکو ١٣ جون ـ از نویارك\nاطلاع میدهند ، که قیمت تمام سهم هائیکه\nدر بورصة اول معامله شده است بالغ\nبر چهل سه نیم ملیارد روبل مقابل چهل\nهشت نیم ملیارد رو بل قیمت بادیه شده\nماه اول ماه می سال حاضر میشود .\n\nهیأت هوائی شمالی\nمسکو ، ۱۲ جون ـ در روز های قریب\nآسیر برکت مکرر هیأت هوائی شمالی\nبه این کره خواهد آمد ، با اشتراك\nموصوف میدان نزول طياره ، جای\nتجهیزات انتخاب نموده خواهد شد و در\nمسکو يك کمیته عمومی که به طیران گراف\nزپلین در قطب شمال ممات خواهد\nنمود تشكيل گردیده است رئیس جمعیت\nمذکور مکرر هوائی انوا دریا مخیم\nه ما اینو نسکی ، منتخب گردید .\n\nتعمير دير تبرابل در یمن شی و\nمسکو ، ۱۲ جون ـ قرار اطلاع\nکمیته مرکزی مقاولات عموم با اینرابل\n\nگزارش من من را برای تعمیر دیر تبرابل\nاسعی آذین یازده و نیم ملیون رو بل از\nطرف و تحوبلران جمع شده است .\n«تاس»\n\nخبرهای داخلی\nکاروان زرد در کابل\nدر شماره گذشته از ورود هیأت در سر\nحد افغانستان و صورت پذیرائی شان الی\nحدود مهمات قلعه ( نواحی کابل ) مفصلاً\nعرض کردام . فردای آن روز سه شنبه\nهیأت مذکور از جاده دارالامان وارد\nکابل گردیدند . واهالی پای تماشا بی شمار\nعلم و جهل ، رفته و با مسرت استقبال کردند\nخط حرکت شان در بین شهر ـ سرکه\nپیش روی ماشین خانه ، لب دریا ، بازار\nشاهی مکتب امانیه ، و جاده پیش اصطود\nبوده . حین که بدرت سفارت فرانسه\nرسیدند بقدر چند دقیقه توقف نمودند و\nاز طرف اعضای سفارت پذیرائی شدند ،\nبعد از آن از سرک پیش صدارت عظمی\nبطرف باغ چرمه که از طرف حکومت\nقبلاً برای شان جا تعین شده بود ، روان\nشدند\nبمناسبت ورود هیأت از طرف ریاست\nبلدیه کابل يك دعوت عصری در باغ چهل\nستون که یکی از باغهای مشهور ، و به\nچهار کلومتر طی کابل واقع است ، اثر تیب\nداده شده بود . و فردای آن يك دعوت\nعصر بزی از حد دپارتمان و با شکوه\nصدارتی در عکارت وزارت خارجه"}
{"book": "adl0789", "page": 173, "text": "صفحه ۱۱\n(شماره ۹)\nترتیب شده بود. هیئت مذکوره روز دوشنبه گذشته بخط حرکت خود را دوام داده بطرف پشاور روان شدند.\nنطق هاییکه در دعوت های مذکور از طرف وزیر صاحب خارجه و رئیس بلدیه ایراد شده بود با جوابیۀ رئیس هیئت در ذیل نشر می شود :\n\nسواد نطق رئیس بلدیه\nمهمان های عزیز !\nخیلی مسرورم که هیئت محترم شما را که از حسن شرف محبت و علاقه به علم و معرفت زحمات مسافرتهای طولانی را برخود هموار کرده و برای تحقیق در بشریت و خدمت به جامعه انسانیت مملکت ها وادیها کوهسار ها بیابانها را طی کرده واکنون بمملکت عزیز ما تشریف آورده اید بکمال صفائی قلب پذیرائی میکنم و ورود بعافیت شما را درین سر زمین از طرف عموم اهالی کابل تبریک میگوئیم. امیدوارم مسافرت شما در وادی ها و کوهسار وطن عزیز من بدون زحمت وتکالیف طی شده باشد.\nفی الحقیقت يك امید بسیار قوی در قلوب معارف پژوهان و علمای محقق انسانیت جا گرفته است که ان حس وحدت نوعی وتولید یکجهتی بین جمعیت های بشری است وما یقین داریم مساعی واقدام شما علاوه بر سائر نظریات این اتحاد جامعۀ بشریات را تامین کرده علمیت وتحقیقات شما در اوضاع و تاریخ ملل این مقصود را تائید نماید. امیدوارم روزهای توقف\n\nشما در کابل به منتهای راحت وخوشی بوده بعلاوه درین مسافرت و مقاصد عالیه خویش حسب المرام کامباب و موفق آید وبكمال صحت ومسرت مسافرت شما خاتمه یابد.\n\nسواد نطق جوابیه هیئت کاروان زرد\nآقای رئیس بلدیه.\nتبریکات خوش آمدید را که برای هیئت فرانسوی مرکز آسیا در وقت رسیدنش بکابل اظهار فرمودید تمام اعضای ان را متاثر ساخته تشکرات صمیمانه خود را بحضور تقدیم میداریم\nبنده میخواهم مسرورات خصوصی را بحضور شما عرض کنم که مقاصدیکه بتعقیب آنرا میکنم خوب درک کرده اید. از پیروت دو ماه است که حرکت کرده ایم هیئت علمی وصنعتی که بنده افتخار اداره آن را دارم متصاقباً شام عراق و فارس را قبل از عبور سرحد مملکت نجیب شما طی کرده است.\nدر تمام ممالك هیئت غیر ازینکه در تجسس همان ایده یال که فی غرض است روح غربی را بفهم حقیقی تمدن بزرگ اسیا آشنا سازد بنابر آن دیگر پرو گرام و مفکوره ندارد.\nاین تفهیم را آقای رئیس ما یان تماماً از اولین منازلی که در مملکت قشنگ افغا نستان باینطرف سرحد اسلام قلعه گذرانیدیم حس کرده ایم پذیرائی که فراموش شدنی نیست وما با آن در هرات گرمك قندهار مقر غزنی مشرف شدیم\n\nاحساسات ما را از پیشتر قویتر ساختیم.\nشاید بار اول است که بعد از زمانی مهاجرت اقوام مختلفه ما اروپائیان این جس عبور فراموش شده را از يك سر زمینی که مهد اولین ترشحات انسانی است و میتوانست برایما مانند زمین متولد فریبه باشد ثابت کردیم.\nاهالی افغان بواسطۀ پذیرائی برادرانه خودها این حس معدوم را بحرکت مقدسی وخوشی که اظهار آن بزبان نمی شود تبدیل کرده فهمیده اند.\nبنابرین سبب و بمناسبت پذیرائی که دیروز ازطرف اهالی کابل برایمان شد قوه وکوششات منازل اولین ما را بطور قبحتی صورت داده که از اظهارات آن بنده ادین نمی تواند حق شناسی خود را بیان کند . در خاتمه احترامات فایقه تقدیم می نماید.\n\nسواد نطق ع ا ج وزیر صاحب خارجه\nمهمان عزیز !\nملت افغان مهمان دوست ومهمان خویش را بسیار عزیز میدانند مخصوصاً مهمانانیکه بهترین مشاهیر، مات را درخانه خود احترام و اکرام کرده اند ما ملت هر وقت برای تولید و تائید دوستی ووددشان حاضر و آماده هستیم وقتیکه به یاد می آورم آن روز هائیرا که رهنمای محبوب این ملت در مملکت بازین وفر فرانسه مسافر بود و نسبت با آن تاجی وپاد شاه استقلال بخش افغا نستان.\n( باقی دارد : )"}
{"book": "adl0789", "page": 174, "text": "صفحه ١٥\nشماره ٩\nمجلد پنجم\n\nمولف : له پلاتیه فرانسوی ( ٧ ) مترجم : حبیب الله طرزی\n\nما دام سان ژین\n\nفصل سوم\n( شوالیه داگر )\n« حال این بیچاره بر يك بستر بهتر خواهد شد ، ولی من نه می توانم آنرا بر دارم . الكش لا فیور اینجا می بود چه علاج باید کرد ؟ در جائی که هست هم نمی توانم او را بگذارم . ضرور خواهد میرد ! پوست ماه میواژل بلایش است نامزدش هم خواهد بود او خدا ! لافیور چرا نه می آید ؟ شاید این هم خیر من است که لا فیور این جا نیست . اگر چه من تصور نه میکنم که مرا به نجات یکنفر اوصلو کیران ، اگر بشناسد که دوست ولی نعمتی من است ، تو بیخ کند علاوه بران همیشه میگوید كه يك فرانسوى بعد از جنگ کسی را دشمن نمیداند مینگر بسیار حسود است ! دیدن این ارستوکرات جوان درخانه من دیوانه خواهد شد . اگر از من عدم تعلقت خودم را با او اثبات کردن بخواهد در آن وقت چندان آسان نه خواهد بود . اینطور هم پست که من در مقابل او از جواب عاجز بمانم ، ولی ترجیح میدهم که بودن او را در زیر سقف من نداند . »\nعین بر وقتیکه میخواست برای بر داشتن زخمی جوان کوشش کند دروازه زده شد . کاترین یکه مدهش خورده مانند جوان زخمی رنگش پرید و از خود پرسید\nاین که خواهد بود ؟ دوکان بسته است و یقین دارم درین چنین يك روز کسی برای رخت شستن مزا حمت نخواهد داد . » این را گفته در عقب گوشه ماند .\nآواز قنداق تفنگ بر پیاده راه و مکالمه در ست شان او را فهماند که ژستر زنان با است و از مقصد شان نیز مطلع گردید چنانچه با هم می گفتند :\n« من او را دیدم که باینطرف آمد . »\n« ضرور در همین حدود پنهان شده خواهد بود . »\nکاترین بطرف زخمی دیده گفت : « و را تجسس می نمایند ؟ ! . . .\nدر سه صدا يك جا : « بیائید که در وازه را بشکنیم ! »\nکاترین : ـ خدا یا من او را چطور نجات داده جوانم توانست ! و افسر را تکان خفیفی داده آهسته گفت : ـ بر خیز زود باش ! کوشش کن قدری راه رفته بتوانی ؟ »\nنیپراق : ـ آه بگذار بمیرم حرکت کرده نه می توانم . »\nکاترین : ـ « بپا بپا ! این جا باید نمیری من باید ترا زنده و سالم به ماد موازل لا ولاین برسانم ، بر خیز ، جانی که اراده است ضرور قوت وطاقت خواهد بود ! »\nسربازان از پس بیرون دو لخت کندن\nقندا قهای شدیدی بدر وازه میزدند که دفعتاً يك آواز دیگر از دور بلند شد : « هم شهر یان ! لحظه تحمل کنید و تامل نمائید . این در وازه بر روی من کشاده خواهد شد . » کاترین از شنیدن آواز له فيور وزيده بر گشتن او ممنون وبر سلامت بیمار خودش زیاد تر نگران شد .\nله فیور : ـ كاترین بیا در وازه را باز کن ! »\nکاترین : ـ یکن لحظه صبر کن بزودی در را باز خواهم کرد . » وبطرف بیمار دیده گفت : « می شنوی آنها جدیراً داخل خواهند شد . من باید در را باز کنم ، بیا زود وقت نمانده ؟ ! »\nافسر ـ : « کجا باید بروم ؟ »\n« کوشش کن از زینه بالا روی من تورا در سقف پنهان خواهم نمود . »\n« این به هیچصورت ممکن نیست . »\n« خوب ، پس در اطاق خواب من داخل شو . »\nکاترین بدون آنکه منتظر جواب وحرکت او شود ، کشان کشان وبیله کشان او را بخانه خواب خود در آورده در وازه را قفل نموده ، واز شبكه با جرای وظیفه خودش کامیاب گردید ، فرحنا ك شده بطرف در وازه دوید و آنرا باز نمود . بمجرد باز شدن در وازه دو كان از گارد های ملی ويك چپا عه مر د و زن واطفال تبلو گردید .\nله فيور : « من میدانم که خوف بر تو مستولی گردیده بود ، مگر خوف تو"}
{"book": "adl0789", "page": 175, "text": "شماره (۹)\n\nجلد پنجم\n\nبيجا است . اينها همه وطن خواهان\nو دوستانند . فتح وفيروزى كامل است\nعضد و معتمد در دست ملت محوض است\nقلعه استبداد فتح ووطن پرستان بر آن\nمختارند .\nبه شنيدن الفاظ له فيبور تماما بيشان\nخود را و يك ديگر فشرده نعره زدند :\nزنده باد ملت\nپاينده باد حريت\nسرنگون باد خائنين مملكت\nله فبور با صدای متین ایراد نموده :\n« نابود باد آنهائی که بر ملت جیبال آتش\nکردند . »\nاین را گفته و کاترین را مخاطب ساخت\n« کاترین عزیزم ! من بشما باید بگویم که\nاین سربازان برای تفتیش اینجا آمده اند\nچندی از رفقای شان ارستوکراتی را که\nاز ( تویلری ) فرار کرده بود تعقیب\nمیکردند ، یکی از شوله های داگر که من\nبرانها قسم بر داشته ام تا انتقام رفقای\nخودم را از آنها بگیرم . درین نزدیکی\nها بر او عبور کرده اند و او در زاویه\nکوچه از نظر غائب گردیده ، یقین است\nکه او زخمی شد ، زیرا قطرات خون تا\nبدهن راه رو عقب دوکان چکیده است\nخیال نموده اند که درین جا پنهان شده\nخواهد بود ... ولی ما می بینم که او\nدرین جا وجود ندارد ما و یقین داریم\nکه اگر اینجا پناه می آورد تو به ما\nاظهار میکردی .\n\nبعد از این نطق له فيبور بطرف سربازان\nبر گشته ایراد نمود : « کم راد ها هیچ\nکاری بعبث بر این درین جا امید بید\nارستو کرات فرار نموده و یقین دارم\nکه شما به یکی از فرنجین ( تویلری )\nدست نخواهید بود مگر لحظه با معشوقه\nاش تنها بماند .\nگمارد ها اشاره را فهمیده رفتند ولی\nاو باش های اهالی زیاد تر اول هجوم آورده\nایستادند . لا فیبور ابسیار آنها دیده گفت :\nرفقا پهم بیائید چیزی را که میگویم قبول\nکنید ! برای چه انتظار دارید ؟ اگر\nاسترقاتی را می خواهید بهتر است در\nعقب او رفته تجسس کنید ، ماسه\nگناه در سینه ش ضرور و بین کژدمی ها\nافتاده خواهد بود من او را مقتول می\nپندارم . »\nیکی از اهالی که پشمال و آبی شباهت\nداشت گفت : « خوب جن آلت به\nخودش نیس نشان نمیشه رفتو د خانه دگه\nپشت با شه » لا فيبور به طرف در وازه\nاحترامی آمده کاترین را در آغوش کشیده\nصدا زد .\n« من خیال میکنم که آنها هیچ گناه\nنخواهند رفت شنیدی که آن بدبخت چه گفت\nاطاق تو به چه يك فكرتى . مگر تو چرا\nمیلرزي . طفلك من چقدر احمق هستی ،\nهمه چیز ها گذشته است . » ولی چون\nدید که کاترین بینهایت مضطرب و واوله\nمعلوم می شود ، و هم چشم اش بر دروازه\nاطاقش دوخته مانده است ، بنتيجه بدل\n\nاو جا کرده بطرف اطاق رفت ، پیش تر\nاز آنکه کاترین ، را منع کرده بتواند دسته\nرا تاب داد ، ولی بر خلاف توقع در وازه\nقفل بود. له فیبور کاترین را مخاطب سا-\nخته و گفت : « این اطاق برای چه مقفل\nاست . » ولی از کاترین بجز خاموشی\nجوانی نشنید .\nله فيبور : « کلید و اپدر من بده ! »\nکاترین : « در من نمی توانم .\nله فیبور : « اگر ام نمی دهی پس ضرور\nکسی را درین جا پنهان کرده ئی . تفهم\nنتوانست خواهد بود . »\nکاترین : من باید تکرار کنم که تو\nکلید را نخواهی گرفت . »\nلا فيبور دست خودش را در جیب بزرگ\nکاترین در آورده کلید را گرفت و دروا، باز\nکرده بطاق خواب او داخل شد .\nهنوز له فيبور داخل اوطاق بود كه يك\nدسته سربازان دیگر بدوکان داخل شده\nاو را تجسس نموده گفتند : « ساريتن\nله فیبور کجا است ؟ او را بپرنیکه\nمیخواهد ، در خصوص ترقى او به منصب\n( ليوتنانتى ) مباحثه است . »\nدرین اثنا له فیبور از در وازه بر آمده\nو آنرا باز دیگر قفل کرده ، بطرف کاترین\nرفته گفت : « تکملی که خانه تو خسته\nخانه شده است نا امید میکنم معامله عشق\nدرین نخواهد بود ؟ »\n( ما بقیاردا )\n( مطبعه انیس )"}
{"book": "adl0789", "page": 176, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 177, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 178, "text": "انیس\nجریده ملی\n\nقیمت اشتراک\nدر افغانستان ١٣ افغانی\nمحصول پوسته اطراف و ولایت داخله ٢ \"\nطلبه معارف ٧ \"\nدر ممالک خارجه ١٠ شلنگ\n\nلطفاً پول اشتراک که بتوسط خزائن دولت فرستاده میشود باید\nرسید عوض و معاوضه باشد\n\n(مطبعه انیس)"}
{"book": "adl0789", "page": 179, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 180, "text": "اداره : کابل جاده ارگ\nمؤسس و نگارنده مسئول\nمحي الدين\n\nانيس\n\nشماره ( ۱٠ )\nاشتراك سالانه ۱۲ افغانی\nمحصول پوسته ۲\nخارجه ۲٠ شلنگ\n\nتاسيس ۱۳٠٦\n\nسنبله ۷ سرطان ۱۳۱٠\n۱۲ صفر ۱۳۵٠\n\nمجله ( ه )\n\nتقلید در حیات\n( ۲ )\nشاید پس ازین گفتگوها توانسته باشیم، اهمیت تقلید را در تربیه انسانی و به واسطهٔ آن درجات بشر درك کنیم واقعاً تقلید برای ما که در بین کهسارهای این وطن دارای هرگونه استعداد طبیعی ولی عقب مانده از علم و معرفت از صامت و حسرت، دور افتاده ایم مخصوصاً خیلی مفید است و باید هرچه زودتر ممکن شود سعی کنیم که حتی در جزئی ترین امور حیاتی عالم متمدن اروپا را تقلید نموده بان وسیله اقتداء نمائیم بر اینکه از شاهکارهای علمی وفنی اشخاص بزرگ بقدری که ممکن شود استفاده کنیم .\n\nامروز کاشفین و مخترعین اروپا در اطراف امور دنیوی چیزهای زیادی کشف نموده اند، و حالا نه می شود که ما شد انسانهای ابتدائی خود ما بطور خود وسابقهٔ خود همه آن چیزها را جداگانه برای خود کشف کنیم و یا در تقلید امور مفیده از تعصب و خود پسندی کار گرفته\n\nتنزل نکنیم باینکه در نزد دماغ های بلند و افکار عالی و دانشمندی انسانها ئیکه از ما بسیار پیش تر رفته اند سرتسلیم خم نمائیم و یا منت شاگردی شانرا بر خود قبول کنیم .\n\nدنیا دور های عجیبی دارد . روزی بود که سر زمین مشرق مظهر وجود اشخاص بزرگ و قائدین اجتماعی بشر بوده اروپا ئی ها از پرتو علم و معرفت و شناسائی این سر زمین استفاده می نمودند و امروز که بدبختانه در اثر غفلت و سهل انگاری پائی خیری ، سلسله علوم و فنون از دست ما گسیخته است ، و سراپا در لباس موهومات و خرافات پیچیده ایم، و تعلیمات مقدسی را که از بزرگان دینی و مصلحین روحی خود گرفته بودیم فراموش کرده در نتیجه این چنین عقب مانده ایم عیبی نخواهد داشت اگر خود پسندی و تکبر را به کنار گزاشته و برخود گوارا کنیم که به مقابل حضرت علم گردن اطاعت باید نهاد ، از هرکس و از هر دست و زبانی که ممکن شود ازان استمتاع باید نمود .\n\nيك مقولهٔ مشهور است که در : « سخن حق قائل ندارد » بلی سخن حق از هر که شنیده شود حق است . درهر جا که باشد حق است ، باید از مسائل عویصه درهر جا که پیش شود وبدست ما بیاید تقلید کنیم ، وبدون آنکه به شخصیت صدور آن امر گشته است و ماهویت و عقائد او نظری بیفکنیم سخن حق او را قبول کنیم . واین مسئله تاهمه ما مقیده واقع نگردد مضر ثابت نخواهد گشت .\n\nیکی از محررین فرانسه در باب تاریخ چین نوشته ضمناً بیان می کند که : چین در رسنه های خیلی قدیم و در قرن اولی دارای چیزهای بوده که امروز بشریت بدان افتخار می کند . مگر چون با دنیا سایر حدود طبیعی خود و بايك نوع خود پرستی که در فکر مردم جا داشت، تماسی نداشتند . اروپائیان همه صنایع را کشف نموده . وایشان نتوانستند اقلاً به بسط و توسیع یا ترقی دادن آن کامیاب گردند . این نیز برای تقلید و مفیدیت آن يك دلیل مهمی به شمار می رود . چیه اگر مردم چین بادنیا تماس می داشتند، زمانیکه اروپا به تازه گی به کشف بعض چیزی"}
{"book": "adl0789", "page": 181, "text": "صفحه ۲\n(شماره ۱۰)\nجلد پنجم\n\nالمان وفرانسه\nدر مجمع ملل\nبرلين برصد كور نيوس\n\nمخالفت سیاسی در کمیسیون او روپا ظاهر\nمیگردد ( تلگرم نامه نگار برلینر\nتاگبلات )\nجنو ١٦ می\n\nدر کومیته او روپا اليوم قبل از ظهر\nمباحثه عمومی بحران اقتصادی شروع\nگردید .\n\nنمایندگان سیاسی و نمایندگان جراید\nو تماشا چین ها در اطاق مباحثه به تعداد\nبسیار زیاد وجود دارند . با توجه هات نژاد مردم\nمنتظر اظهارات وزیر خارجه المان\nمیباشد . از قیافه معلوم میشود که امروز\nیکی از بزرگترین روز های جئوخواهد\nگردید . بعدل ۱۱ بجه بريان مجلس را\nشروع نمود و نمایندگان ترکه روسیه\nدانسیگ و ایسلند را خوش آمدید گفته\nاظهار نمود که موفقیت کار قیمتدار شانرا\nخواهان است .\n\nکور نیوس وزیر خارجه المان بصورت\nناطق اول شروع بحرف زدن نمود.یعنی\nبکمال خوش پذیرائی میکند كه يك مذا\nکره عمومی منعقد گردیده است که تنها\nاز جهتی لازم و ضرور است زیرا حصه زیادی\nپیشنهادات برو عراسی باعلل عمومی بحران\nاقتصادی مربوط میباشد در باب سختی\nو بزرگی بحران حاجت بسیار حرف\nزدن نیست .\n\nاو روپا می کند بلا ستثنا همه آنرا\nتقلید می کنند .\nو از همین جا است که در بین ایشان\nيك نوع تعاطى معلومات علمى وفني\nصورت گرفته سیر ترقی شان سریع تر و\nسریع تر میگردد . و شرق که ازین نعمت\nگرانبها سبباً بهره کمی داشت و دارد بچنین\nحالت زبونی گرفتار است که می بینیم.\nخیلی خوب خواهد شد اگر ما هم این\nروز ها قدری چشم خود را باز کرده\nپرده خرافات را از پیش نظر خود بر\nداریم و تعصب را بيك طرف گذاشته\nجداً در پی تقلید اوضاع و افعال و امور\nخوب و مفید انسانهای مترقی افتاده راهی\nبرای نجات و فلاح خود پیدا کنیم .\nچه تجربه و تاریخ به ما ثابت می کند\nکه تمام پیش رفت های موجوده دنیا را ظاهراً\nحرکت انسان سبب شده است ، و اگر\nما توانستیم حرکات و اوضاع اجتماعی\nخود را با انسانهای که علائم تعالی در بین\nایشان موجود است تطبیق دهیم ، شك\nنیست که به تمام زودی همه آن چیز ها\nرا دارا گردیده در حیات به مقابل\nایشان سر بر آورده خواهیم توانست ، ور\nنه باید منتظر باشیم که در هر وقت به ما\nچه می کنند و برای ما چه می خواهند\nو مجبوراً باید از مقتضیات خود صرف نظر\nنموده قرازمفاد الحق لمن غلب نگران\nباشیم چه مساحتی دارند که برای آن بکمال بی\nتنگی اله عمل شویم .\n( . . . . )\n\nها شروع می نمود . مردم چین باقدامت\nتمدن خود و با دارائی سرشته علوم و\nفنون شاید اگر از خود روح کامل پیش\nرفت و ترقی را مالك نبودند به وسیله مشاهده\nغیرت اغیار در راه پیش برد علوم وفنون\nاین حس در دل اشان پیدا شده امروز\nنجاتی میرسیدند .\nمگر متاسفانه از پیش تو عاطل و غافل\nمانده بودند و امروز مصائبی را که در تحت\nدستبرد و مطامع ظالمانه دشمنان بی نوع\nبشر می کشند .\nهر روز ازان داستان ها می شنویم . و\nتنها این روز ها اشخاص مصلح در صحنه\nآن مملکت وسیع و پر از ذخائر قدونی\nعرض و جود نموده اند که ایشان را به\nتقلید او روپا یعنی استفاده از مزایای علمی\nشان وا دار می سازند و آهسته آهسته\nمی خواهند که مملکت چین به پای خود\nایستاده شده به معنی کلمه حیات مستقلی\nرا در حرکت ملل دارا گردد .\nاگر بدقت معاینه نموده شود ، ترقیات\nمحیر العقول موجودۀ او رو پا همه از اثر\nقوت مفید و محترم تقلید است و چیزی که\nاز همه پیش تر محرك و علت تعالی روز\nافزون ایشان گشته است همین تقلید\nمیباشد . و این قوه یا حس تقلید که در\nدماغ های ایشان موقع گرفته است محض\nازین جهت است که در اول امر در دائره\nعلوم و فنون به تقلید مشرق داخل شده\nاند . و چون از اول بر تیه فایده تقلید\nرا دیدند و شناختند تا امروز دامن آنرا\nاز دست نداده اند ، و هر چه یکی از دول"}
{"book": "adl0789", "page": 182, "text": "صفحه ۳\n( شماره ۱۰ )\nمجلد پنجم\n\nاحتیاج اقوام باید باعث کوششات زیاد گردد . المان مسئول است که از برای کار اصلاحیه او روپا امداد و معاونت نماید . او يك تبعه المان است باید اینطور حرف بزند ، در المان بحران مذکوره با يك قومی تصادم می نماید که بعلت جنگ انقلاب بی انتظامی اجتماعی ، خسارات زیاده کمبودی سرمایه و بیکاری متضرر شده است . هیچ ملکی دیگر به اصلاح و بهبودی تمام اوروپا اینقدر مشترک نیست ، مثل المان - بنابر وضعیت جغرافیائی خود . « ما تمام قوای خود را در داخل ممالکت یکجا مینمایم .\nتا خود را بقدر امکان اصلاح نمائیم همچنین ما مساوی با دیگر ملل در قطار اول همکاری شمولیت داریم » . تنها ازین جهت پیشنهاد حکومت المان ظاهر گردیده درینجا یکدفعه وضعیت موجوده او رو پا را که بعلت اوضاع گمرکی و ناکامی در امور کرده شده درین مسائل وا قع گردیده است ، امتحان و تفتیش نمایند بعد از آن داکتر کورتیوس در باب او ضاع که رضا یت بخش نیست با دلایل معقول توضیحات داد ـ و بعداً در باب ناکامی کنفرانسهای اقتصادی که تحت اداره جامعه ملل اجرا گردیده است توضیحات نموده او تکرار نموده ، که مخصوصاً در مسئله تبادله بین المللی اموال و در مسایل گمرکی همیشه مذاکرات نتیجه نداده است . ازینجهت بسیار ضرور است که تحت او ضاع امروزه اصول تعمیر آن از مہراب واسطه موافقت\nاساسی و بواسطه مذاکرات جانبین شروع گردد . این اصول دو مین که باید از اول مقصد را از برای عمومی نمودن در خود داشته باشد ، بدون شبهه رهنمای اتحادیه های گمرکی میگردد . فکر موافقت منطقه ای و پلان اتحادیه گمرکی درین سالهای اخیر اهمیت زیاد پیدا کرده است داکتر کورتیوس راجع به کوششات استیند - ایسلند ، او گو سلاویا رومانیا اشاره نمود ، که در خصوص اتحاد گمرکی نموده بودند همچنین در حدود ممالك دنيا و همیشه درینباب مذاکره شده است و از مدت زیاد باینطرف اشخاص با نفوذ و معتبر کوشش نموده اند که در بین المان و فرانسه يك اتحادیه گمرکی بالمقصد توسعه دادن آن تشکیل بدهند . داکتر کور تیوس درین موضوع آمادگی خود را ذکر نمود ، که المان با هر ملکی خورد یا بزرك در باب امکان جريان يك اتحاد گمرکی داخل تبادله افکار میگردد .\nبعد از آن خواهش نمود که این نظریه را تفتیش نمایند - بعد از آن جداً گفت که آماده میباشد ، در همه پیشنهادات شرکت ورزد که از برای اصلاح وحاصل نمودن صحت دو باره المان و ارو پا نتیجه خوبی بدهد .\nبعد از کور تویس وزیر خارجه المان بریان وزیر خارجه فرانسه يك نطقی ایراد نمود و در آن اظهارات جدیانه برضد پلان گمرکی المان استریا نمود .\nعلت اصلی بحران این است ، که متاسفانه\nتا حال ملل او روپا متفق نگردیده است ملل باید از برای تبادله حاصلات متفق گردد بهر صورت باید اجتناب کرده شود که در بین ملل منازعات بی ثمر واقع نگردد ، باید توجه کرده شود که برای همه ملل يك اساس اقتصادی درست حاصل کرده شود .\nتنها در آنصورت باید اتحادیه ها منعقد گردند ، که اگر اتحاد عمومی نا ممکن باشد با وجود نا کامیهای کنفرانس اقتصادی باید از توجهات حاصل نمودن ، اتحادیه های عمومی صرف نظر کرده نشود اگر بهمان اصولیکه کورتیوس گفته رفتار کرده شود ، غلط خواهد بود باید در جامعه های خصوصی ممالکیکه جایز نیست تحت مذاکره گرفته نشوند . زیرا اتحادیه ها باید با موافقت کمیسیون او رو پا منعقد گردند .\nفرانسه قبولدار اینطور يك اصول گردیده نمیتواند و به مخالفت خود محکم میباشد و امید میکند که مسئله مذکوره در ایام آینده مرتب گردد . لاکن او میخواهد وضعیت خودرا و ملک خود را واضح نشان بدهد . پلان اتحادیه گمرکی فرانسه و بلجيم قراریکه کورتیوس اشاره نمود باعث نارامی زیاد گردید و ازینجهت فرانسه طرفدار آن نبوده است . بریان تکرار نمود که باید زیاد کوشش کرده شود ، تا از نارامی در بین ملل اور و پا اجتناب ورزیده شود . هر اصولیکه بصورت اساسی گرفته شود باید توجم شود ، که"}
{"book": "adl0789", "page": 183, "text": "صفحه ٤\n( شماره ۱۰ )\nجلد پنجم\n\nاصول مذکوره و عکس معاهدات بین المللی خواهد و اگر باشد از آن صرف نظر کرده شود .\nبجواب توضیحات فوق الذکر ریبانی کورتوس گفت ، که او در نطق خود در باب حصه عمومی مسئله اتحادیه حرف نزده است و پلان اتحادیه گمرکی المان و استریا را تنها تماس کرده است .\nروز دوشنبه موقع تر یزای مذکره پلان اتحادیه گمرکی المان و استریاه یابند المان طرفدار این است که المان بالکلي قرار قواعد معاهدات رفتار نموده است در اختتام جلسه اولین مخالفت عممی سیاسی قراریکه از فوق دیده میشود ظاهر گردید .\n\nاعلان\nاگر خانه لازم دارید یکن در بند خانه واقع گذر باغبان کوچه لب دریا مال قاطر محمد صفر خان برای فروش حاضر است .\nاز حیث موقعیت و هر گونه لوازم سکونت مطبوع واقع خواهد شد . با داره انیس نزد محمد اسلم معاون رجوع کنید .\n\nمترجم سرور گویا :\nنگارش و نگارندگان\nترجمه از اشهر مشاهیر اد بای شرق\n(۲)\n\nونخستین شخصیکه در د مشق ازین ترجمه بنیاد نهاد خالد ابن یزید اموی بود وعمر ابن عبدالعزیز در استحکام و ترقی روز افزونش کوشید تا در عهد منصور عباسي در بغداد قوت تمام یافت و در عهد مأمون بسرحد کمال رسید و در حقیقت دوره مأمون بهترین عصر طلائی ادب و علم و انشا وزین ترین دوره ادب عرب است . احمد ابن یو سف نیز از اوایل بلغای این عصر شناخته شده و از کمال عقل و فطانت بدرجه وزارت رسید و در حضور مأمون اعتبار تمام یافت . رسایل اورا صولی در کتاب الاوراق خود جا داده و کتاب التراجم المطولة چندی از نوشته جات مسجع او را آورده و ما نند است به سجع ائمه بلاغت در قرن نخستین . خلاصه او یکی از ماموران فصیح و بلیغ و مأمون تماماً مفتون علم و ادب او بوده .\nنویسندگان محدود درین قرن بکثرت ظهور نموده عمر و ابن مسعده وزیر مأمون نیز ازا مجمله است مشارالیه در بلاغت و ایجاز و جزالت الفاظ و رشافت معنی منحصر بفرد بوده ، وزیر ابن علی د امغاني و ابو الفتح بسنی صاحب (الطريقه الانيقه في التجنيس) نیز در ردیف بزرگان جا\n\nدارند و از نوابغ بشمار میروند . ابن قتيبه ( ٢٧٦ ) نیز در علم و جودت و تا ثیر انشا ثانی جاحظ و رسائل او مهمترين كتب منتشره باشد بل کتاب ( امامت و سیاست ) ، ( کتاب العرب ) و مختلف تاویل الحدیث و ( ا ثربه ) و ( معارف ) وعيون الاخبار و ادب الکاتب از مصنفات او و همه دارای روحی که علم و ادب دران سیر متساوی دارند و ابن قتیبه هم بر ( ادب الکاتب ) او شرحی نوشته ابوعبيده بكري صاحب معجم ما استعجم از تنقید کنندگان ( امالی القالی ) است و رساله خودش را ( التنبيه على او هام ابي على في اماليه ) نام نهاده .\nقرن چهارم : ـ از چیز نویسان درجه اول این قرن احمد ابن یوسف است معروف بابن دایه در ( ٣٤٠ ) اصلا بغدادی و پدرش از مصر نقل کرده و احمد از کاتبهای دولتیه طولونیه بوده پایه فصاحت و مایه بلاغت او را کتاب (مکافات ) و جزئی از حسن العقی) او که انتشار یافته بخوبی نشان میدهد پس از ان ابوبکر صولی است در ٣٤٥ كتاب ( الادراق ) و ادب الکاتب از مؤلفات اوست . و نیز احمد ابن عبدو به در ۳۲۸ و (عقد الفرید) از مصنفات جلیله اوست . جعفر ابن قدامة ابن زياد كاتب نیز ازین قرن است . بر علاوه زمره از محررین درین قرن فن کتابت را بفضل خود زینت بخشیدند و پیرایه بر ان افزودند که در خور بوده یکی از انها"}
{"book": "adl0789", "page": 184, "text": "شماره ۱۰\nمجلد پنجم\n\nابو الفضل ابن العمید وزیر آل بویه است در ۳۶۰ و او نخستین شخصی است که باب سجع را کشاده و انواع بدیع را روحی دمیده گویند : - رسائل بعبد الحمید آغاز و بابن العمید اختتام پذیرفته طوریکه شعر بامرء القیس آغاز و به ابو نواس همدانی اختتام یافته . بعده صاحب ابن عباد است که در حدود سنه ۳۸۷ ظهور و در جناس و سجع مانند ابن عمید بوده . مشار الیه میگفت : -\nنگارنده گان عصر چهاراند : استاد رئیس یعنی ابن العميد و استاد ابو القاسم یعنی عبد العزيز ابن يوسف وابواسحاق یعنی صابی واگر خواستی شخص چارم را هم نام بردی و مدعا ازین خودش را داشته .\nابو بکر خوارزمی نیز ازین طبقه ( ۳۸۳ ) و در سبك نگارش روش ابن العمید را پیرو بوده رسائل مشهور ومطبوع او مثلی است از بلاغت وفصاحت وکثرت سجع اما بديع الزمان همدانی صاحب رسائل ومقامات مشهوره مقالاتش نسبت بخوارزمی بیشتر طبیعی بوده با بند سجع وصنایع بدیعه نبـاشـد واسـتـمـال صـنــائـع را هم در جایهای خاص وجملات معینه باشد بعد بتقر پر طبیعی خود رجوع واقوالش دلربائی ها نماید\nاز رسائل صابی که برخی از حضرت خلفا صدور یافته وبرخی جداگانه طبع گشته وبرخی هم در ( صبح الاعشی ) اقتباس پذیرفته آنچه ماندیده ایم همه را در\nد، قالب سجع بدیع ریخته واگر سجع را بطور بدیع طرح میتوانست مکتوباتش سرمایه فخر اسلاف و بزر گترین معلمی از م اخلاق میگر دید .\nواز نوابغ این قرنند ابو الفرج ببغاء وعبد الله ابن عمر وفياض كاتب ونديم سيف الدوله وابو القاسم علی اسکافی نیشابوری که در بلندی انشا پستی نظم مانند اسست جاحظ وعلى ابن هندو صاحب ( الكلم الروحانيه ) ويحيى ابن عدی صاحب تهذیب الاخلاق وسیاست النفس ( سنه ۳۶۴ ) وابن حیان بستی صاحب ( روضه العقلاء ) وحاتمی صاحب ( رساله حاتمیه ) واين رساله ایست مشتمل برمصارعه او بامتنبی که در میدان نزاع ادبی باو رو برگشته وحریفانه پنجه داده و بالا خره معائب وسرقات شعری متنبی را اظهار نموده . وقاضی تنوخی(سنه ۳۸۴) ( صاحب النشوا ، ) و ( فرج بعد الشدة ) وقدامة ابن جعفر الكاتب صاحب ( نقد الشعر ) وكتاب الخراج ( ۳۳۷ ) و ابن نباته صاحب خطبه های مشهور . و ابو جعفر محمد ابن عباس وزیر مکتفی ومقتدر وابو منصور بغوی که در سنه ۳۷۵ بوده .\nسر حلقه ادبای این عصر ابو املای معری است که اعمی وطبع شعر بروی غالب و نثرش مملو از تصنع وتكلف ومشکلات لغت بوده وسبکش خالی از پیوست طبع و درشتی نبوده ولی از آثار جلیه او ( رسالة غفران است ) که در آن تردید از رساله ابن القارح نموده وفـکـر او را تباه تحت الشعاع افکار خود قرار داده روا یات آن خیلی بروایات\nدانتی شاعر ایطالی مشابهت داشته وحقیقه این رساله بزر گترین روا يات خياليه بوده ونشان میدهد که شیخ اعمی نابغه ایطالوی را معلم در شعر وخيال بوده واو را بخوشه چینی خر من خيال خود اجازه نام داده است . بلی بعضی از مستشرقين متتبع گویند : - که هر سه رساله دانتی یعنی( لانفر ،مطهر، ايرادي ) که در سنه ۱۳۰۰ ۱۳۱۸ تالیف یافته همه خوشه چینی از افکار معری ومخصوص روایه جهنم اقتباس است از رساله غفران معری که با خیارا دریای کابین مست خواب یافته وعباراته گلهای خوشبو وخوش رنگ افکار او را دسته بسته دریازار بلاغت گلفروشی نماید برعلا وه آنچه معری بر ديوان ابو تمام طائی وابو عباده بحتري وابو الطيب متنبي نوشته و ( ذكرى حبیب ) و ( عبث الوليد ) ( معجز احمد ) نام گذاشته همه دلیل می شود که معری بر اسرار عربیه وفهم کلام ومرام عرب خیلی ماهر وقوه اقتدارش در نقد ادبي خیلی بلند است قطع نظر از فلسفه اش در لز میات ودوا وین خودش و میتوان او را فیلسوف لغوی گفت\nنه کاتب . علي ابن خلف صاحب مواد البيان نیز ازین طبقه و قلقشندی در صبح الاعشي جز، مهمی را از مواد البیان نقل میکند .\nقرن پنجم : - درین قرن نيز يكسلسله از ناموران بزرگ ظهور نموده واثرات لا یموتی بیاد گار گذاشته اند امیر الامراء"}
{"book": "adl0789", "page": 185, "text": "صفحه ٦٤\nشماره ١٠\nمجله سراج\nاین سلسله قابوس وشمگیر است در (٤٠٣)\nکمال البلاغه از آثار جاویدان اوست طرز\nنگارش اوتماما بر مقفی، شعر وموسیقی وبدون\nقافیه وردیف بنا یافته ولی سجع دران غالب\nوسخنانش همه متین بر خلاف ثعالبی که\nدر حدود سنه ٤٢٩ ظهور نموده و سید چیز\nنویسان عصر و بزرگترین مولفین در لغه\nوادب گهر دیده مقدمه کشاف او\n(فقه اللغة) از طبقه عالیه است در کتابت\nواگرا يتيمته الدهر) او مانند ( المضاف\nوالمنسوب ) و( لطائف المعارف ) او بسجع\nالميداخت کسی مجال عیب بر او نمی یافت\nهمچه ابن رشیق قیروانی که در ( ٤٥٦ )\nبوده و( العمده ) که از اصول کتب ادب\nاست آثار قلميه اوست ولی ابو عبدالله ابن\nشرف قيرواني در رسائل الانتقاد از ( عمده )\nتنقید نموده . قد ما در اتقان فن ادب بر\n( ٤ ) کتاب اعتیاد میکردند که عبارتست\nاز ( بیان و تبیین ) جاحظ و ( ادب الكاتب )\nاین قتیبه و ( کامل ) مبرد و ( امالی ) ابو علی\nقالی و همین ٤ کتابست که بعضی آنرا شرح\nو بعضی را اختصار و بعضی را تنقید کرده\nاند . ابو حیان توحیدی نیز زاده این قرن\nواز بزرگان این سلسله بوده و در کتابت\nبدیعه صیغ آبده و سبک خاصی پیموده\nو در سردنه ٤٠٠ وفات یافته کتاب\n( المقابسات ) ورساله ( الصديق والصداقة )\nو ( الاشارات الالهيه ) ریخته قلم اوست.\n( باقی دارد )\n\nاقتباس از مجله اقتصاد :\nپروگرام اقتصادي ١٣١٠\nوزارت تجارت\nپرو گرام ذیل را که حاوی ( ٤٥ ) ماده\nاست در اواخر سال ١٣٠٩ عالیمقدر\nجلالتماب عزیز احمد خان وزیر تجارت\nتنظیم و برای منظوری سال ١٣١٠ بمجلس\nعالی وزرا را تقدیم نموده بود ، که امتك\nما اصل مواد حربيه وزارت تجارت را\nاصورت تصويب مجلس عالى وزراء\nو منظوری حضور شاهانه عيناً انتشار\nمیدهیم :\nمقام منیع مجلس عالى وزراء !\nاین يك مسئله واضح است که دست\nقدرت خدا وندی در هر کنار خاك پاك\nوطن عزيز ما بسى فلزات وانواع معادن\nرا که فی الحقیقت مایه ترقی وتعالی است\nبودیعت گذاشته اما بطوریکه دنیا ازین\nرهگذر از استعداد طبيعي مما لك خود\nاستفاده نموده اند ما تا حال بران موفق\nنشده ایم ، نه تنها مواهب قدرت در\nمملکت ما منحصر بمعادن است ، بلکه\nهم چنان مملکت عزیز ما يك مملكت\nزراعتی و آب و هوای آن نیز از هر حیث\nبرای پرورش اقسام نباتات مستعد\nو قابل استفاده است . درين\nقسمت نیز متأسفانه چنانچه شاید\nاز اوضاع زراعتی مملکت خویش بهره\nنبرده ایم، زیرا اصول زراعت وفلاحت\nما هنوز بطور قديم و با همان آلات و سامان\nچند هزار سال قبل اجرا میشود ، که\n\nبجز تضييع اوقات زارعين ثمره که بتواند\nزحمت ایشان را تلافی کند بلند و دو هم از همین\nجهت اراضی قابل زراعت ما همه بدشت\nهای خاره وبایر وبی آب تحویل یافته و\nچون انکشاف وبکار انداختن معادن\nومشروب ساختن املاك خاره و باير را\nوزارت تجارت وظیفه مبرم خود میداند ،\nلهذا وزارت تجارت برای برآوردن این دو\nمقصد تدابیری را تقدیم مقام منيع مجالس\nعالی وزراء میکند ، اما این تدابیر فقط\nبرای سال ١٣١٠ در حدود قدرت مالی\nمملکت بوده ، اینکه این اقدامات که در\nذیل شرح داده می شود ، عملی گردید ،\nبعد مواد دیگری را نیز تقدیم نموده پس\nاز منظوری بتعمل آغاز خواهد نمود .\nبدواً يك معدن را که مفاد آن نسبت\nبکار زیاد باشد وزارت تجارت بکار\nخواهد انداخت و از مفاد این ممکن است\nکه آتیه بکار گرفتن از دیگر معادن هم\nاقدام بتواند .\nمعدنی را که فعلا از آن کار گرفته\nنمیشواند و نه بذراع داخلی ممکن است که از\nآن استفاده شود بعد از گرفتن معلومات\nفنی ، فکر وزارت تجارت این است که\nبا شرایطی که محال مملکت مفید باشد\nکار آنرا بکدام کمپانی خارجی وا\nگذار نماید . و راجع بحفر آنهار جدیده\nوانشاء بند هاسر از سال ۱۳۱۰ بکار\nآغاز نموده در صورتیکه موانع پیش نشود\nتا سه چهار سال کارهائیکه داخل پروگرام\nسال سنه یکهزار سه صدوده است اکمال\nگردد ، وازین راه يك خدمت مهمم"}
{"book": "adl0789", "page": 186, "text": "صفحه ۷\nشماره (۱۰)\nمجلد پنجم\n\nمملکت را اگر خدا بخواهد شاداب و سرسبز نماید .\nچون برای تکمیل کار های دیگر هر ساله پروگرام علیحده ترتیب داده می شود لهذا پروگرام سال یکهزار سنه صدو ده با مصارف لازمه آن ذیلاً تقدیم مقام عالی مجلس وزراء می شود .\n\nالف – حفر انهار :\n۱ : - نهر سراج جلال آباد که از سنه یکهزار سنه صدو دو شروع کار او شده الی آخر سنه یکهزار سه صدو پنج مبلغ ( ۱۵۱ ، ٥٦٢ ، ٢ ) روپیه در آن صرف شده تا يك اندازه کار مذکور بسر رسیده در سنه یکهزار سه صدو شش مستر لاری مهندس مصارف باقیمانده کار نهر مذکور را مبلغ ( ٦٨٠ ، ٥٥٥ ) افغانی تعیین کرده از جمله این پول در سنه يك هزار سه صدو هفت مبلغ ( ٤۰۰۰۰ ) افغانی هم صرف شده بعد بواسطه انقلاب کار مذکور معطل شده ، رقبه زمین تحت نهر مذکور را مهندس موصوف ١٤ هزار جریب زمین نشان داده چون در نهر مذکور پول زیاد صرف شده خیال میکنم که اگر مهندس جدید مصارف باقی مانده کار نهر مذکور را بصورت صحیح عالم آوری کند از پول که ذکر شده کمتر هم صرف خواهد شد ، در سال آینده یکهزار سه صدو ده وزارت تجارت بکار مذکور آغاز نموده ، برای مصارف سال يك هزار سه صدو ده دولك روپیه در بودجه وزارت منظوری میخواهد ؛ در سال ۱۳۱۱ امید است که کار مذکور تمام تمام و از آن استفاده که مدنظر است گرفته شود – اگر در اهتمام کار آن جدی اقدام نشود پول های زیاد که در سنه گذشته صرف شده به هدر خواهد رفت . امضاء وزیر تجارت\nتصویب کابینه وزراء :\nحسب پیش نهاد وزارت تجارت برای سال ۱۳۱۰ مبلغ ( ۲۰۰۰۰۰ ) افغانی جهت مصارف نهر سراج جلال آباد مجلس تصویب می کند . امضاء هیئت کابینه\nحکم حضور شاهانه : ملاحظه شد دوست است\n۲ : نظر به اینکه در اند خوی قلت آب است ، وهم وزارت خارجه در سنه يك هزار سه صدو هفت به اثر اطلاع حکومت میمنه شرحی از قلت آب در اند خوی و کشیدن يك نهر از دریای مرغاب تحریر داشته ، ضمناً مصارف آن را بطور تخمین تا سه لك روپيه متذکر و منافع زیاد آن را خاطر نشان نموده چون برآورد نهر مذکور بصورت علمی نشده علاوتاً درین تازه گی ها رئیس تنظییه مزار شریف و میمنه راجع بحفر نهر مذکور و اینکه پول مصارف آن را وکلای اند خوی قبولدار شده با این وزارت تحریر داشته که وکلای مذکور چنین تصویب داشته اند قرار معلومات که داریم از مواضع ذیل آوردن آب در اند خوی امکان دارد .\n(۱) از دریای بالا مرغاب .\n(۲) از دور آب و گرزی و آن از سه موضع : - حوض غیجان – آغاز دره زن .\n(۳) از دریای آمو ، از آقچه ؛ از حدود قرمقین .\nپول مصارف آن را رعایای متعهد هستیم که از طرف اهالی داده شود ، بشرط ذیل :\nالف – مهندس از طرف حکومت مقرر شود که مواضع مذکور را ملاحظه کند و قرار نقشه علمی آن مذکور را بیاورد .\nب – در حین جریان آب الى مدت دو سال مالیات آن معاف باشد ، بعد قرار پیمان شريك مالیه میدهیم .\nبناءا این وزارت تجارت برای اجرا آت این کار صرف مصارف و معاش يك نفر مهندس را که از خارج میخواهد منظوری میگیرد البته در وقت که مصارف حفر نهر مذکور را بر آورد کند این مصارف در آن تزئید و از اهالی گرفته می شود برای معاش و مصارف يك ساله مهندس ( ۲۰۰۰۰ افغانی ) لازم است .\nامضاء : وزیر تجارت\n\nتصویب کابینه وزراء : حسب پیشنهاد وزارت تجارت معاش و مصارف یکنفر مهندس مبلغ ( ۲۰۰۰۰ ) افغانی برای یکسال منظور است .\nامضاء : هیئت کابینه\nحكم حضور شاهانه : ملاحظه شد دوست است .\n۳ : در سنه ١٣٠٦ مصارف پخته کاری سر بند نهر یا تاب قندهار را از دریای ارغنداب بواسطه زیاده تی آب نهر مذکو مستر ماتزوخ المانی مستخدم وزارت تجارت مبلغ ( ۹۲۲ ، ٢٥٢ ) افغانی پیمایش نموده و هم نوشته که اضافه بر زیاده تی آب برای زراعت ، بلکه در تحت بند مذکور ساختن يك کار خانه برقی هم ممکن است چون برای ترقی زراعت و"}
{"book": "adl0789", "page": 187, "text": "صفحه ٨ \n( شماره ١٠ )\nمجلد پنجم\n\nانشاء باغات جدیده که ازین رهگذر مفاد بزرگ برای دولت و ملت متصور است و وزارت تجارت تخت کاری سر جوی مذکور را در سال آینده ١٣١٠ تصمیم داشته ، مصارف آن را در بودجه تکایف مینماید : امضاء : وزیر تجارت\nتصویب کابینه وزراء : راجع بفقره پیش نهادی وزارت تجارت بخصوص بخته کاری سر بند نهر باغاب قندهار مبلغ ( ٢٥٣٩٥٢ ) افغانی مجلس تصویب میکند . امضاء : هیئت کابینه\nحکم حضور شبانه : ملاحظه شد درست است .\n\n٤ : در سنه ١٣٠٦ ذریعه مستر ماروخ المانی مصارف کشیدن يك نهر جدید از دریای جمکی برای آب یاری یکهزار جریب زمین جدید بمصارف ( ٦٩٠٠٠ ) افغانی نقشه و بر آورد شده و این را هم نوشته که در جمکی املاك مزروعی مساوی از شش هزار جریب زمین میشود این يك هزار جریب زمین اگر بمصارف شصت ونه هزار افغانی زراعت شود در آن جا قابل بسیار اهمیت است ، بنا بران وزارت تجارت از نقطه نظر اینکه در آن سمت زمین مزروعی کمتر است تصمیم داشته که در سال ١٣١٠ کشیدن نهر مذکور را شروع و الی آخر سال بعون الله تعالی تمام کند . امضاء : وزیرتجارت\nتصویب مجالس عالی وزراء : راجع به پیش نهاد وزارت تجارت مبلغ ( ٦٩٠٠٠ ) افغانی برای مصارف کشیدن\nيك نهر جدید از دریای جمکی را مجلس تصویب میکند . امضاء : هیئت کابینه\nحکم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است .\n( باقیدارد )\n\nاز هر طرف\nخوارق تخنيك در امریکا\n( حركت دادن يك عمارت )\n٨ طبقه\nما لک عمارت ٨ طبقة ، بيل كمپاني تلفون ، که متعلق ، به ایندیانوپولیس ، میباشد ، خواست تا یک عمارت جدیدی بنا نماید ، چون برای عمارت مذکور میدان آزاد لازم بود ، بنا برین کمپنی مذکور فیصله نمود تا عمارت عابق را از میان میدان بیک گوشه نقل دهند قرارا اطلاعات واصله این عملیات از نقطه نظر تخنيك يك عمليات حيرت انگیز است که بدین قسم اجرا شده است :\nعملیات ، حرکت ، عمارت بدو قسم اجرا نموده شده :\nاولاً در تحت عمارت مذکور شاحتیر های استوانه فولادی داده شد . و عمارت ٨ طبقه مذکور روی همین شاحتیر ها مسافرت خود را که مسافه طی شده ٦٠ متر می شود ، اجرا نمود .\nبعد از ان عمارت را به همین قسم به اطراف محور خودش دور داده بیک گوشه مناسبی بالای تهداب جدیدی که\nقبلا تهد شده بود ، گذاشتند .\nچیزیکه از همه درین عملیات حیرت انگیز تر است ، اینست که در زمان ، حرکت ، عمارت مذکور ٦٠٠ نفر خدمت گار به کار خود مداومت داشتند لفت ها ( اسانسور ها ) به بالا وپایان شدن خود ها در بین عمارت دوام داشتند شوفژ سانترل ( مرکز حرارت ) وتنوار الکتریکی بقرار سابق جاری بودند . ارتباط تلفون با شهر منقطع نشده بود ، زیرا انجنیز ها لینگ عمارت را حرکت دادند ، قبلاً به سیم های عمارت مذکور هفت سیم متحر کث وصل نموده بودند .\nترجمه از « اطلاعات آخرین »\nمنطبعه پاریس\n\nمشکلات طلا در دنیا\nیکی از مشکلاتی که بعد از جنك قدم بعرصه وجود گذارده مسئله لاینحل عمومی بود که انرا بنام « مسئله طلا » نامیدند\nفورمول لاينحل این مسئله چنین خلاصه میشود که : پول طلا در بعضی از دول فوق ـ العاده زیاد ومترأكم ودر بعضی دیگر بنهایت نقصان بهم رساند بطوری که مقدار طلای ذخیره تنها در فرانسه تا ژانویه گذشته بالغ بر ٨٧١,٦٦٤ ٥١,٧٠٩ فرانك گرديد وبعضى علل این اشکال را مربوط بوجود بحران اقتصادی عموم میدانند ."}
{"book": "adl0789", "page": 188, "text": "(شماره ۱۰) (قسمت دوم)\nو لیکن عده زیادی از متخصصین مالی میتوانست که بیست و پنج میلیارد فرانك ودیعه خود در خارجه استفاده کنیم\nمیگویند ترقی روز افزونی که در رقم طلای اوراق مالی خارجی را که در آوریل یعنی برای آن با انجام این مقصود\nذخیره فرانسه امروز مشاهده میشود ۱۹۳۰ در دست داشت (به ٢٥،٦٧٢ میلیون امکان پذیر نبود . زیرا مبدل قبوض وجوه\nمربوط بوجود بحران اقتصادی نبوده فرانك) بمبدل پول نقد طلا بنماید . عدم مزبور بهیچ کار نداشت هانطوری که\nونمیباشد بلکه علت حقیقی بحران مربوط تبدیل و اقدام نکردن بانك فرانسه بيك قسمت اعظم آن را موفق شدید با ایجاد\nباین اصل محسوس است که محصولات همچو کاری ادعای جراید انگلیسی را يك وسیله کافی بکار انداخته واز آن\nصنعتی بی اندازه زیاد تولید و انتاج شده بکلی نفی خواهد کرد آن ها فرانسه را استفاده نمایند .\nبازارهای دنیا کشاد ، تنگیستی روی متهم مینماید که پولهای طلا را بانك فرانسه در حالیکه وجوهی که در فرانسه بکار\nآورد بر اثر آن قوه استهلاك محصولات در زیر زمین ها رویهم متراکم ساخته انداخته شده بود منافع متناسبی را جلب\nمذکور از پای درآمده است . بدون اینکه از وجود این فایده ببرد نموده زیرا بحران اقتصادی در فرانسه\nرقم طلای ذخیره فرانسه از آوریل و مقصودش از این کار لطمه زدن ببازار کمتر از سایر ممالک وجود داشت\n۱۹۲۹ رو بازدیاد و ترقی گذارده ویکی لیدن و بانك انگلستان است . و بنا بر این بدیهی بنظر میرسد که موسسات\nاز عللی که بایستی بدان تسلیم گردید این درصورتی که حقیقت امر غیر از اینست مالی فرانسه بفکر جلب سرمایه های خود\nزیادتی طبیعی وغیر مصنوعی بوده وبانك و نقیض این ادعا را نشان می دهد وشاهد در خارجه افتاده وآن را در داخله فرانسه\nفرانسه را در تهیه مقدمات این ترقی مدعای ما حوادث جاری میباشد ، چه از بکار اندازند و هم چنین بدیهی بنظر میرسید\nوافزایش رقم مذکور دستی نبوده است تاریخی که دولت فرانسه موافق به تثبیت که مؤسسات مذکور برای جلب سرمایه\nدر آنجا توطئه برای ازدیاد روز افزون نرخ فرانك گردید . های خود متوسل بخرید طلا از لندن و\nطلای ذخیره فرانسه در بین وجود نداشته طرد پولهای خارجی را در تبدیل بفرانسه نيويورك و مستردام شوند که در عوض\nواگر اراده می کردند که تا یک و نیمسال جاری شده و بوقایع ثابت که سرمایه لیره های انگلیسی ودولارهای آمریکائی\nغیر طبیعی تصمیم بازدیاد ذخیره طلای هائیکه از يك مملكت بمملكت دیگر منتقل و کاغذ بوده وجوه طلا تهیه و همان\nفرانسه بگیرند. محققاً می توانستند این وانتقال داده می شود یا پول طلا ویا پولی طلا را بفرانسه آوردند دو عامل مهم\nکار را انجام نموده باین ترتیب که وجوه که اوراق مالی قابل تبدیل بطلا دو ممالکی در آنجا وجود دارد که اساس باز\nودیعه خود را درممالک خارجه ومخصوصاً که از آنجا ارسال گردیده است میباشند گشت سرمایه های فرانسه که درموقع تزلزل\nقسمتی را که لیره و دلار بود فوراً تبدیل از مدتی باین طرف بانكهای فرانسه پول فرانسه بخارجه رفته بود بشمار میرود\nبطلا نموده و آنرا بفرانسه جلب مینمودند. ودانمی را در خارجه داشته که اغلب آن اولی تثبیت نرخ فرانك و دوم زیادی منافع\nباین نکته هم محرز میباشد که لیره انگلیسی لیره انگلیسی یا دولار امریکائی ویا فلورین وجوه و پولی که در داخله فرانسه بکار\nویا دولار امریکائی در مقابلش طلا پرداخت هلند بوده یعنی تمام پول فرانسه که در افتاده شده يك عامل دیگر هم در آنجا و\nمی شود وهر کس که اوراق اسکناس خارجی موجود بود با پول طلای نقد بوده جود داشت که از دو عامل مذکور هیچ\nاین دو نوع پول را در دست داشته باشد و با آنکه درحکم طلا بشمار می آید. کم نمیباشد و آن این بود بمحض اینکه\nدر هر موقع می تواند آن را تبدیل به پول مؤسسات مالی فرانسه نظر بوجود فرانك فرانسه تثبیت گردید و مورد اعتماد\nنقد طلا بکند ، بنابر این بانك فرانسه بحران عمومی موفق نشدند که از پولهای قرار داده شد و آنرا ثابت یا بعبارت دیگر"}
{"book": "adl0789", "page": 189, "text": "( شماره ۱۰ ) مجلد پنجم\nپولی که بیشتر از پولهای سایر ممالك تامین دارد معرفی گردید فرانسوی ها در بسیاری از ممالك بالاستمرار شروع بخرید اوراق اسکناس فرانسه نموده و از ترس اینکه مبادا نرخ پول تنزل نماید و یا آنکه شورش و انقلابی ایجاد شود و يا يك هیجان عمومی پیش آید که ثروتهای خصوصی و عمومی در معرض خطر قرار گیرد پول خود را فرانك خریدند .\nخیلی مشکل است ممالکی را که پول طلا از آنجا بفرانسه آمده است تعیین نمود همانطوریکه خیلی سخت مقدار وارده طلا را از هر مملکتی بفرانسه تحدید کرد ولی میتوانم محققا اظهار دارم که تنزل روز افزون در قیمت پونه اسپانیا و تنزل تقلیلی که در پول انگلیس رخ نموده ، و ترسی که گریبان گیر محافل سیاسی ایتالیا شده ، و شورشها و انقلاب های متوالی در جمهوریهای برازیل و پیرو غیره تمام اینها باعث گردید که سرمایه های موجوده در این ممالك بفرانسه مانند سیل جاری شود . در اینجا بی مناسبت نیست متذکر شوم که پول طلائی که پیش از جنگ متداول بوده ، معامله با آن بعد از جنگ متروك گردید و بانك فرانسه شروع بخرید و جمع آوری آن کرد و علاوه از صد ها ملیون فرانك كه بانك فرانسه از مسکوكات مزبور خریداری نموده هنوز هم مقداری از آن در دست مردم باقی است که دیگر قابل رواج نبوده و یا آنکه از بین رفته است ، ولی قسمت اعظم از ساکنین فرانسه که مالک پول طلای قدیمی . هستند اخیرا قدر و قیمت مسکوکات مزبور را شناخته و از فروش آن خود داری نمودند .\nدر این میان جراید انگلیس پی در پی شروع بمهم کردن بانك فرانسه نموده آن را اینطور متهم مینمایند که باعث تشویق قاچاق طلا برای خزانه خود میباشد و باندازه کار آنها در این اتهامات بالا گرفت که گفتند بانك فرانسه با ذخیره ساختن طلا در زیر زمین های خود مقصودش این است که طلا را آب کرده و جواهر بسازد جراید انگلیس در این اتهام خیلی راه مبالغه پیموده ولی حقیقتی را که بایستی در مورد آن تسلیم بود اینست که طلا از روی عدم تساوی تقسیم شده و یا بعبارت روشن تر بعضی از دول فاقد قدرت خرید طلا گردیده اند و با دانستن این حقیقت که بعضی از دول قدرت خرید طلا را از دست داده اند و حبس و عدم مصرف آن باعث کساد عمومی که امروز مشاهده میشود گردیده است .\nهمان طوریکه نتایج عدم تساوی در تقسیم طلا و تنفر از وجود این وضعیت حکمرماست روز بروز نسبت بنتایج عدم تساوی در استهلاك معادن زیاد میشود زیرا مقدار طلای جدید که از معادن استخراج میشود سال بسال نقصان پیدا کرده در صورتیکه دامنه کارهای عمومی روز بروز توسعه پیدا کرده و اقبال مردم نسبت بمعامله و مبادلات طلا زیاد میشود و اگر مقدار طلای متداول از میزان تقاضای بازار نقصان پیدا کرد بدیهی است که نتیجه نقصان مزبور تنزل حتمى متوسط اسعار بطور عموم خواهد بود و تنزل اسعار هم یکی از علل مستقیم و اساس فلج شدن جنبش تجارتی و صنعتی محسوب میگردد زیرا کارخانجات با وجود این وضعیت نمیتوانند از محصولاتی را که تولید انتاج مینمایند فایده مطلوبه را تحصیل نمایند و از طرف دیگر جنبش بازار کار آن ها را مجبور خواهد ساخت که محصولات خود را با قیمت ارزان بفروش رسانند در حالیکه بقیمت گران برای آنها تهیه گردیده است و علاوه از این همان تنزلی که در قیمت محصولات رخ میدهد اقبال عمومی هم باعتبار اینکه باز هم اجناس تنزل خواهد کرد در خرید اجناس و محصولات کم میشود ، و نتیجه این ترتیب این میشود و محصولات از بازارهای دنیا انبوه و متراکم شده و انبارهای کارخانجات و موسسات صنعتی از محصولات پر شده و قهرا چرخ کارهای از جریان ایستاده و دنیا را از این توقف متاثر خواهند ساخت .\nدر حقیقت مسئله لا ينحل طلا یکی از علل و عوامل کساد عمومی است و اگر بگوئیم که عامل اساسی کساد عمومی است در این گفته مبالغه و افراط نموده ایم همان طوریکه نمیشود گفت که ابدا دخالتی در این کساد عمومی ندارد ، حال این مسئله را چطور حل خواهند کرد هنوز تحت مطالعه است ! (کوشش )"}
{"book": "adl0789", "page": 190, "text": "های كوچك طبع نموده اند مبادرت\nمینمائيم :\n\nبه مادران ودختران جوان\n\n(چه وقت و چطور بچه را از شیر میگیرند)\nاول طفل را بايد كم كم عادت بغذا\nداده – دوم اولین غذای طفل را چطور\nدرست میکنند – سوم غذای یومیۀ او چه\nچیز وبچه ترتیب است .\n\n١ . تا ماه هفتم بطفل غير از شير\nهیچ چیز دیگر نباید داد حتی چائی وغیره\nو بعد از این مدت يك وعده از شیر خوردن\nرا در شبانه روز بحریره كه از شير و آرد\nبرنج ، جو – يا گندم وغیره باشد تبديل\nبكنيد .\n\n٢ - اولین غذا را (حريره) چطور\nدرست ميكنيد - مقدار يك قاشق مربا\nخوری آرد برنج را دو سه قاشق آش خوری\nآب سرد جوشیده حل کند كه تمام با آب\nمخلوط شود. بعد از آن مقدار یکسیر(فارس)\nو نیم شیر را جوش آورده و خمیریكه درست\nکردید در آن بریزید .\n\nتا بیست دقیقه بجوشانید و در این مدت با\nقاشق خوب بهم بزنید و همان طور كه سر\nبار است مقداری نمك وسه حب قند در\nهر آن بیندازید و پس از سرد شدن يك\nدفعه بطفل بدهید .\n\nاین حریره باید بقدری رقيق باشد\nکه با پستانك بشود بطفل داد و هر چه طفل\nبزرگ ترمیشود حریره را سخت تر درست\nكنيد و مقدار شیر را هم زیاد تر خواهید\n\nبقیه در صفحه ١٣\n\nخبر هاي خارجي\n\nمسابقه\n\nدر ایست بورن منطقة اروپائی در مسافة\nاتمام دیوس بريطانيا جاپان را به سه ميچ\nبمقابل صفر مغلوب ساخت مسابقه دیگر\nبتاريخ ١٦ - ١٨ جون در کوین هينگن\nدر بین چيكوسلوواكيا و دنمارك\nخواهد شده .\n\nتصادم\n\nپیغام شنگهای مظهر است که در وقت\nرسيدن كبطان کشتی تجارتی چینی موسوم\nبه بو تا کا تحت البحری بر طانیا با آن\nتصادم نموده بود . در نيو چوانگكات\n( مانچوریای جنوبی ) ٦ نسبت نفر تلف\nشده کشتی بوسی دن ظهار موافقت\nنموده شد . كبطان مذکور سترایتی تر\nبیان نمود كه هوا صاف و باد خاموش بود\nو هر چیز بخوبی دیده می شد . و این\nواقعه محض در نتيجة آنكه بوسی دن\nدفعتاً راه خود را تبديل نمود واقع گردید\nاین تصادم در يك راهی واقع گردید که\nیکی از راه هائیست در ساحل جنوب\nچین که در آن وقت و آمد خیلی زیاد\nاست . مامورين برطانوي تا بحال ما نوره\nخود را در فاصله ده میل از راه جهاز\nهای تجارتی اجرای نموده اند . درین\nفرصت بوسی دن در بین راه یافته شد\n\nمراسم بحري\n\nپیغام وای های وای مشعر است که در\nصبح روز یکشنبه در بحر مراسم تاثير\n\nحفظ الصحه اطفال\n\nآقای دكتر رشتكار ديپلمه اونیور ستيته\nپاریس که قسمت مهم تحصیلات ایشان مر\nبوط به اطفال است اخيراً يادداشت هائی\nبرای حفظ صحت اطفال در كتابچه های\nکوچکی طبع وتوزيع نموده اند . این\nيك اقدام بمورد وقابل استفاده ایست زیرا\nبدبختانه هنوز مادران با اطلاع وتحصيله\nکرده در مملکت بحد كافی تربیت نشده\nاند که از روی اطلاعات صحیحی اطفال\nخودرا پرورش نمايند و يكي از علل تلفات\nفاحش اطفال همين عدم اطلاع مادر آن\nوعدم وجود حفظ - الصحه اطفال است\nبنا براین هر قدر نسبت به روشن شدن فکر\nخانم های محترمه برای تربيت اطفال كمك\nشود مستقیماً بحفظ جان اطفال وتربيت\nجسمي آنها كمك شده است از همین\nنقطه نظر ذیلاً بدرج یکی از ياد داشت\nهای ایشان که اخیراً تنظيم و در کتابچه"}
{"book": "adl0789", "page": 191, "text": "داری اجری شده و تمام جهازهای تحت البحری و کشتی های دیگر در نقطه که بوسی دن غرق شده بود برای اجری این مراسم قابلی با بر آنان اجتماع نموده بودند و در عین حال در ساحل بخر مراسم دینی که دران نمایندگان چینی و انجلیزی مشغول باشند صورت گرفت\nقطب شمالی\nتلگرام نیو یارك مظهر است که مکتبی تحت البحری موسوم به ناتی لس که در آن سر هبر برت و لیکنن عبور نموده بود از زیر یخ بطرف قطب شمالی برود در وسط اتلانتيك در اثنای راه خود بطرف لندن از کار افتاد کشتی موسوم به اندی بندنس حال در نزد آن ایستاده است . خانم و انکنس که بسواری جهاز ماونتایا از نیو يارك روانه شده بود با تشویش منتظر خبر است قرار اطلاع نتيج کشتی مذکور و لیکننس فکر نموده بود كؤ او را بوسیله بودن تحت البحری خود در پهلوی کشتی مذکور در روز دوشنبه در بین اتلانتيك كشتی مذکور را متعجب بسازد\nطوفان\nتلگرام شيشا مار بروز مظهر است که کشتی هواخواری موسوم به شينت آل برت در صبح روز دوشنبه جمع الی ششصد نفر اعضای اتحادیه هوا خوری ناپولی را به جزیره پوار موتی برده و از آنجا بساعت بك ظهر در پيش يك طوفان شدیدی عودت نمود و دانسته شده است\nمسافرین شصت نفر در جزیره مدكور جمع شده بودند تا آنکه باوردها از باد محافظه کنند يك کشتی مذکور را منقلب ساخت . تا بحال تنها هشت نفر از باد ماندگان را حمل نموده اند و دیگر می رود دیگر کشتی بدست بیایند. دانسته شده است که شصت نفر ضایع شده اند و تقریباً یکصد نفر بنابر آنکه در جزیره پوار موتی مانده بودند سلامت ماندند این اشخاص اخواسته بودند که در هوای بد در کشتی سوار شوند . بك کشتی جهت اعانه به نقطه مذکور روانه شده است.\nتلگرام قادس مظهر است که اظهار هر اس نموده میشود که عده مقتولین حادثه - شتاپلی برت از چار صد زیاده میباشد\nقرار تحریر نامه اکسپریس لی هر الد متعدیه پاریس که مطلع شده است فرانسه میل ندارد مقابله کند و بطالب فرصت ندارد تا زمان مسابقه انجمن ها را تکمیل نماید . بر طانیا اقدم مسابقه طیاره را خواهد برد .\nسقوط طیاره\nمارتن معروف طیاره و انطالیس تبدیل از برین وزن دیگری که در طیاره او می گرفت نی نموده و هنوز معلوم نشده که بوده است آنکه طیاره به بیف من كرورك دران پرواز می نمودند در انتهای حین زمان سقوط انچوبه درخت گرفت شده و سقوط نمودند . او برین\nدختر يك بيروت رو در شکار آسولیدی سرطیاره ی او پرش : بود و اولین زنی بود که به قطع كامل با يك مسافر پرواز می نمود .\nدر ۱۹۰۹ در لقر مقا لو در نتیجه سقوط طیاره لكتی پای خود را باخته بود منکر به کریس پخته او است بزودی باز به پرواز خواهد نمود\nتلگرام شيشا ما ربیان می دارد که جهازهای طلا یاب شکسته جات فی لی برت را پیدا کردند غواصان فرود آمده در ك آمودند که کشتی مذکور بريك طرف چپیده است بگر نتوانستند دران داخل کردید . غواصان مذکور هيچ یک نفر را ندیدند و ظن باز عقیده میشود که باز آوردن آن به سطح بحر یک کار خیلی مشکل است .\nطیاره بی انجن\nتلکرام لندن مظهر است که طیاره زانتاً و خولانده او : راقی کانا والی انسان مسافه دور از کانال در يك طياره يي انجن (۱۸) کلانی دارای يك عرابه قابل انفصال در نزد خود عبور نموده يك بسیار مسابقه جديد هواهی را تشکیل داد . طیاره بي انجن ويك طياره شوف در میدان طیاره امین به هوا بلند نمودند و چون هر دو دوازده هزار فت بلند شدند کپلاندن از طیاره رها شده به سرعت شصت میل فی ساعت ( ؟ ) کلاتدو يك نوع طياره بي انجن است که بعد از صعود در هوا بیک خط محرکته نمودم نزول میکند ."}
{"book": "adl0789", "page": 192, "text": "صفحه ۱۳\n( شماره ۱۰ )\nمجله پنجم\n\nحرکت و از کانال عبور نموده در میدان طیاره سینت انګلبرت در نزدیکی کیب فیز فرود آمدند .\nزلزله در تبت\nمسکو ، ۲۲ جون ـ رصد خانه پولکوفسکی به ۱۸ ماه چون بساعت ۱ و ۷ دقیقه به قرار ساعت گرینویچ زلزله را که در پنج هزار کیلومتر مرکزیت داشت نشان داده است . مرکز زلزله از وسط تبت بوده است\n( از جریده تاس )\nتلگرام روم مظاهر است که پولیس ها در تمام ایتالیا کنایس ها و کاغذ هائی را که درین نزدیکی ها از کلیسیا های کاتولیکی گرفته بودند بـه کشیش های ایا لات تسلیم نموده اند . این اقدام در نتیجه جواب پاپ که دیروز بحکومت ایطا لیــا داده بود واقع شده است . و چنین نگاشته میشود که جواب پاپ در باب موضوع و دامنه محدود آزادی مؤسسه عملیات کاتولیکی تعهدات دیگر . و خیلی صمیمی نموده است .\nتلگرام وا شنگتن مظهر است که اداره بحری تلگرافی از کشتی حربی وی او مسک گرفته است و تلگرام مذکور بیان میدارد که وضعیت نیگا تیاس خوب است و حالا مصروف تهیه نمودن انجن ها و پر کردن با تری ها می باشد . نیوز کرانیکل بیان می دارد که امارت بحر قبول نموده است بـه سـر هبرت و انگلس امداد کند که تا تیاس را در پلای موت ترمیم کند .\n\n( بقیه صفحه )\nکرد و بطوریکه برای طفل يك ساله يك قاشق سوپ خوری آرد برنج و دو سیر ونیم شیر برای يك حريره خواهد بود.\nاگر بچه یبوست پیدا كرديك قاشق مربا خوری عسل و یا سبوس داخل حریره کنید آرد ذرت و آرد جو وغیره نیز میشود بدستور طبيب حريره درست كرد\n۳ - غذای یومیه طفل چه چیز و به چه ترتیب است :\nاز هفت ماهگی تا نه ماه باید طفل در روز يك حريره وپنج وشش دفعه شير خالص شیرین بمقدار دو سیر در هر دفعه بدهید ویا در عوض پستان مادر داده شود\nاز نه ماهه تا پانزده ماهه - دو حریره غلیظ در روز و چهار یا پنج دفعه شير خالص شیرین که هر دفعه دو سیر ونیم باشد لازم دارد لازم است بین حریره وشیر اقلا سه ساعت فاصله باشد\nپانزده ماهه ـ در این سن طفل را باید بکلی از شیر گرفت و همانطور که گفته شد کم کم تبدیل به غذا کرد - اگر هوا گرم است و یا طفل دندان در میاورد باید قدری تأمل کنید مخصوصاً اگر طفل با شیر گاو از شیر گرفته شده باید مقداری شیره میوه جات پخته مثل پرتقال ایوموی ترش و شیرین یا انگور باو داد در پانزده ماهگی بطفل در روز فقط پنج دفعه غذا بدهید که مجموعاً سیزده سیر ونیم شیر بشود و از این مقدار شیر باید بقدر سه حريره درست كرد وبقية آن همانطور شير خالص شیرین داد روزی مقدار مختصری نان سوخاری باشیر بدهید\n\nوهفته یکی دو دفعه نصف زرده تخم مرغ در حریره داخل کنید .\nطفل شانزده ماهه ـ در شانزده ماه و هفده ماه هر دفعه از حريره را به يك تخم مرغ تازه یا مختصری عدس یالوبیای جوشانده کوبیده و یا مقداری آب گوشت و یا میوه جات پخته صاف شده تبدیل کنید\nطفل هیجده ماهه ـ در ماه هیجدهم فقط چهار دفعه باید غذا داد و یاو هر روز يك دفعه مقداری مغز بره یا گوسفند یا ماهی یا گوشت مرغ ومختصری میوه پخته بدهید\nغذای طفل دوساله ـ در روز بقرار ذیل است :\nصبح حریره آرد برنج با شير يادو دوسير ونيم\nناهار : ۱ - يك تخم مرغ يا مختصری گوشت مرغ یا بره یا ماهی خوب یا مغز تره شده و یا بره و یا گوشت گوسفند کوبیده و یا آب گوشت سبزی دار .\n۲ - مختصری کوبیده سیب زمینی پخته مخلوط با ( آبگوشت یا شیر ) یا نخود لوبیا یا عدس یا برنج پخته ومختصری میوه پخته یا گلابی .\n۳ - کمی نان و یک فنجان آب .\nعصر : دو سیرو نیم شیر یا مقداری نان سوخاري و يانان برشته\nشام : حريره شیر با آرد برنج یا آب گوشت بی چربي يا يك سسيرونیم شیربانان\n( باقيه دارد )"}
{"book": "adl0789", "page": 193, "text": "خبر های داخلي\nکاروان زرد در کابل\n( مابعد از شماره گذشته )\nنطق وزیر خارجه\nبحق اعلیحضرت نادر شاه و بتمام\nشرفا و اعیان فرانسه تحیپ و صمیمیت\nابراز مي نموندند امروز که این کاروان\nعلمی فرانسه در وطن خود می بینم از\nصمیم دل خوش آمدید می گوئیم وهم\nموفقیت شان را خواستگارم .\nخوشبختانه تجربه ومشاهدات زنده\nگیانی ملل عالم را باین مسئله اشنا وگی\nبخشید که تا مشاهير ملل با هم دست و دادند\nهند و اتحاد عمل و تشر يك مساعي را شعار\nخود قبول ننمایند به هیچ وجه احتیاجات\nبشری را مغلوب وترقيات عالم را با پایه\nاکمال نرسانيده نمی توانند تاج چیز است\nکه وداد و اتحاد عمل آن را از امان دور\nکرده میتواند این اقدام هیئت محترم شما\nدر راه اتحاد عمل نوشت يك شرق و غرب\nامید است نتایج نتایج نیکو گردد مانز\nصمیم دل موفقیت وعافيت و سفر خوب\nبرای شما میخوا هم .\nنطق رئیس هیئت\nجناب مستطاب آقای وزیر :\nبنده خيلی مسرورم که حضور حضرت\nاشرف صدر اعظم افغانستان و آقای شارژ\nدافير فرانسه مقیم کابل باسم تمام اعضای\nهيئت تشکرات صمیمانه خود را برای شما\nتقديم کنم .\nپذيرائى د لیسند یمان بحد یکه در\nموقع ورود ما بکابل شده همچنان پذیرائی\nای مختلف دیکه باعث افتخار ما از\nدر اناطه قشنگ شما کردید در نهایمان\nمانا که ازینکه فراموش شدنی نیست باقی\nخواهد ماند . بنده میخواهم بحضور\nحضرت عالی شما عرض کنم که چیزیکہ\nمایان را بیاد ترین روز های اخیر\nمتاثر ساخته عمالا حضور حضرت اشرف\nصدر عظم صاحب است با وجودیکه اداره\nمملکت بر دوش ایشان يك وظیفه بزرگ\nاست و وقت شان از همه بیشتر قیمت دارد\nحضرت اشرف بهريك پذيرائي كه بمناسبت\nما بل شده حضور داشته اید که حضور ایشان\nپذیرانی تمام افغانستان را معرفی میکند.\nجناب آقای وزیر را اطمینان میدهم که\nما دل خود را مجبور خواهیم ساخت تا در\nطرف سفر طويل مقاصدی را که پیشنهاد\nخود گرفته ایم تعمیل کنام همچنان که\nحضرت عالی بیانات خوبی راجع بآن\nداده اند بلا شبهه عرض کرده میتوانم\nکه هر یکی از اعضای هیئت من در شعبه\nمخصوص خود توسط سینما و فوتو گراف\nو رسم و فلم حسیات محبانه و نیکی را که\nوطن قشنگ شما برایش داده در تمام\nعالم بیان و ظهیدار خواهد کرد بنده\nدرینجا خواهشات پر جوش و صمیمانه\nخود را نسبت به خواهشات هیچکه\nبرای ملت افغان آرزو دارید تمنا دارم\nدر مشرق :\nيوم سه‌شنبه ۲۸ جوزا مطابق ۱۷ جون\nغمره صفر عمل ۹ بجه روز هيئت مذکور\nوارد جلال آباد گردیدند از طرف حکومت\nاعلی برای رهائیش هيئت در باغ شاهی\nجلال آباد هر گونه تهیه دیده شده بود.\nو هم دران روز مذکور بساعت ۲ بجه\nجلال آباد اودع گفته رهسپار د که شدند\nبتاريخ ۲۷ ماه مذكور عازم جلال آباد\nو در منزل جاك جبار که ۱۵ گروهی شهر\nکابل داقع است میرسد درینجا قافله بدو\nفراق تقسیم میشود فراق اول که عبارت از\nمعاون و چندی از اعضای محترم قافله\nاست راهسپار منزل آمله گردیده خود\nآقای رئیس با اعضا در منزل مذكور\nتوقف نمودم شب را هر دو فراق به منزل\nفوق به جراحت میگذرانید.\nفردای آن هر دو فراق باوقات معین از\nمنزل جاهای خود حرکت نموده نخست\nفراق امله وارد جلال آباد شد مگر این\nجماعه پس از توقف يك ساعت و چند\nدقیقه رهسپار منزل د که گردید . ترتیبات\nرهاش از طرف حکومت اعلى\nگرفته شده بود عمل یکنیم بجه روز آقای\nرئیس قافله با 4 نفر اعضا وارد باغ شاهی\nگردیده مدت 5 ساعت در باغ مذکور\nاصرف چای و انواع شیرانی و فوا که ها و\nبملاقات ج ا ع ا ص آقای غلام فاروق\nخان حاكم اعلى گذرانیده و نیز بعضی\nچیز های ساخت وطن مخصوص ساخت\n« بقیه د آرد »"}
{"book": "adl0789", "page": 194, "text": "شماره ۱۰\n\nصفحه ۱۰\nمؤلف : ا. بلانژه فرانسوی\n(۸)\nمترجم : حبيب الله طرزی\nمادام سان ژین\nفصل سوم\n«شوليه دو کر»\nکاترین که قدری از بهت وسراسیمه گی\nبهوش آمده بود گفت : « طفلك احمق !\nتوخيال ميکني که اگر عاشق مي بودم\nاو را در اطاق خودم پنهان میکردم ؟ اين\nشخص دوست ماد موازل بلانش دولا واین\nولي نعمه و دوست من است . »\nله فيور : « یک مرد زخمی مقدس است\nو بیک سرباز حقيقي هيچ گاه بر زخمي\nآتش نمي کند ... این بیچاره را\nپر ستاري کن ونجات ده . من ممنونم\nکه ترا بشبادیه فرست باین خانه معاونت\nمیکنم . مگر هیچ کس باید این را نفهمد\nاگر فهمید بسیار مضرتات خواهد شد . »\nکاترین که از فرصت سرشار بنظر\nمي آمد گفت : « له فيور ، تو يک مرد\nنهایت پاک نژاد و نيك سيرتي . » وصداي\nخودش را پست ساخته ايراد نمود : « بهر\nقدر زود يکه آرزو داشته باشي عروسي\nخواهم کرد ! »\nیکی از سر بازان : سارجن له فيور کنراد\nها منتظر اند ! »\nله فيور : « دوستانم شما برويد من شما را\nتعقیب خواهم کرد ! »\nفصل چهارم\n« وعده »\nبعد از اینکه دکان از سربازان راه عبور\nخالي شد ، کا ترین شی برلچه مریض\nخودش مهيا کرده و او را از خواب بيدار\nنموده با قدري شرب برايش آوردوه کاسه\nرا بنز دروي او گرفته گفت :\n« بيا ! تو بایدطاقتت را حفظ کني زيرا\nبسیار وقت درین جا مانده نميتواني ! نه\nاینکه من ترا از خانه ام بيرون ميکشم ، نه\nتو مهمان ماد موازل بلانش هستي ! در این\nدر خانه من زیاد از من اختیار دارم . ولي\nهر قسم اشخاص در دو کان من رفت و آمد\nدارند ، اگر مشتريان بفهمند که تو درين\nجا هستی ، دختر لاندش کاره من يقيناً\nخواهد فهمید و تو رسوا خواهي شد.\nبداوش بزن ، توميداني که بر خلق آتش\nکردنی و این یک مزاح نیست . »\nنيير ک بكمال زحمت جواب داد :\n« ماشاء را مدافعه وحمايه مي کرديم . »\nکاترین شانه هایش را بالا برده گفت :\n« آنرا که اسقاط اعظم مينامند ! اوه !\nدر مجلس شوراي ملي حق خودش را خواهد\nیافت آنها زحمت نه مي کشند که بخاطر\nاوانجا بروند . این اسقاط اعظم تان یک\nشخص بي آزار ، و بيکاره است که زنش\nدچار به پوزش انداخته او را باین دلال\nکشانیده است ! ميار مي زياده برين او را\nکجا خواهند کشانید ؟ به عدم ! من پوره\nفهمیده نه مي توانم که این همه معاملات\nشوم مربوط داشت و تو چه میخواستی بکنی ؟»\nنيير ک : « این يک ايلچي گري\nمخصوص نزد ملکه آمده بودم . »\nکاترین : « آن زن تدبير بافي ؟ براي\nاوبود که خودت را در همه خطرات گرفتار\nکردي ونزدیک بود حياتت را ببازي ! »\nنیيرک : « من خواهش داشتم بمیرم ! »\nکاترین : « مردن ! باین عمري که تو\nداري آن هم بخاطر شاه وملکه ؟ هیچ\nصورت باور کرده نمیتوانم ! ضروز کدام\nدلیل ديگري غير اين خواهد بود ؟ جسارت\nمرا عفو خواهی کرد ولي به فکر من وقتيکه\nیک جوان ۲۰ ساله براي اشخاصیکه نه\nمی شناسد وبراي نقدي که یک پشه\nهم قیمت نداشته باشد خود را فدا ساختن\nمی خواهند همیشه خانمی در بين مي باشد\nبکویه بینم که من حق دارم يا خير ؟ »\nنيير ک با وجود ضعف زیاد بازهم قدري\nسرخ شده گفت : « بلي حق داريد ! »\nکاترین : « این هم لغتيال . وازد که\nحدس زده توانم ... اوه ! من كوشش\nنه میکنم که براسرار شما واقف شوم ، به من\nهيچ دخل ندارد . ماد موازل لا واين قال\nوسزاوار هر گونه عشق ومحبت است . »\nکونت نیير ک بشنيدن اسم محبوبه."}
{"book": "adl0789", "page": 195, "text": "صفحه ١٦ شماره ١٠ جلد پنجم\n\nاش از اظهار احساسات خود داري نتوانسته کاترين باو حکايت نمود که چطور در\nگفت :- قريب ده ( لازلين ها ) تولد شد و دران\n« آه بلا نش عزيزم چقدر خوشگل جا با ماد موازل بلانش يك جا نشو ونما\nاست ... اگر من بميرم باو بگو که یافته است .\nنامش را بانفس آخرين ياد کردم و خيالات دم مارکی حصة زياد سال را در در بار\nمرگم مشغول او و ... » درينجا دفعتاً میگذراند وبلانش ووالده اش را به سنت\nخاموش ماند و کاترین برای تسکين قلق ارامين میگذاشت . بلانش بيک حيات\nواضطراب او گفت : « تو نمي ميري تو بايد روستاییانه که مراد از گشت و گذار\nزنده مانده و بوصال کسي که دوست ميداري در جنگلها ، سواری و شکار در قرب\nنائل گردي وبراي شخص ديگري که وجوار بود ، بسر مي برد . با دها قين\nميخواستي نامش را ببري - شبه نیست که بسیار مهربان و اکثراً بخانه محقر کا ترین\nآنهم پدر او مارکیز لاولین باشد . من رفت و آمد می داشت . تا انکه ماو کی\nدو سه بار او را در لساسي ديده ام يک پدر بلانش دختر و خانمش را بدر بار\nمرد شریف و خيلی نجیبی است نیم تنۀ ( ورسای ) تقدیم کرده کا ترین ودو سه\nمخمل آبی رنگش همین دم در پیش چشم دختر روستائي ديگر با آنها يك جا به پاريس\nمن است ، كاترين حس نمود که در اثنای آمدند . بعد از چندی که در پاریس\nتذکار اسم مارکیز بر روی چهره فدريك اثار بخوشي حيات بسر بردند مادام لا ولین\nکدورت ظاهر گرديد و خود بخود گفت : زن مارکی وفات یافت . وچون خود\n« آنها با هم دوست معلوم نمیشوند مارکی بصورت ایلچی بلندن فرستاده میشود\nبسیار خوب شد فهميدم هيچ شبه نيست از عدم پرستار دختر خودش را نيز با خود\nکه مرد پير بعروسي شان مخالفت داشته برد ، بلانش چون محبت زيادي با\nخواهد بود . » با کاترین داشت دوکان قصاري برای او کشاده\nو با يک آه ضنكاء جوان را درست حیات او را تأمين کرده است . بعد ازان\nنموده آهسته گفت . من بسيار پرگوئی وقت ماد موازل بلانش را ندیده و از و\nمیکنم و این برای تو خوب نیست .... اگر خبری نداشته است .\nمیتوانی بخواب ، خواب تست را کم\nخواهد کرد . » كاترين سر گذشت خودش را باين الفاظ\nفدريك سر خودش را به صورت منفي مختصر تمام کرده میخواست بر خیزد که\nحرکت دادم گفت : « بمن از بلانش در وازۀ دو کان بار دیگر زده شد . سان\nصحبت کن ! صحبت وياد نام او بهترین ترین : « خیال نمیکنم که له فيور باين\nمعالجه هاست برای من ! » زود ي بر گردد ؟ باز هم اگر تنها باشد\n\nبا كٹ ندارد ولی رفقاي او خوا هند بود\nخیر با ک نیست ، من آنها را بصحبت\nمشغول داشته از بن اوطاق دور مي دارم . »\nاین را گفته در وازه را بکشاد . در حالیکه\nمنتظر بود یک جماعة سربازان را باله فيور\nملا قی خواهد شد ، یک خانم جوان\nسراسیمه و پریشان بد كان در آمد .\nخانم نو وارد : « آيا اينجا خواهد بود ؟\nبمن گفتند که یک سرباز زخمي را دیده\nاند ؛ با ينطرف آمده است ، آیا هنوز زنده\nاست ؟ »\nکاترین مربية سا بقه خودش را بیگ\nنظر شناخته پاسخ داد : « بلي ماد موازل\nبلا نش ! او در اطاق من وبشکار اسم شما\nمشغول است . بيا ئید او را بشما تقدیم\nکنم . » این را گفته او را بر بستر\nبیمار برد .\nورود بلانش بر کولت تاثیر عمیق نموده\nاو را بوجد آورد ، خواست بر خیزد ولي\nقوۀ متحدۀ دو نفر زن او را مجبور ساخت\nبر بستر بماند .\nبلا نش با یک لهجه شیرین پر نمک\nاو را مخاطب ساخته گفت :\n«ي عاشق نمک به حرام ! آ يا\nبا ينصورت مي خواستي بميري ؟ »\n( با قید ارد )\n\n( مطبعة شمس )"}
{"book": "adl0789", "page": 196, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 197, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 198, "text": "انیس\nجریده ملی\nقیمت اشتراک\nدر افغانستان ۱۲ افغانی\nمحصول پوسته اطراف و ولایات داخله ۲ \"\nطلبه معارف ۷ \"\nدر ممالک خارجه ۲۰ شلنگ\nلطفاً پول اشتراک که بتوسط خزائن دولت فرستاده میشود باید\nرسید تعویض و معاوضه باشد\n( مطبعه انیس )"}
{"book": "adl0789", "page": 199, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 200, "text": "شماره ( ۱۱ )\nمجلد ( ٥ )\n\nاشتراك سالانه ۱۲ افغانی\nمحصول پوسته ۲ «\nخارجه ۲۰ شلنگ\n\nانيس\n\nاداره : کابل جاده ارگ\nمؤسس و نگارنده مسئول\nمحي الدين\n\n۲ سنبله ١٤ سرطان ۱۳۱۰\nتاسيس ١٣٠٦\n۹ صفر ١٣٥٠\n\nشوراي ملي\n\nآیا حق داریم بگوئیم که ما « شورای ملی »\nرا نمی شناسیم ؟ و این مؤسسه مقدس\nکه یگانه کفیل ترقی و پیشرفت ، اصلاح\nحقیقی ، و ابتدا موجد و محافظ نعمت\nقیمت دار و گرانبهای است که آنرا\nحریت و آزادی ، یا ایستادن به پای خود\nو نجات از اسارت غیر می نامند ، بما معرفی\nنشده است و نشناخته ایم ؟\nای والله ! اگر بگوئیم و هم باین گفته\nخود معتقد باشیم گویا از يك تعليم خیلی\nبزرگ و بی آلایش دیانت حقه اسلام\nچشم خود را عمداً پوشیده ایم .\nبیائید در قرآن عظیم الشان الهی و\nکلام خدای خود نظری بیفگنیم ...\nبلی ! در آنجا خواهیم دید در جمله\nاوامر واجب الاطاعت ایزدی ، که هر\nکدام آن بيك صورت دیگری موجب فلاح\nو برتری و رفاه و سعادت نوع بشر\nگردیده است و میگردد و این جمله قابل\nتقدیس و احترام را مسطور می یابیم که\n« و امر هم شوری بینهم » .\n\nما که مسلمانیم و از صمیم دل به اطاعت\nو انقیاد دین پاك اسلام و پیروی پیغمبر\nبزرگ و راهنمای بشریت حضرت محمد\nصل الله عليه وسلم فخر داریم ، این چیز\nبرای ما نه می تواند يك چيز تازه و جدید\nباشد ، بلکه اولین سنگ تهداب حکومت\nاسلامی ( اگر حکومت صحیح باشد )\nبر همین اساس نهاده شده است ، و گمان\nمیکنم ، انصاف ، عدالت ، حق شناسی\nمساوات ، حريات فردی و اجتماعی\nراست گوئی ، دوری از مدائنت و\nمنافقت ، صدق و صفا خلوص و صمیمت\nمردانه گی و دلاوری همه این اخلاق\nو عملیات قابل تقدیر و تحسینی که در زمان\nحضرت خاتم النبيين و خلفای کبار شان\nوجود داشت، از يك طرف و جود این\nمایه اساسش حقیقی ملی یعنی مشورت و شوری\nرا اثبات میکند و شکل علت را به خود\nمیگیرد .\nو از طرف دیگر به نوبت خود مولود\nو معلول آن بشمار میرود - .\nاگر دقت شود حق فکر ورای را نه\nمی توان در عالم بشريت بيك فرد محدود\n\nنمود . همانقدر که مسائل حیات بشر با\nتکامل و ترقی مدنیت پیچداری و تعدد پیدا\nکرده دامنه احتیاجات انسان در صحنه زنده گی\nو معیشت وسعت و امتداد پیدا می کند\nبه همان اندازه قوه فکری به کار است\nکه در صدد تهیه ما لا بد هسته بشر آمده\nآرزو ها و آمالی را که زنده گی مدنیت\nشعارانه در جامعه انسانیت ، در دل\nانسان تحريك می کند بر آورد و تکمیل\nنماید . از همین جا است که ملل او روپائی\nکه در امور حیاتی و اجتماعی خود از ما\nبارها چرب دست تر و چالاکترند\nبه کشف این سر مبهم تعالی امم کامیاب\nآمده اند و ما می بینیم که آن چیزی را\nکه بزرگان گذشته ما ، به تمام فصاحت\nبه ما تعلیم داده بودند و باید امروز ما\nدارای آن می بودیم ، با سامی مختلفه و اطوار\nمغایره در بین انسانهای مترقی جلوه گر\nو از فیوض بیکران آن استفاده های کثیر\nکرده اند و کرده میروند باید بگوئیم\nو به عبارتی هر چه سوزان تر و غم انگیز\nتر ممکن شود صدای خود را بگوش\nعالم اسلام و جامعه اسلامی رسانیده .\nدر مقابل شان برقت آور ترین طرزی\nرفع صوت کنیم که : ـ"}
{"book": "adl0789", "page": 201, "text": "داد دادم ز جور و ظلم استبداد داد خوش بداد من رسيدي خانه ات آباد باد\n\nتهران\nهجري\n١٣٠٦"}
{"book": "adl0789", "page": 202, "text": "( فتوحات حضرت عمر ( رضی الله عنه )\nدر بين النهرين و اكاديا ، وایران ، شکست\nرومی ها ؛ فتح سوریه وفلسطين در عهد\nاین خلیفه نامدار حضرت رسول برحق\n( ص ) وهم چنان فتوحات شاندار او در\nمصر شاید نخوفی این مسئله را برای ما ثابت\nومدلل می سازد . مگر پس از انکه در\nسنه ٦١ بعد الهجرت اولین مرتبه اساس\nظلم و استبداد در اسلام مانده ، اصول\nاجماع امت و جمهوریت اسلامی پا مال اغراض\nنفس پرستانه ، وشهوت رانی غیر مشروع\nگردید تا با مروز زمام سلطنت ممالک اسلامی\nبدست افراد مانده ، زمام مقتدر اسلامی\nبدست اشخاص مخصوص افتاده در نتیجه\nيك سيلاب خیلی مدهش تباهی و بر بادی\nخانه سعادت و اقبال ، جا وحشمت ،\nشهرت واعتبار مسلمين را از بن و بیخ\nبر کنده و مقاصد صحيح وأمل مشروع\nیامال اغراض ناجائز و امیال قبیحه گشت .\nجای عدل و دادو طالم واعتساف ومقام عطوفت\nو نصرت اسلامی را جبر و تشدد و استبداد\nدیگانه کی گرفت .\nمفهوم شاه و ملت رفته رفته در بین\nمسلمين از هم يك فرق و مغایرت زیادی\nپیدا کرد . وامر وسلاطين مستبد ممالك\nاسلامی در نتیجه از طرف چاپلوس ها و\nمتملقين مقصدیپرست احاطه شده معنی\nحقیقی شاهی و حکومت از بین برداشته شد .\nبرای حرکت استبدادی مقوله هایی\nادنی وشعرهای را شریدند و گفتند : -- و کاهی\nبسلامی رنجید و گاهی بدشمیانی ملاحظات\nکشته ، ، وچه و چه . این بیچاره ها\n\nپای در موزه اش و از کاه در بطط همکانی\nبه خوبی خجلت و انفعال مارا اثبات نموده\nمی تواند نکه شهم ... با اینهمه ترقی و تفاوت\nکه مانند اینان نتوانسته است به صمیمیت\nوصداقتی که لازم است ، و باین الایشی\nو پاکدامنی که مطلوب است ، اولی\nپیش روان ترقی بشر پای گرفتکان و\nرجال بزرکت و تواریخ اسلامی خود را\nاطاعت و از ان تاسيه نامع کند . و از همین\nجهت و به همین سبب است که بجای\nآن همه شان وعزت آمهصه وقرو اعتبار\nآنهمه علوت ومكانه ، عجز ، انکسار ،\nمغلوبیت ، ترس وخوف ومسكوبت قائم\nکردیده است . و روز بروز در مقابل\nترقیات خارق العاده اوروپا که بحارت از\nخوشه چینی خرمن ارشادات وهدايات\nدین حنیف اسلام است پست شده میرویم\nو هر چه میخواهد با ما می کند . وما هم\nبا دست های خالی و کیسه های نهی و با\nمحرومیت کامل از لوازم دفاع حیات ،\nواسباب مقاومت مزاحم زندگی مجبوریم\nدر مقابل مطامع ومقتضيات شان کردان تهم\nوسر انقیاد و فرمان برداری فرود آوریم .\nاگر بتاريخ كذشته اسلام نظری\nمدققانه فکنده شود ، خواهم دید\nکه تار منیکه بنای سلطنت اسلامی بر\nمشورت و استشاره و بر رای و فکر عمومی\nبود، در همه جا آفتاب ترقی و عظمت\nاسلام ومسلمين تابان و در هر نقطه معتایه\nدایار وعدهیت وصلابت پیروان دین\nمحمدی (ص) در غرس بوه.\n\nکاها من می بینم که بد آن نیل کرد )\nایوای ما اخود ما از تعالیم روحا بیایت\nخیلی در حینه و بر کردۀ دیانت متین\nورشراعت اسلام ، و از تلقینات واقعهات\nمفید اخلاقی و مدنی اسلاف کبار وبنی\nوایان دینی خود غافل و بی خبر مانده ایم\nکه باین همه مصائب کونا کون کرفتاریم\nو هر حرکتی که میکنیم انقدر بی\nخردانه ، و بدون يك اساس صحیح وثابته\nو مقصود معین می باشد که در نتیجه بجز\nپریشانی و اندوه بجز حسرت و ياس\nبجز ندامت و افسوس بالاخره بجز\nذلت و شرمساری ثمره دیگری ازان نه می\nبر داریم و طرف دیگری بر نمی بندیم .\nهر چه کرده ایم خود به خود کرده\nایم . و هر مصیبتی که گرفتاریم محرك\nوسبب مولد و موجب آن خود ما گفته\nایم . هر کجا مات خورده و در مانده واز\nاسباب تمدنی غاری برائیم . هر کجا ذلت\nغلامی وفره رسیده ومظلوم به نظرها وخورد\nدر حان حاکمه علمت را ایاد ماروازان\nشان خاری می یابیم و آیا این مات بی چیز\nوتحقیر این ملت پس مانده و فاقداز این بود؟\nمظلوم مفتوت الحقوق پیروهمان عقیده\nوفكر همان ازعان وايهان همان قوانین\nبزرکت دنی و دنیوی است که چندی قبل\nپرچم نصرت ورايت فتح واقبال پیروان\nو کروید کان آن از چین تا به هسپانیه ، در\nهر نقطه که با عقل انسان برخورد میداج\nملل وغالبيت ميزد .\nبلی همان است اما با در قسوس و با\nباید بکویم خجالت و شر ساری و"}
{"book": "adl0789", "page": 203, "text": "( شماره ۱۱ )\n\nترک نفسانیت وخود پرستی فرد اول\nو فدائی یگانه حریت و استقلال خود\n( که خوب در ک نموده است ، اساس\nاستبداد و خود سری بچه اندازه از اهمیت\nعالم اسلام کاسته وبر حقارت وذلت\nآن افزوده است ) صاحب حقوق طبیعی\nوفطری خود می گردد و اعلحضرت شاه\nمدبر ما برای آنکه دو قبل خدمات قابل قدری\nکه در راه سعادت مملکت جوان ابراز نموده\nاست يك خدمت خیل قابل قدر و تمجید\nدیگری را نیز در صفحات تاریخ وطن\nبآب زر بیاد گار بگزارد ، حقوق مشروعه\nملت را بدست شان داده « شورای ملی »\nرا افتتاح و باین وسیلة روح پرفتوح\nحضرت رسول اکرم ( ص ) و قائدین\nدین اسلام را خورسند و راهی برای\nنجات و فلاح این خطه دل فریبی که از\nتمام مزایای طبیعی مملو است می جوید .\nملت افغان وجداً تا مجبور خواهد بود\nدر مقابل این خدمت عالی مر تبت مراتب\nمحببت و احترام خود را به کمال صمیمت و\nخلوص به مقابل اعلیحضرت محمد نادر شاه\nتقديم کند ، و به تمام بهجت و سرور\nنعره خود را با فلاک برساند و به تمام\nقوت فریاد بر آورد که :\n« زنده باد حرات ــ پاینده باد آنکسی\nکه حامی حقوق مات است . »\nحالا که نوانستیم با وجود قصر بیان\nو قلت مهارت تحریری مطلوب حقیقی و\nاولین یا مژده فرح فزای افتتاح\nشورای ملی و اعاده حقوق مغصوب\n\nنیز که اسباب ظاهری دنیا چشم های\nشانرا پوشیده بود ، این کلمات مفقا\nو مهیج را عینا تعریف و تمجید خود\nتلقی نمودند و تا توانستند د نره شهوت\nرانی و مقصد پرستی خود را توسعه و\nتمدید نمودند وخون ملت دست های\nظليم و استبداد شان را به جای حنا بشمار\nمیرفت . واز هیچ، نوانستند در غصب\nحقوق مات و مطلق العنان ساختن سلطنت از\nآن کوتاهی نکردند .\nهمان بوده که افراد مات در تحت مظالم\nوفجایع نا گواری که هرروز محض جهت\nاجری اقضات غير مشروع سلاطین و\nوزرا و حکام ظالم برایشان وارد می آمد\nبدرجه که تصور شود خورد شده ، حریات\nفردی و اجتماعی شان سلب گردید ، و\nطبعا مایل با ساوت و غلامی را شدند ، واز\nقوه قیام بالذات و استقلال به کلی عاری\nگردیده ، تکالمی و ستمه بری شیوه\nمحض شان گردیده و تا امروز با معنویات\nپست حيات خيلى فاجعه ناك والم آوری\nرا بسر بردند .\nخوش بختانه امروز می بینم ، در بین\nطبقه مسلمين وسر زمين مشرق يك روح\nقوی دمیده شده است و ملل اسلامی\nپس از خواب خیلی طولانی عدم اطلاع\nوغفلت آهسته آهسته به جنبش و حرکت\nدر آمده است . و روح ملیت درین مبانه\nرول خود را باخته در بعض نقاط سبب\nبنوع ابطال وعبقری ها می شود . مال\nاسلامی هر کدام دارای رجال مهم و بزرگ\nو اشخاص با فهم و ادراک و صیرت می\n\nگردد . و فکر ملیت در دماغ های افراد\nتمام ممالک اسلامی موقع خود را\nمتدرجاً احراز نموده میرود . و می خواهند\nباز به طرز حکومت حقه اسلامی رجوع\nنموده حقوق غصب شدۀ خود را که\nعبارت از حق رائی دادن ومدا خلت\nدر امور مملکت و وطن خود باشد مطالبه\nمی کنند و برای اخذ و تحصیل آن بهر\nگونه فداکاری حاضر می شوند .\nهمین که این احتیاج جدید در جوامع\nاسلامی عرض وجود نموده ، به مودای\nآنكه : « احتياج مادر ایجاد است . »\nروح مليت و استعداد وطن ومحيط اشخاص\nبزرکت ورجال سر بر آورده را روی\nکار می آورد که دوا ر روح پر شور\nودماغ حساس ودل درد مند خود ، محبوب\nدل ربانی را که روح مات در هجر آن\nبی تاب و بی قرار است از روی استعداد\nفطری وقابلیت جبلی خود تعیین نموده\nبنابر تقاضای محبت وطن و علاقه مندی\nبه شئونات ملی ، با يك فعاليت وجديت\nقابل تحسين صرف اقتدار ومساعی\nمی نماید ، تا آن شاهد رعنای مطلوب\nرا در آغوش عاشق مستهام و بیقر ارش\nبرساند .\nدستی از غیب برون آید و کاری بکند\nاین دست که پس از انکه ملت بیچاره\nافغان سالبان درازی را در تحت استبداد\nوحا كميت مطلق وفرما نفرمانی جبری\nبسر برد ، امروز در اثر ایثار وفدا کاری\nيك فرزند رشيد ويك جوان دارای\nلياقت بلند و خصائل حمیده خود ، وبنابر"}
{"book": "adl0789", "page": 204, "text": "صفحه ٤ ( شماره ١١ ) مجله سراج الاخبار\n\nبمقام اعلی قاضی زاده :\nاستقبال\nشورای ملی\nآه ئیکه : غنچه های نورسته گلشن\nآمال مکتبهای این حصه از هجوم نفثات باد\nهای انقلاب و شانه جنبکیهای روح گداز\nداخل رو به پژمردگی و اضمحلال نهاده\nمحکوم به فنا و مضمحل میرفت .\nزمانیکه : پیکر نازنین وطن از صدمات تاخت و تاز ، نهب و تاراج یکدسته\nاشرار خونخوار ، در خاک مذلت آغشته\nبخون خویش افتاده آخرین فروغهای\nچراغ حیاتش رو بخاموشی نهاده بود .\nاوقاتیکه : شیرازه دفتر صلح و سلم از هم\nگسیخته ، شاهد رعنای امن و استراحت\nرخت سفر ازین دیار پر خطر بربسته بود .\nهنگامیکه : کوکب درخشان معارف\nو مدنیت در کرانه افق بدبختی و تیره اختری\nافول نموده بالمقابل - با غریو و خروش\n- مذهب و جهل پرستی آثارش را از میان\nبرده و آرزوهای ترقی جوئی و معارف\nخواهی در تنگنای سینه بدبختانه مدفون\nو محو گردیده بود .\nایامیکه : ساحت پاک و مقدس این مملکت\nسر تا سر در زیر سم - توران حرص و\nآز فجائع و مظالم غارتگران لگد\nمال گردیده ، مال جان ، شرف و ناموس\nساکنین آن باشب خونات متوالی در معرض\nتهدید واقع شده بود .\n\nکه رؤیا در یتیم فهم وادراکیت ملت\nخود بیائیده ها ایراد نموده اند ) بصورت\nکاملی جلافت دهند واز ژرفی که شاه عظم\nخواه ما بدل دارد برآورند .\nیعنی مطالبات خود را به صورت خوبی\nتنظیم و ترتیب نموده در خواست کنند\nو نه اعلیحضرت شاه ما که یقین داریم\nبه بی صبری انتظار می کشند : لیاقت\nافراد ملت خود را بیازمایند ، از راه مطالبه\nصحیح و کامل حقوق وطرز و یات حریت\nفردی و اجتماعی خود نشان بدهند و بیان\nدارند که :\nشاها ! آنچه شما در باره لیاقت و استعداد\nملت خود فکر نموده اید یکسر مو از حقیقت\nانحراف ندارد . و واقعاً چنانچه گمان\nکرده اید ملت مستعد است که حقوق\nخود را بکمال شکر و امتنان بدست گرفته\nاز یک طرف برای سعادت خود و از طرف\nدیگر برای مسرت و فراج بالی و جمعیت\nخاطر شما بکمال جدیت فعالیت مصروف\nپیش برد امور مملکتی و وقایه ناموس ملت\nو حرز استقلال و حریت افغانستانی در\nجنگ ملل و حکومت عالم گردد .\n( . . . )\n\nشما لمرآیینه میلت افغان تهنیت و تبریک\nبگوئیم و مراتب شکر گزاری خود را\nبه حضور شاه پر می خواه ترقی پسند خود\n( بدون آنکه فکر تعلق و یا استفاده\nاز چاپلوسی را داشته باشیم ، محض از\nجهت اعتراف به حق ) عرض\nکنیم . بهتر خواهد بود چند کلمه دیگری\nنیز درین موضوع بافراد ملت عزیز خود\nعرض نموده ، و جببیه ذمه خود را\nادا کنیم و خود را یک اندازه از بار\nمسئولیتی که نوشتن و تحریر بدوش ما\nمی گزارد و او ها نیم .\nاینک می گوئیم که : ـ\nمحض آنکه اعلیحضرت شاه غازی ما\n« شورای ملی » را افتتاح نموده حق\nما را به ما داد کفایت نه می کند . بلکه\nلازم است ما نیز از این موقع مغتنم\nاستفاده نموده برای تمالک و بدست\nآوردن آن با تصرف و مالک شدن بران\nصرف جدیت و اهتمام کنیم . و این یک\nوظیفه ایست که بر و کلای محترم ملت\nکه از هر نقطه مورد اعتبار ملت\nاند و برای همین مقصد در مرکز اجتماع\nنموده اند مترتب می گردد ، یعنی ایشان باید\nبکمال دقت ، موشکافی ، در اطراف حقوق\nخود تحقیقات نموده ، سعی کنند که\nفعل و قول ایشان متمم و مکمل این فکر برین\nاز هر گونه لوث اعلیحضرت شاه غازی\nگردد . و سعی کنند که فکر اعلیحضرت"}
{"book": "adl0789", "page": 205, "text": "شماره ۱۱\nمجلد پنجم\nصفحه ٦\nروز گارانکه : سر تا پاهستی این مملکت\nدر بین طوفانهای هولنك انقلاب و شعله\nهای آتش خانمانسوز تظلم ، جور وستم\nدزدان مغمس بوده سوخته سوخته خاكستر\nمیشد ، وما بادیده های اشکبار وانگهای\nحسرت آلود آنرا نظاره میکردیم و چیزی\nپیش برده نمی توانستیم .\nآوانیکه : کرانهای فضای اقبال ، نيك\nبختی ، و سعادت مارا ، ابرهای تیره و\nمظلم بد بختی تماما فرا گرفته ، در های\nنجات از هر طرف بروی ما بسته و رشه\nهای آمال و آرزو های قلبی مان بمقراض\nیأس ونا میدی مقطوع ومنقرض گردیده\nبود .\nنا گهان از گاه مرحمت و عطوفت\nکرد گاری ، برقی در جبهه افق تیره\nبخت سیاه ما درخشید ، سینه ابر های\nعبوس شکافته شد از بین آن همه غیاهب\nوتیره گیهای سفالت آلود انقلاب واختلال\nچهره دلکش وجذاب رب النوع سعادت\nو اقبال تبسم کنان نمودار ، باسیاره\nمعان وتلالأی وجود مبارك نادر شاهی\nدر سعة الراس افقای این مملکت خرامان\nخرامان با قدمهای متین واستوار طلوع\nنموده ، جلوس فرمای اریکه سلطنتی\n( افغان ) گردید .\nسرتایا صفحه بقدس وطن را از وجود\nمنحوس و پلید آنهمه ظالمان مفترس و\nخونخوار و انجر تومهای مضره پاك و تميز،\nنموده خرابیهای تاسف انگیز را روح\nگمار شان را اصلاح و ترميم ، معارف\nنابود شده را مجدداً تأسیس ، اداره\nهای سیاسی و اقتصادیات را تعدیل ، امن\nوسلم را برقرار ، احکام منيفه دینی را\nباقوانین مدنی تعمیم وترویج کرد .\nو همچنین در سایه مجاهدات بلیغ و\nصداقت فطری خود توانست ، شرف و\nحيثيت از دست رفته ملی را دوباره\nبدست آورده ، کنون به انجاز وايفای\nبزرگترین وعده که در خط مشی حکومت\nمحاله خود در اول جلوس ( که عبارت از\nوعده تشکیل شورای ملی بطور صحیح از\nیکدسته وکلا و نمایند گان صحیح ملی\nباشد ) بيا ملت داده بود ، کامیاب بشود .\nوامروز چقدر جای شکران و خوشبختی\nاست که شهریار وطن پرست ، خدمت\nگذار صادق ، ترقیخواه حقیقی افغان\nبخواهش وحسب ارضای خویش بحكم\nطينت پاك واحساسات نزيه ملت پرورانه\nو قابل قدر خود ، فرمان مشروطیت\nحقه را صادر کرده ، شورای ملی را\nتشکیل ، وببذل جنين بك نعمت عظما و\nموهبت بزرگی روح يك وطن را از خود\nشاد وممنون نمود .\nنعمت بزرگ مشروطیت و شورای\nملی چیز یست ، که در مقابل هزاران\nهزار فداکاری های مجدانه ، مساعی و\nسربازی های جسورانه خود توانستند ،\nکه سینور های انگلیس در ١٢١٥ مسیحی\nاز ( ژن ترين ) شاه انگلیس ، بگرفتن\nآن کامیاب شدند .\nشورانیکه ترکها توانستند ، در\nعوض ایثار قطرات گرانبهای خون جوانان\nشهید راه آزادی خویش يك كلمه از مواد\nآنرا باهزاران زحمت ومشقتهای تحمل\nفرسا بالای سلطان عبد الحميد\nمقبولانند .\nاي ملت غيور افغان : کنون افتخار\nومباهات کن بداشتن چنین شهریار عالی مقام\nتیکه بدون در خواست و خواهش تو\nشورای ملی را بدست خویش بتو اعطا نمود\nاي مادر وطن بناز : بداشتن چنین فرزند\nصالحي كه خدمات درخشان و اجرا آت\nجليل القدر محير العقولش مجاهدات\nومساعي ( پطر کبير روسي ) را ميكادوي\nژاپون را در راه ترقي وتعالي ملت خويش\nپشت پا میزند .\nاي خاك مقدس ، اي مد فن اجداد و\nنياكان ما ، اي مربي و پرورش دهنده\nمادي ما ، که محبت تو از روز اول با\nگل ول هاي خون ما يكجا امتزاج واختلاط\nيافته ، در خطوط شرائین ما در جریانست\nترا تبريك و تسعيد میگوئیم ؛ بداشتن\nچنین یک راد مرد ، یکخا لد بزرگوارى\nکه شبا نه روز ، گاه و بیگاه وقت و نا وقت\nبهترین و قیمت دار ترین دارائي خود را\n) که عبارت از عمر عزیز باشد ) وقف\nو صرف خدمات مهم و بزرگي نسبت بتو\nنموده ، از بذل و ایثار هیچگونه فداکاري\nومجاهدت در راه اعلا و پیشرفت تو در\nامور مادي ومعنوي دريغ نمي نمايد .\nاي وطن ، اي مادر مشفق ، محترم ، اي"}
{"book": "adl0789", "page": 206, "text": "صفحه ٧\nشماره(١)\nجلد پنجم\n\nآنيکه ما را در زير بال عطوفت و شفقت در آغوش پر از تنعم وراحت خود پروريده ئي، تراشادت و اطمينان ميدهيم که در قبال اين عطا ياي محتشم ، اين شاهکار هاي جليل ، اين خدمات مشعشع اين زاده کريم ارجمند تو ؛ هزاران هزار محبوبهاي اشک سعادت ، خوشبختي ميمنت ترا با چهره هاي بشوش، آغوش کشاده، لب متبسم، قلب بي آلايش ومبالات استقبال ميکنند، و عنقريب در سايه مساعي و مجاهدت اين فرما نفر مائي نيک فرجام خويش، بعالي ترين و بلندترين مدارج تعالي و ترقيات مادي و معنوي نائل خواهي شد . و به پيشگاه رفيع تو ، اي قهرمان ملي و نابغه روز گار ( اعليحضرت محمد نادر شاه غازي ) بعرض ميرسانيم که ملت نجيب افغان و ابناي وطن پرست قدر شناس آن، هيچگاهي خدمات زوال ناپذير و مجاهدات فداکارانه دور از طاقت بشري ، تو اي ذات فخيم، تو اي مرد بزرگوار توانا ، تو اي ناجي ومنجي ملت افغان و ترقيخواه حقيقي آن ( که طراز شاهي بقامت زيباي تو زيبندگي دارد ) و تو اي ذات خجسته صفات هما يوني ( محمد نادر شاه غازي ) را نميتواند فراموش واز لوحه خاطر ها محو و دور نمايد بلکه اينهمه خدمات شايسته و قدر کارانه تو چيزيست که روز گار و دهر آنرا از صميم قلب تمجيد و تقديس نموده\n\nدر گنجينه قلب خود الي الابد وديعه و يادگار محفوظ خواهد داشت ، نام نامي تو ، به اوراق تاريخ جهان بخط جلي زدوده ناشدني از ( زر ) ثبت وبجاويدان گذاشته خواهد شد\nبشما اي وکلاي عزيز ملت - ونماينده گان محترم شوراي ملي ! در اجراي وظايف محوله و انجام فرايض معينه تان هميشه توفيقات حسنه ونيک را از درگاه رفيع ابديت مسئلت و اميد داشته ، مساعي ومجاهدات بليغانه تانرا، در باره تشويق اين مملکت بشاهراه ترقي و مدارج عاليه مدنيت و بجا آوردن مسائل موکله تان با استحصال رضائيت و امتنان حکمدار عالیشان و کافه موکلین تان ، تا اختتام این دوره نخستین تقنیینه با یکعالم آرزو هاي قلبي تمنا داريم .\nوهميشه و با پر از خدمات بزرگ زيشان تانرا، نسبت بوطن ، که امروز با اشکهاي پر اضطراب شوق آميز مراقبت دارد ، ماهم نيز با يك حالت هيجان آلودى چشم راهش دوخته از صميم دلها انتظار ميبريم .\n\nآقاي غلام جيلاني خان اعظمي :\nتاسيس مجلس مقدس شوراي ملي\nچاره اساسي نجات وسعادت وطن\nصد شکر که در دوره نادر شه غازي درد کهن ملت غم ديده دوا شد\nخداي بي مثل وبيكتا قادر بي چون توانا را حمد وسپاس افزون ازحد قياس است !\nملت افغانستان بقدر شناسی وامتنان برجسته ترین و آخرین خدمات بزرگ وبرگزيده تاجدار ملت پرور و پادشاه معدلت گستر ترقى خواه خود ( اعلیحضرت محمد نادر شاه، غازی امروز بجا دارد که با قلوب مملو از عاطفه وصداقت وبا روح منور وبا صفوت و با تمام احساس پاك و منزه ، خالص ترین و خوب ترین رقت قلبی را به هیجان آورده دعای بقای عمر ودوام اقبال و سعادت ابدی این نابغه بزرگ ویاد شاه معظم خود را نمایند!\nغم خواری و ملت پروری شاهان و تا جداران عالم آنست که ملل مظلومه و ابتدائی حقیقت و اشیای آنرا بوجود بعضی رافت ها و مرا حم كوچك از قبيل بذل وسخا يا استماع عرض و داد رعاياي شب گردی و تقریب برخی ( ساده گی معاشرت و زهد وتقوى وغيره ازانها"}
{"book": "adl0789", "page": 207, "text": "صفحه ۸ (شماره ۲۱) مجله پیوستون\n\nقناعت و تسلیم داشته باشند اخلاص حقیقی\nو خدمات برگزیده و شایق يك پادشاه\nبوطن غیر این است .\nبلکه شاهان شریف و بزرگ تا جداران\nمردانه و ناموریکه روح شان مانند طاهر\nقدس در فضای آسمان شرافت اعتلا\nپرواز میکند و ضمیر منیر آنها بتکریم\nحقایق منوره انسانی و افتخارات وجدانی\nآشنا است ، شاها نیکه تائیدات خدا و\nنور حق و حقیقت قلب شان را منور\nساخته و نظر مکافات الهی در ازل بنام\nنامی آنها معین شده است کاری و\nخدمتی و چاره در باره ملت و مملکت\nخود میکنند که آن چاره آخر ترین و\nمنتهای وظیفه سلطنت و لازمه شرافت\nآنها می باشد .\nشاهان بزرگ مرحومیکه هنوز نام\nنامی شان موجب حفظ و قوام ارواح\nملل و اقوام قید و شناس بوده و گویا\nزنده جاویداند مثل اعلیحضرت محمد نادر\nشاه افغانستان بمات خود اعطای شوری ملی\nنموده اند، یعنی ملل خود را بشن منزل\nسعادت حیات و نقطه آخرین نيك بختی\nرسانده و رشد عقل وجدانی داده اند که\nالبته پس ازان ملل مذکوره می توانند\nاز هر بدبختی و مصیبتی حیات خود را\nحفظ کرده و بشهراه عزت و ترقی پویان\nشوند.\nاعلیحضرت محمد نادر شاه غازی در\nانتهای برجسته ترین و بزرگ ترین\nخدمات ذی قیمت و مراسم متعدده گذشته\n\nکه هر کدام آن قیمت حیات ما وارش\nدارد این مرحمت موجوده را که از انظار\nما بیرون و يك نوازش خارقۀ تعالی است\nهم ابراز فرموده يك منت بزرگ تری\nباین ملت میگذارند .\nاعلیحضرت محمد نادر شاه برخلاف\nشاهان و تاجداران گذشته نخستین بار\nشاه مدیر و جابر سعادت و افتخار وطن\nوحكيم فرزانه ملت است که از هر چه\nزود تر بدرد حقیقی و مرض تحقیقی\nمملکت فهمیده آنرا بآخر ترین و حقیقی\nترین دوائی چاره و علاج می فرمایند .\nمرض مزمنی که از سالهای دراز\nپیکر مملکت را ناتوان و روح حیات و\nزندگی را در وجود این ملت ضعیف\nو بی جان ساخته بود آن عبارت از عده\nدردهای مختلفه بود که هر کدام آن موجب\nتقویت وغلبۀ درد دیگری می شد . مثلاً\nدرد جهل عمومی مایه نفاق را بر می\nانگیخت ، اختلاف نظر رجال دولت های\nگذشته و اغراض و مقصد پرستی های\nخصوصیه و حزبیۀ آنها ضعف و تشتت\nامور اداری را موجب می شد .\nبالآخره خود سری و شخصیه سر همه\nارباب جهل و عقد و رجال زمامدار که\nابداً مسئولیت و تعلقی به پیشگاه ملت\nنداشتند بهر طوریکه میل و اراده می نمودند\nملت را از پا در آورده و جود مملکت\nرا دو چار انواع درد ها و بد بختی هامی\nنمودند که تا همه دیدیم نتیجه آن اوضاع\nولاقیدی ها و عدم مسئولیت ها انقلاب\n\nبزرگ ظالمانۀ روز گذشته را ببار آورده\nشرف و عزت و دارائی ملی را بمعرض\nتهلکه آورد ، خانه نیمه معمور وطن\nخراب شد ، و يك مقدار کلی و کافی\nاولاد های وطن ما که قسمت اهالی فعال\nو کار کن را تشکیل میدادند همه شهید\nراه اغراض و مقاصد ها گردیده خاك\nپاك وطن به خون اولادهای جوان خود\nگلگون شد .\nدارائی مادی وطن از قبیل پول\nاسلحه ، حیا خانه، اسباب و لوازم\nسلطنتی و اداری همه بر باد فنا رفت\nشهره ویران شد ، عمارات طعمه حریق\nواقع گردید . دو سال تمام فضای با صفای\nوطن را دود باروت تیره و مکدر ساخته\nبود . آواز آه و ناله ایتام و بیوه زنان\nصدای غرش توپ و طیاره قلوب را زخمی\nو سامعه را خراش میداد .\nافغانستان جوان سخت ترین و مهم\nترین صدمات حیاتی را که تا امروز\nهیچ ملتی متحمل نشده است به پیکر\nنو خاسته خود متحمل گردید .\nتا اینکه فضل و کرم خداوندی شامل\nحال گردید و یکی از بزرگ ترین اولاد\nهای افغانستان اعلیحضرت محمد نادر\nشاه بسر وقت مملکت و وطن بیچاره\nو بد بخت خود رسیده نجات شرافت مندانه\nکه همه کس میداند بوطن بخشیده به يك\nسال وازم است که این اولاد بزرگ\nو شریف و ناجی وطن مصروف اصلاح\nامور مهمه وطن بوده شب و روز ذات شرافت\nما به وی مشغول این امور مهمه گردیده تا"}
{"book": "adl0789", "page": 208, "text": "(شمار ۱۷۰)\n\nاينقدم به مجاهدت واقدامات بزرگ\nووطن پرستانه خود توانستند پاره مطالب\nعمده ومهمه مملکتي را اصلاح ومخصوصاً\nقايم شدن امنيت که از احتياجات عمده\nبود وبه حيات ما تعلق مخصوص دارد به\nتصحيح آن موفق گرديدند .\nاينک آخر ترين وبزرگ ترين چاره\nهاي که بياري عز من ما لازم داشت\nبا نچه درمان حقيقي وطن را عقلا ومفکرين\nما حدس ميزدند ، شاه وطن خواه ما به تأمل\nبزرگ و آن چاره سترگ اقدام ميفرمايند.\nتاجدار حکيم وفرزانه ما بزرگ ترين\nتدبيري که از ارزو وانتظار ما خارج بود\nدر حق ملت صادق ومملکت خود مي بارد .\nشاه بزرگ منش وتاجدار وطن پرور\nما به ملت خود اعطاي شوراي ملي ميکند\nيعني افغانستان أسير ومحکوم ، افغانستان\nبيچاره وذليل دست حکومات مطلقه وجبار\nگذشته را آزادي وحريت تامه ميبخشيدندم\nچنانکه در سیزده سال قبل بزور شمشیر مردانه\nشيرا فتحندانه خود استقلال خارجي وي را تحصيل\nفرموده بودند اينك بمدلول «دهاتي ترم استقلال\nداخلي ملي افغانستان را هم تامين واعطا مي فرمايند\nافغانستان کنون در عصر عجيب ترين\nوشريف ترين قرنيدن خود امروز مالک\nشوراي ملي وحکومت آزاد داخلي وحکومت\nمستقل وممتاز خارجي مي شود .\nافغانستان که در سیزده سال گذشته حيات\nخارجه آن از لحاظ ضعف اداره داخلي\n\nوسوء تدابير خارجي ديپلوماسي بکلي بسته\nو از روت مظلوميت و استبداد داخله مشرف\nيفنا بود ومراحل مدهشه بر بادي وفنا شدن\nرا هم تا جائيکه همه کس مشاهده نموده\nپيمود ، اينک بفضل الهي وهمت شريفانه\nتاجدار بزرگ خود اعلیحضرت محمد نادر\nشاه افغان کنون حیات تازه وخيلي شريفانه\nرا ما لک شده امراز وضعيات وطن مادر\nموارد داخلي وخارجي اطمينان بخش و اولاد\nافغانستان بوضعيت افتخار بايد بکنند ، امروز\nافغانستان ما از همه سيز تا ملائم حوادث\nمایوس کن رسته وحيات شريف وحيات\nجديدي به خود کسب کرده اولاد افغانستان\nقیمت حيات امروز خود را بايد بدانند وبه\nوجود شوراي ملي خود که در اثر نوازش\nوهمت شريفانه اين والدبزرگ آن را بدون\nقيمت ومعارضه حاصل داشته اند افتخار\nکرده نسبت به وجود اين شهریار بزرگ\nمعلوم است که اولاد کنوني افغانستان بايد\nدر ازای این نعمت کبرا تا چه اندازه شکر\nوامتنان ومرهونيت داشته باشند، این شوراي\nملي را به عموم اهالي وطن تبريك گفته\nاميد وارم مصدر خوش بختي و سعادت\nآتيه وطن واقع شود ، مخصوصاً با تمام\nصفوت واحترام ورفت قلب تشکر وامتنان\nبحضور شاه حيات بخش وتاجدار روف\nملت پرور خود کرده بعیده رجا میبرم که\nنتيجه ارزو هاي ديرين اولاد صالح\nوفداکار اعلیحضرت غازي است به بهترين\n\nاصولي داره ومرجع سعادت آتيه مملکت\nواقع گردد . \nاکنون سعادتي را که ما از رو داشتيم\nچاره اساسي که مي تواند درد هاي حقيقي\nملي را درمان شود به وجود آمد ، يعني\nملت افغانستان مالک شوراي ملي شد\nملت افغانستان مروز تازه قدم در مرحله\nحیات با شرافت ملل زنده وبا افتخار\nمیگذارد ، امروز ملت ما با افتخار شوراي\nملي در دنياي بشريت با حیثیت حقوق ملت\nهاي ذي حق و حکومت هاي ملي معرفي\nمی شود ، يعني غائب ملت ها را که جهان\nبشريت از اکثریه حقوق وامتیازات\nحياتي محروم وغير مستحق ميدانند علت\nغائي آن نداشتن شوراي ملي ومحکومیت\nهاي داخلي وخارجي آنها است . ولي\nملت ما امروز بتمام معانی وصفات حکومت\nمستقله خارجي وحکومت شوراي داخلي\nملی گفته می شود .\nملت ما بايد این شورا ئيکه در آتیه\nموجب فخر وشرف واعتبارات شان در\nبرابر خارجي ها و باعث سعادت وترقي\nوزنده گاني مسعودانه وبا افتخار شان\nدر داخله می شود بايد آنرا بچطور وبچه\nطریقه اداره وتقدیس نمايند .\nشورای ملی در ممالك ومللي که بدون\nخون ريزي وفدیه دادن اولاد شان حاصل\nمي شود طبعاً بمثابه میراث پدر در نظر\nملت بقَدَر لازم اعتنائي نشده ولی ما از\nملت خود آرزو داريم که اين تطبیق غلط\nوامثال بعضي ملل ابتدائي در وطن نکرده"}
{"book": "adl0789", "page": 209, "text": "( شماره ۱۱ ) مجلد پنجم\nقیمت واقعی این شورای ملی را بدانند\nو خیلی افتخار و خرسندی داشته باشند که\nبه وجود شورائی نایل میشوند که بدون\nقیمت خون اولاد و زعماى خود آنرا\nتحصیل داشته اند .\nشورائیکه در نتیجه فدا کاری و سر\nبازی یکنفر از نجیب ترین اولاد های\nافغانستان اعلیحضرت محمد نادر شاه غازی\nبه وجود آمده است حقیقتاً بزرگ ترین\nمفاخر ملی ما است !\nملت افغانستان خیلی خوش بخت\nخواهد بود که شورای امروز را طوریکه\nدر اثر همت و مجاهدت این تاجه دار بزرگ\nخود حاصل داشته اند که در آتیه هم بة موقعیکه\nاین شورا بسرحد رشد و نموی کامل\nخود برسد توالی پر ورش و ترقی آن از\nوجود این شهریار بزرگ استفاده نمایند .\nملت افغانستان از و جود این شورا\nبعقیده ما اطواری استفاده های قابل کرده\nو مثل شورا های ابتدائی بعضی ممالک\nفاقد استفاده نه می شوند که مراتب آتی\nرا قبلا در نظر داشته باشند .\n۱ - قیمت واقعی این شورا را باید همه\nافراد جامعه در ذهن و عقیده خود داشته\nبدانند که شورا یعنی چه و این مجلس\nبزرگ چگونه بحيات يك جامعه دخيل و\nتعلق دارد ، زیرا اگر يك ملت حقيقتاً\nقیمت و حیثیت شورای ملی خود را\nپیدا نند گویا طرف داری بینه حقوق و\nسعادت حیات خود ندارند !\n۲ - برای دائر شدن شورا و شورا\nانعقاد حقیقی خالی از افراط و تفریط\nبکار انداختن ، تعیین و انتخاب نماینده\nهای لایق و بیغرض و و کلای معقول و\nمسبوق و جدی در کار است ، زیرا شورا\nعبارت از و جود نماینده ها ست . عمارت\nو یا صالون شورا شورا شده نمی تواند\nهر گاه ملت در انتخابات خود دقت نه\nمی کند و و کلای لایقی تعیین نه می گویا\nاز و جود شورا استفاده نکرده بلکه\nضرر بزرگتر تازه واهمه به خود و\nمملکت متوجه ساخته اند . و اينك و جود\nنماینده های موجوده برای بسر رسانیدن\nاین دوره در آتی معیار صحیحی از نظر به\nانتخاب در پیش گاه انظار ملك قرار\nخواهد گرفت .\n٣ - ملت باید با تمام قوی برای حفظ\nشورای خود بکوشند حتی اگر موانع\nو مخاطراتی برای شورای ملت واقع می\nشود در راه حفظ موجودیت شورا و\nدفع مواقع آن سر بازی و ریختاندن خون\nخود را فریضه وجدانی و عقلانی بدانند\nملت ما باید این نکته را بدقت ملاحظه\nو مراعات نمایند که اگر چه شورای ملی\nما در اثر شرافت يك پاد شاه وطن پر\nوری خیلی بسهولت و آسانی برای ما\nحاصل شده ولی برای اینکه این نعمت\nبزرگ از ما فانی و زوال نشود باید\nبقیمت خون خود آنرا حفظ و حمایه\nنمائیم .\n٤ - ملت افغانستان باید همواره حس\nتقدس و احترام نسبت به شورای ملی\nخود داشته فیصله های آنرا تمکین\nو اطاعت او در اجرای تکالیف آن مطیع\nو منقاد باشند ، یعنی ملت باستی اراده\nو فیصله نماینده های خود را که عیناً فيصله\nو اراده خود شان است آنرا محترم و واجب\nالا جرا بشمارند .\nوقتی که ملت مراعات این مطالب\nچهار گانه را بدرستی توانستند آنوقت\nمی شود گفت که افغا نستان دارای\nشورای ملی است وملت افغان را می توان\nخوش بخت تصور نمود .\nاقتباس از مجله اقتصاد :\nپروگرام اقتصادي ۱۳۱۰\nوزارت تجارت\n(۲)\nه : در بودجه سال ۱۳۰۹ کشیدن\nيك نهر جدید در دره میلغ (۲۷۰۲۰)\nافغانی منظوری یافته بواسطه نبودن مهندس\nکار مذ کور معطل ماند ، اکنون يك\nنفر مهندس انهـار برای این کار و دیگر\nامورات که در سمت مشرق مدنظر است\nجلب شده که عنقریب خواهد رسید\nپس از رسیدن آن اول تر بدین کار\nآغاز خواهد نمود ، مصارف آن در\nبود جه ۱۳۱۰ داخل میشود .\nامضاء وزیر تجارت\nرای مجلس عالی وز را : راجع به\nپیشنهاد وزارت تجارت مخصوص استخدام\nیکنفر مهندس مجاس مبلغ سی هزار افغانی\nرا برای معاش و مصارف تصویب می کند\nامضاء هیئت کا بينه"}
{"book": "adl0789", "page": 210, "text": "صفحه ١١\nشماره ١٠\nمجلد پنجم\n\nحکم حضور شاهانه: ملاحظه شد درست است.\n\n٦: قلت آب در دشت ناور کوت در موسم تابستان بهمه کس معلوم است وزارت تجارت در سه حصه دشت مذکور متصل سرك خیال حفر سه دوره چاه را دارد که در اطراف چاه مذکور اشجار هم غرس شود تا عابرین آن موضع از سایه اشجار و آب چاههای مذکور در موسم تموز مستفید گردند ، مصارف آن قراریکه در ساله گذشته تعین شده داخل بودجه ۱۳۱۰ می شود. امضاء وزیر تجارت\nرای مجلس عالی وزراء . سه هزار افغانی برای سه دوره چاه دشت غنی کوت منظور است در بودجه ۱۳۱۰ تکسایف شود . امضاء هیئت کابینه .\nحکم حضور شاهانه: ملاحظه شد درست است.\n\n۷: در بودجه سال جاری مبلغ (١٥٠٠٠) افغانی برای نصب کردن بمه آب در قلعه جدید قندهار منظوری یافته که در این روزها يك نفر کاریگر بمه از کویته برای معاینه موضع که بمه نصب می شود خواسته شده البته شروع بعملیات خواهند کرد - اگر موضع مذکور برای نصب بمه علينا مبتد نباشد البته از قراریکه مستر مروح ابهانی آب رسانی قلعه جدید را از موضع مرنجان ذریعه نل سنجیده، مصارف آن را (٣١٤٧٣) افغانی نشان داده\nمنظوری حاصل می دارم چون در کویته و کراچی و دیگر اطراف هند از بمه مذکور بکثرت کار میگیرند . اگر حصه های مملکت عزیز ما هم بواسطه که کوههای زیاد دارد ، برای اجرای این مسئله مستعد است ، وزارت تجارت در نظر دارد یکنفر مهندس فن مذکور را بطور ملازم از کراچی جلب نموده موضعاتی را که تا میبرده برای این کار مستعد بداند زیر کار انگیزه و هم چند بمه از جمله مالهای خریداری اروپا هم رسیده لهذا مصارف و معاش مهندس مذکور را در اینجا منظوری میخواهیم\nامضاء: وزیر تجارت .\nرای مجلس عالی وزرا: سی هزار افغانی مصارف مذکور در بودجه ۱۳۱۰ تکایف شود . امضاء: هیئت کابینه .\nحکم حضور شاهانه: ملاحظه شد درست است.\n\nب : تعمیر بندها .\n۸: فرمان نمبر ٨٣٩ صدارت عظمی در اثر فرمان نمبر ٦٠١ بادشاهی عنوان وزارت تجارت شرف اصدار یافته ، مضمون متذیله را حکم فرماست: -\nبرای آب یاوی دشتی که در نواحی خوشی و سرخ آب لوگر واقع است اراده دارم كه يك بند در حدود (دوبندی) احداث شود ، چنانچه وزارت تجارت قبلاً درین خصوص معلومات گرفته اکنون لازم است که مصارف این بند و اندازه زمین که تحت آن آب یاری می شود\nذریعه یکنفر متخصص معلومات گرفته شود پس از ملاحظه حضور امر اجراء داده می شود چون در سنه گذشته ۱۳۰۵ مستر کریپیا المانی حسب هدایت وزارت تجارت انشاه دوبند را یکی در خوشی و یکی در سرخ آب باشده نقشه و مصارف بندها مذکور را برآورد نموده زمین تحت هر دو بند مذکور را در برآورد خود هم تبیین داشته که ذیلاً ارقام می شود .\nالف : مصارف بند سرخ آب لوگر کار تمام مبلغ (۲۷۰۰۰۰) افغانی ، زمین که تحت بند مذکور آب یاری می شود (۹۰۰۰) جریب .\nب : مصارف بند خوشی لوگر (٤٥٥ ، ١٧٠ ، -) افغانی ، زمین که تحت مذکور آب یاری می شود (۷۷۲۰) جریب ، لهذا چون در فرمان مبارككه آبادی بند در حدود دوبندی امر است بواسطه که تا حال مهندس بند و انهار که برای معلوم کردن همچنین مطالب از خارج خواسته شده نرسیده در پروکرام هذا محض معاش و مصارف يك تنفر مهندس بند داخل می شود پس ازان که مهندس برسه برای معلومت اینکه اگر در دوبندی بند ساخته شود املاک دامن روع خوشی و سرخ آب را زراعت و آب یاری می تواند – و یا اینکه در هر دو موضع مذکور علاحده علاحده بند ساختن لازم است . اعزام می شود ، پس از گرفتن معلومات صحیح کیفیت بحضور عرض و سررشته حاصل میگردد، اگرچه"}
{"book": "adl0789", "page": 211, "text": "صفحه ١٣ شماره ١١ جلد پنجم\n\nقبل ازاین دوفقره عریضه علیحده از طرف\nمتخصص (٤٠٠٠٠) افغانی نقشه ویر\nآورده شده ، امضاء وزیر تجارت .\nتصواب كابينه وزراء راجع به پیش نهاد\nوزارت تجارت برای مصارف سد دو حدود\nسرخ آب بمبلغ دو لك افغانى مجلس\nتصویب میکند ، در باب سد خوشی لبوگرد\nدر حال مجلس کار آن را لازم نمی داند\nامضاء : هیئت کابینه .\nحکم حضور شاهانه : ملاحظه شد\nدرست است .\n٩ : قبلا وكلای حکومت کلان غزنی\nبعريضه عليحده ـ بحضور جناب والا\nحضرت صدر اعظم صاحب در باب آبادی\nبند سرده و تالاب حسینی عرض کرده\nبودند که بند های مذکور در زمان\nسلاطین ماضی آباد شده بود و بمرور\nزمان خراب شده اگر بند های مذکور\nآباد شود فواید زیادتری متصور است .\nدر تحت عرض آنها باسم وزارت تجارت\nاحکام صادر شد که وزارت تجارت درسال\nآینده موضع را مدنظر داشته باشد چون\nدر سنه ١٣٠٥ که مستر کریی، انتخابی\nبند های مذکور را ملاحظه نموده حسب\nذیل بوزارت تجارت معلومات داده .\nالف : ـ در باب بند سرده مصارف\nآن را مبلغ (٧٠٠٠٠٠) روپیه نوشته\nو زمین که تحت سد مذکور می آید\nمقدار جریبی آن را (١٠٨٠٠٠) جریب\nزمین تحریر کرده و این را هم نوشته که\nاگر فی جریب ٢٠ روپیه بفروش برسد\n(٢١٦٠٠٠٠) روپیه قیمت آن می شود.\n\nب : ـ در باب بند تالاب حسینی\nمستر کریی، بند مذکور را هم باسم\nسلطان ارقام داشته و مصارف آن را\n(٧٢٠٠٠) روپیه نوشته زمین تحت سد\nمذکور را (١٧٠٠) جریب نشان داده\nلهذا وزارت تجارت میخواهد که اول تر\nبرای انشاء بند ها مذکور اقدام کند\nمصارف هردو بند مذکور برای سال ١٣١٠\nکه کار مذکور آغاز می شود در بودجه\nخود (٢٠٠٠٠٠) افغانی تکلیف\nمی کند . امضاء : وزیر تجارت .\nتصویب کابینه وزرا : دو لك روپيه\nافغانی در بودجه سال ١٣١٠ برای مصرف\nبند سرده تكليف و کار مذکور جاری\nکرده شود ، اما بند تالاب حسینی در\nسنه ١٣١٠ معطل باشد . امضاء هيئت كابينه\nحکم حضور شاهانه : ملاحظه شد\nدرست است . ( ناتمام )\n\nمترجم سرور گویا :\nنگارش و نگارندگان\n(ترجمه از اشهر مشاهیر ادبای شرق)\n(٣)\nشبیی نیز سه فرکاتب را ارتقا بپایه\nدوین قرن معرفی کرده واین سه نفر\nابو القاسم عبد العزيز ابن يوسف و ابو\nاحمد عبد الرحمن ابن فضل شیرازی وابو\nالقاسم علی ابن قاسم کاشانی است نمونه\nهای لطیفی از کلام ایشان نشان داده .\nهمچو نویمنز نویسان مجید این عصر\n\nکه در طبقه اول قرار یافته اند ابوالفرج\nاصفهانی است صاحب ( الاغانی ) وابو\nالحسن على ابن عبد العزيز صاحب كتاب\n( الوساطة ) در بین متنبی و خصمهای او\nوامير عبيد الله میکالی که از کاتبین مجید\nوسخنش غالب است و میتونی طارش گفت\nابونصر عتبی را که واضع تاریخ ابن\nسبکتکین و معروف به عتبی است بل ابن\nتاریخ مسجع وبديع مؤلف خود را از\nبزرگترین نگارندگان این نشان میدهد\nابن موصلا بادر سنه ٤٩٨ وابن ناقيا\nدر (٤٨٥) وموفق ابن خلال وصاحب\nديوان الانشا که در عهد حافظ عمیدی\nبوده قلمش قوه داشت که انچه میخواست\nمی نوشت موفق هم تو جهش بمعانی بیشتر\nاز سجع بوده . من کتابت در عهد\nدولت علويه بمصر يك شاخة شيرين وبر\nثمری ثبت بود چنان در مکاتبات بی\nسرمنشی مقتدر نمی بود ولو از تسلط\nبر قلم سلطنت می راند . هلال ابن محسن\nصابی ندر (٤٤٨) در این قرن از\nاشخاص نامی میرود که آثار قلمیه بیاد\nگار گذاشته اند و نوشته ابو اسحاق صاحب\nرسائل ومؤلف كتاب ( اخبار الوزرا )\nاست . واحمد ابن مسکویه مولف تهذیب\nالاخلاق و الفوز الاصغر وتجارب الامم\nاگر چه دو شماره حکماست ولی طرز\nنگارشش بهترین نمونه انشای مرسل\nبدیع ومیکش او را از مجیدین فن انشا\nمعرفی نماید . ابوطاهر محمد ابن حیدر\nصاحب قانون البلاغة نيز از اين قرن ودر\n(٥١٧) بوده . وبن حمريون ارنی وزیر"}
{"book": "adl0789", "page": 212, "text": "صفحه ۱۳ (شماره ۱۱) سراج الاخبار\n\nابن زيدون در (٤٦٣) باندلس ظهور و رساله رقص آور وطرب بخش او بزبان ولاده دخت مستکفی بالله بوده که ادیبه عصر خویش بشمار میرفته . ونیز وزیر ابن حزم اندلسی است از فضلای چیره نویس عصر خود (٤٥٦) خیلی محمود و کثیر التالیف . یکی کتاب (طوق الحمامه) و رسایل او در اخلاق نشان رتبه بلند ادب و امویة است از ابناء عصر او که خیلی شبیه است با دب عصر لوئی ١٤ در فرنسا . و درين قرن وما بيش در اندلس طبقه از چیز نویسان ظهور و برتبی برتیع و باوت ارتقا جسته اند و غالبا در قرن سالفه كاتب محمود باوزیر و خطیب فصیح رئیس لزوزا می بود و بسرش ابو عامر و ابن سیده ان و ابن عبدون وابن ابو الخصال وابن عبد العزيز وابن السقاط و ابن القصيره اند.\nابن قصيره برسبك قدما الفاظ جزل و معانی صحیح می آورد و ابدا برسجع که متاخرین بدان توغل داشته التفات نمیکرد بلی در (رسائل اوسطیه هم اتفاقا ورود يافته . و نيز از اوانقـد بن عبدالغفور و ابن عمار وابن الاغطس وابن امین وابن سالم ومنذر ابن ايمن وابن الذباله وابن عبد البرو فرضی و ابن سعید مورخ وابن لعبان و ابن القطونه وابو عبيد البكرى صاحب معجم ما استعجم والمسالك والمما لك وابن الطفيل صاحب حى ابن يقظان و در آن اشاراتی است راجع بمذهب نشو و ارتقاء له بعالوسي وابن تومار وابن هود وتحطی و اشیوشی وقسطالی وابن ليون و ابن رزین و تمیری و سمرقندی وابن قلاس\n\nو صناعی و بهاری و حجازی و دانی و بیاری وطواطی و امثال ایشان در هر يك منشی مجدد ومولفی است دارای عبارۀ جزل والفاظ رشيق چه اندلس مردی بزرگی در میدان ادب ببر آورده که از دوانيخ تقرير ایشان نسیم فرح بخش غرب بمشام میرسد . یکی از مستشرقين بزرك اسپانی تراجم فضلای اندلس را می نویسد و در آن سی هزار از قبیل عالم وادیب وفقيه ومهندس وطبیب نام می برد و هر يك صاحب منزله بوده . فتح ابن خاقان صاحب قلائد العقيان ومطمع الانفس (٥٠٥) ترجمه برخی ازین ادبا را ) به اسجاع مطبوعه ) نموده این جود ابن بسام ؟ در ( ذخیره ) ترجمه هم از بنها وهم از دیگران نموده و از چیز نویسان محمود و وزرای مشهور در بغداد علی ابن عيسای وزیر وابو الحسن ابن فرات وزیر بوده علی را در نوشته مسلکی است که نه ابن فرات ونه دیگری بدان میرسد . و از اینجمله است ابو على محمد ابن خاقان ومحمد ابن عبد الملك و غیره کاتبین مشهور و كفاه ويا كمام که از کفات مشهور رتبه برتی داشته و از صیبوریین این قرن حریری است (٥١٠) صاحب مقامات ودرة الغواص در مقامت بهره کاملی از تحریر برده همیکه تکلف است بعطیي واكبر اثراو را باشريعة الا سلام امام غزالی بسنجم از حجة الاسلام را بوش پایم يمتخصيص جز سوم باحیاء ورسائلی که از طبع سرشار خود بیان کرده خصوصاً رسالة التفرقة بين الاسلام والزندقة وتهافته الفلاسفة والرد على البا\n\nطنيه و ... و از نثر بر اغب اصفهانی در ( الذريعة الى مكارم الشريعة ) و ( تفصيل النشأتين ) و ( المحاضرات ) ونثرهما وردى در ( ادب الدنيا والدين ) و ( الاحكام السلطانيه ) خیلی از نثر حریری برتر است بلی در کلام حریری صنعت تعمل بوده ومعظم ادوات لغت و کلام عرب را جمع نموده واگر شخصی که آن ادوات را کرده اند میخواستند حصر ما غت خود کنند و در نثر صنعت تعمل بکار برند البته می توانستند .\nاین حساب گوید در حریری دارای همین مقامات باشد و بس چه سوای آن اثر خوبی نتواند و چیزی نگوید . شاید علاوه زمخشری (٥٣٨) در ( تفسیر ) و ( مفصل ) و ( اساس البلاغه ) و ( مقالات ) و ( اطوق الذهب ) و الكلم النوابغ ) و ( لفائق ) به جودت صنعت نثر وسجع بر حریری فائق و کلامش در نهایت رفت و جزالت باشد در بین زمخشری و رشید وطوط صاحب ( رسائل ) مطبوعه مسجعه خیلی ها محاورات و مراسلات رو داده و بمتنازعات ادنی بر خاسته اند ولی زمخشری در رفت بیان و وسعت علم بر او تفضیل و تفخیم داشته ابو الفرج ابن جوزی نیز از محررین این قرن و در حدود سنه ٥٩٧ بوده در مواعظ حكيمانه و تالیفات عديده شهرت جریان شمولی داشته که اكتاب الا ذكيا واخبار الحمقی و المغفلين از تصنیفات اوست و واینجور گنت خیلی مشابه است بنوشته جانی که فرنك در اصطلاح خود ( عادات"}
{"book": "adl0789", "page": 213, "text": "( شماره ١٠ )\nو تقلید ) نام نهند و در عرف مانند این خیلی بکثرت موجود بوده مانند اخبار (عقلاء المجانین) تالیف حسان ابن حبیب مفسر و دیگر کتبی که درین زمینه نگارش یافته و تاریخ سراغ داده خیلی شباهت داشته بنو لهای امروزه اروپا وعرض از وضع همه حکایات در قرون اولی تلقین فکر یا بث دعوت یا احداث مشغله بوده از بهر عوام تا بزحمت و تفتیش در امور مبرمه دولت نیاویزند . خلاصه در افسانه و خرافات کتب بسیاری تصنیف و برخی هم از زبان فارسی وهند و روم و بابل بعربی ترجمه شد . برخی هم از فکر سلیقه کار چیز نوایان نویجاد شد . روایات غرامیه و افسانه های عشقیه عهد جاهلیت را نوشته و تاکنون که قبیله اعراب را معمور داشتند ( الف لیله و قصه سند باد بحری و الظاهر وتغريبة بنی هلال و غیره کتب که در ادبیات عالی شمار نمی شوند همه آثار متاخرین و از بهر عوام رقم پذیرفته و چیز نویسان خاص آنرا ننوشته :\nو نیز از قدامت کنندگان این قرن ضیاءالدین ابن اثیر است و ( مثل السائر ) ریخته كلك او كاتب مسجع نیکو و مبدع بوده و ان الجديد میدانی بر او گرفت ونقدها میکنند و تنقید خود را جمع و ترتیب داده و به ( الفلك الدائر على المثل السائر ) موسوم ساخته شیخ و رئیس نگارندگان این قرن قاضی فاضل وزیر صلاح الدین است وحقيقة او را حجة المنشاين میتوان گفت کسی بپایه فضل او نرسیده اگر رسائل او جمع میگشت مجلداتی از ان ساخته می شد ولی افسوس که بغیر از يك حصه اندك از رسائل او را که صاحب ( روضتین ) و (صبح الاعشی ) اقتباس کرده اند باقی همه آن باطومار مرور روز گار در هم پیچیده . و در تلو مرتبه او عماد الدین کاتب اصفهانی است وسالك به مسلك او ولی دعوای تفوقش بر دیگران مانند بصاحب ( امثال السائر » است چه دعوی اگر چه راست هم باشد رونق و بهای علم را می برد. وهر دو کتاب ( الفتح القسى و ( بدة النصرة ) او نمونه است از فضل و ادب و سجع و ترسل او كاتب هزلی که نامش وهرانی ركن الدين ابو عبد الله محمد است نیز در عهد این دو فاضل ظهور نموده ( ٥٧٥ ) صاحب مقامت ورسائل مشهوره است .\nهنگامی که از جزائر بشام هجرت نمود دید بضاعتش با وجود قاضی فاضل و عماد کاتب روز بازار نیاید بروایت ابن خلکان بطريق هزل پیموده و دران رشته سودایش نمود .\nبعد این منقذ است و كتاب الاعتبار واضع بقصص شجاعتی که در بین او و امیرانش اصحاب قلعه شیزر رو داده ازو ست درین کتاب عادات واخبار وشجاعت اهل صلیب را بيك اسلوب غریب وبیان عجیب و شکل مدهشی نشان میدهد . بعد یحیی ابن زیاده شیبانی است و در امور کتابت بصیرتی بتمام داشته ازان ببعد ابن صیر فی است صاحب ( الاشارة الى من نالوزارة ) و ( قانون دیوان الرسائل قرن ششم :- درین قرن از نوابغ قائل ذکر سراغ نداریم .\nقرن هفتم : - از ظهور کنندگان این قرن محی الدین ابن عبد لظاهر است در ( در من کتابت خطی ها ماهر وروش فاضلانه داشته است: سرش فتح الدین نیز از چیز نویسان مجود و این پدر و پسر از واضعین نظام انشا در قرن خود و دو قرن بعد بقلم میروند . اما صاحب صبح الاعشى ابن عبد القاهر را از قاضی فاضل وعماد و دیگر قدما پشت تر داند و از اشخاصی که درین قرن براعت در تصویر بلدان داشته عبد اللطيف فيلسوف بغدادیست ( ٦٢٩ ) در تصویر مناظر و آثار بلدان کارشان محير العقولی نشان و كتاب لادب و الاعتبار او شاهدی میدهد که مشار الیه از بلغای خبیر است در عصر خودش . عبد المحسن ابن حموى وزیر ( ٦٤٣ ) و بهاء الدين او بلی و کمال ابن عديم نیز از ظهور کنندگان این قرنند .\nاز سیا حین این قرن که از بهر کشفیات و حقائق جغرافی سیاحت نموده اند ابن جبیر کنانی اندلسی است در ( ٦١٤ ) كتاب ( رحله الى الشرق ) او از ادبیات عالی و در ان وصف بلدان را طوری نموده که از متقدمین مانند ابن بطلان و ابن فضلان و از متأخرين مانند عبدری ( ٦٨٨ ) و بلوی ( ٧٤٠ ) و ابن بطوطه ( ٧٧٩ ) و دو کشی (٧٩٤) ( با قیدارد )"}
{"book": "adl0789", "page": 214, "text": "[ ۹ ] مترجم : حبیب الله طرزی\n\nمؤلف : له پلاتيه\n\nمادام سان ژین\n\nفصل چاوم\n\nوعده\n\nنيبرک : « ای نوجيات بر دوشم بار است !\nاین موقع را برای نجات از غم تو و استبداد\nپدرت بهترین موقع یافتم . »\nبلانش : « ای ناسپاس ! نمیدانستی\nکه حیات را بر من گوارا کنی ! »\nنیپرگ : « مگر تومرا برای همیشه\nبدرود گفتی وترك نمودی ؟..من نه می\nتوانستم در دنیا با مید دیگری زنده بمانم . »\nبلانش : « آه ! نفهمیدی که وصلت\nاجباری هنوز صورت نگرفته است ! باید\nقدری تحمل میکردی و انتظار صبح سعادت\nرا می بردی ٠ »\nنيپرک : « ولی توبه من گفته\nبودی که امیدی در بین نیست امروز تو\nعروسی میشدی وتو نه می توانستی که به\nمخالفت اراده پدرت اقدام کنی . »\nبلانش : « البته من مجبور بودم زيرا\nهمه اشک ریزی ها و زاری های من بی\nفائده ثابت شده و پدرم پول گزافی ازین\nشخص مقروض است ، اوهم بكمال\nبیشرافتي پول خودش و یا دست مرا از پدرم\nبشدت مطالبه میکرد . »\nنیپرگ : « ولی فهمیده نه می توانم\nکه درین روز که برای عروسی ات\nتعیین شده بود چطور شد که درین جا\nآمده توانستی ؟ حال باید در کلیسا پهلوی\nشوهرت میبودی ! چطور شد که سعادت\n\nبارون ( لوندال ) وقرض پدرت به تعویق\nافتاد ؟ خيال میکنم جنگ قصر مرانسم\nرا به تعویق انداخته ، ولی حال جنگ\nهم به آخر رسیده و ناقوس های انقلاب\nخاموش است ، باید زنگ بشارت عرو\nسی ترا بشنو رانند ومن درین جایکمال\nفراغت جان دهم ! زود بيكو اين واقعه\nامروز خواهد بود یا فردا ؟ »\nبلانش : « در حالیکه اشکهای خودش\nرا بشدت ضبط مینمود ؟\nگفت : « نی عزیزم. روحم . تو باید\nزنده بمانی - برای من - برای طفلك\nمعصوم مین که در کعناء من توتو۔ شريك\nاست . »\nاین را گفته نیپرک را در آغوش کشید .\nنيبرک : « وجود طفلك بيچاره\nمانع ازدواج تو وبارون شده نه می تواند ! »\nبلانش : « تا حال که واقع نگردیده\nشاید هیچ گاه هم از قوه به فعل نیاید . »\nنیپر ک بد و خشیدن این قیرامید مضطرب\nشده پرسید : ـ « مدعا و مقصدت را\nازین الفاظ درک کرده نتوانستم ؟ رجا\nمیکنم زودتر بكو به بینم چه مطلب داری ؟ »\nبلانس : « بیاد داشته خواهی بود\nکه حين وداع جان سوز که بخیام وداع\nابدی بود بتو گفتم که اگر از ( تویلری )\nنجات یافتی بدکان قصاره کوچه رویال\nبروشاید در آنجا از من خبری بیابی و\nيا من بتوانم بتو ملحق شوم . آن ازین\nسبب بود که در آن شدت نا امیدی ویاس\n\nمفرط هنوز هم شعلهٔ خفی از امید در\nقلبم میدر خشید . »\n« ها.. فهمیده نتوانستم میخواهی بگوئی\nکه هنوز هم باجتماع من وخود امید داشتی\nدر صورتیکه خودت میرفتی که با لوندال\nاز دواج شوی ؟ -- »\nبلانش : « بلی . متلکه حمی به من\nمیگفت که این عروسی بتعویق خواهد\nافتاد . تنها دیروز پدرم اظهار نمود که\nعروسی در روزی که تعیین گردیده است\nواقع نخواهد شد زیرا بارون متفق شده\nکه برای سه ماه دیگر هم این معامله را\nمعلق بگذارد . »\nنیپرگ بحالت بهت و حیرت تکرار\nنمود : سه ماه ! »\nبلانش : « بلی حال تاریخ ازدواج\nرا به ششم نومبر تعیین کرده اند ، لوندال\nاز حالت عمومی حاضره مضطرب شده و از\nفتح انقلاب بخوف بود، دیشب پیش تر از بسته\nشدن سدهای اطراف پاریس از شهر گریخت .\nموضع امنی از دواج نامسعود را در قلعه\nخودش نزديك ( ژنپاپ ) دوستر چند\nبالمزيك انتخاب نموده است » نيپرگ :\n« تو چه وقت آنجا خواهی رفت ؟ »\nبلانش : « پدرم که مثل بارون ازین\nانقلاب بترس است اراده دارد که بزود\nو به مجرد ينكه جاده ها باز وسد ها مرتفع\nگردید روانه خواهم شد ، اگر میروم\nولی بتو قسم یاد میکنم که هیچ گاه زن این\nمرد گستاخ نخواهم شد . »\nنيپرک : « چه چیز است که در ژنپاپ\nترا به مخالفت ارادهٔ پدرت وادار خواهد"}
{"book": "adl0789", "page": 215, "text": "ساخت در حالیکه در بنجا بتمامی خواهشان او رضا داد ؟»\nبلانش : « پیش تر از روانه شدن بارون مکتوبی برایش نوشته کردم و نو کرش را رشوه دادم که بعد از گذشتن مدت ها باو بدهد .»\n« پس بارون بخوبی میداند که نوزایش نخواهی شد ؟ »\n« بلکه تمام حقایق دیگر راهم . که من ترا دوست دارم و طفل من بدری مجز تو نه می خواهد . »\nآلبر گت از شنیدن این اقرار خوش من غش شده گفت :-\n« آه « باعث حیات ومماتم » معشوقه ام تا مزد عزیزه و بالا خره زنم ! اگر تو را بپرستم هم کم است . حیاتم را به من اعاده کردی ! اگر مرا بکدای حال میتوانی که بر خاسته با ( سان کولات ها ) بار دیگر بجنگم .»\nاین اضطراب خون البرگت را بجوش آورده زخم او سر از نو تازه گردیده خون بدوران آمد . کاترین در آشیانی محبت به کارهای خودش مشغول بود به نعره های مدد ، بلانش بر گشته آلبرگت را مد هوش یافت و به مدد بلانش زخم های او را بار دیگر شسته و پارچه تبدیل کرد .\nکاترین هنوز مشغول بستن زخم ها بود که آلبرگت کم کم بهوش آمده شروع به حرف زدن نمود : « بلانش من می میرم ... خدا حافظ ... بر طفک بیچاره هوش کن ! »\n\nشنیدن این راز مانند صاعقه بر کاترین فرود آمد ولی چون بلانش را از خود زیاد تر خجل مشاهده نمود گفت :\n« مترس ، چیزیکه من شنیده ام از يك گوش در آمده و از دیگر خارج شده است ولی اگر به من اعتماد کرده و خدمتی بفرمائید بکمال صداقت با جرای آن حاضرم تا مبدل نشوید هم چین ها در آخر انسان می شود ، این طفلك مقبول کجا خواهد بود؟ آیا من او را دیده نخواهیم توانست؟»\nبلانش بعد از قدری تفکر گفت : کاترین عزیزم ، بشنو ، تو به من خدمت بزرگی کرده میدانی و با این صورت یکی را که به نجات و پرستاری البرگت باینقدر فیاضی شروع کرده ئی تکمیل خواهی نمود . »\nکاترین : « تنها فهمیدن خدمت و امرتان کافیست . »\nبلانش : « پسر من سه سال عمر دارد و در حمایت خانم بسیار شریفی که بمادر ( هوش ) مشهور است در ورسای میباشد پیش تر از انکه بلانش حرف خودش را تمام کند کاترین جواب داد : « بلی مادر هوش را بخوبی می شناسم پسر او لا واز ماستر جن له غیور نامزد من بسیار دوست است بعدی روز گرفتن ( با ستبل ) پهلو به پهلو جنگیده اند . »\nبلانش : « بسیار خوب . من میخواهم که نزد او رفته و این پول را باین مکتوب باو داده و پسرم را گرفته نزد من در شاتوی بارون لوندل نزديك ( ليما پ ) خواهی رسانید . »\n\nکاترین : « تنها همین قدر میخواهم بفهمم چه وقت میخواهی در آنجا باشم ؟ »\n« کم از کم باید تا روی شام او را در آنجا رسیده باشی ؟ »\n« مطمئن باش و پدرت را از من بکیر علاوه بران تا آن وقت ما عروسی شده خواهیم بود و له نیوز هم با من معاونت خواهد کرد . »\nبلانش : « از اجرای این خدمت بزرگ مرا برای همیشه مرهون احسانی خواهی ساخت . »\nکاترین : « خدمت بزرگ چه معنی دارد در دنیا چیزی نخواهد بود که بخاطر تو اجرا و یا کم از کم اقدام باجرای آن نکنم . »\nبلانش : « بسیار متشکر و نمیدانم که همه این نیکی های ترا بچه مقابله کنم ! »\nکاترین : « تشکر لازم نیست ! حال اجازه بده که رخت های یکی از مشویان را بپوشم . و پرستاری گوشت را تادوی من بمیرد تو بکذارم . علاوه بران حال بیدار خواهد شد و چیز های زیادی داشته خواهید بود که با هم صحبت کنید . زیرا مجبورید از هم بزودی جدا شوید . »\nپس اعضای کار با خود تکرار می نمود :\n« شانوی لوندل در ژلیماپ ششتم اتومبر . » از دو کان بر اعمارت .\n( باقیدارد )\n\n( مطبعه اثری )"}
{"book": "adl0789", "page": 216, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 217, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 218, "text": "انیس\nجریده ملی\n\n«قیمت اشتراک»\nدر افغانستان ۱۲ افغانی\nمحصول پوسته اطراف و ولایت داخله ۲ \"\nطلبه معارف ۷ \"\nدر ممالک خارجه ۲۰ شلنگ\n\nلطفاً پول اشتراک که بتوسط خزاین دولت فرستاده میشود باید\nرسید عوض و معاوضه باشد\n\n(مطبعه انیس)"}
{"book": "adl0789", "page": 219, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 220, "text": "شماره ( ۱۲ )\nانيس\nمجلد ( ٥ )\n\nاشتراك سالانه ۱۲ افغانی\nمحصول پوسته ۲ «\nخارجه ۲۰ شلنگ\nاداره : کابل جاده ارگ\nمؤسس و نگارنده مسئول\nمحيي الدين\n\n۲ شنبه ۲۱ سرطان ۱۳۱۰\nتاسیس ۱۳۰۶\n۲٦ صفر ۱۳۵۰\n\nافتتاح مجلس شوراي ملي\nروز دوشنبه ١٤ سرطان از ساعت\n٨ نيم الى ٩ ونيم تمام وکلای ملت ،\nهیئت وزرا ، نماینده گان دول ومامورین\nعسکری وملکی ، ويك عده از اعزه\nوتجاران شهر کابل که قبلاً ذریعه اطلاعیه\nرسمی، جهت افتتاح شورای ملی دعوت\nشده بودند ، در صالون بزرگ عمارت\n( سلام خانه ) حضور بهمرسانیده انتظار\nتشریف آوری اعلیحضرت همایونی را\nداشتند . ونيز يك قطعه عسکرى بالباس\nهای رسمی در خارج عمارت صف بسته\nبودند .\nبوره ساعت ۱۰ اعلیحضرت تشریف\nآوردند و عموم حضار رسم احترام بجا آورده\nایستادند .\nاعلیحضرت غازی پس از جواب\nاحترام نطق غراى ايراد وشوراى ملى\nرا افتتاح نمودند .\nپس از ختم نطق افتتاحیه اعلیحضرت ، آقای\nقاضی عبدالاحد خان و کیل هرات معروضه را\nکه قبلاً تهیه شده بود ، به عرض رسانید\nپس از ن فضائل مآب مولوی محمد ابراهیم\nخان کاموی از طرف « جمعيت العلما »\nشکریه را قرائت نمود .\nاعلیحضرت مؤسس و حامی شورای\nملی ، ج ع ع صدر اعظم صاحب و\nکابینه را که بطرف چپ منبر ایستاده\nبودند ، خطاب نموده شفاهاً فرمودند\nچون شما در نزد این مجلس وکلای ملت\nمسئول میباشد ، لہذا جميع اجرا آت و\nکار روائی خود را که درین عرصه دو\nسال نموده اید یکان یکان از نظر\nوکلای ملت بگذرانید . چنانچه من\nسیاست خارجی مملکت را علی الرسم و\nبدون پرده گزرانیدم .\nبعد وکلای محترمه را خطاب نموده\nگفتند : که اولین کار شما انتخاب\nرئیس است که از بین خود ها انتخاب\nنمائید . بعد ها به نظم و نسق امورات\nمهم مملکتی خواهد پرداخت .\nدرین وقت اعلیحضرت و تمام حضار\nدست دعا بر داشته کامیابی و اتحاد ملت\nافغان را از خدای بی نیاز استرحام\nنمودند . بعد ذات همایونی باحضار خدا\nحافظی نموده تشریف بردند :\n\nعيناً نطق اعلیحضرت\nمحمد نادر شاه غازي به تقريب\nافتتاح اولين مجلس عالي\nشوراي ملي\nافغانستان\nبسم الله الرحمن الرحيم\nاین مجلس شورای اسلامی را بنام\nخدای قادر توانا که بخشاینده سعادت\nدنیا و آخرت است افتتاح میکنم و از\nبار گاه ایزد متعال برای حکومت وملت\nافغانستان توفیق میخواهم که بپایه\nشريعة مطهره حضرت محمد عليه الصلوة\nوالسلام باین خاك پاك اسلام خدمات بر\nگزیده ارزانی کنند و بار دیگر در اعلای\nکلمة الله وتوفیق وتعالى افغانشتان موفقیت\nوکامیابی جاوید حاصل نمایند .\nعزیزان من ! لله الحمد که بار دیگر\nافغانستان را در مصائب و نوائب نقدی\nوجانی جنگها مصئون و مامون می بینم\nو بخاطر آسوده و دل پر از امید شروع\nبه تاسیس این موسسة شورای ملی مینمایم\nمیخواهم معنی شورای ملی را بشما شرح"}
{"book": "adl0789", "page": 221, "text": "(شماره ۱۲۰)\n\nکنم الحمد لله همۀ ما و شما مسلمان هستیم مشوره اساس کارهای ماست ، بحکم قرآن عظیم الشان ( و شاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوکل علی الله ) بمشوره کردن مکلف بودیم و هستیم ، خبر هـه بود حضرت محمد علیه الصلوت و السلام در حل مسائل مشوره میفرمودند ! خلفای راشدین رضی الله تعالی عنهم بمشوره کار میکردند خلفای بنی امیه نیز مشوره می فرمودند :\nلیکن خلفای بنی عباس مشوره را اساس متین برای پیشبرد امور قرار دادند وکلای ملت به دربار خلفای عباسیه حاضر می بودند و حکومت تمام کارها را با وکلای ملت مشوره میکردند . بعد از خلفای عباسیه سلاطین اسلام مشوره را منافی قدرت و اقتدار خود دیده باین اساس ترقی و تعالی کمتر توجه نمودند بنابرین خیلی دور های انقراض و تغیر و تبدیل در عالم اسلام واقع شد .\nدر افغانستان مشوره از قرنهای مدیدی باینطرف دوام میکند چنانچه جرگه افغانها را حاکم عادل ملت افغانستان گفته میتوانیم برای ما ملت مشوره چیز نویست سلاطین گذشته اگر بمشورۀ ملت کار نکرده باشند لیکن ملت در قبائل و عشائر خویش جرگۀ خود شان را تا امروز متروك قرار نداده اند و حکم جرگه در قبائل و عشائر نافذ است امان الله خان شورای دولت تشکیل کرد و کلای ملت بمرکز حاضر شدند لیکن\nآن شورا با جرگۀ افغانستان مفید ثابت نشد .\nخیر ، از خدا میخواهم که بار دیگر آنجان و اقسای سیاه در افغانستان رو ندهد و این مؤسسۀ « شورای ملی » ما و شما را موقع و فرصت و در آن عنایت فرماید که تمام موجبات شکایت را از بین ملت و حکومت رفع نمائیم تا ملت بروش سابق حکومت خویش را ملت و خادم بهبود و ترقی کار مملکت بدانند . « شورای ملی » امروز مثل شورا های سائر ملل که بمرور ایام ترقی و اصلاحات بخود حاصل کرده يك نمونۀ ترقی شورهای سابقۀ ماست اگرچه ملت تا امروز اینطور يك چیزی را خواهش نکرده لیکن چون من « شورای ملی » را اساس ترقی و وسیلۀ مخصوص اصلاح مملکت میدانستم و میدانم در روز اول در « خط مشی » خود اعلان کرده ام شکر لله که درین فرصت بر این افغانستان بافتتاح آن موفق شدم وقتیکه شما كتابچۀ حقوق « شورای ملی » را مطالعه کنید واقف میشوید که « شورای ملی » امروز با شورا ها و جرگه های پیشتر چه فرق دارد اگر شما حقوق خویش را بکوچ استعمال کنـید و همیشه رفتار و روش حکومت را مراقب باشید و برای اصلاحات همیشه سعی بلیغ بفرمائید « شورای ملی » افغانستان بانی امنیت و مؤسس ترقی و تعالی مملکت خواهد شد و بامید خدای عز و جل خانه جنگیها و\nنفاق و شقاق برای همیشه ازین وطن معدوم خواهد گشت ، مسائل شخصی باعث زوال و اضمحلال این سلطنت اسلامی نخواهد شد ، و همه وقت این ملت آسوده خواهد ماند ، تغییر و تبدیل سلطنت سبب استیصال ریشه های ترقی و تعالی ملك و ملت شده نخواهد توانست به شقیا نوبت حکمرانی نخواهد رسید همیشه زمامداران ملك و حکام صادق و محسن ملك و ملت در خدمت افغانستان انتخاب و مشغول خواهد شد، استبداد بدعت پرستی و رشوت ستانی يك قدم در قلمرو این مملکت رونما نخواهد گردید گفته میتوانم روزیکه وکلای ملت در « شورای ملی » حقوق خویش را شناختند و خیر و شر را از روی مفاد عمومی امتیاز کردند و غرض و تفرقه از میان رفع شد از همان روز دور سعادت افغانستان آغاز خواهد کرد من از خدا مسئلت دارم آن روز سعادت وطن عزیز ما و شما همین روز اول افتتاح شورای ملی باشد خدا قادر است رحیم است کریم است همانطوریکه افغانستان را باینفرصت کم از يك انقلاب خانه برانداز نجات داد و بملت افغانستان امنیت ، عزت و توانائی و اتحاد سر از نو بخشید، ، از در گاه بخشایش ایزدی مأیوس نیستیم و امید واثق دارم که انقلاب گذشته آخرین دور فترت و نکبت ما ملت حساب خواهد شد و انشاء الله تعالی برای همیشه خاتمه یافت و این روز افتتاح « شورای ملی »"}
{"book": "adl0789", "page": 222, "text": "صفحه ٤٣ شماره ١٣ مجلد پنجم\n\nروز اول دور سعادت افغانستان خواهد بود که تا ابد دوام خواهد کرد.\nوکلای محترم ملت، مایوس نباشید همچنین ادوار ظلمت را که ما و شما گذرا نیدیم تاریخ ملل عالم در حیات سائر ملل دنیا نشان میدهد بعد از هر سختی آسانی است و پس از هر تنزل ارتقا و اعتلا آمده است بشرطی که بندگان خدا از جاده حقیقت و انسانیت منحرف نشوند و عیب را هنر و اسباب تنزل و و سیله ترقی نشناسند.\nفرزندان و برادران عزیز من! آنچه از اجراآت این دوره را میخواهم خود من بشما بیان کنم سیاست خارجی امروزه افغانستان است، تا شما از سیاست خارجی حکومت امروزه خود حوبیتر واقف و مسبوق شوید باقی مسائل را که در ظرف یکنیم سال و چند ماه شده صدر اعظم صاحب و وزا ء بشما معلومات خواهند داد میخواهم از ابتدای ورود خود بخاك پاك اففانستان تا امروز آنچه با دول متحابّه معامله و مکاتبه کرده ام بشما اظهار کنم تا بر شما سیاست خارجی من پوشیده نماند.\nوقتیکه من در خاك افغانستان قدم گذاشتم خودم و شاه ولیخان و شاه محمود خان را در سمت جنوبی و محمد هاشم خان و محمد گل خان را در سمت مشرقی تعیین نمودم. درین موقع در سمت جنوبی آثار نفوذ سقویان ظاهر نبود و هیچ کس حکومت سقوی را وقع و اعتبار نمیداد اما همینکه امان الله خان در حدود قلات\n\nو مقریا عساکر قندهار نمودار شد و دو باره عزم استیلا کابل را باطراف و اکناف مشتهر گردانید اهالی سمت جنوبی قدری متردد شدند و گمان کردند که من با برادران خود بطرفداری امان الله خان خدمت میکنم من چندنیاد وانمود کردم که مطلب من شخصیت هیچ کسی نیست حتی خود من و برادران من برای اثبات شخصیت خود نیامده ایم ما میخواهیم در افغانستان امنیت قائم شود خانه جنگی از میان رفع گردد و هر شخصی را که تمام قوم و ملت افغانستان بپاد شاهی انتخاب کنند همانشخص پاد شاه شود اما با آنهمه اصرار من اهالی سمت جنوبی باظهار من متردد بودند مطمئن نشدند چه من مجبور بودم که اعلان پاد شاهی خود را بدون اعتراف و تصویب تمام اهالی افغانستان رد کنم.\nهر چند در مواقع بزرگ و در اوقات ظهور نا کامی و شکست این مطلب را بمن تکلیف می نمودند من نسبت به نام پادشاهی بنام خدای توانا توکل میکردم و مهربانی و لطف کردگار را بر امید نیکا از نام پاد شاهی بمن وا نمود می شد مرجع میدانم و میدانستم تا اینکه در اکثر طبقات اهالی سمت جنوبی تشتت افکار تولید شد و سقویان در سمت جنوبی قدرت کامله یافتند کریز و اکثر حصص خوست و ارگون و غیره جاها را استیلا نمودند من درینوقت اراده کردم تا از اقوام افاغنه سرحد آزاد استمداد کنم میخواستم از قوم اورکزائی استعانت\n\nنمایم درین وقت راه مواصلت من و اورکزائی ها در دست انگریز ها بود بواسطه حاجی محمد اکبر خان با حکومت انگریز داخل مذاکره شدم حکومت برطانیه موافقت نکرد و عذر غیر جانبداری را پیش کرده راه دادن اورکزائی را منافی اعلان غیر جانبداری خود وا نمود کرد و همچنین مضمون بمتن نامه حکومت برطانیه رسیده این نامه باهنوز موجود است با این همه ما یوس نشدم و دست از کار نکشیدم قوم با غیرت جاجی و هم يك حصه منگل و احمد زائی در دست من بود بالاخره فیصله کردیم که از قوم وزیر که برای امداد من و نجات افغانستان کمر همت بسته بودند و غیرت اسلامی و افغانی آنها بجوش بود استمداد کرده شود وزیرها دعوت مرا پذیرفتند و به حضورم حاضر شدند دولت برطانیه بر این مسئله پیشتر با من درشتی کرد حاجی میر احمد اکبرخان بر بی هنگام بسیار اصرار نمود که ماء وزیری جاجی به وزیرستان خارج شوم و واپس بفرستم. و هم علانات و مکتوبات خود را اسمی اهالی قندهار و قوام قبائل اتولا بواسطه عبد الغنی خان از راه چمن فرستاده بودم آن همه دعوت نامهای من باقوام قندهار واچکزائی های غیرت مند رسید اما خود عبد الغنی خان را حکومت هند مانع شد و انسداد سخت برای پیشرفت او نمود و او را در قندهار نگذاشت همانست که بمجرد گرفتن اعلانات من"}
{"book": "adl0789", "page": 223, "text": "صفحه ٤\nشماره ١٣\nمجله پنجم\n\nاقوام و قبائل ولایت قندهار قیام نمودند و همراهش خوشوقت گردیدن شان نسبت به مجاهدات من و آمادگی شان در مقابل سقوممان و اظهار استعدادشان با جرای اوامر من بسمت جنوبی را میرسید ! با وجود آن همه اعتراضات دولت انگریز همینکه حاجی میرزا محمد اکبر خان را برای اظهار دلائل بعدم امکان واپس فرستادن وزیریها به پاره چنار فرستادم من ، شاه ولیخان و شاه محمود خان و محمد گل خان را با دکر سر کرده ها و يك عده حاجی و منگل و همه زائی و جدران و طوطاخیل و گردیزی برای محاربه کابل و اپو کرد عازم نمودم هنوز دولت برطانیابر دلائل عدم امکان واپس فرستادن وزیریها قانع نشده بود که خبر فتح کابل رسید خلاصه قبل از فتح بین من و دولت برطانیا در مسئله مشارکت وزیریها خیلی تیره گی و پیچیدگی موجود بود من محکم بادم و مجبور بودم که از هر قوم قبیله فیغان که امداد گرفته میتوانستم تثبیت مکردم ز من و زندگانی یجو بم مس چیزی باقی نمانده بود بعهده آردید تماشابه مناک وزیریها دم مقام قوطرط من همت نداشت عرصه حیات برمن تنگ شده بود من حیات با شرف یا مرگ خود وخاندان خودرا تصمیم کرده بودم ! اهل غرض بعد از فتح کابل برو یا غاد میکردند که گویا من در موقعی که در سمت جنوبی بودم دولت برطانیا امداد داده است و من بدولت انگریز امتیازیتی داده ام. من امروز بحضور شما وکلای مات اعلان\n\nمیشایم که من بجز فضل و رحم خدای قادر مطلق و فدا کاری اهالی افغانستن با مداد هیچکدام دولت اجنبی نایل و فتح نکرده ام موفقیت من در نجات وطن بفضل خاص الهی و همت و غیرت عموم ملت افغانستان بعمل آمده است .\nآن اشخاص به اقوامی که با حکومت امانیه مخالفت داشتند و هم چنین آن وزراء و مامورین به فکر روحانیون ، واخيراً مات که با اعمال ضرر افزای شخص امان الله خان موافقت نداشتند ، مسلم است که این عدم توافق آنها با او برای خیر وطن و سعادت مات بوده میخواستند که او را ازان حركات العاقبت اندیشانه شهرت پسندانه اش باز دارند که دران ابداً لحاظ جذبات ملی و مذهبی کرده نمی شد ، چنانچه به مشاوره چند نفر اشخاص کوتاه بین ، مات را از خود متتفر و اثر و رسوخ همه خدمتگارن وطن را که در موقع مخاطره برای خیر جامعه باید خدمت میکردند ؟ دور نمود .\nعزیزان من رسانه خیلی متأثر شدم وقتیکه باو، سر نمی مغرضه یی را شنیدم و خاصتاً من در افغانستان سرور ازنداره سیاست من در افغانستان سیاست آشکارا است من میخواهم هر چیز را بشما واضح کنم تا شما از هر چیز واقف باشید و بکار های خود بدانید.\nوقتیکہ من در کابل رسیدم و شما مات باصرار و تأكيد مرا پادشاه افغانستان انتخاب کردید وزارت خارجه فوراً بتمام دنیا اعلان کرد بجواب اعلان وزارت\n\nخارجه از همه دول متحابه تبريك و شنا سائی حکومت حاضره اعتراف و اعلان شد سفیر کبیر دولت علیه ترکیه در کابل تشریف داشت و سفیر کبیر دولت بویه شوروی نیز از همه اولتر بکابل رسید دول متحابه یکی بعد دیگری سفیرا و قناضد کان خودشان را در بار افغانستان فرستادند . من بنا بر اصول و قواعد بین المللی تمام معاهداتی را که حکومت سابقه با دول متحابه عقد کرده بود تصدیق کردم دیگر هیچ معاهده سری و علنی ننموده ام .\nالبته سال گذشته بعضی از دول بما امداد کردند ، چنانچه حکومت بهیه برطانیا بدون کدام شرایط بافغانستان امداد کرد این امداد عبارت است از يك لك و هفتاد و پنج هزار پوند قرض بلا سود ، و ده هزار تفنگ و پنجاه لك كارتوس ، و چون این امداد مبری از هر گونه الایشات سری و علنی است ، و بدون شرایط است من به ممنونیت قبول کرده ام امان الله خان هم موتر ها و سیم های تلکراف و غیره اشیاء را از دولت برطانیا قبول کرده بود ، و در جنگ ملا عبد الله پنجدهزار تفنگ و کار طوس از حکومت هند گرفته است . که این مسایل تا امروز اعلان نشده بود ، و هم وقتيكه امان الله خان در لندن بود ، از طرف دولت برطانیا مبلغ نقده و ده هزار تفنگ و بعضی ادوات دیگر هدیه شده بود ، و امان الله خان آن هدیه دولت برطانیا را قبول کرده بود ، من در سیاست"}
{"book": "adl0789", "page": 224, "text": "خارجی آنچه کرده ام و صریح می گویم و\nبشما خاطر جمعی میدهم که حکومت من\nتا امروز امتیاز و حقوقی بهیچ دولت نداده\nاست و تا من زنده ام انشاالله بقلم من\nاینطور چیزی امضاء نخواهد شد . من\nقطعاً در سیاست خارجی افغانستان سرو\nراز نمی خواهم داشته باشم ، و هم\nحکومت و ملت خود را توصیه میکنم که\nموقعیت جغرافیائی افغانستان هیچ گاه\nسیاستهای سری را تحمل ندارد ، و از\nسیاستهای سری باید همیشه پرهیز کنم\nغیر ازین اسلحه که دولت بریتانیا\nبما مدد کرده خرید هزار تفنگ و\nيك كرور و هشتاد لك كارتوس از فرانسه\nقرار داد و خریداری کردیم ، که ازان\nجمله قیمت ۹ هزار آن تقریباً تادیه شده\nاست ، وباقی را هم امروز راع مپریزد داریم\nدولت المان هم بها وصمیت دوستانه نموده\nچنانچه باقی مانده مبلغ قرض را که بمان\nالله خان داده بود بما تسلیم کرد و اقساط\nتادیة قرض را از شش سال بهشت سال\nتمدید نموده ، دولت المان پنجهزار تفنگ\nو پنجالك كارتوس بها داد و قیمت آنرا\nهم بهمان قرضه که بهشت سال ادامی\nشود ، قبول کرد، در همین اوقات\nقریب پنجهزار تفنگ و پنجاه لك كار\nتوس علاوه از این اسلحه که شرح\nداده ام از انگلستان خریداری نموده ام\nو پول آنرا نقد تادیه کرده ام\nهمچنان از راه کری پول متجانه برای\nافغانستان اسلحه بقیمت مناسب خریداری\nکرده ایم ، معاهده ی که جدید عقد شده\nو در شرف تبادله ی مبرمیت ست و نا\nمذاکرات آن داخل شده و می شویم ،\nمعاهده جان و افغانستان عقد شده\nاست و در شرف تصدیق است .\nمعاهده غير جانب داری حکومت افغانستان و\nحکومت شوری روسیه در از او عقد شده است\nموافقه که بسر های سرحدی\nبين افغانستان و ایران عقد شده است .\nبه معاهده تجارتی افغانستان ودولت\nشوروی روسیه داخل مذاکره می شویم\nدر مواققه ایستدال پست بادولت روسیه\nداخل مذاکره می شویم معاهده افغانستان و\nدولت عالیه جید ه فقیر است حت مذاکره می آید\nخلاصه آنچه شده ومیشود همه را\nرا بشما وانمود کردم ، وبار دیگر میخواهم\nبشما ظاهر کنم که مفید ترین سیاست که\nدر افغانستان تصور میشود، و من همیشه\nدوام آن را توصیه میکنم ، این است\nکه باید افغانستان بیطرف باشد و به همسایه\nهای خود و تمام دول متحابه روش مسالمت\nجویا نه صافی و در افغانستان نداشته\nاجرا کند و همسایه های خود را عملی\nیقین بدهد که افغانستان مویة، خارجی\nرا کامل محافطة انمودة روش دوستانه\nومساویانه همسایه های خود را در نجو همد اشته\nو همین روش افغانستان برای خود افغانستان\nو برای همسایه های افغانستان بهترین ست .\nراجع باقوام سرحد آزاد این مسئله\nنا گفته نماند که مسئله سرحد آزاد يك\nمسئله مهمی برای سیاست افغانستان و ربطا\nسیاست افغانستان راجع بسلوك وروش با\nهمین قوام سرحد وحكومت هند از اند\nنشته فارغ نیست میتوانم بگویم اقوام\nسرحداوما از حيث مسلمانی وقوميت يك\nچیز هستیم دولت بريطانيا فسايد اين\nهمدردی اقوام سرحد را به افغانستان\nو از افغانستات را بسرحد ازاد الهای دراز\nتجربه ومشاهده کرده است . بهیچ وجه\nازین همدردی انکار کرده نمیتوانیم چرا\nپریشانی اقوام سرحد آزاد در افغانستان\nبالضرور اثر می اندازد ازین رو سعادت\nورفاهت اقوام سرحد آزاد همه وقت\nآرزو و خواهش ماست . و کلای محترم . این\nاست سیاست امروزه حکومت شما که\nبرای تان شرح کردم تا شمای کم وکاست\nاز حقایق واقف باشید ، و در کار ها\nدقیق شوید هم مستانه را خوب بسنجید و\nفیصله کنید بی پروائی در امور مملکت\nگناه عظیم است شما مقدرات يك ملت\nبزرگ را درین مجلس فیصله می کنید\nسهو و خطای شما سهو و خطای شخصی\nشما حساب نخواهد شد خساره آن بيك\nمائت ويك مملكت عظیم الشان اسلامی\nعائد میشود بسیار مدققانه و احتیاط کارانه\nدر حل مسائل پیش شوید شما خوب\nمشاهده کردید که مخالفت به بشی حکومت\nسابقه وعدم اقتدار نمودن خیر و شر از\nطرف ملت چه خسارة عظیم وارد کرد هر\nروز این ملت را دچار مشکلات ساختن بجز\nاینکه میگوئیم خیانت گران است دیگر\nچه تعبیر خواهیم کرد .\nچون حکومت امروزه شما زیاده ر به\nمشوره اهمیت میدهد و میخواهد که دکماً"}
{"book": "adl0789", "page": 225, "text": "مصدر چنان اجراآتی شود که از آن رضای خالق و خشنودی مخلوق حاصل ، و بر طبق حسیات عمومی به همه ترقیات مطلوبه خود نائل شود . اينک بکمال مسرت امروزین ( مجلس عالی شورای ) ملی را افتتاح کرده و در نظر دارم که به فضل الهی جمیع معاونت فکری ( شورای ملی ) وحصول ديگر مطالب على يك « مجلس اعيان » را هم در آتی تشکیل کنم .\nدر خاتمه : شما وحكومت وعامة ملت عزیزم را بخدا میسپارم و از خدا کامیابی وموفقیت مشروع ما را مسئلت مینمایم .\nجوابیه وکلای محترم\nشورای ملی\nبسم الله الرحمن الرحيم\nاعلیحضرت ناجی و استقلال بخش افغانستان !\nما ملت افغانستان راجع به آن فدا کاری های تاریخی که از شما مشاهده کرده ایم هر قدر امتنان اظهار کنیم کم است - آنچه را می توانیم که بحضور اقدس شما ظاهر كنیم ـ هماناحس فدویت ما ملت است که نسبت به اعلیحضرت شما در دلهای پاک خود می پرورانیم ـ ما ملت واضح میگوئیم که هر ملت باین امید زمام مهام خود را بدست حکومت خود میسپارد که شاید بر جان مال و اقرار مملکت ترحم میشود سـوا خیارات حیات و ممات آن ملت را سوء استعمال نمی کند ـ و آن قوم را رطها و روشهای غلط ، مصائب و نوائب روز کار مبتلا نمی سازد ـ\nواختیار مال و جان ملت را به اشخاص دزق همت تحکم پرست نمی سپارد ـ به ديانت و اخلاق اسلامی آن ملت مداخلت های بیجا نمی کند خلاصه باعث نفاق وشقاق و خانه جنگی نمی شود !\nهزار افسوس که در عصر گذشته باين عقيده و آمل ما بکلی مخالفت شد و بر عکس آرزو واميد ما رفتار کردند ـ بالاخر آنچه را نمی خواستیم ، نا خواسته واقع شد ـ خانه وآبادی ما را آتش گرفت ـ سرمایه نقد وجنس مارواج وبرباد شد ـ امنیت از سر تاسر مملکت مفقود گردید ـ دزدان غاصب روی کار شدند ـ وقتل پیر وجوان وطين اقدام نمودند اهل و اولاد ملت در مخاطرات وتهلكه ها سر دچار شدند ـ نزديك بود شجاعت تاریخی ما ملت افغانستان که به تمام دنیا طاهر وثابت است لكه دار واستقلال افغانستان که به مهربانی خدا وفدا کاری اعلیحضرت شما حاصل شده است از عاقبت اندیشی های عصر گذشته قريب زوال رسيده بوده که خدای قادر توانا این دولت اسلامی را دوباره بنام نامی شما احیـا فرمود ـ و اعلیحضرت شمارا بسروقت ما ملت رسانیده ـ ووطن عزیز مارا از انهای ابدی نجات داد !\nاعلیحضرتا : شما وبرادر های فدا کار وصادق تانرا ما ملت بخوبی شناخته ایم خدمات بر گزیده شما ومخادقین نجیب شما در انظار ما ظاهر است ـ ما ملت شما را نادیده و نا شناخته وامتحان نا کرده پاد شاه خود انتخاب ننموده ایم ـ بلکه\nبا وصف شما صغير وكبير ومرد وزن این ملت آشنا و گردیده بود و گردیده است آن همه فدا کاریهای تاریخی شمارا که برای این ملکت وملت خود تکراراً ومحلا اثبات فرموده اید عموماً بخاطر داریم : ـ\nاول وجود مفتخرت نمود شما آن دائره فساد منگن را که در عصر اعلیحضرت شهيد بظهور انجامیده نزديك بود که بحكومت اعلیحضرت شهید خاتمه بدهد خاموش واز تدابیر عسکرانه وجذبات ملت خوا هانه خویش شیرازه از هم گسیخته امنیت و انضباط سمت جنوبی را تنظیم فرمودید ـ دوم در جهاد استقلال از فضل الهى وهمت وفدا کاری اعلیحضرت شما افغا نستان میک حیات پر از افتخار تازه نائل ـ واستقلال وشرف ملی خود را حاصل ، وشجاعت ومردانگی خود را در اقطار عالم اعلان کرده است ـ سوم آن مساعی جمیله وخدمات فدا كارانه شما که در راه نجات مملكت وحيات دوباره ملت محبوب تان يان موقع خطر نا كـت انقلاب که تمام افغانستان را آتش جهل ونفاق فرا گرفته بود وهمه موجود يتش را سيلاب شقاق وخانه جنگی بغرق وفنا تهديد ميكرد ، موجبات مزید امتنان وخو شنودی عامه ملت قدر دان تانرا از شما فراهم آورده است !\nاعلیحضرتا ـ این همه خدمات خیلی مهم وتاريخي شمايك بيك در انظار"}
{"book": "adl0789", "page": 226, "text": "( شماره ١٢ ) مجلد پنجم\nفرد فرد ملت شما ایستاده است و تمام ملت\nافغانستان اعتراف دارند که وجود شما\nاز مفاخر تاریخی ما ملت است ـ دشمنان\nما ملت هر قدر ما را قابل قبول تحريك\nوتشويق مغرضانه خود بدنیا نشان بدهند\nو بخواهند ما را در عالم يك ملت بی اراده\nمعرفی کنند لیکن ما به دنیا اعلان میکنیم\nکه ملت افغانستان رفتار و روش عصر گذشته\nرا منافی سعادت دنیا و عقبی خود دیده\nواضح واشکار برای بر طرف کردن آن\nحالت تباه کن قیام کرد و این حکومت نيك\nوپاك را برای خویش تشکیل نموده والی\nما شاء الله باين سلطنت وحكومت باديانت\nمشروعة خويش مطيع وفداکار خواهد بود\nاعليحضر تا با انكه ما ملت بشما اعتماد\nواثق داشتیم و داریم وانشاء الله خواهیم\nداشت ـ لیکن ازین حسن نیت وصفای\nدل اعلیحضرت شما که حقوق مشوره را\nبما ملت ارزانی فرموده اید وشورای\nملی را تشکیل دادید از صمیم دل دعا میکنیم\nکه خدای متعال این مشوره حکومت\nو ملت را وسيله ترقی وتعالى اسلام و افغانستان\nساخته موجب سعادت دنیا ورستگاری\nآخرت ما ملت گرداند وبما توفیقی\nارزانی کند که بتوانیم آن گونه خدمات\nبر گزیده را که در آن رضای خالق و\nسعادت مخلوق اوست ابراز كنيم ـ ما از\nخدا مسئلت داریم که حکومت و ملت\nافغانستان را بظاهر شریعت غرای محمدی\nآراسته ومستقیم داشته از نفاق و شقاق\nکه موجب خذلان ابدی است دائمآ ما\nرا مصون و مامون دارد ـ ما به هيچ\nزبان شکر این نعمت الهی را ادا کرده\nنمی توانیم که مروز حضرت رب العزت\nهمچو شما يك پاد شاه حقوق بخشای را\nبما عنایت فرموده است .\nاعليحضرتا ! لله الحمد که امروز ما\nو کلای ملت حكومت وملت را يك چيز\nمیدانیم و از خدمات بیع ج سردار محمد هاشم\nخان صدر اعظم و کابینه شان ظهار امتنان\nمی نمائیم .\nدر موقعیکه ریراس کابینۀ افغانستان\nاین چنین یکذات حمیده صفات حضور\nداشته است ملت بکلی مطمئن و آسوده\nاست ـ چنانچه درین ایام صدارت سردار\nمحمد هاشم خان می بینیم در هر طرف\nمملكت لله الحمد امنیت است حکام و\nمامورین مودبانه حرکت میکنند ـ ظلم\nو بدعت از میان رفع گردیده افغانستان\nبه سر مایه خود قدم بقدم تلافی ما فات\nمیکند ـ پول بيت المال بيجا صرف نمی\nشود ـ هر قدر از مساعی این حکومت\nاظهار کنیم کم است .\nما ملت وفادار همیشه خدمت برگزیده\nمشاهير ملت خویش را تقدیر کرده ایم\nو مشاهیر خود ما سر بجان ودل دولت\nداریم ـ خائینانیکه با وه سرائی میکنند\nما آنها را محققاً دشمن اسلام و دشمن\nافغانستان میدانیم خدا بهما توفیق ارزانی\nکند که در سایه شریعت حضرت محمد\nعليه الصلواة والسلام باو امر شما که برای\nماسراسر باعث فلاح و نجات دارین است\nخویشتن را فدا کنیم تا بتوانیم در راه\nدین و دنیای افغانستان خدمت های بر\nگزیده را ابراز کرده باشیم .\nما ملت سیاست خارجی و داخلی\nاعليحضرت شما رانيك مرغوب ميدانم\nماملت از ایام گذشته تا حال اعلیحضرت\nشما را در قول وفعل شما صادق دیده یم\nوتصدق وصفای شما اعتماد تمام داشتیم که\nشما را به پاد شاهی خود بالاسرار انتخاب\nنمودیم .\nاعليحضرتا . شما همان شخص اید\nکه استقلال خارجی ما ملت را به لطف و\nمهربانی خد جل شانه در عالم اسباب بسر\nبازی وفداکاری خویش حاصل کرده اید\nما شما را باني وحامی استقلال خود\nمیدانیم وسیاست خارجی شما را برای\nحفاظت استقلال افغانستان دوست و صحیح\nمی شناسیم .\nاعليحضرتا . همان طوریکه خدای\nمتعال شما را با مداد ما ملت تا مروز کام یابی\nبخشیده است ما ملت الی ما شاء الله برای\nامداد شما بجان و مال واولاد خود حاضر\nو آماده هستیم ، شاد باشید که ملت افغا\nنستان شما و امثال بد و مهربان خود دوست دارند\nو تقدر بشما وبر دران شما وباقی اشخاص\nصادقیکه در راه سعادت ملت با شما فدا\nکاری کرده و میکنند گرویده هستند که\nما وكلا از شرح محبت و صمیمت ملت\nقدر دان تان بحضور شما ذره عرض کرده\nنتوانسته ایم .\nاعليحضرتا ما وکلای ملت بشما عهد\nمیکنم که تا جان در بدن ماست برای خیر\nحکومت متبوعة وملت ومملكت خود\nصادقانه خواهیم کوشید ."}
{"book": "adl0789", "page": 227, "text": "( شماره ۱۷ )\nخطابه جمیعت العلما\nاعوذ بالله من الشطان الرجیم\nبسم الله الرحمن الرحیم\nفیما رحمة من الله لنت لهم ولو كنت فظا غلظ القلب لا نفضوا من حولك فاعف عنهم و استغفر لهم و شاور هم فی الامر فاذا عزمت فتوكل على الله ان الله یحب المتوكلین ط\n( الحمد لله على دین الاسلام ) قران کریم از جانب خدا وند رحیم ما هدایت میکند و راه بهبود و اصلاح جامعه را نشان میدهد و بشورای ملی که از معظم ترین مزایای اخلاقی و اجتماعی اشجار است و موجب بزرگ ارتباط کلی حکومت و ملت دیده میشود ارشاد میفر ماید .\nتاریخ بك شاهد قوی و يك اگاه بر اشیاء است که هر چیزی در ان دیده و مشاهده میشود هیچ شبه نباید کرد که صحیفه های تاریخی بر ثابت و روشن ساخته شهادت میدهد که قوت و سطوت و عزت ملتهای که از وجود شورای ملی محروم و یا تنها شوری گفته به آن کفایه نموده شوری حقه ی را دارا نبوده از حیث غرض و شخصیت و عدم انتخاب حقى منافع مترقبه شورای ملی را برای تامین رفاه و ترقی جامعه كسب نکرده اند روز بروز هیئت و رونق مجتمعه شان زائل و جامعه شان محو و مضمحل شده اند حقیقة شورای اسلامی\nقوهٔ موجده و دوام و قرار دهندهٔ هر نوع سعادت و بهترین جامعه اسلامیه است شوری است که دلها را زنده و فکر ها را نوه تازه میکند و شوری است که اتحاد و یگانکی را دایر کند، ملت را بحصال حمیده عموم را يك دل و يك عقیده میسازد شورای است که جمعیت امور را محکم کرده بتائید میدهد شورای است که شرف وحیثیت ملت را از انقلابات منحوسه و تبدلات مشومه مصون میدارد .\nشوری است که انتظامات متینه وقوای عمومیه را وجود میدهد ، شوری است که با طفال وطن عزیز خود توصیه تربیه علم و عرفان کرده از بیمالهای وی مملکت رقم رقم اخذ منفعت میکند شوری است که قرارهر فتهٔ اسلامی و عثمانی میکند تابه صغار خادمین خود نسبت به بزرگان اعزاز و اکرام را رعایت ورزند و بچشم احترام ببینند، شوری است که در عالم اسلام ترقی و تنزل نوهی شرعیه و اقتضاء قران پاك در اخلاق و احلاف حسنه پافشاری نموده است و برای ترغیب و تشویق قرائت و تحصیل علوم و فنون در هر منطقه تذکار داده به فرمودن ( اطلبوا العلم ولو بالصین ) جبر را با ظلمت معرفی فرموده است چنانچه تاریخ صدر اول شاهد این مدعا است البته چون این حکومت متبوعه ما بنیرو اصرار و ذوق و شوق ما جامعه اسلامیه برانی خاک پاك وطن عزیز تشکیل شده است ، اوضاع قوس المجالسشمرن\nغازی الی لان بما خدمات بزرك برای خیر وبهبودی وسعادت و ترقی ملت کرده است و رفتی شائی محفل معظم شوری ملی را مى دادند تا با وطن مقدس اسلامی بصورت انتخاب حقيق در مرکز عالی مجمع گردیده و وظائف وحقوق حقه شورای ملی را اداره نمایند در نتیجه قرار حدیث مبارك ( اذ كان امرا ء كم خيار كم و اغنيا كم سمحاء كم وامور كم شورى بينكم فظهر الارض خير لكم من بطنا ـ ) لازم است که جامعه اسلام را بمراتب رفعت وعزت و شوکت سوق داده حتمًا از راه اتحاد فکرى حكومت وملت تمام اسلامی آن مفاخر اسلامی و تاریخی را که باسقدر مدت از دست ما مسلمان ها بنا بر غفلت و كمیالشه رفته و پس آنرا تحسین کرده بعالم دنیا فخر و فخریه نماید اگر بدقت غور كنيم برای ما كشفیات صنعت و تجارت و فلاحت و برای هر گونه آبادی ها و عمارت و برای هر رقم تاسیسات مدنيت وزراعت و برای اصول وقواعد حرب واستحضار آلات جهاد وفتوح بلاد كدام چیزی است که در آیات قرآنی و احادیث نبوی واصول فقهیه مندرج و مصرح نباشد بدرجه که دین متین ما قواعد عدل و حقوق را امر فرموده درهیچ یکی از قوانین دنیا وان پیمانه عدل وجود ندارد اگر شورای حقيق اسلامی مزايا و اخلاق فاضلانه واجرا آن شریعت مطهره در تحت یك حكومت اسلامیه در همه طبقات الرعايه تاكيدا حكم"}
{"book": "adl0789", "page": 228, "text": "شماره ۱۳\n\nفرما شود و احکام دین را مخالف ترقی عصری گمان نکرده بلکه منبع جمیع سعادت های اخروی و دنیوی و اساس همه مدنیت عصری و اصلاحات کافی بدانند و اصول اسلامی را مدار و معیار کار و بار معاد و معاش خود دانسته باشند نفوذ خود ها را بریا و کسالت و سفاهت و تنبلی تغییر نداده باخلاق حمیده و موالفت و استقامت و فعالیت و عفت و صدق و خدا جوئی و حقوق شناسی اصلاح نمایند و هر کسی از مه و که اهالی و ماموران علما و مشایخ و غیره وظیفه خود ها را شناخته رفتار نمایند یقین است که ذات ارحم الراحمین قرار آیه کریمه (ان الله لایغیر ماب قوم حتی یغیروا ما بانفسهم) و آیه (و ما کان ربک لیهلک القری بظلم و اهلها مصلحون) هیچ گاه سعادت آن جامعه را بذلت و تباهی و خوبی شانرا بخرابی تبدیل نمیدهد .\nما جمعیت العلما که خود ها را یگانه خدام دین و اصلاح اندیش ملت افغانستان دانسته ایم بحضور مکرم و آقای محترم ازین روز فرحت اندوز که بافتتاح شورای ملی در میان ما ملت افغانستان امتیاز یافت و بملک مهد بزرگ افغانستان است تبریک میدهیم و از حضور تان درین مجلس عالی مسرور شدیم و گفته میتوانیم که الحمدلله حکومت ما با دیانت و صلاحیت است و شورای ما شورای حقیقی اسلامی است از خدای متعال خود امید میکنیم که محفل جلیله شوی از ثمرت و اثرات این نعمت عظمی و فرط محبت و صدقیکه بملت افغانستان با علحضرت غازی دیانت\nپرست همه رقبه بدارینای خود می پرورانند از راه حقه شریعت مطهره خیر الانام هر گونه ترقیات مادی و معنوی کار گرفته نتائج آنرا مفهوم فکر یه خواص و عوام خواهند نمود در خاتمه بپدریار اعلیحضرت شریعت خواه ما به آسوده باد ملت دیانت خواه ما به پاینده باد شورای ملی و جمیع مصلحین مملکت اسلامی ما آمین یارب العالمین و آخر دعوانا ان الحمدلله رب العالمين .\n\nپروگرام اقتصادی سال ۱۳۱۰\nوزارت تجارت\n(۲)\n۱۰ : وزارت تجارت میخواهد که برای سال ۱۳۱۰ کار پیله کشی را ذریعه محمد شریف خان متخصص بيك پيمانه متوسط زیر اجرا بگیرد - در هده اند که بکار مذکور آغاز کرده است ، در بدخشه برای همین کار در خواجه ملایك تعمیر زیر ساختمان گرفته شده بود ، واصل بر آورد تعمیر مذکور (۲۹۸۸۰۲) افغانی در اول سنجیده شده و تعمیر مذکور را وزارت تجارت در آنوقت با شرکت شمران که رئیس شان محمد شاه خان بود قرار داد کرده بود - ومبلغ (١٨٤٤٠٥) افغانی بمعرفت شرکت موصوف بمصرف رسیده و هم کار تعمیر مذکور تقریبا بتمام گفته می شود ، مبلغ (۱١٤٣٩٧) افغانی برای باقی مانده کار مذکور تا مستر کر بچه\nافغانی تعیین کرده بکار است ، در بودجه وزارت تجارت مصارف باقیمانده کار مذکور تکلیف میشود (١١٤٣٩٧) افغانی\nامضاء : وزیر تجارت\n\nتصویب کابینه وزراء : برای سال ۱۳۱۰ تعمیر مذکور معطل باشد .\nامضاء هیئت کا بینه\n\nحکم حضور شاهانه : ملا حظه شد درست است .\n\n۱۱ : در سن ۱۳۰۲ حسب اراده حکومت در سمت شمالی نهر جدید از دریای پنجشیر باسم نهر رزاق بخت اجراء گرفته شده بود ، مصارف نهر مذکور را کار نظام بمبلغ بیست لك رو پيه مهندسی وزارت تجارت تعیین کرده بود ، در سنه ۱۳۰۰ وسنه ١٣٠٤ مبلغ (۲۷٠٧٦٣) روپیه بمصرف نهر مذکور رسید - درسنه ١٣٠٥ حسب مفاهمه که از طرف حکومت بار عایای سمت شمالی شده بود، افسری رعیتی آن بسمت رعایت خود ها از تاریخ شروع کار نهر رزق الى اختتام آن قرار داخله دفتر نفوس باستثنای قوت و قرار و نوکر اعظام فی نفر در هر سال يك افغانی از سن ده بالا بهر تعدادی که مبلغ آن برسد قبولدار شده بودند که بطور شرکت برای مصارف مذکور مید هیم مگر نفری بمشیر و نجراب فی نفر نیم افغانی قبول کرده بود - در باب قبولی وجه مذکور از حکومت سابق فرمان هم صادر"}
{"book": "adl0789", "page": 229, "text": "صفحه ۱۰\n(شماره ۱۲)\nجلد پنجم\n\nشده بوده امر کرده بودند که برای جمع آوری وجه مذکور تکت چاپ شود ، که قیمت يك افغانی در آن داخل باشد ، برای حکام سمت شمالی ارسال شود که همه ساله الی ختم کار بهمین صورت وجه را تحصیل و تحویل خزانه کنند ، مگر در اثر انقلاب وجه مذکور حصول نشده - وزارت تجارت میخواهد که کار نهر مذکور را جاری کند\nامضاء : وزیر تجارت\n\nرای مجلس وزراء : کار نهر رزاق درسنه ۱۳۱۰ اجرا نمی شود برای سال ۱۳۱۱ فکر می شود .\nامضاء هیئت کابینه\n\nحكم حضور شاهانه : ملا حظه شد درست است .\n\n***\n\n۱۲ : — در سالهای گذشته و هذا السنه در طراف ولایات مزار شریف و جلال آباد وغيره بقرار اطلا عیكه بوزارت تجارت واصل گردیده بود ملخ پیدا شده بود محلك آن ممکن است در آن مواضع باقیمانده باشد ، برای دفع محلك آن قبل از زمانیکه زنده شود وزارت در نظر دار که ادویه جات لازمه حسب نظریات متخصص زراعت خواسته استعمال کند برای اجراء مر مذکور تا اندازه ( ۲۰،۰۰۰ ) افغانی مصارف در بودجه وزارت تجارت گرفته می شود ، که ادویه خریداری گردد ، تا از مضرت آنها\n\nزراعت مواضع مذکور محفوظ ماند\nامضاء وزیر تجارت\n\nتصویب كابينه وزارء : منظور است در بودجه هذاء السنه ۱۳۰۹ این مبلغ بیست هزار افغانی ضمایمه شود .\nامضاء هیئت کابینه\n\nحكم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است .\n\n***\n\n۱۳ : - وزارت تجارت تصمیم داشته که برای معاینه آب ایستاده غزنی يك نفر متخصص زراعت ارسال کند تا آب مذکور را بصورت فنی ملاحظه کند اگر برای زراعت کاری مضر نباشد پس از آن آب مذکور را لیول کرده اگر بطرف ترنک یا اطراف قند هار آب مذکور جاری شود از بن رهگذر فوائد زیاد عائد خواهد شد ، لهذا برای معاش و مصارف مهندس وغيره لوازم فعلاً سی هزار افغانی در بودجه خود داخل خواهند کرد .\nامضاء وزیر تجارت .\n\nرای مجلس وزراء : برای سال ۱۳۱۱ در نظر گرفته شود .\nامضاء : هیئت کابینه\n\nحکم شاهانه : ملاحظه شد درست است\n\n***\n\n١٤ : — چون کار پیله کشی وزارت به يك پيمانه متوسط تحت اجرا گرفته\n\nشده امید است که در نتیجه چیزی شوزه بمل بیاید ، برای شوزه مذکور يك ماشین تار کشی ابریشم ضرور است که از خارج خریداری شود .\nقیمت تخمینی ماشین مذکور که از متخصص پیله معلومث کر انه شده ( ۱۰۰۰۰ ) افغانی می شود ، منظوری آنرا در بودجه سال يك هزار وسه صد و ده وزارت تجارت آرزو دارد .\nامضاء : وزیر تجارت\n\nتصویب کابینه وزاره : مبلغ ده هزار افغانی منظور است در بودجه ۱۳۱۰ تکلیف شود .\nامضاء : هیئت کابینه\n\nحكم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است\n\n***\n\n١٥ : — در بودجه هذا السنه ۱۳۰۹ مبلغ دوالك افغاني برای حفر يك نهر جديد بدشت دورۀ خان آباد منظوری یافته بود که نهر مذکور از دریای بنگی از پل میرزا قمر الدین خان حفر می شود .\nقراریکه معلومات شده نهر مذکور در زمان های ماضی هم از دریای مذکور جریان داشت ، بواسطه که مهندس آنهاد بوزارت تجارت حاضر نبوده در امسال از پول منظوری مذکور مبلغ يك لك روپیه آن برای ساخت چونی مقر بوزارت حربيه داده شده ، يك لك روپيه آن باقی است ، اگرچه راجع به حفر نهر مذکور بموجب لايحه علیحده از وزیر صاحب حربیه نظریات شان خواسته"}
{"book": "adl0789", "page": 230, "text": "صفحه ۱۱ ( شماره ۲۱) قـوسـم \n\nشده با این هم وزارت تجارت پول منظوری سال جاری را در بودجه سال آینده ۱۳۱۰ منظوری حاصل کرده متخصص را که برای حفر آنهار خواسته شده اعزام میدارد ، تا نقشه و برآورد مکمل کار مذکور را بوزارت داده بکار آغاز کند . امضا: وزیر تجارت ،\nتصویب مجلس وزراء : برای سال ۱۳۱۱ در نظر گرفته شود . امضا : هیئت کابینه . حکم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است .\n\n۱۶ : چون در دنیا تربیه حیوانات روز بروز اهمیت شایانی کسب میکند ، طوریکه حوائج يك مملكت مقتضی است ؛ باین کار نه در مملکت ما کسی اهمیت داده ونه ازفوائد آن اطلاع بهم رسانده اند ، در خارج برای تولید جوجه مرغ وتربيه آن ماشین های مخصوص اختراع شده لهذا برای قیمت ماشین ها ومصارف آن شش هزار افغانی در بودجه تکلیف خواهم نمود . امضا : : وزیر تجارت\nتصويب كابينه وزراء : مبلغ ۶۰۰۰ هزار افغانی منظور است در بودجه تکلیف کرده شود . امضاء : هیئت کابینه\nحكم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است .\n\n۱۷ : - راجع به بند زنه خان واقع غزنی دو سنه ۱۳۰۵ مستر کریپ مهندس\nآلمانی برای علم آوری سد مذکور اعزام شده بود ، بند مذکور را پیمایش و به وزارت نقشه و بر آورد مذکور را تسلیم نموده ، چون در بودجه سنه مذکور و مابعد آن برای این مصرف چیز منظور نشده مصارف بند مذکور را ( ٢٤٤٥١٥ ) روپیه نشان داده و نوشته بود که ۱۰۹۷۷ جریب زمین تحت بند مذکور آبیاری می شود ، و پول مصارف مذكور بموعد دوسال از اراضی مذکور برای حکومت بدست می آید ، در بودجه هذالسنه به اثر پیشنهاد وزارت تجارت ( ۸۰۰۰۰ ) هزار افغانی منظور شد ، بواسطه نبودن مهندس پول مذکور صرف نشده ، بناً بران اصل مصارف مذکور را در بودجه سال ۱۳۱۰ داخل میدارم .\nامضا : وزیر تجارت\nرای مجلس وزراء : درست است وجه مصارف بند زنه خان که بالنسبه کم است در سال ۱۳۱۰ تکلیف شود اما بواسطه حفظ موازنه وضعیت مالی مملکت کار بند سرده و تالاب حسنی برای سال یکهزار سه صد و یازده معطل باشد .\nامضا : هیئت کابینه\nحکم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است .\nما تمام\n\nمترجم سرور گویا :\nنگارش و نگارندگان\n(٤)\nو ابن ابو البركات احمدی ( ٧٩٥ ) کروی صفت بوده . بر علاوه که اثر این بطلان در مطولات جغر فى وسیاحتش از عراق بشام در نیمه قرن پنجم بوده . فکر سحر شمار و ذوق نفیس او در وصف بلدان وسكان و ترسيم قاليم وامصارا طهر من الشمس است . و ازین قبیل است معجم البلدان ابن فطلان ـ مقتدر بالله عباسی در ( ۲٠٩ ) این کتاب را بمملکت صقالبه فرستاد ، و لحق این کتاب نزد دق و تضلع علم وادب مصنفش گواه عدل میتوان شد و از ادبیات نفيس وجيد ( معجم البلدان ) و ( معجم الا دبای ) یاقوت حموی است . همچنین ( اخبار الحکماي ) قفطی ( ٦٤٦ ) و ( طبقات الا طبای ) ابن اصیبه ( ٧٥٦ ) که تراجم حالات مشاهیر و معاریف است از ادبیات عالی و نفیس ترین آثاری است و همین چار کتابیست که مستشرقین طبع وما اموری را جرح بتعدن عرب از ان استفاده نموده ایم که پیشتر نمیدانستیم .\nونیز اثر ( تاریخ الرسل و لملوك ) ابن جریر طبری و ( مروج الذهب مسعودی ) و ( كامل ) ابن يثمر و ( تاريخ يعقوبي ) و ( تاريخ سني ملوك الارض و الا نبياء ) حمزة اصفهانی و ( الفخرى ) ابن طقطق و ( الباديه والتاريخ ) مطهر ابن"}
{"book": "adl0789", "page": 231, "text": "صفحه ١٢\n( شماره ١٣ )\nمجله پنجم\n\nطاهر مقدسی و غیره تواریخ استفاده ها گرفته ایم . و نیز مستشرقین ( ١٥ ) جلد کتاب از جغرافییون عرب طبع و ما از انها راجع بتاريخ اقتصادی و عمرانی بلاد خود و دیگر اشیای مهمه استفاده نموده و براس المال فصاحت و تعبیرات روشن خود از مطالعه آنها در افزوده ایم که پیشتر از وجود آن خبر نداشتیم .\nقرن هشتم : - درین قرن نگارندگان زیر دستی در مصر و شام ظهور نموده اند و از انجمله است ابن فضل الله عمری صاحب ( مسالك الابصار ) و ( التعريف بالمصطلح الشريف ) و الصلاح الصفدى ( ٨٦٤ ) صاحب ( الوفي بالوفيات ) و ( تحفه ذوی الالباب ) و ( نكت الهميان ) و ( جنان الجناس ) و ( دمعته الباكي ) و شهاب محمود الحلبی صاحب ( حسن التوسل في معرفة صناعته الترسل ) . علاء الدين غانم و احمد الانصاری و ابن لقیسرانی و کمال الدین زملکانی .\nولی نوابغ اندلس درین قرن لسان الدین خطیب است که اگر آثار او همین ( الاحاطه في اخبار غرناطه ) باشد و بس باز هم تفوقش را در شعر و کتابت کفایت کند خامه تصویر نگارش همچو ترجمه و صورت کشی دارد که گوئی صاحب ترجمه و تصویر را معاینه می بینی ! بلی مشار اليه چیز نویس و مصور مظاهر است نفح الطیب مقری طرق صالح از نظم و نثر او را پر مزه از رجال اندلس در بر دارد بلی لسان الدین و رفیقش ابن خلدون ( ٨٠٨ ) هر دو حل کننده عقده های کتابت اند . محرربین پیش بلخصوص در قرن ششم و هفتم همه پیرو و مقلد یکدیگر و سلفه کتابت هم جاده تقلید را سیر کرده میرفت ابداع و تجدیدی نداشت پس تجدید کنندگان حقیقی و صفت گذاران ابدعی و ابتکاری آن قرن لسان الدين خطيب و عبد الرحمن ابن خلدون است که نخستین جاده نویی پیموده و فهماندند ممکن است بر خلاف قدما رفت و گفته قدما قابل پیروی نیستند چه ما تجربیات چندین قرن را بر اطلاعات آنها افزوده و در واقع ما هستیم که خود را سزاوار تقلید و احترام میدانیم : بلی ابن خلدون علوم اجتماعیه و تاریخیه را بزبان بیان میکند که نظیرش در قدما نیست زمینه عالم اجتماع و میدان فلسفه و ابتکارات شخصی خود را باندازه وسعت داده که از تعریف و بیان مستغنی است . علاوه بران بواسطه جدال و انتقاد دو صفت بزرگی بعالم علم و ادب در افزوده یکی وضوح و روشنی بیان دیگر دقت و خرده بینی افکار . خلاصه او و رفیقش گل سر سبد و بوم پر فضل اندلسند و چنان شاخه های پر ثمر و شکوفهای معطری هستند که بقرن هفده گویان بمشرق تقدیم نموده و بوجود شان عهد فضل و ادب اندلس خاتمه یافت .\nمدارس و مکاتبی که در قرون وسطی برای توسیع علم و فن اشارات داشت و دواوین انشا که در قرطبه و غرناطه و قاهره و دمشق از بهر تعلیم انشا و اخذ فن واسع ادب در بلاد فوق و سائر پایتختهای مشرق مفتوح و دائر بود یکسره مسدود گشته این فن جمیل بجزء سفر عربی دان عربی خوان محدود ماند و تسلیم انشا و ادب رو بانحطاط نهاد چه از یکطرف اختتام دولت اندلس و از طرفی استیلا و استبداد عثمانیون بر مصر و شام و عراق آفتاب درخشان فضل و بلاغت را بخاك بي التفاتی نشاند و در حوصه حکومتان کس نماند که تقدیر و تمجیدی از ادب و اهل ادب نماید پس فن ادب و انشا رو بزوال نهاده و بکلی ضعیف شده رفت و عدد شعرا افزونی گرفت : چه که فن شعر سهل و روان و انتفاع ازان بذریعه مدائح بیشتر وجذابتر بوده است . بلی از همین جهت است که در تمام ادوار که ماهی بینیم و سراغ میکنیم شعرا نسبت به ادبا و محررین بیشتر و زمینه هم افزو نتر طالب و مشتری امتعه آنها بوده است . سه شنبه ده آخر صفر يك هزار سه صد چهل نو هـ مطابق ٨ روز سيم سر طان يك هزار سه صد نوه ش در پریشانی و یا نوشته شد .\n( انتهى )"}
{"book": "adl0789", "page": 232, "text": "صفحه ١٢\n( شماره ١٢ )\nمجلد پنجم\n\nصحیات\nمابعد از شماره ( ١٠ )\nاسهال اطفال\n١ - اگر طفل شیر پستان می خورد اسهال او اهمیتی ندارد پس از آنکه شیر کم دادید و قبل از هر دفعه پستان دادن يك قاشق قهوه خوری از شربت ذیل بدهید خوب می شود و اگر تب داشت بطبیب رجوع کنید .\nآب آهك طبی صد گرام\nشربت ساده پنجاه گرام\n٢ - اطفال شیر گاوی مخصوصاً اسهال آنها اگر بقی و تب همراه باشد خیلی اهمیت بدهید تا خطرناك میشود محض اینکه مبتلا باسهال شد دیگر هیچ گاو نه دهید و فقط آب جوشیده سرد از بیست و چار ساعت تا چهل و هشت ساعت باو بدهید و روی شکم را گرم نگاه دارید و تا آمدن طبیب راحت بخوابانید .\n٣ - اطفال غذا خور در تابستان مخصوصاً اسهال این قبیل بچه ها اگر از روز مرض دو روز بگذرد و بی احتیاطی شود خطر ناک است - باید به طفل هیچ غذا ندهید و در عوض آب جوشیده سرد و یا مختصری ماست بدهید و تا ٢٤ ساعت یا ٤٨ ساعت غیر از آب چیز دیگری ندهید تا طبیب دستور دهد .\n\n***\nپس از خوب شدن اسهال ( اطفال غذا خور و شیر گاو ) فقط بدستور طبیب و با احتیاط بتدریجاً غذا را شروع کنید والا سبب پشیمانی شما می شود - در موقع دندان در آوردن اگر خارش دارد از محلول ذیل :\nزعفران ٢ گرام\nقطور دومیز ١٠ «\nشربت بلادن ٢٠ «\nروزی دو دفعه بانه ها بمالید و از بردن دست طفل بدهان جلو گیری کنید .\n( اطلاعات )\n\nخبر هاي خارجي\nالغاي ابراهيم بيگ\nتاشکند - ٤ جولائی - در جراید در باب محو نمودن دستجات با سماچی براهیم بیگ و دستگیر شدن خود او اطلاعات مندرج شد .\nبموجب اطلاعات مذکور در تاریخ ٢٢ ماه جون الی دستجات باسماچیها یکه در تحت پیشوائی ابراهیم بیگ بوده از افغانستان داخل خاك شوروی شده بودند بذریعه قطعات احمر و یا مشارکت دستجات دا و طلبی محت کنان تاجیکستان محو و نابود شدند - معاون های نزديك ابراهیم بیگ مثل علی مردان داد خواه و ایشان عیسی خان و تعداد زیاد دیگر هم در آن حال دستگیر شدند .\nدر تاریخ ٢٢ ماه جون دسته دا و طلبان مقیم ساطان و دهاقین قشلاق حاجی بول باقی ( تاجیکستان ) با مشارکت مقامات او کب او خود ابراهیم بیگ و دو نفر باسماچی را که نزد او بودند در زمانیکه هر سه بطرف سرحد افغانی متوجه بودند دستگیر کردند - ابراهیم بیگ به تاشکند رسا نیده شد .\nبا دستگیری ابراهیم بیگ الغای کامل دستجات باسماچیها یکه از افغانستان داخل"}
{"book": "adl0789", "page": 233, "text": "خاك اوزبكستان و تاجكستان شده\nمورد اهتمام یافت .\n\nکناره گری\nآوازۀ کناره گرفتن سر جان - اشمن\nاز پارتی احرار با تجدید شده است\nدیلی هر لد میگوید حالا تنها مسئله\nانتخاب وقت صحیح برای حرکت باقی مانده\nاست و پس و میگوید غالباً در اول\nساشن خود را عضو حزب استقلال اعلان\nخواهد نمود مگر بزودی خود او و اعضای\nدیگر احرار که قیادت او را قبول دارند\nدر حزب محافظه کار داخل خواهند\nگردید .\nديوك قنه بارك كه بهم مهم دعوت\nسالانه پولیس هندی در( ترو کاه دیرو )\nبود به کار پولیس هند اظهار احترام نموده\nبیان نمود که حیثیت خدمت و شهرت آن\nبرای بیطرفی نهایت از چیزهای قیمت\nدار است که هندوستان آینده به ارث\nخواهد گرفت .\n\nآمریکا\nاز وا شنگتن را پورت میشود که\nاداره احتیاط ملی به وسیله وضع نمودن\nقرض بیست ملیون ستر لنگ برای يك\nمدت قلیل باختيار بانك حكومتی جرمنی\nبه با نك فرانسه و انگلستان و بانك\n\nفیصله بین المللی پیوست و متحد ایشان شده\nاست .\n\nفاشیست ها و و اتیکان\nتلگرام روم مطهر است که در جواب\nحکومت ایتالیا به و اتيكا نك اعتراض\nبر علیه مداخلات مهم پاپ در امور داخلی\nایتالیا شامل است حکومت فکر می\nکند که تجدید مذاکرات در باب اعلانی\nبه جمعیت های دینی منحل قرار می داد\nمناسب نیست مگر حکم داده شده است\nکه آن جمعیت که جداً وضعیت دینی دارند\nدر تحت اعلان مذکور نمی آیند برای\nتعیین اشخاصی که مجرم اعتراض بر علیه\nپاپ و ضرر رسانی به عمارات می شوند\nتحقیقات شدید نموده می شود .\n\nپرواز اتلانتیك\nقرار اطلاع برلین ، دو انفر پرواز\nکنندگان اتلانتیك پوست و گوتی\nبمسا عت ٥ / ٥٠ دقیقه به میدان طیاره\nتميل هوف رسيدند .\n\nعزیمت بطرف قطب\nبا وجود نقصانی که به جهاز تحت\nالبحرى در سوم په لا تیاس در عین عبور\nاز اتلان تيك رسيده بودسر هو برت و\nلکانس در شب گذشته بیان نمود که\nمن عزم دارم به طرف قطب به پیش بروم .\n\nخبر های داخلی\n\nاعزام متخصصی زراعت\nبرای دفع ملخ\nبمحض که وزارت تجارت از ظهور\nملخ در نواحی آب بند مقره اطلاع\nیافت ، آقای محترم غلام صدیق خان\nمتخصص زراعت را با ادویه لازمه جهت\nمبارزه و جلو گیری از ملخ ، بصورت فوری\nاعزام نموده .\n\nحرکت آقای وزیر تجارت\nغ ج آقای میر زامحمد خان وزیر تجارت و\nآقای حبیب الله خان متخصص ، معاون\nاطاق تجارتی با بعضی از مامورین وزارت\nهفته گذشته ، جهت دیدن و وارسی\nبه امورات عمرانی بطرف تاله و برفک\nحرکت نمودند .\n\nماشین فشار و ماشین اره هوائی\nیکدست ماشین فشار که بوسیله آن از\nحبوبات و خسته ها و درخت ها روغن\nگرفته می شود ، با ۲۰ پایه ماشین اره\nهوائی ، که برای استفاده از مواضع کم\nآب ، وزارت تجارت از خارج خواسته\nبود ، درین تازه گی ها وارد گردیده\nاست ."}
{"book": "adl0789", "page": 234, "text": "مؤلف له پلاتیه فرانسوی (١٠) مترجم : حبیب الله طرزی\nمادام سان ژین\nفصل پنجم\n( قرض ومقروض )\n\nمشتری که کاترین میخواست رخت هایش را ببرد ، بو نا پارت ، نام افسر توپ خانه بود که در شب اول ملاقات له فور و کاترین در ( دوکسپال ) دیده شده بود .\nاین مردی که در تاریخ دنیا حصه بزرگی را اشغال نموده و مانند ( لو تهر ) عالم را متزلزل گردانید ، دران وقت مورد نامساعدیهای روز گار مانده محال پریشانی حیات بسر می برد ، در رد کردن افسری قوای ملیشیا ، ( قومی ) كور سيك يا ما فوق خودش گرفتار کشمکش می بود در حالیکه هر کس تصور میکرد که بعد از رد قبول افسری مذکور به بهانه مریضی در خانه خودش به ( اجا كسبو ) امرار حیات دارد، نا پلیون سر بر شور خود را گرفته در پاریس پر غوغا عودت نموده بود و در پاریس بکمال بی صبری و با قدری خوف انتظار جواب اعتذار نامۀ خودش را می برد .\nاز هر طرف بی چاره شده مجبور گردیده بود که از اقتصاد نهایت ضیق کار بگیرد چنانچه دريك اپارتمان محقری منزل گرفته بود . بعضاً بچندی از دوستانش که از خودش مستعد تر بودند نهار میخورد و بعضاً فاقه می نشست و با بیچارگی نان خشك و قدری پنیر قناعت می نمود .\nصبح ١٠ اگست بونا پارت بصداى ناقوس ونقاره از خواب بر خاسته نجانه يك دوستی در میدان ، کارو سل ، رفت تا جنگ را تماشا کند . بعد از آنکه انقلابيون فتح نمودند ولوی شانزدهم به مجلس تسلیم شد ، نا پلیون در حالیکه دلش از مشاهده مناظر مدهش پر خون وروحش از قتل عامی که ، شوالیه های دگر ، بر اهالی بی سلاح کشاده بودند افسرده بود نجانه محقرانه خودش برگشت و برای اینکه افکارش را قدری راحت بخشد و از تخیلات پردهشت جنگ وارهاند خریطۀ بزرگت بحر سفید را که دران اوقات سواحل آن جولا نگاه جها زات انگلیسی و مصدر تحریكات شاه طلبان شده مانده بود در مقا بلش بر يك ميز باز نموده مصروف مطالعه عمیقی گردید .\nگا گا در پیش چشم او او هام جنگ و قتال و يا تصورات پوچ شوكت ودبدبه مجسم می شد ، ولی بدیدن چهار دیوار خانه که اورا احاطه کرده بود وضعیت موجوده اش حقیقی ثابت میگردید و او هام باطله از میان بدر میرفت . وقتیکه حیات نامسعود موجوده خودش را با آن تخیلات جاه و بی معنای سعادت و شوکت مقایسه می نمود ، در کنج دهنش يك تبسم تلخی ظاهر میگردید . نه پول و نه کار . وزیر به التجا های پی هم او کر . وما فوق سابقش دشمن . نه يك دوست نه يك غم خوار !\nبا وجود همۀ این حقایق آن او هام را حطه مانند افسانه های دیو و پری با آنقدر تجلی و بی مخوف و خون آلود بر دماغ هجوم آورده در پیش چشم عریض تجسم می شود .\nدر چوکی خودش نشسته و بر پشت تکیه کرده در حالیکه سر بزرگش را در بین دست های خود داشت میدید .\n« که در وسط هزار ها سر باز دلیر با اسپ سفیدی سوار و در یکی از پا یتخت های یورپ میدر آید . گاهی علم در دست و دسته های عساکر خودش را به هجوم استحکامات کله بار و قلعه های کوه آتار می گمارد سواران عجیب با لباس های ملون و مطلا تیغ های براق در دست و دستار های قرمزی بر سر در پیش روی او بزانو در آمده ملیون ها اواز به تمجید او بلند میگردید . در میا نین پر از برف و یخ مستور شمال و صحاری آتش"}
{"book": "adl0789", "page": 235, "text": "و صفحه ٦\nیار جنوب جنبش مظفر او پراکنده\nو بصدها شاهان و شهزاده گردن حلقه\nعبودیت او را در گوش میکردند . عناصر\nمختلفه مخیلات او يك بر دیگر تراکم نموده\nيك تابلوی بزرگی تحویل یافته خویش\nرا اسکندر اعظم ثانوی مالك الرقاب\nتمام دنیا مشاهده نموده که دفعتاً رخسار\nخانم قشنگی در بین او وا و هام مخیل\nاو حایل گردید . در حالیکه به خوبی\nنه می دانست که این زن مخلوق دماغ\nاوست و یا آنکه بشر حقیقی پرسید :\n«کیستی و چه میخواهی ؟»\nکاترین او را با قهقه نقره ئین خودش از\nمخیلاتش بکلی وار هانیده گفت :\n«چرامن کاترین هستم ، البسه شسته\nات را آورده ام . خیال نمودم بدانها\nاحتیاج خواهی داشت !»\nبوناپارت که از ورود غیر منتظره\nخوش نشده بود بدرشتی گفت : « البسه\nشسته ؟ اوه فهمیدم خواست آنها را\nبر بستر بگذار .»\nکاترین از وضع خشن افسر جوان\nیکه خورده سبد در دست حرکت\nخاموش ایستاده خود به خود گفت :\n«چطور بدله معلوم خواهم شد ! چه باید\nکرد این جوان همیشه مرا بدرشتی\nپذیرائی میکند، بهر صورت امروز باید\nجرئت کرده و جهت شستن رخت هایش\nرا با و بدهم .» باین خیال سبد رخت ها\n\nاشمار ۱۲\n\nرا از يك دست بدیگر گرفته روق پاره\nبسیار چرگینی را از جیب خود بر آورد\nولی زیاده بر آن اقدامی نتوانسته بحرکت\nماند .\nبوناپارت متلکه باردیگر وجود دخترک\nلرزان را که در مقابلش ایستاده مانده\nبود بکلی فراموش کرده باشد بمطالعه\nخریطه مصروف گردید . کاترین از انتظار\nزیاد به تنگ آمده سرفه خفیفی نموده .\nناپلیون نظرش را برو معطوف نمود،\nو جبین بر جبین افگنده گفت : «چه\nمیخواهم نرفته ئی ؟» برای چه انتظار\nمیکشی ؟»\nکاترین زیاده راول مرتعش شده جواب\nداد . «هم شهری - عفو تا نرا رجا دارم\nمقصد م کاپیتان است ... من .. من ..\nازدواج میکنم !» کاترین همزار مشقت\nاین جملات را گفت باز خاموش ماند .\nبوناپارت بدون آنکه توجه باذل چنین\nظاهر ساخته باشد گفت : « راستی ؟ بسیار\nخوب شد دخترک من . از خدا برایت\nسعادت و خوشی میخواهم . گمان دارم\nبا يك مرد راست باز خوبی ازدواج\nخواهی کرد ـ شاید کدام نان با ؟\nمثل آن چیزی خواهد بود ؟»\nکاترین از الفاظ آخرین ناپلیون قدری\nصدمه خورده و به جدیت گفت : « نه\nخیر ! کاپیتان شوهر من سر باز کندم\nسارجن است .»\n\nمجلد پنجم\n\nبوناپارت متلکه از شنیدن این خبر\nخوش شده باشد با لهجه نرم تری گفت\n«بسیار خوب ! ترا تبريك ميگويم ! سر\nباز بودن قدرا نسوی بودن را دو بالا\nمیکند .» بعد ازین الفاظ باز به معاینه\nساحل بحر سفید مشغول گردید. کاترین\nکه از دیدن پیشانی باز کاپیتان جرئت\nیافته برسخن خود دوام نمود : «کاپیتان\nاین را هم میخواهم بگویم که مجبور\nخواهم شد تا از کار دست کشم .. »\n« خوب ؟ میخواهم بهر کاری که\nباشی خدا وند معاونت باد ! »\n« معاملات تجارت بسیار خراب\nاست . من میخواهم با شوهرم بروم .»\nبوناپارت با قدری حیرت : « با در جان\nسربازان خواهی رفت ؟»\nچرا نروم ؟ آنها مشروبات فروش\nبکار دارند ومن هم دلیلی نه می بینم که\nاحتیاجات رفقای شوهرم را مهیا نکنند.م\nامید که هر وقتی ملاقات دست دهد\nبا خری خدمت کاپیتان خودم مفتخر\nگردم .»\nناپلیون : « من هم ترا فراموش\nنخواهم کرد . مگر فعلا از هر چیز\nمحرومم حتی این را هم نه می توانم که\nدر ئی خانه ات آمده مشروبی صرف\nکنم .» این را گفته و آهی کشیده\nخاموش ماند .\n\n( مطبعه انیس )\n( باقیمدارد : )"}
{"book": "adl0789", "page": 236, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 237, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 238, "text": "انیــــــس\n\nجریدہ ملی\n\nقیمت اشتراک\n\nدر افغانستان ۱۳ افغانی\nمحصول پوسته اطراف و ولایت داخله ۳ افغانی\nطلبه معارف ۷ افغانی\nدر ممالک خارجه ۱۰ شلنگ\n\nلطفاً پول اشتراك که بتوسط خزانه‌دار فرستاده میشود باید\nرسید عوض و معاوضه باشد\n\n(مطبعۀ انیس)"}
{"book": "adl0789", "page": 239, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 240, "text": "شماره ۱۳ مجلا ۵۱\nاشتراك سالانه ۱۲ افغانی\nمحصول پوسته ۲ «\nخارجه ۲۰ شلینگ\nانیس\nاداره : كابل جادهٔ ارگ\nمؤسس و نگارنده مسئول\nمحي الدين\n۲ سنبله ٤ اسد ۱۳۰ د تاسیس ۱۳۰۶ ۱۱ ربیع الاول ١٣٤٥\nمعاهده \nبيطرفي وعدم تجاوز\nفیمابین دولت عليه افغانستان و روسیه\n\nاعلیحضرت شاه افغانستان و قوميته مرکزی اجرائیه اتحاد جماهیر اجتماعی شوروی بمقصد تحكيم مناسبات دوستانه و همجوارانه که خوشبختانه بين هر دو حکومت باساس معاهده که در مسكو بتاریخ ۲۸ فیورال ۱۹۲۱ امضاء شده بر قرار است و متیقن بود که این مناسبات در آتیه بلا تغییر ترقى خواهد کرد انظر بمقاصد عالی صلح عمومى براى انعقاد معاهده هذا که بر اساس معاهده پغمان منعقده ۳۱ ماه اگست بوده میباشد تصميم فرموده باين غرض تعيين كردند.\nاعلیحضرت شاه افغانستان ، آقای فیض محمد خان وزیر امور خارجه دولت عليه افغانستان را - كوميته مركزى اجرائیه اتحاد جماهیر اجتماعی شوروی آقای ستارك سفير كبير اتحاد جماهير اجتماعي شوروی در افغانستان را نامبرده از اراء اعتبار نامه های خودها که صحیح شناخته\nشده بمواد ذیل موافقت نمودند :\nماده اول\nدر صورت جنگ با عملیات جنگی بین یکی از طرفین متعاهدین و یکی با چند دولت ثالث طرف معاهده دیگر متعهد است که به نسبت طرف اول بيطرفي را رعایت کند.\nماده دوم\nهر یکی از طرفین متعاهدین تعهد میکند که از هر گونه تعرض بطرف دیگر خود داری نماید و نیز در داخل خاك خود كه در تصرف ان مى باشد چنین اقداماتی نکند و همچه عملیات هر طرف را كه بدولت متعهد دیگر ضرر سیاسی با عرضى رساند در خاك خود مانع شود خصوصاً هر كدام از طرفین متعاهدين تعهد میكنند که با یكی با چند دولت ثالث در هيچ كدام اتحاد با اتفاق سياسی و حربی كه بر خلاف طرف متعهد دیگر باشد و همچنین در هيچ كدام بايكوت با محاصره مالی با اقتصادی که بر علیه طرف متعهد دیگر متوجه بشود شركت نخواهد\nورزید علاوه بر آن در صورتیکه اگر خط مشی دولت ثالث با دول ثالث نسبت بیکی از طرفین متعاهدین در اقدامات خود خصمانه باشد طرف متعاهد دیگر متعهد است كه فقط به همچنين خط مشی دشمنانه مساعدت نكند ، بلكه متعهد است در خاک خود به مشی مذکور و به ملبسات و اقدامات خصمانه که ازان تولید میشود مخالفت كند .\nماده سوم\nطرفین عالیين متعاهدين اعتراف متقابل بحقوق حاکمیت و تمامیت ملكيت همديگر نموده متعهد اند که از هر گونه مداخلت مسلح یا غیر مسلح در امور داخلی طرف متعاهد ديگر خود دارى نمايند و نيز بيك دولت یا چند دولت ثالث که بر عليه دولت معاهد دیگر اقدام بمداخلت نماید قطعاً شركت و مساعدت نكنند. و طرفین متعاهدین در خاك خود تاسیس و فعالیت دسته جات و برید بیکار زوالی اشخاص علیحده كه به ضرر طرف متعهد دیگر باشد یا برای خلع اصول دولتی"}
{"book": "adl0789", "page": 241, "text": "( شماره ۱۳ )\n( مجلد پنجم )\nطرف متعاهد ديگر اقدامات دو را نه و\nيا عملیات بر خلاف سالمت تمامیت ملکیت\nطرف متعاهد دیگر بنمایند و یا تجندیدات\nو جمع آوری قوای مسلح بر عليه طرف\nمتعاهد دیگر بکنند اجازه نمیدهند و\nایشان را ممنوع از عملیات میدارند\nكذلك طرفين تمام قوای مسلح واسلحه\nو اسباب ناریه و جبه خانه و تجهيزات\nحربی و هر نوع مواد حربی را که بر\nخلاف طرف متعاهد دیگر متوجه باشند\nاز خاك خود عبور آنراو را نمیدارند و\nهمچنین از خاك خود اجازه گذرا نید ن\nنخواهد داد .\n\nماده چهارم\nقرار متذ كره فوق معا هده هذا هر\nيك از دو لتين علینین طهار میدارد که\nهیچگونه تعهدات سری یا علنی نسبت\nبیکی یا چند دولت دیگر که مخالف\nمعا هده هذا باشد نداشته و ندارد و هم\nدر تمام مدت عمل این معاهده طرف\nمذکور داخل هیچ معاهدات\nوموا فقت ها : نخواهد شد که معاهده\nهذا مخالف باشد .\n\nماده پنجم\nهمچنان هر یکی از طرفين متعا هدین\nطهار میدارد که بین او و دول دیگر\nکه در همجواری متصل بری یا بحری\nباطرف متعاهد دیگر باشند هیچ نوع\nتعهدات غير از اینکه علان شده موجود\nنیست .\n\nماده ششم\nخارج از تضهمیها تیکه شرایط آن\nدر معا هده هذا قرار یا فته هر یکی\nاز طرفین متعاهدين رای اقدام باستقرار\nهر گونه مناسبات واتحادات با دول\nثالث جایز عملیات آزاد میباشد .\n\nماده هفتم\nطرفين متعاهدين اعتراف مینمایند\nکه فیصله وحل تمام مباحثات و اختلا فات\nکه بین ایشان بوقوع میتوان رسید\nهر خاصیت وما خذی داشته باشد با یست\nهمواره فقط بذرایع صلح جویانه اجرا\nنمود برای توسعة ماده هذا بين طرفين\nمتعاهدين ميتوان موا فقه حسب اقتضای\nحال انعقاد نمود .\n\nماده هشتم\nمعا هده هذا برای عرصه پنجسال\nمنعقد گردیده واز موقع تصدیق آن\nکه میبایست در تر از دو ماه از روز\nامضاء با شد عمل قانونی خود را حاصل\nخواهد کرد ، تبادله اسناد مصد قه\nدر کابل در حين يك ماه بعد از تصدیق\nمعا هده در معرض اجرا خواهد آمد .\nبعد از انقضای پنجسال معاهده هذا\nسال بسال خود بخود بعمل خود ادامه\nخواهد داد و هر یکی از طرفین متعاهدین\nحق فسخ معا هده را دارد در صورتیکه\nشش ماه قبل تر اطلاع بدهد در موقعیکه\nیکی از طرفین را جبع بفسخ معاهده\nاطلاع بدهد طرفين متعاهدین در همان\n\nحال داخل مذا كرات راجع به شكل\nتجدید معاهدة هذا خواهند شد .\n\nماده نهم\nمعاهده هذا بدو نسخه بز با نهای\nفارسی ورو سی تحریر شده هردو\nمتن حق مساوی دارند .\nلیو نید ستارك : فيض محمد وزير امور خارجه\nدر کابل بتاریخ ٢٤ ماه جون ١٩٣١\nتحریر شد .\n\nاوضاع وحالات\nسمت مشرقی\nاز انجا که سعادت و خوشبختی ملتی\nرا ایزد متقدس و متعال مقدر کرده\nباشد قوه و حدت ملی را بدماغ شان\nموهبت فر موده آنها را به تحت اثر\nیکنفر مدیر بغرض مصلحت امور عامه\nناقصه شان مامور میسازد تا منازل دوره\nحياتيه خود را بصوب دید افکار\nنورانی آنشخص بزرگ به پیماند و\nدست غرض الودا جباروا قوام یارا از\nگریبان غمر با و عجزه ملت از تجا وزات\nنا مشروع کوتاه بدارد اوشا نرا بحقوق\nخود شان رساند و کسانی را ازیشان\nکه بنوامیس شریعت غرا اسلامی که ماموربها\nو مجبور و مکلف به پا بندی قوانین\nمتبرك خدا وندى اند سبك بنگرند بقوه\nقضائیه و اجرائیه آنهارا تعزير ومنزجر\nبنمایند و نگذارند تا از جاده ثواب پا"}
{"book": "adl0789", "page": 242, "text": "( شماره ۱۴ )\n( مجلد پنجم )\n\nبیرون گذارند حقیقتاً عدالت حقیقی همین است لهذا امروز ملت افغانستان مطرح انوار مرحمت خدا وند پاك واقع شده اند که برای شان بعد از تحمل مقاسات و شدائد مالایطاق و مکابدات جان گدازانه دوره فترت انقلاب بذات مبارك اعلیحضرت شاه افغان محمد نادر خان غازی را که اتحاد قوی وهم نزادی با ملت افغان دارند بشاهی سریر سلطنت افغانستان اعطا فرموده و عموم ملت را فرداً فرداً با طاعت و انقیاد ذات دیانت صفات شاهانه بنص شريف « اطيعو الله و اطيعو الرسول و اولی الامر منكم » مکلف قرار داده ازینجا است که چون به معنویات اهالی سمت مشرقی درین اوقات رخصتی خود می نگرم عموم رعایای وفا دار مشرق على الخصوص علما وسادات و مشایخ را دارای احساسات بلند و جذبات روحانی ارجمند می بینم گویا هر فردی از افراد شان محض بشنیدن نام اعلیحضرت شاه افغانستان و انتهایکه بآنها روی میدهد شومند و فرحان میشود عموماً عقيده منداند که ذات دیانت صفات این پادشاه معظم شان يك نعمت باد شاه بزرگ خداوند است که بآنها بخشیده چه بخاطر حقیقت استعمال خویش دارند که این نابغه نادره در تمام شئونات بجهمه سلطنتی و حثیات دین داری مزید روز گار خویش بحساب میروند و چنان بخاطر شان\n\nمرکوز است که ملیکه وکلای شان به لوی جرگه ۱۳۰۹ اعلیحضرت شاه افغان را در جمیع شئونات و امور ملی و مدنی بنظر اعتماد قلبی و خصومیت صمیمی بمقتضیات شرعی اسلامی و کیل قرار داده بودند قاطبه شان با وکلای خویش يك دل و هم زبان همه گونه مهمات ترقی و مدنی ذات شاهانه را کفیل میدانند از قیافه و سیماهای شان چنان ظاهر میشود که برای بدست آوردن و رضائیت خوشنودی خاطر اعلیحضرت شاه افغان بآرزوی صمیمیت قلبی بصرف مال و فدا ساختن حیات قیمت دار شان قیام و استادگی دارند و همگی بخاطر می پرورانند تا به تحصیل رضای اولی الامر خویش موقفیت اولین را برای شان اتخاذ می نمایند و در برابر این اعطای ایزدی ایراد تشکر و امتنان دارند و با وقات خمسه حیات با عافیت و تندوستی ذات شاهانه را با جمع خاندان شاهی برای سعادت و ترقی دولت اسلامی خویش در فلاح و آرامی جامعه را از در گاه ایزد متعال مسئلت می کنند ، لئن شکر تم لا مزید نکم ، امروز از یمن توجیهات ذات شاهانه سر تا سر خاك مشرق چنانچه معلومات دارم طور امنیت تامه حاصل است که نظیر آن در سنین ماضیه دیده و شنیده نشده حتی عاجز ترین اشخاص میتوانند که بلا اندیشه و تردد هی نقط از نقاط این سمت گردش نماید چه امروز الحمد الله برای اشخاص که بامنیت تعرض و خلل اندازی می نمودند\n\nدر نظر اهالی بقدر موق و قعی ندارند و نمانده اگر فرضاً بکدام خطه ظاهر شوند اهالی همان خطه حاضر اند که آنها را گرفتار و بحکومت متبوعه خویش بسپارند يقین است که این احساسات و اراده حیات شان چنانچه بخاطر دارند ادامه یافته عموم شان حاضر خواهند شد اگر پسر و فرزند حقیقی و برا در اعیانی شان مخل امنیت و دشمن داخلی وطن بگردد اورا گرفته بحکومت خواهند سپارید .\nمولوی محمد ابراهیم کاموی\nنماینده علما وسادات و مشایخ مشرقی\n\nاعلان\n\nذوات محترم که مائل اشتراك مجله کابل هستند بخود اداره انجمن ادبی یا باداره اصلاح اداره انیس ، مراجعت نموده بعد تحویلی پول بدل اشتراك مجله يكي از ورقه هاي اشتراك كه مخصوص معرفی مشترکین مجله میباشد صورت در خواست خود را تحریر وامضاء فرمایند تا بعد ازان مجله بعنوان ذوات موصوف از روي آدرس وعنوان که در ورقه تصریح میدهند فرستاده شود ."}
{"book": "adl0789", "page": 243, "text": "از سالي مرور گویا : - \n\nمکتوب\nآدیس عزیز !\nدر شماره مسلسل هجده ه شماره ۷ صفحه ۲ \nدر قسمت تتبعات ادبي مفتون به ( دلعاي \nيتيم ) تكدر شیر در معاني مسلسل نال انتشار \nگردیده است در موقع نگارش آن اشتباهي \nرو نموده است با آنکه تا امروز ملتفت \nاشتباه خود نبوده بقرار اطلاع که از بعضي \nمنابع گرفته بودم خودم را مصئون از سهو \nو خطا دانسته و مي پنداشتم تا اینکه دیروز \nمکتوب دوستانه محب محترم آقاي \nمحمد قاسم خان مدير تحریرات وزارت \nمعارف به بنده رسید و اشتباه مرا از پرده \nسان بیرون کشید چون نظام آنها را الله \nرا صاف و اطلاعات شان را درین زمینه \nواثق و كامل مي پندارم بكمال ميل وامتنان \nپذیرفته عینا سواد مکتوب شان را بجریده \nشريفه تقدیم نمودم تا در یک ستون جریده \nانتشار گردیده وحیات این شاعر نامدار \nبخوبی روشن و پایدار بماند و ضمنا از تمام \nفضلا توقع و امید دارم که نسبت به هر یک \nشاعر و عالم افغاني اظهار اطلاع و نظرية \nنموده تا رفته رفته یک تاریخ ادبیات همرا \nواديات ملي ما اکر چه كوچك ومختصر \nیا شدند و بن « اماده گردد و ضمنا راه \nتتقید و انتقال باز گردد . بر نیک وتار\n\nنوشته های خود هر شاعر و نویسنده ما\nآکاه گردد ؟\nآفای گویا !\nدر صفحه ۲ شماره ۷ مجلد ه جريدة \nانیس شرحي راجع به میرزا محمد حسن \nخان دیده شد ، چون میرزا محمد نبي خان \nدبیر الملک ، شاگرد میرزا محمد حسن \nخان نبود ، حسب لزوم از روي معلومات \nصحیحه که دارم خواستم جناب شما را \nمختصر سازم : -\nمیرزا محمد نبي خان دبیر الملک پسر \nآفا محمد هاشم شعرباف شاگرد میرزا \nمحمد محسن خان دبیر است ، دبیرالملک \nدر صغر سن یتیم گردیده ما درش او را \nبخانه شاعر نامدار محمد حسن خان آورده \nدر سایه عاطفه پدیر خواند و توجه اد را معني \nنمود .\nمیرزا محمد محسن خان مرحوم که \nعزلي يتيم پرور بود ما درش را تسلي داده \nبعد از چندي که میرزا محمد نبي خان \nرا تیز هوش و با فکر دید شروع در تعلیمش \nنمود چنانچه بعد از چند سال در سلک \nمحرران مقرر و از سرود بگر کاران میرزا \nمحمد حسن خان ترقی نمون و پس از \nفوت میرزا محمد محسن خان که پیشی \nمحمد حسن خان دبیر مقرر شد میرزا \nمحمد نبي خان در سلک کتاب او بود. \nاو دیگر کاتبان الملک از جها منشی \nمحمد حسن خان ) كولي سبقت ربوده\n\nتا در عهد امير عبد الرحمن خان ديي\nالممالک مقرر گردید .\nاکنون لازم شد که شرح حال میرزا \nمحمد حسن خان استاد او را قلم \nبیاورم : -\nمیرزا محمد حسن خان بن میرزا \nمحمد علي خان بن میرزا محمد نبي خان\n(مشهور به آقا نبی) بن حاجی علی خان\nدر ابتدا منشی حضور سردار کهندل خان \nحکمران قندهار بود هنگامی که امیر \nدوست محمد خان در قندهار رفته ، قندهار \nتحت حکومت او درام و میرزا محمد حسن \nخان را ( که پسر عمو میرزا دربار\nآن عصر بود ) دبیر حضور خود مقرر کرد ، \nوقتيكه امير موصوف در هرات فوت \nوامير شير علي خان بنام امیر گردید دبیر \nحضورش بود(۱ منظومه تاریخ وفات امیر \nدوست محمد خان مندرجه سراج التواريخ \nيا لمر طبع همین دبیر است ، آنگاه که امیر \nشیر علی خان با سردار محمد امین خان \nجنگیده وارد قندهار شد سر لوحة \nصندوق مزارها ، سرداران ، سردار \nمحمد امین خان و اشخاص جنگ با مراح \nخان خان ظبطه دار جبه خاوری پیش روی \nمبارک خرقه مطهره الا سروده آئینه لي شد\nپس از آن درین جنگ ، وزیر اکبیر\nمحترم محمد اکبر خان صدر اعظم اعلی \nامیر شیر علی خان با شجاعت تمام کشته شد \nسردار محمد علیخان در قندهار مقرر و \nنوشته در لوح مزاره اشعاری از سروده"}
{"book": "adl0789", "page": 244, "text": "(شماره ١٣)\n(صفحه ٥)\n\nدبیر عرض کرد : هیچ وصیتی ندارم .\nاعلیحضرت : چون نقد مکار صادق من\nدیدوم بودي در خصوص پرورث پسران\nخود یا هر وصیتی که داشته باشید حتمی\nاظهار دارید تا اجرا کنم .\nدبیر : اگر پسرانم صاحب کمال\nگردیدند البته صاحب عزت خواهند شد\nوالا حیف است که در باره بي کمال\nونالایق وصیت کنم .\nمتاسفانه چند روز بعد دبیر روشن ضمیر\nفوت گردیده باخرین منزل خود ماوا گزید\nمجموعه مکمل نظم ونثر او که بخط\nخویش نگاشته شده، در زمانیکه امیر\nشیر علی خان با امیرعبدالرحمن خان در غزنین\nمی جنگید میرزا محمد حسن پسر مذکور\nدر سلک محرزان حضور امیر شیرعلی خان\nمرحوم بود چون امیر عبد الرحمن خان\nفاتح آمده اموال امیر شیر علی خان ولشکرش\nبدست اردوي امیر عبد الرحمن خان\nبتاراج رسید مجموعه مکمل مذکور\nهم مفقود گردید و ازین مسئله در مکتوبی\nکه میرزا محمد حسن خان مزبور برای\nبرادر خود مي نويسد از فقدان مجموعه\nمذكور اظهار تأسف کرده میگوید :-\nالکن از شه بما زر وتاج رفت\nكتابي زما هم بتاراج رفت .\nخلاصه میر زا محمد حسن خان دبیر\nدر نظم ونثر يد طولي داشته، حاضرا برخي\n\nنظم ونثر او که نزد پدرم بود وبعضي را\nازنسخه هاي متفرق بدست آورده ام موجود\nواشعار مرثیه او ورد زبان روضه خوانان\nاست، دربعضي موارد في البديهه وبلا تامل\nانشاد مي نمود که از برخي اشعار في البديهة\nاو مطلع هستم .\nپس اینکه در جریده محمد حسن\nمحمد حسن تحریر یافته سهو كاتب خواهد\nبود ، باز هم او رامنشى امير شير عليخان\nوامير عبد الرحمن خان تحریر داشته\nوحال آنکه ( چنانچه در بالا عرض شد )\nدر عصر امیر شیر عليخان فوت شده ، بلي\nمنشي محمد حسن خان ( برا در منشي\nمحمد ابراهيم خان ) که بعد ازو دبیر\nو اخيراً كفمايستر کستان مقرر گردیده\nبطور سفارت به روسیه رفته در عصر امیر\nشیر علیخان خيلي باعزت واحترام میمومی بود\nاما نه انشاد دبير الممالك ونه بحضور امير\nعبد الرحمن خان بود. اگر مقصد تحریر\nاز مير زا محمد حسن خان قندهاری باشد\n( که در عصر امیر عبد الرحمن خان\nچندي منشي حضورش بود، در سياق نویسنده\nقابلی بود ) پس بين مشار اليه از دبير\nالممالک بسیار کم بوده هر کز در عصر\nامیر شیر علیخان دبیر نبود، چون میرزا\nمحمد حسن خان و ناظم او مشهور ونسبت\nشاگردي دبير الممالك با او اظهر\nمن الشمس است باید جریده انیس اصلاح\nشود ، تفصیلات فوق محض مزيد معلومات\n\nشما تحریر یافته است تا جریده مذکور\nاختصارا بر نبوجه خواهیشد ۱ از نظر معلومات\nصحیحه که بدست آمده در ماده ۳۸\nدرهاي يتيم صفحه ٩ شماره ٧ مجله\nپنجم که میرزا محمد حسن خان تحریر\nیا فته میرزا محمد محسن خان میبا شد\nو اینکه دبیر عصر امیر شیر علیخان وامير\nعبد الرحمن خان مرقوم یافته دبیر عصرامير\nدوست محمدخان و امیر شیر علیخان بوده است.\nدر خاتمه عرض احترام می کند .\n\nپروگرام اقتصادي\nسال ۱۳۱۰ وزارت تجارت\n\n١ :- در موسم زمستان در کاری\nوسبزی جات تازه بواسطه سردی هوا\nبکابل میسر نمی شود واکثر از پشاور\nبقمت گران در کاری مرکزی می آورند .\nا اگر در جلال آباد تحت اداره چند\nنفر زارعین فن مذكور يك مقدار زمین\nزیر عملیات گرفته شود ممکن است ،\nدر مواسم زمستان که تو کاری کابل تمام\nمی شود ، برای مصارف اهالی ذریعه\nموتو های لاری هر قسم ترکاري مرکز\nرسانیده شود .\nبرای اجرای این شعبه بدون زمین\nمز رومی مصارف که لازم است با قیمت\nدو عراده لاری در بودجه وزارت تجارت\nتکالیف می شود .\nاگر آوردن ترکاري مذکور را\nذریعه موتر کرایی منظور می فر مایند"}
{"book": "adl0789", "page": 245, "text": "شماره ۱۳ مجله سراجیه\n\nبرای فیتگر مصارفات ده هزار افغانی\nکافی است . امضاء : وزیر تجارت\nتصویب کابینه وزاره : مبلغ ده هزار\nافغانی منظور است در بودجه ۱۳۱۰\nتکالیف شود این مبلغ برای زراعت\nسبزیجات و اصلاح اشجار ثمر دار صرف\nشود ، در آب حمل و نقل سبزیجات\nوزارت تجارت ، تجار و سبزی فروشان\nيك تجويز بنماید . امضاء : هیئت كابينه\nحكم حضور شاهانه : ملاحظه شد\nدرست است\n\n۱۹ : ـ ادارات بیطاری از حیث تربیه\nو تکثیر جنس حيوانات اهلى يك جزو\nمهم اقتصاد بحساب می آید ، اگر برای\nانسداد امراض متعدیه و باریه مرضههای\nعارضه حيوانات و نسل گیری حیوانات\nمفیده دوئر بیطاری و نسل گیری نداشته\nباشیم ، البته برایگان این سرمایه هنگفت\nخود را از دست خواهیم داد بهترین نسل\nهای اسپ در افغانستان ذات موی تن\nگرک ، بوزنه و غیره است .\nاما برخلاف سابق نسل های مذکور\nکم یاب شده میرود ، اگر تدابیر نسل\nگیری باصول فنی اتخاذ نشود عنقریب\nنسل خوب حیوانات از وطن عزیز ما\nسقوط میکند ـ از آنرو وزارت تجارت\nتصمیم داشته که در سال آینده يك دو\nنفر بیطار قابل از خارج خواسته در خود\nمرکز و ولایات دوائر نسل گیری حیوانات\n\nرا تشکیل داده در تكثير بهترين نسل\nهای حیوانات بمثل دیگر ممالك متمدن\nاقدام نموده از ین رهگذر يك خدمت\nبوطن اواز دارد ، برای مصارف این\nامور در بودجه سنه ۱۳۱۰ مبلغ سی هزار\nافغانی منظوری میخواهد .\nامضاء : وزیر تجارت\nتصویب کابینه وزراء : مبلغ سی هزار\nافغانی منظور است در بودجه ۱۳۱۰\nتکالف شود تا متخصص اصلاح نسل\nحیوانات از خارج خواسته شود .\nامضاء : هیئت کابینه\nحکم حضور شاهانه : ملاحظه شد\nدرست است .\n\n۲۰ : ـ البته بینهمه معلوم است که\nدر افغانستان بسیار نباتات مفیده موجود\nاست ، دائره زراعت ما تا حال ازین\nرهگذر هیچ استفاده نکرده برای فائده\nگرفتن ازین رهگذر در نظر داریم که\nيك نفر متخصص نباتات از خارج\nخواسته در سال آینده او را در\nاطراف مملكت با يك هيئت اعزام نمائيم\nکه در جمیع نباتات که در مملکت میروید\nعلم آوری و تحقیقات نموده بيا معلومت\nبدهند ، که از کدام قسم آن فائده\nمتصور است ، پس از آنکه ازین\nرهگذر را پورت مکمل و جامعی بدست\nآوردیم برای سال مابعد آن آلات\nو ادوات تجزیه و تحلیل نباتات را حسب\nپیش نهاد متخصص مذکور از خارج\nجلب خواهیم نمود ، اگر چه شرکت\n\nاصلاح ، نباتات افغانستان را بطور\nانحصار گرفته مگر تا حال درین قسمت\nهیچ اقدامات واجرا آت نکرده و بقرار\nماده ( ده ) که تا حال به کار مذکور\nشروع نکرده اند قرار داد شان فسخ\nگفته می شود .\nلهذا معاش و مصارف يكنفر متخصص\nنباتات را سی هزار افغانی در بودجه\nخود منظوری میخوا هیم .\nامضاء : وزیر تجارت\nتصویب کابینه وزراء : حسب پیش\nنهاد وزارت تجارت مخصوص استخدام\nیکنفر متخصص نباتات مجلس موافقت\nمیکند و مبلغ سی هزار افغانی معاش\nو مصارف متخصص مذکور را برای\nسال ۱۳۱۰ مجلس تصویب می نماید .\nامضاء : هیئت کابینه\nحکم حضور شاهانه : ملاحظه شد\nدرست است\n\n۲۱ : ـ بواسطه قلت املاك\nمروعی در اطراف گردیز و قلعه سفید\nوزارت تجارت در نظر دارد كه يك\nبند جدید در تحت کوتل تیره از\nآبیکه از خود کوتل مذکور وغیره در\nوقت سیلاب وغیره آن جریان دارد\nانشاء کند .\nلهذا مصارف بند مذکور را البته\nمتخصص که خواسته شده و برسد پیمایش\nخواهد نمود ، بعد تصویب متخصص"}
{"book": "adl0789", "page": 246, "text": "رأی مصارف ابتدائی آن در بودجه\nوزارت مبلغ سه لك افغانی تکاف\nمی شود فعلا معاش یکنفر متخصص\nمنظوری گرفته می شود .\nامضاء : وزیر تجارت\n\nرأی مجلس عالی وزراء : کار بند جدید\nدر حد کوتل تیره ، برای سال ۱۳۱۰\nمعطل باشد وزارت تجارت راجع به بند\nمذکور در سنه ۱۳۱۱ فقره مذکور را\nبمجلس تقدیم نماید .\nامضاء : هیئت کابینه\nحکم حضور شاهانه : ملاحظه شد\nدرست است .\n\n۲۲ : - راجع به آبادی بند تنگی\nشادیان مزار شریف قبل از این\nعبد المجید خان تاجر هراتی و عبد العزیز\nخان تاجر کابلی و میرزا محمد انور خان\nيك مقاوله با وزارت تجارت منعقد نموده\nبودند و تجار مذکور آبادی بند تنگی\nشادیان را از پول شخصی خود ها متعهد\nشده بودند ، چون از قرار داد شان قریباً\nيك سال انقضا یافته ، تا حال بکار بند\nمذکور آغاز نکرده اند ، علاوتاً\nرئیس تنظمیه مزار و میمنه بمکتوب نمبر\n١٧٤٧ خود ها بحضور جناب والا صدر\nاعظم صاحب تحریر داشته که در زمان\nتشکیل جرگه ، وکلای جرگه اظهار\nنمودند ، که آبادی بند شادبان برای\nتجار کابل داده شده چون ما مردم همین\nولایت میباشیم نسبت بسایرین ما خود ها\nرا در تعمیر بند مذکور مستحق میدانیم\nمبلغ چهل هزار افغانی بصیغۀ تقاوی\n\nبها داده شود ، بند مذکور را الی غایت\nسه سال آباد میکنیم ، پس از آبادی\nآن تا مدت سه سال مالیه ، معاف باشد\n\nبعد قرار باوان شريك ماليه عبد هيتم و\nمواد قرارداد تجار مذکور را پابند میباشیم\nاین را هم رئیس موصوف نوشته ، شرکت\nاصلاح نمیتواند که کار مذکور را اجرا\nکند بلکه بکار داخلی خود ها هم رشید ،\nنمی توانند .\n\nچون در قرار داد تجار مذکور معافی\nمالیه الی مدت ده سال تحریر است\nوو کلاء مذكور سه سال نوشته اند\nوزارت میخواهد که کار بند مذکور\nرا در سال آینده تحت اجرا بیارد ، در\nپروگرام هذا مسئله را یاد دهانی میکند\nمدعا که خواه ذریعه تجار و یا بصورت\nدادن تقاوی بذریعه وكلا ، مذکور با\nبواسطه وزارت تجارت کار مذکور\nاجرا شود . امضاء وزیر تجارت\nرأی مجلس عالی وزراء : چونکه امتیاز\nتعمیر بند مذکور به عبد المجید خان\nتاجر وغیره داده شده تازمانیکه میعاد\nآن پوره نشده بدیگری اجازه داده\nنمی شود از طرف وزارت تجارت تا کید\nشود که متعهدین در ظرف میعاد معینه\nدر اجرای کار مذکور اقدام کنند ، اگر\nمیعاد پوره شد و کار را جاری نکردند\nباز بدیگر صورت اقدا مت می شود .\nامضاء : هيئت كابينه\n\nحکم حضور شاهانه ملاحظه شد\nدرست است .\n\n۲۳ : مکتوب نمر ۱۰۱ محمد ها شم\nخان حاکم ارگون و کٹواز رسیده\nتحریر داشته که آب باطوی که سرچشمه\nآن از حد قریه بارارك خروتی علاقه\nارگون شروع میشود الی قریه شرن\nوقتن و خراجه حیل میاید .\n\nمردم شرن وغیره از آب مذکور\nمالیه میدهند در ایام مستان آب مذکور\nخود سر بلا فایده میرود نابرآن اهالی\nقریه وغیره بجواب سؤال حکومتی\nنوشته اند که فی الحال رای ساختن بند\nمذکور اگر از طرف حکومت امر\nشود مبلغ يك لك روپیه کابلی داده\nمیآئی از طرف دولت مهندس مقرر شود\nکه بر آورد آن را بنماید .\n\nاگر مخارج آن از توان ما پوره بود\nآن را هم میدهیم اگر مصارف آن\nوجه زیاد بود که از قسوه ما نمیشد از\nطرف حکومت مصارف آن بشود ، ما ر عایا\nمصارف مذکور را بقسط هشت سال\nبرای دولت میرسانیم . لهذا وزارت تجارت\nاولتر خواهش دارد که این کار را شروع کند\nبرای مصارف ابتدائی تا زمانیکه از اهالی\nجمع آوری شود در بودجه خود همان وجه\nنقدی و قبولی اهالی را تکالیف میکند .\nامضاء : وزیر تجارت\n\nتصویب کابینه وزراء : در خصوص\nمعروضه محمد هاشم خان حاکم ارگون"}
{"book": "adl0789", "page": 247, "text": "در باب آب پامطوی که اهالی آنجا عرض\nنموده که بند ساخته شود وزارت تجارت\nاولاً مهندس را که متخصص باشد سال\nآینده بفرستد که موضع بند را مشاهده\nنموده نقشه و پس آورد آن را سنجیده\nصورت آن را بمجلس تقدیم نماید بعد\nجواب گفته میشود .\nامضاء : هیئت کابینه\nحکم حضور شاهانه : ملاحظه شد\nدرست است .\n٢٤ - از قرار معلومات در تنگی\nقریه دانشمند که آب دریای شکر دره\nو سیلاب های زیاد از تنگی مذکور\nعبور میکند و در تحت تنگی مذکور قلعه\nحاجی صاحب و قلعه التفات و غیره به\nهزار جریب زمین قابل الزراعت بدون\nآب و خاره مانده ساختن يك بند بسیار\nمفید ثابت می شود . اهالی قریه دانشمند\nو قلعه التفات و قلعه امیر محمد افغان حسن\nمرحوم و خواجه چاشت و اللونی در\nآبادی تعمیر بند مذکور با حکومت\nمعاونت هم می نمایند .\nبنابران وزارت تجارت یکنفر مهندس\nبرای علم آوری و اجراء کار بند مذکور\nو بند سرخ آب و بند کوتل تیره در\nمرکز میخواهد . صرف برای سال\nآینده درین بودجه مصارف و معاش\nمهندس مذکور تکلیف می شود .\nامضاء : وزیر تجارت\nرای مجلس عالی وزراء : برای سال\n١٣١١ در نظر گرفته شود اگر وزارت\n\nتجارت مهندس مستخدم داشت تا آنزمان\nنقشه و برآورد و مصرف آنرا نیز بتوسط\nمهندس تهیه نماید .\nامضاء : هیئت کابینه\nحکم حضور شاهانه : ملاحظه شد\nدرست است .\n\n٢٥ - این مسئله حاجت به تشریح\nنیست که اکثر امراض از نوشیدن شیر\nهائیکه که خلاف اصول حفظ الصحه گرفته\nمی شود . بانسانها سرایت میکند و\nهمچنان گاو ن شیری که در عین زمان\nمریض می شود شیر آنها هم برای\nنوشیدن مضر است اگر چه در مملکت\nعزیز ما تا يك درجه خوردن شیر عمومیت\nنداشته باز هم دیده می شود که اکثر\nاهالی داخلی و خارجی خوردن شیر عادت\nدارند شیرها یکه امروز در بازار بفروش\nمیرسد تايك اندازه موافق باصول حفظ\nالصحه نیست ، پس این قسم شیر برای\nصحت عامه تقریباً مضر واقع میشود\nعلاوتاً شیرهای موجوده که بفروش میرسد\nيك حصه شير و دو حصه آب است .\nوزارت تجارت بنابر مفاد صحت عامه\nتحت نگرانی متخصص زراعت چیزی\nشیر تهیه کرده میخواهد که برای فروش\nشیر خالص ومسکه اعلی موافق به حفظ\nالصحه چند دوکان باز کند تا در دوکان\nمذکور شیر ومسکه و هر گونه سرکاری\nهای اعلی موجود باشد وهمچنان در دوکان\nمذکور اقسام مرغ و تخم آن هم میسر\nشود .\n\nچنانچه از حالا اداره پرورش حیوانات\nبرای چوپه کشیری مرغ و جمع کردن\nنسلهای مرغ تخمی شروع بکار کرده اند\nبرای اجراء امر مذکور در سال آینده\nده هزار افغانی داخل بودجه می شود\nگرفته می توانیم علاوه بر فائده اجتماعی\nاین مسئله فائده قتصادی راهم دار است\nامضاء : وزیر تجارت\nتصویب کابینه وزراء : در بودجه\n١٣١٠ تکلیف شود .\nامضاء هیئت کابینه\nحکم حضور شاهانه : ملاحظه شد\nدرست است .\n« نا تمام »\n\nاصول اساسي شوراي ملي\nتشکیلات مجلس\nاصل - ١ : - مجلس شورای ملی بعزم\nوتصميم اعليحضرت همایونی وتصويب\nجر گه ١٣٠٩ منعقده مركز کابل دائر\nو موسس است .\n٢ : - این مجلس تمام و كمال مركب\nاز افرادی است که در امورات معاشی\nوسیاسی افغانستان مشارکت دارند یعنی\nنماینده قاطبه اهالی مملکت است .\n٣ : - تركيب وتشكيل مجلس\nشورای ملی ازو کلائی است که از ولایت\nکابل و سائر ولايات وحكومت وعلاقه\nدار بها منتخب میگردید و محل انعقاد آن\nشهر در پای تخت است ."}
{"book": "adl0789", "page": 248, "text": "شماره ١٢\n٤:—تعداد وکلای شورای ملی در اصول نامة مصوبة انتخابات درج و تعین گردیده است .\n٥ :— موعد انتخاب وکلای این مجلس در مواقع ادواریه سه سال است وشروع دور اول اعتبار از روز افتتاح شورای ملی است ؛ ومقرر است که بعد سر آمد هر سه سال وکلا ، مجدداً انتخاب شوند .\nانتخاب کنندگان در اینکه بخواهند از وکلای سابقه را تکراراً انتخاب کنند ، بصورت رضایت مختار ومحيرند .\n٦ :— اوقات تعطيل وموعد اشغال شورای ملی در اصولنامة داخلی مجلس مشخص ومحدود کرده خواهد شد در اثنای تعطیل اگر حکومت بوضع کدام اصول نامه ضرورت حس کند این اصول نامه موقتاً از طرف حکومت تصويب و بموجب فرمان پادشاهی تعمیل میشود در موقع اشغال اکراصول موقتی از طرف شورای ملی تسلیم کرده شد در عداد اصول دایمی ادخال والا از طرف مجلس مذکور تذلیل یا تردید می شود .\n٧:— مجلس شورای ملی برای تحقیق وفیصلة مسائل مهمه در هنگام تعطيل هم دائر شده میتواند و هر گاه بحریه ثروت مسلطه مبعوث عنها فرصت اجتماع عموم ممکن نشود تنها بحضور وکلای مرکز وقریب آن مجلس شورای ملی انعقاد یابد .\n٨:—وقتی عذر كرات آغار می شود که اقلاً مناصفة اعضاء حضور داشته باشند و فيصلة مقررات آن هم باساس تفاق یا اکثریت آراست .\n٩ :— مجلس شورای ملی در موقع افتتاح هر يك از ادوار خود خطابه به پیشگاه پادشاهی عرض و تبیین داده و از طرف قرین الشرف هما یونی مجاب میگردد .\n١٠ :— ابتداء اعضای شاملة مجلس بترتیب مذیله سو گند یاد می نمایند و قسم نامه را امضاء می کنند .\nقسم نامه\n١١:— ما امضاکنندگان ظرف از جهة اعتمادیکە ملت و حکومت بر ما نموده بخداوند عظیم وقرآن کریم سوگند میمائیم که برای ملت وحکومت خود صادق خواهیم بود .\n١٢ :— اعضای مجلس شورای ملی در اظهار رای در مجلس شورا محظور جميع وکلاء آزاد واز هر گونه اعتراض مصئونند .\n١٣ :— کافةمذ اكرات مجلس شورای ملی بما نخكة نتيجة ان بعامۀ افراد گذارده میشود علنی است نماینده گان جرائد و معاینه کننده کان در محل نمو دادن اصول نامة داخلی مجلس شبا لحق حضور و استماع مذاکره را دارند .\nوظایف\n١٤ :— مجلس شورای ملی حواله داخل خودرا مثل انتخاب رئيس وله\nوثانى و هيئت تحریر و سائر اجزا و اصول مذاکرات وشعبات وغیره بر اساس اصول نامة داخلی و دوائر خواهد کرد\n١٥:— كافة سوالات وصوابديد وضع وموجودیت آن برای تشدید مبانی حکومت و انتظام امور مملکتی باشد بتصویب مجلس شورای ملی میرسد .\n١٦ :— تسویۀ امورات ملی رد و قبول عوارض، ثرويات و هم چنین بی چیده ، دولت تماماً بعهد تصویب مجلس خواهد بود .\n١٧ :— ملاحظه ، بودجة مملكت بعد از ترتیب و پیشنهاد وزارت مالیه از وظایف شورای ملی است .\n١٨ :— وضع اصول نامة جديد يا تغيير وفسخ قوانين مقرره به تصویب شورای ملی صورت خواهد گرفت خواه لزوم آن از مجلس شورا و خواه از طرف وزرا اظهار شده باشد .\n١٩ :— تصویب امتیاز تشکیل کمپانیها وشرکت های عمومی از هر قبیل و بهر عنوان که باشد از طرف شورای ملی خواهد شد .\n٢٠ :— عقد مقاولات ومعاهدات اعطای امتیازات ( انحصار ) اعم از تجارتی و صنعتی وفلاحتی غیره خواه از طرف داخله باشد با خارجه به تصویب مجلس شورای ملی میرسد\n٢١ :— استقراض دولتی اعم از داخله از داخله یا خارجه هر عنوان واسم باشد با طلاع وتصويب مجلس شورای ملی کرده خواهد شد .\n٢٢ :— تمدید خط آهن وشوسه قبول دولت واخرج کحمرك و کمپانیهای داخلی یا خارجی باشد تماما وابسته بتصويب مجلس شورای ملی است ."}
{"book": "adl0789", "page": 249, "text": "شماره ۱۳\nمجلس شورای ملی حق دارد که\nرا در اوقات لازمه عرضه به پیشگاه همایونی\nتقدیم دارد.\nدر تقدیم این عرضه ، در همه حال\nلجنه‌یی هیئتی مرکب از رئیس وشش\nنفر اعضا که سایر طبقات ازین خود انتخاب\nمیکنند جواهر بودو وقت شرفیابی حضور هم\nاولاً بتوسط وزیر در بار استیذان می‌شود .\nوزرا برای استماع مذاکرات در\nجلسات مجلس شورای ملی حضور بهمر\nرسانیده می توانند و از حقی دارند که در\nصورت لزوم باستجازه رئیس مجلس برای\nمذاکره و تدقیقات امور توضیحات\nدهند در مجالس رای حضور وزرا\nموضع ممتنه میباشد .\n٢٥ : - هر گونه قوانین جدیده که\nبوضع آن احتیاج حس شود از طرف\nوزارات تجویز وانشاء گردیده بتوسط\nوزراء یا صدر اعظم به مجلس شورای ملی\nاظهار میشود و بعد از تصویب مجلس بصحه\nپادشاهی مزین گشته قابل التعمیل میگردد\n٢٦ : - لزوماً رئیس مجلس میتواند\nکه شخصاً و به پیشنهاد ده نفر از اعضای\nمجلس و یا وزیری بدون حضور نمایند گان\nجرائد و معاینه کننده گان اجلاس\nمحرمانه تشکیل دهد و نیز میتواند انجمن\nمحرمانه مرکب از يك عده منتخبين\nاعضای مجلس که اعضای سائره مجلس حق\nدخول در آن نداشته باشند ترتیب\nنمایند مگر نتیجه انجمن با اجلاس\nمحرمانه وقتى مزيتى خواهد\nبود که در هر دو صورت مسئله مبحوث\nعنها بحضور سه ربع از منتخبین مطرح\nمذاکره شده و با کثریت آرا قبول شده\nباشد در صورتیکه مطلب در انجمن محرمانه\nقبول نشود در مجلس عنوان نخواهد شد\nو مسکوت عنه خواهد ماند .\n۲۷ : - در صورتیکه مجلس محرمانه\nبخواهش رئیس دائر شده باشد اگر او\nمذاكرات را تا اندازه مناسب به اطلاع\nعموم برساند اختیار دارد اما اگر تشکیل\nمجلس بتقاضای وزیری بوده است در\nآنصورت افشای مذاکرات هم وابسته به\nاجازه وزیر خواهد بود .\n۲۸ : - وزرا مطلب اظهار نموده کی\nخود را ولو هر قدر بروی مباحثه شده\nباشد حق دارند که از مجلس مسترد کنند\nاما اگر ظهار ایشان بخواهش مجلس بوده\nاست برای استر داد مطلب موافقت مجلس\nهم شرط است .\n٢٩ : - اگر لایحه ظهار شودگی\nوزیری را مجلس قبول ننماید با ملاحظات\nخود عودت خواهد داد این لایحه وقتی\nبه مجلس ثانیاً ظهار خواهد شد که وزیر\nملاحظات مجلس را رد یا قبول نماید .\n٣٠ : - اظهار رای از طرف اعضای\nمجلس شورای ملی راجع بترديد يا قبول\nمطلب واضح و با لتصریح می شود و هیچ\nکس نمیتواند ایشان را بدادن رای خویش\nتحریص یا تهدید نماید اظهار رد يا قبول\nاعضای مجلس بعلامات ظاهری امثال ورقه\nسیاه و سفید بوده محل ادراك و افادات\nنمایندگان جرائد و معاینه کنندگان\nخواهد بود .\n\nعنوان مطلب از طرف\nمجلس\n\n۳۱ : - هر يك از مطالبی که از طرف\nاعضای مجلس عنوان میشود آن وقت قابل\nمذاکره خواهد بود که اقلاً ربع اعضا\nمذاکره مطلب مذکور را تصویب بدارند\nدرین صورت عنوان مذکور کتباً به رئیس\nمجلس تقدیم می شود و اگر رئیس مجلس\nآن لایحه را بدواً در انجمن تحقیق تحت\nتدقیق بگیرد میتواند .\n۳۲ : - يك عده از اعضای شورای ملی\nکه با نتخاب سائر اعضا و تصویب رئیس\nشورا منتخب و تجزيه ميشود بنام\n( انجمن تحقیق ) سنجشهای ابتدائی\nمسائل وارده شورا را بدقت نموده از\nآنجمه مواد قابل الذكر مجلس را همراه\nيك لايحه نظريه خود ها برئيس مجاس\nپیش میدارند و با جازه رئیس مطرح\nمذاکره میشود .\nو مواديكه اکمال مخواهد یا مذاکره\nمجلس را ایجاب نه کند با اسباب\nموجبه آن از طرف رئیس بوزارت\nمنسوبه ش اعاده میشود - اعضای\nانجمن تحقیق اقلاً ده نفر خواهد بود .\n۳۳ : - مطا لبیکه نظر باصل ۳۱\nدر مجلس عنوان می شود اگر متعلق\nبیکی از وزرا باشد ، در وقت مذاکره\nوتد قيق لايحه مذکوره چه در انجمن\nتحقیق و یا در مجلس باید بوزیر متعلقه\nش خبر داده شود که شخصاً خودش\nحاضر شود و یا معین خود را بفرستد"}
{"book": "adl0789", "page": 250, "text": "صفحه ۱۱\nشماره ۱۳\nمجلد پنجم\n\nويك ننقل لایحه وضمائم آنرا بـايد مجلس قبل از احضار وزیر و یا معین برای تهيه وقت شان از ده الی پانزده روز با ستثنای مطالب ضروری بوزارت منسوبه ارسال دارد .\n٢٤ : ــ در صورتیکه وزیر بنا بر کدام مصالحتی ، در مطلب معلوم از طرف مجلس موافقت نتواند ، لازم است معاذیر خودش را مواجهةً تصریح ومجلس را قانع بسازد .\n٢٥ : ــ وزیریکه بمجلس شورای ملی از وی توضیحات بطلبند ، از جواب ناگزیر ومسئول است وبدون عذر مواجهه وعلاوه از انقضا شقوق وتأخیر جواب هم مجاز نیست ــ الا در صورتیکه مطالب محرمانه ــ ودر اختفای آن برای يك مدت صلاح ملت و دولت باشد اما بعد موعد معینه باید از مطلب مذکور بحضور مجلس مکلف است .\n٢٦ : ــ مصوبات وقرار های مجلس شورا بالعموم بعد از امضای ذات شاهانه در موقع اجر گذارده میشود .\nاجراء وانفـاذ مواد فوق الذکر را امر و اراده مـيکـنم . یوم شنبه ( ۲۷ ) برج سـر طـان ( ۱۳۱۰ ) مطابق سوم ربیـع الاول ١٣٥٠ هـ\n( محل مهر اعلیحضرت )\n\nنظریات و عقاید متخصصین نسبت به بحران اقتصادی دنیا اظهارات مستر هوور رئیس جمهور در موقع افتتاح اطاق تجارت نظریات نمایندگان بلژيك ، فرانسه انگلیس ، جاپان ، ژرمن و لهستان\n\nدر نیمه دو مـه اطاق تجارت بین المللی دنیا در نیویارك ابتکار گردید مستر هوور رئیس جمهور امـریکا جلسۀ اطاق تجارت را رسـمـاً افتتاح نمـود ، مخبر مخصوص روز نامــه الاهــرام چاپ مصـر مورخه ۱۸ مه تفصیل مذاکرات اطاق تجارت را برای جریده خـود چنین اطلاع می دهد :\nدر این مملکت وسایر ممالك دنيا امروز گفتگوئی جز بحران اقتصادی که در شر تا سر دنيا حکمران میباشد در بین نیست رفع بحران یکی از مسائل مهم و شکلی گردیده که مشاهیر علمای اقتصادومتخصصين مالی دنیا و ارباب کار خانجات و تجارت خانه های دنیا در آن در مانده ، و هـر يك از آن ها سئوال میکنند . چه علل وعواملی باعث ایجاد این تنگی دستی ومضیقه عمومی شده و آیا راه اصلاح و یا وسيله وجود دارد که مردم در آتیه از مواجه شدن با این اشکال مصون مانده و از آن جلو گیری کنند .\nاینها سئوالی است که در هفته گذشته رجال مالی دنیا و کار فرمایان امور فلاحت\nو تجارت که از چهل وهشت مملکت از ممالك مختلفه دنیا در اینشهر برای حضور در يك هیئت بزرگ تجارتی که معروف باسم اطـاق تجارت بین المللی میباشد ، از خود نموده ، و در بین این ممالک که نمایندگان آنها باین شهر عزیمت نموده اند، مملکتی یافت نمیشود که تأثیر کثرت تولید و انتاج و کسادی بازار تجارت و تنزل التجانه ها و انحطاط اسعار را متأثر و یا لا اقل بحران اقتصادی واشکال بیکاری را بصـورت هـای مختلف در ملیون نفر کار گر گردیده است ندیده باشند .\nبرای اول مرتبه در تاریخ ممالك مختلفه برای بحث ومذاکره علنی در این موضوع شرکت کرده و در زمینه مضیقه عمومی که گریبان گیر دنیا شده است با صراحت تمام سخن گفته ومسئله را تصدیق و اقرار نمودند که دنیا از لحاظ اقتصادی باستی بهمـدیگر مربوط بـوده وهیچ مملکتی بمملکت دیگـر بی نیاز نتواند بود .\nمستر هوور رئیس جمهور امریکا نطق افتتاحیه را ایراد نمود ، وضمناً فرصت را مغتنم شمرده که ملل دنیارا بضرورت تقلیل تجهیزات جنگی قناع و آنرا برای بهبودی وضعیت اقتصادی بهترین وسیله بشمارد .\nناطقین در طی بیانات خود مهم ترین موضوعاتی که مربوط بمضیقه مالی و اقتصادی است از قبیل تعرفه های گمرکی قروض غرامات جنگ وامثال آن را مطرح بحث"}
{"book": "adl0789", "page": 251, "text": "صفحه ١٢ شماره ٣ مجله بحر\n\nقرار دارد رضا مارت و قدماتی را از آن قصادی و بر خی غیر قصادی از جنگ عمومی بارث وقع آمده است او\nکه مرو ر در رویه شوروی جریان دارد است و در هر يك از آن ها شمارا عقیده مهم ترین آن ها خطاب سیاسی میباشد\nواز وجهه قصادی و اجتمیعی مراحل خواهد بود. که بایستی بالجد دید تمهزات جنگی\nآزمایش را طی میکنند متذکر گردیدند و لیکن من معتقیم که در يك قسمت بطوری که دنیا از این تهدید استفاده نموده\nما سعی می کنیم که خلاصه از تمام همه با من موافق خواهید بود که کشتار و راحت شود.\nمذاکرات آنها که عقیده اکثریت نفوس و خرابی و انهدام ملاك و و بار و کر کردن دو جنگ ابا يك چزی\nاعضای این هیئت بوده بخوانندگان طلاع شگنی عالات های مخلفه و اختلال توازن نیست که موجب پرثنای خاطر ما گردد\nدهیم ، موضوعی را که تقریباً متفق سیاسی و اجتماعی تمام این عوامل که در بلکه آن چیزیکه موجب پریشانی خاطر\nعلیه تمام آنها بود این است که شاقه لی دنباله جنگ و نتیجه عوارزی پرور عمومی است اینستکه در ساوت بروز\nعالم تا به اقتصاد و آن ترقی پر زات و سوء باعث جاد وضعیت کنونی جنگ بار سنگین مالیاتهای کمر شکن و\nبشر که در مدت کی سال جنگ از ناله و ضایت بر دوش آن ها گذارده شده و\nضطراب و تزلزل در قیمت امهم شگیت می کنیم ، سه ربع انفوس آنها را کا لی خورد و مخ و خواهد\nممالک مشهود است مضاربه که در بازار ساکن کره زمین را در ام میمی در سات !\nهای بورس بعمل آمده ، اقدامات دول شئون تجارتی دنیا داوند. در ظرف مدت در دنیا مروز پنجمیلون و نیم نفر\nمختلفه برای تعدیل اسعار و قیمت پول سه سال اخیر ، ده بار انحطابات سرباز تحت اسلاح وجود دارد و بیست\nخود و بر قراری آن بر اساس محکم سیاسی و اجتماعی بوده ! و هیچ چاره میلوں نفر سر از احتیاطی موجود است\nو تنزل قیمت نقره ، و مالیات های سنگین جز اعتراف باین گفته نداریم که این این قشون جرار با اسلحه و مخارجی را\nوهنگفتی وضع گردیده ، مقررات اندازه وضعیت و ولیعر رفته اون و ما ترك فجیع جنگ که دارند بار سنگینی است که بردوش\nو خارج از حد اعتدالی که در توسعه عمومی بود که برای ما باقی ماند ! دنیای اقتصادی گذارده شده و از ترقی\nتجار تخانه ها و منابع مخلفه دیگر از طرف . این فرق و اضطراب سیاسی و اجتماعی و نمو دنیای اقتصاد جلوگیری مینماید و\nاشخاص بعمل آمد و تشوقات زیادی که در سنین گذشته در رفتار آن بودیم برای همیشه باعث ترس و خوف بوده ، و عوامل\nکه از طرف دول مخلفه او صاحبان تجارت در هم شکستن ارکان اعتماد نسیار بیمند که اختلال را در تمام مظاهر زندگی و حیات\nخانه ها و منابع مزبور بعمل آمد و توسعه که از نقطه نظر مملکتی و هم از وجهه اجتماعی سیاسی و قصادی دو چندان\nمساعی مؤسسات مالی بزگ و تجار تخانه بین المللی حیات اقتصادی ما بر شار آن خواهد نمود .\nهای معتبر در ایالات متحده امریکا که استوار گردیده بود ، عامل مهمی بشمار\nخارج از حدود مقتضات کنونی اقتصادی رفته و در صدد آن استیم که نتیجه از عوامل انها بانده پاتریک اظهار داشت\nبوده . مخلفه ناشی گردیده و ما بدان دو چار د باعث مهم شکستی ملی را در افضان\nاینها همه موضوعات مخلفه بود که در گردیدیم بتفصیل گفتگو کنم ولیکن عایدات دولتی داست میاد ؟ ؟ و بعداً در\nاطاق تجارت بین المالی مورد بحث و چیزیکه میخواهم ظہار دارم انستکه در تنزل قیمت و سقوط بسار مبادلات مالی\nمذاکره واقع گردیده مستقر هوور مل این درد که من معتقدم مفید خواهد می معتقدم که تجارت کنونی ما ورسوم\nرئیس جمهور آمریکا چنین اظهار داشت . بود سعی در برقراری اعتماد عمومی و گمرکی که در بسیاری از مهالک اجرامی\nشگفتی و مفلج، دلی که بعضی بر طرف نمودن چیز های دی است که شود ، از علل حقیقی مشکلات اقتصادی"}
{"book": "adl0789", "page": 252, "text": "(شماره ۱۰) مجله نجم\n\nبشمار میرود ، هر گاه ممالک مختلفه در\nدر قسمت رسوم گمرکی تا اندازه تسامح\nو تساهل را پیش گیرند کار ها خوب می\nشود و اما عدم تساوی تقسیم طلا بین\nممالک دنیا مربوط بعدم ثبات او ضاع\nسیاسی دنیا بر يك منوال و سیاست وضع\nرسوم گمرکی میباشد .\n. علل بحران در ممالک مختلفه با ختلاف\nرویه و خط مشی را که اهالی همان\nممالک عمدا و یا من غیر قصد اتخاذ نموده\nاند ، مختلف میباشد مثلاً در انگلستان\nيك نظامات اقتصادی جامد و خشکی و\nجود دارد که نمیشود دایره آن را وسعت\nداد ، و در ولایات متحده امریکا چون\nمضاربه در معاملات مالی و بورس حکم\nفر ماست که بواسطه همین دیوانگی تنزلی\nپیش آمد که نتیجه حتمی لو قوع تنزل ترقی\nبی نظیر بورس بود . و در چین يك تنزل\nغیر طبیعی در نقره که اساس پول او را\nتشکیل میدهد و در ممالک دارای محصو\nلات مختلفه و مواد خام کثرت تولید و\nانتاج که موجب تنزل شدید قیمت اجناس\nگردید. ، علل بحران این ممالک شمرده\nمیشود . ولیکن علت مهم بعقيده من\nمضاربه نامنکه در بورس بعمل آمد ، و\nهمین پیش آمد باعث گردید که مردم پول\nو وجوه خود را برای بکار انداختن در\nکار های مشروع تخصیص داده بودند\nیکسره منتقل ببازار کاغذ فروشی نمودند\nکه از این راه منافع سرشار و بدون زحمتی\nرا تحصیل نمایند . .\n( بقیه دارد )\n\nاز هر طرف\n\nيك پهلوان افغان در امریکا\n\nغفور خان پهلوان دارای سبیل های سیاه\nافغان که در بین کشتی گیرهای امریکي\nیک نوع هراس تولید نموده است ، بزودي\nمشکل ترین امتحانات خود را از مدتی که\nباین سرزمین آمده است ، در شب پنجشنبه\nخواهد داد ، و با پهلوان سفید روسی ماتروس\nکري پنکو در آدیتو ريم کشتي خواهد\nگرفت ، این مسابقه عبارت از نمایش\nافتتاحي كشتي گيري داخل اطاق خواهد\nبود که در اطاق بلديه شمالي يا بر دگ\nدر مدخل خیابان ۱ گجنج نشان داده\nخواهد شد .\nاین نمایش عبارت از نمایش دوم غفور خان است\nدر پنجاه ، در یک مسابقه درین نزدیکي ها\nغفور خان موصوف چارلي فوکس پولیس\nرا دو مرتبه در چهار دقیقه و ۳ و نیم دقیقه\nبر زمین زد .\nو پس از آن مار شال پلیکت استاکي\nدو مرتبه در دو دقیقه ، بیست ثانیه و یک\nدقیقه دوم ثانیه ، در یک مسابقه در «اپل\nرا ک » مغلوب ساخته بر زمین افگند\nمسابقه خان با این شخص رومسي نوزد\nهمین مسابقه او را درین ارض تشکیل\nمیدهد ، در راز ترین وقتي که براي زمین\nزدن حریف خود صرف نموده است عبارت\nاز ۱۷ دقیقه است که یک مسابقه او\n\nدر نیویارک گرفته بود .\nدر اول ورود خود خان مذکور میگفت\nمن برای گرفتن تاج از «جمي لوندس» آمده\nام که آنرا باز گرفته با فغانستان ببرم زیرا\nکه در افغانستان کشتي گيري را براي\nشهرت دوست میدارند نه برای پول و این\nمسئله درین مملکت یک اضطراب زيادي\nتولید نموده است ، در اطراف مشرق این\nسر زمین که عملاً تمام کشتي گيري خود\nرا در آنجا اجراي نموده است ، خان\nمذکور را بصورت یک تهدید شدید\nمی شناسند .\nظاهراً خان مذکور در کدام کاری\nاختصاص ندارد مگر بصورت فوق العاده\nقوي و چالاک است و این مسئله را او مانیکه\nبا فوکس کشتي مي گرفت نشان داد\nو در عین آنکه دست بازي میکرد دفعتاً\nاو را گرفته با سافي تمام بر زمین زد .\nكري لکو در پنجاه چندین نمایش\nداده و در نمایشات خود مطبوع واقع شده\nاست ، در آخرین مرتبه نمایش خود درماه\nجولائی در مقابل لو انکه در کنتیکت»\nرا در نیویارک مغلوب کند ، جمي لوندوس\nاو را مغلوب ساخته بود .\nاین شخص روسي كه يك شخص قوي\nاست وفن کشتي گيري را میداند ، از\nفوکس و پلیکت ستاک قوي تر است\nو اگر خان در برتیم او را مغلوب نموده\nبتواند غالباً زیاده از ۱۷ دقیقه وقت لازم"}
{"book": "adl0789", "page": 253, "text": "خواهد داشت :\nتحریر دؤنالد ین ولا رد\nدر زمان موجوده تنها یکنفر شاگرد طبی\nاز مملکت افغانستان در امریکا وجود\nدارد :\nاین شاگرد اورنگ شاه خان است\nو یک جوان بلند قامت و دارای موهای سیاه\nاست وحالا در مکتب طبی تحت می خواند\nو به کشو تن تعلیمی معروف است که\nدر عرصه ده یاسه سال او را مقتدر خواهد\nساخت بدافغانستان عودت نموده بانی\nمجالس طبی آن مملکت گردد .\nخبر های داخلی\nسر طبیب شفاخانه ملکی و داکتر\nشفاخانه مستورات\nعزتمند آقای دکتور فواد بیگ\nمتخصص امراض چشم که از چند سال\nباینطرف به شفاخانه مصروف خدمت اند\nلسطر به مصوبه ۲۸ جوزا مجلس طبی و\nمنظوری حضور ج ع ع صدر اعظم صاحب\nبه سر طبابت مسئول شفاخانه ملکی مرکزی\nکابل انتخاب گردید .\nهمچنان عزتمند آقای داکتر عبد العزیز\nخان به داکتری شفاخانه مستورات منصوب\nگردید .\nافتتاح تعلیم گاه پیاده و طوپچی\nروز چهار شنبه ۲۷ سرطان بساعت ه\nنیم عصر ج ع ع صدر اعظم صاحب بحضور\nجمعی از منصبداران و مامورین ملکی تعلیم\nگاه پیاده را تحت اداره عزتمند ما یور\nخرابتن البانی در باغ چرمگر (سابق سفارت\nایتالیا) افتتاح نمودند جناب والا\nحضرت شهزاده محمد طاهر خان و اسد الله\nخان قوماندان فرقه شاهی و محمد داود\nخان ( برادر زاده اعلیحضرت ) بحیث\nافراد شامل تعلیم گاه گردیدند .\nکذا روز پنجشنبه ۲۸ سرطان جناب\nج ع ع صدر اعظم صاحب تعلیم گاه\nطوپچی را نیز در شهر اراء ( سابق تعلیم\nگاه سواری ) افتتاح نمودند .\nمجازات\nمحمد صدیق خان مامور مجلس ، دین محمد\nخان تولیمشر و عبد الروف خان بلوکمشر\nکوتوالی نظر به غفلت و سهل انگاری در\nوظائف محوله خود ، به قطع معاش دو\nروزه و سه روزه مجازات یافتند :\nرئیس و معاون شورای ملی\nجناب عبد الاحد خان وکیل شهر کابل\nبکثرت آراء از طرف وکلای محترم\nشورای ملی به ریاست مجلس انتخاب و\nاز حضور شهریاری منظور گردیدند .\nکذا جناب حاجی عبد الحق خان وکیل\nمرکز هرات ، بمعاونی رئیس ، از طرف\nوکلا انتخاب و از حضور شاهانه\nمنظور گردیدند .\nخبر های خارجی\n١٩ جولای\nتلگرام لندت مظهر است ، در اثر سقوط\nطیاره در نزدیکی ور کننگ بام بر کشایر\nیکی از تلفات هوا باز خیلی ما هر انگلیس\nخانم بیر نفک و کار کن معروف تیا تفک\nومدیر شرکت فلپ نوبل فوت نموده اند .\n۲۰ جولای\nبر طانیا که امریکا را در مسابقه بین\nمطابق جهت انعام دیوس به سه موفقیت در\nمقابل دو مغلوب ساخت با فرانسه نیز داخل\nمسابقه مجموعی خواهد شد .\n١ ٢ جولای\nتلگرام مانیلا مظهر است که طیاره ران\nاستر یلیایی ، جستی که سه روز قبل وارد\nآنجا گردیده بود که تنها واز راه غیر معمول\nبطرف جاپان پرواز کند ، بنا بر اینکار\nحکومت جاپان ، از دادن اجازه استعمال\nمیدان های که نقشه نموده بود ، بسبب\nبعضی دلائل عسکری معطل شده است .\nمقرری رئیس جمهور موفتی\n١٦ جون - بعوض موسیو پرز ، رئیس\nجمهور ونیز ویلا که در اثر یک اثر رانی\nکنگره مستعفی شده بود ، داکتر چین\nوزیر امور خارجه سابق الى نتیجه انتخابات\nریاست جمهوری که در ۹ جولای واقع\nخواهد شد ، موقتاً بریاست جمهور مقرر\nشد .\n( لوماتن )"}
{"book": "adl0789", "page": 254, "text": "صفحه ١٥ ( شماره ٣ ) مجلد پنجم\n\nمؤلف له بلائیه فرانسوی (١٤) مترجم : حبيب الله طرزی\nمادام سان ژین\n\nفصل پنجم\n( قرض ومقروض )\nکاپیتان باز بخانه خودش عودت نموده شکار افکار عمیق خود گردید . کاترین هم رخت های که آورده بود بر بستر او گذاشته و خدا حافظی نموده از خانه بر آمد...\nناپلیون : « تا به باز دید دختر کم امید کدام وقتی ترا در ميخانه ات ديده بتوانم . »\nکاترین بعد از انکه بآخر پله ها رسيده بود دانست که حجت مقروض خودش را در دست دارد و با خود گفت :\n« حجت او را در دست داشتم ولی جرئت کرده نتوانستم که باو بدهم باك نیست يك روزی قرض خودش را ادا خواهد کرد . برین جوان اعتماد دارم و احساساتیکه هم شهری من فوشه در حق او می پر وراند در من و جود ندارد بلکه بر خلاف آن يقين دارم که هر گونه کامیابی در دنیا نصیب اوست .»\nبرسیدن کوچه ( رویال ) دکان خودش را از يك جماعۀ سر بازان که در وسط شان له فیور دیده می شد مملو یافت له فیور مثل سابق تفنگ در دست نداشت بلکه کريچ توليدشری در کنار آویخته بنظر می آمد . لیوتنان جديد بدیدن کا ترین زد : « رفقای من اجازه بدهید رفیقه حیات خودم را بشما معرفی کنم هفته آینده بعروسی خواهم کرد ! »\nگارد ها بدیدن کاترین نعره زدند زنده باد ما دام سان ژین .»\nحال باید کاترین و شوهرش را بحال خودشان گذاشته باطاق افسر طوپخانه عودت كنيم . بعد از انکه کاترین ازو وداع نموده از اطاق بر آمد او هم بر خواسته رخت های شستۀ خودش را به غرفه رخت های خود گذاشت و بفکرش چیزی خطور کرده با خود گفت .\n« این دخترك بيچاره دادن حجت قرض خودش را نیز فرا موش کرد !\n( فاتح مستقبل يوروپ اگر چه این الفاظ را گفت ولی در حقیقت خیلی مسرور گرديده بود ، زیرا برای تأدیۀ قرض خودش يك پول هم نداشت )\n« کم از کم سی فرانك ازو مقروضم باك ندارد . باولين پوليکه بدست آرم خواهم پرداخت ! این قصاره يك دخترك خیلی خوب است من او را فراموش نخواهم کرد ! »\nتا سالهای زیادی سپری نشد و جغرافيه يوروپ بکلی تبدل نیافت قرض فراموش شده بیاد ناپلیون آورده نشد .\n\nفصل ششم\nمشروبات فروشی سیزدهم\nمادر هوش بدره در وازه ترکاري فروشي خودش واقع کوچه ( مونتروي ) وار ساي ايستاده وبه مشتريان خودش در داد وستد بود گاه گاهي نگاهي پر لطف خودش را بطرف يک پسرک خوردي که بيک توده شلجم وکرم نشسته بود معطوف ميداشت وبراي اينکه او را از دندان زدن شلجم باز دارد صلا زد : « هانريت مي آيم وترا خواهم زد زيرا تو از خوردن شلجم باز نمي آئي »\nوبطرف يکي از مشتريان ديده ايراد نموده\n« اين پسر چه اشتها ئي دارد ! از بلعيدن هيچ چيز خود داري کرده نميتواند با وجود اينهمه باز هم من او را دوست ميدارم » درين اثنا کا لسکه چهار عراده بسيار بزرگي در کوچه ظاهر گرديد در مقابل دو کان مادر هوش ايستاده .\nمادر هوش که به ترکيب سلا ته براي يکي از مشتريان مشغول بود دفعتاً کار را گذاشته به در وازه دويد . يک جوان خوش چهره قوي که با يونيفور مه بم اندازان اراسته بود از کا لسکه بزير آمده ومادر هوش را درا غوش کشيده و دوسه بوسه صدا دار از رخساره اش نموده مشتريان درهگذران باددهن هاي باز اطراف"}
{"book": "adl0789", "page": 255, "text": "( صفحه ۱۶ )\n( شماره ۳ )\nنو وارد را گرفته منتظر بودند چیزی از پاریس بشنوند .\nیکی از زنهای پیر : « این جوان خیلی مقبول وجذاب است ! » دیگر : « آیا تو او را نمی شناسی ؟ »\n« چرا نه می شناسم ، این لازار خوره خواهر زاده مادر هوش است که او را پسر خوانده و به نشو و نما رسانده است . »\nلازار : « مادر عزیزم ! من کاپیتانم و شبها و روز ترفیع رتبه کردم ، امروز با این دو نفر دوستم آمده ام که با تو ورفقایم به تقریب منصب جدیدم احتفالی بگیرم ، بیا تا دوست هایم را بتو معرفی کنم . فرانسوا له فیور رفیق من در کارد ها تولیعشر ( لیو تنان ) است ، این اولین شخص است که گرفتن تفنگ را بار اول با من آموخت این جمله خود را با یک سیلی بر پشت دوست خودش علاوه نموده .\nله فیور با چهره متبسم : « ولی حال تو ما فوق من هستی . »\nلازار : « هیچ باک نیست ، تو بزودی بمن خواهی رسید ، شاید از من هم خواهی گذشت ، حرب یک لا تری است، ممکن است که یک روز منصب بسیار بزرگی را حاصل کنی بشرطی که زنده بمانی ! باش معرفی خودم را بپایان برسانم ... این هم کاترین خانم رفیق من است ، یک خانم نهایت خلیق و خوب است . من این تعریف\nخودم را اثبات میکنم اگرچه برای دیر نخواهد بود ، میخواهد با تو چیزی بگوید پس در اثنای که شما حرف میزنید و نهار را حاضر میدارید ، من وله فیور در شهر کمی کار داریم ، آنرا اجرا کرده بر میگردیم »\nمادر هوش : « با من ؟ »\nکاترین : بلی با شما آنهم در باره آن طفلک خوره ، این را گفته و بطرف ( هاریت ) که نوایندگان را از توده کرم خودش با نگاهای معصوم مینگریست اشاره نمود .\nمادر هوش « خوب خوب ، در حالیکه من را اجازه دهید قدری شلجم پاك كنم و يك مرغ را پر کنم میتوانیم با هم صحبت کنیم و بطرف هوش دیده ایراد کرده این و قدری اصابت برای نهار کافی خواهد بود آیا چنین نیست .\nهوش : بسیار اعلی ! از حالا دهن مرا پر آب کردی ، اینرا گفته و با له فیور از دکان بر آمد .\nکاترین از خالی شدن دکان استفاده کرده بمادر هوش فهماند که آمده است تا پسرك خوره را باثر عهدی که با مادرش کرده با خود ببرد .\nزن پیر : « تو میخواهی که او را بپلاوش برسانی ؟ »\nکاترین : « هنوز نی ! حال مجبورم که او را با خود بمیدان حرب ببرم ،\nزن پیر باحیرت فوق العاده : « بمیدان حرب ؟ ! »\nکاترین : « رؤسای سیزده هم پیاده\nخفیف اس پنس قدمی را بر ( وردن ) گرفته است . »\nمادر هـوش: خوب این پیش قدمی وتامان سیزده هم را با تو چه نسبت ؟ »\nکاترین با قدری افتخار : « چرا من مشروبات فروش این رژیمان ام و با شوهر خود یکجا بمیدان جنگ میروم .\nمادر هوش از کمال استعجاب نعره زد مشروبات فروش ! »\n« بلی این است مختار نامه که به من داده شده است . »\nکاترین این را گفته و يك كاغذ بزرگ ممضى و ممهور را از بغل در آورده بمادر هوش بنمود : « من با رفقایم در هفته دیگر ملحق می شوم. در ( وردن ) کار ها است که باید انجام یابد در اردو طرفداران شاه و خائنان ملت زیاد است که با دبوك ( دوير نزديك ) هم دست هستند آنها باید رانده و از اردو اخراج کرده شوند .\nمادر هوش : « بسیار بسیار خوب ! این چه يك حیات خوبیست ! وقتيكه جوان بودم بسیار آرزو داشتم که مشروبات فروش شوم ـ بصدای عبور قدم زدن از هر طرف و چیزي دیدن و از هر دهن چیزی شنیدن در اطراف يك عراده جمع ـ چقدر ممنون میباشند اگر قطره در باشد ـ همه تکالیف را فراموش نموده برای ژنرال و با حواله دار و یا مثل آن چیزی شدن خواب می بینند !\n( مطبعه أنيس )"}
{"book": "adl0789", "page": 256, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 257, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 258, "text": "جريده ملي\nانیس\n\nقیمت اشتراك\n\nدر افغانستان ۱۲ افغانی\nمحصول پوسته اطراف و ولایت داخله ۳ افغانی\nطلبه معارف ۷ افغانی\nدر ممالک خارجه ۲۰ شلنگ\n\nلطفاً پول اشتراك که بتوسط حواله جات دولت فرستاده میشود باید\nرسید عوض و معاوضه باشد\n\n(مطبعة انیس)"}
{"book": "adl0789", "page": 259, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 260, "text": "شماره ( ١٤ )\n\nمجلة ( ٥ )\n\nاشتراك سالانه ١٢ افغانی\nمحصول پوسته ٢ \"\nخارجه ٢٠ شلنگ\n\nانيس\n\nاداره : کابل جادهٔ ارگ\nمؤسس و نگارنده مسئول\nمحي الدين\n\n٢ شنبه ١١ اسد ١٣٠٦\nتأسيس ١٣٠٦\n٢٨ ربيع الاول ١٣٤٠\n\nاستقبال از شوراي ملي\nاثر اعظمی\nچرا بناام مخوش بدل ز همت شهر یار شورا\nنه داده رونق بملك وملت زعدل وقانون و کار شورا\nز محنت و غم وطن رها شد ، بطرز عالم اصول پا شد\nمتين و افخم بس این بناشد ، چو کوه محکم حصار شورا\nوطن ز محنت پس از مصیبت ، رسید آخر باوج عزت\nبهمت شاه با شرافت ، بعصر این تا جدار شورا\nبملك افغان نفاق میرد ، دو باره نامش کسی نگیرد\nوطن ترقی همی پذیرد ، ز حامی نامدار شورا\nمعارف از سر کشد به پیکر قبای مخمل روای شوشتر\nتمام مردم شود منور ، زفیض عرفان و یار شورا\nسیاه افغان چو شیره مردن ، بوقت همت برون میدان\nکشد عدورا ذلیل و حیران ، ز کشور با وقار شورا\nتمدن عصر و علم و عرفان ، بطرز عالی شود نمایان\nبیکامرائی کی دارد افغان ، اصول ملك و قرار شورا\nستم هرگز ز دست ظالم ، کسی رقاصی و جور حاکم\nز کس نیاید دگر جرایم ، نه تا بود اعتبار شورا\nبنام کشور بعشق ملت کسی که دارد هوای خدمت\nبصدق خاطر کند وکالت ، بدل شود غمگسار شورا\nسپر تعظیم با وج ساید ، ز مهر تا مه شرف فزاید\nقلم صفاتی که می ستاید ، زشان با افتخار شورا\n\nعبرت باید گرفت\nاساس مسلم فلسفی است که :\n« زمانه آموز گار است »\nاگر ما نيز بايد بيمی مکملی که بطرف\nعلوم ومعلومات داريم ، از روی تجارب\nبا کدام چیز دیگری باین مسئله قائل\nومعترف گردیم ، فوراً بعد ازان از روی\nقانون منطق مجبور خواهیم بود اقرار کنیم که .\n« عمی ترین تلامیذ حوادث وانقلاب\nجهان ما نیم . »\nزيرا ، چه از حوادث غریبه روز گار\nوچه از سیلی های شدیدی که معلم زمانه\nبر صورت های ما زده است و میزند ، ابداً\nآثار تحسس و تاثری ابراز نکرده و هنوز هم\nکیا فی السابق ، درین دنیای سعی وعمل\nکه تمام افراد بشر در میدان متنازع بقا\nمصروف زد وخورد و کشمکش می باشند\nپنبه غفلت در گوش ما و کاملاً، از همه\nچیزی بی خبر بکوشه افتاده به ژنده کی\nبطالت کارانه و تنبلانه خود کمال قناعت\nرا دارا ستیم :\nصدسنگ شداً تبه و صد قطره گهر بست\nافسوس همان خانه خراب است دل ما"}
{"book": "adl0789", "page": 261, "text": "صفحه ۲ ( شماره ١٤ ) مجلد پنجم\n\nبکمال تاسف می نگریم که مدت ها میگردد\nو چشم های کسانی که در ین محیط با حیاء\nحسی دارند بیک سو، منتظر است که\nکی و بکدام لحظه این ملت بیچاره عقب\nمانده از خواب سنگین بی خودی و از خود\nرفته گی پهلوهایش بدرد آمده اثار یقظه\nو بیداری نشان میدهد. گر متاسفانه هنوز\nهم منظر باید بود ... منتظر باید بود ...\nاما تا بکی و تا به چند ؟\nافسوس ! به چشم خود می بینیم که هم\nسایه های ماچه يك شدت و حدت فوق العاده\nبرای بدست آوردن سعادتی که نقطة امل\nو مطمح بنظر تمام ملل دنیا را ( مجز از ما )\nتشکیل داده است صرف جهد\nو سعی می کنند ، و چگونه\nهر روز برای نایل شدن به سعادت\nحقیقی که نوع شریف انسان را در خور\nو سزاوار است چاره های متنوعه اندیشیده\nپلان ها و نقشه های رنگا رنگ طرح\nو ترتیب می نمایند و هر لحظه به وسیله\nجهت بر آوردن مقصود خود توسل می\nنمایند . مگر هنوز هم نمی دانیم که بالاخره\nجسم مریض زار و ضعیف این وطن بس مانده\nکه در تحت فشار امراض بد و میکرب\nهای مهلك غفلت و بی دردی روز بروز\nتنزلوی و ناتوانی آن رو به ترقی و ازدیاد\nاست ، بچه صورت خواهد توانست در\nصحنه پر هیاهوی تزاحم حیات ، جود\nضعیف و جسم عایل خود را حفظ نماید\nو یا در بین تلاطم امواج ذخر قوای\nموجودة عالم زورق زنده گی خود را\n\nساحل تعالی برساند ؟\nبفکر عاجزانة ما سبب این همه عقب\nمانده گی و تقهق. روزانه بجز این يك\nمسئله چیز دیگری نیست که به جریانات\nاطرف و جوانب خود انظری از روی\nحقیقت سنجی نیفگنده و هیچ گاه متوجه\nنشده ایم که این همه غلغله و شوری که با مجتمع\nبشری برپاست در نتیجه بچه و برای چیست ؟\nیا به عبارت واضح تر بگوئیم از این\nگونه نظر یم و با امور حیات زندگانی بی\nعلاقه فتاده ایم ، تمام این همهمه و شور\nاین نهضت و حرکت متواتر،، این\nاجتهادات و مساعی لا ینقطع که در صفحه\nپر از مطالب هستی جریان دارد\nبرای ما که هنوز مسئولیت حقیقی خود\nرا در عالم حیات نشناخته ایم هیچ قدر\nو اهمیتی ندارد. و نمی دانم که لازمست در\nسلسله اکملیت و ما کولیت این دنیای پر\nاز فجائع باید خورده شویم و یا بخوریم .\nبلی ! حادثات عجیبه دنیا پرواز های\nطیاره را نان بزرگ در فضای سماء و\nاکتشافات بزرگ علمی وفنی دیگری که\nهر روز اواره آن سر تاسر دنیا را گرفته\nاست در مملکت کوهستانی انعکاس می کند\nو یا اگر می کند کوشهای ماخیلی سنگین\nتراز آن است که بران تاثیری اجری کند :\nمی شنویم فلان عالم وفلان كاشف\nیافلان رو فیسر به کشف فلان چیز\nیا فلان نقطة دنیا کامیاب شد و یا اقدام\nنموده و یا اقلا در راه آن فدا شد .\nاما به جواب اين يك جملة « به من چه »\nرا گفته صرف نظر می کنیم و میرویم .\n\nگوئی به حسن تعجب داریم ، ونه از\nعاقبت اندیشی بوئی به مشام ما رسیده است\nونه میدانیم انسان چه وانسا نیت چه منزلت\nو حقیقت دارد . حتی نتوانسته ایم بفهمیم\nکه علت عقب ماندن ماحمر و میت از عالم\nو بی بهره کی از فن است .\nباری ، وظیفة خود میدانیم به حزین\nترین اواری در مقابل برادران هم وطن\nخود رفع صوت نموده بگوئیم ، انصاف\nکنید . بر خود و بر اسم شریف انسالت\nرحم نمائید . و ما را بدنام نکنید .\nامروز سرشته امور آهسته آهسته\n( ولو نامكمل باشد ) بدست تان آمده است.\nحکومت تان میرود ملی میشود ، از\nدستبرد مظالم خود پرستان خلاص شده\nمیروید . پس از مشقات بسیاری که کشیده\nاید امروز باز فرصت مقتضی بدست دارید\nوازین موقع خوب استفاده کنید، وسعی\nنمایند . که کار خود را ، وظیفة خود\nرا بشناسید و بدست بگیرید و پیش ببرید .\nوری خود را آئینه بزرگی که دنیای\nوسیع با عملیات واجرا آت ترقی\nپسندانه خود با شياء ( تعرف الا شياء\nبا ضداد ها ) نهاده است ملاحظه نموده\nعبرتی گیرید .\nو با حکومت خود در تمام اجرا آت\nصحیح و مفید آن يك نوع تعاضد و تعاون\nمادی و معنوی ارائه نموده متحداً ومتفقاً\nبرای نجات و فلاح ابدی خود و جهت\nتأمين حيات، آتية مملكت خود در صفحه\nكائنات راه و طریقی صحیحی بجوئید و\nبدست آورید . ( .... )"}
{"book": "adl0789", "page": 262, "text": "صفحه ٦\n( شماره ٤ )\nجلد پنجم\n\nنظریات و عقاید متخصصین \nنسبت به بحران اقتصادی دنیا\n\nاظهارات مستر هور رئیس جمهور در\nموقع افتتاح اطاق تجارت نظرات\nنمایندگان بلژیک ـ فرانسه\nانگیلیس ـ ایتالوئی ـ ژاپون\nلهستان\n( ٢ )\nنماینده فرانسه اظهار داشت\n« مهمترین عامل شگدستی کنونی زیادی\nمحصول و مصنوع بر مقدار استهلاك میباشد\nکه فی اندازه‌ با هم تفاوت دارند ؛ فقدان\nتوازن بین اسعار و کسادی محصول در\nبازار دنیا و امور مبهم و غامض سیاسی\nو افراط در وضع مالیات از علل\nشگدستی و ضائقه کنونی محسوب میگردد\n« اوضاع مبهم سیاسی یکی از علل\nشگدستی مالی است ترس و بیمی که در\nسال ۱۹۳۰ که ناشی از اوضاع سیاسی\nاروپا بود ، مساعدت مهمی در شدت بحران\nاقتصادی کرده و اینهم بنوبه خود مشکلات\nسیاسی بیشماری را خصوصاً در امریکا\nجنوبی باعث گردید .\nولایات متحده امریکا که نقطه دایره\nجاذبیت ثروت دنیا محسوب میگردید، برای\nتراکم اموال و وجوه میدان وسیعی\nشده ، در این میدان قوه عامله بکار\nافتاده سعی و کوشش زیادی که برای تولید\nو انتاج محصـولات بعمل آوردند باندازه\nطریق افراط رفتند که از میزان معتاد\n\nخارج گردید و یکی از بـلا هـای بحران\nگردید . »\nنماینده ایتالیای کبیر درطی بیانات\nخود اظهار نمود :\n« ما امروز از حیث دارا بودن اشیاء\nمادی فوق العاده غنی و بی نیاز هستیم ،\nولی در عین حال فقیر و زار مندیم » . در\nتنگنائی واقع شده ایم نه ازحیث ماکولات\nو مشروبات و ملبوسات و یا نه از حیث\nگرانی اجناس ، بلکه از این حیث درتنگی\nو مضیقه افتاده ایم که انبار های ما ازمال\nالتجاره و امتعه مختلفه پر وانبوه شده ، و\nباقیمت ارزان خریدار ندارد وای پر از\nکشتی های خالی است که کسی برای پر\nکردن آنها نزدیک نمیشود افراد مرده ما\nدر اینجا و آنجا و هر نقطه پراکنده و\nبیکار و سر گردان هستند . »\nنماینده متحده امریکا چنین گفت :\n« علت عدم موفقیت خود را نمیدانم\nچیست ولیکن میخواهم اشاره بطرز رفتار\nکار فرمایان و سرمایه داران وملاکین و\nدولت نموده و بگویم که آنها تا حدی\nمسئول این نکبت وفلاکت امروزی ما\nهستند ، چه ، وقتی که ما از میدان جنك\nبیرون آمدیم منابع عایداتی در دست\nداشتیم که احتیاجات ملی و عمومی ما را\nمرتفع ساخته و مبتی بر اساس عایدات\nجاری بود یکمرتبه سهام مختلفه ببازار های\nما فروریخت و چشمما را خیره کرد و با\nکوتاه فکری بدون اینکه عواقب امررا\nدر نظر گیریم شروع در ایجاد کار و\nتوجد کمپانی های موجوده نموده و\n\nمطابقت عملیات خود را با مقاومت اقتصادی\nعمومی هیچ در نظر نگرفتیم ، این\nبمردمی که قوه خریداری نداشتند فروختند\nو محال امروز در افتادند .\nنماینده ژاپون گفت : « یکی از مسائلی\nکه غیر قابل مناقشه است اینستکه در روی\nزمین هیچ ملتی وجود ندارد که بتواند\nزیاد تر از آنچه که میفروشد بخرد »\nتجارت بین الملل بایستی براساس متساوی\nجریان پیدا کند ، و آنچه که ممکن است\nاعم از مصنوعات و یا محصولات و یا سهام\nکمپانیها بطور مبادله صورت بگیرد چه\nممالک عالم هیچ چاره وگریزی از این\nکه نسبت بهمدیگر اعتماد داشته باشند\nندارند . »\nنماینده لهستان اظهار داشت : « بهترین\nراه حل برای رفع بحران کنونی سعی\nدر تقلیل تولید و انتاج خصوصاً محصولات\nفلاحتی میباشد زیرا تولید و انتاج زیاد\nموجب تنزل قیمت محصولات میگردد و\nمهمتر از این موضوع فراهم آوردن تسهیلات\nلازمه جهت عقد قرضه های ملی برای تهیه\nکنندن كان محصولات فلاحتی است .\nگفته های نمایندگان سایر دول نیز در\nهمین زمینه ها بوده . همه در این قسمت\nمتفق بودند که این بحران نتیجه جنك اخير\nاست و كثرت تجهیزات ورسوم گمرکی\nزیاد و مضاربه های خارج از حد اعتدال\nووحدت کمپانیهای مختلفه در کار باعث آن\nگردیده و با بر طرف شدن علل معلول\nهم از بین خواهد رفت .\n( اطلاعات )"}
{"book": "adl0789", "page": 263, "text": "صحیات\nنصایح صحی\n\nداکتر ارتبوت این طبیب انگلیسی ده قاعده برای حفظ الصحه وضع نمود که بعقیده او هر کس قواعد مزبور که ذیلاً شرح داده میشود عمل نماید همیشه تن درست و بطول عمر خور مند بوده است .\n۱ ـ هر اندازه می توانید از خوردن گوشت کم نموده و در عوض ماهی بخورید\n۲ ـ از خوردن نان و میوه های پخته و سیب زمینی و مواد مصنوعه از شیر خود داری نکنید که تمام آن ها محتوی مقداری کافی ویتامین میباشد\n۳ ـ اهسته غذا بخورید\n٤ ـ هر روز شش فنجان بزرگ شیر خودی آب مقطر بنوشید :\nدو فنجان در موقع برخاستن از خواب و دو فنجان در موقع رفتن برختخواب\n\nو دو فنجان هم در بین غذا خورید\nه ـ در اطاقی که هوای آن کاملاً آزاد است بخوابید در هوای آزاد کار کرده و بخوابید .\n٦ ـ از عرضه نمودن جسم خود بافتاب و هوا حتی الامکان خود داری نکنید\n۷ ـ لباس خود را همیشه نازک گرفته و بپوشید و اگر بالا پوش هم پوشیدید باید بقدر کافی سوراخ داشته که هوا بتواند بداخل جسم مرور نماید\n۸ ـ هر روز استحمام نمائید ولیکن استحمام با آب گرم را فقط عصر ها بنمائید\n۹ ـ لا اقل روزی دو مرتبه دندان های خود را مسواک بشوئید یک مرتبه صبح و یکمرتبه عصر\n۱۰ ـ هر روز ده دقیقه صبح و عصر ورزش کنید خصوصاً در رختخواب که باعث تقویت عضلات معده میشود .\n\nرختخواب اطفال\nمهمترین چیزی که اطفال برای خوابیدن راحت احتیاج دارد رختخواب پاکیزه اطاق با اشیعه گرم که از هر طرف هوای پاک و آزاد بآن وارد شود .\nطفل در روز های اول ولادت نهایت احتیاج را بخواب عمیق و آرام دارد ، و این حاصل نخواهد شد مگر اینکه رختخواب او فوق العاده پاکیزه بوده و همه روزه در معرض افتاب افتند و روزی دو مرتبه ملافه های آنرا عوض کنند\nبقیه در صفحه ۷۸\n\nاز هر طرف\nیک نفر چینی ٣٥٠ سال عمر دارد\nاز زادو اقا پیر تر هم در دنیا است\nبعد از این همه گفتگو هائی که در اطراف زازا آقا بعمل امد معلوم شد زازا اقا که ١٥٥ سال عمر دارد معمر ترین شخصی در دنیا نیست ، در حقیقت در مقام مقایسه با ( لی تسینک یون ) چینی که ادعای ٣٥٠ سال عمر میکند جوانسکی میباشد .\n( لی ) چینی در ( کی هسین ) در یک مزرعه ای زندگی می کند و دلیل طولانی بودن عمر او از يك چشمه ای مملو از ناخن های انگشت سبابش او معلوم می شود چه بر حسب عادات چینی او ناخن خود را نکنده بود بریده است.\nناخن انگشت وسطی و خنصر و بنصر دست راست او ، اکنون به طول يك قدم می باشد .\n( لی ) مانند لاك پشت مینشیند و مانند بوقلمون میخوابد و مانند سگ میخوابد هنوز ( لی ) در کمال قدرت وقوت وعا فیت میباشد و روزی ٢٤ میل ( تقریباً ٩ فرسخ ) راه میرود\nوقتی از او سوال شد که علت طول عمر او چه بوده جواب داد رامش و آسایش قلب سبب طول عمر من گردیده است . مشار الیه ١٤ زن بحباله نکاح خویش آورده و تا ١١ پشت نسل خود را دیده است ."}
{"book": "adl0789", "page": 264, "text": "لی میگوید در عقد همین سال سلطنت\n(کوانك هسی) که از سال ٩٦٢ آتا ١٧٢٣\nامپر اطو ر چین بود متولد گردیده است\n(لی) میتواند سولات مردم را راجع\nبامور وحوادث دوره سلطنت سلسله\nتسينك با دقت وصحت جواب دهد\nزارو آقا که در مقابل ( لی ) شهرت\nخود را از دست داده در صورتیکه چندین\nسال بود بلا معمارض مانده بود اظهار\nکرده است تصمیم دارم تا دوهت سال\nزنده بمانم .\nدوستان انير وبا مریکا و بر طانیای\nکبیر سبب غربت کرده ، طولانی بودن\nعمر خود را به سبخت جانی در کارو غذای\nمرتب ومجلج نسبت میدهد .\nبعد از یکه قرن که سرش طاس وبی\nمو بود در یکسال قبل شروع بروئیدن\nنمود وموی ضخیم سیاهی بر سرش روئید\nزن کنونی اش نود سال از خودش\nجوان تر است\nترجمه از جرید فرانسه\n\nيك مظاهره بزرگ پرو پاغنده فرانسوي\nدر اوروپایی مركزی\nاز غاب شهر هائی فرانسه زمستان\nسال گذشته ، عبور کاروان سنگین\nوزن موتر های سیتروین مشاهده شد .\nومسافه ده هزار کیلومتری را کاروان های\nمزبور طی کرده اند و رایج پیهی را که عامه\nنامهایدا نموده اند ؛ و ضحاً مسئله حمل\nونقل روى سرك را در فرانسه بامو تر\nهای ستروئن فیصله آخربن پیدا نمود .\n\nاین کار وان هايك اقدام شاق داری\nبرای توسیع این مظاهره صنعتی در\nاروپای مرکزی بوده است\nکاروان مزبور مركب از ١٥ موتر\nسياحتی و سنگین وزن ، پاریس را به\nتاریخ ١٨ ماه اپریل ترك كفته بطرف\nنور امبرك عزیمت نموده و خط خود\nرا پراگ ( چکو سلواكيا ) وین\n( پایتخت اطریش ) بوداپست ، (هنگری)\nبوکارست (رومانیا) صوفيا ، بلگراد (یو\nگوسلاوی ) که تقریباً خط ٢٠ هزار\nکیلومتر میباشد در روی سرکهای که\nاغلب آنها بحالت خرابی واقع است . ادامه\nخواهد داد ، اطلاعاتی که برای ما از چکو\nسلواکیا ، اطريش و هونگری میرسند\nاشعار میدارد که کاروانی بصورت کاملا بی\nپذیرائی شده اند . در بوکارست اعليحضرت\nشاه کارول ملاطفت کارانه پذیرائی را که\nتوسط کلپ اتو موبیل رو مانیا بعمل\nخواهد آمد ، قبول نموده است و یا\nست نماید .\nدر همه جاء از ممالکی که کاروان مو\nصوفه عبور نموده است اهالی ومطبوعات\nبتصديق مهارت قابل توجه سیتروئن و\nمسافرت مكمله كاروان سيترو ين موافقت\nداشته اند و از تصور امداد مفید کاروان\nمزبور در زمان احیای اقتصادی آتیه ممالک\nخود مسرورت نموده اند .\nکاروان موتر فرانسوي\nاز روز نامه لوبان بکمتب ٢١ جون -\nاز صوفیا تلگراف میدهند :\n\nبعد از عبور ممالك ارو پائي مرکزی ،\nکاروان سیتروین عصر روز چهار شنبه به\nصوفيا رسیده است .\nاعضای کاروان مزبور از طرف شاه\nوملكه و پرنس او دو کی در قصر ورا\n) پذیرائی شدند .\nبرای اعزاز شان ، در قصر مذکور\nچای صرف شد ، که سفیر فرانسه موسيو\nکامبون ( ) واعضای سفارت نیز\nحضور بهمر سانیده بودند .\nشاه مظاهرات را با عتانی زیادی ملاحظه\nنموده یکی از اتو مبلیل ها را معاینه و امتحان\nکرد . ٣\nکار وان سه روز در صوفیه توقف\nخواهند داشت .\nجریده پای پاریس\nهیأت عبور آسیائی هارت آوری\nدر سو چسو رسیده است\nپیکین ٧ - جون - سفارت فرانسه مقيم\nپیکن مروز تلکر ف را که از رسیدون\nدسته چین وفد عبور آسائی یعنی هیئت\nهارت آوردی ، به ١١ جون در - وچ-و\nدر شمال مغرب کان سر ، اشعار می نمود\nگرفت .\nچنان مشاهده میشود ، آوازه که\nچپاول مغازن اساس هیأت متوه سوچسو\nا اشعار میکرد ، از هیچ حقیقتی ماخذ\nندارد .\nدر مسكو مده ن اکتشاف طبقات\nاز نهم می بیند پای پاریس - ورشو\n١٧ جون - از مسکو اطلاع میدهند\nکه حکومت شور وی برای پرواز طبقات"}
{"book": "adl0789", "page": 265, "text": "ای وترتیبات تهیه درنظر گرفته است بیکار\nخانه های شوروی ساخت يك بالون کروی\nرا که در بوحادل و نظامات خود فوق تراز\nبالون پروفسر پیکارد است انجام داده .\n\nخسارات شدید در جاپان\nپنی پاریزن - ۱۹ جون\nدر لاین ۱۸ جون - طوفان بحری که عصر\nروز چهار شنبه ١٦ جون در ده بلس\n( ) حادت شده بود ، باعث\nخساراتی زیادی گردیده ، در هوکو زن\n( ) ۱۳۰ خانه شديداً خساره\nیافته گردیده و آهن پوش های بام های\nمنازل توسط باد طوفانی الى فاصله سه\nصد متر برده شده وقریب ۸۰ نفر زخمی\nگردیده اند .\n\nدريشي مستر توماس\nوزیر مستعمراتی مستر توماس دریشی\nپوشیده است که به مدت 3 ساعت و ۲۰\nدقیقه و ۲۰ ثانیه مهیا شده شده است\nبدین ترتیب :\nدر ساعت ۸ و ۵۰ دقیقه صبح پشم\nرانای گوسفند قیچی نمودند . بعد از\nهفت دقیقه آن را بدستگاه نساجی ریشی\nسپردند . به يك ساعت و ۲۹ دقیقه صبح\nمکمل گردید . بعده به ماشین بافت\nسپرده شد . بعد ۸۰ دقیقه يك تيكه\nپشمی که 4 يارد طول داشت از ماشین\nخارج گردید . بساعت ۱۱ و ۲۳ دقیقه\nتيكه مذکوره به خیاط داده شد ساعت\n۱۲ و ۲۷ دقیقه دریشی مکمل برای\nتوماس مهیا گردید .\n) ترجمه از اطلاعات پارس )\n\nخبرهاي داخلي\n\nشرفيابي وكلاي شوراي ملي\nبحضور اعليحضرت\nيرور چار شنبه ۲۰ سرطان ج ع م\nصدر اعظم صاحب و هيئت محترم وزرا و\nوكيلای شورای ملی بساعت ۱۱ نیم در\nسالون بزرك قصر ( دل کشا ) جهت تشرف\nبحضور همایونی حاضر شده انتظار تشریف\nآوری ملوکانه می بردند\nحينیکه تشریف آوری اعليحضرت عموم\nحضار رسم تعظیم بجا آورده ، مورد\nالطاف همایونی واقع گردیدند .\nپس ازان اعلیحضرت نصایح چند ، که\nما بصورت اجمال آنرا در ذیل نشر\nمیکنیم بیان فرمودند . بعد ازان\nحسب الامر شهریاری ، عالیقدر جلالت\nمآب آقای وزیر معارف ، اصول اساس\nشورای ملی ( که در شماره گذشته درج\nاست ) قرائت نمودند و نيز يك يك\nنسخه آن برای وکلای و حضار توزیع\nکردید .\nو آقای عبد الاحد خان رئیس شورا\nمعروضه از طرف وکلا بحضور اعلیحضرت\nتقدیم نمود :\n\nاجمال بيانيه اعليحضرت غازي\n\nبوكلاي شوراي ملي\n- عزيزان من ! احوال امروزه وطن\nبه شما خوبتر معلوم است که در اثر انقلاب\nچه وقایع ناگوار وتلفات بسیاری به آن\n\nشده وهم از روحیات و جذبات عامة ملت\nنجوم چون از هر حصه و از هر طبقه\nملت انتخاب شده اید زیاده تر اطلاعات\nدارید وهم صدر اعظم و وزرا ء وباقی کار\nدارهای خود را که درینجا حاضراند\nمی شناسید که برای خیر و بهبود وترقى\nوطن مصروف اجراآتند و هم مرا بدر\nستی می شناسید که دائماً برای سعادت\nوطن وملت عزیزم کوشیده ومیکوشم .\nاین است که خوشبختانه امروز بتمام\nمقدرات این وطن و جامعه بکف با کفایت شما\n( اشاره بطرف وكلاء ووزراء ) خیراندیشان\nافغانستان میباشد باید همه ما و شما بکوشیم\nتانه مضایقت خدا وطن را از حضیض نقمت\nوأمانت وفعالیت خودها مسعود وشاد\nکام بگردانیم .\nر این لطف وعنایت رب العزت هر\nاندازه که ما و شما اظهار شکر و امتنان\nنباشیم کم است که به ما وشما این چنین\nيك وطن صفا و غنی را عطا کرده که جای\nامید وافتخار مسلمان ها ومدفن أجداد\nو آبای ماست از پاد شاه وو کلا و وزرا و\nامناء مامورین نظامی وملکی گرفته تا نفری\nدهقان ورنج بران تماماً مسلمان وازمك\nافغاستان و همه شان بجز از فکر ترقی\nوتعالی صحیح این خطه اسلامی دیگر آرزو\nومرامى ندارند .\nتوفیق خداوند رفیق ما و شما گردد\nتامظہر خدمات نمایان اجرا آت عالیشان\nبرای نيك بحتی و برومندی این ملت ومملکت\nشده خودها را محل افتخار صفار وكبار"}
{"book": "adl0789", "page": 266, "text": "صفحه ۷ ( شماره ١٤ ) مجلد پنجم\n\n( بقیه صفحه ٤ )\nو یکقطعه مشمع نیز زیر اطفال قرار داده\nشود که هر وقت بخواهند آنرا تغییر دهند\nسهل باشد .\nرختخواب طفل باید حتماً در اطاق\nنسبتاً وسیع و پاکیزه که پنجره های آن\nشب و روز باز باشد تا وقتیکه طفل و رخت\nخواب او در معرض جریان هوا واقع نشده\nباشد ، باز بودن درب و پنجره اطاق\nهیچ خطری برای طفل نخواهد داشت\nو هم چنین عدم مرطوبی بودن هوای\nاطاق نیز شرط است .\nمقصود از باز بودن درب و پنجره\nاطاق این نیست که اطفال را در معرض\nسرما خوردگی قرار دهند سردی هوا\nطفلرا اذیت می کند ، خصوصاً در ماه\nاول و دوم که طفل احتیاج بگرم نگاه\nداشتن او دارد ولی گرم نگاه داشتن\nطفل مستلزم این نیست که حتماً درب\nپنجره اطاقرا بست مگر در مواقعی که\nحقیقةً هوا خیلی سرد باشد و در منازلی که\nساکنین آن نمیتوانند بوسیله کوران\nالکتریک آن را گرم نگاه دارند ناچار\nبایستی گاه گاهی برای تجدید هوا\nپنجره های اطاق باز نمایند و این نکته\nباید از نظر پدر و مادر دور نباشد که\nطفل در اوان کودکی بی اندازه احتیاج\nبا فتاب وا شعه شفا بخش آن و هوای پاك\nو آزاد دارد ، هوا و آفتاب دو عنصر از\nعناصر لازمه حیه برای نمو و رشد طبیعی\nطفل است که نهایت لزوم را برای طفل\nدارد وا گر طفل از استفاده از این دو عنصر\nمحروم بماند ضعیف البنیه ولاغر و اعصابش\nسست و خلاصه علیلش میسازد بستن درب\nو پنجره اطاق طفل بدون این که علتی\nداشته باشد ، مرض و ضعف را بخودی\nخود برای طفل تولید کرده اند .\nجنس اناث پشه در سطح هر\n۲ - پشه : آب را کدی در هر نقطه و\nمکانی که واقع باشد ، روی\nباطلاق ، روی آب حوض ، روی آب چاه\nروی آب استخرها تخمگذاری میکنند\nاین تخمها دو یا سه روز باقی مانده سپس\nمیتر کند و يك ميكروب و جرثومه\nکوچکی بشکل کرم دراز از آن بیرون\nآمده که فوراً شروع بنمورا میگذارد\nو پس از یکهفته که اشکال مختلفی را بخود\nگرفته است يك پشه كامل خواهد شد .\nپشه در مدت حیات خود چندین مرتبه\nتخمگذاری مینماید و در هر مرتبه چند صد\nتخم می گذارد که برای صحت عمومی انسان\nاز طفلی های خطر ناك محسوب میشوند .\nاین طفلی ها واسطه امراض مالاریا\nتب و نوبه ، تب زرد و دانا فیل هستند\nو بمحض این که روی بدن یکی از مبتلایان\nبه این امراض نشینند مقدار کمی از خون\nمریض را مكيده و میکروب مرض را\nبا خود حمل می نماید .\nاین میکروب در داخل جسم پشه محل\nخوبی برای نمو خود پیدا کرده و همین\nکه پشه مزبور روی یکنفر آدم سالم می\nنشیند مقداری از این میکروب را داخل\nخون پاك او نموده و مرض را باین ترتیب\nباو مفتعل میشود و این عمل خیلی هم\nسریع انجام می شود و پشه در نقل و\nانتقال مرض مانند يك نفر مستخدم جيبي\nولی خطر ناك وظيفه مخوف خود را\nانجام مینماید و باستحیه نه تنها باید از پشه\nجلوگیری کرد بلکه باید با آن مبارزه\nنمود .\nو برای اینکه شخصاً بتوانید در منزل\nبا این حشره خطر ناك مبارزه کنید\nدستور ذیل را در نظر گرفته و بدان\nعمل کنید :\nابداً اجازه ندهید که در داخل منزل\nو خانه خودتان ، و یا باغ و باغچه که\nمحیط خانه است آب را کدو جود داشته\nباشد و لو اینکه مقدار آن قلیل باشد .\n۲ - درب پنجره اطاق را باشبکه سیمی\nبپوشانید که هم هوای آزاد داخل\nاطاق شود و هم اینکه پشه نتواند بآن\nوارد شود :\n۳ - محل خواب را در پشه بند قرار\nدهید بطوریکه پشه نتواند بداخل آن سرا\nیت و نفوذ پیدا کند .\n٤ - اگر موفق به بر طرف ساختن\nآب را کد در داخل خانه نشدید مقداری\nنفط سفید برای جلو گیری از تخمگذاری\nدر پشه در سطح آن بریزید ."}
{"book": "adl0789", "page": 267, "text": "صفحه ۸\nشماره ۴\n\nمیگردانیم و نام نيك این طبقه موجوده در\nصحائف تاریخ بزمن بیادگار میماند پس\nبر ما و شما لازم و ضرور است که در\nانجام این مسئولیت سنگین خود از ته\nتقیق و تعمق وصداقت کار بگیریم ، در همه\nامور خوب تفکر کنیم و در هر فیصله\nو پیشنهاد خود مدقق باشیم این اختیارات\nرا که من از جنبه رواداری و ملت دوستی\nوسعات آتی این خطه اسلامی به شما\nمیدهم بصورت صحیح و درست خالی از هر\nگونه شوائب از قوه بفعل بیاورید .\nزیرا که امروز چشم از خود و\nبیگانه وافراد داخله وخارجه بطرف\nشماست دوست ودشمن باین مسئله قائلند\nکه محمد نادر خان وظیفه وطنيت ومليت\nو اسلامیت خود را انجام داده؛ ملیت\nمحبوبش را بحقوق شان نائل وریاست\nشورای ملی افغانستان را در دست اشخاص با\nنفوذ شامل ساخت دیده شود که مجالس\nشورای ملی ازین مشارکت خود در امور\nمملکتداری چگونه با حکومت مساعدت\nو از مفاد و محاسن آن بچه اندازه ملت را\nقرین فرحت و وطن را پر از مفخرت\nمیسازند .\nباید این شورای ملی افغانستان یگانه\nپیرو مجالس مشاوره عهد نبوی و خلفای\nرا شده باشد و تمام جزئیات و مهمات امور\nمملکتداری در آن از نقطه نظر اسلامیت\nوانسانیت وعدالت ومساوات تدقیق گردد\nطوریکه حضرت عمر ( رض ) در موقع\nسنجش وتدقيق و اخذ نظریه بافکار و\nجذبات ادنی ترین طبقات ملت هم اهمیت\nمیداد حتی از شنیدن آن آرزوها وتمنيات\nعجوزه ها وبدویهای صحرا نورد که\nمتعلق بامور جامعه ومنافع عمومیه می بود\nپهلوتهی نمیفرمودند و در فرصت عملیات\nو اجرا آن از موقوفی وتحت باز خواست\nگرفتن سپه سالاران بزرگ نظامی\nوذات الحکومه های مقتدر ملکی و اقوام\nوعشائر جنگی اند کی نمی اندیشیدند\nوهمه فیصله های خود را در همه احوال\nبرهمه افراد واقوام بی کم و کاست\nدر محل اجراء می آوردند حتى از عظمت\nوسطوت قیصر روم و تاجداران فارس\nو امثال آن از بزرگترین سلاطین آن\nعصر بودند ابرو خم نمیکردند .\nباید ما و شما هم در موقع مشوره\nوصلا حظه نمودن اطراف ونواحی کدام\nمسئله بمراعات کردن جذبات تمام طبقات\nملت مجبور ، واز قاره گرفتن جذبات\nوتمنيات ادنی ترین افراد ملت بی نیاز\nنباشیم ولی در موقع اجرا آن و آغاز\nعملیات ، همه آن افکار و آراء خود\nمان را که بر طبق اوامر شریعت غرا\nومنتج بترقى و تعالی دنیا وعقبای ماست\nمتوكلا على الله بايد در معرض تطبيق\nواجراء بگذاريم .\nالبته همه تان مطلع خواهید بود که\nمسلک من از ابتدا الی الان همین طور\nبوده است از قدیم الایام همه حرکات\nو رويه ام را بر طبق مقدرات شرعی\nوعرف وعادات ملی قرار داده دائماً\nحسیات وجذبات عامه ملت و سعادت وطنم\nرا مراعات کرده ام وميكنم من همیشه\nفکری بجز از شرافت و حیثیت این وطن\nپاك وسعادت ومفخرت ملت محبوبم\nنداشته ام و نخواهم داشت .\nمن گیاهی در برابر حق وحقانیت\nوعزت و شرافت مملکتم از عظمت وقدرت\nجانب مقابل نپسندیده ام و بعد ازین\nهم بمعاونت خدا نخواهم اندیشید .\nمن ابداً در برابر مشكلات ومصائب\nبزرگ از خیر ملت خود منصرف\nنشده ام وانشا الله تعالى بعد ازين هم\nاز خیر عمومی نخواهیم گذشت اگرچه\nدر مقابل خود انواع مصائب ومشكلات\nو یا اضرار افراد وعدم موافقت بعض\nاشخاص کم تجربه ناعاقبت اندیش و یا کدام\nدسته مغرض را هم مشاهده کنم .\nاينك بطور مثال شما آن اشکالات\nو موانع را بخاطر آورید که در موقع\nجهاد استقلال بمن عاجز از هر حيث\nو هر جهته عائد بود ولی من در برابر\nهمه آن محض بجهته حصول استقلال\nوحیات برتر مفخرت افغانستان بمعاونت\nالله العالمين تمكين كردم .\nهمچنین در موقعیکه سقا وزاده رقم رقم\nتخویف نشان میداد و مرا از اذیت دادن\nو حبس نمودن و کشتن شصت و چند نفر\nخاندانی من تهدید میکرد من همه آنرا\nبالق لاتوئی و جسم بیمار خود برای\nنجات وطن وخلاصى ملت محبوبم از\nگرداب رنج ومحن متقبل شدم ، همچنانکه\nاز جنگ وشكست و تخويف وتهديد"}
{"book": "adl0789", "page": 268, "text": "جلد پنجم\nشماره ١٤\nصفحه ٥٩\nهیچ مقهور و مغلوب نشدم و بر طمع و تطمیع وعده ولایه او نیز اهمیت ندادم .\nهکذا در موقع تسخیر کابل و محاصره ارگ محض جهت قید راحت هزار ها فامیل و خاندان افغانستان جانب خاطر به شاه ولیخان فاتح کابلی امر دادم که با وجود خطره آتش گرفتن جبه خانه و سوختن تمام محتویات ارگ که دران ضمن تمام افراد خاندان ما هم میباشد علی الفور ارگ را تحت بمبارد مان شدید بگیرد تا وطن از بن کردن محن یک تن اول تر برآید زیرا که من یک تن مسرت ولشکر گذاری بحرمه خاندانی خود را در بدل راحت عمومی افغان می نمایم چنانچه ارگ با هر من بمبارد مان وشعله افشان شد ولی خدای پاک چون از اراده خیراندیشانه و نیت بی غرضانه من آگاه بود طوریکه ناران بر خلیل خود گلزار ساخته درین موقع نیز رب جلیل نه تنها پناه فامیل مرا بلکه سر تا سر افغانستان را از همه آفات وبلیات منجات و بيك حيرت بسرعت بار بر افتخار کامگاری بخشید .\nدر موقع برداشتن بار گران سلطنت که من آنرا بنابر تکليف حتمي واصرار ملت قدر دانم از نقطه نظر شفقت به مملکت دران وقت بار یک پر زحمت که عموم دوستان از شیرازه بندی آن لرزان از هم گسیخته حکومت گرفتار رنج ملالات و تباه دشمنان از ان اقدام من که در حقیقت خیلی مشکل و صعب بنظر میرسید در تعجب\nوحیرت بودند که متقبل شدم نیز علی الرغم دشمنان عزت و شرف ملي وحسب مطلوب دوستان و محبان صحيح مملكت افغانی طوری جدیانه و فدا کارانه بمساعدت ملت قدر دان و مامورین صادق داخل میدان مجاهده شدم که بفضل الهی در وهله اول از ان مهاجمه شدید ستمیها که از چار طرف مرکز را زیر تهدید گرفته بودند بدستی جلوگیری کردیم ، و خانه جنگی و نفاق را بر اندوه تا کام و تمام اقوام و عشائر را به اخوت و اتفاق شاد کام ساختم خلاصة در وقت جلوس من در جبه خانه یک تفنگ ، ودن خزانه یک پیسه و در دوائر یک گلیم و یک شیشه نمانده بود از لطف پروردگار اينك درين مدت قليل آنهمه نيکستي ها تعديل وهمه آن اوضاع يأس آور بمناظر مسرت آور تبدیل ، جبه خانه های بان جان گرفت و عسکر غان سرا از نو تشكيل ومنازل ترقي را پویان است خزینه نان دخل و خرج خود را پوره کرده میتواند دوائر مان نه تنها تنظیم یافته بلکه تا موسسکارانه مصروف اجراآت مفوضه خود میباشند .\nچنانچه در سر تا سر وطن از فضل الهي قسمي امنيت و آرا می کلی حکم فرماست که نظیر آن در اعصار ماضي کمتر بنظر می رسد ولله الحمد تمام امور بمجاري اساسی خود جاري است :\nبه هر دیکه از مهمات امور فراغ یافتم\nونظم و نسق امور صف وز حمت طلب مملکت داری را به اساس صحیح نمودم امر دادم تاو کلای ملت جهت شوراي ملي انتخاب و بمركز حاضر شوند لله الحمد شوراي ملي را که از آرزو هاي قديمي من بود تشکیل کرده و امروز آنعد لا حیت و وظائف شما را که درین کتابچه مفصلا مندرج است و شاهان ماضی آن را بنابر اغراض شخصی خویش در دست داشتند محض جهت آرامی اساسی ومرفه الحالي دايمي ملت عزیزم بشما می سپارم :\nتوفيق الهي رفيق این مجلس عالی باشد تا این قدم نخستین خود را درست و این وظائف اولین خود ها را مخلصانه ومتهدانه و مبدر دانه براي خير وبهبود ملك وملت ومساعدت حکومت انجام و خود ها را بنزد خالق و مخلوق نیکنام بکر دانند .\nمعروضه مجلس شورای ملی\nاعليحضر تا ! همینجا نکه در موقع افتتاح شوراي ملي ماه كلا ء عزا ئض پیماخته وجذبات صادقانه خود را بحضور شما پادشاه فدا کار غیورانه خود تقدیم نموده ایم تکرار همان مطالب تذکر داده عرضه میکنیم که اعليحضرت رعیت پرور حقوق بخشاي ما بر گتر ما بلند تر از حدس و تخمین ما بیها چندان صلاحیت ها و حقوق را اعطا و کرامت فرموده اند که نطر به آغاز کار وقت تجربه و مزا ولتي که این مبعوثين ملي در همچه امور درجه"}
{"book": "adl0789", "page": 269, "text": "صفحه ۱۰\nشماره ١٤\nمجلد پنجم\n\nفرد ملت خود در شؤنات مملکتی دریغ\nنمی نمایم مخصوصاً در اموری که به ملیت\nو وطنیت تماس دارد بیشتر علاقمندی و\nدلچسپی دارم ازین جبهة برای هر گونه\nکمک و مدد کاری شما حاضرم و در همه\nوقت من برای اعطای آن آماده هستم\nولی بهتر است ما و شما و حکومت متبوعهٔ\nتان در تمام اجرا آت خود فقط بفضل و\nمرحمت الهی متوکل و متکی بوده ، در\nهیچ امر بجز از او از دیگر معاونت\nنخواهیم . دعا میکنم که در همه امور\nخدای غفور حافظ و ناصر ملت و حکومت\nو مملکت افغانستان باشد ( غریو عمومی\nآمین آمین ) .\nبالجمله این مجلس مهم تاریخی بساعت\n۲ نیم اختتام یافته ، عموم وکلا و وزرا\nرا بمشایعت اعلیحضرت بر میز مکلف\nاطعمه که قبلاً بشرف ضیافت وكلا بامر\nاعلیحضرت از طرف وزارت دربار حاضر\nو اماده گردیده بود نشسته در اثنای\nتبادلۀ مذاکرات اخلاص کیشانه بصرف\nطعام و فواکه متنوعه پرداخته ، بعد از\nادای نماز ظهر از حضور اعلیحضرت\nعموم وکلای و وزرا مرخص شدند .\n\nمساعی تان افغانستان و مخصوصاً مرکز\nکابل داغ وار در بین آسیاب دو طائفه\nسر شور آشوب پسند که مقصد از مردم\nشمالی و جنوبی است میماند در حالیکه\nملت بجز از وجود مسعود شما دگر هیچ\nيك شخص جامع لا و صافی را سراغ\nنداشتند که تمام طبقات بر محاسن و مزایای\nاو مجموع و مصائب از سر شان بقوهٔ\nشمشیر و نیروی تدبیر او یکدلی در وطن\nمر فوع گردد .\nچون ما باین نکته خوب تر متحسس\nایم که بار ما سنگین و مسئولیت ما به نزد\nخدا و رسول و ملت و حضور اعلیحضرت\nزیاد است و تمام دوستان و دشمنان بعد از\nافتتاح شورای ملی منتظر اجرا آت و\nعملیات ما میباشند تا بینند که ما این صلاحیت\nو وظائف معطیه ذات شاهانه را بصورت\nصحیح استعمال میکنیم و یا خدا نا خواسته\nدران از ما غفلت و مساهله و عدم دقتی\nواقع میشود لذا به درگاه خدا دعا\nمیکنیم تا بما معاونت حکومت مبذول\nشود که حسب مطلوب اعلیحضرت و نمای\nملت و انتظار از خود و بیگانه مصدر\nاجرا آت عالیانه که اران رضای خالق و\nمخلوق و خوشنود شما باشد بشویم و اینطور\nنشود که خدا نا خواسته مورد سخریه و\nمضحکهٔ از خود و بیگانه بوده در میدان\nخجل و شرمسار بمانیم .\nاعلیحضرت ! البته در هیچ وقت من\nمعاونت و مساعد خود را از هيچيك\n\nمملکداری دارند بسیار بلند و عالی است\nهر چند نظر باین اعطاف شهریاری که فعلاً\nهمه ما از تأثیر آن بجان مسرت و خوش\nحالی هم آغوش شده هم که هيچ يك الفاظی\nرا که مظهر این جذبات قدر دانانه ما\nشده بتواند یافته نمیتوانم نحن این که\nبگوئیم الهی در هر دو جهان نیکنام و\nشاد کام و بانواع لطایف خداوندی فائز\nالمرام بوده تا سالهای متمادی برای صلاح\nمقدرات حال و آتی ما زنده باشید و بهمه\nآمال و سود که برای مزید سعادت\nدینوی و آخروی ما دارید کامگار شوید\nما از حضور همایونی خیلی ممنون و متشکر\nخواهیم شد اگر ذات شاهانه درین\nوظائف وصلاحتی که از لطف و روا\nداری شان برای ما وکلا اعطا شده است\nدست معاونت خود را دراز ونظر شفقت\nخود را از ما دریغ نفرمایند و بمانند\nاستاد مهربان با ما معامله نمایند .\nحقیقهٔ که ذات شاهانه در همه مواقع\nخدمات مهمی را برای خیر و سعادت ملی\nما انجام و در افتخار و اعتبار وطن از\nمساعی خود افزوده اند که مهم ترین خدمت\nشان اسکات بغی ستمگان و حصول استقلال\nو امنیت وطن و قبول کردن بار گران\nسلطنت است در حالیکه از در و دیوار\nملاکت و نکبت میریخت و ستاوی ها\nسای معاندت را به پیمانه وسیعی در سمت\nشمالی گذشته بودند اگر ذات شاهانه\nخدا نا خواسته در همان افکار شان اصرار\nمیفرمودند البته که با وجود همه صرف"}
{"book": "adl0789", "page": 270, "text": "صفحه ۱۱\n( شماره۱۰ )\n\nاعلان اداره جشن استقلال\nبعموم هموطنان عزیز اعلان میشود که درین\nسال فرخنده فال ، سیزده همین جشن\nاستقلال افغا نستان بتاریخ ۲۲ برج اسد\n۱۳۱۰ بنطق اعلیحضرت معظم غازی\nونا جی استق ل بخش وطن افتتاح وهشت\nشبا نه روز تزئینات عالي العال ونما يشات\nدلچسب بيك ترك واحتشام فوق العاده\nدوام کرده به ۲۹ اسد اختتام می پذیرد\nمحل انعقاد این جشن بزرگ ملي که بالنسبه\nسالهاي ماضي تر تیبات آن بدرجه هاي\nبلند وعالي گرفته شده چمن حضوري کابل\nاست .\nذوا تيکه میتوانند در عملیات ونما يشات\nآتي الذکر مصدر اجرا آت قابل تقدیر\nشده از سائرین در مهارت ولیاقت خود\nداراي امتیاز گردد لطفاً یکن آن اول\nتر در اداره جشن بچمن حضوري حاضر\nشده خود را معرفی نمایند : -\n\nنوع نما يشات\n۱ اسب دواني ـ ۲ با یسکل دواني\n۳ پهلواني ـ ٤ چوب بازي - ٥ فیل دواني\n٦ خر دواني ـ ۷ مسابقه آدم\n، ۸ شناوري يعني آببازي ومسابقه در آب\n، ۹ اتن عسکري ، ۱۰ هدف زدن عسکري\nوملکی به نشان نقرتي ـ ۱۱ زدن آهو\n\nدختر کوش مصنوعي به تفنگ ریزه ترو\nدر حین رفتار ، ۱۲ زدن قبه به تفنگ\nریزه تپر در حین حرکت ، ۱۳ انداخت\nعسگري ، ١٤ رسم مرور گذشت عسكري\n۱٥ شطار آباي عسكري ، ١٦ نیزه بازي\nبا لاي اسپ ، ۱۷ آتش بازي ، ۱۸ اتن\nملي ، ۱۹ فوت بال ، ۲۰ تينس ۲۱ واليبال\n۲۲ ها کي ، ۲۳ جمنا ستك ، ٢٤ کشتي\nرا ني ، ۲٥ خواننده هاي ملي وشعراي\nوطني ، ٢٦ اقسام نما یشات تفر یح داخله\nکارنیوال ، ۲۷ سينماي عسكري ، ۲۸ نمايش\nصنعت وحرفت که بذريعه وزارت جلیله\nتجارت قرار اعلان عليحده اجرا میشود\n۲۹ نمایش زدن کبوتر مصنوعي که بتوسط\nوزارت جليله در بار اجرا میگردد ،\n۳۰ نما یشات سه گانه که یکنفر تا جر\nكابلي محض بواسطه خوشي اهالي وواردات\nتجارتي از هند خواهش کرده حین رسیدنش\nقرار هدایت اجرا خواهد کرد ، ( سر کس )\n۳۱ مسمر یزم ، ۳۲ شعبده بازي ، ۳۳\nخواننده هاي هندي .\nفوقا بجهته استحضاریت عموم بذريعه\nاعلان هذا ابلاغ گردید تا مشتر کین میله\nموصوف شمولیت ور زیده در اثر نمایش\nخود بانعامي که از طرف حکومت تعیین\nوتخصیص شده نائل میشوند . تحر بر یوم\nیکشنبه ۳ ، اسد ۱۳۱۰\n\nسواد تلگرام تبر يکيه\nاعلیحضرت همایونی بعنوان\nاکسلانس رئیس جمهور فرانسه\nبمناسبت روز تاريخي وجشن ملي فرانسه\nتبریکات صمیمانه واحساسات ارادتمندانه\nام را بجناب اجل و ملت نجیب فرانسه\nاظهار و تمناي سعادت شان را مینما یم .\n( محل امضاي : اعلیحضرت )\n\nسواد تلگرام جوابيه\nجلا لتماب رئیس جمهور فرانسه\nاعلیحضرت محمد نادر شاه پاد شاه\nافغانستان : نسبت به تلکرام مطبوع تبریکیه\nاعلیحضرت شما شدیداً اظهار تشکر نموده\nعظمت و آبادي مملکت شما را آرزومندم\n( پول دومر )\n\nاعلان\nذوات محترم که مائل اشتراك مجله\nکابل هستند بخود اداره انجمن\nادبي يا با داره اصلاح ، اداره انيس\nمراجعت نموده بعد تحويلي پول\nبدل اشتراك مجله يکي از ورقه\nهاي اشتراک که مخصوص معرفي\nمشتر کین مجله میباشد صورت\nدر خواست خود را تحر: وامضاء"}
{"book": "adl0789", "page": 271, "text": "صفحه ۱۲\n\nفرمایند تا بعد ازان مجله بعنوان\nذوات موصوف از روی آدرس\nو عنوان که در ورقه تصریح\nمیدهند فرستاده میشود .\n\nخبر های خارجی\nرایوتر اول اگست\nراپورت کمسیون اقتصادی حکومت\nپس انداز ۹۷ ملیون استر لنگ را\nکه در ان ٦٦ و نیم ملیون تقلیل مصارف\nحربیه نیز شامل است ، در مدت يك\nسال کامل و فسخ اداره فروش امپر طوری\nرا سفارش میکند نیز سفارش می نماید که\nمعاشات تابه خدمات حربی بولیس\nومعلمين کم شود ، وخود يد تحقيق\nمسئله نیقسیتیز در مدافعه امپر طوری\nوامکان تقلیل مصارف مدافعه حربی\nرا بدون دوچار نمودن مسئولیت ملی به\nمخاطره سفارش میکند .\nربوتر اول اگست :\nاز ماسکو راپورت میشود که مصاربی\nچانس که از میدان طیاره پکین برای\nپرواز به طرف تو کیو حرکت نموده\nاست مجرو را در بشراج در نزدیکی\n\nروی اسك در سا بیریا فرود آمد..\nگراف زیبلین که درین نزدیکی ها به\nطرف قطب شمالی پرواز نموده است چند\nجزیره جدید را کشف نموده و در عین\nپرواز خود زیاده از پنجاه هزار کيلومتر\nمربع زمین غیر مکشوف را در نقشه داخل\nنموده است قرار بیان پروفيسر روسی\nسموئیلو ویج که یکی از جمله ساینس\nدانان جهاز مذکور بود بعضی از جزیره\nهائیکه در نقشه موجوده است وجود\nندارد :\nريوتر ٣ اگست\nقرار اطلاع سیتل طياره را نان را\nنود جونز که در اوائل ماه گذشته\nسعی نمودند از سیتل تا به توکیو پرواز\nکنند و تا کام شده بودند در روز یکشنبه\nبرای مرتبه دویم به پرواز غیر متوقف\nتا به تو کیو قدام نموده روانه شدند\nبايد بصورت انجام پنج هزار ستو لنگ\nرا كه روز نامه جاپانی ( اساهی\nتو کیو» مقرر نموده است بگیرند .\nبدون مریض است\nقرار تلگرام نیویار کت راجع به ایدیسن\nکاشف مشهور اطلاعیه بیان میدارد\nکه مذکور به مرض دیا بيس مزمن\nگرفتار است .\nحالا در تحت تداوی آمده است او\nمریض اشتهات کرده او رو باصلاح\nگذاشته است . در عصر روز شنبه دفعتاً\nبیهوش شد مگر بالاخره خوب شده در\nشام استراحت کامل داشت .\n\nپرواز\nپیغام نيو يارك مشعر است که كاتی\nو پوست پرواز کنندگان دور عالم\nبساعت ٤٧/٣ ظهر وارد گردیدند\nهر دو آنفر مذ کور بعد از دوره زدن\nکره در هشت روز و پانزده ساعت و\nپنجاه دقیقه خیل خسته شده بودند .\nدار العوام\nحکومت در شام روز پنجشنبه به مخالفت\nدیگری در دار العوام گرفتار امد ، بدين\nغايت که نمایندگی پیشنهاد خانگی که از\nامور انتخابى و معرفی نمودن رأى دهی\nتناوبی بحث می کرد در کمیته تحت غور\nبود و ترمیمی که از طرف حزب محافظه\nکار جهت تحديد را ی تناوبی در انتخابات\nبه قصبه های لندن ( غیر شهر لندن )\nو قصبه های دیگری که بیشتر از دو صد\nهزار نفوس داشته باشد به هشتاد رأی\nدر مقابل ۲۹- و خلاف حکومت موفقیت\nحاصل نمود ..\nمذاكره بين فرانسه وامريك\nقرار اطلاع پاریس فلاندن وزیر\nماليه دروز پنجشنبه ظهر مذاكره\nطویلی با مان ( وزیر خارجه امريك\nنمود راجع باین مذاكره سكوت\nاختيار نموده است . مسلماً گمان می رود\nکه امورات بصورت اطمینان بخشی جریان\nنموده است. مذاكرات بساعت ده مروز"}
{"book": "adl0789", "page": 272, "text": "صفحه ۱۳\nشماره ۱۴\nمجلد پنجم\n\nباز شروع خواهد گردید.\nتلگرام واشنگتن مظهر است که\nکمپل وزیر موجوده در يك ملاقات\nبیان نمود که در پاریس مذاکرات بوضعت\nموافق جریان دارد و ما در باب نتیجهٔ\nآن خیلی خوش بین می باشیم.\n\nقهرمان تینس\n\nفروتی اوم ( چيرمنی ) در تمام بازی\nتینس انگلستان دروم بلدن فرودن\nکسراء ونکل را ۶ - ۲ و ۷ - ۵\nمغلوب ساخته عنوان قهرمانیت را گرفته\nاست. در حالیکه شیدی و د (امریکا)\nبمقابل فرانك شیلز قهرمانیت مردان\nرا گرفته است و شخصی امریکی دريك\nمسابقه وسطی در مقابل بورد ترا بایش\nافکار شده و بنا بر آن از مسابقهٔ آخرین\nصرف نظر نموده است.\n\nگراف ژیپلین\n\nریوتر ۲۵ جولای\nتلگرام برلین مشعر است که\nگراف ژیپلین در روز جمعه بری پرواز فلی\nو کشفیات جوی به طرف قطب شمالی از\nفریدرك هافن روانه شد و به لینن گراد\nرفته از آنجا از راه ارکنجل به طرف\nقطب شمالی خواهد رفت.\n\nانعام شاهی\n\nریوتر ۲۶ جولای\nانعام شاهی مسابقه هوا پیمائی\nگردا گرد برطانیه را اداره هوا\nپیمائی شاهی به توسط طیاره رانان خود\nکه در طیاره های مصنوی به صورت\nاشخاص غیر مسلکی پرواز می نمودند\nحاصل کرد. افسر پرواز اید ورد در\nبيث لاك كورن باو برد اول و افسر پرواز\nگینز در طیاره سپا زمین دوم نمره را\nگرفتند.\nتلگرام لینن گراد بیان میدارد ژیپلین\nآنجا فرود آمده است.\nتلگرام پاریس بیان میدارد که فرانسه\nدر مسابقه انعام دیوس برطانیه را به\nدو موفقیت به مقابل يك مغلوب ساخت\nو دیروز در مسابقه مضاعف گوشت\nوبرک ن کسکین ویکز را به ٦ ٫ ۱ وه\n۷ و ٦ ٫ ٣ و ٨ ٫ ٦ مغلوب ساختند\n\nسقوط طياره\n\nقرار اطلاع بخارست در بین طیاره که\nدر میان قسطنطنیه و بخارست پرواز\nمی نمود و بر فراز کر انا یت آتش گرفته\nافتاد چار نفر انگلیس نیز بودند. تفری\nطياره مذكور كاملاً سوخته و ژغناخت\nبدر آمده بودند اسامی دو نفر انگلیس\nو لیمز و کروج بود و از سمیر نا بودند\nریوتر ۲۶ جولای\nتلگرام لندن بیان میدارد که سرهو\nبرت ولکنس امید دارد عصر روز دو\nشنبه از بلای موت بر کشتی تحت البحری\nناتياس که در آن می خواست به قطب\nشمالی برسد، به طرف ناروی روانه\nگردد. در روز شنبه از تحت البحری\nمذکور بعد از مکمل شدن امتحان غوطه\nخواری گرفتند و برای ۲ ساعت در تحت\nآب رفت در غین زمان متصلاً با تحت\nالبحري برطانيا مخابره داشت.\n\nریوتر ۲۷ جولای\nتلگرام پاریس میگوید که فرانسه متعاقباً\nبرای پنج سال است انعام دیوس را نگاه\nداشته است. در دو مسابقه واحد که\nدر روز یکشنبه واقع شد آستین و بروترا\nرا به ۷ ٫ ۵ و ۱ ٫ ٦ و ۱ ٫ ٦ و ۷ ٫ ۵\nو گوشت پیری را به ٦ ٫ ٤ و ٢ ٫ ٦ و ٦ ٫ ٤\nو ۷ ٫ ٦ مغلوب نمودند و باینصورت\nفرانسه به سه موفقیت به مقابل دو غالب\nآمد.\n\nریوتر ۲۸ جولای\nمس می چانس که به همرای مسترس\nهسامپ سیارنز از میدان طیاره میکالین\nبرای موفقیت اولین پرواز خود تابه\nتو کیو روانه شده بعد از چند ساعت\nخوب درامبین می چانس بساعت ۱ ٫ ۲۳\nصبح به طرف برلین روانه شده است\nوامید دارد در ده اگست به تو کیو\nرسیده در آنجا یک هفته توقف کند\nو باز به طرف وطن پرواز نماید.\n\nتدقیقات طبقات الارضى ومحازات\n\nمسکو ۲۸ جولای - يك جمعيت\nمدققین طبقات الارضي براي تدقيقات\nمواقع معادن در جزيره نماي کرچ در ساحل\nبحر آزوف به کرچ رسیدند ذخیره این\nمعادن به ملیا ردها تون میرسد، ماشين\nخانه هاي فلز کاري جديدي در سواحل\nبحر آزوف نه ماري او پول و تا کان روك\nتعمیر نموده خواهد شد. هیئت حفريات"}
{"book": "adl0789", "page": 273, "text": "صفحه ١٤\n(شماره ١٤)\nمجلد پنجم\n\nکه برای تحقیقات شهر غرق شده خیر\nسونس رفته بود حصه جنوب ديوار های\nمدافعه برج هاي جنگي و خانه های شکسته\nشهر مذکور را اکتشاف نموده .\n(تاس)\n\nگراف ژیپلین در لینن گراد\nمسکو ١٨ جولاي ـ ٢٥ جولاي\nبساعت ٨ و ١٥ دقيقه صبو پزاپل گراف\nژپلین که با طياره ها محاط شده بود\nبر بالاي شهر لینن گراد نمودار گردید\nدیر یزاپل مذکور در تحت آواز های\nموزيکه و کف زدنهای هزار ها نفر سبرین\nبر میدان طیاره یک دوری زده نزول نمود\nبرای خیر مقدم از طرف شوراي لينن گراد\nایوا نوف واز طرف قومانداننیت نظامي\nلنين گراد ، بیلوف و نماينده هاي جمعيت\nطياره شور ویه رئیس آكاديمي فن وسفير\nالمان در س س س ر فون دیر گیس قیام\nنمودند دو كتور ايكنر از حسن پذيراي\nایشان تشکر نموده اظهار کرد : « ما بسیار\nممنون هستیم که چندي درلينن گراد\nدر نزد چنين میزبانان مهربان و مهمان نوازي\nفوق العاده توقف نمايم » .\n\nدر دعوتيکه بشرف مسافرین دیریزاپل\nگراف ژيپلين در آیرو در وم لسن گراد\nداده شده بود دو کتور ايكنر قدح خود را\nبر داشته گفت : باید دیدو سفین با\nنسیتیون رادها لتر از ناطقين وصنعهاي\nمشهور بويان ورومن ) باشد که حسیات\nمشتر كه من هيئت را بعد از چنین پذيراي\nشاياني اظهار نموده بتواند . مابسیار ممنون\nهستیم که در مملکتی می باشیم که تجربیات\nاجتماعي تمام دنیا دران کرده میشود و برای\nاینکه مساوات مادي ومعنوي رنجبران را\nترقي بدهند یک وضعیت خسته گي ناپذيري\nکار میکنند . ما می بینیم که مهیا نهای\nفوق العاده را که س س س ر با وجود همه\nمشکلات حاصل نموده است . در ٢٦ جولاي\nساعت ١١ و ده دقیقه گراف ژيپلين از\nلینن گراد پرواز نموده ، به ساعت ١٩\nژيپلين بر شهرار كنجلسک رسيده .\nسا مویلوویچ رئيس حصه علمي اظهار\nنموده که خط مشي که بايد ٥ ـ ٦ روز\nدوام مینمود بعد از مشوره لینن گراد\nلا يتغير ماند ، رصد خانه اعلي لينن گراد\nارتباط لا ينقطع را باديري زاپل ترتیب\nنمود و در یک شبانه روز هفت دفعه وضعیت\nهوا را به ژيپلين اطلاع خواهد داد\nژیپلین باراديو استاسيونهاي جزيني\nناروي ومها لکه دیگر همیشه ارتباط خود\nرا محافظه خواهد نمود . درعین زمان\nمجهز هوائي چند راديو کار خواهد کرد\nبقرار اطلاعات آخرین وضعيات حوادث\nالجنوي در اطراف منطقه منجمد شمالي بهتر\nشده میرود .\n(تاس)\n\nترکیه\nمسابقه فوت بال تور کیه و شورویه\nمسكو ، ٢٥ جولاي ـ تيم فوت بال\nبين المللي تور کیه در اوائل ماه اگست\nبرای ملاقات با فوت باليستهای شورویه\nدر مسکو خواهند آمد .\nتيم فوت بال مذکور دفعه اول در سال\n١٩٢٥ در س س س ر بودند .\n\nطياره مسافرتي جديد شورونه\nمسكو ، ٢٥ جولاي - طيارة\nمسافرتي انت نمبر ١٤٠ که در ماشین خانه\nموسسة آيرو ـ هيد رو دييا میت مرکزی\nمسکو جدیداً تعمیر شده است ، در\nاوائل اگست پرواز امتحانی خود را\nخواهد نمود . طیاره مذکور تماماً\nاز مواد شورویه ساخته شده است الى\n٣٢نفر مسافر خواهد برداشت و وزن آن\n١٧ هزار کیلو گرام است . بعد از\nپرواز امتحانی مجهز گردیده اول به\nاوا. مسكو - نو و و سيبر سك ولا ديو\nستوك را که ده هزار کیلو متر مسافه است\nپرواز خواهد نمود . طياره پنج موتر\nدارد و هر موتر ٤٨٠ اسپ قوه دارد ."}
{"book": "adl0789", "page": 274, "text": "صفحه ۱۵\nشماره ۱۴\nمجلد پنجم\n\nمؤلف له إلاتيه فرانسوی\n(۱۲)\nمادام سان ژین\nمترجم : حبیب الله طرزی\nفصل ششم\n( مشروبات فروش سیزده هم )\n« وقتيكه محاربه شروع شود ، تو مثل دیگر زن ها نخواهی بود كه در كنجی نشسته و بكریستن مشغول شوی ، بلكه از خط به خط دیگر حرب عبور كرده برای مدافعین وطن جرئت و رشادت میدهی و برای خسته گان از کارزار قدحی تقدیم میكنی . آه ! آن يك قدح يك مشروبات فروش در فتوحات كار بارود و فشنگ را میكند . چه يك حسیات با شرافتی ! اگر قدری از حال جوان تر می بودم فوراً در خواست میكردم مرا اجازه همراهی الازار بدهند ...\nولی افسوس كه توان كافی برای این اقدام در من موجود نیست . مگر حیرانم كه حال این طفل بیچاره در وسط اردو گاه که گله ها تگرگ آسا میریزد چه خواهد بود ؟ »\nكاترین : « ازین باعث پریشانی بخاطر راه ندهید . من به حيث يك مشروبات فروش حق نگاه داشتن يك اسپ و كالسكه را دارم . هر دوی آنرا هم از فروختن اثاثیۀ دوكان خودم تهیه كرده ام این بچه گک در كاروان ما بهترین راحت را خواهد داشت و از پسر ژنرال زیاد تر حمایه و پرستاری خواهد دید ! »\nدرین اثنا لازار و رفیقش بر گشتند ولی نه به وضعیتی كه رفته بودند ، بلكه\nهوش با چهره یی رنگ و سری با دستمال خون آلود بسته در حالیكه بر بازوی له فیور خود را آویخته بود بدكان داخل شد\nمادر هوش بدیدن پسر خواندۀ خودش نعره زد : « آه ، خدای من ـ او را زخمی می بینم ! كجا بودی ؟ یكبار ترا كشتند ؟ لیوتنان له فیور چرا گذاشتی پسرم را زخم زدند ؟ »\nهوش خنده كنان گفت : « مادر جان له فیور را متهم نساز ! در کار بی اهمیتی كه قابل تذكر نیست او شاهد من بوده است . این زخم چیزی نیست ـ يك زخم خفیف است كه مرا از خوردن طعام هم باز نخواهد داشت .»\nدر اثنائيكه كاپیتان جاك بزرگ پیشانیش را كه ( زخم خفیف ) می نامید می شست له فیور به كاترین فهماند كه باعث این حادثه خود او بوده است .\nمشروبات فروش از حیرت نعره زد من و باعث زخمی شدن لازار ؟ مجالم هذیان میگوئی !\nله فیور : « هذیان نمی گویم ، بلكه حقیقت میگویم . این ( دو پلیلو ) را با شخصی كرد كه او تكرار میكرد كه تو در دهم اگست استرپائی را در اطاق پنهان كرده بودی » .\nكاترین : « آه عفریت ! كجا است\nآن بد بخت كه او را پارچه كنم ! ای كاش باو رسیده بتوانم ! » .\nله فیور : « در خسته خانه با يك سوراخ اعلي از دست لا زار افتاده است که به شش ماه هم بر نخواهد گشت ! وقتيكه بر گردد من او را استقبال خواهم كرد ! »\nلا زار : « رفیقم له فیور من و تو برای كارهای خود مان استعمال ابتری خواهیم یافت ، برای او همین قدر كافی است وطن در خطره و تهلكه و به جمیع قوت وقدرت ما محتاج است بیا كه از همه این رنجش های باطنی و شخصی بر كنار آئیم این بد آباد ، زن دوست مرا تحقیر كردن خواست ومن هم درس عبرتی باو دادم . »\nمادر هوش : « مگر تو با این چه خواهی كرد ؟ » .\nلا زار بر میز اول نشسته جواب داد : « باو این زخم اهمیتی ندارد . از حال خشك شدۀ است . این را گفته و پارچه ئی که جبینش بدان بسته بود بر داشت و به خوردن نهار مشغول گردید .\nاین زخم بود كه بعد ازان تاریخ علامه فارقه فاتح ( سامبر او ( موت ) شده ماند .\nفصل هفتم\n( بلیات )\n« در این جا نخواهند ایستاد ... آنجا چنانچه من گفتم آیا شنیدی كه پوسته چی گستاخ در حین گذشتن ازین جا تا زبانه خودش را بطور استهزا بطرف ما حركت"}
{"book": "adl0789", "page": 275, "text": "داد ؟ »\n« مسافرین کم شده میروند ! »\nکسی ! که پنککی را هم ندیدم . این\nشخص هم در مهمان خانه « شیر طلائی »\nخواهد ماند . »\nاین بود سوال وجوابیکه در بین صاحب\nمهمان خانه « اسپ سفید » و خانمش ، که\nمنتظر ورود مهمان ها در مقابل در وازه\nهوتل خود ایستاده بودند ، واقع گردید\nچون همه مسافرین از آنها گذشتند و کسی\nدر مقابل آنها نایستاده هر دوي شان آه\nسردي بر آورده خاموش ماندند .\nکالسکه آخر ينيکه به تيزي گذشت\nوصاحب مهمان خانه « اسپ سفید » را\nمایوس گذاشته بود ، بشام روز دهم\nاگست از پاریس روانه شده بود . اغلباً\nاین کالسکه آخـــــرين بود کـــه از\n« قرا نطيين » اطراف پاریس عبور\nنموده بود ، زیرا در شب ۹ اگست\nبعد از آنکه وطن خواهان تصميم\nگرفته بودند که علی الصباح بر ( تويلري )\nهجوم ببرند ، حکمی صادر شده بودکه\nهیچ کس را مجال خروج ودخول پاریس\nنبود .\n( بارون لوندال ) ازین حکم بواسطه\nدوستان خودش اطلاع یافته عروسی خودش\nرا با ماد موازل بلانش معلق گذاشته تهیه\nمسافرت خودش را به تعجیل نموده است.\nچون مستاجر عمومي محصولات دولت\nبود نه می خواست که گریبان خودش را\n\nبدست نماینده گان حقيقي ملت بدهد .\nبنابران درشکه چاپاری را کرایه نموده\nباهم کاره خودش موسوم به ( لیو نارد )\nاز پاریس آمده است .\nبرای اینکه از پاریس ومضافات آن\nبه بسیار سرعت عبور کرده باشد تمام\nشب را در حرکت بود ، هيچ جا راحت\nنکرده تا آنکه عراده های در شکه بر\nسنگ بست جاده ( كير بي لـ آن ـ ولواه )\nبه تهنيت سپیده صبح با ولر شده ، بارون\nبرای اینکه نسیم فرحت بخش سحری\nرا استشمام کرده باشد سر خودش را از\nدریچه در شکه بر آورد . چون اسپ\nها کاملاً از حال رفته وقابل حرکت\nنبودند ، بارون از وقت استفاده کرده\nحکم اطراق را در هوتل ( دو لا پست )\nداد تا از انجا يك زوج اسپ جدید تر\nتدارك نمایند .\nبعد از روزی که لوئی شانزده هم قصد\nفرار را کرده در ده ( وارين ) باز\nداشته شده بود عبور در شکه های چاپار\nدر هر قصبه موجب اجتماع بیکاران که هر\nکدام شان بفكر گرفتار كردن يك زمي\nمدار مستبد بودند ، مي شــــد . از کمال\nرسائی طالع بارون حینکه کالسکه چاپار\nاو در ( كريپي ) داخل می شد ، وطن\nپرستان هنوز خواب و بیکاران از خمار\nشب سرگران بودند .\nدر اثنای که بارون در مقابل کاسه شو\nکولات جوشان که صاحب هوتل برايش\nمهیا کرده بود می نشست لیو نارد ملازمش\nدر يك گوشة استقبل جا گرفته در مقابل\n\nفانوس روشن مکتوبی که ماد موازل دولا\nوان بادر مدد ( لوئی ) بقسم رشوه باو\nداده بود زیرورو میکرد . هنگام کيده\nبلانش که باید مکتوب را به بارون بعد از\nعبور فرانعاین بدهد و هم افراد در ( لوئی )\nرشوه دل چسپی او را در محتویات مکتوب\nزیاده ساخت و به خیال اینکه فهمیدن\nاسرار این مکتوب برای او نافع خواهد\nشد ، اراده نمود که آنرا باز کرده به\nخواند چنانچه تیغ چاقوی خودش را\nبشعله فانوس حرارت داده لاك لفافه را\nبکمال سهولت برداشت و به خواندن\nسطور ذيل كامياب گردید : ـ\n« آقای بارون ! ناملایم ترین ومہیب\nوقا يعیکه بعد ازين بظهور میرسد ، فریب\nنخورده باشید ، فریفته خودم میدانم که\nاقرار درد ناکت ذیل را بنمایم : شما رضاي\nپدرم را در عروسی که اغلباً دران سعادت\nومحبت توقع دارید حاصل کرده اید ، ولي\nاز ازدواج من يكي انرا هم تصاحب نخواهید\nکرد ! قلب من، من شما انراشخص ديگري\nاست و محبت او را او مالک گردیده ! این\nمحبت را معذشته که در خور آن است به\nمن داده . در دنیا هيچ قوه وقدرتي مرا\nنسبت به پدر فرزندم بي وفا ثابت کرده\nنه مي تواند .\n( باقی دارد : )\n( مطبعه انیس )"}
{"book": "adl0789", "page": 276, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 277, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 278, "text": "انيس\nجريده ملي\n\nقيمت اشتراك\n\nدر افغانستان ۱۲ افغانی\nمحصول پوسته اطراف و ولایات داخله ٣ \"\nطلبه معارف ٧ \"\nدر ممالك خارجيه ۲۰ شلنگ\n\nلطفاً پول اشتراك که بتوسط خزاین دولت فرستاده میشود باید\nرسید عوض و معاوضه باشد\n\n(مطبعة انيس)"}
{"book": "adl0789", "page": 279, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 280, "text": "شماره (۱۵)\n\nمجلد (۹)\n\nاشتراك سالانه ۱۲ افغانی\n\nمحصول پوست ۲ \"\n\nخارجه ۲۰ شلنگ\n\n۲ سنبله ۱۸ اسد ۱۳۱۰\n\nانیس\n\nتاسیس ۱۳۰۶\n\nاداره : کابل جاده ارگ\n\nمؤسس و نگارنده مسئول\n\nمحی الدین\n\n۲۵ ربیع الاول ۱۳۵۰\n\nپاینده باد استقلال ما\n\nباری دلدادگان این خاک محبوب و\nاین سرزمین دلپسند حق دارند بر خود\nببالند زیرا سبزه همین سال است افراد\nملت افغانستان در نجه ظل رحمة خدا\nوندی و به مساعدت و یاوری بخت مقبل\nجایگاو آن روز مقدس و میمون آن\nزمان سعادت اقتران که در اثر مجاهدت\nو جان فشانی های فرزندان رشید و\nسر بر آورده خود حریت و استقلال\nکامل خود را از دست تصرف و تسلط\nاغیار به نوك بر چمه های خون آلود\nتفنگ و برق شمشیر های تیز آبدار\nخود رها برده بودند نعره های هیجان\nخیز مسرت و حبور خود را بر افلاك\nمیرساند و فرد فرد نو باوگان چمنستان\nاین سرزمین بهار آغوش بکمال\nشطارت و بشاشت در یاد آن ساعت نیک\nفرجامی که بوستان حریت و آزادی این\nوطن از دستبرد صر صر خزان تطاولات\nبیگانه گان رهائی یافته بود رنگ طراوتی\nنخود میگیرند و به تمام سرخ روئی قد\nبر افراخته از خنده های قاه قاه شاد\nکامی شوری به فضای سماء بر پا میکنند .\nبلی ، چرا نکنند ؟ و چرا آن\nروز فیروزی را که بسیاری از فرزندان\nمحب ام ماجده وطن آرزوی آنرا در\nاعماق قلوب درد مند خود در آغوش\nخاک برده اند یکی از بهترین ایام حیات\nملت افغان تصور نکرده و بیاد گار\nآن داد خرمی و انبساط را ندهند و صحن\nوطن آزاد و جوان افغانستان را به ترنمات\nلا ينقطع ترانه های مسرت و زمزمات\nهم آهنگ مسطره شعار وجد آمیز\nاستقلال سرا پا به معنی حقیقی کلمه\nغلغله ناک نسازند ؟\n\nهان ای فرزندان باهی خواه وطن\nببالید ، ببالید و فخر کنید . زیرا خون\nهای سرخ برادران جوان تان که در راه\nتحصیل آزادی حقیقی و نام وطن\nمردانه وار در معرکه جدال ریخته بود\nبیهود ه نرفت و بالاخره نهالستان آمال\nحریت پرستان این محیط نیک اختر را\n\nآبیاری نموده سطح وطن را از شگفتن\nگلهای مرام شان رشک جنان ساخت.\nو سر های پر شور راد مردان هموطن\nو همخون و هم نژادتان که در میادین\nمخوفه محاربه استقلال در زیر پرچم\nمقدس اسلامی عسکر افغان و بنام کلمه\nمقدس لا اله الا الله محمد رسول الله\nبخاک و خون می غلطید بالاخره به\nاسترداد حق مغصوبه آزادی قطعی\nجامعه مستعد افغانی کامیاب و امروز بجا\nسبب سر بلندی و گردن فرازی تمام افراد\nاین خطه با نام و نشان گردیده است !\nهان ببالید با ارواح نيك مردان تاریخی\nو علاطات نژاد افغانی مانند میر ویس\nو محمود فاتح پیر او و وزیر افغانی\nوزیر اکبر خان و همچنان جمیع شهدای\nاستقلال این وطن و خدمت گزاران\nگذشته این سر زمین نکو نام همواشده\nبیاد آوری ساعت فرخنده تصداق و\nامضای معاهده حریت وطن به طرابیزانی\nهای مستانه مسرت وطرب افغان و به\nرقص شادمانی و فرحت شريك و سهيم\nگردیم . بیائید به شرف این روز همایونی\nکه یاد گاه روز باز آوری بهترین تمنیات"}
{"book": "adl0789", "page": 281, "text": "( شماره ١٥ ) مجلد پنجم\nملی ما را تجدید میکنند و به مناسبت این ساعات نشاط آوری که ذکر طلوع مهر درخشان اقبال و بهروزی را از بین ابر های تیره بدبختی و اسارت که چندی افق این وطن را فرا گرفته بود تازه می سازد به خوبترین صورتی تشکرات قلبی خود را به جوانان فدا کاری که محرك و موید و مکمل این عزم مقدس اخذ استقلال وطن گردیده بودند عرض و تبریکات صمیمی خود را به تمام دوستداران افغانستان حرو آزاد و کسانیکه درین مسرت ما از ته دل شريك اند تقدیم داریم بیائید باطراف خود چشم تحقیقی باز کنیم و نگاه اعتباری به جوانب خود افکنده و بنگریم آن و جوامعیکه از حلاوت وصال محبوبه قشنگ و دلغریب استقلال مهجورند در غم فراق و اندوه جدائی آن بچه تلخکامی در آتش یاس و حسرت میسوزند . و چگونه روز روشن شان بی وجود آفتاب انور حریت و آزادی به شب تارمبدل و حیات قیمتدار انسانی شان در تحت سنگینی و فشار سلاسل و اغلال اسارت و غلامی به صورت شرمناك و ننگ آوری در گذر است . بیائید از ناله های جانخراش و فریاد های سوز ناك این بیچارگان که مزرع حیات شان را بجز قطرات اشك ناكامي ومنكوبيت آبياري و شجر زندگی امیرانه شانرا باستثنای آلام وهموم بیکران باری نیست ، عبرتی گیریم و به این زندگی آزادانه قابل ستایش و این حیات باشأن وشرف\nبا استقلال خود فخر ومباهات نمائيم واز دل وجان چه در دایره عمل وچه در محوطه قول به شکرانه این متاع گران قیمتی که در آوای نثار نمودن لالى مثلا لای عرق های ناصیۀ مجاهدت و نثار بواقیت حمر نی خون های گرم حمیت وغيوت بدست آمده است قیام ورزیم .\nای ملت غیور مجاهد !\nمسلم است اگر هر موجودی از موجودات اين خاك و آب در صدد تشریح مناقب عدیده وتفصیل مزایای لا محصای این موهبت بزرگ آسمانی برآید و با هر فرد ملت ایام و لیالی بی شماری را به تحریر ونگارش فوائد مترتبه و نتائج درخشان ومثمره این عطیه ثمین ایزدی صرف نماید ، نخواهد توانست چنانچه احساسات پاك ونی آلایش وطن پرستانۀ يك فرد علاقه مند به شئون ملی اقتضا دارد به تبیین و تقریر یا بسط وتشريح آن موفق آید ، لهذا یگانه طریقه که توسل با آن ممکن می سازد باندازه که در حیز اقتدار مساعی قاصر انسان ضعیف است از عهده شکر آن بدر آئیم از روی قرار عقل سلیم وتدبير فکری اینست که بهر صورتی از صور وطوری از اطوار که ممکن باشد در پی تشیید و تحکیم بنای حریتی که به فدا کردن جان های عزیز و وجود های بیبهای حاصل کرده ایم که شاید هر کدام ن مركز آمال عده از قلوب مملو از حنیات پاك محبت و و داد ونقطه\nتوجۀ چشم های پر اشک ونگاه های اندوه ده به حرارت عشق وعطوفت بوده است برائیم . و به مودای آیه کریمه « اعتصمو بحبل الله جميعاً ولا تفرقوا » واز حكم واجب لا طاعت حضرت خداوند ومتمم حقوق خود که ( انما المو منين اخوة ) یا تمام رابطه قلبی که لازمست به حرز ناموس و حفظ شرافت ملی ووطنی خود داشته باشیم و متفقاً دامن همت را برای فراهم آوردن و سایل تامین آتیه با شرفانه برای ملت و وطن خود بر کمر زنیم و جداً متوجه گردیم که ( لا سمح اله ) نفاق و شقاق ملی که یگانه مورث بد بختی و اضمحلال ملل به شمار میرود خدا نخواسته بار دیگر این شرافت حاصله ما را مورد تعرض اغیارقرار ندهد . و این حیات مردانه و نجیبانۀ ما را مرتبه دیگر بيك زندگی ننگین و خجالت آور تبدیل ننماید .\nلذا ما می خوا هیم در ذیل به قرار معلومات عاجزانه خود چند چیزی را که برای حفظ استقلال لازم است بدان متوسل شویم ، عرض داریم : -\nوحدت ملی :\nیکی از لوازم بلکه خاصیت مکمله استقلال و آزادی وحدت ملی است . و ملتی که میخواهد ، چنانچه لازم است حریت و استقلال خود را حفظ نموده به حیات آن قیام نماید لا بد باید دارای نصب العين واحد مقصد واحد ، فكر"}
{"book": "adl0789", "page": 282, "text": "صفحه ۲\n(شماره ١٥)\nمجلد پنجم\n\nواحد ، اخلاق و عادات واحد ، زبان واحد ، نظریات واحد ، بوده باشد و از تمام مناقشات ذات بين فرق وقبائل وعشاير جلو گیری نموده ، در مرتبهٔ اول وحدت ملی را تأمین و سپس با وفاق کامل از يك طرف هیئت حاکمه ملت خود را در آغوش حمایت و شفقت گرفته در تمام امور ممد و معاون آن گردد ، و از طرف دیگر اوامر صحیح آنرا پس از اطمینان كامل بجان و دل پذیرفته اطاعت و انقیاد آنرا شیوهٔ خود سازد ، تا بتواند بطرف منزل سعادت و بختیاری رهسپار گردد.\nحکومت که ضرورت و لزوم این وحدت و تعاون ملت و حکومت را کاملاً احساس نموده از فوائد بیکران آن متیقن بود ، بر خود لازم دانست که تمام اموری را که برای خوش بختی و نيك نامی ملت محترم افغان اجری می شود به مشورت افراد ملت در حیز عمل در آورد ، شورای ملی را تشکیل و زمام امور تان را بالوسیله بدست خود تان سپرد.\nحالا لازم است ، وكلا اولاً خود شان نمونهٔ اتفاق و وحدت ملت گردیده ثانیاً ملت را به وحدت ترغیب کنند و از اختلاف آراء و عقاید در بین خود و ملت جلو گیری کنند.\nیا بالفرض اگر (چنانچه اصول است) در عین مباحثات واقع گردد هم به فکر آخرین فرد خود اهمیت داده ازان صرف نظر نکنند و در اطراف آن غور نمایند . و سعی نمایند حق الوسع در اجری وظیفهٔ اصلی خود یعنی رعایت حقوق افراد ملت وضع استبداد و خودسری ضعف و تنکاسلی نشان ندهند .\n\nاستقلال و اخلاق .\nگذشته ازین چیزی دیگری که در مسئله نگهبانی حرز استقلال ما و شما مدخلیت تا می دارد عبارت از حسن اخلاق و نیکوئی سیرت است . حسن اخلاق هم چنانکه در هر امری از امور اجتماعی بشر می تواند کفیل کامیابی و نیل به مقصود شود ، در کار حفاظت ناموس حریت و استقلال نیز بصورت كامل وظیفهٔ ضـمانداری را ایفا کرده می تواند . و برای استد لالی که درین مسئله لازم باشد ، می توانیم از همه اول تر به ترقیات فوق العادهٔ که عالم اسلام در زمان حضرت خلفای را شدین داشت اشاره کنیم و چند سطری از روایات تاریخی ، درباب ، بلندی وعلو الوقتی عالم اسلامی در صفحات کتب تواریخ ملاحظه نمائیم . و یقین است اولین چیزی که تمام مخر برین تاریخ اسلامی پیش تر از عملیات و کار روائی های شاندار مسلمانان انوقت ذکر می کنند عبارت از اساس متینی علیه وعلت اصلی آن همه ترقیات محير العقولی است که يك قسمت بزرگ بشریت به مقابل آن سر تسلیم خم نموده بودند ، و آن عبارت است از اخلاق خوش، رأفت، شفقت ، نوع پرستی، همدردی لطف و کرم ، شجاعت و سخا وحب وطن ، جوانمردی ، گذشت، که خاصه شان بود .\nپس ما که به پیروی دین مقدس اسلام افتخار داریم نیز لازم است برای آنکه به مناهج عالیهٔ رفاه وترقی نائل گردیم اقوال وحركات مقتدایان گذشته خود را سر مشق عملیات روزانهٔ خود قرار دهیم و از اخلاق بلند وسلوك خلویت مآبانه شان تقلید و پیروی نمائیم تا بتوانیم از ادی وطور خود را از دستبرد بیگانه گان به بهترین صورتی در امان داشته، ازفوائد لامتناهی آن بطوری که شایسته است استلذاذ نمائیم.\n\nاستقلال ودیانت\nدرین هیچ جای ریب وتردید نیست وهم چنانکه حصول استقلال ما وشما مرهون تاثره وجذب وحرارت وحس فدا کاری است که در نتیجه تعلیمات مقدس اسلامی در کانون سینه هر فرد مسلم اشتعال دارد روح پر شود واراده متين وعزم را سخی را که برای نگهداشتن آن لازمی به شمار میرود نیز باید از هدایات صحیحه همين دين مقدس اسلام وقانون آسمانی که به وسیله بزرگ ترین رجال دنیا حضرت محمد آخر زمان برای ما نازل گردیده است کسب واقتباس کنیم.\nبلی ! زمانیکه یک فرد حساس مسلمان با دلی پر از احساسات پاک دیانت داری در صحنه دنیا قدم نهاد به هر امری که اقدام نماید با صدق وصفائی که لازم است فحوای آیه کریمه : (ومن يتوكل علي الله فهو حسبه) را در نظر خود گیرده واز عمق قلب خود به مدد گاری خداوند"}
{"book": "adl0789", "page": 283, "text": "صفحه ٤ ( شماره ١٥ ) مجلد پنجم\n\nو روحانيت قديس بزرگان دين خود اعتماد\nدارد ، طبعاً وجد و هيجاني که ازين رهگذر\nدر سر شوريده اش پيدا مي شود ، به فدا\nنمودن هر چيز در راه خدمت به دين مقدس\nاسلام ورضاي خداوند و هدايات حضرت\nرسول الله حاضر و آماده بوده ، شادان شادان\nجان عزيز خود را در راه محبت وطن\nو علاقه که باو امر باک وفي آلایش خالق\nرؤف خود دارد مي بازد وبکمال افتخار\nدر زير علم مطهر اسلامي رقص کنان\nسينه خود را در جلو تيغ تعرض اعدي\nديانت ووطن خود سپر مي سازد .\nو مي توان بکمال صحت دعوي کرد که\nهيچ یک شخص فکور نه مي تواند\nاعتراف نمايد که در مقابل سيلاب قوي اين\nچنين حسيات آتش بار ، که منبع آن تاثر\nروحي و تهيج معنوي است ، ، هیچ چیز نه\nمي تواند سد و حائل گردد . وهيچ قوتي\nنه مي تواند برين قوت باطني غالب ومظفر آيد.\nپس مي توان گفت که اولين چيزي براي\nدارائي شجاعتي که جهت ادامه و وقايه\nاستقلال ما ضرور است ولازم داريم\nعبارت از حس دیانت است .\nدر آخر کلام به حيث يک فرد افغان اين روز\nفيروز و گرانقدر را به عموم برادران هم وطن\nونا موسکار خود تبريک گفته میگوئيم :\nپاينده باد استقلال افغانستان\nزنده باد ملت استقلال دوست ما\n( . . . )\n\nپروگرام اقتصادي\nسال ۱۳۱۰ وزارت تجارت\n(٤)\n٢٦ : در باب ساختن ٢٤ کروه سرك\nجديد دره شکاري الي معدن ذوغال\nتاله و برفک و از آنجا الي دانه غوري\nقبل ازین بمجلس عالي وزراء کيفيت آن\nتقديم و منظوري حاصل شده در اين\nاو واق محض از مفاد سرك ذيلاً اشريحات\nميدهیم تا معلوم شود که اجراء اين کار\nهم بداخل پروگرام سال ١٣١٠ اين\nوزارت مي آيد : -\nفوائد سرك مذكور : -\nاول - راه ولايت مزار شريف از نظر\nراه موجوده ٥ منزل بمرکز نزديك\nمي شود .\nدوم : - کوتل آغه رباط - دندان\nشکن - جموك ها قره کوتل - كه يك\nبخش بزرگ در حمل مال التجاره وغيره\nوارد مي کنند ، متروك مي شود .\nسوم : - کرایه مال التجاره وغيره\nنظر راه موجوده کمتر مي شود .\nچهارم : - بواسطه نزديك شدن راه\nدر تجارت بين مرکز و مزار ترقي شاياني\nحاصل خواهد شد .\nپنجم : - غله مزار بمرکز به بسیار\nزودي و سهولت مي رسد .\nششم : - درين راه سفر ٢٤ روزه\nبه سه روز ذريعة موتر تبديل مي شود.\nهفتم : - راه مذكور مطلق برف\n\nندارد و در بهار و زمستان تردد میشود .\nاگرچه این راه فوائد زيادي دارد که ممكن\nنيست در چند صفحه تحرير شود اما بهمين\nقرار اکتفا شد ، در اجرا آن سرك\nمذکور از طرف وزارت تجارت اقدامات\nشده امید است در ابتداء سنه ١٣١٠\nآغاز بکار شود .\nامضاء : وزیر تجارت\nتصويب كابينه وزرا : در باب ساختن\nسرك جديد از راه دره شکاري قبلا برين\nمنظوري داده شده درست است .\nامضاء هيئت کابينه\nحكم حضور شاهانه ملاحظه شد\nدرست است .\n\n٢٧ : تا البته معلوم است که نفت تا\nکدام اندازه مورد احتیاج است و دول\nمتمدنه که داراي معادن نفت مي باشند\nنيز معلوم است که ازين رهگذر خالسانه\nعوايد ها بوند حاصل مي کنند ، خاك پاك\nوطن عزیز ما هم او فراینکه تا حال کشف\nشده دارای يك معدن بزرگ نفت است\nکه در تر پل هرات كشف گردیده ،\nمتاسفانه باید دعاء کرد که وزارت تجارت\nنظر به ضيق مالي خود فعلا نمي تواند که\nاز معدن نفت مذكور چنانچه لازم است\nکار بگیرد ، زیرا تنها کار ابتدائي معدن\nنفت يك مصارف گزف از قسم ماشين\nهای برمه و ابریق های عرق کشی و\nنلها براي صاف کردن تيل مذكور لازم"}
{"book": "adl0789", "page": 284, "text": "صفحه ه\nشماره ۱۵\nجلد پنجم\n\nدارد عجالتاً نظر بمصارف مذکور بمعدن نفت مزبوره چنانچه باید کار کرده نمیتوانیم لذا در علاقه شنوار وعلاقه میمنه معدن (بتومن) که يك قسم مواد معدنی نرم است و دارای نفت می باشد قبلاً كشف شده از قراریکه معلومات حاصل شده نفت که یکی از اجزای آن است در بتومن مذکور است ماشین های کار آمد آن هم قیمت گزاف ندارد ، میشود که از آن تیل خاک و پترول وقير وغيره حتى شمع و موم هم بدست بیاید ، قیمت ماشین و سامان لازمه آن قراریکه تخمین کرده شده مبلغ ( ۰۰۰۰۰ ۴ ) افغانی می شود - لذا پول لازمه آن را داخل بودجه ۱۳۱۰ نموده منظوری میخواهیم.\nتصويب كابينه وزرا : بخصوص پیشنهاد وزارت تجارت راجع ب خریداری ماشین برای معدن (بتومن) در حال مجلس در مسودی خریداری ماشین مذکور را داده نمی تواند وزارت تجارت در باب مسئله مذکور معلومات صحیح نموده و بخصوص خریداری ماشین مزبور در سال ۱۳۱۱ تکلیف نهد.\nامضاء : هیئت کابینه\nحكم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است.\n\n۲۸ : از قراریکه بوزارت تجارت فهیمه است واز آن استفاده می شود متخصصین خارجی که در شعبه معادن مستخدم بودند راجع به معدن آهن پغمان وجبل السراج تفصیلات زیادی نو شته اند در نتیجه معدن های مذکور را بهترین معدنهای آهن نشان داده اند چون سرك جديد دره شکاری بمقصد آوردن ذغال سنگ بمركز تحت اجرا گرفته شده وزارت تجارت برای خريد يك دستگا ماشین ریخته گری آهن فکر دارد که در سال آینده به خرید آن اقدام نموده با کمپنی های جرمنی داخل مذا کره شود - تا اگر خدا بخواهد سرك مذکور تکمیل شود ماشینهای مذکور با کارگران آن هم بمرکز رسیده بواسطه ذوغال مستحصله معدن های مذکور از معدن های آهن فوق الذکر کار گرفته خط آهن وغير لوازمات خود را از آهن پیداوار مملکت خود تهیه بتوانم .\nاین را هم گفته می توانیم که اگر ماشین های ریخته گری مذکور از قسم برقی خواسته شود در مه کار خانه برقی جبل السراج از معدن آهن آنجا هم کار گرفته می توانیم برای پیشبرد این مقصد پس از استیذان اقدام خواهیم نمود.\nامضاء : وزیر تجارت\nتصويب كابينه وزرا : درین باب وزارت تجارت مذاکره و اقدا مات لازمه کرده معلومات مفصل حاصل نموده نتیجه را به مجلس تقدیم دارند.\nامضاء : هیئت کابینه\nحکم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است.\n\n۲۹ در باب زر شوئی واستحصال طلا. و يك از فیض آباد بدخشان :\nاگرچه فعلاً از طرف رئیس تنظمیه برای خرید طلا. مستحصله اهالی آنجا که کسب زرشوئی را می نمایند يك اقدام ابتدائی شده که هر قدر طلاء بدست شان بیاید بقیمت عادلانه خریدار می نمایند اما وزارت تجارت ذریعه مکاتیب علیحده برای صفراء افغانی خبر داده که قیمت ماشین های زر شوئی را با سامان لازمه آن بزودی معلومات بدهند البته بعد از رسیدن ماشین های مذکور كه يك پول زیاد نمی شود برای خرید آن اقدام میشود ، مگر برای معلومات ابتدائی وزارت میخواهد كه يك نفر از محصلین افغانی را که در خارج تحصیل نموده و دارای شهادت نامه فن مذکور باشد از حالا عزم کند تا در آنجا رفته ذریعه ادویه و سامانیکه بطور امتحان خریده میشود عملیات زر شوئی را اجرا کند برای اجرای این امتحان تا اندازه ۲۰ هزار افغانی منظوری می خواهیم و این را هم گفته می توانم که اگر چه این مصارف بصورت ابتدائی و امتحان خواهد بود مگر امید کامل است که وجه مصرف خود را در سال اول از نتیجه صورت امتحان تکمیل کرده بتوانند.\nامضاء : وزیر تجارت\nتصويب كابينه وزرا : مجلس وزرا"}
{"book": "adl0789", "page": 285, "text": "صفحه ٦ ( شماره ١٥ ) مجلد پنجم\n\nتوجه وزارت تجارت را در کار زر شوئی از همه اولتر آرزو می کند ، تا بطور اساسی و مفید اقدامات جدی نماید و در بودجه ١٣١٠ مصارفات آنرا طوریکه مناسب بداند تکالیف نماید .\nامضاء : هیئت کابینه\nحکم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است .\n۳۰ : در باب معدن یاقوت جکدلك و يك معدن یاقوت که در میدان ، جدید کشف شده ، قبلا از طرف وزارت تجارت هیئت علمی مقرر است که از معدن میدان وجكدلك نمونه های اعلی يك مقدار زیاد بدست بیاورد ، و پس ازان نمونه های مذکور بسفرای افغانی در خارج ارسال شده اگر با کدام کمپنی بشرایط سهل که بحال مملکت نافع باشد موافقت حاصل می شد با نها واگذار نموده و الا بعد از ترتیب لايحه و خواستن سامان لازمه تحفر مذکور بطور فنی خود وزارت اقدام نماید برای مصارف این کار فعلاً ( ٢٠٠٠٠ ) افغانی لازم است .\nامضاء : وزیر تجارت\nتصویب کابینه وزراء : این تجویز وزارت تجارت صحیح است .\nامضاء : هیئت كابينه\nحكوم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است .\n\n* * *\n\n۳۱ : چون اهمیت ابرک در ممالک متمدنه زیاد است واز هر طرف خرید آنرا خواهش مینمایند چنانچه وزیر مختار افغانی مقیم برلین خواهشات (بارو مس لو ) کمپنی آلمانی را در باب خريد ابرك باستو زارت ارقام داشته در اثر خواهشات کمپنی مذکور و دیگر تجار خارجی فعلا ز طرف وزارت تجارت يك هيئت مقرر شده که همه معدنهای ابرك کشف شده را و هم در بعضی مو ضعات که سراغ ابرک را داریم گردش كرده يك مقدار مکفی نمونه از معادن مذکور بدست آورده - تفصیلات معادن مذکور يك را پورت مکمل را بصورت علمی وفنی ترتیب داده باستوزارت ارسال دارند تاپس از گرفتن معلومات صریح محتویات کمپنیهای مذکور پرداخته و هم وزارت تجارت در باب فروش ابرک در خارج ذریعه سفراء افغانی اقدامات لازمه بنمایند برای مصارف امر مذکور فعلاً در بودجه سال آینده پنجهزار افغانی تکلیف میشود .\nامضاء : وزیر تجارت .\nتصویب کابینه وزراء : مبلغ پنجهزار افغانی منظور است در بودجه سال ١٣١٠ تکلیف نمایند .\nامضاء : هيئت كا بينه\nحكم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است .\n\n* * *\n\n۳۲ : قراریکه اطلاع حاصل شده دو سنگی قریه دانشمند که آب دریای شکر دره وسلاب های زیاد از تنگی مذکور عبور می کند و در تحت تنگی مذکور قلعه حاجی صاحب وقلعه التفات وغیره به هزار ها جریب زمین قابل الز راعت بدون آب و خاره مانده ساختن يك بند بسیار مفید ثابت میشود اهالی قریه دانشمند وقلعه التفات وقلعه امیر محمد افضل خان مرحوم و خواجه چاشت والغونی در آبادی بند مذکور با حکومت معاونت هم می نمایند .\nبنا بران وزارت سارت يك نفر مهندس برای علم آوری واجرای کار بند مذکور وبند سرخ آب وبند کوتل تیره درهر کرمی خواهد ؛ برای سال آینده صرف در بودجه معاش ومصارف مهندس مذکور تکلیف می شود .\nامضاء وزیر تجارت .\nتصویب کابینه وزرا : برای سال ١٣١١ در نظر گرفته شود ، اگر وزارت تجارت مهندس مستخدم داشت تا آن زمان نقشه وبر آورد ومصرف آن را نیز بتوسط مهندس تهیه نماید\nامضاء : هیئت کابینه .\nحکم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است .\n\n* * *\n\n۳۳ : در تصویب جر گه که ذریعه رئیس تنظیمه مزار درمیمنه انعقاد یافت يك فقره از مصوبات جر گه راجع به"}
{"book": "adl0789", "page": 286, "text": "( شماره ١٥ )\nبند سر حوض میمنه بمجلس عالی وزرا\nتقديم و از آنجا بشرح ذیل بو زارت\nتجارت توصیل کرد :\nراجع به بند سر حوض میمنه و چشمه\nسار های مفیده چنین تجویز نمودیم\nکه اصل بند مذکور بواسطه که تحت\nآن رسوب کرده ممكن ندارد که صاف\nشود لازم است که چند متر بالا تر بند\nمو جوده بصورت پخته کاری ایجاد\nبند جدید کرده شود واز آب آن\nبرای زمین های بائره استفاده شود\nتهای مصارف بند مذکور را که مبنى\nبر زیادت آب و ترقی زراعتی میمنه باشد\nقسمیکه از طرف يك نفر مهندس که\nاز مر کز ارسال وسنجیده شود . مابل\nتادیه میکنیم .\nبنا بران وزارت تجارت يك تنفر\nمتخصص بند را برای امورات میمنه\nاستخدام وا عزام میکند و مصارف آنرا\nدر بودجه سال ١٣١٠ تکلیف مینماید .\nامضاء وزیر تجارت .\nتصویب کابینه وزراء : استخدام\nيك تنفر مهندس برای کار مذ کور\nواقدامات جدی در اجرای این امر\nاز طرف وزارت کرده شود .\nامضاء : هیئت کا بینه\nحكم حضور شاهانه : ملاحظه شد\nدرست است .\n( نا تمام )\n\nخبرهای فنون اختراع\nاطفائیه در خانه ها\nیکی از مهندسین انگليسى طريقه جديدی\nبرای خاموش کردن حریق منازل اتخاذ\nنموده و آنرا بكمپانی سيكو ريا\nدر انگلستان اظهار داشته تا در اطراف\nآن مطالعه کرده و در منازل عمو ميت\nدهند .\nطريقه مزبور بقرار ذیل است که\nلوله هائی مانند لوله گاز یا لو له های\nآب بتمام منازل كشيده ودر موقع وقوع\nحريق نوعى از گاز ضد حریق در لوله\nها جریان داده وبدین وسیله از حریق\nجلو گیری نمایند .\nفعلاً شرکت بیمه بریتانی در صدد\nمطالعه این اختراع بر آمده تا اگر\nآنرا عالم المنفعه با صرفه یافت در تمام\nمنازل تعمیم داده ومبالغ هنگفتی را که\nبرای جلو گیری از حریق هر روزه\nمصرف میشود صرفه جوئی نماید .\nچراغ جديد برای اشعه ( ایکس )\nسه نفر از علمای آمریکا د كتر میل\nبار تیپ ود كتر دوان از پرو فسور های\nدار الفنون ( لی ) توانسته اند چراغ\nجدید برای اشعه ایکس اختراع نمایند\nکه اشعه آن دارای این امتیاز است که\nاز صفحه فولاد سخت که ضخامت آن\nدر حدود ده گره است عبور می نماید\nاین امر تا کنون غير ممكن بود\nوا کنون علمای مز بور عقيده دارند\nبوسيله اختراع این چراغ وازدیاد قوه\nآن عنقريب اختراق صفحات فولادی\nکه دارای ضخامت زیاد تر از این باشد\nنیز انجام میگیرد .\nمغناطیس ونبات\nبعضی از پرو فسور های جامعه\n( دتر ويت ) امر یكا درضمن تجر بيات\nعلمی معلوم نموده اند که مقناطیس بطور\nاجمال دارای تا ثیر مخصوصی در نمو نباتات\nاست واز این جهت چند مز رعه سیب\nزمینی و دلیز را مدتی در مقابل قوه\nمقناطیسی قرار داده در نتیجه بو ته ها\nبسرعت هر چه تما متر نمو كرده وزودتر\nاز سایر نباتاتی که این عمل در آن ها\nمجری نشده به ثمر رسیده است .\nاز تجر بیات مز بور ثابت شده که\nمقدار پی اکسید دو کر بون حاصله\nاز این نباتات در موقع تقابل باقوه\nمغناطیسی محسو سا زیاد شده است .\nعلمای فوق تجربیات دیگری نیز\nبرای شناسائی تاثیر مقناطیس در حشرات\nنموده وتاثيرات عجيب وغر یبی را\nمشاهده نموده اند چنانکه بعضی از اقسام\nکرمها را بدو یاسه قطعه کرده و بعد در اثر گذا\nشتن آن ها در تحت قوه مقناطیسی مجد داً\nبدن آنها التیام یافته بطوری که برای ادامه\nحیات ار قطعاتی مقطوعه بی نیاز شده اند ."}
{"book": "adl0789", "page": 287, "text": "مجلة\nصحیات\nياد داشت هاي صحي\nاغلب اتفاق مي افتد که اطفال دو چار\nتشنجاتی شده که غالباً برای اطفال عواقب\nخوبی ندارد و منتهی بمرگ آنها میشود\nاین تشنجات علل زيادی دارد که نمی\nتوان آنها را تحت يك موضوع حصر نمود\nچه ، در حقیقت يك مرض مستقل نیست\nو ليكن اعراض امراضی است که اطفال\nبدان مبتلا میشوند .\nمثلاً رود دندان در آوردن طفل و\nتب های عفونی حاده سده حصبه ، يا سرخك\nيا آبله ، و یا نزله های معوی و امثال آن\nعادتاً يك تشنجاتی را همراه دارد ، همان\nطوری که اطفال جديد الولاده هم احياناً\nبر اثر ضربتی که در خلال تولد بجمج آن\nها وارد آمده مبتلا بهمین نوع تشنجات\nمی شوند و همچنین امراض مـسریه\n* و روحی و صرع نیز ممکن است باعث\nتشنج اطفال گردد ولی از تمام این ها\nمهمتر که زیاد تر هم در بین اطفال انتشار\nشماره ١٥\nدارد و عاقبتش نیز وخیمتر است همان نزله\nها معــوی حاد میباشد که عادتاً ناشی از\nسوء هضم است .\nاطفالی که معتاد بشیر خوردن مصنوعی\nهستند همیشه مبتلا بامثال این حالات بوده\nو اولین دلیلی بروز این امراض این که\nبراز طفل سبز رنگ و يك بوی عفنی از\nآن استشمام می گردد و همیشه نا راحت\nبوده و اظهار خستگی و بی تابی کرده\nخواب ندارند و دو چار يك لرز های\nعصبانی بوده که بالاخره منتهی بمرگ\nطفل میگردد .\nتشنج در دنباله اسهال حاد و سخت و\nویا آنکه يبوست فوق العاده مزاج بروز\nنموده و غالباً بر از طفل در هر دوی\nاین حالت سبز رنگ و بد بو است و\nدلیل بر اینست که معده طفل و احشاء و\nامعای او دو چار التهاب شدیدی گردیده\nو سبزی رنگ بر از هم ناشی از تعفن\nمواد غذائی در داخل امعاء میباشد که\nنتیجه آن ترشحات ماده سمی از مواد عفن\nغذائی در داخل معده است آن که ماده سمی\nداخل خون شده و همین باعث تشنج\nمیگردد\nبرای معالجه این حالت باید فوراً بطفل\nيك جرعه کافی آب گرم با روغن كرچك\nداده ، و حقنه آب صابون با آب نمك\nضروری ندارد و باید ملاحظه کرد که\nمقداری که حقنه میکنند زیاد نباشد و بیشتر\nنوع مايعات را بطفل خورانند و طفل را\nدر حمام آب گرم که مقدار يك قاشق\nقهوه خوری خردل کو بیده با آن علاو\nنموده باشند گذارد و در حالیکه طفل در\nحمام است دستمالی را بآب سرد خیس\nکرده روی سر او بگذارد که مفید خواهد بود\nانفلوانزا : انفلوانزا یکی از امراض\nمسری و سریع الانتشار است که میکروب\nآن بسرعت از شخص مبتلا بدیگری منتقل\nو سرایت خواهد کرد انتقال و سرایت\nميكروب این مرض بوا ـ طه ترشحات\nآب بینی و دهان و یا هوای کثیف و یا در\nمحلهای پر جمعیت که بر اثر صحبت آب\nميكروب مرض از لعاب دهان و آب بینی\nو ترشحاتی که در حین عطسه از دهان و\nبینی بیرون میجهد در فضای آن محوطه\nپخش شده و باشخاص سالم سرایت کرده به\nبینی و دهان میرسد و شخص را مبتلا میسازد\nهمانطوریکه لباس مريض مبتلا بانفلوانزا\nویا ملافه های رخت خواب او و یا دستمال\nجیب ویا ظروف که برای غذا و آب\nخوردن استعمال می نماید ، واسطه انتقال\nميكروب این مرض می باشد .\nبرای جلو گیری از این مرض باید\nشخص سالم حتى الامكان از مبتلايان\nبانفلوانزا دوری نمايند ، از خوابیدن\nدر رختخواب آنها احتیاط نماید ، دستمال\nويا ظروف خوراک آن ها را استعمال\nننمايند ، از اماکن پر جمعیت دور شود\nو کوشش در هوای آزاد خود داری\nنکند ، پنجره های طاق را بمراعات\nاینکه خود را در معرض کورن هوا\nقرار ندهد ، همیشه باز گذارد، برای آرم\nنگاهداشتن خود وسایل لازمه را بکار\n، برد ، ولی اگر با وجود این احتیاطات"}
{"book": "adl0789", "page": 288, "text": "شماره ه\nاز هر طرف\nریکورد بوتاقاي مستر توماس\nوزیر مستعمراتی\nلندن ٩ جولای - مستر توماس وزیر\nمستعمراتی برای بردن مسابقه سرعت\nدنیا بساختن اقسام اسباب متعلقه لباس\nدوام دارد . چند روز قبل چنانچه طلاع\nداده شد برای مستر توماس بسه ساعت و\n۲۰ دقیقه از همان پشمی که در حال از\nگوسفند بریده شده بود لباسی تیار کرد\nبودند بعده برای وزیر مذکور شاپوی\nنمده ای از پشم خرگوش تهیه نمودند برای\nتیار کردن شاپوی مذکور ۱ ساعت و\n۱۷ دقیقه و ۲۷ ثانیه وقت صرف شده\nاست بالاخره مسترتوماس دیروز با بوتهای\nجدیدی که به ۲۷ و نیم دقیقه تیار شده\nاست به مجلس وزراء حاضر گردید بوتهی\nمذکور را فابریکه بوت سازی شهر\nبریستول « انگریداند » روزه بوزیر تقدیم\nنموده اداره فابریکه مذکوره روز سه\nشنبه بتوسط تیلفون به مستر تومس مراجعت\nنموده پرسید آیا جناب وزیر حاصل نمودن\nریکورد جدید بوت را خواهش خداوند\nتومس جواب داد : « تشکر میکنم نمره\nبوت من – ۹ »\nتمام بساعت ۱۱ صبح شروع بکار نموده\nشد بعد از ۲۷ و نیم دقیقه باالکلی تمام\nشد بتوسط پوسته برای وزیر فرستاده\nشد .\n\nاست و دو اشخاص بالغ بسا اتفاق میافتد\nکه بواسطه خوب مضغ نکردن و به جنبدن\nنان وعدم توجه به نرم نمودن آن بالعب\nدهان وخلاصه خوب نرم نشدن آن باعث\nمیگردد که باو دمیاد شحم قسمت غشائی\nمساعدت نموده وموجب احداث تهره در\nمعده وامعاء گردیده ، و نتیجه از جریان\nعملیات هضم با تمام مراتب آن که بایستی بطور\nمنظم سیر کند جلو گیری مینماید وهمچنين\nنان نباید جز وغذای اشخاصی باشد که\nمبتلا بامراض دل درد مزمن و کهنه میباشند\nواگر هم از خوردن آن ناگزیر باشند\nباید سعی کنند که خیلی کم نان خوردن\nوبواسطه وجود مواد کار بو هدراتی که در\nنان هست خوردن آن برای اشخاص مبتلا\nبمرض قند بكل حرام شده است ( گلشن )\nاعلان\nذوات محترم که مائل اشتراك مجله\nکابل هستند بخود اداره انجمن\nادبي يا با داره اصلاح اداره انيس\nمراجعت نموده بعد تحويلي پول\nبدل اشتراك مجله يكي از ورقه\nهاي اشتراك که مخصوص معرفی\nمشترکین مجله میباشد صورت در\nخواست خود را تحریر و امضاء فرمایند\nتا بعد از آن مجله بعنوان ذوات موصوف\nاز روي آدرس عنوانی که در ورقه\nتصریح میدهند فرستاده میشود\n\nاحساس کسالتی در مزاج خود نموده\nویا آنکه ملاحظه نمود که درجه حرارت\nبدن زیاد شده است ، بدون ملاحظه فورا\nاستر حت کند ، وطی زود معالجه نموده\nو پرهیز نماید که معالجه در اول بروز\nمرض انسان را از خطر خیلی از امراض\nنجات بخشیده وبزودی شفا خواهد یافت\nوعلاج وقعه قبل از وقوع در مورد جلو\nگیری از مرض در اینجا صدق دارد .\n۲ - طرز نان خوردن : البته انتظار\nنداشتید که ما راجع بطرز خوردن\nنان صحبت کنیم ، زیرا هر روز\nصبح که از خواب بر میخیزد برای پیدا\nکردن نان بامید خدا بر خواسته و بد سال\nتحصیل این ماده مقوی بیرون میروید ولی\nهمین ماده مغذیه احیانا در بعضی از اوقات\nخالی از ضرر صحی نخواهد بود . مثلاً\nنان نبایستی در غذای طفل شیر خوار داخل\nباشد زیرا از خائیدن آن عاجز وقا در نیست\nبخوبی آن را مضغ نماید و در نتیجه لعاب دهان\nاو هم نمیتواند کاملا آن را نرم کرده وبدون\nآنکه بقدر کافی باللعاب من آلود شده باشد\nوارد معده شده و يك تكتيز رکی را در معده\nتشکیل میدهد که با آکسیده و حموضت معده\nتراکیب گردیده و از جزو اول از امعاء\nدر گذشته بدون آنکه از عصاره غده\nمعروف پنکریاس استفاده شود میگذرد\nو با این ترتیب طفل يك قسمت از املاح\nچربی و فوسفور را که در اینمورد باید\nجسم او استفاده کند از دست میدهد\nودر معرض ابتلای با مرض نقصان تغذيه\nوکم خوراکی شده و مهم ترین عوارض آن\nسستی اعصاب و فلج است . این ضرر\nنیندانه بانان در مورد اطفال شیر خوار"}
{"book": "adl0789", "page": 289, "text": "صفحه ۱۰\n( شماره ١٥)\nمجلة پنجم\n\nگاستر فوتور ( ۱ )\nفن طب به این اختراع جدید میتواند\nفخر نماید چه معاونت آلة مخصوص فوتو\nگرافی قلبية حشری اوسکوپ ۲ ) گرفتن\nعکس داخل روده ها ممکن است آلة\nمذکور در ۲۰ ثانیه ۸ عکس میبردارد\n«گاستر و فوتور» آلة جدید که به\nاین اسم موسوم است در شفا خانه میلان\nدر اداره دو کتور بکار بکار انداخته\nشده است در عکسهای که بمعاونت\n«گاستر و فوتور» گرفته شده است\nابتدای مرض سرطان را معین نمودن\nممکن است .\nاستعمال آله مذکور بالكل في ضرر\nاست . «گاستر و فوتور» فقط يك\nلامپۀ بسیار خورد الکتریکی را مالك\nاست . که دارای شعاع آسمانی رنگ\nو بدون حرارت میباشد ۲۰۰۰۰۰ شمع\nقوت دارد .\nدوکتور بکار «گاستر و فوتور»\nمذکور را به ساعات صبح روز های\nدو شنبه و پنجشنبه به تمام کسانیکه بدیدن\nآن دلچسپی داشته باشند ، در شفاخانه\nمیلان نمایش میدهد .\n۱ ) آلۀ عکاسی که درون امعا و\nمعده را عکس بگیرد . مترجم\n۲ ) قسمی از آلات فوتو گرافی\nاست که اشیا را مجسم عکس میبر دارد\nمترجم\n\nسیاحت بر دور زمین به ۸ روز و ١٥\nساعت و ١٥ دقیقه .\n\nنيو يارك ٢ جولای ـ پوست و کاتی\nطیاره رانهای آمریکائی دیروز ساعت\n۷ و ٤٧ دقیقه به میدان روز ویات فیلد\nنزول نمودند هزار ها نفر منتظر رسیدن\nایشان بودند بین منتظر ین ايلد برکت\nوزنش نیز وجود داشتند آیر و پلان\nمذکور در بین نعره های زنده باد شاباش\nاشپلا فن ها را برای او تو موبیل وصدا\nهای رادیو به میدان فرود آمد .\nپوست و گاتی سیاحت بر دور زمین\nرا به ۸ روز ، ١٥ ساعت و ١٥ دقیقه\nتکمیل نمودند بنا برین بر تمام مسابقات\nفائق آمدند . وضعیت آیر و پلان بسیار\nاعلی است .\nطیاره رانها از مانده گی بسیار توان\nحرف زدن را نداشتند . گاتی فقط\nتمام قوای خود را جمع نموده يك تبسم\nکرد و دو کلمه ادا نمود : بسیار خوب .\nجمعیت مردم و طیاره رانها\nرحم کردند بچه آنها رانه بر دشتها\nبرداشتند ونه مجبور به نطق نمودند\nپذیرائی با شکوه برای امروز معطل\nمانده است .\nبنابر گرمی فوق العاده اخبار ها\nواستاسيون های رادیو مرد مانی را\nکه خیال دارند در پرود وای ، طیاره\nرانها را ملاقات کنند ، مشوره میدهند\nکه بسیار احتیاط نمایند ، در هر نقطه\nموقع صحیه ترتیب داده اند پوست و گاتی\nدو کتاب دزلان امضا خواهند\nنمود .\n( ماژلان ـ ملاح پرتگالی ) به امر\nشار لكن اولين سيا حت دور زمین را\nبه عهده گرفت تنگه بین نیا گونی وارض\nآتش را که بنام خود او مشهور است\nکشف نموده از او قیانوس اطلس عبور\nنمود و در سنه ١٥٢١ غربی ؟ د ست\nبو میهای جزایر فليپاسين بقتل رسيد\nتاریخ تولد ١٤٧٠ تاریخ وفات ١٥٢١\nودر سنه ١٥١٩ بر دورا دور زمین به\nمدت ١٠٨٣ روز سياحت نمود\n( مترجم )\nامضای اول در کتاب مذكور امضای\nمشتركين هيئت ما ژلان است در سال\n١٥١٩ سیاحت مذ کور دران زمان ۱۰۸۳\nروز دوام نمود . امضای آخرین امضای\nدکتور ویکتز است که در سال ۱۹۲۹\nدور زمین را به ۲۰ روز سياحت واز\nآن جمله ١٤ روز در هوا مسافرت\nنمود ."}
{"book": "adl0789", "page": 290, "text": "صفحه ۱۱\nشماره ۱۵\nجلد پنجم\n\nخبر هاي خارجي\nدوام طيران\nتلگرام ماسكو بيان میدارد كه ، مس جانس\nکه صبح روز سه شنبه از لپین به معیت\nج ، همفر یز ميكا نيك جهت پرواز به\nطرف تو كيو در طياره خفيف روانه شده\nبود بساعت ٦ ، و ٢ شام همان روز در\nماسکو فرود آمد .\n\nمسافرت قطب\nتلگرام لندق مظهر است تحت الهجري\n( ناطیس ) در تحت قومانده سر هر برت\nوا كنس روز سه شنبه از ( پلاي موت )\nبه طرف قطب شمالي روانه گرديد .\n\nانعام\n( در گود دود ) مسابقه انعام ستي\nورد در فاصله قرلانك قرار ذيل نتيجه\nدادبو ورليد اول زموف دوم زلدور سوم\n\nریوتر ٣٠ جولائی\nانگلستان در اد وال در مسابقه\nامتحانی شاني به مقابل تيوز يليند در روز\nچهار شنبه اول بر آمده و در آخر ــ مقابل\nسه ۹۳۲ موفقیت انرا حاصل نموده بود\nو منجمله ۱۰۹ موفقيت انرا دولیب سنگ\nجي حاصلی نموده بود .\n\nبرطانیا\nفيصله حکومت برطانيه که امیتواند\nدوازده مليون ستر لنگ وبرای مصارف\nکه قبلاً فیصله نموده شده است بپردازد\nمباحثات هیئت ساله و تهیه دیدن های\nپلان ها ونقشه جات ونمونه هائی را که\nبرای تجدید تعمیر پل چرنک کراس\nو خوش نمود ساختن و اصلاح قسمت\nمرکز غربی لندن اجري شده بود دفعتاً\nبرهم زد .\n\nهوا باز ان امريك\nهوا پیمایان امریکایی پستگ بودن وهندوسن\nکه دورا دور دنیا پرواز میکنند صبح\nروز پنجشنبه در مایلک رود در ویلز\nفرود آمدند و این نزول شانرا دسته که\nدر بین آن از فراز اتلانتيك تقريباً كور\nکوروانه پرواز نموده بودند سبب گردیده\nبوده .\n\nطيران\nتلگرام ماسكو مظهر است که مس اومی\nجانس در اثنای پرواز خود تابه توکیو\nبه قزون که ٥٤٠ میل به شرق مسکو\nواقع است در عصر روز چارشنبه رسید .\n\nمحکوم\nلارد کیلسنت رئیس شرکت رایل میل\nستم پیک که با اچ دبلیو مور لين\nمحاسب شرکت مذکور در اولد بیلی به\nنسبت امور شرکت مظنون قرار داده\nشده بود جرم او ثابت گردید که لایحه\nغلط را اشاعه نموده است ومحكوم به يك\nسال حبس گردید و مستر مور ليند برائت\nحاصل نمود . سر جان سائمون از عزم\nخود اطلاع داده است که برای مرافعه\nرخصت می خواهد کیلسنت و مورلیند\nمظنون واقع شده بودند که اوراق و\nميزانيه غلط را به بنام شرکت مذکور\nاشاعه نموده بودند که در امور مادی\nغلطی ها داشت .\n\nصدمه\nزمانيكه پرنس آف ويلز از کلپ سنگ\nهل حرکت می نمود موتر او بايك\nموتر دیگر در سر کك بزرك كه در\nآن دوزن نشسته بودند تصادمه کرد\nوهر دو متر شکست پرنس آف ويلز\nبا وجود آنکه صدمه خور ده بود\nبا مداد آن دو نفر زن سرعت ور زید\nوهر دو خانم مذکور ر دا کتر علاج\nکرد .\n\nاقدام دوم\nتلگرام فير بنك الا سكا بيان ميدارد\nکه طياره را نان . لاينس و جوتر که در\nاوائل ماه گذشته سعی نموده بودند از\nسیئل به توکیو اجری پرواز کنند و نا\nکام مانده بودند . در اقدام دوم خود\nبرای بردن انعام پنج هزار ستر لنگ که\nاز طرف روز نامه جاپان هوسوم به اساهی\nمقرر شده بود ناکام شده اند ومجبوراً\nفرود آمده اند .\n\n* * *\n\nتلگرام نیو يارك بيان میدارد که نماند\nگان پرواز کردا گرد دنیای نیو ياركي\nپتیگ بودند وهندو سن بیان نموده نه\nطياره را نان مذكور تلگراف کشیده اند\nکه از اقدام فعلی خود جهت مغلوب ساختن\nمعیار مسابقه که پوست دکاتی و مضغ نموده\nبودند صرف نظر کرده اند ."}
{"book": "adl0789", "page": 291, "text": "الشماره ١٥\n\n* * *\nقرار اطلاع د لجو لومس أمي جالس\nدر روز سه شنبه از سرحد روسیه و چین\nعبور نمود و امید دارد به تاریخ ١٦ اگست\nبه توکیو برسد.\nاتمام\nسر توماس لپتن اتمام دسک را در\nروز پنجشنبه در مسابقه کشتی هائیکه\nشصت فوت و یا زیاده تر از آن طول\nداشتند برد. کشتی شاه که موسوم به\nبر یتا نیا بود بنا بر غرق شدن و مرگ\nافسر دوم آن که هنوز نعش او بدست\nنیامده است داخل مسابقه نشد.\nتصادم\nتلگرام روم مظهر است که يك موتر\nدر کاشتا نوور در نزدیکی نورو با پیدا\nموتر، در حالیکه از يك سرکی که بقطع\nخط آهن عبور می کند می گذشت باویل\nمتصادم گردیده هشت نفر زنان جوانی\nکه بر آن سوار بودند هلاك و موتر ران\nزخم شدیدی بر داشت.\nریوتر ٤ اگست\nجمعیت بزرگی که در موقع تماشا ور\nگردش اجتماع نموده کشتی بریتانیا را که\nدر آن شاه در اولین مسابقه (گودش)\nشامل شده بود تماشا می نمودند قبل از\nخروج مسابقه خیلی پریشان اند چونکه\nدیدند کشتی بریتانیا ایستاده شده دور\n\nخورد و در عین زمان با بیرق خود اشارت\nاستمداد نمود يك دسته از كشتي هاي\nخفیف از ساحل به امداد تسرع ورزیدند\nومعلوم گردید که یکنفر را لطمه آب از\nسطح برده و گمانکرد تا آب شده بود شاه\nبراي همان روز مسابقه کشتي رواني را\nترک نمودند.\nتلگرام توكيو بيان ميدارد که هواپیما یان\nآمر یکی هر ندن با پلینگ بول در اینجا\nنزول نمودند.\nتلگران لندن بیان میدارد که سکات\nهوا پیما به موليس که در ریوتر صبح ذكر\nاو رفته بود تلگرام کشیده است که\nآخرین خوبتر کار بزرگی کردی همواره\nترا شخص زحمت کشي ميدانستم موليس\nجواب داده است « از تلگرام مسرت\nبخش شما تشکر می کنم موليس از »\n(آن تر اسب) حرکت نموده است.\nریوتر ٦ اگست\nپیغام سیسول ه میگوید که مس امی جانس\nبدانجا رسیده است و امروز ( روز پنجشنبه )\nبراي پرواز آخرین به طرف جاپان حرکت\nمي نمايد.\n\n* * *\nقرار اطلاع روم قریب است که طياره\nران سكات لیندري مالي سن که از استر یلیا\nنا به انگلستان پر وازمیکند و به روم رسیده\nاست میعاد مسابقه را طی نماید مذكور\nساعت ۱۱ صبح روز چهار شنبه به طرف\nانگلستان حرکت نموده بود.\n\n* * *\nقرار اطلاع برانه مر حریوت ولكنتس\nناشین درشام روز چهار شنبه از ترام سرد\nبطرف سيتينة برانه روانه شده که به موقف\nحقيقتاً مشکل اقدام خود به قطب شمالي\nشروع به اصیارت نمود .\nتلکر ام روم بیان میدارد که مو ليسن\nطياره ران سكات ليندي که از استریا تا به\nانگلستان پر واز میکند بطرف انگلستان\nروانه شده است و امید دارد در لیحینة فرود\nآمده از آن جا به لندن برود.\n* * *\nقرار اطلاع تو كيو مس لمي جانس بة\nساعت ١٢١٥ دقیقه صبح اینجا رسیده است\nدر او کا یا ما جهت گرفتن مواد اجرائي\nفرود آمده بود او کا یاما صد میل به\nطرف معرب در ریکا واقع است و در آنجا\nبه ساعت ٩ / ٢٠ صبح فرود آمده بود .\nریوتر ٧ اگست .\nموليس طياره ران دیروز در انگلستان\nفرود آمده میعاد مسابقه اسکالیس و اگر\nبرای پرواز از استريا تابه انگلستان مقرر\nنموده بود - در روز شکست وقت مو اسن\nرا ومنها هشت روز ۲۹ ساعت ۳۰۰ دقیقه\nنشان مي دادند که ميعاد سكالس را بة\nده روز يك ساعت و ۳۰ دقیقه شکسته\nاست ."}
{"book": "adl0789", "page": 292, "text": "صفحه ١٢\n( شماره ٥ )\nمجلد پنجم\n\nخبرهای داخل\nتشریف آوري\nع ١ ج وزیر صاحب حربیه\n\nوالا حضرت وزیر صاحب حربیه که چند ماه قبل برای حصول امنیت و سرکوبیت ابراهیم بیگ ، نظم و نسق داخلی قطغن و بدخشان تشریف برده بودند ؛ یوم شنبه ١٩ اسد مع الخیر والعافیه از راه خاواك وارد کابل گردیدند .\n( ترتیبات و صورت پذیرائی جناب شان را از حدود کوتل خاواك الی دروازه شهر کابل ؛ در شماره های آتیه عرض خواهیم کرد . )\nع ٤ ج صدر اعظم صاحب با کابینه و والا حضرت جناب شهزاده محمد طاهر خان و غیره منصبداران و غیره و اخلاص کیشان شان الی کوتهاد تشریف برده بودند .\nجناب شان در شهر کابل با خیلی احترام و صمیمیت پذیرائی شدند .\nچنانچه از حدود شهر اوا الی وزارت جلیله حربیه اهالی با گرم جوشی زیاد برای استقبال شان اجتماع نموده بودند و سرک ها با بیرق های رنگارنگ مزین شده بود . و نیز قطعات نظامی مسلح با موزيك در سرك های شهر ارا ولایت کابل و قصر علیا و میدان طیاره صف بسته رسم تعظیم بجا می نمودند جناب وزیر صاحب با چهره بشاش و تبسم\n\nجواب تعظیم می کردند .\nنفری تعلیم گاه، و طلبه معارف در جلو وزارت حربیه و کابینه و باقی مامورین در تالار بزرك وزارت انتظار تشریف آوری وزیر صاحب را داشتند .\nهمین که جناب وزیر صاحب به پیش عمارت وزارت رسیدند ، طوپ های شاد یانه فیر و غریو شادی از عموم حضار بلند گردید :\nبعد از ملاقات با هیئت کابینه جناب وزیر صاحب داخل عمارت گردیده و در صفه اطاق بزرك وزارت بر آمده فرمودند :\n\nفرمایش وزیر صاحب حربیه\nغازي\n\nبرادران عزیز و محترمم !\nاولاً بهمه شما سلام مسنون عرض میکنم که السلام علیکم .\nثانیاً ازین تکالیف و زحمات شما که نسبت به پذیرائی این برادرتان متحمل شده اید تشکر میکنم .\nخطابه ریاست شوراي ملي\nعاليقدر جلالت مآبا !\nما وکلای شورای ملی تشریف شریف سعادت ردیفت را باستقبال هزاران ممنونیت ها و پذیرائیهای شاندار و مجلل مرحبا ها و خیر مقدم ها عرضه میداریم ، و\n\nبکمال مسرت میگوئیم ؛ خوش آمدید ، از مراجعت با سلامت و کامیابی و غیرت فاتحانه خود صفا و فرحت آوردید ، بدیده نگران منتظرین لقای سعادت لیمایت نور ، و بمسامع گوش به آوران خبر های فتح و فیروزت سرور بخشیدید\nاز احساسات مشکومانه و نظریات بهیجت مندانه که به نسبت این مقدرت های قابل تقدیرت در ملت افغانستان مشهود و محسوس میشود ابراز تشکر و مباهات می نمایم چه این اغتشاش و شورشی که بمساعی خفام مجران انقـلاب ذریعه برخی مفسدین و خائنین ملت افغانسان در اطراف قطغن و بدخشان بروز نموده امنیت آن نواحی را مختل و علل پریشانی اهالی را فراهم نموده بود ذات شجاعت سمات ( عموت ) به مساعی لای تناهی وطن اعلیحضرت پدر معنوی مهربان مان ( ادام الله بقائه تشریف فرمای آن نواحی شدید تا بدفع و رفع آن غایله مدهشه قیام و امن و انتظام امور اداری آن شانز را به اصول اصح تنظیم و تکمیل فرمائید .\nامروز خدای متعال را سپاس گذاریم که بهمه آن مرام و آمال حسنه که در نظر بود موفق و مرکز را به استقبال با جلالت درشان ساختید و بفضل حضرت مفصل کریم جل جلاله و نیروی شمشیر لامع و تدابیر منورت تمام آن مقدرت کاران و خائنان دین و وطن نفی الارض گردید و این دنیای وسیع را بر دیده های شان مانند گور باغیان بد اندیش تنگ و تار گردانید"}
{"book": "adl0789", "page": 293, "text": "صفحه ۱۱ شماره ۱۰ مجلد پنجم\nکه بهر طرف متواری و فراری شده اند، تا تاریخ وطن فاتح و مظفر نشان داده اند عامة ملت افغانستان را حاصل نمائیم .\nگریز شان مسدود و بکیفر کردار خود و جلادت مردانگی شانرا به ابناء و آمال اگر چه من يك خدمت فوق العاده که\nرسیدند و سرتاسر آندره زمین از لوث خود بیادگار گذاشته اند و بباعث در خور این همه تقدیر باشد ابراز نداده ام\nوجود آن خاینین ناپاك پاك و تنظیف و سرخروئی کلانی کردند از عموم شان فرض منصبی و وظیفه واجبی خود را به\nترقی امور و سد ثغور حسب دلخواه اظهار امتنان می نمائیم و به همه شان خوش منصة ظهور رسانیده ام زیرا وظیفه ما\nانتظام یافت آمدید و مرحبا می گوئیم و از درگاه عسکر ها اطاعت از اوامر اعلیحضرت\nچو خورشید حقت سر بر آرد خداوند توانا برای همه سربازان دلیر وطن غازی و محافظت امنیت وطن و فداکاری\nبظلمت های باطل جانسپارد و قشونی مسلحت مندویم که بهر موقع و مقام در راه سعادت ملت است .\nجلادتها با این زحمات و شداید ها برای حفظ امنیت وطن و شئونات اسلامیت لهذا من شکر میکنم که این وظیفه خود\nلا يطاق را که بر وجود نصرت نمودت و ملیت ما اولین وظیفة مفروضة شان است را بدرستی ایفا و تمام افراد غیور عسکری\nگوار از حق خدمت ملت و وطن را ایفا فاتح و کامیاب باشند در خاتمه بحضور و منصبداران معیتی من همه تحت پرچم\nنموده رضای سعادت انتمای اعلیحضرت اعلیحضرت ناجی و غمخوار مقدس وطن نادر شاهی خدمات خود ها را بکمال\nشاه معظم و محبوب القلوب مان را حاصل و والاحضرت با دیانت معظم صدارت عظمی صداقت و شجاعت انجام و در هر میدان\nفرمودید و این فداکاری هائی را که تشریف آوری با فتح فیروزی عالیقدر مظفرانه امتحان خودها را ابراز نموده اند\nبنام خدمت خدمت جامعه بروز داده و جلالتمآب وزارت پناهی و همراهان شان در مقابل اینکه ما عساکر ایفای وظیفه\nضمیمه خدمات بر جسته و قابل تقدیری را عرض تبريك نموده از صمیم دل می نموده ایم و از حکومت متبوع و ملت\nکه در ادوار مشاغلات مهمه خود و خصوصاً سرا ئيم زنده باد اعلیحضرت شرافت پرور محبوب خود مطمح نظر تقدیریم این طور پذیرائی\nدر راه نجات وطن فرموده اید نمودید ما فاتح و منصور باد عسکر ظفر پیکر ما . های مجللی را مورد می شویم و شما برادران\nحیات حقیقی و زنده گانی با شرف و نطق جوابیه وزیر صاحب حربیه غازي عزیز و سائر اهالی نسبت باین خدمات\nافتخار شماست که نام نامی شما به برجسته در ختم لایحه مذکور وزیر صاحب مکرم ناچیزانة ما اظهار قدردانی میکنید از\nترین ارقام صحایف تاریخ این مرز و فرمودند من ازین لطف و قدردانی و حد زیاد متشکر و ممنون هستیم ، و از\nبوم بطور ابدیت رکز و ممتاز خواهد حسیات نيك شما وکلای اظهار ممنونیت خدای متعال توفیق میخواهم تا هزار\nبود ! میکنم ، اینکه شما وکلای ملت خدمت مرتبه در راه وطن فداکاری کرده و بار\nامروز که به آن سیمای بشاش یکدیگر ما عسکر ها را تقدیر میکنید برای ما فخر عرض حیات کنیم و تکرار فدا کاری نمایم\nنظر میکنیم عالم عالم فرحت و جهان جهان ابدی است زیرا که شما و کلا نماینده علاوتاً این نکته را به شما برادران\nمسرت است که از اثرات اعماق قلوب مان عموم ملت افغانستان میباشید و زبان و کلا عزیز خود خاطر نشان میکنیم که این\nظهور کرده روح قدردانی و قیمت شناسی مات ترجمان احساسات عامه ملت افغانستان همه کامیابی و مظفریت عسکر نادری شاهی\nما را نزهت و فرحت می بخشد آن افسران است ، لہذا من از خداوند توفیق می در اثر نیت نيك و خیر خواهی وطن\nو فوجی که بزیر رایت قیادت سامی شما خواهم تا همیشه فرض منصبی خود را پرورانه اعلیحضرت غازی صورت پذیر\nخدمت کرده و رضا مندی اولی الامر معظم ادا کرده و خوشنودی خداوند جل شأنه گشته است و یگانه مبیت کامیابی خدام\nخود را حاصل نموده نام های شانرا در و رضایت پادشاه متبوع خود و خورسندی صادق وطن همان نیات حسنة ذات شاهانه\n( باقیدارد )"}
{"book": "adl0789", "page": 294, "text": "شماره ١٥\nصفحه ١٥\nمؤلف : له پلانتیه فرانسوی\nمترجم : حبيب الله طرزی\n( ۱۳ )\nمادام سان ژین\nفصل هفتم\nخیانت\nاگرچه برای تکمیل خوانش پدرم به او را نیاس خواهم آمد ، ولی اعتماد کلی دارم که شما بدانستن حقایق کامله مرا از خجالت اظهار حقیقی انکار از عروسی درمقابل پدرم حمایه خواهد کرد . این مسئله را بر امانت وشرافت شخص شما حواله کرده میگذارم . » ( بلانش )\nلیو نارد بعد از خواندن این مکتوب عجیب وغریب حیرت زده نشست . علامات تسکین واطمینان از بشره اش هویدا بود ولی با خودحرف زدنش سلسله خیالات اورا واضح تر ساخت :\nبدار روم ! اگر این مکتوب پول زیادی به من بار نیاورد . من میدانم که این مخالفت مصرانه ماد موازل بلانش تر گرفتن مردی به حیثیت بارون خالی از سری نیست ، ولی من این مخالفت را باین صورت طفلانه تصور نه میکرم بنوشتن این مکتوب برای بارون حماقت زیادی نمودم ! ... بارون باك ندارد بلکه در باره این چیزها هیچ متوجه نیست ، یگانه مقصد او بلانش را ازدواج نمودن است و بس ! مگر بلانش خبط بزرگی نموده که این سر خودش را بر روی کاغذ آورده و بدست من داده است . خوش قسمتی\nهر دوی ماست . هم سر او در نزد من محفوظ میماند و هم من صاحب پول زیادی می شوم . زیرا بعد ازانکه بارونش لوندال شد ، برای پس بدست آوردن این مکتوب قیمت بلندی تادیه خواهد کرد»\nبا این الفاظ مکتوب را باحتیاط پیچیده در یکی از جیب های داخل لباسش گذاشت ومصمم شد که این مکتوب را پنهان کرده بگذارد که با دارش بلانش را در نکاح خود در ورد . و در نتیجه خود او پول زیادی بدست آورد .\nدرین اثنا چون بارون از خوردن ناشتای خودش فارغ شده و باك زوج اسپ تازه هم بکالسکه بسته شده بود ملازم خودش را بشدت صدا میزد .\nلیو نارد بصدای با دارش از اسطبل بر بر آمده با او ملحق شد و هر دوی شان بسرعت تمام درشکه سوار شده براه افتادند .\nبرسیدن ( ورون ) شهر را او باعث تقرب عساکر ( استریائی ) به هیجان شدیدی یافته ، افواهات متغایر در هر طرف نشر وموجب دهشت اهالی میگردید بارون سر راست بدائره بلدیه رفته از\nوالی شهر قرض خودش را که برای بهبود شهر بانسود داده بود ، مطالبه میکرد ولی باو جواب دادند که اهیمت مالیه ( ورون ) بدرجه صفر وحرف پول درلغات بلدیه وجود ندارد .\nحاکم جواب رد خودش را با این الفاظ آزاد نموده : « مکر ، قای بارون باین راهیم باید عرض کنم که هنوز هم موقعی برای تادیه پول شان خواهد بود باید به کلی مایوس نشوند ! »\nلوندال با کدورت تمام : « آیا آن موقع چه وقت خواهد رسید : »\nحاکم : « وقتیکه ما پول دار شدیم امیرا طور استرجاعی پول نیست . اگر صلح قایم شود وشهر از خوف محاربه نجات یابد برای تادیه پول جناب بارون من خود شخصاً مسئول خواهم بود . »\nمستاجر عمومی چون يك تاجر جهان دیده و کار آز موده بود وضعیت پول به خوبی علم هم داشت باك نداشت که قرضش از طرف فرانسه تادیه شود و یا استریا ادا نماید .\nبنا براین او احساسات وطن پرستی که نداشت صرف نظر کرده احتمال تسلیم شهر را به اطریش ها خوش آمد گفت . یگانه ترددی که داشت ازین بود آیا : پروس ها واطریش ها بعد از گرفتن شهر درمقابل عسکر ملی که برای نجات ورون در حرکت بودند"}
{"book": "adl0789", "page": 295, "text": "صفحه ١٦\n(شماره ١٥)\nمجلد پنجم\n\nمقاومت کرده خواهند توانست یانه\nاین اندیشه خودش را محاکم اظهار\nنمود ولی حاکم او را مطمئن ساخته\nگفت : « اگرچه این مسئله قدری\nقابل اندیشه هست ولی من یقین دارم که\nعساکر ملی بعد از وقت خواهند رسید .»\nبارون : « پس من باید فارغ البال\nومطمئن باشم ؟ »\nحاکم : « بلی ؟ بکلی خاطر جمع\nباشید . بگوئید به بینیم از پاریس\nسر راست تشریف آورده اید ؟ »\nبارون : « سر راست و آن هم بکمال\nسرعت . »\nحاکم : « دیگر شخص هم با شما بود\nیا تنها این سفر را اختیار فرمودید ؟ »\nبارون : « یکنفر ملازم خودم همراه\nبود . »\nحاکم : « آیا این ملازم شم میتواند\nکه پر گوئی کند و درعین زمان اسراری\nرا نگهمدارد ؟ »\nبارون : « مقصد شما را درک کرده\nنتوانستم . لطفا تکرار کنید : »\nحاکم : « میخواهم که این ملازم\nحضرت عالی در اهالی در آمیخته\nپرو پاگاند کند . چون تازه\nاز پاریس وارد شده همه بحرف های او\nاعتبار خواهند گذاشت . مثلا بگوید\nشهر در دست طبقه ادنای اهالی افتاده\nاست . شاه پرستان نامید و رود عساکر\nپروس و اطریش قوت یافته اند و برای\nعقب نشاندن و شهر را از دست این\n\nلجک ها خلاص نمودن اقدام جدی نموده\nاند . »\nبارون : « آیا فرمایش شما همین است . »\nحاکم : « این را هم باید بگوید که\nاز يك ذریعه معتبر شنیده شده است که\nهشتاد هزار انگلیس در بندر ( برست )\nبساحل بر آمده و بطرف پاریس\n« در حرکت اند . »\nبارون : « آیا از انتشار این اخبار\nچه مدعا دارید ؟ »\nحاکم : « تا فیصله که امشب میکنم\nمعذوری داشته باشد . »\nبارون : « فیصله کدام امر ؟ »\nحاکم : « مجلس درین تالار منعقد\nکردن وجواب پیغام دیوک ( دو\nپرويك ) را دادن .»\nبارون : « سري که بايد ملازم من\nحفظ کند کدام خواهد بود » »\nحاکم : « بجا ويز ما با » . بارون :\n« چون این تجاویز بام گفته نشده است\nالبته محفوظ خواهد ماند . »\nاین دو نفر خائن هم پیشه با یک خنده\nپر معنائی از هم جدا شدند . بارون به\nطرف کالسکه شتافت تا لیود نارد را به\nوظیفه اش بر گمارد وحاكم براي جمع\nنمودن طرفداران خودش رفت تا در\nافکار خیانت آثار او معاونت نمایند .\n\nفصل هشتم\n( تسليم شدن شهر وردن )\nتمام باشندگان با رسوخ شهر وردن\nبا معززین و شرفا اطراف و مضافات آن\nدر تالار بزرگ عمارت بلديه بيك جلسة\nمهمی اجتماع کرده بودند . حاکم شهر\nموسیو ( گوسن ) وظیفه ریاست این\nمجلس را ایفا می نمود و کلنل\n( بل مونت ) حاکم عسکری شهر نیز\nبا او متحد بود .\nديوك ( دو پرو نز ويك ) اردوگان\nخودش را در پیش گاه شهر برپا کرده\nمنتظر بود که آیا اهالی دروازه های شهر\nرا روی او کشاده او را به هيئت يك حامی\nوناجی استقبال خواهند نمود ، و يا اینکه\nدهنهای خندق را برداشته او را با دهن\nهای طوپ جواب خواهند داد ؟ اجتماع\nاهالی شهر هم به تحريك حاكم برای\nفیصله این جوب بود که بچه طریق داده\nشود .\nبعد از آنکه تالار از مدعوین پر\n( گردید ) حاکم بر منبر بالا بر آمده\nشروع به افتتاحیه ذیل نمود : -\n( یا قیدا رد )\n\n( مطبعه انیس : )"}
{"book": "adl0789", "page": 296, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 297, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 298, "text": "انیس\n\nجریدهٔ ملی\n\nقیمت اشتراک\n\nدر افغانستان ۱۲ افغانی\nمحصول پوسته اطراف و ولایات داخله ۲ «\nطلبهٔ معارف ۷ «\nدر ممالک خارجه ۱۰ شلنگ\n\nلطفاً پول اشتراک که بتوسط خزان دولت فرستاده میشود باید\nرسید عوض و معاوضه باشد\n\n(مطبعه انیس)"}
{"book": "adl0789", "page": 299, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 300, "text": "شماره ( ١٦ )\nمجلة ( ٥ )\nانيس\nاشتراك سالانه ١٢ افغانى\nاداره : كابل جاده ارگ\nمحصول پوسته ٢\nمؤسس و نگارنده مسؤل\nخارجه ٢٠ شلنگ\nمحيي الدين\n٢ سنبله ١٨ اسد ١٣٠٦\nتأسيس ١٣٠٦\n٢٥ ربيع الاول ١٣٠٦\nصورت افتتاح سیزدهمین استقلال\nنطق اعلیحضرت غازي در موقع\nحسب پروگرام اداره جشن ساعت ٨\nافتتاح جشن سال سیزدهمین استقلال\nروز جمعه ٢٢ اسد در حاليكه هیئت\nبنام خداوند فیاض و توانا این جشن\nخواهد بود .\nوزراء ، كور ديپلوماتيك ، و جمع غفيري\nمقدس سال سیزدهمین استقلال ملی را\nاینست که ما بپاس و تایید کار های\nاز اهالی شهر کابل و اطراف آن ، و\nآغاز و افتتاح مینمایم و ملت عزيز\nجهد بالة ملی وحصول استقلال افغانستان\nصفوف عسکری ، در زیر منار یاد گار\nافغانستان را بورود این دوره فرخنده\nاین جشن مقدس را افتتاح ميكنيم و دو\nاستقلال اخذ موقع نموده بودند ، جشن\nو بهترین یاد گار های افتخارات\nباره بكافة ملت عزيز خويش تبريك\nسیزدهمین سال افغانستان از طرف\nملی تبريك و تهنيت ميگويم .\nو تهنيت ميگويم : -\nاعلیحضرت همایونی افتتاح و تاثیرات بزرگی\nبموم حضار بخشید . له ما بین کلمات حكيما\nاي ملت عزيز و دلير من !\nاي ملت شجيع وعزيز من !\nو نصایح شاهانه را در ذیل نقل میکنیم .\nاستقلال ملت ها از جمله آن نعمت\nوظایف ملية ما در راه حفظ استقلال\nسپس جناب شیخ السفرا آقای (ستارك )\nهای بزرگ خداوند قدیر است که در\nوطن بسى مهم و سنگين است مقتضيات\nسفير كبير س س س ر در دربار كابل\nمقابل آن مالها و جانها را قدر و\nعصر حضر و ایجابات مدنيت جهان بعلاوة\nمختصر نطق مبنی بر تبریکیه استقلال را\nقیمتی نمیباشد زیرا مالها وجانها برای\nدا شتن استقلال ملی برای ما وظایفی تعیین\nایراد نموده و از طرف شهريارى با\nزندگی چند روزه دنيا و اين زندگی\nو مقرر می کند که در عدم ايفای ان\nبیانات متین و دوستانه مجاب شدند .\nمحكم حقیقت و فطرت آدمیت برای\nبنیان استقلال ملی متزلزل و نا پدیدار\nبعد ازان آقای عبد الاحد خان رئيس\nاستقلال و مخصوص آزادی نوع انسان\nاست .\nشورا معروضة از طرف وکلای محترم\nاست .\nاین وظایف مهمه که گفتیم عبارت از\nبحضور قرائت نمود . همین که جشن\nافغانستان که بفضل و مرحمت خداوند\nاستقلال اقتصادی وصنعتی و عرفانی\nسيزده همين با يك مسرت و شادمانی تمام\nو حمیت و غیرت ملت نجیب خود سیزده\nمملکت است سنگهای اولین این تهد ب\nافتتاح گردید ، اعليحضرت غازی\nسال پیشتر استقلال خود را بحصول و\nها نشر معارف صحيح و ترقی صنایع تر\nوجميع حضار محترم بطرف چمن برای\nمالك آن گرديده و الی ما شاء الله در\nویج زراعت تکثیر محصولات وطنی\nمعاینه گذشت عسكری ،\nسایه استقلال زندگانی با شرفانه بسر\nسهولت حمل و نقل تمدید راهها و امثالها\nتشریف بردند .\nبرده استقلال شان بر قرار و بر دوام\nاست و اینها از همه اولتر محتاج امنيت"}
{"book": "adl0789", "page": 301, "text": "داخله و توحید و اتفاق افکار ملیه است . چون حفظ موجودیت یک ملت محتاج بقوت منتظم عسکری است لهذا قبلا ما و حکومت ما حتّی المقدور در تشکیل با قاعده آن کوشیده ایم و امید میکنیم که بمعاونت خداوند در سایه حسن مساعی و فداکاری وزارت حربیه و افسران اردوی افغانی عسکر افغانستان بزودی دارای قدرت و انتظام مکمل عصری گردد و نا گفته نماند که درین عصر تا حال خدماتیکه اردوی افغانستان در راه اقامت امنیت داخله فداکارانه ایفا نموده اند البته ما و ملت ما فراموش نخواهیم نمود راجع به توحید و اتحاد افکار عمومی چاره بهترین را که در عالم متمدن حسّنّه و متکا است همان دانش حکومت ملّی و مجلس شورا است که ما نیز این چاره را بعون الله تعالی عملی ساختیم و امید میکنیم که مجلس مقدس شورای ما بتواند درین راه بهترین خدمتی را انجام داده و اسباب تسلّط و تسنّق مملکت را فراهم سازد .\nبعلاوه ما و حکومت ما درین عرصه دو سال خدا را شکر میکنیم که در قایم کردن امنیت داخله نشر معارف تنظیم عسکر و وادارات تصیه بدطرق وشوارع ترقی مطبوعات تهیۀ آلات و ادوات حربی و امثالها توانستیم خدمتی بنمایم ولی نصب العین ما چون ازین ها بلند تر است از خدای متعال توفیق میخواهیم که بتوانیم در آینده خیالات وطن پرورانه خویش را از قوّه بمیدان عمل آریم .\n\nای ملت عزیز من .\nمن بهمه شما توصیه مینمایم که شخصاً ومتفقاً فی القول والعمل در راه حصول این مقاصد مقدس ملیّه و ترقّی و تقدّم وطن عزیز از هیچگونه سعی و ایثار مضایقه و دریغ نه نمائید من از ملّت ودولت انتظار دارم که در ایفای وظایف منتهای جدّیّت وصمیمت را ابراز نمایند واز هیئت شورای مقدس خواهش مینمایم که باقدم های سریع در تنظیم اجتماعی این ملت طیّ طریق نمایند من یقین میکنم که در تمام طبقات ملت عزیزم دست بدست داده متحدأ و متفقأ در راه تقدّم وتمدّن مملکتی قدم می بردارند و از مخالفت های قولی و عملی که باعث تشتّت آراء وافکار اقوام و منتج به نتایج سوء و پیش آمدهای بربادی قوای مادی و معنوی ملّت است اجتناب خواهند کرد .\nدر ین صورت شك نیست كه مملكت عزیز ما افغانستآن بزودی مراحل ترقّی وتمدن را طی خواهد نمود و وظایف دینیّه وملیّه ما وشما در مقابل باز پرس خداوند عادل ادا خواهد گردید ، زیاده از خداوند قادر وتوانا مسئلت مینمایم که بملت افغانستان موقع آن بخشد كه تا قرن های درازی بامسرّت خاطر وترقّیات روز افزون بیاد گار جهاد پاك استقلال ملی خویش جشن های مقدسی دائر وافتتاح نمایند .\n\nمعروضه که از طرف شورای ملّی بحضوراعلیحضرت غازی قرائت شده است\nاعلیحضرت غازی پادشاه محبوب القلوب ملت !\nورود این جشن بامسرت سال سیّوم همین استقلال را که از آرزو های تاریخی وعنوان دوره سعادت ملت افغا نستان و به فضل ومرحمت خدای كریم وفدا کاری و سر بازی اعلیحضرت شما ملت افغانستان بآن نائل گردیده است بحضور اعلیحضرت شما تبریک میگوئیم .\nحمد میکنیم خدا را که ماملت افغانستان از فضل و کرم حضرت الهی وبمجاهدات شما امروز با کمال امنیت واستقلال داخلی وخارجی و آسایش عمومی باینقسم جشن با شرف ملی خود نائل هستیم حقیقةً شکران این لطف درخشان حضرت الهی را بهیچ صورت بجا آورده نمیتوانیم مسرور یمیکه در جشن استقلال امسال نسبت بسال پیشتر بدلهای مملو از صمیمیت خود حس میکنیم اینست که الحمدلله تعالی علاوه بر حصول امنیت ورفاه عمومی درین سال بتأسیس یک مؤسسه باشرف ملی که آن عبارت ازافتتاح شورای ملی است وسعادت ودرخشانیت آینده ملت را نشان میدهد موفق شده ایم .\nاینحقوق شورای ملی را که دیگر ملل متمدنه عالم با کمال زحمت وخونریزی استحصال نموده اند اعلیحضرت غازی"}
{"book": "adl0789", "page": 302, "text": "صفحه ٣\n(شماره ٦)\nمجلد پنجم\n\nبا ساس ديني واسلامي واز نهايت عشق وعلاقه مندي که بملت و وطن عزيز خود افغانستان دارند بحكم (وشاورهم في الامر) براي حصول سعادت و تأمين اسباب ارتقاي جامعه ملت عطا فرموده اند .\nاعليحضرتا ما برأی العين مشاهده ميكنيم که اعليحضرت شما از بدو جلوس شاهانه تا حال براي پيشرفت امور مملکتي وايجاد اسباب سعادت ديني ودنيوي ما خدمات قيمتداري را ابراز فرموده وميقرمآيند اين اقدامات وطن خواهانه اعليحضرت ما ملت را بسعادت مستقبل آن اميدوار ميسازد واميد قوي داريم که ازين افكار بي آلايش و پاك وخيالات مقدسه شاهانه كه نسبت بفلاح و آبادي ملت و وطن دارند موفقيت درخشان وخسارات دوره انقلاب افغانستان يوماً فيوماً تلافي وجبران شده و وطن بترقيات مشروعه نائل گردد .\nما وكلاي ملت از طرف خود اصالةً و از جانب موکلین خود وكالةً به حضور اعليحضرت شما اطمينان واثق ميدهیم که با جراي تمام عزم وتصميمات شاهانه كه براي سعادت حال واستقبال مملکت در نظر دارند بهر گونه اقدامات جدیانه حاضر هستیم واز خداوند كريم براي هر فرد ملت بالخصوص شوراي ملي وهیئت مامورین توفیق خدمت جامعه ملت و وطن عزيز ما افغانستان را تمنا میکنیم\n\nدر خاتمه مراتب تبريكات خالصانه وعاجزانه خود را به حضور اشرف همایونی تجدید کرده ورود سي همچو روزهاي بامسرت واعياد ملي را بسلامتي اعليحضرت غازي و آبادي وسعادت ملت و وطن افغانستان را از درگاه حضرت الهی نیاز مینمائيم .\nبیانیه جناب شیخ السفرا\nاعليحضرتا !\nافتخار دارم که امروز با علیحضرت شما تبريكات صميمي خود وهمقطاران محترم را بمناسبت سال گره سیزدهمين استقلال افغانستان تقدیم مینمایم .\nدرین روز عيد بملت افغان آرزوهاي بي آلايش خودها را بجهت پيشرفت در راه ترقي مادي وعقاني وتشييد استقلال بيان ميداريم و با عليحضرت شما قوة واستطاعت زياد وصحت کامل که براي عمل نيك سعادت حکومت افغانستان لازمي است آرزو میکنیم .\nجوابیه که از حضور\nاعلیحضرت ایراد شده است\nجناب شیخ السفرا !\nبا تمام مسرت از تبريكات صميمانة جلالتمآب شما وهم قطاران محترم تان اظهار تشکر مینمایم ، وهمچنان از ابراز\n\nنظريات نيك شماها نسبت به تعالي ملت عزيزم بس ممنون گردیده آرزو مندم که بمدد والطاف خداي متعال افغانستان مستقل هميشه بحفظ حسن روابط وتشييد مناسبات دوستانه كه خوشبختانه بادول متعاهده خود دارد سالیان بیشمار برهان اساس قايم ومستحكم بود وحيات باشرا فائه خود را بر دوام داشته باشد .\n\nاعلان\nذوات محترم که مائل اشتراك مجله کابل هستند بخود اداره انجمن ادبي يا باداره اصلاح اداره انيس مراجعت نموده بعد تحويلي پول بدل اشتراك مجله يكي از ورقه هاي اشتراك كه مخصوص معرفي مشتركين مجله میباشد صورت در خواست خود را تحرير وامضاء فرمايند تا بعد از آن مجله بعنوان ذوات موصوف از روي آدرس عنوان که درورقه تصريح میدهند فرستاده میشود"}
{"book": "adl0789", "page": 303, "text": "(شماره ١٦) مجلد پنجم\nصحيات\nمالاریا\nيا\nتب لرزه\n\nمادي اثر این مرض پیش از خسارتي است باین لحاظ ممکن است این قسمت را يکي\nکه از يک جنگ خيلي مهمي پیش می آید از نواقص مدارس ما دانست .\nجنگ را نمي توان در خفا عملي نمود براي اثبات نظريات خود کاش\nو خطر آن در مقابل چشم بشر همیشه مجسم میتوانستیم قارئین محترم را بمطبهاي اطباء\nاست دول وملل با مخارج هنگفتي وسايلي هدایت نموده تا آنجا ملاحظه فرمايند\nاز قبیل قشون ومهمات تهیه مینمایند تا در موقع که در آن مطبها فقط اشخاصي با لسبه\nبراي دفاع حاضر باشند ولي در مقابل این ثروتمند وظاهر آراسته ومتمدن براي\nدشمن که در خفا وتدريجا قوا بنيادي خود معالجه امراض در اطاق انتظار نشسته\nرا اسیر وبي سر وصدا منهدم میسازد اند عوام واشخاص بي چيز در امراض\nمختلفه عواما ورو بدون اینکه صدائي تشکيلات دفاعيه وجود ندارد از این نقطه\nاز آنها در آید سر تسلیم در مقابل آن نظر خسارات وارده از جنگ در مقابل انظار\nعظيم وبزرگتر است در حالي که اینطور فرود آورده اند مالاريا يکي از\nبزرگترين عوامل بدبختي است که نیست وعلل عظمت آن همانا نمایان بودن\nنصف افراد بشر را تحت شکنجه قرار آن است .\nداده است میخواهم اطلاعات خود را\nمالاريا يکي از بزرگترین خطرات از این گذشته خطر ديگري که مالاریا بطور مفصل بعلاوه کشفیات جديدي\nاین مملکت است که میتوان گفت تقریبا دارد این است که تا بحال معدودي میدانند که در این خصوص در عالم طب بعمل\nنصف اهالي را در پنجه هاي خود فشرده این دشمن موذي بچه وصله پرورش یافته آمده است بعرض قارئين محترم برسانم\nتا بتوانند براي سلامتي وجود خود وباعث خسارت جاني ومالي واجتماعي میگردد و وارد خون انساني شده ومريض را عليل\nواین مرض نه تنها در مملکت بلکه در تمام وذلیل میسازد در صورتیکه همه باید بعواقب در مقابل این مرض موذي براي دفاع\nحاضر باشند . دنیا نيز حکمر ما است . وخیم آن پي برند در این موضوع نه فقط\nبعقيده علماي دنيا از ١٨٠٠ مليون نفوس اطباء بلکه عموم افراد بشر بايد مطالعات درسنه ١٨٨٠ ميلادي بشر راجع\nبوجود این ميکروب اطلاعي در دست دنیا ٨٠٠ ملیون نفر دچار این مرض موذي لازمه نموده واطلاعات کامله کسب نمایند\nنداشت تا اینکه ( لاوران عالم معروف بوده وخسارت مادي که از این مرض تولید تا بتوانند در مقابل تهاجم ميکروب هاي\nفرانسوي براي اولین دفعه در خون میگردد بالغ بر چندین میلیارد است . این مرض وسایل موثره دفاعیه را بکار برند\nمرض مشاهده وجود ( پارازیت هـا مالاریا که يکي از دشمنان جامعه بشر ولي متاسفانه مشاهده میشود خيلي از\nرا کرد علمای فرانسوی وابطا لیائی است در چندین هزار سال بدون اینکه اشخاصيکه شهرت بدارا بودن معلومات\nموضوع را تحت مطالعه در آورده ظاهرا صورت وحشت انگیز خود را نمایان كافي هستند وحتي از ترتیب ورود مالاریا وثابت کردند که این ميکروب يا پارازیتها\nسازد باعث خرابي وانهدام ملیونها خانواده درخون اطلاعی ندارند و دیپلمه هاي کامل اقسام مختلف دارند که هر يك از آنها\nگشته و از این حیث اتلاف نفوس وخسارت متوسطه نيز اطلاعی از این موضوع ندارند باشکال هاي مخصوصي ظاهر مي شوند ."}
{"book": "adl0789", "page": 304, "text": "صفحه 5 ( شماره 16 ) مجلۀ پنجم\n\nمالاریا سه قسم ( پارازیت ) دارد که یکی از آنها نشانش این است که مبتلا يك روز تب دارد و دو روز ندارد یا بعبارۀ اخرى ( پارازیتها ) دوسه روز ( 72 ساعت ) تکامل شده و تخم میکنند ـ دیگری در 48 ساعت وسومی در 24 ساعت قسم دیگر از مالاریا هست که مبتلا دو روز یکمرتبه نوبه میکند ولی تب آن شدید وطولانی است وخیلی اتفاق می افتد که عوارض دیگری نیز بظهور برساند . این مالاریا ( پارازیت ) مخصوصی دارد که شبیه است بماه نصف ( هلال مه ) وترتیب تخصیص در سرایت از شخصی بشخص دیگری دارد ، این قسم ملاریا مخصوص نقاط گرمسیر است و تسویه زود اسم دارد .\nباید دانست که ممکن است اقسام مختلفه پارازیتهای مذکور یکمرتبه در خون يك شخصی جمع آیند باین ترتیب :\nوقتی پارازیتها وارد خون انسان میشوند مرکز سکونت وتغذیه خود را در گلوبولهای قرمز خون قرار داده آنها را سوراخ کرده وارد آنها میشوند و در 24 یا 48 ویا 72 ساعت آنها را خورده بکمال رسیده تخم میگذارند بعد پرده نازك گلوبول را پاره کرده عده کثیری تخمها که پارازیت شده اند وارد خون میشوند در این موقع پارازیتها سم مخصوصی از خود خارج میکنند که در مراکز اعصاب مؤثر شده اختلالی در حرارت بدن ایجاد میکنند سپس لرز شروع می شود که يك الى دو ساعت طول میکشد بعد از آن تبی که یکی دو ساعت طول میکشد شروع شده وبعداً مریض عرق میکند این عرق هم یکی دو ساعت طول کشیده چون عرق بی خود قدمت سم مذکور و حرارت اضافی را از بدن خارج میسازد حرارت دوباره بدرجه طبیعی خود بر میگردد و باین ترتیب هر يك از پارازیتهای نوزاد گلوبول برای خود پیدا کرده وارد آن می شود و تخم میگذارد ، پارازیتهای جدیدی ایجاد میکنند و این عمل در خون انسان لا ینقطع جریان دارد .\nچون علما این قسمت را کشف کردند مسئله مالاریا بقدر کافی حل شد ولی از حیث معالجه سریع آن هنوز وسایل مؤثر اعمال نشده است .\nمدت مدیدی است که علما مشغول کشف آن حقیقت هستند که آیا پارازیتهای مالاریا قبل از ورود در خون انسان در کجا بودند و بعد از ورود بچه وسیله خارج میشوند راجع باین بنظر حدسیات زیادی وجود داشت سابقاً تصور میکردند که چون مالاریا بطور معمول در نقاط ساحلی و باطلاقی ممالک گرمسیری شیوع دارد پارازیتها در هوا هستند و بتوسط استنشاق وارد ریه شده واز آنجا بخون منتقل و شخص را مریض میسازند ولی اخیراً در نتیجه مطالعات علمآء معلوم شد که اینموجودات ( میکرو ـ رکانیکی ) نمیتوانستند در هوا وجود داشته باشند و اگر آن ها در هوا بودند پس لازم بود از نقاط باطلاقی که مرکز مرض است این میکروب ها توسط باد بطرف فلات برده شده و بآن جا ها نیز سرایت کنند در حالیکه دیده شده است در این نقاط حتى در موسم تابستان نیز مالاریا وجود ندارد .\nپس از اینکه ثابت شد که پارازیتها در هوا نیستند آنها را در آب و مخصوصاً در آب های باطلاقی جستجو کردند باین تصور که توسط آب پارازیتها وارد معده شده و از آن جا هم وارد خون میگردند و برای این هم اشخاصی را که در نقاط مالاریائی هنوز مبتلا نشده بودند آب های پاك چشمه خورانیدند ولی با وصف این آنها نیز از خطر ابتلاء نجات نیافتند و در عوض اشخاصی را که در نقاط غیر مالاریائی اقامت داشته آب باطلاقی را خورانیدند و آن ها مبتلا نشدند .\nچون این قسمت هم ثابت نشد وجود میکروب را در خاك تصور کردند ولی امتحانات در این قسمت هم نتیجه منتظر را نداد .\nبالأخره این طور حدس زدند که پارازیتها از اشخاص مریض باشخاص سالم توسط پشه ها انتقال مییابند این عقیده مدت مدیدی انعکاس پیدا نکرده تا در سنه 1898 پروفسور [ گراسی ] عالم معروف ایطالیائی مشاهده کرد که"}
{"book": "adl0789", "page": 305, "text": "صفحه ٦\nشماره ١٦\nمجلد پنجم\n\nدر نقاط با طلاقی در موقعیکه موسم از\nزیاد پشه ها است ما لا ریا شدت کرده\nو خطر ناك می گردد .\nاین نظر باعث شد که اطبای مطالعاتی\nدر انواع پشه ها نموده و این نتیجه را\nگرفتند که نوعی از پشه ها که باصطلاح\nعلمی آن را ( آنوفل ) مینامند وسیله\nاصلی انتقال پارا زيتها از مريض مبتلا\nبما لاریا باشخاص سالم میباشد .\n( بقيه دارد )\n\nعلت زکام\nزکام یکی از امراضی میباشد که مبدأ\nساری و منتشر بوده و بیش از امراض\nاز حیث شیوع و سرعت انتقال اطباء\nرا مستأصل می سازد . در عالم هیچ\nمرضى بمثل زكام سرعت انتشار نداشته\nو امیدی در کار نیست كه يك روزى طبابت\nو علم مخلوق خدا را از شر سرایت این\nمرض نجات دهند .\nخیلی از اطباء تصمیم گرفتند که بر\nعلیه میکروب این مرض جنگیده و این\nمرض پر خطر را از بشریت دور سازند\nولی متأسفانه موفقیت حاصل ننمودند\nبعض از دکتور ها تجارب زیادی در اطراف\nاین مرض نموده و میکروب آنرا در\nموقع و مناطق مختلف تحت نظر گرفته\nو حتى طائفه از میمون معروف « شامپازه »\nرا بماده مخاطیه از شخص مبتلای بزکام\nتزریق کرده و بر اثر انژکسیون\nرطوبات لزجه دماغ شخص مریض\nحیوان مزبور عيناً انسان دچار زکام\n\nگشته و همین عوارض را داشته و عجیب\nآنکه بزودی در حیوانات دیگر هم از\nآن نوع سرایت می کند .\nاطباء مذکوره این تجربه را مکرر\nکرده و در حالات مختلفه ، نتیجه واحدی\nمأخوذ داشته اند و لذا ثابت کرده اند\nمیکروب زکام عبارت از نوعی میکروب\nمیباشد که با رقیقترین ترشحات سرایت\nکرده و در مرکز مغز و رطوبات دماغ\nنشو و نما حاصل می کند .\nتا کنون که هیچکس مقدر بدفع آن\nنگشته و نتوانسته است این میکروب را\nاز سرایت باز دارد ( عرفان )\n\nاز هر طرف\nنقشه ده ساله چین\nمخبر روزنامه مراينك پست مقیم شانگهای\nخبر میدهد که وزارت صنایع نانکن\nيك نقشه ده سال طرح نموده است\nبقصد آنکه چین را بیکی از بزرگترین\nممالك معظم صنعتی عالم تبدیل نماید نقشه\nپنج سالۀ روسیه را متضمن است .\nنقشه چین عبارت از چهار ده قسمت\nذیل میباشد .\n١- ساختمان لنگر گاه ها وكا نال ها\nراه های اهن\n٢- استفاده از اراضی وسیعه بایر شمال\nغرب وبطور کلی اصلاح صنایع روستائی\n٣- استخراج معادن فلزى معادن سنك\n٤- احداث کار خانجات آهنگدازی و\nکار خانه جات فلزی\n\n٥- استحصال آهن وقو لاد .\n٦- ساختن اقسام وسائط نقليه\n٧- ساختن الکو موتیو و نقلیه های روی\nخط از قبیل واگون وغيره\n٨- ساختن کشتی های تجارتی و کشتی\nهای ماهی گیری\n٩- ساختن آجر وسمنت وساير مصالح\nبنائی\n١٠- احداث يك صنعت جهت استحصال\nقیری که در موقع تجزیه گاز تر ذغال\nسنك بدست میآید\n١١- احداث کار خانجات شیمیائی قلیائی\n١٢- احداث کار خانه هيدر والكتريك\n١٤- احداث کار خانه تهیه آب بلدی\n\nکنترول دولت\nکلیه این مهمات بدست دولت انجام\nخواهد یافت یادر تحت نظارت مستقیم\nدولت خواهد بود .\nدسته جها زات بحر نجین اکنون -\n٣٠٠،٠٠٠ تن ظرفیت دارند و جهازات\nمزبور اکثرا از کشتی های بخاری که\nاز رود خانه ها ایاب وذهاب مینمایند\nتشکیل یافته است ولی در این نقشه ده\nساله مجموع ظرفیت سفاین چین بایستی\nبه ٨،٠٠٠،٠٠٠ تن و ماشين هايش\nبه ٥٠٠٠٠٠٠ قوه اسب بالغ گردد .\nو نیز ٢٠،٠٠٠،٠٠٠ قوه اسب\nجهت کار های صنعتی که در نظر گرفته\nشده لازم میباشد .\nاهمیت این نقشه ها و منظورا ت از\nاز اینجا معلوم می شود که اکنون تمام"}
{"book": "adl0789", "page": 306, "text": "کارخانجات چین فقط با ١٠٧٥٠٠٠٠٠ قوه اسب میگردد و ثلث این قوه در شهر شانگهای تمرکز یافته است\nمخارج اجرای این نقشه جدید در حدود سالی ۲۷۰۰۰۰۰۰۰ لیره تا ده سال مقولتی خواهد شد که جمعا در آخر ده سال ۲۳۰۰۰۰۰۰۰۰ لیره شد باشد\nاکنون از ۷۰۰۰۰۰۰۰ جریب زمین قابل زرع چین فقط ربع آن مزروع میباشد\nمطابق نقشه ده ساله اراضی مزروع چین بایستی بر اثر ادخال ماشین آلات فلاحتی عالی به ۵۰۰۰۰۰۰۰۰ جریب زمین بالغ گردد سال جهت خرید ماشین آلات مزبور کار سازی شود\nولیز نقشه دهساله مقرر میدارد که ۴۰۰۰۰ پنبه کنونی چین که بیشتر از نصف آنها متعلق بخار جیان است بایستی پس از دهسال به ۴۰۰۰۰۰۰ بالغ گردد\nمجموع مصارف برآوردی جهت خرید کلیه ادوات و آلات ماشینی در ظرف مدت ده سال بالغ بر ۱۲۰۰۰۰۰۰۰۰ لیره خواهد شد\nدر نانکن بطور نمونه کارخانجات ساختمان ماشین تاسیس خواهد یافت که مكانيك ها در تحت نظارت خارجی ترتیب شوند .\nمخارج ساختمان این کارخانه در حدود ۲۰۰۰۰۰۰ دالار خواهد شد\nنظر باینکه تهیه این همه سرمایه با ستمیات فعلی چین كمال عسرت و اشكال را خواهد داشت عملی شدن این نقشه با این عظمت و وسعت محل تردید میباشد\n\nیافتن گمشدة از ميان يك كتاب\nاز جمله کسانیکه بکتاب خانه تورکت و اتیکان در روم آمد ورفت دارند يك محصلی نیز رفت و آمد داشته و اغلب اوقات را بمطالعات کتب در آن جای گذرانده است اتفاقاً اینمحصل از مباشر کتب خانه يك كتابی را از تالیف های ( امیل فابرید وقیس ) برای مطالعه میطلبد ( مولف این کتاب از دیر زمانی فوت کرده است . ) مباشر هم البته تقاضای او را پذیرفته و کتاب مزبور را تقدیمش مینماید ولی همینکه آن جوان شروع بمطالعه کرده کتاب را رفته رفته ورق میزند ناگاه یکمرتبه چشمش بيك ورقه دوخته میشود که در میان اوراق کتاب بوده و در او چنین نوشته شده است هر که این نوشته بدستش آمد و بخواند انرا فوری به کاتب عدل ارائه داده و از او چنین تقاضا نماید که از میان دوسیه های مخصوص خودش آنرا که بحرف ( ل . ا . ونمره ١٦٢ قید کرده است بخاطر آورده و عمل نماید\nمحصل مزبور که از مقاصد این نوشته بی خبر بوده البته پس از خواندن آن برای وقت گذرانى يا يك تمسخر و بی اعتنائی خصوصی بسراغ كاتب عدل رفته و كاغذ را نشانش می دهد . ولی بمجردیکه چشم کاتب عدل بورقة مزبور ميافتد فوراً پس از سلام و ظهار احترام يك چك بانکی را بمبلغ ٨ ملیون لیره ( ايطاليا ) در ازاء آن ورقه به محصل تسلیم می نماید\n\nجمعیت دنیا\nاز آخرین احصائیه های اخیر معلوم می شود که جمعیت دنیا در خلال قرن حاضر رو بازدیاد گذارده است این ازدیاد بقدری سریع میباشد که جداً موجب میباشد چه بفاصله کمتر از ٣٥ سال تعداد نفوس فعلی بشر بحدودی رسیده که بالغ بر ۲ هزار ملیون میباشد از این مقدار در حدود يك بيستم آن در ولايات متحده متوقف میباشد و باقی در تمامی دنیا پراکنده اند .\nبطلان تاریخ\nقدیمترین ملل زارع\nزراعت و شکار و تربیت حیوانات اهلی از قدیمترین کارهای انفرادی و اجتماعی میباشد که انسانیت از روز های اول برای اکتساب روزی بدان توسل جست .\nروایات تاریخی قدیمترین ملل زارع دنیا را ( مصریها ) می گویند در صورتی که اکتشافات تحت الارضى اخيره بخوبی این دعوی تاریخ را انکار میکنند زیرا قنوات و مجاری آبها و قریه ها و کانال های کلدان قدیم ، محقق می دارند که آنها قدیمترین قوم دنیا میباشند که به زراعت دست زده اند .\n( از جرائد فارس )"}
{"book": "adl0789", "page": 307, "text": "صفحه 8\nشماره ١٦\nمجله\n١١٦٥ سال حبس\nدر روم ١٣١ نفر از اعضای (مافیا)\nبارتکاب جرمهای مختلف از قبیل اخذ\nخلق و باج سبیل وقتل وهتک ناموس\nوغارت و دزدی مقصر ومجرم تشخیص\nداده شده اند ومدعی العموم در محاکمه\n(پالرمه) تقاضا کرده است که آنها\nبحبس های مختلف که جمعاً عده سنوات\nحبس به ١١٦٥ سال بالغ گردد محکوم\nشوند .\nاین جنایات بین سنه ١٨٩٠ و ١٩٢٦\nارتکاب گردیده و این محاکمه که یکسال\nبطول انجامیده دیگر آخرین فعالیت دزدان\nوجنایتکاران روم را مینمایاند .\nمطابق راپورتهای واصله از پالرمو در\nموقعیکه رئیس محکمه انشای صادره را\nقرائت مینمود محبوسین در قفس شروع\nبفحاشی و داد وفریاد نموده اند . آنها\nبا صدای بلند فریاد برآورده و بمحکمه\nورئیس محکمه واعضای محکمه فحش\nوناسزا گفته وصدای مأمورین محکمه در\nمیان سیل فحاشی وجنجال دزدان بگوش\nهیچکس نمیرسید ضمناً دزدان اشخاصی\nرا که برعلیه شان شهادت داده بودند تهدید\nمینمودند .\nیکی از دزدان چکمه سنگین خود را\nپاره کرده واز میان میله های قفس یک\nتیکه اش را بقاضی و یکی را بفقیه پرتاب\nنمود ولی تیر او بهدف نرسید .\nبا تحویل دادن محبوسین بمحبس\nواجرای حکم در مورد آنها از فردا این\nفصل طولانی تاریکی که متضمن حکایات\nموحش جنایتکاران (مافیا) بوده است\nبپایان میرسد. (از جرائد فارسی)\nاقتباس از روزنامه جشن\nنمایشات جشن استقلال\nآتن ملی\nبساعت ٤ بعد از ظهر یوم جمعه ۲۲\nاسد از طرف یک عده جوانان خروتی\nو اندری آتن ملی با دهل وحرکات\nمخصوص بمعرض نمایش گذارده شد هر\nچند آتن یا رقص ملی در وطن ما خیلی\nمعروف ومصطلح است واین اواخر\nبیشتر از سابق جالب ذوق وانتباه عامه\nشده است ولی از نقطه نظر عواطف و\nاحساسات ملی فوق العاده همیت داشته و\nروح زنده وجنبنده افغانی را مجسم می\nکند ، چنانچه گفتیم نمایش مذکور با همان\nروح افغانی در منطقه چمن اجرا گردید\nو اعلیحضرت غازی با وزراء وهیئت\nسیاسی و ملتزمین شاهانه تشریف آورده\nدر کمپ مخصوص خود شان قرار گرفتند .\nتشریف آوری و التفات مخصوص ملوکانه\nو والا حضرت صدر اعظم صاحب اسباب\nتشویق این جمعیت زنده را فراهم و باعث\nشد که آتن را بمهارت تمامی بازی نمایند\nسرکس\nاین نمایش بساعت پنج از طرف پرو\nفیسر برکت الله عامل معروف در نمایش\nگاه عمومی اجرا گردید مشارالیه چنانچه\nخودش مدعن است بوسیله کثرت و ادمن\nواجد عضلات و بنیه قوی گردیده و بنا\nبرین از هیچ فشار و زحمت متأثر نشده و\nبا هرگونه مصاحب جسمی مقابله میکند\nعلاوتاً در سایه خوش اعتقادی بکلمه\nطیبه بر آتش حرکت میکنند و موقن است\nکه تابعین بعملیات خودشرا نیز بر آتش\nعبور داده و آنها هم احساس هیچ درد\nو سوزش ننمایند ـ ما در صحت عقیده\nمشارالیه هیچ تردیدی نداریم زیرا کلمه\nطیبه اساساً مالك تأثيرات غریبی میباشد\nولی عملیات دیگری فی الدازه شگفت\nآور است مثلاً يك زنجیر مضبوطی که\nدو طر فدر به کشتن آن نشدند به تنهایی\nآنرا بکست ـ چطور که بدو آن زنجیر را\nبکمر پیجده و يك تنهای آنرا بر چوبی\nمحکم کرده با قوت فشار پا آنرا برید\nو کذ دوسیخ آهنین که کمتر از يك\nانج کلفت بود یکی را بدور دست و دیگر را\nدور گردن پیچیده بعد بروی چوکی بوضعی\nکه سرو شانه اش بر يك چوکی و پاهایش\nبدیگر چوکی قرار گرفته و حصه وسطی\nبدنش مستند بچیزی نبود يك پسر دوازده\nساله را بروی دو دست بلند کرده يك\nسنگ بوزن پنج سیر را و روی شکمش\nشکستاندند همین طور دو سه مرتبه دیگر\nگهی بر زمین خوابیده و گهی بر زانو"}
{"book": "adl0789", "page": 308, "text": "(شماره ١٦)\nمجله پختوم\nنشسته و در هر مرتبه سنگهای ضخیمی را علاوه بر نمایشاتیکه مختصراً از وجود واعتقاد عامه شده رعایا وفلا سفه عصر\nبر سر و شکمش بسندانها کوفته و آن در فوق تذکر دادیم ـ درهر گوشه حاضر را به کشف آن جا با وغوامض\nشکستاندند مرتبه دیگر کراچی قاطر را و کنار چمن موسیقی های هندی و وطنی وا دار نموده .\nکه هشت نفر در آن نشسته بودند بر گلوی و رادیو وشعبده ها و مسخره ها ، کبوتر بعبارت دیگر چشم بندی یا مسمریزم\nاو عبور دادند هر چند عبور دادن چرخها پرانی وانواع شکار ها وهدف های با هر تعبیریكه بخواهیم شرح دهیم\nبطور معلـوب حاصل نشد و عمداً يا خطاءً مصنوعی وزو رقه های كو چك در كول شبح خرافات وروايات رفترا ترك\nفقط رنج و يك قسمت از صورت وی تحت چمن هر روزه مو جود و با تادیه جزئی کرده و در کالبد فن و تجر به و تحصیل\nفشار چر خهای سنگین عرابه واقع گردید محصول وقت تماشا تیا نرا مشغول میکند داخل گشته ـ مثلاً دكتور لوارو\nمعہذا این تحمل وطاقت وتحمل وی مسریزم مسمریزم را در لندن تحصیل میکنند ود\nفوق العاده مورد تمجید وکف زدن در وطن ما چشم بندی ( مسریزم ) یپلوم گرفته بنام دکتور معرفی میشود\nناظرین گردید ـ در پا یان عملیات و خیلی سابقه دارد مدار یهای معروف علم در امریكا شفا خانه های از طرف عاملین\nنمایشات خود وعده داد که در تماشای كنج وعمليات محدود آنها بیاد غالب مسمریزم دائر و امراض صعب العلاج\nدیگر خو ش رول آهنی که سرك را سا کنین این بلده هست معذالك در را بو سیله آن تداوی میکنند در سال\nبآن تسطیح میکنند بر روی شکم یا پشت نزد عوام همیشه يك مسئله غامض وقضيه یكی پیش میشود در یكی از اخبارها شرح\nخود عبور خواهد داد ـ چون مشارالیه لا یحلی بوده اگر قصص وروايات سابقه يك استقربائی عامل مسمریزم را\nدر جشن های گذشته خیلی ازین عملیات را که اکنون در نزد ما جزء خرافات خواندیم که با زارد کتر های طبی را\nشگفت آور را موقع ایکت وامتحان وروایات اساطیری محسوب میشود بيا بيم کاسد نموده و بجای آن رایت مسمریزی\nگذارده و کارهای عجیبی از خود بروز مملو ازین افسانه ها هستند و با عتقاد را بر افراشته و توجه عامه را به خود\nآورده از قبیل مقاومت با فشار وحرکت پیشینیان ما چشم بندی مر بوط به يك جلب نموده است تایتكه اطبا مجبور\nاتو مو بيل وكذا شتن عرابه اتو موبیل سلسله عوامل وز حمتی که اکثریت شدند بر ضدوی قیام کرده و عملیات ویرا\nوفيل افقاً بر پشتش این دعوی وی نیز عاجز از اجرای آنند بوده و بنا براین خالی از حقیقت جلوه دهند همین قیام و\nخالی از تکلف و اغراق بوده همه قریب کمتر کسی میل با مو ختن آن میکرده ضدیت اطبا وله وی فوری مشار اليه\nخواهیم دید چنا نچه وی گفته است است ـ معلوم میشود بشر سابقه بمراتب شهرت وی میفزاید واطبا\nعملیات خود را معرض امتحان خواهد بمسمریزم داشته و بان محشور شده اند وشیمیست ها را مغلوب میکنند . ومعتقدین\nگذارد . ولی بسبب فقدان علم وتجربه از کنه بعملیات و تداوی بمستمر يست ها کسب\nنمایش دكتور الوار آن بی اطلاع مانده و در نزد عامه زیادت مینما یند .\nمشار الیه از ساعت ٩ الی ١١ بجہ اطلاعاتی درین رشته جز همان فسانه ها یوم شنبه ٢٣ اسد از ساعت هشت\nشب عملیات غریبی از خود بروز داد و روايات کهنه چیزی در دست نبوده تاده عمليات قابل دید پرو فیسر علی بخش\nومایه مشغولیت وتفرح نا ظران گردید در این اواخر می بینیم خورده خورده هندی محل نمایش گذارده شد مشار اليه\nتفصیل عملیات ویرا در شماره های آینده آن روايات وافسانه های نا قابل باور عمليات و کار هایش را خیلی بمهارت\nبعرض اطلاع خوانندگان خواهیم مبدل به حقیقت شده ونسبت بممالك بازی کرد و اسباب مشغولیت تماشا چیان\nرسا ند . ما جله در مال راقیه بیشتر مورد توجه گردید ."}
{"book": "adl0789", "page": 309, "text": "(شماره ١٦) (جلد پنجم)\n\nبطوریکه مقرر شده است در روزهای یکشنبه ٢٤ و چهار شنبه ٢٧ وجمعه ٢٩ اسد از ساعتهای ٨ الی ده نیز عملیات خود شارا معرض نمایش خواهد گذارد.\nبساعت (١٠) کار نیول نمایش معروف موقع گذرده شاه و مایهٔ مسرت و تفریح ناظران گردید.\nفت بال\nاعلیحضرت غازی از بدو جلوس سنیه شان با مشاغل مهمهٔ سیاسی ومدنی وعمرانی توجهی بصحت عامه نیز فرموده و در همه جا میدان های فت بال و کرکت وحاکی و ولی بال و انواع ورزشهای بدنی که خدمتی بصحت اهالی مینماید باز فرموده اند و رفته رفته می بینیم قسمت عمدهٔ مامورین و اهالی داخل این سپورتها گردیده و میج های متعددی را نمایش داده اند از ان جملهٔ عصر روز شنبه ٢٣ يك پلی فت بال میان وزارت معارف و وزارت حربیه دائر گردید چون در بازی تعادل قوی موجود بود بساعت ٦ بدون غلبهٔ یکی بدیگری بازی ختم گردید برای فیصله قطعی يك بازی دیگری دائر خواهد شد.\nساعت ٩ مجدداً نمایشات داکتر الوار و شروع و بیازده بجهٔ شب ختم گردید.\nنمایشات ٢٤ اسد\nساعت ٨ صبح تازه برای نمایشات پرو فسر عبدل بخش و از ده تا (١١) بجه نمایشات صنعتی قرار داده شده بود ولی ملاتی نمایش موخر الذکر را بعصر\nروز و تشریف آوری اعلیحضرت غازی معطل گذاردند.\nهاکی\nساعت پنج بعد از ظهر ذات ملوکانه اولاً بمنطقه چمن موصفی که برای مقابله هاکی بین مامورین وزارت حربیه و اتاشه و اعضای سفارت دولت بهیه برطانیه تخصیص داده شده بود تشریف آورده در سایه بانی که قبلاً در انجا بر افراشته شده بود چون مخصوص خود شان بر قرار گرفته در یجا والا حضرت صدر اعظم و وزرا و هیئت سیاسی و مامورین و معززین نیز حضور داشتند دسته های که برای مقابله حاضر شده بودند ببالسهٔ مختلف الالوانی که هر دو جانب را از هم مفروق میکرد بازیرا آغاز کردند و طرفین کمال مهارت را برای غلبه یکی بدیگری بخرج دادند بازی از پنج تا غروب دوام ورزید در نتیجه هر دو جانب دو گول کرده بازی ختم شد بدون خود ستائی و اغراق میتوانیم بگوئیم مامورین وزارت حربیه درین مرتبه کمال مهارت و تردستی را از خود بروز داده و مورد تحسین و مسرت عامه واقع شدند با تخصیص در زمانی که جانب مقابل میخواست بازیرا ببرد توپ را از آنها میربودند و زحمات آنها را خنثی مینمودند اخیراً با تعادل قوی بین طرفین بازی خاتمه یافت.\nنمایش صنعتی وزارت تجارت\nو فابریکه های حربی و نساجی\nچنانچه قبلاً بشرح آن پرداختیم نمایش\nمذکور برای عصر روز معطل و بساعت ٦ عصر با حضور اعلیحضرت غازی و رجال بزرگ مملکتی مفتوح گردید.\nاعلیحضرت غازی که یگانه مربی فضل و هنر و صنعت در وطن خود هستند مصنوعات و مخترعات را یگان یگان ملاحظه فرموده و همه چیز را بدقت امتحان و باهل صنعت و مامورین جاهل آن ظهار لطف و نوازش میفرمودند.\nوقتی که ملاحظه میکنیم با فضل و مرحمت ایزدی و بذل توجه وطن پرورانهٔ اعلیحضرت غازی روز بروز وسائل و مدنیت و ارتقا فراهم و ابواب سعادت و امنیت بر روی ما کشوده میشود خیلی بخود میبالیم و حیات فدویت واقدر دانی ما باین نجات بخشا و قهرمان ملی مضاعف و مز داد میگردد فی الحقیقه نمایشات صنعتی وزارت تجارت از قبیل تر پدیه و تولیه پله و دستگاهای نسج تاقی و بافندگی و انواع نجاری و نجاری و صابون های لطیف و خوشبو و البسهٔ پشمی زمستانی و نکتائی و جراب و دکمه و ماشین های چوچه کشی و تربیه چوچه و پارچه های نخی و پشمی و ابریشمی و کاشی ها و تربییه اقسام حبوبات و گلها و تخم های گل وظروف و اوانی ساخت وطن که با توجه شخص وزیر آقای میرزا محمد خان بمنصهٔ وجود آمده فوق العاده امیدبخش و مسرت افزا ومارا امیدوار ی میدهد که آتیه قریبی مسلم سعادت و ارتقا را به پیمائیم و با مساعی و مجهودات کابینهٔ وزاء"}
{"book": "adl0789", "page": 310, "text": "صفحه ١١\nشماره ١٦\nمجله پنجم\n\nو با خصوص شخص وزیر فعال کابوس احتیاج را از وطن طرد و دفع نمائیم هم همچنین فابریکه حربی هم شوبه خود آلات و مخترعات حربی قابل وصفی را بملاحظه ایامه رساند از آنجمله نمونه يك توپ طیاره شکن برخط آهن مدور و یك سنگر ماشيندار كولد وسنگر توپ فرانسوی و اقسام دینامیت ها و بم های دستی و تفنگی و بارود های موثر قلعه که بتوجه ونظارت حضرت عالی وزیر صاحب حربيه و روساي جدي آن بعمل آمده خيلي شایان تعریف و توصیف و بي اندازه موجب مسرت واستر ضاي خاطر خطير ملوکانه همايونى و والا حضرت صدر اعظم صاحب گردید .\n\nکفابارییکه نساجی\n\nهر چند فابریکه نساجی وظیفه مهمی از قبیل تهیه البسه وملزومات عسکری بعهده داشته بآنهم توانسته است یکمقدار کشمیره پشمی نفیسی برای البسه مامورین ومعززين درست و يك قسمت مهم احتياجات ما را مدفوع نماید و ما انتظار داریم که این فابریکه بمراتب ترقیات سریعی خود افزوده او هر چه زود تر ما را از گریوه ذلت واحتیاج پارچه اجنبی برهاند .\n\nو همچنین امیدوار است وطن خواهان و ما مورین که در راس دستگاه های صنعتی واقع اند با کمال جدیت حربه برای طرد پارچه هاي خارجي که پول ما را غارت کرده و در کیسه اجنبیان میر یزد درست کرده و خدمات و زحمات خود را الی الابد\n\nبیاد گار گذارند .\n\nساعت ٩ مجدداً عملات و کتیور انوار به معرض نمایش گذارد. شد ، ساعت یازده شب ختم گردید .\n\nنمایشات ٢٥ اسد\n\nچنا نچه مقرر شده بود از صبح ساعت ده میبا یستی عملیات پرو فیسر علی بخش موقع نمایا . گذارده شود نظر با ینکه دائره جشن دو نفر دیگر هم برای اجرای این عملیات داشت يده ؟ يك مسر یست هندی دو سه کھیل قابل دیدی را نمایش داد بعد ازان یکنفر افغان پشاوری که درین جا معروف بمداري وشعبده باز است دوسه بازی شگفتی را عمل کرد وازان پس پرو فیسور علي بخش با زيباي خودش را بنمایش دادن آغاز نمود پیشتر از همه یکقطعه باریرا بهوا بلند کرد تا رفته بکلی غائب گردید ازن بعد یکنفر هندي را تحت تاثير مستمريستي خود گرفت بطوريكه بکلی بیهوش وفاقد الحركه و اراده گردید هر طور و با همان وضعي که دستهایش بلند شده بود مانند یک مجسمه چو بی بحال اولي مانده و نمیشد آنرا ته و بالا نمود مرتبه دیگر بدن اختيار و اراده بنا کرد خود را برهنه نمودن وا گر ویرا بحال نیاورده بود داشت بكلي عور شود وقتیکه بحال آمد از مشاهده حال و اوضاع خود خيلي خجل وشر مسار گردید .\n\nهمین طور عملیات دیگرش هر کدام\n\nبنوبه خود قابل دید وسزاوار تمجید بود تا حلول ساعت یازده نمایشات مذکور خاتمه داده شد .\n\nآب بازی وفت بال در آب\n\nدر وطن ما بواسطه وفور آب آببازی از فنون قابل توجه بشمار میرود باین مناسبت در همه جا دهرین به مخصوصه دارند و حکومت هم بنه تشویق آب بازان همه ساله در همچو مواقع روزی را برای این نمایش تخصیص میدهند کسانیکه در فن خود کسب مهارت و ثبات لیاقت نمایند مستحق انعام و صله واقع می شوند .\n\nدیروز بساعت ده يك نمايش خونی در كول چمن بعمل آمد اولا یکدسته از آبها بر چو بهای پشته مانندی که دروسط كول وضع و گذارده شده بود با لا بر آمدن آغاز نمودند اساساً برچوب های لشم تر بر آمدند خالي از عقوبت نیست ولی از قرار معلوم چوب های مذکور را لغزنده تر ساخته بودند معذا يك دو نفر از آن ها توانستند از میان آب بر چوب های مذکور بر آمده وانعا مات مقرره نائل شوند .\n\nبعد از آن در میان آب فتبال را بازی کردند پر واضح است توپ بازی میان آب فوق العاده مشکل می باشد از نفری مذکور پس از کشش و کوشش زیاد يك جانب يك كول نموده و با غلبه يك کول نموده و با غلبه یکطرف بازی ختم گردید."}
{"book": "adl0789", "page": 311, "text": "صفحه ۱۲\n( شماره ١٦ )\nمجلد پنجم\n\nهدف زدن و نشان\nساعت چهار بعد ازظهر يك نمايش هدف زدن در آنجاء كول در حالی كه يك مجمع غفیری از رجال بزرگ دولتی وهیئت سیاسی ومنصبداران ومعززین در خیمه وسایه بان جنب کول حضور داشتند اجرا گردید درست بساعت ٤ اعلیحضرت همایونی تشریف آوردند اولا يك دسته از نظامیان از آن بعد يك عده منصبداران فرقه شاهی شروع بهدف زدن نمودند برای فایقین سی وشش درجه قرار داده شده بود كسانی كه در سه مرتبه سی وشش نمبر را حائز می شدند درجه اعلای علیا وکمتر ازان بدرجات مختلفه اول و دوم وسوم شناخته می شدند همینکه گله بهدف اصابت میکرد نمرات بلند واندازه قرب وبعد مرمی كه اندازه مهارت تفنگچی است مناط این نشان داده می شد ـ در مرتبه اول از افراد نظامی كه در جات مزبوره را طی كرده بودند مستحق انعام وجایزین انعام مجددآ میان خود شان مسابقه آغاز كرده فایقین موجب تمجید عامه ومورد الطاف ونوازش ملوكانه واقع شدند . مرتبة ديگر يك عده نفری ماشیندار هدفی را كه در تپه می نجان بفاصله زیادی وضع كرده بودند با تفنگت ماشیندار بزیر آتش گرفتند صدای مهیب ولا ينقطی ماشیندار ومهارت تفنگچیان موجب مسرت علاقمندان و ناظرین گردید ـ بساعت هفت نمایش مذكور خاتمه یافت .\n\nاز ساعت ٩ تا یازده شب در کثتور آلوار عملیات خود را نمایش داد و روز بمسرت بپایان آمد .\nبايسكل دواني\nمطابق به پرو گرام منشوره صبح ساعت ۸ تاده را برای عملیات پرو فیسور برکت الله اختصاص داده بودند ولی بموجب يك فوق العاده كه از طرف دائره جشن نشر وتوزیع شده بود بعلتی كه در فوق العاده شرح داده اند وبا عین آنرا در صفحه چهارم این شماره بمطالعه قاریین محترم میرسانیم نمایش مذكور معطل وفقط بساعت ۱۰ مسابقه بایسکل در دندانه چمن نمایش داده شد با ینطریق : ـ\nبدواً سه گروپ هفت نفري بمسابقه آغاز گذاردند وبعد از طی سه دوره در كول چمن اشخاصیكه كه درهر گروپ درجات اول و دوم وسوم را داشتند مرتبه ديگر میان خود شان مسابقه كردند وسه دوره بایسکل رادواندند واخیرا از همین نفری كسانی كه در جات سه گانه را حائز شدند مسابقه را برده ومستحق انعام قرار داده شدند .\n( ناتمام )\n\nخبر هاي خارجي\nامريكاي شمالي\nبحران اقتصادی\nمسکو ، ۵ اگست ـ در شش ماه سال حاضر در متحده امریکای شمالی و رشكست كی بانكها به ٥٠٠ ملیون دالار بالغ میگردد .\nانگلستان\nتنزیل محصولات صناعتی\nمسکو ، ۵ اگست ـ در انگلستان محصولات صناعتی در سال ۱۹۳۰ نسبت بسال ۱۹۲۹ ـ ٦ ر ٧ فیصد تنزل نموده است . با وجود این کار خانه های صناعت آهن وفولاد سازی ۲۲ فیصد و نساجی ۲۰ فیصد تنزل نموده است .\nفرانسه\nترقی صناعت حربی\nمسکو ، ٥ اگست ـ شركت اسلحه فرانسه سنایدر ـ کرتزو كه مالك ماشین خانه های شکووا در چکوسلاوا کیا میباشد خیال بدست آوردن ماشین خانه های صناعت سنگین رومانیا را دارد وهم چنین میخواهد که در انتانت صغیر در تحت راهنمائی صناعت حربی فرانسه يك ترست ( شركت ) صناعت حربی تشکیل دهد .\nنطق اختتامیه\nع ، ح علی محمد خان وزیر معارف كه بساعت ٦ عصر روز جمعه ۲۹ اسد بر منبر خطابه ایراد نمودند . :"}
{"book": "adl0789", "page": 312, "text": "( شماره ١٦ )\nبسم الله الرحمن الرحيم\nالحمد لله رب العالمين والعاقبة للمتقين والصلات والسلام على حضرت رسوله محمد و آله واصحابه اجمعين .\nحاضرين محترم ! همه بخاطر داريم كه سال كذشته اين عيد مبارك استقلال بسبب ظهور مرض هائله و يا تنها بيك روز افتتاح منحصر گرديده قلوب وطن خواهان را به سرور جشن و ميله خود مسرت نبخشيد ، كذالك فراموش نكرده خواهيم بود كه هم درين سال بنا بر اغراض شخصي و نيات سوء مدتي از اشخاص بي بصيرت يك اختلال و اغتشاشي در هر گوشه و كنار مملكت بر پا وموجب اضطراب و پريشاني خاطرها گرديده افكار حكومت و حواس نبي خواهان وطن را بخود جلب نموده بود .\nولي در عرصه يك سال خدا را شكر گذاريم كه تدابير هوشمندانه و اقدامان جديا نعونيات خالصانه اعليحضرت همايون اقدس پاد شاه محبوب القلوب ؛ و زحمات شبا روزي برادران با همت و غيرت شان مثمر ثمر دط واه گرديد و بفضل و مرحمت ايزدي آنهمه اختلالات و اغتشاشات از ساحة مملكت مرتفع ، مفسدين مغلوب و يا مقتول گرديد يك امن و اسايش عموميه سر تا سر مملكت را استيلا كرد چنا نچه عالیقدر جلا لمآب شاه محمود خان غازی وزیر حربيه و سپه سالار اعظم اردوي افغانيه آخرين نار اخد لال را بمعونات ايزدي و صرف غيرت و همت\nملتزمين ركاب شان با المره بر طرف كرده امن و رفاه عموميه را تامين نمودند و يك دو روز قبل از افتتاح اين عيد مبارك بمركز هم ورود فرموده بر مراتب مسرت عموم و مزيت جشن افزونند .\nاينك امسال با يك عالم شكر گذاري از در گاه حضرت سبحاني عزا سمعة بد روز جمعه گذشته ، سال سيز دهم استقلال را با کمال ابهت و جلال بآن افتتاح و درين هشت روز از مسرات مادي ومعنوي آن محظوظ گرديم الحمد لله ثم الحمد لله .\nامروز که روز اخير جشن مبارك سال سيز دهم استقلال است وما همه آرزو مند آنیم که تا بقاي دنيا اولاد باغيرت ونا موس افغان از این عید مبارك بيشتر وخوبتر محظوظ و بهره مند گردند لذا كمك بي مناسب نخواهد بود اگر يك دو فقره عرض عاجزانه در اينمورد بحضور حاضرين محترم نمايم .\nحضار کرام ! بدون تردید از روز افتتاح اولین جشن مقدس استقلال تا امروز در اطراف كلمه مختصر يك جهان معني استقلال تو ضيحات مفصله شنيده ايد واز چه بودن ، چه كیفیت داشتن ، بجه درد خوردن آن سخن هاي زيادي استماع کرده ايد ولي بقول شاعر که :\nتا حشر مي توان سخن از زلف يار كرد\nدر قيد آن مباش كه مضمون نمانده است مجي توانم عرض كنم : استقلال در واقع سرمايه\nحيات باشرف وجلال يك ملت است استقلال مهمترين و اولین وسیلة تهیه اسباب و وسائل ترقي واعتلاي يك مملكت است در صورت استفاده صحيحه از استقلال يك ملت باو جود پس ماندگي ها ، باوجود ندا شتن وسائل رقاي خود مي تواند بفضل ايزدي وصرف غيرت افراد خود در كم مدتي آن همه پس ماندگي ها و انحطاط ها را بر طرف كرده موقعيت يك ملت بزرگ جیه دنیا را احراز کند با خصوص ملت نجيبه افغان که دست قدرت خالق كائنات جل ذكره بهترين استعداد ها را در استیعاب ترقیات ديني ودينوي در فطر تش مودوع نموده است .\nحضار فخام ! محافظه يك شئي نسبت به حاصل كردن آن شي مشكلتر است مثلاً عرض کنم اگر یک داکتور پس از تحصيلات دوره مكتبي خود دائماً مشق وتطبيقات داكتوري نميكند - مطالعات جديده ومجدیده نموده باين وسيله تحصيلات سابقه خود را محافظه نميكند در كم مدتي آنهمه تحصيلات خودش را از دست داده ممكن است در تعيين اندازه خوراك ساده ترین ادویه هم سهو نمايد - همچنین اكر يك ملت پس از حصول استقلال در تهيه اسباب ووسائل محافظه وتامين آن صرف غيرت نسي نمايد كفته ميتوانيم لاسمح الله استقلال خودش را ضائع خواهد کرد پس وقتي كه ملت افغان در راه حصول"}
{"book": "adl0789", "page": 313, "text": "ما نموده الله ! شاکر وقرین مسرت\nهستیم و دعا میکنیم که الله تعالی این\nجوان رشید را برای مزید خدمت ملکت\nو ملت قرین صحت و سلامت داشته الله تعالی\nبرای این وزیر حربیه شجاع ما و دگر\nصاحب منصبان غیور افغانستان خصوصاً\nآن ذوا تیکه با وشان دران نواحی خدمات\nشایسته ابراز داده اند بیشتر توفیق خدمت\nارزا نی فرماید الله تعالی بار دیگر روز\nهای تاریک را نصیب افغانستان نگرداند\nالله تعالی افغانستان را به خوشبختیهای\nزیاد تحت سایهٔ شریعت مطهرهٔ اسلامی\nواصل و حسب آرزو و تمنای شهریاری\nکه نسبت به ترقی و تعالی فوق العاده این\nخطهٔ اسلامی دارند نائل سازد و و جود\nاعلیحضرت پدر غخوار ، را تا سالیان دراز\nبرای خدمت و فراهم آوری اسباب سعادت\nاین ملت و مملکت زنده داشته باشد !\nچون وقت عصر باخر رسیده و وقت\nنماز میگذرد وزیر صاحب هم مانده هستند لهذا\nشما برادران را وداع کرده بخدا می سپارم .\nحضار با کمال بشاشت وشور مندی بعد\nاز تشریفات ورود مظفرانه وزیر صاحب\nحربیه مرخص گردیده خارج شدند\nو جناب وزیر صاحب حربیه با هیئت معیت\nشان بعد از ادای نماز عصر باهمان ترتیبات\nمجلل دربین صفوف متعدد پذیرائی کنند\nگان رأ ساً در دلکشاء برای شرفیابی\nحضور شاهانه تشریف بردند که جریانات\nتشرف حضور ممدوحی را بحضور شاهانه\nدر آینده نشر خواهیم نمود .\n\nخطابه ریاست شورای ملی\n(۲)\n\nاست که نسبت به وطن و ملت خود دارند\nکه این نیت ( شاهانه برای بہیہ خواهان\nوطن به منزلهٔ آب حیات در چشم بد خوا\nهان افغانستان همچو تیغ بران است ) .\nلهذا من دعا میکنم که سایهٔ وجود\nمسعود ذات شاهانه را سالیان دراز\nاز سرما ملت افغا نستان کم نکند تا بزیر\nنظر شفقت اثر این شهریار رعیت کستر\nملت افغا نستان به خوش بختی های\nعظمی نائل گردند در آخیر با تراز ین\nقدردانی و پذیرائی شما عرض شکر ان میکنم\nدرین موقع صدر اعظم صاحب فرمودند\nنطق جناب صدر اعظم صاحب\nهم چنانکه انسان در وقت راحت\nو نعمت از لطف الهی شاکر وقرین مسرت\nمیباشد میباید در موقع حدوث زحمت و مصیبت\nهم صابر و صاحب استقامت باشد !\nلله الحمد همچنان که ما وشما در وقت\nرفتن وزیر صاحب حر بیه برای اصلاحات\nامور قطغن و بد خشان از تودیع شان\nمتا ثر بودیم و فراق او شان را که برای\nخدمت ملکت و ملت خود میرفتند بصبر\nو استقامت تلقی کردیم امروز هم ازین\nورود مظفرانه وزیر صاحب حریه و از ان\nمساعیات قابل قدر شان که در راه تدویر\nامنیت و انظباط و فرا هم آوری موجبات\nسعادت و رفاهیت برا دران قطغن و بدخشان\n\nصفحه 14 شماره 16 مجلد پنجم\n\nاستقلال خودشان به ریزانیدن خون جوانان\nخود اعتنا نکردند و برای بدست آوردن این\nنعمت بزرگ خداوندی جان و مال خود\nشان را قربان نمودند حتمی است ، لآبدي\nاست ، مجبوري است که در مهیا کردن\nاسباب محافظهٔ آن نیز از صرف همت\nو غیرت باز نه ایستند تا در صحائف\nتاریخ دنیا که هیچ یک واقعه\n( خوب باشد یا بد ) در آن نا نوشته\nنمی ماند نام نيك و سعادت ابدی خود\nشان را بخط درشت ثبت نمایند .\nخوش بختانه حضرت واهب العطایا مهم\nترین همچه يك وسیله را برای ما ملت\nافغان اعطا فرموده است يعنى يك ذات\nبا برکات دین دوست ، ترقی خواه حق\nپسندی را به پادشاهی و امارات این ملت\nبر گزیده که اگر همۀ ما متحداً هدايات\nو ارشادات شاهانهٔ شان را در ترقيات\nدینی و دینوی خود تعقیب و پیروی نمائیم\nاسباب فوز و نجاح خود مان را حاصل\nکرده خواهیم بود چه می بینم این نابغهٔ\nدوران اعلیحضرت محمد نادر شاه افغان\nبا برادران با غیرت و ناموس شان در\nتمام بحران های داخلیه و خارجیهٔ وطن\nفدا کاری ، یثار نفس ، صداقت ، عزم\nتدبیر ، ذکای خود شان را با ثبات\nرسانیده در راه مفاد عمومیهٔ ملت مفاد\nشخصی حتی حیات خود و خاندان خود\nشانرا هیچ ننگاشته اند پس وقت آنست\nکه همه دست بدست داده .\n( باقیمدارد )"}
{"book": "adl0789", "page": 314, "text": "(شماره ١٦ )\nمجلة سراجية\nصفحه ١٥\nمؤلف : له بالائيه فرانسوی\n( ١٤ )\nمادام سان ژین\nمترجم : حبیب الله طرزی\nفصل هفتم\nخیانت\nآقایون از دلهای پر درد مان بتصور فلاکت\nهای که از ین محاصره منحوسه\nاطریشیان .\nاداره کرده اند ، بر شهر عزیز مان وارد\nخواهد شد خون فوران دارد ! با یک دشمنی\nکه ده چند از ماقوی و آماده کار زار است\nمقابله کردن عین خود کشی و دیوانه گیست\nمیخوا هم بفهمم قاصد برا که از جانب\n( دیو ک ) با پیغام صلح آمده است\nپذیرائی میکند و یا این که تجویز قیاضانه\nدیو ک را ردو سلاحی که ندارید بدست\nمیگیرید ؟\nچند صد هایکی دو ما قاصد را می پذیریم !\nحاکم فرحناک شاه گفت پس من\nاین شخص خجسته صفات را بشما معرفی\nمیکنم .\nدو پیپر ک ) یاور ژنرال ( کلبر فیت )\nسر افسر عساکر اطریش را بشما تقدیم\nمیکندم .\n( کونت مذکور مجردیکه بکوشش\nو پرستاری قصاره کوچه رویال زخمهایش\nرو به بهتری نداده از پاریس فرار\nویارد و گاه اطریش ملحق شده است\nباوجود مرض درخواست ملازمت\nرا بمحاز جنگ نموده آمده است تا در\nاثنای وظیفه از یلاش نیز خبری بگیرد .\nکونت با یک زبان فرانسه بسیار ساده\nو روان به سخن آغاز نموده گفت : از\nطرف ژنرال کلبر فیت ما فوقم مأمورم\nکه برای دور ساختن امکان خون ریزی\nواتلاف جان ها شرایط تسلیم شهر را باهالی\nدامای آن تقدیم کنم ،\nاگر اهالی شهر بفكری که ما فوق\nدر تعقیب این الفاظ حاکم در وازه\nمن پیشنهاد نموده است متفق باشند باید\nاطاق مخصوص او باز شده وجوانی بلباس\nدر ظرف ٢٤ ساعت وردن را تسلیم عساکر\nامپرا طوری کنند والا بعد از انقضای\nمدت مذکوره بمبارد شروع خواهد شد\nملیكی ظاهر گردید و چشمهای تمام\nحاضران براو معطوف گردید . این\nشخص خیلی خسته و نحیف بنظر می آمد .\nو بشهر با ساکنین آن دست\nحاکم قاصد دیو ک را که غیر از\nخوش انتقام عسا کر مهاجم\nخواهد ماند وعسا کر امپراطوری مسئولیت\nوجوان که در ( ده اگست ) در اطاق\nکاترین پناه آورده بود کسی دیگر نبود\nوجدانی برای خون ریزی و اتلاف جانها را\nبا لفاظ مطنطن آنی معرفی نمود . ( کونت\nنخواهند داشت .\nاین اعلام وتخويف بايك خاموشی\nمرده استماع گردید با وجودیکه بسیاری\nاز حاضرین شاه پسند و برای نجات زمین\nوجايداد خود ها نگران ومضطرب بودند\nباز هم بچنین یك شرایط بر باد وشوخ\nچشمانه تحمل کرده نمیتوانستند و\nبسیاری از ایشان برای بروتست جداً\nآماده بودند و میخواستند که موازنه شرف\nخود را با طرف مقابل نامین کنند ولی از\nخوف انيكه مبادا ملعون ومتهم باسباب\nنزول غضب مجرم ها بر شهر وردن نشوند\nخاموش ماندند\nژبرك مانند مجسمه بی حرکت و خاموش\nماند ولی بدیدن چنین يك جماعه ترسوها\nونامرد ها که برای حمایه خانه های\nخود از دهن توپ های دشمن به پا مالی\nناموس وطن آماده بودند ونميخوا ستند\nسك تسلیم را بخون خود بشورند خونش\nبجوش بود ونمیتوانست که این نامردان\nبیدان شیران میدان رشادت که درد هم\nاگست در اطراف تویدی دیده بود\nمقایسه کند و برای اینکه از مقابل چنین\nيك جماعه ملوث و ننگین بزودی نجات\nیافته باشد بار دیگر بر خواسته گفت :\nشما پیغام افسر بزرگ مر اشنيديد حال\nبفر مائید جواب شما چیست ؟\nاوندال از يك گوشه سر بر آورده\nگفت : « آقایان بخیال من ترجيح ميد\nهید که جواب ديوك را بتأخير اندازيد\nتا آنکه بم های موجودید شهر را مشرف\nسازد و آن را باخاك يك سان گرداند ! »\nژبرك بشناختن رقیب خودش دچار غضب"}
{"book": "adl0789", "page": 315, "text": "صفحۀ ١٦ شماره ١٦ مجلد پنجم\nمفرطی کردید، نزديك بود برو چسبد.\nشفه اش بسته ولی بیادش آمد که امید در\nاست بيك ایلچی گری مهمی آمده است\nباید خود را ضبط کند .\nدفعتاً خیالش بابلانش مصروف گردید.\nفکر نمود که چون بارون در ینجاست\nشاید بلانش هم با او خواهد بود چطور\nمیتواند او را بیابد ، آیا ممکن است با او\nحرف بزند ؟ شاید میتواند بعد از ختم\nمجلس از بارون معلوماتی حاصل کرد.\nبتواند ؟ باین امید خاموش ایستاد .\nیکهمهمه تردید الفاظ لوندل را\nتعقیب نمود این مستاجر عمومی چه مقصد\nدارد که در امور داخلی شهرشان مداخله\nمیکند ؟ آیا خانه ها وفابریکه های او\nدرشهر است ؟ آیا ازین بارون نقصانی\nباو وارد می شود ؟ چون بحال حاکم\nنیز مقاومت بی فایده بود پس چرا بدست\nخود خانه های خود را خراب و اطفال\nخود را بی سرپناه سازند؟\nحاکم چون مردم را متردد دید موقع یافته\nباز بسخن آغاز نمود : « من یقین دارم\nکه اهالی شهر مايك مردم دور اندیش و\nسنجیده خواهند بود ، میدانند که محاصره\nهزار ها گونه فلاکت را در عقب دارد\nتجاوز و پیش نهاد ( بارون لوندل )\nدر صورتی تصویب میگردید که تمام اهالی\nآنرا می پذیرفتند مگر چون طبقه عوام\nاهالی شهر همه بطرف ( تیون ول )\nرفته اند ودر آنجا ریاست( یهود وبارون)\nبرای جنگیدن آماده شده اند درینصورت\nرأی شما از طرف آنها کافی نیست پس\nشما چیزی که بعقل خود برای حصه منور\nاهالی مفید میدانید فیصله کند و یا آنکه\nآنها را تعقیب نموده خود را مثل ایشان\nهدف گلوله استر یائیها بسازید »\nچند صدا یکی بلند شد : « نی نی ما\nمیاوردن نمیخواهیم تسلیم نامه شهر\nرا آماده سازند که آنرا امضا کنیم » !\nقاضی صاحب جونی برپا خواسته\nمیخواست که اسامی حاضرین را ثبت\nنماید که صدای شلیک بر خاست و\nمیدان مقابل تا لار بلدیه از اهالی مملو\nگردید نعره های ( سا ایرا ) مشعولین )\nو خائنین را بخوف انداخت جمعیت مانند\nتوده برفی که از نسیم پراگنده شده باشد\nاز هم پاشیده در یکجا را از دو فرق\nنکرده فرار نمودند در اول مقصد این\nحمله نا گهان را نمیدانستند تا آنکه\nظاهر گردید که این طبقه عوام اهالی\nبود که حاکم در ابتدای نطق خودش\nبآنها اشاره نموده بود چون خبر شدند\nکه حاکم خیال خیانت را دارد و میخواهد\nبمقصد بر ساختن جیب خودش شهر را\nتسلیم استریا ئیها کند بر عمارت بلدیه\nبرای پراگنده ساختن این اجتماع حمله\nآورده اند .\nیکی از اهالی : « این داوطلبان ملعون\n( ماین ایوار ) است که اینهمه شورش\nرا بر پا کرده اند معلوم می شود که\nاهالی وردن بآنها حصه نگرفته اند! »\nحاکم شانه های خود را حرکت داده\nگفت : چرا ! اگر حالا این شیطانها\nبی زنجیر بر ما بمبارد نکنند دکوب\n( دو بر و نزديك ) ما را از شر ایشان\nنجات خواهد بخشید .\nهنوز حاکم کلمات خودش را تمام نکرده\nبود كه يك توده مدقّل از هوا آمده در\nیکی از خانه های شهر اصابت نموده\nآنرا با خاك يكسان ساختند حاکم\nدو لغت ! چنانچه من خیال میکردم این\nمرحمتیست که این قلاشخان بما میکنند\nپروسها بر شهر ما بمبارد را شروع نمودند\nآقای بارون بخيالم بمراد خود تان\nکامیاب شدید اطریش ها لوندال بیشتر\nاز آنکه کلمات حاکم را شنیده با شد\nاز میان بدر رفته بود چنا نچه ریسپرک\nبعوض تعقیب او حاکم را مخاطب ساخته\nگفت : « زیاده برین کاری در نجا ندارم\nوقتیکه تو بها تکلم نمودند من باید\nخواموش با شم . »\nحاکم با رنگ پریده بكمال عجز جواب\nداد آقای کنت رجا میکنم غلط فهمی\nواقع شده است همه چیز انتظام خواهد\nشد « يسبرك تبسم کنان گفت من هیچ\nيك را مدافعه در بين نمی بینم بشنوید\nتوپهای استحکامات ما بغرش در آمده\nو شیپور چیان اهالی را بسلاح دعوت\nمیکنند حتی درین عمارت هم داخل شده\nشما را هم هم رای و هم عقیده خود\nخواهند ساخت ! » يسبرك حق داشت\nزیرا شیپور چیان از زمبینه های عمارت\nبلدی که باطاق مشوره امتداد مییافت\n( باقیدارد )\n( مطبعه انیس )"}
{"book": "adl0789", "page": 316, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 317, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 318, "text": "انیس\n\nجریده ملی\n\nقیمت اشتراک\n\nدر افغانستان ۱۳ افغانی\nمحصول پوسته اطراف و ولایت داخله ۳ \nطلبه معارف ۷ \nدر ممالک خارجه ۲۰ شلنگ\n\nلطفاً پول اشتراک که بتوسط خراطی حواله فرستاده میشود باید\nرسید عوض و معاوضه باشد.\n\n( مطبعه انیس )"}
{"book": "adl0789", "page": 319, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 320, "text": "گلابیته الله جید اکبر\nخان\nنقره مه کابل الفال\n\nشماره (۱۷)\nانیس\nمجلد ( ۵)\n\nاشتراك سالانه ۱۲ افغانی\nمحصول پست ۳ \"\nخارجه ۲۰ شلنگ\nاداره : کابل جاده ارگ\nمؤسس وصاحب امتیاز : محي الدين\nمدیر و نگارنده : سرورجويا\n\n۲ شنبه ١٥ سنبله ١٣١٠\nتأسيس ١٣٠٦\n۲۳ ربيع الثاني ١٣٠٥\n\nبه مشترکین محترم انیس\nقبلاً بعنوان محترم مشترکین جریده خود نگاشته بودیم که مرض بی رحم سل در سینه این خادم مطبوعات خانه گرفته او را از تمتع بلذتهای که خدمت بی نوع دارد محروم گردانید ، و اگرچه در چند ماه قبل شدت مرض موجب تعطیل این اداره گردیده ، اما خوش بختانه تعطیل مذکور بتوجه مربیان و معشوفات پروران مملکت دیر زمان نمانده و انیس بقلم بعض از جوانان معروف پسند ، و اهتمام آقای محمد اسلم خان محرر جريده صدور یافت .\nاما با وجود این هم چون عهده نظارت را در این قدر مدت بگردن خود گرفته بودم ، در این اواخر معلوم شد که قریب است خدا نا کرده روح مسلول من در صفحات این جریده انعکاس کند .\nوطرداً بودق انیس با این وضعیت در این دوریکه بهترین عنوان برای آن کلمه ( نجات ) است ، و مملکت با تمام معانی نشاط و همت در حرکت و تلاقی و ارتقا میباشد\nقصور بلکه جرم بزرگی شمرده میشد .\nلذا محض رعایت تقدير دوره با برکت امروز ، و سپردن کار را بدیگری ، کناره گیری خودرا از میدان میدان کار مناسب دیدم ، تا بذریعه وجود ناقص تام حیات را که فعالیت و امید واری و نشاط را اقتضا میکند لکه دار نساخته باشم .\nو خوش بختانه شخصیكه برای این کار انتخاب نمودم ، از جوانهای معروف محیط یعنی آقای سرور خان جویا ، مدیر سابق ( اتفاق اسلام ) میباشند ، که طبعاً راجع بمعرفی ایشان محتاج به بیان نیستم زیرا از مدت دیریست که امتحانات زیادی چه در صمیمیت به کار و با ثبات و پاك نفسی در مسلك مخصوصاً در سبك و حرارت در تحریر که در این اواخر جریده شفق ( اتفاق اسلام ) از صفحات بر جسته شانکت بشمار میرفت .\nو در همه محافل جالب مطالعه اهل ذوق گردید . بحدیكه يقين داریم که این\nانتخاب ما انشاء الله تعالی بهترین ذریعه تسلیت ضمیر این نگارنده که عاشق خدمت ابنای وطن بود خواهد گردید .\nمحض اطلاع بخوا نندگان محترم خود مفاد موافقت نامه خود را با این جوان با حس که بهترین دلیل وطن پرستی و صمیمیت او شان به مسلك ، قبولی عهده وتكليفه بوده ذکر می نمائیم :\nکه ایشان تا زمان یکطرف شدن مسئله مرض صاحب امتیاز انیس ( که حکم آن ق ... تقدیر است ) عهده مدیریت با مسئولیت این جریده ملی را اشغال نمایند و اگر صاحب امتیاز انیس وفات یافت . ملكيت مطبعه و اداره همین جریده عائد با و شان خواهد بود بشرطیکه بهماند عادت فطری که دارند این جریده را برای خدمت مملکت و خیر محيط و ملت استعمال کرده حیات خود را وقف ادامۀ این مؤسسه ملی بنمایند\nامید واریم که این حرکت ما برضای مشترکین محترم انيس واقع شده ، و در عاقبت این نگارنده صمیم ملت را از دعا های خودشان که ذریعه اکتساب رضامندی باریار خالق عظم است فراموش نفرمایند ."}
{"book": "adl0789", "page": 321, "text": "شماره ۱۷\nمجلة بنجم\n\nصدای جویا\nاز کابل\nسوخته گان وارث یکدیگرند\n\nمنصب پروانه بمن میرسد\nکسانیکه از سوز و گداز عشق ومحبت\nیا شور و شر ماملك خبری دارند ، بطور\nهمیشه میتوانند : دامن هر شمع و پای\nهر چراغان قربانگاه افغانستلن را از\nفداکاری اولادن رشید این خطه جرا\nراق بال و پر سوخته و ریخته مزین بینند ،\nچه جرئت ورشادت ارث پدران ماست\nوسر دادن یا جان فدا کردن ذوق\nمخصوص اولادن ما .\nتصور نشود ملت افغان از مرگ\nمی هراسند و یا توانسته کلاً جوان این\nسامان از سل شدن و زخم برداشتن دل\nمی اندازند ،\nاگر محی الدین ناتوان شده سرور\nبیمه جانی دارد ؟ انیس اکدر مسلول\nگشته جویای زخمی را بوظایف خویش\nمیگمارد هنگا میکه در هرات بودم هريك\nاز رفقای عزیزم پیش خود معنی حیات\nورمز وجود مرا پس از برداشتن این\nزخم کاری بیک نوع اسراری تعبیر\nمینمودند .\nجمعی برآن بودند که پروردگار عالمیان\nاقتدار خویش را نمایان کرد گروهی\nبر اینکه روزگار یقین از تو بکار دارد\nوعده هم میگفتند وطن شاید در آینده\nخدمتی از تو انتظار می برد بالاخره\n\nاگر میدانستم که بقایای حیات من\nوقتی انسان خو شولی يك مسلول\nحقدار دین آب وخاك را فراهم\nکرد نیست محافظ حیات پیشتر میکوشیدم\nواقلا این دوره مختصر زندگانی ثانوی\nرا نحو شيعتی وناز ونعمتی بسر میبردم.\nهموطنان با تمیز ما انیس عزیز را\nاز من بهتر شناخته واز فداکاری او\nمستحضرند که اولین صاحب امتیاز يك\nجریده ملی ما در کابل او بوده و نخستین\nآواز ملت خواهانه ووطن پرستانه\nرا در بین جوانان این جامعه ، او از\nحلقوم رشادت بیرون داده .\nکتاب حقوق ملت باندای طلبه معارف\nدر هرات از تراجم وی شمرده شده\nو مجموعه معلومات اخلاقیه ومدنيه\nدر کابل از تالیفات او بحساب می آید\nتنها این چهار بحاله جریده انیس\nکه با دست تهی وعوالم بی بضاعتی\nاز اثرات مجاهدت او زینت مطبوعات\nافغانستان گردیده کفایت میکند پاسداران\nنشریات وطن را برای ایدی مرهون\nزحمات فکری و قلمی او داشته باشد\nخدمات اوان انقلاب او يا تدوين وقایع\nآن که بنام کتاب بحران و نجات از سعی\nو کوشش انیس صورت گرفته بچشم\nانصاف يك جهت مزایای دیگری\nبه افتخار انش علاوه میکند ،،\nمحی الدین خان کسی است که در راه\nترقی وطن مخاطراتی دیده و سر وحله\nبسهولت از جان گذشته .\nاین مجاهد میدان مطبوعات ما درین ده\n\nیازده سال زنده گانی داخله ومى نیا\nسوده بلکه تماماً لذایذ عمر وحیات حتی\nجوانی را در قبال منافع اجتماعی ماقربان\nساخته .\nتن ضعیف وحال زارش در چشم هر با\nبصيرتي يك موج افتخار جلوه دارد و رنگ\nزرد جسم بیمارش سرخ روئی وسر\nافرازی و را در انظار خود وبیگانه\nآشکار گردانیده .\nالحاصل امروز، بر افراد حساس ملت\nملازم می آید بتمام انسانیت و پاسداری\nخدمت وطنيه او از هيچك امرى كه وسیله\nراحت روح وجسم او را تأمین کرده\nبتواند مضایقه نکرده از استحقاقش چشم\nنپوشم وبا استرضای او بکوشیم .\nمنکه درین دنیای موجوده ومحیط\nمنسوبه خویش جز قلم سکته دیگر\nموجودیتی بخود نه بسته ام ، خشنودم\nکه درین چنين يك جريده ناموری افتخار\nاداری و نگارشی بمن از الطاف خود\nاو نصیب شده اگر چه اهليت وليا\nقتی که جريده انیس را مانند خود او\nدایر کنم در خود سراغ ندارم فقط اگر\nبتوانم مانع سقوط او بشوم باز برای اعتلای\nنام ودوام این موسسه نافعه اش بزرگترین\nخدمتی را انجام داده خواهم بود.\nغرض چطوری که در بدو نگارش\nخودم بجریده اتفاق اسلام احساس\nمسئولیت وطن پرستی را عذر آورده و\nفقط به عشق وطن وبازوی توانای کار\nوزحمت خویش اتکاء کرده بودم باز\nمیخواهم تکرار مطلب کنم که من بدون"}
{"book": "adl0789", "page": 322, "text": "صفحه ۳ (شماره ۱۷ ) مجلد پنجم\n\nسیاست عالم :\n\nبحران بیکاری\n\nدر او رو پا\n\nبیکاری بلائی است ، که همیشه جمعیت های بشری ، ازان متضرر گردیده است وبیکاری را به مرض اندیمك ( مسري ) تشبیه نموده بودند : یعنی بمرور زمان بنابر علل غیبیه ، متدرجاً وخامت پیدا کرده عاقبت الامر بشریت را به غربت ، امراض جنایت ، فکر انقلاب ( که روز بروز در ترقی است ) می کشاند .\n\n( بقیه صفحه ۲ )\n\nيك سلسله معلومات علمی وذخیره اطلاعات فنی تنها از حیث مقتضیات وجدانی و حس شدید وطن خواهی این وظیفه را عهده دار کشته ام .\n\nچشم امید نداریم ز کشت دگران\nدل ما ماله ما دانه ما ریشه ما\n\nالبته افراد حساس و غیور وطن بدون استهزا با من همدست و هم آواز شده از كمك های معنوی دریغ نفرموده و راضی نخواهند بود که من خجل شوم تا اگر خدا بخواهد درین دوره درخشان نادر شاهی وعصر عرفانی افغانستان بتوانیم در راه رفعت مقامات مدنی این آب وخاك واشیاء ملت نجیب وبا ادراك آن خدمات شایانی نموده وضمناً اعتبارات يك جوان فداکاری را که بهمین آرزوها علیل و مسلول گردیده درین محیط از گم نامی نگهداری کنیم\n\nولی برای امروز مرض اندیمك ( مسري ) گفته نه می شود ، چه این بحران بیکاری که هدف مقصود ما است جداً محیط را احاطه کرده ، غیر چشم داشت ما رو بتزاید نهاده ، ديك حركت غير قابل دید بسرعت چالمان است . و این يك مصیبت عالم گیر است .\n\nتاریخ مهاجرت اقوام نشان میدهد ، که در ایام فلاکت وادبار ، آخرین منبع وامید مزدوران بیکار ، هجرت بوده است ، یعنی دیگر جا را مسکن خود ها قرار داده ، تامین حیات می نمودند . هم چنان است که قضیه مهاجرت ( ترانس او سیانيك ) جانشین دوره روایات وافسانه گردید .\n\nفعلاً کارگر بیکار به هیچ طرف رفته نه می تواند تمام سرحدات بر روی آنها مسدود است ، زیرا تمام عالم به این بحران گرفتار است ، هیچ يك از دول مز دور های خارجی را قبول کرده نمی تواند ، مگر اینکه به شدت مرض که خودش به آن گرفتار است بیا فزاید .\n\nاز روی احصائیه ، تعداد مزدوران بیکار دول متمدنه را به ۲۰ ملیون تخمین کرده اند ، ولی اگر فرض کنیم كه يك مز دور ( بصورت اوسط ) متحمل ومكلف مخارج سه نفر باشد ، پیش می بینیم که تعداد مظلومین بحران بیکاري به ٦٠ ملیون نفر خواهد رسید :\n\nبعض اعداد : -\n\nمعلوم است ، که تمام مناطق او روپا و تمام طبقات کارگر ، بدرجات مختلف زحمت دید، و می سوزند ، هم اکثر از دول ، وخامت این بلای بزرگ را به نسبت حال گذشته حس کرده اند . با این ترتیب دادن و مقایسه کردن نقشه صحیح بیکاران خالی از اشکال نیست زیرا اجزاء و علل بیکاری باساس های شناخت نهاده شده است .\n\nتعداد مزدوران بیکار درست معلوم نه میشود ، مگر اینکه آنها از قانون اجباری ، تامین ضد بیکاری ، بهره داشته باشند . و درین صورت بعد گرفتن حقوق ، اسامی آنها به دفتر ثبت میگردد دولی هستند ، که در آنجا قانون تامین ضد بیکاری ، وجود ندارد و یا اینکه بعضی از طبقات کار گر حق تامین را ندارند . مخصوصاً ايطالیه که در آنجا برای اینکه کارگر حق تامین خود را بگیرد . مجبور به نقل مکان میگردد ، و این مسئله برای آن گران می افتد . پس معلوم شد که احصائیه همه چندان صحیح و درست نیست .\n\nدر فرانسه :\n\nذخیره حقوق بیکاران ، از طرف قوه اجرائیه عمومی مثل ايالات ، علاقه داری ها اجرا می شود . بعضی از علاقه داری ها ذخیره حقوق بیکاران را هم ندارند ، لیکن چون مملکت فرانسه کمتر به بحران گرفتار است ، و نیز مصارف"}
{"book": "adl0789", "page": 323, "text": "صفحه 4\n( شماره ١٧ )\nجلد دوم\n\nاندرز\nيكت نكته نغز وطرفه پندی بشنو ز من ار تو هوشمندی\nگر اهل دلی بغیر مپسند آنرا که بخود نمی پسندی\n( دانش افزا )\n\nحیات نسبت اکثر حصه یورپ در انجا اززان تر است ، بیکاران اینکه از سرقه جوئی خود کار بگیرد ، یا اینکه قرض می کند ، و یا اینکه از هم سایه متمول خود امداد طلبد ، بهر حال می تواند خود را از گرداب بحران نجات بدهد .\nدر مارچ ١٩٣١ ، عده بیکارانی که از طرف بلدیه و ایالات بانها امداد می می شد ، ٥ ( ٥٠٠٠٠ ) نفر میرسید تعداد تخمینی بیکاران فرانسوی از روی احصائیه معلوم می شود . و همیشه دفتر احصائی تعداد بیکاران مو قتی وا ( ١٥٠٠٠٠ ) نفر نشان میداد ، مگر امسال ( ٢٥٠٠٠٠ ) نفر قید نموده است جمع تعداد تخمینی بیکاران فرانسه شاید به ( ٣٥٠٠٠٠ ) نفر برسد ، و تعداد بیکاران جزئی را به يك مليون تخمین می کنند\nالبته این اعداد بنظر مهیب وخطر ناك معلوم می شود ، ولی اگر به تعداد بیکاران انگلستان المان ، اطریش نظر انداخته مقایسه می شود ، معلوم میگردد که فرانسه با وجود فلاکت های عمومی نسبتاً هنوز هم ممتاز است .\n\nبر طانيا :-\nکه دا راي ٤٦ ملیون نفوس است ، در ماه\nفر وري گذشته تعداد بیکاران آن به ٢ نيم مليون نفر تخمین شده بود . با وجود يرالري که بالاي عموم نقشه هاي ( احصائي ) نشان داده اند ، گفته مي شود که وضعیت بیش از پیش خطر ناك تر است .\nاین اعداد خارج از حقیقت است ، زیرا زارعين وخدام منازل در انگلستان ، از قانون تامین ضد بیکاری محروم اند ، از این طبقات کار گر را از جمله بیکاران حساب نه مي کنند .\nذخیره حقوق بیکاران ، که از طرف کار گر ، ما لك حكومت جمع شده برای مزدور بیکار في هفته ١٧ شلینگ می پردازد ، واگر کار گر عیال دار وصاحب سه اولاد باشد ١٥ شلینگ دیگر بطور فوق العاده برايش میدهند ، يعني به کار گومذکور ٣٢ شلنگ ( معادل ٦٤ افغاني ) در هفته ، در انگلستان به غربت امرار حیات کرده مي تواند .\nكم كم كيسه خالي شده ميرود ، وهنوز دفتري که حقوق بیکاران را مي پردازد صد مليون پوند از حکومت مدیون است .\n( باقي دارد )\nترجمه از ایلوستراسیون پاریس (محمداسلم)\n\nشلون در طبيعة\nگرمی ستارگان\n\nفلکرون و علماء نجوم از چندي بدين طرف متمكن بودند تا بوسیله آلات دقیقه خود مقادیر حرارت اجرام فلکی و اجسام علوی را بفهمند . در رصد خانه « ويلن » در امر کا ـ دقیقترین و محکمترین آلات حساسه مذكوره مو جود و مصوب ميباشند .\nبو اسطه آلات مذكور و تحقیقات کاملی حرارت اجرام شمسی بعمل آمده ، معلوم گشته که شدید ترین مقدار بر حرارت کرت آسمانی در سطح آنها ـ بیش از ٤ هزار يك درجه يا ميزان الحرارت « فارنهايت » نیست . اما سایر کواکب و اجرام از قبیل خورشید ـ در سطح خود بیش از ١٠ هزار درجه حرارت با مقیاس مذکور ندارند و ستارگان سرخ دا رای ٢٨٠٠ درجه با ميزان الحراره فار نهایت هستند میزان حراوت ماه در موقع تغیرات جوب در سصحتش اختلاف پیدا کرده و نیز بر حسب اختلاف مواقع خودش تفاوت داشته و نوعاً فشار هوا هم در کم و زیاد کردن آن میزان موءثر است ."}
{"book": "adl0789", "page": 324, "text": "توجه انگليسی از نقارير\nعلمی روسکو در ما نچستر\n\nزغال سنگ\nحصه اول\nزغال شكلیست از كار بن ؛ كار بنیست\nکه کم یا زیاد خالص بوده بعض چیزهای\nدیگر مانند روجن آكسیجن ، نایتروجن\nدر آن شامل است .\nحالا اگر بگوئیم زغال چیست وجه\nبوده ؟ این مسایل بتفکر هر کس\nو خصوصاً بتفکر آنانيكه در منطقهای\nزغال زندگی دارند میرسد ، آیا تمام\nاین کار بو نینكه از عمق چهار هزار فت\nيا پائینتر از سطح زمین استخراج می شود\nچیست ؟\nاگر شخصی قبول زحمت نموده\nدر بعضی از معادن زغال پایان شود\nو بنگاه تیز ذريعه چراغ مخصوصه آنجا\nملاحظه نماید غالباً آثار نباتات\nخوبصورتی را خواهد دید ، و همچنين\nدر روی فرش یعنی رخنه های دیوار\nو سقف های معدن آثار برگها و بوته ها\nتنه های ایستاده درخت ها را که بد یهاً\nدر وقت تشكيل زغال سبز و خرم بودند\nدیده میتوانند زغال ، حقيقةً بقایای\nنباتات قدیمه است که در عهدی بروی\nزمین سر سبز و در موجودیت نور\nآفتاب همچنانیکه فعلاً نبات\nدر موجودیت نور حرارت آفتاب سبز\nو خرم می شود آزادانه نمودا شدند .\n\nشماره ۱۷\n\nگيا، شناسان میگویند که این\nنباتات بهمين طريقه صحيح که حالا\nبهمان قسم نباتات اشاعه و تعميم می يابند\nتولید شده اند و نباتات مذکوره اکثراً\nاز آن جنس نبات که ظاهراً گل و یا\nفی الحقیقت گل نمی داشته باشد و بزبان\nعلمی ( كریپ تو گامس پلانت )\nنامیده می شود و یا از جنس نباتات\nمنطقة حاره وچیز کلانتر از آنها بوده .\nبیاد داشته باشيد که این نباتات بكار\nبون شاید بعمق دو هزار فت از سطح\nزمین پایانتر یافت می شود میدانهای\nزغال در حقیقت توده نباتات است و شما\nخواهید گفت چه گونه است که ما نباتات\nو برگهای آنها را در استعمال روز مره\nخود دیده نمی توانیم ؟ و در میدانهای\nزغال یافته میتوانیم ، چونکه تمامی نباتی\nکه داخل زمین اند در اثر فشار و\nحرارت مبدل بقیر گردیده اند یعنی بدرجه\nدر وضعیت آنها تبدل رو داده که قسمت\nاعظم ساختمان نباتی خود را از دست\nداده اند ، لاکن در قسمت های مخصوصه\nمیدانهای زغال فوسل های این نباتات\nرا یافته میتوانیم و ازین رو برای هیچ\nيك از ناظرین جای تردید نمی ماند که\nتمامی این توده زغال در وقتی شامل نباتات\nنامیه بوده است .\nاین نباتات بر روی زمین نمو داشتند\nلیکن بقرون متمادیه سطح زمین فرو\nرفته طبقات جدیدی از ریگ و گل بالای\nاین نباتات بقيا تيه تشكيل يافته\n( باقی دارد )\n\nمجلد پنجم\n\nخبرهای فنون و اختراع\nتحویل نور آفتاب به برق :\nاخيراً دكتور روتولانج المانی به\nاختراع يك طریقه که نور آفتاب را به\nقوه برق تحویل میدهد موفق شد است\nو با اینکه علمها برای رسیدن به این مقصود\nاز خیلی زمانها است که سعی داشته و\nبعض از آنها تا حدی کامیاب هم شده اند\nاما اختراع در كتور برونتو در نوع خود\nافضل ترین اختراعی است که درین باره\nتا مروزه بوجود آمده است . و باين\nوسیله مصرف يك كيلوات آن از سه صد\nدالار بیشتر نمی شود ، حال آنکه\nاختراعی که درین باب شرکت وشتنگها وس\nآمریکائی در دفتر خود ثبت کرده مصرف\nحاصل كردن يك كيلوات آن بیست پنج\nهزار دالار ( یا پنج هزار پوند ) میشود\nغذا جديد :\n( آرد ماهی ) شاید جدید ترین مواد\nغذائی باشد که در آینده قریبی در هوتل\nهای اوروپا و آمریکا شیوع پیدا خواهد\nنمود . این ( آرد ) از گوشت ماهی پس\nاز خشك كردن و آرد کردن آن ساخته\nمی شود ، و از رایحه ماهی بکلی خالی\nبوده طعم لذیذی دارد. قسمت عمده ئی"}
{"book": "adl0789", "page": 325, "text": "صحبت\nمالاریا\n(۲)\n\nبرای اثبات این نظریه (پروفسور\nکراسی) حضور علمای دیگر در مرض\nخانه دولتی رم (يك شخص سالمی را\nهدف نیش پشۀ قرار داد که قبلاً از\nپارازیتها خون شخص مریض را در\nخود داشت این با مراعات کلیه وسایل\nصحی باز هم مریض شد .\nباین طریق پس از سالها مطالعات\nترتیب انتقال پارازیتهای مالاریا از\nمریض باشخاص سالم کشف شد.\nپشه های آنوفل را ممکن است\nبآسانی تشخیص داد و تشخیص آن\nبطریق ذیل ممکن میشود : اولاً از\nطرز نشستن آن : وقتی پشه آنوفل می\nنشیند سر را بطرف زمین دم را بطرف\nبالا نگاه میدارد که در نتیجه بدن او\nبا زمین يك مثلثی ایجاد میکند در حالی\n\n( شماره ۱۷ )\n\nهمین تاثیر بد را در امواج رادیو\nحاصل میکنند ، مخصوصاً که آفتاب در\nموقع شدید ترین موسم آن یعنی شدید\nترین حرارت آن باشد .\nطیران و تامین سلامتی مسافرین در هوا :\nروزی نمیگذرد که خبر اختراع جدید\nبرای تامین طیری و سعی در رفع خطر\nسقوط از هوا بازان نمی شنویم . آخرین\nاختراعی برای این مقصود چراغ خیلی\nدقیقی است که بتمام اجزا طیاره متصل\nمیباشد ، که اگر خورد ترین حادثه و\nنقصی در اثنای پرواز بیکی از اجزای\nطیاره پیش شود ، فوراً چراغ باشعاع\nقرمزی روشن شده و این دلیل خطر\nشمرده می شود .\nيك دلیل کوچکی به خوبی و حساسیت\nاین چراغ این میباشد که در پیش شدن\nخورد ترین نقصی و لو خیلی جزوی\nباشد مثل گرم شدن ماشین و غیره که\nهوا باز در اثنای پرواز بآن ملتفت نمی\nشود فوراً شعاع قرمزی روشن می شود\nو این از مهمترین اختراعاتی است که\nمهندسین برای تامین طیران و محافظ سلا\nمتی مسافران هوا لورد باختراع آن موفق\nشده است . ترجمه از الهلال ( لطفی )\n\nآنهم نسبت به داشتن کمیت زیادی از\nنمك های معدنی مفید و قسمت زیادی\nچوبه و ایودین و مس و غیره عناصر و\nمواد غذائی که برای انسان نافع است\nزیاد است .\nسرطان و ماده قلویه در خون :\nاز روی جدیدترین مباحثی که اطبا\nدر انجمن مباحث سرطان در دارالفنون\nپانسلوانی معلوم می شود که بین مرض\nسرطان و ماده قلویه که ( غلاظت )\nدر خون است علاقه زیادی میباشد و هر\nقدریکه این قلویه در خون زیاد شود همان\nقدر دلیل سرعت سر مرض شمرده می\nشود . دكتور مكدوانا رئیس دارالفنون\nمذکور میگوید که علاج بوسیله را دیو\nو اشعه ایکن تاثیر واضحی در ماده\nقلویه خون نموده و این قلویه را کم\nمیکند که این برای ثبوت علاقه بین\nقلویه و سرطان دلیل بزرگی شمرده\nمی شود .\nرادیو و نور ماهتاب :\nاخیراً این يك ثابت شد است که نور\nماهتاب ( مثل نور آفتاب ) به رادیو\nخیلی تاثیر بدی می بخشد ، علمای برق\nبيك سلسله تجاربی که چندین سال دوام\nنمود درین موضوع قیام کرده و در نتیجه\nثابت شد که اشعه نور ماهتاب امواج\nرادیو را ضعیف ساخته و اصوات و\nاشاراتی را که این امواج نقل میکنند\nخفیف می سازد همچنان ثابت شده است\nکه اشعه نور آفتاب نیز مثل نور ماهتاب"}
{"book": "adl0789", "page": 326, "text": "شماره (۸۷)\nجلد پنجم\n\nکه پشه های نوع دیگر مثلا (کولکس) وقتی که می نشینند بدنش با زمین متوازی است بعلاوه روی سر پشه آنوفل دارای پنج ضمائمی است که مانند تیغ میباشد که وسطی نیش او است و دو دانه های اطراف اعضای لامسه آن می باشند .\nاینها تقریباً از حیث طول با یکدیگر مساوی هستند در حالی که در پشه های دیگر یکی از اعضای لامسه اطراف نیش بقدری کوتاه است که باشکال دیده می شود .\nپشه های انوفل اقسام مختلفه هستند قسمی که از اقسام دیگر شناخته میشود (کلا و شیر ز) نام دارد ـ اینها روی بالهایشان چهار خطوط سیاه است که دو خط از طول و دو خط در عرض بال منقوش است ـ در نقاط گرمسیری قسم دیگری نیز وجود دارد که خطوط سیاه در طول لبه های بال آنها میباشد باید دانست که فقط پشه های ماده این قسم پشه میل مفرطی به تغذیه با خون انسانی و حیوانی دارند و عکس نر ها با مواد گیاهی تغذیه نموده و برای انسان خطر ناک نیستند .\nانوفل ها از کولکسها بطور مشخص تمیز داده میشوند پشه های انوفل در روز در گوشه های تاریک که از باد محفوظ باشد پنهان میشوند و فقط در موقع غروب آفتاب خارج شده و تا صبح بدون اینکه صدای زودی بکشند تاخت و تاز میکنند ولی کولکسها پنهان نمیشوند و روی پنجره ها و یا دیوار ها می نشینند و بقدری صدا میکنند که اسباب زحمت میشوند .\nوقتی پشه انوفل با خون مریض تغذیه میکنند با خونی که از بدن مریض میگیرد پارازیتهای مرض را نیز بسر میدارد ولی این پارازیتها نه فقط در معده او هضم نمیشوند بلکه بيك ترتيب خارق العاده زیاد شده و در موقع نیش زدن از غده سلف و نیش وارد خون شخص سالم شده و او را مبتلا میسازد لذا باین ترتیب در موسم تابستان بواسطه زیاد بودن پشه ها شخص مالاریائی برای اطرافیان خود خطر ناك میگردد و چون این قسم انتقال شباهت تام بانتقال مرض حصه توسط نیش دارد میتوان مالاریا را در موسم تابستان جز امراض مسری شدید محسوب داشت .\nبعد از دانستن این قسمت باید فهمید که پشه انوفل که مهمترین عامل توسعه این مرض هستند در چه نقاط و در تحت چه قواعدی زنده گی نموده و نمو میکنند تا بتوانند در حدود ممکنه آنها را نابود ساخت .\nدر نتیجه تحقیقات علمی معلوم شده است که پشه های انوفل در آب های باطلاقی و جائیکه از حیث نمود آنها با بهای صاف و جاری رجحان دارد تخم میکنند تخمهای پشه انوفل بیضوی ولی قدری دراز ترند وطول آنها سه چهارم میلیمیتر ومثل تسبيح بهم متصل میباشند پشه انوفل هر دفعه ۱۵۰ عدد تخم میکند آن تخمها در ۱۵ روز بحد اکمل رسیده و حاضر برای تخم گذاری میشود بطوریکه يك پشه نر و يك پشه ماده در حال طبیعی میتوانند در يك سال در حدود شصت ملیون تخم تولید کنند ! از تخم ها پشه های انوفلی تولید میشوند که در موقعیکه بحد بلوغ میرسند طولشان بیکث سانتیمتر بالغ میگردد .\nاین ها غالبا در سطح آب های راکد ایستاده مشغول استنشاق هوا میگردند ولی « کولکسها ، شباهت بکرم دارند وقتی باد میوزد شنو کنان زیر آب رفته و پس از تمام شدن باد دو باره روی آب می آیند ـ اینها پس از تغییراتی بشکل پشه در میآیند پس برای اینکه بتوان از شر پشه ها خلاصی یافت باید بطریق ذیل متوسل شد :\nاولا ـ باید کثلیه با طلاقها را خشك و نابود کرد .\nثانيا ـ وقتیکه هوا رو بگرمی می رود سطح آب های باطلاقی را با نفط یا محلول نفط وتقطیر آن مدثور نمود تا پشه ها از استنشاق محروم و نا بود شوند .\nثالثا ـ در اینگونه آب ها باید ماهی محل آورد که زود زیاد شوند و با خوردن پشه ها آنها را نابود سازند .\nرابعا ـ یک قسم درخت هست که در نقاط با طلاقی خیلی زود نمو میکند و در ضمن رطوبت را میکشد زمین را خشک میساود این قبیل درخت ها را باید زیاد کرد پشه ها معمولا گوشه های تاريك را در قسمت تحتانی خانها"}
{"book": "adl0789", "page": 327, "text": "صفحه ۸ (شماره ۷) مجلد پنجم\n\nکه مصئون ومحفوظ از وزش باد باشند\nانتخاب کرده وفقط شبها خارج میشوند\nلهذا در موسم تابستان سکونت در طبقات\nفوقانی بهتر است مخصوصا که پشه ها\nنمی توانند خیلی بالا بپرند .\nبا تمام این تفاصیل ممکن است سؤ ال\nشود که در زمستان در حالی که پشه وجود\nندارد چه میشود که مرض مالاریا باز\nوجـود دارد . علم و تجزیه و امتحانات\nثابت ظاهری کرده است که اشخاصی که\nدر زمستان مبتلا میشوند آنهائی هستند\nکه از تابستان پارازیت مالاریا را در\nگوشه های بعضی از اعضای بدن خود\nپنهان کرده و بواسطه عدم معالجه در\nفصل زمستان وقتی بواسطه سرما یا بواسطه\nعلل دیگر بدن ضعیف میشود پارازیتها\nمیدان را باز می بینند و می توانند\nبواسطه ضعف بدن به آن فایق شـونـد\nو در نتیجه تب ولرز وعرق بروز میکند\nباین ترتیب یگانه پناه گاه پارازیتها\nدر موسم زمستان بدن انسان است این\nموضوع در بعضی از نقاطی که از عبور\nو مرور دور افتاده اند بطریق ذیل\nامتحان شده است : مریضانی که در\nزمستان مبتلا بوده اند همه را معالجه\nکرده واشخاصی که مریض بوده اند\nممنوع کرده اند که در آن مکان نباشند\nوبا آنکه همان پشه های انوفل در\nتابستان بشدت سابق نیش زده اند ولی چون\nدر آن نقطه بواسطه وسایل متخذه مذکوره\nیعنی معالجه شدن مرضا وعدم وجود مریض\nهیچ کسی مریض ومبتلا نشده است .\n(ناتمام) (اطلاعات)\n\nادبیات\n\nهمچنانکه امروزه ادبیات در السنه متداوله\nدنیا مقیاس معرفت وفضیلت شناخته شده\nشئونات عرفانی یکقوم هم زنده از آثار\nبرجسته ادبای آنهاست ولی شرایط کلی\nرا درین زمینه انقلابات ادبی بین الاقوام\nعهده دار است .\nاین رول مهم را در صحنه ادبیات ، ذوقیات\nشعرا وادبای منوری بایستی بازی کنند\nهر عصري يک نوع شعرا وادبا لازم دارد\nهر نسلي يک طرز مخصوص و اسلوب\nمنسوب خودشان را می پسندند .\nازین رو هر قدر نظم ونثر عصري\nبامقتضیات زمان وفهم عوام ما برابر باشد\nبیشتر مهیج ذوق ها واقع گردیده ومطالب\nآن زود تر روحیـات جـامعه را تحت\nتاثیر می آورد .\nآقای اعظمی از نویسنده گـانیسـت\nکه بدون یک سابقه ذوق شاعری بافته\nو بسرو دن اشعــار مرغوب ودلکشی\nمقتدر گشته اند از اکثر آثار برجسته\nآنها که در مجله کابل و جراید قدیم\nانیس ویا ترانه نـوین او که در جشن\nاستقلال سروده و بجریده اصلاح اندواج\nیافته بوده مفهوم می شود که این مرغ\n\nنو بوستان ادبیات با یک اساس صحیح\nو ذوق سرشـاری از شعرای معـروف\nمعاصر پیروی وافـکار خـود شـان را\nباسـلوب نوی در کـوه نظـم اظهـار\nمیدارد درین تازه گیها باز چند بیتی\nبه نسبت (قاب مادر) سرائیده وتماما\nنزاکت های شعری وعواطف مادری\nرا در محبّت فرزند بمنظومه آن مراعات و\nبجریده انیس اتحاف فرموده اند .\nاگر خواننده گان کرام مخـاطر داشته\nباشند این همان موضوعیست که نشریات\nایرانشهر در سنـه ۱۳۰۲ از بـرلـین\nبمسابقه گذاشته وتقریبـاً شش سـال\nقبل بر این شاعـر مرحـوم ومعروف ایران\n( ایرج میرزا ) جایزه آن را ربوده\nبود .\nتصور نشود که ما پار آن را بمـسابقه\nمیگذاریم ، اگرچه شعرای نوبـر وطن\nازین مـسـابـقـه ها نمی تـرسـنـد وبـدون\nخواهش ما صفحـات آینـده انیس را\nبترشحات فکری وقلمی خود ارایش\nخواهند داد .\nغرض کلـی از ذوقـیـات عالی\nغلام جیـلانی خان اعظـمی و احسـاسات\nهمدردی ایشان است که در اولین وهله"}
{"book": "adl0789", "page": 328, "text": "صفحه ۹\n(شماره ۱۷)\nمجلد پنجم\n\nبوسیله که نتوانستند از رفق دور افتاده\nیا مجنون شود (چویا) کمکی کرده\nو در تزئینات صحایف انیس خواشمند\nیا او نشر یک مساعی کنند .\n\nالبته سخن وران بزرگ وطن که ما الکل\nطبایع نکته سنجی و مقتدرین دستگاه\nشعر و شاعری گفته می شوند مانند\nجنابان بیتاب ، مستغنی ، قاری ، شایق .\nو دیگر حضراتی که فعلاً اسمای\nشریف شان بیادم نیست هر کدام\nاز جریده انیس یاد و بودی فرموده\nو به انگارنده آن افتخاری خواهند\nبخشید ،\nباصطلاح آموخته خود به از میرات\nخوار است تا در هرات بودم هر يك از\nفضلای محترم آنجا بلا استثناء لویسنده\nگان و شعرا در هیچیک موقعی از جویای\nخود غفلت نمیکردند چنانچه فعلا\nدر غیاب من هم جریده اتفاق اسلام بی یار\nو مددگار نمانده فقط چرا عائیکه در\nآغاز این شماره روایت شده توقف\nکامل واشتغال درین جریده واجيتر مینمود\nبیقین حفظ شئونات فضلای کابل رصا\nنخواهند داد که آینده از هرات\nاستمداد کنم .\nاثر اعظمی :\n\nقلب مادر\n\nبیا ای عندلیب زار مضطر\nمگو دیگر حدیث غنچه نو\nکه گل بالكليه ورنك دو روزه\nنباشد قابل عشق موقر\n\nز عشق کار خان شعله سیما\nفتد در دل بسی سوزنده اخگر\nدرین گلشن کجا از عشق بی باك\nنهال آرزو گردد مثمر\nبيا كز عشق پا کی بحث رایم\nحدیثی کوعیت از عشق مادر\nجوانی بود مفتون کشته عشق\nمتاع هوش را کم کرده از سر\nقضا وی را زنون لعبتی کرد\nعنان هستیش رد آن ستمگر\nولی آن دلریا مهرش نبودی\nبأن دلداده مبهوت ششدر\nجوان میگفتش ای محبوب طناز\nدل و دین بردی و صد چیز دیگر\nو گر تا کی بمن از مهربانی\nنکردی مونس و همدوش بستر\nجوابش داد دختر کی وفا کیش\nترا يك امتحانی هست دیگر\nکه تا گردم من ایمن از رقابت\nاز آن پس گیرمت چون روح در بر\nخلاصه راستت گویم عزیزا\nمرا لازم بود این امر یکسر\nکه داری مادر فرتون بد خو\nنباشد خلق او با من برابر\nمرادل دادی و من دادمت بار\nدل از خواهی دل مادر بیاور\nچرا تليك دلی باشد ترا دوست\nنشاید شرکت عشق مکرر\nجوان ساده اش گفتا بدیده\nمر ا عشقت زهر عشقی ست خوشتر\nپس آنکه بجانب منزل روان شد\nچوشیر خشمگین شد داخل از در\n\nبدید آلمادر مهجور مشتاق\nنشسته منتظر با دیده تر\nکه تا نور دوچشمش از در آید\nروان تازه اش گردد به پیکر\nچو دید آن شیفته دیدار فرزند\nزحد مسرور شد آن مهر پرور\nچو مسروغیکه خورد و رفت از خویش\nفرو ده شد تنش در روی بستر\nجوان ابله بی دانش ودین\nهمان قلب عطوف عشق گستر\nگرفت از سینه آنمادر پیر\nبدست غدر وجور نوك خنجر\nسپس باشدت بسیار بر کشت\nسوی منزا که آندون دلبر\nقضا از شدت رفتار پایش\nبلغزيد وبخاك افتاد برسر\nدل مادر زدستش بر زمین خود\nخراشی بر سرش افتاد کمتر\nولی قلب شهید مادر زار\nاز ان خاک سیه شد نوحه پرور\nکه آخ ای نور چشم و جان مادر\nروان پیکر بی جان مادر\nدلی قیمت من خاك راه ات\nفدایت هستی و ایمان مادر\nخراشت در سره دو جان مبادا\nمگر در قلب پر حرمان مادر\nتن و گی گلت در بستر خاك\nنیتد کور به چشمان ما در\nزعشق راستی آن لحنه خون\nجهان از نوحه خود ساخت محشر\nدل سنگت از فغانش نوحه میکرد\nمگر فرزند مغرور بد اختر"}
{"book": "adl0789", "page": 329, "text": "صفحه ۱۰\n( شماره ۱۷ )\nمجلد پنجم\n\nخرد آن لحظه از انصاف مگشت\nکه دائم گفته اش را همچو گوهر\nنیابی بوی عشق راستی را\nمگر از سینه سوزن مادر\n\nخبر هاي خارجي\nریتر\nسقوط کابینه\nانگلستان\n\nخبرهاي تلگرافی مشعر است که کابینه مکدونالد سقوط نموده و در نتیجه مشور های مکرر رؤسای حزب سه گانه يك حکومت اتحادی احزاب سه گانه به تحت ریاست مستر میکدونالد تشکیل گردیده و از حضور شاه انگلستان منظوری یافته است .\n\nکابینه جدید انگلستان\nلندن ۲۵ اگست : بعد از انقراض حکومت کارگر در انگلستان ، جديداً حکومت ملی موقتى تشکیل و از ارکان ذیل مشتمل گردیده است :\nمستر رمزی میکدونالد رئيس الوزرا\nمستر فلپ سنودن وزیر مالیه\nمستر جی اچ تها مس وزیر مستعمرات\nمستر اسقن جیر لین وزیر بحر\nمستر این جیر لین وزیر صحیه\nسر فلپ لستیر وزیر تجارت\nسر سموئیل هور وزیر هند\nلارد انیدری وزیر عدلیه\nسر هیبرت سموئیل وزیر داخله\nلارد سینگر وزیر سکاتلیند\nمستر ستنلی بالدوان رئيس شورا\nلارد رید نگ وزیر امور خارجه\nلارد ابملری وزیر قوای هوائی\nمستر دانلد میکلین وزیر معارف\nسر هنری بترتن وزیر زراعت\n( سبا ست )\n\nگراف زپلین\nگراف زپلین روز ۱۵ اگست در میدان طیاره ( بین مورت ) رسیده در شام به پرواز گردا گرد انگلستان شروع نمود .\n* * *\nگراف زپلین در میدان طیاره بین مورت در شام روز چار شنبه بعد از ٢٤ ساعت سیاحت جزائر برطانیبا با ٢٤ نفر مسافرین نزول نموده . و به ساعت ۷ - ٢٤ - به فریدریگس ها فن ، باز گشت .\n\nحریق\nماسکو ، ۷ اگست ـ قرار اطلاع سانگهای شهر هانگواد طعمه حریق گردید .\nاکثر خانه ها سوخته خاکستر گردیده است ، تلفات جانی بسیار زیاد است ، از سه شهر های ( او خان ) ۷۰۰ هزار نفر مهاجرت نموده اند .\nبطرف قطب\nقرار پیغام هیبرلانگت زبیر ، سشیر کن تاتلیس به ساعت چار شام بطرف قطب روانه گردید .\n\nاز ایران :\n\nيك مليون تومان سرمايه شرکت\nابتدا مذاکره شده بود که شرکتی با پانصد هزار تومان سرمایه برای تاسیس یکدستگاه کارخانه نخ ریسی در رفسن جان تشکیل شود که در این شرکت تجار کرمانی و تجار یزدی سهیم شده و کارخانه را در رفسنجان دائر نمایند .\nدر جریان این نظر باستقبال شایانی که ازین فکر شد و در اثر تشویق و ترغیبی که از تجار و سرمایه داران بعمل آمد فکر جدیدی بوجود آمد و آن تاسیس دو باب کارخانه نخ ریسی بوده با دو سر مایه دو شرکت یکی در یزد بسرمایه تجار یزدی و دیگری در رفسنجان بسرمایه تجار کرمانی.\nسرمایه این دو شركت يك ملیون تومان پیش بینی و در نظر گرفته شده است که بانک ملی نیز در آن سهیم خواهد شد . موسسه و کارخانه که ماشین آلات و ادوات کارخانجات مزبور را به این شرکت خواهد فروخت مبلغی در این دو کارخانه سهیم خواهد شد که با بت قیمت ادوات خویش سهم خود را محسوب خواهد داشت .\nاز قرار معلوم سرمایه تجار یزدی و کرمانی برای تشکیل این دو کارخانه بطور کلی به هفتصد هزار تومان خواهد رسید و سیصد هزار تومان آن را بانک ملی و فروشنده کارخانجات سهیم خواهند شد ."}
{"book": "adl0789", "page": 330, "text": "صفحه ۱۱\n( شماره ۱۷ )\nجلد دوم\nخبرهاي داخلي\nجريانات شوراي\nملی\nقارئین کرام خصوصاً موکلین و وکلای محترم از صورت افتتاحیه شورای ملی و نطق اعلیحضرت غازی و جوابیه وکلا که قبلاً در جراید مجله های مخصوصه نشر و توزیع گردیده مستحضر خواهند بود .\nمتعاقب و مقارن افتتاح شورای ملی در جلسه اول يك هیئت با نتخاب عموم وکلای محترم شورای برای تدقیق و ملاحظه اعتبار نامه های وکلا تشکیل و اصولاً شروع بملاحظه اعتبار نامه ها نموده راجع به بعضی اعتبار نامه ها که لزوم تحقیقات از مراجع منسوبه آن ها بوده است بتکمیل تحقیقات پرداختند .\nپس از ملاحظه اعتبار نامه ها جلسه دیگر منعقد شده وکلای محترم مطابق اصل ( ۱۱ ) اصول اساسی شورای ملی قسم نامه را که حاوی مفاد ذیل است امضا نمودند : -\nما وکلای ملت نسبت با عتمادیکه ملت و حکومت بر ما نموده بخداوند کریم سوگند می نمائیم که برای ملت و حکومت خود صادق باشیم .\nبعد از ملاحظه اعتبار نامه ها و امضا قسم نامه در جلسه منعقده دیگر در مذاکرات انتخاب رئیس عمومی شورای آغاز کرده شد و درین مسئله از نقطه نظر اهمیت مقام ریاست مذاکره و تدقیقات زیادی بعمل آمده و چند جلسات متوالیه برای انتخاب رئیس دوام داشت بالاخره در نتیجه جناب آقای عبد الاحد خان وکیل مرکز ولایت کابل بحیث رئیس عمومی شورای ملی انتخاب گردیدند .\nچون وکلا اصولاً از انتخاب رئیس عمومی فراغت یافتند جلسه دیگر تحت ریاست آقای رئیس عمومی شورای منعقد شده بمذاکره انتخاب معین شورای ملی شروع نمودند بعد از طی مذاکرات مطابق تفصیلات فوق ، آقای عبد الحق خان وکیل مرکز ولایت هرات بمعاوني شورای ملی انتخاب گردیدند .\nبعد از انتخاب معین شورای وکلای محترم بانتخاب منشی شورای آغاز و آقای میرزا عبداللطيف خان را بسمت منشی مجلس انتخاب نمودند .\nبعد از انتخاب منشی ، وکلای محترم شروع به تشکیل دار التحریر شورای و تعین بودجه معاشات و مصارفات آن نموده پس از مذاکرات بصورت لازمه تعیین و تصویب نمودند .\nچون اساساً يكنفر ناظم برای انتظام امورات مجلس حتمی بود بناء علیه باتفاق آرا از بین وکلا س سید احمد جان وکیل منتخبه سمت شمالی ولایت کابل بصفت ناظم تعیین و تصویب شد .\nپس از ختم مذاکرات و مقررات فوق که در هر مسئله نظر باهمیت آن مذاکره می شد به ترتیب لایحه وظایف داخلی مجلس شروع نموده و بعد از اکمال در مجلس مورد بحث قرار داده شد در نتیجه تبادله افکار و تعمقات بلانها به که چند جلسات متوالیه مذاکره این دوام داشت بالآخره باتفاق آرا تصویب گردیدند .\nبعد از تصویب لایحه وظایف داخلی نظر باصل ( ۳۲ ) اصول اساسی شورای ملی بمذاکره تقسیمات و تعیین عدد و اسامی انجمن پرداختند بعد از مذاکرات و تعاطی افکار وکلای محترم برین فیصله نمودند که فعلاً چون شورای ملی ابتدائیست يك انجمن دایمی و يك انجمن موقتی تشکیل شود و بعد از جریانات امورر مسایل وارده اگر لزوم تشکیل دیگر انجمن ها دیده می شد تعیین خواهد شد و ازین نقطه نظر يك انجمن دایمی که برای تنقیح و سنجش ابتدائی مسایل وارده شورای تشکیل و يك عده از وکلای محترم بعضویت و یکنفر بحيث منشی و یکنفر بصفت کاتب این انجمن انتخاب و تعیین شدند .\nرئیس انجمن ص شهاب الدینخان وکیل غزنی .\nاعضای انجمن ص حاجی عبدالعزیزخان وکیل کرم سیر قند هار .\nص ملا عبد الوهاب خان وكيل غور هرات\n« عبد الکریم خان وكيل مركز مزار شریف\n« شاه عبد المجید خان »   بدخشان\n« عبد الله خان وکیل لغمان - مت مشرقی\n« سید نادر شاه خان وکیل گردیز\n« میرزا عترت الله خان وكيل مركز ميمنه\n« محمد انور خان وکیل فراه"}
{"book": "adl0789", "page": 331, "text": "( شماره ۱۷ )\nص عبد الحكيم خان وكيل مركز جلال\nآباد بصفت منشي انجمن\nص سعيد محمد خان وكيل هرات ببحيث\nكاتب انجمن .\nيك انجمن ديگر كه موقتی تشكيل گرديده\nو مانند انجمن دايمی اجرای وظایف\nمی نما یند چون موقتی است از تذ کار\nاسامی آنها صرف نظر شد .\n\nبعد از تشكيل انجمن و تعين و تصويب\nاعضای آن ، فهرست لوایح ساخته و\nهمچنان لوایح و پیشنهاد قبلاً از وزارات\nو دوائر مستقله برای شورای ملی رسیده\nو از طرف منشی مجلس ترتیب شده بود\nو چون بانعقاد شورای ملی معطل بوده\nاست و کلای محترم بگان بگان را بنظر\nتدقیق ملاحظه نموده نظر باهمیت مسایل\nو حیث کار لوایحکه قبل از شروع بمذاکره\nو تعدیل آن قابل معلومات گرفتن و نظریه\nوزارت و دائره منسوبه آن ها بوده است\nاز طرف مجلس تفریق و بدایره منسوبه\nآن ارجاع داده شد تا نظریات خود را\nبآن ها ابراز داده بمجلس شورای تقدیم\nدارند .\nتفريق دوم لايحكه لزوم استعلام و\nنظریه دائره منسوبه شی نبوده مانند\nلایحه اساسی مملکت در انجمن تحقیق\nتحت مذاکره و تدقیق گرفته شد . هم\nچنان از لوایح و پیشنهادات مناسبتاً نظر\nباهمیت مسایل برای انجمن و مجلس تفریق\nکرده شد . فعلاً مجلس شورای و انجمن\nتحقیق آن شروع بکار نموده و درین\nروز ها اصول نامه اساسی مملکت را\nنطق اختتامیه\nع ، ج علی محمد خان وزیر معارف\n( 2 )\nبیک اتحاد واتفاقي كه كلام حضرت\nسبحاني بآن ناطق است در مقام تامين\nسعادت ديني ودنيوي خود مان برآئیم از\nیکطرف قراري كه بكرات ومرات ايزدي\nامر معظم دين دار ما بما توصیه و امر مي نمايند\nسر نیاز بخاك عجز بدرگاه خداوند\nبی نیاز سوده متکی با ستعانت او گرديم\nواز طرف دیگر در مقام حصول وسائل تأمين\nاستقلال وترقيات خود بر آئيم در نشر\nمعارف ، تعليم وتربيه صحيحه اطفال خود\nکه در حقیقت سرچشمه هر گونه استكمالات\nاست بحد أبا حكومت خود صرف توجه\nنموده براي تعليم وتربيه صحيحه نسل\nآینده خویش یک بنیاد و اساس متین\nاسلامي بگذاريم - بترقي زراعت ، تجارت\nصنعت اقتصاد ملیه که عوامل مهم محافظه\nحیات ملل است توجه نموده وطن را\nکه پیشتر از همه اصول نامه ها انجمن\nتحقیق ترتیب و بمجلس حاضر کرده\nاست در مجلس عمومی تحت مذاکره و\nتدقیق است .\nمعاهده بيطرفي وعدم تجاوز دولتين\nافغانستان و شوروی که قبلاً ذریعه وزارت\nخارجه ترتیب و بمجلس شورای پیشنهاد\nشده بود بعد از تدقیق در جلسه مورخه\n30 اسد 1310 تصویب گردید .\nتا بحدي كه ممكن است از احتیاج غير\nوار هانیم .\nاین نمیشود مگر به وقتي که دستها یک\nشوند ، همه متحد آبطرف یک هدف معین\nبراه افتیم ، رفع احتیاجات وطن را بدوش\nهمدیگر تقسیم کنیم چه در حیات جامعه\nهیچیک فرد نمي تواند بدون معاونت برهم\nنوع اموار حیات انکند - با دست بزارع\nبترقي زراعت ، صنعت کار بترقي و ترويج\nصنعت تاجر بترقي تجارت ، مامور بتأمين\nامن ورفاه عامه علي هذا هر دسته بايفاي\nفریضة مخصوصة خود متوجه بوده ترقي\nواعتلاي وطن را عزم وتصميم كنيم .\nولي اگر زارع زراعت با يله اهميت\nدانسته بمشغله ديگري ميل ميكند ، يا صنعت\nکار صنعت را مهم ندانسته بکار ديگري\nمداخله مي نمايد ويا يك عسکر فريضه\nخودش را گذاشته به تجارت وسیاست\nحرف میزنند شیرازه حیات جامعه\nاز هم گسسته ، اقتصاد ملیه از بین رفته\nزمینه سقوط لا سمح الله مهیا میگردد\n(در متن قال) از شیر حمله خوش بود\nواز غزال رم :\nحاضرین کرام ! باید بدانیم ملل\nسائره دنیا از ما خيلي بجلو رفته اند\nراه مقصود ما هم كه خيلي دور است بس\nاگر همه متحدانه دسته در داخل\nدائره فريضه مخصوصة خود شب و روز\nزحمت نكشيده اين راه را طي نمي نمائيم"}
{"book": "adl0789", "page": 332, "text": "صفحه ١٢\nشماره ١٧\nمجلد پنجم\n\nبه پس مانده ترین آنها هم رسیده نمی توانیم بعبارت دیگر عرض کنم فرصت رسیدن بمقصد بدرجه کم و موقع بدرجه نازک است که اگر يك دقیقه خود را بدون ایفای فریضه مخصوصه خود ( بکار دیگری صرف میکنیم و یا بخیال امتحان و اصلاح بکاری که نه سعادت دین در ان منظور است و نه خیر دنیا در ان متصور) تلف می نمائیم يك سال از عمر خود را ضائع کرده خواهیم بود چه این جور امتحانات بسیار شد و نتیجه جز خساره نبخشید .\nاین موقع برای ترقی و اعتلای وطن عزیز مان يك موقع خیلی مساعد است و بخیال عاجزانه بهتر از این موقع نمی شود پیدا کرد پس بایست از آن استفاده نمود تا نشود این موقع مساعد درخشان را نیز مانند سابق از دست داده خدای نخواسته نزد خویش و بیگانه ، دوست و دشمن خجالت زده شرمنده گردیم .\nاین بود عرض عاجزانه که بحضور حضرات محترم نمودم در خاتمه دعا میکنم الهی و جود مسعود این پادشاه محبوب القلوب ما را با برادران با ناموس وغیرت شان که حامی استقلال و بینی خواه حقه افغانستان اند در حفظ و حمایه خود نگهدارد – الهی ما همه را توفیقات بخش تا بر حسب رضای تو ارشادات و هدایات این شاه دین دار حق پرست وطنخواه را تعقیب پیروی کرده وطن را بآن اعتلا و ترقی که خاصه يك مملكت اسلامی است نایل سازیم – الهی ارواح پاك\n\nاشخاصی را که در راه رضای تو بغرض حصول استقلال و سعادت وطن بدرود حیات گفته اند غریق رحمانی کران خود گردان آمین .\n\nدر نمایش جشن\n\nمؤلفين ومترجمينكه کتاب هاي ذیل را براي نمایش تاليف وترجمه جشن سال ١٣ استقلال بوزارت تجارت تقديم واز طرف وزارت معارف حائز انعام نمرات ذیل گردیدند.\n١ : - تاریخ عمومی قرون اولی تالیف عبدالظاهر خان فارغ التحصیل – درجه اول\n٢ : - مشاهير علمي وادبي كابل وبد خشان تاليف عبد الحكيم خان رستاقي معلم مكتب استقلال – درجه اول\n٣ : - كيمياي معدني ترجمه محمد امير خان متعلم اعدادیه ٢ امانيه – درجه اول\n٤ : - كيمياي عضوي تاليف عبد الرحمن خان متعلم مكتب حبيبيه درجه اول .\n٥ : - هيئت ، ترجمه عبد الغفور خان متعلم مكتب امانيه – درجه ٢\n٦ : - ميترو لوژي تاليف حبيب الله خان فارغ التحصيل مكتب حبيبيه درجه ؟ ؟ ؟\n٧ : - لغات فارسي والماني تا ليف محمد عظيم خان معلم – درجه ٣\n\n٨ : - انقلاب افغا نستان ترجمه سید قاسم خان درجه ٢ .\n٩ : - لغات فارسي وروسي وانگليسي ترجمه غلام سرورخان تلگرافي – درجه ٢\n١٠ : - فريك تالیف خان آقا خان معدن شناس – درجه ٣\n١١ : - نقشه مر شمه تشریح انسان مرتسمه محمد اسلم خان متعلم مكتب درجه\n١٢ : - ترجمه تركي در فارسي ترجمه محمد ناصر خان درجه اول .\nاسمای ارباب پیشه ونوع صنعت وصنایع ودرجه آن که برای نمایش جشن سال ١٣ استقلال در نمایشات صنعت وحرفت تقدیم و حائز انعامات درجه های ذیل گردیده اند :\n\nسراجي :\n١ : - قبضه حاجي عبد الحكيم خان قند هاری درجه اول\n٢ : - بکس قاقي خلیفه صفدر خان درجه ٢\n٣ : - بكس كلان کاغذی در جه ٣\n\nكشميره هاي پشمي :\n١ : - محمد یعقوب خان در جه اول\n٢ : - غلام محي الدین خان درجه ٢\n٣ : - خیر محمد خان در جه ٣\n٤ - - حاجي فقير محمد خان در جه ٣\n\nتكه هاي نخي :\n١ : - فابريكه درجه اول"}
{"book": "adl0789", "page": 333, "text": "صفحه ۱۱\n(شماره ۷)\nجلد پنجم\n\n۲ : — مراد الله خان درجه ۲\n۳ : — غلام محی الدین خان پغمانی درجه ۳\n\nتکه بافت ابريشمي\n۱ : — محمد علی خان درجه اول\n۲ : — محمد جانخان درجه ۲\n۳ : — محمد صفرخان درجه ۲\n\nعطرنجي\n۱ : — میر محمد ابراهیم خان در جه اول\n۲ : — سید احمد خان درجه ۲\n۱ : — محمد علی خان درجه اول\n\nابريشم دوزي\n۲ : — خامک دوزی حاجی عبد الحکیم\nخان قند های درجه ۲\n۳ : — بريده دوزي والده عبد الرحمن\nخان دوجه ۳\n\nگلا باتون دوزي\n۱ : — حاجی عبد الحکیم خان درجه اول\nخدای نظر خان درجه ۲\n\nحكاكي\n۱ : — شاه سعید خان درجه اول\n۲ : — عبد الخالق خان درجه ۳\n۳ : — نور الدین خان درجه ۲\n۴ : — حیدر خان درجه ۳\n\nگل سازي\n۱ : — غلام جیلانی خان درجه اول\n۲ : — شاه بابا خان در جه ۳\n\nتوکاري\n۱ : — باغبان باشی دار الا مان درجه اول\n۲ : — اقسام گل ها باغبان باشی باغ ارک\nدرجه اول\n۳ : — اقسام تخم های گل دار الامان\nدر جه اول\n\nلوازم تعليم\n۱ : — تخته سلیت و ميرو ساخت عبد الجبار\nخان رنگمال درجه اول\n۲ : — بعضی مجسمه ها از عبد الغفور خان\nدرجه ۲\n۳ : — ميوه مصنوعی و مجسمه استاد\nمحمد حكيم در جه ۲\n\nبوت دوزي\n۱ : — خیر محمدخان بوت دوز درجه اول\n۲ : — از مونيه محمد اعظم خان در جه اول\n۱ : — ملبوس بافت کرشنال فابریکه پنیاتی\nباقی ررجه اول\n۲ : — تخفتایی بچه های فابریکه پنیاتی\nباقی درجه اول\n\nنجاري\n۱ : — فابریکه نجاری در جه اول\n۲ : — نجاری ار چه صوفی تاج محمد خان\nدرجه ۲\n۱ : — فابریکه صابون سازی درجه اول\n\nآهن گري\n۱ : — فابریکه حربی در جه اول\n۲ : — چوب شکاری برچه دار عبد الغفور\nخان درجه ۲\n— : — چوب دست درجه ۲\n\nزر گري\n۱ : — بن و اشپلاق درجه ۲\n\nمسگري\n۱ : — دیگ بخار محمدا سحق خان درجه اول\n۲ : — صراحی رجب علیخان درجه ۲\n— : — آفتابه لگن غلام غوث خان درجه ۳\n\nسنگ تراشي\n۱ : — پیرمحمد خان کابلی و حاجی عبد الحكيم\nخان قندهاری هر دو درجه اول\n۲ : — عبد الشكور خان درجه ۲\n— : — محمد جانخان درجه سوم\nاگرچه عبد الشكور خال درجه اول است\nولی چون ملازم حکومت بوده و یکبار\nخانه کار میکند بناء برای تشويق رغبتی\nپیر محمد خان درجه اول گرفته شد .\n\nعطريات و رنگ\n۱ : — عطريات محمد عمر خان درجه اول\n۲ : — رانگ اودين صالح محمد خان درجه ۲\n— : — ورنس صالح محمد خان درجه ۲\n— : — محمد سرور خان رنگمال و علیجان\nخان پرکار درجه ۲\n\nكاشي سازي\n۱ : — سلیتر ساخت عبد الله خان درجه اول\n۲ : — سید محمد خان کاشی ساز درجه ۲"}
{"book": "adl0789", "page": 334, "text": "صحیفه ۱۵\n(شماره ۱۷ )\nمجلد پنجم\n\nفکاهیات\n\nبعقیده من فکاهیات زینت نشریات است و بزرگترین وسیله جلب نظر اهل سواد بمطبوعات .\nنگارنده‌ که میخواهد دريك محيط ناشر افکار مفيده گرديده واسباب بیداری غفلت زده گان واقع شود باید پیشتر از همه در روحیات مردم غور ودقتی ورزیده نگارشاتش باکشش ذوقی خواننده‌ گان فكر ورفتی بنماید .\nاز ما مردم باصطلاح يك سر است مثل : چپ و چپم یکدفعه که بگفتن و چنه زدن سر گرفتیم اگر يك بول مدهند بحرف میآئیم بصد روپیه هم که ما را تطمیع کنند حواموش نمی شوم مگر خربزه هنگ بزند که از راندن غول و چنه طرف مصرف کردیم هر گاه سر نوشتن گرفتیم کوشش اول ما پر کردن ستون و تعدد شماره و صفحات است که مثنوی هفتاد من کاغذ شود تا کرکت های سر خواننده بصدا نیاید از سر کل او دست بردار نخواهیم شد .\nاگرچه ما در جریده انیس این نزاکت ها را تا اندازه توان مراعات کرده و میخواهیم بزور والتماس در عده خوانندگان بیفزائیم مثلا وقتاً زنده باشند يك ساعت انیس از جویا تعریف نموده و دو ساعت جویا از مزایای انیس پف کرده یکمقداری فیروز ولطایف از علم وفن دم زده ودو مقدار آن اعظمی از فضل و ادب سرائیده اسلام جان ما یکدو ناخنی بتارو چه نواخته . طرزی هم یکدو صفحه از ما دام ساخته ظاهر خواهد ساخت .\n( غبار ) ما را هم خدا جور کند واز پرستیاری جگر گوشه بیمارش فراغت دهد آینده مارا بتنها نخواهد گذاشت باز اگر مه پیشانی ناز خوانندگان گرام ومشتر كين ذوالاحترام نظر کنیم یکدو جملکی خفه گی دیده خواهد شد که بایستی بسر انگشت فکاهیات فت فتکشان داد تا به دوسه لب خنده دندان نمائی رفع خفه گی کنند القصه از کروپاهی سخن و درازی کرباس شیرینی قند وتلخی تمباکو وجان کندن . . بادی کرده و برویم سر مطلب غرض فکاهیات يك چيز لازمی است و اینقدر شاخ و برگ هم که باو میدهم که همه کس او را يك ساعت تیری دانسته مانند دوازهم دار بسوی خود نمیکشند و چنه و پهلو های سیاسی باو ندهند برای اولین بار تا دیگران خوشنود شوند باید از خود برانیم در اول ورود کابل شر و شور گویا وجویا وصبا چه بود که فضایلی نسبتی ما وا نیس تازه گی دارد من میگفتم که خودم شوخ هستم و با مردم همیشه بشوخی ها سرو کار دارم ولی انیس ( محیی الدین خان ) يك دو دوکانی از من بالاتر باز کرده برای آنکه من در آینده مدیر جریده انیس معرفی شده ام و باید در هر در و در وازه که او راه دارد منسهم راه و پائی پیدا کنم گشته گشته از لگ افتادم در هر جا میرویم صحبت از انیس است وخوشنیاتر اینکه وقت مزاح وشوخی نام مدیر انیس را یاد وطرف خطاب قرار میدهند\nبهر تقدیر میخواهم خواهش کنم از رفیقان که مرا سرور بگوئید باز می بینم در وطن ما چیزی که بسیار است و خدا زیاد کند اسمای سرور است نه بابا گذشتم جویا بگوئید جویا سرور جویا ولی نه مانند آقای گویا که يك جان وخانی هم بخود اضافه میکنند به من تنها سرور جویا بگوئید خوشترم مدیر نو انیس باد شوم هم بد نیست باز مختارید اما برای امتیاز وشناختن بعضی سرور ها مجبورم هان تو نه را که از گویا گرفته ام منتظر سازم تا در آینده ذریعه امتیاز سرور ها باشد : سرور عينك ، سرور سياه سرور قوله سرور سرخه، سرور نصواری ، سرور لب چاك ، سرور"}
{"book": "adl0789", "page": 335, "text": "شماره ۱۷ \nجلد پنجم\n\nلنگری – سرور حسن باز ، سرور | بويا ، سرور گويا ، سرور جويا | همین عده سرورن است آینده \nبد خشی ، سرور صبا ، سرور | فعلا احصائيه موجوده فكا هیات ما مظهر | تکمیل خواهد شد . \n\nتا تمام نشده در خرید آن عجله کنید \n\nهموطنان با سواد وعلاقه مندان وطن عزیز مخصوصاً آنها ئیکه روح حس س وذ ق کنجکاوی \nشان همیشه خوهشدار است در اطراف قضایای اغتشاش گذشته در هر گوشه و کنار تدقیق داشته \nواز صغار و كبار بخواهد خوب وزشت حوادث آن را بشنود مژده میدهیم که کتاب ( بحران و نجات )\nاز طبع خارج و در مواضع معینی که در ذیل نشان داده میشود بمعرض فروش گذاشته شده . \nاین کتاب در اسلوب نگارش بعبارات خیلی ساده وعام فهم و در طرز طبع بخطوط بسیار خوانا \nوگرا ور های مصفا بنضریت ۳۰۰ صفحه ترتیب یافته و حاويتماماً واقعات مهمه غتشاش ۱۳۰۷ – و\n١٣٠٨ میباشد که خواننده اگر در زمان های اغتشاش بکلی خارج از وطن و يا در يك گوشه دور \nدست داخلی بسر برده باشد پس از مطالعه این کتاب مانند يك فردی که از اول تا اخر جريا نات \nانقلاب را بچشم خود دیده باشد بصیر و خبیر گردیده وقضایای وارده را میتواند از روی بصارت\nپیش خود محا کمه کند مطالب بحران و نجات بسعی و اهتمام محى الدين خان موسس وصاحب \nامتیاز انیس تدوین شده و بقلم خود آن ها نگارش یافته اکثر واقعات را بچشم خود دیده\nو برخی دیگر را هم از منابع موثق بدست آورده فقط نظر بمعنویات کتاب ومقامات نویسنده آن \nقویا ً گفته میتوانیم بحران ونجات يك مجموعه نفیسی است که تا کنون از نشریات انیس کتابی\nباین زیبائی بیرون نیامده بلکه در توا ریخ مر شه وطن کمتر نظیر دارد فقط از روی رواداری با آقایان \nنیکه مایلند کتابخانه یشان نواقصی نداشته از اغتشاش تاریخی افغا نستان یاد داشت های خوبی \nداشته باشند پیشنهاد میکنم که تا تمام نشده در خريد کتاب بحران ونجات عجله نمایند .\nدر مرکز \nمحل فروش آن : اداره انیس \nدکان عبد الاحدخان : واقع بازار کتاب فروشی \nدکان عبد الصمد خان : واقع لب دریا \nدكان عبد الطاهر خان : مقابل ریاست بلدیه \nدکان محمد عمر وثیقه فروش : عقب فابریکه نساجی \nدر اطراف ولایات : بتوسط اداره های جراید و یا سر راست بذریعه \nمخابره به اداره انیس بشر طیکه پول آن پیشتر رسیده عوض و معا ومنه فرستاده شود – قیمت ( ١٠ ) افغانی\nبرای مشتر کین محترم انیس ( ۸ ) افغانی"}
{"book": "adl0789", "page": 336, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 337, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 338, "text": "انیس\nجریده ملی\n\nقیمت اشتراک\n\nدر افغانستان ۱۲ افغانی\nمحصول پوسته اطراف و ولایات داخله ۲ \"\nطلبه معارف ۷ \"\nدر ممالک خارجه ۲۰ شلنگ\n\nلطفاً پول اشتراک که بتوسط خزائن دولت فرستاده میشود باید\nرسید عوض و معاوضه باشد\n\n(مطبعه انیس)"}
{"book": "adl0789", "page": 339, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 340, "text": "شماره ۱۸ مجلد ۵\n\nاشتراك سالانه ۱۲ افغانی\nمحصول پوسته ۲ «\nخارجه ۲۰ شلینگ\n\nاداره: کابل جادهٔ ارک\nمؤسس وصاحب امتياز: محيي الدين\nمدیر و نگارنده: [signature?]\n\n۲ شنبه ۲۴ سنبله ۱۳۱۰ تاسیس ۱۳۰۶ ۱ جمادي الاول ۱۳۰۵\n\nوحدت افکار و یگانگی در عمل\nیکی از بزرگترین مشکلاتی که در برابر اقوام مدنیت خواه دنیا عرض اندام کرده شقاق و نفاق است و این بمریضی مسری میماند که اگر یکمرتبه در تن و بدن اجتماع راه یافت بسرعت سیری همه را تحت تاثیر می آورد.\n\nدر زیر لاس استیلای قاهره بدون شبهه اگر عده معدود افراد صالح هم در يك جامعه شبیه بعضی اعضای سالم در تن و بدنی وجود داشته باشد بمرور از کار مانده و فالج می شوند.\n\nبرای جلوگیری ازین مفاسد تنها اتحاد فکری و یگانگی عملی قوام میتتواند چاره جوئی کرده وضامن سعادت بشری واقع گردد.\n\nاز وقتیکه موضوع نشریات در عالم وظایف مهمه هدایات نوعی و اشباهات عمومی را عهده دار کشته است هیچ فردی قدرت آن را ندارد اعداد مقالاتی را که سر لوحه اتحاد و اتفاق معنون آمده بشمار آرد، ولو مؤسسات انطباعیه ما که تا کنون بسی محدود و انگشت نما گفته می شود با ز بحساب آوردن اینکونه موضوعات را چه از جنبه های عقلی و فاسفی و چه از نقاید اجتماعی شخصی در نگارش آمده از شکلات مدیم التصور شمرده خواهد شد.\n\nچون آهنگ و لهجه اختلات دارد و حوادث نفاق و شقاق در هر زمانی بمقتضیات آن تغیر رنگ می پذیرد باز به نسبت اتحاد و اتفاق جای حرف باقی و از تاثیر خالی نیست قول ادبا:\n\nیکعمر میتوان سخن ز زلف یار گفت\nدر قید آن مباش که مضمون نمانده است\n\nشاید دعوت بسوی وحدت زبان عصری و تغیر آهنگی اثر آتش بیشتر باشد.\n\nاگريك نگاه چقری بسوی موجودات زنده بیان بدون استثنای توانا و ناتوان به بینیم هريك طرز خصوصی از جزعائيكه بآن پایه ی طاهری و باطنی یا روحی ومعنوی دارند بعلایم و اشارات خاصه خود ها طرفداری کرده و در علایق خود به نسبت زمان ومكان تا اندازه امکان اظهار دلبستگی میدارند.\n\nهمچنان اگر دایره سخن را کوتاه تر بگیریم، افراد انسان نیز از عالی ودانی و عالم وبی علم بی سواد وبا سواد هريك بنوعی از مربوطات زنده گانی واحتياجات مدنی خود شان علاقه مندی ظاهر ساخته ودر تحت تاثیرات انس والفت یا عشق محبت ، وطنيت ومليت با تمام آنکه موقعیت ورفاه معیشت خود را حرمت میکنند.\n\nمثلاً اگر از يك فرد بی سوادی کسی به پرسد:\nملت و وطن تو خوب است یا بد؟\n\nبدون توقف و تاخیر فکر میگوید خوب!\n\nهمینطور هر گاه از عالم و دانشمندی همین سوال بشود در جواب نه تنها خوب میگوید که یکسلسله دلایل وبراهین هم بخوبی آن اقامه خواهد نمود بر عکس هر دوی این طبقه اگر اشخاصیرا بر خلاف وطن وملت خود به بینند و یا لف ظیرا برضد نوامیس روحی خود شان بشنوند همه بر آشفته شده وسخت دفاع خواهند کرد.\n\nاین مسایل بکلی ثابت میکند که همه"}
{"book": "adl0789", "page": 341, "text": "صفحه ۲\n( شماره ۱۸ )\nمجلد پنجم\n\nطرف يك نقطه مقصود و معلوم روا نند\nو همه هم متحد القول و العقیده با شند\nو در صورت این اتحاد و اتفاق هم باید\nبطور حتم سیر ترقی را باخر رسانیده\nهیچ موانعی در پیش راه خویش\nنه بینند .\n\nاینجا ممکن است بعضی ها بپرسند\nکه چه باعث و کدام علت اینگونه اقوام\nمتحد را با اینهمه املی قویه از راه صحن\nپرت کرده و از ترقیات متصوره عقب\nمی افگند ، بلی گفته میتوانم اشکالات\nبزرگی در پیش روی سد شده که\nاولتر آن عدم تعمیم معارف و سواد عامه\nاست که تا هر دم از جنبه های علمی\nو عرفانی بی خبر و شر خود آگهی\nتیا بند به پیدا کردن راه\nصحیح ترقی قادر نخواهند شد\nچنانچه اثباتیکه در ین خصوص بکند و\nقسمی از ما پیشتر بر داشته اند باین حقایق\nمعترف و هر وقتی که به نسبت اصلاحات\nامور اجتماعی خود صدا های حسرت و\nافسوس را بلند می کنند و نا امیدی\nخویش را محسوس میشوند دلیل بزرگ\nشان اینست : که اهل علم کم ، جاهلان\nزحد بیش اند\nوقتا خوب فکر کنیم این صدا ها اگر\nاز حنجره مایوسی ها بیرون آید موزون\nتر و مناسباتش بحال ما بیشتر است در مر\nتبه دوم قلت رجال کار صادق و فعال که\nمنبع آنهم بسته برواج بازار معارف\nو تعدد آن مربوط مسایل اولی است از\nآنهم گذشته باز صمیمیت و فداکاری\nافراد بر جسته ملت است که بایستی منافع\nاجتماعی را مقدم بر منافع شخصی و فردی\nقرار داده در خدمت بوطن و مملکت\nاز غرض نفسی و خصوصیات صرف\nنظر کنم و بر اینها در فروعات هم\nمشکلات بسیاری است که هر کدام\nمفالات جداگانه لازم دارد فعلاً موضوع\nبحث ما اتحاد افکار و یکانگی در\nعمل است که چرا ما به ظواهر در\nاحساسات نافعه که اسرار ترقی گفته\nشود مشارکت داریم و در بدست آوردن\nوسایل مبرده و از رسیدن بمقامات متعالی\nمحروم هستیم.\nاول آنکه قسمت عمده ما فقط ظاهر\nمقصد را بچشم دیده و آنچه آتی میشنوند\nهم میگویند و هم میخواهند فهمیده و نا\nفهمیده اگر هيچ يك نوع مفاد صححی\nحاصل نشود هم افکار خودرا در ورطه\nعمل آرند و این طبقه از مسایل باطنی\nیا شنجش های فکری بکلی عجز دارند\nقسمت محدود دیگری که صاحب فکری\nو قريحة بوده و دارای قواء عقلائی و\nروحانی هستند و میتوانند در اطراف مسایل\nدقتی بنمایند ، از نام عمل می هرا سند تا\nچه رسد انیکه شامل معالی آن شده و\nخطرات آنرا تصور کنند .\nدر طبقات عديده اولی ممکن است\nاتحاد را بقوای حقیقی ( نه بمعنی حقیقی آن )\nشناخت .\nولی چسود که این اتحاد به تمام ها ضامن\nسعادت شده نمیتواند وام طبقه دوم\nنه تنها عدم تعلقات شان به تطبقات فکری\nوعمل برای ما اشکال تراشی مینماید که\nسنجش های آنها عينأ وارد تولید\nنفاق میکند چه افکار در فراد متفاوت\nاست و هر یکی بمقیاس معلومات خود\nکه زائید. تعلیم وتر بیه او ست فکر\nمیکنند .\nیکی میگوید وطن را باید از راه علم\nوتر بیه باید مترقی ساخت دیگری\nمی سراید خیر ترقی وطن بسته به ترویج\nفنون وصنایع است ، گروهی بر آنند\nکه این هر دو قواه را باید متحد بکار\nاندازیم و طبقاتی بر آنند که نه این\nونه آن فقط همین قواه مو جوده میتواند\nبمعاونت صميميت وفدا کاری در راه\nتعالی وطن خدمت کنند و بیشتر ازین\nتصفیات علمی و صنعتی لا زم نیست\nما کار میکنیم و فقط عقيده کامل وایمان\nصادق لا زم است و انشاء الله لطف\nخداوند با ما كمك خواهد کرد\nو باز در کار هم جمعی عقیده دارند که\nاگر در طرف یکمیل شود ما باید در\nاقطار بینند گان د نیا مترقی نشان داده شویم\nوعده درین ثابت قدم هستند که هر گاه\nده سال هم در زحمت ما افزوده و از عمر\nما کاسته شود ما باید اساساً ترقی کنم\nاز خوف تنزل و سیر قهقرای آینده\nمطمئن با شیم .\nاینهمه افکار دور و نزديك وسنجشهای"}
{"book": "adl0789", "page": 342, "text": "(شماره ۱۸)\nمجلد پنجم\n\nسطحی و عمیق اسبابی روی کار می آورد\nکه یکی بمطالب دیگری نرسیده ، بفکر\nورای دیگری قانع نمیشود ،\nتا این تصادم افکار رفته رفته ما را از\nکار باز ماند آنوقت در جامعه زمرمـــه\nهای نا رضائیت ها شروع و حس تنفر بین\nحکومت و ملت آغاز شود ،\nاز آنجا که ما الحمد الله تعالی مسلمان\nهستیم اولاً بایستی از خداوند متعال\nبا ایمان کامل و عقیده صادق استمداد\nکرده و بعد از آن با يك قلبی سر شار از\nعشق ملی و وطن شروع بکار کنیم از\nتجربیات گذشته فکری برای آینده\nکنیم نه بسیار تند و نه خیلی هم کند\nچنان راهی پیش بگیریم که راه روان\nرفته و بمنزل مقصود رسیده اند\n( خير الامور اوسطها )\nدر تحت لوای این قاید معظم ما يك\nمسلك صلح پسندانه و امنیت خواهانه\nاختیار و با و حدت فکری و عقیده آمال\nترقی خواهانه خود ما بورطه عمل بگذاریم\nچه اگر افکار متحد نگشت گویا قواء\nو توانائی در ما موجود نخواهد ماند که\nبتوانیم خود را بمنزل مقصود برسانیم\nو یا در مبارزه حیاتی غلبه کنیم در یکی\nاز قصص تاریخ خواندم یکوقتی پادشاهی\nمعنی و مفاد اتفاق و وحدت را میخواسته\nاست بملت خود بفهمانیده و دلایل عام\nفهمی بیاورد ، برای اثبات کلام خود\nچند عدد غنچه و شاخه درختی را نزد\nخود گذاشته صحبت میکرد تا يك نفر از\nجماعت مخاطب خود را پیش خواسته و\nاز اکومستر ـ پون یا داس\n\nبحران بیکاری\nدر اروپا\n(۲)\nالمان\nدر المان عدد بیکاران ، بصوت\nمحیر العقول روبه ازدیاد نهاده است :\nدر فروری ۱۹۳۱ از جمله ٦٤ میلیون\nاهالی تعداد بیکاران را به ۵ ملیون تخمین\nکرده اند و ۱۷ ملیون کارگر داخل\nتامین ضد بیکاری می باشند ، از این رو\nمیتوان قیاس نمود که این مملکت با چه\nسختی و مشکلات فوق الطاقه متحمل این\nیکی از آن غنچه یا شاخه را باو داده و امر\nداد بشکند ، او هم بيك تاب دادن دست\nاو را خورد و زیر کرد دفعه ثانی دو تا\nاز ان شاخه ها را بهم یکجا کرده داد\nتا باز بشکند این مرتبه شکننده بسیار\nزور آورد تا شکست ولی در دفعه ثالث\nو رابع که سه دانه و چهار دانه بایستی\nپهلوی هم باشند صاحب استحکام گردیده\nو شکست آن از قوه های جزوی بشری\nساخته نبود ، غرض ، هنگامیکه\nمتحد الفكر و العقيده گشتیم و همینطور\nهم افکار متحده را متفقاً عملی ساختیم\nدیگر شکست نصیب ما نخواهد بود .\nآنوقت یقین کامل است که بنیاد نفاق\nو شقاق را منهدم و پرچم نصرت و ترقی\nرا بر فراز عمران افغانستان با استحکام\nتزلزل نا پذیری خواهیم بر افراشت .\n\nبحران بی نظیر گردیده است .\nمصرف وجه تامین ضد بیکاری از روی\nمتن کارگر تهیه دیده شده است . محض\nکار گری که فی هفته ٦٠ مارك میگیرد\nمستحق ٢٥ فیصد و فی هفته ٤٠ مارك\n۲۰ فیصد ۱۰ الی ١٤ مارك في هفته\nمستحق ٧٥ فیصد حق الزحمه خود میباشند\nعلاوتاً برای اشخاص عایله دار که اجرت\nآنها زیاد باشد الی ٦٠ فیصد بطور\nفوق العاده می پردازند و اگر تنخواه آنها\nاز في هفته ١٤ مارك كمتر باشد ، ٨٠\nفی صد علاوتاً تادیه می نمایند .\nاطریش\nبا اینکه تعداد نفوس اطریش از ۷ ملیون\nکمتر است ، در فروری گذشته تعداد\nبیکاران آنجا را به ( ٣٤٥٠٠٠ ( نفر\nقید کرده اند .\nگمان میرود که پرداخت وجه تأ مین\nضد بیکاری در اطریش قطع کرده شود\nچه تعداد بیکاران يوماً فيوماً رو به زیاد\nنهاده و از حدود احصائیه های رسمی\nتجاوز کرده است .\nبس یقین است که حکومت ، از قاق\nدادن بیکاران که حاصل و عائدی ندارند\nلیکن بعد دیگر افلاس کرده میروند .\nامريك\nدر آمریکا هم وضعیت چندان خوب نیست\nممالك متحده آمریکا تعداد بیکاران خود را\nبه ٦ ملیون حدس میزنند . قانون تأمین\nضد بیکاری در انجا وجود ندارد.\nدر أمريك ادارات بلدي جمعیت هاي"}
{"book": "adl0789", "page": 343, "text": "و میگویند که بارتفاع بیست و چار میل\nاز سطح بحر واصل شده بود و همچنان\nبالون المانی از نزدیکی کوه های شهر\nهامبورک در ماه سپتامبر گذشته پرواز\nکرد. و بارتفاع بیست و دو میل واصل\nشد از این بالون پر و فیسر پیکار کرده\nبلند تر در هوا رفته میباشند ، ولی هر\nدوی این بالون ها تنها در هوا پرواز\nکرده و هیچ مخلوق زنده داخل آن نبود\nو تا مروز هیچ انسانی موفق نشده\nاست که باین ارتفاع واصل شود و\nهمچنان علم هم تا بحال کامیاب نشده است که\nغلاظت وار تفاع هوا ئیکه بر کرۀ زمین\nمحیط است تعین نماید ، ولی درین شکی\nنیست که لطافت هوا هر قدریکه ز امین\nبلند شد برویم زیاد تر شده وهوا ئیکه\nبر کره زمین احاطه دارد دارای يك\nحدودی است که بعد از ان حدود هوا\nتمام شده وفراغ میباشد وحدود آن\nتا هنوز شناخته نشده است و بعض از\nعلما گمان میکنند که اتهم علو ازيك\nمادۀ مضی هوا است ولی از روی علم\nوجود آن تا حال ثابت نشده است\nسر جیمس جينز كه از مشهور ترین\nعلمای عصر حاضر است میگوید که هوای\nمحیط بر کرۀ زمین در ارتفاع ۸ هزار\nو یکصد کیلومتر بحدی لطیف می شود\nكه يك سانتی متر مکعب آن دارای\nقریباً سه صد هزار دقیقه و دقایق\nماده میباشد واين يك كميت قليلى نسبت\nبه عداد دقایق هوائیکه بر کره زمین\nمحیط است میباشد. زیرا هوائیکه بر\n\nشماره ۱۸\n\nبلند ترین ارتفاعی که انسان\nدر هوا واصل شده است\nتجربه پرو فیسر پیکار\n\nپروفیسر پیکار بوسیله بالون پرواز\nکرده و بار تفاع ١٥٤٥٨ یاده میل و اصل\nشد ، بامعیتش معاون او پروفيسر كيفر\nبوده و اگر مقدار کافی او کسي ژن\nهمرای شان نمی بود نزديك بهلاكت\nرسیده بودند ، و بعد از اینکه در\nچندین ساعت مثل پرکاهی در مقابل\nطوفان باد پرواز کردند بزمین سالم\nعودت کرده و درین مقاله شرح\nاین مسافرت خطر ناک شان میباشد .\nپروفيسر او كست پيكار عا لم معروف\nسويسی و پروفيسر عالم طبیعیات در دار\nالفنون بر و كسل ، اخیراً يك بروزی\nداخل يك كره آلو مینایوم که از هر\nطرف مسدود بوده و بيك بالون بزرگی\nآویخته بود نموده و به از تفاع ١٥٤٥٨\nفوت یا ده میل در هوا واصل شد و این\nبلند ترین ارتفاعی است که تا حال انسان\nدر هوا واصل شده است . هر چند بعض\nبالون های دیگر مثل بالو نیکه در سنه\n۱۹۱۳ از سواحل کرینلند پرواز کرده\n\nصفحه ٤\n\nخصوص ، امدادند تا حتي المقدور سعي كوشند\nو براي تقسيم نمودن ارزاق براي بيكاران\nجمعیت ها تشکیل نموده اند . کار گران\nبيكار يكي دنبال ديگر ایستاده منتظر نوبت\nخود میباشند ، درین قطار به خودشان ( بپرید\nلاین ) (قطارنان ) می گویند .\nعلل و اسباب بحران :\nالبته علل واسباب اين چنين يك بحران\nمتعدد میباشد ، چنانچه یکی متخصصین المان\nعلل و اسباب این بحران را تا ٢٤٠ حساب\nنموده است .\nبدون اینکه دور برویم ، مي بينيم ،\nبعض حوادث ، از قبیل واقعات ما بعد\nعمومي عدم توازن اقتصادي دنيا ، تزلزل\nپول ، از پيش اعتبار انتاج عموم، این\nمرض افزوده است .\nمسئله عجیب و غریب اینست که و فور\nحاصلات عامل مبهم این بحران بشمار\nمیرود ! ثروت زیاد ، دنیا را به ضرت\nمی کشاند .\nآیا مسأله گندم يكي از عوامل اين\nبحران شمرده می شود ؟ موقعیکه او رو پا\nبا هم جنگید ، بعض از دول بغرض\nتلافي قحطی ، اراضی جدیدی را تحت\nزراعت در آوردند و هنوز هم دوام\nمید هد .\nچنانچه ممالك متحده امريك که در\n۱۹۱۷ ، نوزده ملیون و شصت هزار\n( بقیه در صفحه ۸ )"}
{"book": "adl0789", "page": 344, "text": "http://hdl.handle.net/2333.1/b2rbp022 Image 343 of 896\n\nصفحه ۵\n(شماره ۱۸)\nجلد یم\n\nزمین احاطه دارد دارای ۹ که طرف\nچپ آن نوزده صفر گذاشته شود\nسانتی متر مکعب دقایق هوا و درین\nهم شکی نیست که درین قول مخالفتى\nنسبت به آرای علمی قدیم میباشد\nو کتب مدرسی هم بما چنین میفهمانند\nکه هوای محیط بر کره ارض بعد از\nارتفاع صد میلی تمام شده و پس از\nآن فراغ تا می است که هیچ چیزی\nدر آن نمیباشد .\n\nطبقات هوا\n\nعلما هوا را به دو طبقه تقسیم کرده اند:\nطبقه اولی که بزمین واصل است\n(ترو پو سیفر) یا طبقه سفلی و ثانی را\n(سترا تو سیفر) یا طبقه علیا مینامند .\n\nامتیازی که طبقه سفلی نسبت به علیا\nدارد اینست که درجه حرارت در آن\nهر قدر یکه بیشتر صعود نمائیم همانقدر\nبه تدریج نزول مینماید و نزول هم از\nروی مقیاس فهر نهایث در هر هزار قدم\nارتفاع سه در جه میباشد اما درجه\nحرارت در طبقه ثانی یا علیا ثابت\nولا تغیر است .\n\nچیزی که بیشتر قابل ذکر میباشد\nاینست که حد فاصل بین این دو طبقه\n(که در حقیقت قاعده طبقه علیا میباشد)\nاز قطبین کرده در خط استوا ارتفاعش\nبیشتر است یعنی پنجاه هزار قدم از اولی\nو بیست هزار قدم از دومین ارتفاع دارد\nو بهمین علت هوای طبقه علیا از قطبین\n\nکرده در بالای خط استوا سرد تر است\nچنانچه در بالای بلاد موسوم به\n(باتا و یا) خیلی سرد میباشد و متوسط\nبرودت آن از روی مقیاس فهر نهایث\n٩٣ درجه تحت الصفر است .\n\nاما طبقه علیا (ستراتوسیفر) چنانکه\nپیشتر گفتیم درجه هوای آن ثابت بوده\nو در حقیقت از هواییکه بالای سطح\nزمین است اختلاف زیاد ندارد ، و این\nطبقه از طبقات دیگر مرکب است که دقیق\nتر از خودش بوده و بالتمام عدد آن معلوم\nنمی شود (طوریکه گمان می شود باید\nسه باشد که ازین طبقات موجه های برقی\nبی سیم (رادیو) عبور نموده و این\nموجه ها در فضا قطعاً ثبت نشده و دو\nمرتبه بکره زمین عودت مینماید . که\nدرینجا مجال شرح موجه های برقی بیسیم\nو کیفیت سیر آن نیست و فقط اینقدر بیان\nمیدهیم که برای وقوف باسرار آن و محض\nو تدقیق آن یکی از عدل بود که پروفیسیر\nپیکار و رفیقش را به صعود در طبقه ستر تو\nسفیر و در خطر انداختن حیات شان\nوا دار ساخت .\n\nترجمه از عربی (لطفی)\n\nخبرهای فنون و اختراع\n\nبشارت صاحبان اتومبیل\n\nاختراع جدیدی که مصرف بنزین\nرا به يك ربع ونصف فعلی کم میکند\nيك نفر آمریکائی (واتر كر تيتاوف) نام\nيك آلت کوچکی را که (فوکس) نامیده\nمیشود تازه گی اختراع کرده است که\nنه تنها در اتو مبيل مخصوصی بکار برده\nخواهد شد بلکه در هر ماشینی که بوسیلهٔ\nبنزین کار میکند استعمالش ممکن بوده\nو از برای صرفه جوئی در استعمال بنزین\nبسیار مفید و بر منفعت میباشد زیرا بوسیلهٔ\nسوار کردن آلت مزبور بهر ماشین میتوان\nباندازه ربع مقدار از مصرف اصلی بنزین\nصرفه جوئی نموده مخصوصاً در ماشینهای\nقوی دو شورلت صرفه و کم خرجی بنزین\nرا به ۵۰ در صد نیز میرساند .\n\nاین مخترع در ابتدا اختراع خود را\nبر این پایه ونظریه قرار داده و انجام داده\nاست که از وارد شدن بخار آب (را\nدیو تور ها) به داخل ماشین میتوان\nيك ماده بدست آورد که در اثر پیدا\nشدن آن قوت حرکت ماشین دو برابر و\nمضاعف گردیده و بدینوسیله در مقابل"}
{"book": "adl0789", "page": 345, "text": "( شماره ۱۸ )\n( مجلد پنجم )\nاحداث شدن این قوه مصرف بنزین هم\nبهمان اندازه کمتر میگردد\nامروزه این اختراع تازه خیلی مختصر\nبوده است مخصوصاً در دوائر کار خانجات\nماشین سازيها فوق العاده مورد توجه و\nجالب اهمیت واقع شده است که رفته رفته\nبزودی در همه جا استعمال آن ضروری شده\nو محل احتیاج و استعمال عموم صاحبان همه\nقسم ماشین خواهد گشت\nباز هم روبوت یا آدم مصنوعی :\nروبوط همان انسان مصنوعی یا میکانیکی\nاست که اخبار ان جراید عالم را در سال\nگذشته پر کرده و بعد ها در آن باره بکلی\nسکوت شد. اخیراً در نمایشگاه سن لویش\nامریکا انسان مصنوعی جدیدی را در\nمعرض نمایش گذاشتند که نسبت به پیشتر\nهایش خیلی فرق داشت ، این انسان\nمصنوعی اشارت وصحبت های تلفونی\nرا شنیده و فهمیده و بموجب ان عمل میکند\nو جواب این صحبت های تلفونی را\nحسب الموقع میدهد . همچنان صوت\nزده و خوانده و چراغ های برقی را روشن\nکرده و برحسب خواهش خاموش میکند\nمرکز تیلفون را خواسته و از ان هر\nنمره که برایش گفته شود میخواهد\nهمچنان به بسیاری امور خانه کی قیام کرده\nو خیلی کار ها به صاحبان خانه ها میکند .\nهاوزه هم مخترعین (روبوت) بعمل\nاختراع خود مداومت داشته و برای بهتری\nاین اختراع سعی دارند تا به بهترین صورتی\nکه انسان هیچ کار بتواند آنرا برسانند .\n( ترجمه لیلال )\nصحیحات\nمالاریا\n۳\nپس معلوم شد که برای زندگانی\nپارازیت های مالاریا در مرکز مهم\nوجود دارد یکی خون انسان و دیگری\nبدن پشه انوفل و غیر از این دو جا پار ازیتها\nدر هیچ جا و هیچ تر تیب نمی توانند\nزندگانی کنند و نیز معلوم شد که برای\nتوسعه مرض مالاریا سه عامل مهم است\nاول - مریض مالاریائی ۲ - پشه\nانوفل و ۳ شخص سالم .\nمرض مالاریا فی برای اطرا فیان\nخطر غیر قابل انکاری است البته نباید\nحیرانند که اخلاقاً این قبیل مرضا را\nباید مجبور به معالجه کرد .\nحالا لازم است راجع باثرات\nخانمانسوزی که مالاریا در اعضای بدن\nایجاد می کند بحث شود .\nآیا کسی هست که مرض مالاریائی\nرا که با شکمهای متورم - با گو نهای\nکمخون و زرد رنگ با چشمهای بی نور\nبا لبهای کبوت با پاهای ناتوان با روح\nپژمرده که زیر بار زحمات زیاد خمیده\nو با شکال زندگانی میکند مشاهده\nنکرده باشد عده کثیری از این بد بخت\nها در مقابل شکنجه این دشمن مهیب\nطاقت نیاور ده مثل برگهای خزان\nبائیز بخاك يك سان میشوند .\nامراضی هستند که در سنین خصوصی\nبانان حمله ور می شوند ولی مالاریا ـ این\nدشمن بی پروا از هیچ کس مضایقه ننموده\nو از طفل شیر خوار تا پیر صد ساله را\nهدف خود قرار میدهد .\nتشریحات فوق فقط راجع بظاهر\nبدن مریض بود .\nلازم است راجع بوضعیت درونی مریض\nنیز اظهار نظر کرد\nپار ازیتها پس از اینکه بوسیله پشه\nهای انوفل وارد بدن میشوند تابك مدتی\nمريض فقط كسالت جسمی و روحی دارد\nاحساس میکند وقتی پار ازیتها بدرجه\nمعین تقوت می نمایند و میتوانند در مقابل\nقوای دفاعیه بدن دوام آورده و در مبارزه\nبا آنها فایق آیند مریض یکمرتبه احساس\nدرد میکند بمدت و بعد عرق میکند اینو\nضعیت از ۷ الی ۱۱ ساعت طول میکشد\nبطوری که اشاره شده اغذیه عملی پار\nاز يتها همانا کلوبولهای قرمز خون میباشد\nکه پار ازیتها آنها را تدرجاً نابود ساخته\nومريض را مبتلا يكم خونی مینمایند ، و\nچون گلو بولهای قرمز در مغز استخوان\nها نفوذ دارند و ( چون خونی که از آن"}
{"book": "adl0789", "page": 346, "text": "صفحه 7\n( شماره ۱۸ )\nمجلد پنجم\n\nخارج میشود زیادتر است تا خونی که به\nگلوبولها میرسد باین جهت در موقع تبها\nحم باز اریتها این اعضا مجبور میشوند\nزیاده از حد طبیعی کار کنند و در نتیجه\nمتورم می شوند بار از یتها پس از اینکه\nگلوبولهای قرمز را خورد پرده را پاره\nکرده و وارد خون میشوند و سمی ایجاد\nمیکنند ـ اخراج این اسم از بدن بوسیله\nعرق و کلیه انجام میگیرد کلیه هم از\nکثرت کار از حال طبیعی خارج شده و\nدیگر نمیتواند بطور لازم انجام وظیفه\nنموده و سموم خون را خارج سازند بلکه\nگلوبولهای قرمز و اغذیه البومین نیز با\nابنها خارج میشود . وقتی گلوبولهای\nقرمز خون زیاده از حد کم شدند دیگر\nنمیتوانند بقدر کافی ( هید ـ رژن ) از\nریه استخراج کرده برای حرارت لازمه\nبدن و به سلولها و اعضای بدن برسانند\nو بالنتيجه جريان طبیعی بدن کاسته شده\nو قلب مجبور میشود زیاده از حد کار\nبکند بالاخره قلب هم از سیر طبیعی\nخارج میشود و ریه ها هم در این وضع\nنامطلوب شرکت میکنند\nوضعیت اعصابی نیز مختل میگردد حرارت\nدر نتیجه اختلال مراكز اعصابی شدت\nسر درد ، بادرد کمر درد ، هذیان غش\nظاهر می شوند .\nدر نتیجه اختلال وضعیت قلب ریه کبد\nو غیره معده و امعا دیگر نمیتوانند وظایف\nطبیعی خود را انجام بدهند و در نتیجه\nمریض مبتلا بسوء هاضمه میشود بسا اتفاق\nمی افتد که مریض مبتلا بیبوست و اسهال\n\nوگاهی باسهال خونی مبتلا میشود .\nهمانطور هم رگها و شریان و غده های\nمختلفه بدن بواسطه متورم شدن و نرسیدن\nاغذیه لازمه نمیتوانند خدمت لازمه را\nببدن بکنند عرق متوالی ، بعضی اوقات\nبار شدن خون دماغ ضعف مریض را باعلا\nدرجه میرساند .\nبعبارت اخری در بدن هیچ عضوی\nنیست که از اعضای دیگر منفک باشد هر\nعضوی تکمیل کننده وظیفه عضو دیگر\nاست و باینجهت وقتی اعضای مهمه\nمریض میشوند اعضای دیگر نیز بطور\nکلی مریض میگردند .\nدر دوره ثانوی مرض وقتی مریض\nقینر کهنه شد معالجه قطعی نمی شود\nپارازیت های خود را در اعضای بدن\nتمرکز داده در آن گوشه ها مجیجا\nزیاد شده و بوسیله سمهای خود جریان\nخون حمله ور میگردند و با شدت حرارت\nوجود خود شان را ابلاغ می کنند\nهمینکه شدت حرارت بر طرف می گردد\nهمه چیز بحال طبیعی خود بر می گردد\nولی پارازیتها باز در قعر بعضی از اعضا\nپنهان شده منتظر موقع مناسبی میبا شند\nکه تاخت و تاز را شروع کند .\nيك قسم مالاریای خیلی سختی نیز\nوجود دارد که مخصوص ممالك گرمسیری\nاست که دو روز یکمرتبه تب میاید حرارت\nبچهل الی چهل و يك نیم درجه بالا میرود\nخیلی طول نمی کشد مریض هذیان میگوید\nکسی را نمیشناسد و مبتلا بطپش قلب استفراغ\nاسهال غش سر درد شدید و درد شدید\n\nعضلات کمر گردن میشود .\nچند ساعتی بیهوشی طول می کشد و\nبعد بوسیله عرق زیادی حرارت قا نون\nمی گردد صفای پنجاه فرانكوفته مرض\nمقاوم نکرده فوت میکند .\nدر قسمت جنوبی ایران یعنی بندر عباس\nو ناصری بدر بیدر جزر سوندبران درشت و\nپهلوی و نقاط مختلفه گیلان و حتی درموقع\nشدت حرارت گرما در طهران نیز این قبیل\nمرض دیده شده اند .\nمرض مالاریا وقتی در شخص طولانی\nومزمن شد و مبتلا بضعف کلی و کم\nخونی گردید بیشتر در خطر ابتلا\nبامراض مسری و مخصوصاً سل میباشد\nچون سل بطور کلی در جستجوی تشکیلات\nضعف بدن است که حمله ورشود .\nزن حامله که مالاریائی باشد بچه را\nکه در رحم دارد مبتلا میسازد بطوری که\nمیتوان گفت مالاریا نیز در ردیف\nامراض ارثی است .\nباید دانست که شخصی که مبتلا و\nمعالجه شد دفعات دیگر نیز ممکن است\nمبتلا شود .\nدر نقاط گر مسیری در هر موقع می توان\nبمرض مالاریا مبتلا شد چون در تمام\nسال هاپشه وجود دارد\nولی در نقاط معتدل و سرد سیری فقط\nاز آخر بهار یا پائیز خطر ابتلا وجود پیدا\nمی کند بالاخره مرض مخوف مالاريا\nباعث میشود که میلیون ها افراد بشر را\nاز آسایش زندگی و سلامتی ، از کار و"}
{"book": "adl0789", "page": 347, "text": "مشغلة از ثروت و بالاخره از عمر محروم نموده و وسیله تلف شدن و یتیم شدن ملیون ها اطفال معصوم و بیوه شدن زن های جوان و بی فرزند شدن والدین میشود . (ناتمام)\n\n«بقیه صفحه ٤»\nهکتار زمین را گندم زرع می نمود ۶ در ۱۹۲۹ زمین مزروعی آن به بیست و چهار ملیون و هفت صد و چهل سه هزار رسیده بود (یک هکتار = ٥ جریب) هم چنین کناذا و استر لیا که در ۱۹۱۳ او لین چهار ملیون و ۲۰ هزار هکتار و دو مین سه ملیون و هفتاد هفت هزار هکتار زمین را گندم زرع می نمودند در ۱۹۲۹ زمین مزروعی کناذا به ده ملیون و دو صد و بیست هزار هکتار و از استر لیا به ٥ ملیون و هشت صد و سه هزار هکتار رسیده است.\nبالاخره یوروپ و پس به مزارع خود مراجعت نموده . وفور حاصلات و انتاج بزودی احساس گردیده ، در نرخ ارزانی پیدا شد. قسمیکه امروز حاصل زیاد باعث غرت گردید. استعمال ماشین های جدید که حاصل زیاد و مزدوری کاری را کم کرده میرود ، نیز به پستی نرخ افزود آیا ترقیات وتمدن عصر حاضر یکی از اسباب بحران بیکاری بشمار میرود ؟ استعمال آلات درو که در حین حال گندم را توده کرده بسته میکند، به عوض ماشین درو و کوبه در ارژنتین عائدات زارعین آنجا را از ۴۲ به ٤٠ فی‌صد تبدیل نموده است.\n\nدر ممالک متحده امریکا بجای ٢٢ ٤٦ دالر فی اگر اجرت مزدور کار را حال ٤٧ ، ١ دالر می پردازند. این خیلی خوب بوده، مگر همین قدر است که چون زارع (بنابر وفور حاصلات) گندم خود را بفروش رسانده نه میتواند، مجبور است که اقتصاد پیشه خود ساخته از خرید آلات صنعتی و فلاحتی خود داری نماید. واین برای صنعت یک صدمه بزرگی است.\nانتاج مواد اولیه هم از روی همین غلطی است. زیرا مصرف نکردن مواد اولیه وسکته گی عمومی فابریکات وکار خانه جات به تنزل نرخ مواد اولیه كمك مي كند. چنانچه قیمت را هبر ۱۹۲۹ در لندن به نسبت ۱۹۲٥ هفتاد فیصد تنزل کرده بود .\nو اين يك امر بديهي است ؛ که تنزل نرخ به معاودت مرض بیکاری، كمك مي نمايد .\nونیز نا گفته نماند که بسیاری از صنایع که در یوروپ در حین جنگ عمومی مضمحل وپریشان شده بود، در اسیا و امريك وسعت پیدا کرده است، در نتیجه تزلزل کامل در یوروپ مخصوصاً در انگلستان رخ نموده. چنانچه صادرات پخته انگلستان در بین ۱۹۱۳ و ۱۹۲۹ دو نیم ملیون یارد مربع تنزل نموده است تاسیس کار خانه جات نساجی ونخ ریشی در جاپان ، چین ، هند، برزیل و وکندا باعث تنزل یکنیم ملیون صادرات انگلیس گردید و يك ملیون دیگر آن\n\nرا رقابت خارجی باعث گردیده است.\nبنا برای انگلستان علاوه بر تحمل مرض بیکاری؛ تنظیم وترتيب اقتصادي نيز ضرور است . ( بقیه دارد )\n\nپروگرام اقتصادي\nسال ۱۳۱۰ وزارت تجارت\n(٥)\nماده ٢٤ - در پل ارتبین يك چشمه آب معدنی در کهنه خمار میدان کشف شده بود قراریکه معلومت گرفته نیم اکثر اهالی قرب و جوار چشمه مذکور برای دفع بعضی امراض آب مذکور را استعمال میکنند و در نتیجه مفید ثابت میگردد اگرچه وزارت تجارت یکمقدار از آب مذکور را خواسته برای تجزیه و علم آوری بوزارت معارف و مدیریت مستقله طبيه و هندوستان فرستاده تا معلومت نمایند که آب مذکور دارای کدام مواد و برای کدام امراض نافع است.\nچون در مملکت عزیز ما ازین قسم آبهای معدنی زیاد است وزارت تجارت میخواهد كه يك نفر متخصص آب معدنی از خارج استخدام نماید تا تمام آبهای معدنی افغانستان را بصورت علمی معاینه و تجزیه نماید ، امید است که ازین رهگذر هم استفاده درستی کرده بتوانیم لهذا معاش و مصارف متخصص مذکور را در بودجه امسال تکایف می نمائیم (٢٠٠٠٠) افغانی. امضاء: وزیر تجارت\nتصویب کابینه وزراء : در حل فقره"}
{"book": "adl0789", "page": 348, "text": "پیشنهاد هذا معطل باشد در سال ۱۳۱۱\nوزارت تجارت فقره مذکور را پیش\nنهاد نماید .\nامضاء : هیئت کابینه\nحکم حضور شاهانه : ملاحظه شد\nدرست است .\n\n**\n\n٣٥ : - وزارت تجارت انشاء سرك\nجدید را که طول آن شش کروه تخمین\nمی شود از کرویز بطرف جدران الی دره\nملا قدرن در نظر دارد زیرا که دره\nمذکور دارای جنگل زیاد است و می\nخواهد که آینده از چوب جنگل مذکور\nبرای مصارف تعمیرات و محروقات اهالی\nبمرکز آورده شود .\nاگر سرك مذکور تمدید شود ما می\nتوانیم که آوردن چوب جنگلات سمت\nجاجی وغیره را غدغن نموده و آن\nجنگلات را برای تجارت در خارج\nتخصیص دهیم نو ترتیبه و ترقی آنها بصورت\nفنی بکوشیم و نگذاریم که در آینده\nاز ان جنگلات برای دیگر مصارف چوب\nقطع کنند ، مصارف تخمین ساخت سرك\nمذکور را در اینجا بذکار می نمائیم در\nصورت که وجه مذکور در بودجه وزارت\nتجارت منظور شود بوزارت جلیله داخله\nاطلاع دهی میشود که بکار مذکور آغاز\nکند .\nامضاء : وزیر تجارت\nتصویب کابینه وزراء : وزارت تجارت\n\nاول معاونت مفصل در اینباره نموده\nاگر ساختن سرك مذكور مفید باشد\nدر سال ۱۳۱۱ مصرف آنرا تکالیف نمایند\nامضاء : هیئت کابینه\nحکم حضور شاهانه : ملاحظه شد\nدرست است .\n\n**\n*\n٣٦ : ـ شعبه جنگلات وزارت تجارت\nدر نظر دارد که برای مصارف محروقات\nاهالی از جنگل کوه عاشقان چوب سوخت\nذريعه اشخاص که پیشه ایشان است ثمر\nکز برسانند و هم قطع کردن اشجار\nثمر دار و بدون ثمر را در سمت شمالی\nو غیره تا يك درجه ممنوع کنند .\nاگر شخصی بکدام سبب یا مجبوریت\nاشجار خود را قطع کند لا اقل از مالك\nقريه يا علاقه دار خود استیذان حاصل\nنمایند و برای این امر يك لايحه مفصل\nبحکام داده شود ، اشخاص ملك دار\nحتی الامکان بالای زمین خود درده جریب\nيك بوته جنگل هم داشته باشند .\nبرای آوردن چوب مذکوره عاشقان\nاز خط سرك ريزه كوهستان تا جنگل\nمذکور چهار کروه سرك جديد لازم است\nاین موضع را قبلاً بوزارت جلیله داخله\nیاد دهانی نموده ام تنها مصارف سرك\nمذکور ا در بن او راق ذکر می نمائیم که\nدر بودجه وزارت جليله داخله منظوری\nآن داده شود .\nامضاء : وزیر تجارت\n\nتصویب کابینه وزراء : قطع اشجار\nکوه عاشقان غدغن شود که کسی\nآینده اشجار مذکور را برای سوخت\nيا ذغال بفروش نرسانند و فعلاً ساختن\nسرك مذكور ضرورت ندارد .\nامضاء : هیئت کابینه\nحكم حضور شاهانه : ملاحظه شد\nدرست است .\n\n**\n*\n۳۷ : - چون قطع و اره کشی جنگلات\nسمت جنوبی ذریعه آلات دستی اجرا\nمی شود ازین رهگذر در جنگلات\nمذکور خساره کلی عاید می گردد .\nدر نظر داریم كه يك ماشين اره كشى\nکه ذریعه سوخت چوب گردش کند و\nيك براسدين دستی قطاع کردن درخت\nدر سال آینده خریداری کرده در آن\nسمت برسانیم ، البته برای تجارت چوب\nما در خارج ماشین های مذکور مفید ثابت\nخواهند شد ، برای تعمیر جای نصب\nماشین اره و خرید خود ماشین ها و معاش\nو مصارف يك نفر کاريگر آن در بودجه\nسال ۱۳۱۰ مبلغ يك لك افغانى تكليف\nخواهم نمود .\nامضاء : وزیر تجارت\nتصویب کابینه وزراء : در بودجه\nساله ۱۳۱۰ تکلیف و اداره آن بيك\nصورت درست کرده شود که انشاء الله\nيك واردات درست ازین ممر بحکومت"}
{"book": "adl0789", "page": 349, "text": "صفحه ۱۰\nشماره ۱۸\nمجلد پنجم\n\nباید بشود .\nامضاء : هیأت کابینه\nحکم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است .\n\n۳۸ : — برای اداره جنگلات مشرقی در بودجه هذه السنه مبلغ ( ۲۷۷۷۹ ) افغانی منظوری داریم ولی برای ریاست مذکور تا حالا از وزارت تجارت شخصی مقرر نشده چون اقوام آن سمت که بجنگل های مذکور متصل اند اکثر جنگل مذکور را مال خود دانسته بلکه تقسیمات هم دارند و تا جای که معلومات داریم برای فروش چوب بطور پیشکی هم از تجار چوب در يك سال پول گرفته بدیگر سال چوب می دهند .\nو از طرف حکومت تا حالا جنگلات مذکور زیر هیچ يك اداره گرفته نشده صرف اشخاص که چوب بخارج میبرند فیصد هشتاد و پنج محصول بحکومت تادیه میکنند .\nاز نقطه نظر اقتصاد لازم است که جنگلات آن سمت هم زیر اداره حکومت آمده بمثل جنگلات جنوبی تجارت آن بدست حکومت باشد .\nقبلاً کیفیت مذکور و اینکه یکنفر رئیس برای اجرای امور مذکور تعین گردد بحضور والا حضرت صدر اعظم صاحب عرض شده احکام فرمودند که حاضراً وزارت تجارت يك شخص فهمیده را برای کشف معلومات مکمله جنگلات آن سمت\n\nاعزام دارد پس از آن تشکیل ریاست آن را بملاحظه رسانید منظوری حاصل کنید چون برای کشف معلومات مذکور از حضور وا لا حضرت سید جلال خان نام سلطان پوری معرفی شده بود برای حاکم اعلی مشرقی خبر داده شده که نام برده را بمرکز روانه کنند که وزارت تجارت برای او هدایات لازمه داده برای معلومات جنگلات آن سمت فرستاده شود عنقریب شخص مذکور خواهد رسید .\nبنا بران پول منظوری سال گذشته تشکیل ریاست مذکور را با معاش يك نفر متخصص خارجی که جدیداً وزارت تجارت میخواهد در پروگرام هذا پیش نهاد میکند ( ۵۷۷۷۹ ) افغانی است .\nامضاً : وزیر تجارت\nتصویب کابینه وزراء : در بودجه ۱۳۱۰ تکلیف شود و اداره آن بيك صورت مناسب کرده شود که انشاءالله يك واردات درست ازین ممر بحکومت عاید گردد — يك نفر متخصص که خواسته میشود معلومات جنگلات مشرقی و جنوبی را هم باید بنماید .\nامضاً : هیئت کابینه\nحکم حضور شاهانه ملاحظه شد درست است .\n\n۳۹ — در موسم زمستان از سبب بندش راه هزار آمد گوسفند بند میشود در مرکز واطراف آن همه ساله قلت گوشت و قیمت فروشی قصابان اهالی را دچار\n\nمشکلات مینمایند .\nدر اروپا اکثراً برای رفع اینگونه پیش آمد ها ماشین های حفظ گوشت وموضع برای نگاه داشت آن تهیه دیده شده که بوسیلۀ بعضی ادویه جات وماشین مذکو و تاشش ماه گوشت تازه را بصورت اصلی بدون تغیر رنك همانطور تازه نگاه میکند\nقبل از ین از وزارت تجارت به سفرأ افغانی در خارج خبر داده شده که قیمت ماشین مذکور را باصورت کار گرفتن از آن را بها معلومات بدهند تا برای سهولت این امر از ماشین های مذکور خواسته دو يك موضع مناسب نصب کرده در ایام تیره ماه به اندازه بیست یا سی هزار گوسفند را کشته در آنجا گذاشته اوماً فيوماً در ایام قلت گوشت وبرودت هوا برای اهالی بقیمت مناسب بفروش رسانیده شود چون تا حال از طرف سفراء افغانی درین باب اطلاعی نرسیده ، لہذا بطوری تخمین در بودجه سال ۱۳۱۰ قیمت جای وماشین مذکور را دولك افغانی منظوری میخواهیم .\nامضاء : وزیر تجارت\nتصویب کابینه وزراء : در بودجه ۱۳۱۰ تکلیف وبعد از تکمیل ریاست بلدیه سپرده شود تا قیمت آنرا ریاست بلدیه بحکومت تادیه کند .\nامضاء : هیئت کابینه\nحكم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است"}
{"book": "adl0789", "page": 350, "text": "صفحه ۱۸\n( شماره ۱۸ )\nمجلة پنجم\n\n٤٠ - چون اکثر حصه های مملکت عزیز ما از جهت آب وهوا برای زراعت پنبه خیلی مستعد است خوبی وترقی تجارت پنبه امریکائی ومصر به همه کس معلوم است .\nوزارت تجارت در نظر دارد كه يك نفر متخصص زراعت پنبه از مصر يا امريكا خواسته متخصص مذكور را در مواضعات كه برای زراعت کاری پنبه مستعد است بفرستد تا حسب فنی عالم آوری كرده هر موضوع را که بزراعت کاری پنبه تخم امریکا ومصر مناسب تر بداند يك مقدار تخم از خارج خواسته ذریعه متخصص مذکور شروع بعمليات نمائيم تا اگر خدا بخواهد از این رهگذر يك فوايد بدست آورده زراعت پنبه را در مملکت خود بصورت علمی رواج بدهیم برای مصرف آن صرف در سال ۱۳۱۰ مصارف ومعاش متخصص مذکور تکلیف میشود\nامضاء : وزیر تجارت\nتصویب کابینه وزراء : يكنفر متخصص زراعت پنبه از مصر استخدام ومعاش ومصارف آن در بودجه ۱۳۱۰ تكليف شود .\nامضاء : هیئت کابینه\nحکم حضور شاهانه ملاحظه شد درست است .\n\n٤١ : - برای وارسی وتدقیق در صنایع افغانستان تا حال توجه درست\nنشده وهم از حيث نبودن يك مؤسسه كه همه وقت این امور را نگرانی کرده نواقص وارده را از صنایع مذکور جلو گیری نماید ثابت شده است که صنایع افغانستان خواه آنچه در کار خانه های حکومتی ساخته می شود یا بشرکت ها یا بصورت انفرادی تماماً رو بانحطاط و تنزل گذاشته ، بلكه يوماً فيوماً نواقص گوناگون در ساختمان آن ایجاد وحتی اسباب دل سردی در بازار اقتصاد و تجارت ما وارد کرده است چنانچه برای مثال ذکر کنیم که قالین پیدا وار این مملکت در خارج اهمیت خوبی را دا راست و در هر سال گفته میتوانم که به هزار ها تخته قالین از مملکت بما بخارج حمل می شود اما اگر دو تخته قالين بيك شكل و اندازه شخصی بخواهد میسر نخواهد شد اگرچه نواقص وسیب های آن تشریحات طويل دارد وزارت تجارت تصمیم داشته که اگر خدا بخواهد از آن فواید که امروز در تجارت قالی دولت ایران ومصر وغیره میگیرند افغانستان هم به فرصت کم این صنعت را ترقی بدهد چنانچه قبلاً منظوری يك اداره جديد بنام ( حفظ صنايع ) بوزارت تجارت حاصل داشته تا درین اداره در هفته يك مرتبه اشخاصی که در صنایع دسترس دارند ومحصلین افغانی که در وزارت معارف وكار خانه نساجی وغیره دوائر حکومت شامل خدمت اند جمع شده برای وارسی و اصلاح عموم صنایع از فابريكه جات حکومتی و شرکت های اسهامی وصنایع\nدستی و غیره حتی توسع باصول علمی و فنی قوانین لازمه مرتب نموده از نواقص موجوده آن جلو گیری نمایند .\nبرای این مصارف در بودجه سال آینده بدون معاش که منظوری حاصل شده بیست هزار افغانی گرفته می شود .\nامضاء : وزیر تجارت\nتصویب کابینه وزراء : برای مصارف این مؤسسه بیست هزار افغانی در بودجه ۱۳۱۰ تکلیف کرده شود .\nامضاء : هیئت کابینه\nحکم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است .\n\n٤٢ : - چون شعبه زراعت وزارت تجارت ، زراعت کاری فنی واداره نسل گیری حیوانات و نگاه داشت گاو های شیری و مرغ و تخم مرغ را در آخر هذا السنه ۱۳۰۹ جدیداً تاسیس نموده از جهت کمی وقت درین سال از آن ها نتیجه درست گرفته نشده امید است که در سال آینده ۱۳۱۰ از شعبات مذكور يك نتيجه درست گرفته شود پس از اخذ نتیجه و معلومات لازمه البته در پروگرام سال ۱۳۱۱ شعبات مذکور را در ولایات هم بنظر گرفته به اجرای آن اقدام خواهد نمود\nامضاء : وزیر تجارت\nتصویب كابينه وزراء : از حضور مجلس وزراء گذارش یافت منظور است .\nامضاء : هیئت کابینه\nحکم حضور شاهانه : ملاحظه شد درست است . ( اشتبا )"}
{"book": "adl0789", "page": 351, "text": "شماره ۱۸\nمجله پنجم\n\nخبر های داخلی\nدر بار مکافات\nاعلیحضرت غازی اراده داشتند که از\nافراد غیور ومستعده درین باغمور ممالک\nکه در سرکوبی اشرار قطغن به نسبت\nوفاء مات نجیب افغانستان اظهار فعالیت\nولیاقتی کرده اند ، قدر دانی کنند\nبرای این مقصد شالون بزرگ وزارت\nحربیه را دربار مکافات قرار داده دو\nمیشه کابینه ومنصبداران عسکری ومامورین\nملکی تارتنبه مدیر بروز پنجشنبه ساعت\n۵ بعد ازظهر در آن تجمع دعوت شده\nبودند .\nحضور شاهانه بساعت معین در انجا\nتشریف آورده وبدواً بنام شکر گذاری\nاز خدای تعالی دربار را منطق موثری\nافتتاح ومختصری از قضایای اغتشاش منذ\nکرواز خدمت وزیر صاحب وهمراهان\nمحرم سان اظهار مسرت نموده خاتمتاً\nفرمو مودند:\nهر چند در مقابل حدت وطن وفراهم\nآوری اسباب راحت وسعادت ملی مکافات\nيك امر سطحی است وهمیشه افسر و\nعسکر وعموم سکنه دلاور افغانستان\nمحض حصول رضای الهی وخشنودی از\nواج آباو واجداد خدمت کرده وبقدر\nکاری حاضرند مگر چون دنیای عالم\nاسباب است لذا حکومت مطبوعه نیز\nمحض تقدیر خدمت مسرت خودرا نشان\n\nداده وهر کدام حسب مرتبه خدمتشان\nمکافات میدهد ، پس از آن بموجب جدولی\nکه از وزارت حربیه ترتیب شده بود\nحضور شاهانه اعمال خدمت هروا حدی\nرا شرح وبإعطای مکافات مقرره آنها\nرا افتخار میدادند بعضی نشانها را خود\nاعلیحضرت وبر خی را والا حضرت\nصدر اعظم وشهزاده محمد طاهر خان و\nباقی وزراء تعلیق نمودند .\nدر طی تشریحات حضور شاهانه به\nبدست ذوات أتى الذكر چنین فرمودند\nاحمد علی خان در مدافعه از تجاوز\nاصرار مطهر خدمت قیمت داری شده\nاست همچنین محمد غوث خان نهایت دلا\nورانه خدمت نموده مصدر شجاعت در\nشدت های فوق العاده هم در سمت\nشمالی وهم درسرکوبی اشرار قطغن شده\nاست محمد افضل خان نیز در اجرا آت\nبسیار فعالیت کرده مصدر شجاعت شده\nعبد الله خان باو جود بیری وعدالت بران\nسرکوبی اشرار بخدمت وزیر حربیه\nحاضر شده متایکه در ایام انقلاپ وردك\nخدمات خوبی کرده درینجا هم بسیار\nزحمت کشیده ، همچین تمام افراد عسکری\nوصاحب منصبان نظامی وافراد ملکی واهالی\nآن لوزمی مصدر خدمات عالی در راه\nاعاده امنیت وارامی شده اند .\nنایل شده کان مکافات\n۱- ع ، ج والا حضرت شاه محمود خان\nسپه سالار غازی وزیر امورحرب\nنشان لمر اعلی .\n\n۲- ع غ ش محمد غوث خان نائب سالار\nنشان سردار اعلا و در قبول اردوی\nاول قوم ندان مقرر شدند وع غ ش\nجانباز خان نائب سالار بزم معاونی\nوزیر حربیه افتخار یافتند .\n۳- ع ش عبد الله خان وردك فرقه مشر\nاول نشان استور دوم\n٤- ع ش محمد خان وزیری فرقه مشر ثانی\nفرقه مشر اول و يك نشان استور\nدرجه دوم\nه- ع ش عطا محمد خان - فرقه مشر ثانی\nفرقه اول و يك نشان استور درجه دوم\n٦- ع ش عبد الغفور خان - غند مشر اول\nقوم اندانی نظامی قطغن - فرقه مشر\nثانی و يك نشان استور درجه دوم\n٧- ع ش فیض محمد خان غند مشر یاور\nحضور فرقه مشر ثانی و يك نشان\nاستور درجه دوم به فرقه شمالی عوض\nمحمد شعیب خان قوماندان مقرر شدند\n۸- ع ش شاه بهرام خان ممصودی غند\nمشر، فرقه مشر ثانی و يك نشان\nاستور درجه دوم\n۹- ح محمد حسن خان غند مشر اول تدعی\n۱۰- ح گل میر خان نورستانی غند مشر\nثانی غند مشر اول و يك نشان\nاستور درجه ۲\n۱۱- ح گل جان خان وردك غند مشر ثانی\nغند مشر اول\n۱۲- ح محمد جعفرخان غند مشر ثانی\nغند مشراول ونشان استور درجه ۲\n۱۳- ح در کیلی خان منگل غند مشر\n٤- ح غلام حیدر خان غند مشر معاون"}
{"book": "adl0789", "page": 352, "text": "مكتب حربیه نشان استور درجه سوم\nریاست تفتیش\nطبیب غند توپچی قطغن و\nبدخشان به معاش دهواره سه صد\nافغانی خدمتی یاوز بر صاحب\nحربیه\n٤٥ - ش شاه محمد خان پیاوت تولیـمشر\nقبلاً کندکمشر شده\n٤٦ - ش سید محمد خان پیاوت تولیمشر\nقبلاً کندکمشر شده\n٤٧ - ش محمد عارف خان کناف تولیمشر\nکندکمشر\n٤٨ - ش خرم دل خان توايجه شاهی\nکندکمشر\n٤٩ - غ مير مظفر الدین خان ضابط\nریاست ارکان حرب\n٥٠ - غ عبد الاحد خان ضابط ریاست\nارکان حرب\n٥١ - غ گل محمد خان ضابط دائره\nتحضارات\n٥٢ - ب میرزا محمد عثمان خان کاتب دائره\nاخذ عسکر\n٥٣ - میرزا علی محمد خان كاتب دائره\nاوراق\n٥٤ - ميرزا فتح محمد خان كاتب دائره\nیاوری\n٥٥ - غ ميرزا عبد الباقی خان سركاتب\nدائره نقلیه\n٥٦ - ص ميرزا عزیز الرحمن خان سركاتب\nدائره خصوصی\n٥٧ - ميرزا عبد الحكيم خان كاتب ریاست\nقبائل\n٥٨ - ب ميرزا محمد حسين خان كاتب\nدائرة لوازم\n١٥ میر اعظم شاه خان رئيس تفتيش غند\nمشر\n٣٠ - ش غلا، قادر خان کندكمشر مخابره\n٣١ - ش شمس الدین خان کندکمشر\nكندك دوم غند اول قومی قطغن\nو بدخشان\n١٦ صمد علیخان هزاره غندمشر اول\nقومی قطغن و بدخشان .\n٣٢ - ش سید اعظم خان کندکمشر كندك\nاول غند اول قومی قطغن\n۱۷ - عبد الكريم خان غند مشر بواسطه\nرشوت خوری و تعدی بر اهالی\nعزل و موقوف و ٦ ماه حبس شد\n٣٣ - ش شیر محمد خان كند كمشر كندك\nسوم غند اول قومی قطغن\n۱۸ - ح مصطفی خان کندكمشر معاون ٣٤ - ح محمد حسین خان محمد زائی\nریاست ارکان حربیه غندمشر ثانی کندكمشر احتیاطی غندمشر ثانی\n۱۹ - ح محمد انور خان کندكمشر احتیاطی ٣٥ - ح محمد امین خان هزاره کند کمشر\nاحتیاطی\nغند مشر ثانی\n٣٦ - ش سنگر خان جاجی کندکمشر\nحاضر باش ها\n۲۰ - ش عبد الخالق خان کند كمشر مدير\nمامورین\n۲۱ - محمد قاسم خان کند کمشر مدیر ٣٧ - ش محمد حسن خان کندکمشر معلم\nشاهی\nتحریرات\n٣٨ - ش خواجه محمد جان خان کند کمشر\nاحتیاطی\n۲۲ - ش امیر محمد خان کندکمشر شعبه\nخصوصی\n٣٩ - ش خواجه محبوب شاه خان کند كمشر\nاحتیاطی - دو صد روپیه انعام\n٤٠ - ش مير اکبر خان کندکمشر احتیاطی\n۲۳ - ش محمد اسحق خان کندکمشر یاور\nوزارت حربیه .\n٢٤ - ش عبد الباقی خان کندکمشر مدير\nدو صد روپیه انعام\nاستخبارات\n٤١ - ح غلام حیدر خان کندکمتر توپچی\n٢٥ - ش خانا گل خان منگ، کند کمشر\nغندمشر ثانی\nقطعه ارگ\n٤٢ - سید احمد خان کندکمشر احتیاطی\n٢٦ - ش نصر الله خان منگل کند کمشر بواسطه رشوت خوری موقوف وعزل\nاحتیاطی\nشد.\n۲۷ - ش محمد عمر خان کند کمشر احتیاطی ٤٣ - ص داکتر قریشی سر طبيب وزارت\nحربیه در ماه یکصد روپیه زیادت\n۲۸ - ش محمد سماجان خان کند كمشر\nمعاش .\nاحتیاطی\n۱۹ - ش سید حبیب خان کندكمشر اعضای ٤٤ - ص داکتر غلام حیدر خان سر"}
{"book": "adl0789", "page": 353, "text": "شماره ۸ مجلد پنجم\n\n٥٩ - ص میرزا عبد الله خان کاتب ریاست یکهزار و پنجصد افغانی معاش شخصی از مدیریت طبیه :\nتفتیش ۳ - ص یار محمد خان یکهزار و پنجصد عزت مآب داکتر غلام حیدر خان داکتر\n٦٠ - ص میرزا عبد السلام خان کاتب دائره افغانی معاش شخصی شفاخانه مرکزی عسکری مقرر شدند .\nتالیف و ترجمه ٤ - ص محمد کریم خان ولد سردار محمد قاریه کا و تعمیر فابریکه برق در سرده\n٦١ - غ عبد الستار خان تولیمشر عمر خان يك هزار روپیه بخشش قند هار آغاز ( وباول کراژه ) انجیر\n٦٢ - غ یار محمد خان تولیمشر احتیاطی ۵ - ص عبد الرحمن خان مامور خارجه مذکور مقرر گردید .\n٦٣ - ص سید دلاور شاه خان سر بیطار یکهزار بخشش مخدمت هم مقرر شود\nماهانه ۲۲ افغانی ایزاد معاش ٦ - صوفی عبد الرحیم خان پنجصد افغانی از وزارت تجارت\n٦٤ - غ محمد سرور خان پیلوت ما هانه بخشش هم چنان به بند نر نغالی ( میتر کر نبره )\n٢٥ روپیه ایزاد معاش ۷ - قلندرخان حاجی جزایل ملکی هشت المانی که به نهر کریم جلال آباد مقرر\n٦٥ - سیف الدین خان ميخانيك ما هانه صد روپیه معاش شخصی بوده انجیر مقرر شد .\n١٥ روپیه ایزاد معاش ۸ - مالك بدو خان حاجی - رنگ ملکی کذا بماموریت فابریکه برق قند هار\n٦٦ - غ پیر محمد خان تو لیمشر سر اوس چهار صد روپیه معاش شخصی میرزا فضل احمد خان و به سرکتابت آن\n٦٧ - غ فتح محمد خان ميخا نيك بلو كمشر ۹ - گل محمد خان حاجی بر گد ملکی چهار میرزا محمد سرور خان مقرر شدند .\nقبلاً تولیمشر شده صد روپیه معاش شخصی\n٦٨ - ب محمد حسین خان ميخانيك بلو كمشر ( باقیدارد ) خبرهای ریتر\nفيماه ١٥ روپیه ایزاد معاش\n٦٩ - ب محمد زمان خان ميخانيك بلو كمشر مقرری ها ۲۰ اگست :\nفيماه ١٥ روپیه ایزاد معاش تلگرام نيويارك مطاهر است که قرار پیغام\n۷۰ - ب عبد الكريم ميخا نيك بلو كمشر از وزارت داخله : -\nقبلاً چهل افغانی معاش مذکور زیاده آقای محمد سرور خان بمقرى بحكومت سانتیا کو حکومت چیلی بانتوای کامل قروض\nشده در جه کوهستان وعبد الرشيد خان بحکومت خارجی برای مابقی سال حکم داده است\n۷۱ - ش محمد عالم خان کند کشتر درجه ۲ سروبی و نور محمد خان بعلاقه زیرا هيچ يك مأخذی جهت پرداختی\n۷۲ - غ محمد عباس خان تولیمشر - داری سلطان خیل مربوط کتواز وشاه فائده بدست نیامده .\n۷۳ - لفر قومی وزیر و مسعود که درین میرخان بعلاقه داری محمود خیل مربوط ۲۳ اگست\nمعامله خدمت كرده اند يكل لك روپیه کتواز و علاقه داری وازه خواه حکومت تلگرام هنکو بیان میدارد که در اثر طوفان\nبخشش - ارگون فتح محمد خان مقرر گردیدند . دریای یانگتزش دو هزار نفر مرده : چار\n۱ - ص حاجی نظر محمد خان ناظر کار از وزارت مالیه : صد هزار نفر بی خانه . الفا ، وبسیار\nخانه طبعی حضور - یکهزار افغانی ص میرزا عبد الوهاب خان مدير محاسبه اشخاص در اثر مرض اسهال ومحرقه\nبخشش پنجصد افغانی ایزاد معاش وزارت در بار به مستوفیت ولایت هرات مرده اند . تابحال هيچ يك پیشرفتی\n۲ - ص غلام رسول خان محمد زائی - مقرر گردیدند ) در کار اشاعه دیده نشده ."}
{"book": "adl0789", "page": 354, "text": "صفحه ١٥\n(شماره ١٨)\nمجلد پنجم\n\n٢٤ اگست\nتلگرام مسکو بیان میدارد که غالباً در\nنتیجه طوفان دو ملیون انسان در هوپین\nوهو قان رسیدند تا باندازه که چشم کار\nمیکند در کوچه ها آب ممتد شده است\nدر هوپه سی هزار مربع زمین در\nزیر آب است و پنج ملیون نفر به مصیبت\nبی چیزی و بی خانگی گرفتارند در\nهوپین دو ملیون آدمی چیز شده و بیست\nهزار مربع میل در زیر آب میباشد .\nباز از رویتر :\nبیست و چهار ملیون بی خانمان شده اند\nشانگهای ١٣ ـ رود خانه پانگتز هنوز\nدر طغیان است محق ، کنونی ها تسنکو\nبه ٥٠ یا ٧٠ گره میرسد . خساراتی\nکه از این سیل دامنگیر چین شده در\nتمام تاریخ آن مملکت نظیر ندارد مطابق\nاخبار واصله ٤٠٠٠٠٠٠ ملیون خانه\nویران گردیده و ٢٤٠٠٠٠٠٠ نفر بی\nخانمان گردیده اند . عده مقره بین بهزاد\nها بالغ است قروض امدادی مورد\nلزوم یافته است .\n\nاندرز\nنانی بالتمس برای نانی بامید\nهر جائی و هر دری چو قرص خورشید\nبایاده خاطر و نم دیده بساز\nکین آب سیاه تست و آن نان سفید\n(بدیع سنجری)\n\nفکاهیات\n\nهمه را مانده وازین بشنوید که خرابی\nهوا وخاك باد سنيکه زنده گی مارا برباد\nداده وروز ما را روز گلی ساخته ، ما\nگفتیم امسال از چهار فصل برابر کابل\nبرگلی کیفی کرده باشیم ، آنهم نشد\nمیسر وسودای خام شد ،\nخیال پلو خوب چرب بود ولی حیف\nکه انقلاب هوا ديك او را چپه کرد ، هر\nروز خانه میرویم ناجور می بینم اداره\nمی آئیم رقعه رخصتی مریضی میگیریم\nوقتی از خانه و اداره گریخته بخانه رفقا\nمیرویم از دم در صدای نالش میشنویم\nبکوچه و بازار میگردیم در هر سایه دیوار\nو درخت دوسه نفر بیکار نشسته و ایستاده\nچرت میزنند وقتی جویا شویم معلوم\nمی شود بیمار است یا بیمار دار که برای\nداکتر انتظار می کشد\nخوب واهمه ما را بیجانیده و میخواهیم\nبه باغ وراقی قرار کرده دم غلطی کنیم\nگرد باد روز گار مارا خاك آلود ومنظره\nتفریح مارا بی نمود می سازد از یکی پر\nسیدم برادر چه خبر است ؟ این هوای\nهمیشه کابل است یا تازه گی دارد دیدم\n\nدهن پر خاك وحلق خشك او یارای جواب\nجواب گفتن ندارد از دیگری سوال کردم\nبابا علت این خاک باد چیست ؟ خرطوم چشم\nها را پت کرده و ماداباد گفته دهن را باز\nکرد که :\nجنك .. ویروانی است !\nراستی راستی باین چیزها خوب قانع شده\nوآنی جریده اتفاق اسلام را از ملازم\nپسته گرفته و خواندیم در ضمن حالات هرات\nنوشته بود امسال الحمد لله هوا بنهايت\nاعتدال است و باد تابستانی هم به تندی\nنمی وزد معلوم گشت که امسال باد\nهرات فضای کابل را میدان تاخت و تاز\nخود قرار داده ، چه تند باد تابستانی\nهرات خیلی معروف است و این جمله در\nدر بین کابلی ها رواج دار که بگو قتی کسی\nاز یکنفر هرات دیده پرسید هوای هرات\nچطور است ؟ مخاطب بدون انکه جواب\nبگوید فوری بزمین خم شده يك مشت\nخاکی برداشت و بچشم سوال کننده زد\nگفت همین طور !!!\nمقصود ، با این اوضاع روز را به شب\nرسانیده بصد ترس و لرز بخانه بر میگردیم\nکه چشم خیره گی میکند مریضی از کلته\nپشته افتاده از صداهای دلخراش\nآخ ، واخ های هوی که سرد است\nشب را با را می نخواهد ، ظرفیتها ابا وخی\nگاه وقتی از رفقای خود می پرسند باین\nوقتها شبت خوش میگذرد یا روزت میآیند\nاز ما به پرسند که بگویم نه کل ماند نه\nکدو لعنت بکاه هر دو !"}
{"book": "adl0789", "page": 355, "text": "صفحه ٦\nشماره ۱۸\nمجله پنجم\n\nامروزه روز روز داکترهاست و بازار\nبازار دوا فروشان !\nشنیدم چطور که مامورین مفلس و\nمعامله داران خود را سر تنخواه وعده\nمیدهند حکیم های افلاس کیش هم از مردم\nقرض گرفته و وعده پرداخت بهاء نسخه\nمیگذارند\nدوا فروشان این ماه را\nباید مبداء سرور گرفته و جشن بر پا\nکنند چه دوای خوب و بدی که در یازده\nماه دیگر ذخیره شده و کسی نمیخرد\nدرین ماه بفروش می رسد ، وای\nبر حال هموطنان مریض و مریضداران\nمفلس ،\nدر خانه یکی از دوستان بواسطه که\nمرض سر تا سر دودمان را فرا گرفته\nبود از خانه يك خویش دیگر خود يك\nآدم بفرض آورده بود تا پر هزانه مریضان\nرا پخته کنديك روز نه گذشت که او هم\nمبتلا گشت و سر بار دیگران شد آسوده\nسر بیمار این شفاخانه بدرخانه هر کدام\nخوابیدنیست ولی جای شکرش باقی است\nکه درد است مرگ نه اگر چه بگفتند\n(حافظ) برو از دو واره شو داخبرگیر!\nولی در عین زمان او هم از دل پر درد\nخود هذیان میگوید حقیقتش اینست که\nخطر این نا خوشی الحمدالله کم است .\nمن پیش خود کمی خوشحالی داشتم\nکه اگر چه خود در خطر هستم خوب\nاست چوچ پوچ در هرات اند تازه خطی\nاز آنجا گرفتم که آنها هم از نا خوشی\nنالید و بزرگترین مرض را بی داکتری\nدانسته و نوشته اند .\nاز شد و مد عبارات مکتوب اینقسم\nفهمیده می شود که من میتوانم ازینجا\nداکتری اعزام کنم و یا اقلاً نسخه از\nداکتر گرفته و برای تسلی آنها بفرستم\nخبر ندارند که از من بجز لاف کاری\nساخته نیست بسته هم نسخه دوا را پیش\nاز ٢٤ - ٢٥ روز بآنها رسانیده نمی\nتواند چه خطوط تاریخی ٩ اسد\nبه ٤ و ٥ سنبله بما میرسد .\nبهر حال این موضوعات خارج از مقال\nماست برویم سر مطلب که از مریض های\nراستی و دروغی صحبتی کنیم ما از دو\nباز داکتر ها بخواهیم شکایت کنیم که\nدرین روزها پر مشغله ین است و بغریب\nغربا دستگیر ندارد ولی از حال مریضها\nبی خبریم که اکثر بستر نا جوری را يك\nتفرع گاه قرار داده اند روزی یکی\nاز قوام بناخوشی زکام بازا دچار بود\nبزحمت زیادی داکتری بدست آورده و\nدوائی برایش آورديم يك خوراك دوا\nرا بصد زحمت باو خورانیده روز دیگر\nآمدیم که کاسه آلو و یخ را پیش خود\nمانده با رنگ پریده و بدن مرتعش سر\nگرم خوردن است پرسیدیم خیر یت است\nچه حال دارید ؟\nگفتند بلی دوای داکتر بسیار گرم\nاست و حرارت تب را زیاد میکند . از\nچه فهمیدید ؟ خیلی تلخ است ، بلی بیخور\nاست معلوم شد که آقا هوسانه میخورد\nنه دوا ! همین مقصد است که اکثر\nبعوض مسهل (استیصال) هندوانه\nو آلو بخارا میل میفرمایند .\nخيال من این معالجه از نفع آن\nنقصانش بیشتر است خوب است از شدگوم\nکار بگیریم در یکی از شماره های روزنامه\nاطلاعات خواندم در زیر عنوان خراسان\nدر فرنسکه تن نوشته بود از جمله عقاید\nزنها یکی اینست که هر گاه حصه یه سیب روی\n(کچالر) را بدزدی کب کرده و\nبخورد آن سیب زمینی او را از مرض رو\nماتیزم شفا داده و خوش خواهد کرد ،\nازین نسخه های بی تکالیف و شکم\nپر کنا در هر بزی ها زیاد داریم .\nمثلاً میگویند اگر شب نمك (تو)\nدو روز در میان) کسی داشته باشد مرغ\nسیاه همسایه را دزدیده و همه را تمام\nخورده و بکسی دیگر ندهد فوراً صحت\nمی شود ، همچنان برای يك ناخوشی\nدیگری که رسم آن فراموشم شده منققه\n(کشمش سیاه) از دکان بقال دزدیده\nو بخورد خوب می شود باز برای يك قسم\nتب شب های مخصوصی دارد که کاسه و چمچه\nگدائی گرفته و خود مریض از خانه ها\nغذای پخته مجان شب را جمع کنند عیناً دواست\nهمچنان شدگوم های دیگری است که\nبی خوردن توتکه های با قیر هم علاج\nپذیر است .\nمثلاً : اگر کسی بگوید کیلونم درد\nمیکند فوراً باید چوب گفت اگر نمی\nگفتی می مردی !\nیا گوش های دهن کسی خراشی پیدا\nکند (لباسك) سه روز صبح زنبور\nدروازه را بآن حدود آشنا کرده و\nبگوید لباسك من از تو ، درد ازو می شود\nمقصد در دنیا ازین درد ها و معالجات\nبسیار است که قسمت عمده از عقاید زنان\nخواهد بود و اگر اینها رواج پیدا کند\nآبره بیمار ها از احتیاجات داکتری و\nدوا و مصارف زیادی با خوردن دواهای\nتلخ فراغت پیدا خواهند کرد ."}
{"book": "adl0789", "page": 356, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 357, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 358, "text": "انیس\n\nجریده ملی\n\nقیمت اشتراك\n\nدر افغانستان ۱۲ افغانی\nمحصول پوسته اطراف و ولایت داخله ۳ \nطلبه معارف ۷ \nدر ممالك خارجه ۲۰ شلنگ\n\nلطفاً پول اشتراك که بتوسط خزائن دولت فرستاده میشود باید\nرسید عوض و معاوضه باشد\n\n(مطبعہ انیس)"}
{"book": "adl0789", "page": 359, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 360, "text": "شماره ۱۹)\nانیس\nمجلد ( ۶\n\nاشتراك سالانه ۱۲ افغانی\nمحصول پوسته ۲ «\nخارجه ۲۰ شلنگ\n\nاداره : کابل جاده ارگ\nمؤسس وصاحب امتیاز : محیی الدین\nمدیر و نگارنده : ضیح الدین\n\n۲ شنبه ۲۹ سنبله ۱۳۱۰\nتأسیس ۱۳۰۶\n۸ جمادی الاول ١٣٥٠\n\nفضیلت علم ولزوم سواد\nعلم ومعرفت اقوام وطبقات عالم را به\nبسیاری از سرائر مکتوم كائنات وحقایق\nموجودات دانا و آشنا ساخته از تماماً\nدنائات طبعی ورذایل اخلاقی منزه ومبرا\nنگه میدارد .\nسرچشمه کلیه نیکبختی های دنیوی\nعلم است وبهترين ذرائع ادراك سعادت\nاخروی علم ، فقط این مقال علمها وادياتها\nمیتواند مراتب بلند علم وعرفان را ثابت\nکرده و از شرح وبسط دليل وبلا بن\nما را مستغنی بدارد که\nبی علم نتوان خدا را شناخت\nخوشبخت ترین مللی دنیا همان ملانی\nشناخته می شود که افراد عالم وفضلی بیشتر\nدارند و در سایه علم وافضات زنده گانی\nاجتماعی خود ها را بسر میبرند چه عالم\nاست که واجد مدنيت دنيا كشته و\nعلم است که عالم را سر شاد واخت و\nسعادت گردانیده علم اگر از قدیم است\nیاجدید علم اگر از دین است یادنیا علم\nاگر از روح است جسم واگر از آسمان است\nطاعات یزدانی به حال واحوال\nنوع انسانی انجام میدهد شرافت عالم\nوفضيلت عالم است که موجد اختراعات و\nواكتشافات محير العقولی شده انسانهای\nمترقی را مانند مرغ بهوا پرواز میدهد\nوشبيه ماهی در آب میبرد ، مزیت علم\nواهمیت عمل آنست که نوع بشرو دو\nادامه زنده گانی مدنی بزیور و بروی زمین\nمقتدر گردانیده .\nدر هر کجائی که دستگاه فضیلت\nبیشتر پهن و علم ومعرفت را رواج بازار\nباشد افراد غافل باسواد مستفيد\nبسيار تر بوده واز سعادت حيات بهتر\nمتلذذ می شوند وبرعکس اگر در طبقه یی علما\nکمتر وعلم کم پایه تر باشد جاهل وبی سواد\nبیشتر بوده ومردم بفلاكت ووحشت روز\nگاری خواهد گذرانید\nیکی از متقدمین شعرا وحکمای یونان\nمیگوید : کوری به از جهل است\nزیرا که در کوری خوف هلاك جسد\nاست و در جهل خوف هلال ابد.\nمن این تجربه را گاه وقت بچشم سر\nدیده و بسیار شنیده ام از بی سوادی که\nپاره کاغذی را برفیق دیگر خود داده\nتا مطالب نوشته آنرا برایش بخواند ،\nطرف يك حسرتی به پارچه کاغذ نگاه\nکرده و در جواب گفته تا جان من کور\nهستم وسیاه وسفید را چندان فرق کرده\nنمیتوانم یعنی سواد ندارم .\nچقدر متاثر می شود انسان وقتی يك\nنفر هموطن وا در برابر خود به بیند که\nدرین عصر طلائی باهيكل وقيافه بس عالى\nچشم های قشنگ و درخشنده آن بر مطالعه\nدو سطر خطوط که بزبان مادری خود شان\nدر روی کاغذ رقم شده باشد قدرت\nندارد .\nاین تاثرات باید ما را متغیر ساخته و\nبران وادارد که اگر عالم نشویم اقلا با\nسواد شویم واگر از خود ما وقت گذشته\nباشد اقلا در تربیه و تعلیم اولادان خود\nبکوشم ومعارف را بایستی بصمیمی ترین\nذوق وشوقى استقبال كنيم مخصوصاً درين\nآوان که علم و دانش در سرتاسر\nافغانستان با هتزار است و معارف روز\nبروز درشرف تعمیم و توسعه است وحكومت\nمتبوع ما از فضلا و علی موقد مدرج عالی\nقدرشناسی مینمایند فلاطون عقیده دارد :\nبرای پیشبرد و ترقیات امور بشريه يابد و فن\nزمامدار باشند و یا زمامدار ان فيلسوف !"}
{"book": "adl0789", "page": 361, "text": "اگر ما پرده غفلت را از پیش چشم خود\nبرداریم خود را بيك [خوشبختی?] فوق\nالتصوری می بینیم که با دل بسیار قوی\nوآرزوی شدیدی بایستی در صدد استفاده\nبرائیم ، بیاموزیم و بیا موزانیم تعلیم و\nتربیه بگیریم و تدریس کنیم بفهمیم و\nبفهمانیم عالم شویم و علم خود را برای\nدیگران از قوه بفعل بیاوریم موقع ،\nموقع کار است میدان سعی وعمل مستعد\nاست و این سعادت خیلی قیمت دار است\nکه قاید معظم وپاد شاه ذی شان ما\nعلاوه سابقه در خشان وتجارب فراوان\nيك فرد عالم و دانشمندی تشریف دارند .\nاین موقع را باید قصر علمی افغانستان\nناميد بفكر ما سكوت عين خيانت است :\nبه اقوام وملت ما چطوریکه از ما ها\nقدردانی میشود ما هم حتی الامکان باید\nبنویسیم و آزادانه اظهار عقیده کنیم تعمیم\nعلم وسواد را اساس ترقی شناخته و\nموفقیت های علمی را عملی بسازیم این\nموضوع را بشمارات آینده تفصیل خواهم\nداد .\n\nبحران بيكاري\nدر اوروپا\n۳\nعلاوتاً کثرت آلات و سایل یکی از عوامل\nبزرگ این بحران بشمار میرود . چنانچه\nمتخصصين امريك باثبات رسانیده اند که\nمتحده امريك . کار خانه های که پترول\n\nویا ذغال سنگ اخراج می کند بحدی\nمجهز اند که اگر بخواهند يك ثلث ديگر\nاضافه کار میکنند . هم چنین دیگر\nفابریکات . چنانچه کار خانه بوت دوزی\nکه فعلاً ۳۰۰ ملیون جوره عمل میکند ،\nاگر بخواهند ۹۰۰ ملیون جوره مهيا\nخواهند کرد. همچنین کار خانه موتر که\nسال فی سال ۶ ملیون موتر می سازد تا ۸\nملیون موتر اماده کرده می تواند .\nبعد از جنگ عمومی آینده را چیز\nدیگری تصور کرده میخواستند رفع\nاحتياج في الدازه دنیا را نمایند حالانکه\nاحتياج روز بروز کم شده میرود .\nباهمه مشکلاتی در بالا ذکر یافت ،\nتنزل نقره ، مشکلات طلا پستی اعتبار\nعدم استفاده از سرمایه وشکستہ گی بہ\nتجارت عمومی به این بحران كمك زياد\nنموده . چنانچه در سال ۱۹۳۰ که تعین\nنرخ روی کار شده ، کار خانه ساخت\nساری امريك ، کار خانه ابریشم جاپان\nو کار خانه کنو سازی شمال فرانسه ، بکار\nمانده روز بروز به تعداد به بیکاران\nشان افزود .\nتمام عینی نوع به همدیگر مربوط\nاند ، یعنی بدبختی یکی بدیگری سرایت\nمی کند یعنی این بحران از بحر ها گذشته\nبه دیگر جا سرایت کرده است و دنیا را\nبه غربت کشانیده است .\nاین بحران بیکاری که فی الحقیقت\nنتیجه عدم توازن بعد از جنگ است ،\nبسرعت چالان بوده وسعت پیدا می کند\n\nصحیات\nمالاريا\n(٤)\nاگر خسارات مالی که از مبتلا شدن\nملیون ها اشخاص که مولد ثروت هستند\n\nعلاج\nيورپ را به اقتصاد جدید کشیدن ؟\nتوازن حاصلات ومصرف آن : -\nتجدید قیمت نقره پیدا کردن اعتباو -\nاعتماد دول یکی بدیگر ؟\nرخته غرامات جنگ را بکلی رفع\nکردن ، رفع نمودن مشکلات گمرکی ،\nتعين و صلات از روی احتیاجات ملل\nهرگاه این چند قوت اساس صورت فیصله\nخواهد شد ، پس یقین است که این\nبحران بیکاری بری همیشه رفع خواهد\nگردید .\nولی این ها امید دور و درازی است\nتنها عملی نمودن آن ها باقی مانده است :\n( نائل روژه )"}
{"book": "adl0789", "page": 362, "text": "صفحه ۳\n( شماره ۱۹ )\nمجلد پنجم\n\nو در اثر ملاریا از پای در می آیند در نظر بگیریم و اگر آن بدن های صحیح و سالم اشخاصی که مبتلا میشوند که هر يك در تولید ثروت عمومی قیمت دارند مورد توجه قرار دهیم یکحساب عجیبی پیدا خواهد شد .\nملاریا آنقدر مبتلایان را نمیکشد ولی بقدری بدن را ضعیف میکند که آنها را مبتلا بامراض داخلی گونا گون میسازد وقتی شخصی ملاریائی فوت میکند اطرافیانش گمان میکنند که کشنده او مالاریا نیست بلکه سل ، اسهال ، امراض قلب ، کبد ، خون و اعصاب که حقیقتاً اثرات و بقایای مالاریا هستند او را کشته است در صورتی که قاتل اصلی مالاریا بوده مخصوصا در مواقعی که مالاریا کهنه و سخت معالجه سریع و قطعی قرار گرفته است با کمال تاسف باید متذکر شد که مردم خیلی بی اعتنا و با لاقیدی باین دشمن مهیب مینگرند .\nاغلب تصور میکنند که مرض مالاریا خود بخود رفع میشود یا اتفاق می افتد که برای تفریحات بی معنی و احمقانه صد ها تومان خرج میکنند و وقتی احتیاج به رفع چنین دشمن علنی می گردد یا برای جلوگیری آن وسایلی لازم میشود فورا صرفه جوئی را در نظر مجسم می سازد :\nاما راجع بوسایل علمی برای مبارزه با ملاریا که تا به حال علما قادر بکشف آن شده اند کشفیاتی که شده سه طریقه را بمانشان می دهند :\nاول اجتناب از پشه ها\nدوم ـ نابود ساختن پشه ها\nسوم ـ نابود ساختن پرازیتہایکه در اعضای بدن مریض پنهان شده اند .\nعملی کردن این سه طریقه و نجات یافتن کامل از خرابی ها و خسارات این مرض محتاج به تشريك مساعى ملت و دولت واقدامات اساسی است . برای عملی ساختن طریقه اول لازم است که در فصل و موسمی که پشه ها زیاد اند و از غروب تا طلوع آفتاب مشغول نیش زدن هستند درب و پنجره اطاقها را با در بهای فلزی توری ریز به بندند تا ممانعت از ورود پشه شود ثانیا باید حتماً پشه بند استعمال نمود و ثالثاً در موقع خروج از رختخواب قسمت های باز بدن را با ململ نازك مستور داشت تا هدف نیش پشه نگردد تصدیق میکنم که این قسم مواظبت قدری مشکل است ولی با مقایسه با مشکلات و عواقب وخیم مرض چندان اهمیتی ندارد .\nراه دوم انهدام پشه ها مستلزم اقدامات مهم و مخارج هنگفت میباشد و فقط با مساعدت و معاضدت دولت ممکن است عملی شود زیرا بایستی با طلاقهایکه مراکز تولید پشه های هستند خشك نمود یا با نقط روی آب های بطلاق را بوشاند این طریقه در بعضی از قسمتهای اروپا و امریکا معمول و نتایج مطلوبه بدست آمده است نتایج حسنه نیز از عمل آوردن\nماهی های مخصوصی در آبهای باطلاقی که بوسیله آنها تخمهای پشه ها محو میشود بدست آمده است کشت درخت مخصوصی در نقاط باطلاقی این فایده را دارد که هم باطلاق را خشك می کند و هم در عوض پشه های قشنگی تولید میسازد .\nطریقه سوم ـ نابود ساختن پرازیتہایمرض از بدن مریض میباشد که بهترین و اساسی ترین طرق است با اینکه این طریقه هم مستلزم اقدامات زیاد و مخارج هنگفت است ولی مرضا باین وسیله هم از نتایج وخیم مرض خلاص میشوند و هم از مسئولیت وجدانی سرایت بدیگران بری میشوند .\nدر ایام قدیمه وقتی هنوز تشکیلات مهمه دولتی برای مبارزه با امراض مسریه از قبیل وبا طاعون ، آبله ، حصبه وامراض بی شمار دیگر وجود نداشت قربانیهای امراض مذکوره در هر سال بچندین ملیون میرسید ولی حالا در نتیجه کشفیات علم طب و و سائل متحده دول این امراض روز بروز جلو گیری میشوند . همین ترتیب را باید برای مالاریا ایجاد کرد کلیه امراض مالاریائی را ممکن است در زمستان یا بحساب ملی یا بحساب دولت معالجه نموده بدین وسیله اشخاص سالم را از ابتلاء در تابستان نجات داد برای تشریح این نظریه لازم میدانیم برای نمونه موضوع ذیل را داشته تحریر در آورم :\nدولت سوئد و نروژ قانونی وضع کرده که کلیه اشخاصیکه امراض تناسلی"}
{"book": "adl0789", "page": 363, "text": "صفحه ٤\nشماره ١٩\nمجلد پنجم\n\nو مقاربتی دارند باید بمریضخانهای دولتی مراجعه نموده و معالجه شوند در صورت تخلف اگر کسی را مبتلا سازند باکمال شدت مجازات شده و بجریمه نقدی هم محکوم میشوند . باینوسیله در چند سال ابتلا بامراض مقاربتی تمام شده است چون مبتلایان بحساب خودشان یا اگر بی بضاعت بوده اند بحساب دولت معالجه شده اند\n\nمتاسفانه در مملکت ما يك نفر ممكن است صدها نفر را بدون مسئولیت مبتلا ساخته و در بدبختی و ذلت غوطه ور سازد .\n\nمالاریا با اینکه مرض خیلی مهمی است ولی برای معالجه آن متاسفانه در عموم افراد دنیا يك مفهوم خرافات آمیزی وجود دارد و آن اینست که بطور عموم اعتقاد بر این شده که یگانه علاج مالاریا کنین است در حالیکه کاملا بر خلاف است با اینکه خیلی ها تا بحال در این عقیده هستند که مالاریا با چندین بسته کنین رفع میشود وحتی بعضی ها عقیده شان بر این است که ممکن است مالاریا خود بخود نیز رفع شود عده کثیری از اطبای متخصص اروپائی پس از مطالعات دقیق ثابت کرده اند که حتی استعمال مرتب و مکرر زیاد کنین نیز نمی تواند معالجه قطعی مالاریا شود .\n\n( دکتر ابراسی ) یکی از متخصصین مشهور ایتالیائی پس از تجربه معتدی اینطور نتیجه گرفته است که معالجه معمولی با کنین در مقابل مالاریا کاملا بی نتیجه است .\n\n( دكتر والتر ) در سلانيك معالجه صد نفر از سربازان مریض را بوسیله کنین بموقع تجربه گذارد است ولی بعد از مدتی مدا وا ۹۰ نفر از آنها هنوز مریض بوده اند .\n\n( كار ) مثل علمای دیگر مشاهده کرده است که کنین از خورا کهاى كوچك و بزرگ آنهم با استعمال يك مدت مديدی که میتواند جلوگیری از سرایت کرده و اثرات مالاریا را مشكوك سازد .\n\n( هندی ) پس از مطالعات زیاد اینطور نتیجه گرفته است که با آنکه استعمال زیاد کنین در مقابل مالاریا وسیله مبارزه است ولی استعمال زیاد آن برای کلوبولهای قرمز وسلول های کبدی سم خطرناکی است .\n\nپس با اینکه کنین وسیله دفاعیه محسوب میشود ولی حربه قطعی در مقابل این مرض نخواهد بود ، ممکن است کنین را برای جلوگیری از سرایت مالاریا بمیدان استعمال نمود ولی وقتی پارازیتها وارد خون شدید کنین دیگر بیهوده و بکار نمیخورد .\n\nبعلاوه علمای فوق خیل از علمای دیگر فرانسوی عقیده بر این دارند که کنین بمریضیانی که مبتلایها لاریا از پارازیتهای شبیه بهاه نصفه ( هلال ) هستند هیچ فایده ندارد .\n\nلهذا با کنین فقط ممکن است لرز و تب و عرق که فقط نشانه های بروز مالاریا است رفع کرده آنهم بطور موقت ولی دفع پارازیتها توسط كنين امرى\n\nخبرهای فنون و اختراع\n\nکافور مصنوعی\n\n« كافور » یکی از موادی میباشد که محتاج اليه دنيا است . این ماده نه تنها از جهت آنکه در صناعت ادویه داخل میباشد\n\nمحال و کنین فقط مرض را مستور میسازد و رود کنین در خون پارازیتها را وا دار بفرار میکند ولی نابود نمی سازد .\n\nدر این واخر در معالجه مالاریا با کنین ارسنيك پنه دومول و دواهای دیگر نیز استعمال میکنند و سینا نتیجه خوبی میدهد ولی باز هم نتیجه سریع و قطعی بدست نمی آید مخصوصا اینکه اگر مرض شدت کرده و مریض در حال ضعف باشد برای چنین شخصی حتما لازم است معالجه طولانی آنهم تحت نظر طبيب متخصص انجام گیرد .\n\nبا ذکر اطلاعات موجوده راجع بمالاریا که تا بحال در اثر مطالعات دقیقه بعمل آمده است امیدوارم قاریین محترم روزنامه اطلاعات کاملا واقف گردیده و از هیچ گونه مجاهدات در مبارزه با این دشمن موذی و قوی مضایقه نفرمایند .\nخاتمه"}
{"book": "adl0789", "page": 364, "text": "صفحه ٥ شماره ۱۹ مجلد پنجم\n\nو برای ترکیبات شیمه یائی مورد احتیاج است اهمیت دارد ، بلکه در صنعت میکانیکی وغیر از آن هم مورد استفاده قرار میگیرد در ساختمان فیلم های سینما و شیشه های غیر قابل انکسار تحت البحری ها وصنایع دیگری این ماده مورد همیت است .\nدوات ژاپون بواسطه آنکه یکی از مصرف کنندگان مهم کافور میباشد در ایام جنک تجارت آنرا تحت قیود و شروطی بخود انحصار داده وچون در استحصال آنهم بی مد خلت نمی بود کار تجارت کافور طوری ترقی داد که در امریکا هر سیر کافور بیش از چند دلار قیمت یافت زیرا دولت مزبور مالیات ها و تعرفه های عجیب و مدهشی بر آن وضع کرده بود .\nاز ان وقت باینطرف شیمست های آلمان و امریکا سعی می کردند تا طریقه جدیدی بدست آورند که از آن کافور مصنوعی استحصال شود . بعد از مجاهدات بیشماری آنها بالاخره توانستند که وسیله برای استحصال « کافور » مصنوعی فراهم آورند . حکومت ژاپن نیز بخبط تجارتی خود معترف گشته و فهمیده که منفعت گیری های بیمورد و برای تجارت تصدیی کثیر اینگونه باعث شده تا کافور مصنوعی در دنیا قائم مقام طبیعی گردد ولی چه سود که این توجه بخط مدهش وقتی شده که کار از کار گذشته است .\nدر نتیجه این اکتشاف شمیست های آلمان و امریکا قیمت « کافور » تنزل کاملی نموده و در سال ۱۹۲۶ قیمت تجارتی آن ۲۰ درصد تخفیف یافت و در سال ۱۹۲۷ بطور کلی ۵۰ درصد تسعیر می گردید امسال بمناسبت کسادی و بحران قیمت آن ٦٨ در صد ارزان شده وخریدار موجود نیست . این کافور را «تربنتین» میسازند ومقدار استعمالش درولایات متحده هر هفته ۲ ملیون دلار است وقیمت آن هم از کافور طبیعی گرانتر تمام نمی شود .\n\nکبریت عجیب\nیکی از شیمست های اطریش ؟ نوعی از کبریت را ساخته است که می توان هريك عدد آنرا ششصد مرتبه استعمال نمود هر عدد از کبریات مز بور شبیه « با مكنت سریع » می باشد که خانمها به آن لب های خویش را گلنگون می نمایند . این نوع كبريت معروف « بکبریت مطمئن » و امنيت بخش میباشد . یعنی مشتعل نمیگردد مگر آنکه با يك ماده مخصوصة صطكاك حاصل کند با آنکه تا هنوز ساختمان آن جزء اسرار و رموز عالم صناعت میباشد معذالك مخترع آن معتقد شده که بزودی رواج کاملی بخود گرفته و اقتصاد کاملی برای خانم های مدیره خانواده ها دارد .\nو نیز بعض دیگر نوعی سگرت را اختراع کرده اند که میتوان با اصطكاك بدیوار حفیف طرفی آن ـ مشتعلش ساخته وچون ماده مشتعله آن روی قوطی سیکار موجود هست ـ از استعمال کبریت بی نیاز است .\n\nزره پوش امسال\nاسلحه هوایی قبل از همه جا در انگلستان شروع شده ومورد استفاده جنگی گردید اينك سیستم های جدید « زره پوش » نیز در این مملکت اختراع وتكميل کشته و وارد صحنه جنگ وجدال می گردد .\nنوع امسال زره پوش دارای صفحات پولادین زره مثل زره پوشهای سابق می باشد ، بعلاوه مجهز به تلگر اف بی سیم بوده که در ضرورت بشون اطلاعاتی بمر کز ارکان حرب داده و گرفته :\nو نیز میتوان این تلگراف بی سیم را در میادین قتال بطيارات متصل کرده از رهط ها خبر گرفت و آنجا نیز اطلاعانی داد . این سیستم امسال « زره پوش ها » دارای چرخهای شنیلی میباشد که می تواند در زمین های غیرمسطح ونا هموار بخوبی محولات خود را منتقل داده و عمارات چنگی را از جهت حمله ودفاع انجام دهند اداره هوا پیمائی جنگی انگلستان بقدر کفایت و ما يحتاج خود برای تکمیل تسلیحات هوائی خود بكار خانه معروف « شرکت کرو ملی » دستور ساختمان مقادیر متنابهی از این نوع اخیر زره پوش را داده است .\n(عرفان)"}
{"book": "adl0789", "page": 365, "text": "از چیز چه باشد شرف و سطوت انسان\nپدر :\nایجان پدر قصه يك چهره مقبول\nدر دیده اعمی است همه ناقص و معلول\nجاهل که ز اطلاع و خرد عاری و کور است\nبروی همه معلوم بود مشکل و مجهول\nجهل است سبب خواری و هم ذلت انسان\nپسر :\nبگذار پدر قصه شیرین تر از ین گو\nاز کاله سلورو که که لشکر زمین کو\nاز میله شیخ عادل و زان سربکه دیدی\nاز سه اوغو و چیه و آن قصد و کمین گو\nاز هر چه که خیزد شعف و فرحت انسان\nپدر :\nآیا نشنومن قصه آنمرد نگفتم\nکو گفت که من محرمه سه سال نهفتم\nزین غصه که در کوه که نشاندست درختان\nاز مردی لیلی سخن از کس نشنفتم\nافسوس از ین علم و از ین غیرت انسان\nپدر :\nایجان پدر بحث مکن علم و فن آموز\nز استاد خرد مند ادب هم سخن آموز\nهر چیز که دیدی ز بدی دیده مبند از\nهر چیز که خوب است تو بهر وطن آموز\nکاین است طریق شرف و فتوت انسان\n\nادبیات\n\nاثر اعظمی :\n\nپدر و پسر\n\nپدر :\nگویند که علم وهنر است جوهر انسان\nاو زنگ ادب موج زند گوهر انسان\nپس در ره امال كمرت عشق و مراد بست\nبا فضل و هنر باش و تاج سر انسان\nزیرا که ز علم و هنر است قیمت انسان\nپسر :\nیا بام نوین غصه مکن خاطر خود ریش\nزین سفسطه ها قلب مرا نیز تو مبریش\nدیدی که فلانی بجان جهد ز مکتب\nروزی که ببر آمد نه خرد بودش نه کیش\nترسم ببود علم مجز نکبت انسان\nپدر :\nدر باب فلانی که تو گفتی نه چنین است\nنه نقص بمکتب نه بتعلیم اوین است\nبل بود وی همصحبت وهم مجلس طرار\nگویم اثر صحبت اصحاب یقین است\nمانوس بجر نيك وبد است فطرت انسان\nپسر :\nليكن بمن این وسوسه باقیست و تحصیل\nكاين رمز و معما نتوان یافت به تعجیل\nجغرافی چه ؟ هیئت و شیمی بجه ارزد\nيك در دو دو درسه و چهار است چه تفصیل\n\nباز طرز تازه و موضوع مفیدی است\nکه از طبع رسای آقای اعظمی جستن\nکرده و ستون ادبی جریده انیس را جالب\nتوجه خوانندگان پر ذوق میدارد ولی\nگمان دارم ازین اشعار شعرای نامدار\nوطن همین طور سر سری نخواهند گذشت\nضرور هر یکی این نمونه در تهیه مختصر\nابیاتی شده و زحمت تصحیت يك تذواق\nشايقين عالم و ادب وطن عزیز را بر\nخود خواهند پسندید .\nعلاوه آنکه سرایندگان اینگونه اشعار\nيك وظیفه عمده ملی را در راه ترقی معارف\nعهده دار شده و تحسین عمومی را نصیب\nخواهند شد باز هم هر که موضوعات مناسبتر\nو نا فعترى را در روی این زمینه صورت\nنظم دهد به تصدیق انجمن عالی ادبی از\nجانب ما هم به پیشگاه فضل و دانش او\nشان یکساله جريده انيس بدون تمنای\nقيمت اشتراك مجاناً تقديم خواهد شد\nنگارنده انیس بکمال شعف و بی صبری\nنشر این نوع طبع آزمائی ها را در شماره\nهای آینده انیس انتظار خواهد کشید ."}
{"book": "adl0789", "page": 366, "text": "صفحه ۷\nشماره ۱۹\nمجلد پنجم\n\nخبرهای داخلی\n\nمقرری ها\n\nعالیقدر یار محمد خان مدیر شعبهٔ اول\nصدارت عظمی به قونسلگری کراچی و\nآقای خلیل الله خان بعوض شان بمدیریت\nشعبه اول صدارت عظمی و ع ، س غلام\nصدیق خان رئیس جنگلات سمت جنوبی\nبوکالت تجارت افغانی در پاره چنار و\nق ملا عبد الله خان قاضی دره صوف بقضای\nمحکمهٔ اندراب مقرر شدند .\n\nتعزیر شرعی\n\nچون عبد الله ساکن پوستین دوزها\nکه یک شخص مشهور بالفساد بوده و\nچندین بار بدزدی گرفتار شده بود و\nمسکونین قریهٔ مذکور هم بر بد کرداری\nاو تصدیق نموده بودند لہذا ز محکمهٔ\nشرعیه شرعاً حکم بر تعزیر مذکور صادر\nگردید .\n\nتمهید شوسه\n\nقراریکه از دائرهٔ معابر وزارت داخله\nاطلاع گرفته ایم : سرکیکه محکومتی\nدارنزنگی زیر نظر است از راه میدان و\nسرچشمه الی بهسود تمدید و کار آن تمام\nشده که موتر بسهولت عبور و مرور\nمیتواند :\n\nاصلاح دعاوی\n\nدرین هفته ریاست اصلاحیه موفق\nباصلاح دعاوی ذیل گردیده است : مدعی\nمحمد رفیق ولد سلطان احمد ساکن خوات\n\nوردک مدعی علیه مزانک سنگ ولد جوب\nسنگ ساکن هندو گذر شور بازار و\nمدعی سید غریب ولد سید فقیر ساکن\nشیوه کی و مدعی علیه فیض محمد ولد سلطان\nمحمد ساکن ده افغانان و مدعی میرزا\nعبد الغفور خان ولد محمد کریم خان ساکن\nدرخت شنگ مدعی علیه میرزا غلام نبی\nولد غلام صدیق خان ساکن عاشقان عارفان\nو مدعی محمد حکیم خان ولد عبد الکریم\nخان ساکن شکر دره و مدعی سلطان محمد\nولد امیر محمد ساکن شکر دره بدو خان\nبرگد ملکی ولد نصرت خان ساکن جاجی\nو مدعی علیه میرزا گل محمد ولد محمد فاروق\nخان ساکن سلطان پور سفلی و مدعی احمد\nعلی ولد عبد الصمد خان ساکن اندر غج\nو مدعی علیه عبد الرشید خان .\n\nراپورٹ صحی\n\nقراریکه از دائرهٔ مرکزی شفاخانه\nهای عسکری اطلاع گرفته ایم از اول\nحمل الی اخیر جوزا در شفاخانه عسکری\nسمت مشرقی به تعداد ( ٢٦٠٥ ) نفر\nمریض تداوی و معالجه شده است .\n\nالطاف شاهانه\n\nبمناسبت لطف و مراحمیکه ذات همایونی\nبتمام ملت افغانستان دارند قبلاً امر فرموده\nبودند که یک مقدار مکفی ادویهٔ تب موسمی\nکه طبعاً در ایام سنبله پیدا میشود از\nخارج خواسته با يك دكتور ماهری برای\nتداوی اهالی سمت شمالی بفرستند همین\nاست که از طرف مدیریت مستقله ادویه\nمذکور با دکتور بآن سمت اعزام گردیده\n\nو بتمام نقاط آن سمت خبر داده شد تا\nمریضها را به نزد دکتور مذکور آورده\nمعاینه نموده تداوی شوند .\n\nتأسیس تعلیمگاه های پیاده\n\nتوپچی سواری در کابل\n\nضابطان محترم ما مطلع اند که مجرای\nتعلیم و تربیهٔ جنگ نظر به تکامل و\nانکشاف عوامل متنوعهٔ حرب متمادیاً در\nمعرض تغیر و تبدل واقع بوده زیر شرائط\nعام و فن مخصوصه جریان دارد هیچگاه\nتحت قواعد مخصوصه نیامده پی در پی\nتقاضای وقت و وضعیت را تعقیب مینماید ،\nبنابراین از مجبوریت قطعی است که برای\nتامین اینچنین مقاصد عالیه مؤسسه های\nمکملی تأسیس گردیده تا ضابطان ما پس و به\nمقابله های اردو های دنیا نظراً و عملاً\nتعلیم و تربیه دیده وسائط و حرکات حربیه\nخود را نظر به تقاضای وقت و وضعیت\nاستعمال و اداره نموده طرف استحصال\nنتیجه قطعیه واقع بشوند .\nاینست که حضور اقدس اعلحضرت\nغازی این مجبوریت های اردوی ما را از\nاثر قابلیت های بزرگ عسکرانه شاهانه\nایشان اهمیت دار تصور فرموده فعلاً\nمنظوری تأسیس تعلیمگاه های سه گانه\nفوق را بریاست ارکان حربیه عمومیه\nوزارت حربیه فرمان دادند که باصول\nصحیح و موافق عصر تاسیس نموده در\nتهیه و تدارک وسایط و معلمین آن به\nپردازد تا عموم ضابطان از روی شاهانه"}
{"book": "adl0789", "page": 367, "text": "صفحه ۸\nشماره ۱۹\nمجلد پنجم\n\nاتفاق بدوره های متعدده و مرتبه اشامل\nتعلیم گاهای مذکور گردیده بعد از\nابراز موفقیت، افراد عسکری را از اثر\nتعلیم و تربیه امروزه مستفید سازند و ضمناً\nخاصه های جنگ آورانه افغانان را که از\nصفات اولیه ایشان است در راه محافظه دین\nوطن ، حکومت رونق و اسلوب تازه\nبخشند .\nریاست ارکان حربیه عمومیه وزارت حربیه\nبه تعمیل فرمان حضور همایونی چند یانه\nنیز آمده تعلیمگاه پیاده را در عمارت باغ\nچرمگر و تعلیمگاه توپچی را در منزل باغ\nشیر آرا و تعلیمگاه سواری را در عمارت\nما هتاب باغ تاسیس و مضامین و وسایط هر\nيك آنرا ممکن مرتبه احضار وتدارك نمود\nوعده های ضابطان صنوف مختلفه قطعات\nرا از مرکز و ولایات جلب کرده بداخل\nرقابت های متنوع مشقات و استراحت بهر\nيك مؤسسه ها بحسب خوب مسلك تقديم\nو توظیف نمود علایم ثا بر و کرام های\nمکمل و منظمی ترتیب داده تا هر يك از\nضابطان ما بتواند دوره تعلیم و تربیه خود\nرا در داخل مدت معینه طی نموده\nاستحصال موفقیت نماید .\nافتتاح تعلیمگاه توپچی\nبتاريخ ٣١ سرطان یکی ازین موسسه\nهای سه گانه عرفانی ما ( تعلیمگاه توپچی )\nبموفقیت تمام افتتاح یافت درین افتتاح\nحضور والا حضرت صدر اعظم صاحب\nخصوصاً و عموم اراکین عسکری الی غند\nمشران و مدیران دوایر و برخی اراکین\nوزارتهای کشوری عموما مدعو بودند\n\nبساعت پنج و نیم بعد ظهر یوم مذکور در\nحالیکه عموم ترتیبات افتتاحیه از طرف رئیس\nارکان حربیه عمومیه و مدیریت تعلیمگاه\nتوپچی اختتام یافت و تمام مدعوین حاضر\nشده بودند والا حضرت صدر اعظم صاحب\nتشریف شریف شان را ارزانی فرمودند\nدرین مورد يك قطعه عسکری که بدهن\nدروازه تعلیمگاه ترتیبات گرفته انتظار\nمی بردند ایفای رسم تعظیم نموده و متعاقباً\nعموم مدعوین با کمال شقشاقه متخداً\nاحساسات خالصانه خودها را تقدیم کردند\nوالا حضرت نیز بعد از جوابیه سلام از\nقطعات عسکری، مدعوین حسب حال نموده\nاراده سنيه شان نسبت بتاسيس تعلیم گاه\nمذکور و استفاده ضابطان ما از آن بصورتیکه\nآناً فآناً بقلوب حاضرين يك اميد وسرور\nخدمت وحدقت اعطا نمود اظهار میفرمودند\nمتعاقبا شجاعت همراه آقای محمد غوث خان\nکمند کمشر ومعاون مدیریت تعلیمگاه\nتوپچی و مسبوكا در معلم توپچی از صف\nضابطان عسکری پیش برآمده بعد از\nایفای رسم تعظیم و طلب اجازه ،\nمفکوره خود را نسبت به اهمیت صنف\nتوی چی امروزه و تا سیس تعلیمگاه قرار\nآنی عرض نمودند :\nعرض و بیانیه محمد غوث خان\nوالا حضر تا !\nامروز ، حسیات عسکریه که بکمال\nخوشبختی در موقع افتتاح این موسسه\nجدیده عسکریه بشرف حضور محترمت\nمشرف هستم تماماً از اثر دفع و طرد\nآنهمه متاعبات مادیه و معنویه که\n\nاز سبب عدم موفقیت منوره دیروزه\nعسکری ما راجع بهلاكت وطن وارد\nآمد و در سایه صرف غیرت و همت و\nفدا کاریهای ملی و وطنی ذات شاهانه\nو برادران نامور ایشان زایل گردیده\nمیباشد و این خدمت بزرگراین عالیحضرت\nغازی و برادران عظام ایشان از ان خاطره\nها نیست که از قید و ثبت آن نه تنها تاریخ\nاعصار آتیه ما بلکه تاریخ عمومی کره\nارض اثر خود داری نه نموده و نخواهد\nنمود .\nوالا حضر تا !\nبه تمل این همه حیات نخبسانی که از\nلطف و مرحمت خداوندی و ثانیاً از\nتوجه عالیحضرت غازی و دیگر خدام\nصادق مملکت باین ملت عنایت فرموده\nشده بجز ازینکه بشرف استحصال رضای\nهمایونی تماما بيفدای جان و آخرین\nقطرات خون خویش حاضر شویم دیگر\nهيچ يك تحفه لازم تقدیم بدست نداریم\nوالا حضر تا اهمیت حرب های کنونیه\nو و سایط متنوعه آن بجز از توصیف\nنمودنم ظاهر است که در عالم موجوده\nچه رول ها بازیده و میسازد .\nخصوصاً توپچی امروزه چنانچه در\nمحار به ۱۹۰۴ و ۱۹۰۵ روسی و جاپان\nنسبت به استنشاق حرب مذکور در\nصد ١٤ تلفات از آتش توپچی بوقوع\nرسیده و باقی مانده در صد ٨٦ از دیگر\nاسلحه ناریه و جارحه و وسایط حربیه\nبوده است اما در حرب عمومی ١٩١٤ و\n۱۹۱۸ با وجود اختراعات فوق العاده"}
{"book": "adl0789", "page": 368, "text": "صفحه ٩\n(شماره ۱۹)\nجلد پنجم\n\nاسلحه ناریه وجارحه که آنهم عبارت از تفنگ های ماشیندار و تفنگ های سریع آتش و تانکها و بمبهای طیاره و زپلین ها و گاز های زهردار وغیره باشد بنظر به استنطاق و راپور های حرب خصوصاً در دو سال آخر محاربه بطور وسطی در صد ٥٧ - ٧٧ عموم تلفات از آتش توپ چی بوقوع پیوسته و در صد ٢٣ - ٢٥ تلفان حکومت از دیگر اسلحه و دیگر وسایط هلاک گنده بوده است بطوریکه از باب فنون حربيه يك ضرب المثل میگویند که در حرب عمومی فنون عسكريه و اختراعات خارق العاده حربیة بسیار ترقی و پیشرفت نموده است در ضمن این توپچی يك قدم بسیار بزرك پیش مانده است چنانچه در ماه مارچ ١٩١٨ توپهای دور انداز جرمنی از مسافه ۱۳۰ كيلومتر يك گوله که ٥ سير كابل وزن داشت به پارس آتش مینمودند در صورتیکه تا تاریخ مذکور هيچ انكليفر انجنیز و پروفيسر در دنیا تصور نیز کرده نمیتوانست که مستند بفن انجنیری اینچنین توپ دور انداز خارق العاده ساختن ممکن است ترتیبهائیکه ما امروز در اردوی اعلیحضرت معظم غازی موجود داریم نیز عبارت از توپهائیست که امروزه در اردوی دول معظم دنیا موجود میباشد تعداد این توپها در جباخانه يك اندازه کافی و برای مجهز کردن اردوی اعلیحضرت غازی تا درجه پسند است.\nاگرچه در اثر انقلاب چون از حیث چور و چپاول و تاخت و تاراج باغیان و چون از سبب سوء استعمال آنها یعنی اشخاصیکه نتوانستند آنها را بصورت فنی استعمال بدارند این توپها و نیز نجم زات ملحقه شان متاثر شده وخساره زیادی دیده اند اما تلافی این نقصانات بفكـر مصیب نامدار غازی ما وسعی جدی وزارت جليله حربيه بصورت شاید و باید روز بروز در تکمیل شدنست ، واقعاً امروزه روز برهنمائی وتدبير آن ناجی ملت افغان که وطن وملت را از عرصه نیستی وکم نامی هستی ونيك نامی رسانده ودر آیند. نیز سبب و باعث یگانه نجات وطن مقدس وملت عزیز ما که انواع سعادت ورفاهت جهان در آن مندمج است می باشند یعنی ترقی وسعادت آتیه ما اراده شاهانه و تجویز مصیبت ایشان نسبت به کار انداختن واستفاده نمودن ازین اسلحه فوق الذكر اولاً برای ترتیب وانتظام این توپها اینست که هر گونه ترتیبات لازمه گرفته شده است .\nثانیاً برای بسر رسانیدن اشخاصیکه این توپها را بطوریکه هستند بفن حکمت باشد استعمال وبكار انداخته بتواند از تمام ايالات ومركز يكعده صاحب منصبدا ران از درجه کند كمشران الی بلوكمشران جمع وبه تعلیمگاه استخدام شدند .\nدرین تعلیمگاه از انواع توپهای موجوده در تعلیم وتدريس کرده خواهند شدند در خاتمه موقع را غنیمت شمرده بَرديف تقديم احترام فداکارانه خود دعا میکنیم : زنده باد اعلیحضرت !\n\nبیانیه کافر معلم توپچی\nترجمه عبد العزيز\nبحضور والا حضرت صدر اعظم صاحب وحضار محترم !\nبنده نسبت بعلاقه مندی ومحبیکه به عالم افغانیت دارم از استخدام شدن وتكرار جلب وحاضر شدنم بخدمت عسكريه افغانستان تشکر دارم :\nاعلیحضرت غازی محمد نادر شاه افغان نسبت بعسکریت که مسلك اصلی شان است وحضراً نسبت به تجارب عسكريه که در سالیان دراز داخلاً وخارجاً برای خدمت این وطن بدست آورده اند خوبتر وبيشتر احتياجات وطن خود را حس فرموده بیش از پیش به ترقیات و پیشرفت عسكريه صرف مساعی وعرق ریزی دارند از انجاست كه يك مدت اندك عام عسكرى و تشوری افغانستان را که در اثر انقلاب گذشته محوو نابود شده بود مروز بطوری اداره وتدویر مینمایند که خودم حقیقتاً در بهتری وپیشرفت عسكريه ومانسکیه افغانستان نسبت به سابق خیلی ترقیات مشاهده میکنم .\nچنانچه در زمان سابق كه بنده بايك هیئت مکمله برای خدمت این مملکت حاضر شده بودیم در يك زمان طولی که حادثه انقلاب آن را خاتمه داد به اجرا آن وتعليمات خود موفق نشده نتوانستیم اینست که از اول این سلطنت نادر شاهی مجدداً بهمان ترتیبات سابقه بلكه پیشتر جلب شده وباسبق کمال شروع بنمودن"}
{"book": "adl0789", "page": 369, "text": "( شماره ۱۹ )\n\nبکار در يك جا مشرف شدم و تا امروز هرگونه مساعدت و اعظامات نادر محل توجه وزارت جلیله حربيه است چنانچه امروز که وظیفه مهمه معلمی تعلیمنگاه ضابطان و آمران وخورد ضابطان توپچی بمن محول گردیده است با تعلیمات ابتدا ئیه که فی الحال اندك از ان را بطور نمونه به حضار كرام نشان میدهم موفق شده ام وبحضور حضار محترم از حالا وعده میدهم كه د هيئت برتر امر وزیر صاحب حربيه برای این مملکت آنطور خدمتی کرده باشم که موجب ممنونیت این خاك وشرف عسكريه خود باشد بتواند وانشا الله این وعده خود را عنقریب در دوره آخرین تعلیم گاه بحضور حضار محترم اثبات خواهم نمود در خاتمه برای اعليحضرت نادر شاه غازی و وظیفه داران محترم این مملکت که از دل وجان ترقيات این وطن را خواسته وكوشش دارند موفقیات دايمه را نياز ومملکت مقدس افغانی را بانواع تجددات و ترقیات ممتاز خواهانم\n\nوالا حضرت صدر اعظم صاحب ارض عن محمد غوث خان و بيانات مسبو که ابرا اظهار خوشوقتی فرمودند واز عموم ضابطان تعلیم یافته عسکری رضا مندی فرموده بدعای دوام وترقی لشکر و كشور ختم کلام فرمودند\n\nخبر هاي خارجي\n\nاز ریونر ۱۰ ستعبر\nقرار اطلاع واشنگتن رئیس جمهور هورد و دلال های پنبه ، ومقصدیان بانك راجع به تولید نمودن قروضی بانکی برای تصدیر پنبه مذاکره دارند . و داشت هوس ( اطاق پارلمان امريك ) واداره زراعت يكسره برامکان ومعقوليت وجود يك كنفرانس بين الملى بنبه غور نموده بياروانه بيان نموده میشود . هورو اعتقاد دارد که تا باندازه كه بامريك تعلقی دارد ضرور است تاسيس نمودن قروض برای صادرات به نسبت گفتگو از اداره تحدید پیمانه مساعی زمین راعي پته پیشتر اهمیت دارد .\n\nریوتر ۱۰ ستمبر\nتلگرام لندن بیان میدارد که بودجه تقلیل مهمی در رعایت محصول واردات نشان میدهد محصول علاوه گی ده فیصده و محصول بيريك بنجا في يب محصول نمباکو، پنس فی پوند محصول پترول دو پنس فی گالين و نرخ مستقل محصول :\nواردات شش پنس بلند رفته به پنج شانك بالغ میشود .\n\nریوتر ۱۳ ستمبر\nپیغام بدایست بیان میدارد که ، بنابر انهدام پل در فاصله ده ميل آنطرف پلا پست ، در حالیکه ریل پداپست کولوند از سران عبور می نمود . ده وا گون شکسته بزیر افتاد ، هنوز تعداد تلفات معلوم نیست . از يك فونر که در آن نزدیکی یافته شده است معلوم میشود که برای خراب نمودن این پل طوطۀ شده بود .\n\nاعتبار راه آهن ایران :\n\nقرار مندرجات جرايد ايران لایحه که از از طرف وزارت طرق و شوارع تقدیم مجلس شورای ملی انجا گردیده متذ کر است بر اینکه : خط آهن از بندر شاه الى على آباد که در حدود ۱۲۸ كیلومتر است فعلاً تاحد لزوم تكميل و برای استفاده حاضر و عملیات بهره برداری درین خط مجریان است برای مخارج بهره برداری این خط و همچنین مخارج نقشه برداری از علی آباد الی طهران مبلغی ضمن اعتبار پنج ملیون و دو صد پنجاه هزار تومن که بتصویب مجلس شورای ملی رسیده است منظور ولی برای امتداد خط از علی آباد بطرف طهران در سنه ۱۳۱۰ تا کنون اعتباری تحصیل نشده است ، بغرض این مقصد ماده واحده به امضای رئیس الوزرا ووزير مالیه و وزیر طرق برای منظوری تقدیم مجلس کرده اند که مبلغ سه ملیون و پانصد هزار تومن از محل عایدات قند وشكر برای خرید مصالح و مخارج ساختمان راه آهن در سال ۱۳۱۰ بوزارت طرق پرداخته شود .\n\nقانون ازدواج در ایران :\nاز مدیست نشریات ایران در اطرق قانون ازدواج قلم فرسائی داشته و افکار"}
{"book": "adl0789", "page": 370, "text": "( صفحه ۱۱ )\n\n( شماره ۱۹ )\n\nمجله پنجم\n\nافراد از هر سو صفحات جراید را محل بحث و تنقیداتی قرار داده بودند خبرها اخیری حاکی است که کمسیون عدلیه لایحه را بنام قانون ازدواج که عبارت از ۴۲ ماده باشد تدوین کرده و گذشتاندن آن را از شور دوم مجلس نیز فایق کشته است یقین تا کنون قانون مزبور عملی شده و مصدر اصلاح امور ازدواج یا مظهر حفظ حقوق صحیح زناشوئی قرار گرفته خواهد بود .\nیک عمارت بزرگ :\nدر دولت شوروی به نسبت مفاد عمومی فیصله شده است که در ماسکو یک عمارت بزرگی بنام سویت محل بنیاد گذاشته شود ، برای جلسات عمومی و اجتماعات کارگران در آنجا سالون ها و اطاقهای بزرگ و متعددی بنا شود که بزرگترین سالون آن پانزده هزار نفر گنجایش داشته باشد باقی اطاقها بهر یکی تا شش هزار نفر جای دارد در یک حصه آن کتابخانه عظیم الشانی تعمیر که در آن پنج لك كتاب حفاظت گردد و دو سالون بزرگ هم برای قرائت خانه داشته باشد برای نماینده گان خارجی تا ۱۵۰ نفر اطاق جدا گانه وجود دارد همچنان نماینده گان جراید خارجی مواضع علیحده و جریده نگاران داخل جداگانه محلات برای اجتماع خواهند داشت خلاصه این عمارت سویت محل یکی از بنا های تاریخی دنیا بحساب خواهد رفت .\n( سیاست )\n\nاز هر طرف\n\nنباتات غذائی قدیم :\nمعلوم می شود که اهالی هنود آمریکای قدیم بعض نباتاتی را که در بلادشان میروئید بجای غذا صرف میکردند و این نباتات بمرور زمان و بعد از انتشار مدنیت سفید پوستان در آمریکا از بین رفته و از آن اهمال شده است ، فعلاً وزارت زراعت آمريكا بيك عده تجاربی برای تجربه مواد غذائی در بعض نباتات قیام کرده و از جمله یک نوع کجالوی است که پوست آن کلفت میباشد و معلوم می شود که دارای کمیت زیادی از غذا میها همچنان يك نبات دیگری است که از قند شیرین تر بوده و هنود آمریکا شراب حتی یی از آن میساختند ، همچنان خیلی نباتات دیگری است که تجربیات در اطراف آن اجرا شده و شاید در همین نزدیکی ها وزارت زراعت آمریکا نتیجه تجربیات خود را اعلان کند .\nباغ در کشتی :\nکشتی موسوم به ( لو یا ثان ) از بزرگترین کشتی ها ئیست که در بحر اتلانتيك سير و مسافرت میکند ، درین کشتی يك باغی است که یکی از عمال کشتی به تربیه مواظبت آن پرداخته و دقت زیاد در آن بکار می برد در بین نباتات آن خیلی گل قشنگی است که بیض ها نما در میباشد ، و در اول ها گمان می شد که این گل ها پژمرده و خشک شده و به هوای کشتی نمیسازد\n\nاما بر عکس خیلی با طراوت باقی مانده و ضرب المثل گردیده است .\nطیران ومسافات آن :\nدر سنه ۱۸۰۱ با تمام صد سال پیشتر از هر طرف ولیم چارم امیر طور انگلستان به سرد و هرت بيل سفیر خود بروما امر صادر کرد که بسریع ترین موعدی که ممکن باشد در لندن حاضر شود ، سفیر امر او را اجرا کرده و به منتهای سرعت روانه لندن شده شبا روز را به مسافرت گذشتاند( و در راه جز چار شب استراحتی نکرد .\nاما بعد از ۱۳ روز در لندن در حالیکه از شدت خسته گی نزدیك بمرگ بود رسید ، اما عین همین مسافه را فعلاً طیاره ها یکعشر از هفت ساعت طی میکنند\nبزرگ ترین شهر مشرق :\nدرین شکی نیست که بزرگترین شهر مشرق شهر شانگهای میباشد که ساکنین آن به ( ۱۴۱ ۳۱۵۶ ) نفر بالغ می شود .\nرنگ موی و چشم ها و اخلاق :\nبعض علمای که بعلم قیافه شناسی اشتغال دارند اظهار میدارند که بین رنگ موی ها و چشم ها از یکطرف و از طرف دیگر خوف و غضب علاقه زیاد و مبهمی میباشد نه تنها این بلکه بین سر انسان و اخلاق او علاقه زیادی است . و از روی تجارب کثیره این يك ثابت شده است که صاحب موهای سیاه نسبت به صاحب موهای زرد بیشتر تر سو بوده و کمترین اشخاصی که میترسند صاحبان موی های زرد میباشند"}
{"book": "adl0789", "page": 371, "text": "شماره ۱۹\nمجلد پنجم\n\nفکاهیات\n\nمهمانهای ناخواسته\nشخصی برای کسی خرگوشی بهدیه\nآورده بود او را پخته با یکدگر بخوردند\nروزی شخصی آمده دق الباب کرد گفت\nکیستی گفت همسایه کسی که خرگوش\nبرایت آورده بود او را بخانه برده طعام\nخورانید باز روز دیگر شخصی آمد\nصاحبخانه پرسید تو کیستی گفت من همسایه\nهمسایه آنکه خرگوش برایت آورده\nبود گفت بفرمايید در وقت غذا خوردن\nقدری آب گرم آورده پیش او گذاشت\nمهمان پرسید این چیست گفت این آبِ آبِ\nگوشت آن خرگوش است .\n\nبرج بز :\nوقتی از کسی پرسیدند که طالعت در\nکدام برج است گفت برج بز :\nگفتند در بروج چنین اسمی نیست گفت\nچرا در وقتی که من طفل بودم شنیدم\nکه معلم من میگفت که طالع تو در برج\nجدی است که بزغاله باشد همچنین که\nمن تا حال بزرگ شده ام البته برج طالعم\nنیز بزرگ شده است و الان يقين دارم\nبز است .\n\nبلای بی زبانی :\nدکتر گفت روزی در مریضخانه\nنشسته برای بیمارها نسخه می نوشتم اتفاقاً\nمریضی طالب دوا شد که بدو سه زبانی\nکه من آشنا بودم هیچ نمی فهمید ، بدن\nخود را نشان داد که تماماً بخار گرفت\nنسخه برایش نوشته و باشاره با و فهمانیدم\nکه بايد بمالش کند يعنی دوای خوردنی\nنیست آنروز رفت و چند روز بعد برگشت\nنسخه بوسیده را پیش من گذاشته و\nاصرار کرد که همین نسخه فایده بخشید\nولی کهنه شده خواهش مندم یکی دیگر\nبنویسید وقتی خوب تحقیق کردم معلوم\nشد که نسخه گذشته از مالیدنش و تماس\nبدن او بوسیده شده بیچاره کور مغز\nنسخه را تا دوا تمیز نتوانسته .\n\nپدر و پسر :\nطفلی از پدر خودش تمنا میکند : پدر\n\nجان يك بون پولك خوبی برایم بخر !\nپدر : غير بون پولك هر چه بخواهی\nمیخرم چرا که تو کوشم را از پف کردن\nکر خواهی کرد .\nپسر : نه پدر جان تاتو نه خوابی صدایش\nرا نخواهم کشید :\n\nپینه کاری :\nمردی پیش دلاکی رفت که سرم را\nتراش ، دلاك پس از چندی مالش بر\nقوه که رگ های سرش را بطور آورده\nواشك را در چشمانش بدور آورد پاکی\nآب نرسیده تراش را از چرمك بدر آورده\nوبدویدن شروع کرد ششور خوردی در\nپانزده جای سر حریف را بریده ودریده\nزده وزخمی اش ساخت از هر زخمی که\nخون فواره می کشید فوراً از پنبه کلاه\nواستر جاکت پنبه کهنه بیرون آورده و\nمی چسپاند تا مرد که بی نبرد ولی سوزش\nزخم آن مظلوم مادر مرده را بفغان\nآورده و گفت : خليفه جان بس است\nقربان دست هایت نصف سرم را تو پنبه\nکشتی بگذار بقیه اش را خودم کتان\nمیکارم .\n\n( بقیه صفحه ۹ )\nهمچنان اگر رنگ چشم زردها باشد صاحب\nآن نسبت بکسیکه چشم آن رنگ سیاه\nداشته باشد خیلی زود خشمگین و غضبناك\nمی شود ، و صاحبان سرهای مستطيل و\nخورد خیلی خلق تنگ و دارای طبیعت\nزود تسلیم شدن بخوف نسبت بدیگران\nمیباشند ."}
{"book": "adl0789", "page": 372, "text": "صفحه ۱۳\n(شماره ۱۹)\nجلد پنجم\n\n(بقیه شماره گذشته)\nشرح در بار مکافات\n۱۰ - امیر خان خوستی برگد ملکی چهار صد روپیه معاش شخصی -\n۱۱ مانو خان منگل کرنیل ملکی سه صد روپیه معاش شخصی\n۱۲ - ظریف جاجی کرنیل ملکی سه صد روپیه معاش شخصی\n۱۳ - یقین خان جاجی کرنیل ملکی سه صد روپیه معاش شخصی\n۱۴ - شبك خان منگلی کرنیل ملکی - سه صد روپیه معاش شخصی\n۱۵ خدای نور خان جاجی کرنیل ملکی - سه صد روپیه معاش شخصی\n۱۶ - ص بوستان خان حدرانی - سه صد روپیه معاش\n۱۷ - میرزا خواجه عبد القيوم خان مدیر محاسبه همرکابی - مجدد افغانی بخشش\n۱۸ - ص میرزا محمد کاظم خان - سر کاتب همرکابی دوصد افغانی بخشش\n۲۰ - میرزا صالح محمد کاتب محاسبه همرکابی\n۲۱ - میرزا عبد الواحد خان کاتب محاسبه همرکابی\n۲۲ - ص میرزا محمد یوسف خان چین زائی سر کاتب شعبه واقعه نګاری - سه صد افغانی بخشش\n۲۳ - ف مولوی محمد قاسم خان عضو جمیعت العمیاء نشان استور و یکهزار روپیه ابراز معاش مجدد روپیه بخشش\n۲۴ - ص میرزا عبد الواسع خان یکهزار روپیه بخشش و مصارف علاج دو برلین\n٢٥ - ح صید جہانگیر خان غند مشر ملکی و غند مشر عسکری\n\n٢٦ - ص سید آقا خان\nنفری مسعودي\n۱ - رمضان خان فرقه مشر ملکی نشان درجه دوم\nاز باقی نفری کند کمشر\nکیدان\nکرنیلان\n۴ نفر\n۳ نفر\n١٣ نفر\nوغیره اقوام خوانین هزاره وغیره ٢٥ نفر برتبه های ملکی و نظامی ترفیع یافته اند -\nنفری روساء و خوانین قطغن وبد خشان که بمناصب ملکی از بر گدی تا کیدانی نایل گردیده و بعضی بخشش نقدی هم گرفته اند ٥١ نفر\nاشخاصی که تحت امر وزیر صاحب حربیه مصدر خدمت شده حاضراً در قطا غن و مزار شریف میباشند .\n۱ - ع ش احمد علیخان معین اول حربیه نشان سردار عالی\n۲ - ع ش محمد افضل خان معین سوم حربیه نشان سردار عالی\n۳ - ح عبد القيوم خان غند مشر ثانی غند مشر اول و نشان استور درجه ۳\n٤ - ح محمد علم خان غند مشر ثانی غند مشر اول و نشان استور درجه دوم\nه - ح گل محمد خان غند مشر ثانی غند مشر اول\n٦ - ح احمد شاه خان غند مشر ثانی غند مشر اول و نشان استور درجه ۳\n۷ - ح فخر الدین خان کند کمشر شاهی غند مشر ثانی\n\n۸ - ح عبد الودود خان کند کمشر شاهی غند مشر ثانی\n۹ - ح شیرین گل خان کند کمشر شاهی غند مشر ثانی\n۱۰ - ح محمد طاهر خان کند کمشر شاهی غند مشر ثانی طوپچی\n۱۱ - ش جلال خان تولی مشر سوار کند کمشر\n۱۲ - ش سید عظیم شاه خان کند کمشر ابتدائی کند کمشر انتهائی\n۱۳ - ش یار محمد خان تو ایمشر ما شیندار کند کمشر\n١٤ - ش محمد عثمانخان تو ایمشر کند کمشر\n١٥ - ش فدا محمد خان تو ایمشر کند کمشر\n١٦ - ش عبد العزیز خان تو ایمشر کند کمشر\n۱۷ - ش میر عظیم الدین خان تو ایمشر کند کمشر\n۱۸ - ش نجم الدین خان كاتب كندك کند کمشر\n٩١ - ش فیض محمد خان تو ایمشر کند کمشر\n۲۰ - ش میر آقا خان کند کمشر سابقه کند کمشر\n۲۱ - ش محمد سرور خان کند کمشر سابقه کند کمشر\n۲۲ - ش میر محمد عمر خان خوستی کند کمشر\n۲۳ - ش عبد الله خان بدخشی سراوس کند کمشر\n٢٤ - ش مدیر سید شاه خان تو لیمشر کند کمشر"}
{"book": "adl0789", "page": 373, "text": "شماره ۱۹ مجلد پنجم\n٢٥ - غ تاج گل خان بلوکمشر تولی حشر تو پچی\n٢٦ - غ سید خواجه خان بلوکمشر تولی حشر تو پچی\nاز فرقه تو پچی ٧ نفر بلوکمشر تولیحشر شده\nاز سورای هم ٧ نفر تولی حشر شده\nباز از سواری دو درجه ترفیع ده نفر پرکمشر بلوکمشر شده\nباقی سیزده نفر دیگر از خورد ضابطان بدرجات بلندتری رفعت مقام یافته اند\nو بعضی پول نقد بخشش گرفته اند و فقط یکنفر کندکمشر غلام عمر خان بعلت رشوتخوری موقوف گردیده\n***\nخاتمتاً اعلحضرت غازی بتمام آنهائیکه درین دربار مکافات نایل نشان و رتبه شده بودند تبریک گفته و برعلاوه مکافات بتمام هیأت نظامی هم رکاب وزیر صاحب حربیه یکماشه معاش بصورت بخشش اعطا فرمودند و برای افراد ملکی هم وعده فرمودند که یکمبلغی پول بخشش منظور کرده ام که از وزارت حربیه تأدیاً پرداخته خواهد شد و برای عساکر که از فرق مزار شریف و قطغن بدخشان داخل محاربه شدند نیز یکماه معاش بذل گردید آنهائیکه در اثنای خدمت بشرف شهادت پیوسته و یا از جراحت معیوب شده اند هم تلطف و نوازش از حکومت\nخواهد شد و متعاقب آن والا حضرت وزیر صاحب حربیه به نطق غرائی عسکرانه اختصاراً کوا یف انقلاب و مشتقاقاً خشنودی خود شان را از پذیرائی های مخاطبان شان در کابل و باز اماده گی\nمؤلف : له پلائیه فرانسوی\nشان را برای همیشه بمفدا کاری های نظامی ایراد فرموده باالآخره حضور اعلحضرت ووالا حضرتین صدر اعظم صاحب ووزیر صاحب حربیه بدعا ختم مدعا گردید .\n(١٥) مترجم : حبیب الله طرزی\nمادام سان ژین\nاز فصل هفتم\nخیانت\nبالا می آمدند و آواز سلاح از سنگ های مر مر شنیده میشد !\nحاکم بغضب شده نعره زد : چطور توانستید اینجا بیائید ؟ و بطرف حاکم عسکری شهر برگشته ایراد نمود آقای قوماندان این شورچیان را امر دهید خاموش شوند پیاده ها مجونیهای خود برگردند ! قوماندان « فوراً امر خواهم داد و ( وردن ) در يك ربع ساعت خاموش خواهد بود .\nاین صدای قوماندان را صدای دیگری از عقب او جوا بداد در يك ربع ساعت ( وردن ) نذر شعله ها خواهد بود و در روشنی آن ترانه ملی «رسائیز را خواهیم سرود» حاکم که کوشش می نمود خودش را در پناه اقتدار خودش حمایت کند گفت بکدام حق تو اینجا آمده توانستی برای پراکنده ساختن «مجلس بلدی» مشغول خواهی بود . پور پیر حاضرین را مخاطب ساخته گفت : من شنیدم که شما\nاز کمال خیانت اراده دارید که شهر را تسلیم دشمنان ملت بسازید آیا این مسئله حقیقت دارد ؟ »\nحاکم : «مجبور نیستم که فیصله این مجلس را بشما بگوئم ، لطف نموده بهم راهان خود امر دهید که آتش را منقطع ساخته ازینجا تشریف برند . این شباب برخلاف اوامر شورای (مدافعة ملی) است .\nپورپیر بکمال متانت گفت آقا یون من ! حقیقت است که من امر شورای مدافعة ملی را نگرفته و بر پروسائیها آتش کرده ام ولی برین اقدام مجبور بودم زیرا ایشان قریب دروازه ما رسیده میخواستند داخل شوند ، اینم معلوم است که اشاره دخول را از داخل شهر متوقع بودند من بهرائى رفتم له فيبور يك يك دسته از سربازان خود را بهر موضع نصب نموده دروازه ها را خاک ریز نموده ام حضراً این اقدامات من دشمن را"}
{"book": "adl0789", "page": 374, "text": "صفحه ١٥\nا شماره ١٩ ا\nو مجلد پنجم )\n\nاز تعرض بازداشته است يقتها يك مصادمه\nخفیفی در بين چند نفر استريا تيهـا که\nبملاقات وطن خواهان زیاده تر حریص\nبودند دسته را از سربازان ما واقع کرد . د\nوچند عود فشنگی در بين شان فرستـاده\nشده است در اول اگر چه ميخواستم\nکه ( سواری مدافعه ملی ) را اطلاع دهم\nولی چون دیدم که شهر در خطر است\nمدافعه آن را ضرور تر دیده با همر اهان\nخود میدان کار زار شتافتم واستيلدان\nسواری ملی را برای موقع دیگر گذشتم\nكنترل ( بل موند ) يكقدم پيشتر بر\nداشته گفت :\nآقای شما درین مسئله سهو بزرگی\nنموده اند !\nبوردیير ! رفیق عزیزم ؛ این کار\nمنست اگر نماینده گان حقيقي اهالی\nکه بعداز کمی در نجا هنوز خواهد رساند\nمرا احضار کنند برای رفتار و رويه\nخودم جواب خواهم گفت البته هيئت\nحكومت وردن وافسرهای بزرگ آن را\nمحترم می شناسم و اعتماد کاملی دارم که آن\nها محت وطن خواهان وظایف خود شان\nرا تکمیل خواهد نمود من هم اوامر شان\nرا که متعلق بمعاملات داخلی ومسایل\nپلیس است تعمیل خواهم نمود و از اطاعت\nمن وسر بازانم مطمئن باشند . . . مگر\nراجع بوظیفه من بحيث يك حامی وطن يعنی\nفرستادن چند عدد فشنگ بر ( پیروسیها )\nمن خود مجاز خواهم بود طوریکه بخواهم\nرفتار کنم شما باید بر داشت کنید که\nمن باشما درينجا همسر ودر میدان محاربه\n\nمتحد باشم ، دشمن را دفع نموده وشهر\nعزیز خود را از آنکه کوتی نجات بخشم\nاین الفاظ جدی در حاكم نظامی شهر اثرات\nعمیقی نموده ولی باز هم خود داری کرده\nجواب داد ، بهر صورت شما باید پیشتر\nاز اقدام بکار رای شورای ملی را میگر\nفتيد بوردیاير در حاليكه دشمن در مقابل\nدر وازه های شهر و اهالی هم برای کشادن\nدر وازه ها آمده ( شـورای ملی ) بجز\nاینکه قـوما ندان عسکری امر انسداد\nتجاوز دشمن را دهد چاره دیگر داشت ؟\nعین همین چیز است که من اجرا کرده\nام آیا غیر این او هدایت دیگری از\nطرف شورای ملی صادر میشد ؟ علاوه\nبر آن شما بايد مرا ملزم میدانستید که\nچرا بوقت لازمه دشمن شيايك نكردم\nآنهم ازین بـاعث بود که جبه خانه را\nرا همیندم بدست آوردم بازهم امید دارم که\nهمراهانم وقت از دست رفته را جیره\nکرده خواهند بود ،\nدرین اثنا شليك مدهشی از طرف در\nوازه ( بينت وكتور ) شنیده شد از\nشنیدن این شليك مخوف اینکه استریا تیها\nآنرا بايك بمباره مدهشی جواب خواهند\nداد چند نفر جرنیل که در میدان مقابل\nعمارت معلوم میشدند نیز پرا گنده شدند\nنیپرك كه بورد يوري و متحير و مبهوت\nمانده و هم او ضاع شريفانه و مردا نه او\nاو را بنهایت درجه جذب نموده بود\nخانه را با گام های فراخ عبور نموده\nبا و خطاب کرده گفت : آقای قوماندان\nعلاوه برین نمیخواهم که از هویت من\n\nبی خبر باشید من كونت ذو نييرك يا ور\nجنرال ( كلير فت ) هستم بوردیپر از دیدن\nشخص ملکی که خودش راعسکری معرفی\nمی نمود متحیر شده گفت :\nعفو میخواهم ولی مجبوراً بپرسم که\nچرا ما و يو نیفورمه ، ملبس نیستید .؟»\nنيبرك : « من بحيث يك عسكر درينجا\nنیـامده ام بلکه ایلچيستم که باپیغـام\nرسمی حکومت متبوعم وارد ( وردن )\nگردیده ام ،\nبورد يير ! گمان میکنم که این پیغامی\nکه حضرت عالی باخود آووده اید مطالبه\nتسلیم شهر خواهد بود ؟\nنيبرك : « عين همين چيزست که فرمودید\nبودرييـر يك نگاه متحسسی بطرف\nمشاور ان که باطراف او بودند انداخته تمام\nآنها را دید که باو چشم بچشم شـده\nنميتوانند وروهای خـود را میگردانند\nفهمید که اصل مطلب کجاست ! باز بطرف\nكونت متوجه شده پرسید آقای كونت\nآیا جوابی که برای این پیغام خود گرفته\nاید کدام است دیده میتوانم ؟\nكونت واهی سر خودش را بگوش\nحاكم عسكر نزديك برده آهسته گفت :\nاگر نيبرك همه چیز ها را بگوید این\nبورپیر شیطان میتواند که بواسطه ان فلاشاتش\nمارا تير باران کند !\nنيبرك چون فهمید که جان این دو نفر\nحاكم در خطر است بعد از قدری تفکر\nجواب داد :\nوقت کافی نبود که رای این آقا یون\nرا گرفته میتوا نستم حال چون معلوم"}
{"book": "adl0789", "page": 375, "text": "صفحه ۱۶ شماره ۱۹ مجلد پنجم\n\nمیشود که وظیفه جواب گفتن را شما بعهده خود گرفته اید منتظرم چه بفرمائید ؟\nبو رپیر : پس بشما عرض میکنم که وظیفه ایلچی گری تان بآخر رسیده و اجازه میخواهم که تا استجکامت آخرین اطراق وردن شما را مشایعت کنم ؟\nبمزلد باطاعت او امر آقای قومندان بکمال مسرت حاضرم !\nبورپیر پیشتر از انکه او تا لار عمارت بادی بر آید حضار را مخاطب ساخته گفت بنده با رفقای خودم عهد کرده ام که با آنها یکجا مردن و در زیر خرابه های وردن دفن شدن را بر تسلیم شهر ترجیح خواهم داد اعتماد قوی دارم که شما هم با این احساسات با من شريك خواهید بود .\nوای اگر همه شهر اراده تسلیم را داشته باشند در آن صورت میفرمائید شاید اهالی نمیخواهند بمبارد شوند ؟ آیا بن خلاف اراده و خواهش عامه نفوس آتش کردن را دوام خواهید داد بفرمائید چه خواهید کرد ؟\nاشنیعن جواب شما بنهایت نگران و بی محبم بود .\nبورپیر بعد از لحظه فکر گفت : اگر شما مرا به تسلیم کردن شهر مجبور میسازید برای آنکه چنین يك حقاوت بزرگ و بی شرافتی را نه بینم دماغ خود را خواهم پرانید ، قسم یاد نموده ام که وردن شهر عزیزم را تا بنفس آخرین مدافعه کنم و میز را بشدت با مشت گره خورده زد و انزاد نمود : تا ( بمرگ ) این را گفته از تا لار بر آمد و ليپيرك او را تعقیب نمود لوندال که درین اثنا بر گشته بود آخرین کلام بورپیر را شنیده قداره آوه این مرد خود را خواهد کشت ؟\nاگر حقیقت باشد پس ما بيك بختيم حاکم بدیدن لوندال که تازه گی از شهر بر گردیده بود متوجه شده پرسید آیا جناب بارون خبر خوشی بما داده میتوانند که این قلا شان معا مباه را یکجا کشانیده اند ؟\nبا رون ! با یکدیگر مقابل شده اند دا و طلبان مانند حیوانات وحشی بر بروج شهر گردش دارند تعداد زیادشان از حالا شکار اتس امپز یا شده اند ولی این رزاپان سیزدهم از اشخاص بسیار شجاع و دلیری مرکب اند يك عفريته که میگویند زن کاپیطاق لا فور است بحيث مشروبات فروش با آنها ست این زن بهر طرف دویده سر بازان را فشنگ میرساند و از بم های استرپاتی ها فیوضات روشن را بیرون می آرد حتی هم گفتند که تفنگ ها را از دست سربازان زخمی گرفته بر دشمن آتش میکند ! بدبختانه ما نند او سر باز کم داریم ور نه استرپاتی ها هیچ گاه تا اینجا رسیده نتوانستند .\nوالی : خیال میکنم که هنوز هم جناب بارون امیدی بدل می پرورانید ؟\nبا رون : زیاده از هر وقت این بم باردمان خیلی ضروری بود زیرا مردم بطور کافی متأثر نشده بودند اگر چه ملازم بنا بر هدایات شما در انتشار پرو پاگند چیره دستی بخرج داده بود ولی ساکنین شهر توجهی نمیکردند و در تسلیم شهر متردد بودند فردا علی الصباح همه شان بيك زبان تسلیم شهر را از حکومت مطالبه خواهند کرد و شما را بامضای تسلیمنامه مجبور خواهند ساخت .\nو لی : آهی کشیده گفت : خدا کند مگر حال ایلچی ديوك ( برو نزويك ) باردوگاه خویش عودت کرده است آیا باو رسیده میتوانم .\nبارون : درین صورت کسی را با سواد تسلیمنامه شهر باردوگاه استرپا بفرستید تا ژنرال کابرت را متیقن سازد که فرا دروازه های وردن را در مقابل خودش باز خواهد یافت .\nحاکم : آیا اینچنین يك پيغام مهم بکدام شخص اعتماد کرده میتوانیم لوندال اگر مقاومت میفرمائید بنده حاضرم این خدمت را اجرا کنم .\nولی از خوشحالی زیاد بارون را در آغوش کشیده بوسید و گفت : پس ناجی ما هستید شب خیلی ناوقت بود که لوندال با سواد تسلیم نامه وردن از شهر بر آمده بطرف ار دو گاه استر یا روان گردید فردای آن ژنرال فرانسوی ( بوراپیر ) را در بسترش مرده یافتند ما این مرد با شرف برای آنکه خودش را از مشاهده تسلیم شدن وار ها زنده باشد وعده اش را ایفا نمود .\n( با قیدارد )"}
{"book": "adl0789", "page": 376, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 377, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 378, "text": "انیس\nجریده ملی\nقیمت اشتراك\n\nدر افغانستان ۱۲ افغانی\nمحصول پوسته اطراف و ولایات داخله ۲ \"\nطلبه معارف ۷ \"\nدر ممالک خارجه ۲۰ شلنگ\n\nلطفاً پول اشتراك که بتوسط خزائن دولت فرستاده میشود باید\nرسید عوض و معاوضه باشد\n\n( مطبعه انیس )"}
{"book": "adl0789", "page": 379, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 380, "text": "( شماره ۲۰ )\n\nانيس\n\n(مجلده)\n\nاشتراك سالانه ۱۲ افغاني\n\nمحصول پوست ۲ \"\n\nخارجه ۲۰ شلنک\n\nتاسيس ١٣٠٦\n\nاداره : کابل جاده ارک\n\nمؤسس و صاحب امتياز : محي الدين\n\nمدير و نگارند :\nمحي الدين\n\n۲ شنبه ٥ ميزان ١٣١٠\n\n١٥ جمادي الاول ١٣٤٠\n\nعلم و فن و روابط آن ها با عمل\n\nچطوريكه در مقالات پيشتر از فضیلت علم و لزوم سواد اظهار نظریاتی شده ازين مسائل هم نباید غفلت کرد که بزرگترین عامل انتفاع روحی يك جامعه مترصد عمل است از علوم و فنون يا قبل است از اقوال .\nهیچ کسی نمیتواند منکر فضیلت علم شود مگر وقتی که بشناختن یا شنیدن فلسفیات عالمان بی عمل قایق آید ، آنانیکه علم و فن را سر مایه ترقی ملك و ملت دانسته و بمعجزات آن معتقداند با این نکات هم باید متيقن باشند که علم و فن اگر بدرايع سعی و کوشش در میدان عمل عرض منافع نه نمود حكم جواهر گرد گرفته و یا ثروتهای زیر خاکی را دارند . پیشتر از انکه ما باید متحمل زحمات معدن شناسی شده و یا در جستجوی متخصص عمری ضایع کنیم، اگر بفهمیم که علوم و فنون را برای چه می آموزیم بهتر خواهد بود .\nآموختن علم برای آن نخواهد بود که\nبه مجالس افتخار کنیم و یا در مجاس اراقی باصطلاح به بالا نشینی و بزرك بيروك كفتن بسط نفوذ داده و از علم کار نگیریم .\nیکی از دانایان و اسراریون بزرگ گفته است : علمی که بمداوای دردهای اجتماعی ما كمك كرديست تنها تكمل طواهر پروگرام های مدارس گفته نمی شود ، یافتن معانی اخوت و نوع پروری ، و حس وطن پرستی صفای ضمير و حريت وجدان اینها میتوانند بشر را بسير تكامل صیر ساخته و بخصایص مدنیت دانـا و بـیـنـا سـازد .\nکسی که طالب آموختن علم است یا از آموختاندن آن میخواهد نتیجه حقی بدست آورد بایستی ملتفت باشد كه يك نوع مسئولیت های بزرگی در پیش رو دارد همانطوريكه علم معنویات عالی دارد بهمان پایه لطایف منبعه و خطرناك در برابر راحت روحی آنها اشکال تراشی دارد .\n\nبهترین مواقع مناسبی که برای کسب علم و معرفت اختصاص يافته صغر سن و اوایل جوانی است این مواقع نه فقط از جهات آسوده گی خاطر و معصومیت روحی یا بی آلایشی ذهنی و غیره استعداد های طبیعی برای تحصیل مخصص شده بلکه یکی ز سبب های عمده آن اینست که افراد زود تر اکتساب دانستنی هـا فراغـت یـافـتـه و در بزرگی ، پیری برای خو و دیگران عامل تهیه سعادت و رفاهیت شده بتـواننـد ، و معلومـات مكتسبه را برای خدمات جامعه از قوه بفعل بیاورد .\nکسی که دانه یا شاخه کوچکی را بزمین نصب کرده و به آب یاری و نگهداری او صرف عمر و اوقات دارد از روز اول منتظر برو در فکر ثمر است پدر و مادری که خود در نهایت عسرت زنده گی بسر کرده و با شك چشم و خون جگر اولاد تربیه میکند از رضا دادن او بمتاعب و خوشوقتی هایش در رشد و نمو و پیشرفت های اولاد او بخوبی میتوان فهمید که هر لحظه بخاطر این"}
{"book": "adl0789", "page": 381, "text": "آرزوها را می پرورد : تا یکروزی در سایه همت و فتوت او جالب نفع و دافع ضرری گردد همینطور بنا بر سد بوطن و مملکتی که مربی افراد يك ملت و قوم میگردند همچنان بآنها حق باید داد که با شدید ترین تمنائی مترصد حاصل زحمات و طپیدن های خود باشند\nاین واقعات به انسان می فهماند که هر کامیابی در اثر يك گونه اقداماتیست که مکافات میخواهد و هر نوع سرمایه معنوی و ظاهری برای مصارفاتیست ، علوم و فنون که قدر و قیمت دارد یا ذرایع زیب و زینت نوع انسان گفته می شود تنها برای آرایش و نیکهداشتن نیست ذخیره برای مصرف است و اندوخته همچنان برای رفع حاجت .\nعلم و معرفت اگر در سینه جا گرفت که در طراوش عالمی ( معقول یا غیر معقول ) داشت بکتابخانه در بسته شباهت دارد وفن صنعت هم هر گاه در دست و بازوئی بماند که در موقع لزوم از هموطن و همنوع دستگیری نه نمود مانند جواهری است در صندوق وخریطه سر بسته که این هر دو بجهت دور ماندن از محل استفاده عدمش به ز وجود است .\nباز کاش این جهات در بسته و سر بسته مانده و هر گاه نفعی بجامعه و بشخص آنها نمیرساند به خود آنها و دیگران صدماتی هم نداشته باشد .\nدر عالم شرق بسیار دیده شده جاهلی که در صدد تحصیل علم بوده و یا بعالم\n\nگفته شده اند در اثر آن دارای يك نخوت و غروری گردیده اند که گذشته از هم نوع و هم وطن حتی اجزاء فامیل و نزدیکان خود را بنظر نفرت ننگر یسته و نخواسته است يك لحظه با او طرف صحبت واقع گردد چه جای انکه برای مفاد اجتماعی آنها ظهار همدردی کرده باشد بعضی هم که از تبختر دور فتاده بلعكس بطرف ضد غرور بمحاری متوجه گشته که مناعت نفس را بکلی باخته و در مراحل ضعف اخلاقی گیر مانده ، دونیهای علتی را بسوء استعمال کرده اند .\nاین هر دو قسمت از حقیقت کار و کوشش و سعی وعمل بکنار افتاده بلكه اکثر اوقات تیشه ریشه خود گردیده اند ولیکن تر از همه با نیکه مانند طبقات اولی نخوت نداشته و بطریق دومی ها ارتجاع افراط هم بخود نه بسته باز عیوب دیگری داشته اند که ازین هر دو مذموم تر بوده آن بخل وحسد است که زبان عامه چشم تنگیش میتون تعبیر کرد .\nاین عده نخواسته اند اطلاعات و معلومات آنها را یکنفر هم جنس شان دارا بوده و مانند خود شان بحیثیت علمی در جامعه عرض وجود کنند ،\nبیاد دارم وقتی در خارج وطن بیکی از هموطنان بر خوردم که در زبان عربی زمان درازی را برای تحصیل صرف کرده و در بعضی از علوم تا اندازه آشنا شده بود بيك رشته از ان علوم که محل احتیاج من بود از و معلومات خواسته\n\nبل طالب تحصیل آن شدم ، او یکسال ساده گی همان مراتب و مراحلی را که خودش طی کرده بود بمن تکلیف نمود چون وقت مقتضی نبود گفتم شما که این مدت در از را بیشتر برای آشنا شدن زبان صرف کرده و کمتر برای کسب عالم زحمت کشیده اید ممکن است قسمت های علمی را بزبان ما ترجمه کنید تا افراد دیگری هم که مانند من طالب وشایق تحصیل اند بزودی کامیاب شوند و هموطنان از تکلیف تحصیل زبان فارغ بوده عالم شوند ، او بيك قیافه حسادت آمیزی بمن نگریسته و گفت خوب میخواهید کار را آسان کرده و بمفت و بدون زحمت استفاده کنید !\nمقصود خود او نمیخواست علم وسعت پیدا کند و قدر خودش کم گردد اینطور اشخاص عالمی بی عمل گفته می شوند و وجود اینها سربار جامعه واسباب ننگ وعار ملت است ! امروزه خدا را شکر گذاریم که در وطن علم وفضیلت وفن وصنعت بدون موانعات پیش میرود و رواج می یابد نویسنده هایا يك شوق و ذوق در مطبوعات وطن جلوه آثار میدهند شعرا بسبك و طرز تازه طبع آزمائی مینمایند اکثر متعلمين نونیزز مدارس يمن پیشنهاد میدهند که قسمتهای ترجمه اگر لازم باشد از السنه خارجی برای جریده انیس تهیه کنیم .\nجناب مولوی کا موی در تعلیمگاه عسکری از فنون حربی اظهار عقیده کرده و ترقیات عساکر را استقبال میکنند اعلیحضرت غازی جدی از جنبه"}
{"book": "adl0789", "page": 382, "text": "صفحه ۴\nشماره ۲۰\nمجله پنجم\n\nسیاست عالم :\nهای علمی وفنی تقدیر کرده و بر قیمت\nمقامات این آب وخاك اظهار علاقه مندی\nو تقدیم فدا کاری می فرمایند که شهزاده\nمحمد ظاهر جان و جناب اسدالله جان و\nآقای محمد داود جان را برای تحصیلات\nفنون عسکری بحيث يك سپاهی انداز\nبهمان لباس و اساسی که سایر افراد\nقشونی - وجود دارد بشمولیت تعلیم\nگاه پیاده امر و ارشاد میفرمایند .\n\nمشکلات اروپا\nغرامات وقروض جنگ مساعدت با آلمان خسارتی که دول\nاز پیشهاد هو ور خواهند برد\nدر اروپا امروز شاید هیج مسئله بقدر خارجی است .\nمسئله غرامات ودیون جنگ مورد توجه مثلا آلمان در سال ۷۵ میلیون لیره\nنباشد ، نه تنها در اروپا این موضوع توجه انگلیسی از با بت غرامات میپردازد\nاست بلکه آمریکا نیز نهایت علاقمند این باستثنای غرامات جنسی و منافع قروض\nموضوع بوده و بطور کلی میتوان گفت که دیگر ، و مبلغ سال بسال اضافه میشود\nموضوع غرامات و دیون جنگ را تا آنیکه در ده سال دیگر بالغ بر یکصد\nارتباط کاملی با موضوع خلع سلاح عمومی میلیون لیره میگردد .\nمیباشد و خلع سلاح عمومی نیز گذشته انگلستان در سال در مقابل این مبلغ\nاز اهمیت سیاسی بین المللی که دارد اساساً را از بابت دیون خود میپردازد و مبلغی\nدر رفع بحران اقتصادی مؤثر بوده و را که فرانسه میپردازد قريب بيك ثلث\nشبح مخوف بحران را که در سر تاسر از بودجه او میباشد و همچنین سایر دول\nاروپا قیافه مهیب خود را نشان داده است به نسبت تعهدات خود مبالغ هنگفتی از\nبر طرف خواهد ساخت .\nیکی از بزرگترین مشکلاتی که امروزه بابت قروض جنگ میپردازند يك عده\nزیاد از رجال اقتصاد اروپا و آمریکا در از توازن اقتصادی دنیا جلو گیری نمود\nو مانع باز گشت امور بمجرای طبیعی مقابل این وضعیت تفکر لزوم الغای تمام\nقروض غرامات جنگ افتاده که یکمرتبه خود میباشد زیادی مالیات در ممالک تمام آنها الغاء شود ، و بودجه های ممالك\nبزرگ اروپا ست مالیاتهای مز بور را از زیر بار سنگین این ارقام هنگفت\nقدرت و قوه خرید را در دنیا کم نجات دهند تا در اثر آن تخفیف در مالیاتها\nوضعیت نموده و یکی از علل مهم ازدیاد روی داده رفاهیت بمردم روی آور شود\nمالیاتهای هنگفت بودن قروض جنگ و قیمت مصنوعات پائین آمده و دول هم\nاست ، منافع و اقساط قروض مز بور از افراط کاری در ایجاد سد های گمرکی\nرا كه هر يك از دول بدر سال میپردازند خود داری و خلاصه آسایش عمومی\nهر گاه با رقم بودجه عمومی آنها مقایسه دنیا تامین گردد .\nکنیم می بینیم تقريباً يك ثلث يا يك خمس ولیکن دولت اتازونی که کلید این\nاز کل بودجه آنها را تشکیل داده و کار بدست او است و حل اینمشکل منوط\nقسمت اعظم از قروض مزبور هم قروض\n\nشاه و گدا عالم و بی علم همه در صدد\nکار وکوشش اند حیف است از آنها ئیکه\nاستعداد خدمت داشته و بخواهند کار\nکنند باید مصائب حیاتی را مغلوب کرده\nو بوسایل ممکنه خود را قانع ، از\nانزوا منصرف و بکار آماده ساخت\nنه بسیار مغرور باشیم و نه ضد آن و نه\nبخل پیشه کنیم و نه حسد مفکوره های\nعلمی را عملی بسازیم ، حضرت عملی\nكرم الله وجهه میفرماید مال از بخشش\nنقصان پذیرد ولی علم از بذل فزونی گیرد\nعلما و دانشمندان ما نباید از گفتن و\nنوشتن اندیشه کنند و یا درین طور\nمواقع از میدان کار وکوشش بی طرفی\nاختیار ."}
{"book": "adl0789", "page": 383, "text": "با اراده او است الغای فروش جنگرا\nنمیپذیرد و دلیلی که برای عدم قبول این\nنظریه دارد اینستکه اگر می خواهیم\nفروش جنگرا الغاء کنیم و این کار را\nهم کردیم تازه دنیا استفاده از این\nاقدام ما نخواهد کرد ، زیرا دول اروپا\nدر تصمیمات بری و بحری خود بیکدیگر\nسبقت گرفته و بدون اینکه توجهی به\nوضعیت اقتصادی داشته باشند در تسلیحات\nمسابقه گذارده اند .\nدول مزبور اگر حسن نیت در اینکار\nداشته باشند پیش از آنکه تقاضای الغای\nفروش جنگ را بنمایند شخصه اقدام\nدر تقلیل اسلحه خود نموده و مخارج\nتسلیحات را بکمترین حد معقول تقلیل\nداده بطوری که با احتیاجات دفاعیه آنها\nمتناسب باشد ولی دول اروپا اینکار را\nنکرده یا نمیخواهند بکنند .\nامریکا با این وضعیت هیچگاه حاضر\nنیست که فروش جنگ را ملغی ساخته و\nتازه وسیلۀ بدست دول اروپا برای تزئید\nتسلیحات بدهد و در ضمناً آنها را تشویق\nو تشجیع باین کار نموده باشد .\nو نظر باینکه کنفرانس خلع سلاح\nدر اوایل سال آتیه در ژنو منعقد خواهد\nشد و از طرف ولایات متحده آمریکا هم\nدر کنفرانس مزبور نماینده وجود\nخواهد داشت ، بنا بر این موقعیت او در\nمقابل مسئلۀ فروش و غرامت جنگ\nمتوقف بر کارهای کنفرانس مذکور\nاست که در عملیات خود موفق خواهد\nشد یا نه !\n\nمستر استمسن وزیر خارجه امریکابیه\nاروپا مسافرتی نموده که رجال سیاسی\nو مسئول پایتخت های بزرگ اروپا را\nملاقات و با آنها مذاکره نماید .\nدر لندن باتفاق مستر ملون وزیر مالیه\nامریکا ملاقاتهائی بعمل آورد .\nدر رم با اولیای امور دولت ایتالیا و\nدر پاریس با اولیای دولت فرانسه\nمذاکره کرده و در کنفرانس با اولیای\nامور دولت بریتانیا و آلمان مذاکره\nبعمل آورد و روی همرفته از بیانات او چنین\nمستفاد می شود که در صورتی که دول\nاروپا در کنفرانس آتیه خلع سلاح\nحسن نیت صلح جویانه خود را بمنصه\nظهور رسانیده و ثابت کنند امریکا هم از\nمساعدت دول اروپا در باب مسائل قروض\nجنك خود داری نخواهد نمود بنا بر این\nملاحظه میشود که آینده دنیای اقتصاد با\nاین وضعیت يك جزء اعظم آن متوقف\nتبیین سر نوشت کنفرانس خلع سلاح\nمیباشد .\n* * *\nمساعدت با المان\nدر حقیقت امریکائی میل نیست به\nاروپا مساعدت کند ولی این مساعدت تا\nجائی است که منافع و مصالح تجارتی و\nاقتصادی اناروتی در اروپا تامین شود .\nامریکا وقتی بچشم بصیرت ملاحظه\nنمود که سرمایه او در آلمان در معرض\nخطر واقع گردیده و بحران مالی آلمان خبر\n\nاز نابودی سرمایه امریکا میدهد بدون\nمقدمه پیشنهاد تاخیر پرداخت غرامات\nو قروض جنك را نموده به طوری که تمام\nمحافل سیاسی و اقتصادی دنیا از این\nپیشنهاد متعجب شدند کار این پیشنهاد\nبه کنفرانس لندن کشید . و کنفرانس لندن\nوظیفه را که نصب العین خود قرار داد\nيك مساعدت مالی بین المللی به آلمان بود\nکه او را از خطر ورشکستگی مالی نجات\nدهند .\nحال ما در اینجا ناچاریم که در زمینه\nخطری که با آلمان روی آور شده بود\nمختصری توضیح دهیم :\nآلمان سالهای سال بود که میدان\nفعالیت اقتصادی و مورد استفاده سرمایه\nهای خارجی بود . زیرا در همان موقعی که\nبانکهای امریکا مثلا از بابت وجوه و دیعه\nکه نزد آنها گذارده میشد منافعی پیش از\nيك و نيم در صد نمی پرداختند بانکهای\nآلمان از بابت ربیع ودایع مزبور پنج\nو ده در صد میپرداخت و لذا صاحبان\nسرمایه در امریکا و در انگلستان و\nممالك ديگر سرمایه های خود را برای\nاستفاده بیانگهای آلمان سپرده بانك های\nمزبور از دست آنها این وجوه را در\nیافت و با دست دیگر بمؤسسات صنعتی\nآلمان پرداخته و مؤسسات مزبور هم\nبنويه خود دایره عملیات خود را نه تنها\nدر آلمان بلکه در روسیه که میدان بزرگی\nبرای فعالیت اقتصادی و استفاده از سرمایه\nبشمار میرود توسعه داده و شروع بکار\nنمودند ."}
{"book": "adl0789", "page": 384, "text": "شماره ۳۰\nمجلد پنجم\n\nبه همین مناسبت سرمایه های خارجی که در آلمان بکار افتاده شد یکباره بالغ بر هزار ها ملیون لیره گردید و مؤسسات بانکی و صنعتی آلمان با پرداخت منافع زیاد سرمایه های مزبور را مورد استفاده قرار دادند .\n\nو هنگامیکه بحران مالی در دنیا بروز نمود ، و قیمت مواد فوق العاده تنزل پیدا کرد وقوه خرید خصوصا در هندوستان و چین و آمریکای جنوبی بی اندازه ضعیف گردید مؤسسات صنعتی آلمان دیگر قادر بصدور جنس بمقداری را که پیش از این صادر میکردند نبوده و بر اثر تقلیل صادرات مؤسسات مزبور عایدات خزانه دولتی آلمان نقصان پیدا کرد در حالیکه اقساط غرامات سال بسال بطور تعادل نسبی بر طبق نقشه يونك ترقی پیدا میکرد برای جبران این کسر بمالیات های عمومی افزوده شد ، و صرفه جوئی و اقتصادی در تمام دوایر موسسات دولتی به اشد صورت اجراء گردید صاحبان سرمایه از ترس بحران شروع نمودند سر مایه های خود را از آلمان بخارجه انتقال داده و همینکه دولت آلمان شروع نمود که مساعی لازمه برای تاخیر پرداخت غرامات عملی آورد صاحبان سرمایه بیش از پیش ترسیده و بیشتر در خارج نمودن سر مایه خود از آلمان فعالیت مخرج دادند و باندازه در این قسمت افراط کاری نمودند و ترس\n\nو وحشت آنها را فرا گرفته بود که در نتیجه بازار مالی آلمان هم دو چار ترس و وحشت شده و آلمان طوری دوچار بحران مالی گردید که کنفرانس دول هفتگانه در لندن به رفع آن تشکیل شد .\n\nدو عقیده در بین آنهائی که مشغول بامور کنفرانس بودند برای مساعدت بالمان وجود داشت که در همان موقع روز نامه تایمز لندن اظهار داشت :\n\nاول آنکه تنها مساعدت بآلمان برای نجات او کافی نیست زیرا علت اساسی کثرت قروض و عدم توانائی او در پرداخت قروض مزبور میباشد و ممکن نیست یک نفر آدم بده کار را بازیادتی بدهی او نجات داد و عقیده دیگر تنظیم يك مساعدت مالی بین المللی عمومی بود که بآلمان بشود و این برای عهدها صاعقه بود که هر دولتی دو چار بحران مالی گردید و نظیر آلمان مواجه با خطر شد او را نجات دهند .\n\nکنفرانس لندن کارهای خود را خاتمه داده و نتیجه که از این کنفرانس بدست آمد تا خیر پرداخت قروض کم مدت در ظرف سه ماه بود ، و قروضی که موعد آنها نزديك با تمام است يك فقره بالغ بر يكصد ميليون دالار می شود و بقیه بالغ بر ۵۰ میلیون است تا خیر پرداخت آنها برای یکمدت معین در واقع يك\n\nمساعدت موقتی است که به آلمان شده تا در خلال آن مجالی پیدا کند که موفق باستقرار وضعیت مالی خود شود . يك کمسیون هم از متخصصین او ضاع اقتصادی ممالك آلمان تشکیل شود که تا آن موقع کارهای خود را تمام کرده باشد .\n\n*\n* *\n\nپیشنهاد مستر هو ور\nپیشنهاد مستر هو ور که فوقاً بدان اشاره نمودیم و در حقیقت کنفرانس لندن و پاریس به اثر آن تشکیل گردید بسطور خلاصه میگفت یکسال تمام از اول ژویه ۱۹۳۱ تا ۳۰ ژوئن ۱۹۳۲ قروض جنگ و غرامات پردا ختش تأخیر شود این پیشنهاد برای تمام دول حتی خود امریکا ضرر داشته و فقط آلمان از آن استفاده می نمود . و دولت انا زونی به تنهایی با و جود کسر بودجه مهمی که دارد و ناچار است که بواسطه عقد قروض داخلی جبران کسر مزبور را نماید پنجاه ملیون از اجرای این پیشنهاد خسارت متوجه او میگردید و انگلستان هر گاه حساب آنچه را که از دول متحده بده کار گرفته و بامریکا میپرداخت حساب کنیم بازده ملیون لیره ضرر میکرد ، زیرا انگلستان سی و سه ميليون ليره همه ساله بامریکا می پردازد و از دول متحده و آلمان و"}
{"book": "adl0789", "page": 385, "text": "صفحه ٦\nشماره ۲۰\nمجله ۱\nمستعمرات مستقل خود چهل و چهار مليون ليره دریافت مینماید . و فرانسه قریب به شانزده ملیون لیره ضرر میکرد یعنی تفاوت بین آنچه را که با مریکا و بریتانیا میسپر دازد و بالغ بر ۱۳۰ مليون و پانصد هزار ليره است و آنچه که از آلمان دریافت میکند مبلغ مذکوره در فوق (١٦ ملیون ) لیره میباشد منافع خالص او از غرامات با لغ بر سی و ۶ مليون و نیم است که دویست و پنجاه هزار لیره هم اقساط قروض بعضی از دول دیگر آن بآن اضافه میشود .\nو اما آلمان از اجرای پیشنهاد هو ور با لغ بر هفتاد و پنج ملیون لیره استفاده میکرد که تقریباً ۵۶ میلیون آن از بودجه سال جاری او بوده ۱۹۳۱ - ۱۹۰۲ و مبلغ ۱۹ میلیون لیره هم از بابت بودجه سال آتیه او محسوب یعنی كمك ميشد بعد از آلمان بقیه دول متحده از پروژ هو ور استفاده میکردند باین ترتیب که ایطالیا با مریکا و انگلستان و فرانسه و مقرض بود در صورتیکه از غرامات بجنك جز به بهره قلیلی نصیب او نمیگردید و بالنتيجه ملاحظه مینمائیم که او این گه یکه موافقت با پروژه هو ور نمود ایطالیا بود که بدون هیچ قید و شرطی آن را قبول کرد و همچنین دول بلژيك و يوك اسلاوى وجك اسلو کی و لهستان و دول\nافتخار اختراع حروف هجا بکه راجع میشود ؟\nصفحۀ مجهول از تاریخ مدنیت متعرض شده .\nدر شمال شرقی شهر ( لاذقیه ) و به بعد هشت میل از خلیج طبیعی که فعلا به نام « مينا بيضا » شناخته می شود ، و در كوچك دريگز ارو پایی مر کزی و شرقی استفاده میکردند .\nولی دول معظمه اروپا در کنفرانس لندن قضیه را بصورت دیگری در آورده که نتیجه آن را فوقاً شرح دادم در هر صورت اوضاع مالی در آلمان تا حدی نسبت بچندی قبل رضایت بخش تر گردیده و بواسطه تدابیر لازمه که دولت اتخاذ نموده است از خرابی یکسره جلو گیری شده حال باید انتظار نتیجه تحقیقات کمسیون متخصصين و بعد هم کنفرانس خلع سلاح را داشت که در اوضاع عمومی این مملکت فوق العاده تاثیر دارد.\n( از اطلاعات )\nنزدیکی این بندر گاه ( عبا ) پشته است که ارتفاع آن قریباً به (۷۰) قدم بالغ شده و بنام ( راس شمرا ) معروف است در جوار این پشته در همین آخر ها غالبا آثاری یافته اند که خیلی مهم بوده و دلیل بر يك مدنيت منقرض شده میباشد ، و معلوم میشود که این بلاد مقر يك قومى بوده است که ترقی خیلی زیادی داشته اند .\nکاوش این آثاریکه ما بشرح میدهیم عادتاً مثل دیگر امثال آن بصورت اتفاقی بوده است زیرا یکی از زارعین در آنجا به قلبه زمین مصروف بوده وقتیکه گاو آهنش به يك سنگی مصادف شده آنرا از جایش کنده و در زیر آن سرداب مظلمی نمودار شد که منتهی به يك گنبدی زیر زمینی خالی میشد . این گنبدی زیر زمینی قبر خیلی قدیمی بوده است که معلوم میشد سارقین بر آن تاخته و از محتویات آن چیزی باقی نگذاشته اند ، وقتیکه خبر این اکتشاف به اکادمی نقوش و آثار دفینه فرانسوی واصل شد ، باین اکتشاف خیلی اهتمام نموده و هیئتی برای حفر و تنقیب آنجا بریاست که بروفيسر ( شيفرو شتید ) فرستاد ، که این که پرو فیسر از بزرگترین علمای آثار میباشند و این واقعه در بهار سال ۱۹۲۹ واقع شد وقتیکه این هیئت به محل مقصود رسیده و به کار شروع"}
{"book": "adl0789", "page": 386, "text": "کردند برای شان واضح شد که زمینی بین پشته (رأس شمرا) و ساحل بحر واقع است در عصور گذشته مقبره بزرگی بوده و در جوار آن شهر بزرگی نیز بوده است که بسیاری از ابنیهٔ بزرگ و مجلل آن در زروهٔ همین پشته بنا یافته بود بناءً علیه هیئت کارهای خود را به دو حصه تقسیم کردند: اول آن تنقیب و کاوش ابنیهٔ که بالای پشته بوده است و ثانی کاوش قبوریکه در نشیبی واقع در جوار و مینا بیضاء است.\nتقلید غیر دقیق\nپس از بحث و تنقیب معلوم شد که جزء شمالی مقبرهٔ که مجاور ساحل است تماماً خالی از قبور و آثار مرده ها میباشد، اما پراست از آثار و ادوات و ظروف که از سفال ساخته شده و بعضی ها تا هنوزه هم خالی از هر عیب باقی مانده است. بین این ادوات یک عده ظروف های مصری یا شبه مصری میان آنها یافت شد.\nوقتی که یکی از قبرها را شگافتند تمثال یک پرنده از برونز یافت شد که در سر آن تاج مصر علیا و سفلا را قرار داده و در پهلوی آن پرنده دیگر خورد تر از او مرصع به طلا بود که بین پایهای آن تمثال آلهٔ کوچکی از طلا بوده و چشم هایش مرصع که تمام اینها تقلید از صناعت مصر بوده ولی غیر دقیق و مخلوط به بسیاری از آثار اجنبی همچنانیکه عادت فنیقیها در هر چیزی بود و سعی نداشتند که چیزی را از روی دقت تقلید و نقل نمایند.\n* * *\nهیئت مذکور در نزدیک این آثار دو تمثال دیگر از دیگر آلهه ها یافتند که معلوم شده اصلاً آسیائی بوده است، یک تمثال دیگری هم از پرنز که ارتفاعش ۷ انگشت بوده و دست راستش بالا و دست چپش بطرف مقابل دراز شده بود یافت شد، بر سر این مجسمه تاج بزرگ موشی به طلا و رویش مرصع به طلا بود در سینه و بازوها و زانوهایش سپری از نقره قرار داده و در دست راستش نیز چوبی از طلا بود، در یکی از انگشتهایش انگشتر طلا و در گردنش گردن بندی مرصع و مجسمه از آلههٔ کوچک عاری الجسم بود آویخته بودند. در هر دو دستش نیز صوکانی بشکل صدر و در سرش نیز چادری شبیه چادری که بر سر هاتور (مادر یکی از آلهه های مصری) میباشد بود.\nهیئت مزبور همرای این آثار یک عده زیادی از ظروف سفالین که بعضی آنها قبرصی و بعضی «میسینی» و بعضی ساخت خود ایشان بود نیز یافتند، و حاجت بگفتن نیست که تنوع این آثار دلیل بر این میباشد که مدنیتی که درینجا قایم بود مخلوط از ملل و اجناس مختاق مثل اکثر پایتخت های بزرگ این عصر بوده است و البته جای تعجبی نیست زیرا شهر در بندرگاه بزرگی بنا یافته بود که مسافرت اشخاص از بلاد مختلفه و تمام ممالکیکه در اطراف او و سواحل بحر سفید متوسط واقعند در آنجا بسهولت انجام میگرفت و دراین شهر مدنیت بابل وحتیه وفینیقیه و مصريه وقبرصیه‌ و یونانیه و غیره ها باهم مخلوط شد و همچنان در آن ادیان و السنه و عادات مختلفه با هم تصادم نموده بود، وشاید در آن اوقات نفوذ بیشتر مدنیت قبرصی داشت زیرا قبرص در آنوقت نسبت به این بلاد خیلی مترقی و مدنی بود.\nقسمت جنوبی نشیبی که بین «رأس شمرا» و ساحل بحر واقع بود بانمام معنی یک مقبره صحیحی بود، زیرا از سنه ۱۹۲۸ تا امروز یک عده قبور دران کشف شده است، که تمام به طراز واحد ساخته شده و باستثنای یک قبر که منهدم شده بود تماماً سالم بودند. یکی از آن قبرها معلوم می شد که نوساز باشد زیرا سقف ودیوار ها و نقوش آن که خیلی قشنگ ساخته شده بود هنوز از بین نرفته و معلوم می شد که دزدان درین قبر راه یافته و هر چه که یافته بغارت برده اند."}
{"book": "adl0789", "page": 387, "text": "( شماره ۲۰ )\nو دوازده قبل از میلاد بوده است ، یعنی\nدر زمان دولت های هیژدهم و نوزدهم\nمصر یها که دوره سلطنت رمسیی ودیگر\nکبار ملوک مصر بوده است در یتموقع\nامپراطوری ( حیت ) در مقابل جنگ\nهای ملل بحری ( فینقی ها ) متلاشی و سقوط\nکرده آنها برین بلاد حکمر وائی وسلطت\nمیکردند تا اینکه درقرن دوازدهم قبل از\nمیلاد آشور بها پیداشده وسوریا راطوریکه\nدر تاریخ وارد شده است برهم زدند و\nتصرف نمودند ، و این بلاد بعد از آنها\nدر مرتبه از خاک مذلت و پستی بلند نشد .\nدیانت قوم\nحالا با عمال هیئتی که درین بلاد برای\nبحث در مدنیت متقرض شده آن مسافرت\nکرده بودند بر گردیم ، این هیئت بر\nعلاوه چیزهائیکه پیشتر ذکر کردیم يك\nعده آثار ساختمان های سنگی یافتند\nکه منهدم شده بود و در سنه گذشته در\nآنجا هیئت جدیدی بمعانت هیئت پیشتر\nآمده و آثار يك معبد بزرگی را یافتند\nکه خیلی حجیم بوده و دارای دو صحن\nبزرگ و متصل هم بوده و در صحن شمالی\nآن مصطبه سنگی ساخته بودند که در آن\nدر قدیم تمثال های آلهه مصری را از\nسنگ گرانیت کنده بودند ، و تنها\nاین دلیل نمی شود که ملت مزبور فقط\nدیانت مصری ها را داشتند بلکه از روی\nدر مدخل قبر زینه سنگی دارای شش\nپایه یافت شد که در هر پایه آن تقدیمی\nبرای آلهه قرار داده و در یکی از آنها\nظرفی بطر از مصری قرار داده و معلوم\nمی شد که این ظرف ها پر از ما کولات\nو مشروبات بقرار رواج آن زمان بوده است\nدزدان به تمام این ظروف دستبردی نکرده\nولی از ادوات دیگری که داخل قصر بوده\nاست چیزی باقی نگذاشته اند باستثنای بعض\nانگشتر های طلا و نقره و آهنی ویك تمثال\nآلهه صغیری که سینه اش برهنه بوده و\nمعلوم از آلهه های یونان بوده است .\nجدا کننده راه های مدنیت\nدرین شکی نیست که این قبر و قبور دیگر\nمحتوی ادوات کثیره بوده است که ازان\nجمله ادواتی بطراز مصری بوده است ولی\nدزدان چنانچه عادت شان در هر زمان و\nهر جائی است آنها را بغارت برده اند\nدر ینجا يك عده دلایل و قراینی موجود\nاست که دلیل می شود مدنیتی که صاحبان\nاین قبر ها داشته و ادوات آنرا نشان\nمیدهد از نوع معروفی که امروزه مخلوط\nگفته میشود بوده است ، و شکی نیست\nزیرا سوریه درین عهد در ملتقی طرق\nمدنیت های مختلفه واقع بوده است و\nتجارت دنیا درین حدود ها خیلی رواج و\nجریان کاوی داشته است و معلوم می شود\nکه عصر طلائی آن در دو قرن سیزدهم\nصحیات\nشؤنات صحي و اجتماعي\nاطفال و مشروبات :\nدر همین نزدیکی ها در واشنگتون پای\nتخت ولایات متحده امریکا کنفرانس\nطبی برای شوؤن صحت اطفال و طرق و\nقایه شان از امراض مختلفه تشکیل یافت\nکه در کنفرانس مذکور خیلی از مسایل\nمتنوع راجع بحفیظ الصحه طفل مطرح\nبحث قرار داده شده و از جمله در موضوع\nاغذیه مباحثه در میان آمده و به این\nفیصله یافت که نوشیدن چای و قهوه و\nيك سلسله قرائن ثابت شد که دیانت این\nملت از دیانت های مختلفه مرکب بود\nزیرا طوریکه در بالا ذکر کردیم مدنیت\nآن ملت از مدنیت های مختلفه ترکیب\nیافته بود .\n( نا تمام )"}
{"book": "adl0789", "page": 388, "text": "صفحه ٩ شماره ( ٢٠ ) سراجیه پشم\n\nدیگر مشروبات امثال آن هر گاه باندازه\nاعتدال باشد برای جوانان و پخته سالان\nمضر نیست اما برای اطفال میضر تمام می\nشود، زیرا نوشیدن آنها اطفال را دارای\nمزاج های عصبی ساخته و به بد اخلاقی\nو شرارت مایل شان میسازد، بناءً علیه\nمادرها باید تا اندازه که ممکن باشد\nاطفال خود را از نوشیدن چای و قهوه\nمانع آمده و اقلاً این عادت را در ایشان\nخیلی کم نمایند .\n\nفایده غر غره\n\nاین يك پوشیده نیستکه دهان مرکز\nمیکروب های میباشد که بذریعه هوا یا غذا\nو آب داخل آن می شود همچنان اطفال\nصغیر غالباً عادت داشته میباشند که انگشتان\nخود را داخل دهان میکنند . که این\nعادت خیلی مضر بوده و مادر ها و مربیه\nها باید در بر انداختن این عادت در اطفال\nخود سعی نمایند و در هر حال باید دهان\nصبح و شام با آب با نمك مكسن ، آب اکسیجن\nو امثال آن شسته شده و غرغره شود\nو هر گاه طفل بهر روزه غر غره کردن\nبلا انقطاع عادت داده شود از بسیاری\nامراض نجات می یابد .\n\nامساك سبزيجات\n\nافراط در خوردن گوشت در مقدمه\nعلل امساك يا قبضیت قرار میگیرد و از\n\nهمین باعث است که اطبا مردم را در خوردن\nگوشت باعتدال توصیه کرده و در عوض\nآن مخوردن سبزیجات بصورت همیشه گی\nدعوت میکنند . امساك يك حالت غير\nطبیعی است که\nباید بمعالجة آن کوشید و بهترین طرق\nمعالجة آن خوردن سبزیجاتی استکه دران\nروغن زیاد باشد .\n\nولی این را هم باید دانست که بین امساك\nو اعتدال درجاتی است که هر کدام آن\nمر كناه دوام نماید بمرض خاتمه مییابد\nو درجه عدل بین آنها همین است که در\nهر بیست و چار ساعت دو مرتبه خلای\nمعده واقع شود .\n\nطفل چرا پا بر زمین میکوبد\n\nاز عادات اطفال است که هنگامیکه\nخسته می شوند یا گریه میکنند پا بر زمین\nکوفته و اکثراً انگشتان دست هایشان\nنیز دچار تشنج می شود . و این حرکت\nدلیل بر مقدار نشاط و قوه حیویه که در\nجسم طفل موجود است و منتظر میباشد\nکه طفل بزرگ شده و قوت حاصل\nکند میباشد .\n\nاین حرکت در حقیقت برای طفل\nفایده بزرگی میرساند ، زیرا این بهترین\nریاضت های بد نیست که طفل باجرای\nآن محتاج میباشد، و مادر ها هر گاه\n\nطفل خود را دیدند که زمین را با پا های\nخود میکو بد نباید طفل را منع کرده\nو یا بالایش غضب نماید . و باید بگذارد\nتا طبیعت خودش او را از این ورزش\nمفید باز دارد .\n\nچوشیدن انگشتان\n\nاطفال غالباً به چوشیدن انگشتان\nعادت دارند و بر مادر ها لازم است که\nهر وقت طفل خود را دید انگشت های\nخود را میچوشد باید مانع آید و يك\nاعتقادی بین اروپائیها شایع است که\nچوشیدن انگشتان دلیل بر ضعف قوای\nعقلیه می باشد، در حالیکه این اعتقاد\nمستند بر هیچ دلیلی نمیباشد و حقیقتش\nاینست که این عادت خیلی بد و مضر است\nزیرا بدینوسیله آن میکروب های\nامراض مختلفه را به دهن نقل داده و\nشكل الا عه را بد نما ساخته و نظام\nدندان ها را در آینده فاسد میسازد\nبهترین راهی برای اینکه طفل عادت\nچوشیدن انگشتان را ترك نمايد اينستكه\nانگشتها را برای چند روز بکینین آلوده\nنمایند تا اینکه طفل عادت مکیدن انگشتان\nرا ترك نمايد .\n\nمژده!\n\nهموطنانرا که بصحت مزاج علاقه مند"}
{"book": "adl0789", "page": 389, "text": "مجله پنجم\n\nشماره ۲۰\n\nصفحه ۱۰\n\nبوده و بمطالعه اطلاعات صحی دلچسپی داشته باشند مژده میدهیم که ستون های صحی شماره آتیه جریده انیس تا يك وقنی مزین خواهد بود بترجمه مقالات بسیار مجرب و مفیدی که از اثر مساعی آقای سید حفیظ خان جاهد نگران طلاب مدرسه طبی به اداره ما بدون در خواست يك حق الزحمه بذل گردیده .\n\nآقای جاهد یکی از محصلین افغانی هستند که چندی در ترکیه مشغول تحصیل بوده و فعلا هم نزد آقای دکتر رفقی بيك مشاور طبی فن طب را تحصیل مینمایند .\n\nو این مقالات مهم تماماً از آثار بر جسته اطبا مشهور عالم گرفته شده و برای افراد و فامیل هائیکه در صدد تربیه و تنمیه اولادان سالم البنیه باشند بهترین وسیله و سر مشق گفته می شود .\n\nبرای آنکه احساسات وطن خواهانه آنها را تقدیر کرده و ضمناً شایقین را یاد آوری کرده باشیم به تذکر این چند سطر پرداخنیم البته قاونین کرام از دقت در مطالعه شماره های آینده غفلت نخواهد کرد .\n\nخبر های داخلی\n\nمقرری ها\n\nآقای عبد الاحد خان وكيل حكومت اعلی فراه نماینده شورای ملی رئیس کمیسر سرحدی فراه و چخانسور مقرر شدند .\n\nص آقای حسام الدین خان بمدیریت محاسبه ریاست مطابع مقرر شدند .\n\nاز وزارت حربیه\n\nع ، ش عبد الغفور خان به فرقه مشری عسکری مزار شریف و ع ، ش محمد شعیب خان بفرقه مشری عسکری هرات وع ، ش عبد الغنی خان فرقه مشر به فرقه دوم قبول اردو و ح غلام رسول خان غند مشر به غند اول عسکری قطغن و ش سید حبیب خان کندک مشر رئيس اركان قطعه تو پچی مقرر شدند !\n\nع ، ش عبد اللطيف خان فرقه مشر به فرقه مشری عسکری شمالی و ع ش فیض محمد خان فرقه مشر بفرقه قطغن و ش شیر احمد خان کندک مشر بریاست ارکان فرقه دوم قول اردو وش سید یاسین خان کند ک مشر بریاست ارکان فرقه قندهار مقرر شدند .\n\nاز وزارت تجارت\n\nص ميرزا محمد جانخان مدير اداری سر\n\nکیکه از دهن غوری الی دره شکاری و به ناله و ربك دره سرك شكار واصل می شود و میرزا محمد مهدی خان سرکانب اداره مذکور مقرر شدند .\n\nاز وزارت داخله\n\nآقایان محمد عمر خان علاقه دار ارغنداب بوکالت حکومت گرشك و عبد الرؤف خان به علاقه داری ارغنداب مقرر شدند .\n\nآقایان عصمت الله خان علاقه دار محمد آغه لهو گرد به علاقه داری پاد خواب شانه و عبد العلی خان علاقه دار پاد خواب شانه به علاقه داری محمد آغه تبدیل و مقرر شدند .\n\nاصلاح دعاوی\n\nدرین هفته ریاست اصلاحیه موفق باصلاح دعاوی ذیل گردیده است :\n\nمدعی عبد الرحیم خان غند مشر مدعی عليه سردار خان تیل فروش و مدعی عبد الرزاق خان ولد مدد خان ساکن ریگا خانه و مدعی عليها محمد عمر خان و محمد عزیز خان ساکن قصاب کوچه .\n\nتعقيبات پولیس\n\nغلام حسین ساکن مراد خانی از طرف پولیس بفعل غمزه کشی گرفتار گردیده و در قوماندانی مسئله مذکور تحت تحقیق است ."}
{"book": "adl0789", "page": 390, "text": "صفحه ۱۱\n( شماره ۲۰ )\nمجلد پنجم\n\nخبرهای خارجی\nژاپان چین\n\nمسکو - ۲۰ ستمبر - بموجب اطلاعات\nاز شهر سا نهای بعد از عطیات شش ساعتی\nجهازات هوائی قشون ژاپانی شهر\nمکدن را اشغال نمودند - تعداد زیاد\nقطعات نظامی ژاپان به طرف مکدن روانه\nشدند - بطوریکه ژاپانها میگویند مصادمه\nمذکور در اثر آن شد که در حوزه های\nریل مانچوری جنوبی سپاهیان چین به\nسپاهیان ژاپان حمله کردند - در محافل چین\nبه گفتگوی مذکور اعتماد ندارند .\n\nریوتر ٤ ستمبر\n\nراجع به کجا بودن قاتیانس هنوز هم\nخبر قطعی بدست نیامده است .\n\nریوتر ٥ ستمبر .\n\nفرانسه و ایتالیا رسما خبر داده اند که در\nمسابقه یاد گار شنائیدر داخل نخواهند\nشد .\n\nمجازات\n\nچون شیر محمد پولیس با محمد حسین خان\nولد عبد الخالق خان ساکن چهار دهی\nبدون سبب گفتگوی بی جا نموده بود\nلهذا پولیس مذکور محکوم به طرد از\nملازمت پولیس و يك سال حبس گردید\n\nریوتر ٥ ستمبر\n\nقرار پیغام اولسلو را پورت ها ئیکه آنجا\nواصل شده است این مسئله را تصدیق\nمیدارد که کیبتغن سلمه بی سیم با سیمی\nقطع شده است که تحت البحری مذکور\nدرین نزدیکی ها در زیر یخ غوطه خورده\nو خساره دیگری نیز اگر چه شدید نیست\nبا و رسیده است .\n\nریوتر ۷ ستمبر\n\nپیغام دهتروات بیان میدارد که در مسابقه\nدوم کشتی موتور دار بین المللی هار مس\nورث مس انکلیند دوم کی ان غرق شد\nمگر اشخاصیکه را کب بودند نجات\nیافتند .\n\nریوتر ۷ ستمبر\n\nيكنفر فرانسوی موسوم به هیتر که\nشکاری بزرگیست ادعا میکند که من در\nيك منطقه که ۳۲ میل بطرف مغرب ادیس\nابا واقع است و هنوز کشف نشده است\nبعضی از معادن قدیمه را کشف نموده ام\nمذکور درین نزدیکی از افریقای مرکزی\nباز گشته است .\n\nدیروز در غین پرواز در مسابقه شنائیدر\nلفنت ستام فارت يك نمایش عجیبی از\nپرواز سریع ، از قرار زیاده از چار\nصد میل فی ساعت نشان داد .\n\nقرار اطلاع اوتن (تكساس) سترلنگ\nنائب الحكومه مجلس تقنینی حکومتی را\n\nبرای تاریخ ۸ ستمبر دعوت نموده است\nکه جهت تقلیل اراضی زرعی پنبه سال\n۱۹۳۲ قانونی وضع کنند .\n\nترقی بی کاری درانا زوني\n\nمسکو - در تاریخ ۱۸ ستمبر تیلر کمیسار\nامورات خیریه شهر نیو يورك اظهار نموده\nاست که تعداد بی کار ها در انا زونی امسال\nتا پانزده ملیون نفر خواهد رسید - در\nشهر دیتروید که در آنجا کار خانجات\n( فورد ) واقع است عیالداري های\nگرسنه بی کاران هر روزه به ریاست بلدیه\nحمله و مراجعه برای كمك مینمایند اما\nهیچ چیز حاصل ننموده به خانهای خود\nها بر میگردند - ده ها نفر از آنها خود\nکشی مینمایند .\n\nتبادله معلومات شوروي\nبا ايطاليه و پولند\n\nمسکو - ۲۳ ستمبر - در تاریخ ۲۱ ماه\nستمبر در مسکو بین اتحاد جماهیر و ايطاليا\nتبادله معلومات راجع به تسلیحات یکی\nدیگر که آن معلومات برای کنفرانس\nخلع اسلحه لازم میباشد به عمل آمده\nاست .\n\n۲۲ ماه ستمبر ما بين اتحاد جماهیر و\nپولند تبادله معلومات مذکور بوقوع\nپیوسته است ."}
{"book": "adl0789", "page": 391, "text": "صفحه ٩٢\nشماره ٢٠\nمجلد پنجم\n\nفکاهیات\n\nزنده گی شاعرانه :\nيكنو جوان شاعری که تازه عروسی کرده و با خانم خود عشق و علاقه زیادی دارد روزی زن مخول فوق العاده بسوی شوهر شتابیده و بالهجه سوزناکی فریاد می زند :\nخانه ما . . . . .\nشوهر بدون آنکه مجال بدهد بقیه کلام را بگوید او را در آغوش کشیده و سر را بآسمان بلند کرده شکر گویان بلی خانه ما جانم خانه مایای خوشبختی ما صرف از من و تو . . . .\nزن : خانه ما . . . . .\nمرد : خانه که من بدست خود آبادش کرده ام و در زیر این سقف من و تو به کمال خوشبختی آرزو های زنده گی را بسر خواهیم برد خانه که بآن افتخار میکنم .\nزن : خانه ما . . . . .\n\nمرد : بلی نفسم خانه که . . . .\nزن به بسیار خناق تنگی : آخر مرا رها کن که سخنم را تمام کنم زنده گی ما بر باد شد خانه ما سوخت بدوید که درون خانه حریقی افتاده این قافیه بندیهای تو بیشتر از طول موقع آتش را دامن میزند جنگ وجدال :\nزن : شوهر عزیزم میخواهم نظرمار نظریه کنی که این لباس جدیدم را می پسندی ؟\nشوهر : دیوانه نیستم ۳ روز شده با من آشتی کردی .\nسوال وجواب :\nمعلمی که از شاگرد نصاب خوان خرد امتحان میگرفت روزی پرسید شما باید اسمای حیوانات را در عربی یاد باشید شاگرد گفت سوال کنید هر چه را مایلید .\nمعلم عربان اسپ را چه میگویند (فرس)\n„ و گاو را „ „ (بقر)\n„ گوساله را „ „ این گاو را که فراموش کرده بود بدون آنکه فکر کند گفت : صاحب مہر میکند وقتی بزرگ شد او را هم میگویند ( بقر )\nکار آسان\nپلیسی به یکی از مستخدمین بلدیه گفت او برادر : چرا این سرک ها را آب پاشی نمیکنید خاك باد مردم را دیوانه ساخت\n\nمستخدم بلدیه : عجب آدمی هستی تا من آب جوی گرفته و بروی سرك بپاشم کار آسان . به باد بگو خاك را بهوا نکند\nراه گذر و آب پاش\nشخصی از راه عام میگذشت بسکه آب زیاد پاشیده بودند پایش لخشیده و سخت بزمین خورد يك نگاهی بطرفین کرده زود بر خواست و کلاه را بر سر خود گذاشت از بیم آنکه کسی او را ندیده باشد درد را فراموش کرده و بغضب تمام گفت :\nاو دیوانه آب پاشی میکنی و یا راه را خندق میساری .\nآقا جان اگر کم او بیندازم زود خشك می شود صبح تا شام که ما نمی توانیم آب پاشی کنم پیش پای تا نه دیده راه برو ،\nآقا که میخواست زود تر خودش را از اجتماع مردم که بگرد او جمع آمده اند نجات بدهد بیشتر مکالمه را جایز ندیده غم غم کنان روان شد :\nخدا بزند شما را يك کمی از ین آب ها بسرك های دیگر بزنید که آدم ، بین خاك غرق شود .\nآقا و نو کر :\nآقا بنو کر خود میگوید : این ماست ترش را کدام خانه خراب آورده نوکر آقا ماست تازه و بسیار اعلی است مخصوص دکاندار آشنا پسر شما قسم خورد که يك حصه برای شما نگهداشته ."}
{"book": "adl0789", "page": 392, "text": "صفحه ۱۲ شماره (۲) مجلد پنجم\n\nببائعه مولوی محمد ابراهیم\nکاموی نماینده و ركن جمعيت\nالعلما در مجلس افتتاح تعلیم\nگاه پیاده\n\nفواید تحصیل فنون عسکری\nاستعمال و آلات حربی\n\nاعوذ بالله من الشيطان الرجیم مواضع حرب و مبارزت در میدان محاربه\nبسم الله الرحمن الرحيم و سوقیات عساکر منظم ترین اصول\nأعد و الهم ما استطعتم من قـوة و من را بکار برده توانسته و ضمناً در دفع دشمن\nرباط الخيل ترهبون به عدو الله وعد وكم و انسداد تعرض و تجاوز آن مظفریت و\nط ( الآيه ) ترجمه : اى مسلمانان آماده منصوریّت تام را حاصل توانسته اند اما\nسازید برای کفار آنچیز را که میتوانید اشخاصیکه از علم وفن حربی بی بهره بوده\nاز قوّت واسپ های بسته تا بترسانید بآنها اند از افعال وسایط و مفکوره های\nدشمنان خدا را که دشمنان دین و دشمنان حریبه عاجز مانده و در نتیجه جنایت و\nشما که دشمنان وطن میباشند . بزدلی و بی استقامتی و رعب و ترس و بیم\nبنابراین بهر فرد مسلمان لازم است که برایشان مستولی گردیده تا که خود ایشان\nبموجب حکم آیه شریفه فـوق تحصیل اسیر و وطن را دچار مشکلات گردانیده\nعلوم عسکری را بجا آورد تا بتواند از اند که تاریخ محاربات گذشته شاهد و\nاثر رهنمائی آن در محافظه و حمایت مملکت دلیل واضح این مسئله شده میتواند و\nخود از تعرضات و تجاوزات دشمنان دین حاجت با ثبات نیست .\nو وطن حصه بگیرند . وبنجربه رسیده که در پس معلوم شد که مدار عروج و ارتقا\nاکثر مواقع عمل بدون علم نتیجه ید، بحيجه وتعالی در فتوحات علم است که بدان\nنگردیده وتعبيۀ در عام بدون عمل نیز عالم عمل شود على الخصوص درین زمان\nهمچنین مثل شجر بلا ثمر شود و منفعت که قحط الرجال گفته شده عرفان و\nکافی نمی بخشد لاکن چون علم مقــدم شجاعت بدرجه لزوم ناموجود افراد\nو متبع عمل و منشاء و سبب ومحل ترتب جامعه در عیش وعشرت گرفتار ودشمن\nاعمال گفته می شود لهذا علم را اثر زیاد برای حصول مقصد خود در ساعت آماده\nداده می شود چنانچه بار ها دیده شده که و بیدار و همه وقت ناظر و منتظر است\nاشخاص تعلیم یافته فنون عسکریات در که کدام وقت باشد یک حصه وطن را حدا\nمواقع و موضع محاربات ومنازعات با تخاذ خطوات اقصه خود سازد بنابرین میباید\n\nکه افراد وطن غفلت وكاهلی و تنبلی را\nدر برابر تحصیل فنون عسکری راه نداده\nاز نهایت جد و جهد شوق و ذق خود\nکار گیرند تا بعد از تحصیل علوم حربی\nو حصول استعمال وسایط آن در اثر\nشجاعت و جرئت فطری خود بموجب\nامر اولى الامر (پاد شاه اسلام ) گوی\nسبقت دنیوی و نیکنامی را برای خـود و\nاولاد خود حاصل نمایند از حضرت مکحول\nروایت است که جناب حضرت عمر فاروق\nرضی الله عنه به اهل شام نوشته بود که\nبرای اولاد خود علم حربی مقتضی العصر\nرا که عبارت از رمی سهم ( زدن تیر ها )\nو سواری اسپ ها است نشان بدهید که\nبواسطه تحصیل آن حفاظت دین اسلام\nو حمایت وطن حاصل شود و نیز رسول\nالله صلى الله عليه وسلم همیشه صفت سعد\nابن ابی وقاص رضی الله عنه را می فرمود\nکه در علم حربی بسیار مهارت داشت علاوه\nاز ین رسول الله صلى الله عليه وسلم همیشه\nتخصیص و تبزی می فرمود درباب مشق تیر\nزنی بطوریکه داخل مقاصد حربی باشد\nاز روایت عقبه ابن عامر نیز ثابت شده که\nرسول الله صلى الله علیه و سلم به صحابه کرام\nمی فرمود که جهان بسیاری بزودی برای\nشمایان فتح گردید . تسکالیفات و زحمات\nشمایان برطرف خواهد شد پس بايد ترك\nننمائیم تیر اندازی نکند و آیه شریفه\nفوق را بالای منبر سه مرتبه خوانده تکرار\nفرمودند که مراد از قوّت در آیه مبارکه\nمذکوره تیر زدن است ."}
{"book": "adl0789", "page": 393, "text": "(شماره ۴۰)\nازین جهت تعلیمات عسکری بر هر فرد مسلمان سنت و ترك آن ترك سنت و مجازات ترك آن عتاب است .\nاگرچه در فوق راجع به تیر زدن و اسپ سواری ذکر شده و امروز درعوض آن توپ و تفنگ طیارات گاززهر دار تانك و ماشيندار ... وغيره استعمال می شود گفته می شود که متقاضی محاربات آنعصر به آن وسایط و متقاضی این عصر این وسایط اند که هردوی آن در برابر محافظه وطنی و مدافعه دشمن بداخل نسبت بيك مقصد حقیقی تکافو یافته و میپوندد.\nبنا بر این فضلیت عسکری چه از حیث دیانت و چه حیث برقراری امنيت يك مسئله جدیدی نبوده بلکه از خیلی قدیم است که مشتمل بر صفات متعدده بوده و ما درينجا چندی از آنرا مختصراً ذكر می نمائیم :\n۱ - رضا مندی ما در و پدر ،\n۲ - ادای امانت خدا وند تعالى جل شانه مثل نماز و روزه ... الخ ،\n۳ - عدم تظلم بر رعايا ،\n٤ - داشتن اخلاق حسنه یعنی چیزی را که بخود نمیپسندد بدیگران نه پسندیدن\n٥ - در اطاعت امير خود محکم ماندن ،\n٦ - در میدان محاربه از تدبیر کار گرفتن و ثبات نشان دادن ،\n٧ - در برابر امر اولی الامر عذر و خیانت نه نمودن ،\n۸ - در ادای خدمت عسکری رعایت امر اولی الامر را مد نظر گرفتن\nو اعزاز دین و وقار جامعه را ملاحظه نمودن ؛\n٩ - از دراز کردن دست تسلط واغراض بحقوق غیر بکلی احتراز کردن ،\n۱۰ با رفیقان و مصاحبان خود بنهایت احترام و ادای انسانیت و مدنیت و اسلامیت پیش آمدن و حتی الوسع در امداد یکدیگر خود در هر حال و وضعیت پرداختن .\nوقتیکه عسكر چه صاحبمنصبان و چه افراد باین صفات که ذکر آن رفت متصف بوده و باشند در حقیقت از همه مسلمانان در طاعات و عادات خود بهتر و در محل اجابت بیشتر و مرجع فیوضات رحمانی بیشتر خواهد گردید گو یا برای خود صفت مجاهد حقیقی را حاصل کرده محافظه دین و وطن وخدمت جامعه بشری که از بهترین طاعات الهی است درید قدرت او باقی خواهد ماند .\nشجاعت عسكري\nشجاعت كه بيك نام مبین یاد می شود خاصه های متعددی دارد كه يك با دیگر مربوط بوده هيئت عمومیه آن میتواند\nاندرز\nبیاموز و بشنوز هر دانشی\nدگر با خرد مند مردم نشین\nکه دانا اگر دشمن جان بود\nبیا بی ز هر دانشی را مشی\nکه نادان نباشد بر آیین و دین\nبه از دوست مردی که نادان بود\n\nاستفاده مطلوبه خودرا وضع نماید درین صورت ما اقسام مهمه آن را که ازان هیچوقت صرف نظر نمیتوان شد میخواهیم که بسط و بیان نمائیم :\n۱ - دزد لاوری شیر صفت بودن بدرجه که تدبیر اجازه دهد .\n۲ - در مقابل دشمن دین و وطن هیئت های شان و مسلك و وقار ملت و حکومت و دولت خود را بدرجه اخیر محافظه کردن و عیناً آنرا تمثال کردن\n٣ - اعضا و اندام ها را برای اجرای محاربه بمقتضای حرب آماده و مهیا گردانید.\n٤ - درمقابل حملات گونا گون دشمن از ثبات و تدبیر کار گرفته پشت ندادن .\nه - در حمله بر دشمن طوریکه تدبیر و قرار فیصله کند گرگ پیشه بودن .\n٦ - افراد مصتیداران خود را در هر امر و وضعیت اطاعت و فرمان برداری نمودن .\nدر خاتمه دعای مظفریت و منصوریت عسکر شیر پیکر افغانستان را بزیر لوای اعلیحضرت شاه افغانستان بجا آورده ترقیات متقاضی امروزه اردوی افغانی را مطلوبیم"}
{"book": "adl0789", "page": 394, "text": "شماره ۲۰ \n\nمؤلف: له پلاتیه فرانسوی (١٦) مترجم : حبيب الله طرزی \nمادام سان ژین \n\nاز فصل هشتم\n(تسلیم شدن شهر وردن)\nمردن را بر حیات بی شرفانه که دیگر هم وطنانش بران فخر میکردند ترجیح داد يك ساعت بعد تابوت این وطن خواه حقیقی را به بسیار شان و شوکت بطرف عمارت بلدی بردند و همان اشخاص که او را مجبور با نتحار نموده و جسد او را مانند پیرویسی اعزاز و اکرام نمودند بساعت يك بعد از ظهر دروازه های (وردن) بر روی دشمن باز و شاه پروس در میان کف زدن های اهالی داخل گردید. سر راست به عمارت بلدی رفت حاکم شهر در دعوئی که بشرف و رود کامیابیانه شاه ترتیب دیده بود او را با سکندر اعظم که شهر بابل را فتح نموده بود تشبیه کرد راه وردن و پاریس باز و گرفتن پاریس بيك حمله دیگر منحصر مانده بود . \nعساکری که برای مدافعة دشمن چاپ شده بودند با ساحتوی خود شهر به نظام حر بی از شهر بیرون شدند له پندر که بدرجة كاپيطانی ترقی نموده بود. حکم گرفته بود که با رژیمان سیزدهم عساکر شمالی ملحق شود و در حالیکه ازین خیانت صریح مامورین و اهالی (وردن) خونش بجوش بود با سر بازان خودش طی مراحل می نمود . \n\nفصل نهم \n(ژیمپاپ) \nدر اثنائیکه فرانسه به سکرات انقلاب گرفتار بود (رابسپیر) میگفت در چنین يك وقت اقدام بحرب ديوانه كی محض است ولی به صورت فرانسه باید بجنگد حقیقتاً دران وقت محاربه دیوانه گی بلکه انتحار هم گفته می شد . نه سر باز و نه سلاح نه پول و نه فشنگ ژنرالها همه شاه پسند و خائن ، زیر دستان شان همه نالایق و کم تجربه ! چیز های که اجازه محاربه را بفرانسه میداد به کلی معدوم ! \nعسکری که موجود بود تلاقی سربازیت بران ها ظلم ؛ همه از فن حرب بيخبر با سیخ ها و شاخی ها مسلح دسیپلین نام چیزی را نمی شناختند ؛ اینها طبقه ادنی اهالی بودند که در يك لحظه به وجد آمده هر آله که بدست شان افتاده گرفته بی سر و بی سامانی به نجات وطن محبوب خود شان می شتافتند ولی حدت و گرمی و تهوری که داشته بسیاری از نقایص شان را جبره میکرد و اینها را در مقابل عساکر منتظم و با قاعدة دشمن فاتح می ساخت دسته های عسکری در مقابل (ژیمپاپ) جنگیدند راست است که در زیر قومانده افسر های تعلیمیافته و فعال \n\nمثل (هوش) و له فيور جنگیده اند ولی نباید از رشادت و شجاعت خود سر بازان چشم پوشی نمود همین سر بازان و افسران شان بود که برای بیست سال مابعد ستونهای عمارت حکومت نا پلبونی را تشکیل داد بتاریخ ٥ نومبر ۱۷۹۲ تمام در وقتیکه آفتاب میخواست در پس افق که پنهان بشود واشعة خونین خودش را برای لحظه های آخرین بر اراضی سرسبز فرانسه نثار می نمود عساکر جمهوریت در مقابل استحكامات ژیمپاپ ایستادند بلندی های اطراف قصبه (موئنز) در اشغال استر یا ئیهائی و بواسطه داشتن استحكامات اين سلسلة تپه قلعه های همجوار را غیر قابل تسخیر گردانیده بودند . باطری های توپ در جاهای مناسب نصب وتیر چنان مشهور (تیرول) در جنگلهای قریب وجوار یکمین نشسته بودند . رساله هم وادیهای اطراف دهات را در تصرف داشته آماده بودند که بر فرانسوی های بی سلاح اگر جرئت حمله بکنند ، تاخته انها را از میان بر دارند ! \nقوماندان عساکر استرياى ديوك (ساكر تاشن و معاون (و جنرال وکیلر فیت) يك افسر نهایت قابل وماهر بوده که مشوره های عاقلانه او اکثراً از طرف مافوقش رد می شد . كپلر فيت از هجوم مشهورانه فرانسویان خوف نموده تجویز يك حمله شبانه را بر دسته جات شان که بتازگی رسیده بودند پیش نهاد کرده بود تا آنها را پیشتر از اینکه"}
{"book": "adl0789", "page": 395, "text": "شماره ٢٠\nصفحه ١٦\nمجلد پنجم\n\nنتوانند بنظام حربی مقابله کنند تا رو مار\nگردان یقین است که عساکر با دسیپلین\nومنظم استریا با پنچنین يك حمله فاتح\nمی شدند ولی از رسائی طالع وطن پرستان\nدوك حمله هایشبانه را يك عمل پست و\nنامناسب شان يك اردوی مقتدر تلقی کرده\nمنتظر تعرض فرانسویان نشست زیرا\nیقین کامل داشت .\nفرانوی های لچك در مقابل اردوی\nامپراطوروی تاب آورده نمیتواند ؟\n( مورال ) ازین سکوت وسكونت قوای\nدشمن استفاده کرده سربازان خودش را در\nمقابل قریه ( زایاب ) بيك خط نصف\nدایره موضع داد . حکم این بود که دسته\nجات پیاده آهسته آهسته پیش روند و\nرساله در عقب بيك فاصله معين موضع\nبگیرد ـ توپ خانه بر يك موقع مهمی\nنصب گردیده بود که هم بر داخل وادی\nحاکم و هم دهانیکه بتصرف دشمن بود\nزیر بمبارد گرفته و از هم جدا میداشت\n( هوسارها ) و ( دراگون ها ) در بین\n( كيزم ) و ( زایاب ) جا گرفته راه را\nبر رساله استریا مسدود داشتند .\nبدینصورت از شب نیند و حصه زیادی\nباقی بود که محاط جنگ فرانسویان قریب\nگردیده آماده محاربه فردا شدند و چون\nاز طرف دشمن بکلی مطمئن بودند که\nحمله نخواهند کرد .\nبرای لحظه استراحت چشم بر هم نهادند\nدر وسط ( زایاب ) و هر دو اردوگاه\nشاتوی اوندال که از محاط فرانسویان\nشبها بواسطه يك چشمه خوردی جدا میشد\nواقع بود . این شاتو از آتش توپخانه\nاستریا در پناه پوزه تپه کوچکی محفوظ\nماند . چون تقریباً در بین دو اردو و در\nيك منطقه بیطرفی واقع گردیده بود از\nآنرو جولانگاه کشافان جانبین شده\nمانده بود دسته از کشافان فرانسه با\nدسته از قرا ولان استریا همین در زیر\nدیوارهای شاتو با هم بر خوردن بعد\nاز تبادله چند فیر تفنگ بر گردیدند\nو بار دو گاه های خود از تصرف طرف\nمقابل بر قلعه را پور دادند و باینصورت\nقلعه از طرف هر دو ار دو برآمده بدست\nصاحب حقیقی آن ماند . بارون مك روز\nپیشتر از ورود عساکر فرانسوی در\nشاتوی خودش رسیده و چنانچه قرار\nداده شده بود مارکی ( دو لا واين ) و\nدخترش نیز با او ملحق گردیده بود ـ اولین\nکار با رون تهیه لوازم عروسی خودش\nبود اگرچه مار کی نسبت با شغال منسکانی\nبرای چنین يك امر مهمی که دشمن سرا\nپا او از فرانسویان بوده در هر لحظه\nمیتوانست برانها حمله کنند اعتراضات\nخودش را به میرات ظهار نموده بود ولی\nبا رون بواسطه عشق مفرطی که داشت\nبر اعتراضات او گوش ننهاد بینا بران\nقانون دانی را از ( زایاب ) خواسته و\nپادری که قلعه با رون سکونت داشت برای\nعقد نکاح انتخاب نمودند و مقرر داشت\nکه عروسی نام به نصف شب واقع گردیده\nبعد از عقد شاه و عروس با ماركى بطرف\nبروکس راهسپار گردند و در انجا\nمنتظر نتیجه محار به شوند .\nلانس بمجردی که وارد قلعه شد خود\nرا در اطاق مخصوص خودش محصور\nنمود و ملاقاتیکه با رون از و رجا نموده\nبود قبول نکرد جای خودش را کنار\nدریچه كه بيك منظره لطیف و وسیعی\nباز می شد انتخاب کرده منتظر ورود\nشخصی نشسته با قلب حرمان و نبض جهان\nسا عتهای کوتاه زمستانی را که در نظر\nاو هر کدام آن يك سال می آمد .\nمی شمرد تا آنکه شب پرده ظلمت\nخودش را بر منظره مقابل دریچه کشید\nکاترین ظاهر نشد . بلانش این نیامدن\nکاترین را بر سیل انگاری او حمل\nنمود و متیقن گردید که کدام واقعه مهمه\nاو را از انجام وعده اش باز داشته است\nچون از حیات تازه که قضاره بدان داخل\nشده بود خبر نداشت واقعه که موجب\nغياب او گردیده بود حدس زده نمیتوانست\nنمیدانست که کاترین با طفل او یکجا\nدر اردو گاه فرانسه بجهد صد روحی\nشاتو راحت بسر می برد کاترین از طرف\nخودش از رسیدن مارکی و دخترش در\nشاتوی بارون با سانی مطلع گردیده\nو بمجرد جا بجا شدن اردو گاه بلانش\nاشنای تا با دو تلگران را از سلامت او\nلادش خاطر جمعی دهد چون دید که قاصدی\nدر شبوقت پیدا کرده نمیتواند خودش عازم\nگردید که بشاتورفته بلانش را به بیند .\n( بقی دارد )\n( مطبعه نلیس )"}
{"book": "adl0789", "page": 396, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 397, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 398, "text": "انيس\nجریده ملی\n\nقیمت اشتراك\n\nدر افغانستان ۱۲ افغانی\nمحصول پوسته اطراف و ولایات داخله ۲ \nطلبه معارف ۷ \nدر ممالک خارجه ۲۰ شلنگ\n\nلطفاً پول اشتراك که بتوسط خزائن دولت فرستاده میشود باید\nرسید عوض و معاوضه باشد\n\nمطبعه انیس"}
{"book": "adl0789", "page": 399, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 400, "text": "(شماره ۲۱)\nاشتراک سالانه ۱۲ افغانی\nمحصول پوست ۲ \"\nخارجه ۲۰ شلنگ\n\nانیس\nتاسیس ۱۳۰۶\n\n(مجلده)\nاداره: کابل جاده ارگ\nمؤسس و صاحب امتیاز: محیی الدین\nمدیر و نگارند:\n[محیی الدین]\n\n۲ شنبه ۱۲ میزان ۱۳۱۰\n۲۲ جمادی الاول ۱۳۵۰\n\nملیت و حکومت\nهمه میدانند که دولت از ملت تشکیل یافته و اساساً تمام افراد مهمی که زمام اداره امور را در دست دارند آنکسانی هستند که بکثرت آراء و انتخاب عامه از جامعه هیئت اداری شناخته شده و حکومت را صورت داده اند.\nتنها در وظایف جزوی تفاوت هائیست که به بعضی مسایل ملت و دولت را بوضعیت های جداگانه از هم ممتاز نشان داده و هر دسته را علیحده بيك نوع اموری موظف میدارد.\nاین وظایف بهر پایه در ظاهر حال مبهم گفته شود دانستن معنی و یا قدسدان یافتن محل آن ها بقدر بنظر اهل آن لغت آور است.\nفقط فهم معانی است که برای انسان ذوق پیدا میکند و ذوق روح سعی و عمل را تقویه کرده موجب انهماك و پشت کار میگردد.\nهمانطوریکه حکومت از قایم کردن امنیت و حفظ حقوق جمعیت و غیره اسباب راحت و سعادت امور مسئولیتهای خودش را برآورده و بانجا اینگونه خدمات می نازد ملت هم وظیفه دار است در بعضی اعمال بمعاونت های مالی و معنوی همدست حکومت شده در فراهم ساختن وسایل مدنی وظیفه تعاونی را اختیار و در پیشرفتهای آن شريك بل مایه افتخار باشند.\nحکومت اگر بحیث عمده ترین مؤسسه عقلی خیر و شر بالفع و مضر مات را سنجیده حتی توسع بدون تعاون عمومی هم در جلب منافع ملی و مملکتی خود را قوه مجرائیه دانسته و کار میکنند ملت هم نبایستی تارك وظایف شده در کل و جزو امور بدون معاونت، حکومت را مسئوله تمام نواقص بشناسند در وطن ما بعضی افکار سطحی که بانسبت برخی نواقصات هدف تنقید خود های حکومت را قرار میدهند اگر چه برخی تنقیدات بغلط هم تعبیر میشود باز به نسبت آنها ایکه سر راست متوجهه حکومت می شود گفته میتوانم يك اشتباه وسوء تفاهمی است.\nچه بیشتر این نقصان ها از عدم فهم یانی ذوق ملی شناخته می شود مثلا: عدم پیشرفت مسایل صحیه نابابی ادویه و ذرایع معالجه، معوق ماندن شرکت های ملی و... الخ. اگره این او آن مؤسسات و اتلاف سرمایه آنها مقصد هر چه ازین قبیل باشد اکثراً ترقی اینها منوط باقدامات و جدیت ملت است و تنزل شان از نابالدی و عدم لیاقت خود ما. اینجا بر میخوریم بيك مبحث بزرگی و تصور نشود ما بطرفداری حکومت صحبت میکنیم معاذ الله جنابه ملیت ما کجا ندارم احتیاج اثبات نداشته باشد فقط از پهلوی انصاف و باز متاسف آنکه چرا ذوقیات ملی را در نهاد يك قوم کشته و آن احساساتی را که سایر ملل دنیا دارند، محروم ازان باشیم، عرض مطلب خواهیم کرد."}
{"book": "adl0789", "page": 401, "text": "شماره ۲۱\nمجلد پنجم\n\nآقایان با سواد و باصطلاح جهان دیده که باطراف و اکناف عالم سیاحت کرده باشند دیده خواهند بود که در همه جای دنیا اگر يك مكتب رسمی از دولت تاسیس شده بصد ها مدارس و بنا های بزرگ عرفانی از قبیل کلاس های اکابر روزانه مدارس لیلیه کلوب های اسپورت دائر یه ها بنام ملی، از جانب افراد حساس و متمول بمنافع روحی ملت بر پاست تنها پروگرام و امتیاز آن ها به اجازه و تصویب وزارت معارف حکومت موافق خواهد بود.\n\nهمچنان اگر يك شفاخانه دولتی برای تداوی ملکی یا نظامی وجود دارد هزاران مریضخانه های ملی برای خدمت جسمی جامعه مجانی و غیر مجانی اظهار آمادگی میکنند اپتيك ها ( دوا فروشی ) که در بازارهای عالم ولا تعد ولا تحصی است بلکه کمتر دیده شده که کدام دوا خانه دولتی باشد همه ملی و تجارتی است همینطور شرکت های تجارتی و اقتصادی یا موسسات فنی وصنعتی مانند فابريكه های نساجی نخ تابی نجاری آهنگری روغن کشی و ... در همه جا باجلب متخصصین آنها به پول ملت از خارج خریداری و در داخل ممالک دایر می گردد، فقط حکومت بعضی امتیازات برای آنها داده و در فراهم کردن\n\nتسهیلات نسبت به تخفیف گمرد در داخل و یا حقوق ترانزیت در خارج ؛ حکومت به امتیازاتی معاونت میکند .\nهکذا تمدید خطوط شوسه وتيلفون و تلگراف يا ذرايع پسته رسانی را در اغلب مواضع به تصویب واجازه حکومت ، سر مایه داران ملت عهده دار شده اند .\n\nحتی معاونت های ملی وتكفل وحمايت جانی از فقرا وايتام را نیز ملیون وظیفه دارند که بوسایل موسسات خیریه و نافعه از قبیل تیاتر وغيره نمايشات پولی فراهم آورده در موقع شدید گرما و سر ما و بحرانهای اقتصادی حیات و راحت آنها را تامین کنند ، امروزه همه اینها را فراموش کرده و باصطلاح بايد دزدسته بحکومت بچسپم حکومت چکده ؟\n\nحکومت در تعمیم معارف بکوشد حکومت برای ما کلاس اکابر و کلوب تهیه کند حکومت دوا فروشی کند حکومت شرکت ملی تاسیس کند حکومت گشته ها را سیر و برهنه ها را بپوشاند .\n\nاگر همیشه حکومت وظیفه ما ها را بگیرد ؛ وظایف عمده خود چه وقت خواهد توانست رسیده می کند اگر از وجهه انصاف بگوئیم همین کار هایی که در اکثر جاها از ملت باید صادر شود حکومت ما بافشار های اقتصادی وغیره که در انقلاب دیده عین همه را انجام داده است .\n\nبارکاشکه در آن موقعی که ما از دست حکومت داد میزنیم افراد متمول کنز داخته باشیم آقایانیکه برای حفظ شئونات وبسط نفوذ خود در هر سالی ۲۰ هزار روپیه حقوق مستخدمین شخصی میپر دازند و پنجاه هزار روپیه خرچ دسترخوان وعود تیهای حکام برای سر بلندی نزد سيال و شريك ميدهند يك لك روپيه بمفت خوران ول گرد نقد وجنس ميرسانند تا هر صبح وشام در هر کوچه و با زار برای شان دعا کنند و از آنها تعریف و توصیف نمایند دولك روپيه بنام تقاوى بخشودی دهاقین ولی بغرض احتکار غله مايه ميگذارند و . . . چه ضرر دارد نصف يالث مخارج يك سال را بدهند بتاسيس يك دوا خانه ويا افتتاح يك مد رسه ملى ويا اقلاً كمك كنند بآن مؤسسه یا افتاده كه پول صد ها نفر غریب و فقیر را قربان تجر به و ریاسـت خـواهـی خـود كـرده اند تأيك وقتی نزد جامعه مخصوصاً نـسل آينده ملت بخدمات روحی و جسمی نوعی سرهائی بافتخار بلند داشته ويك نويسنده بیچاره را هم به تنقیدات بی مورد مجبور نسازند ."}
{"book": "adl0789", "page": 402, "text": "صفحه ۳ شماره ۳۱ مجلد پنجم\nسیاست عالم :\nآینده بریتانیا\nاین مقاله بقلم پرفسور هارو لد\nلاسکی که یکی از بزرگترین نویسند\nگان سیاسی و معلم علوم سیاسی\nاقتصادی در او نیورسیته لندن\nباشد نوشته شده و در مجله «فورم\nامریکا» انتشار یافته که درینجا\nاز روزنامه اطلاعات اقتباس گردید\n\n« هر کس که امروز امعان نظر در\nاوضاع بریتانیا بنماید بدون شك احساس\nيك انحطاط و پستی در تمام امور و طبقات\nمردم مینماید و ناچار تا ثیر این انحطاط\nاقتصادی در مدت ده سال اخیر در عقول\nافراد مردم رخنه نموده و نمیدانند که\nحقیقتاً چگونه از این ورطه هولناك خود\nرا نجات دهند .\n« همه ضرورت اصلاح امور را حس\nکرده اند ولیکن هيچيك از زعماء و\nزما مداران معروف دارای آن شهامت\nو شجاعت لازمه و توا نائی و قدرت کافی\nنیست که این اصلاح حیاتی را اجراء نماید\nبد بینی نسبت بنظامات و رژیم حزبی\nامروز خیلی زیاد و در تمام مردم دایره\nآن وسعت بهمرسانده و در آنجا يك\nتنفری نسبت بنظامات مذکور وجود دارد\nکه روز بروز در ازدیاد است پیش از\nپیدایش طبقة جوان مملکت که آنها\n\nکنون در شك و تردید هستند که آیا\nرژیم پارلمان کنونی لیاقت و کفایت حل\nمشکلاتی که امروز با آن مواجه شده اند\nدارد یا نه ؟ آیا روش فعلی می تواند\nاشکالات موجوده را مرتفع سازد ؟\n« در مقابل دوره انتقالی که تمام ملل\nبا آن مواجه میشوند ، نمی توان سر نوشت\nو مقدرات انگلستان را پیش بینی کرد\nچه ، انتقال مزبور بطور حتم مردم را\nنا گزیر از این خواهد نمود که در افکار\nو نظریات خود تجدید نظر و مطالعه نموده\nو بر حسب مقتضیات و پیشرفتهای که\nحاصل کرده اند افکار خود را تنقیح و\nاصلاح نمایند و در همین تجدید نظر و\nمطالعه است که آثار يك آشوب وغوغای\nقوی که در ادوار مختلفه تاریخ بر اثر\nنزاع و زد و خورد شدید بین رژیم\nاریستو کراسی و رژیم دیمکراسی بروز\nمینمود ظهور می نماید .\n« يك قرن تمام « ملت بریتانیا گذشته\nو سیاسیون او مسائل مربوطه را یکی پس\nاز دیگری حل کرده بدون این که\nارتباطی بین این مسائل قایل شوند و\nآنها را بطور محکم بهمدیگر ربط دهند\nدر آنجا يك سیستم خاص و سیاست ثابتی\nوجود نداشته است که کارهای عمومی دولت\nرا بجریان اندازد تا جائیکه از گفتگو و\nمذا کره در تجدید آینده و هدف\n\nمقصود ملت بریتانیا خود داری واجتناب\nمیورزیدند .\n« تا امروز این مسائل را نظر باعتمادی\nکه بسيادت و تسلط خود در بازارهای\nدنیا داشتند خصوصاً بازار های مستعمرات\nبرای حفظ حد متوسط رفاهیت و آسایش\nزندگی عمومی با طرز سهل انگاری نگريسته\nکارها را آسان میگرفتند ، ولیکن\nوضعیت تغییر نموده و پس از نا بودی و\nزوال يك قسمت از آن سیادت نا محدود\nاینجاست که ما سئوال میکنیم که چگونه\nمیتوانند این حد متوسط و میزان فعلی\nزندگی را در صورتیکه وضعیت بهمین حال\nکنونی باقی بماند حفظ کنند ؟\n« برای اینکه وضعیت حاضره را خوب\nبفهمیم باید اوضاع يك قرن پیش از این\nرا هم مورد مطالعه قرار دهیم چه ، آن\nاوضاع هم تا ثیر مستقیم در وضعیت و\nنظام زندگی حاضره ما داشته است\nبريطانیا در يك قرن پیش دو طبقه بر آن\nفر مانفر مائی مینمود ، طبقه هويكس\n( عالی ) و طبقه تورییس ( متوسط )\nاین دو طبقه از حیث آیده آل و غایت\nمطلوب خویش و مسائل دولت محبوب\nخود اختلاف مهمی با یکدیگر نداشتند\nو باین ترتیب سلطه آنها تا سال ۱۹۰۶\nباقی مانده ومسائل با يك روح عدم\nمقاومت و شدتی مطالعه وحل میگردید"}
{"book": "adl0789", "page": 403, "text": "( شماره ۲۱ )\nو همین باعث تدوین قوانین راجع بکار\nگران و ازدیاد بعضی مزد ها و اسعار\nشده بدون اینکه مقاومت و مبارزه با\nآن شود بعضی ها حل مسائل مزبور\nو وضع قوانین مذکوره را در اثر تفوق\nکار خانجات بریتانیا و طبقه حاکمه که\nاجرتهای مزبور را بدون اینکه\nبسر مایه آنها لطمه وارد شود از منافع\nهنگفت خود مزد و اجرت را میپرداخته\nاند میدانند .\n* این وضعیت بهمین منوال باقی بود\nتا آنکه حزب کارگر روی کار آمده نمو\nو رشدی نمود و در میدان مبارزه رجال\nدیگری که از حیث آراء و عقاید سیاسی\nو فلسفی با رجال احزاب قدیمه اختلاف\nداشته ظهور و خود نمائی کردند و اتحاد\nیه های کارگران که از سال ۱۹۰۰ اهمیتی\nبسزا یافته بیش از پیش اهمیت پیدا کرده\nچه آنها اکتفا بحل مسایل مربوط بکار\nگران و ترقی و بهبودی احوال و اوضاع\nخود ننموده بلکه مسائل مهمتر از اینها را\nعهده دار حل آن .. شده از قبیل ایجاد\nنظامات وقوانین مخصوص برای صنایع که\nنقطه مقابل قوانین اساسی سیاست بود ،\nو برای اینکه حکام و نماینده گان در انتحا\nبات آراء کارگران را بنفع خود تمام نمایند\nناچار بودند که در باب تقاضای کارگران\nتوجه و اعتناء نموده و آن تقاضا ها را در\nيك ردیف از امور سیاسی قرار دهند\nو سیاست « هر چیز بجای خود باید جر\nیان پیدا کند »\nرا کنار گذاشته و در عوض سیاست\nاشتراکی را پیش کشیده و باین ترتیب شروع\nبوضع دایات رای حل و اصلاح امور\nمربوطه به اختلاف بین زندگی طبقاتی\nنمود تا اینکه آن جوان کار آمد یکدست\nاز عایدات خود را هم صرف آن شخص\nفقیر بنماید و موضوع تقاعد و تهذیب ایجاد\nنگردید مگر از این راه ، یعنی راه مسا\nوات بین زندگی افراد ملت .\n* جنک عمومی دنیا جریان امور را تغییر\nنداد ولیکن ، بسرعت - بسرعت عجیبی\nاین سیستم کار را بمعرض ظهور آورد و\nکمترین نتیجه آن انتخابات عمومی بود .\nچیزی که بیشتر این جنک را اهمیت\nداد همانا نیازمند ساختن بریتانیا بود که\nبا مخارج هنگفت و کمر شکنی که با و\nتحمیل گردید او را محتاج ساخته و\nاین تغییر اقتصادی در وقتی پیش آمد که\nمقرون بعهد حمایت گمرکی در میان دول\nدیگر بود ، و قسمت عمده از بازار های\nبریتانیا که تجارت او با انها متکی بود\nاز دستش بیرون شد خصوصاً بازار چین و\nهندوستان .\nگذشته از اینها که بجای خود کمال اهمیت\nرا دارد ، رقابت بین المللی در رشته\nصنایع و تجارت بریتانیا را دایره اش\nبسی توسعه بهم رسانده در حالیکه\nانگلستان بخودی خود قادر برقابت با آنها\nنبوده و نتوانست با اختراعات جدیده و یا\nآنکه با سیستم تجارتی جدید ، در قبال\nرقابت دول دیگر که صورت بین المللی\nبوخود گرفته بود جواب آنها را بدهد و\nمقاومت کند ، و جنگ عمومی هم بعضی\nاز مستعمرات او را مانند کانادا ، استرالیا\nافریقای جنوبی بك ممالك مستقل نمود\nو باین ترتیب تأثیر اقتصادی او در امپرا\nطوری انگلستان نقصان پیدا کرد .\nدر سال ۱۹۲۴ کار گران در سیاست\nخود موفق گردیده و شروع مناقشه و\nرقابت با سیاست محافظه کاران را گذاشتند\nو نخستین اختلاف آنها حقوق مالکیت\nو طرز آن بود زیرا آنها می توانند\nمقاصد خود را عملی نمایند\nمگر وقتی که رژیم و نظامات موجوده\nرا يك تغییر اساسی و حقیقی بدهد .\nفکر اساسی آنها تساوی زندگی در\nتمام مراحل حیاتی میباشد و طریقه که\nبرای عملی کردن این فکر در نظر گرفته\nاند این است که تمام منابع حیاتی دولت\nرا اشتراکی نموده و بتوسط دولت اداره\nشود در حالی که محافظه کاران که در همان\nراه و خط مشی قدیمی خود بر پا ایستاده\nاند ، اجرای فکر مزبور را باعث"}
{"book": "adl0789", "page": 404, "text": "خرابی خود دانسته و میبینند که اجرای\nاین فکر بنیاد سلیطانه و فرمانفرمائی\nآنها را در هم فرو خواهد ریخت بین\nاین دو فکر متناقض که برای هر کدام\nاز این دو دسته منتها غایت مطلوب میباشد\nچه اقداماتی را ممکن است برای صلح\nجهان بعمل آورد ؟\nموقعیت بریتانیای کبیر نه تنها از حیث\nامور داخلی دوچار اشکالات گردیده\nبلکه از حیث امور خارجی هم بمشکلاتی\nبر خورده زیرا بریتانیای کبیر دولتی\nاست که زندگانی خود را با تجارت خارجی\nخویش اداره مینماید و تجارت خارجی\nدر محور صلح دور میزند . و بنا بر این\nتحریم امتعه انگلیس در هندوستان و\nنهضت ضد بریتانیا در آنجا و جنگهای\nداخلی ممتد مملکت آسمانی چین ، اینها\nمتضمن مرگ و یا زندگی بریتانیا است\nباینمعنی که حیات و ممات تجارت او\nوابسته بوجود این دو بازار مهم شرق\nو با این ترتیبات رسوم گمرک جدیدی\nهم بر امتعه او وضع گردیده و فکر\nاستقلال ـ استقلالی که مقرون بسیاست\nاكتفاء اقتصادی میباشد ( مقصود نویسنده\nدر اینجا گویا همان فکر خودیت تجارت\nدر حوزه ممالک امپراطوری کبیر\nانگلستان است که دسته از محافظه کاران\nو ایرال ها بآن موافق هستند .م. )\n(باقیدارد)\n\n( شماره ۲۱ )\n\nرفع اشتباه\n\nروز نامه شریفه اصلاح در سر مقاله\nشماره ( ۱۳ ) سال سوم خویش تحت\nعنوان ( قابل غور مدیرات مستقل طبيه )\nشرح مبسوطی راجع به امور صحی مملکت\nو ترقیاتی که در دوره همایون اعلحضرت\nغازی درین شعبه حاصل شده است نگاشته\nوضمناً مینویسد « .. لاکن چون احتیاجات\nصحي يك ملت بزرگ خيلي يك امر\nخطير وبا اهميت است لهذا از طرف دکتوران\nمعالجه همان قسمت مریض ها ممکن میشود\nکه پای خود و معاونت اولیای خویش\nتا شفاخانه نزد دکتور ها حاضر آمده یا\nدكتور برده میتوانند و یا آنانیکه در\nشفاخانه ها قبول گردیده و در تحت علاج\nبستری فتاده اند اما باید راجع به تداوی\nمريض هايكه قوه آمدن تا شفاخانه ندارند\nیا اشخاصی که بیکس و ضعیف اند خود\nو ایداکتر ها رسانیده نمیتوانند از مدیریت\nمحترم طبی در موضوع تیمار داری شان\nنیز اقدامی بشود ..» این بود نظریه که\nروز نامه شریفه اصلاح راجع به تداوی\nاشخاصی که فوقاً تذکار یافت نوشته اند\nکه ما در جواب ایشان لازم است چند\nسطری بنویسیم :\nاول درباب مریضانی که نوشته اند در شفا\nخانه ها ملاحظه و تداوی میشوند همانطوریکه\n\n( مجلد پنجم )\n\nمینویسند واقعاً مدیریت طبیه بوسیله داکتر\nهای متعدده و وسایل لازمه که در شفاخانه\nحاضر داشته و از هیج رهگذر نقصی در\nآن ملاحظه نمی شود موفق شده است\nکه هرچه مریضانی که بشفاخانه مراجعه\nمینمایند چه بصورت بستری وغير بستری\nبصورت درست تداوی و علاج نماید ، چنانچه\nرا پورت هایکه از شفاخانه ها میرسد و\nتعداد معالجه شده گی مریضان ( ذكور\nوانات ) را در هر ماه نشان داده و ماهم\nبرای اطلاع خوانندگان مرتباً در نمرات\nمجله صحيه اشاعه نموده ایم برای تأییید\nادعای ما کفایت مینماید ثانیاً روز نامه\nشریفه اصلاح که در باب معالجه مریض ها\nکه بشفاخانه رسیده نمیتوانند مینویسد .\nمدیریت طبیه از آنها غافل نمانده و تا\nجایکه مقتضای وظیفه ش بوده است\nاقدامات جدی نموده است چنانچه اولا\nبذریعه مکتوب نمره ۲۲ تاریخی ۲ حمل\n۱۳۱۰ خویش درینموضوع بریاست بلدیه\nچنین نوشته است .\nخلاصه مکتوب :\nچون ریاست بلدیه مرجع اطلاعات\nعمومی شهر گفته می شود و تمام را پور\nها از قبیل تولدی وفوفی و مریضی شهر\nبه ریاست موصوف میرسد لهذا رياست\nبلدیه موظف است تا راپور مریضان و"}
{"book": "adl0789", "page": 405, "text": "شماره ۳۱\nمجلۀ پنجم\n\nصحیات\nامراض جهاز تنفس\nزکام:\nاز التهاب غشای مخاطی الف که اولین پارچه جهاز تنفس است سبب زکام میشود خصوصاً در اطفال نوزاد از اینکه مانع جوشیدن سینه شده و اینکه عوارضات\n\nدیگر را نیز وسیله و سبب می شود خیلی با اهمیت است .\nتداوی این:\nشستن بینی است بواسطه بعضی لوشن ها و مطابق امر و نظریه داکتر رفتار نمودن\nخون بینی:\nاز زده شدن التهاب غشای مخاطی و زخم شدن الف که بعضاً وجود را زهردار می سازد و امثال امراض مسری مثل محرقۀ و زیاده چرکین شدن رگ های شرائین که صدمه بآنها میرسد حاصل می شود .\nتداوی آن از روی فهم حرکت کردن و معالجه نمودن است .\nامراض گلون:\n\nبخارات را بگروی مریض رسانیدن است .\nخناق کاذبه که من يك الى پنج به اطفال تصادف می کند و علامه آن محال صحت دفعتاً در شب سرفه ونفس تنگی اطفال است . این مرض آنقدر وخیم نیست بزودی كمی صحت یاب می شود .\nتداوی:\nبا طراف گلون پارچه ها ئیکه باب گرم تر شده باشد پیچانده و سر مریض را به بخارات گرم گرفتن است . این علاج فوری است . بهر صورت بدوكتور مراجعه کرده بشود.\nالتهاب حقیقی گلون از تاثیرات مکروب (له لر) در اطفال دیده می شود . و اکثر نتیجه آن بدفتری خناق می شود.\nعلامات ابتدائی آن:\n\n( بقیه صفحه ٥ )\nفوتى و تولدی را بمدیریات طبیه بفرستد تا مدیریت طبیه در مقرر نمودن داکتر ها بالای مریضان و غیره اقدام نمایند ....\nچون مکتوب مذکور از طرف ریاست بلدیه بجواب یکمکتوب های تاریخی ۱۷ حمل و ۲۰ حمل خویش موضوع بیشتر را تعقیب کرده و وظیفه که درین رهگذر داشت اجرا نموده . و روز نامه شریفه اصلاح برای تائید ادعای ما میتواند بوسیله نامه نگارهای خود از اوراق ریاست بلدیه معلومات بگیرد .\nنگارنده مجموعه صحيه ( لطیفی )\n\nگلون بيك التهاب حادی تصادف می کند که علامت ابتدائی آن قطع شدن صدا است .\nبندیز که با آب سرد تر شده باشد به اطراف گلون پیچانیده بالای آن مشمع گذاشتن است . و علاوه سر مریض را با لای کدام ظرفیکه در بین آن آب جوش و بعض ادویه تبخیر که مخصوص برای مرض مذکور استعمال و بصورتیکه اطراف سر مریض مستور شود تنفس گرفتن و هكذا بذریعه آله های مخصوص\n\nدر نل تنفس ( شریان تنزل ) پارچه های كاذبه عارض شده صدا پست می شود و سپس خپ شده آواز قطع می شود . نهایت اگر تداوی آن بخوبی کرده نشود این عوارضات رفته رفته زیاد شده مریض را بتمامی خفك می سازد .\nتداوی:\nاول باول در تداوی دفتری ( خناق ) پیچکاری سیرم آن است . این سیرم در شیشه های كوچك به مقدار ۱۰ سانتی ترکیب و موجود میباشد . مقدار پیچکاری در اطفال نوزاد ۱۰ سانتی متر مکعب"}
{"book": "adl0789", "page": 406, "text": "صفحه ۷\n\n(شماره ۲۱)\n\nجلد پنجم\n\nادبیات\n\nخبرهای فنون و اختراع\n\nآلتی که بوسیله چشم\nاز اسرار درون خبر میدهد\n\nبعضی اوقات در عالم اختراعات چیز\nهای پیدا میشود که علاوه بر غرابت\nفوق العاده ای که دارد برای جامعه\nبشریت آتیه عجیبی را نشان میدهد دو\nروئی و دو رنگی و ظاهر سازی میان\nمجتمع بشری سخت نفوذ دارد و حتی\n\n« بقیه صفحه ٦ »\n\nواز سن يك الى چهار ساله ۲۰ سانتی\nمكعب و بالاتر از سن چهار ساله ۳۰ الی\n٤٠ سانتی مكعب پیچکاری کرده میشود.\nاگر به دفتری ( خناق ) بودن کدام\nمريض اشتباهی بداكتر پیش شود ، قبل\nاز معاینه نمودن میکروب آن در تحت\nبافت های جلد بديوار معده بواسطه\nپیچکاری تعقیم شده ( انتی ستيك ) سيرم\nدفتری را پیچکاری مینماید در اشخاصی که\nبه مرض خناق گرفتار می شوند يك آل\nاز خزع آل گذرانیده عملیات اجرا می شود\n( سيد حفیظ جاهد ) باقی دارد\n\nچونك در بسته گردد سد در دیگر شود پیدا\nخوشه چینی ما خوشبختانه از خرمن\nهای ذوق نو جوانان وطن هیچوقت\nبی بهره و نصیب نخواهد ماند .\nدر عوالمی که امید و انتظار ستون\n\nمیتوان گفت محال است حقیقةً کسی را\nشناخت زیرا پرده های ضخیمی از تملق\nچاپلوسی روی اشخاص کشیده شده\nو حقیقت آنان در عقب آن از افکار\nمستور مانده .\nهیچوقت ممکن نیست بتوانیم از افکار\nو اعمال دیگران بخوبی اطلاع پیدا کنیم\nبسا میشود سالها با کسی معاشرت\nمیکنیم و از روحیات و اخلاق او\nاطلاعات کافی در دست نداریم مثلا\nمجرمینی که مر تکب جنایت ها میشوند\nاگر در طرز جریان قضائی ما بصير\nباشند میتوانند باثر دستی و مهارت قضات\nو محققین را باشتبا اندازد و خویشرا\nدر پیشگاه عدالت بیگنا وانمود کنند\nاخيراً یکی از علمها موفق باختراع\nدستگاهی شده که بوسیله آن ها شبکه\nطبقه چشم را عکس میگیرد و نظر باینکه\n\nهای ادبی جریده ما از انجماد و افسرده\nگی ادبا میخواست بدل بیاس شود\nنزديك بود غافل بشويم ازینکه در گوشه\nو کنار انجمن تازه نهالان برومندی\nعرض رسائی و زیبائی دارند که صداهای\n\nافکار درونی در شکل اینطبقه اثرات\nمحسوسی مینماید پس از مراجعه بعکس\nاز افکار و خیالات درونی اطلاع میدهد\nفرض کنید مجرمی در برابر مستنطق\nبا کمال مهارت بسوالات او جوابهای\nساختگی میدهد این است که در برابر\nچشم او نصب شده مرتباً در هر دقیقه\nو در هر موقع هر سئوالی از او عکس میگیرد\nو بعد از ختم استنطاق بوسیله مراجعه\nبعكسها و مقایسه آنها از صحت و سقم\nجوا بها اطلاع پیدا کرده و حقیقت را\nبزودی کشف مینمایند و بيمين قرار\nکسانی که آنچه بر زبان میرانند بر خلاف\nچیز هائی است که در دل دارند وقتی\nدر مقابل این آلت غریب واقع شدند\nفوراً سنخ افکار شان معلوم میشود و\nپرده تزویر و ریا پاره میگردد .\n( عرفان )"}
{"book": "adl0789", "page": 407, "text": "صفحه ۸\nشماره ۲۱\nمجلد پنجم\n\nما را بی جواب نگذارند .\nمقاله ذیل رقم ریخته كلك رسای آقای عبد الملك خان متعلم صنف دهم مدرسه امانی است كه در صنف خودشان موضوع ماه گرفتگی را بنهایت سقم خود با طور مسابقه نوشته و به اداره ما برای نشر فرستاده اند البته هم قطاران محترم شان هم هر چه از اینگونه اثرات در رشته افگارش آرند آینده محل نشر و ذوق آزمائی شان (جریده انیس) را خواهند شناخت .\nماه گرفتگی :\nانسان در محیط زندگانی خود طبعاً عاطفه بشری را مالك است . چه احساسات هر كس از طلعت گل ، ناله بلبل ، گریه آبشار فکس نسیم شاخسار متباثر و از آئینه داری .. صحن چمن متهیج میگردد . معذلك میتوانم بگویم گاهی نبود كه از صفحه تحریر يك ادیب زبر دست و پرده تصویر يك رسام ماهر در دانه های اشکم را در رشته نكشيده بر گلو نپاو بخته باشم و در ان حال ضربان قلبم را شدید و تاثرات رقیقم را تمدید نکرده باشد .\nعصری در كنار سبزه زار نهری نشسته ام ، نسیم با کمال محرمیت از منافذ\nشاخسار درختان غلو در هم پیچیده عبور می کند ، بلبل در شاخ گل مسرت را آشکار و گلبن بر فرش چمن تمکین را پدیدار می سازد . اشعات آخرین آفتاب و تارهای زر فام خورشید تنها سرهای درختان و بلند یها شاخه را تجلی میدهد . در میان عالم طبیعی ومناظر قدرتی محو و مستغرقم از یكطرف چهره گل ناله بلبل و از یك جانب جلوه مرغزار ، گریه آبشار مرا مات و مبهوت ساخته .\nآب بر روی سبزه چون قطرات اشك بر عارض نو جوانان دلباخته روان است هر طرف كه می نگرم و هر چه را که می بینم با حزن و رقت بامن سر گوشی می نماید و بی خودانه كلام ادیب و فیلسوف بزرگ میرزا بیدل بر زبانم رون می گردد .\nدر عدم هم زعشق شوری هست\nسبزه دامن کشیده می آید\nورنه خاك بپز راحت نیست\nگل گریبان دریده می آید\nمرا جوش و بلبل را خروش است . خورشید آهسته آهسته بجانب افق عدم خرامان و می خواهد با الهام کائنات این عالم را وداع نماید آفتاب می رود و نورانیت شعشعات این جهانرا نیز با خود می برد موجودات سیاه پوش به ماتم می نشیند ظلمت بر همه اشیا طاری میگردد . از عالمی که در چند دقیقه\nپیش موجود بود اثری نیست ، آن صورت و زینت گل نه صغیر و نقیر بلبل نه سر سبزی و شادابی دمن و نه حسن و رواق چمن ، هر چهره تابان را غبار (والیل)پدانی و هر طلعه درخشان را سموم خزان آمدنی نه عالم رنگست و بورا دوامی و نه روز گار حسن و جمال را زمانی از هیچ طرف نه صدائی و نه ندائی ، بلبل خاموش و گل نقاب پوش است .\nپرنده گان بآشیان خود ها می خزند من هم با خاطر گرفته و دل افسرده روان می شوم : مطاوعیت کائنات زودل تو انیت افاق تفکر می کنم وباقدمهای سریع ارواه خودری که اطراف آنرا درختان پیچیده می و آیم .\n.. اينك گوشه افق سر بزده روز سیاه این جهان تاريك آب خند می کند و پرتو انور عالم را سرور می بخشد پرده عبوس ظلمت را انهدام و شب محنت را اختتام می دهد و او اولین حامی مقدسی است كه بعد از غروب آفتاب از دریچه آمال كائنات ، برای نجات از جهان ظلمت و استمداد عالم ظهور کرده است از تقرب خرام ماه جهان آرا تصرف و تسخیر این دنیا هویدا و از شبکات و درخشند گی فضا ذوق استقبال تاجی مقدس و محبوب مطاوب آشکار است . افق با سیمای کشاده و تبسم جلوه و طراوت"}
{"book": "adl0789", "page": 408, "text": "صفحه ٩\nشماره ۲۱\nمجلد پنجم\n\nقریبان پهنه قدرت را انتظار می برد .\nماه برای سیر و تما شا پویان و من\nبجانب منزل و ما وای روانم ! آخر الامر\nاز سر زمین آزاد طبیعت و پیشه خلقتی\nکه بدست فرشته قدرت بوجود آمده و\nاز باغبان طبیعت تربیه می گردد ، به گوشه\nتمدن بشریات افتادم ، این جا شبستانی\nو عبارت از چار دیواری است که به نقشه\nمعمار و دست گلسکار بنا یافته ، آمدم و\nبجای خود افتادم مگر از دریچه که بجانب\nتپه باز گردیده تما شای عالم بر کیفیت\nرا کرده می توانم .\nماه بر فرش نیلگون آسمانی با قدمهای\nمساوی مسافات معین عقب می گذارد\nعالم موجودات به جهان خواب مستغرق\nو خود را از پر ده حریر و حجاب چادر\nکتان سفید پوشیده اند :\nمن به بستره راحت افتاده و از دریچه\nتفکر گهواره صنایع قدرت را نظاره\nمی کنم ، این نقاب سفید کم کم محو و\nمعدوم می گردد ، موجودات سر از بالین\nخواب و از رو پر ده حجاب بر میدارند\nپیمانه سکوت در جنبش و محیط خموشی\nدر لرزش است ، من در حیرت و مردم ن\nدر حیرت اند ، بیرون می شوم و می\nبینم که بر چهره درخشان مهتاب چو\nسایه تاریکی افتاده و از تا بیدن\nباز مانده مرا گریان و عالم را فغان است\n\nاز هر طرف صدا و از هر گوشه ندائی\nاست ،\nچادر سفید دوشیزگان قدرت به لباس ماتم\nمبدل و سیمای درخشان نوباوه گان خلقت به\nتیره گی محول گردیده روی تابان ماه از\nروشنی و درخشنده گی باز مانده .\nدور ظلمت است و می خواهد که جهانیان\nرا مغلوب پنجه ظلم و اسارت خود نماید\nدلهای خورسند را مغموم و دیده های\nروشن را مکتوم دارد دقایق حال به همین\nصورت سپری می شود پس از چندی انتظار\nشقاوت ظلمت رو بزوال می رود و بعد\nمدتی امرار ، بدر هلال وار از پرده خفا\nبیرون می آید .\nنمیدانم که ظلمت به بیچاره حالی و تیره\nروزی عالم رقت آورده و یا از طلیعه\nدرخشان صبح صادق و از ورود سلطان\nبا هیبت و شان خورشید مطیع گردید ؟\nولی اینقدر میدانم که آفتاب جهانیان\nبرای سرخروئی عالم و فیروزی اولاد آدم\nبرای استعداد کائنات و طراوت موجودات\nبرای آرایش چمن و پیرایش دمن طلوع\nخواهد کرد و با نیزه های آتشین خود\nاین غبار اندوهناک را از صفحه عالم پاك\nخواهد ساخت .\nسبزه بافرش زمرد ، لاله باطشت یاقوت\nنرگس با ساقه زبر جد ، سنبل با طره\nپریشان ، بلبل با ناله خروشان شمشاد با\nبا قامت افراشته و سرو با جامه سبز\nپیراسته باستقبال خواهند رفت .\n\nمسابقه فوت بال\nامانیه و حربیه\n\nسپورت بهترین شغلی است که جوانان\nنیرو مند در وقت غروب آفتاب و در فضای\nآزاد آنرا سر مشق حیاتیه خود ها\nقرار داده اند . هر صاحب عاطفه که در\nجامعه اجتماعی حیات دارد میداند که باید\nبا قلب پر از اخلاص روح زنده و باروان\nتوانا در راه سعادت وطن و قوم خود\nفدا کاری نماید و این خدمت بدون دماغ\nسالم و صحت بدن متصور نیست .\nعصر روز پنجشنبه اعضای مدرسه حربیه\nو شاگردان جوان امانیه بدور میدان\nمسابقه حلقه زدند . اولاد های عام و نو با\nو گان معارف در اطراف چمن چون\nنو شکفته بهاری و فرزندان رشید عسکر\nبا جرأت و جسارت سرشاری به زیبائی محفل\nافزودند . جوانان دلیر با طرفین مقابل\nداخل میدان گردیده دو جانب صحنه تما\nشا را استحکام خود قرار دادند . هر دو\nطرف با کمال متانت و همت حرکات بازی\nرا ایفا و در دلهای ناظرین اثرات پر\nجوش تولید می کنند .\nاطفال معصوم معارف با یکدیگر از برد\nو بای فتح و مغلوبیت هیچ همهمه و\nزمزمه ندارند ، در این بازی هیچ اثری\nاز رقابت دیده نمی شود در محاکمه و\nمقایسه با مسابقات گذشته مغایرت کلی\nدارد چه نه صدا از فاتحین دسته سرخ"}
{"book": "adl0789", "page": 409, "text": "مجله پنجم\n\nخبرهای داخلی\nمقرر بیها\nآقای میرزا قطب الدین خان مدیر عهده\nوزارت حربیه به مستوفیت ولایت\nقطغن و آقای میرزا عزیز الله خان مدیر\nبودجه وزارت مالیه به مدیریت محاسبه\n\n( بقیه صفحه ۹ )\nپوش و نه بدا از شکست جنبه زود پوش\nاست .\nگویا به اضمحلال معنویات حزب عرفانی\nو نه مقاومت روح پر شور عسکری را\nطرفدار اند .\nنگاه تماشائیان در هر دقیقه و هر لحظه\nبجانب دو نفر در وازه وان که آخرین\nنقطه امید اند عطف می گردد چون بازی\nدر طرف حصه حربیه زیادتر دیده می شود\nپس سرنوشت سعادت و امتیاز به بازوان\nتوا نا و سر پر افتخار این گول کپیر است\nو این جوان رشید عسکر هم مردانه\nمدافع می نماید . توپ از دست رفته ده\nنفر و امید و آرزوی گم شده يك طائفه\nرا سر از نو تجدید می کند، و محالی است\nکه بر اثر آن آواز چك چك و صدای\nتهنیت از ردیف عرفانی و قطار عسکری\nبلند می شود تا آخر الامر این مراتب\nبازی پس از دوام دو ساعت و دو گول به\nغالبیت مدرسه امانیه اختتام یافت .\n( یکی از متعلمین امانی )\n\n( شماره ۲۱ )\n\nوزارت در بار و آقای میرزا محمد انور خان\nبه مدیرات بودجه مقرر شدند .\nکداش فقیر شاه خان کندکشر قوماندانی\nکوتوالی کابل بقوماندانی کوتولی خان\nآباد مقرر شده .\nاز مدیریت مستقله طبيه\nص غلام سرور خان منتظمی مکتب\nطبی ومیرزا ضیاء الحق خان پسر کاتبی\nمکتب مذکور وسید محمد صالح خان به\nمعاونی اول شفا خانه مرکزی عسکری\nوغلام حیدر خان داکتر به شفا خانه\nحضور و حاضر باشان وعمله مقرر شد !\nو نیز آقای داکتر امم الدین خان\nکه در طب یونانی وفن داکتری مهارت\nداشته و در عصر اعلیحضرت شهید زیر\nدستی داکتر الله جویا خان کار میکرد\nو چندی قبل ازین در سمت شمالی بسر\nطبیبی شفا خانه اشتغال داشته و با چند و\nقیتکه آقای داکتر عبد الغنی شاه خان\nسرطبیب شفا خانه عسکری بوجه رخصتی\nرفته بودند وکالتاً بسرطبیبی شفا خانه عسکری\nمصروف بودند نظر بلیاقت و تجارب زیاد\nشان که در افغانستان داشته اند بسر طبی\nشفا خانه ولایت هرات مقرر شدند .\nاز وزارت حربیه\nش محمد افضل خان بمناسبت خدمت\nشان که بهمرکابی وزیر صاحب حربيه\nبه ولایت قطغن نموده به کندکشری و\n\nش شاه محمد خان تولیمشر جيما ستیکی به\nکندکشری مقرر شدند !\nموسسه خیاطی\nبرای اجرای کار خیاطی باصول فنی\nسه نفر خیاط از خارج به مشاهره\n۳۰۰ و ۱۲۵ و ۱۰۰ کله دار که ترات\nشده اند .\nخياطان مذکور قبلاً وارد گردیده\nوداخل کار شده اندا ( ۲۰ ) نفر متعلمین\nنیز زیر نگرانی ایشان اصولاً فن خیاطی\nرا می آموزند .\nجریان کار تعمیر بند ها\nهیئت های مدیره اعنزمی تعمیر بند\nزنه خان غزنی وبند سرخ آب لبوگرد\nکه مخارج انشا آن بند های مذکور در\nپروگرام امساله وزارت تجارت داخل است\nشروع بکار نموده اند .\nمستر كريمه مهندس مستخدم وزارت\nمأمور ساختمان بند های مذکور برای\nتهیه بعضی لوازم کار خود بکابل آمده\nوعنقريب بصوب ماموریت عزیمت مینماید.\n\nمراجعت\nآقای محمد شریف خان متخصص که\nقبلاً برای انتخاب موضع مناسبی جهت بذر\nترکاری مصارف ایام زمستان مرکز\nبمشرقی اعزام شده بودند درین تازه گیبها\nاز مشرقی مراجعت نموده و يك را پورت"}
{"book": "adl0789", "page": 410, "text": "ملازم تولی قطغن با غلام سناء الدین خان تولید شتر احتیاطی در باب قرض خود مباحثه کرده و در نتیجه غلام بهاء الدین خان جمعه خان مذکور را بضرب لگد بقتل رسانده و خودش فرار نموده بود که در اثر تعقیبات پولیس از سرای حاجی خانه دستگر گردیده و حبس شد .\n\nخبرهاي خارجي\n\nریوتر\n۲۲ ستمبر – مطابق ۲۱ سنبله کاندی رفیق خود را به متکا شایر جهت ملاحظه نمودن اثر بحران مالی قسیح نموده است و در شام چهار شنبه در دار العوام در جلسه هر ۳ پارتی نطق ایراد خواهد نمود و مزنی میکند و نالده در نتر ازدید نکار خسته شده است و مشورت گرفته است که چند روز در ده رفته استراحت کند\n۲۲ – قیصه انتخاب که نتیجه آن تشکیل کابینه جدید میباشد معطل است و منتظر باز گشت ماکده و نالد میباشد که قرار بیان یکی از دوایر وقت رخصتی را جهت غور و دقت بر مقدر خود استعمال مینماید عقیده متتزاید حزب محافظه کار اینست که در روز های اخیر اکتوبر راجع بمسئله تعرفه بتمام مملکت اجتماع خواهد نمود و این صورت بسعی پیش بردن نقشه مفصل تعرفه که غالباً در تحت فشار رسوم پارلمانی بر هم خورد ایست در تحت پار لمان جدید خاتمه خواهد داد .\n\nا شماره ۲۸ ۱\n\nتعزیر شرعی\nسید یعقوب شاه که از طرف پولیس به فعل قمار گرفتار و محول محکمه شرعیه شرعیه گردیده بود بعد اثبات التزام شرعی شرعاً تعزیر شد .\nمحمد قادر و صفدر نامان ساکنان چند اول که بواسطه سرقت وجه نقد علی احمد نام هزاره گرفتار ومحول محکمه شرعیه گردیده بود محمد قادر مذکور برائت ذمه ثابت ورها و بصفدر مذکور اتهام شرعی ثابت وشرعاً تعزیر گردید .\n\nگرفتاري\n۶ نفر دزد در کوتل تخت چند راه گذر را برای اخذ اموال شان گرفته بودند که از طرف آقای لمیسک محمد خان مامور پولیس وحاکم موقتی میدان خود سارقین بايك ميل تفنگ مواخذه وتوقیف شدند .\nکذا : ـ احمد نام که در بهسود هزاره جات در سنه گذشته مرتکب قتل گردیده و از مجلس فرار نموده بود در تاریخ ١٤ سنبله امسال گرفتار و بدا یزنگی توقیف گردید وهم اشخاصی که قاتل مذکور را دستگیر نموده بودند عبارت از شش نفر بودند ومورد انعام واقع گردیدند .\n\nقتل\nیوم جمعه ۹ میزان عمل ۱۳ بجـه بـعـد خواب گاه عقب پل خشتی جمعه خان\n\nصفحه ٣ !\n\nمفصل راجع باوضاع طبیعی انجا بوزارت تجارت تقدیم نموده است .\n( اقتصاد )\n\nقدر داني همايوني\nجناب عبد الله خان خانه سامان سابقه ساکن چنداول که یکعمری در خدمات دولت مصروف بوده از ریش سفیدان قومی شمرده میشد بروز یکشنبه بدرود زندگانی گفته و برحمت ایزدی پیوستند .\nحضور شاهانه از کمال عاطفه و رقت قلبی که دارند اظهار تأسف و تسلیت فرموده و مبلغ ۲ صد روپیه جهت مصارف فاتحه داری بخانواده مرحومی از وزارت در بار التفات فرمودند که وجه مذبور روز دوشنبه ذريعة غلام حیدر خان پیشخدمت حضور بخانواده شان ایصال شده قرار اطلاع آقای محمد ابراهیم خان مامور یتیم خانه که به اداره ما خبر داده از منده گان عبد الله خان مرحوم بلهجه نهایت حرمت و قدر شناسی بدعا گوی دوام دولت و بقای پادشاه با معرفت خودشان مشغولند\nزلزله در کابل :\nشب سه شنبه ۱۳ میزان ساعت ۲ و بیست دقیقه زلزله سختی در شهر کابل واقع شد تکان های شدید سه مراتبه و حرکات خفیف تماماً تا پنج ثانیه دوام داشت ."}
{"book": "adl0789", "page": 411, "text": "صفحه ۱۲\n(شماره ۲۱)\nمجلد پنجم\n\nحکایات\n\nآقا و نوکر :\nآقائی نوکری داشت و هر کار را که\nبا و تکلیف میکرد نوکر به تانی و تفکر\nخدمت را بعمل می آورد .\nمثلا با دارش با و میگفت برو بازار نان\nو پنیر بیار نوکر اول بازار میرفت نان می\nآورد و باز میرفت پنیر میخرد که مبادا\nدر معاملات سهوی واقع شود یا دارش\nبغضب شده او را تهدید کرد که انسان\nشو ! مردم همه کارهای خود را بيك\nمراتبه انجام میدهد دفعه دیگر یکی از\nاقوام آقا در منزل مریض شد بنوکر\nگفتند برود طبیب بیاورد .\nملازم چون از دفعه دیگر ترسیده شده\n\n( بقیه صفحه ۱۱ )\n٢٤ ستمبر - دار العوام به ۹۷ رای در\nمقابل ۲۳۷ قرائت ثانی پیشنهاد ملی را\nگذشتاند . گاندی در يك جلسه که از\nطرف دایره مصالحات اصلاح ها در\nکلا مبوس و کنتریا روز چهار شنبه ترتیب\nشده بود نطق ایراد نمود که حاوی بر\nپیغام او به دنیا بود .\nمضمون مذکور در غربت اختیاری بود\nوايس ماد را تيدن اجرای ریاست مینمود\nسپروژ جیکر در شام چهار شنبه مذاکره\nطویلی با ما لو یه راجع به مسئله هندو و\nمسلم نمودند دانسته شده است که برای\nگاندی سعی میکنند بزودی جناح و آقا خان\nرا ملاقات کنند قرار پیغام جنوا بعد از انکه\nلارد سيسل ايمانيه فوق الذكر را که\nبالدوین در دار العوام نموده بود ایراد کرد\nمك كيسن از طرف امريك مصالحات در\nتعمیرات بحری را قبول نمود .\n\nبود وار خطا و دست پاچه شده این\nدفعه بسیار دیر کرده و بالاخره طبیب\nرا با یکمقدار دوائی که خودش سنجیده\nبود و دو سه نفر آدم هم با خود آورده\nو به آقای خودش را پورت داد آقایش\nطبیب را که دید خوشوقت شده ولی از\nدوا و نفری دیگر پرسید که این چه خبر\nاست جواب داد آغا خودت بمن عتاب\nکردی که کارها را باید بیکمراتبه انجام\nداد من هم طبیب آوردم هم دوا و این\n۳ نفر هم یکی مرده شور است و ۲ نفر\nقبر کن برای تجهیزات کهنه کنلی به خانه\nپیدا خواهد شد مقصد اگر صحت نشود\nباز سر گردان نشویم .\n\nهر چه بگوید همان میکند :\nیکی از مسافرین گرسنه شبی در میان\n\nدهی منزل کرد ببزرگ قریه بعادت\nمعمود پس از ادای نماز شام مهمانی در\nمسجد ده دید برسبیل عادت گفت آغا\nاگر به لقمه نان خشکی ساحت اید بفرمانید\nمسافر گرسنه هیکل بزرگی و نجابت آن\nبزرگ قریه را دید بطمع افتاده بکمال\nمسرت دعوتش را اجابت کرده ولی پیش\nخود میگفت این صلاح نان خشک بین\nشهری ها هم رسم است که بدواً پیر میهمانی\nمیگویند آقا نان خشک یا شور بائی داریم\nبالا خره به قاب های پلاو و سالان های\nمتعدد حتى بالرنی و مشکوفی پذیرائی میکنند\nاین تصورات بدماغ میهمان گرسنه باشدید\nترین حرارت تمنا خیال پپلو های چربی\nرا پخت تا نیکه به میهمان خانه دود زده خان\nده وارد شد پس از لحظه دست میهمان شسته\nو خالی کستر نیده شده نان خشکی در پهلو\nدستگاه طمع و حرص خود موجود دید\nآنوقت هوش سر میهمان آمده و متيقن شد\nکه راستی راستی هر چه میهمان دار او\nدر اول وقت وعده کرده بود همان است\nهر چه صبر کرده و چشمك زد همانست که\nشنیده نه انکه تصور کرده ! تضا دفعاً\nطفلی در آن محوطه شوخی میکرد بناگاه\nصاحب خانه تغیر شده و فریاد زد : پسر!\nآرام باش ورنه دو پاره ات میکنم با میگشمت\nمیهمان برخواسته با نهایت احترام به طفل\nگفت عزیزم آرام باش که من از چشم این\nآدم میترسم هرچه بگوید همان میکند!"}
{"book": "adl0789", "page": 412, "text": "شماره ۲۱\nمجلد پنجم\nصفحه ۱۳\nاز هر طرف\nساکنین عالم :\nاز روی جدید ترین احصائیه های رسمی معلوم می شود که در خلال قرن حاضر عدد ساكنين عالم يك سرعت عجيبی زیاد شده و حتی تقریباً به هزا ر میلیون نفر بالغ شده است . ازین جمله يك بستم ان در ولایات متحده آمریکا سکنی داشته و قى در تمام عالم متفرق میباشند .\nاطفال و نطق :\nهرگاه احوال طفل از ساعت ولادتش گرفته تا موقعيكه بحرف زدن عادت میکیرند تحت تدقیق قرار داده شود د ایل زیادی برین یافت میشود که ادرك او در مسمی ها بیشتر از یاد کردق بنام ایشان میباشد چنانچه اگر شیر را مثلاً دو یا سه دفعه به بیند میفهمد که برای او حاضر شده است تا بنوشد، ولی نمیتواند کلمه « شیر را » جز بعد از مرور زمان بر زبان ادا کرده بتواند .\nهمچنان ملاحظه شده است که اولین حروفی که طفل نطق آنرا یاد میگیرد حروف های شفاهی است یعنی حرف ها یست که به لب ها ادا میشود ، مثل (با) و (ميم ) و امثال آن ، از ین رو برایش آسان میشود که کلمه « بابا » و\n« ماما » را قبل از اینکه بکلمات دیگر حرف بزند بر زبان آورده بتواند .\nبعد از اینکه طفل حرف های شفاهی را خوب آموخت شروع به تمرین حروفی که در ادای آن زبان و دندانهایش شرکت مینمایند مثل تا و طا ودال ولام . ومیگوید « تاتا » دادا ـ لالا ـ و امثال آنها .\nخیلی و قع میشود که طفل خیلی دیر به نطق کلام موفق میشود و الفاظ مفهوم را تا به عمر سه ساله گی و حتی چهار ساله کی ادا کرده نمیتواند این تاخیر به سبب يك عده علل میباشد که مهمتران آن اینستکه مادر طفل خود را به تمرین زبانش برای نطق مساعدت نمیکند چنانچه هر وقتی که طفل میخواهد يك كلمه را بر زبان آرد مادرش آنرا از زبانش گرفته و پیشتر از او آن کلمه را ادا مینماید .\nهمچنان از علل تاخیر ، ضعف عضلات نطق و عضلات صوتیه و جزئی کری گوش میباشد ، و این یکی از سبب های خیلی وجیهی است که والدین باید آنرا ملاحظه نمایند . زیرا طفل هرگاه بضعف حاسه سمع مبتلا باشد به کلام خیلی دیر شروع میکند .\nرويت دقایق ماده :\nاين يك پوشیده نیست که ماده مرکب از دقایق میباشد ( که بعض از مترجمین آنرا جزئیات مینامند ) این دقایق مرکب\nاز جواهر فرد و از عناصر مختلفه میباشد که تا امروزه علما نتوانسته اند باختراع ميكروسکو بی که با آن بتوانند جوهر ها یا دقایق را رویت نمایند موفق شوند تا اینکه دكتور بتير یکی از پروفسور های معهد فیزیقایفورنیا اخیراً به يك تجربه علمى قيام نموده است که بواسطه آن ممکن است تصویر دقایق را به کامرای عکس بر داشت تفضيل أن اينستكه د يك اسطوانه شیشه را از هوا خالی کرده و بعد از آن کمیت قليلى يكی از انواع غازات را داخل آن میکنند و درین غاز جریان برقی را داخل کرده و غاز را بوسیله آن میسوزانند در ینوقت اگر غازیان میکرو سکوب ملاحظه شود ممکن است دقایق ماده که عبارت از میلیون ها میباشد دیده شود .\nعلما این را سنجیده اند که در يك انگشت مکعب هوای عادی ملیون ها ملیون دقایق میباشد که آنرا چنین حساب کرده اند که عدد ٤ و طرف چپ آن بیست صفر باشد )\nعصر او تو موبيل :\nشتر تا امروزه ( سفینه صحرا ) اعتبار می شد ، ولی شیوع او تو موبیل شتر را از زحماتی که تا این عصر متحمل می شد راحت میکند ، چنانچه در احصائیه وزارت تجارت امریکا وارد شده است"}
{"book": "adl0789", "page": 413, "text": "صفحه ١٤\n( شماره ٢١ )\nمجلد پنجم\n\nکه فابریکه های آمریکائی در سال گذشته ده هزار او تو موبیل به قاره افریقا صادر کرده است که مجموع قیمت های آن قریباً به ده ملیون دولار بالغ می شود ، و قیمت مهم آنها به داهومی و سنگال و ساحل عاج و غیره بلده های افریقائی فرستاده است ، چنانچه بهر اندازه که اصلاح طرق شوسه درین خطه وسعت میگیرد بهمان اندازه توجه و اقبال به اوتومبیل زیاد شده و ضرورت به شتر کم می شود .\nبالآخر همچنانیکه این مسئله به افریقا مطابقت دارد به تمام صحاری عالم نیز مطابقت مینماید ، و درین صحاری که پیشتر شتر سلطۀ قوی داشت رفته رفته او تو میل جای آنرا میگیرد .\n\nمعارف شوروی :\n\nمملکت سوت در حین یکسال تعلیم اجباری بانواع مکاتب ابتدائی در دهات و بواسطت تدریس هفت ساله در مناطق صنایع بعمل آورده تعداد عمومی متعلمین مکاتب درجه اول در جمهوریت شوروی بدون متعلمین جماهیر خود مختار تا هشت ملیون وهفت لك ونه هزارسه و سی هفت نفر رسیده تزاید تعداد معلمین فقط در مکاتب ابتدائی نسبت به سال ٢٩ و ٣٠ ٣٤ در صد و ٢٨ در ده میباشد در جماهیر خود مختار تعداد عمومی متعلمین فقط در مکاتب ابتدائی به يك مليون وپنج لك شش هزار وسیزده نفر یعنی ۳ در ۱۰ رسیده است برای امر ادخال تعلیم اجباری عمومی و مخصوصاً در مناطق دهاتی شصت هزار معلمین جدید روانه شده اند .\nراجع به اطفال یازده پانزده ساله گفته می شود که احاطه آنها با تعلیم تا يك مليون و سه لك ونود و دوهزار يكصدو چهل و شش نفر رسیده است در حالیکه در سال گذشته ٩٠٠٠٠ نفر بود .\nدر جمهورات شوروی بدون جماهیر خود مختاری ٤٥٢٢٥ مکتب وجود دارد .\nاز عده عمومی مکاتب هفت ساله فی صدو نود وهفت به کار خانجات الحاق شده است .\n\nمؤلف : له بلائیه فرانسوی\n( ۱۷ )\nمادام سان ژین\nمترجم : حبیب الله طرزی\n\nاز فصل نهم\n( ژمیاپ )\n\nدو عدد پستول را بکمر بسته منتظر نشست تا آنکه سپاهی شب فضای حرکت زای میدان محاربه را در بر گرفته تردد سربازان را منقطع گردانید . کاترین که مطمئن گردید کسی او را نخواهد دید باحتیاط بطرف قلعه لوندال حرکت نمود ، له فیور را هم ازن (پلان) خودش باخبر نکرده بود زیرا یقین داشت که او این اقدام پر خطر زن خودش را مانع خواهد شد .\n\nکاترین با وجودیکه از مخاطرات عبور از بین دو خط حرب باخبر بود ولی برای او چنین اجرات وظیفه خطره وجود نداشت ؛ او بکمال خاطر جمعی براه افتاد یگانه آرزوئی که داشت بریدن قلعه وبسلامت برگشتن از انجا بود وخوف داشته که مبادا در راه از طرف استریائی دست گیر شده و بجاسوسیت متهم گردد ! ازین هم باك نداشت که از دست استریائی اعدام گردد یگانه خوف اوازین بود که گرفتاری باعث نارضائی شوهرش و هم مایوسی پلانش را نتیجه خواهد داد .\nبا این افکار بکمال سرعت روان تا آنکه به قراول خانه آخرین محاط فرانسه رسید و در اثنای كه از يك بيشه کوچکی عبور می نمود قیافه بلند و باريك مردی در مقابل او نمودار شد .\nکاترین یکی از پستول ها را حاضر گرفته صدا زد . « آینده کیست ومقصدش چیست ؟ »\nيك صدای آشنا جواب داد « مادام له فيور اینقدر حماقت نخواهی کرد که مرا هدف گردانی : من ( لابرات ) هستم »\nکاترین پیشکاره خودش را شناخته"}
{"book": "adl0789", "page": 414, "text": "صفحه 15\n\nصدا زد : این تو هستی ؟ زود بگو در اینجا چه میکنی !\nلاويولت يك پسر ساده لوح و میزوپ شکلی بود که در اردو گاه به بزدلی و ترسنده جانی شهرت حاصل کرده بود و در نتیجه هدف مزاح و تمسخر تمام سربازان شده مانده بود .\nکاترین پستول را بجایش گذاشته و بر خونی که از دیدن ( لا ویولت ) در دلش جا گرفته بود خندیده گفت « نزديك بيا و از من نترس بگو به بینم درینجا چکار داری ؟ »\nلا ویولت بايك وضع انكسار و شرمنده گی چند قدمی بسوی او برداشته گفت : « من دیدم که مادام له قیور از اردوگاه درین تاریکی شب برآمده بهتر دانستم که او را تعقیب کنم »\nکاترین مشتعل شده گفت « بخیالم برای اینکه جاسوس من باشی ! »\nلاویولت « آه هیچگاه چنین نیست مادام بمن ظلم میکنند ! من خیال کردم در جائی که مادام میروند بر خطر خواهد بود شاید بمن احتیاج داشته باشد ! »\nکاترین در خطر ! مخاطره را با توجه نسبت ؟ بخيال من که از تعقیب مخاطرات عموماً پهلو می میکنی ؟\nلاويولت « برخلاف آن از بسیار وقت\n\n( شماره ٢٤ )\n\nاست که میخواهم با آن برخورد و رامشب وا يك موقع خوبی برای این ملاقات یافتم »\nکاترین از وضعیت دلیرانه خلاف توقع لا ویولت متحیر شده پرسید « باعث این انتخاب چیست » لاويولت با تردد فوق العاده گفت « زیرا اگر در شب خوف کنم هیچکس ملتفت نخواهد شد ولی در روز چون همه چشمها بر من دو خطوف مینگرم از خوف میلرزم علاوه بر این يك حسی بمن میگوید با شما هیچگاه از هیچ چیز نخواهم ترسید ! »\nکاترین « خیال همراہی مرا که نداشته خواهی بود ؟ »\nلاويولت « یکی از بهترین آرزو هایم همین است ! رجا میکنم مرا با خود ببرید و مایوس نسازید . مادام عزيز من شما را بسیار دوست دارم هیچگاه جرئت کرده نمیتوانستم که این افزار را در وقت روز بشما بکنم ولی لاویولت هنوز اقرار خودش را تمام نکرده بود که کاترین او را گذاشته روان شد و در حینکه میخواست جواب تعقیب کننده دیده درای خودش را دهد که دو فیر تفنگ بغتتاً شنیده شده .\nلا ویولت تعقیب کا ترین را ترك نموده بجانب تفنگ خودش دوید کا ترین درین حرکت او متوحش شده نعره زد « باش کجا میروی ؟ هوش کن »\nهنوز طنين صدای کاترین از فضا مرتفع نگردیده بود که ( لا ويولت )\n\nمجلد پنجم\n\nخودش را به پشته خوردی که از آنجا تفنگ فیر شده بود انداخته از نظر غایب گردید .\n\nکاترین از موضع خودش حرکت نکرده منتظر نتیجه ایستاده صدای شر شر شاخهای خشکیده و آواز بر زمین خوردن های سنگینی از پشته بر خواسته او را متيقن گردانید که مجادله مدهشی بر پاست يك لحظه بعد قيافه مرد مجددی را دید که از پشته بر آمده و بطرف اردوگاه استر با بگریختن آغاز نهاد .\nکاترین بخیال اینکه این شکست خورده ضرور لا ويولت خواهد بود با خود گفت بیچاره لا ویولت ! راه فرار را غلط انتخاب نموده است اگر از اینجا زنده بر آید بدست استر باقیها اسیر خواهد افتاد . و با يك آه پر دردی بر سخن او اقدام نمود « بسیار افسوس ! اگر چه ترسو بود ولى يك پسر خوبی بنظر می آمد من برای یافتن عوض او در اردوگاه دچار اشکالات زیادی خواهم شد\nکاترین این فقره خودش را تمام نموده میخواست که بطرف قلعه که مناره های آن از دور نمودار بود روان شود که دفعتاً لا ویولت از پشته برآمد و در حالیکه با برگ های خشکیده کارد خون آلود خودش را پاک می نمود در مقابل او ایستاده کاترین راه از دیدن او حیرت فوق العاده"}
{"book": "adl0789", "page": 415, "text": "صفحه ١٦ شماره ٢١ مجلد پنجم\n\nدست داده صدا زده تو از کجا می آئی تا حال چه میکردی؟ »\nلا ويولت بکمال متنانت جواب داد ه همنقدر کرده توانستم که یکی از آن استر یانی ها را از بار بر ساختن تفنگش مانع شوم »\nکاترین : «میخواهی بگوئی که او را کشته ؟ »\nلاويولت : چنین خیال میکنم ! مگر دیگرش خیلی خوش قسمت بود که ما نند من تنبلی را درمقابل خود یافت باز هم او را میگرفتم ولی افسوس که این بار منحوس را بردوش خود داشتم ، زیرا من بدویدن سرعت زیادی را مالم »\nکاترین : « راستی به من نگفتی که این چیست »\nلاويولت : « تنیور ست که من آنرا از شخصی امانت گرفته ام . »\nکاترین : « برای کدام مقصد »\nلاويولت : « بعضاً بسیار مفید ثابت میشود باینکه من آنرا بايك تفنگ برابر میکنم بسیار خوش میشدم اگر يك تنبور چی می بودم ، ولی بد بختانه برای این وظیفه موزونیت ندارم ... این بهتر نخواهد بود که براه خود دوام کنیم ؟ استریانی زخمی سفید پوشان دیگر فورا اطلاع خواهد داد و در آن واحد هزاران مشاق بر ما\nخواهد ریخت، من بر خود نگران نیستم ولی بر ... »\nکاترین : « چرا »\nلاويولت « چنانچه پیش تر بشما گفتم در شب ها هیچ نه میترسم حال بهتر است برویم »\nکاترین « از عقیده که نسبت بتو در دل داشتم عفو می خواهم ، حقيقةً كه تو يك مرد شجاعی هستی »\nلاويولت مادام له فيور مرا تمسخر و استهزا نکنید من خود را می شناسم که بجز يك تر سوجیز دیگری نسیتم ولی شما را بسیار دوست دارم »\nکاترین پسر کم تو باید درین موضوع با من مکالمه نگفتی - خیال میکنم فهمیده خواهی بو .\nلاويولت حق دارید دستم را خواهم بست بفرما ئید روانه شویم .\nکاترین پیش کاره خودش با مقداری تحیر نگریسته با خود گفت آیا ممکن است که این سرسو شمشیر در دست با دو نفر استریانی در آویخته یکی را به قتل رسانید و دیگرش را به فرار مجبور ساخته باشد آیا او يك پسری که او را ( فول ) و تراچان میگویند این چنین يك عمل متهورانه عجب نیست ؟ پس بهتر است برای اینکه او را خوب تر بشناسم با خود اجازه\nهمراهی بدهم » چنانچه بايك وضع مهربانانه او را مخاطب ساخته گفت ه لا ويولت من باید ترا خطار کنم که من در يك جائی خطر ناک ـ بسیار بسیار خطر ناك ميروم ، اگر باو جود آن هم به همرائی من مسرهستی بسم الله برویم . »\nلاويولت : « مادام له فيور من باشما باشم هم خواهم رفت ! »\nکاترین : « اول باید به آب روی ، زیرا برای رسیدن بشاتو لازم می شود که ازین نهر عبور کنیم . »\nاین را گفته هر دوی شان از دریاچه که موسوم به ( ويم ) است به بسیار مشقت عبور نموده بعد از طی مسافه قلیلی در عقب دیوار های بلندی که اراضی ( لوندان ) را احاطا کرده بود رسیدند\nبعد از جد و جهد زياد وخسته بافته از آن بالا بر آمدند و در يك لحظه ديگر بکمال احتیاط از عقب درختان در مقابل عمارت بسیار روشن یارون ایستادند .\n( باقی دارد )"}
{"book": "adl0789", "page": 416, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 417, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 418, "text": "یاد گار نجات وطن\n\n( شماره ۲۲ )\n(مجلد پنجم)\n\nانیس\n\nاین غرهٔ استقبالیه را بعموم\nهموطنان تقدیم داشته\nو تبریک میگوید\n\n۲۲\n\n( مطبعه انیس )"}
{"book": "adl0789", "page": 419, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 420, "text": "( شماره ۲۲۰ )\n( مجلد ه )\nاشتراك سالانه ۱۲ افغانی\nمحصول پوسته ۲ «\nخارجه ۲۰ شلنگ\nانیس\nاداره : کابل جاده ارگ\nمؤسس و صاحب امتیاز : محیی الدین\nمدیر و نگارند : محمد جویا\n۲ شنبه ۱۹ میزان ۱۳۱۰\nتاسیس ۱۳۰۶\n۲۹ جمادی الاول ١٣٥٠\n\nکامد به نجات ملك ملت نادر شه غمكسار ملت\n\nخوش یافت نظام کار ملت\nباز از شه نامدار ملت\nاز فیض قدوم پاد شاهی\nکوهست شفیق و یار ملت\nاقلیم دو باره شد گلستان\nزین نوگل نو بهار ملت\nلشکر که چه باز خوش نها شد\nشهر از شه با وقار ملت\nکز جور و ستم خلاص گشتند\nبی کاره وکار دار ملت\nامروز زمان شاد مانیست\nزآنروی که شهریار ملت\nدائم سر لطف و مهر دارد\nبر حال غریب وخوار ملت\nهر لحظه و هر زمان و هردم\nدارد نظری بکار ملت\nشاهی که شجاعت و کمالش\nشد باعث افتخار ملت\nشاهی که زپرتو جمالش\nروشن شده شام تار ملت\n\nالمثال بی مثال پادشاه دانشور و قاید معظم لشکر نوک ور افغانستان اعلیحضرت\nمحمد نادر شاه افغان که یگانه عامل ترقی و تعالی این آب و خاك و نجات\nدهنده معظم این سر زمین پاك میباشد . ."}
{"book": "adl0789", "page": 421, "text": "صفحه ۲\nشماره ۲۲\nجلد پنجم\n\nصد شکر قرار یافت آخر\nجان دل بی‌قرار ملت\nکامد به نجات ملک ملت\nنادر شه غمگسار ملت\nچندی که در انقلاب بودیم\nاز دور فلک خراب بودیم\nآزاد ولی بخانه محبوس\nبیدار ولی بخواب بودیم\nبی نشه می زهوش مدهوش\nچون مست خم شراب بودیم\nدر بین دو سنگ بزر گردون\nچون دانه در آسیاب بودیم\nاز گردش چرخ همچو سیماب\nهر لحظه در اضطراب بودیم\nچون بره ز بیم ظالم گرگان\nکه در تب و که شتاب بودیم\nاز پیر و جوان اگر که بودیم\nدر زیر هزار ه عتاب بودیم\nهر لحظه چو مرغ نیم بسمل\nدر آتش غم کباب بودیم\nدر شهر و دیار اگر چه بودیم\nمیخانه جان خراب بودیم\nاز قهر تفنگ و جار جارچی\nهر روز دگر عذاب بودیم\nچون نشه نیک گیاه مخدره\nکه دیده پر ز آب بودیم\nدر کار امید این گشایش\nنومید ز جمله باب بودیم\nکامد به نجات ملک و ملت\nنادر شه غمگسار ملت\n\nبسیار اگر چه غم کشیدیم\nاز دست ستم ستم کشیدیم\nیک رنگ نه رنگ رنگ محنت\nیک بار نه دمبدم کشیدیم\nصد آه پی نفس نمودیم\nصد ظلم به قدم کشیدیم\nبا ینکه بما ز ظالم افتاد\nلا جاو بدوش خم کشیدیم\nاز دور زمانه آنچه آمد\nبا دیده پر رقم کشیدیم\nغم بود اگر چه یک قدح زهر\nیاران همگی بهم کشیدیم\n\n[IMAGE]\nجناب عالیقدر جلالت مآب والا حضرت محمد هاشم خان\nصدر اعظم که رکن محترمی از اراکین نجات وطن\nبشمار میروند .\n\nبسیار اگر چه بود مشکل\nصد شکر که زود و کم کشیدیم\nشبها نه که من تمام ملت\nآنوقت بسی الم کشیدیم\nهر کس بقرار قسمت خویش\nدیدیم بچشم و هم کشیدیم\nنومید شدیم بسکه زهر سو\nدست از همه یکقلم کشیدیم\nده ما وسه روز زیر گردون\nتکلیف رقم رقم کشیدیم\nکامد به نجات ملک و ملت\nنادر شه غمگسار ملت\nامروز که روز غیرت ماست\nوز خدمت و هم صداقت ماست\nبیکار بخانه چون نشینیم\nایندم که زمان فرصت ماست\nچندی که حکومت سـقو بود\nآن بود که بهر عبرت ماست\nننمود خر آب یک جهانرا\nاز جور که این ز جرئت ماست\nانصاف اگر کنم ز خویش\nخوشتر ز همه ندامت ماست\nآنم که اسیر و خوار بودیم\nآن نیز زدست غفلت ماست\nبر ما ز زمانه آ نچـه آمد\nآن از اثرات نیت ماست\nجز نفس و هوا کرا بگوئیم\nکو در سبب ملامت ماست\nآنحمله بلا و غم که دیدیم\nاز شومی نفس و شامت ماست"}
{"book": "adl0789", "page": 422, "text": "شماره ٢٢ مجلد پنجم\n\nنا کام زکار خویش ماندیم\nحالا که زمان همت ما ست\nباید که درین زمان بکوشیم\nدر کار وطن که خدمت ماست\nهر ساعت هزار شکر گوئیم\nزان روز که روز عشرت ماست\nکامد به نجات ملک وملت\nنادر شه غمگسار ماست\nصد شکر که مرغزار گل کرد\nهم بلبل وهم هزار گل کرد\nهم گل بچمن شگفت از شوق\nهم لاله بکوهسار گل کرد\nتا جوش بهار ارغوان زار\nاز شسته روی یار گل کرد\nيك عمر گل حنا چه خون گشت\nتا باز بدست یار گل کرد\nبسیار غم شتا کشیدیم\nتا سبزه بجویبار گل کرد\nتا گشت بروی او مقابل\nآئینهء کرن عذار گل کرد\nامروز آن که چشم خالق\nيك عمر ز انتظار گل کرد\nنظميكه بوصف آن نوشتیم\nهر بیت وی آبدار گل کرد\nصدق که مر است بر حضورش\nاز شعر من آشکار گل کرد\nباز آمد و شکر باز دیدیم\nآنروز که در دیار گل کرد\nبر دور سرش زصدق زهر سو\nمردم همگی نثار گل کرد\nزان پیش مکش تو رنج سر ما\n(نوروز) بیا بهار گل کرد\n\nکامد به نجات ملك وملت\nنادر شه غمگسار مات\n\nاشعار فوق نشیده ایست که در موقع\nورود اعلیحضرت نادر شاه غازي يكي\nاز افراد حساس ملت سروده بوده و کانون\nتو سط شخصي از علاقه مندان\nمطبوعات به اداره ما فرستاده تا در ین شماره\nاستقبالیه بخوانند گان عزیز انچاف شود\n\nسردار والا شان ع ج شاه ولیخان\nوزیر مختار اعلیحضرت در پاریس و فاتح\nکابل که در مجاهدات سمت جنوبي عهده\nمهم را متکفل بودند .\n\nوطن اي مايه ناز !\nباز رسیده است آن موقع های\nراز و نیازی که بیاد روز های تاریخی\nتو از سرهای دلباخته گان شوری بر پا\nو در جسم حسودان شرری انشا کرده\nباو لو له و غلغله های شادمانی دمساز\nگردیم .\nباز دستگاه حشمت وجلال آب وخاك\nتو میخواهد مطمئن ومتموج شده\nروشی چراغان و اهتزاز بیرق های\nالوان صحن چمن و دامنه های کهسار ترا\nبیارایند باز هوا جس شئونات ملی\nدر دلهای فرزندان تو تولید سرور کرده\nمایلند به اواز های خوش و آوازه های\nدلکشی از لا به لای اشجار و گنکاره\nهای جویبار جملات وابیاتی بنام\nنجات وطن بسرایند ،\nباز خون های گرم جوانی در عروق\nملت جوشیدن آغاز کرده و روح زنده\nدلی در بین قوم میخواهد حساسیت\nوطن پرستی براز دهد ،\nچرا نجوشیم و نخروشیم باید بگوئیم\nو بشنویم ، چه دنیا میدان مبارزات\nزنده گی است وجهان محن کشمکش\nلبقا ، چشم عالم برای مشاهده غالب\nومغلوب در نظاره است و آغوش عطوفت\nروز گار برای پذیرائی فاتحین\nگشاده ،\nبشر همیشه در پی نفع ونقصان\nوسود وزیان طپیده واز خوبی و بدی"}
{"book": "adl0789", "page": 423, "text": "صفحه 4\nشماره ۲۳\nجلد پنجم\n\nبه اندازه توان وقسمت سهمی گرفته و میگیرد ،\nهر قوم وملتی روز های سختی ونیکبختی دیده و گرم وسرد با تلخ وشرین ایام چشیده اند ، بالاتر ازان یکوم مردی روحی بشانس واقبال دلبستگی داشته و بهلاکت وادبار پابندی دارد ،\nهمچنان هر متنفسی بسعادت وخوشبختی یکنوع الفت های روحی داشته و بمذلت وسختی یکقسم نا ارامی از خود ظاهر ساخته است ،\nکسی طالب مجهول مطلق نیست هر کس ایده آلی دارد و پیش خود آرزو و خیالی مزیر وراند ،\nیکی زنده گانی اجتماعی می پسندد ویکی بخود روابط انفرادی می بندد ،\nجمعی به اثاثه منزل وتجمل شیفته و در بندند وگروهی بدستگاه بزرگی و تمول می پیوندند.\nقسمتی بمعانی باطنی میبالند وجزئی به عنونات ظاهری خور سندی ،\nطبقه ئی دلبا و بثمرات میگویند واقوامی وطن و مامن خویش میجویند ،\nبعضی از محاسن بهار می سرایند وبرخی از هموم خزان می هراسند ،\nکسانی میان مرغزار واب جویبار می طپند واشخاصی بصحاری وسیع ودامنه های کهسار میتپند .\nیکی باسرمایه گزاف از جوش گل و خروش بلبل حظ می برد ودیگری با دست تهی اوقات غروب آفتاب طلائی و طلوع ماهتاب نقره ئی میخرد .\nدرین حسرت سرا هر کس سری دارد سری دارد !\nهمه مستغرق کیف اند واز هر کیفی لذتی میبرند نمیشود با مفکوره کسی اختلاف نمود، و یا قیمت وقمت وذوق کسی را اتلاف\nوطن اي ما يه ناز .\nماء دری از تمام عواطف بشری بسوی تو باز کرده در بین تمام قشنگی هائیکه چهره های رعنا و زیبائی دارند ترا جوئیده بتو می نازیم برای اثبات شئونات تو در دنیای زندگی مبارزه کرده و براه سعادت تو سر وجان می بازیم .\nمدفن آبا و اجداد ما توئی و مولد خودما و اولاد ماتو ، محت رشد وتنميهء ماتو هستی ومامن زنده گی وتربیه ما تو ای مایجه امید ما وطن ! ای مرجع آرزو های شدید ما نقداستان بجلال وعظمت با عشق و محبت تو که در دیده و دل ما پر تو افگن است سوگند که همیشه در معراج خیال و امواج آمال از همه و هر چیز گذشته بسوی توشتافته ایم و درهمه سختی ها نور میدی از حب تو بدل تابیده .\nیگانه فرزند شجاع و سر باز فغانستان عالیقدر جلا لماب امیر اعلى نشان والا حضرت شاه محمود خان سپه سالار وزیر حربیه که در مجاهدات ملی و نجات وطن حصه مهمی را مالکند .\nمقصد و مقصود توئی و حبیب و محبوب تو .\nعزت و تجمل ما حشمت دستگاه و عظمت تست ، و افتخار حسب و نصب ما شائونات و رفعت ظاهری و با طنی تو ."}
{"book": "adl0789", "page": 424, "text": "شماره ۲۲\n\nدنیا و بشر یت را در جلوه مدنیت تو می‌بینم ، شمع و گل توئی و پروانه و بلبل ما ، لب گشت و کنار جویبار تو پای آبشار و بلندی شاخسار از ماه تو بهار امید هائی و ما نمونه خزان تو، صحرای وسیع و دامنه‌های کهسار از تو جوش و خروش با ناله‌های زار از ما .\n\nکسانیکه وطن و ملت می‌پرستند حافظ و حمایت کننده آن را محترمتر میشمارند.\n\nآنهائیکه به محبت وطن می‌طپند به مصیبت و تهلکه آن هم میلرزند بالاخره اشخاصیکه از تصور غم وطن متأثر و دلگیر میشوند از سعادت و نجات آن هم بایت شاد و خرم و مشعوف و خندان گردند ،\n\nدر جامعه ما از آن روز هائیکه آنرا مبداء سرور می‌شناسیم جشن نجات وطن است .\n\nنجات کلمۀ دومی است که پس از استقلال در قاموس ما جای گرفته نجات سطر برجسته ایست که در صفحات تاریخ افتخار افغانستان رقم شده .\n\nنجات بمهمترین روز ، ندای انجای يك ملت وحشت زده را لبيك گفته .\n\nنجات يك قوم شجاع و نجیبی را از گرداب گم نامی و ارها ئیده .\n\nروز ۲۳ میزان یا روز نجات همان روز بزرگی است که اعلیحضرت نادر شاه افغان بفکر و تدبیر شاهانه و فداکاری برادران رشید و همراهان شجاع خود و حوش درنده و دشمنان مدنیت را که سر تا سر این آب و خاک را اسیر خود سری‌ها ساخته بودند از تخت حکومت و آمریت رانده و بها مسلت آزادی و خرمی بخشیدند .\n\nنجات بزرگترین تحفه ایست که از غیرت و همت با فتوت نادر شاه غازی و برا دران ارشدش بوطن عزیز ما افغانستان و ملت نجیب آن اهدا شده .\n\nما این یادگار قیمت دار را بمثابه نشانه آزادی و غیرت مندی يك ملتی که پا سای زیر بار استبداد و ذلـت نمیروند انگهدازی کرده و بنظر تقدیس مینگریم و در هر سال بیاد این روز مقدس و سلامتی نجات دهنده وطن خود اعلیحضرت نادر شاه غازی جشن بپا خواهیم کرد .\n\nچه در بین افراد حساس و وطن پروری که در آن دوره وحشت مخمص زنده‌گی بسر برده اند کسی نخواهد بود که خودش را ممنون این روز تاریخی ندیده باشد.\n\nجشن نجات بود كه اشك جاری و گریه وزاری هزاران زن‌های بیوه و اطفال صغیر را بخنده شادی مبدل ساخت .\n\nنجات بود كه بيك مملكت از هم پاشیده رنگ و رونق داده آبروی از دست رفته ملك و ملت را استحصال و برای دایم حفظ و وقایه نمود .\n\nوطن عزیز !\nشاد زی ومانند بهترین نقاط عالم منتظر خوشبختی باش که فر زندان مدبر و دلا وری داری این حامیان محتشم و غمخواران محترم تا آخرین قطره خون از تو حمایت کرده و به تحصیل شئونات توخد متگذاری خواهند کرد ،\n\nچطوریکه سنگلاخ‌های سمت جنوبی را پیموده وزندگی پرعسرت عسکری افغانستان را بر حیات مستریح ترجیح دادند وترا در ذلت و مسا کینت وانا راحت دیده نتوانستند .\n\nآینده درخشان ترا هم در تاریکی نمانده واز دل وجان در راه تعالی وترقیات تو واولادات جهد و کوشش می‌ورزند .\n\nما که بتو عشق وعلاقه قلبی داشته و می‌نازیم به این فرزندان رشیدت هم که ترا کین عمده نجات اند افتخار کرده واز ته دل فریاد میکنیم .\n\nپاینده باد حشمت وجلال وطن عزیز ما افغانستان .\nزنده باد نجات دهنده شجاع و برا دران رشید شان ."}
{"book": "adl0789", "page": 425, "text": "حصه ۲\n( شماره ۲۲ )\nجلد پنجم\n\nاقتباس از جریده کابل\nاعجاز قرآنی\nبقلم محمد کریم\nقاضی زاده\n\nتکامل از نوامیس طبیعی موجودات بوده بشریت نیز بمثل سایر موجودات فطرتاً محکوم این قانون وبه پیمودن مراحل ترقی در سیر است . چنانچه اعصار مختلفه علم طبقات الارض ، تاریخ طبیعی وبالاخره تاریخ عالم بشریت بهترین موید ومحلل این نظریه ومدعا است .\n\nدر زیر نفوذ وتاثیر این قانون طبیعی (تکامل) است ، که بالتدریج ارتقائی در قوای عقلی وفکری بشر تولید شده در نتیجه منجر باینهمه ترقیات بهت انگیز ومدنیتهای حیرت افزای امروزه عالم گردید . وهكذا ، در اثر همین سابقه طبیعی یا ارتقای قوی عقلی وفکری او است ، که آهسته آهسته یکی بعد دیگری غوامض كون ووجود ، اوامر ونواهي اسرار آلود شارع حقیقی واديان سماوي در جلو عقل وادراك علل داعی وسر شار او کشف گردیده ، پرده عارضی بطلان و اوهام از روی جواهر وحقایق اشيا بر داشته شده میرود .\n\nاز آنجمله موفقیت شگفت انگیز کنونی بشر ، بحل عقده غامضه مضرات شراب ، یا بفهم وادراك علل حرمت آنست\n\nکه در پیش گاه بی نیاز حکمت بالغه الهی مبرهن و آشکار بوده ، از ۱۳۵۰ قبل ما مسلمین را بنا بر مضرات مادی و روحی صدمه های صحی ، عقلی ، اخلاقی و اقتصادی آن ، از گرفتار و آلوده شدن بلوث شرب آن بموجب آیه کریمه ( انما الخمر والميسر والانصاب والازلام رجس من عمل الشيطان فاجتنبوه لعلكم تفلحون . انما يريد الشيطان ان يوقع بينكم العداوة والبغضاء في الخمر والميسر ويصد كم عن ذكر الله وعن الصلواة فهل انتم منتهون ۱۰ سوره مائده شپاره هفتم ) منع و نهی نموده است . که اينك بعد از تجارب زیاد و متحمل شدن با خسارات طاقت فرسای لا یتناهی آن بزرگترین مات متمدن دنیا (امريك )\n\nمبلغ معروف ضد شراب\n\nمستر پسيفوت ، یکی از مبلغین معروف ضد شراب نوشی در دنیا ، باین تازه گی ها که وارد خاك مدراس شده اند بروز ورود شان يك استقبال و پذیرائی گرم جوشانه از طرف جمعیت پرهیز گاران و مبلغین ضد شراب نوشی بومی مدراس بعمل آمده و گل ها وی تقدیم داشته اند .\n\nمستر پسيفوت مبلغ معروف مریکائی تا حال يك سلسله خطابه ها و بیانات راجع به مضرت شراب و لزوم عدم استعمال آن به هندو ها و پارسی های آنجا ایراد نموده است .\n\nهم چنان به مسلمین آنجا هم راجع بمضار شراب که اساساً بیانات او مطابق مقررات دین مقدس اسلام تطبیق میشود ایراد و تبلیغ مینماید ."}
{"book": "adl0789", "page": 426, "text": "صفحه ۷\nشماره ۲۲\nمجلد پنجم\n\nبه مضرات خانمانسوز آن پی برده ، بجلو گیری بل بقمع و استیصال آن جداً از جان میکوشد . و برهانیدن جان و مال ابنای وطن خویش از چنگال بیحرمت وظالمها نه آن ، از ابراز هیچگونه مساعی دریغ نمی نمایند، وهمچنان روسیه و اکثرية ملل متمدن دنیا نیز در اجرای این مقصد با او یار و هم آواز بوده ، به استخلاص عالم بشریت از شر آفات روح گداز آن مصروف اند ، وسالیانه چقدر مبالغ هنگفت و مصارفی نیست ، که ایشان از رهگذر تبلیغ ( اجتناب از ان ) واعزام مبلغین به اطراف و نواحی عالم ایثار آنرا متحمل می شوند و حقدار اند .\nزیرا ، مضراتیرا که عالم بشریت از هنگام شیوع عمل شنیع شرب آن ، تاکنون از پهلو های متعدد ، في شئي ، اخلاقي واقتصادي بدان دوچار و مبتلا گردیده است با بزر گترین مصائب وفلاكت هاي مستوليه في عالم بشريت ، زير مطالعه ومقايسه قرار بدهیم ، آنگاشته نمیتوانیم مصيبتها ئيكه از بده استعمال آن تا امروز به بشريت رسيده است ، هيچيك از آفات وقايع مهمه طبيعي وغير طبيعي\n( بقیه دارد )\n\nسیاست عالم :\nآینده بریطانیا\n(۲)\nانگلستان را دولتی خواهد نمود که با يك نظر ديگري بدنيا نگریسته ، دنیارا بازار تجارتي ثانوي برای خویش فرض مینماید بعبارت دیگر با نمو و رشد این فکر ـ اگر سیاست اكتفاء اقتصادي وعده نفوس زیادی که دارد نخواهد توانست محیط زندگی خود را در حد اعتدال و میزان متوسط حقیقی حفظ نماید در واقع انگلستان بنسبت ساير دول عالم باستثناى امريكا ـ غنی ترین دول دنیا محسوب میشود و فقط حرکات است که در خلال آن جریان با او مناقشه و رقابت دارد ولی قوت و توانائی بریطانیا فعلا اجازه نمیدهد که تا ثیر این انحطاط هويدا و آشکار گردد و مدتی بطول خواهد انجامید تا تاثير بن غايت معلوم میشود .\nبا وجود این هرگاه انسان کاری را که بریطانیا در سال ۱۹۱۹ برای جبران این مشکلات نمود تحت مطالعه و تحلیل علمی و فنی در آورد خواهد دانست که انگلستان در این قسمت قدمهای بلندی برای اصلاحات امور خویش بر نداشته صناعت انگلستان از سه نقطه نظر ناقص است : اول قدیمی بودن وسیستم کهنه و پوسیده که دارد دوم عدم وجود نظاماتی که امور آنرا تنظیم و يك صورت کامل و صحیحی به آن داده باشد سوم طرز فروش و عرضه داشتن این امتعه\n\nدر بازارهای داخلی و خارجی و نمیتوانیم بگوئیم که اقداماتی که برای اصلاح این سه امر بعمل آمده است يك كدام از آنها با قدمهای بلندی پیشرفت حاصل کرده و تعمیم پیدا نموده است و اگر این امور در کمال خوبی اصلاح شود بطور حتم تجارت بريطانيا رو با نحطاط سیر مینماید برای جلوگیری از این انحطاط باید این موضوع را اصلاح و بازارهای جدیدی برای فروش امتعه خود ایجاد و یا آنكه مستعمره جدیدی برای مصرف نمودن پیدا کند و همان طوریکه در دایره امور اقتصادی اینطور دو چار اشکالات است ، همینطور هم در امور سیاسی :\nدر يك دولتی که با حزب کارگر و دو حورد سیاسی دارد خاصه که طرف مقابل هم طبعاً محافظه کار باشد ممکن نیست که در اصلاح این امور و بر طرف ساختن مشکلاتی که ایجاد گردیده است موفقیت حاصل نمود ، لا قل محتاج بیست سال وقت و مجال کافی هستیم تا آنكه بحصول يك همچو رشد فکری و نظامات کامل نائل شویم .\nتقریباً از يك قرن باینطرف این عقیده عمومیت پیدا کرده که پارلمان اجرای مقاصد هیئت دولت و فرماندارانی است که در رأس امور قرار گرفته اند ولیکن در آنجا کسی وجود پیدا نکرده که برای اصلاح این رژیم دارای شهامت و شجاعت اد بی کافی باشد و گذشته از این حکومتهای محلی دستخوش يك هرج"}
{"book": "adl0789", "page": 427, "text": "و مریجی بوده و روابط آنها با حکومت مرکزی بر اساس ثابت و معینی که وظایف و مسئولیت آنها را تحدید کرده باشد نبوده وباین ترتیب آن هرج و مرج قدیم بحال خود باقی مانده ويك ملك بزرگی در راه اصلاحات واقع شد و اگر يك جنگ عمومی دیگری حادث شود وضعیت تجارتی و اقتصادی باندازۀ خراب و پریشان خواهد شد که نظیر آن را تاریخ برملل دنیا نشان نداده باشد حال اعم از این که این جنگ به فتح و یا شکست بریتانیا منتهی شود زیرا قسمت عمده از بازار های تجارتی خود را از دست خواهد داد .\nحیات بریتانیا همواره متوقف بر صلح عمومی است ولیکن متاسفانه اگر نظری بلهستان ورسیه ، لهستان و آلمان ، ایتالیا ویو گواسلاوی ، طمعا فرانسه که معتقد بانتقام است بنمائیم و انها را مثال تحت خود قرار دهیم می بینیم که صلح عمومی هم يك مسئله محقق و مؤکدی نیست .\nو اگر این جنگ مشئوم حادث شود اروپا را بالمدن درخشان ، منقلب و زیر وزبر کرده و نام اروپا مانند افسانه در خاطر ها چون خوابهای خوش طلائی باقی خواهد ماند .\nآینده بریتانیا در یکی از این دو مرحله\n\nسیر خواهد کرد . مرحله اول - :\nحوادث و وضعیت کنونی دلالت بر این مینماید که مدت زمان دیگری محافظه کاران در انگلستان زمامدار امور بوده و حکومت خواهند کرد در حالی که بهره حزب کار گر در زمامداری امور ، در ظرف این مدت آنقدر ها زیاد نخواهد بود ، و در مدتی که زمام امور در دست محافظ کاران است رژیم مالکیت فردی بتمام معنای خود بروز و ظهور خواهد نمود، و بریطانیا ملتی خواهد شد که هدف مقصود او حمایت گمرکی بوده و برای حفظ بازارهای دنیا بحساب صادرات خویش اولین عامل سعی و عمل خواهد شد و هر گاه مستقیما در این خط قدم برداشته ، روی فکر قیام نهار مدت مدیدی صاحب کار خانجات در رفاهیت و آسایش زیست نموده و قسمت عمده از فلاحین بامساعدتی را که دولت بانها خواهد میبرد زندگی خواهند نمود ، ولی بطور حتم تغیراتی هم در قسمت فلاحت وصناعت بنسبت وضعیت امروز رخ خواهد داد .\nهر گاه عده ساکنین جزایر بریطانیا بواسطه مهاجرت و یا آن که قلت موالید نقصان پیدا نکند ، سد های گمرکی که ایجاد مینمایند حد متوسط زندگی ساکنین انگلستان تنزل خواهد کرد، ولیکن بعضی از مواد\n\nومخارج زندگی ارزانتر شده و بکار بردن قوه الکتريك در صناعت تعمیم پیدا میکند ولی بطور کلی قیمت زندگی گران و سنگین می شود و ناگزیر در دوره اشتغال مالیاتهای جزئی و مختصر خواهد بود و اگر حزب محافظه کار موفق در اقدامات خود شود حزب کار گر نمیتواند تمام این اوضاع را تغییر دهد منگر آن که یکمرتبه زمام امور بدست این حزب افتد چه مدت حکومت آنها در این دوره زیاد نبوده و در فترتهای کوتاهی زمامدار خواهند شد و بفرض اینکه حزب کار گر موفق بتغییر بعضی از نظامات بشود ولی اساس اقتصادی را نمیتواند در هم فرو ریزد و از بنیانش خراب کند ، زیرا تنها سلاح این حزب وضع مالیات است و این سلاح وقتی برنده خواهد بود که پشت سر کار گیرها محافظه کاران روی کار نیایند و تا وقتیکه حزب کار گر نتواند اوضاع را بر طبق مصالح خویش تغییر دهد و نفوذ مطلق و بدون منازع در زمامداری امور پیدا نکند بطور حتم در عملی کردن آرزوهای خود موفق نشده و پیشرفتی حاصل نخواهد کرد .\nبقیه دارد"}
{"book": "adl0789", "page": 428, "text": "( شماره ۲۳ ) مجلد پنجم\nعلوم عالیه\n( ۲ )\nدر بین بت هائیکه در صحن شمالی معبد مذ کور گذاشته شده بود تمثال يك آلهه قبیح المنظری بود که شاید قبیح ترین تمثالی باشد که از زیر دست سنگتراشان غربی آسیا درین زمان خارج شده است لباس هائیکه این عجب الشکل را پوشانده بودند بین طراز مصری و حبشی واقع بود که در سر آنهم تاج مصری را که با پرها زینت یافته و در پهلوی آن بوقی متصل بود قرار داده بودند ، همچینان بعض ادوات دیگر نیز در بدن و دست ها و پا هایش قرار داده بودند شاید این بت تمثال « بعل » آلهه قوم در آن زمان بوده است ، چنانچه مصری ها نیز در مقابل آن همان آلهه را داشتند . اما اهالی شهر طوریکه از بعض نوشته جات ظاهر شده است آنرا « آلهه ساپوتا » مینامیدند و ممکن است ساپوتا نام شهر هم باشد زیرا اهالی این زمان ها آلهه های خویش را بنام شهر های شان مینامیدند .\nبهر حال چه این زعم راست باشد یا نه ، اما این شهر مأدق مدنیت های شرقی ( آسیائی ) و غربی ( قبرصی و یونانی ) بوده است ، چنانچه آثار قبرصی نسبت بدیگران درین شهر خیلی واضع و نمایان است ، و این امر هم چندان غیر طبیعی نیست ، زیرا جزیره قبرص به سواحل سوریه نزديك بود و بین این دو ساحل همیشه کشتی ها بلا انقطاع در ایاب و ذهاب بود .\nکتابت میخی\nشاید مهمترین اشیائی که هیئت بین آثار « راس شمرا » کشف کرده اند بعض الواح یا صحایف سفالینی است که در جنوب معبدی که قبلا ذکر شد یافت شده است . و اینهم پوشیده نیست که الواح سفالینی که در تمام موزه های عالم یافت می شود بر روی آن همان کتابتی میباشد که در قدیم ها در بابل رواج داشت اما لوح هائیکه در خربه های « رأس شمرا » یافت شده است دارای کتابت جدیدی است که در اصل شاید از کتابت میخی اخذ شده و یا اینکه بر اساس اصول کتابت میخی ساخته شده است . اما از آن بکلی اختلاف دارد . البته میدانیم که کتابت میخی مرکب از رموز هائیست که هر رمز آنها دلیل بر يك مقطع صوتی میباشد و در حقیقت مجموعه آن ها مر کب از چندین صد رموزاتی است که تمام آنها در بابل مستعمل بوده است . همچنان علما بعض لوحه های دیگری در خرابه های « راس شمرا » یافته اند که بعین کتابت میخی تحریر یافته است ، این دلیل می شود که این کتابت در آن زمان در سوریه شیوع داشته است ، یا اینکه محررین عموماً آنرا ممارست میکردند ، اما قسمت اعظم این لوحه ها به کتابت جدیدی تحریر یافته است که عدد رموز آنها از بیست وهفت بیشتر نمی شود و هر رمزی از آنها عبارت از « میخی » است که بیک شکلی که مخالف شکل دیگرش میباشد گذاشته شده است و این دلیل خیلی قاطعی میباشد که این رموز در حقیقت مجموع حروف هجائی است با اینکه در هر صورتی رموز مقطعی نمیباشد ، زیرا ممکن نیست كه يك لغتی فقط از بیست و هشت مقطع مرکب باشد .\nترجمه لوحه ها\nدرینجا هنگامی که دو سه مقابل علمای آثاریکه این لوحه هارا کشف کرده اند شروع شد . زیرا بایستی ایشان طلسم این رموزات یا اصطلاحات و حروف را میشکناندند و ترجمه در مقابل آن مییافتند ، ودر اول وهله معلوم شد که چنین عملی از مستحیلات میباشد اما جهود و سعی علما گاهی در مقابل سختی ها خسته نشده و هدر نمی رود چنانچه در اول امر فهمیدند که لغت این لوحه لغت « سامی است » و چیز هاهم که در آن نوشته میباشد مخصوص امور و موضوعات معروف است . بامین حال علما شب و روز را بزحمت و عمل گذشتاندند تا با لا خر توانستند طلسم های این رموزات را بشکنانند .\nتا اکنون فرصت دست نداده است که ترجمه تمام لوحه هارا نشر بدهند اما علما متوقع هیچ صعوبتی بعد از"}
{"book": "adl0789", "page": 429, "text": "صفحه ۱۰ شماره ۲۲ حبل المتین\n\nآن که توانستند قرائت کتیبه ات را نمایند\nنیستند که مایل شان گردد و شاید حاجت\nبه تشریح نباشد که محتویات بعضی از این\nلوحه ها خیلی مهم است و غلباً مخصوص\nشئون دینی است، چنانچه در آنها\nذکر \"اشتاروت\" و \"داجون\" که\nو هر دوی آن در تورات ذکر شده است\nوارد شده همچنان \"حکومت\" یا \"آلهه\nحکمت\" و \"دینال\" در آن ذکر یافته است\nيك لوحهٔ هم در بین آن میباشد که تا\nهنوز مترجم آن بپایان نرسیده است، و در\nآن هفتصد سطر است که شاید قصیده یا\nافسانه شعری باشد که پهلوی آن شخص\nموسوم به \"طافون\" است يك عده\nلوحه های دیگری نیز میباشد که معلوم\nمی شود معجمی برای تفسیر الفاظ لغت\nاجنبی غیر معروفی است، شاید لغت\nمینوا که اهل کریت بدان تکلم میکردند،\nیا لغتی که اهل \"سارونا\" بدان تکلم\nمیکردند باشد.\n(ناتمام) (لطفی)\n\nاخطار\nعبدالله خان عکاس که سابقا در بازار\nاحمد شاه واقع کنار دریا عمل فوتوگرافی\nداشت بتازه‌گی در جاده ارگ به مهارت\nترین شرکت لمان محلی نوی برای\nفوتوگرافی اختیار کرده و از آقایان\nشایقین عکاسی انتظار میرود.\n\nصحیات\nامراض جهاز تنفس\nپیوسته بگذشته:\nنلیکه از سوراخ مصنوی گذشتانده\nمی شود عبارت از دو پارچه بوده یکی\nبمد دیگر در بین هم داخل شده حصهٔ\nبیرونی آن بواسطه فیتۀ بدور گلو آن که در\nآن تنها داکتر تماس کرده می تواند پیچا\nنیده وحصهٔ داخلی آن با محلول نمك خوب\nشسته وانتی سپتيك نموده اصاف می شود\nپارچه هائیکه بروی جلد از اثرات مرض\nبه هم ظاهر می شود در هر دو ساعت باید بر\nداشته شود.\nبهر کدام طفلیکه این عملیات اجراء\nمی شود اطاق باید گرم و مرطوب باشد.\nبهر صورت خیلی دقت کرده شود که نل\nخارجی از موضع خود حرکت نکند.\nعلاوه ازین عملیات يك نل خصوصی\nمعدنی از راه دهن و بلعوم بقا مقر نك\nگذاشته می شود. اگر مریض بواسطه\n\nصرفه و یا کدام سبب دیگر نل را از\nموضعش حرکت میدهد به بسیار مشکل\nنفس میگیرد. که درین حال اطلاع بدو کتر\nلازمست.\nاشخاصیکه به مرض خناق (دفتری)\nگرفتار باشند مانند اشخاصیکه بامراض\nمستری مبتلا هستند شخصاً در تامین صحت\nوجود خود متوجه باشند.\nامراض قصبات وشش\nاین مرض بواسطه بعضی علامات خود\nرا ظاهر می سازد: صرفه دوام میکند\nو مکرو نوبت ها می آید.\nترتیبات تداوی:\nتولوه کدينا وغیره است.\nبلغم مریض را در بین توف دانی هائیکه\nمحلول انتى سپتيك داشته باشد. جمع نموده\nبدا کتر نشان داده شود.\nصاف، مخاطی چسپنده، کف دار، و یا\nخون آلود می باشد.\nوقتیکه خون با لعاب دهن خارج میشود\nمریض در دهن خود شوری و در سینه\nگرفته گی حس میکند.\nبه مقابل این: مریض را بلاد خوا بانیده\nو تکه های كوچك كوچك یخ به مريض\nخورانیده شود. هکذا نتاوای سایره.\nنفس تنگی\nاز علامات التهاب شش وقصبات بوده به\nمشکل نفس گرفتن مریض است.\nتداوی:\nتنفس به اکسیجن.\nدا، بهره، آسته، ضیق النفس"}
{"book": "adl0789", "page": 430, "text": "صفحه ۱۱\n( شماره ٢٢ )\nمجلد پنجم\n\nیار یار بصورت نوبت آمده اکثر\nدر ساعات اول شب دیده می شود .\nدر اثناي نوبت مریض به مثل خفک\nشده گی نفس گرفته نمي تواند به دروازه\nو پنجره براي هوا گرفتن میدود و خود را\nپیچ و تاب میدهد ، این و ضعیت یک\nدو ساعت دوام میکند . درین وقت اثواب\nویخن مریض را کشاده نمودن ومر یض را\nبجاي هوا دار نقل داده به سینه اش\nکاغذ مستاروط ( آوري ) چسپانده و بخار\nداده شود .\nسیاه صرفه :\nیک مرض غایت سري است که در راه\nتنفس خصوصاً در اطفال دیده مي شود .\nاین هم نوبت به نوبت آمده شبیه\nبآواز خراش صرفه شنیده شده اخیر نوبت\nبة بلغم واستفراق نهایت پذیر میگردد .\nدر اثناي نوبت سر مر یض را پیش رو\nپائین نموده بواسطه پنبه جوش داده بلغم\nولعاب دهن مريض را پاك والثوابش باز نماید\nطفلیکه دچار نوبت باین مرض باشد\nاز ینکه زود زود استفراق کردن ضعیف\nمي شود او قات غذاي آن را نزديك ساختن\nو البسه گرم به مریض پوشانیده جاي هوا\nدار برایش انتخاب کنند .\nبراي سري و ما ثر نشدن مرض که\nبدیگر ها نرسد طفل مر یض را موعد دو نیم\nماه از اطفال دیگر کناره کنند .\n( بقیه دارد )\n( سید حفیظ حامد )\n\nخبر هاي خارجي\nمماس\n\nچین\nمداخله جا پان\nمسکو ، ۳۰ ستمبر - قرار اطلاعات\nآخرین چین ، عسا کر جاپان تمام\nخط آهن جنوبی منچوری را اشغال\nنموده تفتیش آنها را براي خود\nمخصوص نمود .\nاز تو کیو اطلاع میدهند ، که دريك\nآینده قر يبي يك دسته دیگر جهازات\nجنگی بسواحل چین فر ستاده خواهد\nشد . چند کر و از ور هاي جاپان\nبطرف شانگهای آموی ، وسو اتا رو\nحر کت نمودند . عسا کر جا پان\nتا او فان را اشغال نمود .\nمسکو ، اول اکتوبر - از تو کیو\nاطلاع میدهند ، که حکومت جاپان\nتصمیم گرفته است که افواج خود را\nبرای حاصل شدن امنیت و انتظام کیلی\nاز منچوری خارج ننماید . قرار اطلاع\nشانگهای ، در اکتر یه ایالات منجوری\n( حكومات مستقل ) از طرفداران\nجاپان تشکیل گردیده است آنها\nایالت خود را از دیگر حصص مملکت\nچین مستقل اعلان نموده اند .\nیاد داشت متحده امر یکاي شمالي\nمسکو ، ۲۸ ستمبر - حکومت\nمتحده امریکای شمالی یاد داشتی\nبحکومت جا پان فر ستاده است\nدر یاد داشت خود ، راجع به\n\nاوضاع وا قعات افسوس نموده طلاع\nمیدهد ، که حکومت امريکا اعتماد دارد\nکه جاپان يك حركتی که بر خلاف پاکت\nکیلوگت و معاهده سنه ۱۹۲۲ واشنگتون\nباشد نخواهد نمود .\n\nمدا خله جا پان در چین\nمسکو، ٤ اکتوبر - نمایندگی چین\nگومین اطلاع میدهد ، که دسته جات\nافواج جاپانی در ایالت خا او نگو تو\nتا یپین - راه آهن موکدن جمع میشوند\nنمایندگی مذکور اطلاع میدهد دسته\nجات جاپانی امر گرفته اند تا بطرف گیرین\nو مانچون شمال مانجوریا حرکت نمایند\n\nجا پان و مجمع ملل\nمسکو ، ٤ اکتوبر - جاپان بتوسط\nنماینده خود در ژینواز تصمیم مجمع ملل\nراجع به فرستادن مبصرين باكيميسيون\nمختلطه انکار نمود ، زیرا فرستادن مبصرين\nرا يك قسم بی اعتمادی از طرف مجمع\nملل برای جاپان میداند .\n\nجا پان\nمطبوعات راجع به واقعات منجوری\nمسکو ، اول اکتوبر - قرار اطلاع\nتو کیو ، مطبوعات جاپان بر خلاف\nمدا خله مجمع ملل و ممالك ديگر در\nواقعه منجوریا بشدت قیام نموده مطبوعات\nبجواب فيصله مجلس مشوره و مجمع ملل\nاشاره مینمایند ، که تخلیه بعد از ضمانت\nو امنیت زندگی و دارائی تبعه جاپان\nممکن است ، و کوشش مدا خله مملکت\nسوم مورد مینمایند ."}
{"book": "adl0789", "page": 431, "text": "صفحه ۱۲ شماره ۲۲ مجلد پنجم\n\nخبرهای داخلی\nتقرر\nآقای فاضل غلام جیلانی خان (جیلانی)\nکه یکی از جوانان حساس وطن عزیز ما\nبوده و از مدتی باین طرف بصفت محرری\nباین جریده منسوب بودند اخیراً حسب\nدرخواست و ج عبد الرحیم خان و کیل\nنائب الحکو مه گی قطغن وبد خشان\nبمد یریت تحریرات آنجا مقرر شدند .\nآقای محمد ایوب خان بعمدمق می\nسر کپکه از دهن غوری تا دره شکاري\nتمدید می شود مقرر شدند .\nآقای عبد الر شید خان قند هاری\nبحکومت میغان مقرر شدند .\n\nتمدید شوسه\nخطوط شوسه ذیل درین اواخر تمدید\nو کار آن ختم گردید وقا بل عبور ومرور\nاست : -\n١ : - سرك جاغوري که از حد رباط\nکوه آئین حکومت در جه ٢ بطرف جاغوري\nمیرود الي حکومت جاغوري سنگ ما شه\n٢ : - يک خط سرك از حکومت کوه\nآئین الي قريه پدي کتواژ .\n٣ : - سرك جديد که از خود حکومت\nکلان الي علاقه داري گيلبوري آباد شدة\n٤ : - یک خط سرک از مرکز حکومت\nکلان دربین اندر سر سلطا نباغ وغدي\nمرسل بقرن کتواژ برده شده .\n٥ : - از غزني الي گردیز اگر چه\nسابقاً هم سرك بود ولي با لكل معدوم\nشدة وقابل تردد نبود كه شر ك مذکور\nآباد ورفت و آمد موتر وغیره بین گردیز\nوغزني جاريست .\n٦ : - يک سرك از غزني به بند زنه\nخان تمدید شده کار آن انجام شده است\n\nتاسيس مكتب ابتدائي\nروز پنجشنبه ١٥ ميزان يک مكتب جديد\nابتدائي را در گذر سردار جانخان برای\nجناب باقي ع ، ص معين صاحب معارف\nافتتاح فرموده در افتتاح آن يک بيا نيه\nمفصلي بحضور او لياي اطفال که تماماً\nفوائد مدرسه و درس را حاوي بود بیان\nفرمودند .\n\nمكتب کشافي\nیکصد نفر از طلباي مكاتب عالي را\nوزارت معارف جمع نموده و با سم مكتب\nکشا في يک مكتب جد يدي باز کرده\nاند که پرو گرام این مكتب عبارت است\nاز عملي نمودن دروس مکتب که در هر\nمضمون میخوانند .\n\nفکاهیات\n\nدرس هیئت :\nاو دياني به پسرش وقت تدریس میگویذ\nستاره ها در آسمان دونو ع اند قسمتی\nثابت که همیشه در آسمان توقف دارند\nوقسمتی هم سیار .....\nپسر : پد ر جان سیار چه طور است ؟\nپدر نجم سیار مانند مادرت که هیچ وقت\nبخانه نشستن طاقتش نمی آید .\n\nهمدر دی :\nوکیل دعوا بکدام مجرمی محرمانه میگفت\nبسیار غبط بزرگی کردی که عبدالمیت را\nذريعه سم ار سنیک کشته زیرا ار سنیک\nمشهور واثر آن زود معلوم می شود اگر\nبيك بشقاب - چارق زهر دار کفایت\nمیکردی کارت به اینجا نمیکشید ،\nهمین دانسته گی هاست که ترا وکیل\nالده غوا ساخته ورنه در باق حال هردو ء ما\nهمدردی باشیم .\n\nآرزوی خام :\nخانم بدگلی به جوانی که مسادن عکاسی\nحاط داشته و باستجازه برداشتن عکس"}
{"book": "adl0789", "page": 432, "text": "( شماره ٢٢ )\n( مجلد پنجم )\n\nاو اصرار داشت بامید های طولانی افتاده\nو گفت : آیا شما که مایلید فو توي مرا\nبگیرید از داشتن آن بسیار محفوظ خواهید\nشد ؟\nجوان : آه مادام هرگز . . . . جريده\nمن يك مسابقه باروفسكي ترتيب داده ويقين\nدارم انعام درجه اول را شما جایز شوید .\nلذت كلوش .\nشير جان وزیر در بار را گویند دریکی\nاز روزهای زمستان ستمورا براه نزديك\nدکان قنادی دید که بین كدایها شبناك\nمیزند ( را میرود ) و بینزارهای کهنه و پاره\nداود وزیر متاثر شده بنو کر ها صدا\nمیزند : او بچه ها بدوید برای بابه جان\nيك كلوش خوبی بخرید که گرم باشد\nبابه ستو بيك غمزه و خمیازه شیرین ،\nدهن خود را باز کرده گفت بچیم کجا\nدندان دارم که کدو بتوانم كلوش\nمیخری .\nهوس طبابت :\nدر يكي از دهات که به نز دیکی آن ما نیز\nخر بوزه موجود بوده شتری از مرد مان ده\nداخل ما ليز شده و چند دانه خر بوزه را\nمی بلعد اتفاقا  بر چه بزرگی از خر بوزه\nها در حلقوم شتر بند شده و شتر را بهلاکت\nنزديك ساخته بود صاحب شتر بهر طرف\nدویده طبیب و بیطار میجست تا مرد\nهوشیاري بنسر وقت شتر رسیده علت را\nدریافت و پار چه چوب بزرگی را بر داشته\nچند مرتبه بگردن شتر زد تا خر بوزه خورد\nشده و از گلوي شتر پائین رفت و او نجات\nیا فت صاحب شتر یکمقداری نقد وجنس\nبه آن شخصي که مهارت بيطاري را بخرج\nداده بود تعارف داده و تشکر کرد ، مرد\nاحمقی که در ان ده زنده گی میکرد این\nقضا یارا دیده و بهوس افتاد که واقعا \nبيطاري کار آسان و پر منفعتی است .\nازان روز بطمع افتاده براي اینکه کسي از\nسابقه او آگاه نشود بده ديگري رفته و\nخودش را بطبابت و بيطاري معر في نمود\nقضا را زن پيري در آن جا بدرد گلو مبتلا\nبوده نزد او براي معا لجه شتا بید طبیب\nوقتی شنید که درد یکلو و گردن تعلق\nدارد خوشوقت شد که اینجا بهتر می شود\nاز تجربه کار گرفت سوخته چوب بزرگي\nرا که در آن حويلي بنظرش بر خورد\nبر داشته مریض را خوا با نیده و بقوة تمامي\nچوب را بلند برده و بگردن بیمار فرود آورد\nفرود آمدن چوب و آ سوده شدن ابدي\nمريض ، تا اقوام بسر وقت او رسیدند سفر\nآخرت پیش گرفته بودهمه باچوب و سنگ\nریختند سر آقای طبيب ، پس از يك\nفصل كشك شك ميري که باي مدافعه\nبه او دادند کلان ده از داد و فرياد او\nمتا ثر شده گفت بس است ازینکه زنده\nجاني را قر بان مرده پیره زنی کنند بهتر\nاست بقیه جزا را به آن قرار دهید که درین\nزمین سخت دامنه کوه وظیفه قبر کني را\nاجرا کرده باشد بیچاره بز حمت زيادي\n\nاز آن تهلکه ومشقت نجات یافته و بده\nديگري فرار کرده اتفاقا  مردم آنجا که\nشهرت طبيبي او را شنیده واز آدم کشي وي\nبي خبر بودند معالجه د يگري را به او\nپیشنهاد کردند .\nاین مرتبه طبیب آقا که از علاج اولی تجربه\nخو بی نگرفته و هو شیار شده بود گفت :\nبسیار خوب من بمعا لجه حاضرم بشرطیكه محل\nدفن آن رامن کوه و قبر کن آن من نباشم.\nاصلاح دعوی :\nظريفي از راه عبور مي نمود ديد دو پسري\nبین هم دعوا دارند پرسید چه قضیه بین شما\nاتفاق افتاده که در زد وخور دید ؟ يكي\nازان دو نفر یکدانه جوزي را باو نشان داده\nو گفتند ماده افترا این راه میکدشتبم واین\nگردو را از راه یافته در تقسیم آن بین\nخود ما جنگ داریم هر كدام استحقاق\nخود رایز افي ثابت میکردند يكي ميگفت\nجوز مال منست براي انكه اول من او را\nبراه دیده ، دومي میگفت :\nمال منست چرا که اول من او را از زمین\nبر داشته ام شخص ظر يف گفت من\nاصلاح می کنم وجوز را گرفته از هم\nدو حصه کرد یکطرف پوست آن را داد\nبيکي از آنها گفت این حق تو که اول\nدیده پله دیگر پست را داد بد يگري که\nتو اول از زمین بر داشته مغز آن را خودش\nبدهن انداخته و گفت اینم مال من که\nبین شما اصلاح کرده ."}
{"book": "adl0789", "page": 433, "text": "صفحه ١٤\nشماره ٢٢\nمجلد پنجم\n\nمؤلف : له پلاتیه فرانسوی\nمترجم : حبيب الله طرزی\n( ١٨ )\nمادام سان ژین\n\nفصل دهم\n(عروسی منقطع)\n\nبارون و مارکیز بنهايت بشرايط عروسی متفق گردیدند لوندال به لا ولین فهمانده بود که اگر بلانش ما دام لوندال نمی شود تمام گروی هائیکه بر جایداد او تعیین یافته است ضبط کرده خواهد شد علاوه بران بارون بعضی اعلانات خصوص سیاسی در دست داشت که مارکی حصه زیادی در ان ها داشت اگر پارتی انقلاب چنین اسناد را بدست می داشت کمترین جزائی که بمارکی میدا دند ضبط جایداه او می بود . بارون این اشاره را بکمال فصاحت اظهار نمود از خانه بر آمد بارون هم بکمال عجله و بی صبری با طاق دختر خودش رفته خواست او را بعروسی مجبوره وادار و از مخاطراتی که انکار او در کنار داشت اخطار کرده با شد .\n\nبشنیدن این قضیه رنگ از رخسار تابناك بلانش پریده مانند شاخ گل سفیدی از اثر نسیم سرد بشود لرزیده قطرات چند اشک از چشمان آهو مثالش بی اختیارا نه فرو ریخت و با خود گفت آیا این بارون از ترحم و شرافت بکلی عاریست که با وجود اقرار شرم آور او هنوز هم خواهش ازدواج او را دارد . از کیفیت مکتوب هم نمیتواند که پدر خودش را اطلاع دهد ! شاید بارون آرزوی ازدواج او را ندارد ولی چون یک مرد بخیل است مینگرد که عروس از کف او بدر رفته میخواهد که تکالیف سود قرض خودش را باین بهانه بیفزاید و انتقام از پدر او بگیرد ! این تخیلات او را دیوانه ساخته حیران بود چه کند ! بالاخره فیصله نمود که پدرش را قطعاً مأیوس سازد چنانچه گفت . « اگر چه من دختر تو و مطيع او ا مر توستم ولی بر قلب خودم اختیار ندارم و بهیچ صورت نمیتوانم فکر قبول ازدواج را با این مرد در کله ام جای دهم ! »\n\nمارکیز ازین انکار دخترش خود را گم کرده نعره زد پسر من مجبورم که ترا کشان کشان در کلیسا ببرم این را گفته دختر خودش را بنا له وفغان گذاشته رفت تا با رون را به تهیه لوازم عقد نکاح امر دهد .\n\nهر قدر که بلانش بحال هلاکت اشتمال خودش فکر نمود همان قدر برای مقاومت با اینچنین یک اتحاد شرم آور و ننگین خود را مقحم یافت و برای این که وسیله دیگری برای نجات خودش از ین بلای مبرم بیابد ، طفل خودش را شدت خواهشی نمود . آنرا خیال می نمود که منظره چنین یک نشانی زنده عشق او را با نیپرگ ثابت می نمود ! ولی افسوس که این امید او هم بمر تز سیده و او را بیأس و نا امیدی گرفتار گذاشت !\n\nبالآخره وقتیکه تمام امیدهای نجات از مفکوره اش رخت سفر بست فکر فرار بخاطرش خطور نمود ولی درین چنین یک شب تاریک که مردم بباهت تقریب در از رو از هم با شید خود شانرا بنزدیک ترین قصبات ( پازیگ ) میر ساندند و باینصورت جاده ها را مملو میداشت مشکلات این اقدام پیش چشم او متجسم میشد و خیال میکرد دشوار خواهد بود که بتواند خودش را به یکی از قصبه جات قریب بدون آنکه شناخته شود و یا آنکه راه را گم نکرده با شد برساند احتمال داشت که در اردوی استرو یا کم از کم در دست وطن پرستان گرفتار آمده بموجب رسوائی او شود این افکار بنزدیک بود او را مایوس گرداند که نتایج وخیمه ازدواج با بارون وعشق مفرط و نیپرگ و یتیم ما ندن فرزندش یکی بر دیگر برو فشار آورده او را بقرار آماده و حاضر گردانید و امید نموده که بدون آنکه دیده و یا شناخته شود بیکی از قصبه جات رسیده و از انجا پاریس رفته از ( سان ژین ) احوال فرزندش را دریافت کند ."}
{"book": "adl0789", "page": 434, "text": "جلد پنجم\n\nشماره ۲۲\n\nصفحه ۱۰\n\nتمام اشياء پيش قيمت و زيورات خودش را با طلائی که ذخیره کرده بود در يك بکس كوچك گذاشته و يك پالتوی سفری بر دوش کرده چراغ را خوب روشن گذاشته دروازه را به بسیار احتیاط باز نموده و از پله ها با نوك پنجه پايان رفت در انتهای زینه دروازه كوچكی بود كه بطرف باغ عقب مطبخ باز میشد بعد ازان که گوش نهاد دید صدای از هیچ طرف شنیده نمی شود و سکوت عمومی حکما فرماست به کمال احتیاط قلفک زنگ زده دروازه را بر داشته هوای سرد شب را استشام نمود آسمان بنهارت صافوت و ستاره گان بمنتهای درخشنده گی برای اینکه از باغ هم بی سرو صدا بر آید از عقب بوته ها خیزیده خودش از روضین اطاق خدمت گاران و اشپز خانه حمانه نمودن میخواست که دفعتاً در مقابلش دو نفر ایستاده یکی از ین دو نفر مرد بالند قامتی و دیگرش زن دامن کوتاهی بود که پر بزرگی بر کلاه خودش نصب داشت - بلانش از خوف زیاد مفلوج شده نه حرکت میتوانست نه صدا و نه تکلم مانند مجسمه یاس و نا مرادی بی حرکت ایستاد . طرف مقابل که باندازه او متحیر و مبهوت نبود از فرصت استفاده کرده آهسته گفت هوش کن يك كلمه هم بر زبان نیار ما دوستهای توهستیم - بلانش شما میگوئید ولی من آواز دوست را نشنیدم .\nکاترین اینقدر بلند حرف مزن ! بگو پیشم ماد موازل بلانش کجاست .\n\nبلانش مثالیکه از شدت خوش حالی خفه شده باشد نعره زد خدای من ! کاترین این تو هستی کاترین من هستم اینرا گفته و بطرف لا دبولت اشاره نموده ایراد نمود بلی این منم که بمعاونت این مرد شريف وعده خودم را ایفا کردم . طفل شما صحیح و سالم در اردوی فرانسه مخواب راحت است کاترین چون دید که بلانش هنوز هم بکلمات او بدرستی آگاهی نشان نمیدهد مسله را زیاده روشن نمودن خواست من از رزبهان سیزدهم پیاده خفیف مشروبات فروشم ( هاپزبویوت ) پسر شماه در خیمه من نزد شوهی محفوظ و سالم است -\nبلانش آه دوستم مرا از غم و اندو بکلی نجات بخشیدی و چقدر ممنون خواهم شد اگر همین دم باردو داخل شده و ها پزبوت را ببوسم کاترین این قدر عجله منا سب نیست درین وقت شب بار دو گاه داخل شدن مجولیت محض است لا و بولت خانم عزیز مدام له فیور حق بجانب است درین وقت هر که اراده رفتن اردوگاه را بکند مثاليكه سرش را بكف داشته و باخود میبرد .\nبلانش باوجود اصرار و تکرار زیاد کاترین ولار بوات مخاطرات ماندن قلعه را شرح داده گفت پدرم میخواهد همین امشب مرا بیای محراب کشانده بدست بارون دهد چنانچه قانون دان وکشیش هر دو منتظر نشسته اند اگر نروم باید از حیات دست بشویم .\n\nهر سه نفر در تاریکی شب عقب پته ها مانند سه مجسمه ها ایستاده خاموش ماندند و نمیدانستند چه تدبیر بسنجند با نهایت کاترین با صدای ظریفین خودش خاموشی را شکسته گفت ایگاش اگر له فور درینجا می بود ضرور بیا فکری یا رای پیشنهاد کرده میتوانست ! -\nبلانش ! چه میشود که هر سه ما یکی برگردیم کاترین مخاطرات کله ها استحکامات و اردو گاه را چنان عبور باید کرد ؟ -\nبلانش : « من بنفس خود از هيچيك ازینها خوف ندارم! آیا میدانید مادر یکه مشتاق دیدار او لادش میباشد مخاطره یا مانع تام چيزی در مقابل او وجود ندارد ؟ »\nقریب بود که کاترین ازین دلایل قانع گردیده با بلانش بطرف اردوگاه برگردد که دفعتاً صدای پای چندی از یکی دروازه های قلعه شنیده شد هر سه بدانطرف متوجه شده دیدند که با رون لوندال با چند نفر خدمت گار ها که مشعل ها در دست دارند بطرف کلیسا میروند چون دیدند که از کنار ایشان خواهند گذشت خود را زیاده تر در برگ ها و شاخ ها پنهان نموده ساکت و صامت ماندند .\nدر آنهای که از قریب ایشان میگذشتند با رون یکی از خدمت گاران بر گشته گفت برو ماد موازل بلانش را اطلاع بده که عروسی از ساعت موعوده قدری وقت تراجرا خواهد یافت و من و مارکیز در کلیسا منتظر او هستیم . »"}
{"book": "adl0789", "page": 435, "text": "جریده ملی انیس موید ارتقای ملت است و منادی اتفاق و وحدت ، انیس از\nاولین جراید صاف گوی و پاك نویس است که در پرتو شعاع آزادگی دوره\nدرخشان نادر شاهی بوطن عزیز ما افغانستان خدمت میکند جریده انیس\nهمیشه در برابر اعمال و افعال عموم عمال این جامعه يك آئینه مصافاتی بوده\nافراد صادق و فعال دول، وملت را با بر جسته ترین عباراتی بنام تشویق و قدر\nدانی تحسین آفرین گفته چهره های زیبای شان را بقشنگ ترین وضعیتی\nتصویر میکند و اشخاص تنبل وکاهل یاجانی و خاین جامعه را بنام تنبیه و تنقید\nبشدید تران لهجه تقبیح و به فجیع ترین حالی کاریکاتور میکشد .\nاخبار انیس به نسبت تفریح بیکاران با سواد همدرد شفیقی است و برای\nمطالعه اهل کار بهترین مصاحب و رفیق صفحات انیس دارای تمام مزایای\nنشریات ملی است و ستو نوای ان جامع جزو و کل مطبوعات لازمی\nهموطنان با\nذوق\nبه انیس اشتراك\nکنید\n\nانیس اگر چه بوضعیت يك جریده هفته کی در وسعت اطلاعات عمومی خدمت میکند ولی صورت و معنویات يك مجله را\nدارا است که رفع همه تنوع احتیاجات روحی خواننده را نموده و در اخیر سال بحيث يك مجموعه نفیس و با بهای زیب\nکتابخانه شما هم شده میتواند.\nسر مقاله های آن پیشنهاداتي در اصلاحات اجتماعی ، میدهد و سیاحت عالم بی خبران را به اوضاع دنیا آگاهی میرساند\nعلوم و علمای آن مردم را بفضایل علمی و شرافت علم و کارنامه های آنها آشنا میسازد و فنون و اختراع ان در اکتشافات\nتازه دنیا شما را دانا و بینا مینماید اطلاعات صحی آن حافظ صحت و سلامتی شماست و دافع مرض و ناخوشی !\nادبیاتش مهیج روح است و زنده کننده احساسات قلب خبر های تازه خارجه و داخله آن اسباب اطلاع شما از اوضاع\nنزديك و دور است و فکاهیات پر خنده آن باز کننده چین های پیشانی و آورنده سرور .\nهموطنان با ذوق به انیس اشتراك كنید و از اشتراك خود بترقی يك مؤسسه ملي اظهار همدردی !\nانیس در هر هفته يك شماره در هر ماه چهار هر سال پنجاه و دو شماره از دستگاه مطبوعات وطن بیرون میدهد هر شماره\nانیس ١٦ صفحه و در هر صفحه ٣ ستون و در هر ستون (۳۲) سطر موجود دارد به استثنای بعضی هنگام فوق العاده که\nمفصل تر بیرون خواهد شد .\nاونیان آن در سالیانه در مرکز ١٢ افغانی و در ولایات باضافه محصول پست ١٤ افغانی و در خارجه (۲۰) شلینگ میباشد\nاینهمه مزایا را با آن پول قابل دا را شدن و باز در خرید آن اندیشه یا خود داری کردن کمال بی ذوقی است ۱۲ افغانی\nدر یکسال معادل قیمت مصرف کبریت هم نمی شود که به خرید آن کاهلی نشان داده شود.\nآقایان تا زود است بشتابید و اشتراك كنيد كه ندامت خوانید کشید سالهای گذشته اگر در بدل ۱۲ افغانی به انیس\nاشتراك ميا شتید چرا حالا برای هر مجلد سالانه او ٢٠ و ٣٥ افغانی پرداخته و با آنهم برای بدست آوردن آن فلپته و\nچراغ گرفته سر درد بگردید .\nيك نقص چند عقل را زیاد میکند ازینهم نقص کشش عین نفع است از گذشته اگر تجربه گرفته باشید آینده انیس را از\nدست ندهید انیس روز بروز بصورت طبع و ترتیب مقالات ترقی خواهد کرد ممکن است به آینده نزدیکی از اثر همت هم\nوطنان با ذوق و مشترکین حساس تغیر وضعی بخود داده در دایره و مطبعه خود وسعتی دهد ستونها یا کلیشه های مخصوص و\nصفحاتش را با گراور های قشنگ آرایش داده و با حروفات تازه تری جلوه گر عالم مطبوعات گردد و قتاً که انیس سر و\nصورتی بخود گرفت و لباس قشنگتری پوشید بار مجبوو خواهید شد بقیمت گران تری تمنای خریداری کند آنوقت پول زیادتر\nو پیشگی گرفته خواهد شد مانند حالا اداره همته و ماهانه قسط و مرور را نمی نخواهد گردید غرض نگوئید چرا نگفتی\nهموطنان با ذوق با نیس اشتراك كنید و از اشتراك خود بترقی يك جریده ملی همدردی !"}
{"book": "adl0789", "page": 436, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 437, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 438, "text": "انیـس\n\nجریده ملی\n\nقیمت اشتراک\n\nدر افغانستان ۱۳ افغانی\nمحصول پوسته اطراف و ولایات داخله ۲ ٫٫\nطلبه معارف ۷ ٫٫\nدر ممالک خارجه ۲۰ شلنگ\n\nلطفاً پول اشتراک که بتوسط خزانه‌دار فرستاده میشود باید\nرسید قبض و معاوضه باشد\n\nمطبعه انیس"}
{"book": "adl0789", "page": 439, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 440, "text": "(شماره ۲۳)\n(مجلده)\n\nاشتراك سالانه ۱۲ افغانی\nمحصول پوست ۲ \"\nخارجه ۲۰ شلنگ\n\nانيس\n\nاداره : کابل جاده ارگ\nمؤسس و صاحب امتیاز : محیی الدین\nمدیر و نگارنده : محیی الدین\n\n۲ شنبه ۲ عقرب ۳۱۰\nتأسیس ١٣٠٦\n١٤ جمادي الثاني ١٣٥٠\n\nجشن سال سوم نجات وطن\nبدیهی است که هر ملتی دارای پاره ای خصایص و استعداد فطری بوده و نظر به آن روح ملیت و قومیت آنها تشکیل می یابد .\nملت نجیب افغان گذشته از شجاعت ذاتی یکنوع محبت و صمیمیت بوطن و پادشاه خود داشته و همچنان بعواملی که موجب تزئید شئونات مملکت است فوق العاده اظهار علاقه مینمایند .\nکه این محبت بشاه و وطن و علاقه بوسایل ترقیات مملکه یکی از خصایل فطری این ملت بشمار میرود .\nروز ۲۳ میزان که یکی از روز های تاریخی و مسعود مملکت عزیز دست و بیداد گار نجات وطن از چنگال ظالمانه حکومت سقوی و فتوحات درخشان نادری همه ساله درین چنین يك روزی جشن مطنطن و باشکوهی در خود مرکز و بتمام اقطار مملکت گرفته می شود لذا در چمن حضوری که یکی از نزهتگاه های با صفای مرکز است قبل از رسیدن\nروز مسعود ۲۳ میزان ترتیبات جشن با کمال جلال و شکوه گرفته شده بود اهالی با همان ذوق سرشار بساعت موعوده پای منار یاد گار نجات مجتمع شده متعاقباً کابینه محترم وزراء هیئت کور دیپلوماتيك و وکلای محترم ملی و صاحبدمنصبان رشید عسکری طلاب مکاتب و سایر مامورین کشوری و لشکری حضور بهم رسانیده منتظر و رود موکب ملوکانه بودند .\nبساعت ۹ هم ذات اقدس شاهانه تشریف آورده به منبریکه جهت ایراد خطابه گذاشته شده بود صعود و جشن سال ۳ نجات وطن را با بیانات قیممت دار ذیل افتتاح فرمودند :\n\nنطق افتتاحيه اعلیحضرت\nبسم الله الرحمن الرحيم\nملت عزیز و قدر دانم !\nاولاً بشما وعامة ملت غيورم ورود مسعود این روز فیروز را که مبداء دور سعادت وحیات باشرف افغانستانی و بهترین خاطره افتخار تاریخی است تبريك و تهنيت میگویم ، و بدر گاه\nخالق بی نیاز عموماً عرض و نیاز می نمایم ، که افغانسان را تا جا لبان دراز ، مزید شرافت ها و اعزاز و افتخارات سر بلند و ممتاز داشته باشد !\nاز خداوند برای شما و تمام ملت محبوبم و عامه مامورين و همه عسکر مظفر خود مزید توفیق و معاونت را مسئلت دارم تا در راه سعادت ملت و ارتقای مملکت خود بیش از پیش مظهر چنان خدمات مهمی شوید که اران رضای الهی و خوشنودی ملت اسلامی و شرف و افتخار این خطة افغانی حاصل گردد .\nعزیزانم ! بمناسبت این روز فیروز که ما وشما آن را از فضل و مرحمت الهی و حسن مساعدت عموم ملت و مجاهدت فدا کاران صادق وطن نائل گردیده ایم و به این تقریب سعید در رفع غایله و تفریط ، و دفع وحشت و جهالت ، و ازاله مناظر بد بختی کسب موفقیت کرده یم شکر نموده بشما وكافة ملت عزیزم توصیه مینمایم تا برای حفظ موجودیت ملی و سیر"}
{"book": "adl0789", "page": 441, "text": "صفحه ۴ \n( شماره ۲۴ ) \nجلد پنجم\n\nمدارج تکامل و ترقی خود همیشه وقایع تاریخی جشن امروزه را که حاوی يك سلسله خاطرات متضاده غم انگیز و فرحت بخشی است ، بخاطر داشته اسباب و علل آن را که باعث انتباه و بیداری نفوس است ، بمحافظه های نسل آینده و طن بسپارند زیرا اگر عدم آموختن تجربه از سوانح گذشته و غفلات آینده بار دیگر میدانی به اینگونه بلیات ملی بدهد هما نا که ( خدا نا خواسته ) آبروی مملکت بخاك مذلت خواهد ریخت . \n( لا وقع الله ) \nآری اگر ملل و اقوام جهان از سیر ناملام حوادثات سوء عبرت نگرفته در صدد اصلاح و جلوگیری از مخاطرات آتیه نبرآیند ، البته که روز گار برای اضمحلال و فشار دادن قوای هستی و موجودیت آنها حاضر و منتظر خواهد بود . \nبرای اینکه ما و ملت ما خدای منان را باین موفقیت ملی که جشن نجات وطن بهترین یاد گار تاریخی او ست شکر گفته باشیم ، فریضه اولین ما و ملت ما ست که برای اعلای كلمة الله وحفظ بقای ملی با تمام موجودیت خویش در ره تقدم و ترقی مملکت عزیز ایثار وفدا کاری نمائیم . \nخداوند را شکر میکنیم ، که درین عرصه دو سال بفضل حق سبحانه وتعالى ومعاونت و اتحاد ملت عزیز حکومت شما توانسته است تا يك درجه \n\nعمران و اصلاح امور مملکت کاماب گردد ، و ازان جمله است ترتیب اردوی عسکری با لوازم عصری ، تامین امنیت عمومیه و تنظیم امور پراگنده داخله ، تمدید را ها و سرك ها ، تهيه وسایل حمل ونقل ، ترقی تجارت و گمرکات و زراعت و صناعت ، تدویر مدارس و مكاتب و مطبوعات و طبع تأسیس موسسه های مقدس شورای ملی و اعیان و جمعیت العلما ، ومجالس طرق تجارت و اصلاحیه ، و انجمن های علمی و ادبی ، ترویج و ترقی فابریکه های صنعتی ، کشف معادن تازه و استخدام متخصصین علمی وفنی خارجی و امثالها . \nاین چیز های که شمردیم همه در اثر اتفاق و اتحاد ملت با حکومت و حسن خدمت گذاری و وظیفه شناسی تمام مامورین و هیئت كابينه دولت وصميميت ومعاونت تمام اقوام افغانستان است . لهدا ما از عموم آنها اظهار رضایت مینمایم و از خداوند توفیقات مزید برای عموم شان میخواهیم . ولی ملتفت باید بود که باین خدمات و اصلاحات قناعت کامل کرده نشود زیرا که این مملکت اسلامی ما محتاج مزید ترقیات سریع اداری و عسکری ، فلاحتی و تجارتی ، تخنیکی صنعتی و صحی ، بدق محتاج حیات علمی وفنی است . \nترقیات علم و فن نیز از همه بیشتر محتاج باتحاد آراء و اتفاق افكار عموم ملت است ، که صمیمانه باهم دست داده \n\nبا حکومت خود متحدآ در راه این وظایف ملی که اسباب بقای حیات مملکتی و حفظ آئین مبین اسلامی است قدم بر دارند . \nما برای ادای این واجبات دینی وملی خویش از همه پیشتر هیئت دولت را بمزید حسن اداره و اعتدال وملت را بیشتر با تحاد و اتفاق و ابراز مودت ومساعدت با دولت ، و عموم افراد مملکت را به تحصیل علم وفن و حفظ الصحه که مراد از ورزش های جسمانی میباشد وتقويه اخلاق حسنه اسلامیه که سر چشمه همه ترقیات ماديه ومعنويه است توصیه و دعوت مینما یم . \nمخصوصاً از ملت محترم تمنای ما اینست که دولت برای اجرا و عملی شدن آرزو ها و آمال ملی و جلب مطالب ومواد خوشبختی و ترقیات مملکتی هیچگاهی از مساعدت عملی و همدردی وموافقت فکری ملت خود بی نیاز شده نمیتواند وحکومت مترقبه امروزه در اثر همین گونه معاضدت و پشتی بانی ملل خویش مدارج ترقی و سعادت را طی میکنند البته که ملت عزیز ما هم بحکم این ایجابات در همراهی کردن و هر گونه مساعدت ورزیدن با حکومت متبوعه خویش بیش از پیش بذل مقدرت خواهد فرمود . \nدر خاتمه با منتهای صمیمیت وصفای نیت بقا و اعتلای ملت و مملکت عزیز افغانستان را از بار گاه خداوند فیاض نیاز و استرحام میکنیم . \nزنده باد افغانستان ( متعا بت عموم )"}
{"book": "adl0789", "page": 442, "text": "شماره ۲۲ جلد پنجم\n\nتبریکنامه شیخ السفراء بحضور اعلیحضرت\nدرین موقع ع ج سفیر کبیر شوروی که سمت شیخ السفرا را داشت تبریکنامه ذیل را بحضور همایونی قرائت نمود :\nاعلیحضرتا !\nامروز افتخار دارم بااعلیحضرت شما و ملت افغان تبریکات صمیمانه همقطاران محترم و تبریکات صمیمی خود را بتقرب جشن شاندار نجات وطن و جلوس تقدیم نمایم .\nدرین روز عید ما بملت افغان آرزو های بی آلایش و صمیمانه نسبت به پیشرفت آن در راه ترقی مادی و عرفانی و تشدید استقلالش ابراز داده ، و با علیحضرت استطاعت و قوای زیاد و صحت کامل که برای اجرا آن درخشان و دوستی و سعادت دولت اتفاق لازمی است ، آرزو میکنم\n\nجوابیه ذات شاهانه\nجناب شيخ السفراء !\nبا مسرت تمام از احساسات و نظریات نيك جناب شما و همقطاران محترم تان نسبت به تعالی ملت و مملکت من بر خود مان و هم نسبت بشخص خویش امتنان می نمایم و آرزو دارم که افغانستان مستقل همیشه محفظ حسن روابط صمیمانه که خوش بختانه با دول دوست و معاهد خود دارد ، بر همان اساس سالیان دراز قائم و پایدار بماند .\n\nمعروضه وکلای شورای ملی\nبسم الله الرحمن الرحيم\nاعلیحضرت استقلال ولنجات بخش افغانستان\nخوشبختی و مسرتیکه ما وکلای شورای ملی و عامه ملت نجیب تان از ورود این روز فیروز سال سومین جشن نجات وطن که بیاد گار اختتام دوره نحوست و بد بختی ملت افغانستان و شکرانه حیات با شرفانه گرفته شده است داریم ما را وادار مینماید تا به حضور شما اعلیحضرت معظم غازی و تمام ملت افغانی خود عرض تبريك اين تقریب سعید را تقدیم نمایم و این نصائح عالی و ارشاد های قیمتی شهریاری را بگوش دل شنیده جدا به تعمیل آن بکوشیم و باین وسیله خود ها را به مفخرت و شرافت مادی و معنوی و مراتب بلند دینی و دینوی واصل گردانیم !\nاعلیحضرتا !\nاین روزیست که اجساد بیروح ملت در اثر مجاهدات ملت پرورانه و مساعیات وطنجوا هانه و ایثار و شجاعت تاریخی اعلیحضرت شما بحیات با شرفانه نایل و از عزم با الجزم شما بالمره لکه جمودت از دامان ملت افغانستان زایل شده است این روزی است که طلوع خورشید پرچم مجاهدین بقیادت اعلیحضرت شما ابر های تیره و مظلم شقاوت و بد بختی و ابتلای جسمانی و روحانی ابنای وطن را از مملکت بر طرف گردا نیده است.\n\nاین رو زیست که فدا کاران وطن برای نجات مملکت صفحات خاك پاك افغانستان را از خون گلگون خود لاله زار و ملت و مملکت را از اقدامات تاریخی شان مسرور و صاحب افتخار نموده اند\nان روزیست که حقایق پاس و حرمان ملت بيك عالم اميد درخشان و مسرت بی پایان به نیروی همت اعلیحضرت شما مبدل شده است .\nخلاصه این روز ، عنوان سعادت و ترقی و دیباچه تخلق وطن پر وری و پیش خیمه انواع شرافت و مفخرت و حمیت ملی ماست .\nبه این تقریب بدر گاه حضرت الهی یکمال اخلاص و نیاز عرض شکران این لطف و مرحمت خدا وندی را مینما نیم که بها ملت این روز فرحت اند وزنجات وطن را از کرم و فضل خود بواسطه حسن تدابیر نادرانه اعلیحضرت شما کرامت وارزانی فرموده که عظمت ملی و شرافت تاریخی این خاطره شیرین و خدمات قیمتدارشما شهریار دها نست قرین ما دائها نقش سینه صداقت دفینه ما و نسل های آینده افغانستان بوده در بطون اوراق تاریخ وطن بخطوط درشت طلائی ثبت و بیاد گار می ماند .\nاعلیحضرتا ! هر چند ملت افغانستان از اثر انقلاب گذشته بسی خسارات مادی و معنوی را متحمل شده است ولی بهر راه آن ، تجارب مفیدی را حاصل ، و دوست و دشمن و خیر و شر خود ها را شناختند و از ان لوحه عبرت خوبتر پند و"}
{"book": "adl0789", "page": 443, "text": "صفحه ٤\n( شماره ٢٣ )\nمجلد پنجم\n\nنصیحت گرفته از یکطرف ملت شجاع ما\nبرای جلب منفعت و دفع مضرت خیلی\nزیاد بذل مجاهدت دارند و از طرف دیگر\nحکومت متبوع ما در اصلاح خرابی\nوارده و ترمیم خساره های دوره انقلاب\nو تنظيم عساکر و نشر معارف و تعمیم\nو قوام امنیت و بسط انصاف و عدالت و\nفراهم آوری اسباب مسرت عامه و رفاه\nجامعه و غیره شعب اداریه و عدلیه\nفوق العاده بذل مقدرت می ورزد .\nاعلیحضرتا ! امروز ملت نجیب و نجیب\nحکومت شما را از خود و خود ما را از\nشما دانسته تماماً سعادت و مرفه الحالی\nو آرامی خود ها را منوط و مربوط\nبوجود همین حکومت متبوع مقدس خود\nمیدانند و تماماً متیقن هستند که این\nافتخار و نیکنامی که افغانستان را بعد\nازین انقلاب خانمانسوز در باره الطاف\nربانی نصیب گردیده است از اثر زحمت\nکشی و حسن نیت اعلیحضرت محمد نادر\nشاه غازی است .\nاعلیحضرتا ملت محبوب و قدردان شما\nهمه این زحمات قابل قدردان را که شما\nآنرا محض جهت سعادت و آرامی ما\nمتحمل شده درین عرصه دو سال مملکت\nرا با انواع فسوس و نگاه و الطاف خود\nمآلاندل فرموده اید از دل و جان تقدیر\nو از خدای قدیر برای شما شهر یار با تدبیر\nخود مزید توفیق را خواستاریم تا حسب\nآرزو و نیات بلند خویش وطن را شاداب\n\nو ملت را بمعارج بلند ترقی کامیاب گردانید\nاعلیحضرتا ! امروز ملت افغانستان بر\nوجود مسعود شما می نازد و برین کار نامه\nهای درخشان شما که موجب سر بلندی\nو افتخار وطن در داخل و خارج است\nبر خود می بالد و از حسن اداره بازوی\nتوانای شما و وا لا حضرت صدر اعظم\nو باقی کابینه فعال شان که تحت اوامر\nو هدایات شاهانه شما بر طبق امیدواری\nو انتظار ملت اجرا آت مینمایند اظهار\nمسرت مینمائیم و اصاله دعای مزید موفقیت\nشما و حکومت تان را مینمائیم .\nاعلیحضرتا ! ما این دوره باسعادت\nنادر شاهی را که از موهبت حضرت الهی\nبر ملت افغانستان احسان شده است از\nمسعود ترین ادوار مملکت دانسته اعمر او\nو دوام آن را از در گاه حضرت قادر\nتوانا خواستاریم که برای عموم مادیت\nخصوص هیئت مامورین مزید توفیق\nاتحاد و تفاق و حسن نیت و خلوص عقیدت\nو فعالیت و زحمت کشی را که بهترین\nوسیله ارتقای يك جامعه است عنایت نموده\nماد افغانستان را از خوشبخت ترین ملت\nها بگرداند .\nدر خاتمه مزید موفقیت و کامیابی های\nاعلیحضرت استقلال و نجات بخشای خود\nرا در نجاح همه مقاصدیکه برای سعادت\nمات و ارتقای مملکت در نظر دارند\nخواستار بوده میگوئیم زنده باد اعلیحضرت\nمحمد نادر شاه غازی . پاینده باد استقلال\nافغانستان .\n\nنطق اختتامیه\n( اعلیحضرت همایونی )\n\nبعد از ختام معروضه فوق ریاست شورای\nملی تکرار ذات شاهانه در کلمات مختصر\nدلچسپ نهایت مهم ازین حسیات و کلای\nملت محبوب شان شکر گذاری فرمودند\nو دعا کردند « که خداوند بذات شاهانه\nو عموم مامورين وعسكر وملت افغانستان\nتوفیق ارزانی فرماید تا در راه\nانجام خدمات مقدس وطن که فرض\nذمه هر فرد ملت است مصدر اجرا آت\nمهمی شده این وظیفه مقدسه ایمانی\nووجدانی خود را بکمال صداقت\nو امانت انجام دهند »\nراجع به اصلاحات و پیشرفتی که\nدرین عرصه دو سال به ملت و مملکت\nافغانستان عاید شده است ارشاد نمودند :\n« این اصلاحات و اجرا آت که شما\nازان ظهارات نمودید در حقیقت از\nلطف و کرم حضرت الهی به نصیب شما\nو این خاک پاك اسلامی گردیده است\nباز هم چون جهان عالم اسباب است ، تمام\nاین کامیابی وموفقیت افغانستان در اثر\nمساعیدت و مساعدت ملت محبوبم\nبا حکومت متبوعه شان و کوشش\nو مساعی جمیله صدر اعظم و کابینه شان\nوعامة مامورين ملكى و نظامی افغانستان\nبعمل آمده است »\nاز در گاه ابی امید واریم همانطوریکه\nاز لطف و کرم خویش افغانستان را\nاز آفات و بلیات گوناگون نجات بخشیده"}
{"book": "adl0789", "page": 444, "text": "( شماره ۳ ) جلد پنجم\n\nدر مدت اندك همه چرا جانش را التیام بخشیده است ، دائماً او را با شرف ووقار و جاده پیمای راه ترقی و افتخار داشته باشد .\nدر خاتمه بعموم شما توصیه میکنم که در همه مواقع برای خدمت وطن وتعالی ملت خود ساعی و جاد وهمت خود را همیشه بلند و عالی داشته باشید تا بواسطه جد وجهد وسعی وعمل وهمت بلند خویش نزد خالق ومخلوق سر فراز وممتاز باشید .\nهمت بلند دار که نزد خدا وخلق\nباشد بقدر همت تو اعتبار تو\nبهر اندازه که عزم و همت شما عالی وبدرگاه حضرت الهی سر عجز ونیاز شما بسجده باشد البته که بهمان اندازه مراحم ربانیه مدد و معاون شما بوده بواسطه عزم بالجزم و همت بلند خود مراتب ار جمدی را نائل میشوید .\nپس از اختتام نمایش نامه ها تقریباً بساعت (۱۰) اعليحضرت غازی رونق افزای صحن چمن گردیده وعده عساکر رسم کچت از حضور همایونی می گذشتند متعلمين مکتب حربیه ، تعلیم کاه توپچی تعلیم گاه پیاده تعلیم کاه سوار ، فرقه شاهی وقول اردوی اول مرکزی با تمام لوازم و تجهیزات جنگی از قبیل موتر های زره پوش ، تانک ها وموتر های لاری به نظم و ترتیبی که در خور يك عسکریت عصری است رسم تعظیم و حرکت خودرا بدورادور چمن انجام دادند\nگذشت همان عده موجوده بتقریب دو ساعت تماما جهان را بامسرت وخوشوقتی تمامی مشغول ساخت متعاقباً وقت ظهر رسید ومطابق پروگرام هنگام نماز شد اعلیحضرت بطرف مسجد جامع برای ادای صلوة جمعه تشریف برده و از ذحام مردم هم متفرق گشت .\nپس از ادای نماز جمعه و اوقات تفریح از ساعت ۳ الی ۴ ونیم در صحنه نمایشگاه عمومی عملیات مسعیریزم جریان داشت و پس از آن بین تیم حربیه و تیم معارف يك مسابقه حاکی از ٤ ونیم الی ۵ ونیم دوام داشت .\nروز دوم جشن از ساعت ( ۹ ) صبح الی ۱۲ آنروز يك مانوره بزرگ عسکری در میدان سیاه سنگ و پشتبادات نشان داده شد که از بهترین جنگ های مصنوعی بوده که تا کنون دیده نشده گویا حس شهامت و شجاعت در دل ها ایجاد کرده و از عظمت قواء عسکری و نظم و مراتب آن که درین دوره نادری عود کرده یاد میداد .\nهمینطور برای هر روز و شب يكنوع نمایشاتی قرار پرو گرام های جشن و اخبار های آن معین کرده بودند از قبیل پهلوانی وقت مال والی بال نمایش کا بلاوان شنیدن سایرها کشتی رانی در کول وعده تفرحات بسیاری بود که این ۶ شب و چهار روز بمنتهی خوشوقتی و سرور جشن نجات وطن را بپایان رسانیدند .\n\nسیاست عالم :\nا ينده بريطانيا\n( ۳ )\n\nعلاوه بر آنچه که گفته شد هر نهضت و جنبش اشترا کی که حادث شود قوانین ونظامات موجوده را در مقابل پیشرفت کار خود سنگ بزرگی خواهد دید این قوانین ونظامات حقوق مالکیت فردی را صیانت نموده ، بنا بران او لین قدمی که بایستی بر دارند تغییر واصلاح قانون و بر قراري رژيمي است که بر طبق آن برای اجراي مرام خود اقدام کنند وهر گاه در این دو قسمت ، تغییر قانون ووضع رژیم جدید – موفق نشوند بطور حتم شکست خواهند خورد .\nنتیجه این خواهد شد که حزب کار گر وقتی نتوانست مقاصد اساسي خود را اجراء نماید وخط مشي صحيحي اتخاذ کند قواي خود را از دست داده ولطمه بتونائي او ميخورد ، زیرا حزب در انجام مقاصد ومرام خود ، بيشتر متکي باجراي مقاصد و بر آوردن آرزو هاي خود بوده تا آنکه به زعماء وشخصيت آنها نظر داشته باشد ودر اینصورت يك حزب جديد در مقابل حزب کار گر وجود پیدا خواهد کرد که بطور حتم آن حزب بالشو يكي خواهد بود ونسبت بمبادي واصول حزب کار گر بان نظر نگاه خواهد کرد ، که حزب کار گر"}
{"book": "adl0789", "page": 445, "text": "( صفحه ٦ )\n\n( شماره ٢٣ )\n\n(مجلد پنجم)\n\nدر بدو تشکیل خود باصول ومبادی حزب\nلیبرال اتکاء کسبورند و موفقیت حزب\nبالشویکی بیش از حزب کار گر خواهد\nبود ، چه ، آیا برای تغییر افکار وطرز\nکار و منقلب ساختن احساسات و مشاعر\nمردم ابراز فعالیت نموده و کار خواهند\nکرد و باین ترتیب انگلستان آرام و ساکن\nیکمرتبه بواسطه وجود يك افکار انقلابی\nعمیقی که از ریشه تکان خورده است منقلب\nگردیده و باعت يك زد و خورد شدیدی\nبین طبقات مختلفه میشود ، واین یکی از\nپیش بینی های لنین در طرز انتشار\nبالشویکی در ارو پای غربی است !\n\n*\n* *\n\nمرحله ثانی که بریتانیای کبیر در\nآن سیر خواهد کرد اینست ..\nخیلی دور بنظر میرسد که مستر\nماکدونالد مجدداً زمامدار امور شود\nو در انتخابات آتیه ناچار شکست خواهد\nخورد و در اینصورت محافظه کاران\nپیشرفت حاصل نموده و مستر بالدوین\nبرای مدت پنجسال دیگر زمامدار امور\nخواهد شد . حال اگر ما در موضوع\nسیاستی که مستر بالدوین پیش خواهد\nگرفت بحث و گفتگو نماییم ، در واقع\nاز حقایق مشهودی گفتگو کرده و پیش\nبینی و حدس نزده ایم زیرا مبادی و اصول\n\nحزب محافظه کار معروف و براي همه\nکس شرح داده شده - منجمله ایجاد\nسدهای گمرکی ، و کوتاه کردن دست\nاشتراکیون ، افزایش اهمیت بحریه\nبریتانیای کبیر - وخلاصه خط مشی\nاو بیشتر ملی میباشد تا آنکه بین المللی\nو بهمین واسطه با تخاذ این رویه در سیاست\nخارجی پیشرفتی حاصل نکرده و مجدداً\nکارگران روی کار خواهند آمد .\nبا يك همچو وضعیت متناقضی دو احتمال\nدر سیر وجریان سیاست انگلیس وجود\nدارد اول آنکه چه دولتی زمامدار امور\nخواهد شد که رویه اشتراکی را پذیرفته\nوبر طبق آن عمل کند . و دیگر آنکه چه\nدولتی در راس امور قرار خواهد گرفت\nکه با رژیم اشتراکی مبارزه نماید\nدر صورت ثانی ، یعنی مبارزه با اشتراکیون\nابتدای انحلال حزب کار گر ونمو ورشد\nافکاری که بیشتر از افکار بالشویکی و\n« سندیکالی » افراطی میباشد خواهد بود\nچه ، با این وضعیت بعموم ثابت خواهد شد\nکه تاوقتی که رژیم پارلمانی با این صورت\nو جود دارد رویه اشتراکی را پیشرفتی\nنخواهد بود ثبوت این قضیه افکار اشتراکی\nرا در مقابل افکار بالشویکی ضعیف\nخواهد ساخت همانطوری که افکار\nحزب کارگر در بدو تشکیلات آن\nحزب نفوذ لیبرالها را از بین برد\nو در نتیجه این پیش آمد تنفر عمومی\nکه حتماً منتهی باستعمال زور و عنف\n\nخواهد شد ایجاد میشود .\nو لیکن اگر در این میانه حزب\nکارگر یک سیاست فعال وشجاعانه\nرا پیش گرفته معادن ، بانکها\nکمپانیهای « سیگورتا » وغیره را در\nمالکیت دولت بدر آورده ، و در وضع\nمالیات برای تسویه اختلافات طبقاتی\nرویه عادلانه را اتخاذ کند يك همچو\nسیاستی دارای مزایای بیشماری است\nکه در عین حال مشکلاتی هم در پیش\nدارد که عده زیادی از اشتراکیون\nبا آن بمخالفت قیام خواهند نمود .\nبنا براین اینطور فهمید میشود که در\nآنجا بعضی اشتراکی ها و جود دارند\nکه معتقدند تغییر ناکهانی و عنیف\nموجب از بین رفتن بسیاری از پروژه\nهای اقتصادی بوده ولطمه عجیبی\nبصادرات انگلیس خواهد زد که در نتیجه\nبعضی از بازار های تجارتی او از دستش\nبیرون میشود .\nآنها با داشتن این معتقدات چنین فهمیده\nاند که بایستی بین تمام عناصر ملت ایجاد\nاتحاد و توحید مساعی نموده و رژیم زور\nوعنف منتهی بمتلاشی ساختن و انقسام\nعظیم بین طبقات ملت میشود .\nآنها معتقدند که این ترتیب مخالف\nبا طبیعت ساکت و آرام انگلیس بوده\nو دلیل آنها در این عقیده اصلاحات زیادی\nاست که در انگلستان با آرامی و سکونت\nبعمل آمده وخلاصه سیستم عنف وشدت"}
{"book": "adl0789", "page": 446, "text": "صفحه ۷\nشماره ۲۳\nمجلد پنجم\n\nکه در روسیه مجری است با نظر منفي مي نگرند .\nاز شرح این دو طریقه اینطور نتیجه میگیریم ، که از میان این مرحله در ظرف مدت سی سال آینده یکت چیز بوجود خواهد آمد ، اولا اگر جنگ عمومی حادث شود رژیم حکومت انگلیس بطور حتم تغییر خواهد کرد ، و هر گاه در جنگ هم فاتح شود باز هم نخواهد توانست احداث وسط زندگي مردم را صیانت و حفظ کرد. ومعناي عدم تواناي او در محافظت حد متوسط زندگي، تنفر عمومي تمام طبقات ملت خواهد بود و این تنفر موجب تمرد و تمرد باعث انقلاب بوده که در نتیجه سرمایه داران دیکتاتور سیادت خود را تحميل و مدتي بيش طول نخواهد كشيد که انقلاب عظيمي نظير انقلاب رو سيه در انگلستان حادث خواهد شد .\nو در صورت ثاني ، يعنی استقرار صلح بعقیده من بریتانیای کبیره با شتراکی سوق میشود، و دستجات اريستوكراسي که فعلا در همه جا دیده میشوند ضعیف خواهند شد و بجای فعالیت فردی و شخصی فعالیت مشترک وعمومي بر قرار خواهد شد .\nشخصیت افراد و رجال از روي عمليات وفعالیتهای آنها تعیین مي شود نه از روی ثروتي را که مالک هستند و در خلال این جریان افراد را مجالي براي اختيار\n\nاقتباس از جریده کابل\nاعجاز قرآنی\nبقلم محمد کریم\nقاضی زاده\n(۲)\n( بمانند تلفات سنگین امراض مهلکه محرقه و كوليرا ، صدمات جانفرسای ولکانها ، زلزله ها ، طوفانهای بحری طغیانهای دهشتناک انهار و رودخانه ها یا تشدد مخوف و تباکن سردی و گرماها یا بالاخیره وقوع حریقهای بزرگ ) نیست ، که با خسارات فوق الطاقة آن برابری و همسری نموده بتواند .\nچه آلوقایع و صدمات آنها از يك جنبه یا دو جنبه بیشتر نبوده ، موقعة دوام داشته است . بالعکس مضرات این ماده\nرژیم و تعیین مقدرات خود خواهد بود و مدت زمانی انگلستان در فقر وفاقه باقی خواهد ماند ، زیرا در این دوره انتقال مصائب بسياري روي آور مي شود که بايد بر تمام آن ها غلبه نمود . و در هر حال من كاملا معتقدم که اگر این رژیم اشتراکی پیشرفت نماید انگلستان در آینده یک مملکت نیک بخت وسعادتمندي خواهد شد که رفاهیت و آسایش در سر تاسر آن وجود داشته زيرا افراد ملت انگلیس بی اندازه عدالت و دادگری را احساس و درک می کنند . ( انتهي )\n( اطلاعات )\n\nخبيثه و وجود آن پس از اعتیاد ، همیشه با عالم بشريت توام و بر سبیل استمرار و دائم همراه بوده ، منهاجاً یا فاسد و معطل نمودن اعضای جدی و فعال جامعه بشری مصروف ، و بخاتمه دادن حیات با شر یگانه آن در پی کار است .\nتا اینجا از مضرات پر آشوب آن بحيث عمومی بحث را ندیم ، کنون بد نخواهد بود که سلسلة کلام را قطع نموده ، داخل تعرضات مضار آن بشویم و حتى المقدور فرداً به تشریح ضررهای مهمه ایکه از آن متوجه عالم بشریت شده و میشود بپردازیم .\nصرف نظر از ضرر های اخلاقی و اقتصادی آن ، نخست لازم میدانیم که نبذی از مضرات ( صحی و عقلی ) آن مباحثه شود ، بهتر است ، چرا که ، و جود صحت و سلامت عقل اولین شرط بقای انسان در ساحة زندگانی و تنازع حیات بوده ، در مقابل پیش آمدهای خشن و ناگوار روزگار ( که هرابی با يك قيافه عبوس و وضعیت های درشت در مراحل تعین خیز حیات انساني را استقبال مینماید و او برای ادامه حیات بپذیرفتن آن مجبور است ) بزرگترین وسیله کامیابی و مظفریت بشمار میرود .\nبیشترین مضرات جسمی الکحل و مشروبات الکحلی در معده ، نظام عصبی مرکز قوای فکری و دماغی و سایر اعضای رئیسة بدن بمشاهده رسیده است چه ، اولین هدف پیکان زهر آلود آن در جسم از قرار معلوماتی که علمای فن"}
{"book": "adl0789", "page": 447, "text": "( شماره ٢٢ )\nصفحه ٨\nمجلد پنجم\n\nتشریح پس از تجارب زیادی بدست آورده اند ، عمده میباشد .\nزیرا ، بواسطۀ استعمال آن یکنوع خراش و سوزشی در معده تولید ، و بالتدریج غشای لعابدار آن ( که هضم و تحلیل غذا بدان مربوط است ) تورم و درشتی اکتساب نموده ، در نتیجه بسوء هضم ، اسهال و پیچ شکم و غیره امراض امعائی منجر میشود .\nو هکذا بوسیله عروق جاذبه بجگر نفوذ نموده ، جگر را خورد و ضعیف ساخته ، بالاخره دامنه آن بورم جگر ، استسقا و یرقان میکشد . و از خواص آنست که ، بواسطۀ دوران خون بقلب رسیده ، بی انتظامی در حرکات آن تولید و امراض متنوعۀ قلبی بمانند اختلاج و ضعف قلب احداث مینماید . و اما چنین نیز شده است ، که از سبب جریان خون بعضی از شرائین کوچک دماغی ترکیده بمعرض سکته حیات صاحب آن خاتمه داده است .\nیا بریه ( شش ) انتقال نموده آنرا تحریک و در حرارت غریزی و حرکات آن موقتاً ، حدت و تندی تولید مینماید . و پس از چند ساعت رفع تاثیرات آن ، رخاوت در طبیعت طاری گردیده ، جسم سرد و بکیونات فوق العادۀ بدن و اعصاب را مبتلا مینماید ، که ازین بعد ها سل و ذات الریه احداث شده ، طراوت و رونق چهره بر طرف ، و از عمر طبیعی میکاهد .\nازینجهت است که در اوایل استعمال ، بدماغ و دوران خون هیجانی و سرعتی تولید نموده ، موقتی از آن انسان احساس لذت و مسرت میکند .\nو بدبختانه بعد از چندی عکس العمل بخود گرفته ، در نتیجه اختلال در نظام عصبی و دماغ پیدا شده ، منمر بامراض مهمه دماغی مانند هذيان ، فراموشی رعشه ، فالج ، گردیده ، قوای عقلی مختل ، ناطقه دچار لکنت و منده وجاً حواس زایل شده ، بالاخیر بجنون و مالخولیا یا بانتحار و خود کشی خاتمه مییابد چنانچه ( در ممالکیکه شرب آن رایج و متداول است ) در صد ( ٦٠ ) الی ( ٧٠ ) از مجنونین و انتحار کننده گان ، مبتلایان با الكحل ، یا اشخاصی معتاد بمشروبات الکحلی میباشند . و گذشته ازینها بر سبیل توارث نیز تمام این امراض که ازان حاصل میشود بنسل و اولاد صاحب آن متوجه گردیده بعاقبت و خیمی نسل بشری می انجامد .\nمضرات اخلاقی آن ، از آنجائیکه تکون اخلاق حسنه در بشر ارتباطی بمعجزه داشته ، تمکن و رسوخ آن متعلق بقوای دماغی و حواس اوست ، و استعمال مشروبات الکحلی ، یگانه بر هم زننده نظم و نسق قوی دماغی و عقلی بشمار میرود . لذا در اثر ضعیف و مختل ساختن استعمال آن دماغ را . بدیهیست ، که بواسطۀ دماغ معتر نیز معطل مانده ضعف اخلاقی تولید میشود .\nو انسان از دائره اختیار خارج گردیده بمانند حیوانات بهیمه از ارتکاب هیچ يك اعمال شنیعه ( که بحکم شرع یا عادت و مراسم اجتماعی ممنوع است و شرم و حیا که در وقت سلامت حواس مانع آن میشود ) باك و رو گردانی ندارد که توضیح و تشریح هر يك آن منفرداً خارج از محط تهذیب و نزاك است .\nمضرات اقتصادی آن : این قانون اقتصاد است ، که هيچيك از سرمایه و ثروتها استهلاك كرده نمیشود ، مگر در اثر فائده که بعدها از آن مترتب و در زیر نظر گرفته شده است .\nانسان مبالغی صرف مینماید از برای خوراک و اطعمه ، بالمقابل فائده ئیکه از آن به او عاید میگردد همان ادامه حیات و رفع وسائل هلاکت است . زیرا ادامه حیات زجزء آن مسائل ایست که رأساً به اکل و خوراک متعلق بوده بجز آن چاره متصور نیست .\nهمانطور زارع ها ؛ تاجر ها شرکتها کمپانیهای بیمه و غیره و غیره موسسات اقتصادی ، فنی ؛ مدنی ، عرفانی ، هر آنقدر سرمایه و مبالغی را که استهلاك مینمایند ، از برای فایده آتی خویش و ثمره لذیذ و خوشگوار ایست که بعد از چند بها مدت بدان نایل میشوند .\nاما استهلاك سرمایه و مبالغیکه در راه الکحل و شراب نوشی نموده میشود یا بمصرف میرسد ، ظاهر است ، که از رهگذر جسمانی ، بغیر نتایج و خیم آن که در فوق ذکر یافت ، بهیچ و یک فائده دیگری از آن توقع و چشمداشت"}
{"book": "adl0789", "page": 448, "text": "صفحه ٩\n(شماره ۲۲)\nمجلد پنجم\n\nنشده و نمیشود . و همچنین نقصانات آن از جنبه های دیانت ( اسلام ) و اخلاق نیز بهر فردی آشکار است . که در پای آنهمه ثروت و مبالغ مستهلکه خویش جز خسران و پشیمانی برای خود باری دیگری نیآورده ، بچه عذابهای صریحی نیست ، که چه در دنیا و چه در عقبی در حق خویش نکرده است .\nچنانچه دیده میشود ( در ممالکیکه شرب خمران متداول و مستعمل است ) اکثریه از مبتلایان آنرا ، که آهسته آهسته تمام سرمایه و هستیهای گنزاف خود را در راه آن عمل شنیع و حرام صرف نموده ، در آخیر به انواع امراض مهلکه و خانمانسوز جسمی و اخلاقی مبتلا گردیده ، به آلام گوناگون و بد بختی های حسرت باری رخت زندگانی از جهان بر بسته اند .\nیا بعضاً بعد از اتمام دارایهای گران خویش ، به سفالت و سیه روزیهای رقت انگیزی افتاده ، که گدائی و سر کردن ها مون پر آشوب سفاهت اخلاقی دزدیها ، یغما ها ، نهب ها ، قطاع الطریقی ها وغیره وغیره گردیده ، و بالاحصل بزیر ساطور خونریز جلادان ، دست و پایشان قطع و یا بر سر چار چوبه های مهیب دار مقدرات شان فیصله و حیات ننگین سر تا سر بارشان خاتمه یافته است ( نعوذ بالله )\nو ازینجاست ، که آنرا در کتب فقیه ما به ام الخبائث تعبیر نموده اند .\nوباعث اینکه ، شرب آن در دین مقدس اسلام ( از ١٣٥٠ سال قبل برین ) حرام\n\nقطعی گردیده ، و به اجتناب و دوری گزیدن ازان ، کافه مسلمین مامورند .\nمضرات و همان صدمات جان خراش آنست که ذات واجب الو جود ( جل جلاله ) بعلم قدیم خویش بدان عالم بوده ، در شریعت غررای محمدی استعمال آنرا نهی نموده است .\nبناوم آن دیانت پاك وحکیمانه ای را ، که بعد از ( ١٣٥٠ ) سال حقایق منافع و مضرات اوامر و نواهی آن امروز کشف و ظاهر گردیده ، مخالفین آن بحقانیت و برتری آن اعتراف و خبر از فرو کردن سر تسلیم در مقابل آستان رفیع و مجید او چاره نمی بیند .\nو اينك برسبيل اطلاع وتائید قول خویش یکه قطعه فوتوی یکی از مبلغین مشهور امریکا ( مستر پسیه وث ) نامی را که کنون درمدارس ( هند ) هم بتبلیغ ضد شراب آمده است ، نقل و تورج درشماره گذشته نمودیم، که تا ابنای وطن عزیز ازان عبرت و پند گرفته ، در انجام و جرای اوامر و نواهی دینی خویش که رویهمرفته تمام آنها از روی نفع رسند و خالی از حکمت نبوده ، و ما بدان مامور و مکلفیم نهایت که از هیچگونه مساعی کو تاهی و خود داری ورزند .\n\nخبر های خارجي\nبحران اقتصادي\nدر امريكاي شمالي\nتاس\nمسکو - ١٦ اکتوبر - قرار اطلاع نیو یار ک ، تهدید بحران اقتصادی بر متحده آمریکای شمالی قریب شده میرود .\nمطبوعات هر روزه ور شکسته گی ١٠ – ١٥ بانک های بزرگ را اطلاع میدهد . سهام بانک ها درتمام مدت ماه ستمبر ٣٥ فیصد تنزل نموده است قرار اطلاع رسمی وزارت کار مبلغ عمومی معاشات در فابریکه ها صناعتی در حال حاضر ٤٠ فیصد کمتر است نسبت به سال ١٩٢٥ در عین زمان با وجود شدت بحران امواج مصادمات رو بترقی است اعتصاب بر خلاف تقلیل معاش در حال حاضر در صنعت ؛ نساجی و چرمی شروع گردید است .\n\nترقي خواجه گي دهاتي در\nس س س ر\nمسکو - ٧ اکتوبر - کمیسار ملی زراعت ، یا کوف لف اظهار نمود که در سال ۱۹۲۹ در تمام اتحاد شور ويه ( ١٢٠ ) ملیون هیکتار بذر کرده شده در سال ١٩٣٠ ١٢٧٫٢ هیکتار ، و در سال ١٩٣١ ١٣٨٫٤ هیکتار بذر شده است . میدانهی کشت س س س ر"}
{"book": "adl0789", "page": 449, "text": "صفحه ۱۰\nشماره ۲۲\nمجلد پنجم\n\nدر سال ۱۹۰۰ الی ۷ ملیون و در سال ۱۹۳۱ الی ۱۱ ملیون هکتار ترقی نموده است . حالا ئیکه ده سال قبل از جنگ تمام مبدائهای کشت روسیه به ۱۵ ملیون هکتار میرسید .\nجمع آوری پنبه در آسیای وسطی\nمسکو - ۷ اکتوبر - آسیای وسطی در اول ماه اکتوبر قریب ۱۰۰ هزار تن پنبه جمع آوری نموده است حالا ئیکه در همین موقع سال گذشته حصه ٤٠ هزار تن پنبه تهیه نموده بودند .\nفلز کاری شورویه\nمسکو - ۷ اکتوبر - محصولات چودن و فولاد سی س س ر ترقی لا یتغیری را نشان میدهد . محصولات چودن و فولاد ممالک مهم کاپیتالستی در ده سال اخیر ۱۷ ، ٤١ فیصد تنزل و محصولات سی س س ر الی ۲۱ فیصد ترقی نموده است . وزن مخصوص سی س س ر در محصولات چودن دنیا در سال ۱۹۲۹ از ٤ و نیم فیصد الی ۸ فیصدی در نصف اول سال حاضر ترقی نموده است . وزن مخصوص سی س س ر در محصولات فولاد دنیا از سال ۱۹۲۹ الی ۱۹۳۱ از ٤ فیصد الی ٦ فیصد ترقی نموده است . اتحاد شورویه در محصولات چودن و فولاد از انگلستان پیش رفته است . سایرین سی س س ر جای چارم را در فلز کاری دنیا اشغال نموده است .\n\nبحران اقتصادي\nریوتر\nپیغام دنیا بیان میدارد که خطر بحران در موضوع اقتصادیات که مجمع ملل به صورت شرط دادن قرض باستریا اقضا نموده است ، رفع گردیده و مجلس ملی پیشنهاد اصلاح بودجه را منظور نموده است .\n* * *\nپیغام واشنگتن بیان میدارد که خساره ( ٩٠٢٩٥٠ ) هزار دالار در اصول اتحادی در ربع اول سال مالی را خزانه امريك اشعار نموده است ، و فکر نموده میشود که خساره این سال جز در صورتیکه محاصل زیاده شود ۱۵۰۰ ملیون دالار خواهد بود .\n* * *\nپیغام لندن بیان میدارد که ، مامون است نفاق بین حزب محافظه کار نسبت به نواقص نتوانستن حزب احرار بابه فورمول ، انتخاب قبل از التوای پارلمان به تاریخ ۱۷ اکتوبر معاملات را به بحران نزديك كند . پس از انیکه معلوم شد که احرار میل دارند راجع به تعرفه به موافقه برسند وضعیت ایشان نسبتاً بنا بر بیان های لاند جارج از بستر علالت که سابقاً با تعرفه و انتخابات مخالفت نموده است ، دفعتاً شدید شد .\nگاندي وانگليس\nروز نامه ( آبزرور ) در سرمقاله خود بیان میدارد که آتیه کنفرانس میز مدور خیلی درخشان به نظر نمی آید و میگوید که اگر می خواهند اصلاح ممکن شود کانگرس\n\nباید وضعیت خود را به نسبت اقلیت ها تبدیل کند .\nگاندی که ظهر روز یکشنبه به کین تر بری رسید و در انجا در منزل شیخ القری اقامت نموده ، چون گاندی به استراحت محتاج است ترتیبات گرفته می شود که در آخر هر هفته هم چنین استراحت داشته باشد زیرا کار لندن برای او زحمت زیاد میدهد .\nبرای مرتبه اول درعین مفاهمت گاندی و نماینده گان مسلمان شعبه کنفرانس میز مدور مذاکرات شب دوشنبه به صورت ممتازی امید افزا بود . دانسته شده است که گاندی به صورت موقتی با اساس انتخاب جداگانه ، و اکثریت مسلمان ها در پنجاب و بنگال وحق کثرت به مسلمان ها در ایالتی که دران اکثریت دارند تسلیم نموده است .\nبه محض انیکه تشکیل جدید در حیز عمل در آید ، راجع به مسئله انتخاب مشترك استصواب نموده خواهد شد . گاندی قرار اته را پورت می شود ، اظهار امید نمود که مسلمان ها تمام اقتضائات کانگرس را قبول کنند . نماینده گی مذکور بر این مصوبه در جلسه صبح روز سه شنبه غور نمود دو ثلث مسلمان باقصای استقلال کامل طرفداری ندارند و حاضرند از اقتدار کامل مستملکات طرفداری کنند راجع به مسئله اداره کامل دفاع و مالیات ، مسلمان ها تا باندازه که با داوه یا الیسی عسکر تعلق دارد ، با گاندی طرفداری خواهند هند"}
{"book": "adl0789", "page": 450, "text": "صفحه ۱\nشماره ۷۳\nمجله پنجم\n\nکرد. مگر در اداره انتظام عسکر طرفدار نیستند. در مسأله اداره مالیات کاملاً به او موافقت دارند ، و نماینده گی مسلمین متحداً تصمیم گرفته اند که از ادعای اقلیت های دیگر برای نماینده گی مخصوص طرفداری کنند. و قبل از آنکه رسماً فارمول اتخاذ نمایند ، از گاندی خواهش خواهند نمود ، که موافقت اقلیت ها دیگر را نیز به تصویبات خود بدست آورد. در جلسه امروزی ظاهر گردید که تا باندازه که به اقتضات مسلمین تعلق دارد گاندی عزم دارد مسئله انتخاب مشترک وجداگانه را به وسیله يك استصواب که بزودی نموده شود ، حل کند .\nوغالباً بذریعه تلگراف با انصاری مخابره خواهد نمود ، تا آنکه در نظریات او خصوصاً در مسئله استصواب که اعتقاد میرود انصاری با آن مخالف است نظریه او را معلوم کند. در کنفرانس غیر رسمی در روز سه شنبه گاندی راجع به پیش رفت مذاکرات خود با مسلمین ها فعلاً را پورت معین ندارد مگر اظهار امید نموده که در عصر امروز اطلاع معینی داده میتواند. بجواب سوال اقلیت های کمتر گاندی گفت بهترین راه برای ایشان اینست که يك فارمول متوافق علیه را اتخاذ کنند و گفت من به طرفداران خود به هند اطلاع خواهم نمود چونکه فعلاً دست های مرا حکم (ماندات) کانگرس بسته\n\nاست، کنفرانس بساطت ؟ بعد ظهر امروز جلسه خواهد نمود. گاندی باز مسلمین ها را ملاقات میکند ، با مردم سك نیز مذاکره دارد.\n\nتغيير كابينه جرمني\nمسکو - ۱۱ اکتوبر - قرار اطلاع برلين ، حكومت جديد تشکیل گردیده در حکومت جدید صدراعظم وزیر خارجه برو ننگ، وزیر حربیہ و وزیر داخله گرینر مقرر گردید. مطبوعات کمونیستی جرمنی اشاره می نمایند ، که تشکیل دوباره حکومت بروننگ اقدام جدید و جدی بطرف فاشیزم و تهیه اقدامات برای ترتیبات واضح دیکتاتوریت در تحت رهنمایی هند نبرک و گوهبل میباشد.\n\nطوفان هوا و سیلاب در چین\nشنگهای - ۲۸ اگست - بواسطه طوفان هوا هشت ميل کناره های شهر بزرگی که مابین شهر شاپو و کاوچو واقع شده است هزارها میل مربع زمین را غرقاب نموده و صد هزار نفر از سیلاب تلف و ملیون ها نفوس بی خانمان میباشند .\nآیا دولت انا روزی قروض جنگ را کم خواهد کرد ؟\nاحتیاج ساختن اروپا از سر نو\nاخبار تجارتی نيو يارك اظهار میدارد که قرض های دول متحدین را باید\n\nدولت امریکا کم نماید در این صورت استفاده این مطلب را اولتر از همه دولت بريطانيا خواهد برد . تمام پولی که دولت انا زونی طلب دارد گمان میرود باید پنجاه دو صد تخفیف داده شود، بانك های امريكا هم با این مطلب متفق و اظهار میدارند که اصلاح و نظر ثانی به قروض جنگ از سر نو سبب و كمك تجارتي دنيا خواهد شد.\n( خبر نگار دیلی هرالد )\nنیور يارك - ۱۹ اگست\nروز نامه مذکور صحت این مطلب را به تذکاری که از طرف جمعیت با اطلاع وال استریت بآن شده میدهد و نیز اظهار میدارد که حکومت جمهوری آمریکا مشغول تهیه ساختن قروض ها و مبادله میباشد و ممکن است که در يك كار روائی ابتدائی از برای قرار داد تازه متحدین و حلاجی کردن انتظام با قروض مجدداً داخل شود - توجه کاملی به ترتیب تازه ادا نمودن قرض بعمل خواهد آمد تا اینکه بتوانند بموجب وضعیت حاضره اقتصاد قرض های خود را متحدین ادا نمایند.\nروز نامه مذکور این مطلب را هم نیز متصل میسازد که دولت بريطانيا سود زیادی می پردازد و به این جهت اول از همه از قرض دولت معزی الیم کاسته خواهد آمد .\nادا نمودن تمام قرض ممكن نيست روسای ارشاد دولت انازونی در واشنگتون عقیده ندارند که شروع نمودن کار روائی"}
{"book": "adl0789", "page": 451, "text": "صفحه ۱۶\n(شماره ۲۳)\nجلد پنجم\n\nادائیگی قرض در موقع آخر سال جنگ مستر هور را امکان نداشته باشد و تصور میکنند که سفارش کمیته بانك های بین المللی در اسیل بر اینکه دولت باید وقت خود را در کار روئی ابتدای راجع به پرداختن قرض های زمان جنگ پیش از وقت دیده باشد روسای مذکور نیز این عقیده را دارند که این پیشنهاد پس از چند ماه خیلی ذیقیمت خواهد بود ، یعنی وقتیکه فشار مادی در موقع مذکره راجع بعهد و پیمان بین الاقوامی شروع خواهد شد نیز عقیده دارند که درین موقع مذاکره زیاد رسمی در خصوص کار روای ابتدای ممکن است مخالفت فرانسه را سخت تر نماید . خیلی اشخاص هم کار روای ابتدای و کم کردن قروض مخالفت دارند عقیده روسای دولت نگارولی دال بر این است که مدت يك سال ژبرای اصلاحات امور مالیه اروپا کافی نخواهد بود .\nشینر بوراه رئیس کمیته تعلقات خارجه دولت آمریکا به او نیز اظهار داشت مادامیکه اروپا بی قرار داد علامانه و قرار داد جنگ را در دست نله نمایند واقعاً مسئله قرض يك گونه تضييع اوقات خواهد بود که پیش نهاد باطل نمودن قرض را بنمایند مسستر بورها حتماً طرف دار اصلاح قرض می باشد ولی باید این اصلاح با اصلاح ساختمان حقیقی ارو باهم سیاسی، هم اقتصادی شمولیت داشته باشد.\n\nاز هر طرف\nاتو مبیل روي آب\nیکی از کار خانجات انگلستان اخیراً اتو مبیلی را اختراع کرده است که می تواند روي آب وخاك ، مثل هم حرکت کرده و براي رفتن آن خشکی و دریا فرق نمی کند .\nاز این سیستم اتو مبیل دو عدد براي پرو پاگند وتبلیغ از کارخانه بافریقا و آمریکا فرستاده اند ، تا ضمناً اعلانی از امتعه انگلیس با شند . این اتو مبیل روي دريا بقدر متعارف « سرعت مطابق سرعت روي خاك » بواسطه توازن ظروف مخصوصه که در اطراف او میباشد حرکت کرده ـ چون ظروف اطراف آن مملو از هواء بوده ومتصل با اتو مبیل است از هر گونه غرق وزیر آب رفتن در موقع طوفانی هم مصئون میباشد محرك اين اتو موبيل شبيه بمحرك كشتی بوده و تنها با يك نفر شوفر می تواند حرکت کرده و بهر جانب رانده شود .\n\nطیاره اقیانوسی بزرگ\nیکی دیگر از کار خانجات انگلستان يك طياره بزرگ اقيانوسی برای خدمت در قوای بحری دولت ژاپن ساخته و تسلیم نموده است این طیاره در نوع خود از بزرگترین طیارات بوده و حتی ازطیاره اقیانوسی معروف آلمان که معروف بنام\n\nخبر های داخلی\nمحاکمات عسكري\n\nقرار اطلاعات واصله\n۱ : ـ محمد موسی ملازم فرقه اول یک میل تفنگ را مفقود کرده بود به تعزیر شش ماه حبس و تاوان تفنگ با لمجاکمه محکوم گردید .\n۲ : ـ عبد الغنی خان كاتب سابقه كندك ۲ غند ۳ فرقه اول به نسبت غفلت به تعزیر ۷ روز حبس عادی محکوم گردید .\n۳ : ـ سید احمد خان کند کشتر که بالای یک نفر شیر محمد نام سپاهی خدمت شخصی خود را انجام مینمود ده روزه قطع معاش گردید . (بقیه در صفحه سیزده )\n\nدو کی ، میباشد و وسعت ۴۰۰ نفر مسافر را دارد بزرگ تر و مدهش تر است .\nماشین آن عبارت از ۴ انجن بزرگ بوده و از بزرگ ترین طيارات این سیستم میباشد که تا بحال کارخانجات انگلستان بحساب دولت ژاپن ساخته .\nساختمان این طیاره با استتار و کشتمان شدیدی شروع وخاتمه یافته ، چنانچه تا هنوز تصميمات را جعه بحمل ويا اعزام آن و تشخیص پست مخصوص طیاره که در چه قسمت وارد کار میشود . معلوم نیست .\n\n« از مجلات خارجه »"}
{"book": "adl0789", "page": 452, "text": "(شماره ۲۳)\n\n٤ : - خوشدل خان تو لي مشير شاهي\nتولي غند ۲ که غفلت کرده بود تعزیراً\n٢٤ ساعت حبس عادي محکوم گردید .\nه : - غلام نبي خان سر كاتب غند ۲\nفرقه اول پیاده به نسبت غفلت مذکور\nتعزیراً به سه روزه حبس عادي محکوم\nگردید .\n\n٦ : - شیر محمد ، عبد الصمد\nمحمد محسن ، محمد نبي ، لعل محمد\nسلاح انداز ، که متهم به فعل قمار گردیده\nبودند بعد از تعزیر شرعي بدادن عوض\nوطرد از مسلک جلیله عسکري محکوم\nگردید .\n\n۷ : - سید احمد ، محمد افضل ، جعفر\nقربان ، امیر محمد ، وغلام محمد تا مان\nقومي هزاره که عبد العزیز خان کند کندمشر\nقومي خود را تکفیر نموده بودند هر كدام\nشان به هشتاد هشتاد ضرب و یک یک سال\nحبس محکوم گردیدند .\n\nاقدامات گمرک کابل\nاگر چه چندین بار شکایت مامورین\nكمرك چهاریکار بمدیریت كمرك مرکز\nواصل شده بود ،مدیریت كمرك كابل\nدر صدد تحقیق ومنتظر معلوم شدن اصل\nقضیه بود که اخیراً را پورتي بمديريت\nكمرك واصل گردیده ومشعر بر ساخته\nكاري تجار وكمرك انجا بود که جناب\nمدیر صاحب كمرك کابل با سر کاتب\nو ٤ نفرملازم كمرك براي تفتيش وتحقيق\n\nمسئله مذکور عازم چهاریکار شد در نتیجه\nتحقیقات و اقدامات جدي وغيره وغيره\nچهارده قلم اموال مذکور را دستياب نموده\nواپس بكابل آمدند .\n\nورود وعزیمت :\nآقا محمد بها در خان نواب یار جنك كه\nیکی از اعیان حیدر آباد دکن بوده و\nبمجلس تقنینیه آنجا عضویت دارند در ایام\nجشن لجسات وطن بکابل وارد شدند\nبتقریب هشت و ۹ روز درینجا توقف\nداشتند .\nآقای نواب شخص دانشمند و مرد\nمهذبي هستند زبان فارسی را بفصاحت\nتلفظ میکنند ، از حیدر آباد بعزم حج\nبیرون آمده و پس از تشرف بیت الله شریف\nبساحت ترکیه رفته بودند براه شام و\nعراق عرب بخاك ايران عزیمت كرده\nو از انجا براه هرات رهسپار کابل گردیدند\nطوریكه خود شان اظهار میکردند علت\nاین سیاحت شان ذوق ديدن بعضی نقاط\nممالك اسلامی و ملاقات برخی علما و\nدانشمندان عالم اسلام بوده :\nدر کابل بشرف حضور اعلیحضرت غازی\nنایل آمده و ایام توقف اینجا را در اتر\nپذیرائی شایان وزارت جلیله در بار بخوشی\nبسر بردند .\nاغلب او قات خود را بسیر و گردش\nاطراف و نواحی کابل گذرا بیده و گاهی\nهم طرف ملاقات بعضی رجال علمی وادبی\nافغانی و ارباب جراید واقع میگشتند از\nمباحث و ملاقا ـ های خود درین نو حی\n\nو مخصوصاً از وضعیت كنونی افغانستان\nو امنیت تامه این سر زمین که از هرات\nالی کابل دیده بودند بسیار اظهار خشنودی\nو رضا نیت مینمودند ، چون دوره\nزنده گانی ایشان بتمام ها در نقاط گرم\nسیر مصروف شده و بهوا و فضای سرد\nكمتر عادت داشتند اینست که با تاسف\nخاطر سیاحت خود را درینجا قطع کرده\nو روز یکشنبه بسمت هند عزیمت کردند .\nبسیار خوشوقت شدیم که یکمردی از\nاعیان و دانشمندان یکی از ممالک اسلامی\nبوطن عزیز آمده و بمسرت خاطر مسافرت\nخودشان را بپایان رسانیدند .\n\nسرمای پیش از وقت وبارنده گی\nتقریباً از یکهفته باینطرف هوای کابل\nفوق العاده سرد شده روز ۳ شنبه ٤ عقرب\nاز صبح باران شروع بشام چهار شنبه به\nبرف تبدیل يك صبح چهار شنبه روي\nسرک وگذر ها باندازه ۳ انچ برف ديده\nمیشد اگر چه برف کم بود ولی اکثر\nاشجار شکسته وسیم های برق وتيلفون را\nبهم زده است .\n\nمعذرت\nاین هفته جریده ما بعلت علالت نگارنده\nواجزاء اداره ازموعد نشر آن یکد و روزی\nعقب افتاد و روز پنجشنبه بیرون آمد\nاز آقایان مشترکین تعطیل گذشته را\nعفو خواسته وتلافی آن را در آینده وعده\nمی دهد . ( دفتر اداره )"}
{"book": "adl0789", "page": 453, "text": "شماره ۲۳\n\nنطق اختتامیه وزیر صاحب معارف در روز اخیر جشن نجات\nبسم الله الرحمن الرحیم\nاولا حمد و ثنا میگویم مر خدای را که مکون جهان و حیات بخشا بنده عالمیان است و درود می فرستم به روح پاك و مقدس حضرت رسول مقبول او محمد مصطفی علیه افضل الصلوات و اكمل التحیات و آل و اصحاب او که حامیان حقه و فدائیان حقیقةً راه اسلامیت بوده اند.\nبعد آ ورود سال سوم این جشن نجات وطن را از دست جهل و نادانی از دست غوایت و گمراهی، از دست هلاکت و تباهی، بعموم هموطنان عزیز تهنیت و تبریك گفته از درگاه ایزد منان جل ذکره تمنا میکنم سالیان دراز تا ختم دوره جهان صحنه مملکت افغانستان از چراغان این عید تاریخی مشعشع و درخشان و قلوب افغانیاں بخاطره های قیمته از این خدمت بزرگ و فداکاری سترك پادشاه معظم و قائد افخم خودشان اعلیحضرت (محمد نادر شاه) افغان مسرور و شادان باد. آمین.\nهموطنان محترم! تداول ایام و لیالی رفتن شب ها، آمدن روزها و وقوع واقعات در این اثنا نه محض يك امر معمولی ساده عبث و بیفایده ایست بلکه يك عالم رمز ترقی و انحطاط عالمیان دران مرموز و مرکوز است.\n\nبلی تنها گفتن دیروز چه بودیم امروز چه شدیم برای تأمین حیات جامعه کفایت نکرده بایست بدانیم چرا دیروز آن حال در نتیجه کدام عمل سوء واقع گردید و این مسرت را چه عملی به روی کار کشید.\nهمه میدانیم انقلاب ارتجاعی و فلاکت آوری را که در اواخر ۱۳۰۷ بروز نمود و در عرصه چند ماهی تخت شاهی افغانستان را بدست دزدان سپرده خزینه، سامان حریبه که از سالها باین سو جمع و گرد آورده شده بود در میدان ضیاع و اتلاف گذارده، هزارها پدر را بی پسر پسر را بی پدر گردانید چه اشخاص به روی کار آورد و کدام اشخاص باعث این همه خرابيها گردید هر کس علتی برای آن خواهد سنجید اما علت مهم آن همانا بی اعتنائی حکومت در تطبیق اصول ترقی و عنعنات ملی و عدم توجه و مراقبت در اجرای اصولات حکومتی بوده که همیجه بی اعتنائیها و عدم توجه و در نظر نداشتن مقتضیات حال و محیط لاجرم منجر باحداث بی اتفاقی در بین حکومت و ملت گردیده رفته رفته این بی اتفاقی و نفاق بدرجه رسید که همه را از جاده حزم و احتیاط بر آورده صحنه مملکت را يك صحنه خونین بس مدهش و عبرت آوری قرار داد. آیا در نتیجه اشخاصیکه باعث اینهمه تباهی های ملت گردیدند کدام زحمتی دیدند، جان و مالی ضایع کردند؟ نی بلکه همه آنها از میان صحیح و سالم جسته بدون اندك خساره جانی و یا مالی بمرکوشه و کناری\n\nفرا رفتند افغانستان ماند و همان ملت بخون آغشته آن افغانستان ماند و همان سه چهار ذوات مبارك و همایونیکہ راحت و جود و مفاد شخصی خودشان را وقف امنیت و آسایش خاك وطن کرده زندگی در زار خاك وطن را لذت بشمار میدانستند\nبلی می بینیم در آغاز انقلاب این ذات مبارک این فداکار حقه اسلام و وطن پادشاه محبوب ما در گوشه مملکت فرانس در بستر بیماری مدیده افتاده افکار برادران معظم خودشان را به تیمار داری خود مصروف نداشته است همینکه خبر انقلاب و بی امنی وطن راهی شنود با وجود ممانعت دوکتور های ماهر که نبایست از جا حرکت کند والا خدا ناخواسته بیم مرگ است آن همه تداوی و شفاخانه های مستریح و منظم را گذاشته باراده اصلاح و تأمین امنیت وطن با برادران با حزم و ثبات شان پس از تحمل زحمات فوق الطاقه مسافرت خودشانرا بسمت جنوبی میکشاند.\nدر مدت هفت هشت ماه با وجود علالت مزاج از ابراز خدمت برای نجات وطن باز نمانده چه بزبان، چه به تحریر چه بشمشیر بمعاونت خداوندی و كمك اقوام غیرتمند سمت جنوبی و وزیر پاستیلای مرکز حکومت افغانیه موفق و بمناسبت این خدمت برجسته و فداکاری مردانه خود بپادشاهی و اولی الامری ملت افغانستان برضائیت و ابراز عامه با وجود امتناع خویش منتخب و قبول گردیدند. (باقیدارد)"}
{"book": "adl0789", "page": 454, "text": "نادر افغان\n\nشناختن مردان بزرگ و برجسته اقوام وطبقات عالم براي افراد حساس و اشخاصی که طبعاً ذوق کنجكاوي دارند ، يكي از\nبزرگترين نعمت هاي دنيا بشمار ميرود ،\nافراد ترقي و نوابغ روزگار بر پایه در نظر عامه عظمت واهميت مقام دارند بهمان اندازه آگاه شدن سوانح و حالات ايام زنده گاني\nشان براي مردم پر قدر وقيمت است ،\nخواندن سر گذشت ها و کار نامه هاي افراد نامدار عالم نه تنها به اشخاص متفحص لغايد تسفر يحي وروحي ميبخشد ، بلكه براي\nوسعت معلومات ومجرب ساختن يا مجهز گردانيدن افراد در مبارزات حياتي بزرگترين اعانتي مينمايد ، چه ، پستي وبلند يها وتلخي\nوشير يني هاي كه دوره زنده گاني يک نابغه را تشکیل داده و در كشا كش زنده گي حوادث بزرگي كه در برابر آنها عرض اندام\nنموده و با مقابل استقامت ومتانتی كه از طرف آنها بظهور رسیده بالاخره از مایوسی ها گرفته تا كامیابي هاي او شان یک سلسله\nمعلومات و يک رشته اطلاعاتي است كه در روحيات تاثرات عميقي كرده وبراي افراد یک جامعه نا صح مشفق يا سرمشق دهنده\nرویه و رفتار زنده گانی واقع میگردد ،\nاعلیحضرت نادر شاه افغان كه امروزه زمام مهام مملکت زيباي افغانستان را درید اقتدار دارند گفته میتوانیم نه تنها در جامعه ما\nطرف محبوبیت واقتنا هستند که در تمام اقطار عالم يک فرد برجسته و با نام ونشاني تشريف دارند کساني که سيماي موقر و هيکل\nپر حشمت این قاید محبوب ما را دیده و یا واقعات مهمه وفدا كاريهاي تاريخي آن ها را به نسبت ترقیات ومان عزیز ما افغانستان شنیده\nاند از هر گوشه و كنار در تجسس وتفحص اند كه يک مجمل ومفصلي از ادوار زنده گاني ایشان را بدست آورده و بصورت واقع\nشناساني بآن وجود مقدس بهره مند ماند ،\nدرين باره بايستي بسيار ممنون ومشكور زحمات قلمي آقاي برهان الدین خان كشككي بود که در نتیجه یک مدت مطولي دونده گي\nو ذوق سرشار نو يسنده گي توانسته اند یک مجموعه نفيس ومعكسي بنام نادر افغان در قید نگارش آورده و بهمو طنان و اهل دانش\nخارجه و داخله اهدا نمایند ،\nبرهان الدین خان از فضلاي معروف ونویسنده گان جدي وفعال وطن ما بشمار میروند گذشته از علم وفضل آن بیگ نویسنده که\nفعاليت بتمام معاني در شان او اطلاق شود برهان الدین خان است ،\nآقاي كشككي علاوه بيكسلسله نگارشات يا تراجم و تاليفات خود كه عبارت از چهار ساله نشریات اتحاد مشرقي جلال آباد\nچهار ساله نگارشات سوانح نگاري عصر اماني ، تاليف رهنماي قطغن وبد خشان ، ترجمه سیرت النعمان ، کتاب لوي ميرگه ۱۳۰۳\nونشر اخبار حقیقت در محاربه منگل بوزارت حربيه و ترجمه شمر المعجم در ریاست شورا هنگام تصدي خود به تصحیح قوانین ، بآن\nپرداخته اند این کتاب جامع و مهم را نیز بوطن يک اثر بزرگي از خود بياد گار گذاشتند کتاب نادر افغان تنها سوانح اعلیحضرت\nغازي نيست بل حلقه هاي تاريخ نهضت و ترقي مملکت عزیز ما افغانستان بشمار میرود که به سر انگشتان فعالیت آقاي كشككي بهم\nوصل شده ،\nنادر افغان اولین كتابي است كه بحجم وقطع متناسب وطبع عالي وموضوعات دلچسبي از دستگاه مطبوعات ومان بیرون آمده\nكتاب نادر افغان داراي ( ٦١١ ) صفحه و ( ٤٩ ) قطعه تصاوير تاريخي و نقشه هاي خالي ميباشد ،\nاين كتاب ، لعل تفحص و طالبين شناسائي یک نابغه جامعه افغاني را از تمام احتیاجات معنوي كنچكاوي مستغني ساخته آوان\nولادت و آغاز شمولیت اعلیحضرت را در خدمات وطن مخصوصاً محاربات استقلال وغيره حوادثات ترقي افغانستان را هنگام\nنجات وطن همه را بعبارات بسیار ساده وشیرین جلوه گر عالم مطبوعات گردا نیده ،\nكساني كه طالب این استفاده بزرگ یا شند در داخل مملکت بعموم دوایر جرايد وطني و در خارج بو کيل انحصاران افغاني رجوع\nبفرمایند ،\nقیمت کتاب نادر افغان در مرکز ، افغانی در ولایات با ضافه محصول پست 7 افغاني و در خارجه با محصول پست 3 کلدار ،"}
{"book": "adl0789", "page": 455, "text": "جریده ملی انیس موید ارتقای ملت است و منادی اتفاق و وحدت ، انیس از اولین جراید صاف گوی و پاك نویسی است که در پرتو شعاع آزادگی دوره درخشان نادر شاهی بوطن عزیز ما افغانستان خدمت میکند جریده انیس همیشه در برابر اعمال و افعال عموم عمال این جامعه يك آئینه مصدقانی بوده افراد صادق و فعال دولت و ملت را با بر جسته ترین عباراتی بنام تشویق و قدردانی تحسین و آفرین گفته چهره های زیبای شان را بقشنگ ترین وضعیتی تصویر میکند و اشخاص تنبل و کاهل یا جانی و خاین جامعه را بنام تنبیه و تنقید بشدید ترین لهجه تقبیح و به فجیع ترین حالتی کاریکا طور میکشد .\nاخبار انیس به نسبت تفریح بیکاران باسواد همدرد شفیق است و برای مطالعه اهل کار بهترین مصاحب و رفیق صفحات انیس دارای تمام مزایای نشریات ملی است و ستونهای آن جامع جزو و کل مطبوعات لازمی\n\nهموطنان با ذوق به انیس اشتراك کنید\n\nانیس اگرچه بوضعیت يك جریده هفته گی در وسعت اطلاعات عمومی خدمت میکند ولی صورت و محتویات يك مجله را داراست که برفع همه نوع احتیاجات روحی خواننده را نموده و در اخیر سال بحیث يك مجموعه نفیس و تاوی زیب کتابخانه شما هم شده میتواند .\nسرمقاله های آن پیشنهاداتی در اصلاحات اجتماعی میدهد و سیاست عالم بی خبران را به اوضاع دنیا آگاهی میرساند علوم و علمای آن مردم را بفضایل علمی شرافت علمیا و کارنامه های آنها آشنا میسازد و فنون و اختراعات آن در اکتشافات تازه دنیا شما را دانا و بینا مینماید اطلاعات صحی آن حافظ صحت و سلامتی شماست و دافع مرض و نا خوشی !\nادبیاتش مهیج روح است و زنده کننده احساسات قلب خبر های تازه خارجه و داخله آن اسباب اطلاع شما از اوضاع نزديك و دور است و فکاهیات پر خنده آن باز کننده چین های پیشانی و آورنده سرور .\nهموطنان با ذوق به انیس اشتراك کنید و از اشتراك خود بترقی يك موسسه ملی اظهار همدردی !\nانیس در هر هفته يك شماره در هر مه چهار هر سال پنجاه و دو شماره از دستگاه مطبوعات وطن بیرون میدهد هر شماره انیس ١٦ صفحه و در هر صفحه ٣ ستون و در هر ستون (٣٢) سطر موجود دارد به استثنای بعضی هنگام فوق العاده که مفصل تر بیرون خواهد شد .\nابونمان آن در سالیانه در مرکز ۱۲ افغانی و در ولایات باضافه محصول پست ١٤ افغانی و در خارجه (۲۰) شلنگ میباشد اینهمه مزایا را با این پول قلیل دارا شدن و باز در خرید آن اندیشه با خود داره کردن کمال بی ذوقی است ۱۲ افغانی در یکسال معادل قیمت مصرف کبریت هم نمی شود که به خرید آن کاهلی نشان داد شود .\nآقایان تا زود است بشتابید و اشتراك كنید كه ندامت خواهید کشید سالهای گذشته اگر در بدل ۱۲ افغانی به انیس اشتراك میداشتید چرا حالا برای هر مجلد سالانه او ٢٠ و ٢٥ افغانی پرداخته و بازهم برای بدست آوردن آن فلته و چراغ گرفته سر درد بگردید .\nيك نقص چند عقل را زیاد میکند از نیم نقص كشتن عين نفع است از گذشته اگر تجربه نگرفته باشید آینده انیس را از دست ندهید انیس روز بروز بصورت طبع و ترتیب مقالات ترقی خواهد کرد ممکن است به آینده نزدیکی از اثر همت هموطنان باذوق و مشتركين حساس تغییر وضعی بخود داده در دایره مطبعه خود وسعتی دهد ستونها با کلیشه های مخصوص و صفحه اش را با گوا وره ای قشنگ آرایش داده و با حرو فات تازه تری جلوه گر عالم مطبوعات میگردد وقتاً که انیس سر و صورتی بخود گرفت و لباس قشنگتری پوشیده باز مجبور خواهید شد بقیمت گران تری تماشای خریداري کنند آنوقت پول زیاد تر و بیشکی گرفته خواهد شد ما نند حالا اداره هفته و ما ها به قسط و مرور راضي نخواهد گردید غرض ليكم ليك چرا نگفتي هموطنان با ذوق با نيس اشتراك كنيد و از اشتراك خود بترقي يکن جريده ملي همدردي !"}
{"book": "adl0789", "page": 456, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 457, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 458, "text": "جریده ملی\n\nقیمت اشتراک\n\nدر افغانستان ۱۳ افغانی\nمحصول پوسته اطراف و ولایت داخله ۳ افغانی\nطلبه معارف ۷ افغانی\nدر ممالک خارجه ۲۰ شلنگ\n\nلطفاً پول اشتراک که بتوسط خزانه‌دار فرستاده میشود باید\nرسید عوض و معاوضه باشد\n\nمطبعه انیس"}
{"book": "adl0789", "page": 459, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 460, "text": "( شماره ٢٤ )\n(مجلد ٥)\n\nانيس\nاداره : كابل چاره ارگ\nمؤسس و صاحب امتیاز : محیی الدین\nمدیر و نگارنده : صحيفا\n\nحق اشتراك سالانه ١٢ افغانی\nمحصول پوسته ٢\nخارجه ۲۰ شلنگ\n\n۲ شنبه ۱۷ عقرب ۱۳۱۰\nتأسیس ۱۳۰۶\n٢٨ جمادي الثاني ۱۳٥٠\n\nکبریت وطن يارفع يك احتیاج مهم مملکت\nواضح است که حیات اقتصادی يك مملكت نتیجه پایه مهم و قابل اعتنا و مستلزم چگونه زحمات و فداکاریست اساساً عظمت و شوکت يك مملکت مربوط به پیشرفت و ترقی اقتصادی آن مملکت است.\nمشکلاتی که بحران اقتصادی کنونی در دنیا بوجود آورده اهمیت مسئله را به طور قطع ثابت میکند چه امروز افکار تمام عالم بطرف بحران مالی معطوف و در مقابل آن مصروف مت و چاره جوئی هستند تا از خطرات مدهش آن جلوگیری کنند.\nغالب متفکران بحران مالی کنونی را از اثر کثرت تولید جنس وقلت مصرف تشخیص میکنند و اینطور عقیده دارند که تولید جنس از درجه لزوم و مصرف تجاوز کرده و وضعیت حاضره را بوجود آورده است فرض هم در چاره دیگری را خاطر نشان نماید .\nبهر حال نباید مطمئن بود که ممالک غیر صنعتی نظر به عقیده اول در تحت تاثیر\n\nبحران عمومی نرفته و بد آنها سرایت نخواهد کرد.\nدر حالیکه فشار اقتصادی عمومی با شد تا اندازه بسایر ممالك غير صنعتی تاثير کرده و به نسبت تنزیل طلا، تنزل پول داخله و استعمال آن تولید بعضی شکالات خواهد کرد .\nاز آنجا که مملکت محق تراغا هنوز در در داخله مملکت محتاج ورود اجناس خارجست و قسمت عمده احتیاجات ما از خارجه تهیه و وارد میشود درینصورت جای تردید نیست که مسأله اقتصاد منتها زحمت و فداکاری را ایجاب نموده و برای تامین احتیاجات داخلی و کثرت صادرات خیلی کوشش و توجه میخواهد .\nخوشبختانه مسئله اقتصاد نهایت مورد توجه حکومت مقد س ما واقع گردیده و فوق العاده جلب نظر اولیای امور را کرده است چنانچه پیشنهادات مفیده و مقید وزارت جلیله تجارت که از طرف مجلس عالی وزرا و حضور ملوکانه شرف منظوری یافته و جریان قسمت هـ که به تا وزارت ممدوحه در این راه فرموده موجب بسی خوشی است و امید است که بيك آتيه بزرگی پیشرفت های درخشان و مهمی در رشته اقتصاد محسوس و مشهود گردد.\n\nچیزیکه پیشتر از همه اسباب امید واری و خوشیست ترویج کبریت ساخت وطن منع ورود کبریت خارجیست این قدم بزرگی را که حکومت متبوع ما بر داشته نباید با يك نظر سطحی نگریست بلکه باید آنرا تقدیس نمود كه يك احتیاج مهم مملکت در داخله تامین و يك مقدار کلی پولیکه همه ساله در بدل قیمت کبریت میدادیم به جیب خودما باقی مانده و به ثروت مملکت افزوده میشود .\nبد يهست حکومت مقدس ما كه بكماله طرف دار رفاه وتعالى مملکت است هر ياً به اتخاذ اینگونه اقدامات مفیده صرف توجه مساعی میفرمایند ولی نظر باینکه مسئله اقتصاد يك مسئله عمومي وحتی در حیات شخصی و خانواده گی نیز دخالت دارد الله معاونت و کوشش تمام طبقات ملت درین مسئله حیاتی لازمی ولا بدیست تا در تحت توجه غيورانه اوليای امور و مضرات ملت از يك طرف به شتر از حتياجات ما در خود مملکت تهیه شده و از طرف دیگر بقم صادرت ما بیفزاید .\nموقعیست که قدم هائی که از طرف حکومت متبوع ما در راه پیشرفت و ترقی"}
{"book": "adl0789", "page": 461, "text": "صفحه ۲\n( شماره ٣٤ )\nمجلد پنجم\n\nاقتصادی مملکت بر داشته میشود از\nطرق عموم با لخاصه کسانیکه چه از حیث\nبکار انداختن سرمایه وجه از جنبه صنعت\nوز راعت مصدر کار و پیشرفتی شده\nمیتوانند باکمال فدا کاری و تحمل\nهر گونه زحمت و کوشش تعقیب و پیروی\nشود تا در نتیجه بکامیابی ها وموفقیت\nهای مشعشع اقتصادی که عظمت وقدرت\nمملکت ورفاه عمومی بدان مربوط\nاست نایل آئیم .\nامروزه که حکومت ما به تهیه يك\nکار خانه کبریت سازی موفق شده وحتی\nبرای رواج آن ورود کبریت خارجه\nرا منع کرده است ما هم باید این\nاحساسات وطن دوستانه را داشته باشیم\nکه در خرید آن از دو پیسه فدا کاری\nمضایقه نکرده گو کرد موجوده خارجه\nرا بقیمت نازل تر خریداری نکنیم\nهر چه در بازارهای موجوده ما تنزل\nنرخ گوگرد خارجه را به بینیم باید\nبفهمیم که این سیاست برای اختناق\nترقی صنایع داخله ماست و ما نباید\nبدست خود از مضایقه دو پیسه تفاوت\nقیمت کبریت وطنی وخارجه اسباب خساره\nبزرگ معنوی وطن خود واقع گردیم\nازین هم باید مطمئن باشیم که یقین\nحکومت ما برای آینده در نظر خواهند\nگرفت که قیمت کبریت وطنی کمتر\nشود چه بکار خانه وسعت و قوت دهند\nکه از میزان منوجوده که در روز\nبیست و پنج هزار قطی است زیاده تر\n\nاخبار مهمه\nچین و ژاپون\n\nپیچیده گیهای بین چین وژاپون از چندی\nاست ار باب سیاست عالم را متوجه خود\nساخته مخصوصاً موضوعات تازه برای\nجراید و مشغولیتی برای از انس و متصدیان\nاطلاعات میدهد .\nتصرف منچوری از طرف قواء حربی\nژاپون چینائی ها را مجبور به بعضی اقدا\nمات بر علیه ژاپون وا داشته که این اقدا\nمات حرفی اگر چه خصیانه است ولی\nبدون جنك وجدال واستعمال قواء حربی\nگفته می شود چینی ها در مطالبه حقوق\n( ملی تخلیه منچوری له اینکه از آماد\nکی وسوقیات عسکری کار بگیرند بلکه\nبه پروپاگند مقاطعه اقتصادی وبایکوث\nاموال ژاپون درچین بیشتر اسباب تهدید\nژاپان را فراهم آورده و بآن اهمیت میدهند )\nواین اقدامات از قرار اطلاع جراید که\nژاپونیها را نیز متاثر نساخته وبلکه دولت\nژاپون از حکومت پـ[؟]کین تقاضا کرده\nکه بايكوت ضد ژاپون را که بتمام مملکت\nحنین فرا گرفته خوا موش کند ومقارن\nتهیه شود و چه تد بیرهای دیگری از\nقبیل لا تری واعطای انحصار به تجار ویا\nبوسایل تشویقه دیگری متثبت شوند\nکه گوگرد بیشتر ازین در داخله\nرواج بازار پیدا کرده وارزان تر\nشود .\n( احمد علی )\n\nاینحال دولت چهار کشتی کراوزر به شا\nنکهای فرستاده و خیال دارد که عده\nقشون در شهر پیاده کنند .\nو در اخبار ما بعد آن مینویسند باز ده فروند\nطیاره ژاپونی اخیراً تسزین جزو را که\nدر راه آن بیان موکدن واقع شده\nوحکومت جدید موکدن که از طرف\nجنرال سوایا تشکیل شده در آنجا میباشد\nکوله باران کرده اند جمعی مقتول وعده\nمجروح شده اند\nمقصد هرچه از آنطرف شدت وحدت\nبخرج داده می شود از طرف مقابل\n( چین ) در اقدامات بایکونی علایم قوت\nثاکثری ظاهر می شود لحدیکه بعضی\nجراید خارجه آن را از جنبش ضد ژاپونی\nفزون تر دانسته وبه يك نهضت امپر یالیزم\nتعبیرش میکنند یکی از جراید المان ( بر\nنیز تا گبلات ) مینویسد مسئله جاپان و چین\nبریاست اتحادیه ملل توابه شده است\nمطابق به پیشنهاد حکومت چین ریاست\nالیوم ( ٢٢ ) ستعبر در يك جلسه قبل\nاز ظهر مجادله منچوری را تحت مذاکره\nگرفته است گویا اولین مرتبه است که\nيك مجادله بزرگ دو حکومت مهم\nآسیا ئی در جامعه مال تحت مذاکره\nگرفته می شود\n( سی ) نماینده چین اطلاعات آخرین\nرا بیان نموده ؟ گفت ."}
{"book": "adl0789", "page": 462, "text": "شماره ٢٤\n\nجلد پنجم\n\nهمان حدودی را که ژاپانیها متصرف شده اند برابر به انگلستان بزرگ است و از بقایای اظهارات او چنان مفهوم میشد که او اوانی که یاد داشت حکومت خود را تقدیم نموده وضعیت خراب تر شده است مطالبات ژاپان که در یادداشت نیز ذکر شده اند تکرار نمود:\n\n١ برطرف نمودن پیشرفت مجادله\n٢ دوباره حاصل نمودن اوضاع سابقه\n٣ تعین صورت صلحیه برای چین\n\nپس ازان (یوسیا دان) نماینده جاپان اظهار کرد:\nمنچوری یک زمین وسیع است که در آن ژاپان دلچسپی های زیاد و حقوق مصئون دارد و علاوه بر آن در آنجا بصد ها هزار تبعه جاپانی امرار حیات میکنند ،\nدر آنجا چین دو صد هزار نفر عسکر و ژاپان تنها ٢٠ هزار نفر دارد ، خرابی راه آهن مکدن از طرف عسکری چینی واقع شده است و قعه حالیه نتیجه واقعات سابقه میباشد که بواسطه عسکری چینی پیش شده بود مطالبات تلافی چین برای ژاپان قابل مذاکره نمیباشد دوباره حاصل نمودن اوضاع سابقه تنها در همان جای مرتب گردیده میتواند حکومت جاپان خیال ندارد بمقابل جمهوریت چین بجنگد و خواهش دارد که هر گونه کشیدگی برطرف گردد و مستقیماً مذاکره نماید يك مداخله پیش از وقت طرف ثالث در ژاپن باعث نا آرامی میگردد .\n\nمعلومات متفرقه\n\n٣\n\nحروف هجا را که اختراع کرد؟\n\nالبته این مستغنی از بیان است که لوحه های را که ما در صدد تشریح آن می باشیم قیمت بزرگی در نظر علما دارد ، زیرا آنها نور جدیدی در اصل حروف هجا تیه انداخته و مارا بشناختن\n\n( بقیه در صفحه ٤ )\n\nنماینده چین میگوید که حکومت او يك تفتیش را بواسطه اتحادیه ملل میخواهد و هر آنقدر كه يك حصه خاک چین در تصرف چاپا نیها باشد در ظرف این هنگام ممکن نخواهد داشت بمذاکره مستقیم رضا بدهد .\n\nبنا برین وضعیت جامعه ملل در صدد اند که بزودی ترتیباتی بگیرند نماینده جاپان هم به جلسه آینده تعطیل این مذاکره را پیشنهاد کرده تا هدایات جدیدی گرفته بتواند ، یعنی تا کنون جامعه ملل هم نتوانسته است در اصلاح این مجادله موفق آمده و وضعیت سابق را فیما بین چین و ژاپون عودت دهد آینده معلوم شود مسایل مبحوثه بکجا خواهد کشید.\n\nمخترع آن كمك ميكند زيرا درين شكي نيست كه اختراع حروف هجا بزرگترين اختراعی است که انسان از زمان وجودش بر روی زمین تا امروزه بدان موفق شده است ، چنانچه اگر با اختراع آن موفق نشده بود با مدنيت وعلوم امروزه نیز واصل نشده و به مصارف بین مردمان انتشار نمییافت ، زیرا علم متقدم بر هر امری است وانسان بوسیله آن از مهلکت جهالت نجات یافته است. محقق نهاند که فارس ها در قرن هشتم قبل از میلاد يك اسلوبی از کتابت ( میخی ) اختراع کردند که مرکب از سی و نه رمز یا حرف بوده واین اسلوب بین ایشان شیوع کامل داشت . تمام علما برین عقیده دارند که فارس ها فکر این اختراع را از آرامیه یا فنیق ها ( که درین زمان بین ایشان شایع بود ) اقتباس کرده اند اما لوحه های « راس شمرا » از اختراع فارس ها قدر یا شش یا هفت قرن پیشتر میباشند چنا نچه اسلوب تحریر آن نسبت به خط میخی خیلی بسیط تر و آسان تر است ، چنین این يك نيز معلوم است که حروف یونانی و بالنتیجه تمام حروف اروپائی که حاضر اً معروف و متداول است اصلاً از حروف فنیقیه که تا آلان تمام علما برین عقیده بودند که قدیم ترین حروف هجائیه است که انسان شناخته است اخذ شده میباشد اما آرا علما در"}
{"book": "adl0789", "page": 463, "text": "( شماره ۲ )\n\nكيفيت اختراع آن و اینکه آنرا فنيقي ها از ديگران اقتباس كرده اند و يا اينكه از وصور مختلفه که در نزد ملل كه در سواحل بحر ابيض متوسط مسكن داشتند و مخصوصاً مدارکه در سياحت هاي بحري خود ها با ايشان اختلاط حاصل كرده بود معروف بود جمع كرده اند يك عقيده نميباشند . پوشیده نیست كه يك عده از علما گمان ميكنند كه فنيقي ها فكر حروف هجائي را از رموز هیرو گلیفی اخذ کرده اند و چون این رموزات را خیلی مشكل و پيچيده يافتند و مقصودی که حروف مذكور را برای آن بوجود آورده بودند غير كافي يافتند با بتكار وسيله ديگري تصميم كرده و بعبارت نزديك تر بفكر اصلاح آن افتادند تا اینکه منتج به اختراع حروف هجائيه شد . اما انكه يك قسمت دیگر از علما از خلافي آثار جديدي که اخيراً بعضي ها را در سيناي كشف كرده اند و در آنها رموزات تصويريري است مي بينند ومشا هده مینمایند که دليلی بر تطور تدریجی رموز هیرو گلیفی است تا اینکه منتهی به اختراع حروف هجائی شده است درينجا يك چيز دیگری هم میباشد که باعتبار نزديك ميباشد و در نزد علما دست آویزی برای آن نیست که بصورت قناعت کنی آنرا تبادل نمایند و آن اینست : كه حروف هجائی فينيقيه كه در حوالی قرن يازده قبل\n\nاز میلاد پیدا شد اثری از آن كه ذکری از قرن نه قبل از میلاد نماید باقی نمانده و این همان قرنی است که تاريخ حجر معروف به ( مو آبی ) با آن مراجعه مینماید شاید قارئين ميدانند كه عالمها آثار در همین نزدیکی ها کتابت فينيقيه را در روی قبر ( احيرام شاه بيلوس ، کشف کرده اند و این قبر در تمام محتویاتش بقرن سیزده قبل از میلاد مراجعه مینماید که این عین همان تاريخی است که لوحه های « راس شعرا » نيز بهمان تاریخ میباشد . این اكتشاف تمام علما را متحیر ساخته است زیرا این تاریخ کتابت فنيقی ها را قرنها دوقرن عقب مراجعه ميدهد آیا علت این چه طور است ؟\n\nدر هر حال هر گاه حروف هجائی فنيقيه ها قبل از زمانی که تمام علما بر آن عقيده دارند يا قبل از قرن يازده قبل از میلاد اختراع شده باشد . و یا کتابتی را که علما بر روی قبر « احيرام » یافته اند بعد از مدتی از وفات وی نوشته شده باشد ( که درین حالت قبر باید قريباً قرن بعد از وفات احيرام شاه ساخته شده باشد ) در هر حال هردوی این فرض احتمال دارد ، چنانچه اینهم محتمل است كه قبر درحین وفات « احيرام شاه ساخته شده باشد و برای اینکه قبر از بین نرفته و اینكه هميشه نامش بماند دو قرن بعد از وفاتش خط مذکور را نوشته باشند . در تمام این احوال منع\n\nان نمي شود كه ما تاريخ حروف هجائي فنيقي ها را بقرن سیزده قبل از میلاد مراجعه ندهيم در حاليكه لوحه های را که علما را « راس شعرا ، کشف کرده اند این فرض را نيز تائيد مينمايند .\n\nدر هر صورتی چه این لوحه ها بلغت فنيقي ها نوشته شده باشد ويا بحروفی که در ظاهر مثل فنيقی ها ميباشد مارا باصل اختراع حروف فنيقي ها دلالت نمیکند . مخصوصاً كه بين آن وبين حروف فنيقي ها يك فرق ظاهر و نمايانی ميباشد ، مخصوصاً چيزی را که تا حال علما هم نگفته اند و آن اینست که كتابت فنيقی ها از اصل كتابت « مینی » اخذ شده است . بالاخر چیزی را که صراحتاً ميتوانيم اظهار داریم اینستكه حروف هجاء در قرن سيزده قبل از میلاد رايج بوده است چنانچه كتابتی كه بالای قبـــر « احيـــرام ، مي باشد و این کتابت از تحریری كه بر روی « حجر موآبی » است و قبلاً بدان اشاره كردیم فرق زيادی ندارد بر این ادعای ما دالی میباشد .\n\nدرينجا يك رای دیگری نیز هست که موقع برای شرح آن درينمقاله نمیباشد و آن اینست که كتابتی را که در لوحه های « ر اس شعرا » با زبانه یونانی قديمه تحریر یافته است از اختراع يك محرر فينيقي است که بکتابت بابلی يا مينحی احاطه کامل داشته و میدانسته که این سبك تحرير چه مشکلاتی دارد بناءً"}
{"book": "adl0789", "page": 464, "text": "شماره ٢٤ سراج الاطال\n\nخبرهای فنون و اختراع\nترجمه از جراید مصری\nآیا رادیوم کدام معدن\nسحریست\n\nرادیوم یك مسحوقیست سفید مثل\n( بقیه صفحه ٤ )\nخواسته است یك اسلوب جدیدی كه\nقریب بمقصود و ساده تر باشد ابتكار\nنماید ، و چون اهل بابل بنوشتن بالای\nلوحه ها یا اسطوانه های سفالین بقلم\nمخصوصی كه میتوانستند با آن تصویر\nحروف میخی را خیلی دقیق بصورتی كه\nاطراف حروف مذكور برجسته و جلی\nظاهر باشد معتاد بودند ، كاتب فینیقی\nمذكور كه كتابت جدید را ابتكار كرده\nاست نخواسته از لوح و قلم معتاد صرف\nنظر نماید بناءً آنها را برای اختراع\nحروف جدیدی كه برای خودش و دیگران\nآسان باشد استعمال كرده است . و این\nهمان حروف هجائی است كه بعدها تمام\nملل متمدن دنیا آنرا اقتباس كرده\nو وسیله برای نشر علوم و مدنیت آنرا\nقرار دادند . ( انتها )\n( ترجمه : لطفی )\n\nنمك طعام ، ولیكن در وزن یكپاو\nآن مساوی هزار پاو طلاء سرخ میباشد\nرادیوم خیلی گران بها است زیرا خیلی\nنادر و كم پیدا است ، یك مقدار قلیل\nآن مساوی یك ثروت بزرگ است\nدر تمام دنیا زیاده تر از یك چند قاشق\nزیاده تر از آن موجود نمیشود .\nرادیوم دارای یك قوای عظیم و فعالیست\nكه اگر یك مقدار پیشتر آن یعنی یك\nرطل و یا دو رطل آن در یك محل\nجمع شود ، اسباب هلاكت خیلی از\nانسان ها خواهد گردید .\nاگر انسان به رادیوم مسح كند و یا\nبدست بگیرد ، در حال متالم و یا اثر\nآن كدام جرح و درد حس نخواهید\nكرد . مگر بعد از یك دو هفته همان\nموضع مسوس التهاب نموده یك زخم\nو جراحت بزرگ پیدا خواهد كرد\nكه علاج ناپذیر و سبب موت سریع\nمی شود .\nاگر یك مقدار قلیل رادیوم را هم\nمالك باشیم و آن را با خود برداریم\nهمین خاصیت را دارد . چنانچه شخصی\nانبوبه ( نیچه ) كوجكی از این عنصر\nرا برای تجربه از مضرات در جیب خود\n\nگذاشته بود تا برای متعلمین ارائه كند\nپس از حل یك ساعت آن را از خود\nدور نموده بود لیكن پس از سه چهار\nهفته عین در همان موضع در تحت جیب\nآن روی جلد یك سرخی و خراشی\nپیدا گردیده و بعد ها یك جرحة\nبزرگ و عمیق و مؤلمی در آنجا حاصل\nنمود كه مدت ها برای معالجة آن\nصرف گردید ، تا آن شخص حیات\nخود را رها نیده توانست ، امروز\nقیمت این جوهر خیلی گران و مقدار\nآن در دنیا بسیار كم است ؛ یكی\nاز خواص رادیوم اینست كه در شب\nو روز مثل آتش مشتعل و درخشان بوده\nحرارت می دهد . وهم در این صورت\nاز وزن آن هم نمیكاهد و مانند یك\nپارچه ذوغال روشن شده همیشه حرارت\nوضیاء نشر میكند و درجه حرارت آن\nقدریست كه یك رطل یح رايك رطل\nرادیوم و در یك ساعت میگدازد .\n( باقی دارد )\nترجمه : اسمعیل معلم اقتصاد"}
{"book": "adl0789", "page": 465, "text": "صفحه ٦\nشماره ٢٤\nمجلد پنجم\n\nصحیات\nامراض جهاز تنفس\nپیوسته بگذشته :\n( ذات الریه ) ( پنو مونی )\n( پنو مو قوق )\nيك التهاب فایبرینه شش است که از\nمیکروب پنو مو قوق سرایت میکند\nاز علامات ابتدائی که مریض دفعتاً\nبلرزه و در پهلو خود درد شروع کرده\nو از ۸ تا ۹ روز دوام نموده بیکبار\nنهایت پیدا ، می کند .\nبلندی حرارت ، پژ مرده گی لب ها\nصرفه در اول رنگ بلغم زرد و بعد\nصورت مختلف بخود میگیرد .\nمریضیکه بذات الریه مبتلا باشد . بلند\nخوابیده شود اشییای اطراف مریض\nخیلی بدقت پاکت گذشته شود .\nالتهاب شش و نل\nتنفس ( برونقو پنو مونی )\nاکثراً در اشخاص سال خور ده\nودر افتری ، وبعد از سرخکان در اطفال\nدیده می شود .\nبذریعه صرفه و با خصوص زیاد شدن\nحرارت وتعداد تنفس ، بلغم ، خود را\nظاهر می سازد .\n( در اطفا لیکه سن شان از پنج کم\nباشد بلغم نیست )\nتداوی :\nکوکک ، و چسپانیدن پلاس تر و غیره\nاست .\nذات الجنب - پلو ره زی .\nمقصد از جنب پرده ئیکه سینه وشش\nرا می پوشاند می گویند با خشکت\nمی شود و یا بداخل عشا آب جمع می شود\nعلامت :\nصرفه خشك ، دویدن حرارت ، درد\nدر پهلو در صورت خشک شدن غشاء\nشنا خنك خشك وضع می شود . ونسبت\nبه جمع شدن آب در بین غشا خارج کرده\nمی شود .\nامراض جهاز دوران\nنا خوشی در قلب ، شرائین ، اورده\nبوده امراض جدا گانه مخصوص برای\nخون نیز دارد .\nعلامات ابتدائی امراض قلب :\n( خفقان ) گرفته گی و هیجان\nقلب است . که استراحت در دایره\nاصول با بعضی ادویه ها ، و خورا که\nو نو شیده نی تسکین پیدا ، میکند .\nکبود شدن جلد و لب ها ، حس\nخنک خوردگی در وجود که درین\nحالت جلد را با بعضی اشیای خوشبو دار\nخبر های داخلی\nعروسی شهزاده\nشام پنجشنبه در سلام خانه مجلس عروسی\nشهزاده محمد طاهر خان منعقد و از صاحب\nمنصبان لشکری تا مراتب غند مشر و كندك\nمشر و از مامورین دوایر تا درجه مدیر از طرف\nوزارت دربار در انجا دعوت شده بودند .\nمحفل نهایت با شکوه ، و با ترتیبات منتظمی\nاز مدعوین پذیرائی شد بساعت شش\nونيم همه بمواضع معين حضور به هم\nرسانید بودند تقریباً بساعت هفت\nاعليحضرت همایونی تشریف فرمای مجلس\nشده و باطاقهای که مدعوین حاضر شده\nبودند با والا حضرتین صدر اعظم و وزیر\nحربيه وشهزاده محمد ظاهر خان گردش\nکرده و هر جاچند ثانیه توقف فرموده\nبمجملات مرحمت آمیز و سیمای محبت\nمالش دادن مفید است .\nاستسقاء :\nآ بیکه بداخل خون است از انجام\nهای محیط وجود در با فیکه تحت\nالجلد است : مانند انجام پا ها - روح\nتار های بوسته و یا تکمیل وجود جمع\nشده اماس پیش می کند . و یا پلو را\nجنب ( اید او تدورا قس ) به ریتوان\n( حین - آسیت ) در میان پرده آب\nجمع می شود .\nورم پا ها بسیار باره با فاشرن یکجا\nشده در محال يك جهاز اسپنک لازم است\n( باقی دارد )\nسید حفیظ جاهد"}
{"book": "adl0789", "page": 466, "text": "صفحه ۷ (شماره ٢٤) مجلد پنجم\n\nانگیز از مسرت عمومی اظهار دل خوشی میفرمودند حاضرین هم بمقابل هر جنبه وطبقاتی جدا جدا فرمایشات شاهانه را بکمال حرمت تلقی کرده و با بشاشت تمام دامادی شهزاده والا جاه را بشاه محبوب خود تبریک گفتند .\nورود\nجناب محمد یعقوب خان والی که بریاست تنظیمه مزار تشریف و میمنه در سال گذشته تشریف برده بودند يك مدتی را در آنجا بخدمات موظفه اشتغال داشتند شرح خدمات آنها را به نسبت حکومت وملت هموطنان عزیز در جراید بیدار مزار و اتفاق اسلام مطالعه کرده باشند وگماندارم احتیاج بتکرار نداشته باشد غرض در اثر زحمات فکری و دماغی بسیاری که در انجام وظیفه متحمل شدند اخیراً علیل شده و به اجازه همایونی از ترکستان برای معالجه رهسپار روسیه گردیدند .\nپس از چندی که در انجا مشغول معالجه بودند متعاقباً صحت شان بهتر شده و از راه مشهد و هند عازم کابل وبتاریخ (۱۲) عقرب وارد شهر کابل گردیدند از انجا که این شخص مشخص يك فرد جدی وفعال حکومت بوده به آلایش ظاهری چندان علاقه مند نیستند بدون آنکه از ورود خود اطلاع داده و منتظر تشریفات محالی شوند از سرحد بطور معمول مانند يك فرد ساده ملت وارد وطن عزیز خود شده و شرف حضور همایونی را\nنایل آمدند قرار اطلاعات واصله بعد از رفع خسته گی بوظایف سابق خود شان (ولایت کابل) اشتغال خواهند ورزید .\nتشرف وکلا بحضور همایونی\nحسب تجویزیکه از دارالشورای ملی نسبت به تعطیل مجلس همه ساله در زمستان و جریان آن از اول هر سال الی اخیر ماه میزان شده بود روز سه شنبه ۱۱ عقرب وکلای محترم دارالشورای ملی معیت جناب عبد الاحد خان رئیس شوراء ساعت ٣ بعد از ظهر در قصر گلخانه محض تودیع بحضور شاهانه مشرف شدند اعلیحضرت غازی آنها را بمحبت تمامی پذیرفته و پس ارائه اجازه انشقاق دادند بزبان بسیار شیرین و جملات موثری مخاطبانه ذیل مترنم گشته :\nمفاد نطق اعلیحضرت غازي\nعزیزانم ! اولا احوال سلامتی شما را می پرسم و ثانیاً ازین افکار خیر اندیشانه و مساعیات همدردانه شما که از بد و افتتاح ریاست محترم شورای ملی الی الان از شما به منصه شهود پیوسته است و من اثرات این زحمت و صمیمیت شما را بصورت اصول نامه های نهایت عالی منظم مطالعه کرده در ذیل آن تصدیق و امر اجرا و تنفیذ آنرا جهت سعادت مملکت و مرفه الحالی ملتم داده ام اظهار تشکر میکنم .\nعزیزانم ! چیزیکه بر مسرت من می افزاید همانا احساس اثرات فرحت افزای وحدت و اخوت است که خوشبختانه\nامروز در سر تا سر مملکت افغانستان بین ملت محبوبم دیده میشود لله الحمد که امروز بر خلاف سابق عامه افراد ملت محبوبم بر حکومت متبوع خود اعتماد کلی دارند و تماماً مراتب اقصی خلوص و صمیمیت شانرا نشان میدهند و هم چنین ماموران حکومت هم در فراهم آوری وسایل و وسائط رفاه و آرامی ملت و سعادت و نیکنامی وطن کوشش دارند !\nچیزیکه دوای تمام دردها و نسخه شفا بخش همه علل اسقام جامعه شناخته میشود - پیدا شدن روح اتحاد و اتفاق در تمام افراد يك مملکت است واقعاً راز ترقی و تعالی ملل وابسته بتوكيد رشته های الفت و محبت میباشد در قلوب ملت .\nدلهای مملو از اخوت و محبت ، دلهای پاك و صاف دارای اخلاص و صمیمیت بهر کار بزرگی که اقدام کنند بفضل الهی و بقوه وحدت عمومی بموفقیت کلی نائل میگردند و همه مطالب و مقاصد خود ها را بصورت خاطر خواه حاصل کرده همواره دشمنان از و شان هرا سان و دوستان از مشاهده این وضع و حدت اخوت شان شادمان میشوند و در برابر هيچ يك عایقه و موانع و اشکالی به اوشان حائل نمیگردد .\nدو دل يك شود بشکند کوه را\nپراگندگی آرد اندوه را\nاينك بنائيد این مطلب همین موفقیت شما وکلای محترم را که درین عرصه قلیل در ساختن اصولنامه های متعددی باکثریت"}
{"book": "adl0789", "page": 467, "text": "( صفحه ۸ )\n\n( شماره ۲۴ )\n\nمطلقه نائل انده اید و بسا افکار و نظریات\nهمدردانه عاقبت اندیشانه تانرا برای خیر\nملت و ترقی مملکت خود تقدیم کرده\nاید ، میباشد و در عین زمان و جود\nامنیت و انضباط کامله در سر تا سر این\nخطه اسلامیه و ترمیم حصص مهم\nخسارات وارده دوره انقلاب و شیرازه\nبندی امور عسکری و ملی و غیره شعب\nوطن هر کدایش فی حد ذاته يك يك\nدلیل ظاهر اثرات نيك وحدت ملت با\nحکومت و ثمره مجاهدات و مساعی\nحکومت است در راه مرفه الحال ملت .\n\nمن دوام و افزو نی این لطف\nلا یتناهی را از در گاه حضرت الهی\nخوا هان بوده آرزو مندم تا همواره ملت\nو حکومت افغانستن نرا با همدیگر متحد و\nمتفق و همدرد داشته در ثر وحدت\nعمومی این خطه اسلامی بمراتب اقصی\nترقی و تمدن مشروع، مر وز و اصل\nگردد .\n\nراجع به تعطیل موقتی دار الشورای ملی\nدر هر سال برای چند ماه که لنظریات\nوکلای لویه جرگه ۱۳۰۹ بود و دگر\nنفری هم به تاخیر اجراء آن عصریه\nو پارایمانهای دنیا این رخصتی موقوته را\nتائید میکردند از بد و تا یس ومنظوری\nاین افکار وقتاً فوقتاً بحضورم گفت\nمیشد ، من تا چندی لنظریه خودم را\nدرین موضوع معطل و اخیراً تصویب\nوتر دید الان مكفوره مهم را\nمانند سائر اجرا آت مملکتی بخود\nداً اشو، ای ملی گذاشته امر کردم\n\nقسمیکه و کلای ملت درین مسواد فیصله\nکنند اجرا شود .\n\nچون شماهم رفتن خود ها را به اوطان\nتان جهة تبادله افکار با مو کلین خود ها\nو ارائه مجاری امور سال يك مراتب\nتصویب وجمع شدن ومصرو فیت تانرا\nدر مهمات امور مملکتی بدار الشورای\nملی در سال شش ماه مقرر داشتید من\nهم این تصو به شما را محض با ین ملا حظه\nمنظور کردم که شما وکلا مجا یهای خود\nرفته قاطبه ملت عیژم را از افکار\nو نظریات وطرز عمل حاضره حکومت\nخوبتر و بهتر دانسته کرده حسیات\nوجدباب حاضره رعیت را هم بدرستی\nبه خود حاصل کنید .\n\nباین مناسبت اموز خواستم تا با شما\nملاقات کنم وبذریعه شما سلامهای\nخودم را بملت عزیزم برسانم چون\nپاد شاه که در حقیقت خادم قوم است\n( نظر به خدمت وتر بیت جامعه ) بمنزله\nپدر معنوی ملت وشرعاً وعرفاً حقدار\nجامعه میباشد مسلماً دعای پدر وحقدار\nدر حق فرزندن وزیر دستان بدر گاه\nخدا مو ثر ومستجاب است بملت عزیزم\nبگوشید که محمد نادر خیر اندیش شما\nشب و روز بفکر سعادت و راحت وترقی\nشما بوده از لطف ومر حمت لبی شمارا\nبا غزاز ومفا خر دینی و دیتوی سر افراز\nخواهان است شما هم در اوقات پنجگانه\nاین خادم حقیقی و خیراندیش صمیح تانرا\nاز دعای خیر فراموش نکنید ، هر کدام\nتان در عبادت الهی و کسب و کار مشروعه\n\nو امور معیشت تان فوق العاده بذل مجاهدت\nورزید و با همدیگر شیوه اسلامیث واخوت\nرا مرعی داشته با خوردها شفقت و با بزرگان\nحرمت و باوامر حکومت خود اطاعت وبیش\nاز پیش خود ها را مظهر انواع سعادت\nو مفخرت نمائید .\n\nامروز چشم امید دوستان شما بملت\nبطرف افغا نستان است وهمگی منتظرند\nکه این ملت چگونه خود ها را از انواع\nاین مشکلات و زحمت که از هر حیث\nوهر جهته باو شان متوجه است خواهد\nرهانید اولیا یایدلت دولت قویت افغانستان\nبیش از پیش از در سعی وعمل ومجاهدت\nپیش آمده با این حکومت خیر اندیش وخیر\nخواه خود از راه مزید مساعدت و معاونت\nپیش آمده بکوشند تا خود را ازین مشکلات\nواحتیاجات بفضل الهی و اتحاد و اتفاق\nعمومی بکشند و بمانند خیر القرون اسلامی\nباز مدارج علیای ترقی وتعالي را كسب\nو خود ها را بمدارج ترقی برسانند قدري\nبعالم تاریخ توجه کنید در اعصار گذشته\nشهر بلخ که امروز به ورث یک خاکدان\nافتاده وشهر هرات وكا بل و دگر\nحصص افغانستان در اثر جد و جهد وسعى\nوعمل و علم و عرفان ابنای آن زمان\nعروس اعصار و مرکز مدنیت قیمتدارى\nآبها بود ولی مع الاسف امروز احوال\nو وضعیت آن با لنسبه ترقیات عصر وای جهان\nکه در ین وقت باعث رشك بوى افغانستان\nمیدیدند جای انتباه و تا ثر هر فزد وطن"}
{"book": "adl0789", "page": 468, "text": "( شماره ٢٤ )\n\nخواه است اگر باز ما و شما زحمت کشی\nرا برای رفعت وطن اختیار و فعالیت و\nهمت را جبهه ارتقای خود بکار اندازیم و\nبحبل المتین اتحاد و اتفاق چنك بزنیم و\nتمام قوت و قدرت خود را بصورت صحیح\nبرای سعادت خود صرف نمائیم و اساساً\nبزیر سایه دین مبین رفتار کنیم البته که\nقانون قدرت تكرار ما و شما را بپیمان\nاوج رفعت میرساند و لطف و مرحمت\nایزدی الان کما کان شامل حال ما و شما\nمیگردد .\nطوريكه من و عموم مامورین شما در همه\nشعب ممالك دولتی مسئول و برای سرو حال\nو سعادت شما تماماً مشغوليم همچنين هر\nدهقان و هر مالدار و تمام اهل کسبه و\nهر فرد ملت نیز بخدمتگذاری این\nوطن و کوشیدن در راه نيكبختی و ترقی\nاین خاك اسلامی مسئولیت دارند و بر هر\nکدام شان واجب ولازم است که از هیچ\nگونه معاونت و خدمت برای این مملکت\nخود که من حیث المجموع تحکیم خانه\nهر هر فرد افغانستان را دارد فرو گذشت\nنکنند و باید بلانهاية كوشش كنند كه\nاین خانه شان آباد و دلها صاحبان خانه\nو دوستان بدانرا از آبادی و آرایش آن\nشاد نمایند .\nدر خاتمه شما وکلای محترم را فعلاً به\nمحافظ حقیقی می سپارم و از خداوندمی\nشما را صحیح و سالم در انجام وظایف\nمحوله تان که الی زمان سعادت تان از طرف\nوزارت خانه ها أو بجمع آن مکمل و مرتب\n\nمیشود در سال آتی میخواهم که بیبینم\nبروید این نصائح خير اندیشانه ام را\nبملت محبوبم ابلاغ و آن ها را از طرف\nمن بكل خاطر جمعی بدهید .\n\nخلاص معروضۀ وكلاي\nشوراي ملي بحضور همايوني\nدر موقع ختام این نطق عالی همایونی\nکه به اجمال آن اشاره شد غلغله دعاگوئی\nاز تمام حضار بلند گردید و تماماً دعای\nترقی و تعالی افغانستان را تحت مجاهدات\nصادقانه ذات شاهانه و اطاعت و صمیمیت\nسكنة اين خط اسلاميه نمودند و هر\nواحد شان به ذکر خدمات همدردانه\nو کار روائی مترقیانه ذات ملوکانه حسب\nنوبه خود می پرداختند که محمده مطالب\nمعروضۀ این ذوات عالیه قرار آتیست :\nاعلیحضرتا ! این نصائح پدرانه شما را\nکه عمل کردن و پابندی نمودن ملی عموم ملت\nبر هر جمله آن بفضل الهی ضامن سعادت\nو ترقی حال و آتی ما یان شده میتواند\nبگوش دل شنیدیم و متعهدیم که همه آنرا\nما بملت محبوب و قدردان تان ابلاغ می\nنمائیم و بحضور مراحم ظهور شما اطمینان\nمیدهیم که ملت افغانستان بوجود مسعود\nهمچو شما شاه دیانت آگاهانه که هر هر\nذره افغانستان بر ذات و لایت افتخار\nمیکند و می بالد و وجود مبارک را از\nنعمت های غیر مترقبه رب العزه می شمارند\nو بهمه اوامر و هدایت تان که مبنی بخیر\nو برومندی ملت و وطن است از صمیم\n\nقلب اطاعت و تعمیل آنرا موجب مفخرت\nخود میدانند .\nاعلیحضرتا : خدمات صادقانه شما در\nطول حیات تان که در دوره های مختلفه\nبرای افغانستان نموده اید ؛ ظاهر و باهر\nاست و برای سر سبزی وطن دائماً\nمانند آب حیات موثر گردیده است\nمخصوصاً مجاهدات سر فروشانۀ و ایثار\nهای وطن خواهانه حضور والای شما\nبرای احیای شان و شرف و مجد و ترقی\nافغانستان در موقع حصول استقلال و نجات\nوطن و باز در اطفای نقمت و تلطیف\nنار اشورای ملی ری وطن از ان قبیل\nاقدامهای بزرگی است که تمام عالم اسلام\nمخصوصاً ملت افغانستان نسلاً بعد نسل\nبا آن افتخار میکنند ـ و در بطون\nاوراق تاریخ افغانستان بخطوط برجسته\nطلائی ثبت میگردد حقوق صلاحیتی را\nکه ذات رعیت پرور اعلیحضرت شما بما\nملت افغانستان عطا و کرامت فرموده و\nما را در تمام مهمات امور مملکتی سهیم\nو شريك قرار داده اصول نامۀ شورای\nملی ظاهر است و خلوص و عقیدت و محبتی\nرا که ما بملت صداقت طویت بدت\nستوده صفات شما و حکومت متبوع خود\nداریم از مینه و انضباط و آرای عمومی\nو اطاعت مجموع عموم افراد ۱۲۰ معلوم\nاست خداوند این ملت و امير حسم\nحکومت و اخلاص و صمیمیت ملت را با\nهمدیگر بر دوام داشته لطریقی توفیق\nدهد که دائماً برای خیر و بهبود وطن کار\nکنیم ."}
{"book": "adl0789", "page": 469, "text": "صفحه ١٠\n(شماره ٢)\nمجلد پنجم\n\nاعليحضرت با شکريه اين حقوق بخشي\nحضور مراحم ظهور ت که ملت ها پرون\nگردن جويهاي خون و قربانی دادن\nجوانهای رشید خود آنرا حاصل کرده\nاند و شما آنرا از روی رواداری و ایثار\nبر ما عطا کرده اید ، بترویج زبان ادا\nکرده نميتوانم بجز اينکه منتها، خون خود\nها را تحت اوامر شما برای ارتقا و سعادت\nوطن نثار کنیم .\nملت شما تماماً متیقن هستند كه\nاعليحضرت شما آرزوئي بجز از دوام\nشرف و عزت و ارتقای مملکت و حصول\nانواع مسرت و سعیا دت مملکت ندارد\nو دائماً امتحان گرفته اند که ذات ملت\nپرور شما در مقابل خیر و آرامی ملت\nاز سر و جان و مال و عیال گذشته اید\nو گاهی مانند دگران بتعقب شخصيت\nو اندوزش ثروت و جمع آوری عين المال\nنميبا شيد بلكه ميخواهيد که قلوب ملت\nرا از راه عاطفت و همدردی صید کنید\nو همواره درد مملکت را دوا مصائب\nوبلیات را از ملت خود برداريد ازین جهت\nملت قدر دان تان این خدمات عالی المعالي ذات\nشاها نه را از دل و جان تقدیر و تماماً برای\nامتثال هر گونه اوامر تان به فدا کردن\nجان و مال خود حاضر بوده از خداوند\nبی نیاز بعجز و نیاز سلامتی وجود مرا حم\nآمود شما ، قوام و دوام سلطنت پر از سعادت\nشما را تمنا دارند ، برای شما و عموم مامورین\nتان توفیق مزید خدمت و صداقت را خواهان\nبوده تماماً بهر گونه معاونت و خدمت باشما\n\nو حکومت تان از دل و جان حاضر و آرزو\nدارند که یک آن اواخر افغانستان که خانه\nعموم سکنه آنست آباد و ذات اعلیحضرت\nشما و عموم دوستان خود را از صداقت\nو خدمت خود دلشاد کنند .\nاعلیحضر تا مطمئن باشید که ما درین\nموقع مفارقت صوری و موقتی خود از حضور\nشما ، در تنویر افکار عمومى و رسانیدن\nنصائح ذات شاهانه و گرفتن نظریات\nوافکار جامعه خواهیم کوشید ولحظه را\nبجز از فکر خیر و سعادت مملکت نخواهیم\nگذا رانید و به مجرد تشکيل موعد رخصتی\nخود تكرار بمرکز حاضر و آن لوایح\nو كارهای را که وزارت خانه های حکومت\nمتبوعه ما درین فرصت جمع و ترتیب میکنند\nتحت نظر غور ودقت گرفته مثل این چند\nاصول نامه های را که امسال آن را تصویب\nنموديم دیده بصحه ذات شاهانه خواهیم\nرسا نيد ، اكنون ما هم ذات شاهانه\nومملكت محروسه شانرا بخداي برتر\nمسپارید، مرخص میشویم و از خداوند امید\nواریم که با از مع الخير والعافيه بحضور\nاعلیحضرت همایونی شرف یاب در حال\nآمده بوظائف محوله خود تكرار مشغول\nوبكمال جديت وفعاليت بافكار ونظريات\nتازه که آنرا در پنمدت از ملت و مملکت\nاکتساب میکنیم شروع بكار كنيم .\nبعد از اختتام این مذاکرات ذات\nشاهانه با هر واحدي از وكلاي محترم\n\nمصافحه و سر و روي شان را بوسیدند\nو وکلا هم بدست بوسي همايوني فائز و هر\nواحدي منفرد اً جذبات خلوص عقیدت شان\nرا بحضور عرض و با اعلیحضرت وداع\nمي نمودند ذات شاهانه هم با هر کدام شان\nعلیحده علیحده تلطف ونوازش كنان\nاو شان را تودیع میفرمودند .\n\nجشن در سفارت شوروي\nروز شنبه ( ١٥ ) عقرب بمناسبت چهار\nدهمین سال انقلاب اکتوبر در سفارت\nدولت سویت مقیم کابل جشن گرفته شده و\nمامورین کشوری ولشكرى مركزي ما\nنیز دعوت بودند حفله جشن از ساعت\n(١) بعد از ظهر الى دونيم دوام داشته\nپذیرایی شایانی بعمل آمد .\n\nخبر هاي خارجي\nاوضاع انگلستان\n١١ – اكتوبر – دیروز هندرسن بالا ند\nچارج در « جرث » ملاقات نموده\nملاقات مذکور قرار دعوت لا ند چارج\nبه عمل آمده و متتبع به مذاكرات كامل\nوصمیمانه عائد به وضعیت عمومی گردیده\nاست . لا ند جارج در باره حوادثي که\nسبب استعفاي حكومت کارگر شد طلب\nمعلومات نموده . دراثر مذاکره خود شان\nغالباً لاند جارج و احرار وسوسیالیست ها\nبرای مدافعه از تعرفه با هم بیشتر متفق\nخواهند گردید . لا ند جارج ازین افکار"}
{"book": "adl0789", "page": 470, "text": "صفحه ٤١ (شماره ٢٤) مجله پنجم\n\nمیکشند که صندوق مجادله او قفل شده باشد و میگوید برای نماینده گی نمودن کاندید های حزب احرار بدون محافظه کار از تجارت آزاد اعانات می رسد.\n١٢ ـ اکتوبر ـ بارسیدن روز نامزدی کاندید ها، پارتی هائیکه طرفدار حکومت اند جداً سعی دارند بر خلاف آن نفری حزب کارگر که از مجادله مثلث استفاده نموده، در انتخاب گذشته ١١٨ کرسی را پارلمانی اقلیت گرفتند، مجادله مستقیم نمایند.\nدر اثر احتیاج بالدوین برای اتحاد در آخر هفته کاندید های خیلی مهم احرار و محافظه کار دست کشیده اند. و حالا می توان گفت که با جمعیت ملی میکدو نالد که عده شان به ٦٠ میرسد (و ملیون احرار شر جان سائمن که تقریباً سی نفر می شوند) از طرف محافظه کاران هیچ مخالفتی نموده نخواهد شد. مگر با احرار طرفدار تجارت آزاد، حتی در وقتیکه حکومت طرفدار هم باشند. محافظه کاران مخالفت شدیدی دارند، با وجود اجتماع بالدوین میل ندارند به طرفداری آنها از کار دست بکشند. محافظه کاران دارون انکار نموده اند ازینکه کاندید خود را که مخالف هربرت صموئیل است باز بگیرند. تقریباً ١٢ صد کاندید ها برخلاف ١٧٢٩ نفر که در انتخاب گذشته بودند، در میدان می باشند. و از هشت پارتی، یعنی، محافظه کار، احرار کارگران ملی، احرار مستقل (صموئیل) احرار ملی (سائمن)، احرار لاند جارج پارتی جدید (موسلي) کمونیست ها نماینده گی میکنند.\nمیکدو نالد امروز بطرف سي هام میرود و در انجا دختر او (ازابل میکدو نالد) دلیرانه برای انتخاب او مجادله میکند در اثر مخالفت شدید حزب کارگر در مسئله جزئیات و تقلیل معاشات، این انتخاب مشکل ترین و پر افتراس ترین انتخابات خواهد بود.\nغالباً اکثر کاندید های حکومت در ایالات غریبه کسی گوش نخواهد داد و پولیس ها جهت حفظ نظام کارهای خود را معطل مانده اند.\n١٤ ـ اکتوبر ـ پیغام لندن بیان میدارد که، رسماً بیان نموده شده است که حزب کارگر کاندید های پیدا نموده است که با تمام طرفداران حکومت ملی مجادله کنند.\nحزب کارگر خود را طرفدار کارگر ملی گفته به حد اصغر ٥٢٠ نفر کاندید را مالکیند.\nلاند جارج، در عین اعلامیه خود مشورت میدهد که باید به ترجیع سوسیالیست های طرفدار تجارت آزاد به طرفداران تعرفه رای داده شود و شکایت می کند که در حالیکه اتفاق لازم است، ملت به مجادلات فرقی گرفتار آمده است. و نیز اعلامیه مذکوره بر انتخاب کننده گان حکم میکند که بر خلاف اقدام محافظه کاران که می خواهند بر خوراکه مردم وضع محصول کنند مجادله نمایند.\n١٦ ـ اکتوبر ـ قرار علامات آخرین چنان معلوم می شود که ٦٩٠ کاندید، که در ان ١٢٠ کارگر ٤٦٠ محافظه کار (١١٠) احرار شاملند، قبل از انداخت ورقه نامزدی های آخرین بدون مخالفت منظور خواهند شد، اشخاصیکه درین جمله شاملند عبارت از، بالدوین، کپطان فتس، سر توماس، انس کیپ می باشند.\nدر ٢٦٠ محل انتخاب، در بین محافظه کاران و احرار مجادله مستقیم مامون است و امید میرود کارگران ملی ١٤٠ مجادله مستقیم داشته باشند، ٤٨ کاندید زنانه نیز در میدان وجود دارد.\nنامزدی های مربوط به انتخاب عمومی ختم شده است، (١٤٠) نفر اعضای بدون مخالفت منظور شده اند که از آن جمله ٤٦٠ نفر، محافظه کار، ١٢٠ نفر کارگر ملی، و ٦٠ نفر کارگر می باشند.\n١٨ اکتوبر ـ هندرسن در يك نطق خود در (اگرنگ تن) گفت حمله نمودن بر خلاف قوه حزب کارگر، بر مکتوبی که به تمام کاندید های ملی نوشته بود، بر ضد انصاف است. و گفت علت"}
{"book": "adl0789", "page": 471, "text": "صفحه ۱۲\nشماره ٢٤\nمجلد پنجم\n\nآن اینست که سنودن می خواهد و عزم\nدارد پول خیر یه را قطع کند . بنا بران\nهندر سن و دیگران تعرفه موقتی را کمتر\nمضر میدانند . هيچ يك از امضا\nکنندگان اعلا نيه حزب کار گر تعرفه را\nتجویز ننموده اند .\nحالا که تعینات تکمیل شده و کاندیدها\nجداً مصروف مجادله گردیده اند ، مجادله\nانتخابي بحال معراج خود رسیده است\nعلاقه خصوصی که به وضعیت آتیه لاند\nجارج نشان داده می شد در اثر يك را\nپورت جدیدی که شایع شده است و\nاشعار میدارد که به محض آنکه مجلسی\nباندازه برسد که بتواند به کار عملی شروع\nکند ، بطرف سوسیالیست ها متمایل\nدو با لا شده است . را پورت مذکور\nاشعار میدارد که در اثر کنفرانس با\nهندر سن لاند جارج حاضر است که از\nقيادت حزب احرار استعفا بدهد ، هندر سن\nو سوسيالست ها يك اتحاد تشکیل نمایند .\n۱۹ اکتوبر ـ در بر منگهم شب يك\nشنبه سر او سوالد موسلی و محافظین\nشخصی او که دران جمله ، کداپوس مشت\nزن نیز شامل بود ، با يك شعبه مردم در\nبازار ( ريك ) كه مركب از پانزده هزار\nنفر بودند آزادانه به مناقشه شروع نمود\nانتظام مجادله انتخابی را بر هم زد . مجادله\nزمانی رو نمود که مردم از لشنیدن لات\nیکمره صوت ( لود سيكر ) های طاقت\nشدند و جلسه بزودي بيك همهمه تبديل\nیافت . موسلی و طرفداران او از مرتبه\nپایین مردم داخل جدل\nو جنگ دست و گریبان شروع گردید\nبوتل ها و چوکی ها را آزادانه بر سر\nهم می کوفتند . وعده از طرفداران\nموسلی ، که ( کد لیوس ) نیز دران\nشامل بود زخم های خفیف بر داشتند ،\nلاند جارج در عين يك ملاقات از\nموافقه خفیہ با سوسیالیست ها انکار\nنموده ، گفت حتی راجع به محل انتخاب\nمن نيز مسئله وجود ندارد .\n\nهند و انگلستان\n۱۳ اکتوبر ـ باميد انعقاد جلسه روز\nسه شنبه کمینه كوچك تعمير اتحادی\nنماینده گی حیدر آباد در صبح روز دوشنبه\nتقسیم نموده بود مذاکره نمودند .\nهندرسن کاندی را در دعوتی که از\nطرف حزب کارگر ملی داده شده بود\nخوش آمدید گفته اظهار امید نمود ، که\nنماینده گان متعبیه کنفرانس میز مدور\nبعد از انتخابات مصروف کار گردیده\nکنفرانس را بصورت اطمینان بخش خاتمه\nخواهند داد . کاندی گفت اگر ما ملیون\nها حیات را برای آزادی خود قربان\nکنیم . چندان اهمیتی ندارد ، مگر امید\nدارم که کانگرس مجادله خود را دویم\nدفعه بدون تشدد و با راستگاری به پیش\nبرد . پس چه يك حیات و چه يك مليون\nحيات را در مقابل آن بدهم . من اميد\nوارم و دعا میکنم که ، برای مشوقین\nآینده ممکن باشد بگويند كه هندوستان\nبرای آزادی خود مجادله نمود ، و بدون\nریختن خون انسانی آنرا بدست آورد .\n\n١٤ ـ اکتوبر ـ برای مرتبه اول\nنماینده گان هند و در شب گذشته جلسه\nنمودند ، تا بر تجویزات محدوده جهت\nفیصله مسایل فرقی ، مربوط به کار\nکمیته كوچك اقلیت های کنفرانس\nمیز مدور غور و تدقیق کنند . در جمله\nاشخاصی که حاضر بودند گاندی ، مالويه\nشاستری ، مونجی ، سردار آجل\nسنگ شمول داشتند . سیند و نیز در اثر\nخواهش مخصوص ، بنا برآنکه این جلسه\nبرای غور در اطراف مسائل فرقی بود\nحضور بهمر سانید مگر به هیچ صورت\nاظهار عقیده ننمود . از وضعیت مذاکرات\nدانسته شده است که ، جلسه مذکور\nبغیر از اینکه بعض از نماینده گان بر خلاف\nاکثریتی که به مسلمان ها در عب\nو بنگال داده شود ؛ اظهار مخالفت نمودند\nدر مسایل دیگر به فیصله آخرین\nنرسید بر مسئله نصف نیز بحث نمودند\nمگر به فیصله نرسیدند . اشاره نموده\nشد كه بانهائيكه الآن مساعی بزودی\nتماس شخص قایم شود ، تا آنکه\nمذاکرات را تجدید نمایند .\nعمومی کاملاً طرفدار این پیشنهاد بوده\nنماینده گان حکومت هـی شام\nگذشته يك جلسه طویل نمودند ، تابر\nرا پورت کمیته كوچك تعمير اتحادي غور\nنمايند .\n١٥ اکتوبر ـ مربوط به کنفرانس\nمیز مدور در مذاکرات فرقی ، جودت\nنجوبی واقع نشده است . دیروز در بین\nگاندی ولیبتر های دیگر هند و مذاکرات"}
{"book": "adl0789", "page": 472, "text": "صفحه ۱۶\nشماره ٢٤\nپنجم مجلد\n\nخصوصی واقع شد مگر هیچ کس تحريك ۱۸ اکتوبر ـ گاندی مقدما عمده و ها امید میدهد که ، در صورتیکه بتوانند\nمدنی ننمود ، دانسته شده است که مولویه مفکورات کانگرس را به معلمین و تلامیذ کانفرانس را ناکام بسازند . و ا گر\nاز گاندی خواهش نموده است از مسلمان دار الفنون ( ناتنگهام ) تفصیل داده بر طانیا اعلان کند که از هند دست\nها معلومات کند که آیا انصاف سه نفر گفت ، مردم هند عزم دارند ؛ و نیز بردار میشود ، فرق مختلفه بزودی\nاشخاص عمومی را قبول می کنند یانه صورت امکان آن مبین است ، که استقلال به موافقت خواهند رسید . و گفت تا\nتحقیقات آخری نشان میدهد که وضعیت بوسایه تحمل مشقات و عدم تشدد تحصیل زمانیكه عوام بر طانیا بر حكومت فشار\nمسلمان ها تبدیل نشده است ؛ و از انصاف شود . و از نسل جوان ( نا تنگیام ) وارد نکنند از کنفرانس میز مدور\nتقاضا نموده که ، تصور نکنند و این نتیجه بدست نخواهد آمد . و در ما بعد\nنظری خارجی انکار دارند . دانسته شده\nکه گاندی در شام با نماینده های مهم عارست که هنود و مسلمین در لندن به گفت من هیچ امید ندارم با آقا خان\nمسلمان ملاقات طولی نمود .\nهیوافقتی رسیده نمیتوانند . مردم و مسلمین موافقتی حاصل نموده بتوانم\nهند بی اتفاق باشند و یا بسبب اینکه در و گفت کانگرس آماده است مسئولیت\nگاندی به صورت خصوصی با قائدین\nبعض مقامات اختلافات واقع میشود با هم حکومت هند را بگیرد و حکومت بر طانیا\nهند و ملاقات نموده . راجع به بهترین\nمتحد نباشند .\nباید مملکت را بدست کانگرس بدهد\nطریقه که با آن به فیصله رسیده بتوانند\nمگر بیاد داشته باشید که هندو ها و بگذارد کانگرس با اقلیت ها فیصله\nگفتگو نموده است . دانسته شده است\nو مسلمان ها در هفت صد هزار دهات کنند . راجع به گرسنه گی ملیون ها\nکه گاندی عصر روز جمعه نماینده گی را\nو قرا مأنوسانه و مسالمانه باهم امرار نفر در هند مخالفت نموده گفت ، اگر\nملاقات نموده راجع با انصاف و مسایل\nحیات دارند .\nمن فرصت بیایم شهزاده گان هندی را\nدیگر تبادل نظریات خواهند نمود غالباً\n۱۹ – اکتوبر – از گاندی در يك از آفتاب های مقصود شان محروم\nگاندی تعاون شهزاده گان هندی را\nجلسه در مر کز ( دور برو كت می سازم .\nخواهد خواست و ایشان نیز میل دارند\nبر منگهام ) که دران هجوم محشره تشند ۲۰ اکتوبر –\nامداد کنند .\nسؤال های زیادی نمودند ، گاندی پیغام آخرین لندن بیان میدارد\n۱۷ اکتوبر – گاندی نماینده گان حکومت هند را ملامت کرد که در که گاندی شام دیروز اجل سنگ را\nمسلمان را در هوتل ( ریتس ) ملاقات هندوستان يك پارتی را بر خلاف دیگر ملاقات نموده ، وایشان پیشنه خود\nنمود . دانسته شده است که مسأله انصاف تحريك می نماید و موافقه هند و مسلمان را تکرار نمود ، که من فیصله پنجاب\nرا با تمام طرف آن تحت بحث گرفتند و سيك را يك كار مشکل می سازد را تا زمانیکه سك ها آنرا قبول نکنند\nمگر بصورت معلق اظهار عقیده نموده و بیان نمود :\nمقبول نخواهم نمود . و گند یقیناً\nنشد . در ما بعد نماینده گان مسلمان که نماینده گان اقلیته هند اس هیئز من سك ها را تسخیر خواهم نمود\nجلسه نموده وضعیت سابقه خود و نماند معدوده ، حیث انده از طرف حکومت با وجود آنکه میدانم سك ها نه می خواهند\nبه مطالبات خود و طرفداری از دعاوی بر طانیا تعیین شده اند نه می توانند به هیچ يك فرقه در پنجاب ا کثریت\nاقلیت های کمتر تا کید نمودند . روز اختلافاتی را که در بین فرق وجود دارد تلقینی بدهند و انصاف را قبول نمایند .\nدوشنبه گاندی از مسلمان ها را ملاقات فیصله نمایند . علادتاً مساعی که ما داریم مسأله تجدید تقسیم پنجاب نیز روی\nخواهد نمود .\nکه خود ما مسئله را تصفیه کنیم به اقلیت کار آمد واجل سنگ تفصیل نموده که"}
{"book": "adl0789", "page": 473, "text": "شماره ٢٤\nمجلد پنجم\n\nنطق اختتامیه\nوزیر صاحب معارف\nدر روز اخیر جشن نجات\nپیوسته بگذشته :\nمثل مشهور است که کور از خدا چه\nمیخواهد جز دو چشم روشن پس گوئیم\nافغانستان چه ضرورت داشت جز همچه\nاین يك قائد ، افغانستانی دیگر چه می\nخواست جز همچه این يك رئيس .\nبرادران عزيزة من ! ملت افغانستان\nديناً و اخلاقاً بايست بی لابد مرهون\nاین شاه بزرگوار باشند از ترقی خواه\nخود شان باشد چه حضور شاهانه شان\nنه تنها در خلاصی مملکت از دست\nدزدان فدا کاری و جان نثاری نموده\nبلكه تأسيس اصول صحيحه يك مملكت\nاسلامی و تهیه وسایل ترقی و اعتلای آن\nرا نیز بفضل و مرحمت سبحانی تأمین\nنموده و تأمین نموده میرود چنانچه ملت\nرا با حکومت و حکومت را با ملت یکجا\nکرده اساس امور مملکت را بمشوره\nملت گذاشت و ملت را حق داد تا در\nامور عمده مملکت با مأمورین سهیم و\nشريك بوده متحداً وسايل خیر و بهبود\nوطن را فراهم آرند زنده باد پادشاه\nملت پر ور افغانستان .\nپس ای هموطنان عزیز امروز که خدای\nمتعال این سعادت را بها عطا کرد و وطن\nعزيز ما نرا بتوسط این شاه نامی خواه\nدین پرور از ورطه تباهی و هلاك\n\nاقتضآت مسلمین تسکین شود .\nو یگانه بدلی که واقع کرده عبارت\nاز وجود يك محکمه انصاف خواهد بود .\n٢٢ اکتوبر ـ\nنامه نگار سیاسی ( دیلی هرالد ) در يك\nمقاله پر هیجان خود که بآن اهمیت داده\nمی شود ، بیان میدارد که ، یکی از کار\nهای اولین حکومت ملی خاتمه دادن به\nکنفرانس میز مدور خواهد بود . نامه\nنگار مذکور بیان میدارد که ، گاندی\nبه صدر اعظم مکتوبی نوشته راجع به\nوضعیت حکومت که مقدار مسؤولیتی که\nبه حکومت اتحادی داده می شود ، نیز\nشرائط دارای حفظ و تقدم نمیتواند\nهندو ستان را از موقفش بلند تر برد .\nدر آخر گاندی از ناکامی کنفرانس\nباندازه علنياً تيليفن نموده است که خواهش\nنموده است ( آروین ) ( سابق وایسبرای\nهند ) را ملاقات نماید .\nهور وزیر هند راجع به بیانیه فوق\nه د یلی هرالد» انکار صریح و اصولی\nنموده و میگوید که کنفرانس دوام خواهد\nنمود و تا اندازه که حکومت فکر میکند\nتا جائیکه کار موجود باشد ، میتواند كاملاً\nکار کنند . ونیز از طرف کنفرانس\nمیز مدور رسماً بیان نموده شده است\nکه صدر اعظم راجع به بیانیه ( دیـلی\nهرالد ) گفت که این اقدام بدی است\nکه ( د یلی هر الد ) جهت برهم زدن\nکنفرانس می کند ، و گفت این مسئله\nكاملاً غلط است .\n\nچرا سکه ها نقشه ( کارات ) را قبول\nندارند گاندی گفت من قوه مجادله\nسکه ها را تقدیم میکنم و گفت هیچ\nيك نقشه من نخواهم داد که برای سکه\nها ومسلمان ها قابل قبول نباشد .\nنها بنده کی مسلمانان در ها و تل\n( ریتز مس ) برای سه ساعت ملاقات\nنموده ، راجع به وضعیت مو جوده\nمذاکرات با گاندی تجدید نظر می کنند\nدانسته شده است که مسلما نان را جمع\nبه تصویبات گاندی فیصله نموده اند که\nاگر گاندی به دعوی مهم ایشان که\nدران حصه مسئله اکثریت شان در پنجاب\nو بنگال و مسائل دیگر مانند انتخاب\nمخلوط وجدا كانه وا كثر يت موجوده\nدر مقامات دیگر شامل است ، تسلیم\nکنده ایشان نیز پرو گرام کانگرس را\nقبول خواهند نمود . و نیز\nفيصله نموده اند که تا زمانیکه\nكيفيت اقتضا آت گاندی بصورت معین دانسته\nنشود . ایشان راجع به آن غور نخواهند\nنموده . وزیر شوكت على وعز نوى\nاظهار داشته اند که چرت فیصله شرافتانه\nصرف مساعی زیاد از طرف مسلمان ها\nنموده شده است ، مگر بنا بر اینکه گاندی\nدر هیچ نقطه به فیصله آخرین رسیده نه\nمی تواند هیچ يك موافقتی حاصل نشده\nاست .\nموضعى بیان نمود که فیصله به وسیله\nموافقت ممكن نيست . مگر در صورتیکه"}
{"book": "adl0789", "page": 474, "text": "صفحه ۱۵ اشمار (۱۲) مجلد پنجم\n\nرهانیده است بایست محافظه و ادامه این سعادت و مسرت را تصمیم کرده از تجربه دیروزی که هر چه داشتیم و همه را از دست دادیم عبرت گیریم و این نمی شود مگر اینکه افکار و اعمال این پادشاه محبوب القلوب خیر خواه حقیقی و برادران فدا کار شانرا سر مشق اجرات یومیه خود مان قرار داده يك اتحاد و اتفاق صحیحی را در این راه عامل گردیم چونکه اتفاق است و هنر مایه آبادی قوم اختلاف است و جهالت همه اصل خسران. آری اگر در ملت اساس اتفاق صحیحه گذارده می شود آن ملت بدوره اعلای ترقی صعود می کند چه وقتاً که در ملت اتحاد و اتفاق صحیحه فکری پیدا میشود افکار و نظریات مضره مغرضانه يك چند اشخاص مخصوص که محض افساد در هر جا موجود می باشد از میان رفته تمام افکار عمومیه برای تامین امنیت و تهیه وسایل تمدن و رفاه مبذول می گردد. اسلام پیروان خود را در موارد متعدده باتفاق و اتحاد توصیه و احکام فرموده است چه مزیت بزرگ اتفاق صحیحه همانا موجب اصلاح اخلاقیات عمومیه می گردد دروغ گوئی ، غیبت ، منافقت ، رشوه ستانی ، ظلم و تعدی از میان رفته علم و عرفان ، تعلیم و تربیه جای آنرا گرفته زمینه ترقیات دینیه و دنیویه ملت را حاضر\n\nو آماده می سازد .\nپس اینست وقتاً که خدای متعال همچه يك پادشاهی بما عطا کرده که جز ترویج اخلاق صحیحه و اتفاق طبقات متنوعه ملت به شاه راه مستقیم اسلامی آرزوی ندارد و برادران غازی و وطن خواه دین دار شان که شب و روز در همین راه قدم می زنند در تمام اوقات و در تمام دور های خدمات خودشان يك حس فدا کاری و اسلامیت خواهی بروز داده اند امروز خوش بختانه رهنمای ما ملت اند لازم است از خورد و کلان ، پیر و جوان ، عالم و امی همه با يك دل و يك زبان در ارتقا و اعتلای مملکت عزیزه بمس مانده خویش بکوشیم و در حالی که خویش را يك ملت مسلمان و مملکت خود را مملکت اسلامی می خوانیم نگذاریم ( لا سمح الله ) مورد خنده و تمسخر اجانب گردد بزرگان جوانان را محبت و جوانان بزرگان را احترام و مکرمت نمایند اطفال خویش را که آینده افغانستان اولاً بمعرفت خداوندی و باز در عالم اسباب بآنها منوط است و همین اطفال امروز اند که مرد فردا می شوند تحت تعلیم و تربیه صحیحه گرفته محافظه صحت روحی و جسمی آنها را رعایت کنیم یعنی از یکطرف اطفال خود را از یله گردی باز داشته تعلیم و تدریس وا داریم از طرف دیگر\n\nیورش ها و مجالسائیکه مفید صحت و تقویه بدن می گردد توصیه و هنر نمائیم چه دماغ صحیح در جسم صحیح میباشد باینطور میشود گفت شکریه این موهبت بزرگ خداوند ذالمن و خد متگذاری و فدا کاری این پادشاه باغیرت ترقی خواه حقیقی وطن خویش را ادا کرده خواهیم بود :\nباین دست تضرع بدرگاه حضرت واهب العطيات بر داشته دعا میکنم که الهی پس از اینکه بلطف عمیم خود برما ملت بیچاره بذل مرحمت نموده همچه يك پادشاه دین پرور ترقی پسند صحیح الفكر برا عطا فرموده افغانستان را از مخمصه تباهی نجات داده از ما مگیر و عمر دراز و صحت کامله اش ببخشا ! الهی برادران با عظمت وشان این پادشاه مارا که اوشان نیز در راه نجات وطن حیات خود شان را تقریباً نگاه امتحان گذاشته تزلزل و لرزشی را در عزم و ثبات خویش راه ندادند درتها مام نيك و با افتخار دار ! الهی ملت افغانستان را بآن يك اتحاد واتفاقیکه منظور بارگاه ایزدی تو وسبب تأمین ترقیات دینی ودینوی شان است رهنمونی کن ! الهی ارواح پاك ذواتی را که در این راه نجات وطن بدرود حیات گفته اند غریق لجه رحمت بیکران خویش گردان آمین ( زنده باد شاه ) ( زنده باد قوم )"}
{"book": "adl0789", "page": 475, "text": "نادر افغان\n\nقارئین گرامی و شوق مندان اطلاعات تاریخی وطن عزیز با علاقه\nداری شنا سائی و خواندن سوانح يك پاد شاه محبوب افغانستان ، يقين\nاز تشریحات گذشته ما و محظوظات ما تا حدی با همیت کتاب نادر افغان\nموافه آقای برهان الدینخان کشکی پی برده و در صدد خواهند بود\nكه يك نسخه آن را زیب کتابخانه خود قرار بدهند .\n\nاينك برای سهولت خریداری و استفاده عمومی ازین کتاب نفیس و\nهدیه قابل توصیف باز بنوشتن این چند سطر یاد آوری پرداخته قیمت\nکتاب و مواضع فروش آن را نشان میدهند\n\nقیمت\n\nکتاب نادر افغان با حجم و قطع متناسب و تعداد ( 611 ) صفحه\nو ( 49 ) قطعه تصاویر تاریخی و نقشه های عالی قیمت بسیار نازلی\nبفروش میرسد .\n\nدر داخله : مرکز 5 افغانی\n» » : ولایات باضافه محصول پست 7 »\nخارج : با محصول پست 3 کلدار\n\nمحل فروش\n\nدر داخله ؛ مرکز و ولایات طالبین به محمود، دوایر جراید و مجلات\nوطنی و در خارجه به وکیل التجاره های افغانی برای خرید\nرجوع خواهند فرمود .\n\nعرض ؛ هر قدر در خریدن عجله کنند ندامت نخواهند کشید\nچه هر چه بیشتر چاپ شده نظر به کثرت خریدار کمتر بدست خواهد آمد"}
{"book": "adl0789", "page": 476, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 477, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 478, "text": "انیس\n\nجریده ملی\n\nقیمت اشتراک\n\nدر افغانستان ١٢ افغانی\nمحصول پوسته اطراف و ولایات داخله ٢ «\nطلبه معارف ٧ «\nدر ممالک خارجه ٢٠ شلنگ\n\nلطفاً پول اشتراک که بتوسط خزان داران فرستاده میشود باید\nرسید عوض و معاوضه باشد\n\n(مطبعه انیس)"}
{"book": "adl0789", "page": 479, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 480, "text": "( شماره ٢٢ ) ( مجلده )\nاشتراك سالانه ١٢ افغانی انیس اداره : کابل جاده ارگ\nمؤسس و صاحب امتیاز : محی الدین\nمحصول پوست ٢ \nمدیر و نگارند : مجونا\nخارجه ٢٠ شلنگ\n\n٢ شنبه ٢٤ عقرب ٣١٠ تاسیس ١٣٠٦ ٥ رجب المرجب ١٣٥٠\n\nوکلا از تفریح هم باید اهمیت های آینده را که غرض از سعادت بزحماتی مصروف گردد ، که راحت\nوطن وخدمت بجامعه گفته شود مدنظر موکلین در آن متصور باشد .\nاستفاده کنند گرفته وجداً برای تحمل هر گونه وکلای محترم شورای ملی ما اگر\nانسان ها تا منفرد آ زنده گانی داشته مشقات آماده گردند . چه اکثراً بان صفات متصف بوده وجمه\nو از حد و حدود معین حیات انفرادی وکلای شورای ملی يك مملکت ازان لله اهمیت وظایف خویش را در یافته اند\nپا بدایره اجتماعی نگذارده اند گویا افراد ملت بحساب میروند که از حیات بازهم خالی از فایده نخواهد بود اگر\nراحت تر و آسوده تر نیز بسته اند چه انفرادی در گذشته وبحوام اجتماعی در اطراف بعضی مسایل بطور یاد آوری\nشمولیت یافته اند ازین رو گفته میتوانیم\nهنگامیکه حواس وافکار آنها از اداره تذکراتی بشود .\nاسلوب زنده گانی یکنفر و کفیل و آمال\nامور شخصی و شخصی بنقاط دیگر وجاهای جه این طور موقع کمتر بدست می آید\nدور تری تجاوز و انعطاف پیدا کرد وافکار آن باید از سائر افراد ملت بکلی\nتا پادشاه وقت خودش بشخصه مانند يك\nبکعالم وظایف و بکجهان علایق تازه متفاوت و همیشه تمنیات شخصی و شهوات\nنفسی را در برابر آمال مقدس ملی اجتماعی وکیل حقیقی حقوق ملیت را بدون\nتری خود بخود در پیشگاه نظر خود ها\nفدا کرده حتی حیات خویش را موقوف خدمت شدت خواهش وکلامات خود عطا کرده\nرجعت داده شده می یابند که بایستی\nدر انجام و اجرای آن ها خودشان را جامعه بدانند . وهر چند موقع تمنا بدهند، باید يك ثانيه\nشرافت وظایف وکالت و امید واری غفلت را ذات باکعمر شمرد !\nمکلف بشناسند .\nاین تکالیف و یا مراجعات اگر چه یکتوده که زمام اختیار صغار وکبار درین مدتی که شورای ملی دایر بوده\nخود را به اقتدار یکنفر وکیل و خوب بسی ممنونیت داریم که قوانین مرتب مکملی\nدر اثر تنویر افکار افراد و احساس\nاحتیاجات مدنی بوده و یا بر خلاف این وزشت آینده شان را از رفتار وکردار از دستگاه با عظمت دار الشوراء بیرون\nاو انتظار می برند همین مسایل را ایجاب آمده وتحت الطبیع است که عما قريب\nهر دو در تحت يك نوع تاثير روشنای\nهای معروقیت و انگشت نمائی های میکنند که یکنفر وکیل بنهایت مدارج بمعرض استفاده عامه گذاشته خواهد شد\nوطن خواه ، ملت دوست ، فد کار، فعال و از عرصه ده دوازده روز است وکلای\nبین الاقوام باشد ، در هر صورت می باید\nصداقت کیش وحق پرست بوده دایما محترم از حضور همایونی شرف\nانسان در مقابل موفقیت های موجوده"}
{"book": "adl0789", "page": 481, "text": "( شماره ۲۰ )\n\nترخيص حاصل کرده اند که تقریبا این چهار پنج ماه اخیر سال را بین اقوام و خانمان خودشان بسر برند، بجاست که باید پیشنهاد کنیم اجتماعیون از تفریح هم بایستی استفاده کنند آسوده گی وکلا هم باید در کار و زحمت باشد .\n\nوكلاء محترم اگر دقیق شوند برای هر مامور و مستخدمی در یکسال یکماهه تفریح کافی شناخته شده و بلکه خودشان در موضوع قانون رخصتی با حاضری این موضوع را تحت بحث گرفته خواهند بود، و این تفریح پنج ماه و شش ماه را که حضور شاهانه به نسبت شورا بتصویب خودشان واگذاشته و منظوری داده اند کمال همراهی يك پادشاه را بوکلا ثابت میکند چه در ظرف ۳ چهار ماه که ایام ایاب و ذهاب هم از ان استثنا شود هر فرد وکیل میتواند یکعالم تجربیات و ذخیره های فکری از اثر تعاطی افکار و تبادل خیالات با اقوام خود گرد آورده و در معاودت بکار برد .\n\nوکلا از پیشاهنگان اقوام شمرده می شوند آمیزش و اختلاط آنها با اقوام در هر چند وقتی واجد يك نوع افكار نوین و خیالات تازه تری است همین طور که از مرکز با خود از اثرات اجراآت خودها تحفه های قابل تمجید و مژده های مفیدی میبرند ، یقین در بازگشت هم یادداشت های مهم و موضوعات نافعتری از تجربیات آوان مسافرت\n\nبراي يگانگي شرق\nآراء و افکار وزیر مختار\n(افغانستان در مصر)\nجناب سید محمد صادق المجددی وزیر محترم مختار افغانستان در مصر که یکی از رجال خبیر و مطلع افغانستان بوده و سالها در سیاست بین المللی ورزیدگی دارد، اخیراً در موضوع مهم وحدت و یگانگی بلاد وممالك شرق آراء و افکار خود را اظهار داشته و در مصاحبه كه بين يك نفر از مهمین نویسندگان مصری و معظم له بعمل آمده است . فورمول سیاسی خویش را برای ایجاد يك روح وحدت ویگانگی در ممالك شرق بیان کرده و نظریات سیاسی خود را در موضوع فوق\n\nبا خود ها خواهند آورد که برای سال آینده طرح و مذاکره آن در مجلس شورای ملی مستلزم تامین سعادت وطن و ابقای جامعه باشد .\n\nامیدواریم که این مسافرت وکلای محترم ما محض خوشگذرانی مصرف نشده از هر جهت محل استفاده تامه واقع شود .\n\nشمولیت آنها در بین اقوام ذرایع توسل رشته های اتحاد و اتفاق و مراجعت اوشان بدار الشورا اسباب ترقی اقوام و سربلندی خود آنها گردد .\n\nالذکر بیان نموده اند .\nوزیر معظم افغانستان را در خصوص تشکیل يك مجمع شرق وحل مشکلات امور شرقیها عقیده است که ذیلا از نظر خوانندگان محترم گذشته ومی توانند بر اثر مطالعه نظریات ایشان مقررات ممالک شرقی را از حیث وحدت نژاد وقوم و حفظ كيان قومیت و مبادی ملیت و تشخیص مصالح و منافع خویش ممتاز و معلوم دارند.\n\nوزیر معظم افغانستان اظهار داشتند « من معتقد نیستم که ممالک غربی و اقطاع شرقی بمساعی حربيه اتحاد و سر حد استحقاق وحدت ویگانگی نائل گردند الا اینکه پیروی از احکام خدا و مقررات قرآن نموده و آنچه در کتاب کریم ذکر گشته است مورد اجری ومتبع قرار دهند در این صورت شرقی و نژاد عرب استحقاق درك سعادت یگانگی و وحدت را\n\nدارد، اگر ملل و نقرات اقوام شرق در مقابل تشکیلات دینی و سیاسی ملل و نقرات اقوام غربی ، هر آنچه را که پیغمبر آسیائی ایشان گفته، هدف زندگی خود قرار داده و رو بجانب انجام احکام خدائی که با منطق پیغمبر عربی آنها وارد شده است نمایند قطعاً مدارج تکامل و ترقی حقیقی را پیموده و خود را برای زندگی و حیات با بهترین سلاح مجهز و با کاملترین مهمات تقویت بخشیده اند .\n\nاگر شرقیها بالعموم وملل عرب نژاد بالخصوص چون اسلاف صالح خویش پیروی از اسلام واقعی و خالص نموده و"}
{"book": "adl0789", "page": 482, "text": "صفحه ۳\n( شماره ٢٥ )\n\nحقیقت مذهب خود را عریان و ساده\nدر دسترس ابناء دنیا گذارده و اسلام\nرا چنانچه از آسمان آمد در معرض\nافکار وقلوب مردم قرار دهد صرف\nنظر از اینکه بر اثر نفوذ حقیقت خود وا\nجد مقام شامخ وکاملی از حیث شئون و\nاحترام خواهند گشت . قهراً از جمیع\nشرور ومفاسد مصون بوده واز علل و\nبواعثی که اقوام وملل را بسوی انقراض\nسوق داده و بجانب فلاکت بدبختی میراند\nنجات حاصل خواهند کرد\nچه پیروی وتبعت از احکام اسلام و\nاجرای اصول ومبادی دیانت خدائی شرقی\nرا مجبور می سازد بوطن ومملکت خود\nخدمت کرده و برای آبادی وعمران شرق\nواستقرار مدنیت معنوی آن کوشش\nکرده وفدا کاری کند .\nدر نظر من حفظ آداب وسنن\nنگاهداری شئون وشعائر بهترین و بالا\nترین وسیلۀ برای ابقاء آتش قومیت\nبوده ومهمترین محرکی برای تقویت\nو تحریک احساسات وطنیت وملیت است\nعلت مبقیه شعور ملی و احساس وطنی\nوعامل باقیه حب موطن وتضایق بمحیط\nزنده گانی بعقیده من يك چيز است\nو آن الزام افراد و آحاد هر قوم وملتی\nباجرای تقالید و آداب جاریه آنها\nبوده و نا گزیر ساختن نفرات هر عائله\nبشری برای تأدب بآداب ورسوم اجتماعی\nخویش است . پا بندی بحفظ شعائر\nملی وتقید باجرای مراسم قومی برای\n\nهمیشه شعله های سوزان عشق وطنیت\nرا در کانون قلوب افراد مشتعل ساخته\nو آتش قومی و پر از لهیب مملکت\nدوستی و جانب داری را در میان دماغ\nهای مردم هر سر زمینی شعله ورو\nخروشان می سازد .\nآنانکه به تقلید آثار اجانب پرداخته\nو در این راه افراط نموده وتصور کرده\nاند بر اثر رها کردن آثار قومی خود\nواقتباس رسوم و آئین دیگران سیر\nطریق تمدن مینمایند ، دچار خطا .\nفاحش و اشتباه کاملی گشته اند ، زیرا\nيك خسارت وضرركاملی بآداب ورسوم\nاصلی خود وارد ساخته واز آن تقالید\nورسوم تازه هم چیزی درك نکرده\nوانتوانسته اند انتفاعی کسب کنند\nاجرای رسوم و آداب اجانب و بیگانگان\nبرای يك قومی که خودش دارای آثار\nوشعائر و آداب ورسوم مشخصه میباشد\nعیناً شبیه باین است که امریکا ئی متمدن\nدست از تمدن خود کشیده و برود بد نبال\nامو ریکه درست برای اساس تمدن\nومحرابش مهم ترین لطمات را وارد کرده\nومبانی مدنیتش را ویران سازد .\nمادا میکه اسلام دیانت رسمی ممالک\nشرقی اولا و اقطاع شرقی ثانیا میباشد\nممالك وبلاد شرقی دارای يك سلسله متصله\nويك مدنیت اسلامیه هستند که پیوسته و آنها\nرا هم مربوط وشريك ومتحد ساخته و\nمصالح ومقدرات آنها را روی هم قرار\nمیدهد . وبنابر این در این صورت سهل\nترین کار ها برای ابناء شرف و پسران\n\nاین بلاد ، تعاون وكمك كاری نسبت\nبیکدیگر بوده وحق آن است که همگان\nچون شالوده های يك عمارت بزرك و\nاستواری باشند که برای پایداری عمارت\nمیبایست ، یکدیگر را معاونت و همراهی\nنمایند . اگر بحقیقت بشرقیها یکدیگر\nرا معاونت کرده واز اصول ومبادی دیانت\nخود تبعیت کنیم بی شك مبادی دیانت\nما بزرگترین موصلی است که ملل واقوام\nشرق را با هم متحد ساخته و آنان را\nبسعادت و ابدیت می کشاند .\nآنچه مستحق تذکر است ملل شرقی\nمی بایست پیوسته دارای علل و بواعث\nمرتبطه بوده وسعی کنند تا اثر و از رفت\nآمد های رسمی وغیر رسمی هر گونه\nحس تفاوت و تنافی را گشته و يك\nروح صمیمی و يك زندگی را بین خود\nحاکم سازند شرقیها و مسلمین امروز\nيك وظیفه مقدس وعمومی دارند که میبایست\nبا تمام قوی بشری اجرای آنرا کوشش\nو فدا کاری نمایند ـ آن وظیفه مقدس\nاصلاح شئون خود و و همسایگان ایشان\nمیباشد .\nاگر واقعاً ابناً شرقی شروع بعمل\nنموده و اشعه دائمي و مشيت خود را\nحفظ کیان ملیت خود قرار داده واجد\nيك روح و حدث و یگانگی کردید .\nبلاشك مولد يك مبانی و اصولی گشته\nاند که ما در جمیع قوای مادی و معنوی\nایشان بوده و رستگاری کامل را برای\nآنها تأمین خواهد کرد .\n( از مطبوعات عرب )"}
{"book": "adl0789", "page": 483, "text": "صفحه ٤\nشماره ٢٥\nمجله پنجم\n\nخبرهای فنون و اختراع\nسینما ناطق\nتمام کوشش و جهد کامل رجال سینما روی این موضوع قرار گرفته که سینمای ناطق و فیلم گویا را تا آخرین نقطه امکان متقن و نیکو گردانند. \nمهمترین مشاکل و صعو این قضیه مسئله صوت و نطق فیلم ها میباشد، چه تا کنون نتوانسته اند صدا های اکتبر ها و بازی کنندگان سینما را کاملاً طبیعی ساخته و از حنجره اولیه تحویل بیننده و شنونده دهند. اگر اشخاصی که با صدای بازی کنندگان آشنائی دارند و اتفاقاً متوجه جریان فیلم میباشند و فقط با صفای بیانات فیلم سینما سر دارند خواهی نخواهی اعتراف میکنند، که کوشش ها و مجاهدت رجال فن تا کنون منتهی بيك نقطه مثبت نشده و نتوانسته اند صدای اصلی را تحویل شنونده دهند شما نمیتوانید اعتراف کنید که این صدای مسموعتان عیناً صوتی است که از حنجره ستاره سینما پیروی می آید و از اینرو سینمای ناطق تا کنون تمام نشده\nو ناقص است. در یکی از مجلات امریکا این خبر انتشار یافته که یکی از رجال فن موفق شده تا آلی را اختراع کند که ارتعاشات صوت بازی کننده را تصفیه کرده و امواج صدای هر گوینده را در فیلم، مثل حالت عادی بگوش شنوندگان برساند بطوریکه نشود تشخیص مصنوعیت آنرا داده و همه معتقد گردند عین بازی کننده در فیلم در مقابلشان ایستاده و لهجه خودش صحبت می کند. \nشك نيست اگر مقوله اين مجله صداقت داشته و این اختراع صحیح باشد يك قدم تازه در طريق ترقی مبانی این اختراع بر داشته شده و سینمای ناطق قدم اول سیر تکامل خود را بر میدارد لذا این نظر مقطوع میشود که در آتیه نزدیکی سینمای ناطق در محال سینمای ساکت قائم مقام می گردد و چه بسا درب نمایشات و تآتر ها را نیز به بندد\nزپلن جدید\n«هر دور» رئیس اداره مهندسی کار خانجات «زپلن سازی» معلومات بسیار دقیقی در باره زپلن جدید بدست آورده و بر اثر مطالعات عمیقی که در اطراف احترق دلیزپژایل «ر ١٠١» معموله داشته نتایج بسیار مفیدی برای ساختمان «زپلن» تازه که در دست ساختمان میباشد تهیه کرده است\nحجم این زپلن دربر نژیل عجیب ازان بعد میتواند بالغ بر ۲۰۰ هزار متر مکعب گشته و ۱۰۰ نفر مسافر بغیر از عمال\nخود کشتی هوائی در آن جای گیر شوند، که در کمال رفاهیت زندگی کنند و نیز محرکات و ماشین فعلی که باقوه بنزین بکار افتاده ويك كوه مجوف آسمانی را در بالای سرما بحولان می آرند، از این بعد می توانند بر اثر احتراق روغن های نباتی سنگین وثقیلی این وظیفه را انجام دهند\nمقدار قوت «زپلن» جديد مبين ٣٤٠٠ و ۳۶۰۰ اسب میباشد در این «زپلن» کار هلیوم بجای ئیدروژن نیز مصرف می گردد و بدین مناسبات ساختمان آن تا آخر سال ۱۹۳۲ طول میکشد.\nتازه ترین سیستم طیاره\nباین نزدیکیها صنعتکاران ماهر ژاپوني موفق گشته اند بساختن یک فروند طیاره که از زمین بطور عمودي پرواز کرده بآسمان صعود میکند و از آسمان هم هنگام فرود آمدن هما نطور راست بزمین مي نشيند گویا این اختراع از دوران هاي هنگام هبوط وصعود وخطرات خرابي ماشين طياره بوقت آغاز پرواز و انجام آن اهل کارش را فارغ داشته وعلاوتاً مزيت ديگري که نسبت بسایر طیاره ها دارد اینست که براي یکمدت قليلي در هوا قادر بر توقف هم میباشد.\n(عرفان)"}
{"book": "adl0789", "page": 484, "text": "( شماره ٢٠ )\nمجلد پنجم\n\nصحیات\n\nامراض جهاز دوران\n( ٤ )\nپیوسته بگدشته :\nهبوط قلب ، اسيستولی\nعارضة نهایتی امراض قلب است که مریض\nرا به تشق محکوم می سازد ، در ین\nحال :\nنفس تنگی ، ورم ( وژها ) کبود\nشدن ، درد سر ، ورم باش ، در ادرار\nالبوم ( سفیدی تخم ) کش مکش در\nنبض ( که عبارت از هجوم خون پیش\nاست ) به مریض عاید می شود .\nتدا وی این حال :\nخون گرفتن ، مسهل و ایپیکاک\nخوراندن ، استرکانین یا روغن های کا\nفوری انجکسیون کردن عبارت است .\nامراض شرائین : ارتریو و استقلر وز :\nسخت شدن رگ های خون سرخ :\nبا لخصوص در پیر ها تصادف کرده سبب\nبسیار خرابی ها می شود این مرض از\nسخت شدن رگ خون سرخ و از پر\nشدن ( اعو جاج ) فهمیده می شود .\nتداوی :\nبه مریض سبزی و شیر خورانیدن و\nاز طعام های نمکین و چای و غیره اجتناب\nنمودن است .\nاز سخت شدن رگهای خون سرخ که\nاز يك طرف در بسيارى اعضا خرابی\nپیدا می کند و از طرف دیگر در رگ\nهای کلان ( ام الدم - انه وریزم )\nمحصول می آید درین حالت که خیلی وخیم\nاست بدكتور مراجعه كرده شود .\nخانق الصدر - انژين دو پوا ترين :\nمثل بالا از سخت شدن رگهای خون\nسرخ بحصول آمده یکباره گی بیهوشی\nو عبارت از يك درد شدید است در ین\nگونه احوال به مریض استراحت داده\nبا لای قلبش بخ گذاشته شود علاوه اً\nامواليا تيكة . ( ایما ل نائیتراس ) در آن\nموجود میباشد با لای دستمال ریخانده\nبو پا نیده شود .\nگان گرن :\nگان گرن که در انجام های دست و\nپا پیش می شود نا خوشی همین رگ\nهای خون سرخ بود، نتيجة برورش\nنیافتن و محروم ماندن حصه اعضا از\nخون است که دو صورت را بخود میگیرد :\nیا ز نرسیدن خون بهمان حصه خشك\nمی شود و یا جریات متعفن و خرب\nپیدا کرده پارچه هائیکه ترعفناً بوده\nشده باشند آهسته آهسته می افتد .\nتداوی :\nجائیکه بوده شده باشد تیمار انتی\nسپتيك نموده و همان خصه را بآب\nاکسیجن شسته محل کانگرن قطع شود\nامراض آورده (رگهای خون سیاه ) :\nرگ های او رده که در پا ها می باشد\nاز وسع شدن آنها بسیار بار ( دوالی )\nمحصول می آید. اشخاصیکه باین مرض\nگرفتار می شوند ، از مانده شدن ، و زیاد\nراه رفتن ، به پا ایستاده شدن ، و از\nاستعمال کمر بند که بسیار مضیق بسته\nشود اجتناب کنند عضويکه مريض است\nبا يد پاك نگهداشته و زود زود بآب\nسرد شسته جراب را هبری استعمال کنند\nالتهاب آورده (رگهای خون سیاه فله بیت :\nدر مختلف امراض ( مسری ) با لخصوص\nدر زان ها محصول می آید .\nعلامت ابتدائی :\nحرارت خفیف ، درد در ساق پا ، او\nورم سفيديكه مثل ریسمان يك تار در پا\nدیده می شود ، عبارت است .\nتداوی :\nاعضای مرض را هیچ حرکت نداده\nپای مر یض را در يك محفظه سیمی که\nمخصوص شکل پا ساخته شده است بالای\nآن پنبه گذاشته پای مریض مانده شود\nاین چنین مریضها الى مدت یکماه به پا\nایستاده نشوند .\n( باقیمدارد )\n( سید حفیظ جاهد )"}
{"book": "adl0789", "page": 485, "text": "مجلد پنجم\n\nشماره ٢٥\n\nصفحه ٦\n\nخبر هاي داخلي\n\nشرفيا بي اعضاي\nجمعيت العلما بحضور اعليحضرت\n\nچون حرکت ، جمعیت العلمای افغانستان ،\nمحض جهة ابلاغ ، مواعظ حسنه و انجام\nامر معروف و نهي منكر حسب اصول\nمقرره و القای نصایح و اندرز های ذی\nمنفعت سال يك مراتب باطراف و نواحی\nمملکت خالی از اثر و منفعت نبوده\nدرین سال فرخنده فال اعليحضرت\nستوده خصال ما صورت نقل و حرکت\nاین جمعیت را چنین مصلحت دیدند ، تا\nچند تنی ازین علما با نتخاب سائرین\nجهة اعطای مضامین مندرجه مجله شریفه\nحي على الفلاح در زمان غیاب سایر فضلا\nدر مرکز بمانند و ما بقی او شان تماماً\nدر ایام در مای زمستان موقتاً باوطان و\nمملکت شان معاودت فرموده از نشر\nفضایل و توصیه اهالی ، عدم تقرب برذایل\nصرف مقدرت ور زند و در بهار سال\nآینده تکرار بمركز وارد و بوظايف\nمفوضه خویش ساعی و جاهد شوند .\nاز این جهة در هفته گذشته تمام اعضای\nمحترم جمعیت العلمای افغانستان محض جهة\nو داع و خداحافظی ذات شاهانه و استماع\nاوامر و نصایح اولو الا مرانه او شان\n\nبعد از استجازه ملوکانه با عالیقدر - الاث\nمآب وزیر صاحب عدلیه حضرت نورالمشایخ\nوارد قصر گلخانه گردیدند و بعز ملاقات\nو استماع کلمات حکمت آیت شاه ستوده\nصفات خود فائز شدند ، که ما حصل\nفرمایشات و محمده کلمات همایونی را یکی\nاز نامه نگاران فخری ما تا جائیکه قید\nوضبط کرده توانسته است قرار آتی بها\nتلطف نموده جهة استعلام قارئين كرام\nذیلا ار قام میشود :\n\nیاد از دوره جوانی و ارتقای\n( ابتدائیه اسلامی )\n\nاعليحضرت شهریاری در طی این\nملاقاتیکه با علمای محترم فرمودند از حالت\nابتدائيه اسلام و از آن مساعیات حسنه\nخیر البریه و خلفای را شده و اصحاب نبویه\n(رض) که در راه رفعت وعظمت ومفخرت\nاسلام اسلامیان و ارتقای شوکت دینیه\nاز او بمنصه شهود پیوسته و در اندك زمان\nاكثر حصص جهان واقوام و ملل مترقیه\nآن زمان را بنور ایمان و تهذیب حسنه\nعاليشان آراست ، و عموم تابعین و پیروان\nعقاید صحیحه اسلام را بجميع صفات و\nاخلاق عالی درجات پیراست ، يك تذکره\nدلچسبی را ایراد کنان درین حصه بیانیه\nخويش بهتر ين مصداق ( الاسلام يعلو و\nلا یعلی ) را خاطر نشان حاضرین ساخت و\nثابت نمودند که ترقی و پیشرفت محير العقول\n\nمسلمین خیر القرون در نقاط مهمه جهان\nتنها بقوه شمشیر نبوده بلكه يگانه واسطة\nنشر اسلام در اندك زمان وتوسعه رقبه\nآن ، تعمیم عدل و احسان ، تعلیم\nحقوق پروری و اتصاف گستری اخلاق\nعالی و تهذیب حقه اسلامی بوده است\nاین قسمت نصیحت اعليحضرت فوق العادة\nمهیج و حوصله افزا بود .\n\nاسباب انحطاط وتنزل اسلام\n\nما بعد از ان بیان حقیقت توا مان شا هانه\nشانرا در اسباب وعلل تنزل اسلامیان\nوچیزهائیکه موجب از دست رفتن آن\nشوکت و بزرگی اسلام که در اول وهله\nمایه ناز ومحل افتخار مسلمین و سبب رشك\nو غبطه تمام مردمان روي زمين بود معطوف\nنموده ارشاد فرمودند که علت پارچگی\nدر انحلال قواي اساسي ومفاخر تاريخي\nاسلامي فقط وفقط بواسطه اغراض آفريني\nوشخصيت پرستي سلا طين وامرا ء وعلما\nو روساي اسلام وعدم اتحاد و اتفاق وفرو\nگذاشت اوامر صحيحه دينيه واختيار نمودن\nتنبلي وجهالت و گرفتاري مسلما نها به\nعيش وعشرت وغيره امور مذيمه پر از\nمضرت بوده است .\nاین قسمت کلمات پرحکمت اعلیحضرت\nنهایت مؤثر و رقت آور بوده تماماً در\nاطراف این آیه شریفه كه ( ان الله لا يغير\nما بقوم حتى يغير واما بانفسهم ) را تثبیت"}
{"book": "adl0789", "page": 486, "text": "صفحه ٧\nشماره ٢٥\nمجلد پنجم\n\nوسراسر مفهوم این شعر را بخواطر ترسیم میكرد كه .\nاسلام بذات خود ندارد عيبي\nهر عیب كه هست در مسلمانی ماست\nراز ترقی اسلام در چیست\nاخيراً بیانات خیرت ختامه شان را در اطراف محاسن ومزایای تام آن اوامر حقه اسلامیه که امروزه روز دیگرها بواسطه خوشه چینی آن خرمن افتخار واقتباس ازان شعله انوار اسلام فائز المرام وشاد كام ومسلمين بواسطه عدم پا بندي واهتمام بآن پریشان و ناکام اند دور داده از فوائد اركان پنج كانه واثرات نيكوي سعي وعمل وجد وجهد وعلم وعرفان ، صنعت وحرفت و اینکه دین اسلام بكدام پیمانه بكسب وكمال وفضائل توصيه دبجه اندازه باجتناب مناهي ورذائل اوامر داده است و بیكانه مسئول وذمه دار ابلاغ آن بمصداق (انما يخشي الله ان عباد العلما طبقه علما را گردا نیده است و تزكيه نفوس عامه را محتاج به صیقل امر معروف ونهي منکر آنها ساخته و بزرگمان بقول زلة العالم زلة العالم لغزش وفرو گذاشت ارباب فضل را بخرابي جهان تعبیر کرده است . مباحث عالي را دائر وحضار را ازین ارشادات خویش نهایت متأثر ومتذكر ساختند ومعاني شريفه واشارات لطيفه آيه شريفه ليس لي\nالانسان الا ما سعي را تشريح وتقريباً مطالب این عبد را ذهن نشین حضار نمودند تا تو كوشش ميكني لايق اندام تو نیست جامه را که جو دوخته خیاط ازل\nاین قسمت بیانیه اعلیحضرت بسیار نافع و بلند و هر نکته و جمله آن دارای نکات و اشارات ارجمندی بود که تعمیل و پیروی هر جمله و هر کلمه آن باعث سعادت دنیوی و اخروی شده میتواند .\nمسرت علما ووداع اعلیحضرت با آنها\nدر ختامه از مسایل جمله اكثري از حضار وسائر علمای حقانی افغانستان که دلهای شان از درد اسلام مملو ودست مریض های دور حاضره قوی وتوانا وبه تشخيص امراض مزمنة جامعه اسلامیه خو بثر آشنا هستند و از فکر رسا وهت بلند وعلو نظر واثر کیمیا پرور خود روح ورواى را به پیکر این میت های محتضر اندوخته میتوانند ؛ اظهار مسرت وتشكر فرموده گفتند كه من ازین خدمات همدردانه موقع شناسانه شما علمای حقانه افغانستان شادمان ام ومزيد توفیق را برای تان وسائر علمای با وجدان وطن خوا هام امید میکنم که طبقه علمای محترم درین دور تاريك كه احوال اسلام واسلا میان در تمام نقاط جهان پریشان و بواسطه شخصيت و اغراض پرستی ملا های سوء در سائر\nبلاد اسلامیه علمای محترم بنظر اشخاص کوتاه فکر نا فهم مورد تنقید میباشد ، خال بکو هند وزحمت بکشند تا در اصلاح احوال جهان موفق آیند و در رفع هر گونه غلط فهمي واهما ليکه در بين واقع شده کامیاب شوند و بواسطه نشر وتعميم حقائق صحيحی اسلام خود ها را با لعموم محبوب القلوب طبقه خواص عوام ساخته در دنیا مشکور و نيكنام و در آخرت ماجور وشاد کام بسازند .\nعلمای محترم جمعیت المهاد ازين بيانات حكمت آیات شاه دیانت اگنتناه خود در يك جهان مسرت وشادمانی بدعا گوئی طول عمر وتو كيد قوام سلطنت اعليحضرت پر داختند وسر تا پا این بیانات قیمت بهای پادشاهی را تصدیق وتائید واحقاق ريت ومصروفیت خود شانرا در خاطر نشان کردن همین اوامر ونصايح حكيمانه ملوکانه که تماماً پیرو و تالى احكام الهى وسنن نبوی ومقررات حقه اسلامیت عرض کردند و بلا نهایه اظهار خلوص وعقیدت شانرا بحضور اعلیحضرت نموده ضمناً به تبريك نکاح شهزاده بلند اقبال افغانستان والا حضرت محمد ظاهر خان پرداخته دعای تسعید این مواصلت میمون را کردند .\nبالآخر این محفل عالى بـنيك وضع خوب انجام وذات شاهانه علمای محترم جمعيت را حبة رفتن باوطان شان برای همين زمستان وداع فرمودند ، و گفتند که از خدای بی نیاز موفقیت شما را در انجام این وظائف مهمه روحانيه تان"}
{"book": "adl0789", "page": 487, "text": "صفحه ۸\n(شماره ٢٥)\nمجلد پنجم\n\nخواستارم وامید وارم که بعد از گذرانیدن\nایام رخصتی دوسال آتی باز بفضل الهی\nمع الخير والعافيه با شما علمای محترم\nملاقات نمایم ، علمای اعلام هم شادان\nو دعا کنان از حضور اعلیحضرت مرخص\nگردیدند .\n\n( اصلاح )\n\nالطاف شاهانه\n\nنقل فرمان حضور شاهانه عنوانی ریاست\nبلدیه : مبلغ یازده هزار افغانی از پول\nشخصی حضورم بقسم خیرات برای غربا\nو فقرای شهر کابل بمناسبت عروسی\nنور چشم شهزاده محمد طاهر خان منظور\nنموده توسط فرمان نومره ٣٢٩٦ – ١٦\nعقرب بوزارت در بار امر دادیم که\nبریاست بلدیه کابل به پردازند شما را\nامر است که مبلغ متذکره فرمان هذا\nاز وزارت دربار تسلیم و ب غربا ومستحقین\nشهر توزیع و تقسیم بدارید .\n\nرضایت وامتنان\n\nبمناسبت علاقه واحساسات پر جوش\nوصمیمیت کارانۀ که اهالی شهر کابل\nدر موقع عروسی شهزاده محمد طاهر خان\nابراز نموده بودند ذات شاهانه تیلفوناً\nذریعة ریاست بلدیه از اهالی ظهار امتنان\nفرموده وبر ئیس بلدیه امر فرمودند\nتا رضایتیم را ذریعه کلا نتران با هالی تبلیغ\nنمائید که رئیس صاحب بلدیه رضایت\n\nاندرز\nهنگام سختی مشو نا امید که ابر سیه بارد آب سپید\nدر چاره سازی مخود در مبند که بسیار تلخی بود سودمند\nگره در میاور به ابروی خویش در آئینه فتح بین روی خویش\n( نظامی )\n\nحضور شاهانه را با هالی تبلیغ واز طرف\nاهالی به يك عريضة طویلی که بهترین\nاحساسات صدقت مندانه شان را حاوی\nبود جوا باً بعرض رسانده شد که مفاد\nآن اینست : –\nملت افغانستان مجاهدات تاریخی ذات\nشاهانه شما را که یاد گار آن یکی از بهترین\nنعمای الهی است ابداً فرا موش ننموده\nوشخص اعلیحضرت وقامیل شاهانه\nرا اولین ناجی ومقتداو افغانستان دانسته\nدر امتثال امر و یا احصال رضای پادشاهی\nبفدا کاری مال وجان حاضریم .\nولی متاسفانه بواسطۀ برودت هوا\nچنانچه لازم بود که شهر را به تقریب\nعروسی شهزاده چراغان میکردیم موفق\nنشدیم .\nدر اثر عرض اهالی حضور شاهانه\nهم ذريعة فرمان ۳۲۹٥ ، ۱۷ عقرب\n\nپادشاهی از احساسات شان اظهار رضایت\nوامتنان فرمودند .\n\nافتتاح مجلس اعیان\n\nروز دو شنبه ( ٢٤ ) عقرب ساعت ٢\nبعد از ظهر در قصر دلکشاه مجلسی از\nمامورین مهمه لشکری وصاحبمنصبان\nعسکری منعقد شده بود ، اعلیحضرت\nغازی شاه اورنگم تشریف فرمای محفل\nشده و مجلس اعیان را افتتاح فرمودند\nخطابه افتتاحیه شاهانه ومعروضه\nجناب میر عطا محمد خان رئیس مجلس\nاعیان را با تفصیلات در شماره آینده\nمنتشر خواهیم نمود.\n\nعزیمت\n\nآقای قاضی عبد الحق خان معاون ریاست\nشورای ملی با یکعده از وکلای هراتی\nوقندهاری دیروز ساعت ۱۰ بعزم\nهرات بطرف قندهار رهسپار گردیدند ."}
{"book": "adl0789", "page": 488, "text": "صفحه 4\n(شماره 25)\nمجلد پنجم\n\nتاس\nجواب ليتو نوف به سوال مجمع ملل\nمسکو - 22 اکتوبر جواب ليتونوف\nبسوال در وموند راجع به آمادگی\nحکومت شورويه وقبول کردن پیشنهاد\nکرالدی در باب معطل کردن اسلحه الی\nاختتام امور کنفرانس تحديد اسلحه\nاشاعه یافته است لیتونوف در جواب\nخود مینویسد : من قبل ازین یعنی 21\nسپتامبر راجع به آمادگی حکومت\nشورويه قبول کردن تعهدات را با تمام\nممالك بالمساوات اطلاع داده بودم\nحکومت شورويه همچنان حاضر است که\nمیعاد پیشنهاد شده را از امروز الی یکسال\nیعنی از اول نوامبر قبول نماید و همچنین\nاو حاضر است مكملاً يا بعد اكثر اسلحه\nخود را بقرار پیشنهاد من بکسرون\nتحدید اسلحه نموده ام تجدید نماید باید\nواضح باشد که آیا این تعهدات باشعاء\nاسلحه مربوط است ، اگر این مسئله\nواضح نباشد هی حکومت بخیال خود آن\nپیش نهاد را تغییر خواهد نمود ، حکومت\nشورويه حاضر است بعد از واضح شدن\nامور هر قسم تعهدات راجع بمعطل نمودن\n\nخبرهاي خارجي\n\nاسلحه را باساس مساوات با تمام ممالك\nقبول خواهد نمود .\nمسکو - 27 اکتوبر آمدن ليتونوف\nرفاقت سفیر ترکیه در مسکو چین 27\nاکتوبر وارد انقره گردید ليتو نوف را\nدر استاسیون توفق رشدى بيك وزير\nامور خارجه و مامورین مسئول وزارت\nخارجه ترکیه و اعضای سفارت س س س ر\nدر استقره استقبال نمودن در استاسیون\nیکدسته عسکر احترامی نیز موجود بوده\nاز استاسیون الی هوتل طماقراق طف\nپاکتیبه های خوش آمدید بزبان روسی\nقایم کرده بودند .\n\nاخبار انگلستان\nريوتر\nيك هفته ایامی که بعد از اعلان قانون\nمعشولیت در آیرلند آمده بود روز شنبه\nبا يك حادثه سیاسی خیلی مهمم خاتمه\nیافت 2 نفر اعضا پارتی کارگر آیرلند\nکه طرفدار حکومت بودند از حزب کار\nگر ایرلند اخراج شده اند این دو نفر\nیکی موسوم به مک اینی نماینده ذیل و دوم\nایجا در انتونی عضو شهر کارك .\n27 اکتوبر - نتیجه انتخاب دار الفنون\nویلز با 66 رای وضعیت پارتی ها را قرار\n\nذیل می سازد محافظه کار 49 ، احرار\nملی 14 ، احرار ( 1 ) کار گر ( 6 )\nترتیبات بی نظیر و وسیعی که برای اشاعه\nنتایج گرفته شده است علاقه مصرو عموم\nرا برای گرفتن امروز نشان میدهد تعداد\nآراء در هوتل ها ، كلب ها ، تیاتر ،\nو سینما ها ، و مقامات دیگر عمومی و\nعمارات زیر زمینی ها نشان داده خواهد\nشد .\nشب گذشته اختلالات کا مونیست ها در\nكنسك تن شمالی و واسبوهان وضعیت\nنسبتاً سكون انتخاب را بر هم زد .\n28 اکتوبر - رای دادن در انتخاب\nعمومی بر طماوق بآرامی پیش میرود و\nاخلال هیچ وجود ندارد و غالباً عده\nآرائی که داده است يك مسابقه تشکیل\nنموده میتواند را پورت مامورین انتخا\nبات اجتماع مردم را در موقع افتتاح که در\nآن جمله عده زیاد نسوان و دختران جوانی\nکه قال برای دادن بودند مشمول داشتند\nو بیان میدارد که با يك جدیتی که شایان\nسیاست مداران است مقدرات ملت را\nتعین مینمودند اشخاصی که ملاحظه کرده\nاند میگویند درین شخسایب چنان جدیت\nو عدم سوء ظن حکم فرما بود که گاهی\nقبل ازین دیده نشده بود .\nرای دادن را معه معطل ساخته عده از\nاراء بتایح وجود دمه بید و رب کار گر"}
{"book": "adl0789", "page": 489, "text": "صفحه ۱۰\nشماره ۲۵\nمجلد پنجم\nاینکه که باز میگفتند تا زمانیکه موقع رای گرفتن مسدود شدند معطل ماندند واشخاصی که هنوز رای خود را تقدیم نکرده بودند موقع نیافتند که رای بدهند.\nدر نتیجه اولین انتخابات عمومیه که از (لندن) طلاع شده است میلیون شماره رای کشیده اند اپون و بس نماینده حکومت (محافظه کار) ۱۹۱۹ رای گرفت وفرا نگلس (کارگر) ۷۵۸۵ رای ونسبت باکثریت محافظه کاران به ۹۵۱۱ رای هیچ تبدیلی واقع نشده است.\nدر شالفورد شمالی ج ، پی موریس محافظه کار ۳۱۵۱ رای گرفت.\n(دین لیفت) کارگر عضو نشسته ۱۳۲۷۱ رای (محافظه کار موفق شد) بعد ازان در نصف شب وضعیت پارتی ها ظاهر شد. محافظه کاران حکومت ۸۲ واحرار ۱۷ کارگران مخالف ۸ ومحافظه کاران ۱۵ واحرار سه رای گرفتند.\nدر روز پنجشنبه جلسه کابینه منعقد خواهد شد، که راجع به امور خارجه ونطق شاه در موقع افتتاح رسمی پارلمان بتاریخ ۱۰ نومبر مذاکره کنند. پارلمان جدید به تاریخ ۳ نومبر قبل از انتخاب نطاق وسوگند دادن اعضاء عقد خواهد شد.\n\nاحول پارتی ها در آخر نتایج واز اولین انتخاب عمومی قرار ذیل است:-\nملیون - ۲۱۳\nمحافظه کار - ۲۴۲\nکارگر ملی - ۱۰۴\nاحرار - ۴۲ (من جمله ۱۴ آن طرفدار سا تمن میباشد)\nکارگران مخالف - ۲۳\nپارتی مستقل - ۳\nموفقیت محافظه کاران ۱۲۰ ، کارگر ملی ٤ ، واحرار ۱۱ میباشد. خساره کارگر ۱۱۱ وحزب مستقل ۵ است. ۲۸ اکتوبر:\nدوائر سیاسی از تمایل سیاسی بی نظیری که از نتیجه او از اولین ظاهر شده است، متعجب اند. محافظه کاران خیلی مسرور اند، و کارگران طبعاً خیلی مأیوسند، زیرا که نتایج شب گذشته عموماً نتایج قصبات دهات انتخاب میباشد و يك عده زیادی مراکز صناعتی که دران واه کارگر قوی میباشد دران شامل است. نتیجه کرسی که امروز اعلان میشود عبارت از نتیجه آرای هیئات انتخابی دهات خواهد بود که کاملاً طرفدار محافظه کاران میباشد، و محافظه کاران در نتایج روز دوم فتح کاملی را در نظر دارند. و اگر هم چه واقع شود حزب کارگر به حیث حزب مخالف مؤثر در دار العوام وجود نخواهند داشت و در پارلمان جدید آنها کمتر از صد نفر طرفدار خواهند داشت. برای آنکه محافظه کاران اکثریت مطلق را بدست بیاورند به ۹۰ کرسی دیگر احتیاج دارند، و برای قوه محافظه کاران در پارلمان جدید که زیاد از ٤۰۰ نفر میباشد امید میرود احرار و کارگران ملی متفقاً تقریباً به یکصد میرسند و حکومت ملی اکثریت زیاد از ٤۰۰ را خواهد داشت\nروزنامه های حکومت ملی ، راجع به نتایج انتخابات که آنرا يك غلبه بزرگ ومحو شدن سوسیالزم میدانند، خیلی مسرورند. دیلی تلگرام میگوید:\nاین نام عبارت از يك غلطی وضعیت شدید سیاسی است.\nدیلی میل موفقیت را به طرفداری زیاد تعرفه، وعزم کارگران برطانوی به ایراد ضربه های شدید وغارتگری سوسیالزم اسناد مینماید. دیلی اکسپرس بیان میدارد که پارتی سوسیالیست محو شده است. دیلی هرالد اظهار مسرت میکند که محافظه کاران کامیاب شده اند ومملکت بصورت درستی، راجع به آن اشخاصی که محو شده اند وطرفدار"}
{"book": "adl0789", "page": 490, "text": "شان عبارت از اختلال انگیزان و مفسدین\nپردازان میباشد ، قضاوت نموده اند .\nپیغام اخرین بیان میدارد که حکومت\nاز اکثریت مطلق يقينی حاصل نموده\nاست . و میکد و نالد ، لاند جارج\nسر جان سائمن ، مس امیگن ، و چرچیل\nانتخاب شده اند .\n\nوج دران ، ومس سوسن لارنس\nشکست خورده اند . محافظه کاران\nبه نسبت تمام پارتی های دیگر اکثریت\nحزبی دارند . تعداد پارتی ها بساعت\n۲ و نیم بعد از ظهر قرار ذیل بود :\n\nمحافظه کاران : ٢٨٤\nکار گران ملی : ١٠٨\nاحرار : ٢٩ (۱۵) نفر طرفداران سائمن )\nکار گر مخالف : ٢٤\nحزب مستقل : ١٠\n\nیعنی محافظه کاران ١٢٤ فایده کرده\nاند ، و کار گر ملی ١٠٨ و احرار ١١١\nحزب کار گر ١٤٠ به ضیاع داده است .\n\nهند و انگلستان\n٢٥ اکتوبر\nپیغام لندین بیان میدارد که گاندی\nاز اینتن وارد اکسفورد شده با ماستر\nپ ف یولپول که در سنه گذشته در هند\nعضو کمسیون تعلیام عالی مسیحی بود\nو با گاندی رفاقت داشت ملا قات نموده\nشام آن در ( مجلس هندی ) نزد عضای\nکلب نیلو فدر نطق ایراد نموده و به\nسوالات طلبه جواب داد .\n\n٢٦ اکتوبر\nپیغام لندن بیان میدارد که از کالج\nاکسفورد به نسبت رسیدن گاندی\nیکجا عجا اوازه های مسرت بر آمد\nو در مسافرت مختصر خود گاندی در\nدار الفنون مذکور يك فهرست زياد\nمصروفیتات دارد و به همراهی داکتر\nاسندهی ، ماستر آف يولپول ، داند\nدایوز ، مس سلید و ویسای ، ايدور تا\nپسن را ملاقات نموده بعد ازان گیلوت\nمری ، سر میچل سید لر ، وانجننا لد\nلید را دیده و بعد از ان سر هنری لا ورنس\nرا ملاقات نموده که با او به سواری موتر\nبه اکسفورد رفت . و بعد آن در شام\nدر کلب دیلی نطق ایراد نموده . هفته\nآینده به کمبرج خواهد رفت .\nمذاکرات مسایل فرقی در کنفرانس\nمیز مدور عملاً به سکته دو چار گردیده\nاست . عقیده عمومی دوایر نماینده گی\nچنین است که ، تمام پیشنهادات ممکنه\nختم شده . مالویه عقیده دارد که هنوز\nهم ممکن است مسئله فرقی را با انصاف\nسه نفر که از طرف مربوط به مذاکرات\nانتخاب شوند فیصله نمود و میگوید حتی\nاگر مسئله فرقی فیصله نشود هم باید مسایل\nتشکیلی را بزودی فیصله نموده و فیصله\nمسایل فرقی را برای ما بعد بگذارند ، و\nبیان میدارد که ، معطل شدن اصلاحات و\nالتوای کنفرانس بدون آنکه به مقصود\nخود رسیده باشد ، در هندوستان اثر\nخطیری خواهد نمود . قایدین مهم هند\nو مسلمان مذاکره غیر رسمی نموده راجع\nبه پرو گرام فوری کاری که در مقابل\nکنفرانس است ، مذاکرات نمودند\nنماینده گان مسلمان شام امروز جهت\nتجدید نظر بر وضعیت خود ملاقات\nخواهند نمود .\n\nتلگرام استدق بیان میدارد که ، ماند\nبه محاسبات و قضاوت محکمه عالی ، در\nموقع تجدید مذاكرات كميته تعمير\nاتحادی ، روز چار شنبه ؛ بعض نظریات\nمزيد شنيده شد . كيبوی جوئنز ، از\nطرف او رویائی ها تاكيد نمود که\nمحکمه اتحادی ضرور است ، مگر این\nمسئله پش ضرورت دارد ، که حق\nمرافعه از محکمه اتحادی به مجلس خصوصی\nاعطا شود . ( یکی از حضار ) با مرافعه\nبه مجلس خصوصی مخالفت نموده اظهار"}
{"book": "adl0789", "page": 491, "text": "شماره ( ٢٥ )\n\nاعتقاد نموده که ، از نقطه نظر حکومت\nو صد برطانوی ، مطلوب است که در\nخود هندوستان محکمه عالیه هندوستانی\nقائم شود داکتر شفاعت احمد راجع\nبه مسئله مرکزیت محکمه عالیه بحث\nنموده و نیز راجع به طریقه که بآن\nشرائط دارای حق ظمتاً تقديم اجبری\nشود گفتگو کرد .\nو راجع به این مسئله اظهار عقیده نمود\nکه تبدیل نمودن شرائط حفظ ما تقدم\nرا ممکن نیست تبدیل کنند ، بجز\nطریقه که ، بصورت مناسب رفع و فرق\nمربوط بآن رضا دهند .\nمستر ریچارد راجع به مرافعه مجلس\nخصوصی موافقت نموده ، که باید\nمفکوره ماجبات از تولید يك نظام\nمكفى بالنفس عدلی برای هند باشد\nمکر گفت که تشکیل نمودن مجلس\nخصوص هندی قبل از وقت است .\nروز دوشنبه در بین بعضی از نماینده\nگان مهم مذاکرات غیر رسمی شروع\nشده مسئله دفاع تحت مدافعه گرفته\nشد . اعضای نماینده کی ظهار عقیده\nنمودند که باید يك وزیر هندی کار\nعسکر را بدست داشته باشد . وراجع\nبه وضعیت او در مقابل حکومت برطانیا\n\nو تلقين مرکزی و مقداری که از اداره\nو یا ایمی حربی به وزیر مذکور سپرده\nشود ، مذکره نمودند . روز سه شنبه\nاین مذاکرات دوام خواهد نمود .\nنماینده گان مسلمان نیز ملاقات نموده\nواقعه نظر سابقه خود را تأکید\nنمودند که ، نه می توانند راجع به\nمسائل به اقلیت ها ربط دارد\nتا زمانیکه بار دیگر مسئله اقلیت ها\nسردست گرفته شود ، مذاکره کنند\nاطلاع رسیده است که مذاکرات مسلمانان\nها بر اساس مذاکره آغا خان و گاندی\nبود .\n\nاز هر طرف\n\nدر چین جدید :\nیکی از آدابی که تا این اواخر نیز\nدر چین از آن متابعت می شد و موسوم\nبه (کوو تو) بود این بود که وقتیکه\nشخصی با یکی از بزرگان مقابل می شد\nبرای احترام خود را بزمین خم کرده و\nسه دفعه پیشانی خود را بزمین میمالید\nسفری خارجه نیز موقعیکه بملاقات امپرا\nطور میرفتند مجبور بودند که عين همین\nاحترام را اجرا نمایند . اما لباس های\nرسمی که در بر میداشتند غالباً مانع\n\nرکوع و سجود شان شده و ازین حیث\nدر مضیقه بودند . اما از وقتیکه چین\nجمهوری شده است اجرای این مراسم\nاز ایشان لغو شده و فقط بانحنای سر از\nایشان اکتفا می شود .\nو پس تر آن بین عموم نیز این عادت\nکه دلیل بر خضوع میباشد بر طرف شده\nوعوض رکوع ولمس زمین پیشانی\nفقط انحنای سرسه دفعه متوالی رایج\nگردیده است .\nچگونه از بحران کبریت جلوگیری می شود .\nایفار کرویتر (پادشاه کبریت) سویدی\nتجارت کبریت را در اروپا احتکار کرده\nو در این اواخر اسعار آنرا خیلی بلند\nبرده بوده است .\nدر مقابل آن اهالي يك قريه از رومانيا\nوسیله عجیبی برای مقاطعه بحران کبریت\nاستعمال کرده و در یکی از نواحی قرية\nشان آتشی روشن کردند که هر رهگذری\nدر آن يك قطعه چوب و یا هیزم میانداختند\nو هر غری هم که میخواست سیگار خود\nرا آتش ابزند نزديك این آتش رفته\nو قطعه آتشی از آنرا استعمال میکرد\nچنانچه صاحبان خانه نیز برای رفع\nاحتياجات خود از آنجا آتش گرفته\nو بخانه های خود میبردند ، و باین وسیله\nصورت تمامی در انتسج و استهلاك\nآتش اجرا شده و برای اینکه خیلی آنها\nرا خنک بحساب ندهند قرار دادند که\nمبالغی را که از مقاطعه کبریت\nنزدشان جمع شده بود بانشاء يك كلیسای\nصرف نمایند ."}
{"book": "adl0789", "page": 492, "text": "(صفحه ۳)\n( شماره ٢٥)\nمؤلف : اميلابيه فرانسوی : (۱۹) مترجم حبيب الله طرزی : و تصور کرد که در يك زندان داخل\nمادام سان ژين شده است و برای ابد ازان نجات\nنخواهد یافت .\nفصل دهم\nعروسی منقطع\nپالئویت را بمن بده ، زود شو ! اينك لحظه چندی که در آن جا بانتظار عود\nبلانش را رعشه گرفته گفت :\nبارون بر میگردد .\nمند ضالی برو گذشت تا آنکه در وازهٔ\nبزرگ بايك صدای مهیبی عقب رفته اواز\nحرف کاترین حقیقت داشت زیرا خدای من ! من تباه شدم حال دستی از\nفرار من اطلاع یافته و تعقیب خواهند بارون بعد از انیکه کلیسا را دیده و یا های اشخاص زیاری در راهرو منعکس\nخودش را از مهیا بودن تمام لوازم مطمئن گردید .\nنمود ، ، کاترین : ما باید وقت را از\nکاترین برای آنکه حصه بازی خودش\nدست ندهیم یگانه راهی که موجود گردانید بر میگشت تا مارك دو لا ولين\nاست آنهم بنهايت خطر ناك است ، ولی را با خود بگیرد و هم با صطبل هدايات را تا به اخر بخوبی بازی کرده باشد پالتو را\nچه باید کرد باید تن بتقدیر نهاد . لازمه را بجهت سفر پرو کال بدهد بر سر کشیده و مناسکه نماز مشغول باشد\nبلانش بگو به بینم اگر ذرة امید هم کاترین خودش را به پالتوی دراز بلانش بزا نو در آمده خاموش ماند .\nدر آن باشد بگردن آن حاضرم .\nکشیبش آهسته بر خواسته بمحراب\nپیچیده بطرف شاتو و بلانش با لاوايت\nکاترین ، اگر کسی بجای تو بماند که ازین همراهی مانند طائوس بر خود\nمیبالید بطرف اردو گاه فراند آهسته شروع به تکرار او راد نمود تقرب جسته با يك صداى كاداك ولى\nوتو فرار کنى كم از كم يك نصف ساعت\nرهسپار شدند کاترین خودش را بدروازه\nبعد تر از حالا خبر خواهند شد ، .\nاطاق خدمتکاران رسانیده و یکی از آنها بارون هم نزديك كا ترین شده و يك\nنیم ساعت خیلی زیاد است من تصور میکنم\nرا مخاطب ساخته گفت : بمسیو با رون سلام مختصرانه داده آهسته گفت\nيك ربع ساعت نیز مرا نجات خواهد\nد ماء موازن ! اگر چه امید داشتم که\nبگوئید که ماد موازال بلانش او را در\nداد .\nشرف و مسرت همراهی شما را اینجا کلیسا منتظر است .\nکم از كم بار بارك گذشته يك جاى دیگرى این را گفته و با قدم های متین بطرف حاصل کنم ولی با وجود آن هم مسرتی\nخودم را پنهان کنم شاید بتوانم بیکی کلیسا روانه شد بداخل شدن کلیسا که از دیدن شما درینجا یمن دست داده\nاز قراول خانه های فرانسویان رسانیده فردی را غیر از کشیش پیری که مشغول از حیط بیان بیرون است ،\nبمهاجر یوت نیز ملحق شوم ، اوراد بود ندید ، راهب هم آنقدر اجازه دهید تا در پهلوی شما به ایستم ،\nولی افسوس که برای این معا وضه مصروف بود که هیچ توجهی بکاترین كاترین خاموش و بی حرکت ماند ماو\nکسی نیست ! نه نمود ، خاموشی مرده کلیسا روشنی کیز چون دید که دخترش بعد از انیکه\nکاترین از من بهتر که را میخواهی باید خفيف چند مود شمع که از سقف تاريك بیهوش آمده و برصای او تن نهاده است\nيك لحظه هم وقت را ضایع نکنی آویخته بود کاترین را مرتعش نمود باز میخواهد خاموش و بی حرکت"}
{"book": "adl0789", "page": 493, "text": "صفحة 14\nشماره ٢٥\nبجلد پنجم\n\nبايستد نزديك او رفته گفت : بلانش عزيزم ! این با انوی مفلوك كه بيك پالتوی مسافرت زياده تر شبيهه است از حو د دور کن تو باین وضعیت عروس شده نمي توانی رویت را پنهاني وقدري متبسم باش اگر قلباً آرزو نداري بجهت مهمانان ما افسران ژنرال کولپر فیت که زحمت کشیده ومجر و سيت مشارکت نموده اند وضعيت بشاش بخود بگیر !\nپیشتر از انكه منع کرده بتواند و یا آنکه ارادة او را حدس زده باشد پلان را از سر او دور ودر مقابل ماركيز با يك پيراهن ایستاده بود ،\nمارکیز از دیدن یک زن بیگانه در پاس دخترش متحير شده نعره زد ، این زن دختر من نيست بارون نيز که به اندازه مارکیز از دیدن كاترين متحير شده بود صدا زد آیا تو کیستی ؟ ماده وازل بلا نش کجاست !\nدرين اثنا کشیش بطرف حضار با بازوهاي باز استاده ادعبه مشهور لا تيني را که در چنین موارد عادیت به متانت تمام شروع نمود : ( پي في دبیكات وس ، اوني پو نامي دبوس او می نوس دو پیس کم ) ولي حضار همه مصروف حادثة جديدة بوده بدعاي کشیش توجهی نکردند و نه جواب عادية که در چنین موارد از طرف حضار گفته مي شود دادند .\nکاترین چون ديد كه علاوه بر بن پنهان ماندن بی فایده است دا من سه رنگ خودش که بیرق فرا نسه را تشکیل میداد بمقابل چشم آستر با تبها گرفت .\nیکی از افسرها : بخدا این زن مشروبات فروش عسکر فرآندوی است سان ژن : بلی هیچ غلط نگردید عيناً خودش هستم مشروبات فروش پیاده خفيف سیزدهم ، اميد وارم که اطفالاً م را آستر ناداده باشم .\nاین پیش بینی کاترین حقیقت داشت زیرا استر يا ثيا داماد هزیمت یافته مار كيز همه با نگاهای مضطر بانه باطراف كليسا مينگريستند و خیال میکردند يکدام حمله غیر مترقبه شبهه گرفت دار آمده اند .\nیکی از افسرها : بعد از تفکر زیاد چون او را تنها و بی سلاح دید پیش رفته و دست خودش را بر دوش او نهاده به متانت گفت جناب ما دام (ماد موا زل ) اسیرم هستید ،\nكاترين - دور شو ، من نمیجنگم در بن جا برای ملاقات يك دوست آمده ام نه بجنگ .\nافسر ! مزاح نمیکنم شما درین قلعه که من آنرا بنام امپرا طور استر يا تصرف کرده ام داخل شده اید ، من بايد شمار ادستگیر کنم زیرا شما فرانسوي واين خاك استر يا ئي دو دولت باهم میجنگند .\nکاترین : آیا جناب شما بازن ها هم میجنگید ؟\nافسر : شما مشروبات فروش اردوي فرانسه هستید !\nکاترین : مگر عرض کرده میتوانم که مشروبات فروش سر باز نیست !\nافسر : من شما را بحيث يك سر باز نه بلکه بحیث یک جاسوس گر فتار میکنم افسر این را گفته وبطرف یکی از زیر دستانش بر گشت حکم داد که دو سه نفر سر باز را به نگهداري کاترین جلب کند ،\nبارون لوندال که در اطاق ماد موازل بلانش برای تجسش او رفته بود از انجا نا كام برگشته نعره زد « آقا یون این زن در سازش فرار عروس من ماده وازل بلا نش دولا و ین شراکت دارد از براي خدا او را گر فتار کنید ! وبا یک حالت پاس ونا امیدی کاترین را مخاطب ساخته ایراد نمود : برای خدا بگو به بینم عروس من کجاست ؟\nکاترین خند يده جواب داد « اگر میخواهی که عروست را بيابي ضرور است که آقا یان استر يا تي را گذاشته با من به اردوگاه فرانسه بيائي انجاست که او منتظر تو نشسته است .\nبارون : این بد بخت درمیان آن گدایان فرا نسوي چه را میخواهد شاید با مواية ژنرال معاشقه پیدا کرده باشد ."}
{"book": "adl0789", "page": 494, "text": "صفحه ۱۵\nا شماره ۲۶ ا\n| جم  مجلد\n\nکاترین : نه ! رفته است که با فرزند خودش او چه مقصد داشت ؟\nملحق شود !\nپس در پنصورت او را در يكي از اطاق\nبارون و مادکی یکجا نعره زدند : با های شانو قفل میکنم حبس او را رام خواهد\nفرزند خودش ! این چه فضولی است\nساخت فردا جواب شما را خواهد داد .\nبخيال من که دیوانه شده خواهی بود کاترین : فردا سر بازان جمهوریت اینجا\nملازم بارون لیونارد که حاضر بود فهمید\nکه با شکار شدن این راز که او بهزار\nخواهد بود وهمه ما و شما مانند ذرات هوا\nزحمت پنهان داشته بود اساسی که بران خواهم پرید .\nسعادت آتیه خودش را تصور مینمود افسر : او را ببرید و اگر مقاومت میکند\nاز دست داده است حال بهر صورت میتواند آن را به بندید .\nدر جبر، آن بشتابد اگر از یکطرف چهار نفر سربازان بشنیدن کلمات مافوق\nچیزی بدست نیاورد از دیگر جانب ممکن خود تفنگ ها را مانده بطرف کاترین\nاست کامیاب بشود چنانچه از عقب سر میرفتند کاترین موقع بهترین برای\nبا زان استرانیها لغزیده بدروازه کلیسا استعمال ریولور های خودش یافته و آنها\nرسید از آنجا بکمال عجله بطرف اردو را بطرف چهار نفر سپاهی گرفته نعره زد\nگاه روانه شد .\nهر کس بمن دست پیش کرد هماندم\nمرده خواهد بود .\nفصل یازد هم\nافسر جوان از تردد و بزدلی سر بازان\nداماد غیر متر قب\nبه تنگ آمده صدا زده آیا شما از یک\nدرین اثنا افسریکه کاترین را گرفتار\nزن میترسید ! سپاهیان به تخویف افسر\nکرده بود بی صبر شده گفت : آقای بارون\nخود جدی شده خواستند که بر کاترین\nما برای ایستادن اینجا وقت نداریم آیا حمله برند که دفعتاً در بیرون کلیسا صدای\nجنا بشما از اسیره ما استنطاق کردن آرزو شیپور فرانسویان که اوامر شليک و حمله\nدارید بفر مائید ؟\nرا میداد بلند گردید ؛ حضار همه يك جا\nبارون بکمال حدت : بی ببریدش : هر چه نعره زدند ، فرانسویان ! فرانسویان\nمیخواهید باو بکنید و با یک پاس قابل و بدون آنکه یک نفر فرانسوی را هم\nتمسخر بر سخن خود دوام داده گفت: باشید بجز با رون و کاترین دیده باشند بخیال\nبهتر است ازو بپرسید که ماد موازل آنکه دشمنان سیزدهم بر آنها هجوم\nدولا وین کجاست و او از تذکار نام فرزند آورده است سر را از پا نشناخته و هر چه\n\nکه با خود داشتند انداخته فرار نمودند\nدر يك ثانیه دیگر کاترین از شتر همه نجات\nیافته در کلیسا تنها ماند .\nصدای شیپور نزديك و نزديك تر شده\nقيافه دراز و باريك( لا ويولت ) از عقب\nدیوار ظاهر گردید کاترین بدیدن\nلا ویولت ممنون شده نعره زد « تو و این\nجا ژو بهان کجاست؟\nلا ويولت از شیپور زدن فراغت یافته\nگفت و کجا باید باشد ، البته بجای خودش\nدر اردو گاه خواهد بود بخیالم که در\nموقع خوبی رسیدم ! دروازه بزرگ را\nفروبسته و از عقب بند نموده بر سخن\nخودش دوام ورزید اگر این را به بندم\nزیاده تر محفوظ خواهیم بود ،\nلا ویولت توضیح نمود که چطور در\nاثنائيكه بطرف اردو گاه میرفتند آنها\nرا گزمه فرا نسوی بییافتی له فور آنها را\nگرفتار نموده و بعد از انکه پالایش و اپله قیور\nگذشته خودش بر گشته و بدیدن روشنی\nدر کلیسا از دریچه کیفیت را معلوم نموده\nبعد از انکه وضعیت و خیم خیال کا پیتان\nخودش را مشاهده نموده استعمال شیپور\nبفکرش رسیده و استر بانبها را بفرار\nمجبور گردانیده است .\nلا ویولت : آه مادام اگر قدری\nکوتاه می بودم یکی از بهترین شیپور چیان\nبحساب میرفتم !  ( با قیدارد )"}
{"book": "adl0789", "page": 495, "text": "نادر افغان\nقارئین گرامی و شوق مندان اطلاعات تاریخی وطن عزیز با علاقه\nداری شناسائی و خواندن سوانح يك پادشاه محبوب افغانتان ، يقين\nاز تشریات گذشته ما ومحفظا وی تا حدی با اهمیت کتاب نادر افغان\nمولفه آقای برهان الدینخان كشكکی پی برده و در صدد خوهند بود\nكايك نسخه آن را زیب کتابخانه خود قرار بدهند .\nاينك برای سهولت خریداری و استفاده عمومی ازين كتاب نفیس و\nهمه به قابل توصیف باز بنوشتن این چند سطر یاد آوری پر دا خته قيمت\nكتاب و مواضع فروش آن را نشان میدهند\nقیمت\nكتاب نادر افغان با حجم و قطع متناسب و تعداد (611) صفحه\nو ( 49 ) قطعه تصاوير تاریخی و نقشه های عالی قیمت بسیار نازلی\nبفروش میرسد .\nدر داخله : مرکز ه افغانی\n» » ولايات باضافه محصول پست ۷ »\nخارج : با محصول پست ٣ کلدار\nمحل فروش\nدر داخله ؛ مرکز و ولایات طالبین ، به عموم دوایر جرايد و مجلات\nوطنی و در خارجه به وکیل التجارات افغانی برای خرید\nرجوع خواهند فرمود .\nغرض ؛ هر قدر در خریدن عجله كنند ندامت نخواهند كشيد\nچه هرچه بیشتر چاپ شده نظر به کثرت خریدار کمتر بدست خواهد آمد"}
{"book": "adl0789", "page": 496, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 497, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 498, "text": "انیس\nجريدة ملي\nقیمت اشتراك\n\nدر افغانستان ۱۲ افغانی\nمحصول پوسته اطراف و ولایت داخله ۲ \"\nطلبة معارف ۷ \"\nدر ممالک خارجه ۲۰ شلنگ\n\nلطفاً پول اشتراك كه بتوسط خزائن دولت فرستاده میشود باید\nرسید غرض و معاوضه باشد.\n\n(مطبعة انيس)"}
{"book": "adl0789", "page": 499, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 500, "text": "( شماره ٢٦ )\n( مجلده )\n\nانیس\nاشتراك سالانه ١٣ افغانی\nاداره : كابل جاده ارگ\nمؤسس و صاحب امتياز : محي الدين\n\nمحصول پوست ٢ \"\nمدیر و نگارند : محي الدين\nخارجه ٢٠ شلنگ\n\n٢ شنبه اول قوس ١٣١٠\nتاسيس ١٣٠٦\n١٢ رجب المرجب ١٣٥٠\n\nباستقبال قانون اساسی\nنوع بشر حسب المجبول بزنده گانی\nاجتماعی مجبور بوده و بقانون تکامل و\nمدنیت برای تعاضد و تعاون همديگر يك\nاحتیاج شدیدی دارند .\nچطوریکه این مجبوریت و احتیاج شدید\nبرای آنها وسيله اجتماع و اتحاد فراهم\nمینمایند ، همانطور مرام اجتماع و اتحاد\nآنان لزوم انسانیت و مدنیتی را نشان\nمیدهد که فقط نيل آن در زیر سايه\nقوانین است و بس .\nانسانها در دنیا اولاً به تنهائی بکار\nشان از فراهم آوردن وسایل راحت\nو سعادت خود و دیگران قاصر است .\nو باز در مرتبه ثانی وقتی شامل\nجماعتی شده و هیأت جامعه را تشکیل\nدادند بدون نهاده شدن يك راه مستقيم\nپيش پای او شان ( که عبارت از قوانین\nموضوعه باشد ) در عالم زنده گی از رویه\nو رفتار صحیحی بسوی نجات و رستگاری\n\nعاجز اند، چون افراد ، با عقول و افکار\nمتفاوت خلق شده و در جامعه از فاضل\nور ذیل و نادان و دانا و عادل و ظالم\nبمعنی آخری از خوب و بد از هر يك\nبنوعی صدا و ندائی بلند است اگر يك\nهیئتی بنام مقننین برای سنجش های\nجلب منافع و دفع مضرات عامه وجود\nنداشته باشند و آنها دست تسلط غاصب\nرا از گریبان مغصوب و ستم رسیده کوتاه\nنکرده و یا در مقابل جور و ظالم ظالم\nبرای مظلوم بیچاره پناه گاهی واقع نگردند\nممکن است تماماً ممالك و محيط ها پر از\nشور و غوغا گشته نظام زنده گی عمومی\nاز هم بپاشد و امور اجتماع و اتحاد در\nهم و بر هم گردد .\nاینجا است که این سنجش های عقلا و\nبرارنده گان ملل را قانون نامیده و\nقانون را شیرازه ممالك و واجد عدالت\n\nیا اسباب راحت و سعادت ملل و مجامع\nتعبیر کنیم .\nمللیکه خوشبختانه بوجود هیئت مقننه\nفي ما بین خود ها فایض گشته و موادی\nبرای نظم و نسق مملکت و یا حفظ و\nدوام عدالت وضع کرده و آنها را در\nکلیه امور مراعات میکنند از موجودیت\nملی و معنویات حیاتی خویش استفاده های\nخوبی برده اند ، ممالك شان پر ا من و\nامان حقوق شخصی و اجتماعی طبیعی و\nسیاسی شان مصئون با تمام سر و سامان\nآزادی و نهایت استراحت زنده گانی\nسرا سر سعادت شان بسر می شود بر\nعکس در طبقاتی که این هیئت وجود\nنداشته و یا اگر باشد محض نام بوده\nو مفاد و معنی قوانین صورت عملی نگرفته\nو مراعات نشود گویا عدالت از آن سر\nزمین رخت بسته و سعادت ازان قوم وداع\nابدی گفته ضعفا پایمال اقویا ، ملك ومات\nفاقد محسنات امنیت و آزادی گردیده و"}
{"book": "adl0789", "page": 501, "text": "بسم الله الرحمن الرحيم\nاصول اساسي\nدولت عليه افغا نستان\nاصول كلیه\n\nاصل :-\n۱ : - دین افغا نستان دين مقدس اسلام\nو مذهب رسمي وعمومي آن مذهب حنیف\nحنفی ( رح ) است ، پاد شاه افغانستان\nباید دارای این مذهب باشد ، دیگر ادیان\nاهل هنود ويهودي که در افغا نستان هستند\nبشر طیکه اسایش و آداب عمومیه را اخلال\nنکنند ، نیز به تحت تأمین گرفته مي شوند\n۲ : ـ دولت عليه افغا نستان اداره امور\nداخله وخارجه خود را باستقلال تامه حایز\nبوده همه محلات و قطعات مملکت بریم\nامر و اراده سنيه ملوکانه بصورت يك\nوجود واحد تشكيل مي یابد و به هیچ حیثیت\n( بقيه در صفحه ۳ )\n\nمساوات و حریت و عدالت اقوام مسکونه\nافغانسان را داراست خوش آمدید بگوئیم.\nخیلی محل تأسف خواهد بود اگر\nهموطنان عزیز ما باغتام موقع وعبرت\nاز گذشته ها این دارالشورای محتشم ملی\nو قوانین موضوعه آن را با سر شار ترین\nعلاقه وعشقی استقبال نکرده و در صورت\nوظیفه داری با کمال صداقت و صمیمیت\nمجری این حقوق حقه واقع نگردند .\n\nاجرای قانون و عدالت در اثر عرض\nيك عده از اهالی يك حكومتي ، حاكم\nیا مامور عالیه را جلب و تحت محاکمه\nمیگرفت، پس از مدتی که حاکم یا مامور\nبری الذمه مي شدند و مردم جوا بداده\nمیشد معلوم میگردید او طرفین رشوه\nگرفته شده و عدالت خوب مراعات\nگردیده !\nغرض ، این شخص پرستی ها و خود\nسری ها خود غرضی ها بحدی بین ما\nقوت گرفته و عصیان طغیان نمود که نزديك\nبود بدست و پای خود شئونات ملی و\nمملکتی را پامال وحشت کرده از\nاسارلای رمحترزان آینده خود و اولاد\nوطن را فدای شهوت رانی یکعده\nمحدودی کرده محل ظهور عظمت های\nتاریخی را میدان تاخت و تاز دزدان قرار\nبدهیم .\nبسیار باید ممنون و متشکر از اعلیحضرت\nنادر شاه غازی باشیم که بفدا کاری\nخود و برادران جوانش شرفو نسان\nيا دينه افغانسان را تجدید کرده و حقوق\nاز دست رفته ما را مسترد گردانید .\nوقتی است که با نهایت مسرت و\nابتهاج این روشنی معدوم کننده ظلمت\nاین مقیاس مفرارت خوب و بد ملت این\nمیزان مکافات و مجازات فضایل و رذالت\nاین ممیز وحشت و مدلیت با الاخره این\nسر پنجه قوی را که برای صیانت حقوق\nاجتماعی ما از دار الشورای محترم ملی\nشيد الله اركانه بیرون آمده و میزان\n\nبا سارت و خواری باقی میمانند این حق\nمشروع بشريت را بعضی از اقوام و قبایل\nجهان در اثر شور فکری ، نهضت های\nعقلانی و روحانی و یا مجاهدات و سربازی\nحرارت های ملی بدست آورده اند .\nبرخی طبقات هم از التفات و فداکاری\nهای زمامداران بافتوت و حمیت شان نصیب\nشده اند .\nما ملت افغانسان اگر چه در اغلب\nآوان این گونه عتياجات مدنی را از خود\nظاهر ساخته و برای استحصال این حقوق\nحقه خود ها همیشه تمایل داشتیم ولی چون\nجنبه عرفانی ما ضعیف بوده و نور علم\nو معرفت بد بختانه در سر زمین متواری\nما دیر تر تابید طوریکه لازم بود قوانین\nو نظامات مملکتی و شعایر ملی را بحدت\nوشدت استقبال نکرده و یا خلاص و ارادتی\nقدر شناسی نه نمودیم .\nاز ین رو گفته میتوانم اکثراً همراهی\nهای مدنیت کارانه از جانب زمامداران\nبوده جرگه ها داشتیم مجلس ها بپا کردیم\nشورا ها بنا نمودیم ولی گفته نمیتوانیم\nچرا اساساً بسعادت نایل شده نتوانستیم اگر\nدر قوانین یا طرز مجالس ما کمتر نقصان\nبود بیشتر ضرر و زبان ازان مجربان قانون\nببدیم که از بین خود ها مكلف يك نوع\nوظیفه شده و قانون را برای اغراض\nنفسی و منافع شخصی خودش بسوء\nاستعمال کردند .\nمثلا يك مجلس مشوره ایالتی مقام"}
{"book": "adl0789", "page": 502, "text": "صفحه ۳\n(شماره ٢٦)\nجلد پنجم\n\nدر اجزای مملکت تفریق کرده نه میشود\n۳: - پای تخت افغانستان شهر کابل است و تمام اهالی مملکت به نظر حکومت مساوی هستند که هیچ امتیازی اهالی شهر کابل نسبت بدیگر شهرها و قصبات مملکت محروسه افغانیه ندارند.\n٤ : - بیرق رسمی افغانستان دارای الوان سیاه وسرخ وسبز و در وسط آن خوشه گندم و محراب و منبر میباشد.\nحقوق پاد شاه:\n٥ : - بنابر تقدیر فداکاری و خدماتیکه اعلیحضرت غازي محمد نادر شاه افغان در راه استقلال و نجات وطن افغانستان و بر انداختن بنیان ظلم واستبداد ابراز فرموده اند ، ملت افغانستان عموماً ذات شاهانه شانرا پادشاه صحیح ولایق مملکت خود شناخته و با نهایت تقدیر و احترام تعهد أيد پرده ومی پذیرند وذات همایونی در حین جلوس بر تخت سلطنت مستقله افغانيه بالمواجهة عموم وكلا واشراف اهالی افغانستان تعهد نموده اند که مطابق اوامر مفتی بهای شرع شریف نبوی (ص) و مذهب مهذب حنفی (رح) واصول اساسی مملکت اجرای اوامر حکومت شاهانه خود را فرموده محافظت و رعایه استقلال افغانستان را مهمترین وظایف خود دانسته بملت و وطن صداقت نموده از تعمیل مجرا بسط فوق مخالفت نه نمایند ، بناء عليه ملت نجیبه افغانستان متعهد می شوند که سلطنت\nافغانستان بخاندان این پادشاه ترقی خواه مملکت با نتخاب اعلیحضرت پادشاهی و اهالی ملت افغانستان انتقال می کند.\nتبصره :\nخاندان عبارت است از اولاد ذكور كبير و برادر.\n٦ : - پادشاه افغانستان باید قبل از جلوس بر تخت سلطنت عهد نامه ذیل را بمقام شورای ملی بحضور وكلا اظهار و امضأ نماید :\n« بخدای عـظم و قرآن کریم عـهـد میکنم که در اعمال و افعال خود خدا وند جل شأنه را حاضر و ناظر دانسته به حفاظت دین مبین اسلام و استقلال افغانستان و حفظ حقوق ملت و حراست و ترقی و سعادت وطن باساس شرع متين محمدی (ص) و مقررات اصول اساسی مملکت سلطنت نمایم و به برکات روحانیت مقدس اولیای کرام (رض) برای خود استمداد می نمایم.»\n٧ : - در خطبه ها ذکر نام پادشاهی و ضرب سکه بنام پادشاه ، تعيين رتب و مناصب ، اعطای نشان ، تعین صدر اعظم منظوری وزرأ ، عزل و تبدیل ایشان تصدیق اصولات مصوبه شورای ملی اعلان صغرت و محافظت آنها ، حفاظت و اجرای احکام شرعیه و اصوليه فوما نذاتی عموم قوای عسکری افغانستان و اعلان حرب و عقد مصالحه و على العموم معاهدات، عفو و تخفیف مجازات تعزیری مطابق شرع شریف ، از حقوق جليلة پادشاهی شمرده می شوند.\n۸ : - پول مصارفات پادشاهی باید در بودجه مملکتی معین باشد.\nحقوق عموميه تبعه افغانستان :\n۹ : - همه افرادیکه در مملکت افغانستان می باشند ، بلا تفریق دینی و مذهبی تبعه افغانستان گفته می شوند صفت تابعیت افغانیه مطابق اصول نامه تابعیت استحصال یا ضایع می شود.\n۱۰ : - کافه تبعه افغانستان در امور دینی و مذهبی و اصولات سیاسی دولت متبوعه خود مکلف و مقید بوده ازادی حقوق مشروعه خود را مالك هستند.\n۱۱ : - حریت شخصیه از هر گونه تعرض مصئون است . هیچ کس بدون امر شرعی و اصول نامه های موضوعه توقیف و مجازات نه می شود - درافغانستان اصول اسارت ممنوع است از زن و مرد هیچ کس دیگری را بطور اسارت استخدام کرده نه می تواند.\n۱۲ : - تبعه افغانستان در امور تجارت صنعت ، زراعت در داخل اصولات موضوعه آزاد اند.\n۱۳ : - کافه تبعه افغانستان بحضور شریعت غرا و اصولات موضوعه دولت در حقوق وظایف مملکت حق مساوات دارند.\n١٤ : - عموم تبعه افغانستان نظر به قابلیت و اهلیت بقدر ضرورت حکومت استخدام می شوند."}
{"book": "adl0789", "page": 503, "text": "١٥ : — در افغانستان مال و ملك هر شخص در امن می باشد اگر يك ملکی بمقصد منافع عمومیه بکار دولت شود ، موافق حكم شرع شريف و اصول نامۀ مخصوصۀ آن اولاً قيمت آن را بمالكش تأدیه نموده بعد مالك را گرفته می تواند .\n١٦ : — مسكن و جای هر فرد تبعۀ افغانستان از هر گونه تعرض مصئون است . هیچ كس از طرف حکومت و سایرین بدون احكام شرع و اصول نامه های موضوعه بخانۀ شخصی بلا استیذان داخل شده نه می تواند !\n١٧ : — ضبط املاك و اموال اهالی ممنوع است باستثنای کسانیکه در خارج مملكت متوقف بوده و بر علیه حکومت افغانستان تحريكات و نشريات می نمايند .\n١٨ : — مصادره و بیگار ممنوع است اما كار و تكالیفیكه در زمن محاربه پیش شود ازین قاعده مستثنی است .\n١٩ : — شكنجه و ديگر انواع زجر تماماً موقوف است و خارج احکام شرع شريف و اصول نامه های دولت برای هیچ کس مجازات داده نه میشود .\n٢٠ : — تعلیم ابتدائيه برای اطفال تبعۀ افغانستان واجبی و حتمیست .\n٢١ : — در افغانستان تدريس علوم اسلامیه آزاد است ، هر فرد تبعۀ افغانستان عموماً و خصوصاً برای تدر یسات علوم اسلاميه ماذون و مجاز میباشد اما اشخاص اجنبی\nباستثنای نفری که برای تعمیم فنون و صنايع ، تعليم زبان هاي اجنبي استخدام می شوند ، بداخل مملكت افغانستـان با فتتاح و اداره مدارس مجاز نیستند .\n٢٢ : — عموم مکاتب افغانستان در زير نظارت و تفتيش حكومت می باشند تا امور تربيـه و تعليميـه آنـها بـر خلاف عقاید و مصطلحات اسلامیه نبوده بمنافع علميه و فنيه وصناعيه موافق باشد ، اما اصول تعلیميۀ که بامور اعتقاديه ومذهبيـه اهل ذمه تعلق دارد اخلال كرده نه مي شود .\n٢٣ : — مطبوعات و اخبارات داخله که خلاف مذهب نباشد مطابق اصول نامه مخصوص آن آزاد مي باشد نشر اخبار فقط از حقوق حکومت و تبعه افغانیه است مطبوعات وجراید خارجه كه به مذهب و سیاست حكومت عليه افغانستان اخلال نرساند ادخال آن به افغانستان آزاد است .\n٢٤ : — فیصله منازعات شخصيه و ديگر امورات افراد تبعه كه بمحاكم عد ليه ودواير رسميه متعلق است هر گاه به فیصله وحكم دواير منسوبه قناعت حاصل نكنند مي توانند که بمقامات بالا تر تا وزارات متعلقه و در صورت عدم قناعت بمقام صدارت عظما وبه حضور شاهانه عرض وطالب غورسي نما يند .\n٢٥ : — ماليات ومحصولات مقرره مطابق اصول نامه هاي عليحده آن گرفته ميشود .\n٢٦ : — خارج اصول نامه هاي دولت از هیچکس چيزي گرفته نمي شود .\nشوراي ملي\nتشكيلات مجلس\n٢٧ : — مجلس شوراي ملي بعزم وتصميم اعلیحضرت همایونی وتصویب جرگۀ ١٣٠٩ منعقده مركز كابل ، دايره مؤسسي است .\n٢٨ : — اين مجلس تمام و كمال مركب از افرادي است که در امورات معاشي و سياسي افغانستان مشارکت دارند يعني نماينده قاطبه اهالي مملكت است .\n٢٩ : — ترکیب وتشكيل مجلس شوراي ملي از وكلائي است که از ولایت کابل و ساير ولايات حكومات وعلا قه دار يها منتخب میکردند ومحل انعقاد آن در پاي تخت است .\n٣٠ : — تعداد وكلاي شوراي ملي در اصول نامۀ مصوبه انتخابات درج وتبين گردیده است .\n٣١ : — موعد انتخاب وكلاي اين مجلس در جميع اد وار سه سال است وشروع دور اول اعتباراً از روز افتتاح شوراي ملي است ومقرر است که بعد حتم آمد هر سه سال وکلا مجدداً انتخاب شوند — انتخاب"}
{"book": "adl0789", "page": 504, "text": "( شماره ٢٦ ) ( مجلد پنجم )\nصفحه ٥\nکنندگان در اینکه بخواهند ، از وکلاي سابقه را تکراراً انتخاب کنند ، درصورت رضائيت مختار ومخير اند .\n٣٢ : ـ اوقات تعطيل وموعد اشغال شوراي ملي در اصول نامهء داخلي مجلس مشخص ومحدود کرده خواهد شد در اثناي تعطیل اگر حکومت بوضع کدام اصول نامه ضرورت حس کند این اصولنامه موقتاً از طرف حکومت تصویب وبموجب فرمان پاد شاهي تعميل میشود ، در موقع اشغال اگر اصول موقتی از طرف شوراي ملي تسلیم کرده شد ، درعداد اصول دايمي ادخال ؛ والا از طرف مجلس مذکور تعديل يا تردید مي شود .\n٣٣ : ـ مجلس شوراي ملي براي تحقيق وفيصله مسايل مهمه در هنگام تعطیل هم دایر شده میتواند وهر گاه بجهته فوت مسئله مبحوث عنها فرصت اجتماع عموم ممکن نشود تنها بحضور و کلاي مرکز وقریب آن ، مجلس شوراي ملي انعقاد مي یابد .\n٣٤ : ـ وقتي بمذاکرات آغاز مي شود كه اقلا\" مناصفهء اعضا حضور داشته باشند وفیصله مقررات آن هم باساس اتفاق یا اکثریت آراست .\n٣٥ : ـ مجلس شوراي ملي در موقع افتتاح هریک از ادوار خود خطابهء به پیشگاه پاد شاهي عرض وتبيين داده واز طرف قرین الشرف همايوني مجاب میگردد\n٣٦: ـ ابتداء اعضاي شاملهء مجلس به ترتيب مذيله سوگند ياد مي نمايند وقسم نامه را امضا مي کنند :\nقسم نامه\n٣٧ : ـ ما امضا کنندگان ذیل از جهة اعتماديكه ملت و حکومت بر ما نموده بخدا وند عظیم و قرآن کریم سوگند مي نمائیم که برای ملت وحکومت خود صادق ميبا شیم .\n٣٨ : ـ اعضای مجلس شورای ملی در اظهار رائی در مجلس شورا بحضور جمع وکلا آزاد و از هر گونه اعتراض مصئونند .\n٣٩ : ـ کافهء مذاکرات مجلس شورای ملی باینکه نتیجه آن بمنصهء اجرا گذارده می شود علنی است ، نمایندگان جرائد و معاینه کنندگان در تحت قیودات اصولنامهء داخلی مجلس شورا حق حضور و استماع مذاکرات را دارند\nوظایف\n٤٠ : ـ مجلس شورای ملی امورات داخلی خود را مثل انتخاب رئیس اول و ثانی و هیئت تحریر و سائر اجزا و اصول مذاکرات و شعبات وغیره بر اساس اصول نامه داخلی دایر خواهد کرد .\n٤١ : ـ کلیهء اصولات و ضوابطیکه وضع و موجودیت آن برای تشیید مبانی حکومت و انتظام امور مملکتی لازم باشد به تصویب شورای ملی میرسند .\n٤٢ : ـ تسویه امورات مالی رد یا قبول عوارض و فروعات و هم ممیزهای جدیده که دولت اقدام نماید به تصویب مجلس خواهد بود .\n٤٣ : ـ تدقیق و تصویب بودجهء مملکت بعد از ترتیب و پیشنهاد وزارت مالیه از وظایف شورای ملی است .\n٤٤ : ـ وضع اصول نامه جدید یا تغییر و فسخ قوانین مقرره به تصویب شورای ملی صورت خواهد گرفت خواه لزوم آن از مجلس عنوان و خواه از طرف وزرا اظهار شده باشد .\n٤٥ : ـ تصویب امتیاز ، تشکیل کمپنی ها و شرکت های عمومی از هر قبیل و هر عنوان که باشد از طرف شورای ملی خواهد شد .\n٤٦ : ـ عقد مقاولات و معاهدات اعطای امتیازات ( انحصار ) اعم از تجارتی و صنعتی و فلاحتی و غیره خواه از طرف داخله باشد یا خارجه به تصویب مجلس شورای ملی میرسد .\n٤٧ : ـ استقراض دولتی اعم از اینکه از داخله یا خارجه بهر عنوان و اسم باشد باطلاع و تصویب مجلس شورای ملی کرده خواهد شد .\n٤٨ : ـ تمدید خط آهن و شوسه به پول دولت و یا بخرج شرکت و کمپنی های داخلی و یا خارجی ، تماماً وابسته بتصویب مجلس شورای ملی است .\n٤٩ : ـ مجلس شورای ملی حق دارد که در اوقات لازمه عریضهء به پیشگاه هما یونی تقدیم دهد ، اما تقدیم این عریضه بهمه حال بتوسط هیئتی مرکب از رئیس"}
{"book": "adl0789", "page": 505, "text": "صفحه ٦ ( شماره ٢٦ ) جلد پنجم\n\nو شش نفر اعضا که سایر طبقات از بین خود انتخاب میکنند ، خواهد بود و وقت شرفیابی حضور هم اولاً توسط وزارت در بار استیذان می شود .\n\n٥٠ : ـ وزراً برای استماع مذا کرات در جلسات مجلس شورای ملی حضور بهمر سانده می توانند ، و نیز حق دارند که در صورت لزوم به استجازه رئیس مجلس برای مذا کره و تدقیقات امور توضیحات بدهند ، در مجلس برای حضور وزرا موضع معینه میباشد .\n\n٥١ : ـ هر گونه قوانین جدیده که بوضع آن احتیاج حس شود از طرف وزارت تجویز و انشاد گردیده توسط وزرا یا صدر اعظم به مجلس شورای ملی اظهار می شود و بعد از تصویب مجلس بصحه پاد شاهی مزین گشته قابل التعمیل میگردد\n\n٥٢ : ـ لزوماً رئیس مجلس میتواند که شخصاً یا به پیشنهاد ده نفر از اعضای مجلس و یا وزیری بدون حضور نمایند گان جراید و معاینه کنند گان ، اجلاس محرمانه تشکیل دهد و نیز میتواند انجمن محرمانه مرکب از يك عده منتخبین اعضای مجلس که اعضای سایره مجلس حق دخول در آن نداشته باشند ترتیب نماید ، مگر نتیجه انجمن یا اجلاس محرمانه وقتی مرعی خواهد بود که در هر دو صورت مسئله مبحوث عنها بحضور سه ربع از منتخبین مطرح مذا کره شده و با کثریت اراء قبول شده باشد ، در صورتیکه مطلب در انجمن محرمانه قبول نشود در مجلس عنوان نخواهد شد و مسکوت عنه خواهد ماند\n\n٥٣ : ـ در صورتیکه مجلس محرمانه بخواهش رئیس دایر شده باشد اگر از مذاکرات را تا اندازه مناسب باطلاع عموم برساند اختیار دارد ، اما اگر تشکیل مجلس به تقاضای وزیری بوده است در ان صورت افشای مذاکرات هم وابسته با جازه خود وزیر خواهد بود .\n\n٥٤ : ـ وزرا مطلب اظهار نموده گی خود را ولوهر قدر بروی مباحثه شده باشد حق دارند که از مجلس مسترد کنند اما اگر اظهار ایشان بخواهش مجلس بوده است برای استرداد مطلب موافقت مجلس هم شرط است .\n\n٥٥: ـ اگر لایحه اظهار نموده گی وزیری را مجلس قبول نه نماید با ملاحظات خود عودت خواهد داد ، این لایحه وقتی به مجلس ثانیاً اظهار خواهد شد که وزیر ملاحظات مجلس را رد یا قبول نماید .\n\n٥٦ : ـ اظهار رای از طرف اعضای مجلس شورای ملی راجع به تردید یا قبول مطلب واضح و با تصریح می شود ، و هیچکس نمیتواند ایشان را بدادن رای خویش تحریص یا تهدید نماید اظهار رد یا قبول اعضای مجلس به علامات ظاهري امثال ورقه سیاه وسفید بوده محل ادراك وافادات نمایندگان جراید و معاینه کنندگان خواهد بود .\n\nعنوان مطلب از طرف مجلس\n\n٥٧ : ـ هریک از مطالبی که از طرف اعضاي مجلس عنوان میشود آن وقت قابل مذاکره خواهد بود که اقلاً ربع اعضا مذاکره مطلب مذکور را تصویب بدارند\n\nدرین صورت عنوان مذکور کتباً ، به رئیس مجلس تقدیم میشود واگر رئیس مجلس آن لایحه را بدواً در انجمن تحقیق تحت تدقیق بگیرد میتواند .\n\n٥٨ : ـ یک عده از اعضاي شوراي ملي که بانتخاب سائر اعضا وتصویب رئیس شوري منتخب وتجزيه مي شود بنام ( انجمن تحقیق ) سنجش هاي ابتدائي مسائل وارده شوري را بدقت نموده از آنجمله مواد قابل الذكر مجلس را همراه يك لايحه نظریه خود ها برئيس مجلس پیش میدارند و با جازه رئیس مطرح مذاکره می شود .\n\nو موادیکه اکمال بخواهد یا مذاکره مجلس را ایجاب نکند با اسباب موجبه آن از طرف رئیس بوزارت منسوبه اش اعاده میشود ـ اعضاي انجمن تحقیق اقلا ده نفر خواهد بود .\n\n٥٩ : ـ مطالبي که نظر باصل ( ٥٧ ) درمجلس عنوان میشود اگر متعلق بيکي از وزرا باشد در وقت مذاکره وتدقيق لايحه مذکوره چه در انجمن تحقیق ویا در مجلس باید به وزیر متعلقه اش خبر داده شود که شخصاً خودش حاضر شود ویا معین خود را بفرستد ، یک نقل لايحه وضمایم آن را باید مجلس قبل از احضار وزیر ویا معین براي مسبوقیت شان از ده الی پانزده روز باستثناي مطالب ضروري بوزارت منسوبه ارسال دارد ."}
{"book": "adl0789", "page": 506, "text": "( شماره ٢٩ )\n\n٦٠ : - در صورتيكه وزير بنا بر كدام\nمصلحتى در مطلب معنون از طرف مجلس\nموافقت نتواند لازم است معاذیر خودش را\nمواجهاً تصریح در مجلس را قانع بسازد .\n٦١ : - وزیر ایکه بمجلس شورای ملی از\nوي توضيحات بطلبد ، الزجواب نا گزیر\nومسئول است وبدون عذر موجه وعلاوه\nاز اقتضا به تعویق و تاخیر جواب هم مجاز\nنیست - الا در صورتيكه مطالب محرمانه\nو در اختفای آن براى يك مدت صلاح\nملت و دولت باشد ، اما بعد موعد معینه\nیا راز مطلب مذکور بحضور مجلس\nمکلف است .\n٦٢ : - عرض شخصی افراد تبعه تا بیداور رسمیه\nتا مرکز وزارت متبوعه غور آن نشود\nذریعه و کیل محلی خود شامل مجلس شوری\nعرض واستغاثه کرده می توانند از\nریاست شوری اینقسم عرایض برای غور\nو تحقيق بمقام صدارت فرستاده می شود .\n٦٣ : - در وقت رحلت پاد شاه اگر\nمجلس شورای ملی تعطیل باشد حتماً انعقاد\nخواهد شد و انعقاد مجاس از فوت پادشاه\nباید زیاده از بیست روز معطل نشود .\n٦٤ : - قبل از رحلت پاد شاه اگر\nدوره وكالت وكلا تمام شده باشد و در\nموقع رحلت دیگر وکلا معین نگردیده\nباشند مجاس بوجود وکلای دوره سابقه\nانعقاد می شوند .\n٦٥ : - مواديكه در مجلس شورای ملی\nتصویب می شود باید باحكام دين مبين ،\n\nاسلام وسیاست مملکت مخالفت نداشته\nباشد .\n٦٦ : - مصوبات و قرار های مجلس\nشوری با لعموم بعد از امضای ذات شاهانه\nدر موقع اجرا گذارده می شود .\n\nمجلس اعیان\n\n٦٧ : - مجلس اعیان مرکب است از\nاشخاص تجربه کار و با بصیرت که راساً\nاز طرف قرین الشرف پاد شاهی انتخاب\nو تعیین می شوند ، مرکز انعقاد آن کابل\nاست .\n٦٨ : - تصویب اصولات موضوعه\nمتعلق است به مجلسین شورای ملی و اعیان\nپیشنهادا تیکه از طرف هیئت وزرا درین\nمجلس عنوان میشود پس از مدافقه و\nمذاکره با کثریت تصدیق و به غرض\nتصویب به مجلس شوری ملی فرستاده میشود .\nبر عکس آن مواد مصوبه شورای ملی\nدر مجلس اعیان ملاحظه و تصویب میگردد\n٦٩ : - در وقت افتتاح مجلس شورای\nملی اگر مجلس اعیان منعقد نشده باشد\nمصوبات مجلس شورای ملی معطل نمی ماند\nو بعد از صحه همایونی در معرض اجرا\nگذارده می شود .\n٧٠ : - مطالبی که در مجلس اعیان\nتصویب و به مجلس شورای ملی فرستاده\nمیشود ، در صورتیکه به مجلس شورای\nملی قبول نشود نظر باهمیت مطلب مجلس\nدیگری مرکب از يك عده اعضای مجلسین\nتشکیل میگردد تعداد اعضای این مجلس\nکه با التساوی انتخاب میشوند اقلاً\n\nخبر های خارجی\nريوتر :\nاوضاع انگلستان\nانتخابات\n\n٢٩ اکتوبر\nاحوال احزاب بساعت پنج ، ١٥ بعد\nاز ظهر قرار ذیل بود : -\nمحافظ کار : ٥٥٩\nکار گر ملی : ١٣\nاحرار : ٦٨ ( باشمول\n٢٤ نفر طرفدار سائمن )\nکارگر مخالف : ٤٨\nمستقل : ٣\nموفقیت قرار ذیل است : -\nمحافظه کار : ٢٠٥\nکار گر مل : ١٣\nاحرار : ١٣ وضیاع کار\nگر ٢٢١ کرسی بود . نتیجه رای دهی\nدر ( سینهام ) قرار ذیل بود : رمزى\nمیکدونالد ( کار گر ملی ) ٢٨٩٧٨ ،\nدیم کا کتن ( کار گر ) ٢٣٠٢٧ جرج\nامیالی ( کمونست ) ٦٢٧ .\n\nبیست نفر خواهند بود ، مجاس منتخبه\nبه مسئله متنازع فيه غور و دقت نموده\nرای خود را به مجلس شورای ملی ارائه\nمیدهد ، اگر بر رای مجاس منتخبه\nمجلس شورای ملی موافقت نکرده موضوع\nبحضور ملوکانه معروض میگردد و باراده\nسنية فيصله می شود .\n( با قیدارد )"}
{"book": "adl0789", "page": 507, "text": "میکد و خالد در يك پیغام خود به ملت\nاز ملیون ها نفر احزاب دیگر\nتشکر می کند که حس حزبی\nواجهت پیش بردن مقاصد ملی ترك\nداده اند و برای تحمل و هم چنان اظهار\nاحتجاج نموده میگوید که زمه دار صنف\nکار گر اهالی نبوده نخواهد شد وتجدید\nتشکیل کابینه احتمال زیادی دارد\nو مأمول است میکد و نالد بعد از ملاقات\nنمودن با ( بالدوین ) و سر هربرت سمویل\nوقائدین دیگر امروز شاه را ملاقات\nکند . غالباً تعداد اعضای کابینه جدید\nنسبت به سابق خیلی زیاد تر واجد بود\nده کمیت های مخصوص جهت مطالعه\nمسائل مخصوصه مقرر خواهد شد .\n۲۹ اکتوبر\nپیغام لندن بیان میدارد که در حالیکه\nدليلا اكثريت غير مترقب حکومت ملی را\nتمجید میکند و راجع به آن اظهار امید\nمی نماید ، مخالفین می گویند آن عمارت\nاز فیل سفیدی است که خیلی بزرگ\nاست و بآسانی تحت اداره می در آید .\nروز نامه های طرف دار حکومت از\nطرف دیگر میگویند اگر این حیون\nبزرگ است بار گرانی نیز دارد کابینه دار و\n« مار نگ بوست » میگوید اگر مسائل\nاقتصادی قرار سابق بحال خود باقی ماند\nحکومت کار بزر کی خواهد داشت ، این\nكار يك كار ملی و زحمت آور خواهد\nبود ، منكر در حاليكه ملت حاکم باشد\nتنها بچشم ماء عطوف روح جدید اعتماد\nخیز در اجرای امور باز می شود .\nاکسپرسی ، راجع به ترکیب کابینه پیش\nبینی میکند که عده آنها به عوض ۱۳\nنفر ۲۰ خواهد بود . نویل چمبرلین به\nعوض سنودن کار خواهد کرد . روزنامه\nها اسم « امری » سر جان سائمن ،\nواستن چمبرلين ، و لارد هشام را نیز در\nجمله اعضای مامول کابینه ذکر می کنند .\nو نیز اظهار فکر نموده می شود که ،\nلاندن حزب مخالف کار گر در دارالعوام\nدر تحت هندرسن بدوش لنس بری و یا\nسر سیتفورد کرپس معاون سابق قانون\nخواهد افتاد .\nبا لدوین ، سنودن ، هربرت سموییل\nهندرسن ، همیلتن امح به نتایج انتخابات\nبرطانیه بیانیه ها ایراد نموده اند و همه\nشان دلالت میکنند که فتح ملی فتح یکی\nاز پارتی ها نیست بلکه فتح حکومت ملی\nاست در حالیکه نموده می شود که اقتدار\nپار لمانی باید برای مقاصد متوافق عامه\nعمومی استعمال شود ، نه برای مقاصد\nکدام حزب .\n۳۰ اکتوبر :\nاعضای کابینه بعد از انتخاب عمومی\nبرای مرتبه اول ، در روز عصر اجتماع\nنمودند و مامول است کار ایشان عبارت\nاز تجدید تشکیل کابینه یا فزودن بر عده\nاعضای الی ۲۰ نفر خواهد بود مورد عده\nنفر غیر کافی به ثبوت رسیده است . قبلاً\nذکر اسامی اشخاص شروع شده است .\nواظهار نظر می شود که اگر چه نمره\nکرسی نویل چمبرلین را فایق می سازد\nمگر وزیر مالیه ( یا نویل چمبرلین )\nو يا ( ورلند انسی مین ) خواهند بود\nدرین شکی نیست که سر جان سائمن\nغالباً درین کا بینه داخل خواهد شد .\n۳۱ اکتوبر\nتجدید تشکیل کابینه تا به هفته آینده\nمامول نیست زیرا که صدر اعظم عصر\nروز جمعه به طرف ( چنگرز ) حرکت\nمی نمود و صبح روز جمعه تا سئوئيل هور\nعائد به وضعیت هندوستان مذاکره\nنموده است . صدر اعظم عزم دارد که\nکابینه جدید کاملاً از تمام پارتی های\nحکومتی نماینده کی داشته باشد، و محافظه\nکاران جداً دعوی می کنند که نماینده گی\nشان باید دارای غلبه باشد . روز نامه ها\nپیش گوئی میکنند که بالدون به حیث\nرئیس شورا و تومس وزیر مستملکات\nو هور وزیر هند ، و سر فلپ کن ليف نستر\nرئیس اداره تجارت خواهند ماند . دانسته\nشده است که سنودن رتبه شخصی را\nحائز گردیده ، مهر بر دار خصوصی\nشاه خواهد بود و در کابینه موقع خواهد\nداشت و ممکن است در مجله نید لات لارد\nریدینگ که و زیر خارجه است نیز\nتبدیل شود . ( و هيپل شام ) شاید به\nعوض میلی کی وزیر عدلیه مقرر گردد ."}
{"book": "adl0789", "page": 508, "text": "صفحه ٤٩\n( شماره ٢٦ )\nجلد پنجم\n\nقرار بیان روز نامه ها در کابینه جدید اقلا دو نفر وزیر غیر دارای مسئولیت مقرر خواهند شد که وظیفه شان این خواهد بود که به حیث افسر های پر واز حکومت ملی خدمت خواهند نمود و در کنفرانس های داخلی و خارجی از طرف حکومت به ایشان وظیفه داده خواهد شد . و مخصوصاً با مشکلګان تماس خواهند بود . اسم سر جان سائمن درین نومره ذکر شده است .\n\nهندو انګلستان\nکنفرانس میز مدور\n\n۲۹ اکتوبر\n\nکمیته تا به روز دو شنبه ملتوی کردید سینکی امید دارد قبل ازان راجع به تقنین و مالیه و محکمه اتحادی به اعضای کمیته را پورت ها را تقدیم کند . سینکی به جواب این سوال که در مسایل راجع به عسکر و روابط خارجی و حفظ ، تقدم ما اسکی روی کار خواهد آمد ، کفت : من امروز با صدر اعظم مشوره خواهم نمود مکر قبل از چار شنبه به مسایل مذکور شروع نخواهد شد .\n۳۰ اکتوبر\nسیر سموئیل هور در جواب اقتضای موانجی در باره عقد نمودن يك كميته كوچك مدافعه جهت غور بر را پورت\nکمیته كالج عسکری هند گفت در حال حاضر غیر ممکن است فیصله نموده شود که کدام کمیته ديگری بجز كميته كوچك تعمير اتحادی و کمیته كوچك اقلیات روی کار بیاید و تعیین شود که بکدام تاریخ این مسئله باید موقوف بر پیش رفت عمومی کنفرانس باشد . گاندی و مالویه دیروز با پتیال و کانو و ر ، و برلا ، و تاکر داس و غیره دیروز عصر ملاقات نموده راجع به حفظ ما تقدم ، لى مذاکره نمودند . دانسته شده است که مذا کره عمومیه در اطراف تاسیس يك مجلس عالى بود که مرکب از سه نفر متخصصین مالی عائد به مسایل مشورت بدهند . بعد از قدری مذاکره جلسه مذکور ملتوی گردید . کاندی ، و تاکر داس، و برلا سترا کوشی را ملاقات نمودند تا راجع به مالیه مذاکره کنند .\nکنفرانس غیر رسمی نماینده گان مبرم عقد شده راجع به مسایل عسکری مذاکره نمودند میرزا اسماعيل وحيدرى نماینده گی مسلمان ها را ملاقات نمودند تا بر مسایل فرق تجدید نظری کنند مکر ظاهراً با وجود مذکره طويل وضعیت بحال سابق ماند . نماینده گی مسلمانان فیصله نموده است ، به آغا خان شوکت علی ، جناح ، وشفیع اختيار بدهند که با گدنی ، پید کار ، سلومانی\nملاقات نموده راجع به اقلیات مذاکره کنند .\n۳۱ اکتوبر\nوزیر عدلیه به نماینده گان کنفرانس میز مدور دعوت داده است که بتاریخ ه نومبر در دعوت قصر ( بکنگهام ) شمول ورزند . روز نامه ستار اطلاع حاصل نموده است که گاندی در دعوت مذکور بالباس عادی خود خواهد آمد.\nسواد را پورت کمیته كوچك تعمير اتحادی که حاوی مذکرات جلسه موجوده میباشد ، بیان میدارد که ، معاينة مزيد مسائل تشکیلی که از طرف کمیته امیری شده است کمیته را معتقد ساخته است که حل مسئله را تنها میتوان در خط ایجاد ایالت وحکومت دریافت . وراجع به ترکیب تقنینیه بحث نموده کمیته اتحاد می نماید که دو اطاق وجود خواهد داشت و سفارش میکند طاق ها باید تا اندازه ممکنه چهل فیصد و یا ۲۳ و نیم فیصد اطلق علیا را دارا باشد . این تعیین باید بر این تحاد مبنی باشد که تمام هیئت عنکبوت اتحاد شامل شوند ، کمیته مذکوره سفارش میکند که ، طاق علیا باید عموماً از واحد های هیئت ترکیبی نماینده گی کند و از نمايندگان انتخاب شوند . وسفارش می نماید كه يك كميته مخصوص رای دهی باید راجع به انتخاب مستقیم"}
{"book": "adl0789", "page": 509, "text": "صفحه ۱۰\n( شماره ٢٦ )\nمجلة پنجم\n\nتحقیقات کند ، و نماینده گان حکومت در اطاق علیا باید مقرر شوند . راجع به اطاق سفلی کمیته اظهار نظریه می کند که فیصله آن به حکومت گذاشته شود .\n۱ نومبر\nصدر اعظم که بعد از عودت خود به جنوب نماینده گان مهم کانفرانس میز مدور متهیج بوده است ، روز دوشنبه ترتیب گرفته است که با گاندی رسید و ملاقات کنند .\n۲ نومبر\n۱۸ نفر نماینده گان متعدده کنفرانس میز مدوراً روز شنبه در ( وار چستر ) در اطاق سپرو ملاقات نموده ، وعلاوه بر ٤ ساعت راجع به راپورت سینکی که روز شنبه دشره شده بودند مذاکره نمودند ، رای عمومی بر این قرار گرفت که راپورت مذکور کاملاً خوب و در بعض جهات از امید نماینده گان نیز زیاد تر است ويك يادو جبهه راپورت را پسند ننمودند . مگر اظهار امید نموده شد که در کانفرانس علی اصلاح نمودن آن غیر ممکن نیست ما مول است که مذاکره را پورت در جلسات علنی کمیته كوچك تعمير اتحادی برای سه روز دوام خواهد نمود .\nدیروز کمیته كوچك تعمير اتحادی اجتماع نموده و مواد را پورت کمیته را شعبه به شعبه به تدقیق شروع نمود شعبه های مقدماتی آن قبول شد ، ونیز تدقیق شعبی را که از وسعت و ترکیب\n\nتفتین بحث می نمود ، ختم نمود ، و آنرا با بعض تغییرات و افزودن بعض مطالب قبول نمودند . سینکی را پورت را تقدیم نموده تفصیل داد که ، بعد از منظوری کمیته تعمیر اتحادی کنفرانس مکمل راجع به آن مباحثه خواهد نمود و اظهار امید کرد که با لا خره اساس قانون پارلیمان را نیز همین تشکیل خواهد نمود ، و تا كيد نمود که دران موضوع هر قدر موافقت زیاد باشد ، هما نقدر پیش نهادات از پارلیمان بارامی و بصورت متفقانه منظور خواهد گردید . وعلاوتاً گفت من امید دارم که ، روز سه شنبه قسمت های بقیه را پورت را که از محکمه اتحادی بحث میزند تقدیم کنم.\nسینکی از طرف گاندی ( که روز خاموشی او بساعت ٤ بعد از ظهر روز دوشنبه ختم میشد ) يك نوتة را قرائت نموده که در آن با راپورت عدم موافقت نشان داده بود ، گاندی از وجود يك اطاق تقنين طرفداری نمود. بود ، مگر در صورتیکه در آن بعض اصلاحات مهم نموده شود ؛ و با نماینده کی مخصوص زمین داران ، وازو یاتی ؟ ، وتجار هندی و کانگرس کارگران مخالفت نموده با مقرری نماینده گان نیز بر خلاف اظهار نموده ، مگر علاوتاً بیان نموده بود که ، کسانیکه نمایندگی مخصوص میخواهند باید حق داشته باشند در وقت لازم به اطاق رجوع کنند.\n\nکمیته تا روز چار شنبه ملتوی گردید در روز مذکور بران شعبه راپورت که از محکمه اتحادی بحث می کند ، به تحقیقات شروع خواهد نمود .\n\nفوت کوک\nپیغام لندن بیان میدارد که : ای ج کوک رئیس کار گران معدن فوت نموده است .\n\n٤ نومبر\nصبح روز سه شنبه گاندی برای پنجاه دقیقه با مکد و نالد در وار سنگ ستریت ملاقات و گفتگو نمود . وقبل از ملاقات خود با رئیس الوزرا ، برای نیم ساعت با شدت مدن موهنی ، مالویه ملاقات نموده بود . اعتقاد میرود که مسئله قلیات که حل آن درعین مذا کره هند و مسلم به سکته دوچار گردیده بود موضوع مذاکره شان بود . و مکد و نالد به حیث رئیس کمیته اقلیات مجدداً سعی خواهد نمود که نماینده گان در موقعی که بار دیگر اجتماع کنند به موافقه برسند .\n\nنامزدی ولی عهد حیدر آباد\nدانسته شده است که مراسم نامزدی شهزاده اعظم جاه ولی عهد حیدر آباد با یگانه دختر سلطان سابقه ترکیه بتاریخ ۱۲ نومبر در پس اجرا می شود ومراسم عروسی نیز در همان تاریخ اجری خواهد شد . وعروسی شهزاده معظم جاه پسر دوم نظام با پرنسس نیلوفر که یکی از اقارب سلطان ترکیه است نیز صورت می گیرد ."}
{"book": "adl0789", "page": 510, "text": "صفحه ۱۱ ( شماره ٢٦ ) سال دیم\n\nخبر هاي داخلي\n\nصورت افتتاح مجلس اعیان\nدر شماره گذشته بنابر ضیق وقت از صورت افتتاح مجلس اعیان منصرف شده فقط باطلاع اخباری اکتفا و وعده تفصیلات را به آتیه موکول کرده بودیم اینک باغتنام موقع صورت افتتاح محفل را با نطق ابتدائیه اعلیحضرت غازی در معرض اگاهی قارئین کرام میگذاریم .\nاز مدتی یا بنظر فى کثرت مشاغل دار الشوراء محترم ملی و علاقه مندی منورین و زعمای مملکتی لزوم يك موسسه تعاونی دار لشوراء يا حفظ موقع اعتدالی فی مابین حکومت و ملت را که عبارت از تاسیس مجلس اعیان باشد ایجاب کرده و توجهات پاد شاه ترقی خواه اعتدال پسند مارا نیز بخود معطوف گردانیده بود تا به روز دوشنبه گذشته حفله بزرگ در قصر دلکشا منعقد و جناب صدراعظم صاحب با والا حضرت وزیر حربيه وباقى هیئت كابينه ورئيس واعضاء وسایر ماموران مهمه کشور ولشكر و نماینده گان جراید داخلی و خارجی را دعوت کرده بودند .\nحضور شاهانه بساعت معینه تشریف فرما شده با سیمای نهایت بشاش و جملات متین وموقر مجلس را بنطق ذیل افتتاح فرمودند .\n\nنطق ابتدائیه ذات شاهانه\nبنام نامی خداوند على العلى وبه تكريم سید نا محمد مصطفى عليه وعلى اله صلوات الله مجلس عالی اعیان را در مملکت خود افتتاح مینمایم !\nشکر میکنم خدای قادر توا نا را که در اوان خد متگذاری خویش افغانستان نایل بوجود مؤسسات عالیه که سعادت وخو شبختی ملک وملت افغان در آن متضمن وملحوظ است می بینم .\nوجود مجلس شورای ملی و محفل عالی اعیان که نسبت بهر مؤسسه عالی تر بوده و مقدم بهمه وسایل ضروریه حياتيه يك ملتي موقعیت و قیمت دارد و امروز بتاسیس و تشکیل هر دوی آن خداوند مرا موفق گردانیده است امید دارم از درگاه ایزدی که بقدر آرزو های من وامق سعادت جویانه ملت افغانستان این مؤسسات تاثیر واقعی خودش را بخشیده مملکت را مسعود وخو شبخت گرداند .\nوجود مجلس شورای ملی که بمقصد اصلاح مملکت واتحاد آرای عموم طبقات ملت مطابق بمقدرات و سفارش شارع مقدس دین از جمله ضروریات حیاتی ، بوده و افغانستان بآن شديداً احساس احتیاج مینمود آن را ما را و چندی قبل بتاسیس آن موفق گردیده ولی چون در غالب ممالک\n\nامروزه برای كمك و همرا هی شورای ملی وحفظ موازنه خط مشی دولت وملت و ادنی طرفین را دريك نقطه واحده اعتدال و تحاد رهنمونی و دعوت کردن وجـود مجلس اعیان نافع وسود مند واقع شده و ملل واقوام جهان از ان استفاده مینماید هم خواستم ملك وملت خود را بوجود این مجلس ثانوی مستفید و آن را در مملکت خود تاسیس نمائیم .\nنظر باعتماد وحسن عقیده که ما بالنسيه اعضای موجوده مجلس اعیان خویش داریم و آنها را برای انجام خدمت وطن عزیز خود مستعد می بینم تکفل این موسسه عالی را بکفایت وصداقت شان تفويض و امید داریم رئيس واعضای این مؤسسه مطابق به آرزو های قلبی ما که محضاً مقصد از خوشبختي وسعادت ملك وملت افغانستان است ایفای وظایف نموده خودها را به نزد قوم وملت خود نيكنام وضمناً اين خادم مملکت را از خدمات جدی و صا دقانه خود ها ممنون بفرمایند .\nمجلس اعیان ما که مطابق مقررات مواد اصول اساسی مملکت ایفای وظایف خواهند فرمود فقط آرزوی م در حسن تطبيق آن وظایف وصرف ابراز عواطف واحساسات خير انديشانه ديني وارانه رئيس واعضای مجلس نسبت بوطن وجامعه وسعی عملیات جدی وصمیمانه است كه يك"}
{"book": "adl0789", "page": 511, "text": "صفحه ۱۲ شماره ۲۶ جلد پنجم\n\nفکاهیات\n\nجواب بی ادبان\nگویند وقتی ملای جامی این شعر را میخواند که :\nبسکه در جان فگار و چشم بیدارم توئی\nهر چه پیدا میشود از دور پندارم توئی\nبی ادبی او گفت بلکه خری از دور پیدا شود\nجامی گفت : باز پندارم توئی\n\nبقیه صفحه ۱۱\nدولت و يك ملت از خدام خود انرا منتظر و آرزو مند است در خاتمه از خدای متعال بهمه شما توفیقات کامله را استدعا داشته و برای مملکت و ملت خود افغانستان خوشبختی و ترقیات روز افزون و اتحاد ویگانگی را که بهترین وسیله نیل بآرزو است خواستار بوده رجا میکنم\n( بقیه دارد )\n\nکار کردن زنها\nروزی معلم حساب از شاگردی پرسید که اگر یکنفر زن در يك روزيك پيراهن بدوزد دو نفر در دو روز چند پیراهن خواهد دوخت ؟\nشاگرد گفت : نصف يك پيراهن .\nمعلم گفت تو درس های خود را فراموش کرده وقواعد حساب را خوب یاد نگرفته ئی ! شاگرد : ـ قواعد حساب را میدانم ولی زنها را هم خوب می شناسم که وقتی که دونفر زن با هم مشغول کاری هینند ، اینقدر حرف زده و با یکدیگر صحبت خواهند کرد که در دو روز فرصت دوختن نصف پیراهن را هم نخواهند داشت .\n\nمراعات اقتصاد\nدیروز یکی از رفقاء موقع تفریح و گردش قدم های بزرگ بزرگ بر میداشت . گفتم آقا مگر کدام کار ضروری دارید که اینقدر بعجله رفته و هنگام تفریح هم بخود زحمت میدهید ؟\nگفت : شما نشنیده اید که بیحرن مالی تمام مقتصدین را متوجه اهمیت آن کردانید. من هم میخواهم برای کهنه نشدن بوت های خود بعوض دو قدم یکقدم بردارم .\n\nشعبده بازی\nروزی شخصی ظریفی در یکی از هوتل های معروف اورپا برای صرف غذا رفته بود . هنگام خوردن غذا یقیناً متوجه یکی از مهمانها گردید که باحتیاط تمام و آهسته گی یکدانه قاشق نقره ئی را از بالای میز برداشته و در موزه خود پنهان کرد .\nشخصی ظریف که از ین دزدی آگاه بود، پس از صرف طعام از جای خود بلند شده و حاضرین را مخاطب ساخته گفت :\nآقایون ! من يك شعبده باز بزرگ هستم و میخواهم امروز یکی از شاهکار های خودم را بشما نشان بدهم ! يك قاشق نقره دیگر که نظیر آن قاشق مسروقه و نیز خودش بود بر داشت وبموزه خود فرو برد گفت : اينك شما میتوانید این قاشق را از موزه آن آقای که بمیز مقابل نشسته بیابید .\nبالاخره باثر این چالاکی قاشق مسروقه از موزه سارق بیرون آمد وخود آقای شعبده بار با قاشق دیگر هوتل را وداع گفت ."}
{"book": "adl0789", "page": 512, "text": "صفحه ۱۳ شماره ٢٦\n\nمؤلف: اميليه فرانسوى (۲۰) مترجم حبيب الله طرزى:\nمادام سان ژين\n\nاز فصل یازدهم\n\nکاترین: آيا له فیور را کجا گذاشتي؟\nلاویولت: در دوصد زرعی اینجا منتظر پيش قدمی اگر من اشاره كنم ،\nکاترین : کدام اشاره ،\nلاویولت بطرف تفنگ ها ئيكه از سر بازان استريائي مانده بود اشاره نموده گفت در صورتيكه اينها را موجود و مهيا داريم بهتر است یکی از آنها را فوراً استعمال كنيم ،\nدرین اثنا صداي سم اسپان و کنایات جرمنی که سر بازان باهم تکلم می نمودند ظاهر ساخت که استر يائيها يا عده زيادي از عسکر بر گردیده اند .\nلاویولت بدون کدام تا خیر و درنگ تفنگ ها را بدست گرفت و کاترین از خوف آنکه مبادا آتش کنند نعره زد هوش كن پیشتر از آنها آتش نکن استر یائیها در مقابل ما زیاد هستند .\nله فیور دوسته سر بازائیکه با خود دارد اگر هم برسد باز هم مغلوب خواهند گردید ما میتوانیم بهر صورت خود را ازینجا بکشیم کلمات کاترین را باران گوله شدیدي بر در وازه بزرگ کلبا تعقیب نمود لا ویولت به تکمیل امر کاترین در وازه را باز نمود بيا ز شدن دروازه یک عده زيادي\n\nاز سر بازان داخل شدند که خودهای مجلل شان در روشني خفیف شمع ها میدرخشید و آواز اسلحه شان در گنبد منعکس میشد مشروبات فروش و همراه دلیرش تا به محراب خود را عقب کشیده پهلوی کشیش که هنوز هم مشغول دعا بود جا گرفتند .\nافسریکه پیشتر از این هم خیال گرفتاری کاترین را داشت ولی بواسطه ورود لاويولت ناکام مانده فرار نموده بود در این دفعه برای اینکه انتقام خودش را از و گرفته باشد بطرف او پیش رفته و بطرف افسر ديگري که ما فوق او ود ديده گفت : کلنل ما باید این دو نفر را گرفتار نموده و تیر باران کنیم اینها جاوسان فرانسه است و مجازات شان اعدام است .\nکلنل : اول از ایشان استنطاق لازم است پس که اسم ایشان چه و درینجا چه کار داشتند کاترین چون از اهالی الساس بود این کلمات جرمنی را فهمیده گفت من میخواهم که با ما بجهت اسیران حرب رفتار شود؟\nكلنل تا حال حرب آغاز نشده است .\nکاترین بطرف لاويولت دیده گفت ما حرب را آغاز نمودیم من طليعه جيش و این هم صف اولست شما حق ندارید که ما را تیر باران کنید ما خود را تسلیم\n\nنموده ایم ، اگر چنين يك جنایت پست را مرتکب شدید از انتقام رژیمان سیزدهم خلاصی نخواهید یافت رژیمان بزودی این جا خواهند رسید و شوهر من شما را بتأدیه عوض آن مجبور خواهد ساخت. این مسئله چنان ثابت است که نام كاترين له فيور است »\nكلنل يك چند قدم پیش رفت کوشش نمود که بواسطه شمع خیره که در محراب می سوخت چهره کاترین را خوبتر به بیند وبعد از لحطه دقت گفت: « آیا مادام نيك له فیوری که در زمره گاردهای پاریس می بود و با يك قصاره باسم «لاسان ژين» از دواج نموده است ، قرابت و منسوبیتی ندارد ؟ »\nكاترين : « من خود لاسان ژين قصاره و د کپیتان له فیور شوهر من است . »\nکلنل : « پس عجب است که مرا نه می شناسید! آیا روز دهم اگست را باینقدر زودی فراموش کرده اید ؟ »\nکاترین : « پس گفته میتوانم که شما بجز آن مرد زخمی که در اطاق من تداوی شدید دیگر کسی نخواهید بود! »\nکلنل : « بلی ! كونت « نيبرك » كه برای حیات خودش مقروض ابدی شما است ! »\nكاترين : « آقای کلنل بدیدن اینکه جناب شما چنين يك حافظه خوبی را دارا هستید خیلی ممنونم خدمتی که من در دهم اگست نسبت بشما اجرا کردم فریضه"}
{"book": "adl0789", "page": 513, "text": "صفحه ١٤\nشماره ٢٦\nجلد پنجم\n\nهر انسان است، رحمی بی سلاح و از پا افتاده بودید. با وجودیکه در زیر علم دشمن بر وطن پرستان آتش کرده بودید من شما را نجات دادم. امروز شما را ملبس به یونیفورمه کندل می یابم و می بینم که دشمنان وطن بیچاره ام را افسری می کنند. من نه می خواهم گذشته را بیاد بیاورم، شوهرم ، دوستانم و رفیق های زرمان همه مرا توبیخ خواهند کرد که چرا يك اوستوکرات امپراتی را که اسیران خود را حکم اعدام میدهد، نجات داده ام. من نه میخواهم که بیاد آرم آنروزی منحوسی را که من يك دشمن فرانسه را از مرگ نجات دادم.»\nمعلومی شد که الفاظ کاترین اثر عمیقی بر افسر جوان نموده بود چنانچه گفت: «در صورتیکه خود شما بخدمت وطن زن مشغولید، امیدوارم که مرا بالای هر بیصه ام توبیخ و سر زنش نخواهید فرمود. چنان بنظر می اید که قسمت و قدر چنین خواسته است که من يك نفر افسر از دوی شاهنشاهی، قرض يك بیچاره و مظلومی را که در دوکان قصاره کوچه رویال پناه برده بود ادا کنم. پس بشارت باد بر شما که از همه تیکالیف آزاد هستید.»\nمدررات فروش بطرف لا وبولت دید جواب داد : «تشکر میکنم ! ولی در باره رفیقم چیزی نفرمودید؟»\nنیزیرگ: «این شخص يك سرباز و به حیله درینجا آمده است. من مجبورم به حیثیت يك جاسوس با او رفتار کنم.»\nکاترین : «پس بفرمائید مرا هم با او يك جا تیر باران کنند. این هرگز گفته نخواهد شد که خانم کاپیتان له فيور يك مرد بیچاره را با خودش در مقابل استریائیها کشانید و بعد از انکه هر دوی شان گرفتار شدند، کاترین خودش را نجات داده رفیقش را به هلاکت گذاشت.»\nنیز رگ : «پس لطف کرده به من بگوئید که در پنجاچه میخواستید بکنید»\nکاترین بافسرها، و سربازان که اطراف افسر بزرگ خود حلقه بسته بودند نگریسته خاموش ماند.\nلاوبولت چون مدعای کاترین را از خاموش ماندن درك كرده شناخته و هم در عین زمان از جان خودش بخوف بود بسخن درآمده گفت «قسم است که این آمدن مبنی بر مقاصد عسکری و حربی نبود، تنها بخاطر يك طفل منحوس باین زحمت سرد چار شدیم.\nنیزیرگ بوی امید شخیده تغز زد «طفل خوب فهمیده نتوانستم، مقصد را واضح تر بگو !\nکاترین: از خود جناب کونت من بپاداش وعده کرده بودم که طفلش را در ژیمپابس باو برسانم»\nنیزیر گت «این همه مخاطرات را بواسطه يك وعده برداشت نمودید»\nکاترین: من برای «دو دوزال بلا ش در هر گونه مخاطرات میروم»\nنیزیرگ به اندیشید که من قد و شما را چنانچه لازم بود کوده نتوانستم و ازین پیش آمد درشت خودم منفعلم حال بفرمائید طفل و مادرش کجا است.\nکاترین «کاملا صحیح و سالم در اردو گه فرانسه حیات بسر می برند»\nنیز رگ: «ازین جا چطور رفته است ؟»\nکاترین : «عین در دم آخرین بفرار قادر شد و من جایش را اشغال کردم. زیرا پدرش میخواست که او را جبراً در محراب کشانیده و دپارون تسلیم کنند !»\nنیزیرگ : «مادام عزیزم! هر قدر کوشش میکنم از زیر بار احسان شما بدر آیم خودم را زیاد بدان گرفتار مییابم اگرچه در مقابل این نیکی های شما رفیق ناتراشتر اتر او میکنم ، ولی باز هم می بینیم که صد يك خدمت شما و انسبت به خودم ایفا نکرده ام. حال بفرمائید بطرف اردوگاه خود بروید که وقت بسیار نمانده است.»\nکاترین فرحناك شده نعره زد : «پس مارا آزاد فرمودید! هیچ گاه تصور نمیکردم! بسیار متشکرم! جناب کونت همیشه در نظر داشته باشند كه يك دوست در فرانسه دارند! خدا حافظ!\nکاترین نطق خود را بانجام رسانیده لاوبولت را تپاه داده هر دوی شان بکمال غرور از مقابل صفوف استریائیها گذشته"}
{"book": "adl0789", "page": 514, "text": "( شماره ٢٦ )\nمجلة پنجم\n\nبطرف اردو گا باچهره های متبسم روانه شدند .\nبه مجردی که کاترین ورفیقه اش از نظر ها غایب شدند ، تیپرگ اگرچه بر الفاظ کاترین اعتبار داشت باز هم طاقت نتوانسته از ملازمین شاتو قضیه را پرسید گفتند که بارون لوندل ومارکی به عجله زیاد بدون آنکه جستجوی ممد موازل بلانش را کرده باشند بطرف ( رو کمل ) رهسپار شدند .\nباین وسیله تیپرگ نفس راحتی کشیده مشغول سنجیدن پلان دیگر شد تا بواسطه آن میتواند بزن و فرزند خودش يك آن اولتر برسد . ولی هر قدر فکر نمود، ه همان قدر مسئله در نظرش دشوار شد . فردا علی الصباح تمام دوره های تپه ها از ( ژانماپ ) تا به ( مونس ) در زیر آتش توپ ها مشتعل خواهد بود ؛ وهر گونه اقدام بعبور از آنسها عقیم ثابت خواهد شد . هیچ شبهه نبود که عساکر منظم استریا تیها بر گروه خیاطان و بوت دوزان که اردوی جمهوریت را تشکیل داده بودند مظفر و منصور میگردید ، واین سبب ( ديوك دوسا كس ) قوماندان استریائیها پیش از وقت ایلچی به ( ویانه ) روانه نموده و مظفریت خودش را بر ( بی پاچه ها ) اعلان نموده بود . وقتیکه این فتح یقین خود شان را تصور میکرد قلب تیپرگ پرخون می شد ، زیرا خیال می نمود که حال بلانش و طفاش دريك عسکری سراپا که هنر لعنت یافته باشد چه خواهد بود ؟ .\nچون بکلی مایوس شد ونه میدانست برای نجات بلانش چه چاره بر روی کار آورد در یکی از صالون های شاتو داخل شده به سنجیدن پلان های محاربه فردا مشغول گردید . اگر چه به کار مشغول بود ولی فکر ، عقل ؛ هوش ، و تمام حواسش مصروف فكر نجات معشوقه و فرزندش شده مانده بود . با نهایت دیسیپلین عسکری وظیفه وجدانی بر تصورات او غالب آمده برای لحظه تمام فکر های دیگر را از کله اش بدر برد درین اثنای دروازه صالون زده شد و سر بازی با تمام عجله داخل شده را پوری بدست او داد . این را پور زنی بود که میخواست در شاتو داخل شود ، ولی سر بازان او را منع نموده نگذاشته اند ولی او اسرار نموده خودش را باسم دختر مارکی دو لا والین معرفی نموده است .\nتیپرگ از خواندن این را پور نعره بزرگی زده خود به خود گفت : « این ضرور بلانش است ؛ چطور شده است که درین وقت شب از بين يك عالم سر باز و تمام این گزمه ها عبور توانسته است اگر با فرزند خودش ملحق شده بود برای کدام مقصد باز از اردوی فرانسه فرار نموده است . »\nبعد از انکه از بهت و حيرت نجات یافته بسر باز منتظر ، امر حاضر نمودن او را داد : در يك دقیقه دیگر در وازه باز و بلا نش با موهای ژولیده و لباس پاره پاره در مقابل او ظاهر گردید : تیپرگ او را با غوش گرفته با يك عالم اشتیاق و محبت بوسید و باعث عودت او را پرسید .\nبلانش : « بعد از انکه کاترین مرا نجات بخشد ، بار دو گاه رفتم دونجا گهواره ( هانريوت ) را خالی یافتم از یاس و غم برای دو سه ساعت همانجا بی هوش شده ماندم . بعد از انکه به هوش آمدم شنیدم که یکی از سربازان شخص ملکی را دیده بود كه يك طفل را در آغوش داشته بطرف ( مريوگ ) روانه بوده است . این خبر يك اثر مقاطيسی برمن نموده بعد از چند سوال دیگر از سرباز متیقن گردیدم که دزد طفل غیر از ( ليونارد ) ملازم بارون لوندان کس دیگری نبوده است . باین سبب با وجود اصرار زیاد سر بازان از اردو برآمده و بعد از مشقت زیاد و خسته زیاد تر ، خودم را به شاتو رسانیدم . ولی حال میگوم که پدرم و یا رون بطرف رو كمل روانه شده اند و لیونارد با ( هانر ویوت ) وجود ندارند . »\nکونت : « هيچ يك خوفى بدل راه مده من وتو هم فردا با آنها ملحق می شویم . »\nبلانش خوش حال شده صد زد : پس چرا امشب روانه نمیشویم فردا باهانر یوت يك جا خواهيم شد . »\n( با قیدارد )"}
{"book": "adl0789", "page": 515, "text": "نادر افغان\nقاریئن گرامی و شوق مندان اطلاعات تاریخی وطن عزیز با علاقه\nداران شناسائی و خواندن سوانح يك پادشاه محبوب افغاستان ، یقین\nاز نشریات گذشته ما ومحفظاران ما تا حدی با همیت کتاب نادر افغان\nمولفه آقای برهان الدینخان کشککی پی برده و در صدد خواهند بود\nكه يك نسخه آن را زیب کتابخانه خود قرار بدهند .\nاينك برای سهولت خریداری و استفاده عمومی ازین كتاب نفیس و\nهدیه قابل توصیف باز بتوضیح این چند سطر یاد آوری پرداخته قیمت\nکتاب و مواضع فروش آن را نشان میدهد\nقیمت\nکتاب نادر افغان با حجم و قطع متناسب و تعداد ( ٦١١ ) صفحه\nو ( ٤٩ ) قطعه تصاویر تاریخی و نقشه های عالی بقیمت بسیار نازلی\nبفروش میرسد .\nدر داخله : مرکز ه افغانی\n» » ولايات باضافه محصول پست ٧ »\nخارج : با محصول پست ٣ کلدار\nمحل فروش\nدر داخله ؛ مرکز و ولايات طالبین ، بعموم دوایر جراید و مجلات\nوطنى و در خارجه به وکیل التجاران افغانی برای خرید\nرجوع خواهند فرمود .\nغرض ؛ هر قدر در خریدن عجله کنند ندامت نخواهند کشید\nچه هر چه بیشتر چاپ شده نظر به کثرت خریدار کمتر بدست خواهد آمد"}
{"book": "adl0789", "page": 516, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 517, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 518, "text": "( مجلده )\n\n( شماره ۲۷ )\n\nانیس\n\nاداره : کابل جاده ارگ\n\nاشتراك سالانه ۱۲ افغانی\n\nمؤسس و صاحب امتیاز : محی الدین\n\nمحصول پوست ۲ \"\n\nمدیر و نگارنده :\n\nخارجه ۲۰ شلنگ\n\n۲ شنبه ۸ قوس ۱۳۱۰\n\nتأسیس ۱۳۰۶\n\n۱۹ رجب المرجب ۱۳۵۰\n\nورزش\n\nپیشرفت های متوالیه علمی وفنی و ترقیات\nحیرت انگیز عصر حاضر که در نتیجه\nزحمت وسعی عمل به صحنه گیتی عرض و\nجود نموده در امور زنده گانی تسهیلاتی\nفراهم ساخته است ، مقتضات هر روزه\nدنیا و احتیاجات زنده گانی ابنای بشر\nمخالف با تنبلی و بیکاری و بروی شالوده\nمساعی و کوشش قرار گرفته . مدنیت\nکنونی اگر از يك طرف وسایط حیاتی\nبشر را تکمیل و تسهیل نموده از طرف\nدیگر اكريك نظر عمیقتری دیده شود تولید\nبعضی اشکالات نیز نموده است یعنی مللی\nمیتوانند در ساحه گیتی متمتع شده و\nگوی موفقیت را بربایند که با پشت کار\nو روح انجام وظیفه در مقابل هر گونه\nتزاحم و مشکلات مقاومت کرده برای\nپیشبرد مرام ملی و رفع احتیاجات خود\nاز هیچگونه زحمت و کوششی مضایقه\nنکنند .\nموجبد روح عمل و کار بدون تردید\nمحافظه صحت و تقویه بنیه و دماغ است\nبهترین وسیله ای برای تکثیر قوای جسمی\n\nو دماغی به جز از ورزش سراغ نداریم\nاز همین نقطه نظر است که ورزش امروز\nدر عالم خاصه در ممالك متمدنه موقعیت\nخاصی کسب نموده و يك جزء پرو گرام\nیومی هر فرد بشمار میرود گذشته از ترغیب\nو تشویق تاسیس کلوپ های متعدد حتی\nدر بعضی مما لك صورت اجباری به خود\nگرفته است .\nمحسنات ورزش باندازه ئیست که بتوان\nبدن حدی قایل شد برای شناختن اهمیت\nو فواید آن همین قدر باید تذکر داد\nکه ورزش در عموم مکاتیب هر روزه جزی\nو پرو گرام اساسی شناخته میشود\nاشخاصیکه بورزش عادت دارند هرگز\nاز کثرت کار و تحمل زحمت اظهار\nخسته گی نکرده متاعب و مشکلات\nهیچوقت بر آنها غلبه نخواهد نمود\nبه عکس کسانیکه علاقه بورزش ندارند\nقوای خود را زود از دست داده و\nبسرعت استعداد فکری ایشان به تحلیل\nرفته اثرات کم حوصله گی عصبانیت عدم\nقوه برای ادامه شغل از آنها مشهود\nخواهد شد .\n\nورزش بطور عموم برای همه و خاصه\nبرای کسانیکه مصروفیت دماغی دارند\nو تمام مدت روز را در حالت نشستن\nمشغول کاراند بیشتر ضرور است ورزش\nنه تنها قوای مصروفه فکری دماغی را\nبحال اول عود میدهد بلکه استعداد فکری\nو جسمی را روز بروز تقویه مینماید .\nگمان نشود ورزش خاص بازیهای معموله\nاز قبیل فوت بال و گلف و امثال آن\nاست . چه اینها درین های منظم و\nدرجه اول بشمار میرود اما برای\nاشخاصیکه نتوانند باین گونه ورزش ها\nشمولیت ورزند یا معذوری داشته باشند\nبه انواع دیگری نیز میتوانند موازنه\nصحت خود را حفظ نموده و به تولید قوی\nجسمی و فکری خود به پردازند\nمثلا قدم زدن در هوای آزاد\nسواری اسپ و بایسکل حرکت دادن دست و پا و\nاعضا به اصول مخصوص آن و امثال آن\nکه با يك ترتیب منظم بسرعت دوران\nخون كمك كند ورزش گفته میشود\nپس کسانیکه علاقه بمحافظه صحت و\nتقویه جسم و دماغ خود دارند و مایل"}
{"book": "adl0789", "page": 519, "text": "صفحه ٢ (شماره ٢١) مجله پنجم\n\nبه پیشرفت شغل و اجسام وظیفه خویش هستند يك مدتی را لابد در اثنای روز باید برای ورزش وتفریح تخصیص داده و جزو پروکرام یومی خود بگیرند .\nدر اینصورت هم قوای جسمی آنها سالم مانده وهم در تمام شعب و امور رسمی و غیر رسمی يك نهضت و پیشرفت قابل ذکری مشهود خواهد گردید .\nهرچند در جزو سایر اصلاحاتیکه درین دوربدو خشان نادری روی کار آمده مسئله ورزش و تشویقات دسته های عرفاتی تاسیس کلوپها وغیره نیزمورد توجهه حکومت واقع شده و یقین و زیر روشن ضمیر معارف نیز در بسط وتوسعه آن با تمام فعالیت خواهد کوشید باز هم بر عامه هموطنان جوان یاد آوری می‌شود که این صوانامه حیاتی را محل توجه و قابل غور دانسته در صورتیکه بتوانند از آن غفلت نکنند مثلاً جماعتی که در معارف شمولیت داشته و از کلوپها استفاده کرده میتوانند از آن بازیهای خصوصیکه در پرو گرام های کلوپ معین شده کار بگیرند و افرادیکه بنابر بعضی ملحوظات و مشاغل از کلوپهای ورزند گان دور مانده اند همین بازی های وطنی را ، از قبیل توپ بازی چوب بازی ، چشم پتکان بتك وسينه کشیدن ، خیز زدن دویدن سنگ انداختن و غیره را فراموش نکرده اگر هر روز عصر امکان نداشته باشد اقلاً روز های جمعه اسباب سر گرمی خویش قرار بدهند هم اوقات بخوبی مصروف\n\nبسم الله الرحمن الرحیم\nاصول اساسي\nدولت علیه افغانستان\nاصول کلیه\n(٢)\n\nمجالس مشاوره ولایات\n٧١ ـ : در مرکز نائب الحکومه گیها و حکومت اعلی وكلان يك يك مجلس مشوره تشکیل می شود .\n٧٢ ـ : صورت انتخاب و تعداد اعضا و وظائف این مجالس در اصول نامۀ مخصوص آن بیان و ایضاح میگردد .\n\nوظایف وحقوق وزرا\n٧٣ ـ : امور اجرائیه مملکت ، بقدرجه وزرای دولت ، که بانتخاب صدر اعظم و منظوری حضور ملوکانه تعیین می شوند اداره می شود .\n٧٤ ـ : ریاست هیئت وزرا مفوض است بصدر اعظم . در غیاب صدر اعظم وزیر وزارت اول ، وظیفه ریاست را ایفا میدارد .\n٧٥ ـ : هیچکس نمیتواند مقام وزارت شده و هم بمرور ایام ازین تمرینات بدنی دارای اعضاء سالم و جسم قوی خواهند شد که با قواء روحی آنها توام برای میدان مبارزه حیات آماده شده بتواند . ( احمدعلی )\n\nرا اشغال نماید ، بدون اینکه مسلمان واز تبعۀ افغانستان باشد .\n٧٦ ـ : هر يك از وزرا در سیاست عمومیهٔ دولت مشترکاً ، و در امور موظفهٔ وزارت متعلقه خود مخصوصاً ، بنزد شورای ملی مسئول اند . بناءً علیه ذات شاهانه غیر مسئول می باشند .\n٧٧ ـ : مسئولیت وزرا و سیاستی را که راجع بآنها می شود اصول تعیین خواهد نمود .\n٧٨ ـ : وزرا امورات مربوط متعلقه خود را باندازهٔ اختیارات خود اجرا و مافوق آن را بحضور صدر اعظم تقدیم میدارند صدر اعظم بدر جۀ صلاحیت وظایف خود اجرا نموده مافوق آن را بحضور ملوکانه عرض و هدایت میگیرد .\n٧٩ ـ : هر گاه یکی از وزرای دولت بجرم خلاف ورزی در حدود وظیفه رسمی شان مظنون واقع شوند ، مرجع محاکمه شان دیوان عالی شناخته می شود ـ دیگر دعاوی شخصیه وزرا که خارج و ظیفه ماموریت شان باشد مانند سائر رعایا به محاکم عدلیه مراجعت می نمایند .\n٨٠ : ـ وزیریکه تحت اتهام می آید الی نتیجه محاکمه و برائت آن از وظیفه رسمی معطل می ماند .\n٨١ : ـ در غیاب وزیر معینین وزارت یا وکیلی که عند اللزوم مقرر شود تمام اختیارات شخص وزیر را دارا میگردد .\n٨٢ : ـ برای تفتیش احوال عمومیه وزرا ومامورين يك هيئت تفتيشيه باستيذان حضور شاهانه مطابق لایحه مخصوصۀ آن"}
{"book": "adl0789", "page": 520, "text": "از شورای ملی انتخاب و تعین می شود .\n٨٣ : ــ تعداد وزارت و تشکیل\nدوایر و وظایف شان در اصول نامهٔ\nتشکیلات اساسیه توضیح یافته .\nحقوق مامورین\n٨٤ : ــ بالعموم مامورین مطابق\nموادیکه در اصول نامه های مخصوصه\nایضاح گردیده به ماموریت هائیکه لایق\nو مناسب باشد تعین کرده می شوند\nو هیچ یك از مامورین تا زمانیکه از وظیفه\nخود مستعفی نشود و یا از طرف دولت\nبنا بر يك امر ضروری لازم تبدیلی ویا\nموقوفی نباشد اصلاً عزل و موقوف\nنمیشود ــ و مامورینیکه حسن سلوکت\nو استقامت خدمت خود ها را ابراز\nنمایند مطابق اصول نامه های مخصوصهٔ\nاستحقاق ترقی رتبه و ماموریت و مستمری\nرا دارند .\n٨٥ : ــ همه مامورین على المراتب در\nاطاعت آمر مافوق شان مطابق اصول\nنامه های موضوعه مکلف هستند آمران\nمافوق و مامورین ماتحت هيچيك امر\nرا خلاف آن اجرا کرده نمیتوانند هر\nگاه از طرف آمران مافوق در اجری\nکدام امر خلاف اصول بالای مامورین\nما تحت امر اجرا شود مامورین ماتحت\nقبل از اجرای آن به مرکز وزارت الی\nصدارت عظمیٰ باید اطلاع نماید .\n٨٦ : ــ وظایف مامورین در اصول\nنامه های مخصوصه تعین و تفریق گردیده\nو هر مامور موافق هدایات اصول نامه\nهای موضوعه از وظایف موظفه اش\nمسئول شناخته میشود .\nمحاکم\n٨٧ : ــ محاکم عدلیه مرجع دعاوی\nعمومیه شرعیه میباشد .\n٨٨ : ــ در محاکم شرعیه دعاوی\nمربوعه مطابق مقررات مذهب مهذب\nحنفی رخ فیصله می شوند .\n٩٧ : ــ همه محاکم از هرگونه مداخله\nآزاد هستند .\n٩٠ : ــ در محاکم عدلیه دعاوی\nبصورت علنی فیصله می شود با ستثنای\nمسائلیکه شارع فیصله آن را بطریق خفیہ\nهدایت داده است .\n٩١ : ــ در حضور محاکم هر شخص\nبرای محافطه حقوق خود همه وسایط\nمشروعه را پیشنهاد نموده می تواند .\n٩٢ : ــ محاکم عدلیه در رویت و\nفیصله دعاوی باستثنای امر شرعی تاخیر\nو مماطله کرده نمیتواند .\n٩٣ : ــ هیچکس خارج محاکم برای\nفیصله بعضی فقرات مخصوصه یك محكمهٔ\nفوق العاده تشکیل داده نمیتواند .\n٩٤ : ــ صنوف و درجات محاکم و\nصلاحیت شان باصولنامه تشکیلات اساسیه\nتوضیح یافته .\nدیوان عالی\n٩٥ : ــ دیوان عالی برای محاکمه وزرا\nدولت عند الاقتضاء موقتاً تشکیل می یابد\nو بعد انجام اموریکه باو سپرده می شود\nفسخ میگردد .\n٩٦ : ــ طرز تشکیل دیوان عالی و اصول\nمحاکمه در آن مطابق اصول نامه مخصوصهٔ\nآن اجرا می شود .\nامور مالیه\n٩٧ : ــ همه محصولات دولت مطابق\nاصول نامهٔ مخصوصهٔ آن اخذ می شود .\n٩٨ : ــ هر سال برای واردات و\nمصارفات دولت يك بودجه مطابق اصل\n٤٣ تنظیم کرده می شود این بودجه برای\nواردات دولت موازنه و برای مصارفات\nاساس بوده همه مصارفات از روی آن\nاخذ و صرف می شود .\n٩٩ : ــ بعد از تطبیق و اجری بودجهٔ\nسالانه يك محاسبه قطعیه تنظیم می شود\nاین محاسبه قطعی مقدار حقیقی واردات\nو مصارفات این سال را حاوی میباشد .\n١٠٠ : ــ برای تنظیم محاسبه قطعیه\nو برای تنظیم بودجه و صورت تطبیق و\nاجرای آن اصول نامه مخصوصه موجود است\n١٠١ : ــ تخفيف و یا معافی مالیات\nبموجب اصول نامه مخصوصه آن اجرا\nمی شود .\nاداره ولایات\n١٠٢ : ــ اصول ادارهٔ ولایات از سه\nقاعده اساسیه مبنی است توسع ماذونیت\nتفریق وظایف ، تعین مسئولیت ، سایر\nقواعد مذکوره همه وظايف مأمورين"}
{"book": "adl0789", "page": 521, "text": "( شماره ۲۷ )\nمجلد پنجم\n\nصفحه ٤\n\nولایات مطابق اصول نامه های موضوعه\nتعین وتفریق کرده شده است و اختیارات\nمامورین نیز بر طبق اصولات موضوعه\nمحدود است و هر مامور در وظایف خود\nعلى المراتب نزد آمر مافوقش مسئول\nشناخته می شود .\n۱۰۳ : ــ در ولایات از هر شعبه وزارت\nمامورین جداگانه مقرر هستند ــ افراد\nاهالی برای اجرای کار و انجاح حوایچ\nخود بشعبات مرجوعه مراجعت میکنند\n104 : ــ هر گاه که در يك حصه\nمملکت آثار عصیان و بغاوت که مخل\nامنيت عمومیه باشد حس کرده شود\nحکومت برای دفع بغاوت و قیام امنیت\nتدابیر لازمه کرده می تواند .\n105 ــ تشكیل دوایر بلدیه و وظایف\nآن قرار اصول نامه مخصوص آن اجرا\nمیشود .\n\nعسکر\n106 ــ صورت اخذ عسکر بموجب\nاصول مخصوصۀ آن اجرا میشود وظایف\nو حقوق عسکر و ترقی در مناصب بموجب\nاصول است .\n۱۰۷ ــ حقوق ومناصب هيچ يك افراد\nعسکری سلب نمی شود مگر بموجب\nاصول .\n۱۰۸ ــ تبعه خارجه در سلك عسکری\nباستثنای صنف داکتری و معلمی حربی\nقبول نمیشوند .\n\n( اصول متفرقه )\n۱۰۹ ــ مصئونيت مكاتيب یکی از\nحقوق اهالی است همه مکاتیب ومراسلات\nمحصولی اهالی که تودیع پوسته می شود\nتا از طرف يك محكمه حكم جواز تجسس\nنشود در هیچ پوست خانه و دیگر جایاز\nنمیشود همچنان سربسته بمرسل الیه سپرده\nمی شود .\n۱۱۰ ــ در اموریکه از حضور شاهانه\nو یا صدر اعظم بیکی از وزرا یا دیگر\nمامورین امر شفاهی فرموده شود باید\nاحکام تحریری آنرا بامضای همایونی\nو یا صدر اعظم حاصل دارند .\n\nتعميل و اجرای احکام مواد\nاصول نامۀ هذا را امر و اراده میفرمایم\nتحریر ۸ عقرب سنه 1300 .\n( محل مهر همایونی )\n\n[Stamp]\n\nمعذرت\nشماره گذشته ( ٢٦ ) بنابر عدم تعمق\nماشين کار ، صفحات جریده غير\nمرتب بطبع رسیده ، عفو قاریین محترم\nتمنا ميرود .\n( مصحح اداره )\n\nصحیات\nاقتباس از مجموعۀ صحیه\n\nخرابی دندان وطرز تغذیه\nبقلم آقای دکتور رفق بیگ :\n\nدندان برای محافظه صحت يك واسطه\nلازمی است ، کسانیکه با لتمام در محافظه\nآن دقت و اعتنا نمی نمایند در حیات بخیلی\nعلل و عوارض و سوديه محکوم میگردید.\nيك \" انسان مثل يك مخلوق بی معده\nشمرده می شود ، معده در حصول وظایف\nحياتيه صحت را ادامه کرده میتواند و\nاشخاصیکه از ین وظایف محروم هستند این\nضایعات را تلافی کرده نمیتوانند و\nحيات و زندگانی شان ناقص و همیشه\nمريض و عليل اند .\nمعهذا بادله نهائیه تا يك درجه دارهای\nصحت اند در اوایل آنقدر محل عطف\nتوجه واقع نگردیده و ثمرات عمرها\nبا ان خرابی دیدنها و دندانهای ناقص\nو مضرات محصوله آن با ضرار و اختلالات"}
{"book": "adl0789", "page": 522, "text": "صفحه ه \n(شماره ۲۷)\nجلد پنجم\n\nحیاتیه که از سردن دندان و درد آن پیدا\nمی شد تحمل می نموده ! ... انسان ها در\nدر اوایل این مسئله را خیلی بی اهمیت\nمی پنداشتند .\nپس از آنکه فیزیولوژی و وجود\nکیفیای حیاتیه عریض و عمیق تدقیق\nگردید ، فهمیده شد که دندانها در\nحیات و صحت رول مهمی دارند ، و پس\nاز آن بمسالك دندان سازی توجه شده\nو ساحه آن توسیع گردید . برای اتمام\nو اکمال دندانهای خراب و نقصان های\nدندان سعی و اقدما مات بزرگی شد\nلیکن ساحه فعالیت آن آنقدر ها فراخ\nو وسیع نگردید .\nعلت آن : ـ علت فراخ نشدن ساحه\nفعالیت آن این بوده که مسلك دندان\nسازی نا خوشی دندان را تداوی میکرد\nنه جلو گیری از نا خوش شدن دندان که\nدرین صورت طبعی باید ساحه آن محدود\nبماند .\nامروز با کشفیات و تجارب قیقی\nکه واقع شده است ، اسباب و\nعامل امرض دندان را قریباً بالتمام و\nصورت حقیقی تعیین نموده که از روی آن\nدر حالت رفع علل مذبور از مرض دندان\nجلو گیری ممکن شده است .\nاينك بحثی که ما درینجا راجع بدندان\nمیدانیم خصوصاً در موضوع طبابت دندان\nو جلو گیری کردن از خرابی دندان و توقف\nدندان دردی است .\nدر خرابی دندان دوسبب سنجیده\nشده است :\nیکی اسباب موضعیه ودیگری اسباب\nعموميه : بالجمله این اصول بالتمام احوال\nقابل تطبیق است .\nاسباب مرضیه باوسیله میکروب در\nدندانها وجوارآن ، شدن و موجودیت\nمیکروب را مسبب است . این\nشرایط هم که در داخل يك دهان موجود\nباشد گویا آن دهن حفظ الصحه نداشته\nو يا بحفظ الصحه آن اهمال کرده شده\nاست . لیکن آیا يك دهنی که با کمال دقت\nو اهتمام نظاف گردیده است . محفوظ\nماندن آن دندان ها داخل امکان است ؟\nمع التاسف جواب آن مطلق می باشد بنا\nبرین دهن را همیشه در صورت نظیف و\nپاك نگهداشتن نیز محافظه دندان را کلیتاً\nتامین نمیکند .\nومعلومات بقتر لوژیه نیز معرفت مارا در ین\nنقطه يك قدمه پیش نبرده است . بدلیل\nمیگوید که عارضه دندان همرای يك\n( باسیلوس آسید و فیلوس ) پیدا میشود\nاین باسیلوس از دهن هاینکه دندان های\nشان فرسوده وعلیل است کلنور ساخته\nشده ودر صدی نود و هشت هم بوده و\nکلتور مذکور بدهن ودندان ها پاشیده\nشده است اما دندان درد و فرسودگی\nدندان را احداث نکرده است .\nو از روی این هرگاه ملاحضه کنیم\nبطور حقیقی بعض عوامل دیگری است\nکه بغیر ازین میکروب در خرابی و فرسود.\nشده دندان موثر میباشد . ولط به همین علت\nتعمیقات وتدقيقات گرديده ومولفين ( بوتنيك\nها و ـ شيلاتز ، فمارا لره ـ مبلنك )\nموش ها و موش خرما و خنزیر را زیر\nتجربه قرار داده و در نتیجه فهمیده اند\nکه مداخله بصوت حادثه ( متام بوليزم )\nهم داخل دارد .\nچون متام بولیزم ( تحولات ) عمومی\nعبارت از متام بوليزم حجرات میباشد\nیعنی هر وقتیکه جسم دچار تحولات گردد\nعین همان تحولات در حجرات نیز موجود\nمیباشد ، از آنرو اسباب خرابی دندان\nها وعناصر اساسية آن ( كالسيوم ) همان\nتوسعه متام بولیزم وجود بتمام جسم است\nوعبارت ساده تر يك مقام بوليزم عمومی\nيك متام بولیزم حجروی نیز احداث میکند\nچنانچه ماده کالیوم که عناصر اساسیه\nدندان است و آنرا حجرات عظیمه دچار\nتحولات گردیده ، در افرازات آن نیز\nنقصان پیدا شده و یا آنکه افرازات بالای\nاستخوان تثبیت نگردید ، فرازات\nمذکور موجب خرابی دندان\nمیگردد . در اواخر معلوم شده است که\nافرازات کلسیم را بالای استخوان\nويتمامين تثبیت می نماید و در صورت که\nويثامين بقدر کفایه بجسم نرسد از نقصان\nآن آفات عظیمه پیدا می شود وبالآخر\nبعلت که ماده کلسیم بالای استخوان تثبت\nنمی شود از آن ناخوشی رعاس تولید\nمیگردد، یعنی اگر ماده کالسیوم\nبالای استخوان نرسید استخوان بحالت\nصلابت خود را از دست داده و دو آن"}
{"book": "adl0789", "page": 523, "text": "صفحه ٦ ( شماره ٢٧ ) مجلد پنجم\n\nثابت پیدا می شود از آنرو وجود هانیکه بعد كفايه ويتامين راء لك نيستند ويا از ويتامين محروم میباشند دچار تحولات وتغيرات گرديده .\nو يكي از علل خرابی دندان هم محرومیت از ويتامين می باشد .\nاز طرف مولفینی که اسامی شان را در بالا ذکر کردیم بالای حیوانات تجربه گرديده وغذا هایکه محروم از ويتامين بوده و يا ويتامين آن بقدر کفایه نبوده بآن حیوانات خورانده و در نتیجه آن حیوانات مذکور به فرسوده گیهای حقیقی دندان دچار گردیده اند . بعد از آن همین غذا ها را که ویتامین آن را محدود و یا معلوم کرده بودند بغذا های ویتامین دار ( بقدر كفايت ) تبدیل کرده و سپس بر ایشان معلوم شد که آن خرابی دندانها بر طرف و بعضاً بکلی شفا یاب گردید و در نتیجه این تجربيات استنباط کردند که بیشتر عامل تثبيت كالسيو م بالای دندان ویتامین میباشد .\nاكثرياً در مشاهدات دکتوری معلوم شده است که خرابی دندانها زیاده تر به مصابين مرض قزند ( قزا ويشيك ) پيدا می شود زیرا مصابین این مرض ويتامين را مالك نيستند و باين سبب در تثبيت كالسيوم تحولات پیش می شود .\nاساساً در حالات طبیعی ما قام بولیژمه كلسيه تثبیت کردن کلس در انساج غیر از ويتامين با ضیای آفتاب و بالخاصه\nاشعه ما ورای بنفش نيز احتياج دارد ممالکي که از اشعه ما ورای بنفش محروم اند در آن ممالک به امراض خرابی دندان خیلی تصادف میشود زیرا معلوم است ممالکي که از نور آفتاب زیاد تر محروم باشند اشعه ما ورای بنفشی نيز در آن ممالك خیلی کم میباشد زیرا اشعه ما ورای بنفشی با نور آفتاب توأم بزمين ميرسد و درین سقوط از آسمان اشعه مذبور با هـوا ها وطبقات گرد و غبار و ابرها تصادف کرده و مانع رسیدن اشعه ما ورای بنفش در آن سر زمین ها میگردند بنا بران اهالی که در مواقع مرتفع و هوا های صاف واقع اند کمتر امراض دندان دچار می شوند . مثلاً زمین های مناطق قطب شمالی را تصور کنیم در آنجا بسبب نفوذ مستقيم آفتاب برزمین و انتشار آن از روی یخ ها انسان از هر طرف محيط به ضيا واشعه ما ورای بنفش می شود از اینست که در چنین مناطق اگر ویتامین هم برای اشخاص کم باشد به نا خوشی دندان کمتر تصادف می شود . اهالی ممالکی که در مناطق پست وهوا های پر از ابر زندگاني ميکنند زياده تر کالسيوم متام بولیژمه شان به تشوش دچار می شود و در آن ها خرابی دندانها بكثرت تصادف می شود\nبنا برین برای محافظه از خراب شدن دندان و برای توقیف کردن مرض دندان\nاول اتخاذ غذا دوم استحضار غذا ونور آفتاب وحسن اجرای افرازات داخلیه لازم است .\nبرای تخلص گر بان از این امراض بایست ماشین وجود بيك طرز صحيح ایفای وظیفه نماید ، وشخص بايد درمحل مرتفع سکونت اختیار کرده و به اشعه ضيا شيه بدر ستی معروض باشد وغذا های خود راهم به تنوع بايد صرف نمايد که ازین سه قسم غذا یکی شیر ( باندازه يك ليترو بشر طيکه یومیه تصفیه شده باشد ) ودیگری سبزیجات و میوه جات وقسم سوم هم گوشت وحبوبات بايد باشد . واین ملاحظه فراموش نگردد که گوشت کمتر استعمال شود .\nدر طبخ غذا بايد مراعات اصول فنی گردد مثلاً روغن که دارای ویتامین است هر گاه در حرارت بلندی جوش بخورد بسبب حرارت زیاد ويتامين های مذکور ضایع می شود . سبزی ها هم همین طور میباشند سبزی عادتاً با آب جوش داده شده و پـسـان سبزی گرفته شده آب مذکور بیرون ریخته میشود که با این آب ویتامین نیز بیرون میریزد به این سبب روغنی که زیاد جوش خورده باشد و همچنان سبزی که بآب جوش خورده و آب آن بیرون ریخته باشد ويتامين را ما لك نميباشد و غذا"}
{"book": "adl0789", "page": 524, "text": "مجلد پنجم\n\n(شماره ٢٧)\n\nصفحه ٧\n\nهایکه باینصورت طبخ کردند از ویتامین\nمحروم هستند و بالاخر اصول طبخ غیر\nفنی گفته میشود . طبخ کردن غذا\nباصول فنی اینست که غذا در موقع طبخ\nبسیار بآتش زیاد عرض نشود . کذالك\nسبزی ها و میوه های که همرای آب\nجوش میخورند با همان آب باید خورده\nشود . بنا بر ان روغن و سبزیجات ومیوه\nجائیکه باصول فنی طبخ شده باشد و معروض\nشدن به هوای مساعد هر شخص را از\nنا خوشی دندان محافظه مینماید ، و دندان\nخراب شده شده نیز در تداوی موضعی\nو عمومی که کرده میشود رو بشفا میرود واگر\nاکمال این شرایط امكان نداشته باشد طاق را\nباشعه مصنوعی ما ورای بنفش و خود را\nبرهنه معروض نور آفتاب باید داشت .\nو همچنان ویتامین زیاد که در روغن\nزیتون و امثال آن موجود میباشد باید\nبمریض داده شود .\n\nبالآخر هر گاه نقصانی در دندان موجود\nباشند باید دانست که نقصان مذکور موجب\nتولید سوء هضم میگردد وسوء هضم سبب\nمرض جهاز هاضمه وقرحه معده می\nشود . كذالك وجوديكه بسبب قلت غذا\nمقاومت و تحملش نقصان می یابد در چنین\nوجود ضعیف ناخوشی جهاز تنفسی\n( شش ) سل دق سینه زیادتر پیدا میشود\nهمچنان میکروب های که در محل های\nخراب شده دندان تکثیر حاصل میکنند\nدر آنجا سمیات فرار کرده و این افرازات\nبوسیله بول از جسم خارج می شود ،\n\nخبر های داخلي\n\nعبدالرحمن خان ترکی تسلیم نمود\nعبد الرحمن خان ترکی که در اعصار\nسلاطین گذشته فرار هند و تمام جایداد\nو حق پدری آن ضبط بود ، در اوائل\nجلوس اعلیحضرت نادر شاه بنابر استدعای\nخودش از طرف حکومت اجازه معاودت\nبوطن برایش داده بود و نیز اموال ضبطی\nآن برایش واپس رد گردید . لیکن\nمتاسفانه عبد الرحمن خان مذكور\nدر تابستان ۱۳۰۹ شروع به شرارت نموده\nو علیه حکومت بغاوت نمود . چنانچه\nدر همان وقت ع ، ج الله نواز خان پاور\nحضور با چند قطعه از عساکر تداوی\nبرای سر کوبی آن مامور گردید ، و در\nاوائل زمستان سال گذشته عبد الرحمن\nمذکور مجبور به فرار گردید حدود\nسرحد را مسکن خود قرار داده ومجدداً\nبنای بغاوت را نهاد .\n\nاینک درین روز ها اقوام با وفای\nسلیمان خیل و تر کی که از نیات اعلیحضرت\nغازی بوره واقفیت دارند ، برای مذکور\nموقع بغاوت نداده و مجبور به تسلیمش\nنمودند .\n\nکه در نتیجه خروج آن مریضی گرده\nحاصل می شود . اند يك جسمی که\nبوسیله تدابیر فنی که فوقاً شرح دادیم\nاز خرابی دندان محفوظ ماند با النتیجه\nاز مرض هایکه بذریعه مرض دندان ها\nپیدا می شود نیز در امان میماند .\n\nرئیس تنظیمیه فراه وچخا نسور :\nع ، ج عبد الاحد خان رئیس شوری\nملی ، بنابر تصویب مجلس عالی وزراء\nومنظوری حضور ذات همایونی بریاست\nتنظيميه فراه وچخا نسور مقرر گردیده\nروز یکشنبه ٤ قوس بصوب ماموریت\nخود رهسپار گردیدند . قرار معلوم\nرئيس مذكور علاوه بر پست مالیات\nو فروش اراضی چخانسور و غیره کارات\nالولا به حل وفصل موضوع رودها مند\nکه از چندی است دولتین افغانستان\nو ایران را مشغول مذاکره ساخته است\nنیز وارسی خواهند نمود .\n\nورود تشرف بحضور همايوني\nعالیجنابان عزت و شجاعت همراه محمد عمر خان\nنائب سالار قومندان عسکری مزار ؛ و\nع ش محمد افضل خان فرقه مشر معاون\nریاست تنظیمیه قطغن وبدحشان بايك عده\nعده از صاحب منصبان درین اواخر وارد\nکابل گردیده ذریعه عالیقدر جلالتماب ؛\nا ، ا، وزیر صاحب حربیه به شرف\nیابی حضور همایونی نائل گردیدند .\n\n***\n\nهكذا جمع غفیری از اقوام شمالی ومعاریف\nومعتبرین کوهدامن ، جبل السراج وریزه\nکوهستان که ا رزوی شرف یابی حضور\nملوکانه را ذریعه وزارت در بار استدعا\nنموده بودند ، بند چاره ذات شاهانه و\nتعیین وقت از وزارت دربار ، تشرف\nحضور را حاصل نموده عرایض پر از\nاخلاص و صمیمیت خود ها را به پیش گاه\nهمایونی عرضه داشتند ."}
{"book": "adl0789", "page": 525, "text": "مراسم فاتحه گیری تلگرام تبریکیه اعلیحضرت غازی\nروز شنبه ۶ قوس مراسم فاتحه گیری بعنوان جلالتمآب کالینن رئیس جمهور\nمرحوم آقای عبد الصمد خان محمد زئی شوروی\nترجمان وزارت مختاری افغانستان در لندن\nدر وزارت جلیله خارجه از طرف حکومت بمناسبت عید جمهوریت دولت اتحاد\nمتبوع بعمل آمد. ج ع ج صدر اعظم جماهیر اشتراکینه شوروی لابیر امکان\nصاحب و باق ارکان حکومت عالیه نیز دوستانه و احساسات صمیمانه خود من\nحضور داشتند. را بان جلالتمآب اظهار نموده ترقی و\nتعالی ملت بیم جمهوریت شوروی و با سعادت\nتبادله تلگرافات و خوشی جلالتمآب شما تمنا مینمایم.\n\nاز طرف اعلیحضرت غازی بعنوان تلگرام جوابیه جلالتمآب کالینن\n(غازی مصطفی کمال پاشاه) رئیس جمهور اتحاد جماهیر شوری\nبمناسبت عید جمهوریت دولت فخیمه\nترکیه تهانی و تبریکات صمیمانه خود من حضور اعلیحضرت محمد نادر شاه غازی !\nرا تقدیم نموده بهترین آرزوهای قلبی را از تبریکات دوستانه و آرزو های اعلیحضرت\nبرای سعادت حشمت مآب شما و ملت بمناسبت چهاردهم سالگره انقلاب اکتوبر\nنجیبه ترکیه اظهار مینمایم. ممنون و مشکور بوده خواهشمندم که\nتشکرات صمیمی و بهترین احساسات مرا\n(جوابه) قبول فرمایید.\nبحضور اعلیحضرت غازی محمد نادر شاه (کالینن)\nاز تمنیات فوق العاده آن اعلیحضرت معروضۀ مجلس اعیان\nکه بمناسبت سالگره جمهوریت ما اظهار\nفرموده اند متحسس شده، تشکرات بحضور شاهریار افغانستان\nمخصوصه و بهترین آرزوهای خود را نسبت پس از اختتام تطبیق فرحت التیام\nبسعادت و رفاه شاهانه وملت برادر ما اما بحضرت همایونی حضرت عالی آقای\nافغان دار تقدیم می کنم. میر عطا محمد خان هیرو رئیس مجلس اعیان\nمعروضۀ آتیه را به حضور شاهانه از\n(غازی مصطفی کمال) طرف اعضای مجلس عیان العرض رسانید:\n\n(شماره ۲۱)\nمجلد پنجم\n\nوفات\nجناب مرحوم سردار فتح محمد خان که\nسمت عموزاده گی بذات شاهانه داشته\nو یکی از اعیان این مملکت بشمار میرفتند\nبروز شنبه ۲۹ عقرب بسن ۷۸ سالگی\nبرحمت ایزدی پیوستند.\n(انا لله و انا الیه راجعون)\nسردار مرحوم در دوره حکومت\nامانیم بحضرت شهید مدت ۱۶ سال\nامین العسس بوده و در اواخر عصر\nامانی بریاست فابریک پشمنه بافی اشتغال\nداشتند. درین مواقع از مسافرت بیت الله\nشریف مراجعت کرده و معتکف بودند\nچون جناب شان از دودمان انجابه و\nاعیان مملکت و یک خدمتگار راستگار\nحکومت گفته می شدند، فاتحه داری\nشان در عمارت سلام خانه تا سه روز دوام\nداشته، جناب وزیر در بار و آقای معین\nشان با حفاظ قرآن کریم، برای اجرای\nمراسم فاتحه داری، از طرف ذات\nشاهانه مامور شده بودند.\n\nکار کنان جریده انیس به پسر ارشد\nشان جناب شیر حمد خان سفیر کبیر افغانی\nدر طهران، تسلیت گفته، و از فقدان\nسردار مرحوم اظهار تاثر مینمایند."}
{"book": "adl0789", "page": 526, "text": "اعلیحضرتا !\nاز انجا که خداوند متعال و قادر\nلایزال میخواهد ملت نجریه افغان را یکی\nاز ملل مترقیه تاریخی دنیا نماید برای\nرهنمایی و اداره ان مانند اعلیحضرت\nشما يك ذات سرا سر صفاتی را که\nدارای تمام محسات اخلاقه و صاحب عقل\nو دانش کافی و تجارب خیلی عالی و\nنافعه میباشند عطا و مرحمت میفرماید تا\nدر راه و ارتقا اخلاقی فراهم نمودن هر\nگونه وسایل رفاه مات از هیچگونه سعی\nو فداکاری خودداری نکرده ملت عزیز\nخویش را در ردیف ملل متمدنه عالم\nبشمار آرند .\nاعلیحضرتا !\nذات شاهانه شما از رجال بزرگ\nتاریخی دنیا و یکی از نوابغ عصر حاضر\nبشمار می آئید که برای فلاح و ترقی مات\nمحبوب خود با يك اراده قوی با يك\nمتانت و استقامت بزرگ از هیچگونه\nفدا کاری و جان سپاری دریغ نفرموده\nمشقات و زحمات مانع جوش دریای\nعزم و همت شاهانه شما نگشته در سایه\nعزم و همت بلند يك نام و شرف ابدی\nو تاریخی را برای خود و برادران با\nدرایت و اولاد و احفاد و نژاد آتیه\nخود بیاد گار گذاشته اید .\n\nاعلیحضرتا !\nکار نامه های برجسته و درخشان\nاعلیحضرت همایونی شما در صفحات تاریخ\nافغانستان نظیری نداشته همه افراد و طبقات\nملت قدر و قیمت اینهمه زحمات خستگی\nنا پذیر اعلیحضرت شما و برادران با علم\nو دانش شما را دانسته ذات ملوکانه شما\nرا درین عصر عرفانی برای ترقی و رفاه\nخود یکی از بهترین نعمای الهی میشمارند\nتشکیل مجلس اعیان که یکی از موسسه های\nنافعه تاریخی اعلیحضرت شما است و\nامروز آن را افتتاح فرمودید افتخار\nدارم از طرف خود اعضای این مجلس\nکه شرف حضور دارند تبريك افتتاح\nمجلس را عرض نموده و علاوه نمایم که\nاز روی یگانه ما حصول رضای خداوند\nو طاعت امر ذات همایونی بوده و برای\nاجری امور وظائف خویش با خلوص\nنیت و اعتقاد راسخ از خداوند متعال\nاستمداد مینمائیم تا در پیشگاه مات و\nدر اورد عصر مجلل ملت دوستی وعدالت\nپروری اعلیحضرت کسب افتخار نمایم\n\nخبرهای خارجی\nاوضاع انگلستان\n( بعد انتخابات )\n\n10 نومبر\nجارج لنس بری ، به حیث قائد حزب\nمخالف عرض وجود نموده جداً اعلان\nکرد که این حکومت ملی نه بلکه يك\nحکومتی است که اداره را به جعل سازی\nوسوء استعمال نطق های مشاع و نشان دادن\nمخاطراتی که هیچ ثبات ندارد ، بدست\nگرفته است .\n***\nمیکدو نالد در اول وحله بیان نمود که\nکار حکومت عبارت از پیش رفتن بر\nخطوطی است که در اعلامیه حکومت که\nبسبب غلبه آن در انتخاب گردیده است\n... شده یعنی فیصله مسایل رائج\nمسائل قرضه ومسائل مسله موازنه\nتجارت ، و مسئله موازنه بودجه، وضعیت\nصناعات ، علامت اصلاح را نشان میدهد\nوجهت رفع علامات مضره اقدامات موثر\nنموده خواهد شد . و راجع با اصلاح\nغیر طبیعی اقتصاد به وسیله حمل و نقل\nمقادیر زیاد طلا از يك ملت به ملت دیگر\nبدون توجه بصورت احوال گفت : لازم\nاست بزودی با ملل مربوطه متماس کردیم\nتا خود را از اشکالات مضر اقتصادی\nوارهانیم . و اظهار مینمومد که مسافرت\nلاول ( رئیس الوزرا فرانسه ) با مريك\nمنجر به مفاهمه ذات البین المان وفرانسه"}
{"book": "adl0789", "page": 527, "text": "صفحه ۱۰ شماره ۲۷ مجلد پنجم\n\nخواهد گشت ، و هر ملتی که باین معامله مربوط است باید در مدافعت آخرین موافقه شامل باشد .\nو گفت که کنفرانس میز مدور دوام خواهد نمود ، وامید نمود که موافقت کافی حاصل شود و حکومت امپرا طوری بتواند پیش رفت پالیسی خود را بصورت مصوبات عملی اظهار کند .\n\n* * *\n\nدر دارالعوام کار گران صف آخرین با فرقه اول اعلان مناقشه نمودند ، و بر مصروف شدن تمام وقت پارلمان به امور حکومتی تار من ( عمید کریسماس ) اعتراض کردند ولی درنتیجه حکومت به ۲۷۹ رأی در مقابل ۹ فائق آمد و کار گران دارای رسمیت رأی ندادند ويك مباحثه مختصری واقع گردید ومحافظه کاران بی صبری نشان داده يك پروگرام معینی را جهت رفع ار زان فروشی مطالبه می نمودند .\n\nکابینه جدید انگلستان\nلندن ۵ نومبر : صدر اعظم بعد از تدقیق تمام کا بینه جدید ملی انگلستان را به شمولیت ۱۱ نفر قدامت پسند ، ۵ نفر کار کر ، و ۴ نفر سو سیالیست ملی تهیه دیده است که بقرار اتی است :\nمستر رمزی میکد و نالد : صدراعظم\n\nوانگران عمومی مالیات .\n« قاپ سنو دن : مهر بردار شاهی\n« ستنلی بالدوین : رئیس مجلس\n« لارد سنکی : لارد چانسلر\n« مستر نیوئیل چمبرلین : رئیس دیوان قرضه جات داخلی وخارجی .\nسرهورسموئیل : وزیر داخله\n« جان سا ئمن : وزیر خارجه\nجی اچ تهومس : وزیر مقبوضات\nسرفلپ کنلف لستر: وزیر مستملکات\nلارد هیلشام : وزیر حربيه\nمار کو ایس : وزیر هوائی\nسرسموئیل هور : وزیر هند\nسربس مو ئيل : وزیر بحری\nمستر رانسن :وزیر تجارت\nهلثن ينك : وزیر صحيه\nسار جان گلمر : وزیر زراعت\nسر دو ناد مکلین: وزیر معارف\nسر هنری بترتن : وزیر عمال\nمسی کور : وزیر فوائد عامه\nسر ارچی بلد : وزیر اسکات لیند\n\nریوتر\n\nهند و انگلستان\n( کنفرانس میز مدور )\n۷ نومبر\nبصورت موثوق دانسته شده است که اعلانیه مورخه ۱۹ جنوری گذشته حکومت\n\nبرطانيـا حـالا نیز مانند سابق اساس کنفرانس میز مدور خواهد بود .\nاین اعلانیه به موافقت تمام پارتی هــا شده بود وغالباً هيچ يك حكومت برطانیا ابداً از آن منحرف نخواهد شد .\nشام روز جمعه در منزل ماويه يك جلسه طولی واقع شد و دروازه هـا مسدود بود . در جلسه مذکوره گاندی سیرو ، جيسكر ، مالويه ، خانم سيناز و بان ساپوا، رنگا سوامی ای ننگر ومکنی سار شمول داشتند وراجع به وضعیت کنفرانس میز مدور بحث مفصل نمودند . وراجع به اداره های که فعلا در دو تر نماینده گان شایع است که پرو گرام فعلی حکومت راجع به تشکیلات هند صورتی دارد که با پارپورٹ سائمن ومكتوب حکومت هند موافقت داشته باشد ، خیلی اظهار خوف نمودند .\nوجهت تبئین این خوف نماینده گان در جلسه مذکوره فیصله نمودند که راجع باین موضوع به صدر اعظم مکتوبی بنویسند ومكتوب مذکور را تسوید نموده اند که غالباً هفته آینده به ه داوننک ستریت ، فرستاده خواهد شد .\n۸ نومبر\n۲۷ نفر نماینده گان هند برطانوی متعبئه کنفرانس میز مدور مکتوبی به صدر اعظم نوشته اند وراجع به اوازه شایعه اظهار"}
{"book": "adl0789", "page": 528, "text": "صفحه 1\n(شماره ۲۱)\nمجلد پنجم\n\nبالقوه نموده اند ، اوازه مذکور ازین قرار است که : بصورت قدم اولین در تجدید تشکیل سیاسی هندوستان ، به هند خود مختاری ایالتی داده خواهد شد و مسئولیت مرکزی اتحادی ( فیدریشن ) را برای ما بعد خواهند گذاشت . نماینده گان مذکور معتقد اند که احتیاج موجوده هند را تنها يك نقشه بزرگی رفع نموده می تواند که مسئولیت مرکزی مانند خود مختاری واحد های متترك منه اتحادی قسمت كلی آنرا تشکیل نماید و در حاليكه اعتراف مینمایند که مسئله اقلیات تا بحال بصورت اطمینان بخشی حل نشده است ، تاكيد ميكنند که باید این مسئله در راه ترتيب يك نقشه بزرگ حکومت مسئول که یگانه وسیله حل مسائل مشکل است ، حائل واقع نگردد . در جمله امضا کنندگان دیگر مکتوب گاندی ، مالويه ، شاستری سپرو ، جیکر ، خانم رویان ، انگاسوای ای لنگر ، جمال محمد ، و خانم نائیدو نیز شاملند .\nمذاکرات که درین هفته در بین مسلمین و اقلیات کوچکتر جریان داشت ، ختم یافته است . دانسته شده است که در کنفرانس بین نماینده گان مسلمان و اقلیات كوچك تر بر اعلان حقوق و مطالبات خود تجدید نظری نموده اند و حالا يك موافقتی راجع به دعاوی مشترکه ایشان صورت گرفته است .\n۱۰ نومبر\nگاندی در موقع عودت خود از اکسفورد به لندن بساعت ۱۱ قبل از ظهر روز دوشنبه چون روز خاموشی او بود تحریراً گفتگویی نمود . و نوشت که در اثر فیصله كمیته كار كانگرس من عزم سیاحت اروپای خود را فسخ نموده ام و چشم من متواتراً به طرف حوادث هند دوخته است و فکر میکنم که در حال جریان کنفرانس میز مدور رفتن من از انگلستان غلط است و امید دارم که در عین هفته تاریخ حركت خود را از انگلستان تعین نموده بتوانم . امروز رئیس مؤسسه کین تر بری ومستر سن كپتا وخانم او گاندی را ملاقات نمودند .\nتقریباً ١٦ نفر نماینده گان متدینه کنفرانس میز مدور شام روز دو شنبه در منزل مالویه اجتماع نمودند وراجع به مسائل که در مقابل کنفرانس مذاکره کرده اند و نیز باید به اقدام دیگری که جهت تکمیل مکتوبی که بنام صدر اعظم نوشته اند لازم شود ، بحث کردند .\nدانسته شده است که سپرو اجتماع نمود که برای آخرین مرتبه جهت حل مسئله فرق سعی کنند ، زیرا بدون حل آن ممکن نیست نماینده گان هند و یا نماینده گان حکومت نقشه اتحادی را به صورت کامل به پیش ببرند . چون گاندی حضور نداشت مذاکرات نیز بی نتیجه ماند و امروز بآن ادامه خواهند داد .\n\nچین و ژاپون\nپیغام جاپان از هار بین بیان میدارد که در زمره مقتولین چین يك نفر آن قوماندان رجمنت ( آلای ) و دو نفر صاحب منصب و ٦٤ نفر آن خرد ضابطان میباشند . عسا كر جنرال « مچن شان » در بین اشکال جی و ماه سیا تسك اجتماع نموده میروند . ورسد نیز بدانجا فرستاده می شود .\n\nاعلامیه مجمع ملل\nپیغام جنوا بیان میدارد که ، از طرف بریان و رئیس حفظه مجمع ملل به نا نکنگ ( چین ) و توکیو ( جاپان ) اعلامیه به وسيلة تلكراف اصدار شده است که چون توسع حوادث جدیده به طرف مانچوریای جنوبی و اطلاعات بدی که راجع بآن میرسد ، سبب تشوش حفظه گردیده است باید عملیات را حربى را معطل سازند ."}
{"book": "adl0789", "page": 529, "text": "مرد مسافر پس از کمی انتظار دید چراغ\nها را خاموش کردند ، علت پرسید ، گفتند\nاینک رسید وقتی که کیک ها در پاچه ها\nبنای صعود گذاشته ، و دانس تاریکی\nشروع شود .\nنوکر و ماهی پز\nیک خدمت گار نزد ماهی فروشی برای\nخریدن ماهی آمده با تعجب پرسید : آیا\nاین ماهی را شسته و پاک کرده اید ؟\nماهی فروش : ـ عفو کنید ، اگر شما\nعلم حیوان شناسی را می آموختید مایه\nتعجب شما نه می شد . زیرا این ماهی ها\nتمام حیات خود را در آب گذرا نیده اند\nو حاجت به شستن ندارد .\nرسام\nدو نفر آدم در یک اطاق ریل با هم همسفر\nشدند و هیچ کدام یکدیگر را نه می شناختند\nرسام بعادت معمول با کول دقت بطرف\nآن شخص دیگر نگاه میکرد سپس گفت\nمرا عفو کنید از اینکه به نسبت تقاضای\nپیشه خودم که رسامی است اینطور تیز تیز\nبطرف شما می بینم .\nشخص دیگر نگمان اینکه هیکل و دفعت\nاو پسند خاطر رسام شده ورسم او را بر\nمیدارد ، با نمنونات ومتبسما نه جواب داد\nاگر اینطور است بفرمائید !\nرسام : ـ بلی آرزو دارم که برای یکی\nاز روز نامه جات که در آنجا مستخدم\nهستم کاریکاتور شما را بر داشته بفرستم .\n\nفلسفه فردا :\nـ چرا هر روز بقر ضدارت فردا وعده\nمیدهی وفردا هم که آید باز میگوئی فردا\nدر حالیکه میتوانی مثلاً موعد را دور قرار\nداده دینگاه بعدی گوئی\nـ زیرا وعده های دور اگر تکرار شود\nقرضدار را بخشم میآرد .\nاما در هر روز آمدنش بالا خره دلتنگ\nو مأیوس شده و از پول خود صرف نظر\nمیکند .\nلاف دبتای سر چوک\nیکتفر نوکرلاغز اندام وقد کوتاه داریم\nکه هر وقت بالایش قهر می شوم ؛ میانه\nپیزارم خود را مخفی میکند تا اینکه\nخشمم بر طرف می شود .\nجد مرحومم کباب ومرغی قندهار را\nبسیار دوست داشت .\nهر چاشت برای خوردن آن میرفت\nو پیشین پس میآمد سر بام خانه ما يك\nدرخت زرد آلو نشاندیم که هر سال\nسه خروار حاصل میدهد .\nنوکر ما روز دوشنبه از بام خانه ما\nافتاد و روز چار شنبه بزمین رسید .\nدیروز يكدا نه چاو مغز را شکستاندم\nمیان آن يك جوزه پیره پشوری بر آمد\nدیروز نوکر خود را جوب دادم\nزیرا یکدانه کراچی را دزدیده در\nالماری کتابهایم مخفی کرده بود .\nيك كيسه پول از پدر مرحومم بمن\nمیراث مانده که هر وقت از مقابل دکان\nصراف میگذرم در جیبم حرکت میکند .\n\nفکاهیات\n\nطبع له شر :\nیکی از روز نامه نویسان شوخ چشم\nبخانم ظریفه وخوشگلی که تازه آشنا شده\nبود گفت :\nخانم ! بسیار میل دارم اجازه بدهيد يك\nبوسه كمك قشنگی روی ناز نین شما طبع\nکنم !\nخانم جواب داد : « بشرطیکه نشرش\nنکنید . »\nدانس بتار یکی\nدر کدام شهری مردی تازه واردي که\nعزم رفتن برقص خانه را داشت راه گم کرده\nبمهمان خانه رسید ، از یک عده مرد وزني\nکه در آنجا حضور داشتند پرسید رقص\nخانه همین جاست ؟ گفتند بلی !\nـ چه وقت شروع می شود ؟\nـ بعد از نصف شب !\nـ قیمت بليط چند است ؟\nـ این نمایش بدون بليط و هر کس ومجاناً\nشامل شده می توانند ."}
{"book": "adl0789", "page": 530, "text": "صفحه ۳\n( شماره ۲۷ )\nجلد پنجم\n\nمؤلف : له پلاتیه فرانسوی : (۲۱) مترجم حبیب الله طرزی :\nمادام سان ژین\n\nاز فصل یازدهم\nداماد غیر مترقب\nپیبرگ : « فردا من باید بجنگم وفریضهٔ خودم را ادا کنم ، به جز دیگه ( سان کولوت ها ) را براه شان روان ساختیم عقب بد بختانی که اولاد مارا دز دیده اند بشتاب روانه خواهیم شد . یک سرباز باید بیشتر از همه چیز فریضه اش را ادا کند ... مگر تا وقتیکه جنگ خاتمه یابد تو چه خواهی کرد ؟ یک زن در میان یک عالم مرد ؟ من نه میتوانم برای حمایه تو از جنگ دست کشم . در صورتیکه هیچ یک مناسبتی با تو ندارم ، نمیتوانم که از مافوقان و یا ما تحتان خودم کسی را به حمایه تو بگمارم ؟ بلانش عزیزم آیا تو مدعای مرا خوب درک نمودی ؟ »\nبلانش گردن مقبول خودش را خم نموده خاموش ماند .\nپیبرگ : « اگر با پدرت ، با دون مقابله شویم آیا چون طفل ترا در دست دارند میتوانند که بر تو فشار بیاورند . آیا من بکدام حق میتوانم ترا مدافعه کنم یگانه راهی که مارا ازین اشکالات وتکالیف نجات میدهد ... ؟\nبلانش : « بگو به بینم چه میخواهی بکنم ؟ »\n\nپیبرکت : « بیا فورا زن و شوهر شویم هر چیز برای عروسی ما آماده و مهیا است کشیش در کلیساء ( نونار ) بالا بر توده کاغذات خودش خوابیده است . تنها اینقدر لازم است که او را بیدار ساخته و بگوئیم نام داماد را در کوترات تبدیل کند و کشیش هم نکاح ما را به بندد بیا محبوبه من بیا و مرا در زمره مسعود ترین مردهای دنیا داخل گردان ! »\nیک ساعت بعد در آن لحظه که گله اولین توپ یغماي مهیب خودش شروع محاربه را اعلان نموده ، عروض و واباد غیر مترقب از زینه های کلیساء در بین کف های شادمانی سربازان استریائی ونعرهای تبریک افسران ، بایان آمدند .\n\nفصل دواز دهم\nبعد از محاربه\nیک منظره شانداري که هیچ گاه در تاریخ فراموش نه میشود از طرف دها قین بلژیکی که سر تاسر تپه های اطراف ( ژماپ ) را مملو داشته ومنتظر نتیجه محاربه استریا تیها و ( سان کولوت ) ها بودند به مشاهده پیوست .\nدر انا تیکه شفق خیرهٔ صبح از افق مشرق بنای سرکشی را نهاد عساکر دا هشاهی که در قرب و جوار تپه ها\n\nمتوقف بودند در جنبش در آمدند.\nمواقعی که ایشان در اشغال خود داشتند وسیع و در عین حال بر اطراف حاکم بود.\nبدامنه تپه ها استحکامات سه قطاره منبنی بشکل نصف دائره تعمیر گردید ، وباتوُپ های سریع الاتش دهن بزرگ تسلیح شده بودند .\nتفوق ظاهر عساکر منتظم امیرا طور ودارائی شان در اسلحه و ذخایر حرب وقوما ندان های صاحب تجربه مثل ( کلیرفت ) و ( بولیو ) فتح را برای شان نین ولابدی گردانیده بود . علاوه بران شب گذشته سربازان شان استراحت خوبی کرده وطعام های مکلف خورده بودند ، در حالیکه فرانسویان بیچاره تمام شب را در میادین تمشك بسر کرده و قادر به تهیه نهاری هم نشده بودند ؛\nبچه پارسی گفته شده بود که بعد از فتح ناشتای صبح را در ( مونس ) خواهند خورد ، یا بصورت داوطلبان بیچاره با قلب های سبك ومعده های خالی بمیدان قدم نهادند .\nسربازان بشنیدن اولین صدای توپ به پیش حرکت کردند وموزيك ها نت های هیجان آور ( ماوسیز ) را نواختن آغاز نمودند . آواز موسیقی با الحان خوش به هوا بالا میرفت وهزار ها نعره ( زنده باد انقلاب ) در فضا منعکس می شد !\nبه خوبی دیده می شد که سربازان فرانسوی تنها عسکر نبودند که بمقابل دشمن مقتدر خود پیش میرفتند بلکه"}
{"book": "adl0789", "page": 531, "text": "( صفحه ١٤ ) ( شماره ٢٧ ) ( مجلد پنجم )\n\nکتلهٔ عظیمهٔ ملت بود که برای محافظه\nشرف و ناموس خود بمیدان شرف یك\nبر دیگر سبقت می جستند و استریا لیهای\nبا همهٔ تیاری های شان امان نداده متصلاً\nاز مقابل خود میرفتند و آنها را به هزیمت\nمجبور می ساختند . يك دسته از .\nگارد های متقاعد که با آنها كسبهٔ\nوفعله آمیخته بود خود شان را بر تو پخانه\nدشمن انداخته یك واحد توپ ها را تصرف\nوطوپچیان را متلاشی نمودند . غند های\nقدیمهٔ امپرا طوری که بشان و شوكت عسكر\nزیان زد بودند از دست هیرو های\nگرسنهٔ جمهوریت که ا کثرشان با پیراهن\nهای دهقانی و لباس كاسبی مقتبس بودند و\nنمیدانستند تفنك را چطور پر کنند ،\nشکست فاحش خورده با تلفات زیاد فرار\nنمودند .\nشرف حقیقی انروز بنام پسران پاریس\nخاتمه یافت : حملهٔ جناح راست ( ترغیاب )\nبه نقد پاریسی تفویض شده بود . اینها\nدر مقابل حدود سه عدد از استحکامات\nبسیار مسلح استریا یهار ایافتند و تا میخواستند\nسمت حقیقی قـوای دشمن را معلوم\nکنند که سوارهای شاهنشای مانند سیلاب\nمدهشی بر آنها ریختن گرفتند . داوطلبان\nدر مقابل این مرگ یقینی ایستاده منتظر\nشدند تا آنکه رساله بمنطقه نفوذ اتش\nرسید بعد ازان همه يك جاو بيك آن اتش\nسریع و مدهشی بر آنها کشاده بعقب\nنشینی مجبور شان ساختند پاریسیان ازین\nفتح غیر مترقبه خود ها مغرور شده ،\nرژیان دیگر دشمن را از استحکامات\nآخرین شان بیرون ریختند ، ازین فتح\nدرخشان نه تنها اینکه فرانسه از پا مالی\nاجانب نجات یافت و بلژيك از اسارت\nوار هید بلکه جمهوریت نو بدنیا آمدهٔ\nشــان و شوکت مخصوص حاصل نمود .\n\n***\n\nدر اثنا ئيكه فاتحین برای رفع گرسنه\nگی بر نهار نشستند تقریباً شب بود .\nقدح ها بنام ملت و شرف ( مورتل )\nسرا فسر بزرگ و بنام مجاس ملی و\nبلژيك های آزاد وحتى بنام انسانیت\nتجویز شد ، سر بازان گرم سر گذشت\nهای محاربه گردیده یکی از آنها مقابل\nخودش را مخاطب ساخته گفت .\nهیچ حدس زده نخواهی توانست\nکه در اثنای که استریائیها را تعقیب\nمی نمودیم در قلعهٔ لوندال چه یافتیم ؟\nرفیق مقابلش : « لوندال بسیار صاحب\nثروت است شاید صندوقچهٔ طلا ئی یافته\nباشی ؟ »\nسر باز : « يك طفل خورد سال با مو\nهای طلائی !»\nیکنفر دیگر « بخـدا مادام که قـور\nتجسس يك طفل را می نمود . زود بگو\nا لطفل که یافتی چطور بود ؟»\nسر باز : « خوب بیاد ندارم ! زیرا\nمعطل نشدم که او را خوب تر میدیدم »\nپس معلوم می شود که اطقل بیچاره\nرا معرض مخاطرات گذاشته، خودت\nبر گشته ! از يك سرباز فرانسه چنین يك\nعمل نا مناسب بود ! »\nسرباز : « آقای سار جن ، رجا میکنم\nبحرف من گوش ندهید و بعد از ان سر زنش\nبفر مائید .\nمن و چندی از رفقا برای تفتیش شاتو\nتعیین گردیده داخل شدیم ، بخوف اینکه\nمبادا استر یائیها هنوز هم آنرا تخلیه نکرده\nباشند بکمال احتیاط پیش میرفتیم زیرا\nخاموشی مرده نکان اطمینان بخش دیده\nنه می شد ۰۰۰\nسارجن بی صبر شده گفت : « بسیار\nعاقلا نه ومد برانه بود ! بی ابتر است باصل\nمقصد بپردازي ! »\nسرباز خجل شده بحرف خود دوام\nنمود : « در اثنا لیکه بدر وازه یا ران رفتم\nسایهٔ مردي را دیدم که عقب عمودها خودش\nرا مخفي می نمود . من هم نشان گرفته\nتفنكم را بر او خالي نمودم ولي گله به نشان\nاصابت نکرده وشخص مذکور از نظرم\nغائب گردید .\nدرین اثنا صداي گریهٔ پسري را از\nاطاق مجاور شنیدم ، خواستم دروازه را\nباز کرده به بینم کیست دیدم دروازه را\nاز عقب قفل یافتم بعد از زحمت زیاد آنرا\nشکسته در آمده دیدم طفلی با چشم هاي\nگریه الود بیك كنج اطاق نشسته بز بان\nفرانسه تکرار میکند : « لیونارد گریخت »"}
{"book": "adl0789", "page": 532, "text": "( شماره ۲۷ )\n\nدرین اثنا کاترین که شنیده بود از پیدا شدن طفل در میان حرف است خودش را رسانده نعره زد : « اخیر آنچه کردی امید که لیو نارد طفلون را بغلام فرستاده و پسر را آورده باشی - حال کجا است ؟ و با خود بسخن زدن شده گفت : \n\n«یقین دارم که این پسر اثیر سگ است که لیو نارد بد بخت دزدیده و برای بارون میخواست ببرد .»\n\nباز بطرف سرباز متوجه شده بقهر گفت مگر تو چرا حرف نه میزنی ؟ شاید از کمال شجاعت عوض لیو نارد طفل بیچاره را کشته باشی !» \n\nسرباز : « به هیچ صورت امکان نبود که او را با خود بیاورم زیرا آن شخص که شما « لیو نارد » می نامید در اثنای فرار به پیپ بارودی که استر با نیها فراموش کرده بودند اتش نهاده بود ، اگر یک لحظه دیگر می ایستادم با قلعه و طفل و همه به هوا می شدم . بنا بران بکمال تعجیل فرار نمودم هنوز از عمارت دور نشده بودم که صدای مهیبی برخاست و عمارت به هوا شد .»\n\nکاترین نعره زد : « رفقای من میفهمم که در میان شما بسیار دلهای دلیر موجود است . کیست که بیاید و به تجسس خرابه های قلعه با من كمك كند ؟ شاید هنوز طفل در زیر خرابه های آن زنده باشد . \n\nبیائید و همه تان يك جا حرف نزنید .»\n\nیکی از سر بازان : « والله مادام له\n\nغیور هر كدام ما بدرجه مرگ خسته شده ایم . »\n\nدیگری : « هنوز يك لقمه نان هم نخورده ایم . » سومی : « باید استراحت کنیم تا فردا برای ( مونس ) آماده باشم علاوه بر آن احتمال میرود که از طرف كدام استريائي زخمی یکله بذراش شویم برای يك طفل قبول این همه خطرات بسیار دشوار است . »\n\nکاتران : « پس من خود میروم و هــم تنها میرم . زیرا له غیور مشغول اجرای وظیفه است و شما از يك زن بي همت تريد من به مادر این طفل وعده داده ام که طفل را برای او رسانم و بهر صورت باشد باید این وعده ام را ایفا کنم . \n\nبخورید و بنوشید که از این بهتر کاری نیست شب شما خوش .» \n\nلاویولت از کنج بر خواسته گفت : « افسوس میکنم که مادام له غیور باز مرا فراموش کردند مجبورم که خودم را خود برای این خدمت آماده نشان دهم . »\n\nدر حالیکه یونیفور مه اش پارچه پارچه و کار دش بی غلاف و کلاپش بیکی از کلا های کاپیتان های استریائی تبدیل یافته بود خرامیده پهلوی کاترین ایستاده و بر سخن خود دوام نمود : \n\n« تو میفهمی که من نمیگذارم از میدان محاربه تنها عبور کنی ، اگرچه امروز باندازه ترس خورده ام که تمام عمرم از یاد نخواهد رفت . آه . آن کاپیتان رساله - يك آدم عجیبی بود ! بدیدن او بلرزه در آمدم و برای اینکه از زحمت\n\nنجاتم دهد خواست کاپوسم را بشکاند . کلاه سگ آبی من از سرم پرید .\n\nچون نه می توانستم سر برهنه بر گردم مجبور شده کلاهش را از سرش در ربودم گرفتن این کلاه چندان اسان نبود ، زیرا نه تنها خود او بلکه پنج نفر دیگر هم که در اطراف او بود نمیگذاشتند که کلاهش را بگیرم ، با وجود سر سختی و کلفتي جرمن ها باز هم صاحب كلاه شدم !\n\nکاتران : خیالم میخواهی بگوئی که کاپیتان مذکور را کشته !\n\nلا ویولت : چنین خیال میکنم حال بهتر است برویم زیرا چشما عجب پیشتر گذشتیم در شب هــا میترسم کاترین ولا ویولت در زیر خرابه های شاتو به بنای دیواری ( ها نر بوت ) خورد را زنده یافتند زیرا در اثنای غاطیدن عمارت گمان خشت بخت تصادفاً برو آمده و او را از صدمه نجات داده بود ولی تا رسیدن کاترین از گر سنه گی و تشنائی و خوف اختناق تقریب نیم جان بود . \n\nبیافت شدن ها نریوت تمام اردو فرحناك شده و او را پسر ولدهان سیزدهم خواندند.\n\n( بقیه دارد : )"}
{"book": "adl0789", "page": 533, "text": "نادر افغان\nقارتین گرامی و شوق مندان اطلاعات تاریخی وطن عزیز با علاقه\nداران شناسائی و خواندن سوانح يك پاد شاه محبوب افغانستان ، يقين\nاز نشريات گذشته ما و حفظيان و تا حدی با اهمیت کتاب نادر افغان\nمولفه آقای برهان الدينخان کشککی پی برده و در صدد خواهند بود\nكه يك نسخه آن را زیب گنجینه خانه خود قرار بدهند .\nاينك براى سهولت خريدارى و استفاده عمومی ازین کتاب نفیس و\nهدیه قابل توصیف باز بتوضی این چند سطر یاد آوری پرداخته قیمت\nکتاب و مواضع فروش آن را نشان میدهد\nقیمت\nكتاب نادر افغان با حجم و قطع متناسب و تعداد ( ٦١١ ) صفحه\nو ( ٤٩ ) قطعه تصاویو تاریخی و نقشه های عالی قیمت بسیار نازلی\nبفروش میرسد .\nدر داخله :\nمراکز\nه افغانی\n«\nولایات باضافه محصول پست\nY «\nخارج :\nبا محصول پست\nکلدار\nمحل فروش\nدر داخله : مرکز و ولايات طالبين، بعموم دوایر جراید و مجلات\nوطنی و در خارجه به وكيل التجاو ان افغانی برای خرید\nرجوع خواهند فرمود .\nعرض : هر قدر در خریدن عجله کنند ندامت نخواهند کشید\nچه هر چه بدتر چاپ شده نظر به کثرت خریدار کمتر بدست خواهد آمد"}
{"book": "adl0789", "page": 534, "text": "انیـس\n\nجریده ملی\n\nقیمت اشتراك \nدر افغانستان ۱۲ افغانی\nمحصول پوسته اطراف و ولایات داخله ۲ افغانی\nطلبه معارف ۷ افغانی\nدر ممالک خارجه ۲۰ شلنگ\n\nلطفاً پول اشتراك كه بتوسط خزائن دولت فرستاده میشود باید\nرسید عوض و معاوضه باشد\n\nمطبعه انیس"}
{"book": "adl0789", "page": 535, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 536, "text": "( شماره ۲۸ )\nاشتراك سالانه ۱ افغانی\nمحصول پوسته »\nخارجه ۲۰ شلنگ\n\nس\nآیینه\n\n( مجلد ه )\nاداره : کابل جاده ارگ\nمؤسس و صاحب امتیاز : محیی الدین\nمدیر و نگارند :\n\n۲ سنبله ١٥ قوس ١٣١٠\nتأسیس ١٣٠٦\n٢٦ رجب المرجب ١٣٥٠\n\nگفتن و خاموشی\nدو کلمۀ معروفی هستند که هماره در نظر\nعقلا و ادبا مورد اعتنا قرار گرفته و در\nقاموسهای السنه از افعال مهمی شناخته\nشده اند .\nاگرچه به تناسب تحریر و تلفظ از\nفصاحتهم خیلی همردیف می شوند ولی تفاوتی\nمتفاوت و از همدیگر دوری دارند ، هر که\nمبتدی آموختنی زبانیست پیشتر از همه\nبیاد کردن آنها میکوشد وهر کس\nصلاحیت تحریر و تقریر بخود می بیند\nپیش خود تعبیراتی کرده و معانی متنوعی\nبرای آنها میتراشد .\nعقلا و ادبا به نسبت مواقع مختلف گاهی\nخاموشی را بر گفتن ترجیح داده و گاهی\nهم گفتن را از خاموشی لازم تر دانسته\nاند و برین ثبات مطالب جلالی ترتیب\nداده و با بمراعات قوافی ، تلازم و تناسب\nالفاظ و معانی ابیاتی سروده اند که غالب\nمردم عوام هم در معاملات و مکاتبات\nخود آنها را قابدۀ دلیل قرار داده و برای\nمقاصد خویش بقانع ساختن طرف کار\n\nمیگیرند .\nواقعاً این صفات گویائی و خاموشی در\nهر کسی از روی معانی حقیقی آن\nبجمع آید قابل تعریف است مگر\nبشرطی که در اعمال پیش از انکه\nمحتاج دلیل شده و در محاکم وجدانی\nبرای پیدا کردن جلات و ایات کتب\nدنیا و دین را ورق زند لازم است از\nروی حقانیت و وظیفه شناسی مواقع گفتن\nو خاموشی را مراعات کرده باشد ( بوقته\nگفتن گفتن وقت خاموشی ) با آنکه\nشاعر محترم گفتن را مقدم ذکر کرده\nو بمقتضای زنده دلی و هوا خواهی عدد\nو غیره ملحوظات عصری هم امروز میل\nعقده های متفکره را در اثر گفتنی ها\nمی بینند باز وقتی در آثار گذشته گان\nتفحص کنیم جنبه خاموشی بیشتر پسندیده\nعقلا و شعرا واقع شده و معمول بضم\nبوده ، و همچنان دلایل بسیاری موجود\nاست که فواید خاموشی ها را بعلیت هائی\nثابت صدق کرد .\nاولاً در ازمنه قدیم در اکثر ممالك\nو مجامع يك الجماد روحی بوده و مردم\n\nبحالت خواب آلودی زنده گانی میکردند\nسر و صدای قانون خواهی و حقوق طلبی\nبا نهضت های فکری و عقلی وجود\nنداشته که هم از خواب گران غفلت بیدار\nشده بگویند و بشنوند یا بجوشند و بخروشند\nغالب مردم طبعاً بهمین حالت عادت گرفته\nو بمقتضیات محیطی طرفدار سکوت و\nخاموشی بودند و ازین قبیل ابیات بسیار سروده\nاند : حلقه ها را خاموشی گنجینه گوهر کند\n. . .\nبطبع هیچ مضمونی به زلف بدق نمی اید\nخموشی مدتی دارد که در گفتن نمی اید\nثانیاً بتخریب همان ازمنه هنگامی که\nحکمر مارا با قهر و جبر بشود سر از ابطال\nجوامع شخصیات خود را تامین کرده\nو خواستگاران سعادت اقوام را اذیت\nمیکردند ، مردم بفشار استبداد بقوتی زیر\nاثر آمده بودند که خاموشی را از دارا\nبزرگترین وسیله وقایه آبره و حفظ نامحلماتی\nدانسته از گفتن دوری کرده چون تاب\nمقاومت نداشتند بخموشی می پیوستند\nبالاخره اوقاتی که عالم بر طرف گشته"}
{"book": "adl0789", "page": 537, "text": "صفحه ۴۰\nشماره ۲۸\nمجلد پنجم\n\nو عدالت حکم فرما نگردید هم بعضی طبقات در همان حال باقی مانده خاموشی را نز وارا وسیله راحت متباشی ساختند ، در حال او لي میگفتند : ساکت باش تا در امان باشی با احتیاط حرکت کنید ، چیزی نگوئید که : زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد ، یا اینکه\nنمیتوان که نقاب از رخ سخن برداشت\nچرا که مردم بد چشم در پس « پیش اند\nتا رفته رفته از ان طبقات زمزمه های خوش گذرانی و تنفر بحق بلند شده و باهجه هاي مستهزا له شنیده می شد — گوشه عافیت و کنج قناعت بکف آر !\nتا لا خاموشي ابترین پرده پوش جهالت و نادانی بوده و کهانداره اغلب عقلا وشعرا هم به لحن عتابی بیهوده گوئی ؛ یا ده سرائی منع گفتن کرده وخاموشی را تا فعستر از لب کشادن دانسته اند که مایه رسوائی بشود چنانچه درین موضوع گفته اند\nنم کهائی های نادان از سخن پیدا شود\nپسته بی مغزچون لب واکند رسوا شود\nو در جای دیگر میگوید : —\nتامرد سخن نگفته باشد\nعیب و هنرش نهفته باشد\nالحاصل دلایل بی شماریست بر اینکه خاموشی مبهم بوده و از برخی جهات باید هم قدر وقیمتی داشته باشد اما به نسبت تحولات دوران و مقتضیات زمان ازین هم غافل نباید شد که گفتن نیز\n\nبموقع خودش دارای اهمیت ومنافع بسیاری است و ایلو بشخصیات و اقدمات گوینده مضر واقع شود ، بکثرت اتفاق افتاده که تکلم و یا اقدام يك فرد فداکار و حق پر ست سبب احياي يك جامعه خاموش و منزوی واقع گشته یکی از دانایان متبحر زبان فارسی میگوید :\nاگر بینی که نابینا و چاه است\nاگر خاموش بنشینی گناه است\nچه انسان وقتی در اموراتی بصیر و خبیر يا مقتدر بوده و احتیاجات جامعه خود را بشده ی هدايات و یا بگردن اقداماتی محسوس شد قویأ گفته میتوانیم که کناره گیری وخاموشی او در نزد حق پرستان بزر کترین گناه و خیانت محسوب خواهد شد .\nمثلا در دوره سفوی که دمان عزیز ما در خطر اضمحلال دچار بوده و از تاخت و تاز رهزنان شئونات مدنی آن مستغرق لجه خون و در ورطه سقوط بود بسا اشخاصی بودند که بعدد اندوخته های رشوت و ذخیره های خیانت در گوشه های فراغتی خزیده در بی غیرتی بروی خود بسته ومشغول مطبوخت چرب وشیرین گشتند يا بكمك همان منابع نامشروع راه مسافرت خارج پیش گرفته هوسات شهوانی یا استراحت رو حانی را پیروی کردند شبا روزی مشغول عيش ونوش اسم وطن محبوب را فراموش و برای نشنیدن استغاثة هموطنان مظلوم پنبه\n\nغفلتی در کوش کردند نه قدمی برداشتند ونه قلمی آه بداخل مصدر خدمتی برای نجات وطن شدند ونه در خارج متحمل زحمائی برای استخلاص هموطنان گردیدند تا شهریار فداکار ، اعلیحضرت نادر شاه غازی از خارج بسروقت وطن و هموطنان رسیده وسیله نجات ومایه آبرو ملـك و ملت گردیدند .\nدرین دوران آرامش و امنیت و عصر درخشان مدنیت کمال بی انصافی وبی مروتی خواهد بود اگر انرازین طبقات تنبل و مفت خوار پس از عمری عودت کنند وبدون خجالت ، انزوا و خاموشی خود را پرگفتن و کار کردن دیگران تر جیع داده ادعای وطن خواهی کنند یا مر هو بیت ومغرورات خود را از غیرت ملی وجنبه عقلی و مدنی بشمرند .\nاینجاست که ما باید در اعمال وافعال خود نسبت به انزوا وخاموشی یا گفتن و کار کردن از روی انصاف وحقیقت و جِداناً موقع شناسی کنیم نه اینکه حقوق کارکنان وحقیقت شناسان را پامال کرده وهم پیگی خود را مصدر اضایل معرفی و بضعف خود دلیل ودلایل بتراشیم ."}
{"book": "adl0789", "page": 538, "text": "اصول وظایف\nداخلي شوراي ملي\n\nدر انتخاب رئيس ومعين ها و منشي\nو وظايف آنها\n\nاصل\n١: - رئيس ومعاونان از وكلاء\nبا كثريت آراء تعين ميشوند ، انتخاب\nرئيس باید در جلسه اول انعقاد شوراي ملي\nدر حالیکه اقلاً سه ربع از اعضا حضور داشته\nباشند اجراء گردد .\n٢: - منشي شورى با نتخاب مجلس\nو منظوري رئيس و باقي هیئت تحریریه\nبتصويب منشي ومعاونان شوري از حضور\nرئيس مقرر ميشوند ، تعيين خانه سامان\nونحويلدار وغيره مستخدمين رأساً از\nصلاحيت رئيس است .\n\nوظايف رئيس\n٣: - شروع بمذاكره وختم اجلاسات\nمتعلق برئيس است ، همچنان اوقات\nاجلاسات مقرره یافوق العاده از طرف رئیس\nتعین می شود .\n٤: - بعد از مذاكره بقدر كفايت\nدر یکمو ضوع رئيس مجلس امر بگر فتن\nآراء نموده نتیجه را بمجلس اطلاع\nمیدهد .\n٥: - رئيس دايماً مراقب مذا كرات\nمجلس بوده هر گاه در وقت مذاکره خلاف\nموضوع از طرف يكي از اعضاء اظهار شود\nرئيس طرز مذاکره را باو مي فهماند .\n٦: - هر گاه در بين مذاكرات نظر\nبوقوع مشاجره ومنازعه اعضاء باهمدیگر\nتعطیل امر مذاكره تصور گردد بمقدار\nرفع مشاجره ، رئیس مجلس را معطل کرده\nمی تواند .\n٧: - رئيس مجلس مذاكره يک مطلب\nرا كه در مجلس رسيده است بیک وقت\nمعین دیگر تأخیر کرده مي تواند واين قسم\nسایل در فهرست آنروز از طرف منشي قيد\nمی شود تا بروز معین مورد بحث قرار داده\nشود .\n٨: - انجمن هاي تحقيق كه از اعضاي\nمجلس تشکیل مي يا بد ر ئیس داخل\nمذاكرات انجمن ها عند اللزوم شـده\nمیتواند .\n٩: - رئيس مجلس هر گاه بخوا هد\nدر مباحثه کدام مطلبی دخالت کند ، باید\nجای خود را بمعين اول گذاشته وخودش\nبجاي متكلم قرار گرفته بدور ئیکه لازم\nداند مذاکره نماید .\n١٠: - اجازه رخصتي وكلاء منوط\nبامر رئيس است .\n\nوظايف معين ها\n١١: - معين ها در حال حضور رئیس با مور\nمجلس بارئيس معاونت مي نمايند ، ودر غياب\nرئيس معين اول ، وهر گاه معین اول حاضر\nنباشد معين دوم ، باجراي تمام وظايف\nرئیس مکلف میباشد .\n\nوظايف منشي\n١٢: - منشي امور تحرير يه مجلس\nرا قرار آتی تعقيب واجرا میدارد : -\nا - فهرست كارهاي مجلس را قبل\nاز انعقاد آن ترتیب ، و در آغاز مجلس\nبحضور رئیس تقدیم مینماید .\nب - درین فهرست نظر باهمیت و درجه\nکار اسماء وخصو صيات لوائح با تاریخ آنها\nدرج میبا شد .\nج - درحين انعقاد مجلس تعداد حضار\nرا بفهرست مخصوصه آن تطبیق داده\nتعداد حاضر وغير حاضر را معلوم کرده\nبحضور رئیس عرض میکند .\nد - هر روز بوقت افتتاح مجلس از\nاصول مطالبیکه در جلسه گذشته بحث شده\nومذاکره آن تمام نگرديده براي استحضار\nمجلس قرائت می نماید .\nه - تصويبات وفيصله مجلس را تسويد\nنموده بامضاي مجلس ميرساند - همچنان\nنقل آنها را براي طبع بمطبع وجرية نشر\nبا داره جراید ، باجازه رئيس ميدهد .\nتحریرات مخفف نویسان را غور ودقت\nمینماید .\nو - قرائت لوائح ومكتو بات درمجلس\nوظيفة منشي است .\nز - منشي بتجديد قرائت لوائح\nوهمچنان بتكرار آن بنز دایکه اعضاء"}
{"book": "adl0789", "page": 539, "text": "شماره ۲۸\n\nقرائت را کافی بدانند مکلف است .\nح - معلوم نمودن اکثریت آراء در مجلس بحضور رئيس بعهده منشی است .\nط - سوالات وجوا باتيكه از مجلس بدوائر رسميه مكتوباً لزوم می شود مینوت آنرا منشی تحرير ، بعد امضای رئيس مينوت را با اوراق متعلقه اش بدفتر سپرده اصل مکتوب آن بمرجعش فرستاده میشود .\n۱۳ - از اعضای مجلس كسا نيكا بانجمن تحقیق مامور میشوند باید اسامی آنها با تاریخ اشتغالت و وظایف مخصوصه شان در دفتر شورای ملی قید وثبت باشد.\n١٤ : - منشی در حفظ مسایل مبهمه غير قابل افشاء که در ضمن مشاغل خود كسب می نماید مکلف است که نباید اشاعه نماید .\n١٥ : - منشی مطالبی را که در يك دوره انعقادیه شورای ملی بمجلس ناتمام مانده باشد باید فهرست انرا بدوره ثانی در حین افتتاح مجلس بحضور رئيس تقديم نمايد تا مطابق اصل ( ٢٦ ) این لایحه مطرح مذاکره شود .\nوظايف اعضاء\n١٦ - از اعضای مجلس كسانيكه برای منافع ومصلحت عموميه ، بخواهد چیزی اظهار كند باید مطالب را در لایحه نوشته رئيس مجلس تقديم نمايد ، تا در صورت موافقت بمذاکره آن قرار اصل ( ٣١ ) اصول اساسی شوری ملی مطمح\n\nمذاکره قرار داده شود .\n۱۷ : - مطالبیکه قرار اصل ( ١٦ ) فوق برای مذاکره در مجلس قبول میشود مجلس مختار است بهمان ساعت در آن موضوع مذاکره نماید و یا مذاکره آنرا بدیگر وقت بیگذارد .\n\nاصول آداب مجلس وترتيب مذاكرات\n١٨ : - اعضای مجلس باید تماماً بهمدیگر بكمال ادب واحترام بوده و حرکتي را كه منافی اصول آداب مجالس وتضييع احترام و یا حقوق ديگری باشد ، مرتکب نشود . و اگر یکی از اعضاء مشغول نطق باشد باید در قیل وقال ، و همچنان سرکوشی کردن با یکدیگر فکر آنرا پریشان نسازد . هر گاه شخصی از اعضاء مرتکب این افعال شود از طرف رئيس مجلس نصيحت وترك آن توصيه می شود .\n١٩ : - الف : تا اختتام قرائت لایحه یا دیگری اوراق هیچيك از اعضاء ، تعرض و تنقيد ، یا استفسار شفاهی را حق ندارد بلكه لمحه محل اعتراض و تنقيد ، یا استفسار باشد اعضاء هريك در کاغد یکه روی میز خود برای یاد داشت دارد ، قید داشته بعد از ختام قرئت لوايح راجع بياد داشت های خود داخل مذاکره شده میتواند .\nب : - اعضای مجلس مطابق اصل (١٢) و ( ٣٠ ) اصول اساسی شورای ملی در اظهار رای خود آزاد اند و در موقعیکه دونفر اعضاء مقارن یکدیگر خواهش نطق نمایند اول شخص مقدم حق نطق دارد .\n\n۲۰ : - اعضای مجلس در وقت مذاکره خارج از موضوع مذاکره نمیتوانند و در حين مذاكرات رئيس مخاطب قرار داده میشود .\n۲۱ : - در حاليكه يکی از اعضاء نطق ميكند هر گاه سایر اعضاء ملتفت نطق آن نشوند باجازه رئيس تجديد نطق را نموده می تواند .\n۲۲ : - مطالبیکه در مجلس تحت مذاکره است قبل انجام آن نبايد مطلب ديگر از طرف اعضاء آغاز شود ، مگر در صورتيكه مطلب ثانی مقدمه مطلب اول يا توضیحات آن باشد .\n۲۳ : - مطابیكه در مجلس مذاکره آن تمام شده است ، قبل از تحصیل آراء رای استحضار مجلس مجدداً قرائت میشود\n٢٤ : - مطالبیکه فهم آن موقوف بفهم مطلب دیگر باشد ، اول مطلب موقوف عليه را مذاکره کرده بعد به مطلب اول میپردازند .\n٢٥ : - مطالبيكه پيچيده گی و یا مو ضوعات مختلف داشته باشد ، مجلس بخواهد خود شان مسائل را تنقیح کرده مذاکره می نماید، یا برای تفریق و تنقيد موضوع را بعضای مجالس انجمن مخصوص تشکيل ميدهند .\n٢٦ : - از مسائل وارده شوری هر گاه در يك دوره انعقادیه شوری ناتمام مانده باشد بدوره ثانی بمجلس شوری دولت ومذاکره میشود ."}
{"book": "adl0789", "page": 540, "text": "شماره ٢٨\n\nدر اصول مباحثه ومذاكره مطالب\n٢٧ : — شروع بمذاكرات وقتى\nمى شود كه اقلا نصف اعضاء حاضر\nباشد ، اما در وقت تحصيل آراء حضور\nتمام وكلاء حتمى است و هر گاه بنابر\nبعضى معاذير مثل مرضى وغيره حضور\nهمه وكلاء ممكن نشود اقلاً سه ربيع\nاعضاء باید حضور داشته باشند .\n۲۸ : — در موقع تحصیل آراء هر گاه\nاز جمله اعضاء بعضاً كه تعداد آنها اضافه\nاز ربيع اعضاء مجالس نباشد حضور ندا\nشته باشند حق تردید آراء مجلس را ندارند\n۲۹ : — بعد از مذاكره در يك مو\nضوع بقدر كفايت از طرف رئيس امر\nبه تحصیل آراء داده میشود .\n\nصورت تحصیل اکثریت آراء\n۳۰ : — بعد از قطع مذاكرت كه مطابق\nاصل ( ٢٩ ) فوق شروع بتحصيل آراء\nمی شود هر يك از اعضاء رای خود را\nبیکی از ورقه های كبود وسفید ، که\nسفید آن علاقه قبول ، وكبود نشانه\nترديد است اظهار مینماید ، و تمام اینورقه\nها بحضور مجلس از طرف منشی شمار\nشده با نصورت اکثریت معلوم می گردد ،\nواز طرف رئيس حاصل شماره بمجلس اعلان\nمی شود . رئيس ومعين ها بعد تحصيل\nآراء اعضاء رای خود را بترتيب فـوق\nاظهار می كنند ( در حال تساوی آراء\nطرفیکه رای رئیس است رجحان دارد .\n\nاصول تشكيل انجمن های تحقیقی\nوسپردن مطالب بآنها\n٣١ : — انجمن های تحقیق عبارت است\nاز هیئت هائیكه ازین اعضاء برای سنجش\nهای ابتدائی مسائل واردهٔ شورای قرار\nاصل (٣٢) اصول اساسی شورای ملی\nبا نتخاب مجلس تعیین می شوند و تشکیل\nآن نظر بضرورت موقتی ویا دایمی وتعدد\nهر انجمن اقلاً ( ١٠ ) نفر خواهد بود .\n۳۲ :— تشكيل انجمن های تحقیق\nبتصويب رئيس مجلس و تعداد و اسامی\nانجمن ها از طرف مجالس انتخاب وتعيين\nمی گردد .\n٣٤ :— برای انجمن تحقيق يك نفر\nمنشى و يك نفر كاتب از بين خود اعضای\nانجمن بانتخاب رئيس انجمن مـقـرر\nمی شود .\n٣٤ :— مطالب وارده را تنقيح ودران\nوقت تمام مذاكره كردن ولايحه تحقيقات\nرا بلائحة نظرية مرتب نموده وموقعيكم\nرئيس معين ميكند در مجلس عرضه داشتن\nاز وظايف اعضای انجمن است .\n٣٥ :— نتيجه تحقيقات كه از طريق\nانجمن تحقیق ترتیب می شود خلاصه و یا\nتفصیل آن را به مجلس قرأت می نمایند و\nنسخه اوراق مربوطه آن را برئيس مجلس\nتقدیم می كنند ، تا اگر ثانياً بتوضیحات\nآن احتياج افتد تكرار خوانده شود در\nصورت عدم قبول رأی انجمن از طـرف\nمجلس در آن باره امر استيناف ، و يا\nانجمن دیگر منعقد می شود .\n\n٣٦ :— مسائلیكه از طرف اعضای مجلس\nعنوان ، ودر انجمن تحقیق تحت مذاکره\nگرفته شده باشد ، اعضای مذكور موفقاً\nدر مذاکره وحل سوالات داخل انجمن\nشده می توانند .\n۳۷ :— انجمن های تحقيق مطـابق\nلائحه مخصوصه كه از طرف مجلس تصويب\nمی شود اجرای وظایف می کنند اما در\nاصول انتظامات داخلی انجمن تحقیق\nتابع احكام وظايف داخلی شورا میباشند .\n۳۸ :— هر گاه اعضای انجمن تحقیق\nمطابق لائحه مجلس رفتار نكنند اعمال\nآنها از درجهٔ اعتبار ساقط است .\n\nدر اصول معلومات خواستن از وزارت\nودواير مستقله\n٣٩ :— سوالاتی كه مجلس از وزراء\nكتباً لزوم به بیند ، باید متنی آنرا نشانه ،\nو با امضاء ده نفر اعضاء نموده برئيس\nبدهد تا سواد آنرا امضاء وبمقام صدارت\nتقدیم نموده، اصل را بدفتر خانه مجلس\nبسپارد و برای حاضر شدن وزيريكه حل\nسوال متعلق باو ست بايد رئيس مجلس\nتعيين روز را کتباً بنماید .\n\nدر تكاليف مستمعين\n٤٠ : — از اهالی كسانيكه خواهش\nاستماع مذاکرات جلاسات علنی مجلس\nرا داشته باشند ، باید قبلی تكـت جـازه\nشورای ملی بدستو آرند در جائیكه برای\nمستمعین معین شده ، اخذ مقام نمایند ،\nاما بهیچ صورت حـق شـركـت را در\nمذاكرت ندارند ."}
{"book": "adl0789", "page": 541, "text": "صفحه ٦\n( شماره ۲۷ )\nمجلد پنجم\n\n٤١ : - مستمعین از حین ورود شان بمجلس شوری تابع احکام امور انتظام مجلس بوده باید بکمال آرامی نشسته مستمع باشند ، هر گاه مخالفت نمایند بامر رئیس از مجلس خارج می شوند .\n\nاصول متفرقه\n٤٢ : - مدت تعطیل شورای ملی ابتداء از آخر میزان الی اول ثور ، و موعد اشتغال در شش ماه باقی در هفته سه روز است باستثنای اوقات کار روسا واعضای انجمن های تحقیقه که در زمن اشتغال در هفته پنجروز اجرای وظایف می نمایند .\n٤٣ : - شکایات راجع بانتخاب وکلا شورای ملی بنظر بامل ( ٢٣ ) لایحه انتخابات شورای ملی الی مدت یکماه در مجلس شوری شنیده می شود ، و حکم مجلس قاطع خواهد بود ، بعد از انقضای این موعد شکایت کسی شنیده نخواهد شد اعضا ئیکه قرار تصریحات فوق از طرف مجلس عزل آن تصویب شود تا صدور حکم مجلس و انتخاب و شمولیت دیگر اعضا بمجلس شوری اعضای مجلس حساب شده حق رای دارد .\n٤٤ : - در مجلس سگرت کشیدن و امثال آن منع است .\n\nخاتمه\n٤٥ : - مجلس شوری هریک از مواد این لایحه را که نظر بضرورت واقتضای وقت لزوم تغیر و تبدیل به بیند می تواند بوضع دیگر قوانین تغیر و تبدیل کند و همچنان فصول جدید وضع نماید .\nاجرای احکام مواد فوق الذکر را امر و اراده میکنم ، تحریر ٨ عقرب سنه ١٣١٠ ش مطابق ( ١٩ ) جماد الثانى ١٣٥٠ ق\n(محل مهر همایونی)\n\nسیاست عالم :\nجنك از نظر علمي و اجتماعي\n\nجنك مربوط باراده انسان نبوده وحتی مربوط بعقل او هم نیست، زیرا عبارت ازيك حادثه حیاتی طبیعی است که مستلزم وجود هر ترقی و تطوری میباشد جنك های حقیقی افراد مقدم بر جنکهای دستجات وقشون است، و تا زمانی که دستجات انواع بشر برای مبارزه خود احتیاج باسلحه دارد ، هر فردی که دارای احساس وتغذيه ورشد ونمو باشد در مبارزه وجنك خواهد بود .\nجنك ومبارزه برای فرد هر بوز واجب ولازم میباشد ، بچه ، وقتی که غریزه فتح و نصرت ، با اراده وتصميم نمودن بزند گی کردن امتزاج حاصل نمود هر موجود زنده ای سعی میکند غلبه پیدا کند ، برای این که غلبه پیدا کند بمیدان مبارزه وارد می شود ، و فتح وغلبه هیچ راهی جز جنك ندارد .\nآری ! جنك يك حادثه حياتی است ، وابدا مستلزم این نخواهد بود که برای بدست آوردن میزان واهمیت آن ، با موازین اخلاقی وادبی جنك را مقایسه كنيم ، آیا در حقيقت جنك در هر نقطه مرحله ترقی محسوب نمیشود ؟\nدر تمام نظامات وقوانين ، بنا باختلاف مراتب وتفاوت آن ها يك صورتی بخود میگیرد از جنك اموال گرفته تا جنك پول وثروت ، از تجارت تا اقتصاد ، هر اندازه که نسبت بهمد یگر اهمیت داشته باشند با وجود این بطور حتم منتهی بزد وخورد میشود .\nجنك در هر موجود زنده ، در خارج وداخل ما وجود دارد ، این مسئله ، يك موضوعی نیست که ما آن را باز بچه فرض کرده وروی آن سخن میگوئیم در يك حوادث ساده شیمیائی ابتدائی میدان جنك را به چشم میبینیم ، جسم وهيكل موجود زنده و حی عبارت از يك میدان جنك وخون ریزی است که هیچگاه آرام نگرفته وخسته نمی شود ، زیرا جسم موجود حی حاکم خاص هر فردی محسوب میگردد\nدر این کره در بسته ، همان طوری که روی این سیاره که در فضای لایتناهی در گردش است ، جنك هائي بر پا است که شعله فرا وان آتش آن در همان نقطه مخصوص عضو خود زبانه میکشد .\nجنك گاهی شامل تمام وزمنی شامل قسمتی جزئی از آن میشود ، يك قسمت از این کره سیار ( مقصودش کره زمین است ) در آن شرکت داشته وقسمتی دیگر از آن بر کنار هستند\nمرض جز جنك چيز ديگری نیست ، همان طوری که صحت هم یکنوع"}
{"book": "adl0789", "page": 542, "text": "صفحه ۷ ( شماره ۲۸ )\n\nمبارزه شمرده میشود ولیکن آنهائی\nکه در قسمت ثانی یعنی صحت غلبه پیدا\nمیکنند ؛ از آن دسته اول یعنی مرض\nاختلاف دارند .\nبنابر این جنك وقتی که در ردیف\nضروریات عمومی و جزء لایتجزای زندگی\nقرار گرفت از وجهه عقل ومنطق مشروع\nاست ولی از حیث اخلاق و وجدان نامشروع\nجنك در نظر فرد وانسان ـ انسان غیر\nاز حیوان ـ يك استحاله خوف وترسنا\nکی در زندگی محسوب شده ولیکن در\nعین حال جزء ضروریات قاهره نوع بشر\nوحیات او شمرده میشود چه ؛ هر کس\nکه اوراق فتوحات را ورق بزند میبیند\nملل قوی بیشتر از سایرین باین تاج\nبزرگ افتخار میکنند ، زندگی بدون\nهتك كار سخت و در اصل خود مخوف و\nوحشت انگیز است و برای خلاصی از\nخوف و وحشت آن باید بخواهیم و برای\nبقای خود سعی کنيم :\nجنك مانند مرك و ناگزیر از مواجهة با\nآن هستیم ؛ خیلی وحشت انگیز است ،\nوجدان وضمیر زیر بار آن نمیرود ولی\nچه میشود کرد این هم يك سنت طبيعی\nگردیده است .\nحكمت و دانش انسان هيچ يك از اين\nدو قسمت یعنی مرك بي نبزده بر آن غلبه\nپیدا نکرده تا از يك طرف ديگر هلﻢ او\nاز جنك جلو گیری کند .\nكيست كه صلح را دوست نداشته باشد ؟\nجنك را جز دیوانگان و درندگان کس\nدیگر دوست ندارد .\n\nشخص آرزو میکند که بطاعون مبتلا\nنشود وليکن ابداً حاضر نیست که باطاعون\nبمیرد ، با وجود این مدتهای مدید طاعون\nدر میان بشر بقتل و عام مشغول بوده حال\nاگر غلبه نهائی بر طاعون پیدا شد آیا\nبشر در صلح کامل و بدون وحشت خواهد\nزیست .\nگفتگو ندارد که اضطرار در تغذیه و\nتهیه قوت اساسی هر جنگ ومبارزه محسوب\nمیشود عقل هر اندازه که قدرت و تسلط\nبهمرساند عاجز از تخطی نگاهداشتن حس\nگرسنگی و احفاء غریزه تغذیه میباشد\nبطوریکه اگر يك روز از تغذيه او جلوگیری\nشود با يك احساسات مؤ لمه و مرارت\nانگیزی با آن مقاومت کرده و یا آنکه\nعكس العمل شدیدی بروز مینماید .\nو باین جهت برهر فردی فرض و واجب\nگردیده که با تمام قوای خود برای این\nغریزه اضطراری علاج هائی پیدا کرده\nو با اندکی بردباری و تعقل راه علاج\nرا پیدا کند این دوای قاطع هم در\nاصل تقريباً جز كار وعمل نا محدود چيز\nدیگری نيست غذاء، جنك، ترقى وتعالى\nتمام توابع مشترك بين تمام این عوامل\nمحسوب میشود ، و ممکن نیست در هیچ\nوقتی از اوقات مبادی و اصول معاهدات\nو قرار دادها ، نطقها و خطابه ها را تاثیری\nدر حوادث طبیعی باشد، جنك ها وانقلابات\nدر هر عصری و در هر مملکتی در راس\nتمام امور کائنات قرار گرفته است .\nمردم همیشه از جنگ و اثرات آن\nخائف و هراسان بوده وليكن هيچوقت\n\nهم بمحض اینکه ملاحظه کرده اند غلبه\nخواهند نمود از آن خود داری نداشته\nاند صلح جهان را تا شقند از منازعات\nداخلی منفر وليكن در حقيقت هر قدمی\nکه بر میدارند از انقلابی بانقلاب دیگر\nانتقال پیدا میکنند .\nخنده آور است که مثلاً روشن شدن\nآتش فلان انقلاب بزرگ را منسوب بتأثير\nنوشتجات فلان نویسنده بزرگ بنمائیم\nو بلکه حماقت ونادانی محض میباشد که\nمثلاً بگوئیم ولتر ورو سو ( دو نفر از\nفلاسفه و نویسندگان بزرگ قرن\nهيجدهم فرانسه ) باعث انقلاب كبير\n١٧٨٩ ـ ١٧٩٣ گرديدند ، در صورتیكه\nهر دوی آنها در اصول و عقايد خود\nمتنا قس همديگر بوده اند، بين ، جسارت\nاظهار نظریه که خارج از حدود دایره\nنظامات زندگی باشد ننموده ، و بطوريكه\nمیدانیم مشار الیه یکی از آن اشخاصی\nبود که مطالعات عمیقی در مدارك صحیه\nخود و احصائیه های دقیقی درعادات وقوانین\nو عواطفی که در عصر اخیر نسبت بنظامات\nقدیمه موجود بود تدوین و مورد مطالعه\nقرار داد ، و با اشكال وصور متعدده\nانقلاب میتوانیم بگوئیم که انقلاب بزرگ\nفرانسه از تمام مؤلفات : ر آبله مونتشن\nکالون ، هولمن ، پاسکال ، کورن\nمونتسكيو و حتى مولير نيز اشعه فروزانی\nداشته و لیکن نمیتوان گفت که نویسندگان\nمزبور آن قدرت و نفوذ عظیم را دارا\nبوده اند که جامعه را تکان داده اند\nاین نویسندگان در جماعت ، زبان حال"}
{"book": "adl0789", "page": 543, "text": "صفحه ٨\nشماره ۲۸\nمجلد پنجم\n\nمردم بود . وتغییر از عقاید مردم عصر خود میشسوده اند . آنها انقلاب را ابداع وموجد نبوده اند بلکه عقاید مردم را در قالب وشکل مخصوصی ریخته بخود جامعه تحویل دادند ، ودر این میان روز ولایت وتاریخ وفات خودرا در سجل تاریخ بشر جاودان نگاهداشتند درین قرن دوازدهم تا قرن شانزدهم چه اندازه از این کشیش ها ، مجالس دینی ومذهبی مردمان لاهوتی ، پاپهای بزرگ خواستند اصلاح کلیسا اقدام کنند ولیکن موفق نشدند زیرا تا آنموقع هنوز افکار مردم حاضر برای اصلاح این امر نبوده ملل مسیحی حاضر نبودند که به بینند یک پادشاه آنقدر میخواهند در کلیسا اصلاحاتی کنند ، ولی همینکه خود مردم خواستند واراده آنها تعلق به این کار گرفت اصلاح شد :\n\nصلح جز بین دو نفر بر قرار نخواهد شد ، اگر ثالثی پیدا کردند بطور حتم بین آنها جنگ واقع خواهد شد واین شبیه با جبار در تغذیه میباشد خورانده و آکل درهر موقعی آفاتی مطلق برهر نوع مأکولی دارد . در عالم حیات وزندگی اقویای بزرگ وضعفاء زبدست رفته وجود دارند که همیشه برای صلح کوشش کرده و باهر جنگی مخالف هستند در حالیکه ضعفاء برای تغییر وضعیت بد خود در حال صلح طالب وخواهان جنگ هستند ، باینجهت بایستی دست ضعفا را فقط مجبور شان کنیم که روزه بگیرند آیا مردم ، با اینکه میدانیم ناگزیر از تغذیه و تناسل هستند میتوانند از مبارزه با انواع حیوانات و جنگ با آنها خود داری کنند ؟\n\nمنظره زندگی همه روزه یک میدان جنگی برای ما نمایش می دهد وهر قدرتی ناگزیر در این میدان مقتول و نابود خواهد بود ، بعقیده من هیچ چیزی مخوف تر و وحشت انگیز تر از این منظره نخواهد بود ، و غریب اینستکه این منظره ناچار ، همه روزه در تکرار و تجدید است ، و قربانیهای این میدان سر بمیلیونها نفر نفوس میزند .\n\nانسان در عصور اولیه ، نوع خود را میخورد ، ولیکن امروز ثروت و املاک را غارت و چپاول می نماید . شکار یک نوع جنگ منتظمه وعده داده در حرف قدماء وسیاء تغذیه محسوب می گردید طولی نکشید که صورت مذهبی بخود گرفت و هر مجاهدی را وعده بهشت داده که در نعم ابدی بسر خواهد برد، وژورف دومتر ، صیاد غالبی بود آهو و ببر و غیره را شکار کرده ومزد و عقیده او در این شکار مقامات آسمانی مقدس را بحیوانات تعلیم میداد ! ...\n\nدر حقیقت تصمیم و اراده کردن برای زندگی و حیات عاری از اراده قومی و مقتدری برای روشن کردن آتش هر جنگی میباشد !\n\nاگر عقل در این امور مداخله داشت جنگ واقع نمی شد ولیکن مقصود از عقل چیست ؟ آیا مقصود یک عقل مقتدر وجبار یا یک عقل ضعیف و ناتوان\n\nخبرهاي خارجي\n\nتاس\n\nبیکاران برطانیه\nلندن ۲۹ نومبر :\nدر تمام انگلستان مظاهرات بیکاران جاری است . بزرگترین مظاهره در خود لندن بود ، چنانچه بیکاران بر علیه پولیس بوتل و خشت استعمال نمودند ، و در نتیجه یک صد نفر از طرفین مجروح گردیدند .\n\nسقوط بانک هاي امريك\nامریک : در ده ماه سال جاری در امریکا یکهزار و هفت صد و پنجاه و دو بانک سقوط نموده است که سرمایه آنها قریب یکنیم ملیار دالر ( یکنیم کرور ) می شود .\n\nدر ایران\n. . . مقیم برطانیا در ایران\n\nاست ؟ گفتگو ندارد که عقل ضعیف مثل مقدمه بی سروته یک کتاب بی معنی یا نطق آدم لالی میباشد که شنیده نمیشود ؟\n\nآیا اگر ضعیف در مقابل اراده قوی سر تسلیم فرود آورد ، از دست او آزاد خواهد شد ؟ یا آنکه قوی او را محو نموده و از بین خواهد برد ! آیا قوی وقوی تر عقل واراده خود مجو دیگری مستعد است ؟ آیا من وشما می توانیم در این امور مداخله کنیم ؟ ! .."}
{"book": "adl0789", "page": 544, "text": "صفحه ۹\n\n( شماره ۲۸ )\n\nجلد پنجم\n\nیاد داشتی بحکومت ایران تقدیم داشته دران حق ورود مال انگلیسی را بدون جواز ورود مطالبه نموده است . و نیز محصولات قالین ایرانی را که در برطانیه وارد می شود ، اضافه نموده اند . فکر عمومی در ایران اینست که این تزیید محصول مقابله ایست که حکومت برطانوی بر علیه قانون انحصار تجارت ایران نموده است .\n\nطهران : ـ مرض طاعون در ایران بروز نموده است و سرحد بین ایران و اتحاد شوروی از استر آباد الی استره قرانتین گردیده است .\n\nچین و ژاپون\n\nشانگهای : ـ به تعداد ۵۰۰۰ نفر قشون جاپانی از مکدن بطرف تی نین حرکت و پیش قدمی نموده اند ، و نیز از کوریا قوه جدید به مکدن رسیده میرود چنانچه تا حال يك دسته هوائی ويك غند سوار ويك غند پیاده رسیده است .\n\nدر طراف شهر تین ـ ین محاربه شدید جاری است . قوه انگلیسی که در تین ـ ین است برای حفظ امتیازات برطانوی آماده است .\n\nتوکیو : ـ مینامی وزیر حرب جاپان در مجلس وزرا اظهار نموده است که : افوا هات راجع به شمولیت اتحاد شوروی در معاملات چین و ژاپون در\n\nمنچوریا بی اساس است ، و تا حال از تبعهٔ شوروی برای شمولیت یا حادثه مذکور احدی از سرحد عبور نموده و دیده نشده است .\n\nهند وانگلستان\n\nریوتر\n\n( کنفرانس میز مدور )\n\nنماینده گی مسلمان ها بسر کرده گی آغاخان روز دوشنبه وفدی به فتر هند فرستاده تا با سموئیل هور راجع به مسایل مربوط به سرحد و سند مذاکره کنند . ملاقات مذکور ۷۵ دقیقه دوام نمود . چون هور بنابر خرابی صحت نتوانست حاضر شود ، نماینده گی مذکور را سیتوار پذیرفت . نماینده گی مذکور اطلاعات آخرین را راجع به حوادث کشمير کرف با نظریهٔ خود تقدیم نمود .\n\nگاندی با شاگردانی ، که جهت شنیدن نطق آن راجع به عملیات مربوط به کنفرانس میز مدور ، اجتماع نموده بودند چنین بیان نمود :\n\nمذاکره نمودن از عقب ستیخ های آهنی محبس آسان تر است نسبت به آنکه در کنفرانس میز مدور ، نموده شود اگر من در تحصیل آزادی برای هند کامیاب نشوم رجال و نسوان هموطن خود را دعوت خواهم نمود که به عدم اطاعت مدنی ( ۱ ) شروع نموده و با مسرت میلیون ها حیات را درین مجادله فدا نمایند\n\n( ۱ ) مبارزه بدون خون ریزی ـ پاسیواست نانس پس .\n\nدر کنفرانس کا تا به سه شنبه دوام داشت کار مهمی از پیش برده نشده است و مساعی که جهت تجدید مذاکرات هند و مسلم صرف نموده شده بود تا بحال غیر مفید ثابت شده است .\n\nپس از عودت گاندی از اکسفورد اوازه وسیعی شائع است که گاندی حاضر است مسأله خود مختاری یا لاقی را قبول نموده مسئله تشکیل اتحادی را بگذارد که در مابعد شوری که مرکب از نفری انتخاب شده و کاندید های غیر ایالتی خواهد بود ، تحت مباحثه بگیرد . و نیز گفته می شود که گاندی از نقشه کاریت طرفداری میکند نمایندگان مهم خصوصاً سپرو ، شاشتری ، مالویه جیکنری ، ورام چندرا رو ، طرفدار کور گاندی یعنی قبول نمودن خود مختاری یا آتی نیستند و متفقاً عقیده دارند که چون نقشه خود مختاری ایالتی قبول نموده شود مسأله اتحاد پشت سر خواهد افتاد . و بار دیگر روی کار آوردن آن وقت زیادی میخواهد . در عین زمان صدر اعظم رفقای خود و هم چنین اشخاص دیگر را ملاقات نموده میرود تا زود تر به فیصله برسد . عموماً اعتقاد می نمایند که کنفرانس میز مدور بتاریخ ۲۴ نومبر بعد از دو اجتماع جلسه مکمل در هفته آینده ختم خواهد شد . صبح روز چار شنبه صدر اعظم مالویه را در داوننک ستریت ملاقات نمود ."}
{"book": "adl0789", "page": 545, "text": "١٢ نومبر\nگاندی در عین ملاقات ریاتر در لندن گفت : من معتقدم که اگر حکومت جداً میل داشته باشد کنفرانس مزدور ناکام نخواهد شد . چون از و سوال نموده شد که چقدر وقت لازم است که مطمن شود حکومت ملی این عزم را دارد؟ گفت در يك هفته خواهم دانست و تا زمانیکه بصوت يقين بدانم که توقف من در انگلستان فائده ندارد، اميد وار خواهم بود . از و پرسیده شد که آیا در صورت بر هم خوردن کنفرانس خطر عدم اطاعت سلمی بصورت فوری متصور نیست گفت : تا زمانیکه کمترین امید هم وجود داشته باشد در عدم اطاعت سلمی فکر نخواهم کرد من به تمام اشخاص مربوطه افغان نموده میتوانم که تا زمانیکه امید پیش بردن مذاکرات صورتیکه فعلاً بآن مصروف هستم وجود داشته باشد ، عدم اطاعت سلمی حدوث نخواهد نمود .\n۱۳ نومبر\nترتیب گرفته شده بود که در شب پنجشنبه بنا بر تجديد اجتماع كميته اقلیات كابينه در دار العوام جلسه نماید و عموماً فیصله نموده اند که مباحثة آتی عاید به پالیسی برطانیا به نسبت هندوستان خواهد بود .\nشماره ۲۸\n\nاگر کمیته اقلیات امروز ( روز جمعه ) جلوس کند راجع به کیفیت بیانیه صدر اعظم اوازه هاي زيادي شيوع دارد . غالباً صدر اعظم فعلا خود مختاري ايالات مركزي را اعلان خواهد نمود، بعضی مسئوليات مركزي براي آينده خواهد ماند، که در اوایل سال اینده متحصص برطانوی وهندي راجع بآن بحث كنند . اين مسئله بر نمایندگان تاثیر غریبی نموده است شاستري در عين ملاقات بیان نمود که من در راه معرفي نمودن خود مختاري ايالات با مسئولیت مركزي بكجا هيچ اشكالى نمي بينم . اظهار عقيده نمود که مسایل مهم را نباید به فیصله آینده موقوف دارند سپرد بیان نمود که من طرفدار خود مختاري ايالتي بدون مسئوليت مركزي نيستم جيكر تأكيد نمود که قانون خودمختاري ايالتي بصورت قسمت اول اصلاح تشکیل باید به هیچ صورت قبول نشود و گفت من عقیده دارم که اگر روی هم رفته این مسئله ترديد نشود اتحاد معطل خواهد ماند.\nدیروز گاندي مي خواست سر صمويل هور وهم چنان رئیس بازمو را ملاقات کند مگر نتوانست چونکه در وقتی که می خواست ایشانر اببیند بنابر کار دیگر معطل گردید.\nدربین مسلمانان و اقلیات کو چکٹر موافقتي حاصل شد و آغا خان و داکتر آنرا به صدر اعظم تقدیم کردند و دانسته شده است که این موافقت دعاوي مخصوصه\n\nمسلمان ها ، اورو پائي ها ومسيحي هاي هندي وصنوف مغلوبه مسيحي ها را نيز توضيح كند .\n۱۳ نو مبر\nدعاوی مخصوصه اروپائی ها حاوی مطالبة حقوق و امتيازات سيال تجارتي و صناعتي يا دعاياي میباشد که از روی ولادت هندي ميباشد . و نيز راجع به اجرا آت قضاوت جنائی حقوق فعلی خود را بر حال میخواهند . و بر پیشنهادی که راجع به اصلاح این مسئله نموده شود باید قبل از اجراي شدن از طرف گورنر جنرال تصدیق گردد . اعداد مفصل نماینده کی ایام فرق در تقنینیه های مختلفه قرار ذیل است :\nاز روی این اعداد ، در اطاق علیای تقنينية مرکزی که دو صد نفر اعضا دارد يكصد و يك كرسی به هندو ها و ۲۰ كرسی به صنوف مغلوبه ، و ٦٧ كرسی به مسلما نها و يك کرسی به مسیحی ها وشش کرسی به سکه ها و يك كرسی به هندوستانی های مسیحی و چار کرسی به ارو پائی ها خواهد رسید .\nهم چنان در اطاق سفلی که سه صد نفر اعضا دارد ، هيندو ۱۲۳ ، صنوف مغلوبه ٤٥ مسلمانها ۱۰۰ مسیحی ها ۷ سکه ها ۱۰ ، هندوستانی های مسیحی ۳"}
{"book": "adl0789", "page": 546, "text": "سفحه ۱۱ ( شماره ۲۸ ) و سراج الاخبار و\nو اروپائی ها ۱۲ کرسی خواهند ممکن نمی شود و نیز دعوت می کند که این مصوبات را میتوان از طرف ٦٤ فی صد نفوس هند قبول نمود .\nگرفت .\nدر تقنین بنگال که دو صد نفر عضو دارد ، هندو ها ۱۰۸ کرسی و صنوف مغلوبه ۳۵ و مسلمین ۱۰۲ و مسیحی ها ۲ و مسیحی های هندی ۳ و اروپائی ها ۲۰ کرسی خواهد گرفت .\nدر بمبئی که اطاق آن نیز دو صد نفر عضو دارد ، هندو ها ۸۸ ، صنوف مغلوبه ۲۸ مسلمان ها ٦٦ مسیحی ها ۲ ، مسیحی های هندی ۳ و اروپائی ها ۱۳ کرسی خواهند داشت ، در بنگال کا طاق آن دو صد ۲ نفر عضو دارد هندو ها ۱۰۲ صنوف مغلوبه ٤٠ ، مسلمان ها ٣٠ ، مسیحی ها ١٤ ، مسیحی های هندی ٤ و اروپائی ها ۸ کرسی را حائز خواهند شد .\nدر پنجاب که صد نفر عضو دارد هندو ها ١٤ صنوف مغلوبه ۱۰ مسلمان ها ٥١ سکه ها ۲۰ و دیگران ۵ کرسی خواهند داشت .\nیاد داشت تفصیل اشاره میکند که هندو ها و سکه ها باین پیشنهاد راجع به نماینده گی موافقت ننموده اند مگر مؤخر الذکر نماینده گی را که در مرکز دعوی مینماید خواهند گرفت . و نیز یاد داشت مذکور بیان میدارد که تقسیم کرسی ها انجام نقشه را تشکیل میدهد و تصویبات مفصل\n***\nدر موقع اختتام جلسه کمیته اقلیات نماینده گان مهم با هم ملاقات نمودند و راجع به اینکه صدر اعظم مداخله را در مسایل فرقی قبول نموده است مذاکره کردند و فیصله نموده شد که قبل از فیصله آخرین باید نظریه مسلمانها را بدانند اعتقاد میرود که گاندی نیز مخالف فیصله که از طرف صدر اعظم شود نیست بشرط آنکه مخصوصاً به مسئله اقلیت مربوط به مسلمان وهندو وسک تعلق داشته باشد واز مفاد های دیگر نماینده گی نکنند .\n* * *\nبصورت فوری بعد از قیام دار العوام کابینه جلسه نمود تا راجع به بیانیه که میکده نالد در هفته آینده در کنفرانس میز مدور نمودنیست بحث نماید . محتمل است جلسه دیگر کمیته تعمیر اتحادی روز دو شنبه عقد گردد و فعلاً میگویند جلسه آخرین کنفرانس روز سه شنبه عقد خواهد شد .\n***\n١٤ نومبر :\nنماینده گی مسلمانان متعقداً کنفرانس\nمیز مدور نیز گروه گی آغاخان با (سموئیل هور) در دفتر هند ملاقات نمودند وخالد به کشمیر وسر حد شمال غربی مذاکره کردند . دانسته شده است که اشکالاتی را که بهر مسئله ربط داشت به خوبی تحقیق نمودند و نماینده گان محوماً به (هور ) رميغان کردند که ما اطمینان داریم که به مطالب نماینده گی ما با یک موافقت گوش داده اید و بعد ازان در هوتل ( ریتس ) با گاندی ملاقات نمودند و دانسته شده است از مسایل فرقی مختصراً بحثی نمودند . جلسه دیگر امروز عقد خواهد شد .\n١٥ نومبر گاندي روزشنبه لارد ارون را ملاقات نمود . در اثر بیان صدر اعظم در روز جمعه راجع به اینکه گفته بود آماده ام در مسئله فرقی انصاف کنم نماینده گان مهم جلسه هاي متعدده در روز شنبه نمودند و راجع به صورت مطالبه که از صدر اعظم بنمایند مذاکرات کردند . پندت مالویه که ابتداءً او تشبث نموده است امضاي نماينده گان را بر یک مکتو بي ميگيرد که قرار معلوم بیان میدارد که او براي ادامه کار کمیته تعمیر اتحادي ورسیدن به فیصله جات وامضا کننده گان فیصله مسئله تا باندازه که به هنود ومسلمين وفرقه سک تعلق دارد به صدر اعظم راي اندازند ."}
{"book": "adl0789", "page": 547, "text": "(شماره ۳۸)\nجلد پنجم\nخبرهاي داخلي\nآغاز مجلس اعیان :\n\nروز دو شنبه ۸ قوس ، تمام حضرات اعضاً مجلس که از طرف عالیقدر جلالتمآب میر عطا محمد خان رئیس ، براي انعقاد مجلس دعوت شده بودند ، بساعت ۹ قبل از ظهر حاضر و شامل مجلس گردیدند جناب رئیس شروع به انعقاد مجلس نموده مختصر بیانیۀ ایراد و از طرف اعضای مجلس مجاب گردیدند ، بعد شروع به کار نموده راجع به امور اداری و وظائف داخلی مجلس بحث و مذاکره نمودند ، چنانچه با کثرت آراء تصویب گردید .\n\nاز صورت مصوبات مذکوره در آینده تحت خواهد رفت ، و فعلاً بیانیه جناب رئیس و جوابی که آقای عبد الحمید خان اعضا قرائت نمود ، با اسمای ذوات محترم اعضا ، ذیلاً عرض می شود :\n\nبیانیۀ رئیس مجلس اعیان\n\n« بسم الله الرحمن الرحيم »\n\nالحمد الله وكفي وسلام على عباده الذين اصطفي سيما على سيدنا محمد المصطفي وعلي آله واصحابه الشرفاء . \n\nآغاز می نمایم بنام خدای فاتح با عظمت و یاری دهنده تمام امور و کشاینده جمیع مشکلات ! استدعا میکنم از دیاد عمر وبقاي سلطنت پادشاه صحیح دیندار خدا پرست افغانستان اعلیحضرت محمد نادر شاه غازي را . \n\nسپس شروع مینمایم بکار اولین این مجلس عالی که مملکت عزيزما در عصر\nمشعشع و پر افتخار نادر شاهي ما لک و داري آن گردیده از کمال شرافـت و بي آلايشي اعلیحضرت ایشان اصول اداره حکومت و رفاه ملت را با افتتاح آن تکمیل و با ادارات مملکتی دنیای متمدن موافق و همسبق گردانیدند . \n\nتوفيق ميخواهم از خداوند بي زوال و قادر توانا در اجراي وظایف این موسسه عالیه عام المنفعه تا بتواند در سایه توجهات ذات شاهانه ومساعدت افكار شما رفقاي محترم همکار خود ( اعضاي مجلس عالي اعيان ) خدماتي را انجام دهيم كه رضاي حضرت احدیت جلت عظمته ومنور سندي پاد شاه معظم ما در آن بوده براي ترقي وتعالي ملت نجيب افغانيه نافع و سود مند بوده باشد . \n\nجوابیه مجلس\n\nجلالتمآ با !\nسعادت وخوشبختي يك قوم ويك مملكت در ان است که بوجود يك فرد رئیس و پاد شاه ورهنماي صحيحي موفق شوند که افراد جامعه را بشاهراه ترقي وتسلي رسانيده و آنها را بکمال خوبی حکمرانی نماید . \n\nحمد میکنیم حضرت آفریدگار جل و علی شانه را که بوجود اعلیحضرت محمد نادر شاه غازي يك ذات مکمل الصفات را بها عطا فرموده که اوقات گرانبها و دارای هر مزایای محاسن اسلامی و اداری شاهانه شانرا براي ترقيات مملكت و فراهم آوردن اسباب رفاهیت و آسود، حالی ملت مصروف میفرمایند . \n\nجلالتها با .\nاز جمله اساس های متین ومتین که ذیکر\nبلند و رهنمای اعلیحضرت غازی برای رفاهیت وبهبود ملت عزیز شاخاته سنجیده اند تاسیس و تشكيل مجلس عالی اعیان است تقریر حضرت جلا لتهای شما که يك فرد از افراد رجل لایق و می خواه وطن محبوب ومدارج فضيلت وعلميت شما بر مکنان معلوم است بریاست این موسسه عاليه از حسن انتخاب و نظریات خیر خواهانه حضور ملوکانه دانسته درین روز فیروز که شروع بکار انعقاد این مجلس عالی میفرمائید تبریکات صمیمانه خودها را به تقریر آن عالیقدر و تاسیس مجلس محترم اعیان تقدیم مینمائیم وبرای خود همانو فيقات خداوندی را خواستاریم تا در اثر شکر آن عضویت این موسسه عالی که از حضور ملوکانه آن افتخار داریم به تو جهات وینت پناهی اسباب خورسندی پاد شاه معظم محبوب القلوب وآسوده حالی رعایای صادقه شا هانه را فراهم آورده بتوانیم .\n\nاسامی اعضاء محترم مجلس اعیان :\n\n۱ : - - سرداو ر گل محمد خان بن سردار تاج محمد خان مرحوم\n۲ : - - حاجی محمد اکبر خان وزیر تجارت سابق\n۳ : - - عبد الرحيم خان سابق وكيل رئیس شوری حکومت\n٤ : - - حافظ عبد الغفار خان رئيس تميز\nه : - - حاحی خیر محمد خان قند هاری سابق معین داخله\n٦ : - - عطا محمد خان سابق وکیل نایب الحکومه مزار\n۷ : - محمد عمر خان حاکم کلان دایزنگی"}
{"book": "adl0789", "page": 548, "text": "شماره ۲۸\n\nمجله سراج\n\n۸ - جناب عبدالحمید خان سابق حاکم اعلی فراه\n۹ - » » غلام معروف خان سابق معین مالیه\n۱۰ - » » عبدالحکیم خان سابق حاکم اعلی جنوبی\n۱۱ - » » خواجه محمد خان مدیر مطبوعات وزارت خارجه\n۱۲ - » » محمد سرور خان برادر سردار محمد عثمان خان مرحوم\n۱۳ - » » حافظ اسمعیل خان سابق حاکم کلان اروزگان\n۱۴ - » » معاذ الله خان طوطا خیل\n۱۵ - » » شرف الدین خان سابق حاکم غوربند\n۱۶ - » » جان محمد خان سلیمان خیل سابق اعضا شورا\n۱۷ - » » عبدالله خان حاکم کوهدامن\n۱۸ - » » قاضی عبدالله خان معروف خیل عضو ریاست تمیز\n۱۹ - » » سید یاقوت شاه خان سابق عضو ریاست اصلاحیه شمالی\n۲۰ - » » ملک رحیم دل خان از رجال معروف خوشی لوگر\n۲۱ - » » ایشان امین السلطان قلعه یی سابق رئیس معادن نمک\n۲۲ - » » شاه محمود خان\n۲۳ - » » میرزا عبدالرحیم خان سابق اعضاء شورا\n۲۴ - » » خان آقا خان سابق اعضای شورا\n۲۵ - » » خواجه تاج الدین خان یکی از معززین شمالی\n\nفکاهیات\n\nلیاقت کار :\n\nطبیبی مریض کوری را علاج میکرد پس از چند روزی که از علاج فراغت یافت با حالت تأسف میگفت : مرض بیچاره چشم هایش بهتر شده ولی افسوس که پیش تر چشمهای او هیچ دیدند اشت و حالا یکی را دو تا می بیند و باز تصور میکنم برای او کاری پیدا نخواهد شد طریق گفت غم نخورید که هر گاه مؤسسه برق خیر شد فوراً او را برای خواندن مترها بمواجب بسیاری استخدام خواهد کرد .\n\nخنداندن عکاسها :\n\nدر سوابق اشخاصی که عکس بر میداشتند بسیار سعی میکردند هنگام عکس برداشتن بسیار مؤدب و موقر بنشینند و عکاسها هم توجه میکردند دهن آن را بپوشانند ، تان سر را بلند بگرند دستها را راست داشته باشید و . . . \nولی حالا اغلب مردم ذوق دارند عکس شان حالت های طبیعی را دا وا\n\nباشد و عکاسها هم توجه میکنند بوضعیات بی ساخته و آزاد تصاویری بر داشته باشد چنانچه عکاسهای اروپائی برای خنده دادن اشخاصی که عکس آنها را بر میدارند وجهته کثرت مشتریان و جلب توجه خریدار هنگام فوتوگراف این طور کلمات استعمال میکنند :\nبه شاگرد مکتب میگویند : خنده کن یا الله بخند فرض کن معلم حسابت مرده .\nبرای زن بد شکل : چرا نمیخندی خانم غم نخور قیافه ی شما در نیا بشکل خود بگل غره اول شده . برای عجوزه ساله جان ، بخند شاید حکومت قانون جدید وضع کند که مجردها زن دار شوند برای خشو : اگر خوشخبری بدهم که زن پسرت مرده یقین قوام میخندی .\nبرای داکتر : داکتر صاحب هوا باز مخالف شده یقین نا خوش بسیار و دوا گران خواهد شد .\n\nخوش خوانی :\n\nشخصی کریه الصوتی مانند ملانصر الدین که بر روی بخانه تنها با حمامی آوازه خوانی کرده و بخوش خوانی خودش مغرور شده بود روزی بمجلسی خوانده و خیال کرد مردم محظوظ شده اند بکسی گفت امروز ماشاء . . . . خوب خواندم طرف جوا بداد . . . .بلی اکثر مستمعین از اطاق خارج شدند که جای خود شان را برای حالت شما خالی بگذارند ."}
{"book": "adl0789", "page": 549, "text": "مؤلف : له بلانيه فرانسوی :\n( ۲۲ )\nمادام سان ژرین\n\nمترجم حبيب الله طرزي :\n\n( شماره ۲۸ )\nمجلد پنجم\n\nاز فصل سیزدهم\n« عشق وجنگ »\n\n« تولون » مثل ليون ، مار سيلز ، كابن\nبوردو ، پناه گاههاي مستحكم خائنان\nوشه پرستان شده مانده بود ، شاه پسندان\nو پارتی مشهور ( ژ يرون دن ) متحد أ در\nوازه هاي شهر را براي عسا کر متحده جرمن\nوانكليس باز کرده بودند . این وقتي بود\nکه پاد شاهان يورپ متحد ومتفق شده\nبودند تا فرانسه را بكلي خراب سازند و يا\nقوانین منحوسه ديكتأ خاندان پاد شاهان\nمتنفر را بر يك ملت آزاد شده بنشانند\nعین درهمین وقت يك پارتي تشكيل شده\nبود که با دشمنان فرانسه داخل مراودات\nخیانت کارانه شده ، میخواستند که\nایشانرا براي تصفيه معاملات داخلي وطن\nخود بر انگیزا نند .\n\nخوش قستما نه اشخاص جدي وطن خواه\nمثل : ( را بسپير ) ( سنت ژوست )\n( کوتون ) ( کار نو ) در کمیته ( امنیت\nعامه ) که در پاریس تأسیس گردیده بود\nعضویت داشتند جماعات داوطلبان در\nمركز وهم در ولايات براي تکمیل مدافعه\nملي ، تشکیل کرده یك بر دیگر سبقت\nمي نمودند . جنرال هاي جوان مثل\n( هوش ) ، ( مار سو ) حاي شاه پسندان را\n\nکه تا آن وقت سرا فسر بودند ، گرفتند .\nاین هم خوش قسمتي فرانسه بود که در\nاثنای این سانحه پر خطر توپخانه دسته\nجات جمهوریت که ( تولون ) را محاصره\nکرده بود در زير قوما نده يك افسر\nجوان و مجهول الحال ( نا پلئون بنا پارت )\nمی بود .\n\nشهر ( تولون) در تصرف خارجیانی بود\nکه از راه بحر سفید در انجا داخل شده\nبودند و آنرا بقوه جهازات جنگي\nنگهداری می نمودند . اسپانیولی ها ،\nاهالی نا پولی ؛ سارد ها ، و ما نتوي ها\nیکدیگر خود را در کوچه های شهر\nشانه میزدند . علاوه برين ها پوب يك\nعده با دری ها را برای بر انگیختاندن\nاهالی فرستاده بود . قوما ندانی این دسته\nجات بی قاعده و غیر منتظم که در زمن\nناپلیون اردوی منظمه ایتالیا را تشکیل\nداد اشخاص نالایق و نا فهم بود ، زیرا\nبواسطه استعفا یا مهاجرت تمام افسران\nتعليميا فته تجربه دار از خدمت دست\nکشیده اشخاص کم تجربه و بی علم که\nدروز ساز بودند امروز به منصب های\nبزرگ ار تقا جسته بودند . افسر\nبزرگ شان ( کار نو ) يك رسام بد و\nسر باز بد تری بود که مهارت عسکری\nاو بدرجه صفر بود . ازین جهت وکلای\nمجلس ملی از قبیل ( سا لستی ) ( فریدون )\n\nو ( با را ) از طرف مجلس منتخب شده\nآمدند و در موعظه سر بازان و تشویق\nافسران خدمات شایانی ابراز نمودند .\n\nمحاصره خیلی طول کشید . اگر چه\nاستحکا مات اطراف شهر همه در تصرف\nجمهوریت خواهان در آمده بود . ولی\nقلعه اصلی شهر هنوز مقاومت داشت\nبرای پیش بردن يك محاصره مهارت عسکری\nتجربه وخون سردی بکار می آید که\nافسران و افراد این اردوی تازه تشکیل\nیافته از همه این صفات عاری بودند\nکار نو که مسئولیت نا کامی را بر عهده\nخود میدانست به نهایت مضطرب و متلاش\nبود تا آنکه قسمت بسر وقت او رسیده\nافسر جوان فردا ك يك روزی فاتح تمام\nيورپ گردید ، به نجات او رسانیده .\nبنا پارت در اثنا ئیکه از ( اوکنون )\nبطرف ( نیس ) سفر میکرد برای ملا قات\nهموطنش ( سا لستی ) به تولون معطل\nشد . ( سا لستی ) از مهارت او در\nمسلك توپ چی با خبر بوده او را به\n( کار نو ) معرفی نمود . کار نو هم او را\nبرای معاینه توپ ها برد . بونا پارت\nبعوض اینکه تمجیدی کند ، بدیدن\nباتری ها شاهانه های خودش را تکان\nداده گفت :\n\nاین توپ ها بعوض اینکه جهازات\nانگلیسی را هدف سازد کنار ساحل را\nبمبارد می کند .\nکارنو میخواست قصور بر دوش بارود\nخراب نهم کشیده بار کند ، ولی ناپلیون"}
{"book": "adl0789", "page": 550, "text": "صفحه 15\nر شماره 28 )\nمجلد پنجم )\n\nاین بهانه او را رد نموده نقصان کلی را بر انتخاب موضع ونا فهمی طویجی حمل نمود . مفتشین عسکری دلایل او را صحیح دانسته اداره عملیات محاصره را باو تفویض نمودند .\nدر چند روز دیگر بکوششحات خارق العاده ناپلیون ، کرونویل ، مارسیلیا توپها و ذخایر حربی تازه اورده شد ناپلیون دانست که محاصره را بصورت سابق پیش بردن غیر ممکن است ، بنا براین خواست اول باول جهازات جنگی انگلیسی را از خلیج براند .\nبرای نصف توپها يك موضع مرتفعی بکار بود که هم بر شهر و هم بر خلیج حاکم باشد . و بعد از معاینه اطراف شهر تپه کوچکی که ( اگیلت ) نام دارد انتخاب نموده صدا زد : « کلید فتح تولون در همین جاست ! »\nچنانچه ناپلیون پیش بینی نموده بود بواسطه توپها جهازات انگلیسی را بفرار مجبور گردانیده شهر را در آن واحد در قبضه خودش در آورد . متحدین شکست خوردند ، و ناپلیون نام بلند تاریخی خودش را حاصل کرد . بپاداش این خدمت بعهده جنرالی ترقی جسته بطرف ( نیس ) که مرکز اردوی ایطالوی بود فرستاده شد . از اینجا هم بعد از چندی برای اشغال منصب بزرگتری احضار شد .\nمجلس ملی بانتهای دوره پر مشاغله وحشت ناك خودش رسیده مشروطه سال\n\nسوم را برای مملکت به میراث گذاشته بود . طرفداران « کانوانسیون » در اثنا ئیکه از کار دست میکشیدند ؛ فیصله نمودند دو ثلث تعداد شان بهر صورت که باشد در پارلمان آتیه جای داشته باشند این مسئله عصیانی را در پاریس تولید نمود از جنرال های موجوده تعداد کمی مورد اعتماد حکومت متزلزل بودند و در يك لحظه سدی ( بارا ) رئیس اداره حکومت از ناپلیون که در زیر دیوارهای (تولون ) خودش را معرفی نموده بود ، بیاد آورده او را به كمك و نجات حکومت خواست . بونا پارت هم چنانکه بر علیه اهالی خیانت کار ( تولون ) فاتح گردیده بود بر ضد پاریسیان وطن دوست نیز کامیاب شد و در نتیجه این خدمت جنرال داخلی مملکت گردید .\n( بارا ) تعیین او را به این عهده بزرگ باین الفاظ تجویز نمود . « می خواهم که توجه جمعیت ملی را بطرف يك خدمت کار جدی وطن وکائوانسیون و حامی فرانسه جلب کنم این جوان دلیر با کمال مهارت اغتشاش را بر طرف و امنیت را در مرکز قایم نموده است که قابل وسزا وار هر گونه ستایش وتمجید است . خیال میکنم که مجلس محترم ازین افسر شجاع يك نامزد بهتری برای عهده جنرالی داخلی مملکت نخواهد یافت . »\nچند روز بعد ( بارا ) استعفا نموده بار حکومت را بر دوش ناپلیون گذاشت\n\nبنا بصورت باشتاق وار زوهائیکه سال ها در دل داشت رسیده ومالك ومختار شهر پاریس گردید و به خیال وسعت اختیارات خودش افتاد تا بر تمام ملت نیز حاکم گردد .\nبعد از تقا باین عهده بزرگ فکر او لينش بطرف عایله اش متوجه گردید عموی خودش را سکر تر خود انتخاب نموده پنجاه هزار فرانگ که برای دفعه اول از خزینه دولت باو داده بودند .\nبرای مادرش فرستاد. خودش را بخريدن يك زوج موزه جدید و دوختن قدری سیم طلا بر يك لباس کهنه قانع ساخت . برادرش ( لوئی ) به منصب قایمقامی پورتس تعیین گردید .\nو برادر دیگرش ( ژوزف ) قونسل مقرر شد .\nبناپورت بنا پارت از حیات تازه مستریحی که برای عائله خودش فراهم آورده بود مطمئن گردیده و هم چون از ترقی متدرج خود متیقن بود ( زیرا مجلس به مردی که شمشیر او را باین درجه احتیاج داشتند هیچ چیزی را دریغ نمیکردند ) بفکر تاهل و ازدواج افتاد زنی را میخواست ازدواج کند که آثزن نه تنها صاحب حسن و جمال و دارای مکنت زیاد باشد ، بلکه علاوه برین صفات موقعیت بزرگی را در اجتماعیات پاریس داشته باشد ، تا بواسطه او فقر و پریشانی سابقه خود را مستور داشته بتو اند .\n( با قیدارد )"}
{"book": "adl0789", "page": 551, "text": "نادر افغان\n\nقارئین گرامی و شوق مندان اطلاعات تاریخی وطن عزیز با علاقه\nداران شناسائی و خواندن سوانح يك پادشاه محبوب افغانستان با یقین\nاز نشریات گذشته ما ومختصاری تا حدی با همیت کتاب نادر افغان\nمولفه آقای برهان الدینخان کشککی پی برده و در صدد خواهند بود\nكه يك نسخه آن را زیب کتابخانه خود قرار بدهند .\nاينك برای سهولت خریداری و استفاده عمومی ازین كتاب نفیس و\nهديه قابل توصيف باز بنوشتن این چند سطر یاد آوری پرداخته قیمت\nكتاب و مواضع فروش آن را نشان میدهند\n\nقیمت\n\nكتاب نادر افغان با حجم و قطع متناسب و تعداد (٦١١) صفحه\nو ( ٤٩ ) قطعه تصاویر تاریخی و نقشه های عالی بقیمت بسیار نازلی\nبفروش میرسد .\nدر داخله : مركز ٥ افغانی\n« : ولایات باضافه محصول پُست ٧ «\nخارج : با محصول پُست کلدار\nمحل فروش\nدر داخله : مرکز و ولايات طالبين، به محمود، دایره جراید و مجلات\nوطنی و در خارجه به وكيل التجاره افغانی برای خرید\nرجوع خواهند فرمود.\nغرض : هر قدر در خرید آن عجله كنند ندامت نخواهند کشید\nچه هر چه بیشتر چاپ شده نظر به کثرت خریدار كمتر بدست خواهد آمد"}
{"book": "adl0789", "page": 552, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 553, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 554, "text": "جريده ملي\n\nقیمت اشتراك\n\nدر افغانستان ۱۲ افغانی\nمحصول پوسته اطراف و ولایت داخله ٣ «\nطلبه معارف ٧ «\nدر ممالك خارجه ۲۰ شلنگ\n\nلطفاً پول اشتراك که بتوسط خزائن دولت فرستاده میشود باید\nرسید عوض و معاوضه باشد\n\n( مطبعه انيس )"}
{"book": "adl0789", "page": 555, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 556, "text": "(شماره ۲۹ )\nاشتراک سالانه ۱۲۰ افغانی\nمحصول پوسته ۲ «\nخارجه ۲۰ شلنگ\nانين\n( مجلد د )\nاداره : کابل جاده ارک\nمؤسس و صاحب امتیاز : محیی الدین\nمدیر و نگارند : محیی الدین\n۲ شنبه ۲۲ قوس ۱۳۱۰\nتاسیس ۱۳۰۶\n٤ شعبان ١٣٥٠\n\nقضاوت ملل\nمعلومات منتشره ذیل نطقی است\nکه آقای فریدریک گوس مدیر شعبه\nحقوق وزارت خارجه المان ، در انجمن\n( وایته تو ) ایراد نموده است .\nاگر چه این موضوع بار ها در\nجراید تکرار شده است ، با این\nچون نطق مذکور از نقطه نظر سیاست\nخارجی و مخصوصاً حقوق بین المللی\nاهمیت تام دارد ، و آقای محمد طاهر\nخان آنرا از جریده (و يچه الگمایناً\nسایتنگ ترجمه کرده اند ، بغرض\nمعلومات عموم بطرف طبع نیز نشر\nمی نمائیم :\nکسانیکه از کوششات عمده دنیا در راه\nحقوق بین المللی میشنوند ، با هر دیکه از\nجزئیات مطلع نباشند باز هم فوراً رفع\nمسالماته تنازعات بین دول ، محکمه منصفین\nدیوان عدلیه هاگ ، مجمع ملل ، تحریم\nجنگ و معاهده کلوگ ، در خاطر شان\nخطور می کند . وشاید بعض ها در اطراف\nمسایل صلح جوئی ومسالمت طلبی هم\nفکری نمایند ؛ اما من از این مسئله با همه\nتصورات طبیعی آن صرف نظر میکنم\nو آنگونه از اول ملاحظه بر یک نقطه نظر\nغلط و بی ثمر اجراء مي شود .\nاشخاص کافی هستند که قضاوت خود را\nدرین موضوعات، پیش خودشان سهل میدانند\nایشان مسائل را یا از نقطه نظری ملاحظه\nمی کنند که از شعبه تکامل تاریخی جلو بوده\nامکانات موجوده سیاسی را نه می بینند\nو هر نظریة را که طرفدار حل منصفي\nخالص نباشد ، مرتجع می گویند ، و یا\nهر چیزی را که بنظرشان طرفدار تو بین\nحقوق برای مناسبات بین المللی بیاید ، غیر\nممکن ، حتی تقلب خطر ناک گفته ، قابل\nبحث نمیدانند .\nدر حقیقت این چیز ها درین جا قول\nگوتیه را تصدیق میکنند که : ( در بین\nدو افراط ، تنها حقیقت بلكه حماقه\nمیباشد )\nکنفرانس های هاگ ۱۸۹۹ - ۱۹۰۷\nتا بود ساختن خطرات جنگ تنها\nآنوقت تصور شده بیست تا در عوض دعوائی\nکه بذریعه قوه عسکری اجری می شود\nيك دعوای دیگری ، موقع داده شود .\nو در بین دولی ، که با هم نزاع دارند\nبدون آنکه فکر کنند چطور موازنه\nحاصل میشود ، اعلان انصراف جنگ\nيقيناً بي معنى است .\nدوره تکامل این مسئله را قبل از جنگ\nاز همه پیشتر کا نفرانس های هاگ ۱۸۹۹\nو ۱۹۰۷ ونتائج آن نشان میدهد . مثالیکه\nمعلوم است در این کنفرانس هانه تنها\nاز کوشقاتی که برای تخفیف تسلیحات\nکردند ، نتیجه گرفته نشد ، بلكه اميد\nهای که بعضی اشخاص راجع به يك\nپيش رفت فیصله كن فكر محكمه منصفين\nاز این کانفرانس ها داشتند ، هم عقیم ماند\nیگانه نتیجه عبارت از تشکیل و ترتیب\nقوانین اجرائیه خصوصی بود، تا دران\nموقعی که دو دولت خواهش مند فیصله\nيك كاشما كش ( منازعه ) بذريعة يك\nمحکمه منصفین باشند ، يك اصل اجراآت\nاداری آن دانسته شود ، و علاوه بر این\nنتیجه دیگر ، تاسیس دیوان عدلیه دائمی\nدر ها کک بود ."}
{"book": "adl0789", "page": 557, "text": "مجلد پنجم\n\nشماره ۲۹\n\nصفحه ۲\n\nاما این دیوان عدلیه دائمی هم که تا امروز وجود دارد چیزی که بنام آن نشان میدهد ، یعنی يك موسسۀ دایمی حقیقی ، برای قضاوت نیست ، در حقیقت این دیگر چیزی نیست بجز يك فهرست طولانی اشخاص تا برای آن دول که برای اصلاح كدام كاففلكتی میخواهند يك هیئت منصفی تشکیل کنند ، انتخاب منصفين آسان شود ،\n\nوضعیت عمومی در شروع جنك ١٩١٤ چنین بود : این غیر ممکن ثابت شد که تمام دول دنیای متمدن در قبول اجباری مراجعت به يك هیئت منصفين اتحاد کنند ، یعنی تمام دول بمقابل يك ديگر تعهد جدی کنند ، که بعض اقسام کا ففلکت ها را بذریعه محکمه منصفین فصله خواهند کرد .\n\nبالعکس این ، بسیاری دول با همدیگر معاهدات خصوصی انفرادی عقد کرده بودند . در این معاهدات انفرادی ، اصولی بروی کار آمده بود که محکمه منصفین را در مجادلات حقوقی قبول میکردند ، اما در عین زمان مسئله «شرف و انترس» را شرط میگذاشتند . علاوه برین بعضی کوششات ابتدائی شده که در موقع مجادلات غیر حقوقى يك اصول دیگری غیر از اصول محکمه منصفین بروی کار بیاید ، یعنی اصول وساطت یا فرو گذاشت .\n\nاين يك تنقید بی قیمت است ، اگر انسان رفتار و وضعیت آنوقتۀ حکومات را فقط تمسك نادور اندیشانه به سیاست\n\nزور خالص گفته ، از آن نفرت کند . عموماً میتوان گفت : اين يك اصول نا قابل اعتبار است که در این طور مسائل عصور گذشته از يك نقطه نظری که در يك دوره تكامل بعد تر حاصل شده است ، تنقید کنند .\n\nعدم عقل و پیش بینی یا عدم عزم پاك نقطه های نظر بسیار خصوص است که انسان از روی آن اصول های سیاسی یا نظریات اساسى يك دورۀ تاریخی را خصوصاً تعریف کرده بتواند . عدل ، حق پرستی چیزیست که به خود به خود ، بلکه زیر اثر حوادث و مسائل حقیقی تکامل میورزد ، بهر صورت معلوم و ظاهر است که اینطور يك تبدل وتغير مهم در مناسبات بین المللی ؛ مانند تعهد حکومات جهت فصله کا ففلکت های شان بذریعه محکمه منصفین ؛ دفعتاً نی ، بلکه رو بهر فته بعد از يك تكامل طولاني و با تدریج واقع شده می تواند . این تعجب آور می بود ، اگر در اطراف ۱۹۰۰ تمام دول بزرك دفعتاً مجبوریت مراجعت را به محکمه منصفین در مجادلات حقوقی ، حقا نقابول میکردند. و در حقیقت هيچ يك از دول بزرك این را نه می خواست .\n\nمجمع ملل :\n\nدو سال اول بعد از چنگ نشان میدهد که حتی این طور يك حادثه مبهم و مهلك هم نتوانست فوراً و بدون معطلی در اجراء فكر محكمه منصفين يك تبدل افراطی بوقوع آرد . در اصول اساسی مجمع ملل - که حالا مركز مساعی برای\n\nتشکیل و تکمیل حقوق بین المللی شده است ـ تا امروز اعضای آن تعهد ندارند که در بعض اقسام کا ففلکت ها فیصله يك محكمه منصفین را قبول کنند . اما درین اصول اساسی فوراً يك پیشرفت ظاهر شد ، چون در ان تاسيس يك ديوان عدلیه بین المللی حقیقی یعنی تشکیل دیوان عد ليه بين المللی دایمی در ها گت که در سال ۱۹۲۲ روی کار آمد ، در نظر گرفته شده بود . این قسم يك موسسه صحیحی وجود یافت که در هر لحظه كه يك دولت بخواهد ، آمده اجرا آن است .\n\nاما از دیگر طرف کوششاتی که در وقت مذاکرات نظامنامه این عدلیه از طرف بعضی دول كوچيك شد که اعضای مجمع ملل تا يك اندازه بصورت مثبت تعهد کنند و در موقع مجادلات حقیقتاً به این دیوان عدلیه نو مراجعت نمایند ، نتیجه نداد . تنها يك میثاقی تحریر شد که بعد از امضای آن هر دولتی که بخواهد بمقابل يك دولت دیگری ، که به همین اصول تعهد کرده باشد ، حکمیت این دیوان عدلیه را در مجادلات حقوقی قبول کنند . این را «ماده اختیاری » نظامنامه عدلیه هاگت می نامند . اعضای مجمع ملل ميثاق مذکور را بعد از معطلی زیادی امضاً کردند . بالعکس این ، تعداد معاهدات جانین در خصوص محكمه منصفين بزودی زیاد شده رفت ، و بعد از کم زمانی عده بزرك دول دنيا بذریعه این قسم معاهدات خصوصی با همدیگر مربوط شدند ."}
{"book": "adl0789", "page": 558, "text": "صفحه ۳\n(شماره ۲۹)\nمجلد پنجم\n\nاندازه قبول کردن فیصله منصفین در این معاهدات مختلف است. اما به حیث نمونه اساسی، آن معاهداتی را می توان شناخت که تمام مجادلات حقوقی را ماتحت فیصله يك هیئت منصفین مخصوص یا دیوان عدلیه هاگ ـ می سازند. در عین زمان برای کانفلکت های غیر حقوقی، یعنی کانفلیکت های سیاسی و انترسی اصول وساطت در نظر گرفته می شود. اصول وساطت ازین قرار است که يك كميسيون مخصوص برای مفاهمه کوشش میکنند و برای این مقصد مجانبین ـ بدون اینکه مدعی ها به قبول کردن آن مجبور باشند پیشنهاد ها می نمایند.\nاین هم اساس آن معاهداتی است که المان از سال ۱۹۲۱ بایند طرف یا همه دول همسایه و بعض دول دیگر عقد کرده است المان اول دولت بزرگی بود که بعد از داخل شدن در مجمع ملل در سال ۱۹۲۷ « ماده اختیاری » فوق الذکر را امضا کرد. یعنی المان بمقابل همه دولی که امضأ کرده بودند یا هنوز امضأ خواهند کرد، رسماً تعهد کرد که در مجادلات حقوقی به دیوان عدلیه هاگ مراجعت خواهد کرد. درین اوقات، انگلستان فرانسه ایتالیه و بعضی دول دیگر هم مانند المان رفتار کردند .\nحالا انسان نباید فکر کند که مجادلات حقوقی بین دول همیشه مسائل درجه دوم یاسوم می باشد. کا نفلكت های بسیار مهم هم می تواند شكل يك مجادله حقوقی را داشته باشد ؛ يك مثال برای این مذاکرات ومباحثاتی است، که درین بهار در ژنیو وهاگ در خصوص نقشه « موافقه گمرکی بین المان و طریش » شد . در جه تكميل حاضره اساس محكمه منصفین که نتیجه تکامل چندین ساله است ، تنها وقتی بدرستی فهمیده شده می تواند که در جمله همه تعهدات عمومی که مجمع ملل بر ذمه اعضای خود نهاده است ، ملاحظه شود .\nدر این جایان نکته باید توجه شود که در شورای مجمع ملل اساس اتحادیه را فی حكم فرما می باشد . این اساس ازین سبب اهمیت زیادی پیدا می کند که ، دولی که باهم مجادله دارند ، باو جودیکه داخل شورا نباشند ، بازهم در وقت مذاکرات راجع به کانفلیکت شان به حیث عضو رسمی شورا شرکت کرده می توانند. لهذا از طرف شورا بدون رضایت جانبین راجع به کا نفلكت آنها هيچ يك فيصله شده نه می تواند . این مسئله در وقت مذاکرات کا نفلكت چين وجاپان دیده شد .\nطوریکه معلوم است، شورای مجمع ملل مرکب است از پنج عضو دائمی و ۹ عضو موقتی که از روى يك قانون مخصوص انتخاب می شوند . در حقیقت این شورا کنفرانس نماینده های حکوماتی میباشد که در بین آنها نماینده های دول بزرگ که همیشه حاضر هستند ریاست را بدست دارند. شورای مجمع ملل پابند به قوانین معین ومطرح نیست و این معلوم دار است که در رویه وتصویب های آن در معاملات مهم هر دفعه بازی قوا وانترس های سیاست دنيا مجبوراً مراعات می شود وشرکت میورزد . بنابرین فهمیده شده می تواند که از اطراف زیادی درین خصوص فکر شده که آیا این ممکن نخواهد بود که اصول وساطت را از زیر اثر سیاست آزاد کنند ومربوط به يك موسسه دائمی ومستقلی که پابند حکومت نباشد ، بسازند . تا اندازه که من معلومات دارم این طور يك خواهش در سال ۱۹۱۹ در وقت مذاکرات ( ورسای ) راجع به تاسیس مجمع ملل از طرف دول سكاند يناوى اظهار شده بود .\nاما انسان باید سوال کند که ایا این طور يك مؤسسه که از اشخاص مستقل اما در عین زمان بزور تشکیل شده باشد درموقع صعب و باریک حقیقتاً به مقصد رسیده خواهد توانست یانه ؟\nمسائل حل نشده و خطرات جدی که در اصول شورای مجمع ملل و جود داشته میتواند ، نشان میدهد که بنا بر وضعیت امروزه دنیا، هر کوششی که برای تشكيل صلح جوبا نه يك اتحاديه دول شود، محدود خواهد بود. مخیال من دیگر چیزی باقی نه میماند ، بجز اینکه این حقیقت شناخته شود و از قرار آن بدون گول زدن به خود - امکانات اجرائيه مجمع ملل تخمین شود و به مطابق آن يك رفتار عملی سیاسی اختیار شود ."}
{"book": "adl0789", "page": 559, "text": "البته بعد ازینکه امنیت ممالك اینطور\nآلات مبهم و بزرگ ، مثل معاهده مجمع\nملل ودیگر قرار داد های مکمله آن\nراجع به دیوان عدلیه ها گذاشته گردید\nبایسیاد افکار وانظار مشغول تکمیل\nاین آلات بوده ، کوشش خواهند کرد\nکه این نظریات خود را در ژنیو عملی\nنمایند . واین ، مقصد از توسعه تعهدات\nدول است .\nاصول اساسی مجمع ملل به خطرات\nجنك چنین مقابله می کند که در هر موقع\nکافه مملکت ، اول راه مصالحه را حکم میکند ،\nواگر آن نتیجه نداد ، پس جنك را\nاجازه میدهد .\nاز ین پیش ترچه به مقصود نزديك تر\nاست که ، این اصول را به قسمی مکمل\nسازند ، که بهر صورت بايديك فيصله\nمادی شود ، و این فیصله باید قبول شود\nوبعد ازين جنك خلاف حق اعلان شود ؛\nبرای اینکه خلاف قوانین مجمع ملل رفتار\nنشود ، اصولی اساسی اخطار می کند\nکه بر خلاف هر دولتی که در این راه\nمجرم شود ، از طرف تمام اعضای باقی\nمجمع ملل اقدامات اجباری خواهد شد .\nاز این پیش تر چه به مقصود نزديك تر\nاست که تمام دولی که در مجمع ملل متحد\nشده اند ، برای این مقصد اجتماع کنند\nتا که اجراء این قسم اقدامات اجباری\nخود به خود تأمین ، وهر خود سری\nومعطلی از طرف دولی که برای این اجراء\n\nشماره (۲۹)\n\nوعملیات جزائیه متعهد هستند ، خارج از\nامکان شود ؟ بذر یععه اعضای « ماده\nاختیاری » بسیاری اعضای مجمع ملل\nقبول کردن حکمیت دیوان عدلیه ها گ\nرا تعهد کرده اند . از این بهتر چه خواهد\nبود که حال سعی کنند؛ که تا مملکت های\nغیر حقوقی هم بدون استثنا ما تحت فيصلة\nيك موسسه آورده شود ؟\nاین طور افکار علل مختلف دارد ، مثلاً\nشوق برای تعمیرات حقوقی که از نقطه\nنظر منطق کامل باشد برغو طباوری آن\nاشخاصی که وقت را مستعد دانسته و تحکیم\nصلح دنیا را بذريعه قراوات دایمی ممکن\nتصور می کنند ، ونیز این حقیقت که\nگاه گاه در موسسات ژنیو این میل\nظاهر می شود؛ که عدم فعالیت عملی را\nبذريعه تشکیل نظری معاهدات موتزله\nکنند . اما خطراتی که نتیجه این همه\nاست ، در ان لحظه حقیقتاً جدی می شود\nکه این قسم افکار با مقاصد سیاسی\nمخصوص مربوط می شود که از طرف یکی\nاز اعضای مجمع ملل برای مفاد موقعیت\nمخصوص سیاسی آن تعقیب می شود .\n( محمد طاهر )\n( باقی دارد )\n\nاصولنامه حاضري و رخصتي\nمامورین\n\nاصل\nاصول نامه حاضري\n\n۱ : ـ علي العموم مامورین دوائردولتي\nمطابق هدايات اصول نامه هذا بحا ضري\nيوميه ، مکلف اند .\n۲ : ـ اوقات حاضري ما مورین قرار\nذیل است : ـ\nالف : ـ از ابتداي حمل تا آخر سنبله\nاز ساعت ۸ صبح الي ٤ ونيم عصر .\nب : ـ از ابتداي ميزان الي آخر حوت\nاز ۹ الي ٣ ونيم .\nماه مبارك رمضان اگر موافقت کند به\nشش ماه اول سال ، حا ضري مامورين از\nطرف صبح بساعت ( ۸ ) و از طرف عصر\nبساعت ۲ ونيم اجرا میشود . واگر مطابقت\nکند به شش ماه آخر سال تخفیف\nندارد .\n۳ : ـ حاضري مأمورين درمركز\nوزارات و دوائر مستقل ، ذريعه مدير\nمامورين منسوبه آنها ملاحظه میشود ، ودر\nولايات وحكومات اعلي ملاحظه حاضري\nمامورين مستوفيت وسر رشته داري را\nمامور یکه از طرف مستو فیها وسر رشته\nداران اعلي معين شود اجرا مینماید\nو حاضري مأمورين ديگر دوائر از طرف"}
{"book": "adl0789", "page": 560, "text": "صفحه ۵ ( شماره ۲۹ ) جلد پنجم\n\nآمرهيمان شعبه ، یا شخصیکه آمر مذکور\nانتخاب نماید ملاحظه میشود .\n۴ - مامورینکه قرار اصل ( ۲ ) این\nلایحه براي ملاحظه حاضري مکلف اند\nبعد از ملاحظه حاضري از طرف صبح\nو عصر کتاب حاضري را بملاحظه وتصدیق\nآمرین دوائر که قرار هدایت اصل ( ۳ )\nفوق بملاحظه وتصدیق حاضري صلاحیت\nدارند ، رسانیده امضاء حاصل میدارند .\n۵ - مامورین حاضره بعد از ساعت\nمعینه حاضري صبح الي ده ( ۱۰ ) دقیقه\nدیگر نیز بامامور مساعده میکنند ، ماموریکه\nپس از انقضاي ده دقیقه ، بدون عذر معقول\nحاضر شود غیر حاضر محسوب شده بمقابل\nغیر حاضري یکروز ، معاش سه روز آن\nکسر می شود .\n۶ - هر گاه یکي از مستلزمین حاضري\nکه بماموریت خود حاضر شده و بکتاب\nحاضری امضا کرده است در اثناي\nاجرای وظیفه در کوچه و بازار بدون\nتکت دیده شود ، معاش یكروز آن كسر\nمی شود .\n۷ - مامورینکه نظر باصل ( ۵ ) این\nاصولنامه غیر حاضر شده اند هر گاه\nرقعه استدعای رخصتی شان تا عصر آنروز\nباداره متبوعه شان رسد و آمر مافوق\nاجازه بدهد در کتاب حاضري که غیر\nحاضر نوشته شده اند کیفیت نوشته بعد\nامضای وزیر و یا مدیر مستقله ، از غیر\nحاضری معاف و در رخصتی اصولی آنها\n\nمحسوب میشود ، و هر گاه آمر دائره\nاجازه ندهد ، و یا رخصت صولی نداشته\nباشند غیر حاضر شمرده میشوند .\n۸ - ماموریکه فوت شود و پول غیر\nحاضري بذمه و باقی مانده پول غیر حاضری\nاز معاشي آن که بذمه دولت مانده باشد\nوضع و باقی معاش آن بورثه ش داده\nمیشود ، و هر گاه معاش آن بذمة دولت\nباقي نباشد پول غیر حاضري آن معاف است\nو از ورثه اش گرفته نمیشود .\n۹ - معاش چپراسی های وزارت ، و\nسایر دوائر دولتي بمقابل یکروز غير\nحاضری یكروز کسر میشود .\n۱۰ - پول غیر حاضري مامورين در\nمرکز بموجب اطلاع مدیر مامورین و یا\nدیگر مامورین که بامور حاضری موظف\nاند بامضای وزیر و یا مدیر مستقل در روز\nقبل از اجرای معاشات بدائره که معاش\nمامور از آنجا داده میشود ، اطلاع و\nکسر میگردد، و در نائب الحکومه گیها\nو حکومات اعلی و سایر حکومات ، علاقه\nدار یهاه ذریعه مستوفی ها و سر رشته داران\nاعلی و مدیر ها و مامورین مالیه محلی از\nمعاش شخص غیر حاضر کسر می شود.\n۱۱ - هر گاه یکی از مستلزمین حاضری\nمریض شود باید در مرکز بمدير\nمامورین و یا ماموریکه ملاحظه حاضری\nرا مینماید ، و در ولایات و حکومات اعلی\nبمستوفیها و سر رشته داران اعلی و بدیگر\nحکومات بمامورین حاصری طلاع بدهد\nدر رخصتی مامورین علم و اطمینان و\nتصدیق آمر ما فوق معتبر است ماموریکه\n\nتصدیق آمر مافوق را حاصل نکند غیر\nحاضر شناخته می شود و قرار اصل ( ۵ )\nاین لایحه بمقابل یکروز معاش ( سه روز )\nآن کسر می شود .\n۱۲ - رخصتی مریضی ماموران با معاش\nدر مدت کمال اکماه است ، خواه ایام\nمر یضی مسلسل ، و یا متفاریق واقع شود\nمریضی ضافه از یکماه تا ششماه مناصفه\nمعاش برای مامور مر یض داده میشود\nو بعد از مرور شش ماه از ماموریت\nسبکدوش ، و در حال صحت عند اللزوم\nبدیگر ماموریت حسب لیاقتش مقرر می\nگردد .\n۱۳ - ماموریکه اضافه از یکماه مریض\nشود هر گاه وظیفه آن از وظایف مشترکه\nباشد ماموریکه در وظیفه با مامور مریض\nاشتراک دارند ، وظایف آنرا اجرا\nمیکنند ، و اگر از وظایف مشترکه نباشد\nدر مدت شش ماه هر گاه ممکن باشد\nوظایف آنرا به ذیمه یکی مامورین دوایر\nمشتر که اجرا میدارند ، و الا يك وكيل\nاز طرف رئیس همان دایره مقرر شده از\nنصف تا سه ربع معاش مامور مریض\nباو داده می شود .\n۱۴ - در مرکز وزیر و معین و مدیر\nمستقل و در ولایات و حکومات اعلی\nوکلان و سائر حکومتی ها ، مستوفیها\nو سررشته داران اعلی و مدیر ها و مامورین\nمالیه وقتاً فوقتاً و يا عند اللزوم به تفتیش\nحاضری مامورین متبوعه خود صلاحیت\nدارند . مدیر مامورین ، و یا مامورینکه به\nملاحظه حاضری مامورین موظف است"}
{"book": "adl0789", "page": 561, "text": "شماره ٢٩\n\nمیتواند که برای تفتیش حاضری مامورین به آمر مافوق دایره منسوبه خود یاد آوری نماید.\n١٥ - در مرکز وزرا و مدیر های مستقله، و در ولایات حکومات اعلی نایب الحکومه ها و حکام عند اللزوم نظر بوقوع کار های مهم و ضروری علاوه بر اوقات معینه حاضری ساعت کار را تمدید کرده میتوانند.\n١٦ - هر گاه یکی از مستلزمین حاضری در حین اجرای وظیفه اش بدیگر دوایر دولتی طلب شود و مدیریت مامورین و یا دیگر ماموریکه امور حاضری را اجرا مینماید، با امضای آمر دایره تکت اجازه برآمدن داده میشود و مامور در وقت مراجعت بدایره منسوبه خود باید تصدیق مدیر و مامور دایره که در آنجا طلب شده است حاصل نماید.\n(اصول رخصتی مامورین)\n١٧ - رخصت با معاش که از طرف دولت برای مامورین اعطا میشود چهار نوع است: -\nالف: - رخصت ضرورت.\nب: - رخصت تفریحی.\nج: - رخصت مریضی.\nد: - رخصت عروسی ابتدائی.\nالف: - رخصت ضرورت برای امر ضروری شخصی مامور در ظرف یکسال بیست روز مقرر است.\nب: - رخصت تفریحی در یک سال بیست روز است خواه مامور یکدفعه رخصت بگیرد یا بتفاریق، مامور مخیر است که رخصتی یکسال خود را در ظرف همان سال و یا بعد از دو سال چهل روز و یا پس از سه سال دو ماه بگیرد، اما اضافه از دو ماه رخصت داده نمی شود.\nج: - رخصت مریضی مطابق اصل (١٠٢) این اصولنامه اجرا میشود.\nد: - رخصت عروسی ابتدائی ده روز است.\n١٨: - در رخصت تفریحی آمران مافوق ملاحظه کار ماموریت را نمایند که هم معطلی در اجرای کار واقع نشود و ادای رخصتی مامور نیز کرده شود.\n١٩: - در رخصت ضرورت آمران مافوق دقت نمایند که برای کار های ضروری رخصت داده شود.\n٢٠: - رخصت ضروری و تفریحی و عروسی یک میعاد مسلسل داده نمیشود.\n\nاصول اعطای رخصتی\n\n٢١: - رخصتی وزراء ومدیران مستقل تا سه روز بموجب اطلاع خود شان که بمدیریت های مامورین وزارت متعلقه خود اطلاع بدهند مرخص شده میتوانند، و علاوه آنرا از مقام صدارت استیذان نمایند.\n٢٢: - رخصتی نایب الحکومه ها و حکام اعلی ذریعه وزارت داخله از مقام صدارت عظمی استجازه میشود - رخصتی نایب الحکومه ها . حکام اعلی در مواضعیکه تیلفون موجود است تا سه روز و در جائیکه تیلفون موجود نیست تا پنجروز با ستیذان وزارت داخله ضرورت ندارد وکیل منسوبه شان اصولا اجرای کار را مینماید اما اطلاع دادن به وزارت داخله ضرورست و سائر مامورین ولایات وحکومات از آمر مافوق دایره منسوبه خود رخصت حاصل میدارند.\n٢٣: - مامورین مرکزی وزارت ها ودوائر مستقله ورؤسای محاکم بمنظوری وزیر و مدیر مستقله و رئیس منسوبه خود ترخیص حاصل میدارند.\n٢٤: - برای منصبداران عسکری که به ترتیب سوانح عمری خود ها مکلف اند مطابق اصولنامه هذا رخصت نیز داده میشود.\n٢٥: - رخصتی ها بقرار تکت آمرین مافوق اجرا می شود.\n\nمواد متفرقه\n\n٢٦: - در موقع محاربه و یا کدام خدمت ضروری رخصت داده نمیشود از مامورین کسانیکه قبلا رخصت گرفته باشد و بودن آنها برای خدمت ضرورت شود بها موریت منسوبه شان خواسته می شوند.\n٢٧: - مامورینیکه از يك وزارت بدیگر وزارت تبدیل و یا جدید مقرر شوند، هر گاه خواهش رخصت تفریح کنند و از سال های گذشته حق تفریح داشته باشند در سال جاری که جدید مقرر شده اند"}
{"book": "adl0789", "page": 562, "text": "کاملاً رخصت تفریح خود را حسب قيودات حصه ( ب ) اصل ( ۱۷ و ۱۸ ) اصولنامه هذا گرفته می توانند و اگر از سال های ماضيه حق نداشته باشند از ایام تفریح سنه جاریه خود تا دو ماه نگذرده ، بیست روز رخصت گرفته نمیتوانند ، اما قبل از اکمال دو ماه تا پنج روز اگر خواهش کنند رخصت داده می شود ، مامورینیکه بيك وزارت و دائره مستقله ، سال تمام ماموریت داشته اند رخصتی تفریح خود را در هر وقت که خواهش کنند از وزارت و دائره منسوبه شان داده می شود .\n۲۸ : - مامور ینیکه برای حج بیت الله شریف رخصت بخواهند هر گاه اصولاً حق رخصتی داشته باشند آمران ما فوق شان مطابق حصب اصل ( ۱۷ ) و ( ۱۸ ) و ( ۱۹ ) این اصولنامه ، رخصتی ایام استحقاق شانرا با معاش و اضافه آنرا بدون معاش اجازت داده می توانند .\n۲۹ : - مامورینیکه برای سیاحت رخصت بخواهند ، ایام رخصتی استحقاق خود را با معاش حاصل میتوانند ، و اضافه از آنرا بعد استعفا از ماموریت و تحصیل پاسپورت رفته می توانند .\n۳۰ : - مامورینیکه برای معالجه امراض خود خواهش رفتن خارج را نمایند حتمی است که از مدیریت و یا ماموریت های طبی محلی ، تصديق عدم امكان معالجه خود را در داخل حاصل نمایند ، آمران مافوق بعد از ضبط تصدیق مذکور رخصت داده تادیه معاشات آنها قرار ذیل می شود : هر گاه رخصت مریضی را حق داشته\nباشند ایام استحقاقی معاش کامل و علاوه بر آن تا شش ماه مطابق اصل ( ۱۲ ) این اصولنامه بموجب تصدیق داکتر هائیکه نزد شان علاج میکنند ، یا تصدیق نماینده افغانی مقیم آن مملکت مناصفه معاش برای شان داده می شود .\n۳۱ : - مامور ینیکه نظر باصل ( ۲۸ ) و ( ۲۹ ) و ( ۳۰ ) بخارج میروند طایف شانرا تا ا کمال موعد رخصتی ، دیگر مامورين و یاو کیل آنها مطابق اصل ( ۱۲ ) این اصولنامه ایفا مینماوند و اگر بعد از انقضای موعد معينه ، مامورين مذكور بيا موريت حاضر نشوند دیگر ما مورین عوض شان مقرر میگردند و در حال عودت مامورين مذکور بدیگر ما موریت ها حسب لیاقت شان مقرر می شوند .\n۳۲ : - كسانيكه معاش شخصی دارند هر گاه برای معالجه یا حج بیت الله شريف و یا سیاحت بخارج بروند اگر برای معالجه بروند قرار اصل ( ۳۰ ) هر گاه حـــج بیت الله ميروند حسب اصل ( ۲۸ ) این این اصولنامه و اگر برای سیاحت بروند بدون معاش رفته میتوانند .\n۳۳ : - کسانیکه معاش شخصی دارند و مطابق اصل ( ۳۲ ) فوق برای سیاحت بخارج بروند در قطع و تادیه معاش آنها از تاریخ رسیدن به سر حد افغانستان در حاله دخول و خروج نظر بتاریخ ملاحظه سر حد دار در پاسپورت شان و را پورت سر حد داری اعتبار داده می شود .\n٣٤ : - در زمان رخصتی های نائب الحكومه ها و حكام على اکلان و دیگر\nحکام و علاقه داران مستوفین و سرشته داران ، مدیران و ما مورين ماليه وظایف حکومت را ایفا مینمایند ، و در غیاب و رخصتی وزرا وظایف شانرا معین وزارت اجر میکنند و یا عند الزوم از مقام صدارت وظا ئف آنها بدیگر وزیر و یا وکیل تفویض میشود .\n٣٥ : - اگر مامورین دو ایر دولتی ولایات و حکومتی ها تا ثر حيس حاصل مینمایند و کلای قانونی شان وظایف آنها را ايفا مینمایند مثلاً در غیاب مستوفیان و سرشته داران اهل مدير محاسبه ، و در غیاب مدیر یا مامور ماليه ، سر کاتب و كاتب اول ما ليه و همچنان در جمیع دوایر دولتى وكالت مامور اول را مامور دوم همان دا ئره ایفا مینماید .\n٣٦ : - برای مسئله قضیه کشی رخصتی مامورین در يك سال يكروز مقرر است که به تصويب مجالس مشاوره محلی ، وتصديق آمر ما فوق همان ملحقه نسبت بموسم هر مو ضع از پانزده حوت الی پانزده حمل يكروز تعين و مامورین در آن روز رخصت میشوند .\n۳۷ : - ما مورينکه بعد اکمال رخصت معينه اش بدون عذر معقول بما موریت حاضر نشود غير حاضر محسوب شده قرار اصولنامه هذا مسئول است .\nرخصتی های عمومی\n۳۸ : - الف : جشن استقلال در مرکز ( ۸ ) روز ، جشن استقلال در ولایات و حکومات على ۳ روز ."}
{"book": "adl0789", "page": 563, "text": "تاریخ شروع رخصتی مذکور هر سال در تقویم تعین میشود .\nب : ـ عید مبارك ضحى يك روز قبل و روز اول ، دوم ، سوم جمله چهار روز .\nج : ـ عید مبارك رمضان روز اول ، دوم سوم جمله سه روز .\nد : ـ دهم ماه محرم الحرام يكروز .\nه : ـ دوازدهم ربيع الاول مولود شريف يكروز .\nو : ـ رخصتی جشن نجات وطن در مرکز وولایات و حکومات على يك روز .\nز : ـ تاسیس شورای ملی ۱۸ سنبله يكروز .\nح : ـ روز اول ماه مبارك رمضان يكروز\n۳۹ : ـ مامورین دوایر دولتی با وامر و هدایات اصول نامه هذا ، ومدیریت های مامورین و سایر مامورین حاضری که ملاحظه امور حاضری را می نمایند به تطبیق واجرای احکام این نامه مکلف اند .\nتعميل الفاذ احكام مواد اصول نامۀ هذا را امر و اراده میکنیم : تحریر ٨ عقرب سنه ١٣١٠ ش و (١٩) جماد الثانی ١٣٥٠ ق ( محل مهر همایونی )\n\n( شماره ۲۹ )\n\nترجمه از الوستر اسیون پاریس :\nادیسن\nیا\nزلی و مجسمه کار\nاگر نگاهی بحیات اسلاف ادیسن نمائیم مایت حیرتمان خواهد شد . پدر کلان ادیسن که در ١٨ اکتوبر سال ١٩٣١ بعمر ٨٤ سالگی از پنجهان گذران در گذشت وجد و عم این مخترع بزرگ هر کدام بیش از صد سال زندگی کرده اند ( میزان متوسط طول حیات پدر و پد کلان و جد و عمش ٩٦ سال میشود ) علت کوتاهی عمر ادیسن را نسبت به اسلافش جز کثرت کار تعبیری نتوانیم .\nادیسن عالم بزرگی بود که دنیا فاقد او شد بلکه میتوان او را پهلوان رزمی صحنۀ اختراع ، تولی کار پرهاو و تماوج افسانه های تاریخی قرن ۱۹ نامید . یکی از اثرات قوه خارق العاده او بود که ( ماشین ) همۀ چهار گیتی را تسخیر نمود . ویکتور هو گو شاعر شهیر فرانسه قبل ازینکه پا به دیار عدم گذارد در پیسی موسوم به « ویکتور هو گو ادیسن » تعریفی\n\nمجلد پنجم\n\nاز این مخترع امریکائی نمود .\n« ویکتور هو گو ادیسن » در حوالی ۱۸۸۰ ولوله عجیبی افگند . فصاحت و تصورات شاعر و اختراعات بدیع مخترع که هر يك صورت فعل خواب های هزار ساله بشر بود در اقطار عالم منتشر گردانید ادیسن در سال ١٨٤٧ با برق صنعتی توأم متولد شد و « دوشیزه امریکا » یعنی برق دست بدست با او بزرگ شد . در فرصتیکه ادیسن « دوشیزه امریکا » را پرورش میکرد در انگلستان وات واستفن سن اختراعات ماده ذغال را « مرد انگلیسی » نام نهادند .\nساکنین یکی از اول وهله اشتباه نکرده در حافظه خود چنان مقادیر افتخار فوق العاده درخشانی برای توماس ادیسن تخلیه کردند که هرگز بهیچ يك ترقی های علمی حتی به ویلیمازد نئیس هم نظیر آنرا مناسب ندیده بودند .\nباید عتراف باید کرد که اگر بنا باشد زنی ادیسن را مرسم کنیم محال است ، چه او زنی عظیم است وو سيم آن از استعداد قلم ما خارج ولی میخواهیم شمه از حالات او را بقید قلم آریم .\nزنی ادیسن که يك سلسله ایجــادات و اختراعات محیر العقول را از دیار نیستی بصحنه وجود در آورد ، فقط در اثر دامنه صبر وفکر رسای طبیعی او بود ، چنانچه در بدو مرحله قوای طبیعی و تجربه اش بهزار پایه از افکار وتصورات علميه او بلند ومؤثر تر افتاده بود ."}
{"book": "adl0789", "page": 564, "text": "( شماره ٢٩ )\n( مجلد پنجم )\n\nاز زیر زمینی منزل پدری انوار خود را بر قرار کرد . لیکن چه لابرانوار ادیسن درین مقابله غالب آمد ودرین فن\nتا لابراتوار متبحر کیمیار انوار عجیبی ! ! ! ادیسن همه بوتل هایکه در ١٨٦٨ مقام عالی داشت به اسم\nازین روز حیات ادیسن با طمانیت فکرمواد و وسایل لازمه چند تکری هایشاهزاده شهرت گرفت چنانچه‌این اسم\nاو به توسعه گذاشت . مانند زنبور عسلیسبزیجات را که از پورت هورون بمقصد او را بیجادت مخبر العقول اوغست و محو\nکه برای اولین مرتبه بال بهم زده برایتجارت می خرید و بدون اینکه محصولی از نمود . بلی تلگرافچی وظیفه معمولی\nآنجاه دازد در امتداد راه انرا میفروخت و در خود،مقام اینطور یکشخص عالی\nساختمان عسل در گلستانی پرواز نماید تا ازین راه قوه خرید موادکیمیائی خود نیست .\nخود را در صحنه پر هیاهوی دنیا بمقصد را به ٦٠٠ دولار رسانید . در همین سال ادیسن ماشین برقی ایجاد\nکشف وایجاد پر تاب کرد . وظیفه جریده فروشی او را تا گمان کرد که درکونگره‌‌هاعوض‌هرنمانده‌رای\n١٠ سال از سنین عمرش گذشته بود که به پیشه‌تلگرافچی کشانیده . قانون مورس دهد چون رئیس‌جمهور ازین امر مطلع\nدر زیر زمینی خانه پدری خود در ( پورت را که عبارت صحیح نوشتن ونسبت او ازشد به او گفت : « پسر تو مگر دیوانه\nهورون ) مواد کیمائی را گرد خود جمع نمود بود یاد گرفت ، کارگری که در يك دقیقه شدی؟ قبل از ایجاد توتعداد قرعه و رأی\nمادرش چون ازین کیف استحضاریت بتواند ٢٠ کلمه بنویسد اعلی است و سریع بلکه از اندازه هم سریعتر است آیا\nحاصل کرد خواست همانطور که اطفالآنکه ٢٥ بنویسد خارق لعاده است . با آله تو چه خواهد شد .... ! »\nخورد را از بازی با کبریت منع میکنند ادیسن بعد ازاینکه چندین وقایع ناگوار بالاخره چون در نیو يورك در فقر و\nجلو گیری کند، لیکن نتیجه نه بخشیددر ( مدل وست ) متحمل شد به باستن آمده احتیاج تمام میزیست یکی از رفقایش در\nو به میلان او تن داد – درین بین مانع دیگریبيك شركت تلگراف مستخدم شد روزیخانه بانك طلاوذخاير ، به اومنزلی داد دوائر\nرخ نمود که فروشنده مواد شيمائی قيمت یکنفر از همکارانش در دستگاه مقابل این شخص بی خانه بخصوص مخابره بآبورس های\nمواد را مطالبه کرد و بدون وجه نقدمتلگراف نشت و با کمال لجاجت باره خطا خیلی مهم بود و بر طبق معمول بایستی دائماً\nنخواست من بعد نسخه جات را باو بفروشد به را به او انتقال میداد . درین ضمن جدول های نرخ تبادله به تمام مشترکین\nچنانچه بهمین علت وملاحظه است که شخصی مقابل از خیره سری بقسمی کلماترسانیده شود روز سوم ورود ادیسن بالا\nادیسن درقطار راه آهن (ده تروا ) وندر ریخته مضامین گسیخته و از هم پریشان انتظار حادثه و سکته در یکی از ماشین\nهورون شغل جریده فروشی را پیشه نمود. کرده ، لیکن ادیسن ازدسیسه واضطرابها رخ داد .\nادیسن حتي مدت سه ماه هم منظماً در را بخود راه نداده مشغول نوت بود . ادیسن فوراً آنرا مرمت کرد . در\nمكتب درس نخوانده فقط استعداد طبیعی نفر مقابل خطابه مختصر دیگری را شروع ادای این خدمت رئیس شرکت او را\nاو بضامان پرورش مادرش نمو نموده کرد . ادیسن بنوت نمودن آن پرداخت تلگراف ماشین آلات نامیده ماهانه ٣٠٠\nاست . و در انجام کار به حریف خود گفت : دولار معاش برایش مقرر کرد .\nدر قطار اهن براي اين جوان جراید « چون دست هایت خسته شده میتوانی اولین کاریکه ادیسن ازین عاید تش گرفت\nفروش اطاقی تخلیه کردند که درآنجا لابا با پاهاهم شروع کنی » - کار گر نو آموز بعضی اسباب های ساخت فازادی را خرید\nکه در نظرش يك دنیای جدید را پهن و\nمنبسط کرد."}
{"book": "adl0789", "page": 565, "text": "ادیسن از شخص قارادی و اسباب های او\nبقدری استفاده کرد که در ظرف سه ماه\nتمام قوانین استدلالات برقی و مباحث متسلسله\nمغری را آموخت .\n\nدرین موقع ادیسن بر طبق آرزو و\nاحتیاج ، شرکت تلگرا فخا نه بانك\nطلا و نظا یر ، ماشین ساخت که دستگاه\nکمپنی وسترن ایونیو» را از پا درافگند\nچنانچه فوراً ، شرکت مخابراتی خارجی\nلندن ، آنرا استقبال پذیرفت .\nرئیس شرکت چون از ین ایجاد او مطلع\nشد فوراً ماشین او را که نتیجه تجسسات\nاو بود خریدار شد و خواست بعنوان\nقیمت مزدی در مقابل زحمات او باو بدهد\nادیسن چون در دل امید مخفی داشت که\nماشین او را ۲۰۰۰ دولار میخرند واراده\nداشت ۵۰۰۰ دولار بخواهد نتوانست سخن\nبزبان ارد . در ین وقت کسونی در رشته\nبگوش او الهام کرد که بگو « هر چه میل\nشما » .\n\nرئیس شرکت گفت من نرم آنرا به ٤٠٠٠\nدولار رضامیشوی . از ین جواب تمام\nصرف و روحیات امریکا در نظر این مخترع\nجوان جلوه کرد، پول را تسلیم شد و\nمتمول گشت . ازین وقت ادیسن مخترع\nصنعتی گردیده در لابراتوار شخصی خود\nدر نيويارك در ( ۱۸۷۰ ) بساختن يك\nسلسله از ین قبیل ماشین را پرداخت .\n( محمد علی ) ( باقیمارد )\n\n( شماره ۲۹ )\n\nخبر هاي خارجي\nتاس - ه دسمبر\n\nوضعیت مانچوری\nشانگهای - اجتماع قوای جاپانی در\nتین سین جاری است . تاهنوز ۳ صد\nنفر عسکر بحری ، ۳ تولی پیاده با ماشین\nدار رسیده است . و نیز قوای جاپانی در\nتمام نقاط سوق الجیشی مانچوریا اخذ\nموقع نموده اند .\n\nتوکیو - وزیر حرب جاپان ، می\nنامی ، در مجلس وزرا گفت که قوه\nژاپونی از شهر تسه تسه هار واپس کشیده\nنه می شود ، چه عساکر ژاپونی با قوه\nژنرال مہا ( چینی ) در پیکار است .\n\nشانگهای - ژاپونی ها فعلاً به تشکیل\nحکومت مانچور یا مصروف اند ، قرار\nمعلوم شهرهای پین هم در تحت نفوذ این\nحکومت جدید خواهد آمد . همچنین در\nشهر تسه تسه هار حکومت موقتی تشکیل\nو در نظر دارند که شهر هی لار را تمام علاقه\nبرگ را تحت رژیم جدید در آورند\n\nتنزل نرخ پوند :\nلندن ـ فعلاً نرخ پوند به ۷۳ شلنک طلائی\nرسیده ، یعنی در ظرف دو هفته تنزل\nآن عبارت از ۲ ونیم شلنک است .\n\nمظاهره در لندن\nلندن - در مقابل عمارت سفارت ژاپون\nدر لندن ، يك نمایش بزرگ از طرف\nکارگران اجری شده . و تمام آئینه های\nعمارت را شکستانده اند .\n\nبحران اقتصادي\nبرلین - در این اواخر عده از بانك ها\nسقوط نموده است . دو شهر فرانكفور\nنيو سگ ، المان وسطی ، کار خانه جات\nماشین سازی بند شده است . در ماه\nاخیر قریب ۵۰ مليون مارك اسناد که تادیه\nنشده بود ، به محکمه رجعت داده شد\nاست . هر روز حکومت جای داد رها\nقین را فروخته به تادیه قروض آنها می\nپردازد . در مقابل ، دهاقین اموال خود\nرا بعوض فروش ، در میدهند . در\nعلاقه بادن بسبب همین فروش مال رها\nقين ، يك دهقان تميز مامور فروش اموال\nرا بقتل رسانیده است .\n\nچین وژا پون\nتوكيو - ریاست ارکان حرب ژاپون ،\nراجع به فرستادن يك غند خط آهن و\nقطعات شاهی در مانچوری ، از حکومت\nخود اجازه حاصل نموده است .\n\nمي نامي وزیر حرب در مجلس وزرا گفت\nکه در اطراف تسه تسه هار وتسمن چاو\nوضعیت خوبتر شده و لہذا قوه ژاپوني\nدر حصه مشرقی خط اهن ( پیکین - مكدن )\nجمع مي شود .\nشانگهاي - لواي هشتم پیاده جا پا ني"}
{"book": "adl0789", "page": 566, "text": "( شماره ۲۹ ) ( سال پنجم )\n\nبه كيهن زه رسید . ونیز لوای ژنرال\n( سوزوكي ) به شه شه هار داخل گردید.\nروز نامه جاپان كرونيكل مي نويسد :\nمشاهده کنندگان اجنبي که از منچوري\nواپس عودت کرده اند، از افواهات در\nخصوص كمك از طرف شوروي ، براي\nژنرال چيني ( ما ) ، استهزا و تعجب مي نمايند\nبعد از ديدن ميدان هاي محاربة در اطراف\nدرياي ( نوقي ) و در تسه شه هار ، باوجود\nكوشش جدي آنها نه توانستند ثابت نمايند\nکه دولت شور وي براي جنرال مها كمك\nكرده باشد .\nكشف اسلحه :\nپیکن - در شهرها ربین ، مامورين ايستگاه\nراه آهن وپوليس ، سي و شش صندوق اسلحة\nوهشتاد گوله توپ و بیست صندوق البسه\nنظامي، كشف نموده اند . بارهاي مذكور\nرا شركت جاپاني ( كوكو سايه ) ، بنام\nپنبه به شعبه هاربین خود فرستاده بود\nچون مستخدمین شرکت موصوف از کشف\nپوليس واقف شدند ، براي گرفتن آن\nنیا مدند .\nروز نامه جات میگویند که این ثابت است\nكه براي اشرار ودسته جات روس هاي سفيد\nدر منچوري اسلحه جاپاني میرسد .\nایران :\nروز نامه ستاره جهان منطبعه طهران\nبمناسبت عقد معاهدة تجارتي ايران\n\nوشور وي مي نويسد که :\n« دو چیز درین معاهده خيلي ها جالب\nدقت است : اول اينكه حكومت شوروي\nانحصار تجارت خارجي ايران را رسماً شناخته\nاست . ثانیاً اینکه مساوات حقوق بحري\nرا در بحر کاسپین تصدیق نموده است\nحکومت شوروي اولين حکومتی است که\nقانون انحصار تجارت خارجي ايران را به\nرسميت شناخته و راه را بد يگر دول باز\nنموده است . وحكومت ايران هیچ وقت این\nنظر یات دوستانه شور وي را فراموش\nنخواهد کرد »\n\nهند وانگلستان\n( كنفرانس میز مدور )\n\nریوتر ١٥ نومبر\nگاندی روز شنبه لاود آ رون را ملاقات\nنمود .\nدر آتریان صدر اعظم در روز جمعه\nراجع به اینکه گفت آماده ام در مسئله\nفرقی انصاف کنم ، نماينده گان مهم جلسه\nهای متعدده در روز شنبه نمودند و راجع\nبه صورت مطالبه که از صدر اعظم بنمایند\nمذا كرات كردند. پندت مالويه كه ابتداءً\nاو تثبیت نموده است اعضای نماینده گان\nرا بر يك مکتوبی میگیرد که قرار معلوم\nبیان میدارد که او برای ادامة کار کمیته\nتعمیر اتحتادی و رسیدن به فیصله جان و\nامضا کننده گان فیصله مسئله تايه اندازه\nکه به هنود و مسلمین و فرقه سکه تصاق\nدارد به صدر اعظم وا می گذارند . در\nمكتوب مذكور از اقلیات دیگر ذکری نموده\n\nخبر هاي داخلي\n\nعزیمت بهند :\nآقاي محي الدین خان صاحب امتیاز\nجریده انیس که تقریباً از مدت دو سال\nبمرض سل دچار بوده و درين اواخر علائمت\nاوشان کسب شدت ور زيد اطباى موجوده\nبواسطه حلول زمستان وشدت سرما رفتناش\nرا براي معالجه در خارج تصویب کردند\nنشده است . تا بحال بر مكتوب مذكور\nمالويه، با كوره ن ، سرکاوتی ، جی\nجهانگیر ، و تلا ؛ حمال محمد ؛ و را وا\nامضا نموده اند . برای گرفتن امضای\nمسلمین نیز صرف مساعی نموده میشود غالباً\nمكتوب مذكور با هر قدر امضا که گرفتن\nآن ممکن گردید فرستاده خواهد شد .\nدانسته شد است که سکه ها در مکتوب\nمذكوره امضاً ننموده اند . وفکر دارند\nمکتوب جداگانه بصدر اعظم بنویسند\nشام روز شنبه گاندی برای سه ساعت\nنماینده گان مسلمان را در هوتل ( ریتس )\nملاقات نموده و دانسته شده است که\nرا جع به وضعیت به نسبت بيان قبول\nانصاف صدر اعظم غور می نمودند\nجوش ، تمرو ، گییری ، در یاد داشت\nخود از اعلان حقوق طرفداری میکنند .\nوجا دا و در یاد داشت خود از دادن\nکرسی های دائمی به مراتا ها و فرقه\nها متفقه بمبئي مو كداً طرفداری\nمینماید ."}
{"book": "adl0789", "page": 567, "text": "( صفحه ۱۲ )\n( شماره ۲۹ )\n( مجلد پنجم )\n\nچون بضاعت و توانائي شخصي لوازمه انجو\nخارجي امکان نداشته و بعید می نمود\nحضور شاهانه از منتهاي عرفان دوستي بنام\nقدر شناسي از اهل قلم وطن رفتن\nمحي الدينخان را در هندوستان از شاد\nو مصارف ، ما انجه اش را عنایت فرمودند\nلهذا بروز پنجشنبه ۱۸ قوس از راه\nجلال آباد رهسپار هند گردیدند .\nنگارنده و سایر کارکنان این اداره از\nخداوند متعال شفاي عاجل آنها را خواستگار\nبوده و ازین فرط نوازش و عرفان پروريهاي\nهما يوني ابراز امتنان میکنیم .\n\nحرکت شهزاده و تعلیم گاه پیاده :\n\nتعلیم گاه پیاده بنابر تعلیمات ومشقی های\nحربی با تطبیقات عملی که در نظر داشتند\nو هوای سرد کابل تا اندازه مانع عملیات\nآنها واقع میشد حسب تصویب وزارت\nجلیلیه حربیه قرار شد در جلال آباد رفته\nو آنجا در هوائی که برای کار مستعد تر\nاست مشغول تعلیم و تربیه گردند جناب\nشهزاده محمد طاهر خان هم که بحيث يك\nفرد نظامی دران تعلیم گاه شمولیت\nداشتند بروز پنجشنبه معیت همکاران و\nمعلمین مربوط تعلیم گاه پیاده بسمت\nجلال آباد رهسپار شدند .\n\nحادثه اسف ناک :\n\nدیروز ، یکشنبه ۲۰ قوس ، یک حادثهٔ\nاسفناک ، که منجر به هلاکت چند نفر\n\nکارگر گردیده ، در کابل رخ نموده ،\nوتفصیل آن قرار آتی است .\nسراي حاجي عبدالرحمن خان كوهستاني\nواقع لب دریا ، که از زمره املاک\nضبطي ومتعلق به ریاست قبائل گردیده\nبود ، درین روز ها به اجاره داري حاجي\nمحمد رحیم خان ولایتی و در تعمیر و تر\nمیم مي شد ، حصه شمال غربي آن در حینیکه\nچند نفر بنا و چندین فعله مشغول کار بودند\nبغتتاً شکست کرده و طبقه اول و دوم آن\nبازمین یکسان شده ، کار گرانیکه در طبقه\nفوق کار میکردند ، از مراحم ايزدي نجات\nیافتند ، اما مهراب الدین خان و ویس الدینجان\nاستا کار با چند نفر مزدور دیگر یکه در\nزیر بودند ، گرفتار آمده و بزیر توده خاک\nماندند ، در نتیجه کوششات و مساعي پولیس\nتنها یک نفر مزدور زنده نجات یافت و\nبعضي نفري مذکور ( که فراز معلوم شش\nنفر بوده باشند ) را مرده یافتند و برخي هم\nدر همان حال بیرون آوردن ترک حیات\nگفتند . اسامي مزدوران هنوز معلوم نیست\nواقعه مذکور قريب ساعت ۳ بعد از\nظهر رخ نمود ، و تا مروز صبح هم\nپولیس مشغول کشیدن اجساد بود .\nراجع به علل و اسباب سقوط عمارت\nتا هنوز پوره معلوم نیست چنانچه بعض ها\nمیگویند که چون کار به تعجیل اجراء\nمی شد و موسم تعمیر نبود ، لهذا عمارت\nنم ناک بوده و طبعاً باید چنین می شد\n\nدیگری میگویند که علل آن سر تیری اجاره\nدار بوده است . بهر حال قوماندانی\nکوتوالی در صدد تحقیقات است و انشاالله\nبزودی بازخواست آن کرده خواهد شد .\n\nتقرر وکیل نائب الحكومه مزار :\n\nآقای عبد الجميل خان که سابقاً برتبه فرقه\nمشری قوماندان کوتوالی کابل بوده و\nدرین اواخر بوكالت والی ولایت کابل\nاشتغال می ورزند در اثر خدمات شایان\nو قابلیت ولیاقت شان از حکومت متبوعه\nما بوکالت نایب الحکومه گی ولایت مزار\nشریف شرف تقرر یافته و بهمین زود یها\nبسمت ماموریت خود عزیمت خواهد\nکرد .\n\nبر طرفی و مقرری :\n\nمیرزا صدر الدین خان مامور مالیه مقر\nبواسطه که بنام مریضی خود را از کار\nکناره نموده و استعفای خودش را نیز\nتقدیم نداده بود ، حال از خدمات دولت\nمحروم و میرزا محمد محسن خان ساکن\nغزنی بها موریت مالیه در عوض او مقرر\nگردید .\n\nمقرری :\n\nآقای میرزا عبد الخالق خان سابق مامور\nماليه وردك بها موریت مالیه گنواز مقرر\nگردیدند ."}
{"book": "adl0789", "page": 568, "text": "شماره ۲۹\nمجلد پنجم\n\nحكايات\n\nکامل زود باور :\n\nدو نفر آشناي همدگر در يک روز\nدو جفت کفش خريدند يکي از آنها که\nهوشيار و پاکيزه روز گار بود همه روزه\nکفش هاي خود را از گل ولای مصفا\nکرده مي پوشيد، و ديگري که بيخود بود،\nکثافت او را از مراقبت نظافت کنار\nمي کشيد هميشه با پوش الود وا کثافت\nکش ميکرد پس از مدت كمي كه با هم\nمصادف شدند کاهل کفش خود را کهنه\nو از رفيق خود را تازه يافت علت پرسید\nرفيق هوشيار مستهزاانه جواب داد: من\nهر روزه کفش هاي خودم را با آب داغ\nشست وشو ميدهم ، کاهل زود باور کرده\nبخانه سفارش داد کفش هاي او را با آب\nجوشانی بشویند يک چشم زدن اهل منزل\nدو پارچه دهپر کنج، کلنجي را بنام کفش\nپيش پاي آقاي کاهل گذاشتند! آقا با کمال\nعتاب بخانواده خود گفت :\nخاکي نان از خود خورده و عقل بشما ياد\n\nبدهم نمیدانید که از ملبوسات هرچه شسته\nشد و ضعيت اصلي خود را تغیر میدهد\nانم در خانه موجود هستم اقلا فکر از خود\nنداشتيد که چيزهاي ابلند است کرده پيش\nمن آويد چيزي نگذشت که هدایت آقای\nآقا بکفش ها فواره کلا پاره شی ببخشید\nو اما حاضرین خنده را سر دادند آقا\nفهمید قاوه را بووه باخته بکمال غرور\nگفت باز بد نشد ! گر از پا پوشی برآمده\nبود حالا اقلا کار کلا باراني را ميدهد .\n\nمعالجه دهات :\n\nمرد دهاتی شکم درد شد کسان او\nطبیب ده رجوع کردند طبيب پس از فکر\nزياد از دو ر اتاق خاک آلود اطاق خود\nقطی حلبی زنگ زده را برداشته و از بين\nآن بطر اقل مسجوق نهانی بیرون آورد ،\nیک مقداری به مريضدار ها داده و گفت\nتصرف هوا است پريشان نشويد براي امروز\nازاین دوا به او بدهيد فردا خودم آمده\nو پس از معاينه نسخه مفصلي خواهم نوشت\nولي احتياط کنید که بیش از یکمثقال\nبه مریض ندهید مریضدار پرسید\nيکمقال چقدر خواهد شد حکیم گفت\nمعادل وزن یک قرآن ، فردا که طبیب بدو\nخانه مريض رسيد صداي گريه و نوحه شنید\nپرسید چه خبر است گفتند مریض، عمر\nخود را بشما بخشید .\nحكيم : افسوس ! چه وقت ؟\nمريضدار : پس از خورانیدن دواي شما !\nحکیم : هي هي انشاء الله ليز نپریده است\n\nخوب راستي من توصيه کرده بودم بيش از\nيکمقال ندهید شاید بیشتر خورده است .\nمريضدار نه قربان بتوصيه شما عمل کرديم\nمنتها قرآن پيش ما موجود نبود در عوض ان\nدواي شمارا با ۵۰ پول سیاه که جمله یکقران\nميشود وزن کردیم .\n\nشب وداع :\n\nيكي از رفقاي مريض درين سرماي شديد\nبسفر ميرفت ، ولي میخواست شب آخر را\nاز كثرت صرفه فراغت يا فته خواب راحتي\nکند . لذا از شركت دواخانه ملندي قدري\nدایوپین طلب کرد و احتراما نيمي از يک\nخوراک را خورده ونيم ديگر آنرا\nنگاهداشت . پس از دقايقي چند حالت خود را\nمتغير ديد بلکه خود را مسموم يافت\nنیمه شب با عجله وزحمت تمام بدا كتر ي\nرسیده ، انوقت حقیقت مكشوف شد که\nآقاي کمپودر ( تجربه کار ؟ ) بعوض\nدايو پين ، مارفین فرستاده ، وقتی در نتیجه\nعمليات داکتر بهتر شد ، در فكر انتقام از\nکمپودر افتاد . ظرفي گفت : تو که\nحالا از خطر جستي ، شكر کن که باين وسيله\nاز کشاکش وداع شب اخير رستي . فعلا\nبه خیال آن مي تواني بدون احساس سردي\nخمار را بپايان برساني . واگر دو چار\nمارفین نمي آمدي بعلاوه آنکه از خواب\nراحت محروم میشدی کثافت آن هم\nدر مشقات سفر تو سو باري بود ."}
{"book": "adl0789", "page": 569, "text": "مؤلف : له پلاتیه فرانسوی : ( ٢٣ ) مترجم حبیب الله طرزی : (کورس) که هیچکدام شان حسن و لباس\nصادام برسان ژپین خانم های پارس را نداشتند پرورش\nیافته بود قدر بالای ژوزفین در نظرش رب النوع\nاز فصل سیزدهم حسن و جمال را تشکیل میداد تا پبلیون\n( عشق و جنگ ) فاتح اولین فتح کند ! ناپلیون از سن بواسطه عدم معلومات در اطوار وعادات\nولی قسمت چنین رفته بود که یك حسان هجده سالگى احشا ساتى برآمد که پیشتر از خاندان های بزرگ نمی توانست که در\nدل فارت و متين ويك مرد آهنين درزير آن تجربه نداشت. فكر فتوحات از كاشانه پولیتيك خانم با سابقه حقیقی که بعمر خودش\nاثر يك موثر دلفریبه که همیشه بر اعمال اش پدر رفته احشا جات عامه را فراموش تصادف نکرده بود ، ويك بيوه باچشم\nمرد ها اثر می اندازد گرفتار شده ، کرده تنها بخیال ( با هت ) که ازطرف های گریاند که بمهارت عسکری او دلجویی\nنتایج وخيمة نتیجه دهد ! دوستان سپاه نزدیک بد آن اسم نامیده ظاهر می نمود ، فرقی بگذارد . چیزی\nناپلیون با همه خیره سری ایام مكتب و می شد ، گرفتار گردید ژوزفین هیچگاه که میخواست یك زنی بود که بتواند میز\nغفلتی که از نجاد او هویدا داشت بعشق لیاقت آنقدر محبت زیاد را نداشت ولی او را ریاست کند و برای او خانه بوجود\nعشوه گر مفروری که خوانب تر از سهو ژنرال جوان که حیات او تا با نوقت از آورد تا این سبب در اجتماعيات درجهٔ\nعمر سی خودش بود گرفتار گردید . عشق و محبت کاملا عاری بود بعمری بزرگی حاصل نماید .\nاین خانم يك زن بیوه و غایتی بروائی بود رسیده بود که مواجهه بايك زنى بانوان ژوزفین این خواهشات او را تکمیل\nکه ناپلیون را تا روزیکه تاج ملکه گی او را جواب می داد مگر قناری او منتج میکرد و علاوه بر آن پول دارهم گفته\nوا از جبهه او کند، بر فرق دیگری نگذاشت میگردید این بیوه مقبول از جمله آن زن میشد بنابران در نظر ناپلیون نتیجه این\nيك روز هم بحقۀ دوست نداشت . خانه های هو شیاری نبود که قابل معاشقۀ نا انتخابات بحساب می رفت ! بعد از ملاقات\nمادام (طالين) دست (بارا) بود که این دو پلیون باشد بلکه یکی از آن ( حرات اول ژوزفین بونا پارت را در خانه خودش\nنفر باهم بار اول ملاقات نمودند این بیوه زنی ) های بوده که در تمام مدت زنا نمره ( ٦ ) کوچه ( شنتري ) دعوت\nویکونت (بوارنی) یکی از نسل های شوهری ناپلیون باواره او مصروف مانده نموده بود این خانه بود که اگر چه کرایه\nدورگۀ (آنتیل) يك سياحة دلفریبی بوده بود . اگرچه در حاضر جوابیهای پر نزاکت آن خیلی کم بود ولی نظامرات زیادی\nکه در اکثر حصص دنیا مسافرت نموده چندان مهارت نداشت و نیز از پیوله گوئی نشان داده صاحبهٔ آن را با ثروت مینمود\nومعلومات زيادی داشت و بواسطه صفات ملیحانه محروم بود ولی عاشق سرباز خودش در حالیکه شراب و چوب در مخزن او\nبرجسته که داشت در بهترین سوسیته ها به فتوحات و محاربات فریفته و مشتاق خودش وجود نداشت يك کالسکه قشنگ با اسبان\nومجالس بزرگان فرانسه شمولیت داشت ساخته بود ! چون بواسطه شوهر شى مقبول در صحن سرای او انتظار میکشید\nاز (بوارنی) يك پسرو دو دختر داشت به (اوستو کراتی) قدیم فرانسه رشته لباس خودش گرچه زیبا ، چه های بسیار ار\nكه یکی ازین دو دختر بعد از آن مادر بهم می رسانید از آن جهت نیز احترام زان و معمولی ساخته شده بودولی به یك\n( ناپلیون ) سوم گردید . اگر چه عدیله زیادی بچشم ( بونا پارت ) حاصل نمود ذوق مخصوص انتخاب شده بود که او را\nروز گذار واضطراب حیات سابقه مقدار بود . ناپلیون که در میان زنهای بد گل مجسمه مدظاهر می ساخت !\nزیادی از حسن وجمال او کاسته بود ولی درین ملاقات ثانوی گرفتاری ( بوناپارت )\nآنقدر باقی بود که قلب فاتح دلها را بغلا تکمیل گردید. تجويز زنا شوهری را باو"}
{"book": "adl0789", "page": 570, "text": "صفحه ١٥\nشماره ٢٩\nمجلد پنجم\n\nپیش نهاد نمود . ژوزفین ازین سرعت\nفیصله حیرت نموده قدری متردد بود\nتردد او ازین بود که ایا استقبال مشعشع\nژنرال جوان مداومت خواهد داشت یانه؟\nناپلیون را يك مخلوق ( بارا ) میدانست\nو خیال میکرد که شاید این رکن اولین\n( دیرکتوری ) حمایه خودش را از او\nباز دارد ویا انکه این ازدواج را تصویب\nنکند ؟ بنابران فیصله نمود که پیش تر\nاز دادن جواب قطعی بناپلیون با ( بارا )\nمشوره کند و باین مقصد در کالسکه نشسته\nبطرف ( لوکسا مبرک ) محل قامت راکین\n( دیرکتوری ) روانه شد .\n\n( فصل چهار ده هم )\n( کودتا )\n\nجشن بزرگی در ( لو کسا مبرك ) برپابود\nکه ( ژوزفین ) وارد گردید . درین\nشب با بهترین وقشنگترین لباس خودش\nرا اراسته بود که از آن لطافت روح و\nونزاکت اطوار او ظاهر می گردید .\nپیراهنش از پارچه بدن نمائی بسیار لطیف\nبود که از زیر آن گوشت های مدور پر\nاز لطافتش بايك نزاكت فوق العاده نمودار\nبود .\nمقصد او از پوشیدن لباس قشنك وارا\nستن سرو صورت تنها این نبود که ( بارا )\nرا ممنون سازد بلكه می خواست رونق\nبازار خانمهای دیگری که در آن صالون\nگرد آمده بودند بشکند ، ونميخواست\nكه بقبول تجویز ناپلیون ذره از شهرت\nخودش بحيثيت يك خانم شيك در باری\n\nبکاهد . علاوه بران می خواست اینرا هم\nثابت کند که با وجود زیادی عمر او\nاشخاصیکه از و بسیار کم عمر ترند باو\nمیل ورغبت دارند ( بارا ) بدیدن او پیش رفته\nدست های مقبول او را بوسید واز وضع\nاو درك نمود که خواهش ملاقات خصوصی\nرا دارد بنا بر ان او را در اطاق كوچك\nکار خودش بکمال احترام رهبری نمود ،\nبارا را جمع بمقصد امدنش قدری مضطرب\nبنظر می امد . اگر چه از لطافت و نو زشی\nاینچنین يك بيوه فتانه ناراض نبود ولی نمی\nخواست که مناسبات از هم گسسته سابقه\nرا متجدداً پیوند کند . چنانچه اورا\nمخاطب ساخته گفت : خانم عزیزم\nمن نمی دانم که این ملاقات غیر مترقبه\nرا از كدام يك اتفاق مسعود مقروض باشم\nژوزفين : دیرکتور عزیزم\nمرا می خواهند که با ر نزدواج کنم ،\nآمدم که فکر ترا دران خصوص بفهمم.\nبارا تبسم کنان : « بخیال من كه بخوبي\nمی توانی يك شخصی را مسعود سازی\nولی میتوانم بفهمم که جرئت ربودن این\nخزانه پر از گوهر را كدام دزد اوباش نموده ؟\nژوزفین : بارا تو اورا از من بهتر می\nشناسی يك وقت نائب تو بود . بارا :\nبوناپارت! آن پسری که در مقابلش در\nهای سعادت باز است ؟ اگر تو او را\nدر حین محاصره ( تولون ) میدیدی که\nگله ها مكمك آسا در اطراف او میریخت\nواو يك سر موهم باك نمی كرد حال\nمی فهمیدی که اینچنين يك مرد دلیرسزا\n\nوارچون تو ملکه حسن و جمال است! شجاعت\nاو بیگانه آفاق است ! ژوزفین : همین\nكس است كه میخواهد بی چدون را\nحمایه و بیکسان را یاره مدد گار شود .\n( بارا ): بکویه بینم او را دوست میداری\nیانه ؟ ژوزفین: برای آنکه راست گفته\nباشم بسیار دوستش ندارم ولی اینرا هم گفته\nنمیتوانم که از و متنفرم . در حقیقة در\nسر تا آخر این معامله مترددم از همین\nباعث است که مشوره ترا می خواهم\nمن همیشه در فیصله امورات کاهلم وتو\nترجیح می دهم که دیگری برایم فیصله\nكند . ( بارا ) : پس تو از من می خواهی که\nترا باز دواج این ژنرال امر د هم ؟\nژه ز فین : تنها میخواهم بمن مشوره\nدوستانه دهی و هم در عین زمان از حیات\nسابقه او زیاد تر معلومات حاصل کنم !\nبارا ـ از ملاقات اولین راست ترین\nآنها ست . این شخصی در بار اول\nکه با وبر خوردم بر من اثر زیادی اندا\nخت ـ اگرچه قامتش پست و نهایت\nباريك ولى صلابت ومتانت زیادی را دار؟\nبود ـ موهای درازش که بی ترتیبانه بر\nگوش های اوفتاده و قیافه در ویش\nانه باو می داد تنفر او را به اجلاف\nپرستی که دیگر جوانا ن بدان گرفتار\nبودند شاهد خوبی بود، نیم تنۀ سیاه\nرنك در بر و کلای سه کنجه بزرگی بر\nسر داشت در اول او را بد گل تصور\nنمودم .\n( با قیدارد )"}
{"book": "adl0789", "page": 571, "text": "نادر افغان\nقارئین گرامی و شوق مندان اطلاعات تاریخی وطن عزیز با علاقه\nدا رند تا سوانح و خواندنی سوانح يك پاد شاه محبوب افغانستان را پیش\nاز نشرات گذشته ما ومختصاری در تاحدی با همیت کتاب نادر افغانی\nمولفه آقای برهان الدینخان کشککی پی برده و در صدد خواهند بود\nكه يك نسخه آن را زیب کتابخانه خود قرار بدهند .\nاينك برای سهولت خریداری و استفاده عمومی ازین کتاب نفیس و\nمفید قابل توصیف باز بتوفيق این چند سطر یاد آوری پرداخته قیمت\nکتاب و مواقع فروش آن را نشان مید هد\nقیمت\nكتاب نادر افغان با حجم و قطع متناسب و تعداد ( ٦١١ ) صفحه\nو ( ٤٩ ) قطعه تصاویر تاریخی و نقشه های عالی بقیمت بسیار نازلی\nبفروش میرسد .\nدر د اخلة : مركز ه افغانی\n : ولایات باضافه محصول پست ٧ افغانی\nخارج : با محصول پست ١٠ افغانی\nمحل فروش\nدر د اخلة : مرکز و ولایات طالبین باید محمود دوایر جرائد ومجلات\nوطنی . و در خارجه به وکیل التجاران افغانی برای خرید\nرجوع خواهند فرمود .\nعرض : هر قدر در خریدن عجله کنند ندامت نخواهند کشید\nچه هر چه بدتر چاپ شد. نظر به کثرت خریدار کمتر بدست خواهد آمد"}
{"book": "adl0789", "page": 572, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 573, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 574, "text": "( شماره 3 )\n\nانيس\n\n( مجلد ه )\n\nاداره : کابل جاده ارگ\n\nمؤسس و صاحب امتیاز : محیی الدین\n\nمدیر و نگارند :\n\nاشتراك سالانه 12 افغانی\n\nمحصول پوسته 2 \"\n\nخارجه 20 شلنگ\n\n2 شنبه 29 قوس 1310\nقلمی 1306\n11 شعبان 1350\n\nدر شرق اقصی :\n\nمعرکه چین و ژاپون\n(1)\n\nوزش ملایم نسیم های شهرت انقلاب\nوارتعاش کم زور برفک های آوازه اختلاف\nچین و ژاپون که پیش از چهار ماه به\nفضای دقاق ومحیط آرام و بی صدای شرق\nاقصی بپام پیچیده لکنی و یا اختلاف جز\nوی بازیچه سینمای طيوری بر پا کرده . و\nانظار ق دور دست را منتظر تماشایش\nمیداشت ، غافل از آنکه رفته رفته در ثر\nموقع شناسیهای موسمی آن نسیم ها\nبه طور تند بادی و آن برفک ها بصورت\nرعد و برق مهیبی کسب شدت ورزیده\nودرین اوان میروند بطرف آن مقامی\nکه در اراضی وسیع و پر جمعیت چین\nيك آتش جهان سوزی را مشتعل واز\nتموج بحار خونین ژاپن بكمك شرار\nآن از شجعان پیش کرده باسم ارسم\nمحاربه نوع کذار یا تنازع عالمیاقسوازی\nبه او بخشند ، ويك عده متنابه بشر را\nمحو و سیاه روز سازند .\n\nاگرچه در ابتدای بوادی و بانی\nعلاقه كان طرف و نواحی را که تنها\nاین داستان شعله ور جا بجا دعوت\nمیکند حق چون و چرا نبوده و در نظر ق\nخوب وزشت آن موقع اظهار عقیده\nدست نخواهد آمد !\n\nولی چه چاره ناله های پر شور بشریت\nخوهی حرمان وصدا های پر ولوله نوعیت\nپسندی دنیای موجوده با غوغای محرم\nجنگ و تقلیل سلاح متمدنین مال با لم\nکه رواج پژ مرده هر منزوی را تکان\nداده و ارکان قوی جهستان را می لرزاند\nفوق العاده متأثر واقع شده و متأنت\nخواهد کرد ازین که تا قا چشمه و شنوانده\nاحساسات کنجکای و عاطفه بشری را\nاستراحت داده باشند .\nدرین گیرار ما اگر از نظر گذرانده\nباشند در شها . (24) انیس مختصری\nاز قضایای پیچده کی پاره و شوره چین\nو ژپون تذکار رفته بود که کشمکش\nدر شرق اقصی شروع و محملات خوبی\nزیر نهاد اقدامات فکری چینی ها\nبر علیه ژپونی هایا، اکشی کرده و ایناده\n\nچنین قضایا را بمجمع املل پیشنهاد داد\nتا از آنجا به امور متنازع فیها رسیده\nکی شود .\n\nبآن کاری نخواهیم داشت که چرا\nيك مدت طولانی حل این پجیده گی ها\nدرطی مذاكرات ويا تاثيرات غامض\nمجمع ملل پيچيده و مسکوت مانده\nاز آنجا که ما آوازه های تنازعات و\nمحاربات آن نواحی گاهی شدید و و گاه\nخفیف شده و مناوری ترین متفکرین\nزوایای شرق و غرب را صاعقه خراشی\nمینمایند حالات ، ومجارده آبهای متولی ،\nکشته شدن ها یا زدن های متواتر\nمخصوصاً طلاعات گرفتن ها ، تسلیم شدن\nها که چطور تعداد کثیر فوج چینی در\nمقابل اعداد قليل عساكر ژپونی پس\nپا و مقهور کشته شهرهای مهم رایگان\nبکان تسلیم میکنند این خودش يك\nشبه نهان غریب و قابل غوری است که\nحتما هر کسی بدرق خواهد افتید در\nاطراف مدلل چین يك شده بیشتر خوانده\nو با يك ودته نظره و دلایلی بشود تا\nمخصوصاً بداند که اصل و موضوع متنازع"}
{"book": "adl0789", "page": 575, "text": "صفحه ٢\n( شماره ٣١ )\nسراج الايتام\n\nفیه چه قدر و قیمتی را داراست که هزاران افراد انسان برای آن تخاك و خون غلطیده و بی سر پا بشریت زیر و زبر شود،\nچه هیچ تنازع بدون يك اراده و مقصدی نیست و تا در دنیا مقاصد غرض الودی موجود است همین طور منازعات رواج خواهد داشت و بهر منازعات تا ممکن است ظالم و عدل دران جستجو نشده و يك سلسله جملات و عبارات بنام نظریه و دلایل ، حق و نا حق زیر و رو یا سر پوش مقاصد میگردد .\nلذا بسیار لازم دیده میشود تفصیلات تاریخی و نظریات جانبین را از جراید خارجی مخصوصاً نشریات فرانسه ترجمه نموده بی طرفانه و بدون مداخله برای وسعت مطالعات قارئین انیس منتشر سازیم :\n\nتاریخچه :\nپیچیده گی و اختلاف امل بین چین و ژاپون حادثه ایست که از اواخر قرن اخیر در شرق اقصی گاهی شدت میکند و گاهی خفیف میشود . برای فهم طاقیت مسئله ، مجبوریم نظری به تاریخ دول مذکور بیاندازیم :\nهمین که ژاپون ، از دروس و مدنیت غربی بهره رو مستفید گردید، خواست در بر هم عطشی داشته ، يك حصه از چین را در سواحل بحر اصفر مالك شود .\nچنانچه بعد محاربه ١٨٩٤ – ١٨٩٦ که بد ساس زیر کانه در کره یافته بود تا يك اندازه بمرام و مقصد خود نائل گردید .\n\nو معاهده (اسی مونو سکی ) که باین جنگ خاتمه داد ، علاوه بر غرامات جنگ ، حق ملکیت جزائر ( فورموز) و ( پس کادور ) را به جاپان داده . و از ( پورت ارتور ) و ( ليا ئو تو ننگ ) که جنوب مانجوری و در خلیج ( پچی لی ) واقع است ، برای يك مدت به جاپان تعلق گرفت .\nمگر دول سه گانه ، المان ، فرانسه روسیه ، ماده راجع به ( لیا ئو تونگ ) را برای صلح شرق اقصی مضر دانسته متحداً ژاپون را مجبور ساختند ، تا از ( لیا ئو تونگ ) صرف نظر نماید چنانچه ژاپون تن در داد ؛ ولی منتظر فرصت جدید نشست . تا اینکه محاربه روس و ژاپون شروع ، و فتح نصیب جاپان گردید . در نتیجه يك حصه از جزیره سحالین را از روس ها مالك و امتيازاتی چند در منچوریا صاحب شد .\nچینی ها و اهالی منچوری – که دران وقت ضعیف بوده ، و قوه مدافعه نداشتند مجبور شده امتیازاتی را که برای روس ها شناخته بودند ، به ژاپونی ها هم دادند . و از همین وقت دوره نفوذ اجنبی در چین شروع گردید . یعنی در ١٨٩٧ المان بندر ( کیا و ) ، و فرانسه در اپریل ١٨٩٨ بندر ( کوئنگ چه او وان ) و انگلستان در ماه جون ١٨٩٨ بندر ( وی هی وی ) را به تصرف و نفوذ خود ها را در خطه چین قائم نمودند .\nمعاهده ( پورتس موت ) ١٩٠٥ و معاهدات دیگری که متعاقباً در بین چین و\n\nژاپون عقد، و از طرف دول تصدیق شده بود ، حق ملکیت راه آهن منچوری جنوبی – از ( چنگ چون ) الی ( دالنی ) و ( پورت ارتور ) و از ( مکدن ) الی ( انتونگ ) را به جاپان تسلیم نمود .\n( این علاوه بر بعض جاهای كوچك و حق اداره كردن و عمل نمودن ( نه حق ملکیت ) ٥٠ کيلو متر زمین به دو طرفه راه آهن مذکور : ) درین مناطق معدن ذیل ( فوشون ) و معدن آهن ( پی سی هو ) هم داخل است .\nبعلاوه جاپانی ها جزیره نمای کولنگ تون – که در ( دالنی ) و ( پورت ارتور ) واقع است – برای يك مدت معين اشغال نمودند .\nابتداء اشغال آنرا ٢٥ سال ، وبعد ٤٠ سال تعین کرده بودند ؛ تا اینکه در ١٩١٥ سعی نمودند که مدت مذکور را الی ٩٩ سال امتداد دهند .\nبالاخره در ١٩١١ ( کره ) را هم به خودضم وملحق کردند . اگر چه کره ، برای جاپان يك بار گرانی است ، چه آن مستعد استعمار نه می باشد ، با این چوق در راس منچوری و منگولی واقع است ، برای جاپان دارای اهمیتی میباشد . و جاپان برای استقرار امنیت کره و منچوری مبالغ هنگفتی ( ٣ ونيم مليون ین ) صرف نموده اند ، و چین ها هم از آن استفاده نموده اند .\nدائره جنك عالم گير ١٩١٤ – ١٩١٨ اشتعال نموده ، و جاپانی ها موقع را"}
{"book": "adl0789", "page": 576, "text": "( شماره ٣٠ )\nغنیمت دانسته خواست که ( تسنگ تاو )\nو ( چان تونگ ) را از المان ها برباید ،\nعلاوتاً چون میدان تاخت و تاز را در\nشرق اقصی وسیع یافت ، و چین را\nهنوز هم بیطرف دانست ، لهذا در ٧ می\n١٩١٥ پیش نهاد موسوم به ( ٢١ خواهش )\nرا به چین تقدیم و خواهش تصدیق ،\nآنرا نمود . خواهشات مذکور عبارت\nاز اسارت مکمل چین بود .\nنتیجه حسب الرام و خواهش جاپان\nبدست نیامد .\nزیرا چین بر خواسته وبایکو تاژ اموال\nجاپانی را شروع نمود و در ١٩١٧ بطرف\nداری متعدین بر خاست . غرض از\nشمولیت او در حرب عمومی این بود ،\nکه يك روزی تجدید نظر به (٢١ خواهشات)\nکرده خواهد شد . و هم در سال يك\nروز ، بمناسبت همین خواهشات ، در سر\nتاسر چین ، نم ملی می گرفتند ،\nبالاخره در کنفرانس واشنگتن\n( ١٩٢١ – ١٩٢٢ ) امريك وانگليس\nژاپون را تهدید نمود، و بر او فشار آور\nدند ، تا شهر ( تسنگ تا و ) را دوباره\nتخلیه ، واز تمام ٢١ خوا هشا ت خـود\nصرف نظر نماید .\nونیز کانفرانس ( دول نه گانه )\nمذكور بعض تسهیلات دیگر از قبیل ،\nانصراف از مناطق نفوذی ، تخلیه خطه\nهای موقعی ، استقلال گمرکی چین ،\nعزیمت قطعات عسكری اجنبی وغـيـره\nرا برای چـین اعطا نمود ، وحزب\n( كيومـن تانگ ) که فعلاً زمامدار\nحکومت مرکزی نانکن اند ، تمام قواء،\nکوششات خود را ـ علاوه بر اصلاحات داخلی\nصرف این پرو گرام نمودند ، وتايك\nحدی کامیاب هم شدند .\nچنانچه حاضراً استقلال کمر کی چین\nبحد کمال بوده ، وازین رو با ژاپونیها\nخساره زیاد رخ نموده است ، زیرا موعد\nمعاهده تجارتی چین وژاپون ، از دو نیم\nسال باینطرف انجام یافته ـ و تا هـنـوز\nتجدید معاهده نکرده اند .\nونيز قطعات عسگری اجنبی کاملاً\nاز چین عودت نموده اند ، تنها در دورا\nدور سفارت خانه هـای خارجی و بعضی\nمناطق كوچك شانگهای ، تين سين ،\nتا هـنـوز باقی است . قضاوت اجنبی هم\nاگر امنیت در چین قائم می بود ، لغو\nمی شد .\nاز جمله دول ٩ گانه فوق تنها ژاپون\nمقاومت نموده، ومیخواست که در بدل\nامتیازات سابقه اش ، در منچوری حقی\nداشته باشد . مگر حکومت نانکن قبول\nدار نشد .\nتا زمانیکه چین شمالی با چین جنوبی\nدر جنگ بود ، ژاپون موفقیت را حائز\nبود ، چه ژاپون باقائد ( دیگـتاتور )\nمنچوری ، چانگ سولن ، سازش نموده\nبود ، و برای مخالفت واستقامت بمقابل\nحريفـا نش كمك های مادی وسلی باو\nمی نمود . مگر بعد از انکه پسر چانگ\nسولن ، جانشین پدر خـود گـردیـده\nوبا نا لكن صل نمود ، وضعیت تـبديل\nشد ، وجاپانی ها هر قدر کوشش نمودند\nقضاوت ملل\n- ٢ -\nميثاق ژنو :\nدر حزان سال ١٩٢٤ ، آن میثاق مشهور\nژنيو كه برای تکمیل صول اساسی مجمع\nملل سنجیده شده بود، تحریر شد ،\nتا برای تامین صلح وتنبیه از شكنت\nصلح ، يك اله مكمل موجود باشد .\nمانند يك قره بانی كه يكال مهارت تعمیر\nشده باشد، مواد و اصول زیادی برای\nتصفیه کا نفلكت های سیاسی تعین شد،\nتایه هر صورت يك مسئله، ا دی که قبول\nآن اجباری باشد حل شود . اجراء\nاین طور فیصله ها وفيصله هـای ديوان\nعدلیه ها که از طرف مدعی ها ، باین\nواسطه تامین شده بود كه دروقت مخالفت ،\nشورای مجمع ملل حکم اقدامات اجباری\nرا میداد . واخيراً برای آن موقعی که\nبا وجود این همه صلح جوئی ها ، جنگ\nشود ، برای دول متجاوز شرایط تعین\nكه فرصت جدیدی بدست ارند ، ماميون\nسد راه آنها گردید .\nچنـانچه در ١٩٢٨ ، در حالیکه چین\nبه رد و خورد داخلی مشغول بود ، ژاپون\nبرای دفعه ثانی چانگ تونگ را تصرف\nنموده محافظت سینه خود را بهانه ساخت\nمگر بعد از چندی آنجا را دو باره تخليه\nنمود .\nم . اسلم بسمل زاده\n( با قیدارد )"}
{"book": "adl0789", "page": 577, "text": "شماره ( ۱۳ )\nجلد پنجم\n\nشده تا از قرار آن اجراآت جزائیه مجمع ملل بر خلاف متجاوزین ممکن شود میخواستند روی کار آوردند تمام این سیستم را که در بعض جزئیات بسیار دل چسپ است ، شرط برای ترک تسلیحات عمومی میسازند . طبیعی است که در آن وقت هم مذاکرات ترك تسليحات در ژنیو ( اساس این ) مشهور فرانسه بود يك نقطه صاف بظهور می آمد . اگر مخصوصاً برای تصفیه کانفلیكت هاي سياسی اینطور يك سيستم خوب وطوريكه ميگويند بی نقایص ، ساخته شده بود ، پس طبیعی است که باید این سیستم برای حل آن مسائل مهم سیاسی که در اثر معاهدات صلح ۱۹۱۹ او روپا را زیر فشار آورد ، هم استعمال میشد . اما در میثاق ژنیو این مسائل مهم صراحت از رديا بايك اشاره دست باطله شده بود .\nدر راپورتر رسمی جمعیتی میثاق مذکور راجع به این مسائل ذكر می شود : ـ « مجادلاتی هستند که برای حل آن ، این سیستم جدید تصفیه صلح جویانه استعمال شده نمی تواند . مثلاً مسائل که مقصد آن اصلاح معاهدات مروج وقراراات بين المللى است يا ملكيت دول بداء کننده را در « خطره می اندازد ، پیش نهاد شده بود ، که این استثنا ها در خود میثاق ذکر شود . اما کمیسون ها درین فکر متحد بودند که ناممکن بودن استعمال اجباری اصول محكمه منصفين درین طور مسائل از نقطه نظر حقوق سیاسی آنقدر ظاهر\n\nومعلوم دار است كه به هیچ حاجت نبود ، این داخل یک ماده مخصوص میثاق می شد . همین قدر کفایت کرد که این مسائل در راپور هذا ذکر شد . »\nیا بعبارت دیگر :\nتمام این « پکت اله بود برای تامین « وضعیت حاضره » ( ستا تسکو ) . خیال میکنیم ، حاجت نداشته باشد که درین خصوص زياد تجزيه گفته شود . طوریکه معلوم است ، باعث سقوط ميثاق ژنیو بعد امضا شدن آن این شد که كني بعد از ان در انگلستان زمام حکومت بدست محافظه کار آمد ، واین حکومت از قبول تعهدات وسیع میثاق مذکور ، مخصوصاً از قبول کردن تعهدات راجع به استعمال قوه های بریطانوی در وقت فیصله نکردن کانفلیکت های سیاسی در تمام نقاط دنیا ، امکان ورزید ، اما با وجود این ، افکار اساسی این میثاق از دنیا غائب نگردید .\n\nقانون عمومی :\n\nدر پایز ۱۹۲۸ ، يك اقدام دیگر وظاهراً موفق تری برای تامین حل صلح جویانه همه اقسام کانفلیکت های دولتی در ژنیوشد .\nتمام اصول های فیصلہ مجادلات ـ اصول وساطت وفرو گذاشت ، دیوان عد ليه ها گن ، اصول محكمه منصفین دريك نظامنامۀ جمع کرده شد . اساس جديد این نظامنامه که قانون عمومی گفته می شود\n\nاین است که تمام کانفلیکت های که بذریعه یکی از این اصول ها حل نشود ، باید بذريعة يك هيئت منصفين فیصله شود تشکیل این هیئت که مرکب از پنج نفر منصفين است ، از طرف مدعی ها میشود تمام این پروژه از اول تقریباً بی ضرر بنظر می آمد . چون در ابتدا این طور معلوم شد که این هم از جمله آن قوه های معاهدات برای اصلاح مجادلات بین المللی است که اعضای مجمع ملل در انتخاب از بین آنها مختار اند .\nوگرنه هیئت نماینده گان المانی که در آنوقت در ژنیو به کارها شرکت داشتند نمیتوانستند بگذارند که این پروژه عملی شود . زیرا ، این ظاهر ومعلوم دارست که بنابر وضعیت امروزه دنیا هیچ کانفلیکت مهم سیاسی بر داشت این طور يك فيصله يك هیئت منصفين را که قبول آن مجبوری باشد ندارد چونکه مملکت که می تواند مهمترین انترس حیات خود را ماتحت فیصله پنج نفر میکند ؛ با وجودیکه این اشخاص دا رای بهترین صفات باشد .\nاما از همه مهمتر این است که قانون عمومی میخواهد در يك نقطه فيصله كن يك اساسی را تحکیم کند که تمام خطرات اینطور سیستم ها را بخوبی نشان میدهد محکمه های منصفین این قانون عمومی باید مطابق به اساس های عدل و انصاف فیصله کنند ، بلکه از قرار حقوق مثبت مروج ، مخصوصاً مطابق به معاهدات\n( بقیه در صفحه ۹ )"}
{"book": "adl0789", "page": 578, "text": "[شماره ۳۰) \nمجلد پنجم ) \nهای خود را هر طرف منتشر کند مغز ادیسن \nهم شکفته شده شروع به شعشعه پاشي \nگذاشت . ماشین تحریر را به همکاری بعضی \nقول ها که هرگز امیدوار به ایجاد یک \nچنین آله دقیق نبودند اختراع کرد . ازین \nوقت بعد پشت هم سرس تلگرام (اتو \nماتیک ) کاغذ سوراخ دار سیستم مضاعف \nومربع ومسدس را ایجاد نمود . \nدرین فرصت شرکت زي گولد اساسه \nخود را توسعه داده سرمایه خود را به ۱۵ \nملیون دالار که ٤ ملیون آن فقط از شیر \nآله سيستم ادیسن بود صعود داد . این \nماشین جدید ثبت در دقیقه ۳۰۰۰ کلمه \nثبت میکرد حال انکه ۱۰ سال قبل هیچ \nماشيني نبود که از ۲۰ و ٢٥ متجاوز ثبت \nکند . حد اكثر ثبت ماشين عتنى ٣٠ \nکلمه بود و آنهم جز ماشین اولیه ادیسن با \nدیگرها صورت پذیر نبود . \nدر اطراف ( ۱٨٧٥ ) درعین ل کار خانه \nلار اتوار ( که از آنجا ٤٥ قلم ایجاد علی \nوصنعتی برآمد . در عوض سراسر طلا وارد \nکرد ادیسن بلا انتظار اولین انار تلگراف \nبی سیم را ملاحظه نمود . \nیک اله ارتعاش مانند آله ارتعاش زنگ \nبرقی که ورود برق را در دستگاه تلگراف \nباز و بسته میکند و در عین زمان جرقه انقطاع \nهم تولید میکند گرفته ، ملاحظه نمود \nکه چون میله فلزي را به ل بخاري نزدیک \nکنند جرقه میپرد به همین اساس گفت \nبایستی تموجی که آله ارتعاش تولید میکند \nادامه یافته جریان کند . اگر چه ادیسن \nمیدانست که تموج وجود دارد لیکن \nقسماً ملتفت بود که در فضا قوتی است \nکه بگفته فارادی آنرا ، قوی هوائی ، \nمی نامند و آن قوا میتواند عوض « سیم » \nکار دهد ... بیدین اساس پروژه \nتشکیل داد تا در اثر آن سفابن بتوانند \nبدون سیم در نقاط مختلفه بحار تلگرافاً \nمخابره کنند و از آن روز نظریه ارتباط \nاوقیانوس ها حل شدنی ثابت شد . \nمعذالک چنانچه فرانسوی ها میگویند \nهنوز پیاله بلب نرسیده یعنی آن نظر \nصورت فعلی بخود نگرفته و اگر چه \nچندین علمای دیگر از قبیل ، هرتز و \nبرانلی، مارکونی ، فریه، لی دوفورست، درین \nراه کوشش ها بخرج داده بودند لیکن \nآنها کاری از پیش نبرد . چنانچه \nکرون در تجربه خود در ۱۸۸۸ به هرتز \nمیگوید که امواج مکشفه او روزی تمام \nکره را فرا خواهد گرفت . هرتز در \nمقابل شانه های خود را بلند زده صورتی \nنشان میدهد که کوئی امواج مکشفه \nمخاطبش از کیلو متر هم دور تر تجاوز \nنخواهد کرد درین صورت و شرایط آیا \nچون نوبه ادیسن میرسد به ادعای او باور \nکنیم یا نداره ( علوم طبیعیه ) : . . \nادیسن در منلو پارک : \nاین لابراتوار خود را در منلو بارک \nبرقرار کرده اساسه آنرا وسعت داد . \nمسئله تیلفون از ۱۸۲۷ در فضای امریکا \n\nصفحه 60 \n\nترجمه از «لوستراسیون پاریس : \nاديسن \nیا \nژني ومجسمه کار \n(۲) \nاولین کارخانه و لابراتوار ادیسن در نيويارك : \nآفتاب بخت ادیسن طلوع کرد و سحاب \nتاريك فقر و احتیاج از سیمای روز گار \nاين مخترع و خادم مدنیت عصر حاضر \nیکطرف شد . پول لب خندی برعش زده \nو یکسره در جیب هاش جریان پیدا کرد \nنگاه کنید این مخترع بزرگ چه سانی \nو یکدام پایه دلداده محبوب اختراعات است \nکه از معاملات حیات کاملا بیگانه افتاده \nاست. ادیسنی که ماشین او معاملات بورس \nبانك را بعالم انتشار میدهد نمیداند \nچطور چك از بانك دريافت ميكند تا \nبالاخره صندوقدار ، نك از ٤٠٠٠٠ دالاری \nه جيب هاش پر مملو کرده و در معامله \nبانکی برای او باز کرد . \nچون وسائل مختلف و گوناگون در دسترس \nاین مخترع بزرگ گذارده شد مانند \nاناري که از کثرت پختگي بترکد ودانه"}
{"book": "adl0789", "page": 579, "text": "صفحه ۶\nشماره ۲۰\nمجلد پنجم\n\nدور میزد و یک امریکائی ارتعاش تحولی\nمیله را تحت قوهٔ برق مقناطیسی دریافت\nنموده بود . پروفسرالمان ریس هم دنباله\nاین فکر را گرفت . شارل بورسئل فرانسوی\nتلیگرافچی حربی افریقا هم در سنه ۱۸۵۴\nهم يك قسمت آنرا اساس نهاده بود تا\nاینکه گراهامبل در ۱۸۷۵ آنرا کاملاً\nایجاد و در ۱۸۷۶ در بازار صنعتی برآمد\nو برای ادیسن درین موضوع چیزی نماند\nکه ایجاد کند .\nادیسن برای تکمیل دستگاه تلیگرافی\nکه در آن واحد بتواند چندین خبر را\nتوسط يك سیم انتقال دهد و در فرانسه\nآنرا ملتی پلکس میگویند و اصلاً آنرا\nیکنفر نجار تصویر کرده بود در ۱۸۷۴\nهمان آله گراهام را که عبارت از آله\nارتعاش بود و مقابل آن حرف میزدند\nایجاد کرد چنانچه خود ادیسن دو سال\nبعد ملتفت شد که سیستم گراهام هم\nبر طبق خیال او بوده است .\nدرین فرصت ادیسن خواست انتقام خود\nرا از جمله کشفیات راسنهاهی بگیرد و در\nصدد افتاد تا میکروفن تاوه ذوغالی را\nایجاد کند چنانچه نسبت به اصول بل\nسیستم ادیسن تا فاصله دورتری کار میداد\nو بمحاوره صنعتی گویا شعاع عمل سیستم\nاخیرالذکر طویل تر بود .\nشرکت وسترن ایونین اله انتقاله کلام\n(میکروفن) را بقیمت ۱۰۰۰۰۰ از\nادیسن خرید .\nبعد ادیسن آله دریافت و میکروفن\n(بلندگو) را که هنوز حروف را نمیتواست\nتلفظ کند اختراع کرد . این (موتوگراف)\nعبق ماشین خود گوی که اشدا آواز\nگوش خراشی تولید نمود که تا فاصله\n۲۰۰ میتر شنیده میشد آل عجیبی بنظر\nهاتلق شده بود . اگر چه بگوش ادیسن\nاعتبار نبود و ممکن اواز تا فاصله دورتری\nمیرفت چرا وقتیکه لابراتوار خود را در\nقطار آهن پورت هورن و در وا بر قرار\nکرده بود رئیس قطار در اثر احتراقی که در لابر\nاتوار و کسب وجود کرده بود چنان گوش او را\nکشیده بود که از يك گوش کاملاً کربود .\nبالاخره ادیسن معتقد است که اله در\nیافت تیلفون را اختراع نموده است و\nجی کولد نگران شرکت وسترن انرا\n۱۰۰۰۰۰۰ دالار خرید . ازین موقع\nببعد بازار طالع ادیسن انقدر رونق گرفته\nبود که هر ایجاد او را فوراً بقیمت معین\nخریدار میشدند چنانچه اگر اینجا مثلی\nذکر کنیم از اصل بحث کنار نخواهیم\nبود : ژنرال گرود يك شرکت به اسم\nاکتشافات تیلفونی در انگلستان بنا کرده\nو مطلع شد که ادسن اله ساخته است\nفوراً تلیگرافی باین مضمون به ادیسن\nفرستاد : آیا موتوگراف خود را به\n۳۰۰۰۰ میفروشید ؟ ادیسن بگمان اینکه\nرقم فوق دولار خواهد بود گفت « بلی »\nاما در حقیقت مطلب ژنرال ۳۰۰۰۰ پوند\nاستر لنگ بود و تا ادیسن چك ها را\nدریافت نکرده بود از اصل قضیه مطلع\nنبود .\nدر ۱۸۷۷ ادیسن فونوگراف را در\nمانلو پارك اختراع نمود .\nثبت علامه های تلیگرافی را بالای\nديسك و حركت انرا ساقاً ادیسن برای\nآله تکرار تلگراف تصور کرده بود از این\nجا استنباط کرد که ديسك ميكروفن\nهم میتواند علامه های کلمات منتقله را\nحك كند . اما عوض اینکه مخترع\nبزرگ ديسك را استعمال کند بخیال\nافتاد تا اصول سيلتري وضع کند تا فكرش\nبدان قرار گرفت که بدور استوانه متحرك\nورقی از روی نصب کنند تا سوزن\nنقاشه آله ثبت بر آن چرخیده علامه ها\nحك نمايد . چنانچه بهمین اساس دستگاهی\nبر پانموده دسته انرا با دست حرکت میداد\nورفیقش نزان کرومك این فقره را میخواند\n«ماري يك گوسفند كوچك دارد»\nسایر رفقا دور ادیسن جمع و بچشم حیرت\nباونگاه میکردند .\nاگرچه اهالی از حد زیاد شیفته این آله\nشدند اما ادیسن خواست کار بهتر تر وذي\nمنفعت تري را عجالتاً سردست بگیرد\nچنانچه بعدها در ۱۸۸۷ براي تكميل\nوایجاد و مواد ثبت مناسب تري اقدامك\nنمود وفي الوقت این فکر دامن گیر خیالش\nشد که از «مواد محقر تولید نور وروشني\nنمايد» .\nقبل از ادیسن «چراغ هاي» عددي\nمختلف النوع ایجاد کرده بودند اما مشار\nاليه بخیال افتاد تا يك سلسله و جریان نور\nبظهور آرد . يك چراغ برقی را میشود\nبهتر ذریعه تغذیه رساند اما يك عده چراغ"}
{"book": "adl0789", "page": 580, "text": "شماره ۲۰\nمجله پنجم\n\nها زيادي تا جريان برقي نباشد نمیشود تجزیه کرد . این فکر ادیسن را به آنجا کشانید تا «شدت حرارت کوید و کشود باریکه را صورت داد » اما این هم ممکن نشد در هواي آزاد برقرار شود سپس بعد از صدها تجربه دیگر اولین چراغ « شدت حرارت » ثابت را با لائي سيمي از طلاي سفيد در خلاء بوجود آورد اما چون اصولا با بست ماده « شدت حرارت » شي صقلي ودرخشان مانند طلاي سفيدي بلکه چیز سیاه مانند ذوغال باشد باز ادیسن در تفحص افتاده تقریباً ۱۰ هزار مواد مختلفه را براي بدست آوردن « رشته هاي اتصالیه » آزمایش وتجربه کرد .\nاز کاغذ گرفته تا پنبه و پتبه ذوغال آلود و ابریشم همه بتوبه اش از نظر این مخترع بزرگ گذشتند علاوه براین مامورینی به جزائر انتیل و چین و جاپان فرستاده شد تا الیاف نباتات مختلف را معاینه نموده رشته اتصالیه مناسبی بدست آرند . تا بالاخره یکنفر باغبان جاپانی خرما را با الیافش گرفته با چند قلم نی هندی « خیز زران » به ادیسن فرستاد چنانچه طرف پسند مخترع افتاده و تا ابریشم مصنوعی ذوغال آلود کشف نشده بود مدت بیست سال تمام رشته های اتصالیه چراغ های ادیسن را این باغبان میفرستاد .\nحالا که کروپ هم بدست آمد آیا\n\nصنعت برقی میتواند متولد شود و عام گردد باز بدون دست سحر انگیز ادیسن نی - برای اینکه بمعرف این نظر به گردیم بایستی به اولین شعبات برقی که خود ادیسن در شهر نیویورك در جاده های وال ستريت « ناسو ستریت بری ستريت بيت را پور » برقرار نموده است نگاهی افگنده ملتفت شویم که بچه اصول حیرت آوری که هیچيك از انجثیر های وقت فکرش بدان نمیرسید تقسیمات نموده است .\nامروز اگر در ( شرکت برق ادیسن نیو يورك ) بگذرید نتیجه زحمات طاقت فرسای این زکی عصر ۱۹ و بیست را ملاحظه خواهید نمود . امروز اعضای این شرکت ۱۰۰۰۰۰ نفر تعداد چراغ های متعلقه شرکت ۱۸ میلیون و قوای ماشین های برقی به يك مليون ( كيلو وات رسیده بلی کوئی يك اديسن نی بلکه صد زکی او دست بهم داده این همه شگفت او را خلق نموده اند .\nاديسن بعد از ایجاد چراغ برقی برای اولین دفعه دينا موی بزرگی ( ٣٥ تن ) ساخت که در پاریس مورد تحسین عامه قرار گرفت در خلال این امر به ایجاد راه آهن برقی پرداخت . چون دیناموی مخترع خسته ناپذیر باجاجت خاصی در صدد اختراع دیناموی برآمد که علی الدوام کار دهد ودر عین تجارب خود سمت وساختمان آن را کشف نمود .\n\nزمن بر زحمت :\nدر ۱۸۸۷ ادیسن منرالو پارک را ترك گفته در وست آرانج آخرین لا بر اتوار خود را وضع و در آنجا چنان ایجادات فوق التصور را داد که نظیر آنرا هرگز چشم دهر نخواهد دید . سينما ، فونو گراف جديد ياد يسك انتقال تصاوير . تلگراف بی سیم ، تیلفون اتوماتيك ، اکومولا تور برقی و غیره .... اختراع نمود همت ادیسن بمناسبت کثرت کار چندان خوب نبود تنها کتابچه های ثبت اختراع او را اگر نگاه کنید ۵۰۰ جلد است که هر جلدش ۱۰۰۰ صفحه میشود .\nیکی از ضرب المثل های فرانسوی میگوید «علوم وطن ندارد » . امروز در عالم همانطور که علوم وطن ندارد . برهان اساس مختر عين وموجد های همان علوم هم اختصاص بيك مملکت واحد ندارند . ازین رو است که امروز عالم بشری بيك جنبش با اتفاقی قام برداشته اسم «ادیسن » را بحروف طلا در سر لوحه کتاب ثبت اسمای خدام مدنیت عصر حاضر برای ابد ثبت میکنند .\n( احمد علی )"}
{"book": "adl0789", "page": 581, "text": "(شماره ۲۰)\n\nصحیات\n\nامراض جهاز ادرار\n\nدر این مرض بعضی علامات خصوصی\nظاهر میشود . وبعضاً مقدار طبیعی\nادرار از (۱۵۰۰) گرام زیاده می شود.\nکثرت تبول ـ پولی ـ وری :\n\nبعضاً کم میشود (تناقص بول ـ اولیقوری)\nوبعضاً کیسه ادرار خالی میماند وادرا\nنمی شود ( عدم تبول ـ انوری ) می گویند.\n\nاگر بوقت ادرار کردن درد حس\nکند ( عسرت تبول ـ دیزوری ) ونیامدن\nجراحت از ادرار ( پیول قیح ـ پی\nاوری ) گفته می شود تداوی ابتدائی\nامراض راه ادرار :\n\nبدون شیر چیزی دیگر نخوردن واز\nاشیای نمکین بصورت قطعی پر هیز\nنمودن مریض است وز مان خون آمدن\nاز ادرار ادویه که قاطع خون باشد پاسی\nوتنیهء داکتر دوام نمودن است .\nبوقت آمدن حرارت در ادرار علاوه\n\nادویه انتی سبتك مثانه را نیز بشویند\nو ادرار مریض را از يك نصف روز الى\nنصف روز دیگر در يك ظرف درجه دار\nجمع نموده ومقدار ادرار را قید نموده\n[دو کتر؟] جنه معاینه داده شود ،\n( التهاب کلیه ـ نفریت )\n\nدر عفونت کرده در ادرار البومین مو\nجود میشود . این التهاب متلونكه در\nدیگر امراض سری دیده میشود ( یا حاد\nمیباشد ویا مزمن ) علامات ابتدائی آن :\nدرد کمر ، کم شدن مقدار ادرار ،\nظاهر خون در ادرار ، به مقدار\nزیاد البومين در ادرار ، ورم اعضاء .\nیا مزمن می شود : که درین صورت\nالتهاب ادرار بسیار دامنه دار است .\nکم شدن البومین ، کش شدن رگهای\nخون سرخ ، خرابی بعض اعضاء خصوصاً\nقلب . در التهاب دم پته کرده ـ ظاهر\nشدن ( اورم ) در وجود که مسمم شدن\nوجود است و به این اورم اآن گفته می\nشود و اگر وخوله کدام مریض پیدا می شود\nعلامت آن بیهوشی است که از خود\nبیخود میشود .\n(سبات قوما اورم ميلك) تداوی التهاب\nکرده :\nبه مریض شیر وسبزی خسرواندن و از\nطعام های نمکین به قطعی پرهیز دادن\nخون گرفتن و سایره تدابیر است .\n\nقولنج گرده :\n\nدرد شدید ایست که از کمر تا راه ادرار\nبوقوع می آید .\n\nمجلد پنجم\n\nدر اثنای درد بواسطه سنگ های خورد\nخورد یکه در میان راه های مثانه\nوکرده است در ادرار خون دیده میشود .\nتداوی آن :\nالا رسیدن داکتر مریض را در بین آب\nنشانده ( یعنی آب زن کردن ) است\n\nالتهاب حاد ، يا مزمن مثانه\n\nدر ادرار ظاهر شدن جراحت ، به\nمشکل بول کردن و آمدن خون فهمیده\nمی شود .\nتداوی :\nبخوردن بعضی ادویه جات خصوصی انتی\nسبتك ودوام نمودن شستن مثانه است .\n\nسلسل بول\n\nبدون خواهش خود بخود آمدن ادرار\nاست که در سبب های زیاد : تب شدید ،\nامراض عصبی مریضی و خسته کی را\nادرار بوقوع میاید\nتداوی :\nزایل نمودن سبب آن ، شستن مثانه\nودر وقت لازم در مثانه گذاشتن سوندا\n( کتی تر ) است .\n\nاحتباس بول ـ حبس ادرار\n\nبند شدن بول است که بواسطه التهاب\nمثانه ، کلان شدن ( پرستان ) یا کثافه\nدر تنك شدن راه ادرار در بعض امراض\nعصبی ادرار احتباس میکند .\nتداوی آن :\nاستعمال نمودن سوندا ، شستن مثانه ، فراخ\nساختن راه ادرار است . (باقی دارد)\n( سید حفیظ جاهد )"}
{"book": "adl0789", "page": 582, "text": "صفحه ۶ شماره ۲۰ مجلد پنجم\n\nمروج ، یعنی ، حل مسائل سیاسی خالص\nهم تنها از نقطه نظر احترام بمعاهدات\nهمان فکر اساسی که در ابتدای ژنو\n۱۹۲۴ نشان داده شد. در این تمونه مشاهده\nدر این اوقات يك اهمیت بسیار بزرگی پیدا\nکرده . انگلستان و فرانسه آنرا قبول\nکرده اند ، و در مباحثات بین المللی\nبدفعات ذکر شده که منظوری عمومی آن يك\nشرط مهم برای کامیابی کانفرانس آینده\nترک تسلیحات خواهد بود ، پیش از کمی\nایطلایه هم قانون عمومی را منظور کرد\nاما بعضی شرایطی گذاشته که تا يك\nاندازه برای ایطالیه باعث رفع آن تشاویش\nمی شود که من به آن اشاره کردم .\nاین امثتال ، که تنها نوشته ، نشان\nمیدهد که در وقت مذاکرات راجع\nبه تشکل و تکمیل حقوق بین المللی\nعلاوه بر دیگر اختلافات نظریه ، از همه\nبیشتر دو نظریه اساسی مقابل يك دیگر\nایستاده اند . مقصد يك نظریه این است\nکه سیستم جدید بین المللی را يك آله\nبرای تامین ملکیت و حقوق حاضره\nاوروپا بسازد .\nنظریه دیگر میگوید که این سیستم نو\nحقوق باید باعث انجها د و مانع تکامل\nواقع گردد ، و بنا بر این باید در ن يك\nراه نشان داده شود ، تا حقوق معاهداتی\nموجوده در يك راه صلح جویانه و قانونی\nمطابق به احتیاجات حیات مایل شود\nدر حقیقت برای فیصله در بین این دو\nنظریه يك فكر ابتدائی لازم است .\n\nبدین قسم كه يك حیات درست مملکتی\nتصور شده نمی تواند ، اگر قوانین مملکت\nدر تعقیب تکامل ، پیش رفت وضعیت ها\nاصلاح و تبدیل نشود . هیچ يك تشکیل\nبين المللی دوام کرده نمی تواند . اگر\nبخواهد يك وضعیتی را که در يك\nدقیقه مخصوص تاریخ وجود دارد ، برای\nدایم محکم کند ؟\nدر وقت مباحثات راجع به شمولیت\nالمان در مجمع ملل از طرف مخالفين اين\nاقدام يك برهان اساس اظهار شده بود که\nبدون شك با اهمیت بود .\nمیگفتند که اینطور يك موسسه\nبين المللی طبیعتاً بايد مقاصد قدامت\nپسندانه داشته باشد ، در ایتالیا این هم یکی\nیکی از ان اسبابی شده می تواند که میخواهد\nبرای همیشه آن حالتی را دوام بدهد که\nدر او رو پا در اثر معاهدات ۱۹۱۹ وجود\nدارد .\nبمقابل آن گفته می شد که در خود اصول\nاساسی مجمع ملل يك آله موجود است\nکه بذریعه آن به این قسم مقاصد قدامت\nپسندانه مقابله شده می تواند .\nاین مقصد است از ماده ۱۹ معروف اصول\nاساسی راجع به اصلاح معاهدات مروج\nاما این ماده از قرار مضمون و عبارت زیاد\nتر يك اساس و پرو گرام را تدوین می کند\nونه يك اصول منظمی را که از ان امید\nنتایج عملی شده بتواند . اگر جدا\n\nخبرهای خارجی\n\nتاس :\n\nچین و ژاپون\nشانگهای - ٦ دسمبر - مجله چینی\n(کری نيك ) ، يك خط مخصوص نائب\nسالار قشون جاپانی در منچوری را که\nبه عنوان وزیر حربیه جاپان نوشته بود\nنشر نموده است . در عریضه مذکور\nراجع به قبضه نمودن چین ، وعقب کشیدن\nامريكا از آتو ئی بطرف شرق ، و انگلستان\nرا از بندر سنگاپور بطرف غرب ، پیش\nنهاد می کند .\nاین عریضه ثابت می کند که ، ژاپون\nخواهش حکومت نمودن در تمام حصه\nمشرق کره ارض را دارد .\nوقدم اولین این نقشه تاسیس نمودن\nممالك مستقل منچوریا و منگولیا است\nبه معاونت روس های سفید .\nشانگهای - ٦ دسمبر - وضعيت قشون\nاحمر در سمت های ( تسالن تزی ) و ( فود\nزان ) بسیار متشدد است . در سمت\n\nمی خواهند این سیستم حقوق بین المللی\nرا که بذریعه اصول اساسی مجمع ملل\nتمثیل می شود مکمل تر بسازند ، پس لازم\nکه این اساس وپرو گرام ماده ۱۹ هم\nدر ان شريك باشد . وگر نه می تواند يك\nانتظام بدون دوام بر پا شود .\nمحمد طاهر\n( بر قیدارد )"}
{"book": "adl0789", "page": 583, "text": "صفحه ۱۰\n(شماره ۳)\n\n(خوای) يك شهر بزرگ (چی کووارا) به قبضه قشون احمر در آمد.\nدر بین قشون های احمر (تسان زی) و (مودزان) روابط دوستانه و نزدیکی باهم جاری است. روز ۷ نومبر در (تسان سی) به رهنمایی فرقه اشتراکی چینی کنفرانس سوسی عقد شده و در و فیصله شد که حکومت شوروی در آنجا تاسیس شود.\nشانگهای - جاپانی ها سعی دارند که تماماً در مکدن بمانند و فیصله شده که اداره خط آهن جنوبی منچوری و ریاست ارکان حربيه (کوان تون) به مکدن نقل داده شود.\nروز نامجات جاپانی اعلام میکنند که تا وقت تشکیل حکومت جدید از منجوری حکومت عسکری برپا بوده ، تمام مسائل دیپلوماسی، اداری ، با مامورین عسکری تعلق دارد.\nسرکات اطاق تجارتی در مکدن گفت که بعد از تاسیس حکومت مستقلی منچوری ، جاپان با حکومت مذکور مقاوله حربی و اقتصادی عقد خواهد کرد \nتوکیو ۸ دسمبر - روز ۶ دسمبر ، قوای ژپونی ، شهر (کوسین دون) و (سين مين) را بمبارد نموده ، و در نتیجه زیاده از ۵۰۰۰ نفر مقتول و مجروح گردیده است.\nونیز روز نامه جات جاپان می نویسند: که چون ژنرال چان - ولان چینی ، از کشیدن قشون خود از شهر تسین چاو انکار نموده بود، بروز ۵ دسمبر قوای\nهوایی ژاپون قشون مذکور را تحت بمبارد مان قرار داده است. شانگهای ۱۳ دسمبر - قوه هوائی ژاپون شمال خط آهن شهر (تسین چاو) را بمبارد کرده است.\nقطعه سوار جاپانی از دریای (لاو) بطرف غرب پیش قدمی نموده است.\nشانگهای : - روزنامه (سین مین پاو) منطبعه شانگهای می نویسد:\nروسای عسکری فرانسوی در (اندوچین) برای قبضه نمودن خاک چینی، آماده گی دارند.\nدر سرحد (یونن) - سمت جنوبی چین که سرحد اندوچین فرانسوی است - حرکات های سوق الجیشی، میدان طیاره ساخته اند وطیاره ها و توپ های ثقیل هم حاضر کرده اند.\nتوکیو ۱۳ دسمبر - کابینه (واکا تسوکی) استعفا داد، کابینه جدید تشکیل و (از کی) وزیر حرب ، و (يوسي زاوا) نماینده جاپان در مجمع ملل وزیر خارجه انتخاب شده اند. قرار معلوم کابینه جدید راجع به منچوری، متکولی سیاست متشدده اختیار خواهد کرد.\n(از کی) در منصبداران عسکري طرفدار زیاد دارد. بعض روز نامه جات مي نويسند که ممکن است که پارلمان ملتوی گردد، و نیز کابینه جدید فیصله نموده است که صادرات طلا از جاپان\nممنوع است.\nفرانسه :\nپاریس - ۸ دسمبر - بانک های فرانسوي ، بنابر تنزل پوند انگلیسی دوصد و پنجاه کرور فرانک نقص کشیده اند.\n۱۳ دسمبر : - در بورس نرخ تمام اسناد بورس باندازه ٦ فیصد تنزل نموده است.\n\nترکیه\nاسلام بول : - ۱۳ دسمبر : - آقای نادی ، مدیر روزنامه «جمهوریت» مقاله راجع به دسایس و انتریگ ها بر علیه ترکیه در شامات نشر نموده و می گوید :\nمقصد اجتماع ارمنی ها در سرحد علاقه جات سرحدی شامات ، اسباب تشویش و مخابره دائمی است. و نیز مدیر مذکور از استقلال عراق و شامات که با ترکیه روابط وثاق دارند، طرفداری می نماید.\nروز نامه جات انقره اظهار اضطراب فرموده ، آماده گی و تیاری دول امپریالیستی را بر علیه ترکیه ، خاطر نشان می کنند. و نیز از فعالیت کورد ها و ارمنی ها با معاونت دول امپریالیستی متذکر می شوند.\nروزنامه حاکمیت می نویسد :\nما خطره حمله بر استقلال خود را می بینیم، چهره امپریالیز می را و لو نقابی بر روی خود بگذارند، تصور"}
{"book": "adl0789", "page": 584, "text": "کرده و می شنا سیم !\nانقره - در تمام ترکیه ، هفته اقتصاد\nو پرو پا گند محصولات صنایع ترکیه جاری\nاست . عصمت پا شا رئیس الوزرا ، در\nانقره در يك نهایش ، در باب جدو جهد\nحکومت بغرض جلو گیری از قاچاق و\nتجارت گران فروشی نطق غرایی نموده\nو این دو چیز را سد بزرك استقلال\nاقتصادی يك مملكت خواند .\n***\nریو تر ۱۷ دسمبر\nاوضاع انگلستان\n( بعد کانفرانس میز مدور )\nروز سه شنبه در دار العوام مذاکره\nهند دام داشت و اطاق مذکور پالیسی\nهندوستانی حکومت را منظور نمود\nلاود پیل در عین مذاکره اظهار فکر\nنمود که پس از انکه حکومت اثبات نمود\nکه تعهدات خود را ایفا نموده است\nسوءظن سیاسیون هند باید رفع شود .\nحکومت نباید ، مسئله فرق را حل نماید\nزیرا لیاقت فیصله نمودن مسایل فرقی\nمعیار استعداد فرق است .\nسر نیو الت سنده ، در دار العوام سوال\nنمود که آیا قبل از دادن اقتدار\nمستملکاتی به هندوستان ازه ستملکات\nدیگر نیز استرضا نموده خواهد شد یا نه ؟\nمیکدو نالد در عین جواب بیان نمود که\nمن تاریخ ۱۲ دسمبر اشعار نموده بودم\nهر گاهی که یکی از ممالک تحت تصرف\nبر طانیا در تحت قانون ، وست منستر ،\n\nشماره ۲۰)\n\nبیایند عیناً با همان عمایات و همان طریقه\nهائیکه مستملکات دیگر قبلاً در تحت آن\nداخل شده اند ، خواهد آمد .\nسردسته اعضای محافظه کار دار العوام\nکه مرکب از دسته های کمیته هندوستان\nو كميته صناعات و لنكا بشاير و غيره\nبصورت متفقانه نزد سر سؤ ئيل هور\nرفتند تا تا کید نمایند كه يك كميته\nتجارت صناعت به هندوستان اعزام گردد\nو در کمیته مذکور متخصصين لنکا شاير\nشامل باشند .\nجنوا - گاندی در جمعیت اتحادیه\nنسوان جهت صلح و آزادی در وکتور\nپاشاد در مقابل يك جمعتی که تعدادشان\nزیاد از ۳ هزار نفر بالغ می شد ومرکب\nاز افراد تمام صنوف بود ، عائد به عدم\nتشدد خطابه ایراد نموده به تجربه هند و\nستان در موضوع عدم تشدد اشاره نموده\nگفت : مجمع باید عدم تشدد را در\nفیصله جان خود در نظر داشته باشد .\nویلنو و - ۲۱ دسمبر - گاندی در\nحالیکه در اطاق مخصوص درجه سوم\nمسافرت می نمود به ساعت ۳۶ - ۲ بعد\nاز ظهر روز جمعه از روما بطرف\n( برند ژی ) حرکت کرد و ما مول است\nبه تاریخ ۲۸ دسمبر به ممبئی برسد .\n\nمجلد پنجم\n\nخبر های داخلي\nمجلس مكافات :\nبه نسبت خدمات شاندار مامورین\nومستخدمين ملكي ، نظامي واعيان واشراف\nمزار شریف و میمنه که در تحت قیادت والا\nحضرت وزیر صاحب حربيه و جناب\nمحمد یعقوب خان رئیس تنظییه مزار\nومیمنه هنگام سر کوبی ابراهیم بیگ بعمل\nآمده بود يك مجلس مكافاتي بوزارت\nحربیه از طرف حکومت، متبوع در نظر گرفته\nشده بود چون اکثریت عمال مربوطه\nبمرکز حضور نداشتند انعقاد این مجلس\nبتعویق افتاده بود درین روز ها در قسمت\nعمده صاحبمنصبان وغيره افراد ما مورين\nاولا بمرکز گرد آمدند بروز شنبه ۲۰\nقوس مجلس مذکور بوزارت جلیلیه حربیه\nمنعقد گشته و حسب تصویر والا حضرت\nوزير حرب ومنظوري حضور شاهانه حسب\nمراتب خدمت ولیاقت هر يكي بگرفتن\nنشان هاي مخصوص و انعامات شايان وترفيع\nمراتب نایل آمدند چون فهرست نام نویس\nبرنده گان جایزه ومكافات دیر تر بدست\nآمد و جریده بوقت معین باید منتشر میشد\nوبكمال تاسف از تفصیلات آن در بن هفته\nصرف نظر کرده و نشر آن را بشماره آتیه\nوعده میدهیم ."}
{"book": "adl0789", "page": 585, "text": "صفحه ۱۲ شماره ۳۰ مجلد پنجم\n\nعزیمت :\nوالا شان جلالتماب عبد الجمیل خان وکیل نایب الحکومه مزار شریف امروز بسواری موتر بسمت ماموریت خود حرکت کردند .\n\nخود کشی :\nعبد لمحمد ولد عبد الصمد ساکن گذر ملا محمود روز ٢٤ قوس خویش را بخانه مصلوب نموده و در ترمملوات قومندانی کوتوالی مکشوف گشت که مشار الیه مجذوب الحال بوده است .\n\nتجویز جدید برای حفظ اموال صغیر یتیم :\nریاست تمیز در نظر دارد که برای صیانت و حفظ اموال یتیمان صغیر کتب دفتری در محاکم شرعی هر علاقه تهیه دیده و اموال یتیمان صغیر از جنس و نقد در آن قید کرده شود، و تا سن کبارت یتیمان تجویزات درست برای حفظ اموال و گرفتن منافع مشروع از آن در نظر گرفتن وصی برای آنها از طرف محاکم میشود\n\nمقرری ها\nاز وزارت حربیه\nمیرزا سلطان محمد خان کاتب بسر کتابت شعبه بودجه دائره لوازم مقرر گردیده است.\n\nاز وزارت داخله\nمحمد نعیم خان سابق تلگرافی تلگرافخانه بی میم مرکزی بسمت منتظم تلگرافخانه قندهار ومحمد علی خان سابق تلگرافی تلگرافخانه جلال آباد به حیث منتظم تلگرافخانه قلعه جدید قندهار مقرر شده اند .\nتاج محمد خان قوم الکوزائی که در وقت سابق بعلاقه دایزنگی علاقه دار بود حال بحکومت درجه ۳ میدان خوله منگل مقرر شده است .\n\nاز وزارت تجارت :\nمیرزا عنایت الله خان سرکاتب محاسبه وزارت تجارت ترفیعاً بمدیریت محاسبه مقرر گردیده است .\nفقیر محمد خان فارغ التحصیل مکتب حبیبیه بسمت ترجمان انگلیسی جریده اقتصاد وعبد الله خان سابق معلم مکتب استقلال به سمت ترجمان وزارت تجارت مقرر گردیده اند .\n\nدعوت\nبه تقرب قدر دانی ورود مظفرانه عالیقدر جلالتماب وزیر صاحب حربیه شام روز پنجشنبه ٢٥ قوس يك دعوت مجللی از طرف مکتب فنون حربیه تهیه شده بود هیئت محترم کابینه و دیگر مامورین ملکی و نظامی در آن شمولیت داشتند .\n\nتمیز باز شرعی\nدعا و شایعه سابق بین مستورات و مخدرات و دیگر افراد رو میداد بعضی مستورات در حین کشمکش و تنازع دعاوی الی فیصله دعوا بخانه کلانتر های گذر یا ملکان قریه که محرم شرعی شمرده نمیشدند گذاشته می شد .\nریاست تمیز عدلیه متحد المال صادر نموده که در آینده مستورات در حین جریان قضایای دعاوی بخانه پدر وما در شان گذاشته شوند واگر محارم شرعی نداشته باشند بخانه زن امینه که مشهور بصلاح وعفاف باشد گذاشته و در هر دو صورت ضامن از نزد شان گرفته شود .\n\nالطاف حکومت\nمحمد دین خان جدید الاسلام که در غائله قطغن بشهادت رسیده است معاش مستمری او را حکومت برای ورثه اش تخصیص داده وهم بوزارت معارف توصیه شده که پسرش را تربیه عرفانی نماید .\n\nاقساط باقی دهی\nغلام حیدر خان ساکن للندر که با قیده حکومت بوده ولا جای داد ظاهر گردیده چون ضامن اعتبار او برادرش غلام قادر خان کند کمشر به نزد حکومت بود لذا رها پندارند اقساط باقی او بمیعاد ۳ سال قسط شده است .\nکذا : ملنگ محب الله خان ساکن چکری که با قیده حکومت بوده ولا جایداد ظاهر شده رسانیدن وجه باقی مذکور یکنیم سال با او قسط گردیده است .\nهمچنان با حاجی نور محمد وحاجی محمد رحیم ساکن چاریکار نیز وجه باقی دهی شان از طرف حکومت قسط گردیده است ."}
{"book": "adl0789", "page": 586, "text": "صحيفة ۱۳\n(شماره ۳۰)\nمجدد پنجم\n\nفکاهیات\n\nمادر و دختر:\nدخترکی از مادرش سوال کرد: مادر عزیزم، آیا بسال نو، من یک گدی برایم میخری؟\nمادر: هنوز گدی که سال گذشته برایت خریده ام بکلی نو است و حاجت به گدی دوم نداری!\nدخترک: آخر من که نیز نوک و تیارم، پس چه حاجت بود که تو در این سال طفل تازه آوردی؟\n\nداماد صاحب اخلاق:\nیک یهودی نسبت بدختر خود با رفیقی چنین صحبت میکرد:\nدامادم چه حاجت که متمول باشد دخترم پول کافی دارد!\nدامادم چه حاجت که مقبول باشد دخترم که خیلی قشنگ است!\nدامادم چه حاجت که شیک باشد دخترم که شیک ترین زنها است!\nاما دامادم باید صاحب اخلاق دیانت خوب باشد، زیرا...\n\nقیمت شعر و ادب:\nدر سال گره شاعر پیری که یکی از مشاهیر آنزمان بود و اشعار پرجوش و شیرین و با معنی اش در اکثر جاها مورد تحسین و آفرین شده بود، عده از رفقا و دوست ها شرف ورود بهم رسانیده بودند.\nشاعر پیر همی از زمان سابق و قدر شعر و هنر ادبیات بحث میراند. چنانچه میگفت که اکثر از رجال بزرگ و معتبر شهر ما، فخر مینمودند باینکه اسپ کالسکه ام را به بندند.\nشخص جوانی از میان برخاسته گفت: این چیزی که نیست، مرا که همین دیشب از کالسکه ام بسر شاهانه، فرود آوردند و...\nدیگران سوال نمودند: که آخر چه شد؟\nشخص جوان: آخر در کودل انداخته دهنم را بسته اسپ و کالسکه ام را دزدیدند.\n\nسنگی و زنش:\nزن به شوهرش: نیکه باز بسکت خوردی؟ او زوال شده\nمرد: نه والله اگر چشیده باشم! بگو دستارم کجاست؟\nزن: در زیر بسترت\nمرد: یخنتم در کجاست؟\n\nمعلم و شاگرد:\nمعلم بیکوچکترین شاگرد: فرض کن من دو عدد تخم بتو دادم و دو تخم دیگری بدهم، همه یکجا چند تخم میشود؟\nشاگرد: مولوی صاحب مگر شما تخم هم داده میتوانید؟\n\nغرور زنها:\nزن در حالیکه سرش را روی شانه شوهرش گذاشته بود، چشمش را بطرف شوهر بلند نموده سوال نمود: عزیزم اگر من پیر و قبیح شوم باز هم مرا دوست خواهی داشت؟\nمرد: جانم! پیر ممکن که گردی، مگر قبیح تر نخواهی گشت؟\n\nفروشنده رزک:\nخریدار: آیا این سگ تربیه هم دارد؟\nفروشنده: البته! به بینید اینک من باو میگویم بیا، یا نیا، یقین یکی ازین دو کار را خواهد نمود.\n\nمفت شما:\nیکدام تپاشاچانی یک سبد ماهی پخته از کسی فراموش شده بود، شخصی که سبد را یافته بود مجمعیتی که در ان محل گرد آمده بودند ارائه داده و تکلیف خود را مبین کردن میخواست.\nاجتماع به او حکم کردند که خوب است این سبد با حش سه نزد شما باشد و برای یافتن صاحبش اعلان بکشید.\nاگر پیدا نشد مفت شما بدون همه چیز تصرف کرده میتوانید."}
{"book": "adl0789", "page": 587, "text": "صفحه ١٤\nشماره ٢٩\nجلد پنجم\n\nمؤلف : اميل بالزيه فرانسوی :\n(٢٤)\nمادام سان ژین\nمترجم : حبيب الله طرزى\n\nاز فصل چهار دهم\n(کودتا)\nولی بعد از انکه چشمش فدری عادی شد صورت برجسته با نگاهای تيز ومتجسس حركات زنده ، يك رباينده گی مخصوص داشت . پیشانی فراخ وبلند او که همیشه با تخيلات پر گره است وسعت قابليت وذکاء فوق العاده او را گواه بود گیست گفتار او مختصر وجمالش او مؤدب است .\nژوژفين با من بتو باید بگویم که اویک مردیست مبره و روزی بپایه بلندی ترقی خواهد رسید ، مشوره من بانتهاء صمیمیت اینست که باید تجویز او را قبول کنی ! اگر حال او را دوست نداری چندی بعد غـــرور فريفته اطـوار پسنديده او خواهی شد .»\nژوزفین : « چیزهائیکه میگوئی تا یک اندازه حقیقت دارد ولی من قدری ازو خوف دارم !»\nبارا : « درين مسئله تو تنها نيستي بلکه همه هم قطاران من ازو ميترسند - حتی (کار نو ) که یک رعب انگیز بخون تشنه و همکار، (رو بسپیر ) است ، نیز از وخوف میکند .»\nژوزفین : « اگر او دیر کشور ها را می ترساند ، پس تو بمده میتوانی که بر یک زن چه اثر مي اندازد !»\nبارا : « بله ! آنجا نیکه یکی از مقبول ترین دلهای جمعیـت استي اگـرا بونا پارت او را بگيري يکي از مسعود ترین آنها نيز خواهي شد ... ومن که یک دوست قدیمت هستم در روز عرو سیت یک هدیه بسیار قیمتداري بتو خواهم داد .»\nژوزفین خوش حال شده گفت : « ضروریک آویزه الماس که با مادام ( تالینی ) داده خواهد بود ؟»\nبارا : «ازان بهتر تر - سر افسري کل قشون ايطالي ! » این را گفته وبا ژوي خودش را به ژوزفين تقدیم نموده ، ایراد نمود : « بیا که بخانه بال برويم ، مهمانان همه جمع شده خواهند بود . میخواهم که در تبو یک ازدواج وترقي رتبه بوناپارت شخص اولین باشم .»\nباینصورت (ناپليون بونا پارت ) بتاريخ ٢٣ فروری ١٧٩٦ یعنی چند روز بعد از ازدواج با بیـوه ( بو آرنی ) سر افسر کل قشون ايطالى گرديد . دو روز بعد از عروسی که هنوز عروس خودش را سیر ندیده بود حکم حرکت را بطـرف ايطالی گرفت . درمیان محاربات پر مشقت که اکثراً فرصت نان خوردن را نمیداشت ، باوهم عروس قشنگ خودش را فراموش نکرده هر روز يك مكتوب برایش مینوشت ، اين مكاتيب اواسـطه كودير ( قاصد ) های سریع، با در شريطه های را پور محاربه، بفهـر ست بیرق های اسیر شده بدشمن فرستاده می شد :\nحـالات او بعد از فريضه به ژوز فينـش مصـروف بود ، چنانچه بخاطر او ( ژونو ) را با چندی از علم های اسیر شده استریا بپاریس فرستاده تا به مجلس ملی تـقديم نماید . در آنروز تاریخی ژوزفين کونه خیال ومادی بوست خیال نمود که ملکه فرانسه است . در مقابل عساکر مجتمعه و درمیان سلامی های توپ ونعره هــای بر مست زنگ های ( نو تر دام ) سواره در این کوچه های پاریس تردد می نمود و نام شوهر خودش را ازصد ها هزار زبان می شنید . ولی باو جود همه این چیز ها که ناپلیون برای او نمود بسیار وقت بعد دل خودش را ازدی ونوش پاریس بر کنده و با او در ايتاليه ملحق گرديد .\nجنگ محاربه در دسامبر ١٧٩٧ ختم شد زن وشوهر به سکونت گاه محقر خود شان در کوچۀ ( شانـترين ) عودت نمودند اگرچه قصر ( شامبورد ) بقسم هديـه از طرف ملت راجع به خدمات او تقديم شده بود ، ولی ناپليـون اين عطـيه را با ديگر متبارات رد نمود . تنها چیزی که قبول نمود سر افسری کل قشون بود که برای فتح وتسخیر انگلستان تشکیل گردیده بود .\nناپلیون بادقت وسنجيده گی زیاد ، به سنجیدن پلان حمله بر سوا حل جزائر"}
{"book": "adl0789", "page": 588, "text": "(شماره ۲۹ )\nمجلد پنجم\nبرطانيه مصروف گردید . میخواست که ذرایع بسیار مفیدی بدست آورد تا بواسطه آن بتواند دشمن بسیار جسور فرانسه وجمهوریت را صدمۀ مهلکی وارد کند ولی مثل ایام سابق خواب و خیال فتوحات در شرق او را اغوا نموده از حمله بر انگلستان منصرفش ساخت . از جمله ممالک شرقی ، مصر از همه پیش تر جلب دقت او را نموده خواست که سواحل ( نیل ) را مرکز عملیات آتیه خودش در شرق ، بگرداند .\n\nيك دليل پوچ دیگر هم بود که غیاب او را از فرانسه برای چندی مشروع میداد میخواست ثابت نماید که حکومت ( دير كتورى ) بدون مشوره و فکر او چیزی کرده نمیتواند ، و ژنرالهای فرانسه بی وجود او بجز هزیمت تجربه نمی یافت . علاوه برین این سفر احتمال میرفت که بر عظمت وشوكت شخصی او نیز مبالغی بیفزاید - زیرا تلون مزاجی مردم و هنگامه جوئی شان کم کم از محبوبیت او میکاست ، چنانچه يك جماعة از دشمنان او بر خلاف او سازش نیز نمودند . ناپلیون موقع را تنگ یافته بعجله تمام در روز ۱۹ می ۱۷۹۸ از تولون به کشتی نشسته بطرف مصر رهسپار گردید .\n\nمحاربات مصر با هزیمت فاحش بحری و جنگهای خشکه و فتوحات شاندار آن مانند حکایه الف لیله گذشته ، وقتیکه با نتهای سال دیگر آن ( بونا پارت ) بفرانسه عودت نمود ، همه ملت مثل يك فرد برای تبريك و تهنيت ژنراليكه ، برای\nشان افتخار و شهرت آورده بود ، بر خواست .\n\nدر ( کوده تای ) که خودش را وکیلی اول قرار داده بود در حقیقت از طرف ملت ارشاد گردیده بود ، زیرا حکومت ( دير کتوری ) اعتبار خودش را ساقط نموده بود فرانسه نمیخواست که از طرف يك چند نفر ناتوان اداره شود ، بلكه يك شخصی مقتدری برس خود آرزو داشت . اگر بونا پارت زمام حکومت را در ان لحظه بدست نمیگرفت بلا شبهه بدست ( ارژرو ) ( بر نادوت ) يا ( مارسو ) می افتاد . ارکان هوشیاری ناپلیون يك دسته از اشخاص دلیر و صاحب نفوذ را که در آنجا علاوه بر سربازان ماهرین قانون و سیاسون مجرب نیز شامل بود در اطراف خود جمع نمود . هیچکسی از شامل شدن درین جمعیت حذر نمیکرد زیرا هر شخص از وطن خواهان درین چنین يك اقدام برای نجات مملکت خود را شريك ميدانستند .\n\nبروز ۹ نوامبر ۱۷۹۹ بساعت شش صبح همه رفقای بونا پارت ببهانه سنجیدن پلان برای مانوره عسکری در خانه او اجتماع نمودند . ازین جمله یکنفر که منصب او ژنرالی بود ، در جله دیگر رفقا دیده نشد . بونا پارت غیاب او را فوراً درك نمود، صدا زد :\n\nله فیور کجا است ؟ این ممکن نیست که او بر خلاف ما باشد ! »\n\nدر همان لحظه قوماندان عساکر پاریس که دیگری غیر از شوهر ( لا سان ژین )\nنبود وارد گردید . له فیور از کاپیتانی تا در وردن حاصل کرده بود ، قدم بقدم ترقی کرده بقوماندانی پاریس ارتقا نموده بود . دران هیئت و مقام ائتلاف ، او در جمعیت ناپلیون اهمیت دیدی داشت .\n\nولی چون افکار او بطرف طرز جمهوریت میلان زیادی داشت ، از آنرو ناپلیون نی غیری او را از جریان معلومات مجلس تا اوقت ظهور نتیجه مفید تر میدانست .\n\nبه نصف شب هشتم نوامبر ، بشنیدن اینکه بدون اذن او بعضی حرکات عسکری بوقوع پیوسته است بر اسپ خودش سوار و بطرف قشله رفته بود . برسیدن بمعسکر يك دسته سوار را آماده حركت بيك سمت موهوم یافت ، بسوال از افسر قطعه معلوم شد که به حکم بنا پارت بوده است ازین مسئله به قهر شده سر راست بخانه ناپلیون آمد تا باعث این پیش آمد را به خود معلوم کند .\n\nبونا پارت با آغوش باز او را پذیرفته میدارد : « چطور ! این رفیق قدیمی من له فيور است ؟ چطور میگذرد ؟ خانم خوبست ؟ آرتن چه حال دارد ؟ دل او همیشه گرم و زبانش همه وقت حاضر است این را من ضمانت کرده می توانم . مادام بونا پارت میگویند که بسیار وقت می شود که او را ندیده ! »\n\nله فيور : « تشکر میکنم ژنرال ! زن من بسیار خوبست ولی من برای کار دیگری آمدم . »\n( با قی دارد )"}
{"book": "adl0789", "page": 589, "text": "نادر افغان\nقارئین گرامی و شوق مندان اطلاعات تاریخی وطن عزیز با علاقه\nداران شناسائی و خواندن سوانح يك پادشاه محبوب افغانستان ، یقین\nاز نشریات گذشته ما ومحفظه رن ، تا حدی با همیت کتاب نادر افغان\nمولفه آقای برهان الدینخان کشککی پی برده و در صدد خوا هند بود\nكه يك نسخه آن را زیب کتابخانه خود قرار بدهند .\nاينك برای سهولت خریداری و استفاده عمومی ازین كتاب نفیس و\nهدیه قابل توصیف باز بنوشتن این چند سطر یاد آوری پر داخته قیمت\nکتاب و مواضع فروش آن را نشان میدهند\nقیمت\nکتاب نادر افغان با حجم و قطع متناسب و تعداد ( ٦١١ ) صفحه\nو ( ٤٩ ) قطعه تصاویر تاریخی و نقشه های عالی بقیمت بسیار نازلی\nبفروش میرسد :\nدر داخله : مرکز ٥ افغانی\n« : ولایات باضافه محصول پست ٧ «\nخارج : با محصول پست کلدار\nمحل فروش\nدر داخله : مرکز و ولایات طالبين ، به عموم دوایز جراید و مجلات\nوطنى و در خارج، به وكيل التجاره ن افغانی برای خرید\nرجوع خوا هند فر مود .\nغرض : هر قدر در خریدن عجله كنند ندامت نخواهند کشید\nچه هر چه پیشتر چاپ شده نظر به کثرت خریدار كمتر بدست خوا هد آمد"}
{"book": "adl0789", "page": 590, "text": "جريده ملی\n\nقیمت اشتراك\n\nدر افغانستان ۱۲ افغانی\nمحصول پوسته اطراف و ولایت داخله ۳ افغانی\nطلبه معارف ۷ افغانی\nدر ممالک خارجه ۲۰ شلنگ\n\nلطفاً پول اشتراك که بتوسط حواله دولتی فرستاده میشود باید\nرسید قبض و ... اوضه باشد\n\n( مطبعه انیس )"}
{"book": "adl0789", "page": 591, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 592, "text": "( شماره ۳۱ )\n\nاشتراك سالانه ۱۲ افغانی\nمحصول پوسته ۲ «\nخارجه ۲۰ شلنگ\n\nانیس\n\nتأسیس ١٣٠٦\n\n(مجلد دوم)\nاداره : كابل جاده ارگ\nمؤسس و صاحب امتیاز : محیی الدین\nمدیر و نگارنده : [محیی الدین]\n\n۲ شنبه ۶ جدی ۱۳۱۰\n١٨ شعبان ۱۳۵۰\n\nزمستان و غربا\nدر بین عوام ما يك ضرب المثلي است\nکه زمستان آمد و مرگ غریب رسید ،\nاگرچه در دیگر مواضعي که زبان فارسي\nمتداول است کلمه غریب را منحصراً\nبراي مسافر استعمال میکنند ولی در بعضي\nجا ها بمعني فقير هم ياد مي شود .\nبهر حال شدت سرماي زمستان نه تنها\nبراي غربا و فقراي افغانستان زحمت افزا\nشده و تهلکه ناک واقع میگردد بلكه در\nاکثر نقاط بارده دنیا که فصل شتا شدید\nاست براي بي بضاعتان وافراد بي خانمان\nآنچا مشقت زنده گي و خطر جان وجود\nدارد .\nبعضي مردم از كوتاهي فكر ممكن است\nتصور کنند رفع این مشکلات بحکومت\nیک ارتباط تامه خواهد داشت ، ولی\nاشخاص بصیر میدانند که هیچ یک حکومتي\nتا کنون در دنیا مقتدر نشده است ضعفاي\nفقیر ملت خود را با توانا یان متمول هم\nآغوش بسازند چه ، بلند ها را بیک مرتبه\n\nپست کردن شاید سهل باشد ولي پست ها را\nمساوياً بلند ساختن ناممكن وبالا التزاً بدرجه\nمتوسط رسانیدن در مثل این آوان یکعمر\nجهد و كوشش ميخواهد .\nبعقيده من باز كشتن وسیله خشکابدن\nاشک جاري يتيم هاي مظلوم و بهترین چاره\nجوئی گرم ساختن بيوه زنان مرتعش با بپارة\nاخيري تحت تامین گرفتن حیات یکمشت\nافراد بقرمزد،، نتوان یک جامعه فقط با فقط\nعواطف رحم ومروت بشریت است که از\nطرف اغنياي حساس آن ملت صورت عمل\nواقدامات بگیرد .\nاگرچه نشریات گذشته مرکزی ماگواه\nاست که در اغلب اوقات شداید سرما وقحولي\nزمستان این احساسات رحم ومروت بیشتر\nاز جانب حکومت متبوع «بالخاصه از امر\nو ارشادات ماير في بودانه عمل آمده باوهم\nگفته میتوانیم تا خود الزايم الدار واغنياي ما\nاحساسات آدمیت ومخصوصاً صفات شفقت\nوهمدردي بفقراي جامعه شان را در نهاد\nپاک نیز و زایده وازو جوه مقررات اسلامیت\n\nو ملزومات جوانمردي انفاذيت ورهند و بذل\nوبخشش ننمایند اعانات هاي حکومت به\nتنها ئي اسباب استراحت عامه شده نخواهد\nتوانست .\nبعضي از خواننده گان کرام ما اگر از\nسر گرمي هاي پر آسوده گي زیر كرسي ها\nو پاي بخاري ها کمتر فراغتی داشته باشند\nدرین هواي بار د زمستان و آمد آمد برف\nشام و دست آزاد اگر خفته و شامپاي\nتاريك سرد و چرا با بجاي کنار دریا\nو گوشه هاي بازار هاي چوك وشور بازار\nتابه بینند که افراد صغیر و کبیر همذو عان\nشان هر كدامي چطور حس و خاشاكي گرد\nآورده بشعله آتش خفیف آنها در آن\nزمین هاي نمناك وجود خودرا از برودت\nسرما حفظ و بجان روز کار تلخ و با فیل\nوفاني امراد حيات دارند .\nانوقت موقعي بدست خواهد افتید که این\nنیت معدي عليه الرحمه را باوشان شخوانده\nو بدرد هاي اجتماعي رو حیات آنها را\nطر زانیم :"}
{"book": "adl0789", "page": 593, "text": "صفحه ۲\n(شماره ۳۰)\nمجلد پنجم\n\nتو کز محنت دیگران بیغمی\nنشاید که نامت نهند آدمی\nو ضرور در آن هنگام یکسلسله افکار\nوخیالاتی بیننده وشنونده گان را بخود\nخواهد پیچاند که بعظمت و اهمیت مؤسسات\nخیریه دنیا و فتوت او همدر دیهای اقوام عالم\nقایل شده و علت تاسیس یا نفاد آن را از ما\nسراغ میکنند .\nغرض تدین واجب و تمدن لازم میداند\nکه درین مورد هر کسی قولا وفعلاً یا قلباً\nوقد ما حتي الامكان مساعي جميله بكار ببرد\nتا در مانند اینطور مواقع برودت نا ک\nیکعده هم نوع خودش را از تهلکه وفنا\nصیانت کند اما که از کمک هاي مادي\nبجيث عدم تمول با اندازه معذور شناخته\nمیشویم شاید این مساعدت معنوی هم خالي\nاز فایده نباشد که هموطنان غني خود را\nبا اهمیت این موضوع متذکر\nشده و مخصوصاً ریاست محترم\nبلدیه مرکزی یاد آوردیم تا بطور امکان\nچاره برای اداره حیات این توده فقراء\nسنجیده اطفال صغیر را به یتیم خانه نادري\nمعرفی کرده و جهته تامینات زنده گی و\nمحافظت پیر مردان ضعیف و معذور از کار\nیا زنان ضعیفه بی پناه از سختی سر ما يك\nمؤسسه خیریه تاسیس و وجوه مصارف\nزمستانی آنها را از ملیکداران و صاحب\nثروتان وطن استمداد و تمنا کنند .\nیقین واثق است این اقدامات عین\nرضا يوت خدا وند تعالی و منتهای خشنودی\n\nدر شرق اقصی :\nمعرکه چین و ژاپون\n-٢-\nدر حقیقت منازعه فعلی ، چین و ژاپون\nنتیجه سابقه های است که در شماره قبل\nبصورت مختصر بیان رفت .\nبا این هم ، چنانچه لازم است ،\nحقیقت مفهوم نه میگردد ، زیرا ، نظر\nيات و دلايل جانبین متخار بين بكلى\nمتضاد است :\nنظریه چین\nکیو من تانگ ، (کیو من تانگ يكى\nاز احزاب بزرگ سیاسی چین وزعمدار\nفعلی چین ) کمیته اجرائیه چیف راجع به\nاختلاف چین و ژاپون، و نظریات امپریالستی جاپان\nدر منچوری ، چنین اعلان نموده است :\nحوادث و بي نظمی که در مکدن -\nذریعه عساکر ژاپونی ـ رخ نموده است ،\nغیر مترقب نبوده ، وما این فرصت\nالمناک را مغتنم شمرده ، به عموم دنیا\nاعلان می نمائیم که : این حرص و خود\nپرستی ژاپون ، امنیت وصلح شرق اقصی\nرا در تهلکه می اندازد .\n\nپاد شاه روف و رحیم القلب ما را حاصل\nکرده در عین زمان حارس زنده گانی\nيك جمع غفير مرد و زن فقیر جامعه ما\nواقع گردد.\n\nژاپون ، که خطه آن محدود وار لحاظ\nمواد اولیه غریب گفته می شود ، برای\nحفظ موقعیت خود ، و اینکه در زمره\nمال معظمه بشمار برود، مجبور است که\nدستی در حدود شرقی آسیا داشته باشد.\nفلذا ، از چهل سال باینطرف ، ژاپون\nدر صدد این بوده است که در حصص\nمانجوری دستی داشته وبطرف فتح پیش\nبرود .\nچنانچه درین اواخر ، امپیر اطوری\nمیکا دو ، بهر حيله ودسیسه که توانست ،\nاز ضعف حکومت چین استفاده نموده ،\nنفوذ اقتصادی خود را در بعض از ایلات\nچین قائم نمود ، چون این نفوذ را غیر مکفی\nو ناپایدار دانست ، لهدا در صدد این بر\nآمد که نفوذ سیاسی خود را هم در انجا ها\nقائم نماید تا دائمی بماند .\nازان رو ، در عین جنگ عالم گیر\n١٩١٤ ، که دول غرب مشغول حفظ موقع\nومنافع خود ها بود ، ژاپون چین را به\nگذاشتن بعضی امتيازات وقبول « ٢١\nخواهشات » ، تهدید نمود . از همین وقت\nاست که چینی ها ، خواهشات ژاپون\nرا حس نموده ، چون قوه کافی نداشتند ؛\nعلی الحال به بایکوتاژ اموال جاپانی اقدام\nورزیدند ؛ تا با وینبهایند که ، قوت برای\nمحو کردن يك ملت حساس وبا وجدان\nغیر کافی است .\nمگر متاسفانه ، ژاپونی ها با وجود تحمل\nخساره های زیاد ـ قانع نشده ، هنوز هم\nمی خواهند که از حصص چین به خود"}
{"book": "adl0789", "page": 594, "text": "( شماره ٣١ ) سراج الاخبار ٥\n\nملحق نموده و در عظمت خود بیفزایند .\nدر اوائل بهار سال جاری يك حادثه\nافسوس ناك در بین چینی ها و مهاجرین\n( کره ) - در ( وان پائوشان ) - رخ\nنمود و تفصیل آن قرار آتی است :\nکره ها بامداد پولیس جاپانی میخواستند\nنهری بکشند . و این نهر از اراضی\nدهاقین چین عبور می کرد ازین رو جرائد\nمنچوری بر خلاف ( کره ) ها که از\nمیهمان نوازی چینی ها استفاده غیر مشروع\nمی نمودند ، قیام نمودند .\nاز طرف دیگر ژاپونی ها در (کره)\nجمعیت ضد چینی تشکیل نموده ، و کره\nها را فریب داده به قتل و قتال اجنبی های\nمقیم کره ، تحريك وتحريص می نمودند\nدر نتیجه صدها نفر مقتول وملیون ها\nخساره رخ نمود . و امیدی که ژاپونی\nها داشت این بود ، که در بصورت\nچینی ها به جان و مال و منایع کره ها\nتعرض خواهند نمود ، و فرصت و حق\nمداخله به جاپان خواهد داد .\nچون چینی ها واقعه را خوب درك\nکرده بودند ، به هیچ نوع خلاف کره ها\nقیام نکرده ، فقط به قطع مراوده اقتصادی\nبا محرك ، اکتفا ساده نموده وطبعاً خساره\nزیادی به امپراطوری میکادو ( ژاپون )\nرساندند .\nباوجود این ژاپون پیش از پیش در صدد بی\nنظمی چین برآمده ، و خیال میکرد که\nبا لاخره جام صبر چین لبریز خواهد\nگردید . و به این وسیله منچوری\nرا بتصرف خود خواهد آورد.\n\nچنانچه یکی از سر افسران بزرگ\nژاپونی ، می نامی ( سابق وزیر حرب)\nدر یکی از محافل عسکری علناً بیان\nنمود که :\n« باید تمام ضابطان ژاپون ، تیار و\nآماده باشند ، تا بطرف منچوری حرکت\nنمایند ، وژاپون به مقصد دیرینه خود\nبرسد . » چنانچه عملاً هم يك مانوره\nبزرگ در سرحد چین و کره نشان\nدادند ، و بیض مربی آنها بخاک چین هم\nتصادف نمود .\nهمان است که ژاپونی ها بدون بر هان\nودلیل ادعا می نمایند که یکی از افسر\nران شان که در منگولی مفقود شده بود ،\nبذریعه عساکر چینی بقتل رسیده است .\nوبه این بهانه چند قطعه از عساکر\nخود را به ( کره ) جمع نمودند ،\nتا به اولین اشاره چین را تصرف شوند .\nچنانچه ٨ سپتمبر به ١١ بجه شب\nقوای ژاپونی بغتتاً به ( په تایین )\nچهاونی بزرگ شمال مکدن ـ حمله برده\nو تمام قوای شهر مکدن را ـ که بالغ به\nبیست هزار نفر بود ـ خلع سلاح نمودند\nو فرداى آن ـ ١٩ سپتمبر ـ شهر را\nاشغال کردند . و نیز قلعه جنگی شهر\nمکدن را که ببزرگ ترین قلعه جنگی\nشرق اقصی گفته می شود ، پاسل نمودند\nعلاوه برین سانحة که در مکدن رخ نمود\nترتیبات حمله بر شهر چنگ سونگ\nکوین چنگ تسه، نیز از طرف ژاپونی ها\nتهیه دیده شده بود . چنا نـ چه با لفعل\n\nآنجا را هم خلع سلاح نمودند . وهم\nدو جهاز جنگی بـ طرف ( نیو چوان )\nحرکت نمود، آنجا را تصرف نمودند ، و\nدسته جات عسکری ژاپون دو کره - که\nامر فوری حاصل نموده بودند - آماده\nحرکت بطرف ما نچوریا گردیدند .\nالبته این عملیات تصادفی و فوری گفته\nنه می شوند ، بلكه يك پلان سنجیده\nشده و پخته بوده است ، چه در ظرف\nکمتر از ١٢ ساعت تمام قسط سوق\nالجیشی ما نچوریای جنوبی بدست ژاپونی\nها افتاد . و ژاپونی ها می گفتند که\nاین فقط برای دفع حادثه ایست که در\nراه آهن جنوبی منچوری از طرف\nعساکر چینی رخ نموده است .\nاین حقیقت به نظر نمیرسد ، و علاوتاً\nجای تعجب آور است که فقط برای\nيك حادثه جزئی تمام نقاط سوق الجیشی\nرا که برای تصرف منچوری حتمی است\nژاپونی ها اشغال نمایند .\nو عجب تر اینکه در همان روز دو جهاز\nجنگی ژاپونی بطرف ( نیو چوان )\nحرکت مینماید ، تا آنجا را متصرف شده\nیگانه راه چین را در منچوری مسدود\nنماید . و نیز چند ساعت قبل از تصرف\nمکدن ، به قوه جاپانی در ( کره )\nامر داده می شود که چین را تصرف شود .\nعلاوتاً بعض علائم دیگر نیز موجود است\nکه حرص واز جاپان را ثابت می کند :\nچین که از وضعیت و فکر تغرض ژاپون\nباخبر بود ، به امران ملکی ونظامی وتبعه"}
{"book": "adl0789", "page": 595, "text": "قضاوت ملل\nاقدامات جزائیه :\nعلاوه برین اختلافات که به اصطلاح\nحقوقی ، اختلاف بین حق طبیعی و حق مثبت\nگفته می شود ، در این کوششات يك\nاختلاف دیگری بطهور می آید که هم از\nجدیت دور نیست . بعضی دول میخواهند\nکه مهم ترین وظیفه مجمع ملل اقدامات\nجزائیه اجتماعی در موقع جنك برخلاف\nدولت حمله آور باشد. لهذا ایشان در مجمع\nملل بمقصد کوششات خود ، نیازی و\nآمده کی را برای این اقدامات جزائیه\nمی نمایند ، تا در موقع جنك از طرف\nتمام اعضای مجمع ملل اجراء عملیات\nجزائیه بر خلاف دولت مجرم شود .\nحکوماتی که درین کوششات شرکت\nمی ورزند ، عقیده دارند ، که تا وقتیکه\nاین ترتیبات تأمینات خود بسازند\nشیا دران راه برای مهالك شاق حاصل\nمی شود . این مسایل وسیع مربوطة امن\nوترك تسلیحات از خود يك شرح مفصل\nحاصل نموا ند که چینی ها بالای تبعه جاپونی\nدر ( کرن ) فشار آورده و آنها را غرت\nکرده اند ، لہذا به ۲۰ سبتمبر يك لوا\nعسکری بان طرف نیز سوق داده شده و در\n۲۱ سپتمبر فرقة ۲۹ ( ٤٠٠٠ نفر ) از\n( كره ) بطرف منجوری حرکت نمود .\nم . سلیم بسمل زاده\n( باقی دارد )\n\n( شماره ۳۱ )\n\nنظریه چاپان :\nجاپانی ها راجع به قضیه موجوده ، چنین\nاظهار می نمایند :\nقریب ٣٥٠ نفر چینی در شب ۱۸ و ۱۹\nسپتمبر حمله آورده يك حصه راه آهن\nجنوب منجوری را بدرجه بمب تخریب\nنمودند .\nمحافظین چاپانی راه آهن مذکور برای\nگرفتار نمودن اشرار چینی هر قدر کوشش\nنمودند ، ناکام مانده بالاخره مجبور به\nفیز گردیدند .\nويك دسته از عساکر ژاپونی که در\nمکدن بودند ، بكمك آنها آمده ، و\nمحاربه شروع گردید . چون وضعیت خیلی\nخطر ناک بنظر میرسید ، لهذا قوماندان\nقواه چاپانی در مکدن ، بصورت فوری\nچپاوانی های چینی را تصرف ، وعساكر\nچینی را خلع سلاح نمود .\nونیز شهر مکدن ، وعمارات رسمی\nو جبا خانه آنجا را در تحت تصرف خود\nدر آورد. هم چنین قواه چاپانی اطراف\nشهر مکدن ، وارکان حرب ( چانگ\nچون ) شهر مذكور نقل داده شد ، تا\nعساکر چینی متعمية التواگك ، فن\nهوانك جنك ، ينك كربو ، را خلع\nنموده ، قطار آهن نقاط مذکور را\nتحت حکمرانی خود در آوردند .\nلیکن چینی ها در ( چانگ چون )\nمقاومت نموده و محاربه خونین جاری\nگردید .\nاز طرف دیگر، ژاپونی ها اطلاع\n\nصفحه ٤\n\nچین در منجوری امر داده بود ، که در\nمقابل ژاپونی ها هيچ يك اقدامي ننمایئد .\nچنانچه در حین حمله ژاپون و تصرف شهر\n(پی تایین )، و مکدن ، اگر چینی ها کمی\nاستقامت و مدافعة مي نمودند ، ايداً جاپان\nنه مي توانست در ظرف مدت قليلي بچنين\nچند ساعت ، نقاط بیک شهر مهم مثل مکدن\nرا اشغال نماید .\nخلاصة ما اذعان می نمائیم که این اقدام\nژاپون، يرا لني است که قبلا سنجیده شده\nبود ، زمي خواسته است که در بین چین\nوژاپون اختلاف و پیچیده کی واقع گردد\nتا آزادانه در امور چین مداخله کرده بتواند\nمگر چین نظریه آنها را در ک نموده ، هيچ\nیک اقدامی که بآنها حق مداخله بدهد\nنکرده است .\nمخصوصا درین وقتی که تمام عالم به\nبحران اقتصادي غوطه ور بوده ، وامر يك\nو تمام دول غرب در صدد رهائی از ان برآمده\nاند ، و چین هنوزهم مشغول و مصروف مرهم\nگذاري زخم هاي ، سیلاب مدهش گذشته\nکه تقریباً خمس اهالي آنرا محو ونا بود\nساخت – مي باشد ، ژاپون نقاب صلح\nبر رو گذاشته ، میخواهد خواهشات خود\nرا تمکین و دولت هم جوار خود را تصرف\nنماید ."}
{"book": "adl0789", "page": 596, "text": "می‌خواهد . اما می‌خواهم مختصراً نشان بدهم که مناسبات القانی و اهمیت کلی همۀ مسایل بین‌المللی که در آن موضوع با هم تصادم می‌کند ، از نقطه نظر آلمان چطور دیده می‌شود ؟\nاگر می‌خواهند که جنگ را نا ممکن سازند ، پس لازم است که يك راه دیگری برای تصفیه صلح جویانه همه کانفلیکت‌های که تا حال عمایه جنگ‌ها شده ، نشان داده شود . لهذا باید همه کوششات برای تأمین صلح ازین نقطه شروع شود . این غیر ممکن است که قوم جنگ و تنظیم عملیات جزائیه عسکری را نقطه ابتدائی این کوششات سازند . زیرا که صلح باین ذریعه تأمین شده نمی‌تواند که برای جنگ بمقابل جنگ طیاری شود، بلکه تنها باین ذریعه که علل جنگ رفع شود . علاوه بر این تشکیل و تکمیل آن سیستم جزائیه همران تنها آن وقت متصور شده می‌تواند که موازنه تسلیحات واقع شود . چون معلوم دار است که بدون این شرط هیچ وقت اجراء عملیات جزائیه مجتمع ملل بمقابل يك دولت مسلح قوی امکان نخواهد داشت ، بلکه همیشه این اجراآت معاونت دول مسلح قوی بر خلاف دول ضعیف تر ، خواهد شد .\nمعاهده کلوگ :\nبرای تکمیل مباحثه خود، لازم میدانم معاهده کلوگ را، که انقلابی ترین حادثه تاریخ حقوق بین المللی گفته\n\nمیشود ، قدری مفصل تر تحت ملاحظه قرار دهم ، و اگر من با وجود این ، از آن صرف نظر می‌کنم ، ازین جهت نیست که اهمیت آن بنظرم کمتر می‌آید .\nموسسین معاهده کلوگ که تحریم جنگ را اظهار میکنند ، این معاهده را نه از حیث يك معاونت در تشکیل و تکمیل حقوق بین‌المللی ، بلکه از حیث اعلان يك اساس بزرگ برای حیات اجتماعی ملل فیکر کرده بودند . بنا بر این با وجود شکل معاهده ، معاهده آن ، اهمیت آن از همه بیشتر در حدود معنوی سیاسی میباشد . و هر کس میداند که این اهمیت بدرجه قوه ئئئ عمله‌کشی که مسقط الراس معاهدۀ مذکور میباشد ، فوق العاده بزرگ می شود .\nاز وقت جنگ تا حال ، در حقوق بین‌المللی پیشرفت زیادی شده ، و میتوان گفت که فیصله کانفلیکت‌های حقوقی بذریعه مؤسسات بین‌المللی يك اساسی است که تقریباً از طرف عمومی قبول شده . اما آن اساس بزرگتری که در وقت تأسیس مجمع ملل اعلان شده بود ، یعنی آن اساسی که تمام مناسبات بین‌المللی را ما تحت حاکمیت حق و عدالت می‌کند هنوز تنها يك وعده مانده است .\nآیا باین وعده وفا میشود ، یا وفا شده میتواند ؟ - این را کی گفته می تواند ؟\n( انتها )\nمحمد طاهر\n\nدر زوایای تاریخ :\nزنگیه بیضاء\nترجمه عبد الرشید لطفی\nسرمحرر مجله هدیه\nدر یکی از شبهای زمستان سال 1927 برای ملاقات مرحوم جاپارد بيك ، در موزه ویار بات قاهره رفتم ، مرحوم که بکو ششی در همان موزه بود مرا بگرمی استقبال کرده و گفت : مرد از دو روز است که بفکر تو بودم ، زير يك وثيقه خطی قدیمی کشف کرده‌ام که میخواهم آنرا بتو بسپارم تا بعبری ترجمه نمائی و وثیقه مزبور دارای يك حادثه تاریخی مجهولی است که برای اشخاصیکه مایل به بحث و تحری در زوایای تاریخ میباشند ذیقیمت است .\nاین را گفته و از جعبه میزشی يك ورقة زرد رنگ فرسوده و رنجیده پرده را کشیده بدستم داد، تا قرائت آن مشکل و بصعوبت ممکن بود از بعد معاینه متون آنرا ترجمه کرده و تا اکنون نزد خود نگاه داشتم . ايلك ترجمۀ مذکور را بنظر خوانندگان محترم میرسانیم .\nبا کشیش « پنچریه » در افریقایه نهر « پینجر » که در بلاد شان جریان داشت و جبل زنوج ، نام گذاشته بودند .\nدر آغاز دو قرن هشتم هـ ق نوی ( ص ) موافق اوايل قرن پانزده میلادی يك مملکت اسلامی تأسیس یافته بود که"}
{"book": "adl0789", "page": 597, "text": "صفحه ۶\n( شماره ۳۱ )\nمجلد پنجم\n\nدر اوایل قایدین عرب و بربر دران حکومت داشته و بسانها حکومت محمود خان که بدین اسلام مشرف شده و صنم های را که آبا واجداد شان قبلاً میپرستیدند شکستندند منتقل شد .\nاسم این مملکت « سنه کای » ونام پایتخت آن « کاجوا وجا جو » بود و این همان شهر پست که بسانها او رو پاتیان آنرا « جاو » نام گذاشتند\nشهر کاجو بعد از فتح مسلمین مدینه قشنگ و ریبائی شده، تجار از هر طرف و هر مملکتی بدان رجوع کرده و مختلف امتعه و حاصلات دران حمل کرده برای رسیدن آن گاهی صحرای کبیر ویا از ورای بحر ظلمات میگذشتند . درین شهر مسجدی وسیع و جمیلی بود که مسلمین آنرا بنا نهاده و میخواستند عیناً مثل قصر « الحمراى » غرناطه بسازند . در بغل این مسجد قشنگ قصر عالی بود که با فرش های ممتاز مفروش شده و با پنجره های که شیشه های ملون زینت یافته بود امتیاز یافته و داخل آن خزانه های قیمت بهای بود که يك دمش طلا بوزن چندین رطل بین این ها وجود داشت .\nساکنین این بلاد به لغت مخصوصی که مزيج از لغت اصل شان ولغت عرب بود تکلم میکردند . در یکی از روز ها سلطان جمعی از مسافرین نو وارد را در قصرش پذیرائی میکرد که ایشان مخلوط از مسلم ومسيحى و یهودی وغیره ادیان بودند از بین این جمعیت انگفر صفوف مقابل را دریده و در مقابل سلطان بزمین\nافتاد و پیشانی خود را دلیل بر خضوع و خشوعش به شاه مخاك ماليده اظهار داشت :\n« ای شاه ، وقتیکه هنوز ازین دیار دور بودم از مردم تعریف مملکت تر اشنیده و اعمال بزرگی از تو ذکر میکردند و میگفتند که پادشاهی رحیم و عادل میباشی این کسی را که الان در مقابلت می بینی شخصی مسیحی و از ابنای فرانسه است که در شهر یکا « تولوز » نام دارد ، وشاید آنرا بشناسی تولد یافته است نامم انسلم دتر الجسبه ومنسوب بخانواده شریفی میباشم که در حسب ونسب عالی و عریقی بوده و افراد خانواده آن بتمسك در پایبندی بوظايف وطن و اخلاص به پادشاه اشتهار دارند من خيلی مایل بدرس و بحث میباشم و درین راه صرف حیات می نمایم . در انحاى ممالك غربی سیاحت کرده و از راه بحر بمصر رفتم و اهرام آنرا ملاحظه کرده و به لبنان جهت مشاهده از لبنان ، مسافرت کردم و بعد از مسافرت طویلی با اهل خود بوطن عودت کرده و شنیدم که جماعتی از نور ماندیها مصمم مسافرت طولی برای اکتشاف مجاهل بحر ظلمات میباشند با این جماعه منهم ملحق شده و روانه مسافرت شدیم ، اما يك باد شدیدی در مقابل ساحل افریقا بر خاسته و مجبور بنزول بيكه شديم ، در خشکه از رفقایم دور شده و راه را گم کردم و وقتی بجائی که در اول پائین شده بودم رسیدم\nکه سفینه لنگر خود را بر داشته و از ساحل دور شده بود ...\n« در ینحال تنها در بلادی که نمیشناختم ماندم ، اما در همان ساعت مصمم آمدن نزد تو گردیدم . و با معرفتی که بزبان عربی داشتم توانستم با مردم مفاهمه نمایم و چند روزی نگذشته بود که بقافلهٔ که عازم اینجا بود ملحق شدم ، باین شهر قشنگ ، با این قافله مسافرت کردم و بقصر تو سالم رسیدم . الحمدلله و از حسن ضیافت و کرم و عدل تو اطمینان کامل دارم ! »\nسلطان تبسم کرده و از صراحت این مسافر تعجب نموده بعد از مصافحه با وی ظهار داشت :\n« من ترا عفو مینمایم ای فرانسوی نصرانی ، زیرا شخصی فصیح و صریح اللهجه میباشی که کذب و نفاق را نمی شناسی . و آنگاه ملتی را که تو بآن منسوب میباشی احترام میکنم ، زیرا بسیار چیز ها از ایشان میدانم . درکاجو مهمان ما میباشی و از حالا باید بدانی که بین جماعهٔ وحشی و جهلا که به هیچ چیز عالم نمیباشند نمیباشی . و شاید بچشم خود به بینی که تجارت کتب و علوم در مملکت ما مثل تجارت عاج و حجار قیمتی و شیشه های ملون رواج کامل دارد .\n« لغت این بلاد را میدانی و بوسيلهٔ زبان ممکن است که با علما و رجال شرعی ما مذاکره و صحبت نمائی . چند سال قبل ه ابن بطوطه » بمملکت ما آمده و با بهترین آثار و خاطر ها از اینجا رفت ."}
{"book": "adl0789", "page": 598, "text": "صفحه ۷ شماره ۲۱ مجلد پنجم\n\nطبیب مشهوری داریم که هر که او را دیده به نبوغ و سعت علمش قایل شده است شاید ترا وا دار بسازیم که همرای او راجع بمعالجه امراض با گیاه ها و اعشاب و میوه ها مذاکره نمائی، و نام این طبیب «ابن علی» و در نزدیکی اینجا مسکن دارد .»\n«انسلم» چندین سال در «کاجو» اقامت گزیده و حیات آنجا خیلی برایش گوارا واقع شد، زیرا اوقات خود را با مباحثه علمی همرای طبیب ابن علی یا معلومات در عادات و اخلاق و تقالید ساکنین شهر میگذاشتند. سلطان در هفته يك یا دو مرتبه رعایای خود را در قصرش میپذیرفت. و به موسیق دانها و شعرای که از شرق و غرب نزدش میآمدند نعم و عطایای زیادی می بخشید. وقتی که انسلم فهمید که در مملکت سنقای زنها متمتع از حریت و آزادی کامل بوده و در اداره شئون خصوصی و عمومی با مرد ها شرکت می ورزند به دهشت و تعجب زیادی دچار شد. همچنان این را بخوبی حس کرد که سلطان اهل بلاد خویش را بقبول دین اسلامی مجبور نمی سازد. بلکه آنها را در بقای عقیده سابقه یا خضوع به تعالیم قرآن کریم آزاد گذاشته است\nروزی نظر انسلم دیزالجه به دو خیزه زنگی شکلی در منزل یکی از بزرگان افتاد ، و نزدیکش رفته و از بیاناتش فهمید که از پدرو مادر یتیم میباشد و این شخص بزرگتر منش او را از صحرا بخانه\nخود آورده و در بین قبائل «طوارق» اقامت داشت که این شخص بطور فرزندی او را قبول کرده و از آنوقت بدین زنها و اولاد هایش بسر میبرد.\nبعد از مرور زمان صداقت این دو جوان به محبت و بعد بعشق و علاقه تبدیل یافت و انسلم قبول زوجیت را به او پیشنهاد کرده قبول کرد و نظر به پدر خوانده خود را شرط قرار داد. پدر خوانده اش جواب قبول داده برایش گفت که در قبول کسی که میخواهد آزاد است. بعد چند روزی دیز الحجه حفله عروسی خویش را بر پا کرده و پس از یکسال دختر قشنك زنگی مثل مادرش از ایشان بوجود آمد ، که فقط يك خط سفیدی در جبین و سه انگشت در دست راستش سفید بود. این ظاهره عجیب اهل شهر را بران واداشت که اسم دختر انسلم دیز الحجه را «زنگی بیضا» بگذارند.\nاما زوجه او به نسبت همان قبیله بدوی که منسوب بان بود «سلام الطارقيه» نام داشت. درینوقت انسلم فرانسوی شروع به تالیف قاموسی لغات مختلفه بلاد کرد. و در مقابل هر لغت نام فرانسوی ولاتینی آنرا میگذاشت اما انسلم بلاد واهل وتزه یکسالش را فراموش نکرده و در طول این سال های که در «کاجو» بسر برد وطنش قطعاً فراموش نشد چنانچه روزی زوجه خود را از شوق برفتن وطنش اطلاع داده و اظهار داشت که به تو لوز برگشته چند ماهی در آنجا\nاقامت نمایند و دو مرتبه به سنقای عودت نمایند.\nزوجه اش باین امر راضی شد، اما شخصی که او را تربیه کرده و بزرگ نموده بود، رفتن او و شوهرش را قطعاً قبول نکرده و به انسلم اظهار داشت که هر گاه «سلام» را که از اولادهایش بیشتر دوست دارد از وی دور کنند انتحار خواهد کرد.\nدیز الحجه بی جهت سعی در اقناع او نمود زیرا شخص مذکور به امتناع خود اصرار داشت و بالاخر فرانسوی مجبور شد که همرای زوجه و دخترك كوچك خود و ابن علی طبیب و سه نفر از زنگی های خادمان خود به پنهانی از کاجو مسافرت نماید چنانچه تمام اینها همرای يك قافله که روانه تونس بود حرکت کردند، در تونس با یکنفری که عقب ایشان از کاجو مسافرت کرده بود مصادف شد. وشخص مذکور اظهار داشت که آن بیچاره که «سلاما» را تربیه کرده و مثل دختر خود دوست داشت؛ از حزن و بد بختی زیاد مرد و تا آخرین دقایق حیاتش نام «السلم» را تکرار میکرد.\nسلاما از شنیدن این خبر خیلی گریه کرده و شوهرش نیز از شنیدن آن خیلی متأسف و غمگین شد. بعد از چند روزی تمام آنها سفینه را که روانه مار سیلیا بود سوار شده و همه خود را به سعادت آینده نوید میدادند. ولی پیش"}
{"book": "adl0789", "page": 599, "text": "( شماره ٣٠ )\n\nامدهای بخت و اقبال عکس آرزوی شان را بآنها پیش کرد، زیرا در میان بحر يك عمده دزدان دریائی از اهل الجزایر برایشان هجوم کرده و سفینه را متصرف شدند و رجال و اطفال و زنها همه را بسفینه خود بردند .\nاما السلم توانائی خود را باثبات داده و در يك گوشۀ متروکی در قسمت زیرین کشتی مخفی شود ، بر اثر این حادثه باد تندی بر خاسته سفینۀ دزدان دریائی را بطرف ساحل راند ، و در آنجا تمام اسری به فرار موفق شده و در آنجا با اشخاصی که خود را در اول از چنگال دزدان نجات داده بودند ملاقی شده و همه از دیدار همدیگر مسرور شدند، اما بگرسنگی، تشنگی، گردن، و بلیات الهی را شکر گذار شدند.\nاخيراً به مرسیلیا واز آنجا به تولوز رسیده السلم به اهل و اقربایش هدایای زیادی را که از سفینه ی با خود آورده بود تقسیم کرده و حوادثی را که بالایش گذشته بود با مخاطرات و سفرهای عمده که منتهی به كابو او نادواح يا لاتکدیه مسلامای قشنگ ، شده همه را بنقل و قصه نمود .\nبالآخر ايام آنها سكونت همیشگی تولوز را تصمیم کرده واز رفقق متمای متصرفي غدائده و از ان تصمیم خود ها بۀ ايمان هم غريضةً فرستاده تا الان نسلی طیب ترهریری شان در اقام تولوز باقی مانده وصیت مشهر اش ایام بلده را بچیپره و حتنی تا بگوش شاه فرانسه رسیده باری خود طلبی کرده و بعد ازین روز خانم در اتاقی\n\nاو مانجی شده و همه وقتی که بدرد و علاج محتاج میشد باو مراجعه میکرد .\nدختر السلم در الجزایز دک شده و خانواده اش میخواستند که ( مرتا ) برایش نام بگذارند . اما السلم بهمان اسم اولیش که صا کنین سغای برایش داده بود اصرار ورزیده و به همان نام رنگيۀ بيضاً باقى ماند\nوقتیکه بعمر هفده سالگی واصل شد بسیاری از جوانان تولوز دست ازدواجش را طلب کردند ، اما هويتي يك جوان شرقی را موسوم به اوچی دو فوداس ، به شوهری اختیار کرد ، وحیله عروسی شان با محفل تمام منعقد شده هدایای زیاد برایشان از تمام اشراف تولوز و پاریس رسیده رفت ، از ان نسلی طيب در تولوز بعمر ٧٣ سالگی مرد و میگویند که حامعیان وی هم در عدیش مخلوط کرده بودند تا از رقابیش نجات یابند . اما السلم ديتر الطبع و سليم روحتر بي سيال هاي دراي اندکی کرده بعد از رنکيه ، بيضاً مالك دو دختر دیگر نیز شدند . و هنوز هم در تولوز قصه این جوان بیان کرد را که نام بلده ش را برده و ملام و آب و انسانیت خدمت نمود بر می آید .\nاما مر تاه رنكيۀ بيضاً و همری شوهرش بپارس مسافرت کرده و در جمله در باریان شاه داخل شده بين اشرف فرانسوی مثل شکوفه پی بالغ میدر خشید .\nاین بود محتویات این ورقه فرسوده که دران شب زمستان بانزل بیلیارد و بدیدم\n\nصحیات\n\nامراض جهار هضم\n(٨٧)\nامراض آن بنوع بطی بعضی علامات مخصوص ظاهر میشود .\nبالخصوص در شب از خشگی و ترکیده گی وسیاه شدن لب ها معلوم میشود . در صورت ابیاری کردن و ترساختن لب ها اسباب ناخوشی ( دسقی ؟ چلل ) و چاپ کردن آن در کام بین است .\nدر بعضی مریض اطراف لب ها نیز مرده میشود ، لکن بزخم پزه گی تماس نکرده نشود ، دهن ، غدد لعابیه ، زبان اکثراً چسپیده وبيك طبقة سفيد پوشیده می شود ، هر وره متعدد بالخصوص بعد هرفه ها بايك قدری چپره پریس که بعد کا مسموم بعد از درجه اش راپین در محفظه اش گذاشت و محفظه را واپس جایش گذاشتم . چنانچه شاید تا امروز هم در همان جعبه مسیر باقی باشد ."}
{"book": "adl0789", "page": 600, "text": "صفحه ٦\n( شماره ٣ )\nبصفحه پنجم\n\nاولاً باب خالص صابون دار خوب شسته\nشود بان دهن ودندانهای مریض پاك\nکرده شود در صورت خشکی لب و دهن مریض\nباب معدنی مذکوره فوق تر کرده شود .\nامراض گلو و التهاب گلو ، وخناق :\nيا حاد و یا مزمن می شود . اواتر التهابکه\nبین التهاب های گلو پیش می شود\n( دیفتری - خناق ) است .\nعلامات التهاب های گلو :\nاماس لوزتین ؛ در فرو بردن چیزی\nحس کردن درد ، ورم کردن ، پیش\nشدن حرارت است .\nدر التهاب های گلو بـواسطه غر غره\nنما سرد و يا كرم وبا طلا يده يتي ملامین ادويه\nدر كلو ويا بـتو ـ ط بخار ( انها لیشن) تداوی\nکرده می شود .\nدر خناق ( دیفتری ) پیچکاری سیرم\nنیز کرده میشود .\nامراض مری ومعده :\nاز تکالیف درد در مری ومعده است .\n( غثيان ) یعق در معده و در بعضی\nمعده غشاء وبری توائی وسكر ( با لخه\nوصقرا قی ها مانند رنگ گندنه سبز )\nظاهر و در بعضی امراض سل وحميى\n( تب د مغى ) به غایت رسانيدن اشيا\nئیکه در معده باشد و در استفراق خون\nدیده میشود .\n\nخبر هاي خارجي\nتماس :\nچين و ژاپون\nچین :\nشانگهای ١٦ دسمبر ـ يك ميتنگ\nبز رگ از طرف طلبه و کار گران چینی\nنشان داده شد ، وخواهش نموده اند که\nچین از مجمع ملل خارج شود . وهم\nامضاء اعتصاب عمومی نمودند .\nخون اگر سرخ اشد جدید و اگر دیرینه\nباشد رنك خون سياهست وهضم شده\nگی است .\nخونیکه با مواد خلط ( بزار) خارج\nمیشود به مثل رنگ ( قهوه - قوروم )\nو آبگین سیاه و یا درخشان سرخ است .\nخونیکه سرخ میباشد از حصه پائین\nروده می آید قی های طبیعی وغیر طبیعی\nو پراز مریض از معاینه دکتور گذشته\nشود .\nبرای قطع کردن استفراق به نوشا\nنیدن مایعات آبگین نهایت سرد مانند\nآب ( ربوی به ر ) و خوراندن تکه های\nخورد خورد یخ و بگزاشتن کیسه یخ\nبالای معده و به شستن معده مراجعت\nکرده میشود .\n( بقیه دارد )\nسید حفیظ جاهد\n\nچین - ١٥ دسمبر - در روز ۱۱ دسمبر\nطیاره های جاپانی که بالای شهر\n( لی هان ) که در قرب ( نان ها )\nواقع است ، ٦ بمب انداختند . وقريب\nيك قطعه قشون عسکری ژاپون که تعداد\nآن بالغ به ٥٠٠٠ نفر است ، وقبلاً\nدرشهر ( مان آى گوان ) مقیم بودند\nبرای جنگ آماده گی دارند .\nدر شمال شهر ( سین مین ) در خط\nاهن ( پى پين - مكدن ) قشون ژاپونی\nبالای قشون چینی حمله آورده ، و آنها\nرا عقب راندند .\nشانگهای ۱۸ دسمبر ـ يك جمعيت\nبزرگ از طلبه ( پى پين ) و ( نانه قان )\nعمارت وزارت خارجه نانکن را بر باد\nنمودند . وانتر طلبه مذکور از پولیس\nاسلحه گرفته عمارت ، مجلس ( گوه من\nنات ) را در حین انعقاد جلسه\nاحاطه کردند . وزیر (جنگ کای سی)\nرئيس حكومت خواهش ملاقات نمودند\nچون ( جنگ کای سی ) مذکور\nنبر آمده ويك وزیری دیگر را فرستاده\nبود، طلبه بالای وزیر مذکور فیر نمودند،\nحیاط مرکزی ( کوو من تانگ )\nرا محصور نموده ومحا برات آنها را با دنیا\nقطع نمودند .\nاغتشاش طلبه درشهر ( تای بین ) هم\nجاری بود ، وعمارت حکومتی انجا را\nهم ویران کرده اند .\nژاپون :\nتو کیو - ۱۸ دسمبر وزیر حرب جاپان"}
{"book": "adl0789", "page": 601, "text": "( شماره ۲۱ ) مجلد پنجم\n( ایواکی ) ، يك لوا پیاده ويك تعداد بود ، یعنی حصه شخصی ۱۰ فیصد خواهد روما - گاندی صبح دیروز وارد این\nمختلف عسکری دیگر هم به مانچوری بود . جا گردید و تا روز یکشنبه به حیث میهمان\nمقررند .\nبرای اقتصادیات حکومتی و اشتراکی جنرال ( موریس ) رئیس سابق هوا پیمائی\nتوکيو - ۱۹ دسمبر - تبادله اسکناس تراکتور های جدید داده میشود ، و ملکی در انجا اقامت خواهد نمود\nبا طلا رسما قطع شده است . مجموع قوه آنها به ده لك ( هارس پاور ) موسو لینی گاندی را ساعت ٦ شام شنبه\nلندن ۱۸ دسمبر - قشون فرانسه در قوه اسپ خواهد رسید . تعداد کار گران قبول نموده و امروز گاندی به طرف\nاندو چین به بهانه اینکه اشرار را تعقیب در اقتصادیات حصه حکومتی به ٥٠ لك\nونیز ی حرکت میکند .\nمی کنند ، از سرحد (گوان سی ) چین نفر خواهد رسید .\nرو ما - گاندی بطرف بر ند ز ر روان\nعبور نموده است .\nایران :\nاست در عین اقامت خود در روم ، قبل\nهند :\nطهران ١٥ دسمبر - حکومت ایران از ملاقات موسو لینی، خيلى مصروف\nلندن ١٦ دسمبر در جلسه شرکاء به يك سندیکای شرکت های او روپائی بود . در يك روز به وا تيکان رفت و\n( شرکت بزرگ جہیزات ) لارد و امريك ، در خصوص دادن امتیازات و موزیم را ملاحظه نموده و مکتب شاهی\n(انچكپ) التیماتومی را که از طرف برای استخراج معادن ایران داخل را نیز بدقت معاینه کرد .\nکانگرس ملی هند به سرمایه داران مذاکره شده است .\nرو ما ١٤ دسمبر - ملاقات گاندی\nانگلیسی در هند کار میکنند ، تقدیم\nداده بود ، قرائت نمود .\nسندیکای مذکور تا اندازه ٥٠ لك با موسو لینی در روز شنبه برای ده دقیقه\nپوند برای حکومت ایران قرض میدهد . دوام داشت و تماماً مصروف سوالات\nکانگرس از شرکت های انگلیسی در\nزیادی شد که موسو لینی راجع با وضاع\nهند چنین خواهش نموده است :\n***\nهند می نمود .\n۱ - سه يك حصه سرمایه شان هندی رایوتر\nگاندی به مزار عسکر گمنام رفته\nباشد .\nدر حال حرکت گاندی بطرف\nتمام شهر را نیز سیاحت نمود .\n۲ - دو حصه رؤسای شان هندی\nهند\nروما - پرنسس ( ماريا ) كوچك\nباشد .\nمیلان - ۱۳ دسمبر - =\nترین دختر شاه ایتالیا ، شام گذشته\n- ملازمین و مستخدمین شان ، همه\nگاندی از میلان بطرف روم عبور نمود\nهندی باشد .\nبصورت غیر مترقب ، قبل از روانه شدن\nدر وقت توقف در ستاسیون دروازه گاندی بطرف برندزی به ملاقات گاندی\n٤ - شرکت های انگلیسی ، سهاملی\nاطاق درجه سوم خود را باز نموده دست\nرا وارد کنند که در هند ساخته به می\nرفت ، و برای نیم ساعت با گاندی\nخود را بطرف يك جمعيت كوچکی که در گفتگو نموده و دو شام با گاندی اجری\nشود .\nآنجا اجتماع نموده بودند ، حرکت داد عبادت نمود .\nس س س ر :\nمأمورين استاسیون با و يك اطاق درجه رو ما ١٥ دسمبر - گاندی در مبین\nمسکو ١٦ دسمبر - از روی حساب\nاول را تقدیم نمود . و گاندی قبول ملاقات خود با نماینده - گیبر و نامی\nيك نقشه کشی در ۱۹۳۲ نود فیصد از\nنموده با رفقای خود باطاق درجه اول ایتالیای - در روم گفت من به هند باز\nتمام حاصلات زراعتی حصه مشترکه خواهد\nرفتند .\nمی گردم که مجادله را بر علیه"}
{"book": "adl0789", "page": 602, "text": "صفحه ۱۱\n( شماره ۲۱ )\nمجله نجم\n\nکابل\n\nخبر هاي داخلي\n\nنماينده هاي افغاني\nدر مجلس تقلیل سلاح\n\nدر مجلس تقلیل سلاح که به ژنو بتاريخ\n۲ فروري ۱۹۳۲ انعقاد مي يابد علاوه\nمشمولین مجمع ملل از افغانستان روسيه\nو تركيه نيز دعوت كرده اند .\nافغانستان این دعوت را پذیرفته و آقایان\nعبد الحسين خان سفير افغاني در روما ومحمد\nعمر خان رئيس ارکان حرب عمومي را براي\nشموليت در آن کانفرانس معرفي کرده\nاست چنانچه آقاي رئيس اركان روز\nدوشنبه گذشته از کابل بسمت اروپا عزیمت\nكردند و آقاي سفير هم از روما در آنجا\nشمولیت خواهند ورزید این دو نماینده\n\nبقیه صفحه ۱۰\nانگلستان ادامه نمایم و مجادله مذکور\nمانند آنكه تا بحال بوده است ، مبري از تشدد\nخواهد بود . تشدد مترادف شکست\nهندوستان است . مگر در مقاومت سلمی\nذخاير خيلي متين قوت را مالك است و\nچيزي دارد كه انگلیس بايد از ان خائف\nباشد . و اظهار شكر نمود كه مقاطعه\nبا انگلستان ضربه شديدي وارد خواهد\nنمود . لا كن مقاطعه ما با اشخاص نی\nبلكه با مؤسسات سياسي و اموال\nخواهد بود .\n\nمحترم اولي از جنبه كشوري ، دومي من\nجانب لشکري بنام نماينده هاي افغا نستان\nشامل مجلس تقليل سلاح خواهند گردید .\nقرار اطلاعات واصله که دول شوروي\nو تركيه نيز اين دعوت را اجابت کرده و\nنماينده هاي خودشان را معرفي و اعزام\nخواهند کرد.\nتجدید رتبه صاحبمنصبان :\nيكعده منصبداران کوهدا مني و كوهستاني\nکه در اثر انقلابات داخلي بنظريات امنيت\nپسندانه حکومت موقتاً از کار بر کنار\nشده بودند بروز پنجشنبه ۲۵ قوس بدر بار\nعام شرف حضور ملوكانه را حاصل کرده\nپس از شنیدن یکسلسله نصايح وعلت وقفه\nآنها براي چندي از كار مجدداً بمناصب\nسابق خود شان بر قرار گشتند .\nاسماي منصبداران :\n۱ محمد عمر خان : غند مشر ثاني\n۲ محمد حسین خان : \n۳ عبد الغني خان : \n٤ محمد ایوب خان : \n٥ غوث الدینخان : \n٦ عبد الوكيل خان : كند کمشر\n۷ شير محمد خان : \n۸ جمعه خان : \n۹ حضرت خان : \n۱۰ محمد سرورخان : \n۱۱ محمد حنیف خان : \n\nورود صاحب امتياز انيس :\nجناب محي الدينخان صاحب امتياز\nانیس که براي معالجه در هندوستان تشریف\nبرده بودند بيمن زودي مراجعت كردة\nوبروز پنجشنبه وارد کابل گردیدند علت\nعدم توقف ومعالجه آنها در هندوستان\nنسبت بحال او شان همان موافقت ذرايع\nمعالجه کابل دهنده بوده که خود محزي\nالیه براي ندیدن یکتا متیاز مرا و فدا نکردن\nكدام اطمینانی از ترتیبات معالجه آنجا\nحیات کابلی را براي خود تر جیح دادهاند\nواينجا همان معالجات سابقي را در زیر\nنظر داکترهاي موجوده ادامه خواهند داد.\nکتابخانه و قرائت خانه نور :\nروز شنبه ۳ جدي در جاده ارگ مقابل\nهوتل کابل قرائت خانه و کتابخانه باسم\nنور افتتاح گردیده و عصر ها تا پاسي\nاز شب گذشته برای پذيرائي خوانندگان\nو هوشمندان مطالعه کتب و جرايد\nآماده است .\nبانی و مؤسس آن آقايان رشيد خان\nلطیفی نگارنده مجله صبحیه وسید ظهور الدين\nخان چشتي معلم مكتب امانی است اگرچه\nيك مؤسسه تازه بروي كار آمده است\nبار هم همه قسم کتب و جراید داخله و\nخارجه در آنجا موجود است ما از وجود\nاین مؤسسه نافع که ذرایع ترقیات\nعرفانی مملکت عزيز ماست بسیار\nخشنودی کرده و از آقایان مؤسسین تمنا\nداریم در بسط و توسعه آن کوشیده و"}
{"book": "adl0789", "page": 603, "text": "( صفحه ۱۲ )\n( شمار ۳۶ )\n( مجلد پنجم )\n\nتاسیس کورس های فرانسه و انگلیسی را هم که شنیده ایم از مربوطات آن خواهد بود ، زود تر دائر نمایند تا استفاده های عرفانی کا طالبی دانش از همت اینکه نوجو انان وطن مترصد اند يك آن بیشتر بورطہ عمل آمده و اکمال شود .\n\nمبادلات تلگرافات\nتلگرام اعلیحضرت غازی بعنوان\nاعلیحضرت شاہ ایطالیا\n\nبه تقریب جشن تولدی آن اعلیحضرت تبریکات دوستانه و احساسات صمیمانه ام را اظهار نموده ترقی و تعالی ملت نجیبهٔ ایتالیا را با سعادت و مسرت خدمت مآب شما تمنا مینمایم .\n\nتلگرام جوابیہ اعلیحضرت شاہ\nایطالیا بعنوان اعلیحضرت همایونی\n\nاز احساسات محبت کارانہ اعلیحضرت شما صمیمانه تشکر کرده صحت مندی و ترقیات مملکت شاهانه را خواستارم .\n\nمتخصص گوگرد سازی\nبر اساس نظریات منتشره شماره های قبل برای ترقی صنعت گوگرد سازی ، وزارت تجارت قبلاً بہ قونسلگری بمبئی مراجعه نموده بود که با یکی از نماینده گی های کمپانی گوگرد سازی سویدن مفاهمہ نموده ، یکی از متخصصین آن را برای معاینه فابریکه گوگرد سازی کابل و مطالعه در مواد خام گوگرد پیدا وار افغانستان \nبکابل بفرستند ، قونسل اعلیحضرت در بمبئی بہ قونسلگری سویدن مراجعه نموده و ایشان از کمپانی گوگرد سازی سویدن در بمبئی مستر هنتزل را معرفی نموده بودند اینک مشار الیه چند روز است بکابل وارد شده و مشغول مطالعات فنی خود است تا از نتیجه آن یک راپورتی بوزارت تجارت تقدیم کند .\n\n٤ نفر متخصص ریسنده گی\nماشین های پشم رنج ریشی جبلکہ از کمپانی اوین ماتنکس « جرمني » خریداری می شد کمپانی متعهد شده بود کہ برای اقامہ و بکار انداختن دستگا های مذکور انجیري هاي متخصص بافغانستان اعزام دارد کنون که فابریکه های مذکور بجبل السراج وقندهار وارد شده وزارت تجارت بوزارت مختاري اعلیحضرت در برلین مراجعه نموده که بشرکت اوینن ماتنکس اطلاع بدهند کہ حسب قرار داد خود چار نفر متخصص ریسنده گی : ۳ نفر براي مدیر فابریکه پشم ريسي قندهار ويك نفر برای دائر کردن فابریکه نخ ريسي جبل السراج بفرستند .\n\n( اقتصاد )\n\nاخبار ولایات\nهرات\nافتتاح مكتب ابتدائي\nبروز چارشنبه ٢٦ عقرب سال جاری بحضور ، آقای عبدالرحیم خان نائب سالار\nو کیل الحکومه هرات و آقای عبدالوهاب خان مستوفی و دیگر معاریف و غزہ شهر هرات بکمال شعف وسرور ، مکتب دوم ابتدائی افتتاح و خطابه های چند از طرف آقای نائب سالار و مستوفي و محراب الدینخان مأمور معارف آنولا ایراد گردید .\n\nتمدید لین تیلفون :\nانشاء سرك وتمدید لین تیلفون قلعه نو مرغاب درین روز ها بسر رسیده است .\n\n***\n\nو نیز لین تیلفون از شهر هرات بہ قلعہ نو امتداد یافته ، ومخابرات جاری است.\n\nضبط مال گویژی :\nيك عراده موتر حامل بسته مال میرزا محمد آقا ومیر زا محمد مهدي از هرات بطرف مشهد ( ایران ) میرفت در حین راه از طرف ما مورین گمرك توقيف وبعد از تحقیقات ضبط گردید .\n\nقندهار\nوفات :\nجناب مرحوم مولوی دین محمد خان کہ یکی از علمای مشهور قندهار و مرجع طالب های انولا گفته می شد ، بروز نهم قوس ۱۳۱۰ حیات فانی را بدرود گفتند .\nانا لله و انا الیہ راجعون\nجناب موصوف به اصلاح اصول دروس وتبليغ احكام شرع محمدی ( ص ) تمام عمر خود را مصروف داشتند ، و ازین رویہ طالب های انولا از اوشان فیض فراوان رسیده است ."}
{"book": "adl0789", "page": 604, "text": "صفحه ۱۳ شماره ۳۱ مجله سراجیه\n\nفکاهیات\n\nپرچنه گی:\nیک نفر اروپائی پرگوئی در اطاق ریل با رفیق کم دماغ خود بنای صحبت را گذاشت :\nـ امروز هوای خوبی بود .\nـ هیچ جوابی نشنید\nـ طرف صبح خیال کردم میبارد وشکر اینکه می‌بینید که هوای قشنگی است .\nـ باز هیچ\nـ انسان نمیداند آینده دنیا چه خواهد شد بحران اقتصادی عالم و اوضاع بیکاری عمومی بسیار اوقات آدم را بجریان بالات خود متوجه می‌سازد .\nـ باز هیچ .\nبالاخره دل گوینده بتنگ آمده بلهجه بسیار تاسف آوری گفت :\nعفو کنید آقای محترم این سوال بی ادبانه ، مگر شما کر یا گنگ هستید ؟\nـ بلی !\n\n***\n\nاین پر گوئی و کم حرفی دو نفر اروپائی يك قضیه دو نفر پر گوی [وطن] را بیاد آورده، دلم بسوخت بحال آنکسی که بیچاره با طرف کم حوصله دوچار شده و در ظرف چند دقیقه گفتار بیشتر ازيك كلمه ( بلی ) هم نشنید . یکی از رفقا گفت باین روز ها بايك نفر رفیق پر حرفی که کار ضروری داشتم ، ناگاه بین راه مصادف گشتم ، دیدم حریف هم پینه بدست آورده و روی سرك غول بتول شده اند .\n\nکمی پیش رفته ومنتظر ایستادم تا از هم قطار خود جدا شود ، به او عرض مطلب کنم . ۵ ـ ۶ دقیقه توقف کردم ، دیدم هنوز از تعارفات معمولی و سر و دست زدن ، یا احوال پرسی های چچ و پوچ و خورد و ریزه فامیلی همدیگر فراغت نیافتند . صلاح در آن دیدم که رفیق را بخانه خود دعوت کنم.\nچون این دو نفر بسیار تشنه گفتن بوده و پس از اوقات طولانی مانند همدگر خود را بدست آورده بودند ، هیچ نشد بهمین زودی ترك يكديگر گویند و هر دو چنه زده و راه رفته تا متفقاً وارد منزل من گردیدند . در آنجا هم تا هنگام عصر تا پاسی از شب گذشته هم چنان در مکالمه بودند ! علاوه آنکه فرصت برای اظهار مقصد خود نیافتم ، سرم بدرد آمده ، ساعتی بیرون خانه رفته و بآنها را ترك گفتم .\n\nوقتی بر گشتم باز دیدم ، بنهایت شوق و بدون احساس خسته گی سر گرم صحبت اند بلکه يك ورود تازه و حرف تا زه ئی که يك دقيقه هم صحبت آنها با وقفه بدهد چشمه‌های گوینده را ایقاق می‌نمود .\n\nخلاصه نان خوردم در صحبت ـ چای نوشیدیم در صحبت . دست شستیم در صحبت بالاخره چراغ را خاموش کرده و تا من بخواب رفتم صدای صحبت آن دونفر بلند بود. از این هم رنگین تر وقتی صبح از خواب بیدار شدم ، باز دیدم دو نفر هم کار سرها را از زیر لحاف بیرون آورده او مشغول تشريح سوانحات روز پیش و تعبیر خواب های شب گذشته واز کیفیت خنک و تنگی لحاف می بخشیدند .\n\nمن دیدم رفقا از دیروز تا حالا بدون يك مقصد و اراده ماشین های گفت و شنید را بکار انداخته اند .\nوای از انکه من از اظهار مطلب خود يك موضوعی هم در پیش گناه خرافات یاوه سرائی آنها بگذارم . آنوقت يك مخاطب خواهم بود بطرف یکجبهه در مقابل دومتکلم . وهفت شب و هفت روز هم میهماندار خواهم شد برای دو مفت خور ـ بدون ثواب دین یا دنیا .\n\nپس خانه را برای آنها گذاشته بدون يك كلمه ادای مقصد و یا حرکت دادن زبان فقط با شاره دست و سر باغتنام موقع احترامات فایقه را تقدیم داده ، با صطلاح دو پا داشتم و دوپای دیگر هم قرض کرده از زینه ها چارنال واز کوچه ، بخانه تاخت تا جائی که صدای آنها شنیده می شد فرار کردم ."}
{"book": "adl0789", "page": 605, "text": "مؤلف : له پلاتیه دوالتوی (٢٥) مترجم : حبیب الله طرزی\nمادام سان ژین\nاز فصل چهار دهم\n( کودتا )\nناپلیون حرف او را قطع نموده گفت :\nله فیور عزیزم ! تو يك ركن متين جمهوریت\nهستی چطور میگذاری که در دست قانون\nدانها ضایع شود ؟ اینجا ، اينك\nشمشیری که در محاربة ( اهرام ها )\nبا خود داشتم تو آنرا بقسم شهادت\nاحترام و اعتماد من خواهی پوشید .» با این\nالفاظ شمشیر تاریخی و پیش قیمت\n( مراد بك ) را که دسته آن دانه نشان\nبود به له فیور آویخت .\nله فیور : « حق با شماست باید\nپا دری ها از میان برداشته شوند ! »\nدر شام همان روز که فرانسه نه تنها\nيك سلسلة پادشاهان جدید را مالك\nگردید ، بلکه بار دیگر سر نوشت او\nتبدیل گردید . له فیور کاترین را بوسیده\nگفت :\n« کاترین عزیزم ! این شمشیر ترکی را\nبه بین چقدر قشنگ است : ولی افسوس\nکه تنها برای مانوره و یا گرفتن ( پادری )\nها کار می آید ، ... من آنرا در غلافش\nخواهم گذاشت ! تا از دوستی ژنرال\nبونا پارت يك او كية مثل من را يادگار\nباشد . »\nمادام سان ژین : ـ ولی امید میکنم\nکه موقعی برای استعمال آن نخواهی یافت ؟»\nله فـيـور : ـ نی ! نی شمشیر خوب\nخودم که با آن در ( سامبرو موز )\nجنگیدم موجود دارم که همراه من خواهد\nبود و بهر جائی که بونا پارت ما را رهبری\nکند آنرا گرفته پیش خواهیم رفت . اگر\nهم بلاشاشه ها مركز باشد ! »\nاین را گفته و کاترین را بآغوش\nکشید چند تا بوسه های گرم بر لب های\nاو بنهاد .\nفصل پانزده هم\n( ما دام له مار شال )\nدر يك اطاق خواب خیلی قشنگ در\nقصر ( سنت كلو ) به آهستگی تمام باز\nشده خدمتگاره داخل گردید ، پرده\nهای که در اطراف شبكه های منقش بستر\nخواب ظریفی آویخته بود عقب کشیده\nصدا زد :\n« ما دام له مار شال ! ساعت ده روز است »\nيك صدای درشت از زیر لحاف جواب داد :\n« تو و ده مجـه هـر دو به جهنم ! چرا نه\nمیگذاری قدری بخوابم ؟ »\nخدمت گاره : « مادام لامار شال\nبسیار عفو می خواهم ! خود ما دام مرا\nامر داده بودند که ساعت ده حاضر شوم\nکاترین : ـ « اینقدر وقت ساعت ده\nشده است ، چطور يك خواب ثقيل شده\nام ، وقتیکه رخت می شستم خیلی وقت از\nخواب بیدار استم . در ایام مشروبات\nفروشی هنوز صدای اولین حاضر باش\nشنیده نه می شد که من بـر پا هایم می\nبودم ! حالا که ما دام له مار شال شده ام\nاز زیر لحاف بر آمده نه می توانم\nیالندوی مرابده که بر خیزم . »\nمادام له مارشال ، خانم خـو مـانـنـد\nترکمان شتم گویان از خواسته خواست\nجراب های خود را بگیرد ولی بعد از\nتجسس بسیار ناکام شده خدمتگاره را\nبكمك خود خواست . آنهم بعد مشقت\nزیاد از كـدام كثیفی آنرا یافته برای\nبی بی اش حاضر نمود . بعد از رفع این\nجنجال ، جنجال بزرگ تر دیگری بر\nروی کار آمد زیر اخدمتگاره بیچاره\nبرخت پوشاندن مادام مشغول گردید . کاترین\nاگر چه ما دام له مارشال شده بود ولی\nادا های مقبول پر از نزاکتی که در\nاردو گاه و سفال رخت شوهی حاصل\nکرده بود یکی را هم از دست نداده بود\nبعد از ان ایام قسمت نه تنها وضع بعضی\nاز اشخاص را تغییر داده بوده بلکه همۀ\nروی یورپ را منقلب ساخته بود. افسر\nطوپ خانه ( تولون ) يا مشتری مفلس\nقصره کوچه ( رویال ) از عهده سر\nافسری اعلی بمقام ( کونسلی اول ) و از\nآنجا بمرتبۀ امپراطوری صعود نموده بود"}
{"book": "adl0789", "page": 606, "text": "شوکت عسکری برای او تخمی برپا کرده بود که حتی پادشاهان نیز مجبور بودند در مقابل او بزانو شوند و ژنرال های شجاعی که در اطراف او جمع بودند ، نیز مانند خود او از اعماق پست مذلت به سطوح تعالی و ترقی بر آمده بودند .\n\nپیش بینی های فال بین ( و وکسال ) در حق له فیور و عائلتش کاملا به حقیقت پیوست . ساوژن گارد ها از رفیق خودش ( هوش ) خوش قسمت تر بوده بسرعت فوق العاده پیش رفته بمناصب بلندی ارتقا جسته بود و چون کور کورا نه به امپراطور خودش صمیمی و فداکار بود همیشه در محفل توجه و مرحمت او واقع می بود .\n\nدر ١٨٠٤ که ( ناپلیون ) خرت و وقار مارشال های قدیم فرانسه را بدست آورده به تشکیل آن اقدام نمود ، له فیور شخص اولین بوده که یکی از آن رتبه های ممتاز را نائل گردید. فاتح ( اوسترلتز ) (١) قیمت این چنین یک مارشال را در مقابل ستونه های عساکر دشمن معلوم کرده بود که باوجود بی علمی او اینقدر قدر و احترام می نمود . اکثراً اگر پلان حربی در زیر مباحثه می بود ، له فیور از کثرت شنیدن لغات حوصله خود را از دست داده پلان را بدور می افگند و صدا میزد :\n\n« قرعه بازی و فال بینی را به جهنم\n\n( ١ ) (محاربه ایست که در مقام مذکور بین علیه عساکر متحده استریا و روس در ١٨٠٥ جنگیده است . مترجم ) .\n\nکنید ، مرا با بیم اندازانم در مقابل دشمن بگذارید . مابقی را خودم فیصله میکنم .»\n\nدر مقابل امپراطور که باندازه پرستش او را دوست میداشت بکمال احترام پیش می آمد و مشکل ترین اوامر او را اجرا می نمود . ناپلیون بلاق می سنجید و له فیور اجراء می نمود . هر جائی که او را میفرستاد مانند تیری سر راست میرفت و بر نمیگشت . بعبارت آخری یک قوه غیر قابل مقاومتی بود که در زیر اراده بزرگی عمل می نمود .\n\nفرانسوا له فیور ، نه تنها يك سرباز خارق العاده بود بلکه بهترین شوهر ها نیز بود . اگر چه یونیفورمه اش تبدل گردیده بود ، ولی خودش برای کاترین همان له فیور قدیم باقی مانده بود وعقاب ( ایزوف دو انور ) که بکمال شوکت به سینه اش آویخته بود ، بر قلب صادق او اثری انداخته نه می توانست .\n\nوفا داری و محبت زن و شوهر يك مزاح معروف دربار باق ناپلیون شده مانده بود ولی خود ناپلیون اخلاق در باریان خود را اهمیت زیادی نمیداد بلكه له فیور و كاترين را تمثال بهترین زنا شوهری معرفی می نمود . ولی افسوس که این توصیه در فامیل او مورد توجه واقع نمیگردید .\n\nچیزی که مارشال را بدان مواخذه می نمود همانا اوضاع ازادانه و ساده خانمش بود و بس .\n\nچنانچه در یکی از ملاقات ها گوش سرباز بزرگ را بناخن گرفته گفت :\n« له فیور بطرف من به بین ، کوشش کن زنت را بمیهای دامن لباسش را در وقت داخل شدن با طاق امپراطور ، مثلیکه از يك خندق خیز زدن خواسته باشد بالا نگیرد و باید عادت قسم خوردن را مانند زنان ماهی گیر بکنار بگذارد ؛ آه یك چیزی دیگری نیز هست آیا نرو می شنوی ؟ »\n« اعلیحضر تا ! سراپا گوشم . » این جواب را مارشال به بسیار اطاعت داد ولی به شنیدن کنایه ها نسبت به زن خودش متاذی بود .\nناپلیون : ـ « تو حقیقتاً با خواهران من همیشه در تنازع است . دربار من سراجۀ کدام میهمانخانه با هوتل نیست که اینگونه معرکه ها در آن بپا شده بتواند . »\nله فيور : ـ اعلیحضر تا ! خواهران ذات شاهانه عیال مرا به کم اصلی و داشتن افکار جمهوریت تحقیر می کنند . »\nناپلیون بسادگی له فیور که خودش را مثل چند نفر دیگر از جمله ٩٣ نفر طرفداران جمهوریت ، طرفدار جمهوریت میدانست و در عین زمان برای امپراطور خدمت می نمود تبسم نموده گفت :\n« بلا شبهه همه ما جمهوریت می خواستیم . »\n( با قیمدارد )"}
{"book": "adl0789", "page": 607, "text": "نادر افغان\n\nقارئین گرامی و شوق مندان اطلاعات تاریخی وطن عزیز با علاقه\nمندی شناسائی و خواندن سوانح پادشاه محبوب افغانستان با یقین\nاز نشریات گذشته ما وهمطراز آن تا حدی با اهمیت کتاب نادر افغان\nمولفه آقای برهان الدینخان کشککی پی برده و در صدد خواهند بود\nکه يك نسخه آن را زیب کتابخانه خود قرار بدهند.\nاينك برای سهولت خریداری و استفاده عمومی ازین کتاب نفیس و\nهدیه قابل توصیف بازینوشتن این چند سطر یاد آوری پرداخته قیمت\nکتاب و مواضع فروش آن را نشان میدهند\n\nقیمت\n\nکتاب نادر افغان با حجم و قطاع متناسب و تعداد (611) صفحه\nو (49) قطعه تصاویر تاریخی و نقشه های عالی بقیمت بسیار نازلی\nبفروش میرسد.\nدر داخله: مركز 5 افغانی\n\" : ولایات باضافه محصول پست 7 \"\nخارج : با محصول پست کنداو\n\nمحل فروش\n\nدر داخله؛ مرکز و ولايات طالبین، به عموم دوایر جراید و مجلات\nوطنی و در خارجه به وکیل التجار افغانی برای خرید\nرجوع خواهند فرمود.\n\nغرض؛ هر قدر در خریدان عجله کنند ندامت نخواهند کشید\nچه هر چند بیشتر چاپ شده نظر به کثرت خریدار کمتر بدست خواهد آمد"}
{"book": "adl0789", "page": 608, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 609, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 610, "text": "( شماره ۳۲۰ )\n( مجلده )\nاشتراك سالانه ۱۲ افغانی\nمحصول پوست ۲\nخارجه ۲۰ شلنگ\nتاسیس ۱۳۰۶\nاداره : کابل جاده ارگ\nمؤسس و صاحب امتیاز : محیی الدین\nمدیر و نگارنده : [ILL]\n۲ شنبه ۱۴ جدی ۱۳۱۰\n۲۵ شعبان ۱۳۵۰\nیاد اوری لازمه\nهوای بارانی و رهگذر های پوشیده\nاز کل ولای با دیدن وضعیت میتر اد دن\nدرین زمستان یکنوع مسایلی را بخاطر\nها میگذارند که بایستی همه جزویات را\nیکسو کرده و بنوشتن چند سطری ریاست\nمحترم بلدیه و دوایر مربوط ان ها را\nمتذکر شد .\nدرین روز ها بمقتضیات موسمی نزول\nبرف و باران راه او دالها معابر عام پر از\nگل و گلای است مخصوصاً او قاتی که\nتاریکی شب فضای روشن شهر را فرا\nمیگیرد بیشتر راهروان دچار مشکلات\nمی گردند. اگر چه اینها هر کدام به\nتنهایی جزویات اند ولی وقتی دو سه مو\nضوع آن یکجا واقع شد از امور کلیه\nمحسوب خواهند شد هر چه ، جزویات\nرا اهمیت داده و در صدد چاره جوئی\nبشویم بسهولت کار گذاری کرده و از\nمشقات کلیات نیز آسوده خواهیم ماند\nچطوریکه اقندار بلدی ما از پاک کردن\nو تمیز نگهداشتن دایمی اینهمه سرکها\nو کوچه های متعدد که اغلب پخته کاری\nنشده عاجز است همین طور نخواهیم توانست\nبه هر يك فردی از مستخدمین اداری\nو یا کسبه بازاري وسايل سواري تهيه به\nبینم تا هنگام تردد از کثافت گل وتر شح\nآب های گلی آلود شوارع عام وخاص\nمحفوظ باشند ؛ اینقدر ها از ما ساخته خواهد\nشد که به آقایان مقر الدین سواره یاد آور\nشویم تا هنگام سواري موتر و گادی واسپ\nدر اوان بارنده گي كمي آهسته تر حرکت\nنموده رعایت گل آلود ساختن پیاده رو ها\nرا کرده باشند ؛ همچنان بعضي چاره جوئي\nها ئیکه بفکر ما سهل الاجرا میرسد بطور\nپیشنهاد سنجیده واجراي آن را به ریاست\nبلدیه زحمت افزا گردیم :\nاولاً برخي دلا بها ئيكه در روز هاي\nبارنده گي بروي سركها وسر چو کها و بین\nکوچه ها که بیشتر محل عبور و مرور مردم\nاست جاي موقتاً وجائي دايماً مشكل\nمي شوند بايد يكعده از افراد مستخدمین\nبلدي مامور گردند که دفع الوقت\nدند آبها را به مجراي آنها روان ساخته و براي\nسهولت عابرین بطور فوري به صاف کردن\nراه و کناره کردن گل بپردازند و آینده\nمتوجه باشند که سرکها را مخصوصاً\nخيا بانها ي كناره دریا را باصولی امر تمدید\nوپخته کاری بدهند که آب باران در وسط\nآن جمع نشده ، بطرف دریا بریزد چه اغلب\nسرکها سابقاً طوری ساخته شده که طرف\nدریا بلند، طرف خانه ها نشیبی دارد و آب\nها بیخ دیوار ها دند می گردد .\nاگر فعلاً علاج آنها مشکل می نماید\nبرای رسیدن يك موقع خشکی و غیره\nبارنده گی کاندوم سهل الاجرا خواهد\nبود .\nثانياً برای حرکت مقر الدین که پیاده\nمیباشند وقود لمکید شدن موتر و گادی\nشخصی ندارند بهترین وسیله راحت آنها\nترین و یا او تو مبوس یعنی موتر های\nبزرگ کر هی است . ما چون بین کوچه\nهای معروف خود ترن نداشته و بفکر\nآن هم تقريباً دچار اشکال میشویم اقلاً\nاز موتر های بزرگ کراهی که استفاده"}
{"book": "adl0789", "page": 611, "text": "( شماره ۳۰ ) مجلد پنجم\n\nدر شرق اقصی :\nمعرکه چین و ژاپون\n-۳-\nاثرات جنك حاضر\nدر سیاست داخلی دولتین\nاز آنجا که در همه مواقح حیات ملی\nووطن خواهی عامل مهیم مقدر رات يك\nمملکت بوده ، و آینده آن از روی ایثار\nو فدا کاری زمامدا ران آن تصور شده\nمی تواند ، لذا بد نخواهد بود ، ا گر\nکمی از اوضاع داخلی مملکتی هم بنویسیم :\nدر ماضی گذشته ، بعد از انعقاد چارمین\nجلسه کیومن تانك ، در بین نانکن\nوكانتن ( بچین ) اتصال و اختلاف شدیدی\nواقع شده و حکومت مستقل تشکیل یافته\nبود . چنانچه در نتیجه اهالی کانتن بك\nاردوی منظم تشکیل ، وخیال تعرض را\nبالای نانکن داشتند . ولی این اقدام مغایر\nسیل مدهش که در آن وقت در ویانك\nتسه کیا نك ، واقع و باعت ملیون ها\nخساره وتلفات سنگین گردید ، معطل\nماند. همین که اختلاف چین وژاپون رخ\nنموده ، حسیات ملی و وطنی خواهی\nجانبین چنین تقاضا نمود که جانبین با هم\nمتحد شوند . لذا حکومنين مذكور\nوفدی بغرض اتحاد واصلاح به شانگهای\nفرستا دند و دست بك شدند .\nبا العکس ، قضیه فعلی ، در جاپان اختلاف\nنظر واراء در بين عسا کر وحکومنت ، و دو\nبین دو حزب بزرك سیاسي ، حزب من سيتو\n( که در شروع قضیه زمام حکومت بدست\n\nتنویرات تهیه دیده باشد چه خواه\nالكتريك ويا چراغ نفت و غیره و این کار\nهم وقت میخواهد فقط بهترین وسیلۀ فوری\nاینست که خانه هائیکه در کنج گردشی\nهاي کوچه ها و یا نقاط تاريكي گذر ها واقع\nاست بالملا حبه خانه متمولینی که در هر گذر\nوجود دارد و چراغ هاي متعدد از شر کت\nتنویراث بخانه آورده اند از طرف بلدیه\nبآنها تکلیف شود که بنام منافع عمومی بک\nچراغ را بقسمت بیروني عمارت خود نصب\nکنند چون سیم و میتر وغیره سامان آن را\nموجود دارند تنها یک کروپ را\nبطرف بیرون تخصیص دادن چندان\nزحمتي نخواهد برد البته درین موضوع\nمراعات خانه هاي فقرا و غربا ي کم\nچراغ با اشخاصیکه چراغ زیاده دارند\nکرده خواهد شد .\n* * *\nغرض مطالب بیشتر خواهد بود ، براي\nآنکه کم کم در محل اجرا آمده وضمناً\nما هم از تقاضاهای سر بسر حروفچین\nمطبعه آسوده شویم بفرصتهای لازمه یاد\nآور خواهم شد و اما يك پیشنهاد دیگر\nکه لازم بود مقدم بر همه باشد فراموش\nشد که یکدر مشترک از اداره محترم بلدی\nنیز لازم داریم خواه جناب رئیس باشند\nو یا اجزاء تا اقلاً پیشنهادت ما هدر نرفته\nو بمطالعه آنها تشرف حاصل کند ا گرچه\nقبول این پیشنهاد آخر پیش سنجش های\nهرفانی جناب رئیس طاقت فرسا خواهد بود\n\nکرده میتوانیم فقط دو سه عدد موتورهای\nبزرگ را تهیه دیدن و طریقي تخصیصی به\nآنها نشاندادن که اگر بطور دایم\nنتوانند تنها صبح و عصر از مواضع مختلف\nمثلا یکی از در وازه لا هوری و یکی از\nشور بازار دیگری از کدام حصه دیگر\nشهر که پر جمعیت تر باشد راه افتاده تا\nبه ده افغانان یا پیش میدان ارگ و یا\nدیگر نقاطی که مصلحت بدانند و سروکار\nمردم بآنجا ها زیاد تر باشد توقف\nکنند و دو سه نقاط چهار راه گذر عام\nرا ایستگاه قرار داده در هر نقطه چند\nدقیقه متوقف باشد مزد هم به اندازه\nنا ز لی که تقریباً از کرایه گادی کمتر\nبوده و از ۱۵ – ۲۰ پیسه برای هر نفر\nاضافه تر نباشد معین نمایند گویا بهترین\nتبجویزی خواهد بود برای رفاه عامه\nا گر ریاست محترم بلدیه در صدد شود\nاز بین موتر کاران یقیناً حوصمند بسیاری\nبرای قبول این خدمت پیداخوا هند شد .\n* * *\nثالثاً براي عبور ومرور مردم از کوچه\nو بازارتاريكي شب ا گرچه در بین با زار\nهای بزرگ و گذر های معروف از طرف\nحکومنت و یا ریاست بلدیه چراغ هاي برق\nروشنست ولی در اغلب پس کوچه ها تاريكي\nشدیدی است که بدون داشتن چراغ ، با\nتخشید نهای سر بسر ممکن ندارد از آنجاها\nعبور نمود. حالا همه متر الدین چراغ\nو چراغ بر دار ندارند براي رياست بلدي\nهم لازمي است که بهمه کوچه ها وسایل"}
{"book": "adl0789", "page": 612, "text": "(شماره ۳۴)\nمجلد پنجم\n\nآنها برد ) و حزب مخالف آن ( سی یو که )\nتولید نموده ، و در نتیجه کابینه حزب من\nسیتو سقوط نمود و کابینه یوشی زوا ( نماینده\nژاپون در مجمع ملل ) روی کار آمد .\nو چیزی که وضعیت را مشکل تر می سازد\nاین است که قرار اصول اساسی ژاپون\nوزیر حرب ، وزیر بحر ، بکلی مستقل\nمی باشند . تهیه این دو راساً از طرف مجلس\nقدما ( اعیان ) مقرر می گردند ، و به نزد\nپارلمان مسئول نه می باشند . و بسیار اتفاق\nمی افتد که اوامری را که حکومت به ژنرال\nها میدهد ، آنها بالعکس انجام میدهند\nچنانچه چند ین بار این مسئله بظهور پیوست\nاست ( و از همین سبب است که مینامی\nسابق وزیر حرب عزل و عوض آن « اراکی »\nجدیداً مقرر گردیده است ) وطبعاً حکومت\nبه مشکلات زیادی دوچار گردیده است .\nمداخله جامعه ملل :\nقبلاً گفته بودیم که نماینده چین قضا\nیا را به مجمع ملل پیش نهاد داده ، تا از انجا\nبامور متنازع فیه رسیده گی شود ، چنانچه\nدر ۲۱ ستمبر ، یعنی ٤ روز بعد از شروع\nاختلاف ، دولت چین یاد داشتی به\nدارالانشاء جامعه ملل تقدیم و توجه مجلس\nرا در فقرات ذیل تقاضا نموده بود : -\n۱- توجه جامعه ملل راجع به اشعال\nمکدن و غیره نقاط منچوری .\n۲ - حل قضیه چین و ژاپون ، بر طبق\nماده ۱۱ اصول اساسي مجمع ملل .\n۳- مقررات فوری برای جلو گیری\nاز تشدید اوضاع\n٤ - اعاده مانچوري بر حال سابق .\nه - تعيين غراماتی که ممکن است به\nدولت چین تعلق گیرد .\nدر ضمن یاد داشت خود دولت چین از\nاینکه اوامر صادر نموده است ، که قوای\nنظامي واتباع مسلح چيني بهيچ نوع اقدامات\nبر علیه ژاپونی ها مبادرت ننموده و اوضاع\nرا وخیم ننمایند ، ، متذکر شده ، بالاخره\nخاطر نشان میدارد که حکومت چین\nاقدامات و مصوبات مجمع ملل را\nمحترم خواهد شمرد .\nفلذا مجمع ملل در ۲۲ سپتمبر دایر\nو تا ۲۰ آن دوام داشت . موسيو ساتو\nكه الفرد سه ؛ وزیر مختار چین در لندن\nویوشی زا وا ، سفیر کبیر ژاپون در پاریس\nو نماینده گان دو لتین در جامعه ملل\nنظریات حكومات خود ها را اظهار\nنمودند . چنانچه بعد از شنیدن ظهارات\nجانبين ، شورای جامعه از آنها تقاضا\nنمود که : از عملیاتی که منجر به وخامت\nاوضاع شود ؛ خود داری کنند\nاختلاف را مسالمت کارانه حل نمایند\nو نیز رئیس مجلس اجازه دادند که تا\nنماینده گان دو لتين مشاوره بعمل آورد\nتا آنها بوسایل مثمره قوای خود را\nاحضار نمایند . و هم از صورت جلسات\nجامعه به دولت امريك خبر بدهند .\nنماینده دولت چین تخلیه فوری مناطق\nاشغاليه و فرستادن يك «كمسيون تفتيش .\nرا از طرف جامعه ملل خواهش نمود .\nمگر نماینده ژاپون علاوه برین که\nفرستادن کمیسیون را زائد دانسته رد\nنمود از مداخلت جامعه نیز سر تکانی\nنموده ، گفت که ژاپون مستقیماً داخلی\nمذاکره همراه چین خواهد گردید .\nدر ۲٤ اکتوبر مجلس مذکور مجدداً\nدر ژنو منعقد گردید . و حاجت به بیان\nنیست که مذاکرات مذکور بکدام اندازه\nبه نسبت حرا بات امریکا في هاي دولتين\nمتحار بين - با حرارت و گرم بود ، و اعضای\nمجلس بخصوصاً نماینده گان برطانیه\nفرانسه ، ایطالیه ، المان ، هسپانیه برای\nاصلاح وحل قضیه ( ؟ ) چه کوششات\nوپاليسي صرف نمودند .\nتنها در جلسه ۲٤ اکتوبر دو چیز فیصله\nشد . یکی اینکه نظریات دولتین از طرف\nبریان وزیر خارجه فرانسه قرائت و تقديم\nگردید ، دوم اینکه فیصله که راجع به قضیه\nمذکور مجلس گرفته بود ، تصویب گردید\nملخص فیصله مذکور اینست :\n۱- حكومتين توکیو ( ژاپون ) و\nنانکن ( چین ) ، باید اطمینان بدهند که\nدولتین از هر گونه پالیسی واقدامات تعرض\nکارانه خود داري كرده ، بالعكس ترتيبي\nاخذ نمایند که باین زد و خورد خصمانه انجام\nبدهد .\n۲ - ژاپون قواء خودرا از مناطق اشغال"}
{"book": "adl0789", "page": 613, "text": "صفحه ٤\n( شماره ٣٢ )\nمجلد پنجم\n\nشده بصورت فوری وقطعی الی انعقاد جلسه آتیه\n( ١٦ نوامبر ) کشیده و آنجا ها را تخلیه نماید\n٣ – چین تعهد نماید ، که بمال وجان تبعهٔ\nجاپانی را در مناطق تخلیه شده ، تامین نماید\n٤ - جانبين بعداً کر، شروع نموده\nيك وفد اصلا حیه تشکیل بدهند.\n\nچون مصوبات مجاس به اتحاد اراء\nفیصله می شود ، رسیدن به فیصله قطعی\nناممکن بود، زیرا نماینده جاپان\n( يوشي زا وا ) از تعهد و تعیین وقت برای\nتخلیه نمودن مواضع اشغال شده بکلی\nانکار نمود . با این هم از افکار مسالمت\nطلبانه ( ! ) جاپان و اینکه همراه چین\nداخل مذاکره شود ، طیار نمود . و\nجلسه به ١٦ نوامبر ملتوی گردید .\n\nسومین جلسه جامعه ملل ، در پاراس\nبزیر ریاست بریان ، زیر خارجه فرانسه\nمنعقد ، و در ظرف تقریباً دو هفته\n( ١٦ – ٢٨ نوامبر ) ، تمام مجاهدات وكو\nششان آنها برسیدن بريك فيصله قطعى بر\nطبق ماده ١١ اساسنامه مجمع ملل صرف گردید\nدر نتیجه فرستادن يك « كميسون مبصر »\nاز طرف مجمع ملل به منچوری فیصله شد\nتارفتة تخلیه مناطق اشغال شده را وا\nطرف ژاپونی ها ، و اتخاذ اقدامات و\nتر تیبات لازمه به نسبت تامین جان ومال\nتبعه جاپانی ؛ را از طرف چینی ها\nملاحظه ونگرانی کند ( مناطق راه آهن\nبه تحت انگرانی ژاپونی ها باقی خواهد ماند )\nمگر ژاپون تا روز اخیر جلسه ، از\nقبول مداخله جامعه ملل انکار میورزید\nو چین قبل از همه چیز عزیمت قطعات\n\nژا پونی را از خطه چین تقاضا می نمود\nبناء این اختلاف ، مباحثه اصلی به چندی\nبعد ملتوی گردید . [ این مباحثه مشکل\nترین خواهد بود ، زیرا در جلسه آتیه ،\nمعاهداتی که حقوق مخصوص ژاپون را در\nمنچوری شناخته اند ، روی کار خواهد\nآمد . چنانچه از جمله معاهدات مذکور\nیکی همان معاهده مشهور ١٩١٥ یا « ٢١\nخواهشات » خواهد بود که چینی ها و\nخصوصاً مليون آنرا جداً رد می کنند ،\nچه میگویند که معاهده مذکور بزور و\nتهدید ( چنانچه در شماره ۲۰ انيس\nدیدیم ) بالای شان تصدیق گردیده است ]\nتايك اندازه که کار مجمع ملل در\nپاریس پیش رفت نمود ، همانا از اثر\nمعاونت های فکری ژنرال داوس\nامر یکایی است . اگرچه ژنرال موصوف\nبه جلسات مجمع ملل حضور نمیداشت ،\nوارا اتبادولی امريك عضو جامعه نیست\nبا این او بابریان ، وسيمون وزير خارجه\nانگلیس روابط نزدیکی داشته ونضایح افکار\nامريک را از آنها ذریعه به مینمود\nنتیجه : كميسيونی بنام « كميسون\nمبصر » از طرف جامعه در قضایای چین\nوژاپورت دواتین چین و ژاپون ، بعد اگر\nبان دولتين رسیده گی خواهد کرد . در اوئل\nمیگفتند که کمیسیون مذکور عبارت از نماینده\nگان دول امضاء کننده « معاهده دول ٩ گانه»\n١٩٢٢ با شد ، ولی بعد از مباحثه زیاد\nفیصله برین شد که تعداد کمسیون عبارت\nاز ۳ نفر اعضاء ( انگلیس ؛ فرانسه\nامريك ) وچندين متخصصين ما هر\nعسکری حقوق ؛ و اقتصادی باشد . حکو\n\nمتین چین و ژاپون هم يك يك نماينده\nرسمی خواهند داشت .\n\nگمان دارم تفصيلات قضایای چین\nو ژاپون را طوری که ما از نقطه نظر تاریخی\nو نظریات خود آنها تا واقعات مجمع ملل\nوغيره تا جائی تشریح کرده ایم ، قارئین\nکرام را اطلاعات بسیطی بدست آمده\nباشد . برای ما هم دیگر زمینه باقی\nنخواهد ماند که چند صفحه دیگر هم از\nعقاید خود ظهار کرده باشیم . چه\nتفصيلات مذکوره بحدی اشکار است\nکه هر با بصارتی می تواند جنبه حق\nوباطل وضعف وقوی را شناخته و پیش\nخود در مقام و عدل قضاوت ها کرده باشند\nفقط وضعيات جامعه ملل وتغيرات آتى آن\nاست که به نکته گیران موقع میدهد که\nبگویند این مجمع اساس باطنی ندارد\nعلاوه برین آن اولین كاندیدکت مهم\nسیاسی ... و عرصه تاسیس و جریان\nمجمع ملل بروز نموده و تا حال که تقریباً\nچار ماه می شود با این مجالس ژانوو\nپاریس نتایجی که انتظار میرفت دیده\nنشده ، و به عقیده بعضی از سیاسیون\nگویا بی کفایتی مجمع ملل ظاهر گردیده\nگفته می توانیم که اگر پس ازین\nهم این مسایل رنگ دیگری به خود\nنه بسته و بطور سابق دوام داشته باشد\nموجودیت معنوی مجمع ملل دور از\nخطر نخواهد بود . . .\nکابل – اول جدی ١٣١٠\nم . اسلام اسمعل زاده"}
{"book": "adl0789", "page": 614, "text": "صفحه و\n(شماره (۳۲)\nجلد پنجم\n\nترجمه از «دویچه الگماینه سایتنگ »\n\nخاتمه تجارت آزاد\n- ۱ -\n۱ - تنزل موازنه دخل و خرج انگلستان\nدر وقت مباحثه در خصوص سیاست\nتجارتی جدید انگلستان ، باید مدنظر\nگرفته شود که انگلیس ها مجبور هستند\nموازنه دخل و خرج خود را اصلاح\nکنند.\n\nهمین طور که در استحقاق انگلیسها\nدر اختیار کردن هر سیاست تجارتی که\nبرای خود مفید بدانند هیچ شک نیست ،\nدر لزوم این امر هم شك بوده نميتواند .\nمدافعین تجارت آزاد وا می بینیم ، اگر\nچه طرفدارن محصولات گمرکی وقتی\nاینرا دیگر قسم تصویر میکنند ، وادعا\nمی نمایند که تجارت آزاد از خیلی دیر\nدر باقی دنیا از بین رفته با برین سیستم\nتجارتی انگلستان هم از دیری تجارت\nآزاد نی ، بلکه « واردات آزاد » بدون\nتجارت آزاد ، بوده .\n\nکسی که جریان سیاست گمرکی دنیا\nرا تعقیب کرده باشد، این دعوی را\nرد کرده نمیتواند . باوجود این تکامل\nکه پیش از کمی دیده شد ، آنقدر مهلک\nنمی بود، اگر علاوه بران خطر جدی\nتنزل قطعی موازنه دخل و خرج که خصوصاً\nدرین روزها با نرخ پول را تحت\nفشار آورده ، ظهور نه می نمود .\n\nحقیقت چیست ؟ - تجارت خارجی انگلستان از روی صادرات و واردات تنزل کرده\nاست . اگرچه کسر موازنة دخل و خرج بزرگتر شده ، اما با وجود قلت زیاد تجارت\nعمومی سال جاری ، تقریباً بمانند سال گذشته میباشد . وزارت تجارت در اخیر هر\nسال از روی دخل و خرج يك احصائیه می سازد . این احصائیه در سال های عادی\nيك فائده زیادی نشان میداد . اگرچه این فائده در سال ۱۹۳۰ تا ۲۵ ملیون پوند\nتنزل کرده بود . اما در همین سال انگلیس ها زیادتر ازین فائده بخارج سرمایه\nاصدار کردند .\n\nبعضی متخصصین احصائیه ادعا می کنند که در موازنه دخل و خرج انگلستان بیشتر\nاز سال ما قبل خرج زیاد تر از دخل بود.\nموازنه حکومتی « دخل و خرج پول » برای سه سال اخیر از قرار ذیل است :\n\n« دخل »\n۱۹۲۸ - ۱۹۲۹ - ۱۹۳۰\n۱ - عایدات حکومت از مستملکات ضمناً سود قروض جنك دو مئين ها،\nدر ملیون پوند\n۱۵ ٢٤ ٢١\n۲ - عایدات حمل و نقل کشتی ها برای تجارت دول اجنبی\n۱۳۰ ۱۳۰ ۱۰۵\n۳ - عایدات شخصی از سرمایه های که بخارج قرض داده شده\n۲۷۰ ۲۷۰ ٢٣٥\n٤ - عایدات از معاملات بين المللي ، بانك بيمه ، بورصة لندن\n٦٥ ٦٥ ٥٥\n۵ - عایدات متفرقه\n۱۵ ۱۵ ۱۵\n--- --- ---\nمجموع دخل پول\n٤٩٥ ٥٠٤ ٤٣١\nمنفی کسر موازنه تجارتی\n٣٥٨ ٣٦٦ ٣٩٢\n--- --- ---\nفائده موازنه دخل و خرج\n۱۰۷ ۱۳۸ ۹۲\n\nاین درك ها بدقت ملاحظه شود. در اول نظر ظاهر می شود که قور تحمل يك تنزل\nزیاد موجود نیست . به هیچ صورت کسر موازنه دخل و خرج سال ۱۹۳۱ رفع\nشده نمی تواند ، وظیفة شان این است که پیش تر از ان تنزل دیگری را جلو\nگیری کنند . حالا این درك ها را یکی بعد از دیگری ملاحظه کنیم .\n\nحکومت انگلستان اعلان لقوی قرضه هو وئيس جمهور امريكا را ه د و مئین ها\nهم توسیع نمود به استثنای افریقہ جنوبی همه با کمال ممنونیت قبول کردند . درین"}
{"book": "adl0789", "page": 615, "text": "صفحه ٦\nاشماره ۲۳\nمجلة نجم\n\nصورت اضافه از نصف این درك وارونه می شود و فائده شش ماه اول هر قدر بسیار باشد ، پیش از ده ملیون پوند نخواهد بود .\nعایدات حمل و نقل کشتی ها برای تجارت دول خارجی به تخمین دقیقانه زیاده از ٧٥ ملیون پوند تخمین شده نمی تواند .\nحالا درك سرمایه های بی ثمر ، خارج اشغال شده می آید . نه تنها مبالغی که برای مدت قلیل به آلمان قرض داده شده بود آنجا بند مانده . ( اگر چه سود های آن تادیه می شود ) بلکه سود های قروض دیرینه ، یا سائر انواعی قرضه از طرف دول امريكای جنوبی بند مانده یا بعد از تخفیف تقسیم فائده ، مبلغ کمی را تشکیل می کند . طوریکه از احصائیه فوق ظاهر می شود ، وزارت تجارت لازم دید كه بمقابل سال های تمول ازین درك مبلغ ٣٥ ملیون پوند را کم کند . بخیال ام از روی حقیقت باید در سال جاری نصف درك كم كرده شود . اما میخواهیم مبالغه نکنیم ، لهذا مبلغ ۷۰ ملیون را کم میکنیم . باقی می ماند ١٦٥ مليون پوند .\nدرك چارم شاید با و جود همه اشکالات ستی ( بورسه لـندن ) ٥٠ مليون پوند قیمت داشته باشد . چون درك پنجم خارج از کانترول ما ست آنرا تغییر نمیدهیم .\nاما ، حالا علاوه بر این همه يك چیز دیگر در مقابل است . تا حال تخمینات وزارت تجارت تنها راجع به دخل پول بود . اما خرج پول هم وجود دارد که بالعکس این موازنه دخل و خرج را زیر بار می آرد .\nدرین جا بزر کترین در ك عبارت از مبالغی است که در تجارت فام بخارج مخصوصاً به امريكا پرداخته می شود. پیش از کمی عایدات سینما های انگلستان تخمین شده بود. این عایدات سالانه ٥٠٠ تا ٨٠٠ مليون پوند می شد . اقتصاداً فلم انگلیسی تقريباً هيچ رول بازی نه می کند . اکثر اوقات نه تنها کرایه فلم بخارج پرداخته می شود ، بلكه يك قسمت فائده هم به خارج میرود . مثلا بمقابل فلم چارلی چپلین ، چراغهای شهر ، ٥٠ فيصد عایدات فلم پرداخته شده ، اگر مبالغی که در تجارت فلم از انگلستان خارج می شود ، ٧٥ مليون پوند تخمین شود ، يك تخمين اعتدالي خواهد بود . غالباً این مبلغ نسبت به مبلغی که آلمان از قرار نوشته بونگ غرامت جنگ می پردازد بزرگ تر است !\nدر ك بزرك دوم انواست . جرائد پراز شکایات تجار است که مال را اصدار کرده اند ، اما قیمت فروش اموال را نقد بدست آورده نه می توانند . تعداد دولی که اخراج و تبدال پول را تحدید کرده اند ، بسیار زیاد است . تجاریکه اموالی بخارج می برند ، نه می توانند قیمت اموال را به پوند تبدیل کنند ومجبور می شوند که آنرا بخارج بگذارند .\nطبیعی است که در این خصوص هیچ عدد معین موجود نیست . درست خواهد بود ، اگر برای این در ك مبلغی نوشته شود که در جمله دخل پول بزیر « عايدات متفرقه » نوشته شده .\nاز دیگر طرف شاید بتوانند کسر موازنه تجارتی را تا يك اندازه تخفيف كنند از روی این همه ، موازنة دخل و خرج انگلستان برای سال ۱۹۳۱ ازقرار ذیل خواهد بود :\n\n« دخل » ۱۹۲۱ مليون پوند .\n١ - عایدات حکومت ١٠\n۲ - حمل و نقل کشتی ها ٧٥\n۳ - قروض بخارج داده شد ١٦٥\n٤ - عایدات ستی ( بورسه لندن ) ٥٠\n٥ - عایدات متفرقه ١٥\nمجموع دخل ٣١٥ مليون پوند\n« خرج » ۱۹۳۱ مليون پوند\n١ - کسر موازنه تجارتی ٣٧٥"}
{"book": "adl0789", "page": 616, "text": "(شماره ۲۴)\nو سال پنجم )\n\n- ۲ - از درك تجارت فلم ۷۵\n- ۳ - متفرقه ( قیمت اموال مصدره\nکه نقد حاصل نشده ) ۱۵\n\nمجموع خرج ٤٦٥ ملیون پوند\nکسر موازنه دخل وخرج ٢٥٠ ملیون پوند\n\nاین حقیقتاً بسیار باعث تشویش است . اولین بار است که موازنه دخل وخرج\nانگلستان کسر خواهد داشت . واین هم يك مبلغی که نسبت به فائده های که در\nموازنه های دخل وخرج دوسال خوب اخیر نشان داده می شد ، بیش تر است . حالا\nمی توان فهمید ، دو مبلغ بزرگی که قرض شده بود ، چطور باین قدر زودی تمام\nشد . بعوض اینکه سرمایه را تورید کنند ، انگلستان مجبور بود که اول ۵۰ ملیون\nوبعد ۸۰ ملیون پوند از فرانسه وامریکا قرض بگیرد . ۲۰ ملیون که يك حصۀ\nبزرگ آن به طلا داده شده است باز ، پرداخته شده ، یعنی خساره را با ۱۱۰\nملیون پوند قروض وتقريباً ٤٠ ملیون طلا صادره جبره کردند .\nبه مقابل این هنوز کدام سرمایۀ قابل ذکر ادخال نشده . اگر چه جرائد به این\nاهمیت زیاد دادند که صاحبان کار خانه های اجنبی ، در انگلستان زمین خریداری\nمی کنند ، چون می خواهند بتأثير محصولات گمرکی جدید انگلستان ، در خود\nمملکت اموال خود را بسازند .\nاما طوریکه می شنویم ، تأسیس اینطور شعبه های صنایع خارجی در انگلستان\nبذريعه سرمایه انگلیسی می شود . تاحال محرك اينطور اقدامات تاجر های انگلیسی\nبودند ، چون میخواهند در آینده هم به مشتریین خود آن اشیائی را بفروشند که\nمشتریین بآن عادت گرفته اند .\nاگرچه يك چيز باعث سهولت موازنه دخل وخرج شد ( مطلب ازین سهولت\nعبارت از تادیه کردن قروض مدیونین خارجی است که از تنزل پوند استفاده\nکردند . ) ، اما این سهولت کسی که رو به پیش رفته امروز مستعد آن بود\nاینطور رفتار کرد ، اما بعد ازین انگلستان ازین درکت امید مبالغ بزرگ تری\nرا داشته نه می تواند .\nاین یک سوال دیگر است که آیا اقدامات حاضره صحیح است وامید کامیابی\nدارد یانه ؟ علاوه براین يك سوال دیگر این است که چرا بین المان وانگلستان\nنباید جنگ گمرکی شود ؟\nدرین مو ضوع در يك مقالۀ دیگر بحث رانده خواهد شد .\n( باقیدارد )\n( محمد طاهر )\n\nترجمة عبد الرشيد لطيفى\nسر محرر مجلۀ صبح\n\nجنون بکتاب ها\nغالباً عشاق کتب مثل عشاق جمال و\nبلکه در عشق خود مجنون تر از ایشان\nمیباشند این ها در دنیا علاقه به هیچ\nچیز دیگری جز کتابهای خویش نداشته\nو بامور عالم از خورد تا کلان آن قطعاً\nاهتمام وتوجهی نمی نمایند ، و تنها روح\nشان و راحت وریحان شان کتاب میباشد\nو بس ! بلکه فروض و نوافل و صحت\nومشغولیت وبالآخر هر چیز شان کتاب\nاست .\nچنانچه یکی از نویسنده گان فرانسه\nاحصائيه این اشخاص راجمع کرده است\nکه خلاصه آنرا ذیلا ترجمه ونقل مینمائیم :\nدو نفر انگلیس خواستند تا برای خود\nدو جلد از يك کتابی که مخصوص خود\nشان بوده و در طباعت وتجلید و تصاویر\nاوراق مستثنا باشد بطبع رسانند وقتی\nکه این فکر خود را عملی کرده و دو\nجلد از کتاب مذبور را به طبع رسانده\nهر کدام نسخه دل خود را گرفت ،\nیکی ازین دو نفر با خود فکر کرد که\nبخانه رفیق خود رفته و در غیاب او\nکتابش را بدست آورده بعض تصاویر\nرا سرقت نماید تا نسخه خودش منحصر\nبه فرد گردد . چنانچه این فکر خود را\nعملی کرده وموقعی که صاحب کتاب در\nخانه نبود نزد خادمش رفت و خواهش\nدیدن کتابرا به بهانه اینکه بعض"}
{"book": "adl0789", "page": 617, "text": "صحفه ٨ ( شماره ٣٢ ) مجلد پنجم\n\nمراجعاتی بان دارد کرد ، و کتاب را وقتی که خانم مذکور بدستش داد با اهتمام زیاد آنرا ورق میزد تا اینکه خانم را اغفال کرده و بعض تصاویرش را جدا کرده در جیب خود گذاشت و وداع کرده رفت .\n\nوقتی که صاحب کتاب آمد و از قضیه آمدن رفیقش برای دیدن کتاب مستحضر گردید در دلش شک پیدا شده و اوراق کتاب را جستجو کرد و سرقت تصاویر را ملتفت شده بمحکمه عارض شد و مجمع کتب هزار پوند بعنوان خساره از سارق تصاویر گرفته بصاحب کتاب میدهد .\n\nیکی دیگر از عشاق کتب روزی مصمم احراق کتابخانه ش گردید و علت آنهم این بود که کتابخانه دوك دو سل پسر اوتز فلیپ ( یکی از شاهان فرانسه که در سال ١٨٩٧ م فوت کرده است ) را دید و حسد وطمع و غیرت مثل خنجر در قلبش کار گر شد ، ورشك دامنگیرش شد که چرا کتابهایی را که طالع بداشتن آن کامیابش نساخته است شخص دیگر مالك است\n\nاز غرایب اینگونه عشاق کتب یکی گیوم بودی ( ١٤٦٧ - ١٥٤٠ ) است و میگویند در روز عروسیش پیشتر از اینکه بعقدش شروع نمایند فرصت را مغتنم دانسته یکدفعه سر کشی از کتابهایش کرد با آنهم پس از مدتی دارای دو اولاد شده و نقل میکنند که روزی نوکرش با وضع پریشان ومضطرب نزدش آمده اظهار داشت که حریقی در خانه واقع شده و میرود تمام خانه را طعمه آتش سازد ، گیوم بودی که درینموقع عادتاً پیش کتابهایش بود در جواب گفت احمق ، برو بخانمم بگو نمیدانی که من بامور خانه داری مداخله ندارم .\n\nغرایب تر از اینها واقعه تورنپ از مشاهیر یونان و یکی از فلاسفه قرن شانزده است ( ١٥١٥ - ١٥١٢ ) زیرا اینشخص روز عروسی خود را که لازم بود در در آنروز با مردم اجتماع نماید فراموش کرد . همچنان قضیه فردريك مورل ليحون یکی از علمای فرانسه میباشد این شخص روزی در کتابخانه خود مصروف بحث در اخبار لیباليوس ( سفسطائی یونانی ) بود که قاصدی نزدش آمده و گفت خانمش میخواهد چند کلمه همرایش صحبت کند . فردريك با اینكه زوجه خود را منتها درجه دوست داشت بقاصد گفت مهلت بده فقط این دو کلمه را تمام نمایم اما مهلت بطول انجامیده و قاصد دیگری نزدش آمده اظهار داشت که زوجه ش در حال جانکدن میباشد ، فردريك از شنیدن این خبر افسوس زیادی نمود و شمه از مدح و مناقب و بعض اوصاف و سیر نيك او ذکر کرده و مجدداً در بحر کتبش مستغرق شد .\n\nکوجی ( یکی از قدیس ها ) از حزن مرد زیرا از فروشین کتابها ش اسفرب و امتناع داشت . یعقوب کو پیل ( ١٥٦٤ ) از مشاهیر فرانسه در انقلاب كاتوليك ها کتابخانه ش چپاول و غارت شده و در نتیجه آن با یأس و بد بختی مرد .\n\nبرونك الفوی معروف از اهل سترا سبورك ( ١٧٢٩ ١٨٠٣ ) از روی اضطرار مجبور بفروختن يكعده کتبی از کتابخانه اش شد و بعد از فروختن آنها بحزن شدیدی دچار شد حدیکه وقتی ذکر یکی از مؤلفین که کتابش در نزدش موجود بود و فروخته بود در مقابلش میشد مرتعش شده و بلا اختیار اشك زگونه هایش سرازیر میشد .\n\nكونت لا بید دبو رکو وقتی بخیالش رسید که کتابهایش موجب خستگی برایش گردیده است ، بنابراین آنها را فروخت امايك شبانه روز ازان نگذشته بود که پشیمان شده و تمام آنها را بقیمت گزافتری پس خرید .\n\nهمچنان یکی از امریکائی ها موسوم به مستر بریل یکی از کتابخانه ها مجموعه های نفیسی از رمان های نادر هدیه کرد ام چند روزی نگذشته بود که نزد کتابدار کتب خانه آمده و خواهش دیدن کتابهای خود را کرد ، وسپس بانظری حسرت بار بکتابهای خویش چشم دوخته و آنها را پائین و بالا کرده و مجلد های آن نظر میکرد ، حتی کتابدار گمان برد که میخواهد کتابهای خود را پس بگیرد . اما بیچاره از چنین فکر منصرف شده و بعد از دو روز انتحار کرد .\n\nدوکیز شالایرفی در قرن نزدهم از حسرت اینکه نتوانست نسخه يك تورات قیمت بهائی را خریداری نماید از یأس مرد . اومند بريتن ( ١٨٠١ - ١٧٥٥ )"}
{"book": "adl0789", "page": 618, "text": "صفحه ۹ ( شماره ۲ ) جلد پنجم\n\nخبر هاي خارجي\nدر حال حركت گاندي\nبطرف هند\n\nراوتر\nقاهره ۱۷ دسمبر ـ در اثر دعوت نحاس پاشا از طرف ملت مصر راجع به آمدن گاندي در قاهره گاندي از عزم خود ذريعه تلگرام براي مردم اطلاع داده است كه در موقع رسيدن به پورت سعيد بسواري طياره به قاهره خواهد آمد .\nپورت سعيد ـ ۱۸ دسمبر ـ گاندي ظهر پنجشنبه وارد اين جا گرديد . و وفدي را كه دران يك نفر عضو حزب وفد نيز شامل بود ملاقات نمود . در عين ملاقات ريوتر گاندي از ملاقات حسود بپاشا نماينده نزور نال ايطاليا انكار نمود و گفت . من روم با هيچ نامه نگار ملاقات ننموده ام وملاوتاً گفت تا حال به فيصله نرسيده ام وطبعاً تا به بمبئي نرسم واعضاي كميته حاصيله ( كانگرس ) را ملاقات نكنم ، هيچ فيصله نمي توانم ، ودر ظرف ۵ ساعت اقامت خود در پورت سعيد از كشتي فرود نيامد .\n\nيا تخم هاي مرغ كجا در صندوق پهلويش ميگذاشت ميفرخت . اين شخص هشتاد و يك سال بهمين حالت كدل خويش زندگاني كرده و كتابخانه غني را براي خودش وصيت كرده بود . اين كتابخانه داراي سه صد هزار مجلد كتاب بود و تا امروز به تمليز معروف است .\n\nدرس نمود . اين شخص صاحب يك حافظه قوي بود و چيزي را كه يكبار درس ميگرفت در مرتبه از خاطرش فراموش نميشد چنانچه ازاسما كتابها وقيمت ادبي آنها خيلي از حفظ كرده وخودش يك كتابخانه سيار گرديده بود . اخيراً يگرا ندول كوسوم ، سوم ، معرقي حاصل كرده وكتاب از كتابخانه اش گرديه ولي آن كتابها به تنهائي براي طغاي مطالبش كفايت نكرده واز بزر گترين علماي سياح نسبت به معلومات و كتب شان سولات كرده و فهرست هاي كتابخانه هاي اروپائي را مطالعه ميكرد تا اينكه همه چيز خوره و بزرگ كتبيكه به نظرش رسيده بود فهميده وطوريكه هيچي در مطالعه كتابها داشت . وقتي كتابي را كه قبلاً بنظرش نرسيده بود بدست ميگرفت در اسم وقيمت ومؤلف آن نظر انداخته وفصول اول آنرا ورق ميزد ، وبعد از چند دقيقه راي خود را در موضع كتاب ومصادريكه مؤلف از آنها خذ كرده بود ظهار ميداشت و چيزي هم فراموش نميشد اين شخص به هندام ونظام معيشتش اعتنا وتوجهي نداشته فقط در طول شبانه روز مستغرق كتابها ومطالعاتش بود ، و خانه از سقف گرفته تا پائين و مدخل وارطاقها و پنجره ها تماماً پر از كتب بود .\nدر حال سكونت خود عادت عجيبي داشت چنانچه غالباً تخم مرغ ونان و آب را يكجا ميخورد. وكتابهاي خودش واو كز هاي همسايه ها پول هايش را كه\n\nروز نامه نوس معروف ومدير جريده ديبا كه داراي خيلي كتب قشنگ وخوبي بود عقب وفات زوجه اش بين كتابهايش مرد وكتابي را كه در حياتش خيلي دوست داشت بر روي سينه اش يافته وبهيمن حالت جان داده بود .\nيعقوب روته مؤلف ( ۱۷۸۰ - ۱۸۶۷ ) در بالاي كرسي وبين كتابهايش مرد در حاليكه يكعمر طولاني گذشته وجز درس وتحر شغلي نداشت . قريباً نيم قرن بدتر موبالي مرد و كتابخانه اش يكصد هزار فرانك قيمت داشت ، در حاليكه همان اندازه پولي كه كيفاف طفارق دفنش را نمايد نزدش يافت نشد . همچنان بيماري از عشاق كتب مثل آبرت ( ۱۱۹ ـ ۱۸۲۵ ) از اهل دوسند ومار كيز مورات انيپازولي ( ۱۸۰۸ ـ ۱۸۲۸ ) ورو فرو وغيره ميباشند كه از نزد يان كتابخانه هاي شان افتاده ومرده اند .\nتير و دور مومسين مورخ ونويسنده الماني ( ۸۱۷ ـ ۱۹۰۰ ) روزي در حاليكه شمعي بر دست داشت در مخزن كتابهايش رفت وشعله شمع به ريش سفيد ش تماس كرده وبعد از اكياء از تأثر وبيمار مرد يكي از عجبترين عشاق مولفين به كتب ما گيليا بيشي ( ۱۶۳۲ - ۱۷۰٤ ) از اهل شهر فلورانس است ، اين شخص بدواً در دكان ميوه فروشي كار ميكرد وبا كاغذ هاييكه ميوه ها را مي پيچند نظري تفحص كارانه مي انداخت تا اينكه تصميم كرد صاحب سواد شود و بالاخر بيك معلمي آشنائي حاصل كرده وشروع به"}
{"book": "adl0789", "page": 619, "text": "( شماره ٣٢ )\nمجلد پنجم\n\nقاهره ـ ساکنین هندی ومصر که عده برای استقبال گاندی تهیه میدیدند مایوس شده اند زیرا بایشان خبر رسیده است که گاندی بنابر آنکه وقت ندارد به قاهره نخواهد آمد . زیرا کشتی مذکور در سویز اقامت نخواهد کرد .\n\n٢٨ دسمبر\nگاندی برسطح کشتی ( هلستا ) که بتاریخ ٢٨ دسمبر به سواحل هند میرسد ، به نماینده ریوتز در روز آخرین گفت :\nمن درین موقع چنان در زیر بار مسئولیت خورد شده می باشم که در روز رسیدن خود به لندن بودم من مگر درین وقت مسئولیت من هزار ها مرتبه بزرگ تر است . بنابران درکار خود عودت نخواهم ورزید . وقبل از آنکه به هندو ستان مرتبه دیگری مشورت بدهم که خود را در آتش مخاطره بیفکنند ، بهر وسیله جهت رفع توصل خواهم نمود . وخا موشی خود را در ظهر یکشنبه شروع تا آنکه شام امروز در بمبائی نطق نموده بتواند .\n\nانگلستان\n\nسقوط طیاره\nلندن ٢٢ دسمبر ـ طياره يك پله موسوم به ( ستاره جنوبی ) که پوسته کرستمس را به انگلستان آورده وامروز باید پوسته سال جدید را باسترالیا می برد ، دیروز در همین آنکه از ( هیسل ) بطرف ( کرا شیدل ) می آمد سقوط نموده بدر\n\nخت ها تماس نموده بر هم شکست .\nخود طیاره ران کنسکوفورد در طیاره نبود ، صدمه هم بکسی نرسید ، مگر پروانه وحصه زیرین طیاره به کلی خراب گردید .\nاعتصاب مز دور ها :\nلندن ـ ٢٥ دسمبر ـ نظر باین حقیقت که اتحادیه جمعیت ریسنده گان عالي بنيه فیصله نموده است در آخر ماه موافقه مزد و ساعات کار را، که در ١٩١٩ با اتحادیه مختلف نجارتی روی کار آورد در صناعت پنبه ( لنکا شایر ) وضعیت خرابی روی کار آمده است . اتحادیه مذکور به اعضای خود يك متحد المالی فرستاده است که يك قسمت آن اشاره می نماید از اول جنوری ١٩٣٢ ایشان آزاد خواهند بود ، کارخانهای خود را برای هر قدر ساعتی که خود شان مقررآ میل داشته باشند بکار اندازند .\nاتفاقیه ریسنده گان عملی بابهای خود متحد المالي اصدار نموده تاکید کرده است که با هر اقداماتی که جهت تزئید ساعات نموده نموده شود مخالفت شدیدی نمایند . باعضای اتفاقیه کارخانه ننج کرباسی نیز همچو يك متحد المالى اصدار شده است .\nصدر اعظم انگلیس :\nلندن ٢٦ دسمبر ـ صدر اعظم روز کر ستص ( كه یکی از اعياد مذهبی است ) خود را بتمام مصروفیت بانجام رسانیده وقبل از ناشت در خانه خود در ( لوسی موت ) بر میز نشسته يك عده\n\nخبرهاي داخلي\n\nورود :\nعزتمند آقای داکتر بوشارد المانی که چند ماه قبل برای تکمیل معلومات جدید طبی از افغانستان بوطن خود مراجعت کرده بوند ، درین روز ها مجد دآ بکابل وارد گردیدند :\nحریق :\nشب جمعه ١٠ جدی بعمل ١٢ شب در خانه ع ـ ١٨ واقع گذر خافیا چنداول حریق واقع گردید ، در اول خیلی مخوف تصور می شد . حتى همسایه های آن خیال پریدن خانه های خویش نمودند تا اينكه يك عده زیاد افراد پولیس با بیل و کلنگ وغيره سامان لا زمه رسیده وخیلی جدیت نمودند . تا بالاخره بساعت چار ونیم شب بخا موش نمودن آتش فایق آمدند .\n\nزیاد مکاتیب خصوصی و رسمی را که توسط پوسته از هر طرف آمده بود مطالعه می کرد .\nدر مکاتیب مذکور از تمام حصص دنیا احساسات نیکی به نسبت او ابراز شده بود . از ویسزای هند و جماعت معاونان خارجی نیز مکاتیب رسیده بود اولتر از همه شاه وملکه باو تهنیت گفتند و نیز يك تقويم را كه دا راى تصوير ( داوننگ ستریت ) بود برایش فرستاده بودند ."}
{"book": "adl0789", "page": 620, "text": "صفحه ۱۱\n( شماره ۳۲ )\nمجلد پنجم\n\nقرار معلوم حریق از مطبخ داخلی\nسرای شیوع کرده بود ، تنها يك سمت\nعمارت که دو منزله بود ، از آتش نجات\nیافت ، مابقی آن کاملاً طعمه آتش گردید .\nاما از مراحم ایزدی ضرر جانی بکس\nنرسیده است .\nمکافات :\nبه نسبت جدیت و فعالیتی که از طرف\nآقای غلام محمد خان انجنیر برق و ۲۲ نفر\nکارگران در وقت تمدید لین برق جبل السراج\nالی کابل ، بعمل آمده بود ، از طرف\nحکومت متبوع يك يك ماهه معاش برای\nشان بطور انعام داده شد .\n\nهمچنین برای آقای محمد یعقوب خان\nمامور پسته فراه بمناسبت تالیف يك\nجلد کتاب موسوم به «رهنمای فراه و\nچقانسور » مبلغ یکهزار افغانی از\nحضور شاهانه اعطا شده است .\nورود :\nآقای غلام فاروق خان حاکم اعلی\nمشرقی در همین تازه گی برای چند روز\nوارد کابل گردیدند .\nمقرری :\nآقای محمد علی خان سابق مدیر تحریرات\nولایت کابل از طرف وزارت تجارت به\nمدیریت زراعت مزار شریف مقرر گردید\n\nهم چنین آقای محمد عزیز خان تره کی\nقرار تصویب وزارت داخله و منظوری\nصدارت عظمی به حکومت غوری بند\nمقرر گردید .\n\nوفات\nروز سه شنبه گذشته بساعت ۰ صبح\nآقای سرهنگ قصبی آتشه ملیتر سفارت\nکبرای دولت علیه ایران مقیم دار السلطنه\nکابل در اثر علالت قلب وفات نمودند :\nنظر بحسن روابط وعادیه همجواری و\nهم کیشی که فی مابین دولتين عليتين افغان\nو ایران پایدار است فوت آقای سرهنگ\nدر نزد عموم مامورین اداری آسف مالك\nواقع شده و مخصوصاً والا حضرت صدر\nاعظم با وزرا ، محترم و صاحبمنصب های\nمهم کشوری و لشکری بساعت ۱۰ روز\nچهار شنبه جنازه آن را با جلال و اکرام\nلازمه مشایعت کردند .\nهیئت کور دیپلوماتيك ميمنه در بار\nکابل نیز همدردانه به تشیع جنازه او اشتراک\nورزیدند .\nمراسم فاتحه داری در سفارت از طرف\nجناب سفير كبير بعمل آمده و تماماً اعیان\nو اشراف و ما مورین مرکزی کابل برای\nتسلیت در سفارت خانه مدت فاتحه را\nبحضور بهم رسانیدند .\nما هم بنوبه خود از مرگ این سرهنگ\nجوان اظهار تأسف کرده و باز مانده گان\nشان را تسلیت میگوئیم .\n\nاز هر طرف\nالومينيوم\nو ظروف طبخ و خوراك\nسالها است که نزاع و جدال بین دو\nدسته از علماء حفظ الصحه جریان داشته\nو گفتگو ها و استدلالات و تحقیقات زیادی\nدر اطراف این مسئله بعمل می آید که آیا\n« الومنیوم » برای صحت انسان خطر ناك\nمیباشد و یا آنکه ضرری ندارد ؟ نوعاً در\nمنازل و خانه ها ظروف « الومنیوم » که\nموسوم به ظروف « روی » است مورد\nاستعمال میباشد و کمتر منزلی هست که\nاز نظر لزوم بظروف طبخ و لوازم اکلی\nو شرب خود بی اعتنا بوده باشند همه\nکس و هر خانواده و حسب استعداد خویش\nظروف و لوازمی دارند ، که نوعاً برای\nنشکستن و دیر خراب شدن آنها سعی می\nکنند آنها را از فلزات استعمال کنند\nچون « الومنیوم » یکی از فلزاتی است\nکه اکسیژن در آن بی تاثیر و از این جهت\nزنگ زده و اکسید تولید نمی کند ، و\nهمینطور اسیدها و ترشی ها هم در آن کم\nاثر هستند ، غالباً ظروف منزلی و لوازم\nطبخ و خوراک و غیره را از این جنس\nتهیه و استعمال می نمایند .\nاز نیم قرن بدین طرف این فکر جریان\nپیدا کرد که ظروف « الومنیوم » و اثاث"}
{"book": "adl0789", "page": 621, "text": "( شماره ۳۲ )\nمجله پنجم\nالبته و لوازم مطبخ « روئی » در اثر گذشتن\nمدتى توليد يك قسم مسموميت نموده و هر\nخورا كى که در آنها طبخ و یا ریخته شود\nآمیخته به آن سم میشود . که بعداً برای\nانسان خطری شده و به تدریج ایجاب می\nکند که انسان و حیوان ها همه را مسموم\nنماید .\nاینك رساله ز علمای حفظ الصحه مدعی\nاین باشند که ظروف مذکوره تا يك چند سال\nهیچگونه خطری را در بر ندارد ولی\nهمین که از آن حدود گذشته و در\nاستعمال قدری کهنه شد، و خلاصه بیش\nاز سه سال مصرف شد ، مسموم می گردند\nو خطری می شوند .\nنظربا اختلاف شدید این عقائد جمعیت\nحفظ الصحه مرکزی آلمان در برلن از\nچند ماه بدین طرف شروع بامتحانات\nعملی وتحقیقات شیمیائی در اطراف\n« ظروف فلزی روئی » نمود وتجربيات\nبسیاری برای درك حقيقت امر بجا\nآوردند این تجربه دانان تقریباً یکسال وقت\nرا صرف خود نموده و مبالغی خرج\nبرخوش تعلق داده و بیش از صد قسم\nو نوع چه بسیط و چه مخلوط « روی » مورد\nامتحان قرار گرفت . تا بالاخره اکادمی\nصحی « برلن ) رساله مفصلی در این\nخصوص اشاعه داد، وبا قطع واطمينان\nعین رابرت اکادمی صحی پاریس را در سال\n۱۸۹۳ در این خصوص تأیید کرده و\nمطابقاً تصریح میکند : -\n« ظروف مطبخ وظروف خوراك\nکه جنساً « لومنيوم » میباشد بهیچ وجه\nحفظ الصحه مخالف نبوده و برای صحت و\nتندرستی مضری ندارند .\nولی معلوم نیست تمام مجامع صحی و\nمتخصصین هنوز هم این قول را تایید\nو تقويت نمايند .\n( عرفان )\nاعلان\nيكقطعه زمین مزروعی متقرب هشتاد جریب که متجاوز تر از علاوه يك كاريز خصوصی\nخودش پنج شبانه روز از کاریز مشهور کرام خان آب استحقاقی شرب دارد در موضع\nافشار نانجی ملك موروثی خود را میفروشیم آقایانی که ارقمند زمین داری بوده\nو بخواهند از يك ملك وسيع و پر حاصلی استفاده برده باشند بخانه نمبر ( ۱۰۸ ) واقع\nقلعه حیدر خان گذر اندرا بی رجوع نفرمایند بآنها اطمینان کلی داده میشود که در\nموضوع قیمت آن موافقت في ما بين حاصل آید .\nغلام حسن\nکورس فرانسه – انگليسي - تركي\nآقایانیکه مایلند یکی از زبان های فوق را بصورت خصوصی تحصیل نمایند\nبشرایط سهلی از طرف موسسه کتاب خانا وقرائت خانه نور پذیرفته میشوند\nو برای ثبت اسامی خودها بخود کتاب خانه نور یا اداره انیس مراجعه نمایند .\nکتابخانه نور\nمحل فروش ومطالعه همه نوع کتب و رسالهای فارسی فرانسه ، انگلیسی ، اردو\nعربی ، ترکی میباشد .\nكتبیكه جدیداً به تهیه آنها موفق شده ایم قابل دیدن است در قرائت خانه\nنور همه نوع جراید ومجلات داخلی وخارجی برای مطالعه موجود است ."}
{"book": "adl0789", "page": 622, "text": "صفحه ۱۳ ( شماره ۲۴ ) جلد پنجم\n\nدر هوتل\nمهمان پاکیزه روزگاری بیکی از هوتل\nها وارد شده و چای طلبید همینکه بطاوس\nظروف روی میزشن نهاده شد چیزی\nبخاطرش گذشته از پیشخدمت پرسید :\nآیا این قاشق که جلو من گذاشته اید\nپاك ست ؟\nخادم بلی پاك ... البته پاك است چرا\nکه همین امان از خانه طرف شوئی آورده\nام اگر آغایم باور ندارند دست بزند\nهنوز تر و آثار چربی درو موجود است .\nعلاج پر حرفی :\nمردی از پرحرفی خانم خودش دلتنگ\nشده بود و هر مرتبه که از خانه بیرون\nرفته و بر میگشت اگر روز ده مرتبه هم\nاین عمل مکرر میگشت خانم تفصیلات\nوقتن بیرون را از و میپرسید بالاخره مرد\nبفریاد آمده و از بعضی ها چاره میجست\nیکندی گفت برای دندان های خانمت\nعلتی بتراش و از طبیب دندان تمنا کن\nبه بهانه دندان های او را کشد و به او\n\nبگوید همیشه دهن خود را بسته نگهدارد\nآنوقت اگر حرف بزند هم صدای او خوب\nصادمه خراشی کرده نخواهد توانست .\nاخلاص نو کر :\nشخصی که بخوردن تخم نیم پز با چای صبح\nعادت داشت اغلب اوقات نو کر او تخم\nها را بر خلاف سلیقه با دلخواه زیاده از\nاندازه جوش داده و سخت تر می پخت\nروزی آقا بغضب شده گفت بیست دفعه\nبتو می گویم تخم ها را خوب جوش بده\nآخر ساعت داری ثانیه و دقایق را مراعات\nكن ولى تو چيز مفيد را مضر ساخته گمان\nمیکنم خیال کشتن مرا داری .\nنو کر ، آقا والله من نظر باخلاصی\nکه دارم حسب توصیه و برای رضای شما\nهر روز صبح های زود خواب خودم را\nبر هم زده دو ساعت نگاه میکنم همینکه\nساعت پنج صبح پوره شد تخم ها را به\nآب انداخته و آتش خوبی زیر آن می\nافروزم تا حالا که برای قندول شما خوب\nپخته شود .\nسرماخورده گی :\nکسی را در فصل تابستان هوا رسیده\nبود و بشدت يخ یخ کرده و ترس ترس\nعطسه میزد رفیقش گفت درین شدت گرما\nو خشك زده کی چه معنی دارد جوا بداد :\nهیچ جای تعجب نیست چرا که دیشب\nاز را دیوی پسیبر یا ساز گوش میکردم .\nچاره معقول :\nراهگذری بی هوش پاسر جوانی هنگام\n\nراه رفتن زیر عراده موتری واقع شد\nپیش از آنکه باو صدمه برسد شخص\nخیر خواهی او را نجات داد نجات یافته\nبسیار متاثر شده و گفت برادر در بدل\nاین خدمت میخواهم نیم افغانی بشما هدیه\nکنم ولی مع الاسف يك افغاني دارم اگر\nشما نیم افغانی دیگر نزد خود نداشته\nباشید بدل تمام این پول به قنصاد من صدمه\nوارد خواهد کرد .\nنجات دهنده گفت بك چاره سدة ولى\nپشیماندانی بدهم : يك مرتبه دیگر باز\nخود را زیر موتر بینداز تا من ذریعه\nنجات شما شده ويك افغانی را یکجا\nمستحق بشوم .\nمدهوش مهذب :\nمردی در قبرستانها در حالت مدهوشی\nاز کوچه که بهر دو طرف اشجار زیاد\nداشت ، عبور می نمود : چند قدمی نرفته\nبود که بدرختی برخورد کلاهش را از\nسر بر داشته تعظیم کنان عفو و معذرت\nخواست ، چون بدرخت دیگر خورد گفت\nآقاي محترم بنده را عفو بفرمائید واز\nقصورم در گذرید :\nهمینکه به درخت سوم تصادم نمود ، بعد\nعفو و معذرت بسیار ، سرس را پائین انداخته\nبه کنجی نشست و باخود گفت : بهتر است\nصبر کنم تا این جمعیت غفیر بکذرد ، وبعد\nآن براه بیفتیم !"}
{"book": "adl0789", "page": 623, "text": "( شماره ٢٢ )\nمؤلف : له پلايه فرانسوی ( ٢٦ ) مترجم: حبیب الله ط وزی\nمادام سان ژین\nاز فصل پا نز دهم\n( مادام له مار شال )\nدر نظر له فیور و امثال او ناپليون يك\nسر تاجدارى بر جسد جمهوريت و انقلاب\nمحسوب میرفت ، ولی افسوس که خود را\nازى میدانند و دانسته بر حقایق چشم\nپوشی می نمودند .\nله فيور : « اعليحضرتا ! من فرمایشات\nشاهانه را به مادام له فيور تبلیغ خواهم\nنمود و وعده میکنم که مادام له فیور\nبا و امر شاهانه من بعد اطاعت کند .»\nامپرا طور : « بشرطيكه بتواند ! زيرا\nمن چيزهای نا ممکن را از کسی خواهش\nنه میکنم . عادت های حیات پیشین\nبسیار دیر می ماند . » و از قدم زدن\nایستاده بر سخن خود ایزاد نمود : « چه\nيك دیوانگیست که شخص يك سار جن\nمحض باشد و ازدواج کند . »\nبار مشلی که پسرش خیال دیگری خطور\nنموده باشد گفت : « ولی خود من\nتقريباً همین غلطی را کرده ام . او\nقصاره را زن کرد و من ـ همم ! خوب\nهمیشه علاجی برای این چنین غلطی ها\nدر طلاق موجوده است مگر .... »\nماتی که میخواست این خیال را از سر\nخود دور کند ، دست های خود را در\nجیب واسکت کشمیره سفید خودش\nداخل کرد، قطی كوچك سياه نصوار را\nبر آورد، و سر آنرا باز کرده بویید .\nناپلیون از نصواریات بسیار بد می برد\nتنها يك دفعه برای آز مودن قلیان اعلی\nکه امپدور ترکی برای او هدیه نموده\nبود خواهش ظاهی ساخته بود و بعد از\nمشکلات زیادی کشیدن آنرا آموخت\nولی بفر و بردن دود او لین که تقریباً او\nرا خفه ساخته بود ، قلیان بدور افکنده\nنعره زد : « این را بجهنم برید !\nآنها ئیکه میکشند و خوش دارند عجب\nحيوانات قديمى خواهند بود . » ازان\nوقت به بعد بكشيدن نصواریات هیچ گاه\nکوشش نه نمود .\nقطی نصوار خودش را در جیب نهاد\nو بطرف له فیور بر گشته گفت : « زن\nتو باید چند درسی از ( دیسپر يو )\nاستاد مشهور رقص بگيرد .\nديسپر یو یگانه شخص است که از اوضاع\nدربار های قديم چيزي ميفهمد . »\nاین استاد رقص ( ديسپريو ) يك پرو\nفيسور بسيار ماهر رقص و آداب و يك شخص\nمعروفی بود با خوش وضعي و زر نگی راه\nخودش را در اثناي انقلاب باحتياط كامل\nپیموده و بسلطنت ناپلیون که مجالس عیش\nوعشرت سر از نو باز گردیده بود ، براي\nنشان دادن مهارت خودش موقع یافته هیچ\nيك محفل ارستو کرا تی نبود که داران\nجا نداشت . این ملا قات او لين او با مادام\nله فيور در قصر سنت كلو بود ، كه ما درسر\nفصل اسد کار نموديم ، و کا ترین براي\nپذيراي ديسپر یو بود که ساعت ده باید\nبر میخو است .\nکاترین : ـ « شما موسیو دیس پر یو\nهستید ؟ یقین دارم چنین خواهد بود . چه\nحال دارید ؟ این الفاظ را گفته و دست\nهاي كوچك آدم نحیف را بكمال شدت\nفشار نموده .\nپروفیسر از صمیمیت و گرم جوشي غير\nمتر قبه مادام لا مار شال بي اختيا رانه\nعقب کشیده جواب داد : بلي ، منتظر اوامر\nمادام لا مار شال !\nکاترین گنج یک میزا بر چو کي ترجیح\nداده نشست و گفت : « خوب ، اي ادمک\nخورد من ، بطرف من به بین ، امپرا طور\nخیال میکند که اوضاع در بارش چندان\nخوب نیست و میخواهد که ما همه ممتاز\nباشیم . پسرم ! با تو میفهمي که او از ما چه\nمیخواهد . »\nدیسپر یو از لهجه بسیار از خودانه مادام\nلا مارشال بسكه خورده و با يك صداي\nلرزان جواب داد :\n«اعليحضرت نيكوسنجیده اند و خواهش\nدارند که در بار ذات شاهانه گوي سبقت\nرا از دربار هاي گذشته بر رباید من بكمال ."}
{"book": "adl0789", "page": 624, "text": "صفحه ١٥\nشماره ٣٢\nمجلد پنجم\n\nاحترام و توقیر کوشش میکنم ( مادام لا مارشال ) که خواهشات شاهانه را بجا کنم . مگر برای اینکه خوب تر به مقصد پی برده باشم میخواهم بفهمم که در کدام شعبه مخصوص من تعلیم گرفتن میخواهید . »\nکاترین : - خوب ! این مثال اینست مقبول من که در روز سه شنبه يك بال بزرگ در قصر خواهد بود ، چنین ظاهر میشود که در ایام مستبدان در بال ها رقص ( کاوت ) رواج داشته حال امپر اطور میخواهد که ما این رقص را بیاموزیم .\nدیسپیر یو : مادام لا مار شال رقص کاوت يك رقص مکلفیست که آموختن آن بزودی دشوار است من خوب بیاد دارم که شرف آموختن آنرا به مادام لامارشال حاصل نموده بودم .\nکاترین : - بیا که آنرا بیاز مائیم . اگر تنها امپرا طور میبود برایش میگفتم که برو ( کاوت ) را بشخص دیگری بیاموز وقتیکه پیراهن های او را اطو میکردم نمیخواست کا ( کاوت ) برقصم . مگر این له فیور است که میخواهد بیاموزم و هر چه که رفیق قدیم من خوش دارد من هم ارزو دارم . حال دقت! يك دو سه پا نشان بده که پاها یم را کجا بگذارم و چه باید بکنم ؟\nدر حالیکه مادام لا مارشال بيك وضعيت اشتهزا کارانه مانند شمشیر بازان ایستاده و منتظر حمله بود ، دیسپیر یو شانه های خودش را بیاس حرکت داده و آه سردی کشیده پرسید : « ایا مادام لا مار شال پیش ازین هیچ کا رقصیده اند »\n- بلی بسیار وقت پیش ازین - در و وگسهال .\nدیسپیر یو : - عفو بفرمائید مادام هیچ گاه این اسم را نشنیده ام ، آیا میتوانید به من بفرمائید که کدام رقص در انجا رواج بود (کورانتو) (می نوی) یا (منا کو ) ؟\n- رقص فريكاسه !\nدیسپیر یو - خدای من چه میشنوم این که رقص قصاره کان و گل خن جان است هیچ گاه ممکن نخواهد بود .\n- بلی این دانس اولین بود که با له فیور رقصیدم در همین دانس بود که من و او یکدیگر خود را شناخته و متعاقباً ازدواج کردیم .\nپرو فیسر با یک وضع بسیار مغموم سر خود را حرکت داده خود به خود گفت : من که استاد رقص مادام لادوفین بودم حال با که مقابل شده ام ! »\nدیسپیر یو مادام لا مار شال را خوب بطرز وجست انداخته و کوشش می نمود که چیزی بیاموزاند که دروازه بشدت باز شد وله فیور باپو نیفورمه مکمل خود داخل گردید . احساسات اوفوق العاده بر انگیخته بنظر می آمد زیرا کلاه خودش را بدور افگنده صدا زد : « زنده باد امپراطور ! »\nاین را گفته و کاترین را دراغوش پر از محبت خود کشیده بوسیدن شد .\nکاترین ازین وضع او متحیر شده گفت\nخدای من چه خبر است ؟ له فیور ترا چه می شود ؟ »\nدیسپیر یو نیز متحسس گردیده بانوک پنجه پیشرفته پرسید : « موسيو لو مارشال آیا امپرا طور مرده است ؟ »\nله فیور بجواب این سوال فضول با چمکه های کلفت خودش لگد سنگینی بر حصهٔ تحتانی بدن پرو فیسر دانس نحیف نواخته درس جدیدی در فن موقع شناسی باو داد .\nدیسپیر یو خود را با حتیاط تمام جمع نموده در مقابل له فیور کرنش عمیقی نموده گفت : « آیا مسیو لو مار شال فرمایشی دارند ؟ »\nکاترین حرف او را قطع نموده گفت مارشال عزیزم بگو به بینم چه واقع شده است ؟ دیسپیر یو میخواست بفهمد امپرا طور مرده است یا زنده ، ولی به خیال من اینچنین یک چیز ناممکن است . »\nله فیور : - بلا شبه نا ممکن است ! امپراطور مرده نه می تواند ! هیچ گاه نخواهد مرد ! ولی چیزی که من حالا شنیدم اینست که ما بزودی بسفر میرویم . »\nکاترین : - رفتن ! کجا ؟\nله فیور : « من نمیدانم کجا . چیزی که میدانم اینست که باید بزودی انجا برسیم خیال میکنم برلین خواهد بود ؟ - کاترین که جغرافیه دانیش از رقص ناقص تر بود پرسید : « آیابرلین دور است یا نزدیک ؟ »"}
{"book": "adl0789", "page": 625, "text": "شماره ۳۲\n\nله فیور: - من نمیدانم ! ولی یقین دارم\nکه هیچ جا برای همت امپراطور دور\nنیست .»\nکاترین : ـ چوقـت روانـه می شویم ؟»\nله فیور : - فردا ! این پروس ها یک\nپوست کل خونی بکار دارند . در این اوقات\nخروعیت و شاطری بخرج میدهند . چند\nسال قبل، استریا ، انگلیس ، روس، هسپانیه\nو بسیار اقوام دیگر در فرانسه داخل شدند\nولی آنها را عفو نمودیم زیرا حکومت کوچکی\nبودند . هم ، در برلین زیادی داشتند . امپرا\nطور آنها را از صمیم دل دوست دارد . همیشه\nدربارهٔ یک مرد جوان موسوم به (کوته)\nکه مقالات او در جراید می برآید حرف\nمیزند . دو ـ سه روز پیش به من گفت :\nاگر (کوته) فرانسوی می بود او را\n(کونت) می ساختم .»\nکاترین : ـ پس امپراطور میخواهد با\nپروس ها بجنگد !»\nله فیور : - بلی ما را متحیر ساخت وقتیکه\nگفت این جنگ دشوار خواهد بود . پروس\nها، یک مملکتی مثل پروس دیگر وجود\nندارد . ولی امپراطور که این چیزها را\nاز من بهتر می فهمد اظهار نمود که این\nجنگ یک حرب شانداری خواهد بود\nبالآخره سنجیدن مبالی کار خود امپرا\nطور است . کار ما جنگ است و هرجا که\n\nمجله پنجم\n\nتو امر کند، رفتن ! ولی بخیال من یک\nملت کوچکی مانند پروس را شکار نمودن\nشکوه‌شان است ، وپادلی چنین یک حریف\nضعیف شان وشوکت گفته نه می شود!»\nدیسپیر یواز برت مارشال خودرا خوب\nدور داشته گفت : « مانو میخواهم ، مسیو\nو مارشال ، پروس ها اینقدر حقیر که شما\nفکر نموده اید نیستند .\nفردريك اعظم خود شان را داشته و\nهنوز هم عنقریب محاربه (روز باخ)\nاحتفال میگیرد .\nله فیور شانه های خود را حرکت\nداده گفت : « روز باخ ! من این اسم\nرا نمیشناسم کدام اسم قدیمی خواهد\nبود علاوه بر آن امپراطور ما در انجا\nنبود یک محاربه بزرگ بدون امپراطور ما\nممکن نیست صورت بگیرد. کا ترین : حق\nبا تست ، آیا من همراه تو میروم یانه ؟\nاگر میخواهی تا بسرحد رفته میتونی\nگمان نه می کنم امپراطور پیشتر ازان برود\nکاترین : ان جنك يك صاعقه بود که\nدر آسمان صاف یکدفعه دفعتاً برما نازل\nگردید .\nمگر من ترا قین میدهم که این حرب\nزیاده از يك سر گذشت چند روزه\nنخواهد بود ، باید فوراً آماده سفر\nشوم ها رپوت کجاست ؟\n\nکاترین : ـ کدام جائی درین نزدیکی ها\nمنتظر تو خواهد بود\nله فیور : من او را بحضور امپراطور\nتقدیم میکنم تا درین محاربه خولگد و شاید\nترقی هم بکند . بروپسر عم خود را تجسس\nکن !\nدريك لحظه دیگر بابك ابو تـاز جران\nبرگشت که بطرف مار شال رفته بابك سلام\nعسکری پرسید :\nپدر خوانده عزیزم آیا کجا میرویم\nبجنگم ؟\nله فیور : شرط يك خورد من از\nکجا فهمیدی که ترا من برفتن میدهد\nاول باید با امپراطور حرف بزنیم تو خیال\nمیکنی که هرکس میتواند اجازه مردن و\nفدا شدن را برای او حاصل کند ، بهر\nصورت امید میکنم که این شرف را بتو\nخواهد بخشید .\nتشکر میکنم چه وقـت باید بحضورش\nتقدیم شوم ؟\nاگر توانستم ترا همقدم میبرم، دو\nاستائیکه من و تو بحضور امپراطور مشرف\nمیشویم خانم هم باملکه حرف خـواهـد\nزد زیرا بسیار وقت است ملکه را ندیده.\n\n( باقیدارد )"}
{"book": "adl0789", "page": 626, "text": "( شماره ٣٣ )\n\nاشتراك سالانه ١٢ افغانی\n\nمحصول پوست ٢ \n\nخارجه ٢٠ شلنگ\n\n(مجلد )\n\nاداره : کابل جاده ارگ\nمؤسس و صاحب امتیاز : محی الدین\n\nمدیر و نگارنده :\n\n٣٠ شنبه ٢٠ جدی ١٣١٠ تأسیس ١٣٠٦ ٢ رمضان ١٣٥٠\n\nمطبوعات وطنی و نارضائیت های قارئین\n\nنسبت به پیشرفتهای قابل تقدیری که امروزه به مطبوعات و نشریات وطنی در مرکز و ولایات مشاهد میشود چه از حیث تعدد مجلات و جراید و چه از وجهه تنوع مضامین عالی و یا طلاعات تازه و صحیح و باز خصوصاً وفور همیتی که نویسنده های وطن روز بروز نزد ملت و حکومت پیدا کرده میروند از روی انصاف بصریح ترین لهجه میتوانیم این عصر را يك عصر سرطانی افغانستان تعبیر کنیم .\nو هیچ کسی این حق را نخواهد داشت که این ستایش تمهیدی ما را بر خود نمائی و یا چاپلوسی اطلاق کنند ، فقط یکی دو تا از جراید ما اگر به برخی جهات ایران تعریف استثنا پیدا کنند آنهم با اثر عدم مطابع حروفی و غیره بهانه ئی است که بیکن تا امکاس وضعیات مراکزی که در آنجا ها این وضعیات طرا قبول هم صورت اصلاح و رنك بهتری بخود بگیرد .\nغرض با این حال از طرف قارئین و مشترکین\n\nدر اغلب اوقات احساس یکنوع نارضائیت ها میکنم ولو این نارضائیت های قارئین و یا بعضی افراد دگر راساً نسبت بجریده انیس جلوه تا کنون اظهار نشده اما چون سلسله مطبوعات از جهات هم مسلکی و ارتباطات معنوی که باهم دارند تعریف یک جریده و یا یک نگارنده بستایم ترقی مطبوعات و ملل اسباب مسرت همه، و همچنان نواقص یکی واسطه دلسوخته گی یا خدا نخواسته اسباب خجلت همه گی خواهد بود،\nپس لازم می افتد پیشتر از انکه دیگران بما حق و ناحق گفته و ریش خود اشارت کنند ما هم مطلع شده بخوب و بد خود قانع شده اگر بواقعی نقصی داشته باشیم در صدد اصلاح خویش بر آئیم ،\nآنچه تا کنون شنیده ایم علل انحطاط مطبوعات ما را آقایان قارئین اینطور بیان می کنند :\nاولا\" هر خواننده که یکی از جراید وطنی را برای مطالعه میگیرد و با کسی دیگر تکلیف خواندن میکند پیش از انکه به بیند چیزی دارد یا ندارد يك\n\nتسطر عقبیات تکراریه و يك لهجه یأس تر دانه میگوید ای بابا همه نقل و اقتباس است اطلاعات تازه ندارد يك خبر در هر جریده تکرار می شود .\nدوم : طرز و صول نگارش همیشه تحت تنقید می آید و با غلب شکایت دارند که اسلوب نوشتن مقالات علمی و اخلاقی یا ادبی بسیار کهنه و تقریباً اسلوب چندین سال پیشتر استعمال شده و هیچ ذوق و میلی برای خواننده گان ندارد .\nسوم - عبارات نحوی لغت آمیز است که تقریباً زبان فارسی بعربی شکسته تحویل شده و افراد مبتدی اصلاً از درك مطالب عاجز است .\nچهارم - عناوین مقالات چیزی و مطالب چیزی که بسیاری طالب عنوان وطنی ندارد و اکثر در عنوانهای سابقه گی نویسنده و مدیرین جراید بکار میرود که پس از دیدن عنوان کسی میل بخو اندن مقاله نمی کند .\nپنجم - بستکه در اطراف موضوعات یا پیشنهادات جزوی جملات تکراری دیگر نویسنده قلم فرسائی شده و شالوده"}
{"book": "adl0789", "page": 627, "text": "( صفحه ٢ )\n( شماره ٤٢ )\nمجلد پنجم\n\nاحتیایی ریخته میشود اصل مطلب از بین\nگم و خواننده پس از مطالعه پنجاه سطر\nآخر کار جز تحمل درد سر هيچ يك\nمفادی را استفاده کرده نتوانسته .\nششم ـ از تنقیدات خود داری میشود .\nهفتم ـ در نوشتن خبر های اخباری از\nاصل مقصد عبارت آرائی متملقانه و القاب\nبیشتر است و ساده گی خبر با نزاکت\nهای روز نامه نگاری مراعات نمیشود .\nالحاصل اگر کناش بسازیم شاید دیگر\nموادی هم پیدا شود که موجبات تا\nرضائیت قارئین را ظاهر ساخته و ما همه\nاین اقوال و افعال را از زبان های مختلف\nشنیده و از اشخاص دیده ایم اگر چه\nتا جائی ما هم به آنها حق میدهیم که\nجراید ما بالعموم مانند جراید عصری\nدنیا نیست ولی تا جائی هم آقایان قارئین\nباید تنزل بفر مایند که خواننده گان\nما هم طوری که بظاهر خود شان را دشوار\nپسند نشان میدهند از آن ذوقیات باطنی\nمحروم بوده و از عرفان پسندای عصری\nنیستند و درینگو نه تنقیدات از رهگذرای\nکه جنبه نسبتی و یا مقتضیات محیطی را تغافل\nکرده و افراطی میشوند گفته میتوانیم\nاکثر آن بی مورد است و از خود\nموجباتی دارد .\nمثلا ازینکه میگویند اخبار ها چیزی\nندارد معلوم است آقایان دماغ مطالعه نداشته\nتطول نموده دیده تنقید میکنند و حرف مفت\nمیگویند : چندی قبل یکی از رفقا پرسید شما\nبچه کار مشغولید گفتم شما خبر ندارید که\nمن بجریده انیس کار میکنم گفت برای\nاینکه اخبار های داخله چیزی نداشته و\nچندان دلچسپی ندارد مطالعه نمی کنیم\nمجبور شدم باصطلاح کشکول انیس را\nپیش روی او کشاده و بگویم چه لازم\nداری که من ازین ١٦ صفحه هفنه گی انیس\nبرای شما بیرون آورم یا بدانید که ما عبث\nوقت خودرا ضایع نمی کنیم و همه چیز دارد\nو هیچ نقل و اقتباس نیست و همچنان\nجریده اصلاح وغیره و از که شما يك\nخبر را در دو سه جا میخوانید در کدام\nنقطه دنیا شما دیده اید که هر روز نامه\nيك خبر را مخصوص نشر کرده و دیگر\nروز نامه که در آن نقطه شائع می شود از\nنشر آن خودداری کند و واقعات مبهمه\nداخلی وخارجی را همه مطبوعات داخله و\nخارجه ممالك بحد متحد المال نشر كنند\nمنتها در کهنه گی و تازه گی اخبار اگر\nاز طرف ما بی سلیقه گی بشود البته شما\nحق تنقید را دارید ، حالا خود تصور\nکنید که آقا از نشر اخبار خبر ندارد\nمطالعه نمیکند و عیب میگیرد این نظریات\nو بچه بایست تعبیر کرد جز انیکه بگوئیم قاریان ثابت\nهای طبعی است چه رفقای ما در عین\nجوانی بحدی کنجکاو وجدی هستند که\nنمره های سر در عمارات را خوانده و میگویند\nنمره خانه رئیس بلدیه با آنکه در وسط\nکوچه واقع شده نمره اول و در خود\nتکت نوشته است :\nبسم الله الرحمن الرحيم\nگذر ده افوچك\nخانه نمره يك\nو از دیگران بسم الله ندارد ، ولی\nبجای دیگر اینقدر کاهل می شوند که\nوقت پیدا نمی كنند يك جریده وطنی را\nتا آخر ورق زده و اقلا عناوین آن را\nبخوانند که چیزی دارد یا ندارد .\nدر باب طرز و اصول نگارش اینها\nبسته بتوسعه نشریات و ترقی معارف است\nو باز این مسئله يك چيز مبهم گرفته نمی\nشود که برای همیشه دوام کند بمرور\nایام خود بخود رفع شدنیست .\nنسبت بپاره مقاله اگرچه ساده نویسی\nومطالب مهمه را بزبان معمولی انتشار دادن\nبسيار تمعريف دارد ولی در حین زمان\nازین هم نباید غافل شد که برخی مجلات\nو جراید ینگه با نوشتن مقالات علمی وفنی\nاشتغال دارند نا گزیرند ازینکه اصطلاحات\nمخصوصه آن را در نوشته جات خود مورد\nاستعمال قرار دهند فقط ، و دیگر همقطاران\nما که اغلباً در اجتما عيات و اخلاقیات\nنگارنده گی میکنم البته این نکته\nها را مراعات خوا نيم کرد و همچنان\nدر بقیه مسایل که از سلیقه نامه نگاری ما\nنسبت به انتخاب عناوین شرح وبسط مسائل\nجز وی ، پر القاب سا ختن اطلاعات\nاخباری و یا کم جرئتی در نوشتن\nموضوعات تنقیدی اگر قارئین اظهار نا\nرضائیتی مینمایند تا يك درجه ما بايد\nتنزل کرده و آن ها را حق داو بشناسیم\nچه این دوره حکومت نسبتاً درخشان تر\nو عرفانی تر است و شهریار دانشور ما\nمطبوعات و عمال آن را بنظر قدر می بینند\nبا اینها اگر ما محافظه کار بی مورد شده\nو در ارتقای مطبوعات يك اجتهادی از"}
{"book": "adl0789", "page": 628, "text": "صفحه ۲\n( شماره ۲۳ )\nمجلد پنجم\n\nاز نقطه نظر مقال خود فاصله کرده بعضاً مواد خام را ذکر می کند و بعضاً اسم اموال تیاری را می برد که با اشیای صنعتی انگلیس رقابت می کند ، این يك نزاع داخلی بین آن شعبه های صنایع است که شروع به سقوط کرده و آن شعبه های که در ترقی می باشند .\nهم کوشش برای حفاظت صنایع قدیمی مجبوراً برای صنایع جدید مضر ثابت میشود. در حقیقت مسلك وقايت اما اله تنها ازین سبب برای انگلستان يك خطر جدی می شود که باعث مقاطعه در ساله تکامل حیات اقتصادی انگلستان بعد از جنگ عمومی میگردد . این خطر بطرف جنوب رفته ، باعث تاسیس شعبه های جدید صنایع در اطراف لندن شده است .\nوزارت فوائد عامه درین روز ها يك احصائیه راجع به تقسیم نفوس کار گر در شعبه های مختلف مسلک ها شایع کرده . بنابر عدم دیگر اسناد ، درین احصائیه تنها مسلک های بیمه شده ، ذکر میشود . احصائیه مذکور تبدلاتی را که بعد از محاربه عمومی واقع شده ، واضح نشان میدهد ، از سال ۱۹۲۳ باین طرف دريك عده زیاد مسلک ها تعداد مشغولین بیمه شده زیادتر از ۵۰ فیصد ترقی کرده .\nمسلک های که تعداد مشغولین آن رو بترقی میباشد ، از قرار ذیل است :\nشعبات تعداد مشغولین بیمه شده جولای ۱۹۳۱ فیصد ترقی از ۱۹۲۳ باینطرف\n۱ - مقاد عامه ، مخصوصاً سرک سازی ٤٧٠٦٣٠ ۱۲۰/۰\n۲ - ابریشم و ابریشم مصنوعی ٧٢٥١٠ ۹۹/۸\n۳ - کار گران برقی ٢٢٤٦٠ ٩٥/٢\n٤ - سنگ های مصنوعی وسمنت ١٩٦٣٠ ٩٢/٩\n۵ - ترام ، اتوبوس (موترهای بزرگ حمل ونقل) ١٧٣٨٦٠ ٦٤/٩\n٦ - موسسات نمایش ٩٠٦١٠ ٥٧/١\n۷ - ماشین های برقی ٩٢٤٧٠ ٥٤/٧\n۸ - تجارت - دوکانداری ١٨٤٧٨٠ ٥٢/٤\n۹ - سیم های تحت البری وبحری ، سیم ها وچراغ های برق ١٠٨٣٤٠ ٥١/٨\n۱۰ - هوتل رستوران پانسیون ٣٨٤٢٩٠ ٥١/٣\n۱۱ - خشت وخشت کاشی ٨٧٦٢٠ ٥١/١\nترقی فوق العاده تعداد واشخاص که در تجارت ؛ هوتل و موسسات نمایش خدمت وکالی می کنند ، مضر است . اما بالعکس این دو چند شدن تعداد کار گر های سرک وترقی زیاد کار گر های حمل ونقل سرک ها تجدید عاقلانه مملکت را نشان میدهد . ترقی صنایع برقی مهم ترین علامه عصر جدید است .\n\nترجمه از دویچه الگیماینه سایتنگ :\nخاتمه تجارت آزاد\n۲ - تبدلات اقتصادی\nانگلیس ها مجبورند ، بيك صورتي موازنه دخل و خرج خود را مستند سازند. عقیده و تسین وزیر تجارت جدید انگلستان هم این است که علاج انگلستان تنها بقدر یعه ترقی تجارت عمومی دنیا شده می تواند . و انگلستان باید برای ازدیاد حصه خود در تجارت دنیا کوشش ورزد یعنی باید صادرات انگلستان ترقی کند باین صورت خود به خود باقی درك های موازنه دخل و خرج هم ترقی میکند لهذا نباید اینطور اموال زیر بار محاصيل گمرکی بیاید که برای صنایع داخلی انگلستان مواد خام اشیای صادره را تمثیل می کند. این همه بسیار ساده به گوش می آید . اما درك های بزرگ واردات انگلستان آنطور اموالی است که هر کس خود نشان بدهیم گو یا مسئول آینده بوده و نواقص متوجهه خود ما خواهد بود . ويقين واثق است که اگر پیشنهاداتی کنیم شنیده خواهد شد وهر گاه منصفانه تنقیداتی هم بگوئیم موجبات اصلاح را فراهم خواهد آورد واگر حق و ناحق از ما مورین عمده چا پلوسی نکرده وبا القاب زیاد نه نویسم چون مامورین ما الحمد الله منور اند و از مسلک جریده نگاری تا اندازه مطلع هستند گله و گذاری نخواهند کرد ."}
{"book": "adl0789", "page": 629, "text": "( شماره ۳۳ )\nجلد پنجم\n\nعلاوه بر این در دیگر شعبه های كوچك صنایع كه تا حال انگلستان به آن اهمیتی نداده بود ، تعداد كارگر ها چیزی كمتر از ۵۰ فیصدی زیاد تر شده . يك قسمت بزرگ این صنایع در اطراف لندن در پهلوی سرك های موتر تأسیس شده . بمقابل این صنایع نو در صنایع قدیمی تعداد كارگرها تنزل فاحشی كرده مثلاً آهن و فولاد ۲۸ فیصد ، نسبت به سال ۱۹۲۳ ، كشتی سازی ۲۵ فیصد ریل ٢٤ فیصد معادن ۱۳ فیصد ماشین سازی و صنایع فلزات ۱۰ فیصد ، صنایع پشمینه ۱۱ فیصد ، پشمیه بافی ۸ فیصد ، پخته بافی ۲ فیصد نزول نموده است .\nطبیعی است كه تنزل حقیقی بسیار زیادتر است ، چون این نزول عبارت از تعداد عمومی کارگر های بیمه شده است، یعنی تعداد بی كار ها هم در آن شامل می باشد چون بیکاری در صنایع قدیمی تا ۳۰ فیصد و زیادتر ، اما در بعضی از صنایع جدید از ۱۰ فیصد زیاد تر می باشد .\nازین همه معلوم می شود که دوره تبدل در طبقات صنعتی انگلستان شروع شده و تا يك اندازه پیش رفته . يك سياست گمركی غلط می تواند باعث خرابی های زیاد شود . همین صنایع جدید حال به حال در قسمت خود در صادرات انگلستان افزوده توانسته . اگر چه در بین این صنایع جدید بعضی است كه مخصوصاً برای این مقصد تأسیس شده است که بازار داخلی را از دست تجار خارجی رها کنند . این مطلب از شعبه های صنایع است که در موقع تأسیس برای آنها لفظ « حفظ ما تقدم » را اختراع کرده بودند .\n\nاین جا حكومت بدون فکر و معطلی در مانع شدن واردات جداً كوشش خواهد كرد . بعد زانکه قانون اجازه تورید رنگ ها برای يك سال دیگر تمدید شد ؛ چون منافع کیمیاوی با وجود مهلت ده ساله از اقتدار رقابت خود با خارجی ها هنوز مطمئن نیست ، تصور می توان کرد که از حکومت از هر طرف چه تقاضا ها نموده خواهد شد .\nاما هر قدر هم محصولات گمركی اموال صنعتی را زیاد کنند ، خساره موازنه تجارتی را جبره نخواهند توانست .\nانگلستان دیگر کارخانه دنیا نیست و اگر هم بخواهد ، انگلیس ها استعداد و آن دانتير اوزاق را ندارند . اگر جلو گیری نکنند ، يك وقتی قیمت آنرا پرداخته نخواهند توانست .\nواردات سالانه بين دول مبلغ محير العقول ۱۰۰۰ ملیون را تشکیل می کند . برای انگلستان امروزه این مبلغ بسیار زیاد است . از بسیاری چیزها صرف نظر شده نه می تواند .\nمحصولات منعی گمرکی بر كچالوی تازه در اول سال و سبزه جات گل خانه فرانسوی مصارف حیات طبقات متوسط را زیاد نخواهد کرد .\nدر این هم هیچ شك نیست که بعد از تبدل اصول دولتی ، از زراعت انگلستان زیادتر استفاده می توان برد . مثلا برای انگلیس ها مطلب ترتیه حیوانات اهلی عبارت از تربیه حیوانات نجیب و قشنگ برای تماشات مسابقه ها است . امروز حتی مامورين بلد انگلستان\n\nاز گوشت خارجی حیات می کنند ، که در سرد خانه ها به انگلستان می آید . حالا ذكاوت انگلستان به بسیار خوشی گوشت انگلیسی را خواهد خرید ، بشر طیکه به قیمت معقول حاصل شود . اما زراعت انگلیسی يك وضعیتی نشان می دهد که فقط اشیای مزروعه انگلیسی چیز های کمیاب و مخصوص باشد . بهر صورت حكومت مجبور است ، در این مسئله هم اقدامات کند .\nمخالف به نقشه های جدید انگلیسی به دیگر ممالك هیچ فائده نخواهد بخشید يك بسيار كمی از ممالک استعداد آن را دارند . امروز انگلستان دو چند اینکه میفروشد ، از دنیا خریداری می کند یگانه استثنا مستملكات انگلستان میباشد این جا هم انگلستان زیادتر از انکه میفرو شد خریداری میکند . اما فرق بین خرید و فروش نسبتاً كم است . در ۹ ماه اول سال گذشته ( ۱۹۳۱ ) واردات انگلستان از دو مینیون ها و مستعمرات ۱۸۰ مليون پوند و صادرات به آن ۱۲۹ مليون پوند بود .\nاما از اروپا انگلستان به قیمت ٢٧٤ مليون پوند خریداری کرده و به قیمت ۱۰۸ مليون پوند مال به اروپا فروخته است کسر موازنه تجارتی انگلستان با باقی دنیا هنوز بسیار بزرگ است انگلیس ها سه چند آنکه فروخته اند خریداری کرده اند ، یعنی بمقابل ٥٥ ملیون پوند فروش به قیمت ١٦٦ مليون پوند خریداری کرده اند ."}
{"book": "adl0789", "page": 630, "text": "صفحه ۴ شماره ۲۳ جلد پنجم\n\nدر ۹ ماه سال ۱۹۳۱ انگلیس‌ها از المان زیادتر از سه چند فروش خود خریداری کرده اند. لهذا بسیاری دول از جنگ گمرکی با انگلستان خودشان خمیازه خواهند کشید.\n\nتعداد درک‌های ازوک واردات المان از انگلستان بسیار کم است. در آخرین سال عادی ۱۹۲۹ المان از انگلستان به قیمت ۵ میلیون پوند ذغال خریده است. رقابت ذغال انگلیس شدیدتر شده است اما یقین است که وضعیت عمومی المان استعداد جنگ گمرکی را ندارد. دیگر درک واردات ازوک نخ یا به کی، نخ پشمی و پشم است، یعنی اشیای که در صنایع المان استعمال میشود. شاید المان بتواند دمی گیری خود را زیادتر کند. اما قیام بر درک‌های واردات المان از انگلستان بسیار بی اهمیت تر از ان است که بتواند در جنگ گمرکی يك رولی بازی کند. فرانسه يك قدری زیادتر اسلحه بدست دارد، او باز هم در يك جنگ گمرکی خساره خواهد کشید. سرك ها از چندستان های بزرگ او مکرمة مقابلة بالمثل متفرق شد. و این هم مفهوم است. زیرا که انگلیس‌ها در ۹ ماه اخیر از امریکا شش چند فروش خود را خریداری کرده اند. یگانه امید این است که در اثر این اقدامات انگلیسی آن کوششان، که برای این مقصد شروع شده بود، باز زنده شود. تا در ایام رفته تمام دیوارهای محصولات گمرکی تخریب گردد. (محمد طاهر)\n\nاجمال سیاسی:\nهندوستان و انگلیس\n\nکنفرانس میز گرد که در ده سنبله برای تعیین تشکیل اداره مستقبل هندوستان ومذاکره تشکیلات اساسیه آن در لندن دعوت شده بود، خاتمه یافت و بابه اعتبار موضوع و مقصد فلاس کرد گفته می توانیم.\nاگرچه در حقیقت این کنفرانس وکنفرانس پیشتر از ان به حثیت استشاری داشته مقامات آن ظاهراً خیلی مهم بنظر نمی رسد مگر در حقیقت حال خیلی همیت را حایز بوده است یعنی با وجود حیثیت استشاری و ادیق کنفرانس اگر اتفاق ممکن گردیده مقررات مثبت اخذ کرده می شد كدلمۀ رد او قبول آخرین که باز هم با پارلمان انگلستان بود امکان قبول اساس مقررات و طرح مناقشه روی آن حدس میرفت خالی بیگانه اساسی فقامت این کنفرانس اختلافات موجوده ملل مختلفه انجمن هند و خصوصاً اخد دو سیاست عرفی و یعنی و سیاسی هندو مسلمان است.\n\nدر اثنای حرب جهان، اهالی هندوستان برای استحکام و محافظة امپراطوری انگلیز و تا، مین غالبیت وظفر آن در حرب تقریباً یکنیم میلیون عسکر بگردن داده ملیارها امداد پول را متحمل گردیدند. و بمقابل این مظاهرت قیمت واز وصداقت هندی ها بطور مکافات برای خود مختاریت اداره را طلب نمودند در آن تاریخ مسلمین هند هم به نسبت رویۀ خصمانه-یا-ی که حکومت انگلستان به مقابل ترکیه و (مقام خلافت عثمانی) گرفته بود از انگلیس‌ها رنجیده گی داشتند. از این جهت با هندو يك شده با کنگره ملی هند متفق گردیدند و در برابر انی گاندی در آمدند. خلاصه سه صد و پنجاه ملیون نفوس وسكنه هند بطور يك وجود حرکت نموده حکومت انگلستان در مقابل آن مقاومت نه نموده اعطای پارلمنت و حقوق خود مختاری مختصر و محدودی را برای آنها در نظر گرفت و وعده نمود که بعد از تجرۀ ده ساله، پس از تطبیق آن امتیازات وسیع تری نیز برای ایشان خواهد داد. برای انجاز وعدۀ مذکور سه-سال قبل کمیسیون در تحت ریاست وزیر خارجیه امروزه (سـر جان - سمول) مرکب ومنحصر از اعضای انگلیزی جهت تحقیقات واحضار اساسات درجة خود مختاری که اتی داده شود، از لندن روانۀ هند نمود.\nچون هیئت مذکور به هند رسیده از سیکه همه اعضاء و ممبران کمیسیون مذکور انگلیز بودند، هندی ها تماماً با آنها مقاطعه نموده از نشر يك مساعی با ایشان امتناع ورزیدند. در نتیجه کمیسیون مذکور در راپور مترتبۀ خود با حکومت انگلستان توصیه نموده بود، که صرف خود مختاری ایالتی برای هندوستان داده وليكن حکومت مرکزی باید در تحت مراقبت و ترصد حکومت انگلستان باشد. لیکن در این اثناء در هند در نتیجه تحریکات گاندی، ملیون، حیات عدم تعاون و یا لاخر عدم اطاعت و سر کشی"}
{"book": "adl0789", "page": 631, "text": "( مجلد پنجم )\n\nزحمت از همان جنس و همان مسلك درهائي\nکه گنجینه ادبيات ما را توانگر میسازد باز\nخود بخود بدستم افتاد که محفظه و درج\nآن جريدة نفيس وانيس شما است . عجالتاً\nوقت برای تتبع ندارم که حیات هر کدام\nرا كما حقه روشن و آشکار نموده بر یک\nپایه محکمی استوار سازم زیرا میدانید که\nتتبع درحیات وشرح احوال يكنفر شاعر كه\nآنهم افغانی باشد خالی از رنج و زحمت نیست\nدر صورتیکه تذکره ها وجود ندارد كتاب\nهاي تاريخي سيمرغ وعنقا با شد نوت ها\nویاد داشت ها درین دیار مر سوم نباشد\nحافظه پیران و سالخوردگان ما فراموش کار\nباشد چه طور ميتوان حيات يك نفر شاعر\nرا خالی از هر گونه عیب و ایراد نوشت فقط\nدرین جور موارد خون دل و دود چراغ\nخوردن لازم است بنابران بفرستادن دوغزل\nنا شنیده که گوینده يکي آن عمر نام شاعر\nامير کابل و دیگر آن فارغ نخلص شاعر\nدر پنجی است ( و بعض ابیات فارغ در دور\nهاي سراج الا خبار هم درج است )\nاكتفا میکنم . ( سرور گویا )\n\nغزل سرخ\n\nآمد بهار شد چمن و لا له زار سرخ\nبشگفت غنچه هاي نهال انار سرخ\nتا خنده کرد برق بکهسار روزگار\nاز گریه گشت دیده ابر بهار سرخ\nگر یاد جام باده رنگین نمي کند\nاز چیست چشم زاهد شب زنده دار سرخ\n\n( شماره ۳۴ )\n\nغزل سرخ\n\nچوياي عزيز !\nدوسه روز قبل اتفاقاً يك بياض پوسيده\nومندرسي بدستم افتاد حریصانه بمطالعه\nآن پرداختم خوشبختانه اشعار گم شده\nيك عدة شعراي گمنام كابل را در اوراق\nپوسیده خويش حفظ نموده و مارا از مطالعه\nخود مسرور مينمود واقعاً مطالعه در ادبیات\nغوص كردن بدريائي مي ماند كه نتيجه\nاش لذت ونا کاميست هزار بار انسان دست\nخالي بيرون ميشود یا غنيمت بي قیمت به\nچنگ می آورد و يا يك دفعه نقدة بدستش\nبه لولوي ميرسد ، بنده روزيكه شروع به\nتحقيقات درهاي يتيم نمودم هر قدر که درین\nدرياي پر از لذت ونا كامي غوص کردم غیر\nاز همان يك رشته در هاي يتيمي كه در\nجريده انيس متواتراً از ( شماره يك الي ده )\nانتشار يافته است دیگر چيزي حا صلم نشد\nو بدستم نیفتاد ۱۰ کنون خلاف انتظار و بدون\nعین زمان قوانين جبري وصلا حيت ادارة\nتشدد و تهريب واسعة امثال مار شلا و\nفوق آن را نیز بحکام هند داده است\nتا در وقت لزوم با منتهاي غلبه و شدت از\nپیش آمد های سرکشانه جلوگیری کرده\nشود چنا نچه حوادث آخـر ین این\nمطالب را موثوقاً تصدیق میکند .\nم . اسمعيل\n\nصفحه ۶\n\nوار ده\n\nاز قوانین شروع نمودند . چون اشتمال\nاین تحریکات خیلی وسیع گردید، به\nهر طرف سرایت کرد .\nمسير ما كدونالد توصية سرجان سيمون\nرا در نظر نگرفته براي معلومات وفهميدن\nشکل اداره و در خواست هندی ها لزوم\nنقطه نظر و افکار هندی ها را بهتر دانسته\nبراي تثبيت اين اساس در لندن کونفرانسی\nاول میز کرد را دعوت و انعقاد نمود .\nدر کنفرانس اول اساسات فد راسیون\n( جماهير متحده ) قبول گردید . لیکن\nچون نماينده گان کنگره ملی در ان\nشمولیت و اشتراك ندا شتند ، از ان سبب\nدر ماه سنبله گذشته کنفرانس دوم میز\nکرد در لندن دعوت و عقد گردید . در\nكنفرانس دوم فی الواقع مندل كنگره ملی\nهند و یگانه پیشوا ، مسطر گاندهی\nاشتراك نمود ، لیکن در این کنفرانس\nظهور اختلافات سیاسی ...\nبین مسلمین و هنود و عدم امکان حل\nآن در نتیجه کنفرانس با تمام معانی افلاس\nکرد .\nنظر به حوادث آخراین انگلیز ها\nمقابل احتمال حرکت دو باره ملیون و\nطرفداران گاندهی در عودت آن به هند\nتدابیر احتیاطی اخذ نموده ، نقاط\nسوق الجيشی هند عساکر زیاد سوق نموده\nو برای جلوگیری از هجوم های شدید و\nمدافعه ایشان را به عرابه های تانك\nهجوم و دسته های طیاره های حربی تقویه\nنموده است ، تا در وقت لزوم برای\nمدافعه و هجوم شدید مقابله نموده و در"}
{"book": "adl0789", "page": 632, "text": "صفحه ۷\nشمار ۲۳\nمجلد پنجم\n\nخبر هاي خارجي\nانگلستان هندوستان\nريوتر :\nلندن . دسمبر - اتحاد جمهور هند پيغامي به ميكده نالد فرستاده تا كيد مي نمايد كه بايد به گاندي در موضوع تعهد شما در مقابل فسخ احكام صادره، نه تنها به حيث عدل و انصاف بلكه از روی سياست مداري هوشيارانه نيز بايد جواب ايجابي داده شود .\n\nاين نيست رنگ بر كف حناگوش كرده ان\nاز خون ماست پنجه و دست نگار سرخ\nفارغ بيا كه طرفه تماشاست روز عيد\nپوشيده اند مردم شهر و ديار سرخ\n( فارغ ده يحي )\n\nغزل\nيارم از غم محرم اغيار شد عبث\nاز من گنه نديده و بيزار شد عبث\nاز من خطا نديده و مايل بقتل من\nآن بيوفاي شوخ ستمگار شد عبث\nدر سينه ام چو مرهم لطفي نمي نهي\nهردم زتيغ ناز تو افكار شد عبث\nزاهد نخورده باده گلگون زجام عشق\nبيخود نگشته طالب ديدار شد عبث\nچون نيست قدر شعر بقدر شعير عمر\nطوطي صفت به نطق شكر بارشد عبث\n( شاعرابي كابل حاجي عمر جان )\n\nروز ٤ شنبه در اثناي تجديد انعقاد كنفرانس طلاب هندي تصميم گرفته شد كه يك اتحاديه بين المللي طلاب هند تشكيل شود كه مركز آن لندن باشد و نيز تصميم گرفته شد كه دارالفنون های محلي هندوستان بايد بضرورت وسيله تعليم و مطالعه خدمت ننمايند .\nو در دار الفنون های مذكوره كلب های جما نستيك و تفنگ اندازي مقرر گردد چون اكثر شاگرد های هندي بنابر ضعف جسماني تعليم شان بر هم ميخورد\nلندن ٢١ دسمبر - روزنامه مارننگ پست در حاليكه با مساعی ولنگدن در موضوع تحکیم امنیت در هندوستان موافقت ميدهد می نگارد که بد بختانه اشکالی که ولنگدن بآن گرفتار است، اساس پالیسی است که حکومت او را مامور نموده است به پیش برد ،\nو این مسئله از نطق عجیب ولنگدن که دیروز در کلکته ایراد نموده بود واضح میگردد و تاکید می نماید که ولنگدن باید به کانگرس به حیث یک موسسه سیاسی حقیقی توجه کنند . و نیز میگوید بنا بران کانگرس یگانه حزبی است که ازان می توان امید نمود که تشکیل مجوز را صورت دهد . کانگرس بغاوتها را تشکیل و از خون ریزی طرفداري مي نمايد . و در وظيفه هاي ولنگدن این مسئله داخل نیست که ازین اشکال بر يد. ولنگدن شخصي است وفا دار و به تمام لیاقت خود پالیسی حکومت خود را پیش می برد . مگر روزنامه مذکور اظهار عقیده می کنند که تصویبات ( وليُرز ) معقول است و امید می کنند که ازان صرف نظر نموده نشود .\n\nترفیع\nلندن اول جنوري - قرار فهرست اعزازات سال جدید یک شیخ ترفیع نموده و ه نفر دیگر به تازه گي رتبه شيخي گرفته اند . و همه این در نتيجه خدمات سياسي مي باشند .\n\nانکار صدر اعظم\nلندن ۲ جنوري - صدر اعظم ازین خبر که میگویند از گاندي در خواست نموده است گورنر بنگال را ملاقات کنند انکار مي نمايد . ريوتر رسماً اطلاع گرفته است که میکدونالد نه بصورت مستقیم و نه بصورت غیر مستقیم ، به هیچ صورت با گاندي بعد از انکه از انگلستان بر آمده است مکاتبه نداشته است .\n\nنظر به جراید انگليسي\nديلى تلگراف از جواب وائسرائه به گاندي تمجيد نموده مي گويد که وائسراي در وازه مذاکراتی که تهدیدات شروع مي شوند بسته است .\nمانچستر گاردن در سر مقاله خود می نویسد : که هندوستان یک ساخته"}
{"book": "adl0789", "page": 633, "text": "صفحه ۸\n( شماره ۳۳ )\nمجلد پنجم\n\nعمومي در امور واقع گردیده . هر کس منتظر توسیع احکام فوق العاده به مبمبئي و گرفتاري قائدین کانگرس و گاندي می باشد . واگرهم چه واقع شود محابس جهالتاً از محبوسین سیاسی مملو گردیده امور هند روي هم رفته با اختلالات سیاسی و بی نظمي ها به یک جای من خواهد رفت .\nعواقب عملیات برطانیه که هیئت شان تسلي آمیز بوده و در دل خود استبداد را می پرورانند ، از یک طرف ، و از طرف دیگر عملیات قائدین کانگرس که خود را به پذیرفتن خطابه ها در ظرف نقره که بصورت تفنگنچه ، یا توپ ساخته شده است مسرور می سازند ، باین اندازه قابل تاسف است .\nسندي تایمز میگوید - جواب و ايسراي به اقتضاي گاندي در خصوص ملاقات و مذاکره در اطراف احکام فوق العاده ، هم چنان نطق هاي تازه و ایسراي عبارت از علامات خوش آیند نه هیم جدیدي میباشد که راجع به امور هند بر طالوي گرفته شده است . تنزل شخص نشان دادن عدم فیصله مقررات خواهد گردید .\nسندي ريفر ي معتقد است که بیانیه های مصالحت آمیز گاندي ازروي صمیمیت است و بی گاندي در نزد لیدر ها مانند یک اسپ قابل اعتماد است که در مسابقه که در وقت استعمال قوت ، هر چیز خود را برو شرط می بندد .\n\nتماس :\nحبس لیدر هاي کانگرس ملي هند\nما سکو ٦ جنوری - از لندن اطلاع میدهند که در بمبئی حکومت برطانیه لیدر های کانگرس ملی هند مثل ، گاندي پاتل را حبس نموده و هر دوي آنها را به پونا فرستادند .\nو قرار معلوم که درین روز ها اعلان خواهد گردید که تشکیلات کانگرس در تمام هند ذريعة قطعات عسکری منحل گردد .\nخبر دیگر اطلاع میدهد که در هندوستان حکومت عسکری بر پا است و تمام اجتماعات ممنوع وقد عن گردیده است : و کانگرس بمیدانی متفرق شده و در تمام مملکت اعتصاب ، مظاهره ، ومصادمه با پولیس جاری است .\n\nبنگال\nماسکو ٦ جنوری - با ساس حکم فوق العاده و ایسرای هند در بنگال هم حکومت عسکری بر پا است به اضلاع متحدة وسرحد شمال غربی قطعات عسکری برای قوت اظهار پولیس دایر نموده اند وما م ورین انگلیدی بدون معاونت محافظین مسلحه در شهر و کوچه ها داخل شده، نمی توانند :\n\nایران\nما سکو ٦ جنوری - از طهران خبر میدهند که درین روز ها توفیق رشدی بیک وزیر خارجه ترکی در ایران وارد خواهد\n\nشد ، تا راجع به مسائل سرحدی مذاکره و معاهده نماید .\n\nچین ژاپون\nما سکو ٦ جنوری - از پیکن اطلاع میدهند که بتاریخ ٢ جنوری قطعات مسلح روسهای سفید در هاربین مظاهره ضد چینی نشان داده ، چند باب دوکان را غارت نمودند . چون پولیس داخل عملیات شد ، جاپنیها بر يك ديگر فير نمودند و در نتیجه یک نفر از پولیس کشته و ٦ نفر مجروح گردیدند . ونیز مظاهران درعین عبور موتر قونسل جاپانی هورا ها کشیدند .\nاهالی چین راجع به مظاهره مذکور بیان میدارند که : - این مظاهره برای بی نظمی و پروپاگند هاربین بود ، تا بصورت ممکنه جاپان را بهانه تحکیم امنیت و حفظ امتیازات حکومت خود را در منچو قایم کند . چنانچه جريده\n( جان برس ) می نویسد که :\nبهم جاپانی روسهای سفید را تحریک می نماید تا هاربین را اشغال نمایند .\nتو کیو - چند لوای جاپانی بطرف سین جزو و شان های گون فرستاده شد . و نيز دو کشتی نقلیه حامل عساکر جاپانی در بندر خولا دا رسیده و بندر را اشغال نمودند .\nشا انکهای - اعیان عسکری ها ر بين اعلامیه نشر نموده اند و در آن از تلفات بزرگی که در حین محاربه تسيتسه چون به چینی ها رسیده است ، ذکر می نماید . و نشان میدهد که در وقت تعرض"}
{"book": "adl0789", "page": 634, "text": "صفحه 9\nشماره ٣٣\nمجلد پنجم\n\nخبرهای داخلی\nمدیر مطبوعات :\n\nفاضل محترم آقای عبد العزیز خان که یکمدت طولانی بمدیریت و نگارنده گی جریده شریفه طلوع افغان اشتغال داشته واخيراً در زمره وکلای قندهار عضو محترم شورا ملی گفته می شدند ، درین تازه گیها بمدیریت مطبوعات عمومی در وزارت جلیله خارجه شرف تقرر یافتند .\nما به این انتخاب صحیح که منتهای علاقه مندی حکومت متبوع ما را به مطبوعات وطن نشان میدهد کمال خشنودی خود را اظهار نموده و نظر به نجابت و شراف با فضل و لیاقتی که به آن محترم کرمی سراغ داریم امید قوی میرود يك رنگ و رونق تازه ای نصیب مطبوعات\nچاپانی ها زیاده از ٤٠ هزار عسکر چاپانی در حرب شمولیت داشته و شهر را از سه طرف تحت هجوم قرار دادند .\n\nامر يك\nامريكا يك نمایش بزرك بحری در بحر اوقيا انوس ساكن نشان داده ونیز قوای بری وهوای خود را در تمام نقاط مهم سوق الجیشی که برای جنك آتيه سنجیده است ، جمع نموده .\nازین معلوم می گردد که دول امپر یال ستی تا آخرین نقطه برای حفظ منافع امتیازات خود ها در چین ایستاده گی خواهد کرد .\n\nما گردیده و مقدویستی که در مفارقت جناب خواجه محمد خان مدیر سابق يك غم خوار صمیم مطبوعات داشتیم بخوشی تبدیل شود .\n\nنماینده يك شرکت تجارتی ژاپان\nموسيو ( سکه سار و ) ژاپونی نماینده شرکت مرکزی چایفروشی ژاپان چند روز است بکابل وارد ، و در سه مرتبه هم با دواز تجارت اینجا ملاقاتی نموده، طوریکه اطلاع گرفته ایم ایشان از طرف شرکت خود ماموریت دارند که مناسبات تجارتی با افغانستان قایم نمایند ولی تا حال نتیجه قطعی مذاکرات معلوم نیست .\n\nمعاينه ثانوی از بندرخوشی لهوگرد\nدر شماره ( ۱۷ ) نوشته بودیم که اهالی خوشی لهو گرد با تقاضا نامه های علیحده تجدید نظر را در آبادی بند خوشی در خواست نموده بودند و مسیو لو ری رای دفعه دوم اعزام شد که در آبادی آن تجدید نظر نموده را پورت دو مین خود را بوزارت تجارت تقدیم نماید .\nاينك مسيو لواری مراجعت و راپورتی هم از معاینه ثانوی خود ، تقدیم مدیریت عمومی زراعت نموده که برای استحضار قارئین کرام عین آن اشاعه میشود :\nنسبت به امر وزارت تجارت به خوشی لهوگرد رفته و ملاحظه نمودم که آیا\n\nبندیکه با لای دریای دو بندی زیر نظر گرفته شده ممکن است تعمیر نموده شود یا نه ؟\nدر دو مرتبه که در موضع مذکور رفتم ، متیقن شدم که بند مذکور از نقطه نظر فنی نا ممکن به نظر می آید .\n« ۱ » جنس زمین آن هر گز قابل این چنین محابسات نیست ، چه زمین های مذکور ریگ زار بوده به هیچ صورت در مقابل آب مقاومت کرده نمی تواند و از باستقامت و دوام بندیکه زیر نظر گرفته شده اعتبار داده نخواهیم توانست .\n« ٢ » عدم حوض ، چه عمق مذکور بصورت يك تنگنای خیلی کم عرض و نشیب افتاده ، و برای ذخیره کردن يك مقدار آب مجبوریم که بلندی بند را به پنجاه متر برسانیم و دیوار بند مذکور حجیم و... درین صورت مخارج لا رمی نسبت به مقدار آبیکه از ان حاصل شود خیلی زیاد خواهد شد .\nيك جای دیگری را که در فاصله کمی واقع است نیز ملاحظه کردم ، تعمیر بند را در آنجا هم نسبت بدلايل فوق الذكر مشورت داده نمی توانم ، اگر چه موضع مذکور قدری بهتر از موضع بسته اول میباشد .\nعلاوه بر ان به نزدیکیهای این محلات سنگها ئیکه برای تعمیر لازم است پیدا نمی شود با و جود این اعتراضات چون مردم محلات مذكور محتاج بآب میباشند بعوض اینکه درین دره یکمها دیگر بند ها آباد میشود ، عرض مینمایم که از کار"}
{"book": "adl0789", "page": 635, "text": "از هر طرف\n\nحریق مهیب در پارلمان ایران\n\nتقریباً پیش از یکماه در عمارت پارلمان\nایران حریقی واقع شد و اژانس های\nخارجه آن را مجملا نشر داده بودند اخیرا\nجراید آنجا تفصیلاتی در اطراف آن\nنوشته بودند که حریق بسی مهیب بوده\nولی جدیات عمله اطفائیه و غیره مستخدمین\nبلدیه و نظمیه سبب شده است که از ضرر\nهای کلی جلو گیری شده و تنها دو اطاق\nکه یکی اطاق آهن و یکی اطاق جلسه\nخصوصی بوده طعمه حریق گشته و در\nهمان گیر و دار بسیاری ظروف و فروش\nقیمتی را بیرون آورده و مربوطات دیگر\nعمارت را از آتش نجات داده اند ، قرار\nمعلومات حاصله که اتش از بخاری زبانه\nکشیده و از شیر دانی ها به سقف رسیده\n\nگرفتن آبهای زیر زمینی که یقیناً در\nمحلات مذکور همچنانکه در اکثر نقاط\nافغانستان پیدا میشود ، صرف نظر نمایند\nفعلاً میخواهیم که به تعمیر يك دهلیز\nزیر زمینی توجه نمایم ، دهلیز مذکور\nبيك پشته که باندازه کافی بلند بوده و\nبيك دهلیز دیگر که دهانه آن بالای\nزمین ها باز میشود ملحق خواهد شد.\nبرای اجرای این مقصد لازم است که\nاولاً به حفر يك يا دو چاه اقدام نمایم\nسپس نظریه خود را بصورت درست و\nصحیح بذر یعه لایحه جدا گانه بوزارت\nتقدیم خواهم نمود. ( مجله اقتصاد )\n\n( شماره ۳۲ )\n\nعمارت را آتش گرفته و علت دیگر نبوده\nخسارات وارده اگر چه تا کنون\nسنجیده نشده وفقط بطور تخمین در\nحدود شصت و هفتاد هزار تومان تخمین\nزده شده ولی چون عمارت بیمه شده\nاست جبران خساره آن متوجه خود\nدولت نخواهد بود .\nچه از سه سال قبل برین تمام ابنیه و\nعمارت مجلس شورای ملی بیمه شده است\nابتدا کمپانی الباش آسورانس و در سال\nدوم بشرکت کمپانی فاولر انگلیسی عمارت\nمذکوره بیمه شده مبلغ بیمه کلیه عمارات\nمجلس با مطبعه و کتابخانه و اشیاء واثاثیه آن\nبالغ بر هشتصد هزار تومان میباشد که\nهر سال بالغ بر هشتصد تومان حق بیمه\nاز طرف مجلس در ظرف این مدت سه\nسال تادیه شده است طوریکه روز نامه\nاطلاعات می نویسد دو نفر نماینده گان\nکمپانی بیمه فاولر در تمام مدت وقوع\nحادثه در مجلس حضور داشتند وبطوریکه\nمذاکره شد قرار است پس از تعین\nمیزان خسارت وارده و تهیه صورتی از\nشیاء و اثاثیه خراب شده خسارت مزبور\nاز طرف کمپانی بیمه تادیه گردد .\n\nقرار نظریه گاندي تمدن اوروپا سقوط\nمیکند - یک مذاکره با لیدر استقلال هند.\n\nبچشم خود می بینم ، که تمدن غرب\nسقوط میکند ، با این حرفها ماهتما\nگاندی لیدر ملی هند در يك ملا قاتیکه\nبرای نماینده اداره اطلاعات ای ان اس\nدر ماه نومبر داده بود ، بعد از ۱۷ سال\n\nغیبت خود نظریه خود را راجع به اروپا\nاظهار نمود .\nو گفت \" خیال میکنم ، که این تمدن\nاینقدر صورت مصنوعی را داراً گردیده\nکه مدت زیاد پایش نخواهد کرد \"\nاز گاندی سوال کرده شد ، که کدام\nاسباب این مرض تمدن را صحت میدهد\nبجواب گفت : \" انسانها ئيكه بواسطه تقلید\nقوه خداوندی دارای این اقتدار موجود.\nگردیده اند ! باید بدانند ، که بکدام\nوسیله بیماری مذکوره رفع گردیده\nمیتواند . همین بیماری تهدا بهای جامعه را\nخراب وحيات را ما نند يك بار گرانی\nساخته است\nسوال : آیا این بیماری عبارت از چه است ؟\nبجواب گاندی : \" همین است که مردم\nحیات را اینقدر مصنوعی ، مشکل و قیمت\nساخته است . علا و تا این تمدن بواسطه\nتاراج دیگران ، که غیر متمدن نامیده شده\nاند ، ساخته شده است .\nگاندی يك \"كاميابي\" تمدن را كه\nعبارت از فسخ ازدواج ( طلاق ) با شد\nخیلی بد می بیند و میگوید : \" ازدواج\nغلط است ، اگر فسخ آن ضرور شود \"\nمن طرفدار طلاق نیستم ، زیرا طلاق\nعبارت از نا کامی یك اردواج میا شد\nو اینطور مسایل خوشم نمی آید . خنده\nکرده گفت \" امید میکنم ، که خانم من\nهیچ وقت عزم نخواهد کرد خود را از من\nجدا کند خیال میکنم که خود را از من\nجدا کند ، زیرا در بین همدیگر فیصله"}
{"book": "adl0789", "page": 636, "text": "(شماره ۳۰)\nمجلد پنجم\n\nکرده ایم ، که از همدیگر هیج وقت\nجدا نشویم ،\nسوال : چه قدر مدت میشود که شما\nاز دواج کرده اید ؟ گاندی ، خیال\nمیکنم ، که خانم من نیز این را برای\nشما صحیح گفته بتواند . قبل از چهل\nغیر ۵۰ سال بوده ، در آنزمان من\n۱۳ یا ۱۴ ساله بوده ام . سال صحیح\nرا فراموش نموده ام . سوال : خیال\nنمیکنید ، که بعضی اوقات بنابر بعضی\nمسایل ، طلاق کردن دوست است . -\nمیخواهیم اینقدر جسارت ورزم بگویم ،\nکه طلاق در بعضی اوقات دوست نیست ،\nلاکن خیال میکنم که طلاق ها در امریکا\nوارو پا بر خلاف آداب وحسن اخلاق\nگردیده است . بعضی اوقات مستقیماً\nطلاق مانند يك جایزه برای زنا میباشد\nو در حقیقت تهداب های جامعه را معدوم\nمی سازد .\n\nخون هندي خواهد ريخت\nبعد ازین مذکره مابه مسایل سیاسی\nمیلان کرد . راجع به کنفرانس میز\nمدور گاندی گفت . - ظاهراً يك\nچیزمرا دیده نمیتوانم ، که کامیابی کنفرانس\nرا اظهار نماید . خیال میکنم ، اگر\nمقاصد ما حاصل نگردد ، عدم اطاعت\nکشوری تازه خواهد گردید البته تصور\nنمیکنم ، که مرد های قوم من خون\nریزی نمایند . طبیعی است که عدم اطاعت\nکشوری باعث تصادمات با دوایر انگلیسی\nمیگردد . اگر دوایر واگذار نشوند و\nخواهشان قوم مرا ایطانه نمایند ، يك\nمجادله بين د واير وملت هند بدون شبهه\nواقع میگردد ، واخیراً خون ریزی خواهد\nشد ! ، خیلی امکان دارد ، که دوایر\nجدی شوند واز تفنگ ، کرچ وگوله\nاستفاده کنند : ازینجهت خون خواهد\nریخت ، لاکن خون هندی خواهد بود\nونه خون انگلياس البته امید میکنم که\nاینطور مسایل هیچ واقع نگردد ، .\nترجمه از جریده (برلینر لوكال انسايكر)\nمورخه ۲۷ نومبر ۱۹۳۱\n\nگاندي و المان\nدكتور كورت فون شنو لز هایم ، نامه\nنگار جريده بر لینر تا گبلات ، راجع\nبه ملاقات خود با گاندی به ۲ دسمبر\nاز لندن چنین می نویسد :\nالیوم صبح بعدل ۹ نیم بجه گاندی\nمرا در منزل خود در (نایت بریدج)\nپذیرفت . در اطاق انتظار علاوه بر\nگاندی که نزديك بخاری بر زمین نشسته\nبود دو نفر جوان انگلیسی که گاندی\nبآنها درس میداد ، نیز نشسته بودند\nگاندی در ظرف تمام ملاقات بآنها\nمشغول بود .\nگاندی بسیار آهسته حرف میزد\nاگر چه من به پهلویش بزمین نشسته بودم\nبا آن هم حرف آن به سختی شنیده میشد\nپس گاندی شروع به حرف زدن نموده\nگفت : بسیار تأسف میکنم که بالمان\nرفته نمی توانم ، اگر چه بسیار دوستهای\nالمانیم برایم نوشته اند و خواهش نموده\nاند که به المان بروم .\nالمان چنین علمای سانسکرپت را داراست\nکه از آنها شنیده ام .\nچقدر خوش میشدم اگر بآنها معرفی\nمیگردیدم . لیکن احکام ضروری همه\nپلانهای مرا معدوم نموده و مرا مجبور می\nسازد که در لین جهاز بطرف هند سفر\nنمایم . من با تمام صمیمت قلبی بدرد ها\nو غم های المان شرکت می ورزم لطف\nفرموده این را با لمان برسانید . ،\nچون درین جا خیلی شنیده میشد که\nگاندی در حقیقت طرفدار اشتراکیت\nو بلشویکی است ، ازین رو از گاندی\nخواهش نمودم که نظریه خود را راجع به\nبه مسالك كو مونیستی اظهار نماید\nگاندی جواباً گفت :\nبسیار افسوس میکنم که وقت نداشتم\nتا بالشو یزم را تحصیل نمایم ، و آن را\nهم میدانم که من باید تحصیل می نمودم\nلا كن من موقعيت يك شخص را دارم\nکه برای اجرت و يك مقصد کار می کند\nو این شخص باید ازین جهت تمام وقت\nخود را برای این کار بمصرف برساند\nبنا برین موقع برای دیگر چیز برایم\nحاصل نگردید .\nای کاش ! اشتراكيت را تحصیل می نمودم\nتا حالا می توانستم نظریه خود را واضح\nبگویم ! لا كن بدون تحصيل راجع بيك\nفلسفۀ اصولی که امروز تعمل می گردد\nچیزی گفته نمی توانم . ،\nاینرا گفته و خاموش ماند . ومن"}
{"book": "adl0789", "page": 637, "text": "صفحه ۱۲\n( شماره ۲۳ )\nمجلد پنجم\n\nاخبار ولایات\nقطغن\nمفرور گرفتار\nسر آج نام محبوس میعادی که بزمن تشریف\nداشتن ع ، ج وزیر صاحب حربیه از\nمجلس مشاوره محبس دو سال و شش ماه\nمحکوم کردیده بود بمرتب در اطاق محبس\nزولانه خود را شکستانده در کدام وقت\nفرصت از محبس فرار نموده بود .\nوقتاً که راپورت مفروریت محبس\nمذکور به آقای قوماندان کوتوالی میرسد\nبساعت دو وازده بجه شب ، گذشته\nشخصاً در محبس رفته تا ساعات ( چهار\nبجه شب ) تحقیقات مینماید با ثر تحقیقات\nغفلت پهره دار و محمد اسلم خان مامور\nمحبس ثابت و توقیف گردیدند و هم در\nاثنای جریان تحقیقات يك عده نفری\nپولیس بهر طرف جهت پالیدن و بدست\nآوردن محبوس مذکور مامور گردیده\nتجسس می کردند هنگام صبح بخانه\nمحبوس مذکور که در قشلاق محتلی واقع\nاست رسیده يك نفر حواله دار کوتوالی\nبطانه محبوس مزبور مفاجاتاً داخل میشود\nتقدیراً شخص محبوس را در حالت خواب\nهم خاموش گاندی را علامه اختتام ملاقات\nخود تصور نموده . از جای خود بلند شدم .\nگاندی پیک تبسم دوستانه با من دست\nداده و روی خود را بطرف جوانهای که\nخوش بخت اند ازین شخص هو شیدار\nو دانای هند تعلیم میگیرند ، گشتاند .\n( از بر اینز تا کیبلات )\n\nبطانه خود گرفتار نموده دوباره بمحبس\nخانه حاضر و محبوس مینماید !\nدشت نهرین\nخزانه نهرین که در ز من شرارت ابراهیم\nغدار از سوء اداره مامورین محلی آنجا\nبتاراج رسیده بود و باز در زمن تشریف\nآوری ع ، ج سردار امرا علی نشان وزیر\nصاحب حربيه جمعیت اشرار پرا کنده\nوسارقان پول بیت المال هم غالباً گرفتار\n\nو بمحبس خان آباد توقیف شدند چون\nتحقيقات واقعه مذكور طوريكه امن عاليقدر\nجلالتمابی وزیر صاحب حریه بود تا حال\nتکمیل نشده بناء از حضور و ا ج آقای\nعبد الرحیم خان وكيل نايب الحكومه\nيك هيئت منتظم بریاست صداقتمند آقای\nمیرزا محمد اکبر خان مامور مالیه تالقان\nمقرر و به نهرین عازم گردید تا نتیجه\nصحیح و واقعی بدست آورده در تحصیل\nوجه بیت المال بپردازند . ( اتحاد )\n\nاعلان\nیکقطعه زمین مزروعی بتقریب هشتاد جریب که آبخوره آن علاوه يك كاريز خصوصی\nخودش پنج شبانه روز از کاریز مشهور کریم خان نیز استحقاق شرب دارد در موضع\nافشار ناحیه منك مورونی خود را میفروشیم آقایانی که شوقمند زمین داری بوده\nو بخواهند از يك مالك وسيع و پر حاصلی استفاده برده باشند بخانه نمبر ( ۱۰۸ ) واقع\nقلعه حیدر خان گذر اندرا بی رجوع بفرمایند بآنها اطمینان کلی داده میشود که در\nموضوع قیمت آن موافقت فی ما بین حاصل آید .\nغلام حسن\n*\n\nکورس فرانسه - انگليسي - تركي\nآقایانیکه مایلند یکی از زبان های فوق را بصورت خصوصي تحصیل نمایند\nبا شرایط سهلي از طرف موسسه کتاب خانه و قرائت خانه نور پذیرفته میشوند\nو براي ثبت اسامي خودها بخود کتاب خانه نور یا اداره انیس مراجعه نمایند .\nکتابخانه نور\nمحل فروش ومطالعه همه نوع کتب ورسائلهاي فارسي فرانسه ، انگلیسی ، اردو\nعربی ، ترکی میباشد .\nکتبیکه جدیداً به تهیه آنها موافق شده ایم قابل دیدن است در قرائت خانه\nنور همه نوع جراید و مجلات داخلی و خارجی برای مطالعه موجود است ."}
{"book": "adl0789", "page": 638, "text": "(شماره 3)\nمجلة پنجم\n\nفکاهیات\n\nبوسه تیلفونی :\nداماد جوانی خشوی پیر و بدگلی\nداشت و هر چه از تواضع و دل آسائی\nاو دور میگریخت خشوش با و تقرب\nمی جست روزی بخانه وارد شد دید خانمش\nبا مادر خود ذریعه تیلیفون گرم صحبت\nاست چون برسید در مابین والده شما\nچیزی نگفت ؟\nيك بوسه گرمی ذريعة تيلفون بشما فرستاد .\nیکسال خوشی می پذیرم و ممنون می\nشوم که همیشه این بوسه ها ذریعه تیلفون\nو حامل باطنی آن تو باشی نه خود آن محترمه.\n\nمیهمان نوازی طفل :\nمهمانی بخانه یکی از دوستان خود وارد\nشده بود وقت غذا خوردن رسید : طفل\nصاحبخانه فوق العاده در صرف طعام بمهمان\nاصرار کرده و تکلیف مینماید مهمان\nگرسنه را خوش آمده و تعجب دست داد\nبرسید طفلك تو چطور برخلاف اطفال\nدیگر که گرسنه چشم اند یکنوع سخاوت\nاز خود نشان داده و دیگران را بغذا\nخوردن تحریص می کنی ؟\n\nبرای آنکه مرا از نان شب مانده\nنفرتی است همیشه بالای میهمانها مهربان\nهستم مخصوصاً شما را توصیه میکنم که\nکه هر روز خانه ما تشریف بیاورید چه\nاز لقمه های کله گربه شما امیدوار هستم\nهر روزی که شما بخانه ما تشریف داشته\nباشید برای روز دیگر طعام باسی[؟] نخواهد\nماند که مرا بخوردن آن مجبور بسازند .\n\nنتیجه جوانمردی :\nمرد کم روئی که همیشه در مقابل\nدوستان از مال منال خود هیچ مضایقه\nنداشت آنقدر فقیر شده که از مصاحبین\nخود دوری میگزید بگفته زنها بخنده بالا\nنه بينه ، خود بسركلا نه بينه روزی جمعی\nاو را باصرار کردند ضرور بکشبی بخانه\nتو مهمان می شویم او عذر میخواست و\nپهلو تهی میکرد پرسیدند هنوز هم همسایه\nها و دوستان سامان خانه ات را به امانت\nمیخواهند و می برند ؟\nبلی ! هر چه داشتم به امانت برده\nاند حتی خودم نیز در منزل ایشان\nسکونت دارم .\nخودم را نبرند :\nشخص صاف دل راست باوری بشهری\nتازه وارد شده ومخيلك 3 نفر دزدان\nچالاکی افتاد ، در اولین موقع تصادف\nاین سه نفر باو بدروغ سابقه اشنائی ها\nرا بیاد آورده و هر کدام جدا جدا خود\nرا بار قوم پدز و خویش پسر معرفی\nمیکردند تا آنمرد تازه وارد خجل شد\nاز ینکه او سواره باشد و دیگران پیاده\nاز مرکب خود فرود آمده و جلو آن\n\nرا دو دست گرفت دو نفر دزد باو قصه\nهای مطولی شروع کرده حواسش را\nپرت کردند و یکی ز آنها سر خر را\nاز افسار بیرون اورده وبکوچه دیگر\nروان ساخت افسار چون بکمر یکی\nاز رفقا محکم شده بود و همراه تازه\nوارد روان بود تا بیکدقی ملت[؟] نگردید\nوقتی که دو نفر صحبت را قطع کرده و\nو خواستند وداع کنند صاحب خر افسار\nرا بی خر یافته پسر و باید الی خر چه\nشد کجا رفت بالا دوید و پائین دوید از هر\nرهگذری پرسید چیزی نشنید یکی از آن\nدو نفر گفت غم نخور چندان اهمیتی ندارد\nما حالا جبران این کار کنیم خر تو چند\nارزش داشت جوابداد صد رو پیه رفیق\nلبخندی زده و گفت امروز در چاه خانه\nیکی از متمولین خریط طلائی افتاده من\nبسر اغ یکشخصی مأمور شده ام که اگر\nآن حریط را از چاه بیرون آرد دو صد\nروپیه با و انعام بدهم بیا همینکار را بکن\nعلاوه آنکه قیمت خر را یافته باشی صد\nروپیه هم منفعت میکنی راست با ور بشتاب\nتمام بسوی چاه روان شد پس از ساعتی\nتمام که در قعر چاه در ان هوای سرد\nدست و یازد و چیزی نیافت وقتی بیرون\nآمد دید لباس ها و کفش های او هم\nعقب خر رفته بعد همان عصای بزرگی را\nکه در دست داشت دو را دور خود بشدت\nدر حرکت آورده و برهنه راه میرفت\nکسی با و مصادف شده و بخنده گفت\nدیوانه شده چرا برهنه هستی و از کسی\nرا نزديك خود نمی گذاری جوابداد :\nهوشیارم و میترسم خودم را نبرند ."}
{"book": "adl0789", "page": 639, "text": "صفحه ١٤\n( شماره ٣٣)\nجلد پنجم\n\nمولف : امیل گابوریه فرانسوی\n( ٢٧ )\nمترجم : حبیب الله طرزی\nاز مادام سان ژین\n\nفصل پانزدهم\n( مادام لامارشال )\nکاترین بداخل شدن در اطاق ملکه\nتمام در باریان را در حالت اضطراب\nیافت . اخبار اعلان حرب بسرعت\nمنتشر شده و هر کس را بتلاش انداخته\nبود که آیا امپراطور چه وقت حرکت\nخواهد نمود ؟ اطراف ژوزفین از\nچندین اشخاص متحسس مملو بود . ولی\nاو نه می توانست جواب قطعی درین مو\nضوع بگوید .\nچنانچه بجواب سوال کاترین گفت\n« : در حقیقت من هیچ نمیدانم .\nاعلیحضرت به من امر نموده است خودم\nرا حاضر و مهیای سفر داشته باشم . زیرا\nباموکب شاهانه تا ( مايانس ) همراهی\nکنم . »\nکاترین : – همین چیز است که از\nله فیور نیز شنیدم . من هم با او میروم\nو بسیار ممنون خواهم بود که خودم را\nبار دیگر در میان سربازان به بینم .\nآه ! علیا حضرت ! انسان را از نشستن\nزیاد در يك جا رنگ میگیرد ! شما خواهید\nدید که خواب به بستر اردوگا چقدر\nمزه دار است . چه وقت روانه خواهیم\nشد . – امشب یا صبح ؟ »\nامپراطوریکه سر خود را حرکت داده\nگفت : « هیچ کس پیش بینی کرده\nنه می تواند ! تو میفهمی که امپراطور\nاین چیزها را چطور انتظام میدهد هر کس\nباید بجای خودش اماده و حاضر باشد که هر لحظه\nهر طرفی که اعلیحضرت بخواهد حرکت\nکند . تا اندازه که به من تعلق است\nکاملا حاضر خواهم بود که هر لحظه\nکه حکم حرکت صادر شود با او ملحق\nشوم . »\nکاترین : – من هم بدین حاضر باش\nهای فوری آمده و آموخته ام . هیچ\nکس بر من غالب نخواهد شد . آیا علیا\nحضرت امروز صبح اعلیحضرت را دیده\nاند ؟ مزاج مبارك شان باعتدال است ؟ »\nملکه : – بخیالم ازین استفسار میخواهی\nکدام مرحمتی از من خواهش کنی ؟ »\nکاترین : – بلی مادام . میخواهم از\nحضور شاهانه برای پسر خوانده ام\n( هانریوت ) اجازه شمولیت اردوی\nشاهانه را بگیرم . »\nملکه : – مارشال محترم تو باید پسر\nخوانده ات را متیقن سازی که من او را\nیکی از پیش خدمتان مخصوص خودم\nمقرر میدارم . »\nکاترین : – تشکر میکنم مادام ! ولی\nهانریوت میخواهد مهمیز شوالیه گی را\nدر حرب کماهی کند نه در صالون انتظار\nپسر خوانده له فیور شوالية قالین نیست\nکه در دیوار نصب باشد . »\nملکه : – خوب بگذارش که بیاید\nدر صورتیکه اینقدر مصر است برای کشتن\nخودش کدام موقع خواهیم داد . »\nکاترین ازین وعده ملکه مسرور گردیده\nنعره زد : « علیا حضرت ! شما بسیار\nمهربان هستید ! »\nباینصورت ( هانریوت ) شرف همراهی\nامپراطور و پدر خودش را در جنك\nهای پروس حاصل نموده ؛ در زمره\nاشخاص سفیری شامل و منتخب\nگردید .\nناپلیون در سراچه قصر گارد هارا\nمعاینه می نمود . در پهلوی او ژنرال های\nکه قسمت های مختلف اردوی بزرگت را\nقومندانی میکردند با اسپ سوار ایستاده\nبودند . له فیور ، برنادوت ، نی ، لان\nداو دست ، روژ ورود سولت ، در\nبین آنها ممتاز بود .\nامپراطور بعد از ملاحظه افراد بطرف\nمزوور تنبور چیان که مانند عفر یتی با\nکلاه پوست خرس خود بنظر می آمد\nاسپ خودش را رانده پرسید : « اسم\nتو چیست ؟ »\n– اسم بنده لاویولت –\n– در کجا خدمت کرده ئی ؟\n– اعلیحضر تا هر جا :\nامپراطور از جواب های کوتاه و\nزود خوشش می آمد نعره زد :"}
{"book": "adl0789", "page": 640, "text": "صفحه ۱۵ شماره ۲۳ مجله پنجم\n\n- بسیار خوب است آیا بر این را عمو زاده ما شاه پروس ازینکه با ما پیش کرده می تواند ولی در بین محاربه\nدیده مبارزه داده است ، بزودی نادم خواهد علاوه بران که پیش بینی کنند ژنرال\n- خیر : شد . با این چنین اشخاص دلاور با های پروس از اول مرتکب خطا های\n- میخواهی که انجا بروی ؟ خود شیطان هم خواهیم جنگید و هم زیادی شدند . از پیش رفتن به مقابل\n- هر جا که امپراطور بخواهد خواهم او را مغلوب خواهیم ساخت ..... ناپلیون که عساکر جلوی جرمن را\nرفت : \n- خوب پس چوب های تنبورت را مار شال برو و از مادام لامار شال خدا با خود داشت بهتر بود که پروس ها عقب\nاماده ساز - در يك ماه ديگر با يك رژیمان حافظی بگیر ، امشب روانه خواهیم نشسته او را به اراضی جهین و بی استناد\nگارد های من در پایتخت شاه پروس داخل شد ! » شمال می کشیدند . در آنجا ممکن بود\nخواهی شد . فصل شانزدهم روس هاهم با آنها ملحق شوند .\n- اعلیحضرتا ! ضرور داخل خواهم (جینا) اگرچه میگویند که این مبحث در شورای\nشد جنگ با پروس ها شروع گردید ، اما مذکور تحت بحث آمده بود، ولی ملکه\nناپلیون بطور شوخی ـ بلندی قامت این جنگی بود که ناپلیون با بسیار دور ( لوهیز ) که پهلوی شاه نشسته بود\nچطور خواهد بود ؟ بینی و احتیاط تهیه دیده بود ، زیرا حیات نمیتوانست کدورت خودش را از مفکوره\n- اعلیحضرتا شش فیت و دو انچ . و شرف فرانسه به نتیجه همین محاربه اول عقب نشستن در مقابل فرانسوییان که تا\n- چرا اینقدر بلند هستی ؟ ملکه چناری مربوط بود . از طرف دیگر پروسها آنوقت هیچ گه بر پروس ها که اول\nرا دزدیده باشی ، بر شهرت و شوکت عسکری ایام سابق درجه اردوی او روپ داوا بودند ، غلبه\n- زیرا اعلیحضرت من باندازه دنیا و یادگار های فتوحات ( فریدیريك ) نکرده بود ، ضبط کند . چنانچه می\nبزرگ هستند . اعظم و هم مهارت ژنرال های مقتدر گفت تمام ملت به هیجان آمده و هیچ\nناپلیون ازین تمجید متبسم گردیده خودش ( بر ونزويك ) و ( بلو شر ) چیزی مگر اخراج عساکر فرانسه وفتح\nبطرف له فیور بر گشته گفت : و ( مواند ورف ) اعتماد قوی داشته با ( لورين ) آنها را تسکین نداده نه می تواند\n- مار شال تو باید کدام روزی از يك تهور بی باکانه که نتیجه اش غیر تباهی چنانچه بطرف ( فريد يرك ویلیم )\nما ژور تنبور چیان را به من یاد دهانی چیزی نبود مجنك داخل گردید . دیده گفت :-\nکنی . در پنجم اکتوبر ۱۸۰۶ شورای در ـ اعلیحضرت هنوز هم متردد هستید\nدر اثنای معاینه بم اندازان ، گارد ها تحت ریاست شاه پروس ( فريديريك و مردم شما را ترسو خیال می کنند ! »\nو دسته جات جینا و فریبلاند از مقابل پلیم ) در مقام ( ايرفورت ) ، منعقد شاه چون ضعیف لرای و بی اراده بود\nاو با علم های خم برسم سلام گذشته گردید که در آن همه وزراء وافسران ببار کردن درصلح با ناپلیون آماده بود\nو هنوز دور نرفته بودند که برگشته و با اعلی دولت حضور داشتند . دور بین ولی ملکه قوی القلب برو غالب گردیده\nنعره های مسرت زنده باد امپراطور ترین ماهران فن حرب غلطی ها وخطا به حمله متقابله فیصله قطعی گرفته شد\nفضا را بلرزه در آوردند . امپراطور های فاحش منظم ترین محاربات را پیش \nبطرف له فیور دیده گفت : « خیال میکنم"}
{"book": "adl0789", "page": 641, "text": "صفحه ١٦\n( شماره ٢٣ )\nمجلد پنجم\n\nيا يك لقى معلوم كستا خانه پروسيا تخلية فودی ( رائن ) را از فرانسه مطالبه کرده و تاریخ آخرین مخابره را ۸ اکتوبر قرار دادند .\nصبح ۸ اکتوبر عساکر فرانسه بعوض عودت سرحد ( ماکنون ) با سه ستون عسکر تجاوز کرده (مورا) که قوماندان رساله بود ضربۀ اولین را بطرف مقابل وارد نمود . این محاربه ( شلتيز ) بود مقابله دیگر بروز دهم اکتوبر در مقام ( سال فيلد ) واقع گردید درین محاربه پرنس لوی پروسيا کشته شد ، بعد ازان جنگ مار شال ( لان ) بطرف ( جينا ) پیش قدمی وتعرض را بنا نهاد .\nخوف و دهشت بزرگی بر پروس ها مستولی گردید کوچه های شهر دار الفنون جينا از پناه گزینان و فراریان مملو گردید بود پل های که ( شال ) را به جينا ملحق داشته بود ، تمام روز از قطار های دراز ریل که مصروف حمل و نقل عساکر و زخمی ها بود ، مسدود شده مانده بود و جاده ها تا به قصبه ( ویمار ) از زارعین و دهاتین که خود را از هجوم فرانسویان برکنار کردن میخواستند ، مملو بنظر می آمد .\nبتاريخ سیزدهم ناپلیون در مقابل ( جينا ) رسیده خیمه خودش را برتبه کوچکی که بر شهر ناظر بود در وسط چادر های چهار هزار گارد خودش بر پا نمود ، بسرعت فوق العاده طوپ خانه را بموضع لازمه نصب نموده مشعل در دست بر تعمیر استحکامات نکرانی میکرد. با وجود خسته کی روز تاوقت شب مصروف کار بوده بالاخره در يك كرمی بمقابل آتش اردو کا در وسط افسران و فادار خودش بخواب رفت .\nوقتیکه از خواب برخواست دمه کثیفی میدان مقابل اردوگاه را فرا گرفته و از نظر مستور میداشت ، ناپلیون بايك چند نفر مشعل برداران با جدیت و روح عالیه خودش در بین صفوف سرباز ها داخل گردید و هر جا، را مخاطب ساخته می گفت : يك ضربه مهلك ديگر قسمت پروس ها را فیصله می کند و از كمك های که متوقعه برای اید محروم خواهد ماند ، و در بین نعره های زنده باد امپراطور اشاره حمله بر دشمن داده شد و جنگ تاریخی (جينا ) باین صورت شروع گردید اگرچه در امروز قومندان هم رم را شخصاً خود ناپلیون در عهده داشت بازهم فتح تا يك لحظه درموازنه بود ، زیرا ( نی ) از يك طرف و ( برنادوت ) از طرف دیگر تنور زیادی نشان دادند اکر تهور زیاد این دو نفر نه می بود يك نفر هم از سربازان پروس برای گفتن حكایۀ جنگ زنده نه می ماند . با وجود آن هم پروسیان تلفات زیاد از اندازه داده بودند و ديوك ( دوبر و از ويك ) يكي از جمله مقتولين آنروز بود .\nبعد از ختم محاربه بوقت شام که نا پلیون بمعاينه میدان حرب مشغول بود چشمش بر يك توده سربازان مقتول فرانسوی که موضع هجوم رساله پروس و مدافعه جدی آن شیره مردان را نشان میداد ، افتاد بالجام های اویزان وکلاه در دست به قصبۀ ( اور شتاد ) كه يكي از صحنه های مدهش جنگ آنروز بود ، داخل گردیده جاده ها را از اجساد مرده وسلاح شکسته مستور دید ، امپرا طور يك سرباز بلند قامتی را دید که بدهن در وازه خانه کنار جاده است . درین وقت که میدان مخرب از زنده گان خالی و مد فن مرده گان شده بود ، ناپلیون بدیدن سرباز یگانه متحیر شده اسپ خودش را بطرف او راند و با صدای متین پرسید : « آیا تو مدژور شیور چبان نیستی ؟ در این جا چه میکنی ؟\nم ژور شيور چبان قد خودش را زیاد تر رسا نشان داده و چوب آژر کت خودش را در هوا گردش داده جواب داد : اعلیحضرتا ! منتظر كمك هستم ! »\n( با قیدارد )"}
{"book": "adl0789", "page": 642, "text": "(شماره ٣٤)\n(مجله)\nاشتراک سالانه ١٢ افغانی\nمحصول پوسته ٢ \"\nخارجه ٢٠ شلنگ\nانیس\nاداره : کابل جاده ارگ\nمؤسس و صاحب امتیاز : محیی الدین\nمدیر و نگارنده :\n٢ شنبه ٢٧ جدی ١٣١٠\nتأسیس ١٣٠٦\n٩ رمضان ١٣٥٠\n\nپول چیست؟\nاین کلمه خوش آیند هر ساعت در صحنه حیات تمدن کنونی صدا میکند که پول آرتیست بزرگ تیاتر روز گار است و رول بزرگ روحیات بشری را بازی مینماید.\nمتخصصین علم اقتصاد گفته اند هیچ يك کاری در حیات ما ثبات وجود ندارد تا تضادن پول را از يك طرفی حاوی نباشد.\nبه دیگر جا گفته اند از حیث روحیات شناختن معنویات پول دشوار است زیرا پول در افکار هر واحد بشر تأثیر مهمی را حائز است.\nكذا لك ميگويند كه حقيقت و تأثیر پول را نمیتوان بزبان و قلم تشریح داد ولی پول را به پلی میتوان تشبیه کرد که دست قدرت صانع حقیقی بروی دریای متوك مأیوسی ابا وعالیان را امر کرده تا بصورت عزم و اراده متین از ساحل عسرت بساحل نجات و سعادت معاشرت بسهولت بگذرند\nباز میگویند مسبب اتحاد معاشرتی و موجد وضامن ارتقای تمدن پول است چه هر قدر یکه ملتی رو به تمدن پیش رود علی الرغم احتیا جاتش بیشتر شده بودجه اش سنگین تر گردیده توان خزینه اش ضعیف تر میشود که جبران و کفایت آن نظر بايجاب امور اجتماعی و سیاسی بصورت تزئید مالیات و استقراض ممكن نباشد مگر با سیاست پول حفظ توازن بودجه را با پیشرفت ثروت ملی میتوان نمود.\nرفائی چارج میگوید اگر سیاست پول بدست دول متمدنه نمیبود در محاربه عمومی ١٩١٤ تا ۱۹۱۸ بودجه اش ا مقابل مصارف هنگفت فوق الطاقه واندرين حيات ملون ها نفوس عاجز آمده به بحران عظيمه اقتصادی دچار گشته و براه عدم رهسپار میشدند مگر سیاست پول است که در دوران محاربه و بعد از محاربه الى يومنا در عرصه كاه مهم اقتصادی فاتح میباشند. توکافل متخصص قصادی انگلیس میگوید اسباب اعظم پیشرفت ارتقای ثروت امروزی به محصول تجارت چند تاجری ، محاصلات چند هوتلی به حق الورود چند مسافری و یا بمالیات چند زارعی منوط نیست بلکه سیاست پول اسباب اعظم آن است .\nوزیر تجارت فرانسه میگوید سیاست تجارتی و بانکی صناعتی دول معظمه امروزه باحث غو اقتصاد عمومی است .\nبا الاخره محققین اقتصاد کنونی راجع به تصریح این ماده مهمه ابراز افکار نموده و این وسیله را برای ایجاد و منافع اقتصادی جامعه بشری بهترین راه صلاح وفلاح بحران اقتصادی دانسته و بدست باین که تمام وزارات ماليه واقتصاديه متعهد ترقی ثروت جامعه میباشند میباریده تا آنها طوریکه « آدم اسمیت » میگوید « دوائر پیشرفت اقتصادی را بصورت مختصر ذی منفعتی تشکیل سازید و از مشتریان نفع پسند منفعت خواه سرمایه حق الزحمه را بخواهید اما متوالياً منابع مختلف ثروت ملت را بتوسط افكار ذوات خبير لایق و دو کتوران حاذق فن اقتصادی انكشاف نمائید تا ملت از منابع سر شار جد وجهد اعمال شما شادان وفرحان باشند »\nوالحاصل مدققین فن اقتصاد توصیه"}
{"book": "adl0789", "page": 643, "text": "صفحه ۲ (شماره ۳۱) مجلد پنجم\n\nمیکنند بایستی جامعه بشری حتی الامکان بر اسرار مرموزه پول و سیاست مسکوکات واقف شوند تا به بحران و هیجان اقتصادی دچار نباشند .\nخصوصاً برای ملتیکه دامنه مساعیاتش وسیع نبوده و تازه با در دایره تمدن گذاشته و مراودات وسیعه با دول و ملل دنیا آغاز نموده فرض است که بر منویات دانشوران علوم اقتصادیه منابع ثروت مملکت را بروی اساس متین استوار سازد تا آنملت بواسطه بی تجربه‌گی و احتیاجاتیکه بآن دچار میگردد مورد بحران اقتصادی نگردیده در مقابل رقبا و همسایه‌گان توازن اقتصادی را داشته باشد .\nچونکه مملکت عزیزمان نوپا بدائره تمدن گذاشته و با دول و ملل عالم داخل مراوده گردیده و محتاج معلومات و مطالعات است اينك احساسات وطن خواهي و ملت دوستي مرا وا داشت بان مقامی که در صدد ترجمه (خلص مالیات) که منجمله تصنیفات رفائل جارج اعضاي انجمن مقننه اقتصادي مجلس اعیان فرانسه ، ۱۹ هزار و دین کتابست برآمده و فارسی آن را با عبارات ساده و جامعي در پیشگاه مطالعه هموطنان عزیز بگذارم چه رفائل جارج در فصل اول کتاب خواسته است که روشنی طبیعی و اساسی که مصالحات کلیه حیات انسانی را در بر میباشد یعنی اهمیت پول را نشان بدهد و نیز ظاهر سازد آنهمه مؤثرات اختراعات و ایجابات که ممالک مهمه دنیا برای نشو و نمای ثروت ملی و\n\nمملکتی خودشان گرفته اند چیست .\nدر فصل دويم میگوید که حقوق مالکیت طبیعی و حقیقی پول چیست ؟ و صورت موقعیت اصول ارتقای ثروت کدام است .\nدر فصل سویم بیان میدارد آن تقسیماتی را که قبلاً در عالم بشریت میان پول مالیه خصوصی و پول مالیه عمومی که موجد ثروت طبیعی مملکتی است وضع کرده است علل و تأثیر ضیح میکند که اکنون در میان پول مالیه خصوصی و عمومی تحدید حدود مطلق بر داشته است زیرا پولیکه دهنده گان مخزینه دولت میسپارند بعوض آن اعتبار آن سرمایه را بفرض استفاده خودشان میستانند .\nاما در فصل چهارم آن تقدس مسائل سری رفتار پول را با قیمت جریان پول که بنام تقسیم اسهام نافعه رول مهمه اقتصادی را در صحنه حیات عالم بشریت بازی کرده و روز بروز وسعت داده برود توضیح مینماید .\nالبته خواننده گان محترم و مخصوصاً افراد حساسی که طالب استفاده از فنون اقتصاديات اند این هدیه نا چیز را که ترجمه آن در بعضی مواضع خالی از تصرف هم نیست و از وجهه اهتمامات وطن خواهانه يك هموطن شان ذریعه نشریات جریده انیس به آنها تقدیم میشود پذیرفته و از خطاهای لفظی آن و یا نادرسنی اگر در عبارات به بینند\n\nاغماض خواهند فرمود .\n* * *\nمرقومات فوق را ترشحات قلمی آقای عبدالرحمن خان معروف به ( رحمان افغان ) است که برای ترجمه يك مجموعه نفیسی از آثار مفیده اقتصادی عنوان کرده و زمینه جریده اند آقای موصوف در ادوار گذشته انیس همیشه معاونت های عرفانی کرده و مقالات آنها در تحت عنوان شمولات وطن صفحات انیس را زینت داده است اینك بعد از وقتی که از مسافرتهای ولایات داخلی و اشتغالات اطرافی فراغت یافته و بمرکز عودت کرده اندباز آماده شده اند تا در نشریات ما معاونتاً مقالاتی نوشته و تواصی کرده باشند این ترجمه ایشان چون به نسبت مقتضیات عصر حاضر ما راي يك اهمیتی بوده و اولین آثار قیمت دار ست که بجامعه ما اشاعه میگردد با کمال امتنان آن را مجریده خود قبول کرده بلکه آغاز آن را سر مقاله قرار دادیم آینده در صفحات انیس یکصفه یا چند ستونی را برای بقایای آن تخصیص داده و قارعین گرام را بخوا دن و استفاده بردن از آن تحریص مینمائیم ."}
{"book": "adl0789", "page": 644, "text": "صفحه ٣\n( شماره ٣٤ )\nمجله پنجم\n\nسياست عالم :\nاصول اساسي جديد\nامپراطوري بريطانيا كبير\nاگرچه مشغوليت يگانه ومهم پارالمان جديد انگلستان امروز تدوين قوانين موازنه تجارت خارجيه آن دولت است ، ليكن درين اثنا بعمليه واجراي يك مسئله نازك ديگر هم مصروفيت تامه دارند .\nنظامنامه جديدي بنام ( اصول نامه ويست مينستر ) درپارالمان انگلستان زير بحث است که اين قانون به مثابه قانون اساسي امپراطوري انگليز شمرده خواهد شد . اين قانون نامه وضعيت دو مينيون هارا که اجزاي امپراطوري گفته مي شوند در مقابل يكديگر و در عين زمان با مركز امپراطوري يعني انگلستان تحديد و تعيين مي كند\nدر اجتماع كونفرانس هاي ١٩٢٦ و ١٩٣٠ \"دو مينيون\"هاي امپراطوري انگلستان ، مقرراتي راجع به تعيين او ضاع مذكور بحث ومذاكره ومنظور شده ، در خطوط اساسيه ان ، هر يك از دومينو نهارا مثل حكومت انگلستان يك دولت دانسته براي آن حقوق تامه وشمولي سنجيده شده است .\nاين حقوق بقدري واسع است که دومينيون هاي بالا ، مي تواند بلا هيچ گونه موانع علاقه ورابطة با هر كدام از دول مستقلة دنيا ربطء نموده ، داخل هر گونه مناسبات سياسي گردند ، سفير فرستاده و سفرا قبول نموده معاهدات عقد نموده و ترك تعلق نمايند ، حتي مي تواند هر يك از دو مينيون با تمام شئون وعنعات مثل حكومت انگلستان بميدان برايند .\nآينده صرف وحدت امپراطوري انگلستان مستقل در تحت اسم وشخصيت امپراطود انگلستان و پاد شاه آن رابط وتجمع خواهد داشت ، يعني پاد شاه انگلستان در عين وقت پاد شاه كانادا\" و پادشاه اوستراليا و پاد شاه جنوب امريكا هم خواهد بود .\nاصول وراثت شاهي در خاندان سلطنتي انگلستان براي همه مقبول بوده و در صورت تغير وتبدل آن عموم دول دومينيون بايد رضاء و موافقت داشته باشند .\nپس از قبول اين اساسات دركنفرانس هاي امپراطوري پارلمان هاي دو مينيون ها اين حقايق را در حال بصورت مقرارت خصوصي تثبيت نمودند ، مگـر صرف پارلمان انگلستان ان را بنابر بعض علل مختلفه تا اكنون جايزه نداده است . يكي از علل فوق انست در حاليکه از اعصار متمادي در انگلتره اصول مشروطيت جاري است در انگلستان يك اصول اساسي مضبوط موجود نبوده و انگليز ها هم بطور عنعنوي اصول اساسي معيني را داشتن نمي خواهند ليكن در حاليكه حقوق فوق الذكر را مخصوصاً در طلب حق جدا شدن خود دو مينيون ها از امپراطوري بطور واضح اصرار دارند که محتمل است در دو مينيون (حكومت آزاد اير لند ) فرقه جمهوريت خواهان روي كار بيايند ، در صورتيكه انگلستان با اير لند در شروط ومعاهدات خود در خواست اين حق را از اير لند نزع نموده است ـ طبعاً از جريان مخل منافع متصوره روي كار خواهد آمد .\nبا و جوديكه حكومت انگلستان نه مي خواهد قانون اساسي امپراطوري انگلستان بطور معين ومعلوم نوشته شود مگر بازهم قانون مذكور باصرار دومينيون ها از طرف مجلس عوام مجبوراً بايد تثبيت ومنظور كرده شوديك قسمت بزرگي از محافظه كاران متنفذ درتحت سر كرده گي وزير ماليه سابق چرچيل بر عليه اين مسئله مي كوشند . مگر با اين قانون اكثريت را حايز گرديده و در نهايت رشته اتحاد و روابط زوال نا پذير بين دو مينيون ها يعني اجزاي امپراطوري انگلستان خيلي سست خواهد شد . در اينصورت يگانه راه و چاره بقا و استحكام اين مناسبات بين دو مينيون ها و امپراطوري صرف به توسيع و تقويه مناسبات اقتصادي منحصر خواهد ماند .\nو اين كار هم مربوط به قبول تمام مواد « اصول حمايه » ( ١ ) در تجارت از\n( ١ ) ـ طريق حمايه وطريق آزادي در اقتصاد از قوانين عموميه شمرده مي شود که خيلي بسط دارد .\nاصول حمايه : ـ بعضي دول براي ترقي صنايع داخلي وتهيه مواد محتاج اليه خودش اصول حمايه را پيرو بوده بر وار دات خارجي گمرك هاي ثقيل ميگذارند که تا ادخالات ورقابت خارجيه مصنوعات وحاصلات وطن را محو نسازد وتجارت آن ترقي كند ."}
{"book": "adl0789", "page": 645, "text": "( صفحه ٤ )\n( شماره ٣٤ )\n( مجلد پنجم )\nطرف انگلستان است .\nحال انکه این مسئله هم خیلی مشکل است ، زیرا انگلستان مواد زراعيه و ارزاق خود را تماماً از خارج تدارك می کند اگر اصول شدید حمایه را قبول واجرا کند ، در آن وقت گویا انگلستان از حیث حصول معیشت گلو را گاه وارداتی محاصره میگردد و بعد ها سکنه انگلستان بطوریکه در عناصر معیشت وحوائج ضروریه خود ها خود را با بسیار ارزانی از خارج تدارك می کنند میسر کرده نه خواهد توانست .\nدر حوادث آخرین وحرب گمرکی اوروپا که در مقاله آینده شرح خواهم داد واضح می کند که انگلستان درین اوقات با لخته تمام دول گمرک سنگین گذشته است . وطبعاً این راه انگلستان را به سوی طریقه حمایه می کشاند .\nم . اسماعیل\nاصول آزادی : ـ و بعضی از دول اصول آزادی تجارت را برای اینکه بارو داخل آن مملکت تمام حوایج ضروریه ساکنین آن از خاك خودش تامین نه می شود . و یا اینکه برای مصروف کننده گان به نسبت مستحصلات داخلی از مال وارده خارج بیش تر ارزان تمام می شود ، پیرو میگردند .\nاین دو نظریه در هر مملکت نظر به احوال طبيعيه وجغرافيه وسياسيه واحتيا تملکيه وصنايع وتجارت ان تطبيق میگردد که از ملاحظه مطولات به خوبی فهمیده می شود .\nاز روز نامه « ایران »\nانگلستان وسر نوشت او\nالبته تغيير كامل سیاست انگلستان براثر انتخابات جديد انعکاس بزرگی درامور اقتصادی ومالی وسیاسی او داشته است یکی از جراید بزرگ فرانسه برای وقوف آگاهی بر این اوضاع روز بعد از انتخابات نماینده مخصوص خود را بانگلستان فرستاده و مقاله ذیل ترجمۀ مقاله ای است که نماینده مزبور برای روز نامه خود ارسال داشته است :\nلندن ـ تقريباً هفت سال است که مملکت انگلستان را ندیده ام ـ آیا امروز مملکتی را که سابق براین مدت ها دران بسر برده ام چسگونه خواهم یافت ؟ تجربیات مکرو و بی درپی دولت سوسیالیست چه تاثیرا تی دران بخشیده است ؟ آیا طبقه دوم که هوای اشرافی وهوس راحتی دارد کاری برای طبقه سوم وكار گران انجام داده و توسعه یی در حال انانی حاصل شده است ؟ آیا بر عکس این وضع واین قید یعنی « امتیاز و جلالت » را که از رواج افتاده است از دست داده است ؟ آیا این مملکت عظیم که سایه خود را بر دور ترین وكوچك ترين نقاط عالم نیز افکنده است ، در شرف زوال وفناست ؟\nاین بود سوالات درونی من هنگامی که هوا پیمائی « شعاع طلا » در روشنائی سپیده دم مرا بطرف انگلستان می برد\nمسافرت با هوا پیما اشتغالات دیگری برای فکر انسان تهیه می کند . ـ فی الحقيقت وقتی که آدمی قدری بالا تر از زمین پرواز می کند مناظر دیگر گون می شود . توسعه و عظمت عجیبی به خود میگیرد . تغییراتی در بی افق برای کسانیکه با قطار های سریع السیر مسافرت می کنند ! زیبائی مناظر ومراقع ومرغزار ها برای مسافرین که پیاده راه چین و صحرا را می پیمایند در مقابل انچه که مسافر هوائی می بیند چیزی خوار و بی مقدار است .\nپس از عبور از فرار فرانسه ومناظر زیبای آن و پس از تماشای امواج سفید و تک دریای مانش وعمارات عظیم بندری انگلستان و پس از محفوظ شدن از تپه های حومه آباد وتماشای لندن با پایتخت انگلستان وارد شدیم .\n* * *\nدر این لحظه که شروع به تشخیص احساسات ومشهودات خود کرده ام احساس میکنم که وسوسه ای مرا فرا گرفته است . ـ جهتش آن است که احسامات ومشهودات من صورت خوبی ندارد ، جهتش آن است که علی رغم تغییرات کلی و عمده ای که از تجدید انتخابات حاصل شده است وعلی الرغم دور اندیشی و عقل وبصیرتی که آقای « رمزی میکدو نالد » در انتخاب اعضاء کابینه خود بکار برده است ، آتیه انگلستان بنظرم مغشوش وتیره وتار است"}
{"book": "adl0789", "page": 646, "text": "(شماره ٣٤) مجلد پنجم\nفکر خود را که با فکر جمعی از متفکرین همراه و موافق است بگویم : ــ از انگلستان عظیم بوی پیری و شکستگی بمشام میرسد و آفتاب سعادت و دوام آن بر لب بام زوال احساس می شود .\nدر این خیابان بزرگ که من با همهٔ خانه ها و عمارات آن بمناسبت سابقهٔ ممتد آشنا هستم ، تقریباً در هیچ يك از ساختمان ها جز یکی دو عمارت سینما و تآتر تغییر حاصل نشده است . ــ\nجلو مغازه ها و خانه ها که حامل تاریخ و غیره است ؛ بساط های بلند بالای دکاکین که پنداری هر چه دارند در معرض نمایش گذارده اند ، بدون اینکه كوچك ترین و کم بها ترین جنس را از یاد ببرند . ــ ان تو موبیل های تاکسی بلید در کوچه ها ، این کالسکه ها و بارکش ها که معمولاً باید با سند باشند و تا حالا نیاخته گردند ، اتو موبیل های کهنه و تق و لق که در مملکت ما در جنگل ها و بیابانهای دور افتاد هم کمتر دیده می شود ، و اگر هم باشد برای حمل و نقل فقرا بکار میرود ، این سالون بزرگترین رستوران و مهمانخانهٔ شهر که من ازان خارج می شوم و در سرتاسر آن جز چند نفر نهار خور خاکستری مو و پژمرده که با صدای نیمه خاموش سخن میگویند و بی اندازه ضعیف و پریده رنگ و محروم و مایوس هستند ؛ هيچكس دیده نمیشود ؛ غبار افسردگی و ملالتی که در همه جای این شهر گسترده شده است ؛ همه بنظر اشخاص دقیق نشانه ها و علامات و آثار اسلوب سیاسی و اقتصادی و ملی ربطی کبیر است .\nوقتی که انسان و الاژوئی که تولد آبها اختراش های عظیم آن از ناز و نعمت و راحتی و مکنت انباشته است قدم بسر زمین انگلستان میگذارد خیال می کند که از محتشم ترین قصور سلاطین وارد بیابانی بی آب و علف و قبرستانی خشك و خاموش شده است .\nشاید این نکته است که انگلستان را در آتش حسد و حرمان می سوزاند و او را وقبح میدهد ( و ما نیز اگر دارای خون لا تن نبودیم شاید به همین وقبح و محنت دچار می شدیم . )\nاین نکته چیست ؟ فقدان صدها هزار جوانان آتشین خوی که داس مهیب جنگ بین المللی خرمن حیاتشان را درویده است ، نبودن نونهالانی که کرد باد حوادث ریشهٔ عمر شانرا خشکابیده است ، افتادن کارها و جریان مور بعهدهٔ دماغ های کهن سالی که کثرت سن پوسیده گی و فساد را دران راه داده است ؛ تسلیم زمام امور بدست های لاغری که از ضعف پیری لرزان است .\nدر این مملکت که هنوز دلها از تصور با طل عظمت و شکوه او لرزان است چنین بنظر میرسد که همه اشیا و اشخاص مسن کهولت و موسم پیری خود را نیز بپایان رسانیده با دست زور مند تقدیر بر سراشیب خطرناکی رانده شده بسرعت و غیطان غلظان پائین میروند و در اشیای این پرتگاه مهیب چیزی جز طاعت و خوف نمی بینند .\nهر چه بمذاق دیده می شود چین خورد است ، بهر چشمی که نظر کنید روشنائی و فروغ خود را از دست داده است ، بهر زانوئی که بنگرید خمیده است ، بهر پائی که نگاه کنید بزیر بار قامت لرزان است و بدن صاحب خود را بزحمت می کشد . این يك قانون و ناموس بزرگ طبعی است که هر کس نا چار باید روزی سر تعظیم و تسلیم در مقابل آن فرود آورد .\nملتی که اینگونه احساسات در هر بیننده دقیق ایجاد می کند ؛ چقدر مریض و افسرده است من با چه زبان میتوانم لب بتوصیف او بگشایم !\nوقتی که از ه یگبار ملی ، میگذشتم يك وزش شدید باد کلاه مرا بسان گل نگیز ، خوشبختانه یکنفر کلاه دوز در ان نزدیکی دیده می شد . ــ من کلاه گل آلود خود را بدست گرفتم و وارد مغازه او شدم . مغازه زیبائی بود . بروی يك قفسه قریب بصد مقوای کلاه بود که روی هريك اسم شخصی که البته صاحب آن بود دیده می شد و اسم ها عموماً مطابق نمونه های ذیل نگاشته شده بود : ــ\nعالیجناب مرکی دولوزین برلاند . ــ یا ــ حضرت اجل مرکی دو كوليلت وغيره وغيره همه اعضاء مجلس لرد ها ازین دکان عبور می کردند . می توان گفت که سقف این مغازه با ستون های محکمی"}
{"book": "adl0789", "page": 647, "text": "صفحه ٦\nشماره ٤١\nمجلد پنجم\n\nمذکور عبور (رتوند) (شهر فرانسه\nکه در ١١ نوامبر ١٩١٨ عملیات نظامی\nجنگ بین المللی در آنجا امضاء شد)\nپایان جنگ، پایان مسئولیت متفقه را\nنیز اعلام داشت، سپری کرده. - ولی\nانگلستان با یکی از بزرگترین مشتریان\nفرانسه است - فرانسه نیز فراموش نباید\nکند که مهم ترین مشتری انگلستان بشمار\nمیرود - بنابرین، قانوناً میتوانیم امتحان\nکنیم که جمله مذکور که بزودی با اقدامات\nوتدابیرات گمرکی منتهی خواهد شد. چه\nتاثیرات بزرگی در صادرات ما خواهد\nبخشید و از طرف دیگر چه منافعی ازین\nراه عاید انگلستان خواهد شد.\nاینجا، هرگونه احساس ملی را بکنار\nبگذاریم با اینکه این موضوع برای یکنفر\nفرانسوی اهمیتی ندارد؛ من بشما سقم\nکه این مملکت در مدت ٤ سال مخوف\nجنگ چنانچه بسیاری از اشخاص\nمعتقدند که پول خود را از دست داد ونه\nفرزندان وخون جوانانش بخاک ریخت\nچرا باید امروز باین وضع وخیم دچار\nباشد.\nدر سیاست داخلی هر خبط واشتباهی\nکه شده خود او موجب ومسبب آن بوده\nاست. در سیاست خارجی خبط ها و\nاشتباهات از جهات مختلفه ای بوده است\nبطوری که امروز ودرین لحظه تحسس\nوتبین مداوا این حفیق آن کار آسانی\nنیست. فقط برای اینکه از تفکر او این\nمطلب بی نیاز باشیم بعضی نکات را یاد\nآوری کنیم ٠ - ما (فرانسویان) علاقه\n\nاز مجموعه های نشانیهای رسمی انگلستان\nبر پای بود.\nبهر دیوار ورقه علان بزرگی نصب\nشده بود، بروی هر يك ازين اعلانات\nدو کلمه دیده می شد. این دو کلمه\nكوچك ومختصر بود که البته برای ترکیب\nوپیدا کردن آن زحمت همسایه خود داده\nبودند تا چیزی بنویسند که هر کس\nدیده فوراً در ذهنش منقوش گردد.\nاعلان کلاه فروشی هم با تمام قوای کلمات\nوحروف کوتاه خود میگفتند، فریاد\nمی کشیدند. نعره میزدند که: «بوی\nبریتش» !\nدر زیر وردی مقواهای داخل دو\nکان دوجمله با حروف ریزتر طبع شده\nبود و به مشتریان وخریداران اعلام\nمیداشت که: «نمد بهتر از چوب و\nمقواست.» در صورتیکه این همان لدن\nبوده که همیشه اشخاص شيك وظريف\nبدانجا می آمدند تا مد مردانه شود وا\nدر آنجا تکمیل کنند!\n«بوی بریتش» ! اگر بخواهیم آنرا\nباسان ادبی ترجمه کنیم به معنی «انگلیسی\nبخرید» است و ترجمه آن باصطلاح و بیان\nبهتر «از امتعه انگلیسی خریداری\nکنید» است.\nمن به خود گفتم: - «خوب اگر\nاین اعلانات سرمشق ودستور نیکوئی به\nانگلستان میدهد مشتمل بر اندرز خوبی\nبرای خارجیار نیز هست. من چرا صبر\nنکنم تا بپارس باز گردم ودر آنجا کلا\nتازه ای از امتعه وطن خود خریداری\n\nکنم؟»\nدر این موقع صاحب دکان یکی از\nاعلانات را با انگشت بمن نشان داده\nگفت:-\n«به بینند اين يك رمز خوب ويك جمله\nنیکو است؟ آیا چنین نیست؟ روز\n١٦ نوامبر اول صبح در سر تا سر انگلستان\nيك ملیون نمره ازین اعلانات از طرف\nکمیته رسمی منتشر خواهد شد. به\nاستثنای آنهایی که اشخاص مختلف طبع\nومنتشر خواهند کرد.»\nمطلب را خلاصه میکنم. در حقیقت اعلام\nاین جمله عجیب که برای شما تازه گی\nندارد ومیدانید که روز دوشنبه آینده سه\nهزار سینما در انگلستان فیلم ناطقی\nنمایش خواهند داد که کلمه «بایکوت»\nيا تحریم امتعه خارجی را در سر تا سر\nمملکت منتشر خواهند کرد ودر همین\nحال و در همان روز کودکان بیست و پنج\nهزار مدرسه را باین فکر تجهیز خواهند\nکرد بطوری که اطفال محصل باطفال مبتدئ\nو بر پاگانه چی مبدل خواهند شد، و\nخانه بخانه در زده این مطلب را بگوش\nهمه کس خواهند رسانید.\nهمانطوریکه در آن شعر ضرب المثل\nخوانده اید که: «ذغال فروش در خانه\nخود آقا است» جونبول نیز در خانه خود\nصاحب اختیار است - از وی تشکر کنیم\nزیرا لا اقل برای افکندن بوشك خطر\nناک خود صبر کرده است که جشن\nسالیانه ١١ نوامبر ١٩١٨ که در روز"}
{"book": "adl0789", "page": 648, "text": "صحيفه ۷ ( شماره ٢٤ ) مجله سراج\nمیدیم که انگلستان سعادت مند و عظیم و منظم باشد . - اما او بر خلاف رفتار قماشها بسته که میکند ناچار محتاج به فرانسیوی بختیار و سعادت مند میباشد .\nصحبت را بروی ارقام صحیح ببریم . در سال ۱۹۰۰ انگلستان به مقدار پنج ملیار دو نیم از محصولات مختلفه خود بها فروخت و در صورت این محصولات ذغال در راس هم قرار داشت ، از طرف دیگر تقریباً قدری بیش از شش ملیارد از امقعه ما خریداری کرد. واگر صادرات غیر مرئی را هم بحساب آوریم تقریباً تعادل و توازن کامل بین ما و او بر قرار بود .\nاما تدابیری که اخیراً اتخاذ شده و پرده پوشیده گی و اختفا از روی آن بر افتاده است این تعادل را بر هم خواهد زد . ـ آیا این کار صحیح است ؟ آیا این کار احراز ناپذیر است ؟\nقبول داریم که انگلستان وضع مشکلی دارد واقعاً بسیار مشکل ، این نکته مسلم است ومخالفی ندارد ـ عمل کرد سال ۱۹۳۱ ۱۹۳۰ که به ۸۸۱ ملیون لیره بالغ میشد و به حساب ۱۲٤ فرانك يك ليره به مبلغ صدو ده ملیار د فرانك میشود کسریده است . مالیات های جدید کمر شکنی زود وخوب وصول نه می شود .\nاکنون اول مطلب باز گردیم . انگلستان که طبیعت او را با این همه ثروت و مکنت مجهز ساخته است فاقد بسیاری از مواد غذائی وغیر آن است . واقعاً انگلستان به خودی خود بدون احتیاج بكمك دیگران\nزنده گانی نه میتواند کرد . بنابر این باید احتیاجات خود را تشخیص داده دروازه مملکت را روی امتعۀ بعض ممالك بكشايد و روی بعض دیگر به بندد .\nپس ابتدا از چه چیز جلوگیری خواهد کرد ؟ از اشیای نهادی وغیر لازم و البته از شیای تجملی .\nوزیری که این تدبیرات را پیش نهاد میکند یعنی « و الترر نیسمن » در تمام مدت زنده گی خود یکنفر طرفدار معامله آزاد بود وثروت خود و پدرش از ین راه تحصیل شد .\nهر دو جهاز گیر کشتی بودند و با این عقیده اقتصادی قدم در عرصه حیات نهادند . معهذا همین که شغل وکالتی بدست آورد بدون اطلاع بر قوانین و مقررات عمومی پیشنهاد و یا فشاری کرد که پای اجناس خارجی ازین مملکت بریده شود . و یا اقلا تا موقع دوام بحران اجناس زیادی و اشیای تجمل وارد مملکت نشود .\nاگر شخص مذکور رای خود را يك بار دیگر تغییر دهد موجب تعجب خواهد بود ، ولی بیشتر تعجب درین است که وزیر خزانه داری که حقوق گمرکی عایدات سر شاری برای او تشکیل میدهد نتواند از پیش نهاد عجیب هم کار خود جلوگیری بعمل آورد . ـ اگر مشار الیه نیز حرف را بپذیرد بطور و ضوح و علناً معلوم می شود که انگلستان کاملاً مصمم است که مدتی با نهایت خشونت و یا\nرفتاری دور از انظار و بد عاقبت زنده گی کند .\nما بخت و پایه بسیار بر خود هم وارد کرده ایم تا آسیبی ازین ضربت جدید برما وارد نیاید . آری ! لیکن اگر هم بر خلاف این اتفاق افتند باز هم صبر و اعتماد داشته باشیم . ـ\nهر چه این مملکت و اسلوب ها و رویه های مختلف او مورد آزمایش وامتحان قرار گیرد بیشتر اشکار خواهد شد که اگر معجزه ای در کار این مملکت روی ندهد بسیاری از امتعه ومحصولات هست که انگلستان در روی آنها قادر به رقابت ما نیست .\nبالاخره فكر كنيم ومنطق يا شم سیاست کار گری ، این مملکت را برای مدتی از ماده وجوهر خود عاری کرده است .\nفرض میکنیم که ما نتوانیم هم سایگان خود را موافق ومجبور کنیم که درهای مملکت خود را باز نگذارند .\nاینکار چه نتیجه دارد وقتی که جیب خریدار از پول خالیست ؟ بنا برین آیا بهتر آن نیست که بوی كمك كنيم تا بتواند برپای خود بایستد وسنگینی پولی در جیب خود احساس کند ؟ البته وطبعاً این کار مشروط ومنوط باین است که رفتار انگلستان با ما منقد و فشار « تركت » یا « مور » نباشد .\n( باقیدارد )"}
{"book": "adl0789", "page": 649, "text": "صفحه ۸\nشماره ٢٤\nمجلد پنجم\n\nاز عرفان :\nفنون واختراع\nراحت كامل\nبرای را حتى كامل در خانه و اینکه\nمقداری از اوقات مدبرات منازل و\nرئیس های هر خانواده صرف انتظار\nآماده شدن خوراک و قهوه و امثال ذلك\nنگردد اخیراً دو ولایت تکزاس امريكا\nآلتی اختراع کرده اند که ضامن این\nراحتی هست مخترع امريكائي ساعتي\nاختراع کرده که متصل بجهاز رادیو منزل\nشده و موقع معین تهیه چاشت صبح که\nمیرسد شروع بگرم کردن چای و شیر\nو غیره میکند و سر ساعت معین زنگش\nبصدا آمده و اهل خانه را بیدار ساخته\nو آنها کاری جز شستشو و حضور سر میز\nندارند . همینطور وقت ظهر برای يك\nساعت قبل ، ساعت جهاز راديو را حاضر\nبرای کارساخته و هیچ كاری اعضای خانواده\nندارند غیر از اینکه خورا ك را از اجاق\nگرفته و سر میز گذارده شروع باستعمال\nکنند . این اختراع در هر شبانه روزی\nچند ساعت وقت را برای صاحبان منازل\nبا اقتصاد تر مصرف نموده و خدمت شایانی\nباشخاص خانه دار میکنند .\n\nكشتي كه غرق\n( نمي شود )\nدر سال ۱۹۰۹ مسيو شار تران فرانسوي\nموفق بيك اختراع مهم وعجيبي گرديد\nکه بوسیله آن هر كشتي از غرق شدن\n\nنجات داده مي شود :\nبدينمعني كه هر كشتي روي سيستم\nآن ساخته شود از خطر غرق شدن مصئون\nخواهد بود . مي گويند تجارب ابتدا ئي\n« شار تران » نیز تا درجه هم اميد بخشي\nمي بوده است . ولذا مي گويند اين اختراع\nبقسمي تعقيب گرديد تا آنجا که مطمئن\nبه ساختيان يك كشتي بزرگ اقيا نوسي\nشده وقانع بود که غرق نخواهد شد . این\nاختراع خود را بر اولیاء امور فرانسه عرضه\nداشته و نمونه اي از كشتي پر از اسرار\nخود در معرض مطالعه آنها گذارد .\nساختمان این كشتي بقدري اسرار آميز\nاست که مهندس آن حاضر نشده طريقه\nساختمان ونحوه هیأت آن را نشان دهد\nواز ترس اقتباس دیگران مي خواهد این\nحق انحصاري را فقط براي دولت فرانسه\nمحفوظ دارد . که کشتي هاي فرانسه داراي\nاین مزیت باشند .\nاو لياء امور فرانسه اختراع مذکوره را\nكاملاً تقدیر نموده شروع به تفحصا تي\nدر اطراف آن کرده واخیراً نمونه کشتي\nمذکور را روي درياي ساحلي فرانسه\nتحت امتحان گذارده و باهرگونه وسائل\nفوق العاده كه اعمال كرده اند نتوانسته اند\nآن را غرق سازند .\nدولت فرانسه در صدد بر آمده که بوسائل\nمخصو صي اسرار كشتي مذكوره را\n\nاز هر طرف\nبد بيني گاندي\nمهاتما گاندي قبل از سفر خود\nبطرف هند، در برینزی براي يك نفر\nنامه نگار مجله مستعاره « اسپونی كولو\nنيال » توضیحات ذیل را بیان کرد :\nکنفر نس نیز مدور لندن برای آینده\nيك نتيجه خوب نداده است ، زیرا\nحکومت انگلستان نظریه سابق خود را\nتبديل نموده است . تنها يك چيز باقي مي\nماند ، که تا به آخر براي حاصل\nنمودن حاکمیت استقلال و آزادی\nخود بجنگم و با این مفکوره ها به\nوطن خود مراجعت ميكنم .\nراجع به مسلمانهای هند فرمود که\nکوشش مي كنم تا در بین هند ومسلم اتفاق\nحاصل گردد و متحداً ضد انگلستان پیش\nبروند . وا گر به این مقصد کامیاب\nنگردیدم يك انقلاب خونین واقع خواهد\nشد . و درین صورت یک هند جديد در يك\nعصر جديد تشکیل خواهد یافت .\n( بر لينرتا گبلات )\n\nانحصارا در يك كار خانه كشتي سازي\nبموقع بروز گذارده ومقیدا با ستتار نوع\nكشتي هاي فرانسوي را از این ببعد داراي\nاین خصوصیت نمایند ."}
{"book": "adl0789", "page": 650, "text": "صفحه ۹\n( شماره ٣٤ )\nمجله پنجم\n\nخبرهاي خارجي\n\nتاس\nاستعفاي بريان وزیر خارجه فرانسه\nماسکو ۹ جنوري - موسيو ارستد\nبريان وزیر امور خارجه فرانسه مستعفی\nشد . از ويستيا جریده روسي راجع به\nاستعفای مشار اليه چنین مي نویسد :\nاستعفای بریان وقتي بعمل آمد که\nفرانسه محتاج به يك شخص جدید بود\nو بريان معتقد است که بیقراره حکومت\nشخص ديگري نخواهد یافت .\nحکومت فرانسه جرمنی را به تنزل\nمجبور نموده ، و همیشه بریان را تحريك\nمي نمود تا بالاي المان غرامات جنگ\nرا بقبولاند . حالا نکه وضعیت اقتصادي\nفعلي ابداً اجازه نمیدهد که المان دو حصه\nغرامات جنگ گذکوئي نمايد ، ليكن\nقوای مسلح حکومت فرانسه نمیخواهد\nکه براي المان رعایت نماید .\nاز این رو برای حکومت فرانسه يك\nوزير بسيار غيور و دست بالا دره يك\nشخص ملي لازم است و نیز اخبار مذکور\nاستعفای او را نتيجه دل سردي بریان از\nناکامی او در وقت انتخابات ریاست\nجمهور دانسته می گوید : بریان همیشه\nاقدامات می نمود که حکومت را تحت\nسیاست خود در آورده و زمامداری نماید\nاما این امیدواري او به ناکامي مبدل\nگرديده و بريان از صحنه خارج گردیده\nاست .\n\nچین ژاپون\n١٠ جنوری - شانگهای - حمله های\nبی سر چا پا نی ها دوام داشته و ( سوی\nچون ) را که سی میل از شمال شانگهای\nواقع است ، اشغال نمودند . و لسبز\nه شان های گون را ، ذریعه طیاره ها\nبمبارد نموده و برای اشغال آن آمادگی\nزیاد دیده اند .\nشانگهای - ۱۱ جنور - جاپانیها\nعساکر خود را از راه اهن پین و مکدن\nبفرض اشغال « شان های گوان » به پیش\nسوق نموده اند .\nتوکیو ١١ چنوری - نماینده وزارت\nخارجه جاپان بیان نموده که : هر گاه\nتحریم امتعه جاپانی در چین دوام نماید\nجاپان را بجمع بأن تدابير لازمه اخذ\nخواهد کرد .\n\nجزاي دا کتر انصاري\n١١ جنوری - پیغام لندن مشعر است\nکه در وقتی که نماینده گان کانگرس\nملی هند را حبس می نمودند ، برای\nانصاری ٦ ماه حبس تعیین گردید .\n\nنوت وزیر خارجه امريك\nبه جاپان و چین\nواشنگتن ۱۱ جنوری - استمسون وزیر\nخارجه امريك یاد داشتی راجع به اشغال\n« من چوزی » به حکومیتن جاپان و چین\nفرستاد در آن خاطر نشان می کند\nکه دولتین باید حقوق امريك را بخاطر\nداشته باشند . زیرا خلاف رفتاری معاهدات\nو موافقت ها ، حقوق امرك را در چین\nتهدید می نماید .\nتوكيو ١١ جنوری - نماینده وزارت\nخارجه بیان داشت که بمناسبت ، توته\nاستمسون حکومت ژاپون به ملاحظه و\nمطالعه « پاکت ، کلورگ و معاهدات\nواشنگتین امری صادر نموده تابهض\nعبارات را تشریح نماید .\n\nسوء قصد به نسبت امیر اطاور جاپان\n١١ جنوری - يك نفر از اهالی ( کره )\nبالای امپر اطوار ژاپون درحین اینکه\nامپر اطوار سوار بوده ، بم انداخت\nمگر آسیبی برای آن نرسید . ولی در\nنتیجه کابینه وزرا استعفا دادند .\n\nاعتصاب در لندن\nلندن ۱۱ جنوری - اعتصابیون کاریگر\nهای کشتی سازی رو به از یاد نهاده اند\n. . . نوعی اعتصابیون درلندن به ده\nهزار رسیده است .\n\nفرانسه و المان\n١١ چنوری - از لس خبر رسانی\n( هاوس ) اطلاع میدهد که راجع به\nبیان بروننک که المان مقدور نیست که\nغرامات لازمه را بپر دازد ، ( فلان دن )\nوزیر خارجه فرانسه بیان نمود که افکار\nيك طرفه فرانسه را متقاعد نمی نماید که\nاز حقوق مشروعۀ خود بحق غرامات\nصرف نظر نماید . علادتاً ژانس مذکور\nخبر میدهد که حکومت فرانسه فیصله نموده\nاست که بادولتی که از انکسار المان دل"}
{"book": "adl0789", "page": 651, "text": "صفحه ۱۰\n(شماره ۳۴)\nمجلد پنجم\n\nچینی دارند ، ممانعت بنماید.\n\nچين از ما نچوري صرف نظر مي نمايد\n\n۱۲ جنوری - حکومت نانکين نامه\nبحکومت امريك فرستاده و در ان خواهش\nنموده است که مانچورى يك منطقه بطرف\nبين المللى ، بمثل بلجیم ، شناخته شود.\nجریده پرا و آ را راجع به این نامه\nچنین می نویسد:\n\nاین اقدام بی شرمانه پارتی کیومن\nتا انگ ، امپر یالیزم جاپان تقسیم نمودن\nچین و مداخلت دو سیاست خارجه و\nداخلی آن آماده و تیار ساخت.\n\nحکومت نانکين مسائل را برای جاپانی\nها بسیار سهل ساخت. حکومت نانكين\nقبل از حادثه مانچوری چین را قطعه\nقطعه برای امپریالست ها فروخته است.\n\nحکومت از مانچوری صرف کرده و\nکوشش می کند که بازاربوني يك دست\nو يك زبان شود ، مگر ملت چین از\nمانچوری صرف نظر کرده نی نیست.\n\nمعاهده تجارتي في مابين\nترکیه و عراق\n\n۱۲ جنوری - انقره - اطلاع انقره\nمشعر است که نوری پاشاه صدراعظم\nعراق و وزیر منافع ملی ترکیه شريف\nبيگ معاهده تجارتی و مقاوله فرستادن و\nتسليم نمودن مجرمین را عقد نمودند . معاهده\nتجارتی باساس و اصول بسيار مفيد تحرير\nشده است . تبادلا و تصديق آن در بغداد\nخواهد شد.\n\nاقدام بیکاران فرانسه\n\nاز حواکز بزرگ صنعتی فرانسه ذریعه\nراديو خبر رسیده است که بیکاران\nشورش نموده و با بولیس مصادمه نمودند.\nو آنها باید روا محاصره و از حق نان\nحکومتی تقاضای تامینات خود ها نموده\nاند. بمناسبت شدت بحران اقتصادی\nدر علاقه ( ليون ) موسسات ابریشم از\nحد زیاد در زحمت میباشند . چنانچه\nدر آنجا تعداد بیکاران به ۸۰ هزار نفر\nمیرسد . وهم حاصلات صناعت ابریشم\n۶۰ فیصد تنقیص یافته است ،\n\nترکیه\n\nمطبوعات ترکیه راجع به مناسبات\nترکیه و شوروی وسفر عصمت پاشارئیس\nالوزرای ترکیه به شوروی اهمیت زیاد\nمی دهند . وزیر اقتصاد عامه هم با عصمت\nپاشاه همراه خواهد بود.\n\nاعلان\n\nيك قطعه زمین مزروعی بتقريب هشتاد جریب که آغوره آن علاوه يك كارﻳز خصوصى\nخودش پنج شبانه روز از کاریز مشهور کریم خان نیز استحقاق شرب دارد در موضع\nافشار ناحیه خنك هو اوی خود را میفروشیم آقایانی که شوقمند زمین داری بوده\nو بخواهند از يك ملك وسيع و پر حاصلی استفاده برده باشند مخانه نمبر (۱۰۸) واقع\nقلعه حيدر خان گذر اندرا بی رجوع بفرمایند با آنها اطمینان کلی داده میشود که در\nموضوع قیمت آن موافقت فی مابین حاصل آید.\nغلام حسن\n\nكورس فرانسه - انگليسي - تركي\n\nآقایانيكه مايلند يكي از زبان هاي فوق را بصورت خصوصي تحصيل نمايند\nباشرايط سهلي از طرف موسسه کتاب خانه وقرائت خانه نور پذيرفته ميشوند\nو براي ثبت اسامي خود ها بخود کتاب خانه نور یا اداره انيس مراجعه نمايند .\n\nکتابخانه نور\n\nمحل فروش ومطالعه همه نوع کتب ورسالهای فارسی فرانسه ، انگلیسی ، اردو\nعربی ، ترکی میباشد.\n\nکتبیکه جدیداً به تهیه آنها موفق شده ایم قابل دیدن است در قرائت خانه\nنور همه نوع جراید ومجلات داخلی وخارجی برای مطالعه موجود است ."}
{"book": "adl0789", "page": 652, "text": "( شماره ٢٤ )\nخبرهای داخلی\n\nشئون ماه رمضان :\n\nاز آنجا که حضور شاهانه بعالی ترین\nمدارجی از شئونات دینی و مراسم آن در\nمملکت مراعات میفرمایند ماه مبارك را\nامسال با نهایت اجلال حسن پذیرائی داده\nو مقرر فرمودند که در تمام مساجد شهر\nحفاظ و فا تحین ختم كلام الله شريف\nبنمایند مصارفات محروقات و شربتی\nو حق الزحمه حفاظ همه از جانب حکومت پر\nداخته می شود و همچنان يك مجلس\nافطاری در ارگ بحضور خود شان منعقد\nمی شود که این مجلس مرکب است از\nافراد مهم مملكت و صاحبان عالی\nمراتب کشوری و لشکری و این مدعوین\nمحترم دو شب پیشتر از شب اول ماه مبارك\nاز طرف وزارت در بار دعوت شده و الی\nآخر ختم قرآن شریف پذیرائی شایانی\nخواهند شد .\n\nاعليحضرت غازی بشخصه هنگام افطار\nشامل این محفل شده و اکثراً بالای\nمیزنان بياناتی در عوالم اجتماعی و\nسیاسی میفرمایند چنانچه بیانیه مفصلی\nکه بدست آورده ایم و بصد تر از نشر\nاین شماره بدست آمده ممکن است در\nشماره آتی منتشر و بمعرض استفاده هم\nوطنان دور و نزديك بگذاریم .\n\nمقرري از وزارت ماليه\n\nعلی احمد خان تحویلدار سابق حکومتی\nکلان شمالی که در جمله منتظرین وزارت\nمالیه بود به تحویل داری مجلسی مطبعه\nعمومی مقرر گردیده است .\n\nمعرفي براي كار\n\nچهار نفر طالب فارغ التحصيل امساله\nمکتب زراعت که اسامی شان ذیلا مندرج\nاست از وزارت معارف بوزارت تجارت\nمعرفی گردیده اند تا بکار های لازمه مقرر\nشوند .\n\nسید کشم خان ولد سيد حكيم خان\nساکن قلعه چاق سرای خواجه .\nسید نور شاه خان ولد سيد عادل شاه\nخان ساکن قلعه چاق سرای خواجه .\nمسافر شاه خان ولد سلطان شاه خان\nساکن قلعه چاق سرای خواجه .\nغلام محمد خان ولد بیدل خان ساكن\nقلعه فرهاد كوهدامن .\n\nكشف اموال گريزي\n\nدر اثر اطلاعات متواتره نسبت بو رود\nمال قاچاقی بجای ملك محمد اسلم خان\nساکن جنگ جای وردك به مديريت\nكمرك كابل از طرف مدیریت تحقیقات\nسری اجراء گردیده با نتیجه چون ورود\nاموال گریزی بجای مذکور محقق شده\nخانه ملك مذكور از طرف هیئت تفتیش\nاعزامی مدیریت علناً تلاشی گردیده\nوهفتاد توپ اجناس از قبیل سحن کوره\n\nوسفيد وجيم وطول وغیره از خانه مذکور\nظاهر شده و اجناس مذكور با ملك مزبور\nبکابل آورده شده است .\n\nچون مخبر ورود ۲۲ بار مل گریزی را\nدر خانه مذکور بمدیریت گمرک اطلاع\nداده بود لهذا مدیریت کیفیت را بوزارت\nتجارت نگاشته و در خصوص تحقیقات\nو از خواست بقيه اموال مذکور سروشته\nخواسته است .\n\nترميم سرك بين كابل وتورخم\n\nاز اطلاعات تازه وصله معلوم میشود\nکه کار سرک کشی درۀ شکاری درین ایام\nبواسطه برودت هو تا رفتن تعدیل موسم\nتعطیل ، وعمله انشات وانجینر ها ئيکه\nدران مسیر کار میکردند از طرف حکومت\nبرای ترمیم سرك درميا ني كابل وتورخم\nمامور شده اند .\n\nفعلاً کار ترمیم سرک از طرف جلال آباد\nبجانب كابل وهكذا از تورخم بجانب\nجلال آباد از دو طرفه آغاز شده زیرا\nکه این سرک بواسطه عبور ومرور زياد\nعراده ها ونواقل کامران واقعت در شور\nترمیم بود و بدون از وارسی یا صلاحات\nلازمة آن بعضی مشکلات بهم میرسید .\n\nاطلاعات مشرق :\n\nقرار اطلاعات منتشره اتحاد مشرق\nنظر بوطن خواهی و شاه دوستی\nها ئیکه مردم صافی کنر ها دارند در\nاثر ملاقات حاکم اعلی آنجا با کلان"}
{"book": "adl0789", "page": 653, "text": "(شماره ٣٤)\nمجلة پنجم\n\nاز قلم آقای غلام جیلانی خان اعظمی\nنقل از مجله کابل\n\nاخلاق\n\nبنای تمام مذاهب وادیان باساس اخلاق استوار بوده وهر پیشوائی به پیروان خویش این هدیهٔ بزرگ را بارمغان آورده است .\n\nدین مقدس اسلام که وسیعترین و کامل ترین ادیان بوده ونمی شود بهتر ازان دین و آئینی بشریات نسبت محو وقایع حیاتی خویش جستجو نمایند موضوع عام بزرگ اخلاق را باخوبترین وانفع ترین اسلوبی\n\nشونده گان قوم مذکور در کپرها علاوه بر تفری قومی که سابقاً با فرقه مشر آنجا قرار گذاشته بودند درین روز ها يك كيدك ديگر هم بطور كندك قومی مستقلاً قراردار گردید و تفری آنهم جوقه جوقه وارد جلال آباد گردیدند .\n\nانفلونزا :\n\nاز قرار اطلاع واعذار جریده شریفه اتحاد مشرقی هویداست که ناخوشی انفلونزا در جلال آباد بکثرت شیوع دارد .\n\nتبدیل وتقرر :\n\nسید امیر خان قوماندان کوتوالی مشرقی بقوماندانی مزار شریف تبدیل ومحمد جانخان سابق حاکم بمتوار بعوض مشار الیه بقومندانی کوتوالی مشرقی مقرر گردیدند .\n\nدارا وانها مسلمین توضیح وسفارش مینماید .\nاخلاقیات در جنب دیگر تکالیف دینیهٔ ما يك قسمت بزرگی قرار گرفته که ما مسلمین نسبت بسائر اقوام جهان می توانیم آنرا از پهلوی دیانت حقه بیشتر استفاده کنیم .\nفضایل وامنيت زندگانی و پیشرفت های اسلاف مسلمان ، دراعصار گذشته نظر بعدم ترتيب یافتن قوانین موضوعه اجتماع با ترقى واصلاحات علوم معاشرتی باندرجات عالیه و پیمانه های وسیعه که خروج یافته وتاريخ رقم متذکر است فقط درسایه اخلاق بوده است وبس .\n\nزیرا ازجمله صفات اخلاقی که میگویند اخلاق بانسان فضیلت نفس ، سعی وعمل اتفاق ومحبت می آموزد شك نيست كه این فضایل چه در گذشته چه در موقع حیاتی امروزه بزرگترين عوامل ترقى و پیشرفت اجتماعات بشری بوده است و بعكس آن طبعاً قوام بطرف ذلت و پستی سیر قهقرائی می نمایند .\nابرز ترين علل ضعف و پس ماندگی که نوئی اسلام سوای ضعف امور اخلاقی آنها چیز واعلت ثانی نمی توان شمرد.\nیکی از سیاحین عاقل امریکا ئی میگوید برای اینکه قبل از اجرای سیاحت در بلاد عالم و غيره دن بمقدار عقل و ترقیات آنها کافی است که اگر یکی یا چندی از اهلی آن مملکت را ملاقات کرده و اندزه اخلاق و تهذیب آنها را بدانیم !\nاخلاق در اصلاح امور عقلانی ومدنی و تربیهٔ اجتماعات بشری آن اندازه علاقه\n\nمهمی دارد که فقط به تحصیل و استقرار آن بقا و ترقيات ملل و قوام جهان را می توان یقیین نموده و بالعكس با شهادت تاريخ و مشاهدات وقت حاضره میتوان علت بموجودیت و حيات استقلالی يك ملت مطمئن شد\nو حاصل از مهم ترین فضائلی که نوع انسان را نسبت بسائر مخلوق بکلی عالی و متمایز می گرداند همیتهٔ اخلاق و امتیاز داشتن وی بصفت اخلاقیه و است .\nاگر چه اساس امتيازات انسانی نسبت بدیگر حیوان که علما آنرا تعیین نموده اند عبارت از فضایل سه گانه عقل و حیات و ناطقه روی است ولی معلوم است اگر این فضایل عالیهٔ انسانی متحلی باخلاق نبوده و در حدود مقررات امور اخلاقی معمول نباشد لیتر نمی شود انسان ازین فضایل خویش حسن استفاده کند در صورت سوء استعمال آنها فرق بین حیوانات ضاره و انسان نخواهد بود .\nدر پیشگاه مشاهدات و محسوسات بشر عادتاً مر سوم و معمول است که باندوسه به عضوی ضعیف وذلّت كه يك دزد رهزن يك شخص جانی ويك ظالم متجا سر می بیند باین قدرت و رفعت به بیند ی بعضی حیوانات نمی بینند .\nنوع شریف انسان که فطرتاً از جنبه های مختلف حیوانی وعفوی سر وشته و تکوین یافته است البته این دو قوا در وجود وی امیخته شده وهر کدام تقاضی و پیشرفت نفوذ خود است ولی از آنجا که مقتضیات طبع حیوانی متفاوت نامده است و طبعاً در مبادی حال انسان ( بقيه دارد )"}
{"book": "adl0789", "page": 654, "text": "( شماره ۳ )\nمجله پنجم\n\nآقا دست و پاچه شده برای آنکه يك\nپرده روی چالاك دستی های خود\nکشیده باشد فوراً متوجه پسر شده\n\nبعتاب تمام : بچه چای را از کدام قوطی\nگرفته بودی ؟\n\nآقا جان والله همان چایست که خانه\nاز سحر برای شما دم داده و گذاشته\nبودند .\n\nعذر معقول :\nپیر مرد خمیده قامت وضعیف البنیه در\nماه رمضان پیش از شام غذا میخورد ، نا گاه\nمحتسبی بشر وقت از رسیده و گفت :\n\nتوابچه شده است که روزه میخوری ؟\nبرای اینکه مسافرم و پیش از دو سه\nروزی اراده اقامت اینجا را ندارم .\n- کجا میروی ؟\n- سفر آخرت .\n\nعقیده چرسی :\nمرد چرسی که از ادای فریضه پنجگانه\nپنجاه فرسخ دور میگریخت بگر فتن روزه\nبسیار اظهار علاقه مینمود روزي رفيق\nافراطي او بغضب شده گفت :\nروز محشر که جانگداز بود\nاو لمین پرسش از نماز بود .\nتو که نماز نمیگذاری چه مانند گاو دهن\nبسته دنبال روزه را قایم گرفته و ما را\nمي آزاري چرسی جواب داد :\n\nفربا ندوم ! روزه يك مهمان سنگینی است\nکه بعد از یکسال می آید و ما باید عزیزش کنیم\nاگر يك روز نماز خواندی تا زنده باشی\nاز غمش خلاصی نداری شب و روز باید\nبخدمتش سلامی بگیری .\n\nسرعت ریل :\nشخصی برای اولین دفعه سوار قطار\nریل شده و از آهسته رفتن قطار به تنك\nآمد وقتی مفتش ریل آمده و ازو تکت\nخواست پرسید :\n\nچرا این قطار به این اندازه بکندی\nرفتار میکند .\n\nآقا این آخرین حد سرعت آن می\nباشد .\n\nعجب انسان پیاده برود ازین زود تر\nخواهد رسید .\n\nپس بفرمائید فرود آئید و بهر\nراهی مایلید پیاده بروید .\n\nاین آسان ولی نمیخواهم يكساعت\nقبل از رسیدن قطار در آنجا وارد شوم\nچه رفقا بساعت ورود ریل باستقبال من\nخواهند آمد .\n\nسنجیدن طفلانه :\nطفل : ماما . . . ما ما . . . میتوانم\nفردا ساعت ٤ صبح از خواب بر خیزم ؟\n\nساعت ٤ صبح برای چه ؟ اولاد .\n\nهر روز صبح با بايم مرا كتك ميزند\nکه چرا ویرا از خواب بیدار میکنم برای\nاین میخواهم پیشتر زانکه او از خواب\nبیدار شده باشد من یکساعتی با بابا قو\nبازی کنم .\n\nفکاهیات\n\nراست کوئی اطفال :\n\nدرین شب ها دوسه نفری بخانه یکی از\nرفقا خود را میهمان ساختیم اما جیخانه\nهرچه عذر خواست که کسی بخانه نیست\nبشما تبره چای انداید معقول واقع نشد\nبالاخره خود بیچاره بکوشه و کنار خانه\nمنقل تپه توئی گذاشته و در حالی که بهر\nطرف دست و پا میکرد بالهجه سنگین و\nکراهت آمیزی پرسید چای سیاه مینوشید\nیا سبز ؟\n\nگفتم ، اگر دو چاينك ندارید چای\nسیاه لطف کنید !\n\nوقتی بساط چای بمیدان آمد راستی راستی\nعقل ما از تمیز دادن سیاه و سبز آن\nکوتاهی کرد پس از چشیدن معلوم شد\nزر ننگی صاحب خانه بی تنبل آن هر پای\nهر دو چای را در يك چاينك جمع كرده\nبرنك اگر چای سیاه است مزه چای\nسبز را داراست .\nشوخ چشمها بطرف صاحب خانه نگاه\nنگاهی کرده و پس پس صر صر را شروع\nکردند ."}
{"book": "adl0789", "page": 655, "text": "متن ١٤ ( شماره ٣٤ ) مجلد پنجم\n\nمولف : له پلاتیه فرانسوی (۲۸) مترجم : حبیب الله طرزی\nمادام سان ژین\n\nاز فصل شانزدهم\n\nتا پلیون : « آه حال من براه شما خشم تو ما\nژور تنیور چیان بم اندازان من هستي نام\nتوهم بخیالم لا ویولت خواهد بود .\n« لا ویولت » : اعلیحضرت فر موده شما\nبجاست عين بر سر راه برلین چنانچه\nاعلیحضرت ارشاد فرمودند هیچ نترس ، بسیار\nزودي برلین خواهي بود. وامپراتور ما با راست\nامپراتور این جمله را با یک تبسم ایراد\nنمود ! راستي کمک که مي خواستي چه\nبود !\nاعلیحضرت اسیران خودم را تنها باردو گاه\nبرده نمي توانم !\nامپراتور از شنیدن لفظ اسیران بحیرت\nشده گفت اسیران تو ! کدام اسیران\n.. اسیران که خودم گرفتار کرده ام اینجا\nهستند درین خانه من قفل بزرگ را به\nدر وازه زده و منتظر کمک هستم .\nاین ها را چطور در بین خانه در آوردي تفصیل\nرا بگو .\nاعلیحضرت ! تعدادشان بشصت نفر بالغ\nاست من با تنیور چیانم از اینجا گذشتم\nکه با چند نفر از ( دراگون ) ها پیاده بر\nخوردم برانها نعره زدم تسلیم شوند آنها\nتسلم شدند اغلباً خیال کردند رژییمان در\nعقب ماست بعد از تسلیم سلاح شان را\nگرفتم و گفتم اگر نجات میخواهند درین\nخانه در آیند آنها هم از وعده من فرحناک\nشده درینجا درامدند !\nبا مرامپراتور یکی از یاورانش داخل\nیيلاق شده حکا یه لاویولت ارا تصدیق\nنمود .. امپرا طور بطرف ما ژور تنیورچیان\nدیده با خوش طبعي زیاد گفت !\nاینجا بیا و گوش او را یک تاب\nسختي داده بر سخن خود دوام نمود\nتو هم شجاعت ابراز نموده و اسیر گرفته\nپس من باید تراه مکافاتی بدهم . این را\nگفته وصلیب ( لژیون دو اونور ) را از سینه\n( راب ) کنده بسینه ما ژور تنیور چیان\nکه باد هن باز در مقابل او استاده بود نصب\nنموده گفت . ! لا ويولت تو يک مرد\nدليري هستي . ازین بعد نشان شجاعت\nخواهی پوشید ! و بطرف راب بر گشته بر\nسخن خود ایراد کرد .. این اسیران را به\n( جينا ) بفرست .. و بدون آنکه شکر یه\nشوالیه جدید را بشنود بر اسب خود مهمیز\nکشیده بر گردش خود دوام نمود\nلاو يولت در حالیکا دست هایش بر چوب\nو چشمهایش بر نشان نو یافته اش مانده\nبود با خود میگفت .. آیا این ممکن که\n\nمن ترسو نیستم و يك شخص شجاع\nباشم : برو ! ـ امپرا طور چنین گفته\nاست ! برای یک لحظه در دریای فکر\nغوطه ور گردیده خاموش ماند بعد ازان\nدفعتاً چوب خودش را در هوا حرکت\nداده صدا زد .. من این صفت را حاصل\nکردم . حال میدانم چه باید بکنم ! باید به\nامپراطور ثابت کنم که او سهو نکرده\nاست .\nدر اثنائیکه بطرف اردوگاه میرفت بقد\nو قامت و نشان شوالیه گی خودش نظر\nنموده میگفت . نام خدا کجا است يك چند\nپروس دیگر که بکشم . ناپلیون بهجرد باز\nگشتن بار دو گاه مارشال له فیور را خواست\nو بطرف کاشان که با قلم و کاغذ منتظر\nارشادات امپرا طور نشسته بودند بر\nگشته و بقدم زدن شروع نموده گفت :\nدسته جاتيکه تحت قوماندۀ مار شال\n( دا وست ) بود کارستانهای نمودند. کله\nکلاه مار شال را از سرش ربود و حالت\nبي نظمي ( بونيقور مه ) اش دهشت مجادله را\nنشان میداد وظاهر می ساخت که این مارشال\nبكدام يك سرعت و تعجیل افراد خودش\nرا در مقابل مهاجمات دشمن پیش برده\nاست . علاوه بران ارکان حرب او که همه\nشان در شجاعت وجلادت مانند رئیس\nخود ممتازند خارقه ها نشان دادند . ما از\nسی الی چهل هزار اسیران گرفته ایم\nولی این تعداد در تزاید است از سی الی\nچهل یا شصت علم و سه ضرب توپ با\nذخاير متكاثر حرب غنیمت گرفته ایم"}
{"book": "adl0789", "page": 656, "text": "صفحه ١٠ ( شماره ٣٤ ) مجلد پنجم\n\nمن از امیران میشنوم که بی نظمی و هراسی که برعثمانی ها کر مستولی شده است از احیطه اظهار و بیان بیرون است . ناپلیون ساکت شده استناد بخود او بسیار کم و به ندرت مینوشت. دست او سرعت دماغ او را تعقیب کرده نمی توانست نتیجه کوشش های خودش در تحریر مراد از اشکال چندی بر روی کاغذ بود که خودش نیز در خواندن آن عاجز می بود ازین جهت فریضه کاتبانش خیلی مشکل بود ولی بقوه عادت و تمرکز دقت به تسوید تقریر سریع او کامیاب گردیده بودند. خود اوهم تکالیف این کاتبان بیچاره را حس کرده همیشه موقع نفس گرفتن برایشان میداد تا اگر جای از نزدشان نمانده باشد تکمیل کنند و خودش بکار دیگری مصروف می گردید بعد از لحظه خموشی بطرف کاتب دوم خود برگشته گفت . این حمله برای اخبارها خواهد بود. ملیکه پروس از طرف پیش قراولان ما در مواقع زیاد دیده شده است . متوالیا در اضطراب و خوف است . بشام محاربه عزیزان خودش را در ( جنینا ) معاینه کرده بشاه و وزرا مشوره داده که بفرانسویان مهلت داده نشود. در حقیقت مخمور خون بود و بمراد خودش نایل گردید. اولین ژنرالها وطنش برونزویک و (مولندورف) بشروع جنگ کشته شدند. لهجه ناپلیون بسیار تلخ بود و ایستاد تا الفاظ بیاید، شخصی که همیشه سریع الکلام\nو دارای روئی فوق العاده زبان بود دفعتاً خاموش گردید. کاتبان ازین سکوت غیر مترقبه امپراطور بکمال حیرت وتجسس دیدند و ترسیدند مبادا در خواطر او ملالی رسیده باشد. ناپلیون ازین سوال خاموشانه کاتبان بر انگیخته گفت جانان بنویسد : امپراطور در شهر سکونت ملیکه پروس بود جا خواهد گرفت . چیز هائیکه راجع بملکه موصوفه در فرانسه گفته می شود همه راست و بجاست .\nملیکه يك زنیست که اگر چه دارای روی مقبول است ولی از اراده وعزم محروم دیده میشود از سنجیدن نتایج رفتار خودش بکلی عاجز است حالا قابل ترحم گفته می شود زیرا ندامت و تاسف او بعد از آنکه دانسته مشوره های احمقانه اش چه يك حال فلاکت اشتمال را بر وطن وشوهرش آورده است تحمل فرسا خواهد بود. درین اثنا له فیور با یونی فورمة پارچه پارچه و دست و روی با دود و گرد سیاه داخل بار گاه گردید. ناپلیون بدیدن له فیور بسیار فرحناك گرديد صدازد :\nرفیق دیرینه ام ! خوب شد که آمدی درین دفعه بسیار خوب کار کردیم ـ آیا چنین نیست . تو چه خیال میکنی ؟ یا اعلیحضرت شما ویم اندا زان من همیشه کارهای خوب میکنیم. امپراطور : کارهایم در زیر قومنده تو بسیار اعلی جنگیدند. له فیور که مثل دیگر رفقای خود حسود بنود\nکیفت : اعلیحضرتا کارستان های رسالة ( بمی نیر ) را نیز نباید فراموش کرد. امپراطور : از هر جهت اين يك جنك خیلی شاندار بود. تو باید به يم اندازانت معنونیت امپراطور شان را تبلیغ کنی . له فیور : شکر میکنم ـ آه اعلیحضرتا نهایت مشکورم. این غریبان بشنیدن لفاظ قیمندار اعلیحضرت خیلی ممنون خواهند شد و با اعلیحضرت یقین عرض میکنم که این نوازش اعلیحضرت را سزا هستند. علاوه از ١٤ میل فاصله را بدون استادن جنگیده پیش قدمی کردند !\nامپراطور : من میدانم. خوب میدانم . علاوه برین که شمشیر تو هم کاری از پیش برده است وبکگفتن این شمشیر او را نیمه از غلاف کشیده برسخن خود دوام نمود : از شمشیرت برآمده ويكاك كش زیاده شبیه تو است ! من باید يك كرنيج جديد برات بدهم ولی تصور میکنم که باعضای ماز شالیت چند هفته دیگر کار کرده میتوانی. آیا چنین نیست ؟\nله فیور از توجه زیاد امپراطور قدری متحیر شده گفت !\nبلاشبهه خواهم توانست . علاوه بران شمشیر دیگر برای خودم تهیه کرده میتوانم و از کشتن پروس ها پس نخواهم ماند. ناپلیون : آه من می بینم که تو مقصد مرا نمی فهمی باك نيست يساتر خواهی فهمید . بطرف من ببين از ين چه فکر"}
{"book": "adl0789", "page": 657, "text": "( شماره ٣٤ )\nمجله نجم\n\nتکرار گاهی بفت، و گبا ناپلیون می\nنگریست و میفهمید که با يك پارچۀ\nکاغذ چطور ممكن است يك\nشهر مستحكم گرفت شود . این\nچه معنی دارد ؟ او حكم گرفتن دانزخ\nداده شده است . بسیار خوب ! انرا به\nحمله و یاس هم اندازان خود خواهد\nگرفت . وبعد از ان پلان را خواهد دید\nبهر صورت چون دید که ناپلیون منتظر\nجواب خود راجع نموده گفت : « ازین\nشرف اوی که به من می بخشید خیلی\nمتکورم .\nاجازه دهید رفته این خبر های خوش\nرا به خانمم بتویسم یقین دارم که از این\nمرحمت های اعلیحضرت در حق من ،\nنهایت ممنون خواهد شد واعلحضرت را\nدعا خواهد نمود .\nناپلیون يك نگاه گوشه چشمی\nبطرف سر بازان پیرا فگنده بفکر فرو\nرفت . له فیور را بسیار دوست میداشت .\nاگر چه یکی از افسران کم تعلیم\nاو بود ، ولی شجاع ترین آنها گفته میشد .\n( باقیدارد )\n\nدستور زیادی که ذرایع مرا ودات در آنها\nمعدوم است حمایه شده است سر بازان ما\nاز گرسنه گی درمیان برف های پولیند\nخواهند مرد و هيچگاه بشهر یا دهی نخواهند\nرسید اگر مدخایر لازمه را در عقب\nخود نداشته باشم این چیز ها یقیناً واقع\nخواهد شد . ازین سبب است که مــن\n( انزاخ ) را می خواهم . له فيور : اگر\nاعليحضرت می خواهند من یقین دارم\nکه آنرا حاصل خواهد کرد . امپراطور\nامید وارم ولی اینراهم باید بگویم که\nدانتزك يك شهر بسيار مستحکم است\nشاه پروس آنرا به استحكام اخرين قوش\nقرار داده . ساخلوی آن مرکب از\nچهارده هزار سر باز پروس و چهار هزار\nروسی مر كب است مار شال ( كالکروت)\nيك سر باز مشم و حاکم این شهر است . تمام\nاطراف شهر را سوختانده اند تا عساکر\nماپناه گاهی نیابند . آنرا گفته دست\nخود را بردوش له فيور گذاشته بر سخن\nخود دوام نمود ـ حقيقة غير قابل تسخير\nاست ازین سبب مجبورم ترا به نگرفتن آن\nامر بدهم . له فیور بكه خورده گفت\nمن ـ من انرا. بگیرم بلاشبه خواهم\nگرفت . بایم اندازانم هر چیز را خواهم\nگرفت .\nناپلیون شانه های خود را تکان داده\nگفت : « احمق با این ! ،\nو نقشه ژنرال شاسلو را در مقابل\nچشم او گرفت . له فیور بادهن باز به\n\nميكنى اين يك پلانیست که از\nطرف ژنرال ( شاسلو ) انجنير بزرك\nاز دو ترتیب دیده شده است . له فیور\nدر حال که چشمهایش بريك ورق كاغذ\nبزرگ که از خطوط و اشکال در هم و\nبر هم مملو بود میدید و مدعا و مقصد\nاین همه خطوط اشیاء و سرخ نمی فهمید\nجواب داد : خیلی ماهرانه و مفصل است\nنا پليون : اين پلان ( دا تنزخ ) است\nکه اجميع فاصله ها ! ، ارتفاعات و\nمواضعات مهم اطراف شهر را نشان\nمیدهد . له فیور : پس این دانترخ است\nنمیشناستم بلکه هیچ گاه این نام را\nنشنیده ام امپراطور تبسم كنان . له فيور\nتو به بسیار زودی آنرا خواهی شناخت\nاین یکی از مهم ترین شهر های\nجر منی و بر دریای و سجولا واقع است\nمرکز بزرگ تجارت شمال و دارای ذرایع\nمتكاثره و ذخایر زیادیست که برای محاربات\nما در پولیند بسیار مفید خواهد بود شبهه\nنیست که توخواهی فهمید که ما با روسها\nهم خواهیم جنگید . له فيور : بلاشبه\nمن ازین باعث خیلی ممنونم . میخواهم\nباشخاص مقابله شوم که از سر بازان شاه\nپروس قدری قوی تر باشند . آیا چه\nوقت با این روسیان ملاقی خواهم شد .\nامپراطور : هنوز قدری زود است\nانتظار بکش . روسيه يك سلطنت وسیعیست\nو برای مهاجمین اشکالات زیاد در پیش\nدارد . این مملکت با میدان های ییخ\n\n( مطبعه انيس )"}
{"book": "adl0789", "page": 658, "text": "( شماره ٣٥ )\nاشترك سالانه ١٢ افغانی\nمحصول پوسته ٢\nخارجه ٢٠ شلنگ\n٢ شنبه ٥ دلو ١٣١٠\nشئونات ماه رمضان\nاگر چه بر هر فرد مسلمان و هر\nفا یکی از ممالک اسلامی بطور عموم\nواجب و متحتم است که از ماه مبارک\nرمضان با حسن نیت و صفای عقاید اسلامیت\nاستقبال و پذیرائی کنند ولی ما باید ببالیم\nو افتخار کنیم که در جامعه ما این\nرسوم دینی ، نیکوتران و برگزیده ترین\nاسلوب رسم و رواج داشته و عمومیت\nدارد، بین ما از شاه و گدا به این ماه\nاظهار دلچسپی نموده و در مقابل فضایل\nآن اطاعت و انقیاد فوق العاده نشان\nمیدهد .\nدر شماره گذشته شئونات رمضان را\nبطور خبری تذکر داده و از ختم ها و\nمجالس بزرگی که در ارگ باشتمال حضور\nهمایونی نوید بودم و وعده داده بودیم که\nبیانات شاهانه را نیز برای استفاده عامه\nمنتشر سازیم و همچنان خیال داشتیم\nمقالات مبسوطی هم در اطراف فضایل\nاین ماه شريف از خود در رشته نگارش\nتاسیس ١٣٠٦\nمجلده ١\nاداره : کابل جاده ارگ\nمؤسس و صاحب امتیاز : محی الدین\nمدیر و نگارنده : [ILL]\n١٦ رمضان ١٣٥٠\nآوریم ولی اصادفاً وقتی بمطالعه فرمودات\nشاهانه و بیض آمدیم هيچ يك امری\nاز امور دینی و اجتماعی نبوده که به نسبت\nماه رمضان از آن بیانات فرو گذاشت\nشده باشد وقتی لزوم شئونات ماه رمضان\nبتمامها در آن عبارات دلحسب تا مین\nشده است که ما توته های حاصله را\nبسطور مقاله مرتب کرده و به استفاده\nجوامع اسلامی زیب صفحات این شماره\nجریده خود ساختیم تا بتائید اقوال ما\nو برخی حفظاران بهمدکاران ثابت شود که\nيك پادشاه اسلامی در ماه رمضان چگونه\nامرار حیات دارد و هنگام فراغ افطار\nيا پيش از ادای نماز تراویح به چه نوع\nمضامینائی اشتغال می ورزد :\nنطق اعلیحضرت\n«ترقی مسلما نما منوط به پابندي شعائر\nاسلامی است و روزه رمضان شریف از شائم\nهای بزرگ اسلام میباشد\n« فضایل این ماه مبارك در قر آن پاك\nو احادیث نبوي زياد تر موجود ، و مفاد آن\nبعموم ملل معلوم است ، بر علاوه اجر\nوثواب هاي زيادي که براي روزه دار ها\nو نماز گذاران این ماه باید است ، روزه از\nنقطه نظر صحي ، تدبيري نان و غیره مفيد\nترین درسی را برای عاملین خود میدهد »\n« مثلاً اخلاطی که در طول یازده ماه در\nمعده و شرائين انساني اجتماع نموده است\nبواسطۀ روزه یکماه منحل و وجود را از\nازاله آن فرصت وصحت مکمل بدست\nمی افتد ، در آي الذين مفاد كم خوردن\nو پر خوردن از روزه بندل مي آيد »\n« ماه رمضان سلسله چنان وحدت\nاجتماعي بوده ، دلها متمولین از حال فاقة\nکشی مساكين بالذات مطلع ، متأثر شده\nدر بذل احسان و همدردي کردن با سائر\nبني نوع خود از اعطای خیرات و مبرات\nکوشان میگردند ، و صر و جلدت در\nبرابر گرسنگي وتشتكي که در حرب وسفر\nوغيره مواقع طبعاً واقع ميگردد ، بادي\nمیگردند »\nصيام روزانه وليالي شبانه این ماه که\nتماماً بذكر رب العزت وفكر آخرت بسر"}
{"book": "adl0789", "page": 659, "text": "صفحه ۴\n( شماره ۳۵ )\nمجلد پنجم\n\nمبرسد ، روح را فتوحت و دل را قوت\nمی بخشد و عملاً مسلماً بمرام اداره نفس\nمقتدر و بر ضد خواهشات نفسانی موفق\nمی سازد ، اگر یک مسلامن بر طبق اوامر\nالهی این روزه فرضی را بجا آورده ، بفلسفه\nاصلیه این عبادت بکلی پی برده چشم\nوگوش وفکر وهوش خودرا متوجه بحصول\nفواید آن ساخته از تمام نواهی پرهیز کند\nالبته بهترین فرد صاحب اخلاق گردیده\nاز منافع دینی و دنياوي متمتع مي شود »\n« روزه گرفتن بر طبق احکام صحیحی\nاسلامی روح انسانی را قوی می سازد ،\nدرحاليكه روح قوی واخلاق صحيح انسانها\nرا دارای عزت وشرف بلند وحائز بمقام\nارجمند مینماید »\n« شخصیکه دیانت پابند ودارای اخلاق\nنیکو وروح قوتمد باشد طبعاً در\nمردم باعزت واعتبار ودنیا برای کسب\nهر نوع سعادت وافتخار کامگار است »\n« طوریکه انسان هابرای حصول صحت\nجسم وتقویه بدن خویش احتیاج دارند\nباعث تر از آن ضرورت به قوت دادن\nروح وبلندی اخلاق خود دارند زیرا که\nهيچ يك انسان کامل بدون از مساعدت\nاین دو قوه کامل مصدر کار صحیح شده\nنمی تواند »\n- ( منافع اتحاد عمل ) -\nاعليحضرت همايوني در ضمن همین\nنصايح نافعه شان در اطراف اتحاد عمل\nومنافع خط مشی صحیح ومضار پلان غلط\nشرح دلچسبي را ايراد فرموده اند که\n\nخلاص آن را قرار ذيل مينكاريم :\n« تعیین خط حركت و يا وضع پروگرام\nبرای هر ملت وهر قوم حتماً باید که\nبرطبق روحیات ملی واستعداد ولیاقت\nافراد ومامورين وموقعيت جغرافيايی\nهمان مملکت باشد »\n« خط حرکت را عيناً بانند پلان يك\nعمارت باید دانست ، اگر يك مهندس\nونقشه کش در کشیدن پلان يك منزل\nبدوستی فکر وعقل خود را بکار\nنیندازد وهمه پهلو وجهات آنرا بخوبی\nتحت تدقيق وسنجش بگیرد حتی وسعت\nزمین وظرفيت خانهای کار آمد وهمه\nضروریات آن عمارت را باحالت قتصادی\nزیر نظر دقت گرفته سپس آنرا آغاز\nنمايد البته که آن تعمیر بسر میرسد ومالکش\nاز آن استفاده نموده هيچ يك نقص و\nخساره از آن بوی عاید نمی شود »\nو اگر ناسنجيده يك پلان بروی کار\nآورده شود ، وفكر ضروريات عمارت\nووضعیت اراضی واحوال اقتصادی آن\nچنانچه باید به عمل نیاید ؛ البته که\nآن عمارت اولاً بسر نمی رسد ، اگر\nتابك حدی برسد . بازهم فایده از آن\nعاید نشده مصارف آن بارکردن میگردد »\n« اگر بهمین قسم برای پیشرفت يك قوم\nپروگرام صحیحی بر طبق حالت مملکت\nو روحيات ملت ترتیب داده نشود و يا\nبر کدام پرو گرام غلط رفتار را\nاختیار کنند ، مسلماً ازان عوض\nمنفعت همیشه مضرت دیده شده و مي شود\n\nلذا می باید که در کشیدن پلان ها بالعموم\nدقت کرده شود »\n« الله الحمد از پرو گرامی که برای\nافغانستان تجویز شده و حکومت موجوده\nآنرا در خط مشی خود تشریح داده است\nو در طول این دو سال و چند ماه همان\nخط حركت را تعقیب می کند ، نتایج\nبسیار خوشگواری پدیدار گشته است »\n« چنانچه امنیت امروزه وطن به هيچ\nيك از اعصار گذشته نسبت داده نمیشود\nو نظریه این مرفه الحالی که خوش بختانه\nفعلاً در تمام طبقات وطن مشهود است\nپیشتر ازین کمتر دیده شده است ، حالت\nاقصادی وطن هم روز بروز رو به بهتری\nگذاشته ، و ما توانسته ایم که برای رفاه\nعامه سرك ها را تمدید و شهرها را\nتشدید ، و عمارات تعمیر وفابريكه ها را\nتاسیس ومكاتب را دائر و مطبوعات\nرا ترقی و عساکر را تنظیم نمائيم »\n« اگر بنظر انصاف دیده شود در اثر\nتعقیب از همان پرو گرام صحی درین مدت\nقليلي بسیار کار شده است »\n« پرو گرام ما دارای مواد زیادی\nنیست ودران فقط مراعات همین مسئله\nکرده شده است که بمذهب پابند بوده\nبا همدیگر شیوه روا داری ودلسوزی را\nمرعی داشته بهاما کار را از خود دانسته\nو از مواد تفرقه انگیز پرهیز و در\nپیشرفت وطن همگان بيك دل و يك جهت\nشده کار کنیم و در سعادت ملت کوشش\nورزیده در همه امور تعمق وسنجش\nنمودن و از ملت مشوره گرفتن را شیوه"}
{"book": "adl0789", "page": 660, "text": "صفحه ۲\n(شماره ۲۵)\nسراج الاخبار\n\nخود قرار دهم »\n«اینست پروگرام ما و گمان دارم که\nغیر از این خط حرکت برای حالت\nموجوده افغانستان دگر چیزی مفید شده\nنمیتواند ، اگر ما و شما بهمین طرز عمل\nخود دوام نمائیم و همچنین صادقاً و\nهمدردانه برای منفعت مملکت خود\nخدمت کنیم از پرتو دیانت و پایبندی\nبمذهب و نشر علوم و فنون اخلاق\nيوماً فيوماً درست شده میرود آثار جهل\nو نادانی بکلی ناپیدا و معارف بصورت\nصحیح ترقی نموده مردان لایق را مهیا\nمیسازد ، روحیات ملت را عالی و اشخاص\nصاحب عزم و اراده قوی را در جامعه\nبوجود میآورد »\n« مسلم است که بند ها نهر ها سرك\nها برای آرامی و آسایش عمومی خیلی\nنافع و در اقتصاد مفید است همچنان بکار\nانداختن فابریکه ها مردم را از احتیاجات\nفارغ و تجارت و صنایع وطن را فروغ\nمیدهد و در عین زمان در هر یکی از\nشعبات فوق الذکر بعضی مامورین\nو افرادیکه موقتاً بیکارند مشغول بخدمت\nوطن میشوند و باین واسطه مملکت\nبصورت صحیح مترقی و کامگار میشود»\n« این ترقیاتیکه بصورت صحیح اساسی\nبفضل الهی زیر نظر است و متدرجاً\nیکی بعد از دیگری بروی کار میآید\nانشاء الله تعالی که قائم و برای دایم\nمحفوظ میباشد »\n« من یقین دارم که در سایه وحدت\nافکار و بوجود آمدن مزید اتحاد صحیح\n\nاعمال در تمام طبقات ملت افغانستان همه این\nامور و ترقیاتی که برای حصول وعملی\nساختن آن حکومت مان داخل اقدامات است\nاز قوه بفعل میآید چنانچه خوشبختانه\nآثار ومبادي آن فعلاً در افغانستان بوجود\nهم آمده است »\n\n( اسباب حصول ترقی صحیح )\nذات شاهانه در سلسله آن اظهارات\nفیلسوفانه شان که بالنسبه مشكلات حاضره\nجهان در یکی از نطقهایشان ایراد\nمیفرمودند بر حالت موجوده دنیا تبصره\nکنان بیانیه دلچسپی دادند که از انجمله\nاقتباس چند جمله ذیلاً اكتفا میشود :\n«انسانها را امروز که در تمام دنیا\nمادیات چنان فریفته خود ساخته است که\nاز معنویات و اخلاقیات دور افتاده اند\nاگرچه از اثرات مفیده آن تعلیمات و ترقیات\nعصری که دنیای متمدن امروزه حاصل\nکرده اند کسی انکار کرده نمیتواند ولی\nبهمراه آن از کمی اخلاق و تکالیفی که\nازان عاید گردیده و یا بعد ازین لاحق\nشدنی است نیز انکار نمودن ممکن نیست»\nدر عصر حاضر تمام عقلای عالم این مسئله\nرا محسوس نموده اند که تنها مادیات\nموجب سعادت نوع بشر شده نمیتواند بلکه\nمادیات محض بدون رعایت از معنویات\nموجبات تولید بسیار فساد ها و اشکالات\nرا فراهم میآورد و در نتیجه آن دوره\nزنده گانی بی لذت و انواع رذائل\n\nو وحشت بوقوع می انجامد – چنانچه\nدر نتیجه وقوع يك تكليف جزوی\nبهانه صبر لبریز و قوه اداره فاقد سر\nتکب خود کشی و انواع بی باکی میشود .\n« چنانچه ملت آمریکا این نکته را\nمتحسس شده برای درستی اخلاق خود\nداخل کوشش و اقدامات موثره میباشند\nو از ان سلسله از مسکرات که منبع بد\nاخلاقی و مضر صحت است جلو گیری\nمینمایند »\n« اگر فکر کنیم فعلاً ملت افغانستان\nقدم اولین خود را در راه تمدن مشروعه\nعصری گذاشته خوشبختانه حکومت\nو ملت متحدانه در جذب افضائل\nامروزه و کسب تمدن نافعه دنیا\nداخل اقدامات اند و میخواهند که در\nنتیجه این مجاهدت خویش چنان سعادت\nو ترقی را برای وطن محبوب شان\nاستحصال نمایند که دران سعادت دنیا\nو فلاح عقبی و خشنودی خالق و رضای\nمخلوق موجود باشد »\nاگر افغانستان رعایت او امر مقدس\nمذهبی خود را نموده اخلاق خود را\nعالی دایماً خود را باساس صحیح تطبیق\nبدهد و برای دنیا و عقبی خود یکسان\nداخل میدان مجاهده شود من امید وارم\nکه بنیادهای مستحکم مدنیت حقیقی دران\nبوجود آمده الى الابد مسعود بمراتب\nاقصى سعادت واصل خواهد گشت » ."}
{"book": "adl0789", "page": 661, "text": "(شماره ٣٥)\nمجلد پنجم\nسیاست عالم\nهیچ گاه تجاهل و مسامحه نمیکند که امتعه تجارتی آن در هنگام گمرک از امتعه تجارتی دیگر ممالک در فرانسه فرق و استثنا را جایز نباشد.\nمحاربه گمرکی انگلیس\nو فرانسه\nمذاکره بین رجال صلاحیت دار هر دو دولت را تصویراً پیش نموده لیکن انگلستان جواب داده است که قبل از انعقاد کنفرانس امپراطوری که در ماه تموز آینده در لندن عقد خواهد شده، راجع بدین موضوع قرار اساس گرفته نمی تواند.\nبحران اقتصادی و تجارتی اینکه امروز تمام دنیا را استیلا نموده است نهایت وضعيات سیاسی دول هم تاثیر افگن گردیده.\nانگلیز و فرانسه که از پنجاه سال بدینطرف خیلی صمیمانه گذاره نموده و در حزب عمومی هم در یک صف شانه بشانه جنگیده استحصال فتح وظفر نمودند، امروز برای تامین وضعیت و سلامت سیاسی و اقتصادی خود هر کدام در مقابل یکدیگر تدابیر ضد و عکسی اتخاذ نموده اند.\nرجال و اکابر اصحاب صلاحیت حکومت امروزه انگلستان، نخستین از است که در مقابل حکومت فرانسه خیلی بالسان صريح وشديد خطاب نموده اخطار ات تلخ وتند می نمایند، ومطبوعات طرفين هم بر حکومت خویش هجوم نموده اهمال و تسامح آنها را تقبیح می کنند.\nمستر ورلتررنسیمن وزیر تجارت نگلستان در نطق آخری خود تصریح نموده می گوید که از سببیکه فرانسه به نسبت صد پانزده بلا استثنا بر تمام امتعه تجارتی انگلیز گمرگ ضم و وضع نموده است حکومت انگلستان ازین رویه فرانسه خیلی منفعل گردیده است. حکومت انگلستان\nوزیر مالیه انگلستان هم در مقابل فرانسه بلحن درشت و شدیدی اداره کلام نموده می گوید، حکومت فرانسه مدعی است که به نسبت صد پانزده ضم گمرکی بر امتعه تجارتی انگلیز محض از سبب سقوط استرلنک وبرای حمایه، ل تجارتی و صنایح داخلی فرانسه مجبوریت حاصل نموده است. حال آنکه در مضی قریب هنوز فراموش نشده است که فرانک فرانسه بك وقتی که در صد ۹۰ قیمت خود را باخته بود حکومت انگلستان بر امتعه تجارتی فرانسه اینطور يك معامله گرفتن استعمان نه نموده بود.\nدر عین زمان اوطاق تجارت انگلستان از سبب ضم گمرك که در قیمت ذغال انگلستان در فرانسه به هر طون ۲ ونیم شانك افزوده است شکایت می نماید.\nفرانسه ها در مقابل از ضم گمرك در صد پنجاه پشمام و دام یتگ که انگلستان بر عموم امتعه تجارتی گذاشته است، اعتراض می نماید. لیکن انگلستان در وضع این گمرك بر عموم امتعه تجارتی دنیا که وارد انگلستان می گردد فرق نکرده چنانچه عین گمرك را فرانسه و دیگر ملل يك سان می پردازند.\nاگرچه رسم گمرکی دنیا رنگ در مقابل امتعه تجارتی هر دول يك سان است، لیکن در فهرست عالی تخمین شکر نشر گردیده است از سبب اینکه اکثریت آن به اشیاء امتعه تولیدیه (رلوکس) اعانت نموده است، از آن رو قسمت زیاد آن بر امتعه تجارتی فرانسه تصادف کرده است اگر فرانسه، بالمقابل تدابیر جدید گرفتن . بخواهند، طبیعی است که انگلستان از آن شدید ترین مقابله خواهند کرد.\nدو نتیجه، گویا این دو دولت دوست رفیق حمیمی قدیم به محاربه گمرکی آغاز نمودند. و طبیعی است که هم چنین محاربه در عقب خود عداوت سیاسی را تاسیس خواهد داد.\nاز مسلمات روحی است که از مخبرابر نفرت و از نفرت عداوت، و از عداوت انتقام تولد میگردد!.\nم . اسماعيل\nفرانسه برای رفع وحل این اختلافیکه از مسئله كمرك پیدا شده است تکلیف"}
{"book": "adl0789", "page": 662, "text": "وضعیت هند\nمرتبه دیگر عدم موافقت مسلمان وهند منجر به غلبه کامیابی کنفرانس میز مدور گردیده مطالبات گاندی و کانگرس و هم چنان امال و مطالبات مسلمانان و وفرق كوچك ( اقلیات ) دیگر نیز بصورت حصول را به خود نگرفت .\nدرین هیچ شك نيست كه گاندی و رفقای هندوی او که مؤسس و بانی و حامی کانگرس و یا چنانچه معروف است قائد آن میباشند، می خواهند هندوستان استقلال خود را از پنجه تسلط امپریالیستی و استعمار شير انگلستان که از مدت مدیدی گلوی هندوستان را می فشارد ، بدون آنرا می مکد ! حاصل نمایند اما بصورت طبیعی من با حقوق و امتیازات و اختیارات و ثقل و خفتی که موقعیت طبیعی و تعداد نفوس شان در مجالس تفنینی و ادارات ارادی میدهد . درین صورت هر کس به خوبی میتواند درك نمايد بنابر كثرت نفوس هنود و هم چنان لياقت عرفانى يك حزب غالب و فائق اوده ، مسلمانان و فرق دیگر مجبور خواهند شد بیمار ه و برقصد و شکار امیال و آرزو های هندو نرم واقع گردند .\nو از همین جهت است که قائم بین مسلمانان در عین مذاکرات کنفرانس میز مدور ، از ترس آنکه مبادا به اصطلاح خود شان در تحت اسارت هندو راج ( حاکمیت هند و ها ) گرفتار آیند ، جهت حفظ ما تقدم از حوادث و جهت ابقا بین حیات\n( شماره ٣٥ )\nمجلد ششم\nارادانه و زنده برای طبقه مسلمین بعضی مطالبی را تسوید نموده تقدیم کردند ، و دزه بن زمان می سرائیدند که اگر في الواقع مقصود هند و ها از آزادی هندوستان حاکمیت مطلق هنود نباشد باید هند و ها باین مطالابات ما که جهت تامین وضعیت آینده مسلمان ها خدمت می نماید تسلیم نمایند .\nوهم چنان فرق كوچك ديگر مانند اروپائی ها و سكهه وفرقه هنود غير قابل تماس ، نماینده های خودرا به کنفرانس مذكور اعزام داشته ، جهت حفظ يك موقع برای خود در تشکیل آینده هند طالب تامینات گردیدند .\nدر عین زمان غمزه وه گان هندی که برای اثبات وجود يك هند وستان مستقل و يا يك هند غلام دست استبداد برطابيا اهمیتی ندارد ، جهت حفظ حقوق خود و برای آنکه مبادا در تشکیل آینده . وسائل در حقوق آرای دا لی شان تصرفي واقع شود بعضاً نماینده فرستادند و بعضاً خود شان رفتند\nاتفاقات مسلمانان اگر چه شاید حاوی جزئیات زیاد باشد ، ولی مواد مهم آنرا نظر الله خان معروف به چوهدری که در کنفرانس میز مدور سمت نماینده گی مسلمانان را دار بوده ، پس از عودت خود در اتحادیه تمام مسلمانان هند قرار ذیل شرح داد : -\nاولا مسلمانان در کنفرانس میز مدور خواستار گردیدند ، حدود پنجاب به\nطوری اصلاح شود که مسلمانان پنجاب بتوانند از روی نفوس دور تقسيمة ایالت پنجاب ( که در آنجا نفوس مسلمانان زیاد است ) اکثریت داشته باشند . ولی تمام فرقه سكهه وقائمين هندو ها بر این مطالبه اعتراض نموده ، بتردید آن اقدام نمودند . و مقصود شان ازین مخالفت تنها این بوده که بهر صورتی از صور مسلمانها نباید در پنجاب دارای اکثریت باشند .\nثانياً مسئله « وينتج » ( یعنی وزن و سنگینی ) است . این لغت ، تعبیر سیاسی معنی دیگری غیر از معنی لغوی خود دارد ، و طنر الله خان آنرا چنین ترجمه می کند که : ( دادن حق نماینده گی به يك فرقه كوچك بيش تر از آنکه از روی تعداد نفوس مستحق می باشد . ) و در عین زمان مسلمین حق خود را باین مسئله برخلاف مطالبه سابق ( كه يك حق جغرافی بود ) رعایت و تصدیق داشته می گویند :\nوينتج به اقلیت و یا اقلیات بصورت يك نشانه بی حواصی فرقه كثير محض جهت تولید حس ده توانیست و اعتماد در بین فرقه کوچکتر داده می شود . و معنی آن اینست که اکثريت يك مقدار از حق نماینده گی را که خودش مستحق آن است به اقلیت می دهد ، اما بصورتیکه با کثرت خود آن نیز ضرری ایجاد ننمايد . و نتیجه که بران مترتب میگردد عبارت ازین است که فرقه و یا فرقه های كوچك میتوانند"}
{"book": "adl0789", "page": 663, "text": "مجله نجم\n\n( شماره ٣٥ )\n\nصفحه ٦\n\nنسبت باینکه این حق برای شان داده نشود ، در صورت دادن آن بر پالیسی و عملیات حزب بزرگتر بیش تر اثر و نفوذ داشته باشند .\nو میگویند این حق و نتیجه در صورتیکه در ایالات که مسلمان ها دران اقلیت دارند داده شود مهم از اکثریت هنود نخواهد کاست زیرا در هيچ يك همچو ايالت تعداد نماينده گان هند و کمتر از ٦٥ فیصد نه می شود . و اين يك اکثریت خیلی مکفی است . و راجع به اکثریتی که مسلمان ها در پنجاب و بنگاله دارند بدفاع بر خواست می گویند درین دو مقام نیز مسلمان ها ٥٥ في صد نمایندگی را خود شان احراز خواهند نمود . و درین صورت نیز فرق دیگر نسبت به مسلمانان در ایالت دیگری که اقلیت دارند مصئون تر و قوی تر میباشند.\n\nثالثاً مسئله انتخاب جداگانه است که ، مسلمانان میگویند که انتخاب نماینده گان باید بصورت مشترک در بین هند و مسلمان اجری نشود و چنانچه از مدت ده سال قرار قانون حکومت هند هر فرقه جداگانه هيئات انتخابی تشکیل داده نمایندگان خود را در تقنینیه انتخاب می کنند ، حال نیز همین اصول بحال خود باقی بماند و تغییری دران رو ندهد.\nهنود باين مسئله اعتراض تشکیل نموده می گویند ، این اصول مخالف دیمو کراسی است . ولی مسلمانان دفاعاً اظهار میدارند که مقصود از دیموکراسی اینست که حکومت يك مملکت روی هم\n\nرفته در نزد ملت مسئول باشد ، ومسئولیت مذکور وقتی صورت وجود میگیرد که قوه اجرائیه مملکت تابع به قوه تقنینیه آن گردد . یعنی در ضمن هر مسئله که واقع گردد و یا نگردد باصول دیمو کراتی افاده و یا احرازی نموده نه می تواند ! لهذا انتخاب جداگانه نیز چون باصل موضوع یعنی مسئولیت کامل حکومت در نزد عامه ملت کاری ندارد مخالف و مناقض دیموکراتی نیست . و علاوه تا اصول انتخاب جداگانه وقتی اجری گردید که تجربه به ما ارائه نمود که عدم اجرای اصول طرف انتخاب در يك مملکتی مانند هندوستان مسلمانان را از يك حصه زیاد حق مشروع نمایندگی شان در تقنینیه محروم خواهد ساخت .\nاینست که در بین این کشمکش هند و ومسلمان، و در بین افکار متخالف این دو فرقه که یکی خیال حاکمیت مطلق را در دل خود می پرورد و فرقه دیگری می خواهد از چنگ گرگی خلاص شده به پنجه گرگ دیگری نیفتد و از حقوق حیات محروم نگردد ؛ کنفرانس میزمدور به نتیجه مواصلت ننمود وبالآخره انگلیس ها چنانچه همواره ازین مورد اختلاف هند ومسلمان استفاده نموده اند ازین مرتبه نیز طرف کامل : بسته ، درعین زمان این مسئله را دلیل عدم قابلیت اهالی هندوستان بادارۀ نفس و دفاع حقوق داخلی وخارجی خود شان نشان داده ، \" مکدونالد \" در نطق آخرین خود\n\nگفت :\n\n\" اگر فرق نتوانند راجع به مسائل فرقی باهم به موافقتی رسند ، حکومت برطانيا يك فيصلۀ موقتی خواهد نمود \"\nباینصورت انتريك و چال بازی که یکی از خصائص ملی و شعار هتفی برطانیا است کامیاب گردیده نماینده گان میز مدور عودت نمودند ، ولی جای تعجب اینست که در حالیکه انتريك برطانيها نگذاشت موافقتی به عمل آید ، باین مسئله نیز موقع نداد که روی هم رفته از موافقت وفیصله ها مایوس گردید . چنانچه همین کلمه \" فيصلا موقتی \" که مکدونالد در نطق آخرین خود ذکر نموده است هنوز هم برای مذاکرات ومباحثات مزید موقع میدهد . و حالا فکر دارند کنفرانس میز مدور بصورت كمیته ها در تحت ریاست اشخاص سیاست مدار برطانیا که رگ خواب هندی ها را خوب یافته اند در خود هندوستان جریان یابد . واین مسئله نیز عبارت از يك چالیست که جهت تمدید مباحثه و بالآخره استفاده از کمترین فرصتی که بانگلیسی ها دست دهد .\nیعنی درین وقت بر خلاف پالیسی \" گلید ستون \" که در وقت محاربه ترکیبه می گفت : \" ترك ها را با بار و بار خانۀ شان به در دانیال داخل کنید . \" مکدونالد میگوید هندوستانی ها را گول زنید و تا می توانید به مباحثات و مذاکرات عقیده داده هر لحظه را که در آن برهند حاکم بمانید مغتنم شمارید ، واز ساده گی اهل هند استفاده بنمائید ."}
{"book": "adl0789", "page": 664, "text": "صفحه ۷\n( شماره ۲۵ )\nمجلد پنجم\n\nفعلاً انگلیس ها بهانه خوبی یافته اند ، و حال قراری که معلوم می شود ممکن است به تشدد شروع کنند و باز مجالس هند از يك عده بی گناهانی که به گه به جرم وطن خواهی و مطالبه حق حیات آزادی در دائره بشریت ، مجرم اند به حکم استبداد مطلق و امریت مطلق العنان برطانیا ، مملو گردد .\nوفعلاً در اثر همین تصمیم جواهر لال ، نهرو و مستر شیروانی ، و هم چنان خان عبدالغفار خان ( معروف به گاندی سرحد ) به جرم آنکه برای پذیرائی گاندی میرفت و در يك در باری که جهت مذاکرات راجع به امور اصلاحیه سرحد عقد شده بود حاضر نگشته بود حبس شده اند . و محتمل است فدائیان آزادی هند مدافعین ملت مغصوب الحقوق هندوستان یکی بعد دیگر بهمین راه بروند .\nگاندی و تمام قائدین هند از ناکامی کنفرانس میز مدور کاملاً متأثر اند و شاید هم تا يك اندازه متحسس گردیده اند که بالا خر در نتیجه این همه زحماتی که چه در سفر و چه در اثنای مذاکرات کنفرانس کشیده اند وقت شان به ضیاع رفته هم چنانکه غلام بر طانیا رفته بودند با سلاسل غلامی پیچیده باز آمدند . و رفتن و آمدن شان هیچ فائده نکرد .\nمگر گاندی نیز با انتریکه ها و چالهای برطانیه مقابله شیرینی نموده با فلسفه عجز و مذهب عدم تشدد آن احساسات رقیق را که طبعاً خاك هندوستان مولد و مهد\nآن است در بین هنود کاملاً به هیجان آورده است .\nو مطمئن است که از همین راه و از همین طریق فیلسوفانه و روحیات شناسانه خود می تواند به مقصود آخرین خود نائل گردد . و می خواهد به مجادله شریفانه خود که برای مقصود بلند وطنیت و بنام حق و حقوق است ادامه دهد و در حین ورود او در بمبئی روز نامه ستيتسمين خلاصه نطق مؤثر او را قرار ذیل نشر می نماید :\nبمبئی ۲۹ دسمبر – گاندی مجدداً به عدم تشدد ظهار اعتقاد نموده در يك جلسه در آزاد میدان گفت :\n« من حتی از فدا نمودن ملیون ها نفوس رو گردان نیستم . » و راجع به گرفتاری پندت جواهر لال نهرو ، و خان عبد الغفار خان و کشا دن آتش بر جمعیات انقلابی پشاور اظهار اندوه نمود . و از مردم خواهش نمود بر راه خود دوام ورزیده پرو گرام عدم تشدد کانگرس را تعقیب نمایند . و راجع به قتل مستر ستیونز ( میجستر یت انگلیسی است که دو نفر دختر متعلمه مکتب او را به قتل رسانیده بودند ) در کامیلا گفت : من مغمومم ازینکه دو نفر دختر يك نفر خدمتگار ملکی هند را به قتل رسانیده اند زیرا هندوستان آدم کشی را نمی خواهد ولی من نه می توانم از وضع حکومت راجع به قاتلین مدافعه نمایم . حکومت میتواند قاتلین را بدار بکشد ، مگر نه میتواند تمام نسل را از انسانیت بیرون کند . و اگر\nمجبور گردم که اقدامات جدی نمایم میدانم که مانند سابق خود را حفظ نموده نخواهم توانست ، زیرا درین وقت باید با گلوله مقابله نمائیم .\nاگر جنگ ضرور شود شما را دعوت می کنم که حاضر باشید ، مگر من همواره می خواهم نمود که ملت را ازین ابتلای آتشین حفظ نمایم . معهذا ازین هم رو گردان نیستم که شما را به تحمل بر اندازه مشقت دعوت نمایم . و گفت من از فدا نمودن يك ملیون حیات نیز رو گردان نخواهم شد .\nعلاوتاً بیان نمود ، یگانه طریقی که ازان به مقصود خود رسیده بتوانیم اینست که ما وحتی کسانی از ما که عدم تشدد را عبارت از يك پالیسی تصور می کنند ، به عدم تشدد گرویده باشیم . تا زمانیکه کانگرس به عدم تشدد اذعان دارد شما باید بآن ملحق باشید و یا آنرا به کلی تبدیل کنید اگر جداً بآن التحاق نمائید البته بر حیثیت کانگرس خواهید افزود . اگر کانگرس سیتاگره ( مجادله ازادی ) را ترک دهد گفته می شود که حکومت با و صلح خواهد نمود . مگر من با احترام لازمه به حکومت می گویم که سیتا گره ها عبارت از یک قسمت پروگرام کانگرس است و چنانچه در انگلستان بایشان گفتم حکومت باید مسائل را با کانگرس فیصله کند . وبعد ازان از وضعیت نهایی نده گی کانگرس بحث نموده گفت :"}
{"book": "adl0789", "page": 665, "text": "صفحه ۸\n(شماره ۳۵)\nجلد پنجم\n\nامروز کانگرس یکی از بزرگترین قوه\nسیاسی هندوستان است و این وضعیتی است\nکه از روی خدمت خود احراز نموده است\nزمانیکه به طرف انگلستان میرفتم میدانستم\nمسئله هندوستان نباید در انگلستان فیصله\nشود. باوجود آن رفتم و حالا نیز\nاطمینان دارم که کانگرس به خدمات خود\nبرای مسلمین و سکها و اقلیات دیگر ادامه\nخواهد داد. عقیده راسخی دارم که همه\nشان جهت حل مسائل فرقی به کانگرس\nرجوع خواهند نمود.\nفرقه غیرقابل تماس :\nو گفت: من خود را « غیرقابل تماس »\nمی گویم زیرا میدانم اشخاص غیرقابل\nتماس وجود من اند. هیچ یک فرقه مانند\nهنود با اشخاص غیرقابل تماس اجری\nمظالم ننموده است. حتی اگر اشخاص\nغیرقابل تماس سرچند نفر هندو را\nبشکنند من از شان نفرت نخواهم نمود\nو عقیده کامل دارم تا زمانیکه برادران\nغیرقابل تماس خود را آزادانه در\nآغوش گرفته راجع به حقوق شان\nبایشان اطمینان ندهیم آزادی معنی نخواهد\nداشت.\nو گفت: شب گذشته در عین آنکه\nبر سطح کشتی بودم امید می نمودم که\nامروز به شما چیزهای مختلفی بگویم ولی\nخداوند چیز دیگری خواست.\nوقتیکه از کشتی فرود آمدم خبر\nنداشتم در پشاور فیر نموده شده، و پندت\nجواهرلال، نهرو وشیروانی گرفتار\nاز روزنامه ایران :\nانگلستان از سرنوشت او\n- ۲ -\nهم چه بنظر میرسد که بمجرد تاسیس\nمجدد پارلمان اوضاع سروصورت بهتری\nبه خود گرفت است. بر فرض هم\nبهتر نشده باشد مطبوعات انگلستان با سرو\nو صدای بسیار و با مقالات دورودراز\nو تصویرات بی حدوحصر بهبودی اوضاع\nرا مسام و قطعی می شمارند - کوره های\nبزرگی در هر گوشه و کنار دیده میشود؛\nشده اند. من ان عملیات لاود ولنگدن\n( وایسرای فعلی هند ) را بی حیث اتمام\nعهد کرستفیس میدانم. « و برای یک نفر\nازادی خواه ذین بهتر چیست ؟ »\nراجع به حوادث جدید هند گفت :\nامید دارم ادعاوانی را با حکومت پیدا\nکنم ولی نظر باین تمام علامتی را که\nمشاهده نمودم این امید مرا خیلی\nضعیف میسازد؛ بهرصورت هنوز هم\nسعی خواهم نمود تا راه خروج\nرا ازین مشکلات پیدا کنم.\nو از حاضرین خواهش نموده رمحرک\nنترسیده در صورت لازمه با آن با همیت\nمقابل شوند، ولی در عین این کار باید\nبموی یکنفر انگلیس ضرری نرسد.\nو امیدوار باشید که با تحمل رنج وزحمت\nفکر الیکاس ها را تبدیل نمائید.\nابراهیم\nکه جان تازه ای به خود گرفته و دود از\nدودکش های آن بیرون می آید - چرخ\nهای کارخانه ها که یک چند استمکیشش\nبیجان و بی حرکت بود به جنبش درآمده\nو معادن که مدتی توده های بی سرهم\nریخت بود تغیر صورت داده است. برای\nاین خوش بینی فقط یک نظر بد و یک\nگوشه طبیعت باقی مانده است و آن\n« دومیننک » خارجه است که باید بدون\nیک لحظه تردید تاخیر متوقف گردد.\nیک پروگرام تام این ثمرۀ یک تعرفه\nعمومی گمرکی در نخستین جلسات مجاس\nو اجرای آن در ظرف سه ماه لازم است\nو ازین لازمنر وقوع تو آزادودن\nحکومت است برای منع و جلوگیری هر\nگونه وارداتی که برای صنعت انگلستان\nخطرناک تشخیص داده شود.\nسعی کنیم که با نظری دقیق تر بقدری\nپیشتر ازین موقع بنگریم - برفرض\nمی کنیم که استجابات جدید اعتماد تام و\nتمام بر صنعت گران ایجاد کرده است\nفرض میکنیم که تنزل لیره انگلیسی از\nسفارحات قابل ملاحظه خارجه حاصلی\nشده است و اینها قطعی و مسام است\nصاحب کار خانه که کاملاً حق داشت از\nاوضاع هراسان باشد بایندو امید وار\nمگردد، ومشتری خارجی او کم او صوب\nپوست و با رج بوی لطف می دهد طبیعتاً\nنظم و ترتیبی در کار او حاصل میدارد.\nآیا این بهبودی دوام دارد و یابورای\nترك عیار و آزاد کردن قیمت پول طلا"}
{"book": "adl0789", "page": 666, "text": "تا اینکه صنعت گران موافق با این کار مجدداً بکار خود مشغول شوند کافی خواهد بود ؟\nمتاسفانه ! سرود مخالفتیکه از يكطرف در پای ماتش خوانده میشود ، جز اينرا معلوم نمی دارد و ثابت می کند که این اقدامات هنوز بموقع است .\nهمسایه گان و دوستان ما حق دارند که از سفارشاتی که مربوط به بهبودی و مسائل تسویه محصولات و امتعه نیست ( بلكه مربوط باین موضوع که اجرت کار و در بعضی موارد مواد اولیه بپولی تادیه میشود که هنوز در داخله تقلیل نیافته است . ) مسرور و خشنود باشند .\nانگلستان از حیث مواد و محصولات اصل برای نان روزانه خود بقدری تحت تسلط و استیلای خارجه است که قیمت های داخلی از روی ترقی خواهد یافت گران تر شدن زنده کی بمعنی زیادتر شدن مزد است . - زیادتر شدن اجرت کار ، معنی افزایش قیمت محصولات و امتعه است . و این چیزیست که به تسلسل بهر چیز دیگر سرایت کرده و ما خطر آنرا پیش بینی کرده ایم .\nاگر فرانسه میخواست به خودی خود زنده گی کند و محصولات خود را کافی شمرده از دیگران بی نیاز باشد ، بهتر ازین مملکت قادر به زنده گی بود یک تثبیت نرخ عاقلانه ، صاحبان کارخانه و تجار و تهیه کنند گان امتعه و محصولات مارا كمك كرد که برای کار های خود اساس محکمی تهیه کنند و تا انجای که تنزل وعدم اطمینان آن زمان اجازه میداد در استحکام کار خود محکم شدند .\nهمچو بنظر میرسد که در انگلستان بسیاری از مردم قدر وقیمت نرخ ثابت پول را نه می شناسند ونه می دانند که تثبیت نرخ پول چیست؟ چه قواعدی دارد . دیروز شنیدم که یک نفر صنعت گر از ازاد شدن قیمت لیره خشنود است و به خود تبریک می گوید که بعا ملات بیشتری خواهد کرد .\nمن باو گفتم : - شما مواد اولیه خود را از خارجه خریداری می کنید و باید در مدت شش ماه قیمت آنرا مطابق پول مملکت بیفزائید . بنا بر این چگونه می توانید قیمتی برای امتعه خود معین کنید ، در صورتیکه نمیدانید شش ماه دیگر پول شما چه وضعی خواهد داشت وقیمت مواد اولیه که باید دران روز بپردازید چه خواهد شد ؟\nدر جواب من گفت : - ! شما چقدر بد بین هستید ! معلوم می شود که انگلیس را نه می شناسید ! لیره و قطعاً تا آن موقع لیره انگلیسی ترقی خواهد کرد .\nمن میخواهم که معتقد شوم که این تحقیر عناصر بزرگ اقتصادی صورت استثنائی دارد و مخصوص باین مملکت است . عجیب تر و اضطراب آور تر آن است که غالباً مردان اینجا تصور می کنند که حذف آن قسمت از امتعه خارجی که دومپنگ ، نامیده میشود و پس از آن به تثبیت تعرفه گمرکی کافی خواهد بود. ، که انگلیس بتواند بسعادت اقتصادی و بختیاری گذشته خود باز گردد .\nباز هم بگوئیم و در اوضاع دقت کنیم . دومپنگ ، کلمه است که اگر هم تازه نباشد ، لا اقل از چند سال باینطرف معنی آن تغیر کامل یافته است .\nفعلاً معنی این کلمه فرستادن مال التجاره های است که دارای قیمت های پست و جنس پست تر است بيك بازار كاملاً خارجی است با باین جهت که قیمت پول مملکت صادر کننده آن تقلیل یافته و یا برای اینکه لطمه ای بر تجارت محلی و داخلی آن مملکت که اجناس مزبور بدان داخل شده است وارد گردد . مثلا در موقعی که مارك المان بتنزل فاحش یافت پارلمان انگلستان تدابیری اتخاذ کرد تا از يك چنین رقابت خطرناك جلو گیری بعمل آورد . . حال بپذیریم این اتهام ، دومپنگ ، که از طرف انگلستان به ممالك خارجه مخصوصاً فرانسه وارد شده است صحیح وقابل تصدیق است ؟\nبه هیچ وجه : - این يك موضوع قابل تاسفی است و مخصوصاً از جهت اینگونه نتایج علم النفسی صورت خوبی ندارد .\nحقیقت آن است که بعض از تجارت خانهای خارجی از يك سوه باینطرف چون میترسیدند که تغیراتی در تعرفه گمرکی داده شود و ضرری برای شان وارد گردد"}
{"book": "adl0789", "page": 667, "text": "( شماره ٢٥ )\n\nفاضله بنام علم اخلاق تدوین شده وبوسیله\nمكاتب ومدارس دهرا وپیشوایان اجتماعی مورد\nاستفاده ما واولاد ما قرار میگیرد : که در\nصورت فهمیدن آن ما افعال واقوال خوب\nوبد خوب خود را فرق کرده میتوانیم .\nعلم اخلاق به تعبیر اخلا قیون حاوی\nمباحثیست که بذریعه آن وظایف\nوتكالیف خود را نسبت بخویش وغیر\nفهمیده ومراعات نمائیم ! چه از نقطه ایجاب\nعقل واخلاق تا مایی بوظایف وتكالیف\nخود نبریم البته ظلم به نفس خویش وحق\nدیگران کرده خواهیم بود . ازین رواست\nکه تحصیل علم واخلاق را دیانت وهمه\nپیشوایان اجتماعی وروحاني بانسان حتمي\nدانسته وسفارش مي نمایند .\nگرچه شریعت مقدسه وقوانین اجتماع\nبراي حفظ واحترام حقوق انسان حدودي\nراتعیین کرده که در صورت تجاوز وانحراف\nتنمير تنكب جزا خواهد داد ، ولي فضایل\nبزرگ انساني وعلایق محبت کارانه\nوتعاون اجتماع وحيات توام انساني اجازه\nنمیدهد که هر دم وهر زمان حقوق واحترام\nاشخاص معروض تجاوز واقع شده وبوسیله\nمقامات حاکمه تلافی واسترداد کرده شود\nبلکه بایستی انسانیت از نقطه تهذیب اخلاق\nواصلاح فكر ونفس ابتدا مبادرت باوضاع\nواعمال سوئی انکنند تا جسقوق واحترام\nاشخاص در معرض تلف واقع نشود ، نظیر\nاین اعمال بزرگ اخلا قیون را امروز در\n\nبقلم آقای غلام جیلانی خان اعظمی :\nاقتباس از مجله کابل :\n\nاخلاق\n( ٢ )\n\nدر تحت تأثير وي رفتار مي نماید هر گاه\nمراعات خواهش و فرمایشات این جنبه بحد\nاعتدال نشده واز آندرجـه تجاوز نماید لا بد\nضعف در قوه ملكي یا جنبه معنوي انسان\nطاري شده و بكلي حفظ موازنه را خراب\nکرده فضایل انساني را مي بازد .\nچون این حادثه بزرگ در حیات بشر\nملحوظ بود خداوند متعال رهنمایاني بنوع\nانسان گماشت تا آنها یک عده خصایل خوب\nوعادات ومملكات فاضله را بانسان آموختانده\nومارا بوسیله مشق واعتياد آنها از خطره فناي\nفضایل وشرافت انساني نجات بخشایند .\nامروز مجموع آن عادات خوب ومملكات\n\nداخلی طرفداری میکنند کاری جز حرف\nزدن نخواهند داشت . باران این حرف ها\nرا گوش خواهد کرد .\nآیا همه این قول و قال ها مرا از مناسبات\nآینده فرانسه و انگلیس بتردید می\nافگند ؟\nنه ! بگذاریم تا این سند باد بید وام\nبپایان رسد و به کار خود مشغول باشیم .\nاگر نخواهیم فردا از برای ما خواهد\nبود .\n( با قیدارد )\n\nبانحاء چند رقم اجناس مخالف وگونا\nگون ولی اجناس، خوب وقابل ملاحظه\nبفراوانی وارد بازار های انگلستان کرده\nاند ، ولی وارد کردن این اجناس وامثعه\nبرای آن نیست که بقیمت پست و ارزان\nفروخته شود ویا اجناس پستی نیست که\nمستلزم ارزان فروختن باشد، بلکه\nبمراتب بیش از قیمتی که این اجناس دو\nمملکت صادر کننده داشته است بفروش\nخواهد رسید .\nاین دره یگ نیست اگر فروشنده\nگان خارجی مسیر می کردند و منتظر می\nماندند که صنایع ملی انگلستان با ابوار\nهای بلند گمرکی بتواند نفوذ حتمی و\nسعادت صنعتی سابق خود را محفوظ دارد\nو بعد ایشان این امثعه را وارد کنند و با\nقیمت های بیش از بفروشند انگلیس ها\nبیش تر و شدید تر ازین اعتراض میکردند\nاگر تدبیرات برای حمایت صنایع ملی\nاتخاذ گردد دیگر صادر کننده گان\nخارجی و پیش بینی آنها برای صدور این\nاجناس بانگستان يك سبب مهم آن خواهد\nبود . تمام این عکس ها که منتشر میسازند\nو کشتی هائیران نشان میدهند که در\nساحل لنگر انداخته و چاپك هاي پر از\nگره وصندوق های تخم مرغ و توده های\nمنسوجات خالی میکنند، بی اندازه و به\nحدی دور از باور موجب تحیر عمومی\nمیشود . در عین حال دیده میشود که کار\nخانه ها هنوز بسته است ، و بیکاری\nپیوسته رو بتزايد میرود . اشخاصی که\nبا کمال شدت و حدت از حمایت مصنوعات"}
{"book": "adl0789", "page": 668, "text": "( شماره ۳)\n\nمهالیک متمدینه می توان مشاهده نمود دیگر حس است که بذریعه آن انسان بعبادات و ملکات فاضله بوده ضد آنرعایت\nچه هر مملکتی که از روی علم وتمدن تاثیرات خارجی را در وجود خود انتقال داده حسن ادره قوی بدنی و سلامتی مزاج\nواصلاح اخلاق زیاده تر پیش رفته است و ارادات خودش را بوسیله آن تحریک است بمقصد ننجام و ایفای وظایف و\nمنازعات ودعاوی در محاکم عدلیه ودوایر می نماید . تکالیف خویش در حیات ، سپس\nپولیس شان کمتر اتفاق می افتد . ثالثاً اقتدار که بتوسط آن از اعمال خود فراهم نمودن وسایل و موجبات يك\nدر حالتیکه هنوز اهالی آن متحلی اخذ نتیجه میدارد . زنده گانی آبر و مندانه ایست از طرق\nباخلاق نشده و جریان مسائل خلاف اخلاقی در صورتیکه این سه قوه ممتازه انسانی مشروع بوسیله سعی وعمل .\nدر آنجا حکمفرما باشد حکومات طبعاً قوانین باساس تربیه و پیروی بمطالب اخلاقی در قسمت دوم: تکالیف و وظایفی است\nو مجازات را در آنمملکت شدید میگذارند وجود انسان تقویه شده و شروع که انسان در مقابل عموم ابنای و ایفای\nولی در جائیکه مردم متصف بفضایل وصفات بکار و ایفای وظایف و عملیات خود می آن مجبور میباشد :\nاخلاقی شده باشند بعکس آنست . منبع نماید ، طبعاً انسان مصدر خوشبختی شده ۱ : مقابل خانواده مثل : پدر ، مادر\nفسادات اخلاقی اساساً در یک قوم وملتي شخص وی و هم جامعه ازاو خودش برادر ، خواهر عیال و اولاد ، غیره\nمستفید میگردد و مجلین شخصی اخلاقی\nدوچیز است . انسان و متصف بودن بفضایل انسانی جائز اقارب ؛ چه در موقع عسرت و بدبختی\nاول : جهل که مردم بوظایف وتکالیف و سزاوار است . با دیگر مواقع قدریکه او نسبت بسایرین\nخود ندانسته از مقتضیات اخلاقی بی خبر طوریکه عرض شد که انسان در حیات طالب رحمت و محبت و تعاون آنهائی و\nخویش تکالیف و وظایفی در انسبت بشخص آنها تو را مقدم بدیگران خدمت و كمك\nمی مانند . خودش و هم بجامعه دارا بوده و مدیون کرده اند لابد از تو هم نسبت بسایرین\nدوم : افساد متنفذین ومقتدرین است که بتادیه آن میباشد عبارت از مطالبی است طالب رحمت و محبت و تعاون تو بوده و\nروح اخلاقی طبیعی راهم در وجود اشخاص که باین تفریق توضیح می یابد : مدیون آنهائی و ابدانیست این حق\nکشته و آنهرا بمقاصد خویش استعمال و قسم اول : تکالیف و وظایف شخصیه وا جب التادیه را فرا موش نمائی .\nدر طرق سوء اخلاقی سوق مینمایند . که این هم اساساً بدو قسمت منقسم این قسمت مراعات و تکالیف که نسبت\nاستفاده از فضایل اخلاقی ومتنبه شدن میشود . به خانواده مرعی میشود آنرا موسوم\nاز اینکه انسان دچار مراتب سوء اخلاقی اول : رعایت حقوق و احترام باری باخلاق فامیل و یا خانواده کی کرده اند\nتعالی جلت مجده که خالق و آفریده گار که این مرتبه اول تجارب و زمینه عملیات\nنشود بازهم بوسیله همان قوای فاضله ایست ماست و بایستی وظایف بنده کی ولوازم اخلاقیست برای يك انسان که در صورت\nکه خداوند متعال ممتازاً نسبت بدیگر اطاعت و انقیاد تماماً بحضور حضرت باری حسن اجرای این وظیفه و بر آمدن از\nمخلوق در وجود انسان مودوع فرموده است تعالی بجا آورده شود . عهده اش ممکن است انسان در ملت و\nیعنی عقل طبیعی که بواسطه علم صیقل دوم : تکالیف و وظایفی که باید بشخص اجتماعات بشری از عهده تکالیف و\nشده باشد وانسان بوسیله آن بین خیر و نفس است غرض از تهذیب نفس و وظایف عمومه اخلاقی بدرستی برآمده\nوشر ، زشت وزیبا فرق میگذارد . اخلاق و تزکیه روح و جلب و اعتیاد خواهد توانست ."}
{"book": "adl0789", "page": 669, "text": "صفحه ۱۲ شماره ٣٥ جلد پنجم\n\n۲ : - وظایف و تکالیف اخلاقی نسبت بملت و وطن که خود مراعات حقوق و احترام وطن و جامعه ملی و داشتن محبت و صداقت با نهایتاً بمثابه آن تکالیفی است که انسان بحیانه و فامیل خود میداشته باشد .\n\n٣ : - تکالیف و وظایف اخلاقی داخلی نسبت بقوانین و نظامات اجتماعی مملکت خود چه در صورتی که عموم افراد يك جامعه مواد آن را اراده و قابل اجرا شمرده اند عدم احترام و مراعات نکردن آن عیناً بیحرمتی و بد رفتاری با ملت و جامعه است .\n\n٤ : - تکالیف و وظایف داخلی در مقابل عموم ابنی نوع خویش : وقتا که ما احتیاج حیاتی خویش را در اثر اجتماع و كمك و همرانی آنها دانسته و احساس کردیم اتکاء فضایل و ممیزات انسانی بحکم اخلاق متقاضی است که چگونه می خواهیم در جامعه بخوشی و راحت زنده گی کنیم ؟ و چه احترام و سعادت و راحت و امنیت را برای خویش آرزو داریم ؟ باید برای دیگران هم خواهان و آرزو مند آن بوده باشیم .\n\nو هم چه چیزی سعادت و راحت ما را ممکن است اخلال و بیا فزت نماید البته ما هم آنرا بدیگران نه پسندیده و بایستی دست و زبان را از دست اذیت کوتاه سازیم .\n\nاعتیاد بملکات عالیه\nخادمین نوعی در اثر مساعی و زحمات و تحقیقات خوبشان نسبت بحال و امراض\n\nدماغی قـوای روحی انسـان ، كـه اساس اعمال وارادات غـير صحية آن شمرده می شود نتا یجی را مكشوف میدارند ، و با یستی انسان نظر باين تحقیقات مسلمه معتقد شود زمام اراده و عمال وی در طریق خوب و حقیقی در دست اقتدار فكر و خیالات صحیح و باترتیب وی است، یعنی در مجاری حیات در صورتيكه قوای باطنی خودرا بطور منظم و بمطالب نافع وسودمند ورزش داده و آنها را بعملیات موزون ولایقی عادت میدهد البته عادت ردیه که کشافی ناموزونی را در وجود خویش مرغوب ساخته و روش نامر غوب و خصال بد را منکوب می سازد.\nفضلای دانشمند عصر از قبیل لیبون هابن ریش لوبه ـ لیستكت و امثالها از عالهای علم الروح و علم النفس میگویند :\n\nاعمال و ارادات صحيحة ما ها تابع احساس و عکس العمل خيالات سالمه شما ست ، هر گاه نتیجه صحيح وثابت از اعمال ظاهر نمیشود ، نقصش را باید در عقول و افکار خود جستجو نمود خیـال شما میتواند اراده را بصورت خوب وصحيح ویا بطور غلط و نا خوب الفاوتحريك نمايد مثلا خیال میکنید که حتما صبح ساعت شش بایستی از خواب بیدار شوید و این خيال بصورت جزم وتصمم در دمغ شما تمر کز مینماید البته صبح در ساعت مطلوب بیدار خواهید شد .\n( با قیدارد )\n\nخبر های خارجی\nتاش\n\nوزیر دربار ایران در ما سكو\nماسکو ١٥ جنوري - تيمور تاش وزير دربار ایران در مسکو وارد گردید . در سرحد واستا سيون ماسکو استقبال خوبي بعمل آمد . نماينده هاي حکومت شور وي واعضاي کار دیپلوماتیک مالیوتوف کمیسر خارجه ، قره خان ونایپ رئیس شوروي ، آقاي پاک روان سفیر کبیر ایران در ما سكو وسفراي سوئد و نا رو يژ در استا سیون حضور بهم رسانده بودند .\nبتاريخ ١٦ جنوري همراه کا انن رئيس جهمو ر شوروي ملاقات نمود . وزیر خارجه ونايب اوهم حضور داشتند . وزیر یا رئیس الوزرا مولو توف ملا قات نموده است شام آنروز از طرف وزارت خارجه یگ دعوت داده شده بود . وضمناً ما بين وزير خارجه وتيمور تاش تبادله افكار وملا قات خصوصي اجري شد .\n\nهند\nلندن ۱۷ جنوري - اطلاع لندن مشعر است که در بمبئی از طرف تشکیلات کانگرس ملي چندين مظاهره بعمل آمده است . و در نتیجه تصادم همراه پو لیس ها ده نفر زخمي وبسیار نفري حبس گردید ."}
{"book": "adl0789", "page": 670, "text": "در کابینه سابقه دیگر تغییری نشده است، باستثنای اینکه کانا لا وزیر داخله و قوله وزیر زراعت مقرر میگردند.\n\nبرطانیه و هند\n\nلندن ١٥ جنوری - سر سموئیل هور وزیر هند در عین نطق خود در مجمع روزنامه نگاران در دفتر هند دایروز گفت : - اقداماتی که در موضوع وضعیت هندوستان نموده شده است منتج به کامیابی گردیده است. و حکومت عزم ندارد باقدامات جاد یانه موجوده یک روز و یا یک ساعت پیش تر از آنکه لازم است ادامه دهد تا به نزدیکه حکومت را تهدید نموده و یا هیت بر هم زدن آن سعی نمایند، اقدامات مذکوره جریان خواهد داشت. تا آنکه تهدیدات مذکوره رفع شده و موافقت و تعاونی بجای آن قائم شود. و حکومت برطانیا نیز با وضع جدیدی که صورت وجود بگیرد موقتاً اجراآت خواهد نمود و از صمیم دل به وایسرای و خدمت گاران دیگر اظهار احترام نموده گفت با وضعیت بصورت موثری مقابله نموده اند و نیز گفت عدم توافق ظاهری که در بین روانه شدن کمیته های سه گانه بطرف هند و وجود اقدامات شدید اداری معلوم می شود در حقیقت مختلف نیست زیرا هیچ یک پیش رفت تشکیل بدون وجود قانون و نظام امکان ندارد، و راجع به اصلاح احوال اضلاع مرکزی و ایالت سرحد شمال مغربی و بنگال اشاره\n\nبیگ ذریعه کشتی ( تو مبین ) به پهلوی رسید.\nریوتر :\n\nرای دهی نسوان در هند\n\n١٤ جنوری - کمیته های مساوات حقوق اعضای کمیته حق انتخاب هندوستان را نیز با خود شامل نموده تا که بتیواند نسوان نیز سیا بأ حق دادن رای را داشته باشند ؛ تا بتوانند در تفتیشیه ها بدون شرط خصوصی داخل گردند.\n\nتایمز لندن و هند\n\nروز نامه تایمز در قسمت مسائل شهری خود راجع به تجدید تادیه ٥ /م فی صد قرض میگوید :\nاعتماد سرمایه داران را به ضمانت هندوستان نه تنها یک تغییر امور ملی بلکه حوادث موجوده سیاسی نیز ، که به دوائر ملی اطمینان زیادی بخشد و است تصویب مینماید، و در یک سر مقاله خود راجع به هندوستان بر طانوی میگوید:\nهیچ چیزی ازین غیر مناسب تر نیست که در حالیکه اکثر قائدین کانگرس محبوس شده اند ، اعضای برطانوی کانفرانس میز مدور جهت پیش بردن کانفرانس به هندوستان می روند .\n\nکابینه جدید فرانسه\n\nپارس ١٤ جنوری کابینه جدید فرانسه تشکیل شد لاوال رئیس الوزرا و وزیر امور خارجه و تاردیو وزیر حرب می باشد.\n\nفرانسه\n\n١٧ جنوری - اطلاع پا یس حاکی است که : حکومت به پارلمان پیش نهاد کرده که در وزارت حربيه يك ریاست تجهيزات جدید منظوری داده شود وظیفه ریاست مذکور اینست که در وقت حرب بسرعت تمام جمع آوری تجهیزات عسکری را نماید.\n\nچین و ژاپون\n\nمکدن ١٧ جنوری - عساکر جاپانی برای اشغال نمودن انگولیا داخل اقدمات شده اند - فعلا ولایت ژانچ را اشغال کرده اند و نیز ژاپون ها خیال دارند که بطرف علا قـه سـين بين گونه و چانزین سوقات کنند.\nج بین ١٧ جنوری - تعداد عساکر جاپانی در خاک منچوری با لغ بر صد هزار نفر می شود. طياره های جاپانی به با مباردمان دوام دارند . مقصد شان خراب نمودن شهرهای چین میباشد.\nبسیاری از اهالی چین که در انجا فاکز نبودند از طرف طیاره های جاپانی بقتل رسیده اند.\n\nاستقبال از وزیر خارجه ترک\n\nماسكو ١٨ جنوری - در وقت عبور وزیر خارجه ترکیه از راه شوروی به طهران ، از طرف نماینده وزارت خارجه در با طوم مراسم استقبال بعمل آمد .\nاجنت کمیسری خارجه در آجر بستان و قونسول ایران و قونسل ترك نيز حضور داشتند . بعد از آن وزیر خارجه توفیق"}
{"book": "adl0789", "page": 671, "text": "صفحه ١٤\nشماره ٣٥\nمجله پنجم\n\nنموده اظهار امید نمود که دوستان هندوستان نیز اطراف پالیسی حکومت برطانیه بصورت درستی نظر نموده بدانند که يك پالیسی مکمل پالیسی دیگر است . ونیز مدافعه تشکیل را که چند سال قبل غير ممکن می دانستند در شرف رسیدن است راجع به اشخاصی که در کمیته های کنفرانس میز مدور مقرر گردیده اند گفت هم نفری هندوستانی و هم انگلیسی هر دو جنبه آن نژاد برای نمایندگی می باشند .\nپیغام کیپ تون مشعر است که تا بحال کنفرانس هندی محض ارده ردت بحث میراند و به مسائل حقیقی تازه وارد شعبه متوجه شده نخواهد توانست تا بحال تمام مذاكرات موافقانه بوده و جهت کامیابی کنفرانس در امید میرود .\nریاست جمهور امريک\nپیغام واشنگتن مشعر است که هور باژ فیصله نموده است کاندید انتخاب رئیس جمهور گردد .\nرساله هندي\nدر مجله که تازگی باسم ( رساله هندی ) در تحت اداره اتحادیه جمهور هند شایع می شود و روز نامه ( اندیا نیوز ) نیز با آن توحید شده است . گاندی ، بر تراند رسل ، سریجان نی دارد ، لارنس هوس من ، من لين ، ولکنس مقالات داده اند . در مجله مذکوره اراء يك عده\nخبر هاي داخلي\nو رود\nعالیقدر جناب غلام یحیی خان معین اول وزارت خارجه و مستشار هیئت تنظيمه فراه روز یکشنبه ٤ دلو از راه هند وارد کابل گردیدند .\nتبادله تلگرا مات\nتلگرام اعليحضرت غازي\nبعنوان اعلیحضرت شاه ايطاليا\nبمناسبت ورود سال نو تبریکات دوستانه و خواهشات صمیمانه خود ما نرا برای\nاشخاص مهم نیز راجع به گرفتاری گاندی نشر شده است .\nهند\nمارننگ پوست در سرمقاله خود می گوید : ولنگدن همت و عرق نشا نداده است که جوان ها نتوانسته بود از عهده کشند . و جهت بحال آوردن حیثیت حکومت کار می کنند واظهار حيرت می کند که چگونه واشیرای خواهد توانست کانگرس را با وجود فشاری که بران وارد می آورد با پالیسیی ذوق حکومت مسئول اقناع کند و میگوید کانگرس یگانه موسسه خونی هند است لهذا چند نفر وزرا از کانگرس گرفته خواهد شد .\nو این يك فکری است که اشخاص وفا دار را کا ملا تهییج نه می کند .\nسعادت ، و کامرانی آن اعلیحضرت و فامیل شاهی شان اظهار مینمائیم .\nتلگرام جوابيه اعليحضرت شاه ايطاليا\nبعنوان اعلیحضرت غازی\nاز تلگرام تبریکیه اعلیحضرت که بمناسبت سال نو فرستاده اند از صمیم قلب خورسند گردیده ، از طرف خود به بسیار محبت قلبی و همچنان از طرف فامیل بحضور اعلیحضرت شما تشكرات فوق العاده را به تقدیم رسانیده صحت و خيريت وجود آن دوستم را با فاميل شان خوا هانم .\nتلگرام اعليحضرت غازي\nبعنوان اعلیحضرت شاه انگلستان\nبمناسبت و رود سال نو تبریکات دوستانه و خواهشات صمیمانه خود ما نرا برای سعادت و کامرانی آن اعلیحضرت وفامیل شاهی شان اظهار مینمائیم .\nتلگرام جوابيه اعليحضرت شاه جارج\nبعنوان اعلیحضرت غازی\nبحضور اعلیحضرت پاد شاه افغانستان پیغام مهر با نا نه تبریکيه سال نو اعلیحضرت را بکمال مسرت گرفته و خواهش دارم که بمناسبت آرزو های نيك شاهانه تشکرات صمیمانه ام را بپذیرند .\nتلگرام اعليحضرت هما يوني\nعنوانی حشمت مآب رئيس جمهور فرانسه\nبمناسبت و رود سال نو تبريكات و احساسات دوستانۀ خود ما نرا برای سعادت"}
{"book": "adl0789", "page": 672, "text": "( صفحه ۱۸ )\n( شماره ٣٤ )\n( مجلد پنجم )\n\nاین جلالتماب و ملت نجیبه فرانسه تجدید\nمینمائیم .\n\nتلگرام حشمت مآب پول دو مر رئیس\nجمهور فرانسه بعنوان ذات شاهانه\nاعلیحضرت شاه افغانستان ! تلگرام\nتبریکیه اعلیحضرت شما مرا خیلی متأثر\nساخت ، اینک من و مادام « دو مر »\nبا کمال تشکرات آرزو و نیات صمیمانهٔ\nکه برای سعادت و ترقی افغانستان داریم\nبآن اعلیحضرت میفرستیم .\n\nشرفیابی و تقدیم اعتماد نامهٔ\nجلالتماب آقای بودار وزیر مختار دولت\nبهیه فرانسه روز دوشنبه ۲۰ جدی ساعت\n۱۱ قبل از ظهر با تشریفاتی معموله بحضور\nهمایونی در قصر دلکشاه رسماً شرفیاب\nشده اعتماد نامهٔ خویش را بحضور همایونی\nتقدیم نمود :\n\nسواد نطق وزیر مختار بحضور\nاعلیحضرت همایونی\nاعلیحضرتا ! بنده افتخار دارم مکاتیبی\nکه توسط آنها مرا بسمت سفیر فوق العاده\nو وزیر مختار جمهور فرانسه بدربار حکومت\nاعلیحضرت شما معتمد میکرده اند ، تقدیم\nنمایم .\nمن خصوصاً خود را سعادتمند میدانم\nکه رئیس جمهور مرا به نمایندگی فرانسه\nدر کابل تعیین کرده اند بنده ازین انتخاب\nبعد از مأموریت زیاد که در شرق داشتم\nخود را بی نهایت مفتخر می شمارم اظهارات\nمفاد فرانسه برای افغانستان حقیقی و بی\n\nریا است .\nاعلیحضرتا ! ما اقامت شما را در\nفرانسه فراموش نمی کنیم .\nاعلیحضرتا ! شما در غیاب خود تحسین\nو حسرت زیادی در دلهای فرانسویان\nگذاشته اید و همدردی پر حرارتی نسبت\nبشما دارند .\nما به نهایت توجه جد و جهد قابل تقدیر\nاعلیحضرت شما را که برای اصلاح و صلح\nداخلی سلطنت در باب ترقیات آن از روی\nملاحظه روایات قدیمه مذهبی عادات و\nرسوم نیاکان نموده اید با نظر های تقدیر\nتعقیب مینمائیم .\nقوای من بهامورینکه در این جا متکفل\nآن هستم صرف خواهد شد ، این ماموریت\nعبارت ازین است روابط دوستانه که\nمملکتین ما را مواصلت داده کارکنان\nبا حکومت شما به اعتماد و مساعدت نيك\nجانبین هر روز بیشتر از پیشتر آنرا\nنزدیکتر و محکمتر سازد .\nاین وظیفه عمدهٔ من در کابل خواهد\nبود برای کامیابی آن علاوه بر همه از\nاعانت اعلیحضرت شما اعتماد دارم این\nوظیفه سهل خواهد شد هر گاه با مدح و\nدوستی بنده برای افغانستان كمك با التفات\nکه از طرف رئیس و اعضای حکومت افتخار\nدارم افزوده شود ، بنده از پذیرائی صمیمانه\nکه قبلاً نسبت بمن شده از اعلیحضرت\nشما اظهار تشکر و امتنان دارم ، من از\nصمیم قلب سعادت وعظمت ملت نجیب\nافغان را آرزو مندم .\n\nسواد نطق اعلیحضرت همایونی\nجناب وزیر مختار ! مسرت نامه های\nجلالتماب رئیس جمهور فرانسه را که مبنی\nبر معرفی شما بسمت سفیر فوق العاده و\nوزیر مختار جمهوریت فرانسه بدربار ماست\nمی پذیریم .\nاز احساسات بی آلایش و خیلی دوستانه\nشما که نسبت بآن ماموریت خویش در\nبار ما ابراز داشته اید خوشنود هستم .\nخاطره های خوبی که از ایجابت حکومت\nوملت شما درنزد ما موجود است فراموش\nنخواهد شد وهمیشه حسن مناسبات و\nنزدیکی علایق صمیمانه افغانستان\nوفرانسه آرزوی قلبی ماست قد میانیکه\nممالکت ما باساس حفظ شرافت ملی و تر\nقیات آتیه خویش می پردازد مارا برای\nتعاون فکری وازدیاد علایق صمیمی با ملل\nدوست و بهی خواه افغا نستان بالخاصه\nدولت متمدن فرانسه امید وار می سازد .\nآرزو دارم شما بکمال صحت وخوشی این\nماموریت خود تارا ادامه داده باشید\nو ما خصوصاً بارا کین سلطنت خویش\nتوصیه خواهیم کرد که باشما در ازدیاد\nعلایق واستحکام مناسبات دولتین از ابراز\nهر گونه مساعدت ومعاضدت خود داری\nننمایند ."}
{"book": "adl0789", "page": 673, "text": "http://hdl.handle.net/2333.1/b2rbp022 Image 672 of 896\n\nصفحه 16\n( شماره ٣٥ )\nمجلد پنجم\n\nحکایات\n\nفایده سر فایده:\nکسی از مؤسسین کتبخانه و قرائتخانه (نور) پرسیده کار و بارتان چطور است؟\nمؤسس قرائتخانه آقای لطیفی با يك لهجه طولانی و بسیار شمرده، گفت خوب است!\nده پانزده قسم جراید و روزنامه جات داخلی و خارجی همه روی میز قرائت خانه مهیا است یکی دو تای آن را مردم میخوانند و باقی آن را خودم.\nاما مدیر کتبخانه آقای چشتی فرمودند: من بسیار خوشوقتم که علاوه از کثرت روز افزون مشتریان کتبخانه منافع معنوی دیگری هم داریم.\nاول: کتابهای مکرر چه مورد استعمال قرار گرفته و دست میخورد بزرگتر می شود، مثلاً وقتی آقایون کتابیرا بکروزه دو روزه برای خواندن بگرفته میبرند وقت پس آوردن سر و آخر کتاب همان دو سه ورق سفیدی که دارد همه پر از نوشته میباشد و اگر در آن صفحات سفید گنجایش نباشد گاه وقتی حاشیه هم می شود.\n\nدوم کتاب اگر نثر باشد سر و آخرش منظوم شده با یادگارها و دستخط های کج و پیچ پر میگردد و ابیات خوبی نصیب کتابخانه میگردد از قبیل این فرد:\nنوشتم من درین دیوار خانه\nبماند از من مسکین نشانه\nیا بیت دیگری که نزد یادگار نویسان بسیار معروف است:\nنوشته بماند سیه بر سفید\nنویسنده را نیست فردا امید\nو همچنین فرد دیگری که با بعضی نثر های یادگاری زیفت می یابد:\nدر پشت کتاب دو سه تی خط\nبنویس و به یادگار بگذار\nسوم در خانه بعضی آقایان اگر کدام یکی از کتابهای پدری دم دست نباشد که در آخر آن تاریخ تولد نور چشمان خود را بنویسند کتباً چه بغلی نیست و کاغذ یاد داشت هم اعتباری ندارد، در همان موقعیکه آقا مشغول قرائت کتب های ماست و تصادفاً تولد نور چشم شان را خبر میدهند فوری آقای خواننده سال و ماه ساعت و دقایق روز یا شب میلاد نور چشم را در پشت همان کتاب قید میفرمایند\nگویا کتاب اگر يك رمان ادبی یا عشقی باشد تاریخی هم می شود.\nرفیقش گفت آقای چشتی راستی راستی فایده سر فایده است باصطلاح خدا نیکی که میدهد نمیگوید بچه کیستی همين يك\n\nقسمت سوم آن را که بسنجی و خوب چرت بزنی اضافه بر فایده معنوی فواید مادی هم بسیار برمی برداری:\nاولاً آنکه: مژده تولد نور چشمان را که میخوانی و خبر شوی دلت باغ باغ می شود که فرد نوی در اولادان وطن افزود شده و میتوانی پس از چندی والا دین آنها را تشویق کنی که او را بمدرسه که خودت معلمی برای تحصیل بفرستند و یاز خودت هر وقت کلان کارانه در مدرسه از اسم پدر و فامیل و تاریخ تولد آن خود را مطلع نشان داده آنها را ترغیب کنی گویا شاگردن اشنا و صمیم بخود داشته می باشی که بمجرد اموختن سواد مشتری کتابخانه خودت شوند.\nثانیاً: هنگامیکه از تولد نور چشمان با خبر گردی چون آدرس صاحبخانه هم از دفتر کتا بخانه شما هید است میتوانی از خبر دادن محل تولد به نشرج خون های مکاتب خانه کی و سازنده در کوچه گشت با قال بین ور مل يك چیز علاوه تر از کرایه شب ٤ پیسه کتاب حق لکلام بگیری.\nثالثاً - در اواخر هر سال اگر نفوس شماری بشود و یا کدام معضلات پیشکی روی کار بییاید بیقین دوایر مربوطه با ریاست بلدیه بشما احتیاج نامی خواهد داشت خاتمتاً بسیار عفو میخواست که کجروی روزه از سنجیدن دیگر منافع آن فعلاً مانع است . غرض فایده سر فایده است که بشاخی باد می شود."}
{"book": "adl0789", "page": 674, "text": "( شماره ٣٦ )\n\nمجده )\n\nاشتراك سالانه ١٢ افغانی\n\nاداره : کابل جاده ارگ\n\nمحصول پوست ٢\n\nمؤسس و صاحب امتیاز : محیی الدین\n\nخارجه\n\nتاسیس ١٣٠٦\n\n٢٣ رمضان ١٣٤٠\n\nمدیر ونگارنده :\n\nباز یاد اوري هاي لازمه\nدر ياد آوريهاي گذشته متذکر شده و وعده\nداده بوديم كه ديگر مسايل جزئي هم\nاگر بخاطر رسيد ياد داشت کرده و بمقام\nمحترم رياست بلدي پيشنهاد ميكنيم اينك\nدر فقره ديدنيهاي اين روز ها را باز برشته\nنگارش مي كشيم .\nاولا ما بيشتر نسبت به بارندگي و كثرت كل\nولاي معابر نوشته وديم که بايد تا اندازه امکان رفع\nزحمت از مترددین بشود مگر این چند روزه که\nهوا گرم شده وشو واع عامه خشك است\nهمان کادیر! که آب و گل میکرد بادخاك\nميكند ولي خشنودیم که از ریاست بلدیه\nافرادي موظف شدند براي صفائي راه ها\nوجمع كردن خاكروب هاي زيادي وغيره\nكثافات آن اما چيزي كه از طرف اوشان\nفرو گذاشت شده رعايت نزاكت و نشناختن\nموقع است چه اینکارها عموماً باید در مواقع\nصورت انجام بگیرد که تردد عامه کم باشد\nمثلا در دیگر جاها اغلب مامورين بلدي\nبه نیسه هاي شب و آواني که عبور ومرور\n\nمردم از كوچه و باز از منقطع مي شود شروع\nبکار مینمایند تا صبح وقتي وعصر که مردم\nمشغول تردد بيا گردش هاي تمام يحي\nميباشند از خاكباد متأذي نشوند .\nدوم ـ در بازارهاي تنك وتاريك كه\nانواع واقسام اجناس واشياء محتاج عليه\nعمومي خريد وفروش مي شود و در آنجاها\nازدحام وانبوه معامله کننده ها بیشتر\nمیباشد انتظام آن عامه شهر از معابر بزرک\nود کا کیني است که در جاده هاي وسيع\nبوده ومردم براي خريد وفروش بدست آوردن\nاشياء لو كس و اجناس تجملي رفت و آمد\nدارند در بازارهاي اولي بواسطه که طرز\nساختمان مغاز آن ها باصول قديم وتنگ\nوتاریک است اسب وقاطي وموتو را في\nوغيره سواري ها بايد قد غن شود و اگر\nكساني هیچ کار نداشته و تنها بعبور از انجا\nاحتياج داشته باشند هم باید با پاهاي خود\nراه بروند چه درین روز ها در سر چوک\nیکمنظره مدهشي ديديم در همان نقطه ومحل\nچوکي که پياده روها از انبوه مردم بسختي\n\nراه باز میكنند يك نفر اسپ دشتي را سوار\nبوده واز وضعيت را كب ومركوب معلوم\nمي شد كه هردوي آنها شهري نبوده درهمان\nحاليكه سواره خبر دار گفته به بسيار\nمشقت راه عبور پيدا مي كرد بغتتاً سوتو\nلاري بزرک با بار زيادي از عقب رسيده\nو هارن کرده تا د صداي بوق موتر بلند شد\nاسپ رم کرده و ميان را از دست سوار در\nرفته در حالي که از سر كشته اسم\nخودش را مرگ مانده بقلب لشكر مقابل\nهجوم ببرد و با صطلاح مدا حان از کشته\nپشته بیندازد ليتک هاي بان چمكري هاي\nخر ما رتاريخ صيد هاي شيرپشي ومیوه بود\nکه بروي خاك و گل برباد میشد دستار\nوکلا، مانند کاعذ پران بهوا بازي ميكرد\nوخداي الخ دواخ وفحش دشنام فضاي\nبازار را فرا گرفت مظلومین زده و بيان بود\nکه زده و زخمی شده بخاک و خون\nمیغلطیدند بالاخره خود سوار هم یک\nپائي بر كاب گذاشته و با نصف بدن مانند"}
{"book": "adl0789", "page": 675, "text": "صفحه ۲\n( شماره ٣٦ )\nمجلد پنجم\n\nسیاست عالم :\n\nروس و ژاپون\n\nژاپون ها اردو های شمالی منچوری\nچین را پریشان ساخته و تسی تسی کار ،\nرا اشغال نمودند و به نقطه اتصال ( و\nلادی وستوك ) که بندر گاه آزاد و مخرج\nیگانه اقصای شرقی روسیه شمرده میشود\nحاکم گردیدند . حال آنکه از زمان\nهای زار الکساندر ، امپراطور روسیه\nتا کنون در هیچ گاه یکی از حکومات\nروس به اینگونه وضعیت میدان نداده\nبود .\n\nقوای ژاپونی ها به این مهاجم قناعت\nنکرده به استقامت خطوط راه آهن\nروسیه بحرکت پیش رفت خود دوام\nنموده نهایت رفته رفته قول های ژاپون\nتا دروازه های روس پیش آمده توقف\nنمود .\n\nحکومت روسیه با این حرکات تقدم و\nپیش رفت ژاپون ها تا حال با کدام\nاعتراض و یا معامله جدی جلو گیری نه\nنمودند . لیکن اخیراً یکی از جراید مهم\nروسیه که ناشر افکار حکومت شورائی\nروسیه شمرده میشود چنین رقم طرازی\nنموده که :ـ\n\n« اگر چه رویهٔ حکومت شورائی روسیه\nخیلی صلح پرواز نه میباشد ، لیکن این را\nهم تصریح می نمائیم که بعض دول و\nقواء ، پنهانا ژاپونیا را با روسیه بسوی\nحرب می کشانند »\n\nظاهراً این دعوی دور از صحت نیست .\nامروز از روی ملا حظات ذیل ، صلح\nپرور ترین دولت ها دولت روسیه است\nزیرا روسیه امروز در نازك ترين احوال\nو موقع انقلاب مسلکی آنست حکومت\nشوروی امروز برای پایان رسانیدن پرو\nگرام پنج ساله خود جداً مشغول است\n\nاست . ازین جهت محصولات زراعیه\nحکومت شورائی امروز قیمت مخمنه ندارد\nوالهان هانم پول می خواهند .\n\nاز طرف دیگر وسایط نقلیه امروز در\nروسیه خیلی وضعیت پریشان و بر باد کسب\nنموده است که تنظیم آن یک آن او لتر\nاستلزام می کند ، وحکومت روسیه قطعاً\nقرار داده است که آنرا درست کند .\n\nاز طرف دیگر صنف زراع روسیه امروز\nداخل یک دورهٔ تحولات گردیده است\nهمه میدانیم که روسیه دارای صد و شصت\nملیون نفوس بوده که صد و چهل ملیون آن\nزراعت کار میباشد . روسیه پس از انقلاب\nاراضی و املا ک و جاگیر زاده گان واصحاب\nثروت وخاندان سلطنت را به صنف زارع\nداده بود ، بنابران زراع ازین وضعیت خيلي\nممنون بوده واصول رژیم شورائی را\nمظاهرت می نمود . مگر بعد ازان که در\n۱۹۲۸ اصول اشترا كيت زراعي تطبيق\nومعمول گردید : ازان به بعد زارع خود را،\nدر داخل تشکیلات جدیدی که مال و ملگ\nخود را مال جمعیت وخودش را از جملهٔ\nنفر کندك اشا مشاهده گرده ومجبور\nبه کار دید .\n\nماری که دم آن بدست ديگري باشد در\nیکقسمت بازار بسينه رهسپار بود .\nاگر چه تكميل ساختمان تعمیر گمرك\nجدید عبور ومرور موتر های بزرگ را\nازین راه گم کرده ومردم را آسوده نخواهد\nساخت ولی با آنهم اگر ریاست محترم بلدی\nواداره پولیس توجهي بفرمایند ممکن است\nاین قبیل موتر هاي باربر داري را بشوراع\nدیگر که کم جمعیت تراند راه نمايي کنند\nبلکه دیگر قسم سواري ها راهم از بن\nحدود بازار منع کنند بهتر خواهد بود .\n\nامسال سال ۶ پلان است . لیکن مشکل\nترین وصعب ترين دوره آن هم\nهمین است . روس ها براي اینکه این\nمملکت وسیع را سرتاسر یک مملکت\nصنعت وحرفت درجه اول انقلاب بدهند\nمليارد ها روبل طلا را از خارج به اعتبار\nومساعده ماشین وفابریک خريداري نموده\nاند وبراي تادیه این دیون روسیه صرف\nبه استحصاللت زراعیه خود تکیه داشته\nحال آنکه بحران زراعي جهان ثلثان قیمت\nمحصولات زراعیه دنیا را محو و نابود ساخته\n\nروز بروز اسباب تولید عدم ممنونیت و\nخشنودي درميان خلق گردید . اگرچه در\nمرور زمان این مسئله امکان عادت را پیدا\nکرده وضعیت هاي اولی فراموش شان خواهد\nشد . ولیكن . . . . ؟"}
{"book": "adl0789", "page": 676, "text": "صفحه ۳\n( شماره ٣٦ )\nمجلد پنجم\n\nاينك اين اوضاع موقت روسیه ، به قوت ها و دولت های که دشمن آن اند فرصت داده آنها هم بوسایط غیر مرئی و تشویقات زیره کی ژاپون ها را بر علیه روسیه سوق می نمایند .\nجراید حزب محافظه کار انگلستان که امر وز صاحب اقتدار است فریاد میکنند که پلان پنج ساله امروز دست و پای شورائی را بسته است ، جمعیت اقوام نباید به جای گیر شدن ژاپونیا در مانچوری مانع گردد . بگذارید ژاپون با روسیه حساب خود را صاف کند .\nجمعیت اقوام هم متیکه از امر این جرائد سر کشی نه کند ، چنانچه ژاپونیا تا در سرای روسیه رسیده کسی مانع نگردید ، بلکه منصرفین تسهیلات هم یافته خواهند بود .\nاگر چه حکومت روسیه مشغولیات فوق العاده در تاسیس رژیم اقتصادی خودش داشته باشد ، باز هم صبر و تحمل يك درجة خواهد داشت .\nاین محا كمه ما را قناعت میدهد که صلح جهان باز در تحت تهلكة بزرگی واقع شده است .\nباشد کنفرانس تحدید اسلحه یکبار دیگر هم در پاریس یا در چنو منعقد شود .\nصدای دهل از دور خوش است\nم . اسماعیل\n\nافغانستان در خارج\nترجمه از جریده « خلافت »\nبمبئی تاریخی ۱۳ جنوری\n\nاشخاصیکه حین اختلال افغانستان وقایع افغانستان را مطالعه می کردند ، هر کدام بفکر خود برای اختلال مذكور عوامل تراشیده و همه وقایع را بآن استناد میداد : یکی جهل ملت و دیگری تعصب اهالی را عامل مهم میدانست .\nاما اگر کسی وضعیت امروزه افغانستان را ملاحظه کند می داند که هیچ کدام این ها نبوده و فقط سوء اداره و سوء انتخاب افغانستان را باین بلیه ها دو چار ساخته بود ، چه ممكن نيست يك ملت جاهل و متعصب بیگدو سال از جهل و تعصب خود گذشته و تماماً طرف علم و تجدد برود .\nامروز کسی که داخل افغانستان می شود می بیند که تمام ملت بيك شوق و سر گرمی بکار های خود مصروف و به ترقیات مملکت و تمدید سرك های و تاسیس مدارس به نظر استحسان می بیند . و سر تا سر مملکت هوبه ها و سرك ها تمدید می شود که باید تا ۱۹۳۲ در تمام افغانستان سرویس موتر رانی بکار بیفتد ، مدارس ابتدائی ، متوسط عالی ، مکاتب فنی ، مؤسسات اکری کلچر و صنعتی و تخنیکی ، مطابع و بعض کار خانه جات نساجی ، آهنگری نجاری ، مکاتب طبی و شفا خانه ها و\n\nسناتوریم ، و مدارس عسکری و چھاونی های عظیم الشان برای عالم عسکری کی بعد دیگر تاسیس شده ، عمارات با شکوه برای شورای ملی و مجلس اعیان و برای وزارت خانه ها و بلدیه ها بنا و تکمیل شدند . عمارات مخروبه دور انقلاب تماماً از سر نو تعمیر و تکمیل گشته .\nتمایلات کشوری و لشكرى بيك روح نو و با جدیت بر پرو گرام های صحیح عصری پیش میرود ، کلپ های متعدد شرکت های نو ، مؤسسات خيريه دار الايتام ، کندر کاردن ها ( که در شرف تاسیس است ) روح قوی در جامعه احداث نموده شوق سپورت و اقامه سپورت گنا های متعدد در ملت بر حس افغان وجد و نشاط دیگری تولید ساخته .\nمأمورين لایق که بانتخاب صحیح ملت و حکومت مقرر شده اند بخسارات سابقه دانسته و بجان و دل می کوشند که جبر و مافات کنند ، اشخاص لایق و کار از موده که سال ها گوشه گیر بودند ، امروز روی کار آمده و نشان میدهند که بین جاهل و عالم چقدر فرق است .\nاگر کسی بوزارت تجارت ومعارف داخل شود و به بیند که در هر شعبه متخصصین افغانی که در اروپا تحصیل کرده اند ، کار میکنند تعجب می کند که در افغانستان اینقدر جوانان با تعلیم از کجا پیدا شده است ."}
{"book": "adl0789", "page": 677, "text": "عالم عسکری و تشکیلات عصری سپاه\nافغانستان و وزارت با شکوه حربيه با جریانی\nهای عظیم الشان جدید التصد و شفاخانه\nهای عسکری و تهانه های نظامی که در تمام\nافغانستان ساخته شده دیگر ما لحي را بچشم\nبیننده تولید میکنند . تاسیس بند های آب\nودهات جديد وجنگل هاي نو واعزام طلبا\nبار و پا و آمریکا ، طبع و نشر کتب و جرائد\nومجلات علمی ، فني ، ادبی ، افتاح\nوانعقاد مجالس و انجمن های اقتصادی\nوادبی ، هر کدام بتوبت خود تاثیرات\nعمیقی در اذهان تولید نموده و توجه مات\nرا بطرف تكامل سوق می دهد .\n\nاز کانی های تجارتی وفابر و کلاه\nتجار در اروپا ومدرن شدن تجار\nافغانستان بافاریکات و شرکت های\nبزرگ ، انقلاب عظیمی را در وضع\nتجار تی افغانستان تولید نموده و قرین است\nکه رفاهت بزرگی ازین راه به مات عاید\nگشته است .\n\nاتحاد مات وحکومث ، صمیمیت\nمجلسين اعيان و شورا با ریاست وزرا\nوکابینه وتشارك مساعی هر دو و مجاهدت\nخسته گی ناپذیر اعلیحضرت محمد نادر\nشاه غازی در صلاح و تنظيم وصدقت\nوفعاليت وبى غرضى والا حضرت محمد\nهاشم خان صدر اعظم در اجراء و ترتیب\nامور واقامه عدل و آرامی ودلسوزی\nوصمیمیت مجلسین اعیان و شورا در وضع\nقوانين وانصرام امور وبو دجه مملکت\nيك سلسله فعالیت و بی غرضی ووطن\n\nتوبه و ندامت يك راشي\n\nاز طبع آقای س . ظہور الدین پیشتی\n\nباز میخواهد دلم زاهد شوم\nدر طريق راه حق جاهد شوم\nبگذرم زین عالم پرشور شر\nکه ندارد هیچ کس اندروی مقر\nهیچ کس در آن جهان باقی نشد\nمسندش همجو عیسی نشد\nاین حیات بی وفا ، و بی دوام\nاز برای ما شده مانند دام\nحرص ما را سوی راه میکشد\nاز قضا در حبس چاه می کشد\nعين پس است آزار مردم بعد ازین\nو شوت وظلم وستم ، تاکی چنين\nروز هر چه جمع شد از آن طریق\nشد بر خش زمال بیغوت ای رفیق\nبعد ازین من ترك عقبی کی کنم\nفکر دل درن دنیا کی کنم\nخواهی را در تمام جر با نان مملکت\nکار فرما شده است که ادرارت\nکلی و جزوی بخند وره تنقص یافته . و\nصدر اعظم و وزرا ومجلسين شورا واعيان\nامرا و تنظیم می نمود . و ازین است که\nمملکت به سرعت برق حجانب تکامل نوین\nوعلت با سام ملی ترقيات مد ظار الرنخشان\nنظر می کند . چه حکومت صحیح ، و\nانتخابات بجا است و توجه با مور اساسی و\nجوهری مملکت که مفید و مثمر است\nمبذول می شود .\n\nحاجی عبد الجبار افغان صافی\n\nباید از بند پدر آموخت فن\nكوغز وتدش همی گفت این سخن\nه راه حق جوای پسر در این جهان\nمستقیم الدر طريق راست مان\nحق پرستی کن اچنل عالمان\nياس من چه در مقام وی بدان\nزاهد بی معنی و جاهل مباش\nعالم دو رای عمل غافل مباش\nتیلی و غفلت از خود دور کن\nاین فضا ، عالم جود بر تور کن\nباش حق گو حق پرست وحق پسند\nکس نباید زین طريقتنها گزند\nمتقی عالم از باشی نکوست ،\nجان من السيانت مخصوص اوست\nمفتی تقوی بود ترك گزند\nمتی حاصل میکنی این ره پسند\nمکر تو باشی همجو گربه متقی\nموشکی می سازی در آخر شقی\nار دار این جهان مانند موش\nمیکند آخر ددبایت خروش\n... راه و مال خود\nرحم کن بر حال همچنان شود\nآخر بن يك حرف کی آویزم شنو\nجامه کهنه رخود بهتر قولو ،\n* * *\nار که خواهی نفس را سازی اسیر\nآخرین پندش بتکر خویش گیر\nگرفناعت را بخود رهبر کنی\nکی کسی را مضطر و تبتر کنی\nهر که ظالم و ظله در عالم کند\nبی شک او ار بان مفتها رم کند"}
{"book": "adl0789", "page": 678, "text": "شماره ٢٦ مجله پنجم\n\nبقلم آقای غلام جیلانی خان خطیب؟ در وجود انسان موجود است . لای وجدان خود همانا ننگریسته ، او\nاقتباس از مجله کابل : ولی چون از فرط عادات روی و مشق مقابل لوازم آن يك نوع دلایل\nاخلاق رذایل يك نوع تسلط قاهرانه در اخلاق ترشی، فتاوی غیر معقول قامه ؟ و با\n- ٣ - و عواطف کرده ، و رفته رفته ضمیر قناع وجدان خویش می کوشند .\nاعتیاد به ملکات عالیه : را زنگ آلود و قلب را قسی میگرداند گویا آنها عمداً خود را در گرداب\nپس اگر تصمیمی در قبول و ارادات البته در چنین انسانی فعالیت وجدانی غرق جهل و بدبختی پرتاب کرده ، ومیل\nباطنی خود کرده ، و آنرا به مقاصد مخنق شده ، تا ثیراتش روح را خوب تر دارند دیده روشن بطن خویش را\nاعمال مستحسن معتاد بنماید البته تا لم یا انبساط داده نمی تواند ؟ چنانچه کور کرده و پرتگاه نی عدم را نادیده\nارادات و اعمال ظاهری از حدود صحت چشم های علیل و تاریک از منظر شدن لایقنا استقبال نمایند .\nو اعتدال تجاوز کرده نمی تواند . پارسا کمتر محفوظ یا متالم می شوند . همت بلند و نیروی عقل و استعداد عالی\nبرای اینکه انسان از عادات خوب هر گاه انسان در میدان پر از تکالیف و قابل انسانی ، در قبول و انقیاد بملکات\nو ملکات فاضله خویش يك حظ روحی نوعیت و مبارزه در حیات حاضر شده و فاضله و خصال حمیده خیلی قوی و زائد\nبرده و به عکس آن يك انقباض و تاثری میل باشد ؛ طریق پر پیچ تاب ژلده از کفایت است ؛ چه، وقتا که انسان\nدر روح پیدا شود ، يك قوه ممیز را کنائی را بدون مخاطره و مغالطه مشی عظمت مقام عقلانی وقوه بزرگ اراده\nخداوند متعال در باطن انسان خلق کرد بین ارومگاه، ولوله و آشوب مفقود وتصمیمات خویش را در کارهای سایر. ،\nکه آنرا « وجدان » می نامند . و از لنگند ، یعنی از حدود تکالیف و امر از قبیل اختراعات وكشفيات وغيره\nخصایص اعمال وجدانی این است که فرق و تو هی وجدانی خارج نشود ، لا بد است بسنجد يك قدر ملكات وخصال خوب\nبین اعمال خوب و بد گذاشته ، در صورت بروز موقع ارتکاب عمدی یا تصادق به یکی تمیم گرفتن و فکر خیالات خود را\nاعمال صالحه و خوب انسان در روح خود از اعمال خلاف اخلاق سرزنش باین بنیاد مجذوب و مونس بسازد .\nيك مسرت و انبساط و بارتکاب اعمال و تحقیرات وجدانی را تماما بردن نهاده عادت يك عامل بزرگ موثر است که\nسوء و بد و خسته مقابل نفس خوديك نفس خود را مذنب و مستحق دلكومش جلو ارادات انسانی را بهر طرفی که میل\nخجالت و سرزنش باطنی احساس می نماید بداند و نادم باشد اینتی سرزنش و داشته باشد می کشاند ، وقتا که انسان\nهمین احساسات خوب و نا خوب باطنی اعمال تو بیخ و جدانی را تا ملت محال وقت خصال خوب را و شایسته انقیاد و مشق\nو فعاليت وجدانی انسان را ظاهر نموده و در نفس انسانی تولید اضطراب مینماید . می نماید ، این عادت حمیده ارادت و\nگفته می شود که واقعاً قوه شریفه بنام وجدان اگر انسان مطیعانه آنرا تلقی میکند، اعمال او را بطرف خوبی سوق میکند ،\nالبته آنی خودش را از تکرار اعمال ولی در اولی وحله عادت را به مقاصد\nدم المودتي غصان الهموم نهت ،\nچونکه وحشی عقدار در فهم نیست سوء حفظ و بری پرهیز گاری و تقوی میلو داری اعمال صالحه وملكات فاصله\nزان سبب اورم کند از هر چه است ، قوی باطنی خویش را مستعد کرده جز بعزم وتصميم تسخیر کردن ممکن نه\nعفو باید کرد وحشی هر که هست ، خواهد بود . می شود ، یعنی شخص معتاد بافیون که\nدم مکن با این خصال بی رفق اشخاصیکه بر خلاف این سر زنش تقلیل آنرا میل باشد با تصمیم ایکند\nتا که هر فردی ترا باشد شفیق و تادیب وجدانی ، بالجاجت و پیمبا که از مقدار گذشته کمتر باید استعمال"}
{"book": "adl0789", "page": 679, "text": "( شماره ٢٦ )\nصحنه ٦\nنهاد البته باين عمل معتاد شده نخواهد\nتوانست .\nعزم وتصميم قطعى ولا يتزلزل خصال\nخوب ملكات فاضله را در عادات تمرکز\nداده ومطیع آن میگرداند !\nمثلا انسان تصمیم می نماید که هیچ گاه\nزبانرا بد شنام ومذمت معتاد نخواهد\nکرد ! و به مقصد نفاق انگیزی بین هم\nنوعان وسیله قرار نخواهد گرفت ! و گوش\nرا به شنیدن الفاظ بی فایده وسخن\nچینی حاضر نه می نماید ! ودست را بحق\nغير با اذيت نوع دراز نه می کند ! چه\nاین چیز ها همه مغایر اخلاق وبر خلاف\nاوامر وجدانی ومضر شرافت انسانی است !\nپس آنرا مر تکب نه می شود بلکه هر\nزمان از این افعال نفرتی در خیال وضمير\nخود می پروراند ، البته رفته رفته بايك\nتصمیم و ثباتی درین راه ، این ملکات جز\nوعادات وی قرار گرفته ، اعمال ناخوبی\nرا مر تکب نخواهد شد ! وضمناً\nبا ينو سيله ملکات عالیه را تملک\nخواهد نمود .\nهم چنان برای غلبه ونفوذ اخلاق\nردى وخصایل مذمومه ، همین طریق\nاعتاد است ؛ که اگر انسانیت حسیات\nوعواطف صحيحه را مغلوب هو سات\nوطغیان شهوات ساخته ، ضعفی در تصمیم\nاو طارى وبمقابله قیام نورزد ، ابته عادات\nردیه در انسان نفوذ کرده وارادت\nواعمال او را به جاهای پستی می کشاند .\nفقط غايه وموفقت انسان درین مبارزه\nمربوط به این است که از قوه مميزه\nاز روزنامه « ایران »\nانگلستان و سر نوشت او\n( ۲ )\nيك قصة مناسب :\nدر پایان این مقاله قصه ای بگوئیم :\nدو مملکت بود که سابقاً روابط و\nمناسبات اقتصادی آنها کاملا دلربا ورضايت\nبخش و پسندیده بود . هرچه از يك ديگر\nخریداری میکردند بهمان اندازه بیکدیگر\nمی فروختند . بدین ترتیب در مدت چند بن\nسال مبادلات ایشان کاملاً معادل بود و\nبه هيچ وجه اشكال و حتی در کارشان\nراه نه می یافت . بهمین جهت صنایع\nشان روز بروز کاملتر و بهتر می شد و ترقی\nاین صنایع ومنافع آن بیش تر و قطعی تر\nمیگردید .\nخداوند ، یا همبطان زان روزی که تفرقه\nوجدائی در بین بشر ایجاد کرد و برای\nهر يك سرحدات وحقوق وامتيازات وزبان\nمخصوص معین نمود ، مثل این بود که از\nروز اول این دو مملکت را برای آن آفرید\nکه اگر محصولات و منابع شان را\nبروی هم ریزند از همه حیث برای\nزنده كانی انسانی حتى از حيث مخارج و\nووجدان در تفریق خصال وملکات زشت\nوزيبا كمك وهمر هي خواسته ، وبسه\nنیروی عزم و تصميم عادت را مطيع\nاعمال و کارهای خواب قرار دهد .\n( غ ، ج اعظمی )\nحوايج زیادی وتجملی او كافی خواهد بود\nبدین معنی که یکی ازین دو مملکت ذو\nغال وماشین و آلات تهیه میکرد . ودر\nمقابل منسوجات ابريشمي و شراب های\nگوارا و میوه های شیرین ، غلات عالی و\nكن های رنگارنگت و هزار چیز دیگر\nکه برای زنده کی و برای تزئین زنده کی\nلازم است به مملکت هم سایه خود\nمیفرستادند .\nيك روز اتفاق افتاد یکی ازین دو\nمملکت كه يك عصر نيك بختی و خوش\nگذرانی کامل و در تعقیب ان تجربيات\nو آزمایش های تفاوت آمیز سیاسی قوت\nنیروی کار کردن را تا حدی از دست او\nبدر برد ملاحظه کرد که دو سر رشته کار\nخودرا از دست داده است . نشست و پلان\nخود را تشکل داد و مطالعه و رسيده گی\nکرد تا به خوبی بداند این بد از کجا\nبوی روی آور شده و این شر از کجا\nگریبانش را گرفته است . بالا خره\nنشستند و بر خواستند و مطالعات و گفت\nو شنود ها کردند تا به علت بد بختی خود\nواقف شوند .\nچند نفر پر حرف فضول که همیشه از\nاینگونه اتفاقات استفاده میکنند وشکرایی\nبين دوستان ایجاد می نمایند بمیان افتادند\nو آب را گل آلود کرده به خیال خود مسئولیتی\nبرای این بد بختی ترتیب دادند و نتیجه\nآن شد که مملکت مزبور با نهایت\nساده کی تصمیم گرفت که ازان به بعد\nاز هیچ جا وتقريباً ازان همسايه ودوست\nقدیمی خود هم چیزی خریداری نکند"}
{"book": "adl0789", "page": 680, "text": "( شماره ٣٦ )\n\nولی معهذا به معاملۀ او ادامه دهد یعنی اجناس ومحصولات خود را باو بفرو شد. عقلا وبزر گانی که حکومت این مملکت را بدست داشتند با حسن اطمینان بخش گفتند :\n\n« اگر چنین کنیم کیسۀ ما همیشه باز خواهد بود ولی نه برای پول دادن بلکه برای پول گرفتن و این سبب خوش بختی و کامیابی ما خواهد شد » .\n\nاین رویه وفور مولی ساده ؛ بسیار ساده ، بی اندازه ساده بود .\n\nخیال کردند که مردم مملکت همسایه معتقد به دستورات مسیح وبلکه متخلق باخلاق مسیح هستند ( یعنی اگر سيلی بيك گونۀ ایشان زده شود تعظیمی می کنند وطرف دیگر صورت خود را بطرف سیلی زننده می گردانند ومی گویند :\n\nقربان دستت یکی هم باینجا بزن ! یعنی خیال کردند که باز هم مملکت هم سایه جوال جوال پول می آورد واز اشیای این مملکت میخرد . در صورتی که اشیاء واجناس خود او تحریم شده ونمی تواند چیزی بفروش برساند . ازینجا معلوم شد که مملکت اولی را مرد مانی خوش عقیده وخوش باور وخوش بین بوده است .\n\nاین قصۀ مملکت فرانسه ومملکت انگلستان است . کاملاً وضع ماو آن مملکت بد ینگونه است اگر انگلستان صنایع فرانسه را مشمول حد اكثر نرخ گمرکی که مسیو رنسیمن از روزشنبه آینده پیش نهاد خواهد کرد قرار دهد صدمات بزرگ بر صنایع ما وارد خواهد آمد وباید تدا بیرعاجلی اتخاذ گردد .\n\nوزير تجارت « مسيو «لوی رون » از مدتی باینطرف این وضع را پیش بینی کرده وبفکر آن بوده است . قرار نامۀ ای که او تهیه کرده و برای جبران تنزل مبادلات و « بر قرار کردن تعادل گمرکی بصورت قبل ازین اوضاع » ست بتاریخ اول ماه اوت گذشته است این قرار بدون اینکه همسایه گان بتوانند شکایتی داشته باشند اجازه داد که بطور استثناء مملکت مقداری کرایه ١٥ در صد بر نرخ گمرکی محصولات انگلیس بیفزاید در صورتيكه تنزل لیره ٢٥ درصد از صادرات ماکاسته بود . حتى مو سیو لوی رون وزیر تجارت شروع به اتخاذ تصميماتی کرده بود که باقراری که قطعاً موسیو رنسیمن مشغول تهیه آن است بسازد ،\n\nبنابر این ما می توانیم باکمال شدت در مقابل تصميمات وتدابیری که بر علیه محصولات وصنایع فرانسه اتخاذ می شود استقامت و پافشاری کنیم ولی باز هم باید امید وار بود که انگلستان هنوز مبتلای تب حمایت مصنوعات داخلی است و صبر باید کرد که تا این بحران برطرف شود و بزودی دیده خواهد شد که مملکت ماوراء دریای مانش با بهترین مشتری خود مانند ممالك ديگر رفتارنخواهد کرد ودر فكر ملاحظه جالب خواهد بود . حقیقت مابيش از هر مملکت دیگر از امتعه ومصنوعات انگلستان خریداری میکنیم . برعکس انگلستان در مقابل امتعه المان وايتاليا وحتى دانمارك بیش از معامله ای که باما میکند وبیش از چیز های که از ما میخرد پول میدهد . بنا برین این جای شبهه وانکار نیست که ما کاملاً حق اعتراض داریم .\n\nگاهی زبان ارقام از زبان کلمات و اقوال گویا تر است . بدین جهت ارقام ذیل را این چند روزه که در انگلستان بودم از رسمی ترین وموثق ترین منبع انگلیسی بدست آوردم . در ضمن ناگفته نماند که این ارقام حق ناشناسی های بی حدو حصر را که نسبت به فرانسه می شود نمایان می سازد .\n\nدر شش ماه اول سال ۱۹۳۱ انگلستان به فرانسه دو ملیارد و ٢٠٠ ملیون مال التجاره فروخته واگرکانی ها را حساب کنیم دو ملیارد و ٤٧٨ ملیون می شود و در مقابل دو ملیارد و ٥٤٦ ملیون از امتعه واجناس فرانسه خریداری کرده است .\n\nبه خوبی دیده می شود که تعادل و توازن این مبادلات چقدر كامل وخصوصاً برای همسایه گان ما چقدر رضایت بخش است . زیرا در صورتیکه در مطالعه در ارقام مداومت کنیم . می بینیم که در همین مدت شش ماه انگلستان از امریکا شش ملیارد و ٤٠٠ ملیون متاع خریداری کرده وفقط مبلغ يك ملیارد و ٥٢٥ ملیون بوی فروخته است ، و وارداتش از امریکا"}
{"book": "adl0789", "page": 681, "text": "صحيفه ٨\n(شماره ٣٦)\n(مجلد پنجم)\n\nتاس\nخبرهای خارجي\n\nانقلاب در هسپانیه\nپاریس ٢٤ جنوری - اطلاع پاریس مشعر\nاست که در بسیاری علاقه جات و ولات\n(بارسلون) عملیات حربی انقلابیون\nروی کار آمده است . مبارزه صورت\nعمومی را گرفته است؛ دهاقین و کار\nگران بر خلاف پولیس می جنگند.\nانقلابیون در هر جا پولیس ها را هزیمت\nداده ، قریه ها و شهر ها را تصرف\nمبلغ ٤ ملیارد و نیم کمتر و صادراتش به آن\nمملکت بوده است . از المان ۳ ملیارد و\n٥٥٠ ملیون خریداری کرده و ۲ ملیارد\nو ١٢٥ ملیون روی فروخته است ، یعنی\nيك ملیارد و ٤١٦ ملیون کمتر صادر\nکرده است. خریداری او از ارژانتین\nملیارد و ٢٢٨ ملیون و فروش او يك\nملیارد و ٨٦ ملیون ، یعنی ۲ ملیارد و\n١٥٢ ملیون کمتر بوده است.\nسوالی که امروز متضمن کرده میشود اینست:\nآیا اگر انگلستان با ممالک فرانسه\nکه خرید و فروش او با انگلستان بيك\nمیزان است همان معامله ای را که با ممالک\nدیگر (یعنی با آنها ئیکه بیشتر باو\nمیفروشند و کمتر میخرند) میکند روا\nدارد کاری از روی شایستگی و عدالت\nمی کند و آیا این اقدام عاقبت خوشی\nبرای انگلستان خواهد داشت ؟\n(انتها) (ژاك بارساك)\n\nمی شوند. در (برکر) (سلانتون)\nو (سلاسون) حکومت بدست\nانقلابیون در آمده است و تمام هستی\nانقلاب را در آنجا ها بر فراشته اند.\n\nچین و ژاپون\nشانگهای ٢٤ جنوری - قوماندان\nکشتی های جاپانی که در سواحل چین\nلنگر انداخته اند؛ به حکومت شانگهای\nاولتماتومی فرستاده، و خواهش نموده\nاست که حکومت پیکن به زودی\nخواهشات و تقاضای ژاپون را پذیرفته\nقناعت حکومت ژاپون را حاصل نماید.\nخواهشات مذکور عبارت از پراکنده\nنمودن تشکیلات ضد ژاپونی است.\nو نیز کشتی های جنگی ژاپون بغرض\nتنفیذ آلتی ماتوم فوق به شانگهای\nرسیده می روند.\nرایوتر\n\nاعتصاب در هسپانیه\n١٨ جنوری - احصائیه برسلون بیان\nمیدارد که ٢٥ هزار نفر کارگران نساجی\nامروز اعتصاب نموده اند ، واگر\nاقتضائات شان داده نشود در سرتاسر\n(کاتا لو نیا) اعتصاب قایم خواهند گشت\nدر عین زمان سندیکا ایست ها در تمام\nمملکت به تاریخ ٢٥ جنوری اعلان\nاعتصاب کرده اند.\nديروز يك عده از دختران به جرم\nاشاعه نمودن اوراق اختلال انگیز\nگرفتار گردیدند ، اوضاع اخیری\nاست که بمرض مسری اعتصاب تمدن دوره\n\nدر هسپانیا موقع گرفته است، بخود\nمیگیرد. و سبب اختلالات متواتری گشته\nاست که در اثنای آن ١٨ نفر مقتول\nو شصت نفر مجروح شده اند و زیاد از\n۱۰۰ نفر گرفتار گردیده اند.\n\nحادثه خط آهن\nپیغام ماسکو مشعر است که حالا اجازه\nداده شده است تفصیل حادثه مخوف خط\nآهن را که در بین (کوسینال) و\n(اوختو مسکیا) در نزدیکی ماسکو واقع\nشده است اشاعه نمایند.\nبتاريخ ۲۰ جنوری دو قطار ریل\nبالو کو موتیو های خود مورد این حادثه\nواقع گردیدند و در اثر آن ٦٨ نفر\nکشته و ۱۳۰ نفر مجروح شدند. حالا\nتفصیل آن شایع شده است که ١٦ نفر\nرا جمع به این حادثه گرفتار گردیده اند.\n\nترمیمات جنگ\n١٨ جنوری - در حالتة بيان يك اخبار\nهـ ا س می گوید : «کنفرانس ترمیمات\nکه در ٢٥ جنوری در لوزان عقد شدنیست\nبرای پنج ماه معطل خواهد شد ، »\nبه تصدیق نرسیده است. از علائم چنان\nمعلوم می شود که اگر کنفرانس مذکور\nعقد شود هم محض بنا بر رعایت وقت معینه\nبوده و تا چند در او مسائل مهم بحث\nنخواهد نمود تا آنکه نتایج انتخاب عمومی\nفرانسه و انتخاب رئیس جمهور ی معلوم\nگردد. و در عین زمان معلوم گردد که\nکنفرانس خلع سلاح بچه صورت پیش\nمیرود غالباً در لوزان اعلان التوای"}
{"book": "adl0789", "page": 682, "text": "قرضه هوور ) تا به ١٥ دسمبر که دران\nتاریخ متفقین قرض امريك را پر دا ختی\nهستند ، توسیع نموده خواهد وشاید دران\nوقت دل اعضای کانگرس امر يك نرم\nشود ، از دوا برسیاسی دانسته شده است\nکه ايطاليا و برطاليا حاضراند به جرمنی\nبدون مشاورت پا صرفات مهلت طویل\nبدهند . مگر فرانسه میل ندارد ، قبل\nاز انکه امر يك نيز ما يند او مطالبات خود\nرا ترك کند ، از هیچ یکی از حقوق\nمقدسه خود صرف نظر نماید، دانسته\nشده است در صورتیکا میکدو نالد\nولا وال بروند موسو لینی نیز حاضر\nخواهد بود به لوزان برود.\n۱۹ جنوری - تاریخ کنفرانس لوزان\nوهیئت ترکیبی نماینده گان هنوز فیصله\nنشده است ، يك اجنسی نیم رسمی\nفرانسه بیان میدارد که هنوز معلوم نیست\nکه آیا کنفرانس مذکور عقد خواهد\nشد یا نه ؟ وایا نماینده گان عبارت از\nرئيس الوزرا ها و وزرای مالیه خواهد\nبود ، یا محض متخصصین اما در حالیکه\nدر بین امضاء کننده گان پلان ( یونگ )\nدر باب آوردن موضوعی برای موافقه\nموقتی ترمیمات جاویدت دو دو ثر بین المللی\nاین فکر خیلی ترقی نموده است که فعلا\nحل کامل مسأله خارج از بحث میباشد\nقرار يك بيانيه غير رسمی فرانسه وبرطا\nنيا راجع به محض تجديد اعلان التوای\nهوور ، در حق جرمنی برای شش ماه\nويابك سال دیگر قریب است که بموافقه\nحاصل شوند . در عین زمان قرار يك\n\nبیانیه دیگر مدیونین اروپائی امريك که\nرا جرمنی قرض دارند ، اعلانی اصدار\nمی کند که هر يك بايد بصورت شرط\nتوسع اعلان التوای قرضه با جرمنی\nبا ایشان نیز هم چنان معامله کند واگر\nدر ین مواضيع به موافقتی برسند ،\nکنفرانس لوزان درین موقع خود به خود\nبی لزوم خواهد گشت . چه تابيك سال\nدیگر از اصل مسئله بحثی به میان نخواهد\nآمد ، مگر جلسه متخصصین جهت طی\nيك موافقة دو باب توسیع اعلان التوا\nضروری است ؟\n\nامريك رهائي گاندي\nرا تقاضا می کند\n۱۹ جنوری - نیو بارك - امریکائی\nها تلگرامی به میکدو نالد رئيس الوزراء\nانگلستان فرستاده واز او تقاضا نموده\nاند که کاندی را رها نموده در حل\nمسئله هندوستان اظهار تعاون نمايد .\nدر تلگرام مذکور ١٠٦ نفر قواه دانی\nامريك آنرا امضاء کرده اند .\n\nامريك از معيار طلا صرف نظر\nنه می کند\nنيو يارك - امريك از معيار طلا صرف\nنظر نخواهد کرد .\nقرار بيان يك نفر متصدی صاحب\nاثر بانك ، حالت بانکی مملکت خیلی\nعالیست و می تواند با هر اقتضای داجی\nخارجی ها مقاومت نماید .\n\nواشنگتن - لاول رئيس الوزراء فرانسه\nراجع به امکان توسیع اعلان التوای\nهوور از امريك استفسارات می نماید .\n\nاعتذار چاپان از سفير كبير\nانگلیس در تو کیو\nتو کیو ۲۰ جنوری - به شی زاوا\nوزیر خارجه چاپان رسماً از نزد سر\nفرانسس لندلی سفیر کبیر برطاینا مقیمه\nتوکیو به نسبت حادثه شب گذشته\nاعتذار نموده است . حادثه مذکوره\nباین صورت واقع شده كه يك چند نفر\nاز اعضای موسسه معروف به\n( کنکوکاکای ) جبراً داخل سفارت\nکبری گردیده با سفیر ملاقات خواسته\nتا بر خلاف حبس گاندی اعتراض کنند\nولی سرلندلی از دادن ملاقات امتناع\nنموده و دو جواب اعتذار با شی زاوا\nلند لی تحریر نموده است که باین معامله\nمهمی نمید هم .\n\nامريك از اوروپا\nخود را کناره می کند\n۲۰ جنوری واشنگتن - حکومت\nامريك به فرانسه اطلاع نموده است که\nاو رو پا باید مسئله قرض خود را بدون\nمداخلت امريك فيصله کند .\n\nتر میمات جنگ\n۲۱ جنوری - وزارت خارجه انگلیس\nبیان میدارد که مذاکرات ذات بینی\nحکومت کا رجوعاً مربوط به کنفرانس\nلوزان بود هنوز طی نشده است . وظاهر"}
{"book": "adl0789", "page": 683, "text": "شماره ٢٦ مجلد پنجم\n\nاست که کنفرانس بتاريخ ٢٥ جنوری شروع نخواهد شد . فعلاً مذاكرات مزيد جاریست و حکومت برطانیه امید دارد راجع به مراسمی که در چند روز باید انطباق نموده ، به فيصله اطمينان بخشی واصل گردند .\n٢١ جنوری – پیغام پاریس مشعر است که در پاریس دیگر امید ندارند از واشنگتن راجع توسع اعلان التوای قرضه مکتوب و یا پیغام دیگری بگیرند لہذا امید میرود فرانسه تنها و یا به معیت برطانیه و متحدین که مدیون امريک می باشند ، به واشنگتن اطلاع بدهند که فرانسه تا زمانیکه از جرمنی پول نگیرد نمی تواند تادیه قروض خود را جاری داشته باشد . و مسئله کنفرانس لوزان هنوز غیر معین است .\nفرانسه و المان\nقرار اطلاع دیگر پاریس دیروز در کمیته وزار تخرجيه اطاق مبعوثين جنرال بورژوا و موسیو پنگارد بیان مهیجی نمودند که جرمنی با وجود معاهده ( ورسای ) عسکر مخفی را تهیه نموده میرود . این دو نفر مامورند که راجع به مسائل مربوط به تساویات را پورتی بدهند که در آینده راجع به آن بحث نموده شود و بیانیه شان در کمیته اثر عمیق نمود .\nژاپون\nتوکیو ٢١ جنوری – باشی زوا وزیر خارجه موجوده دريك بیانیه خود در مجلس حکومتی بیان نمود :\nمنچوریا کلید امنیت شرق اقصی است و تاکید کرد که جاپان در مانچوریا از روی جهان گیرانه ندارد و از اساس های ( پالیسی ازدانه ) و مدادن موقع سیمان به همه دول طرفداری خواهد نمود ، و راجع به تحريك ضد جاپانی در چین گفتگو نموده بیان نمود که حکومت چین مخالفت جا پانرا تحريك وتشجيع می کند . و بنائد به بیطرفی وعدم مخالفت حکومت سویت ( روسیه ) اظہار اطمینان کرد .\nالتواي قرضه\nقرار اطلاع لندن بیانیه وزارت خارجه را راجع به کنفرانس ترمینات لوزان ( که در فوق ذکر شد ) عموماً با ینصورت قبول کردند که معنی آن عبارت ازالتواي همين کنفرانس مذکور می باشد .\nالمان و فرانسه\nپیغام بر این مشعر است : – دوائر رسمی بر بیانیه جنرال بورژوا وا پیکارد ( که در فوق بزیر عنوان فرانسه والمان ذکر شده است ) تمسخر می کنند و می گویند این سخن یا ساخته گی محض و یا تحريك مخالفانه است .\n\nخبر های داخلی\nتنظیم امورات\nپستی وتلگراف\nآقای رحیم الله خان مدیر عمومی پست وتلگراف قبلاً بامر مرکز برای تنظیمات امور پستی وتلگرافی غزنی ، فراه ، قندهار ، هرات با متخصص پست و دیگر نفری بصورت هیئت انتظامي عزيمت نموده بودند . معزی الیه پس از انتظامات لازمه در امورات پستی وتلگرافی صوب ماموره بمرکز مراجعت نموده اند .\nاينك را پورتی که باداره از کار روائی شان واصل گردیده اجمايش قرار اینست :\n١ : – در غزنی تاسيس يك تلگراف خانه سیار وتنظيم دفاتر پست وتيلفون وتكميل سامان لازمه آنرا نموده اند .\n٢ : – دفاتر ماموريت مخابرات قندهار وتحويل خانه فنيه آنجا را باصول تازه تنظیم نموده و تعلیمات و سر رشته اصول دفتر داری امور مخابرات آنجا را بمعاونت متخصص آلمانی انجام نموده اند .\nلین های عمومی تلگراف و تیلفون متعلق ولایت قندهار را معاینه فرموده اند و بہا مورين تمديد هدايات لازمه داده اند علاوه آ سامان لازمه را از کابل طلب نموده وبکار انداخته اند .\n٣ : – در فراه هم چون امورات پستی پریشان بود مامور مخابرات آن را برطرف نموده اند و يك نفر کاتب مخابرات آنجا"}
{"book": "adl0789", "page": 684, "text": "( صحیفه ۱۱ )\n( شماره ٣٦ )\n( مجلد پنجم )\n\nرا که نسبتاً فعال مشاهده گردیده بصفت سه سال طرد ملازمت گردیده و پول همه بساله در دست بوده و در طی سنوات\nوکیل موقتاً مقرر نموده اند و جداول دفتر مذکور هم از نزدش محصول شد . ترقی و تنزل آن بدرستی محسوس شود\nمخابرات را که طور نمونه با خود داشتند تلگرام اعلیحضرت غازی و نیز اسباناً آنرا بعوارض واقعه هم مساوه ئی\nبه وکیل مذکور تعلیم داده اند و امورات عنوانی حشمت مآب فوق هند نبرگ رئیس در دست باشد ، مدیریت عمومی زراعت\nمخابرات را تنظیم نموده و خطوط تلگراف جمهوری المان : و معارف يك مدیریت در مرکز و هم چنین\nو تیلفون را معاینه و اصلاحات لازمه دران بمناسبت ورود سال نو تبریكات و بر حسب درجات ٤ ماموریت و ٤ سر\nفرموده اند . احساسات دوستانه خود ما نرا برای سعادت كاتب در ولایات و حکومتی های اعلی\n٤ : - امور مخابرات هرات وسرحد آن جلا لمئاب و ملت نجيبه المان تجدید جديداً برای ترتیب احصائیه های\nكشك و سر حد اسلام قلعه را با خطوط مینمائیم . زراعتی و مال مواشی ، به مقام مربوط\nتلگرافی آنجا و لین جدید را که بطرف تلگرام جوابیۀ حشمت مآب رئیس پیشنهاد ، و منظوری حاصل داشت ، و فعلاً\nمرغاب میرود ملاحظه فرموده واقدامات جمهوری المان بعنوان ذات شاهانه : در صدد است ، بزودی دوائر مذكور\nلازمه در اطراف آن فرموده اند . بحضور اعلیحضرت شاه افغانستان ! بنا بر را در مرکز و ولایات تشکیل نموده\nدر حین باز گشت خود بقندهار امورات لطفی که اعلیحضرت شما بمناسبت ورود بکار آغاز نماید. ( اقتصاد )\nپستی و تلگرافی آنجا را نیز بدرستی انجام سال جدید اظهار نموده بودید صمیماً از چند مواضع کار آن\nنموده عازم مرکز شده اند . تشکر کرده صحت اعلیحضرت و ترقی معطل شد\nعزل و نصب افغانستان را قبلاً خواهش میکنم . بر حسب اصول تعمیرات باید امور\nمحمد عمر خان خزانه دار ریزه کوهستان مکافات عمرانی از قبیل ساختمان ها و تمدید طرق\nبواسطه باجدازی او که در تفتیش ظاهر ع س ، محمد حسین خان ممیز اول و شوارع و غیره تماماً از مناطق برفگیر\nشده از کار برطرف وعوض او علی احمد وزارت مالیه که در ناحیه قطغن و بدخشان معطل شود ، امور تعمیرات متعلقه وزارت\nخان ساکن کوهستان که جای داد وضمانت در سرکوبی اشرار در ریاست ع ج وزیر تجارت مبنی برین اصل در نقاط ذیل\nخط شرعی خود را بحکومت تقدیم کرده صاحب حربیه بذل مقدرت ورزیده بود معطل شد :\nاست مقرر گردید . از حضور شاهانه باعطاء نشان استور درجه شوسه شکاری : اگر چه قسمت\nطرد و جریمه ( اول ) نسبت به فعالیت وخدمات وی ها و رای شیر باغضام شکاری و تمام خطوط\nمبلغ ١٣٠١ افغانی و ٣١ پول که در مفتخر گردیده است . راه اصلاً زیاد برفگیر نیست ، ولی قسمت\nحساب خزانه میدان تکرار موضوعی شده تشکیل دوائر احصائیه های کار غالباً در دره های کم عرضی بود\nبود لذا میرزا عبد الله خان مامور مالیه زراعتی و مال مواشی که عمله در اوقات کار کمتر می توانستند\nمیدان که در حساب خزانه دقت نکرده برای اینکه اطلاعاتی از مقادیر و انواع از نور آفتاب استفاده کنند چون این\nبود سه روزه قطع معاش وخان شیرین خان بذر و کشت ، و تعداد و انواع حیوانات ایام موسم سرماست و لو آنکه برف هم\nخزانه دار که مظنون باختلاس پول گردیده باشد ، حین مشغولیت ، از يك طرف کار\nگران را سردی هوا دچار زحمت می نمود\nو از طرف دیگر از نقطه نظر اقتصاد"}
{"book": "adl0789", "page": 685, "text": "صفحه ۱۲\nشماره ٣٦ \nمجلد ششم\n\nکسری هم به بودجه معالیل وزارت تجارت تولید نمی کرد، زیرا حاصل اجرتی را که دولت در روز های گرما از یک نفر عمله منتظر بود، درین ایام بر آورده نمیشد لهذا کار شوسه شکاری را از تاریخ اول جدی الی ۱۵ حوت معطل نمود، و بر حسب امر مدایریت عمومی زراعت و معادن و معابر هیئت تطاح و تمدید آن چند روز قبل بمرکز احضار شدند.\n\n***\n\nهیئت تنویر تنبیه چرخ آب لهو گرد و ماموریت آبادی بند چرخ ، هیئت بند زنه خان غزنق هم چند روز قبل بر حسب حکم وزارت تجارت بمرکز احضار شده و امور بندهای مذکور نیز بواسطه سر ما معطل شدند.\n\nاقدام بامور عمرانی مشرقی\n\nدر ولایت مشرقی موسم زمستان چندان اثری ندارد، برای ایامیکه امور بواسطه سردی هوا و نزول برف در سایر نقاط مملکت (افغانستان) معطل میشود، در ولایت مشرقی برعکس میتوان این ایام را با تفریح خاطر، و استلذاذ از روایح عطر آگین آن کار کرد.\n\nزیرا ایام زمستان برف، که در اکثر از نقاط کابل، سبزه ها، جنگلها و بالاخره مزارع را می پوشاند و مانع امور فلاحتی و عمرانی میشود در مشرقی محاسن و زیبائی طبعی تمام مملکت جمع میشوند، آنجا مواهب قدرت بصورت يك\nکلکسیونی در میآید و انظار بینده را فروغ و روشنی میبخشد، گلهای هر رنگ با هم آشیتی و امتزاج خواهی نمائی خود که چهره اش را قدرت با نتظار دوستان زرد نموده (نارنج) از واز دان پذیرایی میکنند، مردم ازین نشاط و لذت بخود سند میشوند، و حس کشی برای کار در خود احساس مینمایند.\n\nاينك وزارت تجارت هیئت بند زنه خان را بمرکز احضار و مامور نمود تا بکار نهر سراج و جر دکه و حفر چاه دشت بتی کوت (مشرقی) که در مواد ۱، ۵، ۶ پروگرام اقتصادی سال جاری وزارت تجارت منظوری حاصل شده آغاز نمایند و از کشیدن يك شهر جدیدی بدشت بتی کوت که در پروگرام سال ۱۳۱۱ زیر نظر است بپیمایش تمهید صورت آن را نوزاد نیز تقدیم نمایند.\n\nمعزدم روز می شود، یعنی از روز شنبه ۱۹ جدی هیئت ماموره از مرکز حرکت کرده و البته الی حال مقدمات کار خود را آماده نموده و بکار آغاز کرده اند.\n(اقتصاد)\nاز هر طرف\n\nتحريم امتعۀ جاپانی یا یگانه سلاح چین\n\nيك كميته ضد جاپانی برای نجات وطن ، در چین تاسیس گردید.\n\nاین جمله كوچك ، برای نجات وطن ، نشان میدهد که در نظر چینی ها تحریم امتعۀ جاپانی يك آله مدافعه بوده ، و در حقیقت هم تخوف ترين سلاح چينى ها گفته می شود. کمیته مذکور راجع به عمل نمودن و دانستن تحریم چینی توصیه می کند:\n\n۱ - خودداری از خرید و فروش حمل و نقل، و استعمال اموال جاپانی.\n\n۲ - فرستادن مواد اولیه و غیره اشیای لازمه، برای جاپان.\n\n٣ - مسافرت نکردن در کشتی های جاپانی، و ممانعت از حمل و نقل اموال تجارتی ذریعه کشتی های جاپانی.\n\n٤ - از گرفتن اسکناس بانک های جاپانی و از گذاشتن پول در بانک های جاپانی خودداری کردن.\n\n٥ - برای جاپانی ها کار نکردن.\n\n٦ - کارگر های جاپانی را استخدام نکردن.\n\n٧ - از اعلان و پروپاکند اموال جاپانی جلوگیری کردن.\n\n۸ - جاپانی ها را پذیرائی نکردن."}
{"book": "adl0789", "page": 686, "text": "( شماره ٢٦ )\nمجلد پنجم\nحاصل زمين داري\nدر مجلسی صحبت از كسب و کاسبی\nو پيشه های دستی و ماشینی بوده وعواید\nآن مستقل وغير مستقل را تعریف و\nتفریق میکردند . اراء عمومی بران قرار\nگرفت که پر آونده ترین کسب و پیشه\nزمین داری است و هر که میخواهد آسوده\nنشیند ويك بخله بیفتد و میخورد باید چیزی\nزمین زراعتی بدست آرد .\nیکی از رفقا گفت من درار غده\nچندین قطعه ملك دارم وامسال هوس\nکردم اقلا ازین ملك فراوان افطار\nرمضان را تامین کنم . بدها قین وصاحب\nکاران خبر دادم اگر دیگر حاصلی از\nاملاك من نمانده باشد ، يك مقدار\nبرنج هم اگر بفرستید خوش وقت خواهم\nشد .\nچیزی نگذشت که برنج رسید ، ولی\nزحمت مهمانداری چندین نفر صاحب کار\nو دهقان که حامل ده سیر برنج بودند ،\nذایقه آنرا بکام من تلخ تر از زهر مار\nکرد. بعد از خواستم مهمان ها را مرخص\nکنم قاطر مهمان کاران برنج حمل کرده\nبودند مفقود گشت .\nپس از دو سه شبانه روز که بفو ملدانی\nو کوچه ها و بازار بالا و پائین دويدم وقاطر\nبدست آمد ، دوسه نفر دیگر یخن ما را\nگرفته و به مهمان های ما افزوده شد .\nیکی شیرینی میخواست ، یکی\nچوو کا چند غیه قاطر و دیگری پول\nجارچی کری .\nوقتی خوب سنجیدم ، چندین موافق\nقیمت برنج حاصل زمین داری از جیب\nآقا صرف شده بود . . .\nکسی نبود عقل آنها را بالا کند :\nزمین داری خوب است بشرطیکه خود\nمالك دهقان باشد .\nسحر خيزی\nشخص مهذب الحالی در ماه رمضان\nهر شب مخامه تاکید می نمود که سحر\nاو را از خواب بیدار کنند . وقتی هم\nکه بیدار می شد با چشم های خواب\nآلود و روی ناشور با عجله تمامی شروع\nمیکرد ، تا صبح نشده بخوردن غذا ادامه\nداده باشد، بسیار پر میخورد و می خوابید\nصبح که بیدار می شد پشیمان شده روزه\nرا هم می خورد .\nباز شب دیگر وقتی که برای سحر\nخیزی خودش بدیگران توصیه اکید\nمیکرد ، کسی گفت :\nترا که روزه نمیگیری چه باعث است\nنیمه شب از خواب شیرین بان عجله بر\nخیزی ؟\nجواب داد :\nنماز نه میخوانم روزه نمیگیرم ، سحری\nهم نخورم ميخواهي يك كافر شوم :\nپیش بینی افطار\nبی دندانی را گویند در ماه\nرمضان غولنگ ( زردالوی خشك )\nمیخورد تا با روزه داری مصادف شد\nدهن خود را محکم بست گمان کرد کسی\nنخواهد فهمید . طرف که از برجسته\nگی های کومه ( دو طرف دهان ) او\nفهمیده چه خبر است ، گفت :\nـ ای نا قلا روزه میخوری ؟\nـ نی باباجان ، دندان ندارم ، دو دانه غولنك\nرا از حالا این جام کرده ام تا وقت\nافطار براحت نمیا را بلعیده باشم ."}
{"book": "adl0789", "page": 687, "text": "صفحه ١٤\n( شماره ٣٦ )\nمجلد پنجم\n\nمولف : ا. پلانیه فرانسوی\n( ٢٩ )\nمادام سان ژین\nمترجم : حبیب الله طرزی\n\nناپلیون : « بتو گفتم دانتزخ را بگیر ؟ »\nله فیور : « خواهم گرفت . » این را گفته و سلامی بامپراطور داده از بارگاه امپراطور با نهایت مسرت برآمد .\nناپلیون از عقب او نگریسته با خود گفت : «\n« يك مرد خیل دلیر و شجاع . افسوس که این گونه هیروها رفته رفته بی فایده ثابت خواهند شد ، زیرا اصول محاربه روز بروز تغییر می نماید .\nشاید فن حرب ترقی کند و اصول جدید ایجاد گردد ، ولی له فیور » و ناپلیون باز دیده له خواهند شد . کسی که می ماند خواهد دید . »\nفصل هفتم\n( تسخیر شتیقن )\nمنظره ٢٧ اکتوبر ١٨٠٦ ( برلین ) یکی از مناظری بود که که در عظمت و شکوه با یکی از نمایش های مجلل از منه قدیمه هم سری می نمود . مثل جيوش طلائی ( روما ) عساکر فاتح ( اردوی اعظم ) ناپلیون مظفر و منصور در پایتخت دولت منهزم پروس داخل می شدند . از طلوع شفق همه اهالی شهر بگرده بودند دریچه ها ، برنده ها ، وحتى سقف های عمارات از تماشا بینان پر بوده ، تا منظره قابله را تما شا کنند .\nجاده بزرگی که از ( شارلوتنبورگ ) تا قصر سلطنتی امتداد می یابد از يك جمع غفیری مرکب از هر طبقه اهالی ، مملو\n\nچیز را او جود کم علمی به مهارت کرده می توانم : ـ\nبه امپراطور خدمت کردن !\nزنم را دوست داشتن !\nعقابی را که به من از طرف امپراطورم سپرده شده است حمايه كردن !\nامپراطور فکری را که میخواست ظاهر کند با يك تبسم پنهان نموده گفت : ـ\n« له فيور ، هیچ لازم نیست که باین يك مسئله بی اهمیت اینقدر بر انگیخته شوی . بعد از اینکه از ( دانتزخ ) فاتح بر گردیم ، هیچ گاه کوشش نه خواهم کرد که ترا از اغوش محبوبه ات دور کنم . بیباکی رفیق خوب من میدانم که با وجود زبان دراز و اوضاع ساده و آزاد خانمت خیلی پاک طینت و با وقار است اگر هم مردم خفیتاً رو بخندند باز هم مجبور خواهند شد که در مقابل او زمین خدمت را ببوسند . »\nله فیور سرش را خاریده گفت :\n« آه ! حالا میفهمم که اعلیحضرت در باره شمشیر من اشاره بوده است که فرموده اند ! اعلیحضرت میخواهند علاوه بر مار شالی امتیاز دیگری هم به من عنایت کنند .\nاعلیحضرت رجا میکنم بفر مائید چیست ؟ »\n\nاز فصل شانزدهم\n( جدا )\nمارشال همیشه به اصول جمهوریت صادق مانده و سلطنت ناپلیون را يك انقلاب منظمی تصور میکرد که در حکومت آن بعوض قانون دانها سربازان جا گرفته بودند .\nناپلیون از اوضاع بی ساخت خود او و زبان حاضر جواب مادام لا مارشال همیشه به خوف می بود . از بسیار وقت ها می خواست بپاداش خدمات پیش قیمت او صله بزرگی که نشانه دوستی و محبت او شده بتواند باو بدهد . محاصره دانتزخ يك موقع خوبی را برای این پلان ناپلیون مهیا کرده بود .\nناپلیون با قدری کدورت خاطر گفت « زن تو ؟ آه بلی یاد دارم ـ لا سان ژین له فيور راست بگو آیا تو در حقیقت مشتاق این زنت هستی ؟\nمارشال : ـ اعليحضر تا ! چرا چنین يك سوالی را از من میفر مائید ؟ من و کاترین یکدیگر خود مالرا باندازه پرستش دوست میداریم . آیا من مشتاق زنم هستم ؟ عجب يك سوالیست ! امپرا طورم ، زنم ، و بيرقم چیز هایست که در مقابل آنها حياتم نقد يك سر موهم قیمت ندارد . من تقريباً نادان هستم بسیار کم به مکتب رفته ام ولی این سه"}
{"book": "adl0789", "page": 688, "text": "صفحه ١٥ شماره ٣٦ مجلد پنجم\nبوده و بکمال بیصبری تا ساعت‌ها در هوای سرد اکشور انتظار می‌بردند. افسانه‌های زیادی راجع وقایع فوق العاده که ناپلیون و عساکر ش را بدر وازه‌های برلین رسانده بود از يك دهن بدیگر میگذشت. ولی ازین فتح مکمل باندازه جز من‌ها دلباخته و خوف زده بودند که جرئت اظهار نفرت یاغضب را بر علیه فاتحین خود نداشتند.\nحس تجسس و ارزوی یك نگاه بر روی ناپلیون، هیروی چهل محاربه مشهور و تماهای عساکر فاتح و مغلوب ناشده و بهترین دنیا، بر احساسات درد ناك این اهالی مسخر غلبه کرده بود. این هم گفته میشد که این بار اولست که قیصر فرانسوی بر سمیات و تجمل فتح خودش پابند گردیده است و موقع اجرای این ارزوی خودش را در برلین یافته است!\nبالاخره بعد از انتظار زیاد دروازه‌های (شار لوتنبورگ) که تمام صبح بسته گذاشته شده بود باصدای موزیکان عسکری وطرم های جنگی وهم همهمه آه وافسوس اهالی باز شد.\nچنانچه ناپلیون وعده کرده بود اولین شخصی که برأس عساکر مظفر داخل شهر گردید، ما ژور تییور جیبان بلند قامت بم اندازان، کارد های امپراطوری بود.\nحینیکه از زیر رواق بزرگ با گام‌های فراخ میگذشت کلاه پوست خرس او در هوا از همه سر ها بلند تر می نمود. چوب بزرگ خودش را علاوه از هر وقت به جوش و خروش حرکت میداد ستاره کاپری سر سینه او بدست شخص امپراطور زده شده بود قدری از درخشنده گی خود را بروی صاحب خود هم منعکس میساخت در عقب تییور جیبان ستونۀ بزرگ آن عفریت منشان که تا سالهای درازی موجب حیرت و تعجب تمام یورپ شده مانده بود یعنی گارد های امپراطوری بود که با لثبات در میدان (واتر لو) از طرف و ژیان (میتسلاند) محو و نابود شده بودند.\nدنبال شان باقی مانده دسته جات پیاده که در محاربة (جنا) حصه گرفته بودند روان بود، یك انقطاع و بعد از ان جماعة درخشان ژنرال‌ها و مارشال‌ها بودند که از میان شان (داو دست) ، له فیور برتبه اوزیرو، ممتاز بنظر می‌آمدند. بعد از ژنرال‌ها بيك فاصله کمی امپراطور با عظمت و جلال بر اسپ سفید مشهور خودش سوار ظاهر گردید: در عقب او جنگل ضخیم رساله که با چهره‌های مهیب خود بدلهای ناظرین حیرت و دهشت می انداخت روان بوده جلوس را خاتمه میداد.\nناپلیون بعد از انکه کلید های شهر را تسلیم شد، نماینده گان ضوابط شهر را پذیرفته بسیار کوشش نمود که از اراهات امنیت خواهانه خود ایشان را مطمئن سازد، اوامر اکیده نافذه برای قیام نظام و امنیت داده و برای ممانعت وقوع مناقشات در بین سربازان واهالی علاج‌های لازمه را پیش بینی نمود.\nبمجردیکه ضوابط بلدیه رفتند وامپراطور میخواست که کار خودش را با کاتبان خود شروع نماید کماطاحب مارشال له فیور را اعلان نمود.\nناپلیون صدا زد: «بگذار بیاید له فیور مقید باجاره نیست، من پادشاهان را منتظر می دارم ولی مارشالهای خودم رانه می خواهم انتظار کشند!»\nحاجب: - «با خود يك لیوتنان جوانی را همراه دارد وخوف نمود که اعلیحضرت نتوانند او را بپذیرند» ناپلیون با قدری حدت: «میگویم بیاید هر که باوست باك ندارد، زود بیاید.» لیوتنان جوان که له فیور می خواست بامپراطور تقدیم کند ها نروت پسر خوانده او بود ناپلیون چشم خودش را بر مرد جوان دوخته بطریقۀ عادی کوتاه خودش پرسید:\n- عمر تو؟\n- اعلیحضرتا ٢١:\n- خیال میکنم دوغد چارم هوسارها وژنرال توهم لاسال وخودت هم پسر خوانده له فیور هستی!\nله فیور از طرف پسر خوانده خودش که در حضور این مرد بزرگ هراسان بنظر می آمد جواب داد:\n«مارشال او را از میدان حرب (ژیپاپ) بفرزندی برداشت.»\nناپلیون: - ژیپاپ هم یك محاربه خوبی بود! پس تو آب حلالة حقی ات را از آتش (جینا) گرفت! این یك"}
{"book": "adl0789", "page": 689, "text": "( مجلد پنجم )\n( شماره ٢٦ )\n( صفحه ١٦ )\n\nله فيور : - « باه پیانو در مقابل شفیق تفصیلات خبر ندارم ، ان چنین يك موضع\nمستحکمی امند ( یقین ) کردن ممکنم\nشروع خوبی بوده است کاپیتان »\nهایر یوت بالسرعة شارلد :- نميتواندی ... »\n« اعلیحضرتا ، در کدام جبه ، ؟ » هارپوت :- « این طور من از شفیق پسر خود تنها گرفته یا نی ؟ »\nامپراطور یکا. حوره ؛ تا پليون يكي از معیوب تر است . » هانريوت : « اعلیحضرتا يك دسته\nاین طور با يك تبسم صدا زد که « آه\nشایقین خاطر جوانی بود ، ازی جواب این هوسار دلیر من ملکه شفیق را مختص از سواران با خود داشتم.\nهارپوت او را بشدت درجه محظوظ گرفته است ! میخواهم تفصیلات این له فیور باز حرف را از دهن پسر\nکردا نموده ، گفت :\nخوانده خودش گرفته گفت : معما را بفهمم . همین حالا خبر تسلیم غیر\n« خوب من ترا کاپیتان لقب دادم مترقبه شهر را شنیدم ، ولی هنوز از ( با قیداود )\n\nآیا چنین نیست ؟ پس تو کاپیتان خواهی\nماند درهان ژینان ، اگر در انجا موضع اعلان\nخالی نمیا شد فورا و با لا حال ، بعد از\nجنگ آینده برای تو جای خواهند یافت یکقطعه زمین مزروعی بتقريب هشتاد جریب که تخم ریز آن علاوه يك كاريز خصوصی\nپیش تر از آنکه این محاربه ختم شود خودش پنج شبانه روز ذکاربز مشهور كرام خان نيز استحقاق شب دارد در موضع\nترقی نایابی برای هر کس ، پیش است » افشار نانچی ملك موروثی خود را میفروشیم آقایانی که شوقمند زمین داری بوده\nله فیور يك قدم پیش رفته گفت : و بخواهند از يك ملك وسیع و پر حاصلی استفاده برده باشند بخانه نمبر ( ١٠٨ ) واقع\n« اعلیحضر تا من از طرف پسر خوانده قلعه حیدر خان گذر اندرابی رجوع بفرمایند تا بجهت اطمینان کاملی داده میشود که در\nام بحضور اعلیحضرت لشکر عرض میکنم موضوع قیمت آن موافقت فی ما بین حاصل آید . غلام حسن\nژن من بشنیدن این خبر بسیار ممنون خواهد\nشد . رتبه که باین پسر مرحمت فرموده\n\nاید، بوجه احسن مستحق است . اعلیحضرت کورس فرانسه - انگليزي - تركي\nباین سرباز دلیر عدالت فرموده اید . » آقایانیکه مایلند یکی از زبان های فوق را بصورت خصوصی تحصیل نمایند\n\nناپلیون : - له فيور ايا انشا كرد نست ؟\nله فيور : - اعليحضر تا یکی از شاگرد با شرایطه سهلی از طرف موسسه کتاب خانه وقرات خانه نور پذیرفته میشوند\nهاي که بدان مفتخرم ، وبطرف ها نریوت و برای ثبت اسامی خودها بیخود کتاب خانه نور یا اداره انیس مراجعه نمایند .\nبرگشته ایراد نمود : کتابخانه نور\n\n« پسرم خدمتی را که کرده عرض کن محل فروش ومطالعه همه نوع كتب ورسائلهاي فارسی فرانسه ، انگلیسی ، اردو\nتا امپراطور تو بفهمد که مستحق نوازش عربی ، ترکی میباشد .\nشاهانه شان هستی !» کتبیکه جدیداً به تهیه آنها موفق شده ایم قابل دیدن است در قرائت خانه\nهانریوت قرمز شده متردد ماند . نور همه نوع جراید ومجلات داخل و خارجی برای مطالعه موجود است ."}
{"book": "adl0789", "page": 690, "text": "(شماره ٣٧)\n\nمجلده\n\nاشتراك سالانه ١٢ افغانی\nمحصول پوسته ٢ \"\nخارجه ٢٠ شلنگ\n\nسراج الاخبار\n\nاداره : کابل جاده ارگ\nمؤسس و صاحب امتیاز : محیی الدین\nمدیر و نگارنده : میرزا محمد جواد\n\n٢ شنبه ١٩ دلو ١٣١٠ تأسیس ١٣٠٦ اول شوال ١٣٥٠\n\nبکافه مشترکین عظام بهمه خواننده گان گرام بهر هموطن نزدیک و دور بالاخره بهر فرد مسلمی که درین ماه صایم بوده و به این روزها شامل سرور این عید مذهبی میگردند ؟ با نهایت احترام عرضه میداریم !\n\nعید شما مبارک\n\nهیئت اداری جریده و کارکنان مطبعه انیس آرزو دارند این عید و امثال این اعیاد را برای همیشه آقایان عزیز درین خطه مصفا و وطن زیبای ما به منتهای امنیت و رقابت های عمومی ترقیات مملکتی و استحکام وحدت ملی ، اتحاد و اتفاق قومی و سعادت های فامیلی بسر برند.\n\nترجمه از مجله الهلال مصر :\n\nمکالمه با روح مردگان\n\nخاطره مترجم\nچون موضوعی که آنرا برای خوانندگان خود ترجمه میکنم علاقه بمالم ابدیت یا عالم معاد ئیکه قدر ایمان داشتن بان را کسی میداند که درد شک و لذت تدقیقرا چشیده باشد ، از این رو نا مناسب نبود که يك خاطره که حین ترجمه این واقعه بیاد مترجم راجع با همیت ایمان بعالم ابدیت گذشت . پیشتر درج نمائیم.\nبلی ! عالم ابدیت عالم سعادت است و باید عالم سعادت باشد زیرا آخرت و عاقبت این کائنات دور و دراز پر انتظام میباشد و طبعاً بمالم تره که این عالم ابتدائی پر روائی و جمال است باید بار ها عالم ابدیت از ین عالم پر جمالتر و پر انتظام تر باشد مخصوصاً وقتیکه اینرا تخیل کنیم که این عالم جانرا چیزیکه بنظر ما منفور میسازد همینستکه پهلوی خیر شر است . ولی در"}
{"book": "adl0789", "page": 691, "text": "صفحه ٢\n( شماره ٣٧ )\nمجمد ٤\n\nآنجا شر ساقط خواهد شد و تنها خیر\nمیماند . پس باید عالم ابدیت عالم سعادت\nباشد .\nو این سعادترا که در نظر من مطبوعتر\nو مرغوبتر میسازد وعده های شیرین\nو تجلیات پر لذتیستکه قر آن مجید وعده\nفرموده . اگر چه پهلوی آن وعده ها\nوعید ها است . و همچنینکه آن وعده ها\nمرا بر ذوق میسازد طبعاً بعضی اوقات\nتصور وعیدها هم لرزه باندام من میارد\nزیرا بشر هستم و همچنینکه جوهر خیر در\nمن است از داشتن يك جذبه شر خالی\nنخواهم بود . مگر هر چند این ترسها\nزیاد شود . و یا هر چند که آن وعید ها\nشدید باشد باز هم آن عالم ابدیت لایدی\nبنظرم شیرین است . زیرا آیه شریفی\nدر قرآن مجید بنظرم میخورد که همیشه در\nوقت ترس همچو ستاره امید پیشروی من\nمیدرخشد که فرموده [ قل یا عبادی الذی\nاسرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله\nان الله يغفر الذنوب جميعاً ] هر بیم و\nخوف را از آن عالم پوشیده از دلم دور\nساخته است .\nولی در اینجا من نمیخواهم در دلایل\nسعادت ابدی بپیچم . چه انواع ماهیت\nآن عالم مستور را حواس ما درک کرده\nنمیتواند . تنها به اینقدر اکتفا میکنم بعد\nاز این حیات محدود يك حیات ابدی\nدیگری شروع میشود . و دران حیات\nابدی تمام معانی سعادت را ایمان دارم\nاما چیزیكه میخواهم آنرا توضیح بدهم\nاینکه سعادت این عالم بسته باعتقاد داشتن\n\nبآن عالم ابدیت است و چنانچه در اول\nگفتم قدر لذت ایمان داشتن را بآن عالم\nکسی میداند كه درد والم شـــك\nو لذت تدقیق و تحقیق را چشیده باشد .\nبلی ایمان داشتن بآخرت ادنی سعادت\nدر این حیات است . زیرا سعادت عبارت\nاز اطمینان و آرامی دل است ، واگر\nدل آرام ومطمئن نبود بهترین حاله این\nعالم بدترين . وشيرينترين آن تلخترین\nاست . بیچاره است كسیكه این اطمینان را\nدل او نداشته باشد. زیرا هر شب وروز این\nحیات را بر آتش میتپد ... [ و دراین\nعذاب هم حق بطرف اوست ] چه حالت\nشبکه مد هشتترین رنگهای زنده گی\nاست . از کجا آمدم ؟ و برای چه ؟\nکجا میروم و برای چه ؟ بلکه هر کدام\nما بچشم خود میبیند که در هر ثانیه\nکه براین عالم میگذرد ملیونها مخلوق\nنیکو کار با ک دل با ارمان سپرد خاک\nمیشوند ، وملیونها ظالم خونخواربا غرور\nمی میرند . که اولیها نیکی را جزبدی\nودومیها بدی را جز نیکی ندیدند . وعلی\nهذا در هر ساعت عالمهای بی توازنی وغلبه\nشر بر خیز بنظر میا ید . از این رو\nاولین سوالیكه بعد ازاین تصور پیشروی\nانسان میاید همینستكه :\nآیا خاتمه این کائنات بر انتظام وبر\nجمال همین خواهد بود » ؟\nودر پیدا شدن همین سوال سعادت\nیا شقاوت انسان شروع میشود . ولی\nطبیعی استكه جواب آن :\n\nنى !... وهذا رائ فی ... ! میباشد .\nزیرا هر خورده وبزركت این عالم\nبل هر ذره از ذره های آن کمال نظام\nودقت . منتهای جمال ورو نقرا نشان\nمیدهد . البته در نزد قدرت عظیمیکه پیدا\nکردن این همه نظامها ورو نقها آسان\nبود حل کردن این مشکله که خوردتر\nاست یعنی توازن دادن بین خير وشر\nباید از همه آسانتر باشد : بلکه آن قدوت\nعظیمیکه آفتابها باین عظمتشان ومهتابها\nباین جمالشان . وستار گان با ین تعداد\nشان . و آسمانها باین فراخیشان بالاخره\nتمام کائنات با همه موجودا تشان ذره\nموی از نظام وخواصیکه برای آنها تعین\nفرمود تخلف کرده نتواند ، البته این\nبشر ضعیف پارهــا عاجـز تر از تمرد\nوعصیان خواهد بود .\nبلکه دراین کائنات عظیمیکه هيچ ذره\nولو ساده آن بی خاصیت وبدون فایده\nیا سببی خلق نشده است ، نمیشود که این\nمخلوق عجیب و پر رشک که اهمترین رتبه\nهای مخلوقات را اشغال کرده است\nیعنی انسان بی سبب و بی فایده یا بامر و بی\nبا خلق شده باشد . و این خاتمه ظاهری\nکه آنرا مرگ مینامیم خاتمه حقیقی نه\nظالم و نه مظلوم خواهد بود . والبته\nاین سلسله موجوده آن که نقصش نمایان\nاست حلقه دیگری برای خاتمه وتوازن خواهد\nداشت . زیرا هرآچند تعمق کنیم می بینیم\nکه تمام مظاهر حیات بشری عبارت از\nيك سلسله ابتدائیات است . وهر چیز و"}
{"book": "adl0789", "page": 692, "text": "صفحه ٣\n( شماره ٢٧ )\nمجلد پنجم\n\nهر ولنگ در حیات بشر موجود است الا خاتمه . پس برای تکمیل شدن آن ابتدائیات و برای پیدا شدن خاتمه باین سلسلۀ دراز بشر ، باید حلقۀ دیگری باشد. باینکه همیشه وقوع حادثات توازن خیر و شر که باصطلاح خود آنها را (عدالت غیبی مینامیم) و دائماً فکرها را مبهوت میسازد داشتن ایمان را ببودن يك حلقهٔ دیگری بعد از این عالم قویتر میسازد . و چنانچه در هر نوع گفتیم اندازه سعادت و اطمینان انسان در این عالم بسته باندازه یقین داشتن است با این حقیقت . و بیچاره کسیکه دل او این ایمان یا یقین را نداشت در کمال شقاوت و بدبختی دوره این حیاترا طی خواهد کرد . و که میداند که در آنعالم بچه حال خواهد داشت ، زیرا بیچاره آلوقت بيك حقیقت خیلی تلخی دچار میشود که تمام این کائنات پر انتظام ، و موجودات پر جمال را بنظر او منفور خواهد ساخت و چه تلختر از این نتیجه باشد که انسان مصایب والام و مظالم و فجایع این عالمرا بی خاتمه و بی درمان ببیند ... اما تنها و تنها چیزی که همه سرور و مظالم عالمرا بنظر آسان بسازد ، و هر درد و پریشانی را اطمینان و تسلی ببخشد تنها ایمان داشتن بعالم آخرت خواهد بود . گویا سعادت در این حیات بسته بایمان است .\nولی کدام ایمان ؟\nنه همان ایمانی که پدر یا استاد در من پیدا کرد . و خیلی خوشبخت هستم که عوارض حیات و مطالعات زندگانی مرا بتبدیل آن موفق نمود . بلی ! بتبدیل نه بترکت آن زیرا اگرچه هر دو يك ايمان است ، ولی فرق بزرگیکه دارد همینستکه آن ایمان بیم بود و این ایمان امید . و معلوم استکه من حیث لذت و اطمینان و تسلی چقدر فرق بین هر دو ایمان است ، یعنی میخواهم بگویم که از آن ایمان دل من مرتعش و منقبض و افکار من محدود و خوفناك ولی از این ایمان دل من آرام و مطمئن و افکار من آزاد و روان حتی امیدوار است گویا در انوقت اگر چه مؤمن بودم ولی شقی اما کنون مؤمن هستم خیلی سعید .\nو چون میدانم که دردمندان من ، یعنی کسانیکه در دور طفولیت درس ایمان را بمانند من گرفته اند بسیار است ، از این رو بی مورد نخواهد بود که قسمهٔ آن درسهای خود را نقل کنم ، تا مرا دیگر از ذکر کردن این خاطره دارم واضحتر گردد .\nبلی در جملهٔ سعادتهای که پدرم برایم سنجیده بود درسهای ایمان است . ولی راست بگویم ، اگرچه در حسن نیت آن مرحوم شکی ندارم - که آن درسها با خیلی مشووم بود ، چه مرا مدتی از تمتع بلذت واطمینانیکه ایمان دارد محروم گردانید . اينك تفصيل اولین درسی که از ایمان به آخرت گرفتم تا جاییکه رعایت وقت خواننده و توضیح مطلب اقتضا میکند ، مختصراً مینویسم .\nدر عمر ٩ ساله بودم روزی صبح از خواب برخو استه تمام خانه را ولوله و گریان و چهره ها را نشان غم و مصیبت گرفته بود . طفل بودم و از شیرینیهای طفولیت خواهد بود که سبب را ندانسته باز صمیم دل شريك غم و شادی دیگران میشود . منهم سبب را نفهمیده و نپرسیده بولوله آمدم . بلکه صادق تر بودم زیرا دیگران تنها اشك ميباريدند اما من فغان انداخته بودم . چند روزی باین حال گذشت طبعاً از همه خسته تر شده بودم چنانچه خاصهٔ طفولیت است چیز سرته مادر علاجی برای تخفیف این خستگی نداشتم . ولی در این چند روز هر چه بالیدم پیدا نبود . از هر که میپرسیدم جز ریختن اشك جوابی نگرفتم . حالا که ما در نیست از حیث شفقت روی پدر آمد . بعد از سوال زیاد آن مرحوم روزی [شاید ناخواسته] بمن گفت که مرد.طبعاً سلسلهٔ استنطاق خود را دراز کردم تا بدانم کی میآید ؟ او هم شاید بخیال مشغول ساختن فکر خود سوالات طفلانهٔ مرا ذریعه گرفته و از حقیقت مرگ که هر کس مردنی است . و بعد از این دنیا عالم دیگریست که همه یکجا میشویم بیان داد . در آنجمله طبعاً فلسفهٔ نیکی و بدی ، یا عذاب و مکافات هم آمد . ولی چنانچه گفتم این درس شومی بود . زیرا در آن سلسله از رنگ های عذابهای آخرت که انسانهای قوی هیکل و پر دلرا بلرزه میارد ، چه حال که بمن طفل برسد ، شنیدم . ومختصر از تمام قصه این را فهمیدم که ما برای این پیدا شدیم که این عالمرا در عبادت و ترس از خدا طی کرده و در آنجا برویم تا نيك وبد ما را در ترازو تول کرده در مقابل هر بدی که از ما صادر شده"}
{"book": "adl0789", "page": 693, "text": "( مجلد پنجم )\n( شماره ۳۷ )\n( صحنه ٤ )\n\nيا باشد عذابهای که مخیله بشر از آن مؤلمتر\nتصور کرده نتواند بینم ( ابی تو به )\nگویا محبوترین مخلوقيکه دوستی را بمن\nیاد داده بود یعنی مادرم در آنجاوقت تا\nنيك و بد او در ترازو گذاشته شود و\nبمقابل هر بدی یکی از آن عذاب های که\nاز شنیدن آنها هنوز لرزه دارم خواهد دید.\nدر آنوقت که بحضور پدر ایستاده\nواین حقیقت خیلی مولمرا میشنیدم طفل\nبودم چیزیکه یاد ندارم رویا بو شنیدن\nمانمی اصدم بود ، از این رو ، بود که\nخاتمه این درس پر خوف من فقاق تدی\nگردید . یا عتش از که الفاظ نا شایسته\nاز قبیل اعتراض وتنหيديكه در خاطرم\nگذشت بیان کرده بودم ، ولی در\nآن حینیکه دردهای مادر را در وقت\nتول کردن تو لك ویده فکر میکردم این\nفقاق رسید وفکر را معطل کرد، بالعوض\nمجبور شدم آنچه را که پدر گفت یقین\nکنم . زیرا فهمیدم که فکر کردن\nدر این موضوع فقاق پدر را موجب\nمیشود گویا این لقطۀ یقین بود حالا مطا\nلبی که بعد از این قصه درد هند من شده\nاست فهمیده باشد که من چرا آن درس\nاولی را شوم قرار دادم ، زیرا این فقاق\nکه موجب یقین شد در آن دقیقه که در\nروی من خورد جولان فکر مرا محدود\nساخت و باز از آن دقیقه فکر من در هر\nچیز نشو ونمو طبعی خود را گرفته و\nوسعت یافت الا در دایرۀ ایمان که بهمان\nدرس ابتدائی محدود ماند . زيرا التهاب\nآن بصورت مخيف گذاشته شده بود .\nولی اگر تنها همین حادثه میبود شاید\nعوارض زنده گی وتبدلات روزگار\nقراری که خاصیت دارد اثرش را میبرد .\nاما بد بختیانه در جمله دوستان پدرم معلم\nدینیات مدرسه بود ، که طبعاً در\nملاقات اولین خود سفارش لازم را برای\nتحكيم معتقدات من داد ، وشايد معلم من\nاین سفارش را دلیل ضعف موجبات خود\nدانسته بود زیرا در اولین ساعتیکه در\nاطاق درس آمد ، مرا خواسته ودو\nسوالی از معلومات من را جمع بعالم\nابدیت رسید . البته این سوال او درد\nهای گرانیک که از تصور حالت مادر مسکین\nدر مقابل آن ترازوی بیم ناك كه پدرم\nحکایت کرده بود بیدر میان داشتم ، واز ترس\nکوشش فراموشی میکردم بشور آورده\nو اگر چه جواب عبارت از همان معلومات\nمولم پدر بود ، ولی این مانع نمیشد از\nاینکه لهجه درد ناک مرا بپوشاند . زیرا\nجواب های من تمام نشده بود که فلکه\nدر بین آمد ، ومعلم سخن مرا قطاع\nکرده گفت با ادا ایمان پر یقین در تو\nپیدا شود ، کار آن یقین را همین فلکه\nپیدا خواهد کرد، و پاهای مرا\nبست . گویا آخرت نزعه عذابی بنام آن\nدیدم ، وبحساب استاد خود هم یقین مطلق\nداشتم ، زیرا فی الحقیقت پر یقین تر از عذاب\nآخرت در من معتقدی نبود ،\nاین گویا نمونه از سلسله درسهای عالم\nابدیت بود که باید مرجع امیدم باشد\nکه از تفصیل گذشته تنها نتیجه را\nبگویم : در خیال من ، پیشتر و مدهشتر ومولمتر\nوالحاصل پر عذابتر از عالم ابدیت چیزی\nخالق نشد . لاچار غیر از انکه از نام آن گریزان\nشوم ، وسعي کنم که آنرا فراموش کنم\nدیگر چاره نبود . اما از طرف دیگر\nمجبور بودم که تسلیم داشته باشم . زیرا\nقرار گفته استاد که فقاق و فلکه در من\nیقین پیدا کرده بود . ولی پانها من\nفهمیدم که آن تخمین استاد غلط بود، زیرا\nوقتیکه تبدلات آن فلکه و آن فقاق و آن\nپدر خوش نیت و آن استاد را از بین برد من\nمانده و این عالم ؛ وروز گار پرده ها وقضایای\nاین کائناترا از رویه ی نظرم میگذشتاند\nوالام حیات چه در خودم و یا در خوا ملیکه\nاطراف من بود مأيوسيت وبد بيني و نفرت\nرا بعالم راه میداد . هیچ آن تعلمیات ناقص\nو آن يقينيكه موجبش ( فلکه ) بود\nاین دردها را نتوانست تخفیف کند . و\nدر نتیجه ( معذور هم بودم ) که در عالم\nمدهش اشک و بدبيني ، مايوسيت ميافتادم .\nپیشروی من درد و مصايب ، مظالم و آلام\nومعاها ، مستقبل تاريك ومشكوك ونا معلوم\nواقعاً مرحله مدهش بود که طی کردم .و\nبدتر اینکه همان ایمان میراثی هیچ در تسکین\nاین مشکلات باری نمتوانست . زیرا\nایمان من بهمان دایره خورد یک روز\nاول پیدا شده بود محدود مانده ، و چیزیکه\nآنرا تا ئید یا قوی میساخت دلیل ناقص"}
{"book": "adl0789", "page": 694, "text": "( شماره ۲۷ )\n\nاستاد ( یعنی فلکه ) بود . ولی حالا که\nفلکه رفت گویا آن دلیلی که ایمان را تقویت\nمیداد هم گذشت . گویا هر چند که\nدر میدان حیات پیش میرفتم ومعمانی\nو قضایای زندگی و معماها وسعت پیدا میکرد\nآن ایمان محدود نمیتوانست این دایره\nوسیعرا روشن و این دل پریشان را مطمئن\nبسازد .\nو این افسانه مختصر نمونه از درسهای\nتلقین ایمان استکه به اولاد های خود درس\nمیدهیم . در حالیکه قرار بیان اول\nما که اهمتر از ایمان بآخرت برای سعادت\nو اطمینان در حیات ذریعه و بر هانی نداریم. وباید\nمحبوبترین چیز در این عالم تذکر آخرت\nباشد . زیرا هر قدر که این تذکر شیرین\nو دلچسپ باشد همانقدر علاقه ما برای\nآماده شدن برای خیر زیاد خواهد بود\nو باید پر اعتناترین درس ما برای اطفال\nهمین درس ایمان به آخرت باشد. [ اما\nنه بهمان طرز و لهجه بیم ناک که طفلرا\nمجبور بفراموشی آن عالم بسازد . زیرا\nطبیعی است انسان هر چه را که خوش\nنداشته باشد کوشش میکند که از خود\nدور کند . بلکه بچنین طرزی که آن روز\nمحتوم یا آن عاقبت لابدی که برای\nتوازن و احقاق حق است در نظر طفل\nمحبوب باشد . تا هر قدر که دایره حیات و\nوسعت بیابد . همانقدر جولان فکری\nاو در حدود ایمان وسیعتر شود . و هر\nقدر که معماها و اسرار کائنات در پیش\nروی نظرش تاريك شود، و هر قدر که\nقضایای عدم توازن عدل و ظلم در این\n\nعالم میبیند همانقدر بتواند از ایمان\nخود تسلی و تسکین و هدایت و اطمینان\nبگیرد. و بنظر من این اهمترین بحثیست که\nباید در اطراف آن غور کرده و برای\nطرز تلقین ایمان حسب مراتب عمر ها\nمعلوماتی گذاشته و آنرا برای نشر شدن\nآماده سازیم . و بعامه و خاصه خود\nبرسانیم . زیرا اگر بخواهیم که اولاد\nما در این عالم حیات بی تذبذب و پر\nاطمینان بگذرانند باید ایمان صحیح برای\nشان پیدا کنیم . و اینرا باید معتقد\nبود که ایمان موروث . و ایمان که از\nروی عادت باشد هیچگاه قوت روشن\nساختن تاریکیها و معما های این حیات\nرا ندارد .\nاین راجع باطفال بود اما در خصوص همدردا\nنیکه درس ایمان را همیچه من تلقین شده اند\nیعنی تنها ز راه تخویف و تهدید یاد گرفتند و طبعاً\nدایره ایمانشان بهمان حدودیست که در\nزمان طفولیت بود يك تجربه خوردی که\nعرض کرده بتوانم همیست که تا اندازه\nمقدور خود را از اثر همه تخویفاتی که\nدر طفولیت کسب نموده اند رهانیده\nو سر از نو ایمان متینی از راه تعقل و\nتفکر پیدا کنند . و من از روی تجربه\nخود یقین داده میتوانم که از این طریقه\nفایده بزرگی برده میتوانند و حتماً\nبيك یقین صحیح که موافق ذهنیت خود\nشان است خواهند رسید . زیرا در هر\nذره و هر نظام و هر حادثه از حوادث\nاین کائنات آنقدر دلایل و اشارات\nموجب یا مساعد بایمان است که هر ذی حس\n\nباندازه احساس خود از آنها ذخیره برای\nتقویت ایمان خود گرفته میتواند\nولی بشرطیکه فکر خود را از هر اثر\nتخویف و تهدیدیکه در طفولیت از راه\nفلکه شنیده باشیم رها بسازیم .\nمیدانم يك حصه مکرر دیگرانم نمیخواهم\nکه ناگفته بماند و آن همینکه راز هر\nشقاوت و درد و تالم در این حیات راجع\nبستی ایمان است . و هر قدر که بتوانیم\nایمان ای پر یقین پیدا کنیم همانقدر بشر را\nاز شقاوت در این حیات دور خواهیم\nساخت :\nولی آن ایمان فلکه و ایمان میراثی !\nهیچ برای سعادت حیات بدرد خورد نمیتواند.\nو برای صاحب خود لذتی ندارد . غیر از\nایمان برفیتیکه حسب ذهنیت افراد و بر\nطبق مقام عقایشان باشد و برای حصول این\nچنین ایمان صحیح غیر از اینکه افکار را\nبرای مطالعه اسرار کائنات آزاد بگذاریم\nدیگر چاره نیست . و اگر حیات مساعدت\nکرد مقاله های مطول از این الهاماتی که در\nدر نتیجه تحقیقات و مباحثات مطالعات\nآزادنه و اصول علمی در اسرار کائنات پیدا\nشده است برای خوانده گان خود تقدیم\nخواهیم نمود .\n\n***\n\nحالا بیائیم در موضوعیکه این خاطره را\nبیاد من آورد : طبعاً مطالعين خبر دارند\nکه در جمله امور یکه محافل علمی دنیا را\nاز دیر مدتی مشغول تدقیق ساخته است\nمسئله اتصال بعالم ارواح و امکان مفاهمه\nکردن با آنهاست ، که این مبحث تقریباً"}
{"book": "adl0789", "page": 695, "text": "صفحه ٦\n(شماره ٣٧)\nمجلد پنجم\n\nاز سنه (١٨٤٨) میلادی روی کار شده . و از وقتیکه این قضیه پیش آمد علمای مدقق برای تحقیق این قضیه برآمده و تا امروز همین موضوع مدار بحث است . و روز بروز حوادث میمیکه امکان مفاهمه کردن با روح مردگان را ثبوت کند بوقوع پیوست .\nو شاید مهمتر چیزیکه نه تنها در حل این قضیه بلکه در حل خیلی مشکلهای علمی با مدققین صحیح كمك كردحوصله فراخ علمی آنها باشد :\nکه نه مؤمن و نه منکر یکدیگر خود را نفاق و فلتکه بر داشتند . بلکه هر کدام جهت مقابل را با حوصله عالمانه تلقی و استقبال کرد یعنی هر کدام جهت مقابل را از راه رسیدن بحقیقت گرفت . و این حوصله علمی اهمترین ذریعه رسیدن بحقیقت شده میتواند زیرا قاعده معروف عوام است که در بحث جنگ کردن دلیل جهل است . از این رو با وجودیکه از کشف این مسئله قرار مفهوم امروزی ٨٣ سال گذشته است اما هنوز منکر و مؤمن موجود است . يعنی يک طبقه براین عقیده هستند مجرد یتکه روح جسدرا گذاشت در این عالم لا يتناهی منحل میشود . ولی فرقه زیاد علما ثبوت کرده توانستند که روح بعد از انفصال از جسم موجودیت خود را داشته و در یک عالمی غیر از این عالم هستند . تا اینکه مسئله امکان مفاهمه با ارواح پیش آمد و حوادث زيادي از اين مفاهمه بوقوع پیوست . واین حادثه را که ما بصدد\nنقل آن هستیم یکی از حوادثیستکه باین نزد یکیها بین محرر مجله الهلال مصر و روح پدر او بوقوع پیوست . اینک حرفاً آنرا نقل میکنیم :\n\nسر محرر هلال پیش از اینکه تفصیل جلسه های مفاهمه کردن با روح پدر خودش را بنویسد يک تمهید مختصری نوشته است که ما مفاد بعض نکات آنرا در اینجا مینویسیم :\nآیا مردن جسم خاتمه هر چیز است ؟\nو یا اینکه بعد از انفصال روح از جسم حیات مستقلی درگیر را گرفته ، و تذکارات زندگانی زمین خود را داشته میباشد .\nباز بفرض وجود ارواح اگر بگویم ، آیا میتوان با آنها اتصال یافت و با آنها مکالمه نمود؟ این از مسائلیست که فکرها را از قدیمترین زمانه ها متحیر ساخته است . که خودم در تحقق این مسئله مدتی مصروف شدم ، ولی دیری دوام نکردم که آن تحقیقات را وا گذار شدم . زیرا دلايل ويرا هيچكه بتواند مرا قانع بسازد . يامرا در يك موقف صريح برای فیصله برساند یافته نتوانستم .\nاین قضیه را سالها وا گذار شدم تا اینکه در این اواخر یدیدن بعض مشاهدات موفق آمدم که اثر شدیدی در نفس من داشت . و باز مرا مجبور بتحقيق وتعمق در این موضوع وادار نمود و آیا مهمتر یا پر قیمتر از این موضوع دیگری خواهد بود ؟\nو محرر مذکور در آن تمهید يک\nسلسله از بیانات شك ويقين ، وخودداري که در فیصله ین چنین قضیه های مهم باید نمود بيان كرد چنانچه در آن تمهید میگوید :\nواينرا بايد بگويم كه از حالا هیچ فیصله قطعی در این قضیه ندارم ، ومدعی نیستم که بتنايج قطعی رسیده ام . وهنوز میدان بحث و تحقق فراخ است . وشايد سالهای دیگر بگذرد ويك فيصله قطعی پیدا نشود . اگرچه فریق بزرگی از علما ومفکرین ، دراین موضوع يقين پیدا کرداند ، که از آنجمله سراولیفر لودج ، سر وليام كروكس . وسر وليام بارت واستاد شارل ريشه . ولو بروزو ، ورسل والس ، وفلا ماريون . ووليم جیمس وغیره . که صفحات ما گنجایش ندارد برای ذکر کردن نام تمام علمایکه در بی غرضی و اخلاص باهمیت ایشان شکی نیست و در این موضوع بحث میکنند و نیز مقام سامی وشهرت علمی دارند وهمه بموجوديت يك عالم روحانی که فکر بشر از درك آن قاصر است اعتراف دارند\nو در یکجای دیگر میگوید :\nمهم اینستکه انسان دراین میدان بک مسلک علمی مانند علما یکه بک موضوع نورا زیر بحث میگیرند برای خود اتخاذ کنند . يعني نه در انکار تعمد وضد کند و نه تسليم مطلق داشته باشد . بلکه ذهن خود را از هر تاثرات ماضی خالی ساخته ( تعمق وتدقیق نماید ) ... حالا از باقي تمهيد بگذریم که همه ازاین قرار است . و شروع بذکر صورت انعقاد جلسه هاي مفاهمه با ارواح ، ومذا كراتيكه"}
{"book": "adl0789", "page": 696, "text": "صفحه ۷\n(شماره ۳۷)\nمجلد پنجم\n\nبین امیل زیدان صاحب این مقاله و روح پدر او و چند روح دیگر واقع شده است بیانیم، عینا قرار یکه او مینویسد\n**\nاثنای چند هفته که در تابستان گذشته بلبنان میگذشتاندم با بعضی از دوستان خود برابر شدم و قصه های زیاد از کامیابها یکه در متصل شدن با ارواح مردگان برایشان پیش شد بمن نقل کرده، و ضمنا خبر حرف زدن با روح چندین نفریکه از آشنایان بوده و وفات یافته اند و در آنجمله روح پدرم ود گفتند. و در این مبحث یکی از آنها گفت بیقین دارم که از صحت این نقل ما شک داشته باشی. و در این شک خود شاید حق بطرف باشی. ولی بیا در جلسه های ما شريك شده و بعد از آن در این مسئله فیصله خود را ببین. شاید ما بازی خورده باشیم، یا اینکه حقیقت بر ما پوشیده شده باشد، اما بهر حال در این شکی نیست که تجربه های ما در اتصال با عالم ارواح خیلی مظاهر پر حیرتی دارد.\n\nمن هم در جلسه های این دوستان حاضر شدم. و فعلاً در تعلیل مشاهداتیکه دیدم خیلی بمن حیرت پیدا شد. حتی اینکه در جلسه های اول نتوانستم هیچ یادداشتی از مشاهدات خود بگیرم زیرا مبهوت وقایع بودم. ولی در تجربه یا جلسه های آخرین خیلی مذاکره هارا نوشتم که بعض آنها را آنجا مینگارم. و اینرا باید بگویم که من تنها آنچه را\n\nکه بچشم و شخص خود دیدم و تحقیق کردم مینویسم. اگر چه این دوستان من از مدت یکسال استکه در این تجربه های خود مصروف هستند و برای شان خیلی اموری پیش آمد که موجب دهشت شنونده میشود، چه سال رسید یکسانیکه هان امور را بچشم دیدند. و اگرچه از صدق قول این رفقای خود متیقن هستم. مگر باز هم میخواهم تنها حوادثیرا که بچشم خود دیدم متذکر شوم :\n\nطریقۀ شان که برای متصل شدن با عالم ارواح استعمال میکنند از قرار آتیست: -\nبر يك لوحۀ چار کنج سنگ مرمر حروف ابجد را قراریکه در این شکل مرسوم است مینویسند.\n\nا ب پ ت ث ج چ ح خ\nد ذ ر ز س ش ص\nض ط ظ ع غ ف ق\nک گ ل م ن و ه ی\n\nو در وسط همان تخته سنگ (X) پیاله که به آسانی لغجیده بتواند یعنی حرکت کند میگذارند، و دو نفر از وسیطها (مراد همان اشخاصیکه میانجی بین روح مرده و شخص مخاطب میشوند) نشسته و هر کدام يك انگشت خود را در پیاله میگذارد آنوقت شخص یا اشخاصیکه میخواهند با روح کدام متوفی حرف بزنند\n\nنام او را یاد میکند باین صورتیکه (میخواهیم روح فلان را) و این طلب کردن خواه مستقیم و یا بذریعه کدام روح دیگری که پیشتر با او مکالمه شده باشد. و اگر مطلوب یافت شد آنوقت هر دو نفر وسیط که شعیر خود آنها را میانجی نامیدیم و انگشتهایشان در پیاله است حس میکنند کدام قوتی دستهای ایشانرا حرکت میدهد. آنوقت سوالها علناً بطرف روح گفته میشود. و جواب آنها بذریعة حرکت کردن پیاله از يك حرف بديگر حرف دریافت میشود، مثلاً اگر جواب روح (بلی) باشد. اولا پیاله با انگشتان وسطها بطرف حرف (ب) بعد ازان بطرف حرف (ل) بالاخر بطرف حرف (ی) آنوقت میتون فهمید که جواب روح (بلی) میباشد. و همچنین تمام عبارتها...\n\nباز خوانده را ملتفت میسازم که تسرع را بمن نسبت نکند. و نه که در این بیانات خود کلمة روحرا استعمال میکنم. در حقیقت مراد من همان مظاهریستکه برای بیننده ظاهر میشود و شاید تعلیل دیگری در بین باشد. اما من در اینجا تنها وضعیت ناقل را بخود میگیرم :\n\nاین يك بيان مختصری بود راجع بطريقة که بذریعه آن میتوان با روح مفاهمه کرد و چیزیكه در اینجا اهمیت دارد همینکه هر دو میانجی (وسیط) در حرکتهای دست خود مخیر نیستند، چنانچه در این باب قناعت کامل برای شخص من حاصل شد"}
{"book": "adl0789", "page": 697, "text": "صفحه ٨\n(شماره ٣٧)\nجلد پنجم\n\nو بیچیذن وسایل که بیان آنها مطول است تحقیقات خود را در این باب نمودم . از آنجمله از هر دو میانجی خواهش کردم که پشت خود را بطرف تخته سنگ بگردانند . و کلکهای خود را در پیاله داشته باشند . اما با وجود اینهم جواب سوالات من بطور صحیح وبدون خلل داده میشد . گویا باوجود یکه هر دو وسیط چشمان جزو فرا نمیدید اما باز هم دستهای ایشان با پیاله بطرف حروف حسب ترتیب کلماتی که روح جواب میداد بایک قوه خارج اراده و تدبیر خود شان برده میشد . اینرا هم علاوه میکنم که خیلی سوالات من از اموری بود که هر دو وسیط از آنها اطلاعی ندارند . حتی بعضی سوالها کردم که تمام حاضرین مجلس حتی خودم اطلاع نداشتیم . و در میان کاغد قیقات کردیم جوا بها قرار واقع بود\nاخيراً اینرا هم میگویم که این جلسه های مکالمه با روح در یک اطاق عادی که چراغهای برق روشن میشد . و هیچ یک از ادوات زاید و یا مخصوصیکه در دیگر مجالس استعمال میشوند نبود . علاوه بران هر دو نفر میانجی بحالت طبیعی خود داخل کار میشوند . یعنی تنویم مقناطیسی ( خواب مصنوعی ) يا تشنجات عصبی هیچ نبود . چنانچه اینرا هم میگویم که این دو نفر وسیط یا میانجی این مشغله را برای کسب وتجارت نگرفته اند .\nو بحسن نیت و صدق ایشان عقیده دارم .\n**\nاینک شروع میکنم بنقل کردن مذاکره یا مذاکره هائیکه بین من وروح پدرم تا اندازه که ممکن باشد یعنی همان قسمتهائیکه میتوانم آنرا نشر کنم :\nدر جلسه های اول از روح پدر خود طلب کردم که بمن نشانها بگوید تا متیقن شوم که روح پدرم با من حرف میزند . بشر طیکه چنین نشانها باشد که هر دو میانجی از آنها اطلاع نداشته باشند : او هم بنقرار مطلوب من نشانهای من گفت . حتى بعض اشخاصهای دیگری گفت که من خبر نداشتم وتوصيه نمود که والده خود را بانها متذکر بسازم چنانچه وقتیکه بوالده خود نقل کردم آنها را تایید کرد .\nو در ذیل این مذا یک مذاکره خود را با روح پدر خودم نقل میکنم . چنانچه میگویم که جوابها مطابق سوالهای من سلیس و واضح میامد :\nبعد از یک مذاکره که راجع با فراد عائله و دیگر خصوصیات تعلق داشت من پرسیدم :\nمن : میخواهم یک مقاله راجع بعالم ارواح ومفاهمه کردن با آنها بنویسم ، آیا با من در این اقدام كمك ميكنى . وتفصیل میدهی که چگونه روح از جسد مفصل میشود . و ارواح چه زندگی دارند ؟\nروح پدرم : وقتیکه روح مسکن زمینی خود را گذاشت ، مدتی تنها میماند و بعد از آن قرار استحقاق خودش ارتفاع و تبديل مقام میکند . در اینجا ٦ مقام است که هفتم آن او ذ ات پرور دگار می باشد . پائترین طبقات پایینتر این اینجا را فضل خدا نرفتم وندیدم ، ولی میدانم که در آنجا از دست عذاب خیلی مؤالم ضمیر هیچ یک آن آرامی نیست .\nمن : تو در کدام درجه هستی ، و آیا بان دفعه رسیدی ؟\nاو : در درجه ششم هستم که بلند ترین مرتبه برای مردم است . در اینجا هیچ عذاب ضمیر یا حزن والمی نیست . بلكه يك حیات آرام و پر سعادتی است . وقبل از این در درجه را طی کردم .\nمن : در این درجه ها چه فرقی است ؟\nاو : هر قدر که مرتبه بلند شود همانقدر عذاب ضمیر کم می شود .\nمن : آیا با کدامی از رفقای متوفای ما برابر شدی ؟\nاو : بلی بسیار\nمن : مثلاً کی ؟\nاو : نعیم شقير ؟ ( و در يك جلسه دیگر یعقوب صروف ، جبران خلیل جبران و بعضی از خویشاوندان را یاد کرد )\nمن : آیا ارواح حرف میزنند ؟\nاو : ارواح جمع میشوند و مفاهمه می کنند . تالف میکنند . اعمال شما ها را می بینیم و بخوشی شما خوش . و بغم شما مغموم میشویم . ولی غم ما نه"}
{"book": "adl0789", "page": 698, "text": "( صفحه ۱ ) شماره ٣٧ مجله نجم\n\nمانند غم شماست که در زمین مغموم ندارند ارواح همیشه دوستان خود را میکنید ؟\nمیشوید . زیرا در اینجا هیچ موجبی از مرافقت میکنند واعمال آنها را می‌بینند. او : البته هر کس عین صفتها را که\nغم نیست ؟ داشت در اینجا داشته میباشد .\n( در یک جلسه دیگر )\nمن : پس غم شما چه رنگ است ؟ من : عاقبت مذاهب بعد از مرگ\nاو : تا با غم شما را متحسس میشوم . من : در جلسه گذشته مرا معلوماتی چیست ؟\nمن : آیا مانند گدا میشناسید ؟ از عالم ارواح دادی آیا میخواهی که اقوال او : هر کس از روی اعمال خودش\nاو : بلی . خود را در این موضع تمام کنی . ؟ جزا می بیند .\nاو : من اندازه تعجب خواهند کردرا\nمن : در این نزدیکیها مجلة الهلال من : فرق مذاهب ؟\nسال ٤٥ میرسد آیا میل داری که برای وقتیکه نام مرا بخوانند میدانم . ولی باید او : ایمان بخدا وند ذریعه خلاصی\nخوانندگان چیزی بگوئی : تعجب ایشان بعد از این رفع شود . است .\nاو : بنویس : عمر خود را برای و میگویم من جر حی زیدان هستم حیات من : فرض کنیم کسی بخدا ایمان\nپیشبر مجلة الهلال گذاشتم . و وقتیکه ابدیت را برایشان یقین میدهم ، و میگویم ندارد . ولی پر از سؤ نیست ؟\nمیمردم خیال کردم که بر حال خود برای کسانیکه مرا شنیدند دلایل کافی او : باید معتقد شود .\nخواهد ماند ؟ ولی . . . اینکه پیش کردم . و ایشان را بخرهائیکه من : ولی شاید عقلش او را باین\nمی بینم بیش از حد و دیکه انتظار داشتم فراموش شده بود متذکر ساختم . نتیجه بدون اینکه تعمد و قصدی کند\nرسیده است . [ امیل ! اینجا خیال و از آنها تمنا دارم در این چیز هائیکه رسانیده باشد .\nخواهند کرد که این يك مخابله از پدر گفتم تعمق کرده و برای دیگران تا کید او : اگر پیدا شود کسیکه او را\nبه پسر اوست . ولی میخواهم بنویسی که کنند که ارواح زنده وموجود ابدی بدا نماند هنوز هم بر عقیده خود میماند .\nمن مجلة هلال فخر میکنم . وبدان که خواهند بود . و اعمال ایشان را می بینند . من : و بت پرست ؟\nروح من همیشه مرافق باشما خواهد بود . وعذاب عظیم است برای کسانیکه از او : هلاك است .\nمن : معلومات دیگری از عالم خود این عالم ابدیت انکار بیارند ، زیرا لذت من : فرض کنیم نام خدا را نشنیده\nجمع شدن و مکالمه با دیگران را محروم باشد ؟\nبمن بده ؟\nخواهند شد .\nاو : بعد از تمام شدن حیات انسان او : اگر ایندآ هیچ نشنیده باشد\nدر روی زمین . حیات علوی یعنی من : چگونه ارواح با هم مفاهمه میکند چیزی او دوام نمیکند و انتقال او قریب\nزندگانی لایتناهی او شروع میشود . وحرف میزنند . انتهائیکه لغات غير میباشد .\nو در اینجا با اینکه زندگانی آرام از یکدیگر در زمین داشتند . من : آیا میتوانی از اوصاف خالق\nو پر سعادتی خواهد بود . و با اینکه او : همه ما در اینجا با هم تفاهم چیزی بگوئی ؟\nدوزخ اتمام معانی انست . واین از روی میکنیم ولی قطعاً در اینجا حرف زدن او : هنوز هیچکدام ما او را ندیده\nاعمال همان شخص میباشد . حیات ابدی نیست . بلکه بذریعه قرائت افکار . است .\nو آخرت موجود است و در آن هیچ یعنی مفاهیم جه بدل يك ديگر من : آیا او را خواهید دید ؟\nشکی نباید داشت . و شقاوت يا عذاب ما میگردد . او : بلی ، البته چنین بها وعده داده\nمن : آیا روح زن را از مرد تفریق شد .\nعظیمیست برای کسانیکه بآن عقیده"}
{"book": "adl0789", "page": 699, "text": "صفحه ۱۰\n( شماره ۳۷ )\n( مجلد پنجم )\n\nمن : آیا مستقبل را میدانید ؟\nاو : نباید بگوئیم .\nمن : یعنی مراد تو كه مستقبل را میدانید ؟\nاو : میدانیم لکن نه هر چیز و نمیتوانیم بگوئیم .\nمن : چرا ؟\nاو : چنین میامرند .\nمن : حیوانات هم آیا روح دارند ؟\nاو : بلی مگر جایشان نیست .\nمن : پس کجا میروند ؟\nاو : در فضائی نمیدانم کجا و از آنها خبر نداریم .\nمن : شما کجا میباشید ، آیا کدام فراغ معین را اشغال میکند ؟\nاو : البته و از زمین خیلی دور است و ما نمیدانیم که چیست یا کجا ؟\nمن : غیر از ما کسی با شما کوشش کرد که حرف بزند .\nاو : شما اولین کسی هستید که ما را خواسته باشد . و فهمیده میتوانید که تا کدام اندازه تعجب کرده باشیم . و در اول نمیتوانستیم با شما مدت درازی حرف بزنیم . ولی حالا روح ما و شما متالف شد . ( بقیه دارد . )\nاین یکی از حوادث تحقیقاتیست که راجع بوجود عالم ارواح و ابدیت آنها مینمایند و در شماره های آینده انشاء الله تاریخچه این تحقیقات را تا جاییکه رسیده اند از ابتدا مینویسیم .\nمحی الدین انیس\n\nخبرهای خارجی\n\nرویتر\n\nوضعیت مالی انگلستان\nلندن ۲۳ جنوری ـ افکار دهی مکدو نالد ( رئیس الوزارء انگلستان ) از ملاقات لاوال ( رئیس الوزراء فرانسه ) و فسخ مسافرت سر جان سائمن به جینوا ، وهم چنان منصرف شدن تمام اعضای کابینه را از مصروفیات اجتماعی در دوائر سیاسی عبارت از علائم ظاهری اختلاف شدید اعضای کابینه را راجع به پالیسی مالی میدانند . بنابران بر جلسه کابینه که صبح روز جمعه عقد شده بود اهمیت فوق العاده میدادند . و می گفتند این يك مسئله خیلی بحران آمیز است که حکومت ملی بدان گرفتار آمده است . و در عین زمان يك امتحان دپلوماسی است که اگر حکومت از افتراق طرفداران خود جلوگیری کرده بتواند در مقابل عموم میدهد . در خاتمه جلسه طویل کابینه بصورت رسمی بیان نموده شد كه راجع به پیش نهادات كميته مالى يك فيصله متفقهانه رسیدن غیر ممکن است . اعلامیه رسمی بیان میدارد که به وزرائیکه نمی توانند ، اکثریت راجع به مسئله محصولات واردات و مسایل دیگر موافقت كنند، وهم چنان به رفقای شان آزادی داده شده است كه فکر خود را به وسیله نطق ها و یا گرفتن رای اظهار نمایند .\n\nراجع به ترمیمات\nمکدونالد ، لاوال را برای يك هفته رسماً به لندن دعوت نموده است . رویتر اطلاع حاصل کرده است که حکومت برطانیا توسط سفیر کبیر خود، مقیمینه برلین لاپالدازه که با روپا تصاق دارد توسیع اعلان التوای موجوده را برای يك مدت غیر معین اجازه نموده است مگر حکومت جرمنی اصولاً ازان انکار کرده است .\n\nفرانسه و المان\nروز جمعه لاوال رئیس وزرای فرانسه در مجلس مبعوثان در بین يك جمعيت زیاد پالیسی خارجی فرانسه را تصریح نمود كه مبنی بر حقوقی است از روی معاهدات حاصل می شود . و راجع به بیانیه ( برونننگ ) و دو موضوع عدم قدرت جرمنی به تادیه قروض ترمیمات بیان نمود که حکومت فرانسه نخواهد گذاشت هيچ يك از معاهداتی كه اسلاف آن قبول نموده اند بر هم خورد . و نیز گفت كه مقررات پلان یونگ را نه میتوان اصلاح نمود . تمام کاری كه کرده خواهد شد اینست كه بدر یعه اعلان التوا در تحصيل مبلغ تخفيفات داده شود .\nمجلس مذکور ٣٠٠ رای مقابل ۲۱۰ اظهار اعتماد نمود، مخالفتی را که از طرف ( هر یو ) تحريك شده بود رد نمود .\n\nاعتصاب در هسپانیه\nپیغام ( لربناون ) مشعر است که در"}
{"book": "adl0789", "page": 700, "text": "(مجله پنجم)\n\n( شماره ۳۷ )\n\nآنجا اعتصاب و اقدامات دیگر انقلابی\nجاریست .\nپیغام مدرید مشعر است که وزیر\nداخله بیان داشته است که در نتیجه\nرسیدن عساکر حرکات اختلالی که در\n( مان ریسا ) وجود داشت رفع شده\nاست .\n\nچین و ژاپون\nنانکنگ ٢٤ جنوری – وزیر خارجه\nچین( ولو جن چنگ ) در عین کانفرانس\nغیر رسمی در بین حکومت و قائدین که\nدران جمله رئیس سابق ( جنگ کی شک )\nو قوماندان جناح چپ ( ونگ چنگ در )\nنیز شامل بودند ، بر هم زدن مناسبات\nدپلوماتی چین و جاپان را تصویب نمود\nو فکر میرود که باو جودیکه در نتیجه\nجاپانی ها بنادر چین را محاصره خواهند\nنمود ، بالآخر این تصویب قبول شود .\nشانگهای - بنا بر ازدیاد مخالفت\nچین و ژاپون در انجا خوف شدیدی طاری\nاست . قوای فعلی جاپانی ها در شانگهای\nعبارت از ده کشتی بحری و یکهزار ملاح\nاست و در عین زمان یکدسته مرکب\nاز ٢٣ کشتی حربی در ( تر از ساس او )\nموقع گرفته است . در صورتیکه وضعیت\nمشکل فعلی رفع نشود ، خوف آن میرود که\nجاپان در تصفیه معاملات از اقتدار خود\nکار بگیرد .\n\nالغای نظام دینی قدیم در هسپانیه\nمیدرید ٢٤ جنوری – زا مورا رئیس\nفعلی هسپانیه اعلانی که نظام جیسوف\n\n( یک نظام دینی قدیمی است ) را در\nهسپانیه لغو می نماید ، امضاء نموده است .\n\nجاپان چین را به گرفتن شانگهای\nتهدید می کند\nشانگهای ٢٤ جنوری – در صورتیکه\nتقاضا آت مختلفه جاپان درموضوع دادن\nاطمینان در باب حمایه جمعیت چین ها بر .\nنفر اشخاص مذهبی جاپان بتاریخ\n٢٠ جنوری بجا آورده نشود ، جاپان\nدر مدت ٢٤ ساعت دیگر شب نگهای\nبزرگ تر را متصرف خواهد گردید\nحالا جاپانی ها بیان میدارند که در\nصورت عدم اطمینان بعض از مقطعات را\nکه در ان شانگهای بزرگتر ـ ، جاپای\nنان تاو ، چاخانه کپا یک تان ، و\nدفاتر بلدی چین شامل می باشند تصرف\nخواهد نمود .\n\nعلاقه مندی امريك\nواشنگتن ٢٤ جنوری – اداره حکومتی\nبه نسبت کشیده گی وضعیت شانگهای\nعلاقه زیادی اظهار میکند . کفیل\nمعین اداره مذکور بیان نمود که قونسل\nامريك در شانگهای اقتدار زیادی دارد\nکه در هر مسئله که پای امريك در بین\nآن بیاید گفتگو و اجرا آت کند .\nپیغام دیگر واشنگتن مبنی است که\nسفیر کبیر برطانیا باداره حکومتی بر\nخلاف پیش نهادی که باره گی در ( سنا )\nتقدیم شده است ، پروتستی داده است\nپیش نهاد مذکور به مامورین اختیار\nمی دهد که بر کشتی هائیکه وارد امريك\n\nمی شوند ، بالاخره اشخاص بحری\nداری نژادی را که برای تابعیت امريك\nمناسب ندارند بکشند .\nپیش نهاد مذکور برای آنست که از\nدخول اشخاص بحری خصوصاً ایشائی\nهائیکه از کشتی می گریزند جلوگیری\nنماید .\n\nانقلاب در سان سلوا دور\nواشنگتن ٢٤ جنوری – يك کروا زور\nبرطانوی و دو کشتی محارب كاما دائی ويك\nکروا زور امريکى بيك مخرب امريكي\nبسرعت بطرف ( سان سلو ادور ) روانه\nشده اند ، زیرا در آنجا انقلاب کمو\nنیستی جاریست .\nو خواهش حاضر شدن کشتی های حربی\nرا شارژ دافر های انگلیس و امريك\nوقونسل ايطاليا نموده بودند .\n\nقروض جنگ\nبرلین ٢٤ جنوری – در بین کمیته\nجرمنی که از مقاد مدیونین نماینده گی\nمی کنند و کمیته دائنین خارجی موافقه\nحاصل شده است . موافقه منطقی که\nبتاریخ ٢٩ فروری ختم شد نیست برای\nيك سال با بعض اصلاحات تمدید شده\nاست . قرض قليل المدت تقريباً ٢٦٨\nملیون ستر لنگ است . موافقه مذکور\nدر بین مسائل دیگر مقرر می دارد که\nدو هزار ملیون مارک نقد كه ببانك های\nجرمنی تقدیم شده است بيك قرض ده\nساله تبدیل شود ."}
{"book": "adl0789", "page": 701, "text": "صفحة ١٢\n(شماره ٣٧)\nمجلد پنجم\n\nاستعفاي وزير خارجه چين\nنانکنگ ٢٦ جنوری ـ ابو چين\nچنگ وزیر خارجه بنا بر انکه حکومت\nچین پالیسی او را قبول ننموده است\nاستعفا کرده است . و ( لورن کان ) سند\nیافته دارالفنون اکسفورد بعوض او\nکار وزارت خارجه را می کنند .\nشنگهای ـ استعفای وزیر خارجه\nازین جهت است که حکومت پالیسی\nو عملیات مستقیم ( مقابل جاپان ) او را\nقبول ننموده است .\n\nمجمع ملل\nجنوا ٢٦ جنوری ـ مجمع ملل به\nحکومت چین و ژاپون احتجاج نموده\nاست که خیلی سعی نموده از اشتعالات\nتازه درها نگهای جلو گیری نمایند ، زیرا\nوضعیت آنجا بنابر مطالب بین المللی خیلی\nخطر ناک و پیجیده است .\n\nانگلستان و هند\nلندن ٢٦ جنوری ـ ( پس پرو کن\nوليعز ) درعین نطق خود در لندن تصویب\nنمود که درمدت ۱۸ روز باید پیش نهادی\nتقدیم نمود که هندوستان را به اقتدار\nمستملکاتی قریب بسازد .\n\nبانگ انگلستان\nرسماً بیان نموده شده که بانگ\nانگلستان تاریخ ول فروری دو قروض\nرا که هر کدام آن پانزده ملیون ستر لنگ\nمی شود و از بانک احتیاط اتحادی\nنیویار ک و بانک فرانسه گرفته است\nمی پردازد و باینصورت استهلاک پنجاه\nملیون ستر لنگ را که در ماه اگست\nجهت مدافعه از ستر لنگ داده بود تکمیل\nمی کند ، این پر داختن بدون تقلیل در\nطلای احتیاطی بانک انگلستان اجری\nخواهد شد ،\n\nجراید انگلیسی وهند\nلندن ٢٦ جنوری ـ امروز صبح اکثر\nروز نامه جات نطق های ( و لنگدن )\nو اسرای هند را در سر مقالات خود\nتحت بحث گرفته اند .\nنیوز کر نیکل ، ظهار عقیده می کند\nکه یگانه چیزیکه قابل تنقید میباشد اینست\nکه نطق مذکور اعضای کانگرس را در\nنظر دارد و این عبارتست از توليد يك\nمحيط طویل و مخالف و نا گواری .\nدیلی تلگراف ، اظهار فکر مینماید که\nنطق مذکور بیشتر از يك ترتیبات حقیقی\nساری اثر دارد وممکن است افکار اکثر\nاشخاص را که در هندوستان و برطانیا\nبه نسبت ، يك پالیسی متانت کارانه برای\nتامین و تاکید اقتدار عامه ، سوء ظنی\nدارند تنویر نماید .\nدیلی میل اعلان مینماید که حالا در\nدهلی فکر و هوش حاکمیت دارد و\nهندوستان بیشتر ازين يك راه وسيع وسهل\nالعبور بطرف افلاس و مخاطرات سیاسی\nقدم فرسا نخواهد ماند .\nمارننگ پوست ، می سراید : هندو\nستا نیهای خوب . همچنان انگلیس های\nخوب سیانتاً لارد ولنگدن وسير سمل\nهور ، سایر مقاومتی که جهت تجدید\nحاکمیت قانون و حفظ حیثت حکومت\nنشان میدهند ممنون می باشد .\n\nمکاتبات\nحرص شدید از مجاعت اکید است .\nکمترین لزائنا ایاست که بخور دنی\nهای چرب وشیرین دل بستگی نداشته باشد .\nبهر اندازه و بمابغی در راه اکل وشرب پوزبند\nواقع شود بهمان درجه اشتها غالب میگردد .\nبتجربه رسیده که در اوقات مفلسی\nهوسات خوردن و آ شامیدن بیشتر مولد طبایع\nاست واز همین رهگذر است که میگویند آدم\nغریب پر اشتها ویا پرخور تر ازدارا است .\nروزه ماه مبارک رمضان هم بگفته بعضی\nها با ستثناي فضایل و شرافت آن که همه\nما تسلیم آن هستیم يكي ازان عواملی است\nکه تا اندازه مانع خوردن واشامیدن گشته فقط\nممانعت هایش تولید حس شکم پرستي ميکند .\nمثلاً یک آدم روزه دار از بوي نان گرم\nخطمي پرد از ديدن ميوه وسبزيجات متلذذ\nمی شودهمچنان از صحبت هاي پختن و ساختن\nو خوردن واشامیدن هم خوشوقت میگردد\nچه رسد به بلعیدن نها درین روزها در هر گوشه\nو کنار بر کوچه و بازار مرد مرد کان و\nباي مرد ستر خواني که پیچونیده به بولند حرف\nاز خوردنی است وفکر از خوردن ها ;"}
{"book": "adl0789", "page": 702, "text": "صحنه ۱۳\n(شماره ۲۷)\nمجلۀ پنجم\n\nهمین کیف است که وقت افطار روی\nدستر خوان شاه و گدا نظر ربا بوده و پر\nاز جل و بل است ، همین کیف است که\nبصحت ها لذت داده و روز های طولانی\nرا به آسانی شام میکنند ، همین کیف\nاست که روز های عید را پر قیمت ساخته\nحتی خور دنی های بی مزه و دود های تلخ\nآن را هم ! شیرین میسازد بالا خره همین\nکیف است که طبع شاعر را کشاده وقلم\nنویسنده را جریان می بخشد.\nاشعار ذیل که صفحه فکاهیات ما را\nبرای این مرتبه منظوم نشان میدهد از طبع\nنوروز خان سازنده است که پس از اصلاح\nاستاد او به اداره ما رسیده .\nاین سازنده با ذوق وطن ، دارای یک\nروح حساس وقریحه روا نیست گذشته\nاز پنها چیزی که بیشتر از همه ، ما را\nبتعریف او وا داشته اینست که نوروز خان\nدر عالم بی سوادی مانند ولی طواف اشعار\nنغز و دلکشی می سراید اگر چه این نشیدۀ\nاو تنها از جنبه احساسات شکم پر ورانه\nطراوش یافته ولی آثار خوب دیگری هم\nدارد که ممکن است در اوقات دیگر منتشر\nنمائیم فعلا برای انکه قارئین زحمت دیده\nو خسته گی کشیده این وقت و بعضی وقایع\nگشته چشم را فرحت خاطری داده تا\nیکسال دیگر چشم سیر وشیرین کام\nنگهداشته باشد به نشرش پرداخت .\n\nصندلی و پلو صحبت یاران خوب است\n\nعیش در کابل وسر های زمستان خوب است\nصندلی و پلو صحبت یاران خوب است\n\nقابلی و پشه شلغم و دهی و کباب\nگر میسر شود همراه رفیقان خوب است\n\nبا برنج گفری كفت خلال نارنج\nغافل از مرغ شکم پرنشوی کان خوب است\n\nگر شبی میل کند طبع شما سبزی پلو\nهمره ماست شود صرف که چندان خوب است\n\nبسر کچری قوروتی که پزند با قیمه\nدمبدم ریختن روغن جوشان خوب است\n\nشرف قورمه چلو بیشتر از مرغ بود\nکبک و تار و چو بود پیشتر از ان خوب است\n\nصبح شب دیگی لاندی با کمی آب قروت\nهمره نان پرکی بسر خوان خوب است\n\nسا ختن چاپی کباب از قیمۀ گوشت بره\nان کبابسیت که از مرغ فسنجان خوب است\n\nهوس کله بازار و کبابش نکنی\nکه با پیش خوش و مطبوع و به اش آن خوب است\n\nکاچی و آش پکار کت هوس باید خورد\nسال یک بار وسر خوان غریبان خوب است\n\nروز باریدن برف از پیزی قیماق چای\nروغنی باشد اگر همرۀ آن نان خوب است\n\nبعد از ان گر هوس میوه کنی در شب دی\nنخود و جالغوزه وخسته وبان خوب است\n\nکشمش وقندک و بادام و منقی آب جوش\nتخم تنبل کدو و پسته خندان خوب است\n\nسیب و ناکت و به انگور زمستان وانار\nحلو یات و شیرینی از بانی گرکان خوب است"}
{"book": "adl0789", "page": 703, "text": "صفحه ۱۱۰\n( شماره ۳۷ )\nمجلد پنجم\n\nبعد نان تا ساعت دوازدۀ شب در ده\nچایك سبز ترا يك دوسه فنجان خوب است\nچلم چینی و تنباکوئی چرخی پس ازان\nبهر سرگرمی خاطر دوسه غلیان خوب است\nگرچه اینها همه نیکوست ولی نيك تر است\nگر براز دز بکنی گوشۀ بحران خوب است\nگر ترازو بود و جود وسخا و شب دی\nبعد ازان از همه لعل لب جانان خوب است\nبا همه عیش ونشاط وطرب وسعد وسرور\nساز ( نوروز ) ترا از همه الحان خوب است\n\n( هوسارها ) که در عقب می آمدند نیز\nمعرض آتش توپ های قلعه می شدند\nبنا بران شمشیر را کشیده و حکم هجوم\nدادم . »\nامپراطور دلچسپی زیادی باین حکایه\nپیدا نموده گفت . « بسیار خوب ، و بعد\nازان ؟ »\nهانریوت . « چون دیدند که ما بطرف\nپل معلق حمله می بریم یکی از افسران بر\nکنگوره دیوار ظاهر گردید . من امر\nدر باش داده و با همراهان خودم صف\nکشیده از افسر مذکور تسلیم شهر را\nمطالبه نمودم . پل پایان آمده و ما را\nاجازه دادند از ان عبور کنیم و بشهر داخل\nگردیم . در همان لحظه قاصدی را برای\nژنرال خودم فرستادم يك ساعت بعد\nسر افسر من بنام امپراطور در ( شتیقن )\nداخل گردید و حاکم کلید را با و سپرد\nو ما خلو سلام کرده بر آمد . »\nناپلیون : « چقدر بودند ؟ »\nهانریوت : « تقریباً شش هزار میرسید . »\nناپلیون . « اين يك بازی شانداری\nبود من ترا تبريك میگویم کاپیتان عفو\nمیخواهم ـ کلنل : گرفتن يك قصبه\nمستحکم با يك مشت سوار سزاوار این\nرتبه بلند است . له فیور من ترا بقوت\nبازوی پسر خوانده ات تبريك میگویم\nتو خواهی دید که ( راپ ) امروز فرمان\nترفیع رتبۀ او را برای امضای من\nخواهد فرستاد . او را با خود به ( دانتزج )\nببر امید دارم چیزهای خوش از انجا\nبرایم خواهی فرستاد . او رو وار کلنل\n\nمولف : ا. پلاتیه فرانسوی\nمترجم : حبیب الله طرزی\n( ۴۰ )\nمادام سان ژین\n\nاز فصل هفده هم\n( تسخیر شتیقن )\nاعلیحضرتا ! چیزی که میگوید عیناً\nحقیقت دارد . اين يك اقدام دلیرانه\nبوده است . معلوم میشود که ژنرال\n( لا سال ) با ( هسار ) های خودش در\nیکی از مناطق تخلیه شده مشغول کثافی\nبوده است که راه را گم کرده است. در\nهمان حوالی قصبۀ کوچکی را دیده ابرشان\nها نریوت را با يك دستۀ مختصر سوار\nفرستاده است که آنرا کشف کند .\nناپلیون : « با تنها يك دسته ! چقدر\nبی احتیاطی ! خوب بعد از آن ؟ »\nمارشال ـ : « هانریوت تاخته و\nبرسیدن آنجا خودش را در مقابل دیوار\nمستحکم يك قصبۀ بزرگی یافته است\nهانریوت دیگرش را تمام کن : چیزی\nکه بعد ازین واقع شده است باعلیحضرت\n\nعرض نما .\nهانریوت قدری جرئت یافته گفت :\nوقتیکه خودم را در مقابل يك شهر\nبزرگ یافتم دفعتاً ایستادم . »\nامپراطور : « له فیور ، لا سال هم\nمثل تو دلیر و شجاعست ولی در جغرافیۀ\nاز تو بی خبر تر است : خوب بگو به\nبینم شهر را چطور گرفتی . » هانریوت\nزیاده تر مطمئن شده به سخن خود\nبا طمینان قلب دوام نموده :\nبرای يك لحظه متردد شدم چکنم ولی\nپیشتر از انکه فیصله کنم ساخاوی شهر\nما را دیده توپ ها را بطرف ما گردانیدند\nاگر من حکم مراجعت را به همراهان\nخود میدادم از آتش توپ يكنفر هم زنده\nنمی بر آمدیم که ژنرال را از قضیه\nخبر کنیم . علاوه بر آن قطعۀ اصل"}
{"book": "adl0789", "page": 704, "text": "(شماره ٣٧)\n\nمن همیشه چشم وار موقتیتهای تو خواهم\nبود ، حال بسیار کار دارم باید را پور های\nامسال را بخوانم و هم اطلاع این\nاقدام ها ندارا را برای ( تالیران ) بفرستم\nتا در جریده (گراند آرمی) نشر\nکند .»\nتا پلیون این را گفته و با يك مصافحة\nصمیمانه مارشال و پسر خوانده اش را\nمرخص نمود و آنها بکمال تبختر و\nموفقیت از قصر برآمدند.\n\nفصل هژدهم\n( کاترین ایلچی می شود )\n\nمارشال له فیور به خیمه خودش نشسته\nمشغول شنیدن را پوری بود که کاپتکی\nاز یاورانش می خواند . بالا خره خود\nرا ضبط کرده نتوانست و با مشت گره\nشده میز خردی که در مقابلش افتاده\nبود زده و خواننده را بالفاظ ذیل از\nخواندن مانع گردید :\n« این جفنگ ها را بگذار ـ من خود\nمیدانم چقدر سرباز دارم ! شش هزار\nپولیندی که هر روز باندازه يك مشت و سر\nمیارند ! دو هزار و دو صد نفر از\n( بادن ) که مانند موش ها ضعیف و\nترسوهستند ! پنج هزار نفر دانمارکی\nکه در ( جلیا ) از دست خودم شکست\nخورده بودند و حال لازم است که براق\nها همیشه نگران باشم زیرا بشاه پروس\nاز ناپلیون زیاده تر همدردی دارند .\nاینست سر بازانی که امپر اطو ر بمن داده\nتا همرا ه آن این شهر منحوس « ...» را بگیرم ! »\n\nیاور : ـ « موسیو له مارشال » پیاده\nحقیقت دوم را فراموش میفر مایند . »\nمارشال : ـ « نی بخدا فراموش نه\nمیکنم ولی نه می خواهیم که درین میدان\nها بی پناه مثل كبك ها یگان یگان\nشکار شوند . باید آنها را برای حمله\nنگهدارم . آ ه « اگر تنها بم اندازانم\nبامن می بود . »\nیاور : ـ « ایا موسیو له مار شال به\nشاسورها ( شکار بان ) قومانده نخواهند\nداد ؟ »\n\nمارشال : ـ « چه قومانده بانها داده\nمی توانم ؟ این دو وژیمان بهترین رساله\nها است ولی درینجا با آنها کاری از پیش\nنه می رود . راست است که ( شتیق )\nبايك دسته سوار گرفته شد ولی این هر\nروز واقع نه می شود . تنها عهده که\nباین اشخاص خوب داده می توانم وظیفه\nقر اولی است و بس . »\nمارشال کاملاً به تخیلات غم آلودی\nکه دلش را استیلا کرده بود ، تسلیم\nنموده باخود گفت : ـ\n« در این دفعه امپر اطو ر مرا بيك\nسوراخ عجیبی رهنمایی میکند که از آن\nبر آمدنم دشوار است . تنها سه هزار\nفرانسوی با خود دارم . این شهر\nباین بزرگی واستحکام را باین سه هزار\nچطور بگیرم ؟ هیچ توقعی برای\nکامیابی من باید در دلش خطور نکند\nآلهم با سر بازانیکه از بی لباسی مانند بید\nاز سرما میلرزند ! بيك شر خوبی گرفتار\n\nشده ام ! این محاصره منحوس روز بروز\nدراز شده میرود و عمارات عسکر در مقابل\nآن يك قدم پیش نه میرود ! من هیچ وقت\nدر مقابل هیچ شهر این قدر دیر دست\nزیر علاشه نه نشسته بود .\nاین را گفته و میز را بار دیگر بامشت\nزد.\nمحاصره ( دانزخ ) مطابق به اصول\nوروایات مسلمة فن حرب از پیش برده\nمیشد . این يك محاصره مهمه اولیي\nبود که ناپلیون به تسخیر آن اقدام مینمود\nو عملیات ابتدائی زیادی برای آن ضرورت\nافتاده بود . از روز یکه مار شال از برلین\nبا هاترپوت بر آمده بود کارهای عملیات به\nبسیار جدیت و عمايت کی از طرف\nژنرال (شاسلو) که طرف اعتماد کلی\nناپلیون واقع بود از پیش برده می شد\nاین انجیر باخبر بقدر سر مو هم از پلان\nکه بران عملیات خودش کشیده بود انحراف\nنه میکرد ـ ولی این رویه او باعث یاس\nونا امیدی مارشال له قبور بود، متمادیاً\nو بکمال بی صبری منتظر بود تا کدام\nوقت بتواند افراد خودش را بپلان خودش\nبطرف شهر سوق دهد .\nسردی هوا خیلی شدت نموده بود ولی\nاز نظارت مارشال همه افراد بکمال راحت\nو انتظام در اردو بدرجة اعلی حکم فرما\nبود . ولی خود له فیور مانند اسپ جنگی\nپيری که بوی میدان محاربه را از دور شنیده\nباشد و بکمال بی صبری برای شنیدن\nبوق حمله زمین را باسم زند از تاخیر زیاد\nبی تاب بوده از شدت غضب میکر بست ."}
{"book": "adl0789", "page": 705, "text": "صفحه ١٦ ( شماره ۳۷ ) مجلد پنجم\n\nروزيكه ما اورا در خیمه اش می یابیم روزیست که يك شورای عسكری میخواهد انعقاد شود . ژنرال ( شاسلو ) قوماندان انجينرها ژنرال ( كرجينی ) قوماندان طوب خانه و ژنرال ( شرام ) مشاور مارشال باین مجلس مدعو بودند .\nمارشال وقتیکه دید آنها به خیمه می درایند پرسید : ـ \nاقايون آیا این معامله منحوسه بزودی فيصله میشود یا نه ؟ »\nاین سوال را هر وقتیکه از هم قطاران خودش که در وطن خواهی با او هم سر ولی در بی صبری کمی داشتند ، می نمود و همیشه آنها را به تبیل می تا عید .\nژنرال شاسلو : « میسوله مارشال حالا که طول نخواهد کشید ، با هم بسیار قریب شده ایم و بزودی متحدالرای خواهیم شد . » \nله فرور که بر این افسران جدید که هر امر را از روی منطق واصول می سنجیدند مشتبه بود گفت :\n« ایا به بسیار زودی تنها اجازه میدهید حمله كنیم و یا برای ابد درین جا نگه میدارید ؟ »\nژنرال شا سلو : ـ مو میسوله مار شال ، لطفاً باين پلان نظر كنید . این سرحد ( دانتزخ ) است . عين در همین موقع است كه دو فرقه خاك ربتان ما ازهم بواسطة ده کوچکی که ( شلافتز ) نامیده میشود جدا میمانند . »\nمارشال : ـ « این ده را چرا تاحال نگرفته ایم ؟ »\n\nشاسلو : ـ « در يك هفته دیگر خواهیم گرفت . »\nمارشال : ـ « چرا پیش تر نگیریم ؟ »\nشاسلو : ـ « زیرا اول لازم است يك حمله دروغ بر ( پوشنافس برگ ) طرف راست این موضوع بكنیم . »\nمارشال : ـ « برای من فرق نمیکند خواه بطرف راست باشد یا به\n\nچپ مدعا بيك طرفی بجنگیم . »\nشا سلو : ـ « موسیو له مارشال، اگر اگر مراد از جنگ است متیقن باشید كه به بسیار زودی خواهید جنگید . »\nمارشال : ـ « پس هر قدر زود بهتر است . این معطلی برای چیست ؟ »\n( باقی دارد )\n\nاعلان\nیکقطعه زمین مزروعی متقریب هشتاد جریب كه انخوره آن علاوه يك كاريز خصوصی خودش پنج شبانه روز از كاريز مشهور كريم خان نیز استحقاق شرب دارد در موضع افشار نانچی مالك موروثی خود را میفروشیم آقایانی که شوقمند زمین داری بوده و بخواهند از يك ملك وسيع و پر حاصلی استفاده برده باشند بخانه نمبر ( ۱۰۸ ) واقع قلعه حيدر خان گذر اندرا بی رجوع بفرمایند تا آنها اطمینان کلی داده میشود که در موضوع قیمت آن موافقت فی مابین حاصل آید .\nغلام حسن\n\nكورس فرانسه ـ انگليسي ـ تركي\nآقایانیکه مایلند یکی از زبان های فوق را بصورت خصوصي تحصیل نمایند باشرايط سهلی از طرف موسسه كتاب خانه وقرائت خانه نور پذیرفته ميشوند وبراي ثبت اسامي خود ها بخود کتاب خانه نور یا اداره انيس مراجعه نمايند .\n\nكتابخانه نور\nمحل فروش ومطالعه همه نوع كتب ورمنهای فارسی فرانسه ، انگلیسی ، اردو عربي ، ترکی میباشد .\nكتبیکه جدیداً به تهیه آنها موفق شده ايم قابل ديدن است در قرائت خانه نور همه نوع جراید ومجلات داخلی وخارجی برای مطالعه موجود است ."}
{"book": "adl0789", "page": 706, "text": "جریده هفته وار\nانیس\n\nقیمت اشتراک\nکابل ۱۲ افغانی\nاطراف و ولایات داخله « ١٤\nطلبه معارف « ۷\nدر ممالک خارجه ۲۰ شلنک\n\n( مطبعه انیس )"}
{"book": "adl0789", "page": 707, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 708, "text": "(شماره ۳۸ و ۳۹)\n\nاشترك سالانه ۱۲ افغانی\nمحصول پوسته ۲ افغانی\nخارجه ۲۰ شلنگ\n\n۲ شنبه ۳ حوت ۱۳۱۰\n\nانيس\n\nتاسیس ۱۳۰۶\n\nمجله\n\nاداره : کابل جاده ارگ\nمؤسس و صاحب امتیاز : محیی الدین\n\nمدیر و نگارنده : [ILL]\n\n۱۰ شوال ۱۳۵۰\n\nعید رمضان و گذارشات ان\n\nروز دو شنبه (۱۹) دلو که مصادف با اول ماه شوال بود بمناسبت دیدن هلال بفتوای مقامات محترم شرعی روز اول عید سعید فطر معرفی گردیده و تماماً باهالی اطراف کابل با مر و ابلاغ حکومت عید کردند.\nاین روز چون یکی از اعیاد مذهبی و بهترین روز سرور و خوشوقتی در عالم اسلام شناخته شده همه مامورین شهر و نواحی (ملحوظ تلقینات موسمی (که مبادا اجتماع در مسجد جامع از برودت هوا اسباب تکلیف شود) از ساعت ۸ – ۹ صبح با چهره های بشاش و ملبوسات تازه و نظیف حاضر شدند بدواً در مساجد محلات رسومات دینی را بجا ارند و پس از ان کسانیکه دعوت شده اند برای تشرف حضور ملوکانه بدر طلاسطانه بروند و غیر آن ها بدید و بازدید اقوام و ارحام علی الرسم اشتغال ورزند .\nحضور همایونی هم تا یکبده از وزراً و اراکین عمده کشوری و لشکری که در\nارگ حاضر شده بود بساعت نه و نیم در مسجد داخل ارگ نماز عید را گذارده و پس از ان تشریف فرمای سلام خانه شدند ، تقریباً ساعت ۱۱ که عموم مدعوین از تمام طبقات و صنوف مختلفه حضور بهم رسانیده بودند اعلیحضرت غازی با نهایت لهجه پر شفقت و سیمای مهر انگیز حضار را مخاطب ساخته و خطابه ذیل را ایراد فرمودند :\n\nخطابه شاهانه\n\nپذیر بار رسمی عید سعید فطر\nبسم الله الرحمن الرحیم\nعزیزان من ! خدای قادر توانا را شکر و سپاس میگوئیم ، که ما ملت را خلعت دین مبین اسلامیت پوشانیده و ما را بوسیله خصائص و مزایای این دین مقدس در طرق تکالیف نوعی و اجتماعی دارنده بسی فضائل عالیه اخلاقیه وصفات برجسته انسانیه نموده است .\n\nصفات و ممیزات عالیه و بزرگترین هر کدام در حد ذات خود حاوی جهان معنی و حکمت است ، که فکر عاجز ما افراد درك تشریح و مفاد حقیقیه و عمومیه آن عجز دارد ولی معلوم است که نور هر کدام مثل ضیای آفتاب پوشیده نمانده جهانرا بنور خویش منور میکرداند که با وصف احساس و ادراکات قاصر خویش میتوانیم از مفاد مدلول آن ها بحس و چشم بمالیم .\nاز جمله آن فضائل مقدسة خدائی متعال ما را بگرفتن روزه ماه رمضان شرف بخشیده که درین ایام مبارکت بوسیله گرفتن روزه و ادای تراویح و ختم قر آن عظیم الشان روح و نفس خود را تزکیه نموده اخلاق خود را مهذب ومصفا سازیم چه برای تقویه ومعالجه ارواح رینفوس علیل وضعیف بهتر ازین علاج و درمان موجود نمیباشد .\nضما درین ماه مبارک که اخلاقاً مکلف بامداد و تعاون با فقرای ملت خویشم هم در طول یکسال کم از کم باریای این وظائف نوعی و براز عواطف انسانی که مقصد از همدردی و تعاون ملی و نوعی"}
{"book": "adl0789", "page": 709, "text": "(شماره ۳۸ و ۳۹) جلد پنجم\n\nماست ، البته رسیده گی خواهیم نمود .\nبالآخره در لابه لای این ایام مسعود\nهدیه با طنطنه عید است که امروز\nما سعادت آنرا درك و تحصیل نموده ایم\nاین روز مبارك از جمله بزرگترین\nو بهتران روز های مذهبی ماست که\nفضائل معنوی آنرا هر مومن میداند .\nاین روز مبارك تمام مسلمین را بصلح\nو آشتی و ظهار صمیمیت و وداد برادری\nواخوت امر وار شاد میفرماید .\nاین روز مبارك بسائر افراد يك جامعه\nاسلامی الزام میکند که زنگهای کینه\nوملال را از خاطر زدوده و بشفقت ومرحمت\nو ابراز احساس نوع دوستی واخوت\nاسلامی تبادل نمایند ! وضمناً کسانیکه\nادنی قدرت مالی را دارا باشند\nیادی از بینوایان و فقرای ملت\nخود کرده و خاطر افسرده آنها را مسرور\nو مبتهج سازند .\nماه رمضان مقدس ما را بحمایت و كمك\nمالی با فقرای ملت ما وا دار میکند و این\nروز متبرك عید فطر ما را به اظهار و ابراز\nمساوات و عواطف نوعی و اخوت اسلامی\nتوصیه مینماید که بایستی با فقرای ملت\nخویش قولا فعلا ما لا كمك ومعاونت\nکرده و بآنها خاطر نشان کنیم که ما همه\nاعضاء يك پيكر و ثمره واحده يك\nشجریم .\nحفظ مراسم و عادات حسنه در اقوام\nجهان شرافت و متانت تولید مینماید\nخاصه تا مراسمی که از نص صریح\nقرآنی بوده ومستلزم رضا نیت و خوشنودی\n\nذات اقدس الهی باشد .\nاینگونه مراسم مقدسه اشخاص را\nبفضیلت نفس ، تهذیب اخلاق، عواطف\nرقیق انسانی ، محبت جامعه ، غیرت ملی\nحس وطندوستی و ایثار می بخشد.\nپس بهمه حال جای هزاران شکر یه و\nسپاس بارگاه الهی است که ملت شجاع\nو دیندار من تا امروز بهمه مراسم حسنه\nدینیه پابندی و قیام داشته و از سرچشمه\nاین فیوضات الهیه سیراب میباشد .\nاین خادم دین و مملکت افغانستان امید\nدارم طوریکه ملت نجیبم با مور تدین\nپابندی دارند در سائر معاملات اجتماعی\nخویش هم پا بندی و انهماك داشته\nاز نفاق و دوری ویگانگی که وسایل عمده\nخرابی و بربادی دارین يك قوم است\nکناره گیری و استبعاد جویند ، مخصوصاً\nملت عزیز و محترم من بایستی در وقت\nحاضر خیلی فکر و غور نمایند که خانه\nوطن ما که بسخت ترین و مدهش ترین\nحوادث خون ریزی و نفاق داخلیه مصادف\nشده بود ، ونزديك بود هستی وموجودیت\nملی ما را تاسالیان متمادی فلج و زبون\nسازد خدای متعال ترحم فرموده باین\nخادم و شما قوم توفیق عنایت فرمود که\nبا همدیگر خود يك دل ويك جته شده\nو این بدبختی بزرگ را از ملك و ملت\nخود خاتمه داده ایم ، اکنون از ملت\nو برجسته گان ملی خویش توقع دارم که\nازین ببعد در راه اتحاد و اتفاق و حفظ\nامنیت داخله مملکت خویش توجه و\nمساعی داشته و قدر و قیمت این نعمت\n\nموجوده امنیت وطن را بشناسند چه این\nنعمت بزرگ نه تنها ما و شما را برای\nراحت دنیوی مستعد میسازد بلکه در سایه\nاین نعمت بامور عبادات ودینداری هم\nبدوستی وارسی کرده توانسته و سعادت\nدارین خود ها را تامین میتوانیم .\nدر خاتمه این عید سعید فطر را به شما\nوعامه ملت عزیز قدر دانم تبريك میگویم\nو از خدای توانا الی ما شاء الله همچه\nتقاریب سعید را برایتان خواستار بوده\nترقی وتعالی وطن محبوبم را طالبم پاینده\nباد افغانستان مستقل زنده باد ملت شجاع\nافغانستان\nمعروضه تبریکیه ریاست مجلس اعیان\nبجواب بیانیه فوق شهریار افغانستان\nبسم الله الرحمن الرحيم\nاعلیحضرتا معظم غازی ! این ساعتی\nرا که بغرض اهدای تبريك عید سعید\nفطر بحضور مراحم ظهور شاهانه تان\nتشرف یافته ایم و همچه بیانات قیمدار\nشهریاری تانرا که درهر هی جمله\nوهر هی نکته آن انواع سعادت دینی\nودنیوی ما مضمر است ، بگوش هوش\nخود میشنویم ؛ از مسعود ترین دقایق\nحیات خود دانسته از خدای متعال بزیر\nسایه همایة شاهانه شما امثال این عید ها\nرا تا سالهای دراز برای افغانستان نیاز\nمیکنیم .\nاعلیحضرتا ! خدای متعال خواسته است\nکه ملت نجیب افغانستان با ملل حیه عالم"}
{"book": "adl0789", "page": 710, "text": "صفحه ۴ (شماره ۳۸ و ۳۹) مجلد پنجم\n\nمدهوش بوده و در صحنه این عالم سربلند\nباشند زیرا اداره امور شان بکف\nشخص با کفایتی مانند ذات والای شما\nکه تمام مزایای اسلامی و اخلاقی بوجود\nمبارك تان موجود است تفویض نموده\nاست تا از اولین فرائض ذمة ماست که\nنصائح ارجمند و ارشادهای قیمتدار\nشهریاری را بگوش دل شنیده وجداً\nبه تعمیل آن بکوشیم .\nاعلیحضر تا ! معلوم است که ذات دیانت\nصفات تان یگانه حامی دین مبین حضرت\nسید المرسلین صلعم بوده فوز وفلاح\nاخرویه وترقیات عصریه را برای\nملت محبوب خود در زیر\nاثرات شرع انور ومتابعت از قرآن\nمطهر میخواهید ، چنانچه ماه مبارك\nرمضان که شرافت آن به نص آیات\nقرآنی ثابت و يك ماه با رحمتی بر امت\nحضرت نبوی صلعم است از کمال دیانت\nپروری اعلیحضرت شما تمام شئونات\nدینی درین ماه مبارك مراعات شده وعامه\nملت عزیزتان از فیوضات صوم و ختام\nهای قرآن شریف مستفیض شده است .\nاعلیحضرتا ! خدمات مهمی را که\nبرای خیر وسعادت ملی ما انجام و در\nافتخار واعتبار وطن از مساعی خود\nافزوده اید قابل هر گونه تمجید وتقدیر\nاست ، چه امروز در سرتاسر مملکت\nعزیز مان از توجهات شاهانه نعمت\nامنیت و آسایش موجود و عامه ملت\nبایه عدالت شهریاری مستریحانه بامرار\nحیات مصروفند کار نامه های تاریخی\n\nشهریار افغان را صفحات تاریخ افغانستان\nبا خط درشت و آب زر عنوان میکند.\nاعلیحضر تا ! در خاتمه تکراراً\nتبريك این عید سعید را بحضور فیض\nظهور شما پدر رحیم القاب تاجدار خود\nتقدیم و اعلیحضرت همایونی را اطمینان\nمیدهیم که ما و قاطبه ملت عزیز و قدر\nدان تان برای پیشرفت این عزائم بزرگ\nشما که بآتیه سعادت و بختیاری مادی و\nمعنوی ما دارد و بشمه از ان درین نطق\nغرای تان اشاره فرمودید از صمیم دل\nحاضریم و از لطف و مرحمت حضرت\nالهی امید واری داریم که ما ملت\nافغانستان از یمن این حیات متجددانه که\nدرین دوره سعید بکمال رفاه و امنیت\nبه آن نائل هستیم تحت هدایات نافعه\nاعلیحضرت شما بمجاهدات همدردانه\nوالا حضرت صدر اعظم صاحب و هیئت\nکابینه شان و سائر مأمورین صادق حکومت\nشما بانواع ترقی و تعالی و بختیاری نائل\nخواهیم شد ، زنده باد شاه استقلال\nو نجات بخش افغانستان اعلیحضرت\nمحمد نادر شاه غازی پاینده و مترقی باد\nملت نجیب افغانستان !\n\nنطق اختتامیه ذات شاهانه که شفاهاً\n( ارشاد داشته اند )\nمن برائم ازین افکار ونظریات شما که\nبالسویه من دارید اظهار تشکر میکنم\nو از خداوند تعالی آرزو دارم تا بمن عاجز\nوتمام افراد خاندانی من وعامه مامورين\n\nحکومتم چنان توفیق را عنایت کنند که\nبرای خیر و بهبود وطن عزیز خویش اضافه\nبر اضافه بکوشیم .\nمیدانید که یگانه آرزوی من از ابتدا\nتا حال بجز از سعادت وطن وادامه فخر\nوشرف ملت عزیزم دگر چیزی نبوده\nونه هست من همیشه تمنا دارم که انواع\nنیک بختی های مادی و معنوی برای\nافغانستان فراهم آید .\nمسلماً برای حصول ترقی اساسی وطن\nعزیزما چاره بغیر از پابندی بمقررات\nصحیح دین مبین محمدی (ص) و حصول علوم عصری\nنیست ، اگر مسلمانها بان عروة الوثقى\nبدرستی تمسك ورزند وبهمراه پابندی\nبامور دینی حسب هدایت اسلامی ، شئونات\nدنیوی خود را هم تحکیم نمایند يقين\nاست که در اندک مدت نه تنها همه\nخسارات وارده خود ها را تلافی بلکه\nتمام عزت و جلال از دست رفته خود ها را\nتحصیل خواهند کرد .\nبرای افغانستان جای بسیار شکر وافتخار\nاست که ملت آن از بدعات متنفر وبه\nحسنات مائل و با مور دیانت داری\nخود بخوبی فعلا فه مندی\nدارند ، و از انوار ضیابار آن چراغ\nهدایتیکه سیزده صد سال قبل برین\nبدست حق پرست حضرت سيد المرسلين\nپر افروخته شده استفاده می ورزند .\nمن یقین دارم که ملت افغانستان بفضل\nایزد منان در سایه دیانت باندك فرصت\nاز اثر اتحاد وجد وجهد بمدارج بلند\nارتقاء اعتلا میورزد و این غلط فهمی"}
{"book": "adl0789", "page": 711, "text": "( صفحه ٤ )\n( شماره ٣٨ و٣٩ )\n( مجلد پنجم )\n\nرا يك قلم از لوحهٔ اذهان آنانیکه دین اسلام را مانع ترقیات عصری میدانند محو و نابود می سازد و این نکته را عملاً ظاهر مینماید که ملت افغانستان با وجود پابندی مذهب و اخلاق ؛ و تمدن حاضر را حاصل کرده می تواند .\nآیا اسلام ممانعت می کند که مسلمین برای مدافعهٔ خود دارای اتواب طیارات نباشند ؟ و یا به تجهیزات موجوده که امروز در محاربه های عالم مستعمل است مجهز و مسلح نباشند ؟ و یا از صنایع و حرفت هائیکه مدار افتخار سائر ملل است بی نصیب باشند ؟ و یا از پرتو علوم و فنونیکه اس الاساس مفاخر امروزیست کسب افاده ننمایند ؟\nنی : لله الحمد اولین چیزیکه دین پاك اسلام بآن توصیه اکید نموده تحصیل علوم و فنون است و باندازه درین مورد اوامر داده است که طلب علم را بر عموم پیروان خود فرض گردانیده ، حتی برای تحصیل آن رفتن را به نقاط اقصی عالم تاکید فرموده است .\nهمچنین بالنسبة كسب فضایل و اجتناب از انواع رذایل بشاهدات کاملی صادر نموده وراجع باستعداد فنون حربی وتهیه هر گونه آلات جنگی قرآن الهی مدلول کافی را حائز است .\nآيا يك مسلمان صاحب اخلاق با دیانت که بهمه صفات اخلاقی متصف باشد نمیتواند كه يك داكتر عصری كامل ويا يك انجنير قابل شود و يا توپچی ماهر و طيار ديران گردد ؟ یقین دارم كه يك شخص با دیانت\nصاحب اخلاق و پابند مذهب اسلام بهر شعبه که بخواهد بهترین کمال را حاصل میکنند و بذریعه همان اخلاق نيك و پابندی مذهب در همه اعمال خود دیانت مند وصائب استقامت میباشد .\nپس جای شکر و فخر است که بفضل الهی امروز در ملت اسلامی ما بیمراه پابندی بامور مذهبی حس تر قیخواهی موجود است و در تمام طبقات مملکت از مامورین ملکی گرفته تا عسکری و قشر نظامی و علما و فضلا و افراد رعیت روح وحمیت و اخوت موجوده و یگانه تمنای هر طبقه همین است که در شعبه مربوطه خود مظهر چنان خدمتی شود که ازان وطن مسعود گردد .\nدرین فرصت که در تمام طبقات ملت حس فعالیت و وظیفه شناسی موجود و همگان بفکر سعادت مملکت خود میباشند برما وشما لازم است که پیهمتر در راه تقویه و بکار انداختن این حس شریف مصدر مجاهدت شویم ، وبرای استحکام حکومت و آبادی وطن طوری بذل مساعی ورزیم که همین فعالیت وزحمت کشی ما سر مشق اعمال عمومی گردد .\nاز اثر وظیفه شناسی و حرکات صحیح شما، اوضاع عامه ملت خوب ، و همه افراد در انجام وظایف خود ( که جامعه بدوش آن ها گذاشته ) حسب مطلوب بکوشند .\nمخصوصاً برطبقهٔ مامورین ملکی و نظامی لازم است که در حسن اعمال و اقوال خود ها از هر حیث و هر جهت باندازه\nمتوجه شوند ، که از اثر آن نه تنها قول وفعل آنانيكه باينها مربوط و يا علاقه مند هستند، خوب شود ، بلکه این کردار خجسته مقام تبلیغ صحیحی را گرفته عملاً عموم افراد را ازان افکار و نیات حسنهٔ حکومت که نسبت برفاه و سعادت ملت دارد مطلع سازند .\nمثلاً اگر يك علاقه دار يا مسكوتبين منطقه مربوطه خویش و يا يك توليمشر با فراد ماتحت خود همدردانه و برادرانه معامله میکند ، و حقوق حکومت را به آنها، بهترین ، ورت حالی وهر واحد را بوظائف محوله شان آگاهی و در فراهم آوری اسباب راحت آن ها بکمال ادنت و صداقت صرف مساعی نموده از اغراض کناره گیری کرده بخوشی آن ها مسرور و به غم و الم شان متاثر گردیده خویش را بهترین نمونه حسن اخلاق معرفی داشته ارادات خیر اندیشانه حکومت را بآن ها خاطرنشان مینماید ، گویا که وظیفهٔ خویش را به نیکوترین وجهی انجام و خود را نیکنام وملت را با حکومت وحکومت را باملت قریب وطرفين را فائز المرام میسازد .\nهنگامیکه مامورین ، حکومت را بصورت خوب وبملت معرفی نموده استفياد كامل ملت بر حکومت حاصل میگردد در صورتیکه ملت بحكومت اعتماد داشت و ملت دانست که همه حرکات حکومت برای خیر و بهبود ماست بهمه او امر حکومت اطاعت میورزند و در همه شعبات با حکومت خویش بذل معاونت می نمایند و بفضل خداوند همه"}
{"book": "adl0789", "page": 712, "text": "( صفحه ۸ ) ( شماره ۳۸ و ۳۹ ) ( مجلد پنجم\n\nمقاصد عالی مملکت حاصل ووطن از هر گونه خرابی محفوظ میگردد .\n\nاز خدائیکه افغانستانرا همیشه در بلیات و آفات نگهبانی کرده ومخصوصاً او را بعد ازان تباهی وشکستگی مدهش محیرالعقول باین چنین یک حیات مسترح و و مرتبه اعلی هم آغوش ساخت و باز یمن عاجز چنان توفیق را ارزان فرموده که درین دو سال و چند ماه بمساعدت ملت قدوم من و مامورین صادق نظامی و ملکی و عسکر مظفر خویش اکثر خساره های وارده را تلافی و مقاصدت اساسی را برای سعادت مندی آتی وطن وضع نمودم ، امید وارم که جا ودجا مزید لطف و عاطفش را مبذول و افغانستان را بیک حیات پر افتخار در خندان نایل گرداند .\n\nمن ازین خدمت صادقانه صدر اعظم و كابينة وزرا و مامورین صادق و عموم عسکر و اهالی افغانستان که برای این وطن استقلال پرور بصیبت کشیده خود لی الان نموده اند اظهار مسرت دارم واز خداوند برای شان توفیق مزید خدمت گذاری و صداقت شماری را التجا می کنم .\n\nخدا با ملت و حکومت افغانستان که بندگان او و پیروان دین پاک محمدی میباشند انواع مراحم و الطاف خود را مبذول نما و به آنها معاونت فرماید تا باتفاق و اتحاد تمام برای خیر و بهبودی وطن خود خدمات لازمه را انجام\n\nدهند و بالمره از اغراض و چیز هائیکه موجب فلاکت امت در کنار بوده ، از مجاهدات خویش وطن را مترقی و نام نيك تاریخی را کمائی کنند .\n\nخدا یا مرا توفیق رفیق کن تا چنان خدمات خونتروا برای افغانستان انجام دهم که ارائه رضای تو و خوشنودی ملتم حاصل گردد .\nزنده باد افغانستان ، پاینده و با شرف باد ملت افغانستان !\n[ نهایت حضار وقار بود عا گوئی ]\n\nبیانیۀ تبریکیۀ شیخ السفرا که در قصر دلکشا بحضور شاهانه ایرادنموده است\nاعلیحضرتا !\nافتخار دارم که از جانب هم قطاران محترمم واز طرف خود بتقريب عيد شاندار و مراسم مذهبی آن با علیحضرت شما تبریکات صمیمی خود هارا تقدیم نمایم.\nدرین روز عید شرف ورزیده با علیحضرت شما ارزو های صمیمی خود هارا برای یکجهتی وصحت کامل وتوانائی کار ی ذامات و اجرا آن اعلیحضرت و بهبودی ملت افغان و سعادت دولت افغانستان مترو رسما تقدیم می نمایم .\n\nجوابيۀ ذات شاهانه در مقابل بیانیه تبریکیه هیئت سفرا\nجناب شيخ السفرا :\nاز تبریکات جناب شما و همقطاران محترم شما تشکر مینمایم نسبت باظهار آرزو های صمیمی شما بقایای و بهبودی\n\nسیاست عالم :\n\nنفس های آخرین\nصلح نامه ورسای\nکومیته متخصصین مالی که اخیراً در ( بال ) اجتماع نموده بودند ، راپور حاوی مقررات آنها که از جمله حادثات مهمۀ سال گذشته ( ۱۹۳۱ ) شمر ده می شود اکمال ونشر گردید .\nمقصد از اجتماع کمیته متخصصین مالی راجع به تدقیق پلان یونك بود که ایا المان تا خط مستوی تادیات را تادیه کرده می تواند ، ویا بار برای اقساط مذکور تاب حیل تادیه لازم است .\nنهایت وضعت کمیته بقدری مبهم و شمولی گردید که شکل کنفرانس مهمی را اختیار کرده وتدقیق بحران اقتصادی ومالی دنیا در وظایف آنها شامل گردید\nضمناً بران خواه از پهلوی مذاکرات وخواه از روی نتیجه فیصله کمیتۀ مذکور خیلی مبهم وعالم شمول واقع شده است .\nکمیته مذکور والا تصديق وامضاء نمودند ، که به سبب وضعیت واحوال حاضر المان اقساط تابع شرایط را اداء ده کرده نه می تواند ! اگر کمیته اقساط را به دو نوع تقسیم نموده است\n\nوطن ما افغانستان ممنون بوده آرزو دارم که در مملک ما اوقات جناب شما و همقطاران محترم شما به آرامی و مسرت بگذرد ."}
{"book": "adl0789", "page": 713, "text": "صفحه ٦\n( شماره ۸-۷ )\nجلد پنجم\n\nكه يك قسمت آن بنام ترمیمات بوده و از تضمینات حربیه چندان فرقی نداشته ، لیکن تادیه آن تابع شرایط نیست وقسمت دیگر که در تضمینات حربیه داخل و تابع شرایط تادیه است .\nاقساطیكه تابع شرایط است اقساط سنوی است كه تادیه آن در بعض احوال تاء جیل شده می تواند . واقساطیكه تابع شرایط نیست اصلاً تاء جیل آن پیش افتاده نه می تواند . و کمیته هم حقی ندارد این قسمت دوم اقساط را ترقیق کند :\nاین معلوم است که اقساط يك ساله تادیات المان از در کت ترمیمات وتضمینات يك ملیارد وهشت ملیون مار کت طلا، و یا معادل آن دولار واستر لنگ تادیه میگردد. ازین میان شش صد ملیون مارک آن غیر قابل تاجیل وتابع شرایط نیست، زیرا فرانسه حصه ترمیمات خود را به هیچ گونه شرایط تاء جیل واقساط بعید داخل ندانسته وقبول نه نموده است . و این قسمت دوم تادیات صرف همین قسمت حصۀ فرانسه است كه بدان يك ماهیت تجارتی داده وهم يك قسمت آنرا مقابل نشان داده استقراض نیز عقد نموده است . واز المان هم مقابل آن راه های آهن حکومت آنرا كفیل وضامن تادیه گرفته است .\nبرای تا دیات قسمت اول کفالت وضمانت تادیه موجود نیست متخصصین کمیته مالی دول اگر چه به تادیه دیات\nقسمت صلاحیت تدقيق را ندا شتند مگر در اثنای تنظیم پلان بوانگ ومجبوریت بحران وضعف احوال وشرایط اقتصادی دنیا که وضعت وشكل چند سال اول دنیا را تماماً تبدیل نموده است در عموم موضوع تدقیق نموده و در راپور خود ملاحظات خود را چنین قید ونشر پنج نموده اند که المان ها امروز نظر به وضعیت آن از ایفاء هر دو نوع ترمیمات تابع شرایط و غیر تابع شرایط عاجز است . وهم علاوتاً یکی از اسباب مهمه بحران عمومی اقتصادی دنیا را مسئله ترميات نشان داده دلایل ذیل را دران ضمن چنین قید نموده اند که المان ها از مقدار هجده ملیارد مارک طلا، که بطور استقراض و اعتبار از خارج گرفته اند . قبل از اینكه قایض استقراض به داشتن تادیه ده ملیون آن را ترمیمات فرو برده است ، ازین اسباب المان امروز در خیلی موقع مشكل واقع شده است و درنهایت متخصصین درمسئله ترمیمات فیصله قطعی نموده اند که اگر هیچ نباشد قبلاً مسئله ترمیات برای يك مدت طولانی تاء جیل کرده شود.\nدر نتیجه از حکایه فوق چنین حاصل می بر آید که چوکات آخرین معاهده ورسای هم از سرش آن جدا شده بعد از دوساليكه خبر های آخرین تثبیت تاء جیل ترمييات را اعلان می نماید در نتیجه گمان می کنم که پس از مرور این مدت و یا در این بار عکس آن المان ترمیمات طلب خواهد کرد . م . اسماعیل\n\nتشکر و امتنان\n( از اهالي بیدار قندهار )\nآقای محترم ! چوپان مدیر جریدۀ شریفه « ملی » انیس !\nترجمۀ فارسی – مکتوب افغانی اهالی قندهار، که با اعانه ( ملی ) نقد و جنس جهت مصارف زمستان من از کمال همدردی و معاونت ملی ، بکابل برایم فرستاده اند ! با سواد جوابیه من بخدمت شما تقدیم گردید ، تا مراتب امتنان ، و شکر گذاری مرا ، شياهم وظیفه ملی و وجدانی خود گفته ، برای استحضار همشهریان محترم اهالی قندهار ، در تازه ترین شماره جریدۀ شریفه انیس نشر دهید – در خاتمه توفیق تا ترا در خدمت بوطن و ملت از حضرت احدیت مسئلت مینمایم .\nعبد العزيز\n( سابق مدیر طلوع افغان )\n\nنامه اهالي قندهار\nبرادر محترم ما ، خادم قوم عبد العزيز خان ، وکیل قندهار !\nما باشندگان قندهار ، نظر باینكه شما را يك خدمتگار صادق و فاضل وصاحب دیانت میدانستیم ، و بر شما اعتماد داشتیم در غیاب تان شما را بوکالت خود در شورای ملی انتخاب نمودیم .\nشما که معذرت های زیادی نموده وكالت ما را قبول نمیکردید، پس ما ملت شما را بر قبول آن مجبور ساختیم ، و چیزی وجه نقد بطور اعانه چنده نموده ، برای مخارج"}
{"book": "adl0789", "page": 714, "text": "( شماره ٣٨ )\n\nنان دران زمان بشما تقدیم داشتم ، حالا موضوع تشکیل داده بودم بقند هار و اعدای حیات وتكامل وترقی ما ، از\nما واقف هستیم که شما استعفا نموده و افغانستان نی ! بلکه بتمام دنیا اعلان برق شمشیر براق وتيغ آبدار هـمان\nبكابل سكونت دارید ! کنم ! و بگویم ، افغانستان و ملیت مضمحل ومتمایز بوده اند .\nچونکه شما يك خادم صادق ملت و يك حساس وجوانمرد افغان مستحق همه بلی ! این است ملتی که از\nشخص با دیانت میباشید ، و عایله و اطفال گونه ترقیات تشکیلی است ؛ و دارای هر راه وطنخواهی و ملیت عزم نموده\nصغیر شما، اینجا در قندهار ، بی غمخوار نوع استعداد و قابلیت پیشرفت وتعالی ! ام تا آخرین رمق حیات خود در راه\nو بی پرستار مانده اند ، لذا بنا بر همان نمیگویم این دعوی مراانها از قول من تكميل و ترقى ، وتحصيل آمال وآرزو\nصداقت شما و علاقه مندی که ما با شما که دلداده این خاك پاك، واين سرزمین های دوستداران و محبان وطن خدمت\nدارم ، حتى الوسع چیزی اعانه مطابق مقد سم ، باور کنند نی ! اگر بیان من و وفدائیت نمایم ، و هم بار ها کرده\nجز و ذیل بشما تقدیم مینما یم توقع میکنیم چند نفر افراد وطن خواه ، و یا بعبارت ام ، وباز هم خواهم نموده . و یگانه\nکه شما از طرف ما همشهریان خود آنرا صحیح يك مشت دلباخته گان محجوب چیزیکه درینموضوع تسکین قلبی و\nقبول فر مائید ، و برای وطن خود و زیبای وطن را نمی پذیرند ، میتوانند اطمینان فکری من میشود ، این است ،\nملت خود همیشه خادم صادق باشید ـ زیاده بتأثرات اشخاص بیغرض و بیطرف وحتی که ملت غیور افغان نیز میتواند از اشخاصی\nزنده باشید . بعضی از دشمنان باو جدان ومنصف افغا که پروانه وار خود را فدای شمع وطن\n( امضاً جمع غفیری از معار یف و کلان نستان رجوع کنند و به بینند وطن میکنند تقدیر نماید !\nشونده شهر قندهار ) مقدس افغانستان و ملت مردانه افغان همشهر یان عزیز !\nدر انظار ایشان چه يك مرتبه عاليه وجه این قدر دانی و احسانیکه نسبت بمن\nجوابيه يك پایه بلندی را حایز است . ( که و کیل شما در کابل بودم ) نسبت\nهموطنان عزیز اهالی قند هار ! بلی این است ملت جوان و آزاده ملت داده اید ، عبارت از يك كار سرسری\nاستعداد طبیعی و فطری ملت نجیب شجاع وفدا کار ، ملت حساس وحـق و سطحی نیست ، كه يك شخص فكور\nافغانسان ، رو بهمرتبه عبارت از يك شناسی ؛ که شهامت وحمیت، غیرت و بتواند بدون تعمق و تفكر ازان صرف نظر\nحقیقت مسلم ومثبتی است ؛ که هیچ يك دیانت ، را ستکاری وحق شناسی از جمله کند ، بلکه عبارت از يك واقعه نسا\nشخص دارای معلومات از آن نمیتواند شعایر معنوی ، وصفات غیر متخالف فيه ریخی از ر کی است که برای تمام دنیا مثال\nانکار کند ، و يا حجتی برخلاف آن تاریخی شان بشمار میرود . مهم حق شناسی ملت قند هار بلکه تمام\nاقامه نماید . این است ملت شريفه ومحترمة ، كه افغانستان را تقديم نموده ، در قلوب\nمن خیلی مسرورم و فی الحقیقت خود را اکثر هر صفحه از صفحات تاریخ پر از آرزو های گوناگون شیفته گان\nیکی از مسعود ترین و خوشبخت ترین گذشته آنرا مطالعه کنیم ، پر از مناقب محبت این محیط سر پا مجد و عظمت ، يك سلسله\nاشخاص این محیط میدانم که از بد و رجال بزرگ و نوابغ حماسی است که امیدهای نووتازه یی ، نسبت بخوشبختی\nقدم نهادن خود در دایره عمل ، این گاهی در عالم علم وفضل ، تشنه کامان ها وسعا دانیکه در آینده ، این محیط\nمسئله را كما حقها درك نموده و همواره وادی طلب از معارف وسيعة و افکار با نام ونشان را استقبال نمود نی است\nکوشش کرده ام بآوار های مختلفه و منبعه شان مستحظ ، و گاهی در عالم تولید میکند .\nاصول متنوعه فكر واقعی را درين عسگریت ، فداکاری وجان سپاری خصوصاً حقتی قسی ترین قلبی نمیتواند"}
{"book": "adl0789", "page": 715, "text": "( شماره ۳۸ )\n( مجلد پنجم )\n\nبمحض شنيدن اينکه در جمله اشخاصی که از من عاجز حمايت وقدر دانی کرده اند ، يك پسر ( چارساله ، که صد روپيه اعانه داده ) يعنی آقای نور محمد جان اثر شامل است ، متاثرا نگرديده براحساسات افراد صغير و کبير اين جامعة جوان وجوان بخت ، اين مهد پرورش مدافعين دين و وطن ، وفداکاران راه اسلاميت وافغانيت جرباً تحيات نفرستد و آفرين ها نگويد .\nقدر دانان عزيز !\nامانتی که با اين خدمتکار عاجز ملت وفدائی ملت نموده ايد، از يکطرف برای حيات تمام افراد صحيح افغانستانی عبارت از يك تازيانه است که شعور وهيجاناتی دريشان توليد نمـوده بـطرف سيری بسوی شرق انگيز وفداکاری ايشانرا ميکشاند ، واز طرف ديگر ، اشخاصی را که بمحض شاير وهم پرستی مخالف انصاف واستعداد اين ملت سخن ها گفته چشم های خودرا از حقيقت بسته بودند ، قانع و ساکت می سازد .\nراجع باستعفای من ، از وکالت شما در شورای ملی ، تنها اينقدر ميتوانم بگويم که دران زمان معذور بودم و با وجود آناستعفای من لازم و ضرور بود .\nبهر حال همچنانکه در سابق حيات مستعار خود را وقف خدمتگذاری ملت هنر پرور خود ساخته بودم ، حالا نيز کمافی السابق ، در فکر وعقيده ئيکه همواره در باب سرمايای جميل ملت نجيب\nترجمه از جريده ( خلافت )\nبمبئی مورخه ۳ جنوری ۱۹۳۲\nمشورت بستي حکومت\nنادری\nاشخاصيکه نسبت به شاه نادر خان اين بد گمانی دارند که آنانريك جاه طلب وحكم ران مستبد هستند ودر دوران شورش افغانستان از فرانس به حالت ناتوانی وضعف پنهانی بمحض اين خاطر به وطن محفوظ خود مراجعت کرده اند که به تخت خالی کرده امان الله خان متمکن شوند : آنها اين را معلوم کرده حيرت خواهند کرد که بعوض اينكه فرزند يکتا ، ويا يکی از برادر های امجد خود را جانشين ووليعهد خود بسازد اعلان کرده اند که آينده انتخاب فرمان روائی افغانستان بقرعه راه عامه کرده\nافغانستان در دل داشته ام ثابت قدم بوده حيات ناچيز دئة خود را با يك عالم تشکر وامتنان ازحسيات و طرفداری شما بخدمت تان تقديم ميکنم . واميد واثق دارم ؛ خدمات من ، وبحمات شما برای افراد نو ميوه وطن عزيز ونسل آينده ملت افغان لوحه عبرت عملی مؤثر ومفيدی تشکل دهد ، درخاتمه ترقی وتعالى افغانستان را ، بشرف استقلال ملت افغان از در گاه حضرت قادر سبحان بصد نياز استرحام ميکشم .\n( خادم وطن ، فدائی ملت )\nعبد العزيز\nخواهد شد ، وملت کامل آزاد خواهد بود نسبت به نظام حکومت خود فيصله کند .\nاعليحضرت نادر خان اولين حکمران اسلامی هستند كه يك حکومت شخصی را باصول جمهوری روشناس کرده اند و با وجود بودن محبوب وهمه ل عزیز ملت از بدعت ملوکيت ظهار نفرت واستكراه نموده اند .\nاين فقط تقاضای نصائحت انديش وتدبير شافي بود كه باسرار ملت آماج وتعنت افغانستان را قبول کردند وملك را از تباهی ، ندایی وخانه جنگی مزید امان دادند و گرنه شخاصيکه از رجحانات شخصی شان واقف اند می فهمند كه اعلیحضرت هميشه حامی مساوات وجمهوريت بوده اند و بزر گترين آرزوی زندگی شان همين بود که وطن عزیز شان را بجانب آن جمهوريت حقيقی و عثمانی کند که عامری امتياز مسايمان هــای قـرون اولى خيال کرده می شوند .\nلاکن آن ها ديدند که بعد از تبساه گاری های دور صفوی بمالك شخصيت زیر دست ورهنمایی پدرانه شان سخت ضرورت است وبه بالند و جاری کردن اصول جمهوريت در رايج كامياب شده بتونند لهذا آنها بطور محبوری قيام عارضی ملوکيت وحکومت شخصی را مرافقت کردند .\nمايقيين دارم بعد از بن اعلان شخصيت نادر خان در انگاه عالم نسبت به باش مايار بلند خواهد شد وبا پارتی جمهوريت پسند"}
{"book": "adl0789", "page": 716, "text": "( صفحه ۹ ) ( شماره ۳۸ و ۳۹ ) ( مجلد پنجم )\n\nترجمه : رحمان افغان - ۱ - مؤلف : رقانی زاور\nرهبر اهل ثروت\nقسمت اول\nواسطهٔ قوهٔ مالیه\n\nفصل اول\n( ضرا بــــخــــانـــه )\n[ انتصاب فلز مسکوکاتی - عـــیــار طلا - با بـــت تذکره ( بانک ) - ( معاملات صرافیه ) - پول کاغذی ، اساس آن - تنزل آن - تأثیرات جنگ در تعادل پول کاغذی « بلیت بانک » ]\n\nتوصیف اعتبار مسکوکاتی\nواسطه قوه مالیه چیست ؟ - عموم دنیا آنرا میشناسند ، با ستثنای افراد محدودی که اکنون در باب حقیقت واسطه طبیعی ومعنوی پول فکر مینمایند ، اما واسطه پول از زمان انکشاف مدنیت تا حال بطور عمومی برای مبادله عامه ایجاد شده است .\n\nافغانــستان نیز بیک اثر خوبی خواهد انداخت ، ما ملت افغان را تبریک میگوئیم که برای تعمیر مستقبل خود نگاه انتخاب شان به شخصیکه افتاده بود ، او از کارنامه های خود در معنی حقیقی خود را اهل این منصب جلیله اثبات کرده .\n\n( خلافت )\n\nبناءً علیه بمقدار کثیرالایجاد متداوله انسانیت چونکه آهسته آهسته اسباب تولید مشکلات شده رفت از آنرو وضع قاعده عمومی تعیین ارزشی اشیا نیز ضرور گشت .\nلهذا این قاعده عمومیه تعیین قیمت اشیا در اوائل بر اشیائی که بسیار تر معمول ومقبول عامه میبود تعیین میشد مثلاً در ممالک یونان ولاتین با ظروف برنجی و چهار پایان قیمت اشیا را تعیین مینمودند و یا آنها مبادله بیع و شرای خود شانرا اجرا میداشتند ، چنانچه کلمه ( پیکو ) یعنی رمه که ازان ( کلمه پیکو نیا ) یعنی پول انتاج کرده شده است که اکنون در زبان فرانسه همین کلمه ( پیکو نیا ) بمعنی پول رائج میباشد گو یا کلمه پیکو شاهد همان تداول قدیم یونان ولاتین است .\nهکذا روسیاهان امریکا فی الفلبین با ( گیتی ) یعنی پارچه های رخت قیمت اشیا را تعیین مینمودند و به آن داد و دهش میکردند .\nبدون که به تذکار گذشته اوقات مطالعه کنندگان ضایع شود در حالت موجوده در ممالک متعدده نیز اشیای موجوده است\nکه بجهته مبادله در ممالک متمدنه رائج میباشند یعنی با وجود فلز بیش قیمت ، فلز طلا ونقره فلز برنج مس ، نکل حتی آهن واسکه مینمایند و یا فلز های مختلف را با فلز نقره مخلوط میسازند خواه برای استواری سکه فلز طلا ونقره و یا برای تولید وزن مسکوکات و یا برای تلافی مصارف آن ضرب مینمایند .\nالبته سکه مضروبه قانونی به نسبت فلز تجارتی در هر مملکت رائج تر است اعم ازینکه در عیار و اوزان آن تفاوتی موجود باشد . اما نباید فراموش کرد که جوهر خالص فلز طلا و نقره همیشه محفوظ است چه لیاقت و تفاوت اساسی میان پول آزاد و پول قانونی و پول تعدیدی هم چنان با قیمت مثلاً پول آزاد ( خالص ) خواه مسکوک و یا غیر مسکوک بود قیمت و وزنش متغیر نیست در داخل مملکت و یا خارج مملکت یکسان است .\nمثلاً هر کس خواسته باشد بغرا بخانه خشت طلا ونقره خود را سپرده ضرب کند از طرف دیگر مأمورین ضراب خانه نیز همان مقدار طلا و نقره را که برایش آورده باشند ضرب میکند چنانچه در فرانسه قبل از سنه ۱۸۷۳ یک کیلو گرام نقره را ۲۲۰ فرانک سکه آزاد ضرب کرده بصاحبش مسترد مینمودند اما در حالت حاضر پول تحدیدی و پول قانونی رائج است لیکن محافظه اعتبار این دو نوع تحت اثر معاهدات صرافی است ."}
{"book": "adl0789", "page": 717, "text": "صفحه ۱۰\n\n( شماره ۲۸ و ۳۹ )\n\nمجلد پنجم\n\nانتخاب فلز سکه جات\n\nجنس فلز طلا و نقره که در میان تمام فلز مختلف نزد مردم پسند و قبول شده بجهته این است که این دو فلز سخت و نرم و کمیاب میباشند .\nاما سوالی که موجود است : تفاوت قیمت فیما بین این دو فلز چیست ؟\nمناسبت قیمت در میان این دو فلز کدام است ؟\nبلی حل این دو سوال دلچسب راجع به تفاوت بین طلا و نقره را از تواریخ مسکوکات آخر دنیا میتوان استنباط نمود . جریان سال بیست و پنج قرن ۱۹ حدود قیمت تناسبی بین طلا و نقره از ۱۰ و ۱۵ وزن نقره مساوی بیک وزن طلا بود که در حین تعین قیمت اشیا و داد و دهش همین حساب را نگاه میداشتند مگر زمانیکه ترقی علوم مسکوکاتی در قواعد مسکوکاتی نمایان شد و انسانها به مشکلات بزرگ میان این دو نوع فلز فهمیدند خواستند که قیمت تناسبی بین فلز طلا و نقره را قانوناً تحدید نمایند مگر متعاقباً این مفکوره پیدا شد که اهمیت فلز طلا بلند و یگانه پول آزاد است و استعداد کافی دارد و هر مقدار قرض گزاف را تادیه میتواند ازین رو اقتدار و قیمت میل نقره از سنه ۱۸۷۰ تا سنه ۱۹۱٤ رو به تنزل گذاشت، بحدیکه هیچگاه در زمان تمدن این چنین تنزل نقره دیده نشده بود مگر جنگ بین المللی، برگشت و یا تنزل نقره را تحدید کرد .\n\nعدم تداول پول طلا در اثنای جنگ\n\nتا آغاز جنگ بین المللی پول طلا در خزاین دول متحارب و دول بی طرف موجود و محفوظ بود ، خزاین دولتی و بانکهای ملی سکه طلا را از تداول باز داشته بودند وسکه طلا را بجز از تبادلات بین المللی در جریان معاملات داخل مملکتی بکار نمی بردند . درانوقت مانند پرداخت قروض و تاوان جنگ موجود نبود .\nلهذا قحط شدن پول طلا باعث تولید تکثیر نقره شد یعنی دول در پنج سال آخر قبل از جنگ پول نقره را بی اندازه ضرب کردند با وجود آن ، قیمت نقره در میان تداول نه در یورپ، نه درمشرق ونه در امریکا به نسبت قیمت طلا ترقی کرد حتی در جریان جنگ بین المللی با وجودیکه مردم میل بر طلبی عمومی در خزینه کردن نقره پیدا کرده بودند خواستند یک حصه ثروت خود شانرا بنام نقره جمع کرده و در خزینه نگاه داشته و با عتبار آن استفاده نمایند .\nدول نیز برای تجمیع پول نقره در خزاین خود شان ساعی بودند معهذا اعتبار نقره تفوق لنجست و نه دول اختیار داشتند که قدر و قیمت پول نقره بلند خواهد شد .\nومعذالک دول از یک طرف برای جمع کردن و محافظه نمودن طلا و از طرف دیگر برای تولید پول نقره بجهته تداول داخل مملکتی ساعی بودند .\nاز خاطر فراموش نشود که تمام ولایات\n\nومحلات مملکت فرانسه به اندازه دو ملیارد پول طلا را برای بلند بردن اعتبار بانک دولتی با حکومت خود مساعدت نمودند اما با وجود آن قیمت پول نقره مطابق سکه طلا نشده . یعنی به عقیده اقتصاد یون شئی که طرف قلت و کم یابی رفته از ساحه سعی و عمل بر کنار شود در اعتبارش نقص وارد نمیشود خصوصاً شئی که حق انتفاعش کمتر باشد . با لعکس ذات شئی که حق انتفاعش بیشتر بود در صورت کم یابی در قیمتش افزوده میشود اما پول طلا با وجود آن تنزل نکرده .\n\nپول نقره در خزائن\n\nبعضیکه پول نقره را در خزائن خود جمع نموده بودند خواه دولت وخواه بانگهای ایمسیون (یعنی نشر متداوله بانگهای را گویند که باعتبار فلزات و یا چیزیکه محل اعتبار واقع شود پول کاغذی و بلت صرافی چاپ کرده بغرض تداول بین مملکت بدست عامه می سپارند) و یا بانکهای شرق اقصی با وجودیکه میعار نقره علاوه تر در انجا متداول بود مقدار بزرگ را تجمع نداشتند باستثنای خزینه هندوستان که علاوه تر از صد ملیون روپیه موجود داشت هم چنان واشنگتون (پای تخت امریکا) یکصد ملیون دولار را خزینه در خزینه حاضر داشت تا برای دول خارجه قرض بدهد . دیگر جابمقدار بزرگ پول نقره موجود نبود .\nبانک هند و چین یک مقدار پول نقره"}
{"book": "adl0789", "page": 718, "text": "صفحه ۱۱\n( شماره ۳۸ )\nجلد پنجم\n\nکه در خزینهٔ جمع کرده بود محو وصرف کرد .\nلهذا از نقطه نظر احصائیه مسکوکاتی دنیا میتوان حدس نمود که حصهٔ بزرگ پول طلا در خزان دول ویا بانکهای ایمیسیون وخزائن ملی موجود ومحفوظ است اما پول نقرهٔ بدست ملت ویا بعضی سرمایه دارانیکه خزینه کرده باشند .\nبناءً علیه تجمیع پول طلا در خزائن دنیا تا جائیکه آشکار است . از ۳۰ میلیارد طلای فرانسوی (۲۵ فرانکی و ۲۲ سانتیم طلای فرانسوی معادل است بیک طلای پوند انگليسي) که در سنهٔ ۱۹۱۳ بالغ بود اما در سنهٔ ۱۹۲۵ به پنجاه ملیارد بالغ رسیده است .\n\nعمومیت معیار طلا قبل از ۱۹۱۴\nقبل از جنگ میعاد طلا چونکه حقوق ملل معظمه بود مانند : امریکای اتاژونی انکلتره واکثر مستملکات وی ، فرانس ممالك اسکاندینا و ( سویدن ، ناروج ويك حصه ابن نژاد که در دنیا رك مي باشند )\nازین رو دو لاره پوند استر لنك فرانك ، قوروق ، در تجارت دنیا قانوناً باعتبار فلز زرد ( یعنی طلا ) رائج گردیده مگر جنگ بین المللی ، این حالت حقوق خاصه دول معظمه را بحالت دیگر مشروط ساخت . و در این وحدت مسکو کاتی آنها اختلافی پیش آورد ، یعنی مقدار مسکو کاتی آنها را در ممالك مختلفه تقسيم گردانیده متعاقباً تمام ملل به تغییر شکل محقق پول کاغذی را ایجاد کردند .\nباری تأثیر مهم این مسئله را از مجموع حیات اقتصادی امروزی بشریت میتوان استفهام و استعلام کرد که به نسبت رجیم اصل مسکوکاتی چه مقدار معاملات اقتصادیه پیشرفت و ترقی کرده و چگونه بسرعت ممکنه قسم اعظم جامعه بشری از شروع قرن بیستم این مسئله را استدراك نموده و ترقی داده اند .\nلهذا حد مسکوکاتی هر مملکت بوزن معین فلز منوط است . چنانچه قانون مسکو کاتی فرانسه چنین تحدید کرده که وزن يك فرانك عبارت است از پنج گرام نقره که در ده / ۹ حصه اش زر خالص است و پانزده نیم وزن خالص آن مطابق است بيك وزن طلا .\nواضح ترش اینکه ۳۲۲ ملیگرام طلا مطابق به تفصیل معیار فوق است .\nدر بریتانیای عظمی يك انس طلا یعنی ۹۱۹ میلام خالص مطابق به ۷۷ شلنگ و ۹ پنس است كه يك پوند استرلنگ که بپیمان دوام اعتبار ومقدار سکه انگلیسی معادل به ۲۵ فرانك و ۲۲ سانتیم طلای سکه فرانسوی میباشد بدین صورت اگر به تمام قانون مسکوکاتی دنیا ملاحظه شود تناسب نظامات حد مسکوکاتی بیکی از فلز طلا وفلز نقره مربوط بوده واز همان حساب در روابط تجارتی داخله وخارجه قید نموده اند .\n(مرام مترجم:اگرما صورین اقتصادی مائه نیز مانند قواعد جاريه عالم حد قانونی مسکوکاتی افغانی را باساس روابط تجارتی بین المللی معین نموده و مانند مسکوکات عالم راجع به ضرب وارتباط آن با پول خارجه باستشاره متخصصین اقتصاد قواعد متینی را ایجاد کرده وبا بانکهای دول معظمه ویا اقلاً با بانکهای هم جوار راجع به ارتباط وزن فلزی دولتین وتداول اشیای ضروریه مملکتین داخل عقد موافقه گردند محقق است که تنزل سکه فلز افغانی که مورث بحران اقتصادی حتی اجتماعی مان گردیده است ( پریشانی عمومی اجتماعی از تجارت بی اصول حاضره مان است ) تلافی شود . راجع به تفاوت صعودی ونزولی پول کاغذی دنیا وانعکاس آن در فلز غير مسكوك واينكه پول مسكوك فلزی اگرچه در حالت تغییر باشد اما بصورت انتفاع است در مقاله علیحده بیان میشود )\nباری اتخاذ این امر از تجارب اساسی روحیات انسانها است ومعلومات تعيين حدود مسکوکاتی از روحیات آنها اقتباس شده است .\nبناءً علیه در نظام مبادلات یومیه که مبنای حیات اقتصادی ومحتوى غير محدود و تنوع مبادله و فروخت واجاره معاملات که لاینقطع مورد استفاده هستند جز قسم ضعیف اشیا و بعضی فلزات ضعیف را محل استفاده در آوردن چیزی دیگر ظاهر نیست .\nلهذا تا این جایاما بیان افکار وحدت فلزات و تذکار مسائل آن بود اکنون راجع به تکوین وخلقیت پول کاغذی ایضاحات داده میشود : چه پرداختهای"}
{"book": "adl0789", "page": 719, "text": "صحیفه ۱۲\n( شمار ۳۸ )\n\nترجمه از مجلات پاریس :\nعبور هیئت کاروان زرد\nاز « پامیرات »\nاز تاریخ ۲۹ دسامبر باین طرف از نامه\nنگار مخصوص ما موسیو « ژو رژ لو فور »\nهیچ مکتوبی راجع به هیئت سیتروئن\nآسیای مرکزی دریافت نکرده بودیم\nهنگامیکه قصه اقامت هیئت را در افغانستان\nشایع کرده بودیم خود هیئت چنانچه\nمختصراً متذکر شده بودیم صعب ترین\nحصه مسافرتش یعنی عبور پامیرات را\nانجام داده بود : وقایع که در حین\nعبور این منطقه رخ داده غالباً پر حادثه\nهست چنانچه ذیلاً می بینید ! در مقابل\nاین عوالم مخوف که قبلاً آنرا در نظر\nهیئت غیر قابل عبور نمایش داده بودند\nعزم و اراده و عشق مفرط موسیو ژورژ\nماوی هارت و رفقایش از اول وهله سفر\nشگفت آور شان معطوف شده بود تا\nاینکه در اثر فعالیت ، طاقت و تصمیمات\nمتزلزل نشدنی بر آنهمه موانع فایق آمدند\nلیکن شما می بینید که کامیابی در اثر\nچه کوششهای بوده است .\nمختلفه به فلز خیلی مشکل و اسباب زحمت\nاست ووقت را ضایع میسازد ازین رو بجهت\nسهولت و رفع زحمت معاملات اقتصادیه\nپول کاغذی ایجاد گردیده حتی برای سهولت\nامور امروزه تنها صحایف کتاب های\nبانگ باعث اعتبار شده است .\n( باقی دارد )\n\nشك نیست که مواصلت باین اشکالات\nمتصوره بار ها در مسافرين يك نوع\nاندوه تولید کرده باشد که با مسرت\nمظاهرات صمیمی که در منازل اول\nسفر شان دیده اند مخلوط شده تا یکدرجه\nشادمانی ها آنرا زائل کرده است .\nدر میان اندوه و غصه های مختلف نوع\nکه در حین عبور مملکتی که از هیچ اداب\nمهمان نوازی اطلاعی ندارند بر آنها داده\nشده است با کمال تاثر « خدا حافظی »\nوقت بخش شام ، ودعاییکه از ابتدای\nوهله حرکت منزل اول آنها را استقبال\nمیکرد ، توجهات مفرطی که ایران در حق\nآنها مبذول داشت پذیرائی نهایت محبت\nکارانه افغانستان که تا استانه خاك این\nمملکت با آنها همراه بود ـ بیاد خوش\nآمدید شیعیان اعلیحضرت نادر شاه و\nالتفات و داد کارانه که در مقابل آن\nخود داری نمیشد در حین ملاقات آنها\nدر قصر کابل ابراز داشتند ، و هیئت\n« خاور » و « آوزدن دو پروی »\nبا تشریقاتی که سفیر فرانسه را به\nپذیرند پذیرفتند و اظهارات اعلیحضرت\nباليه اینکه نمیخواهند مهمان نوازی که\nسابقاً در مملکت ما دیده بودند وعواطفت\nهائیکه نسبت به ایشان در اثنای عرض\nسختی مبذول شده بود مکتوم سازند\nبالا خره اظهار سپاس گذاری فاسد\nنشدنی که بالیۀ مملکت ما دولت ابراز\nنموده محبت شاهانه شانرا راجع به این\nعزم وتصمیم بزرگ قهرانسوی اظهار\nنمودند بلی بایستی این یادگار ها برای\n\nاعضای هیئت سیتروئن نمایشات خیلی قیمتی\nباشد .\nهیئت سیتروئن آسیای مرکزی که در\nماه اوریل از بیروت حرکت کرده بود\nبه ۲٤ ژون ۱۹۳۱ در « سری ناگار »\nرسید یعنی برطبق حساب ، کوندور های »\nموتر های شان ٥٥٤٢ کیلومتر را طی\nکرده اند . . بعد از عبور دشت های\nشام ، جلگه های بین النهرين و ايران\nودور زدن توده عظیم هندوکش افغانستان\nهیئت خیمه های خود را در کشمیر در\nپای جال مدحش کوهستانی که دو دنیای\nهند و چین را از هم جدا میکنند نصب\nکردند .\nحالا هیئت بجوئی رسیده که باید ازيك\nدنیا به دنیای دیگر عبور کرد .\nاینجا سه طریق وجود دارد :\nاز ثبت تا افغانستان کلان سلسه کوه\nهمالیا را در شمال پشاور در ناحیه\nچیترال دره بارو خیل شق کرده که از\nانجا هند توسط سرحد شمال غربی خود\nبا افغانستان ارتباط دارد . این راه چون\nمخصوصاً سرحدی است از طرف حکومت هند\nقد عن است که هيچ يك ببار جی از آن\nعبور نمیتواند .\n٥٠٠ کیلومتر دور تر طرف شرق\nراه جدیدی از (له) باز شده که در سن كيا نك\nبجنوب یار کندرفته است . ازین راه در\nتابستان قافله ها عبور میکند لیکن ماوی\nوعلاوه برین عیبی که دارد این است\nکه باید متعاقباً سه گردنه که هر کدام به ارتفاع\nهای بلندی واقع اند عبور کرد بالاخره بین این"}
{"book": "adl0789", "page": 720, "text": "صفحه ۱۳ \n\n( شماره ۳۸ )\n\nمجله پنجم\n\nدو راه قریب « سری نا گار » راه قرار ذیل بود : سر نشیبی های بلند تر فقط دو تای آنرا بعنوان اله نمایش و\nسومی از « جامیت » میگذرد . این راه از ۵ / ٤٠ - کج گردشی های خیلی اثبات صفات او با خود گرفتیم . رئیس\nیکی از سلاسل غربی هالیما را گذاشته تند، خامی و یا عدم پل های رود خانه هیئت مجبور شد وسائل تطبیق کی حمل\nبین آخرین رشته های اطراق قراقرام های سیلابی - بالاخره کم بری و رضایت و نقل را تغیر داده در عیوض وسائل\nبصورت مار پیچ عبور کرده از راه کوتل خامی راه ها . اگر چه وسائل مخصوصه و لوازمی را که وزن کل آن ۲۰ تن\nمتا کا یا کلک به دره های بلند پامیری (لوله خوردن ) و غیره لوازم موتر شق میشد بردوش اسپ و پشت آدم نقل دهد .\nطرق ملحق شده در جلگه های کاشغر ها اجازه میداد که چنین ما نئور های واضح است که درین نواحی کوهستانی\nشگغت آور انجام گیرد لیکن چطور ترا نیک اموال باید بقسمی صورت بگیرد\nفرود می آید .\nهزار کیلومتر راه را در منطقه که از انسان مطمئن شده میتواند که در راهی که وزن سهمی یکنفر ۲۰ کیلو واز\nشامخ تران قلال دنیا پوشیده شده عبور که عرض آن جز «۳» ! متر نیست موتری حیوان 60 کیلو باشد حال آنکه این\nباید کرد . - این راه برای انگلیسان که ۴۰ ! ۲ متر بودارد عبور کند ؟ مسئله دو عامل دیگر را تولید میکند که\nراجع باین مسئله رئیس هیئت چنین اسباب عدم صورت گیری اینطور عبور\nدر آواخر قرن اخیر مفتوح شده وعبارت\nمیل داشت تا هر قدر دوری که ممکن را فراهم میکند .\nاز يك راه باريك مخصوص رفتار با پوست\nاولا برای بار برداری 650 اسپ\nكه در بغل های کوها رفته و درحصه که شود برود . - لیکن چون در سری\nنا گار پای کوه رسید خواست در مو تر لازم است که بر هر کدام بایستی نوکری\nدر دره های یخچال دار فرود می آید\nشبیه يك دره تنگ مشرف بر گاو رال را بقسم از مایش صعود دهد . هم مواظب باشد ثانیاً بی بضاعتی وکم عاقی\nها میباشد . بعد بهمین قسم به کوتل اگر چه مقصد اصلیه عبارت ازین نبود که عاطقه هرگز قافله بدین عظمت را تغذیه\nها تيكا جلگه اندوس را از تارم جدا از يك راه غير قابل عبور دو مو تر را عبور دهد کرده نمیتواند .\nمی کند به ارتفاع قریب ۵۰۱۰ میتر بلکه مقصد کامیابی عبور خود اعضای در اینصورت رئیس هيئت صلاح بدان\nمید که باید هیئت به سه دسته تقسیم\nهیئت بود تا ازین حائل گذشته در کاشغر\nبالا میرود .\nشود . حرکت هر دسته بایستی بقسمی مرتب\nرئیس هیئت همین راه آخریان را اختیار برسند و از آنجا با ۷ موتر دیگر مسافرت شود که نو کر ها و حیوانات اولی را\nخود را در آسیای مرکزی ادامه دهند\nنمود .\nدسته دومی بکار اندازد و از دومی را\nآیا میشود با موتر ها عبور کرد ؟\nبواسطه نفوذ و اوامر کرنیل «وی دسته سومی مورد استفاده قرار دهد .\nمسافرین که این منطقه را میشناختند\nريان گير بل » كه ملحق به تامنزور\nچون رای دایر به اتخاذ چنین تصمیمات\nمتفقاً راى دادند كه - « موتر ها را در\nمنزل ثانی ترك خواهيد گفت . عسکر هندی میباشد و درین آیم قرار گرفت آنگاه شروع به نیازی\nبتا ریخ ۲۷ ژون یعنی سه روز بعد از خود را دوست خبیر و مطمئنی کردند : اولا نفرى نو کر ها لازمه را\nورود هیئت در « سری نا گار » موسیو نشان داد ، صادر امور بر طانوی به بر طبق احتیاجات مخصوصه راه انتخاب\nهيئت فرانسه چنان اعتباراتی دادند\nو دائر نمودند . - لوازم شخصی را\nژور ژماری هارت با رئیس میخانیک ها\nکه تقریباً گاهی به مسافرین خارجی وحتى\nبرای مطالعه خواص موانع مدهشی\nتا حد ممکن کم نموده در بخدانهای چرمی\nساخت که مخصوص بار برداری\nکه راه را مسدود کرده بود 50 کیلومتر به هموطنان شان هم مبذول نخواهند\nاولی منزل را پیمود . موانع مذکور داشت . از جمله ۷ موتر ه آنرا گذاشته اسپ ها است نهادند - مواد خوراکه"}
{"book": "adl0789", "page": 721, "text": "( صفحه ١٤)\n( شماره ۳۸ و ٣٩ )\n( مجلد پنجم )\nو خشک ـ لوازم نصب خیمه ها در ارتفاعات\nبلند ـ کمره های سینماتو گرافی ـ و\nرا دیو تلگرافی ـ فیلم ها ـ پلاک ها\nلوازم مکانیگی ـ اسباب لازمه مرمت\nکاری و کملک رسانی ـ اسباب های\nجراحی ـ ادویه و غیره را در میان بکس\nها نهاده . بعد از وزن و ثبت بر کدام\nگروپ های کوهی تقسیم نمودند .\nدر اثر التفات مها را جای کشمیر در باغ\nکه اشجار صد ساله و گل های گلاب\nدر آن سایه افگنده بود هیئت در خیمه\nموسوم به « خرگاه شاه » و خیمه های\nکه شایسته مقام شاهزاده گان بود فرو\nآمده بکمال فعالیت به آمادگی خودها که\nسه هفته طول کشید مشغول شدند .\nبتاریخ ٤ دیه یعنی ٨ روز بعد از\nورود هیئت به « سری نا کار » رئیس\nهیئت تحت قوماندن « موسیو ها کن »\nاولین دسته را که وظیفه آن ساختن راه\nو تا صورت ممکن معاینه نمودن نقاط\nباريك آن بود فرستاد .\nخود رئیس هیئت موسیو هارت بتاریخ\n١٢ ژویه با دو موتور شنی ( کوه گرد )\n« ميخا نيك و ٦ نفر اعضای هیئت\nحرکت نمود .\nآنچه که يك انسان پیش بینی بتواند\nبالنسبه این مسافرت پیش بینی شد و تمام\nاین منازل را کمتر از ٤٥ منزل پیشین\nگوئی نه دیدند .\nدر نواحی « سری ناگار » وحتی در\nخود شهر هم مجدداً در اثر باران های\nزیادی که در مناطق کوهستانی باریده\nبود رود ها از حد زیاد سیلابی شده\nبودند .\nاز طرف دیگر در اثر شورش مسلمین\nدر نواحی « هانی » ( کومول ) دسته که\nبایستی تحت قوماندانیت نایب سفینه و\n« پون » از پکن بقصد الحاق هیئت\nعازم شود شود به تعویق افتاده بود .\nآیا « عبور سد هیمالیا موفق خواهم\nشد ؟ ـ آیا عقب این دیوار چه حاله\nاست ؟ آیا روزی خواهد رسید که دو\nدسته هیئت بهم ملحق شوند .\nاین سئوالات همه مهم واضطراب\nبخش است .\nبتاریخ ٢١ ژویه گروپ آخری تحت\nاداره « موسیو اودون دو بروی » روان\nشد این دسته با خود کمره تلگراف بی\nسیم دستی هم برداشته است که توسط\nآن انطرف « میز کار » با آخرين پوست\nتلگر فی هند که بالای کوتل کیتک واقع\nمخابره میکرد . از کلتک که به ارتفاع\n٤٩٠٠ متر واقع است راهی بطرف « سن »\nکیانگ » رفته است .\nبعد از ین تنتبیات وتصميمات گروپ\n« هارت » با کرو شنات ميخانيك ها\nتوانست بصورت بطی در مدت ٧٦ روز\n٢٠٠ کیلو متر راه رطی نماید .\n( بقید ارد )\nادبیات\nفراق\nبقلم آقای محمد زمان خان :\nدپلومه فرانسه\nدوستش داشتم ، از من هجرت گزید\nو بگذاشت که شب های دراز فراق\nبا مساعدت زلفین سیاهش روزم را چون\nمردمک نا اهل نرگس شهلا سياه\nنماید !\nپیرحم همینقدر با خود نگفت :\nدل بسته چند شبگو نم را خاطر پست\nتاریکتر از تارمو و روز گار پست تاریکتر\nاز ظلمت گیسو ! الان که پوستش\nبر استخوان چسبیده وخون بدن از\nهم رفتن رمیده ، میان وی و مرگ\nفاصله جز آهی نیست ...\nنه ! هیچ نگفت .\nاینکاش گوشت و استخوانم آب گردیده\nبصورت اشک از دیده گانم خروج یافته\nاز خویش بجز ناکامی برجا نگذارم .\nدرقعر شب های فراق چون یاد از\nخورشید جمالش می نمایم ، مانند دیوانگان\nخود به خود بسخن زدن مشغول میگردم\nو گاگهی نظر بر فلیک افکنده مهتاب\nرا مخاطب نموده میگویم : ـ\nای ملکه تیره فلک ! که امشب عالم\nرا غریق انوار سیماب نمای خویش نمودهٔ\nآیا میدانی که محبوبه ام حالا چشم های\nنرگسین خود را بهم نهاده بالای\nبستره خویش بخواب رفته است و یا هنوز"}
{"book": "adl0789", "page": 722, "text": "صفحه ۱۰\n( شماره ۳۸، ۳۹ )\nمجلد پنجم\n\nبیدار بود، بفکر صید فردای خویش\nمیباشد ؟\nبه. صورت ای ملکه عالم سماوی ! سلام !!\nعاجزانه این آواره وادی تعشق را بآن\nمعشوقه بیخبر ورعا بواسطه انوار سیمینت\nکه مماس چهره نکویش را می نماید\nرسانیده بگو که : آن بیچاره را حیات\nبآخر رسیده است و مدت دیری بدنیا\nنخواهد بود . دعایش را بپذیر وبازی\nچهره ات را بنما !\nلاکن چون اجرام سماوی ر ساکت\nوبی اعتنا می یابم افکار مشتت صورت\nدیگری را گرفته اکثراً دیدار محبوبه\nام خیالاتم را استیلا نموده با صورت\nمرغوبش بگفتگو افتاده می گویم :\nدلبرا !\nبشب کیفیقت از شحنه مه جستجو کردم\nخیالت تا کجا ها میکشد راه سراغ من !\nلیکن مه را ساکت و ستاره گانرا\nصامت می یابم !\nمحبوبه عزیزم !\nمن میمیرم وار زوی وصالت را درتــه\nخاک با خود می برم ! ولی نمیدانم که بعد\nازمن کدام بیچاره اسیردام گیسویت گردیده\nباوجود تحمل این همه جفا اظهار خلوصیت\nووفا را خواهد نمود :\nچواز درد فراقت مرگم آخر رهنمون گردد\nچو روح خسته ام از قالبش آخر برون گردد\nچو جام عشرتم از ضربه زدن سرنگون گردد\nچوبلبل بر سر خاکم ز محنت غرق خون گردد\nنمیدانم کی بعد از من زعشقت همچو تون گردد ؟\n\nمحبوبه من !\nشبی چون رفیقه خواب وداعم نموده\nبود و شب نیز سیاه وطولانی بود ! قلم\nگرفته خواستم طپید نهای دل ریش و\nتغیرات حال پریش انرا برپشته نیگارش\nکشم ، لاکن بفکر اینکه مبادا مزاج\nلطیفت را رنجشی رسد ، تحریر را بآخر\nنرسانیده آن ورق پاره نیمه کار را روی\nشمع گرفتم تا مانند قلب زارم پاك\nبسوخت وبجا جز قدری خاکستر چیز\nدیگری نماند .\n\nبلی :\nزخون دل بسی احوال خود تحریر میکردم\nبفکر شمع روی قلب خود تنویر میکردم\nنوای عند لیبی را برن تفسیر میکردم\nوزین فریاد حال غنچه را تعبیر میکردم\nکه آخر زاه بلبل در جوانی غرق خون گردد\n\nدلبر جفا کیش من :\nآیا میدانی که میان توو گل وبين من\nوعندليب فرق زيادی نیست ، امکان\nدارد که خودت نیز مانند گل در جوانی\nمفروق خون گردی ومن ، ازین واقعه\nمدهش بخاك وخون آغشته گردم .\nلاکن خدا نکند ، هیچ جوانی را\nجوانمرگی دامن گیر مبــاد .\nدعای بد ندارم ، بژولیت روا دار نیستم ،\nبلکه تضرع وزاری میکنم ، اشك ریزی\nها ونوحه های خود را تقدیم ساحه مروتت\nمی نمایم ومیگویم که : -\n\nخدا را امشبم برچشم خونین رحمتی جانان\nنباشد دیگرم برحمل هجران طاقتی جانان\nندیدم در جهان جز آتش غم راحتی جانان\nندارد رفع درد بطن من صورتی جانان\nمگر خورشید دیدارت درین دم رهنمون گردد\n\nآه : می بینم که رحم بقدر ذره هـم\nدردل سنگینت وجود ندارد : خوب مصمم\nگردیده ئی که ببكاء وخونم بنشاطى\nوبقدرت حسن و جمالت را بعالم مبرنی\nنمائی .\nخوب ! تا الحال خوش بوده پرداخت\nجفاهایت را نموده ام ، حالا نیز از\nشیون و فغان نمی خواهم که از صبر و\nطاقت خویش بکاهم و نزد مردگان عشق\nبی وقار گردم . آخرین اهتزار روحم\nمایل دیدن طنطنه و شکوه بهار حسن و\nجمال تو جفا کیش خواهد بود :\n\nز فیض پرتو عشرت بهارت جاودان بادا\nدل بدخواه گلزارت سراپا بر خزان بادا\nگل حسنت ز آسیب سماوی در امان با دا\nاگر عاشق بمیرد از غمت نبود ترا پروا\nچه باشد دل که از سوز فراقت قطره خون گردد\n\nمردنم نزديك گردیده است ، دلم را\nطپش عجیبی فرآ گرفته است . جهان در\nنظرم تاريك می نماید . عرق سرد مرگ\nبدنم را مرطوب نموده است ، جهان را\nمغموم می بینم .... و تو بر من رحم\nنکردی !\nاشجار و طیور ، گل ها و جویبار را\nبه تقریب مردنم ماتم زده و گریان مشاهد."}
{"book": "adl0789", "page": 723, "text": "صحيفة ١٦\n(شماره ۲۸)\nسراج الاخبار\nصيد دشمن کرد باید با كمان اتحاد\n\nاز طبع آقای عطاء الله خان تر جمان\nقونسلگری افغانی در مرو\n\nای قلم بر گو بكل كاهید زمان اتحاد\nوای بینان بر خوان مجمله تو ايمان اتحاد\nمنعدم گردید عفريت سياه اختلاق\nجلوه گرشد دلبر شیران زبان اتحاد\nنه غبار وادى نسيان شد سبق انقلاب\nچون وطن گردیده جمله همنشین اتحاد\nشكر الله کر عنايات خداوند مجید\nمنبسط از بهر گل گردیده خوان اتحاد\nحمد بيحد ايزد دا دار را کز لطف وی\nپیر وبرنا باشد ایندم توامان اتحاد\nبود باید ساعی اندر رفع هر بغض و نفاق\nتا شود رخشان در ولو لؤ زکان اتحاد\nکند باید هم درخت بغض و كين از بیخ و بن\nصيد دشمن کرد باید با كمان اتحاد\nهم دفاع دشمن خونخوار در هر عصر و قرن\nحربه ئی بهتر نباشد از سنان اتحاد\nهر خراب دو جهان بینی تو میدان از نفاق\nآنچه عمران است صادر از بنان اتحاد\nكن نظر بر صفحه تاريخ با چشم دقيق :\nملتى كاو بود محروم از روان اتحاد !!\nکی شدی نائل بوصل دلبر علم وفنون\nتا نشد افراد ملت تو امان اتحاد\nعلم و عرفانی کی بدست آید در این عصر ذهب\nگر نیکی مندی تمنای همنان اتحاد\nکز تمدن طالبستی ای جوان با ذکاء\nبایدت محكم نمود ایندم ميان اتحاد\n\nمیگفتم ... و تو خبر نداری .\nبعد از ساعتی از لو حه عند لیبی که\nاکثر آیراب بام منزل می نشیند ، خواهی\nفهمید که عاشق مسكنت دنیا را بدرود\nگفته است ؟ . .\nآه ! آفتاب را غرق خون می بینم و\nحالت خود را زبون حس میکنم .\nچه چاره اگر فرهاد صفت باقی بدامان\nحرمان اشکسته ، و بحرمت اعتبار جمال و\nجلال تو در تاريخ معا شقه روز گار « رو\nحیات جوانی » را مانند قربانی بیاد کار\nنگذارم و با بیاد لب شيرنت از آخرین\nاشعه آفتاب جمال مهر خو نین خاموشی\nرا بلب ها بستر مرده نه نهام و بیاد يك\nهستی درخشانی بخواب سنگین نیستی\nو آرامش جاودانی فرو فروم * تا نتیجه\nفراق عشق و ارادات عشاق را بمفهوم\nحقیقی آن بتو و هم كازان مغرورت نشان\nداده باشم .\nبه تعظيم روان خرد گان درد مأيوسى\nکه جان دادندچون فرهاد در حرمان رخ و سی\nبود خورشید را از كثرت غم رسم خود پوشی\nبه بینی بر زنان اهل عالم مهر خاموشی\nچودا مال شفق از خون عاشق لا له گون گردد"}
{"book": "adl0789", "page": 724, "text": "صفحه ۱۷\nشماره ۲۸ و ۲۹\nمجلد پنجم\n\nبهر اصلاح معارف بشتابد اولاد وطن\nاسب را جولان دهند اندر میدان اتحاد\nدور بنها کبر و نخوت از خود و وانگه بدم\nدر تن اهل وطن روح و روان اتحاد\nاطلبوا العلم است از فرموده ختم رسل\nکن روان بهر طلب تو کاروان اتحاد\nاین وطن بستان بود ملت چه اشجارو ند\nالفت است میوه این بوستان اتحاد\nجمله فراد ملت از صغیر و از کبیر\nظل حق را وا مبندی بازبان اتحاد\nراجی و آمل ز در گاه خداوند کریم\nباد مامون از حوادث پادشاه اتحاد\nگفت « تانی » غنچه ئی لیکن ببود\nاز هزاران اندکی اندر بیان اتحاد\n\nبشتابید\nکورس انگلیسی که سابقاً وعده داده بودیم ، بساعت ۴ و ۴۵ بعد از ظهر بمعلمی آقای « اراجف خان » سر ترجمان وزارت خارجه « قرائت خانه نور » شروع می شود ، هکذا کورس فارسی از ساعت ۴ الی ۵ بمعلمی آقای سرور گویا عضو انجمن ادبی که یکی از نویسندگان متتبع مان است آغاز و افتتاح خواهد گردید .\nشایقین و طالبین بشتابید که اسامی شما طلیعه داوطلبان الی در دفتر « قرائت خانه نور » قرار گرفته واز منافع تحصیلات خود بهره ور گردید .\n\nکتابخانه نور\nمحل فروش ومطالعه همه نوع کتب و رسالهای فارسی ، عربی ، انگلیسی ، اردو ، عربی ، ترکی میباشد .\nکتبیكه جدیداً بتهیهٔ آنها موفق شده ایم قابل دیدن است در قرائت خانه نور همه نوع جراید و مجلات داخلی وخارجی برای مطالعه موجود است .\n\nتبريك سال جديد\nجرائد قندهار و هرات\nبدین تقریب جریده شریفه اتفاق اسلام هرات و جریده فریده طلوع افغان قندهار سال های جاری خود شان را طی کرده و بمراحل نوتری در ساحه نشریات وطنی قدم گذاشته اند .\nاین هر دو خدمت گذاران ترقیات ملی و مملکتی و هر دو عوامل بیداری روحی جامعه افغانی تقریباً همپای یکدیگر بسر منزل مقصود روان بوده و درین اوقات توام وارد سال دهم شده اند .\nمخصوصاً جریده فریده طلوع افغان قندهار ، بقطع آن بزرگتر شده و با ذوق و شوق تمامی میرود که در عالم مطبوعات وطنی نشو ونمائی بیابد چه نگارنده آن چون وظیفهٔ خودش را عامل مهم ترقیات ملی بیداری روحی جامعه دانسته و از روی ذوق مشغول کار است باحتیاط آنکه بعضی اهل سواد قندهار بزبان فارسی آشنا باشند یکسلسله مقالات ها را با فغانی هم نشر مینمایند ما بنام هم مسلکی از سال جدید این جریده های معاصر اظهار خورسندی کرده بتمام هموطنان عرفانی باخلاصه بموسسین و نگارنده های محترم شان آقای قانع و آقای عبد الحی خان تبريك میگوئیم و تمنا داریم چطوریکه عظمت اسمای این دو جریده شریفه تقاضا داشته و تاثرات بلنده با معنای موسسات نشریات در عالم مدنیت ایجاب میکند بتوانند حفظ موقعیت"}
{"book": "adl0789", "page": 725, "text": "اصول مسکوکات\nهندوستان\n\nتنها سیاست بر اعظم هندوستان تباتر اضطرار شرق و وقوع حوادث الم انگیز قرن نیست بل سیستم اقتصادی مخصوصاً رژیم مسکوکاتی وی نیز تماشا گاهی قاتی حیرت آور ارباب ثروت و صحاب بشر است لهذا فهمیدن سیستم مهم مسکوکاتی هند به جامعه و طنم افغانستان لازم است زیرا که مناسبات تجارتی و اقتصادی با هندوستان بیشتر دارند بنا برین نتائج اعمال آنها و انعکاس پول هند هر دم در حالت اقتصادی و اجتماعی مان تا ثیر بخش است *\nچون مقاله مبهم یا رق دوستی ای ( مقام سیاست اخیرا طوقى انگليش ) را که مسيو مولاس پیر نو فرانسوی بدر شماره ۶۲۹ جریده اورپ نو وال راجع بر جیم مسکوکاتی هند مفصل نوشته و نشر کرده بود بغرض معلومات مطالعه کنند گان ترجمه نموده ذیلاً می نگارم : در آغاز عصر نوزده (۱۹) هندوستان بریتانی به اختلاف بزرگ مسکوکاتی\n\nکرده با صفای باطون و نیتهای پاک در راه ترقی و اعتلای معنوی و مادی ملت نجیب و مملکت زیبای افغانستان وظایف انطباعیه خود شان را به رشادت های لازمه بجریده نگاری و فعالیت تامه آن انجام داده و جامعه ما را مستفید بدارند .\n( نگارنده الیس )\n\nمبتلا بود اما حکومت هند اختلاف مذکور را به فلز بهادی نقره رفع نموده کر نلکشیر مسكوك نقره در تبادلات داخلی هند سکته وارد کرد چرا ؟ به مقابل اینکه مضرت آنرا علاج کنند و سیستم با اصول و لویکی برای مملکت هند تخصیص نماید حکومت راجع به ترتیح دادن روپی در سنه ۱۸۱۸ چنین تصمیم گرفته و قرار داد که تنها به معیار واحد روپی تعیین قیمت تمام اشیائی مقیده شود و بدون روپی جریان داد و دهش داخلی بدیگر پول مرتبط باشد گویا این تصمیم تر جیح معیار نقره در انساً عصر نوزده و تا سال اخیر یکه موانع و صعابتی و خیمی ایجادی گردید دوام داشت .\nمثلا قبلاً حکومت هند برای خوشنودی زعم ملیون هندی در سنه ١٨٣٥ پول طلا مسكوك نمود و چنین امر داد که پول طلا و روپی در خزائن به حساب يك موهور ( طلائی هندی ) معادل ۱۵ روپی قبول شود مگر در خین انکشاف و استخراج معدن طلائی كليفورنيا ( امریکای جنوبی ) فلز طلا زیاد شد و بدین مناسبت فلز طلا به نسبت فلز نقره تنزل نمود یعنی قیمت موهور به نسبت حساب ١٥ روپی پامنه شده و دارندگان موهور به غرض استنفاع خودشان موهور را باروپی مبادله می نمودند چونکه این مسئله خساره خزائن را فراهم نموده بود حکومت هند برای تغییر مشکلات اقتصادی و خساره خزائن دولتی چنین تصمیم گرفت که از قبول موهور در خزائن دولتی امتناع بورزد\n\nبدین واسطه موهور از میان قیمت اوسيعة خودش بیفتاد . بار دیگر بعد از صدقه ۱۸۷۰ نتیجه معکوس رخ داد یعنی پیشرفت اقتدار قیمت نقره در اروپا خصوصاً در المان نا گہان منسوخ گردید فلز نقره خیلی تنزل کرد و توازن مبادله روپی به مناسبت طلا تغییر کرده در دفاتر بانکی ( صرافی ) عقیده کی اش ثبت شد یعنی قیمت روپی که در سنه ۱۸۷۰ تخمیناً ارزش دو شلنگ داشت در سنه ۱۸۸۲ وسنه ۱۸۹۲ به يك شلنگ وسه پنس تنزل کرد لهذا این شکست قیمت بین المللی روپی سبب مشکلات بزرگ هند شد که برای تلافی این خساره بزرگ به وضع قانون مالیه جدید و نقل دادن به پوند استرلنگ مجبور گردید .\nلاكن این مسئله هم سبب مشکلات و صعوبت اقتصادی انگیس را فراهم نمود زیرا چون تعیین قیمت اشیا ئی پیدا وار هند با پول انگلیسی ممنوع و با روپی هندی تعیین و پرداخته می شد درین مورد که روپی هندی بمناسبت پول انگلیسی در حالت تنزل بود همانا خساره ما وله در تجارت صادرات بدولت انگلیس عاید می گشت بنا برین حکومت هند نظر به این دو خساره بزرگ حاضر شد تا در استقرار مسکوکاتی هند غور اساسی نماید چنانچه کمیسيون فنی برای نظم و تسویه مسائل مسکوکاتی هندوستان مقرر داشت ."}
{"book": "adl0789", "page": 726, "text": "(شماره ۹ و ۱۰)\nمجلد پنجم\n\nبطلان ازادي سکه کردن پول\nکمیسیون بعد از تتبع در مسائل مسکوکاتی\nبه حکومت پیشنهاد را تقدیم کردند که\nآزادی سکه کردن در هند ممنوع باشد\nو بحکومت الصاق گیرد و پول طلائی\nانگلیس اساس پول هندی قرار داده\nشود یعنی ۱۵ روپیه مطابق به يك پوند\nانگلیسی و يا يك شلنگ و چهارپنس\nمعادل يك روپيه مقرر شود لہذا قانون\n۲۶ جون ۱۸۹۳ آزادی سکه زدن مسکو\nكات را در ضراب خانه هندی باطل نمود.\nفلهذا از نقطه نظر استقرار تبادله\nاهمیتی بزرگی در وضع این قاعده ظاهر\nگشت :\nمدیونهای خارجه من بعد مجبوراً چنین\nکردند تا برای بورس بین المللی فلز نقره\nخریداری کرده به ضراب خانه هند\nفرستاده روپیه ضرب میکردند و بعد ازان\nبهمال پول اداء دین مینمودند .\nعلاوه برین حکومت هندی چنین تصمیم\nنموده بود که خزاین ملی و مراکز\nشاهنشاهی يك روپیه با اساس يك شلنگ\nو چهار پنس قبول کرده شود هکذا\nضراب خانه به همین حساب فلز طلا و نقره\nمسكوك شده ويا غير مسكوك شده را\nقبول نماید بدین واسطه مبادلات رو پیه\nتدریجاً ترقی کرد تا اندازه که حد رسمی\nانرا حکومت معین نموده بود . از اینجا\nجنبش فكر تجارت فلزات در مغازه ها شروع\nشده است .\nگویا رژیم جدید مذکور فی الواقع امور\nتجارتی را اصلاح کرده توانست لاکن\nغير مکمل بود چہ اگر موازنه منافع\nو کار در هند مساعد میبود یعنی تا وقتیکه\nخواهش روپیه ( کلدار ) به نسبت پوند\nاسترلنگ بلند بود ، رو پیه در روابط\nتجارتی خوب کار میکرد اگرچه ضرابخانه\nهای هند در تدارک امور متممه لازمه\nروپیه یگانه سعی مینمودند یعنی با الطبع\nاساس رواج رسيده يك شلنگ و چهار\nپنس را محافظه مینمودند مگر کیفت اختلاف\nامور تجارتی هند توازن آنرا غیر مساعد\nمینمود .\nآيا بازار اگر يك مقدار پوند استرلنگ\nرا ضرورت میداشت ، درین صورت که\nپوند استرلنگ حامی اساس يك شلنگ\nو چهار پنس معادل يك روپيه بود . در\nحالت مبادله تنزل واقع نمیشد ؟\nآیا پوند استرلنگ درین صورت وقایه\nکیفیت مبادله را تامین کرده میتوانست؟\nخیر : حکومت نمیتوانست زیرا برای\nوقایه پوند استرلنگ هيچ يك ترتيب\nونظام احتیاطی نداشت .\nآیا محافظه پوند استرلنگ در تبادلات\nروپیه به رواج قیمت فلزات اصلیه ارتباط\nنداشت و مولد تهلكه وتنزل فاحش\nنبوده ؟\nخیر بود ؛ چنانچه حکومت متفكر\nاین کیفیت بود تا برای بر طرف کردن\nاضرار تنزل لواحق تبادلات میکوشید.\nباری رضا میداد که برای تداول عمومیه\nبازار فلز زرد ( طلا ) منتظم کرده شود\nوقیمت صاف او ساده با ساس معیار فلز\nطلا خرید وفروخت شود هكذا بعلامت\nفروختی اشیای تصادف اطیوزی مدافعة\nتنزل تبادلات را مینمود .\nمگر سیستم اول ( یعنی فروش فلز طلا )\nبتوالی تصادف کرده یعنی بترقی قدیم\nهندیان که برای جمع کردن و نگاهداشتن\nفلز طلا بدون مسكوك نزد خود شیاق\nعجیبه عادی هستند این سیستم مورت تهلكة\nپیشرفت فلز طلا در تداول داخلی هند\nگردید .\nازان رو حکومت هند برای نظم ووضع\nسیستم دومین بنام و جیم گولد\nايكسچانج استاندارد : ( معیار متبادله\nطلا ) مجبور گردید .\n\n( تاسیس اصول گولد ایکسچانج )\nاستاندرد\nاصول گولد ایکسچانج ستاندرد خیلی\nبا نظم بود ، تبادلات و پرداخت روی\nپول غیر قیمت ذاتیه داخلی هند بروی\nواسطه مانند تذکره بانك و يا بروى\nفلزات پیش قیمت مثل نقره موسس\nشد .\nو نیز خزینه احتیاطی مركزيه فلز طلا\nدائر گردید بجهة اینکه خزینه موصوف\nاقتدارات رسمیه را ورواج ثابته را برای\nاهالی وقایه نماید در آن حالی که خارجیان\nبوسيله تذکره بانك و نقره استحصال\nحقوق نمایند .\nباری این سیستمی بود که حکومت\nبرای هندی ها بخشید ، این سیستم در\nآغاز ۱۸۹۸ بعمل در آمد ."}
{"book": "adl0789", "page": 727, "text": "( شماره ۳۸ و ۳۹ )\n(مجلد پنجم)\n\nحمايت اتباع خود که هزارها نفر میشوند، عسکر سوق دهد، مقصد از فرستادن عساکر جاپانی تنها حمايه مفاد و اتباع جاپانی است .\nحکومت جاپان خيال ندارد که براه آهن شرق چين ضربة وارد کند. لاكن برای فرستادن عسكر البته مجبور است که از راه مذکور استفاده نمايد. راجع به کرایه آن هر قدر که نقود جاپان تادیه می نماید. و حکومت با من سفارش نموده است تا رفع ظنیا شوروی را بنمایم .\nقره خان در جواب گفت که : طرز عملبات حکومت جاپان فی الحقيقت باعث اشتبا گرديده . قرا يا قشو ماندن عسكر جاپان با اردوی خود بخود سرانه در ظرف ۱۲ ساعت به طرف شمال حركت نموده .\nراجع به سوقیات عسکر جاپانی به خار بين ، اين مسئله تنها بحکومت شوروی متعلق نیست بلکه پیش تر به حکومت چين متعلق است . البته این واضح است که اداره راه آهن از طرف چین ها با نماینده گی شوروی می شود، ولی فراموش نشود که راه آهن مذکور در خاک چین واقع است. هر گاه حکومت چین حمل و نقل عساکر جاپانی را نخواهد، حکومت شوروی اعتراض ندارد ، مشروط بر اینکه براه آهن مذکور ضرری رخ ندهد.\nسفير جاپان اظهار نمود که صورت فوری افکار شوروی را ذریعه تلگرام به حکومت خود خبر میدهم ، و ضمناً گفت\n\nخبرهای خارجی\nقاسی\nاشغال جا پان شانگهای چینی را\nشانگهای اول فبروری - با اینکه حکومت چين تمام خواهشات جاپانی ها را قبول نموده، عساکر جاپان در حصه شانگهای چین داخل گردیدند .\nنی پین - عساکر جاپانی قریب خاربین رسیده اند، و حکومت عسکری در اینجا جاریست . قونسل های خارجی نقطه مدافعه برای خود اتخاذ نموده اند که در صورت عملیات حربی مدافعه نمایند .\nصحبت قره خان با سفیر جاپان در\nماسکو اول فروری - سفیر جاپان در ماسکو قرار امر به حکومت جاپانی نایب کمیسر خارجه قره خان را ، ملاقات نموده راجع به وضعیت شمال منچوری چنین اظهار داشت :\nبه نسبت بلوای عساکر چینی در خاربین حکومت جاپانی لازم دانست که برای قانون ١٥ ستامبر ۱۸۹۹ این اصلاحات ثابت گشت . علاوه بر آن صرافخانه هندی توانست که با عتبار سکه نقره ذهبی باساس ١٥ روپیه فلز طلا را نیز مسكوك نمايد .\nباری بعد ازین زمن قى لو قع حكومت بومين اصولی را بتمام كوله اینکه چنانچه حقة دوزد برای هند بخشید .\n( با قیدارد )\nرحمان افغان\n\nمديونين خارجه بمدين ماليه هند طلا را تحویل داده براى يك شانك و چهار پنس ٥ / ٣٢ معادل يك روپى حواله پرداختی تلگرانی در کلکته ، مدراس بو مبانی میدادنداند و خزانش هندی وجه مذکور را به نیت بانک و پول نقره می پرداخت كويا عدم مصارف فرستادن فلز طلا در هند بمفاد تا جران تمام می گشت .\nدرین مورد اول هر روپی یگانه واسطه مسکوكاتى هند بود ثانياً بنيت بانك بود که تأمین اعتبارش به طلا و در بانك اندن بود .\nلهذا حواله تلگر افی بواسطه دفتر معین مالیه هند در لندن ( که با کونسل در آفس ) فروخته میشد .\nچونکه را جع بوقایه استقرار قیمت تبادله ترتیبات خوبی گرفته شده بود و علاوه برین تا جران صادراتی انگر یزی راجع به بالا بردن قیمت روپی وعده قوی داده بودند همان رواج مدينه يك شانك و چهار پنس ٥ / ٣٢ قایم ماند هكذا تاجران وارداتی انگریزی با کرانسی مختلف مسأول تنزل تبا دلات بودند ازین رو خزائن هندى تأمين ربع يك شانك و سه پنس ٢٩ / ٣٢ معادلی يك روپی موفق شده بالای لندن بعنوان مبین مالیه هندی در باب تادیه پول تا کراما حواله میدادند و آن حواله بنام ( ری ویزو کونسل در افنس ) مضا میگردید .\nبا النتيجه استقرار مبادله هندی باعتبار پوند استر لنك تأمين گرديد . و قرار"}
{"book": "adl0789", "page": 728, "text": "صفحه ۲۱\n(شمار ۲۸)\nمجلد پنجم\n\nکه یگانه مقصد جاپان ، حمایه مفاد و تباع\nآنست نه آروزی جها نگیری .\nچین وژاپون\nمسکو ۱۹ فروری :\nاز شانخای ( شنگهای ) اطلاع میدهند\nکه اهالی شهر کهنه چینی ( نانکین )\nزیاد مخوف شده چون قشون جاپانی\nآماده گی برای بمبارد مان شهر میکنند\nقوای حربی جاپانی استیشن رادیو\nتلگراف چینی را در هانجا ویران کردند.\nدیشب از طرف سر کرده قشون جاپان\nبه حکمرانهای چینی شانخای او لتیماتم\nداده شد – جواب اولتیماتم باید در ۲۰\nفروری برسد در صورتیکه او لتیماتم از\nحکمرانهای چینی ردشود قشو نهای جاپانی\nمیخواهند عملیات حربی پیش بگیرند –\nمسکو ۲۱ فروری :\nاز شانخای اطلاع میدهند که درتاریخ\n۲۰ فروری افواج جاپانی از صبح همان روز\nبه خطه عمومی استحکامات چینی در چپیئ\n( حصه چینی شهر شانخای ) شروع کردند\nو در همان وقت گوله باری توپ\nبر استحکامات چینی آغاز کردند طیاره\nهای بم اندازشان بم های کلان پر قوت\nانداختند ولی افواج جاپانی نتوانستند\nاستحکامات چینی را تصرف بنمایند و محاربه\nمداومت دارد –\nمسکو ۲۲ فروری :\nبنابر اطلاعاتیکه از شانخای رسیده اند\n\nخبرهاي داخلي\nمعالجه\nجناب محمد یعقوب خان والی کابل که\nبمرض بواسیر دچار بودند برای رفع این\nعلال روز شنبه اول حوت بشفا خانه\nملکی تمکن اختیار کرده اند .\nو روز شنبه و یکشنبه بذریعه دوکتور های\nماهری که در آنجا کار میکنند شروع\nبه عملیات جرحی کردند از قرار اطلاعات\nآخری معلوم میشود که جراحی آنها\nبخوبی انجام یافته و فعلا صحت شان خوب\nاست حضور اعلیحضرت غازی و والا\nحضرت صدر اعظم صاحب نظر به علاقه\nمندی که بماءمورین عمال و صادق خود\nدارند بشخصه برای عیادت آنها در شفا\n\nجنگ های شدید در بین قشون چین و جاپان\nمداومت دارند - بر حسب اطلاعات\nسر کرده قشون چین هجوم حمله های\nافواج جاپانی مدافعه شدند از طرف افواج\nچین ده طیاره بم انداز و پنج تانک جاپانی\nزده شدند که از کار برآمده اند معلومات\nاز منابع مختلف در آن موافقت دارند که\nقشون چین مقاومت خیلی جدی به حمله های\nجاپانی کرده اند-\nمنابع معلومات جاپانی مجبور هستند که\nاعتراف نمایند که محاربه دو روزه شدید\nهیچ گونه نتایج برای جاپانی ها نه بخشید\nو ده ( ژند واند ) مثل سابق در تصرف قشون\nچینی هاست -\n\nخانه تشریف برده اند وزراً محترم و\nماءمورین دوایر و دیگر افرادی که با وشان\nعلاقه و آشنائی دارند هم همه روزه در\nآنجا از ایشان احوال پرسی مینمایند .\nتفریح شاهانه :\nقرار اطلاعات واصله حضور همایونی\nبروز ۲۷ برج دلو به سمت شمالی برای\nتفریج تشریف فرما شده بودند و حین\nعودت از آنجا وضعیت عسکری آنجا\nجالب توجه شاهانه واقع شده و عده افراد\nكندك ۲ غند ۳ فرقه سمت شمالی را\nمعاینه نموده بودند که بخلاف اصول\nعسکری و بي يك صورت بی نظمی و پرا\nگنده گی می آمدند از انجا که نظریات\nشاهانه دایماً در صدد ارتقای مادی و\nمعنوی عالم عسکریت این مملکت است\nلذا مصمم شدند برای حفظ ما تقدم و\nترقیات آتیه عسکری از مسئولین تربیوی\nباز خواستی کرده باشند در نتیجه\nرحم الدینخان کند کمشر و شاگل خان\nتوپمشر و قلندر خان بلوکمشر و حیدر\nعلیخان بلو کمشر محکوم به طرد ملازمت\nگردیدند .\nتقرر\nآقای میر سکندر شاه خان سابق مدیر\nخزانه ولایت کابل درین اوقات منصب\nحکومت مخزنه داری مرکز حکومتی\nولایت خان آباد مقرر گردیدند .\nمراجعت شهزاده\nوالاحضرت شهزاده محمد طاهر خان که"}
{"book": "adl0789", "page": 729, "text": "شماره ۳۸ و ۳۹ مجلد پنجم\nکه به تعلیم گاو پیاده شمولیت داشته و در جلال آباد مشغول بتعلیم بودند چند روزی بطور مرخصی در کابل تشریف آورده و بعد از انقضای عید رمضان در همین روزها واپس مراجعت فرمودند.\nتفتیش مشرقی\nقرار اطلاعات داخله از وزارت مالیه هیئت تفتیشیه که برای وارسی امور اداری سررشته داری اعلی مشرقی از وزارت اعزام شده بودند هیئت مذکور وظایف خود را انجام داده مراجعت کرده در اثر غور و خوضی که مجلس حسابیۀ در نتایج تفتیشۀ آنها نمودند آقای شیر احمد خان سررشته دار مجزای اخطار و میرزا محمد نسیم خان مامور محاسبه و سید مسلم خان مامور واردات و مصارفات به نسبت سوء اجراآت شان عزل گردیدند.\nرئیس و اعضا هیئت تفتیش آقای عبد الرحیم خان مامور محاسبه شعبه مشرقی و میمنه وزارت مالیه و آقای لعل محمد خان سرکاتب و میرزا محمد حسین خان کاتب که در تفتیش مذکور وظیفه خود را بخوبی انجام داده بودند از طرف حکومت بمکافات نقدی نایل گردیدند.\nتقرر:\nآقای خواجه عبد القیوم خان مامور محاسبه مزار و قطغن وزارت مالیه که بهمرکاب والا حضرت وزیر حربیه در قطغن رفته بودند بمدیریت لوازم وزارت حربیۀ ترفیعاً مقرر شده، و در عوض\nفکاهیات\nقدر شناسی\nروزی بخانه یکی از رفقا مشغول صحبت بودیم که ملازم صاحب خانه آمده و مکتوبی به بادار خود تقدیم داده صاحب خانه یک نگاهی به عنوان و امضای پشت پاکت کرده و پیش از کشادن با بی اعتنایی تمام پرتاب نموده گفت: سخت گیر افتادیم تقریباً صد دوسد نفر دوست و آشنا داریم و همه آنها بمسافرت رفته اند هر پسته باید مکتوبی بگیریم و جواب بنویسیم در عین حال ملازم عرض کرد آقا این پاکت به پسته نیامده وارمی که حامل مکتوب است یک دو دانه \nآنها آقای محمد عثمان خان سررشته دار جنوبی بماموریت مذکور تقرر یافتند.\nبرطرفی:\nمیرزا احمد الله خان مامور و سرکاتب و کاتبان ماموریت مالیه سرخ رود به نسبت خرابی امور اداری شان بر طرف گردیدند.\nماهی هم آورده آقا فوراً متوجه مکتوب شده و بدون آنکه ملتفت شود مخبر جریده جویای مطلب است پاکت را از زمین برداشته گفت:\nبواقعی دور از انصاف است از دوستان قدر شناسی نشود برو فوراً از حامل آنها احوال پرسی بکن و کاغذ و قلمی حاضر کن تا جواب آنها را بنویسم اینجا حاضرین نتوانستند از خنده خود داری کنند صاحبخانه چون شخص حساس بود فوراً فهمید زمینۀ را باخته است و مخبر روز نامه هم بواسطۀ که از اقوام قریب او بوده و علاوۀ تا رو حیات او را میشناخت که درین موارد نه بفلسفه قانع می شود و نه هم به رشوه تطمیع مسئله قومیت را روی کار آورده و گفت یا خبر! او جوانمرگ اگر چیزی نوشته بودی بخدا تا به آقابم نگویم.\nکار اساسی و یکسره\nاطاق اداره ما از چندی است چکک میکند و هر وقتی بصاحبان عمارت پیغام می دادیم يك ملازم برهنه را برای تسلی ما می فرستادند و ملازم باصطلاح سلام چفری داده و دست ادب بروی سینه بسته پس از چندین دقیقه که باغتنام موقع احترامات فایقه خود را تقدیم می داد و چندین دقیقه دیگر هم از طرف متبوعین خود دعا و سلام خیرات انجام را بصد"}
{"book": "adl0789", "page": 730, "text": "( شماره ۳۸ )\nجلد پنجم\nشوق و آرزو مندی تمام ابلاغ مینمود\nيك ساعت طولانی وقت ما را ضایع میکرد\nفاصله به یکران طمنان آمیز او منقطع\nمیگشت بالاخره معلوم میشد که یگروز\nدو روز برای ملاقات و قرار داد های\nنجار و گلکار و آهنکار مهلت لازم دارند.\nما هم از روی خوش باوری یا مجبوریت\nقبول دار میشدیم تا در اثر این یکروز\nدو روز طبعاً برف و باران تمام شده\nو چکک خاتمه پیدا می کرد .\nحاصلی که ما ازین اقدامات میگرفتیم\nيك مدتی کار اداره را معطل کرده فرش\nها را به آفتاب خشك نموده و مسوده ها\nرا سو از نو نقل میکردیم همینکه اداره\nمرتب و ما آماده کار میشدیم باز بارنده\nاداره فراغت داده باشند چرا که بمجرد\nرسیدن شکایت ما طرف مقابل يك زلزله\nعظیمی بعمارت پیدا شده و صدا های مهیبی\nبلند شد که ما خیال کردیم سقف بزیر\nآمده و همه ما را طعمه انهدام خواهد\nکرد ، شروع کردیم بفرار از اطاق\nوتفحص در اطراف این هیجان و علل آن\nمعلوم شد که یکعده عمله و فعله را به سقف\nروی مسطح نازك چوبی وزیر آهن\nپوش بالا کرده و امر داده بودند که\nبا سوته چوبهای بزرگ از زیر به آهن\nها بزنند تا برف ها از روی آهن پوش\nپاك شده بزار برفدند و چكك معطل\nشود .\nگفتیم چه خبر است او برادر هــا\nمی گذشتیم ازین کار شما بد کردیم\nچك زدیم دیگه شکایت نخواهیم کرد،\nجوابدادند که این دفعه مطمعین باشید\nکه ما اساساً بکار شروع کرده ایم .\nمادیدم بد نمیگویند و بدهم نسنجیده اند\nاین عملیات دو نتیجه داشت و دارد یا خود\nاینها باسقف و مسطح شکسته بزیر آمده\nو ما را هلاك خواهد کرد و یا بقیه درز\nهای آهن پوش از هم جدا شده تمام اطاق\nرايك دریاچه تشکیل خواهند داد که\nما با چوکی و میز ها روی آب شناوری\nکرده و از پنجره بیرون برویم در هر دو\nصورت کار اساسی شده و یکسره از\nشکوه ما فراغت خواهند یافت .\nگی شروع و میز معاون اداره ما با اوراق\nاو بکوشه های اطاق سیار میگشت و اجزای\nاداره ما با ملازمین صاحبان عمارت بالا\nو پائین میدویدند و همان مسایل اولی\nبتكرار صورت میگرفت ،\nبالاخره این مرتبه چون چکک\nشبیه سیل در داخل اطاق جریان پیدا\nکرد و این چکک هم ازان چکک هائی\nگفته میشد که شیر هم اور میهراسید ما را\nبغضب ساخته و خوا ستیم کار یکسره\nو اساسی شود این مرتبه پیغام شدید التی\nما توم مانندی بصاحبان عمارت رسانیدیم\nغافل از انکه آنها هم مصمم شده اند\nکار ها را این دفعه اساسی انجام داده\nو یکسره خود را از شکایت مدیر و اجزاء\nمولف : له پلاتيه فرانسوی\n( ۳۱ )\nمترجم : حبيب الله طرزی\nمادام سان ژین\nاز فصل هژده هم\n( کاترین ایلچی میشود )\nژنرال شا سلوکوشش نمود مسئولیت\nاین عهده بزرگ را که ناپلیون بدوش\nاو گذاشته بود به مار شال بفهماند و هم\nدر عین زمان نزاکت فن پیجیده محاصره\nبا قاعده را باو تشریح دهد . این مسئله\nهجوم بردن چند ستونه عساکر پیاده\nبر دیوار های مستحکم شهر و بر داشتن\nبروج حصار بيك حمله نبود ، بلکه این\nيك محاربه زیر زمینی و اسلحه آن بیل\nو کلنگ بود . خیال داشتند که بواسطه\nکندن خندق ها و استحکامات زیر زمینی\nنفری را بزیر دیوار های شهر برسانند .\nله فیور دل چسپی تازه پیدا کرده\nپرسید :\n« خوب بعد از آنکه نفری زیر دیوار\nهای شهر باینصورت رسیدند چه میشود ؟»\nشا سلو : ـ « بعد از آن توپهای مادر\nدیوار قلعه رخنه باز کرده و از خاك دیوار\nهای خراب شده خندق اطراف شهر پر\nگردیده برای عبور سر بازان شما پلى\nتهیه شده و آنها را بگرفتن شهر کامیاب\nمیکرداند . »"}
{"book": "adl0789", "page": 731, "text": "صفحه ٢٤\n( شماره ۳۸ )\nمجلد پنجم\n\nما رشال : ــ « حال فهمیدم تو میخواهی که درین دیوار های منحوس سوراخی بکشانی : خوب پس بهر قدر زودی که ممکن است این سوراخ را بساز وباقی را برای من بگذار ! »\nژانرال شاسلو بر سخن خود دوام نموده توضیح نمود که تا بآنوقت برای این مقصد بطرف ( هاگنیر گت ) چقدر پیش رفت شده است وهم اشاره نموده که دشمن برای آنکه در عملیات آنها شکست وارد کنند هجومی را تهیه دید است .\nله فیور بر خواسته جواب داد : ــ «آقا بون از معلومات شما متشکرم ، باین شکاف ها هیچ وقت سر وکاری نداشتم و ازین معاملات نقب گری چیزی نمیدانم . هیچ باك ندارد : این قدر می فهمم که شما شکافی برایم در دیوار قلعه باز میکنید تا از آن داخل شده بتوانم . من تشکر شما را از صمیم قلب ادا میکنم و در را پور آینده از فعالیت های شما بحضور امیر اطهر هم عرض خواهم نمود . »\nهنوز هیئت شورا از خیمه نبرآمده بودند که هانریوت نفس زنان به خیمه داخل گردید . مار شال که همیشه مزاح را با او ترجیح میداد گفت :\n« باز چه خبر است ؟ آیا ( دانتزغ ) را با همراهانت گرفته یا کدام واقعه دیگر است ؟ »\nهانریوت : ــ « خیر موسیو له مار شال بعضی اطلاعات تازه برای شما و اردو دارم .\nله فیور : « پس اول از اردو را بگو به بینم چیست ؟ »\nهانریوت : ــ « رژیمان نوزدهم ، چهل و چهارم با يك قطعه توپخانه به بسیار سرعت اینجا خواهند رسید . »\nله فیور : ــ « برا وو ! اینها همان كمك است که من منتظر بودم . امیر اطهر وعده خودش را ایفا کرد . من این اشخاص رژیمان نوزده هم را بخوبی میشناسم و بیمه قول میدهم که قبل از گذشتن يك ماه درون شهر خواهیم بود خوب حال بگو به بینم دیگر حصه اخبار چیست ! »\nهانریوت : « مادام له فیور بار دو گما واصل گردیده است . »\nله فیور با يك قسم تغيظ از جای خودش بر جسته گفت : ــ\n« لعنت به شیطان ! برای چه آمده است آیا کدام واقعه بدی در پاریس واقع گردیده است ؟ در مقابل دانتزغ برای زنها جای نداریم . با برف ، استحکام کاری ها و این محاصره منحوس که هیچ خاتمه ندارد چطور می توانیم زن ها را پذیرائی کنیم ؟\nبعد از اندك تامل باز بسخن خود دوام نموده گفت : ــ\n« با وجود همه این ها بسیار ممنون میشوم که کاترین خودم را به بینم هانریوت فوراً مرا نزدش برسان »\n\n***\nملاقات زن و شوهر ساده ولی از محبت و صمیمت پر بود . بعد ازانکه تظاهرات احساسات عاد یه خاتمه یافت له فیور پرسید چه چیز است که ترا باین جا کشیده است ؟\nکاترین : ــ يك پیغام دولتی ! »\nله فیور : ــ « این پیغام از طرف که بتو تفویض شده است ؟ »\nکاترین : ــ از طرف امپراطورنجه .\nله فیور : ــ میخواهد بفهمد که چقدر وقت دانتزغ را خواهم گرفت ؟ »\nکاترین : ــ نی میخواهد بفهمد که احساسات امپراطور نسبت به او چیست ؟\nله فیور : ــ چرا ؟ امپراطور چنانچه خود او میفهمد هنوز هم دل بستگی زیادی باو دارد اگر چه در این اواخر او را خوب وقضا نزده است . ولی گمان دارم مثل سابق جوان نیست یکقدری از گرمی بازارش کاسته ــ آیا چنین نیست ؟ بخیالم وجدانش دارد او را میخر اشد شاید به من بگوئی که بالاخره ملکه از کردار گذشته خود نادم و محبت شوهر تاجدار خودش را ترجیح داده است . »\nکاترین : ــ بدوجه ، سخت دوستش دارد . »\n( باقی دارد )\n( مطبعه انيس )"}
{"book": "adl0789", "page": 732, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 733, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 734, "text": "جریده هفته وار\nانیس\n\nقیمت اشتراک\n\nکابل\nاطراف و ولایات داخله\nطلبه معارف\nدر ممالک خارجه\n\n۱۲ افغانی\n١٤ «\n٧ «\n٢٠ شلنک\n\n( مطبعه انیس )"}
{"book": "adl0789", "page": 735, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 736, "text": "شماره ٤٠\nانيس\nمجلد ٥\n\nاشتراك سالانه ۱۲ افغانی\nمحصول پوسته ۲ «\nخارجه ۲۰ شلنگ\nاداره : كابل جاده ارگ\nمؤسس و صاحب امتياز : محيى الدين\nمدير و نگارنده :\n\n۲ شنبه ۱۰ حوت ۱۳۱۰\nتاسيس ١٣٠٦\n۲۲ شوال ١٣٥٠\n\nحمام هایما و عدم\nترتیب آنها\n\nتصور کرده بنظر نفرت میبینند ازو دوری\nاختیار میکنند و اکثر میگویند چرا\nحمام نمی روید ؟ یا بدن تان را نمی\nشوئید ؟ شما بحفظ الصحه پابندی ندارید ؟\n\nباز در اثر تقاضای بعضی رفقا و یا مشاهدات\nخود مصمم شدیم ازان یاد آوریهای لازمه\nشمه متذکر شده و توجه ریاست محترم\nبلدیه را بسوی خود معطوف گردانیم .\nولی پیش از انکه بخواهیم بوظایف\nنگارنده مجلات تشبثی کرده و برای يك\nموضوع پیشنهادی که داریم زمینه هائی\nچیده و ساعاتی مصدع اوقات خواننده\nهای گرام بشویم که حفظ الصحه چیست\nو ریاست بلدیه چرا از ان بی اعتنائی کرده\nو مسئولیت های خود شان را درین\nمورد احساس نمیکنند ،\nبهتر است بیکمرتبه برویم سر اصل\nمقصد و بگوئیم که در ولایت خود هیچ\nوسیله و اسبابی برای شست و شوی بدن\nخود نداریم و اگر داریم هم بدون\nترتیبات صحی است ، صاف تر بنویسم\nحمام نداریم و اگر داریم هم فوق العاده\nبی ترتیب است که بعلاوه منافع معنوی\n\nوصحی که از ان نصیب جسم و جان هموطنان\nبشود مضرانی ببار میآورد که کثافت\nبدن نسبت به آن کمتر ضرر ناك خواهد\nبود .\nدر عین گفتن این تفصیلات همه آقایان\nفهمیده و خواهند فهمید که حمام یکی از\nعوامل بزرگ حفظ الصحه عمومی است\nو همچنان نافذ ترین حکمی هم که برای\nترتیبات و تنظیمات صحیح آن صادر\nشود باید از مقام محترم بلدی شهر باشد\nچه امروزه پیش هر دکتوری که برای\nمعالجه بروید اولین توصیه او در مراعات\nنظافت بدنی خواهد بود یا هر صفحه از\nاوراق مجله صحیه را بخوانند عمده ترین\nشرایط حفظ الصحه را بمردم استحمام و\nعادت تغسل یا پاک نگهداشتن بدن نشان\nمیدهد بلکه کافه افرادیکه کمتر از تعلیم\nو تربیه بهره ور شده باشند اشخاص\nکثیف و چرکین را منشه امراض مختلفه\n\nغرض اولین نقطه نظر عمومی نسبت بعالم\nحفظ الصحه همين وصایای رفتن بحمام است\nکه از هر زیان وقایعی ترجیح دارد ولی\nکسی احساس نمیکند که ضرر این\nحمام ها از نفع آن بیشتر است و اگر\nاحساس هم مینمایند نمیدانند که چرا\nحمامها بترتیب صحی مرتب نیستند .\nباز اگر موسم تابستان باشد انسان\nمیتواند باین هوا وفضای عالی و آفتاب در\nخشنده دامنه های کوهسار افغانستان\nتمام وصایای حفظ الصحه را به نسبت\nسلامتی بدن بطور طبیعی هم تحت تامین\nبگیرد ولی چون هوای سرد درین سر\nزمين يك مدت طولانی تری ادامه دارد\nومردم هم قسمت عمده بی بضاعت اند\nواز داشتن آن اندازه قدرت و توانائی که\nدر خانه های خود حمام علیحده حاضر\nکنند عاجز اند بایستی از توجه اولیای"}
{"book": "adl0789", "page": 737, "text": "( صفحه ۲ )\n( شماره ٤٠ )\n( مجلد پنجم )\n\nامور این مملکت بخصوص ریاست های بلدی وسائل مرتبی داشته باشیم .\nاگر چه این پیشنهادان ما شامل تمامی نقاط افغانستان گفته میشود ولی فعلا که مشاهدات ما بیشتر درین نقطه مرکز است و رعایتی افراد خارجی هم درینجا زیاده تر ، اول به اول این مسئله را باید یادآوری کنیم که در کابل چرا طاسهای آب گرم را بالا خود انداخته و بخواهد حوضهای علیحده ممکن نباشد تنها طاس ها هم يك حمام نمره نداشته باشیم که عبارت از یکعده اطاقهای جداگانه بوده با شیر دهن های آب گرم و سرد و شاهوار وطشت های تغسل مانند حمام های عصری دنیا که هر شخصی بساعات و دقایق معین خودش را به تنهائی شسته و هنگام تغسل از ترشح آب بدن افراد دیگر بر کنار باشد تا آن حمام گویا باطمینان کامل از سرایت هر گونه امراض متسریه مورد استفاده افراد داخلی و خارجی واقع گردد .\nباز در مرتبه ثانی اگر اینطور يك حمام جامع الشرایط وجود نداشته و یا فعلا تعمیر آن از نقطه نظر اقتصادی برای حکومت یا ثروتمندان ملت دور از امکان باشد اقلا حمامهای موجوده هم اصلاحاتی بشود خالی از فایده نخواهد بود ، چه نواقصی را که ازین حمامهای موجوده ما خود شنیده و دیده ایم و باسانی میشود دران اصلاحات کرد ازین قرار است .\n\n* * *\n\n۱ : حمامهای موجوده بيك اصول ناقصی تعمیر شده اند که جای گرفتن آب آن عبارت از محوطه كوچك دو قسمت در دو قسمت مدور یا مربعی است که باصطلاح اینجا خزینه اش مینامند و در هر حمام دوتا خزینه موجود است یکی برای آب گرم و دیگری آب سرد درین اوقات مخموصاً چشم امید رونده گان حمام همه بهمان خزینه آب گرم است حالا تصور کنید یکعده چهل پنجاه نفری دريك حمام چطور میتوانند ازان تنگیای خزینه و تاریکی و فشار تمام بین ازدحام نفری در ظرف چندین دقیقه جنگ و جدل باید يك طاس ( کاسه ) آبی حاصل کنند و کاش آب هم وافر باشد که بمجرد دست فرو بردن و یا طاس را آشنا کردن مملو شود چه وقتی که حمامی مشتری را زیاد دید فوراً آب گرم را می بندد ، که زیاد مصرف نشود و یا مثلا آب کمی را گرم میکنند که در اثر ازدحام نفری زود آب تمام شده و انسان بزحمت بسیار يك طاس آبی بگیرد که آنهم امیخته - با يك حصه بسیار سنگ ریزه و براده های کج و چونه و سیمنت است ، از آنهم گذشته کسی که يك طاس آب بالای خود انداخته و بخواهد طاس دیگری را پر از آب کند تمام آن آبهای سر و گردن او با چرك وكثافت زیادی بین خزینه، وقت گرفتن آب میریزد گويا يك طاس آبی که در آن تیر و دار بدست بیاید هم تنها آب خالص گفته نمی شود در مرتبه - سوم پس از رنگ و چونه و سمنت ( چرك ) حصه سومی آن آب را تشکیل و ترکیب خواهد داد .\nاگر کسی از قارئین درین باره تردیدی داشته باشند بروز های جمعه بحمام حاجی واقع چنداول که از حمام های معروف و بزرگ کابل است تشریف ببرند تا این اقوال ما را تائید کنند .\n\nاصلاحات\n\nحالا برای رهایی ازین منابع کثافت و امراض مزمنه بهترین چاره اگر سنجیده شود اینست که مواضع گرفتنی آب اینطور حمام ها در تمام محلات بکلی مسدود کرده و در عوض آن به اطراف صحن حمام نل بکشند و در هر حمامی ۲ چهار جای جدا جدا دو شیر دهن نصب کنند یکی آب گرم و دیگری آب سرد و اگر در هر موضع زیر این دو شیر دهن يك حوضک کوچکی بسازند که آب گرم و سرد را در آن جریان داده و بعد از آن برای تغسل ، هر شخصی بکقداری آب لازمه خود را برداشته و خودش را شست وشو بدهد بهتر خواهد بود و اگر حوض های علیحده ممکن نباشد تنها طاس ها هم هر گاه از این اندازه معمول قدری بزرگتر دو چند و سه چند این طاسهای موجوده بزرگتر شده و از آهن چادر يك طرف دسته دار انکند چه مانندي بسازند کافی است مردم باطمینان کلی و مستریحا به تنظیفات بدنی پرداخته و از سرایت امراض مختلفه آسوده خاطر باشند چه این طاس های مسی بسیار خورد و بد و سه سال سفید هم نمی شوند اغلباً قلعی آن رفته و بتمها همان حالت کثیف مسی او باقی است آن هم يك جيز غیر"}
{"book": "adl0789", "page": 738, "text": "قابل استعمال ودرعین زمان خطر ناك\nخواهد بود .\n***\n۲ : ساختمان حمام باصول قديم يك\nطوری است که اطراف حمام برای نشیمن\nباندازه سه چهار انچ صفه يا سکوئی بلند\nتر ساخته شده ووسط حمام میدانی که\nدارد بهمان اندازه گود تر است .\nاصلا این فکر معمار ها برای آن بوده\nکه آبهای صابون وغیره کثافات از محل\nنشیمن در آنجا ریخته واز آن جا بخارج\nحمام جریان داده شود ولی حمامی های\nزيرنك ازین مسئله هم بمنافع خود کار میگرند\nچون هوای اکثر حمام ها سرد بوده\nوبواسطه که برای گرم کردن حمام سوخت\nبسيار صرف نشود مجرای خارجی حمام\nها را بسته ومیگذارند تا آبهای گندیده\nدر وسط حمام جمع شود گاهی این\nآب بحدی زیاد می شود که بالای سکو\nها هم تموج میکند محض آنکه بخار\nاین دنداب کثیف به گرمی هوای حمام\nكمك كند .\nعلاوه تا چشم های مخلوق را هم برای\nمشتريان در داخل حمام می آورند اکثر\nاز دود چلم وبخار آب گندیده فضای\nحمام طوری تیره وتار میگردد که بفاصله\nيك قدم یکی دیگری را دیده نمی تواند\nحمامی های بد بخت غافل اند از اینکه این\nهوا وفضای مضر برای تنفس انسان چقدر\nخطر ناك هستند ، چه این آبها تنها\nآب صابون نیستند و به این حمام ها هم\n\n( شماره ۱۰ )\n\nتنها آدم سالم نمی روند آب دهن آب\nدماغ آب چرك بدن ، آب ضروص خانه\nها ( ضروس خانه ها همان اطاق های\nمخصوص بین حمام را میگویند که مردم\nبرای استنجاء ورفع کثافات اعضای\nمخصوصه خود تنها تنها در آنجا\nمیروند )\nاصلاحات\nاین مسئله بهمان درجه که خطرات آن مهم\nاست بر عکس چاره آن سهل است فقط\nاز طرف ریاست بلدیه مواظبت کردن\nودستور دادن که حمامی های پول دوست\nبرای گرم ساختن فضای حمام ازین رویه\nنا مشروع کار نگرفته و سوخت حمام را\nزیاد تر مصرف کند تا هوای حمام گرم\nشده و آب گنده ذریعه اتلاف صحت مردم\nواقع نگردد .\n***\n۳ : يك بی نظمی دیگری که درین\nحمام ها دیده می شود\nعدم تعين حمام های زنانه و مردانه\nاست كه در يك حمام زن و مرد در يك\nروز به او قات مختلفه بی هم میروند مثلا\nاز صبح زود تا ساعت ۹ و ۱۰ ، مرد ها\nمیروند و پس ازان در همان حمام زن ها\nباید بروند اینجا یکنوع تفاوتها لیست که\nنقصان کلی متوجه زن های بیچاره می\nگردد ، اولا\" وقتیکه آب حمام گرم\nاست و هوای آن معتدل مرد ها ازان\nاستفاده میکند و زمانيكه همان آب ويك\nآلود و سرد باق میماند و هوای حمام\nهم سرد می شود زن ها باید بروند .\n\nمجلد پنجم\n\nثانياً و قتیکه مرد ها در حمام بوده و\nهنوز از شست و شوی بدن خود شان\nفراغت نیافته باشند زن ها در دهن درب\nهر حمامی به تلاش آنکه زود تر جای\nگرفته باشند مجتمع می شوند و اغلباً در\nهمین هوای سرد بیچاره ها از سر ما می\nلر زند و با او لادان خورد سال شان به\nنهایت بی صبری انتظار می برند تا مرد\nها از داخل حمام بیرون آمده و انها\nداخل شوند .\nثالثاً با آنکه در قیمت حمام بين مرد و\nزن چندان تفاوتی نیست بلکه اکثر\nزنها بنام های مختلف زیاده تر\nاز مردان پول میدهند با اینها اشیا زاتی که\nاز قبیل لنگ وطاس و گل سر شوی و چلم\nوغیره برای مرد هاست زن ها ندارد\nاصلاحات\nبرای اینکه زن های مظلوم ازین انتظار\nطاقت فرسا خلاصی یافته از اب وهوای\nگرم نیز استفاده برداشته باشند باید دو کار\nبشود یا حمام هاي موجود، بدو قسمت زنانه\nومردانه تقسیم وتعين شود ویا هر حمامی\nرا در هفته ۳ روز برای زن ها تخصیص\nبدهند و ۳ روز براي مرد ها که هردو\nجبهه بي دغدغه خاطر و فراغت تمامي\nاستحمام كرده باشند .\n* * *\nغرض این سه موادی را که راجع به\nاصلاحات حمام نوشته ایم اگر چه از\nوظایف بلدي يا شدولي تنها مسئول عدم"}
{"book": "adl0789", "page": 739, "text": "( مجلد پنجم )\n\n( شماره ٤٠ )\n\nصحفه ٤\n\nسیاست عالم\nدر اروپا احتمال حرب\nبیشتر شده میرود\n\nاوضاع سیاسی در اروپا و آسیا روز\nبروز تیره تر شده وخامت ومبهمیت آن\nبان کثیف تر میگردد . در آلمان اقتدار\nفرقه فاشیست تقویه یافته امکان قوی است\nکه در آینده قریب مقدرات این حکومت\nبدست آنها بیافتد در همسایه ورقیب\nیگانه المان فرانسه ومتحدین آن عصبیت\nمی افزاید . لیدر فرقة فاشیست ؟ ادولف\n( هیتلر ) امید وار است که موقع بالا\nتر او رئیس الوزر ئی یعنی مقام ریاست\nجمهور را هم بتواند اشغــال نماید اگر\nهمین نسبت ترقی روز افزون تجمع آراء\nدر اطراف فاشیستی در آینده هم دوام\nمیکند شك نیست كه این امل های\nفاشیستی المان نتیجه خواهد داد ، چون\n\nترتیب با اصلاحات آن ریاست بلدیه\nشناخته نمیشود که مدیریت محترم\nمستقله طبیه هم بایستی درین امور بابی\nوظایف صحی که بر آنها تفویض شده\nدایماً مراقبت داشته باشند.\nتمنا داریم ازین دو مقام محترم یا بالد تر\nاز آنها که مقامات شان در خور اجرای\nاینگونه مسایل اقتدار داشته باشند بنام\nانسانیت یك توجهی فرمود\" وصحت\nوسلامتی عامه را از تهلکه این حمام ها\nبنجات بخشید .\n\nانتخاب رئیس جمهور بفیصله واکثریت\nآراء عمومی است ، طبعاً طوریکه لیدر\nفرقة فاشیست حدس می زند ، ممكن\nاست رئیس جمهور حاضر نتواند\nعده\" آراء کافی برای ابراز واستحكام\nموقع خود تام مین نماید . فی الحقیقت\nمدت معلوم رئیس جمهور مار شـال هند\nنبورك ختم گردیده بنابر احوال فوق\nالعاده از طرف وا یختنك مدت ریاست\nجمهور مومی الیه برای دو سال دیگر قابل\nتمدید قرار داده شده است ، لیکن برای\nاجراء وتثبیت این کار اکثریت معلـوم\nیعنی ثلثـات مجموع آراء لازم دارد .\nاگر چه ممکن است مار شال هندنبورك\nاکثریت لازمه فوق را تحصیل بتواند\nولیکن بطره وضعت حاضره این کیفیت\nروز بروز مشـهه نا ك تر شده میرود . از\nطرف دیگر روز بروز از کسب قت\nطرفداران رئیس الوزرا برونینگ کاسته\nشده میرود و احتمال استعفای آن قوی\nمیگردد ومظنه بموقع اقتدار آمدن موسیـو\n( گرونر ) که اکنون وزارت حربـيـه\nو وزارت داخله را درقبضه دارد تقویت\nمی یابد .\nروایت میکنند تاوقتیکه این رجـل\nصاحب اداره وصاحب قدرت بالای مسکر\nباشد ممکن نیست فاشیست ها با ضربه\nناگهانی بر حکومت حاضر قاشر ی را\nبموقع اقتدار آورده بتوانند ویا کامیاب\nگردند. ولیکن این احتمال هم روز بروز\nقوت میگیرد که فاشیست ها ممکن است\nبتوانند از طریق مشروعی و قانونی\n\nووسایط مجوزه عنان کار را بدست بیارند.\nاز طرف دیگر تحقق میکند که المان\nها می خواهند بحسب مقررات بالان بواك\nاو تاء داء تعميرات وتضمينات جنگ\nخود داری کنند . این مسئله فرانسه\nومتفقین آن را دراندیشه وتفکر عمیقی\nانداخته ، چنان نتیجه میکشند که اگر\nالمانا، دره تعمیرات را معطل نماید ، شبهه\nنیست که در تعقیب آن تمام مواد معاهده\nورسای را نخواهد شناخت .\nوهم المان ها در کنفرانس نزع تسلحیات که در\nهمین ماه منعقد میشود بقرار تعهدناموده اند\nکه بعد المجدى حياني بنمایند . درین\nوقتیکه بمجلس اجزاء میکنند رئیس\nالوزراء وبه ریاست هیئت مر خصین خود\nانتخاب نموده شبه نیست که آلمان ها در\nاین کنفرانس بر این دو نقطه اصرار\nخواهند نمود که مرخصين ملل اجازه\nبدهند تا آلمان ها هم بقدر سایر دول\nمسلح گردند ، ویا سایر دول را مرخصین\nملل بآلمان خلع اسلحه نماید . و هم عدم\nتأديه تضمينات جنگ را قطعاً مدافعه\nخواهند کرد. طبعاً در این دو نقطه\nانگلستان طرف المان را مظاهرت والتزام\nخواهد کرد . در نتیجه شبهه نیست که\nدر این مجادله فرانسه ومتفقین آن بـرون\nمراجعت به اسلحه بتواند مقام وموقع\nپلیسی خود را باشکل ومواد جدید دهد\nنامه ۱۰ جواند ۱۳۰۰ قطه کنند .\nم . اسماعیل"}
{"book": "adl0789", "page": 740, "text": "صفحه .\nشماره ٤٠\nمجلد پنجم\nاصول مسکوکات\nهندوستان\n(۲)\nحرکت سیستم گولد ایکسچانج\nستاندر\nسیستم گولد ایکسچانج ستاندر مؤسس\nشده بالای قانون آن تسویه قیمت هر يك\nممالکی که برای خودش مقرر نموده است.\nهکذا بحرکت جسم مرموزه مسکوکاتی\nتاسیس شده است . مثلاً اگر میزان\nامور منافع معتبر شود و علامت رغبت\nخارجیان در عین زمان به نسبت احتیاج\nتوفق جوید درین صورت تفاوت آن\nبوسیله بانك مرکزی و یا بدوا ئر رسمیه\nکه برای علامت مبادله هستند خواه به نشر\nبيلت ( تذکره ) بانك وخواه بپول\nکاغذی برای اینکه جسم تداول افزون\nگردد محو میسازد . چه توسعه مسکوکاتی\nدر مرحله اول به ربیح منافع رقابت\nسرمایه خارجیان که داخل و مانع فعالیت\nسرمایه های وطنی میشود تنزل داده\nحدودش را تعیین میکند . و در مرتبه\nدویم ترقی زائده قیمت امتعه داخلی که\nمانع صادرات امتعه و محرك واردات میشود\nمحدود مینماید .\nهمانا اقتدار این دو مسئله اعتدال میزان\nامور منافع را تدریجاً محافظه میکند .\nهر گاه بالعکس میزان امور منفعت\nدار مملکت نقصان مند گردد و علامت\nاحتياج خارجیان به نسبت رغبت آنها\nتجاوز شود درین صورت تشکیلات\nرسمیه در ابزار مبادله مداخله نموده بیلت\nو یا دیگر وسائط پرداخت را معطل\nکرده عوض آن علامت های موضوعی\nرا بالای خزینه احتیاطی فروشد .\nلاجرم این اعمال حسابيه فوق بمعاونت\nموافقه نوع تداول که در میانه در اثر از\nتضیقات مسکوکاتی و موانعات آلت\nتسویه تجربه حاصل شده اجرا شود .\nهمانا ارتقای ربح منافع بداخل شدن\nسرمایه های خارجی تعجل کرده و به\nتنزل آلت تسویه وقیمت صادرات امتعه\nمساعدت مینماید . چه مضاعف کار در معنای\nساختمان اعتدال میزان امور نافعه متفق\nگردی است ازین رو در هندوستان سیستم\nگولد ایکسپچانج ستاندود دوام داشت .\nبالنتيجه حکومت با ساس (گولدن\nريز روو ) که با ساس طلا و یا بالای پوند\nاستر لنگ لکدن بر قرار شده بود تنظیم\nنموده بود .\nتشکیل شدن ( گولدن ستاندارد\nریزرو ) برای پیدا کردن چشمه منفعت\nبود و ان امر بواسطه سکه کردن روپی\nکه با انتیجه حفظ ولنگهنجان آن محرر\nو یا به تعویض پوند استرلنگ منوط بود\nاجرا میشود .\nاگر چه حکومت هند در میان پیش برد\nسیاست مسکوکاتی اساس که بنیاد فعالیت\nسیستم مذکور را اداره میکرد کمتر\nرعایت مینمود زیرا بحهة منفعت خود\nحواله ( ریز رو کونسل در فت ) را مجبور\nبفروختن بود و یا بخواست که ادخالاً\nمقابله با اصولی مسکوکاتی را بدین جهت\nبنویسد .\nوالحاصل حکومت بالعموم بغرض\nتداول که تضیقات مسئله اعتبار را خففت\nمیکرد حصه بزر گت روپی را بکار\nگذاشته حالی میکرد که خبر دار خود\nسرانه در میدان تداول تا بمحل استقرار\nاصولی مسکوکاتی نروید و یا به ار تکاب\nحركة خاص متصدی نگردید .\nقواعد مسکوکاتی هند در میان جنگ\nو بعد از جنگ\nزمان جنگ وزمان بعد از جنك قواعد\nمسکوکاتی هندی اقتضای مشکل داد .\nاز سنه ١٩١٤ تا ۱۹۲۰ میزان تجارتی\nهند خیلی با نفع و مفید تر بود از ین رو\nخواهش شدید (اند یا کونسل در افت )\n( مجالس حواله جات هند ) شده بود ، اما\nدر پرداختن پول با انکیس مشکلات وارد\nشده بود ، از يك طرف نوت ( تذکره )\nروپی نقره و مسکوکات طلا قاعدتاً در\nهمه مورد محدود میشد، بانک ایمپریال\n( ناشر و حامی نوت بانک ) پول طلا را\nمحدود کرد چه حکومت هند بلحاظ\nامتناع صادرات عيار طلا منع کرده بود\nاما از طرف دیگر بواسطه اکتی تادیه\nکننده گان مشکلات حقیقی تولید گردید\nچرا که تقاضیات مطالبات هندو ها\nو خوشنودی آنها با دادن طلا ضرور\nبود باز ضرب نقره هم تا يك پیمانه بلند\nتری صعود نموده بود . معهذا واردات"}
{"book": "adl0789", "page": 741, "text": "( شماره ٤٠ )\nمجلد پنجم\nفلز سفید ( نقره ) نیز نظر به محمولات بين المللى واختلا فاتیکه در حالت سکه جات عمومی تولید شده بود فوق الحد بقميت فلز نقره بطرف تنزل پویان گردید ازان رو موجب تنزل زاید نقره به نسبت يك شلنگ و چهار پنس درمیان چند ماه قیمت اصلیه روپی بلند تر شد .\nدرین مورد منفعت برای آنهائیکه نوت خود ها را با روپی مبادله نمود و متعاقباً فلز را میفروختند عائد بود .\nباری نظر باختلاف و نهضت مبادلات معین مالیه هند رواج وسیمه روپی را مجبوراً بلند نمود یعنی از يك شلنگ و چهار پنس که در ١٩١٦ رواج داشت در ماه دسامبر سنه ١٩١٩ به دو شلنگ و چهار پنس معین نمود بدین مناسبت سکه هندی خاصیت ذاتیه خود را فاقد شده در سنه ١٩٢٠ و ١٩٢١ تغيرات کلی رخ نمود .\nچنانچه بعد ازان مسکوکات عینی هندی به بحران مشکلی دچار شدند بدین مناسبت در معاملات تجارتی هند اختلافاتی تولید شد یعنی واردات هند به نسبت صادرات وی مضاعف شده و خزینه احتیاطی نیز حواله ( راولرس کونسل درافت ) (مجلس حواله جات عائدت را ) اضافه تر فروخته بود و نیز برگشت تنزل بیباکی سکه نقره که از مسکوکات یوروپ در سکه هندی انعکاس کرده بود بار دیگر منتج بر این شد که در حالت فلز نقره فوق الحد تنزل ظاهر شود ازین رو در طی چند ماه رواج سکه روپی از حدود\nدو شلنگ و چهار پنس به يك شلنگ و سه پنس تنزل کرد .\nمگر خوش بختانه در سنه ١٩٢٢ و بعد ازان تا حال تنزل زاید سکه اصلاح کرده شد . یعنی نظر به ارتقای صادرات هندی حالت مبادلات پول هندی قدر بجا بلند شده تا حدود رواج يك شلنگ و شش پنس رسید گویا در ابتدای اکتوبر ١٩٢٤ که واقعات آن در آینده تذکار نمیشود سکه هندی وقایه گردید .\nعملیات هیئت يونك\nاستقرار پول هندی در زمان جنك و بعد از جنك هويدا نمود که قیمت روپی بالكل از قیمت فلز نقره آزاد نبود زیرا قواعد مذکور در معاملات بدون تشويش کار کرده میتوانست وقیمت ذاتیه روپی تماماً بروی قیمت فلز نقره بازار بین المللی مستند بود و و هیچ آن متجاوز نمیشد . ورنه تنها منافع برای کسی که مبادله نوت را با روپی مینمود وبعد از آن روپی را بقیمت فلز نقره و یا نوت بانك مبادله میکرد عائد بود .\nبناءً عليه برای تحقيقات بعضی اصول معاملات اساسی این موضوع جدیداً در ١٩٢٥ هیئت فنی انتخاب گردیده . و مقام ریاست این کمیسیون (هیئت) باستشاره آقای هلتون يونك سپرده شده بود و متوالياً باستشاره كوميسون يونك امور مسکوکاتی هند اصلاح شده رفت .\nاین کومسیون در مسئله مسکوکاتی\nتتبعات نموده و بنابر مباحثات و تعمقات طولانی چنین قرار داد که استقرار مسکو کاتی را بيك صورت نمیتوان حیات کرد وبيك اصول پائدار به اقتدار آزادی غیر محدود روپی بداخلة طلا نمیتوان موفق گشت بدین لحاظ بدو نوع قاعده عطف نظر نمود . k\n١ ـ قاعده اول اصول (گولد ستاندردسیتم) بود که منشاء آن معاونه آزاد نوت بانك بانواع سکه شده ، باشد .\nاین قاعده قبل از جنك در اکثر یوروپ معمول بود چه این قاعده خیلی ساده و موثر میباشد .\nمگر کومسیون این قاعده در حالت موجوده لازم ندید ، بجهته اینکه هند ضرورت داشت تا برای پیشرفت دادن تداول خودش خریداری مقدار زیاد طلا باندازه يك صد مليون پوند استر لنك مبادرت بورزد .\nشاید این خواهش سرکد انتاج خواهد داشت بر اینکه در فلز طلا تخفیف پیدا شده و حالت خمیده گی را در قیمت فلزی عالم تحريك خواهد کرد مثلیکه امروز حکومت های اروپا مقروض ملت بوده و آلت تسویه کنونی قیمت اشیا از چندی غیر مساعدو مشکل شده است .\n( بقیدارد )\n( رحمان افغان )"}
{"book": "adl0789", "page": 742, "text": "ترجمه از مجلات پاریس :\nعبور هیأت کاروان زرد\nاز « پامیرات »\n(۲)\n\nولی از « باندی پور » آنطرف در اولین منزل راه سنك فرش به راه قاطر رو تبدیل شده اولین اشکال ی در وقتی که رخ داد این بود که در يك قافله هم انتظام حرکت سکته پیدا کرد یعنی در فرصتیکه حیوانات مرتباً راه خود را ادامه میدهند وسائل میخانيکی دچار وقفه و معطلی ها گردید .\n\nواضح است که درین نقاط بلند ترین کوهستانی دنیا سابقاً هيچ راهی وجود نداشت . راهی که پیدا شده آنهم از مدت ه سال باينطرف محض براي رفت و آمد اسپ و پیاده رو باز شده که با بار و وسائل محدودی حرکت کنند درین منازل مواد خوراکه ، و ذوقه گاه وجو و آب نوشیدنی فقط در نقاط معینه بعد از طي منازل طويل روزانه در هر جا میسر نمی شود .\n\nحال آنکه نمایشاتی که درین ناحیه در موتو شینی بيروند انجام دهند حتماً دارای مانورها احتیاط ها و کشو شفاتی است که نسبت به عملیات حل و نقل قاطعی به اکتشافاتی مربوطیت دارد .\n\nدر اول وهله اشکالات عبور خیلی زیاد بود بعد هر دسته بطور عادی جنگل ها وعلف زارهای الپي را که نسبت به الپ\nاروپا خیلی عالی تر است و در قلال آن جنگلهای کاج در بحر بخار عرق بود مگذاشت .\n\nاینجا باز حرکت در اثر پیدایش کج گردشی های خيلي نزديك بطي شد زيرا موتو شنی ها بدون اشارات بازوه فریاد ها رفته نمیتوانست علاوه براین بعد از عبور اولین رود میلان حرکت غير منظم تر شد . زیرا با است ٤ تن را از يك پلى که هیچ چیز متانت را تأمین نمیکند و عملیات هم خیلی باريك است عبور داد برای این قبیل عملیات هر دفعه باید موترها خالی شود . جنكش ها دو طرف مقابل گاو دال محکم شود موتو شني را باید گل کرد آنرا باید توسط دو ریسمان سیمی هدایت کرد تا تلفات جانی رخ ندهد . باز دوباره موتر را باید بار کرد. این عملیات سه ساعت حرکت تمام دسته را معطل میکرد چه بگویم هر روز نسبت به روز گذشته تکالیف بر انسان و حیوان زیاد شده میرفت .\n\nباز راه را سنگ وغیره مسدود کرده بود . من دوران شروع به پاك نمودن راه نمودند اینجا عکس مخسوسی گرفتیم که حیرت ساکنین کوهستانی کشمیر را هويدا میساخت . ساكنين دهن باز ایستاده عبور انسانهائی را که زیر بار خمیده اند و هر گز در مملکت خود ندیده اند نگاه میکند .\n\nتا اینجا فقط امر اشکالات بسيطي بود بتاریخ ۱۸ ژویه ، فی ٥ روز بعد از\nعزیمت « باندی پور » گروپ « هارت » ۱۰۰ کیلو متر راه پیموده در پای کوتل بور زال که از یکی از سلاسل فرعی هیمالیا به ارتفاع ٤٢٠٠ میگزرد رسید .\n\nما را باید به دشمن دیگر حمله برد در اطراف دره مسیر که چندان خوب معلوم هم نیست برف در بعضی جا ها ٤ متر ضخامت دارد . اسپ ها تا سینه در آن گور میرفت . لیکن در آنجا ها تیکه صیاد میشدند با گذارند موتر ها عبور میکرد ۱۰ کیلو متر راه بالای قشر برفی که زیر زمین آن جریان آب تحت الارضى بود در ظرف ۱۰ ساعت پیموده شد . این اولین دفعه بود که غرش موتر در فضای خاموش منطقه که همه میگفتند عبور موتر از آن غير ممکن است انعکاس افگنده به گوش ها رسید .\n\nبعضی اشخاص مشكوك که مملکت را میشناختند بازهم سر را حرکت داده میگفتند ممکن تا آستور بتوانید بروید باز چه خواهید کرد . . . استور يك قريه کشمير است که تقریباً به دولت راه « جلغیت » واقع است . بتاریخ ۲۱ ژویه طرف ظهر دو موتوشني داخل قريه موصوف شد . صدای دوهل وطوله با فریاد های اهالی موترها را استقبال میکرد .\n\nیکی از صاحب منصبان انگلیسی پسر مارشال هیگ با دور بین این دخول شگفت آور را نگاه میکرد .\n\n- ازین بعد بیهوده شما را تکلیف نمیدهم .\n\n۱۱ کیلو متر بعد از « استور » هفتمین میل در اثر باران های جدید براه سوراخ"}
{"book": "adl0789", "page": 743, "text": "صفحه 8\n(شماره 10)\nمجلد پنجم\n\nخورده و در ته گودال فرو رفته ، این سوراخ خوردگی 1500 متر راه است دو طرف اینجا هم زمین کامل منجلاب و خندق است 400 متر پایان تر رود سیلابی جاری است و بالای همان حصه که سابقاً راه بوده 300000 متر مکعب سنگ و گل از کوه فرود آمده ،\nاز دیدن این وضعیت موسیو هارت به استور، برگشته امر جدا کردن اجزای موتر را داد . لیکن موسیو فرانسی «رئیس میخانيك ها ملاحظه کرده بود که اگر یکحصه چدار افگنده شود عبور ممکن میشود. استیذان خواستند . مأمور ابتدأ مررد ماند بعد اجازه داد . اجزای موترها را دوباره بر پا کردند . لیکن فردا باز از خیال خود منصرف شده تر دیدات جدید پیدا شد .\nدرین موقع رئيس میخانیک ها میگوید خود ما موترها را عبور داده میتوانیم و قبل از شب آنطرف خواهیم بود . بگیرید موترها را یا بر چه یا بر چه کنیم . این دفعه ثانی در مدت 12 ساعت موترها را تکه تکه نمودند بالاخره با کوششات نا اميدا نه پارچه های موتر را عبور دادند .\nاز این اشکالات وضعیت عبور اشکال دیگری پیدا شد و آن این است که قافله که در آن خوراکه و خیمه ها و نیزه لوازم است یا بسیار پیش از موترها رفته و یا خیلی عقب مانده اند .\n\nحرارت آفتاب که در جدار های سنگی منعکس شده فضای خسته کنی تشکیل کرده که فی روز 12 ساعت چون حریف طالعی ما پایا جهد میداد . هر یکی از ما پیرو کوشش خود منزوی افتاده و معلوم نیست چه میخورد و کجا میخوابد .\nبالاخره منازل «واس فن » «دوبان » «ها تو پیر» «را مگت » وغیره را عبور کردیم .\nمدت ده روز اکثر اعضای هیئت در ترس آنها در زیر آسمان خوابیده اند وشب «رنگت » سومین از بن قبیل شبها بود که هر کس در مغاره سنگی در فضای کوه آلود قافله شبانه جای خواب میپالید .\nبه تاریخ 4 اوت به «گلکت» رسیدیم . ساکنین این نواحی هرگز موتر را ندیده اند و هرگز نمیخواستند از دور آن دور شوند. بعضی ها بکمال خوش بینی میگفتند سال آینده وقت و آمد منظم موتر بین «سري ناگر» وقریه آنها که در يك فات همالیا افتاده بر قرار خواهد شد . جمیعت ساکنین در استان هر شهری دیده میشد و بخیال یکنوع تبلوی مسرت بخشی تبدیل میشد که منظر آن خسته گی های گذشته مارا میزدود .\nبه شب 25 ژویه تلگرافیتی گیروپ ، آوردن دو روی ، بعد از سه هفته به گروپ چین تلگراف فرستاد که سه موتر کا شفر را برای دسته گیروپ هارت بفرستند .\n\nموترها به مدت 24 روز در «گلگت» خواهد رسید و آیا چقدر وقت دیگر لازم خواهد داشت تا از گودال های دره های صعب العبور به کنار کوهای مرتفع تا کوتل ، گلگت برسد .\nو چون به آنجا برسند آیا هیأت چطور در سرحد ، سین کیانگ ، پذیرفته خواهد شد ؟\nچه چیز میتواند هیئت را اطمینان دهد که اجتباء آتش سهبدر نخواهد گرفت و مجبور نخواهد شد که پس جانب هند برگردد ؟\nآنوقت چطور در ابتدای موسم زمستان راهی را که گردنه های مرتفع 4000 متری آنرا غیر قابل عبور ساخته دوموتر باز عبور خواهد کرد ؟\n، موسیو هارت، چون پیغام فوق را گرفت فهمید که بایست نقطه که گران تمام میشود ترك كرد و اینجا جدائی بین اعضای هیأت وارد نمود و چون بایستی در «گلگت » حصه باقتی راه جاگران بدهند يك موتر را در «گلگت » بعنوان یادگار اینکه موتر ها تا اینجا آمده گذاشت موتر دیگر را بکوتل تکه تکه شده با میخانيك ها پس به «سری ناگار» واز آنجا بفرانسه برگردند .\nبدین قرار گروپ پاسير سبك دوش شده تابسرعت اسباب ووسائل ، ایشان خود را متمرکز کرده یکدست در سرحد چین حاضر گردند .\nبه گروپ سوم حکم داده شد تا حرکت خود را سریع تر کند ."}
{"book": "adl0789", "page": 744, "text": "جلد پنجم\nشماره ٤٠\nصحیفه ٩\nحالا بسواری اسپ از منطقه دست نخورده میکذریم که عظمت آن هر روز در عالم سکوت مضاعف میشود . از و تا پکا ه و ه هونزا ، ممالک مجهولی را که سر حدات آن طبعاً در اثر جدار های یخ که خط الراس آن آسمان را میشگافد مسدود است عبور کردیم . مدتی در يك دنیای ساکت وخوش که فقط خنك وشمال و برف در آن به پیکار اند میگذریم ساکنین آن نواحی اگرچه پیشتر صورت توحش دارند لکن بحال حساس اند و عبور اشخاص غریبی در آنها بیشتر حیرت تولید میکرد ـ تازه میرسیم به نقاطی که سرحدات مند چندان خوب معلوم نیست و در آنجا استقلال باغوای سبك ارتفاع های بلند که انسان پیش از پیش در آن کمتر دیده میشود استحکام میشود.\nکوتل كليك باشد رسیدیم ، اینجا خط تقسیم رود اندوس و « تارم » از ارتفاع ٥٠٠٠ متر عبور میکند . درین چهار راه منجمد نگاه انسان ناگهاناً خطوط چهار سر حد را که عبارت از : سر حد هند روس ـ چین ـ افغانستان باشد ملاحظه میکند .\nقسمت علمی :\nترجمه از جرائد خارجی :\nمار بزرگ بحری\n١\nتاریخ اول دسامبر بود تمام ارکان هیئت سفیروش برای مرکزی کرد هم جمع شدند يك دنیای و با بعبارت آخری عالم اختلاط تمدن هند ـ اروپائی را که از بیرون تا اینجا تعقیب کرده بودند عقب سرگذاشتند ـ انطارف دنیای خنك مرتفع افق کشاده بنظر می آمد . و خطوط سیلاب ها را که از حصص مزججه شان دیده شود خیل باريك بنظر میخورد و خط الراس قله کوهها بطرف يك آسمان نا معلومی پست شده میرود . به ظهر سوم سپتامبر به افق استقاله که عبارت از\nوقتا که در جلگه وسیع علف داری که آهسته جانب قنل پر برف پامیر روس میرود رسیدیم . موسیو « هارت » رئیس هیئت توانست پیشرفتی در تاریخ مسافرت هیئت ثبت کند .\nمذاکراتی که از دو سال باینطرف بعمل آمده بود چنین بنظر می آمد که نتائج آن محو شده دوباره تلگرافاً بین پاریس و پکن شروع شد ـ بواسطه اغتشاشاتی که درین منطقه بود اجازه دخول « اوبسن کیانگ ، فوراً پذیرفته شده ـ چون کپتان یکود را پیشتر ازین هیئت فرستاده بودند تا رفته با تا جفرتان اولین پست حربی چین تصادف حاصل کند از اطلاع یکنفر « مولا بای » معلوم میشود که با با اوت بکمال عجله با ٦٠ اشتر و ٦٠ اسپ به استقبال هیئت بر گشته است .\nدر ظرف چند ساعتی با يك دنیای مجهولی که در آنجا بعضی رقصهای ما مضطربانه بنظر میگشته ارتباط حاصل خواهیم کرد . ( مسلسل )\n( ترجمه از مجله ابلستراسیون پاریس )\nگاه گاهی روز نامه ها اطلاعات اضطراب انگیزی به جرون بسیار بزرگ عجیب الخلقت بحری که شکل مار را دارد و از طرف ملاحین دیده شده است می نویسند ، جرون مذکور بدفعات دیده شده ؛ لا كن تا حال زنده بدست آمدن حیوان عجیب الخلقت مذكور میسر نگردیده ، هیچ وقت نعش او را هم نیافته اند ، آیا فسانه خیال و یا حقیقت است ؟ اکثر آدمها محوی را بروز های تابستانی دیده اند .\nبنا برین اکثر مردم تمام این فسانه ها را ترهات اخباری میداند که نامه نگاران برای احیای مضامین روز نامه خود در موسم های تابستانی میدهند لاکن اگر این مار بحری حقیقت دارد پس چرا زیاده تر بهاء های تابستان بروی آب می برآید ؟\nگراف کرترون ، در وقت خود ، راجع به این مسأله يك كتاب مکملی در فرانسه نشر نموده و امروز ملاح انگلیسی لیوتنان گوله کتاب جدیدی بنام : « واقعه راجع به مار بحری » نشر نموده است لیوتنان مذکور در کتاب خود تمام شهادات و معلومات اشخاصی را که به آنها اعتماد کرده میشود و این حیوان غريب الخلقت"}
{"book": "adl0789", "page": 745, "text": "جلد پنجم\n( شماره ۱۰ )\nصفحه ۹۰\n\nبحری را دیده اند ، جمع نموده است هر دو مصنف به این نتیجه رسیده اند که « مار بزرگ بحری » خیالی نی بلکه اصل و حقیقت دارد . لاكن اصل سوال اینجا است که ـ آیا مار مذکور بجه اندازه است ؟\nدر ازمنه قدیم بوجود مار بحری قایل بودند . پلینی راجع به يك مار بسیار بزرگ بحری می نویسد : که به مثل ماهی تمام بدنش فلس داشت و بمثل برق بر کشتیهای خورد حمله آورده آنها را تکه تکه نموده آدمهای کشتی های مذکور را زنده می بلعید . دیو دور حکایت میکند که يك مار بسیار بزرگ بحری بسا حل بحر زنده کانی مینمود وهر وقت که موقع می یافت بر گله حیوانات اهلی حمله آورده آنها را می بلعید .\nاز ابتدای عصر شانزدهم الی حال افسانه های مار بحری دربین مورخین و ملاحین جریان دارد . اولاف کبير قسيس بزرگ او پسال ، راجع به يك مار بحری بسیار بزرگ ذو معیشتین که در کوهستانهای نزديك برگن زنده گانی مینمود ، روایت میکند : مار مذکور دوصد فوت ( قریب ٦٠ متر ) طول و ۲۰ فوت ( قريب ٦ متر ) قطر داشت ، یالی داشت که ۲ فوت درازی آن بود ، پوست آن از سر تا پا از فلس پوشیده بود ، چشمهای او به مثل دو مشعل میسوخت . شبها بروشنائی ماهتاب ازغار خود بر آمده گاوها ، خوك ها و گوسفند ها را\n\nمیخورد ، بعد ازان برای « تنقل » خار چنگ ها به بحر می در آمد . وقتیکه به نزديك های ساحل کشتیئی را میدید فی الفور خود را به بحر انداخته در میان امواج در زیر آب شناوری کرده خود را بکشتی میرسانید . حیوان عجيب الخلقت مذکور دفعتاً به نزديك کشتی از آب بر آمده ملاحین بیچاره را که از خوف و دهشت زیاد بحرکت میافتادند ، میبلعید.\nنيكولا گرامی ، قسيس نورو يجى يك مار بحری را حکایت میکند که ششم ماه جنوری سال ١٦٥٦ از شهر بطرف بحر میرفت : « مار مذکور بمثل « دگل » کشتی بطرف پیش حرکت می کرد هر چیزی که بمقابلش می آمد ، حتی درختها و خانه ها را ، سر نگون می نمود مارمذکور چنان صفیر و یا صحبتی تر آنچنان نعره می زد که هر کس که می شنید از ترس می لرزید ، سر او مانند يك پیپ بسیار بزرگی بود ، در زمان حرکت با تمام قد وقواره خود بر امواج بحر بلند می شد .\nکنس ایگیدی ، یکی از مبلغین دانیمارکی را جمع به يك مار بحری بسیار بزرگی که ٦ جولائی سال ١٧٣٤ راه خود در گرین لند دیده بود ، حکایت مینماید : « ما دیدیم که مار مذکور بر سطح آب آن قدر بلند شد که سر او از بلند ترین دگل های کشتی ما نیز بلند تر گردید . سر او نوکدار و صدای او مانند صدای نهنگ بود . مار مذکور شاهپر های بسیار فراخ داشت و بدن\n\nاو از يك پوست بسیار کلفت کره کره جینداری پوشیده شده بود ؛ حصهٔ زبرین او بمثل مارهای معمولی بود ، وقتیکه آب بازی می نمود خود را عقب می انداخت در آن وقت دم او از يك مسافه بسیار بعیدی از بدن او بروی آب ظاهر می گردید . درازی او تقریباً بیصد فوت میرسید» . رسم او را که كنسك همسفر ایگیدی رسم کرده است تا حالا موجود است : حیوان مذكور يك سر بسيار بزرگ ، دندانهای بسیار مخوف ، ابرو های انبوه و دم بسیار تیزی داشت .\nچند سال بعد ، کاپیتان لوران دفری مکتوبی اشاعه نموده ، و در مکتوب خود نقل میکند که در آخر ماه اگست سال ١٧٤٦ بر کنار ساحل يك مار بسیار بزرگی دیده است ؛ سر او زیاده از دو فوت از سطح آب بلند تر بود و بسیار شباهت به سر اسپ داشت . مار مذکور خاکی رنگ ، دهن بسیار سیاه ، چشم های سیاه درخشنده و یال بسیار درازی بر گردن داشت . کاپیتان و دو نفر ملاح دیگر غیر از سر او هفت یا هشت حلقه بدن او را که فوق العاده بزرگ و يك حلقه از حلقه دیگر قریب دو متر فاصله داشت ، غرق نموده بودند لوران دفرری بر او فیر تفنگ نمود آب در همین موقع بقدر يك يا دو دقیقه سرخ رنگ معلوم شد محتمل گلوله مذکور به مارا صابت نموده باشد .\nدر عصر نزدهم ، حکایات راجع به مار بحری تکرار میشد . در سال ۱۸۱۷"}
{"book": "adl0789", "page": 746, "text": "( صحفه ۱۱ )\n( شماره ٤٠ )\n( مجلد پنجم )\n\nجمعیت لینیف در بوستون را پورتی راجع به يك حیوان عجیب الخلقت مشابه به مار ، که در بندر گاو چستر ( ۳۰ میلی بوستون ) دیده شده بود ، اشاعه میدهند عجیب الخلقت مذکور بسیار زرنگ و چالاك بود ، در يك هوای آرامی وقتیکه آفتاب حرات پیدا میکرد ، حیوان مذکور بر سطح آب بالا برآمده کلچه میزد . این چنین مشاهدات و اطلاعات در دفتر شهر پلیموت نیز موجود هست .\n\nدر سال ۱۸۱۹ مسافرین که در کشتی « ايلپقان » بودند ساعت ۵ شام حرکت بسیار شدیدی حس نمودند ! اگر چه ۲۰۰ میل از ساحل دور بودند ، پول اود پیر در يك مکتوبی که بعد ازین واقعه نشر نموده است مینویسد که به اطراف کشتی ما عده از ین حیوانات عجیب الخلقت بحری که به اندازه های مختلف بودند حرکت میکردند ، یکی ازین حیوانات با يك خشم فوق العاده بر کشتی از طرف عقب حمله نمود ، حیوان مذکور با گلوله توپ مقتول گردید ، باقی غوطه خورده غائب گردیدند . پول اود پیر میگوید که نعش حیوان مقتول را بد نبال کشتی بسته به ساحل آوردیم ، معلوم شد که حیوان مذكور مار بحري است وصد فوت طول داشت .\nآیا این حکایه صحت دارد ؟\n\nدر سال ۱۷۳۴ مار بحری را در خلیج پرینگو ف دیده اند .\n\nرا پورت رسمي خوانها - ماريا لوئيس كاپيتان کشتی « نیپتون » از ۵ جنوری - ال - ۱۸۳ در هاوان حاکی است ، کاسوم ماه جنوری به چهار میلی از ساحل از طرف اهالی کشتی يك چيزيكه بسيار شباهت بيك کشتی سر نگون داشت ، دیده شد «نیپتون » بطرف همان چیز حرکت نمود . معلوم شد ، که چیز یرا که ما کشتی سر نگون تصور میکردیم فک بالای يك حيوان عجيب الخلقت بسیار بزرگی است . گردن او ۱۵ الی ۲۰ فوت بطرز عمودی از سطح آب بلند بود . حیوان مذکور از طرف يك تعداد بسیار زیاد ماهیان خورد و بزرگ که به اطراف او الى مسافه يك ميل شنا میکردند ، محاطه شده بود .\n\nوقتیکه کشتی به نزديك او رسید معلوم شد که حیوان مذکور چیزی میخورد از حرکت دهن او يك صدای بسیار مدهشی به مثل غلطیدن زمین شنیده می شد . قریب ٦٠ فوت بلکه زیاده تر طول حيوان مذكور تخمين میشد . عجیب الخلقت مذکور از يك نهنگ بزرگ هم بزرگتر بود. کاپیتان کشتی بنزد حيوان مذكور نزديك شده نتوانست ، زیرا تمام مسافرین کشتی با يك هراس و خوف فوق العاده از کاپیتان خواهش نمودند که نزديك نشود . در تحت را پورت کاپیتان ، تمام مسافرین\n\nو ملاحین امضا نموده بودند .\n\nدر وسط قرن گذشته ، مار بحری چند بار دیده شده بود . از همه شایان دقت تر - مكتوب کاپیتان انگلیسی هارینگتون ، قوماندان کشتی « کاستیلا نا » است ، که حیوان مذکور را واضح دیده بود . این واقعه در سال ۱۸۰۷ بود سر حیوان عجیب الخلقت فورم پیپ بسیار بزرگی را داشت که قطر آن قريب يك متر می آمد ، و بر گردن خود مشابه به يال يك چیزی پر چین داری داشت آب به اطراف او میجوشید ، مثلیکه تحت بحر شروع به آتش فشانی نموده باشد . معلوم می شود که حیوان مذكور قريب ۲۰۰ فوت ( ٦٠ متر ) طول دارد . رنگ تیره و از داغهای سفید پوشیده بود، مشابهت به مار داشت . هارینگتون ودو نفر از افسر های او با ۲۰ نفر از مسافرین آن حیوان را بمسافه قریب ۲۰ متر از کشتی دیده اند .\n( با قیدا رد )\nاحمد رحمانی"}
{"book": "adl0789", "page": 747, "text": "( شماره ٤٥ )\n\nترجمه : ریحان افغان\n\nمؤلف : رغال ژاوژ\n\nرهبر اهل ثروت\n\nقسمت اول\nواسطهٔ قوۀ مالیه\n\nنوت بانک\nدارای همان اعتبار بوده و طبع شده یا خط\nپرچی دارد .\nاینکه این اعتبار نامه یا نوت دلیل وعده\nاعاده پول به صاحب پول بود متعاقباً ان\nمذکوره ظاهر شد که صاحب پول اگر\nبکسی پول بدهد باید بدون احضارش در\nبانک باصول سهله‌تری بپردازد یعنی اگر\nبکسی پول بدهد بتواند بموجب حواله\nصاحب پول بانک والا به بصاحب حواله\nپول بدهد .\n\nماهیت ، قیمت ، قوام ، نوت کدام\nاست ؟ چگونه منقوش عُقری نوت روابط\nپنگه بکی مسکوکات بی‌ پایان را وقایه\nمیکند ؟\n\nبلی نوت بانک یگانه شاه کاری\nبزرگ علمای اقتصاد است برای اینکه\nخوب تر بشوق مندان علم اقتصاد مبرهن\nکرده باشیم براینها لازم است تا از آغاز\nپیدائش این مذکوره واز زمانیکه\nوجوهات منکوکاتی بعالم بشریت معرفی\nشده و روز بروز با همیتش افزوده بتاریخی\nگرام شرح دهیم .\n\nاز همانجائیکه نهضت مسکوکاتی را قائل\nهستیم تجارب علم مقدماتی این علم معهود\nنیز مشهود بوده است یعنی تمام بهای\nکه با پول تعیین میشود با همان پول ادای\nدین نیز میشود مثلاً اگر قیمت فروش\nامتعه ٥٠ ، ١٠٠ و ١٠٠٠ فرانک\n( پول فرانسه ) تعیین شده مشتری نیز\nبایستی همان امتعه را به ٥٠ و ١٠٠ و یا ١٠٠٠\nخریده و پولش را بپردازد خواه به پول\nعددی تادیه نماید و یا بخریطه اعتبار نامه که\n\nبناءً علیه اولین اقدام صاحبان که\nپول عالم اقتصاد تسهیلات را بخشیده اند\nاین است چونکه هر کس پول را نزد\nخود نگه میدارد پول خود را در مؤسسه\nصرفی بغرض محافظت گذاشته و در حالت\nاحتیاج باندازهٔ پول از آنجا پول بگیرند\nو یا بتوسط صراف رو بروی خودش\nببائع امتعه پول بپردازد . چند زمان\nبعد تری که این اصول ترقی کرد بعوض\nکه پول قیمت متعه از خانه مشتری بخانهٔ\nبائع نقل داده شود این نحو پیش آمد\nکه تمام پول طرفین در همان مؤسسه\nموجود بوده در حین معامله صراف حاضر\nگشته از اعتبار سرمایه مشتری آنقدریکه\nامتعه خریده کاسته و با عتبار و یا بحساب\nبائع که امتعه را فروخته بیافزاید . در یمین\nاقدام مالکان پول و یا ترتیبات صرافان\nبغرض تسهیل محاسبات چنین تجویز\nکردند برای آنهائیکه پول فلزی خود\nرا در بانک میسپارند اعتبار نامه که آنرا\nاخيراً نوت نامیدند داده میشد بجهت\n\nبالاخره در صورت پرداخت و حواله جات\nبلا اصول اختلافات زیادی تولید گردید\nیعنی بانک نمیتوانست که نوت را اجرا\nنماید زیرا در بانک پول فلزی موجود\nنبوده و نوت بنا بر عدم فلز در امور\nمعامله هیچ تأثیری نداشت علاوه برین\nصاحب پول در حین مبادله بمشکلات و\nتفاوت فیما بین فلز طلا و نقره دچار شده\nنمیدانست که چه نوع فلز در بانک دارد\nو از چه نوع فلز را قرار نوت و یا اعتبار\nنامه حصول کرده و مخرج رسانیده است\nو چه اندازه و از چه نوع پول را حواله\nکرده میتواند .\n\nانتقال و تجدید عمل\n\nچونکه بنوت بانک و اشیارتی به پول فلزی\nو تسهیلات که در امور عمومیه پیش کرده\nبود مردم عادت گرفته بودند ازین رو\nمردم این دو واسطۀ قوۀ مبادله را یعنی\nپول و نوت را تحت العمل داشتند\nخصوصاً اصول نوت را خیلی طرفدار\nبوده و باین مورد خیلی اهمیت میدادند\nزیرا يك سهم بزرگ با کمال آسانی و\nبدون خطر انتقال داده و محافظه کرده"}
{"book": "adl0789", "page": 748, "text": "صفحه ۱۳\nشماره ٤٠\nمحاذ پنجم\n\nمیتوانستند باین امانت کاری وتصفیه\nمحاسبات بانکی صرافان تمیز\nطرف اعتماد و جالب افکار عمومی را\nباستروام این مؤسسه نافعه نموده بود\nلهذا عهده دار مصالحی و انتقال نامی در\nامور بانک در مورد پرداخت پول از\nمالك امتیاز به مدیون بعمل آمد مگر\nنباید فراموش کرد که این انتقال و تجدید\nعمل طبعاً اصلاح پذیر نمیشد تا وقت\nفلزی را بدست نقداشتی یعنی فلز مسکو\nکاتی در بانک موجود نبودی، موجودیت\nفلز را چنین تجویز کردند.\n\nایجاد نوت بانک\nاگر بتاریخ گذشته نوت دقت شود\nیعنی از آغازیکه بانکها مفکوره نوت\nایجاد کردند علی الظاهر با نکها جسارت\nکرده اند یعنی بالا تر از جمع پول فلزی\nکه در صندوق های خودشان داشتند نوت\nرا انتشار دادند هر قدری که سهم بزرك\nپول فلزی میبود صاحب پول می\nتاختند.\n\nبانکها در این عمل دو عذر داشتند :\n۱ - اولش این بود تا وقتیکه پول فلزی\nسیرعشان نمیشد نوت را چاپ نمیکردند\nمگر چون در چین مواخذه بیضی طلب\nکاران که پیش از وقت از پوره شدن\nتاریخ عهدنامه و یا سر تاریخ عهد نامه\nپول فلزی را حصول میکردند ازین رو\nنوت بدست دیگری باقی می ماند البته\nبانک نظر بحفظ اعتبار نوت پول مقداری\nنوت را حتماً غار تدارك میدیدند .\n\n۲ - دلیل دویمش ان بود بانکها برای\nاینکه اعتبار دایمی شان بر قرار ماند و\nتمام مردم پول خود را بموجب سند خود\nشان نقداً نخواهند ابراز جسارت می\nنمودند .\nیا القصه جسارت آنها ثمره این بود\nکه پول فلزی را بدست آوردند و پول\nکاغذی را متداول سازند .\nبنا برین نوت بانك از وقتیکه ایجاد شد\nآهسته آهست طرف اطمینان واقع شده\nو در عادت اهل ثروت دنیای تمدن\nحاضره در آمده جریانش قایم تر گشت\nمعهذا بحوالی باید ملتفت بود که پول\nکاغذی هر گز بدون پول فلزی اعتبار\nنداشته و نه اعتبار خواهد داشت بدون\nکه اعتبارش توأماً قایم می ماند.\nاسمش را دیگر چیزی اعتبار نمیدهد\nبجز ازپول فلزی پیش قیمت. مثلاً بتفاوت\nیکصد فرانك اعتبارش در حقیقت پنجصد\nگرام نقره و یا ٣٤ گرام طلا از ده (۹)\nزر خالص است .\n\nالحق روحیات بشر تا به پایه تجارب\nکرده و قبول توانسته است كه يك پارچه\nکاغذ را برای اتخاد مسکوكاتى يك\nمملکت مکفی نماید .\n( با قیدارد )\n\nتصحیح\nشماره ۳۸ ، ۳۹ صفحه ٦ سطر ۱۹\nغلط : بداشان ندهیم ، صحیح : مذکور را\nبه پردازد .\n\nخبر هاي خارجي\nچین وژاپون\n\nریوار\n\nزخمی شدن دو نفر انگلیس\nشانگهای ۱۷ فروری - دو نفر عسکر\nبحری برطانیا که در دریای ( وانگ پو)\nلنگر گاه کشتی را محافظت می نمودند\nويك عده تزجین ها که بر کشتی انگلیسی\nموسوم به ( سوی وو ) سوار بودند\nدرحالیکه کشتی مذکور در برابر\nلنگر گاه ایستاده بودند، دراثر افقادن یم\nچندین جا در منکوله بین المللی زخم\nبرداشتند، تمام شب چاپانی ها بمیارد\nشدیدی می نمودند و چینی ها جواب خفیف\nمیدادند .\n\nوضعیت شانگهای\nشانگهای ۱۸ فروری - پولیس ها\nاطلاع میدهند در روز سه شنبه ٤٥ بم\nدر منکوله بین المللی افتاد و ۱ نفر در\nاثر آن مقتول و ١٤ نفر زخمی شده اند\nودر شانگهای زیاده از صد طیاره جنگی\nچاپان اجتماع نموده است .\nبزرك ترین حمله هوائی که بعد از\nجنگ عمومی نظیر آن دیده نشده باشد\nواقع خواهد گردید .\n\nجلب توجه\nواشنگتن : - مامورین اداره حکومت\nتوجه سفیر کبیر چاپان را به اشکالاتی\nکه در صورت رسیدن خساره به حیات"}
{"book": "adl0789", "page": 749, "text": "صفحه ۱۴\nشماره ۲۰\nمجلد پنجم\n\nواموال ساکنین مسکونه بین المللی\nدرعین مجادله شانگهای بروز نماید جلب\nنموده است .\n\nالتی ماتوم جاپان\nتوکیو - حکومت جاپان به قوماندان\nاردوی ۱۹ چین التی ماتوم داده است\nکه هر گاه چینی ها بفاصله ۲۰ میل از\nمسکونه بطرف شمال مغرب عقب نروند\nجاپانی ها مجبور خواهند شد که آنها\nبزور اخراج نماید .\n\nامید\nشانگهای ـ یگانه نقطه میدی است که\nجانبین توجه خود را بطرف مسالمت\nشریفانه مبذول نموده اند . وگمان میرود\nکه امروز نماینده گان جانبین باهم ملاقات\nخواهند کرد و حمله جاپانی برای يك هفته\nمعطل خواهد شد .\n\n***\nالتی ماتوم فوق جاپان تقاضا می کند\nکه اردو چین بفاصله ۱۲ میل از\nشانگهای دور شوند وغالباً چنین اعتقاد\nمیرود که وقت مقرره هم ۱۲ ساعت\nمقرر شده .\n\nچینی ها مطامعاب جاپان را قبول نمیمیکند\nشانگهای ۱۹ فروری ـ مذاکرات\nصلح چین و ژاپون به سکته دوچار گردیده\nاست ؛ چه جنرال چینی مطامعات مهم\nعسکری جاپان را منظور نکرده است\nچینی ها جاپانی ها را بمقاومت شدید\nتهدید می نماید وقبلاً یکهزار میل راه\nدربین خطوط آهن خندق ها حفر نموده اند.\n\nصلح ممکن نیست\nتوکیو ـ راپوری که از شانگهای\nمیرسد امید مصالحت مامونانه چین\nو ژاپون را برهم میزند . راپورت مذکور\nاشعار میدارد که قونسل جاپان قوماندان\nار دوی۱۹ راجهت رسانیدن التقی ماتوم\nملاقات نموده . مگر چونکه هنوز هم\nامید صلح میرفت محض ازو دور کردن\nعسکرش را از تماس با مسکونه بین المللی\nخواهش نموده .\n۲۰ فروری ـ چین التی متوم جاپان\nرا رد نموده و امروز تعرض بزرگ\nجاپانی شروع می شود . دانسته شده\nاست که مرکز مفاهمات راجع به فیصله\nمسالمانه مناقشات چین و ژاپون از شرق\nاقصی به لندن نقل شده است و درانجا\nکابینه کاملاً متوجه است نظریات مخالفانه\nرا تسکین کند . وعزت النفس هر دو\nطرف متخالف را حفظ نموده مسئولیت\nفرقه بین المللی را که در شانگهای ساکنند\nتامین نماید . کابینه درلندن اجتماع نموده\nاست واماده اند در صورت ناکام ماندن\nمذاکرات فیصله مهمی بنمایند .\n\nباز مجمع ملل\nمجمع ملل فیصله کرده است که بتاریخ\n۳ مارچ جلسه مخصوصۀ مجلس را عقد\nنماید . پس از فیصله درباره عقد نمودن\nمجلس مساعی مهم دقایق اخرین جهت\nجلوگیری از محاربه شانگهای ، دربین\nيك وضعیت کشیده در حالیکه عنقرب\nساعت ثانیه به ثانیه بطرف ساعت مقرره\nخطر ناك حرکت می کند اجری\nگردید . نماینده گان هريك یکی بعد دیگر\nاز نماینده جاپان خواهش نمودند که به\nحکومت خود تلگراف بکشد که بروقت\nمقرره التی ماتوم خود بیفزاید و نماینده\nگی جاپان موافقت نموده .\n\nجاپان عسکر میفرستد\nتوکیو وزیر حرب بیان داشت که\nدرصورت لازمه به شانگهای قوت الظہر\nفرستاده خواهد شد . وعلاوتاً گفت\nاگر این خبر که ۹۰ هزار عسکر چین\nاماده مقابله با ما باشد صحیح باشد ، ما نیز\nموافق بان عسکر کافی میفرستیم .\n\nشروع محاربه\nشانگهای ۲۰ فروری - تعرض جاپانی\nبساعت ۸ و نیم امروز باغزش خیلی مهیب\nتوپ خانه در خطۀ چاپی شروع گردید\nدو طیاره بم انداز جاپانی بطرف چاپای\nپر واز نموده ، وبگرم نمودن انجن های\nطیارات دیگر مصروف اند . از طرف\nچین هیچ جواب داده نشده است\nو دران موضوع جنرال ( او ئیدا ) امروز\nدرعین ملاقات با نماینده رویتر دو مرکز\nخود گفت : نیم ساعت دیگر نیز\nبایشان وقت داده ایم .\n\nمقاومت چینی ها\nشانگهای ۲۱ فروری ـ دیروز در\nاولین محاربۀ بزرگ شانگهای چینی ها"}
{"book": "adl0789", "page": 750, "text": "(صفحه ١٥) (شماره ٤٠) (مجلد پنجم)\n\nبا حملات بری و بحری و هوائی جاپان مقاومت شدیدی نمودند . جاپانی ها به طیارات و تانک ها و پیاده و توپ خانه بمدد اتش کشتی های مخرب آهسته آهسته از محاذ حرب بطرف شمال جاپان حرکت نموده بر دوسونگ حمله بردند ، بزودی از قریه دوسونگ شعله های اتس بر آمد ولی با وجود بمباردمی که يك روز کامل دوام نمود هنوز هم بيرق چين بردوسونك بر افراشته بود .\nدرینما بعد قرار را پورت واصله قوای جاپان موقع عسكرى كيانك وان و خط آهن را تصرف نمودند . در عين زمان چند بم های جیبی در مسكونه بین المللی افتاد مگر از اشخاص خارجی به کسی نقصان نرسانید عساکر جاپانی بالاخره به مقصودی که از مجادله خود داشتند موفق امده از خط آهن شانگهای - دوسونگ عبور نمودند و تعرض شان پیش میرود .\n\n***\nپیغام ما بعد مشعر است که بعد از سکوت محاربه در وقت شب ؛ توپ های ثقیله جاپانی در ساعات اولین روز باز به بمبارد شروع نمودند و از طرف چینی ها جواب خفیفی داده شد . تلفات جاپانی ها در محاربه اول از روی بیان رسمی ٤ نفر مقتول و عده زیاد زخمی ها باشند. دیروز تمام روز آمدن پناه گزینان خوف زده به تعداد های زیاد در مسکونه بین المللی\n\nخبرهای داخلی\nوارسی ایتام :\nقرار اطلاعات واصله به اداره ما هفته گذشته والا حضرت صدارت پناهی بعد از ملاحظه شفا خانه و مکتب طبيه واقعه قلعه باقر خان نسبت بعطوفت و احساسات ملت پروری شان بمعاينه دار الايتام نادری رفته و از یتیم خانه و پسران بی پدر وارسی و خبر گیری نمودند .\nضمناً به نسبت امور حیاتیه پسران موصوف از قبیل جای مناسب رهایش و لوازم تعلیم و تربیه آنها یاد داشت های گرفتند که آینده بهتر از گذشته حیات و رفاهیت آنان تحت تامین گرفته شود .\nمقرر :\nعالیقدر علیخان معاون کوچی ثيطر بخدمات صادقانه سابق او شان از طرف حکومت بحاکمی طوایف کوچی مقرر گردیدند .\n\nجریان داشت .\nرئیس جمهور فرانسه جای خود را به پائوه گذاشت\nپاریس ١٩ فبروری - رئیس جمهور فرانسه ریاست جمهور را به پائلوه رئیس سابق تقدیم نموده است و پائلوه كاملا مصروف و تحقیقات در اطراف امکان عقد يك حكومت می باشد .\n\nاخبار ولایات\nهرات\nاعانه بشفا خانه\nقرار مندرجات شماره دوم سال دهم جریده اتفاق اسلام درین تازه گی ها حسب تشویقات آقای نائب سالار و کوشش امام الدین خان دکتور در بلدیه هرات مجلس ملی منعقد شده و افراد باحسی همدردانه حاضر شده اند که علاوه مصارفات ادویه که از طرف دولت منظور است یکمبلغی همدردانه برای شفاخانه عمومی آنجا بطور اعانه جمع آوری کنند .\nاز آن جمله مبلغ شش هزار روپیه هیئت تجار محترم آنجا و یکهزار افغانی آقای نایب سالار و یکهزار افغانی مدیر گمرک و سه صد افغانی محمد صدیق خان تیموری پرداخته اند و ممکن است دیگر آقایان هم به پیروی آنها همین طور مبالغی برای منافع عامه بذل فرمایند .\nجریده انیس این احساسات نوع خواهی برادران هراتی را قابل دانسته امید وار است از تمامی نقاط وطن عزیز امثالی این همدر دیهارا که یگانه ذرایع تشييد مبانی ملیت و نوع پرستی است بشنود و به بیند .\n\nقندهار\nترمیم آثار تاریخی\nطوریکه جریده شريفه طلوع افغان قند هار می نویسد : در مجلس ساليانه"}
{"book": "adl0789", "page": 751, "text": "(شماره ٤٠ )\nجلد پنجم\n\nبلدیه و وکلای محترم شهر قندهار تصویب\nنموده اند که گنبد مقبره اعلیحضرت\nاحمد شاه بابای بزرگ که یکی از آثار\nتاریخی است و هم چنین مقبره حضرت\nمرحوم حاجی میر ویس خان هوتك قائد\nملی و محرك اولین آزادی افغان واقع\nدر قریه کوکران ، از طرف ریاست\nبلدیه ترمیم کرده شود ، اکنون ترمیم\nمقبره احمد شاه بابا بانجام یافته ومقبره جناب\nمرحوم حاجی ویس خان تحت ترمیم\nاست .\n\nقطغن\n\nتأسيس مكاتب خانه کی\nاتحاد خان آبادی نویسد که از توجهات\nجناب وکیل نائب الحكومه و ايشان سيد\nاکبر خان محتسب باشی در حضرت امام\n(٤٥) مكتب خانه گی دایر گردیده است .\nوتعداد محصلین را بالغ به ٩٣٠٠ نفر نشان\nمید هد .\nکثرت باران و برف\nدر خان آباد اگر چه از ابتدای ماه رمضان\nبارانهای مضر و برف متوالی جاری بود ،\nاما از تاریخ ١٨ ماه مذکور باران شدت\nنموده و تا ٢٤ بارش نمود و بعد از ان\n۲ شبانه روز تر برف باریدن گرفت و به\nبعضي ابنيه هاي ملي صدمه رسيده .\nاز روی آله ( رین گاچ ) برف را ۲۷ انج\nتخمین کرده اند .\n\nفکاهیات\n\nچرب تر :\nآقای پر اشتهائی آدم گنده چشمی را\nبطمع نواله های چرب و شیرین فریب داده\nازو مانند يك نوكر مفتی کار میگرفت\nو وقتی نان دادن او را با خود بیخانه\nهای دوست و آشنا همراه میبرد اولین روز\nبخانه یکی از رفقای خود رفته و اظهار\nگرسنه گی نمود رفیقش عذر خواست که\nغذای غریبه موجود نیست مهمان طماع\nگفت اگر دیگر غذا موجود نباشد اقلا\nچند دانه تخمی بیاورید باز صاحبخانه\nاز نبودن روغن تکرار معذرت نمود مهمان\nدلتنگ شده گفت ای زور آور ما بين\n\nمشرقی\n\nورود شهزاده به جلال آباد :\nوالا حضرت شهزاده محمد طاهر خان\nروز پنجشنبه اول حوت منع الخير وارد\nجلال آباد گردیده داخل وطنه خود در\nتعلیم گاه پیاده شدند .\n\nما و شما چندان رود رویاسی نیست :\nباید میان یاران ما و شما نباشد . .\nتخم ها را با قدری آب بیاورید همین\nجا خود ما جو شانده و تناول ميكنيم\nبالآخره صاحبخانه خواهشات مهمان نا\nخواسته را تامین کرد آقای مهمان پس از\nپ و چپ بسیار و عرق ریزی بی شمار\nکاجا کزها را پر وا کرده و دو سه جای\nطاق مندلی را سوراخ نده و تلوت نمود تا تخم\nها را جوشاند و با اشتهای تمامي با عید\nکاسه آبجوش و شکدان را بدستر خوان\nجلو آدمش گذاشته و گفت بخور که حالا\nنوبت توست آدم کنده خوان را جلو\nخود کش داده و آنچه از ثواب باقی مانده\nبود بین آب تخم ثرات ساخت و مرچ\nنمکی هم سریانش کرده تادم آخر زد .\nآقا با يك تبسم دندان نمای بطرف نوکر\nدید و گفت : چطور ! مزه کرد ؟\nبچه اگر همرای من باشی ازین چرب\nتر ها را خواهی خورد ! ! !\n\n( مطبعه انیس )"}
{"book": "adl0789", "page": 752, "text": "(شماره ۱۱)\nانيس\nمجلده\n\nاشتراك سالانه ۱۲ افغانی\nمحصول پوسته ۲ «\nخارجه ۲۰ شلنگ\n\nاداره : کابل جاده ارگ\nمؤسس و صاحب امتیاز : محیی الدین\nمدیر و نگارنده : بشیر بنا\n\n۲ شنبه ۱۷ حوت ۱۳۱۰\nتأسیس ١٣٠٦\n۲۹ شوال ١٣٥٠\n\nچرا قیمتی شده ومیشود\nموضوع معتنابه بحث های مجالس امروزی همین است که چرا قیمتی شده و میشود ؟\nهر شخص از قیمتی اشیا از تنزل سکه افغانی و از پریشانی اوضاع اقتصادی شکایت دار است .\nحالا انیکه جامعه ما جنبش شدیدی بخود داده صاحب روح سعی وعمل بوده و مستعد همه گونه مجاهدت و فدا کاری در راه استفاده هستند .\nچنانچه احصائیه اقتصادی مان از پانزده سال باین طرف بینج دوره ارتقاء نموده است یعنی زراعت ما خیلی ترقی کرده ، فلاحت ما وسعت پیدا کرده ، اراضی زیادی تعمیم شده بقیامت و اهمیت زراعت افزوده شده ملاکین وفلاحين بكمال گرم جوشی با همان آلات و ادوات قرون اولی به زراعت و فلاحت ترقی داده اند ، به نسبت سالهای گذشته محصولات زراعت پر چند شده باالخاصه در عصر نادری .\nهکذ صناعت ما ترقی کرده محصولات مصنوعات داخلی ما احتیاجات ملت ما را فی صدی تهیه میکند . حرفت و پیشه زیاد\nشده خیلی از عده بیکاران و تنبلان دیروز امروز متکی بحرفت و پیشه شده اند . سرمایه های ملت افغانی و سرمایه های اتباع خارجی در مملکت مان زیاد شده ، روح رقابت در سرمایه ها پیدا گشته است سرمایه های دولتی بمعرض استفاده عامه بنام عمرانات گذاشته شده وبجهته موالد عامه کار میکند .\nپس شکایت چرا است ؟ دلیل قیمتی از بهر چیست ؟ آیا قیمتی دلیل ارتقا نیست ؟ آیا قیمتی نهضت تمدن نیست ؟ آیا قیمتی محد روح فعالیت نیست ؟ آیا قیمتی نشانه تکامل نیست ؟ آیا قیمتی افراد را در طریق استقلال عملی سوق نمیکند؟\nآری در قیمتی اشیا تمام رو حیات وحسیات ارتقائی را میتوان جست .\nبلی در قیمتی اسرار مرموزه موجود است کا دلیل واضح آن ارتقای کنونی نژاد سفید ( یوروپ و بعضی ممالک شرقی ) است .\nمگر در آن قیمتی و باین قیمتی اسراری موجود میباشد .\nآن قیمتی را سیر تدریجی تکاملی\nگویند و این قیمتی را سیر تسریعی تناقصی خوانند . بزرگان علمای اقتصادی برای سیر تدریجی قیمت تايك اندازه خوش بین هستند اگر چه از قیمتی فاحش تدریجی امروزی اروپا شاکی ومنتقد هستند . چه جائیکه مانی به بلای قیمت تسریعی تناقصی مبتلا بود مانیکه مابه بلای مبرم قیمت تسریعی تناقصی گرفتاریم فی لواقع بلا رهبر قصادی این وادی اضطرار و خطر انی نمیتوانیم در مد .\nآیا علت لذلل قیمت تسریعی تناقصی مان چیست ؟\nآیا علت آنرا در واردات وصا درات مملکتی می یابیم ؟\nآیا احصائیه واردات به نسبت صادرات بلند شده و این امر باعث تنزل سکه شده است ؟\nفرضاً باشد . آیا حصائیه تواردات حالیه مان با احصائیه واردات چند سال تازه گی اعلیحضرت امیرشهید اگر مقایسه شود سهم تضاعف واردات مذکور بصورت تدر یجی خواهد بود ؟\nآیا میزان صادرات ما همچین در حالت عروج تدریجی است و یا نزول قهقرائی ؟"}
{"book": "adl0789", "page": 753, "text": "( شماره ٤١ )\nآیا تفاوت فاحش واردات نظر بضرورت و منفعت است ؟\nآیا به تحقیق رسیده که ایجاد هیجان مسکوکی ما را تنها تفاوت واردات و صادرات فراهم کرده است ؟\nآیا سیاست مسکوکی دنیا ، مباحث بانکی دنیا ، هیجان مغازه های فلزیش قیمت دنیا در حیات اقتصادی و اجتماعی مان اثر بخش نیست ؟\nآیا سرمایه های داخلی و خارجی مان برای منفعت ثروت ملی و بغرض تزیید و تولید ثروت حقیقی مملکت افغانیه کار میکنند ؟\nآیا قوانین گمرکات ما باساس احصائیه ملی تدوین شده و صورت قیمتی اشیای محتاج الیه نبوده ، الی سیاست ترقی ثروت ملت است ؟\nآیا سیاست مبهم اقتصادی یعنی بمعاش مامورین و مصارف افزوده شدن و باز برای جبران معاشات و مصارفات بودجه مملکتی نقره خریدن و سکه زدن و فوق الحد در بین مملکت تداول کردن در مملکت مؤثر واقع شده استفاده اقتصادی و روحی برده توانسته ایم ؟\nآیا خرید نقره باین صورت و بلا استشاره رهبر اقتصادی مسکوک کردن بلا سیاست بانك توسط بانك به تداول داخلی افزودن و یا صرافان موجوده بلا موافقه بانکی روابط تداولی را با خارجه داشتن منفعت مند است ؟\nآیا با این حالت بی اطلاعی از سیاست\nاقتصادی و نداشتن رهبر اقتصادی اصول آزادی سرمایه های خورد و ریزه کنونی مان فوائد کثیره تجارت آزاد را میتوان حاصل نمود . واز معاهده تجارتی دولتین علیین افغانستان و بریطانیا ی عظمی استفاده کرده میشود ؟\nآیا يك ملت میتواند که در دنیای سیاست رقابت دول و در عرصه گاه مجادله و مجاهده ملل بلا رهبران اقتصادی حیات بسر برد ؟\nخیر ! هیچ فردی و ملتی نمیتواند که بلا تعاون بزرگان علمای اقتصادی در دنیای اقتصاد زنده گانی کند . هيچ يك از دولی حتی دول معظمه امروزی دنیا با وجودیکه دارای کمیسیون فن اقتصادی مجلس اعیان ، کمیسیون انجمن اقتصادی وزارت و کمیسیون عالی حافظ اقتصاد ملی و غیره هیئت های متتبعه و مفتشه اقتصادی کثیر التعداد میباشند معذالك به استعداد هیئت علمیه اقتصادی مملکت دیگری محتاج بوده و معاونت فنی بزرگان فن اقتصاد را در تدوین احصائیه ملی و مملکتی ملتمس میشوند چنانچه کمیسیون پونک متخصص امريكا تا در یورپ نیامد کشتی اقتصاد بحران او روپا از تنگنای تهلکه خارج شده نتوانست . آری انقلابات مهمه دنیا همیشه دارای اقتصاد و با ترقی فکر بشر مراحل راطی نموده است . در عصر حاضر اثبات حیات و مهات ملل به کلمه اقتصاد منوط است . امروز هیچ ملتی نمیتواند که کشتی سعادت اقتصاد را بدون ملاح\nترجمه از « پرلین تا گبلت »\nپاریس مسکو\nسلسله معاهدات جديد بي طرفي و عدم تعرض\nاگر روسیه در کنفرانس ترك تسليحات سلسله جدید معاهداتی را که در شرف انعقاد است ، به حيث يك سلاح قوي براي اثبات نظريه خود ومدافعه از آن استعمال نمايد ، نه يك امر سطحي ، بلكه اقدام بمنطق وصحيحي خواهد بود .\nاینان که سیاست خلع سلاح آن در نقاط متمادی از انحصار مثلا ملل رقابت بساحل نجات قریب کند .\nبالخلاصه ملت افغانستان نمیتواند که بجز از امداد هیئت فنی اقتصادی غایت العالی بحران اقتصادی و پریشانی اجتماعی خودش را در اصول گمرکات در مسکوکات و گمرکات خودش جستجو کند واصلاح نماید . بدیهی است تاهیئت متخصصین نباشند بکشودن عقده های مشکل سوالات لا ينحل فوق را فائق شدن محال است .\nاگر اولیای امور اقتصادی مان بجلب کمیسیون فنی يك دولتی هر چه زود تر مبادرت نفرماید بدیهی است که ملت و دولت روز بروز بمشکلات بزرگ اقتصادی دچار شده خواهد رفت .\n( رحمان افغان )"}
{"book": "adl0789", "page": 754, "text": "صفحه ۴ (شماره ۴۱) مجلد پنجم\n\nمهم با سیاست خلع سلاح شوروي در يك خط روان است ، با زین مسئله البته خود مسند خواهد شد .\n\nبترویجه این قرار دادهاي جديد که براي يك عده بزرگ دول ـ روسیه ، فرانسه ، لهستان ، استلند ، فنلند ، لتوانی ـ علاوه بر تأمينات معنوي معاهدات کلنگ وليتويئوف تعهدات نویرا براي تأمين صلح تشييد می نماید ، بيك اندازه وسيغتري لزوم تسلیحات موجود تقلیل می شود .\n\nروسیه در ژنو با این براهین مبارزه خواهد کرد . اما کامیاب شدن آن مشكوك است . زیرا اگر چه این مثبت است که در حد پیش نهاد انعقاد معاهدات بیطرفي و عدم تعرض که پیش از پنج سال از طرف ما سکو به همه حکومات کرد شده بود ، خواهش پیش برد مفکورات ترك تسليحاتي بود ، باز هم اسباب محرکی که در ماه اگست سال گذشته (۱۹۳۱) سبب امضاي معاهده بین پاریس ومسکو ، و به تعقیب آن باعث مذاکرات ديگري شد ، كاملا رنگ ديگري داشت و بايك اندازه از طرف فرانسه بود .\nلهذا انعقاد این معاهدات از راه ديگري نیز دارای اهمیت میباشد . وطبعاً حصه اساسي این سلسله معاهدات را قرار داد بین دولت سويت وفرانسه تمثيل می کند .\n\nروسیه خواهش انعقاد این معاهده را به حیثیت یکی از تأمينات قوي بمقابل خطر مداخله ، که بنابر نظریه ماسکو از طرف دول غربي وجود دارد ، داشت ، براي فهم شدت این ارزوي تأمينات ، فرانسه را لازم است که آن حمله تشین را به خطر بیاورد که درین موضوع در محاکمات معروف مضرین اقتصادي در ما سکو خصوصاً بر خلاف دولت فوق الذکر شده بود . پاریس از دو سبب خون سردي نشان داده اولا اینکه سوء ظن حصه های بزرگت اهالی فرانسه نسبت به مملکت سویت ، هنوز که در پی یازده میلیار و نیمکه بزار روس قرض داده شده بود ما ئم میگردند ؛ يك مانع معنوی بود . ثانیاً حکومت فرانسه انعقاد این طور يك معاهده را مشروط به همین قسم قرار داد بين ماسكو ووار شو ساخته بود .\n\nشاید اتحاد شوروي خصوصاً در اوقات اخیر این را هم در نظر داشت که برای اجري دوره دوم نقشه پنج ساله خود ، فرانسه ، یعنی این قوه بزرگ طلا را ، به دادن قروض اعتباری مایل بسازد . این يك سببی است که اهمیت آن کمتر از خواهش آن مصئونیت نیست که حکومت روسیه برای ترقی وتکمیل روسیه که وامق بدون خطر مداخلات مانند زمان دنیکن لازم میداند . بنا بر این کرمله ( روسیه ) نه تنها اصولاً در مسئله قروض زار خود را حاضر مباحثات نشان داد ، بلکه از يك معاهده پرداخت قروض مطابق به نمونه های معروف برای ۶۲ سال هم سخن رانده شده .\n\nاما باعث میل فرانسوی ها ، که تقریباً پیش از يك سال وسه ماه شروع شد ، نه این تحریکات تشوقي ده بلکه قناعت از استحکام دولت سویت بود که روز بروز در تزائد است . ودانستند که افلا براي يك زمان طولانی ، مجبورند ، این دولت ( روسیه ) را به حيث يك جز ومهم درجه اول سياست بین المللی حساب کنند .\nومطابق باین ، شروع به تبدیل وضعیت کردند . علاوه بران دیگر خواهشاتی هم بود که از امکانات تجارت با دولت سویت استفاده کنند . چه پیش از اینکه تعقیب سیاست گمرکی وقائی در انگلستان به اقتصاد فرانسه ضربه سختی وارد کند حکومت پاریس از تنزل موازنه تجارتي فرانسه مشوش بود . بنابر اشکالاتی که هم برای انگلستان وهم برای المان در تامین مالی تجارت با اتحاد شوروی رخ داده وميد هد يك موقع مساعد برای حصول يك زمينه نو در روسیه برای صادرات فرانسه رسید . صنايع فرانسه از پرتو ثمرات معاهده ورسای تکاملی حاصل کرد است وفرانسه را مقتدر می سازد که نه تنها تجارت اشیای تجملي زنانه واشیای پاریسی وشیمیائی بلکه تجارت آن اموالی که روسیه بان جداً محتاج است ، نیز بنماید .\n\nدر اثر این همه ملاحظات جانین ( روسیه"}
{"book": "adl0789", "page": 755, "text": "( صفحه ٤ )\n( شماره ٤١ )\n( مجلد پنجم\nو فرانسه ) ، در اخیر ماه اگست سال\n١٩٣١ يك قرار داد موقتى امضاء شد ،\nمشروط بر این که پیش از امضای قطعی آن ،\nماسکو با وار شو ( لهستان ) موافقت\nنماید .\nو از قراریکه از زبان ستالین و مولو\nتوف و دایکر منابع موثوقه شنیده میشود ،\nاین موافقت هم نزديك است ( بين\nحکومت شوروی و حکومت لهستان درین\nنزدیکیها موافقت حاصل و معاهده امضاء\nگردید : مترجم . )\nاما این هم معلوم است که موافقت مذکور\nازین سبب حاصل خواهد شد که لهستان\nدر اثر فشار از طرف پاریس از بسیاری\nخواهشات خود منصرف گردد .\nمعاهده که ماسکو با پاریس عقد نموده\nو هم چنان معاهده که با وارشو امضاً\nخواهد نمود ، در نقاط مهم مطابق به\nمعاهده برلین ۱۹۲٦ است که پیش از\nچند ماه تجدید گردید . در این معاهدات\nيك منشاً مهم و مطابقی ظاهر می شود که\nهمه این قرار داد ها را از حيث اعضای\nيك سیستم یگانه سیاست صلح جویانه\nروسیه سویت معرفی میکند . خواهشاتی\nکه لهستان از ان صرف نظر نموده ؛ از\nقرار ذیل است : -\nلهستان موفق نشد که روسیه علاوه\nبر تعهد بیطرفی در موقع تعرض بالای\nلهستان بدون قصور آن ، سر حدات\nلهستان را مخصوصاً سر حد غربی آنرا\nبمقابل المان تصدیق کند . یعنى يك لوکار\nنو شرقی غیر مستقیم وجود بیابد.\nحکومت وارشو به این کامیاب نشد که روسیه\nتصرف و مفاد تصدیق و بعضی قرارات راجع\nبه فيصله هيأت منصفین یا مراجعت به\nمجمع ملل را قبول کند . علاوه بر این\nلهستان مجبور بود ، از يك تقاضای\nمنصرف گردد ، که تا حال همیشه از\nطرف روسیه رد شده ، یعنى اينكه\nلهستان تنها به اتفاق دولت رومینا که\nمتحد آن است و دول بالتیکی امضاً\nکرده می تواند .\nلترنیوف جداً بمقابل این ادعای لهستان\nراجع به این طوريك دول مهم آن مبارزه\nکرد . اما این را يك موافقت می توان\nگفت که با وجود این هم لتو ينوف\nبه حکومت لهستان و عده کرده که در\n، عین زمان با رومنیا ، استلند، فنلندهم عقد\nمعاهدات بی طرفی و عدم تعرض خواهد کرد.\nبا فنلند شروع مذاكرات شده\nبا رومنیا که هیچ مناسبات سیاسی با روسیه\nندارد ، حالا در شهر و اینا بين وزير\nمختار رومنيا و نماینده مختار روس ستو مونیا\nكوف مذاكرات شروع خواهد شد .\nاین طور معلوم می شود که رومنیا هم\nدر زیر فشار فرانسه کار میکند . چون\nبنا بر وضعیت حاضره اوروپا ، فرانسه بهتر\nشدن مناسبات خود را باروسیه مهم\nمیداند ؟ ولهذا از احتیاج روسیه به قروض\nاعتباری استفاده می کند . زیرا ، آن\nمسئله که در تمام این معامله برای رو منیا\nاز همه مهمتر است ، یعنی تصديق تصرف\nبس آرا بیا از طرف روسیه ، خارج\nمذاکرات می ماند . تنها جانبين تعهد\nمی کنند که به حدود یکدیگر تعرض\nنکنند . شاید ضمناً راه فیصله هیئت\nمنصفین را برای آینده باز بمانند .\nاما چنان بنظر می آید که حسنی برای\nشروع مناسبات عادی سیاسی هم امید\nزیاد نیست .\nو طبیعی است که این قسم يك\nمعاهدات بالای شرق او رو پا فقط\nتوجهات بين المللى است . تا اندازه که تا\nحال دیده میشود ، اثران عموماً خوب\nاست . به استثنای پارتی های راست\nفرانسه ، عموماً عادی شدن مناسبات روسیه\nرا با باقی او روپا مفید میدانند . و این\nنظریه هم اظهار میشود که هر قدر\nمعاهدات بی طرفی و عدم تعرض زیاد\nشود همان قدر فائده برای دنیا میرسد .\nاما طوریکه گفته شد بسیار مشكوك است\nکه این همه در مسئله ترك تسليحات يك\nنتیجه حقیقی بدهد . محسوس میشود که\nموقعیت بین المللی فرانسه محکم تر شده .\nبرای المان از همه اولتر این سوال\nدارای اهمیت است که آیا این برای المان\nمضر ثابت میشود یا نه . اساساً نظر به\nما چنین نیست که هر چیزی که برای فرانسه\nمفید باشد مجبوراً برای المان مضر ثابت\nمیشود . این خوف مفهوم است که\nلهستان از سهولت شرقی خود برای\nفشار قویتر به طرف غرب استفاده\nخواهد کرد . اما تصور نمیشود ؛ فرانسه\nاین طور يك تكا مل را که مجبوراً باعث\nازدیاد نا آرامی او رو پا میشود ، مطابق\nمنافع خود بداند . و يك حصه بزرگ"}
{"book": "adl0789", "page": 756, "text": "( صفحه ٥ )\n( شماره ٤١ )\nمجلد پنجم\n\nسیاست لهستان در پاریس تعیین میشود ممکن که در اب در پای حسن هم از سهولاتی که بذریعه این معاهدات در مناسبات فرانسه بامتفقین شرقی آن پیش میاید ، خوش شوند . اینکه در اثر کامیابی سیاست فرانسه حتمی باید مناسبات المان وروسیه خرابتر شود از این مسئله ستالین در توضیحات خود که در « برابر تاگات» شایع شده ، انکار میکند . همین طور او جداً اطمینان داده که روسیه نه سرحد غربی لهستان را و نه سیستم ورسای را بذریعه امضای خود تصدیق کرده . برای ماهم تا حال هیچ یک سببی موجود نیست که راجع به کدام وضعیتی از طرف روسیه شکایت کنیم که بر خلاف ماده اول معاهده برلین که از مناسبات ومعاهده دوستانه راجع به همه مسائل مربوط بمانین ذکر میکند ، رو داده باشد . اگر اصل معاهدات مطابق به آن است که ستالین « نظریه خود » گفته برای ما هیچ جای پریشانی نیست . تشکیل موقعیت بین المللی المان حال هم مثل پیش مشروط به مفاهمه مستقیم بین فرانسه والمان است . بخوبی میتوان تصور کرد که بذريعه يك تكاملی که فرانسوی ها را از واهمه يك « اتحاد » بين المان وروسيه ازاد کند این مفاهمه آسانتر شود و نه مشکل تر.\n\n( محمد طاهر )\n\nاصول مسکوکات\n\nهند وستان\n\n- ٣ -\n\nکومسیون اصول ( گولد بولیون ستاندارد و سیستم ( نظام معیار طلای غیر مسكوك ) را نیز تفتیش کردند که اساس آن از تداول طلا در داخل مملکت اجتناب کردن و اصول معاوضه را در خارج مملكت اجرا نمودن است .\nحرکت معاوضه در عمل چنین است که برای مدیونین خارجه بمعوض تسلیم دادن پول سکه شده مقدار بزرگی خشت های طلا را در مقابل تعداد بزرگ تبادلات نوت بانك يا نك خارجه تسلیم دادن است .\nاین اصول بدون قطع محاسبات استقراض و حمايه اعتبار خارجی نوت بانك مملکتی در دیگر مورد اجرا نمیگردد هکذا این رول در داخله مملكت استعمال نمیشود .\nهمانا امروز باین اصول انگزیز و فرانسه حیات میکنند .\nچه این اصول نه در رغبت رقابت پیش میکند ، نه به مضرت اصول ( گولد ستاندارد ) دچار میسازد و نه بخطر ( گولد ایک سچائج ) گرفتار مینماید . و نه اسهام خارجیان را راجع به تموج و تنزل پول و انعکاس آن در اشیا آزاد میگذارد بل در همه باب تامینات را فراهم مینماید .\nچونکه کومیسیون بونك منافع آنرا\n\nبخوبی درک کرده بود ازین رو در راپورش این اصول را قبول کرد .\nبر علاوه به تشکیل بانك مرکزی ایمسیون بنام بانگ ( ریز يرو بانک آف انديا ) .\n( بانگ پس انداز احتیاطی )\nرایی داد تا این بانگ « تمام اعمال اهل ثروت ناطر بوده و اعتبار خارجی تجرى نوت بانك را ضمانت نماید .\nحقیقتاً این اصول بانفع ثابت شده است نه تنها برای حسن جریان رحیم مسکوکاتی بل این اصول ماشین بزرگ اعتبار بوده است .\nمعذ لك در حقیقت از تاسيس بانك مرکزی فائده برای هندی حاصل نمیشود . بلی این تاسیس در بر اعظم زراعتی فوق الحد هند قصور وارد نموده است . یعنی در ایجاد اصول مذکور احتیاجات سرمایه را ترقی داده است آری در دنیا هیچ يك موسسات بروی کشایش انواع وجوهات پرداختی امکان پذیر نشده که محرز تسهيلات اصولی محصولاتی و ارزانی زراعتی شده و یا از مجاهدت فوق الحد مسائل اعتبارات اجتناب نموده باشند .\nوالحاصل رنج جزوی در تمام عصر تاریخ از منافع بزرگی تصادم کرده وانسانها استفاده کرده نتوانسته اند .\nلذا كميسيون این اصول را برای پیشرفت اصول صرافی با صورت خوب تطبیق کردند ."}
{"book": "adl0789", "page": 757, "text": "صفحه ۶ شماره ۴۱ مجلد پنجم\nاصلاحات مسکوکاتی صرافان\nدر مجلس مقننه هند\nحکومت هند تجویزات کمسیون\nیو تک را قبول کرده آقای سیر بازیل\nبلاکیت مستشار مالیه هند یک پروزه\nقانون تصدیق تاسیسات ( گولد بولیون\nستاندزد ) را بنابر رواج یک شلنگ\nوشش پنس معادل یک روپی باساس\nتشکیل ( ریز رو بانک آف اندیا )\nترتیب کرده . مگر پروزه سیر بازیل\nبلاکیت تخوف پذیر قدیتی آنرا تمیز\nنکرد .\nاین پروزه بانکی ومسکوکاتی وی\nدرمیان هندی یان که همیشه تبایش\nمیکند و بنابر سوء ظنی که آنان از\nپروزه های حسی بریتانیا یافته و آزرده\nهستند اسباب تولید اختلاف شدید نموده .\nهندیان خواهش کردند که\nبعوض بانک مرکزی خصوصی\nبانک دولتی دایر شود و ناظر\nآن دولت و یا بانک و یا کمسیون فنی\nباشند .\nنظر بمقاومت هندیان که بادلالان کابه\nکرده توانستند سیر بازیل بلاکیت پروزه\nخود را که مراد از تاسیس بانک بهمان\nنام باشد واپس گرفت .\nبرعلاوه پارتی هندی راجع به تعیین ريج\nيك شلك وشش پنس اختلاف شدید\nنموده آنها دعوی استحقاق نمودند که بایستی\nریج مذکور بروی صناعت انگلیسی\nگذاشته شود زیرا رقابت صناعت انگریزی\nبه نسبت صناعت هندی بلند تر است .\nهندیان ریج پیش از جنك كه يك\nشلنگ و چهار پنس باشد خواهش\nداشتند .\nخلاصه در مجادله زحمت چون اما ساً\nحکومت فوق تر بود ريج يك شلنك و\nچهار پنس در حدود اقلیت واقع شده\nطوریکه برای استقرار يك شلنك وشش\nپنس تهیه گرفته شده بود در بازار عمل\nتأثیر بخش گردید .\nآینده مسکوکات هند\nانگیلز مجاهدت اول رفتن بمیدان شطرنج\nرا عادت ندارد .\nانگلیس میداند ومدا ومت خودش را\nدزان کرده میتواند وشاید محقق باشد که\nانگلیس نظر به اختلاف هندیان حق\nحیات را خواهد داشت و شاید از سعی\nوعمل بالتحمل ورفتار آهسته خودش استفاده\nخواهد کرد .\nاما خير ! موقعیتش هرگز نمایان\nنخواهد شد .\nاگر چه دولت بهیه بریتانیا درین\nایجاد انتظام بانکی و مسکوکاتی کارتوانسته\nومنابع منفعت و استفاده کردن از هندیان\nرا بخوبی می فهمد اما مسئله استقرار\nرو پی حل و فصل نخواهد شد تا زمانیکه\nهند پیروی قواعد تطبيقاتي يك خزينه\nمكني طلا را که حمایت معاونت حقيقي\nهند را کرده میتواند دائر ننماید .\nدر حالت حاضر و در میان این اصول\nروپی جز يك فلزی نیست البته قيمت\nاصلیه اش میتواند بدون موانع بجایش باقی\nباشد از ارتقای قیمت هيچ يك مشكلاتی\nدر فاز نقره ظاهر نخواهد شد .\nاقسام اصول های انتظام مبادلات\nمانند ( گولد ایکسچانج ستاندزد )\nمعاوضه با مسكوك طلا و يا ( گولد\nبولیون ستاندزد ) معاوضه با خشت طلا\nتماماً بغرض جريان و حفاظت خزينه\nفلز طلا و اسهام است .\nو این خزینه برای اینکه پول ملی\nعملا به بنیاد طلا بکار شود مبی شده\nاست بناءاً علیه این تشریح کفایت می\nکند برای کسانیکه کشاکش و بسط\nمیدهند و یا مقاوله تداول مسکوکاتی را\nنقد مینمایند . این تشریح کفایت می\nکند برای ذواتیکه اعتماد مینمایند و یا\nکسانیکه مسئول یا لسک آزاد مر کزی\nو یا مسئول اقتدار ملی میباشند . این\nتشریح کفایت میکند برای\nکسانیکه جنس فلز طلا را متعاقب هستند\nاما بشرطیکه در میان حالت شاذ ونادر\nواقع بوده ، ویا در کتاب المهجرت طلا\nخوانده ، در موسم های مختلف طلا\nزندء گی کرده و یا اوقات طولانی را\nدرین زمینه سپری کرده باشد .\nشاید این خزینه به استقراض خارجی\nمتشکل گردد ، و یا شاید این خزینه\nتدر بجاً به سیاست بانکی و یا بروی استعداد\nتجارت صادراتی دائر شود و یا بروی\nسیاست مالیاتی مساعدت پس انداز ملت\nتاسیس شود . چه هند قبل از جنگ"}
{"book": "adl0789", "page": 758, "text": "صفحه ۷\n(شماره ۴۱)\n(مجلد پنجم)\n\nقسمت علمی :\nترجمه از جرائد خارجی :\n\nمار بزرگ بحری\n(۲)\n\nحکایه کاپیتان ها رنگتون ، سبب تولید\nمذاکرات ومباحثات بین جمعیت هاي علما\nومحله هاي علمي ومطبوعات عمومي ،\nخصوصاً انگلستان گردید . اکثر مردم این\nحکایه را افسانه وخيالي مي پنداشتند .\nقبل از ها رینگتون نیز در سال ۱۸۴۶\nدبوپل يکي از مامورين يك اخبار بزرگ\nامر يکائي که با هیئت بر خلاف مار بحري\nکه در آن وقت يکي از كشتيهاي صيد نهنگ\nبه نزديك جزيره نانتوکیت دیده بود .\nاشتراک نموده مینویسد : حیوان مذکور\nبسیار زود نمودار گردید . او بسیار شباهت\nبا يك افعي بسيار بزرگي داشت لاکن حصه\nوسطي بدن او بسیار فراخ وپرهاي شناوري\nاو بسیار دراز بود . وقتیكه قير توپ وتفنگ\nنمود، شد ، حیوان مذکور غوطه خورده\nغائب گردید .\n۱۲ سپتمبر سال ١٨٦٦ يکي ازروزنامه\nهاي سنگاپور در مقاله که از ژورنال\nيکي از کشتي هاي باد باني انگليسي که از\nاوستر اليامي آمده استخراج و نشر نمود،\nبود ، مي نويسد : مسافرين كشتي مذكور\nحکایه میکنند ، که دفعتاً كشتي ما شروع\nبيك حركت زلزله مانندي نمود ، بآنكه در\nتحت اثر کدام عمليات قواي تحت البحري\nآمده باشد . کاپیتان کشتی يك ما ربسيار\nبزرگي را دید که با دهن خود دگل\nپیشروي كشتي را گرفته حركت مي دهد .\nسر او ۲۰ فوت از سطح آب بلند بود ودم\nحین حرکت بطرف نهنگ بادم خود ضربت\nبسیار سختي بكشتي زد  که تار پیشروي\nکشتی شکست .\nکاپیتان « پاولینا » كشتي انگليسي ٨\nجولا ئي سال ١٨٧٦ قريب ساحل هاي بر\nاز یل ما ر بسیار بزرگی را دید که بر سه\nنهنگ عنبر حمله آورده و يکي از آنها را\nبه دهن خود گرفته به آب فرو رفت .\nشام دهم اگست سال ۱۸۸۱ مسافرین\nجهاز انگلیسی « دن » يك حيوان عجيب\nالخلقتي را که به ما ر شباهت داشت دیدند\nشارل زینار ، يكي ازجمله مسافرين ، توا\nنست مار مذکور را رسم نماید ،چنانچه رسم\nحیوان عجیب الخلقت بعد ازان در روزنامه\nهاي انگليسي نيز ظاهر گردید . رو یت مار\nمذکور چنانچه در روز نامه نشان داده شده\nو در زمان جنگ از حد افزون ثروت\nاز نقساتی از قبیل خزینه طلا و اسباهی\nداشت . اما شایان تاسف است که\nاز همان حالت شاذ ونادر خود استفاده\nکرده نتوانستند وبنا بر تشكيل وجسيم\nمخرج مسکوکاتی خود وبنا بر تعمیم اساس\nفلزی خود بصورت مبسوط تری آهسته\nآهسته مسکوکات نقره را ازاله کرده\nنتوانست .\nخلاصه در جریان سال بعد از جنگ\nدر زمینه پس اندازی خیلی مشکلات\nعیان خواهد شد . انتهــا\n( روحمان افغان )\n\nاو از دبا له كشتي ديده ميشد :\nمار مذکور تقریباً ۲۰۰ فوت ( ٩٠ ميتر )\nطول داشت ، يال بسيار درازي از موهاي\nسياه يك شاخ هم بر پوز خود ، چشمها ي\nبسيار بزرگ و درخشنده داشت ، درازي\nفك او ۸ فوت بود . بحر به اطراف ما مي\nجوشید و پارچه هاي شكسته كشتي بحر\nطرف مي پريد . مار مذكور پارچه ها ي\nکشتي را زير دندانهاي خود خورد کرده\nمي بلعيد ومي غرید . به مسافه تقريباً يك ميل\nيك نهنگ عنبر بسيار بزرگي را ديد، به مثل\nغرق خود را بجانب او پرتاب نمود ، ودر\n\nاست حقیقتاً خيلي مدهش و مخوف است .\nملاحين نظامي ، کاپیتان مين وده نفر\nافسر های کشتی « بهار » ۲٤ فروری\nسال ۱۱۹۸ . یک مسافه بسیار کمی\nاز کشتی دوحیوان را دیدند که ۳۰ متر\nطول و ۳۰ متر قطر داشتند ، حیوانهای\nمذکور نه به نهنگ عنبر شباهت داشتند\nبلکه بسیار مشابه به افعی های افسانه های\nزمان سابق بودند . راجع به این مسئله\nرا پورت نیز دادند .\nدر عصر بیستم حکایه های مار بحری\nزیاده تر مکرر میشود . در زمان حاضر ،\nحیوان عجیب الخلقت خرافی، بر خلاف"}
{"book": "adl0789", "page": 759, "text": "صفحه ۸\n( شماره ٤١ )\nمجلد پنجم\n\nهیرو ها واشخاص خرافی دیگر ، حقیقت پیدا کرده میرود ، آیا ممکن است حالا نیز تصدیق نه نمود .\n« لی اوست » کاندیر جهاز جنگی « دیسیدی » از ( دسته جهاوات جنگی شرق اقصی فرانسه ) در سال ۱۹۰٤ را پورت رسمی راجع به مار بحری برای رئیس خود فرستاد . در را پورت خود میگوید : « که ۲٥ فروری در بندر آلونك با حیوان عجیب الخلقتی مصادف آمده است که شباهت زیادی به مار بحری که در سال های ۱۸۹۷ و ۱۸۹۸ در همین حدود دیده شده بود ، داشت . حیوان مذکور بدن خود را از آب بيك صورت وجاهی بلند می نمود : طول او تقریباً ۳۰ متر وقطر آن ٤ یا ٥ متر بود . او را از مسافهٔ ۱٥۰ متر دید اند . اوهیچ شباهتی به ماهی یونس نداشت . زنهٔ او رنگ قله های کوه های ساحلی و یا سنك پشت را داشت : پوست سیاه با داغهای زرد از فلس پوشیده شده . سر بسیار بزرگ تقریباً ۸۰ سانتیم متر از حیوان مذکور در زمان نفس کشیدن دو فواره آب بلند می شد . حیوان عجیب الخلقت مذکور بسرعت ۸ میل بحری در يك ساعت حرکت مینمود وبحر باطراف او به بسیار شدت موج میزد .\nکشتی « وال هالا » در سال ۱۹۰٥ در سواحل برازیل بايك مار بحری که قریب ۷۰ فوت طول داشت ملاقی گردید هوا صاف وآرام بود ، مار مذکور به بسیار خوبی دیده میشد . بعد از برگشتن کشتی مذکور به انگلستان ، حکایهٔ حیوان عجیب الخلقت بالصور او در یکی از روز نامه های لندن نشر گردید .\nخصوصاً حکایهٔ مار بحری ، که در زمان جنك عمومی یعنی در سال ۱۹۱۷ از طرف « هیلاری » کرو وازور انگلیسی بقریب سواحل ایسلاند دیده شده بود ، شایان دقت است . این واضح است که اهالیان کرو وازور مذکور زیاده تر بفکر تحت البحرهای جرمنی بودند . نسبت به مار بحری با وجود اين يك صباحی بیصدا ، قریبی از کشتی عوض پرسکوب « دور بین تحت البحرى » مار بحری ظاهر گردید سر مار مذکور که بزرگتر از سر گاو بود بخوبی دیده میشد ، درازی گردن او قریب ۲۰ فوت ، پر شنا وری دم او که به مثل نهنگ بود ، بسیار دور از بین آب معلوم میشد . این را پورت ، اطلاعات سابق راجع به مار های بزرگ بحری را بیاد میدهد . کپتان جهاز مذکور که کمتر علاقه به علم الحیوانات داشت ، امر نمود تا حیوان مذکور را با توپ بزنند یکی از گلوله ها بهدف راست آمد ، و حیوان مذکور پیچ و تاب سختی خورده بعد ازان خود را جمع نموده به آب فرو رفت . همان روز کرو وازور « هیلاری » از طرف تحت البحری دشمن غرق گردید لا کن عمله کشتی مذکور نجات ، وقصه مار بحری در را پورت رسمی کپتان کشتی اشاعه یافت .\nدر سالهای اخیر افسانه مار بزرگ بحری زیاده تر مکرر میشود . مار مذکور را در سالهای ۱۹۲۰ ، ۱۹۲۱ و ۱۹۲۲ در بحر اتلانتيك ، در خط استوا و در سواحل انگلستان دیده اند . حتی چندی قبل حیوان عجیب الخلقت مذکور در دهانه نهر مسس سس دیده شده است .\nدر قصه های راجع به مار بحری بی شك چیز های « قاری ( خیالی ) و مبالغه های زیادی موجود است . لا کن این هم مشکل است که تمام این قصه ها را فنتازی و مبالغه تصور نمائیم . تقریباً هیچ سالی نمیگذرد ، که بحر نوردیکا از مسافرت اقسام بحر ها مراجعت می نمایند قصهٔ راجع به مار بحری که دیده اند ، ننمایند گاهی راجع به ماری حکایت میکنند که دو دفعه بگرد ماهی یونس پیچیده بود گاهی ماری را دیده اند که سر خود را که قریب ۲۰ متر طول داشت از آب کشیده بود ، درین حالت تمام طول مار مذکور باید ۱۳۰ متر باشد . اگرچه این بیانات ظاهراً بر مبالغه وخرافات محمول میشوند ، لا کن جمیع این تفصیلات راجع به عجیب الخلقت مذکور ، شهادت بحقیقت آن میدهد يك سلسله کاشفین میگویند که حیوان عجیب الخلقت مذکور « بمثل مار بحری » حقیقتاً وجود دارد .\nپروفیسور یودد ، تمام این چیز ها را تقریباً حقیقت میداند ومیگوید که بحر در اعماق خود حیوانات زیادی را که تا الحال کمتر کشف شده است وبسیار"}
{"book": "adl0789", "page": 760, "text": "( مجلد پنجم )\n( شماره ٤١ )\n( صحفه ٩ )\n\nبروی آب می بر آیند ، پنهان\nمیدارد : اینها مار های حقیقی ، یا ماهی\nهای عجیب الخلقت و یا از نسلهای حیوانات\nزاحف بزرگی که در عصر های سابق\nمی زیستند ( و بها بتوسط حفريات معلوم\nشده است ) باید باشند ، و حالا وضعیت\nمار بحری را گرفته اند .\nو قیات بیانشان داده است که در اکثر یه\nاراضی غیر مشهور و مکشوف ، اعضای\nحیوانات زنده که ما قبلا بوسیله حفریات\nاز ان ها اطلاع داشتیم و تقریباً يك مليون\nسال قبل گذشته بودند . یافته شده است\nدر بین حیوانات زاحف بسیار بزرگ\nدوره دوم چلپاسه موجود بود که\nتقريباً شكل مار را داشت . آیا این\nممکن نیست كه يك گونه از انها نسبت به\nنسل خود نشو و ارتقا یافته و محافظه شده\nباشد ؟ و هم ممکن است که اقسام « مار\nهای بحری » موجود باشد . و هم\nموجودیت حیوانات زاحف يا حيوانات\nذو معیشتین که به مثل بعض از اقسام\nماهیائیکه در خشکه زنده گی می مینمایند\nبسیار دیر در زیر آب می ماند ، ممکن است.\nبومیان امریکای جنوبی قصه میکنند\nکه در بعضی چاه های امریکای جنوبی\nحيوان بسیار بزرگی که فورم\nحیوان زاحف را دارد و به اسم\n« میناو کا او » مشهور است . وجود\nدارد : حیوان مذکور ، گویا ٥٠ متر\nطول و ٥ متر عرض دارد ، وبايك\nجوشن استخوانی پوشیده شده است\nحیوان مذکور درخت های بسیار بزرگ\n\nرا سر نگون میسازد و مجرای آب را\nمیگرداند . گاهی نیز او را در چمن زار ها\nدیده اند و گاهی خود حیوان مذکور را\nدیده اند که دو شاخ نیز دارد و پوز او\nمانند پوز خوك است . حیوان مذکور\nهمیشه بعد از باران در غار های کوه ها\nیا در آب و یا در چمن زار ها ظاهر میشود\nفرئيس مؤسير چر دن ، عالم حیوانات\nوجود « مینو کا او » را غیر ممکن میداند\nآیا ممکن نیست این هم از جمله حیوانات\nزاحف قبل از طوفان باشد ، که بسبب\nزنده گای تحت الارضى خود محفوظ\nمانده است ؟ آیا بین این حیوانات\nعجيب الخلقت ومار های بحری مناسبتی\nنخواهد بود ؟\nبقرار بیان او دانیاسو عالم طبیعی هالندی\nمار بزرگ بحری – مار نیست ، بلکه\nیکی از حیوانات پستاندار ، است که به فورم\nو طرز خود چلپاسه قبل از طوفان را\nبیاد میدهد ، خودش در بین پستاندارهای\nبحری به مثل زرافه است در بین پستاندار\nهای بری . بر خلاف این پروفیسور\nليون وای آن هیچ شك و شبهه در باب\nماری بحری ندارد .\nاوئان کولد در کتاب آخری خود\nمی نویسد ، که تقریباً سه قسم مار بحری\nوجود دارد : سگ آبی خیلی بزرگ\nبا گردن بسیار دراز ، حیوانی بسیار بزرگی\nسنگ پشت مانند ، و يك حیوانی\nمانند چلپاسه ، ممکن است حیوان\nمذکور الى قبيل از طوفان زنده گانی\nمی کرد .\n\nوفات\n\nجناب محمد یعقوبخان والی کابل که از\nمريضى ومعالجه او در شماره ٤٠ انيس\nخبر داده بودیم ، دیروز یکشنبه ١٦ حوت\nطرف ظهر حیات فانی را بدرود گفتند .\nانا لله و انا اليه را جعون\nاداره : - از وفات جناب شان ظهار\nتأسف نموده و به باز ماندگان شان\nتسلیت مینماید .\n( تفصیلات در آینده )\n\nپروفیسور رول ، راجع به مسخ مار\nماهیائیکه از بحر به نهر سكوج\nکرده و از آن جا وا پس به بحر رفته\nبالكل غايب شده اند ، بیان میدارد\nآیا همین مار ماهیان در اعماق بحر يك\nاندازه بزرگی را بخود نمی گیرند و تبدیل\nيك حيوان عجيب الخلقت خیلی بزرگی که\nتا حالا بنما معلوم نیست و در اعماق بحر\nزنده گانی میکنند ، نمیگردد ؟ بحر در\nاعماق خود هنوز بسیار اسرار های عجیبی\nرا پنهان میدارد .\nباید قبول کرد که «مارهای بزرگ بحری»\nوجود دارد ، فقط چیزیکه میماند این است\nکه آیا آن « مار ها » بكدام اندازه\nهستند . . .\nاحمد رحمانی"}
{"book": "adl0789", "page": 761, "text": "( شماره ٤١ )\nمجلة سح\nاز جراید المان\nاز هر طرف\nاحساسات وطن خواهی معلمین\nومحصلین المان\nتوسط اتحادیه محصلین المان ، به مناسبت\nکانفرانس ترك تسليحات ، يك مظاهره\nمهیجی از طرف پروفيسر ها و متعلمين\nدار الفنون شار لوئن بورگ برلین اجری\nگردید . مظاهرین به تعداد زیاد حاضر\nبودند و داکتر نو بین اعلانیه مؤثر که\nپرو فیسر ها و محصلین را ایراد نموده\nگفت : -\nه بنابر اندیشه آتیه ملت ، معلمین\nوا تحاديه تلاميذ دار الفنون برلین ، متحداً\nومتفقاً نارضائی خود را راجع به اجبار\nجدید به ملت المان اظهار می نماید\nو نیز با انها ئیکه در کنفرانس آینده میخواهند\nجدیداً استفاده کنند و زنجیر های ورسای\nرا محکم تر نموده ، ملت المان را با تمام\nتقصیر جنگ اسیر خود نگاهدارند\nاعتراض نموده و از خود دفاع می کنیم\nو خواهشمند یم که بی حقوقی و بی شرفی\nاجباری ملت المان انجام یابد .\nمعلوم است که دیگر اقوام دنیا از ده\nسال باینطرف در اسلحه خود افزوده اند\nلهذا میخواهیم که همان وظیفه را که\nدر معاهده ورسای بدوش خود گرفته اند\nایفا نمایند یعنی خلع سلاح نمایند .\nعلاوتاً باید بنابر مسئولیت ملی خود\nمستحق يك عسکر کافی باشیم . واگر\nکنفرانس ترك تسليمات حقوق وشرف\nخبر هاي خارجي\nرویتر\nچین و ژاپون\nخيال پيش قدمي ژاپون\nشانگهای - ٢٦ فروری - وضعیت\nقسمت چابی وكی انك وان بحال سابق\nاست . ژاپنی ها در تمام شب بر ان قسمت\nچاپی که در تصرف جاپان بود بمبارد\nداشتند .\nمگر امروز صبح زمانیکه توپ خانه\nوماشین گن های جاپان به عملیات شروع\nنمودند ، خاموش شد . جاپان به سعی\nمزید شروع نموده است که كيانك وان\nرا متصرف گردیده چینی ها را بطرف تا\nسانك به عقب نشستن مجبور سازند تا\nآنگه خطوط حربی چین را که در\nجاپای است محاصره کند .\nملت المان را پامال نمودن بخواهد جداً\nتردید میکنيم . زيرا ملت المان وجداناً\nنزد نسل موجوده و آینده مسئول\nمی باشد .\nد تمدين وتدارك تربیه جوانان برای\nحفاظت وطن ، را که دیگر اقوام وظیفه\nاشرف ملی خود میدانند ، و برای المان\nممنوع قرار مید هند ، في الحقیقت برای\nملت المان توهین و تحقیر است .\nالمان باید پاینده باشد اگر چه\nموجوديت آن سبب مرگ ما گردد.»\nتعداد تلفات جانبين\nشانگهای - فرقه های اول و یازده هم\nجا پان امروز وارد شانگهای میشود ،\nاز مراکز جا پانی عده تلفات جا پانی ها\nدر محاربه دیروزه کیانگ وان ، افی\nنشان داده می شود ، وتخميناً چار صد\nنفر مقتولین چینی در میدان محاربه یافته\nشده اند .\nهنگچورا خراب کردند\nشانگهای ۲۷ فرو ری ـ وضعیت\nکیانگ وان نسبتاً سکون نشان میدهد\nمگر طیارات جاپانی بر فراز هنگچو که\nيك جای خیلی خوش نما و به فاصله صد\nمیل بطرف جنوب شانگهای واقع است\nپرواز نموده است و بر میدان طیاره آنجا\nبمباردی نمودند . ويك قسمت شهر\nرا در دادند .\nقرار را پورت جاپانی ها ، هنگچو را\nخراب نموده و پنج طیاره را بیکار ساخته\nو دو طیاره چینی را که مدافعه می نمودند\nبر زمین افکنده اند .\nجاپانیان هنوز عسكر مي فرستند\nتا حالیکه از جاپان هیچ تقویت نرسیده\nاست ، اشخاص بیننده بدان میدارند که\nهر كشتی حمل ونقل جیا خانه که در هر دو\nروز يك مرتبه میرسد با خود افراد آورده\nبرقوه جاپانی ها می افزاید .\n***\nقرار اطلاع آخرين يك قول اردوی\nمکمل جاپانی بزودی در میدان شانگهای"}
{"book": "adl0789", "page": 762, "text": "صفحه ۱۹\n( شماره ٤١)\nمجلد پنجم\n\nعرض وجود خواهد نمود . ودو فرقه کیانگ وان اخراج نموده قریه مذکور تاس\nدیگر امروز شنبه به فرود آمدن شروع را کاملاً به تصرف در آورده ایم .\nمقاومت چینی ها\nخواهند نمود . در جاپان سه فرقه دیگر ***\nرا نیز تهیه نموده می روند . دسته های يك صد کشتی جاپانی که منجله ٤٠ آن مسکو ٢٦ فروری :\nاز شانگهای اطلاع میدهند که صرف\nمزید طیارات جهت تقویت حربیست در شانگهای موجود میباشد .\nنظر از بمبارد مان شدید توپخانه وطیاره\nدو صد طیاره که قبلاً در انجا وجود قرار را پورت واصله به عسکر چینی\nجاپانی ها نتوانستند استحکامات چین را\nدارند ، روانه شده اند . اظهار عقیده نیز از نانکینگ دو فرقه تقویات رسیده\nاست . تصرف بنماید بمباردمان استحکامات وزون\nنموده می شود که منطقه تخریب توسیع\nنموده و به عساکر چینی مجازات مخوف توکیو ـ دوایر حربی جاپان تهیه می مداومت دارد وجاپانی ها نتوانستند پیش\nقدمی بکنند .\nداده خواهد شد . بینند که قوه هوائی و بحری را برای سر\nکوبی مقامات دور دست چین استعمال مقاومت کامیابانه قشون چین در تمام\nمصارف جاپان نمایند تا از ازدیاد عساکر چینی در شانگهای\nمملکت جوش وخروش وطن پرستی\nتوكيو ـ كابينه صرف دو مليون سٹر جلوگیری کنند .\nرا ایجاد کرده است .\nلنگ مزید را در مناقشه شانگهای الی\nهدایت وزارت خارجه بایكوت مال التجاره جاپانی در هر جا\n۳۱ مارچ منظور نموده است . و تخمین\nوزارت خارجه جاپان به قوماندانان بعمل می آید ومال التجاره جاپانی را\nنموده شده است . که تا زمان باز خواستن\nشانگهای و نماینده جاپان در جنوا هدایت حریق میکنند .\nعساكر تقریباً در هر ماه يك مليون سٹر\nداده است که در وقت مناست ابلاغ ویراني كتابخانه وعمرانات چين\nلنگ صرف نموده خواهد شد . نمایند : در صورتیکه چینی ها به صورت\nاز هانکهای اطلاع رسیده است که\nملاقات سفرای دول با وزیر خارجه معقولی میل خود را به باز خواستن\nاز طرف حکومت جاپانی فرقه های ۱۱ و\nعساکر خود از منطقه مقرره ۲۰\nتوکيو ـ سفرای کبیر فرانسه برطانيا ۱۴ قشون جاپانی در این هفته به شنگهای\nكيلومتر مسافت ابراز کنند ، جاپان روانه شدند از شروع عملیات حربی\nامريك ، و ايطاليه مقیمه توکیو باشی\nحاضر خواهد بود مجادلات شانگهای از طرف قشون جاپانی تا این وقت اکثر\nزاوا را ملاقات کردند که جاپان خیل\nرا موقوف سازد ونیز تعهد مینماید که\nسعی نماید عملیات عسکری خود را که در عساکر خود را بعد از عودت عساکر مقامات تمدنی ویران شدند ودر آن جمله\nکتابخانه مشهور شرق که بیشتر از يك\nشانگهای اجری نمود نیست خارج از\nچینی تا يك فاصله عقب بکشد .\nسرحد مسكونه بين المللی اجری دارد . ميليون جلد كتاب داشت و دارالفنون\nقانونی شنگهای و دار الفنون جره تی\nمجمع ملل\nجاپانی ها دعوي كاميابي مي كنند\nجنوا ـ جاپان به مجمع ملل مكتوب وچين ومكتب بحری در وزون ویران\nشانگهای ۲۸ فروری ـ جاپان دعوی مبهم فرستاده است . و امید میرود شدند ـ خساره که بعمل آمده است\nکامیابی مهم را نموده می گوید که بعد از مکتوب مزبور بزودی راه را برای معطل بیشتر از ( ٢٥ ) میلیون دلار درحساب\nبمباردمان شدیدی چینی ها را از قریه ساختن مناقشات شانگهای باز بسازد . می آید ـ ."}
{"book": "adl0789", "page": 763, "text": "صفحه ١٢\n( شماره ٢١ )\nمجلد پنجم\n\nنظام نامه مانچوري\nاز مکدن اطلاع رسیده است که\nنظام نامه اساسی مانچو ریای نونشرایع شده\nاست و این اساس نامه شباهت زيادی به\nاساسنامه دولت جاپان دارد .\nحریق شنگهای\n٢٧ فروری\nاز شنگهای اطلاع میدهند که روز سیوم\nاست هجوم قشون جاپان بطرف استحکا\nمات چین مداومت دارد و جنگ های\nشدید جاری هستند .\nچپی ( حصه چین شنگهای ) وهـا\nنیگپو ( حصه شهر مضامن خارجی شانگهای )\nدر حریق هستند ومحله ها ئیکه تا هنور\nبا بمبارد مان ویران نشدند در آتش هستند\nهر دو طرف تلفات زیاد دادند .\nجها زات بحری جاپانی بمبارد مان\nاستحكامات وژون میکنند و طیاره های\nجنگی جاپانی بم ها در حصه چین اژتن\nمی اندازند .\nجاپانی ها حمله های شدید برای تصرف\nاستيشن شمالی مینمایند .\nدر همین وقت از طرف جاپانی ها وصول\nنهايت قتل وحشت گری به نسبت اهـالی\nچین در نزاید است و هم خانهای چینی\nها را تلاشی کرده اگر در نتیجه چیزی\nاشخاص مساح هم نمی یابند عموم\nساکنین خـانهـا را به قتل میرسانند\nقشون چین مقاومت با مجدی میکنند در بعضی\nجاها از طرف خود حمله میبرند وحصه هاي\nقول اردوي ١٩ چین استحکامات جاپانی را\nدرد\" زفي دآند تصرف کرد\" پیش قدمي نمو\nدند بعض تیراند ازهان چین در خانهای د\"\nقامات جاگرفته به جاپاني ها تلفات زيادي\nرساندند\nروز سيوم حمله عمومي قشون جاپا ني\nهیچ گونه نتایج نه بخشید و تمام هجوم هاي\nجاپاني از طرف چيني ها که استحکامات\nسابقه خود را نگاه میدا زند مدافعه شد -\nسر کرده قشون چین در شنگهای جنرال\nضتین شاي به نما ینده گان جرايد و در آن\nجمله به نماینده تا یس اظهار کرد ـ مبا رزه\nدر شنگهای يك مبارزه\" از براي حيات\nجمهوریت چین است وقشون چین ما انـند\nقشون جاپان ازین ها و اطفال مبارزه نمیکند ـ\nمبارزه بعد از فتح جاپانی در شنگهاي امکان\nمداومت خواهد داشت - حکومت نانکین\nبراي تقویت قشون خود در شنگهاي ۳۰\nهزا رسپاهي فرستاد .\n\nبشتابید\nکورس انگليسي که سابقاً وعده داده بودیم ، بساعت ٢ و ه ٤ بعد از ظهر بمعلمي\nآقاي « ابراهيم خان » سر ترجمان وزارت خارجه « بقرائت خانه نور » شروع مي شود .\nهكذا كورس فارسي ازساعت ٤ الي ٥ بمعلمي آقاي سرور گويا عضو انجمن ادبي که\nيکي از نويسنده گان متتبع مان است آغاز وافتتاح خواهد گردید .\nشايقين وطالبين بشتابید که اسامي شما طليعه داوطلبان اتي در دفتر « قرائت خانه نور »\nقرار گرفته وازمنافع تحصيلات خود بهره ور گردید .\nكتابخانه نور\nمحل فروش ومطالعه همه نوع كتب ورما لهاي فارسي فرانسه ، انگليسي ، اردو\nعربی ، ترکی میباشد .\nكتبیکه جدیداً بتهيه آنها موفق شده ایم قابل دیدن است در قرائت خانه\nنور همه نوع جرايد ومجلات داخلی وخارجی برای مطالعه موجود است ."}
{"book": "adl0789", "page": 764, "text": "( صفحه ۱۳ )\n( شماره ٤١ )\nمجلد پنجم\n\nترجمه : رحمان افغان\n۳\nمؤلف : رفاتن زار\nاضطرار جامعه بشریت رسیده ها با دچار\nانقضای مدت شده است .\nرهبر اهل ثروت\nاحتياجات دولت براي بنياد\n\nقسمت اول\nواسطه قوه مالیه\nظهور پول کاغذی\n\nپول کاغذي\n\nدر نتیجه اگر مشاهده کنیم پول کاغذي\nاز احتیاجات خزینه ملی خارج است اما\nتعیین شده است ) و درین یا اینکه نوت\nپول كاغذيرك فكار ملی است هیچ گاه بانک فوق الحد منتشر خواهد شد\nممكن نیست از پیش نظر ما گم شود زیرا\nیا خلاصه دانستن این مسئله ضرور\nکه درباره پول کاغذی طبع زیاد کرده\nشده است .\nاست : کدام وقت در تأثیر رجیم که\nما از ان بحث میکنیم باقی خواهد ماند\nبرای ارتقای تداول و سهولت تداولات\nقبول شده زیرا بمناسبت اینکه ادای دین\nیا فلز حائز خیلی مشکلات است .\nلهذا در ذمه همت حکومت است که\nصورت جریان وی را از خرابی و ویرانی\nنگاهداشته و با اقدار مسکوکاتی خوب نری\nاز اعتبارش کاسته نمیشود و نه اساس\nآن بر داشته میشود چرا که پول کاغذي\nو در تحت فضیات کدام دولت یا تمق\nمصنوع شود آیا تنها بواسطه يك امضا\nموقعیت آنرا نگاهدارد .\nزیرا اگر پول کاغذي بصورت معکوس\nدر حقیقت اعتبار جنس فلز طلا و نقره را\nدر میدان تداول داخل میسازد .\nکننده و یا بواسطه بانک ایمیسون که\nبرای آن امتیاز یافته باشد و دارای فلز\nظاهر شود بدیهی است اهالی خواهان\nاعتبار پول کاغذی میشود یعنی پول فلزی\nاگر خیال کرده شود که این قابلیت\nمبادله فرضاً معطل گشته وقانون در آن\nاست تخصیص شدنش درست است؟\nاگر قاعده مذکوره واقعاً خاصیت بی\nخود را مطالبه میکند در ین صورتیکه پول\nفلزی بدست افراد ملت تقسیم شود البته\nواحد اهالی را مجبور بسازد که بعوض\nاعتبار فلز خویش پول کاغذی را بستانند\nدوام را پیدا کند و یا بواسطه بحران طبی\nدر آینده تداول پول كاغذي مشكلات\nدرین صورت باید دانست که در میان تداول\nنوت و فلز فرقی موجود نیست وتفكر\nبصورت قوری محو شده یا اینکه بواسطه\nاصلی یا بصورت اجتماعی برگشت سریع\nزیادی تولید میگردد .\nاگر از آغاز و مبدأ تداول پول\nکرده شود چرا که مقیاس اقدار پول\nفلزی را متساوياً به نوت بخشیده ودر\nحقیقت اعتبار نامه به پول کاغذي تبديل\nگردیده است و پول كاغذي حائز اعتبار\nعیان گردد . بهمه حال اعتبار مردم از\nقیمت نوت تبدیل نمیشود و این پول کاغذ\nبدون مشكلات با مساوی جنس فلزات\nمتداول خواهد بود . چنانچه درسته\nکاغذی الی یومنا جنین فكر شود كه\nدر تداول ، پول کاغذی زیاد گذشته شده\nباشد و این امر خیلی قابل اهمیت خواهد\nشده خیر چنین نیست زیرا هر يك از بن\nفلز است .\n۱۸۷۰ همین معامله بوقوع پیوست ونوت\nبانک فرانس بدون کسر معنوی ومالی\nدو علم مربوط با همدیگر اند یعنی پول\nکاغذی مربوط با پول فلزی و پول فلزی\nچونکه نتیجه تبدیل مشکل فرقی مورت\nدیگر هیچ نقصان در قیمتش عائد نشد\nحامی پول کاغذی است .\nمسئله ای شده است بعضی چنین احتمال\nمیکنند راجع بسوال دوام رجم الحالي\nدر زمان ۱۸۷۲ حکومت در روی\nبانک به ادای دین شروع کرد\nهر قدریکه تداولات پول کاغذی زیاد\nشود به یی پول کاغذی زیاد شود در حین\nبشطر ( چطور نام و تحت کدام اصول بالاخره کسی که بامید واری ابطال ومان\nادای دین بهمان مذکوره پول فلزی"}
{"book": "adl0789", "page": 765, "text": "صفحه ١٤\nشماره ٤١\nمجلد پنجم\n\nمحاسبات قطع و فیصله میشود .\nباید ملتفت بود غیر ممکن است که اعتبار پول کاغذی بجای پول فلزی ثبات گردد .\nكذلك خیلی مشکل است که پول اول ( پول فلز ) به نسبت پول دویم ( پول کاغذی ) زیاد تدارك شود لهذا بدين مناسبت هیچگاه قیمت پول کاغذی از پول فلزی آزاد شده نمیتواند، و پول اول به نسبت پول دویم خیلی با اهمیت وبا قدرت است .\nمثانیکه تداول بین فرانسه در زمان و بعد از جنك بين المللی شش چند ترقی کرده یعنی سرمایه فرانسه در ماه اگست ١٩١٤ به شش ملیارد فرانك میرسید اما در ماه نوامبر ۱۹۲۰ به سی و ٩ ملیارد بالغ شد گویا سبب آن كسر نوت است كسرنوت بانك فرانسه در اول ژانویه ١٩٢٦ به پنجاه ويك ملیار رسید اما خزینه، داراى همان اعتبار شش ملیارد فرانك بودبارى پول کاغذی باعتبار همان پول فلزی در مملکت متداول میباشد .\n\nکسر پول کاغذی\nاگر پرسان کند چرا در این قاعده تداول کسر واقع گشت . در صورتیکه از بانك طلا خارج نگشته وكذلك بانك تا حال محاسبات مردم را با پول طلا قطع نکرده و در حالت حاضر برای کسی مجالی نیست که راجع بقیمت طلا مثل\nگذشته مذاکره و گفتگو نماید یعنی قیمت ٣٤٤٤ فرانك را گرام زر خالص خواهان شوند و یا در بازار آزاد کسی خواهان آن باشد .\nآیا در این زمان چگونه تفاوت بزرگی در میان فلز وكاغذ موجود شده است؟ بلی این تفاوت در خود پول فرانسه بوجود آمده است یعنی در نوت بانك ، و نوع پول قانونی ( که معیارش کمتر از تداول باشد ) و نوع پول بواون ( پولیکه با ٥ سهم نقره و ٩٥ سهم غش مخلوط باشد که دو فرانکه ٢٥ سانتیم و ده سانتیم حتی يك فرانك و دو فرانك تا پنج فرانك از همین نوع مسكوك و در تداول موجود است ) ظاهر است . هكذا نظر به پول دول خارجه یعنی به پوند استر لينك انگلیس و دو لار امريك و معيار طلا تفاوت پیدا کرده است همان قیمت پول فرانسه را پول خارجه در حین مبادلات بانگی معلوم میشود چنانچه در ١٩٢٥ قيمت يك پوند استر لنک انگلیز ١٢٥ فرانك نوت فرانسوی بود مگر از نقطه نظر معيار طلا همان يك پوند معادل ٢٥ فرانك و ٢٢ سانتیم پول طلا فرانسوی است از انرو تفاوتی در اصل طلا موجود نیست و نه قیمت اصلیه پول مملکتین هیچگاه تغیر پذیر نشده بلکه معیار فلزات بحال خودش باقی مانده است و الحاصل کسر پول فرانسه تناسبت تبادله پول خارجه در تداول پول کاغذی است نه تداول پول فلزی .\n(باقیدار د)\n\nفکاهیات\nآدم با سر رشته :\nیکی از آغایان نازك خيال بنو کرش میگوید :\nچای امروز يك مزه كمك دیگری دارد بخیالم ظرف های چای را خوب پاك نكرده اید؟\n- خیر قربان يك آدم با سر رشته چطور میتواند از این کار ها غفلت کند با اینکه ما ساخت و لوازم خانه داری کمتر داریم ولی پیش از اینکه بشما زحمت بدهم که چه نداریم و چه بطاله نیست از عقل و فکر خود کار میگیرم و بطالع صاحب همه کار ها خود بخود صورت انجام میگیرد .\nبه بينيد يك صافی داریم صبح که از خواب بر خواستم اول باول بوت های شما را پاك ميكنم بعد ظرف چای را تمیز کرده و چای دم میکنم پس از ان با لای آفتابه رو شو دی شما او پر تاش میکنم الحال همان چك صاحب است که کار دو چاقی را هم میدهد ."}
{"book": "adl0789", "page": 766, "text": "(شماره ٤١)\n\nمذاکره نفع خواهی\nیکی از مشترکین با ذوق بـه اداره\nاخباری آمده، شکایت کرد اشتراك\nنمودم ، پول دادم ، تعریف اخبار شمارا\nکردم، پرو پا گندهای بی سروته شمارا\nنسبت به صفات جريده تان شنیدم و گفتیم.\nچه باعث است که اخبار نمی رسد؟\nمدير آغا بك یکی به سیگار خود زده\nو گفت: بلی، بلی بسیار دوست میفرمائید\nتقصير معاون اداره است آقای معاون\nدستی بریش برده چندین دفعه زیر و بالا\nکرده بیکی دونار آن را در عالم فکر کنده\nوفرمود گمان میکنم این غفلت از طرف\nسر کاتب شده باشد جناب سرکاتب پس\nاز غور وخوض بسیاری دو سبله ها را\nزیر وزبر کرده و تا ورقه اشتراکی آورده\nفرمودند اشتراك این آقا از شماره ۲۹\nاست و ما باید صبر میکردیم تا عدد طبع ما\nبهمان شماره میرسید ...\nاینجا محص کاترین - جنیدن حاضران\nخودشان متوجهه مطلب شده دانستند\nکه تاریخ اشتراك ۲۹ بوده و ۲۹ است\nفوراً عفو خواست گفتند خیر با اینها\nبهر حال من جراید را باسم شان عنوان\nکردم ام ولی کدمله پیاده توزیع است که\nنرسانیده. زنگ سر میز مدیر برای حضور\nپیاده بصدا در آمد وقتیکه پیاده جان آمدند\nمدير بغضب تمامى گفت چرا اخبار های\nاین آقا را نرسانیده اید ....\n- والله چند روزی بته آقا را تجسس\nکردم نیافتم بعد هم که پرسیدم و بلد\nشدم چون راه هم کمی دور بود فکر\nدیگری کردم که برای آقای مشترك هم\nخالی از فایده نیست چه گفتم اگر اینطور\nپراکنده در هر هفته بخانه شان ببرم\nممکن است به شود آنها برسد یا نرسد\nدرست برای خواندن آنها فرصت داشته باشند\nیا نداشته باشند و باز اخبار کهنه و فرسوده\nمولف: اه پلانیه فرانسوی\n( کاترین ایلچی میشود )\nله قيور: ـ عين بوقت ! لازم بود این\nاحساسات موزون را يك سال قبل ازین\nوقتیکه ناپلیون يك قوماندان محض بود\nاظهار می نمود! دران اوقات ژوزفین\nگرفتاران زیادی از قبیل ، ( بارا ) ( ای\nپولیت ) ( شارل ) که شارل مقبول لقب\nداشت و ازین قبیل يك در جن دیگر است\nو بنا پلیون بیچاره نه میپرداخت . بر\nخلاف آن ناپلیون برابر جان خود او رادوست\nمیداشت ! عشق او عشق نی بلکه تب\nسوزان بود ! »\nکاترین: ـ « بلی من هم افسانه های\nعجیبی ازان اوقات شنیده ام . میگویند\nوقتیکه ناپلیون در میلان بود هر روز دو\nسه قاصد برای او میفرستاد ! »\nله قيور: «بلی همین معامله تا بپا زگشت\nناپلیون از مصر جریان داشت . بعد ازان\nشده اوراق کردد حالا که خود شان\nبه اداره تشریف آوردند همه را جمع\nکرده و یکجا مانند يك کتابی خدمت\nشان تقدیم میکنم تا با خود ببرند بخـانه\nو بفرصت تمامی بخوانند و حفظ ببرند بلکه\nبعد استفاده خود اگر بکدام کتا بخانه\nهم ببرند اقلاً نصف قیمت را كمكى\nخواهند کرد .\n(۳۲)\nمترجم: حبیب الله طرزی\nمادام سان ژین\nاز فصل هیژدهم\nحقیقت را فهمیده و صدمه های زیادی\nخورد و رنج و الم زیادی کشید، ولی\nبالأخره او را عفو نمود. من باينچنين\nيك معافی یقین کرده نمیتوانم . این را\nمیفهمم که این شوهر منادی خیال طلاق\nرا داشت و چیزی را که یو تا پارت در دل\nگرفت باز هیچ از اجرای آن صرف نظر\nنه می کند . شاید ایلچی گری تو همین\nاست که ناپلیون را از طرف ژوزفین در\nخواست نمائی که این طلاق حتمی را به\nتعویق بگذارد . »\nکاترین: ـ « من گمان میکنم که\nامپراطور هنوز هم به زن خودش محبت\nدارد . زیرا او را در کلیسا نکاح نموده\nو گمان نمیکنم بعد ازین قدر سالهای\nوفا شو هری بفكر طلاق بيفتد . ولی\nژوزفین میترسد . »\nله فيور: ـ « آیا اوضاع او باعث\nشکایات تازه امپراطور شده میتواند ؟»\nکاترین : ـ « آه ، خدای ! امپرا"}
{"book": "adl0789", "page": 767, "text": "صفحه ۱۶)\n( شماره ۴۱ )\nمجلد پنجم\n\nطور بچه بیحد ازین جوان نیست ، سی و هفت سال دارد و از يك مملکتی است که زنهای آن زود پیر می شود . بعمر شانزده ساله گی مادر شده است و حال تقریباً يك زن پیر گفته می شود . حیات حالیه او کاملاً عاری از قصور است . »\nله فیور : « پس به کدام سبب خـوف دارد که امیر اطو ر او را مواخذه خواهد کرد ؟ »\nکاترین : – « بباعث اینکه عقیم مانده است ! »\nله فیور پس از لحظۀ تفکر جواب داد « راستی عدم اولاد ضربۀ مدهشی به ناپلیون میزند . خیال میکند که بعدم اولاد ووارث همه این فتوحات او بی نتیجه وثمره خواهد ماند . اگر چه حال مالك الرقاب است در استقبال ذخیره برای خاندان او نخواهد بود . »\nکاترین : – « خیال میکنم بهتر خواهد بود که ناپلیون فکر یافتن وارث مستقیم را از سر خود بیرون کند . چه فکر میکنی که برادرزاده ژوزف بعد ازو بر تخت فرانسه بنشیند .\nمار شال : - « برادر او ؟ نی ، اوقهم کافی ندارد . خیال میکنم اگر ناپلیون اولادی از خود پیدا نکند یکی از او لاد های از دواج اول ژوزفین ـ ملکه هالتند یا طفاش ـ را بفرزندی خواهد گرفت . »\nکاترین : - « چه ! تو میخواهي بگوئی که ناپلیون ( شارل ) خـورد و یا مادر او ( اورتنز ) را بعد از سر خود برتخت خواهد نشاند ؟ »\nله فیور تبسم کـنان : – چنین خیال میکنم . مردم میگویند که این پسر بملها ناپلیون شباهت تامه دارد . »\nکاترین : – « بعد ازین مردم در خصوص این شباهت چیزی نخواهند گفت ، پسر مرده است ومن باید بامیر اطو ر بگویم\nمار شال صـدا زد : « مرده . تو باید این سخن را تکرار نکنی . ناپلیون این پسر را بنهایت دوست میداشت ومرگ او تخیلات وپـلان هـای او را زیر وزبر خواهد کرد . تا اندازه که مـن امیـر ا اطو ررا میشناسـم ، یقین دارم محبت ، احساسات بلكه عشق او درمقابل مسایل پلتیکی هیچ است . من میترسم این اخبار ترا بدخلق نکند ؟ بهر صورت به خیالم که ترا بآوردن ان اخبار تشکر نخواهد نمود . »\nکاترین : – اه ، تو عجب حرف های میزنی . هر چه دلش میخواهد بکند ، من باك ندارم . نمیتوانم زبانم را درجیبم نگهداشته نزد او بروم ، تو این مسئله را به خوبی درك كرده ميتواني ؟ »\nله فیور : « مگر بامقصد که نیـامده خواهی بود ؟ چرا امپراطو ر بچه ترا قاصد این اخبار شوم انتخاب نموده ؟ وبرایچه بد آنرخ آمدی ؟ امیر اطو ر که این جانبست .\nاین هم یقین است که درین برف و سرما براي هموقتی ودیدن يك خرس پيري مثل من نيا مدۀ خواهی بود ؟ » کا تر ین : - من میخوا ستم بیشتر از انکه با امپرا طور حرف بز نم ، مشوره ترا بگیرم ! »\nمارشال :ـ « کدام است مشورۀ که من بتو داده میتوانم ؟ »کاترین :ـمیخواهم به من بگو ئي چطور يك جوابي لازم است بناپلیون بد هم ! »\nمارشال :ـ« پیشتر ازان من باید بفهمم که او ازتو چه خوا هد پر سید ؟ »\nکاترین که بعضاً به آزار دادن شوهر پیر خود دل چسپیي ظاهر مي نمود گفت :\n« تو شایدبفهمي که ازمن چه خواهدپرسید؟»\nمارشال :« این ارا جیف را بگذاروا صل مقصد را به من بگو ! کدام احوالیست که از ملکۀ آوردۀ ؟ سر حقيقي سفارت توچيست ؟ »\nكا تر ين : « له فیور به من گوش بدۀ و گوشش کن بفهمي !\nما رشال : « کوشش كن بفهمي ! اگر تو ميدا نستی که این انجیر هاي نامثني براي فرو بردن پلا نها واشکال عجیب وغریب در کله ام چه زحمت ها کشیدۀ ! در حال قابلیت د ماغ مرا بي اعتبار نمي نمودي ! خوب بفر ما سرا پاگوشم ؟ »\n( با قي دارد )\n\n( مطبعه انيس )"}
{"book": "adl0789", "page": 768, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 769, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 770, "text": "جریده هفته وار\nانیس\n\nقیمت اشتراك\nکابل ۱۲ افغانی\nاطراف و ولایات داخله ١٤ \"\nطلبه معارف ٧ \"\nدر ممالک خارجه ۳۰ شلنك\n\n(مطبعه انیس)"}
{"book": "adl0789", "page": 771, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 772, "text": "شماره ٤٢\nاشتراک سالانه ۱۲ افغانی\nمحصول پوسته ۲ «\nخارجه ۲۰ شلنگ\n\nانیس\n\nمدیر مسئول محیی الدین\nمدیر محمد امین خوگیانی\n\nاداره کابل جاده ارگ\nمؤسس و صاحب امتیاز : محیی الدین\nمدیر محمد امین خوگیانی\n\n۲ شنبه ١٤ حوت ١٣١٠\nتأسیس ١٣٠٦\n٦ شوال ١٣٥٠\n\nقارئین کرام\nبنام نامی خدای بخشاینده و مهربان و ستایش مربی عالمیان و مؤسس دین و زمان مینگاریم : -\nوظیفه جريده نگاری يك وظيفه مهم است باستثنا عواطف ملی چیزی نیست که انسان را به تحمل مصائب طاقت فرسای آن وادار ساخته بتواند ، همین عواطف ملی بود که آقای محیی الدین خان را به تأسیس این جريده ملی باعث شد ، و جريده انیس را انیس هر صاحب ذوق گردانید ، آقای محیی الدین خان تا وقتی صرف افکار مات خواهانه خود در پیشرفت این جريده ملی می پرداخت که صحت خداداد خود را باخت ( خداوند صحت و اجرش دهد ) آقای جويا سينه مجروح خود را سپر مشکلات جريده نگاری ساخته انیس را از سقوط نگهداشت .\nحالا که وظایف تدوير اين اداره ملی بدوش من افتاد با آنكه نميتوانم دعوی کنم که به خدمت کرده ام و یا خواهم کرد بقارئین عزيز اين جريده مقدس ملی وانمود میسازم که آنچه توانستم در تنویر مشرق\nو اصلاح مشکلات موقوته طبقاتی محیطی توانستم آنچه توانستم در خدمت جریده انیس دقیقه از صرف عواطف ملی فروگذاشت نخواهم کرد، همه میدانند که وظیفه جراید امت تا ملت را بیدار سازند ايقاظ امت بتوسط جراید است ولی نه تنها مديران جرائد مسئول ایقاظ اند ، بلكه ساير متفكرين و تمام عقلاء مسئول اند تا علماً و عملاً در ايقاظ جامعه خود صرف اوقات فرمایند .\nصحايف جراید وسایط ایصال افکار متفكرين اند هر اندوه که ملت فكور آن پیش دارند ، و هر قدریکه شایقه تر به پیشرفت جامعه علاقه دارند اینهان اندازه جراید همان ملت مفید میباشند .\nلهذا جريده انیس از كافه منورين و ساير متفكرين و تمام فاصول ملت افغان رجاء دارد تا صحايف انیس را به اندراج تمثا ليكه می خواهند جامعه افغان بان نایل شود، به نشر طرق صلاح و رفع موانع مقدورا که در محیط خود می بینند امدیار بخشند .\nانیس تمام آرزو های ارباب عرفان را بگوش عامه و ساير مشكلات مظلومین را بگوش دادگران حکومت میخواهد برساند .\nانیس میخواهد ناله های یتیمان را به مقتدران و فریاد های غرباء را به ثروتمندان\nو مشكلات صنفاً ورز دستان را با قویا وبلا دستان و خواهشات طلبه را به مربیان و صانع دردمندان را به عموم جامعه افغان خاطر نشان سازد .\nانیس میکوشد اخبار های تازه داخلی و خارجی را بدست آورده بقارئين عزيز خود عرضه دارد .\nانیس میخواهد سوانح رجال عصر و تاريخ وقايع رضی را تذكار نمايد .\nانیس حاضر است که جذبات شعری وادبی طلاب را بمنصة اشاعه گذارد .\nهر که میخواهد در موضوعات فوق يا علاوه تر ازان افکار خود را توسط جریده انیس اشاعه نماید.\nانیس به تمام قوای خود بالهجه آزاد بلا خوف به نشرش می پردازد چون جریده انیس جریده ملی است نمیتواند امروز ستونهای اخبار خود را به موضوعات معين تقسیم نماید ولی میتواند عرض کند انیس برای نشر افکار سایر طبقات حاضر است و هر صنف ملت را در صفحات جریده خود شان ( انیس ) حق میدهد .\nاز خداوند مسئلت و توفیق ، و از درد مندان ملت تمنای تعاون فکری میبریم .\n( الدین منى و الاتمام من الله )"}
{"book": "adl0789", "page": 773, "text": "صفحه ۲\n( شماره ٤٢ )\nمجلد پنجم\n\nموقعیت طبیعی اقتصادی افغانستان\nظاهر است اسرار عظیم ثروت های طبیعی این مملکت کوهستانی را اوهام خیالی امروزی من بیان کرده نمیتواند طوریکه اسرار اجتماعی ، اسرار تاریخی و اسرار سیاسی این وطن مستور است البته دانستن اهمیت اقتصادی اش نیز که در پیچاپچ کوهستانی حیرت انگیز این سر زمین کاش ، و خزائن طبیعه ش در بطون جبال سهمگین این مملکت کامن و سیادت اقتصادی وی نظر بموقعیت طبیعی اش که ثابت میباشد اکنون بر ابنای وطن تقریباً غیر میسوراست.\nمثلیـکه موقعیت اقتصادی و حفظ صحی سویس ( سویتزرلند ) دراعصار گذشته پوشیده بود ، بسی از سیاحان و محررین عصر گذشته مانند ،ون تسکیو ، هوتون پرویدانت ، ویزیسکه مالك و امثال آن سر زمین مذکور را بد گفته و شکایت کرده بودند .\nمگر سویتزرلند وقتیکه اولاد صالح سویس دوست را تربیه کرده توانست امروزه دارای بهترین پلسها ( موضع ها ) منظره ها تماشاه گاه ها ، هوتل ها تیاتر ها ، سینما ها ، و عمارات خوش گذرانی گردیده امروزهرهان سویتزرلند بزرگترین کنگره ها و کونفرانسها انعقاد میشود .\nاکنون سویتزرلند قدم جای تمام متمولین اروپا و امـرایـکا و آسیا حـتی\nافریقا گردیده است .\nدر صورتیکه افغانستان طبیعی در میان سواد های حاصل خیز و ذی نفوس هند و چین ، ترکستان ، فارس ، واقع ، و از نقطه لنظر حفظ الصحه و هوای سالم و آب و هوای تندرستش شایان تقدیر است آسمانش صاف افتابش شفاف ، محل های گرم و سرد و آفتابی دارد ، برای محافظه صحت و خوش گذرانی طبائع مخاف انسانها مالك اهمیت است بر علاوه مرکز شرقی ، به نسبت ارتفاعش ( یازده هزار فوت ) دارای آبشار های وافرایست که برای دائر کردن بزرگترین فابريك های که در جهان نظیرش نباشد قوه نهایت بزرگ میدهد . چیزی که در دنیای امروز و آینده بر اهمیت افغانستان افزوده معادن کثیره او است از قبیل آهن ، زغال سنگ مس ، طلا نقره ، نفط وغیره غیره که بدین مناسبت صنائع افغانستان درهر زمان خصوصاً درانقلابات اقتصادی آینده دنیا که بنام اعشه مصنوع شده قلیلو الخرج کثیر المنفعه پیش شده ئی است حائز اهمیت است .\nعلاوه بران بواسطه این که افغاستان در قلب شرق واقع شده ، قدرت و توانائی ترانسپورت ( حمل ونقل ) افغانستان خیلی وسیع وقابل الوصف است چه پیدا وار ممالک چهار گانه متباین است ونفوس ممالک چهار گانه فوق الخدیه پیداوار ممالک یکدیگر محتاج ازین رو ترانسپورت\nیا اجرت نهایت نازلی وسرعت تمام برایشان حاضر کرده میتواند هکذا پیدا وار ممالک چهار گانه را بقیمت نهایت نازلی خریده وبصنائع خود آووده مصنوع کرده باز باقیمت کمتر ، تری ببازار های ممالک چهار گانه حتی از راه بحر بممالک دور دست دنیا رسانیده میتواند باوصف این چرا در صورتیکه افغانستان موقعیت طبیعی اقتصادی را حائز وبعنا یت موقعیت ترانسپورتی امور حرفی و سیاسی اش اهمیت کلی دارد از قافله ارتقاً عقب مانده واز هزار سهم يك سهم را استفاده کرده نتوانسته است وهم چنان در حالت اضطراب واضطرار مالی باقسیت\nآیا قدرت وعظمت اقتصادی حقیقی این سر زمین کوهستانی در انظار عام واولاد این وطن پوشیده شده ویا اولاد این وطن به اقتدار وتوا نائی طبیعی وطن خویش وقفی نداده وعلاقه مند نبوده اند ویا اینکه حوادث وقضا یای سیاسی این مملکت کوهستانی مانع پیشرفت امور اجتماعیه وامور اقتصادیه این محیط گردیده است .\nتاجائیکـه تاریخ این وطن در صحائف کار نامه های جهانگیران ممالك چهار گانه واولان نشان میدهد محیط افغانستان طبیعی نظر بموقعیت سیاسی بنام حفظ و وقایه صلح عمومی شرق همیشه بمخالفت جهانگیران دنیا مقابله کرده وجنگیده واز قوای بزرگ آنها کاسته واگر گاهی نظر بمصالحت امور شرقيه با یکی از آنها موافقت کرده باز هم در حالت حفظ"}
{"book": "adl0789", "page": 774, "text": "صفحه ۳\n( شماره ٤٢ )\nمجلد پنجم\n\nمیزان سیاست ممالک چهار گانه هند ، چین ، ترکستان ، فارس مغفول بوده که نظر به تقویم صلح شرق افغانستاق همیشه سپر وهدف مصائب ملل مختلفه دنیا بوده است .\n\nاولین جهت برای چاره وصلاح وفلاح عالی معاملات خود تشبثاتی و یا اقدماتی از قوه بفعل آورده نتوانسته و از خزائن طبیعیه و از موقعیت ترانسیونی خویش استفاده نکرده ، متاسفانه شیرازه اجتماعی ش مصروف محاربات بوده اساس اقتصاد صنعتی او بر پایه متین قایم نگردیده نشده بلـکه با وجودیکه جامعه افغانی دارای روح پاک عزم با شجاعت شهامت ، حمیت ، ادراك ، اداره ، زحمت پسندی هستند و روحاً اخوت و تعاون را دوست دارند و بوطن علاقه مند میباشند و با اینکه مهم ترین مبادی موثر در جامعه بشری مبادی دین است با الخاصه دین اسلام که روابط اتحاد و اتفاق بشر را بفرض نائل شدن بسعادت حقیقی به آیات قرآنی ثابت ومستحکم نموده است .\n\nمع التأسف جامعه افغانی آنقدر از جاده سعی وعمل منحرف شده و ببلای خصومت و بی اتفاقی و تنبلی و کاهلی مبتلا شده است .\n\nکانو کوئی تمام مصیبت ها و فلاکت ها ، دنیا از صفحه روز کار در هوا صعود کرده و از جو هوا بقال جبال این سر زمین تماس نموده و بعدها باجسام قوی العضلات افراد این مملکت سرایت کرده است ،\n\nچرا و بهرچه ؟ علتش این است که درقطار امور اجتماعیه والی امور اقتصادی مان که موجد روح اتحاد و اتفاق است منتظم نیست و در حیات اقتصادی ما افراط و تفریط موجود است یعنی بار سنگین اعاشه و معاشرت چندین کرور نفوس استراحت جو بذمه همت توده زارع وکارگر تحمیل شده و از طرف دیگرزارع وکارگر ان ما با همان آلات وادوات كهنه بايك جهان بی خبری از فن زراعتی وفلاحتی وصنائع ثروتی با انتهای زحمت و عسرت برای اعاشه آنها صرف مساعی میفرمایند .\n\nدر صورتيكه يك مملكت در حالت بی روز کاری بوده و توده جامعه آن از راه استراحت طلبی و از طریق نامعقول استفاده جو باشند و جز تامین حیات خویش در ضرر دیگران چیزی دیگر آرزو نداشته باشند . مشکل است که روابط اتحاد و اتفاق دران جامعه تحکیم شود و یا معاونت هاي اقتصادي آن وطن بارتقاء افزا ?\n\nدر اجسام يك جامعه مملکتی مرض تنبلي ووظیفه ناشناسي وغنيمت شماري، انتقاد بي جا بهان سازي سرایت کرد با شددشواراست عمران شیرازه اتحاد واتفاق که اساس سعادتش گفت با اعتلاء رود ?\n\nالحذر الحذر . . . . در صورتيكه بلاي مبرم بیکاري براجسام يك جامعه مستولی گردد طبقه اي مي زايد كه دانشمند اجتماعي کوستا و لوبون فرانسوي ازانها چنين شکایت کرد و میگوید ! طبقه اي که بجاي هوش و تفکر حس تقلید و تشبث آنها بخرافات وامورات سطحي ، نظریات آنان در کلیه مسائل ضعیف واخلاق شان متزلزل وگوناگون قواي مدرکه آنها آنقدر شالستگي نداشته که براي رسيدن بيك مقصود قبلاً فکر کنند و مقدماتي تهيه نمايند و اندك پيش بيني را شیوه یا شده هادي اعمال آنها همان خیالات و افکاریست که خلق الساعه بذهن آنها میرسد و نمیتوانند از منافع آتی صرف نظر نمایند البته نمیتوانند که در دنياي مجاهدت رقابت مازنده گانی کنند . )\n\nلهذا جامعه افغانستان بمناسبت که براي میزان اعتدال اقتصادي ملي خود و وضع بنیاد اساس هاي متين براي تشكيل امور مملکتی موقع رسیده گي را پیدا کرد نتوا نسته است همانا بانصائب همیشه دست و گریبان بوده و مي نياسود. تا عاقبت الامر قريب بود که راه عدم را با عدم پیماید . لیکن چون خداوند سبحان حافظ فضائل روحي جامعه افغاني وفضائل طبيعي محيط ما است بارها حفاظت کرده و هیچ زمان نخواسته است بنده گان این وطن که در آینده بعالم بشریت خدمت خواهند کرد تارا عدم را بپیمایند ، واستقلال فطري، طبيعي اش را از دست دهند ، وببك چار فشار استفاده جویان"}
{"book": "adl0789", "page": 775, "text": "صفحه ٤\n( شماره ٤٢ )\nمیهند نجب\n\nنگردند از آنرو اعلی حضرت غازی محمد نادر پیشرفت ندارد» حبل المتین سالژاند و یک مات متمدن نبوده و سواد اعظم آنها\nشاه افغان را برای مظاهر قدرت لایزالا لفی و برای سعادت آینده افغانستان بلافوت مکمل همدیگر هستند :\nکابینه جامعه افغانی قدرت داد فرصت اساس های متین گذارند یعنی بروی همین فلسفه است که طبقه عالیه\nچنانچه اعلحضرت غازی در عالم اسباب سرک مستقیمی را بکمک عقلای عصر مال راقیه با وجود دارای ذوات خبیر\nبمساعدت فوق الطاقه والا حضرت آباد سازند جای شبهه نیست که پیاده هوشمند ملی شان از همدیگر استمداد\nع ، ج شاه ولیخان فاتح کابل و والا حضرت و سوار تنبل وقت جو و مفت خوار جسته و می جویند و برای بنیاد سعادت\nع ، ج السر اعلى سر افسر اولى العزم کور ولنگ و موتر سوار دن نها یتاً که مات خویش از افکار عقلای همدیگر استعانت\nشاه محمود خان وزیر حرب مصیبت خانه جنگی مجبور برفتن اند بلا زحمت بطرف مقصود کرده و میکنند .\nو بی اتفاقی را کشاره و حسن اداره والا حضرت روان خواهند بود . ما بینکه ملل راقیه چنانچه امریکائیان و ژاپونیان که از\nصدر اعظم جامعه افغانی را از تجاوزات نجات بخشید کنونی جهان در پیشرفت و ارتقا هستند . قافله تمدن خیلی عقب بودند چونکه از\nو باساس های درخشان معاصر قرین خویش بنام فی الحقیقه تا يك جامعه سعادت حقیقی عقلای جامعه بشریت استمداد جسته و\nشورای ملی که مطابق باروح طبیعی وفطری وطن خود را که مهد اسایش اوست اساس های متین ملی را اختراع کردند\n( جرگه ) افغانان است و برای نظارت درك نکرده و برای رسیدن به آن نیل و کوشش نمودند امروز همان دو مات\nو تدقیقات اصولنامه های حکومت یا مجلس اعیان حقیقی طریق اساسی و مستقیمی بچنان سرعت خارق العاده پله گان ترقی\nرا جست و جامعه را آشنا نکرده است و تعالی را که ملل راقیه در مدت قرن ها\nکه شعائر اسلام است و تاسیس اصول کابینه\nممکن نشده که جامعه وطی مقصد العمال گشته پیموده بودند در مدت قلیلی طی کردند\nکه مقتضای جهانبینان است در تاریخ این و به تعاون همدیگر محظوظ شده باشند. اکنون این دو ملت جوانی در صحنه\nوطن نام نامی تاریخی را حایز شد . بلی تا ملل راقیه اساس های قابل الحیرت تیاتر روزگار چنان بکمال مهارت رول\nخوشا ! به ایامای خدمات تاریخی عصر اجتماعی خود شانرا در مدت قرنها و سیاست و تجارت را بازی میکنند که تما\nنادر شاهی . در حین بحرانها بپایه متین استوار نه شاه بینان کهن یعنی ملل راقیه بجهت\nخوشا ! بسعادت آینده جامعه نمودند از مصائب خانه جنگی و انقلابات و غیره از بازی آنها چنان\nافغانستان اکنون جامعه افغانی محتاج و بدبختی داخلی نرهیدند و جاده مقصود متحیر و مبهوت گشته اند که نمیتوانند از\nفداکاری و مجاهدت شورای ملی و مجلس را با مجادان حیرت آور خویش نپوییدند شگفت ادوار ماهرانه آنها از چاو\nاعیان و کابینه این وطن است چه سعادت تا طبقه عالیه آنها در راه تعمیر و تحکیم خیزند . دلیل این ارتقا و سعادت چیست\nاتحاد و نفاق کنونی و سعادت آینده شیرازه اقتصادی و اجتماعی جامعه خود اساس درست . صحیح .\nافغانستان مولود مجاهدت فدا نا پذیر فداکاری و جانبازی نه نمودند، قدار فلهذا طبقه عالیه جامعه افغانی اگر علل\nو تاسیسات نيك ومتين و مفيده آنها و حاکمیت بحر و بر را حایز نشدند . اللمل اجتماعی و اقتصادی و اداری را بتوسط\nاست . چه گوستاو لوبون بروفیسر اجتماعی دانشمندان خبیر دلیا اسند راك فرموده\nآری اگر آنها هدایت متین و حقه یی میگوید . و اصلاح کرد. و درقانون (گذشته با تطبیقت\nاعلیحضرت غازی را که در وقت افتتاح « امتیاز و اقتدار ملل از يك ديكر مربوط شریعت اسلامی) اساس مگذاشتند بلاشبهه\nشورای ملی فرموده اند یعنی : - بر وحیات و اعمال طبقه عالیه آنها است ورنه قبل از مروز بدون فوت فرصت از هلاکت ها رهیده\n« هیچ کاری اگر اساس ندارد ترقی ( در طبیعت بشری) ميان يك ملت وحشی در ردیف ملل راقیه به تنهای ارتقا رسیده اند مجذوب"}
{"book": "adl0789", "page": 776, "text": "( صفحه ه ) ( شماره ٤٢ ) ( مجلد پنجم )\n\nمی شدیم ، مثلاً اولاً برای قوای حاکمه\nکه مراد ما از طبقه عالیه یعنی مأمورین\nاست مطابق قواعد جاریه عالم صورت\nتأمین احتیاجات ، طریق اداء ، وتهدیه\nذوق فطری ، آنها نظر بمقتضات طبعیت\nو محیط و اقتدار و توانائی روحی و اخلاقی\nجامعه و سیاست قصادی اضافه تر دست کرده\nمیشد البته مرض اضطرار اخلاقی وروحی\nاز جسم جامعه افغانی تا بدره مرتفع شده\nامانت روحی و اخلاقی من ثابت میشد\nچرا گفته اند هر اداره ای که طریق\nنظم و آسایش این طبقه اصلاح شده باشد\nعماره حاکمیت و ترقی يك جامعه ثابت شده است\n(وتابجائیکه خبر داریم حکومت متبوع ما در این\nزمینه مساعیت بکار برده و میبرد) اوروپائیان\nکه این حقیقت و اسرار را کشف کرده\nاند و اصلاح کرده اند ، چنانچه حاکمیت\nبحرو بر وفضای آنها ثابت و بیرق حاکمیت\nآنها در تمام اقطار عالم در اهتزاز است\nهر فرد غربی هر جا خواسته باشد برود\nبیرق دولتش را حامی و مامورین اش را\nخادم و فرعی خود می بیند ، چرا ؟\nو سبیش چیست ؟ چونکه انسان مطیع\nاحتیاجات و مقتضیات خویش است و جز جستن\nمدارج آن دیگر چیزی را طبعاً آرزو ندارد\nآنها این فلسفه را کشف و اصلاح کرده\nو بقانون استخدام آنها را قانع ساخته\nاست ، بآنها چنان روحی بخشیده که در حوزه\nماموریت خویش و در آزادی خود داخل\nحدود قانون خودش را مستقل دیده و\nبالذت خودرا مبذول داشته بکمال فدا کاری\nو ديانت وکفایت خدمباری در سعادت\n\nمملکت کوشیده و يك كمال مقتضات\nبشری را می پیمایند آیا تولید این\nروح در آنها غیر قانون اجتماعی آنها\nدیگر چیست ؟ بعبارت دیگر آیا اسباب\nروح فعالیت و فداکاری اتباع پنجاب\nو سرحد برای سلطنت حکومت انگلیس\nغیر پابندی اصول و وظیفه شناسی مامورین چیزی\nدیگر هست ؟ ابه او هر گز ، از پلان صحیح به\nتصویب کمیسیون فوق تدوین میداشت\nالبته جامعه افغانی میتواند که بفهمد\nقوای فطری او چه ؟ و تا کدام وقت ؟ و\nبچه صول میتواند طریق ارتقاء و سعادت\nاقتصادی راطی کند زیرا پلان در ست\nتعین می کنند : -\nمزایای طبیعی محیط چیست ؟ اقتدار\nو توانایی اخلاق و روحی جامعه محیط\nکدام است ؟ قدرت وعظمت سیاسی\nكافه محیط تا چه پایه است ، تزه بان ترقی\nو تعالی آنها تا چه اندازه قوی و تا چه\nپیمانه وسیع است ؟ محيط و يك جامعه\nپس مانده چگونه ان بله و دوسیه ای ثروت را که\nملل طی کرده اند چگونه زودی پیماید\nگویا در حقیقت پلان تحرك وتحرر علم\nعرفان و دانائی ذهنتی جامعه ما میباشد\nچنانچه عالمای امروزی میگویند تجر به\nو علوم وفنون و عرفان جانها یان کرده\nو ثابت نموده است که سعادت وحقاء تی\nمعنوی و مسعود علم و عرفان برای جامعه\nهمانا اسرار طبیعی وطن را دانستن\nو محت اجتماعی و سیاسی و اقتصادی\nو تاریخی وطن را شناختن بسعی وعمل\nوکوشش خود متکی شدن است مثل\n\nامریکائیان و ژاپونیان . ورنه علم\nو عرفان مغایر این مفهوم مولد انقلابات\nو اضطرار و پریشانی اجتماعی بوده و دیگر\nثمری ندارد مانند حالت او روپائیان\nو شرقیان .\nبعد ازان بدریعه کمیسیون فنی\nبموقعیت طبیعی و اقتصادی خودش مثلیکه\nدر عصر گذشته تشبثات شده و یا تعهدی که\nاعلیحضرت غازی و ناجی فرموده ! ای\nبهود ملت خود اساس گذاشته\nو میفرمایند در اعصار گذشته که مراد ما\nاز تاسیس صنائع و تمدید خطوط آهن\nاست نظر به عقده ترانسپورت بین المللی\nطوریکه به اوائل سنه ١٣٠٧ در جزوی\nاولین مقاله داده بودم که مورد تحسین\nهم واقع شده بود .\nالبته ممانعت افغانان از مقدسات حاضره بكمال\nسرعت بمجاده اتحاد و اتفاق عالم و عمل رهنمون\nشده از مطالع و تمجاوات پر حرص و مال بی\nآسود وبسعی وعمل چنگ زده در انقلاب گذشته\nطرفدار چنان شورش خانمانسوز نمی بودید ملل\nمثا آلمان وقتیکه دارای صنایع گشته تحاه و\nاتفاق و روح ملی در مقام ارجمند و ابز حایز شده اند\nچرا که دانشمند آلمان میگوید شرائن\nحیات و اولتای مسلت و مملکت خطوط\nآهن است با خلاصه بری مملکتی که\nموقعیت مرکزی دارد و هم چنین استفاده\nاش بیشتر شده میرود که گر يك سانتی متر هم\nراه آهن دی باصول فنی دائر بوده به بحر\nنزديك بمعادن بوصل و در قلب مملکت\nاز نقطه نظر حیات اجتماعی واقتصادی"}
{"book": "adl0789", "page": 777, "text": "صفحۀ ٦\n( شمارۀ ٤٣ )\nمجله پنجم\n\nوسیاسی ومعشوقی تدافعی حتی تعارضی\nنظر بمقتضای طبیعی محیط تعبیر شده باشد\nكذالك متخصصين فنی امریکا گفته\nاند اسباب بیداری مملت پس مانده تنبل\nبیکاری خواب برده آهنگ چکش\nصنائع است قوای صنائع در حال يك\nجامعه مصیبت دیده چندان موثر است\nکه طبی طبیعی را مصنوع ساختن باشد\nخصوصاً ممالكی که مزایای طبیعی\nصناعتی را دارا باشد لهذا افغانستان درین\nموضوع های فوق قدامات جدی\nمید فرمود .\n\nالبته افغانستان از بدبختی های نفاق و\nخصومت های قومی وخانه جنگی و\nغرض پرستی رهیده بزودی ببطريق\nسعادت رهنمون میشد بقتیکه از اصول\nاساس های متین در شعب امروزه\nخوشنود و مسرور هستند .\n\nوالحا صل هیچ جامعه ای از پرتگاه\nگووال های او هام طماعت حرص و آز\nبشری نمی رهد تا حدود آن معین بوده\nو طریق صحیح اتخاذ نشده باشد خصوصاً\nدر مملکتی که فلاس حکم فرما باشد .\nما از حکومت اساس پسند خوش بین\nو امید وار هستیم که به بنیاد مؤسسات\nصحیح خویش جامعه افغانی را بطرف آرزو\nهایش سوق فرموده و از حالت انحطاطش\nنجات داده و میدهد اکنون جای مسرت است\nکه جامعه هم از هر يك قدم اساس دار\nمتین جامع حکومت خویش استعلام\nفرموده تمجید و تقدیر میکند .\n( روحيان افغان )\n\nترجمه از الاهرام مصر :\n\nشخصیت بزرگ ناجی افغانستان اعلیحضرت نادرشاه\n\nتمایلات ذات شاهانه بمصر ـ اخلاق ، معیشت ، اصلاحات ذات شاهانه\n\nدرين شك نيست که شخصیت بارزه در طول\nوعرض افغانستان همین شخصیت ذات\nشاهانه نادر شاه میباشند . چه ذات شاهانه\nاز شخصیات بزرگ معروفه عالم سیاست حاضره\nبوده که اوقات تكفل وظائف مختلفه\nروشن تر گردیده و دراثر حوادث تاریخی\nمشهوره که مهمتر آن حرب استقلال افغان و\nحرب فجعه سقاء سفاک سیاه کار که فضای ملك\nدر بم هموم آور کرده بده در صبح و شام در حالتیکه\nهيچ يك از واین گمان را نه میبرد باستيلا نموده\nوشهرت ذات شاهانه منتشر آفاق گردید.\nرعب او ممالک را فرا گرفته خونش\nدر قلب هر انسان امتداد یافت . شورش\nتعمیم ورزید طوائف را دو چار ابتری\nومبتلای تکالیف گردانیده بود .\n\nدر حالیکه فضای مملکت از فسادات\nتیره وتار گشته گرفتار مصائب پیجا پیچ\nبود در طرف مملکت این بطل قوی العزیمه\nنمو دار گردید . ذات شاهانه نفس\nخود را با نفوس عزیز ترین رجال خود\nدر راه نجات وطن در خطر انداخته\nمطمح انظار گردید چه ذات شاهانه ناجی\nوقت شده محور امید های ملت گردید .\nودر آن وقت سیلاب استبداد فجعه سقا\nبانتها رسیده ملت از دستش بجان آمده\nبود وذات شاهانه صاحب عبر ممتاز يه\nبصیرت بافذہ خود دانست که از وقت\n\nوطبیعت احوال استفاده نماید .\nمتایکه انضمام قبائل قوییه وعناصرکار\nآمد را به خود مناسب دید وبا وجود\nموانع وعوايقها فقراء باستيلا كامل و اعدام\nسفاك باغی موفق گردیدند .\nملت كوششات شخصیت وناجی خود\nرا تقدیر کرده به پادشاهی خود انتخاب\nکردند ذات شاهانه در ارگ اقامت نموده\nاکثر اوقات زمستان خود را در قصر\nگلخانه گذاشته ونیز اکثر اجرا آت\nدولت و ملاقات های شان\nدر آنجا سر انجام می یابد ، وقصر\nمذکور از دوطبقه مختصر تشکیل یافته\nدفتر شاهانه در طبقه ثانی آن میباشد .\nوقتیکه برای ملاقات ذات شاهانه معين\nشده بود ساعت سوم بعد از ظهر بود\nدر وقت مقرره برفاقت دو نفر طلبه افغانی\nفارغ التحصیل اروپا ومديريمعارف قندهار\nرفتم ، وقتیکه بقصر شاهی رسیدیم کسی\nباطاق انتظار که بقرب دفتر شاهی واقع\nاست ، منتظر ماندیم ، جناب وزیر ( دربار )\nمناسب دانستند که نوبت من در آخر\nباشد تا وقت کافی مكالمه با ذات شاهانه\nمیسر گردد .\nزمانیکه باطاق ذات شاهانه داخل شدم قريب\nمیز شاهی رسیدم ، ذات شاهانه دست مبارك\nشانرا ( مطابق اصول اسلام ) برای مصافحه"}
{"book": "adl0789", "page": 778, "text": "صفحه ( ٧ )\n( شماره ٤ )\nمجلد پنجم\n\nدراز نمودند . و تبسم شیرینی که ترجمان عواطف قدیمۀ ذات شاهانه را ( که بر من در زمان معلمی معارفم داشت و ذات شاهانه دران وقت وزیر حربیه بودند ) می فرمود هویدا بود .\nذات شاهانه متوسط القامت ، گندمی رنگ جلیل الطلعه بوده منظر حضور شاهانه شان بیننده را متعجب می سازد واردات شاهانه سکون و وقار نمودار بوده بآرامی سخن زده قبل از اظهار آن آنرا می سنجند و در وقت تکلم کلام شان محدود بوده با ایجاز خود معنی مقصوده را ظاهر می سازد . و در وقتیکه بکدام جماعت مخصوص تکلم نمایند مفصل تر می گویند . پس ذات شاهانه سر کرده عارفین نفسیات ومیول رعیت شان بوده اگر بگوئیم که سر کامیابی واقتدار شان همین است بی جا نخواهد بود .\nبعد ازانکه ذات شاهانه مرا به نشستن امر فرمودند شروع به تکلم کرده تهنیات هم وطنین ( مصری ) خود را باشدت مسروریت شان از کامیابی ذات شاهانه بر شورشیان و فتنه هائیکه مملکت را فرا گرفته دار حریش ( میدان جنگ ) ساخته مدت یکنیم سال فریاد میکرد تقدیم نمودم . و نیز تمنیات شانی را که بافغانسةن وحضور پاد شاه افغا نستان دارند تقدیم نمودم .\nذات شاهانه جواباً فرمودند که محبت من نسبت به مصر وحضرت پاد شاه مصر غیر محدود است . و از محبوب ترین امور نزد من اینست که تعلقات بین مصر وافغانستان و عالم اسلامی محکم باشند . و همین محبت حکومت و مملکت مرا به مبادرت بطرف ارسال سفیر به حکومت مملکت عزیز شما با وجود تکالیفیکه بر افغانستان گذشته بود آماده نمودند مرا مسرور می سازد که شما را به حیث دوست افغانستان و نماینده جریدۀ صدیقه بزرگ که در توثیق روابط تعارف و صداقت بین ملتين ميكوشد استقبال نمایم .\nو من محتاج بذکر جذبات و عواطف محبت که من وملت این مملکت به ملت نجیب و وطن عزیز شما دارد نیستم در بین حسیات طبیعی و بحكم رابطۀ دینی غیر منقطعه میباشد و من امید میکنم که عمل هر يك از ین دو ملت نجیبه در روشنی این حقیقت در خشان باشد .\nمکالمه در بین ما به لسان فارسی زبان رسمی مملکت بود و ذات شاهانه علاوه از فارسی بانگلیسی و پشتو زبان ملی مملکت تکلم خوب کرده میتواند و نیز اردو و فرانسوی میدانند .\nدر وقت هم کلامی با ذات شاهانه صفاتی ظهور می نماید که نادراً در شخص دیگر یافت شوند . جلیس ذات شاهانه مکارم اخلاق ، نرمی طبیعت، صفای روح را محسوس می نماید و بشاشت از وجه شان حتی در وقت غضب شدید جدا نه می شود . ذات شاهانه زنده گی بی تکلف خالی از مظاهر، وتكلف بسر می کنند ، چه اخلاق ذاتی شان آنها را از مظاهر طنطنه و محبت خود نمائی دور میدارد . و تمام توجه شان محصور در این است که مملکت خود را به بینند که بسرعت تمام برای تحصیل مرکز سامی در بین امم رهسپار است .\nذات شاهانه پروگرام منظمی داشته بران در زنده گی وامور روزانه خود عمل پیرا می باشند . پس در روز های زمستان بعد از ادای نماز صبح و تلاوت قرآن و اوراد ، در امور وارده شام تا ساعت ده غور می کنند ، بعد ازان از حرم سرای بدفتر مخصوص شان برای غور در امور مهمۀ دولت می بر آیند .\nو در روز های تابستان قریب ساعت ٩ بدفتر بر آمده غالباً تا ساعت ١٢ شغل نموده عادتاً همراه ارکان دولت و خوانین حاضر در بار طعام تناول می فرمایند بعد از صرف طعام ظهر را به جماعت ادا نموده باطاق مخصوص شان برای استراحت تشریف میبرند و در ساءت سوم برای کار واستقبال ملاقاتیان تشریف می آورند . بعد از نماز عصر قریب ساعت ٥ و نیم بموتر خود به معیت بعض خواص برای هوا خوری بیرون شهر تشریف می برند و اکثر اوقات هوا خوری خود را در ملاحظۀ بارکهای عسکر جدید التعمیر میگذرانند و به هر کار و ریاضت که مشغول باشند بر سیدن وقت نماز مغرب ترکش نموده در قریب ترین مساجد آنرا ادا می کنند . بعد ازان بقصر شاهی برای مراجعة امور صدارت عظمی و باقیماندۀ امور روز رجوع می نمایند و قدری بعد از نماز عشا باطاق خود رجوع می نمایند .\nذات شاهانه روز پنجشنبه را از هر"}
{"book": "adl0789", "page": 779, "text": "صفحه ۷ شماره ۴ مجلد پنجم\n\nدراز نمودند . وتبسم شیرینی که ترجمانی عواطف قدسیۀ ذات شاهانه را ( که بر من در زمان معلمی مصارفم داشت وذات شاهانه دران وقت وزیر حربیه بودند ) می فرمود هویدا بود .\nذات شاهانه متوسط القامت ، گندمی رنگ جلیل الطلعه بوده منظر حضور شاهانه شان بیننده را متعجب می سازد واردات شاهانه سکون و وقار نمودار بوده یارای سخن زده قبل از اظهار آن آنرا می سنجند ودر وقت تکلم کلام شان محدود بوده با ایجاز خود معنی مقصوده را ظاهر می سازد . ودر وقتیکه بکدام جماعت مخصوص تکلم نمایند مفصل تر می گویند . بلی ذات شاهانه سر کردۀ عارفین نفسیات وميول رعيت شان بوده اگر بگوئیم که سرکامیابی واقتدار شان همین است بی جانخواهد بود .\nبعد از انکه ذات شاهانه مرا به نشستن امر فرمودند شروع به تکلم کرده تمنیات هم وطنین ( مصری ) خود را باشدت مسروریت شان از کامیابی ذات شاهانه بر شور شیان وفتنه ها ئیکه مملکت را فرا گرفته داو حریش ( میدان جنگ ) ساخته مدت یکنیم سال فریاد میکرد تقدیم نمودم ، ونیز تمنیات ایشان را که بافغانستان و حضور پادشاه افغانستان دارند تقدیم نمودم .\nذات شاهانه جواباً فرمودند که محبت من نسبت به مصر وحضرت پاد شاه مصر غیر محدود است . و از محبوب ترین امور نزد من اینست که تعلقات بین مصر وافغانستان و عالم اسلامی محکم باشند . و همین محبت حکومت و مملکت مرا به مبادرت بطرف ارسال سفیر به حکومت مملکت عزیز شما با وجود تکالیفیکه بر افغانستان گذشته بود آماده نمودند مرا مسرور می سازد که شما را به حیث دوست افغانستان و نماینده جریدۀ صدیقۀ ایژرک که در توثیق روابط تعارف و صداقت بين ملتين میکوشد استقبال نمایم .\nو من محتاج بذكر جذبات و عواطف محبت که من و ملت این مملکت به ملت نجیب و وطن عزیز شما دارد نیستم در بین حسبیات طبیعی و بحکم رابطه دینی غیر منقطعه میباشد و من امید میکنم که عمل هر يك از این دو ملت غیور در روشنی این حقیقت درخشان باشد .\nمکالمه در بین ما به لسان فارسی زبان رسمی مملکت بود و ذات شاهانه علاوه از فارسی بانگلیسی و پشتو زبان ملی مملکت تکلم خوب کرده میتوانند و نیز اردو و فرانسوی میدانند .\nدر وقت هم کلامی با ذات شاهانه صفاتی ظهور می نماید که نادراً در شخص دیگر یافت شوند . جلیس ذات شاهانه مکارم اخلاق ، نرمی طبعت، صفای روح را محسوس می نماید و بشاشت از وجه شان حتی در وقت غضب شدید جدا نه می شود .\nذات شاهانه زنده گی بی تکلف خالی از مظاهر، و تکلف بسر می کنند ، چه اخلاق ذاتی شان آنها را از مظاهر طنطنه و محبت خود نمائی دور میدارد . و تمام توجه شان محصور درین است که مملکت خودرا به بینند که بسرعت تمام برای تحصیل مرکز سامی در بین امم رهسپار است .\nذات شاهانه پروگرام منظمی داشته بران در زنده گی وامور روزانه خود عمل پیرا می باشند . پس در روز های زمستان بعد از ادای نماز صبح و تلاوت قرآن و اوراد ، در امور وارده شام تا ساعت ده غور می کنند ، بعد ازان از حرم سرای بدفتر مخصوص شان برای غور در امور مهمه دولت می بر آیند .\nو در روز های تابستان قریب ساعت ۹ بدفتر بر آمده غالباً تا ساعت ۱۲ شغل نموده عادتاً همراه ارکان دولت و خوانین حاضر در بار طعام تناول می فرمایند بعد از صرف طعام ظهر را به جماعت ادا نموده با طاق مخصوص شان برای استراحت تشریف میبرند و در ساعت سوم برای کارواستقبال ملاقاتیان تشریف می آورند . بعد از نماز عصر قریب ساعت ٥ و نیم بموتر خود به معیت بعض خواص برای هوا خوری بیرون شهر تشریف می برند و اکثر اوقات هوا خوری خود را در ملاحظۀ بارکهای عسکر جديد التعمير ميگذرانند و به هر کار و ریاضت که مشغول باشند برسیدن وقت نماز مغرب ترکش نموده در قریب ترین مساجد آنرا ادا می کنند . بعد ازان قصر شاهی برای مراجعة امور صدارت عظمی و باقیمانده امور روز رجوع می نمایند و قدری بعد از نماز عشا باطاق خود رجوع می نمایند .\nذات شاهانه روز پنجشنبه را از هر"}
{"book": "adl0789", "page": 780, "text": "صحفه ٩ )\n( شماره ٤٢ )\n( مجلد پنجم\nاز زمانیکه اریکه سلطنت شاهي افغانستانرا\nزیب افتخار بخشیده اند از هیچگونه\nمجاهدت وزحمت کشی دریغ نفرموده اند.\nچنانچه وقتیکه بارسنگین سلطنت شاهی\nافغانستان بنا بر اصرار ملت محبوب شان\nبدوش ذات شاهانه بعد از ان انقلاب\nخانمانسوز واگذار گردید در مرحله ول\nچیزی را که ذات شاهانه الزم وضرور\nدانستند وجود امنیت حقیقی در سر تا سر\nمملکت بود زیرا در حال عدم امنیت امکان\nپذیر نیست يك حکومت در زمینه فلاح\nو بهبودی ملت و مملکت خود قدم های\nاساسی بر دارد لذا ذات شاهانه در راه\nقیام امنیت عمومی در مملکت توجهات\nشایسته مبذول نمودند تا به فضل خدا يك\nامنیت واقعی در تمام مملکت عرض وجود\nنمود .\nثانیاً چون برای دوام امنیت وحفاظة\nوطن وجود عساکر منظم وتعلیم یافته\nمجهز با لوازمات والسِة عَصری ، از\nضروریات اولیه شمرده میشد ذات خسروانه\nدرین قسمت توجه صمیمی شاهانه خود را\nمعطوف داشتند علاوه بر تنظیم سایر قشله\nهايك قشله بزرگ باصول عصری مجدداً\nتهیه فرمودند اکنون برحمت خدا مملکت\nما دارای عساکر فداکار ومنظم ومجهز\nبالوازمات عصری است که نظیر آن\nدر تاریخ افغانستان مشاهده نشده است .\nباز چون تعمیم معارف وتعدد مکاتب\nبرای تعلیم و تربيه از اسرار مهم وعامل\nعمده ترقیات وخوشبختی های ملل بشمار\nمیرود ذات اشرف همایونی درین باره\nعطف توجه فرموده معارف ومبانى\nعرفاني مملكت را توسعه بخشیده خدمت\nقیمتداری را درین راه ابراز فرمودند .\nترمیم وتعمیر مکاتب جديد كتب خانه\nو کلوب ها مطابع ومطبوعات تراجم\nوتا لیفات استخدام معلمين فاضل اخلاقى\nیادگار عصر نادر شاهی بشمار می آید .\nپس ازین چون ذات شاهانه هر گونه تر\nقیات صوری ومعنوی مملکت را متوقف ،\nمنحصربه ترقى شعب اقتصادی میدا نِستنداز\nهر حیث وزارت تجارت را انتظام ، وسعت\nبخشید وسایل لازمه آنرا فراهم فرمودند ،\nهکذا ذات شاهانه در سایر شعب حياتي\nمملكت انتظام وترقى تام ایجاد نموده همه\nرا بخط اصلاح و ترقی رهنمائي كردند مثلا\nموسسه های جمعیت العما ، شورای ملی و\nدارالاعيان اشخاص دوره حاضر اند وزارت\nخانه ها ریاست دارالعلوم دره اثر پستی وسائر\nدوائر همدانی از موهات وتوجهات شاهاد\nشان فروغ و تعالی یافتند و با ستخدام مامورین\nپاك نفس وصادق توصیه فرمودند.\nدر قسمت امور صحى طور یکه امروز حفظ\nالصحه اهمیت بزرگی در دنیا کسب نموده و\nتوجه حکومات دنیا را بخود جلب نموده است\nذات شاهانه درین باره نیز توجه فرموده علاوه\nو تاسیس شفاخانه هاي متعددملكى وعسكري\nودارسي باسور حفظ الصحه ، براي معالجه\nامراض صعب العلاج دق و سل وغيره يك سنا\nتور یوم مسمی تحت نظریات دکتور رغی بیگ\nدرعلی آباد به پول شخصی خویش تاسیس\nفرموده اند که ترین رهگذر بهترین فوائد عصري\nرا در دسترس ملت عزیز خود گذاشته انداهتمامی\nکه درین موسسه بکار برده شده در سنا توریوم\nهاي دنيا هم همین قدر اهتمام ورزیده اند باز\nچون الحمد لله ، ما همه مسلمان ومما لك\nعزيز ما مملکت اسلامی است و بدیانت مقدس\nاسلام علاقه وصف ناپذيري رامالك هستيم\nذات شاهانه در راه تعمير وترميم مساجد\nوتهیه لوازم مفروشه آنها وعطاي معاشات لازمة\nبه خطاء وا مامان و موذنان وخاد نان مساجد و\nسراپرستی علما و مشائخ توجهات شائسته\nمبذوله فرمودند.\nبا و هم ذات شاهانه از فرط علاقه بدیانت\nو اسلامیت و اداي فرايض الهي ، در سال\nگذشته موقع اداي طواف بيت الله الحرام وكيل\nخود را براي اداي حج اعزام نموده وتوصيه\nفرمودند تاوکیل جناب شان مشکلات حجاج\nافغانی را هم که در ارض حجاز بآنها پیش میآید\nبحضور شاهانه معروض نمايد .\nچون مملکت افغانستان در ارض حجاز حاجی\nخانه نداشته و ارادة الله بر این رفته بود کادر\nعصر سعادت حصر زعا مداري اعلیحضرت\nهما يوني نام مات افغانستان برآی و در باش حجاج\nافغان حاجي خانه در سرزمين حجاز تاسیس\nوتعمير شود، لذا ذات شاهانه قبلاً تاسيس\nيك حاجي خانه را در آنجا اراده فرموده\nويك مقدار کافی پول برای حاجي خانه\nمذکور منظور فرمودند و دریتموقع عاليقدر"}
{"book": "adl0789", "page": 781, "text": "صفحه ۱۰ شماره ٤ مجلد پنجم\nجلالتمآب وزیر صاحب دربار را در دفتر طلای مشجر مولانا سیف الرحمن خان و جناب سید مبشر خان طرزی را بمعیت جنا بشان مقرر فرموده، اختیارات لازمه بادشان اعطا فرمودند تا جنابی شان در ارض حجاز محل حجاج خانه را انتخاب و تمام آنرا بگذارند. و برای ارتباط علاقه و مناسبات سیاسی با حکومت همدین خویش نظر به رابطه دینی و نسبت به کثرت ایاب و ذهاب و اقامت اتباع افغانی بوقت حج در آن سرزمین با نقاء معاهد مودت احکومث حجاز داخل عملیات گردیده معاهده را انعقاد دهند.\nو نیز يك دكتور و عده از کمپودرها را با ادویه لازمه بمعیت جناب وزیر صاحب دربار مقرر فرمودند تا حجاج افغان را در ارض حجاز مجاناً معالجه و تداوی نمایند.\nامروز وزیر صاحب دربار را تبريك این سفر خیرت اثر را گفته بسلامتی و کامیابی مراجعت شان را مسئلت دارم. خودم بهیچ رتبه و منصب، هیچ نعمت و ثروت کسی تا امروز رشك نبرده ام ولی به اعزام جناب وزیر صاحب دربار از حضور چنین پادشاه مشفق با ذل غرور دیندار به آن سرزمین مقدس در موسم حج اکبر برای تاسيس يك مؤسسه خیریه غیر مسبوق به که می تواند اسباب رفاه برادران مسلم ما بشود.\nدر وقتیکه می تواند مسلمین تمام روی زمین را در يك عرصه بسته رشك میبرم و اظهار مینمایم کاش باین خدمت اشرف در این اوقات متبرك از حضور چنین پادشاه مقدس، من اعزام می شدم. باز هم وزیر صاحب را بکمال رواداری بخداوند سپرده از خداوند تمنا می برم تا مرا هم چنان موقع مغتنم نصیب فرماید در خاتمه از خداوند کریم التجا می کنم تا ما و همه مامورین و ملت غیور افغانشان را به پیروی و تأسی اعمال و نیات حسنه و خیر خواهانه اعلیحضرت غازی توفیق کرامت فرماید و مملکت و ملت عزیز ما را در سایه توجهات ذات هما یانه باقصی درجه خوشبختی و سعادت دینی و دنیوی نائل گرداند.\n( پذیرائی وزیر صاحب دربار )\n( در کابل تا استات جننی )\nروز دوم وقت حرکت جناب وزیر صاحب دربار احباب و اقارب بجای جنایشان حضور بهمرسا نیده با مال شیدائی فرمودند در عرض راه اهالی مسکونه مجاور راه جهت ادای مراسم وداع واظهار امتنان از نیات پرورشیای شخص اعلیحضرت غازی عرض وجود میکردند ، هنگامیکه وزیر صاحب دربار وارد جلال آباد گردید بر علاوه ادای مراسم پذیرائی که از طرف نظامی و مامورین ملکی در محل احترامه پیوسته از عیان و کلانشواندگان شهر و نواحی قریبه نیز بعمل آمده، و مردم تماماً از اصلاحات مهمه حکومت در همه شعبات مملکت واز نیات پرورشیای شخص اعلیحضرت که بآمورات مقدسه مذهبی که در دوره حکومت نادر شاهی بمنصه ظهور پیوسته اظهار مسرت و امتنان نموده اند ، جناب وزیر صاحب نیز این اظهارات عمومی را که بالنسبه خدمات واصلاحات حکومت متبوعه ما و مساعیات اعلیحضرت محمد نادر شاه غازی ابراز می شد، شنیده، بجواب هر جمعیت مستقبه بیانات مفیده را ایراد میفرمودند، و همه این اجرا آت حکومت حاضره را به نظر تقدیس نگریسته برای آتی نیز موفقیت ملت و حکومت را مسئلت می نمودند با لخاصه امرپذیرائی حضرت وزیر صاحب در همه جا الی زمانیکه از سرحد عبور می نمودند بوجه احسن معمول و این اقدام خجسته حکومت در انظار عموم بنظر تحسین وقبول دیده شده است.\n۶ حوت تا ایستادن جلا لتهاب سردار احمد شاه خان وزیر دربار اعليحضرت شان ساعت ۷۵ بسواری قطار آهن سرحدی در حالی وارد استاسیون لاهور شدند که جمعی از اکابر و عیانه روسا و حکام نجبار واز کان ریاست بلدیه تو جوانان لاهور ( و از طرف حکومت پنجاب سید بشیر احمد مخبر فوت ) حاجی میر شمس الدین خان لاله گرم چند مدیر جریده پارسن سردار فتح سنگ و زعمای متعدد مسلمین و هنود برای پذیرائی و خیر مقدم شان حضور بهم رسانیده بودند از طرف مستقبلين كلها شار میشدند و حایل گلها در گردن سردار موصوف تعلیق میشدند"}
{"book": "adl0789", "page": 782, "text": "صفحه ٤ ( شماره ٤٢ ) مجلد پنجم\n\nاز سواری موتر صرف نظر فرموده تا هوتل بریکنزا پیاده تشریف بردند روز جمعه مولانا سید حبیب عمان مدیر سیاست وحاجی میرشمس الدین خان و میر حبیب الله خان بايك جمع غفیری قبل از ورود وزیر صاحب حضور بهم رسانیده بودند در صحن مسجد شاهی با آن بزرگی جای خالی نمانده بود .\nمتصل برايكه وزیر صاحب دربار با ( ع . س آقای عبدالرسول خان جنرال قونسل افغانی وشهرزاده احمد علیخان وشهرزاده محمد یوسف خان و شهرزادگان سدوزائی ) وقتیکه بفضای سفیر هیجان مسجد شاهی ورود افگندند ـ از طرف اهالی غریو صدای زنده باد اعلیحضرت محمد نادر شاه غازی و زنده باد سردار احمد شاه خان بلند شد . بعد از فراغ نماز آقای وزیر صاحب دربار به فراز منبر برآمده نطق ذیل را ایراد فرمودند .\nبرادران اسلامی !\nروز جمعه را در پروگرام خود به لاهور از این رو تخصیص داده بودم که با برادران عزیز خود نماز جمعه را اداء نمایم . از اظهار خلو صیکه راجع به خیر مقدم سفرم نموده اید اظهار امتنان مینمایم ـ تظاهر دلریابی که دیشب در استاسیون لاهور مشاهده نمودم خاطره قیمتد او فراموش نشده نیست .\nبرادران مسلمم !\nوطن عزیزم افغانستان بك همسایه وهمدین و هم مذهب شما است لهذ ا بشما مژده میدهم که زیرسایه حکومت علیحضرت غازی که موسس با ساس متین و مطهره اسلامی است بسرعت تمام بسوی تعالی وتکامل رهسپار و بفضل خدای متعال امن از خلاف و افتراق در آن مملکت اسلامی نمایانده .\nاندازه محنیج انقلاب گذشته را که مشتمل بر مصایب و مصائب است تاحسا شبان مردم میتوانند کرد که از دور آن گذشته باشند، لیکن در شعله های انقلاب نه برای افغانستان بل برای جمیع عالم اسلام صدمه ها و اثر حزن مکنون بود .\nبلی خدا را شاکریم که بقوه تدبیر وشمشیر اعلیحضرت غازی حیات اجتماعی وانفرادی ملی ما مستحکم تر و شاندار تر شده اعلیحضرت از يك طرف برای تعالی و بهبودی ملت افتخار افغانستان لاینقطع تدابیری اتخاذ می نمایند .\nاز طرف دیگر به جهت استحکام و فلاح اخروی ملت عزیز خویش نیز شب وروز انهماك ورزیده وعقیده دارند که راز ترقی و فلاح مسلمین وابسته مراعات بامور مذهبی کا زمه واز سعادت دینی و دینوی است . میباشد .\nحضرات محترم مرام این مقصد مارفع تکالیف حجاج افغانی است زیرا هر ساله هزارها نفر حجاج برای زیارت کعبته الله در آن سرزمین مقدس حجاز رفته با اشکال غیر متحمل مواجهه می شوند بناءً ذات شاهانه این تکالیف را حس و برای فراهمی تسهیلات لازمه و استراحت و آرامش شان بامر فرمودند که با توفیق اخوت افغانسان وحجاز برای حجاج افغانی در مکه مکرمه تدبیر تعمیر قامت گاه مستقل حجاج افغانی را بنمایم .\nاز حضور و موجود شان اسلام التجاء می نمایم که برای کامیابی من بدرگاه باری تعالی دست دعا بردارند ، در خاتمه دعا میکنم که الله تعالی جل شانه همین را از محاسنیکه برای مسلمان ها وبتباع في القرون الاولى حتمی و لابد است مستفاض گرداند .\nآمین ثم آمین ـ\nبواسطه کثرت مستمعین که نتوانستند یکبار بشنوند برای وزیر صاحب دربار ضرورت افتاد تا نطقیکه در منبر بیان فرموده بودند در صحن مسجد اعاده فرمایند بلکه تا دفعه سوم نیز اتفاق تکرار افتاد در محل مذکور هزاران نفری برای مصافحه تشریف ورزیدند تمام حضار تحت ریاست مستر امین الدوله نعرۀ کی صداهای زنده باد اعلیحضرت غازی محمد نادر شاه افغان و احمد شاه خان وزیر دربار ! فضا را تکان میداد شب ۹ حوت بواسطه قطار پوسته سرحدی بسوی دهلی با آقای جنرال قونسل و رفقای همسفر عازم شدند در حالیکه رهبران ملت هند و روسای مسلم و هنود لا هور و جمع عظیم مسلمانان معزز با وزیر صاحب در بار تا استاسیون مشایعت مینمودند ساعت ٤٠ - ٧ صبح دهلی را رونق افروز فرمودند اعضای اداری جنرال قونسل گری افغانی در هند"}
{"book": "adl0789", "page": 783, "text": "صفحه ١٢\n(شماره ٤٢)\nمجلد پنجم\n\nخبر هاي داخلي\n( وزارت حربيه )\n( محاكمات عسكري )\n\nنظر به راپورت واصله كه از سوء\nاجرا آت قوماندانی فرقه غزنـيـن\nوتعليم گاه طوپ چي بحضور عاليقدر\nجلا لمآب امير اعلى نشان والا حضرت\nوزير حربيه رسيده بود ، تغيير وتبديل\nماموران فرقه های مذکور قرار آتی\nدر وزارت حربيه بعمل آمده است :-\nفرقه غزنی :\n١ - ع ، ش محمود شاه خان فرقه مشر\nوقوماندان فرقه عسكرى غزنى نظـر\nو ارکان انجمن رفيق المسلمين با رهبران\nملت و رؤسا و نامه نگاران جراید و\nحکمرانان وزیر صاحب در بار را در\nاستا سيون دهلى استقبال نمودند و بوقت\nفرود آمدن از قطار آهن صدا های زنده\nباد اعليحضرت غازی و وزیر صاحب در\nبار بلند شد . اراکین انجمن رفيق المسلمين\nحمایل طلائی و اهالی حمایل گل را\nبگردن وزیر صاحب تعلیق نمودند .\n\nبتاريخ ١١ حوت وزیر صاحب در بار\nوارد استا سيون بمبئی شد و در اینجا\nارا كين احزاب مختلف و نماینده گان\nجرائد هندی و انگليسى با رؤساى\nشهر استقبال نمودند .\n( باقی ، باقی )\n\nبه سوء اجرا آت آن جلب مركز وتحت\nمحاکمه می باشد .\n۲ - ح ، عبدالرؤف خان غند مشر\nبه غند اول وح غلام رسول خان\nغند مشر به غند ٢ وح گل محمد خان\nغند مشر به غند ٣ فرقه غزني جديداً\nمقرر گردیدند .\n٣ - ش ، فتح محمد خان کند کشـر\nرئیس ارکان حربيه فرقه غزنی که اجرا آت\nدرستی نکرده بود، موقوف ودر مرکز\nتحت محاکمه می باشد .\nتعلیم گاه توپچی :\n۱ - ش محمد غوث خان کندکشر معاون\nتعلیم گاه نظر به سوء اجرا آت آن\nاز آنجا موقوف وتحت محاکمه اسـت .\nو اگر محمد غوث خان مذكور\nبرائت خود را در محاکمه حاصل کرد\nبدیگر جا منصوب خواهد گردید .\nوح عبد الغفور خان غند مشر توپچی که\nشخص لایق است به مدیریت تعلیم گاه\nتوپچی مقرر گردید .\n۲ - میرزا نقیب الله خان سركاتب\nتعلیم گاه نیز نسبت به سوء اجرا آت\nموقوف و فعلاً تحت محاکمه می باشد .\n\nوزارت ماليه\n( مقرری ها )\n\nماموریت های مالیه :\n۱ - ص میرزا محمد کاظم خان سابق\nمامور مالیه دره صوف مزار شریف به\nماموریت مالیه در زاب و گرزیوان مربوط\nحکومتی اعلی میمنه .\n\n۲ - ص میرزا غلام حیدر خان سابق\nمامور محاسبه بلدیه ولایت که از طرف\nع ش احمد علی خان معاون ریاست تنظیمه\nمزار شریف ، به ماموریت مالیه قـلعه\nتعیین شده بود ، منظور شد .\n۳ - ص میرزا محمد کاظم خان پسر\nعاليجاه احمد قل خان سرکاتب و وكيل\nمدير استخبارات ریاست تنظیمه مزار\nشریف بماموریت مالیه ریزه کوهستان\nمنصوب گردید .\n٤ - بماموریت های مربوط حکومتی\nاعلی مشرقی :\nالف : - ص ميرزا عبد المجيد خان\nسر كاتب محاسبه مديريت محاسبه عموميه\nوزارت ماليه ، ترفيعاً به ماموریت محاسبه\nحکومتی اعلی مشرقی مقرر گردید .\nب - ص میرزا محمد ابراهیم خان ولد\nمیرزا صـفـدرخان مرحوم سابق مامور\nماليه غوری به ماموریت ماليه كوز كنر\nمربوط حکومتی کلان کنر ها مقرر شد\nج - ص میرزا عبد المجید خان سابق مدیر\nمحاسبه ولايت قطغن و بدخشان به ماموریت\nواردات و مصارفات حکومتی اعلی مشرقی\nمنصوب گردیدند .\nد - ص ميرزا محمد يعقوبخان ولد ميرزا\nمحمد شریف خان غزنوی ، مامور سابق\nتر نك وجلدك قندهار ، بما موريت ماليه\nخوگیانی مقرر گردید .\nح : ص میرزا عبد العزيز خان سركاتب\nمستوفيت ولايت كابل که سابق عهده"}
{"book": "adl0789", "page": 784, "text": "شماره ٤٢\n\nماموریت داشت به ماموریت مالیه سرخ\nرود مقرر گردید .\nه - ص میرزا نور محمد خان سركاتب\nمستوفیت ولایت کابل ، به ماموریت چقانسور\nترفیعاً مقرر گردید .\n\nجلب حیوانات براي توپ كشي\nطوری که ساطع شده وزارت جلیلهٔ\nحربيه جهت حمل و نقل توپهای هو درز\nو اتواب سنگین محرا یکعده اسپهای بیله\nو فیل های قوی خریداری کرده و از\nآن جمله ( ۱۲۰ ) اسپ بخیلال آباد\nسوق و ما بقیه نیز عنقریب خواهد رسید\n\n( مکافات )\nمخبر خصوصی ما اطلاع میدهد حکومت\nعادلهٔ ما مامورين ومستخدمين شفاخانهٔ\nملکی و شفا خانهٔ مستورات را در نتیجهٔ\nنظافت و حسن تنظیمات و اجراآت\nشفا خانه های مذکوره على قدر مراتبهم\nمکافاتاً باعطاى يك مقدار پول برخی را\nبه ترفیع عهده هم نایل و مفتخر فرموده\nاست .\n\nطرد ملازمت\nعبد الحق نام كاتب كندك توپچي مقيم\nلغمان كه يك مقدار پول دولت را از درك\nمعاش بمعذور دست بازی برده و خورده\nاست اصولاً بتادیة پول و طرد ملازمت\nاز طرف حکومت محکوم شده است .\n\n***\nولد محمد خان علاقه دار العرهٔ جدران\n\nمربوط حکومت اعلى جنوبى نسبت به عدم\nپرداخت او در اجرای امورات علاقه\nداری يك ساله طرد ملازمت شده است.\n\nدستیاب اموال\nزیوراتیکه از خانه محی الدین نام ساکن\nشهر عزنی مفقود شده بود در اثر تحقیقات\nومساعى جميله عالىجاه خرت همراه نصر الله\nخان حاکم کلان و قوماندانی کوتوالی\nغزنی از نزد محمد عارف نام که در قوماندانی\nآنجا توقیف گردیده بود دستیباب شده و\nبصاحبش استرداد گردید چون سارق\nمذکور بفعل سرقت اقرار نموده البته\nاصولاً برایش تعزیر داده میشود .\nرای پولیسیکه در اثر فعالیت و وظیفه\nشناسی خویش بحکمت عملی اشیاء مذکور\nرا با سارق پیدا نموده از طرف حکومت\nتحسین و علاوتاً به او مکافات نقدی نیز\nداده شده است .\n\nمسافرت\nعالیقدر جلالتماب یوسف حکمت بیگ\nسفیر کبیر دولت جمهوریه ترکیه بدربار\nشاهی کابل که بتاریخ ٣ سنبله ١٣٠٧ وارد\nافغانستان گردیده بودند اينك بعد از\nانقضای ٢ سال و ٦ ماه و ٧ روز بروز\nدو شنبه ١٠ ماه حوت ١٣١٠ طور مرخصی\nاز راه هند بطرف وطن مالوف خود\nشان اعزام گردیدند و بصورت مجموعی\nمراسم وداعیه شان خیلی صمیمانه گرفته\nشده دوستان شان عموماً برای مفارقت\nشان متاثر گردیده اند .\n\nاز ریاست تمیز وزارت عدلیه\n( ٨ ) از ریاست تمیز وزارت عدلیه\nدر باب جلب مدعى عليه چنان تجویز و\nبذریعهٔ مکتوبهای متحد المال در هر محكمه\nاطلاع داده شده ، کسانیکه بحضور قاضی\nمحکمه راجع بده وی حقوقی خود که\nشرعاً دعوی مینمایند ، ول بحضور قاضی\nقسم خورده و یا دو نفر شاهد موافق\nدعوی خود اقامه نماید که باعث جلب\nمدعى عليه گردد ، و لا به مجرد عرض\nمدعی ، مدعى عليه را از جاهای دور و\nدراز و خارج شهر که شبانه وا پس\nبجاهای خود عودت کرده نتوانند\nخواسته نمیشوند .\n( ٢ ) احمد نام ولد محمد رضا ساکن\nخوردك احمته دیزنگی که خدایداد ، و\nمحمد بخش نامان ساکنان موضع مذکور\nرا به قتل رسانیده بود ، و در محکمه\nابتدائيه و مرافعه و ریاست تمیز با لای\nاحمد مذكور ثابت گردید و از طرف\nحکومت متبوع ما امر شد که بورثه\nمقتولان سپرده شود .\n\nاز وزارت تجارت\n\nهيئت خریداری پوست :\nدائرهٔ جديداً بنام ریاست خریداری\nپوست در ولایت مزار شریف تاسیس\nشده و رئیس این هيئت خواجه تاج الدين\nخان است . بر علاوه دو نفر مامور که\nیکی در مرکز ولایت و یکی هم در اندخوی\nو میمنه است با يك سركاتب و يك منصف"}
{"book": "adl0789", "page": 785, "text": "صفحه 14 شماره ( 42 ) جلد پنجم\n\nخبر هاي خارجي\nروز 19 حوت\n\nچین و ژاپون\n\nامید صلح میرود\nاطلاع شانگهای مشعر است که افواهان\nشایعه در باب صلح تولید امید مینماید\nافواهان مذکوره ازین قرار است که\nجاپان آماده است به مقرر نمودن يك\nکمیتة مرکب از چینی ها وجاپانی ها\nوملا حظین بی طرف جهت نگرانی باز\nگشتی وعودت عسکر جانبين وبه تقرر\nيك كنفرانس مرکب از تمام دول دارای\nمفاد مشتر که تا در موضوع مسائل امنیتی\nوپولیسی نقطه تخلیة شده و حفظ مفاد\nچینی ها وخارجی ها ترتیبات قرار دهند\n\nو يك تحویلدار ، از وزارت تجارت مقرر\nو اعزام سوب ماموریت خود گردیدند\n\nمدیر احصائیه زراعيه :\nآقای محمد علیمخان سابق مدير تحريرات\nولایت کابل به مدیریت احصائيه زراعت\nمزار شریف و حاجي عبد العزيز خان\nسابق سر کاتب محاسبه ریاست قبایل بسر\nکاتبی مدیریت مذکور مقرر شدند .\n\nمدير كمرك مزار شريف :\nص نور الدینخان مدیر برق وزارت\nتجارت بمدیریت كمرك ولایت مزار\nمقرر شدند .\n\nو راجع به وضعیت آینده شانگهای مذاکره\nنمایند .\n\nبمبارد و مقاومت\nدر عین زمان طیارات بمهای دارای مواد\nانفلاقية مهلکه را می افگند و توپخانه\nنیز مصروف عملیات است وقاتنك ها\nو پیاده جاپانی بر موضوع چینی ها در\nچاپای تعرض عمومی مینمایند و در نظر\nدارند خطوط عسکری چین را بشکنند\nمگر چینی ها بشدت مقاومت نموده با توپهای\nبزرك جواب میدهند .\n\nمعنويات چيني ها\nاگر چه در کیانک وان سكون حكم\nفرما است مگر علامات حمله شدید به ملاحظه\nمیامد مقدمت الجيش فرقه یازدهم جاپانی\nاخذ موقع نموده است مگر قسمت کلی\nفرقه مذکوره هنوز فرود نیامده است\nوامید است جنرال جديد جاپانی\n( شیرا کاوا ) امروز برسد معنویات عسکر\nچین با وجود اشکالات وضیاعیشانی که\nبدان گرفتار شده خوب است وبشدت\nمواقع مدافعه خود را تحکیم مینمایند\nو خصوصاً مواضع تعبیه ماشیندار های\nخود را بخوبی درست می کنند .\n\nکميسيون مجمع ملل در توکيو\nقرار اطلاع توکیو کمیسیون مانچوریای\nمجمع ملل با نجا وارد شده است .\nيك اطلاع دیگر توکیو مشعر است\nکه بر سطح کشتی عدلیه برداو در اثر\nترتیبات امير البحر كيلي جهت ترغیب\n\nقوماندان های طرفین با تخاذ اصول مسالمت\nسعی جدیانه نموده می شود ، وامیر البحر های\nجاپانی کامیس راو ومو تسور د کو داکتر\nولنكتق کوی چینی ورئیس ارکان غند 19\nچینی حضور دارند .\n\nاظهار مامورین جاپاني\nاطلاع شانگهای مشعر است که روز\nيكشنبه مامورین جاپانی به ریوتر\nگفتند که عزم نداریم کشتی علم بردار\nو کشتی که در ان قو ماند ان دسته\nرا حمل می کند بیرق برافراشته شود از\n\nقراریکه دیل چار گانه اقتضا نموده اند ما جهت جلو\nگری از افتادن بیم بومسكو به بين المللي از\nجاپش حرکت دهيم ونه اقتضا نموده اند تعهد\nمینمائیم که بعد ازین قواي جاپاني در مسکونه\nبين المللي فرود نخواهد آمد .\nاگر چه قابل توجه است که یازده صد نفر\nپیشداران فرقه یازدهم جاپاني در تحت حماية\nآتش کشتيهاي مخرب در دو سرنگ فرود\nآمدند شكي که نسبت احتمال فرود آمدن عسا\nکر جاپاني در مسکونه بين المللي وجود داشت\nبصورت معيني رفع گردید و کشتيهاي حمل\nونقل جاپاني که حامل فرقه یازدهم بودند شام\nیکشنبه بلنگرگاه جاپاني در مسكونه بين المللي\nرسیدند و عساکر در آنجا فرو مي آمدند .\n\nشهر مرده گان\nکیانگ وان حالا شهر مردگان است دورکو"}
{"book": "adl0789", "page": 786, "text": "( شماره ٤٣ )\n\nچه هاي آن اجساد زياد ادوات افتاده است\nکه منجمله ششصد نفر آنرا تا حال شمرده اند\nکه اشخاص ملکی میباشند ووزیر چینی ها را\nپورتی که از جینوا رسیده اشعار میدارد که\nجاپاني ها صلح مايل اند و قعی نداده میگویند\nاین عبارت از چال است که بدان جنوا بوسیله\nجاپانی ها می خواهند جهت آوردن کمک\nوقت حاصل نمایند و مامورین چینی اعتراف\nمینمایند که مقاومت شدید مدافعین کیانک\nوان خاتمه یافته وشهر مذکور تخلیه نموده\nشده است .\n\nایرلیند و انگلستان\nشین او کیل که مامول است در حکومت\nجدید آیرلیند عضویتی داشته باشد در ضمن\nنطق خود در كارريك بروز يكشنبه بيان نمود\nکه پروگرام ( فيانا فالز ) براي آيرلیند عبا\nرت از آزادی کامل است . واظهار عقیدت\nنمود که آزادی آیر لیند بدون رسانیدن\nزحمت به برادران آیر لیند حاصل میشود و\nتاکید نمود که « فیانا فالز » میخواستی که\nقسمت های دیگر حقوق ملی را بصورت مسا\nلمانه وطريقه هاي تشكل بدست آورد . و\nما نمی خواهیم حکومت خود را وادار کنیم\nباینکه با انگلستان اعلان مبارزه نماید.\nچین تصویب صلح برطانیه را قبول نموده\nاطلاع جینوا مشعر است ، که دانسته\n\nشده است حکومت چین مصوبات صلح\nبرطانیا که از طرف لیمس از سطح\nکشتی ( کنت ) فرستاده شده بود\nقبول نموده است و جاپانی ها مصوبات\nمذکوره را جهت ملاحظه امیر اطو ر\nبه توكيو فرستاده اند .\n\nمجلس بی نتیجه\nاطلاع شنگهای مشعر است که\nکنفرانسی که بر سطح کشتی علمدار\nموسوم به ( کنت ) جریان داشت نتیجه\nخاطر خواه نداده است چونکه جاپاني ها\nآماده نیستند ، راجع به مطالبه خود\nدر باب بازگشتی و رجعت عساکر چین\nبه فاصله بیست کیلومتر از شنگهای و تهدید\nقلعه های بوشان و دو سونگ که میخواهند\nتا به زمان رسیدن تقویت وقت حاصل\nکنند .\nجاپاني چيني ها را تهديد مي کنند\nاطلاع دیگر شنگهای مشعر است که\nدر نوشته مامورین عسکری جاپان به رئیس\nبلدیه شنگهای مذکور است که اگر\nحرکات عساکر چین در بین خطوط آهن\nرا که در بین شنگهای و هنجو ، وشنگهای\nنانکنک بزودی معطل نشود خط آهن\nرا که در بین شنگهای و هنجو ، ونانكنك\nامتداد دارد خراب خواهیم نمود در نوشته\nمذکور به چینی ها تا به تاریخ ۲ مارچ وقت\nداده شده است که این اقتضا را تعمیل\nنمایند . اگر جاپانی ها این تهدید خود\n\nرا اجرا کنند باموال ونفوس خساره\nزیادی خواهد رسید .\nبمباردي در جاپاني\nاطلاع شنگهای مشعر است که در محاذ\nكيانك وان تمام روز محاربه شدیدی\nجریان داشت و هر دو طرف تلفات زیاد\nبرداشتند جاپانی ها دروز عده زیادی\nاز عساکر و توپخانه را که حاوی بر\nتوپهای ها و تیز تش الخ میباشد فرود\nآورده اند و برای حکومت احاطه و اجرای\nآن لاحدی است تهیه می نمایند . ظاهر\nاست که چینی ها در مقابل تصادمات قوه\nمتزايد جاپانی ها مقاومت نموده نمیتوانند.\nو در عین زمان بر جاپانی نیز بمبارد\nشدیدی جریان دارد .\n\nکوشش بمنع محاربه\nاطلاع جينوا مشعر است ، اطلاع قبول\nمصوبات بول بانکور از طرف جاپانی ها\nديروز شام در جينوا رسيد و از طرف\nماتسو ویرا ، وسرچ ، به ساتمن ، وبول\nبا تکور ، ابلاغ گردید ، ساتمن ، به\nماتسوویرا ، راجع به ضرورت معطل\nساختن عملیات حربی تاکید نمود\nوماتسو ويرا وعده کرد کوشش زیادی\nراجع به منع محاربه بنماید .\nاطلاع شنگهای مشعر است که توقف\nعملیات حربی در شنگهای غیر متصور\nمعلوم میشود . تلگرافات جینوا و شنگهای\nوا شلتند سنن مرسله پیش از این\nمی نگارند جاپانی ها از پای خواهش"}
{"book": "adl0789", "page": 787, "text": "( صفحه ١٦ ) ( شماره ٤٢ ) ( سال پنجم )\n\nعساکر خود در يك وقت برابر با چینی ها امتزاج نمایند . شیرا کاتا شب گذشته اعلان نمود که اگر قوای چینی تصویب جاپان را قبول نموده عساکر خود را به فاصله بیست کیلو متر عقب بکشند عملیات حربی معطل خواهد شد ، ولی غالباً چینی ها این را قبول نخواهند نمود اطلاع دیگر شانگهای مشعر است که کمدل چی معین وزارت خارجه چین پریروز بگفت وصول راپورت تو کیو درباب عدم آمادگی جاپان راجع به باز خواستن عساکر خود در يك وقت با چینی ها تمام امید مصالحت را برهم میزند .\n\nعزیمت\nع ج آقای الله نواز خان صاحب یاور اول حضور اعلیحضرت که چندی قبل برای معالجه به آلمان رفته بودند ، لیکن علاج شان باکمال نارسیده بکابل عودت فرموده بودند ، امروز مجدداً بمرض اکمال معالجه بطرف آلمان عزیمت فرمودند\n\nتصحیح صفحه ۱۱ این شماره\nدر ستون اول سطر ۱۳ حجاج ، حسیج خوانده شود.\nدر ستون اول سطر ٢٥ نظار ، نظاره خوانده شود .\nدر ستون ۲ سطر ۲ قبل از معجز شریعت افزوده شود .\nدر ستون ۳ سطر ۳ توفیق - توفیق خوانده شود .\nدر ستون ۲ سطر ۱۰ فی القرن ، خیر القرون خوانده شود .\n\nوداع\nمشترکین کرام بلکه عموماً قارئین ذوالاحترام جریده انیس مسبوق خواهند بود که نگارنده در انجمن ادبی کابل عضویت داشته و به نسبت علالت آقای محی الدینخان صاحب امتیاز این جریده موقتاً نشریات انیس را عهده دار شده بودم ( چنانچه در شماره ۱۷ همین سال بتفصیل ذکر شده )\nدرین اوقات که از عرفان پروریهای یگانه پادشاه دانش دوست ما انجمن ادبی در شرف توسعه و امور مفوضه آن رو به انبساط است اشتغال من بوظایف اصلی لازم تر افتاده .\nاگر چه در این عرصه تصدی من شاید نگارشی که شایان این جریده نامور وطن اما بوده از قلم نگارنده طراوش نیافته باشد تنها باین مفتخر بوده و دل خوش دارم که نقش ساعه زحمات قلمی و دونده گی من مانع سقوط يك جریده ملی بحساب رفته باشد .\nدر خاتمه از همکار و همقلمانی که در مدت شريك این زحمات من شده اند تشکر کرده و آرزو دارم جریده ملی انیس از اثر فکر و قلمی مدیر صاحب سابقی اصلاح آقای محی الدین خان خوكیانی و دیگر نویسنده گان وطن سال های درازی در بین دور درخشان نادر شاهی که از بهترین اعصار عرفانی مملکت عزیز شناخته می شود محل استفاده هموطنان واقع گردد .\nسرور جویا\n\nاعلان\nهر کس معاون اداره شود و یا معاون میشود جریده انیس را رایگان خدمت شان تقدیم میگردد .\nهر کس جریده انیس سابق از ین اشتراك نموده باشد و اخبار برایش نرسیده باشد ورسید اداره بدست دارد به اداره ارسال فرمایند تا اداره در احیاء حقوق شان بکوشد .\nکسانیکه از نرسیدن اخبار شکایت داشته باشند اداره را مطلع فرمایند اداره حاضر است تا ادرسهای مشترکین جریده خویش مساعی تام ورزد ."}
{"book": "adl0789", "page": 788, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 789, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 790, "text": "جريده هفته وار\nانيس\n* قیمت اشتراك *\nکابل\t١٢ افغانی\nاطراف و ولایات داخله\t١٤ «\nطلبه معارف\t٧ «\nدر ممالك خارجه\t٢٠ شلنك\n( مطبعه انیس )"}
{"book": "adl0789", "page": 791, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 792, "text": "(شماره ٤٣)\nمجله ٥\n\nاشتراك سالانه ۱۲ افغانی\nمحصول پوسته ۲ \"\nخارجه ۲۰ شلنگ\n\nایلس\n\nاداره : کابل جاده ارگ\nمؤسس و صاحب امتیاز : محی الدین\nمدیر محمد امین خوگیانی\n\n۲ شنبه ۱ حمل ۱۳۱۱\nتاسیس ۱۳۰۶\n۱۳ ذیقعده ۱۳۵۰\n\nقلم و شمشیر\n\nقلم خلقت ( اول ) الهیه است ، شمشیر\nصنعت انسانیت است .\nارباب ادب ، در باب مناظره لیل و\nنهار و در فصل جدال قدیم خاك نار\nو در بوستان گل و از هار ، و در معرکه\nسیوف ابطال با اقلام اهل کمال مقالات\nبلیغه افاده و مقامات مفیده را اقامه\nکرده اند . البته هر مصنفی که از لسان\nطرفین گفته اند درست است اگر زیاده\nگویند درست تر خواهد بود . زیرا\nفضائل قلم و مزایای سیف غیر محدود\nاست .\nمدح آن اشیاء که نامش می برند\nقاصرند گر تا قیامت بشمرند\nاری در بیان فضائل تفاخر کردن\nاگر بلسان همگر باشد جائز است\n( اما بنعمته ربك فحدث ) و اگر درتفاخر\nاثری از مطاعنه و قدری از تعرص داخل\nشود بهر طرف دروغ اثری ندارد\n( الهاكم التكاثر ) اگرچه دربیان فضائل\nو در اظهار خصائص اسلوب تفاخر را من\nخوش نمی بینم مگر ارباب سیوف در ما بین\n\nخود با اصحاب قلم با همدیگر مباحثه می ورزند\nدريك سطر من انرا در فضیلت خود محصور\nمیدانند .\nبهر حال سیف و قلم با هم دیگر متعاون\nو متکافل میباشند ، شمشیر با قلم در\nهر شان توأم و صدیق و در هر حال حبیب\nشفیق است .\nآری تفاضل وجدل در رجال و علام\nاست در شمشیر و قلم نیست .\nاگر در بیان فضائل شمشیر و یا فضائل\nقلم با خیال شاعری خطیبانه سخن گفتن\nروا باشد شمشیر فضیلتی دارد که قلم ندارد\nیعنی دست با عصمت رسول الله صاحب\nقر آن کریم و شمشیر داشت قلم نداشت\nحقائق اسلامیه را بابیان ، تعالیم نبویه\nرا با تیان ، سیاست عادله و امنیت عامه\nرا با سیف برن ، اقامت کرد ، بدست\nذی عصمت قلم نگرفت ، از شرف تاسیس\nاسلامیت قلم نصیبی ندارد ( انا ارسلنا و\nفی الامین رسولا ) این دو شرف ، شرف\nتَصَاحب دست تاسیس اسلامیت شرف بودن\nدر دست عصمت رسالت ، مخصوص\nشمشیر است .\n\nمعهذا قلم فضیلت هایی دارد که سیف ندارد .\nثنای قلم در قرآن کریم در آیات\nمتعدده آمده و در سوره « ن و القلم\nو ما يسطرون » تعظیم قلم بصورت قسم\nالهی بنهایت درجات رسیده اما سیف در\nقرآن کریم در هیچ آیت کریمه مقسم\nبه واقع نشده است .\nدر فضل سیف و در فضل قلم این دو\nدلیل در نظر ظاهر بینان گرچه تمام است ليك\nدر نظر راز دانان حقائق بینان البته\nنا تمام است . زیرا سیف و قلم از صورت\nمادیه معدنیه یا از صورت قصبه نباتیه\nنیست ، سیف در حقیقت تمثال قوت و\nشعار عدالت است . قلم رسول افادات عقل\nو ترجمان رأی و لسان علم است . هم عقل\nوهم قوت در اساس اسلام معتبر است غنای\nعقل وقوت در قرآن کریم در آیات متعدده\nآمده است : عقل رکن اول اسلام و اساس متین\nاسلام است ( مدار تكليف شرع است ) قوت در\nتاسیس اسلام و تمكين امر اسلاميه سبب متين\nشده است برای تمثال قوت وتمكين نعمت"}
{"book": "adl0789", "page": 793, "text": "(صحيفه ٢)\n(شماره ٤٢)\n(مجلد پنجم)\n\nخداوند است علاوه برین قوت از اسماء حسنای الهیه مستفاد شده است .\nوبناء علیه دست عمدة رسالت اسلامیه هم سیف صارم وهم قلم سالم داشت ، قلم در حکم و در تشريع ، سيف در تأمین و در تنفیذ معتبر است .\nقلم دراصل وجود و دراساس موجود دخله[؟] دست مهندس حکیم درهندسه نظام کاینات بدست قدرت خود قلم حکمت الهيه را گرفت ، نقاش ازل در الواح طبیعت ؛ درصحائف وجود ، عدد قلم حروف کائنات را و کلمات موجودات را بخط جميل نوشت .\nرب اکرم جل جلاله به انسان همه علوم را با قلم الهی مادی تعلیم کرد گویا قلم اولاً بقدرت خدای عزوجل ثانیاً در دست انسان اصل جميع بركات شده است.\nهر موجود ، همه علوم ؛ همه معارف وصنایع اثر قلم است. شمشیر در این امور نادمه دخل نداشت وندارد .\nهیچ موجد ، هیچ نقاش، در وقت ایجاد در وقت نقش ، در ساعات كشف بغیر قلم کار نکرده و در دستش هیچ وقت سیف نبوده است .\nبلی کسانیکه بدست خودچون یا اشک ناحق ریزد دست او عاقبت از برکت عقیم مانده است .\nعوالم علويه در دست خود قلم دارند ، فی صحف مكرمه مرفوعه مطهره بایدی سفره کرام برأه ، غير انسان عاجز بدست خود سیف نگرفته ( در مغازی نبوی چون فوج ملک بر معاونت رسید از طرز\n\nاستعمال سیف مسبوق نبودندکه برایشان هدایت میشود که شمشیر باید بر مفاصل بخورد) و در غير مجمع انسانی و در غیر ضرورت ، سیف اهمیتی ندارد زیرا که سیف صناعت انسانیه میباشد .\nفضل شمشیر تنها برای مدافعه وتنها برای حفظ و حمایت است اما سیف از شرف ایجاد تماماً محروم است .\nآثار هدم در هر عصر و در هر مدنیت در صحائف ایام به اساطیر وقائع ووقوعات مدهشه مرفوع ومتصل شده است .\nشمشیر بی قلم غیر از هدم چیزی کردن نمیتواند و قلم از سيف مستغنی شدن میداند .\nپس غزا زدن فرض شد بر مومنان\nتاسنا سند از كف مجنون سنان\nسيف در ذات خود اعتبار حریت ندارد در دست اهل و نا اهل کار خود میگذارد .\nچون سلاح وجهل جمع آمد بهم\nگشت فرعون جهان سوز از ستم\nاما قلم در دست نااهل هیچ وقت کارنمیکند (نه خیر گاهی بدست بداخلاقی هم می افتد که عالم را تباه میسازد) قلم عزت ذاتیه واختیار عملی دارد اثره لم کمال انسانیت فضائل اسلامیت است اما اثر سیف هیچ وقت مقصدغائی نیست بلکه جواز آن برای ضرورت و اضطراب است .\nاز لسان مولانا جلال الدین رومی رضی الله تعالی عنه از مثنوی میگوید .\nمن نمیکردم جهاد از بهر آن\nتاظفر یابم فرو گیرم جهان\n\nدر شرق اقصی :\nمعرکه چین و ژاپون\nدرین اوان چون محاربه چین و ژاپون به انتهای شدت جریان داشته ، تذکار شلنگهای بار بار در صحایف مطبوعات آمده میرود ، لهذا لازم دانستیم که بنابر این جریده اهمیت شلنگهای واز مفاد دول اجنبی که دران علاقه دارند خاطر نشان کرده شود .\nکین جهان جیفه است مردار وخس\nبر چنین مردار چون باشم حريص\nامتی وجوب جهاد برای مصالح بشر است چون حواس انسان بر عقل او غالب است و و هم انسانی بر حواس او قاهر است از آنرو خوف در انسان اول انفعال است وخضوع و درحضور قوت نجات حال است .\nلاجرم حرمت ارباب سیوف در نظر عموم مشهور میشود و حرمت اهل قلم در هرجا و در هر عصر مستور .\nاین عدالت الهیه است که نقصان سیف را به محترم بودن حاضره جبره کرده فضل سيف نسبت بقلم بدين جهت مضاعف شده وخاطر اهل سیف بدین تدبیر مطمئن گشته است .\nنیست باطل آنچه رحمن آفرید .\nوز غضب وز حلم وز نصح مکید\nروحانیان افغان\nانیس : شمشیر از مزایای ذاتی وخصائص موروثی ملت افغان است قلم از فضائل کسبی بشر است با وصف شمشیر منضم وجزء لا ينفک باید ساخت"}
{"book": "adl0789", "page": 794, "text": "صفحه ۳۸ (شماره ٤٢) جلد پنجم\n\nمیدان حرب شانگهای :\nجهازات بحری ژاپون بر منطقه شانگهای علی التواتر میرسد . و دیگر دول معظمه دنیا باین محاربه چین و ژاپون رأساً دلچسبی دارند . زیرا مفاد دول مذکور بآن مربوط است .\nشانگهای يك منطقه و مسكونه بین المللی است اگر چه تنها تنها محافظت فرانسه دران جا موجود میباشد ، با این شانگهای مرکز توجه و منفاد تمام دول خارجی است ، چنانچه به شانگهای مفاد ١٤ حكومات اجنبی وابسته بوده حقوق و مطالبات همه دول قریب و بعید حیثیت متوازنه دارد . و بازار تجارت اجنبی در اینجا حاوی مبالغ هنگفتی می باشد بنا برین مبرهن که اگر احیاناً بمنافع یکی ازین دول خساره رخ دهد ، طبعاً در تمام نظام آن يك برهمی تولید شده و همه شان درین هیجا نات عظیمه متحد خواهند شد .\nشانگهای در شرق اقصی حیثیت فتیله را دارد که اگر کمی حرارت بآن داده شود ، تمام جبا خانه های دنیای به يك مشعله مهیب هم آغوش گردیده و بر باد فنا خواهد رفت .\nاهمیت شانگهای :\nشانگهای يك شهر نجیب و غریبی است که ۹۰ سال قبل يك مسكونه چیری های معمولی بود ، اجنبی ها هیچ گونه مجاز بل استیذان ببیع و شرای ( نفوذ اقتصادی ) نداشتند . امروز شانگهای در دنیا مدر کاه درجه ششم بشمار میرود و علاوتاً از معمور ترین شهر ها محسوب می شود و دارای صدها عمارات عالیشان و دفاتر عظیمه و باغات وغیره بود ، مرکز تجارت چندین هزار ملیون روپیه می باشد بنابرین در عالم مدنيت يك حيثيت تجارتی ( بل اهمیت سیاسی ) راهم حاصل داشته است .\nشانگهای در تحت منافع ١٤ دول عالم میباشد ، ولی تنظیم امور آن بدست مجلس بلدی که محصول دهندگان شهر انتخاب می کنند می باشد .\nحالات شهر :\nدر شانگهای پنج هزار پولیس امنیه و يك هزار و هشتصد عسکر اروپائی سکه و جاپانی وغیره نیز موجود میبود در ١٩٢٧ فوج محافظ برطانوی به شانگهای فرستاده شده بود که ازان به بعد دائماً دو فوج افواج برطانوی دران جا موجود میباشد . آبادی اشخاص غیر ملکی قریب ٥٠ هزار بشمار می رود محرانان برطانوی ، تجارتی بوده و خیلی اهمیت دارد ، چنانچه تعداد آنها به - ۸ هزار نفر میرسد .\nو عموماً جاپانی ها در حصه شمالی شهر سکونت دارند . درین حصه شهر دكاكين بزرگ ، معبدگاها ، مکاتب دفاتر جرائد و میدان های بازی و کتاب خانه ها ، خانه های سکونت ، تپانه های پولیس ، بالاخره تمام حوایج ضروریه همان موجود می باشد .\nچینی ها به تعداد ده لك در مناطق غیر ملکی سکونت دارند . و اغلب آبادی آنها خیلی سنجیده و برا من است . و بکسی ضرر نمیرسانند . اگر احیاناً در بین چینی و ژاپونی ها جنگ وجدل واقع شود و منجر به مخاطره گردد پولیس متبینه آنجا امنیت را تأمین مینماید اگر ضرورت زیاد پیدا شود برای استقرار و امنیت فیر هم کرده می توانند با لفرض اگر چینی ها به تعداد زیاد مقتول شود درینصورت هیجانات فطری شان روبتزاید نهاده مخاصمین جانی و مالی دشمنان خود میگردند .\nتحریم امتعه :\nبزرگ ترین آله مدافعه نزد چینی ها تحریم امتعه جاپانی ها است که یعنی اموال جاپانی ها را چینی ها نه میخرند و ازین رو جاپانی ها خیلی مشوش و پریشان گردیده اند . و فی الحقیقت انسداد و مقاطعه اموال برای بازار تجارتی جاپان صدمة رسانیده است که جاپان ازان به خوف بود .\nچنانچه در ماه گذشته در شانگهای تحریم امتعه اموال باعث خساره يك كرور پوند برای جاپانی ها گردیده . و در هانگ کانگ ۱۱ کرور پوند صدمه رسید ، و در حقیقت تحریم امتعه نزد چینی ها بزرگترین حربه است و جاپانی ها بکلی پریشان اند .\nآغاز تحريك تحریم امتعه :\nچینی ها در ١٩١٩ اولين تحريك تحريم"}
{"book": "adl0789", "page": 795, "text": "مجلد پنجم\n\nصحنه ٤\n\n( شمار ٤٢ )\n\nامنتعه را شروع نمودند واز معاهده\n( ورسای ) مایوس شده مجبوراً برای\nبرباد ساختن استبداد جاپانی ها این اله\nرا استعمال می کردند .\nازان وقت به بعد این تحریم آنقدر\nمنظم ومنضبط شده است که برای دفاع\nاز هر فشار این ضربه را استعمال مینمایند\nو اگر دریکی از دکاکین چینی مال\nجاپانی دیده شود ، آنرا « مال دشمن »\nگفته ، به چور آن اقدام ومالک دوکان\nرا جریمه می نمایند .\nحکومت چین از رسمیت وقانونی بودن\nتحريك تحريم امتعه انکار نموده می گفت\nکه اگر مردم از روی وطن خواهی به\nتحريك اقدام نمایند ، این حکومت هم\nازان جلو گیری کرده نه می تواند .\nطلاب چینی :\nروح تمام اضطراب های سیاسی\nو تحریم امتعه طلاب چینی می باشند ، چو\nآن ها به تعداد هزار ها ولک ها جمع\nشده مظاهره می نمایند ، این طلبه بسیار\nمحنت کیش بوده اوقات فراغت خود ها\nرا به مظاهره صرف می نمایند و به سیاست\nبسیار دل چسپی دارند . و همیشه برای\nتحریکات می کوشند ، ويك جنبه ازین\nطلاب را افراطیون می نامند ، و همین\nگروه حکومت را « بزدل » « كمزور »\nمعرفی می نمایند .\nافلاس حکومت با مکین :\nدرین وقت حکومت تانکین افلاس\nکرده است ، قرض نموده اجرآت امور\n\nعلوم وفنون :\n\nماضي وحاضر واينده\n\nتلگراف بیسیم تجربه سنیور مار كوني از\n٢٠ سال باینطرف\n\nدر روز ۱۲ دسمبر شال ۱۹۰۱ مارکونی به\nتجربه تاریخی خویش جهته ارسال او لین\nخبر تلگرافی که بحر محیط اتلانتیکی را\nعبور نماید قیام کرده و خودش همرای معاون\nخود ( کمپمپ ادر ( سنجان صیل ) نيو\nفوندلاند نشسته و در مقابل آله مخترعه خویش\nگوش میدادند تا اینکه سه ضربه خفیفی که\nحرف s را ترکیب نموده و بحر محیط را\nاز ( بولاهو ) در کور نوال که مسافه ۱۸۰۰\nمیل داشت عبور نمود ، این سه ضربه خفيف\n\nرا می نماید ، و همین قرض باعث موجودیت\nاو گردیده است ، زیرا اگر معاش\nو تنخواه افواج دولتی را ندهد ، همه\nعسکر اغوا نموده ، در چين يك انقلاب\nزبر دست برپا می شد .\nترك تازى حکومت جاپان :\nترك تازى حکومت جاپان جریان داشته\nوشبکههای را تصرف نموده است ، دفاتر\nپلدی و میادین هوائی و چهاونی های عسکری\nرا اشغال کرده است ، مکر اصل واقعه\nاینست که دیگر ممالک بر خلاف این\nاحتجاج خواهند کرد زیرا که مفاد اوشان\nهم درین شهر مربوط است . ( لامدن )\n\nمبشر نجاح تلگراف بیسیم و مودذن انقلاب\nمدهشی که در تمام عالم ایجاد خواهد کرد\nبود مارکونی جهته این تجربه سالان لازمه\nرا تهیه کرده و در راه آن متحمل تمام فدا\nکاریها شده بود و میدانست که هر گابه موفقیت\nخاتمه پذیرد چه اثر بزرگی در دنیا خواهد\nداشت و بلکه آنرا بمثا به حکم حسیات و یا\nحکم مات تلگراف بیسیم میدانست . و درین\nهم تعجبی نیست ، زیرا درین وقت تلگراف\nبیسیم مثل خیلی از خیالات شمرده شده\nوتجربيات علما ودار التجربه هاي آنها هنوز\nدرین باره در يك دایره خيلي كوچك\nومحدودي بحساب میرفت بلكه اكثر يه\nعلما وحتي بزرگان شان درین امرشك داشتم\nوبه نجاح و موفقیت آن قانع نمي شد ند .\nزير ايشان از کنه امواج اثيری اطلاعی نداشته\nو معتقد بودند که آنها در خطوط مستقيمي مثل\nروشنای سیر مینماید . و در صورتيكه ممکن\nنیست شعاع و روشنی را از لندون به نیويورك\nفرستاد همچنان عقیده داشتند که از محالات\nاست که با وجود استطاله امواج اثیری ،\nانحنای خطوط کره زمین خبر تلگرافی را\nفرستاد . تا اینکه مارکونی درین میدان داخل\nشده و به تجربه خویش امکان همان چيزي را\nکه با ستدلالة آن متفق الکلام بودند ثابت کرد\nوکنه همان امواجی را که از شناخت و معرفتش\nعاجز هند برایشان واضح و عیان ساخت\nمعهذا با اینکه افتخار اقدام و اجرای\nاین کار مار كوني تکیه میکند ولی"}
{"book": "adl0789", "page": 796, "text": "( محله پنجم )\n( شماره ٤٣ )\nصفحة ه )\nافتخار سبقت را درین راه ندارد . زیرا\nاد وار برانلی علامه فرانسوی در حقیقت\nاولین مخترع بسیم شمرده شده و دنیا\nاین افتخار سبقت وی را با مال کرده\nاند . همچنان ژو زف هنری در سنه\n١٨٤٢ قرار داد که شراره كوچك\nبرقی را در هوا بفرستد بعد از وی دافین\nهیوژ علامه بزرگی که میکرو فون را\nاختراع نمود پیدا شده و تجاربی در\nبارۀ شراره ها اجرا کرده و توانست\nکه امواجی را که بوسیله میکرو فونش\nایجاد مینماید ثابت نماید كذا مخترع معروف\nامریکا ئي تومس اديسون درين راه يك\nعده تجربیاتی اجرا کرده و در سنه\n١٨٧٥ اختراع یا انکشافی را بنام خود\nثبت کرده و آنرا ( قوه اثیری ) نام\nگذاشت . اما اعمال و تجارب این علما\nبمقامات از طرف یکدسته از علمای دیگر\nمصادف می شد ، چنانچه سرلوا نسوس\nتو میسون خواست که تجارب ادیسون را\nبا همان نظریات معروفه تطبیق نماید و ابداً\nباین راضی نشد که با مکان نقل الکتريسته\nاز جای بجای دیگر بی اینکه هر دو جا را\nسیم با هم وصل کرده باشد اقرار و\nاعتراف نماید بعد از وی كلا رك ماكسويل\nکه پدر اثیر اعتبار داده می شود پیدا\nشده و آنرا باساس علمی جدید چنین\nشرح داد كه يك قسمی از امواجی است\nکه میتوانیم بوجود آن احساس نمائیم مثل\nامواجی که روشنی را نقل میدهد اما يك\nقسم دیگری هم میباشد که نه میتوانیم\nآنرا به بینیم و نمیتوانیم از وجود آن\nاحساس نمائیم . و بدین وسیله اساس\nنظریه امواج تلگراف بسیم را وضع کرد\nجز اینکه تمام این علمای که در اطراف\nتلگراف بیسیم تبادلة افكار ونظريات\nو تجربیاتی نیز اجرا کردند ، توانستند که\nآنرا بد سترس خویش گذاشته و حقیقت\nواقعی آنرا به دنیا پیش کنند . زیرا\nطبیعت قوای را که تا اندازه بکشف آن\nموفق شده بودند درك كرده نتوانستند\nتا اینکه مار کونی که در آن وقت در\nجامعه بولو نی ایتالیا تحصیل میکرد\nظاهر شده و استادش ( ریچی ) در طی\nکنفرانسی های که میداد اهتمام او را به\nنظریات هر تز جلب کرد . مار کونی\nدر بحث و کنجکاوی این نظریات بیشتر\nوقت وفكر خويش را صرف کرده و بتمام\nچیزهای که متعلق باین قوای جدیده بود\nفکر خود را مشغول و در اطراف آن بحث\nوتجسس میکرد .\nوقتیکه مار کو نی بعمر ۲۰ ساله گی\nواصل شد يك محبت و علاقه در امواج\nاثیری گردیده و آنرا بهمان صورتی که\nما كسويل و يا هرتز یاریچی میشناخت\nشناخته بلکه از تمام آنها پیش تر نیز\nرفته ومفكورۀ جدیدی را ابتکار نموده\nکه این امواج را میتوان حسب مشیت\nانسان بدون اینکه بین فرستنده و گیرنده\nسیمهای موجود باشد فرستاد ، و یا در\nراه معطل کرد .\nو وقتیکه در ابحاث خویش باين حد\nواصل شد درسته ١٨٩٦ به لندن مسافرت\nکرده و با سر ولیم پرینس که در آنوقت\nرئیس فنی پوسته بريطانی و از کبار\nمهندسین تلگرافی بود ملاقات کرد\nسرولیم پرینس برغم جوانی که مارکونی\nداشته و هنوزه بیشتر از ۲۲ مر حله از\nمراحل حیات راطی نکرده بود تمام\nو نظریات و بیانات او را شنیده و باین گفته\nوی که تلگراف هوائی ( بیسیم ) مستقبل\nخیلی بزرگتری نسبت به تلگراف سیم\nدار خواهد داشت قانع شد . و مار كوني\nاز طرف این شخص هر نوع تشجيع\nو معاونتی را حاصل کرده در اوایل سال\n۱۸۹۷ بود که مارکونی اشارات تلگرافی .\nبیسم را بمسافه ۹ تا ده میل فرستاده\nو شرکتی برای انحصار این اختراع\nتاسیس کرد .\nدر سنه ١٩٠٦ دي فورست ( استوانه\nفراغ ) را اختراع کرده و این اختراع\nبزرگترین معین تلگراف بیسیم و وسيله\nتعمیم آن گردید چنانچه این اختراع فقط بمثابه\nماشه تفنگ و کلید حرکت و راندن\nلوکوموتیف برای بیسیم گردیده و بدون\nآن تلگراف بیسیم در احاطۀ خیلی محدودی\nباقی میماند و درین باره کفایت میکند\nکه بگوئیم که این آله تا اثیرات خیلی\nبطى را بملیون ها دفعه بزرگتر ساخته\nوبوسيله آن ميتوان تك تك ساعت جیبی\nرا مثل ضربۀ چکشی که بر روی سندان\nبخورد ، شنید . وبالآخر باين وسيله\nاختراع را دیو غايتا\" و عملاً خاتمه پذیرفت\nو بوسیلۀ آن سفاین دریائی بحلقه ارتباط"}
{"book": "adl0789", "page": 797, "text": "( صفحه ٦٩ )\n( شماره ٤٣ )\n(مجلد پنجم)\n\nحاصل کرده و ممالک یکی با دیگری نزدیک شده و دول عالم بمثابه يك دولت واحدی گردیدند .\nاما رادیو مدتی نگذشت که از همان دایره که برای آن عبارت از يك نوع تالگرافی که مثابه تلگراف سیم دار بوده و یا فوق تر از آن باشد باقی نماند . بلکه بزرگ ترین وسیله اشاعه و انتشار گردیده و بذریعه آن آوازهای خواننده ها ، خطبا و کنفرانس دهنده ها ؛ وموسيقيين و امثال ها گردید .\nمارکونی شخصاً چنین مقصودی نداشته و آنرا پیش بینی کرده هم نمیتوانست اما مثل يك عاشقی در راه این آمال خویش بوده و خواست بهر ذریعه که باشد برای خود آله برای استماع بسازد . تا اینکه بخاطر يك تاجری در پیتسبورگ امریکا گذشت که این آله ها را ساخته و در همان موقعی که هار دنج و کوکس بالای ریاست جمهور باهم مسابقه و رقابت می ورزیدند بفروش برساند این تاجر اعلانی نشر کرده و مردم را تشویق کرد که آله های استلام و گرفتن خبر رابخرند تا بذریعه آن نتیجه انتخابات را موقعیکه تمام می شود در حالیکه در خانه خود باشند بفهمند و همچنان این تصادف اثر بزرگ در نشر آله های رادیو بین مردم داشته و\nاز همین وقت امریکا موطن رادیو گردید درینجا حاجت نخواهد بود که بخواننده اثر انتشار رادیو را بیان دهیم ، عامل بزرگی در حیات اجتماعی و سیاسی گردیده و ببرکت آن انسان میتواند حالیکه در خانه خود نشسته باشد خطبه یا کنفرانس یا موسیقی و امثال آنها را استماع نماید و بلکه مكتشف قطب هم در حالیکه در نواحی منجمد و هزاران میل دور از خانه های مسکونه میباشد بموسیقی که در یکی از شهر های متمدن زده می شود گوش بدهد . امروزه را دیو در اروپا و امریکا برای افراد يك احتیاج مهم گردیده و کفایت می نماید که درینجا بگوئیم که فعلاً در آمریکا ( ١٢٥١٣٠٠٠ آله استماع که برای شنیدن خطبه ها و امثال آنها استعمال می شود موجود است در قرن حاضر رادیو مقرون به تقدم اقل صور بواسطه آنی که ( تلیویژیون نامیده می شود پیشرفت حاصل کرده و خصوصاً امریکا درین راه گام های وسیعی بر داشته است چنانچه آله های مخصوص تلیویژیون در آنجا مثل آله های رادیوی اولی گردیده و يك عده تياتر وسينما ها بوسيله آن صور اکتور واکتریس ها را با صوات شان اشاعه کرده ومردم از دور منزلیکه از نزديك دیده و شنیده می شود ایشان را دیده و آواز شان را می شنوند .\nاما آینده رادیو شکی نیست که مجللی تر از حالت حاضره آن خواهد گردید وشکی ندارد که تلیویژیون غناً مثل را دیو عمومیت حاصل خواهد کرد . اما رادیو اثراتی دورتر و بیشتر هم نسبت به تلیویژیون حاصل کرده و دور نیست که ممکن گردد که سفاین و طیارات بواسطه آن و بدون عامل انسانی سیر کرده و همچنان دیده شود که طیاره ها در ناحیه بم انداخته در حالیکه طیاره رانی بین آن نبوده و فقط بوسیله رادیو از دور اداره شده است اندازه اول و آرزوئی را که بتقدم و پیشرفت رادیو در آینده دارند از قول مارکونی که درطی خطابه که در معهد مهندسین در لندن ایراد داشته است میتوان حدت زد : شاید مرا شخص خیالی به حساب نیارید هرگاه برایتان بگویم که روزی خواهد آمد که در آن روز امواج برقی برای نقل قوه در مسافات نسبتاً نزدیکی استعمال شود . و این در صورتی می شود که به درجه کمال واصل شده وبوسايل خصوصی بتوانیم امواج را باشعه متوازیه در فضا بفرستیم.\n( ترجمه از مجلات خارجه )"}
{"book": "adl0789", "page": 798, "text": "صفحه ٧\n( شماره ٤٣ )\nجلد پنجم\n\nاز هر طرف\n\nطیاره براي طبقات ابر\nبقرار اطلاع جريده «سندي ريفر ي» چند ماه بعد در عالم هواپيمايي انقلاب حقيقي رخ خواهد نمود يعني بهترین طیارات یکدفعه از کار افتاده، کهنه شده، بي قوت و کودكانه بنظر خواهد آمد .\nهوا پيمايان عوض ٢٤٠ كيلومتر ، که در زمان حاصل نمودن «کپ» شنیدر» پرواز نموده بودند، از ٨٠٠ الي ٩٠٠ کيلومتر فی ساعت پرواز خواهند نمود . حالا تمام این چیزها منتظر نتایج تجربیاتیست که باصرار تمام در فرانسه در ماشین خانه هاي هوابازي «برفرمن» بعمل می آید .\nطبقات ابر\nحالا قريب ٨١ ماه مي شود که در کارخانه هاي (فرمن) در (بیانگور) بهترین متخصصین هو اپيمائي نظامي وملكي بريك نمونه جديد ايروپلان ( طیاره ) که مخصوص براي پرواز در طبقات ابر مي باشد ، کار مي کنند. متخصصين مذکور اطمینان دارند که بعد از تجربیات پروفيسر «پیکار» هواپيمائي در فضا عالي سبب زحمت مخصوص نخواهد شد. بر خلاف این هوا پیما هیچ گاه به ارتفاع ٢٥٠٠٠ متر با جریان هوا ، غبار برف و باد مقابل نخواهد گردید .\nقوتي که براي مجادله با هوا وبراي رفع نمودن عناصر هوائي صرف میشود، در حال پرواز در طبقات ابر تماماً صرف ترقي سرعت نموده خواهد شد.\nاصولاً، ایر ویلانی که در طبقات ابر پرواز مي نمايد ومجهز به موتوري است که ٣٥٠ اسپ (هارش پاور) قوت دارد در يك ساعت ٩٠٠ کيلو متر طي کرده میتواند. يعني عملاً مارسیلز - پاريس يك ساعت طي خواهد شد، پیلوتي که صبح زود از ( بورژي ) میدان طیاره پاريس پرواز نمايد، براي ناشتاي صبح خود را به نيويارك رسانده می تواند.\nاير وپلان حاضر است :\nائير وپيلاني که بقرار پلان شرکت ( فرمن فرییر) ساخته شده است؛ حاضر ومجهز به پروانه است که از ذوب المونیم مخصوص ساخته شده است . تمام روي اله مذکور نیز از همين ذوب المونيم مخصوص که اسرار آن تنها به خود مخترع معلوم است ؛ ساخته شده است. زيرا دیگر اقسام فلز طاقت درجه حرارتی را که در طبقات ابر وجود دارد ، نمیداشته باشد . فولاد معمولي در بلندی ٢٥٠٠٠ متر به مثل چیبی سريع الانكسار والمونيم را به مثل رابر نرم می سازد . لاکن این ذوب پر اسرار جدید تمام نقصانات را رفع نموده .\n\nاسراریکه بشدت پوشیده می شود :\nاین واضح است ، که امور تعمیر اله مذکور برای طبقات ابر بشدت در اسرار نگاه داشته می شود . در ماشین خانه مذکور فقط بهترین و وفا دار ترین مرد مان ، خصوصاً فرانسویان راه دارند . برادران فرمن ( فرمن فریر ) مالکان کارخانه اصلاً انگليسي هستند ، لاکن در زمان محاربه ترك تبعيت نموده به هواپیمائی فرانسه خدمات شاياني نمودند .\nبرادران فرمن میخواستند که شخصاً طيارات جدید را اداره نمایند، لاکن وزیر هوائی مخالفت سخت نمود و گفت : که طیاره را نهایت خوب بسیار هستند ولی چنین موجدین به مثل فرمن يافت نمي شوند .\nوفیصله نموده شد که این ها را به خطر پرواز اول طبقات ابر نیندازند .\nسندی ریفیری در مقاله اضطراب انگیز خود میگوید : « ائیرو پلان برای پرواز حاضر است . روزی می آید که انسانها با تعجب زیاد خواهند دانست، که در هوا پیمائی انقلاب بزرگی رخ نموده است.»"}
{"book": "adl0789", "page": 799, "text": "( محله ٨ ) ( شماره ٤٣ ) ( مجلد پنجم )\n\nخبر های خارجی\nاوضاع سرحد\nقرار یکه جراید هندی و انگلیسی چندی قبل بر این اشاعه داده بودند. در روز های گذشته اقوام پاینده خیل بر تهانه هائیکه از علاقه ریاست دیر گذشته به چترال میرود حمله کرده تفنگ هارا برده بودند .\nبار دوم بر دو تهانه دیگر نیز یورش بردند از یکسو ریاست دیر مردم را به چرگه دعوت داده میکوشید تا تفنگ ها را استرداد نمایند از طرف دیگر برخی از جوانان پاینده خیل یوسف زائی با جوری هارا دعوت اتحاد میدادند ، در نتیجه اعلانات رسمی حکومت اعلای صوبه سرحد در جراید نشر گردید که راهیکه از علاقه دیر میگذرد برا من است پاینده خیلان با ریاست دیر توافق نموده اند حالا جراید هند اعلانی که از طرف حکومت اعلای پشاور شده اشاعه میدهد .\nپشاور ۱۷ حوت حاکم اعلی صوبه سرحد مضمون ذیل را که راجع به اوضاع سرحد واثناء مبارزی حکومت هند به چند دیهات شائع کرده است :\n« از سه چهار هفته باین طرف شورش پسندان مشهور کوشش داشتند قبائل سرحدی را که بشمال دریای کابل سکونت دارند بر خلاف حکومت بر انگیزانند و برای حصول باین مقصد در مهمند ها و اتمان خیل وقبائل متعدده باجور تبلیغ جهاد را مینمودند »\n« این تحريك سرحد به کانگرس وتحريك سرخ پوشان مربوط بود زیرا که برای ثبوت دلائل قوی داریم که این تحريك في الحقيقت يك پارسل کانگرس بوده است »\nمعاونت سرخ پوشها\n« لیدر های این تحريك که برای اشتعال انهاك ميورزند به لیدر های کانگرس پشاور ارتباط زیادی دارند »\n« چه مفرورین سرخ پوش که از پولیس فرار و در سرحد رفته اند با آن ها معاونت مینمایند بطور مثال نام سالار سرخ پوشان چهار سده را ذکر واشاره به بعض از رو حانیون سرحدی که ایکجاز مه وار تقسیم اشتهارات اشتعال انگیز بر بعضی اقوام سرحدی بود مینمائیم »\n« جاسوسان کانگرس پشاور شبهای هندی در چرگند نیز مربوط اند که نصب العین یگانه این جماعت مائیکه خود آن ها اشاعه نمودند مبنی بر تخلیص میتز گاندی و رهنمایان کانگرس است »\n« اگر چه تا چند روز قبل این اشتعال انگیزی های افراد مزبور چندان کامیابی حاصل نکرده بود مگر از چند روز باین طرف اوضاع را تیره کرده است . »\n« يك لشكر مهمند و باجوری هادر رقبه واش کول که بفاصله ۱۲ میل از رقبه سرحدی بعید است داخل شده با تمام قوا مصروف عمل است تا مهمند های شمالی را بر انگیخته در لشکر خود داخل وبر سرحد برطانیه بیارد ، دوو تتر بطرف شمال يك لشكر سالارزئي وباجور که در دسته های اتمان خیل نیز شمولیت دارند بطرف غرب دریای پنجکوره ( سرحد مغربی دیر ) اجتماع نموده تهدید می کند که دریای مذکور را عبور نموده در سرك چترال داخل شوند . »\n« این لشکر ها و ساکنین دیهاتی که از آنها این لشکر ها متشکل شده اند بر طياره ا تيکه برای کشف رفته بودند فیر نموده اند تا امروز بر خلاف این فیر ها بیگمان اینکه شورش فرو خواهد شد هیچ کار روائی بعمل نیامده مگر معلوم می شود که تا خیر مزید خرابی های زیادی را در سرحد وصلع پشاور تولید خواهد کرد . »\n« در نتیجه بتاریخ ۱۵ حوت اشتهارات زیادی در دهات مذکور وبر لشکر پرتاب وعده بواسطه چند نفر به حصص اطراف فرستاده شد که محتویات اشتهارات مذکور يك انتباهی باهالی دیهاتی که عسکر از آن جمع شده وخود عسکر ها بود میداد باین طریق که اگر تا شام ۱۷ حوت این لشکر منتشر نشد بر لشکر و تمام دیها تیکه از آن جا این لشکر ها جمع شده است بروز ۱۸ حوت بمباری کرده خواهد شد وهم به سر کرده های شان اخطار گردید که دوام او در هنگامه جوئی او ترا مستوجب کيفر باری خواهد ساخت ."}
{"book": "adl0789", "page": 800, "text": "مجلد پنجم\n\nشماره ۱۳\n\nصفحه ۱\n\nسبب الا کردن بیرق حکومت جدید مانچوری\nبه غضب آمده انقلاب نموده اند. انقلاب\nبا تیر های شدید ماشیندار شروع گردید،\nو گلوله های آنها به شهر بلاگو و یشچنسک\nمیافتاد . رئیس ارکان حربیه افواج\nحکومتی از طرف انقلابیون اسیر و قریب\nده نفر افسر های جاپانی ويك هلاك\nجاپانی مقتول گردیدند . دو شهر ساخالین\nدر دی ها و ایر پشـای حـکم فرما\nاست شعبه ( گوست و اک ) تجارتی\nحکومتی شورویه و مغازه یکی از اتباع\nشورویه ، هر چار بانك چینی محبوس\nخانه ، لامبارد ( لا مبارد کمپانی است\nکه در آنجا مردمان شهری که محتاج\nپول می شوند ، اشیاء خود را گرو کرده\nپول میگرند . مترجم ) وغیره غارت\nکرده شد ند ایو دین قونسل\nجاپان ، نائب الجكومه جاپان و هـم\nچنین مدیر با نک حکومتی چینی با خدام\nو اشخاص فامیلی خود از سرحد شورویه\nگذشته در شهر بل گو و یشچنسک پناه\nآورده اند . گرو سمان مدبر كمرك\nانگلیسی بسبب تدهش از سرحد شورویه\nخود را خلاص نموده قاچاقهای مامورین\nقونسلگری شورویه بطرف بلا گو\nو یشچنسک حرکت نموده اند .\n\nچاانا پریس راجع به پیشنهاد\nصلح جا پان\n\nمسکو ١٤ مارچ - چاناپریس روزنامه\nشانگهای مسایل راجع به پیشنهاد صلح\n\nتاس\n\nچین وژاپون\nمسكو ١٤ مارچ ـ از شنگهای اطلاع\nمیدهند که جا پانیها در قرونت ( محاذ )\nهواند تایژان سی هزار عسکر فرستاده\nاند . کوششات جا پانیها برای اشغال\nتایزان عقیم ماند .\nمطبوعات ها رپین اطلاع میدهند که یعقیب\nتبدیل پایتخت مانچوری در چانچون ،\nریاست ارکان حربیه افواج کانتون نیز\nدر انجا نقل داده میشود و هم قونسلگری\nجاپان تبدیل بسفارت گردید .\n\nشنگهای\n\nمسکو ١٤ مارچ ـ از شانگهای اطلاع\nمیدهند که شش هزار عسکر در حصبص\nخود ژیا او شمال مغرب اوسين فرود\nآورده شده اند . طیاره های جاپانی ،\nبمباری ها تجز داد هزار پان و سنگرن\nمداومت دارند و هر چی که میابند بیاید\nسبب حریق بزرگی میگردد . وزارت\nبحریه جاپان به ترتیب نقشه راجع به جای\nدایمی فلوت بحری جاپان در شانگهای\nکه حالا هم در آنجا موجود هستند مشغول\nاست .\n\nاردوی چین در مانچوری\nانقلاب نموده اند\n\nمسکو ١٤ مارچ ـ قرار اطلاع بلا گو\nو یشچنسك اردوی چینی که در شهر ساخالین\nکه مقابل به ساحل اموز و رو بروی شهر\nبلا د گو و يشچنسك واقع است بنا به\n\nخبر ۸ مارچ حاکمت : ـ نتیجه\nاتباعی حکومت برطانیه ختم گردیده لشکر\nهای قوم سالار زئی که در مغرب دریای\nپنجکو را جمع بودند ، قریب بود که\nسرك چترال را قبضه نمایند . باستثنای\nیکدسته خورد که ماورای سرك چترال\nبود منتشر گردیدند .\n\nدر حـدود کوه ( سيد ) لشکر اقوام\nشاموز ئی مهمند جمع شده بر سرحد هند\nحمله آور شده منتشر نشدند ، واز دهاتیکه\nاجتماع نموده بودند امروز بذریعه طیاره\nهای برطانیه بمباری نمودیدند .\n\nاخبار مدینه بمبو له استیسمن می نگارد\nکه بصورت عمومی خیال کرده میشود که\nاین مضرت جدیدیکه با قبایل با جوری\nو باینده خیل بر سرحد ریاست دیر\nشروع شده است .\nجواب سر نیپوشان کانگرس انجام\nمی یابد این آخرین مساعیات است اگر\nازین رهگذر برای حکومت واساً نقصی\nنرسد کم از کم برای کسانیکه همـدست\nحکومـت اند حتماً خطر خـواهـد بـود.\nاو این رهگذر برای حـکومـت حـفاظـت\nطردداران لازمی است محل وقوع علاقه\nمهمند پرخـازی است که انگيزه زور\nتحريك سرجـو شان است در آنجا يك\nنو آبادی مهمند ها نیز می باشد که از\nآنجا برای نهر کشی وغیره مزدوراف\nمی روند از آنرو در این علاقه سرجوشان\nنامحد نهائی کامیاب شده اند اگر چه\nاز این رویه معلومیست اما از مقاصد شـمـانی\nاین هم بشـمار می رود کـه طـردداران\nحـکومت پـریشـان کـرده شـوند."}
{"book": "adl0789", "page": 801, "text": "( صفحه ۱۰ )\n( شماره ٤٣ )\n( مجلد پنجم )\n\nجاپان را تشریحات داده مینویسد : جاپانها\nاراده نموده اند الی رسیدن کمیسیون\nمجمع مللی فضای صلح را تولید نمایند\nبا وجود این قوای بزرگی از طرف\nجاپانها در شنگهای رسیده وبرای حمله\nآینده تهیه میبینند . جاپان ها اظهار\nمینمایند که چینی ها فقط بشرایطیكه\nجاپان پیشنهاد مینماید صلح را حاصل كرده\nمیتوانند ، بقرار ذیل : امتیاز مكمل\nبمقابل توکیو و آقائی جاپانها بر ملت\nومملكت چین پیشنهادات صلح جاپان\nعبارت است از يك تهيه حمله جدید .\n\nمطبوعات جاپان بظر فداري\nظاهر در مالچوری\nمسكو ، ١٤ مارچ ـ از پايين اطلاع\nمیدهند که مراسمی كه در چانچون بشرف\nجلوس « پو » بوظیفه حكومت عالی در\nتحت قوای محافظ جاپان و ژاندارم بعمل\nآمده است ، صورت تاجگذاری را بخود\nگرفته است . مطبوعات جاپان واضحاً\nضرورت مقرر کردن شاه در مالچور\nاظهار میدارند .\n\nقونسل جاپان به عملیات جنگی\nتهدید مینماید\nمسكو ، ١٤ مارچ ـ از شانگهای\nاطلاع میدهند ، که قونسل جاپان در شهر\nهانگپو او نوقی بحکومت چین فرستاده\nاست و در نوته خود اظهار میدارد که\nاگر حکومت چینی از حرکات ضد\nجاپان جلو گیری ننماید و حرکات مذکور\nدوام کند مجبور بعملیات نظامی\nبقشم شانگهای خواهند گردید ، فلوت\nجاپان در حصص نانكين شروع بعملیات ناگهانی\nنمود ، این عملیات پریشانی زیادی در اهالی\nتولید نمود .\n\nهیئت حکومت در مانچوری\nمسکو ، ١٤ مارچ از شنگهای اطلاع می\nدهند که کابینه اشاعه شده وزرای حکومت\nجديد مالچوري بهیئت عمومی دست نشانده\nجاپان ها هستند جزان سیا نسو که تربیه دهنده\nپووشر منشي قدیم در بار بوگد یخان بود ،\nصدر اعظم مقرر گردید ، سین ژيسي عضو\nجنبه میلیتر وزیر خارجه ، سي سيا كه در حال\nحاضر بخدمت حکومت جاپان میباشد وزیر\nمالیه و جنرال ماوزیر حربیه مقرر گردیده اند.\n\nخبر های رویتر از ۷ الی ۹ مارچ :\nپلان فرانسه\nاطلاع جنیوا مشعر است که فعلا در\nجنیوا مصروف مباحثه در اطراف پلان\nفرانسه میباشند راجع به اتحاد اقتصادی\nاوروپای مرکزی این پلان عبارت از يك\nاقدام مقابله فرانسه در مقابل اتحاد استریا\nو جرمنی میباشد نقشه مذكور يك بيلان\nاقتصادی و مالی را حاویست که استریا هنگری\nسلوا كيا و روماليا ، و یوگوسلاویا را\nدر بر میگیرد و مقصود بزرگ آن عبارت\nاز وضع نرخ ترجیحی معرفه در بین\nحكومات مذكوره ميباشد .\n\nیاداشت به نماینده برطانیه\nبه نماینده برطانیا در جنیوا يك یادداشتی\nاز طرف فرانسه رسیده است که بر طانیا\nو فرانسه و ایتالیا و جرمنی درین موضوع\nبه فكر و اصلاح وضعیت اوروپای مرکزی\nباید تعاون نمایند .\n\nوفات\nاطلاع پاریس مشعر است بر یان که يارده\nمرتبه صدر اعظم و ٢٥ مرتبه وزارت را\nاشغال کرده بوده ، پس از استعفای\nخود از وزارت خارجه بتاریخ ۸ جنوری\nدر اثر مرض قلب بساعت ۱ – ۲۰ دقیقه\nروز دوشنبه پس از يك هفته بیماری وفات\nنمود .\n\nتقاعد در بين مامورين\nسموئل هودر بجواب كوكب ميتركه\nدر دار العوام توجهاً بطرف تشویشی که\nدر باب ضمانت معاش تقاعد در بین\nمامورين شيوع یافته است جلب نمود ،\nگفت من آگاهم که درین موضوع در بین\nمامورین هندوستان بصورت عمومى يك\nنوع تشویش وجود دارد، و بیان نمود که\nحكومت برطانیا تقاعد شانرا ضمانت نخواهد\nنمود چونکه پول مذکور بر عایدات\nهندوستان تحميل می شود ، مسئولیت ضمانت\nآن در آینده بدوش وزیر خواهد بود و\nعلاوة آگفت حکومت موجوده نمیتواند\nحتمى بفكّر خود بیاورد که در عین\nاجرائت در باب يك نقشه مبدالات تشكيل\nهندوستان ، پارلمان نمیتواند هيچ يك حفظ\nما تقدمی را وضع نماید که تادیه پول تقاعد\nرا بصاحبمنصبانیکه به مملکت مذکور\nخدمت نموده اند تضمین کند ."}
{"book": "adl0789", "page": 802, "text": "صفحه ١١\n(شماره ٤٣)\nمجلد پنجم\n\nهووَر به مجادله کار مداخلت ورزد .\n\nاطلاع واشنگتن اشعار میدارد که هوور به مجادله خود بر ضد ذخایر طلا ادامه داده در يك نطق خود که در تمام مملکت امريك اشاعه شده است مجمع کنندگان طلا احتجاج مینماید که طلای غیر مسكوك و ذخایر غیر مستعمله را با میدان بکشند و بیان میدارد که این اقدام اهمیت شانرا به وطن نشان خواهد داد ، عامل مهم این مجادله عبارت از اصدار اسناد است از طرف حکومت به تمام اشخاصیکه از تودیع پول در بانکها می ترسند فروخته میشود اسناد مذکور به مقابل ده پوند سترلنك و يا بیشتر از آن ارزش خواهد داشت و دارای دو فی صد منافع بوده در آخر يك سال مستهلك خواهند گشت .\n\nدر ٢٤ ساعت خارج شود\n\nروز سه شنبه ( هوور ) در دارالعوام گفت من در تحقیقات این مسئله مترددم که آیا واقعاً چنانچه میگویند به وکیل که در سری نگر از مسلمانان دفاع می نمود حکم داده شده است که در مدت ٢٤ ساعت خارج شود و باینصورت اشخاص عازم بی دفاع مانده اند یانه ؟ زیرا این مسئله بصورت عمومی به اداره داخلی حکومت هندوستان مربوط است و قرار اطلاعاتی که بدست آمده است من دلیلی نمی یابم که حکومت هندوستان باین\n\nدر نظر دول\n\nویلی نطاق دار العوام در مجمع ( جمیعت بزرگ مشرق ، گفت قسمت ساحلی مسئله هند و ستان يك مسئله بزرگیست وتصویبات کمسیون شاهی را تفصیل نموده گفت در مصوبات مذکوره این مقصود ترتیب شده است که زمانیکه هندوستان بطرف مقابل حرکت می کند بايك نوع اطمینان پیش رفته و قتیت خود را در نظر دول حفظ نموده بتواند .\n\nعساکر جاپان بطرف شنگهای\n\nاطلاع توكيو مشعر است ، که تقویت مزید برای عساکر جاپان بطرف شنگهای میرود وزارت حرب تفصیل میدهد که حکم روانه شدن عساکر قبل از معطل شدن محاربه داده شده بعد حرکت شان باین علت فسخ نمود که عزائم چین هنوز واضح نیست .\n\nدول کوچک\n\nاطلاع توکیو خبر میدهد که در اثر حمله دول كوچك بر جاپان در مجمع ملل بنابر بیان جاپان که این دول بدون آنکه مفادی از ایشان در شرق اقصی ملحوظ به مخاطره باشد در کاریکه برای جاپان جدیت دارد مداخله می کنند يك قيل و قال جدیدی در حلقه مجمع ملل در باب سوای ساختن جاپان از مجمع ملل امر داده است .\n\nچهارده هزار عسکر جاپان\n\nاطلاع شنگهای مشعر است که روز دوشنبه ١٤ هزار عسکر جاپانی در دوسونگ فرود آمدند . ممیدا دو توکیو گفته میشود که جاپان حاضر است قوای اصلی خود را باز نخواهد چونکه اطمینان حاصل نموده است که بیشتر ازین مخالفت زیاد واقع نخواهد شد ولی عزم دارد يك قسمت عساکر خود را بدون کدام مقصدی قرار اقتضای حقوق خود در سکونه بین المللی نگاه دارد . در عین زمان نفری تخنیکی جاپان شعبه دوسونگ مان ژیانگ خط جلوتر ترمیم مینمایند .\n\nقوای جاپانی به تعرض خود ادامه داده میرود\n\nاطلاع جينوا باین خبر خیلی اهمیت میدهد که تمام مساعیات مبذوله جهت اقامه مصالحت تا بحال ناکام شده است ؛ جاپانی ها فعلاً از پیشرفت منصرف شده اند ، ولی محاربات كوچك در حصص خارجی ایالات در وقت شب واقع شده میرود در راپورٹ چهارم کمسیون مشورتی شنگهای که از تمام حوادث الى ٤ مارچ بحث مینماید بعضی مطالب مهم شامل است و بیان میدارد که قوای جاپانی ها به تعرض خود ادامه داده میروند وسلسله اشتعال خود را باین بهانه تجدید میکنند که باید آخرین مقامی را که تصرف نموده اند حفظ نمایند این تأکید مینماید که دو مکتوب خود به سکرتر مجمع نیز جاپان"}
{"book": "adl0789", "page": 803, "text": "صحفۀ ۱۲\n(شماره ۲۴)\nمجلد پنجم\n\nهمین پالیسی عسکری را اظهار نموده است .\nمکتوب پنجصد هزار دالری\nاطلاع نيويارك مشعر است ، آخرین حادثه که در سلسله گمریختاندن پسر لند برك واقع شده است ، این است که پولیس يك مکتوبی را که به لندبرگ فرستاده و پنجصد هزار دالر بصورت فدیه خلاصی آن مطالبه شده و نیز تصویب نموده بودند که با نماینده لندبرگ در استورانی که در نزدیکی میلتز فیلد ( پنی سلوانیا ) واقع است ملاقات خواهند نمود ، از راه گرفته است و را پورت میرسد که ميني نل كه يك نفر از واسطان مذاکره بادی دان است فعلاً بطرف مينز فيلد بسواری ریل روانه گردید .\n\nدستگیري دونفر مرد و دو نفر زن\nاطلاع پرستل ( پني سلوانيا ) که دو نفر مرد و دو نفر زن از طرف پولیس ها به حیث نویسندگان مکتوب به لند برگ که پنجصد هزار دالر در آن مطالبه شده بود در روز شنبه دستگیر شده اند .\n\nچینی عسکر خود را در مقابل عسکر جاپانی جمع می کند\nاطلاع شانگهای مشعر است که هنوز امید کنفرانس صلح مدور درین نزدیکی ها جهت تعيين شرائط تخليه عساكر\n\nجاپانی وجود ندارد و بر خلاف آن بیانیه جنرال جاپانی شراکادا خط محاربه مزید را تولید مینماید جنرال مذکور بیان میدارد چینی ها صورت جدید مدافعه را اختیار وعساکر خود را در مقابل خطوط عساكر سابق جاپانی جمع نموده میروند جا بجا کشیده کی دوام دارد ، و کالونل فليمننك قوماندان عساکر برطانوی در منکونه بین المللی نایر حادثه که در روز دوشنبه واقع شده بود به جنرال شيراكادا رجوع وا او مذاکره مینماید واقعه مذکور چنین است كه يك دسته عساكر مسلح جاپانی به سواری موتر بار برداری پرترکت سعی نمودند ، در يك قسمت مسکونه که از طرف تفنگ داران سکات لیند محافظه می شود داخل گردند .\nدر شهر نانتاوای چین نیز خوف و دهشت حکمر ماست زیرا جاپانی ها میل دارند آنرا نیز بزودی اشغال نمایند.\n\nراجع بمناقشه چین و جاپان\nاطلاع جنوا حا کیست که مجلس مجمع ملل بمباحثۀ عمومی خود راجع بمناقشۀ چین و جاپان خاتمه داده ويك كمتية جة ترتيب تصميمات وتقديم يك تصميم بمجمع ملل ، غالباً در روز پنجشنبه مقرر نموده است .\n\nخبر های داخلی\n\nتبدلات وزارت عدلیه در محاکم مشرق\nحینیکه جناب فضل احمد خان معين وزارت عدلیه که با ع ، ج وزیر صاحب دربار الى سرحد مشرق رفته بودند ، پس از رجوع وعودت در جلال آباد بامور شعبۀ عدلیه آنجا پرداخته ، بعضی قضات ومفتيان محاکم را که ربط نی شان را لازم داشته اند از ماموریت سبکدوش فرمودند .\n(۱) ملا نورالدین خان قاضی محکمه لغمان بواسطۀ شکایت اهالی موقوف وعوض او فضیلت مآب مولوی عبدالله خان لغمانی که چندی در جمعیت العلماء شمولیت داشت و شخص پاك نفس بنظر ديده ميشد مقرر گردید .\n(۲) ملا عبدالله خان قاضی شوگیانی که اهالی از اجراآت او شکایت کردند نیز مفصل و بجای او فضيلت ماب مولوی محمد زاهد خان لغمانی که شخص صالح معرفی کرده شده نصب گردید .\n(۳) ملا غلام محمد خان قاضی کنر خاص که در اثر معلومات شخص غفلت کار بنظر رسید از قضاوت عزل وعوضش فضائل همراه میان عبدالقادر خان خوگیانی مفتی محکمۀ مرافعه مركز جلال آباد که در اجراآت خود بی غرض بنظر رسید وهم اهالی از و اظهار رضایت کردند ترفیع یافت ."}
{"book": "adl0789", "page": 804, "text": "( شماره ٤٢ )\nمجلد پنجم\nمكتوب وارده\nصداقت مآب جناب مدیر صاحب جریدۀ\nفریدۀ انیس را احترام !\nچون حضور شاهانه همیشه خدمت گاران\nصادق حكومت وطن خویش را نوازشان\nمیفرمایند وغمشريك با افراد ملت میگردند\nخصوصاً اشخاصيكه بحكومت ووطن خویش\nصمیمیت دارند و هیچکس از شفقت و مراحم\nذات شاهانه که بر عامه رعایای وحید متکافلان\nصادق خویش دارند انکار کرده نمیتوانند\nچنانچه الیوم شنبه ۲۹ حوت یکی از\nعایله شجاعت مآب جناب شرف الدین\nخان جرنیل ملکی جاجی ، ركن مجلس\nعالی اعیان قضای الهی را لبيك گفته\nبدار جاودانی رحلت نمود .\nنسبت بدعم خواری نمایان اعلیحضرت\nپدر تاجدار دولت مدار غازی شاه\nمستعفی شده ، وعوض شان آقاي عبدالحبیب\nخان از طرف اهالي انتخاب گردید .\nمكافات\nآقاي عبدالرسول خان حاكم درجه اول\nغوري مربوط ولايت قطغن که بغرض معالجه\nچشم خود به کابل آمده بودند، بنا بر صداقتي\nکه ازوشان در امور توجیهی شان معلوم شده بود،\nاز طرف حکومت، مبلغ دوهزار افغانی بخشش\nبراي شان اعطا شده ، ونیز فرماني بمدیریت\nطبیه صادر گردیده است که بدرجه عزتمند\nآقاي داکتر فواد بیگ متخصص امراض چشم\nوسرطبیب شفاخانه ملكي ، مريزي اليه تحت\nمعالجه گرفته شود .\n\n( ٥ ) ع ، ش ، نور احمد خان سابق\nلوا مشر عسكری هرات به رتبه فرقه مشر\nثانی در زمره نفری احتیاطی وزارت\nحربيه داخل ومحسوب شده است .\n( ٦ ) آقاي يعقوب عليخان سابق مامور\nحسابیۀ بوت دوزی در نتیجه حسن کار\nهای سال گذشته او ، مامور حسابيۀ\nفابريكۀ نساجی مقرر گریده است .\n( ٧ ) آقاي محمد ابراهيم خان به رتبۀ\nتولمشرى به تحویلداری جبا خانه بالا\nحصار عوض كامبود منصوب گردیده است .\nتلفات بارنده گي هفته ماضي\nبارانهای که چند روز علی الاتصال دوام\nداشت در قریۀ خم زرگر علاقه کوهستان\nخانه محمد شريف نام وایران وهفت نفر\nهلاك شده اند .\nكذا شنیده می شود که در استالف هم\nيك خانه غلطيده سه نفر را تلف کرده\nاست .\nورود شهزاده\nوالاحضرت شهزاده محمد طاهر خان که در\nشماره های قبل الیس از عزیمت شان بطرف\nجلال آباد بعد از ایام مرخصی عید تذکار\nرفته بود ، شام روز شنبه ۳۰ حوت مع الخير\nوالعافيه با هيئت تعلیم گاه پیاده وارد کابل\nگردید .\nوکیل جدید پغمان\nآقاي حاجی محمد شريف خان وكيل\nپغمان درشورا، قولي بنا بر عدم رضایت اهالي\n\n( ٤ ) ملا عبدالباقی خان قاضی کنر\nبالا که از قضاوت مستعفی گردیده بود\nعوض او ملا عبد الغفور خان چون يك\nشخص اهل معلوم شد مقرر گردید .\n(٥)ملا عبدلواحد خان مفتى محکمه ابتدائیه\nنسبت بشکات واجرا آت از افتا بر طرف\nوعوض او فضایل همراه ملا محمد اسمعیل\nخان ساکن قند هاری لغمان که شخص\nخوب بنظر آمد مقرر گردید .\n( ٦ ) ملا محمد قاسم خان مفتی محکمه\nخوگیانی نسبت بقلت معلومات فقهی\nبر طرف شد .\n( ٧ ) مفتی محکمه لغمان نیز از عدم\nلیاقت بر طرف وعوضش فضیلت همراه\nملا فقير محمد خان ساکن رود کوت\nکه شخص خوب بنظر رسید مقرر شد .\nانتصاب مامورین جدید\nدر شعبات مربوط وزارت جلیله حربیۀ\n( ١ ) ع ، ش ، پیر محمد خان فرقه مشر\nاحتیاطی که سابقاً قوماندان فرقۀ عسكری\nمیمنه بود ـ رتبۀ فرقه مشر ثانی بفرقه\nغزنی منصوب گردیده است .\n( ٢ ) ح غلام رسول خان غند مشر\nقطعات قول اردوی مرکز به غند مشری\nغند ٢ فرقه غزنی مقرر گردیده است .\n( ٣ ) ح ، گل محمد خان غند مشر\nقطعات قول اردوی مرکزى به غند مشری\nغند ٢ فرقة غزنی مقرر گردیده است .\n( ٤ ) ح ، عبد الغفور خان غند مشر\nتوپچی بمدیریت تعلیم گاه توپچی به رتبه\nغند مشری مقرر شده است ."}
{"book": "adl0789", "page": 805, "text": "( شماره ٤٣ )\nصفحه ١٤\nمجلد پنجم\n\nافغانستان که با خدمت گاران صمیم\nحکومت و بهیخواهان وطن دارند برای\nمصارف تدفین و تکفین و غیره ضروریات\nمتوفای مذکور مابیان مبالغ زیادی عطیه\nفرمودند . و از روی غمخواری بعمل\nساعت يك والا حضرت وزیر صاحب\nحربیه هم بجنازه و دفن متوفای مذکور\nما بیان حاضر و خود را غم شريك می\nنمودند ـ و بعد از فراغ تدفین و دعای\nمغفرت متوافای : مراجعت فرمودند\nمابیان همه قبائل غیلجی ازین غمخواری\nاعلیحضرت غازی و والا حضرت وزیر\nصاحب حربیه هزاران تشکر میکنیم از\nخدا وند بی زوال تمنا و آرزو داریم\nکه برای همه ملت افغانستان خصوصاً برای\nمابیان توفیق خدمات وطن و حصول رضای\nاعلیحضرت غازی عطا فرماید . (شیر گل)\n\nضیاع اسف ناك\n\nچون حکومت عرفان دوست ما در\nقدردانی اهل عرفان عطف توجه فرموده\nو میفرمایند در مصائب شان نیز اظهار\nهمدردی میفرمایند .\nچنانچه دیروز عالیقدر جلالتمآب وزیر\nصاحب معارف برای اخذ فاتحه محمد علی\nخان متعلم پسر میرزا محمد حسن خان که\nدر حین تحصیل در ترکیه فوت نموده\nاست تشریف داشتند رؤسای دو ایر و معاریف\nملت جهت فاتحه خوانی بهمم میرسیدند .\nانیس نیز به او بت خود برای وزارت\nجلیله معارف اهل معارف و بازماندگان آقای\nمرحوم با اظهار فسوس اجر و تسلی میخواهد.\n\nترجمۀ : رحمان افغان\n\n- ٤ -\n\nمؤلف : رفائل ژارژ\n\nرهبر اهل ثروت\n\nقسمت اول\nواسطۀ قوۀ مالیه\n\nنتائج جنگ بالای تداول وجوهات\nاگر به تمام ممالک کرۀ ارض گردش\nکدیم ما خواهیم دید که نتایج جنگ\nبین المللی باعث تغییرات حالت مسکوکاتی\nشده است .\nانسان میتواند که درین مورد ملل را\nبه طبقه تقسیم نماید .\nاولاً دول بی طرف هستند : که آنها\nطلای دول متحارب را بعوض فروش امتعه\nزیاد خود شان جمع کرده اند و بدست\nآورده اند .\nثانیاً دول محاربی که موفق شده\nتداول وجوهات خود را توانستند که از\nرجعت و کسر محافظه نمایند .\nثالثاً دول محاربی که مجبوراً پول\nکاغذی را بلانهایت درجه طبع کرده اند\nبعبارت دیگر پول کاغذی خود را تنزل\nداده اند .\nدولت فرانس متاسفانه از طبقه سویم\nمحسوب میشود .\nزیرا از یک طرف برای ارتقای سعی\nوعمل و از طرف دیگر برای سلامت\nتداول مجبور بود که بلا نهایت درجه پول\nکاغذی خود را چاپ کنند و احتیاجات\nخود را تکمیل نماید .\n\nورنه غیر این مفکوره پس از جنگ\n١٩١٤ پول فرانسه شش ملیارد بود\nوا کنون ملت فرانسه مدعی است ٨ بر ٩\nو یا پرده سهم زیاده ساختن پول خود را\nضرورت ندارد . باری بریتانیای عظمی\nبرای حمایه تداول پول خود تقریباً ده\nملیارد و هم چنین دولت امریکا ١٨\nملیارد فرانك اعتبار دارد که از قرار\nحساب فرانك البته دولار و پوند معلوم\nمیشود البته این دو سهم به نسبت سهم فرانسوی\nخیلی بزرگ است ، نه تنها از نقطه نظر\nاقتدار بلکه از نقطه نظر خلق و ثروت\nطبیعی نیز این دو مملکت بزرگ میباشند .\nچطور سیاست مسکوتی فرانس بات باشد\nما فهمیده و شناختیم بعد از صرف\nمساعی شایان تقدیر عالم عسکری فرانس\nکه در مدت پنج سال تدارك ديده است\nهیچ يك موجبات حقارت برایها نماندنیست\nازینکه ملت فرانس مجبوراً اساس وبنیاد\nپول خود را تا سنه ١٩٢٥ بحالت ضعف\nگذاشته است .\n\n( با قیدارد )"}
{"book": "adl0789", "page": 806, "text": "صحیفه ١٥ \n( شماره ١٣ )\n( مجلد پنجم )\nمولف : له پلاتیه فر انسوی\n( ٣٢ )\nمادام سان ژین\nمترجم : حبیب الله طرزی\nاز فصل هژدهم\n\nکاترین ایلچی میشود\nکاترین : « غم مرگ این پسر نه تنها امپراطور بچه را مکدر ساخته بلکه به نهایت ترسانیده است خوف میکند که مبادا امپراطوری باعث عدم وارث سلطنت او را گذاشته دیگری را ازدواج کند ! اگر چه من یقین دارم چنانچه بتو گفتم ، ناپلیون مثل سابق زن خودش را دوست دارد ، حال باید بفهمد که موقع داشتن وارث مستقیم از دست رفته ، دوکتورها ، ساحره ها و روحانیون تمام روی زمین اگر چه جمع شوند ، نتیجه مطلوب را بدست آورده نمیتوانند بنابران بهتر است یکزن جوان تر را در عقد نکاح خود درآورد. این ، تالیران دوپکرها متمادیا ساز طلاق را مینوازند و امپراطور را با ازدواج یکی از پرنسس های پادشاهان اروپا تشویق میکنند.\nامپراطور بچه ازین چیزها شنیده و منتظر است که امپراطور بمفاد سلطنت عائله دانی خودش طلاق را تجویز خواهد نمود : برای دفاع این ضربه مهلک تجویزی نموده است که بنهایت ماهرانه و مدبرانه است . »\nکاترین توقف نمود و له فیور بطرف او بانگاهای تجسس دیده گفت : « من میترسم که نخواهد توانست پلان هوشیارانه ببرد ! »\nکاترین : « آیا تو یک خانم قشنگ بلند قامت گندم گون که ( ایلیا لوره دلاپلین ) مینامید و با پرنسس کارولین میبود بخاطر داری ؟ »\nله فیور : « بلی میشناسم ، باقر با ( ژان ریول ) افسر خند ٣ دوراگون ها را که بجرم تقلب محبوس گردید ، ازدواج شد . و بعد از عفو ناپلیون زنش را که همین ( ایلیا لور ) باشد بدربار ، بار داده شد. مگر فهمیده نمیتوانم که این زن را با امپراطور بچه و پلان او چه مناسبت ودخل خواهد بود ! »\nکاترین : « این زن یک پسری دارد که گمان میشود از امپراطور است ! »\nمارشال : « شیطان ! آیا ثبوت و شهودی درین هست ؟ » کاترین : ثبوت های بلا گفتگوی . هر کس بدربار رفت و آمد دارد میتواند چنین ثبوت ها را ابراز دهد . »\nمارشال : « تو با دیگري ميخواهيد اين پسر را بر مات بیچاره باز کرده امپراطور مستقبل شان بسازید ؟ » کاترین : « چرا سازیم ! امپراطوریجه با بهترین قانون دان ها مشوره کرده باو گفته اند که قانون روما فرزندی گرفتین را بپادشاه اجازه میدهد. همه دلایل را شنیده ام . ترا به تکرار میگویم که در فرزندی گرفتن طرف من قویست بزرگترین امپراطور ها که در دنیا گذشته است - حتي اوگوستوش خودش - فرزندی را برای وراثت استعمال کرده است مگر با تصویب سنا ( مجلس اعیان ) .... »\nله فیور : « خوب خوب ، می بینم که در معامله معلومات وسیعی داری . چیزی که دیگر امپراطور ها کرده اند ، امپراطور ما کرده هم میتواند . راجع به (سنا ) مجلس اعیان .... »\nدرین جا له فیور تنها شانه های خودش را به تخر حرکت داده چیزی نگفت ورشته سخن را بجانب دیگر گردانیده گفت : « به من بگو که تو براي همين مقصد نزدامپراطور به ( فلکشتین ) ميروي ؟ »\nکاترین : « محض برای همین مقصد امپراطور بچه از هر ک توامه خودش مایوس گردیده و تمام کراهیات را بیکطرف گذاشته و بر قلب حزین خود فشار آورده وظیفه مادری این طفل را بعهده میگیرد چون مردم و عسا کر تمام کار های ناپلیون را تقدیر میکنند ، این حوصله دلیرانه او وملکه را نیز تمجید خواهند نمود بهر صورت این پسری که در عروق او خون ناپلیون درحرکت است از ژوزف و یا لوئی برادران بیکاره ناپلیون بارها بهتر خواهد بود. ملت این دو برادر را خوب میشناسند - آنها چیستند ، بجز يك دو احمق ! بلکه بدرجه او باش ومغرورند که برای تکمدا حق تا جی که بر سر دارند ، ناپلیون را باولین موقع خواهند کشت ! این طفل که در آغوش"}
{"book": "adl0789", "page": 807, "text": "صفحه ١٦\n( شماره ٤٣ )\nمجلد نجم\n\nژوزفین و كنار ناپليون نشو ونما يافته\nباشد وهر كس او را با چشم واهمه وی\nنگرد ، باشتغال تخت هيچ يك مخالفت\nدر تمام فرانسه نخواهد داشت ! اياست\nتجویز که شام ملکه برای ناپلیون پیش\nنهاد میکندم ؟ »\nله فيور سر خودش را بشك وبراي\nحرکت داد ، زیرا او خيال نميكرد كه\nتجاویز ژوزفین پسند خاطر امپر اطو ر\nشده ، وبکمال آزادی حرف خودش\nرا از ناکامی سفارت کاتران اظهار نموده\nگفت : -\n« زن ، چون تو يك وظيفه را بعهده\nگرفته باید در اجرای آن فرو گذشت\nنکنی ، فردا بوقت طلوع فجر روانه\nخواهی شد ، وامشب باهم تنها شام صرف\nميكنيم . قاعد تاً طعام خودم را بوقتیکه\nسربازا نم می خورند ، میخورم . و آن\nهم اكثراً از يك ظرف ، ولی امشب\nبشرف حضور تو کدام چیز مخصوص\nفرمایش میدهم . آیا این فرمایش چه\nباشد ؟»\nکاترین : ـ « بیاد داری که در\n( لاران ) هميشه شكبته می خوردیم\nو در عقب آن شراب سفید می نوشیدیم»\nکاترین این را گفته لب های خودش را\nبا مزه ليسيد !\nله فیور : ـ « در این جا هم شکمبه\nهای خوبی پیدا می شود ، پس فرمایش\nما شکبته با پیاز خواهد بود ، ولی میترسم\nکه شراب های سفید آنروز ها را بتو داده\nنتوانم . با کت نیست شراب های کهنه\n( هو نگری ) هم چندان بد نیست\nاگرچه اسقف بزرگ ( با مبرگ )\nامیری من پیش لهاری فرستاده است ، باید\nبفهمی که من امامی هم دارم . »\nکاتران : ـ « امام ! اوه بسیار خوب\nشد چرا تو طریقه نماز گذاردن را\nخوب یاد نداری ! »\nله فیور : ـ ولی از چندی باینطرف\nمشق کرده ام . امپراطور می خواهد که\nدر پولند بسیار مذهبی باشم . نماز زیاد\nادا کنم و شراب از آن كمتر صرف نمایم ،\nزیرا این عمل مردم انجا را بسیار گرویده\nمیگرداند »\nکاتران مضطرب شده نعره زد : ـ\nله فیور من می ترسم که باین باوری و شراب\nدرین غار حیوانات به مجازات زشت دیگری\nگرفتار نشوی ! »\nله فيور : « آه تو این جا را غار نامیدی\nخدا این دروغ را راست کند ، اگر\nاین انجیر های مامون یکی ازین چیزی\nکه فرمودی برای من بسازند همان\nدم در آن خواهم در آمد ، این را بتو\nقول مید هم ! »\nمیز طرز ساده گذاشته شد . کاترین\nبدون آنکه یکا گلی حس کند در پیش\nچشم سر بازان مار شال که برای چیدن\nطعام آمد وشد ميكردند ، توالت اجری\nنمود و با له فیور بخوردن ونو شيدن\nمنصرف گردید .\n\nفصل نوزدهم\n( پدر وپسر )\nزن مار شال بسیار محنون شد که صبح\nدیگر صدای بوق حاضر باش از خواب\nبرخواست ، زیرا این اوازی بود که باد\nکار بسیار بخش وممتازی را در قلبش\nاحیامی نمود . باز خودش را در اردو\nدومین سر بازان جمهوریت تصور می نمود\nکه ( مار سيز ) شنيده ملی فرانسه را\nخوانده بردشمن قوی پنجه حمله مینمودند\nوهی روز فاتح برمی گشتند .\nچون فکرش بکلی مشغول این خیالات\nبود در پوشیدن لباس وقت زیادی گرفت\nچنانچه مار شال از معاینه عساکر برگشت\nولی توالت زنش هنوز تمام نشده بود .\nمار شال امروز بر خلاف عادت قدری\nرنك بريده ومضطرب بنظر می آید .\nکاتران بدیدن او نعره زد : ـ چه خبر\nاست ؟ آیا موقع را از دست داده ئی ویا\nدیشب كدام سهوى واقع شده است ! »\nله فيور : « چیزی واقع نگردیده و همه\nبه مرام است . ولی این حادثه اثر زیادی\nدر قلب من وتو دارد : »\nكاترين : « آه ! زود بگو به بینم\nچه حادثه است ! »\nله فيور : « هانريوت ـ ها تر یوت\nعزيز ما كه عيناً فريزنه پسر حقیقی\nماست . . . .»\n( باقیمدارد )\n( مطبعه انیس )"}
{"book": "adl0789", "page": 808, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 809, "text": "مندرجات شماره ( ٩، ١٠، ١١)\nمجموعۀ صحیّه\n\n١ - پایان سال اول\n٢ - حفظ الصحه معنوی ( حیات وبشر )\n٣ - یاد داشت های صحی\n٤ - شئونات اطفال ( انکشاف وتشكيلات حمايۀ اطفال شیر خوار در اورپا واعمال\n٥ - طفل و وراثت\n٦ - تولد كردن طفل قبل از بسر رسيدن موعد حمل\n٧ - روح طفل وتربيۀ آن\n٨ - كزك يا التهاب رحم اولاد وعلاج آن\n٩ - غسل وتاثیر آتش در وجود وقلب\n١٠ - عالم طبابت - مهمترین اكتشافات طبی پس از پاستور\n١١ - اسپورت - تربیۀ بدنی\n١٢ - استخوانهای وجود انسان\n١٣ - دختر لنگ وقشنگی که بوسیله قطع یکقطعه استخوان رانش لنگی خویش را علاج کرد\n١٤ - امراض قلب\n١٥ - اسپورت وهوای آزاد وغسل برای صحت\n١٦ - شئون صحی واجتماعی\n١٧ - را پورت های صحی مرکز وولایت\n١٨ - والا حضرت صدر اعظم صاحب ومؤسسات صحی مرکز\n١٩ - خبر های متفرقه\n٢٠ - گرادور های اطبا وغیره وغیره\nاز قرائت این شماره غفلت نکنید که پشیمان می شوید"}
{"book": "adl0789", "page": 810, "text": "جریده هفته وار\nانیس\n\nقیمت اشتراك\n\nکابل ۱۰ افغانی\nاطراف و ولایات داخلیه ۱۲ ،،\nطلبه معارف ۷ ،،\nدر ممالک خارجه ۲۰ شلك\n\n( مطبعه انیس )"}
{"book": "adl0789", "page": 811, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 812, "text": "(شماره ٤٤)\nمجلد ٥\n\nاشتراك سالانه ۱۲ افغانی\nمحصول پوسته ۲ \"\nخارجه ۲۰ شلنگ\nانين\n\nاداره : کابل جاده ارک\nمؤسس و صاحب امتياز : محيى الدين\nمدیر محمد امین خوگیانی\n\n۲ شنبه ۸ حمل ۱۳۱۱\nتأسیس ۱۳۰۶\n۲۰ ذیقعده ۱۳۰۰\n\nمحفل انعامات در مدیریت گمرك كابل در روز نورز\n\nبمناسبت روز نو روز ( روز اول سال ۱۳۱۱ ) در مدیریت گمرک مرکزی ولایت کابل بطور یکه همه ساله معمول است مجلس باشکوهی ترتیب و انعقاد یافته بود .\nجناب عالیقدر جلالتماب صدراعظم صاحب و ع ، ج میرزا محمد خان وزیر صاحب تجارت و سایر وزرا و روساء و اكابر اهالی و اشراف و تجاران تماماً در مجلس مذکور حضور بهمرسانده تشریف برده بودند، اولاً از طرف عموم تجار مركزي يك معروضه که قبلاً تحریر یافته بود بحضور مجلس قرائت گردید ، سپس ع ، ج ، ج صدراعظم نطق مؤثری در از آن ایراد فرموده که ما عیناً آنرا از برای آگاهی قارئین جریده خویش با جوابیه وزیر تجارت درج و اشاعه نمودیم :\nچون سواد معروضه تجاران بعد از صفحه است نطق ج ع ج صدراعظم صاحب و ع ج وزیر صاحب تجارت به این اداره رسید . ازینجهت خلاصه معروضه مذکور در آخر صفحه به طبع گردید .\n\nنطق صدر اعظم صاحب\nهیئت تجار محترم !\n\nبنده اولاً از مراحم بی پایان حضرت خداوند مستعان عز وجل شکر گذارم که سال گذشته ما ببركات وافره و امنیت تامه ورفاهيت عامه اختتام یافت واينك بايك عالم سرور وخوشي ، يك جهان نشاط وخرمي به سایه سلامتی اعلیحضرت غازی نظریات و معاومات خود را درباره اقتصادیات وطن عزیزم بشما ارائه میدهم و باز از مساعیات شما نهایت خورسندم - وسهم خودش از عالیقدر جلالت مآب وزیر صاحب تجارت وما مورين متعلقه شان که در امورات من جوعه با مجاهدات لازمه پیش رفته اند اظهار خوشنودی مینمایم - البته موقع نیست که درینجا تمام پیش رفت های وزارت تجارت را ذکر کنم وممكن است هر كدام بموقعش ذكر شود - ولی تنها در اینجا تمام مطلوب در امور گمرکی است که درین قسمت نیز وزارت تجارت سهمی دارد - بعد از ذکر مقدمه فوق میخواهم راجع به تزاید عوائد گمرکی سال ۱۳۱۰ باز هم اظهار نمایم - هر چند در طول سال گذشته مراتبی بسوی ترقی پیموده شده ولی باز هم قناعت بخش نیست ـ شاید فراموش نشده باشد پار سال گفتم عمل سال گذشته ( مقصود ۱۳۰۹ ) برای آینده مظهر حسن ظن است ولی اینك از ملاحظه ارقام صادرات و واردات و بالجمله تجارت یکسال مملکت نظریه من تأييد مي شود وعين همین مقصد را برای آینده هم تکرار میکنم - اگرچه معلوم است عمل گمرکی ۱۳۱۰ بصورت عمومی نسبت به سال ۱۳۰۹ هفتاد وپنج فیصد - ونسبت به سنوات قبل پنجاه فی صد - ترقى نموده که توضیحات کامله آنرا وزارت تجارت برای شما میدهد ، ولی لازم است اینجا از مساعی و عرقی ریزي های جدیانه عالیقدر جلالت مآب آقای محمد گل خان رئیس تنظمیه قندهار که نه تنها عمل سال گذشته گمرك آنجا را ایزاد نموده بلکه امور گمرکی قند هار را با چنان يك اساس صحيح واستعداد متينى"}
{"book": "adl0789", "page": 813, "text": "( صفحه ۲ )\n( شماره ٤٤ )\n( مجلد نهم )\n\nگذاشته است که برای هر وقت و هر ماموری که در قند هار مقرر شود امید ترقيات کاملی در عمل گمرکی آنجا میرود و هم چنین از آقای عبدالرحیم خان وکیل نایب الحكومه هرات و مدیر گمرک آنجا که در دو سال گذشته عمل گمرکی خود را ترقی داده اند ولی چون قرار اطلاعات واثقه كمرك هرات هنوز هم مستعد ترقیات زیاد است به فرامین مو کده درین موضوع برای شان هدایت داده شده - واز آقای محمد عمر خان مدیر كمرك مركزی کابل که خدمات قابل قدری نموده اظهار رضائیت - و از غلام فارو قخان مامور كمرك اند خوی که عمل گمرکی خود را زیاد کرده ابراز خوشی مینمایم و نیز از مامورين گمرکات میمنه و قطغن وبد خشان و مزار شریف وفراه ومشرقی که عمل خود را نسبتاً زیاد کرده اند تا يك اندازه راضی و از اینکه اصول صحیحی در کار خود نگذاشته اند به فرامین جدا گانه برای شان تا کیدات لازمه داده شد - و هم چنین باید بگو نیم که نسبت باین تر قیات وقتی زیاده ، دل خوش خواهم بود که این ترقی از طریق تزئيد صادرات باشد پار سال هم گفتیم و درین روز که اولین روز سال جدید است نینز همان نظریه را تجدید میکنیم که در قسمت تجارت ما وقتی به ترقیات مطلوبه واصل خواهیم شد که اقلاً صادرات وواردات مملکت ما\n\nمتوازن گردد -\nیعنی ما بتمام مصالح عمومی و خير جامعه خود - تا میتوانیم از قلم واز دات طوریكه از ورود اشیای تجملی و بی مصرف جلوگیری شده کاسته و بالمقا بل رقم صادرات اعنی صدور مواد خام و پخته مملکت بیفزائیم - البته شماهم با من اعتراف خواهید کرد که به چنین موفقیت تا حال نتوانسته ایم نائل شویم .\nهمه میدانید اساس تشکیلات اجتماعی ومدنى ممالك ، روی مال وثروت گذاشته شده و تحصیل ثروت هم بسته به عناصر اقتصادی يك مملکت است .\nو نیز نباید از نظر دور داشت که مادر عصري واقع شده ایم که دنیا نهایت از ما پیش رفته که اگر ادنى غفلتی در امور متوجه ما شود ممکن است اساس مالي ما را واژگون نماید پس ما باید طوري مراقب کار خود باشیم که بمعاونت خداوندي پیوسته با مقتضیات زمان در تمام امور ترقی نموده و تا حدی که ممکن است پیش برویم .\nدرین موقع که روز اولین سال است حسب المعمول اینجانب لازم دیدم که این مختصرا\" بشما اظهار نموده توصیه مینمایم که روي این دستورالعمل آتیه را اتخاذ نمائید .\nدر خاتمه از خداي عزوجل توفیق خدمت براي همه خدام افغا نستان بزیر سایه اعلیحضرت غازي مسئلت دارم .\n\n( نطق ع ج وزیر صاحب تجارت )\nوا لا حضر تا !\nنسبت بفر مایش قیمت دار والا حضرت که وزارت تجارة را مرهون لطف و مرحمت خود فرموده اجازه فر مائید نخست مراتب شکر گذاری خود را تقدیم حضور وا لا حضرت صدر اعظم صاحب نموده و عرض نمایم که این همه پیشرفت ها از توجهات فرد اول مملکت اعلیحضرت شهر یار غازی و مساعیات قیمت دار حضور والا حضرت است و نسبت اینکه وزارت تجارة را بسط مستقیمی با آقا یان تجار دارد لازم میشود درین محفل که کافه تجار محترم حضور دارند فرما يشات والا حضرت را تائید نمایم .\nباساس فرموده والا حضرت ، نخست باید شرح داد که تزئید عمل گمرکی در کدام يك از ولایات مملکت بیشتر بظهور پیوسته و در تحت چه عوامل بوده و کدام ولایت کسر عمل دارد .\nگمرکات کابل نسبت بسال ١٣٠٩ سی فیصد و نسبت بسال ١٣٠٦ پانزده فیصد كمرك قندهار نسبت بسنه ١٣٠٩ صد في صد نسبت بسنه ١٣٠٦ پنجاه فیصد كمرك هرات نسبت بسنه ١٣٠٩ چهل و پنج فیصد نسبت بست ١٣٠٦ صد فى صد كمرك مزار شریف نسبت بسنه ١٣٠٩ چهل فیصد و نسبت بسنه ١٣٠٦ هشتاد فیصد كمرك قطغن و بدخشان نسبت به ١٣٠٩ چهل فیصد و نسبت به ١٣٠٦ پنجاه فیصد كمرك میمنه نسبت بسال ١٣٠٩ ده فیصد"}
{"book": "adl0789", "page": 814, "text": "( صفحه ٢ )\n( شماره ٤٤ )\n( مجله پنجم )\nو نسبت بسال ١٣٠٦ دوازده فیصد كمرك اند خوی نسبت به سنه ١٣٠٩ هشتاد فیصد و نسبت به سنه ١٣٠٦ فى صد دو نيم صد كمرك مشرقی نسبت سال ١٣٠٦ بیست و پنج فیصد نسبت بسال ١٣٠٩ مساوی است كمرك فراه نسبت بسال ١٣٠٩ پنجاه فیصد ونسبت به سنه ١٣٠٦ صد فیصد ترقی نموده باستنای كمرك جنوبی كه عمل آن کاملاً كسر نموده .\nو این ارتقای عمل در مواد ادخالات در تحت قواعد مخصوصی انجام یافته كه عبارت است از تزئید طبیعی قیمت مال باین صورت که اخذ محصولات كمركی تا حال در افغانستان از روی قیمت بوده وقیمت هم مطابق ارزش فعلی داخله مملکت می شود والبته آقایان تجار اطلاع دارند كه نرخ اشيا نسبت بسنوات قبل از حیث تفوق مسكوكات خارجی پنجاه فیصد زیاد گردیده است كه اين ترقى محصول همان تفوقى است که طبیعتاً در قیمت مال عاید شد ولى ترقى كمرك قند هار مربوط بعوامل مخصوصی است که از حسن توجه جناب رئیس صاحب تنظیمه آقای محمد کل خان در ضبط و ربط كمركی ها و اداره كردن صحيح كمركات اعمال شده است طوریکه والا حضرت میفرمایند دوست است نظریات دولت در قسمت صادرات بكلى انجام نیافته . ولى باید از یك طرف بسهم خود وزارت تجارت اصلاح این نقیصه را به تدریج وعده داده واز طرف دیگر آقایان تجار را حالی نموده كه قدمت ايشان در امور مربوط مقتضی\nاین است كه با فدا كاری تمام نظریات ترقی خواهانه دولت را تعقیب نمایند . همچنین كه والا حضرت در نطق خویش اشاره فرمودند كه ما به ترقیات مطلوبه وقتی واصل خواهيم شد كه فیصد صد محصول كمركی ما مربوط بصادرات مملکت باشد این کلام مستحسن در حقیقت با آرزو های اقتصادی هم آهنگ است زیرا آمال اقتصادیان مربوط به آورد مقوا های بازی اطفال نیست بلكه ملت آرزو مند است تجار محصول زحمت ایشان را در اطراف دنیا پراگنده كنند و در ازای آن پول بوی بدهد كه قیمت زحمت آنان راتكافو نمايد .\nبالاخره تجار بايد مطلع باشند كه درین گیرو دار که صدای بحران اقتصادی از دنیای جدید و عتیق شنیده میشود هر كس برای ادامه نفع خود بدست و پا افتاده ما نیز برسك روش دنيا برای جلب منافع خود آتی غفلت نمائیم ، افكار تداوم در طول سال گذشته با موافقت تجار يك شركت اسهامی در مركز و نماینده كی های تجارتی در لندن و پشاور از طرف وزارت تجارت تأسيس شده و بعضی هم در شرف تاسیس است ، ولى این اندازه اصلاح در صحنه تجارت دنيا ما را نیرومند نمی سازد باید طوری تجارت كرد كه ديگران تجارت مینمایند .\nتطویل کلام ممكن است وسایل تصدیع را فراهم كند ، لازم است در ختم کلام رضائیت خود را باستثنای مامورین كمرك\nجنوبی كه قسمت مهم عمل را ضائع نموده اند ، به آقایان تجار و مدیر كمرك مركز آقای محمد عمر خان و سائر مامورين كمرك ولایات اظهار كرده و تشكرات صمیمانه را بجناب رئيس تنظیمه قند هار آقای محمد كل خان ووكيل نائب الحکومه هرات آقای عبد الرحيم خان که در راه تفوق عمل صرف مساعی نموده اند تقدیم دارم ، و برای استفاده بیش تر اذهان آقایان تجار را بفرمایشات والا حضرت صدر اعظم صاحب كه مروج افكار ترقی خواهانه ذات همایونی است متوجه نمائیم .\nخلاصه معروضه تجار\n(بعد از حمد ونعت ومنقبت ) تمام اهالی افغانستان بالعموم وعاطفهء تجار وصنعت پیشه خصوصاً از ذات عدالت سمات همایونی ومساعی جميله مامورین امانت شعار خود اظهار مسرت وحقانه عرض مینماییم که نظیر این راحت ومرفه الحالي كه فعلا درامور تجارتی وغیره موارد اقتصادي وطن عزيزما از عرق ريزي حكومت موجود است وشامل بزرگ پيشرفت همة شعب حيا تية پنداشته میشود ، قبل ازین کمتر در وطن عزیز ما مشاهده شده است : ما در برابر این آرامی و چاره بازار تجارتی خود بجز اینكه بدعای بقای این سلطنت ذی معدلت خود پرداخته برای پیشرفت هر گونه مقاصد و آمال حکومت خود كه مبنى برخیر وبهبود ماست"}
{"book": "adl0789", "page": 815, "text": "( صفحه )\n( شماره ٤٤ )\nمجلد پنجم\n\nاوضاع هند\nموسم سیاسی هند و سفان از روی وقایع گوناگون قابل ذکر است :\nدر ( پنجاب ) مطلع لاهور تا حدی غبار الوده است و در حصص بقیه آن جابه جا ابر سایه فگن است .\nصوبه سرحد حالتش غير متيقن است . سر عبد القيوم قضای صوبه سرحد دگر چیزی عرض کرده نمی توانیم .\nلله الحمد که امروز در سر تاسر وطن عزیز مان امنیت تا مه حکفر ما بوده همچنان در همه شعب امور مملکتی و کشوری نظم و نسق کافیه و روح و رونق تازه در هوید است ، و ترقیات علان ظاهر وبسى مشكلات وحوائج وقبایح ادوار گذشته رفع ، واز همه جهات اسباب استراحت مان تامین شده یگانه سبب این همه نظم ونسق وتر قيات فقط حسن اداره زمامدار اعظم و یاد شاه معظم محبوب القلوب ما و بذل مساعی والا حضرت صدر اعظم صاحب و ديگر اخوان معظم وهيئت محترم كابينه شان است . منحضور آن شهریار معظم خود مخصوصاً وبخدمت ذات صدارت پناهی و هيئت محترم كابينه وباقى زمامداران امور خويش بالعموم تشكرات قلبی و احساسات صمیمی خود ها را عرض واز در گاه حضرت خداوند موفقیت ها و پیشرفت های مقاصد و خیالات بهی خوا هانه حکومت متبوع خود را خواستاریم.\n\nرا از دمه وغبار صاف می نماید آنجا برای تولید سکون سیاسی بمیارد مان ضعيف جهازات هوائی در جریان است .\nکوائف موسمی بمبئی و مدراس صوبه جات متحده بنگال تا حال تصفیه نشده اند . باران چوب زنی در « دها که » خفيف و در « مدورا ، بشدت «واقع» شده است . کره هوائی صلح از « دهلی » جدید رجعت نموده بسوی « بنارس ، انتقال میگر ،،\nتخمین مبصران است که در بمبئی ، احمد آباد ، دها که ، تعداد گرفتاری ها رو باز دیاد است . و در سمله ، امر تسر مظفر پور ، رو بتنزل میرود .\nدر بنگال و صوبه جات متحده آسمان ابر الود است . البته در ( را جپوتانا ) و ( کانیا وار ) مطلع صاف است در کشمير باد مخالف ، شدت میوزد . در حیدر آباد آثار گرد باد در ظهور است.\nاز نقطه نظر جريده نگاران درجه حرارت تنظیم پنجاب در ارتقاء است . در صوبه دهلی فضا خنك است .\nاز مواسم دهلی ثابت می شود که جهاز صلیب احمر را که کاپیتان «مبرو جيكار ، بساحل سلاتی می آورد تاب وزش هوای تند دهلی را آورده نتوانست در خلیج بنگال خبر جهاز « امن پسند » تا حال نا معلوم است . گمان میرود که با کوه بچه « انکلواندین ، متصادم گردیده غرقاب شد .\n( اندین فنانس ، ماخوذ از سندی تاو )\n\nدر شرق اقصی :\nحقایق سياسي مانچور يا\nکشمکش چین و جاپان در منچوریا رو به ترقی است . صورت حاضره حرب موجوده حیثیت قوت آزمایی دو اقوام مجاور را دارد، لیکن ماهرین سیاست در اندیشه اند که مبادا توپ های شرویر چین و جاپان در منچوریا در استقبال کدام جنگ عالم گیر نبوده باشند .\nدانستن سیاست پیجا پیچ منچوریا سهل نبوده برای فهمیدنش سلسله های واقعات مختلفه را با هم جمع کردن لازمی است .\nتا ثیرات روسی در منچوریا تا آغاز قرن ۲۰ غلبه داشت . در ۱۹۰۵ خاتمه جنگ روس و جاپان ، توسط معاهده ( پورتس ماوت ) روس از حقوق حاصله خود برای جاپان دست بردار گردید. چین نیز بران مهر توثیق خود را ثبت نمود . ما يخص حقوقی که جاپان بدريعه معاهده پورتس ماوت تحصیل نموده اینست که در مملکت مذکور حکومتی مستقل که برای نام تحت ممالك محروسه چين معدود بوده ، در حقیقت تابع جاپان باشد تشکیل کرده شود . ولين مسئله خط آهن جنوبی منچوریا که از دیرن تابه جانک چن به پول و محنت روسها تمدید شده بود بعد از اختتام جنگ روس و جاپان در تصرف جاپان داخل گردید"}
{"book": "adl0789", "page": 816, "text": "( شماره ٤٤ ) \n( مجلد پنجم )\nو نیز از مکدن پامه تحت منچوریا تاییدر \nگاه و آندگ ، حق تمدید شعب \nجدید سلسله خط آهن مذکور را حائز \nگردید .\nاز معاهده پورتس ماوت فائده خاص \nبه جاپان این رسید که در جزیره ایای \nمیاو تنگ با نضمام خط آهن منچوریای \nجنوبی ١٤٤١ مربع میل علاقه کوانتنگ \nرا متلبکه علاقه وار در تصرف انگلیس \nها است پیان فائده در زیر تصرف \nخود در آورده .\nرقیه عمومی منچوریا سه لک و ۸۲ هزار \nمیل مربع میباشد نظر برقبه مذکور \nمنچوریا کوانتنگ هیچ موجودیت \nندارد لیکن از حیث تجارت ومفاد \nبحری علاقه مذکور دارای اهمیت بزرگی \nمیباشد .\nویرن بند در گاه کوانتنگ مرکز \nامال جاپان در منچوریاست . بظاهر \nجاپان به هیچ عوض ممکن ( با قیمت \nبزرگتر ) از ممالک مذکور دست \nبردار نخواهد گردید واکثر حالات \nمنچوریا ومنگولیا کی خون تر گردید \nاهمیت تجارتی ویرن از شنگهای سبقت \nخواهد ربود . ٢٠ کرور باشندگان \nوادی یانگزی د نیای دیگر تنها بدریعه \nویرن تجارت خواهند نمود وعلاوه برین \nدر علاقه مذکورتل بسیار خوب استخراج \nمی شود .\nدر سنه ۱۹۱۵ وقتیکه میعاد (قرار داد)\nقریب اختتام گردید جاپان از حکومت چین \nپذیره ٢١٠ ، خواهشات خود جبرآ مدت\nوا رشد گردانید و چونکه ممالک یوروپ \nدر جنگ عالمگیر مبتلا بود جاپان موقع \nخوب بدست آورده منچوریا را تاحدی \nتحت نفوذ اقتصادی خود آورد که اگر \nالحال از منچوریا دست بردار گردد \nبر مفاد قومی اش اثری زیادی خواهد \nافتاد و علاوه برین جاپان منچوریا را \nمحاظ اول مدافعه بخلاف روس میداند \nمنچوریا از حیث زراعت ومعادن نیز دارای \nاهمیت بزرگی میباشد زمینش سر سبز \nوشاداب است که حاصلات انرا دولت \n( ثروت ) منچوریا گفته می توانیم معادن \nبزرگ آهن ذغال سنگ را نیز دارا \nمیباشد در سنه ١٩١٥ چین مجبور شده \nقرار داد جاپان را تجدید کرده میعاد قرار \nداد کوانتنگ تا سنه ١٩٩٧ وقرار داد \nخط آهن جنوبی منچوریا تا سنه ٢٠٠٢ \nوقرار داد خط آهن آندك مکدن تا سنه \n٢٠٠٧ توسیع داد . \nعلاوه بران جاپان در منچوریا حق کار \nکنی و اختیارات تصرف در اراضی را نیز \nاز چین جبراً حاصل نمود خلاف ٢١ \nخواهشات جاپانی اینکه جذبات قومی \nچینی ها از این رو به اندک از با ازم جاپانی \nها را تماشا کن بوده اند .\nدر سنه ١٩١٥ چین از سبب بدبختی \nهای داخلی خود مجبور شده حقوق \nامتیازی جاپان را در منچوریا بخوف جنگ \nتسلیم نمود لیکن چین در ممالک خود \nاین مداخلت خارجی ، غارتگرانه ، را\nناقابل برداشت میدانست .\n۱۸۹ سبتمبر جاپان عسکر چینی را باین \nالزام که آنها زیر هدایت منصبداران خود \nدر مقامات متعدده خط آهن جنوبی منچوریارا \nخراب کرده اند از روی معاهده پورتس ماوت \nجاپان بغرض حفاظت خط آهن بتابم \nدست محافظه حق دارد که عسکر خود را \nدر انحا مقیم دارد ازین سبب این الزام \nدسته های محافظه ( که مقصد شان از روی \nمعاهدات تنها حفاظت خط آهن است ) \nاینقمم طريقه حربی شروع کردند که گویا \nاین مملکت تحت تصرف و مالکیت چین \nنیست بلکه زیر تصرف جاپان است از ویرن \nتاچنگ چن مسلسلا آمد عسکر جاپانی \nشروع شده و جميع مقامات مهمه منچوریا \nجنوبی و وسطی قابش گردیدند ازان \nوقت تا الحال باوجود تشاهبات چينسوا \nواشنگتن ماسکو جاپان علاقه های منچوریا \nرا تخلیه نه نمود .\nانجمن اقوام نیز هدایت کرد که جاپان \nتا تاریخ ١٦ نوامبر اعسا کر خود را حسب \nمعاهده پورتس ماوت در علاقه اشغال شده \nاعاده نماید لیکن جاپان نشنیده عساکر ش \nتا حال از حدود شمالی خط آهن منچوریا \nجنوبی تقریباً ۲ صد میل بیشتر اقدام \nکرده اند .\nریاست های متحده امریکا لا ینقطع در این \nراه کوشیدند که جاپان از جاده آیین و انصاف \nانحراف نورزدا، لا در انجمن اقوام خیال \nبر پا کردن تحريك این امر بود که احترام \nمیثاق كيلات مدنظر گرفته شود، که از"}
{"book": "adl0789", "page": 817, "text": "ترجمه از منبر شرق\nآواز شرق در کنفرانس خلع سلاح\n\nروز سه شنبه ۲ فروری کنفرانس تقلیل وتحدید اسلحه که معمولا « کنفرانس خلع سلاح » نامیده میشود در جینوا تحت ریاست ار تهرهندوسن رئیس حزب کارگر وسابق وزیر خارجه حکومت برطانیه افتتاح گردید .\nعلاوه بر ۵۵ حکومت عضو مجمع ملل ۹ دول دیگری که عضو مجمع نیستند هم دعوت شده اند که در کارات آن حصه بگیرند و دول آخر الذکر قرار ذیل است :\nافغانستان ، برازیل ، کوسته ریکا ، مصر\n\nروی آن بر محاربات قید گذاشته شده است . لیکن در این سلسله ( تحریم جنگ ) سوالی تولید میگردد که بر جنگ کدام وقت اطلاق جنگ نمیشود ؟\nزیرا از ستمپبر گذشته بین چین و جاپان در منچو ریا کشمکش در جریان است اما تعلقات سفارتی بین هر دو انقطاع نیافته است ، ونه هر دو دول با قاعده اعلان حرب نموده اند\nلهذا در واشنگتون آن میثاق با همی ۹ دول تحت فشار گرفته شده که در کنفرانس ۱۹۲۱ در واشنگتن مرتب گردیده بود و بعض اوقات از ان تعبیر به «مشور اعظم » بین الاقوامی برای چین کرده می شد . ( باقیدارد )\n\n( شماره ۲۴ )\n\nاکواتور ، انا ژونی امريك ، حجاز ، ترکیه س س س ر ( روسیه )\nبدون سه حکومت عضو مجمع : نیکا را گوا ، پراگو ، سل وادور ويك حکومت غیر عضو اکوا تور ، تمام دول نماینده گی خود ها را در کنفرانس فرستاده اند نظیر این کانفرانس تا حال دیده نشده است . وکلای ۶۰ دول ۱۷ صد ملیون نفر را نماینده گی مینمایند ، با عبارت دیگر تمام بشریت در جینوا جمع شده اند چنانچه او تهر هندرسن در نطق افتتاحیه خود خاطر نشان نمود که : يك فردیکه خواه در مرکز صنعت مملو از جمعیت ، خواه در صحرای افریقه ویا در شرق و یا در مناطق منجمد شمالی زیست می نماید نخواهد ماند که درین جا آواز خود را بلند نکند »\nاگرچه متأسفانه بعضی حکومات و ساکنین مستقل و یا غیر مستقل ( تحت حمایت ملل خارجی ) هستند که نه در مجمع ملل ونه در کنفرانس خلع سلاح نماینده گی دارند با این گفته می شود که تمام بشریت و یا قریب کل آن در پنجا اواز خود را بلند کرده می توانند :\nازینجا است که آواز شرق واسلام از کنفرانس مذکور بذریعه هیئت نماینده گی افغا نستان ، ترکیه مصر ، ایران ، هند ، والبنا نیا خیلی قوی بوده ونماینده گان مذکور یکی بعد دیگر افکار صلح طلبی حکومات و ملت خود ها را از منبر خطابه\n\n( مجلد پنجم )\n\nابراز نموده ودر اظهارات خود خیلی صمیم و بی آلایش بودند :\nنماینده گی ترکیه\nچنانچه توفیق رشدی بیگ وزیر امور خارجه ترکیه در آخر نطق خود در روز ۱۵ فروری ایراد نمود که بهترین ومهم ترین خواهش ملت ترکیه اینست که تمام ساکنین عالم برادرانه حیات بسر برند ، وقبل از ایراد این جمله قشنگ وزیر مذکور راجع به مناسبات حکومت کالی با دول همجوار چنین فرمودند .\n« يك وجب زمین در داخل خطه ما فعلا زیر اثر هیچ يك از دول معظمه نیست و ما هم در خارج خطه ترکیه خیال تصرف ، مد نظری نداریم سیاست ما بنا بر عشق نوع پرستی در راه اخوت بانام دنیا مخصوصاً با همسایگان ما در تزاید است »\nما که این حصه از اظهارات نماینده مذکور را درج مینمائیم ازین سبب است که را جع به ترکیه بعضی افواهات واینترنگه ها شنیده می شد که حکومت ترکیه هنوز هم از نظریات خود درباره عراق و شامات کاملاً صرف نظر نه نموده و به نسبت اتحاذ این دو مملکت واتحاد عرب بد بین است\nسه نطق غراي ديگر هم در روز هاي ۱۶، ۲۴،۱۶ فروري از طرف نمایندگان ایران ، مصر، افغانستان ایراد شد که ذیلاً نشر میشود\nنماینده گی ایران\nو فعلاً این نکته پر از نزاکت و منطقی نماینده"}
{"book": "adl0789", "page": 818, "text": "( صفحه ۷ ) ( شماره ٤٤ ) ( مجلد پنجم )\n\nاول ایران را نقل می کنیم . \n«ماصلح طلب ترین ساکنین دنیا هستیم و \nبدون از دفاع استقلال وحقوق خود دیگر \nنظر یه نداشته در صورت فقدان خطر تمام قوا \nومجهودات خود را به توسیع امورات اقتصادي \nواجتماعي مان صرف مینمائیم » وضمناً نماينده \nمحترم شهنشاه ایران یاد آوري نمودند: که \nتنها اوازایران بود که ١٩٢٤ ماده ١٠ میثاق \nرا نجات داد (فکرما هم با نما ینده مذکور \nمتحد ه طرف جناب پرنس ارفع سابق نماینده \nبزرگ و محترم ایران که رتبه «پرنس صلح» \nرا حائز گردیده اند رفت )\n\nنماينده گي مصر\n\nوهم در اینجا خلص اظهارات فصیح، فیلسوفانه \nنماينده محترم مصر را که مهماي سياسي را با \nکمال مهارت ایراد نمودند ذکر می کنیم«بهتر \nاست که ملل متمدن در مناسبات خودبادول \nدیگرعین همان پرنسیپ حق و عدالت را \nاجراء نمایند که در بین خط سرحدي خود \nمي نمايند» \n\nوفخري پاشا( نماینده مصر ) علاوه تصفيه \nاجباري در بين ممالك را خواهش نموده گفت \n«هیچ دول متنازع منصف شده نميتمواند» \n(گویا این معما اشاره انت به پیچدگی مصر \nوانگلیس) واینکه بنام اهالی نیل نطق کرده است \nيقيناً به سودان هم فکر می نمودند ) \n\nدر بين همه نطاق ها تنها نماينده مصر ، \nبود که از رئیس ویلسن متوفی ؛ موسس مجمع\n\nملل ، یاد آوری نمود واین یاد آوری \nاز طرف ، مصر » طبعاً گزنده واقع \nشد و هم نماينده مذکور این فرموده \nحضرت رسول مقبول را ذکر کرد « از \nآواز گریه یتیمان عرش به لرزه می در \nآید ،\n\nوتنها بطور خبر خاطر نشان می کنم که \nخديو سابق مصر هم درین روز به \nکنفرانس حضور بهمرسانیده بود وفخري \nپاشا را به مناسبت نطق شان تحسين \nنموده ، این وضعيت خدیو مذکور چندان \nاهمیت ندارد زيرا افکار متذبذب ومتناقص \nجناب خدیوبهمه معلوم است .\n\nنماينده گي البانيه \n\nدر روز ٢٤ فروری بعد از نطق \nنماینده افغانستان ، نماينده البانيا مملکتی \nکه حصه بزرگ اهالی آن مسلمان هستند ، \nنطق خولی نموده وچنين اختتام نمود : \n« حکومت من خوش بخت است که \nاز صمیمیت به وظیفه شرافت کنفرانس \nحصه گرفته ، واز ته قلب تمام مصوبات \nکه ممکن است خلع سلاح را محقق سازد \nتائید نماید و درین صورت به تمام دول \nکه اید آل اخوت وترتيب صلح را بدل \nمی پرورانند اطمينان بدهد »\n\nنماينده کي هند\n\nبعد از نطق فخری پاشا نماینده مصر \nبروز ۱۹ فروری آقا خان مشهور نماینده \nهند بر خواسته نطقی بزبان انگليسي \nایراد نمودند که ماخاص آنرا نقل ميكنم :\n\n« من در اینجا بنام چندین ملیون \nهموطنان خود که عشق به صلح واجتناب از \nتشدد را از جمله صفات اولی بشریت \nمی دانند اظهار رای می نمایم، برای آنها ایدال \nصلح يك وسيله اقتصادی نیست ، بلکه \nاید آل صلح در قلوب آنها جای گرفته \nاست . »\n\nنطق ع ، ج عبد الحسین خان نماينده \nافغانستان در کنفرانس \nخلع سلاح\nروز چار شنبه ٢٤ فروری . روز آخرین \nجلسه مباحثات عمومی کنفرانس ع ، ج \nعبد الحسین خان نماينده افغانستان در \nکنفرانس خلع سلاح ووزیر مختار \nاعلیحضرت در روما نطق ذیل را بزبان \nانگلیسی ایراد نمودند . \nآقای رئیس خانم ها آقایون ! \n\nمن از نقطه نظر عمومیت در نطق \nهای مهمی که از طرف نطاق های ماهر \nدول در همین منبر تا حال ایراد شده است \nبسیار چیزی ایراد نمی کنم . \nچون حکومت افغانستان به کارهای \nکمیسیون ابتدائی سهیم نبود لذا میخواهم \nنقطه نظر مملکتی را که افتخار نمایندگی \nآنرا دراینجا دارم مختصراً ارائه نمایم . \nاشتهای خواهش وآرزوی شدید حکومت \nمن بود که به مجاهدات بین المللی راجع \nبه « خلع سلاح » شريك گردد ."}
{"book": "adl0789", "page": 819, "text": "( صفحه ٨ ) ( شماره ٤٤) ( مجله پنجم )\n\nما تماماً نظریه رئیس محترم هندرسن\nرا تأیید مینمائیم که فرمودند « دنیا\nتقاضای خلع سلاح را می نماید . دنیا\nبه خلع سلاح محتاج است » و ما گمان\nمیکنیم که این پیشنهاداتی که به کنفرانس\nتقدیم شده به تکمیل وظیفه بزرگ كمك\nنماید . هیئت نمایندگی افغان اماده\nاست که پیشنهادتی را که از طرف تقریباً\nكل نمایندگی ها راجع به فسخ نمودن\nقطعی بعضی اقسام تجهیزات که حایز\nخواص مخرب و تعارضی آن ها غیرانسانیت\nگرفته می شوند تائید نماید .\nما اظهارات بعضی نمایندگی ها را راجع به\nفسخ نمودن طیارات بمباردمان تائید و\nتصدیق می نمائیم و این حتمی است که بمبار\nدمان هوائی ومحاربات کیمیاوی و انتشار\nمیکروب زهر تیم قطعاً ممنوع شود زیرا لازم\nاست که اهالی را ازین طور تهلكه متوحش\nنجات باید داد\nدر جمله پیشنهاداتی که به کنفرانس تقدیم\nشده اند پیشنهادی که جدیداً از طرف نماینده\nگی المان پیش شده است به نظر ما قابل دقت\nو توجه مخصوص است .\nنماینده گی افغانی تمام پیشرفت هائی مجلس\nرا در راه تحدید و تقلیل سلاح بنظر خوب\nدیده و خیری برای بشریت میداند . و ازین\nجهت حکومت افغانستان حاضر است\nکه تمام پیشنهاداتی را که برای خلع سلاح\nخدمت می نماید بکمال دقت مطاله و مدقه\nنماید .\nخانم ها آقایون : حال اجازه بفرمائید\n\nکه وضعیت مملکت خود را کمی بشما\nتوضیح نمایم .\nافغانستان در يك چار راهی راهای تاریخی\nآسیا وسطی واقع و ازین جهت در يك\nوضعیتی است که به هيچ يك از ممالک\nمقائسه نمی شود . در اختتام جنگ عالم\nگیر، افغانستان به حصول استقلال مطلق\nخود کامیاب گردید و امروز بجز از کار\nکردن در حالت ارامی در داخل سرحدات\nملی خود و بسرعت پیمودن ترقی در راه\nتمدن و بودن يك عنصر انضباط وصلح در\nآسیا وسطی به زیر سایه شاه معظم خود\nدیگر منظور و مقصدی ندارد .\nافغانستانی که در ایدال خود پابند و در\nاستقلال ومصئونيت خطه خود مفتخر\nمیباشد احترام حقوق همسایه های خودرا\nوظیفه خود میداند .\nبنا براین ملحوظات ، پروگرام ما حاوی\nانتظام يك اردوی مدافعه محض که امنیت\nداخلی را تامین و شعائر ملی ما را حمایه نماید\nمیباشد و این وظیفه ایست که تاریخ\nبدوش ما میگذارد . از وقت اعلان استقلال\nخود افغانستان در حصه را که می خواست به\nآن نایل گردد بنابر قلت وقت ووقعات ناهنجاری\nکه رخ نموده انجام داده نتوانست حتی به تشکیل\nيك اردو ( فراخور احتیاج : صر مترجم )\nبرای دفاع شعائر ملی خود هم موفق نگردید .\nامروز اساس و مقصد ما تکمیل شئونات ملي\nما است و من امید قوی دارم که کنفرانس\nوضیعت مخصوص وطن ما را مد نظر خواهد\nگرفت و اطمینان قطعی دارم که کنفرانس که\n\nترجمان احساسات صلح خواهی تمام ملل\nاست به اجرا وتكميل وظیفه بزرگ خود\nکامیاب خواهد گردید و باید بصورت براي\nبشريت يك راه جدید، اتحاد ، صلح ،\nاخوت را بازخواهد نمود\nدر خاتمه خانم ها و آقایون بهترین و صمیم\nترین آرزوهای ملت افغان را براي کاميابي\nکنفرانس بحضور شما ابراز میدارم\n\nقواي دول\n\nاداره :ـ معلومات ذیل که شامل تمام قوای\nبحری وبرى ملل است از روز نامه شریفه\n« اطلاعات » منطبعه بطهران بغرض تزئید\nمعلومات قارئین اقتباس و نقل می نمائیم تا\nاهمیت و وظیفه سنگین کنفرانس معلوم\nگردد .\nفرانسه\nــ فرانسه دارای معظم ترین ومکمل\nترین قشون وتجهیزات جنگی میباشد بعد از\nجنگ بین المللی دوره نظام وظیفه فرانسه\nسه سال ولی اکنون به یکسال تغییر داده شده\nاست بودجه تخمینی قشون فرانسه در سال\n١٩٣١ پنجاه و چهار ملیون لیره بوده است\nقوای هوائی فرانسه درجه اول را دردنیا\nحائز است و رویهمرفته دارای سه هزار\nفروند طیاره جنگی میباشد .\nقشون فرانسه در ١٩٣١ عبارت از\n٦٤٧٣٢٠ افراد نظامی و ٣٢ هزار"}
{"book": "adl0789", "page": 820, "text": "( صفحه ۹ ) ( شماره ٤٤ ) مجدد پنجم\n\nژاندارمی بوده تجهیزات جنگی فرانسه عبارت است از ٤٦ باطالیون تانک واتو مبیلها زره پوش و ۱۸ رژیمان توپخانه - توپخانه قشون فرانسه دارای ٣٤٥ باطالیون ، سواره نظام آن عبارت از ٦٥ رژیمان و افراد آن با تفنگهای اتوماتيك مسلح هستند - ۱۲٥ ارکا درون زره پوش و ٢٥٥ اتومبیل ازره پوش نیز جزو سواره نظام می باشد .\n\nقوای بحری فرانسه\n\nکشتی و کروازر جنگی ١٥ فروند\n\nکروازر ده هزار تنی ٧ ״\n\n״ های مختلف ٧ ״\n\nکشتی های مخرب ٥٧ ״\n\nتحت البحری ٦٥ ״\n\nکشتیهای جنگی فرانسه رویهمرفته ٦٠٤ ، ٦٢٨ تن میباشد .\n\nبریتانیای کبیر - قشون بری بریتانیای کبیر در حدود ١٥٠ هزار است قریب ٤٠٠٠ ، ٦٥ نفر نظامی نیز مامور هندوستان است . بودجه قشون سال ١٩٣١ انگلستان در حدود ٣٩ ملیون لیره بود . مستعمرات و کلنی های انگلیس هرکدام بنوبه خود دارای قشون مرتب منظمی میباشند در استراليا و نیوزلاند جديد نظام اجباری مجراء است .\n\nبریتانیای کبیر دارای ١،٤٣٤ فروند طیاره جنگی میباشد .\n\nقوای بحری انگلیس\n\nکشتیهای قدیمی قبل از جنك ٣ فروند\n\nکروازر های جنگی ٢ ״\n\nکشتی جنگی ١٧ ״\n\nکروازرهای مجهز ١٣ ״\n\nکروازر ٤٢ ״\n\nکشتیهای مخرب جدید ٧ ״\n\nتحت البحری ٥٦ ״\n\nتعداد صاحب منصب و افراد بحری ٩٠،٦٠٠\n\nبودجه بحری سال ۱۹۳۰ پنجاه و دو ملیون لیره\n\nکشتیهای فوق رو یهمرفته دارای ٧،١٢٥٠٢٤ تن میباشد .\n\nامریکا - دولت امریکا پس از جنك بزرگ بودجه هنگفتی صرف قوای بحری و بری خود نموده و از حیث تعداد کشتیهای جنگی و افراد قوای هوائی از انگلستان قوی تر است بودجه ١٩٣١ وزارت جنگ آمریکا بالغ بر ٧٨ ملیون لیره بود .\n\nدارای ١٤٠ هزار قشون و ٢٣،٥١ فروند طیاره جنگی و ٢٥ بپلیان میباشد قوای بحری امریکا -\n\nکشتی و کروازر جنگی ١٥ فروند\n\nکروازر های ده هزار تنی ٦٥ ״\n\nکروازر های مختلف ٤٦ ״\n\nکشتیهای مخرب ٧٦ ״\n\nتحت البحري ٧٢ فروند\n\nتعداد صاحب منصبان و افراد بحری ١٢٠ هزار\n\nکشتیهای فوق دارای ٨٤٠،١،٢٥١ تن میباشد\n\nایتالی - قشون ايتالي بالغ بر ٥٠٠ هزار و قواي هوائی ان مرکب از ١٥٠٠ طیاره جنگی است و در آتیه نزدیکی بنا به تصمیم اخیر دولت ایتالی به ٤٠٠٠ فروند توسعه پیدا خواهد نمود\n\nتعداد صاحبمنصب و افراد قواي هوائي ايتالي بالغ بر ۲۳ هزار میشود\n\nقواي بحري ايطالي\n\nکشتی و کروازر جنگی ٤ فروند\n\nکروازر هاي ده هزار تني ٧ ״\n\n״ مختلفه ١٠ ״\n\nکشتیهاي مخرب ٥٦ ״\n\nتحت البحري ٧٦ ״\n\nکشتیهاي فوق رویهمرفته ٤٠٤ هزار تن میباشد.\n\nآلمان - برطبق عهدنامه صلح ورسای قشون آلمان بر ١٠٠ هزار محدود گردیده و نظام اجباری در کل محرب قشونی و قواي هوائی آن نیز بر طبق عهد نامه مزبور کاملا ملغی شده است\n\nآلمان دارای زيادي طیارات تجارتي است که در مدت قلیلی ممکن است بطيارات جنگي وبمب انداز تبدیل و مجهز گردد با اینکه وصما خلع سلاح گردیده و قشون آن محدود به صد هزار شده آلمان داراي ٦ ميليون صاحب منصب وافراد نظامي با تجربه میباشد که در جنگ بین المللی خدمت نموده اند کار خانجات آلمان سالیانه مقداري زيادي اسلحه و مهمات جنگي براي ممالك كوچك همسايه خود"}
{"book": "adl0789", "page": 821, "text": "( صفحه ١٠) ( شماره ٤٤) ( مجله پنجم )\n\nساخته و تهیه مینماید . کارخانجات مزبور برای\nساختن اسلحه و مهمات جنگی از مکمل ترین\nکارخانجات دنیا بوده و این باعث نگرانی\nفرانسه گردیده است . بودجه بری و بحری\nآلمان در ١٩٢١ سی وشش میلیون لیره بوده\nاست بحریه آلمان - بر طبق عهدنامه ورسای\nآلمان فقط مجاز به تجهیز قوای بحری ذیل میباشد\nکشتي جنگي ٨ فروند\nکروزرسك » ٦\nکشتی مخرب » ١٢\nکشتي ترپيد واندا زي » ١٢\nکشتیهای فوق ٣٠٠٧٨٠ تن میباشد\nژاپون - نظام ژاپون اجباري ودوره آن دو\nسال است قشون آن بالغ بر ٢٦٠ هزار نفر\nمیباشد قوای هوائي آن ٤٩٣٩ فروند طياره\nجنگی و ٧هزار طياره چی میباشد\nبحریه ژاپون\nکشتي هاي جنگي ٩ فروند\nکروزرهای ده هزار تنی » ٨\n» مخففه » ٢١\nکشتي مخرب » ٨٥\nتحت البحري » ٧\nکشتي هاي فوق ٨٥٠١٣٢٨ تن میباشد\nروسیه - قشون روسیه بوسیله نظام\nاجباری با وضعیت ناگواری به ٨٤٣ هزار\nرسیده است لیکن تجهیزات جنگی آن نسبت\nبقشون دول معظمه قابل مقایسه نبوده و بعلت\nعدم وسائل و سیستم و راه آهن در دنیای نظامی\nامروز قشون شوخ مقام مهمی را حائز نیست\nگرچه مقداری از اسلحه جات و مهمات جنگی\n\nکه متفقین در زمان امپراطور تزار بروسیه\nفرستادند هنوز باقیست . قشون سرخ با اینحال\nدر این ده سال اخیر ترقی محسوسی نموده و\nتجهیزات و دیسپلین و مهمات آن نسبت بسابق\nبمراتب بهتر اشت\nقواي هوائي روسیه ١٥٠٠ فروند\nطياره جنگي است بالغ بر ١٨ هزار طیاره چی\nتحت نظر استادان و هوا نوردان المانی تربیت\nشده و حاضر دارد\nلهستان - نظام وظیفة در لهستان نیز مجرا\nودوره آن دو سال است قشون آن در حدود\n٢٦٤ هزار نفر و قوای هوائی آن مرکب از ٧٠٠\nفروند طياره جنگي ميباشد\nبلژيك - قشون بلژيك در حدود ٩٥هزار\nونظام اجباری نیز مجر است و تعداد طیارات\nجنگی آن در حدود ۲۰۰ فروند است دولت\nبلژيك اخيرا چند ین طیاره جنگی به کار\nخانجات انگليسي سفارش داده است\nروماني -- دوره نظام وظیفه در روماني دو سال\nوقشون آن رویهمرفته بالغ بر ١٨٦هزار میشود\nقواي هوائي ان مرکب از طیاره میباشد ۷۹۹ فروند\nچك اسلواكي - قشون چك اسلواكي بالغ\nبر ۱۰۰ هزار و دوره نظام وظیفه آن ١٤\nماه است قوای هوائی آن مرکب از ٦٨٧\nفروند طياره میباشد\nهنگری - دولت هنگری بر طبق عهد ـ نامه\nورسای اجازه ندارد بیش از ٣٥ هزار قشون\nمجهز داشته باشد . با قلت افراد آن\nتجهیزات قشون هنگری خیلی مکمل\n\nخبر هاي داخلي\nو کیل یا ور اول حضور\nنظر با طلاعات داخله ؛ تا زمانیکه عالیقدر\nجلا لتماب الله نواز خان یاور اول حضور\nاعلیحضرت غازی از معالجه فارغ و از المان\nپس به کابل وارد گردید ، امورات یاوری\nاول حضور به عالیقدر جلا لتماب اقای\nمحمد نوروز خان سر منشی حضور مبارك\nشفاهاً نه بعلاوه انجام وظیفه محوله شان وكالتا\nتفویض شد . اگر چه و ظیفه اصلی\nجلا لتماب جناب سر منشی حضور خیلی مهم و\nزیاد است که ما اوقات شبا روزی شانرا در آن\nمصروف می بینم و با وجود آن که این وظیفه\nمهمه یاوری هم بان علاوه شده نسبت به\nفعالیت و عشق سرشاری که جناب ممدوح\nدر انجام امورات محوله خود دارند یقین\nکامل داریم که امورات این دو وظیفه مهمه\nبصورت بسیار صحیح وحسب مطلوب\nحکومت انجام یابد .\n\nو نظامیان آن از بهترین نظامیان جنگی دنیا\nمحسوب میشوند\nنكته قابل ملاحظه عظمت قوای بری\nهوائی و بحری فرانسه وعقب ماندن انگلیس\nاز رقبای اروپائی و امریکائی خود میباشد.\nانگلستان از حیث قوای بحری نیز بعد از\nآمریکا میباشد\nفرانسه تفوق بری وهوائي دنيا وامريكا\nتفوق بحری را حائز میباشند ."}
{"book": "adl0789", "page": 822, "text": "صحیفه ۱۱\n( شماره ٤٤ )\nمجلد پنجم\n\nرئیس بلدیه :\nعالیقدر صداقتماب آقای گل احمد خان وکیل والی کابل بریاست بلدیه شهر کابل انتخاب و امورات بلدی را در دست اجرا گرفتند .\n\nاداره :— ازقرار مصاحبه، مختصری که نمایندهٔ ما باجناب آقای گل احمدخان رئیس بلدیه بعمل آورده اند، معلوم میشود که برای بهبود امورات بلدی تجاویز خیلی معقول و صحیح اتخاذ شده تا عملی گردد. نظر بوعده که جناب رئیس به نمایندهٔ ما داده است تفصیل تجاویز را در شماره های آینده به جریدهٔ خود انتشار خواهیم داد . درعین زمان نسبت به فعالیت وحسن اداره آقای رئیس بلدیه که ما بجناب ایشان سراغ داریم اینقدر متذکرو بقارئین محترم خود اطمینان داده میتوانیم که امورات درهم وبرهم موجوده بلدیه در اثرمساعی این جوان مدبر امید است که در آینده قریبی روبه بهبودی واصلاح گذارد\nانشاء الله الكريم\n\nوکیل ولایت کابل :\nو « ج » آقای محمدعمرخان مدیر گمرك کابل نسبت به فعالیت وحسن خدمتگذاری شان مورد نوازش حکومت متبوعه خود گردیده به وکالت ولایت کابل افتخار یافتند.\n\nترفيع :\nحمیت مند آقای طره باز خان وکیل قوماندانی کوتوالی که در انجام وظیفهٔ محوله خود حسن صداقت وفعالیت را ابراز داده اند مورد نوازش حکومت متبوعهٔ خود گردیده به قوماندانی کوتوالی ترفیع و با اعطای یکمقدار پول نقدی و ایزادی معاش نایل گردیدند .\n\nاستقلال مدیریت عمومی مخابرات\nنظر باطلاعات واصله چون حکومت تصمیم گرفته است که امور مخابراتی نظم ونسق درست بخود گرفته واصلاحات اساسی دراین امور مهم بعمل آیدلذا مدیریت عمومی مخابرات را ازوزارت داخله منفك ومديريت مستقله تجویز کردند تا در آینده بصورت مستقل اجراات نموده وامورات خود را راستاً بحضور ج « ع » ج والاحضرت صدر اعظم صاحب تقدیم نمایند .\n\nمدیر گمرک کابل :\nع « س آقای غلام حیدر خان رئیس دائره فیصله منازعات که درعصرسراجیه سرپرست امور پستی و تجارتی افغانی در پشاور بودند و نسبت به سابقه که در امور گمرکی داشتند بمدیریت گمرك کابل تبدیل شدند .\n\nاداره به آقایان موصوف و ظایف جدیده شانرا تبريك گفته و از خداوند برای شان توفیق صداقت و خدمتگذاری را خواستگار است .\n\nتصحیح\nدر شماره ٤٣ صفحه ۱۲ سطر ۳ ستون ۳ در بعض از نسخه های جریده « ع ش نوراحمد خان سابق لوا مشر» سهواً تولی مشر آمده است ( مصحح )\n\nخبرهای خارجی\n\nتاس\n\nچین\nمسکو ، ۲۱ مارچ ـ از شانگهای اطلاع میدهند ، که کمیسیون مجمع ملل تلگرانی از موکدن از اقسام مجامع چینی وتشکیلات ملکی ، اطاقهای تجارتی ، موسسه های مسلکی ، انجمن های مطبوعات و غیره گرفته است ، که در آن تلگرام امضا کنندگان بنام ۳۰،۰۰۰،۰۰۰ اهالی چین در مانچوری اطلاع میدهند ، که وطن آنها مانچوری از طرف جاپان هائیکه چینی ها را حتی از تمام حقوق اساسی حیاتی محروم می نماید ؛ تصرف و ویران کرده شده است در تلگرام مزبور مذکوراست : هزار ها نفر چینی از طرف جاپانها بنام مدافعه محو میگردند ، جاپانها هر نفر چینی را اگر بقدر يك ذره هم حس ملیت دران بیبینند دزد و رهزن می نامند . حکومت مانچوری صرف برای نام وبازیچه ئیست در دست نظامیان جاپان آینده نشان خواهد داد ـ آیا مجمع ملل اثبات کرده می تواند ، که در وضعیت امروزه حق فوق قوت است . در خاتمه بيك تهیه بزرگ مجادله بر علیه غلبه قوت بر حق ، اشاره می رود .\n\nمسکو ، ۲۲ مارچ ـ از شانگهای اطلاع میدهند : « شانگهای مستعمره عمومی"}
{"book": "adl0789", "page": 823, "text": "صفحه ۱۲\nامپریالیسم میکردد . توسعه مسکونه\nخارجیها که به دیده میشود محاکمات چینی\nتصفیه میشود . به اطراف شانگهای\nمنطقه طبیعی ساخته میشود. این مطالبات\nبرای مستعمره خارجی محلی پیشنهاد شده\nاست ، تا برای قوه انتخابیه بلدی مسکونه\nشانگهای حاضر باشند، در هیئت بلدیه مذکوره\nدو نفر امریکائی ، دو نفر جاپانی و ٥\nنفر انگلیس داخل می باشند ،\nمسکو ، ۲۲ مارچ - از شانگهای\nاطلاع میدهند ، که قونسلگری بریطانیا\nاطلاعات رسمی اشاعه نموده « پیشرفت »\nمذاکراتی را که دران غیر از جاپان و\nچین سفرای ممالک خارجی نیز شامل\nمی باشند شرح میدهد .\nمانچوري\nمسکو ، ۲۲ مارچ - اطلاعات با تبین\nحاکی است ، که حکومت مانجوری\nاراده نمود ، تا يك هيئت فوق العاده\nبرای اظهار عقیدت خدماتیکه حکومت\nجاپان برای تولید حکومت جدید نموده\nاست در جاپان بفرستد . هیئت مذکور\nحکومت جدید مانجوری را بصورت يك\nحکومت حقیقی در توکیو معرفی مینماید.\n( تراجیم )\nچین و جاپان\nجینیو ، ۱۷ مارچ\nاولین ثمر اقدامات مجلس بين المالي\nراجع به مسئله چین و جاپان امروز در\nمجلس مذکور اعلان شد، مسترهی تبر\nگفت که «ساتو ، به او خبر داده که\n( شماره ٤١ )\nنماینده های چین و جاپان در شنگهایی\nبه صلح موقتی متفق شده اند .\nعساکر جاپان بالیست از منطقه که تصرف\nشده اند بر آیند .\nشنگهائی ۱۷ مارچ\nاز مواد اکبریمان موقتی چین که\nبتوسط کدام اژانس چینی رسیده چنین\nظاهر می شود که عساکر چین در همان\nمنطقه موجوده اغنی بیرون از منطقه ۲۰\nکیلو متر مقیم باشند و عساکر جاپان از\nمنطقه تصرف شده بر آیند منطقه تخلیه\nشده را حکام چین اداره خواهند کرد\nبر آوردن عساکر جاپانی را يك كوميته\nمشتر که نهاند گان چین و جاپان با یکنفر\nغیر جانب دار سر پرستی خواهد کرد ،\nهمین کمیته چون انتظامات منطقه تخلیه شده\nرا نیز خواهند کرد.\nحبس صدر جمعيت العلما\nمفتی کفایت الله خان صدر جمعیت العلمای\nهند در اثر عدم تعمیل احکام در قانون\n« اختیارات فوق العاده در مواقع خطر » به ۱۸ ماه\nحبس با مشقت امر شده . ( ترایبون )\nطياره و اخبار\nاخبار بمبائی کرانیکل و بمبائی سماچار\nاز تاریخ ۸ مارچ در احمد آباد توسط\nطیاره در ظرف ۳ ساعت از بمبئی رسیده\nبمفتر كين توزیع شد . ( انقلاب )\nطریق جدید برای توزیع پرو گرام\nکانکریس\nکانپور ۱۷ مارچ :\nيك طرز عجیب را ئشغری کانگریس\nمجلد پنجم )\nبرای توزیع پرو گرام خود اختراع\nکرده اند. رضا کاران کانگریس يك نوع\nپیرا هن پوشیده که بران بحروف جلی\nپرو گرام کانگریس راجع به پيكنك\nو غیره چاپ است .\nاو لا رضا کاران کلاه های سه رنگه\nرا پوشیده به خاموشی در جاده ها تردد\nمیکردند و بعد از آن جمع غفیر یکجا\nشده اشعار کانگریسی را می سرا ئیدند\nدر نتیجه پولیس یکنفر از رضا کاران\nمعادت امل نام را دستگیر کرد .\nمسائل سرحد\nپشاور ٢٦ مارچ\nفقیر علی نکردو تهیه کردن لشکر سالار\nزنی در علاقه باجور کامياب شده تهديد\nمی کنند که بر علاقه چندول در منطقه\nنواب دیر حمله آرد - برطیاره ذریعه همین\nعسکرد بروز فیر زیاد شده و جواب آن ذریعه آتش\nماشیندار پرداخته شد وضعيات در علاقه\nمهمند آرام است لشکر که در مغرب\nدره خايك جمع آوری نموده بود منتشر\nشده زیرا که از مهمند های حصه بالا\nبه آنها كمك نرسید - سر کرد گان\nلشکر میخواهند که در علاقه مهمند های\nبالا رفته برای اقدامات آینده جوش و\nخروش تولید کند .\nسر کرده این لشکر امین خان پسر\nمحصل خان است چون مذکور يك شخص\nمتمول است لہذا در تهیه لشکر\nکامیاب شده . ( سول )"}
{"book": "adl0789", "page": 824, "text": "( صفحه ۱۳ )\n( شماره ٤٤ )\n( مجله پنجم )\n\nاز هر طرف\nبا طياره در طبقات ابر\n\nراجع به ساختمان طياره که با بسیار\nاسرار در ماشین خانه « فرمن » برای\nهوا پیمائی در طبقات ابر ساخته شده\nاست ( در شماره گذشته ) اطلاع دادیم\n\nنامه نگار جریده « پارس میدی » پارس\nدر ماشین خانه های فرمن رفته با صاحب\nماشین خانه های مذکور « هانری فرمن »\nملاقات نموده است .\n\nاز دور آله مذکوره را که سبب\nانقلاب بزرگی در هوا پیمائی گردیده\nاست ، بنامه نگار مذکور نشان دادند\nزیرا به نزدیکی آله مذکور احدی را\nراه نمیدهند .\n\nفرمن به نامه نگار مذکور اظهار نمود :\nتفصیلات تخنیکی آله من را بشما\nگفته نمیتوانم ، زیرا حکومت مرا\nازان منع نموده است . فقط چیزیکه بشما\nگفته میتوانم این است که : - طیاره\nمان مو نوپلان ( طياره يك باله ) موتور\nآن دارای ٥٠٠ اسپ قوه ( هارس پاور )\nو دارای يك اطاق غیر قابل نفوذ میباشد. طیاره\nمذکور تا حالا حاضر نشده است و قبل\nاز دو ماه به انجام نخواهد رسید . ما\nحالا تقریباً يك سال می شود که بر او\nکار میکنیم .\n\n- بعد از شش ماه شروع به تجربه آن\nخواهیم نمود . تجربه بلند کردن آن ابتدا\nاز ٥٠٠٠ ، بعد ٦٠٠٠ ، ٧٠٠٠ متر الی\n\n١٥٠٠٠ - ١٨٠٠٠ متر نموده خواهد\nشد .\n\nممکن است در بلندی ٦٠٠٠ متر سرعت\nآن دو چند و در بلندی ۱۳۰۰۰ متر چهار\nچند خواهد گردید . در ارتفاع بین\n١٥ هزار و ۱۸ هزار متر طیاره مذکور\n۸۰۰ کیلومتر در يك ساعت طی خواهد\nنمود .\n\nلکن اینها همه تا حال اصولی است\nکه در تحت تجربه نیامده است . بعضی\nاز متخصصین تصدیق مینمایند ، که سرعت\nباد در يك بلندى معینی ۲۰۰ کیلومتر در\nيك ساعت میباشد . با باد های که بعین\nسرعت حرکت نمایند مجادله غیر ممکن\nاست . لاکن تجارب ( پرو فیسر پیکار )\nاین فرضیات را تردید می نماید .\n\n- طیاره ران در يك اطاق بسیار محکم\nبسته شده باید پرواز نماید . و کورکورا ،\nمخصوصاً باید براهنمایی آلات و ادوات\nمسافرت نماید . با وجود خطره بزرگی\nکه این پرواز ابتدائی دارد ، باز هم\nخواهش مندان هوا پیمائی در\nطبقات ابر بسیاراند . پرواز اول را\nبه ( کوپی ) طیاره ران سپرده اند .\n\nتجربه طياره ران کوپی\n\nتجربه رسیدن به طبقات ابر بواسطه\nطياره هوائی سنگین بالاخره در محل\nاجرا گذاشته شده ، طیاره ران مشهور\nفراب ( کوپی ) این عمل را اجرا خواهد\nنمود . اگرچه تا حال روز و ساعت آن\nمقرر نگردیده است ، لاکن ، تقريباً\n\nتمام چیزها برای این تجربه دلاورانه\nمهیا است .\n\nاله که دران کوپی پرواز خواهد\nنمود ، ماشین خانه فرمن را در ( بیانکور )\nدر تحت قراولان خفیه ترك كرده ، وحالا\nدر میدان طیاره « توسوله نوبل »\nمیباشد .\n\nطیاره مذکور دارای ٥٠٠ اسپ قوه\nو اطاق او که به مثل كابينة تحت البحرى\nمیباشد ، با اکمل پوشیده است .\n\nدر میدان طیاره توسوله نوبل\n\nبنا بر يك سلسله ملاحظات ، کوپی\nاراده نموده که از هر قسم تجربات ابتدائی\nصرف نظر نماید . لهذا طیاره خود را\nاظهار نموده امر داد که طیاره مذکور\nرا فقط در زمانی که برای تجربه آخرین\nمیخواهد پرواز نماید ، از خانه او بیرون\nبکشند .\n\nبه تعقیب این مسأله نمایندگان جمعیت\nهواطى بين المللى همیشه در میدان طیاره\nمذکوره كشيك ميدهند . با شتراك ايشان\nتمام اله های ثبت که در طیارات مستعمل\nمی باشند ، تفتیش وبعد ازان مهر ولاك\nکرده شدند .\n\nطیاره کوپی\n\nغير از اطاق فلزی که فرم اسطوانه را\nدارا بوده و بسیار محکم بسته شده بود\nبا يك پرچ مدوری که بر او بلند شده بود\nبا لبهای بزرگ اله مذکوره توجه انسان\nرا به خود جلب می نمود ."}
{"book": "adl0789", "page": 825, "text": "صحبته ١٤\n( شماره ٤٤ )\nمجلد پنجم\n\nترجمه : رحمان افغان\nمؤلف : رطان ژارژ\nمقاسمه مسکو کاتی جهان بود . امروز\nبالعکس پول ما زائد نازل شده و خیلی\nاز مدارج قیمت که بآن عادت داشتیم\nو بصورت سير تكاملی میرفت دور شده\nايم .\n\nرهبر اهل ثروت\n\nقسمت اول\nواسطه قوه مالیه\nاگر چه ضرریات زمان جنگ بین المللی\nمشکلات محاربه من کی که بر علیه فرانسه\nتاز من متارك ۱۹۱۸ مقتضی گردید تعمیق\nشود البته سیاست مسکوکاتی گذشته\nبا امروز هیچگاه طرف مقاسمه نمیشود\nامروز برای ملت فرانسه لازم است که\nموافقته وجوهاتی و سیاست جدید\nمسکوکاتی را بکشاید ؟ چه بنیاد آنروز یکه\nتا ازان بحث میکنیم یعنی اعتبار و توازن\nفرانک ۱۹۱۳ ، ١٩٢٦ مطابق نیست\nآیا هر گز چاره اش نمیشود مثلی که بعضی\nمکتب ها نیز میگویند ؟ آیا فرانک\n\nکاغذی طرح نشود تا مقیاس کاغذ نزول\nکند ؟ آیا جسم حاضره پول کاغذی\nتقلیل شود تا موازنه مسکو کاتی داخلی\nثابت کردد ؟\nقبل از انکه برای انکشاف اساسی\nهای مختلف مسکو کاتی برایم باید بدانیم\nکه هیچ يك منافع بهتر ازین نیست که\nكميت ومقدار اجناس يك مملکت بزرگ\nشده باشد .\nبشر طیکه آن ملت بعمل مقدماتی اصلی\nثروت های صادراتی کوشش نموده\nو آنرا تا صرف مساعی آخرین خودشان\nترقی داده میتواند .\nعلى العجاله و در حالت حاضر و برای\nتأمین آرزوهای امروزی مان و یا اینکه\nاز خدمات شورای ملی در حالت حاضر\nمتوقع شویم ، و یا شورای ملی نظر با\nقدامات خویش حس امید واری بخشاید\nو یا ملت در دفع نواقص پول خویش\nعجله کنند . بایستی این تنزیل پول\nخود را بمقابل خارجه بدویعه طلا چاره\nکنیم .\nزیرا قبل از جنگ این اتلاف موجود\nنبود و از اتلاف نجات داشتیم . پول ما\n\nوصف قیمت مسکو کاتی\nیاری داشتن فکر روشن در موضوعیکه\nما آنرا وصف مسکو کاتی مینمائیم برای\nانسان خیلی لازم و با اهمیت است بایستی\nاصل معنا و قیمت اشیای طبیعی را که\nعمد ثروت هستند از نظرا بخشید ، یعنی\nدر ازدیاد قیمت ثروت حقیقی مملکت\nواشیای پیدا وار آن صرف مساعی نمود\nاينكه يك نجار در ۱۹۱۳ يك كونی را\nبقیمت اصلی نظر به تعمیر و مصارف او\nبيك لك فرانك میفروخت حالا آن کونی\nدر سنه ١٩٢٦ به قیمت شش لك رسيده\nاست . آیا ثروت حقیقی آن کوئی شش\nچند شده است ؟ بلی در صورتی انسان\nقائل شده میتوانست که مقاد عبارت\nزائد میشد و یا از آن عمارت استفاده\nزائدی حاصل میگردید مگر در صورتیکه\nآن تاجر بهر چیزیکه ضرورت دارد و\nبریدنش مجبور است و قیمت آنرا به\nنسبت سابقی ۱۹۱۳ شش چند بر دارد و\nیا از همین سرمایه شش لك فرانك به\nنسبت گذشته شش چند ربح میگیرد و یا\nاینکه اجاره دار و یا کرایه نشین به نسبت\nسابق شش چند اضافه کرایه بدهد\nترقی اصلی نیست بلکه ترقی فروعی است\n\nمتخصصین راجع به يك صفت کامیابانه\nدیگر جدید الاختراع که به طياره رنی\nدر حالت پرواز امکان انتظام دادن\nحمیده گیهای پیچ ها را میدهد ، اشاره\nمی نماید .\nقرار نتیجه عمومی ، ساخت الله مذکوره\nکه برای ترقی و تشکیلات هوا پیمائی در\nطبقات ایر میباشد ، تمام مقتضیات خود را\nپوره می کند . آینده آن منحصر است\nبه لیاقت و کامیابی شخص طیاره ران\nوهم به آن اشیای غیر قابل فهمی که هیچ\nيك از انسانها پیش بینی کرده\nنه می تواند . ( از جراید خارجی )"}
{"book": "adl0789", "page": 826, "text": "صفحه ١٥\nشماره ٤١\nمجلد پنجم\n\nدر نتیجه قوانین مختلف که طرف ارتقاي کرایه را تحدید کرده اندنیز اجازه نمیدهند که ربع اجاره و يا كرايه مطابق قبل از جنگ ستانیده شود و به بعضي صاحبان املاك ديروز و یا امروز بحال باقي هستند.\nفلهذا اگر سخن روا باشد ابداً لازم نیست که کسي را خوشنود سازند از ينکه حساب قيمت مسکوكات را در ثروت حقيقي ملت محسوب نمایند . و یا متفکر اوصاف مسکوکات خودباشند . بلكه تفكر، تجزیه در پول خيلي لازم است زيرا پول اساس اقتدار است ، و مبدء قدرت وتوانائي . و پول تجديد ميكند پیش از انکه انسان داخل تتبعات علمي در تشکیلات حقيقي ثروت گردد .\nآري تجزيه وتتبع در پول بحدي نفع آور است که روح در بدن است . اگر مسائل روابطي و تناسبي پول بحقائق علمي فاز منوط نگردد، وبه تدوين وتكوين مسكوكات خيلي تفكر و تعمق صاحبان فن کرده شود . و در مقياس مسکوكاتي تمام دول خاصتاً دول همسایه و یا آنانکه طرف داد ومعامله بشوند تتبعات شود . و راجع باختلاف وتفوق مسکوكاتي عوائد و مبادلات و یا در حالت متقلب ساختن ضبط وربط بعمل آيد جاي شبه نيست که اقتدار و توانائي پول بمعرض تداول آمده نافع حال واحوال ثروت حقيقي يك ملت ميشود .\nپوشیده نباید که اقتدار و توانا ئي پول مسكو كاتي هر دولتي به سنجش و تتبع متخصصين اقتصادي آنمملكت مربوط است .\n( با قیدار د )\n\nمؤلف : له بلانيه فرانسوي (٢٤) مترجم : حبيب الله طرزي\nمادام سان ژین\nاز فصل هژدهم\nيك دو پسر\n\nکاترین در حالیکه دانه هاي درشت اشك از رخسارش میچکید بمر د زد : «آیا مرد ه است بازخم مهلکي برداشته ؟ »\nله فیور : « نه ، چنین چيزي واقع نگردیده !»\nكاترين : - « پس چیست ؟ زود بگو ؟ »\nله فیور:- بدست دشمن گرفتار آمده است ! »\nكاترين بايك آه تسکین گفت :« تنها همین قدر !! احمق مرا بسیار ترسانندي ! اگر چه اسارت خوب نیست ولی خطره آلي ندارد . باو این موقع او را با کدام اسیر عوض خواهي کرد . شنیده ام هر روز اسیران زيادي از آلمان ها ميگيري . »\nله فیور سر خودش را با کدورت تمام حرکت داده گفت:\n« بمجرد اسيري او براي (مارشال کالکروت) قاصدي فرستادم و بعوض خلاصي (هانریوت) رهايي دو افسر و ده نفر سر باز از پیش نهاد کردم .»\nكاترين : « هانريوت ) ما یه بسیار خوبي لايق این معاوضه را داشت ، و پروسها هم ضرور این تجویز را قبول کرده خواهند بود .»\nله فیور:- « بر خلاف توقع انکار نمود .»\nكاترين :- سبب چیست ؟ »\nله فیور :- « هانريوت را يك اسيري حرب تسلیم نکرده اند بلکه اورا به اتهام جاسوسی گرفتار کرده اند و میگویند در وقت گرفتاري ؛ لباسش تغیر بوده . مار شال این الفاظ را با يك صدایي که از کدورت غم شکسته بگوش میرسید ادا نمود :\nكاترين : - « هانريوت يك جاسوس ! وه بابا ! يك سرباز دلير مثل اوعيب و عار جاسوسیت را قبول نه میکند . او شمشیر برهنه در دست بژیر علم وطنش ميجنگد ! شاید این مارشال کا لكروت يك مرد احمقيست ! آيا اشخاص هوشیار و با خبري در اطراف او نیست؟»\nله فيور : « حقیقت طور ديگر است. هانريوت ما در اثناي محاربه گرفتار شده ، بلکه در کوچه هاي شهر(دانزخ ) دولباس يك افسر استريائي اسیر گردیده است !»\nكاترين : - « خداي من ! آيا دليل اين تغير لباس چه بوده است ؟ »\nله ف ور : « وقتيكه ازین واقعه شنیدم من هم باندازه تو متحیر شدم . مگر لا و پولت که طو را بکمال شدت بر كمك اين پسر گماشته بودم ، ازین معامله منحوسه که يك افسر نوجوان ودلير فرانسه را جاسوس بنظر جلوه میدهد خـوب با خبر است .\nكاترين : « بخيال من درين حادثه كدام افسانة عشق مستور خواهد ؟ »\nله فيور : « من هم چنين تصور میکنم .»\nکاتربن : « هانر يوت جوان دلیر یست"}
{"book": "adl0789", "page": 827, "text": "(صفحه١٦) (شماره١٤) (مجلد پنجم)\n\nو هم قابلیت تمام احساسات والہامات عشق را داراست. هر چیزیکه کرده من او را تائید میکنم !»\nله فیور شانه های خود را تکان داده گفت: «عین مثل زنها، در هر مرد جوان ، میروی يك (ناپل) مضاعفه مشاهده میشود، خاصته جوان های که در لهوو آب گرفتار باشند ! »\nکاترین : - آیا هانریوت چطور توانست لباس افسر استریائی را بدست آورد ؟ »\nله فیور : « البته ميترقونسل خانه استریا که با او آشنائی دارد، برای مقصد بی طرفانه با رودگاه آمده بود و بان صورت هانریوت پاسپورت والبسه اش را امانتاً برای چند ساعت بدست آورده و بشهر داخل گردیده است . »\nکاترین : «وشناخته شده است؟ . »\nله فیور : « جنرال قونسل استریا او را دیده و شناخته است که افسر او نیست باینصورت رسوا شده است . »\nکاترین : - آیا برای استخلاص او پلان سنجیده ئی ؟ من گمان میکنم که محکوم به تیر باران خواهد گرد !»\nله فیور : - بلا شبهه ! در يك شهر محصور باند لی قیافه در اثنای حرب گرفتار شدن از جرایم (کاپیتال ) بزرگ بشمار میرود . قوانین حربی هیچ گاه تغییر و یا تبدیل نه می شود . اگر من يك افسر بروس را در اردوی خودم با یونی فورمه فرانسوی بیابم هیچ چیز او را از اعدام نجات داده نه میتواند . »\n\nکاترین : - پس هیچ وسیله که او را نجات بخشد موجود شده نه میتواند ؟ »\nله فیور : - هیچ چیز مگر معجزه ویا خارقه ! حال اگر می توانستم با هم اندازاق خودم به شهر حمله برم چه قدر خوب می شد . »\nکاترین : «چرا حمله نکنی ! این هجوم از دو رهگذر بر تو فرض است . یکی وظیفه ودیگر استخلاص هانریوت . »\nله فیور سر خود را بایاس حرکت داده گفت : - نه می توانم اقتدار ندارم . »\nکاترین : - «اقتدار نداری ؟ تو يك مارشال فرانسه چطور اقتدار نداری ؟ »\nله فیور : « به مجردیکه شنیدم هانریوت گرفتار گردید و محکوم باعدام شد، در همان لحظه میخواستم چیزی را که تو حال اصرار میکنی ، با يك مشت سرباز خود اجرا نمایم . ولی مرا مانع شدند . به من گفتند (مور تير) (چند نفر وزیران تازه طور بطانه در راه است، این دیوانه گی محض خواهد بود که انتظار كمك را نکرده بر شهر حمله شود، علاوه بران هم قطاران من به من یاد دادند كه امپراطور احکام داده است محاصره را عبثاً باصول علمی پیش برده شود .\nاین انجنیز ها مرا در يك كنجی گرفته اند - میگویند شهری مثل (دانزخ) به جوش و خروش و شجاعت گرفته نمیشود جنگ باید به پلان ها و تخمینات فتح شود که من از آنها بی بهره ام ، ولی معلوم می شود که امپراطور به آنها دلچسپی زیادی دارد. زيرال شاسلوتونه از طرف\n\nاو به من نشان داد که دران از همه چیز هائیکه درین جا از قوه به فعل آمده است اظهار ممنونیت نموده . پس من شمشیرم را بغلاف واپس گذاشته همه امیدهای نجات هانریوت را از سر بیرون کشیدم چه فائده ازین که انسان مار شال فرانسه گفته شود ولی محاربه را از پیش برده نتواند . زیرا در مکتب بسیار دیر مانده است ؟\nکاترین : - پس هانریوت بيميرد و بازند باييم ؟ »\nله فیور : - میترسم که چنین واقع خواهد شد. مگر بخدا قسم است که به مجردیکه داخل دانزخ شوم انتقام او را خواهم گرفت ، قسم است که این(نيبرگ) بد بخت که اورا رسوا کرده است در زیر دستم خواهد افتاد .»\nکاترین بشنیدن نام نيبرگ یکه مد هشی خورده گفت : «این کدام نیبرگ است ؟»\nله فیور : - كونت دو نيبرگ، قونسل جنرال استریا كه يك دشمن بسیار جدی ناپلیون گفته می شود .»\nکاترین : - تواورا نه میشناسی؟ و نمیدانی که پیش تر ازین یکجا با او دیده ام ؟ »\nله فیور : - تو این استریا ئی سرتراشیده را از کجا می شناسی ؟»\nکاترین : - آیا شب زيهاب را بخاطر نداری ؟ من جای بلانش را در محراب گرفتم و بواسطه يك افسر جوان استریائی از اعدام نجات یافتم ؛ همان افسر جوان همین جنرال قونسل است! » (باقیدارد)"}
{"book": "adl0789", "page": 828, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 829, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 830, "text": "(شماره ٤٥)\nاشتراك سالانه ۱۲ افغانی\nمحصول پوسته ۲ «\nخارجه ۲۰ شلنگ\nانيس\nمجلد ٥\nاداره : کابل جاده ارگ\nمؤسس و صاحب امتياز : محي الدين\nمدير محمد امین خوگیانی\n٢ شنبه ١٥ حمل ١٣١١\nتاسيس ١٣٠٦\n۲۷ ذیقعده ۱۳۵۰\n\nحزن وسرور\nدیروز که بر خلاف روز های مقارن\nسال نو آسمان صفا و نورانی واشعة زرین\nخورشید افق شهر را منور ساخته وسبزه\nهائی نو خاسته و اورق اشجار را زینت\nمخصوصی بخشیده بود منظره خارج شهر\nمخصوصاً چمن حضوری نزهت و صفائی\nنظر ربائی داشته و همیشه بان شهر نیز بعد\nفراغ از شغل غالباً از طرق خارج شهر\nعازم منزل بودند تا در ضمن طی طریق\nاستفاده و تفریحی از هوای خوش ولطیف\nبهار کرده و از منظره زیبای چمن حظی\nنموده باشند .\nبنده هم باین آمال متفق بوده وارد\nچمن شدم حقیقتاً لطف و نظاره زیبای\nداشت !\nچه چمن با نهایت صفائی هوای پاك\nو رايحة لطیف خود را جهت استشمام\nتفریح کنندگان ایثار مینمود .\nسبزه كلك ها از رنج سر ماوعوارض\nموسمی چندی در زیر خاك كه خود را\nاز انظار محفوظ نموده بودند ؛ چون در\nاین روز ها وزش نسیم بهاری را حس\nکرده بمساوات همدیگر سرها بخود را از\nزیر خاك بيرون و صحن چمن را يك صحنه\nزمرد ساخته بودند .\nمرغكان خوش الحان با پر های قشنك\nچهچه زنان چمن را طواف میکردند ،\nجوانان آزاده ، رجال فرزانه وطن هر\nکدام بحسب دلخواه خویش گردش و\nتفریح مینمودند .\nمن ازان هوای پر لطافت و فرش زمردین\nو چهچه مرغکان چمن حظی برده\nخاطرم خوب طبیعتم نهایت مرعوب گردید\nبا اینکدام نشاط وفرحت پس از ادای\nنماز شام که غروب تمام شده وتاریکی شب\nجهان را فرا گرفته بود بطرف منزل بر\nگشتم ، و از لطف چمن ومسرت خاطر\nهموطنان عزیزم فرحت وحظ بی نهایات\nداشتم !\nولی افسوس محض داخل شدن بشهر\nوبا بار يك منظره حزن انگیزی را مصادف\nشدم که آن سرور مبدل بالم گردید !\nچه در اوض راد این بازار چند نفر فقر ای بینوا\nرا نشسته دیدم که با گردن های شکسته و\nرنگهای پریده با یکعالم یاس ونا امیدی از\nاشخاص رهگذر گدائی وتقاضاى يك پول ،\nدو پول را میکردند بعض اشخاص که\nيك حس ملت دوستی و نوع پرستی در\nقلب شان موجود بود حتی المقدور برای\nآن بیچاره ها چیزی امداد مینمودند .\nبعضی ها که دلهای شان از سنگ خاره\nهم سخت تر بود با چشم حقارت و دیده\nاستهزا باین هموطنان مظلوم که\nدست خود را پل ساخته جهت لقمه نانی\nدر آب روی خویش میگذرند ، نگریسته\nواظهار تنفر میکردند .\nوضعیت پریشانی این بینوایان فقیر\nحظ وفرحتیکه از چمن گرفته بودم و آنرا\nبیک عالم اندوه مبدل گردانید . از بین\nبازار وازدحام خلق مثل يك شخص\nمصیبت زده گذشته که ناگاه يك نقر\nفقیر بد بخت دیگر را بادو پسر صغیرش\nدريك کوچه دیدم در گوشه تاریکی\nنشسته با چه لهجه حزن انگیزا ملا کت\nحالی خود و بی نفقه گی صغیر های خویش\nرا بسمع مردم میرساند .\nاین ناله دلخراش وفریاد الم انگیز\nشخص مذکور وضجه های پسران\nصغیرش حانجانمرا طپش ، و پیکر گرداب"}
{"book": "adl0789", "page": 831, "text": "( شماره ١٥ ) مجلد پنجم\n\nتفكر واندوه پیر تائب نمود ، و بد بختانه هر فرد مسلمان است . خواری فقرای يك مملکتی بر آمده\nپولی هم نداشتم که برایش تقدیم میکردم ولی افسوس بما مسلمین افغانستان که نتوانسته و بدون همرائی ملت چاره اساسی\nهمانطور گرفتار عالم اندوه بوده ، قریب بجز باد شاه مادیکران همه این حقوق درینمورد کرده نمیشود ، در بین ما مردم\nآن بیچاره ها ساكت وصامت ایستاده اسلامیه را بکلی تا حال فراموش کرده مثل است که ( از يك دست صدا نمیخیزد )\nبودم و چاره نفقه همان شب شانرا ایم ، از قبیل این بیچاره ها بسی اشخاص اگر تجاران ، ثروتمندان ، متمولین ، ما\nمی سنجیدم که در همين اثنا يك شخص بينوا ودرد مندی هستند که در اکثر شب سامعه خاطر نشان از لوث حرص و آز\nریش سفیدی که شاید پیش از من آن ها بی نفقه بيك كوشۀ مسجد و یا كدام پاكست ؛ باید که با ریاست بلدیه درین\nهلاکت زده ها را دیده بود ، با چند گلخن حمام می خسپند . خصوص داخل يك مفاهمه شده ، چاره\nقرص نان وچند پولی نقد در رسید اهالی توانگر وطن ما بفكر مرتفع فلاح و نجاح برای فقرای بیچاره وطن\nو برای آن بیچاره ها هدیه نمود ، ساختن این بلای عظیم فقر وفراهم آوردن بسنجند ، البته در صورت تعاون ومعاونت\nچون مرا در آنجا ايستاده ويك مجسمه وسایل آسایش برای این بیچاره گان فقیر تجاران وثروتمندان با ریاست بلدیه ، این\nحزن واندوه دید ، با من باب ملاطفت وبرانداختن اساس فلاکت حالی عموم نیست بد بختی از رنده کانی فقرای ما رفع شده\nرا باز وبسخن گفتن آغاز كرد . بجای اینکه ما مردم قدمی بطرف نيك بختی بعد از این گوش ما از اذیت شنیدن ضجه\nگفت ترحم باحوال فقراً وغربای و سعادت بر داریم روز بروز در نتیجه های جگر خراش نجات خواهد یافت ؛\nاین مملکت لازمست اما افسوس باحساسات غفلت بفرسنگها عقب مانده میرویم ، و بعقیده ما راه پیشرفت وترقى يك مملكت ونجات\nتجاران و ثروتمندان ما که هیچ عاطفه در هر ثانيه بر بد بختی خود افزوده صله رحم ملت آن از فقر وفلاكت وجلو گیری از\nمعنوى وحس همدردی باغرباء وفقرای واخوت اسلامیه را ترک و تبعد می نمائیم . مسكنت همانا بسط شركتها ودایر کردن\nوطن خود ندارند ، زيرا بومیه ناله های امروز برای رفع احتياج و تهيه فابريكها وتاسيس كارخانهای صنعتی است، زيرا\nيتيمان وفغان های جگر خراش غریبان مايحتاج این اهالی بیچاره یکچاره اساسی چاره از تنگدستی مذلت جز در تحصیل\nوفریاد های جانگداز پیر مردان وطــن ولا زمی و حتمی است ؛ یعنی بایستی در کمال واكتساب صنايع ملحوظ نیست\nعزیز خود را می شنوند ومیدانند که این راه تعاون نوعی عمومی مسلمین متمول تا بیچاره گان بیکار ، وفقرای بی روز گار\nبیچاره ها غرق در بای فلاکت و بد بختی این کشور غیرت و شتاب نمایند . چنگ بحبل المتين صنعت زده وخود را\nهستند که شب ها با عیال و اطفال خود اگر چه حکومت متبوع ما شب و روز از دریای فلاکت بساحل سعادت ونجات\nدر زير يك گليم درشت بروی خاك مصروف رفع احتیاج و تهیه سامان فلاح برسانند .\nباشكم خالی می غلطند ، که رنگهای پریده وسعادت ما است ، چنانچه بوساطت مسلم است در صورت اجرای این مقصد\nآنها راز درونی شان را آشکار می سازد ، بلدیه برای اکثريه فقرای معروف معاش بر توسعه ثروت تجاران و ثروتمندان\nوهيچوقت لذت حیات وزندگانی با آسایش مقرر فرموده و سالانه از کیسه حمیت و افزوده وهم از عده افراد بیکار قابل کار\nرا این فلك زده ها ندیده ونفهمیده اند . نوع پروری خویش مستقيماً يك مبلغ وغرباء وفقرای مملکت شان می کاهد\nخطیری بفقرا بذل و الطاف میفر مایند ! ضمناً اقتصاد مملكت بايك پايه متين\nاگر بنظر انصاف ودیده بصيرت نگریسته (وبارها در اوقات مختلفه وشهور متبر که استوار شده ويك نام نیکی تاریخی از\nشود این ها بحكم خدای متعال برادر نیز از کیسه فتوت پول زیادی بخشیده اند) همت و نوع دوستی متمولين ملت ما در\nما ومعاونت ودستگیری شان فرض ذمۀ ولی انصافاً در هيچيك نقطۀ جهان صحایف تاریخ بیاد گار باقی میماند .\nحکومت به تنهائی از عهده اعاشه و غم"}
{"book": "adl0789", "page": 832, "text": "صفحه ۴\n( شماره ۴ )\nمجلد پنجم\n\nريش سفيد مذكور بيانات خود را در اينجا خاتمه داده ، و با من وداع نموده هر كدام بطرف منزل خود روانه شديم و فقير بيچاره نيز با پسران صغير خويش آهسته آهسته بهر جائيكه منزل داشت روانه شد .\nاوضاع دلخراش فقرای آثمیه و بيانات منصفانه شخص مذكور در من تاثرات مهمی بخشيده و خيلی متاثر شدم به بی مبالاتی واحساسات مرده تر وتمندان اين شهر تاسف كردم چه روح اتكالی اين قوم ابدا بانها اجازه نميدهد كه اقلاً وارديك اقدام خيريه و يك امر جزئی هم بشوند !\nاهالی ما تاكنون خود را عادت نداده يا نميخواهند خود را خالی سازند كه آنها ايضا و وجداناً در راه تعاون اجتماعی واقدام در اينگونه امور خيريه مكلف ميباشند بلكه انتظار عموم همين است كه در هر كليات وجزئيات امور آنها بايد حكومت صرف توجه ومساعی نمايد .\nضمناً در پايان اين مقصد بحضور آقايان وكلای بلدی عرض و پيشنهاد مينمايم كه قدری بايستی بوظائف خود شان و مسئوليتی كه درينگونه موارد به نزد ملت و دولت دارند توجه فرمايند !\nامروز طوريكه متمولين و مالكين اين شهر از شما آقايان انتظار حفظ حقوق امور بلدی خود شانرا مينمايند فقرای شما هم انتظار دارند كه برای حفظ حيات آنها باعنه ولين شهر يك چاره سازی و فكر كرده واين مقصد را بوسيله رياست محترم بلديه عملی سازند .\n( يار محمد )\n\nدر شرق اقصی :\nحقايق سياسی منچوريا\n( ۲ )\nبنو سط معاهدة مذكور حق حكمرانی چين در منچوريا تسليم كرده شد و ذمه واري اين مسئله كرده شد كه در وازه منچوريا براي تمام عالم علي السويه مفتوح خواهد بود درين هيچ شك نيست كه از ترك تازي هاي جاپان پرزه هاي مينای متفقه دول نه گانه اربابدر فضائي منچوريا پاشان است در ( كيرين ) ولايت مشرقي منچوريا جاپاني ها از طرف خود يك نایب الحكومه را مقرر نمودند اند . درمكدن نوان جنكاني يك خوش نويسي را بصدارت حكومت نشانده اند و مرقوم است كه هنزي پويي تاجدار سابق منچوريا را جاپاني ها براريكه سلطنت منچوريا مكرر نشانند از واقعات منچوريا تعلقات روس يك نوعيت جدا گانه دارد در معاهده مذكورة دول نه گانه يورپ شركت نه نموده است در ميثاق كيلاگ حتماً دستخط نموده است لاكن آنرا از پوزه كاغذ باطله بلند تر نمي داند . ازين جهت همچو دول مغرب برخلاف جاپان اعتراض نيست كه جاپان خلاف ورزي كدام معاهده ( ميثاق ) مينمايد بلكه در منچور يا شمالي كه دست تطاول را جاپان به او دراز مينمايد در آنجا مفاد روسي است « ستسبير » كه مستقر خط آهن چين مشرقي است بجمعيت چين ملكيت روس هم است اينچنين مسئله صاف ظاهر ميشود كه در\n\nمنچوريا الأن مناوجين جاپان وروس خصوصاً وبعض دول ديگر اردپا عموماً مصروف كار خود اند .\nچيني ها درين فكر اند كه مملكت شان از دست برد اغيار نجات يابد .\nجاپان ميخواهد قبضه خودرا بيش از پيش در منچور يا تحكيم نمايد .\nروس فكر دارد كه از دست جاپان مفاد او با خاك يكسان نگردد .\nامريكه وغيره دول اروپا بعضي با جاپان و بعضي با روس كنج كاو دارند .\nاز بعضي كشمكش هاي چين و جاپان در كوريا يك واقعه معلوم شد. در « تياوشان » كه بين چند نفر چيني ها و كوريايي ها مناقشه روي كار آمده بود در آن مناقشه بوليس جاپان و عسكر منچوري هم حصه گرفته بودند باهمين و تيره دو سر تا سر كوريا خلاف چيني ها برپا شدند آثار كردند و در چين مقاطعه مال جاپان بوقوع پيوست ۱۸ دسمبر كه جاپان در منطقه منچوريا مجارحت نمود في الحقيقة از فروع اين واقعه عادي كوريا بود .\nمطابق معاهدات سال ۱۹۱۵ جاپان در منچوريای جاپانی حق زراعت دارد گرفتن زمين بطور قرار داد ظاهراً يك امر عادي است ليكن در چين اين چنين اهميت مخصوص حاصل است .\nچه مطابق قوانين ملكي باستثناي كيسيون ها حسب معايدات چيناني ها اجنبي ها نمي توانند زمين را بطور قرار داد بگيرند و اهالی چين در توليد اين موانع حق بجانب ميباشند زيرا كه اينجا اجانب از نفوذ عدالت و"}
{"book": "adl0789", "page": 833, "text": "(شماره ١٥)\n\n(مجلد پنجم)\n\nقانون چینی بیرون اند.\nاگر اجنبی ها زمینی را متصرف گردند\nحکومت چین در هیچ یک از معاملات\nشان مداخله کرده نمی تواند بعضی اجنبی\nها که زمین ها را بطور قرارداد متصرف\nمی شوند بنام قرض چینی ها که جاپانی\nها را مطابق معاهدات سنه ١٥ اختیار\nگرفتن عین یطور قرارداد و دادن آن\nبدیگران بمدت قرار داد حاصل است\nچینی ها را همجوط با نظر می خورد زیرا\nاین صورت در راه شان مشکلات سیاسی\nبشدت حائل می شود.\nدر اول میر حانه جاپان امید داشت که\nتوسط زارعین پر نفوس خویش بر این\nحصه مملکت تسلط خود را استحکام\nخواهد بخشید لیکن بار شان مایوسی\nعائد شد.\n\nدر جمله ٢٧ ملیون نفوس مانچوریا عده\nجاپانیها ٢٥٠ هزار می باشند واکثریه\nنفوس ایشان در خط آهن وغیره دوائر\nبه حیث ملازمت کار می کنند. عده\nزارعین جاپانی نهایت کم بلکه برای نام\nمی باشند سبب مخصوصی که این قلت دارد\nاین است که جاپانی ها خارج رفتن را\nفطرتاً دوست ندارند، در گذشته بین\nامریکا شمالی و جاپان در خصوص هجرت\nجاپانی ها قدری کشیده گی بوقوع\nپیوسته بود.\n\nشاید بخاطر قارئین خطور خواهد کرد\nکه جاپانی ها تا این حد وطن دوست اند\nپس این قصه چرا کردید؟\n\nلذا در این سلسله ثابت کردن ضرور\nاست که از سال دهم قرن بیستم تا سال\nنزدهم ، این ده سال در تاریخ جاپان\nبه ثبوت می رساند که در ظرف این مدت\nعده کثیری از جاپانی ها بخارج هجرت\nنموده اند لیکن تعداد مجموعی آنها\nیکصد و پنجاه هزار به ظهور رسیده\nوبالمقابل در ظرف این مدت نفوس\nجاپان شش صد هزار افزونی\nپیدا کرده اند.\nيك نفر جاپانی نان خشك وطن خود را\nبر غد های مکلف خارج ترجیح می دهد\nاگر جاپانی ها در انتهای اضطرار از\nمملکت خود بدر می شوند پس از روی\nاقتصاد منچوریا برای ایشان زیاده تر مقام\nبا منفعت نیست.\n\nزارعین جاپانی در زحمت کشی مقابله\nچینی ها را کرده نمی توانند ، به مزدی که\nمزدوران چینی کار میکنند آنقدر مزد\nقلیل برای گذاره مسافرین جاپانی ها\nکفایت نمی کند. لذا جاپانی ها ندانسته\nبه براءتی می روند.\nمزدوران چینی از اعمال جاپانی\nهازی می برند لیکن از اجوره کاران\nکوریائی مشت بدھان می خورند.\nپذلیل چینی ها خورا ک کوریائی ها\nارزان می باشد لذا نسبت به چینی های\nمنجوریا ، کوریائی ها به اجرت کمتی\nکار می کنند علاوه براین زارعین کوریا\nنسبت به زارعین چینی با عتبار قابلیت افضل\nمی باشند. چونکه نسبت این تقابل براء\n\nراست با شکم است ازین جهت مابین.\nفعلة چینی وجاپانی و چینی وکوریائی\nجذبات مخالفانه روز افزون می باشند\nتاده سال گذشته تعلقات چینی وکوریائی\nبسیار خوشگوار بودند.\nلیکن قدری بواسطه ریشه دوانی های\nجاپان وقدری بواسطه مسئله شکم حالا\nدشمن یکدیگر شده می آیند.\nدر منجوريا في الوقت يك مليون\nکوریائی ها می باشند چینی ها کثرت\nنفوس خود را دیده از ترقی ثرات.\nکوریائی ها در منجوریا ناراض میشوند\nچرا که علاوه بر مسئله معیشت يك مسئله\nاین هم است که کوریائی ها زير نگين\nجاپانی ها است در منجوریا اقلیت\nکوریائی علاوه بر مسئله اقتصادی اهمیت\nسیاسی را اضافه تر حاصل نموده است.\nچینی ها داخله کوریائی ها را در\nمنچوریا عمماً داخله جاپانی ها میدانند\nيك مصیبت این است که اگر کوریائی ها\nقومیت چینی را اختیار کنند بازهم\nجاپانی ها آنها را تبعه خود می پندارند\nلهذا يل كوریائی ها ازین حقوق خود نتوانس\nتر استفاده نموده آله کار جاپانیها می\nشوند.\n\nاز جهات فوق خواهشات چینی هاي\nرشید یدان است که آن معاهدات جابرانه منسوخ\nشوند که جاپان از مجبوریت هاي چین استفاده\nنا جائز کرده براو شان تسلیم کرده اند.\nو خلاف اين تحريك تنسیخ معاهدات\nجاپانی ها عسکر جنگی منچوریا را از وصول"}
{"book": "adl0789", "page": 834, "text": "( شماره ٤٥ )\nجلد پنجم\n\nمکدن منع نموده است نوجوان مشهوره حب\nوطن باسر این سردار مشهور « چانگ سوئن »\nاست که بعد از اختلاف با حکومت چین\nنخواست آله کار حکومت جاپان باشد .\nمار شال چانگت سو لیان چیزی خدمت\nمادر وطن را کردن میخواهد قوله اوست\nدر چین حق حکمرانی صرف برای\nچین حاصل شده می تواند ، مارشال\nمذکور باشدت نگان منچوریا را درسی\nحب وطن داد و در وقت ورزه ایشان\nخلاف امید با لزوم جاپانی ها جذبات\nمعاندانه را متزایق نمود . با وجودیکه\nاز عهد نامه دول نه گانه امضاء جاپانی هم\nبود لیکن جاپان منچوریا را از چین\nمستقل کردن میخواهد .\nهر وقت که کدام سردار منچوریائی\nدر معاملات جانب جنوبی و یا وارد چین سروکار\nپیدا کرد جاپان ازو ناراض گردیده\nوقتیکه پد. چانگت سوئن در معاملات چین\nحصه گرفته حکومت جاپان او را از\nرفتن پیکن باز داشته است .\nتعلقات نوجوان چانگ سولیان جماعت\nقوه پرست چینی و کو من تان نهایت\nمستحکم و خوشگوار است ازین تعلقات\nجاپان اضافه تر در هراس است .\nطبقه نوجوان منچوریا از اقتدار\nجاپانی ها در وطن شان نهایت مخالف اند.\nاین آتش در نهاد ایشان از\nامروز نیست بلکه از سال همایه این\nطرف مشتعل است لیکن بعضی شیوخ سرداران\nجذبات نوجوانان را در قبضه گرفته بودند.\nحالا در سیاسیات ملکی فرقه نوجوانان\nزیاده تر بروي اقتدار مي آید . اثرات شيوخ\nدر ایشان موثر شده نمي تواند انقلاب زمانه را\nدیده چند سرداران سالخورده جگي منچوریا\nبرفاقت نوجوانان موافقت نموده اند واکثريۀ\nازاء شان اند که گوشه عافیت را اختیار نموده اند\nدر ابتدا چنگ سولیان لو جوان را مقابله مشکلات\nفوق العاده پیش افتاد رفقا بايك دوست عزیز\nبر سیاسیات مملکت تبصره گویا گفته بود که\nدر زمانه گذشته حکام چيني قدري اوقات خود\nرا به اطاعت سلطنت و برخي ازان به اطاعت\nسرداران ولایت و بعضی از اوقات خویش را\nدر فراهمي پول شخصي خود صرف مي نمودند\nلیکن اکنون نه براي حکومت مركزي و\nنه خیال حکومت هاي مقامي دارند بلکه\nمتاثر اوقات خود را در فراهمي ثروت\nشخصي خود بصرف مي رسانند .\nلیکن نوجوان چنگ سولیان ازین حالات\nافسوس ناك مايوس نشده بلکه در مساعیات\nقوم پروريبك جهت مصروف ماند بالآخره\nکامرانى قدمهای او را بوسه داد امروز در\nمنچوریا جذبات قومي به نهايت تيزي نشود\nنما یافته مي روند .\nچينکه ازین جذبات سان متاثر گردیده در چینائي\nها پر وگرام امتداد راه آهن را مرتب نموده\nدرین هیچ شك نيست كه در پوشانیدن\nلباس عمل براي پروگرام مجوزه خود چینائي\nها کمال ذهانت ولیاقت خود را با اثبات رسانیدند.\nچينائي ها با وجود كثرت موانع بالغ به\nهشت سدمیل خط آهن « مبین ، مکدن را\nچینائی ها به سرمایه انگلیس تیار کرده اند .\nازین جهت چینائی ها فخر به گفته می توانند\nکه در منچوریا راه آهن ایشان از راه\nآهن روس و جاپان دراز تر است اگر\nدر راه چيناني ها مشكلات یی هم تولید\nکرده نشوند پس شکت نیست که تا حدیکه\nتعلق راه آهن است چین قابلیت و نزاهت\nفوق العاده خود را حسب الكفايه\nباثبات خواهد رسانید في الحقيقت سلسله\nخط آهن چین را در منچوریا چنگ\nسولین آغاز نموده بود چينكه در مکدن\nبه سر اقتدار آمد خواهش نمود که\nاز خط آهن چین مشرقی بی نیازی را\nحاصل نماید .\nسال ١٩٢٥ كه يك بغاوت رونما گردید\nمنتظم روسی خط آهن چین شرقی\nاز بردن افواج این مارشال قبل از\nوصول کرایه بیده کی انکار نمود .\nاین واقعه بر مار شال چنگ سولیان\nاضافه تر موثر افتاد آنوقت به يك رقم\nکار خود را پیشرفت داد لیکن در\nآخیر آن کار تهیه خط آهن را آغاز\nنمود و در محاذ خط آهن چين شرقی\nامتداد خط جدید را اراده کرده خط\nآهن مكدن و پیکن را آغاز نمود\nهمچنان نو جوان مار شال چنگ سولیان\nخواهش داشت که خط آهن صوبه\nایشان از دیرن بندر گاه جاپانی بی نیاز\nباشد ازین تجاویز جدیده در حلقه های\nجاپانی سراسیمه گی را تدسرایت نمود\nزیرا که این با مفاد سیاسی واقتصادي"}
{"book": "adl0789", "page": 835, "text": "سینه کشیده به منظره ماه و قلب تو با تسکر\nبسته یادی از چهره افروخته محبوب نموده\nبا يك حالت رقت آور چون بیجار گانی\nکه ظلمی می بینند و دست آن ندارند که\nجبران کنند با غم و الم ساخته از اول\nشب تا سحر باه و افسوس می گذارند\nباز هم خوش بخت است که محبوبه دارد\nو یا بعبارت دیگر غمی دارند و درد دلی را\nدر شب های مهتاب و یا در منظره شرشر\nآب تسکین میدهند .\nولی بدبخت تر از همه کسی است که\nمسلك معینی نداشته گاه بتعریف محبوب\nخیالی او وقتی به قبح گفتن رقیب\nساخته گی پرداخته در هر آن و ساعتی\nمحبوبی گرفتار و در هر دقیقه و لمحه\nبه بد گفتن آنها سروکار دارد .\nچه مرد مان دو رو ( بد مسلك ) را\nهیچ کس در دنیا بنظر دوستی نمیبنگرد\nو آن مردمان هم کسی را دوست ندارند\nبل فقط آله دست دیگران هستند .\nخوب ما را به دیگران چه کار ؟ محیط\nعاقبت تا ثیر میکند بدان را خوب خوبی\nرا خود تر می سازد ولی من که درین\nنیمه شب با فکر پریشان و دیده گریان چشم\nبسوی ماه دوخته ام نمیدانم مقصدم چیست ؟\nتنها همینقدر میخواهم که درین وقت\nاوضاع و اطوار چند ساله خود را تماشا و مجسم\nسازم تا شود که دیگران هم اوضاع های بدم\nرا دیده نتایج بد کرداری که بمن رسیده\nداستان عبرت شان شده افسوسی بحالم نموده\nاشکی به بد بختی بدمسلکان بریزانند والسلام\n\n( شماره ٤٢ )\n\nمسئولیهای محصلین معارف :\nتقریظ از کلوب معارف\nشبی ایست که ماه جهان آرا با چهره\nپرافروخته در خرگه سحاب ساخته قرار\nگرفته و ثریا با قلب پر آبله متوجه زمین\nگشته کوئی ماه عاشقان را تهدید\nو ثریا دل آبله دار خود را عرضه میدهد\nتا آنانکه درد دلی دارند چهره پر\nافروخته ماه و قلب ثریا را دیده اشکی\nچند بریزند . تا اندک ماتسكين خوش كينند\nزیرا عاشق وقتیکه ماهتاب و منظره\nدلکش شر شر آب و یا معطر گلابی را\nمشاهده می کند بی اختیار بیاد محبوب\nخود افتیده قلبش شروع به آب شدن\nمیگیرد و بخار آن از قلب متصاعد گشته\nاز روزنه هر دو چشمش لولو و زمراد بر\nمیگردد و همین چند قطره که از دامن\nمژگان در سر زمین یاس و حرمان می\nافتاند باعث تسکین آلام او میگردد\nبدا بحال کسیکه این مناظر را می بیند و\nبدرد هجران می سوزد ، نمیتواند که اشکی\nبد رقه کند فقط مات و مبهوت به ناله\nمرغ حق که حق حق گفته فریاد می کند\nگوش داده ساعتی چند آه سوز ناک از\nامتداد دهد .\nدر دوران این حال بواسطه قوت سردار\nمعمر منچوزيئى جنك سوان مسئله خط\nآهن جدید چینی در معرض تعویق افتاد\nوقبل از امروز از دو نیم تا سه سال پیشتر\nچنك چين و جاپان آغاز گردیده بود .\n( ریاست )\n\nصفحه ٤\n\nجاپانی ها متصادم شده می رفت .\nجاپان می فرمود که اگر در مقابل\nخط آهن منچوریا جنوبی کدام خط\nجدید بر آید پس در عایدات او تقلیل\nروی خواهد داد و خودش در منچوریا\nتیکه دار منفرد تجارتی نخواهد ماند .\nعلاوه براین رسالیدن فوج مخالف در مکتن\nآسان خواهد شد ازین رو به مخالفت\nخط آهن جدید بشدت مخالفت نمود ليكن\nمحبان وطن چینی از سرمایه جاپانی ها\nبی نیاز شده بودند از آن رو يك ذره\nهم پروای مخالفت جاپانی ها را نکردند\nو خط آهن زیر تعمیر است .\nسنه ٢٧ جينكه دوره دوم این خط\nآهن جدید آغاز شد جاپان موافقه خطی\nرا انداخت که حسب معاهدات هرگز\nچین حق ندارد که در محاذ خط آهن\nمنجوريا جنوی خط جدید آهن را امتداد\nبخشد .\nمستر پوشی را وا سفیر جاپان متعین\nپیکن باقوت کامله خود نزد چین اجتماع\nنمود ، وخوف این مسئله در پیش اود\nکه اگر چین از تعمیر خط آهن جدید\nخود باز نیاید پس جاپان بر خلاف چین\nاعلان جنك خواهد داد درین موقع جاپان\nاعتراضی نوی را ایجاد نموده گفت که\nاگر چین بر خلاف معاهدات سالفه\nمی تواند در محاذ خط آهن منچوریا\nجنوبی خط جدیدی را بکشد، می تواند\nپس جاپان هم حق دارد که محاذ خط\nآهن چین شرقی خط جدید آهن را"}
{"book": "adl0789", "page": 836, "text": "محله ٧\nشماره ٢٥\nمجلد پنجم\n\nرا عرض کنم که من بد مسلک نبودم ولی فقط به نداشتن تربیه این دور وئی که گمان میکردم باعث پیشرفت مقاصدم است پیدا کردم . اما غافل ازین بودم که وقتی خواهد رسید که کارم بر ملا و خودم رسوا خواهم شد . قوای جوانی ، حس جاه طلبی پرده پیش چشمم انداخت در اول مرحله بد گفتن صاحبان بصیرت را بفرض دانسته شروع به قبح آنها نمودم افسوس از بی تربیه گی . دوست گفته اند که « تعلیم خیر تربیات است تعلیم قوه حافظه را توانگر میسازد . تربیه در مرد خصلتهای مفید تولید کرده غلبه کردن برخصلتهای مضر را یاد میدهد » (١)\nتربیه بهترین طریقه است برای اصلاح یک جامعه اگر یک قوم با تربیه باشد البته آنها جاده اضمحلال را زود تر می پیمایند که جاده ترقی را چه صاحب تربیه همیشه صادق فی تربیه کافی بطرف صدقت خواهد رفت .\nحق سبحانه تعالی انسانرا طبیعتاً نیک پسند خلق فرموده پس اگر شخصی تربیه نباشد . قوای جوانی و خواهشات نفسانی دیده بصیرتش را کور ساخته کارهای مذموم بنظرش خوب معلوم میشود بیچاره وقتی بخود می آید که کار از کار رفته از حیاتش جز نفسی باقی نمانده است آنوقت خصایص خوب سر بالا کرده بر اندوه و ندامتش می افزاید . و این حسرت وقتی برابران دست میدهد که زمانه دلش را از جاه پرستی سرد و محیط او را متنفر ساخته میباشد دست حسرت بر فرق زدن هیچ فائده\n\nبرایش نمیبخشد آوای دوره درخشان نادری چقدر تو برای حیات آتیه این ملت سعی می کنی بلی مزایا تو ظاهر است ما نمیتوانیم که جبران این خدمات ترا بیدا کاری نمائیم فقط مرهون هستیم و بس ان اگر تنها به افتتاح کلوب معارف به نظر حق بینی بنگریم می بینیم که این کلوب می تواند که اطفال را راست گوی با مسلک صادق تربیه کند .\nزیرا اینجا دیگر حرف های مبهم و الفاظ مذموم ( از قبیل خیانت و غیره ) را نمی شنود هر چه بگوید هر چه بشنود فقط صداقت ، شرافت ؛ حزم ؛ عشق بوطن داشتن است و بس\nدرین کلوب همه یک عشق سرشاری کوشش دارند تا دوره تحصیل شان زود تر ختم و یک آن اولتر برای خدمت حکومت مقدس خویش حاضر شوند\nبلی این کلوب جوانان را محض برای خدمت با صداقت تربیه می کند اینجا دیگر خود خواهی جاه طلبی اغراض نفسی در مخیله خود پرورش نمی دهند\nآه ای دوره طلائی ( نادری ) کاش سن من هم مقتضای تربیه را می کرد تا رفته درین کلوب شامل شده کسب اخلاق فاضله می نمودم .\nبالاخره از غایت یأس دستی بفرق خویش زدم همچو الکٹر یک رسیده از جایم پریدم . دیدم که از شب خیلی گذشته و اندک باقی مانده لا علاج بطرف استراحت گاه روان شده\n\nخبر های داخلی\nمعاینه اعلیحضرت غازی\nمکتب صنایع نفیسه را\nشاید محتاج به تحریر و علاقه که ذات شاهانه به معارف دارند نباشیم زیرا درین عرصه کمی که حضور شاهانه سریر آرای تخت پاد شاهی افغانستان گردیده اند الطاف بزرگ و توجهات قابل تقدیری به معارف فرموده اند ، انست که در اثر همین علاقه شاهانه قبلاً مقرر فرموده بودند که روز پنجشنبه ساعت ١٠ بجه بمكتب صنایع نفیسه تشریف فرما شده و معاینه می فرمایند قبل از ورود ملوکانه تولی تشریفاتی با موزیک در بیرون احاطه مدرسه و طلاب به داخل احاطه صف بسته انتظار موکب همایونی را داشتند همینکه ساعت ١٠ و ١٥ دقیقه بسر رسیده اعلیحضرت غازی بسواری موتر با هیئت دربار و جناب سرمنشی صاحب . و وزیر صاحب معارف وارد مکتب شدند .\nهمینکه سلامی ختم شده ذات شاهانه وارد احاطه مدرسه شدند از طرف طلاب و هیئت متعلم با مکتب نایز تعظیمی بعمل آمده بعد از تعارف و احوال پرسی که با طلاب و معلمین و هیئت اداری مکتب فرمودند\n\nو در بستر استراحت بدعائی ذات اعلیحضرت مشغول بودم که ابی این شهنشاه عادل ما را از همه خطرات محفوظ دار امین .\n( میر محمد عزیز )"}
{"book": "adl0789", "page": 837, "text": "صفحه 8\n(شماره ٤٠)\n(مجلد پنجم)\n\nمحمد نبی خان متعلم مكتب مذکور وكالتاً از طرف طلاب پیش روی صف بر آمده لایحه شكريه ذیل را قرائت نمود :\n( لایحه شکریه مکتب صنایع نفيسه )\nای قهرمان ملت افغان خوش آمدی\nشاه شجاع نادر دوران خوش آمدی\nدادی برای نام و جان وغم وطن\nاولاد و مال ملك سرو جان خوش آمدی\nمیسوخت مملكت بغم رنج انقلاب\nاز مقدمت رسید به پایان خوش آمدی\nشیرین بود صفات نکويت بعا شقان\nمحبوب قوم خسرو خوبان خوش آمدی\nسلطان باوقار طرف دار علم وفن\nای مظهر معارف عرفان خوش آمدی\nاز مقدم مبارکت ای شاه باشرف\nتاب وتوان گرفت دبستان خوش آمدی\nاعلیحصرت پدر معنوی بسیار مهربان پادشاه مربی علم و عر فان ما !\nامتنان وشكر اینکه این ورود سعادت مقرون شاهانه در روح وقلب ما تولید کرده است نه باندازه است که قوه تحریر و بیان ما بتواند اندکی از آنرا بقالب الفاظ ریخته عرضه حضور مبارک بدارد جز اینکه بزبان ساده و احساس بی آلایش يك متعلم مکتب بحضور مبارك پدر غم خوار و مربی جسمی و روحی خود عرض نمائیم که بدر همربان ترقی خواه دین و دنیای ما ، ذرات وجود وقطرات خون ما قربان ارادات پاک و مقدس شما !\nاعلیحضرتا ، این اولاد های فدائی و فرمان بردار اعلیحضرت شما نیات ديندار انه\nترقی خواهانه شما پدر تاجدار خود را در راه تأمین سعادت انفر ادی و اجتماعی ملت افغان خوب متحسس اند و وجود مبارك شاهانه را یگانه وسیله حیات پر افتخار این ملت نجیبه افغان می کند.\nوبناء علیه پیروی افكار وتعقيب هدايات شاهانه شما را سعادت و نیکبختی دارین خویش میدا نند ، امروز که خدای متعال ما را بحضور مبارك اولولا مر متبوع ما شرف بخشیده و مکتب را بورود همایونی اقدس ، قرین افتخار گردا نیده بدر گاه بی نیازش هزار ها سپاس گفته بحضور اقدس همایونی عاجزانه عرض مینمایم که در واقع نتیجه مساعی ما عجالتاً به پیمانه نیست که قابل عرض وتقدیم به پیشگاه حضور همچه يك شاه بزرگت معظم باشد ، ولی امید واریم معائینه مكتب حضور اقدس همایونی را اطمینان خواهد داد که بذل مراحم وغم خواری اعلیحضرت محبوب ما فراموش ما اطفال نگردیده در حاضری ، متابعت اصول مكتب ، توجه به تعلیم و صرف غیرت در نیل مقصد سعی کرده ایم ، و هر يك شعبه این مکتب باندازه مدت تحصیلیه خود پروگرام معينه خودش را تکمیل نموده است . در خاتمه عرض امتنان و شکران خود را به حضور مبارک همایونی تکرار و از در گاه حضرت واهب العطيات نیاز میکنم که الهی این پاد شاه معرفت اكتساه میخواه حقه ما را تا سالیان درام\nاز ما نگیرد . و معارف افغا نستان را بزیر سایه ترقی وایه اعلیحضرت شاهانه شان بأن مدارج ترقی و اعتلا نایل گردان که باعث تأمین سعادت وسر بلندی دین و دنيای افغانیان گردد ، آمین زنده باد اعلیحضرت معارف پرورما (سه دفعه تکرار )\nدر پایان لایحه مذکور اعلیحضرت غازی فرمودند که مفاد آن اینست :\nنطق افتتاحیه\n« من برای شما که وکالتاً از طرف طلاب لایحه را قرائت و احساسات خود وطلاب را نسبت بمن اظهار کردید خاطر نشان میکنم که حیثت به وقعیت امروزه شما بسیار بلند است بشما و امثال شما محيط ، موقع مستعد بوده میتوانید با هر گونه وسایلی را که لازمه رفا فرد است برای خود حاصل نمائید» «البته حس کرده اید که خدمت آتیه شما بسیار سنگین است وطن وملت در آتیه از شما که رجال فردای او می شوید به خواهان وظايف و تکالیفی است که لوازم آن را امروز فراهم بنمائید » « یقین دا رم که حس وطن دوستی و معارف خواهی در تمام شما ا ولادهای وطن جا گزین شده ، وزارت معارف هم در ین زمینه توانسته است حسب نظريات حکومت ووطنیه محوله خود کار کرده بناء عليه از وزیر معارف و سا تر منسوبین آن وزارت اظهار امتنان میکنم .\nاین مدرسه يك مدرسه صنعتی بوده اطفال"}
{"book": "adl0789", "page": 838, "text": "صفحه ٩\n( شماره ٤٠ )\n( مجلد پنجم )\n\nوطن زندگانی شریغانه وپيشه هاي از او را درس ميدهد تا در وظایف وزندگانی فردی و اجتماعی آتیه آنها بدرد خورده مفيد ثابت شود» اگرچه اطفالی که امروز درین مدرسه درس میخوانند : نصاب ورسميه آنها یکی از اقدامات كوچكي بنظر مي آيد اما من این را بسیار مهم داشته امید میکنم : تا در اثر كوشش معلمین و مساعی وزارت معارف در آتیه همین طفل بتواند خدماتی را که هر فرد بدان مكلف است بهتر و درست تر به ملت و وطن خود انجام بدهند » \nبعد ازین اعلیحضرت غازی بودیر صاحب معارف فرمودند که « میخواهم کار های شما را معاینه نمایم » : درین وقت جناب وزیر صاحب معارف عرض كردند ، که این عمارت ( اشاره به عمارت مکتب ) يك عمارت جز وی است که نمیتواند تمام حوائج این مکتب را رفع کند ، از همین باعث عمارت جديدي ( اشاره به عمارتيكه در اطراف مدرسه با يك طرز درست و مرغوبی ساخته شده ) که تا هنوز ساختمان آن مکمل نشده بتوجه حکومت تعمیر و مخصوص همین مدرسه است ، بعد از آن حضور شاهانه بعمارت مدرسه تشریف برده و مشغول معاینه کار دستی طفلان شدند ، از این اطاق که طرف معاینه اعلیحضرت برحفار قرار گرفت اطاقی بود ، تابلو از قطعات نفیسه رسم طلاب درینجا از شباهت تامی که رسم ها باشخاص داشت اعلیحضرت تحسین\nفرمودند . بعد ازان یکان یکان اطاق های نجاری و رسامی قالب بافی ، حکاکی مهندسی ، و غیره را ملاحظه فرمودند هر اطاق درسی مخصوصاً صنف رسامی نجاری قالب بافی بیشتر مورد رضایت شاهانه شده معلمین آن كه بعضی متخصصین خارجی بودند از استعداد ذاتی اعضا بها برای كسب تعلیم اظهار رضایت کرده به حضور شاهانه خاطر جمعی دادند.\nعلاوه ازینکه در ختم معاینه هر اطاق اظهار رضایت فرموده مسرور میگردیدند اخیراً بعد از معاینه تمام طاق ها وقتیکه عودت میفرمودند باز دفعه دوم طلاب صف بسته و منتظر نغای سلامی بودند که اعلیحضرت غازی برای دوم دفعه فرمودند که مفاد آن اینست :-\n( نطق اختتامیه ذات شاهانه ) —\nاولاد هایم !\nوقتیکه اراده معاینه این مكتب را نمودم تا این اندازه تصور نمیکردم که این مدرسه باین مدت کم اینقدر پیش رفتگی نموده باشد ! کنون که مكتب شما را معاینه نموده و در تمام کار های شما دقت کردم يك امید واری زیادی راجع به سعادت آینده وطن برایم پیدا شد ، خدا بشما توفیق بدهد ! این وحيا تيكه امروز برای آتیه خود میکشید نتیجه خوبی ازان بدست آید من ازین معاینه خیلی مسرور گردیدم و امید دارم که اگر سعادت شما با توجه زيادي يك بعمل می آید تکمیل شود بهتر میتوانید کار و تحصیل\nبنما ئيد » \nخوب متوجه باشید که این شعبه درسیه شما در آتیه بصورت كاميابي واجمال نتایج خوب میتواند يك قسمت مهم از حوائج افغانستانی را رفع کند ، درین موقع به مبین وزارت در بار امر كردند که از وزارت در بار بدون لباسی كه از وزارت معارف برای این طلبه داده می شود يك يك لباس مكمل برای شان ساخته شود .\nبعد ازین فرمایشات ملوکانه آقای وزیر معارف به پیش روی طلاب ایستاده عرض كردند كه مفاد آن حسب ذيل است . \n( معروضه وزیر صاحب معارف )\nمبداء ترقی وتكامل هرچیز تشویق و ترغیبی است که از طرف رجال بزرگ به نسبت پیش رفت آن امر به مستخدمین آن بعمل می آید ، وضع است كه يگانه نصب العین اعلیحضرت غازی رفاه ملت افغانستان است و غیر ازین آرزوی ندارند ، پس درینصورت وزارت معارف اطمینان میدهد که معارف افغانستان خدماتی را كه معارف دنیا در راه سعادت جامعه متحمل است انجام خواهد داد ، اگر چه این یکسال است كه آثار باین قبیل امور گردیده و از باعث عدم معلمين و وسائل لازمه نتوانستیم كاری را که باین مناظيم و نصب العین خود قرار داده ایم انجام دهیم ، بهر حال یگانه آمال وزارت معارف اینست که اولام"}
{"book": "adl0789", "page": 839, "text": "صفحه ١٠\n( شماره ٤٥ )\nمجلد پنجم\n\nافغانستان مفيد مالك و ملت واقع و حوائج جامعه خود را خود رفع نمايد شعبات تعليميه ممالكت ما اصولا از روی حوائج جامعه و وطن سنجيده شده و باين نيت خوبی که ذات شاهانه در معارف و سائر شعب حياتى ما دارند اطمينان ميدهيم كه معارف ما در عرصه كمی پيش رفتی خواهد نمود كه اعليحضرت غازى طالب آن اند در خاتمه براى خود و تمام همان ذواتيكه در راه سعادت اين ممالكت صرف مجاهدت و صداقت مينمايند توفيق خدمت ميخواهم زنده باد اعليحضرت غازى ( متابعت عموم ) فرموده اعليحضرت ما ــ زنده باد افغانستان\nتلگرام تبريكيه اعليحضرت همايونى بعنوان اعليحضرت رضا شاه پهلوى\nبمناسبت روز ولادت آن اعليحضرت تبريكات صميمانه و احساسات دوستانه خود مان را اظهار و طول عمر و بقای سلطنت اعليحضرت را قلباً آرزو می نمايم .\n\nتلگرام جوابيه اعليحضرت پهلوى بعنوان اعليحضرت همايونى\nاعليحضرت محمد نادر شاه پادشاه افغانستان .\nاز وصول تبريك محيت آميزان اعليحضرت بمناسبت عيد تولدى خود كمال امتنان را داشته آرزوى صميمانه را براى نيك بختى آن اعليحضرت ابراز ميدارم .\n\nتلگرام اعليحضرت همايونى بعنوان اعليحضرت فواد شاه مصر بمناسبت جشن استقلال دولت عليه مصر تبريكات دوستانه و احساسات صميمانه خودمان را اظهار نموده ترقی و تعالى ملت نجيبه مصر را با سعادت آن اعليحضرت تمنا مينايم .\n\nتلگرام جوابيه اعليحضرت فواد شاه مصر بعنوانی اعليحضرت غازى\nاز اعليحضرت شما با لنسبة تلگرام محبت كارانه كه بموقع جشن سالگره استقلال مصر فرستاده بوديد تشكر نموده آرزوهاى پر حرارتم را بالنسبة سعادت اعليحضرت شما و ترقی ملت شما ميفرستم\n\nاز وزارت جليليه حربيه مقرری ها :\n۱ - ميرزا عبد الشكور خان به كاتبى اول مديريت تعليم گاه پياده مقرر گرديد.\n۲ - ميرزا سيد علی خان به كاتبى مديريت تعليم گاه پياده مقرر شد .\n۳ - ميرزا عبد الفتاح خان سر كاتب شخصيه مكتب حربيه .\n٤ - ج محمد اسلم خان غند مشر بغند طوبچی فرقه عسکری مزار شریف مقرر گردید .\n٥ - میرزا محمد طاهر خان معاون کاتب كندك انشاء مقرر شد .\n٦ - میرزا محمد حسین خان به کاتبی کندك نقليه فرقه اول قول اردو انتخاب گردید .\n۷ - دین محمد خان محصل عسکری در ثور كديه ، به ضابطى شعبه ۳ مديريت حركات رياست ارکان حربیـه عمومیه منصوب گردید .\n۸ - محمد اسلم خان كند كمشر در قطعات پياده فرقه عسکری مزار شریف مقرر گردید .\n۹ - ميرزا عبد السلام به سر كاتبی غند در فرقه قطغن وبد خشان منصوب گردید .\n١٠ - غلام محمد خان به تر جمانی لسان اردوى وزارت حربيه انتخاب شد .\n۱۱ - شى محمد حسین خان كند كمشر رئیس اركان فرقه غزنی منصوب شد .\n۱۲ - دیوان خان چند به كاتبی شعبه ترجمه مديريت تعليم و تربيه رياست اركان حربیـه عمومیه منصوب گردید .\n۱۳ - ميرزا محمد اکبر خان به كاتبی اوراق فرقه عسکری قطغن وبد خشان مقرر گردید .\n١٤ - شاه گل خان بلوكمشر بیاوری فرقه غزنی مقرر گردید .\n١٥ - عبد الله خان برتبة توليمشرى ياور والا حضرت وزير صاحب حر بيـه مقرر گردید .\n١٦ - ميرزا عبد الاحد خان به كاتبی درجه ۲ مدیریت اخذ عسكر وزارت حربیـه مقرر شد .\n۱۷ - ميرزا محمد ابراهيم خان به کاتبی كندك هزاره کی غند ۳ فرقه غزنی مقرر گردید .\n۱۸ - محمد جانخان به رتبة بلو كشرى"}
{"book": "adl0789", "page": 840, "text": "(صفحۀ ۱۹)\n(شمارۀ ٤٥)\n(مجلد پنجم)\n\nدر كندك حاضر باشهای حضور ملوكانه مقرر كردید.\n۱۹ - نور الله خان برتبۀ بلوکمشرى در كندك حاضر باش های حضور شاهانه منصوب گردید .\n۲۰ - گدا خان بر تبۀ بلو كمشری در كندك حاضر باش های حضور شهرياری مقرر گردید .\n۲۱ - غلام نبی خان تولمشر به فرقۀ شمالی مقرر شد .\n۲۲ - صاحب جانخان بمعاونى كاتب كندك ٢ غند اول فرقه طوپچی مقرر شد\n\nتبدلات\n\n۱ - ع صاحب نور خان تولمشر تولى ٤ كندك ٢ غند ٢ فرقه قول اردو به فرقه غزنى تبديل شد .\n۲ - ب مراد علیخان كاتب غند ٢ فرقه ٢ قول اردو به فرقه غزنى تبديل شد .\n۳- عبد الحنان خان بلوكمشر تولى ٢ كندك اول غند ٢ فرقه ٢ قول اردو به فرقه غزنى تبديل شد .\n٤ - ميرزا عبد الحسين خان سركاتب شعبه مصرف مديريت لوازم فرقه عسكری قندهار نظر به تصويب رياست تنظيميه انجا لزوماً به سركاتبی شفا خانه تبديل وعوض او ميرزا سيد وهاب شاه خان کاتب اول شعبه مذكور ترفيعاً مقرر گرديد :\n\nترفیع\n\n۱ - میرزا محمد علیخان کاتب تولى كندك\n٣ غند ٢ فرقه عسكری مزار شريف به معاونى كاتب كندك ٣ غند ٢ فرقه مذكور ترفيعاً مقرر شد .\n۲ - ميرزا غلام سرور خان كاتب درجه ٢ مديريت مامورين كه بوظيفه خود فعالیت نشان داده به كاتبی اول ترفیع داده شد .\n٣ - شيرگل خان سر برکمشر غند ٣ پياده فرقه عسكرى قطغن وبد خشان به بلوکمشرى تولى ٢ كندك اول غند فرقه مذكور ترفيع یافت .\n٤ - عبد الغنى خان كاتب تولى كندك اول غند ۲ پیاده به معاونى كاتب كندك ترفيع یافت .\n٥ - ميرزا عبد الاحد خان کاتب درجه ٢ مديريت استخبارات وزارت حربيه ، نظر به اهليتش كاتبى اول ترفيع یافت .\n٦ - شير محمد خان كا تب تولى غند ٢ فرقه قطغن وبد خشان به معاونى كاتب كندك آنجا ترفيع يافت .\n\nمكتب ابتدائیه در گردیز،مرکز سمت جنوبی\n\nنظر باطلاعیه که از وزارت جليله معارف گرفته شده است ، آقاى عبد الصمد خان به سر معلمی ومحمد عالم خان به معلمی مكتب گردیز تعين ومقرر شده اند كه در انجا رفته مكتب ابتدائیه را افتتاح نما يند .\n\nتعين جزا\n\nغلام حسين ولد عبد الغفور ساكن\n\nخبرهای خارجی\n\nتاس\n\nايضاحات حکومت جاپان\n\nمسكو ، ٢٣ مارچ - مطبوعات مسكو مراتب ذیل را اشاعه میدهند : قره خان مستشار كميسارات ملی امور خارجيه ايضاحات مكمله وتا كيداتی از حكومت جاپان راجع به يك سلسله مسائل كه نامبرده قبلاً باهيروتو سفير جاپان مذا كره نموده بود ، چنانچه قبلاً مطبوعات اطلاع داده است .\nحاصل نموده ، هيروتو بقرار امر حكومت خود افواهات راجع به معاونت حکومت جاپان ، روسهای سفيد را در منجورى . وهم چنين اطلاعات مطبوعات خارجی وشورویه را در باب عملیات تعرضی روسهای سفيد در مانچوری رسماً تردید مينمايد . اطلاعات نظامی جاپان را از ۲۷ فروری تصديق نموده ، كه قشون جاپانی عملیات تعرضی وديويز يونى از روسهای سفيد در مانچوری تشكيل\n\nچند اول كه بسرقت مال عبد الرحيم يا تر تعقيبات قوماندانی كوتوالى گرفتار شده بود در نتيجه بعد از تحقيقات مكمله واثبات مقننه ، محكمة شرعيه در بارۀ او حكم يك سال حبس وجزای ٣٣ ضرب دره را صادر واين حكم با لفعل در محل اجرا در آورده شد ."}
{"book": "adl0789", "page": 841, "text": "صفحه ۱۳ شماره ۱۰ مجلد پنجم\n\nنمیدهد ، واگر درین سفینه ها عنصری\nکه در تحت اسم عساکر جاپان پوشیده\nشده باشد و تهیه تحریک زشتی را به بیند،\nپیدا شود ، پس حکومت نظامی حاضر\nاست برای انقطاع آن تدابیر لازمه اتخاذ\nنماید . هیرو تو مجدداً از طرف حکومت\nخود اطمینان داد ، که قشون کرانشون\n، در حالت ضرورت امداد موافق به\nسیاست خواهد نمود ، خصوصاً با انقلاب\nمحلی روسهای سفید بر علیه س س س ر .\nدر مسئله راجع به حکومت جدید\nمانچوری ، هیرو تو بیان نمود ، که اگر\nحکومت جدید مانچوری سـنـدات معاهدی\nرا ضمانت نماید و حیات و دارائی تبعهٔ\nجاپانیها را بعهده میگیرد ، حکومت\nجاپان نیز چنین حکومتی را بخوبی خواهد\nپذیرفت . حکومت جدید تا حال از طرف\nحکومت جاپان شناخته نشده است\nحکومت جاپان فقط ، رفتار واقعات را\nدر مانچوری دقت مینماید ، در مسایل\nراجع به معاهده پار تسموت ، هیرو تو\nاظهار نمود ، که حکومت جاپان در حمل\nو نقل افواج در راه آهن شرقی چین\nخلاف شکستن معاهده چیزی نمی بیند.\nزیرا حمل و نقل مذکور بمقصد بر تـافی\nو بی نظمی کرده میشود ، و محافظه\nحیات و دارائی تبـایـنـده گان جاپان\nلازمی است راجع به محافظه راه آهن\nشرقی چین بتوسط فواج جاپانی حکومت\nجاپان خود را برین سبب ذیحق میداند\nکه در اوایل واقعه ، راه آهن در\n\nمانچوری حفاظت نمیشد ، بعد خوف\nانقطاع در خطوط واقع گردید ، لهذا\nاز ۲۰ ماه مارچ محافظه راه مذکور بقشون\n(کرین) سپرده شد. اطمینان داد که جاپان\nبعد ازین نیز معاهده پار تسموت را وفا\nدارانه تعقیب خواهد کرد . سفیر مذکور\nقره خان اظهار نمود ، که جاپان در راه\nآهن شرقی چین هیچ یک مقصد\nسوق الجیشی را تعقیب نمینماید . در سوال\nراجع به تجمع فواج جاپانی در سرحد\nشورو یه و کوریا ، حکومت جاپان مراتب\nذیل را شرح داد : در طیا را تیکه سفیر\nجاپان به نزد قره خان بتاريخ ۵ مارچ\nنموده است ، حکومت جاپان از تجـمـع\nعساکر جاپان در سرحد شورویه و کوریا\nانکار نمینماید ، و این تجـمـع به مقصد\nتهدید خاك شورويه نیست . در اظهارات\n۱۹ مارچ خود حکومت جاپان اشاره\nمینماید ، که اجتماع درین ایام محض\nمحا ف ظه سرحد است ، اطمینان میدهد\nکه حکومت مذکور از زمـن عقد مناسبات\nسیاسی بین س س س ر و جاپان قشون خود\nرا در سرحدات شورو یه تز ئید ننموده\nاست . بجواب سوال حکومت جاپان\nراجع به اجتماع قشون شورو ی در سر\nحدات شورویه و کوریا و ساحق میدان\nطیاره ، ( آنمرو درو ) که ۱۹ مارچ از\nطرف هیرو تو تقدیم شده بود ، قره خان\nاظهار نمود ، که این اطلاعات از هر قسم\nاساس عاری است ، زیرا هيچ يك قسم\nاجتماعی از قشون شورو یه در سر حدات\n\nشورویه و کوریا بعمل نیـامـده است\nو هم بعمل نخواهد آمد و هم چنین هیچ\nيك قسم عملیات نظامی دیگری که\nبر خلاف معاهده پارتس موت باشد بعمل\nنخواهد آمد . حکومت شورای که\nسیاست صلح طلبانه را تعقیب مینماید ، بشدت\nمعاهده پورتس موت را محترم داشته و امید\nمی کنند که حکومت جاپان رو ابط بنده گان\nاو در منچوری ، هم چنین وظائف\nخود را که بواسطه معاهده پار تس موت\nبدوش گرفته است حفظ و محترم بدارد .\n\nتصحيح\nصفحه ستون سطر غلط صحیح\n۱ مکلف مکلف\n۳ ۲۶ چنین اهمیت چنین امور و اهمیت\n۱ ۶ قرض قرضی\n۲ ۲۳ اعمال عیال\n\nاعلان\nهر کس معاون اداره شود و یا معاون\nمیشود جریده انیس را یگان خدمت شان\nتقدیم میکردد .\nهر كس بنـجريـده انيس سابـق ازین\nاشتراك نموده باشد و اخبار برایش نرسیده\nباشد و رسید اداره با خزانه بدست دارند\nاصل یا مثنی باداره ارسال فرمایند تا اداره\nدر احیای حقوق شان بکوشد .\nکسانیکه از نرسیدن اخبار شکایت\nداشته باشند اداره را حالی فرمایند اداره\nحاضر است تا باسترضای مشترکین جریده\nخویش مساعیات تمام ورزد ."}
{"book": "adl0789", "page": 842, "text": "( صفحه ۵ )\n( شماره ٤٥ )\n( مجله پنجم )\n\nاز هر طرف\n\nاهميت چين در دنياي\nاقتصادي\nاهميت چين در عالم اقتصاد در چهار قسمت\nتقسيم مي شود :\n۱ - وسعت چين\n۲ - تعداد نفوس\n۳ - ثروت طبيعي، - معادن ، مواد خام\n٤ - وضعیت فعلي چين\nچين كه رقبة آن عبارت از ۱۱۷۳۳۰۰۰\nكیلومتر مربع مي باشد، ۲۰۰۰۰۰ کیلو متر\nمربع نسبت به اروپا و تخمیناً ۲۳ مرتبه\nاز المان بزرگ تر است ، ( المان تقریباً\nمطابق به افغانستان بزرگ است ) .\nچین اصلي با ۱۸ ا يالت آن ، باستثناي ،\nتبت ، ترکستان مغولستان ، و منچوریا بالغ\nاز ٤ میلیون کیلومتر مربع رقبة دارد ، یعنی ۹\nمرتبه از المان بزرگتر است . تعداد نفوس\nاها لي تمام حصص چین را هنوز هيچ يك\nاز احصائیه ها نشان نداده است ، و در بین\n٤٣٠ الي ٤٥٠ ميليون نفر تخمين ميزنند .\nيعني تقريباً مساوي به تعداد اهالی اروپا و\n۷ مرتبه زیاده از اهالی امریکای جنوبی میباشد\nچین داراي آبهای معدنی معادن ، ذغال و\nآهن و مواد خام زراعي ميباشد ، که از انجميله\nتنها لوبياي منچوريا ٦٠ فیصد احتیاج دنیا\nرا تکافو مي نما يد .\n\nاگرچه در تمام ملك چين امكان توسعه\nصنا عت وجود دارد و اهالی آن خیلی زحمت\nکش و کارگران خوبی میباشند ، لیکن\nاقتصاد و صنایع چین ، با ستثناي بعضي بندر\nهای بزرگ نسبت به اروپا خیلی عقب مانده\nاست و جديد يا بعلاوه ارتقاء نگذاشته است.\nاگرچه معادن ذو قال چين نسبت بمعادن\nذو غال انگلستان ۷۰ مرتبه متمول تر بوده\nو گفته میشود كه معادن مذكور داراي ۱۲۰۰\nملیارد تون ذغال اصلی میباشد ، با این هم\nذوغال از خارج وارد می کند .\nامروز چين داراي ۸ هزار کیلومتر راه\nآهن میباشد ، یعنی راه آهن مذکور مساوي\nبه راه آهن چكوسلوا كاي ويا سه مرتبه زیاده\nاز انرو یز ، میباشد، ولي اصولاً چین باید\n۲ الي ٤ صد هزار کیلو متر راه آهن داشته\nباشد تا راه آهن يك به المان وامريكا مساوي\nگردد : المان نسبت به چین صد چند زیاده\nآهن مولد ميكند .\nبا وجودیکه در چین خطوط آهن زیاد نیست\nدر تمام این مملکت وسیع که بدون سویدن\nو روسیه مساوي به اروپا است ، بتار یخ اول\nجنوري ۱۹۳۲ زیاده از چهل هزار اتوموبيل\nو موترهای باربرداری نقلیه وجود ندارد .\nمجموع واردات ما شین ها در چین در\nسنه ۱۹۲۸ ( ١٩٤٧١٨٩٦ ) در سنه\n۱۹۲۹ ( ۲۹٨٨٦٥٠٣ ) و در سنه ۱۹۳۰\n( ٤٤٢٨٣٠٠٠ ) پول چيني بوده است\nاز احصائیه فوق معلوم مي شود که صنایع\n\nاین مملکت وسیع اگرچه کم است ، با\nاین هم سال بسال رو باز دیاد گذاشته\nمیرود .\nمجموع صادرات و وا ردات تجارت\nخارجی چین در ۱۹۳۰ عبارت از ۲ ملیارد\nو ٣٤١ ملیون و ٥٥٠ هزار و ٨٢٤ پول\n( پول چینی ) بوده است ، که از انجميله\nيك مليارد و ۳۰۹ ملیون و ٢٣١ هزار\nو ٩٨٦ تل واردات و ٨٩٤ مليون و ٨٤٣\nهزار و ٥٩٤ لتول صادرات و ۱۸ مليون\nو ٤٧٦ هزار ٢٤٤ لثول تولید صادراتی\n( یعنی همان مواد خا میکه از چین صادر\nمیگردد ، ساخته شده بصورت جنس\nوا پس وارد مي گردد ) میباشد .\nچون قیمت التول در ۱۹۳۰ يك ما رك\nو ۹۳ فننگ بود ( يك پوند طلا انکلیسی\nتقريباً ۲۰ مارك ) لهذا تمام تجارت\nخارجی چین در سنه مذكور مخمسا ٣,٣٠٤\nملیارد ما رك حساب میشود ، یعنی تقریباً\nمطابق به تجارت خارجه يك مملکت\nكو جك مثال سويز .\nاگرچه ٨٠ الی ۸۵ فیصد مملکت چین\nزراعتی بوده است با این مملکت مذکور\nارزاق ما يحتاج خود را حاصل کرده\nنمی تواند ومجبور است که برای چند\nصد ملیون نفر ارزاق وارد نماید و تزئید\nواردات آن نسبت به صادرات هم از\nهمین جهت است . واینکه چین تا حال\nيك مملکت زراعی باقی مانده ، دلیلش\nاینست که تا شروع قرن اخیر ، چین حیات"}
{"book": "adl0789", "page": 843, "text": "( صفحه ١٤ ) ( شماره ٤٥ ) ( جلد پنجم )\nترجمه : روحیان افغان\n٦\nمؤلف رئل فاژواژ :\n\nرهبر اهل ثروت\n\nقسمت اول\nفصل دوم\nمناسبت های مسکوکات بین المللی ـ\nمبادله ـ ماده واساس فلز طلا وفلز نقره\nمبادله بین المللی ۱۱ تاثیر مبادلات بالای\nجنبش مسکو کاتی ـ اصول نظائم بین\nالملل ـ کسر وتنقيص مبادله ـ اصول\nمبادلات در فرانس ـ استحصال فلز\nبیش قیمت .\nمبادله بین الملل\nاساس مبادله بین الملل را کسی مالك\nاست که در پریشانی اهل ثروت معاصر\nجای فائق تری را احراز کرده باشد .\nاگرچه قبل برین این نظریه را کسی\nنمی شناخت ، بانکهای مخصوص بودند که\nاز حیث فوقیت فلزات اعتبار داشتند\nمگر امروز این نتائجی را که هر مملکت\nدانسته ویا نا دانسته برای خود اتخاذ کرده\nگوشه گیرانه را اخبار و از اصولات\nو کشفیات غربی متنفر بوده است واز\nثروت طبیعی خطه خود هیچ آگاهی\nنداشت . واز همین جهت است که خارجیها\nامتيازات اقتصادی وصناعتی را به بسیار\nزحمت بدست آوردند .\n( با قیه ارد )\nو از مایش می نمایند با قضایای حقیقت متبائن\nاست .\nفی الحقیقت جامعه بشریت هر گز قوه مدر که\nكامله اصول مالیه را پیدا نکرده و\nتتبسع لازمی برای مبادله نه نموده یعنی\nبرای نقل پول فلزی از يك مملکت به\nمملکت دیگری اصول صحیحی را موجود\nکرده نتوانسته است .\nلذا توسط روابط تجارت بين المللى نظر\nبه ارتقای تمدن امروزه میباشد و این دو\nنوع پول ( پول فلزی و پول کاغذی )\nبمعاونت هم دیگر امور تجارت بین المللی\nرا خیلی ترقی داده اند . یعنی در ۱۸۷۰\nمیلادی که تجارت خارجی ملل راقیه کره\nارض به چهل ملیارد فرانك ميرسید در\n۱۹۱۲ چهار برابر شد ؛ یعنی به یکصدو\nشصت مليارد بالغ شد . اما در ١٩٢٥\nتنها تجارت خارجی دولت فرانسه به هفتاد\nونه ملیارد فرانك کاغذی ترقی کرد که\nچهل وچار ملیارد در سهم صادرات و چهل\nو پنج ملیارد در سهم واردات فرانسه ایزاد\nگردید .\nگویا مجموع تجارت خارجی بین الملل\nدر سنه مذکور دوصد و بیست ملیارد\nفرانك طلائی فرانسه رسیده بود . همانا\nاین احصائیه تنها از قیمت امتیه که تحت\nاقتدار كمرك دول آمد و خارج شده\nاستنباط شده است . علاوه بران خیلی\nچیز های هستند که خرید وفروخت شده\nو در حساب كمرك نيامده مانند مسافرین که\nدر يك مملكت برای احتیاجات خود خرید\nوفروخت کرده اند ؛ و یا اشیا ئیکه جهت\nاعتبار به قرض دار خود داده اند و یا\nدیگر اشیای منقوله که فروخته شده\nدر قید این حساب نیامده است . ویا\nقرضه اران علاوه بر اینکه پول را بحساب\nپول مملکت خود بگیرند .\nبعض هستند که آن پول را تماما بپهان\nپول خارج نه می کنند بلکه با آن مال\nمی خرند ؛ گویا تفاوت آن هم درین\nحساب نیست و امثال آن .\nتأسيس مبادله بالاي جنس مسكو كاتي\nپيش از انکه داخل بحث شویم باید\nگفت : مملکتی که وارداتش به نسبت\nصاد راتش پیش تر است و سیاست اصلاح\nآنرا نگرفته است آن مملکت نه می تواند\nاز مسکوکات خویش استفاده کند .\nاگر قیمت اصلیه فلزات تمام ملل يك\nنوع می بود ، یعنی تمام ملل اسا سی\nمسکوکات خود را به فلز منوط می داشتند\nیعنی اساس اعتبار آنها طلا می بود ، البته\nمشکلات حاضره ملل مرتفع وتجارت\nبین المللی بلا زحمت جریان می پذیرفت\nو آنگاه مملکت مدیون می توانست که\nبجهت سهولت تداول تجارت بين المملتين\nاتحاد استقرار مسکو کاتی را بروی اعتبار"}
{"book": "adl0789", "page": 844, "text": "( صفحه ۱ )\n( شماره ٤٥ )\n( مجلد پنجم )\n\nمؤلف : له پلانتیه فرانسوی ( ٣٥ ) مترجم : حبیب الله طرزی\n\nمادام سان ژین\nاز فصل سیزدهم\n\n( پدر و پسر )\nله فیور : ـ خدای بزرگ ! پس من\nباین قاتل ها تریوت ، مقروض حیات\nتو هستم ! »\nکاترین : ـ نه چندان زیرا او خود برای\nحیات خودش به من مقروض بود ، چون\nحيات يك قوماندان استریانی نسبت بیک\nمشروبات فروش زیاده تر قیمت دارد\nمملکت صاحب پول تاسیس نماید .\nباری مقصود ما از بردن اسم ملت در این\nوصلت مدیون آنست چونکه خزینه\nبيت المال ضامن اعتبار وقرضه اتباع\nخویش است ، بدین مناسبت البته خزینه\nبیت المال مملکت دیگری ضامن حفظ\nاعتبار اتباع خودش است . هکذا از\nقرضه او گو یا درین صورت نوع اول\nبنام دائن ونوع دوم بنام مدیون خوانده\nمی شوند . زیرا هر حکومت برای حفظ\nاعتبار خارجی اتباع خویش مکلف است .\nمعهذا شناختن اصول صحیح این\nموضوع مشكل وقائل شدن امتیاز در هر\nزمان غیر ممکن است .\nزیرا امکان دارد يك اصولی که دريك\nزمان تخصیص و تحدید شده باشد در\nزمان دیگری .... ( باقی دارد )\n( بقلم آقای میرعثمان خان )\n\nبنا بران هنوز هم او را مقروض خود\nمیدانم . »\nله فيور : ـ خوب پس او از حیات\nخودش بتو مقروض بود ؟ »\nکاترین : ـ بلی ، تو همیشه از افکار\nعسکری باندازه پر هستی که هیچ گاه\nچیزی که بتو میگویم بیاد آورده\nنه می توانی ! آیا دهم اگست ۱۷۹۲ یکی\nاز تاریخ های فراموش شده ئیست ؟ »\nله فبور : ـ من این روز را هر گز\nفراموش نخواهم نمود . این روزی بود\nکه من به منصب لبو تنانی نایل شدم ! »\nکاترین : ـ بعد از جنگ در ( تو یلری )\nمرد زخمی بدکان من پناه آورده و من\nاو را در اطاق خواب خود پنهان کردم\nیکی از ان سوالیه های ( ما گر )\nکه تو بر انها قسم خورده بودی ـ »\nله فيور : ـ بلی بیاد دارم . دراول من\nقدری به او حسود بودم ! »\nکاترین : ـ آن مرد زخمی دیروز\nنیپرگ امروز است . من ترا گفتم که\nحساب من واو هنوز هم با ک نیست . من\nباید به هر صورت می شود ، بشهر\n( دانتزخ ) داخل شوم ! »\nله فيور : ـ تو دیوانه هستی ! تو ـ\nزن مارشال له فیور ـ در شهر محصوره داخل\nشدن ! میخواهی که يك كروگان خوبی\n\nبدست آنها بدهی : ـ\nکاترین : ـ باید ضرور با کونت دونیپرگ\nحرف بزنیم . »\nله فيور : تو میخواهی که نجات ها تریوت\nرا ازو استرحام نمائی ؟ این اقدام بی فائده\nاست حالا کار از کار گذشته است .\nکاترین : من بدانزخ خواهم رفت و\nبا الضرور باید بروم. وقتیکه کونت\nاو نیپرک چیزی را که من با و خواهم\nگفت بشنود ، اعدام خودش را خواهد\nخواست و نخواهد گذاشت که پسرش\nبی پدر و یتیم باران شود .\nمارشال و زنش از عروسی ( بلانش\nدو لا ولين ) و معشوقش کونت اطلاعی\nنداشتند وقتیکه بعد از محاربه ( ژیلیپ )\nطفلی را از زیر خرابه های ساتوی\nلوندال بفر زندی بر داشته بودند ، کاترین\nنتوانسته بود که طفل را بشوهرش و\nاز روی فرانسه معرفی کند و این راز را\nحالا میخواست برای نجات هاتریوت\nاستعمال کند .\nکاترین بدون آنکه منتظر جواب\nشوهرش باشد یا با اعتراضات او گوش\nنهد از خیمه بر آمده برای انجام دادن\nایلچی گری جدید خودش بسرعت روانه\nشد .\n\n* * *\n\nهر وقتیکه وقفه موقتی در توپ جنگی\nاستحکامات دانتزخ و اردوی فرانسه\nواقع میگردید ، سلسله مراودات و\nمخابرات سریعه مستعجله در بین اهالی"}
{"book": "adl0789", "page": 845, "text": "( صفحه ١٦ )\n( شماره ١٤ )\n( معلم پنجم )\n\nقحطی رسیده چند نفر دهاقین که با وجود\nتجربیات محاربه در خانه های محقر خود\nمانده بودند، یار میشد ، او این معامله\nغیر رسمی بی ضرر که در همه محاصره های\nطولانی ، لابدیت از جانبین تحمل\nمی شد ، در اثنای یکی ازین وقفه ها بود\nکه کاترین تصمیم نموده بود راه خودش\nرا بدرون شهر بکشاید ، درین دفعه باز\nلابابوك با او همراه گردید .\nماژور غیور چنان یونیفورمه محال\nخودش را از بر کند ، لباس درازی\nسرحان یهودی یه لیپز را در بر نموده\nکاترین نیز با لباس دهاقین خود را\nبیار است . با این قیافه عجیب و غریب\nخود شان را بدو وازه شهر رسانیدند\nکاترین چون زبان جرمنی را به اندازه\nکافی تکلم می نمود ، بانقدر موظف به\nبسیار آسانی فهمانید که برای دیدن\nدوست خودش در شهر است می رود .\nبمجرد آمدن در شهر کوچه ها را از\nاهالی مصیبت زده گرسنه و سرگردان\nبرجمی پر یافتند، يك لحظه خود را بکلی\nگم کرده بودند و نمیدانستند بکدام\nطرف بروند واز که راه را بجویند . هر\nلحظه خیال می کردند که شخصی آمده\nدست و بازوی شان نهاده مقصد را می\nپرسد و هر دوی شان دفعتاً تصلب بر\nگردیده می ایستادند چون کسی را نمیدیدند\nخجل شده براه خود دوام می نمودند\nبالاخره کاترین جرئت پیدا کرده خانه\nگوتسل جرنال آرتلریا را پرسیده بسرعت\nبدان طرف روان شدند . بعد از چند\nدقیقه دیگر در مقابل دروازه بزرگی\nقراسلنگری ایستادند . ظمنام زنك را\nبنگر او کشیده منتظر باز شدن در ماندند\nبعد از چند دقیقه انتظار حاجبی ظاهر\nگردیده آنها را بدرون برد . از يك\nسلسله کوریورها گذشته و از پله های\nزیادی بالا رفته بالاخره بحضور کونت\nدو نابوك كه از ملاقات بی وقت ایشان که\nساحل را در اولیه کر تصور میکرد چندان\nبنظر نمی آمد ، رسیدند . کونت بدخول\nآنها با صدای خشن پرسید و شما\nکیستید و از من چه میخواهید ؟ »\nزن مارشال بالا پوشی که دوش او را\nپنهان داشته بود بدور افکنده بطرف\nقونسل چند قدم پیش رفته گفت آیا\nموسیو دونیبرگ مرا نمیشناسند ، کونت\nمتعلم که چهره او را فوراً بخاطر آورده\nباشد مرد : « بخوبی میشناسم شما\nکاترین سان ژمان هستید که حیات مرا\nبمن بخشیدید آیا من هيچگاه شما را\nفراموش کرده می توانم ؟ »\nکاترین : « موسیو دو نیبرگ من حالا\nزن مار شال لافیور هستم ، نیبرگ :\nد و اینجا هائید : خدای من چه می شنوم :\nمگر شهر، گرفتار شده است ،\nکاترین : « هنوز نی من قدری پیشتر\nاز شوهرم آمدم تا حیات پسرم را حمایه\nکنم ،\nنیبرگ : « پسر شما ، بلی ، افهمیدم ! »\nکاترین : « عصر پیشگاه بشبه جاسوسی\nگرفتار شده است ،\nنیبرگ : اه واششت اسم لافیور\nرا دارد . ولی من نمی دانستم که او پسر\nشما است »\nکاترین : « آیا من بعد از وقت رسیده\nام آیا او را تیر باران کرده اند »\nنیبرگ : « نی هنوز نشده است. ولی\nمیترسم که نجات او خیلی مشکل خواهد\nبود ، خودش را یکی از آلزاسی های من\nمعرفی کرده بود وظیفه من نسبت به متحدین\nما ، مرا مجبور ساخت او را رسوا\nکنم ، اگر اشنا بود انقدر بقدريك\nذره هم بی مقصدی می بودم ،\nکاترین : « آیا حال چیزی کرده\nمی توانید ،\nنیبرگ : « بیترسم که نخواهم توانست\nاگر بگویم پسر مار شال له فیور است\nعلاوه براق مطابق قانون حرب هم باید\nمحکوم شود ،\nکاترین : « برای لحظه چندی روی\nخودش را در بین دستهای خود گرفته\nنیبرگ به احترام او خاموش مانده بود .\nبالاخره زن مارشال با چهره گریه آلود\nگفت : « آقای کونت بعد از آنکه ما و\nشما از هم جدا شدیم یعنی بعد از جنگ\n( ترجاب ) بسیار چیزها واقع شده است،\nنیبرگ : « ازین تبدیلی که در وضع\nشما بعمل آمده است خیلی خنودم ، در\nآنوقت يك مشرويات فروشنی بودید ، که\nبايك کاپیتان از دواج نموده بودید ولی\nحالا مارشال فرانسه هستید . رجا دارم\nتبريكات صمیمانه ام را قبول کرده در\nوقت بازگشت به اردو گاه به مارشال\nهم تقدیم کنید ، ( باقی دارد )"}
{"book": "adl0789", "page": 846, "text": "جريدة هفته وار\nانیـــــس\nقیمت اشتراك\n\nاطراف وولايات داخله ۱۲\nطلبه معارف ۱۲\nدر ممالک خارجه ۲۰\n\nمطبعۀ انیس\n\nک\nنیاز : محیی الدین\n، خوگیانی\nذیحجه ۱۳۵۰\n\nره محمد ظاهر خان\nطرف حضار رسم\nا گردید .\nيك ولوله فرحت\nقارین تماشا چیان\nهر يك برای تقرب\nرنت عاری بیکی از\nشد تا اینکه موتر\nراییکه محتمل در\nسیده ذات مبارک\nفرود آمده به آن\nمخصوص خود شان\nال پرسی نموده و\nان را که در پرنده\nاتور ایستاده بودند\nاند .\nالم ، شهامه چور\nاورا به ما وشما مبارك\nيك نوحی پر حرارت\nادبی استقبال بخش\nاب شد . پس انکهی"}
{"book": "adl0789", "page": 847, "text": "قطعی رسیده چند نفر دهاقین\nجریان محاربه در خانه های\nمانده بودند، باز میشد. ا\nتغییر وضعی بی طرزی که در هما\nطولانی، لافایت از مد\nمی شد . در اثنای یکی از این\nکه کاترین تصمیم خود، او\nرا بدرون شهر نکشاند . کـ\nلافایت با او همراه گشت\nماژور فلیپوز پیران او\nخودش را از بر کند، ا\nسرجان یهودی یه لباس\nکاترین نیز با لباس ده\nبپپاواست . با این قیافه آ\nخود شان را بدروزه\nکاترین چون زبان جرم\nکافی تکلم می نمود ، با\nبسیار آسانی فرماندید\nدوست خودش در شهر ک\nبدوه آمدن در شهر\nاهالی مصیبت زده گرد\nو خس در باختر تاريك خا\nگم کرده بودند و نصف\nطرف بروند و از کجا و امر\nلحظه خیال می کردند کـ\nدست و بازوی شان آمده\nبرسد و هر روی شان ا\nگردیده بی ایستادند چون\nخجال شده براه خود د\nبالاخره کاترین جزئیاد\nكونقنال جنرال آمتریا"}
{"book": "adl0789", "page": 848, "text": "(شماره ٤٦ و ٤٧)\nمجلد ٥\nسراج\nالاخبار\nافغانيه\nاشتراك سالانه ١٢ افغانی\nمحصول پوسته ٢ \"\nخارجه ٢٠ شلنگ\nاداره : کابل جاده ارک\nمؤسس و صاحب امتياز : محيى الدين\nمدير محمد امين خوگيانى\n\n٢ شنبه ٢٢ حمل ١٣١١\nتأسيس ١٣٠٦\n٤ ذیقعده ١٣٥٠\n\nمیله قلبه كشي\n\nوطن عزيز واستراحت و صرف اهالي\nملت نجيب اين مملكت دارد موفق\n\nموقع والا حضرت شهزاده محمد طاهر خان\nنیز تشریف آورده از طرف حضار رسم\n\nقلبه رانی امسال در باغ بابر شاه که طرف گرداند ، آن درجه پیش رفتي را که تعظیم شان اصولا\" ایفا گردید .\nجنوب غربی کابل در دامنه کوه شیر حکومت شما بجهت ارتقا و استراحت شما ساعت ١١ نیم بود كه يك ولوله فرحت\nدر وازه واقع است از طرف وزارت سنجیده و عملی کردن آنرا به توفيق و خوشی در باغ بابر بين تما شا چيان\nومعاونت خداوندی در نظر دارد هر گاه حکمران گردید ، و هر يك برای تقرب\nانتخاب شده بود .\nيك يك به شما توضیحات بدهم موجب جستن ؛ ونو اعليحضرت غازی يكي از\nبروز جمعه ساعت ٩ ونيم ع ، ج وزیر\nصاحب تجارت اعيان شوره مجلس تطویل کلام می شود - وهم عقيده ديگر سبقت می جستند تا اینکه موتر\nما اینست که ایجابات وعمارات خدا دادى اعلیحضرت متصل بعمارتيكه محفل در\nحضور بهمر سانده، تشریف آوری ذات\nهمایونی و والا حضرت صدر اعظم صاحب را عملا\" هر يك را بمعرض نمایش بگذاریم آن تشكيل يافته بود رسیده ذات مبارك\nاعلیحضرت از موتر فرود آمده به آن\nوعيناً آنها را برای العين مشاهده نمائيد ،\nانتظار می کشید ند .\nه ترقى وتمدن امروزه دنیا تماماً لطف ومهربانى كه مخصوص خود شان\nساعت ١٠ و ٤٥ دقیقه والا حضرت\nدر نتيجه اتفاق وسعى وعملی که توأم بعلم است با حاضرین احوال پرسی نموده و\nصدر اعظم صاحب باهيئت کابينه شان\nو معرفت است میباشد ، باید ما وشما هم ده قين وقريه داران را که در پرنده\nتشریف آورده از طرف مامورين وباقی\nتمسك وتأسى باین رویه کرده بعمارات شرقی عمارت مذکور ایستاده بودند\nحضار مراسم استقبال شان ایفا گرديده\nخداوندی مملكت خود را ترقى بدهيم ، مخاطب ساخته فرمودند .\nوجناب والا حضرت شان باقرى صبائی\nشان در مجمع دهاقین تشریف برده حاضرین از بیانات حقه ور جناب والا برادران وعزيزانم ، شماهمه جور\nحاضرین\nصدر اعظم صاحب نهایت مسرور\nحضرت\nهستید\nپیش از احوال پرسی وملا طفت بيانيه\nشده و برای کامیابی حکومت مقدسی خداوند این سال اورابه ما وشما مبارك\nذیل را ايراد فرمودند .\nخویش دعا های پر حرارتی نمودند بگر داند .\n(مطالب اساسي بيانية جناب صدر اعظم صاحب)\nپس از آن جناب والا حضرت صدر از طرف مخاطبين بايك اواحي پر حرارت\nبرادران وعزيزاني من ! از خدای\nاعظم صاحب اوراقي عطاء به کرسی های وزنده باد پادشاه منجی استقلال بخش\nمتعال می خواهم که حکومت شما را\nمعدیه خود قرار گرفتند ، که در همین ترقی خواه ما ! مجاب شد . پس از آن\nبمفکوره هائیکه برای ترقی و تعالی این"}
{"book": "adl0789", "page": 849, "text": "دهقانین پیش آمده عریضه ذیل را قرائت نمود .\n\n( معروضه دهقانین بحضور )\nاعلیحضرت همایونی\n\nاعلیحضرتا ! با میل شخصی وو کالتی که از جانب سائر حضرات دهقانین دارم اجازه می خواهم قبل از اینکه حضور شاهانه برای سال جدید عمل زراعت را افتتاح فرمایند عرض خود را به پیشگاه ذات همایونی شان تقدیم نمایم .\n\nشك نیست ترقی زراعت اساس آبادی جهانی و رکن بزرگ ترقی حیات بشر است ، يك مملکت در زائیده رقابتی بین الملل نمیتواند حوائج صنفی خود را از قبیل لباس و سائر لوازم اثاثیه از مملکت دیگری هم اکمال نماید در صورتیکه عواقب آنهم آنقدر تاريك و خطر ناك بنظر نمیرسد ، ولی موضوع خورا ك و احتیاج آن به ممالک سائره با حیات و ممات ملتی توام و همراه است .\n\nقابل فرا موشی نیست ، پار سال اعلیحضرت غازی حین افتتاح عمل بذر و کشت در نطق افتتاحیه فرموده بودند :\n« خودم شما دهقانین وزرا عین افغانستان را که همواره سعادت خود و اهل وطن تا نرا به آبله دست و عرق پیشانی فراهم میکنند و با نوك بیل خویش خدمت به زراعت مینمائید خیلی بنظر محبت و احترام می بینم » این جمله مخصوصاً کلمه « بنظر محبت » از زبان يك پاد شاه که تاریخ حیات پر افتخار وی مستلزم هر گونه ستایش و شکر\n\nگذاریست ، برای ما خیلی پر قیمت و گران بهاست زیرا پاد شاهی که علاقه خاصی بسعادت ملت ، بآسایش و رفاهیت جامعه خود نداشته باشد - نمیتواند تا این حد يك جماعتی را که از صبح تا شام سرو کارش با گل و خاك است با کامه محبت و احترام بنوازد ،\n\nما بنهایت متشکر و فوق العاده خوش قسمتیم که ذات شاهانه یگانه پدر غمخواریست که از راه تقدیس ما را بعمل خودمان تشویق فرموده و پیشه ما را بیشتر طرف احترام قرار میدهد .\n\nحقیقتاً طوریکه حضور شاهانه مرحمت فرموده اند سعادت وراحت قوم مربوط به ترقی زراعت است و ما زراعین خیلی خجالت مندیم که با وجود مشکلات مالی که از سوء اثرات انقلاب و بحران موجوده متوجه اوضاع ثروتی مملکت گردیده ذات شاهانه به محاسن نظریات ! قیتخواهانه خویش در امور زراعت که یکی از مسائل مهمه حیاتی است توجه فوق العاده خود را مبذول میدارند ، چنانچه وزارت تجارت وزرعت در سال ۱۳۱۰ برای احیای اراضی بائره وفكر تعديل اوضاع زراعت دوره، مضی باصول عصری افتاده است و بدیگر اقدامات موسعه از قبیل شروع کار ، بندره خان غزنی ، بند سرخ آب لو گر، ، بندقرغه پغمان ، بندخروار، کار حفر بقیهاده نهر سراج مشرق ، احداث نهر جدید در دکه ، نصب ماشین های هوائی برای استخراج آب از مجاری\n\nعمیقه ، تورید ماشین های چوچه کشی مرغ ، جلب اقسام تخم های زراعتی از اوروپا وتطبیق آن بداخل مملکت ، تاسیس و تشکیل دوائر نسل گیری و ، پیله وری ، احصائیه زراعتی وغیره وغيره نیز گامهای بزرگی را در راه ترقی فلاحت بر داشته که بالنتيجه بدیهی است امور زراعتی در زیر تاثیر این اقدامات متدرجاً ترقیات کامله نایل می گردد .\n\nدر خاتمه از خدای عز وجل مسالت میکنیم تا ذات اعلیحضرت شهر یاری را در تمام امور همواره موفق وكاميباب گرداند . « زنده باد اعلیحضرت غازی ،\n\nبعد از ختم عریضه مذکور ذات شاهانه ایشانرا تکراراً مخاطب نموده نطق آتی را ایراد فرمودند ـ\n\n( خلاص نطق اعلیحضرت همایونی )\n\n« برادران من ! از ین احساسات ونیات پاك شما که در حق حکومت خود و شخص من دارید مرابه آتیه در خشان شما اميد واروخور سند نمود ،\n\n« میدانید که حیات انسانها وابسته بزراعت وفلاحت بوده ازین جهت یکی از مهمترین لو ازم تامین حیات انسانی زراعت میبا شد پس هر قدر باین راه صرف مساعی گردیده به محصو لات آن افزود. شود بهمان اندازه اهالی بهره مند و آرام میگردند ـ بناءًعلیه باید همه کس قدر وقیمت این ذریعه حیاتی خودش را با تمام محاسن و مزایای آن دانسته کوشش انتهائی"}
{"book": "adl0789", "page": 850, "text": "صفحه ٣٠\n(شماره ٤٦ و ٤٧)\n(مجله پنجم)\n\nدر بهبودی و ترقی آن نموده تأمین حیات و وسیلۀ استراحت خود را فراهم نماید هیچ برای ترقی و رفعت این خاك نهایت مستعد و افراد این سرزمین قابل نمیباشد»\n«این را هر كس یقین دارد كه در هر امری كه انسان سعی و كوشش میكند بی مزه نمیماند و خواه مخواه محصولی از آن كوشش خود بر میدارد خدای تعالی به ما و شما هم توفیق عنایت فرماید كه در پی حصول احتیاجات حیاتی خویش پیش از پیش كوشش كرده بمقاصد مشروعه خود زود تر نائل آئیم»\n«شك نیست كه صفائی و پاكی نیات و دست بدست شدن حكومت و ملت بهترین وسیله ایست برای رسیدن بمنزل مقصود»\n«من از الطاف خدای توانای خود راضی و متشكرم كه درین عرصهٔ دونیم سال حكومت من، حكومت و ملت یكجان يك وجود كی بموافقت و پاكی نیات متحداً و متفقاً در همه شعب اصلاحات مملكت كوشیده و از نتایج مفیده آن تما مآ ما و شما متمتع و بهره ور شده ایم و ازین لطف خداوند كریم كه بر حال افغانستان شده در هر امور ترقی در تجارت و زراعت و غیره بهتری مشاهده میشود كه نتیجه اتحاد وسعی و كوشش و حسن نیت است»\n«بنابر همین صفائی نیات طرفین من امروز از این ملاقات شما ها نهایت مسرور شده ام»\n«باید ما و شما قدر و اهمیت این چنین مملكت حاصل خیز و اینطور آب و هوای\nخوب و نافعی را كه خداوند بها و شما عطا فرموده است بدرستی بدانیم و در برابر این عطایای خالق خود شكر گزار - وازین استعدادی كه در آب وخاك وملت توانائی موجود است اضافه تر كار بیگیریم و بدرجۀ نهائی از منابع طبیعی مملكت استفاده و باین وسیله برای خود هر نوع سعادت و مرفه الحالی را اعاده نمائیم.»\n«چون وزیر صاحب تجارت از دو تقریر خویش لایحاتی كه مدت قلیلی از آن منقضی شده تجاوز مفیدی را بجهت تطبیق دادن امور زراعت و فلاحت افغانستان باصولیكه فعلاً با مور زراعتی و فلاحتی عالم رائج است ؛ زیر نظر گرفته اند و می خواهند كه این بنیاد و پیشنهاد های نافعۀ وزارت تجارت را از قوه بفعل بیاورند فعالیت و جدیت این وزارت اطمینان میدهد كه آتیاً این تجاوز شان در صحنه عمل مشاهده خواهد شد و هر روز در همه امور مرجوعه اش انتظام بهتری بمشاهده خواهد پیوست».\n«نظم و نسق را كه با مور وزارت تجارت وزراعت می بینیم موجب بسا امیدواری ها است لهذا من این حسن انتظام وخدمات وزیر صاحب تجارت و مأمورین منسوبۀ شان را تقدیر می نمایم»\n«همچنین بالنسبة گذشته در امور دیگر وزرات و دوایر : مثل وزارت حربیه خارجه، عدلیه، مالیه، معارف وغیره شعبه ها ترقی كلی مشاهده مینمایم پس خدای متعال را متشكرم كه به این مدت\nقلیل دو نیم سال، مارا توفیق عنایت نمود تا باین حد رسیده توانستیم»\n«معلوم است كه این همه موفقیت های حكومت تان در همه شعب اداری و اصلاحات اساسی كه در بهبودی امور نموده است اول از لطف خداوندی و بعد از آن بذل مساعی رؤسای همین ادارات وحسن انتخاب اخوی عزیزم صدر اعظم صاحب و هیئت كابینۀ شان و معاونت ملت عزیزم است»\n«الحق كه امرار تمام مأمورین حكومت شما هم دوشا دوش او را دو رؤساء در وطن و پیشرفت افكار خیر اندیشانۀ من، متحداً خدمت میكنند از خداوند تبارك وتعالی مسئلت مینمایم كه ایشان را توفیق عطا كند تا زیاده بر زیاده در خدمت مملكت خود ها كوشیده بتاریخ وطن نامهای نیكوی خدمت گذاری را از خود بیادگار گذاشته موجب افتخار نسلهای آینده خود ها بشوند.\n«وظیفه و فرض منصبی من وحكومت شماست كه برای شما ملت خدمت كنیم ولی در طی انجام خدمت دائماً پاكی و صفائی و توافق نیات شرط اعظم است»\n«شنیده باشید كه می گویند یك پادشاهی در كدام زمانی بعزم شكار بر آمده گذرش در كدام باغ افتاد باغبان از پادشاه احترام كرده برای نوشیدن پادشاه اناری شكسنه آب آنرا در ظرفی فشرده بحضور پادشاه تقدیم كرد پادشاه از يك دانه انار آنقدر آب را دیده تعجب نمود از وی پرسید كه ازین باغ چیقدر مالیه"}
{"book": "adl0789", "page": 851, "text": "مجلة پنجم\n\n(شماره ٤٦ و ٤٧)\n\nصفحه ١٤\n\nبحکومت میدهد او مقدار مالیه دهی خودش را اظهار نمود بعد از لحظه پادشاه ننگز از از وی آب انار طلب کرد باغبان رفته يك انار دیگر را از درخت فرود آورده آنرا شکسته آب آنرا در ظرف مذکور فشرد معلوم شد که آب مذکور کافی نبوده يك دانه دیگر را آورده آنهم کفایت نکرد دو دانه دیگر بیاورد تا از این چهار دانه انار بقدر آن يك دانه اولی آب بعمل آمد پادشاه از باغبان پرسید که بار اول از يك دانه انار آنقدر آب بعمل آمد این دفعه چگونه چهار دانه انار اینقدر يك دانه انار اولی آب داد باغبان تأملی کرده بجواب گفت ممکن است یا در نیت من و یا از پادشاه خللی پیش شده باشد پادشاه چون فکر افزونی مالیات انرا بخیال خود سنجیده بود فوری اعتراف کرده از خداوند عفو طلبید ،\n« من برای خود نيت نيك بحق ملت عزیزم و برای ملت عزیزم نيت پاك برای حکومت شان می خواهم ، خورسند هستم که الحمدلله همین نعمت بزرگ صمیمیت و صداقت در دل های طرفین موجود و به اثر این لطف خداوندی شامل حال است و بچشم خود مشاهده میدارید که در وطن لعنت کامل بوده سال گذشته نهایت بخوبی گذشت و سال نو نهایت بصورت خوب آمده است و باید شکر گذار باشیم و متحداً و متفقاً بکوشیم تا فضل و عنایت خداوندی زیاده\n\nمدد و رهبر ما شده برای وطن خود خدمتی نموده از این حالت موجوده مملکت اسلامی خود ما را بیشتر با وج تعالی و ترقی رسانیده بتوانیم »\n( از این نطق عالی حضور و باقی مجلوی امور ) این نطق عالی شهر باری که بخلاصه مطالبش فوقاً اشاره شد و بهترین مصداق ( كلام الملوك ملوك الكلام )\nو اعلی ترین نمونه حسن کلام پادشاهی را تثبت می کند بانداره بر مستمعین تاثیر افگند که بی ساخته تماماً عرض نمودند که ما تمام قوای خود را در راه سر سبزی و شادابی وطن عزیز خود صرف و درجة شياني ان نصایح پدرانه همایونی را بگوش هوش میشنویم و عهد می کنیم که کاملاً با دلهای پاک و خلوص نیت هر کدام در دایره وظایف که از طرف جامعه بدوش ماست بذل مساعی ورزیم .\n\nبالاخر این قسمت معروضات دعائين با طهار شکر گذاری و دعا گوئی خاتمه یافت ؛ بعد ازین اعلیحضرت همایونی باحضار محفل خارج عمارت آمده؛ در موضعیکه يك پایه تراشیه کرده بودند به جمعیت ذهاب قسیم داخل شده ، بعد از ادعیه وظایف حماً هموار را بدست مبارك خودشان رانده باینصورت مراسم پایه کشی را افتتاح فرموده، پس ازان بمحفل مراجعه فرموده هر کدام بکرسی خود شان اخذ موقع نمودند ؛ بعد از چند دقیقه ذات ملوکانه با جناب صدر اعظم صاحب و وزیر صاحب حربيه و وزیر صاحب تجارت ، در مسجدی که تماماً از سنگ\n\nمرمر ساخته شده آمده پس از ملاحظه ترمیم بعضی جاهای مرمت طلب آنرا امر واجازه فرمودند، از آنجا به مقبره اعلیحضرت بابر شاه رفته دعای ترحیم نمودند ، بعد از ختم دعا بوالا حضرت صدر اعظم صاحب فرمودند که این قبر يك پادشاه بزرگ اسلامی وقابل هر گونه احترام است باید از سنگ لاجورد و یا سنگ حواجه بغرا سطح زمین قبرش فرش و هم بالای آن بطور گنبد نيك ترتيب هر چه خوبتر و مقبول تری که ممکن باشد ، تعمیر شود ، قبرها ئیکه با طراف این مقبره است نیز درست کرده شود .\n\nدرین ضمن آقای وزیر صاحب تجارت يك قطعه نقشه را که پیشتر ترتیب کرده بودند بحضور شاهانه تقديم وعرض کردند که وزارت تجارت می خواهد برای این نقشه باقی لو قصات این باغ را هم اصلاح وقرار های آب و يك عمارت مختصری برای هوتل سر از نو تعمیر کند تا اهالی در موقع تفریح از ان استفاده نمایند ،\nذات شاهانه فرمودند ، « وزارت تجارت خيلی تجویز خوبی کرده است من خيلی خوش می شوم از تمام این تصميمات و اقداماتیکه مبنى بر اصول اجتماعتی و متضمن استراحت عمومی باشد » .\nپس از آنجا بطرف محفل عودت فرموده بدهن دروازه مقبره که بعضی فقرای مستحق نشسته بودند بایشان یکمقدار پول اعطا فرمودند در ین اثنا در سمت\n( بقیة در صفحه ١٣ )"}
{"book": "adl0789", "page": 852, "text": "( صفحه ٤ )\n(شماؤ ٦ثور ٨)\n( مجلد پنجم)\n\nستونهای اهل معارف :\nتربیه بدن نخستین احتیاج\nفردي واجتماعي ماست\nثابت ومسلم است که سعادت واعتلاء\nيك ملتي منوط به تعليم وتربيه افراد\nآن ملت است اعم ازینکه در طریق\nتحصيل علم باشد یا در راه تکمیل صنعت\nوغيره مكاسب ؛ بدینکه اگر تربیه\nصحیح نه با شد از عـلم مـیتوان بـهـره\nگرفت و نه از دیـگر پیشه اسـتـفـاده\nلایق وبسزا . از همین جاسـت که ملل\nمتمدنه امروزی مقام وموفقیت رفیع\nاین موضوع را حس نموده انواع تربیـه\nچون تربیه علمی ؛ تربیه روحی وعقلی\nتربیه بد نی ؛ هکذا سایر تربیه را\nدر معارف ومكاتب داخل نصاب تعلـيم\nو دروس اطفال خود نموده در عملیات\nآن بـا معانی ق ذ ته واصول مخـتلفه بس\nموا ظبت واجتهاد به خرج مـیر سـانـند\nهمچنان علماء ودانشمندان آنان بـه تربـیه\nهمه افراد ملت بوسایل اشاعات ونشر یات\nوغيره ذرایع وعملیات زحمات ومشقات\nفوق الطا قـه را به خویش هموار ومرارت\nناگوار آنرا بمذاق اجتهـاد شيرين\nو گوا را شمرده تا لایق و دانا شـدن\nافراد جامعه خود را بعزایم انواع تربیه\nوتمرین بدن را از وظـا يف واجـبـی\nو وجدانی خويش می پندارند ؛ تا افراد\nتـربـيـت شـده در ملت شان بار آمده\nاسرار حیـاتـی را با مفهم میکه دارد\n\nاحساس کرده در صحنه تنازع للبقاء برای\nتأمين حيا ة وبلند بردن شئون وشکوه\nملت خو يشتن در معارج ومعالی عظمـت\nواقتدار بـا قدم های سـنین وازو های\nنـيـرو مـند آهنین که در مقابل هـر نـوع\nمشکلات وحادثات دهـر ، ولو طاقت\nفرسا باشد ، مقاومت مينمايد قـدم گذاشته\nمراحل ترق وتمدن را غير ازينـکه هیچ\nحایل ومانعی نـتواند در قبال سـیـرتـکـامـلی\nآنان سدی بسته يـا يك لمـحه سرعت آنرا\nبعايقه اندازد قطع وطى ميمـاينـد ،،،\nنحو یکه اگـر بـه عمق موجبات ووسا یط\nتـمدن مـو جـوده ملل حسيه فرو رفـتـه\nبخواهیم عوامل آن را تشخیص بـدهـیم\nنخستین عامل مؤثر آن تربـیـه صـيح\nرا خو هیم شناخت که پیش از همه و پیش\nاز هـر چـیـزی افکـار رهنماى اي شـان را\nمشغول ومتوجه خود سـا خته كه دقيقـة\nاز ان فرو گذري وتتسـاهل نميـور زند\nاگرچه تـربـيـه انواع مـخـتـلـفـه دارد کـه\nهريك محتاج بهـای اعظم انـسان بـوده\nاثرات بزر گـی بهمه آن در امور\nزنده گـای حائز مرتـبـة عالى لمالی اسـت\nکه هیچ وقت ازان نمـیتوان مسـتـغـنی شـد\nولی انچه بيشتر مورد تـوجه و اهـمـيت\nوا قـع گـردیده یـکی از احـتیا جـات عـمده\nفردی واجتماعی بـشـر مـحـسوب میشود تربـيـه\nبـد نی اسـت ،، چـه تکـمـيل و تـحصيـل\nهمـه محتـاج وتـنيـه و تـأمين همـه لو ازم\nحيـاتی مر بوط به بدن سالم واگـر بـدن\nسـالم وصحـيـح نـبا شـد بـيـچ يـك اموری\n، ولـو سهـل هـم با شـد ، اولا نـميـتـوان\n\nباجسـم عـلیل وضـعيف اقدام کـرده با الـفـرض\nاقـدام نمـوده آخـر الامـر نميـشـود بـه نقطه\nمـقـصـود رسيـد . مثلاً متـعلـمـی اگـر بصورت\nيـه ش تـر بـيـه بـدن نداشته باشد نميتوانـد\nضـبط و حفظ دروس خـويـش خـوب تر\nکامـیاب شـود ، زيرا قـوه مفـكـره ومـدر کـه\nوا بسـته قوت وصحـت بـد نی بـوده در صـورتیـکه\nجسـم ضعیف با شـد مغز وقـوه دما غی\nضعيف اسـت ؛ اگـر بـدن نحيـف اسـت\nقـوه حـا فـظـه نحيـف اسـت ؛ اگـر وجـود\nعلیل اسـت فـكـر وا حسـاسـات علیل\nعلی الرعم هـر انـدازه کا وجـود سـالم وقـوی\nاسـت معادل آن دماغ قـوی ، مغـز سـالم\nقوة مـفـكـره تنـد وسر يـع ، حافظه مستعد\nوصحيح ميبـا شـد ،، ايـنـز متـعـلـمـی کا به\nتر بیـه بـدن خـود زيـاده تـر اهمـیـت داده\nوجـود خويـشتن را به تـمرين ومشق\nعـيـدت مـی گـمارد خـوب تـر ميـتواند دروس\nوتعـلـیمات را در محفظه دمـاغ ضبط و به مغز\nجـا گزین نمـاید وهمچـه متـعلی شك نيسـت\nکـه دوره تـحصيلات را ايـا قـدم های\nسر يعـتـری طـی نـمـوده از فراغـت تحـصـيل\nمفبـوط هـم صنـفـان خـویش گـردد .\nهـکـذا تر بـیـه جسـمی در سـا ئر مشـا غـل\nاز قـبـل صنـعـت ، فـلاحت ؛ حـرفت ، مـلازمت\nوغيـره هـا بيـشتـر مد خلیـت مهمـه داشته\nومـيتوان گـفـت همـچـنان کا جسـم ما بر ای\nحر كت وحيـا ة محـتـاج بـروح اسـت ؛ تـر بـيه\nنـيـز اوليـن محـتاج الـيـه او بـوده حسـى وسـيـلـة\nتـقـو یـت روح بشمار ميرود ؛ زيرا كـه\nبـا جسـم عـلیل و وجـود ضعيف طوريکـه"}
{"book": "adl0789", "page": 853, "text": "معارف محقق دورهٔ درخشان نادر شاهی\nرا که انوار درخشندهٔ آن پرده های اوهام\nرا از هم دریده بچشمان شان تجلی میکند\nشناخته و فهمیده اند که ترقی و تمدن\nشرافت و افتخار : سعادت و استراحت\nو الحاصل هر گونه فضائل و رجحانیت\nيك ملتی که باوج تکامل ارتقا مینماید\nاز طریق معارف و منحصر به معارف است\nبا ذوق و شوق مفرط و سر شاری در\nادخال طفلهای خود بمکاتب يك بر دیگر\nسبقت جسته و همچنان متعلمین بر خلاف\nسابق که در رفتن بمکتب بی میل و متنفر\nبودند فیض معارف را درك نموده با يك\nعشق و ذوق معنوی مکتب را حسن تلقی\nمینمایند ، و جان طور سایر تربیه جسمی\nو روحی را در نصاب تعیلمیم بر اصول و\nقواعد صحیحه مقرر فرموده است . اما\nدیگر افراد ملی را از فضلا و دانشمندان\nمحیط ما واجب و فریضه ذمه است که\nایقاظ نموده از اهمیت و نتایج کثیر المنافع\nتربیه بدنی که اولین وسیقهٔ در سلاسل\nاحتیاجات فردی و اجتماعی است متبقبه\nساخته و تشویق بدهند تا باین مهم با نظر\nسطحی و بی مبالات ندیده بفرض اینکه\nجسم و دماغ را برای هر کاری تقویه کرده\nمستعد بسازند ، خود را با يك نوع تربيه\nو ورزشی مثل پیاده گردی و غیره ریاضت\nهای بدنی کهمربده معتاد نمایند ، تا قوت\nو نیروی بازو و افکار صحیح و سالم\nبتوانند وظایف وجدانی خود را اجرا\nو حوائج خویشتن را تأمین کرده باشند\nگفتیم وظایف وجدانی خود را اجرا\n\nتحصیل وتکمیل علم متعسر و دشوار\nاست ، بقوام همدیگر نوع کارهای که\nطبعاً متقاضی قوه است از دشوار دشوارتر\nاست ، چه بدیهست اگر وجود صحیح\nوقوی نیست اشخاصیکه ضعیف البنيه\nوعليل مزاج و نحيفند اولاً به نسبت\nایند که اجراء تحمل آنرا مافوق اقتدار\nوتوان خویش تصور می کنند قدم\nنمیگذارند ، فرضاً قدام نمایند با العاقبه\nنمیتوانند از عهدهٔ آن بر آمده باشند\nدرین صورت بداهتاً از تهیه حوائج\nمعيشت مايوس و در انتظام امور حیاتی\nشان اختلال حادث شده اسیر پنجهٔ\nکابوس و هیولای بد بختی میشوند\nما نسبت به متعلمین مکاتب خویش از\nتوجهاتهٔ حکومت صحیح ومعارف پرور\nخود که یگانه آرزو ونقط غایهٔ نظریات\nواقصای آمالش جز ترقی وتعالی مملکت\nو تربیه مادی ومعنوی ما ملت نیست\nمطمئنیم طور یکه اساس معارف را\nدر مبانی صحیحه تأسیس و استوار نموده\nنصاب دروس وتعالیم اطفال مارا بر روی\nناموس وشعایر مذهبی طرح ریخته\nاست چنانچه بدوره های ساق نظر\nباینکه معارف آنوقت بر مبنای صحیح\nو شعائر دینی تشیید نگردیده جز تقلید\nبی ثمر ولا یعنی فاده وانتاجی نداشت\nافراد ملت معارف را یک نوع بدعت\nپنداشته دخول فرزند و طفال خود را\nدر مکاتب ماشهد نفرت و استکراه تلقی\nنموده اباً میورزیدند ، واينك که مزایای\n\nشماره ٤٥و٤٦\n\nصحيفه ٦\n\nنمایند ، بلی : زیرا چون حقیقت نوع\nشریف انسان و حیات وی طبعاً اجتماعی\nو هم از انجا که احتیاجات و لوازم\nحیاتی انسان زیاد بوده هر یکی نمیتوانست\nبا الشخصه تمام آن احتیاجات خود را\nتهیه بنماید لهذا هر فردی از افراد جامعه\nبشری به معاونت همدیگر مکلفیت و هر\nشخصی از هیئت اجتماعیه ديناً و وجداناً\nبالذات مامور شد که خدمتی را اشغال\nو بتأمين حصهٔ و بقا یکدیگر و تکمیل\nموجبات و وسائل رفاه و آسایش هم تعاون\nنماید ، چنانکه در قرآن پاک صاحب لولاك\nاین آیه شريفه ، ليس لا انسان لا ما سعی ،\nفرموده شده برای ما مسلما نان بهترین\nدلیلی است که خداوند عظم الشأن به\nمقتضای حکمت بالغه خویش انسان را\nبکار کردن و سعی که مفہومش همان خدمت\nاجتماعیه میباشد مکلف ساخته ، خود\nکسی ازین امر پهلو تهی و شانه خالی\nکرده و جود خود را بار دوش سائرین\nنموده از حاصل رنج و زحمت دیگران\nتعیش کند نه تنها بهمین کفایت میتواند\nکه او را بی حمیت و بی ننگ و غیرت\nبنامیم بلكه در ایضاء وظایف جامعه\nخائن گفته میشود . البته برای اینکه\nانسان وظیفه ایمانی و وجدانی خودش\nرا ایفا کرده انسان حقیقی باشد قوهٔ\nجسمی و دماغی لازم بوده و جهته اینکه\nجسم و دماغ را پرورش داره مستعد\nبساود از تربیه بدنی نا گزیر است .\nسید احمد شاه ( بوزارت عدليه )\n\nمجله پنجم"}
{"book": "adl0789", "page": 854, "text": "قسمت علمی\n\nمغز انسان\n\nمغز انسان چيزي عجيبي بوده ، وهمه\nكس ميدانند كه مقدرت ما بسته به تشکیل\nو ترکیب آن است .\nقليلا سعادت وبختياري اهالي يك مملكت\nباوصاف مواد مغزي اهالی آن منوط و محدود\nمیباشد .\nبزرگترین قوه که در عالم ما موجود است،\nیعنی قوه متخيله ، مربوط بحيات مواد عصبی\nاست و این قوه چنان قدرت و استطاعت\nخارق العاده را داراست که لا ینقطع چیز\nهاي جديد ايجاد مینماید .\nواز پر تو همین قوه (انرژي) است که ما\nاز حالت انسانهای عصر حجري تفوق وبرتري\nحاصل نموده ايم ، وتمدن ما را بدرجه\nاعتلا ، رسانیده است . ونیز همین قوه است\nکه باعث بر بادي این (تمدن) خواهد گردید.\n* * *\nمغز از يك مواد سفید مانند ملائم ونازك\nساخته شده است . واگر بدست فشرده شود ،\nپارچه پارچه می گردد.\nازین رو براي حرکت دادن مغز ، طوريكه\nبرهم نخورد ، جراح باید در حین عملیات\nمنتهی احتیاط و نزاکت بکار برد .\nترکیب مغز انقدر غامض است که ابداً\nفكر ما قادر بفهم آن نیست . چه في الحقیقت\nمغز انسان داراي ١٢ میلیارد سلول میباشد ،\n\n( شماره ٤٧ ٤٦ )\n\nوهم سلول هاي مذکور توده سارقي را\nتشکیل نمیدهد :\nیعنی سلول ها بيك طريق متناسب و لطيف\nذريعه الياف فيبر اهاي كوچك باهم ديگر مربوط\nبوده ومجتمع میباشند ، و با باقی بدن و عالم\nخارجي آن ربط داشته عضلات واعضا را اجازه\nعمل میدهند .\nالیاف (فيبر)هاي مذکور داراي شرائین متعدده\nبوده ، وانتحاي آنها با بدن و سلول هاي ديگر\nبدن تماس پیدا شده باشند .\nتمام سلول با هم موافقت ندارند ، یعنی\nمتحد الشکل نیستند . و پیشتر به حیوانات\nكوچك مختلف الجنس شباهت دارند. لاکن\nخاصيت مشترک دارند ، يعني بذريعه رشته\nهاي طويل و باريک امتداد می یابند .\nونيز میدانیم که سلول ها در وقت حیات\nزیاد نه می شوند . ليكن اگر تعداد آنها\nزیاد نه می شود ، بمرور زمان و هر\nقدر یکه سن پخته میشود ، ساختمان آن\nتکمیل می شود .\nشرائین اعصاب متدرجاً اضافه میگردند\nبا ينقسم که سلول ها کم و بیش کامل با هم\nجمع می شوند وطبعاً ملیون ها ملیارد\nارتباط مختلف سلولی موجود میباشد .\nازین رو است که مغز در عالم ما پیچیده و\nدشوار ترین سیستم را تشکیل میدهد .\n* * *\nصفت توصیف فکر تنها به تشکیل و\nساختمان مغز متعلق نیست ، فعالیت سلول\nهای عصبی مانند فعالیت تمام سلول های\n\nمجله پنجم\n\nجسم مربوط حالتی است که سلول های\nمذکور در انجا مفروق می با شند .\nازین رو مغز تحت اثر ونفوذ اعضائی\nاست که سمیت خود ها را در خون داخل\nمی کنند و میکروب ها و مواد شمیعی که از\nاز عالم خارج می آند میباشند : هم چنین\nاست که عقل و زکای نوابغ بزرگت ،\nبمقابل كمى الكحل مقاومت کرده نه\nمی تواند .\nدر صورت فقدان مواد جنسی یا (تیر دوی\nایں) قوه در غی هم موجود نمی داشته باشد\nو از طرف دیگر ، وجود مکروب سفلیس\n(سپی روشه) در مغز ، دني ترين اشخاص\nرا خوش با ور می سازد یعنی آنها خود را\nناپلیون ویا ( رود شيلد) تصور می نمایند\nشجاعت ، قضاوت ، زکاوت و قوه\nمعنوی و اخلاقی وتصورات در نزد آنها همیشه\nبروز نه می کند مگر در صورتیکه حالت\nطبیعی و اعضای آن اجازه بدهد .\nانسان در حقیقت سیستمی است که تمام\nحصه های آن باهم دیگر مربوط و محکم\nمیباشند .\n* * *\nگویا عظمت علمی ، معنوي وسري انسان\nوابسته به خوبی انساج(تيسو)ها وموادعصبی آن\nاست . وهر كدام ما در حالت موزونى يك\nتعداد مختلف سلول هاي مغزي داشته\nمیباشیم . واز همین سبب است که غیر متساوي\nخلق شده ایم .\nولي اصلاح این غیر برابري وتربيه سيرت"}
{"book": "adl0789", "page": 855, "text": "مجلد پنجم\n\n) شماره ٤٦ و٤٧)\n\nفنون و اختراع\nمیکانیکی هوائی\n\nمستر استر فی بارلو شخصي انجينر\nمعروف آمریکائی چنین اظهار دارد که\nاغلب اختراع مذکور جنگ مدهشی را\nتشکیل خواهد کرد و چه مخترع مذکور\nهم ازان مرعوب گردید اگر قضیه مذکور\nبه پایه اثبات رسید به مسافت هزار میل\nنفوس چندین شهر را تماما\" منهدم می سازد\nعاملان اله مذکور نیز مصئون باشند .\n\nاشخاص تاتيك اندازه ممکن است : یعنی\nمیشود که با ذریعه تربیه جسم مغز انسان بسط\nداره شود ، تابنواند به حیات تجدد امروزی\nبهترتر موافقت بکند .\nامروز ماشین کار عضلات را میکند . فلهذا\nتوازن اعصاب ، قضاوت با عقل ، حس ، اخلاق\nو معنویات ، به نسبت مسابقه خیز و انداخت\nضرورتر و مفید تر است .\nورزشی ها ، راجع به تفوق عقلی ، علمی\nومعنوي سيستم عصبی مبارزه نمیکنند ،و\nالبیه که وقت آن هم نیست که تمام توجه\nانسان به بسط و توسعه قوه بدنی مصروف گردد .\nادم جدید ، امروز محتاج عضلات قوي\nنیست ، مگر باندازه که عضلات مذکور\nجسم را متناسب ومتحمل بسازد . فلهذا\nاولتر شناختن مغز حتمی است ، زیرا هیچ\nچیز جانشین قوه متخیله شده نه میتواند .\n(ترجمه از جرائد خارجی )\n\nمستر بارلو نزد چهار نفر عضو مجلس\nاعیان آمریکائی قرار آتی بیان نمود و آنها\nدر مخفی داشتن مسئله عهد و پیمان بستند\nاینکه : -\nتوسط عوامل راديو انفجار شدید ،\nادوات احتراقیه و گاز های مهلکه به منازل\nمطلوب سوق داده می شود امید است\nيك هيأت ايجاد بنده را با خود ، جنوا برده\nاهمیت استهلاکیه آنرا به احضار کنفرانس\nصلح سلاح پیش کنند .\nمستر بارلو د البیحه باری طیار نمود هرگاه اله\nمذکور به تصرف حکومت یا قوت باشد ، يك\nفاصله بسیار بعيد يك شهر را در ٢٤ ساعته تباه\nمی کند صاف گفته میتوانم که اختراع\nمن چه است ؟ بعد از سکوت چند ثانیه\nاظهار کرد که اینقدر ضرور خواهم\nگرفت که در ظرف چند دقیقه بعد از\nصدای لحن تسلسل سه هزار میلی سیم\nتيلفون را تکه تکه خواهد کرد .\nآله میکانیکی مذکور از اجتماع\n٥٠٠٠ واحد مشمول و هر کدام\nفرد بنام واحد موسوم هر فرد آن از\n۲۰۰ پوند وزن انگلیسی مایع مهلک\nو انفجار آور را دارا میباشد پنج هزار\nنفر جهت عملیات آن بکار دارد اگر چه\nاجرا آت آن باصول بسيط وسهل است\nکار کنان آن اولا\" در خط کم هستند\nو با هیچ خوف ندارند اصول استعمال آله\nخارج از گمان است . اکنون از\nمراتب تجربه گذشته محض در حصار\nكونگره مظاهره آن با قیست - ایام\n\nجنگ اروپا باقی ایجابات بم های\nطیاره و بم های تحت البحر شکن گردید .\nحالا خواهش دارم معامله محاربه را\nخاتمه بدهم ایجاد هذا برای آن کافی\nاست ، بعوض ایجاد خود مکافات\nپول یا عزت نميخواهم محض امنیت\nعالم مکافات کار من است .\n\nتجارب سري انگلیس\nمستر بارلو طیار نمود که به تعطیل\nيك مسئله که حکومت دنیا در چند\nسال ماضيه تدقق مینمودند موفق شدم\nهمانا اثنای جنگ اوروپا يك دسته\nمخصوص طیاره شاهی را بدو نفر بوطیفه\nپر داخت یعنی تجارب انفجار آور بيك\nمحل بعید قضا و قدر سوق داده شد وظیفه\nمذکور تحت مراقبت داکتر ای ، ایم لو\nاجرا گردید . تا حال تحت نظارت سخت\nپوشیده است تا کنون توسط کابه شعاع\nکوتاه دور رس او فاصله بعيد تحت نظارت\nرا دیو اداره نموده و بصورت کامیابانه\nتجربه گردیده - باز استهلاکیه را در\nطیاره بیمه هوا محصور نموده پرواز داده\nمیشود هنوز هم مشکلات تخنیکی بی شمار\nاست .\nهشت یا ده مجری جهت کنترول را دیو\nبکار دارد هر مجری آن از علائم خارجی\nرا ديو بالنسبه نظام را دیو لطیف خطرات\nمزيد متصور است .\nپرو فيسر ای ، ایم در شب گذشته\nگفت که اگر کمره ئیه کنترول رادیو\nخطا شده طیاره از نظر مفقود گردد\nپس دوباره تحت اداره آوردن با نسبت"}
{"book": "adl0789", "page": 856, "text": "( صفحه ۱ )\n( شماره ۴۶ و ۴۷ )\n( جلد پنجم )\n\nبه انظار مخترع غير عملی بسيار پر زحمت است مفكوره مستر بارلو قديمی است در حقيقت تطبقات آن چيز عجيب است .\nهرگاه نظام تسلسل يك هزار ميل در دست ايساد ، پس از راه توسعه تسلسل خطرات انديشناك تخنيكي كمتر پيدا می شود .\n\nاطلاعات مفيد\nبعد از تحقيق معلوم شد كه فاصله دور زمين ( ۲۵۰۰ ) ميل است طياره الكماس ( سيصد تر ازاق ) فی ساعت ۴۰۷٫۵ ميل در ۲ نيم روز موتر ( بلو برد ) فی ساعت ( ۲۰۰ ، ۲۵۰ ) ميل در ۴ روز، او عاى ، سی ، موتر بايسكل فی ساعت ۱۷۰۶ ، ۱۵۰ ميل در ۷ روز كشتی داراى ماشين موتر ( مس الكايد ) فی ساعت ۱۱۰ ، ۷۸ ميل در ۹ نيم روز در راه آهن ( چلتقن هم ) در ساعت ۲ ، ۸۱ ميل در ۱۳ روز بدور زمين گردش خواهند كرد .\nاز قرار فی ساعت كه رفتار هر كدام حسب فوق تحرير يافته بعد از مسابقه ۲۴ ساعت رفتار شان مشخص گرديده .\n( از جرائد انگليسى )\n\nاز : دويچه الكماينه سايتونگ\nالمان وفرانسه\n\nقراريكه معروف است ، فرانسه بصورت شرط تخفيف تسليحات ( در كنفرانس خلع سلاح ) ضمانت « مصئونيت » خود را كه عبارت از مصئون بودن از حمله المانى كه در كله هر فرد فرانسوی جای گرفته است ، طلب مينمايد .\nاين مسئله قابل ايقان نبوده ، وتصور هم شده نميتواند كه عسكر كوچك و خلع شده المان آنقدر قدرت داشته باشد كه ماشين های عظيم و خطوط قلعه های جنگی فرانسه را خراب كند و با با چهار مليون عسكر و قوای هوائی « ملت مسلح » فرانسه و اقوام وشكين تعاونى ( افريقا آنها ) و قوای بری و هوائی متحدين شرقی او مقابله كرده بتواند . و لا بد ديگر قوای خفيه و مخوف المان كشف می گرديد .\nادعای فرانسه راجع به « استعداد حربی » المان عبارت از انست : كه المان مقتدر است در حين جريان محاربه قوه حربی خود را بنا بر وضعيت جغرافيائی ، طول و موازنه سرحدات وسعت مملكت ، معادن و تشكيل اراضى مملكت و تناسب اهالى وضعيت اقتصادى و مواد خام مخصوصاً امكانات اكمال صنعت تسليحاتی ترتيات ارتباطيه قواء سائقه و غيره ـ افزاد نمايد .\nاين ادعای فرانسه بكلى غلطى ميباشد زيرا تنها موجوديت « استعداد جنگ » در زمان صلح باعث تزئيد قوا در حالت حرب شده نمي تواند . مگر در صورتی كه استعداد مذكوره تكميل گرديده و در وقت دست تاثير بخش گردد . مثلاً ۴ صد مليون نفوس چين كه « استعداد حربی » قوی گفته می شود بمقابل ۷۰ مليون جاپانيها هيچ اهميت نداشت و امروز تعداد نفوس چين بنا بر نواقص قواى مدافعه ئى بى اهميت است . و ازين رو اگر جنگ موجود بامداد جاپان تمام شود و در آتيه قراریابی چين عسكر خود را منظم تر هم نمايد فائده برای چين نخواهد رسيد .\nروسيه در ۱۹۰۴ ـ ۱۹۰۵ در جنگ با جاپان با وجود « استعداد حربی » مغلوب گرديد ، زيرا ميدان محاربه از مركز خيلی دور بود و روسيه نتوانست از تمام قوای خود استفاده نمايد .\nاگر كارخانه جات و فابريكه ها قبل از انكه برای توليدات حربی آماده شوند ، بواسطه تعرضات هوائی خراب گردند ، تمام توليدات ذوغال و كار خانه آهن قبه ـ خودرا بصورت « استعداد حربی » می بازند .\nاگر در ابتدای محاربه طيارات بم انداز دشمن از طرف شرق وغرب وظيفه تخريبه خود را ايفا نمايند و عساكر اجنبی يا قوای فوق العاده از سرحد المان بگذرند پس همان « استعداد حربی » كه در المان كشف گرديده چه فايده خواهد رساند ؟\nمقايسه قوای حربی فرانسه و المان"}
{"book": "adl0789", "page": 857, "text": "صفحه ۱۰\n(شماره ٤٦ و ٤٧)\nا. مجلد پنجم\n\nنتایج ذیل را نشان میدهد : فرانسه بهترین\nسر حدات را حائز بوده و سر حدات آن\nبصوت مستقیم است . طرف اسپانیا و\nایتالیا کوه های بلند واقع است که\nاکثر دره های آن بدست فرانسه میباشد\nفرانسه از طرف سوس بی طرف و\nلوکسبورگ و بلژیک محتاج به قلعه های\nجنگی نیست . یگانه سر حد جالب توجه\nسر حدات المان است و آنهم بواسطه\nسلسله قلعه های جنگی و مناطق تخلیه\nشده بطور کفاف محفوظ گفته می شود .\nقشون بحری فرانسه ، علاوه بر بنادر\nنقاط تعاونی ، به بحرهای بزرگ وبحیره\nشمال وبحیره روم نیز ارتباط دارد .\nسواحل فرانسه يك شكل محفوظی\nدارد که فرانسه را قطعاً از محصوریت\nنگاه میدارد و درجه برایش مفید ثابت\nمیگردد ، که فرانسه میتواند بکمال\nاطمینان تمام قوای حربی خود را بر سر حد\nشرقی جمع نماید ممالك مستعلكه\nومستعمرات افریقائی آن خیلی قریب است\nازین نقطه نظر فرانسه حتی نسبت به\nانگلستان هم غالب است .\nاوضاع جغرافیائی ومناطق سر حدات\nالمان برعکس آن است وضعیت مرکزی\nاوروپا المان را همیشه در خوف انداخته\nاست ، وهيچ يك از ممالك دنيا اينقدر\nهمسایه ندارد . وقوای مدافعه ئی المان\nباید بهرطرف پاشان باشد . واگربيك طرف\nقوای زیاد انداخته شود ، دیگر اطراف\nضعیف میگردند . سرحدات طویل مملکت\n\nالمان قطعاً غیر محفوظ است .\nپای تخت فرانسه در مرکز واقع است\nو پایتخت المان امروز قریب سرحدات ويك\nشهر سرحدی گفته میشود . سواحل المان\nخيلي باريك بوده وبه دو بحيره كوچك ار\nتباط دارد . ويك درب آزادطرف بحرهاي\nبزرگ دنیا قطعاً وجود ندارد چون المان در\nمركز واقع است بسیار ممکن است که میدان\nجنگ گردد . روزانه ازروي شكل وساخت\nزمین آن ، خيلي بآساني مركز مدافعه میگردد\nفرانسه يك خطه وسيع را تشکیل میدهد و\nمطابق به سرحدات شرقي وشمال شرقي درياها\nجايه اي بلند دور از مركز حصه هاي مدافعه\nئي تشکیل میدهد بدون اینکه سد مسایل ار\nتبا طیه گردد . ازین رویه میتوانیم تمام فرانسه\nرا بريك قلعه بزرگ جنگی تشبیه کنیم.\nاستفاده ئی که فرانسه از اتحاد با ممالك\nشرقي مثل پوليند وغيره ميکند ، معلوم بوده\nوحاجت به توضیحات ندارد. المان که چيزي\nبراي هدیه کردن ندارد خيلي مشکل است\nکه طرفدار پیدا کند .\nفرانسه از مستعمرات خود ، نه تنها افاده\nهاي اقتصادي میگیرد ، بلکه قوه دفاعي\nخود را نیز تزئید مینماید ، در جنگ عمومي\nعساكر افريقائي نيم مليون نفربوده نيز ٣ صد\nهزار کارگر کارهای ملکی را ایفا مینمودند .\nوامروزسوم حصۀ عسکر فرانسه از نژاد سیاه\nمیباشند و شاید در آتیه تعداد مذکور تزئید\n\nیگردد .\nالمان اینطور تفری احتیاطی قطعی ندارد\nاز نقطه نظر سیاست حربي ٤٠ مليون فرانسوي\nها مقابل ٦٣ مليون المانهانه میباشد ، زیرا\nفرانسوی در خارج سكونت اختیار کرده اند\nوامروز از اهالی مستعمرات شمرده میشوند ،\nو اگر آنها نیز حساب شوند تعداد تبعه\nفرانسه نسبت به المان خیلی زیاد است\nتنزل فاحش تولدات در المان قوه\nو استعداد حربی ، را کم می کند\nعلاوتاً تقسيمات اهالی در المان مفید ثابت\nنه می شود . درحا ليكه فرانسه ۱۷\nشهر بزرگ صد صدهزار سا کنین\nدارد ، المان دارای ٥٠ شهر بزرگ\nمیباشد که از آنجمله ٤٠ شهر آن به\n۱۵۰ کیلو متری سرحد واقع است .\nفرانسه بواسطه اراضی حاصل خیز\nوهوای خوب خود نسبت به المان که\nزمین آن نسبتاً سنگ زار گفته\nمی شود ، ارزاق زیاد به کار ندارد\nزیرا زمین آن فراوان ونفری کم است\nبرعکس در المان نفری زیاد وزمین\nخیلی کم است . ازین جهت واردات\nارزاق المان نسبت به فرانسه خیلی زیاد\nاست .\nصنعت تسلیحات فرانسه خیلی بیش تر از\nاحتیاجات ملک است ، چنانچه\nفابريكه شنايدر كروپس اوت ، امروز\nبه تمام شرقی حاکم است . و اگر المان\nبخواهد صنایع خود را بصورت يك\nکار خانه حر بی تبدیل دهد ، از روی"}
{"book": "adl0789", "page": 858, "text": "صفحه ۱۹\n( شماره ٦ ٤ وا٤ )\nمجله سجم\nتجارب امریکا تنها ۱۲ الی ۲۰ ماه\nبکار دارد .\nعلاوتاً فرانسه موقعیت مهم ارسال\nو مرسول را دارا بوده ریل های خوب\nدارد . ونیز تعداد موتر های آن نسبت\nبه المان دو چند است فرانسه دارای\nراه های خوب از بحر اتلانتیک الی\nبحیره روم و دریای راین میباشد که در\nزمستان یخ بسته نه می کند و چون\nدریا های راین ، دوناو ، البه وادور\nبا ساس معاهده ورسای بین المللی گردیده\nاند ، المان از آنها استفاده کرده\nنه می تواند علاوه بر ثروت ملی قشون\nهوائی بزر گترین ، استعداد حربی ،\nفرانسه گفته می شود . در زیر خانه های\nبانک فرانس ۱۲ ملیارد طلاء موجود\nاست !\nاگر به همه این مسایل دقت نمائیم\nخواهیم دید که کدام مملکت بیش تر\nدارای « استعداد حربی می باشد . لاکن\nاگر فرانسه میگوید که « استعداد حربی »\nالمان خیلی زیاد است دیگر دلیلی ندارد\nبجز اینکه يك بهانه ایست ، تا از تعهد\nخلع سلاح آزاد گردد .\n\nترجمه از برافترنا گبلات\nتبدیل عصر\nاز پروفیس و یکتور\nو انکر و اکن وزیر\nامور عامه روما نیه\nنتایج مخربه تصدیع موازنه محصول و\nصرف که درین سالهای اخیر واقع\nگردیده است ، در هر جا دنیا بروز نموده\nاست ، همان تصدیع موازنه باعث بیکاری\nزیاد و همچنین سبب تزلزل مالیات مخصوصاً\nبانکها گردیده است .\nبربادی اموال در زمان جنگ عمومی\nیکی از علل بزرگ تکامل بحران مذکوره\nمیباشد این خرابیها و بر بادیهای اموال\nانسانی برای وضعیت اقتصادی عمومی\nبدون تاثیر مانده نمیتوانست . درست\nاست که ترمیمات اموال خراب شده\nمذکوره تايك اندازه برای صناعت حیات\nدوباره حاصل نموده . لا کن در عین\nزمان دول به قوه خود زیاد تر کوشش\nنموده خسته گردیدند و در پیشبرد\nترمیمات خود ناکام ماندند که باعث ضعف\nمالی همان دول واهالی آنها گردید .\nعلت دیگر حالت موجوده یقیناً اهمیت\nدادن زیاد قوه خرید است . کمبودی\nبعضی اشیا واموال در جنگ عمومی\nمردم را گرسنه ساخته بودلهذا بعد ازان\nمردم بخرید اموال واشیا مذکوره دلچسپی\nپیدا کرده قیمت اموال ترقی نموده بود\n\nاین مسئله سبب آن گردید که نسبت\nبه اوقات قبل از جنگ بمداران تولیدات\nفوق العاده بلند رفته سر مایه زیاد را\nاشغال کرد .\nلا کن چون بعد از مدت کم احتیاج\nعادی ختم (پوشیده ) شده بود و یا عادی\nشدن حیات همان دوره گرسنه گی رفع\nگردید ، محصولات ومصنوعاتیکه از\nاحتیاج زیاده بوده بفروش نمیر سید وحالا\nهمان سر مایه اشغال شده استهلاك\nشده نمیتواند . نتایج آن تعطیل کار خانه\nجات تزئید بیکاری وسقوط بانکها\nمیباشد .\nهیچ ملک ازین واقعات مخربه خود را\nنجات داده نتوانست . البته بعضی دول\nاین بار اقتصاد را نسبت آخوب برداشت توانستند و\nتوانستند که مناسبات عادیر ا بین داین و مدیون\n( مدیون و داین ) مستقیم نگاه دارند\nلا کن دیگران مجبور گردیدند از اساس\nتادیات منظم منصرف گردند و یا خیال\nدارند در آینده صرف نظر نمایند . دول\nمذکوره میخواهند اصول جدیدیرا\nکشف نمایند ، که قیمت مطالبات داین\nرا بصورت صحیح تعیین نکنند .\nاین مسئله باعث فکر و توجه زیاد میگردد\nآیا تزلزلات اقتصادی و سیاسی جنگ\nعمومی در تاریخ اقتصادی دنیا باعث\nانقطاع دوام و یا تبدیل عصر گردیده\nمیتواند ؟ آیا لازم است که همان اساس\nاجتماعی و ترتیبات اقتصادی قبل ١٩١٤"}
{"book": "adl0789", "page": 859, "text": "صفحه 1\n( شماره ٤٦ و ٤٧ )\nمجلد پنجم\n\nقطعی تجویز گردد ؟ بنا بر احساس قدامت پسندانه و دلایل دیگر ، انسان باین مسایل دفعتاً موافقت کرده نمیتواند.\nبا وجود آنهم تکامل ما را مجبور به تجدید اساس مذکوره مینماید ، زیرا جامعه مفتکله به اساس موجوده غیر محفوظ موجودیت خود را قایم کرده نمیتواند . عدم مصئونیت اساس مذکور اثبات مینماید که ما در يك دورۀ جدید تاریخ تکامل داخل شده ایم که از ١٩١٤ ببعد شروع گردیده است .\nآیا علاقه این عصر جدید تکامل مدنی چه خواهد بود ؟\nسوال مذکور را جواب گفته نمیتوانیم يك تکاملیکه ممکن قرنها دوام کند نمیتوان تنها به اساس تجارب چند ساله قضاوت گردد .\nاینطور يك قضاوت به بعضی حقیقتها و به بسیار موهومات تکیه خواهد کرد با وجود آنهم يك مقصد اصلی و مخصوص تکامل اجتماعی و اقتصادی ما به اساس تجارباتیکه تا حال حاصل گردیده کشف گردیده میتواند .\nحالت موجوده اقتصادی مضى ممالك بزرگ شرق اوروپا همچنین تزلزل اقتصادی ، تکامل سریع تهلکه های عمارت جدید روسیه شورویه که يك تشکیلات فوق العاده اقتصاد اجتماعی میباشد برای قضاوت مقصد اصلی مذکوره دلایل قیمت داری میدهد .\nاولاً انسانیت معیار حیاتیه افراد برا صورت دیگری میدهد ، زیرا میخواهد\nهمان فرقیر ا که در زمان گذشته در حیات انسانی وجود داشت ، حتى الامکان تخفیف دهد .\nطبیعی است که در انتهای این نو تکامل در عين تقسیمات اموال اين انسانيت فقير معیار توسط حیاتیه یافته است ) دولت نیز در تأثیرات طبیعی معیار خصوصی خود را تخفیف خواهد داد و احتیاج خود را با وسایل محدود شده خواهد پوشاند .\nاز روی این نکاتیکه طرف ابتدائیت را اشغال کرده موازنه مدنی تنها بواسطه يك سیاست معقول و با عزم مداخله ، میتوان مستقیم نگاه کرده شد . دولت بنا بر تحفظ مناسبات طبيعي «لازمي » اهالي بين همديگر مجبور است مداخله نماید «براي همين مقصد در بين دول «اتحاديه دول » مداخله خواهد نمود .\nدر اثر ساده و آسان نمودن حیات این اصول مداخله نسبت به دول زراعتی در امور خارجي و داخلي دول صناعتي بدرجه زیاد اجرا خواهد گردید. بنا بران يك دولت زراعتي مثل رومانیا در تکامل مطابقت به اساس جدید ، کمتر دچار غماي اجتماعي میباشد . چون خوراك اهالي يك ملك زراعتي بواسطه وسایل شخصي مستقيماً محفوظ است کثرت خوف تزلزل اجتماعي مسدود میباشد .\nازینجهت رومانیا کوشان است تا روش خود\n\nاخبار مهمه :\nمحاربه چین و جاپان\nخاتمه یافت\n\n۲۹ مارچ از شنگهای اطلاع مشعر است که قرار پیغام نامه فکار جاپانی عملیات خصومت کارانه ممالك فوق الذكر بمعرض سکوت آمده ياثر آن يك معاهده تامین گردید . اما مسئله معیاد تخلیه از مناطق متصرفه و عقب نشینی افواج جاپانی هنوز تحت مذاکره است کانفرانس بتاريخ ٣١ مارچ ثانی منعقد خواهد گردید .\n( تریون )\n\nحمله بر فوجی\n\nخبر تاریخ ۲۹ مارچ حاکی است که از ۱۵۰ الی ۳۰۰ نفر افغان بر يك چوکی فوجی ژوب حمله آورده اند با وجودیکه به چوکی امداد رسیده شد لیکن از آتش صدمه به چوکی رسید.\n( سیاست )\n\nرا بوقت معینه ادا نماید . اگر رومانیا میخواهد موقعیت خود انگاه دارد ، باید در سیاست اقتصادي آتيه خود خيلي با احتیاط پیشبرود . بنا مقصد تخفیف حياتيه دولت اینست که احتياج ملك بكلي و يا حتي الوسع قطعي بواسطه وسایل و محصولات شخصي خود پوشیده شود ."}
{"book": "adl0789", "page": 860, "text": "(شماره ٤٦ و ٤٧) جلد پنجم\n\n(بقیه از صفحه ٤)\nچاوپي محفل که برای گذاردن نماز جمعه ترتیبات گرفته شده بود آذان نماز جمعه گفته شد اعلیحضرت ، با حاضرین بالطرف حرکت نموده به ادای نماز مشغول شدند بعد از فراغ نماز اعلیحضرت و تمام مدعوین در سالونیکه طعام های متنوعه تهیه و ترتیب شده بود تشریف برده بصرف طعام مشغول شدند ـ در وسط صف اول ذات همایونی و جناب والا حضرت صدر اعظم صاحب م ـ دو طرف شان ملکان و زارعین و فلاحین نشسته دردیگر صفوف را باق ذوات مدعوین تشکیل داده بودند .\nدرضمن خوردن طعام ذات ملوکانه با زارعین و فلاحین مذکور از ترقيات عصريه دنيا و پیشرفت های ملل راقیه و اینکه تمام این ترقیات را بخط و فقط علم و معرفت ، اتفاق و اتحاد ، سعی و عمل ، باعث شده است ، مصاحبه میفرمودند .\nپس از صرف طعام بساعت یکنیم ذات شاهانه از سالون نان خوري خارج شده بطرفیکه موتر سواري همايوني ايستاده بود حرکت فرمودند .\nذات شاهانه بطرف موتر خودشان که تقریباً بیست متر دور بود ، براه افتادند درین اثنا جناب وزیر صاحب تجارت را مخاطب ساخته فرمودند : ـ\n« وزیر صاحب ! امروز من خیلی خوش \n\nگذشت ، این خوشی من دو جهت دارد اول سبب خوشي من همین است که حکومت و ملت را باهم متحد ومتفق و اهالي را شاد و خندان می بینم ، دوم حسن تجاويز واجرا آت شما » \nوزیر صاحب تجارت شکر نموده عرض کرد « که این همه نتیجه حسن نيت وتوجه شبانروزي ذات شاهانه است ، ما تنها این قدر کرده ایم که افکار اعلیحضرت را تعقیب نموده ایم سپس ، ذات همایونی با تمام حضار وداع کرده بموتر خود نشسته بطرف کابل حرکت نمودند ، از طرف نقري نظامي با موزيك مراسم تعظيم وسلامي بجا اورده شد ، جناب مستطاب صدر اعظم صاحب وجناب شهزاده محمد طاهر جان وهيئت محترم کابینه با باقی مدعوین، پس در محفل آمده مشغول صرف شيريني ومصاحبه هاي آزادانه گردیدند ، بساعت دو نیم والاحضرت شهزاده باذوات معیت شان نیز رهسپار کابل شدند ، ساعت ٣ بعد از ظهر بود که والا - تترت - دراعظم صاحب باجبالحسنیه سالار غازی وزیر صاحب حربيه وباقي وزراي عظام نیز در موترهای مخصوص خود شان شسته روانه کابل شدند .\nاهالي که در بین راه باهم مذاکره می نمودند عبارت از خوش گذشتن این روز وتکرار کردن کلمات همايوني بود ، والحاصل ايندعوت ميلة فليۀ كمي خاتمة یافت .\n\nاقتباس از جریده گلشن :\nصحرا نورد هوا پیما\nمقایسه تمدن قدیم وجدید\n\nدوره و عصری که ما در آن زنده گانی میکنیم موسوم بعصر صحرا نوردی سریع (طی الارض ) و هوا پیمائی است چنانکه می شنوم فلان طياره سيصد الی چهار صد میل را در يك ساعت پرواز نموده وفلان اتومبیل قریب بان مسافت را طی نموده اینگونه پیشرفت و ترقی وسایل نقلیه و ارتباطيه بهترين ضامن تمدن و امتداد آن خواهد بود تمدن قدیم فقط در چند نقطه از نقاط زمین منحصر بود و اگر گاهی از طرف جماعت وحشى يا اقوام غير تمدن بآنها تهاجمی میشد تمدن دنیا بکلی در اثر انقراض تمدن آن نقاط منقرض می گردید و همین علت بود که تمدن رم بواسطه ژرمن ها انقراض یافته و اثر آمدن اسلان و بغداد بواسطه تهاجم مغول و تاتار از بین رفت در هر دو صورت دنیا دچار ظلمات توحش گردیده و مدنیت منحصره آن که در روم و بغداد پا بر جا بود دستخوش فنا شده و بواسطه زوال و مضمحلال تمدن آن دو آثار تمدن از تمام دنیا سپری گردید .\nاما تمدن فعلی در همه جا ریشه دوانیده و ارتباطات جدیده آنرا پابر جا نموده در معنی دارای اساس متین وغیر قابل امحا عاست چنانکه اگر فرضاً سيل توحش"}
{"book": "adl0789", "page": 861, "text": "صفحه 14 ( شماره 6 و 7 ) مجلد پنجم\n\nدر اروپا جاری شده وتمدن آنجا را از بین ببرد نظیر آن تمدن و آثار آنرا ما در امریکا واسیا وغیره خواهیم داشت و همین واسطه قطع داریم که خوف طغیان توحش بر تمدن حاضره چندان صورتی نداشته و نسبت بارتباطات و وسایل مدنیت کنونی دارای تاثیری نخواهد بود .\nسابقاً قسمت های صحرا بزرگترین سد برای نزديك بودن و آمد و شد نمودن بشر با یکدیگر بوده و از آنجا همواره بزرگترین خطر بتمدن ادوار سابقه بروز می کرد صحرا نشینان وسیله ارتزاق خود را جنگ و تاخت و تاز و تهاجم می دانستند و در حواشی نواحی ممالک متمدنه زندگانی کرده از اختراعات ومصنوعات آنها استفاده می نمودند مخصوصاً چیزهائی را که جز واسلحه وتجهيزات جنگی بود گرفته و با آنها باقطار ونواحی ممالک همجوار تاخت و تاز می کردند و آنجا را نهب وغارت نموده آثار تمدن آنها را محو و نابود می نمودند .\nمن جمله از این جماعت صحرا نشینان مردمی بودند که در صحرای شرقی از مصر وسودان تا محیط اقیانوس اطلس زندگانی کرده وعده آنها در حدود چند ملیون تسفر بود و آنها از نسل مردمی بودند که با ملوک جزیره اندلس جنگ وجدال کرده و اسباب زحمت آنها می شدند واکنون هم در صحرا وحول وحوش نواحی مسكون شمال وجنوب افریقازندگانی کرده وجزء بر بری ها بشمار میروند\n\nعبور ومسافرت از این قبیل صحرا از سخت ترین کارها بوده و برای عابرین و مسافرین مبارزه باجان خود بوده و با دو خطر بزرگ که یکی مردن از تشنگی و گم شدن و ديگري گرفتاري در دست وحشیان بوده همیشه مواجه میشدند سابق بر این این مسافرت با قافله هاي سنگين انجام گرفته واهل قافله و هر يك از افراد از ديگري مواظبت و پاسباني ميکردند قوافل مزبور يك شرطي طريق کرده با اين وضعيت موجبات روابط و آمدوشدبين آن نقاط خيلي كمتر بوقوع بي انجاميد .\nحالا که ما متوجه قسمت افريقاي غربي ميشويم خواهيم ديد كه قسمت عمده آن تحت نفوذ فرانسه قرار گرفته و از این جهت عبور و مسافرت صحرا باوسايل حاضره بسهولت انجام ميگرد\nنواحي سواحل درياي مديترانه درتحت نفوذ فرانسوي ها امنيت يافته وپيشرفت تجارتي پيدا کرده از شردزدان و تهاجم وحشیان صحرا در امان است و تمدن فرانسه در آن نقاط کاملا حکمفرما است و اتومبیل های معمولی باسهولت صحرا را طي کرده بدون هیچگونه آسیب قطع مسافت مینمایند ولي گاهي ميشود كه ترس راهزنان مسافر اتومبیل را وا دار میکند که بادسته دیگری از اتومبیل ها حرکت کرده در راه پاسبان یکدیگر باشند و این دسته مسافرین در راه محتاج بقسمتي از اوازم ومايحتاج سفري ميشدند\nبرای رفع این زحمت يكي از کارخانه\n\nجات مخصوص اتومبيل سازي فرانسه اخيراً اتومبيل خيلي ضخيم وبزرگي ساخته که حامل تمام مايحتاج مسافرين ميبشد ودا راي امتيازاتي بود كه جز مسافرين قطارراه آهن از آن استفاده نمینمودند اتومبیل مزبور داراي چهارطبقه وطول آن درحدود 30 پا و بارتفاع 42 پا و عرض 26 پا بوده ومنظره کشتي هاي بزرگ بخار را از خود نشان مي داد در اين كشتي تحت خواب درجه اول ودوم بوده قسمت ناهار خوری و استعمال دخانیات وقدم زنی وغیره وجود دارد وموتور های آن هر يك دارای قوه 450 اسب میباشد چرخهای آن مضرس ( دندانه دار ) بوده ومیتواند از تل ها وتپه ها بالا رفته و در زمین هموار فرود آید بدون اینکه بر گردد زیرا دندان های چرخ بزمین گیر کرده و مانع از خطر آن میشود این کشتی بعدها می تواند بقدر کفایت 1200 میل راه بنزین بر داشته و 150 مسافر را با 200 تن مال التجاره ولوازم حمل ونقل بدهد وچون صحرا در روز خیلی گرم است وریگهای سوزان در اثر وزش باد از آن بلند میشود اطاق جلو را طوری قرار داده اند که هوا را خنك نموده ومسافرین از هر حيث راحت خواهند بود .\nکشتی صحرائی مزبور بواسطه کثرت مسافرین برای دفاع مهیا بوده وبا داشتن دیوارهای آهنین بدویان صحرا نمی توانند به آن هجوم نمایند وحد متوسط سرعت"}
{"book": "adl0789", "page": 862, "text": "( صفحه ۱۰ ) ( شماره ٤٦ و ٤٧ ) ( جلد پنجم )\n\nآن در هر ساعت ٢٥ میل بوده واتومبیل\nمزبور سفیر تمدن آتیه صحرا خواهد\nبود .\nاما در قسمت طیران وهوا پیمائی و\nعبور از اقیانوس اطلس لند برك اول كسی\nنیست كه محیط مزبور را با طیاره پیموده\nباشد زیرا آلمان ها این محیط را در چند\nسال قبل عبور كرده ولی تفاوتی كه\nهست آلمان ها با بالون ولند برك باطیاره\nاین كار را انجام داده اند ـ باینكه طیاره از\nبالون سریع السیر تر است افكار مكتشفین\nدر صدد فایده تجارتی بر آمده كه در آینده\nمسافات بعید را با بالون انجام دهند زیرا\nبا لون ممكن است مقدار زیادي از مال\nالتجاره را بار گیری كرده ونیز محلی و\nوسیع برای مسافرین داشته وباطمینان تر\nاز طیاره باشد .\nفرانسوی ها وامریكائیها مساعی خود\nرا در تهیه كردن طیارات بخرج داده ولی\nانگلیس و المان بیشتر مقید بتدارك نوع\nمخصوص از بالون ( زپلین ) خواهند بود\nچنانكه انگلیس تا كنون چندین دستگاه\nبالون های عمده و بزرك تدارك نموده\nطیارات و بالون پیكهای تمدن هستند كه\nعنقریب تمام دنیا را بهم مربوط خواهند\nساخت .\n\nتبادله تلگرامـات\nتلگرام اعلیحضرت غازی بعنوان\nاعلیحضرت رضاشاه پهلوی بمناسبت\nورود سال نو !\nورود سال نورا با اعلیحضرت شما تبريك\nگفته آرزو میكنم كه سال خوشی\nبرای ملت ایران بوده بصحت وسعادت\nاعلیحضرت وملت نجیبه ایران خاتمه یابد\nتلگرام جوابیه‌ اعلیحضرت رضاشاه\nپهلوی بعنوان اعلیحضرت غازی !\nاعلیحضرت محمد نادر شاه پاد شاه\nافغانستان ! كابل از تبريكات صمیمانه\nآمیز آن اعلیحضرت كمال تشكر را داشته\nهدیه متقابله را اظهار میدارم .\n( رضا شاه پهلوی )\n\nتلگرام اعلیحضرت غازی بعنوان\nاعلیحضرت فواد شاه مصر\nبمناسبت روز تولدی آن اعلیحضرت خواهشات\nدوستانه و احساسات صمیمانه خود من\nرا برای سعادت وترقی اعلیحضرت وخوش\nبختی فامیل شاهی شان تجدید مینمائیم .\nتلگرام جوابیه اعلیحضرت فواد\nبعنوان اعلیحضرت هما یونی\nاز نیات و تبريكاتی كه اعلیحضرت شما\nدر موقع سالگره من فرستاده بودید\nمتاثرومتفكر شده متمنی ام آرزو های\nبهترینم را بپذیرید .\n\nخبر های داخلی\nمراحم اعلیحضرت غازی\nاز آنجا كه حكومت متبوع ما میخواهند\nكه خدمات افراد لایق و صمیمی\nاین مملكت بهدر نرفته در عرصه مشهود\nگذاشته شود ، فلهذا درین روز ها از\nحضور مبارك فرمانی مبنی به تقدیر خدمت\nواظهار امتنان بعنوان ع ، ج آقای\nمحمد گل خان وزیر داخله ورئیس تنظیمه\nقندهار شرف اصدار یافته است !\nكه ما با كمال خلوص وشكران از تقدیر\nحكومت وامتنان از خدمات بی آلایش\nجناب وزیر صاحب عیناً فرمان گهر بار\nپادشاه محبوب خود مانرا افتخاراً بمنصه\nاشاعه میگذاریم ، وچون آقای وزیر صاحب\nیكی از رجال برجسته وفرزند صالح وطن ومشاهیر\nعصری ملت افغان میباشد كه قارئین كرام ما\nایشانرا بخوبی میشناسند ! لهذا حاجت\nبه توضیحان خدمات آن نداشته میباشیم\nچه حسن اخلاق و محبت شان به این\nخاك بهترین معرف شخص شان است .\nسواد فرمان ملوكانه\n« از اطلاعات موثوقیكه بحضورم واصل\nشده همچو مستفاد ومشهود میگردد كه شما\nوظایف مرجوعه خود تانرا تماماً از روی\nلیاقت وكفایت ، ودرعین زمان بكمال صداقت\nوجدیت سرانجام كرده در اجرا آت واقدامات\nخویش همیشه صلاح حكومت وخیرملت را\nملحوظ ومراعات مینمائید وچنانچه معلوم"}
{"book": "adl0789", "page": 863, "text": "صفحه ١٦ )\t( شماره ٦ و ٧ )\tمجله پنجم \n\nاست در پرتو حسن تدبیر ایالت خود هر عهده متوجه خودتارا تا این وقت بشرافت انتهاي تکمیل نموده و در نتیجه خود را نزد حکومت متبوعه خود يك فرد وطنخواه صادق و يك مامور بسیار جدي ولایق ثابت نموده اید ». « حضور والایم که آمالش فقط وفقط وابسته به ترقي افغانسان و آسایش اهالی آن مي باشد شما را يك فرزند صالح وطن ، يك مامور صادق حکومت ، يك فرد خیرخواه ملت دانسته به تقدیر خدمات بي الايش تان اينك فرمان هذا را که محتوي بر ضایت و خورسندي حضور ما از شما ، از خدمات شما مي باشد بنام تان اصدار میفرماید ، و چون شما آمال و آرزوي قلبي مارا تعقیب نموده در هر امر براي حصول رضایت حکومت متبوعه خود با كمال سعي و عمل هستید، از موجودیت مثل شما فرد صحیح ولایق وطن تشکر نموده از خداوند قدیر میخواهیم که در جان و مال بعمرانت افزوده در مفکره عاقل بوره وجود شما براي وطن عزیز مایه فخر وزین صفحات تاریخ باشد » .\n( محل امضای هما يوني )\n\nانصراف از بازخواست اموال متلوفه\nاز آنجا که ذات شاهانه آسایش و رفاهیت ملت عزیز خود را نصب العین اساسی خویش قرار داده اند درین تاز گیها از حضور هما يوني شان فرمانی بصدارت\n\nعظمی صادر شده است که راجع به پول نقد واموال و اسلحه وغیره که در اثنای انقلاب تلف شده و بذر یعه دو اثر استخبارية از اطلاعات موصوله مكشوف می شود که در نزد بعضی اشخاص موجود است بنابر رفاهیت و آسوده حالی افراد ملت ونظرية عدم وقوع تكاليف بر آنها از این قبیل اطلاعات صرف نظر کرده باحدی ذیربط با درین موضوع ما مو رین دو ایر حکومتی مزاحم وغر صد ار نشوند البته کسانی که بموجب اسناد ومعاملات حسابية اصولاً مسئولیتی داشته باشند ازین حکم مستثنی می با شند .\n\nجمعیت حمايه مساکین در قندهار\nقراریکه جریده شريفه طلوع افغان می نگارديك جمعيت بنام جمعيت حمايه مساكين تحت ریاست جناب سید محمد اکرم خان رئیس فیصله منازعات تجارتی در شهر قندهار تشکیل یافته و ذوات ذیل اعضا مؤسسه خیریه مذکور میباشند .\n١ جناب سید میر احمد شاه خان\n٢ « حاجی محمد یوسف خان\n٣ « ولی محمد خان مخلص\n٤ « و کیل محمدخان سركاتب كمرك\n٥ « عبد الشكورخان تاجر کا کری\n٦ « ملا عبد الحسین خان\n٧ « حاجی محمد عمر خان\n٨ « فیض محمد خان کا کری تاجر\n٩ « سردار عبد الله خان\n١٠ « محمد اسمعیل خان فوفلزائی\n١١ « سید میر احمد خان فارسی\n١٢ « عبد الحکیم خان\n\nعلاوه بر ذوات فوق اهل هنود قندهار هم درین جمعیت شامل میباشند و آقای رئیس جمعیت وسید میر احمد شاه خان و آقای مخلص وحاجي محمد يوسف خان براي جمع آوری اعانه شروع نمودند در تیکه به این مؤسسه خیریه اعانه داده اند قرار ذیل است :\n١ جناب حاجی ذکریا خان ٥٠٠ افغانی\n٢ « سید محمد اکرم خان ٢٠٠ افغانی در هر سال\n٣ « عطا محمد خان فوفلزائی ٥٠٠ افغانی\n٤ « حاجی گل محمدخان سر كاتب كمرك ٢٠٠ افغانی در هر سال\n٥ « حاجی عبد الشكور خان تاجر ٢٠٠ افغانی\n٦ « سردار عبد الله خان ١١٠ افغانی\n٧ « حاجی محمد عمر خان فوفلزائی ١٠٠ افغانی\n٨ « محمد عثمان خان فوفلزائی ١٠٠ افغانی\n٩ « محمد شریف خان مومن ١٠٠ افغانی\n١٠ « عبد العلی خان ٢٠٠ افغانی\n١١ « حاجی فیض محمد خان ٥٠ افغانی\n١٢ « امیر محمد خان تا جر ٥٠ افغانی\n١٣ « جان محمد خان هوتکی ٥٠ افغانی\n١٤ « عبد الودود خان تاجر ٥٠ افغانی\n١٥ « محمد انورخان فوفلزائی ٥٠ افغانی\n١٦ « عبد الله خان تاجر ٥٠ افغانی\n١٧ سید احمد خان آقا ٥٠ افغانی\n١٨ میرزا عبد الله خان هوتکی ٢٣ «\nانیس در شمارهٔ ٤٥ ، ١٥ حمل خویش تحت عنوان ( منزل سرور ) این موضوع را نیز خاطر نشان کرده است که بائر"}
{"book": "adl0789", "page": 864, "text": "صفحه ۱۷\n( شماره ٤٦ و ٤٧ )\nمجلد پنجم\n\nتوجه وکوشش آقایون تجار وسایر متمولین مركزی یك موسسه خیریه از برای بینوایان ومساكین بیچاره وطن تاسیس كرده شود .\nممكن كه آقایون مذكور ووكلای بلدی عرض وپیشنهاد این جریده ملی شانرا فراموش نكرده يك چاره اساسی برای بیچاره گان مذكور سنجیده باشند.\nوما این حس نوع پروری برادران قندهاری خود را بنظر تقدیس تقدیر دیده از خدای متعال همیشه در همچو امورات كه خیر وبهبودی عامه در آن متصور است كامیابی شانرا مسئلت مینمایم .\n\nمحفل انعامات طلاب معارف\nروز پنجشنبه ۱۸ حمل از ساعت ۲ ونیم الی ه بعد از ظهر يك محفل با شكوهی بحضور اعلیحضرت غازی در سمت غربی باغ دلگشا » مشتمل بر طلاب ومعلمین مدارس و باقى اشخاص معارف وعرفای مملكت منعقد گردید از طرف ذات شاهانه برای طلاب نمره اول دوم سوم انعامات وجوائز امتحان توزیع گردید .\nمحفل به تشریف آوردن اعلیحضرت شروع بازی والی بال بین تیم های مکتبین امانی وامانیه افتتاح شده وطرفین خیلی باهمراه برای مغلوب ساختن حریف کوشش می نمودند حقیقتاً این مسابقه تعلق به تماشا داشت وقتیکه بازی ختم شد اعلیحضرت طرفین را تحسین نموده به اسپورت های مفید تشویق فرمودند .\nبعد از ختم والی بال وزیر صاحب\nمعارف در ضمن را پورت مختصری که بحضور اعلیحضرت قراأت می نمود گفت به اعلیحضرت ودیگر حضار گرام معلوم است که در انقلاب از دست سقاوی هاهر شعبه کار مملکت خساره كشيده ولی باندازه معارف هیچ يك ازشعبات دولت تلف ومحو نگردیده بود كتب خانه ملی كه یكی از آثار بیش بها و ثروت عرفانی مملكت بشمار میرفت بی ورق آخر برباد فا رفت . از خاطر من هیچگاه محو نخواهد شد كه شهر یاز غازی بروز اولین ورود خود بكابل، مرا وكیل وزارت معارف تعین فرموده از چند هزار روپیه كه با خود داشتند دولت آنرا برای احیای دوباره معارف بدست من نهادند ، سار جای شکر است كه بودجه معارف در سال ١٣١٠ بيك مبلغ كافي بالغ گردیده است.\nاعلیحضرت بالمقابل نطق مفصل ..وثر صاحب معارف تعلق ایراد فرمودند که مفادش اینست .\n( معارف یك ماشینيست كه از آن انسان كامل وآدم صحیح بعمل می آید چون بدون وجود افراد وصحيح الدان های كامل يك جامعه ومملكت بمعارج اعلای ترقی رسیده نمیتواند پس وظیفه هر حكومت ملی است كه برای تهیه لوازم این ماشین وروغن كاری چرخهای آن مصارف لازمه را متحمل گردد ) وباز بطرف طلاب معارف متوجه شده ایراد فرمودند :\n(شما باید بدروس وتعليمات خود جدانه مصروف وساعی باشید زیرا آتیه مملكت بدست شماست امروز اگر چه طفل گفته می شوید ولی فردا مردها وده زما، امور\nمملكت را بدست خواهید گرفت امر وز چشم امید من وجامعه ملت بطرف شما نگرانست باید حیات خود را باندازه تزئین وتثقيف نمائید که امید من وجامعه بهدر نرود )\nبعد از این ارشادیه مختصر وجامع اعلیحضرت - طلاب معارف بيكرار سه بار :\n( زنده باد اعليحضرت معارف پرور ترقى خواه !)\nجواب داده پراگنده شدند .\nبعد از تکمیل این حصه رسمیـات (گاردن پاتی ) كه از پیش تهیه دیده شده بود شروع شده اعليحضرت غازی باتمام اهالی معارف از قبیل اساتذه و متعلمین ومختصری از مأمورین وزارت مشغول صرف چای وشیرینی شدند و روز با مسرت تمام باخر رسید .\n\nرئیس فیصله منازعات تجاریه\nآقای غلام حیدر خان خلف جناب سردار عبد القدوسخان صدر اعظم من حیث سمت رئیس فیصله منازعات تجاريه منظور و منصوب شده اند .\nانس ان عهده عالیه آقای موصوف را تبريك گفته از خدای متعال برای شان توفیق می خواهد ، تا در امور آن ریاست نظم و نسق بهتری بدهند .\n\nترفیع در وزارت جلیله مالیه\nاشخاص ذیل از طرف حكومت متبوعه بترفیع و تزئید معاش نائل شده اند :"}
{"book": "adl0789", "page": 865, "text": "( شماره٤ و ٥ و ٦ )\n( ۱ ) ص محمد رضا خان مامور تحریرات میمنه مقرر گردیده است\nخانه تحویل میدهد تا محصلین آن از هر\nترفیعاً مدیر تحریرات\nاداره : به آقای موصوف که از جمله\n( ۲ ) ص محمد حسین خان مامور اوراق جوانان با اخلاق است تبريك عهده جدید از امسال تسهیلات زیادی با بعضی امتیازات\nجا بسهولت بمكتب رسیده بتوانند . سر\nترفیعاً مدیر اوراق\nشان را گفته از خدای متعال برایشان توفیق جهت شاگردان این مکتب تعیین شده\nخدمت با صداقت را میخواهد . ( ٣ ) ص محمد اسلم خان مامور محاسبه\nاست تا اشخاصی که ذوق شمولیت مکتب\nشعبه دوم وزارت ها مدیر شعبه مذکور ص میرزا محمد شفیع خان مامور مالیه آبو گرد مذکور را دارند و نویسنده و خواننده\n( ٤ ) ص عبد الغفور خان مامور محاسبه که در خواست تبدیلی خود را نموده بود\nباشند داخل مكتب مذکور گردند.\nشعبه اول وزارت ها مدیر شعبه مذکور عوض او ص محمد سعید خان مقرر گردید مكتب زراعت برای اشخاصی که در آن\n( ٥ ) ص محمد حسن مامور محاسبه دوائر وهكذ ص كل محمد خان بماموریت مالیه اخذ تعلیم مینمایند فوائد زیادی را دا را\nمستقل ترفیعاً مدیر شعبه مذکور\n( ٦ ) ص محمد سرور خان مامور محاسبه\nخوست مقرر شده .\nدر وزارت داخله\nاست و این فوائد ذيلاً تحریر میشود :\n۱ - برای هر شخص فیاه سی افغانی\nولايات كابل ترفيعاً مدیر شعبه مذکور\n( ٧ ) ص میر امام الدینخان مامور محاسبه سید غلام حسين خان علاقه دار تاله و\nنقد داده خواهد شد که برای خوراکه\nو ضروریات خود صرف کند .\nقند هار وهرات ترفيعاً مدیر شعبه مذکور برفك برطرف وعوض آن محمد اعظم خان\n۲ - کسانیکه خانه های شان دور\nمقرر و تعیین گردید .\n( ٨ ) ص محمد عثمان خان مامور محاسبه\nمزار وقطغن ترفيعاً مدیر شعبه مذکور\nدر وزارت تجارت\nمیباشد اجازه دارند که در مکتب اوقات\n( ۹ ) ص عبد الرحيم خان مامور محاسبه تاج محمد خان جيل السراجي بيا. و ريت خود را نگذرانند و برای شان جای\nمشرقی و میمنه ترفیعاً مدیر شعبه مذکور گمرک غوری بند مقرر شده است\nخواب داده می شود .\n( ۱۰ ) ص محمد هاشم خان مامور محاسبه حاکم کوچی\nمصارف ترفيعاً مدير شعبه مذکور\nص ، ملک رحم دل خان عضو مجلس فني و خوب تر زرع نموده ازان به نسبت\n( ۱۱ ) ص میر آقا خان مامور محاسبه اعیان بحکومت درجه اول کو چی دیگر اشخاص زیادہ تر حاصل میگیرند\n۳ - سفری مکتب زراعت بعد از\nفراغت تحصیل البته زمین خود را بطریق\nجنوبي وفراه ترفيعاً مدير شعبه مذكور احمد زائی مقرر شد .\nو مرض های غله جات و درختها را\nمقرری ها\nص ميرزا نور احمد خان پسر حاجی چون تعلیم زراعت برای وطن بسیار می نمایند و تربیه حیوانات را نیز بخوبی دانسته\nشایقین ترقی زراعت بخوانند\nفهمیده رفع آن امراض را بطریق فنی\nمیر احمد خان بما موريت مالیه لغمان مفيد بود و هم اکثر اهالی وطن عزیز طریق خورا که دادن و معالجه نمودن\nو محمد یعقوبخان بخزانه داری مزار شریف\nامراض حيوانات خود را خواهند داشت.\nما زراعت کار میباشند ، بنا بران حکومت\nمقرر شده اند. اطلاع تازه حاکی است که متبوع ما وزارت معارف را مامور بر آن چون تربیه خانه جدید حکومتی نیز نزديك\nص میرزا محمد اسلم خان، امور محاسبه شعبه نموده که ترویج معلومات فنی زراعتی مكتب زراعت واقع است ، بنابران\nوزارتهای وزارت مالیه حسب پیشنهاد وزارت می نماید ، يك مكتب زراعت برای این طلبا می توانند که در آنجا تربية عملی\nماليه از حضور ج ، ع ج والا حضرت صدر کار در دار الامان بوده حال وزارت معارف حيوانات را دانسته حاصلات حيوانات\nاعظم صاحب بسرشته داری حکومت اعلی مكتب را تقریب ده مرنگ بجوار دهقان شان زیاده تر گردد ."}
{"book": "adl0789", "page": 866, "text": "(صفحه ۱۹)\n(شماره ٤٦ و ٤٧)\n(مجلد پنجم)\n٤ - اشخاصی که شایق زراعت زمین هستند برای شان بعد از فراغ تحصیل يك اندازه زمین از طرف حکومت داده خواهد شد تا زراعت آنرا از قرار معلومات خویش نموده منافعه حاصل آنرا خود شان بگیرند .\n٥ - طلبای مکتب زراعت بعد از سه سال تعلیم بشرط کامیابی از طرف حکومت مامورات زراعتی مقرر گردیده ماموریت های مناسبی را احراز خواهند کرد .\nبنا بر صورت های فوق بر اشخاص فهیم شش گروهی و غیره امید میرود که بچه های خود را که نوشتن و خواندن را خوب بدانند داخل مکتب زراعت نمایند زیرا برای خود آنها فوائد زیادی دارد حکومت متبوعه ما همه وقت طالب بهبودی و برتری ملت خویش میباشد لهذا به تمام حصص افغانستان خصوصاً زمین دارهای بزرگ توصیه می شود که اگر میل دارند و بتوانند ، علی العجاله اولاد شان آمده داخل مکتب زراعت شوند .\nنمایش عسکری\nروز ( شنبه ۲۰ حمل ) در میدان طیاره نمایش بزرگی از تمام قطعات عسکری مرکز از قبیل پیاده ، سوار ، توپخانه تانك وغيره بعمل آمد این نمایش از هر حیث موجب مسرت و خورسندی دوستان و هوا خواهان این خطه اسلامی بوده ترقیات شاندار عسکر افغانستان را خاطر نشان می نمود .\nخبرهای خارجی\nخبر های تاس\nچین و جاپان\nمسکو اول اپریل\nاز شانگها به قرار اخبارات روز نامه های خارجی ، اطلاع میدهند که تشکلات ضد جاپان عملیات خود را تجدید نمودند بر دکان های چینی ها در بعض از نواحی مسکونه ، پکتینک های مقرر نموده شد . پکتینگ ها به تجار اطلاع داده اند که اگر به مغازه های آن ها مال جاپانی یافته شود ، تمام مغازه ضبط خواهد گردید .\nقرار اطلاع دوایر چینی ، این اطلاعات از منابع جاپانها خارج میشود . چون مقصد جاپانیها اثبات بی گناهی بودن وضعت خود شان در کنفرانس صلح و انسداد بایکاتی است که هر روزه بر خلاف جاپانیها توسعه مییابد .\nمسکو اول اپریل :\nاز شانگهای اطلاع میدهند که با وجود مذاکرات صلح ، در بین قشون چین وجاپان هر روزه مصادمات واقع میگردد ، مصادمه شدید در هوانعا او تایپینگ واقع شده است ، در آنجا جاپانیها بتوسط ماشیندار ها بر قشون چینی آتش شدید نمودند .\nجاپانیها در ایوخ قشون جدید فرود آوردند در مذکرات جاپانیها اصرار\nدارند که قشون آن ها از خطوط جاپانی، تستر پانوان واو سون عقب تر نرود درعین زمان به دوایر رسمی چنین اشاره میرود که حکومت نانکين شرایط جاپان را قبول نموده است ولیدر های عالیحده کومیندان ها به پروتیست های ربا کارانه خود بر خلاف مطالبات جاپان مداومت دارند\nمسكو ٦ اپريل\nشانگهای اطلاع میدهند که با وجود اطلاعات وسیع خصوصاً بنمایندگان مجمع ملل که موافقت در کنفرانس حاصل کرده خواهد شد ، شبیه عملیات نظامی طرفین بيك پیمانه وسیعی جاری است .\nریاست ارکان حربی اردوی ۱۹ به تشکیلات عمومی مراجعت نموده خواهش قوری ٤٤٠٠٠ ماسک ضد گاز را برای اردوی خود نموده است .\nمسکو ٦ اپریل : از شنگهای اطلاع میدهند که با وجود مذاکرات « صلح » قشون طرفین مشغول به استحکام وضعیت خود ها هستند ، بین دسته جات پیشدار طرفین در خطوط محاذ ایوخی وتیا نسیان آتش باری جاریست ، قشون چین بطول نهر تسز یانس مجتمع گردیده مشغول تهیه استحکامات قوای می باشند قوای اصلی اردوی ۱۹ به اطراف کونشان وقوای امدادیه به اطراف سوچرواو وسی موقع گرفته اند قشون جاپانی خطوط دوم استحکامات خود را که الی دسون امتداد دارد به اتمام میرسانند ."}
{"book": "adl0789", "page": 867, "text": "صفحه ۲۰\n(شماره ٤٦-٤٧)\nمجلد پنجم\n\nمسکو اول اپریل :\nاز مانچوری اطلاع میدهند ، که حکومت جدید مانچوری از سر عسکر جاپانی فرستادن ۲۰۰ نفر منصبداران جاپانی را برای تعلیم قشون مانچوری و هم چنین معلمین برای تعلیم پولیسهای مانچوری خواهش نموده است .\nشرایط موافقه چین با جاپان\nمسکو اول اپریل : قرار اطلاعات آخرین حکومت نانکين نفاق خود را در باب امضای موافقه با جاپان بشرايط ذیل ظاهر نموده است ، قشون چینی الی عقد موافقه آینده ، در مواضع اشغال شده خود خواهند ماند . قشون جاپانی الی خط منکوله که قبل از واقعه در آنجا بودند ، عقب خواهند رفت ، با وجود این سببیکه تعداد قشون جاپانی بسیار زیاد اند و سکونت آنها در مواضع قديم امکان ندارد . بعضی از حصص جاپانی در موضوع همسایه های همان موضع که به قوماندانهای نظامی جاپانی ها داده شده است سکونت اختیار خواهند نمود . برای نظارت تعدیل شرایط مذكوره يك كميسيون مختلطه از نمایندگان چین ، جاپان انگلستان متحده آمریکای شمالی و فرانسه تشکیل خواهد گردید . حکومت چین اظهار میدارد كه يك دسته پولیس تحت رهنمائی افسران خارجی تشکیل نموده خدمت پولیس را در ایالت تخلیه شده به ایشان سپرده خواهد شد .\nمسکو اول اپریل : از توکیو اطلاع\n\nمیدهد که وزارت امور خارجه وضعیت کنفرانس شنگهای را یاس انگیز میداند زیرا وضعیت شنگهای و شهرهای دیگر چین سد پیشرفت مذاکرات با نمایندگان نانکین نمیگردد . حکومت مانچوری اعلان نموده که اداره عائدات نمک در مانچوری بتصرف حکومت مانچوری خواهد آمد\nریوتر ٢٦ الی ٢٨ مارچ :\nانگلستان و ایر لند\nدبلین (پایتخت ایرلند) براثر اعلاناتيست که مراسم روز یکشنبه جشن شانزده هم سال جمهوریت را اشعار می کند . عسکر جمهوری ایر لند و جمعیت های دیگری که در حکومت ( کا سکراو ) ممنوع قرار داده شده بودند برای مراسم مخصوص تهیه می بینند . اعلانات مذکور مردم را تحریص می نمایند که با انگیزا طوری بر طانیا قطع علاقه نموده يك جمهوريت خالص ایر لند را اقامه نمایند . حکومت حرت مذکره در طرف حوادث میکنه جلسه نموده است . مگر تا بحال اقدامی در باب جلو گیری از تظاهرات ننموده است .\n\nما مول است که امروز ( یکشنبه ) هزار ها نفر متظاهرین در موقع مراسم سالیانه از انقلاب ۱۹۱۶ در بین کوچه های شهر جهت اظهار احترام باشخاصیکه در طی دوره حیات های خود را جهته تائید استقلال ایر لند باخته اند بصورت نمایش گردش کنند .\n\nداشته شده است که متظاهرین به هیچ صورت از طرف عسکر ایرلند مزاحمتی نه بینند . حکومت فکر دارد اجازه بدهد که طرفداران جمهوری ایرلند دل خود را خالی کنند .\nتظاهرین با خود اسلحه نخواهند داشت اگر داشته باشند هم بنابر رعایت موافقت پرمز او رفقای خود فیر تفنگ نخواهند نمود .\nخبر ما بعد حاکی است که : موافقت نموده شده است که متظاهرین اسلحه نه میداشته باشند . ولی مجراین علامت فارقه هزار ها نفری که در اتهام حسی اجتماع میور زند از همه جهات به غندها و کندکها و تولی های عساکره نظمی مشابهت خواهند داشت که در تحت صاحب منصبهای صحیح با بیرق ها و علم ها و موزیکه نوازان گردش کنند . و فعلاً در بین بحران سیاسی خوف و هراس که به نسبت افعال و وقوع حوادث در اثنای اجرای مراسم وجود داشت از مخیله ها برون رفته است گردش طرفداران جمهوریت در بین شهر بارا می و با نظم مکمل آمد و هزار ها نفر جوانان در مظاهره حصه گرفتند دسته های موزیکه با ایشان همراه بود و ترانه انقلاب را می نواخت به غیر از سواره مددگار و عسکر جمهوری و جوانان دیگر کسی لباس رسمی در بر نداشت و هيچ يك از اعضای حکومت در مظاهره حصه نگرفتند .\nتذکار\nترجمه که تحت قانون و اختراع در صفحه ۸ لی صفحه ۹ طبع شده بقلم آقای عبد الرشید خان مخبر التي است ."}
{"book": "adl0789", "page": 868, "text": "صفحه ٢١\n(شماره ٤٦ و ٤٧)\nجلد پنجم\n\nاز هر طرف\nاهمیت چین در دنیای\nاقتصادی\n- ٢ -\n\nو تجارت خارجی آن تماماً بدست\nاجنبی ها بود : جهازات بحری ، اطاقهای\nتجارتی ماورای بحری ، بانکها\nموسسات پنبه ، خطوط آهن ، معادن\nمهمه همه بدست خارجی ها بود . هیچ\nيك از جهاز بحری وجود نداشت و ندارد\nکه بیرق چین را بدیگر حصص زمین ببرد\nچنانچه هونکونگ که مستعمره انگلیس\nاست بعد از نيويارك بزرگترین بندر دنیا\nو مرکز تجارت خارجی چین\nمیباشد ، در سنه ۱۹۲۹ تقریباً ۱۵۰۰۰۰\nچهاز هر رقم با ٢٣٥٤٠٠٠٠ تون وارد\nبندر مذکوره گردیدند در حالی که در\nنيويارك ٣١١٥٠٠٠٠ تون و ٢٢٦١١٠٠٠\nدر لندن ، ٢٢٤٢٦٠٠٠ تون در همبورگ\nوارد گردیده است .\nواردات چین در ۱۹۳۰ بحساب تیل\nچینی بالغ بر ( ٩٤١٠٨٤ ) هزار میباشد\nو صادرات آن در همین سال عبارت است\n( ٦٥٧٥١٩ ) هزار تیل ( پول چینی )\nاست . و معلوم است که صادرات چین\nبدون ابریشم و انسجای دستی اکثراً\nمحصولات زراعتی میباشد .\nتجارت خارجی چین خصوصاً واردات\nآن تا به ۱۸۹۰ تنها بدست انگلیس ها\nبوده و واسطه توريد هم جهازات\n\nانگلیسی بود . لاکن بعد ازان درین\nچهل سال اخیر قطعی تبدیل گردیده\nیعنی چند سال می شود که جاپان\nانگلستان را پس پا نموده\nاحصائیه واردات چینی از ممالك\nخارجه در سال ۱۹۳۰ قرار ذیل است :\nاز المان - ١٥٠ مليون مارك\nاز انگلستان - ١٢٩٤١٦٢٣ پوند\nاز حکومت متحده امریکا ١١٢٣٧٨٠٠٠\nدالر\nاز جاپان - ٤ ر ٢٩٩ مليون ين ( پول\nجاپانی )\nاز بلژيك - ٢٥١٢١١٠٠٠ فرانك\nاز فرانسه - ١٦١٦٠٠٠٠٠ فرانك\nنسبت نزول حالی چین در اقتصاد تجارت\nدنیا ، آینده آن در اقتصاد دنیا مهم تر\nاست . زیرا ، توسعه صناعت مملکت به\nواسطه اقدامات شخصی و سرمایه چینی\nو دوایر حکومتی روز بروز در تزاید است\nو خاصیت تکامل مذکوره اینست که از\nطرف خود چینی ها اداره می شود .\nدر بنها در و اطراف آن ، بهر جای\nکار خانجات صناعتی چینی ساخته شده\nاست و در نظر گرفته و کوشش دارند که\nعلاوه بر حوائج ضروریه مملکت در بازار\nهای شرق و جنوب آسیا برای محصولات\nصناعتی خود خریدار پیدا کنند . و بدین\nوسیله واردات صناعتی خودرا تنزیل و\nصادرات را تزئید نمایند .\nاز ٢٥ سال باینطرف ترقیات شایانی\nراجع به صنعت پنبه ( نساجی ) در چین\nبعمل آمده است ، مثلا :\n\nدر ۱۹۳۰ علاوه بر چهل و شش کار\nخانه های نساجی خارجه ( ٤٣ جاپانی و\n۳ انگلیسی ) دارای ( ١٦٤٢٦٨٠ )\nچرخه ، ۸۹ کارخانجات چینی با\n( ٢٣٢٦٨٧٢ ) چرخه موجود بود\nکه در ۱۹۲۹ تماماً ( ٢٢٥٦٤٢٣ )\nبارنخ پنبه و ١٤٧٧٩٥٢٨ پارچه پنبه\nتولید نموده اند .\nو نیز حکومت چینی توسعه اقتصادی\nچین را در پروگرام خود داخل کرده\nو توسعه خطوط آهن ، سرکها ، بنادر\nفابریکات و استخراج معادن و دیگر\nترتیبات اقتصادی را در نظر دارد . و\nدرین هیچ شکی نیست که اگر چین از\nغشاشات و انقلابات داخلی فارغ کرده\nو امنیت و آرامی در مملکت حکم فرما\nشود ، چین خیلی ترقی خواهد نمود .\nترجمه از مجله « وخ » برلین :\n( میر عثمان )\n\nاحصائیه\nاز سی وچار قرن باینطرف اگر بتاریخ\nدنیا نظر شود ، معلوم میگردد که\nحصه بزرگ آن به مناقشه ها وجنگ\nهای متواتر گذشته است .\nو این نظریه ایست که جمعیت قانون بین\nالملل که مرکز آن در امتيازات امريك\nمیباشد ، شایع نموده است .\nطوریکه جمعیت مذکور بعد از تدقیقات\nوتتبعات زیاد میگوید ، ظاهر است که\nاز مجموع ٣٤٢١ سال ٣١٥٣ سال آن"}
{"book": "adl0789", "page": 869, "text": "صفحه ٢٢\n( شمار ٤٧,٤٦ )\nمجلد پنجم\n\nبه منا قشات وجنك صرف شده است .\nیعنی بعد از يك تفریق ساده معلوم میکردد\nکه تنها ٢٦٨ سال آرامی وصلا حیت در\nدنیا بوده . طبعاً این بسیار قليل وضئيل\nاست .\n\nاگر چه از طرف ملل نسبت به صلح\nوامنيت قصوری نشده است ، زیرا ٨٠٠٠\nمعاهدات صلح ما بين دول انعقاد یافته و\nهر كدام آن معاهدات صلح دائمی بوده\nاست ، ولی بد بختانه از همه آنها صرف\nنظر شده ، وهيچ وقت امنيت وصلح زياد\nاز دو سال دوام نه نموده .\n\nضعف وقوي :\n\nچینیها با وجود محله مدهش وقوه عظیم\nایشان و یورش تانکهای جاپانی در شانگهای\nمقاومت می نمايد . بنا برین چندی قبل\nجا پانی ها ذریعه لی ما تم از چینی ها\nخواهش نموده بودند كه باندازه ٢٠\nکیلومتر از خاك موروثی و پدری خود ها\nعقب بروند . در حاليكه پنج کیلومتر هم\nبرای تسکین خواهشات امپریالیستی اش\nکفایت می نمود .\n\nچرا ؟\nازین جهت كه ژاپونیهای در مقابل خود\nدفعتاً خلاق توقع عسكر منظمی را یافتند؟\nنه راه گیر ها و دزدها را . البته سوال\nخواهید کرد که در بین راه کیر وعسکر\nمنظم چه فرق است ؟\nفرق اینست كه يك عسكر مغلوب راه\nکیر ودزد می شود، وراه کیری که استقامت\n\nو شجاعت نشان داد عسکر می گردد .\nتا چند روز قبل در نظر دنیا چینی ها\nمجسمه وحشت وبى نظمى و ژاپو نيها\nدارای توپ های ثقيل وميترا يوز وتفنك\nهای گونا كون انتظام وتمدن را جلوه\nمیدادند . و حالا ديده می شود که به\nتوپها و میترا یوز های ژاپو نیها چنی ها\nمقاومت نموده وجواب میدهند . و همان\nاشخاص چینی ها را قبلا بنظر تحقير\nديده وغير منظم میدانستند ، امروز تقدير\nمی نماید .\nزیرا ، همین چینی های که قوت واستقامت\nرا نشان دادند ، مداخلت مجمع ملل\nرا نیز امپتریالیم نمودند . البته بعضی\nها خواهند گفت که چون کسی از خود\nمدافعه کرده نتواند بدیگری توسل جسته\nخواهش كمك می نماید .\nنی ، این چنین نیست . واقعات محسبه\nثبوت نموده که چینی ها مداخلت مجمع\nملل را بنابر خوف خود نه طلبیدند ،\n\nمؤلف : ا، پلاتيه فر انسوى\n( پدر و پسر )\nکاتران « آقای كوك من أيام مسابقه\nرا یاد نکردم برای اینكه تبريكات لا یقی\nبشنوم ... در شالوی لوندل يك شب\nبیشتر از محاربه ( ژیپاپ ) بوده که من\nبلانش دولا ولين را كمك نمودم تا از ظلم\nپدرش و آن ازدواج منحوس استجباری\n\nبلکه ایشان بعهدا لیت و دانا تی شربت\nمعتقد بودند ، واين يك پند لمدن حقيقي\nبود كه بها دادند . ( از جراید خارجه )\n\nگدای متمول\n\nبوزن ـ در « بريكسن ، كدائی موسوم\nبه ( ح پنو منو نيج باسه ) كه از اهالی\n( رين ) بوده ومدتها در ( بریکسن به\nشغل كدائى اشتغال داشته اخيراً فوت\nنموده ومبلغ يك مليون ونيم ليرا وجه\nنقد باقی گذاشته است .\nاین قضیه باین ترتیب آفتابی کردید که\nشارژ دفر چین مقیم رم هیئتی را برای\nتصرف ارث مزبور مامور ( بريكسن )\nنمود .\nكدای متوفی در وصیت نامه خود\nدولت چین را تنها وارث خود معرفی\nنموده و مخصوصاً دستور داده است که\nدولت چین بایستی این مبالغ را برای\nپیشرفت نهضت خود بر علیه مطامع دول\nار و پائی مصرف برساند . ( اطلاعات )\n\n(٣١) مترجم : حبیب الله طرزی\nمادام سان ژین\nاز فصل نیز دهم\nنجات يابد . حال ماد موازل كجاست\nوچه شده است ؟ نیپر گن « بلانش\nزن من است » .\nکابران « بشنيدن این خبر خیلی ممنونم\nهر حیثیتی که امروز دارم همه از طفیل\nمربيه من است و خوش بختم که توانسته ام\nيك حصه رقرض خودم را ادا کنم . ولى\nبد بختانه باز هم بحرث يك مستعين آمده ام."}
{"book": "adl0789", "page": 870, "text": "صفحه ٢٣\n( شماره ٤٦ و٤٧ )\nمجلد پنجم\n\nکونت ! چون امیدی به او داده نمی توانست خاموش ماند کاترین « بیاد دارید که در دفعه آخرین برای چه در خط حرب آستریا آمده بودم »\nنیبرگ « کاملاً بیاد ندارم »\nکاترین « وقتیکه در دهم اگست به دكان من زخمی افتاده بوديد يك وعده متینی با ماد.موازل بلانش بسته بودم »\nنیبرگ « آه بیادم آمد ! وعده کرده بودید که طفل ما را در ( لرنهاب ) بمادرش برسانید ! يكا ديدن این زخم کوشش نفرمائید . این زخم هیچ التیام پذیر نیست . از حال بامن صحبت بفرمائید از پسر غریب مفقود شده ام بمخفی بیان نیاورید » .\nکاترین « برای اینکه از حال صحبت کنیم باید از ماضی هم چیزی بگویم » .\nنیبرگ « طفل بیچاره ما غلباً در زیر خرابه های مشتعل قصر لونفال ضایع گردیده خواهد بود ؟ بهر صورت زنده نیست » .\nکاترین « اینرا چطور میفهمید »\nنیبرگ « این را از زبان نو کر بارون لوندال منحوس ( لیونارد ) که در بستر مرگ افتاده بود شنیدم »\nکاترین « ولی طفل از زیر خرابه های شاتو نجات یافت وهنوز زنده است »\nنیبرگ « اه خدای من ! آیا این حرف راست خواهد بود »\nکاترین بطرف لار یولت اشاره کرده گفت « من با این مرد دلیر او را از خرابه ها صحیح و سالم بدر آوردیم »\nنیبرگ ، که از خوشی بیلمرید گفت « حال کجاست و چه می کند » .\nکاترین « بزرگ شده. ويك افسر جوان دلیر فرانسوی به ثمر رسیده است ومقام مارا بر خود دارد »\nنیبرگ « در حالیکه نگاه متحسس خودش را بر روی کاترین دوخته بود يك نعره بلندی از خوف بر آور ده خاموش ماند » .\nکاترین : « مسیو دو آلیبرکت آیا میگذاردید که پسرتان را یکتافی از دست رود ! » .\nقونسل از غم واندوه يك آه عمیقی بر آور ده گفت « بسیار بد بخت هستم پسرم را بعدازین قدرمدت بيك خارقه زنده بیابم وباز خودم او را بدست خود بکشتن دهم » .\nکاترین دست خودش را به دوش او نهاده گفت : « ها وا هم وقت است باید او را نجات دهی » .\nنیبرگ : « چه می توانم بکنم » .\nکاترین : « نزد قوماندان پروس برو بنام له فیور همه اسیرانیکه در آنها در اردوی فرانسه موجود است بعوض هانریوت پیشنهاد کن » .\nنیبرگ فائده متصور نیست ! ! حکم داده شده است و علی الصباح بوقت فجر از کثرت قلق و اضطراب حصه آخرین جمله را ادا کرده نتوانست و خاموش ماند .\nبعد از لحظه چندی مثلاً که فکر نجاتی بخاطر اوخطور کرده باشد قدری بخود آمده گفت « بخیالم يك طريقه نجات برای\nاویافتم ! اما باو را من بحیث ژنرال قونسل آستریا بحمایه خود گیرم » .\nکاترین « یکنفر فرانسوی را چطور تبعه آستریا ساخته می توانید » .\nقونسل : « بلی باید وظیفه خودش را ترک کني . وملیت پدر خودش را که يك امر طبیعی است اختیار نماید » .\nکاترین : « از کامپابی این پلان تان بنهایت مشتبه هم باز هم بحيث يك پدو میتوانید این پلان را بکار نمائید » .\nبعد ازین صحبت : تیقن اینکه نیبرگ بهر صورت باشد هانریوت را از مرگ نجات خواهد داد کاترین با میرونی برای خود ولاریولت ازو گرفته بدون ضایع وقت بطرف أردوگاه روانه شدند زیرا زیاده برین در داتزغ معطل شدن علاوه بر اینکه بی فائده بود خطرات زیادی را دربرداشت. برسیدن اردوگاه را پرو بتضل سفارت خودش را به له فیور تقدیم نموده از باعث افشای هویت هانریوت عفو آورده خواهش نمود . و بیاد شال اطمینان داد که هانریوت هیچگاه بیرق وطن اختیار یش را بخواهد گذاشت .\nمارشال با افکار پیچیده درهم یکتمال اضطراب ب قدم زدن شروع نمود. بعد ازچند ثانیه دفعتاً ایستاده نعره زد : « اینجنیز ها هر چه میخواهند بگویند من باید این معامله منحوسه را انجام دهم ! گومیخواهند به ایمپراطور هم شکایت کنند . واز من باید او این مسئله را بدهم » این جمله را تمام ندوته کاترین را باغوش کشید گفت « زن من هیچگاه"}
{"book": "adl0789", "page": 871, "text": "( صفحه ٢٤ )\n( شماره ٤٦ و ٤٧ )\n( مجلد پنجم )\n\nپریشان مباش ؛ بر هانریوت كسي شليك كرده نخواهد توانست ! او در پناه و بام اندازة من را با خود دارم ؛ برای اینها اگر زنده ماندم (دانزخ) را امشب خواهم گرفت :\nفصل بیستم *\nاستخلاص هانریوت : -\nدر اثنائیكه له قبور تهیه حمله را بر دانزخ میدید ، كونت دو نیبرگ بطرف قصر نشيمن مارشال كال كروت بسرعت میشتافت . برسيدن آنجا هويت افسر جوان فرانسوي را اظهار كرد وتسليم فوري او را بحيث يك تبعه آستر يا مطالبه نمود .\nدر آن اوان پروسیا خواهان دلجوئي آستريا مي بود . اگر چه در اثناء محاربه متذكره آستريائي طرفي اختيار كرده بود بازهم پروشیا امید قوي داشت كه براي مغلوب ساختن این عفریت کورسيكائي سردنيزه او را بكار خواهد داشت . موجودیت كونت دونيبرگ در شهر محصور دانزخ در چنين يك فرصت دلیل بزرگ این آرزو هاي دوستانه بود .\nمار شال کالنكروت برای ممنون ساختن ایلچي استر يا قبول نمود که اسیر فرانسوی را بقونسل خانه استریا تسلیم نماید تا در آنجا الى فيصله وتحقيق دعوای تابعیت معطل بماند .\nبرسيدن قونسلخانه نیبرگ سؤالات زیادی از ها نریوت راجع به ایام طفولت او نموده خواست بفهمد که از والدین حقیقی خودش مفکوره دارد یانه ؟ جوابات مرد جوان همه صاد قانه واطمینان بخش بوده از حیات اردو حصه مختصری بیاد او\nبود و همینقدر می دانست که پسر خوانده يك و الدين مهربانی بود که بنام ایشان موسوم و در زیر دیوار شان سر پناه داشت . ولی حس می نمود که در آغوش پدر و مادر حقیقی خودش نمیبود .\nجنرال قونسل احساسات خودش را ضبط کرده گفت « بتو اطمینان میدهم که والدینی که با آغوش شان احتیاج داشتی زنده وحاضراند ترا بپو سند آیا خواهش داری آنها را به بینی »\nها نريوت بايك لهجه متحيرانه وبي باکانه جواب داد « مشكل است كه از خودم احساس محبت و دوستی نسبت بوالدینی که مرا در طفولیت ترک کرده هیچگاه خود شان را بتجسس ویا معلوم کردن موجودیت من زحمت نداده اند ، توقع نمایم ! ولی اینرا میخواهم بجناب شما عرض کنم من را بکدام اشتباهی نجات داده اید ورنه من تعلقی به این لباس استر یائی ندارم و يك افسر فرانسوی ام این را گفته و لباس جز وشم استریائی را بدور افکنده نیم تنه فرانسوی را ظاهر ساخت.\nنيبرگ : « باید بر مادر و پدرت اعتراض بی جهت نکنی و فعلا ئیکه تو از آن اطلاع نداری باعث ترك تجسس شان گردیده .... در حقیقت دلایل زیادی موجود است که آنها ترا مرده یقین می کردند و اندوه این واقعه صدمه های زیادی به آنها وارد کرده است . امروز چون شنیدند تو هنوز در قید حیاتی بهمان لحظه شتافته ترا از پنجه مرگ یقین نجات دادند : مادرت در حالیکه از خوشی مرتعش است ترا میخواهد باغوش بگیرد ! هانریوت آیا\nاو بی فائده انتظار کشد ومن از تو چون فرزندی رشیدی مایوس شوم .\nافسر جوان به بسیار زحمت اشکهای خود را بشنیدن این الفاظ پر تاثیز پدر خودش که تا حال مرد بیگانه تصور می نمود ، ضبط کرده در آغوش او در آمد و بکمال محبت فرزندی او را بوسیده گفت . « پدر عزیزم امید میکنم ، با لفاظ نا مناسبی که پیشتر گفتم مرا مواخذه نفر مائید ! زود بگوئيد ما در عزیزم را چه وقت دیده میتوانم »\nنيبرگ که از خوشی میلرزید گفت « همیندم » ودست او را کشیده باطاق کشی برد ، کنتس نیبرگ كه حكايه کاترین را از زبان شوهرش شنیده ود بكلى متيقن و مطمئن بود که این افسر فرانسوی هانریوت خود اوست و نتیجه استنطاق نيبرگ را با کمال بی صبری منتظر ود بدیدن او سرا پا مرتعش شده سر و رویش را به بوسه های مکرر نثار نمود\nبعد لحظه که جوش بوس و کنار و معانقه ها فرو نشست کـو نت گفت\nفر زندم هنوز هم این لباس فرانسوی را در بر داری حال باید این یونیفورمه را از خود دور كني ."}
{"book": "adl0789", "page": 872, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 873, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 874, "text": "جریده هفته وار\nانیس\nقیمت اشتراک\n\nاطراف و ولایات داخله ۱۲ افغانی\nطلبه معارف » ١٤\nدر ممالک خارجه » ۷\n۲۰ شلك\n\n( مطبعه انیس )"}
{"book": "adl0789", "page": 875, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 876, "text": "( شما ٤٨٠ )\nمجله ٥\nانیس\nاشتراك سالانه ١٢ افغانی\nمحصول پوست ٢ \"\nخارجه ٢٠ شلنگ\nاداره : كابل جاده ارگ\nمؤسس و صاحب امتياز : محي الدين\nمدير محمد امين خوگيانی\nتاسيس ١٣٠٦\n٢ شنبه ٦ ثور ١٣١١\n١٨ ذالحجه ١٣٥٠\nموافقت نامه\nراجع به ارتباط پستی ما بین دولت پادشاهی افغانستان و اتحاد جماهیر اشتراکیه شورائیه\nکه فی مابین مدیریت مستقله پست و تلگراف وتيلفون دولت پادشاهی افغانستان و کمیساریات ملی ارتباط\nاتحاد جماهیر اشتراکیه شورا ئيه منعقد گردید\nچندی قبل برای هيئتی از طرف کمیساريت ملی ارتباط حكومت اتحاد جماهير شورویه ، برای عقد قرار داد پستی ، تلگرافی و راديو تلگرافی ، بين مملکتین افغانستان و اتحاد جماهير حضور بهم رسانیده بود . از طرف مديريت مستقله حکومت متبوعه ما نيز هيئتی برای انعقاد این معامله تعيين يافته بود . انجمن های این قرار داد چند بار در وزارت جليله خارجه انعقاد می يافت تا اینکه موافقه طرفين بعقد موافقه ذيل انجام يافت که ما برای اطلاع قارئين كرام بخلاصه اشاعه میگزاریم : -\nبرای پیش رفت وترقى ارتباط پست فی ما بین دولت علیه پادشاهی افغانستان و دولت عليه اتحاد جماهير اشتراكيه شورائیه ، طرفین متعاهدتين اشخاص ذیل را مقرر نمودند که مطابق به فقره دوم ماده پنجم موافقت اتحاد پستی عموم دنیا منعقدۀ لندن قرارداد هذا را امضاء بفر مايند : -\nمديريت مستقله پست و تلگراف وتيلفون افغانستان ـ آقای رحيم الله خان مدير مستقل پست وتلگراف وتيلفون .\nكميساريت ملی ارتباط اتحاد جماهير اشتراکيه شورائيه ـ آقای سر برینکوف ويس كفيل مديريت مجرايه پست كميساريات ملی ارتباط ـ و خانم سر پراکوا ، ی ، ف رئيس شعبه پست اداره بین المللی کمیساریات ملی ارتباط .\nوکلای فوق الذكر طرفین بعد از ارائه مخابرت نامه های خود که صحیح و در ترتیب لازمه مرتب شناخته شدند بعقاد ذیل موافقت نمودند : -\n« ماده اول »\nمابین دولت علیه پادشاهی افغانستان و دولت عليه اتحاد جماهير اشتراکیه شورائيه تبادله منظم وبلا واسطه مراسلات معمولی و راجسترى يعنى مکاتیب ، پوست كاردها کاغذ های وطايفى (چاپ داتر) مطبوعات نمونه های مال التجارتى مستقر می گردد .\n« ماده دوم »\nطرفین متعاهد تین تعهد می نمایند که تمام انواع مراسلات اراتريتنى مذكره ماده"}
{"book": "adl0789", "page": 877, "text": "صفحه ۲ (شماره ٤٨) مجلد پنجم\n\nاول موافقت نامه هذا راجع از خاك ممالکت طرفین متعاهدتین وجه وارده از ممالکى باشد كه دولت عليه پادشاهی افغانستان يا دولت عليه اتحاد جماهير اشتراكيه شورائیه با آنها تبادله پست را دارا باشند ، از خاك خود عبور بدهند .\nتحويل مراسلات پستی براى انتقال ترانزیتی مطابق مقررات فصل اول ماده اول نظامنامه اجرائیه ملحقه به معاهده اتحاد پستی عموم دنیا براى پسته هاى سرباز و یا سر بسته مى باشد .\n( ماده سوم )\nتبادله پسته طرفین متعاهدتين در نقاط سرحدی ذیل اجرا خواهد شد : ـ نقاط سرحدی در خاك دولت علیه پادشاهی افغانستان : ـ قره تپه ، پته كيسر نقاط سرحدی در خاك دولت عليه اتحاد جماهير اشتراكيه شورائيه : ـ كشك شوروی و تر مز .\n( ماده چهارم )\nحمل و نقل پوست ما بين نقاط مر بوطه سرحدی تبادله پست متذکره ماده سوم موافقت هذا ، از پته كيسر الى تر مز و از قره تپه الى كشك شوروی باوسايل و مصارف مقامات پستی دولت علیه پاد شاهی افغانستان از تر مز الى پته كيسر و از كشك شوروى الى قره تپه با وسايل و مصارف مقامات پسته دولت عليه اتحاد جماهير اشتراكيه شورائيه اجرا خواهد شد .\n\n( ماده پنجم )\nمبادله مراسلات و هم چنين محاسبات مقابله طرفین متعاهدتین بر اساس مقررات معاهده اتحاد پستی عموم دنیا و نظامنامه اجرائیه آن که مربوط به تبادله مراسلات مذکوره و طرز اجراى محاسبات آن میباشند ، اجرا خواهد شد\n( ماده ششم )\nبرای اجرای تصفیه محاسبات از ترانزیت مراسلات ( ۱ ـ برای مکاتیب و پوست کارد ها ۲ ـ ـ برای کاغذ های وطاقی مطبوعات نمونه های مال التجاره ) که از خاك ممالك طرفين متعاهدتين عبور مینمایند اساساً مسافه های ذیل قبول می گردد :\nالف : خاك دولت علیه پادشاهی افغانستان :\nبرای حساب پرداخت مبالغ ترانزیتی مراسلات که از خاك دولت عليه پادشاهی افغانستان عبور داده شوند ، مسافه کمتر از ۳ هزار کیلومتر به حساب گرفته می شود .\nب : خاك دولت عليه اتحاد جماهير اشتراكيه شورائيه :\n۱ ـ برای مراسلات به ایران ، ترکیه چین غربی کمتر از ۳ هزار کیلومتر .\n۲ ـ برای مراسلات به پولند ، لاتو به استونیه ، فنلاند ، زیاده از ۳ هزار کیلومتر ولی کمتر از ۶ هزار کیلومتر .\n۳ ـ برای مراسلات به منگولیا زیاده از ٦ هزار كیلومتر ولى كمتر از ۹\n\nهزار کیلومتر .\n٤ ـ برای مراسلات به چین شرقی جاپان و ممالک ما ورای آن ها بشرطیکه مراسلات از راه خاربين ، كوان چنز فرستاده شوند زیاده از ۶ هزار کیلومتر ولی کمتر از ۹ هزار کیلومتر . اگر مراسلات از راه و ولا دى وستك ، فرستاده شوند ، زیاده تر از ۹ هزار کیلومتر\nماده هفتم\nدوایر پستی سرحدی طرفین متعاهدتين در مسایل راجع به استفسار و یا استحصال معلومات مکاتیب مفقوده و غیره وقایع متعلقه به تبادله پستی اداری شان حق مکاتبه بلا واسطه را با دوایر پستی سرحدی طرف مقابل خواهند داشت .\nماده هشتم\nمکاتبه وظایق بین ادارات مرکزی طرفین متعاهدتين بزبان فرانسه و بین مقامات تبادله پست سرحدی بزبان فارسی و روسی اجرا خواهد شد .\nماده نهم\nجوالهائيكه دران ها مراسلات حمل و نقل می شوند باید مضبوط و سالم باشند و با بست اول به مملکت مرسل آن مسترد شوند .\nماده ده هم\nمحاسبات بین ادارات پستی طرفین متعاهدتین با فرانك طلائى ترتیب و سنجش شده و پرداخت آن بعد از هر سه ماه در معادل فرانك طلائی با ارض بكائی خواهد بود . ( بقیه در صفحه ۹ )"}
{"book": "adl0789", "page": 878, "text": "صفحه ۳\n(شماره ٤٨)\n( مجلد پنجم )\n\nاجمال اجرای مراسم عید سعید\nاضحی در کابل\n\nترتیبات این عید نسبت به اعیاد سابق بسیار عالی و نظر ربا بود\nچیزیکه زیاده تر بر مسرت اهالی می افزود همانا ملاحظه عسکر نادرشاهی بود که اهتزاز پرچم های اسلامی و آواز موزيك نظامی وقیافه های جذاب شجاعت توام افراد عسکری هر بیننده را بتهیج آورده يك جهان فرح وامید می بخشید\nدرین اوان که عسکر ها یکی دیگر در مسجد مشغول موقع گرفتن هستند\nمامورین ملکی الی درجه روسا ومدیران عمومی و تا فرقه مشران از اراکین نظامی که قبلا\" وزارت جلیله در بار برای صرف ناشتا و شرف شمولیت موکب رسمی تا عید گاه واز آنجا الی سلامخانه هدایت داده بود بساعت معینه در سالون مخصوصه قصر دلکشا اجتماع نمودند و نیز ازطرف وزارت دربار توسط وزارت جلیله خارجه بعموم هیئت سیاسی دول معظمه مقیم کابل اطلاع داده شده بود که قرار اصول جاریه اعیاد سابقه پیش از نماز عید بحضور اعلیحضرت جهت انجام مراسم عید مذهبی افغانستان حضور بهم رسانند لذا عموم هیئت سفرا وارد قصر شده بشرف ملاقات اعلیحضرت همایونی واصل و شيخ السفر خطابه ذیل را از طرف خود و هم قطاران محترم خویش قرائت نمود .\n\nنطق شیخ السفر بحضور شهریار افغانستان\nاعلیحضرتا !\nشرف دارم که امروز بحضور اعلیحضرت شما ، و هم ملت افغان ؛ تبریکات صمیمانه همقطاران محترم و همچنان از شخص خودم را بتقریب عید سعید اضحی تقدیم دارم .\nدر این روز ، سعادت و تعالی افغانستان را خواسته اجازه می خواهم که بحضور اعلیحضرت شما آرزو های صمیمی خود مانرا برای صحت و سلامت اعلیحضرت که بنابر کار های عالی شان و هم بهبود ملت افغانستان ضروری وحتمی است ، تقدیم دارم .\nنطق جوابیه اعلیحضرت پادشاه افغانستان\n« جناب شيخ السفر ! »\n« از تبریکات صمیمانه و احساسات خالصانه شما و همقطاران محترم شما اظهار ممنونیت می نمایم » .\n« امید وارم که جناب شما و همقطاران محترم تان در مملکت عزیر ما بخوشی و مسرت زیست نمائید ! »\nبعد از تبادله این نطقهاي و ترخیص هیئت سفراً از حضور و فراغ مامورین ملكي ونظامي از صرف ناشتا موکب هما يوني جاده پیماي صوب عیدگاه گردیدند .\nقراریکه مشاهده شد در مقدم موتر همايوني يك قطعه از سواران مخصوصه کارد\n\nشاهي و يك فيل که در حوضه آن امام حضور نشيمن داشت در حرکت وباموتر مخصوص اعلیحضرت یاورهاي حضور سواري اسپ وعقب موتر يك قطعه از سواران با علم مبارك بودند وعقب اين موتر نمبر ٢ ويك قطعه سوار وبعد آن موتر نمبر ٣ وامير ٤ بهمين ترتيب منظم که هر بیننده را يك عالم فرح وانبساط مي بخشيد بصحن عیدگاه توسل و ذات هما يوني پياده شده براي چند دقیقه در بارگاه که برابر دروازه مسجد نصب شده بود جهت وصول سائرين توقف فرمودند بعد ازینکه عموم مامورین رسیدند ذات شاهانه از بارگاه بداخل عیدگاه حرکت فرمودند و به مجرد وصول بقرب قلب صفوف عسكري حسب قومانده ع ، ج امانشان والاحضرت سپه سالار سردار شاه محمودخان غازي وزير امور حرب که بعسکر اعطا شد مراسم تعظیم بجا ودر هر دقیقه موزيك غريو «عمر دریشه پادشاه » » بآسمان رساندند .\nپس از ختم مراسم تعظيم وبعد از فراغ نماز وقرائت خطبه که از طرف خطیب ایراد شد ذات شاهانه قیام فرموده با حضار مصافه فرموده سروردي عموم مردمانی که بشرف دست بوسي شان نائل مي شدند مي بوسيدند .\nگرچه نماز و خطبه بساعت ۱۰ نیم ختم شد ولی این مصافه و ایذال عواطف شاهانه الي ۱۱ دوام کرد وذات شاهانه دروقت خروج با عموم بكلمات مختصر و جامع عید مبارکی"}
{"book": "adl0789", "page": 879, "text": "مجلد پنجم\n\n(شماره ٤٨)\n\nصحفه ٤\n\nکرده و از طرف عسکر دوباره بقرار قومانده\nعلی الماج با وزیر صاحب حربیه غازی\nمراسم تعظیم اداء گردید و درینوقت\nاعلیحضرت بوزیر صاحب حربیه\nامر دادند که میخواهیم با فرزندان\nعسکری ام عید مبارکی کرده سر و روی\nشان را با غوش شفقت خود بگیرم امر\nدهید تا از هر فرقه و صنف يك يكنفر\nوکیل شان حاضر شوند ، این امر فوری\nاطاعت و از هر فرقه يك يكنفر حاضر\nو پس از دست بوسی قوماندان معظم\nخود مهدا نه مرخص می شدند .\nبعد از فراغ این عید مبارکی تکراراً\nبه همان خرگاه تشریف برده بتعدد از\nچند دقیقه هدوکب همایونی مثل اول\nبسلا حخانه عودت فرمودند .\nبعد از مواصلت اعلیحضرت بمنزل\nمخصوص سلا حخانه و احضارات عموم\nمدعوین ساعت ١١ نیم اعلیحضرت وارد\nسلا حخانه شده پس از ملاطفت و مهربانی\nکه باحضار فرمودند بر فراز تخت رفته\nخطابه ذیل را ایراد فرمودند .\nنطق تبریکیه ذات شاهانه\n\n«عزیز انم »\nاولاً خدای متعالی جل شانه را سپاس\nبگوئیم و بروح صاحب شریعت درود و ثنا\nمیفرستیم که ما را بجزء مومنان و امت\nناجیه گردانیده است . این عید بزرگ\nهدیه کبری ذات اقدس الهی و یاد گار\nقربانی ابراهیم خلیل است که فرزند\n\nعزیز ش را برای مصالح ملی و اجتماعی\nقربان کرده و در شریعت اسلامی مقام\nبلند یرا حائز شده است ، مسلمین جهان\nبیاد گار همان قربانی پیغمبر محترم باین\nروز مبارك قربانی میکنند ، اجتماع\nو محبت می نمایند و در همین روز مسلمین\nاز تمام ممالک در مرکز توحید یعنی\nمکه معظمه با هم جمع آمده بامر خدای\nمتعال بقربانی و ادای مناسك حج و\nاحکام دینی و ابراز عواطف با همی می\nپردازند .\n« خدای توانا را شاکریم که برای من\nو حکومت مان توفیق عنایت نمود تا يك\nنماینده افغانستان بدینتی و زیر در بار را\nجهت ادای فریضه حج و تعمير يك حاجي\nخانه در ان جا ار سال دارد عمارت مذکور\nنه فقط اسباب راحت حجاج ما را تأمین\nنماید ، بلکه برای همیشه نام وطن ما را\nدران خاك مقدس نماینده گی می کند »\n« فی الحقیقه امر رو بزرگتر بن روز یست که\nوسایل ارتباط و تندید مناسبات بین مسلمین\nهر ناحیه در آن محا ئماً با فرا هم و آنها را به\nمحبت و اطلاع از حال همدیگر دعوت\nمی نماید امروز حجاج با نماینده های ممالک\nاسلامی در آن سر زمین مقدس یادی از جلال\nوعظمت گذشته اسلام خواهند نمود ، وبياد\nخواهند آورد که قرآن عظیم الشان\nالهی برای رهنمائی و سعادت بشر در آن\nخاك پاك نازل شده است . »\n« امروز ما نیز باید بنوبه خود یاری\nازین مفاخر گذشته کرده و فکري بوظیفه\nوتکالیف موجوده و آینده خود بنمائیم\n\nعروج ممالک اسلامی خصوصاً افغانستان\nدر قرن ( ٥ و ٦ ) اسلام معلوم و شواهد\nو آثار برجسته آن تا اکنون در همه\nاقطار مملکت موجود ، و تر قیات گذشته ما\nدر هر امری از حقایق مسلمه و جزء مفاخر\nتاریخی ما می باشد ، والبته کسانیکه\nبتاريخ حيات اقوام گذشته عبرت و آشنائی\nدارند اعتراف خواهند کرد که آن عظمت\nوترقیات ما در اثر پایبندی با حکام قرآنی\nبوده و هر فرد مسلمان عقلا\" ووجداناً خود\nرا مکلف بتأسى احکام قرآنی میدانسته\nاست « قرآن عظيم الشان نزول تعليم\nو تربیه ، اتحاد واتفاق ومصالح اجتماعی\nبشر را که از اسرار بزرگ ترقی وتعالى\nعدل متمدنه امروزه جهان محسوب\nمی شود ، قبلا امر وتاکید فرموده\nاست ، وبه همین جهت هنگامیکه اسلاف\nمرحوم ما این اصول بزرگ واساسی\nرا پابندی و اعتیاد می نمودند ، ترقیات\nو افتخارات بزرگ را نایل و به خوش بختی\nو راحت زیستند ، وبشرافت و دینداری\nو نام نیک از جهان رحلت فرمودند ، واز\nهمان وقتیکه اخلاف آنها نسبت بآن اصول\nمقدسه غفلت و بی اعتنائی را شعار خویش\nساختند دچار ذلت و انحطاط شدند ضعف\nوتشتت امروزه مسلمین نتیجه همان اهمال\nوبی اعتنائی با صولات مقدسه دینی است .»\n« بنا بر علاقه قلبی که بترقی وطن\nعزیز دارم از تذکار خاطره های گذشته\nعظمت وترقی قوم ووطنم خود داری\nنتوانسته وضمناً میخواهم باین تذکارات\n( بقیه در صفحه ١٢ )"}
{"book": "adl0789", "page": 880, "text": "شماره ٤٨\n\nمجلد پنجم\n\nنهضت شرق براي\nمقاومه غرب\n\nملل آسیا حریت ومجد خود را ميخواهد\nاعاده نماید\n\n(هربرت آدامز جیبونز) محرر مشهور\nامریکه که در اطراف آسیا سیاحت و\nبا قوام شرقي مختلط بوده در دو سال\nاخیر احوال شان را تحت مراقبه آورده\nاثرائیکه ازان سیاحت بدل او موثر\nافتاد در یک مقاله صفی و تفصیلی از روي\nآن نهضت شرق خصوصاً ملل آسیا استد\nلال میشود به منصة اشاعه گذاشته .\n\nژاپون به تحکیم اتحاد سیاستی که\nدر جزو مخصوص عالم مییابد پرداخته\nو اجراآت چاپان در منچوریا اولین\nقدمیست که برای راندن سلطه اروپا بر\nآسیا برداشته است ، در منطقه دیگر\nآسیا مسمر بین هنده کاندي را در راندن\nسیادت اقوام سفید مصروف مجادله\nبابر طانیه می بینم - ما امریکائی ها در\nجزیره (فلپائن) در خلاصی از تسطره\nغرب این چنین عزم را دیده ایم باینکه علی الرغم\nمایه اهالی، این جزیره افاده کرده ایم\nنظام حکومتی را که مبنی بر حریت است\nلیلی قلق و اضطراب در شرق واهل\nشرق که تقریباً نیمه از ابنا بشرند حکم\nفرما است .\n\nپس از شنگهای و مانیلا تا استانبول\nو در جزایر (فلپائن) در تضامن اقوام\nسفید شک و ارتیاب تعلق گرفته\n\nو این تضامن ، انقیاد ، کامیاب ترین\nوسیله برای مقابله شرق ونیل سیادت\nبر شرقیها بوده است .\n\nاما از وقتیکه در روسیه انقلاب\nبالشویکزم تولید گردید پیش آمد این\nتضامن ، انقیاد ، را پراگنده و سخت\nپراگنده نموده که اقوام سفید دیگر آنها را\nاز قطار خود خارج نمودند .\nوهمچنان از روزیکه معاهده ورسای انعقاد\nگرفت (ایتالیا) بدست درازی نو امتیازاتش\nکه در چین و سیام و ترکیه داشت مجبور\nساخت و انیاقش را در فصل محاکمات\nنزد محاکم اهلی ممالک مذکور گذشت\nقبل ازین (حلیفه ئی) برضد المان در شرق\nنشریات ، پروپاگند ، کرده فضایح و\nاعمال متبره را باو نسبت میدادند ترويزله ان\nشرق بدون خاکساکر به مناطق قتال\nجنگ عالمگیر با اسلحه که از جانب بعضی\nقوام سفید معاوناً گرفته بودند(آلمان) مضار\nنمودند تا با اقوام سفید در آویزند .\n\nعجب نیست که بعد ازین انقضا، شرق\nها از تضامات بین الاقومی برداشته شد\nوقتیکه سقوط مزبوران اکثر ممالک\nعرب و افلاس عده از بانگهای شان\nوگسختن زمامهای ضمان دیده شد مغته\nهای قوی به نظامات اقتصادی بین الا\nقوامی شان علاوه تر الحاق یافت ،\n\nاز آغاز قرن بیستم میلادی تا امروز\nاحوال ملل آسیا دگرگون گشته .\n\nسی سال است که ملت جاپان شروع\nنموده برفع آن نواقصیکه از طرف دول\nغربی پنجاه سال قبل در تأسیس سیادت\nاو عاید گردیده بود جاپان قوه حربیه خود\nرا با یکی از دول غربی در روسیه، آزمایش داده\nسراپا کامیاب گردیده قبلاً در نفس\nبر اعظم آسیا مستعمرات نداشت اما هنوز\nتا جزیره فارموز ادامه مناطق مملکتش امتداد\nیافته و حاضراً جاپان یکی از دول عظمی\nبشمار میرود در قوه حربی خود در دول\nدنیا مقام ثالثی را احراز نموده ، در بحر\nمحیط شرق آسیا دسته جهازا تش سیادت\nمی نمایند، و به مستعمر اتش کیانشاو\nمنضم گردیده متمرکز (سیادتش از دو منچوریا\nدول دلیدان) تبسم کرده، در جزئز مستملکاتش\nبجانب جنوب به خط استوا وصل شد .\n\nهمچنان درقرن نوزدهم میلادي مملکت\nچین بر ماثر تقسيمات بين المالي حاوي بوده\nاما بواسطه معاهده بوکسر اقامه قشون\nاجنبي در پایتخت چین براشان تسلیم کرده\nشده بود، زدوره های جمهوریت دوره سوم\nجمهوریت چین حاضراً آغاز میگردد وقتیکه به\nتقرب تشکیل حکومت مرکزی جنگ های\nداخلي خلل شدند ،افراموش نخواهیم\nکرد که چین با این همه در تولید علا قات\nخويش ادول يك پیشرفت سریع ، واضح\nرا حائز شده . واملاك قرار دادي دول\nبا وشان معاد کرده شدند وحق استقلال دي\nدر تعرفه های گمرکی اعتراف نمودند و بنأ\nنپادند تا سائر امتیازات اجنبي را لغو سازند ."}
{"book": "adl0789", "page": 881, "text": "صفحه ٦ (شمارۀ ٤٨) (جلد پنجم)\n\nفی الوقت فرانسه در جنوب شرقی به\nمستملكه های شان توافق نمودند ، بريطانيا\nدر ملا یا همچنان رفتار کرد .\nو سيام از آن اشیائی که به سیادت شان\nمصادمه میکرد نجات یافت اگر چه مساحت\nآن از ماقبل تقلیل یافته بود وسائر مناطق هند\nبریتانوی وهند هولاند از نظام نیابتی\nتمتع گرفته می روند دزغای هند از محبس\nبر آمده بسوی لندن عازم شده در آنجا\nوزرأ شاهی استقبال شان را نموده اند بعد از\nمذاکره شان به خلاف ورزي قانون به\nمعاودت محبس راضي شدند .\nافغانستان قبل از سی سال آرامگاه انظار\nانگليس و ايران میدان منازعات روس\nوانگليس، وسر زمین عرب تحت سيادت\nعثمانی ها (اما از بعضی جهات تحت سلطه\nاروپا) بود .\nامروز تمام این بلاد بتما مها دارای\nاستقلال تامه می باشند ، همچنان مناطق\nآسیا وسطی در زمان حکومت تزاری\nشخصیت خودرا از دست داده بود امروز\nدر جمهوریت سویت داراي عضويت است .\nبه اینکه تغییرات عظیمه موجوده که دال بر تقدم\nاند ملل آسیا را راضی نساخته بلکه آسیا را به\nاضطراب وقلق آورده گویا تقدم سریع\nآنها را به بی اطمینانی تزئید بخشیده\nخصوصاً این امر ناراضی عمومی را در\nسائر مناطق باعت ننگردیده خاصتاً\nاغتشاشاتیکه جلوگیری از ئی عند الانفجار\n\nمتصور نیست مگر بقوه عساکریکه تحت\nقيادت افسران اروپائی باشد .\nوقله تنها این امر سرعناد ملل شرقی با فرزندان\nشعوب سفيد نیست ، این عصبيت که زوال\nنخواهد شد حتی از کسانیکه بقسم سیاحت\nازین بلاد در گذشت باشند .\nآیا (اصل اساس) درین نهضت تساهل\nاروپائی ها با شرقی ها است که بعضی\nحقوق و امتيازاتی را که ایشان رواداشته\nاند حرص ایشان را شور داده طمع ملل شرق\nرا به هیجان آورده که لا ینقطع در طلب\nافزایش اند و یا ما غربی ها در قلوب\nشرقی ها ضعف خود را وانمود ساخته\nایم . متليکه ولستوت چر چل می گوید .\nیا اینکه ژاپون و سویت در آب گل\nآلود شکار می کنند بغرض قضاوت بر\nامریکا و اروپا .\nتمام این سوالات ایجابا جواب می\nشوند ليکن با این همه به مقر مسئله\nنمی رسیم .\nهمچنان امکان می رود که این اضطراب\nمنسوب گردد بسوی اقدامات وطنیتی که\nدر وقت شکست دادن جاپان در مکدن\nبروسیه در آسیا بروز نموده پس دائره آن\nوقتی مشتعل شد که رئیس ویلسن ١٤ نقطه\nرا در طول وعرض دنیا نشر نمود .\nغیر از انکه این ایعاز اسباب ثانوی است\nچه شرقیها از آن قبل نبودند که وزش\nهوای مخالف حریت را در سیاست اروپائی\nها نمی دانستند .\nالحق که باز گشت تقریر از سال ١٩١٤\nالی ١٩١٨ است .\n\nحق اینست که برای قلق و\nاضطرابیکه امروز شرق را سیادت می\nبخشد اسباب اقتصادي و مدنی است\nما شرق ها را مکلف ساختیم تا افکار و نظام\nصنعتی و ثروتی و تجارتی ما را اتخاذ نمایند\nدر حالیکه آنها این نظام و افکار\nرا به طیب خاطر قبول نمی نمودند نظام\nاقتصادی ما تنها در جاپان اصلاحات نموده\nهمین جاپان است که در مدنیت اروپا\nتنها او را پیرو می بیند لیکن بدون اینکه\nسيادت تقلیدی اروپا بر او شاق باشد جاپان\nاین نظام را بلا تکلیف از طرف اروپائی\nها در وطن خود تطبیق داد\nليکن به استثنا ژاپون در اقطار آسیا\nاقوام را معنتاً به قبول معاهدات\n(مودت و تجارت) و ضمناً برای سلطه و\nنفوذ خود از جهت امتیازات و امتداد\nخطوط آهن و شوارع عمومی تکلیف\nدادیم.\nو اما استدلال میکردیم بر اینکه ترقیات\nآسيا بما معلوم نبود مگر به این وسائل\nیا اینکه شرقی ها جواباً بگویند که\nما ذاتاً فکر نمودیم و میل کردیم\nحالا نکه این منافع مادی را که ما بایشان\nداده ایم از ما خواهش نه نموده بودند\nمتليکه دپلومات و کمیسون های دریایی ورجال\nبانک ها و نماینده های تجار متفقین جوهر\nمسئله که می باید سوکوزی کنیم آن را\nاین است که مدنیت قدیم شرقی ها به\nتمام معانی ضد مدنیت مادی غربی ما است\nپس شرقیها دارای غرض و مقاصد"}
{"book": "adl0789", "page": 882, "text": "صفحه ۷\n(شماره ۴۸)\n(مجلد پنجم)\n\nويك فلسفه حياتى میباشند که سراپا باعمال ما مخالفت دارد»\nشرق بنفس خود را میگوید : که آهسته رو، مكبر، مگر اشيائى را که به آن احتياج داری و آنچه ترا آسوده میسازد وغرب به نفس خود میگوید بکمال سرعت رفتار نما و آنچه میتوانی بدست آوی حاصل کن بدون اینکه تفکر در احتياج و نفع آن نسبت به خود داشته باشى :\nهیچ است نمیتواند که شرق را سيادت می بخشد اتخاذ خواهد نمود مظاهر سياسی را که بدان ظهور می نمايد - حتى اينكه مقتضى سطحی گمان خواهد کرد که ملل شرق ماسوای اقامت حکومات مستقله که بر اساس تمثيل نيابى (شوری) باشد در اين جنبش خود مقصدی ندارند .\nازین جهت می بینيد سياح رهگذر را که از مناطق قبائل شرقی میگذرد باوشان میگوید و اقرار مینمايد کارنده مغرض اجنبی : - (امکان ندارد که شما انتخاب حقيقی را چنانکه می شايد استعمال نمائيد مگر بعد از اينكه عامۀ شما تعليم يافته شود ، وبعد ازانکه فرق ديانات والسنه را ازبين بر داريد ولا بديست که عشرات سال ها بگذرد تا شما بر حاكميت خويش قادر گرديد . )\nوبعد ازان اضافه مینمايد شخص غربی بر قول خود اين را (شما ميگويم خدای را که مارا بسوی شما فرستاده تا بر شما قضاوت کنيم اگر ما نبوديم البته ابتری بلاد شمارا فرا ميگرفت )\nوميگويند غربی هائیکه میشنوند اين چنين کلمات را واه چه ذکاء دارد وچه فکر خوب دارد .\nبا وجود اين اضطراب اساسی را که در قلوب شرقی ها جايگير است محض به گفتن اين قول كه اين اهالى بلا استعداد آزادی میخواهند، زائل کرده نميتوانيم بل خواهد خواست الى الان ياد خوانيم كرد ما اقوام سفيد آن زمان درازی را که در آن طريقه حاكميت بر نفس یاد گرفته ايم از وقتيكه وثيقه حريت (ماجنا کارتا) صادر شده است تا امروز .\nمفكرين وزعما شرقی به او از بلند میگويند كه از نظام اقتصادی که در غرب قائم است سراسر منفصل شوند و میگویند كه اين انفصال ايشان را خواهد رسانيد بر حيات مستريح ورزق کافی (و مبراء خواهد ساخت) از اصالتهای که تحت سيادت ما ايشان را تحت فشار ميگيرد به نجات گاهی وصل خواهد کرد\nازين رو دو اعلان نجات از دست ما در حصول اين مرام اصلی شان آنها را منادی خواهد يافت .\nبا این بنابر مقتضای حال هرگز نمیتوانند خود را از ما نجات دهند\nو ما گمان میکنيم که اكثر زعما و مفکرين ايشان از روی رفاه طلبی در اين مرام خويش غور می نمايند آنچه میخواهند بکنند اينست که ما غربی ها را كه تكليف ميدهيم ايشان را بمدينيتیکه دوست ندارند اينها و به نظامی كه ميل نمی نمايند بسوی آن ، نمیگذارند حاكم ايشان باشيم، (ترجمه ازکاشی مصری)\n\nار عرفان :\n\nفنون و اختراع\nتاثير كلفهای\nخورشيد در زندگانی\n\nخورشيد همين جسم نورانی كه از دور بنظر چنين می آيد که منبع نور و روشنی است وقشنگتر ازان چيزی نيست . باز هم از نقص مبرا نيست وبوسيلة دوربينهای قوى لکه هائی بر سطح آن ديده می شود ، اين لكه ها را باصطلاح علمی كلف گويند و بوسيله همين كلفهای حركت وضعی خورشيد را ثابت كرده اند.\nاخيراً يكى از علمای طبيعی در تاثير كلفهای در زندگانی تحقيقاتی بعمل آورده و بسی از اجرای تجربيات عديده نتيجه مطالعات خود را امتياز داده است.\nتاثير كلف خورشيد در اعصار قديمه نيز معروف بوده چينی های قديم عقيده داشتند كه كلف خورشيد نشانه خوش بختی و سعادت است از اینر و غالباً در هوای آزاد در زير آسمان بسر ميبردند بدين خيال که كلف شمس در آنجا بيشتر اثر خواهد داشت و آنها را از سر چشمه خير وسعادت بهره مند خواهد ساخت ، اين عقيده در طی قرون تاريخ باقی بود. ولی علمای عصر حاضر گويند كه کلف شمس در خوش بختی و بدبختی تاثيری ندارد بلكه يکى از حوادث طبيعی است كه اثر آن در موجودات زمين از"}
{"book": "adl0789", "page": 883, "text": "( شماره ٤٨)\nجلد پنجم\n\nقبیل نباتات و حیوانات قابل انکار نیست\nدانشمند مزبور گوید که گلف خور شدید درکم و زیاد شدن آب رود خانه‌‌ها تاثیر دارد و طغیان رود نیل بواسطه آن است زیرا مقابله گلف خور شدید با زمین اثر مهمی در آبنات دارد و علاوه بواسطه مواجهت گلفها حرارت خورشید زیاد شده و اشعه ماورای بنفش قوت میگیرد و این قسمت در نمو نبات تاثیر دارد\n\nطیاره بی صدا\nصدای جان خراش طیاره را همه شنیده‌اند و میدانند که وقتی طیاره‌‌ای از بالای شهری میگذرد اهالی شهر را در زحمت میگذارد . علاوه برین در موقع جنگ صدای طیاره دشمن را از وجود خود اطلاع میدهد و او بزودی وسیله دفاع را فراهم می‌سازد . متخصصین در این قسمت مطالعاتی کرده‌اند و بدواً بوسیله رنگ کردن طیاره خواسته‌اند آنرا از انظار محفوظ دارند . طیاراتی ازین قبیل ساخته شده که در هوا سیر می‌کنند صدای آن شنیده می‌شود ولی به مناسبت رنگ مخصوصی که دارد تشخیص دادن جای آن اشکال پذیر نیست . اگر چه این اختراع تا یکدرجه بطیاران کمک کرد ولی مخترعین دست از کوشش برنداشته‌اند و اینک اطلاع میدهند که بزودی طیاره خواهند ساخت که هیچ صدا نداشته باشد . روزی که این قسم\n\nطیاره در هوا پرواز کند هیچ قشونی در حالت اطمینان بسر نتواند برد زیرا در هر دقیقه ممکن است با بمباردمان شروع شود و او را در میان آتش غرق کند، زیرا دیگر طیاره را به چشم نتوان دید و صدای آنرا نتوان شنید .\nاین در صورتیست که آله دیگری برای کشف طیارات اختراع نشود .\nولی آیا می‌توان سیر علوم و فنون را متوقف ساخت تا آلات جدیدی پدید نیاورد ؟\n\nتیلفون چاپی\n«سرکنسلی و دد» رئیس پستخانه «بیر منگام» روز ٢٤ ژانوایه گذشته نطقی ایراد نموده و ضمناً اظهار داشته است که اداره پستخانه در چند ماه دیگر یک سرویس و موسسه جدید مهمی که بر اثر تجارب و عملیات یکعده مخترعین معروف بدست انگلیسی تهیه شده است دایر خواهد کرد این موسسه به سرویس «تیلفون چاپی» معروف خواهد بود .\nاین اختراع جدید و شیوة لوقانو می سازد اشخاصی را که دارای دستگاه تیلفون هستند ـ بوسیله آن مطالب خود را ماشین کرده دریافت دارند . ماشین نویس یک اداره مطالب را ماشین می‌کند و در همان موقع در دستگاه\n\nمخاطب نیز همان مطالب ماشین میشود بنا برین طرفین نیز باید دارای دقیق ارتباطة تیلفونخانه مرکزی باشند .\n\nشیشه ای که نمیشکند\nامروزه در کارخانجات تومبیل سازی بعضی از کمپانی‌‌های اروپا و آمریکا بنوعی شیشه استعمال مینمایند که نمیشکند و از اینجهت بعضی از کارخانجات اروپادر صدد برآمده‌اند ذره بین، عینک‌‌های از این جنس شیشه تهیه بنمایند و تصور می رود که آلان مزبور عنقریب رواج عمده در همه جا پیدا نماید .\n\nدستگاه فونوگراف برای خواب کردن\nاخیراً امریکائیها دستگاه‌‌های سیمی شبیه فونوگراف اختراع نموده‌اند بجای اینکه برای مستمعین ساز و آواز بخواند اخبار و حوادث با روایات و زمان‌‌های قابل استفاده را با صوتی دلکش برای آنها نقل می‌نماید بطوری که شخص در بستر خود خوابیده و حکایت سرشقی را پیش از اینکه بخواب برود استماع می‌نماید .\n(تجدد ایران)"}
{"book": "adl0789", "page": 884, "text": "( صفحه ۲ )\n(شمار ۱۸۰)\n\n( بقيه از صفحه ۲ )\nدر شهر کابل بتاريخ ١٤ برج حمل ١٣١١\nسوم موافقه راجع به ارتباط پستی ذکر شده\nمطابق ۳ ماه اپريل ١٩٣٢ تحرير يافت در حال حاضر کمتر از دوبار در هفته نخواهد بود\nماده يازده هم\n۲ - ارسال مراسلات ترانزیتی باید به ترتیب\nپروتوکول\nمبالغ طلبات طرفین متعاهدتین که\nکه در ماده سوم نظام نامه امریشه معاهده\nبقرار موازنه فرانك طلائی به دلار ملحق به موافقت راجع به ارتباط پستی فيما بین اتحاد پستی عموم دنیا ذکر شده بعمل بیاید .\nامريكائي سنجش میشوند ، بواسطه دولت پادشاهی افغانستان و اتحاد جماهیر\nامضات\nو دويچه بانك در بر این از طرف اشتراکیه شورائیه که فیمابین مدیریت مستقله\nرحيم الله\nمديريت مستقله پست تلگراف و تیلیفون پست و تلگراف وتياقون دولت پادشاهی\nسربير نكوف ، و ، س\nدولت پادشاهی افغانستان يا كميساريات ملی افغانستان و كميساريات ملی ارتباط اتحاد\nسریر پیکوا ، ی، ف\nارتباط اتحاد جماهیر اشتراکیه شورائیه جماهیر اشتراکیه شورائیه منعقد گردیده\nدر شهر کابل بتاریخ ١٤ برج حمل سنه ١٣١١\nبعد از ارائه اسناد لازمه پرداخته خواهد وکلای طرفین متعاهدتین در موقع امضا مطابق ۳ اپریل سنه ١٩٣٢ تحرير یافت\nشد . مصارف مربوط بتاديه و پرداخت موافقت فوق الذکر که در تاریخ ١٤ برج\nآن باداره مدیون تعلق دارد .\nحمل سنه ١٣١١ مطابق ۳ ماه اپریل سنه\nموافقت\n١٩٣٢ در کابل منعقد گردیده در مواد ذیل\nماده دوازده هم\nراجع به ارتباط تلگرافي وراديوتلكرافي\nموافقت نموده اند :\nموافقت هذا برای مدت سه سال\nفيما بين دولت عليه شاهي افغانستان\n١ - نظر باينكه بعضى اصلاحات امورپستی\nمنعقد گردید. هر گاه یکی از طرفین\nدولت پادشاهی افغانستان و نیز ترتیبات تل\nمتعاهدتين شش ماه قبل از بسر رسیدن\nو اتحاد جماهیر اشتراکیه شورویه\nحصيص سرکهای خاك دولت پادشاهی\nميعاد معينه عدم موافقت خود را ظاهر\nافغانستان لازم میباشد تا پر تهای ترانزیتی\nکه فيما بین مدیریت مستقله پست و\nننماید الى مدت منيح ساله جريان خواهد\nبالای آن عبور داده شوند طرفین تلگراف وتیلفون دولت پادشاهی افغانستان\nداشت .\nمتعاهدتين موافقت می نمایند که تمام مواد\nو کمیساربات ملی ارتباط اتحاد جماهیر\nماده سیزده هم\nموافقه فوق الذكر راجع به ارتباط پستی که\nاشتراکیه شورائیه منعقد گردیده\nموافقت هذا دو ماه بعد از تاریخ تعلق به انتقال پست ترانزیتی دارد تا اطلاع\nبرای تنظیم و توسیع ارتباط تلگرافي\nمدیریت مستقله پست و تلگراف و تیلفون\nامضاً قوه قانونی را حاصل خواهد کرد.\nدولت پادشاهی افغانستان به كميسا ريات\nورا ديو تلگرافي فيما بين دولت عليه پادشاهي\nماده چار ده هم\nافغانستان ودولت عليه اتحاد جماهير اشتراكيه\nارتباط اتحاد جماهیر اشتراکیه شورائیه و\nموافقت هذا بزبان های فارسی و روسی\nشورائیه طرفین متعاهدتين ، اشخاص ذيل\nدفتر بین المللی اتحاد پستی عموم دنیا مقيم\nبدو نسخه تحریر شده هر دو متن حق\nرا مقرر نمودند که مطابق ماده هفدهم\nه ارن ، در خصوص اتمام اصلاحات امور\nمساوی دارد .\nمعاهده تلگرافي بين المللي موافقت هذا را\nپستی و ترمیم سرك های فوق الذکر در\nاجرای خود معطل خواهند ماند .\nامضاً\nامضا ، بفرمایند :\nرحيم الله\n۲ - تبادله مستقیم مراسلات پستی در\nسربير نكوف ، (و ، س)\nبین مقامات سرحدی تبادله پست که در ماده\nسر پر پیکوای، ف"}
{"book": "adl0789", "page": 885, "text": "صفحه ١٠\n\nشماره ٤٨\n\nمجلد پنجم\n\nمدیریت مستقله پست و تلگراف و تیلفون\n\nدولت پادشاهی افغانستان : – آقای\nرحیم الله خان مدیر مستقل پست و تلگراف\nو تیلفون و کمیساریات ارتباط اتحاد جماهیر\nاشتراکیه شورائیه : آقای سریر ینکوف،\nو ، ش ، کفیل مدیریت جراید و پست\nکمیساریات ملی ارتباط وخانم سرو پاکوا\nی ، ف رئیس شعبه پست اداره بین المللی\nکمیساریات ملی ارتباط .\n\nوکلای فوق الذکر طرفین بعد از ارائه\nمخاربت نامه هاي خود که صحیح و در ترتیب\nلازمه مرتب شناخته شدند بمفاد ذیل\nموافقت نمودند :\n\nماده اول\nطرفین متعاهدتین قبول مینمایند که تبادله\nتلگراف و رادیو تلگرافی انتهائی و ترانزیتی را\nفیمابین استاسیون های طرفین متعاهدتین قرار\nذیل جاری و مستقر مینمایند :\n\nالف :– تبادله تلگرافی انتهائي وترانزيتي\nفیمابین قره تپه از طرف دولت علیه پادشاهي\nافغانستان و کشک از طرف دولت علیه اتحاد\nجماهیر اشتراکیه شورائیه .\n\nب :– تبادله رادیو تلگرافي انتهائي و\nترانزيتي فیمابین کابل ، مزارشریف از طرف\nدولت علیه پادشاهي افغانستان و تاشکند ،\nترمذو کشک از طرف دولت علیه اتحاد\nجماهیر اشتراکیه شورائیه .\n\nماده دوم\n\nطرفین متعاهدتین قبول مینمایند که در صورت\nتولید نقاط تبادله تلگرافی و رادیو تلگرافی در\nخاک هاي طرفین متعاهدتین تبادله تلگرافي\nو رادیو تلگرافی انتهائی و ترانزیتی فیمابین\nاستاسیون های مذکوره بتوافق نظر طرفین متعاهد\nتین بر اساس موافقت هذا بعمل خواهد آمد .\n\nماده ششم\n\nماده سوم\nطرفین متعاهدتین قبول مینماید که در تمام\nمسائلی که در موافقت هذا تصریح شده باشند\nبمطابق هدایت معاهده بین المللي تلگرافي\nومقررات وظایفی منضمه آن عمل بنمایند .\n\nطرفین متعاهدتین قبول می نمایند که\nمحصول تلگرام های انتهائی مخصوصه\nجراید را مطابق به ماده شصت و هفتم\nمقررات وظايفي منضمه معاهده بین المللی\nتلگراف مناصفه حساب بنمایند .\n\nماده هفتم\nطرفین متعاهدتین در باب محصولات\nتلگرافی و رادیو تلگرافی انتهائی\nو ترانزیتی تعینات ذیل را قبول می نمایند :\nالف : - برای دولت علیه پادشاهی\nافغانستان محصول انتهائی فی اللفظ ٢٥\nصانتیهم طلائی و برای محصول ترانزیتی\nفي اللفظ سی و پنج صانتیم طلائی .\nب : - برای دولت علیه اتحاد جماهیر\nاشتراکیه شورائیه محصول انتهائی فی اللفظ\nسی و پنج سانتیم طلائی و محصول ترانزیتی\nفی لفظ هفتاد سانتیم طلائی .\n\nماده چهارم\nطرفین متعاهدتین قبول می نمایند که\nاستعمال تلگرامات شيفری را مطابق\nماده شانزده هم مقررات وظایفی منضمه\nمعاهده بین المللی تلگرافی فقط برای\nتلگرامات و رادیو تلگرامات حکومتی\nطرفین متعاهدتین مجاز شناخته و در باب\nتلگرامات کودی مطابق ماده هشتم\nمقررات وظایفي منضمه معاهده بين المللي\nتلگرافی عمل بنمایند .\n\nماده هشتم\n\nمحاسبات بین ادارات تلگرافی طرفین\nمتعاهدتین مطابق به ماده دو از دهم معاهده\nتلگرافی بین المللی وماده هفتاد و نهم\nمقررات وظایفی منضمه آن با فرانک\nطلائی ترتیب و سنجش شده و پرداخت\nآن بعد از هر سه ماه در معادل فرانک\nطلائی دالر امریکائی خواهد بود .\n\nماده پنجم\n\nماده نهم\n\nطرفین متعاهدتین قبول می نمایند که\nتلگرام های وظایفی راجع به مسایل پستی\nوتلگرافی فی مابین ادارات تلگرافی\nطرفین متعاهدتین و هم چنان تلگرام های\n« متر اور و لوژی » ( احوالات هوائی )\nرا بطور مجانی تبادله بنمایند .\n\nمبالغ طلبات طرفین متعاهدتین که بقرار\nموازنه فرانک طلائی به دالر امریکائی\nسنجش می شوند ، بواسطه « دو نچه بانك »"}
{"book": "adl0789", "page": 886, "text": "( شماره ٤٨ ) ( مجلد پنجم )\nدر برلین از طرف مد برات مستقله پست و تلگراف و تیلیفون دولت پادشاهی افغانستان با کمیساریات ملی ارتباط اتحاد جماهیر اشتراکیه شورائیه بعد از ارائه اسناد لازمه پرداخته خواهد شد . مصارف مربوطه به تادیه و پرداخت مذکوره به اداره مدیون تعلق دارد .\nماده دهم\nمکاتبه و طایفی بین ادارات مرکزی طرفین متعا هدنین بزبان فرانسه و بین مقامات تبادله تلگرافی بزبان روسی وفارسی اجراء خواهد شد .\nماده یازده هم\nموافقت هذا برای موعد سه سال منعقد گردیده، هر گاه یکی از طرفین متعاهدتین شش ماه قبل از بسر رسیدن میعاد معینه عدم موافقت خود را ظاهر ننماید ، الی مدت پنج سال جریان خواهد داشت .\nماده دوازدهم\nموافقت هذا ۲ ماه بعد از تاریخ امضاء قوه قانون را حاصل خواهد کرد .\nماده سیز دهم\nموافقت هذا بزبانهای فارسی و روسی بدو نسخه تحریر شده و هر دو متن حق مساوی دارند .\nامضاء\nرحیم الله\nسربریکوف ( ر ، س )\nسر بر يکوا ، (ی ، ف)\nدر شهر کابل بتاريخ ١٤ برج حمل ١٣١١ مطابق ۳ ماه اپریل سنه ۱۹۳۲ تحریر یافت\nپروتوکول\nملحق بموافقت راجعه به ارتباط تلگرافی و را دیو تلگرافی فیما بین دولت پادشاهی افغانستان و اتحاد جماهير اشتراكيه شورائیه که فیمابین مدیریت مستقله پست و تلگراف و تلفون دولت پادشاهی افغانستان و کمیساریات ملی ارتباط اتحاد جماهير اشتراکیه شورائیه منعقد گردید .\nوکلای طرفین متعاهدتین در موقع امضای موافقت فوق الذکر که در تاریخ ١٤ برج حمل سنه ١٣١١ مطابق ۳ ماه اپریل سنه ۱۹۳۲ در کابل منعقد گردیده در مواد ذیل موافقت نمودند .\n( ۱ ) الی زمانیکه ارتباط تلگرافی و را دیو تلگرافی بین نقاط مختلفه دولت علیه پادشاهی افغانستان اکمال نشده و مخابره تلگرافی و را دیو تلگرافی از يك نقطه به نقطه دیگر خاک دولت علیه پادشاهی افغانستان لزوم ترانزیت را از طریق خاک دولت عليه اتحاد جماهير اشتراكيه شورائیه بنماید دولت علیه اتحاد جماهير اشتراکیه شورائیه تلگرام ها و را دیو تلگرام های مذکور را پذیرفته و بطور ترانزیت از خاک خود به استاسیون های معینه افغانی بحساب فی لفظ ٢٥ سانتیم طلائی یعنی به محصول انتهائی مخابره خواهد نمود .\n( ۲ ) با آنیکه بعد از سنجش موازنه\nمحاسبات از تلگرامها و را دیو تلگرامهای انتهائی و ترانزیتی تبادله شده نیز از تلگرامها ورادیو تلگرامات ترانزیتی که در ماده اول پروتوکول هذا ذكر شده طرفین متعاهدتين به تادیه آن مکلف میشوند بقرار مواد هشتم ونهم موافقت راجع به ارتباط تلگرافی ورادیو تلگرافی بواسطه روپیه بانك در برلين پرداخته خواهد شد .\n( ٣ ) مقررا تیکه سابق از این در باب مجانی بودن مخابرات تلگرافی و را دیو تلگرافی حکومتی طرفین که بین دولت علیه پادشاهی افغانستان ودولت عليه اتحاد جماهير اشتراكيه شورائیه برقرار بود بعد از تاریخیکه موافقت راجعه بارتباط تلگرافی و راديو تلگرافی مورخه ١٤ برج حمل سنه ١٣١١ مطابق موخه ۳ ماه اپریل سنه ۱۹۳۲ بینطرفین طور ان متعاهدتین قوه قانونی خودرا حاصل مینماید لغو خواهد بود .\n( ٤ ) مواد موافقت تلگرافي بين المللي ومقررات وظايفي بين المللي منظمه آن كه در موافقت راجعه بارتباط تلگرافی و را دیو تلگرافی اشاره شده اند مواد معاهده تلگرافی بین المللی ومقررات وظايفي بين المللي منضمه آن که در شهر بروکسل در سنه ۱۹۲۸ تکراراً ملاحظه شده میباشد .\nدر شهر کابل بتاريخ ١٤ برج حمل سنه ١٣١١ مطابق ماه اپریل سنه ۱۹۳۲\nرحیم الله\nسربریکوف (ر، س)\nسريريكوا ( ي ، ف )"}
{"book": "adl0789", "page": 887, "text": "( شماره ٤٨ )\n\nمجلد پنجم\n\n( بقیه از صفحه ٤ )\n\nهمت شما را تحريك نمايم تا به پیروی\n\nاحکام قرآن كريم عظمت و افتخارات\n\nگذشته را تجدید و برای ترقی مشروع وطن\n\nدست بهم داده هر گونه جد و جهد\n\nبنمائید تا بمعاونت خداوندی موجب ترقی\n\nو شکوه این خاک اسلامی خود شده بتوانیم »\n\n« وامید وارم عموم خدام وطن\n\nو دوستداران ملک وملت افغانستان از ین\n\nافكار خير اند شانه من استقبال وهمراهی\n\nکنند ، و هر گونه اغراض نفسى وهوا\n\nوهوس را ترك نمايند ، در امورات\n\nمشورت وعاقبت بینی را شیوه خود\n\nقرار داده ، محبت وعلاقه مندی را بسعادت\n\nوعمران وطن پیوسته ، ويقيندينكه\n\nاز بدو زما مداری من تا امروز مقاصد\n\nحسنة مرا تائید کرده اند از امروز\n\nبه بعد نيز هر گونه مساعدتی را با من\n\nبعمل آرند »\n\n« در خاتمه این عید سعید را برتمام\n\nحاضران وباقی برادران اسلامی خود\n\nتبريك گفته از خدای كريم\n\nو توانا در خواست میکنم ، که ایام عید\n\nوباقی ایام خویش را در کمال راحت و\n\nخوشی وسعادت امرار نمائید »\n\n« زنده باد ملت نجیب افغانستان ! »\n\n« پاینده ومترقی باد عالم اسلام »\n\nبعد اختتام این نطق غراى همایونی که در\n\nجملات ومابینه اخیره آن عموم سامعين\n\nاز آن متابعت وغايله دعائيه را بلند\n\nکردند ، عالیقدر جلالتماب آقای عبدالاحد\n\nخان رئيس شورای ملی معروضه آتیه را\n\nکه از طرف وكلاء منتخبة شورای ملی\n\nمقدمة ولایت کابل واز ناق وكلا ئيكه از\n\nاطراف ونواحی قریبه بعية انعقاد مجلس\n\nعالی شورای ملی از حالا حاضر شده اند\n\nبعرض رسانيد : -\n\nمعروضه تبريكيه ملت بحضور اعليحضرت\n\nاعليحضرت معظم شهر يا غازی :\n\nبهترین وسعید ترین ساعتی است که\n\nبغرض اهدای تبريك عيد سعيد ضحى\n\nبحضور اشرف ملو كانه نائل تشرف یافته\n\nو با كمال افتخار مراتب قدر شناسی و\n\nاحساسات ملت عزیر شما را به پیشگاه\n\nحضور مبارك تقديم مينمائيم :\n\nاعليحضرتا : از وقتيكه بارگران حکومت\n\nرا بعهده کفایت خویش گرفته اید بعالمیان\n\nثابت شده است که صلاح وسعادت و\n\nامنیت وآبادانی مملکت وآسايش وترقى\n\nملت عزیز خود را نصب العين ووجهه\n\nهمت خود قرار داده و در راه همين مقصد\n\nمقدس اوقات شبانروزی خود را مصروف\n\nنموده و بتائيدات خداوندی آنچه منتهائی که\n\nنسبت به پیشرفت ترقیات مملکت تان بوده\n\nاز میان برداشته اید ، چنانچه بحمد الله\n\nامروز در تمام نقاط افغانستان نعمت آسایش\n\nموجود وملت عزیز تان باكمال راحت\n\nامرار حیات مینمایند .\n\nاعليحضرتا : ملت ستمديده افغانستان\n\nاز ثمره کاري وطن خواهانه شما راه\n\nمرد بزرگ فغان است که دوباره وارد\n\nمرحله حیات وزندگانی با سعادت شده\n\nونزد ملل عالم اظهار حیات مینمایند .\n\nچه ذات والای شما يك سلسله مصائب\n\nعظیم را از ملت افغانستان رفع نموده\n\nوبرای آينده يك دوره خوش بختی و\n\nسعادت را بروی کار آورده اید .\n\nاعليحضرتا : زحمات ومساعيات خسته\n\nکی ناپذیر برا که ذات والای شما در راه\n\nعظمت وارتقای ملی ما تحمل نموده وکار\n\nوان ترقی را بصحة يك وطن تان همر هي\n\nکرده اید ، يك مسئله روشن است که\n\nاحدی از آن انکار کرده نمیتواند تاریخ\n\nوطن عزیز مان بذکر کار نامه های تان\n\nافتخار نموده وانتظار میبرد که صفحات\n\nتازه از کار نامه های آینده شما قاید و\n\nحکیم مدبر خود ، بر خود بیفزايد .\n\nاعليحضرتا : از کمال شجاعت پرورد با ئيكه\n\nدارید مراسم این روز مقدس اسلامی را\n\nبا انجام مراحمات عشرات مذهبی استقبال\n\nکرده بافقرا وبینوایان ملت عزیز تان\n\nمساعدت های شاهانه کرده اید ، و در همیچه\n\nروز مقدس که مسلمانان عالم نسبت مناسك\n\nحج بیت الله شریف در کعبه معظمه اجتماع\n\nکرده اند ، اقدامات خردمند پرورانه\n\nشما را با چشم سر مشاهده میکنند تا کدام\n\nاندازه در راه استحصال رضای خالق خود\n\nکوشیده و برای حجاج افغانی که این طالبان\n\nدر ارتحال رعایتی نداشتند امروز مصارف\n\nگرانی تهیه جای میشود این اقدام بزرگ\n\nاعليحضرت شما بر علاوه آنكه شرف\n\nوراحت ملت عزیز تانرا دران خطه متبرکه\n\nثبت ميكند يك ذخيره ايست که برای آخرت\n\nخویش و خوشنودی رو حانيت حضرت\n\nسید المرسلین صلى الله عليه واله وسلم کرده اید"}
{"book": "adl0789", "page": 888, "text": "جلد پنجم\nشماره ٤٨\nصفحه ۱۳\n\nاعلیحضرت ۱ در خاتمه تکرار تبریک این عید سعید را بحضور مراجع طهور ضمایم و مهربان تاجدار خود تقدیم و ذات والای شانرا اطمینان میدهیم که ما و قاطبه ملت افغان برای پیشرفت مقاصد بزرگ آن که سعادت و بختیاری مادی و معنوی جامعه افغان بآن منوط است از صمیم دل حاضریم و امیدوار هستیم که دران دوره درخشان نادری با کمال رفا هیت تحت ارشادات سود مند اعلیحضرت شما و مجاهدات محمودانه والا حضرت صدر اعظم صاحب وهیأت کابینه شان بانواع ترقی نائل گردیم .\nمخلص نطق اختتامیه ذات شاهانه\nبعد اختتام این معروضه خلوص فریضه باذوات همایونی سلسله نطق شا هانه شانرا دوام داده يك نطق مسرتری را ایراد فرمودند ، که حاکی از مسرت اعلیحضرت اثر همچو حسیات فدو دا نانه ملت بوده ، ضمناً ذات شا هانه این نکته را بخاطر نشان نمودند که تمام مساعی وطن خوا هانه ام که در دوران سه سالاه ی وزارت حربیه دوره صدارت موجوده ام نموده ام مرهون حسن مساعدت ملت و همراهی و قیدردانی ابنای مملکت عزیزم بوده است در عین زمان ذات شاهانه از عامه ماموران صادق افغانستان که میظر مجاهدات خونی شده اند اظهار مسرت و در حق اوشان دعای توفیق را فرمودند و در خاتمه از این امنیت و وحدت و و صرف الحالی ملت شادمانی خود شانرا\nاعلام و از خداوند مزید همراهی و موفقیت را برای تمام طبقات ملت در راه سعادت حقیقی از در گاه حضرت الهی استر حام نمودند .\nبعد از اتمام نطق شهریاری ، ج ، ع ، ج صدر اعظم صاحب بوکالت عموم حضار فرمودند :\n« زنده باد اعلیحضرت غازی »\nاین جمله دعائیه از طرف حضار بکمال جوش وخروش الی سه مراتبه غلغله افکن سلام خانه گردید .\nذات شاهانه جواباً فرمودند .\n« زنده باد افغانستان و پاینده باد ملت نجیب غیور آن » این جمله نیز الی سه مراتبه تکرار گردید .\n( عید مبارکی های خصوصی بحضور اعلیحضرت غازی )\n( و اقا ر عیای امور حکومت فضایی )\nبر علاوه تشریفات رسمیه عید سعید اضحی که با جمال آن فوقاً اشاره رفت پررو های مابقی عید نیز ذات مکارم صفات اعلیحضرت در قصر دلکشا برای پذوهش عموم افراد ما موران وا عزه و معاریف ملت عزیز شان و تسعید عید آنها تشریف ار زانی فر موده بصورت خیلی مزاحم کارانه هر یکی از خدام صادق وطن را می پذیر فتند ، و بعد از شردن مصافح و صرف شیرینی و چای با یکعالم مسرت بر می گشتند .\n* * *\nو هکذا عموم مامورین ملکی وصاحب\nمنصبان نظامی در همین ایام عید بحضور اشرف ج ، ع ، ج صدر اعظم صاحب نیز در قصر علیا مشرف می شدند ، و پس از صرف شیرینی و چای و طعام ( اگر بموقع آن تصادف میکردند ) بر میگشتند و حسب اطلاع ، که بصدر دوم عید بحضور ج ، ع ، ج ، صدر اعظم صاحب عموم سفراً دول متحابه مقیم کابل جهت عید مبارکی و ملاقات در يك دعوت عصریه مدعو شده بودند که در ان وزرای افغانی و غیره . هما نند هم شمولیت داشتند .\n* * *\nهم چنین عموم امرا و ارا کین و صاحب منصبان عسکری و معورین ملکی در ایام عید بحضور ع ، ج ، ا ، وزیر صاحب حربیه ، و شهزاده اشرف جناب محمد طاهر خان حاضر و پس از صرف چای و شیرینی بکمال مسرت عودت میکردند . و به همین سلسله در محلات هم یکی از وزرای محترم و معین صاحبان و روسای ادارات ، تمام منسوبین آنها وباقی علاقه مندان ودو ستان آنها بحضور شان بشرف و مراسم عید مبارکی را بجا می آوردند .\nاین عید سعید از هر حیث و هر جهت ترتیبات آن خیلی عالی و پر شکوه بود ، وما از درگاه حضرت الهی تکرار همچه اعیاد را بشرف وعزت وطن عزیز خود و زیر سایه اعایحضرت غازی و برادران محترم شان وسایر خدام صادق مملکت خواستاریم ."}
{"book": "adl0789", "page": 889, "text": "مجلة پنجم\n\n(شماره ٤٨)\n\nصفحه ٤\n\nخبرهای داخلی\n\nتلگرامات تبریکیه بمناسبت سال گره\nشهریار افغانستان\n\nسواد تلگرام اعلیحضرت رضا شاه پهلوی شاه ایران بعنوان اعلیحضرت غازی محمد نادر شاه پادشاه افغانستان:\n«جشن تولدی آن اعلیحضرت نیک و مسعودی است که تبریکات صمیمانه ام را بصحت و عافیت برای سعادت آن اعلیحضرت و افغانستان و ترقیات ملت آن اظهار دارم.»\n\nسواد تلگرام جوابیة اعلیحضرت بعنوان اعلیحضرت رضا شاه پهلوی شاه ایران:\n«از تبریکات و احساسات آن اعلیحضرت متشکر بوده آرزوی صمیمی خود ما را برای صحت اعلیحضرت و سعادت ملت و مملکت ایران اظهار مینمایم.»\n\nسواد تلگرام اعلیحضرت «وی تورام امانوئیل» شاه ایتالیا بعنوان اعلیحضرت همایونی:\nمتمنی ام اعلیحضرت شما در این روز تبریکات و آرزوهای بهتر تریم را بپذیرند.\n\nسواد تلگرامیکه از جانب اعلیحضرت غازی بطور جوابیة بعنوان اعلیحضرت امانوئیل شاه ایتالیا مخابره گردیده است:\n«از تبریکات مودت کارانة اعلیحضرت شما ممنون و متشکر گردیده احساسات بهترین خود ما را نسبت بسعادت آن اعلیحضرت تجدید میداریم.»\n\nسواد تلگرام «جلالتمآب پول دومر» رئیس جمهور دولت فرانسه بعنوان ذات همایونی:\nخیلی مطبوع می دانم که به تقریب جشن سالگره تولدی اعلیحضرت شما آرزوهای خیلی صمیمانه ام را بالنسبة سعادت شخصی و ترقی مملکت شما ابراز دارم.\n\nسواد تلگرام جوابیة که از جانب اعلیحضرت معظم غازی بعنوان جلالتمآب مسیو پول دومر رئیس جمهور دولت فرانسه مخابره شده است:\n«از تبریکات و احساسات دوستانه جلالتمآب شما متشکر گردیده خواهشات و آرزوهای صمیمانة خود ما را برای صحت و سعادت جلالتمآب شما و ملت نجیبه فرانسه تجدید میداریم.»\n\nسواد تلگرام اعلیحضرت «جارج» پادشاه انگلستان بعنوان اعلیحضرت غازی:\nبتقریب روز تولدی اعلیحضرت موفقیت های قلبی و آرزوهای نیک را بمناسبت خورسندی و بهبودی شاهانه مسرتاً تقدیم میدارم.\n\nسواد تلگرامیکه از طرف اعلیحضرت غازی بعنوان اعلیحضرت جارج شاه انگلستان جواباً مخابره گردیده است:\n«از تبریکات و احساسات اعلیحضرت شما متشکر گردیده آرزوهای صمیمانه خود مان را برای صحت و عافیت اعلیحضرت اظهار مینمائیم.»\n\nسواد تلگرام جلالتمآب «اگنتس میسکی» رئیس جمهور پولونی:\nاعلیحضرت محمد نادر خان پادشاه افغانستان؛ متمنی ام آرزوهای پر حرارتی را که در موقع جشن سالگره تولدی اعلیحضرت شما من بانجام ملت لهستان بالنسبة سعادت شخصی اعلیحضرت شما و ترقی افغانستان میفرستم مورد قبول افتد.\n\nسواد تلگرام جوابیة که از طرف ذات شاهانه بعنوان جلالتمآب رئیس جمهور پولونی مخابره شده است:\n«از تبریکات و احساسات دوستانة جلالتمآب شما که بمناسبت سالگره تولدی ما اظهار نموده اید ممنون گردیده احساسات نیک خود ما را برای سعادت و مسرت آن جلالتمآب و ملت نجیبه پولونی تجدید میداریم.»\n\nتشریف فرمائی وزیر صاحب حربیه به مقر وغزنی\nچون ع، ج، ا، الشان والا حضرت وزیر صاحب حربیه يك علاقه مفرطی به شئونات عسکری داشته همیشه در همچه امور دلچسپی میفرمایند.\n\nو هم حکومت متبوع ما برای رفاه افراد عسکری شوق وافر در نظر دارد قشله که از حیث حفظ الصحه و دیگر شئونات عسکری مطابق حوایج عصری باشد تعمیر کنند.\n\nلهذا ع. ج والا حضرت وزیر صاحب حربیه روز پنجشنبه ۲ ثور شخصاً برای دادن دستورات لازمه بجهت رهنمائی صوب مقر وغزنی شده اند."}
{"book": "adl0789", "page": 890, "text": "مجلد پنجم\n\nشماره (٤٨)\n\nصفحه ١٥\n\nورود\n\nع ، ج عبد الاحد خان رئيس صاحب شورای\nملی که بریاست تنظیمیه فراه و چخانسور\nرفته بودند روز پنجشنبه ٢٥ حمل مع الخير\nوارد کابل شده اند ووکلاء ولایات قریبہ\nنیز حضور بهم رسانیده انعقاد مجالس\nشوری همجیو سال گذشته در شرف\nافتتاح می باشند .\nو ع . ع مس محمد انور خان حاکم اعلی\nفراه و چخانسور نیز جهت شرفیابی حضور\nاعلیحضرت غازی بمعیت رئیس صاحب\nشورا وارد مرکز شده اند .\nهکذا جناب ذو الفقارخان مستشار صدارت\nعظمی که به رخصتی به هند رفته بودند ،\nمع الخير وارد کابل گردیدند .\nاز وزارت تجارت\nآقای حاجی عبد الغفار خان بعوض میر\nسمندر شاه خان جدیداً بریاست جنگلهای\nسمت جنوبی مقرر شده اند .\nقوماندانی کوتوالی\nقرار اطلاع سید امیر خان مامور بروز\nچهار شنبه اول ثور فیض کل نام تحویلدار\nوزارت عدلیه سارکن گذر قاضی فیض الله\nخان در اثنانی که تفنگچه را در دست\nگرفته معاینه می کرد فیر شده گلوله به\nدست راست عبد الاحد نام اصابت کرده\nاست مسئله تحت تدقیق است .\n\nخبر های خارجی\nکشید گی بین روس و ژاپون\n\n٢٤ حمل - طابع تو کیو مشعر است\nکه يك ريل گادی جاپانی بنا بر انفجار\nيك بم ویران شده است و یازده نفر\nهلاك و نوزده نفر مجروح شدند و هفتاد و\nچار نفر زخم خفیف بر داشته اند . ریل\nمذکور از عساکر جاپانی مملو بود .\n\nافواج بالشوليكي بر مقام هانكچو\nپیش قدمی میکند\nاوهانگ کانگ ٢٧ حمل طلاع موصول\nشده است كه يك جيش كثير التعداد\nبا الشو یکان بر مقام ها نگچو حمله\nآوری میکند - بر فریاد باشندگان اجنبی\nآنجا برای حفاظت آنها يك جهاز جنگی\nبحری بر طانوی روانه کرده شده است\nاحتمال قوی است که ازین حرکت\nبا لشو یکان امن دانیا در يك خطره عظيم\nواقع شودويك حرب عمومی آغاز گردد .\n( سیاست )\nريوتر مورخه ٣٠ حمل حا کی است که\nنسبت به حادثه ریل و چندین حوادثی\nدیگر بین جاپان و روس کشیده کی شدید تو لید شده\nاست . چنانچه جاپانی ها می گویند که\nروسها در خطه شرق اقصی خود ٩ فرقه\nاز عساکر خود را جمع نموده و امکان\nتصادم میرود .\nاز طرف دیگر دو ائر رسمی اظهار\nمیدارند که جاپانی روس های سفید را\nبرای مقصود عملیات دهشت انگیزانه\n\nخود استعمال می نمایند . هکذا روزنامه\nهای روس از خطر محاربه شرق اقصی\nبحث نموده به جا پان می گویند که خطه\nسویت عبارت از يك حائل و سد مملکت است\nاول ثور - اطلاع تو کیو مشعر است\nکه با و جود کشیدگی روس و ژاپون در\nشمال منچوری ، حکومت جاپان وضعیت\nآنجا را بنظر متانت کارانه می بیند و\nمنتظر كدام حادثه شدیدی نیست .\nتوكيو ٢ ثور - اداره حرب جاپان\nدر حالیکه تا کید می نماید بدون وجود\nمنا سبات دوستانه در بین روس و جاپان\nدر شرق اقصی مسالمت قائم شده نمی\nتواند ، بیانیہ پرور نامه ها داده از\nاتهام روس ها به جاپان را جمع به تعرض\nعسکری جاپان ها و تحريك روسهای\nسفيد اصولاً انکار ورزیده است .\n\nجنگ شنگهائي باز آغاز شد\nنامه نگار راوتر مقیم شا نکهائی در\nخصوص جنگ جدید در علاقه چین\nکه زیر جیوش جاپانی است می نگارد\nکه این جنگ خصوصاً برای مفاد\nدوستان و و خویشان آن اشخاص بوقوع\nآمد که در جنگ ما قبل مقتول شده\nبودند ، یکی از ان اشخاص که واقعه\nجنگ را معاینه کرد ، يك زنی بود که\nبرای تحقیق این امر بچین مسافرت کرده\nبود که ببیند که چسان پسرش در محاربه"}
{"book": "adl0789", "page": 891, "text": "صفحه ١٦ )\t( شماره ٤٨ )\t( مجلد پنجم )\n\nسپاه چینگ شن مقتول گردید ، چند نفر عکاسان معروف نیز آنجا موجود بودند غرض آنها این بود که در تماشای سینما برای ناظرین دنیا مواد جنگت سیا چینگ شن را حاصل نمایند يك قطعه کامل جيش جاپانی بر جيش ١٩ چین حمله آورده و با ران ما شینکسهای آنها را بباد حرب گذشته مقابله نمودند ، خندقهای خالی چینی باز با توپهای عظیم هالو دوز پرانده شد ، جهاز های هوائی بمبارد مہیبی کردند و يك برگ فوج در مقابل ما شینکنهای تخیلی چینی اقدام نمود و تیورداً يك مصادمه بوقوع پیوست که دران سه لسفر مهندسان جاپانی خودهارا بهمرا ی رفیقان خود جهت قربانی آماده کردند ، يك حمله دیگر بر خندقها نموده شد و میدان جنگ را پر از مقتولین خیال کرده گذاشته شد .\nما دريك برای دیدن قبر پسر خود آمده بود با چشم های اشك آلوده لشکر آنها را ادا نموده و گفت من بدیدنی دوستان وطريقه جنك پسر خود فخر میکنم ، میخواهم ببینم که چطور برای مقاومت خود مقتول گردید ،\nاما دهاقین چینی که بعد از جنگ حقیقی گذشته به مأمن های خود عودت کرده بودند بسیار ترسیدند و خیال کردند که این جنگ مهیب و دهشت ناك محض يك بازی و ساخت نیزی است (سول صتری كزت)\n(محتمل این خبر از جمله خبرهای بپریل فول باشد )\n\nعلیحدگی افسران برطانی از فوج عراق\nچون که میعاد حکمیه داوی برطانیه در عراق ختم کردید وحكومت عراق در جمعیت الا قوام داخل شد ـ لهذا افسران انگلیسی که در افوج عراق بودند ـ در تعداد آنها تخفیف کرده شد ـ فقط یازده نفر منصبداران انگلیسی باقی ماند علاوه از ان امداد مالی که از جانب برطانیه به عراق داده می شد ـ آن هم نباشد تخمیناً این امداد هفتاد هزار گنی بود ـ\n\nگفتگوی مخفی مابين جاپان و برطانیه\nلندن ١٤ اپریل ـ در مابین دولت چین وجاپان يك فيصله خفيه شده است ارباب حل و عقد برطانی از ظهار آن ساکت اند ـ دیروز درباره يك سوال نایب وزیر خارج برطانیه گفت که حکومت برطانیه برای ظهار این مر نیاز نیست که آیا چاپان اطم وثیق جدید مانچوریا ر تسلیم کرده است یا حتی المقدور سیاست جاپانی در انجا بدستور سابق خواهد بود . (سول)\n\nاستفسار در دیوان عام لند ن متعلق به کار روائی نظامی در سرحد وجواب وزیر هند\nلندن ۱۳ اپریل در دارالعوام مستر میکنثی از وزیر هند پرسید ـ آیا شما نشان داده می توانید که در ماه گذشته جهازارت هوائی بر واقی اتموز چند بار بمبارد کرد ـ و آیا پیشتر از حمله ساکنان آنجا را که در مکانان خام سکونت می کنند اطلاع داده شده بود ـ وزیر هند در جواب گفت حمله هوائی بر هشتم مارچ شروع شده بود وازان پیشتر مردمان آنجا ها را که لشکر بر سرحدات انگیسی برای حمله روان میکرد طلاع داده شده بود .\n\nنطق به غلط رفتاری وایسرای هند در مجلس جینوا\nدريك نطق طویل بر معاملات هند در مجلس عمومی جینوا پرو فیسور اید مند پریوان گفت ـ که از يك پروپاگپاند مسکو ( بفرض محال اگر در هند چاری می بود هند ببهار این قدر مخالف برطانیه نه می ساخت که از باعث ظلم حکومت موجوده هند وقوع آمد عظیم ترین غلطی وایسرای هند این بود که از گفتکو با کاندی انکار کرد ـ ( از سول باتری كزت )\n\nمصادمه با پولیس\nعلاقة پشین سرحدات آزاد يوسف زئی میمند و شمال در یای کابل واقع است ( حكومات مردان صوابی چهار سده ) در حین انتخابات بين ـرخ پوشان و پولیس مصادمات وقع کردیده در چهار سده بر بعضی از وکلاء منتخبۀ پشان خانها را قلف نموده از طرف پولیس و در میاز پر پولیس جنگ بازی نموده در یکی از مقامات دو نفر رای دهنده ـ تلف شده اند . (سیاست)\n\nتصحیح\nشماره صفحه ـ سطر غلط صحیح\n٤٦ ٤٧٥ ١٥ ٢ ٦ قولا قلباً\n\" \" \" \" ١٢ غديه لعدية\n\" \" ١٤ \" \" \"\nشماره ٤٨ ٩ ٣ خاص پادشاهی\n\" ١٠ ١٠ ١ فوق الذكرفوق الذكر\n\" \" ١١ ٢ صحيح صحيح\n\" ١١ ١٦ ٣ منعقد منعقده\n\" ١٢ ٤ ١ منتجبه منتخبه\n\nبندگاه عبد الكبير\nطابع\nکارنامه کابل افغانستان"}
{"book": "adl0789", "page": 892, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 893, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 894, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 895, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 896, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0789", "page": 897, "text": "[BLANK PAGE]"}
