{"book": "adl0717", "page": 1, "text": "Afghanistan Digital Library\n\nadl0717\n\nhttp://hdl.handle.net/2333.1/h9w0vvcz\n\nThis is a PDF version of an item in New York University's Afghanistan\nDigital Library (http://afghanistandl.nyu.edu/). For more information about\nthis item, copy and paste the \"handle\" URL above into a web browser.\nWhen referring to or citing this item please use the \"handle\" URL\nand not this document or the URL from which you downloaded it.\n\nAll works presented on New York University's Afghanistan Digital Library website are, unless\notherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely\nreproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\n\nNYU Libraries, Digital Library Technical Services, dlts@nyu.edu"}
{"book": "adl0717", "page": 2, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0717", "page": 3, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0717", "page": 4, "text": "شرح اشتراك\nقیمت کابل | قیمت ولایات \nبرای یکسال | ۵ | ۹\nبرای شش ماه | ۳ | ۱۱\nممالك خارجه شش ماه | ۸ | ۱۵\nورقه سفرا | ۱۱ | ۲۰\n\nقیمت یکشماره آن یکشاهی است\nبرای سادات و علما و طلبه مکاتب\nمناصفه قیمت معاف است \nکتب و نامه های ملی و نامه نگاران \nمفت و رایگان تقدیم میشود. تبادلۀ\nاشيای مطبوعه با اخبارات اسکار اخوان\n\nقواعد و ضوابط\nبدون از ایام تعطیل روزنامه بدارد خود \nدارالسلطنه یکروزه بعد نشر و شایع بادیگر\nحصص افغانستان و ممالک خارجه باوسته پسته ارسالی\nمیگردد . امور تحریر کلاً بنام نگارنده حقیقتاً\nدر کابل بر رسائل و مقالات واصلہ از اراء\nواپس نمیشود و اخبار ورانه براج و عدم آن\nآن آزاد است وجه اشتراک بتوسط\nخزائن دولتی از هر جا قبلاً دریافت\nمیشود .\nنگارنده (برهان الدین کشککی)\n\nحقيقة\n\nکابل شنبه ۲۵ برج اسد ۱۳۰۳ شمسی مطابق ۱۳ محرم الحرام قمری ۱۳۴۳ ( شماره دوم\n\nگزارشات مجمل نسبت ببغاوت منگل (۲) \nبا اینکه حالات مفصل و واقعات کامل جریانات و گزارشات بغاوت\nمنگل از ابتدای الان در مجموعهٔ عسکری دامان افغان شیمیاشاً\nبه استعلامات مرقوم شده و طبعاً در ان کا استت بازم حقیقت به محض\nدینے مقاصد ملی و بخصوم بجهت تسکین اهالی و ناظرین حالی شمه مختصراً\nاز ابتدای بغاوت تا بدر تاریخ التعطیل در شماره های\nحقیقت درجه خواهد شد . \nاولین موجب این ہنگامہ و یگانه باعث بر پاشدن این غائله\nمسئله یا نمودن چن تن از محبوسین منگل است که حکومت عادل مآو\nشان برحسب فرمائیشات شرعی و قوانین دولتی محبوس داشته \nمیخواست که آنها را با سزای جنایات یکه نموده و رسانیدن کند \nتم هم بر پلنگ تیز دندان و ستم کارشن بود برگوسفندان\nزانه داهالی ان گردو پیر احضار ولو محبوسین مذکور را ازت\nمشیراله العان امین الله خان و امور خارجه یکبار محمد در زمان خان است\nدعای پیر رو معافی دیاند و هم چنان مجدداً برهان الدین کشککی نماینده\nپیش گاه اعلحضرت صلحه و غیره نظامات را بجهت تکسیم بغاوت و فرونشاندن\nو نصایح مجوسین نامق شده رضا می باد و کوئی با او در چون اطلاع این مسئلہ بخصو \n\nشهر ارتقار پیوست یکبار غازی عارض نامبرده در شروع آمدن یشان \nجلالت مآب غازی معظمہ آنہا با علمای مقدر در مسائی شگر را بپاسته\nسفریشان ارسال داشت لکن باز هم سودی نبخشیده در شرارت آنها\nافزوده مواسات حکومتی را حمل بنجارضتم در جہالت و نادانی نشد ان\nکار را افتاده و بچه جده و نیزداری بگرد بر علیه حکومت و قاومت \nنشان میدادند چون حالات اعلحضرت به رهبران ایند\nاشرار را مستطبان دانسته محرک راهنمای او شناخت با است \nنداشته اردوی تحت مسئولیت اسلامیا نمود تا استند که تا آنها\nدر حصه اخر بادی با تفنگ مودر تیر بخوئی نشان میداد علیهذا پیش بیاید گوی\nو نادانی طائفہ جاہل منگل مورد رحم و آقای محمد گل خان عند مشرره \nفرستادند تا به آنها مذاکرات نموده ستم و مخالف که درین فتنه روید.\nچون دقه به اشترا و که بردند و دست به حرکت شیران ساخته\nو لعنت و مملکت مادر ان کار میگرد و نمود بمشار الیه فائده نبخشیده و کندی\nالرقم نه از رو و حما سے امروز و فرد اہیم اوقات شد.\nآرای عالی جهان جله مشیر این است که فراه را بر حمه به اطیرا \nبه اثر خوف ملک و بخاطر عسکری می نمود .\nفراوانه وکه تاسف به لحاظ احترام با دست اندازی خانه\nاردو هم تنظیم نموده بپرسانیدن مجروحین هم اهتمام کافی نمود و حین"}
{"book": "adl0717", "page": 5, "text": "شمارة ۶ جلد جریدۀ حقیقیت کابل شماره ۲۰\nباید با عسکری فیصله تا مسلک طایفه و با لباس مذهبی واهنی دو\nمسرع پرده پوزیده کده شود\nتقدیم نصایح علمای محترم مرکز با ارتاء اصلاح و فرونشاندن این\nاتش فساد حضرات محترم وجناب معظم .ع. و. محمد عثمان خان ريس\nشورا و .ع.و. محمد ابراهیم خان وزیر عدلیه سابق و بعضی علما\nمرکز بمامور شدند. تا از در نصحیت با انها مذاکره نموده\nاگر حقیقتاً مقصدی شان اصلاح بعض محلو نظامات بایند و\nیا افکار گمراه کننده عموم علمای اعلام و فضلای روم بالا ترگرا\nدو کلای افغانستها افراد در لوینگرگه حل و فصل نماید.\nچون مقصد اشرار چنانکه گفتیم محض شرارت انگیزی و فساد پیشگی\nبود بهدایات و نصایح این ذوات کرام را اعتبار نکرده باز\nدر قطع و ماکرات پیش قدمند و اصلاح پذیر نگشتند\nاعلام در جحت اشرار بمانمان .ع.و. آقای محمد ولیخان\nوزیر حربی یک فرقه عسکری با شصت محض بر تخویف بغا\nنامزد و مقرر گردید. تا باینها گفت و شنید کرده انهارا از حقایق\nاستخضار بخشند. باشد که انها بعد از دانستر حقیقت تخوف شده\nباصلاح آیند. و ازین کردار ناهنجار خود تائب شوند.\nگرویدند که روز بروز شعله فتنه و جہالت شان بلند گردید\nاین مدارات و مواسات و گذشت حکومت را حمل بر ضعف\nکرده زیاده تر در جہالت خود کوشیده رخ باصلاح نیاورند\nو بمخالفه اینان در پیچے نقاط بالا بے قوای عسکری با متقرد\nحمله ها و وارد با نمو دند چونکه حکم با مخالفه درینجای مقال نشان\nنبود. محض صورت تدافعی را اختیار کرده در نتیجه برای آنها\nنقصانات گزافی را عاید نمودند\nدوف مجدد حضر عاند باز هم پیشتر از پیش شلوغ چی\nمیکنن از انها بنظر امد لازم شد که تا یک قوت و عدۀ عسگری\nبر محض جہت تخویف ترتیب ترافقط لام کرده شود. لهذا\n.ع. آقای محمد صدیق خان معتمد حضور با یک مقرر عسکری تشکیل\nشده بصوب حاجی. و یکفن سوق داده شد. تا بفرقه سهر باب\nاشرار را محصوه و انها را از هر طرف احاطه و حلقه نموده تخویف\nنمایند. تا باصلاح آیند. و از شرارت خود دست بر\nشوند. اگر چه در طاهر این مضایم قواے عسکری خالی از نا\nنبود لکن تاریخی این قوایے شرار سرحدی تحریک نمون.-\n\nهر روزه در یک رقم مکر و مدرکه برخسائر مامورین می اورند. گاہی\nسلسله تلیفون را خراب می نمودند و اوقاتی یک عده از انها یک\nخط عبور و مرور مراسلات ارا قطع می نمودند\nتمنا بایند ای شیرین ده نوی و سوس این به توحیم را هم .که\nگفته نگذریم که این باغیان بی وجدان بقسم قرآن آو\nجرم شخصی را (نعوذ با الله) نمیدارند اند. در عبد اند در\nنمودن و فرستادن تو به نامہای خویش یا خدایے تو به امیں\nمراعات کرده اند. چنانچه کلوها نہیں جمعیت باغیاں\nبعد از تقدیم نمودن تو بہ نامہا ے امضا شدہ مجبوری دو\nاوردن قران مجید چون از جذبات تدافعی عساکر ما اطمینان\nیافتہ فارغ البال شدند اند خود را یک قوم مطیع و وفادار\nبشار داده اند ه علی الفور رخصت را غنیمت شمرده د\nاذیت عساکر برعلیه عساکر، بکر و خدعه و فریب دارانوز\nبرخلاف توقع آیا مذهبی تو بہ را مراعات نمودز (نعوذ با\nبشنگ عزت قرآن شریف را نموده بمراعات و معاہدا\nواکرام و انعام حکومت نظر نکرده بر عساکر ما حملہ ہاے بیقو\nمتواتر و متوالی نمودہ اند لے انجاء نقصاناتیکہ کا\nعائد برای ما عائد آمده تماماً از همین نقطه بود که عساکران\nمیدان خدایے قوانین عسکری با چون مسالمت و الغار\nو در دلیشرف قرآن پاک و باطمینان حصول تو به نامها\nو مراعات و انعامای که با این قوم بے عہد احسان\nفراموش نموده اند و از طرف آنها مسلمین شده اتقان\nبمنظور عزت و احترام مجرب در پذیرائی و توطئه فراز\nدستیل دهی نشان کوشیده اند.\n\nدر شماره آینده\nصورت مصاحبه اشرار با عساکری و در ایستیک نامور * ہے\nو مل سوری - با مذاکره اوردن بر لشکر و عرض آن باریلویا\nجو اسے قبلوی ادت افغان نسبت شورش سمت جنوب\nو صورت عمومی قطعی اجابت سنگان و اعلان جہاد *\nدیگر خبراے مسرت بخش مندرج *\nپر خوانندگان مقطور باشد\n-- * --"}
{"book": "adl0717", "page": 6, "text": "ماره (٢) جلد\nجریدهٔ حقیقت کابل\n\nنخستین سپاسگذاری میرعلی محمد خان مرحوم از مهمند و ملحق شدنش در هنگامهٔ باغیان\n\nمهمند- اِلم از قبیلهٔ درزاند- ٢ رنگته ٣ طوله ٤ کویزی ٥ اکووم درشون ٦ ایضه ٧ خویشتزکا موکو اشتها سره- ٨ اورموز ٩ حزلانی- شمّهٔ از قبیلهٔ سید که در اعطا بکو موصولاً مسکونات قبیلهٔ مهمند مرقوم شد که یک پناه گزین افغانی (عبدالکریم) نامی در محلّیست که از مقام چمکنی و حالت شمالیهٔ اکنون افغان مسافرین بخوبی وسعت جنوبیه معلوم میشود که درین تا رگیها یکتّجّار افغانی با ارادت و آزادان جنگلی و سرگشتان جنوبی ملحق شده اند- حکومت افغانیه صفحهٔ زمستان مخالفانه بوده- در هنگام تعارف خودش بمیر شبقدر صفوف مصلّی میکنند- بتیکه راپورت موجّهات عمده و این افراط بخرد طوریکه کجیده توانند- پس نسبت بثبوت این شقایق یکّه شبقدر افغان عاق قویّاً با عبدالکریم مذکور سرکنگ سرک در امیر محمد یعقوبخان را متّهم گسسته‌خیده ستا از چنین جاوید (صورتی) ندکور تولد یافته است- در آداب مجروح و سن رشته چون رفتار و کردارش بر خلاف مقرّرات عقلاً و آداب رسوم افغانیت بود- و همواره والد امجد شخص را سیر میگمانید موجبات خشنودی و رضا پدر را فراهم نمیدارده و برعکس از او عادات بیدرد خاردار داشت- امیر محمد شبقدر سلیمان مرحوم از او با شارهٔ اظهار ملال و عقدهٔ از انمیکرد که او را بنفی بلوس از خشماء عاق کرد که لا ارمی جمع جنایات و مماشات حسنه را مرکز نا داده و ساقترا بکار دیده- از تمام احیانات خاندان و نسلی معدوم سخن مقبول لا ابلالی امیر محمد یعقوبخان مرحوم بیدارد تا دم ذوات نعمت بعبدالکریم میگفت که این بچّه یک مرد نهایت فضول و بیهوده داءت نمک خاندان و ملت خدارا بموزجهالت و تزییّت خاندانی داد.\n\nبعد ازینکه عبدالکریم مذکور را امیر مقوّر از نزد خود بدر کرد- چون صنایع یک جوان بیکار و یک شخص لا اوبالی که قد هجده سال دو ده‌سال غیور را نداشت از من رو ایجدای وی (٨٠) روپیا بجهار طور تخمینه مجلس شد و کیهان شام عبدالکریم مذکور در حصهٔ رحمت الله در حین در به پهلوی دشنارگی و پله گردی را شغال تخلص بارهٔ نمک چاکر حکومت انگلیس آمده بود- تا اینکه در سنه ١٨٩١م در از میر شهید بخیبر گرفته از نحو حکومت کلیدان مجری غار نشس یافته مخته تا امر\n\nمقدمت مرشد لودر کاوه سیه را در اطلاع کامل داشته و میخراشد موزونشکه مورد وی را اولاد سندی کشته و از آماده و شاقانه مورد وضع آورده آگاه در کوستانه ساتین- بدرے کرد.\nاظهارات خیانت کارانهٔ مخفیانه بضابط شبقدر عبدالکریم و اینکه او بخیبر بکار و خدمت تلاوت و تحفه قتدران و بزرگترین علاء الدین جوانی کار باجرا می‌تمّاً بآنتوا میگردید و بدون اخبار و عمدهت غایبین دراً مورو د فابت بیقوم زاد ورتاند- اکنون یار اجیار دایر عهده سیقه جون حکومت انگریز این سفلهٔ بیکار شرعی الطوری بچه خود که در کابل او رادک الاصل این خرد سالان نایف به غفلت اطفالانه المریحه اظهار کند که انگلیس با اقوال بیگاه که این مرد بارگر در را از نقطهٔ حکومت بخیر از فرار شده رفت.\nسُرای (عجنگل) و حیثیت گیراوراً ن احقار معلوم است بمطاوت شکل قابل برین دو جزء در بگیرد امیر محمد یعقوبخان در شر شبقدر قرار رکع و خیان حقّ شدن خود را با افغان دستند- کلّاًم مسّاً قشنده و پیش مدعاء رأی و افکار خود نرا نسبت بهیچده قانون آن تماماً و نرمی و مصالحه و عدم نگرانی حکومت کلّیت فعلاً خنود سید بریم خفیه پرّورین موضوع را اضامه خود پیواو اورده بروز اخلاطاً محلی بموافق اینها دارو که آباد آنها خطّ به حکومت مبعوثو خوّند چالند نمائید، اریزاکر بسیار عبا بر زرد بنا شقّاً در تا داشته حق است پادشاه نو را محبت کارانه را با افغانها بعمل میروناند یا آن مرد متّ را بمرآت مقدرات موجّه به حکومت دیگر ذخیره بنمائیز-\nاظهار وفورِ محبّت انگریز در افغانها آنروز رو بسلو آمده لی‌القطر انگلیس واش قلندرن این خرد بنده نگاچدنه اثرات دلتات کنت بیضه و مزبور بدار و حراش در سر حدّ افغانه در خطّ حالم شبقاً تمدد بخود رقم می‌آید:- از جنبه‌ایست که خود دود انگیریز سر اکر و بریب امبر محمد یعقوبخان مرحوم معرّفی میکند در منطقه ناحیه دست مجاهد خفیه سدر در رقبهٔ دیگه رثا استود جودیم- تا اینکه تا زمان جرسپایج انگلیس غیر ا در سفارت انگلیب مقیم کابل نایت یک بپر تاسفاً توجّهی آن دادر وضعیّه را تا سطح حتّی متوقف آن نما نیز برا تواریخ محکوم نظر بآمزش تا ز ا ارسال داشته اند.\nسیاست قلابی عبدالکریم ببرمان یا عبدالکریم مذکور عدهائیده خود در خاک غبانا د با قسمت افغانشار نموده- در حین سوء بحالت- از مروّت و محمیّت الی وظایفه امان او در مواقع سخت"}
{"book": "adl0717", "page": 7, "text": "شماره (۲) جلد ۱\nجریده حقیقت کابل\nشنبه ۲۰ اسد\n\nکوئی اکمال چند مبلور روپیه دارم. و مزید سعادت جانی و مالی برایم از طرف\nانگلیس وعده شده است که بعد از حصول جمعیت بغاوت داده میشود.\nبجهت این ما نمیتوانیم تصدیق معاهدت و طرفدار انگلیز را باملک کریم\nمذکور قرارا خوان خود ض نمائیم. همچنین تصور نمیکنیم که وی خدمتی با افغانستان\nنماید مگر محقق است که وجود این شخص در خاک سرحد اتیانداست و برای\nآن یک مشت عاجزانه خود را که از خود حرکت و اراده نداشته حسب الطار\nدلیرا امارده اعدا دین سلام کار مینمایند. خواهد گشت.\nافغانی و ملت افغانیت بعبدالکریم درین موقع اگر چه لازم\nمدانست که نسبت بدین «عبدالکریم» نام و نار و امتحانام میر\nمحمد یعقوب خان مرحوم تمام افکار و آرا اعزه و عمائد و کلانشوند ننگاهار و سرود\nآن و عموم مملکت افغانی و بیانات تاریخی را قلم بند نمائیم. لکن بمحض نحوه\nطوالت ما بر بیانیه خا بیره مرد عاقل که در موقع اجتماع اعزه کابل و غیره\nدر وزارت حرب پیشکاسردار اعلی آقای عبدالغزیزخان کیل حربیه دی\nوالات ترجمه در تباه سمت جنوبی و معروفت آن کفما سکسیم. که بعد از تنبیه\nامراء و عبدالکریم و در تارا ماسکی دفعه بیک جدت فوق العاده از\nبیرون شد و محققاً ذیل را اجرا دکرد) که از طرف عموم تائید شد و\nبر شخص عبدالکریم » و بر تمام امارت امیر مغفور عموماً تنقید نمود و اظهار\nامتنان و تشکر شما را از شانان با ابد افغانستان نموده اند که : امات\nافغانستاکرام یک فرزندار شد و صالح ، امیر محمد یعقوب خان ، مرحوم را\nبدین او واشب سراغ ندارد. و در برائتائیکه در محیط کفر و راز\nدیگران نشو و نما نموده اعتبار و اعتمادی مینمائیم . سلنا اگر چنانچه یک\nعبدالکریم ، در صالح و خلف الصدق شدید امیر محو یعقوب باشند و\nحرکات و سکنات و عقاید و رفتار و کردارش چنان شما با شایله\nسیا و بیداری با ایجا است. تابه چون خود امیر مغفور بر با افغانستان نیجز\nاز یکه او را دو چار تهلکه و طعنه دشمنان داخله و خارجه کرده دیگر\nخدمتی نموده است . که ما از اولاد و نشان در سر زمین سلامات\nاعاشه و زندگانی کر در امید داشته باشیم - نه تنها ما سغلا از حیات\nو سادات جیله عضرت عبدالها ، والد ، اعلیحضرت شعاب مسعود\nعرف ور بادج الطافها يطلبته محمد یعقوب خان بی خود شکر دستم\nبھی نا شہر ملوک مرصد افغانستان مورد انجلان کا مابدی عظوات\nبا هو القات و تکمیل اراداه پیامد شما نانه که در را در آورد\nملتان مدار در دو اقابل خوله و ماریاب اسموات دورایی وی\nایا کہ ملکت را بگار آورده و سیار نیش را در زر باشه دارید\nخاینین ستمت جنوبی و سینه با در آغاز داده ناگوار جمعیت بیات\nبا اینکه در ابتدا بلباس مذهبی و تأیید مساس اسلامی جلوه افکن شده بود.\nآیا بلکه عموم ملت افغانستان چون شریعت پرور و سلام دوستی و سلام\nو عقیده راسخ مذهبی با اعلیحضرت غاز را علی العیان می پنداشتیم . این خواند\nرا بجز از دسیسه مکر و خدعه دشمنا سلام و افغانستا د یک خیال با زی\nو نفاق انگیزی معاندان دیگر چیزی گمان نمیکردیم - اما اکنون که رفت\nعموم در نظامات دولتی و تعدیل و تصویب مقوانین ضعیفه مندرجه ان خیل\nماندراج مسائل مقننی به قویه نظمیه که دیدجون دشمنان خود در برین کا\nو مرده گفت و شنید خود ها را مجدا بدن و ا طر ح د گرد و نقشه خودت\nدر میان افکنده میخواهند که افغا نستان را از شاهراه ترقی و تعالی گر دانهای س\nدر بین ملت شق اسقاوت و نفاق را میفکنند.\nبغاوت کر منگل سکوی بیا را از ملت انغا انا بناید عموم ملت افخان\nو رعا یا صادق افغانستا را بر بیدخیره سو و سفیده چشم مشکلی ، و جدران ها کار\nو بالا خر را کمون و سمت جنوبی قیاس باید کرد چه اوراق تاریخ شار\nمدعا است کبراز همین طوائف را با نواع مذلت و اقسام خوارتی در جلدا\nمسکن مالک محمد دال و مقهور نموده و حتی در رمان مظله شای\nدر هر دو مراتبه که منگل علم بغاوت را بلند کرد و بود از دست مبارک جوی\nبه بسیار سهولت بشاهراه سلامیت شتافتند. در زما نه امیر شهیدام\nسراج الملة والدین نیز بست همین ملت چنگود بدایت موجو ایراد\nشقاوت باز آمدند . اکنون هم اگر ذات همایو نے مریکہ\nبطرفدار ہے منگل و اصلاحصلاح شان دست تعرض مقطعه با که\nنکنند. ہمار نا که بسیارہ زودی دیده خواهد شد که با انہا رہے\nو سداد آورده مجدداً طوق اطاعت حکومت امانیه را زیب گر د فنی ایر\nشان خواهیم کرد و با بسیار رسوایی و تباه بر بادی آن شقیا را به شمار\nاسفل السافلین سوق خواهیم داد .\nخونهان\nورود شیل الاء و مشرو حیات امیر نقصد سردین و بیوی جو\nمرحومه از هر قطه گردیده شود بی حسد دانش اره ای امینی نمار زمین من\nتنهام ساجه و بر می و برد و با که حکومت اما یه بدین فرع قواعد کی دی دبرا\nنال نارد و اق و اجازه بکار بادر خواست ، فر و خر روائی\nواشرف بیوکر ده و الصور ، مکر تمام نقاط نور من را خلاص لاتی\nآگاه و مردان غافل پیامد است پیغام منو در ایران با سلامی\nو هر جانداردند الفاتر جو استار داد یہ اعداد دین و وود شاد\nو جنگل بیرق بید نگه که با شهدار از موضع خبره ها شتاد و مقاصد کردی"}
{"book": "adl0717", "page": 8, "text": "قواعد و ضوابط\nبدون از ایام تعطیل در هفته یک روز\nدارالسلطنه کابل در مطبعه ماشین خانه\nمحروسه افغانستان طبع گردیده بکلیه\nممالک ارسال میگردد. امور تحریریه\nبنام نگارنده حقیقت در کابل رسانده\nومقالات باامضائ دادار مجانی\nمیشود و اختیار در اندراج و عدم اندر\nآن آزاد است وجه اشتراک بتوسط\nخزائن دولتی از هرجا که با در یافت میشود\nنگارنده (میرهاشم بچنگی)\n\nنرخ اشتراک\nتفصیل مقامات قیمت در کابل \nماها سالیا\nدارالسلطنه کابل ۵ ۹\nداخلیه افغانستان ۷ ۱۱\nممالک خارجه ۱۵ -\nدر تما[م] سفرا ۱۱ ۲۰\n\nقیمت یکشماره آن تکپاهی است\nبرای سادات وعلما وطلبۀ مکاتب\nمنصفۀ قیمت معاف است\nمکتوبهای بی نامونشان انداخت\nدر ایگان تقدیم میشود بها و در جراید-\nشرق مخصوصا اخبار اسلام خواهستائم\n\nسراج\nحقیقت\n۱۳۰۳\n\nجلد اول کابل چهارشنبه ۲۹ برج اسد ۱۳۰۳ شمسی مطابق ۱۸ محرم الحرام ۱۳۴۳ قمر شماره ۲\n\nجوش خروش طلبۀ کلان سال مکاتب دارالسلطنه بسر کوبی جمعیت باغیه\nعرض بحضور ملوکانه- جواب حضور شمولیت طلبۀ عسکر آرزو رفتن بجنگ- جوا[ن] زار مجیدیه\n\nاز چندیست که در طلبۀ مکاتب یکنوع جوش و خروشی فوق العادۀ\nنسبت بقلع و قمع جمعیت بغات و بیلیت اشرار وفنا رسدن بوبی\nمرئی است و عموماً طلبۀ نوجوان البدء عسکریه را زیب تن کنند[؟] بر علیه\nدشمنان دین و ملت و مملکت افغانستان عصبانی بحدی بنظر آمد\nخونهای شان جوش و تمایلی آنها در موج وغلیان است - هر روز\nجوق جوق بوزارت حربیه عظمیاً احضار شده بکمال عجز و نیاز خواهش\nتعین خدمات خود ها بانتهاء جدت و فعالیت همی نمایند- و خود شان\nخوانیه و براهین مخلصه نسبت بملت و عساکر در امثال این مواقع بر[ا]\nایفای خدمات و امتثال اوامر اعلیحضرت غازی پیشتروی حق میدانند\nدر ین ضمن باید که ما از ان سرخوشی ها و اظهار فداکاریهای طلبۀ وطن\nعزیز ما بحضور قهرمان افغانستان الغازی امیرامان الله خان ابراز\nنموده اند و در اثران و روزاست حقیقتاً و مجموعاً آمده اظهار\nآمادگی شانرا بهمه گونه خدمات دین محمدی و سربازی\n\nو وطن خواهی جهد انشان دا بعر عرق اسلامیه تا واقعات\nتمام افراد وطن عزیز ما بحرکت آورده یک گردش وجنبش حرارتی\nدر حیات ملت افغانی ازین وضعیت بآ[و]رق[؟] اسناد وحرکات\nخوشا[؟] ملت و مملکت و وطن خواهی بوجود آورده اند باید\nصرف نظر نموده اگر نتوانیم در وضع اصلی و خاکه حقیقی آن بایشان\nواقعی عرفانی را چنانچه لازم است قلم بند کنیم باید که از تذکران پا\nو چهره سرسری ان برائت ذمه خویش اشارتی را بخط\nوصفحه را بدیه نمائیم بروز شنبه (۲۵) اسد طلبۀ کلا[ن] سال\nمکاتب شهر عزیز ما بواسطه جناب فخامت مآب آقای\nفیض محمد خان وزیر معارف بحضور اعلیحضرت غازی شرفیاب\nبعد از ایفاً مراسم تعظیم و تکریم شاهانه عموماً بیکشتة جديت عفو[؟]\nعرض و استدعا شکر بکیمن خود شان با عساکرقوم ملت\nدر سلاسر کوبی و بکیر[؟] و بدار رسانیدن آن اشرار جمعیت\nباغی های سمت جنوبی نموده ضمناً محمد سرور نام طالب العلم صنف ق[؟]"}
{"book": "adl0717", "page": 9, "text": "(۲)\nشماره (۴) جلد اول - جریدهٔ حقیقت کابل چهار شنبه ۲۹ سرطان\n\nیک همجهدی بحضور انور پادشاهی بعرض رسانید : -\nچون ما طلبا از آغاز سلطنت امانیه تا هنوز بهرگونه شفقت و نوازش\nخسروانه نائل، و، تمام مرام و مکارم شاهانه مخصوصاً براکرام ما ولایت\nمنافع اخروی و دنیوی ما شامل است که ما بهیچ زبان از ادای\nشکران آن برآمده نمیتوانیم از آنجا که درین آوان خبر سرکشی اشرار\nسمت جنوبی و الحاق شدن عبد الکریم نام فراری با آنها بشنودم\nو آوازه مخالفت و سرکوبی آن جمعیت اشرار از هر گوشه و کنار\nمملکت عزیز بخوش از زبان عموم افراد ملت بخویش سمع می می‌رسیم\nچون اولاد معارف تماماً خود ما را فدائی اسلام و طن و شخص اعلیحضرت\nمی‌انگاریم بسیار مشتاق و آرزومندیم که خونها پاک خود را باشتراک\nاعلیحضرت در خدمات اسلام و مملکت باش و خاک بیالائیم\nازین رو یگانه آرزوی ما همین است که واست شاهانه ما را هم\nبحر خدمتی که درین فرصت و همین موقع در خور ما اخلاص کیشان\nدر خود شهر و یا در اطراف دار السلطنه و یا در مرکز بغاوت با\nما را ممتاز و سرفراز فرموده درباره انجام این مسئول دعا تمام\nاین مقصود برما یک غره شرف و مفخرت تاریخی را روا دارند!\nسپس از آن جناب میر صاحب با غیرت مامورین وزارت\nمعارف معروض داشت که من از طرف وزارت معارف\nوکالة و از جانب خویش اصالته عرض میدارم که ما اولادا\nکه پرورش یافته دست معارف پر دست اعلیحضرت هستیم همه\nدرست و ماموریت دولت خود نائل می باشیم\nیگانه آرزوی ما یان همین است که ما را نیز موقع\nخدمت فدا کاری و سربازی را درین واقعه سرکشی سمت جنو\nعطا و ارزانی فرمایند که برای قلع و قمع طائفه اشرار بجهت\nعساکر غیور دولت و سربازان ملت متفقاً و متحداً بر علیه آن\nدشمنان اسلامیت و ملت خویش داخل محار به شویم\nتا که فداکاری و جان نثاری که نتیجه عالیه و خانی و طن مقدس\nافغانی ماست از دست ما خونریز منصه ظهور آید\nدر جواب شان اعلیحضرت با کلمات از حد متین با ایراد فرمودند\nکه مطالب عمده ان اجمالاً اینست :-\nازین حسیات اسلامپناه و جذبات وطنخواهانه شما نور\nچشمان عزیزم تشکر میکنم و از خداوند همیشه برآمان غربت\n\nو مفخرت دایم بن را خواستارم معامله سمت جنوبی بیما\nمعلوم است که اولاً بصورت یک مسئله مذهبی و علمی صو\nپروری و شریعت خواهی از طرف چند ملاکهاہل نامے جان\nاقوام افغانستان که مشکل جدران است بمنصه ظهور رسید\nهر چند که آنها را از اظهار افکارشان معززانه خواستم افکار کرده\nو در شرارت خود افزوده درین قدر مدت موجبات (\nنمودن اینقدر قوای عسکریه و آلات حربی ما را در سمت جب\nبهزار مکر و فریب فراهم آورده باعث تضیع اوقات میکرد\nشدند بعد از ملک این دسائل ضعیفه و مروجه شرعیه را که درو\nبمخالفت خویش تمسک گرفته بودند از طرف علمای کرام پا\nلویه جرگه از نظامات دولتی خارج و بجای آن مسائل قومی داد\nحنفی داخل شد فوراً چون قصد شان حتمی سلطانی کشی و تباهی پا\nبملکی درین ملت افغانی بود و بنار تحریک دشمنان این مکان\nکار روائی میکردند و در مسئله طرفداری منافقتانه هم تنظ\nو حمایت خادمانه شریعت که انرا آله پیشیره مقاصد شخصیه سانی\nتقویت افکار نامرضیه خویش در اول قرار داده بودند ندان\nماندند و درین وقت حسرت و ندامت بسروقت آن مید\nعبد الکریم نامی که خودش را پسر امیر محمد یعقوبخان مرحوم معرفی سرا\nرسید فوراً این اشخاص نادان بدو روینش او جمع ش با نره\nمخالفت را با افغانستان نهاده نه تنها بر علیه حکومت بکه بجای\nاست و خربنده بیچاره اینر اشینات بیفرمانه و کوده که مینه\nمرعی داشته دست استعده دبازه را که طبعاً بآنها ار اس\nو قصب المحی شد و میتواند والحق گشته اند، تقطیح را ده گاه و ذرات\nاطراف دو بدست و در جائی که از عسکر و در بار مصاح\nآن اندک با غیر مسلح میباشند حمله و اقدام گروه نه تنها در کار از\nبه یواقع نهبیه و اموال آنها درا تو میکنند بلکه در هتک عزت فرمود\nآل و عیال آنها نیز کوتاهی نمیکند از آنجا که آن جماعہ اشرا شما را\nبمقابله عساکر ما نمی آیند و قوه سلطه خود را برابر ا برای افتخان\nمی انگار ندارین رو در قصبها و قریه جات بنالی در قبول\nبازی را نهاده اند لہذا بر تمام اہالی اطراف قرب و امتیاز\nکه آنها بر الذات در حفاظت خود کوتاهی نکنند چنان اسلحه\nو مقابله اشرار بر به سامان و آلاست حربیه که بکارانه ماندید\n\nبجای باهای و باقی و طاهر سر بدار کی محکوم شدید پر سقطر باطنا نهار برد هم و اسمم از الله توفیق الکامل در در شد ستمسرا برای توسل به منم مجاور گشت"}
{"book": "adl0717", "page": 10, "text": "( ۳ )\nشماره (۴) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل چهارشنبه (۲۶) اسد\n\nآمدیم و در سلك قبولیت عرض التجا و تمنا چون این گزارش شفا او لامر\nمعارف تاجگر گوشهای طرا بصدق و صواب چنگ می زنیم و این\nاستدعای امان را بنو تر یقین داریم که از صمیم قلب ان مرد زکره د از\nمعارف که شها را برای فعالیتی ضرورت آن عود\nدار السلطنه ی افتد قبول کنم (کفهای شادمانی)\n\n(زنده باد اعلیحضرت معارف پرور غازی)\n\nبعد ازان عموم طلبه از حضور شاهانه مرخص در قرار گاه نظامی آمده\nبکمال شوق و ذوق البسه نظامی را زیب تن نموده بیک جدیت\nو فعالیت فوق العاده بوزارت تربیه خلما و شجعاً آمده\nپیشگاه وزارت تعقد بند احترام گردیده انتظار رسم تعظیم\nو احتمال او امر حضرت عالی وکیل صاحب وزارت حربیه را بدل\nمی پروراند تا اینکه وکیل صاحب در قلب صفوف این طلبه\nمکاتب انبه موقع نمود نام طلبه که فعلا بصورت یک قطعه شکر\nمنتظم بنظر می آمدند رسم تعظیم شانه عسکرات ايفا، نموده فرنجا\nکه جمعی از طلبه بكر را مسرور داشت که ازین قدمدانی در امر محترم\nذات اعلیحضرت غازی بکمال تشکر و امتنان خودمان را اظهار\nمیداریم که ما را بصنف جلیل عسکری شمول بحد مات قدسیه\nسربازی افتخار بخشیده لباس حربی ما را زیب تن ما فرمودند اکون\nباز به نهایت عجز و انکسار عرض میکنیم و جنابعالی را تکلیف\nمیدهیم که خدمت و تکلیف انقلابیکا ندیلی که قلباً خواستاریم\nکه پیشتر از همه افراد عسکر و ملت خونیش خود را در خد مات\nاسلامیت و ملت و مملکت خویش قربان فدا کنیم مرخص\nفرمائید تا برای تعمیل آن بسر و جان بکوشیم جناب عالی وکیل\nصاحب به از حسیات و مخرابان و خامات اسلامیت\nکاران این طلبه مکاتب کمال خرمی و خرسندی را اظهار کنان\nفرمودند که فعلا شما بهمین خدمت داخله شهر که ذات شهریاری\nشما را بدان افتخار بخشیده است حاضر باشید و متعاقباً اگر ضرورت\nافتند حتما و لزوماً ما این خواهشات فداکارانه و عراضن جدیدانه تا\nقبول میکنیم و شما را بهر کدام خدمتی که بدان رغبت نمائید شرف\nامتیازی دهیم (کفها شادمانی و دعا بطوالت عمر و دوام سلطنت\nاعلیحضرت غازی) بعد عموم طلبه رسم تعظیم اد ا کنان بنجوش خر د شوق\nمانند دیگران اهالی بطرف شو کا نظامی پیوسته چنانچو جمعیت فرما شدند\n\nتنها “ حقیقت ” و جمیع افراد عسکر از شکر\nبلکه عموم ملت مسکنه مملکت ازین حسیات\nاسلامیت پروری و وطنخواهی و ملت دوستی طلبه مکاتب و اقتضا\nوزارات معارف اظهار امتنان شکرشان را از کنان این مکرد\nذات معارف سمات آقای فیض محمد خان وزیر معارف و وکیلایمین و روساء\nو مدیران سرکاتبان عموم طلبه تبعه وزارت جلیله معارف را خرم و خوشنودیم\nکه در یک آن واحد بیکه سرعت صاعقه امحا تقریباً سه هزار تن از سربازان\nفدا را شجاعا الحقيقه وطن پروران واقعی در میدان صداقت امتحان\nابنا بمرکز خدمت حاضر داشته موجبات سرور و فکری و خرسندی\nدوستان افغانستان را فراهم نموده دشمن با اسلام وافغانستان رابرین عجب\nافکنده بیشتر حسیات اسلامیت و وطنیت و ملیت و عروق\nو شرائین ملت و مسکنه مملکت به محرک بهیجان آورده شکر که عصا\nو دیگر مامورین و مستخدمین وزارت معارف هر روزه علاوه بر انفا\nامرآت ضروریه وزارت بلباس عسکریه در مقر نظامی جہاد فی\nعسکری بکمال شوق مسرت و خرمی رفته بحدمات مفوضه لشکری کمال\nبذل هت همی نمایند و طلبه صادق و ملنجوان لایق مکاتب بازودی\nبکمال خرسندی و دلچسپی ایفاء طائف عسکری شان همی نمایند !\n\nسپاهیهای متواتر اشرار از دست عساکر جرار\n\nنبرأ که مسلما مایه اسباب تسلی بحجت آور و مسرت افزاست زیرا\nاز تمام آن اطلاعات چنان معلوم میشود در سر تا سر خطه بغاوت\nعساکر مظفر و بر آثار دست پیشه گان انقلا، امات جانی مالی کمتری\nبهم رسیده است تفصیلات در اینباره گرازه و حاد مستیابات\nقلمبند میکنیم\n\nتشکر و امتنان از حسیات شازه اور چمشی\n\nنامه نگار موقر ما از وزارت خارجیه ما را اطلاع بخشوده است\nکه جناب شازه افرد ولت متجا یه جرمنی متعینه پای تخت افغانی\nبحضور وکیل صاحب زارت خارجیه آمده اظهار نمود که شخص فی\nو تمام متحدین امانی که در خاک سلطنت افغانیه مقیم اند بتوسط شما بوزار\nجلیله دار به عرض میرسانیم که در کدام قسمتی برای حکومت مزو به\nو یا فروش سرداران مزید افت تمام فرمایند المانی مقیم افغانستان حاضریم که"}
{"book": "adl0717", "page": 11, "text": "(۴)\n\nشماره (۴) جلد اول جریده حقیقت کابل چهارشنبه ۲۹ \n\nتفنگ را بدوش گرفته مانند یکنفر افغانی وطن خواه بجهاد جنگ شامل شده تا دم اخرین محق جهت حفظ شان و شرف حکومت افغانستان بجنگیم ،،\nهمچنان وزارت جلیله خارجیه از ین حسیا همدردانه و اطمینان و فاکارانه شازاده صاحب مزبور و دیگر مستخدین المانی در خاک افغانی اظهار تشکر نموده است و سفارت عربیه نیز ازینها اظهار امتنان میکند وه وشان دائمی میدهد که به انقطاع و ارتفاع این شورش عادی و معمولی تمام کردیت افغانی بکال جدیت و پا فشاری حاضر ندولت ابدالمر بر یک نظر نیک مینا خواهند شد [یاد داشت ۱- از طرف سفارت عالیه ترکیه داتائ غیر رسیه نیز یکمین گر مجوشی بابل آمده است که تفصیلات آن بعد الوصولی نشر خواهد شد] \n\nهمدردی اهل هنود سمت جنوبی عساکر افغانی\n\nنامه نگار موقر ما ازارد و گاه خوست راقم است که نظر باین جمعیت مسلمان اسلامیات اهل هنود و مردماوی این اطراف و اکناف با عساکر اسلامیه افغانی بانهایت همدردی و و فاکارانه است – چنانچه در بعضی اوقاتی که موقتا سلسله وصول ارزاق و معاشات و دیگر لواز اتسکر یه بواسطه قطع سلسله راه عبور و مرور از طرف متمردین مقطع و مسدود میگردد ضروریات و لوازات قشونی را مردمان اهل هنود انجا بکمال خرمی و طیب خاطر برای فوج ما هم میرسانیدند و اگر اندکی تعطیل و درنگ از طرف عسکر در اخدارزا و وجوه نقدی و شیا ے سلمی بهم میرسید علی الفور جندہ ہاے اتحا بگمان جزع و فزع نزد منصبدار بزرگی عسکر می آمده مجد دا انها را دعوت با خذ ضروریات و تام لوازمات شان داده صادقانه اظهار می نمودند که اگر اعلیحضرت معظم غازی پرده نوازی نموده پروری نموده تمام اخراجات و مصارفات عساکر سمت جنوبی تا زمان اختتام این واقعه از \n\nاهل هنود مقیم سمت جنوبی قبول فرمایند نه بوخر و شرف اگر بر قوامد ان شکر ما جنوب برانگیز بیکران مسجود از زحمات و فاکیشی و پرستی خود با عساکر ما پرداخته اند ما انرا از مال بصدت مزیدار قبول کرده ایم و وجوه شبای مأخوذه شما را واپس بدانها میرسانیم – لکن از جذبات شاد مانه و حبابی که نسبت لعساکر افغانی و علیحضرت معظم از راه اهل هنود سمت جنوبی مینمایند با اظهار خوشنودی تشکر می کنیم\n” حقیقت ،، نیز از همدردی و وفاکیشی که درین تا ہے آن اطراف مسرور بوده ازین جذبات شان اظهار امتنان نموده میگوید که دوران شر و نزد یکان دور همین معنی دارد -\n\nتشکر و امتنان از جذبات و حشیات .. تمام ممالک افغانستان ،،\n\nان عرائض و همدردی و اظهارات محبباند در دآمادی که از تمام ممالک افغانی مانندا قندار و سمت مشرقی و ترکستان و قطغن و فراه و میمنه و ولایت کابل و غیره نقاط افغانی نسبت باش شمولیت شان و سر کوبی طوائف است با هر بر شکل و حاضر بودن شان برای همه گونه امداد و اعانت در بسملہ فروانشاندن شورش این اشرار دائماً بمتعالیہ فرمائشات اعلیحضرت معظم غازے محمد افغان شان اکید اسا بحضور همایونی و یا بوزارت جلیل داخله مروث رسیده - لمان نظر تشکر و امتنان و پایمگری کامل جذبات اسلامیست کارانه و حسیات شاه پسندانه محبیت کارانه تنها وزارت حصرہ  اظهار خرمی و خرسندی دارد بلکه ذات اعلیحضرت را از صفات شانانه که عموم شان سرور است و عرایجی که مکرراً اداکین دولت و ملت و روح مملکت دعای مزید پر و سوگند . را بپای آنها در راه خدمات اسلام و دین خنده بعدار را و اولو الامر غازی شان خواستار است [مشر د ست] ان مطلب بیک حاسی که انجام مقاصد مجلل می رساند و در شان ام"}
{"book": "adl0717", "page": 12, "text": "قواعد و ضوابط\nبدون ایام تعطیل روزهای چهاشنبه\nدارالسلطنه یکروز بعد نشر و شانزده\nدیگر حصص افغانستان و ممالک خارجه\nفقط در هر پست ارسال میگردد.\nامور تحریریه تماما بنام نگارنده\nدر کابل ارسال و مکاتبات در صدر\nاز اداره دایر نمیشود و اشیار در اداره\nسیراج\nحقیقت\nو عدم انتشار آن اراده است وجه اشترا\nبتوسط خزاین دولتی از همه جا قبض\nدریافت میشود\nنگارنده (برهان الدین کشککی)\n\nشرح اشتراك\nتفصیل مقامات کابل ششماهه\nروپیه کابلی سالیانه\nدارالسلطنه\nداخل افغان\nممالک خارجه\nوزرا و سفراء ۵ ۹\n۷ ۱۱\n۸ ۱۵\n۱۱ ۳۰\nقیمت یکشماره این گنجشای هشت پیه است و اساتید\nو علما و طلبه مکاتب مسامحه قیمت معاف است\nاشتراکیها در امور نگارش نصحت و طرقان مستقیم\nمبارا جراید شرقی مخصوصا اخبارات\nاسلامی اختیار خواستار ست.\nچهارشنبه ۱۳ سنبله\n\nجلد اول کابل شنبه (۱) برج سنبله ۱۳۰۳ شمسی مطابق (۲۱) محرم الحرام ۱۳۴۲ قمر شماره هفدهم\n\nخبر با مختصره نسبت بمنطقه با تیم\n\nبعضی قریجات و قبیله قبایلیکه ابتداء از جهالت تمیحاد\nتسعیر اشرار متمرد شده بودند اکنون چون دست غارت\nاشرار بر چنگال و جان و ناموس انها در از شد محله کاملاً\nمخالفت اغاز و بقرارگاهای نظامی با امده بر آمد انها اشرار از\nحکومت محلی بیدل گرفته کامیا بانه بآنها می جنگند.\nاقواما تیکه نسبت به تا راج شدن بعضی قبایل قبا یل سرخاب\nشایعه سرز شنیده میشد از راپور نهایی موثقه مجدده\nعسکری کاملا دروغ ثابت شده است.\nاکثر از باغیان بکمال الحاج و زاری مکرراً عرايض\nمعافی خواستن شانرا از حکومت و بذل مراحم شفقت مجدانه\nاعلیحضرت را نسبت به مال و حجا و عزت شان خواستارند\nاز انجا که کرماً عنان شرار نقض عهد و توبه و عدم اینک\nقسم و سوگند دیده شده درین مراتب حکومت تدقیق\nمیورزد بعد از اطمینان تحقیق ثوب بامها شانرا می پذیرد.\nبیتر دسته ای معاند و جمعیت با نقضه از\n\nمساعیات آقا ی غلام نبی خان با هم متحد و متفق ہو نگذاری\nملت و حکومت افغانیه مهیا و آماده اند اہالی التصور و\nوالیجان زیاده تر از بیانات جناب معظم حضرت محمد عمیر\nصاحب اقای شاه ولیخان براه صلاح شناختن لاف\nپشتیبانی و مددگاری حکومت را بمکان رده اند.\nیک دامنه از شرار مرو در از رود و نبدی و گزره\nو دیگر افاغنه ختیک بین تفکیک بافتنه چند شب پیشتر در مخور\nشب بالایے خوشی حمله کرده اند گنده با خذشان بخوبی\nشده نا کامیاب گریخته از طرف شرار چهار تن مقتول و عدد\nمجروح و از اهلی قریه یک تن مجروح شده است.\nیک قسمی از اهالی الجگان مردم بیلد که بی قرار تمغیانا و\nراهنمائی آقای شاه ولیخان براه رست و سلیم گرائیده\nمجدداً آرزوی مراعات و مواسات حکومت خوستار\nشده اند.\nاز کوشش ہاے جمیلہ آقا معظم غلام محمد خان وزیر داخلہ\nو جناب محترم محمد عمر خان لواء تر و آقای عالیینها گل را جیر خان\nمدیر عمومی پولیس در سر تاسر غزنین و اطراف و نواحی آن\nحسنیات محالفانه نسبت به باغیان سمت جنوبی مرئی و نمایان"}
{"book": "adl0717", "page": 13, "text": "شماره (۵) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه اول سنبله\nبالاتفاق عما قریب حمله کوشمالی و سرکوبی آن هم باعی غربی فرازی سمت جنوبی خواهند شد.\nیکجا از انتظامات بیداخل و مساعیات جمیله آقای اجل امجد فخر حضرت علی احمد خان ایکٹ کاسی ملکی اسبق در تمام\nاطراف و اکناف سمت محت تماما قوام و طوائف جدران را به کوبی و گوشمالی بیغایت با غی سمت جنوبی اظهار آمادگی و تیاره\nداشته بعد از اجازه همایونی کمال چالاکی در اطفای این نایره فساد اندوزی موفق خواهند گشت.\n\nپذیرائی و گرم جوشی عموم ملت و اراکین دولت بتقریب ورود نمایندگان عساکر فاتح باغی سمت جنوبی\n\nحکومت متبوعه ما که در سرتاسر افغانستان او امن امان\nبرافراشته و از عدالت و فصل رسیده مخصوصاً از همت همت\nگمان قیمات پادشاه افضل عظم ما علیحضرت امیرامان الله خان\nاست که با همه گونه فدا کاری در پای خیر و بهبود را برا\nسکنه حقه مملکت افغان مفتوح گردانده علاوه بر محاسن\nحمیده و خصال عجیبه که دارند خاصته خادم نوازی و ترحم\nدلی و انصاف شعاری شایان جرا ته والعمل از بدیهیات\nو مسلمات است. عساکر ظفر اثر افغانی با چون از مدتی\nدر سمت جنوبی در ایفا خدمات شاقله با رفعالیت و حما\nگذاری را نموده از ستا الاها و گزارشات عموما فرا و لکت\nافغانی نسبت بشکر ظفر یا تر و بغاوت سمت جنوبی اطلاع\nبدستد. و مجردین علت از اوضاع حقیقی و جریانا و اقعیات\nسرزمین باغی معلومات درستی را بدست نداشته انداعلیحضرت\nمعظم غازی جهت رفع این حجاب دائمی و دادن معلومات حقیقی\nو تبادل افکار و حسیات واقعی در بین افراد ملکی و نظامی گرنیک\nو سر قطعه و سرنقطه سمت جنوبی یک عده از سربازان را\nبنامه نمایندگان عسکر فاتح و شجاع افغانی با ایطاعته کابل\nفرمودند که پایراضی و قدر شناسی شما از طرف حکومت و\nاہالی به ترتیب ذیل اجرا گردیده است:\nدر روز فیروز شنبه ۲۸ اسد اهالی دارالسلطنه از گوش\nو کنار بر استقمال این سربازان افتخار اطراف و نواحی\nوزارت حربیه با افراد نظامی و صاحب منصبان قشونی کرد\nآمده بودند ضمناً طلبه و مامورین وزارت معارف با دیر\nد رایت بکیمر خود با آقای فیض محمد خان بس جناب عسکری نیز حاضر\nو منتظر بوده جمل گلها در دست خود با برآهوالی نمودن\n\nبگردن نمایندگان عسکر موصوف گرفته بودند تا اینکه سر عسکر\nپئے ۲ آوانز عراده موتر با اخبار و اطلاع آمدین نمایندگان\nعرض والتجا کرده عموم به تو باجه با واز بلند با ره گراین تا ر ویز\nو فیروز فریاد میکشیدند سپس غ - ج - س -۱- آقا عبد الله خنان\nوکیل صاحب جهت سابقه جنابان ملکی و نظامی در میانه شده و ار\nقسم وزارت حربیه از اندرون برآمده نطق آتیه را بیاید ید:\nنطق وکیل صاحب جبیه:- برادران خستگی و\nدلاور فاتح من! این کامیابی و فتح شما را تبریک میگویم !\nشجاعت و مظفریت شما امروز وزارت حربیه و مضافلمات\nافغانستان و مرد کابل و نواحی آن که اکثر آنها باستقبال عسکری\nدر پنجا حاضر ند عموما بر خود میبالند و پیش شما اظهار تشکر می کنند وجر\nخدا را شکر میگوئیم که الحمد لله همه ما و شما مسلمان هستیم و مجردن شد\nمیدانیم که در قرآن عظیم بیش خبر داده شده بی اذا جاء تحنده\nاجلهم لا يتاخرون ساعة ولا يستقدمون عارف\nتا زمانیکه وقت مقرره و مدت معینه نرسد مرگ نمیر سد کسی عود\nوقتیکه آن مدت بسر رسید یک لحظه تغیر و تبدیل نمیشود انسان از\nبیخ بزرگ دیوار سارن یا آب غرق کشتن بمرد را چه که بر عمال شت\nهر شخص خلق مظهر شام می میرد. لاکن اینچنین مردن که در معرض میری\nخدمت اسلام و دین و مملکت با یک چنان مرگ با شرف ارحان کر\nکه در ان رستگاری آخرت و نیکنامی دنیاست برادرا که بان کی\nمردن و سردادن درین راه موجبا خوشنودی خدا وندامه و مادر و طا\nفراهم آورده بقرار آیه قرآنی این شهیدان راه دین سلک میگوید:\nمرده گفته نمیشوند بلکه زنده جاوید اند لهذا بر شما عسکر و کمد دارا\nالفرض لازم است که در راه اعلای کلمته الله و محافظه ناموس دین و\nمطهر و وطن مقدس و حفظ حقوق ملت و دولت خوان هو کا علم و\n\nتموم شب را آن برادر آور در مساجد و دیگر بیرم اساسا با کرد دم کابل عله قیام تمام طایفه دار ند و اسن با شما را تا وقت وحیات شیام به هم مکیده بر می کشمار ابطریق نقد میگاند چناچه در بر کابل عبد المجید بادار بر وقت کر\nلازم دیده علیه مجود شد و ما دیو یک ساقی بروید و در خیابان شهدا کا بلا تا بود میکنید )علاوه بر طایفه های برسومکن) بعهده دولت شیر ابتی بحال عفت و حرمت بزردار و کعبه اله حکم متوسط میگان او شانرا نو صت نمود (تحصیل معارفم)"}
{"book": "adl0717", "page": 14, "text": "سنبله شماره (٥) جلد اول جریده حقيقة كابل سنبله اول سنبله\nبسیار شوق فدا کند. دعامیکنیم که خداوند اوستاد تمام اهل اسلام\nدر کمال بهمین مرگ اشرف بمیراند تا در آخرت نیز براه رسول الله سرفراز\nو تبار و درین جهان هم با بصحفه تاریخ سربازان یادگار ماند و از خدا\nخود چنان آرزو داریم که بما توفیق را رفیق کناد تا چند حصه اگر\nبرای ملت و مملکت و اسلامیت خویش انجام دهیم که بوات\nآن رضای خدا و رسول و خوشنودی اولی الامر غازی بے\nخود را حاصل کنیم. باقی ای عساکر فاتح این برادران\nعسکری و ملکی تانرا که درینجا حاضر می بینید بخاطر استقبال\nنهایتاده اند و بنا برین فیروزی تان از جبین هر کدام انها\nآثار فرحت و بشاشت ظاهر است حال میگرید پادشاه\nبرادر عسکر من تان حمائل گلی را که قبلاً برای شما ترتیب\nداده اند می اندازند و این خدمت و سپاس تانرا\nبپاس تقدیر و تحسین میکنند و دعا میکنیم که الهی فاتح و منصورآ\nبجمله عسکر و ملت افغانان زنده باد قهرمان دلیران افغانان\n(نعره های تائید عسکر) غازی ولی عهد شه زنده باد\nآمان الله خان بعد از ان بلجنه معارف که بپاس\nال شهانه عسکر همی طبیی در قطار دیگر برادران عسکری خویش ایستاده\nبکو میگینا بودند و حمیل گلها را با خود داشتند از قطار های آشپزون\nنحو بیرون شده گلها را در گردن برادران خود از و عسکریین خون\nآویختند درین اثنا آقای محمد اکرم خان مدیر ماشین\nها معارف بیانات ذیل را ایراد نمود : -\nنیت عسکر غیور افغان ! وکالتاً از طرف وزارت معارف\nود ملکیه اصالتاً از طرف خویشین این فتح و فیروزی تا نرا مبارکباد میگویم\nکه بر اینه بکمال مسرت و گرمجوشی شما نمایند های عسکریه را پذیر آوستها\nن که در اردوی عزیزهم بی خوش امدی که خوش مراد آمد نست.\nشرف برادر جان گرامی فدای مقدمت بی باز این فتوحات جنگاران\nاو را تم تراز آن یک عده از راه شریعت گرفته و جناب پادشاه عبد را بلاشبها\nو رسول، ده و مادر وطن از خود خضر و بیزار نموده بعلی اورده اید، و وزارت\nن سلام یکے میگوید. و می بیند که امروز مابل علم دست تصدیق بشما برادران\nعسکر میخواند و مقدار روزگار آن نبرد بخانان زده و لباس عسکری بیا\nحفظ وطن گردانیده اند بجررسنه باشید که با ریختن قطره آخر خون خود ا\nخود فریق بلاکا علم و ہنر و جوانان کاراز دین و بنیا با غیرت در راہ\nاعلا کلمة الله و دوستی پادشاه شریعت پناه خود با انحاز علحضرت امیر امان الله\nبکمال ثبات و استقامت باشما گوش بگوش و کتف بکتف و باز و باز و ایستاده و\nباستيصال خائنین دین و دولت و ملت و ناخن زنان ترقی و تعالی این مرز\nکثیر المنفعت (یعنی خاکپاک وطن عزیز تا افغانستا) پافشاری میکند و میترا نے\nباقی میگوئیم :- زنده قهرمان نژاد سلف عموم ہراتی با وقع با بر محمد عساکر\nافغانتا ! بعد از ان مجلته داخل قصه شده و هم منصبدار نظامی از حصه دو کل\nصاحب گرفته انکر کسران تامها سرویسهارا بموضعو بوته نام شانداد را عوض\nمیگرفتند بعد سرہانا موضعو دیگر حضار جو کیہ آخونہ را میگرفتد بعضی با منفق\nگردیدند در ین هنگام در حصه الیه اغتموم بالمأمور و معارف و حضرت پادشاسه\nو دیگرانغوه از در در آمد و حصه عالی میر محمد ہاشم خانہ میر ما لیہ نطق آمینہ به بیاد\nاز اظهار جان مرکه و فداکاریهای شما برادران و دیگر هم قطارا عسکری نیا\nنه تنها وزارت مالیہ بلکہ تمام ملت ممنون است. وشکر یہ موقعیاتی را که شما شمشیر نها\nبرادران افغانان حاصل شده بدرگاه خدا شاکر بد و امیدوار شمار او را\nعسکری بپیروی علحضرت در حفظ ناموس اسلام و مملکت کوشید و قد\nافغانان بمانید - رجا میکنم که دیگر نفاقی در بین اهالی افغانستا بپودر\nو این برادران عاصی ما را خداوند هدایت کنید - تا ما و شما و آنها متفقاء کا\nکلمة الله بکوشیم بے پسپل زاوج کیل صاحبی فیر موزنده وزارت حربی یه با من\nخدمتی نموده انا ازین قدر دانشها براد را تشکر میکند . وامید دارد که فیرویا\nعلحضرت فتوحات نمایانی براه عالم اسلام از دست عساکر افغانستا بمنصة\nشهود آید تا رضا خدا و رسول و پادشاه خود را حاصل کنیم بمباعث\nجناب مل وکیل صاحب میشم حضار مخاطب کنان فرمودند: چون وتا\nجهانها میخواهند که این سریا نتا مجدانی را ملاقاتند تنها خود م با این عساء\nغیور بسرمای حضور می ستائیم بعد انا سر بانا موضعو و حضرت وکیل صاحب\nبقصه دلکتا رفتند چون ذات سپهریار در وصول این گربه حصه جنو مطلع شدند\nعلی الفور از قصر بیرون شده او لا انعام اسم شا اسلامیه موزیک بجا آورده\nپس ازان ذات ملوکانه فرمودند :-\nحوصله افزائی علحضرت غازی\nبسر بازان شجاع افغانی\nالحمد لله که شما فرزندانم بیجا نیم میبیم با ز الحمد لله که مظفر و کامیا بیسید\nاز خداوند میخواهم که در مقابل دشمنان خلقی خونین که دشمنان با بیتر دینای\nبمقابل این کسانیکه بغیر از آبادی و بهبود و خیر خواه شان مدا میدارند کوشنی\nنکرده ام و همواره بر علیه ما کار میکنند، و بمقابل دشمنان داخلی و خارجی دم"}
{"book": "adl0717", "page": 15, "text": "شماره (۵) جلد اول جریده حقیقت کابل شب اول سنبله ۱۲۹۸\nسر عدو و وطن را بمشت باید کوفت\nچو آب خون عدو را باید کشید ببر\n\nبانتقام هما تا قیام باید کرد قیام سخت پی این ظلام باید کرد\nبانتقام توان کرد تیره بخت عدو برین مرام مقدس قیام باید کرد\nسر عدو و وطن را بمشت باید کوفت بخاک تیره تن آن لئام باید کرد\nچو اجنبی خودی هر دو دشمن وطنند بگویمت که شروع از کدام باید کرد\nروان پاک نیاکان بدفع دشمن ملک بانتقام کنون شادکام باید کرد\nقسم بذات خدا بر عدو شمن بد همه تعیش و عشرت حرام باید کرد\nبرای حمله ستوران بگی گسسته بامر شرع خدا را لجام باید کرد\nچو آب خون عدو بایدت کشید بر کدوی کله دشمن چو جام باید کرد\nگروه زشت اجانب بدین خورا بکلمه تعصب تمام باید کرد\nهر انکه سربره ملک داد دهست شهید بر آن ذوات گرامی سلام باید کرد\nبراه دین وطن تنگے نام باید چه ام ازین دو مرتبه برتر مقام باید کرد\nبرای رونق اسلام محو کردن کفر قیام خون خور مالا کلام باید کرد\nکجاست مهدی دجال کش تمیم که در رکاب جنابش قیام باید کرد"}
{"book": "adl0717", "page": 16, "text": "شرح اشتراک\n\nتفصیل مقاما قیمت بروپيه کابلی\n٦ماهه ساليانه\nدارالسلطنۀ کابل ۵ ۹\nداخله افغانستان ۷ ۱۱\nممالک خارجه ۸ ۱۵\nوزرا و سفراء ۱۱ ۲۰\n\nمحل شرکت: از وزراء و علما و طلبه\nمفت:- در تمام مقاما و بخانه های\nتبادل:- احرار تبادله و شرفی\nقیمت یکشماره شما در هرکس گرفته\n\nحقیقت\nح ۱۳۰۳\n\nقواعد ضوابط\n\nاین اخبار غیر از ایام تعطیل کابل\nیکروز بعد نشر میشود و هرگز مقالات بدست\nمنظماً ارسال میگردد\nامور تحریریه به نگارنده حقیقت\nارسال و مقالات با امضاء در اداره مانده\nجریده در اخراج و اصلاح\nو عدم انتشارش مجاز است\nاشتراک بتوسط دیرا\nدولتی بیجور نقدی از چانجا\nدریافت میشود\n\nجلد اول کابل شنبه (۳) برج سنبله ۱۳۰۳ شمسی مطابق (۲۳) محرم الحرام ۱۳۴۲ قمری شماره (۲)\n\nپروش احوال پی اعلحضرت معظم غازیعا عساکر سمت جنوبی\n\nیکی از نامه‌نگاران محترم از محاذ جنگ اطلاع بخشیده است\nکه این مرتبه دو معنی است که اعلحضرت معظم غازی از فرط\nشفقت گستری و عسکر پروری خویش در عرج (۸) اقا\nشیر احمد خان رئیس عمومی شوری دولت وکیل وزارت خارجه\nمحض جهت احوال پرسی و اخذ معلومات صحیحه و گذارشات\nواقعی لشکر و لوازمات محاذ جنگ روانه میکنند\nاگر چه شحن بیناست که کوائف کوچ وشبها عسکر ظفر پیکر\nو نوازشات شهر یار موقر خودمان را که درین هرد و مرتبه\nبه وقوع پیوسته اند برای تفریح طبیعت ناظرین\nقلمبند نمائیم اما چون مقصد و مال هرد و واقعه تقریباً\nیکسان است و نیز خوف از طوالت مضمون که موجب\nملال ناظرین است کرده میشود تنها بذکر اجمالی گذارشات\nاحوال پرسی از تبوله و زمین پرداخته میشود\n\nبروز چهارشنبه (۳۰) اسد آقای شیر احمد خان رئیس صاحب\nرئیس شوری دولت وکیل وزارت خارجه بمعیت\n\nجناب وزیر صاحب معارف و دوستن دیگر از قرار\nمعارف که کمالاً البدعۀ عسکری رساله انشائی وا زیب\nتن نموده بمهزانه بحیثیت سربازان در موتر اخذه موقع نموده\nبودند و از محاذ جنگ شدند چون منصبداران نظامات\nو عساکر افغانی از ورود شان بواسطه تیلیفون قبلاً مطلع\nبودند محض احترام پیام احوال پرسی شهریار غازی\nو پذیرائی حضرت رئیس صاحب چند قطعه\nپیشتر از وصول ، و شان صفوف احترام\nشانرا بیک صورت قابل دید بیک\nطول عرض بعید مقابل یک امتداد داده سریا انتظام استماع\nپیام شفقت التیام همایونی دور و در رئیس صاحب از اهای دادها\nتا انکه حضرت رئیس صاحب بساعت (۹) سولا حجه تر از کابل حرکت\nنموده بود بساعت (۱۱) بقطعه عسکر قیام و پذیرایی او انطریق انقی\nبسیار فصیح و بلیغ پیام مرحمت انجام همایونی را در مطالب عمده ای صورت\nموقه مینگر در گوش هته آموش بيا نصرت انتصار رسانیدند"}
{"book": "adl0717", "page": 17, "text": "شماره (٦) جلد اول جريده حقيقت کابل دو شنبه\n\nاعليحضرت معظم غازى با ان تفقد از احوال و گذارشات\nشما فرزندان غيور و عساکر جسور غافل نیست و همواره از فدا\nو فدا کاری ها که شما اولاد با حمیت وطن در راه حفاظت دین\nمقدس اسلام و نگهداشت نام و ناموس ملت و مملکت خود\nدر بجا آورید اواخر عصر غازی نماند معظم خویش مینمایند بآب\nخورند بود د آرزوئی موفقیت و کامیابی شما مزید تانرا از درگاه\nرب العزت مسئلت دارد و این عاد د خود را مخصوصاً احوال گير\nو رفع نمود شکایت تا مکن گردشته باشد از کابل بحضور شما فرستاده\n( علما دعائگویان عموم)\nبعد از اینکه حضرت عالی عرض ما در این نطق خویش تکمیل نمود\nآن قرار قوی ایمارفت فراغت یافتند یک نفر عسکری خطاب\nسپاه ان بر آمده با الفاظ نهایت دلاورانه و عبارات جذبیانه\nیک مغلط شجاعت مشحونی را معروض داشت که خلاصه ان اینست:-\nما عسکریان هیچ بدان زبان نمیتوانیم که اداء شکرانه این\nاعليحضرت معظم غازی خود ا نما بنمایم و بهر قدر که که از زیر بار\nاحسان این شهیر را محبوب القلوب افغانستان بر ائیم و ده تا هنوز\nتوانستایم که خدمتی را برای سلامت دولت و مملکت و ذات\nستوده صفات علیحضرت خویش از قوه بفعل جا دهم. با وجود این\nکم خدمتی و شر مساری که از تردد و امثال این مراحم و مکارم\nشا هاند را بمقابل این شیاء صداقت کارانه و خدمات اخلاص\nکیشانه خویش مینگرد. مجز از نیکه در دعاء طوالت عمر و تشیید ارکان\nسلطنت اعليحضرت افزوده تا زمانی در ابقا او امر و فرمایشات\nشاهانه بکمال فعالیت و جدیت بکوشد که قطرات آخرین خون\nخود را در رکاب اعلیحضرت غازی خود بر ساحه با نماند ارزد می کنم\nبعده از طرف منصبدار بزرگ تشکر قوماندانه لويي سلامي -\nاعطا شده تما ما با تفاسلا می کلان شهر یار غازی پرداخته از شیخ\nخوشی عسکری و محفل گذارشات سقف واطاقها جهت\nکمال گر مخوشی و د عا گویئ علیحضرت به حفر غاز خاتمه پذیرند\nآقای رئیس احدیث احکام طهر و ریاده بمسجد ارگ که\nانجا صرف و قا نموده بالاخره بعد از اخذ عهد شرعا ولوازمات\nعسکر می بجا رسانیدن جذبات شکر می واظهار اخلاص\n\nو فاکتی عالم عسکرى بحضور همایونی عزیمت فرما کال\nبروز پنجشنبه حضرت و معالی جث و زارت\nضروريات و لوازمات و نظریات خویش را در\nپیشکا حضرت غا آقای عبد العزیز خا وکیل حربی\nصفحه تکمیل و ترتیب نقصا نا و تصور نظر با آن نمود\nحقیقت:- تا ما و هر کرسی خاص ملکی از بین نما\nدراجح گوناگون اعليحضرت غازي خويش که نسبت بعالم عسا\nو کا مخصوصه خر بی وجو نمود مٹی مکر نا بندہ شار نا خوش\nبمایند و هنگامیکه حضور جامع النور خوانے یک میلی را فرسادها\nخواه نا و ضرور باشا میشوند دست بد عا بوده بد رگا\nدر همه حالت خدا با قوی توفیق به مددگارت خدا\nعيادت احوال پرستی شاه خانی صحتا\nروز چهار شنبه (۲۰) اسد بتخدر ها محت مآب کر امنه\nعالیه شاخا نه صما صیه در غضہ گرامی ( که جب باد واد و مہم تنه\nعسکری طرف حکومت تفصییح حاصل نها در ست\nمنظر دقیقه از دقائق علاج و دو ا داد و غندار سائد\nو شومی جراها و دادن شفا خانه فرد گذا نشود) با لذات\nخویش تشریف فرما شد و از فرط شفقت و مرحمت و الطان\nمعتوه د سر با را افغانی دارند و مکر ر اور محاذ مدافعه و محا\nبا نواعطايا واقسام نوا د تش ملنا د شیر فرموده بعبادہ\nو شيريني و لمر برای آنها اسباب مقاصد آلامشه پر محرمی\nبالفا با دلا بد و کلمار حت او بد لا حوال پر ضانوا نموده و آره\nدلواجیبی که در درگاه بالجلیل میگان با این فتاد جوانا\nو مفرحیت بشاره داده ضمناً از رضا مند و خرسند اعلی\nحکمت را نده و بر گونه فرمایش نقد و جنسی که بکار شحنه\nو ما عاله شانه تحسین فله معطر بادگی خویش برای انها نتا\nاظهار گرد ا م نمود، که عرض سحر در تا و احتیاجات نهران مه\nدر خواب رطرف مجروه این نها و گرجوشی باز آستانه\nاگر با قلمند نمودن عهده ارزان صرف قرطاس طس می نمودی خوانم\nبا مام آن موفق نمیشویم اما من بادرو اخبار با بافتنا\nخلوص این که مجرد انجام این کار پر شفقت و مرحمت"}
{"book": "adl0717", "page": 18, "text": "شماره (۲) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ۳ سنبله\n\nشاه خانم صاحب یکروح نامه کیفیت نداره درین جسامیز\nوا حال مجروح این مجروحین و میه رضا به یک عطفی دعاگوئی ادلیوا\nسرور و عزمی خانه را از امثال این همه عواطف ابها وغمخواریهای\nاعلیحضرت معظم غازی واین ماده شفقت گستر معنوی خودیا\nتنه نموده تماماً اظهار داشتند که ما بجز ازین امر که بعد از\nاند مال جراحات خویش و باره در خدمات اسلام و ملک و\nشخص اعلیحضرت خویش جانها ی خود مان فداکنیم و با مکرر را مجروح\nبعد از صحت باز سربازی نمائیم هم وغم دیگر بیج مرا و قتصمد\nارزوی نداریم -\nنیز موقر ما مینویسند که بعد از اختتام اینکلی اور کوششهای\nحضرت شاه خانم برآ عموم مجروحین ومرضمان یک یک شال\nروپیه و یک یک رومال قیمتی با تخفه کلان بر آب حصی زنان\nالبسه وعمده از انها را دیگر اشیاء بطور یادگار عطاومر\nنموده بعد از اظهار شفقت و مرحمتها مزید و استماع دعا گویها\nبسیار از محروحین واپس عودت نموده اند -\nحقیقت : ازین همدردی و شفقت گستری و عسکر\nپروری حضرت مخدره عصمت وعفت شاه خانم صا\nنهایت شکور و ممنون بوده از طرف عموم افراد عسگری در بیا\nلمی محضور لامع الاشفاق شان دعا گو یا نه جبین گذار حق دایرتید\nعمار دار جان تو تب فردا باد + حمای غزه جل ناصر و حمید محمد باد\nکام با ص الا خیمت خندان و + سیر لطف تو آرام در رمندمن\nطیاره افغانیه کابل رسید !\nچنانچه وعده شده بود و در شماره چهارم خویش بشارت ورود\nچهار باب هوائی را بحد تا ناظرین محترم خود مانی که نموده بودیم بروز جمعه\nساعت پنج ۲ دو طیاره خریداری اختصاص با مخدر هم خاق\nدر قضا کابل نمودار شده در چمن حبیبیه واش بوط نمودند - بعضی\nاز افراد عسکری جمعیت کثیری از مردم تماشائی موقعه فرود آمدنها یاری\nچا شت حمه تما شا حاضر بوده ضمناً عده ارا کا بر دولت و اعضاات\nنیز کاشا آن نظاره شادمانه داشته بعد از وقفه حضرت اعلاحتا\nعبد العزیز خان وکیل حبیبیه بر یک طیاره از چمن نوجده واش بطر و تند\n\nانجا به هوا پرواز نموده در فضا شهر و چخاک و چهار آسیاد چهارده\nو پغمان دوره کنان در ظران ۱۵ دقیقه پسعود نمودند درین هور\nاز طرف عوام بسیار اظهار ترین بمنویت شاه پسند پدیرانیهای\nو گر جو شهای بیشماری در وجدان خطه نا خریداری حکومت بوط خویش\nنموده بدعا گو شهای مزید اعلیحضرت غازی خود بخر داشتند -\nامتنان از جذبات کلیه ی گران افغان\nقارئین محترم از شواسیه وقه ند که از صفوف متحدہ اقوام غیر واحد\nتمام حکومت ها و علا قه دارین ها و ولایات ، ایالات و حکومتها اعلى لحراك\nواكناف خطه افغانیه اظهار مکنونه های کار بیقاہالی و طلا نسبیت\nبر کوئی جمعیت ہائی سحت جنوبی عرائض عاسه طامعرا حکشره\nهم رسید که اخبار حقیقت بعد از دعا مزید به حقیقیت انظمام\nنسان قبلاً اظہار متونیت نموده است\nامانه یه که از ان جمله شهار فدا کار با کوی واقوال کا یکر و ار استلطه\nو محضر مجاز ملقب به آباد الانا د کالکستان ما شیفخاره ومجوس شیر پور\nبر ابعین بها منحه نامین محترم خود را اطلاع بهم میرسانیم\nبا نشیبه با مقابل این رخی و تباه کارین کی جمعیت عصیت رستان\nار سلطنه افغانیه و اعضا و الما استان نموده اند که این عظام دراسته\nفرصت را معرض عرائض بیشمار وا ستد عامط السبار و معافه الگی\nار جذبات حقیقی که جوشیده اسلامی شان مسرور نمائیم : -\nبخاک جواهراسا شهر بار شریعت پرور عدالت گستر معظم قاطریل\n(تمام کا ریکر ان مای پخت افغانسان بعرض میرسانند که چون عصیقی\nبعض جهال سمت جنوبی را اغوا کرده است که از احکام حکومت این\nمیکنند تا مطلع ولت با مینو است که گراین بعد خود با لکلیه\nبلکه نصیحت پدرانه کوشش با دکر و ند که پند شوند، نشد\nاز انحاکه در ین مدس ۲ سال زیر اداره حکومت خود ستین بودیه\nکه اقسام نیکونی از حکومت خود دیده ایم و ما نیز صادقانه اطاعت\nکرده ایم حقوق دولت و ملت و ، وطن بیاد است که وای\nالتحقوق در موقع انحمان فدا کردن است باسن ذات علیه پیر\nغازی ملاقه چین اداره حکومت استقلال افغانستان از شیر گیر\nهست و غیرت خود برآیا گرفتند کیک موکارائینی سانی خواهید"}
{"book": "adl0717", "page": 19, "text": "شماره (۶) مجلد اول جريده حقيقت کابل دوشنبه ۳ سنبله\nمعارف افغانستان بطی زیاد ترقی و وسعت دادن چنانچه بخود\nو اطفال ما از نادانی و جهالت بعلم رفعت نایل شده اند چنان\nکه در ماء مسألة حج ترقی با وجود خود گرفته اند خیلی زیاد است\nو حقوق شان با بسیار چون بعضی برادران شجاعت رفته\nاند و از چنان خدمت مقدس حال محروم مانده اند\nکمال شوق التجا میکنم که بخدمت تأثیر و انا از حقوق دو طن\nو ملت و دولت خود سرافراز شویم تا در راه حفاظت ۲\nجانفشانی کرده طوطن انت و اسلامیت است بجا کنیم\nشکست فاحش اشرار در راغک ناین\nاز طریق نامه نگار مخصوصاً که ۲۴ اسد بر آنصدأ\nبدرگاه بوا اطلاع رسیده بود که یک جمعیت بزرگی از مرحومان\nبفوج نشان بموداغ ادمت ایام از طرف غربی و د فانسیا\nو کوبا بنمانه جنگی که در گنبد آلا تپته واقع است در نقاره خانها\nمحافظ مجمع آورده اند. لهذا از طرف نفری جهت معلومات قوه\nاشرار و نقطه تعرض محلی مدافعه شان فرستاده شدیم از طرف\nدیگر در قوا نظامی و سهکات و ترقبات عسگری کوشیدند\nدیگوم افراد بود که حمله شرار تنها در بار خیز اریتن هست بلکه برای\nعسکری عده شانرا سه هزار نفر که دو هزار شان تفنگ مسلح و کمترا\nشان بربا و سیلا بها داشتند نشان میداد – به ۲۷ اسد از نظار\nفوق شرار ماندک ندک غار غربا بنماده بخواستند که از توپ عسکری\nغنایم عالی شده متعاقباً اگر خود را غالب دیدند قیا مجوم بر\nشهر بگذاردند، لکن شرت بها داخله و لوانشر عبا د جمعی خمد خان ملکا\nصاحب حکیم خان اندلا در ترتیبات و تضیفات قوا عسکری در\nبا الاحصار و بدنمائی و متعاقباً در قلعه جنگی که آلا زیارت بهلول\nهست کوشیده و برآنعساکر هدایت دادند که بمقابله اشرار گان\nغیرتاً توپ تفنگ بجواب تفنگ تا متواتریکه از انها بعمل میای\nبمانند و قوت خود را باند از حیان نمایند که بسیار اندک است\nتادلاور شده پیشتر آمده خوبتر لقمۀ توپ عد و گوشت کوه میلا\nگردند چنانچه درین روز فر تا از حد زبأ از طرف چا در\nجریان داشت و از سنگها تا عسکری گاه گاه پیکان می کردند\nچنانکه تا شام با اینکه گله با اشدار کاملاً شهریه اسود اب\nرسمی دیگری مجروح نشده از شرار بیست تن مقتول بسیار مروح\nبه ۲۸ اسد با خروج طلوا گرفته شد اشرار در قلعه جنگی تپته نظاری\nو قلعه سردار خاور یار علی لا رضا و برد و خانها دشت بین رو رو\nو در د تا کندا بله گرفته بدانند که قو عسکری کمرو غد شر ا را زاد\nاست بمتصد ارا چنان صویفیه که البته عساکر باندر وجبا و\nحصار و بد بنمانه بخطر وا مده محاربه او یکے معرکہ د و صه تجھے\nافزایه جاره سواره و پیاده دیگری محترم خداروف نافعا\nو حسی محمد باشم بنما و محمد صابن و اسد نشان کندکتر با نعرض بحر\nبر شما را سیر خارج شوند، لهذا در حکمیه تپه فقره ق برآمد در\nص، آقا کل احمد کیا بن محل مدیر ری، زکیر آقا تولند با ته وه\nاز قلعه خوانی برآمده با عساکر شامل شدند و لو اسر محمد عمر شاوی\nغرض سر در صف هیچکام با آلا حصا ارتقا شد معیکه نفری فوجی در\nخراجه اقبال ضا کر ندیکا نے بیرت و سیند از طرف جمعیت اشرار\nفوق که قبلو در اینجا بر آنو دستکر کرده بودند بر عساکر فریبا بعمل آمده\nاز طرف عسکر نیز مدافعه انها کا ناً توپ تفنگ پرتا شد و عسکر بخاری\nمنصور ، مجنداً آن شجاعت و همت مردانه خداروف خافر\nو احمد بن قا کمد کتر محمل د این خلوص و بقاؤ تصرف شد ترانوں\nمفاده غافلگیر آبیش داده بعد از زدوخورد و ادا بر نقیصه فتح و آورد\nاز انحاء دشت تپه و بدامنه کوہ کہ ملجاً اشرار بود قهر تا مریمه نویش\nنموده بالاخر بعد از هفت شا. ساعت (۳) بود که شکست خلو\nبرنصیب کا آمده مجده غفیری مقتول و جمعیت کثیر را مجروح و و ری\nبسیار را داده فرار کردند، آن جمعیت بزرگ شرار که در ایا\nونيا و على الارضا پناه برده بود بعد از خر فعالیت و کاره انوا\nصاعقه میر نا وعد دیگر می خا قد میر شخور بزیر مبارد تا توپ نگر\nشدند که تا با از انجا خارج و مجنم داخل و بعضی از انها که فرارا\nبدست آن فوجی با که عشگاه شانرا گرفته بود نداسیر شدند.\nاز انکه عسکر ظفر پیکر در ما تاصادقہ تا ما شا بعد تعاقب شکنہ\nیافتگان پرداخند و تا جائیکہ نظر کا بیکر د اطراف و جوان متحال\nوجود آن ناپاکان پاک کردن حفظا و اعل بالا حصار شد از ظه\nو رسینما داخله بر آنها عسکر و بعضی انعامات نقدی علا وہ پیو\nسنگده که درین شب برآ آنهاترتیب شده بود داده شده من\nچشنگی است مجاند مات این مرسلان بعمل آمده هر جاکه ما نیکه شمیر اظهار فعالیت و لیاقت کرده انعام واکرام مز یا د کرده شد - بیش\nدر ولایت قندہار درین، غامس بصد خروار جو در انبار های سرکاری موجود است.\nحقیقت از قراریکه معلوم میشود عساکر بیدار مغز ما در این غایله محمد ظاهر و در با طر با قوا شجریه محال عوامش و در مقابله شریر کا ن طلاح الدین و سرکر\n- از مراحمات جمیله و اخلاق اسلیه جنا مخدر شاهانه است که در میا سگایشان بجهت تفتیش و طواف مجروحین شفاخانها میرفت -\nسایز اشیا ده قابل احصا نه بسیار مرغوب و خوبی کلان در قندار حاصل میشکه با این شادان تحصیل د نواب بحرین را بغارستان میر ستا۔"}
{"book": "adl0717", "page": 20, "text": "شرح اشتراک\nتفصیل مقاما قیمت بروپیک کابلی\n۶ ماهه سالیانه\nدار السلطنه کابل ۵ ۹\nداخله افغانستان ۷ ۱۱\nممالک خارجه ۸ ۱۵\nوزرا و سفراء ۱۱ ۳۰\n\nقواعد و ضوابط\nاین جریده غیراز ایام تعطیل در کابل که روزی\nنشر میشود و بدیگر مقامات در هرهفت\nفقط ارسال میگردد.\nامور تحریریه نگارنده حقیقت\nارسال و مقالات واصله در اداره مانده\nجریده در اندراج و اصلاح و عدم\nانتشارش ازاد است.\nاشتراک بتوسط خزائن دولتی\nو بدستور نقدی همه جا قبلا دریافت\nمیشود\n\n۱۷\nحقیقت\n۳۰۳\nح\nع\n\nمکاتبه بنام محرر انگیخته کیرد\n\nملازمت : از سادات علماء وطلبه\nمفت: بر اسلام پناه مجانا پیش\nمیشود:- باجرائد اسلامی و شرقی\nقیمت یکشماره : عموما از هرکجا یکپولی\n\nجلد اول کابل چهارشنبه ۸ برج سنبله ۱۳۰۳ شمسی مطابق ۲۵ محرم الحرام ۱۳۴۲ قمری شماره (۷)\n\nبا خدا باش و نگونساز خدا وندان را\nاز طبع جناب میر ولی الله صاحب ایبٹ آبادی از هندار\n\nمهربان است اگر باز را غیار ترسی چون کنی خدمت اسلام زکفار مترس\nدر ره کعبه مقصند چه نشیب و چه فراز رو بمنزل کن و از وادی کهسار مترس\nاز غم خشک و تر بهر مرنجان خود را میل گلشن کن از سرزنش خار مترس\nگر چو مردان خدا گام نهی در ره دین از هلاکت مکن اندیشه از دار مترس\nامتحان تو ازین سیل حوادث غرض است چشم بکشا و ازین فتنه بیدار مترس\nدشمن دین ترا جنت و دوزخ در بکف با ان عشوه بدین جنت و زنار مترس"}
{"book": "adl0717", "page": 21, "text": "شماره ٢٧ جلد اول جریده حقيقة کابل چهارشنبه ۴ سنبله شما\n\nشمع دل است گر از نور هدایت روشن ہرگز از غول بیابان شب تار مترس\nحیله بگزار و بیا روی بمیدان آور تو کہ روئینی از عرصهٔ پیکار مترس\nآخرالامر ز کار تو گشاید گره گرم باش ازین سردی بازار مترس\nبا خدا باش نگون‌ساز خداوندان را تکیه بر عرش زن از چرخ ستمگار مترس\nجو کن جو کہ از جور کسان باز رہى گر تلطف نکند سود ز اضرار مترس\nاینچه می‌بینی طلسمیست بگنج نہان دامن خویش بر آر در کن از مار مترس\nحرف عشق است دگر حرف مکرر دیگر باز گو باز همی خوان ز تکرار مترس\nحق و باطل بہم آویزشے داند ایدل یار حق باش ازین معرکہ زنہار مترس\nپردہ از چہرہ مقصود بیفتد روزی تیر مشتاق ز آهستگی کار مترس\nاز کشاکش مشو آشفتہ و از جور زمان وز جفاکاری این چرخ نگونسار مترس\n\nتردید افواهات بی‌اصل و اقتضات در اطراف انقطاع موقتى سلسله تلفون از جلال آباد بجنگ\n\nدو سه روز پیشتر ازین باز افواهات پریشان کننده\nاز حلقه ہائے خصوصی مردم بازارى بلقین انداز بود تا جائیكہ\nدرصدد تنقید و تحقیق آن اراجیف بذل مقدرت كردم\nتمام آن افواهات را دروغ و بى‌اساس یافته صرف یک\nاساسی او را که انقطاع موقتى سلسله تلفون میانه جلال آباد\nو کابل بود راست یافتیم - درینجا این افواهات بعضى\nاز خیر عموم وطن خواهان صادق الا و كیشان لایق ملت را بشك\nو پریشانی افگنده بود و تصریحات بیان آن سرار مقتضا\nکرد همیشه - اخص به اطلاع بعضى ناظرین خیر اندیش داخله\n\nاین واقعه که فی حد ذاته مهم بود مہم على الفور استیصال منشاء اجتماع\nحکایت میمانیم تا خشنامروم از حقیقت پی برده بامثال این مزخرفان ذیل\nجہال در آتیہ الجہت نداده تضییع اوقات ننمایند و مرجع دیولازم\nپریشانی عموم را تولید نکند.\nروز یکشنبه ۴ سنبله دفعه در سلسله مخابرات تلفونی خللی راه یاف\nآن وگود دیگر تا آباد زیارت حریه خرابی پیوست همین روز مغرض شد\nازینجا اسلحه و خزانه وجهاد دیگر لوازات عسکریتی انجانید . . . بط\nشاه محمود تخفیفاتی که در موقع سنگہ مخابرات بعمل آمده کار . . . کام\nدرین الفاظ بود که اشرار منگی دخمات سر محه مسطور نموده داد ها کلمه تم\n\n(مہراسے سرمست ازواج قرار داد. ستمکار هیچ ندارد نکار با سنگستین خود میسازم گرورق تو سمت و آبروز و تمکین و ارگ توار و بدتر کہ جای ہچنگی و دیگر اطراف و نواحی هیت و مراتب طوماریکہ )"}
{"book": "adl0717", "page": 22, "text": "شماره (۷) جلد اول\nجریده حقیقت کابل\nچهار شنبه ۴ سنبله\n\nمعاقا سدہ تلغراف کرده و بعضی اشیا را نیز از سودین برآورده\nاند. باینم مقطع چند حصه ابتدائی و انتهائی آن مخالف می بود\nبهر تقدیر بعد از وقفه قلیلی خه بجے قا اخمان حضرت عبد القدوسخاں\nاز وزارت حربیه جبالت مآب محمد نعیم خان کند کمشر با یک کندک نمونه\nتوپ بساحب ۲ ظهر حازم بتنگی مذکور گردید تا سلسله مخابرات\nرا سر از نو درست و عثوره واقعات و حالات ننجو بی ارسال دارد\nچنانچه انقطاع سلسله مخابرا در کابل اثرات نا رسایا عالم\nکرده بود هم چنین در محاذ جنگ لوگر ونیز را متصدا القطاع\nتشویشی عائذ گشته هر چند کوشیداند در بدست آوردن کیفیت\nدرست موفق نشده اند بنابرین از طرف نیز باند از دو کندک\nمعیت آقایرحم محمد غوث فاغنه پشتر اشناه کل و دگر بساحت\nاز در عازم صوب بنگی شده اند اما اینکه از حسن اتفاق همین هر دو\nراحی ما که بغرض درست نمودن تلفون اخذ ملاک صحیح سکنه مجابات\nدر کابل و بلوگر و در صدد حرکت بودند، در خود تنگی واقعات\nبهم متصل شده جانبین از وقوعات تازه طرفین مطلع شده آید\nبہر دو مقا مر حیث قام هستند - ازین رو درین تحقیق برآمده\nکه مخالفان شبکه سگسری ما که بغرض تحافظ سنگی در آنجا متعاین میانند\nو با یک آگا میانه با جمعیت هزار در عین حمله آورند آنها برا بد روان\nو جنگیداند چونکی طورش و خره حربیه نبا رو با تمام اورده است\nبا اینکر خودشا تراسیم با شرار می نمودند حفظا و د محافظت فین\nپوشا کوشید از مال خود تورے نبود این شرار حرف نظر نمود اندم\nدون در وقوه غلبه و عساکر\nحق دیداره اند از میگو شد و\nنارد اجتماع و در یانه نزد دیگر مراکز عسکری خویش آمده جایٹی راکه\nهیل آن ذیل مرقوم میگردد ایراد داشته اند :-\nبعد از نصف شب گذشته یکدسته از شرار که متجاوز دو صدع\nو اسند بلام دفعة برتھانہ ما حملا آور شدند، ما نیز بلا فصائل الجو سلام\nدهکانی را باشار وارد کردیم تا زمانیکه کارطوس جماعانه تادیب\nعقوب دور خلوص شود و با امید دست مقاومت بدست گذاشتیم . د.\nداد مدنها بکوشید تها محافظت خود ا نمود تا با جان\nکما مغلوب شد، فرار کردند و صمتها دیگر ما بی خردم و با و جان\nخودا نمود ستمهای دیگرای مابین را اداهای شکری آر میگوشته اند\n\nو انتظاری برند تا ما کمی زراه گذرند بحال و بیحالش بیخبارت برند با تم\nروز شد و انطرت کامل یک موتر لاری ( که د شخون با جناحیها و\nگلوها با روشنی انداز محول بود) بنزد شرار رسید هر چند که آنها اواز داد\nکه موتر پیاده شود لکن موتروان با حمیت بقول انها اهمیت نداد\nموثر رابر میراند. بالاخره از چپ و طرت نامو تر راب د تیر با کشیر\nبعمل آمد و یک نگاه از ان میان باروان که حیات\nاز میزی\nرا فدا ر با تو و بسته باند مورد تیر بر موتر هجوم برده آنها او بدست\nبدست برانده باز با شد قطاع الطریق و چپاولمیان براه رفتوش\nگرفته ان طلا و عهبور و مرور بند مسدود داشتند هر چه در خرابی را و تفوت\nبما بتوانستند بکوشیدند تا اینکه بواسطه کشارا ترین که طرف لوگو\nو کابل مقدرو اخت بودید اطلاع در دیگر تر استد بحمله الفور داب داد\nشد فرار را بر قرار اختیار کر دند. یک نفر مد المعین خود را در بلدہ ما\nو عقب پشت ما پنهان نمودند، بعد از اخذ این معلوما على الفور\nکنار در صدد بیمراه سایه و حفاظیه مروز در در گروه خاک دیگر مقات\nنمود و در بین هور چنگ در بین خت از اسرار بی مدافعت وا از صحه\nدر خود ان هیت تافتند بمی حمید شاندان دیگر لوگر آینها متلفون که\nتقریباً پاینس میل راه تلف شده بود، مقرر شت و تلفونچی ہا با حلقه ہائی کم\nتسلیم با سر بخوبی شمبارند تا بکار الصال بامداد سلسلة تلفونه ارحول\nمخابرات مرکز و لوگر و دگر دوشنا محکم می گویند. چشمه تحصیل این عملیات\nو نگهداشتن راه اندست دبار و با نمان جان کندک که از کابل فر\nبود در اینجا بطور دورة گذاشته شد، پیدا انار خرمرج الموضع حقایق\nو عقور جریانات و وقایع تون مفصلا برهارت جریقه مرکز قطعا لوگر\nباید لله تلفون سطر گفته شد آن قوه که از طرف لوگر آمده بود والبری مقام\nخود عود نمود قوۂ عسکری ابدا از جگی باز تنگی در هیجان بشر د شد ند جمعیت\nکشاور میان باصطلا حیکه دارن اطلاع افتاد شمش مهیا و نزدیک\nدر یک مقامی در و چون یقین حمله محمد و گستری ارینجا اثر ار مغرور\nدر آن مقام مستور بود . با برین مسعین جائی را بطرف آنها متوجه عبور\nاو شاخه بر برگشتی گرفتن آنها از خوف جان باز راه گزیر را در پیش\nانداخته سراسیم میگریختند. وعسکره ما تعاقب نشان می برند آثار نیم\nدر سجا نمر اول ارکشته ها اثر ار لیسه تفصیل بالا انکه در تعاقب شهر\nو میان راه تر بالآخر مقو عسکری کامیا با رجعت کردند با فطلای\n\nچهل و شش میلی بند دیدن اینگونه بیا حت دوام نمیکند\nبنا بر این نطام اسرار تا نا بیله بدست میاید بخوبی نادیده اند با شاد\nکه از جانب کابل مخارج شد تا دهم سنه و نیم با در جبهه\nکه با نجام و ظیفہ خود کامیا و گردیده کابل باز آرد و یکصد در\nاز دو جانب سر در بند مجادلات و نزاع با با جری مجا و مجادلات ."}
{"book": "adl0717", "page": 23, "text": "شماره (۷) جلد اول جریده حقیقت کابل چهار شنبه ۴ سنبله\nاعزام طلبه چینی بمملکت تر کی\nالتنفاذ و اجرا مواد معاهده مزبور سوله تاریخ ۱۷\nجریده سهم اردو روزنامه الاخبار متحد ناقل است که خبر محرم الحرام در ممالک بریطانیا - ایطالیا - جاپان - امر کا\nموصول شگمانی حکایت میکند که مسلمانان محلات سل مشرق پر چین (که معاهده را تصدیق کرده اند) خواهد شد.\nطیا نه بن قصا تر ارسال و آنها باید تعلیم فی حامد تر کیا\nتحصیل نمایند و هم مسلمانان محفظه خطه بخار شان سعی پیکر را نظامنامه اساسی عراق عرب\nاز آنرا که بجاکماند کرد نیز تا خیالی دارند که تعین نمایند. جریده یا ونیر یک مقاله طولانی را در بعضی امور اساسی\nمیگویند که از بین موسسات مسلمانان آنجا مد نظر صد تا که فیابین عراق عرب و بر حفی از مشکلات حکومت انجا سپرد قلم نموده ضمنیا\nمسلمانان صنع حکومت ترکی تعلقه برادر باستانی قایم کرد دو لکن ضمنا میفرماید که نظامنامه اساسی عراق عرب احسبای نعیمان\nحکومت چین مسائل اعمال مسلمانان آنجا را بنظر حسه یی نگیرد و زیر عراقی و دو مرد یگر مشتمل بر ۱۳ ماده مرتب شد\nفتوحات مجاهدین طرابلسی) در معرض قبول و تصویب مجلس ملی عراق آمده متعاقبا از\nاخبارات عربیه نگارند که در ۱۰ ماه گذشته مقام شفازی حکومت در محل اجرا گذارده شده است - لکد چون هستم\nمحفوظ در سال حضر مجار نانکه به هجمه نمای جها د طمع بنزع افواج ایطان نسبت به مرتب شدن نظامنامه اساسی بیچ یک نوع سرد\nپیش آمده و بنا الکی در حجا ما بر سر نقعه آنا دفعات جانی و مالی و دلچسپی شانر الجوا نمیکند و بلک نسبت به نظامنامه اساس\nبخش واقع است . علاوه بر مقتولین طیل و مجرد چین بسیار عساکر معاهده عراق و انگر یز غصه اظهار مسرت مینمودند.\nجنرال بون چون) نیز در حین محار با پلاک کر دیده است. گمان میرود که جعفر پاشا صدر اعظم موجود عراق بنا برکه\nمیگویند که جنرل مبر و رسیمه داشته بود از مانیکه این طرابلیس و ماند کی که بر وجودش مستولی است مستعفی خواهد شد و نمو\nرا در یک یازده رگیمان بلد حتم ابعاد دست مجاهد حنان نخواهم کشید تعیین پاشا قلمدان صدارت را گرفته کابینه وزارت را\nبا وجود یک جنرل مزو و افوج از یک خطر را برا انگرات مرکز با نروحیار تر تین خواهد داد و سانسون افندی که را بر میان وزارت\nدرست می تیکه وقتی برا کا بند با سوار ما در عرصہ من بسانی را مالیه که بود خواهد ماند نسبت یاسین پاشا که میکنه وی در مجلس\nمخردار ده بود ار می نقد افواجش جهت میدان جهنم و خودش مقتولین دانشور و سیاستدان است از مدتی مردم میگفتند که عضو بقا و نیا\nگردید ( دخلهم الله الفه المومنين) عظمی را تنها خواهد کرد مالاخرا قوال انها راست بر مد و بعضی\nاین محار به جهت ملی راستانانه شجاعت او را سراریز معظم حکام محلی انگریز که موقعی که بغرض سریاکی سفینه دا شر میں نے\nکر ده است و از قتل جنرال مرنور بیسیا متاثر شده بالکل میتخون از انخا عراق و سجا بنگی انظمر وتخ محل مانده مشرق بود شمل بعض سرها\nکه اظهار ہلاک و را بنمایند بلکه در حین استفسار خواب گفته در خواطر حکام اعلی مضر شده و خود سر پر دالیس که بعد از عقد\nمیشود که سیاحت رفته است. افغانها در بگلستان نمد رفته انجا در اواخر شد حاکم اهان\nبود) بسواریطیا را بطور زود مایند رقته است خبری که اخیار طریس\nعدم تصدیق عہد نامه لوزن\nکه کابینه مجدد عراق ترتی شده و در لایحه ابتدائه طرحعطی خوبی و\nاین ساد پیشتر ارباب الحق و متفق ترکیه را در حیرانی داشته است مکر در شهر و ناطر آن کجا موجودہ او کشور یا د خوا آثار\nو مزید تشبثات سیاسی نسا فکنده است که تا هنوز تصدیق فائده میگیرد و نقشو در مسائل اقتصاد یه مسلک رونی میخواهد\nمعاهده لوزان را بعضی از دول اتحاد او رو با دمانه فون و هم در و سائل عواید نقدر مملکت تدابیر انگریز ها مطامح\nنموده است.\nبه بسته امور تعلیمی خو دا نیز بزرگرا می دهی خواهد گذاشت"}
{"book": "adl0717", "page": 24, "text": "قواعد و ضوابط\nاین جریده غیر از ایام تعطیل کابل هروز\nنشر میشود و بدیگر مقامات در هر پست\nمنظماً ارسال میگردد.\nامور تحریریه نگارندۀ حقیقت\nارسال و مقالات واصله در اداره ما\nجریده در اندراج و اصلاً وعداً\nانتشارش آزاد است.\nاشتراک بتوسط خزائن دولتی\nو بصورت نقدی از همه جا قبلاً\nدریافت میشود.\nنگارنده: (برهان الدین کشکی)\n\nشرح اشتراک\nتفصیل مقامات قیمت برویۀ کابل\n۶ ماهه سالیانه\nدارالسلطنۀ کابل ۵ ۹\nداخلۀ افغانیه ۷ ۱۱\nممالک خارجیه ۸ ۱۵\nوزراء و سفراء ۲۰ ۴۰\n\nمناظره: اسنادار علما و طلبه\nمفت: برای مکاتب لیسه افغانی\nتبادله: با جراید اسلامیه و مشرقی\nقیمت یک شماره علاوه بر کرایۀ پستی\n\nحقیقت ۱۳۰۳\n\nجلد اول کابل شنبه (۲) برج سنبله ۱۳۰۳ شمسی مطابق (۲۸) محرم الحرام ۱۳۴۳ قمری شماره (۸)\n\nموقع حالات قرارگاهای عسکری و خلاصۀ طلاعات دارالحرکات نظامی در سمت جنوبی\nبا اینکه از صحیح دانی دوستان معظم و قدر دانان مکرم تفصیلاً\nاکمل و گذارشات مفصل تمام قرارگاه نظامی و دارالحرکات عسکری\nدولت متبوعۀ افغانی ما در سمت جنوبی نزد این اداره موجود است\nلکن گریحرر هذا فاقد واجد او خواهم آن منصب دار غیور\nکه شب و روز در ناظر او جوائف انهمائمه فعالیت مصروف\nدانسته و دارند عطف قلم نمایم نخواهم توانست که راپور مکمل\nیکمر قشونی را در یک حیز یا خوئی جرنا نجلاره مت امند ا کنید از اینج\nحس علی دو نیمه خونۀ نخواهند یکمر کات حصه منحصره خود را نسبت\nبقرارگاه بزرگ بطاغوش که تماما قلعها سنور و مسعود با مداری و\nدر توقف کا با خوئیس اماناتا برائه تعمیل هر گونه فرامینات اعلیحضرت\nغازی بود حاضره مهیا و مستعد اند قلم بند نمائیم: -\n\nافواج گردیز: مکتوبی که از حضرت تا محمد ولینا\nصاحب بپیسه سرلشکری بخش\nو اطمینانیه است. و نظر آراء آنجماعت تسکونی اشرار غیار\nرا بعد از تکمیل موعد آخرین علی اقادۀ نصیحت الغطاط خونین\nبالطبع اثریه نموده را که اشرار دانسته اتویله شده بود با این عموم سرحان\nکلواج ظفر انتماء افغانیه اصفح کلجاد و سواره از محافظ رفت نموده\nتا از همشه نقاط امر اعمال فرمائیده کارهای دشمن دار نداد در او کاندید\nو ملاخه شده وقی که قشون جاه و در اطراف توام نظر سر نه منهای کنند\nقطعه خوست: چند قسم مخاصم مجلسی با اینکه هیچ نوع\nنشانه معامله صحیحی نشان نمیدهد مخبر دست و بود که خبر قبائل و فادار\nو شیاست حومه ما و منادر مجاهد را دارد تا انو که مضمون مجمر مجام\nپیشگان مرکز متقابت از رئسا قرآن مهر سفید میشود مجددا بانه\nجد و قنا دران خطه مشتعل شده است و مردان خوست ضرر مخالفت\nافزودن بر مالایکه بر خلاف نوجواد شاد دود خور طرف و تو اثمغه\nان محاطه طوق اتحا حکومت امانه را عموم آنها نجاریه کان نموده\nانا حجت آب محترم محمد گل خانمد پشر و قطعه انتحت شانا ما حترم\nو خرسند بوده مانند دیگر سردار منظر ریکاوری دو همگی ز ادامر شریده\nخاز شا سر فله باد آن دانه نه معرض تا بر خوانی بر حال می یاد عند کبری\nخلاقه که باد شاه و قرشا خیال حمله آوری بعد مایا انجا دارند.\n\nسخت حیرانیم والنسیم با این حالت تا زمانیکه بوی پی نبرده اند برادران ما صا، فامند این دو تا به پاشیم\nبا قوام شکر را در هم نورد و ما در میان خود سری کنیم از خداوندی بر و نه ازین افعال قبیحه بر حذر باشید برادرا است و نقد اسلام است دست بدارید از خداوند بترسید که از برادر کشی که می آید بایشان اخلاص را الا عمل نیسان"}
{"book": "adl0717", "page": 25, "text": "(۲)\nشماره (۸) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه ۸ سنبله مار\n\nعساکر حجاجی و چکمنی: حقیقت نمیتواند از حیا و شجاعت\nبا متانت شجاعت کارانه و رفتار\nاسلامیانه آقا محمد شاه خان غندمشر و آقا سجاد خان و آقا علیشاه خان کندکمشر\nو باقی منصبداران و سر بازان مقیمۀ بحا صرف نظر نماید و حاضر است که\nتقدیرات مدفعا و محارباتیکه این جمعیت صادق بمقابل حملات\nمتواتره مهاجمه آنمکانها نموده که بشکل دو گیر قرار نموده تا انقراض\nو هجرت آنها را با رادت پادشاهی بم انجامند از خداوند برای ایشان\nو برای عموم منصبداران صادق افغان جلیل عرض مقاصد سمت و دولت را\nقشون لهوگرد: این سربازان فائق و منصبداران\nلائق چون حکم قابلیت کردار انه و آداب\nبرجسته خود گذارشات اطهار دلچسپی مینمایند بو با بعبا اخبار\nنهایه از غمناک میشدند سربازان آن بلکه از احاد و سامی خیل عموم\nمنصبداران و دیگر رجال بزرگ که باقتدارات تا مه جته اصلاحا عامه\nاقرار آن محل هستند با طلاعات و با تا مفصلیکه در بگوش صداقت با\nقارین جوشیده می رسانیده است اکنون نیز از بدان مقدرات و مساعی عموم شان\nتشکر دارد.\n\nلشکر غزنین: با اینکه این شکر ظفر پیکر مکرر بجمعیت\nدثاره ودسته های مستعده اشرار\nرا که فعلا در آن اطراف کتر بنظر می آیند تعاقب نموده و بسیار دور\nمدائیها گوشمالی میدهد که آن محاربه که از حسن بخت آن حال فعال\nکه بمدافعه آن نقطه موظفند فاتحانه و کامیاباً انجام یافته و در صفحه\n(۴) شماره (۶) با مندرج شده فقره قابل تقدیر است بیام\nآخری که از غزنین بواسطه تیلفون باین ایام رسیده است حسیات\nقرضی و مدافعه عساکر نظامی آنجا را بیان مهم نشان میدهد که جداً\nدر تحمل بعضی نواقصات و ترسیل برخی از ضروریات خویش الفت\nو ضبط داشته و تا از طرف آقا عبد العزیز خان وکیل وزارت حربیه فوری\nبرای آنها ارسال شده است.\n\nعزائم سلامتی سمت مشرقی : بعد از ورود\nاجل انجم عالی محمد\nوزیر داخله سبق (شجاع الدوله) در سرتاسر مشرقی از مجریات\nهدایت آفرین و تقریرات التعین این مرد دانشو ر پیش از پیش مرکز تو\nتازه نسبت به تحفظ ملکی ملت و ذات ستوده صفات اعلحضرت\nدمیده شده اکثری از تیراه و خیامات پیشگا به پیشگاه این خیرخواه\nصادق افغانی شتابانه درآمده اند و بسامردم مشاجرات و همه\nومناقشات خانگی شانرا از تلقینات و ارشاد و گفته بطرف صلاحیت دارن\nو رفاقت بدیگر شتافته تا با عرض التجای در نبار ریز و دهی جلی عنوان\nباشند باید از هرگاه موقع داده شود تا در تادیب و ترهیج مخالفین\nگمراهان سمت جنوبی بکوشیم- قرار معلوماتیکه داریم شینوار و آباین دیگر\nمردمی از اقوام و عشائر سمت مشرقی زیر احکام این مرد تنیر حضرت\nکلام قاطعاً اجتماع دسته انتظاما مروقات حسنه و در اضمحلال نفی\nنمودن از سمت مشرقی وحلقه نمودن بسمت جنوبی دارند سار و فکر تو\nمساعی و خدمات و عرقریزیها این سردار کثیر نشکر و ممنون بوده تا حفا\nانتظار استماع نوید کارهای های دلنوازش را بدل میپرورانیم.\nسپا دارگون: باسپاه طفره آنماه ارگون با تیر جدی بصایفرد و حو\nخدمات خویش میکوشند و مانند دیگر اخوان عسکری خویش دایره\nانتظار امرو هدایت اخرین اعلحضرت غازی خود را دارند.\n\nوزارت حربیه دولت مرکزی دارالسلطنه: در بین مجالس شامات\nانجدت و فعالیت و تدابیر مجلل آقای عبدالعزیز خان که در ضمی عمان\nامو حربیه و اصلاحات قشونیه و فراهم نمودن آلات ناریه و ادوات آتشا\nحربیه و تنظیم قطعات عسکریه و تجهیزات لشکری و تهیه قواے ماده و\nحربی برای تمام مراکز سمت جنوبی میفرمایند و از عرق ریزیها سدوا\nوشب کارهای سائر شعبات و مدیریتها وزارت حربیه مری که\nوقول اردوی مرکزی کابل و سائر منصبداران نظامی\nمصرو فینکه حضرت محمود خان یا در حضور والی موقتی هم\nدر جمع آوری سربازان می نمایند و از خدمات دائم مصاحه\nمستوفیت و عموم وزارات و دوائر و مامورین است که بنابر\nدولت متبوعه ام که بصورت تدویر و تسلسل عموماً آورده\nدرین موضوع اظهار لیاقت و فعالیت و همدردی این محفل\nو مینمایند، مزید برمزید ممنون و مسرور و شکر باشیم نصرت خیرا\nو از خدا برای این هیئت ذی درایت بسلامتی و قاتل آ\nمسعود اعلحضرت موفقیات مزیدی را در خدمات هم مخصوص\nو مملکت شان مسلت داریم- ساعت"}
{"book": "adl0717", "page": 26, "text": "(۳)\nسنبله شماره (۸) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه (۷) سنبله\nحضرت \nمیخواه علت تعطیل در کشور بی شهر ارا\nتصور نشود که مقصد\nاز متمادیت قطعی و تقیه\nجرئت قوا و جمه آوری در بلغر می در موضوع کوشمالی سمت جنوبی ازین \nملت فقط انظر ست که آنها را سر با دان قلیل بشنما هراه هدایت آورده \nملک کی میتوانت بوم و یا کدام جشت مترقبہ دارند که سرکوبی آنها موجب \nبے شمالی نقدر سوق الجيوش تجهیزات و ترقبات میشود - بلکه این جرائت \nو با آن زمین و گلد ر است که شخصا شهر یار محمود المعلویت حلیم القلب بمان \nروزنامه اعلیحضرت امیر امان الله خان و عده از وزرا ویا دست اکتاه \nاو کثر همان جمعییت بیغمی یکفر افغان در طبقه و صنفی که باشند از مکان \nمد ساز و و بلکه نقصانی جانی و مالی طرفین اعلیحضرت غازی یا حیا بیگوایرد\nبوده و در نابجائی نزنگهاشان سنجیده است ما عيناً نقصاً خساره خود\nمی پندار د ازین رو تا ہنوز هم با وجود جهالت و نادانی و شریر\nرعایا تمر دو ضرر رسانیهای هم آنها و الحاق شدن عده از وشا\nی خوب عبد الکریم طراری ناپا یک موقتاً دست از ارسال نمودن\nا مر حجیت انگیز و کلمات نصایح آمیز شکر میگیرند و ارادات \nمر با بلیت شاہا نہ شانرا کہ سرامسر لطف و احسان است بلا نها مکرراً\nو ما جرا ی مینمایند تا باشد که بشرحق و حقانیت بیایند و الا اگر از \nادوات مالیاً شانسته در قمار کو بیها بخود تائب نشد مدار همانان گر فرت \nرے بگی تباه و بر با خواهند شد و بد آنها مزید بران چنان نفوس \nدیز بها خواهند داد که دست به تفنگ ببرند و یا شمشیر را بقه چنان \nحربه به نیام بر کشند (انشاء الله العزیز)\nامی مراسم روز عاشور در کابل\nمجیکال \nدانند معاصر عالیثا نان امان افغا، جندانه ترین محله خوبن مقطرا\nنت نا می است که بنا بر عادت جار یه هر ساله از طرف برادران عزیز\nتموی مایعه ما در ده روز اول ماه محرم مجالس تعزیت بر پا و عموم عالی\nدی موز این محفل مقدس همدر داً شرکت میورزند ، شب عاشور ا \nم حضرت خیر تشریف اور می خود را ببر اکا مالی اخبار نمودند\nسنی در خانه منزل آقا نور الدینخان معاون ریاست بلدیه که سالایان \nملت ال بهم حصو اعلیحضرت در انجا تشریف فرمامیشدند ترتیبی شده\nا ساعت / ۱۰ انتظار تشریف اور می ذات شاہاں\nرا میکشیدند اجتماع مرد م خیلی زیاد بود چند نفر روضه خوان تا \nتشریف اوری اعلیحضرت بروضه خوانی مشغول شدند بالمدآ \nدقت \nحزین غم افزای قلوب تمعین گردیدند بساعت مذکو را عحضرت\nغازی با یک عده از رؤسا مملکت و وزرا عظام تشریف \nفرمای محفل مقدس گردیدند محفل نور و داناً بصداهای \nصلوات و تکبیر بلند شد در منزل بالائی کہ بر آنتخاب در نشان \nتعیین شده بود نشستند ، سفیر صاحب ایران و سفیر صاحب\nترکیه با معا ونیں خود نیز حضو داشتند.\nآقای میر آقا خاں منبر بر آمده بعد از خطبه و در مانعای \nدول اسلامی خاصه دولت متبوع مان افغانستان عمه از منا \nاتحاد و اتفاق و اینکه مملکت محافظ نمیشود مگر با تحاد آیا ہے \nآن از رو آیات قرآنیه و احادیث نبویه بیا فرموده و بالاخره\nختم مقال را ببر بقا سلطنت سنیه و مبدلی تباد آبا افغانیه\nاعلیحضرت غازی نمودند ، آقای شیخ امیر محمد خان منصب \nاین \nایشانرا نموده از مین گونه اظهار نمودند همحمن ملا فیض محمدخا\nہم درین زمینه مقوله با رفیق و غرائی را ایراد فرمودند،\nروضه هم خوانده شد، بساعت یازده محفل اختتام پذیری \nاعلیحضرت غازی ازین جمعیت غفیر مستعدمواش مرثیه خوانان\nسید نا حسین (علیه السلام) تشریف بردند و بر عقہ تبصر نصف\nبردن ایشان مجلس هم منجلی گردید.\nورود وزیر مختار بخارا - حضرت عالیجناب \nدرایت و فطنت ماب\nعن بار \nعبد البادی نما سابق وزیر مختار دولت علیه افغانستا حامد\nلندن که در انجاء ارسال راوان از خصوصاً تا نه بوزارت \nتجارت و زراعت مقرر گردیده بعد از حرکت لندن بانی\nبیت الله رفته بودند، مع الخیر وارد کابل شده اند انزین \nورود بدوستان و رفیقان شان تبریک از منصب جدید\nبراشان مبارکباد میگوئیم، امید که این وزارت در سای \nجدیت و دیانت و معلومات تازه عصر به این جوان\nیگانه در است خیا صدا کدار محما سعی فراوان در ترفعا تمام رات \nملی از خدا وندکریم بر اور یر تھا موضوع دلیلی این ارزو توفیق نیاز کنیم\nبن \nلیتا"}
{"book": "adl0717", "page": 27, "text": "شماره (۸) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه (۴) سنبله\n\nتعطیل جشن استقلا\nبرای عموم معلوم است که درین چند ماه غالباً الی حصار\nمنصانظا و بعضی حضرات بزرگان سمة تنظیمی مشغول خدمت\nنظراً بجشن استقلال که یک میله بزرگ عمومی است بایستی تا ورود\nآن برادران عسکری و صاحب منصبان نظامی تعطیل میشد\nولی بپاس احترام لو یه جرگه و تعطیل نظامنامه که بمیانیافته\nمشکلی با بود. انتظار میرفت که هنگام اتاب گشته حضرات\nموصوف و برادران نظامی با من الخیر بزودی خواهد رسید\nو از همین سبب ترتیبات و تنظیمات جشن زیر نظر گرفته\nنشده بود مکر بر خلاف انتظار مسئله طول کشید و برحضور\nشاهانه که خوشی و راحت شان در سرور و بهجت عموم\nملت شان است گوارا نشد که بی حضو جمعی از اولادهای\nمعنوی خود و بعضی حال بزرگ دیانت دار و فداکار\nبا فدا کار خوشیح را دایره من و فرحت و سروران حظه گیرند\nلا جزم فعلا اجرای جشن را تعطیل نمودند.\n\nقتل قونسل امریکا در ایران\n(مجرامبری) نام قونسل امریکا در ایران ساعت (۱۱)\nروز جمعه ۲۶ سرطان بدین قسم واقع گردید که قونسل متوفی\nبا یکی از آمریکائیا (متر سیمنی) سوار کالسکه شده رفتند\nبمقامیکه هامر خیلی مقدس میدارند شروع کردند بگرفتن\nعکس انشها را نجا. عوام بناجره برخاسته گفتند اینجا «پاپ»\nهستند و ایشانرا مضرب کردند مجر امبری فوراً با رفق سمون\nکالسکه شده بظاحت معاودت کردند هیا هوی عامه\nاز هر طرف بلند عاقبت نزدیک قراخانه شخصیکه سوار ہو\nسائکل بود کالسکه را جلو گرفته هر دو را برون کشیدند\nطرفین بزد و خور و مشغول شدند مجر امبری هم با جو بیکی\nدر دست داشت مدافعه میکرد عاقبت از شمشیر که بر سرش\nخورده افتاد بهم محال است که برخیزد که سنگی بزدند الش را تصادم\nکرد. فوراً پولیس آمده و آنها را در اتوموبیل گذارده بنیاد\n\nخانه بردند. و عوام با چوب سنگ پولیس و غیره حمله بردند\nو شش نفر پولیس مجروح شد.\nبار اقبل را از جوش مذهبی نمیدانیم دیکیگی تصور\nمیکنیم از طرف خارجیا بیکه دوستی و تعلقات ایران با آمین\nمورث رشک آنان شده بود (یعنی انگلش) این هیجان\nرا فراهم کرده این قتل را باعث آمده اند و میخواهند بین امریبا\nو ایران شکر آب انداخته امتیاز نقطه شمال را که ایران بدو\nداده باطل کنند و مساعد مال امری کا را از ایران بازدارند که\nتا ایرا دوباره محتاج شده دست و با آنهایکید یا حبل المتین هند\nمعاود جنا صد اعظم صاب کابل\nچون حضرت اجل فخر الحبيب دار عبه القعد و شان\nصدراعظم محض جبهه بعضی هدایات و راهنمائی ولی نعمت بیدار و\nبرای انجام رونق افزا اندر ایر شده بودند و هدر نا وطیفه\nو درت خویش و را میتوان کر دایم کو تا ننموده اند لکن جوانه\nابر گرانبه نایاب ببارد هرگز از ضایع بید بر\nکیا نیست و بذا بر آن طوایف خائن ارادت مفیده افزه\nو یکی از ان جماعت بآل قدر و قیمت کلماتی خود را میدانند پی\nکه بر آنان دو آ کر کم کم بدین مقته در نقد بودند از آثار و قرار\nمکرر شد شاق معلوم شد که کلمات جواهر آساشان برآ آنهای\nنمی بخشد هم در مجلس تا وز را جنبه عطا بعضی افکار ابکار\nآرا و پیشنهادی وجود ایشانرا حا ضر و گر بود ازین رو المحضر شور حره\nقدردا از خداد کار دو آن با اظهار شکر و امتنان کنان مقام معظم\nاو شان را بکابل دعوت و مجلس عالی وزرا را بصدارت نو می خوا\nو شمولیت آنجناب حیثت پر رونق و صاحبان شکر گز تیوان\nتلفات جانی و مالی شهرر:-\nخلا از قرار ومخته\nخوانیم راپورها و آورده\nجبلقش آخرین را که در بین افواج افغانی و جمعیت با آنه از رتغاز\nو در یک مقام دو صد نفر باغی ہلاک کشته شیشه صدان\nمجروح و بدیگر جا پنجاه نفرشان بسگیر و هر سکایها\nاز دست عسکر چا لماری شده اند و دین جیبت\n\nتازه را تسوید نموده تا مجمه عموم رسانیده بتوانیم.\nچیقش\nامید که در آینده امثال این طلاعات دلخراش را بملاحظه عموم رسانیده بتوانیم."}
{"book": "adl0717", "page": 28, "text": "شرع اشتراك\nتفصیل مقامات قیمت بروی کابل\nماه سالیانه\nالبساط کابل ۵ ۹\nداخله افغانستا ۷ ۱۱\nممالک خارجه ۸ ۱۵\nوزرا و سفراء ۱۱ ۲۰\n\nافکار و ضوابط\nاین اخبار بفرمان اعلیحضرت پادشاه کامل چاپ و درجه\nمی شود و در گیر مقامات در هر وقت\nحفظ ارسال می گردد.\nامور تحریر بنجارنده تخصيصت .\nارسال مقالات واصل رواج ره بان\nجریده میماند راجح و اصلح در است\nاساسی اسناد است.\nاشتراک توسط حوالی دو سیره\nدستور نقدی رواج کابل دریافت\nمیشود\nنجارنده (بیماری کیسی)\n\nحقيقت\nج - ۱۳۰۳ -\n\nجلد اول کابل دوشنبه (۹) سنبله ۱۳۰۳ شمسی مطابق غرة صفر المظفر ۱۳۴۳ قمر شماره ۹\n\nجوانمردی مدافعه افواج افغانیه گردیز- بمقابل حملة تهاجمه شرار فتنه انگیز\nقوة شرير مایو از ملل اثرا- مخالفت با گردیز تخلیه قلعه ادخما گردیز تلفات شرریه و پیروزی شجاعانه\n\nنامه نگار موقر مأنکه از گهبیا ارار کوهستان بونگه آوردی گفته با طر او لو او ر به الاسم تا نقب بمررگور الف در سنگر او ر ده قضا\nحاول واکر بعض قطعات دور دست و غیر سعه کوگ و تبحامهم حملو ره گشت و کذا ریوت بر عاصیان دالیت با در آند و فساد با سکونت\nاصمتی را وطوطی خیل در تبعیت وجهت شوق انزابی نار کیا افزوده آن با انار کا بیان طفر مضامین ار کون لوگو و دیگر معالم متقصد الیوب\nمعلق سرخر و ر ضامندی دارند اما عدۀ قواصلی و تا خرد اما یک خطره تا و شرار به قد کو در درین ایام بعد از اهتمام خانوق العاده معرفت\nخنا نجاتها منظره میانید که دوباره خنش فتنه و فساد کینه جوید عدا نرا در بظرا بغایت بر شاه بر سیمه زحمت کرده اند. و گفته میشود شرار در تعداد دفعات\nبار است و نواحی لوگو والتسورد و گردیو شجاع بشور مدیر شعله ور نمود همر دیره و نقاط عساکر احرا را غانیه بخود در بر نقاط تحمل انواع تلفات و حسا ولات\nبیت قریه که میتوانند در هرر ساکنین و حکومت مضائفه نمیکنند من تمام شادند بعد از تجسم کرده اند که با اخراج یک عسکر نقلا حمله و هجوم خود را نیو\nاز که خاله زحمت با اسا فرا با نظرا توا الاحصار عسکری در بازیچه جنون البته بعضی از انها بیجای قصد دانر که علاوه بر کردن باز هجوم و حمله\nور تباہ ہجوم اور دور خند خر در سنگر در کلفت و ساکنین تا نبود - لکن بهمرانه شقاوم ) بر سنگر گردیز بردند تا بر قلا کردن اخترا بمانند- لکن\nباغی که در انظر انشوار به بالاحصا د فعه بطور ر برین تلفات فناک ندیدند بفضل خدا یه گفته میوایم که در مین حمله و هجوم شدید که از طرف شیرانه\nشبه شاهیمه میدان را از انا لاو شام گشت پر رجعت قہقری اعمال این بر علیه اعمال اند جز نقاحا کم و شها مستحکم رخمی بدست ما مست بمیزد\nو متقصر سرمیگاہر داشتند. چنانه بعد از تمامیات کرد نیز هجوم و محله استرا اقرار بجز از هلاکت خویه علی مدہ را بخود نماند نخواهید کرد یا قلمه دخی\nو دیگران بسبقت با نعما عصبی آن ایوان در مجو میا و ر دن بر عساکر بازی جابرو و مانده مهیم گرفته شد است: (۱) جنگ با محلو باشند"}
{"book": "adl0717", "page": 29, "text": "(۲۸)\nشماره (۹) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه (۹) سنبله\n(۲۸) این مقامات محکمه که اشرار جبر آن اهالی گرفت بر علیه یا از انجا اقدامات میکردند کلا از دست شان برآمد)\nخود اهالی مسکنه بروین تا حال بخدمتگذاری اطاعت بحکومت با بشبات واشتهر الما معاونت نظام در پادفاع اشرار میکوشند و در تفصیلات\nوانتظام گردیز با عساکر همدست بوده درین راه ملفات عزیزه را بخود عائد کرده و میکنند\nتلفاتیکه درین قلعه بآمداخه نام مهاجمات اشرار از طرفین بعمل مده از افواج (۶) تن شهید و (۴) نفر مجروح و از اشرار (۲۵) نفر شهید\nاست و عده آن اشراری که یک قلعه را پناهگاه خود ساخته بودند و برخلاف کار روائی داشتند در بین ایام بلوری زیر باردمان آمده لاشها\nکه نه تنها اشرار پلاک بلکه آن قلعه نیز با زیرخاک باشده نماند- گفته میشود که تعداد اشرار درین قلعه کمتر از (۱۵۰) نفر بود-\nشفقت پالیه آو نصیحت آخرین متعلاء اعلیحضرت غازی بر اشرار جنوبی بواسطه جهاز ها هوائی میدادند\nای اولاد جاهل نادان بدبخت بخیه دامن ستره جنوبی !\nشما را چه بدبختی خیال مده که اینهمه محبت و مهر بانیها مرا که نسبت بشما\nمبذول داشته فراموش کردید ! و آرزوها را که در باره شما یکه سرور دار\nو شما را بترین آد بیلا می‌ و در مقابل دشمن برین معاندین اسلام\nیک سد آهنین می پنداشتم کجا که شما را یک ماده بالعکس برادر بزودی\nاسلامی و دولت متبوعہ خود بالمقابله و مقاتله استاد با غرض شمعدار\nخورا فزاله من از همه طبقه کراین ترم تخم لغویه شناسان خجالت و حریمیت\nترد و شبار بیدا از غیرت افغانی و حمیت قومی بکنار و دوست\nکه ذخیره دولتی را که سعی کوشش تا ربا و جسته حفظ دین و\nناموس و وطن خود شما از محالجانب جمع شدها بدست خود بالاخره\nمتحر میکنید، آیا شما میدانید که دشمنان دین وطن و شما چقدر\nخرسند و شاد کام میشوند وقتیکه ما را در بین خود بر نفاق می بینید\nآیا نمیداند که در عصر ما ایچ قوت و شوکت اسلامی در تمام کره دیا\nرو تنزل گذاشته نجا میں یگانه دولت اسلامی خود شما افغانهاست\nکه حامی بیدار نامسلمانا گردیده شما سجا اینگہ دولت خود را تنوع و\nبقا را د حفظ کنید بالمخالفت آن بر میائید! آیا نمیدانید که این\nعمل و قتال با بین برادران خود شما ست! و دشمنان از منین بریقہ\nکشی با حوض میشوند! در فحه این ضعف قوه اسلامی بہت ادگان\nدین مکلک و وطن شما را نصف خواهند شد ! شما را غلام دشتیر خواهند\nساخت ! ذلیلا نه و مبتذلا نه زندگی خواهید کرد! در نزد خدا و خضرت\nرسول صلتا علد الآله و سلما و ملهمبو خواهید بود! شما عقل دارد فکنی\nکسانیکه شما را تشویق و تحریک بمحاربه با حکومت با میکنند کیات\nاشخاص ست و خیر خواهد آن است؟ آیا آن شخامس نخواه مسلمانان\nاست ؟ نی هرگزنی، آن شخاص در منایی و خیر خواه، دشمن دین مبین اسلا\nو دشمن بین اسلام و دشمن دولت و سلطنت شما افغانها، دشمن\nاولاد، اطفال، مال و ملک شماست ؟ چرا که اندک طرف سطلنته حالا که\nشما را که افغانها بت کم قوت میکند تا مقابل عمله خارجه هیچ میدار التیارکه\nباشد از دیگر طرف شما را متبذل و بهلاکت و تباهی میدهد. برادران\nشما بصور دینی و غرور دنیا با دولت خود جنگ کرده نمیتواند از آن\nچرا که بصوره دینی تمام علما شریعت بومی نظاما ما را که خدام\nافغانها را دیده و تبریک و داد میکنند و الحکم قد احکام ضروری\nدین شریعت سید المرسلین بین تمام غله و مملکه شما واخرین\nتان نافذ است بنام کسی این حرکت شما را ارزد که غزا توام\nدین القارین گمان کرده بخواند تمام علما افغانها این حرکت متمردانه\nحرکت جاهلانه باغیانه گفته اعلان کرده اند تا بین\nدنیائی نیاتی پیر کار مانع نمیتوانند و گرانیته حکم خدا و رسولی\nعرا تحضرت محمدی صلی الله تعالی علیه وسلم و کله آنا\nآلہ واصحابہ وسلم قتال نائر تمام علما و ملت دشنامخوا۔\nافغان روات دارند و این حرکت جاهلانه شما دولت سول کرده\nافغانها را حق بجا ساخته بجنگ شما مجبور گردانید دولت ست مرین نقطه\nالحمد لله قوت واقتدار زیاد دارد تاکنون با شما از روی تیم و\nشفقت\nوقوت دولتی پیش نیامده چرا که شما رعیت بد عمل سرکش نادان\nتصور میکند، شما هر قدر خرو حشت که تر بیند از از مامسلمان\nبرانیا د محور بر با در گوشنها حکومت تا اراده ندارد فقط بمقام پادخار\nحملے و الملا به تا مدافعه میگردواست، پس باز سر تا خطر العصبی آباد جمعیت\nکه شما را کدام بدبختی خیال شد که مجرف اشخاص د صا حب غرض بلهزند وا سطه"}
{"book": "adl0717", "page": 30, "text": "شماره (4) جلد اول جریده حقیقته کابل (3)\n\nفروغی روز خود را بصورت عوام بقبایل میدهدید، کاشکی این بخشش در واقعه کلنگار کو حقیقت حالعمل نموده و هم در تدارک اثرات او برینجا\nدر فضلا بدست شما بر آخره خشنودی خدا و رسول الله و خیر دولت اسلام بیکه آب همسایه علیات میرساند شهارت امیزانه خودها را ابراز\nای اولاد نادان من این طیاره ها که در بالا کار آورده است که شما بر تماشای یک قطعه نانز و مخصه از اعلای\nسر شما پر وا کرد و کاغذ های مهر و شفقت مرا متعاقبه آن اخرا و نوآرا تولید نموده بود تا یکه از تدابیر سرکار دسر\nانداخت ایا شما می اندازد کلوله ها اتشین خود را نیز بالا شاه ولتها نایب سالا ) واز مساعیا جملیه آقای محترم حجا\nشما ریختانده میتواند مگر من شمارا اولاد بد اعمالی محمد غوث خان غند خرد و بگر منصب داران وعساکر و طخواه\nمیدانم با اینهمه بی اعتدالی هائیکه کرد اند اغوش بطور شهر اریستصال و قطوع، مقتول و مجروح و مضروب شند\nمحبت من بر شما باز و صدای نصیحت دولیت که نظیر آن در دیگر مصادمه ها سمت جنوبی نظیر ندید است و\nمن بان بلند است که باز شمارا در اغوش عساکر نیز بواسطه اینکه از طرف مخاذیبه های کلنگار بوقت شتا\nبیاور یم ده تاریکی بروشمن هجوم اورده بودند و طرفین غرق دست\nسلطنت حالا گوشهرام شما را عقلادین مشایخ عظام و را گر داند و دشنه بخونی کرد، بمیوا محمد تلفات جزوی بعمل آمده است این\nبی عصب و استید که بر خلاف حکم خدا و رسول الله محاربی کشید و نزد خدا تازه ترین خبرها کو محقو مظهر است گوی انتی اقا عبد الوکیل ع\nبه شریعت غرا سواج مستید ، و حکومت نانفقت و مرحمت فروشی نیز را یکجوه الکنی درین روزها در محاذ حرب اثبات وجود\nر پیشواز الان من بلاح بدست پس بر شما است که خود را خسر الدنیا داشته آقا ی ع ، ص ، معطر علوم هبی تا در ترضات ملکی\nاه در ابا نگاه داشته و بد نام دنیا و آخرت نساخته بحرف مردم حساد و اقای شاه ولتها در امور انتظامی و محافظت سلسله سلفونها\nحکام غرض نز و بد و فریب نخورید براه حق تائب شوید تا انخرا و حظه بحرکت اظهار جلالت و فعالیت مزید را دارنده شرآ\nملکت نیا و آخرت ننجات بیابی ، هنوز وقت است که نزد حگا درین ایام هیچ بدار میانید دوران اطراف و نوآمند نمیشوند.\nدولتو از شرها جریه در گرد نرا مذ تائب شوید تا از عسلی الفات\nات پناه شریعت و اسلامیت مستقر بنوید، و اگر با وجود اینهم نصیحت و رود لونیان با مهرا تجند صد میر با زا\nوه اندا را من بر احتوا نیا بند واز کر دار ناهنجار خود نادم و بشمیا روز شنبه ۷ سنبله سه آید، و مانجا لو نجاکتری محص بمدی دوا\nم ترینر شوید در حکومت دابسرزنش خود با ناچار ساخته خان بان ا نرا خدا وند و سر کو بی شرار سمت جو بی با یکهزار و چند صد نفر\nطی حوایم و گله آهیاره با خراب و ویران کند با ز جہالت و نافرانی سربازان قطار کترنا ایک موضع خروش سار می افغانی دار\nملت بدشان خواهد بود و من نزد خداوند تبارک تعالی و حضرت کابل شد از طرف وزارت حربیه پذیرائی قابل تقدیر را\nدولت سول کریم صلی الله علیه واله وسلم مسؤل بخواهم بود زیرا که مورد شاه اند این فداکاران اسلامیت و مملکت همزنا\nته شد اخرین نقطه را شها مذر ا وا تمام محبت نمودم. بر اتفصیل همه گونه اوامر علحضرت غازی شریعت برور خوشی\nواقعه هجوم و دستبر شرار در میانی خا نیز دروی عما ز مهیا و آماده گی خود را نشان میدهند تفصیل تمامیم\nو کلنگار یکنظر بر خیر های خارجیه :-] در جراید خارجیه بیکه\nسیاه با لجه حه ناظرمین شد، خواند بخر از خبا خبر د مل نیست :-\nطیفاً از یاد خاوشانه (۷) سنبله مخبر نا موز را سطر ایست بغاوت سوڈلان و وجود مظاهری با یا بر جمعیت و ظخواء\nما اسکا ر جمعیت اشرار بدانیا و حنانجه عادت شان است بعضاً آن با اینکه موجب ہنگامه سرا تیگرا شد نه است ، لکن بحضاً\nعربمن مخاذی با نقطاع سلسله تلیفون و انداز حرکات در میان نجا موثق و مطلوبیت بر حق امالی اخبار محکمہ خبر رسانی ریگری\n\n(حاشیه راست)\nاین دو نفر را از روی محبت که باز هم خود را بشما دلسوز میداند و میخواهد که شمارا از راه دوزخ\nباز داشته براه نجات برد این ورقهای مهر و شفقت را بر سر شما باد میکند بیائید و باز ائی و با و لید بدبختی خود با شما\nاگاه کرد و دست ازین حرکت نالایق بکشید که شرمنده و روسیاه دنیا و اخرت نشوید بر عمال بدشما پنهان نیست که شما را در این\nتنگ اورده ایم و در هر حص ر تلفات از روی بی عقلی خود دایده حیف است که باز هم کشته شحمه دوزخ میشوید الله اکبر و ولله الحمد و حده لا شریک له له المکه وله الحمد و هو علی کل شی قدیر"}
{"book": "adl0717", "page": 31, "text": "شماره (۹) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه (۴) سنبله\nدستگیری چالی می شبر در حدود کلنگار\nیکی از دوستان کریم ما را ازا واقعه که در ایام قرب ساگنا\nافتاد و عادتا هنگا موقوع پیوسته است تدنیل و منطق بدان واقعه\nانسداد القتا سلسله تلیون ساگو گرد مجما جنگ بنداخته میشود\nدر اول سنبله واقع شده و در موقعی که از حص دوم او حصفت\nعلاوه شده ما را اطلاع میدهند نگارد که قطع سلسله تلیون را در\nتلی د افغان خیالید از سابقه تحریر ساخته بدین متوالی متصل نما درات\nتلگرا فی که وجلال معمون نعمایت تاریخ موخر جوابی محتار سها در\nحدود کلنگار بوده و در تور مذکور در دره این شترار در ثال\nبعا  که محفاظت راه سفر بودند در تما محلی واقع گردید است\nچنیکه در محقارات سکنه واقع شد بعد تردد قلیل فوراً دانستم\nکه شرار عرض تلفون خوا گردید آ-جولی رکابل بنا خبر رسید بوتر\nدرین روز جنگ و ستیز و متر و خور با شتاب بر آنجا ذات مهرحسانه\nوابسطه سال شدست لهذا علی الفور از یکطرف مارکز با دعته\nاورون اسپان کو ر دوانه کردیم و از غایت گرمیت بابت قا قلی\nنمان خدمتش را با قطعه متعلقه پیش تر حرکت دادیم مگر از فصل خود ا موتی\nحامل جشانه و پهلو و خزانه بوشی کالا در مدبل حصار میشود با رگیرا\nآمدند و بسیار چالا کی بقرار نجا قشونی رسانید شد تهنا آن لاری\nکه حامل گلوله کار روشنی انداز بود از دست خرابی اتش در داده شده بود\nغرض سوختم از حصار یک باند تلی و انجا رفت کلیه ای\nاز خرابی که تیلون شد تو افتها را اشرار را دیده توانست آبا\nبمقابل شما از طرف کابل دیگر عسکر هم در رسید مطلع شدند یک کلا\nتر اضهار اثر و شر باندند در پنجا هر دو قوه عسکر مقاماتی که در انجا\nتیلغون عجب شده بود تفتیش و تفحص عصر و شقا مدت و با این شت\nنظامی و لونی فوجی که معروض حغاظت راه در بین محلی که داخل\nحدود کلنگار است و تا یک بانی که کا طوس چا خانه دانسته میرود\nو از جنگیها بالا خر بعقب نشانه بخطر مجتمع شده اند برخورده\nاز اینها حقایق را بسته شد در اثر شرار متعاقب برد تا از من بخت\nدامنه کوهی یک سمت اسلیط بوسطه کشاف جوانت دید آنها\nتحت عبار و اسبابی قجمع کرخه علاقه ما مدتها عالی نموده بقرار\nرا قرار اختیار کرد لطا میتا عثمو مرد آوار در عقب اینها افتاد و\n(۱۰) سلاح نهارا دواند و واند بود ضمنا اکثری بار بخار را ہلاک\nبعد انیکه تاریکی شام عسکر را احاطه مرند قهرا را بیداد لکر کانی\nشاز انقرار بگاهویش نموده آمد بعد از قطع مشاقلیبال بار سو اتفاد\nاز پیش شان خطاء شد بخیال یکه در عقب می کو\nکاه هست به آن بته بالاشد بر خلاف گمان خود درشت این\nبر یک صفت دیگر اعتماد کرد آنها پنهان شد بود برخورده و\nشان بکار با رنبره و شمشیر و کارد و برچه نجامید طرفین رینان\nکه چنین خبر کار میکند دست و گریبانشدند لکن خوارین کورد حین می\nدو نفر ساقی شهید مجروح شدند اشرار دگری ترنماند گر و الد\nبعداز بنکہ از مطلب پی بردند علی الفواً متوختر خود را یکطرف کا\nطوریز برافش گرفته که دو صد تن شرار را دفعه منجز وان\nنمودن چینی با زانها باله یس مانته گریخته اند و از عساکر با نادانی\nمعنا آنها صرف ۸ نفر شهید و ۹ نفر زخمی شدیست\nتقریبا ساعت (شیش) کی شره مزدا عسکری بقرار گاه نظام\nکه بقلو آقای محمد غوث کا خند مشرک جمله محکمتر در کلنگار کرخی\nرسیدند و از طرف بخدمت ضاء دیگر منطقه در ادراعسکری\nپذیر تخوبی شدند . را پور عسکری مینویسند که پیپ بشویش از جبل\nبودیم که شرار در هم مجتمع شده بکر استوفه هشت خرو مربی باشخوین\nاند رو اولا بر اثر کار غلبه عسکر اتاخته علاوة بر انا ان جوابی\nکتابها دست بنر کرده شد نجا بجد نظایف برجسته حیله و شانه\nرسائر و کا آورشید مخابی سئو بود با نام تمام مثل امارات\nفید یا متوا نصل میامد و از جواشان هموش بودم چنیکه سحر شد تون\nاز عسکر باستانه به در قلعه بانده ما بقی ان تا اماط خیکر اتند این\nدر آنجا سراغ داشتیم سوق دادی استر از فهمیدند که عسکر یا سواران\nامره قصدند یه تا با حواس خود را باخته راه فرار بر قرار گرفتند\nتعاقبشان نیز از طرف عسکر متصل میامد در ضمن یکی از اسرایند\nواصل دارالاسرار میسد و هم معین برداشتند که بازدست\nنجا میبابیم ازین یکی از قلعه آتنی کلیکا د در اند در وانه\nبرود خود بستند - لکن عسکر بیحد باد و گرفتار آنها کوشیدار\nتن بار شار زنده دستگیر شد متعاقبا قرار قواعد که عسکریاید\nاین بیگلر با بیگر با دستور مجال شکر میکرد داستان رسانی یک نوشیر نی را درین طره محل نوش مه کرم میجر رسیدند به\nلفظ\nایام\nنور\nبناء\nقت\nتناول\nقیمت\nجال\nصو\nتأثیر\nدوست\nاسلام با\nحملة اور\nتقدیم حت\nکرایا فاع\nآن تنها\nحصہ عسکہ\nاین باده\nو الاطراف\nشود که به\nو نمیدانود"}
{"book": "adl0717", "page": 32, "text": "http://hdl.handle.net/2333.1/h9w0vvcz Image 31 of 524\n\nقواعد و ضوابط\nاین اخبار بغير از ایام تعطیل در کابل که بروی\nاحد نشر میشود و بدیگر مطات در هر پست\nمنتظما ارسال میگردد.\nامور تحریریه به نگارنده حقیقت\nارسال و مقالات واصله در اداره با تمام\nجریده در اندراج و اصلاح و\nعدم انتشارش آزاد است\nاشتراک بتوسط خزانه دولتی\nبقصور نقدی از همه جا قبلاً\nدریافت میشود\nنگارنده (محی الدین خان ملکی)\n\nشرح اشتراک\nتفصيل مقامات قیمت بروی کابل\n۶ ماهه سالیانه\nدارالسلطنه کابل ۵ ۹\nداخل افغانستان ۷ ۱۱\nممالک خارجیه ۸ ۱۵\nوزرا و سفراء ۱۱ ۲۰\nمخاطر کنید. از ساد و علما و طلبه\nسفت ... بره آیند نگارا و کتابهایی\nتبادل .. با جراید محلا و متفرقی\nقیمت اشتهار محمود ا ز مرکز مجان\n\nحقیقت\nج ۱۳۰۳\n\nجلد اول کابل چهارشنبه (۱۱) سنبله ۱۳۰۳ شمسی مطابق (۳) صفر المظفر ۱۳۴۳ قمر شماره ۱۰\n\nصورت شفایی مجاهدین کنری میرزا خان لونی که بحضور معظم غازی محمد تان شدند حصه همایونی\n\nنوازشات و الطافا تیکه اعلیحضرت غازی بشریعت پروران\nنسبت بعهد و علما صادقانه خویش نموده و مینماید مسلسل بلک تاباً\nتاثیری بخشید که هر کدام شا این پادشاه مهربان خود را از جان خون\nدوست تر دانسته برا ایفا همه گونه نشا و تعمیل اوامر مش اعضای\nجنا بخدمت به بغاوت سمت جنوبی که بحرکاتی دشمندانه\nاسلام مرزه کار آمده عده از ان قوام امروزه بر علیه حکوم حقه\nمحلیانه در شأنده از هر گوشه و کنار افغانستان عریضیه آجا سادانه\nتقدیم حضور میکرده و میگواه ملت همه یش خواهش همین نمایند\nکه این قلعه از جهان آتش باغان مان سوزی غینت که اطفاء\nآن تنها وظیفه عساکر غیور افغانه باشد و ملت در گل کردن آن\nحصه نگیرد که نذا د تما با صادره شأنا نه که بعضی از ها نوا با محلیه ایا\nاین پادشاه ستوده خصال بفرما این شدایه و همواره مورد الطاف\nو الطاف ملوکانه بوده ایم قلبا آرزو مندیم که ما امرو اجازه داد\nمیشود که بهر سرعت ممکنه که باشد رفته آن شراره بد کردار را گرفت\nو تنبیه نموده بشاه راه هدایت برسانیم\n\nلکن اعلیحضرت غازی از لطف و کرم و حلم و عطوفتی که نبست\nبعموم ملت خویش دارند اندا خواستار این امر از ابتدا تا باکنون\nالی الان که مدت (۷) ماه میشود نبودند که ضرر و تکلیفی براد\nجمعیت باغی برسد بلکه آنها را مثل فرزندان جاهل و نادان حب\nو بسته و بصحت و هدایت شان تا آخرین درجه کوشیدند.\nاما بسیار جا افسوس است که در عوض این حلم و بردباری\nاعلیحضرت غاز آن جمعیت باغی بخو از ینکه شرارت و فساد شکی\nخویش با بیوا فزوده در ضرر رسانی عسکر و حکومت اشنبات\nمیورزند دیگر کاری ننموده اند .\nبعد ازینکه این نائره فساد و این واقعه منافقت و عناد\nبگوش زد عموم افغانستان گردید اولاین شخصیکه بیش از دیگر سخنان\nشرعیت خواه ملت دوست از اطراف و نواحی افغانسانا\nبحضور حاضر شدند نسبت بسکونتی شرار و لغزی جوش و خروش\nفوق العاده را ابراز داشته اند آقایی میرزا خان لوئی\nاست که در موقع جهاد هم خدمات شایانی را نسبت بملت"}
{"book": "adl0717", "page": 33, "text": "شماره (۱۰) جلد اول جریده حقیقت کابل چهارشنبه (۱۱) سنبله ۱۲۹۶ (۴)\n\nو مملکت و اسلامیت خویش ابراز نموده است از طرف نقطه ایالت\nکابل انیمه دیگر آنها از مدتی بر آنچگونه خدمت حاضر و آماده شده‌اند]\nاین مرد مسلمان فدا وطن است بعد از مطلع شدن این واقعه سمت\nجنوبی توسط رئیس صاحب تنظمیه سمت مشرقی تقریبا یکهزار نفر\nسرباز فداکار مسلمان شجاع وطن پرست را از اقوام درونی ایشان\nخویش ارکز ناجمع نموده بیک سرعت صاعقه نسا بحضور عالیجناب\nغازی حاضر آمده ادعا خدمت و جهاد فی سبیل الله با میکوئی\nجهال جنوبی را نموده اند که اینقدر در دو شهر فدائی معظم را از هرتگی\nدر سمرقند این معرکه پرجوش بعد از اصلاح و تعدیل دیلو قوم میدیم.\nبروز شنبه ۶ سنبله این جمعیت فدائی وطن دوست فار\nبواسطه گر دند از طرف وزارت حربیه پذیرائی قابل تقدیر و شایا\nمورد شده امور یکولشکری و (دبل و سرنامی ملی) خودشان\nآنها نیر یک کوه جوشی مزید بر آن تعظیم حضرت وکیل صاحبان نموده اعمات\nوزارت حربیه را از وجود خودنا کالما مزین و مملو نمودند.\nاطراف وزارت حربیه که مبدل بجمه خشان از شعار شمشیر می‌بود\nافراد غنی جهت استقبال این سره فدائیان عموم منصب داران نظامی\nیک شوق و شنف فوق العاده بنظر همه از این عزیمه خویش را\nمیگسترنید بعد از ملاقات حضرت وکیل صاحبی به امور یکر د\n(دهل و سرنایی) و آواز (الله اکبر و یا جبار یا لرحمن سربازان\nفدا کار بیک شور قابل دید کجمعیه طلو کان اعزام شده ساحه\nده میکه عالم شوق و یک جهان مسرت در حالیکه «دهل و سرنا\nدوگیر سره‌ها وطنی خود را بیک شور شگفت آوری می‌سرایندند\nامراض شعار با بی احصیمته غازی بصدره دل نثار فدائی را و جواب انه\nبا ندهای زنهار استل داد آواز الله اکبر و یا جبار بار، شارح محله\nافزایی قلوب ناظرانان جسارش رسانه خواطره شمنان خناس\nانعکاسها کردید مجردی و سر کنپا د لکشار انفرینی شهری تمام اینی\nاستیال و شبت و تعلق نا بعت که سیکی را از طرف جناحین ایمان\nود یگر سر بازان سمت بسوی غراز جنوبی و عیله کرم باغی معالم شد\nسپس از این میتولو کانه د کر تجلیل نوازش و مراحمه خویش را که بتیت\nدلان جهان فرسوده انس اخلاص گذارش نفاوت جنوبی اوام\nتعرض عساکر یده شکو ذباره و چپا د ا با ند طنین اشرار و شروی\n\nکار با نظامی با در خاطر و آشیها پراگنا فرمودند ـ که از جمله ای این جمعیت\nافغان با صفو از شابرادران سمت مشرقی خود و باز از مرز با کما مضاب\nاظهار ممنونیت مینمایم. و باز فرمودند که «از ابتدای جهالت پناهی\nاین قوم بدبخت بدطینت جنوبی همه وقته سرباز انا\nعساکر و منصبداران شجاع خود امر فرموده‌ام که با\nجنگ نکنند و ضرری برای شان نرسانید، حتی برا\nوکیل صاحی بیه گفته و آرر می‌شدند که چهار هزار حش\nرفته بالا اونها بمو من را زدیگر آشان گفته خوض جمعیت\nکلیه عمومیت منزله دید چنانچه باز فرمایشاتمی برادرانه\nآنیزه کلمات بذلیت انگیز را بد آنها نوشتم. اگر باز این شود\nاز جهالت خود باز نیامده نه تنها شما و عسا کر بالفتة اقداما\nهمه ملت حاضرینت که بسیار دستی گوشمالی دردنشان\nکه بی آن شرار را بنمایند، باقی از خدا وند خود آرزوی\nدارم که تیغ شما و از عساکر نامرا همیشه برا و خود نثار هم دید خو\nو غالیت میدان داشته باشد،\nسپس از این نطق مهیج عسکرانه از طرف وکیل صاحب کل فواد\nو میرو خان براد رشد از طرف عموم آمدهای برین ضمن پارة تباع\nذکر شجاعت و فدا سمت مشرقی را نموده برا حساسات اعم ازا\nوحب الوطنی جوانانه آنها که مقدسی رو دو تن مصلح و یکهزار\nسمت جنوبی مینمایند و با اید دوی نیر کلع درین زودی لشکره عازم و بیستم\nو تماماً کویت محال معایت می‌عمایند آفرین کو با ضنا چنان کما مصالح\nو منصب ملیعه لو انری سر کند و در شما ناز خط عهده دار حر د ستعدادا\nاز مراحم عمحصرت غاز پر پاکشت با لاخره مجضار یکا منیر النقدیه و دوتا\nبقا میکه قبلا مرأشاً از وزارت حربیه با دگرا وارم معاشی و نارتزم آما\nبود با صدا آهنگ و ما حار بار.. تعود نمود ناد امتیاز محفر مخلد مناظر\nخدمت رفته آن بدبختان جاهل را مغلوب و منکوب کرده ایمز از این تمام\nعزت و با مردمی دا ریش نائل خواهند گشت انعلیه السلام اعاده ازر\nاعز او امتیا از فدا آقای غلام نبی خان اندر کلان\nامین خوا\nاگر جوانیدا و مساعی عموم منصداران نامی که مهران محمد ایجا\nجنوبی مضاربا میکونده قدیرو و حسان است اما در تاشی بانی محال کماین\nو سر بار بها و مساعی جمیله آقا شجاعت و حداً آفرین اله نگهبان\n\n۲ وقت آورد که با زدن این نامه فساد و برنیوز عاد با این پس مسلمان و ضیاء و اسلامیت براه علل و بسیار جان چیست ؟\nصالح بجه"}
{"book": "adl0717", "page": 34, "text": "(۳)\nجريده حقیقت سکاریا\nچهار شنبه ۱۵ سنبله\n\nشماره (۱۰) جلد اول\nشیرانی عباس بیشه قابل تمجید و آفرینست مخصوصاً از آنجا که مردان شان مورد ملامت آن حده بسیار کرد که در بیان درویشی نانکار جلال در (۱۵) سنبله بوقوع پیوسته\nما اشخاص حضرت و محمد کو دیر تا با زاگله باغیان چند قدم بیشتر از شکر مدافعه صفر نمودند از حد زیاده ممنون متشکریم . همچنین باین در در باره با تو خدا\nمالت نیز بسیا و فدا کار بها که حروها واقفانشا و خدمتگدار لایق شهر را را فدا ی تمامیت بنیان محمد عثمان خان عمد سر در ان با مراتب مغاطه د مدار\nسمیر کیا انقد ا شکر فرموده آغوش احسان بنمائیم.\n\nمام که سالها نیا مفاد و ادعاً اطاعت نمودن بحکومت از طرف عشر اجنوبی و بغاوت شکان منگلی\nمی داریم تا اینکه جبر مسالمت نز معاند جنوبی و سخنان پُر اعماتو و حشوا ازین و الطاف شاهانه خویش داشته خُلد ... هیج نماند و و باثا\nتر جهانی از شراه جنونی را مجدداً نشنیدار - چون بقصه علی حمد سابقه وعایم باند با عطايا والنقاف امید تو این بن خاصه صاحب عزت کا بی فید\nنفس آن جمعیت باغيه ضمیره فراو نور بهره بیدل و دکر با دی بالاخره از وی با غیه گوش منتفقت نپوش طور نامر بند بازو در هم و عداء فضل کرم\nا مقیم حمر را دیده آئمه او کالیعی منبع شد ایم ! و عده از مربا ناسنجید خود را و سنتا و توآ که دارند بر آنمتصد میکائیل شکر می انجا وحيات سلطانت ہے\nر باز آفرین نموده که او محمها بر آن یک مشت جمال بد افعال المذهب حضور را زار بدایت و فرا پشائی داده اند که با بنا نکه زا داخل پاره\nر با لیو انقائما صاقت جاه با شابر پنا بقدری با توهین میاوانی نظامی شند شمعه را معروض حضور دارند. بلی از جای شفقت و محبت\nلی برومود شما عالیدا هدایت که آن هم از نقطه نظر سلامتی و افغانی حباختها و دلسوزی علحضرت غازیست که تقریباً از بن مال این آشن عصیان\nبورداد و خر حکومت افغانیستان بخشود. او ین مشعل زبین فکریه بود مجری الی الآن بامشقتی شدید است بحجوبساند که بنا هر معاندان تا\nشمار اخیر دید فرود ، با اجازه نمیدید که با مثال چی فوراً با آن بمانا کوی خود بخبث نعرضا عملیات مسکه نه را چاره فرمائید بکر را آنها در برا\nحصان حضرت ا و با جواعده مواثیق شان جمیلا که دین و افرائيد حق حقانیت و جاده اصلاح سُلا لواسطه خرابی مدام بی بی اعلانش\nبصحت آباد دعوت داؤ انزخی در بین روز ها از یک خطا به درد آن\nساحه عمام قهول اورده واجب التعمیل بپدارم ! مخصوصاً در سجه نامی میکه\nبازند از پنهان که نظر اشرافغانستان بلکه جمهو علما و فضلاء وای ریخته آن فدائیه سلامتی شاہ ریختم که آن دیده برافغانیزا گریان\nآسار و اعزه افغان بر علیه چنین رهزنان سفیر چشم جداً سُور اند مبساخت بجا کلمات اتفاقی بین عوام جها قرن ما در لعبتها با زان چهار\nی دیده و میگذارند تا آنکه خاک شانرا به تو بره کشند؛ و صاعقه از خفقان شهراغیه برا عارمت و رهنمائی آن فرمند آما بل را بکردیا\nنشانما عدم و نیسی را هر تباه بستی نشان ماند کنند! بصرف برینخ درین ایام خون پر ارشاد بسته اند در شماره (۹) لاحظه شود) ضاد\nحیات کلما مصالحت و حلام تعا آن شراید در هر گوشه و کنار در حلقه ها خصوص حقیقت :- اگر واقعا برخلا سلاحی این دو دوام ، عنا دست از\nهم و مخلد بار میمطرح مذاکرات و موضوع گزارش است ما را هم با گراحد شبه جفها طلبگار مصالحت و اما امند به حکومت از طرف شریا\nاست قضیه نبود شور مصالحت خواهی شرار جنوبی که در ایام محمداً بحضوریاد مطلقاً با پیش نماید که مجر دشتها، مصالحت دست از بلوکیری ببردار\nما شیمه غاز تیم انطایقانی با بوسلو پیوست است حتی زمین خوانش با دکنیو بگیریم و در تقلیل قو ا نظامی خود بکوشیم زیرا که گفته اند هی اگر\nبمقام مجللا مناظر یوم حق جوشان برا دو محقه نمائیم :- دوست روز پیش صلح خواهی در جنگ کوب -- بلکه انتشات نگاه خود را الان کم کا\nنینوش اندین تمام سربراہ بندگان جنوبی و نمایندگان اشرار باغی بعد از تقا کان با بد ادامه داده قبل از شرو ع بذاکره دو چیز کا بلحیه مطلقه دار\nسلام ، اجازه از زمان دار قشونی ما نزد منصبدار بزرگ عسکری بگو که دوجه اسم (۱) تحقیق تخاف نماید کی باین جیت اصلاح طلب دی\nآمدہ کلمات عجز والتجی و سو و گد از به عرض رسانیده اند که (ما با آن خیر بود بواسطه همین نامسد و دینول که پزیم روز کود دارد تا در چهار آن\nبترین خوا سنار مجادله با عسکرا فغانیه خویش نمباشم چوان اشرار را در نزامی قرار گا آ نظارا و مقابل مطیع رسمت جنوبی پیرالزمان\nمحمد کهاسی جو برا بهای کلیتی ، غازیستوسط شما معروض بدری کا تفریق باید کرد که کدام کدام جبیله و قوم بدرخانه سوخت مکارت داد\nغرین ، که در گناهان سابقه خبر نظر فرمود لاحقا ما را مورا بنام و کدام کیه مساون؟ و کده بین الطواف ؟ و کده امین محفوظ روفر بشید\n\nحيث حتفظ باشيد که ما با عیان با لکل اعتماد نداریم مبادا اینکه باین بهانه سرد شده در غفلت بائيم حال سر حد عسکری مجد د ا قور میشود مراقبت\nنما ئید تا بخت اینها خوب معلوم شود ! داء با فیل از پیشرو ما امد یکه شما\nاهمیت بزین حرف بيا ندهيد و کار خود را به احتیاط پیش ببرید ميبادا فريب بخوريد . ۱۲ ."}
{"book": "adl0717", "page": 35, "text": "شماره (۱) جلد اول\nجریده حقیقت کابل\nچهارشنبه (۱۶) سنبله\nبه تشنگان ضلالت ز تیغ آب دهید\nاز طبع روان کاظم آقا پسر سرخان مهمان نواز افریدی\nز هر طرف نظری گر بروی کار کنید\nسزد که بر دو گروه لطف بیشمار کنید\nبجان عسکر خود آیه ظفر خوانید\nبقوم عاقل خود نقد جان نثار کنید\nرسید تا بفلک نعره های قوم شجیع\nکه در رسید دم حرب و گیر و دار کنید\nبه تشنگان ضلالت ز تیغ آب دهید\nبعاصیان دغا پیشه کار زار کنید\nکه رفته اند ز جهل از ره شریعت و دین\nکنون بعزم متین حرب آشکار کنید\nهم از محبت شاه و وطن حذر دارند\nباین سیاه دلان تیره روزگار کنید\nبتیغ عسکر خونخوار و جوش ملی خویش\nز تن سر همه این ناکسان کنار کنید\nبهر وسیله که این گمرهان درست شوند\nبعزم جزم همان شیوه اختیار کنید\nمجال خودسری شان دگر نباید داد\nنه یک دقیقه تغافل بخود دو تار کنید\nز بن کشید رگ و ریشه گروه شریر\nکه گفته اند نه بر خصم اعتبار کنید\nبدوستان وطن قند و انگبین بخشید\nحواله سر دشمن بزهر مار کنید\nبعسکرانه روشهای قهرمانی حرب\nهجوم بر سر این قوم نابکار کنید\nبجان فشانی خود ها و ضرب توپ و تفنگ\nبه نیستی عدو کسب اقتدار کنید\nبراه دین و وطن جان خود فدا سازید\nز خون خصم زمین را چو لاله زار کنید\nبحکم خسرو غازی این ملت و دین\nبه دشمنان سخن از تیغ ابدار کنید\nحیات شان به ممات ابد بدل بسازید\nنمی سزد که بآنها دگر مدار کنید\nکنون که خلعت مرگ است تخته تن شان\nباین قبا جسد شان ذلیل و زار کنید\nچو فخر و سروری امروز نور وطن دلشاد\nعدوی جان وطن را نهم دچار کنید"}
{"book": "adl0717", "page": 36, "text": "تفصيل\nشرح اشتراك\nقيمت بروپيه كابل\nمقامات ٦ ماهه ساليانه\nجارات اطراف كابل ٥ ٩\nداخل افغانستان ٧ ١١\nممالك خارجيه ٨ ١٥\nوزرا وسفراء ١١ ٢٠\nشطركت - ارسال و نا ما يطلبه\nصنعت:- بر تمام یگانه او مجانا\nبنا دل:- با جرائدیگه و شرقی\nقیمت اشتهار: عموما از هر کس [كلمه؟]\n\nحقيقت\n۱۳۰۳\nج\n\nقواعد و ضوابط\nاین جریده بغیر از ایام تعطیل در کابل یکروزه\nطبع و نشر میشود و بدیگر مقامات در هر پست\nمنظما ارسال میگردد\nامور تحریریه بنکارنده \"حقیقت\"\nارسال مقالۀ و اصله در اداره مانده جریده\nدر اندارج و اصلاح و عدم اندراج\nآزاد است اشتراک توسط خزانۀ\nدولتی بصدور نقدی از منجانب\nقبلا دریافت میشود.\nنگارنده محی الدین کوشکی\n\nجلد اول كابل شنبه (١٤) سنبله ١٣٠٣ شمسی مطابق (٦) صفر المظفر ١٣٤٣ قمری شماره (٤١)\n\nمدار چشم مروت ز روزگار ضعیف\nمنقول از لوائح کرمه عصر فرخ بناد \"فریاد\" از هرات\nبدهر اهل هنر زان سبب بفریاد است\nکہ چشم اهل زمان یکقلم امیر او است\nمطیع شرع شوی میکنند حمل بریا\nملا متی چوشوی گویدت که درزاد است\nاگر زخوف حوادث دلت بود آزاد\nبگویدت که دلت سنگ بلکه فولاد است\nاگر زبیم مصائب شکسته دل گردی\nبغیبتت همه گویند بد دل افتاد است\nبزاد خدمت و احسان اگر کنی بکسی\nبو هم ذره قصوری تمام بر باد است\nاگر حلیم شوی از تو قطع بیم کنند\nاگر شدید شوی گویدت که شد اد است\nستار اگر کنی از فسوس میگویند\nبنای محکم دین عصر مست بنیاد آ\nاگر حدود سیاست را کنی جاری\nفغان کنند که یارب چه ظلم بیداد است\nمدار چشم مروت ز روزگار ضعیف\nکه شخص منصف ذیحق بدین بحر کم زاد است"}
{"book": "adl0717", "page": 37, "text": "(۲)\nشماره (۱۱) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شنبه (۱۳) سنبله\nمطیع و درنگ نمودن اشرار سمت جنوبی از چپاول انداختن و یغماگری\n(۱۱) سنبله — مخبر موقر ما ادارهٔ حقیقت را از محاذ جنگ مطلع می نماید که با بعد از ان بمصادمهٔ اشرار که فی مابین بکاریر، درویش و کلنگار بوقوع پیوسته بتوجه سردار شاه ولیخان نائب سالار و از حسن مساعی آقای غلام نبی خان معین رح محمد غوث خان مخمد مشر کامیابانه در مدافعهٔ بغات کوشیده شد تا اینکه آنها مجبور بفرار شده عساکر افغانیه بتعاقب اوشان پرداخته و در ضمن شکست نیز در آنها تلفات شدیدی را وارد نموده تازمانی از تعاقب شان دست نگرفتند که جمعیت شان کاملاّ سراسیمه و پراکنده و پریشان بنظر رسید یک یک تن دو دو نفر خود ها را پنهان ساختند\nبعد ازان مصادمهٔ خوار بد کردار از مقابله و مجادله و دوانیدن لشکریان بمانده مانده و کوفته و حواس باخته شده اند تا بعد ازان روزی الان هیچ نام دزدی و دباره و چپاول یغماگری اشرار را درین اطراف و نواحی نشنیده ایم و نه خبری را که قابل اندراج اخبار حقیقت تان باشد و ناظرین آن بدان اظهار دلچسپی نمایند بدست داریم\nزمزمهٔ مصالحه\nدر قهرهٔ (۱۰) خویش ذکر مصالحه جوئی بغاة سمت جنوبی را با حکومت متبوعه خویش با نظریات خود و عدم موافقت آن جماعات بر عهد مواثیق کلمات خود قلم بند نموده ایم، و ناظرین جرایده خوانی و منافقت آنها اطلاع داده ایم\nیک عده از عمائد و اعزه و صاحب رسوخ آن طوائف نیز در منصبدار بزرگ عسکری در صاحبان اختیار حکومت افغانی ما هر روز حاضر شده در زمینهٔ مصالحت و تو به نمودن تسهیلات همی خواهند و از طرف حکومت معامله بالمقابل بوده است گویا تا هنوز گفت و شنید جاری است و بنتیجه واصل شده\nاعدام چهار تن از دزدان مشهور\n(۱) غیاث الدین ولد قطب الدین (۲) امیر گلی (۳) احمد نور ولد صفدر (۴) غریب الله ولد محمد عیسی که مندا از قوم تاجک ساکن کاپیسا لوخ مسکن نهایت شریر السر اتفاق چهار نفر مذکور ، دزدان بنام و مشهوراند و در هر اموال دزدی انتقال نهم نتیجه سردی و سرقا نقدی و جنسی اول حائز بوده خلق الله را سراسیمه و پریشان می نمودند ایاماً درین اواخر در اطراف میدان راهزنی و قطاع الطریقی پیشه خود نموده بودند تا اینکه جریدهٔ اموال قد مینی بعضی املاک آقا نور گل غلام عود للهم محمد امان نیز که مساوی مبلغ چهار هزار جبرالات هفتصد و یکروپیه و در همین ضمن بنهب بردند، در فراری چون اشرار مذکور را می شناختند این مسله را بقاضی آن گروه میگه میدان بردند و بر اثبات این مدعا خود اقامهٔ شهود شرعا اوراسارق قرار دادند از محکمه شرعیه حکومتی میدان بسوی مقام پیشگان مزبور را بولایت کابل ارسال شد والی حکومت نیز در تحقیقات سری و علنی که درین مواد فرمودند بعیناً ثبوت مذکور را بدتر از انچه گفته می شد و نوشته بودند در یافت عوام اهل وقعه را با تحققات سری و علنی خویش و فیه امر را بمیدان محکمه ابتدائیه شرعیه میدان سجل خط عموم اهالی که برخویش حکومتی میدان شده بود محکمه مرافعه فرستاد هیئت محکمه ماراجع را بمیدان مرافعه کابل نیز بعد از تحقیق و تدقیق بحکم بصحت فیصا لبه امر را بخود مزبور و بعد گذشتن مجمعیت عالی تمیز وزارت عدلیه مقاصد خود را"}
{"book": "adl0717", "page": 38, "text": "(۳)\nسنبله شماره (۱) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه (۱۴) سنبله\nاسبالت حضرات محترم برایت نیز کثر الله\nامثالهم) چون شرعا و عقلاً و عرفاً آن هر\nچهار نفر را سارق و مجرم و شرارت پیشه مشهور\nو بد عمل معروف نگریستند و فصله جات محاکم عدلیه\nکشورها درست و سجل خط عموم اهالی را ملاحظه کردند\nانها نیز همان فیصله شرعیه و سجل خط عمومیه که\nهر چهار نفر را که کشته شوند بامضای قرآنی\nخان توشیح نموده در نتیجه همان اشرار بدار سیاست\nپادشاهی درین روزها بالا شده بهلاک رسیدند\n\nیک شد و شد؟!\nمخالفت اهرم جنوبی با عبدالکریم فرار\nابداً ما ترا نمیشناسیم و نه بر آفاق تو خروجی را میپردازیم!\nگفته میشود و افواه است که کدام کلان شونده منگلی (؟)\nبر خلاف اقدامات و تشبثات موجوده عبد الکریم فراری\nاجرائت مینماید و خیال حکمرانی جنوبی را بدماغ خود بر علیه خیالات\nفراری مذکور پر ورانیده جداً به مخالفت او پافشاری و مقاومت\nمی تاکرده میگوید :-\nدر صورتیکه متحمل تلفات جانی و مالی و مورد بدنامی\nدنیوی و اخروی در بغاوت موجوده سمت جنوبی بمقابله\nحکومت افغانی با اقوام و طوائف منگل و جدران باخت؟\nمیباشیم پس کدام خیال خام تو می خواهی که زمام خود را\nدر یافت دعوام را در قبضه سر ما فرما نروائی شما ا د کدام فائده را که ما\nبریزاندن خون و بر باد نمودن مال و ناموس و هستی\nخویش حاصل نمائیم بآنر ا تو بخود عائد نمائی؟ و یا اموال\nتاراجی و بغارت آورده کی ما را از ان خود پنداری نی!\nابداً ما تر انمی شناسیم و نه برای مفاد تو کاری میکنیم ، ما اگر با\nمقاصد خود کامیاب شدیم بیسی فوائد از ان خود ماست و بس!\n\nعبد الکریم فراری عروسی میکند\nعیش و تنعم بطبع کج خوشت زود تا برود گران دست\nلطیفه\nمیگویند که عبدالکریم فراری از مفارقت معشوقه ها\nطناز و محبوبهای سرا پا عشوه و ناز بپارس بپجان رسیده\nو بیشتر ازین نمیتواند که تاب عزوبت و مجردی را بیاورد او نیز\nبرای چند تن از اعزام منگلی و جدرانی و دیگر اقوام جنوبی پیام\nفرستاده است که :- برای خدا ! شما ئید که جهت دنیا\nدین خود را بر باد داده اید، بیائید! باین احیای سنت\nرسول الله که کدام دوشیزه ماهروی خود تا مرا در حباله نکاح من\nدر آرید، ثواب دین و دنیا را حاصل کنید و مرا نیز ازین درد\nبی درمان مجردی شفا دهید.\nعبدالکریم خان مغرور میگوید که من کاملاً به مقررات\nقرآنی کار میکنم و درین چند روزه درد خود در خاک جنوبی کمتر\nاز چهار دختر ماه پیکر را بنکاح نمیکنم! زیرا که من در عدالت\nنسوان امتحان داده ام و بمقابله بیش از چهار زن بکرات\nومرات کامیاب آمده ام، و بد بگر اوامر و نواهی نیز بچین کلا\nفرما حسابم عموم عملیاتم ما بمضمون آتی موافق با ایجابات\nشرعی می انگارم :-\nلا تقربو الصلاة میخوانم بس است ؛ و نامبروی کلوا و شربو حلیست\nانگریز محلا و بر اظر سار تاسف که گرفتاری عبد الکریم با عتم میکنم\nیکی از مهربانان سرحد که در یکی از کار بی پست خانه خویش\nبکار و در صوبه سرحد شمال مغربی هندوستان اقامات مدرک طرق\nنستره به سرحدی انشأ و توزیع شده در آن اعلان عجبا همان مضمونی\nبا تفاوت حروف سخطه تحت نسبت عبدالکریم قلمبند نموده بود دیگر بربان\nدریافته ایم و مدیر آن شخص عنکونمه چنانکه کو را در خاک هندو ادین\nمواخذه سرحد دستگیر که برای او از طرف چیف کشنر ؟ بخوبی انعام و از دنیاست\nحقیقت :۔ ما را ده هیچ کم ازین اعلان نرسیده تا در بخیال خیرا\nبا نماینده موقف است یا از هم عکس بسته حکومت بند کدام اعلانی بابت معلومه ؟\n؟ از وقت اشاعت کو د باشی تا حال بگرفتاری این یک تن فرار\n[vertical text in margin]\nپیدا نکرده ایم بناء بران هیچگونه اعتماد و اعتنایی باین افواهات نمی توان کرد!"}
{"book": "adl0717", "page": 39, "text": "(٢)\nشماره (١١) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شنبه (١۴) سنبله\n\nرجم کشتن و سنگسار شدن یکی از اتباع غلام احمد قادیانی\nچند قبل تر در مدهٔ سرپور کفیر طالعمت قادیانی که بر خلاف\nاسلامیه مقررات شرعیه غرا احمدیه ایجاد مذہب حطیه ساخته علمِ\nاظهارات مموه و مردم را بپوا تباع عقاید باطله قادیانیه خویش دعوت\nهمی نمود ۔ قرار فیصله علما اعلام و فضلا کرام محکمه شرعیه ابتدائیه حقوق\nو جزا و مرافعه مرکزی کابل و ہیئت عالیه تمیز وارت جلیله عدلیه\nسنگسار گردید. در موقع رجم کشتن یگی روزگار ملکه دایگ شجاع\nو جمعیت کثیرے از صنف نسوانی و شوری موجود بود این بدبخت\nتا دم آخرین از امر نه سر او یاده گوئی با خویش که دست باز نیا\nولگر چه بشره عاقور بچو حباب کاراً مقتول میشد تا نمیشود ولیکن عامیانہ\nنیز صدا ہر اقرار نا باطله خویش ایستاده بود تا حین ہلاک بائی شد۔\nبالآخره در ظرف چند ثانیه بر طبق اوامر و منیه و قواعد شرعیه ماثوریه\nبا تاختائی گریخته شد و ترجمه کردن سر پور و سزرا مفرطیش بکاشید\nاز سنگسار الفجیل یافت ما در ذیل صورت آن فیصله شرعیہ را\nکہ در محاکم عدلیه قاضیانست بسنگسار شدن مزبور اصدار یا\nو بہیئت عالیہ تمیز وزارت عدلیه نیز این فصله را امضاء کیان دیست\nآن نعمت الله فقعین بدست مجازات گرفته مندرجعت محافل میا\nتسویه فیصله محاکم بمده وزارت : تاریخ ۲ اسد ۱۳۰۳\nمستوفی و قرار دادیم\nحاضر آمد در محکمه شرعیہ ابتدائیه کابل بعد از ارسال قوماندانی کوتوالی کانی\nمحرم باسم ولی محمد شرع طالعمت الله ولد امان ولد میرزا ساکن\nده خوجہ نہ بخش دو نیکہ یار جملہ اتباع میرزا علام احمد قادیانی بود از قراء\nمذکور پرسیده شد با اینکه مقر خود را بمذہب حنفی مذہب میگفت\nاقرار نمود که میرزا غلام احمد مذکور مسیح موعود و مہدی معہود و نبی\nظلی است و حضرت عیسی روح الله علی نبینا و علیہ الصلوة والسلام\nبصور جسمانی زنده نباشد و نزول بهار بلهار بصور جسمانی\nحق عزت و ہر بہا معتقدا ن گیر ره معتقد است کہ میرا غلام\nو قادیانی) و کتابهای مؤلفه او بر حق است و خود من نیز بهما\nمعتقدات مذکور مندرجہ کتاب در حق میدانم و میرزا غلام احمد\nمذکور اگر چہ نبی صاحب شریعت جدید نیست اما نبی ظلی یعنی فنا\n\nفي الرسول است دوحی بر او بدو واسطه جبرائیل نازل شدہ\nالہام را از باب علم میدانیم جاہراں زاقرار نا ملا محمد یحیی مدکور\nشد که نعمت الله از اتباع غلام احمد قادیا نست اگر چه کفر و الح\nو بدعت میرزا غلام احمد مذکور ابصیرة و حد متواتر رسیده است\nاو کہ یکماجر بی وقار دارد و الف کردہ مملو از کلمات کفریر یا\nکفر است. اما باین کلماتی ذکہ بزبان خود اقرار و تقر میدارد\nو نیز بقرار سخنی بدیل ابوحنیفہ نعمان جہہ جمیع علمای قواعد و بند ر ا\nسنت و جماعت طالعمت الله مذکور بظاہر الفاظ دایہ اعتقادات\nداشتن او کفرت کما بہا مذکور کافر و نعت تا و ملا او ممرتد دست\nو بحکم گفته میشود چنانی خود که و نیز اقرار بدعوت خود کرده اول از پا\nمذکور بقرار الحدیث ابو حنیفہ قتل است چنانچه قبل ازین وقت بخدا\nاعلیحضرت امیر سعد شهید برکنیفر عبداللطیف نام ایع قادی\nمذکور نیز بہمجہ یحکم از طرف علما وقت شدہ و اجراً انزال در قبال\nبودند و نویهٔ آن مسقط قتل او میشود.\nامضاء مرافعه مرکزی ولایت کابل اینکه چون فهوا\nقاعدۀ مدرجہ قوماندانی محکمه شریعتہ مرافعه فرستاده\nخود نعمت الله مذکور نیز بہ محکمه ہذا حاضہ عبته ندا\nبند رجہ فوق اقرار نمود و علاوه بران اقرار نمود کہ اشخاص\nعلما عقاید اہل سنت و جماعت را که مسله نز و لعین شعار\nروح الله بصورت جسمانی گفتہ اند آنها را در خواند بہیات\nمسله مخطی میدانم کسانی که از اہل تفاسیر بہ طرفی\nبرفع عیسی روح الله علی نبینا و علیہ الصلوة والسلام آیت\nمتعدا ند و قول کرده اند، مخطی میدانند. مجاد دعوت\nفلہٰذا این خادم شرع شریف حکم فیصله بمندرجہ\nصحیح دانستہ امضاء بصحت آن کردیم فقط تحرر خطہ عارت\nدو شنبہ ۲۸ محرم الحرام ۱۳۴۳ مطابق (۳) اور ناره تا\nاسد ۱۳۰۳ هجری شمسی\nفیصلهٔ مذکور در هیئت عالیہ تمیز بہ ملاحظہ حاکم شرع\nرسیدہ علم آوری شد فیصلهٔ مذکور بہ اصول در مین بودہ\nشرعیہ مطابق فوق است نعمت الله مذکور بمستوجب تازیانہ نام\nعصہ رجم و سنگسار کردہ شود.\nمابقیه شروحاً"}
{"book": "adl0717", "page": 40, "text": "قواعد و ضوابط\nاین اخبار بقرار ایام تعطیل در کابل یکروز بعد\nنشر میشود و بدیگر مقامات در هر پست\nمنظما ارسال میگردد.\n\nامور تحریریه بکار نامۀ حقیقت\nارسال و مقالات واصله در ادارۀ ما نداء\nجریده در اندراج و اصلاح و عدم\nانتشار شان ازاد است مسترد نمیشود\nخزانه مع البی و بصورت نقدی از\nهمه جاه قبلا دریافت میشود.\nنگارنده برهان الدین کشکی\n\nشرائط اشتراک\nقیمت هر یک بپولی\nتفصیل مقامات\n۶ ماهه سالیانه\n\nایالت کابل ۵ ۹\nحکومت های محلیۀ افغانیه ۷ ۱۱\nممالک خارجه با پول هندوستان ۸ ۱۵\nعلاوه وزرای عظام ۱۱ ۲۰\nملاحظه\nطوایف مختلفه استادان و علما و طلبه\nادبی نصف - برای بیکاران مجاناهالی\nو گرد و بادول با هوا پیماگه و شرقی\nین و حضرت بخار - بخوار بکس نده\n\nحقیقت\nح - ۱۳۰۳ س‍\n\nانزان سال اول کابل دوشنبه (۱۹) سنبله ۱۳۰۳ شمسی مطابق (۸) صفر المظفر ۳۴ ۱۳ قمری شماره ۱۲\n\nحیات عموم ملت افغانی نسبت ببقاء و موجودیت بنوی\n\nبقسمیکه شما ناظرین مشاهده و در کتب مطالعه کردید\nاشخاص شریعت پرور و منور الفکر ترقی خواه وطن پرست حتی\nنزد از قبیل انسان و دختران با حرص و ولع مطبوع یک خطره خاک حصۀ\nرا در خواند بحیات ملت و استقلال دولت و ترقی مملکت دارد\nسپر از هر طرف گرد بر آمده برای مبارزه و مقابله بآن خطر کوچک\nهیچ اهمیت نسبت بدولت ندارد عموم ملت را باتفاق و\nمحاذ دعوت کرده باندازۀ با فشاری و استقامت را بمخرج\nعملیه نماید میدهند که خطر را رفع و مقصود مقدس اصلی خود را که عبارت از\nتحجر حفظ قدرت سیاسی و استقلال وطن عزیز است - بدست\nق و ده می اورند : اشناید موفقیت را در اغوش نکشند. بهودی ننشینند\nبلکه همه یکجا صاحب عزم کامل و شخص حبر عاقل و رجال محترم\nملا حذا عالم مفخر یک دولت و ملت اکباس در عین حیله و انسان\nرسول اوره ارم بوده ملاحظه مخاطرات و تهلکه یار انموده پیوسته اوقات\nهمیشه خود بارائه نیا مندن دفاع میدارند بلکه با میوانند در جمیع اوراق\nحیات تعرض فاش اند نیز کوتاهی نمیکند نان و جو ان و مباحا\n\nعظیم که منافع منظور روز و شب بعهد و آن نمیباشد بفتنار\nنموده مورث فتنه با عظیم و نتائج وخیم میگردد - و علاوه بران\nاگر انفعالی از موجبات تعرض بخش قدمی و حسور سری دشمنان\nاقور خویش صرف نظر نماید. لامحاله دشمنان با مل این مراتب محو\nبهر ذریعه ممکنه که بتوانید در ضعف خرابی رقیت باش میکوشند\nالبناین یک مر ثابت اهر که انسانها بی وطن دوست\nملت خواه ترقی پرور برای نگهداشت و بدست آورد استقلال\nو حفظ ناموس در راجحفظ استقلال شیرین خویش خونها خود را در تهیه\nصدمات میریزانند و از هر گونه فداکاری بروزیه که مقاصد ب‍\nمقصود اصلی نائل شوند - فروگذاشت نمیکنند مثلاً امروز\nبرادران عزیز منگه مان که مثل محبوس خشمناک ترا باره کردن\nسلسلاً اسارت از رقعه مملکت خویش است و با مر خداوند گوشت\nزرایع ممکنه را در ان مورد استعمال کنان آواز با مرگ یا استقلال\nرا بگوش عالمیان میرسانند : امي ملت افغان همه شان\nمطلع باشند و تحیر این طبعیار که او نه در عشر زندگانی خود نه"}
{"book": "adl0717", "page": 41, "text": "شرطیۀ اداره\nاین اخبار بعد از رویت مصلحت دیوانگی طبع\nونشر میشود و بنا بر مقتضا و مصلحت وقت\nمیگردد امور تحریریه همکارند خفيه\nو مقالۀ واصله در اداره مانده حز باره\nوالا صلاح حقه انتشار آن را دست .\nاشتراک بتوسط خزان دولتی و بصورت\nنقده می دجه جابجا در وقت\nمیشود . (نگارنده)\nترکمنان بین کشکچی\n\nقیمت اشتراک\nقیمت روپیه\nکابلی\nانقضا ها  سالانه\nدار الکاب\nدر افغانستان\nخارجی\nدارلاوسه نراء ۱۱ ۲۰\n۱۵\n۸\nمالیۀ ارسالاه بمقالا بم\nرقمیکہ امید نگار د نو مصحا ستالی\nداد احتر اسلاحی شرف\nقیمت اشتهار بمقدا لد هربیری\n\nسراج\nحقیقت\n۱۲۰۴\n\nسال دالکابی ج مارشنبۀ ۲ حمل ۳۰ اسر مطابق ۲ رمضان ۳۲ ۱۳ شمارۀ ص۵\n\nداد از غفلت ما از کوتاهی ما\n\nموج سرامینی مار هنون آگاهی ما\nکار از دست شد و دست بکار نیکا\nپیش سوختگان زندگی مرگ یکی آ\nگرنشان آئی را نتوان خواند سراه\nغیرا میق شکنان کیست گوار توحید\nمرگ نادانی ما خواب سرگاهی ما\nداد از غفلت و آه زکوتائی ما\nغوطه جو چشمه اتش تحور دابی ما\nخط پیشانی ما سُخط گمراهی ما\nزهر آب شد از لعوه اللهی ما\n\nاز طبع استاد گرامی حضرت سرور خان قلمد فن\nاز خسروي ما زکلاه نمد است مسند فقر بود تخت شهنشاهی ما\n\nآنظر از شر ندانیم تخلص چه ضرور\nنان که از دیده رود اشک زوال آبی ما"}
{"book": "adl0717", "page": 42, "text": "شماره (۱۰) جلد اول جریده حقیقت کابل چهار شنبه ۱ حمل\n\nمجلس مکافات و مجازات جنوبی\nدر وزارت حربیه\nدر یکی از شماره های سبق خود از مسموعاتی که دایر بـ\nذکر انعقاد مجلس مکافات و مجازات سمت جنوبی\nبه نهایت اختصار قلمبند داشته بودیم که متاسفانه\nاز طولانی تحریر وعده اقتضا بطباعتش آن ، گمان میبر\nکه باراستی ناظرین محترم اورا نخوانده خوانید بودیم\nمکر را همان خبر انعقاد آن محفل عالی را که از چندی فقط\nبصدارت مححضرت معظم فآژا در وزارت حربیه منعقد\nمیگردد و دران بر خدمات و جدیات مساعی و معاونا\nآن اشخاصیکه در اطفاء این نایره ابراز صداقت و حبیت\nنموده اند. تقدیر و تبصره نموده نتیجه تر آنرا بم واقر\nکه مظهر اجراآت فوق العاده شده باشند مکافات\nو بآن افراد سراپا عنادی که بدستانه شعله افرو این\nآتش جهالت یا دران این نایره بغاوت شده اند\nعلی حسب مراتبهم مجازاتی تعین میشود .\nاجراآت این محفل معظم تا هنوز بصورتی مخفی است\nو جریده حقیقت نمیتواند که ناظرین محقق خویش رابجلیات\nآن مجالس عالیه مستحقق سازد ـ البته این مسئله را که\nبالتحقیق ازان اطلاع داریم ، حما ما رسانیده میساکیئیم\nو تواندابهای نظامیه یا غنانیه که در منطقه باغیه اطراف\nو جوانب و شعبهای آن مقرر بوده خدمات و اجراآت\nنموده اند ، لوایح خودشان را که مشتمل براسما، اشخاص\nجانی و تفصیل خدمات شانست با نامهای تمام افراد\nغانم و اجمال خیانات انها ترتیب نموده هر رکه حاضر\nمجلس میدارند و پس انا جائیکه معلوماتی که\nعالیه این مجلس عبارت از ذوات مکرمه\nذیل است : ـ\n\n(۱) ع حضرت معظم فآژا امرالله خانشکر به سالاران\n(۲) ع ، ج معظم محمود لیخان وزیر حربیه .\n(۳) ع ، ج مکرم عبدالرحمن خان کبلج به\n(۴) ع ، ج محترم بنوا محمد خان بر کمدی شیموا\n(۵) ع ، ج محترم غلام محمد خان در سراغند به تفرفه ائد\n(۶) ع ، ج محترم محمد داو د پشنگوله ی توپی کابل\n(۷) ع ، ج محترم شاه ولیخان یاور دو گو در شکر امیر\n(۸) ع ، ۱ عبدالاحمد خان رئیس تعلیمیه در دل\n(۹) ع ، ص عبدالله خان معین حربیه\n(۱۰) ع ، ع رئیس غلام نبی خان حاکم نائبالارخان\n(۱۱) ع ، ع رئیس عبدالوکیس خان نائب سالار\n(۱۲) ع ، ع رئیس محمد عمر خان نائب سالار\n(۱۳) ع ، ع رئیس محمد رحیم خان نائب سالار\n(۱۴) ع ، شو، محمد عمر خان فرقه مشر\n(۱۵) ع ، ش نیک محمد خان ،،\n(۱۶) ع ، ش شیر احمد خان ،،\n(۱۷) ع محمد گل خان غند مشر قوماندانواژ\n(۱۸) ع محمد غوث خان قوماندان شکر حرس کورنز\nهیئت تحریریه این مجلس عبارت از با ذوات محترما\nکه خواندن را پورت و اوردہ سمت جنوبی و تحریر جوابا\nمرسله مرکزی بذمه و عهده آنها چه در ولایت مقرا\nو چه نمینولوکانه مفوض و موکولی بوده است.\nاعضای مجلس محترم موصوف قرار فوق میباشد\nلکن ممکن، نی! بلک یقین کرده میشود که علاوه برحضان\nمعظم الیه بالا دیگر ذوات عالیه نیز دران شامل\nو صاحب حصه خواهند بود !\nدر آتیه اگر موفقی شدیم و قری\nدست داد بعضی از اجلاس این مجلسه کثیرا لف\nاجمالی آنرا حیثیه استحضار ناظرین کبار\nخویش نذر و تحفه خواهیم\nنمود . !"}
{"book": "adl0717", "page": 43, "text": "(۱۰۶) جلد اول جریده حقیقت کابل چهارشنبه ۲ حمل\nقوم فرعون ما و ملاهای ما باهم در اینجا خیانتها می کنند\nدر زمان محمد علی پاشا کبیر (سرسلسله سلاطین\nمصر) در شهر (دمنهور) مصر زنی مدعی گردید که شیخی\nبنام (ابوالعمر) رفته و معجزات زیادی از و بظهور میرسد\nاز جملہ کہ باعث ترویج تدلیسات او گردید این بود\nکہ صدا از داخل شکم او بدون واسطه حلق و زبان و\nلب و طورے این آواز از شکمش به خارج منعکس میشایان\nمیشد که آنرا از ماوراء ماده تصور میکرد.\nمندرجات سیمت معجزاتش در دمنهور منتشر و غوغا\nمردمان اطراف او را گرفته و حلقه ارادتش را آویزه\nگوش کردند.\nچشبک و یدقضائش در اهالی دمنهور خوب کارگر شد.\nمردم باطرافش وسعت پیدا نموده و به قصد مسافرت\nسوے غلت شهر افتاد.\nچون در ان اثناء محمد علی پاشا با انگلیس جنگ\nداشت و قشون زیادی برای فرستادن به حجاز\nدر اسکندریه و قاهره موجود بود. تدلیسات آن زن شیاد\nدر میان نظامیهای ساده لوح ترویج یافت\nآنها بر او مجرم و معتقد او گشتند و باین واسطه نفوذ بی\nپایانی در میان لشکریم رسانید. نفوذ او منحصر در افراد\nقشون نماند بلکه بصاحب منصب یا حامی و مامورین\nعصا نیز سرایت کرده و بدرجه کار آن زن بالا\nگرفت که کسی قدرت نداشت که از کرامات\nاو سخنی منکر شود. و مخصوصاً که عده\nکثیرے از پیروانش مدعی بودند که صدای شیخ را\nاز داخل شکم لمس خود شنیده دست مبارکش را\nهم بوسیده‌اند.\nدامنه این فتنه روز بروز وسعت پیدا کرده\nو امر ابوالعمر اتباع و پیروانش می افزود\nتا آنکه بالاخره قضیه بگوش محمد علی پاشا رسید.\nپاشای مزبور از شنیدن این قضیه\nمتوحش گردید و ترسید که مبادا در یک چنین\nموقع باریک (جنگ با انگلیس) کسی از نفوذ او\nاستفاده کرده و فتنه بزرگی در مملکت ایجاد شود که\nتمام بافیهای او را پنبه کند. لذا بفکر چاره\nافتاده و تصمیم گرفت که ابتدا شخصا اور الملاقات\nکرده و تزویراتش را برای العین مشاهده\nنماید.\nبرای احضارش بدارالحکومه هم نفر از اشخاص\nدانشمند را بوعده پول زیادی تطمیع کرده در انجام\nبدارالحکومه بیاورند. اشخاص مزبور به ملاقاتش رفته\nو چون خواستند که او را با خود بحضور والی ببرند جمعیت\nزیادی که اطرافش را گرفته بودند مانع از انجام ماموریت\nآنها شده و لذا مایوسانه و بدون حصول نتیجه مراجعت\nکردند.\nاین پیش آمد یک زمینه دیگری بر تبلیغ بدست مرید\nهایش داد زیرا اشاعه میدادند که والی خواست قهرًا او را\nبدارالحکومه جلب نماید ولی شیخ (یعنی ابو العر) بمردی نمود و\nاین را دلیل تفوق و مظفریت شیخ بروالی قرار میداد.\nاین اشاعات بی اندازه بر اهمیتش افزوده و کارش\nرا بجائی رسانید که یکرو ابغرض تبرک دیمن او را بر اسپی سوار\nکرده و در میان چندین هزار جمعیت با سلام و صلوات در\nخیابانهای قاهره عبورش میدادند.\nمحمد علی پاشا سمنک حال را بدین منوال دیده آنها را بتدریج\nمخرب تر و نامداران کوتوالی احکام اصدار فرمود که جبرا او را\nبدارالحکومه احضار نماید. قوماندان کوتوالی همان روز نظامیان\nفراوان بدارالحکومه آورده بصورتیکه هندو هزار جمعیت در\nنثر او آمده که به ببینید که کارش با قوماندان و والی بکجا میکشد"}
{"book": "adl0717", "page": 44, "text": "شماره دهم(۱۰) جلد اول جریده حقيقة كابل صفحه سوم\n\nدیوانه که از تعقل در هیچ وقت رو آواے فرائض و واجبات شرعیه تکامل نمیکرد - ولی بیجا معتقد بخرافات و اوهام بود که بصنایع بر تحقیق میگراید و محتاج سحری مجره اس (بمریزی)\n\nمحمد علی دعا یه در حق است اسپیا و میسانیه که ناگاه شخے دیدند که محمد علی دست شیخ را سخت گرفته و او میخواهد که \nخود از زبان او بضمیر پاشا بدر شد با کمالمت به اوے داد و شد رها کند\nپس از تعارفات محمد علی خیلی باد آور گفت هرگاه اجازه شیخ همینکه دید دستش باز شده خود را بروے پاے\nبدهید میخواهم که قدرے با شیخ در مشهد در پیرامن زنکه را شیخ محمد علی انداخت و طلب عفو و اغماض نمود ـ ولی محمد علی \nبگویند با در جوالیش گفت این امر جز در وقت شب ممکن ساده لوح باز ملتفت حقه بازی او نشد و و تصور کرد که \nنیست. پاشا نسبت بشیخ بی احترامی کرده لذا فریاد و عجز و لابه\nزیرا اهالی بخوار اے اداے نماز مغرب به مسجد سید یحی جمعیت بلند گردید ـ پاشا یک مرتبه فریاد زد که وای بر تو \n(مسجد تیزیه که است در پیش محمد علی بعد از ادای نماز عشاء حتما انجا احمق فریب یک چنین دروغ ظاهر آشکار را میخوری\nحاضر خواهد بود ـ پس از شنیدن این حرف پاشا برای صرف سپس نوکری را طلای حضوری امر داد که او را\nشام باندرون رفته و شیخ را با جمعی از متصلین دیر کی از اطاقها رو بزیل غرق نمایند (نیل دریای بزرگ و معروفی است در \nبیرونے عمارت توقف کردند. مصر به مردم به مجرد شنیدن اسم غرق بخیه دا از اکناف \nهمینکه وقت موعد فرا رسید پاشا مراجعت کرده به هیجان آمده و نزدیک بود که فتنه بزرگی بر پا شد جیل\nدر سه پیش تشریف آورد و با گفت آری ـ پاشا بر حسب تفاضا ولی محمد علی پاشا با یک ثبات و قوت قلبی که از\nشیخ فرمان داد که جراغها را خاموش کنند ـ ولی مخفیانه بنوکر خصایص نوابغ و اشخاص بزرگ است به جمعیت\nہاے خود فهمانید و بود که مجرد اشاره مخصوص جراغهای دیگرے رو کرده و گفت ـ شورش و هیجان برای چیست\nدار داطاق نمایند. همینکه چراغ خاموش شد و بانشا نشست این مبداء از دو صوره خارج نیست در \nگفت مرشدت را دعوت کن و شیخ فوری صدا زد یا شیخ علی زان واقعا دارای شیخ و مرشد یست و الی \nبلافاصله یک آوازی که گویا از اعماق زمین بیرون می آید از غرق و ہلاکت نجات خواهد داد ـ واگر حیله \nدر جوابش شنیده شد و آنافانا در جوایے پاشا به پاشا و کذاب بست سزای اعمال خود رسیده خود کم سازند\nاین آواز واضح تر وجلی تر می شد. مردم صرفے و با تصدیق کرده و منتظر شدند که مثل \nو نگاهاہی طورے می نمود که گویا جداگانه در گوش پیکر شیخ چه خواهد کرد پس از انقر بان پاشا را اطاعت بسیار\nاز حضار آهسته چیزی میگوید . داد را در نیل انداختند و با این وسیله از و طمن را تا مخمصه\nاز این امر یک لرزه و ارتعاشی بر حضار مستولی جلوگیری بعمل آمده مرید نایش تا مدت با مصر \nگردید که غریبی بر آن متصور نیست پس از شاہدہ این منتظر بودند که شیخس او را نجات داد واز ترکیہ \nمعجزات با محمد علی اظہار داشت که بولایت شیخ اعتقاد آورده مشغول ارشاو ہدامیت مردم شود ولی باطالیہ \nو بخواہد کہ دست مبارکش را ببوسد. نشان هرگاه محمد علی پاشا از حمکہ بد فتر خبیر دارند \nشیخ سرانگشتانش را بدست او داد ولی محمد علی قاطع بکشف حقه باز می او اکتفا کرده و از غلق به امرود \nنشده و درخواست نمود که دستش را بکاملا بدستش بدهد. میکرد. ولی او می دانست که عوام وطرفی حوداله \nهمینکه تمام سر دستش بدست محمد علی رسید سخت آنرا گرفته ظاهر بینند که اگر صد مرتبه حقه بازی با اور اکش با ـ\nو بر حسب دستور سابق اشاره مخصوص به آوردن چراغ در نتیجه یک بنیاده دیگر محمد را به او گروید به برا ایجا \nنمی یک دفعه تمام اطاق مانند روز روشن گردید و حضار تازه ایجاد خواهد کرد. محمد علی بیا آخه سغور می\nاندن خا"}
{"book": "adl0717", "page": 45, "text": "قواعد و ضوابط\nاین اخبار بفرمان و ایما و منظوری دار الکابل کبرا نشر\nمیشود و با دیگر محلات و رسالیست مطاریا\nمیکرد و امور تحریریه پیکار ند حقیقت\nرسائل و مقالات واصله در اداره مانده حریت\nدر انداراج و اصلاحی عند انتبار از آران\nاشتراک بوسط خزاین پایته و لفتون\nنقدی با ترتبید جیا قبلا در باره\nمیشود – (نگارنده)\n\nنرخ اشتراک\nقسمت پوسطه سال\nکابل ۹ ۵\nداخل افغانستان ۱۱ ۷\nخارجه ۱٥ ۸\nدر روز اسفال ۲۰ ۱۱\n\nحقیقت\n\nطراول کابل شنبه ۲۹ حمل ۱۳۰۳ ه‍‍.ش‍‍ مطابق ٢٤ رمضان المبارك ۱۳۴۲ ق شماره (۱۰۵)\n\nسیاست انگلستان در شرقستان\n(ترجمه از رساله جدیده روسی (حاکمیت شته) منطبعه انقره)\nدر دوره شهنشاهان سابق عثمانی، روال سیاستی که از\nامروز مقابل با ترکها بازی میکرد، عبارت بود از وسایطی\nانتقامجویانه بمنزله یک آلة در دستش که همیشه بودند؛\nمثل ارامنه، روسها، عربها، البانیها و غیره؛ در هر موقعیکه\nسیاست شان مقتضی میبود، هر یکی ازین طوائف را بطور\nموجی که اغتشاش و تشویش هر یک، مرج و لی باکی ماسکو\nمعقوله و نظم آمیزی قرار میدادند. مگر بعد از انقلاب بزرگ\nو غیره تبدیل ساس متدرس خلافت (؟) باصول\nجدیدا انگریز با قوم نستور یئی که در اطراف موصل سکونت\nدارند) و تاکنون در صحرای مجهولیت گمنامی بی‌سم و را\nحاجات میبودند، اکنون آلهٔ اعمال و اغراض سیاسی\nدر مقابل جمهوریه جوان و مقتدر ترکیه ما قرار داده‌اند بین\nآنها را تربیت و بمیدان موجود کشیده‌اند. خیانتی در مسله موصل\nکابین نزدیک مقاصد مانده که دارند مراجعت بطرف\nنماید. آیا این نستوریها کیستند؟ در کجا اقامت\nمیگویند؟ عده و شمار آنها چقدر است؟ – خلاصه حکم کرستان\n\nکه افکار عمومی اروپا و امریکا کاملاً باین مسایل دیر پا شده\nآنها کاملاً میدانند که شمار نامم این نستوریها بشکل زیادتر\nبده هزار نفر نخواهد رسید. بلی! آنها این خوب منفعت را\nنستوریه عبارت ست از یک طایفه وحشی که هنوز با همان\nطرز بربریت قدیم زندگانی مینمایند. فقط غرض عمده\nبودن نستوریها برانش که با افکار عمومی امریکا در ده باریستا\nقبول و باور نمودن هر گونه افسانها و موهومات از درک\nبی اصل و حقیقتی در حق آنها اما مکانی نیست؟. این ستان\nکه حالا برای حفظ حقوق نستوریها آزادی و استقلال\nطلب مینمودی در مقابل ترکها ظالم بقول جنیوسیا، انتراک\nباز دولت هواداری مظلومین با هیچ گلستان در سعی و کوشش\nو تلاش افتاده است! چنانچه در سابق هم دیده اند که\nولا انگلستان فداکار و آشنا دوست! بر اهن و ارامنه نما\nو زحمتی مظلوم هم بهمان شکل قیافه مروزه بذل مساعی خیرت\nمیلمود. اما چباید کرد که انگریز با یافتن این پروپا گندا زموا\nنستوریها هم از هیچسو نتیجه میداند که در ظاهر آورده و در مجمع محفل اروپا\nو نزدیک بلوک کا انشا سرکار در ان روح محلی باز شما لا علوم دیده میشود\nکه در مقابل جسارت افکار جابرانه روس که یکی از مکر ارامنه و روسها\nو عربها بان سیاسی انگلستان با مصارث فوق التوضیح صدق آنها انزان\nولعنت باین ارامنه، ولعنت رویته حتّی قلبک به و ارامنه شدت"}
{"book": "adl0717", "page": 46, "text": "نمره ۱۰۰ جلد اول جریدهٔ حقیقة کابل شنبه ۲۹ برج حمل شماره\n\nحق مبادرت انگلیز این شیوه حیل آمیز دفت انگیز خود\nدر حق ممالک مللی که تابع قید شان هم هشتند از انحا دریغ نه\nداشته در حق انها هم با همین طریقه قباء و توریه کذب و\nدروغ عمل می نماید چنانچه می بینم در عین آنرایکه با شالی\nدسوقیه تخم نفاق و فساد پاشیده اند و این دو دسته هموطن\nرا با هم دشمن و بد خواه نموده اند که هر روزه اخبار خون ریزی\nآنرایدهٔ شمالی و جنوبی در بین خودشان گوش زد عالمیا میشود.\nحالا هم قدری عطف نظر به هندوستان کنیم، این هندوستان\nهند که چندی قبل می شنیدیم چگونه با هم دوست و متحد شده اند؟\nاکنون نگاه کنید در نتیجه همی سیاست حیله و فساد پلاسون انگلیز\nچگونه دسته و عدادتی که میان این دو فرقه خود پاشیده اند، چقدر ستم\nو خون ریزی آه که باتصال بین آنها واقع می شود و یا می شونیم در\nواقع الیوم این قطعه وسیع هند میان افغان و آلتر واقع سعات- روبی\nدر حکام انگلیزی و پولیس انگلیزی در ارگ مقدر مالگزاری بر اتفاقات\nاین فجایع و کشتار در هندوستان حتی کمترین تدبیری را هم اتخاذ\nننموده با کمال خون سردی ظاهر و تماشای باطنی بحال آنها نظاره\nهستند و پیش از کمال استجاب ستمیرانه بطرفس نگاه می کنند.\nفقط از طرف حکام انگلیز بینیت آن صلح و دوستی افکار هندوستان\nدر مید خود مشرف منابر و خواندن گیتهای مذهبی مورد التخاب\nدیگر هیچ گونه شوکتی بوسیله روز کار مصروق مرحله هندیا لی تا\nمیباشند، تا شاید جلوگیری خونریزی آه هند پارد همانی کنند\nآقای لارڈ ریڈنگ دالی حیله جویا بی خودشان در حصوص\nصداقت و سادگی آنها در قصر شاهی خویش بطور حضور\nاستهزا میخندد.\nآرے عمال حیل یمن بحکومت چاکر گیر\nانگلستان است که بہر وسیله لد و سائل دیکته\nتک تک بوسیله طیارات، بوسیله تبلیغات ، بوسیله\nسعود و ثمنی ارزان - بوسیله حراج نمودن\nسامان و ذخائر نادیه بوسیله مبنا ہے حیلات\nبوسیله توپہا ے مرہیش براے تفریق\nهدایت استقلال ملل ضعیفه و شانقول\n\nخودش روز و شب کارست و لبس ! وبانی همین\nدولت است که بدون هیچ گونه علاقه مادی و معنوی\nدر عراق بمقابل دولت جمهوریه ترکیه ما از حقوق\nعربها دستور بیا مدافعه میکند.\nاما این را هم باید دانست که ما ترکیه ها نه گاندی\nو نه علی برادران میباشیم و ما میتوانیم حقوق خودمان\nحيثیت خود مان را یک صورت موثر تر می وقایه\nو مدافعه بکنیم بدون لزوم همرای لاله ها و دایه ها مهربان\nاز مادر یعنی سیاسیون انگلیز مطربه ین از حکومت\nانگلستان تنها آرزومندیم که با ما درست درست\nو صاف و ساده بدون گنج دادن این سیاست\nکهنه هندیس شده ماسکه دار حفظ حقوق ملل ضعیفه\nبطور واضح اشکارا دست دوستی دراز نموده\nسیاست خالص می آلایشی با ما پیش بگیرد !\n(محاصر محترم شهیر اد هر خبر، منطبعه مشهد مقدس\nدر شماره 131 ، سال 4 خود بعد از نقل داشتن ترجمه\nفوق در ذیلش چنین میگارد.. حـ ـ د)\nبلی ! این آرزوے شما را شاید همه ملل دنیا\nداشته باشند و از انگلیز با همین تمنی رنجانید که آنها\nیک سیاست رست و درستی پیش گیرند - ولی متولاً\nدر بنیا ست که آیا در واقع سیاست با خان انگلیزی هم\nحاضر اند که چنین خواهشی را بپذیرند ؟ و یا دنیا بطور\nسادگی بی آلایشی معاطه میکنند ؟ - بلی ! اگر آنها حاضر\nبودندے ما ایرانی ہا خیلی پیش از شما طالب این\nسیاست سهل و ساده و روشن بودیم ! و لشکر\nچنین رفتار از انگلیز با ہمی و بی بترطیکه حائل\nہم حاضر باشد - او میخواهد کل دنیا را محکوم\nو مطیع خود سازد - بازار ہاے عالم را جزا\nتجارت خود اشغال نماید - او چه غمی دارد\nازینکه ما فنا بشویم- و یا فقیر بشویم - ما خود مان\nباید خود راستا زندگانی بمقابل آنها بسازیم"}
{"book": "adl0717", "page": 47, "text": "(۱۰۵) جلد اول جریدهٔ سراج الاخبار افغانیه سنبله ۲۹ حما\nبین نواهان دُرکتی\nمملکت جاپان خانواده‌ا موجود است که بموجب نفوذ\nو مقام و مکنت با دولت متنفذترین خانواده‌های\nآنهاش درجه جلده در کطره، مورکان وغیر\nعلاوه اینکه این خانواده امتیاز دارند از جهت\nسالخوردگی بر تمام این خانواده‌های ثروتمند\nدارپکار در اعمال مالیه و اقتصاد و تجارت\nچنانچه امتیاز دارد، نیز هم باشند\nبرای باثبات و ضمانت از هم دیگر از قرنی\nدر رئیس امروزے این خانواده شخصاً مدیر\nآنهاموارده است بدون هیچگونه مدعی\nمانند رئیس یک دولت و سائر اعضاء\nفرمان او معاونت می‌نمایند و کلیه\nشرکه بین خانواده‌گها و شتم این خانواده\nسماء باشند و رئیس امروزے جو\nمنسوی پاتیرابون است ووی\nاقتدار آلے صلاحیت و شہرت در جمع\nالی اقتصادی و مالی چیزی که اهمیت\nدارا میبود مساحت بر ترجمه آن تواضعیت\nآن که دست این خانواده بروی آن نهاد\nاست. این نظامنامه را در قرن ۱۸\nاصلے سابل آنها وضع نموده است\nاست بر ۱۴ ماده و مرجع اول و آخر این\nباشد و احدے مقدر بمخالفت آن\nان اهمیت :-\n(۱) واجب است بر افراد خانواده که\nباشند بگیر مہیچ راستی و محبت، چنانچه\nدار مخالفت با همدیگر که آنای دم سستی عائله\nمی باشد.\n(۲) برکثرت عدد عائله ماسی منصوبه بخوانواد\nفتوی میفرایند چندانکه کثرت زیاد موجب تولید\nاختلاف میشود.\n(۳) صرفه جوئی بر ثروت سے افزاید چنانچه\nاصراف موجب فقر میشود. از دوجی اجتناب و بر\nاولی عادت بکنید.\n(۴) در حالتیکه ازدواج موجب قرضی یا ضمانت\nد ترفضی بشود قبل بر اسے مجلس شوراء خانواده بکنید\n(۵) یک سمتی از مدائل هر ساله را بین افراد\nعائله بحسب مراتب آنها تقسیم کنید، وعلیه بد میدبان\nافرادے که طالب عروسی یا دامادی باشند.\n(۶) بر هر فرد از افراد عائله واجب است\nکه از کسالت دوری کند و باند از مسئولیت خود\nداخل کار باشد.\n(۷) جدیت و وقت تمام در بخش آنها نمائید عمل\nمالیه بدون دفتر و ولت درست نمیشود (۸) قوام ماهیه\nدر استخدام کارکنان ماهر است. و باید همیشه مستخدمین\nپیر را بدل بعاملهای جوان نمائید (۹) در پیکاری\nو تجارتی باید قوا خود را کاملا صرف نمایند و بدون خاتمه دادن\nو تکمیل نمودن یک عملی داخل عملیات دیگر نشوید (۱۰) در امور\nبرئیس عائله باید آنقدر که لیاقت ویا است را ندارد لازم است\nاعتماد درجه دوم او را نپندوزاً و کمک بدهید (۱۱) امانت\nبانکه الکاری و تجارته و محرم لازم ترین خصایلی است در تجارت\nو جد آئیکہ بملغی کم امروز بهتر از ان است که فردا بر خسارات\nعظیم فردا بشوید (۱۳) اگر در خانواده یک فرد معتی ہے\nپیدا بشود بر تمام اعضاء عائله لازم است اول در اصلاح او\nبکوشند و اگر نشد با مر مجلس شورا خانواده اورا از خانواده خود\nطرد نمایند (۱۳) وظیفه ای اعضاء خانواده میتواند را بندر\nزمین ما را با نان ، با داران تائید است بالشرع او را امروزه\nاحترام دیو من نمیت داشته باشید بنیاد قا فی الفته\nبدون ثبوت و محمود این بنده\nخاندان نظامی سند\nبا وجودیکه در سده و دو هزار عسکر بخدمت بر آورده است همیشه یکر د مینه در کایت سپاه و دو مینه در کایت\nذخیره جنگ در حالیکه همه شان عسکری را خدمت خود می دانند را پکاراند به نسبت دو مینه که برای رخصت\nملیه می روند فقط در هر ماه ده ین معاش میگیرند و هفده بین که دو رو پیرو دوازده پر شده میشود\nدر هر ماه پس انداز میشود که در وقت رخصت بآنها داده میشود اینست قدر عسکری در جاپان"}
{"book": "adl0717", "page": 48, "text": "شماره ۲۰ جلد اول جریده حقیقة کابل شنبه ۲۹ حمل\n\nشکایت از جهالت\nدر محضر عذب البیان ماطلوع افغان قندہار\n\nبعد از نقل داشتن مکتوب جمهور یک نفر از شرکای جریده\nاش را که سابق بران عضو محكمة اصلاحیه بود و به بالفعل\nسبکدوش شده، در اثناء ادای اخبارش را اولاً\nبواسطة موقوفی خودش از ملازمت و متعاقباً بعلت\nبی سوادی و ناخوانی خویش نموده است ، چنین مینگارد\nخاطر عزیزه کنندگان معظم خود را به این نکتة قابل\nغور معطوف میداریم که احمد علی خان فوق الذکر یکی\nاز اعضای محکمه شهر غزنین بوده در مکتوبی که خودش\nهم کرده می‌نویسد (من ناخوان میباشم) اکنون\nدقت بفرمایند که عضو یک مجلسی چون اصلاحیه که نا\nخوان و بی‌سواد باشد می‌تواند بر کیفیت دعوی دو نفر\nعلم اورد که حق را از باطل و باطل را از حق تمیز کند؟\nخیر با هیچ نمیتواند فرق آن کند، ولی باید حالت موجوده\nبی سوادی و ناخوانی خود را مجسم عبرت نگریسته فرصت\nتعلیمی خود را اگر از دست داده باشیم باری باعث تباھی\nاوقات عزیز تعلیمی اطفال و اولاد خود ناشویم و این\nبدبختی را بوجود خود با خاتمه داده نگذاریم این مرض شوم\nجہالت و بی‌سوادی با اطفال ما سرایت کند! آیا جای\nکمال افسوس نیست؟ که ظلمت بی‌سوادی و بیعلمی\nمحیط ما را چنان مظلم و تاریک نموده که تنها یک محکمه\nاصلاحیه نی ! بلکه بعضی از وکلای مجلس عالی شوره\nمرکز اقندھار نیز که خیام قسمت یک جامع بزرگ اسلا\nمیشوند کثریه بی‌سواد بلکه ناخوان محض اند که دلهاشان\nدر عقیده ملیک تیتی کسب بعموم مقام عالی را د ارنگی\nباشند و نمیتوانند در مقابل عضو مخالف خویش\nرأی خود را تشریحه مالک آن باشند ، به لال\nعبارات مقننه به پایه ثبوت برسانند بلکه بر عکس آن غبار و بیانات\nمخالف خویش الفاظ بی بی را استعمال کرده جامعه اخیار کلت ملوکیه\nاسلامیه مقاصد سده را متغیر نمایند ... ! درین موقع مینیمم حضرات تا\n\nدر مجلس مجلی شورای مرکزی قندہار عطف توجه خود را\nدر موضوع مبذول داشته در خاتمه این دوره بموقع انتخاب\nدگر توجه داشته باشی که اشخاص بی‌سواد و ناخوان نیز\nاز طرف ملت نامزد و مقرر نشوند. (طلوع افغان)\n\nتبدیل و تقرر\n( ص ) آقای رحیم الله خان مأمور\nامور خارجه ایالت مزار شریف که شخص هریر\nو فعال با جوان دانشمند بیدار مغز بود‌اند\nو در وره ماموریت خدمات درست و قابل\nتحسین نسبت بدولت و وطن متبوعه التمام از\nنموده بودند ، از وزارت جلیله خارجه نسبت\nبه حسن خدمات شان برتبه سکرتر دوم\nسفارت مختاری افغانیه در ماسکو منصوب\nو عازم ماموریت خود گردیدند .\nعوض شان ( ص ) آقای\nمیرزا عبدالغفور خان که جوان فعال\nبا لیاقت و کفایت اند و در وزارت\nجلیله خارجه بر کاتبی شعبه دول\nاسلامی خدمات پسندیده نموده بود در نام\nامور خارجه برا ترتیف معین و مصروف کار\nخود شده اند .\nما از الله تعالی برای ذوات\nموصوف و باقی مامورین توفیق خدمات\nشایسته را تمنا و نیاز مندیم. (بیدار روزی)\n\nوفد هلال احمر ترکی و مشهد\nهلال احمر ترکیه که مستمد پر اشخاص دانشمند و معتبر است\nبعد از اقامت دهلی و بازدید خواهش‌ها و دایمتر آنهداء و دران\nلاہور شد و پذیرائی قابل تقدیری را از طرف اهالی\nآنجا مورد شده اخیراً وقفه منشی اعضای تشکر از انه کان\n\nم داران که به هر رنگی را میزنند انچه در زمانه های ما می گذرد نیز عجب تر از آن است که انچه در افسانه ها خوانده یا شنیده اید ! ( جریده بلیدیک )"}
{"book": "adl0717", "page": 49, "text": "تصیل مقاما ۱۲ ساله ششماهه\nداخل کابل ۹ ۵\nخارجه افغانستا ۱۱ ۷\nخارجه ۱۵ ۸\nرد و بدل ۲۱ ۱۱\nاین اخبار غیرازا اخبار تعطیل هر کاری ۱۲ روز بدر\nمیشود و دیگر مقالات هر کس بخط نارسائی\nمیگردد انجه محو جریده میگاشته یه قیمت ارسال\nو مقالات و اصله در اداره مانده جریده\nدر اندراج و عدم اندراج مختار است زا است\nاشتراک بتوسط شل من داک پست\nحصه می از حصه چها قبلاً دریافت\nمیشود (و نگارنده)\nمحمود طرزی\n\nسال اول کابل چهارشنبه ۲ ثور ۱۳۰۳ مطابق ۲۸ رمضان ۱۳۴۲ت شماره (۱۶)\n\nای دلادلهاے عزیز یم !\nالحمدلله که همه شما را بصحت و عافیت و کامیابی میبینم ازان\nجهت بن کافه عموم شما خرسها نیخود را بینای و عادتاً میگنم !\nباین عهدیکر امور زنده کشت مملکت مخور سرافراز و رفاه\nشده اید، در د نیا و آخرت با عزت و سرافراز باشید!\nاین خدمتها و جانفشانی که در راه خدمت با سلاح و تر\nمملکت خود و ابادانی دانستا نموده اید، من سرفراز متمنه شما اظهار\nخوشنودی رضا مندی نموده ان حق بدرد ما با د شاهی\nوالا شانی و رهشما بخشیدم : همه تا نرا بجل کردم !\nاگرچه درین معامله کمی خساره کشیدیم ولکن در حقیقت\nارمان نمانده ومقتی را نیز بر آتیه خود باریست آورده یم . روی\nدشمن ظالم و جاهل مملکت خود را شناختیم و حوس میکردیم\nبیت شم سال خدماتی را که برایمت خود من ظاهر کرده ام\nدر مقابل آن اشخاصی نا شناخته در راه استرضا من جانفشانهامیکند\nحالا یکه ملک شما در راه جهالت مثل بعضی اقوام سمت جنوبی\nاورنده با وجود نوازش من برعلیه دولت خود ایستاده شدند. و\nان الطاف و نظر همیمی را یکبارگی بخارپداشته سرا سر فراموش\nداده در غبخه بحر اضرابی و تباهی خویش چنانجه همه شمانهست\nبمن بهتر معلوم است، و بر خیری ز ند باشید\nزیرا که سوس خرابی و تباهی شانرا شندام، و شما دیدۀ\nاید و شنده ها کی بروها شد دیدۀ !\nبلی! هر کسیکه بر حلاف ترقیات مملکت و بر خلاف\nحکومت خود رفتار کند. امرالش از دست خدا\nمحکمه شجاعت و دلیریم بدتر ازین خواهد بود.\nمن مسرور بر شجاعتی از یم که دشمنان مشرق\nو محرق افغانستان را اندر سنگ کوب نمالدید !\nیا د ادلا مهر صمیت خداوندا و باز بصداقت و\nو رستی که نسبت بوطن خویش دارم یقین میکنم هر\nجائیکه اقدام نهایم او را خداوند کام گانزرا میکند !\nچه جائیکه در عالم اسباب مثل شما عسکر دلیر و فدائی\nهم دارم.\nامروز ازین خدمات شما خدا وند و روح\nمبارک حضرت رسول الله (ص) و کسانیکه برای\nشرف و رفعت افغانستان میکوشند خوشنود است\nاز خداوند خود آرزو مندم طوریک ا مروزا\nجهال سمت جنوبی از دست شما عسکرغیور ارمیا"}
{"book": "adl0717", "page": 50, "text": "شماره (۱۰۷) جلد اول جریده سراج الاخبار افغانیه ۲\nو برباد گردیدند. همین قسم دشمنان داخلی و خارجی و\nاعدای ترقی و تعالی مملکت افغانستان اخوار و ذلیل\nبگردانیده همیشه بدخواهان افغانستان ما خذلان قود قدرت\nدر پیش شما خجل و شرمسار بوده سر خود را بالا کرده نتوانند\nاگر یکسال میشود که شما عسکر دلیرم در سمت جنوب\nرفته تمام این موعد را بانتظار گذرانیدید ! خیلی ناکار شما\nاسرار بپایان جمال رسید، آفرین بشما که در ظرف\nچند روز این معامله را فیصله کردید.\nآری ! طوالت این معامله بسببی حزان نبود\nکه درین مدت من جلو شما را گرفته بودم و نمیگذاشتم\nکه آن بدبختان بلاک تباه گردند ! چنانچه فرمان بسر\nفرمان برای جناب وزیر صاحب حربیه میفرستادم\nکه دست خود را نگیرید، شاید که این غلیزان وقت شام\nاما چه بگردیم هرچند که بدبختان نصیحت کردم\nو آنها را بخطای شان دانا نندیم، نفهمیدند و در نتیجه\nدیده ند از دست جهالت خویش خبرسرا که دیدند !\nباز دعای میکنم شخصائیکه از شما درین راه\nمقدس شهید شده اند خداوند آنحضرت شانرا\nخوب داشته از دیدار خود و شفاعت رسول الله\nمحروم نشان نگرداند، اگر چه حاجت بدین دعای\nمن نیست و آنها اجر خود را از درگاه ایزدی یافته\nاند. بعضی از شما که درین مقابله علوم غازیان محترم\nخورده اند خدا میداند که هر کدام آن زخمها را\nبدل خود قبول دارم چرا که این زخم یک داغی است\nکه غیر مسلمان به بسیار خرمی باو باید سینه خود گرفته\nاز شرف آن در بین مسلمانان صاحب ممتاز\nمیگردد !\nاگر در مقابل این خدمت بائیگه شما درین\nمقابله عظیم و جهل؟ نموده اید. چیزی از طرف\nحکومت شما احسان شود ابدا آنرا شما مقابله\nخدمات خود ندانید، که آن محض یک یادگار\nحمیت و شجاعت شما است و بس !\nمیخواهم اعمال خیر را که حکومت بطور یاد\nاین خدمت برای تان تقدیم میکند و شما یا از هم\n\nمفصل آن را وزارت حربیه بشما میرساند\nاجرا میکند !\n(۱) آن ضابطها و منصبدارا نیکه خدمت\nکرده اند اگرچه من آنها را خوب میشناسم\nباز هم جناب وزیر صاحب حربیه دران محل\nکه من ریاست آنرا ایفا میکنم تصدیق خدمت\nشانرا بنماید مکافات داده میشوند و\nداری و خدماتیکه از شما عسکر دیده ام\nخیالم یک برده یک بر صد بلند تر است\nو همیشه از خدا وند رجا دارم که جانفشانی و شما\nشما عسکر از خیال روسا، و پادشاهان غایب\nباشد ! این خدمت مقدس را که شما بر\nحفظ ناموس و بهبود ی و طن خو\nکرده اید مکافات آن را خداوند تعالی\nدر دین و دنیا برای شما عطا میکند.\n(۲) عساکر که درین محاربه الذات\nخدمت کرده باشند برای آنها از ط\nحکومت یک یک نشان عزت داده\n(۳) هر قدر ملکی را که شما درین محاربه به\nباشید، با اینکه وزارت حربیه قاعدہ منظمی\nقیمت آنست که حسب معمول از تنخواه تان\nبگرداند. اما من کا ملاد آن پول را شما بخشم\nزیرا که مال دولت از شماست و مال شما از\n(۴) علاوه برین جهت گرفتن سوغاتی\nشما فرزانه برائی اولاد و رفقای تان\nخوانه برای وجوه عوام دو ماهه شما\nبخشش از طرف دولت برای تان عطا میشو\n(۵) افرادیکه از شما در خدمت عسکری خون\nدر امتحق تا بخدمت نیز او را بسبا خوشی قبول میکند کی\nاز شما تنها الی برضامندی و خانه بود باه معافی یکبر این نما\nغازی با رفقات آمیز که شما میسپارید واسلحه خود را خود شما\nبکار بند بعد از باز که با وظا ل بخود رجوع کرد شما خواه که امان\nخانه و خود با بروید جا از من ببینید و مرآبر و رو در آگاهی\n(۶) فلزی که از مقاتله کرده اند و تصدیق ضابطان خود دارن"}
{"book": "adl0717", "page": 51, "text": "(١٠٨) جلد اول جریده حقیقت کابل چهار شنبه ٣ قور\n\nاطلاعات دفتر حربی باید همه افراد عسکر بر خوانند (١)\n\nحتمی و لازمی است ، باید همیشه شما در راه دین\nو وطن خود فدا کار باشید !\nحقیقتاً خدمتی را که شما درین راه کرده اید، از\nتقدیر و تحسین نمودن من عاجز بلند تر است آرزو\nمندم چنانچه شما این با غیان غدار را بعد از بر همزدن\nیک مانوره حقیقی که کشتن چندی از فرزندان جاهم\nکه خون آنها نسبت بجاهل بودن شان\nبهتر بود ، دست بسته بنزدم از جهت شجاعت\nفرداورید از خداوند خواستام اسیر گردی\nدنیارا که برخلاف حکومت تان استاده شوند\nبزگردان بسته بیاورید !\nیگانه توصیه من عاجز برای شما او جوم\nعسکر این است باید سمت شما بلند باشد\nد در راه خدمت دین تان بسیار جدی باشید ،\nو به نفسانی پایی نه ما نکشید، مراور پروری خود\nشما کامیاب و سرافراز هستید - اگر\nبعد از سر بازی خویش حیات باشید ،\nباعث فخر و امتیاز شماست - واگر در این\nراه مقدس شهید شدید الت کامیابی بروی\nروئی هر دو جهان را حاصل میکنید همو قا\nکه بقرار هو الحی بعد از پیغمبران درجه شهدا\nاست - هر قدر کوئے که بزرگ باشد ازوی\nهم در ناخون پرسان نه نموده مگر کسی که\nدر راه اسلام و دین خود کشته شود از وی\nسوال و جوابی نخواهد شد !\nمعلوم است که ما مسلمانها بهر دو\nجهان سرفراز و کامیاب هستیم و علاوه\nبراین چون مسلمانان اعتقاد واریم که تا\nاجل نارسد مرگی نیست اذاجاء اجلهم\nلايستأخرون ساعة ولا يستقدمون\nبلی !\nوقتیکه اجل برسد نه یک لحظه پس میشود و نه\nپیش اگر ما من هزار طیار بگر ما  برو گوند وتفا یک\nایستاد و باشیم، من برای اسلامیه رو به قبله گرد دینی\n\nسل نماندرو\nیکی هم از سکه راضی باشند ، برای آنها ترفیع نیز داده میشود\nقرآن بودن شما را در عسکر و یا رفتن شما را با اوطان\nیکه خو اب های تی با کمال میخواهم وزارت حربی قرار خواهش شما\nمی ستا کر رفتار حتما میکند.\nران محل (٧) من غاز خر شما وعده میکنم اشخا صیکر دین\nیلیق خدا را شهید شده اند، و از آنها اولادی ماند پسر طارضا\nمله و یا اوالی شان که برادر و پدر و ماما و کا کا وغیر اقاری\nمده ام را از یک آنها میباشد همیشه شان را اولاد میخوانم ، ومثل\nه است اولا د عبد با شبکه در محاربات استقلال شهید شده ا\nانی گویم تعلیم و ترتبیه آنها میکنم واگر دیگر وسیله داشته باشند\nتحالم شما با تقارب شان راضی نباشند ، من هم چیزی\nشما برای نمیم - و اگر خوش باشند من آنها را بفرزندی خود\nی خو د را گیرم پس از علیم و تریبی انشا الله بر کدام شان یک نیر\nهای بال نظامی خواهند شد و فربای شانرا ناو شها خام\nین میسودا لو کر کرده است اداره خواهد کرد . (1)\nلذات (۸) و هم برای ورثه شهدا از طرف حکومت زمین\nا زرار بخواه دا ده سود تا اگر آرام آسوده باشند .\nد او تیام (۹) اشخاصیکه درین راه مقدس زحم خورده و لوت\nبه مرد و باز کار مانده باشند ، ماشا ند از حکومت بردی\nمتضمن را رفته باز بمن میمانما برای اعیار پاره این طور\nان او با شاکر که آنها برای ترقی و بهبود بی افعانستان\nشید زحمت کرده باشند و باز محتاج نفقه خود بمانند.\nاز او این یادگار های را که حکومت شما میدیها\nفانی انقدر زوی که ممکن باشد بتوسط وزارت حربیه با\nمان رسد، فقط از شان درین نزد کی بنیاد اد نخواهد شد\nلوق بلکه در آینده وزارت حربیه یک یک مشهید را در نا مقرر\nتیس میدارد و قریه های تنها آمده نشانی را که از طرف\nوسوع حکومت برای تمساعطا شده میکنند تا با حث عزت\nساکر دارا می شماد بن آو وین و ماهین تان بود و با شهر یانم\nنا معالم ترین ها در تحسین وزیبائی دارد زیر که گفته اند :-\nو جود نشان های که در یک دقعه تجربه حرب دلا پیر\nمور او مقابله بن خدمات و جان فشانی را که در راه\nان برای خدا و خدا و نخود شخو میشم را بر بر فر د اسلام\nنا امثانی مردان او در راه خدمت دین و وطنش"}
{"book": "adl0717", "page": 52, "text": "شماره (۱۰۷) جلد اول\nجریدهٔ حقیقت کابل\nچهارشنبه ۲ ثور\n\nمسلمانها شبیکه ترقی کرده بودند بنا بر همین معنویات پاک بود احمد شد که بدبخت اند این معنویات از میان عالم اسلام گم شده رفت و اسلام روز بروز به پستی آورد الحمدلله که اکنون آن خیالات در دماغ مسلمانها سر از نو پیدا شده میرود !\nباز به آن خدائے که دشمن های عالم اسلام را باینجو بیکسی مسلمانان خوار و زبون گردانیده و اسلام را بیک ترقی فوق العاده رسانیده بود، رجا میکنم که همان ترقیاتی را که اسلام داشت باز برائے شان عطا فرماید و دشمنان ترقی شما را ذلیل و ابتر بگرداند و کسانیکه در ترقیات افغانستان کوشش کرده اند. آنها را در دنیا و آخرت سرفراز داشته باشد باز معامله سمت جنوبی را اگر شکر آن از قابلیت خود شان است که خانه با عیال را قبر زنان خود ساخته قریب چهل نفر ملا و ایکی دو زن در انجا سوخته اند. بر باد داوند ببیند دیگر جهان باحسان آکننده پس همین ثانی میکند، این را ازین عبارات همچو احسان های را حکومت اقبای المان که در دیار مرا کردند. و حال حکومت عثمانیه خود است. اینکه.\nافسوس بین دانست ملایان که ای اولاد های پشمتین باطل بودہ اوردہ الا است.\nو نیز شکر با کمال جهانی سمت جنوبی را که اگر در اشاره رسانده اند.\nاز یک مسئله مذهبی کہ ملا نمایان موجب باران سمت جنوبی بتلقین اعدای افغانستان تا قادیانی نامبرده بمقابله و مجادله با همسای را تحریص کرده اند افسوس می کنیم حالا تا قادیانی های مردود ملعون در افغانستان اصلا بتوسط همین ملا نمای های سمت جنوبی پاشیده شده است چنانچه همیشه معلوم است اول قادیانی که در افغانستان ظاهر شده از خوست بود !\nآیا یک سپاهی یا یک رعیتی یا یک تاجر یا یک آتیر یا یک ماموری را شما در سر تا سر افغانستان نشان میدید که مذهب قادیانی های ملعون را داشته باشد خدا را شکر می کنم تمام ملت افغانستان را بدین مبین سید المرسلین، مذهب مجدد الم\n\nاعظم کوفی شرف گرداننده و در وزمان کلمه طیبه لا اله الا الله محمد رسول الله\nظاهر است که این همه تحریگات از طرف دشمنان شرف و ترقی افغانستان روی کار آمده والا اگر بواقعی بنام مذهب این اقدام ملا نمایان سمت جنوبی بعمل می آمده پس بایستی که چند نفر از آن ملایان که موجب قتل و غارت این قدر فرزندان نیک بخت و بدبخت مع اطفال ثبوت اسلحه و جبه خانه و ثروت شدند باین کشته و خسته ای میشدند حالانکه از اول الی الان هیچ کسی از ایشان نشنیده باشد که کدام از این ملایان ناآشنا را از انها خار است کشته و زخمی شده باشد. بلکه مانند ماکیانهای شاخ جنگ را بر دوش ها و اعمرا در آتش شده باشند. بلکه نا مادرینهای بی نوا از همه بشمت تماشای این صحنه خونین را نموده امارة تکلیف نه و لهدم آثار، مساجد را متجاوز بجواب میگفتند به ایست ما با هم چنین یک ما دهای منظر نده شماره را لعنت بر این دعا !\nنیز با متجبین که درین دنیا امین خدا را این مخربان شما را در اخرت نزدریس خدای قهار میسوزاند و مفلس و شرمنده و خدانترس اشخاصا ازین ماجرا ختم کلام خود را بدانای ترقی افغانستان با این عالم اسلام انجام میبخشم و چنانکه امروز شکر نور همشادان و کامیاب می بینم از خدای نیاز می کنم که همیشه فاتح و سرفسر از دندانها باشند.\nآرزو دارم روحی شما همه اولادیان را ببوسم چونکه ماه رمضان است والحمدلله هم بسیاریده از خدا وند شمارا بسیاری میخواهم وکالتاً از طرف شما روی وزیر صاحب می بوسم (معانقه و دید و بوس حوزه جریده مقدمه است)\nعریضه جوابیه حضرت عالی آقای محمود طرزی وزیر خارجه را که در ختام این نطق شایانه معروض داشته است در شماره (۱۰۸) ملاحظه شود. ا)"}
{"book": "adl0717", "page": 53, "text": "[شرايط روضه الطي]\nاین اخبار غازا یانه کابل بکار نیو همشیر\nمیشود بمدیر مظاهر ریر محفظه اوسا\nمیگرده امور تحریریه یکجانه در حقیقت\nمتعلق بویست و در اداره ان از هر بار دار\nواصلا و علم اشا ترل زیاده ست\nاشتراک توسط دفتر آن و تا والعبور پست\nنقدی از همه جا قبلا در یان\nمیشود (نگارنده)\nعنوان این کشکی\n\nحقیقت\n\nنرخ اشتراك\nمشتمل مقاما ١٢ماهه ٦ماهه\nكابل ٥ ٩\nافغانست ٧ ١١\nخارجه ٨ ١٥\nراپور صفحه ١٤ ٢٠\nرساد و طرا وطمه\nاسلاما دینها بالی\nواشنگ و شرقی\nکا واهوا در شمرده\n\n[سال اول كابل چهارشنبه ٩ثور ١٣٠٣ سر مطابق ٥شوال المكرم ١٣٤٢ق شماره(١٠٩)]\n\nشفقت بمقدم معظمین اقبشان صا جبه\nزمان توامان حریم ملكه افغانستان حضر خاتم\n\nاین فرمان در موقع و رود عساکر فاتح جنوبی\nدر لوح ولایتی از حضور شاه خانم صاحبه متبوعه خیریه ما\nبعنوانات پر ا رات شان هست که بابت گردن\nدران موقع و شماره ١٠٨ از خود پرداخته بودیم\nبعم انتقال آن عجالتا در ترین جرایده خود\nایمرداریم. ح پ د.\n\nاولاد های باهمت و صمیم صاحبجان افغان\nو مظفر آمد کی سمت جنوبی !\n\nالحمد لله که بخیریت فاتح و کامیاب مدید\nخدمت خود را بخوبی انجام داده رضای خدا و\nرسول و خوشنودی اولی الامر خود را حاصل نمودید\nچون ما بنده گانر خداوند مرحمت الله وجال کاه\nبوو در این خدمت با شما شریک تا لو امیشه\nمیں فخر و مباهات میکردیم با حوض بخت ستاره\n\nشما که شما را شیر حلال داده و بآغوش محبت خود تربت\nکرده اند. تا بحریت با شرف عسکری دولت مقدسن\nد اعمال شرف تسلیم اید. حقیقا این طوائف جہال\nسمت جنوبی دشمن آسایش خود بودند، به نواندیشی\nو مهربانی پای علمیحضرت غازی که در باره انها\nداشتند نفهمیده بعوض ان بیوفائی کردند و باز شمانند\nکروات ملوکانه تا چهار ماه ره گذشت و تحمل کرده و میو\nحال این نادانان کو شیدند که شما را از گردان امتخا\nدولت خود تا ملایمت تا در منزید اما قریب شیطان\nو اغوای بیدریغ عقل انها را زائل و عاطل کرده بود که\nهیچ نصیحت در ایشان سود مند نشد با همت شجاعا\nونوک بر چه های اولاد تا هم بعد از نقصان جاد\nبر پاداشی خانمان خود باما دم در پشیمان شده اظها\nنمودند وحالا در بین اقوام افغانستان از خجالت"}
{"book": "adl0717", "page": 54, "text": "شماره (۱۰۹) جلد اول جریدهٔ حقيقت کابل چهارشنبه ۹ ثور\n\nسر خود را بلند می توانند.\n\nمن بمقابل این خدمات شما که از پهلؤ\nوطن خواهی محض خشنودی حضرت الهی است از\nخداوند همیشه نیکنامی و سعادت برای شما نیاز\nمیکنم کسانیکه با خدمت زخمی شده نام\nنیکو حاصل داشته اند انچه بدرکلیه صحت یافته چند\nنفری که هنوز خوب صحت نشده خدا و ند برای\nشان شفای کامل نصیب کند. اشخاصیکه\nبشهادت فائز گردیده اند فی الحقیقت حیات\nجاوید هستنده نام شان به شجاعت و سعادت\nیاد میشود خداوند تعالی همه آنها را مغفرت کند\nو به بخشد اید .\nدخترهای شهدا مثل اولادهای من\nمیباشند و شر طرضای اولیای شان همه\nرا مانند اولاد خود نزد گرفته به تعلیم شان سعی\nمی کنم که با کمال شوند.\nفرزندان رشید من این مادر تان از\nخدمات شما خورسند و سپردرا وه حق ما دری\nکه بالای شما دارم شما می بخشم.\nبسیار ار زو داشتم که خود من بدیدن و احوال\nپرسی شما اولادهای مظفر محسب الوعده خود\nبه ولایتی بیایم متاسفا کسالت د نا خوشی برایم\nعارض شده از استقبال شما باز ماندم لهذا پوپله\nاین فرمان سلام مشفقانه خودر اشما ایصال د احوال\nسلامتی شما را استفسار میکنم . باقی از خداوند\nبرای شما توفیق خدمت و صداقت بدولت\nمقدس تان خواسته دعا میکنم که الهی همیشه بر\nدشمنان افغانستان فاتح و غالب باشید\nای فرزندان دلاورم عسکر.\n\nامضاء شاه خانم صاحبه\n\nتشکر با خلاص عمر\n\n( در مقام فرمان شفقت لوافق ان الدار\nحضور مهر ظہور ملکہ معظمه افغانیان ، با برگراد\nارده افغانی فرمانیکه مژده روح افزا برای\nآن ملکه زنان ما در گرم گستر صحبت پرور قوم شریر\nبشرط صداقت پروری بحرکت و مقناطیس عصبیات\nفرزندی چون قبله نما توجه قبله ما گردید. ما از\nاین همه مباهات و افتخار ما تفوته از نورد\nدر مقام حضرت نیست که یک دو او عده و یک ایده\nو یکروزه عسکر حضرت گر نوش مفتی نداد و\nبلی : پیشامد نوازش ملکه مانند ذات سعادتمند\nدر مقابل زخما و شقاق عسکر وفادار مایه تحسین نمانده\nشخصی عیبی میطلبد- زخما و خار ا محل شده است\nفردی فدایمخواهد پر سر تا امروز تین فردی ندا\nکه فرداًین در سایه عطوفت در اسایش امده و\nاظہر است شخصی اگر شکم او ا م روزی بر میگرن\nتمراز الام و محن اسایش مفر و پیش اید بود اینکا\nعسکر و فادار چنان اد امتر که از اولی الامر حفر\nبطور خاطر خواه اولی الامر مهر بان خودش الجمال مو\nکامتا آمده بان امید با فخروا که نوازش اور دو\nما در مهر نا ماست نایل بابتفاخره و اصل است که\nاز دست ما شرامده که مباهات کنیم لیکن اینقار\nشاکریم که واقعا سمت جنو بی به کمال شوخ او با\nقائد اقدس اول عبا لمر داشتند با استعمال و\nبر آسمچنیں لیا هم دا ده شده بودیکل انمر دادی که\nوجه خذلان خویش ینطق مدند. افتخار می که داند\nمبانا اگر دریم چنین است . ما در مهر پر وربات\nعسکری در عالم سرس ترین اعضایم از دو نام\nچیز نیست نیز مانچ بد فخر خرمی است که در قبال\n( باقی بر حاشیه صفحہ ہذا ملاحظه شود )\n\nدر همان سیسه پاه ، قربانی سیاه هر با از حاملی مینی مرده که مشر من برا ز شیر بی ما در بے زبان خود ایو د حضوصا شیره یی که در بن ان عمر بران ، محیی بیا بد در حالت و راحه باشنا سا فقر بر اعضا که بر تر از افتخار بی ریا د فدا توی عمو بی\nبیس سوس از یکونو چه بود. ملکہ معظمہ ما، بر ما در غداری مهر مادری در این روز بروز کرد سر فدا پر از عطوفت دادند، آن که برای اعضاء در بر همه میرسید مجید بلال که در کل دسته ها اقضان را مخصوصا سر نا رشته ای میدهد ابر در خانه\nاقطاس عداد، کامل شد تیغ شرافته با ملاق دی بندار لباس در بدوش نشسته پیاده گاری چند ساله سر ا تراوش سلا خیم بی با که صفای سر بر سیم کشید و ملکه فدا کار و سپہ سالار صحیح صاحب و پر سیپہ سہر افغان فرقه مشر\n\nمحمد عمر خان فرقه مشر نیک محمد خان فرقه مشر"}
{"book": "adl0717", "page": 55, "text": "شماره (۱۰۹) جلد اول جریده حقیقت کابل چهارشنبه ۴ ثور\nتصحیح ضرور\nبکمال تاسف مرقوم میگردد که مقالاتیه از اخیر ستون دوم صف ۱۲ داول ستون ۱۶ دل صف ۱ شماره (۱۰۷) سهواً یا غفلتاً از قلم کاپی نویس افتاده و مصحح نیز در عوض تصحیح مسلک اندراج مخطوطاً هذا بصف ۲ در وقت ملاحظه صف اخیر مر او را بصنف توجه و تصور در گذشت وقتیکه تقاریر بود خدارا مرتیبا بر چشمان منکه غولانه اینمقام مهم خواندیم شرم - ازین عقائید پاک ست که ما مسلمانها در همه جا فاتح و کامیاب بوده ایم چیز دیگران یگانه سیونام در اینها مسلکیست که اگر بارها غلاات قوم اشیر بهاسم - را بخود بگیرند و فداکاری غیورانه نماید مسلمان مقابله با د و شش کرده نمیتواند.\nعید سعید فطر السلطنه کابل\nامسال بمراتبه بعضی زاعیاد باستنا شب مبارک رمضان الرسم هم بعید فطر بصورت رسمی نبوده اما با علی الحوم از ساعت ۷ در جامع عیدگاه اجتماع ورزیدند انشا الله ف ملوکانه نیز مقارن بساعت ۹ رونق افزا عیدگاه گردیده در خلف امام عیدگاه دوگانه عید را تما صلاب یکانجهی گذارده و بخطبه ماثوره گوش نیاز بعد از تمام دعاو ایقام مراسم مصافحه و معانقه چنانچه یکسا با مصاحبین و حواشی شاهانه خویش براءتانه از ارگ ملے آمده بودند. بخانما پیاده دلیس بیارگ رفتند. در اثنای این جاعته خدا جو وزداد، اکا بر دولت و ملای طور غیر رسمی که قبلا از طرف تقاضای حضور جهانا العلی رسیده بود شرفیا بحضور مرحمتنشور ملوکانه شود بقد چوا سعدن بعد از ساعت ۱۱ الی ظهر فرمودند ما هروید که و از عموم شیندیم که کشه بار مر هم شعار غازی دین حیدر بر خلاف اعیاد باشانه نمی گرفته خاطر مطهر اندوه اگین مسرت و خرمی از ماضیه مبارکه شاید محسوس نمیشد این حزن اندوه ذات خسروانه را درین هیچ بچز اینم یتوانم پی بردن نیست که بر اتلاف آب و مالی ناموس بنده گانی از پوره بان و نیک بخت مجاب به واولاده های بدبخت طایفه تود که ستمگست اولی الامراند و به جور ندانم ظالمانه بهر گاه و آنها بد رجه بل من مزید رسیده است دورین واقعه است خطوطی از دست جهال انه بوستان همان بیار دبیگمان نادان بی وجدان جنوبی کشته و شهید و خسته و مجروح در بیت ملال شده اند اطمیاناً رنج و ملالی انه به ما بارماند با آنها درین عید همراه میباشند به سوگواری اثر نمودند.\nزنده و جاوید حیات مملکت آزاد و دولت تو دال پاک مستقل\nمریض دار بر است کابل مکتوبی با امضای یکنفر سهمیه یا بالمحاربه (درد) بادار حقیقت رسیده در ان بر اختلافاً بمجدده ریاست بلدیه اظهار شکوه ازا فقد امننگا رو که نهال شأنائی ساله راست بلدید که بصر مبالا وجه در حفظہ شطانہ اولی بهست قابل تحال و مسرت خرابی است خلاصه که بعد از تصور چیده خطه تو را این زحمت با تریکسر تبدیل صدمه پیام عدم نیت یا شمه غفایر بولده را بلدیه در نشان دادن تیا ضافه پردا عید فکری از ده شناهی خبر بدار ساخته ، ولهذا اغلباً این نهالها در صدد دا تسلیم کر سبر نشوند زیرا که :- (۱) اولاً نهالها مرابه بموعد نهال شانی رکز نشده است (۲) اکثریه نهالها بمقامی نشانده شد که دستور و خور آب سیرابی آنها بواسطه انهدام جویار زمین ممکن نیست (۳) نهال کو صحیح جمه غایب نقص نندانده کاریکولان در تعقیب منابع سبز اندگر آبای شطعم آن سعی ننموده نادیا بنمایند. (۴) نهال بطور مطلوب زمین گور نشده از نوع و ممکن است اکر اولا خود می نمود والہ بوزیدن باد ریشه کشیده (۵) برگ حفظ آن از دستبرد و صدمه عابرین نیست بالی لبعی نیامده که بواسطه کناره آشیعی یا چوبی و پاسهای سخته و یا دیوار اند که خوری نقرمی تا چند مامون بماند و مخصوصا\nدر این شماره :- اخبار مقطعه ولایات که از عید و شش ماه بیشتر از عید سعید میگردد درین جریده و آن هم از حصه پائین که نام ایام نهاده شده است مطبعیه بطبع رسیده وقت که حالا هم کرچه وقت گذشته\nو ما علينا الا البلاغ"}
{"book": "adl0717", "page": 56, "text": "شماره (۱۰۹) جلد اول جریده حقیقت کابل چهارشنبه ۹ ثور\n\nرحلت مولینا حاجی عبد الرزاق \nازین رفقا بشوق لقا ترپید خلق \nموت العالم موت العالم\nاز حوادث بسیار مؤلم کدر و انگیز از که خاطر عموم\nملت افغانکه علاقه‌مندان اسلام و عالم سلام را قویًا [ILL]\nمخزون ساخته است وفاة حسرات آیات ملاذ العلماستاد یگانه\nکامل عالم عامل فخر فضل و مایه شرف کابلیان جناب عظمشان \nحاجی عبد الرزاق صاحب اگر روز جمعه (۲۱) حمل سال جاری\nساعت سه ظهر بحکم مبرم «يا ايتها النفس المطمئنة \nارجعي الى ربك راضية مرضية»\nروح مطهرشان از قالب عنصری بشاخسار عالم قدس\nپرواز کرده بحضرت ایزد پیوست انا لله و انا الیه راجعون\nحاجی صاحب آن خرمن خرد از علما بزرگ وطن بودند که در سال‌های\nعمر خلف از اعاظم علما دانشمند و علما موجود و شاگرد و باحفظ\nدر کثرت شاگردانند جناب حاجی صاحب قدس سره از\nخاندان علم و در ایام صباوت علوم مروجه را در غنی باغخاصی\nتحصیل کرده تقریباً از (۴۰) سال بآخر حیات مشغول درس\nبماندن علوم بوده طلاب علوم دینیه اسلامیه را فیضاستعفا\nمینمودند اگر چه در مدرست با علوم مروجه شاگرد و طلبه\nانرا درس میدادند ولی در ریاضی هیئت و فن حدیث\nمتخصص بودند از تاریخ خطی تاریخ اسلام و جغرافیا و\nاطلاعات تامه داشتند: با این همه جلالت علمی جهان\nفکرشان محدود نشده بسیاست وطنی خوبی میدیدند و مقتضا\nعاطفه و تمدن صحیح که براثر فهم اسلامین اکتساب بن الاموا\nمختص بوده بروی افراد درس علوم حاضره را ضروری\nمیدانستند اینکه چنانه خود در مسکاتیک‌زره داخل نمودند\nو اراده داشتند او را خارج بفرستند اینخدمت قبل ازینت لپسپر\n\nومی ثمار حیاتم خدا زنده بماند حیاته وطنی و دینی را تمام\nکرده اند تصمیم گرفتند که بجامع ازهر رفته یاسکت‌زره او را \nعلوم و تحصیلات کار را تکمیل و اعاده نمایند ولی باین عم\nخویش بنا بر موانع سیاسی جانب موفق نگشتند.\nجناب حاجی صاحب خیلی یک عالم متقی \nپرهیزگار و حق گوی بودند خوف ولجاء در دین و\nصلاحهم داشتند. بجهاد علاقه مندی مخصوصی دارا \nبوده مساعی زیادی درین راه کرده اند و مضا \nو آلام بسیاری در این طریق متحمل شده اند.\nحاجی صاحب سالها آخر علمیت\nضیاء الملة والدین مرحوم دوره پادشاهی عهده\nشهید مستخدم دولت بوده در دوره امیر مرحوم\nمدرسه شاهی مدرس بودند در عصر امیر شهید (۳۱)\nمقرر شدند و علاوه طلبه درس میدادند و در \nکتاب سراج الاحکام ذی دخل بوده بالاخره\nمحفل «منزل تحقیقات» مقرر گردیدند که در \nسالغ محکمۀ مرافعه عمومی را داشت. در عصر محم\nغازی خدمات رسمی را ترک گفته از حیث وظیفه \nدینی و ملی به افاضه طالبین علم و خدمت در راه دین\nتا ساعت آخرین حیات بذل مجهودات مینمود\n«جزاه الله خير الجزاء»\nیک هفته قبل از وفات یک نوع ارزش را\nکه بالاخره منجر به ذات الجنب گشته پیکر سر تا شان عارض گرد\nدر نتیجه جان فانی د عالم عقار را با نام نیک پدر د دانشم\nدیگر بتولش مایه باغ وطن را حزین و غمگین ساختند رو\n(۲۲) حمل در ساعت ده و نیم جنازه شانرا حترماً تمام حو\nبزرگان اهل عرفان اعضا وزارت معارف و شاگرد \nبزرگ مکاتب هجوم مردم بمحجل خشتی برده نمازی \nشان با یک ازدحام بزرگ خوانده شده بعد ختم نماز \nشان بر دوش مردم تا مسجد شاه دوشمشیره آور \nدر آنجا در موتر گذارده بطرفی که جایگر لعضلی شان بو\n\nخلیفه قاسم تحویلدار نقد و غله از آنجا غله دزدیده غلام محمد قلعه‌داره غلام محمد قلعه‌داره غله‌را خریده و یکمقدار انرا بقاضی برده و تسلیم کرده قاضی شرعی تحویل گرفته بنابر این هر دو ما خوذ و محبوس در نظارت ولایت ساسه میده\nخلیل واحمد عرضی و یک دشنام دهنا بسا نجمین داره فرار و گریزانند تا زمانیکه یکم توقیف بند هر دو محبوس وباشند از طرف مقامات با ولایت و وطمن انرا تعقیب میکند مد کار را بانهایت دارایی بشیوه داد (اداره افاق)"}
{"book": "adl0717", "page": 57, "text": "شرح اشتراک ...\n\nقیمت سالیانه\nششه ماهه\n\nنمایندگان ما\nدر کابل\nاخبار افغانستان\nممالک خارجیه\nوزرا و سفراء\n\n۵ ق\n۷ ۱۱\n۸ ۱۵\n۱۱ ۲۰\n\nشرايط ضابطه ...\nاین اخبار فعلا پانزده یوم در کابل طبع و نشر\nمیشود و بدیگر مقامات بر پست فرستاده\nمیگردد انچه بخارجیه میرسد در حصص\nارسال و مقادیر واصل دریا واره نامه ضبط\nمیباشد هرگاه اسعار وجه اشتراک آن زیادتر\nاشترک بتوسط خط من شود در صورت\nنقدی از عهده تا بله دریافت\nمیشود (نگارنده)\nربنا الله کشاکنی\nبدلالت\n \nسال\n\nشرايط اداره ما وطبع\nاعلانات ما در آینده شایع\nو ارسال مستعار شايع\nشرايط انست که سطور اريغ\n\nحقیقت\n\nالاول کابل دوشنبه ۴ ثورم ۱۳۰۰ سرطان ۱ شوال المکرم ۱۳۳۳ق شماره (۱)\n\nقطر و وسائل نقلیه بدرجه صفر و موانع فطری و\nعوارض طبیعی دران بدرجه طاقان میباشد پست\nبجلال می آید و خطوطه ناو فرسنجات دوانق و فخار\n\nمبحث ما من حيث البه متين قونسیون بالکلا\n\nدرین اواخر هر مجلس و محفلی که متصادرف\nشده ایم بالفاظ متعدده بیانات مختلفه اساس\nشکایت عدم انتظامات لازمه امورات\nدایره دولت متبوعه خودمان را استماع نموده\nاز تحقق و تدقیق در اطراف آن با هم رقبه\nباری بغیر حضانه خودمانرا در آمورد خیل ساخته\nان شکوه و شکایت را تا جائیکه شنیده و با زمان\nقرین صحت می انگاریم :-\nذوات سانخورده چنین حکایت میکنند\nما هم از ملاحظه تاج التواریخ تصدیق او را نسان\nمیدانیم که اولس ستمگر در سرتاسر افغانستان\nحسب اقتضای طبیعت و زمان در دوران\nخاقان جنت مکان اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان\nتوسط نفری پیاده تنظیر و تشکیل یافت بیشه\nالامر انان در یک مملکتی که دران سلسله طرق\n\nطی ورطقه جندبار الاستمرار چه باان یافته تقریبا\nمسافه ۵۰ گرده کابلی را در ظرف سه شبانه روز\nکمال خوبی با وجود مشکلات در حراس موسمی تراح\nمیکرد و مکاتیبیکه ساعت ۴ عصر امروز در کابل\nتسلیم اداره میانه و پیاده ی جلالتی با د کسل میشد\nعلی الصباح بعد از ساعت ۱۰ باشندگان\nخطه فضا جلال آباد میرسید مکاتیب رسمی وتجارتی\nدر همان موقع و سوق توزیع دانه حاطه انها\nپاس فردا انان کامل التغیر میشد... و پیاده\nحزومی و مکاتب فی قوله اوراق دارت همواره از\nکابل جلال اباد از طرف ۲۱ کرور ساعت\nبدان قید وقت در زمان موصول میگشت.\nدر عصر سراجیه چون زمام مهام امور را\nبسته بانتظارت حضرت عالی خلد الله وله مناسب\nامد خلاف برینکه در تشکیلات اداری و تنظیمات"}
{"book": "adl0717", "page": 58, "text": "شمارهٔ (١١) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه ١۴ ثور\n\nپستی یک نظر ونسق نمایانی روی کار آمده سرعت کابل بامدادانه مزا رحسیس انار و قندهار شرف\nحرکت پسته‌ نیز نسبت بمدارج ازمنه جدا قابل قدر الامصار دور گردانید که مکتوب تآ رسمی\nبود با وجود مساعی جمیلهٔ آن شهزاده قوی ارادۀ از جلال آباد تا کابل در ظرف چند روز موعود\nبدان سرعت نمایان تسقات شانان آن میگردد تا چه رسد بعامه اهالی.\nاکتفا ننموده در یک حصهٔ افغانستان حمل و نقل ازین سبب که چندی قبل برین شاهده\nبسته‌ها و پارسل‌ها و امانات را بوسیلهٔ اسپان صیاد از طرف هیئت مخابراً افغانی نسبت بحرکت\nاخبار و اشیای قبیل از مکاتیب و سواره دور دانها دادن پسته بتوسط موتر‌های تیز رفتار\nخود را تکمیل آرزو و غرض در عناد پسند سردار انتشار یافته و اغلبا آن ذوات محترمه غیر\nندانند تا الله اساطنه اسبق معاش سولا حتماً ازین بی‌نظمی و بی‌نسقی امورات مخابرهٔ\nتعطیل و حمل و نقل پست باز بر پشت همان مملکت خود متأثر خواهند بود و بهمین یکجا\nپیاده‌های براتی محول یافت. مساعی جمیله شانرا مصروف به تسریع امور\nدر اوائل دورهٔ سینه امانیه) نیز چه آن پستی خواهند کرد.\nاجراات علی و چه کار روائی مهمی است که بعقیده ما اگر مارا ملامت نکنند\nبوظیفه مامور وسائل حمل و نقل پست و تسریع و کنه پرست نخوانند و از هیئت جغرافی\nمخابرات مبدل نیامده است؟ بودجه هنگفتی مملکت خود خبر باشند و مشکلات موجوده\nبرایش منظور و قوانین بزرگی جهت آن سطور شاد وقلت وسائل حاضره ناقله و خرابی طرق\nاست محصلانهٔ آن با ازمنه اسبق نسبتی ندارد و کا را سرکشه آن موانعی را که قبلاً در اجرای\nتوفیر الش هم حد مخرج و مسرت تا چندی حمل موتر سیکل و گادی منظر تجریه نگریسته انده\nو نقل مکاتیب و امانات در شبکه پسته زیر نظره دقت انداز و متدا مرآمر و نقل\nبتوسط موتر سائیکل بود، اما متاسفاً در مدت پست را بتوسط پیاده‌های براوی که در قضا\nبسیار اندک بواسطهٔ خرابی سرکها و عدم اتقائی شان نسبتاً افزوده شود، و مزید سرعت\nموتر وانها تمام موتر سائیکل های با تفاق دود ازوشان مطالبه فرمایند بهتر است والا\nعافیت بان گذاشته شد، عوض ان تسریعیکه تا زمانیکه ما یک جادهٔ پخته و سائر لوازم انا\nازان سرعت برای تسریع مخابرات تحت مالک نشویم ابداً بتوسط گادی و موتر قریباً\nنظر بود خسارهٔ بزرگی بواجهٔ پست عأید آمد یک دسته عظیمی را که تا تکمیل دورهٔ یکساله\nدر اثر آن حرکت پست بتوسط گادی تحقیر شد شرکت دو صول خود را فراموش نکند، دائر\nبا وجود جاده جلاله و سفر غریزه مامورین جان نخواهیم کرد!\nگادی هیچ کار بی برایش برده نتوانست و \nبر خلاف توقع بجای سرعت حرکت یک تقریط بر جریدهٔ مژدهٔ شرف\nعطلت نمایانی دران مشهود گشت و تقریباً عصر فرخنده حصه امانیه برای افغان\nاز نقطهٔ نظر حرکت و سرعت جلال آباد را از غیر مسلکه و عرفان و زمان ترقی نما مایلیت"}
{"book": "adl0717", "page": 59, "text": "١١٠ جلد اول جریدۀ حقیقت کابل دوشنبه ١۴ ثور\nدوره جلیله علی قدر امکان کوهر کران و ثبات کامله در میدان مراد اعلام تکا پو فرستاده\nبدست می آرد منفعت نگارست خصوصاً و بمقابل موانع روز کار پافشاری میکند تا گوشه\nاخبار توانی و اخبار نویسی در مذاق اهالی گیر زاویهٔ تعذر نشد بگذارد قاطبهٔ از خدا قدیر لوای\nامنیتی جا کر کردیده است؛ از ان جهت کامیابی و موفقیات او را بپازد ناظرین محترم\nتم یک خبار کثیر المنفعت مشحون بمضامین بدست آوردن و اشتراک آن توجه مبذولیم\nادبیت داره و صحایف ادب فاضل و\nکامل آقای جلال الدین سلجوقی از\nاین سوبلوء کر عالم مطبوعات کردید که\nحقیقت این شماره انرا با کما اهمیت\n(در هوتل ندرانی)\nمبارک تهنیت فوق المرام استقبال نموده میگوید از حضور عالی بها در بجار هر تبار\nچنانچہ جوامع امه خوشانه زیر مجنون کامل شرایع\nو بزانین هر کار پر کار با یک اندیشه ختام منافع\nمقالات با کمال نسبت بدین جریده شریفه\nسد باب دینہ ١٠٠ کورنجی هیوت ماسکا نجد\nمیخاشاند بنا با کبر بی ثروتی این ثروات از وزیر جریه باقی صاحبی شان شوراخانی بار نظر\nحوایج ضروریه ما نست یا اینکمه ثروت حضور اجل عبد البهادر بجان وزیر تجارت\nبا ما هم مشکلات و آزار خوابی انطاق با صول ممالک غربی برای عموم اعزه و\nسد راه پرکشته است با حضرت احدیت اراکین دولتی و ملی داده شده بود و سار\nنهایت کناد تمنا شینکہ در دل دارم نیست مدعوین محترمه مار دایدہ مکتوبہای مطبوعہ (جواب)\nثار خوانند نارد و زانه و الا در ملکہ سیاسی ازین تقریب عالی مطلع شده بودند\nن بدار پر شناسان خود نماید. زیرا که فقط بساعت عموم مدعوین دارد هوتل شده\nین مجمر بی و ازدیاد مواد تجارتی بست کہ در غرفه بر خورام راز ملازمین میگر فقند و پس از\nان علی سبیل الاستقلال خرد توطان غربا پذیرانی میزان قدردان خود ہر یک با منظمی که\nن بحریر نرخ نامها سوداگری وضع و مقرب کردارند، چراغ بزرگی در خیابان شمال غربی صحن\nمه است حالا تکه درد نما مواد تجارتی نہ ہوتل نهاده شده بود مقدمہ و قع نموده بصرف\nن ارسد با ز تغییر پدیرست و ممکن نیست مصاجات جو او یہ کانو قع مباشری بودند تا انکہ سازی\nلصدر ما خوایش یام روز نامه با نزده روزه زنگ طعام بفرمان صلا و واخته شد تما صد غوین بلا تکلف\nن د فند اکناو که این نو باده شیرین و سزیں آمار یا الا میزها عام که با نواع اطحہ عمله واشربہ متنوعہ ہانز\nیعی از اخبار با وطنیہ که در اول با تک فطرت لوازم و لواحق آن بخت ساشا نیگیر میجائی آج نبود یا ہے\nماده د سر مبه سیما با ر نها یه ناظرین خود را یک آراستہ شد بودند جلوس معده بکمال کشاد کھا گوہا مصوف\nنسبت فوق العاده انداخته بود بالاخره آن فرمودند.. در اثر ان حفظ بها و بر بر مقام تجارت با یکدیگر\nوار را و پر دوامہ نورزیده بجا انکہ یا عزم | سازها پیمانه یا لطف تمیم و طبع مطوبی را در مجامر حضرات\nچنانچه یکی از مدعوین بصرف این گونه طعام نا بلد و چون طعامی بر میز حاضر گردید از بسکہ چرب و شیرین بود با کمال اشتبای تناول نمود و بعد ازان شیر یخ بیاوردند و وی بی محا با تمام را فرود برد\nبہر حال این ندانم کار بے محابا در اثنای فرو بردن شیر پیخ بسینه خود دست میزد و میگفت خدایا این چہ بہار و خزان است طعام چرب و شیرین بخور دم حظ بردم باز از و پی شیر میخ خورد نم از سردی ان\nروان من بر جسد خاکی ام دندان میگزد ای وای سینه ام ریش شده و دندانهایم نیز کند کردید حضار مجلس ازین حکایت خندیدند و یکے کشف حال نمود که شیر یچ در طعامهای سرد\nمثل فالوده و زرد است حرجی ندارد بلکمہ مہرہ ہا را قوت بخشد پس از ان بر دو باره عجب و غریب را باز کرده و باین بیان خندیدند. و کله سر است و شکر گذار شدم که خداوند جان من بسلامت بود"}
{"book": "adl0717", "page": 60, "text": "شماره (۱۱) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ۱۴ ثور\nبغاوت کردستان ترکیه نجد حجاز\nاخبار وطن مشعر ان است که در کردستان\nبسیاری طائفاً اسلحه در برداشته بی نامه برابر\nخلاف جمهوریت مشتعل میشوند گرفتار شده\nاند، ونیز جراید ترکیه عقیده دارند که در بغاوت\nکردستان باشیخ سعید دست تحریک\nبیگانه کار میکند و اولا مساعی خود به اوضاع\nجنوبی کردستان مصرف مے نمود ولی پایتخت\nمذکور ناکام و بر پالیسی تحریکانه خود دست نیافت\nآن کا میاب بر آمد، فتح بیک در مجلس ملی ترکیه\nسازش بغاوت کردستان را راجع به برطانیه\nدانسته کاظم قره بکر پاشا عضو جماعت مخالف\nتاکید کرده پیشنهاد نمود ان را بر اقتدار خلیفه حکومت\nامرار نمود . قسطنطنیه\nخبر بالمصادر نامه نگار تایمز از\nمشهره است به نقل حرکت قشون ترکیه بر چهار\nجانب با میان شروع و احاطه کرده است تا\nباغیان را به اطاعت مجبور گردانند.\nعمده مجروحین و مقتولین بازان جرمنی\nدفتر نفوس شماری به شتاخ تفصیل :\nمجروحین و مقتولین سربازان جرمنی در موقع\nجنگ بین الملل را شایع کرده عدۀ مقتولین\nاهالی جرمنی دسترد فی اورانه ۲۰۵۵۰۰۰ نفر\nو عده مجروحین قشون باشمند مجروحه جرمنی را\n(۴۲۸۰۰۰) نفر نشان داده است اناجمله\n(۱۸۲۴۰۰۰) در سند ۱۹۲۰ مستعفی مستمری\nگردیده در آغاز سند ۱۹۲۴ عده شان\n(۵۵۰۰۰) نفر تنزل کرده است .\n(طلوع افغان)\nاخبار ام القراء گویست\nجنوب که از راه پیشین\nبار شتری آزوقه (اشیا خوراکه) وارد مکه مکرمه گردیده\nدیندار ترین\nنامه نگار اکسچنج کارنیکا\nاز قسطنطنیه بخطر است\nکه حکومت ترکیه کوشش میکند که براء شاگردان\nتفاسیر کلام مقدس الهی که بزبان ترکی تازه\nتالیف شده است بیفزاید و نیز احکام نام\nفرموده که علمان مدارس که در مساجد و ایام با جهرا\nبیا شدن تعلیم علوم مذهبی را حاصل ننموده\nکند و در بودجه مساله در ولطائف شان\nزیادت کرده است\nجرائد روس انگلیس\nہر قدر انگلیس در اروپا برای قیام\nاثر خویش جدیت بکار میبرد همانقدر رسی\nبر اضطراب روس می افزاید درین موضوع\nنامه نگار تایمز از ریگا مینویسد که جراید مختار\nروس چون افرو رسون روز افزون او سلامتی\nدر عظمیه بزیاده است رو من خطرناک پیدا ار و کن\nمقالات استهزائیه یی را بر قایق کیوبا ز پودر بالا بونا\nجرائد روس اعلان میکنند که مصاری ملی نود\nمقاهمت برطانیه و فرانس، جرمنی بسیار معفر\nضروریست و زنگ خطر انه مسائل ارو بنده\nفارغ یافته در اجرات تشریق روس است به تجیب\nزیاد بر رد کار خواهد آورد.\nموعد رجوت ویسرای هند\nو پسر ا هند در (۱۰) اپریل زمینه رسان\nعازم انگلستان و غالبا تاریخ ۲۴ اپریل ولدا برداج\nو تاریخ (۱۰) اگست بهند رو بند خواهد شد (و)"}
{"book": "adl0717", "page": 61, "text": "شرايط و ضوابط نيو\nاین اخبار الغز از ایام تعطیل در کابل ہر نیا\nاماشته میشود دیگربہ مجا در ہر پسته خلاصه\nمیگردد امور تحریریه نگارند حقيقة العلی\nو حق الاجره اعلانات باداره حواله در داخل\nو احداز به عدد انتشار نمرات دادست\nاشتراک بتوسط دفتر امن در کابل بصوت\nنقدی تا لا از همه جا دریا\nمیشود (نگارنده)\nمدير امان الدين مشكلى\n\nشرايط اشتراک\nکابل\nمحلات و مقاما قیمت روپيه\nبا مہر سالیانہ\nکابل ۵ | ۱۹\nشما ليتن ۷ | ١١\nخارجيه ۸ | ١٥\nششه ماله ۱۱ | ۲۰\n\nاداره مطبعه حقيقه\nالعلما که در کابل بنا علی\nو مراد اسلامیه در مقر\nخوبیدار اند میگردد و ج\n\nت سراج\nحقیقت\n\nدول کابل شنبه ۲ عقرب ۱۳۰۱ ش مطابق ۲۲ شوال المكرم ۱۳۴۰ ق شماره (۱)\n\nتوکيل صاحا\nبلمه حضرات عظهم ذوی التكریم وسادات محمدسن\nر علما و و بیله سایر ا بیت مقدسه\nاستان ارح و بروتن است که درین تسعین یک\nبرای اصلاح و فلاح امور ملت مہمات دنیوی\nمردمی در عالم کائنات صرف نزول فرموده و عالم\nوتاييد دین کو وسیله تحصیل علوم و فنون در عصري\nلی بظهور حرفان عالم دنیا ر امنور ساخته و کحامیان\nالسولی مال را کثیر قطعات آسیا و اروپا رامستطیری\nر این بود نتيجه تحصیل علوم و فنون مکارم اخلاق\nم عالی که از تعلیم حق برای ملت نجیب اسلام\nمال آماده فیای حقیقت انتهای آن تعلیم درست\nتازه بعالم و عالمیان بخشید . فی الحقیقت عالم\nلیات اشرف علامات انسان است.\nعلمت کی انسان را از رتبۀ سفلای حیوانیت\nمعارج عظمای ملکیست می رساند !\nعلم است که انسانرا از حفیض خاک با وج ملاک\n\nدر طیران آور دوامور معا ديه و معاشیه نوع بشر را بوجه\nاحسن مہیا می سازد !\nآن ترقی و تعالی که در عالم اسلام دانست بنتيجه\nكسب علوم پیش و بنوش فعالیتی مدنیت او شبان بوده\nقارات که تباین مفاخره سیادت در جان بوه در در تحصیلات\nومعالی ترقی تو قبال بر عالم تفوق تمغاز داشتند . زندگاه\nبدبختانه تلنی جهالت ر شعار دو ساخته بعیش و عشرت\nوراحت استراحت گرفتار آمده از تحصیل علوم وفنون\nبی بهره ماندند ، در منتزراع انحطاط گذاشته ، د بالمقابل\nدیگران بکمال فعالیت شب روز در حصول علوم\nو فنون صرف مساعی نمود و از حفیض ذلت با وح\nعزت وجلال صعود نموده ارتبه عسرت بغفر ومسكنت\nو فشار اسان ذلت براحت استراحت و ترقیات\nفوق العاده رسید ه مالک قطعات بر یه و بحریہ زیرخر\nدنیا و دارای طیارات ہوا پیما و جازات تحت البحر\nو توپهای دور زن و سائر آلات ادوات حربی فابریکها\nو روتهما، و تجارتها، وزراعتها، وصناعتها شدند.\nومسلمان بادرنتیجہ آن جہالت غفلت از آن جهته\nسیادت و سعادت خود را از دست داده، الفیست که بادها"}
{"book": "adl0717", "page": 62, "text": "جلد (۱) شماره (۱۱۶) جریده حقیقت کابل شنه ۱۸\n\nبحران پریشانی ها و پراکندگیها و بی اتفاقیهای شکلی که بحقیقت\nاحوال آن وقت زار و قابل ترحم است نگردیدیم !\nدر همین بین خدای متعال را شکر گذاریم که با\nملت افغان را مظهر الطاف خود ساخته یک پادشاه\nخیرخواه با دیانت اعنی اعلحضرت امیر امان الله خان\nغازی را برای احیای ما ملت افغان در مملکت شان\nنمود که ذات مقدس شان در دو الم عالم اسلام را\nبر عیش و راحت و استراحت خویش مقدم دانسته و\nحیات عزیز خود را صرف ترقیات ملک و ملت افغانستا\nو اتحاد و اتفاق عالم اسلام فرمودند چون ترقی تعالی\nمملکت عزیزیشان منوط بر تحصیل استقلال و\nآزادی تامه آن از حمایت و اسارت خارجه بوده\nاین است که در بد و جلوس شاهانه خویش اولین\nاقدامی که فرمودند بدست آوردن گوهر استقلال\nبود که بتائید حضرت باری و روحانیت حضرت نبوی\nصل الله علیه وسلم همت والا نهمت ذات پادشاه\nشان با ملت افغان بآن نائل و کامیاب گردیدیم\nپس از تحصیل استقلال که شوارع عالم بر روی\nمفتوح گردید برای تحصیل رسیدن بسعادت و ترقیات\nامروزه عالم دنیا که پایه علویت و افتخار آنها گردیده -\nاعلیحضرت پادشاه غازی معظم ما همت گماشته این\nاست که مراودات و مناسبات خود را با ممالک عالم\nقائم کرده در صد و تحصیل و تکمیل علوم و فنون ملت\nو ترقی مملکت خویش اند و چنانچه مناسبات سیاسیه\nو اقتصادیه ما با عالم و نیا بر قرار گردیده سفر او نمایندگان\nما در پای تخت های ممالک متمدنه و نمایند های\nایشان بدربار شاهی افغانستان قائم شده\nاست محصلین افغانی در خارج بکمال اغراض پذیرفته\nشده و معلمین و مستخدمین خارجیه برای تعلیمات همه\nگونه خدمات افغانستان درینجا حاضر اند. که\nبا تفصیلات یگان یگان آنها را برای استحضار\nحاضرین محرام برادران عزیزان می نگاریم !\n\n[ سپس ازین عهد نامه های افغان\nو الطالیه و انگلیه ، ایران فرانسه و المان و\nبا ترکیه به تفصیلی که از صف ۵۹ سال هـ\nرویداد لویه جرگه ۱۳۰۳ مرقوم است قرائت\nدر ختام معامله خارجیه باز رئیس صاحب فـ\n\nوکلای محترم ! و مشایخ و علما و معززین\nو روسای مکرم کل نقطه افغانستان بناء\nلویه جرگه من بحضور شما عرض کرده نمیتوانم\nخیمه و بارگاه یک هزار یا دوهزار نفر از افغانها\nاند بلکه عرض میدارم که جمیع ملت ما امروز\nاعلیحضرت شرف حضور دارند و پیشگاه پشوا\nیک حصه از خدمتهای دولت متبوعه شان را\nو جهت و تدبیر اعلیحضرت غازی در وزارت خا\nبرای افغانستان شده است توضیح و تقریر\nمیخواهم واضح تر عرض کنم بکوقت همین افغان\nبود که سوداگر های آن از سند و ستان و\nو خود را از سایه عین بزرگ بشهر دو کس مسلمان\nبا خرین نقطه هندوستان که لیمپسول حامل مدارک\nدیگری هم است ؟ یا نیست ؟ همین افغانها\nکه از عماله و امراء دولت انگلیس لالت و براـ\nدسرای فای دست تذکره لات جمعیت ۴ روزی\nدارد ؟ بلی ! افغانستان از مدتی خیال\nکه خود را با دول عالم بشناساند و نام خود را بـ\nنشر نماید چنانچه سلاطین ماضی مملکت افغانی\nکوششها کردند و تشبثاتی را بکار بردند ا\nکه بعزم خود کامیاب نشدند و بعد الحمد الله کـ\nسعادت نصر اعلیحضرت غازی بتمام الخلوص اـ\nعزت خود را حاصل کرد چنانچه عموم سفر او نماین\nاو در روی جهان قبول و بر جمیهای اسلامی\nما در فضای عالم متموج است ملت افغـ\nاز کستام نیام گر باد نیار فته نتواند او ممدین\nعزت بطرف شان می نگرد خود من یکی از آن"}
{"book": "adl0717", "page": 63, "text": "نمره ۲۶ جلد (۱) شماره (۱۱۶) جریده حقیقت کابل شنبه ۲۴ ثور\n\nملت خود میباشم چندی پیشتر ازین در محفل انفاے فابریک میفرستیم، دیگری خواهش ارسال\nامور ہم باکثری از حصص دنیا سیاحت کردم و هر مجلس مستخدمین مینماید مطلب ہر کدامے ازین دولت ہاے\nکہ میرفتم مورد عزت داری زیاد میگردیدم چنان پذیرا خواهش دوستی افغانستان را کہ یک قوم شجاع\nشما میشدم که در داخل مملکت خودم آن قدر عزت ندیده دلاور میباشند دارند (کف زدنهاے شادمانی)\nبہ لحاظ اینکه نام افغانستان بر سرمن بود (تجویزندباد کدام دولت است کہ اسلحہ و قوت خود را کم\nاعلیحضرت پادشاه ترقی خواه!) کردن خواهد۔ اما زمانےکہ اسلحہ میدہند محض\nامروز شما خیال نکنید تنها شما وزرات خارجه جہت دوستی با افغانستان است الا به روسه\nپیدا کرده اید نی! بلکہ افغانستان دارای وزارت خارجه افغانستان محتاج نخواهد بود، فقط امروز دولتهاے\nو در بینها و مامورتبها و حکومتہا و دیگر تشکیلات مفیده معظمہ دنیا آرزو دارند کہ با دولت افغانستان\nوترقیہاے مزید گردیده و دارای عزت و شرف عظیم دوستی مناسبات داشته باشند و این دوستی بان\nکه شایان اوست میباشد امروز افغانستان خود ضر ور اے نگردد ما مفید خواهد بود، این افغانها\nاین پادشاه ترقیخواه و شریعت پرور خود افتخار میکند است که از لاہو بیشتر را نمیدانست ہمین افغانهاست\nکه بنظر دول معظم دنیا بتوجهات این شہنشاه نمایش در افشته جات زمان سابق یک حصه از طلقات\nخود را معرفی کرده است ر زنده باد پر یا رتر قیخواه بند است پیشه انگلیسان اورا زیر اسارت خود\nپرورما) میدانستد همین افغانستان که در دنیا نام و نشا\nامروز جاے بسیار مسرت و شکران است کہ نداشت همین افغانستان که عموماً لقمہ تسمہ جوامده\nافغانستان یک پادشاه با غیر تے پیدا کرده که و یک ملتی زیر حایہ انگلیس شمرده میشد از توجهات\nزندگی، راحت ، عیش خود را فداے آبادی ملک جہاندرجہات پادشاہ رفیع جایگاه خویش خود را در جهان\nو ملت و وطن مے نماید، امروز افغانستان نہ تنہا معرفی کرد و بجميع دول خود را نشان داده و گفت\nبا دول خارجه بزرگ دنیا نوشت خواه آمد و شد برد ہرکس دوستی افغانستا، آرزو داشته باشد\nافغانستان بسیار فائد ہا از دول اجانب گرفته است افغانستان حاضر است و ہر کہ دشمن او باشد\nشما بینید فائدہا ہے کہ امروز از دول اروپا افغانستان نیز مردانہ وار بمقابله او حاضر است کہ\nگرفتہ ایم یکے اسلحہ موجودہ است که بیک تعدا وکلی مشت در دہن شان زدہ خانگلہ ئی شان بشود\nداخل مملکت ما شدہ میشود و دیگر اسلحہ جات طیار ہا و خا (کف زدنہاے شادمانی)\nکه باد ضرو ریات نیز برای افغانستان آماده مارا باید که شکرانه بدرگاه خالق بجا خاندیم که امروز\nموجود دو مصرف با مر وزارت حربیه و حکومت مستقل دوره ده ساله استقلاشه خود را زیر سایه اولوالامر حما\nاگر وزارت حربیه ما امر نمایند در مدت قلیل بسیار خویش بسیا ر کانی طی کردیم وزارت خارجه خدمت ده\nاسلحہ کلی الفور برای ما بہم میرسد، امروز دولیت شال ساله خود را بحضور شما عرض کرد به رخ شنو د متی تشکرات\nفرانس، دولت ایتالیه ، دولت و حوصله افرانی شما تیم شاه شکر میکنند، امیدواریم که در آینده\nانگلیس ، هر کدامش علحده علحدہ خواہش دارد نیز بعنایت خداوندی بتوان حضرت غازی ممدوحه شانه خود را نیز\nکه اسلحہ خود باشما اسلحه میدهیم یکی میگوید طیاره به بسیار کوشش وسیعی بکا ر انجام برسان آرد بوره که اینده\nمیدهیم یکی میگوید توپ میدہیم دیگرے میگوید خدمات تا اینجا در ایک سوشو ان عرض گر دو دن پر دوں کے"}
{"book": "adl0717", "page": 64, "text": "شمارهٔ (١١۶) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شب ٢۶ ثور\n\nاز قرار تحریر واصله در بالاحصار بخارا قبل ازین\nبخارا از قصبات ترکستان غربی مشتمل بر صد و\nشصت دینار طلاے غیر مسکوک بدست افتاد\nبود چاکرم حشم و شش قداق برین اشیا یک خریطه\nو یک مهندسی نه پودروپیه و پیسه مسکوک یکهفتصد ساله\nکه روسها پنجه حصص ترکستان اوزبکستان،\nتاجکستان، قپچک گرد و دیک قسمت آنرا برای\nاکتشاف برخی مسائل غیر معلوم گذاشته‌اند\n[بودجه آثار میک پبارک کامل است]\n\nترکیها عصيانی که از مدتی باینطرف\nدر کرسوز زیر ارادهٔ شیخ سعید نام\nبروز یافته بود تماما الغا گردید و مراکز اداری که\nبدست بغات افتاده بودند بالکل استرداد و شیخ\nمرقوم با اعوان عمده‌اش گرفتار و حکم اعدام او داده\nشده است.\n\nدر قطعه کردستان که تعلق به\nایران ایران دارد شیخ غزاے نام\nبنای شورش را گذارده و حکومت ایران یک\nدسته فوج برای سرکوبی او فرستاده میگویند\nمنطقه شورش او متصل بسرحد موصل است.\n\nدر جاپان یک حریق مدہش بوقوع\nجاپان آمده قریب (۳۰) هزار خانه سوخته\nو (۲۰) هزار نفری بیخانمان شده‌اند.\n\nبرای ایجاد غایتی حقوق مراتب آسیا و کشف\nروسیه محصولات داده شده است. اگر تجار روس\nدر رونق افزایی تجارت دانده کوشش نمودند برایشان\nایجاد داده خواهد شد که منافع معقولے استحصال نمایند\nجاپان قسمت شمالی سخالین را تا امروز تخلیه نمود.\nقرار اعلان حکومت روسیه در نواحی دریاچہ بیجال\nیک معدن طلا که طول آن شش میل است کشف\nشده است.\n\nمنسله مزدوری که در طرخ فابریکه یا در اکثر جاها اعتصات\n\nنموده از کار دست کشیده اند و بعضی لیدر پاشان مجلس\nاندور رو بحواله سندی معلوم رفته که اعتصاب دوران\nروبه‌تزاید است.\n\nکابینه جدید فرانسه از اعضای ذیل تشکیل\nفرانسه یافت المروز ا و وزیر جنگ سید یانویان\nوزیر خارجه بریان وزیر مالیه کالیو وزیر معارف دمونزری\nوزیر داخله شترنک وزیر عدلیه استلیک وزیر تجارت\nشومی مستعمرات آندری حس بحریه یوابل زراعت\nدیوران فوائد عامه لول کارگران دور افو ا مقوم\n\nمارشال (هند نبرگ) سالار\nالمان بزرگ قشون المان که در جنگ\nعمومی کارنامهای او بر کس ناظر دارد به ریاست\nجمہوری المان انتخاب شدند.\n\nمخابر روزنامه (تیمس) مینویسد که\nچین عدم امنیت سرتاسر چین حکم فرما بوده\nزمام امور بدست قشون است . اگر چین بدان\nترتیب تجزیه شده رود در مدت قلیلی مملکت بچند حکومت\nمستقلا تقسیم خواهد شد. این مسئله یکراست یاست\nالمللی بسیار خطرناک است. چین بانند یک صیاد\nدول متحد آن افتاده است که ہر اصلاح خویش نقدانی\nداخل چین شرکت خواهند نمود.\n\nچونکه یکی از اهالین بامر موسولینی\nایطالیا اطالی بعراق رفته مدتی در آنجا اقامت\nگزین حکومت مصری بنا بر مخالفی سندی میگذارد. ویرا\nاخراج نموده بد بجدیکه سفیر طرابلس اطالوی انطرف دول اطالیا\nبحکومت مصری ارسال شده است که اخطاری\nحکم خط اتمام حجت میدارد میگویند که این حرکت المالیای\nبتحریک انکلیس است تا مصر بهمانجا پیوسته پر اعمال شنیع\nمراجعت کنند. در بودجه وزارت مستمری\nانگلستان از (۲۰) هزار پوند برای مصارف در عربستان منظور شده است\nاین منظور معلوم میشود که بعد بماران صنایع عربستانی رقابت ابزاید\n\nبه بسیار کسان توجیه و حواله عملیات شبانه است دشمن براندن کمر نبندد.\nبمجردین برخی انگلستان خوف دارد که مبادا نهضت لندن طوری واقع است که خطران رانجویان دشمن به‌دیده طمع نگردی با اینهم در برد عمده طیارات که در مقابله دشمن کار امروز عقل کلا"}
{"book": "adl0717", "page": 65, "text": "این جراید قراراً انطباع کابل گشتند\nنشر میشود دیگر در ماه آور بر حسب هندهای سال\nمیگردد امور تحریریه بکار رز تنقیدت\nو مقالای اصلیه در ادارۂ مانده جریده در\nاندراج واصلاح و عهد انتشار نیل داداً\nاشتراک توسط خزائن دولت بصورت\nنقدی از هر جا مبلغ در یات\nمیشود (نگارنده)\n\nحقيقة\nو یا الیه روشنگر\nپیروان بین کلکانی\n\nسال اول کابل شنبه تورم ۱۳۰ اشر مطابق ۱۵ شوال ۱۳۳۳ شماره (۱۱۳)\n\n[ILL]\nقاطبه تبعه حادثه دا نجات\nمملکت پر فضل و برکت افغانستان بمحنا\nاب و هوا و موقعیت خویش در محور هزارتان\nدہر و تحدید پست ملت افغان نیز از حیث تابی\nاخلاقی و شجاعت از بهترین ملت های روی\nبر محسوب بشمار میرود اما از حیث مسائل بیا\nاقتصادی اداری طوریکه همه دشمنان انرا\nصدیق نماید فقط در همین عهد فرخ مهد\nاعلیحضرت غازی امیر امان الله خان\nاولا به خفا منصہ شہود هویدا شده است\nچنانچه بچشم سر می بینیم که در هر بلاد و مهام\nدر هر شهر و دیار از یمن ہمت جہان صیت\nان تا جدار طنداق دار مجالس متعدده مشوره\nجهت انجاح و فلاح انا پی از مضیق انواع\n\nمشقت دشواری بر کشود شده است که این\nمجالس در امورات نافعه و مسائل اقتصادیه و\nحیات سیاسیه اسباب ترقی و تعالی این مملکت\nافغانیته تر اتنا تحت نظارت و هدایت حکومت\nمتوجه خود اجراءات مینمائید و درین مدت (۷)\nسال بطی مراحل مقصو مملکت و ملت و دولت\nتا بسیار جای موفق و کامیاب تر آمده اند.\nحتی این افکار عالیه و نظریات سامی بدرجه\nدر عور قلوب حکومت انا شیه گردیده است که علاوا\nبر مجالس مشوره که در علاقه دار بها و ولایات\nافغانی و دار السلطنه اثبات وجود دارند از با\nفکر سلیمه و و کلای دانشور فهیم و علما و سادات\nو خوانین تبعه افغانی را جهت مشوره لائی\nو نذاکرات خروتیه باز دید امویہ داخلیه و مصالح مفیصد معاملات\nداخلیه خارجیه و تسہیل وافکار عالیه انها در مسائل سائره\nترقی و تعالی این خطه سعادت وسیله بیک\nاجتماع بزرگی بنام (لوی جرگه)\nدومراتبه دعوت فرمودند تا در ان خلایق ذوات\nکه در لغه افغانشرانه ."}
{"book": "adl0717", "page": 66, "text": "جلد اول شماره (۱۱۳) جریدۀ حقیقت کابل ۱۹ ثور یوم سه شنبه\nذاتا این مجلس بزرگ از هر حیثیت واز ہر جہت\nاز ان چنان یادگارہاے تاریخی و شاہکار ہاے\nترقی و تعالی افغانستاہست که تواریخ افغانی\nآنرا بخط نور بخش جلی در قلب صفیحہ شیر جا میدہد اما\nچیزیکه شان این جرگه را برمزیت انداخته و دلہا را\nدر سحت درآورده ست آزادی افکار و خیالات\nمشترکین کرام آنست که بنحوی نطق شوکت\nپیرای اعلیحضرت انزادی بخش که در صفحه (۲۳۹ - ۲۴۰\nرویداد لویه جرگه ) مندرج است عموم مشترکین آن درین\nعرصه بمبدئیت روز مالاک آزادی تامه افکار و\nخیالات خویش بوده چیزیکه در دل داشتند\nو آن تمنیات را که از سالہا پی دراز در قلب\nخود میپرو را نیدند و کلامی با خوانه حضور پادشا ہان\nبلکه بالمقابل ادنی ترین ملازمین حکومت کا بیگا\nبزرگ و خطای سترگ میپنداشتند بخصو شقت\nفطریه این پادشاه واولی الامر خویش نه بکار روئی\nنمودند و هر نقبای را که بدلیل داشتند آزادانہ\nبعرض رسانیدند و مسائلی را که حکومت پیشگاه\nآنها مطرح مذاکره نمود مدققانه در ان عطا افکار\nنمودند.\nبسا مسائلی را کہ ابداً حکومت خواہشمنہ\nمداخله در مذاکره آن نبود شرکاء محترمه از فرط همدردی\nو اطلاعات و اخلاص مخمر بعشق مذاکرات خود\nنمودند که دلیل قاطع و برہان ساطع بدست\nبرین مدعادر میان آوردن مسئلہ سرکوبی سمت جنوبی\nہست کہ آن ذوات معظمه در سرکوبی شرار بغاوت\nشعار سمت جنوبی داد طلبی و مسابقه با توجبرکدام\nگوشمالی این شقاوت پیشگان علیمده غلجده\nذمه وار و متعهد گردیدند در موقعیکه مسئله بغاوت\nو شقاوت این طایفه بدبخت بنظر اعلیحضرت دار باسب\nرتق و فتق حکومت در ان فرصت چندان اهمیت\nنداشت که باعث صرف اوقات مشترکین جرگه\nگردد اما چون آزادی افکار یکی از شرائط اولی\nجرگه بود لہذا مشترکین بخلوصیت قرین نسبت\nمحبت و دوستی که بصاحب دولت و ہمہ بہ\nمملکت خود داشتند این مسئلہ را خود سرانہ مورد\nبحث تمحیص ساختند ملاحظه شود سطر ۳۱ صوف و سط\nصف ۳۳ ۲ صفی ۴۰ ۴۱ رویداد لویه جرگه در میخونان\nسائره داخلیه و خارجیه هر یک ازین ذوات جز\nباندازه که شاید و بدرجه که باید تشبثات مدقانه\nو تقومات موشگافانه خود را جلوہ گیر عرصه شهود کیا\nاند که کتاب لویه جرگه رویداد آنرا با شریحات\nعرض انظار اُلو الابصار مینما ید اما از نقطه ی\nتذکار بحث ہاے خارجہ تا تر طوالت و صخا\nکتاب و هم چون در بحث ہای خارجیه بجز ارکان\nخارجه عامه ملت و مأمورین دولت دخلی کافی\nو گرفتاری وافی ندارند یا اینکه زیاده تر موجب\nبحث و تمحص جرگه گردیده بود از اندراج ان\nدر این کتاب صرف نظر گفته شده است.\nبلی افکار و آزادی عموم مشترکین جرگه مورد\nتحسین بوده است اما آن فکر سلیم کہ باعث این\nو افکار عموم را در جریان می آورد تنها رای صوا\nپیرای اعلیحضرت ہمایونی بود که مانند یک پد\nرفیق و معلم شفیق اولاد ہای معنوی خود را بشان\nسعادت از افکار سراپا ہدایت خود را ہنمائی میا\nاین مجلس بزرگ قلب متجاوز از دو ہزار\nشخصه بصورت تشکیل را بچوت یک بارگاه ملکی\nپیدا گرفت بود که متاسفانه در اخیر کتا بلطمه های\nاسامی شان پوره داخل نشده و تا این جا کی\nاسماء آن ذوات را اداره ما بدست آورده\nتوانست ضمیمه و محنی کتاب گردید.\nاین کتاب فوائد انتساب با مزا آمیزه\nو معنوی بصرف مساعی سردار عالیہ خارشی\nرئیس عمومی شورای دولت متخلی بزیو طبع در آمه"}
{"book": "adl0717", "page": 67, "text": "نور یوم شنبه شماره (۱۳) جلد اول جریدۀ حقیقت کابل ۱۹ ثور بر شنه\nط اولین\nنسبت به\nد میبود و\nنه مورد\nت و سوله\nجوناث\nت محترم\nهاند و\nچون کویا\nوات لکه\nجرگه\nو بحث\nاز وقار\nکانی\nموجب\nع ان\nینز را\nن بانجا\nسیار\nباید\nشما مجله\nمیکنند\nقرار\nشوکت\nهای\nتینکه\nدر\nی\nاین کتاب خوش سلیقه اولیه جرگه عمومي\nافغانستا نرا بهر کس نقلا و حکایة میکند خيالي بي مل\nمذاق از مطالعة شبس ظننا خود را در ان مجالس و\nداخل مذاکرات مییا بد\nاین کتاب خوش بیان افکار را بر اجراگر\nهای اتیة مستعد ساخته و بحث های فراموش\nافکار را برار باب آن یاد دهانی میکند.\nاین کتاب خواند انتخاب خیلی مزه آور بیانا\nمبین را تذکار و صورت مجلس بحث رانشان\nمیدهد.\nاین کتاب تبرک احتساب برگه بشت\nملی منفعت بخشود ضر و ربوده شائقین محترم\nآن او را بیقین خیلی بدست اور ده میتواند.\nاین کتاب خوب این مصنفه مرغوب فن\nاشارة هندي مخفف نویسی را نیز در محل امتحان\nاورده است زیرا که قبل ازین جرگه معظم نیا\nکه از سه ساعت فن مذکور در اخذ منطوقات\nاو را زمایی نکرده بود کئون درین محلی پر شکوه\nاخذ مسطلوت انبوه با توام تسلسل مذاکرات\nبست روزه آن، قلم های حدیث پرا\nایران عزیزم ( میرزا عبد السلام خان، و میرزا\nمحمد کبیر خان مرحوم و میرزا رحمت الله خان\nو این عبدة احقر محمد سرور) در اخذ منطوقا\nاز فن نوت ها و یادداشت محتوان بطور\nحسب مقدرت ورزیده که ماخذ اصلیه و منبع\nاساسیه کتاب لو یه جرگه شده است.\nاما چیز یگر ما را دچار تاسف و بهف گردانید\nقص کارونا کاجی را بمانشان میداد همانا\nدانستن زبان ملی افغانی و عربی و غوامضات\nمتنی و دقایق نظامات دولتی و مسائل بیریج\nسیاسی بوده هندا لمحمد که آن هم از دست همداونی\nترین ساعی برادر محترم و رفیق معظم مان مولوي\n(برہان الدین خان کشککی) غازة انجا م را بیرتے\nمرام خود چنان بر کشیده است که تا ابد از بین تانی\nبر رغم آن نکته چینیان سود که همواره در طنبور عناد\nخویش نغمه عدم تکمیل فن مخفف نویسی می سرائیدند\nو بر اختصار نویسی ما انتقاد میکنند، یک مسک و\nدست آویزه بزرگی بدست ما افتاده است.\nاو هم از معاونت برادران محترم خود میرزا\nمحمد دلاور خان و سلطان محمد خان کرو\nصاف نویسی آن بیک فعالیت فوق العاده نشان\nداده اند تشکر داریم . ب . د )\nاین گلستان معانی گلهای گلاب زبان\nفارسی و نسرین زبان عربی و یاسمن افغانی را بطوری\nدر خود جلوه گر ساخته که هر کسی از شمیدن آنها دما\nخود را معطر و بر عالم عالم نجات و هزار خود را\nبا خبر و مستحضر می پندارد .\nچز که موجب مسرت و خوشي سبب یگانه\nکامیابی و فرحت اندوزی ما ازین تالیف\nعالی شده است و مارا در میان جهان\nمفتخرت کرده در موفقیات ما افزوده است.\nهمانا دست بدست گرفتن و بمصرف رسیدن\nهزار مجلد طبع اول این کتاب است که در مطبعه\nوزارت حربیة علیہ طباعت را در بر کشیده بود پیگا\nشوق و شعف وجدث تامه او را در تمام گوشه های\nدور و نزدیک مملکت رو میز مطالعه خود بر گذاشته\nاز مضامین عالی آن محظوظ میشوند.\nچون نگفته من که مرح قلت تعداد طبع با مدادی شوق\nتلاش و سرگردانی ناظرین این نسخه مبارکه کرد\nمجددا حضرت نجیب جلال فخر جناب شیر احمد خان\nرئیس عمومی شورای دولت بطبع ثانی آن بر مطبعه\nدائره تحریرات حضور توجه خود را مبذول داشته ام\nقاریان محترم را یاد آور می گردد میگویه که آینه\nبار این کتاب فوائد نثار از هر حیث، و از هر جهت"}
{"book": "adl0717", "page": 68, "text": "شمارهٔ (١٣) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شنبه ١٩ ثور\nنسبت ببار اول خوبتر و خوش خط تر و واضح تر مبرا ازان اغلاط لفظی و تنقیدات صوری است که در طبع اول آن بواسطهٔ گرفتاری حضرت ادیب فاضل جناب شکلی صاحب امور مترامک و امورات اخباریه بوقوع پیوسته بود میباشند.\nکمی انتظار کشیده نخواهد بود که بحضور هر یک از شما ذوات صاحب حس و ذوق عرض دیدار نماید و در یکی از دکاکین شهر و دارالسلطنه مشتهر و مشهور بازار خریداری خواهد شد میباید ازیندم مترصد وقت و فرصت باشید تا از حرمان نگهبرست آوردن آن مکنون\nز بسکه دیدن گل آرزوی بلبل شد\nبهار آمد و دوران شاخ سنبل شد\nزهی ملت افغان که یافتند بدل\nشهنشهی که از و حل حبسها مشکل شد\nزمین بہرت او فخر و عزت عالم\nہوا و نور اگر بود خاک کابل شد\nزمانه یار شد و بخت سازگار آمد\nکه یار و آئینه هر دو بهم مقابل شد\nنگهت آئینه الا جمال حُسن نگار\nنگار نیز بمطلوب خویش شاغل شد\nببود جرگہ مگر ماہ ومشتری دیدند\nہزار شکر خدا را کہ رفع مائل شد\nبه یمن روزه بیانات هچنین محفل\nمراد ملت و شاهنشه هر دو حاصل شد\nخدا بسرو رما با د حافظ و ناصر\nکه شمس معدلتش در جهان مخلل شد\n\nمیله بیگاه در سلطانیه\nچند پیشتر ازین یکی از دوستان ما مکتوبی در موضع انعقاد میله بیگاه که در جلال آباد در سنها و دران مجاوقعت در تبه بود که اساس میله مذگور نسبت بسالهای ماضی با که عروضی غیر معمولی انعقاد مییافت اهالیها از مملکت خارج علاوه بر ضابطه افغانیه در انمیله شمولیت داشتند. درین سال ہم از طرف حکومت تنظیمات لازمه حفاظت پیش شر کا آن میله از طرف پولیس نظامی بجا شده قصداً احاطه بجو نیز بر آمد ام داده شد بوده بنا بر تکلیف عهده سلاحیه اهل ہنود حضرت قائمقام صاحت علیه پیشرفت تامل حمد خاندا عظم سر در است که بنزله موتر همرکاب او صفات عصر فرحت حصار ایشیه مطاف اتحاد ہنود و مسلمین نا اردو امر اثناء محمد تحسین نمایند ریاست بنگام عرضه گفته شد علماً فاصل مو گو محمد قاسم قاصد در جمعیت مجاهدین مهم بر کنند نیز دراں روز نطق مؤثری ایراد نموده است.\n\nاعلاج از طرف ابن سعود\n\nمحمد سردار مسعود\nدرین اواخر در\nجرائد ہندیہ و دیگر اخبار و با مضاء میرنجد بن سعود نام حجاج بیت الله الحرام که در ایام افتتاح راه آن اراضی مقدس که فرائم آنها آماده و تار فاوانیست حجازم را که در دوره حکومت فردی وغیرہ محکم متقادرا ثبت مرقوم است. و هم در ان مسطوریت راه جده هنوز مسدود امّا بالمحصدت عاملان سالجمع احترام بوقد و عدم فوات حج اسماعیلیه که مجد بکمال زحمت و با تها مادی و مالی نداد تا سیے رابک و ینبوع واطراف و جوانی آنها را در نهایت تصرف خود آورده بلکہ تمام اسباب و لوازم حجاج را تسهیلات لازمه آنها را فراهم آورده اند"}
{"book": "adl0717", "page": 69, "text": "شرایط اشتراك\nتفصيل مقامات | قيمت سروفيه\n| ششماهه | سالانه\nكابل | ٥ | ٩\nداخل افغانستا | ٧ | ١١\nممالك خارجيه | ٨ | ١٥\nمكاتب و سفراء | ١١ | ٢٠\nمشتہرات داد علماء و طلبه\nمعارف رايكان وكتابها علي\nقدر حجمر سطور و مشوقي\nاخذ میشود ادر سر کابل جوع\n\nاوقات طبع و قواعد ان\nاین اخبار بفروزاها ته طبع ان كابل تحرير\nمیشود و بدیگر مقامات بر سر پست خط پاره\nمیگردد امور تحریریه بخانه شفقت\nارشاد مقالات واصله در اداره ماند میطبع بشه\nیا نه در اداره ان رد کلام معارض دادند\nاشتراك بتوسط خزاین وجوه بصورت\nنقدی از همجا قبلا دریات\nمیشود (مكاره نده)\n\nحقيقت\nج ١٣\n\nمدير المسؤول سید محی الدین کشککی\n\nسال اول | كابل دوشنبه ٢١ ثور ١٣٠٠ شمسی مطابق ١٧ شوال ١٣٣٩ هـ ق | شماره (١٣)\n\nآمدن قوای معظمه ظفر ایت تنظیمیه مشرقی با محامد وافر از انجا\nو التفات وحیده حضرت پادشاه غازی باین لشکر منصور و دیندار\n\nبروز فرحت اندوز چهارشنبه (٩) ثور\nقوه معظمی على احمد خان رئیس صاحب تنظیمیه با\nفرقه الدین عسکری و صدها منصبان قشونی که برای\nانتظام فایله سمت جنوبی اعزام شده بودند بحمید لله\nاکنون با یک مظهریت عیان و چهره های نصرت\nنشان وارد كابل گردیدند.\nنسبت تشریف آوری این اردوی\nظفر قرین یک روز قبل جارچی از طرف ریاست\nبلدیه در و و فتوحات امیدوخان را بگوشهای\nانام اهالی شهر ابلاغ نموده درین روز مسرت اندوز\nتمام مردمان شهری و باشندگان شش کروهی هزار\nهای کابل از حد سیاه سنگ الی شیرپور دو\nطرف سرک را احاطه نموده علاوه بر ان صحن مسجد شریف\nجامع عیدگاه و سرکهای سیاه روی و سرکهای\nنزدیک چمن حضوری از کثرت ازدحام عوام و خواص\nلبالب و مملو بود.\n\nیک حصه از فقرها و اشراف ملکی و منصبداران عسکری\nو چندی از مستخدمین خارجی بکت های یکروپیه گیر\nکه از طرف ریاست بلدیه تجویز و تعیین شده بود بگرفته\nدر روزانه مقابل چمن حضوری اخذ مقام فرموده\nانتظار ورود سعادت مورد و مسرت نمایی ربانی و\nافغانی را داشتند.\nقطعات مرکزی طلاب معارف در وسط\nصفها با سن بیک ترتیب و نهایت موزون صفوف\nآراسته بودند قسما بساعت ٩ بجه بود که سفیدی\nمتداخمین عسکری با اوضاع فرحان و چهره های مظفر\nنمایان غزل خوانان رسید. بعد از طرف یکساعت\nیک قطعه عسکری که موکل و مقرر بر نفری بر قوعیل\nو اسپران سنگلاخ و انتقال اموال بغات بود وارد\nگردیدند.\nعقب آن بیماران و ریش سفیدان ناتوان\nدستورات شان برکب صورت شفقت وعمر کار"}
{"book": "adl0717", "page": 70, "text": "شماره () جلد اول جریدة حقیقت کابل دو شنبه ۲۱ ثور\nبالای عراده باگادی سوار و یک دسته از محافظین\nسواره نظامی با اوشان همراه بوده امدند.\n\nبعد از مرور شعبه محافظان بساحت اردو\nحضر تمام رضا حسب مشرقی با عساکر غیور و منصبداران\nدلاور عمتو افغانی بیک اصول درست عسکری در حالیه\nموزیک هسروی بسر قرقه بند با اخروش آنرا کے صدائی\nمرغوب میآغاز اند. مظفریت فیروز شان را\nبمسامع متدگان تماشاچیان القا و اصفا نمود\nاز دو رحنودار گشته نفری شایان که در دو طرف\nسراها اقامه اقامه داشتند حضرت معز صاحت فاتی\nعساکر ظفر موثر را بالفاظت علیکم و ماند نباشید\nونعم امثال با رفتح و نصرت غیر کلمات او غانیه مورد\nتبریک خیر مقدم گفته کلام در یامع بلا شان مید میکند\nحضرت معز صاحباتی وسائر بالكامات متفقاً و\nمقام حجایی که مخصوص طبع شریف شان است میشد\nبتهم داشته سالهاست بنائزا و غل کے میفرمودند.\nجائیکه دو سط صاحب اتی در مین مقام مسرح حضوری شدند\nمتصل توپهای غد و کوریه عسکری خبر مقدم و متردوم\nآورش انرا میثاغلون نمود حضر تا امعن صاحبت الا حالا\nعسکر رفته از یکسرا بجمه عسکر احوال پرسی کرده از طریق\nفتون بصورت نمون تیر بالمقابل رسوم تعظیم و تریم\nبجا آورده شده نفری عسکری ولا ولادان معارف\nباو از امبارک باد فتح تبرک و تہنیت بدر میگفتند.\nبعد از معاینه نفری عسکری را ملاحظه فرمودند\nهر دو فورج محتر به نقطه گماشته وجود حضرته امیر صاحب یتیمان\nبوی سلامی شاہی دادہ موز یکه عسکری به نهایت\nشیرینی و بچسپی هم تعظیم مقرره علحضرت غازی را\nادا کرده بعد از ایفای کلای سلامی عسکری معاینه عسکری\nبه رحما گحبت باز همان اصول خوبی طرفه نینا\nمرغوب پیش اگر ظفر موثر در حالیکه موز یکه آوانه\nنا امید از مسرت پروازش را بیک طرز شیرین د\nعمرانی دلنشین می نواخت بمقامات معینه و خیام میقات\n\nمقرره خود با نتظا معود نمودند!\nاخیرا حضرت مز صاحبات جمعیت مهاجمین\nنظام و با محترمه همرکابی خود بیک وضعیت جلال و مهاب\nوارد قصر با شکوه وزارت حربيه گردیدند.\nدرینجا نیز عموم و زرا و کلانوانا یہ ملکی و\nکه قبلا از ورود حضرت کے صفایی اطلاع یافته بودند\nو تما در وزارت حربيه ثبات وجود داشته نظار\nدیدار شاهزاد شتند در میدان جنوبی وزارت\nحربيه بر آمده حضرت رئیس صاحبت قاتی منصبداران\nشجاع افغانی را که با اوشان همراه بودند پذیر است\nنموده برای تجدید مصافحه و معانقه داخل کوپی شدند\nاشخاص محترمه که امده بند در پنجا با ز کسانیکه اگر د مینا\nمصافحه دست نداده بود. دوباره یکدیگر را در\nآغوش شفقت و محبت میکشیدند بعدا بموقع\nبر چوکها می منا سبحا جأ لایق خود متکم کنش بند\nبخوردن شیر نیها و صرف سیگرت و خدایت\nهمین روز مسرت اندوز تهید و اماده شکر\nبود مشغول شدند.\nدرین موقع حضرت علا جنا عدل چیه مرده\nوزیر وکیل حربه یک خبر مقدم مختصر می کشت\nبورود بریاست پناهی و سائر صاحب یک\nعسکری که معانی آتی را حاوی بود ایراد فرید\n\"بحضور حضرت امیر صاحب حربے حفا د اور\nاز طرف خود اصالتا و از طرف وزارت\nوکالتا عرض میکنم !\nخدا را که جناب بنا تا قوه ہمرکابی شانرا\nدرین خا طر نموده اید البته که از وظیفه شایان\nفرایض منصبی خودها را ایفا کرده اید خدا در\nبر نیکه خدا وند اجرش را بر شما میدیده\nذات اعلیحضرت غازی هم چون یکا یک از شما\nپرو احمد شما با خبر هستند بار در با خشنودی شایا\nخواهد داد ........\""}
{"book": "adl0717", "page": 71, "text": "۲ ثور شماره (۱۴) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ۲۱ ثور\nبعد ازان حضرت رئیس صاحب مکتب طوبی ولاد\nنطق فرمودند که اگر ما در صدد تسو باآن برآئیم\nوالی سرتا اعتلا و لب ریزی پیشتر از ده شماها\nما را اکتفا میکند بالجمله ما حصل منطوق بیانات\nامی را الفاظ آتی حکایه میکند : -\nجناب وکیل صاحب ! حضار محترم بظهار\nشفقت و مرحمت تان از طرف خود و دیگر\nحاضران همکار مباهی تشکر نموده\nسر دل شکرانه آن وجودی را که ذات ستوده\nاش مظهر غازی است و و براند را بما عطا\nاحسان کرده بجا آورده برین نعمت بزرگ\nعوضانیم و افتخار میکنیم که شها از واسطۀ یک\nسلسله مرحمت فرموده که نه تنها جودت\nخار حالت را همه بواسطۀ اوشان در عالم\nملاحظه کرده است! الحمدلله که ما را پادشاه\nاسلامی چنین یک پادشاه مهربان رعبیت پرور غازی\nسر افراز داشته است که مانند وجود مسعود خشان\nکسی ندیده و نه شنیده است اگر چه در آئینه\nمحیط ممکن است که چنین شاهی گذشته باشد\nاما درین زمان و این آوان قریب ابدا دید\nو شنیده نشده است !\nیک سر معامله سمت جنوبی الرشید درین ظرف\nممت جنوبی جنوب مانده بود کسی او را از\nنهایت شد و خواست خدا رشادت که\nسال از آب دم شمشیر ابدار عساکر جرار شهنشاهی\nنهایت برامدند.\nاین معامله اگرچه تا چندی موجب نقص و\nتضیع اوقات باعث غرامات سوق الجیش بالید\nاما در نتیجه این خساره و زحمت ما بمنافع معنوی روحی\nنا نذیر ی را که میگویند ه خدا شری برانگیزد که\nخیر ما در ان باشد باز برد در این معامله نه تنها حکومت\nبلکه ملت افغان نیز هوشیار و بیدار شده دوست\nو دشمن خود را بخوبی شناختند و بعضی از اقوام نادان\nاحسان فراموش سمت جنوبی را مانند منگل و دورکان\nو غیره که حقوق احسان حکومت را ملحوظ نداشتند\nو ان قبائل و عشائر واقوام و طوائفی که از حکومت\nامانیه را متمتع تمام غریات عرق ریز پای تا بتخت\nغازی سابقه را تقدیر میکردند و در اطفای این نائره\nبیک صداقت نجابت د ادا طاعت و اسلامیت خویش\nداد بخوبی شناختیم و علی الرسم درین واقعه یک اتحاد و می\nملت افغانی بر دشمنان شرف و حقوفقا ما نیز ظاهر\nو هویدا شد.\nلطف این است که از خود رعایای غیر حربی\nاز روی صداقت و اخلاصی که بحکومت امانیه عقد اینا\nدارند برای اطفای این نائره حاضر شدند و یا\nمیگفتند که ما برای هرگونه خدمات اسلامی و سرخون\nاین غائله جنوبی سر دیگر برانیم اه روان رضائه حضرات\nنیازی تبار و آماده هستیم چنانچه در میان چند روز\nهزار ها نفر از اقوام افریدی توری بلوح و غیره سردخان\nحاضر شدند و تمام آمامانه شکر با خدمت کرد بقلاده\nبران از کوند با و داخل مانا ۳۰ - ۴۰ هزار نفر کی\nاز نقاط مختلف مانند تکلیاتی ، شنواری ، مهمند ،\nصافی ، گزی ، اسماری ، نورستانی ، افغان ،\nو سرخ رود چپرهار و کامه و محسود و غیره در ظرف چند\nروز میامد و میخر حاضر شده تانخا تمیز این معامله بازدهی\nنظامی نمود و دوش بدوش بلکه در اکثر محاربه با تنقید\nمثلاً بخش عسکری بوده خدمات بسیار خوبی کردند\nاشخاصی که درین خدمت شریک بودند\nچهار نفری عسکری چه از اشخاص ملکی که شهادات\nنیک نظر از طرف حکومت دیده میشدند الحمد لله\nاینقدر مدت یک روز هم این طور نفر خوا بد بود\nکه یکی از آنها شکایت گرسنگی و یا برهنگی بی\nسامانی خود را نمود. باشد چه فقه برای شان"}
{"book": "adl0717", "page": 72, "text": "شماره (۱۱۲) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه ۲۱\nمحبانشان پخته گوشت یخنی و میوه خشک فرستادند\nاجناس مذکور را که برآمدن قوای ملکی و نظامی دراین\nعرصه متمادی از طرف حکومت عالی فرمانداری\nشده و بانها رسانیده شده است بالغ بششصد\nهزار خروار میباشد\nبرآمدن مجروحین کفان نشان بزمردشته\nبسیار خوبی وضع شده بود. انکسانیکه بزخمی\nمیشدند بشفاخانه فرستاده شدند و انهایی که\nبشهادت میرسید نام کشته بر آنشان بقای مقدر\nبا لواز مات تکفین و تکفان حاصر و مهیا بود\nو این سنگها را بالای خود می نمودم و دعای\nشانه خودم میخواندم و انگر روی شانرا بوسه\nداده بایک وضعیت احترام کارانه بلاشان انها\nدفن میکردم و در حق شان دعا مینمودم\nدرین لور د نطق محتمیت ریاست نامی\nبسیار طولی داده ذکر تعرض و پیشرفت و محاسن\nحربی قطعات نمبرکابی و محصولات و نتایج\nحربی انها بکان بگان داده در خاتمه سیمای\nان سپدار ان غیور ی را که درین فاصله\nداد صداقت و شجاعت و جمعیت را داده برد\nوارد معرکه شیر دلی بای ثبات را قایم کرده\nخدمت نموده بودند یک بیک با خدمات\nجنگی و محصلوت و تلفات حربی و مقامات\nو نقاطی که با انها متعلق و معوض شده بود\nگرفته از وشان اظهار خرسندی و خرمی\nنموده گفتند : معلوم ست که یک شخص ان عهدهٔ\nانقدر خدمت برامده نمیتواند و نه از روی\nیک شخص این معامله انجام پذیر بود، هر چه که\nکردہ اند همین صاحت منصبان غیور، و قوا\nبمرکابی کرده اند، تانکہ کا نیافتد مظهر همین اند\nدر اثر ان مجلس صورت طبیعی خود را بخشیا\nعموماً مصروف مصاحبه های دوستانه و مکالمات\nمحتبانه شده در ختام محفل حضرت رسم\nو منصبداران بمرکابی شان تا مدر\nخدمتشرف از زیارت حریه عالی ارگ\nشده بلقای فرحت انتمای محلوک\nفائز المرام شدند. (اخبار صلح اتفاق\nرحمت\nباران\nشب روز پنجشنبه\nثور مدارات خطه کا\nو اطراف آن یک باران متوالی قران\nبخش فائده رسانی با رباره، در ارزانی\nمیاه و اعتدال ہوا فوائد عظیم الثا\nاز ان بعمل آمده است .\nعلیه انگتا\nامیر و پر\nدر جده یک جهاز\nجدید وارد شده\nامیر پر فرایف حسین غدار انرا از مملکت\nسامان حربی و یک هزار میل تفنگ و دول\nمسلح جنگی که بر کدام حامل سه دانه هم\nو برخرد و رات جنگ خیلی موزون\nخریداری نموده است .\nپیش کردن\nقطنطنيه\nحکومت\nترکیه بجاس سر برآورده و سرغنه و آن\nمنهنگانی که آلات گردستانی از را کشته\nبرخلاف حکومت تحریک میکردند کلا\nدستگیر مینمانید سمارگرفتاران شامل رذان\nرسول خواجه صالح پاشا مجید روح الله\nشکری اوغوز عطا چلبی سلیمان میں بار\nیگنی صادق ضیا افند ثاقب مانیغا طول\nسلیم افنه مصطفی کیا مصطفی اغا چکرا\nبیگ، علاوه براسامی فوق دراطرین\nزیادی بعمل آمده و فی الحال تحت معا\nو استنطاق محکمه استقلال میباشند.\nو نیز از انگوره مکتوب کو بکر کدا\nطالقان کردی شکست فاحش یافت نیش خروج نمید میر سر دار با خیان در قبض پاسے مقتولین یافته شده است. « طلوع افغان »"}
{"book": "adl0717", "page": 73, "text": "باقیات کا جراید و اوراق بے\nبجای مانده خریدار با اسطله مکه (کیر) و دفتر\nشریفیه و مدیر گیر نگاه در بست شطاری یا\nیکی دار التو جیر میگزارند حقیقت از سالی\nدستگاو و با صله در اداره با نذیر جدیده در\nاندر ا واصل و علمه مقا بل ارام است\nاشتراکیه بتوسط جرایمن رود در صورت\nنقدی از هر جا غله در یافت\nمیشود (مکار نامه)\n\nتفصیل مقامات ما همه ساله\nکابل ٥ ١٩\nاطراف ١١ ٧\nخارجه ٨ ١٥\nاوقات شش ماهه ١١ ٢٠\nطریقه اعلانات و مقا باه\nاز دبار یک در جیمز تا عالی\nجرایه ملادی و شرقی\nبطوار مرکز می رود\n\nحقیقت س ١٣٠٠\n\nسنة اول کابل چهار شنبه ٢٣ ثور ١٣٠٣ شرطا بق ١٩ شوال ١٣٤٢ ق شماره (١٥)\nعامر غازی در آن جریه (ص١٢) ١ارا\nمبین ضمیر هم نمک غالویه کیه یوم شنبه سرطانی\n\n(منقول از صفحه (٥٠) الے (٥٦) رویداد لویه جرگه )\nبسم الله الرحمن الرحیم :- بنام خدای بحق\nمدابش عالی را آغاز میکنم پیشتر از هرچیز بنده شما را\nبا با حت مملکت عزیزتان خوش آمدید تقدیم\nمی نمایم !\nدر مباحث این محکمتی شما حقوق دارید\nهر فکر شما درست و سودمند و مفید بنداشته شود\nای که به یک است ازاد اند بگوئید و در اظهار را\nانه خویش هیچ کوتاهی نمائید اگر رای شما موا\nواکتا زمان معقول باشد مانا مقبول میگردد واگر\nکی می ضریت بسند ناصواب باشد در اظهار تن شما\nمسئول نخواهید بود فقط منظور نخواهد گشت\nاشخاص فهمیده و دل بسته بانجوبی میدانند که بد\nرکز ترقیات مادی و معنوی و مسائل داخلی وخار\n\nواقتصادی افغانستان الجاتی که همه نال ملت وکلکیت\nو دولت باشد با بط می آید بعضی از ذوات\nمحترمه چنان خیالی دارند که قصد از اجتماع انعقاد\nاشخاص معزز و جماعتها یے بزرگ از اطراف و\nولایات و حکومتی باد پایتخت افغانستان چیست ؟\nایا کدام مشکل عظیمی حکومت را لاحق شده که در این\nسوز وازین حضرات مارچو بین اعلا را بخواند و یا باد\nدران موضوع مذاکره بنماید ؟\nسرض مینمایم که فدا محمد امروزه تمام کار آ\nشما بکام شماست و هیچ گونه پریشانی و انجولا -\nبخیال دارند موجب انعقاد این محله گردیده است.\nفقط امروز این خاد مدین و حمت شق در\nبهبود ی مملکت و رفاه ملت و مفاد دولت سراسر اونا"}
{"book": "adl0717", "page": 74, "text": "شماره (١١٥) جریدهٔ حقیقت کابل چهارشنبه ۲۳ ثور\nمشوره نماید چراکه شما شما اعیان شما اشراف شما درین مملکت برتری و نفع عموم ملت و تبعهٔ افغانستا[ن] دل ما مسرورتر و به\nچیزی که درین موضوع تفکر نمآنان بر سد اظهارات او را آزادانه ترقیات و آسوده حالی شخصی خود ابداً نمیباشم اگر بلی بلی\nنمائید در بیاد نیکنامی ماباً و حریت تما[م] افغانستا[ن] بذل و جهد تمام کنید شنیدن میخواستم و طرفدار ترقیات شخصی میبودم نفوذ و ا\nاگرچه در اول جلوس خویش در پیام سلامتیائی الان خود سرانه را برانه بکار میبردم !\nو امیران پشتون و سائر و معززا[ن] جرگها[ی] در آمده جناه وکلا و نما نی ! میخواهم هر کاریرا که بحکم مشوره ملت باش\nو رئیس تمامه دولت و هیئت وزارته[؟] مقررات داناً بتصویب و خواهش بنما یم که هیچ اساسی بر خلاف شرعیت غرا\nاستشاره و صوابدید بتوسطه[؟] آمده و از افکار عالی آنها بسیار احمدی در ممالک ما بی رائج باشد، بلکه همواره نظام\nاز ترقیات و مقاصد خویش نائل گردیده ایم باز هم چون نظر امنیت که برطبق شرع غرا فینا تا حصول سلاما کابی ربا\nافزائت[؟] مساعی وکالت و نمایندها[ی] درین جرگه مقصود\nنگردیده است که وکلا محترم آن افکار و خیالات را که تراکم ساون[؟] نهاده ام بزیر خود را با نهمران اندازه و صاحب اختیاری و\nاز طرف عموم شور[؟] میبرند خود را از لک و جوش[؟] منع نموده اظهار\nبنابرین خواستم که ازان اکثریه ساز اعظم و مشایخ کرام و ضمن موظف ب... ر صاحب امانت دانسته در خواه حکومت\nحد[؟] اعظام و خوانین غرا و شرفا[ی] تمام ولایات خویش او غیر نا خواهم بود و خود را همان سد که شرعیت سلمه سپرده شد اطاعت\nافغانستا[ن] بعد از اجتماع با شأن بزرگوار جهت اهتزار آرائی و جلا و کاملا تعلق دارد ـ فی اشراعت المطهره حقه است\nنسبت بدین مقاصد عالیه اخذه نمائیم - رَبَّنَا نَزَلْنَا الذِّكْرَ لَنَا إِنَّهُ لَحَافِظُونَ البته علما بیان را ملکی\nباز هم میگویم از لطف خداوند و روحانیت ذات منا و روشنی دیندارۀ آن ست.\nپناهی این دوره... الا را[؟] ممالک فغان بکمال خوبی چون در اولین روز با و مانت و توجهات\nو کامیابی انجام یافته در آینده نیز امید میرود بمبز[؟] او خلی غفار دادم - تا با ذنیه اساسی که با میگذاردیم کا ملا با بدانید\nو آبادیها ملت بترقیات فوق العاده دیگر نائل گردیم. شرعیت سلمه می باشد. آینده در آغانه مجلس تکلمات را با\nاگر شما بهیئت قویه جرگه[؟] درین مسائل مفوضه آزادانه بنام خدا نود[؟] آغاز مکنم، اکتفا خواهم کرد بعده بر سرما\nرأی ندهید و در مفاد ملت و دولت بذل مهارت ها با شد سران بحث ما نده خواهد شد. اليوم فقط برمنا\nهماناکه نزد خدا و رسول[؟] میر خشمگین که اولی الامر شما و عموم ملت قاریه[؟] خویش بحث مینمائیم بعدۀ مذاکرات و مباحثه\nشما نمایندگان شخصی آنها میباشید مسئول جواب خواهد بود و اعده[؟] خواهیم پرداخت جوابیله در اول باید مناسبات و\nاز سر آغانه[؟] اگر شما در بدیا[؟] اشیاء دقیقه[؟] و دقایق خیر مفید و خوب است داخل ریاست خود است جزء\nخواه[؟] خیریه نسبت بآخات و عمومیت جامعه کامراه[؟] و گذر مخصو[؟] میگرد بغر ذات سوده عنایات نصیرت ناوب\nنشوید که باز هم دنیا و آخرت[؟] خوابید بود ـ باید که محض بلی اجنانچه در اواخر جلوس خویش استحصال استقلال از ما د\nنگوئید - ونه فقط بکلمات نافذ طرفدار[؟] کنید بلکه مراتب چنان مناسباً خارجه را اولا در نظر گرفته و بشرط حصول ان کا[؟]\nکه نسبت بترقیات ملت و مملکت خویش میگردد مجدآ آزادانه سلطنت را بر سر سعادت فر خویش گذاشته بودند عیا\nو مقایشان با و انصاف و حسنه بیان نمائید. درین ابتدا و دوره دویمن نیز از همان نقطه سلطنت\nاگر چه خوبتر میدانم و کاملا یقین دارم که اعیان اولین تصفیه مسائل خارجه را تحت مذاکرات دیده اومات\nوکلا و حضار مجلس باندازه من خیرخواه و خیراندیش ملت بعد از منطوقه ذات همایونی رئیس صاحب شوره\nنخواهید بود چرا که من طرفدار آسایش عموم ملت هستم و جوان بر پا ایستاده خطابه ذیل را ایراد نمودند ! مجره کا"}
{"book": "adl0717", "page": 75, "text": "نمره (۱۱۵) جریدهٔ حقیقت کابل چهارشنبه ۲۳ ثور\nنطق بين الافتتاحیه مجلس شورای دولت\n\nحضرات محترم وحضار کرام!\nبهمه شمایان معلوم است که کعبه قبلهٔ المته دین مبین\nبی پایان است مسائل شرعیه را از کتب فقه پیدا کردن تطبیق\nدادن قاعده علماست و درین زمانها عالم بقدر لزوم وجود\nندارد وعلاوه بران طبقات علمای مجتهدین خیلی اختلاف زیاد آمد\nدر مسائل اجتهادی کثیره حاصل شد نسبت درین اقوال مختلفه\nبمترسله تعلق دارد قول صحیح را تمیز و مسأله را آن تطبیق کردن\nدر مسائل مجیبه فیه یا غیر مرسومه مسأله شرعیه نظر یا مسالک\nقرآن واقعیت جامع احکام که تنها سعادت اخرویه\nبلكه سعاده دنیویه را نیز تا مین میکند چنانچه حضرت دران در نصوص ترجیح یکی از اقوال مختلفه که هر دو صورت\nباری موجود علت مکمنه در کلام معجز نظام خود میفرماید مساوی را دارا انداولی الامر حق و اختیار دارد و بناتاً\n(الیوم اکملت لکم دینکم واتممت علیکم نعمتی) نطق شرع شریف دارند بتقضی ادعای محکمه تمیز کردن\nاز احکام دین فیضه که موحیط دت دارین است این مجلس محترم منعقد گردید و حصهٔ انبوه اینگونه مسائل بامور با\nدر وجیه دو قضیه بیامارست یعنی وظیفه اداره مملکت در خصوصات شرعاً جرد وار د گرد است و وزرای جرام\nاست شرعاً به اولی الامر فمار و مسلمانان پرویندا مجد با توجه امر الله مستند استمداد کرده اند هر وزارت اداره\nاطاعت اولی الامر ثابت سند (کما قال الله و خوردشان لوایح ترتیب د مجلس را دوات تقدیم نموده اند\nتعالی و اطیعوا الله و اطیعو الرسول اعضا طبیعت این مجلس شرعیه بنیامین است اعضا منتخبہ که اقلاً\nو اولی الامر منکم)\nهم عت بنده از متصرف و عادات اهالی واقف اند بمدار تصر و\nاز دیگر طرف بموجب امر جلیل فرما (و شاور این مجلس که مرکب از اعضا طبیعیه و منتخبہ وکلای شایان است در عرض\nهم فی الامر) مشورت شریک امر شرعیست حضرات خلفا تنظیم رسیده است!\nنابرین در ضوح در زمان خلافت خودشان امور حضرات محترم! اینست که نیتها تنظیم و تطبیق این نطق\nملت را با صحاب شوری مذاکره و باستشاره میفرمودند و گذشت امروز انقضای دوره اول افتتاح دوره ثانی است.\nهم گویا اساس مشوره در اسلام کلیمی عده بزرگترین بینی امروز که تمام علمای کرام و سادات و مشایخ و رؤسا عظام کرد ام\nاما پادشاه ذیشان ما اعلیحضرت غازی امیر امان الله مجلس شرف دارند بکمال افتخار بیان میشود که انچه درین دوره\nخان که کله آمال ملوکانه شان بتأمین خیر و سعادت بحساب مقصور المع ورزا و وکلای منظوری نسبت بر آوردن تا\nهم املاک معطوف و از روز جلوس همایون شان تامی رو تمرد نا راده ات مداظله گرفته پیش نهاد میشود و مسولیت این\nساعی اقد امشان باین امر خیر مصروف میباشد درد ناراضی بر عهده او شماست در باره مسائل شرعیه فرض\nبنابرین ساسر این دو بنا بر مکمله ملوکانه شان همه حکومات اور و مسائل بعضی بنا مذید سئلفی بر عهده علمای کرام و در معام\nعالم دویم پدر عظم نکو بودومر افغان سند تبعا با شر مملکتی و سیاسی وزراء و وکلای عظام مسؤلند.\nالتدین و در امر حکومت طریق مشورت را قبول لطف فرموده بکمالی آزادی و اطمینان هر کدام شمایان\nاین مقصد برای انیکه از راه مشورت شان متعاون شود و رای داشته باشد آزادانه بفرمایند بی نهایت خوشحالی و\nمزار سلطنت خودشان شوراً دولت را امکمه داریها در مہر ممنونیت محتاج میشود اما غرض حاجتمند این حقیر بحضور حضار\nلایات و محلات مجالس مشاوره تأسیس تشکیل کردند محترم اینست که قبل از را دادن تعمق و تفکر زیاد کرده میشود\nاسطه که خط حرکت را از طرف دین مبین تعیین شده و هر کس از واقعیت خود اظهار را بکند مثلا عالم از مسائل\nاس پرکات ما شرع شریف است - علم فقه یک دریا شرع و و کلا از عادات محلی چه در چنین یک مجلس بزرگ\nاجتماع باسم پرورده میشود پس االله التوفیق بناءً\nبرین هریک از اعضای منتخبہ و طبیعیه نظر باطمینان\nمجریه کاملاً بمشور و تفکر یکدیگر شریک و اتفاق او اقعی را دارا بوده\nباعث خیر و سعادت مملکت در هر یک از اعضای شوری لازم است و در اتمام هم دعای خیریه برایم که بمانید امین یارب العالمین."}
{"book": "adl0717", "page": 76, "text": "شماره (۱۱۵) جلد اول جریدهٔ حقيقت کابل چهارشنبه ۲۳ ثور\nرومیس\nسقینرس اسکو(۷) اپریل ڈوئرف\nکه نماینده سویت در درا\nروما( پایتخت ایتالیا بود) سفیر طهران مقرر\nو عازم آنجا شد ه است\nمضطر اتابل مسله خلافت شیخ سنوسی\nاروپا همه وقت اسحا دکوجی اسلام را\nبیک نظر مضطر با نه می نگرند چند روز پیشتر\nشایع شده بود که سلطان ابن سعود نجدے\nاراده دارد که شیخ سنوسی را بمنصب خلافت\nسرافراز نماید .\nدرینموضوع «کورترادی انالیس جریدهٔ\nشبه ایتالیا که مقاله سپرد قلم نموده دوران\nخطرات خلافت شیخ سنوسی که مفاد دول\nاروپائی الحاق مییابد مفصل نشان داده میگوید\nدر صورتیکه منصب خلافت ملحق بشیخ\nسنوسی شود بعض مسائل مهمه که قابل توجه\nخصوصی میباشد تولید خواهد کرد و از هم پیشتر\nاین مسئله خواهد بود که خلافت باز بجدید الان\nعرب تحویل خواهد شد و نظام و اصول ان\nمطابق خواهش برطانیه بوده کاملًا بر وفق\nخواهش عالم اسلام حصه و مرتب خواهد شد که ازین\nجهت در دنیای اسلام از سر نو یک جوش\nو خروش تازه پیدا شده کار فرما و تندی\n(خود ساخته اروپا) در معرض خطر واقع خواهد\nشد ( ای کاش خدا کند !!!) دامن فقره\nو ناعی العروم و در افریقای شمالی علی الخصوص برفرانس\nخواهد ماند اگرچه انگلیس نظرات فوق را در نظر\nداشته میخواست خلیفه را بر وفق مراد و رضای\nخویش مقرر نماید ولی آنجا بیکسریکه معظم تا بعضی\nگردیده بتمه مقاصد و مرادات انگلیس یاب نیاوه با تو\nمحافظه و خیال نخیاده میشود که اهالی نجد از\nخلافت شیخ سنوسی راضیایند زیرا مسلک است\nاز حیثیت مذہب ہم سلک صحیح نیست اعلیه\nسنجد و از زاویه نگاه سیاسی هم اینکار بحالت\nتر کی بہت و مہم ازین سبب خلیفه شدن\nشیخ سنوسی در برابر دنیای مغربی از\nیک خطره بزرگ انتباه افشا عواقبش از پرده\nخرد می میدانیم .\nغازی مصطفی کمال پاشا محمو د ندیم بیگ\nمبرانی خطیب\nجریده «وحدت» در چند خطوط است که\nاز غازی عظیم مصطفی کمال پاشا بدیگرانشار\nنمیدهد و علاوه بران بیان نموده که هروز\nاز افراد کینه انگلیس را بنظر تنفر می نگرد و از\nحیرت گفته نمیتواند که مداخلت انگلیس در\nمستقبل امین خیر ممکمن میباشد نه بلوع )\nمشهد مقدس ۷\nتلگرافرانی اپریل در خطر از است\nمجتہ محشم عراق اقای آیت الله العظمی\nامشب بوقت ۲ بجے دعا فانی را بد رو\nو ہمہ دکانهاد بازار با هما دواز وفات در\nآیات آن عالم و طن خواه یگانه همبر این\nیک ماتم کده و از مشهد همه شهر های ایران\nتلگراف با داده شده که ملایم در و\nداتم داری وفات این قائد بزرگ ایران\nدکانها در بازار باند د مسدود شود قرین\nاو حضر تعالی خالصی زاده در بین وقت در\nمتضمن او میدارد.\nتحقیقات ( طلوع افغان نظر ب اینکه بیت\nخالصی یک بزرگوار وطن خواه وحامی\nو دشمن کفار بودند. درین سوگواری ها\n\nعزیزم برای خود شرکت دارید حضرت آل پروردگار حضرت شانرا بعز و جود ستا را است ::"}
{"book": "adl0717", "page": 77, "text": "سراج الاخبار الافغانيه\nقیمت سالانه ششماهه\nدر کابل ۴ ۵\nدر سایر ولایات ممالک محروسه ۷ ۱۱\nدر ممالک خارجه هند و غیره ۸ ۱۵\nدر روسیه ۱۳ ۲۰\n\nنوشتجات\nخطوط ارسال و علما و طلبه\nمعارف و مکاتب و کما نمایشی\nکه حاوی اجزاے بدیع و منتج ترقیے\nملت و دولت باشد با کمال امتنان درج\nمیگردد\n\nسراج الاخبار\nحقيقة\n\nقواعد و ضوابط\nاین اخبار در مطبعه ماشینه طبع و بکافه مشترکین\nمیشود و بادیگر مقاصد پرایویت خط و رساله\nمیگردد المشتهر به پادشاه بخطه رساله\nو مقالات واصله در اداره مانده مسترد نداد\nاندراج و اصلاح و عدم انتشار آن بادا\nاشتراک توسط بونون پوسته و بصورت\nنقدی از همه جا قبلا در؟\nمیشود (نگارنده)\nمدیر مسؤل\nمحمود طرزی\n\nسال اول کابل دوشنبه ۲ ثور ۱۳۰۳ شمسی مطابق ۲۲ شوال ۱۳۳۳ ق شماره ۱۷\n\nنطق اعلیحضرت محیطی عمومی در آستانه عظام لام خلیله افغانی\n\nبعد از شبکیه مذاکرات لویه جرگه در معامله خارجه\nشمالی ـ [سوء ؟] آن از صفحه ۹ الی مختلف منظوره\nعزم و ما، خیار نشان و شادمانی خود یاران بخش\nرایحه افغانیشان عزت و شان شرف ماء\nهنگام نزد ملل و دول در جهان بالفاظ گوناگون\nدلدارشانه بوقلمون فرمودند، نوبت بحوث\nو عیوب بر معامله داخله آمد که ذات جهانبانی در شرح\nآن بیانات ذیل را ایراد داشته سپس از آن مذاکرام\nبران شروع گشت. م . د]\n\nنطق شاهانه\n\nنامه خداون خوان عالم گیرم\nخدایی را شکر گذارم که\n\nدرین عرصه ششیمه روزه معاملات خارجیه با کمال\nخوبی حسب خاطر خواه عمومی شرف اختتام پذیرفت\nاکنون نوبت مذاکرات در امورات داخله\nمملکتی رسید درین ضمن ابتداء بطور یاد داشت\n\nعرض میدارم که شمایان در کدام یک مسائل\nخواهش مذاکره و مباحثه را دارند آنگو\nچه خواستید مع مطالعه نمائید؟ سیاست داخله ما\nتماماً بر طبق اوامر خلافتمایی و حضرت رسالت\nپناهی و شریعت غراء احمدی است و همه\nاجراآت و عملیات و کارروائی این مملکت\nاسلامی افغانی تا باین دم بتعامل مأخوذه سلاطین\nعرفی و معمول بوده و میباشد! و اما انچه شما\nندارید که درین حصه زمان شرافت قرین بجزء\nازین اساس متین دیگر اساس قانونی در\nحکومات امم با نظامات تعقیده و مقنونه خویش\nتمام نظامات و قوانین و کارهاے عمده\nمملکت عزیز خود را در مدت ده سال بر همین\nاساس بنا گذارده ام. اکنون از شما ذوات\nمحترمه معلومت میخواهم که ایا در تنفیذ و قیا م ؟"}
{"book": "adl0717", "page": 78, "text": "شماره (۱۱۷) جلد اول خبر و حقیقت کا دوشنبه (؟)\nاساس معلومات را خواهان و طالب مذاکره در ان\nمیباشید - تاهمان اساسش بهمان فقرات در بیان\nتان قرائت و مطرح مذاکرات گردد. والا\nاگر شما بخواهید که تمام نظامات و اساسات\nاداری حکومت خود را ملاحظه و تطبیق نمائید\nپس لطفا که از یک تا پنجسال رخت اقامت\nخود را درینجا بیفگنید تا بر تمام جزئیات و دقایق\nحکومتی خویش که بزاران چون اینجرو زحمت\nمدید تدوین و تنظیم یافته است اطلاع تا\nمهم انه از همه هر اساسی و کاری را که شما بخواهید\nبحث می نگار در میان بما میته اد سمع ان\n[ILL] انجه که [ILL] است و شیب\nبعمل آمده و در نتیجه تعدیلات و تغییرات و\nتبدیلات در اساسش نه افزوده حکومت\nکرده بشود - اگرچه خیال خودم موضوعی که دریا\nمباحثه لویه میاستد - حاضر است اما اولا\nاز شما استفسار و سیمبار را خواهانم بلکه زو هرا\nدر احر معروض خواهد داشت یعنی درا\nو مقررات حکومتی از قبیل مالیات و خدمت\nعسکریه و محکمه و اشیاء امثال آن همچنان\nاساسهای لایغبر حکومت است که بهیم سلطنت\nبدون از تقریر و اتخاذ آن جریان پذیر نیست\nاگر شما خواهان تبدل و تغیر درین اصولات شد\nپس لهذا در تنخواه مامورین و تعدا و عساکر و دیگر\nتکالیف و اخراجات حکومت نیز تخفیفاتی را روا\nدار شوید تا من نیز در دخل تقلیل نمایم. باقیمان\nامورات سیاسی عده از آنرا خود شارع مقدر\nو معین داشته است که هیچ مسلما و مقامیدان\nدر ان مداخله نکرده و زیاد را روا داشته نمیتوانند\nو محبوست که بر طبق اوامر خداوندی و فرمایشان\nشریعت نبوی رفتار نماید بر یحیی از ان که تغیر برت\nاست در ان تنها حق ملاحظه را اولی الامر دارد\n\nمثلا از سه دره آرد ۳ ص دره را من عاجز از رو\nدارم که بر شما صالح نی اجرا نماید که آن هم در عقده\nتفصیل امر شارع است که بموجب غالو ثنا عسکری\nاطوار هجوم و اقتضای زمان و روش فرموده\nدر حد حل اجرا اورده شود - اشیائیکه از طرف با نظرم\nشریعت تعیین شده چنانچه گفتم احدی\nحق مداخله را ندارد اگر شما میگوئید در امور\nعادت دیگری هم اختیار بهت انی که است\nبمن اطلاعتمند میداند و برای مباحثه در ان\nو در امورات تعزیری لصوصا فی را که هم\nشما بلحاظ زمان و عادت در دفاتر انتی انبار\nوضع کرده بید است عالیه میسپردم\nکه آزادانه با شما مباحثه نمایند مقصد این\nکه شما اولا موضوع مذاکرات خود را خصه\nکه در کدام یک اساس خواهان خواهش دارم\nکه بحث کنید )\nدر اثر این مباحثات و نظرات\nتفصیلات لویه جرگه در مسائل داخله شروع\nشده هر کدام از شرکا جرگه در مسائل مهوسه\nفیما عطا له الحکا و اقامه دلائل نمود و با دیوا\nباتفاق آرای مواد مجوثه تصفیه مییا در جاما\nجریده نامتحمل انتقال تمام آن مذاکرات آباد کرد\nو دلائل و افکار یکه از صفحه (۱۰۹) ابا دالاحظه\nصحیفه (۳۰۲) رویداد لویه جرگه مشروف وفات\nمفصلا مسطور است . شده نمیتواند انغلا\nاز اقتباس بعضی نطق های مهمه ما حصل از جرایم\nآن مذاکرات طوبله لویه جر\nکه از صحیفه (۳۰۲) الی صحب دهائی\n(۳۰۵) مرقوم است در شماره در (۷)\nآتیه خود انشا الله العزیر اسباتو\nانظار ناظرین اولوالابصار خوند نان بودند\nزقمی"}
{"book": "adl0717", "page": 79, "text": "نیته کلمه شماره (۱۱۷) جلد اول جریده حقیقت کار دوشنبه ۱۲ ثور\n\nنظام دکن و حکومت برطانیه | نامهٔ معزز باز فیدار دنبره مورخه ۲۳ ماه اپریل مینویسد که :-\n\nعلیحضرت نظام دکن در ایام جنگ عظیمه علاوه بر امداد ها\nلشکری مبلغ ده لک پوند طلائی و یکنیم کرور روپیه گله دار بصیغهٔ قرض بحر حکومت انگلیس اعانت\nنموده بود، حال جریدهٔ تایمز مطبوعهٔ انگلستان مظهرست که علیحضرت نظام دکن این مبلغ خطیر را\nبطرف انگلستان واگذار، و بر اعانات و دستگیریها افزود، و طلوع افغان » بی !\n\nرشته در گردنم افگنده دوست میکشد هر جا که خاطر خواه اوست\n\nدور که چرخ حسد از تودهٔ آسوده پاشش\n\nاز طبع جناب میرزا عباس خان عضو انجمن ادبیهٔ کابل تخلص فدا ابرا\n\nگشت زار غمت گشته چو صحرای چرا نیست با این همه ناحیه هیچ کامل چرا\nجسم فرسوده بیاد شه و اندیشه جان برد برید پنداره سرد خواسته باشد دل چرا\nدل بی دله برفت و جان نه بسلطان بیست همری همد و جان در این صفر بادل چرا\nبعد کشتن که ندید مکروحه بکوئی وصل یار زحمت بیهوده برد و دمجان قاتل چرا\nزاهدا با انکه در رباط عاشقان بیشماری خوتسئل فرزانه و عاقل چرا\nنیست دنیا جز متاع پر از خوف و خطر کار و ابا مانده غافل توافضل چرا\nبهم عیسی یا برافلاک باد روح پاک خون تن را کرده باشد گل بمحمل چرا\nدور که چرخ حسد از تودهٔ آسوده پاش کار آسان بست به خود ساختن مشکل چرا\nگویند کوشش هجران تراجو انقدرت در فدانا و جانان من بود حائل چرا\n\nاحمد ابن محمد این رسولی معروف به ابو قرطاس ] محبوس بودند اورا رها کردند در (۱۰۰) محل\nاول یک شخص معروف عشائر در مراکش بود و در قوت دو نفر امریکائی را دزدیده و پیش گرفتن (۱۱) هزار پوند\nنامدار که بمراکشی در دیف برطانیه هسپانیه هم محاربه انها را رها کرد خودش هم چند بار دستگیر و بمتفق الیه ریا\nکردند اثبات و ذهن خوانین، برخلاف او اقدام کرد گرفتار و بالاخره بحبس قرار کرده است\n\nایشان از طرف معهدایی عمر یا گیر که دستگیر گردیده باین ها مشهد شورش در دوران روز بروز کسب شدت\nملت یافت، رسولی تقریبا از (۳۰) یا (۳۹) قبل میکند. باعث عصبانیت این بود که\nبعد انگیره محور سیاست و فرد معرکه دار مراکش بود (مائک میندر) نام ستاد فابریکه راه اهن مدعی را مأمورین\nاین مرد پر از واقعات بزرگی هست چنیکه رسولی حکومت از جمع اوری اعانه باز داشتند. مشارالیه\nرا مشهور ساخته بود این است که میانه طنجہ مسافرا اروپائی از هیچگونه امورین که مخالف قانون بود سر پیچی نموده و\nا دستگیر کرد و عوض انها هزار ها پوند فدیه گرفت چنانچه تنخواه را از کار کشیدند مزدورها اول قطعه خطها را\nاره (۱۹۰۷۰م) سر د بیری میکالین نام قشول از کار کردن بسکاف نمودند. حکام راه اهن بجای\nهسپانوی در مراکش دستگیر و بعد از گرفتن د.س هزار اینکه ابراز ملائمت و نرمی کنند اظهار خشونت و قساوت\nپوند رها نمود یکبار سر د میری وقایع نگار روز نامه نمودند در واقعه ناخایره که را بر رو مزدورمان بسته\nتیمس لندن را در طنجه اسیر نموده و در عوض (۱۳) نفر اعلان دادند تا مزدوران ازین گناه خود تائب"}
{"book": "adl0717", "page": 80, "text": "شماره (۱۸) جلد اول سراج حقیقت کا ۱۱ سنبله\nوطن بهیچو صرف مساعی نمود که بطرف عرصه کهن سال\nافغانستان کمالشک دوستانه خویشم وصوت\nازینجاست که در فاصل است خود سراسر بسعادت مردم\nو افراد افغان هر ساعت و ان ترخی لزوم دوایر امور\nمخصوصه صابر اهالی معارف که انرا اولیو بی افتخار\nمتمادی دلمت انتساب قدیم مرحمت عالی بخت انجا\nنما تاج اعتبار درر بلندی فرق اینطره نهاده بهرمان\nبدست مگیران ما قرار شبته مدلون پر مراتب بکو\nاعلیحضرت مینما یم و از این مین بزرگ نگاه مایه\nاداکرد و خواهیم بود که واعظ و نصایح مهر اندر زان\nر الطر از گوش جان نشنیده و دقیقه از دقایق حیات\nرا بنجز تحصیل علم وکمال صرف نکنیم و ارواح جان که هر\nیک آن او تر خود را بونفذ اینمقصور سایح تمام بو\nممکن باشند بپایکی پرز منویتی مراجعت خودارنی\nمادر وطن شروع کنم و انز ارمغنان که ما سوای از زرا\nکه حضرت بود اما د نموده بوفافات مبارک شان درین\nافراد ملکی خود را ما سس کنیم. لمدا بحمد که تا این مامور\nسرا خر مهم مبارک شفت و قدوس همه راحم و ثابت قدیم ای\nتعلیم و تحصیل نیز و دکلمه را مشغول نساخته بهترین امید\nعریض معروض بنو د مطالعاتک مفصل اسباق خودرامر\nکنیم و ار خدا وند لایزال کمال عجز مسدعا و تمنی داریم کیم\nفکر مسعود واراده مقدس کا ساعدت تمرین الطان\nملی فرماید انگیره تقوم وجود مبارک علیحضرت شهریاری\nدر کنف حمایت کا نا سالها و باز ا محو و احوش حوادث است\nو محفوظ در تار این پیر آرزو بال فلجی و لاد برخت ملکی\nو هر مایش و خدمه طون مادی مملکت نایل کرد ما\nباقی مباد سر که نخواهد بقای تو : یم\nنوارش نامه شاهانه در جاد تا\nنوجوانان من اولادان عزیز غره باری و طبن خوار\nمحصلین افغانی در برلین !\nمن بهیچگاه از ترقب احوال و توصد امال شارا\nم بلکه پیرآن و را نجام تعلیم و ترتبه تخصصه شمابان\nسومی عریضه ابی\nطلاب افغانی در برلین کو پنهانیا؟\nدر برلین بخوابانی علیه غاری\nحضور مبارک پدر مرحمت گستر و یگانه یاد\nقابل قدر خود باند انسوهم. فرمان عطوقت نیجان\nعز عرضی خود را که از فرط شفقت ہای پدرانه و نوا\nزش ہاے ملوکانه با حوال پرسی این فدا سانان\nذات شاہانہ خود ارقام نموده بودند بمال افتخار بوسید\nبر سر و ک دیده نهادیم و بر سلامتی خود مسعود پادشاه\nمحبوب القلوب خود به صد زبان عرض سکرانه باین\nگاه خالق اکوان نمود یمیم ، اعلیض تا زمان خاصه وفان\nزبان این عامر ان برایے اظهار تشکر و امتنان\nاین ہمہ الطاف بیکران شاہانات سراسر عاجز\nو کوتاه است که با این همه مهمات مملکت داریم معروفیت\nشبار روزی خواہی در جهت پروری باز هم این همه\nگوشت مهجوران با خبر را بیا دواسته به تفقد حال\nو پرسش احوال این خلف نظار حاضر میفرمایند شهریات\nملت افغان اگر امروز بوجود مبارکت پسر افتخار بود\nبسا هم سزا است اگر تاریخ تجد د وتمدن افغانی بجمعیت\nرا بر صفحه اولین خود باب زر بنویسد بجاست چرا فخر\nنکنند و بعهد سلطنت اسباب حشمت اقبال دراهم\nسعادت نهند ما در انتهای کمال بیهای معاطف\nخسروانه مراحم ملوکانه و شفقت هاے پدرانه سرکی\nاز صغیر دکبر غنی و فقیر و دور و نزدیک نا نایل شامل ان از\nبرکت مساعی مدبرانه و شجاعت قهر مانه آن پادشاه\nاستقلال پسند اکنون کا ربانهای رسیده که\nروی صفحات جرائد مغر نامه درو با اسم مملک الطبیب\nافغان نام پادشاه جوان جوانبخت ایشان دیده میشود\nتاریخ تمدن افغان جز اسم سامیت پر صفحات خود\nبا می بنویسد که همت عالی خمت خطه افغانستان بطن\nمتمدن و ناشناساند. ابواب مدینت و عرفان براوی\nعالى أن كشور برا عمران مملکت سر بسری و شادا\nمیشویم خدا و ندا ای پرور د کارا ای خطاب افغانستان در بیت اور زمین کین فرسایم و در قدمت کا نیا جو یم و جان نثار کنم این حلامه اسلام بفضل الله تعالی بعمر و ر ر ر م م م د و یاری و بر خروجه رو به کار خیر باشد و بصدق واخلاص با منبع خیر و مبعث اسلام سیت پیمان بوده اسرار شامه کماهی بیان با سید و السلام\nبنیاد تو مقبوله سینه امین خدا وندا این دعا و ثنائے را صیح ونخلوص نیت بر در گاه بے نیاز سلد تنش قبول دار آمین یا رب العلمين اماما مقصود خود حاصل نمار\n1392\n۱۳۰۲\n۱۳۰۱\n۱۳۰۰"}
{"book": "adl0717", "page": 81, "text": "(٣)\nشماره ٧ جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ٢ سنبله شـ[؟]\n\nمیکنیم که مملکت اصلاحه استقلال شرف و ناموس ضخرت تاریخی\nو علوم است که حفاظت و نگهداشتن تنها وضعیت اونهاست که\nباید بمقابله تحریک سیاست و شیطنت آن دشمنان غت حکومت\nکه برآ سلب استقلال مملکت عزیزمان با بزرگ ترین سیاست خود\nداخل یک مبارزه پنهان خونینی گردیده اند با کمال جدت و\nفعالیت با فشاری نمائیم !\nاز ین گذارش نباید که بعضی رفقا متعرض شده گویند\nچون ملت افغانستنانا از صفات و مایا استقلال مطلع هستند\nو جهت حفاظت آن امانت حتنی یکنفر طفل افغانی سرخود را فدا\nمیکند این احتیاج باین توجه مزید چیست؟ بنده بدان حقه\nعرض میدارم که بلی من نیز قایم که ماریست تا نهابیا سر از خوی\nتقدیر میکنند آن استقلالی را که بعد از جستجوی سالها و تلاش قرنها\nو فداکار با بسیار و لواقع دخول در یک مبارزه ده قابو خونینی\nان حقوق مفتوح خود را از دست یکی از دول طماع ببر آورد\nو با خون جوانان خود وادی را رنگین نمود. و مجراً آزادی خود را\nتوپهای تنش با رایایی تا مسلخ انگلیس چاک خون غرمه رو فراش\nشهادت شدند ـ لکن امروزم باید همان قمی که در راه سول\nاستقلال جدت و دلاور و جوانمردی خود را با عرج رسانند\nاندکی خود را بسواین فکر مده کاننفاق و نفاقیکه در میان قت\nخود یا و قوم خود با و نمدین خود ما و هما خود ما بنا بر تحریکی شمنان\nدین ما نماند آمده است مبذول نمائیم ـ\nامروز از دسائس و شیطنت اعدا محسومات جنوبی\nبا خون ملت شجاع که منکر و نفری سمت جنوبی ست لاله کون است\nامروز آن افراد شکر می حابی با که همیشه جان عزیزش را حرا سه گلوله\nدشمنان سلام و استقلال میدانستند بدف تیر جهالت خود شان نما یا\nمکر و فریبان دشمنان دیسرین گردیده است .\nامروز اگر علحضرت ملت دوست ما وقت و مار یک مینی\nبرد و کار نیاور دخل و خوبه یک عضو مهم دولت مطقو شنلری بجا نمان\nدرین موضع اگر جثوم ملت افغان نیز این دقه نفاق و شقاء\nگلوگر جگر سوز را بسیار ناگوار می بینند و اکثری از ملت حنی شیر غلات\nمبیا خواستار قطع و برید این عضو مهم ملت و مملکت خود میباشند\n\nاز انجا که این اندام خربث زخمی شده است اگر دربی اطتزار\nو اصلاح و اندمال آن مزید سرین سستی را مثل سابق برآ مرآر\nبسیم همانا اندیشه تز و از خراب خرابتر خواهد شد ـ به وقـ[؟]\nاز ین جهت که ملت با حسن عاقبت اندیشی مجیب حکوـ[؟]\nآن شرار و فساد چه کما مملکت خود در نتیجه راهنمائی شریعت و اسـ[؟]\nمقررات سلامیت و اوامر و عقدا افغانیت و احساسات درسا[؟]\nاعلحضرت بزرگترین قنون صلح را آماده و حاضر ساخته انـ[؟]\nآخرین مرحله وطن پرستی را بمفاد آیه مقدسه ( واعدو[؟] و هم\nما استطعتم من قوة ومن رباط الخیل تر در مو[؟]\nبه عدو الله وعد وکم ) حقیقتاً بجا آور با اطاعـ[؟]\nعبدالکریم نام که خود را بسیر محمد یعقوبخان معرفی که نمر نظا\nنزدیکها داخل سرحد جنوبی افغانسان گردیده و با طائفه ا و تیغ و\nبمدست نی اینکه ولولا انگیز و شورش افزار نشان گردیده\nخلاف حکومت افغانی ما کار روائیم با میکند ـ ما اور خوا سمله عبـ[؟]\nکه از سؤ اعمال خود در محبو سحانه مراد آباد و فیضه آباده ما نیز این\nمحبوس بود ؟ و بحر سلطنت و منافقت خود را از مجوس مغال د\nغت انگلیس با که و..؟ و باز از کدام منطقه داخل مروز باز ستمـ[؟]\nو بالاحر بر خلاف حکومت افغان کار میکند!! مهـ[؟]\nای عبدالکریم موکو بخواشمند پنجه باست مخلصانه\nو خیالات عمرانی را در دماغ فرسوده خویش بپرور انیر کل و\nمیدانیم که تو مقصد خود کامیاب میشوی لکن ملت حقه\nسرحد می ما را بواسطه جهالت و نادانی خودشان که بخائبا\nطرفدار تو گفته میشود . بدف کلوله با ما ملت میسازه ی ابتلائید\nبر چیز لازم ست که تو اثبات شراف و پاکت اپنی خو کرده ایر\nبند و شان ثابت کنی و منظری براث سرق شکان نو جوانی قبو\nزندگا خود تیا! سبحان الله چه خیال باطل چد را بوده دود\nرایت\nایا مومن ملت افغان میتواند که وجود مهیچه شخص سرتوئی گرا نمود معال\nخیال محال را در تصور و مخیله خود نمایانه زنگ بار نا\nهم کندنی ! ! بایا پذیرفتن مجبو ا شخاصی مجهولسنجانه\nو طرد ا یاد بست ، نه در افغانی سلامیت نهاد ما ول\nانواع مظالم واقسام این جفا با از دست در شایما او نیا سنده"}
{"book": "adl0717", "page": 82, "text": "(٣)\nمله شماره (١٢) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه ٦ اسنبله\nروز طائفه‌ بر آن آتشفشان بیدین هم ازین مهتر باستظهار اداره ضدا منیت کمکی‌ خواهند کرد\nسابق بر انکه سر آن تودهٔ بی‌سواد ازین شیطنت باطنی پی برده بتوانند یا آخرخودرا\nبدست قل و قمع عساکر رو بر بگردا‌رد یا‌ مجا‌زاتش میگرداد واین هر دو بماده اقتصاد ضربت\nملت چیست حکومت متبوعهٔ خود را بحق شفقت و مرحمت بضعف حمل میکنند -\nشریعت واسفاً که این جا‌هل‌ با‌غی‌ تا‌حال از اصل مقصا‌د ندا‌نسته و‌پی‌ با‌ین\nنسا‌سانه دسا‌ئس دشمنان ندانسته‌نبرده و‌قدر حکومت متبوعهٔ خویش را‌ند‌ا‌نسته\nاختیار یا‌ اینکه آنمشت‌ ا‌کثر‌ جا‌معهٔ بی‌سو‌ا‌د بیگا‌نه‌از مصا‌لح حقیقی خو‌د‌ومرد\nمقدسه و‌بمدد‌دست‌ با‌اجانب‌ بر آ‌نحریم‌ نشا‌به دسا‌ئس عجیبه‌ کا‌ر‌گر‌میباشد\nدلیل محکم در‌ نتیجه‌ شر‌یر‌یت پر‌ور‌ شخص قطا‌ع‌طریق وطن خوا‌هی آ‌ن تودهٔ بی‌سواد جا‌هل‌ وطنی\nبا‌ آوردن‌ کا‌طاعت بحکو‌مت‌و‌اظهار‌عقیدت بد‌و‌لت است‌تشخیص‌ د‌اد‌ه ‌سر‌خو‌د\nمعرفی کرد که‌ نفا‌ق و شقا‌ق دشمنان بقو‌م‌ ودین ا‌فغا‌نها کا‌شته و‌بر‌قدر‌میدان\nطا‌غیان‌ و‌تبلیغ قو‌اعد‌ه وو‌عید‌یکه‌نمو‌د‌ه اند احکام‌شر‌عیت و‌پاس‌ اسلا‌میت\nهمان‌کرا و‌حفظ‌طر‌فین گر‌ایش آ‌ور‌د‌با‌ اینکه عزم‌و‌طبع آ‌را‌د‌ه تا‌مت و‌نظمتی\nاو‌را‌خواه مهلک بدنبال و‌طر‌ح‌منا‌فع ملی کو‌شید‌ه و‌میکو‌شند ! د‌ر‌خا‌تمه‌\nبا‌د‌و‌نا‌ی‌ بنو‌یس‌ یک نکته ر‌است‌که‌بنمو‌م‌که‌د‌ر‌شور‌ه‌طبقهٔ مفا‌سد‌ش طر‌ح آ‌ما‌د‌ه\nمحرو‌مین‌ مقا‌بل‌و‌فشا‌ر با‌پیر‌اجنبی‌و‌پیر‌سکا‌نه غیر‌از تکر‌ار‌ همان مطلب‌حقی‌ا‌ی‌\nملی صرف‌ بر‌ا‌ز‌مقا‌و‌مت‌ د‌لیشا‌د‌گی‌چیزی‌د‌یگر‌نخواهید بو‌د-‌ که ا‌گر‌د‌ر‌نتیجه‌طفل‌\nمعصو‌م‌ و‌یا‌که‌ز‌ن‌مظلو‌م‌هم‌ پا‌ئما‌ل قا‌لب تر‌ آسقا‌ و‌مت تا‌آخرین\nسرت میز‌د‌ قطر‌هٔ‌ خو‌ن خو‌د‌ د‌ر‌مید‌ا‌ن بستا‌د‌ه و‌صحا‌ئف تو‌ا‌ر‌یخ‌ا‌فغا‌نیا‌نرا\nپسر‌ و‌برادر‌ بقلم گل گو‌ن ثبث‌و‌ر‌قم خوا‌هیم کر‌د‌-(‌ا‌حمد‌طا‌ئب)\nرملت د‌ر‌ حقیفت :‌ مقا‌ل‌فو‌ق که‌ تر‌ا‌و‌ید‌هٔ قلم حضرت ر‌ا‌سل است\nمان که جا حیثیات ابین مناسبت تفر‌قا‌که د‌ر‌مقا‌ل‌نما‌یان بو‌د‌د‌ا‌ئم‌ و‌محفو‌ظ مقد‌مه\nباز‌می‌دهند ا‌بتد‌ا‌ئید‌ آنر‌اکه‌د‌ر‌صفت ا‌ین‌نگا‌ر‌ند‌هٔ‌گمنا‌م‌بو‌د‌کما‌طور‌قل اند‌از\nمبیع خو‌د‌ کر‌د‌ه‌ا‌یم خوا‌ستا‌ر‌معا‌فی‌میبا‌شیم و‌نیز‌ا‌ز‌مبین تر‌شحا‌ت اقلامیم\nعلما‌ین شر جوا‌نا‌ن‌قیا‌ئم‌د‌ر‌ا‌یقا‌ظ‌و‌بید‌ا‌ر‌ی ا‌بنا‌ی‌ و‌طن تو‌ا‌نا‌و‌جا‌ن‌خواهان\nع هجر‌ه بو‌د‌ه‌ د‌و‌ستا‌نا‌مثال ا‌ین حضر‌ا‌ت متذ‌کر‌میشو‌یم که با‌یستی‌د‌ر‌حین قلمبند‌\nوقتی‌که‌ا‌ز‌نمو‌د‌مقا‌لا‌ت حتر‌ا‌م خط‌سیا‌سی حکو‌مت و‌حیا‌ل‌ملت ز‌یا‌د‌ه‌ترز‌یا‌نجار\nند‌ار‌ند تا\nچند جمله اجمالی نسبت بقطعه یاغی\nسخنا‌ند و\nو‌ با‌ و‌جو‌د در‌ین رو‌ز‌ها ا‌ز ا‌طرا‌ف‌و‌قو‌ر‌لوگر و‌اقعه‌که‌ جا‌لب‌تو‌جّهٔ‌ قا‌بل\nیا ا‌فغا‌ند‌رخ ند‌ا‌د‌ه ا‌ست و‌سا‌ز‌شر‌ا‌ر د‌ر‌ین گو‌شه‌کنا‌رخمو‌د ا‌ثر‌ا‌ست\nا‌لبتّه آ‌قا‌سرد‌ا‌ر‌سنا‌ؤ ا‌لله‌ و‌د‌یگر عسا‌کر ا‌فغا‌نیا با‌جد‌یت صلا‌حیهٔ‌ شر‌اره\nآ‌نخمو‌د‌ به‌خصا‌با‌قو‌ا‌ل و‌ا‌فعا‌ل آ‌نبا‌مصیب ا‌منیت‌ نمید‌هم‌ و‌ا‌ین‌ مسطور‌ا‌\nر‌ا‌هم سر‌ تا‌شا‌ن د‌ر مصا‌لحا‌ و‌نو‌ر‌ تا‌مها د‌و‌ا‌عد ر‌سا‌نند‌ بد‌ا‌نجا\nمجرو‌ح می‌مید‌هیم تا داخل گفت‌ و‌شنید‌ مبا‌شند‌ و‌ا‌ز‌طر‌ف‌ شر‌ا‌ر‌\nعو‌ا‌مل لا طا‌ئل و‌کلما‌ت با‌لا تر‌ضی ا‌به القا‌ئل‌ نشنوند\nد‌ر‌ا‌طر‌اف خو‌ر‌م‌ د‌ر‌ک‌ بعض‌حمله‌ و‌جا‌د‌ل تیر‌ا‌ر که استمر‌ا‌ر\nد‌ا‌شت‌ر‌ا‌پور‌ت ا‌خیر‌ه ا‌ز‌ته و‌ز‌یر‌ صا‌د ا‌خله د‌انم‌ا‌عبه‌ا‌لا‌معه فا‌د خترا‌\nمحمّد سمیع خا‌ن نیز‌ ا‌ز‌ا‌همیت فعا‌لیت عسا‌کر و‌مجا‌هد‌ین مظفر‌ا‌ثر‌\nاطلا‌ع‌د‌ا‌د‌ه ا‌ند‌ - یک قو‌ه تکفی بلکی تو‌ا‌نظا‌ماً نظر حصا‌ر‌\nغلجا‌ئی ا‌ز‌ر‌ا‌ه‌ (ا‌ر‌گو‌ن)‌سما‌چه وجکمی ر‌سید‌ د‌ا‌ین قوّ‌ه با‌ا‌ن قوّ‌هٔ\nا‌سبقی که تا آ‌نر‌ا‌د‌ر‌ا‌ین مو‌ضع پو‌لیسم ا‌نجا‌مد‌هر‌مه مستیقظ‌و‌تو‌ا‌ند‌ حر‌کت‌\nما‌د‌ا‌جتما‌ع ا‌ین هر‌ د‌و‌ قو‌ه الو‌قو‌ع پیو‌سته ا‌ست -\nآ‌یا‌د‌ر‌ا‌بغا‌و‌سمنت‌ با‌نی د‌شمنکو‌ر‌مت تیر‌می است\nتا بحو‌ ا‌فکا‌ر ما آ‌مده بعض‌جرا‌یده‌ و‌ا‌خبا‌د‌مشر‌قی ا‌ر‌ا‌سلا‌ل\nو‌شطرا‌نست که د‌ر‌ نا‌مه تر‌ین رو‌ز‌نا‌مه‌ا‌ند‌خبا‌ر‌ما‌ ا‌ین‌ ا‌طلا‌ع\nجذ‌بهٔ‌طبیعی ا‌نجا‌به نزهت د‌ا‌ر‌ ا‌ین‌ا‌طلا‌ع ا‌ز‌کد‌ا‌م ما‌خذ‌ می‌منقو‌ل‌\nبو‌د‌ه که‌ «‌ د‌ر‌تفا‌و‌مو‌جو‌د‌حو‌ست‌ د‌سمت‌جنو‌بی تدارکهمی ا‌ست\nبنا بر‌ا‌ند‌ر‌ا‌ج‌ ا‌ین چیز‌ر‌سما و‌ا‌ین‌حا‌ضر‌د‌یار‌ ا‌مو‌ر‌ مقا‌ل است\nمقا‌طی آ‌نجا شا‌هیست‌ بکلّما‌ت ا‌و‌ر‌ا ته ا‌ز مطیعا‌ه ا‌قتد‌ا‌د‌ ا‌مثا‌لن‌\nا‌قو‌ا‌ل بی‌مبد‌ا ما‌نع شد‌ه ا‌یم‌ - ا‌مّا ا‌کنو‌ن ا‌ین‌خبر‌و‌لیحصال‌شر‌ع‌\nبه‌دو‌شند‌مد‌یدی متمایز‌گو‌یا‌ ا‌ز‌مهر‌مگه‌خبر‌نگا‌ر‌تی‌انگلیسیها بنحوی\nعنا‌یت خو‌ا‌ها‌مجلّه‌ا‌عتبار‌د‌ا‌د‌ه اند‌ و‌عضو‌ا‌خبا‌را‌ ر‌و‌تک لیمتدی\nظا‌هر‌علاً ا‌ستثنا‌ش د‌ه فسا‌د‌ر‌ا‌د‌ز‌طر‌فا‌فغا‌نستا‌ند‌و‌ست‌ کا‌ری‌تا‌ر‌صرا‌د‌\nانگلیز‌ی بر‌علیه‌منا‌فع کلّی و‌ر‌ممکلت فنا‌می‌ مید‌ا‌نند‌-‌بذ‌ا‌ ا‌خبا‌ر‌\nبد‌لا‌ئل‌ پا‌ید‌ا‌ر‌حکو‌مت مقا‌می خوانی‌که فعلا‌ً در‌جنگا‌و‌بی بو‌ا‌سطهٔ\nاند‌ر‌ا‌ج‌ آ‌ن خبر‌محمر‌ه‌بو‌د‌-‌فید‌ا‌ر‌مند‌ا‌ین‌ا‌خبا‌ر‌ه‌مخا‌طبه‌گمان‌میگو‌یند\nجر‌ا‌حبا‌ث نیم لکنه‌حسا‌لا‌پور‌تا‌کا‌ر‌ش‌ا‌د‌ا‌ر‌هٔ ا‌خبا‌ر‌ه‌‌نمید‌ا‌رد\nکجا‌مرد‌ا‌را‌د‌ا‌ر‌ه‌‌خبر‌ر‌سا‌ند‌ت هم‌ نیز‌رسما‌ً یا‌نیز‌ر‌سمی نمی آ‌و‌ر‌ید؟\nکه آ‌یا نیز‌تا‌ه نزهت ا‌ر‌ه جفا‌حشمتی ا‌فغا‌نستا‌را‌ز‌طر‌ا‌لحرمین اطلا‌ع\nا‌گر‌بو‌تو‌ا‌ه بخبر‌المتکو‌ر‌ میر‌پا‌عند‌ه‌ و‌ا‌بلاع د‌ا‌شته‌ا‌ست در‌فدا‌ر‌\nو ا‌ز ا‌وّ‌ل ا‌مر‌تا‌حا‌ل ا‌ین قسم شر‌ا‌ر‌محو‌می‌گرد‌ید ا‌ساساً ا‌ین نو‌ع شر‌ا‌ر‌ها بپا‌ نمیشد‌\nگر‌ا‌یت ا‌ز‌خو‌ن و‌شر‌ا‌ر‌ه د‌و‌ست مید‌ا‌ر‌ید د‌ر‌ا‌ین صو‌ر‌ت بر‌ا‌ی‌م‌قو‌م هیچ نفعی نیست فقط\nشما‌را‌میتو‌ا‌ن گفت که‌د‌شمن خد‌ا‌ستید! چر‌ا‌که‌خو‌ن بی‌گنا‌هان د‌ر‌ا‌یمید‌ا‌ن‌خو‌ا‌هد ر‌یخت!\nخطر‌ا‌ین‌قو‌م و‌د‌و‌لت است‌مر‌حمت‌ ا‌لهی‌که‌کیمیا‌با‌عث‌ ا‌ین‌حا‌ل د‌ر‌می‌کشد ا‌نسا‌نیب‌که‌ا‌ز‌و‌جود‌ خو‌ا‌ند\nد‌ر‌ا‌ین‌که‌ ا‌قو‌ا‌م‌طر‌فین مر‌حمت‌ مقد‌س‌شما‌ل‌ ا‌عما‌ل ر‌ا‌مجر‌ی‌می‌د‌ا‌ر‌ند‌ شکی‌نیست‌ ا‌مّا ا‌گر‌شما‌ حما‌قت‌ها‌ و‌ شر‌ار‌ت‌ها‌"}
{"book": "adl0717", "page": 83, "text": "شماره (۱۲) جلد اول حقیقت گابل : دوشنبه ۱۶ سنبله\nکد این و بومی گلزار ابر دهشی در جنگل\nنتیجه افکار طبع اقا میر بخشی صاحب نبیره عالیجناب سید محمد پناه مرحوم سال در بارکال است\nدلا گر بهر دُداری زحُبّ دین و ایمانی تمسک کن ز روی صدق با آیات قرآنی\nببین کت خالق عالم چه فرمود است در قرآن پی تنبیه نفس هر که او دارد مسلمانی\nکه هر کس ز اهل ایمان است باید چاکرد او را باموال و نفوس خویش اندر راه یزدانی\nچه باشد طاعت شاهی روتی شرع پیغمبر بود ماخوذ شرع احمدی از امر سبحانی\nاز آنرو هر که سر پیچد ز امر شاه دین پرور یقین کافگنده دین خویش را او بویرانی\nنموده اختلافی چندی با احمد مرسل که افگنده است از بغی او خلل در حکم قرآنی\nنمیدانم چه پیش آمد گروهی را که در طاعت سر از اخلاص پیچیدند اندر ژرف نادانی\nنخاطر ایشان شد محو یکسر لطف شاهنشه تو گوئی نیست اندر طینت شان غیر نسیانی\nز بدو سلطنت شاه رعیت پرور عادل باین احسان فراموشان نکرده غیر جسمانی\nمگر از حکم حق این ناخردمندان تنگیندل تبرا جسته از نابخردی و جهل و نادانی\nو یا ز اغوای دیو شوم نفس شان شده غافل که از حارقه و بگرفته راه جهل و شیطانی\nمگر ابلیس اندر صورت انسی مجسم شد که مشکل از ره برده است افکنده بحیرانی\nو یا در چشم شان آمد غبار نخوت و فتنمت که حبّ دین و ملت رفته از اوشان شیطانی\nخدا ما را بسوی صلح و دعوت میکند هر دم عجب تر انکه میپویند ایشان راه طغیانی\nنباشد رسم و آئین خردمندان با فطنت که اندازند نفس خویشتن را در پریشانی\nمگر عبد الکریم پیرو پای خرد دشمن دمیده روح باطل متن این فرقه جانی\nکه چشم از دین و کیش خویش پوشیدند از غفلت بسلطان رئوف خویشتن زیدند عصیانی\nسزد هر فرد ملت را که جان بازند در این راه که تا نائل شود دولت بقلع شان بآسانی\nخدایا قلع کن بنیان خصم دین و دولت را که تا عالم بیا ساید ز هر اندوه قلجانی\nکسی کز امر شه سر تافت واجب شد بر واتش بحکم نص مطلق کشت اندر خورد نیرانی\nهر انکو در خورد دوزخ بود قتلش شود واجب بحکم عقل و فرمان نبی و امر یزدانی\nسزا وار عتاب حق بود آنکو بتابد رو ز فرمان شهی کز وی نیاید غیر احسانی\nشهی کز لطف و رأفت کرده تسخیر دل مردم شهی کُش است بخشش برده گوی شیر نیسانی\nاُمان دین و ملت بر وجود انورش قائم ریاض جاه و دولت را ز عدلش ساخت خردانی\nزایثار و وفا و مرحمت ترکیب معجونش باخلاق و مروت فیش کن سرجهان ثانی\nخدایا سرفرازی ده عدویش را ولی بر نی محبش را ز الطافت نگه کن از پریشانی\nزمین در تحت فرمانش زمانه با وز خوانش چو من دربان ثنا خوانش صد و پیش در پشیمانی\nدل احباب با خرم عدویس با بلا توأم چو توئی حرم عالم سرد با در ثنا خوانی\n\nلغت\nداد\nعالم\nسیاست\nتبادل\nقیمت\nاز\nباغی بر علیه\nو اقوام\nدر معاوه"}
{"book": "adl0717", "page": 84, "text": "نرح اشتراک\nتفصیل مقامات  قیمت بروی کابل\n۶ ماهه سالیانه\nدارالسلطنه کابل  ۵   ۹\nداخله افغانستان   ۷  ۱۱\nممالک خارجه   ۸  ۱۵\nدردا وسفرا  ۱۱  ۲۰\n\nمفاخر ملت بمدارس دارالطلبه\nمفت بهرنامه نگار و محقق داخلی\nتبادله: با جرائد اسلامی مشرقی\nقیمت یکشماره : غزل امیر حبیب الله \n\nقواعد و ضوابط\nاین اخبار بغیر از ایام تعطیل در کابل\nیک روز بعد نشر میشود و بدیگر مقامات در\nهر پست منتظماً ارسال میگردد.\nامور تحریریه نگارنده حقیقت ارسال\nو مقالات واصله در اداره مانده حریده در\nاندراج و اصلاح و عدم اندراجش، اقدا\nاشتراک توسط فران نامی واحیاناً\nنقدی از همه جا قبلا دریافت\nمیشود.\n\nحقیقت ج - ۳۰ - ۱۳\nنگارنده: برهان الدین کشککی\nجلد اول کابل چهارشنبه (۱۸) سنبله ۱۳۰۱ شمسی مطابق (۱۰) صفرالمظفر ۱۳۴۳ قمر شماره ۱۳\n\nتشکر مرهم سمت شمالی و امتنان از جوانمرد آقای میرزا فقیر محمد خان\n\nبا انکه ما قبل از یشکرات خود از اقدام آنها صیقه درین واقعه ناگوار سمت جنوبی اظهار فعالیت و لیاقت و خدمت نموده ا\nبحیثیت مجموعی نمودیم - لکن فعلا چون از خدمات برجسته و احساسات اسلامیه آقای میرزا فقیر محمد خان و دگر اعزه و نفره سمت شمال\nکه با عمارات تفصیلی نموده ایم که از آغاز این سانحه الی الان مردانه وار سبک تشویق و تعنیف دگر محوشنی فوق العاده بصدها نفره بخط\nباشرف عسگری روانه داشته اند و فعلا در اکثر حصص سمت جنوبی جایز تو انمرد ا سمت شمالیه بسلامت و اعیانست وظیفه خود شائلمند\nهمه گونه انجام اجرآت دشمنان اسلامیت و افغانیت و وطن مملکت خویش داشته اند - حاضر مرکز کبار دگر بار زحمات این فرزند\nرشید افغان را بعد از دعا مزید موفقیات خدمات ملت و مملکت و سلامیت شکرات خود انرا تحفه و هدیه نمائیم.\n\nناکامی عبد الکریم فرار در بغاوت جنوبی از نقطه نظر اخبار انگلیسی\n\nدر یکی از جراید تازه انگلیسی عنوانی بر خود هم چونش خواندیم نسبتا او را صحیح دریافته ترجمه انرا داختیم:-\n... از اطلاعات تازه که مجددا از اطراف ولوا سمت جنوبی بهم میرسد چنان مفهوم میشود که عبد الکریم فراری در جمع اوری اشرار جمعینها\nیا غی برعلیه حکومت افغانی با وجود جد و جهد غیر متناهی ناکامیاب بنظر می آید - بلکه علی الیقین وقتیکه عموم قبائل و عشائر\nو اقوام سمت جنوبی از غدر باطنی و لادبالی گری و بار کرداری عبدالکریم مطلع شوند لامحاله در تکفیر و تذلیل و بی کوشیده\nدر معاونت و پشتیبانی او کمتر خواهند پرداخت -\nعلاوه برین حکومت و ملت افغانی بکمال گرمجوشی و با قدام مجد دانه قطعا این نائره بغاوت حصه وضعیت دارند"}
{"book": "adl0717", "page": 85, "text": "شرائط عنواني\nاین اخبار حادیثا تفصیلا و بکارج کزدوئی\nنمیشود و در گونه مقالات برای حفظ و ابقا\nملک و امور جوهر یگانه که حقیقت او\nو مقالارا خلل ندادت اند محتر مانه در\nاندراج و اصلاح و عدم اشار اول تا در\nشترک بتوسط مدائری باسته و مصوب\nمقدس از همه جا قبل دریات\nمیشود (نگارنده)\nبدرالدین کشککی\n\nشرائط اشتراک و قیمت\nتفصیل مه ها\nکابل  ۵  ۹\nخارج کابل  ۶  ۱۱\nخارج حصه پس  ۸  ۱۵\nدر دو نسخه  ۱۱  ۲۰\n\nنوت : رساله رهنما و شیر\nهفته یگبار روزهای\nچهار شنبه و غیره طبع\nمیشود\n\nحقیقت\n۳۳  ۲\nشماره ۱۳ مورخ ۳۰ حوت ۱۳۰۳ مطابق ۲۶ شوال ۱۳۴۳ هجری قمری (۱۸)\n\nنقد جان کو هدیه از هر ایثار وطن\nخوش بیار آمده ما را به گلزار وطن\nباغبانش را درین گلشن بلور دائمی\nوه چه گلهای طراوت بخش این باغ اوضاع\nکشته او را باغبان عزم را با ابعه و تا\nجان فدای باغبانی که قدیقه همتش\nتا کجا نانگ سعد بری بلند می تامل\nبرخارپاهای سابق شکر آبادی حال\nالخرمی ملت با سما و ارجان تازه را\nزندگی بخش وجود دولت افغانیان\nیحیی دین است دولت چون جو دا میرید\nاز پی اسائش دولت باید فار سحوتین\nدر همین تشکلهبا را ملاک خود درست\nیا مسلمانان ظالم سلسله بندی نمود\nبین خود اسلامیا را داد تالیف قلوب\nشد مباه در جهان با جلال بافیوان\nکوس آزادی و مختاری بجا که دوشت\n\nخار آن ترا تو شیدارت نگهداری وطن\nزنده دار از مهر خود به چهره پر بار وطن\nبا قرین ا جلوه می بخشد به گلزار وطن\nنگدار و دح طت یار و غمخوار وطن\nشد بگلها ی نکو تمثیل هر خار وطن\nمیرد پی بر بها و ضاع و اطوار وطن\nهست بر داد احسان شما معمار وطن\nبر دمیده در من افسرده و زار وطن\nذات این شاه معطم شد در اقطار وطن\nماند این نامش بمالم ثابت اخبار وطن\nمیکند نیگز به شاد و روتیسان یار وطن\nگشت سر سحه مندر بن ز افکار وطن\nساخت محکم از آمین این دیوار وطن\nهمرازت بافت تا به ، اسرار وطن\nسرفعہ ثابت بردفع شهرار وطن\nتسکیتهانش بود و تحر باحرار وطن"}
{"book": "adl0717", "page": 86, "text": "شماره (۱۱۸) جلد اول جریده حقیقت کابل چهارشنبه ۳ ثور\nبود جاری از تمدن پیش ازین در اوطان و ز تمایل اکنون محیطی است تاز او طن\nنردها از بیای علم و عرفان نصب گشت کاندر و گشته صاعد خلق بسیار وطن\nشده را با مرجلیل از همت والای او علم و عرفان و کمالات ہنتر کار وطن\nجہل اور غش گشت دریامعارف موج زن جهل و غفلت خوار کرد و از زمین و طن\nخار ناکامی برون آمد ز پای ملک ما شد چو گلهای معارف برتر دستار وطن\nاز صنایع و زبدایع آنچه در آفاق بود جذب بخدوش سوی کلیحه دراغیار وطن\nملت خود را فراغ از احتیاج غیر داد محو کرد سراف را از طبع حضار وطن\nدر رعیت پروری فر و شهان عالم است ہر وضعی را شمار د همچو اختیار وطن\nفرق در فرزانه خوش و ملت خود نبودش بسکه دارد لطف بر هر فرد و یار وطن\nبر قد و بالای طن دایم عطا پوشای اوست چرم بخش است و خطا پوش گناهگار و طن\nذات او از سیکر جمع القلاوت غاطه است چون پدیده اندر او دائیم باند در وطن\nمزرع آمال ملت خوش طراوت یافته از کف بجو دمش که هست آبر گیهار وطن\nانتظام کل امور ملک را بسپرده است بروزیران دیانت کیش هشیار وطن\nمملکت را اعتلای پیش دست و هنوز هست روز افزون ترقی های بلین\nتلگراف و موتر و طیاره را با برق کرد در فضا و در سوای ملک سیار وطن\nای وطن داران افغانی خدا را همتی کر د باید روز و شب از صدق در کاروان\nصرف مال و زر برای ملک خو می کنند نقد جان بر کف نهد از بهر ایثار وطن\nشاہ چون ما را نمود آزاد از دیگر قیود با بقید دین شویچه و هم گرفتار وطن\nہر کہ از حب الوطن لافی زند باشد دروغ تا بالغ جان خود نبود خریدار وطن\nکی دریغ مال و سر را میکند هر کس که او داده بحر چهره زیبا دلدار وطن\nدلبر با بود و کیش دلبر می صد چند شد زانکه زیب از خال و عرفان یافت خر ساروت\nمال جان را گر نیندازیم در عالم سجا نام ما شهرت پذیر و در فدا کار وطن\nہر کہ از ملک وطن آواره باشد همچو من او می داند کیف غمرو مقدا ر وطن\nنیست شیر احمد محرومے تنا نعر در بی نصیب است در که شاه و نوبیدار وطن\nخلاصه مذاکرات و تعدیلات لوحیه که در امور داخلیه\nعایت\nایحضر در خاتمه مبحث بروزه از ظهارات تان چنان مفهوم گشت که فرید برین گفت و شیندها\nدولتی نداشته مجهذا فرا بصحت و صواب قرین دیده ریاست شورا دولت را اجازه دارد به\nکه خلاصه مذاکرات و اصلاحات و جوایز آنرا تسوید نموده الیوم حکر و المحجوتان بخواند تا بشنوید که به این\nفرمایش و آرمانتان بجر مر شد یا نی در شجره پیران خلاصه لوحیه چرا و مابقی آرا و افکارتان در اضدا\nمهر و امضا نمائید اینکه میلس صاحب نجومی مشوره دولت بر آنهمان پیمانی طویه شماره\nو خود هم در بعضی مقامات برای تان ایضاحات میدهم -"}
{"book": "adl0717", "page": 87, "text": "(۱۱۸) جلد اول جریده حقیقت چهارشنبه ۳ ثور\nعلمای منتخبۀ لویۀ جرگۀ افغانستن\nبا علماء و سادات و مشایخ و وکلاد عموم\nاعضای لویه جرگه علما اعلام و فضلا کرام درین\nقرار امر و ارشاد همایون بجهت تطبیق و تحقیق و باز\nفروع و بعضی جزئیات نظامات را بطرف\nخود وکالتاً مقرر و منظور مینمائیم تا این ذوا\nمحترم بحمد الله عزوجل را ببروقۀ حاضره ناظرین باز\nدریده بر فریضه دیانتیه و تشیید شریعت غرای\nاحمدی و تنویر احکامات انوری موافق و\nمطابق بمذهب حنفیت ابا حنیفہ صاحب کوفی\nرحمت الله علیه بصرف مقدرت و مساعی ورزیده\nدر تصفیه و فیصلہ ہمہ گونہ اوامر و اجراتی کہ بانہا\nمحول میشود غاله وه بر تالیف فتاوی مبارکه امانیه\nبتطبیق و تدقیق در نظامات عصریه حاضره ثبری\nمسائل مفتی به و روایات قوی مذہب حنفی\nاقدام نمایند - (۱) مولوی عبدالحی پنشیری\n(۲) مولوی محمد ابراهیم خان (۳) ملامحمد ضیا\n(۴) مولوی گلدی قله غی (۵) تو کو محمد رفیق قا\nسمت شمالی (۶) تو کو فضل الرب سمت مشرقی\n(۷) مولوی عبد الخالق سرخ رودی -\nعلاوه برین نیز تصدیق میکنم که اگر برای\nحکومت مزید برین حضرات معظم ضرورت دیگر\nعلما صدیق محقق و متجر باشد بسن السنی من مولانا\nحاجی عبد الرحیم خان ساکن گندک مولوی\nصالح محمد خان ساکن قیلقو ملکجانی را نیز\nبخواند منظورست -\nمن این علماء اعلام را که شما انتخاب\nمحصر ا نموده اید نه تنها منظور مینمایم بلکه محض\nمراعات خاطر شما و احرام شرعه شراف و سائب\nبعوض پائت افغانی یکهزار افغانی مقرر داشتم و\nبیشتر تر از انها مانند شما آرزومندم که بر طبق\nمقررات شرعیه و روایات قویہ مفتی بہ تصفیه اجراء\nنموده خود ها را از حقیقت کوئی و حقائق درست\nبینی و صداقت نویسی خود ہا ما جور عنداللہ کور\nعند الناس بفرمایند و تا میتواند در تدقیق تطبیق\nجمیع فروع و جزئیات قانونیہ با شرع احمد یہ\nبذل مساعی ورزند و در تالیف فتاوٰا امانیه نیز\nکوتاہی ننمایند !\nتا دانه ها تکبیر و کف زدنها شاد بانی\nو بحالت لم مسرت این کلمات ہمایونی را\nتلقی نمودند ابو مخصوصا بر تقرر این علماء\nدر محکمه عالیہ تمیز ملحقه فتاوی را بسیار تحسین\nو آفرین کردند -\nتالیف فتاوی امانیه\nچون اعلیحضرت غازی با جمعیت\nعلماء اعیان دولت اسلام\nاز کمال شریعت پروری در مجلس\nعالی لویہ جرگہ شامل فرموده در\nباب نظامات دولت متعلقہ امور\nشرعیہ کہ در ما بین عوام سوء تفہیم پیدا\nشده ہدایت نموده اند که شما جمعیت\nعلماء حاضرہ لویہ جرگہ نظامات متلقہ امور\nشرعیہ را از نظر گذرانیدہ بمسائل\nمتفقہ مفتی بہایی مذہب مہذب\nامام ہمام حضرت ابو حنیفہ کوفی رحمت اللہ\nتعالیٰ علیہ تطبیق بدہید کہ اگر بعضی\nمواد آنہا را علماء سابق تمیز باساس و\nمسائل مختلف فیه و روایات ضعیفہ\nاندراج داده باشند، تعدیل شود.\nلہٰذا ما علما ی لویہ جرگہ نظامات متعلقہ"}
{"book": "adl0717", "page": 88, "text": "شماره (۱۸) جزو اول جریده حقيقت مکاشفه\n\nامور شرعیه را از نظر گذرانیده بنابر\nتوصیه و ہدایت حضور اعلیحضرت تمام\nآنرا بمسائل مفتی بها بے خفی تطبیق دا\nفقرات آتیه که بسائل محیاطه و روایات\nضعيفه داخل شده بود وزر الا منه و نحن\nسکر و تمايل اثر نیز در حضور اعلیحضرت\nاو لی الامر مخبون استراء مینمایم. وامید\nمیکنیم که تالیف فتاوای امانیه جهت\nقضات محاكم عدلیه و مامورین دولت\nعلیه امنا بقر طریق اصول حنفية بيمان\nعلمای محققه لویه جركه سكور الا منه و من\nغازي شرف تصد بنظور می یا تا آل\nش در کار رو ائی بعمل آید. واگر کدام\nمسئله و اساس موضوعه را ما خاد مان بنابر\nسهو و خطا ئیکه لازمه نوع بشریت کی\nحج پناه رده با شیم بایستی او را این علما\nعضیه بر طبق روایات مفتی بها بته جب\nمهدیے جمعے فیصله نمایند تا مفتی این\nفتاوي از حسن مساعی و عرق ریزی همین\nعلما محققه بالجواله كتبه متعده مذه ب امام\nهمام امام اعظم صاحب رحمتہ الله تعالی و\nاقوال حوله مفتی بها بزبان عربی و ترجمه\nفارسی و افغانی گردادی بمواد نظامنامه\nشرعیه باش جمع شده بعد از امر حضور مبار\nطبع و نشر شود. بما اله خلاف دور خواهد شد\nعلیحضرت از بین مشکوره تان ظهار مسرت\nميكند و یگانه تاکید مخدوم نیز برای\nحضرات محترم همین است که نقطه نظر شان در\nضمن تالیف فتاوای امانیه مسائل مفتی بها\nو روا يا تيكه مطابق مذهب امام همام است باشه\nلویه جرګه این گلا پیشمه بارها نند ه است\nتا تا ثیر آواز های تکبیر تهلیل و کف زدنها\n\nتعزیرات بالمال\nلویه جرگه مایان علما و مشایخ متعد به ان\nلو یه جرگه افغانستان در مسئله تغزیر بالمال\nپادشاه اسلام امیر حبیب الله خان سراج المله والدین\nکہ تعزیر بالمال بر ا پادشاه اسلام مذهب امام\nحنیف امام اعظم صاحب علیہ الرحمہ جائز من\nاما بروایت امام ابو یوسف صاحب علی الرحم\nجائز است. ور و ایست بشایر علما سلف و احل\nمتقدمین مصنفین ضعیف گفته و مسلسل\nشده اند چنانچه از کتب معتبره مشهور\nدرد مختار ظاهر میشود. بنابران فتوای ما الدات\nبحضور مبارک اعلیحضرت غازی ابرا\nبرو ر عرض کردید بصورت ضعف و\nابو یوسف و تاویل آنرا علما بیان کر\nامام وقت حجز و رایا بعوارضات رو و\nمزاجر گردید و تو به کشید و الیس بارد ایره کاری\nضرب و جبس چنیں نوع حادثه بقدرت اسامیدوا\nوقتی برای پادشاه اسلام جائز است تا بطری\nروایت سابق ضعیف گفته میشود که تایید\nقاضی مقلد سروایت ضعیفه عمل بیست خوی اذا\nبعضی کتب روایت مذکوره را متروک دادن ا\nمحققين فتح المعنيت سخو لفته تا صاحب طالت آن غیر می\nعلیحضرت قبلا نظریه خودم را در باره بعض اعلا\nبالمال برائی تان تشریح نمودم و شخص دیروز را بیه\nطلبا بدین مسئله بیستم با علم که بر اجریان اندکی از\nحقیقی و عدالت وانصاف اسلامی مبرا\nکه تغزیر بالمال موقوف کرد!\nلو يه جرګه بعد از اظهار خر سندی بالا بوا تعزیر\nمزيد این بحث را نا استلزم فوسو\nوتهليل وكفها ے خارجی انصرام د قدت\n**------**"}
{"book": "adl0717", "page": 89, "text": "شرایط\nبرای خریدارن با اعتبار جراید ارسال\nمیشود وجه قیمت آن در بدست قطعا ارسال\nمیگردد انچه تحریری که با داه شفقت\nانتظار داخل در اداره امانی جراید در\nتدرج و اصلاح دیدی مختاری\nازاد است اشتراک توسط مدیران\nتیه دوست\nدو ولتپورد تقدیم پارچها بقطعه\nقیمت میشود نگارنده\nمحي الدين کشککی\n\nشرائط شرکت\nقیمت بروقه\nامضینام قاما شش ماهه ساله\nمال کا بل ٥ ٩\nممالک داخله افغانی ٧ ١١\nممالک خارجه حتی ٨ ١٥\nقیمت اوراق سفیده ٣ ١٦\n\nمراسلات عادیه باطلیه\nرا که داخل اداره امانی\nاهتمام باعضای وقته\nمسؤل نیست عنوان مکاتیب\n\nحقیقت\n\nسال اول کابل شنبه جوزای ١٣٠٣ مطابق ٢٨ شوال ١٣٤٣ شماره (١٩)\nواقعه منګل اهمیت ندید است\nچنانکه معاصران شاہ امان فغان در تو مرد و خود ګذشت ضمنا بچه در عرض شاہ وارد ګان سونا بر آن شاہ های\nهای دارای اهم جنایی قبیل برین نشنیدیم که در اطراف و نواحی کابل قبل از قائل مقدت آید ګه مدارا میماندند داند هرچند که قلاد از دستام\nاز واقعه بروز نموده است اما از تفصیلات کیفے آن طوریکه از انتقیت موأخذ مینا برآمد بالكل نایت مطیع و چشونی محمود\nبالون تحریم خود معلومات بدستيم اطلاع موثقی نداتيم - علاقه‌دار هه طایفه قلا دار شنا که در نواج حصار کوہ\nاکه بعداز تحقیق و تتبع انقدر درک نموده توانستیم که کدام ځدران سوات همانه در چون و تمامیت با طایفه محمري\nای از اقوام بدخشان عصيان نموده است - چون اعتصام با انکه مربوا ساده جونی اظهار ارادت بکريا حضرت دستوقت نے\nاان انقدر مطلب نمیرسید وان از علل و اسباب بیان مجما عجالة شورشيا متوسل سلاح و تمثال تهدا قعه خود گرد ناد در نسخه\nآن عرض نمیداشتند حشره ازین جهت که باسیل خنی بدست علاقہ دار و بعض زیر دست او را نظربند ساختند اندیشیکه ان اطلاع\nبرای افغانمیر در موضوع از منابع موثقه حقه يخويش اول به تولید و تسکینی منتفع شتغنان میکند محاربوی از طایفا دوطوم\nاز مواقعه و جلوگیری آن را بطور اجمالی قلمیز نموده پس ازان سلاح اخته اند تا رفتی و مصائبی را نتراد دستودهر نمتی دادرو\nاندکی از موقعیت و سرگذشت شغنان حکایت میرانیم آن جهت قرار دھند مرد عار سعی نمودند سوء ندان انکه قرار قاهردا\nمبدا واقعه چهل روز پیش ازین جز أن طالداران وصلاح کشی میباشد باند بالمقابل لشکری هم بتدارک دافعه چنو عصياني\nنواحی شغنان در موضوع اغلام کوه یکی نوع خروجش لاعقابتی باید شکن مدار نصر سایندہ دار امارین ایندا\nالجا خود کہ شرعاً حیات نداند وجه را بر اسال حکومت حکومتی دتونظار جمعیت بنظر نظاما او و مجاب بودن پیشی ملی نداشته\nا خود میپرد اقعدی به تحرک بعضی محره های مکرین که دینویس بزو چکار ها بانجا گشید بود کویت مسن با کنده سعید و\nاقت بک و شافی و محمد سعید شد و بی سرپیچی و انکار ورزید بعداز وضعیت خود نفیسه خود تا پند دادنه را بر رو ہزار بستند و در ماهان"}
{"book": "adl0717", "page": 90, "text": "شماره (۱۱۹) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شنبه ۲ جوزا\n\nهجوم اشرار\n\nآن مفسدین کو تا نظر از قطر بندی علاقهٔ\nجاسس گرفتن سلاح اعظامان بربی\nبوقته خود را خود را با قبه جمر اطراف کران تا توانستند بفرصت\nقلیل در شره وتلبه و اطراف اوان خود افزوده بر آنهابار ترحم\nبدعات و پروتاندها نموده در دادن ضربت و ضیعات\nخویش و رضوا نخوانده اینگ بطرف اطراف جوانب قلعه د آرآن\nمسافه که یکد هنگ بدانجا نمیرسید حاطه نموده انظار بدم\nآوردن این هنگامه درست با شماره اخیار که آنها در غار\nاز ترابیل الله عسگری را برای خود امن و مستحکم و موفق پنداشته اند\nبواسطه این دوز در غم جوع میکشاندند و از جانت یکد\nور و بروز از اطراف بل با بمرکز قرار قلعه با از\nمن و خوار بار آن مردمان را با کمال دهشت و تا ما غازم\nما نواء خود با را آرزو آیا مویه با تو مندان است گذارند اند\nکرتا در یک خاکی درست گذارند خودشانرا بطر ف موضع بلند رها\n\nطولینو بار (۷۰)\nوسط جرجان از اخز مصله و اخیا محضر کیفیت نزل علی القدر\nدر جدار پرلین نمودن امر یا قوق تو دیرا مدخترن راه اجزائین سکور\nخودار علیا جالت هدأ أ نالی ستفان گردا سارید مشت در مملکت\nاجانب ایک گنز حر که فرز عسگری تحا کمر که میشادم» کرده بود\nاقامت داشت و محمد این خط سهر بطرف جهاد کافینیا\nعالی از طرف قبه حسنه و قاغ و تو الفی از کلیسنه رضایت را پور\nمر بورسابه خارتی کر بالقائی ستباک تبانه دولت روسیه است\nرسانیده وازان ایثا با که در خاک روسیه مدآ ان اطلاع را\nبردش گله خان مخ که در سر حد در آن طاستم اطلاع داشت\n\nاجزای منصب حکام\n\nمیدان اطلاع مکن از سر نیز\nرسد علی القو و از محضر\nبر قبات سوق عسکرش بهر جهت و از جانی مگر این اطلاع\nتوسط (ج) غلام حین قادر محمد حمداخان عمده مران\nآرار میاقوق مهم خدمت عوش س ۱، حاشاً مخفوقاً\nدر تا از محفظه بخوبی با که منی برد بخوبی دلیلی و بی گار شو میدانی\nبود توسط محمد عمر لفتن را کبار نقره و صاحبی سوق فرستاده آنها را\n\nازین فدا آنهائه بشائر کار با طاقح شد و واقع شده است.\nحاشیه امیر اوسر\nشاهر محمد خان کیرا و شالعدار سوق بالاد نشینی دو محکمه\nبلند با غلام حسی قادری محمد خان عمر خان و\nد نیا دشن امانات دو مجره دمی که او مهم ترین اموال ان\nدهمت دلالت شان را دلالت میکردت بلامان\nشهلو خزیندار محمد وابن داو داند پیشا نی مخازن\nبلند صح و صلاح حصول این را پور و اموالت را بمر کمن واند\nو نشان تم حصرت الا بر افر قدسناها تا لنت کلوز\nحکومت بشار کبر و بانه خرد از حکومت مروال\nعلاوه براسال نمودن یک مست لفتنه فعال در مرکز انشا\nخدا سر درشتی غیر معیا را منگری جلوس کلان و بخاطر تا\nمعد ور او آنا آنا خواجه ان با ارادت داخله بالا ع و مقدار\nشهاب الدین\nمیدا این طلاع مکمر با قا رسید که نیز از ما و محمد عمران\nزیا که انتقال مجمر سر قد غیر عالند و داخلا پیوسته\nخودش شدید در الطفائی ان مجنالت خلاصه معا\nدر اوائل پایان آیند که در بوا خضر عطب نمود اما مکمر باد\nپافشار مفتد\nدوار کو تا جهت\nبقرار ج با عسگری جبارتر نمودند استلا قدم با فشاری\nدادن قدر بی بند بخند عمالان دالاو را در داخلی شبر\nاز بانک کلونه بو اختراخان مروقول گت شکر نشود ماند\nسرکر قوة الطره بیان\nحیات امش گلمز خانه کشر از مکم اسم جمعیت معلول\nالطره سلاح اندازان مخصوصند معقان ظاهری\nی را غیر سنت بر احالات مجمع حظر دارند\nحرش فرستاده و هم توجهی تولینیته محمد ابوالخان بده\nدو بست قعرش برخقان اطلاع دادن آنها بیاور"}
{"book": "adl0717", "page": 91, "text": "ورا شماره (۱۹) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه ۲ جوزا\n\nچون عسکر ما بقاسم در قادان رسید اطلاعی بصولی دادیم که درین روز ها شایعاتی بسیار قوی تخفیف بعضی نقل کردیده بودند ضمیمه\nبالاتر از علاتی دار و بخشنودن سلاح از یاران خان مقوم شنا جنگدار که دران محلی مقیم اند و متقاً بفیصله اهتماماتی مقدور سکونه\nمخارج اقدام نموده به سهاجو عاجلانه داد صالح احمقانه بماسما به امون الجزی از ان باین طرفین کثیر شق و دود کر و به یوالته شته مگر حقیقت\nو بخشدن با مر قوه مطهره که بر اعلای قد دار و سلاح انداز ان طغیان قصه الا انست که مقتولانی هیچوقت ایل کا لامنوع و ارتابداد مقالاً\nنما دار دالمان ببرند و یا از هشکامشه با بار تیار و اماده بنات نموده بلکه مساکن خود را در امن هوای لایحه در ترکستان قائم مرشد\nبهم در سنگافشان دیوانه و کندن حصا و سوختاندن دریتانو نتیجه در آمتیه میگوید تا حال جمعیت ابی الصدرین برا سر ستم دادیم\nشامیکردی کوششها نمودند شمس بسبب تأخیر واحد مایل نپاک که خود را عمال مفسدین خود تلافی عسول خود را با تحقیق اقلاً در رکند مجاز کند\nاز خاک روسه وزده بر در و دیوار این اقامگاه طامیان بلکه بالفعل تسلیت از اره حرب نسبت باطنی هیشه مفقود اقامت باطنی\nاعلی\nبا تش زدند کر قصریه به عسکر نرسیده نه در سوخت در دیوار موقعه ثماناً تحت نظارت میباشد\nاقدام بر رسید، حال که از حرکت قوه مطهره کا تما اطلاع یا مجتر کو بی تشکر با نواج موقعیت با اقامت حضرت بارام الله\nاز انانانو بطرف وقاعت اورده اطراف و نواحی آنرا محمد سلیمان خان یکون از مهار تا بندگان\nاشغال نموده اند ، امشب یا فردا اتها مقابله خواهند کرد لوسترد قد حفیه با ونظامیان قولا قدمت خان بتر یک میگوانم\nو از بین حسن اور پور خبر فارت محظوظه با عرض شکر مینمائیم\nمقتوله\nمصادم مفسدین عسکر چنا مچ این طلای این است موقعیت شغنان شغنا علاقه روی رچه دانه را قایم\nشب ۲۲ ، حمل ۲۴ بچه شب جمعیت اشرار جبر کسر شبخون زدند حکومت افغانان پای میرات است، اب اور دانه کوه من با برات\nو از پروین بینمان انجا کلوله هما شهر بار کین عرف انداختند د اور قطی هم است و زراعت کی علاو دالاه گواین د آرد در صرت\nاسنی دبیرا کو افغان تعلق دانا چنار اراد بالو بر اسیا چند شکائی بنا کنند تا گون خیدن این اتی شنیدند و انجار\nمیداد امروز شرف زیاده دارد قسم اکبر بید استر جو مخصوصاً ک بکشت ورنگ اشرار بخره اند و با دهنده القاه یان خلائی که پیش از\nاوت دشه اکو، نمک ، شغنا لو، جیاز سفر خش بسیار است مسکنه فان میباشند بست تن مقدر می هد چند تن از سکس خود قرار را برقرار گرفته ختیم خطرا\nو زبان ان بتقد است که هوم شد آن شفنا نامند فارسی اهل کور نیز تفاوت دارد موضع بر اشرار انداختند میان شمس گرافت چندان تن گز شمیلی در خود\nدارند اینها مخصر به امانم کی مقاومت کردند. و در غیاب اہل شج آقائی خان قره محشر سوال میخوان سالار تکلیف با\nآقای شاعال نایت صایب واله بهار خدمشی متصرفيا الملکت دران این که سگ خود من وارضات\nرهائی ملا وسل اداری اره ای با رابران استرالیان تا با ولایت خواند است نقشه تصالح ورده با زنمبر است لایک شرف\nمیدان صلاح مواد فاسده و ترم را و تا بسیار سر ستمه همراه تماماً شناخته خود با بگور ملبوس بود. شغنان که بافغانها التعلق است تابشش\nماندن کاملش او بوه قلاچه پل ام والی کند یکه بوقوع ثبت خو کرد کفر حکام مسافت هزار نفر خواهد رسید مردم شمارشی ششی تجد روستایی چندان\nاین باید شمرد.\nک ان انتا کوش شده فقاته میدن بزرگان ملاقا سعی در مقوله خود\nزراعت شان جو ارزن باقی شنگ کابل است چون نیز انجام دهنده دران سنگری می درگرتا را تبرک درین حج منظر هریانه\nزمیندار می کفنی ندارند زمستان عوض غله توت خشک را اور و های سایلین الله نا مبدوشا نماید کوند\nاصرف میرسانند ، برک ولایتی همه اب پی کش د چکایم مویت الیمن الصياح التی ان کو الف دایان قت با او با بانی کون\nروغ پوست و دهم معزت ند و اکثری در شبها روزه داری داور املاک و احوال می دو دستگیری به ناست واسلام برا کوت کو کنده\nتالار درستی یعنی نمک و روغن را نه آرد با قلی میزند میخورند اعام است اسانه با تجمع خرس او را تا دست یک ران تا ناند و بین او ضایع\nو اکثری از انها مراد حیاش انرا بخورند بعضی علمیه با مدنی الی ایت محدد مقالات مینه چگینه قلب و با بالا ام الدادات\nان"}
{"book": "adl0717", "page": 92, "text": "شماره (۱۱۹) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شنبه ۲ جوزا\nدر یک حصهٔ از سال مینمایند مردمان صاحب استطاعت شان لباس\nکرباسی یا صحنی داشته دستمالها ی ابریشمی بسروچین در بر و موزه را\nدر پا میکنند و مردم بی بضاعت شان نعلین چوبی میپوشند.\nیکی از رسوم اسفان انیست که در موقع ورود کلان شونده گان\nملی یا حکومتی یا مذهبی خویش در بنهای خود را با لابا بها و پهلوی انها\nنکاح صغیره\n(خلاصهٔ مذاکرات و تصدیقات لو یه جرگه )\nمطابق مسائل کتب شرعهٔ فقهیه و مذهب عالی\nکشیده شخصی برآید قر آن خودارد برآنهادف میواندازد و نشید یا حضرت امام عظم رحمت الله علیه با تفاق سید\nملی میخوانند. در رقص اجرا میدارند و از نغمه کشی تریاک و چرس کبار نکاح صغار صحیح است و ثمرهٔ تصرف اولیا\nدر صدد نقطه ثنا قارت عبث و اکثریه دسته دسته در حالت صغار است در نکاح صغیره . بنابران ما علماء در امر\nنشط بود شبها زده و غزلخوانی میکنند و زاد خواب خود را اکثریه فقرۀ مذکو چنین حکم و رای میدهیم که نکاح حالت هاد\nبدل تریاک و غیره و غیره میفروشند در بیماری بجز از اش جوشانده جایز وصورت نکاح شان از طرف ولی عاقد بیات\nدوائے را نمیدانند و بر طبق او امر پیروزنان خود را مراض معالجه نکاح کبار سزاوار خروار گردد و غوالاحد و ساله نمو مثل\nمیکنند دوست معظم شیر احمد خان مضمون فوق را قرا علی حضرت درینجا تقر یا همان نظری تحسب\nفرمان در موقع دوران سپهسالار غازی دران اطراف ایحضر و افکار گهر بار شانا نہ شان را که\nایکا بقلم کشیده است .\nصحیفه (۱۸۰) الی صحیفه (۱۸۳) در ضمن مذاکرات\nگیتی حماد که در آن بود او طبیب هر اکه کشته باش بیار و دلاک یہ بر نظامنامه نکاح و عروسی وقت سوری مرقوم\nکمی که دیگری میکنند برتایشان کان بلاخه طاحت از خدا با کش شده است ایراد داشتند. در خاتمه فرمودند که\nارخانه و دندان دندانم خدا الهی مکندن بحرین تابی عمره تراک است بدین مضار و تجانیف و بی انصافیها ئیکه از نکات\nمردم این خطه تا ما تنور شته باشند و مخالف تاریخ از صغیره در باین ملت محبوب افغانیت ام دیا کہ\nمآیا ر مشهور ، افقه مان ما ویست در زمانها آغاز مرحون میرود است خبر بود نانه این نصیحت پدرانه را به\nشمس الملة والدین و دور سلطنت شرقی در آنگر انطاق لباوت مان بکنم تا روز هجوم شما بلاغ دارید که جمیع الامه\nمجز شدند و انچندی ہے محافظت حکومت ایستاده از نکاح صغیره مجتنب ورزند و مجزا و تقریر شانا نہ ہو\nدر و نتیجه در هر مراتب بجز از خرابی و تباهی خود اعلام یک باریکی و گیر بیرانیز در شرح انور درک\nچیزی را ندیدند و در هر مراتب زنان شان بلنگاه کردم که حق نکاح صغیره و صغره تنها از حقوق ابی\nوبچه های شان بغلامی و اموال شان با راج میرت وجد بست که هر کدام آنها محبتی در پد رانه\nآو درین مرتبه که از شفقت دراقت رجال فعال حکومت و شفقت را نسبت بخودان دارند با\nامانیه میهیچ یک گونه ضر رو نقصانی و بهنگ عزت لویه جرگه علیحضرتا! ما ازین غمخواری و\nو ناموس برای شان عائد نیامده است،\nکمتری تان از حد ممنون\nالحمد لله والشکر که [ تفصیلات مذموره نقر موقعت متشکریم. و ماطمان در مابین و روح در تن بامات\nو خبر و معلومات مغرب شقنمان ناظر بن محبت؟ انتشار افکار ابکارتان میکوشیم. و تا توانم\nاگر نائل باشند جلا و تمامی قطغن و بدخشان مولفه نکاح صغیره حتر از میکنیم . بالاخره این مه\nمحمد نادر خان سپهسالار وزیر مختار عالیه افغانیه نیز به تکبیر و تهلیل و چک چک تمام شده\nبزرب مراجعت فرمایند. ب. د.]"}
{"book": "adl0717", "page": 93, "text": "تفصیل بهاها  عامه |ساله\nدرکابل ۹ | ۵\nدر تمام ولایات ۱۵ | ۸\nدر برون فضائی ۱۱ | ۲۰\nعلاوه ازساله هشت ماهه و سه ماهه\nقبول نمیشود. اخباریکه مجانا برای\nکسی فرستاده میشود بسته پوسته آن\nنیز بعهده او سپرده میشود\n\nحقیقت\n\nاین اخبار در انزوا از مطبع منع کابل کر کشیده\nمیشود و بارگیه آن در هر پست نه ظاهری کابل\nسکرتیر امور تحریریس میرزا محمد شریف خان\nمیباشد و د اخله آن الی ۱۵ عدد جریده مهر\nانداره واصلحا و ۱۵ در مختاری آن اوست\nاشتراک بتوسط عرایض درد و بصورت\nعقابی از عمده اجلادریافت\nمیشود (نگارنده)\nمیرزا محمد الدین کشککی\n\nدر کابل شنبه جوزا ۱۳۰۰ شمسی ذیقعد ۱۳۳۰ شمار ۱۲۰\n\nمزار اہل وطن رحم پذیر هم غیره!\nبکه در دل من کرده جا ہوا وطن همیشه می طلبم از خدا بقای وطن\nدیث فخر ف حب الوطن من الایمان چو ثابت است چرا نبودم ولا وطن\nمن گل است ذقن بلبل همیگریم که خار غصه نخلد بچگه پای وطن\nهستند وطن بس غنیمت ای یاران فزون بود زبها قیمت بہا وطن\nدایران وطن آوارگی عذاب الیم مباد بیچکسی در جهان جلاء وطن\nیحافظت ملکی خون ای وطن داران زاتفاق کنید آهنین بنای وطن\nلدروسع بکوشید تا خدا نکند قدوم مردم بیگانه آشنای وطن"}
{"book": "adl0717", "page": 94, "text": "شماره (۱۲۰) جلد اول جریده حقیقیت کابل دوشنبه ۴ جوزا\n\nمرا ز اهل وطن زخم بر مرهم غیر    سمر اسر است قاهر من\nکجا ز دامن او دست خود کنم کوتاه    اگر شود سر و مالم همه فدای وطن\nگر اختیار دهندم بهیچم دهم هرگز    حریر ملک دگر را بپوریای وطن\nهزار خانه ارژنگ و چین ماچین را    نثار کنگره قصر دلگشای وطن\nبر آوران پی دفع گزند دشمنا ن    و ان کجا و نخواهند از برای وطن\nاگر حسود کند قصد ملک یا یارب    اسیر ساز خود را بصد بلای وطن\nمگر که کور کور کر بجانب ما    نگاه تیز کند کس با دعای وطن\nهر انکه سر بوی اینوطن برافرازد    سرس چو انه شود زر اسای وطن\nمدام دخمه پا و از لطف یزدانی    بتا رو سوتزین فتح و ظفر قبای وطن\nمرا ز هموطنان التماس این است    چو بشنوند ز شیرا حمد این غنای وطن\n\nامورات تجارتیه\n(خلاصه ما گرامات نقدیات و مجلسی)\nلویه جرگه از انجا که در مواد نظامنامه اموری\nتجاریه در محکمه شریعت بحث\nو مباحثه زیاده میباشد، ثانیا چون کتبا و\nفتاوای مبارکه امانیه تدوین و تصنیف شده\nجمیع احکام شرعیه جزائئیه و حقوقیه دران\nمندرج خواهد شد کس فردان کتاب حکما\nمسائل تجارت مطابق حکام شرعے\nمندرج نشود که همه حکام تجارت تحت\nمحکمه شرعیه باشد!\n\nعلیحضرت بسیار خوب ! امروز\nماخاه که نبو دو اساس\nمحاکمات تجار و ارباب معامله\nبر طبق مقررات شرعیه بعمل اید!\n\nتذکره نفوس\nلویه جرگه تذکره نفوس که برای\nتبعه افغانستا جهت\nرعیتی و تابعیت نشان بدولت مقدس\nو تسهیل مرور و عبور شان در نقاط ادان\nمملکت مقدسه بوجه رفاه عمومی و اسار\nپاسپورت ایجاد شده نهایت عالم\nدیده میشود، اما بر پشت تذکره نوشتا\nشده که بدون وجود تذکره شاهدین\nشاهدان و طلاق و وکالت و بیع و شرط\nو عقد نکاح درست نیست، اندرا\nاین کلمات شرعا خوب نیست، لهذا\nعرض حضور اعلیحضرت والا گردید که کلمات\nمذکور از پشت تذکره محو شود!\n\nعلیحضرت خوب است دور کرده\nو بعوض ان دیگر قیودی\n(که در صفحه (۲۸۷) در ضمن مذکرات لویه جرگه)"}
{"book": "adl0717", "page": 95, "text": "شماره ۱۲۰ جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ۴ جوزا\nبر نظامنامه نفوس مندرج است بجا\nایراد میشود. اگرچه وجود آن قیود شرعی در\nتذکره نفوس برای بسیاری از جهات\nشرعی مفید بوده بساتسهیلاتی برای\nمحاکم عدلیه فراهم می آورد تا هم محض معاف\nاموال تان از ان صرف نظر میشود.\nلویجرگه یک عالمه خوشی و مسرت\nو تکبیر خوان از مباحثه\nبیز در گذشتند!\nتصویب تهدید جزا قبل از وقوع فعل\nلویجرگه تهدید جز اقبل از وقوع فعل\nشرعا محدود و مقدر نیست\nو من حیث صغر و کبر جنایت و اشخاص دزان\nتفاوت قبول میکند اولی الامر را میسزد که\nمطابق دقایق کتب شرعیه منکرات که وقوع\nمیابند بلحاظ فعل شنیع و بلحاظ اشخاص فاعلین ان\nدر وقت عمل بوقوع آن قرار مراتب اربعه که\nدر کتب شرعیه فقهیه مذکور شده بنود و جزاء\nتعزیر را از روی آن بنماید از گله و حفیف\nو درشت و تازیانه بباب قضاء القاضی\nو ضرب و حبس و تشهیر و نفی و جلای وطن و در\nامور سیاستی کبائر که در کتب فقهیه مشخص شده\nاز برای اولی الامر حسب مصلحت الوقت\nسیاست قتل کنند مثل تکرار سرقه و جو\nظلمه و مفسده و باقی جرائم منکره که در کتب\nمذکوره معین است و حد شرعی ندارد قاضی\nلازم که قرار امر و ارشاد اولی الامر که امیر\nوسلطان مان است اجرا و اقامه نماید تفضیل\nدر جرائم صغار پاسخ بلحاظ مراتب اربعه\nمذکوره طروریست اما در کبائر مثل تکرار سرقه\nو غیره که در کتب فقهیه تعزیر با لصلب\nجائز شده تفاوت نیست با خوصیت\nو در حماست او لعب حجر است دران ندارد\nبلکه مطلق اولی الامر آنها را زجرا از\nبرای مصلحت وقت عمل کرده میتواند\nو در جنایات مذکوره بعد از ثبوت\nتعیین جزای آن کرده میشود قاضی\nشرع شریف حکم فیصله را بوقوع تعزیر\nمیکند و اقسام تعزیر را مینوبسد که\nوکیل و نائب انحضرت فازی\nهر نداش را چون مورون دانسته\nسبب امتناع مجرم از ارتکاب\nآن جنایت می پندارد نظر بکند !\nلویجرگه تهدید جزا قبل از وقوع\nنیز یکی از اقوال موجه\nو متفقه بهان علمای تمیز است\nکه حال در مقابل شما حا ضرند بالته\nخیال و فکر من خاجهر هم بنا بر مصالح\nذکر چند ی ازان در ذیل تصریح\nمیشود با آنها شرکت داشت.\n(۱) اکثری از مجرمین را چون از مجازات\nو خیالات حکومت که نسبت به\nوقوع افعال شنیعه دارد قبلاً\nاطلاع یا بند همانا که بدان،\nاقدام نخواهند کرد.\n(ب) در صورتیکه اولی الامر به تهدید\nتعزیرات داخت معلوم است\nکه حکام و مأمورین دران دست\nبازی و رشوت خوری\nو لحاظ و خود غرضی نمیتوانستند .\n(ج) و هم سابق برین درباره و شنیده"}
{"book": "adl0717", "page": 96, "text": "شماره (120) جلد اول جریده حقیقته کابل دوشنبه 4 جوزا\nحکیم قاضی با امارات قویہ\nلوحه جرگه اعلیحضرت با تفض با هیجان\nو انقلاب گفتند وقف او و محاذا\nاست شما را بکار ما شرع علمای افغانستان می\nاز کتب معتبره فقهية روايات صحيحه فقهيه حنفيه متناوله\nتقدیم میکنید و همواه آن فتوی دارد کا منظور کرد و با\nحدود و حقوق عباد احکام حاکمه عادله عادلانه دار\nمیفرماي همی شود حد ا کر در دو دور تعزیرات باحکام\nمملکت اسلامیه افغانیته تماماً دلایل قویہ و امارات\nعلم خودشانرا محمول ومحتاط اصدار نمایند.\nعلیحفرت مکمل زیدین و ایالت نظریه انصاف\nو بسلامیت تافه اظهار میفرمود\nو تشکر دارم زیرا، ما قبل برین در موافع وقوع جرایم\nو لاعی قرائن و امارات سیدة بی قاضی حواله\nدر سلاسل قانون مجرمین از مادریها گواه میخواستند\nچون مدعی مظلوم گواه اورده نمیتوانست باین\nاستغاثہ خود بجز از پریشانی و نکتے سئنی برد\nشخص مدعی علیه که تجریر را نمی جوید بالعموم\nایام سابق یکی از شناسائی گفته بود که نفقه فلان\nو شاید مانند اجتماع سایر افتاب است و عموم\nبران مسموعات و تحریات و نظریات امیان\nرسیده است که باید ما ارباب جرائم سیانه\nو ترحمی کرده نشود خودتم در ابتدا شفقت را\nکردیم هرا. اب نسخه رو لانه یک حاکمه حکم کردیم آتھا\nبالاخر آن ظالم از حرکات مدعی از خود ما\nبدین سخن مجبور کردند که حکم نموده که زودن\nدولینجه بر دو پای شان انداخته شود\nلوجه جرکه یکی از میان برخاسته بوی\nعلمای محرجه و اعلیحضرت توجیه\nاظهار شادمانی کنان کلماتی را در قلب و قمع \n\nشده است که اکثری از قضات و حکام\nبواسطه همین سنا ! که حکم آن ظاهراً متصادماً\nنشده بود، و انها تعزیر مجرمین را نمینمودنانی\nتلفات از طرف مجرمین دباره اند و بدف\nامباء جنالی و ارباب غرض کرده بتوانند\nدر صورتیکه تجد بد تعزیرات از طرف\nپادشا ہی مقرر شود معلوم است که این\nغلط فہمی مغالطه نیز مدفوع و مدفوع میگیرد\nو مجرمین بخوبی میدانند که قاضی و حاکم بجزاً\nاداے وظیفہ و تعمیل احکام مقرره از خود\nبالای آنها جبری را اجرا کرده نمیتوانند\nاکنون که شما تحدید جزا را قبلاً تایی محسن\nنمی بیند یہ میخواهید که تعزیرات بعد از وقوع\nواقعه نظر بوقت و زمان فعل و فاعل و دیگر\nاشیاء بالستی داده شود لهذا بمقای محسن\nدیده میشود که تحدید جزا بعد از وقوع جراید\nو تقرراتر تنها قاضی اننا بر مضرایت ہائے\nمجدد می ازان در فوق تحصیح شد. بلکه حاکم\nو بہیئت مجلس شوره متفقاً بنمایند. در مینوت\nمعلوم است که مه در فیصله حیات خود معرض\nنمیشود و همه سد باب رشوت و لحاظ و دیگر\nاسباب میشود ـ و پسر قاضی با اثر تهدیدو\nمخوف نجات می یابند. اگر این مفکوره آمرا\nنیز لویه جرگه شیمه این نظریه شان بنمایند نمیدانم\nکه از مفاد خالی نخوابد بود !\nلوجه جرگه بسیار خوب بسیار خوب !\nضرور باید چنین شود. بعده\nعموماً با تلفظ دعا کوئی و محمد آفرین بر خیالات\nعالی اعلیحضرت غاز دو در اندیشیای بابی دبی و\nملت پیرو به عدالت کستری بشما بر با شقاً این سخن نیز\nبآواز های تکبیر و تصدیق ممر ترفیق اختتام یافت\n\nوصاحب طرق داه باب جنابات سایر او کنان جمله این پیوسته نظرات کرده\nمجائی ان پر ده حکم صورت ها را بانواع شکنجه وا قسا مرا با دیس نسبت با صرار و حبه کنان از برنج و سنگ در وگرا نداری\nیہ سر کوبہ باید اول ببر بند یه مجرم مکرر مجرم طغیان در باره در اثر آن تمام مجرمرا"}
{"book": "adl0717", "page": 97, "text": "شرایطی\nاین جریده از بابت اعطای بیکار انکر مجانات\nمیشود و بایمکاره با آن بابت حفظ ارسال\nمیگردد امور تحریریه بمکاتبانه حقیقت\nد مکاتبها واعلانات باداره تمبر پر بازی\nمیشود و در انقاش آزاد است.\nاشتراک بتوسط مطبغان دولتی با لینو\nافندی از همه جا بطرد \nمیشود (نماینده) \nبالمشر به منم \nمهران دین کی\n\nدر مقابل\nمجله حبیب\nمجلات خارجه\nاولی \nمجلات\n\nعن تربیت ادبیات و علوم\nر است برای مطعه نگاران\nانی بادل پراجرانه\n\nل اول کابل چهارشنبه جوزا ۱۳۰۴ مطابق ۲۴ ذیقعده ۱۳۴۳ (شمار (۱۲))\n\nمجلس مجازات زاخیل سمت جنوب\nدر وزارت حربيه\nروز دوشنبه ۲۰ جوزا عموم مامورین بزرگ و کوچک ملکی\nنظامی و عامه اهالی شهر و شکروبی از طبقه ادنی تا عالی\nباعضا و محکم مجانی تیجه مقابله علم وجهل یا کسب انتظار جوان\nدر تو وزارت حربیه و اطراف و جوانب و سرکهای پیر\nدروش وزارت پیگیر و ازدحام بیپایانی احضار یافته\nبند ذات اعلیحضرت غازی ساعت ۱/۲ ۹ تشریف فرما\nحفل مزبور گردید و پس از ابراز لطفی که مشتمل بر اظهار تا\nالت ملوکانه بر وقوع اینواقعه ، و مکرر احسان نوازیشی\nکه این قوم احسان فراموش فرموده اند باشطری از حرکات\nملونه و اقدامات قبیح بغاوت پیشگان سمت جنوبی و خو\nوخیم خلقت و رافت و حلم خسروانه بود برای حضار بالدار\nساخته با متعدد و ابیات را ارباب حضور اشرف خرف\nفرمود برای حضار از حرکات ناصواب علیا\n\nمرا پیا نقاب انها توضیجاتی میدادند و پس از ان بابانا\nکه در خان از نقطه نظر شفقت و رافت شمس الدین پوست\nرعیت پرور شهریار غازی می بودند با هر آنها تفیهی\nاحکام نزا امرو اعاده میفرمودند \nالحمد لله که لشکر فیق و به نام آن\nبا جمیع اعوان وانصار و عده از سمت تا بغاوا\nسمت جنوبی که تعداد آنها بیش از پنجاه و چند نفر نبود\nحکم باعدام غرزده امرو او را علی الفور پیا نما ری شوند\nلهذا به تپه سرنجان در موقعیکه یک جمعیتی از ۱ باوا که\nهیچ صورت کمتر از ۱۳ هزار نفر نبودند اطراف شمار احاطه\nنموده بودند برده شده جانثاری شدند\nو اشخاصی که حکومت از حرکات آنها نسبت بی اندیشه محکوم نفتی\nبوزارت حربیه شدند که آنها را بولایا و حکومتی افغانشانا ردا\nشناخته و انجا ز میندا ری وخانه داده شود\nو جمعی از جوانان قابل که شماری بصر رو این را برای بال ده که برای\nوتجارت کا کوه انزق الرتب و خود امرار تنا نمایند\nبرخورد این خوی لنج پس برنج و تقدیم قسم صمانت اصا اعمال اندام\nاینود اجمال مجلس جزائی انجائن ترین محارمان مفصل مجازات امجدول زیر و جریمه جدول جنایتکاران و مواد نطق ایراد داشته\n\nسفر حواله را بدست در نیم و شماری ایینه حقیقت ملاحظه کنید"}
{"book": "adl0717", "page": 98, "text": "شماره (۱۲۱) جلد اول جریدهٔ حقیقته کابل چهارشنبه ۲۰ جما\nجانی زن شرح آثار توبه داشته است، بدیهی است که سارقین\nحبس الی ماظهر وصلا ور توبه و قمار باز و زانی و دیگر مجرمین هر وقت\n(مفوضه مذاکرات و تعدیلات لوحهٔ ۲) برای توبه کردن و سوگند بخوردن\nعلمای جید که در تمام کتب فقهیه حاضرند نه تنها رجال حکومت بلکۀ\nو مسائل مفتی به حنفیه ترین افراد ملت نیز بسوگند خوردن\nحبس جانی الی زمان ظهور صلاح و آثار توبه و حلف کردن جنایت کارانش\nو معلوم شدن سیمای صالحین رنگ بمان قرآن پاکیکه بیدان سوگند\nبر چهره مجرمین مقرر است، ازین رو آرزو مندم میخورند، میپردازند جمعیت نماید\nکه نبایستی بعد از وقوع فعل فجایع و عملیات لهذا حکومت بعد از دقت تام\nجنحه و جنایت را مقرر گردید ممکن است سنجید که فلان رقم مجرم بعد از حبس\nبعضی از مجرمین از عادت بد و خوی شدن اینقدر مدت متمادی\nخرابی که در سرشت دارند تا بدان اصلاح شود این رو بر آنها مدتی معین\nموعد براه صلاح نیایند و برجاده هدایت اکنون که شما حبس جانی را الی زمان\nنپویند! و متوقع است که اکثری ظهور صلاح و آثار توبه خواهشمند\nاز مجرمین بعد از گذرانیدن چند لطفاً علمای محتم ما را قناعت\nوقت در حبس آیا و صدقاً از عملیات کنید که برای ظهور صلاح و آثار\nناصواب و رفتار نکوهیده خود تائب چنان قواعد و ضوابطی مقرر دارد\nو نادم شوند باقی شما مختارید! اگر حکومت حقیقتاً بچنان اشخاصی\nای محشر حضارته می بینند که شرع که واقعاً بصلاحیت آمده و سیمای\nشریف تا کدام اندازه صالحین و نیکوکاران در وجوهات\nبرای اصلاح حال و مآل عالم انسانیت ظاهر باشد، رها کنند و الا اگر بتوبه\nپیش بینی نموده است و بکدام مرتبه و روی و هیئت ظاهری باشد\nدرجات عالیه رحم و رافت و شفقت همینکه شما دزدی را بزندان اندازید\nرا نسبت بعباد صالحین و تا چه مقام از یک طرف طعام را بالای خود\nتهدید و تادیب گوشمالی را برای بند میکند و از جانب دیگر شروع\nمجرمین و گمرهان مقرر داشته است . میکند بگذاشتن ریش و بهمه یک\nاین نظریه شما را حاضرتم که با چند تسبیح بزرگ و مسواک کلانرا با خود\nقیود لازمه قبول و منظور نمایم لکن ما قبل میگرداند. و با وراد و وظائف نیز\nاز ان شما را بدانم که حکومت شما بند مشاغلت میورزد. پس اگر ما بدین هیئت\nکدام لحاظ زمان حبس جانی را تحدید ظاهری انها نظر کمتر از یک الی کامل"}
{"book": "adl0717", "page": 99, "text": "جوزا شماره (۱۲۱) جلد اول جریده حقیقت کابل چهار شنبه ۴ جوزا\n\nفی آیت فریب خورده آنها را بگذاریم.\nمعلوم است که داکه گیب را خوب گرگنده\nنموده گوشت را در موقعیکه برای تناولی\nگوشت اشتها دارد. رها کرده ایدو\nباین رویه بودیگر مواشی، مظلوم از دست\nخود قصاب اجل را فرستاده ایم به\nثابت گرگاند گرگ گرسنه گرچه با ادمی نیز اگر شود\nچیزیکه ذات خسروانه\nوکلا لویه‌جرگه نسبت باره باب\nجرایم فرمودند بسیار خوب نسبت\nبا انحصر برای سد ضرر و لازمه است\nبرای انها هیچ یک نوع مراعات\nتخفیفی عطا نشود.\nنی ! ابدا ما خواهش نداریم\nآن حقوقی را که خدا وند\nبرای ما عطا کرده بدست حکومت\nاسلامیه تان آنها را از ان اگرچه\nمحروم داشته امتیاز\nقانبا بایستی که این امتیاز بیک\nقوانین محدود و قواعد مرغوبی از طرف\nبرای حقه گذارده شود. !\nبطریق مقررات شرعیه\nو هدایات ذات\nخداوند ما علما برای امتیاز صالحین از\nما بین چنان شرائطی را وضع میکنیم تا مجرمین\nاز ان استفاده کرده نتوانند و\nرهبران خود ذات پادشاهی\nامورات تعزیری مختار مطلق اند\nور وجهی که بران قیود و شروط\nگذاشته هیچ است و در ست .\n\nدر صورتیکه اختیار هیچ\nعلیحضر قیود و شروط و تحدید\nتعزیرات از حقوق پادشاه اسلام\nاست مطمئن باشید که اصول بخوبی\nرا برای امتیاز مجرم و غیر مجرم و شخص\nبا دیانت و مرد صاحب خیانت\nمقرر خواهم داشت .\n\nقتل سارق تکرار سرقه\nلویه‌جرگه اه مراتب را بنظر اعتبار\nدر قوانین مشوره مذکور\nگشت صرف برای ادامه\nانضباط و امنیت عمومی و رفع\nسرقات و دزد های معمولی\nاز روی مسائل مفتی به شرعیه\nچنان فتوایی را بحضور مبارک\nتقدیم میکنیم که سارق ضرور\nبا بد بعد از اینکه مکرر در سرقه\nگرفته شود و یا بروی ثابت\nگردد سیاستا بقتل برسد!\n\nعلیحضرت و لویه‌جرگه\nبکمال مسرت و کف\nزدنهای شادمانی این\nنظریه را قبول فرموده ازین\nگفت و شنید دلچسپ نیز\nدر گذشتند !"}
{"book": "adl0717", "page": 100, "text": "شماره (۱۲۱) جلد اول جریده حقیقت کابل چهار شنبه (٦) جوزا\n\nعوض نفوس و بدل عسکری\n\nلویه جرگه \nخدمت عسکری خدمتی است ندا \nبا شرف ما برای همه گونه \nاو امر فرمانش همایونی که در عالم عسکری برائے ما \nبفرمائید سرسمناً و طاعتاً حاضریم و آماده ایم فاما \nبرائے آسایش اهالی نسخه جات عمومی بر \nطبق مقررات شرعی جریده میدارم که عموم افراد \nافغانی بکمال شوق شغف و رضا و رغبت خودہا \nبعسکر می آیند. اشخاصیکه خودشان آمده نتوانستم \nو از دولت خواهش کنند از وشان بدل نقدی \nکه حکومت مقرر دارد برائے مصارف محمد تفنگ \nو استحکام سرحدات و دیگر تجهیزات عسکر محصل بیت المال \nقبول کند. با کشی که جاه است این خواهش شما را \nقبول کند. و اگر خودان مرد اصالتاً شامل عسکری \nشدہ نے توانست. امیدواریم که حکومت شرایط \nذیل از وی عوض را قبول کند. شرط اول اینی که \nعوض قرار که شخص اصل جلب شود که یا دیگر عضو بنانا \nبدل نقدی چهار صد روپیه بدهید با خودش بالذات \nخدمت عسکر می را نمایند. دویم ہمتا ریخی که خود او \nو یا عوض دیگرا آن حاضر خدمت شود از همان تاریخ \nتا دو سال خدمت عسکری را اکمال نماید. \nسوم اگر اسلحه دولت را عوض مفقود کند و یا در حین \nفرار شدن با خود ببرد تاوان آن بذمه شخص اصلی \nاست. چهارم سن عرضی قریب سن نفیری که \nبقرار نظامنامه جلب میشود خواهد بود پنجم عوضی \nاگر در حین داخل بودن ملازمت عسکری فوت \nشود و تاریخ اکمال خدمت آن بر سر نرسیده \nباشد دیگر به شخص اصل تکلیف نیست.\n\nشرط ششم کسے که بقوه و دوره خدمت \nعسکریہ اکمال کرده باشد عوض شخص دیگر \nمنظور نمی گردد. \nهفتم :- بوقت اعلان حرب شخص عوضی \nکه تعلیم یافته فن حرب است حاضر شود. \nهشتم :- بعد از اعلان حرب بدل نقدی \nمنظور نیست.\n\nاعلیحضرت بسیار خوب شد حکومت شرائط \nفوق ہم از شما عوض را قبول میکند و هم بدل \nعسکریہ بمبلغ چهار صد روپیه از اشخاصی که \nبه شخصاً خودش شامل نظام شدہ مے تواند \nو نه عوض بر ایشان دستگیری میکند قبول دارد \nدیگر تعدیلاتی را که در نظامنامه نفوس شما \nاید چون درین بحث بیان نشود بدمان \nمیکنم که فراموش خاطرنان شده اینک شمه \nآن تعدیلات شمار اینجا طر دارم که می خواہم \n(۱) در آینده حواله نفوس بحضور مجلس کو \nبه عمل آید ( ۲ ) عمر اشخاص در کتاب نفوس \nبعبارت فارسی تحریر شود ( ۳ ) محلات شما \nمعذور و بیکس را در صورتے کہ پارم \nدرست باشد مامورین محلی نفوس ملاحظه \nبرخواست بد به نشینند\n\nلویه جرگه\n\nبحال کر مجوشی و یک عالم شادمانی این فرمان \nهمایونی را شنید و برین حق گوئی و حق پرستی \nو انصاف شعاری و قوه حافظه پادشاه \nدعاگوئے با بسیار نمود و همانا از رسانه \nہائے تکبیر و کف زدنہائے خرمی بخصوم \nو آفرین نمودند."}
{"book": "adl0717", "page": 101, "text": "تفصیل مقامات قیمت بروپه\nماهه ساله\nدرکابل ۵ ۹\nداخل افغانستان ۷ ۱۱\nممالک خارجی ۸ ۱۵\nاز راه پسته ۱۱ ۲۰\nدرکابل ۶ ماهه ۵ ساله ۹\nداخله افغانستان ۶ ماهه ۷ ساله ۱۱\nممالک خارجی ۶ ماهه ۸ ساله ۱۵\nاز راه پسته ۶ ماهه ۱۱ ساله ۲۰\nبشرط اسناداد علما و طلبه\nان مکاتب کو کبا بقا بلی\nو اساتذه بلاد شرقی\nنصفه مو اور پرس شود\n\nقواعد حفظ نسخه\nاین اخبار بعنوان نام اعظم در کابل طبع و دایر\nنبوده و مرکز انتا در ریاست دار الامضا\nمیگردد امور محریری مندرجه حقیقت دار\nو مقاله واصله به اداره نامه حریره در\nاندراج و اصلاح و عدم اشارتی آزاد است\nاشتراک بتوسط خزان دولتی یا بصورت\nنقدی از جمد یا فته در یا\nمیشود (نگارنده)\nبنان الدین کشککی\n\nحقیقت ۱۳۰۳\n\nجلد اول کابل شنبه ۹ جوزای ۱۳۰۳ سرطان ۷ ذیقعده ۱۳۴۲ق شماره (۴۲)\n\nسعی کن تا اهل دنیا را بهم الفت دہی\n\nبه رفع احتیاج از خصم از اہل نفاق\nنیست چیزی خوبتر از اجتماع و اتفاق\nاجتماع و اتفاق هر بزرگان بیشه است\nمیتوان با تیشه زد او ریشه اشجار نفاق\nالخذر از آشیان اہل نفاق ای دوست تا\nهر کجا افته بروز محنت و ابواب و درد\nاز منافق کن فرار از چهره اش با چیین و انسه\nگر ز اہل شام باشد یا که اہل عراق\nفتنه میبارد ز هر خاص منافق روز و شب\nروز و شب بگریز از اہل نفاق و شقاق\nای مسافر حق پرست این صلح و نصف در\nآن نفاق کو بود اندر معیار جفت طلاق\nباید اول در خصال اتصال اہل فصل\nگر که خواهی وصال یار را بعد از فراق\nاز برای اجتماع خویشتن بر جهد کن\nهر که مهلکو و امین باشد نجود کن اتفاق\nسعی کن تا اہل دنیا را بهم الفت دہی\nهر خرابی را بکون آباد از راه وفاق\nگر ترا مردانگی باشد برای کار خلق\nخیز از جا کا ر زل شد بشستن من و ماق\nروز و شبت در تکا پو بد بود شب کوشوری\nگر بود خورشید و ماه حتا غش در حماق\nکاه را گر جمع بنمائی نشود کوہی بزرگ\nدر بیابان میر د بادش بوقت افتراق\nچونکو جمعیتی متفق گردند می یابند سود\nپس خر منعت در قومی اگر افتد شقاق\nگر نباشد اجتماع کار آسان شد\nسخت کار انفرادی میشود در ارتزاق\nصادقا بر دشمتی یا دوست کر یا درسی؟\nدوستانرا متفق کن با کمال اشتیاق"}
{"book": "adl0717", "page": 102, "text": "شماره (۲۶) جلد اول جریدۀ حقیقت کابل شنبه ۹ جوزا\nمأمورین حاکمه در محاکم\nسمت قضاء را بعهده نگیرند\n(حوط مذاکرات و مقولات لویه‌جرگه)\n\nلويه جرگه محض جهت بازدید جمیع امور\nمملکتی و مطلع بودن قضات\nو مأمورین عدلیه از گذارشات حکومتی در\nمجلس عالی مشوره مقامی چنان معروض\nمیدارد که قضاوت و مفتیان در محاکم مأمورین\nنیز باید شامل شده حصه گیرند تا طرفین از روی\nاختلاط و تشبث درخواست برای\nخودشان ایستاده بکنند !\nاعلیحضرت سابق برین ما از محاکم شرعیه\nو قوۀ عدلیه دست حکام\nو مأمورین را کاملاً دور کرده و آنها را از هم\nعلیحده و بکار های مفوضه خودشان یکرده\nتنها گذار ده بودیم تا احدی نتواند که در\nامورات عدلیه مداخله کند. حال شما چنان\nخواهش میکنید که باید قضات و مفتیها نزد\nحاکم و مأمورین حصه گیرند. خوب است من\nشما را ازین اظهار تان منع نمیکنم در هر یکثرا\nباید وکلای منتخبه شما از چنان اشخاص درا\nو صاحب کفایت منتخب و معین شوند تا موجب\nتضییع اوقات و سرگردانی قاضی صاحبان\nو محاکم عدلیه ناشده کار های اهالی فضلاً و\nتعویق نماند و همان وکیل منتخبه شما که عالم است\nدر محاکم مأمورین حصه گیر دو مرافعه بالادست\nبر طبقه مذکوره تان بنماید در صورتیکه رؤسا\nو اعضای محترم منتخبۀ محاکم مأمورین اشخاص\nعالمه و دانسته و فهمیده باشند پس حاجت\nبحفظ اقاضی و مفتی بودن چیست ؟\n\nلویه جرگه برین مسئله ظهار مسرت نموده\nاین جملات همایونی منتج\nکف زدنهای مسرت تحسین گردید\nتأسیس دار العلوم عربیه در پایتخت\nچون خیالات جهاندرانۀ\nلویه جرگه اعلیحضرت غازی مآب\nبترقی امورات دینی و اسلامی و مادی\nسیاسی و اقتصادی و اجتماعی ما ملت\nبوده و هست لهذا برای ترقی و رفاه\nعظم و تعالیات از مدارالرحمتت شمسه\nو سکنۀ جسور افغانستان عطف توجه\nشاهانه شانرا با علمای مشایخ و سادات\nو سکنۀ لویه جرگه بسوی من بسط مهمی\nکه یک دارالعلوم عربی جامع علوم ادبیه\nو تفاسیر و عقاید و فقه و اصول و علم کلام\nتاریخ وغیره در انصار حقه وافغانیه\nمثل قندهار و هرات و مزار شریف\nو غیره ولایات و حکومتی ها اعلی یک\nعلی الاصل متدین بهمان محل به نظام\nدارالعلوم سلامیه (دیوبند) و صواب\nجرگه تأسیس گردد. زیرا که اصل الاصول\nمسئله زبان عربی دیده میشود اوزان\nهم فقط عربی است تا ابتدای مکتبی شریعت\nمتعلمین این دارالعلوم استخراج رسائل\nفارسیه را از برای تفهیمه مکاتب\nو تصنیف و تألیف و وعظ و نصیحت\nتبلیغ و ارشاد و ایقاظ ذابلین فیضان\nدر هر محفل و مجلس عالی که ضرور شمرده\nاجرا بنمایند. چون در دول اسلامیه"}
{"book": "adl0717", "page": 103, "text": "جوزا شمارهٔ (۱۲۲) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شنبه ۳ جوزا\n\nطولیکه بتصرف غیر مسلمه محو شده و دولت مستقله افغانیه از مساعیات حضور شما بآن الحمد لله از تصرف غیر خالی و خلاصی مییابد این چارتر روزون و تأکداتم انداز تأسیس یک مؤسسه خیریه دینیه درین سرزمین دیانت قرین اسلامیه مرغوب خواهد بود. من فقیر چگونه و به تجربه دیده ام که در جذبات عمدهٔ اسلام مثل جهاد قوت علمای طلبا و علمای عربی اثر زیاد میبخشد و با نتایج مفیده می میماید بعرض مذکور نمایان منظور میشود در فرصت قلیل بکمال میل طلباء فارغ التحصیل شده بخدمت دین و دولت مشغول متوجه گویا اساس ترقی و حساس قوم دیده میشود و تکمیل استقلال علی وجه التمام حاصل میشود\nو نیز بنا بر خیالات خود بپابندی اسلام و شریعت پروری عالیحضرت معارف گستر امینمائیم که شعب مکتب الحفاظ از برای حفظ الفاظ قانون شرعی که قرآن عظیم الشان میباشد تأسیس شده تا افرا لازم می بینیم تاسلسله حفظ قرآن مبارک نیز منقطع نشود.\nاعلیحضر تامن ازین محرک عمده و والا تاثیر شما که از مدتی مرکوز نظر حکومت تان بود بکمال مسرت و امتنان خودم را بعرض رسانیده شما را مطلع و عالی میگنم که شما تصور نکنند که وزارت معارف افغانستان با اولیای دم عاجزتان تا هنوز در بارهٔ تأسیس دارالعلوم اسلامیه خیالی نداشته و فقط ازین یادآوری شما در صدد ترتیب آن میبراید فی! بلکه از زمانیکه اساس عجیز و وزارت معارف بنا در چوکتی این دارالعلوم و پروگرام و نصاب تعلیم و طرز سباق وغیره\nلوازم آلت اما تا حال نه بر کدام مکتب جامع او موفق شده ایم و نه یک اصولا بخوبی اقران بنظره رسیده است. و نه معلم ولی طوریکه برای یک دارالعلوم اسلامیه در همچو یک مملکت مقدس افغانیه لازم باشد سراغ نموده ایم لهذا یکجا که این درود محمود شما علمای اعلام و فضلا کرام را بمحمد مشکلات و موانعات سد تاسیس این مدرسه عرفانه بود تقریر ساطری گشت و اینک همین نزدیکه با با تفاق آراء علمای منتخب تان وزارت معارف بتکمیل این محرک سرا پا تبریک این مدرسه مدسه نان بتمامها میپردازد. و اولا با سیاق این اصول مسعود و انجاح این مسئول محمود تان که دارالعلوم و مکتب الحفاظ است با مالت کابل اغاز میشود و متعاقباً بر همان اصول اگر جمعیت خانو نداری باشد در ولایات و یا شونیهای اعلی افغانی نیز اجراآت بعمل می آید. گمان میکنم که برای تعلیم علوم عربیه و کتب اسلامیه طلبہ مکاتب عمومیه بعد از اینکه نصاب شدیده تمام کنند داخل شوند بهتر خواهد بود. و برای سهلا و شاسیلا بهم خواهد رسید.\nازین منکوره سراپا حسنه ذات شاهانه اظهار مسرت بیحد و قعونا بسیار را نموده این مبحث مقدس بمدظله هه\n\nمسائل احتسابى\nلوحه گه چون توجهات اعلیحضر غازی به شریعت پروری بدرجه اقصی دیده میشود لہذا یک فقره برای ضرورت اجرای فرعیات شرعیت و"}
{"book": "adl0717", "page": 104, "text": "شماره (۱۲۶) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شنبه ۹ جوزا\nچهار زن را در حبالهٔ نکاح خود می آورد و حقوقی را بحکومت می پرداختند، جوان مصدق و محصول هم عدالتی حقیقی بوجود نامد! لوجه که چنان مناسب می انگارد که محصول و مصدق دور شود و هر مردیکه بعدالت و مساوات در بین ازواج خود رفتار نکند مجازات لازمه مقرر شود، و هرشخصیکه ازواج عارضات خود را باستقامت نمیگذارد. و این مسئله بحکومت بتوسط محاکم ملایم شود تعزیر نقدیکه مقرر شد. بمحاکم مطلوبه نماید تا بوجه کمالی چنانکه مبانی شرعی محمدی است اجرای خوبی بطریق مرغوب بعمل می آید\nخوب است! پس این نظریه را هم بذریعه تحریر و تدارک تا اقامت الان که تا مانه هفتم ازین مروائحقه اختیار بازار در اینجا یکیجدت استلاند یاب غوره کشو منظومه شرف داده که دائما شریقت جوان افیش را شائیه افکار کند ظاہرآلآن بعضی محصول را القا نمودم!\nازین بجهت نیز بکمال مسرت درگاه احدیت گزینند عطوفه جید شاهانه را بمساعی مرافق\nبدین شرح باز و نظامنامه تعزیر و پرسش\nتعدیل ماده (۳) دین افغانیت این است که و مذهبی عمومی آن مذہب عظیم دگما بابل جنود یه و هنود که در افغانستان مستنده سابق اند و مجله اعمینه تابع بوده بشرطیکه آسایش و آداب عامه را اخلال نکنند، نیز تحت تأمین گرفته میشوند!\nتعدیل ماده (۹) کافه تبعه افغانستاد امور دینی و مذهبی قطعا آسیاستی دولت علیه خود پابند و مقید بوده آزادی حقوق شخصی خود را مالک هستند!\n\nتعدیل بعض اثبات مقدسه اسلامیه عرض میشود که نظام احتسابی بترتیب شود و قرار نوشته یکسالت القضاة امانیه، بایستی یکنفر محتسب دیندار و عالم در هر علاقه مقرر شود تا از نماز و امامها و مسائل و امورات شرعیه مطلع بوده بتحقیقات و تأکیدات لازمه مذهبی را خوبتر بجریان آورد و جمیع امور دینی را از قبیل امر بالمعروف و نهی عن المنکر و تبلیغ اعلانات ملت را باخبری داده باشد و حسن توجه شاهانه را در بارهٔ مساجد و انمه و مؤذنین خواستاریم!\nاین مسئله را نیز سابق برین علمای تمییز و وزارت عدلیه ما تحت تدقیق آورده درین روزها باور صد در ترتیب نظامنامهٔ احتساب و تقرر محتسبین با دیانت بودیم، خوب شد از حسن معاونت شما علما نظامنامهٔ مزبور بیک صورت جامع و مانع مرتب بخواهد شد و اجراآت نیز حسب دلخواه بعمل خواهد آمد و هم چنانکه تنظیم معاش مؤذنین و ائمه ولو از هر مساجد واز ساحه بهم آمده است عنقریب از سائر نقاط مملکت افغانیه باصول لازمه در شرف انتظام است، مطمئن باشید.\nازین شریعت پروری شاهانه خواهی حکومت متبوعه افغانی خود اظهار مسرت و حامد بی آفرین نمودند.\nبشخصی که سه، چهار زن میکند مجازات شخصی ازواج خواهم\nعلمحضار! با اینکه سابق برین نیز تعدد ازواج ممنوع نبوده و اشخاص علیمحض عرض میخواستند که بشرط مصدق\n\nتعدیل ماده (۳۷) هیچکسر بانواع شکنجه امر نخواهد داد،، ضابطه و تعزیری شرعی و نظامات دولت سرکار و حقوق حکام در منع جرایم تنظیم یافته تعزیر حاکم شرع هم بضرورت تمدن و حفظ اشیا و تدابیر اموال نظر بصلاح وقتی در خانه سازی محلات از ساحه احتساب باید بی تعزیر نگذرد تا اقامت داده شود."}
{"book": "adl0717", "page": 105, "text": "باقیات ضوابط\nاین اخبار نظر با لا انقطاع کامل یکدفعه\nبشوق و جبر میانه ببر برای ناظران رسا\nمیگردد اسهر و که خریدار یکان انحقیقت نواند\nو مقالات اصلی در اداره مانده جریان در\nامداد و صلاح و عدم نقا یش زاد است\nاشتراک توسط خزاین دولتی و بصورت\nنقدی با زوجه حما قبلا دریاقت\nمیشود (نگارنده)\nبها الدیک کشمکی\n\nشرح اشتراک\nتفصیل مقامات قیمت برویپیه\n۶ ماهه سالیانه\nدر کابل ۹ ۵\nداخل افغانستتان ۱۱ ۷\nخارجه ۱۵ ۸\nاز او سفا ۳۰ ۱۱\nطلبه اساتذ و علما و طلبه\nاز اکابر که تانا علی\nاوسط دفتر ق\nاز اعوان که بیش از\n\nحقیقت\n\nالدول کابل یکشنبه ۱۱ جوزا ۱۳۰۴ ش مطابق ۹ ذیقعده ۱۳۴۳ ق شماره (۱۲۳)\n\nتعاملی قیام معاد طلا و یاقو\nعالیقدر عبد الواسع خان شقوا که با اخراج معا طلا و یاقوت\nکه در ارغنداب مدتها معینه قرار داد کار با انقطاع مذکور را\nدر تو انست - لهذ ابموجب خطی داد قرار داد منسوخ\nپندار میشود که وزارت تجارت جہت آزادین امتیاز\nمذکور باطالبا بن انحجر در تجله قرار داد جدید است.\nپیکشی\nکار های سل کشی که با رسال حزنیه خیلوبه\nنداره و آمد امسال سمانه کو مک می بر ماند\nامده اند. مدیر ایسی که در سال قبل معلم خلیو به بعهده او\nنسبت بر غیله او تنقیش یهم امسال بصورتی استخدامی حکومت\nاداره تعلیم دوباره مقرر شده است.\n\nامتداد تلگراف\nقرار جباله عاد اصله، تلگراف سمدار که در شهر آرانمانا\nبطور وزیر سه تا کنون زرا قده چین بعهده در بگه درخت)\nرسیده، با موضع مزبور باندازه (۴۱) پایه تمام شده بچه\nروزه کار جدیدت جاریست به تحقیقات نیز مانند\nد قریه لید از خداوند توفیقات کاملر بعاملین این مساعی\nنداشتن می آرزو و اتمام، و عمارت ا ما درا جیم پاسدار و جبار\n\nقطع سارق\nاطلا عیگار ز دائر خواند ا کو نون\nباداره مار سیا منحصرت که\n\nسرحد قندهار\nکار نهر سراج قندها بریتین نقدی\nدر صورت مهندسی بشرح از توجه\nنظارت تجارت از حضور ابادی دستور\nابایی منظور پی یافت هسست، و\nدار کشتی سازی در با هیرمنده اصلاحات\nمجاری مضافات قندها رنیز محول به\nمتذکر شده است. ( ثروت )\n\nفیض محمد بن نور محمد بن محمد حسن خورده مسکن مخلاف ولایت هرات\nمحمود بن محمد طالب نعیم بن حو حلیم کیهم بن عبد احد تو خی باشه\nقرینه ده شادی سرقت نموده بود. مدعی مد علیه\nمذکوریان مورد احتمال و تحقق آمده او اقرار رق در قوماندانی\nپشتنو اند در ریاست نظمبه مرکزی ولایت قندہار محمد محه\nبندیم شده بلگره دت محمد کمرینجان خاندار پولییس خود شامبنیه\nبچست شده و تبا طو ر حکم فبهر شده اند - در حکما ز دو نفریقا\nتبداء کارق زبور اقرار بیرته ده بوده محض در ف قاضی\nنوت نیر اقرار نمود امطابق خلیل حمکہ شرعیہ بخرا مکبور در چهار شنبه\n\n۲۱ حوت سال جاری دست های چپ و راست ایشان از بند های مچ های شان بریده شده ( طلوع افغان )\nدر شماره سابق اجزای دزدان را نیز چنین نوشته بودند چاره دزد همین است که بگم می دست گیره شده به بیا یند ."}
{"book": "adl0717", "page": 106, "text": "شماره (۱۳) جلد اول جریدهٔ حقیقیت کابل دوشنبه ۱۱ جوزا\nمذاکرات لویه جرگی در تنقیح حدود و احکام شرعیه\nمسائل آتی با انیکه درین سر زمین مشکات\nقرین افغانستان نه قبل برین بوده و نه بالفعل است\nو نه در اتیه بفضل خداوند و روحانیت\nحضرت رسالت پناهی و حسن ساعی اعلیحضر\nغازی دار السلطنه و دیگر سلاطین اسلامی افغانی\nبوجود خواهد آمد با وجود آن لویه جرگه نقدات جاله\nبطور توصیه و تأکید بحضور اعلیحضرت عظیم غازی\nخویش عرض پیش نهاد نموده اند تا در اتیه\nبنوع من الانواع در عمل و قوع و وجود نیاب\nلویه جرگه چنانچه الی الان از حق شناسی و\nحقیقت پسندی اعلیحضرت عظیم غا\nمان انتخاب و مقرری مامورین بطور حقیقی صورت\nواقعی بعمل آمده در اتیه نیز بایستی در انتخاب و\nمقرر مامورین دولتی دقت و تعمق مزیدے\nبکار برده شود و هر کار باهل همان کار تفویض\nو تسلیم شود\nاعلیحضرت بسیار خوب است الان کا مالان\nانتخاب و تقرر مامورین را در\nافغانستان موقوف و منحصر باهلیت میداریم.\n( تشکر لویه جرگه )\nلویه جرگه ما تعلیمات طلبه موجوده افغانی\nکه بالسنه اجنبی جهت افاده علوم\nعالی و تعلیم علوم مروجه حالی مشغولیت دارند\nمحض بغرض الحصول ترقیات حاضره و تعالیا\nموجوده دنیای امروزه که افغانستان بدان بسیار\nمحتاج و شایق میگوییم بنظر ستحسنا نگریسته جائز میدارم\nمشروط برینکه در عقیده ها ی قسمیکه وصولات\nعقایدیه دینیه این نو با و گان وطنی ما خلل و\nنقصانی وارد نگشته غیر از رفع احتیاجات خواهر\nدران تعلیمات مشاغلت ورزند بهر کم و هیچوا\nاسلامیه و عقائد و روایات مذهبیه خود قبلا کا\nاطلاعات نموده باشند.\nاعلیحضرت بسیار خوب احکومتا\nو تعلیم السته غیر مسلم را محض برام\nرفع ضرورت و دفع احتیاجات ملت ممد\nو دولت جائز می پندارد و هیئه مترقبه\nگمان است که در عقائد و اصول دینیات\nاین فرزندان افغانیة اسلامیه ما اصلاح نقصا\nبوقوع نینجامد برای طلبہ مکتب ہائے دارال\nالسنه فرنسه و المانی را می اموزند در میان کا\nتعلیمات اسلامی نیز مانند قرأت، دینیات\nفارسی عقائد و حسن خط اسلامی نیز تعلیم دار\nو نگران مترقب حرکات و افعال شان دار\nوطنی شان میباشند و برای آن طلبه افغان\nکه بممالک جهت تعلیم فرستاده اند بجهد شما معا\nکه علاوه بر نگران وزرائے مختار و سفرا املای\nمفتش علمی و دیگران مبلاگانه و معلمین اسلامی\nنیز مقرر است تا در اخلاق و عادات شان\nنقص و سوئی وارد نشود (مسرت لویه جبر\nو غلغله تکبیر و اواز ہائے دعا گوئی عمومی )\nلویه جرگه طور یک از عهد سلاطین ماضین ما\nینجا لیکه در عصر اسلامیت درین\nحصر را نید خرید و فروش و استعمال شراب کما\nاست درین مملکت افغانستان بانت نشان\nممنوع و ادخال ان مسدود بوده و هست\nاتیه نیزا میدواریم که این حبر امیت در دایره\nمملکت ما حدا مقداریه فروش استعمال میشد\nاعلیحضرت شربا نجانه و خمد و شراب امین\nو فروش آن تا قبل برین دو\nشماره\nمقتدیرا\nنیز جدا\nدرین ح\nلویه\nاعلیحضرت\nنمودند ک\nنظیرا\nنام ان\nدار العلوم\nدر تمام\nایک عالم\nو خرمت\nنیز دست\nلکه فراگ\nحضار را\nایرانین\nعلمیه سر\nام که\nاندری\nمباحث\nاین ترنتین\nدلیل و نظر\nما حت\nتعداد نید\nالاست و ا\nدا\nقسمها -\nدیده را\nانشاء الله ک"}
{"book": "adl0717", "page": 107, "text": "جوزا شماره (۳۳) جلد اول جریده حقیقیت کابل دوشنبه ۱۱ جوزا\n\nبداخل افغانستان بوده و طنی محال میباشد و در آتیه\nبرجواز دخول و اتفاق بتیاع و استرداد امثل صلح\nاین خاک پاک ممانعت میکنیم .\nدیگر که برا نضاف پسندی شریعت پروری\nو حقایق گوئی و حقیقت خواہی\nحضرت غازی باندازه اظہار شادمانی و مسرت\nبود که تفصیل آن بتطویل می انجامد و چندان\nلقبای دعائیہ را ایراد داشتند که قلمد نمودن\nآن کار ما را امتداد میدهد.\nمخلص بعد از یکه تمام عرایض و خلاصه احزامات\nملاها و تعدیلات لو یہ جر گہ را بر فوق ذکر نا خون ہے\nحکام آن ذات جہانبانی اظهار موافقت قردری\nل طر می و نشاطت و یکجهان خوشنودی و\nحرت در سر تا سر این بارگاه عالی پایگاه از ین اظهار\nریت پرورانہ و اوضاع اسلامیت خواهانه شار\nگشت ذات جہانبانی شطح ادعیہ و کلات\nار را نموده یک نطق فصالح و مهیجی را بریاقات\nنمودند که اجمال آن قرار آتی قلمدار میگردد. ح\nشما همگی که ناظر منخو است.\nآنر اندریس پرده تقدیر بدیده\nدائے و اشما کم محاکمه در بین قدر مدت قلیل اینطور\nرطویل آفاقی تمدار و اتحاد افکار طور یگانها\nین ارکان افغانستانیکه قرنها در تمام رو جهان\nمثیل و نظیر آن دیده نشده است بیان رسید و\nاجابت به خبرهای سفید و سیاه که حاضر کرد و بونه\nزیرا که مقصد ہمہ ما بلندی دین و بهبود کے\nت و آبا دہی مملکت بود.\nدل دشمنان ترقی د تعالی افغانستان بخون\nاینها سه شان ازین اجلاس او تحاد و وجود\nپند و رو سیاه شده حشر الدنیا، والآخره گشتند\nنشاالله که این مجلس بر با مادیات و معنویات\n\nو ترقیات آتیه ما قواعد عظیم الثانی را بفضل و مرحمت\nایزد منان در روحانیت پیغمبر آخر الزمان بوجود میانه\nقبلاً ہمہ کہ مبدشر اعطای افغانستان و بر\nخلاف تبلیغات و همریا کند دشمنان تان در بیروت\nتقاعد و ماده نظامنامه ها دولت متبوعه آن شور\nتحقیق و تدقیق را بکار بر دید مسئله و فقره را که بر\nخلاف شرع انور باشد. ملاحظه نمودید و تمام\nاساس شالودہ حکومت اسلامیہ تا نزا چنانچ در\nاول جرگه شما گفته بودم بر اساس شرع متین و حنیف\nو شرع شریف عدک نمودید آن چند مسئله را که\nعلما سبق تمیز از مسائر ضعیف شرعیه در وا باب\nمرجوعہ فقہیہ داخل نظامات نموده بودند نیز از\nحسن مساعی شما بمسا ئل قویہ و روایا مفتی تبدیل با شد\nبلی ! اگر بعد از شکر شما علما و فضلا، وكلا وجزر\nافغانستان تمام نظا ما ما درق زدند. و بر تمام از جمله\nاوراق نمودید و پیچکر مسئله مندرجہ او را بر خلاف\nشرع بیضاء محمدی ندیدید. اگر احدی بغرض نفسانی\nوالقای شقاق و عناد بگوید که نظامنامه خلاف\nشرع است چون من خودم را خادم شرع مبین دیا\nو سوگند میخورم که بقدر یک سرموی تجاوز و مخالفت\nاز مقررات شرعی نمی پسندم . البته کله اور حکومت\nشما مجله از اکاذبید بیخار شو ملک خواهد کرد.\nشخصیکه لغرض اصلاح د دلسوزی و مطاونت\nبا حکومت بعض لغزش د سهو و خطا را که لازم نوع\nبشر است و در توانیم حکومتی که مقتبس از کتب معتبره\nشرعی است بیکھو ھاسا مجلس عالی شورا و یا وکیل شیخ\nخودش که در ریاست شورا میسجود است اطلاع بدهد\nو راه نظریہ و تنقید و تعدیل خودش در ہر مسئلہ و فقره\nکه انتقال میکند . البتہ موجی منت حکومت است.\n(درینجا با اینکه ذات شاہانہ کلام خود را نا تما مزایده\nبعضه اما جوش خروش لو یہ جر گہ نطق ملوکانہ را قطع کرده"}
{"book": "adl0717", "page": 108, "text": "شماره (۲۳) جلد اول\nجریدۀ حقیقت کابل\nدوشنبه ۱۱ جوزا\n\nلوحۀ برگه\nعلحضرتا ! سروجانی مال ناموس مبنی فدا تو کیفر خون و تالیات شرارتا با عملی و مکمنات سینه که ازین مشوره و مغایبه و تبادل افکار یکه در بین شما نقابها و رعایا صادق اشع بدین بام بوجود گر لعل آمدن آنام دردها با ده اشد و نما خوشحالا الا چشم دشمنان کور شد و زخم دل بدخواهان ناسور ! با برد جود مسعود بنجو تو شاهی شا کرد که از ابتداس جرگه الی الآن دودو و سه ساعت بلکه از اول تا آخر بدینجای گاه مقام شاه وجب بیانی خود نشسته بایستاده بیانات شیرانی وجدبت تنویر افکار و روشنی ابصارا هدایات فیمانی و مارا میگذارید که بر سر تعظیم تا از جای خود سر کنیم و اوامرو هدایات و نظرات اولی الامرانه خود را بحفظ عرض میکند با فدام مخاطبه میفرمانید!\n\nکسیکه بعد از من از شما و یا از نظامات شما که تاجی با تار شرع بیضای احمدیست شکایت کند معلوم است که آن مرتد تباه کار نعمت کبر و مکرر ما و قنا نیند معاندین دشمن افغانستانسیت اعلیحضرتا! این مررو شروع پرون است که سابق برین ترین افواہات بی سرو پایکه در سر تاسر افغاس طرفین بندار بود و یا بعدازین میشود یا آنکه بطرف خاندس عظیمست و یا بواسطه تحریک مشت خارج بد یکه نام ازین دو فریق که رسبا این طریق شوند و یا کسی این کلمات را در زبان نماید شرو واصدر رود باید وی بکیفر کردارش بدتر سیاست کشیده شود!\n\nعلمای لوحۀ برگه\nاعلیحضر تا! امحی که در نظامات دولتی بمساعی سری که خارج از دائرہ شر انور باشند با و قدم امثال ضعیفه درد ایا مرحومه را که با صلد و تعدیل نموده کم میتر از دائر شرع شد خارج نمی دانم . و بالفعل تمام نظامات دولتی را عینا مطابق مقرر اتسعی می نگاریم پس ہر سیکه در مقرات شرعیه توهی می کند جزا مجا نا ان خود شهر یا و همانند بقا از عمل اله قتل سیاستا مجاز و مختار ند و اصلاً خاکی کے کہ راظہار و اقرار ناما ہمتا امثال برین حال سراپا و با لکر مقصد نفاق و شقاق درین امت تا محدیه و می پرست ذات جهانیار و هو مجالات این سیدم عالیحضرت نبی ہم مطلقا با خونری می کنم که تا حد حق نگو بدا ی شکر نفضلا وتعالى شریک و پادگان می میتین کند و د در یا شوری کا ہے کہ و ضع حکمی دینی د بشرعی و هر نگا حاضرست کہ آن مقر را اصلاً جزیره ای بحال نقد ان نشود تا از نظر قد در دست قابل قبول نامنظور شود و اگر بمرتبه در اهدا را بلدین قاطع نماند اما شعبہ کہ از نقطه نظر فساد و شقاق کلمہ می فرماید و بان نقطه تمام حکومت و را عمار را یک شرع کشی میفرماید دعوت میکند .\n\nشیرجان جنرا و\nقاضی صادق\nچون از غلط فہمی انزیکه با دستم ولادات و قصور افکار بعضی از رجال دانشمند نای مجنا احساس گردیده بودند که در مسامع بھی توام ضعیفه در ارا قانونی شرعی موضوع گردیده و یک سو ظن بنسبت مقراها کابل بخاطر بعضی سینه به و قد اشایا نه از کمال حمرت و ساست انه که در نها د صدا بنیا د شنا با جوش می زند حضر ر علما خطاً و سنا کر امر و کلا و رؤس و قوم نجیبه افغانه را در مجلس علمی جرگه می بیند مسائل حقه سلا حبه اقوال قویه را باستفسر احضرا نذکورین دستور العمل سلد و قانون محمد محی قرار داده اند حالا جا غمر امرار متوهمی به اختافت به مخالفتی از داخل و خارج باقی نمانده در او تبلیواسی قرآنی جلوه فرا گشت بمصداق آیه وافی بدایدا لجیه محفظون با تمام قوانین از خرایوات دشمنان نفر با خوان اعدای دخان محفوظ و مصئون است بر گاهی که بعدازیں دشمنا دین با بین شنیده شد که خواہد بہ رخشه محمد می دولت سرد باران در مسئله از مسائل شرعیه مطابقت ندار سلیه میشوی که این نیسان ومین و دولت قاهره برا بر دست مجازات شدید می محمد با لایا جزائه لیست دیگر فساد و بنا سے نماند در چنا یکه شخص ممیز کی ملا محمد بلالی شانه در قرآن کریم از نطفه ضمیر غیر و بیضا دین الا نقصان دانا بلاصلاحام خطاب با مت مرحومه ناجیه شده که خدا کند علا ل شبها ببعض متهمین در چهار علما کلی مرتفع ور سو ظنون خود نامستغفار شد و در بغلطہ فہمی خود با معذرہ گمر دند و اولی الامر سلا میان را حامی دین و محمد شعرا مبین یقین داردند بشکر و امتنانش بپردازند!\n\nلوحۀ برگه\nفرور باید انچه این اشخاص مفسد و متغرض منا وبشیطان منش را حکومت متبوعۀ افغانی ما به مجازات کمتر از نفی بلد د حبس دوام و عداام باشد یاد آورے نفرما یند!"}
{"book": "adl0717", "page": 109, "text": "شرائط مخصوصه اخبار\nاین اخبار بیدار ا نام تعطیل از کابل یکروز سه شنبه\nنشر و و بار مجرد قادر بر پستخانه ها ارسال\nمیگردد اجور تحریر به نگارنده حقیقتاً ارسا\nو مقالاتیکه با اصول این اداره نمانده مجمله بریده و در\nاندراج و اصلاح و عدم انتشار آن مخاد است\nاشتراک بتوسط خزائن دولتی و بصورت\nنقدی از همه جا قبلا در یافت\nمیشود (نگارنده)\nبا باللّٰه ی کشی که ی\nنرخ اشتراک\nمحل مقامات قسمت روپیه\nششماهه سالیانه\nداخل کابل 5 4\nممالک محروسه افغانستان 7 12\nخارجه 8 15\nاعلان هر سطرام 11 20\nمقالاتیکه منافی داخل و مطبوع\nنباشد بآزاد گی تماماً علی\nالخصوص در امور ساسی و شرقی\nبکمال ممنونیت پذیرفته ده\n\nسراج الاخبار افغانیه\nحقیقت\nجلد سوم\nسال اول کابل روز 3 شنبه 18 جوزا 1301 شمسی مطابق 11 ذیقعده 1340 ق شماره (13)\nکجاست غیرت و هرچه شد شجاعت ما\n(از طبع رسای جناب حبیب الله خان طرزی)\nچرخ نگون آمد اتحاد کجاست میان مردم اسلام آن و داد کجاست\nبدونستان که نداریم با سر الفت بتمنان ز سر کین بگو عناد کجاست\nباجنبی که تعصب نمیتوان کردن بآشنا و رفیق خود اعتماد کجاست\nطرز حال که امروز وحشتی دارد بگوشوه اجداد تا عتیا دکجاست\nنشین جیب شویم مارا غم در بکوی که آن را اقتصاد کجاست\nات غیرت و هم چه شد شجاعت ما چه شد اخوت اسلام و تحاد کجاست\nان سرآمد گیها و نصرت مایان چه شد عزیز من آن شیوه سدادکجاست\nندائی وطن دین دولتی ظاهر بدل زخیر وط با دیمه و انظما ست"}
{"book": "adl0717", "page": 110, "text": "شماره (۱۲) جلد اول جریده حقیقیت کابل چهار شنبه ۱۳ شوال\n\nنقل نصيحه كه حضور شاهانه برودا\n\nبحضور اعلحضرت شهریار غازی شرعیت پرور خلد الله ملکه وسلطنه شهزادگان و اعیان دین و خادمان دولت، علما و مشایخ و سادات و رؤسا و وکلا تمام حصص مملکت محروسه دولت علیه اسلامیه افغانستان ابقاهم الله تعالی عن حوادث الزمان بکمال افتخار و اعذان اینکه:-\n\nاعلحضرت شرعیت پرور (حفظه الله تعالی) التماس الذی شکل ثانی) باعث افغانها شکریه این مراحم ذات کثیر البركات شما را بیچ وجه ادا کرده نتوانیم که محض برای غمخواری دین متین شرعیت غرا حضرت خاتم النبیین صلاح و نجا و آبادی ملت افغان انجمن یک جمعیتیکه در عالم اسلام نظیر آن در تواریخ کمتر دیده شده است برو بکار آورده در مرکز دولت حضور مبارک شاهانه خویش جمع فرموده طالب استفسار فرمودند:-\n\nهذا من فضل ربي لسليف الشكر این في الحقيقه میخواهیم عرض نمائیم که این نتیجه سعادت و اقبال ملت افغانست که ابرو متعالی در هیچگانه وقت وزمانیکه در فضای عالم اسلام یک گونه نزاکتی پیدا شده تماماً پریشان و ملت افغان بوجود مسعود مانند شما یکملت مجسمه قائل و سرفراز گردانید.\nاین سعادت بزور بازو نیست :: تا نبخشد خدا بخشتنده\nوقتیکه ملت افغان تا حضور مبارک اعلیحضرت پادشاه غازی مشرف مند بدرختر خود دیدند و بگوش جان شنیدند و در قلب جس کردیم. تمام محسناتی را که ذات اعلیحضرت غازی مقیم ما برای تقویه دین و فلاح و سعادت ملت افغانستان سنجیده اند در خاطر\nمبارک خلش دار نذوق از ان است که عقل ما بجز اصابت نماید و یا ما بتوانیم بدان معاونت و اقرار و مدارج ترقی و تعالی رسیدگی نمائیم. مجمع تام بتجویزات اعلیحضرت غازی متفق است که بویجه که بر تفصیلات نظامات و اجرا احکامات شرعیه زمین خود تا علمای کرام و موسوم خیابان فضیلت پناهان ملاصاحب جنجار، استاد صاحب و حضرات شمس المشایخ و فولاغ صاحبان و آخندزاده صاحب موسئی که حمیده موصوف و در حقایق و دقایق علوم موصوف و فرعیه معلومات کافی داشتند جمعیت تمام بکار برده لوحیر بر تقدم امر تا امور ملکیه و کلای با بابی و وکلاء و رؤساء بموجب تجویز در عهده که در اموریه ضعیف علما و در امور ملکیه و وکلا د رؤساء تحقیق و تدقیق نموده انچه موافق شرعیه و دینیه باشد علما عظام و انچه ذات بهبود جهات ملکیه باشد وکلا و رؤساء بمرحله رسانند چنانچه با وراق جداگانه تفصیل هر یک ازین دو شعبه مهمه تقدیم حضور مبارک در نتیجه حسن این عطیات بزرگ و خدمات عالیه که ذات اعلیحضرت غازی معظم ما فرموده اند، چهار مقصد عالی اتی را بحضور مبارک تقدیم میکنیم و امید طولی اعما بدرگاه خداوند و اعلیحضرت شهریار غازی دارد.\nاول:- حفظ و حراست از طرف ما دین و دولت اسلامی که الهی بظفرت بزرگی و حرمت روح پر فتوح حضرت خاتم النبیین"}
{"book": "adl0717", "page": 111, "text": "۱۳ جوزا شماره (۱۲) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل چهار شنبه ۳ جوزا\n\nسلطنت اسلامیه غیوره افغانستانرا بزیر لوای سرپرستی\nلوای محمدیه (ص) و امرا ولای امیر مسلمان المجاهد فی\nسبیل الله الغازی امان الله خان از جمیع\nافات و حوادث اجانب اغتشاشات و\nانقلابات داخلی مصئون و مامون داشته و بمقاصد\nحقه متفق و متحد تا بدارو. آمین یا رب العلمین\n۲ : – بیادگار انعقاد این مجلس سلامیه عالیه\nو بجزوء یک نشان فدایشان توثیق عهد بیعت\nعموم به (لویه جرگه) و ابراز حسن خدمت در راه\nدین و رغبت و مملکت که اعلی الامر غازی ما ابراز\nفرموده اند از طرف ملت صادق نشانة نشان\nتقدیم مینماید تا که ذات شاهانه هر زمان که به نشان\nموصوف را بسینهٔ کینه مبارک خویش نصب نما\nینند، اکا رخدمات مجاهدانهٔ شانه شان در راه دین\nو دولت، ظهراطاعت و صداقت و و فاداری\nمجددا بنسبت ذات شاهانه بوره پیش حرف\nانظار باباشد . علاوه (لویه جرگه) یک سیل تفنگ\nیک قبضه شمشیر را نیز بحضور مبارک مهدیه مینماید تا\nذات شاهانه برای حفظ دین و منافع مملکت\nمقدسه اسلامیه، قاطبه غاصبین حقوق بشریت و\nانسانیت باستعمال آن شرف سلا میت و\nشجاعت افغانیت را ابراز نمایند .\n۳ : – چون لفظ امیر در شریعت و در\nعرف گاه برای شخصی که زیر حکم پادشاه باشد\nمثل امیرشکر و امیر الجیش و امرا السریه و گاه در بارۀ\nپادشاه کلان که زیر حکم دیگر نباشد مثل امیرالمومنین\nاستعمال میشود، جهت دفع این توهم که آیا درین\nالفاظ بهمت، خدانخواسته احمدیه سلطنت افغانی\nدارای استقلال داخلی و خارجی بوده یا و لایت\nمطلق و مستقل آزاد هست . لہذا ملت افغانست\nامیدواریم که لفظ امیر بلفظ امیرالمومنین (تولواک)\nکه پادشاه گفته شود تبدیل یافته عموم ملت افغانستان\nبعوض الماز منی میرامان الله الغازی امیرالمومنین\nنولی داک امان الله بگوید . شعر :\nپادشاهی د هم کرد کیہانہ قاطع لمس مسقاکی\n۴ : – چونکہ اعلیحضرت پدر شهید سعید اعلیحضرت\nجد امجد مرحوم شما از طرف ملت بنقابة ضیاء الملة والدين\nوضیاء الملة والدین ملقب بودند (لویه جرگه)\nتمنی میکند که اعلیحضرت غازی با مقب لقب\nسيف الملة والدین شوند و این لقب را از طرف\nلویه جرگه قبول فرمایند . شعر\nمهذا النظام السادن در الجميد الاعما اللدنا\nما خان الرحمن في أمنيا حقيقة محمدا لا يقا\nواعطات دينا دنيا ليتسلطنا أو من القريا\nبخران يرا مخلص جزا عثمان مخلص، للأما\nاعلیحضرت ممدوح با - دین مقدس اسلام محبب\nمام وا بالاست علت سلاحه واحب لا زحمر اوریا\nاست و اصولا متر به فرموده ست که تا اوامر\nو نواہی موافق شریعت غراى محمدي صلعم\nتحت امر اولی الامر متحجره و شاد بر هر فرد مسلمان\nواجب تاخذ باشا . (كما قال الله تبارک\nوتعالى اطيعوا الله واطيعوا الرسول واو\nلى الامر منكم)، وقال النبي صلى الله عليه\nوسلم من مات ليس في عنقه بيعة الأمامات\nميتة الجاهلية) لهذا ما اعيان لویه جرگه\nوکل ملت افغانستان عهد میکنیم که هر گاه شخص\nيا شخاص نخواهند که اساسا ولى الامر اسلاميرا\nبه تقالید سلطنت یا اروپائی مثل مشروطه و مجمهورية\nو غيره انقلاب داده ، تبدیل نمایید املا رضی\nنبوده با ملت افغانستان بسر و جان خود محاطه\nخواهیم بود که از ان تعرفه شر شروع مدافعه نموده\nسلطنت مقدسه را خردشه اجازه نخواهم\nدیم آمین یا اله العلمین. سید حبیب اله سید محمد جان سید محمد اکبر سيد محمد سرور سید عمر جان سید محی الدین سید فضل الله ."}
{"book": "adl0717", "page": 112, "text": "شمارهٔ (۳۴) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل چهار شنبه ۱۳ عقرب\n\nشرق و انگلستان\n(عقیده و نفاست امپراتورخانه انگلیس)\nدر محافل وزارت امور خارجه انگلیس و همچنین در وزارت\nمستملکات و و پله شین با طنها القیبه میشود که ملل شرقی\nقسمی به حیات در اختیار و معاشیتی که به آنها داده میشود\nمایل هستند که مستی یافته عمداً طرف میباشند اینحسن\nمناسبت دولی که سر و کارے با ملل شرقی دارند\nمخصوصاً مصادر امور انگلستان که پیش از همه داراً\nاتباع و رعیت در قاره شرق میباشند خیلی کمتر حاضر میشوند\nدر مورد اهالی بومی تسهیلات و امتیازاتی بیش از حد لزوم\nاعطا کنند و بعبارت اخری اهالی محل را کاملًاً بجای خود\nمی نشانند به این رویه و خط مشی نباید در بادی امر شخص\nپسندیده نیفتد ولے کسانیکه در شرق زندگانی کرده\nو تجارب سیاسی علی تحصیل نموده اند لزوم و جواب اینطرز\nرفتار را بخوبی ملتفت میشوند. همانطور که قضیه شرقی هر\nسیا را دلیل صنف میدانند و به همین جهت اصرار دار پیش\nاز انکه تحصیل نموده است باید کنده و آهسته یک مقصود خود برسم\nبا پیشتر خواهد این است که دول اروپائی تا حدے که\nدر قوه دارند حارث شوند که سیلاتی به هند مگر اینکه ملل شرقی\nخودشان قوت اقتداری پیدا کرده هرچه را خواستار ستند\nاز رباب رجوع خود بگیرند.\nال از چند سال به اینطرف حسی جدیدے بین ملل\nشرقی تولد گردیده است بدین معنی میگویند ما دیگر احتیاجی\nبقیم آقا یان غربی خود نداریم و شاید میشود گفت این جس تا انذا\nغیر منقی نیست و مروز اتجاشندگان اروپا تا به نام مشغول\nو سرگرم امور داخلی خود بودند و میتوانستند در آنکه باید و شاید\nتصرفات و فراهم آوردن موجبات وسائل رفاه و سعادت\nسعی نمایند. اگر در تحت تبعیت و تحت نفود و استمداد نمایند مثل انم\nبیان اینم اینه ضعیف و فقیر تر از سابق نماندند و دیگر بترسیع\nوجه نتوانستند که بمساعدت نا گزیری هم که در سابقین\nمیکردند مدارا و هم نمایند. مثلاً اگر انگلستان میتوانست\nبقدرے نفوذ کامل خود را اعمال نماید البته مصالح و ما لیجات شنیون\n\nاساس حکومت خود را در مصر مستقر نماید و اکنون چنین انتو\nهم در بیلو نبه نمیشد ولی هنگامیکه مخالفت و خصومت امپراتو\nنیز چنگ و توالت قدر خود را بکار برد بهمین مناسبت\nاز درگزر و نی برت از حکومت خدیو چشم بپوشید و معاهدة اصفاریاط\nکه هراسی به وارد نمود که باید بود. ساثر ملل شرقی هم که ایتی\nمشاهد نمودند در صدد بر آمدند باز و مهارت مستقده یمیه بطریق\nپراخونین تحصیل امتیازات و بطاقمی بنمایند. که مسائلی برای\nاگر معامله خیلی باینجا نکشد حتمی است ترین نها بغایت استقبال\nدر منویات نخیزد و هم همه ها و اهنه کرد که دنیا از ظن حکومت\nاستیقا فاسته شده و همه وسیله شده انجا به دنت این آرزو\nداستان را موقوفه میکند. بهمین جهت مباله در آنها با این\nمیشود ادا و آیا بالنا بوده و با داره مملکت شرکت کنند\nو حتی بعضی اوقات دال با ندا داده شده اند. اگر در سال\nقبل یکی از مصا د دارینهای میگفتند در افریقا آنه که مندی\nموجب که بخلفا کو مستعمره دارا حقوق و امتیارات عالم\nشده با بومی از پاره حقوق تمتع خواهد گردید قطعاً میگوراست\nنرسیده قی میکرد. معہذا دیده میشود لااقل فرعی اور کا سوارا\nشده هندیها بیکه از بد تا حالیا احتیاج کرده تقاضا سیاقات\nکامل مینمودند حقوقی عطا گردید. فی الجمل یکی از قضات هندی\nمشاور کابینه پیدا اگر یک بیجه دیگر بردارند تفصیل استقلال هم نماید\nخارجه وضعهم عملاً امپراتور انگلیس مسلم ساخته اند دلیل انتر\nاست که نژاد سفید بتواند تفوق و عظمت خود را حفظ نماید\nخواب هم شبها نمیدید با سنگ حسین نشانۀ انگلیس ار مراد\nدفع کرد ند بلکه با متصرف شدند و اگر قدر جبار بتریخ بپردازید\nبا و را در دن چین بعد اهم میتوانستند و دست بدار گند\nحالی نشان از یکجنگ جواره و حمامرات بالعنت\nفاطره یس و افرا همه میکند و مخالفت قدساکت بمتدادات\nتا غایت با و تظاهرات طبعی از خود ابراز نموده نکذاشتند\nممانعت دولت انگلیس در طریق تحصیل امتیاز لفظ نمایان\nایران مشهر میگردد. اسپانیولیها در شمال افریقا ایز\nشکست نامتوالی خود ند و قدم بقدم مجبور بمقبت الی\nجاین از جنگ با داخلی خود استفاده کرده و حقوق اوین\n\nسابقین است که تا روزگار علی حاله و اگر در نیم بند دامن زده نپردازد و به این سط حکومت پایداری نخواهد بود و اگر یک کار کار شرقی عاقبت المارے کلی را دارا خواهد بود و چه اینکا سا دور دیگرا هنگامی علائی شرقی نیندا من\nانکار در این کار خود کرده بر حمت آفرین در ده ۱۸۲ باید چه ما به میان آید. اطمئنان یافت بعد ازان در کارخانه کارگران شرقی طبابت اسارت یکی را دارا خواهند بود و وجه ای کا سها در ددیگر بهنگامی طلاین\nشرقی نیاندا من آیا روزی خواهد رسید که تمام ملل شرقی استقلال خود را بازیافت و دست تطاول غرب را قطع کنند؟ (از روزنامه حبل المتین از نطق مسیو )"}
{"book": "adl0717", "page": 113, "text": "سال (۵) ۱ ج سرطان (۲۹)\n\nشرط اشتراک\nتفصیل مقامات قیمت بمدت\n۶ ماهه ساله\nکابل ۵ ۹\nداخل افغانستان ۷ ۱۱\nممالک خارجه ۸ ۱۵\nوزراء وسفراء ۱۱ ۲۰\nمبالغ اشتراک پیشتر طلب\nبدون اخذ زر کتبا با زبانی\nقبول اخبار سلامی در شق\nخیرین معامله نخواهد گرفت پیاز\n\nشرائط و ضوابط\nاین اخبار فعلاً ایام تعطیل در کابل که روزی\nمیشود و دیگر مقامات در هر پست منظمناً ارسال\nمیگردد انچه عرصه شکایات تعویق ارسال\nتمقالات و الخطه در اداره باطله درجریده در\nمندرجات اصلاح و عدم افشا رایج بلاد\nاشتراک بتوسط خزائن دولتی و دستور\nنقدی از همه جا قبلہ دریافت\nحقیقت\n۱۳۰۳\nمیشود (نکام نامه)\nبا بوالله شکنی\n\nجلد اول کابل شنبه ۱ جوزا ۱۳۰۴ مطابق ۲۱ ذیقعده شماره ـ (۱۲۰)\nجاء الحق وزهق الباطل ان الباطل كان زهوقا\nموقع در پانی مجاز خائنین جنوبی افوانی اعلیحضرت امام\nہر انکه تخم بدی کشت و پنبه نیکی داشت * خیال پہودہ وپنخت گمان باطل بست\n\nترتیبات دربار روز دوشنبه (۴) جوزا عموم مامورین ملکی از درجه کاتب، و سائر منصبداران نظامی از رتبه تولیبمشر حسب اطلاع نامهای که قبلاً از وزارت حربیه و عموم نفری شهری و غیره از اهالی شش کروهی قرار معلوماتیکه از ریاست بلدیه گرفته بودند در خود وزارت حربیه و اطراف و جوانب آن بیک هجوم و ازدام فوق العاده که تا حال نظیر و شبیه آن را ندیده بودیم تقریباً از ساعت ده شروع باجتماع نمودند !\n\nجهت امراء واراکین حربیه الی رتبه غندمشر جانب دست راست محل جلوس جہانبانی و برای وزراء محترم الی درجہ روساء طرف دست چپ شاهانه در برنده شمالی قصر و برای مامورین ملکی و منصبداران نظامی بداخل قصر برنده جنوبی آن و برای اعزه و تجار و معتبرین شہر وغیرہ جانب دست راست صحن شمالی و برای نفری و زرو سرخ و غیره معتبرین اقوام فداکار با وفای افغانی طرف دست چپ صحن تحت سایبانهای عالی مقامات نشستن تهیه بود.\n\nبرای عامه اهالی از طرف پولیس دستور داده شده بود که بچمنهای خود وزارت و بسرک های چهارگان حوالی آن"}
{"book": "adl0717", "page": 114, "text": "شماره (۱۲) جلد اوّل جریدۀ حقیقت کابل سنبله ۱۳ شمار\n\nو سکرتی دور پیش اخذ موقع نموده تماشاکنند علاوه بر قوم پلیس\nکه بعده از سربازان نظامی نیز جهت نگرانی این ترتیبات و ممانعت\nاشخاصیکه سهواً و یا قصداً از محل مخصوصه و معینۀ خود تجاوز\nکرده بمقامات دیگران خیال آمدن را داشته میتوند مقرر بود\nاشخاصیکه محکوم بسزا و محبوس در غل بودند بطریق ذیل\nوزارت حربیه آنرا تعیین نموده بود و می بایست که بر طبق\nهمان پروگرام تا ما کمنتو مرحمت انشور سره انفا تقدیم شوند\nو احکامی را که نسبت بهر جمعیت و فریق یکی بعد از دیگری\nبرای آنها و عامۀ اهالی شنوانیده شود بیابند بدین\nجاده که از برنده شمالی قصر وزارت حربیۀ سوى نهر غور ممدود\nاست. مرتباً و منظماً ایستاده بودند. و بکذاباب ماترنل\nدر یمین از دن هم یک کوندک حردمی در میان صفوف\nپولیز و نظامی برای اخراج نعداله کما بین خاصنا نظام\nگذاشته شده بود. الامى برخی ازین اشخاص متدلاین\nو رفقای دیتابی، علاوه بریک یک پهره داری که بر سر هرقدم\nآنها پشت سرشان مستقر بود بر هر فریق و جمعیت آن نیز\nپهرۀ دیگری که بد و و پیش شان ایستاده و با بحرکت میکرده\nنیز معین بودند تمام افراد این محافظین مسلح و تفنگهای آنها\nبر جای نمبرق خود را ست شده بودند، در غی از عوض شدید\nاین محکومین فقط دولا بهای معمولی غیر در پا داشتند.\nورود موکب همایونی\nبعد از نیکه هجوم و ازدحام\nاهالی بانتهاء رسید\nو بخود قصر و برنده ها و بیوت متعدده و اطراف و حوالی وصفاً\nو مناظر دور و نزدیک وزارت حربیه جای پای ماندن\nمتعسر بود ذات شوکت سمات همایونی مقارن بساعت\nنه مسرت افزای قلوب منتظرین و لرزه افکن اجساد\nخائنین گردیده موزیک عسکری و کندک نظامی سلام\nپادشاهی را زدند و رسم تعظیم ذات جهانبانی را چنانچه\nمقرر است ایقاء نمودند.\nدر اثر آن اشخاصیکه بر چوکی و فرش نشسته بودند\nجهت ادای تعظیم شهر یار دیندار واجب التکریم خود ایستادند\nوادعیه بقای عمر و اقبال و سلطنت شانرا برذات کردگار\nشان نثار کردند!\nبعد از مکث چند دقیقه ذات جهانبانی\nرا بمداد فرمودند اسمعین باسخت تأثیر هیجانی در دندان\nنطق افتتاحیه\nاولاً میخواهم که\nکرام بازماند\nسمت جنوبی که بعضی از خائنین آن امروز بازی\nاعمال خود را می بینند ، یک قدری بیان کنم .\nحقیقتاً برای ملت و حکومت تا ئمراء\nیک قومی که افرادش را بخون جگر پرورش داده و\nآنها چشم خدمت داشتیم بسبه پاره ای امور\nلکن چکنم یکه دانه که پیچ صورت علاج آن نشود\nتمام بدن ضرر برساند چون در وجود پاداشون از\nهیچو است که آن را از دابیرود. کویا که این ملا\nسرطان بود که بوجود مملکت برآمده بود لهذا ا\nکه اورا قطع نمایم تا به وجود و من در دسر بازار سرود\nسجات وای خود پایدار ماند .\nافسوس میکنم قومی را که من نهایت او\nو آنها را برای خدمت اسلام و افغان تائی\nامروز بعضی از و نها در امارت خود نشناخته هم\nبسیار افسوس دارم بر قومی که من آیه\nبنی نظر محبت و شفقت میدیدم ، و فقیری آنها\nمی پوشیدم ، و میکشم که اینها قوم وفادار بو\nلکن آنها عوض تمام محبت و مهربانیهای من بگی\nملانمای جابل بر علیه رفاه و ترقیات خود ایران\nو مخالفت حکومت اسلامیه خود کو شیدند\nهزار لعنت بر تمام خائنین اقوام سمت به\nو ملیون ملیون لعنت بعلما سنو و نادان شان بارا\nای کاش اینقدر تلفات را که اولادهای من\nو دیگر اولادهای ملکی ام ، و این فرزندان جانبان\nنادانهم درین مقابله علم و جہل دادند ، برای پراختم\nو آبادی ملت میبود. تا ما مسرور و خوشوقت ہو\nبدبختان با منظور فلاکت و تباهی قبلا بخندم"}
{"book": "adl0717", "page": 115, "text": "شماره (١٣٥) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شنبه ١٨ جوزا\nای کاش ملا ها و خانهایکه امروز در عوض\nخائینکه بدولت و ملت اسلامي خود نموده اند ،\nاسرأ میرسند ـ از خدمات خود که در راه شرف\nترقی ملک وملت خویش میکر دند، موجب انعام\nاکرام میشدند !\nباز هزار افسوس آنقومی را که دوست\nخیر و وفادار میداشتم ، آن حسان و محبت ما\nرا نادانی و جہالت خود از خود جدا ساختند .\nاگر چه درین معامله بسا حوصله کردیم ، و از\nکمال کار گرفتم ، حتی جلو عساکر فدا کارم را سد راه\nگرفت بودم و بدوشان ملامت میفرستم و حکم\nاین بدبختان فریب خورده لطف و مدارا میبردم\nامیدانکه براه نامش نیایند ، شاید که از ـ ـ ـ\nرسادت توبه بار ارمیند، رضائی فرزندان\nتجارت دلیرم فرو نشاندن این نائره بغاوت\nپیش صداقت و شجاعت عسکری و علم و تدبیر\nحکومت فغانی اهمیتی ندارد، لکن این بدبختان\nسیه روز کار طاقتم را طاق و حوصله ام خلا ص\nکردند حتی این تحمل و بردباری و شفقت مرا\nاز جہالت خویش محمل بر کمزوری و ناتوانی حکومت\nنودند وقتیکه حکومت بوجتہائی داد بستان جبال\nدائمی خیمه کرد تا بدانند که این مدارا و شفقت\nبالمقابل نادانی و جهالت آنها از کمزوری نیست\nهمان بود که عسکر فاتح ما و اقوام فدا کار سمت مشرقی\nو برادران سلامی ما مسعود و وزیری و سائر ملت\nافغانی در ظرف یکماهی از انتطار گیال جنداً\nین خائنین جنایت کار ا کیفر کردارشان رسانید\nاگرچه دست حقیقی محاربه و کوشمالی قبائل باغی پیش\nازده روز نبود و بعد از ختام این محاربه ده روزه\nخائیند مخذوبرا که دیدند .\nباز افسوس میکنم وحسرت میخوایم که امروز از د\nجہالت خود اینہا برای ایشان نه پول و نه ثروت\n۳\nو نه خانه و نه حیات باوقاری مانده است .\nآیا این ثروت و عزت را از کجا بدست آورده\nبودند، معلوم است که از عقیدت و ارا دتیکه با دوش\nخود داشتند و از وفاداری که با حکومت خود مجری نمودند\nپس چرا این نادانان بکوست خود را مخیور کردند تا اینها\nخراب و بر باد کنند .\nبسیار متاسفم که آرزو ہای قلبی مرا برای\nمهم پیشوآیائی خود غرض شان بالعکس در بغاط\nترجمانی کرد. و انها را بمنافع خود بر علیه حکومت ،\nو بضرر انهمه تلف شدن نفوس و انهمه جبران عزت و اقار\nبر خود چنان بغواتی در انداخته .\nای کاش که بدانسته در محافل ملی در دبار هه\nگفته این ملا های سود جو وائیون خود غرض خود گوش\nنداده فکر میکردند که درین مخالفت از حکومت\nچه فائده برای آنها میرسد و بقدر ا زنیرات\nخود در عقب می مانند و بالعکس برای دشمنان اثر\nو ترقی شان بیقدر فوائد بہم میرسد\nملا سلامی برین ملا هائی که بنام امنیت پیریتیعه\nکر موجب تباهی و بر بادی اینقدر اولاد های بتنجبت\nو فرزندان نادان مملکت من شده حتی در بطل ملا\nاین یک سیاه را هم سفید، نتوانستند. مصرع\nنه بر طرف که شود کشته سود کفار است .\nخیر هر کسی اعمالش، دلمرم مقا بله کند، و سد راه\nترقیات اسلام و افغانستان کردو من میگویم ملک فاست\nاہل اسلام او را دشمن اسلام می پنداریم - ترقیاتی\nکه ما برای افغانستان آرزو داریم برای شخص\nملک خان و ملا و مامور نیست فقط ما اسایش\nو ارامی غریب ترین طبقات ملت خود را در نظر داریم\nاین خائنین منفعت پرست بر مقاصد شخصی خود\nدین و مذہب را الت کاری کرده آن ملت مظلومیرا\nکه ما برای رفاه و آسایش آنها جان میدهیم کامی انکے\nبرای ما فدا کاری میکردند بر علیه ما بر انگیختند و مرد و نام ماموری"}
{"book": "adl0717", "page": 116, "text": "شماره (١٣) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ١٤ جوزا\n\nوقت افغانسان قادیانی که با مکادیانیها را کافر می پنداریم برای هلاک کنیم. گرچه چاره کار شیطنت این طایفه شوه انده است\nدادند مجری است که من با مامورین دولت افغانسان کافر میگویم جهالت خودشان مجازات میشوند. اکنون بها ییها که\nتبلیغ این طعونه که ملی لنگ در بغداد گشتن باشند بیجا برآمدند در خود همانها میباشند یکا یک بر آشیانه ها معتوب و مقهور جواز\nمعلوم است که این طایفه جنگی بر آبادی دشنمان و بر انقلای آنها را یزگز از طرف حکومت معین شد نی است شما میتوید\nاز ریشه از خود خری و منفعت پسند خود این قماش ملوکاه بدبخت اشیا اگر قبال نرا صدار احکام اینقدر میگویم که من از جهالت واقا\nبوقوع آمده بود اندرین است که بعضی از فرقه ملایانخبیث را لا یا جائی که و خرابیها اینها حتی الامکان صرف نظر کرده تا هر جاکه جوری\nنفرین طالیین بخشم نشاند. امین ملا نما ها جاهل در موضع تبلیغ از نقطه نظر صحت و مرحمت فراج دلی چنانکه از ابتدای این\nپائیز سرد جوئی ها در محافل خوانی بدون اینکه گفتار تفنگ با نرا مسئله با مبور یا اینها معامله نموده ام فی الحال نیز اعلام میکنم در\nپزیرند. یا در بدیگ مبین آن تف بزند تا بواسطه آن شبانه گردد\nکور میبینند و یا آیانه بلافاصله خود کند مینمایند از کل لشکریان میر پس ای ملایان و ممثلان و راهنمایان فرزندان ملکی\nشجاع امبر بود که امروزه دین لقات بی مشکوطات میبالد بالاروده خود میباشند. گمان میکنم که بعضا در خاضرین بنمایه بوز قود\nآن بدین آن ملعونان شوریده از بید پیرهان خارج نمیشده انقدر شناخت جمالاسکیم نیز اینها مشغله سه قسم اند : -\nاولاد ای جاهلم را لک میگویند. حالا انکه این غفلا با این حرار بتین (١) این دلی ملعونان لثاتی رغبتها بایی را که نمیدانند با\nمبدل سلام بنظر دشنام دادن میونجه را گرفته میتواند. زیرا گرچه بگویم نمی گویم اینطور یک لفظی را که سم با مسما یاد ندادن\nمبارک مقدسه بود که بیانیه عاداتها خود نام کرده زمان تشریف سلوعم یافته میتوانم این ملعونها چهار دقیق زندیق بوده که ای\nمباحث و تمام مخالفات و از یر و زیر میکرد اینقدر چه بود که آیا شما ان مدانهای آوردن مردار شد به بلفظراق که خلاصه\nبزرگوارا زین قوره روحانی خود بکار نگرفت و در مسیر غزوات مجاهین و عده الرقید وعده الغنی میباشد. دیگری شان که با حرفا\nاز حد و جندم سعی صلاح فدا کاریگار میگرفت. بلی بعضی در ین مسیر شهر اینها میپوشند که شرف خیانت انرا نگه دارد و داختی اینا\nاردن مرد خیبر میری نیست که رسول خدا به میره صادق خود خیر و فدام تقویت دهند. کدام خائیناتی را که ما بر آنیمید و انهای\nمدید حید را امیرالمومنین فرموده اند. اما این ملانمایای مردود او جامیدهم این خائن (عدو الغنی) در نیو خیبار\nبرخلاف اینکه بتوجیه ملت جاهل ما را مادام دوغانا منهاد و خود عزام خودم بالذات تحت حفظاق بود طمار داشت که\nفرزنه حق میگفتند که بایک جیف خود. طیا را ز از هوا بزیر می فگنبود بالا نظر بدست برادر که با من قبلیه ترین داده طمها ترین جری\nتوپ و تفنگ می بندیم . ای خائن بی ناموس و سلام تو در این گذشت نمائید. میدانم که با این مردود دست اخوت است\nمرتبه بسیار دور می پنداریم . و با لفرض اگر در حیف این طایفه ملعونه نداده ام چرا سه\nاینقدر تا ثیر بود و یا باشد. پس چرا بمقابل اعداد دین در استعمال ای بسا ابلیس آدم رو که هست : پس بهر دستی نباید داد دست\nنمی کنند و اینقدر تلفاتی را که دو طرفه با سلام وارد آورد چرا بی اعتنا فرض کردیم که من با تو ملعون دست برادری دادم با\nنکردی هجوم لعنت برین حرکات نشان موقع کارا بر سینه خیانت دفینه مثل تو یک سنگ مرمر اللطيف\nجا بسا فسوس است که ملت جاهل بود و بقدر فکر نکرده بموجب او بختم پس میباید که دشمن و بدخواه برادر خود را بکشی که\nمال و هستی خود را از دست خود تلف ساخت و اگر میداینند مقصم بر علیه برادرت بر خاستی و بمخالفت او کمر بستی دانا نویا که\nاین شیاطین انی خود را میکشند، فوایق ما خود را تباه نمیکردند. در بیهمان ملعونی که در مابین مذاکرات هیئت اعلامیه این کرده\nباز خلاصه اند که هیچ آرزو نداشته و نمیشودم آن کو را که علمای افغاستان در مسائل شرعیه با شما نا طر ایشان بسم والا\nایسایر دوست و محترم و فادار خویش پنداشته، از دست خود و ایش موادی علیها بها بصم ناطقه بدیهه پست که در جانی"}
{"book": "adl0717", "page": 117, "text": "شماره (۱۴۷) جلد اول\nجریده حقیقت کابل\nچهارشنبه ۳ جوزا\n\nبگذاشت تا شان پیدا نمودن اعتبار و اعتماد حکومت را بر خود ظاهر کردن کدام خدمت خوبی بر ای دولت و مملکت فاش و مبرهن حکومت باشد، البته بعد وجود اعتماد و ابراز کدام خدمت فوق العاده، قبل از آن در این مقامات شان فرستاده خواهد شد.\nبیاد دین بر خلاف سابق بر آشنائی هیچ یک قیازی نمیدهم تا قانون مکاتبیکه تا ناظری ولایت کابل و سائر نقاط افغانستان جاری است سر تا هم بدون تفاوت جاری بشود. اطفال شما را مکاتب جبرأ داخل میکنم. از جوانان تان طوریکه از دانشان خوش کنم نفرین می ستانم. اگر چه از نقطه نظر انتقام جوئی مقا با عمل نغریبون خیانت یا سکون و هر جائی کلامهای اید که من شما را میکشتم و یا فرار میکردم مگر باز هم نظر بهمان شیوء و طریقه ایکه من دور کرده در بی خوابی و تباهی و در بدری اخمای شوم فقط از تماشای پیالت در المینانم بر خل میگیرم.\nشما از جنگ شما نفوس ندارید میگفتید که ما ارواح غیور! افغانستان پادشاه نشنس سره مال خود میکنیم در هر وقت برای جنگ حاضر و آماده ایم لکن بر خلاف توقع در مبازه که ما در جنگ استقلال نمود ایم تمام تلفات ما بیش از (۳۰۰) نفر نبود و در همه مقابله! علم و جهل از طرفین بیشتر از دو هزار نفر شهید و کشته شده اند.\nشما ملعونها از ما تفنگ گرفتید و صاحب تعلیم و تربیت شدید. و باز فرصت را غنیمت شمرده همان تعلیمات و تفنگ را بر علیه حکومت خود استعمال کردید بعد ازین هرگز برای شما چنین یک موقع باشم داد که ما باز در یک فرصتی بر خلاف حکومت خوام تا ده شوید زیرا که این سرکشیهای کرده و خیانت کاریهای غیر واحده شما منگلیهای جنگلی که از عصر امیر شیر علی خان مرحوم الی الان بار بار شده است بحر به گرفتم و باز گول نخواهیم خورد و هم پس ازین با آشنا حکومت عسکری جاریست والله اگر بیک مردی یکفردی تان از راه مسلکی پیرو نقض و ضرر و تحقیری ماندت در وجود بازخواست\n\nشدید نه تنها از همان شخص مجرم شما بلکه از قوم و قبیله او خواهم تا حال شما هر بزرگ از مامورین و خدام دولت را م از دور و دهان می انداختید. و من بالمقابل از حوصله و فراخ دلی کار میگرفتم. اما سپس ازین برای برداشت و تحمل ادنی ترین اعمال این افعال تان حاضر نیستم و در هر بهای بسیار خفیف از شما بازخواست شدید میکنم.\nمن بهمراه شما خائنین چقدر احسان و نوازش نمودم. در اول سلطنت خود یر غلهای شما را بخشیده رهائی نشا فرستادم بسترهای خیانت و کینه تان را از مناق تا میکردم. مالیات شما را تا چند سال بخشیدم و و ندادن نفوس شما شما مردم سمت جنوبی را ابانه دادم. جرائیکه در کابل می آمدید هزارها روپیه شما را می بخشیدم. در ملحقات عسکری خودم بالذات لباس شما را می پوشیدم ، همیشه خشنودی خودم را در تسلیت و صحت جنوبی در یک محافظتها سنج میدادم. هر گدائی که از مردم شما را از دور میدیم باحوال پرسی و دلجوئی او سبقت میکردم. حتی از لطف و محبتیکه با شما جنو بیها داشتم نزدیک بود که دیگر اقوام و قباح درم از من گله مندی کنند ، عوض اینهمه نوازش و الطافم از شما خائنهای احسان فراموش نه تنها نقص دنیوی دیدم بلکه بر دین و ایمانم نیز تهمت و افترا نمودید. و هر مطالب نایاکش رنگ و روغن عجیب و غریبی را مالیده بر علیه ام استعمال کردید.\nخدای را شاکرم که از لطف و مرحمت خود این بهتان و افترا شما را که بواسطه مطالب شخصی خود بر دین و مذهب و مامورینم نهاده بودید و بنام حمایت دین این شقاوت خود ها را کلبت کاری کرده بودید. از پیشگاه عندالکریم برای عامه اهالی و مردم داخلی و خارجی ظاهر و هویدا کرده و تا آن پرده خیانت را که نام شریعت غرا بر نفس خو انداخته بودید دو و تا اه باکوفع سر کو با و ساخت تا بمرتبه در حق مقاصد سله او."}
{"book": "adl0717", "page": 118, "text": "شماره (۱۳۸) جلد اول جریدۀ حقیقت کابل دوشنبه ۱۸ جوزا\n\nالتمويها اینها باقیافه بنام التمویها هستند که بخوانین\nو محصلین آن باندازه که از غازیان بونگا کیم و قطعه عسکری نازی و فرار\nنمیدانند از او گاه سلیمان پنا قطعه جور کرده بغلک منګل خیانت پیشه میرن\nیا خاک در این سگت ګون بیدینی شکار آنها است که را فراهم آورد\nخوار یگراند ... بنام غازی مچن جورت - ای نادانها اگر غازی شمارا\nبخواست کابین شما آمدن تا کابل بلکه در بدخشان پهلوش میگرفتیم\nآن شما بودید اینک مدعی میترسند که تا در غربی اول در امور بد\nانجام کوبانید و بعد در جاجی پی در پشن زراج خانگی تفرق زده بواد\nیستند میخوانند اما در قا د خناق کند بفرین الوی دیگر آیت غر بال\nمنفره فی نافذ بود که از چار اقوام افغانستان رسیده اند عامل اند تا اینوقت\nگر جها بگوئید که در اثنا بگر در خیانت کرده ما در آخر بظاهرا حکومت معلوم میکنی\nبی اثرمستند تصدیق میکند با یقی است که تابه آن خردی پاره با رار\nنتواند بخیر از تسلیم شدن چشید لا محاله اطاعت کردید.\n\nنظریه بخیاتی اگر چه کشندگان حکومت افغانستان منگد را با\nگو الیمنان بخاطر رتابیه نیو نمائی اندام را سر و بر بند بکشید، والیکه\nدر ماند، اموال کارتنی برده دگرا خوب هم یکه خورد کنید در میدانی\nشما کردید و یچی که کام شما بکشتم مگر از هم براد شدون باشی گردیده\nداشتم انه قاتل تکم البته زارت حریت ماء شنا نفری میکند، اینکان\nدر بطن آنقر با چیز از در کمر نشوید در ولات حکومتیها افغانستان مسکوند\nدر میان بهای آن دلق و حبوب با فرشها گندم دغا دارد او را خالی درد\nو نانجا با تریس استعانت فریاد آرا ده عائله خا بوده شمال افغان کار\nا هم در اور زیر که آیا با دولتی کا ملک تاریخ الزوزه خورند کافی کنند!-\nنفرتی بر ملوک منګل که آن منگل با خود باعث تا\nکدام منگلند؟ شما همان منگل هستید که من باشما اساس پاکروم\nدر نماز که با خود مشمتی و بر شما نوازش محرم بیشتر بود امروز\nشما با منگلند که تنها بنزوات افغانستان بلکه نزد خدا و رسول هم\nسیاه خجالت دو ه اید اگر مکان خواهر طالبا نان را میگفتند که با حکومت\nجنگ کنید شما را چه لار ده بود و عقل آن کجا رفته بود که گفتہ اپنا خود را\nاز هلاکت پرید و ناچارا گان مانا بودید و علاوه بر آن تخجالت دختر\nالنجاری کاملا کردید - اگر چه همه حال مردن یک مردن است.\nلکن بحال پایداری قصاری را که قوم شما نزد حکومت و وقار خود غلط\nکر نگی امید از کجا و کدام وجه پیدا خواهید کرد؟\n\nخوشا فکر کنید که در کدام جنگ کمک افغان با ملا سردار شده است\nهر چند بد شناخته یداسے نادانان خائن چه خیر دیوانه آشنا نمیدہد ہو\nگنا دید و نادانسته خود کوبانه مراد مامورین و عار اعظم ما فادرانی بچیره\nاور ما واً مسلمان چه نام نهادید ؟ آیا شما یورده از تمام رسائل نه این\nاحکام اسلامی خبر دارید کجا چنین که به جهت جگر سوز نازدی\nبلکه بر دین و عقیده پاک اسلامی من نهادید۔ بہر کسیکہ آنجا\nصوری دین از شما می پرسم اما یقین کامل دارم که شما جنگلیه بالقراء\nآن نخواہید دانست .\nای بر کلیه ما بر آخر بغض دزدی ، و قوع آن با یقی سال بندہ\nکابل آمده می توانستید ورنہ آں معلومات گرفتن این یک مطلب\nکو آمندا آنجا شدید من با مامورین و بالمتمرد اتفاقا و با ی استدام\nو با من آن صادق میباشم ، در این تو خیره .\nای گول خورده نادان اینقدر فکر نمیکنید که آناں\nقادیانی که در افغانستان عیان شد از شومست بود آواز\nشما در دیگر جایهای افغانستان کے ندیده امتداد\nکه نعوذ بالله قادیانی پاکسدانی است دگر در کاپیکا پایای\nپیدا شده انهم از اثر شما ملعونہا بود -\nشما بر غلامہا و قسم میباشید ، بعضی شما میر غل فردیار\nو بعضی میر غل حقیقی میباشید - میر غل با نیکه از قوم پیه\nگرفته اند و بنام میر غل بمرکز آمده اند من آنها را میر غل نی\nبلکہ نوکر جبری می پندارم تا زمانیکه همان پیسه را لحکوم\nمعین میکند خودشان و یا اقوام آنها بخزانه تحویل نکند حکومت\nبالای شان کار های شاقه دولتی را اجرا میدارد و میکند تم\nکا وزارت حربیه میشود هر وقت حوضی شان از طرف قومی امده پایا\nیا پیر زمان وجه را تحویل کردند کامل رخصت خواهند شد.\nمیر غلہای حقیقی را که برادر و پسر سمان غدار ہای\nملعون میباشند که با حکومت خود خیانت کرده اند و زارت\nنگا میدارد و برابر اور ان و پدران و اقاربش اجازه میدی روش های\nپیششما یا بعد از گمان دگر سپر خود را دا گر پر نداشته باشد برام\nیا برادرزاده خود را بعد از تصدیق حاکم محلی به کابل آورد و جوایی\nمیر غل و بر اکابل گذار ده میر غلی که بسابق برین در شجا بود واش بود\nببرد - مطلب از نگهداشت میر غل این است."}
{"book": "adl0717", "page": 119, "text": "۲۰ نور شماره ( ۱۲ ) جلد اول جریده حقيقة کابل چهار شنبه ۲ جوزا\n\nطومارات او را بعد ازینکه چهر از خواب بیدار گردانیدهای کاش اگر پیش آمدن قوه عسکری بالا تخطئی اتفاق میفتاد\nبدفاکیه قرار نمودش در اثناء فرار نمود نوبودی که دیگ او را بحکومت تسلیم میکردید تا مقام در جله اشخاص که به آنها\nای معیت ! ایا حکومت میتواند انترسید که از کشتن مکاتبات داده میشود شا مل میبودید .\nبرکا تو خودداری نموده تو از ترسید اول چون ذات شما باته با اینکه شما در اول خیانت سخت نمودید مگر بعد از ورود قوه عسکر\nاین روز پلیس به لباس نظامی بود ند و بنکر خود غضاً چینه ما در جدران که قاری ما بود خصوصا میت شما معاونت کردید اید\nموقع تفنگچه را کشیده دست خود را تماشه آن نهاده متر و هم کار دو کفن با خود گرفته سمر اطاعت به حکومت نهادید آری\nفرمودند : ] اینک برای دفع این اشتباه تو اگر پاس اندک پرونده شما را میبخشد و نه فرار تان مینمایم و نه از شما باز خواست\nطاعت را میکلم گناه را به کلمات نثار میکند ؟ میکنم فقط به همین یک قطعه مت دی نظر به عمله دسمان معینت\n[ سکوت چند ثانیه جهت تلا خط با لمتر و تمام شخص ] توسط وزیر صاحب جبیه بخشودم نمود و بدر ۶۶ نفر تار از خستگی که\nخیر . اگر چه در اول خیانت های سخت کرد می اما نظر و نو (۹) نفر شار اکه از دشان جلب طاعات محنه دار آنها میکرد\nبرایت اخیرات ترا از کشتن معاف میکنم و با قوم بر شخص آنها اعتماد پیدا شود وزارت عربیه در مرافعه که در بار\nوجیه عائله است شمار ابکابل کوچ میدارم اما شهر ایراتی بر وقت آنها اعتماد خود را پیدا کردند از امضای برخیل کردن و\nنه ماندن اب این است که از اموز مانی کو مدیکو یاد شانارخصت میکند و او نقر تا مرا بعد از بریدن برو محل رخصت\nمال و تمام اثاری حقوق را که حکومت با انها را برایت میکنمر اهمین این وز یکه بانی صدو اشدن اعتمار حکومت بین\nمعین میکند . طاهرنمائی . اگر تاریتون نمیک ازاسم از افکار مرخص مینمایم در آیند و معامله را که حکومت میهد تا باید بمانند\nو یه معیت حاضر بکابل نشود همه شما را محص بدین واسط کما فی صابر ولا یای خیانت ہے اثرا آن اعتبار از اکه سابق دارید\nمیکند که نسبت بدیگران شما از حکومت بسیار احسانی دید میگردد و بعد و خصوصا اگر در دیگر خط افغانستانی شخص هم کبا نو نیست\nای بود که باشما و می در مرکز نند و ایده از حالات جریانات دست از شخص شما و شرد و پرده آن نزد ما میگوی من نظر قبول\nوال بهتر معلومات داشته پاس چه شاره بود شمارا که به منافع کشادم اعتراف ما و میدارم که تا ارایان میکنم افغانیکر از رایت بیاییم\nحکومت خدمت نکردید و بالعکس خیانت بدرجه اول بشما هم اعتماد منمیکنم . اگر شما حقیقتا اقتضای خیراندیشی را شید\nپیش قدمی کردید . تا بخار عباد و تاخورد سپورت را تواسد الکند تاسیس همه این محبت\nجدرانی ها خود را که با شما داشته مجددا اعاده کنم . چورات به اعتبار شما\nشما جدرانی ها خوب خبر دارید که من باشما تا چه اندازه ملک را شما برای تامین رسرهای رقم رقم رسانیده اند و در هر قریه شما\nمحبت داشتم ، بهر موضعی که شیر بکابل می امدید مقدر مورد و دو سه و هم ملک وجود دارد همه آنها را موقوف نمود اکه ایند و نام ملکی\nنوازش حکومت می شدید ، وشما اقوام سیوفایل یک قریت خدا یا سود شما مر میکنی که سراز نو بر کی کہ خوط وجود میندارید\nبار با و فای خود میدانستم آیا نتیجه آن احسان و نوازش و حکومت ملکی تان اور انا سنا سد ملکی خود انتخاب نمائید و منظوری\nمن باشما همین خیانت بود که با من نمودیدی او را از حکام خود بگیرید و اما بدن عقلاح فکر و تدبیر یکه مشته علمای\nنه هر که با نا جلس سع دامی کند یا بیخورد سود و ملک و خوانین نماین خود قریب بخورید .\nخیال داشتم که شما قوم بدین نظر بدین احسان نوازشی سلیم انجیل احکمرخت : - عبدالکریم تحصیلدار معین است\nکه باشما مینایم در یک موقع مهمی برای افغانستان ند سلیمانخیل | وکیل حربی : - بلی : - ب ( خطاب )\nراقواس پیدا کنید . عبدالکریم تحصیلدار ) اگر د ر ابتداء خیانت شان دی یا وقتیکه\nت اما مع آن هم شد میر سود است تمام شد : فرمایم تو بها عبار ارائه صحیح در میمانست بواسطه تحویل درخان"}
{"book": "adl0717", "page": 120, "text": "شماره (۱۲۶) جلد اول جریده حقیقة کابل چهارشنبه ۲۰\nچنانچه در همان فرصتیکه عبدالکریم در میان شما داخل شد در انوقت این باشما نیز جنگاح بم را دیگ یک پیش گو کردن\nوزیر صاحب حریه بها احوال داد که به کوه برآمدن عبد الکریم پرداخت خونین از عهدهما تشکيل خواهم داد.\nدرین موقع شما مسرور باشید زیرا که واقعه رنگ دیگر و صورت جنت خان برادرانش\nبهتر را اختیار کرده دعوی دیانت بازروی سلطنت تبديل از خیانت و تجاوزاتی که شما منجمله ای نادان کرده اید چشم خود را\nو تحویل یافت شخص عبد الکریم محتاج به معرفی عاحده بطن نیست کردم لکن خوشیاری که تو کردی این است که پیشتر از وقوف\nچرا که عموماً از شیطتی که در ان وی پرورش یافته است از غذا او اطوار از کار های مدت پشیمان شدی و پیش رئیس صاحب تنظیمیه\nگیدارد و از خیاناتی که پدرش امیر محمد یعقوبخان با فغانستان سمت شرقی امده اظهار انفعال ندامت نمودی اخیر دیو\nکرده و از شریک و انباز که با خود درین مفکوره دارد کلا مستحضرم حمل و نقل بعضه از مات قطعات عسکری مکمک گردی خیالی را\nرئیس صاحب تنظیمیه سمت شرقی :- بلی ! قربانشوم انها عبد الکریم در خصوص تو (جنت خان) در اول داشتم این بود که ترا بایان\nو پدرش مانند افتاب روشن است، در حمایت عرض دیانات کار میداشتی از وسم خلاص میشدی. مگر چه ممهند يفوق دینی میتونی\nشما باور رعايا مدوخ مملکت بے کار روائی یا قاتل خدیو بر رگوار در همه خائینین پرداخت بصورت و عمل در تکامل فرستادی\nو جدتاً دارن اور قیق جوب بحریر در دلها ملت افغانسان مثبت حتی خودت نیز وفا تا آرزوی آمدت را به بزم در کامل نمودی\nو منقوش است گو صدیق شوم :- حضار مجرم چنانچه از خیانت تا بزگ جنت خان و برادران\nذات شاہانہ :۔ صدقاً بدون هیچ یک کاستی میگویم که خوم طور مرغی که برا نمود در میان طرفداران عبد الکریم تراشید وانی\nبا ليفات شرکت عبد الکریم درین واقعه بسیار مسرورم و از خوانی در بود . این با حرکت سپه سالار شوی حوط وطی لنگ\nکسانیکه بر روی تسهیلات هم میرسانیدند نهایت نمدینم قازالفا دورات عبد الکریم بود مسابق برین ہی حریفه یانی\nگویا آمدن عبد الکریم را ناچندان فوائد مادی معنوی فرایم یک کنده یک جنگی در افغانی مینی مست جفت به یوه\nکه آن فوائد دوراه از بود عبد الکریم ابا وجود داشتن جندی نیست است، اما این نادان بدبخت معتقد رسدالت او\nافروز مسلم نمر سید. اگر چه من از نیت و خدا کہ برای ی آیا بر یک کنده یک سپه سالار چطور مشرر شده میتواند .\nعالم اسلام افغانستاهی دارم بجز انبیاری حضرت خداوند علی حد خیال حتم . به عناست لنگر تو سپه سالار می بیدی در\nنمینازم ، معتقدم که از لطف خداوندا مقاصد پاک خود مشت شان که از کثافت نیکیان در این گوشت واسم خون\nکامیاب میشوم علاوه بر آن عالم اسباب نیز چون عسکر فدا کا دوزخ بردارم اما سوختن ان الجماعت در طبقات بعدات اح\nو اقوام وفادار دارم، معلوم است. باشام خاقانیان خدا این فکر می کرد. ای بدبخت چقدر که بکابل بیگر بودی\nبیوفا احتیاجی ندارم. ویقین کامل دارم که بیاری حضرت باری و زیر ختاع میرسندم حاضر شدی جمله جان کردی که من انجام\nو روحانیت حضرت نبوی ہمت شجاعت عسکرین و اقوام وسید تا به سمت جنوبی رفته فدایت کنم اما چون در غرض رام\nمجبورم و بر میدان بمقابله خائینین خله و دشمنان خارجی خیره از ضعف استشراق کردی مرید نسبی از تو پرسیدند و جواب\nوقایع کما میایم . ای دون همتان پست فطرت ! گفتی که مراحکومت پر مر داده است در پیر از خیانه تی در ابه\nگمان نکنید که ما در ین سر کوبی شما خساره کبھی کشیده ایم ویا عبد الکریم رسانیدی عما لا خر دوجر عبد الکریم ساختی و بدا نداره\nعکس های آدیگر که مالی شما مرد کار حاشری خود را می بینید شیطنت خود محبوب اوگستی و محبت اور ابحجه و حلب دادی\nزیرا در ین مراتبه با تها عسکری خود را استر نمایان پیش پر کہ مدار نبودن ترا خواب به طرزی خود تائید میکرد، دیابت\nگشایش دادم اگر در ائید اغیر و تبدل خلیلی را در محافظت انکردم بر رتبیه بادی فعالیت داشتی که چار پائی خود را به پلاد داشت\nوبا یک تاری موی یکی از رنگ یاسیم ضر د متغیر میرسانید بویده خواب او انداختی می خفتی، اولین کسے کہ ترو ا شناهان"}
{"book": "adl0717", "page": 121, "text": "(۱۲۸) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه ۲۳ جوزا\nشما را لازمه است که مانند دیگر جانها قرار گرفته اند نیز رعیت بیوفای خود می انگاریم.\nتیم ارزوهای قلبی مرا بالعکس به ثمره دادند. الان از طرف من زیاده بر این شخاضیکه مجازات\nاکنون شده وش آن غداران و حیات غلط فهمی شده اند و باز بر محاکمه هستند باستثنای سرکردگان\nران این شماست و مقدمات خیانت رعیت یا حکومت تفات است و عبدالغفور و عبدالوهاب و کریم\nغالی است نکنید. باید که شما بعد ازین گفته پاپا ی سر کی که انها را وزارت حربيه بشرایط علیحده اجازه\nای در که شمارا تباه و برباد کردند نشنوید و از خوان امدن اوطان شانرا میدهد برای عموم\nاشخاصیکه درین مقابله علم و جهل علاقمندی\nداشته یا از دست آنها بهو و یا خطا کدام\nکاری سر زده باشد عفو عمومی میکنم : باحدی\nغرضدار نیستم !\nن افغان\nان اشخاص ساحره فریب نمایی و ایدی پرشر\nباید شما همیشه فکر کنید که خیر و بهبود علت\nوالکت ما در چیست و چه چیز را میباید\nدور انا طلب کنیم که رضای خدای و رسول(ص)\nمده شوند و خورسندی پادشاه خود را نائل شویم .\nازان پندرا\nاقوام انار\nتسکریه\nپسرانه\nفي الحال در سمت جنوبی حکومت عسکری\nهمین غلامی است و خوانین خاین جاریست هر قبیله که در پیدا نمودن اعتبار\nکه شما را بر علیه ترقیات و رفاه و آرام و اعتماد خود نزد حکومت کوشید و با دولت\nو حکومت اسلامی تان ایستاده کردند و خود اظهار و فاداری کرد شرائط آنها تمام گردید\nا در همان زمان کناره گیری نموده برای میشود باقی از عموم شما در مقابله جرم پیدا و خفیف\nبی دستمندی شما را تنها گذاشتند چنانچه از یک نفرتان باز خواست بسیار شدیدار تو قوم بود\nامدید که در این مقابله علم و جهل عددیده قطعه اخیر طوریکه امر کرده بودیم کتاب ای مده شنوایان\nمجلس اخیر رو ندید ششم جو زا بر امضای دارا واقعه حات\nام شنید و نخواهید بود که کدام ملای بدبخت\nای افغان و هلاک کشته شده باشد فقط هر چه صادر کرده صریح که در آن مجلس نیز شفا ها هم خواهم بیا لور دندم\nدار خون شهیدان شما تا دانهای بدبخت شیدید چنانچه بعد از تحقیق عذرا ور باره مجازات سیکه در محاگم است\nخبر گذشت گذشت . دو بار به خیر را کر جز تما کرد بافی شوم و اقتدار انا هم حکومت خودمی تا تسلیم والبته که بعده\nای ام دید لکن در آینده پولس کنید و فکر تانرا الطار در باره مجازات عمومی که در ان شجاعی که در بین معامله مصر\nقاداری\nفرمان نگیرید که مدام غریب دیگران گرفتار ندانند و کا لا مکافا میشوند، سرکشی که بواسطه قدر کدورت\nی آن نشوید زیر هر کس بجان خود زند کے میکند جنوبی نموده باشد نیم زیرا که درین هر دو میلیکی بر اینها ز ا ومکان\nدگان خود می میرد و بار کسی را کسی نمی برداریه ترتیب شافعی اندازه دقت و باریک بینی بکار برده ایم\nموافق\nمجازاتی را که برای خایناین سمت جنوبه و موی از خمیر کشیده شده است بمانه امروز کمال این دانا\nات دادنی بودیم همین بود که احضار شد زیادہ بدبخت افسوس میکنم که امرو ز پنجاه و سه نفر شان کشته و قریباً\nدین کسی را عرض دار نشویم، واحدی دو هزار نفر شان بی خان و مان شدند\nجنوبی تعلق داری و علاقمندی ساله با خانین اینهمه نیست مگر از بدبختی تر جمانهای شرمسار\nعین سمت جنوبی در اتیه تحت مجازات دوستتان شان که امیر باط با رزوهای دل من داشت\nمی آوریم بعضی از ان اولاد های بدبخت نکردند و راه بهبود ی و آسایش را برای\nآن خود را که از سمت جنوبی فرار و در کوهات شان نشان ندادند.\nمحترم کولاف مفصل تمام مکاتبات اخبار گنی را بومها لعال صعدت واقعات روز برای تامین بنیاد پند می خواهد هم نگاشت ب - د -"}
{"book": "adl0717", "page": 122, "text": "شماره (۱۲۸) جلد اول جریده حقیقیت کابل شنبه ۲۳ \n\nمبارکمه و محی‌الدین‌زاده را با قسم هر مدل فرستاده محال از شمار دیگر \nنقدی مطالبات نیز بر عهده شماست و مخارج یومیه منزل شما را از مصارف دکر \nرعایای ما دارا و است کرجه مخالفت میکنند وقتیکه بخاطر فسا د \nحکمرنت مانع شده و با کمک رحونی نموده برخلاف اکدار را میگویند علاوه \nبر مخارج چیری عش نداری هم از شما قصد ضمانت بد تحویل خزانه دولت \nمینمایم واز این پس از شما رسوم قسط می‌ستانم. وقتیکه شما قسط اول را \nتحویل نمودید در حبس و ضبط قرار میدهد باشد و بعد از سپردن قسط دوم \nاز نظر بندی خلاص میشوید این دادن قسط اخیرا او طاق ثانی \nکرده میتوانید مبلغ ضمانت شما را الی ۱۰ سال عادت نمیکنم که \nدرین مدت در اعتماد و اعتبار خواطر حکومت نزود بد جاناکه الان \nدر شیوه پس ستره میشوم و همیشه شما بر حرمت و ثروت وقت خو \nتاز میکردند این کاهش در شما بهمین ثروت جوش خود اتفاقی سخنان \nدین صرف قرض مصرف میکردید. مگر بنا بر مصلح چه چوبین مدینا \nبیرون نمیدید اگر پیش ازین تفصیل دادی در حرکته نجاستی از را \nجان و مال ملت مظلوم اجرا میکردی حال چون در مطلب \nکوتاه شده است در پی حیله جوئی و بهانه طلبی برآمده به اتفاق چند \nملای عماشن مارا قادیانی گفته و حالانکه خود در اسلامیت عقای \nپاک خود یک ارشاخو امین جاف نجدی آیا غابی را بر نمیدانم. \nهمچنین وقتیکه دروازه بچه فرع جاواخوری بر ملاهایان شما \nاز اقسام مکتب های کلان مسدود گشته و از خواندگرانی که بیزارتم \nوهم از شاگردان اهل تله و قریه خود بر آنخارج خاندانی چومیکین \nدستشان کوتاه گشت بخوابند که بنام دین مقاصد شومی محی \nشما را پیش ببرند دادا ملا آیا با سیاست چه دخل است مگر چه کند که \nدیگر کارا دست نیا بیتر از صفت مجدی تجدید احال بدستیل کند دادند \nاندخوار ندیگران نظامات را که از قران شریف و احادیث سلف صیحه \nاز اعلاجتره افغانستان محرافه استباط جریده اند و مادة لا امرا \nاز مدین مظلوم بوسیله این کوتاه نموده ایم کفر مکونید.\n\nموسفیدان سمت جنوبی \nاز خیانت گناهی که شما \nدر حق حکومت خود نمود \nدر خلافت حیات خود اقدمات کردید ایدنجا هم انکار ندارید مگر مثلیکه \nمن با زماندار نخواهی تباهی شما را اراده نکرده بودم اکنون نیز مزید \nبر ادای مهربانی شما را خواستار محاسنم بذا شور و سفندان \n\nسمت جنوبی را ذعایف و الفعال نالایق پادشاهان تان که \nبا در انجامیده‌است قیاس آن خطه قطعه اراضی که بد یگرا تو آوار \nشده است بینما یا تا مر استخمدی نمور\nباشید امید میدارم پس اینجه افعال موحش عقال خو\nو شرغان نگردید در این ملک بادنامی از دستمها دور کنند\nدرین اقدام شایان بعنت اثر من شفقت و غلا من الد\nمسرت نمانند. عیال پا شمار ا تحفه و ما عیالمر شما را محترم\nمیتواند. شما ازین خطایا شما و خطای من حرف میبرم. ولکن\nاز جوانان بنادیده و سفیر آن یعوص میکیرم در اینقید\nکارهای معابر و مجران دولتی نیکی تمام بعد از اکمل اعلا و خر\nداند دیگر عوض ثمان اینهار ار پاسکنه و از خون من هم ای \nمسکنم. بعد از شکر بیان اتحاد و اعتنا ر سمن جرب و اقوا\nسر حد ما پوست پیدا گردید هما ناه که جوا تا شام مصرف خوایش و \nبکار رفت تا انجا خواسته تاز پر ازان اعتماد و احتمال او نزا \nاصل لایق بدست بیاوریم اینگان یقین کند که بغیراز الله\nای برادران عزیز خود سر او در که تمام مردم کابل مسواعد\nکه از مهانفری سمت جنوبی جا نه آه و را از خنا د کرم میشیمند خانا\nحون شما و عایله شما از جمله فرزندان یک پسته میانی قومی انکلام وت\nبز ر کثریم ما کی را ملا من محتاج معامله نماییم. هنگام که جا د جمعیت و انما\nاو باز ما جرأت محکومت تفصیلات دادم تا مسیمع بدامین طرر\nدست در سمت جنوبی بصورت اعلان شایع میشود دهمان طوری\nحکومت بالائے شما هم جریان خواهد داشت. بروید\nو ملای سمت جنوبی! در حق هم و دستلاد و صنف حیانت \nو و آبد نیت که با نکار مشت\nو خصومت نکرده اند فاسده کاری کردید او کون دختم دار مدار قومی\nو دیگر کبریا اله ای اندیها را مجرم نکردیم و نمیشوند قسم درآن را شوید\nجہت خدا فراموش بود ها بیتا که بر علیه حکو متصاد حیات نون و بجا و\nاقدامی که این وکلا بلوقا ایستاده اند اگر چه شما و کلارا قوام میتوی\nشما هم کر بد و سجابی عامه خلاف کنند کا من امور استا شجاردن میگذارند\nو نه ظلم میمید و نه پایمال کند تا شما هم مانند این و کلا مکر سوکت داد\nدست بنواد هم کجحاجت میا شند امدز ابنانیکر و د\nو حکومت اعلای انجام می پردازه شما هم در بن خان که بورین\nمیزنده شوانہ اعمال خود ا رسید خوشنود مصیبت و هلاکت سمت جنوم یہ اعلا\nخواسته ام میخواهیم شما دیگر در دیگر محشر علاقات نخواهید داشت\nثروة و تنظیم محمد را که مستر بخاطرات خود دست بخون قوم من نمی آو\nبفرما و سؤ دلهای الفتی حاشیه ملا و ابانه و با و از شما هر گز نمیکنیم دالانہ\nشمایا مکرم بنها قفونا کن من میده تم دینه تم رو داده اید با کنون می\nو چند امید که در عالم ظالم تبرا دو وحشتیم از وام ما نماند اید ؟!"}
{"book": "adl0717", "page": 123, "text": "شماره (۱۲۹) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه ۱۴ جوزا\n۱۳\nجواب عریضه دعائیه لویه که از حضو ملوکانه\n\nبعد از اختتام این عریضه اعلیحضرت بیک صوتِ حزینانه که محویتِ رافت و تاثیر عمیقی از شنیدن این الفاظ عاجزانه بود در پاسخ ما فرمودند (م.ح.د) \n[اعلیحضرت] از دشت جنوبی بیایم از وضع اقوام جنوبی گر نه اصلا شما اطلاع ندارم اما الحمد لله میطلبیم که از ترقیات شما دیگر خبری نیست مگر ازانیکه حیات خود را از زندگانی شما و آسایش شما از بود و باش شما و مسرت خود را از مسرت شما و راحت خود را از راحت شما شمرده ام \nو این را میدانم و می شناسم که تنها برای افغانان بلکه از نقطه نظر خدمت عالم اسلام و خوشنودی خاوند جل و علا است که هیچ یک لحظه از خدمت تان باز نمانده ام و تا کرم خدا بحد بمانده جهدی میکنم تا یک قطره خونیکه در بن دارم برای بهبودی و رفاه شما انرا بدرگاه حاق خیرات می کنم - این عهد های متواتر و موثقی را که مکرراً میکنم شما اینقدر که نظر لطف و محبت مرا شکریه و این چهار چیز را که برایم پیش میکنید در جواب هر کدام آن یکجا یک عرض میکنم:-\nدعائی را که برای آبادی ملت و مملکت از ناچیز من عاجز کرده اید حق تعالی قبول بگرداند و خداوند انطور حصه رساند بد که بی آسایش شما آسایش نبخشم.\nخدایا ! مرا توفیق انطور خدمتها را بدهی که ملت خود ترقیاتی را حاصل کنم تا عالم اسلام و قوم من در آسایش باشد اگر من زنده باشم آیا انحصه شما نیست عزیزم که مرا بدین نظر لطف و محبت می بینید! و یا بطور یک نشان ازینجا دور نام دنیای منکه محبت برای پادشاه خود ندارد و انقدر ضرمهم از من میسازید تشکر میکنم اما نشانرا\nچکنم اینست نشان بهبود ها و ترقیات شما که برای من است، نه تنها در حیات من بلکه در زیر خاک هم برای من این نشان شما خواهد بود. \nمعروضهٔ کریم:- مصرح به جنونی گرنه اصلا شما اطلاع ندارم، اگرچه از ادب دور است اما معذوره دارم العین از شما خواهم که گفت که نشان ما را از پی بردانی بر بی اعتنائی قبول میکند میدانی انتاجی را که شما طینتِ بجانبداران ما از یک خوشه گندم داده اید. دایما هر و اولاده همان خاندان سلطنت کرده اند بران فخر میکنند فقط ثبوت عسکرتی خود سوگند بحرمت خدا که برای شما آرزو دارم بسیار یک نزا[؟] در نظر امر هر وقت که خدمتی شما ملت و این مملکت توجیه کردم باز خود من میگویم که مستحق مال ان نشان هستم حال محبت شما برای من نشان است. دلپذیر اگر این نشان از یک آفتاب مجللتر نبود انقدر خوش نمیشدم که ازین جوش خروش شما امروز خوش شدم دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی ٭ دیوانه هر دو جهانرا چکند \nمن دانه ترقیات شما هستم، من مجنون شماها تان میباشم والله بذات اقدس الهی قسم است که دیگر آرزوئی ندارم مهربانی کرده مرا از گرفتن نشان معاف کنید و بخششهای گریه پر و رشک ریزه مدنظر کرده اضافه برین تکلیف گرفتن او را بمن نکنید اگرچه از ادب دور است لکن باین شرف عسکری خویش که خود را یکفرد عسکر میدانم قسم خوردم که درین اظهارم ناز و تکلف نمی نمایم.\n( آمدیم بطیفی که لوحه گرگ بمن دایماً میفرماید)\nآیا نام من عاجز اسم حضرت الهی شامل باشد \nخوب است و بدان فخورم و ممنون میباشم \nویا به \"سیف\" در وقتیکه من طفل بودم و هیچ مکروهات"}
{"book": "adl0717", "page": 124, "text": "شماره (۱۸) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل سه‌شنبه ۲۳ جوزا\n\nهزار افسوس که ترجمان خونی ندارم که ترجمانی مقاصد قلبی و تمنای\nماتم نماید و آنها را کاملا از افکار و احساسات من که نسبت به ترقی\nو تعالی و رفاه شان دارم اگاه کند\nاگر اشیا از ارزه های دل من خبر میداشتند کاهی\nخواری و تباهی مبتلا نمیشدند\nآن ترجمان خونی که آنها را بغبای و بربادی و آوارگی\nپریشانی می‌کشند ملا نماهای بدبخت الملک یاغی باغیون\nو خوانین خائن شان است، چه هر وقتیکه ملت اراده نمود\nو ازین خیانتهای این ملاها و خوانین غدار خود بدانند قرآ\nاین اشخاص را بآتش درخواهند داد اگرچه حاجت\nبدر دادن قهر دادند واش یا که در روز قیامت پاداش\nاینکه آنها آسایش و آرامی عموم ملت را خراب کرده\nو مملکت اسلامی خود را اندکی از ترقیاتش عقب\nنشانده اند علاوه بر شرمساری پیش خدا و رسول\nبه سخرین عذابهای قیامت مبتلا میگردند\nخودم امید قوی دارم که عنقریب ملت ما\nاز انوار ضیابار معارف راه را از چاه فرق میکنند\nو زیاده برین مدام فریب امثال این خائنین را نخواهند افتاد\nمن یقین کلی دارم که بعد ازین باز از مظلوم\nآزاری و خود غرضی ملانماها سود، خوانین خائن قطعاً\nشکرت یافته ملت من از حقوق خود کاملاً\nکسب استحضاریت نموده زیاده برین تشنه\nخون خود نخواهند شد\nمن معتقدم که عنقریب ملت نادانم ازین\nخواب جهالت خود بیدار شده خوب را از خراب\nو نیک را از بد تفریق داده بر ارواح این شیاطین\nالانس که بجز ایجاد شر و شرساری عالم اسلام منفعت\nسرحدی اسلام، دیگر مقصدی ندارند، لعنت وانه\nمردی و جانثاریهای حکومت افغانیه نسبت به مرکز\nاز خدای خود برجا میکنم که ارزد ندان این بدبختان\nاز این یابنده برد و نشود، و مملکت ولایت شان بواسطه\nصدمات آنها این لکه‌های بدنامی و خجالت را از خود دور کنید\nاز طرز تعلیمیکه امروز در افغانستان جاریست\nکمان میکنم که بیاری حضرت باری میان شش سال\nجایل و نادان در وطن ما بسیار اندک بنظر خواهد رسید\nو تماماً از حقوق و مفاد خود کسب اطلاعات خواهند نمود\nاز خدای خود آرزو داریم که همیشه ملت\nافغانستان با ترقی و آرام باشند، و خدا آن\nروز را دوباره بافغانستان نشان ندهد که ان\nاز خون جگر حرف زنیم چنانچه که امروز بخون جگر حرف میزنیم\nخدا اینطور روز را دیگر بروی ما نیارد\nکه نقص افغانستان و فایده دشمنان دران باشد\nنسبت باساس تعلیمیکه امروز در افغانستان\nجاریست امید بخدا داریم که این بغاوت نهایی\nآخرین خواهد بود و خداوند اینطور روز را در دنیا\nبرای ما پیش نخواهد کرد که با یک قوم خود\nبدست خود مجادلات کنیم، باین اقوام خود\nتا حال من یک قسم کشیدگی داشتم حین این\nدقیقه آنرا دور میکنم، بجز از آن اشخاصی که\nدر خارج فرار کرده اند با دیگران هیچیک کدورت\nبدنی ندارم فقط اینها را رعیت نادان خود\nمیدانم و برای بهبودی شان کوشش میکنم\nو زیاده ازین خرابی شان را نمیخواهم گناهان\nشانرا معاف کردم.\nخدای ما مهربان است که در اتفاق افغانها\nاین تمنا را قبول کند و اینجا که جنگها در ان عالم اسلام را خنده\nمقاصد خراب دشمنان را خراب سازد.\nخدایا ما را از معرفیها مکه دشمنان در گوشها لاف میکنند نجات ده\nخدایا اینملت افغان انوار را در پرتو غالیشی اکملت حقانی\nبعلت حق رسانده نور حقانیترا بجلوه آورده تا در قدمهای مستعد\nشوق مدار عطای اکملتی اولادها ما را که تحت تعلیم سبقت گرفته اند\nالقمطی کنان که دران بقا افغانستان مستحکمیت کامل تضمین کند فادار کن\nآمین ثم آمین یارب العالمین و بحرمت النبی الکریم محمد و آله واصحابه اجمعین"}
{"book": "adl0717", "page": 125, "text": "وزا شماره (۱۲۴) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه ۲۵ جوزا\nنمائیم باز هم اندک است ای کاش اگر امکان میدا\nو این افشارا از یکدیگر الماس بسیار مدعای و\nخوبی نثار کرده تقدیم میکردیم .\nعلیحضرت قبلاً بحضورتان عرض کردم دلائل\nامیر حضور عدم قبولیت نشانرا برای تان\nتشریح دادم که گرفته و قبول کردو نمیتواند و خودم\nرا درین اظهار خود صادق دانسته باز و باز او تکلیف\nدرین مسئله نمیکند و نه عادت دارم محاکم یک اسر\nلویه جرگه بالفاظ مودبانه و وضعیت خرامانها\nباز تکلیف قبولیت نشانرا نمود نا پس\nدرین مراتب باز ذات همایون چنین بیان افشانا\nعلیحضرت اینک شما حضار محترم را فردا با مداد روز\nامیر حضور اول بطور خصوصی پیرو داع خرام کرد\nباز هم امروز رسماً با همه شما حضار عالی خدا نگهبانی و\nوداع میکنم بعضی از شما اگر درین جرگه جری نگفته است\nیا حصه دران بصورت مذاکره و مباحثه نگرفته\nاست ما ومی را نیز باندازه شما میکه لغت و\nشنید کرده اند میدا بیم زیرا که او را سخنهای\nما خوش آمده تنها شنیدن را وظیفه خود دانسته\nاست چیزی که منتر موجب مسرت و خوشحالی ما\nنواب و کردید مست همانا مذاکرات آزادانه و دیمات\nحقانه و گفتار مغرضانه شما اعضای لویه جرگه بود\nکه از ابتدا الی الآن خوب بحث نمودید و چیز را\nکه بدل داشتید بیباکانه اظهار و در شیائیکه مطلب\nتان بود بسیار بحث کردید با اینهم در جرگه های\nآینده اگر شما نفری و شما وکلاً وعلماً بهمین طور\nدولت و ملت خود صادق بودید و زنده ماندید\nکه از خدا طول عمر شما را با سلامیت و صداقت\nخواستاریم و درین مجلس شامل شده نا معلوم است\nکه نکر های شما در ان فرصت روشن تر و بحث\nهای شما قومی تر خواهد بود زیرا که قبل ازین اثری\nاز شما زسیاسیات و اقتصادیات مملکت ملت\nو حکومت خویش چنانچه شاید و باید واقف\nنبودید و هم حکومت های سبق برای تان\nتأسیس اینچنین یک مجالس مذاکرات را نکرده\nبود حتی شما را یک تحسین و آفرین نیز نداده بود\nبنا بر ها دگار این مسئله که شمانیست یاد بگیران اولاد\nدرین جرگه حاضره شامل شده اید و حقانه دران\nاظهار رأی نموده اید یکیک فرمانی یکیک نشانی\nبطور یادگار لویه جرگه ۱۳۰۳ برای هر کدام تان\nمیدهم اگر خدا بخواهد و سر از نو اساس ترقیات\nعالم اسلام در افغانسان شروع شود ملت\nو لاد های شما باین فرمان و نشان فخر\nخواهند کرد که در اول جرگه افغانستان و\nاساس ترقیات جدید عالم اسلام را\nشامل بوده و این شرف نامه را برای\nمغفرت یاد داشته است و بهتر انه\nآنکه شما بگویند خود من میگویم که من مسیر\nبقدر طاقت خود درین جرگه برای\nروشن کردن افکار شما خدمت کرده ام\nلهذا درین نشانهای که فردا برای\nپاس صداقت و شینی شما نصب خواهم کرد\nخودم نیز یک نشان حق دارم !\nلویه جرگه\nعلیحضرتا ! محض لغرض امتیاز نظر بدین\nزحمت و عرق ریزی و مرجمه و\nشفقت همایونی که از ابتدا الی الآن\nهمراه مشت عاجزان مبذول\nفرموده اید جداراً در دمد مایا\nاین نشان عاجزانه ما را که مظهر حیاسا\nما و موجب خوشنودی عموم است\nبممانتخب یه مبارک خود منصوب فرمائید."}
{"book": "adl0717", "page": 126, "text": "شماره (۱۲۹) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ۵ جوزا\nو امان بود نامم از زبان عبدالمجید م \"امان الله\" نهاده شد. و پست دیگر لقبی را که خداوند از مرحمت خود به من مهربانی فرموده: \"غازی\" است. در اول سلطنت من نیز بقبول نمودن شمس الملة والدین و سیف الملة والدین تکلیف شدم. گفته که قبول کرده نمیتوانم\nخدمات شما صادقانه عرض میکنم که امان الله استم بگذارید خادم اسلام باشم و خیلی آرزو دارم که تا اسمم خود نامند خادمم یاد شوم! و در خاکت الله الله گفت بپروم نامم بلقب غازی ی را که خدا بمن عطا و ارزا فرموده است، کفایت میکند.\nاگر شما میگویید که اعلیحضرت امیر مرحوم اینهمه جید جید القاب را قبول کرده بودند عرض میکنم:\nالبته آنها او را لازم دیده باشند تا در آن یک خدمتی نکرده ام که تقدیر کرده شود و با سزاوار این نام باشم، باز اگر خدمتی کرده باشم بمقابل آن امروز این همه القاب متراکم از سرگوشت و کنار گوشم میرسد کفایت میکند اینک مکلفم این بار گرانرا ببردوش از بد.\nجوهر مرد بتقلید نگردد حاصل : مخترع شو که در گراب تو تقلید کنند\nمن نمیخواهم که در هر کار تقلید کنم ! فقط در سلامیت تقلید میکنم و بس! بهمین قدر که گفتید کافی است انچه در باب امیرالمؤمنین غازی امان الله بول و فرمودید! خوب میدانم که در افغانی طول و اک کل اختیار را میگویند هر وقت که زبان افغانی همه نقاط مملکت افغانستان و در بین مامورین ما رواج یافت البته خودم نیز بقبول کردن آن حاضرم!\nامیرالمؤمنین :- آیا خلفای راشده (رض) امیر گفته نمیشدند؟ میشدند !\nآیا انحضرت نیز سرمایه احدی بودند؟ نی !\nخاندان با همین لقب امیر یاد شده اند، حالا شما مختارید که این خادم اسلام را بپز میگوئید یا امیرالمجاهدین یا امیر غازی یا خادم اسلام میخوانید هر چه گوئید خوب است هیچ پروا ندارم سراینهمه از محبت شماست، لکن خودم خود را نسبت بشما خوب میشناسم.\nبحال من اگر مرا امیر امان الله بگوئید خوبتر تا زمانیکه یک خدمت شایان تقدیر و قابل تحسین برای شما ملت و عالم اسلام اجرا کردم ندارم یا غمی دارم که عقبی ایست و انشعبه\n: چوبان خدمت جوئیله زمین بس کو سمان\nفقط وقار در غیر تم در آبادی و بهبودی شما است این در سمن ستیت... قیافه ها و شاه و عمامه شما را ملامت میکنم و قبولی کره نمیتوانم چرا در نیمت شما را طلا است و بعضی غاصب بی اساس هم دارد فقط برای پاسوخ طر و خوشنودی تان این تفنگ را قبول میکنم و با شما عهد میکنم که در امان محاربه اگر سرم برود، در پهلو این تفنگ خواهد بود تا اولا سر خود را در راه خدمات شما ملت ندیم این تفنگ را بدشمنان نخواهم داد.\nباقی چیز های شما را هم منظور نمیکردم لکن بپاس دلایلی که عرض کردم قبول نموده نمیتوانم الی کلام خود را بمدعای ترقی و تعالی عالم اسلام خصوصاً افغانستان نموده میگویم.\n(الله اکبر الله اکبر لا اله الا الله و الله اکبر الله اکبر ولله الحمد) (لوحه جرگه)\nبعد از فراغ لویه جرگه را عرض قبولیت نثار کردن عجز و انکسار اظهار داشته تماماً بیک زبان بحضور اعلیحضرت معظم غازی شان عرض نمودند که بپاس این خدمات و جانفشانیهای شما اگر ما قطرات خون خود را برکاب تان نثار کنیم مبنود جسمی و ثروت و دنیا و مالهای آنرا نذر بداریم"}
{"book": "adl0717", "page": 127, "text": "شماره (١٢٩) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه ٢٩ جوزا\nرئیس صاحب شورای\nآلبعض بغرض تصفیه کلام و تسکین خاطر\nداعی و رغبت این مبحث را بدین الفاظ خا\nتمه داد و گفت . . .\nعلیحضرتا با انچو نکه در همایون سانحت بحضوره\nشما توثیق عهد کردیم که امرا و لی الامر خود را\nاطاعت میکنیم: - در باب هدایات فوق\nکه نمره خدمات داخلیها ر شوق و محبّت\nملت بذات علیحضرت بوده انها را\nبحضور مبارک اولی الامر خود تقدیم کردم\nانرا بقبول کردند زهی عزت و شرف\nآنچه را بهر مصدری که باشد قبول نفرمودند\nما در این باب بهیچ اصرار و گفتار دیگری\nنکرده بآنچه امیر ما میگوید به من گفته میشنو\nنمودن آنرا قرین صواب ندیده آه میکنیم!\nعلیحضرت\nعزیزان من ازین حسیات شما خیلی\nممنون و مشکورم لکن چنیاننچه معروضداشتم\nبروقت که استخقاق پیدا کردید خودم میگویم\nکه خزاوا ر فلان نشانید :- مهر با بنج گروه\nعطا کنیم\nرئیس صاحب شورای\nیالحضر تا! اگر مسئله در استحقاق باشد\nعلاوه بر مستحق بودن ذات ملوکانه مراین\nبسیار شخصیات این جمعیت عالیه لویه جرگه\nرا الفت در حقوق و مراتب و عزت بر ما دارید\nکه باشمردن زبانی آن قاصریم!\nلویه جرگه نیز همین معانی معروضه رئیس صاحب\nعمومی شورای دولت را با لفاظ\nدیگر و بعبارات رنگین تر بعرض رساند\nعلیحضرت\nعزیزانم اینیه گفتم اگرچه خلاف\nادب و خلاف التعلیم است تجویز\nعرض میکنم که علاوه برین نمیخواهم دیگی\nمرا تکلیف دهید و یا چیزی بگویم\nمن از روی بیهودی و ترقیات\nکه برای این خادم تان نشان حق\nدارم ، در موقت همین حسیات خود\nو کلمات اخلاص مندانه شما برائے\nنشان است بلکه بالاتر از ان است\nزیاده تکلیفی ندهید !\nباقی همه اشیا را امروز رسماً و داع کنیم\nو از خدا می خودام بدعا ارم که در اینده ا\nکنندہ افکار عموم افغانی او عالم اسلام\nباشید و از افکار غالی شما عموم عالم اسلا\nعلی الخصوص افغانها ترقیات فوق العا\nرا که دران رضا و خوشنودی حضرت اکبی\nبدست بیاورد غیر خوشنودی حضہ\nالهی دیگر چیزی نمیخواهم، شما را بخدا میسپو\nتا بخیر و عافیت بجانهای خود بروید !\nشما را هم بخدا سپردیم، دشمانه\nلویه جرگه در هر دو جهان خوار و مقهود\nبرب العباد !(غلفله دعاکوئیها)\n(برای خاتمه این روز تقریکی\nو داع رسمی اگر چه تحریراً و تقریر ان بیانات\nو مقالات مدحیه قبلاً از طرف لویه جرگانم\nآماده شده بود اما بواسطه عدم وجود وقت\nموقع نیافتند که از اول مجلس امروزه تا اخره بینید\nو گوش حقایق نیوش شهریار دیندار را میرسانه\nتا اینکه ساعت مجلس بحدوداً همایونی بکلمات فارقه"}
{"book": "adl0717", "page": 128, "text": "شرح اشتراک\nحقیقت کابل\nقیمت سالانه ششماهه سه ماهه\nداخل کابل ۹ ۵ ۳\nممالک محروسه ۱۱ ۷ ۴\nممالک خارجه ۱۵ ۸ ۵\nدر روسیه سفارتاً ۲۰ ۱۱ ۶\nمحصول پوسته در ذمه مشترک است:\nزرسا ولت محلی و مطالب منفعت\nبرای نامه نگاران مجانا تبادل\nبا اخبار عالم اسلامی\nشرقی قیمت شماره\nعادی ان در کابل سینار\n\nقواعد و ضوابط\nاین اخبار بغیر از ایام تعطیل\nدر کابل هروز بعد از شنبه ود.\nبدیگر مقامات از طریق خطاً\nارسال میگردد امور تحریریه به\nنگارنده حقیقت\nارسال مقالات اسطحاً با واراً\nبامده جریده در اندراج و\nاصلاح و عدم اختیار شش دارد\nاشتراک بتوسط عرایض ولایتی\nسنتور نقدی از هر جا قبلاً در یافت\nمیشود (نگارنده)\nبرهان الدین کشکی\n\nحقیقت\n\nجلد (۱) کابل چهار شنبه ۲۷ جوزای ۱۳۰ اسطانیه ذیقعده ۱۳۳۴ ق شماره- (۱۳)\n\nان تنصروا الله ینصركم ويثبت اقدامكم\n\nاجمال وقایع در باره کافها خائین علاقه منگل افغانی\nدر سمت جنوبی\n\nنطق عالی شهریار غازی\nمدتی که خدا میرفان میکند : مند شاید ان کو بخدمت با\n\nدر اشاعه سابقه خود کوائف در بار مجازات و نطق غرای ایرادیه ذات اقدس\nملوکانه را مرقوم داشته این مزده را بگوش قارعین با تمکین خود رسانیده بودیم که\nاجساد مناعت بنیاد ملاپي لنگ رفقا ی دنگ واز اثر گلوله ها آتشین\nهمسر و مهنگ شراره های نارشده خاک عم بر فرق امید و تمنا چندین هزار"}
{"book": "adl0717", "page": 129, "text": "(۲)\nشماره (۱۳) جلد اوّل جریده حقیقت کابل چهارشنبه ۲۷ جوزا\n\nاز باب مکائد و حیل ریخته گردیده اکنون بنا بر وعدۀ\nدران نومره بخویش باقارئین جود نموده بودیم که-\nلله الحمد که موفق هستیم صورت حالات و موقع واقعات\nدربارۀ مکافات را با یک موضوع خردسنجانۀ\nطبعی خویش عرضۀ انظار اولوالابصار نماییم :-\nروز چهار شنبه (۲۰) جوزا برای صاحب\nمنصبان لشکری و ارباب مراتب سائر فدنگانران\nو سر فروشانیکه در عین بروز غائله سمت جنوبی وداً\nشجاعت و فعالیت و شهامت و افغانیت\nدر تائید علم و عرفان داده بودند نسبت با تفاق\nدرباره مکافات سرای احسان تکت های خبری\nکه همراه هر کدام آنها یک یک نقشه خوش اسلوب\nمرغوبی که محل نشیمن و اقعه موقع مدعوین دران\nداده شده بود در رسیده بود -\nبدین تقریب اهالی شهر شهیر کابل و اطراف\nنواحی آن از انعقاد آن دربار شوکت مدار آگاهی\nپرحدوش بورود روز شنبه ۲۳ جوزا هم دوش\nانتظار گردیده بودند،\nدرین روز محدث اندرون سلامخانه و طرف\nو نواحی آن به نهایت صفائی و مجلی بپیرقهای\nملون و تزئینات از حد زیاده حسن یک صورت\nانتظام بسیار خوب گرفته دیده را از دور با خود\nمتوجه میساخت پایے شہر غیور کابل و اطراف\nآن از حد که قواپلے تا پیش منار یاد گار استقلال\nافغان که بالواجهه وزارت حربیه است و از\nنزدیک میدان طیاره تا خود سلامخانه بازدحام\nعجیبے الفاظ ہاے حسنے نکات ظریفانه ها\nبدعایے بقاے عمرو حشمت افغان می کشادند\n\nحل قیام حضور شاهانه\nکمر با نیها\nراه خودت کسانیکه مکافات نایل میشوند و بسوی جاهای شان\nراه عبور جنده داران که جریده را تا محاذ یکیک راهنمای آن\nمحلها بها\nدفتر مجلس التوافق\n\n[Margin text]\nکوه اسمایی با جمیع سرکها و اطراف\nشہر غیور با اهالی اطراف\nنواحی کہ تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nدر یک طرف\nحضور\nوالا\nیابد\nمیشد\nسرای\nریاست\nمیآمدند\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nنواحی که تماشای دربار میآمدند\nغیور با اهالی اطراف\nن"}
{"book": "adl0717", "page": 130, "text": "(۳)\n۲ جوزا شماره (۱۳۰) جلد اول جریده حقیقته کابل چهارشنبه ۲۷ جوزا\n\nانکه مکنونش از شجاعت عسکر غیور و خذلان بدبختی از قت که بستون صحیفه رسم گردیده است البته بخوبی\nطایفه جهالت بنیان سمت جنوبی حکایه میارند نقل دریافت خواهند نمود .\nحصه اندرونی سلامخانه از پارچه های عمده هرچند که هنگام دربار شوکت مدار حوالی\nالوان پرنیان شکیل وقوسهای قزح سماوی را نمودار وتجویز کنهای موصوحه ساعت ٩ بود اما پیش از\nگلهای صفا پیرای مطبوعش بر عالم عالم عقر بهای ساعت چون چشم بخمار دلدار بر\nگلستان میخندید و عطر باست فرحت آثارش پایه زاویه ساعت چشمهای منتظرین نیز مرید بر\nآب از چشمه سارین هزار بوستان نسرین و سنبل تاب نظار نیاورده مردم جوق جوق در حالیکه\nاول گل را آب و خاطر سنبل را در پریشانی و صفار لباس رسمی خود را بر داشته سمند شوق شان در\nانداخته بود؛ تخت عالی بخت سلطنتی از شوق جولان در آمده با پای ل شوق گستر بطرف\nمقدوم امیر مظفر غازی چون چهره لاله شگفته سلامخانه فرحت ختامه روان گردیدند وقتیکه\nلباس سرخ رنگی را در بر و نشان شوکت و مدعوین قریب سلامخانه میرسیدند از چندت\nجلالت زرین را این پرده شفق آیه بر سر کشیده اداریه شاهانسی شخاص منتخبه بر پذیرائی هریک\nو بیدریغ در آن نشان شوکت توامان جلوه بخش و این مدعوین کسب مفخرت ورزیده پس از\nدر اندزه آیه کریمه (وَتُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ تعظیم و کورنش اوضاعهای محبت نگار از\nبِيَدِكَ الْخَيْرُ) سمند شوکت را رامکام سلطان مقرر نقشه که بدست مهمانان عزیز میبود\nجوان افغان بآسمان میفرمان امیر امان الله خان آنها را بر جای نشیمن شان نشانگر و اندیده\nنشان میداد نسیم دلاویز بود با امواج این بخت ذوات محترمیه نائل بد نشان مکافات عده\nو فیض و سعادت گلهایهای خوشرنگ اکثریه بطرف راست تخت و باقی شخاصه\nیک خط مستقیم طولانی قیام اندوز احترام و معتبرین بجانب چپ بر اصناف جوگهایکه\nو دگر از طرف راست آن بمجر گرفتن مکافات زان حرمت و احترام شده بودند ؛ میدان\nو همه جانب آن از سیاهی بازگشت ضخام مکافات سلامخانه از نفری عسکری حجاج و جلوه گردیده\nشده بخصیص و تعیین گردیده بود کرسی با شوکت بود مردم در ضمن انتظار درود شوکت مورود\nپرائش بشوق صفت و هفت خطاره بطرف رار شاهانه بر تزیین و تجملات سلامخانه نظرهای\nجب سلامخانه بهیئت طولانی یکی بعد دیگری دقت را داشتند تا اینکه عقر بهای ساعت\nلم داده و چیده شده دیده انتظار را براه مقدرات ساعت ده را نشان داده ومناره ساعت\nسکان پذیر خویش گماشته بود ؟ زنگ مسرت را نواخت ، نوبت دیدار حضت\nنه تنها بطن سلامخانه با انچنان وسعت آثار پادشاه با عز و وقار در رسیده است داعیه مقدم\nو فراخی که دارد برای مدعوین مکتفی نیدا شتیم و حرت ختامه بطرع تشریف آوری ذات شاہانه\nشد بلکه در برانده های آن نیز جایهای معظم به ترنمات دلاویز و آواز های زیر و بم مهران\nبا سر حصه اندرونی آن برای مدعوین محترما خبر در داده بیرق سرخ پادشاهی جلوه اندا\nنیت مقدر گردیده بود بغله همین ترتیبات مجلس قبه سلامخانه شد در و دیوار رنگ گلشن ر"}
{"book": "adl0717", "page": 131, "text": "شماره (۱۲) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه ۳ جوزا شها\n\nاز دید و سرت ما بیاد شما هم روشن گردیده الان\nجوزاهم خرمی اندوز لمحات نوروضیا شده\nبا منیت گرم خویش دلها را یک عمره شوق\nوسفله فرحت ساخت شکر شاها و صد مرابع\nجوان بختیست بکمال شوکتی جلال روا\nامد و ز زحمت وارائیس شفاخانه گردیدندا\nپس از انجاء کدریکه بپیلوی\nهاکر صبح از قومانده دلار شفاخانه صاحب\nحضوری منظور من تعلیما تشکیل سروستان\nنباتا لی رانموده بجلس ماحرا حضرت\nپادشاهی از جابر خاستند در انکیز خورشید\nبخت و جلال آسمان امارت افق بخوت\nعلی همت استضما شاهانه حاضرا با شعشه جمال\nاجساما با عرس منور ساختند گوشها را نیز با کا\nاور رایس هم نوایشی لذت بخش نام و یا د کر داندندا\nکہ صورت کلام پادشاه کارنه نشان کماکان\nنطق ابتدا بینو اخواهم اولا از خداوند تا\nکد تندرستی همه شما را\nمیخواهم : الحمد لله که شما را بصحت و کامیاب\nمی بینم بفرمائید.\nبعد\nانگه زمان بابتداء ذات شاہانه در آن\nرایکی مسنده ستا قانه مرحله پیر آیا\nشان یافته موقع نموده پس از مکت چند فقره\nذات شانه فرمودند : ]\nبدربار خالق بازار خوشیه عرض شکر یکنم\nکه امروز بر مقاصد حقه خود موفق آمده مک\nدر بار مکافات را برامی کسانی که در این مقام\nقلم وجمل خدمت کرده اند منعقد مرده ایم\nاز لطف و احسان پرور که خداوند پا را\nدارد و نیز عظمت جبروت خداوندر البنت\n\nامروز کامیاب هستم : باید بسیار شکر گذاری کنیم\nو پیرا ئیش عظمت و قدرت خدا وندی هم مشکل بنود\nکه ما امروز کامیاب می بودیم لکن این\nهمه از مراحم ایزد متعال است که ما از اول\nتا آخر فاتحا نه و کامیابانه کار نموده در تمام امور\nخسب خواهش حقہ خویش موفق آمده ایم . و\nخوب میدانیم که خدا وند با ما مدت چرا که آراز\nو مقصد یکه بدل دارم فقط ترقی و تعالی عالم\nاسلامی و مخصوصا کسانی که خود را فدای دین\nمبین میدالد با م کر دی اند میباشند بهرما ہے\nهیمه و با آرامی این وطن مقدر خود حیات\nزندگانی علیش عشیرت خود را بدر و و گفته ها\nآسائیش شالممت عزیز خود کوشش مستمر داریم\nاین کامیابی و مظفریت ما فقط از لطف\nعظمت خدا وند است. گاهی یا میگوییم\nکه پروز باری دی خود این مساله را ایجاب\nآرزو داشتم که تمام خدمات کسان را که\nدر این مقام قلم وجیل نموده اند بگا یک شمر\nنمایان میکردم . چون در این صورت خدا\nہر جماعت خوب فهمیده نمیشود\nہر جماعتی که نشان خود را گرفتند کسان\nتشان بیان کرده خواهد شد\nترتیاتیکه امروز کرده شده است.\nاندوی خدماتی که در آینده امر د زمکا با\nان نائل مشوید . میباشد . و عقه مسایں\nو فاداری باید که من در حصه رئیس آن را\nبوده است در این مجلس چیز یکه شده\nاست بگو یا حق را بحق داده رسانده\nکه از بعضی افراطی که در جز معلومات دا کنه\nاز پس هیتند مثل محمد گل خان و محمود\nو محمد عرفان که زیر یسر مناطق میباشنده"}
{"book": "adl0717", "page": 132, "text": "جوزا شماره (۱۳) جلد اوّل جریده حقیقت کابل شنبه ۱۳ جوزا\n\nفیصله شان بایشان خواهند گرفت و با تخذ\nخواهند شد. خدمات حد بے فراموش\nشده است.\nاگرچه میخواستم که لفظ مجازات را نگوید زیرا\nامروز روز مکافات ست اما جنایات یتعدا\nباقی نفری که نبت بحکومت خود\nمخالفت و غدریت نموده اند اینکه مکافات\nآنرا برای شان داده اجمالی خدمات شان\nبیان میکنم:-\nسپس از اینرا و لعلے فوق تا تمامی\nحضور ملوکانه علی الترتیب قده است دو بالا اقتدار\nکه اعطای مکافات بر آنها مستدار حصہ است\nاز آنها چنانچه کرشنا گفته آورد و بحضور پادشاهی\nاستاده نکرده عرض شفقت و ابراز مرحمت\nو فعالیت آنها را تذکار وذات شاهانه برسران\nظهار عاطفت و مرحمت کرده بصله محملت\nو مکافات جدیت و غیرت او شرش را\nقرارآتی بصوق میرسانید تاسپسی از اخدمکانه\nو اظهار بیانات که حماقت از دو اله شیرین\nو کلمات غیرت ضمین و آورده پیے نثاری\nساختن جانہای خویش بر راه دین مبین\nسید المرسلین وملت و مملکت\nو پادشاه واولی الامر خویش و وطن عزیز\nآمامین میبود از مرورگاه حصہ حضور انیوا\nواپس بہ جاہے خود بر کرسی تختر و اخلاں\nا وافزین شکر دیدند )\n(۱)\nنشان عزّت\n\nحکومت شما از کته تان اظهار رضامندی\nمیکند. زیرا که درین مقابلہ علم و عمل فعالیت\n\nو جدیت خوبی نموده اید.\nشما را یک رعایای وفادار خود میداتم\nچیزی را که آرزو داشته باشید آنرا شما کام\nحسن کردید و دانستید روز روز خدمت باشکو\nخود خدمت و معاونت کردید. لهذا اعتبار\nحکومت د نظر عزت می نامید و برای شما\nنشان عزت داده میشود. برای روسا طفر\nبان خود نشان تقدیم میکنم باقی تمامی دیگر\nروایت کارمرد و ندای نشان میتر مد برای\nکسانیکه رتبہ نشان شده و یا ماموریت و یا\nمعاش و یا بخشن منظور گشته علحده ورق\nمرحه بنامها دادای.\nاسمای حضر تیکه به نشان عزت نائل شدند\nدالہ خیل کی جان پر داکر مدرسہ الہجان\nسید خلیمان مانتین حسین جان بیسودی\nمیرد محمد حسن نایل ارباب محمد یوسف جا بھی\nارباب عبد الله جان یسودی امیر محمد خان ٫٫\nنوروز علی خان ٫٫ ارباب عبد الطر فار\nعبدالرحمان جان عمر زائی عبد القیومحان ٫٫\nنور محمد خان زو رائی محمد اسمعیل خان ٫٫\nمیرسید محمد اکرم خان جیل سرابی محمدالم تابع اسی\nمیرزا غلام جوال حیل سراہی میرزا محمد اکرم خانه کونه\nصو به سنگ ملائم شیر محمد بولی\nاحمد علیخان صو بنجوتہ غراب علی جان بیسودی\nاحمد علیخان کمین نشین سید حسن خان بیسودی\nارباب خراس علیخان ٫٫ شیر محمد خان بیسودی\nگل محمد خان ٫٫ یار علیخان ٫٫\nحاجی اور خان ٫٫ گل محمد جان ناہ دختری\nعبد الرحمن خان زو رگمی عبادالله خان ٫٫\nعبد الحرم جان محیری پیر محمد خان بہا السرابی"}
{"book": "adl0717", "page": 133, "text": "شماره (۱۳۱) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شنبه ۳ جدی\nمحمد عثمان گل بہاری محمد اسلم خان بامیانی\nفیض احمد خان // عبدالرؤف خان //\nعبدالستار خان // محمد نسیم خان //\nمیر باباحانجان چاریکار محمد طاہر خان خوجه خضری\nگدای محمد خان چاریکاری غلام عثمان خان خواجه چنری\nخواجہ نجم الدین چاریکاری محمد رفیق خان //\nغلام حیدر خان // محمد حسن خان //\nملک نعیم خان باغ علم غلام حضرت خان بباغی\nمحمد ابراہیم خان // ملک محمد خان //\nشاہ نواز خان شکردرہ محمد کریم خان //\nخواجہ حیدر خان جبل السراجی\nمیر زاتاج محمد خان جبل السراجی\nنجم الدین خان چاریکاری\nسید محمد خان بامیانی محمد صدیق خان کابل\nمحمد علی خان مخبزی دوست محمد خان بنشیری\n(۲)\nنشان خدمت\nاز خدماتیکه شما نفرے نموده ایداظہار\nممنونیت مینمایم و از ہمہ شما خوشی میکنم خداوند\nو رسول الله از شما خوش باشد در بدل فدا کاری\nکه شما کردید دعا میکنم که در دین و دنیا نیک نام\nو باعزت باشید و در آخرت خدا دستگیری شما\nکند فقط بسبب یادگار خدمت شما برای تان\nنشان خدمت حکومت میدہند و اینک سه\nچهار نشان را خود مبینه های تان نصب میکنم\nو ما بقی شما را چون بسیارید و از خدا زیادہ برین\nشما را خواستاریم این ذوات محترمہ (اشارہ بطرف\nوزرأ ) نشان میزنند برای کسانیکه ماموریت\nو یا رتبه یا معاش و یا بخشش از طرف حکومت معین\nشده است و زارت حربیّه باسما دانسته کرده\nاحرا میکند از خداوند میخواهم که در آینده ہر کدام\nشما را یک خدمتگار صادق مملکت و حکومت\nتان بگرداند و همیشه در مقابل دشمنان داخلی\nو خارجی کامیاب و مظفر باشید.\nاسمای حضراتیکه بنشان خدمت سرافراز شدند\nعلی محمد خان عارفی وزارت معارف محمد حسین خان\nرئیس تالیفات وزارت معارف امان الله خان\nحاکم اعلی سمت جنوبی عطا محمد خان حاکم جرود\nمحمّد عثمان خان عبد میر جانان عبد الرشید جان مریان\nعبد القادر خان غند مشر محمد کریم خان کند کمشر\nیار محمد وزیر اعظم شاخان کند مشر محمد طاهر کند مشر\nکند کمشر لو محیا برکان فرقه اول محمد یوسف خان\nکند کشر مدیر فرقه سوم عبدالرحمن خان کند کشر\nشاہی اوّل سلطان حمید خان کند کشر پیاده\nمیرزا غلام نبی خان مدیر لوازم سحر کابی عبدالغفار\nمدیر امین الله خان مدیر مامورین میر غلام حیدر خان\nمدیر طبيه محمد ابراهیم خان مدیر لوازم قول اردو\nعلی محمد خان مدیر لوازم فرقہ اوّل عصمت اللہ\nمدیر لوازم فرقہ دوّم احمد شاہ خان رئیس تالیفات\nعرفانی عبد الاحد خان مدیر تحریرات معارف\nمحمد اکبرخان مدیر دار المعلمين محمد علی مدیر سانه\nتنظیمات عبدالحکیم خان مفتش و زارت صحه محمد زمان\nمدیر مدرسه حبیبیه محمد اسمعیل خان سرکانو محمد زمان خان\nمدیر مکتب نظریہ علی میرزا عبدالکریم خان مامور محاسبه\nمعارف عبداللہ خان تولمشر عبد الرشیدخان تولمشر\nمحمد اعظم خان تو لمشر سید احمد خان تو لمشر احمد جان\nتو لمشر حمزه علیخان تولمشر سید منصور خان تو لمشتر\nمیرزا رحم دادخان مامور محرر اس قواماندانی خوست\nمیرزا فضل احمد جان سر کاتب لوازم سحر کا ہے\nمیرزا محمد قاسم خان کاتب تحریرات سرکانی"}
{"book": "adl0717", "page": 134, "text": "۳ جوزا (۱۲) جلد اول جریده شریفه کابل دو شعبه اول سرطا\n\nمیرزاامان الدینخان ناظر محاسب وزارت حربیه\nمیرزا غلام رووف خان سرکاتب دائره امورین\nقاضی عبدالرحمن خان مرافعه کابل\nمحمد رسول خان وکیل محکمه قندهار\nمولوی منصور خان مهاجر سید اولیا خان\nملا سید امیر خان جارچگاری میرسید آغاخان\nمیرزا عبد الجلیل خان میرزا محمد شریف عبد الرحیم خان\nمیر حاجی عبد الرزاق ناظر حرم سکنای جلالاباد\nفرزند مولوی حبیب الرحمن صاحب\nفرزند مولوی منصور خان میر محمد خان کابلی\nمحمد فضل خان مامور تلفون خواجه محمد نظیر خان\nمیرزا غلام نبی خان میرزا محمد قاسم خان میرزا فضل احمد\nمیرزا جانجان تحویلدار لوازم میرزا محمد حسین خان ضابط\nعبد الاحد خان توکیه میر عبد العزیز خان تو کحیه\nمحمد اسمعیل خان معلم مکتب محمد سرور خان معلم مکتب\nمیر عبد الله خان مکتبیه میر خواجه محمد امین خان\nمعلم مکتب تمور سازی محمد یوسف خان معلم مکتب\nمدیر محمد نبی خان دارالمعلمین عبد الغفور خان\nناظر چاریکار عبد الغفور خان حاکم غوربند\nعبد القادر خان ملا عبد الجلیل خان قاضی مرافعه شبرغانی\nمحمد افضل خان جان سمت شمالی محمد یونس خان\nخورسندی عبد الغفور خان کابلی میرزا غلام بهاو\nالدین خان سرخ پارسا سید اقاخان علاقه دار\nغلام نبی خان سرابی سردار خان میرزا عبدالحکیم خان\nسرکاتب تحریرات احمد علیخان بامیان\nعبد الرحیم خان علاقه دار سالنگ آغا محمد خان\nعلاقه دار تلو و باغ عبد الکبیر خان سعود معلم مکتب قضاء\nعبد البصیر خان و محمد روشن خان به یکه\nمیرزا محمد خان تاجر محمد رفیق خان عبد المجید خان\nمحمد ابو الجان میرزا دوست محمد خان میرزا سرورخان\nعلیجان بر صیانه احمد شاه ناصر علاقه استالف ابوال\nدر محمد حسن خان ضابط عطاء القادر خان مکتب دارائی\nمحمد ابراهیم خان مهمندزائی محمد اعظم خان مهمندزائی\nعبد الله خان کلکانی غلام محی الدینخان چر\nاحمد شاه خان حصه ت محمد صدیق خان کلکانی\nمحمد سرور خان حاکم سالنگ نواز قلعه عبد الله خان\nخطیب خوست ملا عبد الحق خان مفتی خوست\nصاحبزاده محمد صدیق خان خوستی سید گل اغا\nکنوازی ملا خان محمد خان لوگری جاندا خان\nاحمد داد اجان محمد جان کنوازی ملک لعلخان کنوا\nمیرزا رحمت الله خان مامور انبارگون\nملک جان جد رانی خواجه مظفر الدینخان لوگری\nفتح محمد خان علی زائی عبد الرشید خان قندهاری\nآقا محمد خان و محمد عمر خان ارگونی عبد المجید خان\nعلاقه دارالمره ملک نظر محمد خان ارگونی\nملک حسین خان ملک پیر محمد خوستی امین خان\nوکیل حصه مک تی میر مدن حصارک تی\nسید محمد میر خوستی سید کمال شنوائی تاج محمد خان\nجبار خیل لغمانی سید عبد الحمید پادشاه لغمانی\nمحمد افضل خان لغمانی میرزا محمد حسین خان سرکاتب\nحکومت اعلی علی گوهر خان قندهاری عنایت الله خان\nبابر خیل عبد القدوس خان با بر خیل عبد الرزاق خان\nمهمندزائی ملا مرحومان حاکم حاجی عبد الخالق خان\nمحمد زائی میر حسام الدینخان حاکم سالمه کوهستان\nقر با نعلی خان و خولاداد خان و گل محمد خان و\nعبد الاحد خان و محمد حسن خان و محمد شیر خان ملنونی\nتاسنگه بجب سنگه جکن هرچندار بید\nدادک سنگه پس سنگه وسوا سنگد بهسلی\nغلام محی الدینخان مالک حصه ستانند مگای محمد الدینخان\nملک حمد جعفر خان خواجه محمد افضل خان سید محمد خان\nمدیر طبعه میرزا محمد عمر خان سرکاتب ضبط احوالات\nسید منور شاه خان تعلیمین علیجان دروازی محمد جان"}
{"book": "adl0717", "page": 135, "text": "شماره (۱۳۲) جلد اول جریده حقیقته کابل دوشنبه اول سرطاما\n\nحاجی غلام قادر خان خواجه امیر محمد خان ملک\nعبدالرشید خان ملک آخند محمد خان ملک محمد عمرخان\nمحمد سرور خان غلام جیلانی زغاره به شجاع خان\nشجاع خان کیان ملک عبدالسلام خاد گل محمدخان\nو عبدالقادر خان و محمد اسلم خان ملک غلام حانخان\nحفظ الله خان سید احمد خان شیرجانخان ملک\nمحمود خان ملک لشکر خان ملک محمد افغان و\nملک محمد جان غلام حسین خان سید غلام جان\nلوگری عبدالرشید خان عبدالحکیم خان میرزا\nرحمت الله خان ملک محمد حسین خان قره باغ\nملک محمد علم خان چقته ملک غلام محی الدینخان\nبرات علیخان و اغوری نجات علیخان واغوری\nعلی رضا خان تنگی محمد حسین خان کوچی قره باغ\nکاظم علیخان سیاه حسین خان ... ولی محمد خان\nجاده ارباب سلطان علی خان کلنگر میرزا فیض محمد\nمیرزا محمد محسن خان سید عبدالحسین خان قیاق\nمحمد علیخان تنگی محمد حسین خان جاغوری قره باغ\nمحمد ابراهیم خان ملک شیر داد خان اندری\nمحمد رضا خان اندری مهرعلی قول بندری اعضایجه\nعبدالقیوم خان سلیمان زائی خواجه میر گل خان آقا\nحسن رحمت الله خان قلعه کلانتر سید الدینخان\nلاغری میرزا عبدالحمید خان قلعه بوی عبدالرحمنخان\nکلانتر میرزا عبدالقیوم خان سید کاظم خان مجے\nملک نوروز خان رباط حاجی غلام محمد خان مقری\nباز محمد خان علی خیل عبدالقادر خان مقری\nسید عبدالکریم بدخشانی سید اشرف خان چقمی\nسید میر گل خان حصارک حیدرخان کلنگار\nقطب الدینخان نورستانی عبدالاحد خان نور\nخواجه پیر محمد خان نصرالله خان علاقه دار\n\nسابقه مقام ریاست پیلیه\nسید حسین خان ساکن کردز\nمیرزا بلال الدینخان\nملک جمعه خان\nعبدالاحد خان پسر محمد عثمانخان\nملاب شاه غلام خان\nمان صاحب خواجه انگورک\n(۳)\nنشان غیر ای نفری\n\nاز بیت وغیر تیکه شما درین مقابله عدو\nجهل نموده اید اظہار رضامندی از همه شمامیکرد\nاز خداوند خواسته ام که بر دین و دنیا با غرت\nو در هر میدان کامیاب باشید و همیشه به پیش\nحکومت و کسیکه ریاست حکومت تانرا\nمینماید سر فراز و نیکنام باشید بنا بر خدمات\nصادقانه و غیر تمندانه شیان حکومت بتماشان\nغیرت میدهد و اشخاصیکه در اثنای محاربه\nزیاده ترفد ا کار می کرده اند و یا در جمع اوری\nنفری بشیر کوشش نموده اند و یا احساسات\nعمومی را خوب ساخته اند علاوه بر نشان\nبخش و یا تنخواه نیز از طرف حکومت داده\nمیشود امانشان شما را درین مجلس تقدیم میداد\nو دگر جزیا سے شما را وزارت حربی خواهد\nبرای کسانیکه علاوه بر نشان تنخواه مقرر شود\nتا زمانیکه زنده باشند بموجب قانون آن پرسین"}
{"book": "adl0717", "page": 136, "text": "شماره (۱۳) جلد اوّل جریدهٔ حقيقت کابل دوشنبه اول سرطان\n\nصورت موقوف نخواهد شد باقی همه شما را\nاولاد نامی با غیرت و با وفای خود میدانم\nو همیشه از خداوند غیرت و عزت تانرا برای\nمملکت و حکومت تان خواستارم.\n\nاسمای حضراتیکه بشانتاعیه فائز شده اند\nمحمد سرور خان محرر پیشتر سابقه بهرام خان پیاده\nمیر احمد خان عبد الغیاث خان مامور شعبه\nاستخبارات محمد شریف خان موتر ران\nمحمد کاظم خان معاون // // //\nمحمد اسحق خان حاکم چگنی سید محمد خان لغمانی\nمحمد انور خان لغمانی مميزز اخلاص محی الدین خان\nجلال الدین خان وردگی ملک کریم خان وردگی\nمحمد کریم خان بارکزائی میرزا محمد آصف خان ناظر\nتحریرات میرزا عطا محمد خان نویسنده ریاست\nحسن خان وکیل احمد زائی دیوان گوپال خزانه دار\nمیرزا محمد علم خان سر کاتب تلفون محی الدینخان در دک\nوکیل علاقه دار چرخ عبدالرحمن خان باشی\nپادشاه صاحب مشکوخیل ملاقیاس الدینخان مشکوخیل\nامیر سبحان سفید سنگی قاضی سابقه عبد الاحد خان\nپرکی برک ملک میرعباد الدین خان پادخواب\nتاج گل خان پرکی را جان محمد موسی خان هندو\nخیل غلام اکبرخان صاحب زاده عیسی خان مغل\nخیل نورالدینمما وردکی میر عالم خان پر وت\nمیرزا غلام محی الدینخان سر کاتب میرزا امام الدین\nسرکاتب میرزا محمد منصورخان سرکاتب\nمیرزا احمد جان خان سرکاتب محمد ابراهیم خان\nخزانه دار میرزا رحمت الله خان کاتب خزانه\nمؤمن خان جهاندار باشی محمد جانخان نائب\nجهاندار باشی عبد العزیز پیش خدمت\nباز محمد خان پیش خدمت محمد ابراهیم خان\n\nپیش خدمت حضور قلندر خان پادخوابی مستخدم\nملک شاه دوله خان پادخواب روفی\nمحمد رفیق خان // //\nملک میراغان خان پیوئی سیدازن ملک\nمیرلالاخان پیونی حبیب الدین جلال الدینخان\nمعلم مکتب معارف فدا محمد پرکی برک\nجلا دخان پرکی برک عبدالو با بظان ده دهمدان\nملک خطیر خان علوزائی محمد خان علو زائی\nاواپس خان پرکی را جان ملک خدانور اکا خیل\nعبدالمجید خان باجوری محمد اعظم خان نائب الحکوم\nایشان جلال الدینخان معلم ملا عبدالوهابخان معلّم\nاخته محمد خان معلم عبداللہ خان معلم مکتب\nحکام نوراحمد خان وعبدالوهاب خان و\nغلام غوث خان عبیدالله خان سید یعقوبخان\nمیر احمد خان معلم مکتب حکام محمد دنجان سفیان\nغلام بنی خان تلفونی غلام حیدر خان موتر ران\nمحمد اکبر خان پلنگ پوسته ران ملک غفار الله خان\nولایتی زبر ولکظاہران سنگی محمد رفیق خان\nنیاز محمد خان جاجی دیوان حمزه لعل چگنی\nعتیق اللہ خان میدانی آغاء محمد خان فارسی\nمحمد عمر خان نوغزائی رضا خان ہر کشدوزیری\nرمضان علیخان فارسی غلام حیدرخان فارسی\nمحمد زمانخان فارسی پیر محمدخان ملک محمد طالبیان\nاوکیری برات خان سخباریہ قوماندانی کرویز\nمحمود پی خان // // //\nمحمد قاسم خان // // //\nشیر باد خان // // //\nملک حیات خان وردگ\nملک عبدالباسط خان //\nملک سر بلند خان //\nپیر محمد خان ده باشی رکابی."}
{"book": "adl0717", "page": 137, "text": "(۴)\nشماره (۱۳) جلد اول جریده حقیقت کابل چهار شب ۳ سرطان\n\nخدا داد خان اندری عبد الغفار خان اندری\nعبد العزیز خان « محمد کریم خان «\nرحیم خان سر ملا زئی « محمد حسن طائفه ہزارہ\nمحمد علی خان خواجه عمری علی عسکر خان وکیل\nجاغوری میرزا محمد اسحق خان ناحک\nسید لعل محمد خان شیر محمد خان موٹر مان\nعبد الحلیم خان تر کی خدای میر خان تره کی\nعاشق خان « غلام جیلانی خان «\nعبد الخالق خان الکوزائی صالح محمد خان اچکزئی\nجانگل خان « ملک سوانح خان قریه بائی\nملک کمال الدینخان قریه ارزو عبدالحمید خان\nقریه سفنده محمد انور خان الکوزائی از مرغ خان\nپسر سرک خان هدرانی محمد علم خان فرملی\nمحمد یوسف خان کلنگاری غلام حیدر خان کنکای\nسکندر خان « سید نوروز خان «\nمحمد موسی خان « سید محسن خان «\nعبد الله خان چرخی عبدالرشید خان «\nشهسوار خان لوگری محمد ہاشم خان لوگری\nسید شاہ خان چرخی دیوان با گل خوستی\nشرف خان وزیری گل میر خان ہدرانی\nامیر خان مسعودی محمد سرور خان کوتوال پکتیا\nمحمود بیز زمی شاقان وزیری ناصر خان ہدا\nاحمد خان ہدرانی محمد اعظم خان لوگری\nشیر محمد خان طوری ولی محمد خان «\nلعل محمد خان احمد زائی جمعه خان احمد زائی\nاوم خان خروتی بختیار میر خان خروتی\nملک فقیر خان « خان محمد خان گردیزی\nشیر محمد خان گردیزی محمد نبی خان «\nکلام خان خوستی دند خان وزیری\nملک زند خان وزیري پتا خاند کشیر سلیمان\nکلمیر خان « «\n\nحضرت خان ہدرانی محراب الدین خان چهارد ہیں\nشیر بند خان منگل خان میر خان ہدرانی\nمہربان خان « احمد خان دولت زائی\nخواجه محمد خان وردک\n\nنشانہای غیر نظامی\n\nاز خدمات و جانفشانیها ئیکه شما اولادا\nشکرگزار نموده ابد رضا مندی و خوشنودی\nمیکنم فرمود ایم الحمد لله که شما را کامیاب\nمی بینم اگرچه آرزو داشتم که سینهای تمام\nاولاد ای سرخر خود را نشان میزدم و هر کدام\nخیال داشتم که بآغوش خود بگیرم چون بسیار بودید\nو از خدا وند شما را بسیار تر میخواہم کہ از کم\nتجاوز در کار بود خواستیم که از ہر یہ قطعه چند\nچند نفر درین مجلس مکافات آمده امروزه\nقسم نشانہای خود را بگیرند اینک\nبرای شان نشان داده میشود و برای\nدیگر برادران شما از طرف نظارت عسکر\nنشانها عطا داده خواهد شد اما نه طور\nگمان کنید که شما نسبت بدیگر برادران تا\nیک خدمت فوق العاده کرده اید که برای\nشما درین روزنشان داده میشود نی بلکه شما\nہم مانند دیگر برادران عسکری خود خدمت\nحکومت و مملکت خود را نموده اید مطلب\nاز خواستن شما از ان جمله فقط ہیمن قدر ہست\nکہ تعداد آن فرزندان عسکری من که در سمت\nجنوبی خدمت کرده اند تقریبا (۳۰)\nہزار میرسد و گنجائش بها در اینجا ممکن نبود\nاز همه اولاد ها خود اظہار ممنونیت و\nمسرورت کر د ہ برائشان از خدا وند آرزو"}
{"book": "adl0717", "page": 138, "text": "(١١)\n\nشماره (١٣٣) جلداول جریده حقیقت کابل چهارشنبه ٢ سرطان\n\nدارم که در مقابل دشمنان داخلی و خارجی کامیابی و مظفر باشند و در هیچ میدان در پیش دشمنان خود خجالت زده و شرمنده نشوند خداوند کند که پشت تا در موقع فرار بطرف دشمن نجو رو! از خداوند میخواهم که بنوک برچها و برق نیزه های خود چشم دشمنان وطن و ناموس عزت و شرف خودها را کور بگردانید.\nافسوس این فداکاری و جانبازی شما که بمقابل منگل بصرف رسید! حیف باین جد و جهد وسعی و کوشش شما که در برابر چند قوم جاهل سمت جنوبی ظاهر شد!!! خیر بیکلی سد راه ترقیات و مانع تعالیات مملکت و حکومت عزیز مان گردیده او را دشمن خود پنداشته جبرا پا به برای مقابله ایشان با و شما خاطر یم.\nاز خدا وند میخواهم که شما را در مقابل دشمنان ناموس و شرف و وطن کامیاب و مظفر گرداند چنانچه پیشتر برای شما گفته ام باز میگویم که سرک برای شما بخدمت راضی باشتر وی را نگاہ میکنه بلکه حلیات شان بر ترفیع نیز نایل خواهند شد ! خیال نکنید که ترفیع سلاح اند از ان تاکید درجه عضوی است و اضافه از ان برای شان ترفیع نصیب اند در نمیشود نی! بلکه هر قدر لیاقت داشته باشد و اظهار خدمت و جدیّت و فعالیت خود را بنماید بهمان درجه برای او منصب داده میشود چنانچه بعض از ضابطان شما که در اینجا حاضراند از صاثر می بسلسله مراتب بقدر فعالیت و لیاقت خود بهمان تولیمشری بازگن مکشر و غند مشر حتی لو امشر\n\nو فرقه مشر و نائب سالار شده اند شتیها که با شما وعده کرده بودم البته که وزارت حربیہ آنرا برای شما ادا باشد اگر برای بعضی از شما نرسیده باشد فردا یا پس فردا برایش از وزارت حربیه خواهد رسید.\nاشخاصیکه از شما درین راه مجروح شده اند بر دو نوع هستید :- اول معیوب : دوم غیر معیوب .\nمعیوب انست که مثلا دست و پای باشخص عايد شده باشد و برای پیش د گذاشت خود محتاج بمعاونت و امداد دیگری باشد و خودش بالذات بقدر یہ تحصیل وجه معاش گذاره خویش نباشد برای آنها ماهواره (پانزده روپیه) بطور مستمری الی مادام الحیات داده میشود تا از همان وجه اعاشه و زندگانی خود را بنمایند .\nغیر معیوب :- کسی است که کمی زخم خورده باشد و آن زخم موجب خرابی عضو کوبی او نشده و میتواند که وجه معاش خود در حاصل کند برای آنها وزارت حربیه نسبت بکد او از عسکر ی علاوه بر بکششر و انعام میدهد\nاشخاصیکه درین راه مقدس بشهادت رسیده اند بهمان طوریکه با شما وعده کرده بودم بچه ہا ئیکه از آنها مانده باشد خودم دوختها شانرا بخانه من اولاد خوانده مانند اولاد خود بپرورش میگیرم مخارج و مصارف سالانه آن اولاد شهدا تا که فی نفر سنجیدیم تقریبا در یک سال (١٣٠٠) روپیه میشود گویا کسیکه شهید شده هست اگر یک اولاد دوشته باشد در سال (١٣٠٠) روپیه بران بطرف حکومت بخرج میرسد که چیزی از ان برای طعام و لباس و مفروثات و محروقات دیگر."}
{"book": "adl0717", "page": 139, "text": "شماره (۱۳۳) جلد اوّل جریده حقیقت کابل چهارشنبه ۲ شوال\n\nضروریات شان بصرف میرسد و باقی\nامّا نه بطور جیب خرج مکمل برای طفل مزبور\nداده میشود همچنین اگر دو و یا سه اولاد داشته\nباشد اضافه تر فائده مینمایند. بشرطی آنها\nفرزند میخوانم و تربیه میکنم که ولی و اختیار\nدار او رضا باشد در صورتیکه اولیای اطفال\nرضا مند نباشند جبراً آنها را نمی آورم.\nدر صورت گناه بی تعلیمی آنها بذمه همان ولی\nو قریبش است که او را از تعلیم و تربیه\nباز میدارد. که درین خلاص است باید\nاولیا ی اولاد شهدا بفائده اینک از حصه\nخرج آنها برایشان تا بواره عائد میشود؟\nاظهار مسرت نکنند بلکه از فوائد تعلیم معنوی و\nتربیه که من برای اطفال شان مفت\nورایگان میدهم و اننداء لا دخو در تحصیلات\nشان کوشش میکنم که هرکدام آنها معاونت\nخداوند یک منصبدار بزرگ نظامی و اما مور\nکلان ملکی و یا متخصص یک فن میشوند اظهار\nخرج و امتنان نکنند زیرا که پس از چندی\nاگر خواست خدا وند باشد گرانبها صفات\nعلوم و فنون شوند هر کدام شان بدرجه\nاعلی برسند از معاش و تنخواه و کمالات\nخود نه تنها خودش بلکه عائله و خاندانش سرخرو\nو صاحب امتیاز میشوند علاوه برین ثلث\nتنخواه هر فردی که بشهادت رسیده است\nواز بعضی مناصفه معاش و برای عیال و یا\nمادر و پدر او داده میشود. اما اول کسیکه حق\nدار و عیال او خواهد بود زیرا که نسبت بایشان\nبه مادر حق نطفه و کسوت وسکنی او بالای شوهرش\nزیاده است و تا زمانیکه بنام همان اولاد\nعمر بم داشته باشد اول این معاش برای\nاو داده میشود، اگر عیال نداشته باشد برای\nمادر او تا زمان حیاتش داده میشود چرا که نسبت\nبه پدر ، مادر زیاده دل بستگی و محبت با\nفرزند دارد و در صورت عدم این هر دو\nبرای پدرش تا زنده باشد داده\nخواهد شد. در فاتمه میگویم که این کلمات\nمرا که شنیدید بدیگر برادران عسکری خود\nترجمه سانید و برایشان از طرف من بگوئید\nالحمد لله که شما را کامیاب و فارغ می بینم\nبنابر غیرت و همتی که شما نموده اید حکومت\nبان شاران غیریت ، میدید و هر\nکدام تان که در عسکر رضا با منده خواهمیش\nملازمت را داشته باشید بسیار بخوشی\nشما را قبول میکنم و بشرط اهلیت و فعالیت\nبرای شما سلسله مراتب منصب را مقرر\nمیکنم و خواهش داشتم که همه شما را در بغل\nگرفته ببوسیم بارے شما را به بوسم چون\nالحمد لله بسیار هستید و از خدا وند شما را\nبسیار تر میخواهم برای تان تکلیف میشود.\nاسمای حضراتیکه نشان غیرتی مخذ سندند\n\nفقیر محمد خان تولی مشرساهی اول.\nمحمد محسن خان توپخانه قطغن\nعلی حسین خان تولی مخمر قندہاری\nمحمد جعفر خان تولی مشر شاهی قندهار تولی ۲\nقندهاری گلباز خان امیر محمد خان تولی قندهاری\nعبدالغفور خان تولی ۲ شاهی ۲\nصدر الدین خان کندک دل خند ۲\nعاشق خان - - ۲ -\nفتح محمد خان از تولی قندهاری\nفیض محمد خان محمد رحیم خان مجدالدین خان"}
{"book": "adl0717", "page": 140, "text": "(۱۳)\nشماره (۱۲۴) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شنبه ۶ سرطان\nمیر فقیر محمد ابراهیم خان الله یار بیلی خان\nمحمد غفور خان کریم الله خان فیض احمد خان\nعبد الخالق خان احمد علی خان محمد جانخان\nغلام رضا خان حیدر خان شیرداد خان\nمحمد خان آقا محمد خان محمد علی خان جیلانی خان\nلعل محمد خان بسم الله خان گل محمد خان کریم الله خان\nغلام دین خان محمد علی خان محمد یعقوب خان محمد یوسف خان\nاحمد علی خان یار محمد خان نیاز محمد خان جمعه خان\nعبد الرزاق خان گل محمد خان نجیب الله خان میرزا محمد خان\nحبیب الله خان اندر گل خان غلام نبی خان شیر علیخان\nعبدالمناف خان محمد احد خان سید یحیی خان عزیز خان\nکلید رخان قلندر زمان غلام نقشبند سید امیر خان\nغلام علی خان عبد الغنی خان غلام نبی خان\nغلام حیدر خان آقا محمد خان شکر خان\nعبدالله بی نور محمد خان عباس علی\nشهباز خان جبار خان\nفیض محمد خان سلیمان خان\nمحمد رحیم خان حبیب خان رستم خان\nعرب شاہ خان جمعه خان\nخان محمد خان سلطان محمد خان\nجانمیر بیگ خان فقیر محمد خان محمد عمر خان\nسلطان محمد خان صاحب داد خان\nصالح محمد خان خواجه فیض محمد خان\nغلام محمد خان محمد شاه خان جان محمد خان\nصالح محمد خان گل محمد خان آقا محمد خان\nشیرباز خان رحمت خان\nقلندر خان عمر الدین خان\nمحمد امین خان سعادت مند خان لعل محمد خان\nعبدالعزیز خان عبد العیاث خان خواجه جان\n\n(۵)\nنشان استقلال حضوری\nدرجه چهارم\nخدمت و جان فدائیهای را\nکه طلبه مکتب حربیه کرده اند و آن سعی\nو کوشش را که در تسلیم آن قطعات\nبی تعلیمی که در عین موقع از هر جا ممانعت\nنموده اند بنظر تقدیر نگریسته و حسب\nوعده خود که با یکجای مکتب نموده ام\nنشان درجه چهارم استقلال حضوری\nبرای شان میدهم چون بسیار بستند\nو بسیار وقت لصرف میرسد فقط برای\nچند نفرشان خودم نشان میزنم بدیگر\nنفر یمشان از طرف وزارت حربیه تقسیم میشود\nاسماء طلبه که نشان درجه ۴\nاستقلال حضوری افتخار یافته اند\nعبد الوکیل خان عمر تیر احمد خان\nمحمد اسمعیل خان عبد الکریم خان\nمحمد فاروق خان\n(۶)\nنشان جمعیت\nان خدمات شما که در ین مقابله\nعلم و جهل نموده اید اظهار رضا مندی\nمینمایم و دعا میکنم که خداوند او بمرتبه شما"}
{"book": "adl0717", "page": 141, "text": "(۱۴)\nشماره (۱۴۳) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه ۱ سرطان\nخوشنود و خرسند باشند فی الحال نشان سرفراز میدارد و بعض از شما که خدمات\nحمیت را حکومت برای تان میدهد زیاد کرده اند علاوه برنشان\nکسانیکه خدمات فوق العاده کرده اند، به ترفیع و رتبه و بخشش نیز نائل شده اند\nبرای شان ترفیع هم داده شده که فردا که از طرف وزارت حربیه برای شان\nیا پس فردا حکمنامه های ترفیع مناصب عطا میشود.\nخود را از وزارت حربیه میگیرند برای چند\nنفر شما خودم نشان را تقدیم میکنم نشانهای اسماء اشخاصیکه بنشان ستور\nحمیت دفینه باقی شما این ذوات مکرم درجه سوم تنور نائل شده اند\nو وزارت حربیه نشان حمیت را میزنند میرزا محمد اکبر خان – میرزا محمد مهدی خان\nمیرزا عبد العلی خان – عزمل وف طیاره چی\nاسما ذوات مکرم که بنشان حمیت نظام الدین خان تلگرا ملک نور حاجی\nفائز شده اند ملک نور محمد – ملک پایا دین خان\nعبدالجلیل خان تولیمش غلام فاروق خان تولیمشر ملک میا محی الدین آغا – ملا شیرین کندی\nگل محمد خان \" جانجان خان \"\nمحمدین خان \" سید احمد خان \"\nخان آقا خان \" میر افضل خان \"\nدر محمد خان \" محمد یعقوب خان \" نشان استور د جورد و\nرستم خان \" میر آقا خان \" آفرین جان فشانی و صداقت کاری\nعبد القیوم خان \" محمد ناصر خان \" شما در راه خدمت دین و وطن خود با براز\nغلام حسن خان \" عبد الوداد خان \" کرده اید از خداوند میخواهیم که شما را سرفراز\nغلامخان \" عبد الدیان خان \" دارین داشته باشد و سینه های پر از صداقت\nجان محمد خان \" غلام مصطفی خان \" شما مملو از نشانهای بزرگی طن گردد. اگر\n(۷) خدمات هر کدام شما را علیحده علیحده بیان\nنشان استور درجه دوست کفایت نمیکند فقط ما بد با ر خالق\nدعا میکنم. همچنین که امروز در پیش من\nسوم و قوم خود سرفراز هستید در اخرت پیش\nاز خدمات صادقانه که شما نسبت در رسول سرخرو و سرفراز باشید اینک بمکافات\nملک حکومت متبوعه خود نموده اید اعظمًا خدمات شما حکومت برای تان نشان\nبسیار خوش و خرسند می باشیم و در مقابل درجه دوم را با اعتماد نامه آن اعطا میکند\nاقدامات امروز حکومت برای تان و دیگر مکافاتی را که این ذو شما مستحق میداند\nنشان استور درجه سوم را با مبلغ مجاهد و شما از وزارت حربیه برای شما اجرا و میخواهد شد."}
{"book": "adl0717", "page": 142, "text": "(۱۵)\nنمبر (۱۳۰) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شنبهٔ سرطان\n\nاسما و ذواتیکه نشان استورز درجه دوم\nامتیاز یافته اند\nحاجی شاهنواز خان - عمر خان غندمشر\nمحمد هاشم خان کشاف طباخ - سید محمد -\nیعقوبخان خلیانی - میر احمد خان سهاک -\nعظیم خان ... مولوی امیر محمد خان -\nقاری مجان مستعفی - مولوی عبد الخالق خان\nمولوی محمد رفیق خان .\n\nنشان استقلال حضوری\nدرجه سوم\nخدمات لایقیکه شما کرده اید بکمال\nیمن عاجز معلوم ست و میدیگر برادران شما\nآن جانفشانی های شما را در اخبار مطالعه کرده\nاند بنا بران حاجت ندارد که باز تکرار انگویم\nفقط اظهار رضامندی از همه شما کرده حکومت\nشما برای تان نشان استقلال حضوری درجه سوم\nداده است :-\nاسما و ذواتیکه بنشان استقلال حضوری\nدرجه سوم سرافراز گردیده اند\nمحمد قاسم خان نائب سالار\nغلام حیدر خان لوامشر\nسلطان احمد خان نظیر محمد خان\nمحمد عمر خان رئیس ارکان حربیه\nمحمد مسلم خان معلم مکتب حربیه\nغلام رسول خان مصطفی خان ، محمد خان\n\nنشان شجاعت\nشجاعت و مردانگی را که شما اولاد های\nعزیزم در راه ترقی و ابادی مملکت خود کرده اید\nاز همه شما اظهار رضامندی و ممنونیت کرده\nاز خداوند تبارک میمنم که همه شما را در دین و دنیا\nبا عزت و نیک نام گرداند و خداوند شما در مقابلة\nدشمنان داخلی و خارجی کامیاب و مظفر داشته\nباشد در مقابل این شجاعت و مردانگی که شما\nنموده اید حکومت برای تان نشان شجاعت\nمیدهد بعضی از شما که ترفیع کرده اند در لست\nاعتماد نامه های که باو شان داده میشود توضیحا\nسینه های خدرافته نها خود مزین امیرند و مابقی\nاین ذوات محترم در پی دیگر محه عطایای شما\nاز طرف وزارت حربیه آتیا اعطا میشود .\nتکمیل لست اسما و ذواتیکه بنشان\nشجاعت سرافراز گردیده اند\nکاپیتان هواپیما - کوپیه هوا پیما - سچی\nکوف هوا پیما - یا کو بیاسن هوا پیما - فخر الدین\nخان مدیر عمومی پولیس - استراسکوپ سف\nهوا پیما - هرمان ویس هوا پیما - محمد امین\nخان مامور قنثیه - عبد الملک خان حاکم وردک\nمیرزا طاهر خان مستوفی سمت - میرزا عبد الرؤف\nخان مدیر سایق دیوان - میرزا شریف سهاک\nعنایت خان - میرزا نجیب الله خان سررشته\nدار داخله - میرزا عبد الغفار خان سررشته\nدار صدارت - عبد الرحیم خان مستوفی\nمیرزا فخر الدین خان ."}
{"book": "adl0717", "page": 143, "text": "(۱۶)\nشماره (۱۳) جلد اول جریدۀ حقیقت کابل دوشنبه ۸ سرطا\n\nنشان حیات\nمدرشان داده میشود دعا میکنم که خدا وند\nآمرزگار فرزندان شما را در مقر جنات با عدا\nاگر چه میدانم که آنها حاجت بدعای من ندا\nزیرا که در راه خدمت دین و وطن خود شهی\nشده اند.\nقرأت رقعه حیات در نجامع ، ص ۲۰\nمیرزا محمد یوجان\nسر منشی معین وزارت مالیه رقمه اتی حیات\nکمال فصاحت قرأت نموده و حاضران را از\nاستماع آن تحت تا ثیر عمیقی آوردند: -\nبنا بر تسلی و تشفی خاطر (...) که غزا\nالحیات. فرزند رشیدش (...) در\nمحاربه بغاوت سمت جنو بی لویک مقابله\nجهل علی بود در راه محافظ ناموس دین\nو فداکار لی دولت و ملت شربت\nشهادت نوشیده ، نشان با شان دیگ\nاز حضور پادشاهی با مشار الیه عطیف\nو مرحمت فرموده شد تا به مار پول آیه\nشریفه (ولا تحسبن الذین قتلو ا\nفي سبيل الله امواتا بل احیاء عند\nربهم يرزقون فريحين بما اتهم الله\nمن فضله ) بقوت با شه قا پسر شهید خو\nصابر وشا کر بوده و او را حیاط دیدی استند و بنز\nقدر فتانه در رتبۀ امتیاز و سرافراز قیش با\nاستحاضوا سیکی نشان حیات نامل شدا\nمحمد یوسف خان - حاجی ولی محمد خان -\nسید احمد خان - لاله میرخان - سرفراها\n- رجب خان - منصور خان - تاج محمد حان\nعبد الواحد خان - دوست محمد خان - فیض محمد خا\nعبد المجید خان - تاج محمد خان - محمد گل خان - سید حسن\nعزیز محمد خان - سردار خان - دین محمد خان - محمد اقعی - عمر خان\n\nحکومت شما شما را بسیار بنظر قدر و عزت\nمی بیند زیرا که جگر پاره های شما دین مقا بل ملۀ جهل\nشهید شده اند حقیقتا برای انسان در هر جایی که\nباشد مرگ حق است اگر فرزندان و اولاد های\nشما در خانه و جای خود پیش شما هم بودند هم مردند\nآمن خوشا بحال آن اولادهای نیک بخت شما\nو دیگر کسانیکه درین راه مقدس شهید شدند و زندگی\nابدی را کمائی کردند. لهذا برای شما یک یک نشان\nحیات تقدیم میکنم که بر آنها آنر شریفه که حیات جاودا\nآنها را برای شما نشان مید مینو شه است این\nنشان و نشان کلیه باشما نصب میکردد در بین جمع\nمسرت علیم که یکی از آنها برای شما خوانده میشود تا\nخود شما یک شرف و عزت ابدی است اگر از\nاولادهای شما پسری مانده باشد آنها را بضا ء\nشما خود ملتقیم فرزندی نگاه میکنم و دختران آنها را\nقائم من دختر میخواند، و مانند فرزند خود در تعلیم و تربیۀ\nاوشان کوشش میکنم و برای مخارج تعلیم و تربیه\nو جیب خرج هر یک طفلی که از ان فرزندانده مانده\nآنه در سالیانه تا (۱۰۰) روپیه از طرف حکومت\nشان به مصرف تعلیم و تربیه و لباس و خوراک و حبیب\nخرج و غیره صرف شود و ارزو مندم که ضروریاتی\nاطفال را به من بسیار بیار و ملت بخواه پسران شما\nبرای عیال او حکومت میدهد و پدر از تخواه\nمنصبدارا نکه درین راه شهید شد. ان را برای\nعیال های نشان تا زمانی که بنام همان فرند\nشهید در نشته میدهد و اگر عیال نداشته باشد\nبرای مادر او و اگر مادر عیال نداشته باشد برای"}
{"book": "adl0717", "page": 144, "text": "(۱۷)\nسرطان شماره (۱۳۵) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ۸ سرطان\n\n(۱۲)\nنشانستو درخیریه\n\nاولی\nاز خدمات درخشانی که شما کرده اید\nکما لا بواسطه رؤسای شما واقف شدم صمبما\nدر مقابل آن ممنونیت خودم را بشما اظهار\nمیکنم من از شما خوش هستم خدا وند و رسول\nاز شما خوش باشد همین طوریکه امروز باین\nمجلس عالی سرافراز میشید در دین و دنیا شرف\nباشید از خدا خواسته ام که هیچ کدام از\nدشمنان شما خواه از داخل باشد یا از\nخارج بالای شما کامیاب نگردند خیر\nمعامله منگل و جدران اهمیت نداشت\nالبته خدماتی را که شما برای عرفان این نادانها\nو معارف افغانستان نموده اید قابل قدرا\nاین نشانی را که حکومت برای شما میدهد\nفقط جهت تقدیر همان خدمت شماست\nکه برای علم و عرفان افغانستان نموده اید\nبلی اشیا شماطی هستید که برای بهبود و عمرانی\nافغانستان مخصوصا بد بنابران برای شما این\nنشان استور که یادگار خدمت شماست\nداده میشود با قلی از خدا و ما خود برای اولاد\nاولاد شما سعادت و نیک بختی دین و دنیا\nمیخواهیم الت در خدمات شما افزونتر خواهد نمود\nسلا یکی در جمع آور نقدی و بعضی اطیار را علیحده\nقید نفرین ست یکا یک بنام کرد میشود ترفیع رتبه و\nمعاشر بخش که برای بعض شما که قدر فوق العاده\nنموده اند داده شده است در فقر یکه نگاه داده میشود نوشته است\n\nصنیگان سرحدی\nاسما اشخاصنشانستورین\nاول\nعز افتخار یافته اند\n(۵)\nشیر احمد خان فرقه مشر:\nسید یاقوت شاه خان لوا مشر :\nمحمد علی خان عبد المجید خان حاکم غریابین\nمحمد سمیع خان رئیس تنظیمیه\nمحمد غوث خان حاکم ارگون\nمحمد حسن خان قوماندان طیاره\nمیرزا فقیر محمد خان\nنصیر احمد خان غند مشر محمد امین خان غند مشر\nعبدالقیوم خان \" عبدالعزیز خان \"\nسید عبدلله خان \" محمد ابراهیم خان \"\nمحمد لطیف خان \" عبدالکریم خان \"\nعطا محمد خان \" محمد سرور خان \"\nسعادت خان \" عبدالغنی خان \"\nعبد الغفور خان \" نور محمد خان \"\nمحمد امین خان \" ند خان \"\nعلی شاخان \" محمد رحیم خان \"\nنادرشاه خان \" عبدالرشید خان \"\nداؤدشان \" نورمحمد خان \"\nمحمد هاشم خان \" محمد عثمانخان \"\nعبدالقدوس خان \" عبدالعزیز خان \"\nغلام احمد خان \"\nالله داد خان \"\nمحمد انور خان \"\nمحمد هاشم خان \"\nعبد الکریم خان \""}
{"book": "adl0717", "page": 145, "text": "(١٨)\nشماره (١٣) جلد اول جریده حلیه ملت کابل دوشنبه (١٨) سنبله\nمحمد اکبرخان غند مشر امیر حنید غندمشر\nجانباز خان \" عبدالرزاق خان \"\nنثار محمد افغان \" غلام قادر خان \"\nعلی اکبر خان \" \" \"\nمیر غوث الدین خان احمد زائی\nبهجت سنگ داکتر\nمحمد ابراهیم خان غند مشر.\nملا عبدالحق رئیس محکمه تمیز\nمولوی محمد ابراهیم خان\nمولوی فضل ربی\n(١٣)\nنشان استقلال حضرت\nدرجه دوم\nاز خدمات جناب های شما برای ترقیات\nافغان ان که عبارت از ترقی علم و پنج کنی\nجهل است نموده اید اظهار ممنونیت میکنم.\nدر عمل و نقل لوازمات حرثی شماقاضی صاحب\n(محمد یعقوب خان) خدمات زیاد کرده اند.\nخدمت قلمی را معاون صاحب نظارت مالیه\n(میرزا محمد ایوب خان) درین ایام بیادرانه\nو بخوبی بصداقت ادا کرده اند گو یا ترجمان دلم و\nقلم اینها بود. معاون دایرکٹر صاحب\nوزیر صاحب معارف تبار فیض محمدخان\nمیباشد زیرا که معارف سمت جنوبی صرف بر خلاف\nعلم و عرفان استحال یافته بود، طبقه از علم بیبافی\nاز آن نمدار طبقه جنایتکاران است که زنام و کار معارف\nترسان و با شد یکنته مجددام در بین کار بسیار مهندوس خاطر\nبیشتری حقند زیرا که ترقی علم و عرفان در صنوف پر در\nمتعددین که در شعبه ہائے مختلف حربیه. خارجہ، داخله\nمالیه . عدلیه . تجاریه. وغیره دارم یک حصه تماماً\nباز هم جای بسیار مسرت است که وزیر صاحب\nخدمت خوبی کرده و بطرفداری عرفان کوشش\nزیادی نموده اند و هم در بین کارهیچی کمکتی برای آنها\nخار نفر ستادند\nتا مجددا به بین امورات کارکن شدم شما را احدی تنهایی ریاست\nو حال انکه بکوهی این بگذارید تا از خدا و خواسته ای شهید\nو با قسمت شما قلعه از شقاوت را ویران نموده\nاینک آن و مکافاتی را که حکومت برایتان منحصت\nکرده به شما اعطا می شود\n(١٤)\nنشان استنفار حربی\nدرجه دوم\nخدا یمامت وفدا کاری که شما نموده اید از خیال\nو فکر من عاجز بلند تر است از خدا خواستم که\nکه ہمیشہ خدماتی از شما ظاهر شود که بلند تر از حال\nاین عاجز و دیگر رؤسای مملکت تان باشد\nمیخواهم که شما را به این الفاظ خود خوش کنم حقيقة\nعرضیكردم راست است و صحیح .\nہمچنین که امروز شما سر فراز هستید خدا\nہمیشہ شمار اسرفراز داشته باشد شما از چاک\nفدائیان ملت و مملکت خود میباشید که زنده\nبرای علم و عرفان افغانستان و سر سبزی اما\nدوستان. بلکه برای سعادت و نیکبختی ہے\nآفریدگان و عالمیان بستان جنوبی. جان و دل را"}
{"book": "adl0717", "page": 146, "text": "(۱۹)\nنمایش (۳۶) جلد اول جریده پایتخت کابل شنبه (۱۰) سرطان\nسلطان\nبمبلغ دوازده\nدرجه دوم\nی\nL\nدرو ان خود را بکف همت و شجاعت حویه گرفته\nفدای ترقیات و تعالیات افغانستان نمودند\nلهذا این نشان درجه دوم استقلال حربی\nبا مکافات آن که علیحده در فرامین تان مرقوم است\nبه شما داده میشود\nفهرست نشانا استقلال\nدرجه دوم ، افتخار یا فراند\nمحمد صدیق غل فرقه مشر ثانی\nتعظیم علم مبارک نموده شما مانا ذات ملوکانه نطق آبیاتی\nایراد فرمودند :---\n\"از خدمات فهمیده ایکه شما استاد محترم حسن عاکی\nو معلم تمام اردوے افغانستان نموده اید و\nدختر و جهتا درین محار به علم وجهل عسکری سفری\nو حضری را را به بهترین و اعلی ترین درجه تعلیم و تربیق\nبیک فرصت قلیل رسانیدید و تمام منصبداران و\nجوانان درین حرب بشویق و تعلیم دادید که رشته های\nدرجه در فدا کردن جان و هستی خود در راه خدمت\nدین و عرفان وطن مقدس امتحان دادند . و درجه\nمحاربات یک قدم پیشتر از عسکر خود با را در خطه --\nگل احمد خان حاکم نین بیکا خان سر فیضان احمد یمن آتش رسانیدند از شما خیلی معنون میباشم ن\nمحمد عمر خان سره نیک محمد خان در عبد الرحیم خان\nمحمد یعقوبجان رئیس شخصیه سابق\nنور احمد خان غند مشهد بر مکتب فعله حربیه\nمیرزاعبدالله خان مدیر سابق وزارت داخله\nحبیب الله خان اسلام پور نیز انخان فرقه مشر ثانی\n(۱۵)\nاستقلال دو جاء ان\nنشار حرف الأول\nبرای محمود سامی پاشا نائب سالار\nدر اینجا بر طبق پروگرام مخصوص مجلس چند نفر\nشاگردان مکتب حربیه که باحترام و محافظت\nعلم مبارک حاضر بودند و محمود سامی پاشا\nاز چوکی معینه، علم مبارک مکتب حر بیه آورده\nاولا خود ذات شاهانه برای تعظیم علم مبارک\nو به پاس اینخدمات وتعلیمات شما ندرست تان نشان\nدرجه اول استقلال حضری با قوماندانی قول اردوی\nمرکزی کابل تقدیم میکنم\n(14)\nنشانا استقلال حرج ول\nبرای علم مکتب حربیه\nاین نشان بزرگ استقلال حربی را بدین\nعلم مبارک مکتب حربیه تهیه میکنم . زیرا که از\nبرکت همین بیرق تمام منصبداران با تعلیم یافته اند\nو در میدان جان بازی و فداکاری نموده اند\n(بعده ذات ملوکانه علم مقدس را مخاطب ساخته\nبیک آواز رقت آور فرمودند)\nامروز اگر منصبدار تعلیم یافته داریم از فیض و\nبرکت تو است ای علم مبارک !\nاگر اردونا با یکدرجه انتظام گرفته و عسکر باور\nاستادند و باز تمام حضار مودبانه قیاامکنان مقابل دشمن فاتح و کامیاب آمده از فیض و برکت تو"}
{"book": "adl0717", "page": 147, "text": "(۲۰)\nشماره (۱۳۷) جلد اول جریدهٔ حقيقت کابل پنجشنبه (۱۰) سنبله\n\nعلم مبارک است\nقدرے تعلیمات عسگری که من عاجز حاصل کرده ام\nاز سایه تو علم مبارک و یمن برکت کتب حربیه و جناب\nاستاد معظم ما سپه سالار صاحب قاید شبانه روز اشکی است\nکه خداوند بمن قدرت داد که امروز نشان استقلال\nحربی را بدست خود به تو علم مبارک تعلیق میکنم!\nمن امروز فخر میکنم که یکی از شاگردان مکتب میباشم\nو استقلالی را که خدا به ما عطا کرده است از اثر تعلیم\nو تلقین همین مکتب حربی و کارآزمودگی همین مدت کم کرده\nتوانسته ایم تاما از برکت فیض همین مکتب است.\nکعبه ایست جها استقلال\nزنده دان فدای استقلال\nپس ازین بیراسید و امید هر کسیکه بزیر این لوای\nعظیم داخل شود در تعلیم و تربیه صفات عالیه خویش\nبلند تر از خیال من عاجز باشد. این نشانگ همین علم\nمبارک تهدید این رقمی که بشما میشنوایم گویای آنست\nو رقمی است که برای تمام ضابطان جریده که تحت\nاین لوای مقدس تعلیم برآمده اند داده میشود.\n\nقرائت رقم علم مبارک\nرا ندین محل مضمون آتیه\nرقم که بدست جناب لویجان\nسمت برای حضار قرائت کنان در مسرت و ابتهاج\nسامعین افزودند:--\n\nبنابر نتایج مفیده و ثمرات قیمتداریکه\nصاحب منصبان عسکری در اغوش\nتربیت مکتبہ جلیله عسکریه تحصیل\nعلم و عرفان نموده از تحت سایه لوای\nکار اشنای آن همواره بمقابل دشمنان\nشرف و عزت مملکت ما خائفین و بدخواهان\nحکومت ستیه خود با مجادله مظفریت\n\nو فتح حاصل نموده اند و از تلقینات\nوطن خواهانه همین مکتب است ادای نافع تحصیل\nافغان در محاربه استقلال حصول و فتح در\nصبج مملکت عزیز خود را نایل شده اند و\nبا زور درع و ره در نشان سال ششم\nاستقلال مجددانه مقابله علم و جهل حال مت[؟]\nجنوبی نیز از اثر تعلیم و تربیه همین مکتب از\nانطفای نائره بغاوت و برآوردن نقشه\nمنحوس جهالت مقتدر متمدن در شرف\nقل جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقا\nجهل مغلوب و مقهور و علم منصور و موطد\nنشان نشان استقلالی وی مصحوب\nحضور اعلیحضرت پادشاهی ما بتقدیر قرار\nمکتب حربیه و تجدید مرتب علم و عرفان\nعلم نصرت پرچم مکتب حربیه افغانیه\nاعطا و ایراد کرده شده با اولاد وطن که\nزیر این لوای مقدس تعلیم و تربیه حش[؟]\nهمیشگی وطن عزیز و دولت متبوعه خود\nفداکاری، و سربازی نموده حفاظت\nو احترام این لوای سعادت اعتلا را\nشرف و ناموس عسکریت را بنمایند\nخود هم باین فخر و افتخار دارم که یکی از\nتعلیم یافتگان همین مکتب حربیه ام\nخدا متعالی موفق شده توانستم که این\nنشان و نیشان را باین لوای کانی\nنمایم محمود حفظه انجم بغط اعلیحضرت غازی\n\nپس از ختم نطق شاهانه و قرائت علم جوق شاگردان\nو محبوسانی پاشا آن علم مبارک را در جایه\nآوردند که مأمورین کیمیا خود قرار گرفتند."}
{"book": "adl0717", "page": 148, "text": "شماره (۱۳۰) جلد اول جریده حقیقت کابل چهار شنبه ۱ سرطان (۲۱)\n\n(۱۷)\nبنام سردار عالی\n\nاز خدمات شایانی که حضراتی نموده اند که این باعث\nسرفرازی در دنیا شمار میخوانم از جناب نائب الحکومه\nصاحب داخله (غلام محمد خان) بسبت\nنظم عسکری در جمع آوری عسکر و حمل و نقل\nلوازمات عسکری و دیگر امورات ملکی\nنموده اند و شوق و شغف خودشانرا که دائماً\nبشمولیت در میدان محاربه میفرمودند و من\nاو شانرا مانع میشدم و از رفتن شأن در یک\nموقع تهلکه و فرستادن قوه بطرف شأن بعین\nزمان باطراف و ردک ممنونتم را عرض میکنم.\nهمچنین از فعالیت و جلادتکی که معین\nصاحب تحریه (حبیب الله خان)\nکه درین معامله نموده اند و بصفات مختلفه\nاداره مقام وزارت معینی، کمند کشی،\nتولیمشری، قاصد حربی، و سائر عسکری و غیره\nامورات را فرموده بارها جان خود را بتهلکه\nانداخته اند مسرت نه یاد دارم.\nاز خدمات فداکارانه و غیرت دلاورانه\nجناب (عبدالوکیل خان) نائب سالار\nدر کوگر و شاه مزار د چرخ و حوادثیکه غیره\nمیدانها جنگ نموده و اشرار را در هر میدان\nتلفاتهای سخت زده ذلیل و معدوم\nساخته اند اظهار رضامندی میکنم. و از خدا\nسرافرازی و نیکنامی دارین ترا برای شان\nمیخواهم.\nجناب محمد غوث خان درین شد\nمحاربه چون از نابل با قوه بسیار کم حرکت میکرد\n\nخودم در صدد بودم تا ناکامیابی او را مخمین\nمیکردم. مگر از شجاعت و دلیری خود با همان\nقوه قلیل خویش اشرار را خوار و زار نمود.\nو خوبش را ببهادران مصادم بظفر آمد که\nهر واقعه کاریز درولیش و حصارک نیز\nجدار تهای نمایانی نموده هست. باید\nبکتم. در امثال این مواقع با وجود موانع\nو مشکلات که عسکر ما مظفر و منصور شده اند.\nبجز اینکه ما آنرا از لطف خداوند و برکت\nروحانیت رسول الله. با انجه در همت\nو شجاعت این منصداران خود اعتراف کنیم\nدیگر چه خواسیم گفت.\nبنا بر صداقت و جراثت در ثبوت\nشأن این حضرات را به شان سردار عالی\nامتیاز داده معین صاحب یه دو رتبه ترفیع\nو جناب عبدالوکیل خان و محمد غوثخان\nرا به یک یک رتبه ترفیع افتخار میدهم.\n\n(۱۸)\nبنام سردار اعلئ\n\nاز خدمات بابی که شما دیده شده است که\nدرین معاطه بوده اید. و دو خاسش درناو\nافکار سودمندی که حکومت اتخاد تقدویم\nکرده اید و علاوه بران خود شما بالذات\nدر قطعات و عوار جنگی ، خدمات خود را به\nاظهار ممنونیت میکنم. که بانثاء صدور کار\nبزرگ شما در ایام اول سرور داده ید.\nدوم با لفات در محاربه و افعالیه نیز با جناب\nرفیع صاحب شور دولتا که پیش کا ذکر شده"}
{"book": "adl0717", "page": 149, "text": "شماره (١٣٧) جلد اول جریدهٔ حقیقیت کابل شنبه ١٣ سرطان\n\nنسبت بدین و دولت و ملت من یک\nصمیمیت صادقانه و یک صداقت مخلصانه\nو راستبازی دایرند و یک مشاور صادق من\nهستند درین واشنگتون که این همه مشوره\nهای این مشاور صادق من نتایج خیلی خوب\nو بسیار مفید داده خصوصاً درین مقابله علمی و\nجهلی یک مشاور حربی من بودند امیدوار هستم\nدر آینده هم علاوه بر مشوره که در وظیفه ریاست\nشورا میکنند یک مشاور حربی من باشند.\nوظیفه رئیس صاحب شورا در تمام\nوقت یکی ریاست شورا و دیگر وکیل وزارت\nخارجه و مهم تر از همه مشاور حربی من بود.\nمن از ایشان خرسندم که هر سه وظیفه خود\nفداکاری صادقانه و ابراز فعالیت نموده\nمرا از خود رضامند ساختند علاوه بران مجلس\nوزرأ قائده یی یک مفرزهٔ میدان محاربه را در خا\nطیعی اطفای همین نائره یعنی مقابله علم و جهل\nرا آرزو و جدیّت مینمودند اما من نظر به شفقتی\nکه در انجا داشتند ایشانر نگذاشتم با آنهم چند\nمرتبه خود را بتهلکه انداخته به موتر و طیاره در عقب\nجنگ رفته هدایات مرا بقائد و قوماندان جبهه\nمیرسانیدند و احوالات صحیح کافی را برایم\nمی آوردند و در تقویه حسیات منسوبین عسکری\nخدمات شایان نموده اند و در خریداری\nطیاره ها و اسلحه در وزارت خارجه خیلی دیدی\nبکار برده اند.\n\nخدمتیکه جناب (عبدالاحد خان) نمودند\nبلندتر از خیال من است اگرچه یقین دارد که\nمحبت و صداقت جناب شان نسبت به\nخاندان ما و من تا حدیار میباشد اما این\nخیال نداشتم که در خطرهش داخل گردیده این همه فدا\n\nکاری را از پیش ببرد. پیام هائیکه شما\nاز محاذ جنگ میفرستادید بسیار صحیح و درست\nبدون غراض و مبالغه می بود. همیشه حیران\nمیشدیم که چطور عبدالاحد خان این طور احوالات\nصحیح را پیدا میکند. و باز در هر مقام شما در پیش\nقدمی کامیاب می بودید. چنانچه آن لکد\nبدبخت را که برومی خود اجمات مجدّداً بحال\nخورده از لوگر طرف شاه مزار آمده ند از ششت\nسخت خود خوار و ذلیل و تباه شان کردید\nبه مقابل این صداقت و همت و\nشجاعت شما و ذوات محترمه از شما اظهار\nممنونیت کرده شما را با نشان (نشان سمر)\nاعلیٰ امتیاز میدهم.\nاز خداوند نیک نامی و اعزاز دارین\nبرای تان مسئلت دارم البته کسیکه مصد\nخدمات دین و دولت اسلامی بشود حتماً در\nآخرت نیز ماجور و مشکور است. زیرا که دنیا\nمزرعة الاخرت میگویند.\nجناب عبدالاحد خان را میخواهم که از\nحضورم دور نباشند بنابراین شمارا بمعالجی\nخویش می پذیریم.\n(١٤)\nنشان تاج افغان\nاز خدمات بسیار شاندار و از چاشمها\nکه شما سه ذوات محترم که دو نفرتان حاضر است\nنفر که شاه ولی خان است. موجود نیشان\nاین حکومت و مملکت خود کرده اید. نتوانست"}
{"book": "adl0717", "page": 150, "text": "شماره (۱۲) جلد اول جریده حقیقت کابل شعبه ۱۳ سرطان\nتشکران و امتنان بی پایان خود مرا بشما میگام\nو جهت تعبیر نمودن و اظهار منونیت\nخود مرا از شما لفظی را یافته نمیتوانم فقط اینقا\nقدر میگویم که من بعد تر از خیال شما، از شمایان\nمسرور و ممنونم. و در مقابل این تکالیف\nو زحماتیکه در اطفای این غائله کشیده\nاید و از زحمت کشی و حوصلی که کار گرفته اید\nاز خدای خود برای تان اجراهای\nجمیلی را میخواهم. واز ترتیبات و تنظیمات\nنمایه تیکه درین کارت نموده اید یکا یک اطلاع\nدارم و بر این فعالیت و جدیت شما که\nبعد از ایما و اشاره مرکز در سر کوی و\nکوهستانی آن غائیان بکر ان نموده تقریبا در\nعرصه ده بیست روز آنها را نیست و نا\nبود کردید شجاعت افغانی و عالم عسکری\nبر شما تحسین و آفرین میخواند !\nبعضی از حضرات گمان خواهند کرد\nکه محاربه در سمت جنوبی از عرصه یکسال\nو چند ماه جریان داشت بی بچیز مکنون\nطوالت و و خامت این مسئله گردید.\nتنها لطف و مرحمت و فراخ دلی حکومت\nسنا بود و الا بمجرد یکه حکومت خیال تصفیفه\nاین معامله را بقوه عسکری کرد چرا این محاربه\nدر ظرف ده روز تمام شد و تمام غائیین\nبد بخت تباه و برباد گشت\nگویا در ابتدأ حکومت شما اراده نداشت\nکه یک اولاد جاهل بدبخت خود را بواسطه\nدیگر فرزند عاقل نیک بخت خود تباه کنند.\nو میخواست بهر ذریعه ممکن که باشد بدون\nجنگ قتال این ماجرا تصفیه گشته نازیچکانی\nدر مین واقع نشود. اما برغم هر چند که از راه\nصلاح و شفقت با آنها پیش آمدیم، آن\nبدبختان به همان اندازه در جهالت و\nسرتابی خود افزوده آن همه لطف و مدارای\nحکومت را حمل بر ضعف و ناتوانی نمودند\nو بالاخره در ظرف چند روز دیدند چیز برا که دیه\nباز از خدمات شما سرذوات محترم که\nدرین معامله نموده اید و بازمان محاربه\nو مدافعه به ترتیب بسیار درست کار\nروائی فرموده اید و معنویات فرزندان\nعسکریه را در عین زمان بدرجه بسیار خوب\nنگهداشته اید و منصبداران غیورم را بنظر مهر\nدوستانه ان داده اید از جمله راه ممنونم\nحقاً جناب رئیس تنظیمیه مشرقی علی احمد خان\nانان اطراف و نواحی که من بوره خیال\nنداشتم که درین تبالع خاکی با معاونت و\nهمدردی شما نذکر د، نفری جمع اوری کرد\nاند و در ترتیب و تنظیم سائر قوای تعلقه\nخویش بی اندازه صرف مساعی نموده اند.\nهر وقتیکه من در تیلفون از وشان احوال میگرفتم\nگاهی بخاطر ندارم که از کدام شکال و موانعی\nکه در کارشان بوقوع انجامیده باشد شکایت\nنموده باشند؛ بلکه همیشه اجرات امره منوقت\nکارهای خود را بی کم و کاست بکوشم رسا\nاندیشا ان تا که خیالمه ناره با شید حکومت شما\nبنظر عزت و استرحام بسوی شما خواهد دید و\nپس از شما حاسن این خدمات تان اولاً\nشما مورد پژو هیش و مرحمت حکومت خود\nبود لکه نظر فداران علم و عرفان و شهاد تمان\nمجدده تعالی افغانستان قرمایی شما را که\nدر کناران دستهای معنوی تنها نیست\nجانهای تان را بکف نهاده این چنین یک"}
{"book": "adl0717", "page": 151, "text": "۶۲\nشماره (۱۳۷) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه ۱۳ سرطان\n\nخدمت تاریخی برای ملت و مملکت خویش\nنموده اید زیارت خواهند کرد.\n\n(۳۰)\nنشان المعالی\n\nبپاس این خدمات و صداقت\nبرای وزیر صاحب حربیه محمد ولیخان\nو جناب شاه ولیخان) و رئیس صاحب\nتنظیمیه شرقی نشان تاج افغان درجه دوم را\nلایقتر میکنم. و این اولین نشانست که بکرد\n\nخدمات درخشانی را که جناب شما\n(عبدالعزیز خان مکفیل حربیه) در\nمحترم شما انرا مجدداً در مجلس شوری تصویب و وزارت حربیه از زمان بروز این واقعه\nکرده اند و نشان درجه دوم آن مخصوص\nوزراء امثال آنست که یک خدمت فوق\nالعاده نماید و شما اولین ذوات محترمه اید\nکه برای شما این نشان درجه دوم تاج افغان\nتقدیم کرده شد. شاه ولیخان حاضر نیست\nنشان او را نگه میدارم.\nالی الان برای تمام اردو افغان\nنموده اید تقدیر کنان اظهار ممنونیت\nبسیار هم را از شما می نمایم.\n\nاگر چه فعالیت و حمانیت و کار\nکردن و دیگران را بسرکار آوردن یکی\nاز خواص و لوازم طبیعت تان است.\n\nچون طنتر از وزارت حربیه بکیمیا\nرتبت خود شما الان کما کان مشغول\nخدمات امور حرب در وزارت حربیه اشکال\nو بعهده تان رئیس صاحب تنظیمیه شرقی و الی کتر مجمه\nولایت کابل را تبریک میگویم. زیرا که میان\nوالی کابل و وزراء محترمہ ما بخار از تفاوت اسمی\nدر کار و رتبه و اعتبارات فرق اندکی است\nو علاوه بر ان مانند جناب شما یک فعال پر\nجرار دانشور را ما در مرکز کابل از حد زیاد بکار\nداریم تا خودم و وزرایم در موقع سفر و غیاب\nکه از مرکز برای بعضی اجرات و تفتیشات\nحکومت رفته باشیم خاطر جمع باشیم هیچ\nیک گونه سکته و تغطی در امور مرکزی بوقوع\nنمی آید. در خاتمه باز منتهای رضاء و مسرت\nخود را به شما تقدیم میکنم چنانچه امروز مرا از خدمت\nو صداقت خود شما سه ذوات نامور مسرور داشته ایدا\nخداوند تعالی نیز از شما حرم و شادان باشد.\n\nلکن چیزی را که بلند تر از خیال خودم\nبوجود شما ملاحظه کردم و اسباب مزید\nخوشنودی مرا از شما فراهم آورده است\nبمجرد یکه جناب شما از ریاست تنظیمیه قندهار\nبعد از یک مسافرت طولانی وارد مرکز شدید\nو از گذاشتات و اجرا آت تازه مرکز\nمخصوصا از معامله سمت جنوبی طور یکه\nشاید و باید اطلاعاتی هم نداشتیه و\nمناسبت در همان موقع بوکالت حربیه\nگمارده شدید. مصدر چنان کار رواری\nهای مهم در تمام شعبه های عسگری گشتید\nکه پیشتر ازان هیچ یک انسان فعالیت\nو رشادت کرده نمیتواند.\nبنا برین بلندترین محدت و علی\nترین شفقت و رضا مندی خودم را\nبحضور شما عرض میکنم. و امروز در نقطه نظرم\nاولین شخصیکه خدمت درجه اعلی درین معانی"}
{"book": "adl0717", "page": 152, "text": "(۴۵)\nان شماره (۱۳۸) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه اسطان\n\nنموده بمدت جناب شما تیدالهی در تهیت\nبدر بار خداوند نیز اول باشید.\nفعالیت و جراری و کارکنی و بیدار\nمغزی که از شما دیده ام مرا از حد و اندازه\nبیشتر از شما خوشنود و خرسند گردانیده است\nخداوند از شما خوشنود باشد.\nلهذا شما را بوزارت داخله مقرر داشتم\nو هم کار ها ی وزارت عدلیه را تا زمان\nصحت یابی وزیر صاحب عدلیه بحیثیت\nوکالت بر دوش شما می گذارم و از جراری\nو فعالیت شما انقدر مطمئنم که کار هر دو وزارت\nراشعبا بفعالیت شما کمتر میدانم. علاوه\nبران در وقتیکه خودم از مرکز برای بعضی\nتفتیشات و خبرگیری برخی امورات با طراف\nبروم جناب شما وظیفه وکالتم را رسماً ایفا\nخواهید نمود. نظر بدین صداقت و فعالیت\nو بیدار مغزی و خدمات تان تبریک نشان\nالمر عالی را به شما میدهم و از اعطای این\nنشان خدمات شما را پیش تمام منصبداران\nو اماثل و اقران تان تقدیر و عیان میکنم.\nبعضی حضرات خیال خواهند کرد که وزیر\nصاحب داخله سابق چه شد بله عوض میکنم\nکه جنابشان را بخارج به حیثیت وزیر مختار\nمیفرستم و همچنین یکی ببعد دیگر در نظر دارم\nکه تمام وزراء و منصبداران بزرگ نظامی\nخود را چنانچه محمد نادر خان سپهسالار را\nفرستاده ام به ممالک متمدن بفرستم تا در\nانجا رفته دنای مترقی را بچشم سر ملاحظه\nکرده معلومات خوبی از انها گرفته کار های\nدرست شانرا در مملکت خود اجرا کنند\n\n—(۲۱)—\nنشان المر اعلٰی\n\nدر مجلسیکه بوزارت حربیه منعقد شده\nبود یک نشان المر اعلی را برای خانم من\nنیز تصویب کرده اند زیرا که تا حال انچنین\nیک زنی در افغانستان دیده نشده است\nکه با عسکر امداد و معاونت در پول و تیمارداری\nکرده باشد و بچه نقد داده و همی و دلاسائی\nانها را نموده باشد و یا خبر گیر و تسلی دهی\nانها را فرموده باشد گویا این اولین زنی است\nدر افغانستان که با اولاد های عسکری خود\nدر عین زمان محاربه ابراز شفقت جانانه\nنموده و در احوال پرسی و تیمار دار مجروحین\nو بیماران انها فروگذاشتی ننموده است\nو همواره از نوازش و خوشنودی من و\nحالات مرکز انها را اطلاع داده و همچنین\nفرزندان عسکری او نیز منبر از و شان اظهار\nممنونیت و رضا نموده اند و رضا نامه های\nبا مهر و عزایض متعددی را از محاذ های\nجنگ بنام او فرستاده اند.\nبنا برین خودم نیز این تصویب وزارت\nحربیه را منظور کنان یک نشان المر اعلٰی\nکه اولین نشان افغانستان است مادرین\nمجلس علی برای او میدهم و اعطا آن از طرف\nحکومیت انا لشاء الله افتخار یست بمیم اکر حتمت بدار\nخودش مدباید دیگر فرزند عسکری شان خود را میگرفت که\nملاحظاتی که مدید عارض شده بود امده نتوانست نمائنده\nرئیس صاحب شورای قومی و سکر تر شان از طرف شان خانم صاحبه"}
{"book": "adl0717", "page": 153, "text": "شماره (۱۳۸) جلد اول حریده حقیقت کابل دوشنبه ۱۵ اسد\n\nعریضه و قول ضا الحرفیه \nاعلیحضرتا روح و روان ما ، تصدق\nعزم و همت عالی شما !\nتاریخ دنیا روز نهم حوت ۱۲۹۷\nهرگز از صفحات رنگین خود فراموش\nکرده نمیتواند ، که اعلیحضرت شما در همین\nروز مسعود زائد از پانزده ملیون کافه مم\nمسلمح مسلمانرا با یک غیرت خدا پسندانه\nاز خدا سارت کفر حیات تازه اسلامیت\nبخشیده اند \nبلی ذات شانه شما بود که استقلال پاشان\nافغانستان را بفضل کردگار خود از دشمن\nحیلہ و ریہ قوت حاصل نموده این خاک\nپاک را که محوط و بگرمان شده بود از\nعالم گمنامی بدنیای ترقی معرفی نمودهیم\nو ابواب فنون و علوم جدیدہ کار آمدرا\nبرای بهم رسانیدن بسبارت و تعالی\nافغانستان برای بکشوده ملیون ها\nکارطوس و ہزارہا تفنگ توپ\nو عده طياره جات از خارج مسا و موجود\nنمودند ذات شانه شما بود که بالامات\nدشکیلات اساسی مملکت را در اکملون\nنموده\nامتیاز مجالس مشوره و شوری دولت\nعنایت فرمودید بلکہ از رعایت رعیت\nپروری و شفقت خود را باشناخت\nحقوق انسانیت کاملاً اگاه نمون و\nہدایت فرمود. بنای لال مارا بتائی\nمقامات اساسی آشنا نمودید که نزه\n\nترقیات و تعالی معارف و تعلیم تعلم\nاولاد ما بی ذکور و اناث ما مبذول توجم\nفرمودید و این نزدیک ترین راهی است\nکه ما را بمنزل مقصود با میرساند ، علحضرتنا\nشما بودید که خزینه بیت المال را از دست\nبرد ظالمان حق ناشناس بیک عزم\nصادق محفظ نموده نگذاشتید که بیجا صرف\nیا تلف شود. و مخازن برای کار های\nبزرگ و اہم سلطنت و حکومت تشبون\nبا بخواص اهل دول تش را بمخارج معینه\nفرموده روا د ار شدید ، که برای اشخاص\nنااہل بلحاظ و خاطر کارهای بزرگ و\nاهم حکومت داده شود . و این اولین\nواسطه و ذريعه ترقیات یک قوم یا\nملت یک مملکت اقامت شده است.\nای داناترین فرد اولین ما افغا\nنیان ! ذات خجسته صفات شما بود کہ\nنار مشتعل جہل و علم ما که از دست\nدشمنان دین و ترقی ما به تحریک شیخان\nترسا ویران گمراه اشتعال یافته بود ،\nبکمال علم و حلم خود اطفا و مہمتالت\nفرمودید ویک زمان تا زک فرمان\nدہی قشون و ریاست کل ارکان حرت\nمحاذ را بنفس نفیس خودتان اداره نمود\nپلان های حربی شما بود که شصد\nعسکر بمقابل ده هزار لشکر اشرار جہال در\nموضع لوگر و منظم و منصور شد، کوتل\nپیره خود بخود باز گردیده، برای قشون\nکردیز، ارگون، خوست، چگنی، بجا\nدروزه جبت افزار نمودہ با یک پروکرام\nنشان راه درست"}
{"book": "adl0717", "page": 154, "text": "(۴۷)\nشمارة (۱۳۸) جلد اول حبل المتین حقیقت کابل دوشنبه (۱۵) سرطان\nداده وقتاً فوقتاً تجهیرات\nملک وطن عزیز ماکرده اید.\nولوازمات عسکری را با عدهٔ افغانستان و افغانیان\nعساکر در باین سر ترقی فرمودید\nبر وجود مسعود شما می نازد و مفاخرت\nبلی! تدابیر صائب و صحیح انحضرت میورزد و تحسینها میگوید.\nشما بود که در اقوام متحده مبتلاء\nحقیقةً نشانهای ذیشان و\nبمال تفرقه انداخته سرکردگان\nاعلای دینی ودنیوی مکمل است\nشان دستگیر و اسیر و یکدیگر را\nو مرح شایان سینهٔ ترقی خواه\nخود هر کدام حسب درجات\nمعارف پرور اعلیحضرت شماتت\nمجازات شدند.\nوشما لایق استرد و بس – این فدائیان\nآیاکس ازین انکار کرده میتواند\nذات شاهانه هیچیک فداکاری\nآیا این با مبالغه است؟\nو خدمتی نکرده ایم، که امروز بمقابل\nنی، نی! و الله! نی!! ضمیر خویش در محاکمه وجدانی\nبمخ اینصدق است وراست برای ستطمی این نشان بانی ایوان کا اب ایم\nو حقیقت دارد که پشمهای\nبلی کوشش نمودیم که تنها ادای\nخود ملاحظه میکنیم و بصداً بلند دیدم\nفریضة ایفا وظیفه خود با را صدقات و\nسکوی نیهات آن چند انکه بستان\nراستی کرده باشیم و عوض ایفا وظیفه\nامی باعث افتخار و سرافرازی ما\nخود با اینقدر شناسایها و الطاف و\nافغانیان شمائید که این\nنواز شهر شاهانه و از بان شکران ماهم\nاز اظهار آن عاجز وللال است.\nخدمات بزرگ شاندار را برا\nممکن نیست که احساسا قلبی خودرابا دای\nاین وسیله انتخاب همایونی اظهار کرده وانیم\nملطت صاوقه خود، برای\nامینی که داری شکر خود کر دیاس\nوقت ترین هم ما از ان دوران امان است"}
{"book": "adl0717", "page": 155, "text": "( ۲۸ )\nشماره ۱۳۹ جلد اول جریده حقیقت کابل چهار شنبه ۱۷ سنبله\n\nلضرتیکہ مکاتبات سگان\nعزیز یکر مسحافاتشان\nکه تمام عوارض شکریه را انصرافی را در موقع\nنائل شدن بمکافات خدمات شان\nبحضور علیحضرت معظم غازی مان بعرض\nرسانیده بودند۔ درج صفحات جریده\nخود همی نمودیم ولی مسئله ما را مانع از انتشار\nان عوارض عقیدتمندانه گردید (۱) این\nعریضه را که جناب عبدالعزیز خان وکیل\nاز طرف وزارت حربیه و تمام روسای\nتنظیمیه و سائر صاحب منصبان عسکری\nقرأت فرموده درین مورد کافی شمرده شد\nو درحقیقت هم الاهم اظهارات اخلاصه دانه و\nبیانات عقیدتمندانه حضراتیکه بمکافات نایلا\nیافته بودند، بدارسته میشود (۲) اگر بالعرض\nوالتقدیر با ماند راج تمام آن عرایض التماسات\nو حساسات حضراتیکه دران بود مسطور نموم یو\nست عطف نگاہ قار حقیقت نگاه خوانین در مود\nطوالت کلام کہ سمع ملالت ناظرین میلا می گردید\nع مثنوی هفتاد و من میشود م ۔ د ]\n\nنطق رفقا نانا\nاز الفاظ جریزه اور\nو کلمات میمنت لزوم\nو بیانات محبت امیزانه که شما اولاد پاکیزم\nعسکر میں کا ہر فرمودید، اظهار ممنونیت میکنم\nخداوند شا مهد است که حیات خود را زندگی خود را\nجاہ مال خود فدای ترقیات و تعالی افغانستان شمالیست\nنموده ام ( وكفى بالله شهیدا ) که هر ابا آه\nمیبود شاهر همه بارا، از قمدانی ندارد چیز د یگر از\nلطف خدا وند دهمت شما بخاطر هم درین\nمدت برای افغانستان حاصل شده و شما همه\nانرا برین چشم خود می بستم\n\nگفته نمیتوانم که این چیز ها را من و شما کرده\nایم نی ! بلکه لطف او مرحمت خدا بود که ما را\nچیز با موفق آمده ایم\nاگر چه میدانم که مانداً بآن البته\nافغانستان دیگری فدائی پیدا نخواهد کرد\nچرا که محبت و دوستی افغانستان چنان\nبدل من جاگرفته است که نمیدانم خود را\nعاشق او بگویم ، فدائی او بگویم، چه بگویم\nلفظی ندارم که بدان تعبیر آن خیالات و\nحساسات خودم را که نسبت بسرسبزی\nآزادی افغانستان و اراضی شما ملت افغان\nدارم، نمایم ۔\nامروز باید که خودم تنها فدائی و عاشق\nوطن مقدس باشم زیرا که درین معرض ملکت\nباشخاص فدائی و مستیدا یی ترقی و تعالی\nخود از حد زیاده محتاج است واحدی را\nدرین فرصت چنین سراغ ندارم که بار\nمن عشق ترقی و محبت تعالی وطن ترا\nبخاطر بہ پروراند۔ البتہ در آتیہ وطن\nعزیز ما بسیار اشخاص فدائی و عاشق پیدا\nخواهد کرد اما در ان فرصت ( خدا نخواسته)\nامان الله نخواهد بود ۔\nمن حیات خود فدایی شما ملت و\nدین و دولت کرده ام و آرزو دارم که\nشما ملت افغانستان بیک پایه بلندترین\nترقیات برسید تا درد نیا و آخرت\nباعث سمرخ روئی و سر فراز من باشد۔\nاین مکافاتیکه امرو زناسل شد یاری\nهدیت جملہ شما عرض تبریک میکنم، بین\nطوریکه در مجازات و عای مطیع، و نماند\nآنرا نمو دیم ، تمان طور امروز با عسکر عزیز ایجان"}
{"book": "adl0717", "page": 156, "text": "(۲۹)\nشماره (۱۳و۱) جلد اول جریده حقيقت کابل باز شد.\n\nما در این طور یک روزی که بمانشان فرصت را غنیمت ندانند\nنداد که برگشتن و سوختاندن و تباه نمودن اگرچه میدانم الحمدلله عسکر\nیک قوم خود مکافات بد میدهد و نشانها دلیرم شجاع و دلاوراند. و گاهی از\nبشما نقل بموال شده است که شما چند قوم جنها خودها را برای همه گونه پیش آمد\nلقد گله اگرچه این نشان بدین عرض پس نفرسند و همیشه ما غری\nفراموش سکوت جنوبی را گوشمالی داده يمی نگردند.\nملکه این مکافات محض بواسطه طرفداری کسانیکه در مقابله حکومت و\nعلم و عرفان و دور کردن ریشهائی ناموس با وعزت ما و برای\nنادانی و جهل خانه ویران خدمت خرابی وطن ما دست درازی\nشما بقدام گردیده است. کند. من و عسکر دلیرم حاضر یم\nاین معامله سمت جنوبی گویا که دست خیانت ساز مقطوع\nمقابله بین یک دو خیال موهوم و علوم ساخته و خارهای خیانت\nجهل بود لکن آن بدبختان خود را شانرا ازین وطن گلزار خود بکشیم.\nتباه کردند و اکنون پشیمان شده اند من و عسکر م حاضر هستیم\nاز خدا و ند آرزو دارم که ملت که مثل این ملعونها اگر چهار\nما را بدرجه بلند معارف برساند تا فرد دیگر مانند مانند سگ\nدر فیض علوم و فنون و تلقین مکتب اوشانرا پس پا سازیم.\nیاد بگیر برادران و پسران وطنی خود بعضی خیال خواهند کرد که این\nمحبت کنند و گاهی یک قوم سخن را از غرور میگو بدنی ! خداوندا\nو قبیله برخلاف دیگری با فشاری با ماست و امید داریم که از\nو مقاومت نکنند و بالعکس در ضمانت لطف خدا وند بر همه خرابهای\nدین و وطن و ناموس خود از خدا خود کامیاب شویم. چنانچه در\nخواستیم که سخت میجنگند و تازیدان موقعیکه یک باد سخت طوفانی\nقطره آخرین خون بمقابله آنها بدنیا جاری بود ایزد پاک ماند\nبا فشار می کنند (اشداء یک چراغ روشن این مملکت عزیزم\nعلی الکفار رحماء بینهم ما را بر افروخت و از لطف و\nشما عسکر خیال نکنید که ما چند کرمت خویش او را از هرسی\nملعون را پس پا نمودیم اکنون باید حوادث محفوظ داشت .\nاستراحت کنیم بانی باید همه هوشیار آرزوهای با گزنه به سر\nو بیدار باشیم تا دشمنان دین افغانستان و شما ملت عزیز م"}
{"book": "adl0717", "page": 157, "text": "(۴)\nشماره (۱۳۹) جلد اول سراج الاخبار کابل ۳ مارشند ۱۹۱۲\nبدل می پرورانم در شبانروز\nبه معاونت خداوند بیه\nمنت اجراء شدنی است\nاگر من (خدا حافظ) مُرد\nو تا آن زمان\nکه وطنم گل\nو گلزار شود\nنماندم ممکن است\nکه دیگراے\nپیدا شده در\nنتیجه مفت\nاین خیالات\nمن بکو شد\nبنا بران\nاین طور تفکر\nتکلیف که باید\nنشسته آسایش\nکنیم و راحت\nنمائیم بی امر قدر\nآسایش کردید\nبمانند به\nزحمات\n(خدا نخواسته)\nمبتلا شده\nمیروید.\nباقی برای\nشما ذوات\nمحترم تکلیف\nحقیقت: درین اظهارات\nادعیه فوق از صمیم دل\nبا اعلیحضرت معظم غازی خود هم نواله ده اند در کا؟\nایزد متعال خواسار است که ملت ما را به انوا؟\nالوداع\nنه حظے دید و نه دل قوت وداع یکے ست\nمسافر تو بکی پیش رفته بسپاریم\nخدا با شما گویم که مدت مدته اعدالله فرش اجلاد\nصبح نماز جای اطلاعات درست بمرکز خانه بعد\nبدریا اند با پل خوض در بحر خبرهای دلجسب مر تبات\nزمان اخبار مقاله بلقلم و جبال سمت سنبولی بنظر د نائی\nگرام درین مدت یکسال رسانیدیم - و یا در حق تقریب\nو تراکم مشکلات متعدد بادی و معنوی هیچ کس کے\nو تعطیلی از طرف من در انتشار این اخبار که در\nهر هفته سه با را شاعت داشت. بوقوع ندائی.\nاکنون که بخاطر صحت حیوانی الحاحم یافت و ہم\nاین نکارنده از خود و غلطی علیحده قاهر، بالفعل\nنمیتواند که فرید برین از عهده این در کار مهم\nتن تنها بر آید لهٰذا از ناظرین با تمکین خود\nوداع کزان کثرت معذرت اخلاقیہ خود عادل\nمقدرت میکند\nدر خاتمه از همدردیها انسانیت کارانه جنا\nعبد العزیز خان مدیر واحد که در زمان\nوکالت تولیش از زارت مر بپوشانموده اند\nوله هم دستی دساینت (س) د یس سجاها\nخان آقا خوشنویس و دیگر کاپی نویسان\nمطبوچیان اداره حقیقت که شبانروزی ما را\nنور سر خود نکارنده در قمی ورزیده اند اظهار تشکر\nنموده بپه خانجانی این در شحصت\nجان تن نرسود را به تهجد ان کی باغ حشر میکند\nطافت جهان تلاقات میهمان گذشت ما تے مجھے\nشد از خداوند صحت\nو عافیت شما را میخواهم\nو بید حفظ و خدا می سپارم.\nعلم و عرفا متجلی گردانید\nتا مژ ماه برین بکا عمار\nنیتند اواز عظیمت\nو بخره خود ظلوم آزار\nخود عرض تا مین سقا\nرا نخرد دو چیه ایکرداند؟\nدو با رامن عالت سلام\nو اکرا را منفعت و حسن\nو هزار سلام و القان\nبا تماما كنے عذابی\nادا میر تصمی و سجد\nدر حقد جوش و خروش\nو علیجان بار بر علیه خود\nشرف و ترقی زیاده\nزیاد در داشته اند؟\nخدا حافظ\nهر چند خطاران پشیمان رفتیم\nنا برده بار چید کاران بهر جهان رفتیم\nشرمنده و خسته تار آهیا؟ به خونابه خجالت\nپیدا است خدایا میہمانان رفته\nخدا آنکه زیر سخن در کمر به مدل کراما ترش سفت زیر کا\nشرق الا بانی بینایی جنایته تشم بسوزنده مقالات"}
{"book": "adl0717", "page": 158, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0717", "page": 159, "text": "۱۴ شماع وداعیه حقیقت\n\nادای فرض وجدانی نموده\nدلش زار است از داغ جدائی\nوداع گرمست یکبار مهجان سوز\nوداع از قارئین با بصیرت\nوداع دار و وداع دوستانه\nگرفتار است بر کار بزرگی\nنگارش میدهد نیکو کتابی\nندارد وقت دیگر در نه با تو\nوداع باد از توای لوح تقتر\nوداع باد از رنگ کاغذ تو\nنباشد این وداع الاضرورت\nوداعش کی بود از سر فروشی\nعزیزان یاد آرید آنزمانرا\nکنون مین میروم وقت شموش\nقلم درش نگو حرف جدائی\n\nشب روزش همه مصروف در کار\nمبادا کس بدین ماتم گرفتار\nوداع گوید ز تو خسر و بناچار\nوداع از شاعران ج بیت اشعار\nزتوای حاصل عرش میگبار\nبخدمتگاری شاه جهاندار\nز کارستان با این شاه علمدار\nگرفتار است اور ان دل ای یار\nوداع باد از قلمهای نو دلدار\nوداع از کاتبانتهای فادار\nضرورت چون بود با تو شود یار\nفروشد سر بهر وقتی شود کار\nکه در یکهفته میدیدیم سه بار\nوداع باد از شما یاران تکرار\nبهجران سایه خسرو ر چار ناچار"}
{"book": "adl0717", "page": 160, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0717", "page": 161, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0717", "page": 162, "text": "شماره ۶ جلد اول جریدهٔ قشقت کابل چهار شنبه ۱۸ سنبله\nواخراج بسیار نظم افغانی در نقاط لازمه سمت جنوبی موجودی\nخوست و اطراف و نواحی بوکر و ارغون با قاعده کار آگاه بردل افغا\nمفومست و تا حال در عموم مصادمه و مقابله با اشرار کامیا موفق\nو برگشته نبود که آن لایحه که موسس این هنگامه در ابتدا اوسی\nبودند تا مانده متصلدر بزرگ افواج افغان آقاشاه ولیخان\nدر مقام بوگر د جمع گشته در زمینه معافی خواهی و معذرت\nطلبی و مصالحت گفت و شنید دارند. از ین رو ممکن است\nبسیار زود تفاوت حاضر مرفوع و وقوع خوابدرت.\nزمزمه مصالحہ اشرار با حکومت افغان\nطور که از مضامین و نوشته ها و نوشته امرا بر میاید مامورین دافغان\nکرام یکصد که موسس این همه کارنامه که از اسرار آقا شاه ولیخان وخان علاء الدین\nو حضرت صاحب شور بازار ملا عبدالحق و دیگر علمای اعلام ملا شیر زمان\nملک چہ وغیرہ کا قطع و بند و صعت طلبہ خوانا معافی وخون معذور چہت\nاستحفظ خانه ها.\nعسکر مانگول نخورده این هزار مذکور دارد در رفت خود\nسوا ومحتاج بو خود مولوی بران\nمرچکا حکومت بر معالعه می بار عت دوست با در اندامش کرده بودند\nاگر منظور وقت در کند و اهل حشا از آن نذکرمی در سهرک عمل یا مد مد شده\nو معلوم میگردد که این خبراز با گفتار با سوای خویش میخوانید که باز مطا غلط\nحکومت از این موضع پایان کلوخ را که دارد از آب گذرد زیرا\nدر قبه حاطه و حال انور عاقبت اندیش حکومت با این مغالطه در نیاوی\nوقوع شایعها دیگر فرصت را گمان بر علیه حکومت غزل دولت نمود ها\nشهدت کار آثار محا مشعل به پوشانند مگر خانگر و صورت\nرجال رتق و فتق حکومت بنمونه ها یتیکه غرره از تاور بیاورد بر تا این\nفرزندان جاہل فعالان مصانته و بعدا تا حال تعمیم نظام امن محصل فقر برا\nعموم دست به ازین خطر اندگشاید که در این با مکرون بخوبی اسلامیت\nخواہند آمد ہمین ملکه شیر انه افغان باز دیگر و سیله شان برای پیروز\nترمین حکمی نخواهد شد که بچکرد مقاصد درست نیاید مقالے رعایت آنها\nمو صد و شهراه از محول مواد مو و شهراه زمین صلح خواه سند\nطوریکه تعلیم بچه احمد خا نجف است آسا\nبهمه از اثر مسع خود این جمعیت باز در متمنی بود. و دیگر آن\nز مرها که در اهم آورد میگونه سبیلا خونی و کفور حکومت افغان آلود\nبه این شرار بود در منطقه آید و نمیباند که دیگمان اعطا بر محل سبت خود\nافغاد چرخویس نماینکه و عدم تجاوز عساکر افغانیه را بر طایفه حاصل\nاشرار تا چند روز یکه در اجرا مذاکرات بانمود اند و یر خوان با او\nو خونریزی و جیا و گرینی نماشی که شیلر بر علیه حکومت وقت این اند\nنموده اند بحال خویش ندامه مرعوب خجالت زده و ابوتر مصوری\nگردید اند که باد از شفاعت و حوصله افزا و ضمانت علما و بی وفا کا\nسادات بگر مطمی خاطر جمع از تجاوز حکومت انتقام سطوت آنها را\nدیگر یکدست از جهال و نابخردانا شکاته بحمایت مدیریتی مذکورا\nعلما و مولویٹس بمقابل حکومت برخوسته بودند تا حال بناء و ارشان\nحکومت افغانیه شان آن مسایل بخوف فساد که بروز از طرف\nمرجوع عنه ور نظاما امانیه داخل شد موجب اینکه هیچگاه اصاب\nاندیشی نکشند بود بر طبق مسایل بعضی قوم منظور و قرار آتی اند\nبا قدمت و رکنی که اصلاحها و تعدیلا نیکه علمای اعلام و فضلای کر عمان با\nدر نظاما نموده اند و دستور اصلاحات را منظور اعلم با بسیار طولی شورا باز\nخوش خط که جتا با مضاء مهر علمای و فضلای افغانستا در روی مرید بود\nو بازار ها معلق و مشهور در تمام ولایا وحکومتی باختی جر خوب بیگران\nنشریه آن جاهل را دانانده و فهمانیده است. بران که\nمکيد الصلية حت این جواین هرانه مقتدار\nحکومت امیر شتر بر مرداء آنها خود کرد. مکنت\nاو ختانیه و تا حال قبول بنظر می افتاد ازین رو نیها حکومت مسائل و\nدو مقر و شانز که بعمل وحال آرتا یگانه نقطه نظر معتقد خانه سجوانی\nمحمود افعول فرمود در عدم تجاوز عسکر بر علیه ا نیا الا ن که روسانه\nانها خواهش نموده اند (۲) فرستاد یک جمعیت از علمای اعلام سر تحققه\nکرام را از مرکز جهت دل بر و حوصله افزا اشرار مایوس مد و تحقیر خفی\nجهال از اصلاحاتی که عموم علما در نظاما دولتی نموده اند. افغانی ها\nحقیقت گوین؟ وای بادرین موضوع اگربہ اطراف نا\nآنها سخطا بیارش امر و هوا باند\nهمان کلای که در کتابت کرد و نمازه (۷) صد مستور عموما حکم کرونی\nخدا که صلاحیت و افضلیت و جهاله تخطهم و آگاهان را افراطی اندام"}
{"book": "adl0717", "page": 163, "text": "شماره (۱۳) جلد اول جریدۀ حقیقت کابل چهارشنبه ۸ سنبله\n\nآن مرد یرا که دین و دست خود را بخون هموطنان خود و کسانیکه بیگناه اخراج داده بعوض آن ای وایاتی بعضی حصص شریعت غرا بتوضیح ال ومقال\nآلوده است و با خانه یکی از شعبه مظلوم حکومت بواسطه نغایت سرفه و قیاس نمودیم تا در آتیه چگونه شبهه خاطر سلامت ظاهرت آقایانی نماند علاوه\nخود ازین در ستما کشتی خویش تا یک لنگه ما رعایای تاریخی را برای خود برا ما خادم دین و بشر شریف عموم برادران دینی و سجا با مطیع حکم پر آن فرد گر\nحاصل کرده با و عمر را با مین غده و جفا و نقصان نموده است امره که در آتیه بر ضده حکومت انتظام یافته و وقایع که حقیقت ثانیه\nبا و مصالحه کنند زیرا که آخر الحیف و این هم باید بگویم یا اغراض شخصیه خویشتن لذات دیا با تحریک ظلمات کند اولی الاغا زا\nمی انطور ظالمستم و طبعاً صلاحیت پند و ملت دوست بستم در در جز آجر گونه مجازات از حبس و ضرب لغی مالی اعلاء شرعاً مدون است\nصور تیکه حکومت متبوعه ما از یک قوم با چند قبائل مطمئن با در آتیه و مختار نه تنها با عمال که عموم شرکای ملو به چرگ برانگی وقتی قابل من که تو\nید و قا کشتی خدستگزار می تبنا اعتبار نموده است هم داند لا بل در فقرا خائینین که در تاریخ خیانا شان فوق ما افغانها که میکنند از دگرگونی\nآنها را براه صلاحیت و هدایت نزدیکتر میگردد پس زیباتر ازین فداکاری حاضر و اما ده بویم و حاضر دستیز و میباشیم\nو نیکو ترازین طریقه دیگر چه خواهد بود که آنها را بند بجه تحقیقات لازمه با وجود آن اگر کسی آپابی دانسته یا شد مخفی با با واسطه و کلا موائی که در\nو ارشاد ضرو ریه بزا راست بیآورد و به ا ثبات پیادا را طراهم کتمان شورای دولت است مانع اشتد یا خود را بنمایند در امور شرعیه مجمع\nاز طرف حکومت بانیشان باز حمی دستی دید. نوع شکایت شبهه ناطر نماند مسائل مفتی به\nاصلاحاً علما گوید جرگه در نظام اگر چه این اعلا یک تعداد کثیر (۱) تعزیر بالمال موقوف شد ۲ تعیین جزا مجروح قبل از وقوع دا\nعینا بامضا هر اتمام علما افغانستا چنانچه نو سمیم در چود اکله شبهای ۳۰ نکاح صغیره جایز است ۴ تعظیم سوار در نماز بواسطه\nنمود باز بهمانطر یقه بوقوع که صورت اجمالی آن در جریده نظاما تبذیر بلاف تحقی آقام محرم شابه عملیات ۵۰ حکم قاضی چه در حق آشنا یا دوست\nصدمه تبعه ساز امترین بودن همذا تلخیر میکنم چون اراده ایزدی در حدود و حقوق ولو از حتم را حقوق ام از غر مستند قول مشهور\nبنگهداشت حجه مملکت از حمله دشمنان داخلق در و خارجی زنه تا بالفساد من است و عمل سابق بعد از کار صحیح است و بعضی الفات\nبر این ملک در ولا د شرعت پرورگر را از افراد دگر د دولت مخفی نامبرد نا شایسته و صلاح و تو به ۸ در محاکم مامورین قاضی مفتی میتواند ایل\nمقدر و در شیا مکند کما یس میکر درا با واسطه فضل کامل و حکم معا ۹ انتخاب دو مورخ قوق به الیه است ) (۱۰) تحصیل و استق\nمکلفش را باوج رفعت سرما یجا بود افغانسا از عنایت ایزدی السله دول غیر مسلم بر کفر و ثرو دفع احتیاج جائز بشرطیکه در عقائد\nمنافی در حالت معا و اشتیا شرعت پرور اعظم خیر تامین و دیانتش با نکند و قبلا از صحه عقیده در نیاز خارج شد ضن ۱۱\nبه حصول همین صد محمل عالی ماه او هرگز از علما، سادات، مشایخ، محکم انتساب آبا مغفور بنهى عن المنکر جاری شد ۱۲ ضرابخانی در پد\nروسا تمام افغانستان بعرض فی و تعالی و ادخاری احالتا و ضمنا خراب دولت مملکت اسلامی احداث باینز در رس ۱۳۶ در شاه داکب بریم\nبرای تحقیق و تدقیق و تطبیق احکام عص آ با محاسما علی شرعی مدرب آن عهسم تنظیم مها ونون مساجد بل تجو از روایات کتب الفضا عهد\nمقاصد خفی منعقد گردید . آن مسائل مندر شرعیکه داخل نظاما اهتما و اجرا آن اسنا افتنا میشود ۱۴ آزادی در عقائد در دین\nافغانه شد بود تمام آنها را افاد این مجلس محتوم دیدید و در نصات مقبل بو دو نباشتند من آشنه ما لغطه آلا لا کره اسکا نوشت ۱۵ در\nاقرار دادند با حتما قبیله تر میان پایان بیکجا شیشند و رقص تمام روح عقاق مقاصد دولت آزادی حقوق شخصی میباشد نه در امو ر ینی و مذهبی مستیا\nو تمنا اظمها را نمودیم که عموم مقاصد دولت پر ما عرش نیف محمد به دستت بو نضج میطل و استاد و میشود د او تر در قانون تعطیل حقوق شری\nمعه کمالیست برضی آن روزه احدی را که در قضا یا داخلی از انواع کرونده شدو بود محوث که اکثری متعلق که فریقین کو مست\nداخل نظاما می افغان میر اند ماه باینجا کو ید جو از نظا ما دولت سرایا ۱۶ تعلق یک نظامی دیاتثث و رایحه بصدق شروط مستو دور\n\nراپورت محجبه\nیک مکتوب بی امضاء در دفتر جریده رسیده که در آن نوشته اند که فلان ملا صاحب پیش شما گفته بود که در فلان جای یک دختری را به هشتاد هزار روپیه دادند\nالبته این مسئله اگر راست باشد در شریعت حرام و در قانون دولت هم منع است اما چونکه نام خود را پوشیده اید بنا بر آن برای تسلی خاطر شما باید بگویم که در آینده\nهیچ وقت مکتوب بی نام را در جریده درج نمیکنیم و نه قابل اعتبار میشماریم امید است که در آینده نام خود را ظاهر سازید تا در جریده درج شود"}
{"book": "adl0717", "page": 164, "text": "با بدان بد باش با نیکان نکو جای گل گل باش جای خار خار\nاز طبع روانی برادر محمد اکبر خان افغان نامه‌نگار\nای حقیقت ساز با اهل کار وی افکار خطای تو خطا این بختا بوندیم زانرو کاین بدان رخ برزیگر\nچشم دارم از تو ای روشن خیال تا که ساز این دم همکجا استوار نیت پیمان شان نی بایشان دار عهد استوار\nدر حضور غازی فیروزبخت آن امان الله مینا مدا بان گراین گین با این دغل مکروکید بر انسان بخت بد\nپادشاه هوشمند هوشیار وی وجود باعث هر افتخار عدل یغما رسل گیرند پیش دوستی شاولث در اضمحلال\nاینکه افغان از تو جان تازه یافت گلشن سرخ از تو اندر شطا هر چشم خویش میبن اینچنان اخوت یاری شاندار تر\nعفو جان بخش تو ای بنده‌ای آتش قهر بلای روزگار روز اندم عهد شانگر این زنهار ده بد شان بیا در\nشمع بزم مردم افغان تو عکس ذلت ترا پروانه وار مردم بد را مپرهیز عاذیا تا نگیرد خاطر خوبان غبار\nمیکند از شوق دایم اضطرار هر رکاب پهن یک شهریار دیو با مردم نیامیز میرس بل پس از مرغیادیار است\nدوستانت شاد بادا دایما دشمنانت سرنگون افکار نیکخواهانرا باحشاشا دین تا کنند یارند در خلد و جا\nچند باشد با صفا عمل برد خابارانباخوشگوار ایکه ندر حد اسلام تو دار هر دم جبهه سوزی دیار\nدوستانرا رحم و در خور است برگزین دشمن دار ای هوشیار مرمز از عطا آخر قاصر در دآجر ترا پرورده نیست\nگر کنی اغماض از فعل بدان می بسوزد عالم و پرهیزگار لیک کدر رکابت مدتی خون خود را می برد زنهار زار\nبا بدان بد باش با نیکان نکو جای گل گل باش و جای خار خار نشکند عهد تو آلا سنگدل نشود قول الا نجاد شدنی\nصلح گر خواهد بکن آهنگ جنگ دست تا شمشیر بر مدار چون نبارد بجز وصفت میکند اندرد عا همت کشف\nچون به بیند ضیغمی در تیره تیر کی شوند اندر بغاوت برپا تیغ تو بر انفرق دشمنان باد یار تخت بخت مصطفی اوراد\nدر کند تحریک دشمن را عمل میشوند از شر احمد در کنار سرو اقبال تو پاینده باد\nقدرترا کی طپند کدی در غم و اندوه دایم کژدما دشمنت میگشت حیران را"}
{"book": "adl0717", "page": 165, "text": "شرح اشتراک\nتفصيل مقامات\tقیمت برویۂ کابل\t\n\t۶ ماهه\tسالیانه\nدارالسلطنۂ کابل\t۵\t۹\nداخلۂ افغانستان\t۷\t۱۱\nممالک خارجه\t۸\t۱۵\nوزرا و سفرا\t۱۱\t۲۰\n\nشائر اتمامات شرعیہ از سادات و علماء و طلبہ\nمفت: برآیات نگاراں بیخباں مالی\nمعادله: اخبار ہنگو و شرقی\nدیگر کتبخانه ها عضو از هر کس و همه جا\n\n۲ سہ شنبہ ۱۳۰۳\n\nقواعد و ضوابط\nاین اخبار بغير از ایام تعطیل در کابل یکمرتبہ\nطبع و نشر میشود و بدیگر مقامات در ہر پوست\nمنتظماً ارسال میگردد.\nامور تحریر به نگارنده حقیقیت\nارسال و مقالات واصله در اداره مانده\nجریدہ مندرج و اصلاح و عدم\nانتشارش آزاد است. اشتراک\nبتوسط خزانۂ دولتی و عضو\nنقد آن جا قبلا دریافت میشود.\nمعاش ہر شأن این کمپنی\n\nجلد اول | کابل شنبه (۲۱) سنبله ۱۳۰۳ شمسی ابن (۱۴) صفر المظفر ۱۳۴۳ قمر | شماره (۱۴)\n\nحیثیت عموم ملت افغان نسبت ببقا و موجودیت بخیری\n\nارزو دکوسنطو بعادت شود پس میم مستمندی کرانتر سه\tگرفته حیرت سه\nشیوه روز بد بکر من ناکس درین موقع صور صبوته سرامیکند و هر دوست\tتراز میدر وزش پر چشم بد چشمه آفتاب را در کتاب\nدرین مورد کلمه جنبانی و خامه فرسائی نماید. این دو این دھی\tراست خواهی برار چشم جهان به کور شو که آفتاب سیاه\nکسی حیثیت یکفر افغان خواهد سند که در آنزمانه از اصلی که حقایق\tبلی انچھہ باعث دایکا حدث تو آنجا ایکر مذکور حضہ اعلا براغیله کردین\nونزد مدارا حیف و حناء لقد انگرزان قمر فطر نمود چیزیکه در فالاآآ\tو تا بود ساختن این برادر نا نادان پل باشعور و شریف و غیور\nند که ووطن خواهان تحفہ نماید -\tمید ہد و مقاصد سراہانہ اسعار شانه که حواله نفوذ بر شانہای ملت\nبعضی چنانو هم داده در صفحه فکر افغانان مخدوش بامتحان\tاست بدین لطایف الحیل خود جو استانه که بیا! چونکند دیگر پایه\nغضب منظره اینده بر پیش مهانة دجلائیکہ طبعاً بمراتب دقت و قونا\tنا انتجه که ایات عطابه کران تزو یا میگویم : بی برائت غیر میکردیم؟\nماند صندلی چه خواهند کرد؟\tمقابله و مقاتله کردن با یکی از دولی شرکه در دین و آئین در پیات\nواقعا از پیش ہم دو را نه حقیقت دو را به قابرین تصویات\tوطنی و شرف آداب ، رسوم و رفتار و کردار بالاخره در تمام عمر\nاست که شفقت و مرحمت و الطاف حکومت ذہبی سند\tو کلیات با ہم دیگر مغایر ند بسیار سهل است و آسان. البته معا\nباکانت بعموما در اوقت خود وارد داید او بنجمد دست حتی\tکردن یک کشادگی عاقبت اندیش در بر این موانعصا ر مینا بلدی\nچندشی انرا ندارد لغت خود ضایع کند. در رے درد از نیت شریہ\tکه غبار انرجیم و گوش سرد سینه و بازو و مده ، و دیگر عروق و شرایین\nبل خود برا بد کور کورانہ عمل بر ضعف جنون علام اند یا میکند\tو جوارح ادلت ، بطوریکه آرزو دارد که با نوابت در راست\nاید کنند چوا کہ پرده تعصب کشی خاطر نص پر دسی چنان آسان\tکند بچند مشکل و صعب است. البته در وقتیکه فضاله قطع و حواله"}
{"book": "adl0717", "page": 166, "text": "(۲)\nشماره (۳۴) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه (۲۱) سنبله ۱۲\nاورا قسمیکه یگانه آمال و آرزوی دشمنان است ، بکند اجرا\nاین مسئله برای یک حکومت مقتدر با سلطه مانند حکومت حاضره\nافغانستان ثانی! بلکه برای یک جمعیت اسلامیت پرست مطلق\nافغان نغزی بار سهل است و آسان!\nلکن چون حکومت ما بتمام معنی حادث محفوظ از شر طالبی\nو آسودگی عموم ملت افغانست، در مخصوصا برای این ملت جاهل مستضعف\nگروه است همیشه لخت تعب و رنجور بدون از رفاه و بهبود ملت حکومت\nکار و خدمتی نمیکند، و گاهی آرزو ندارد که ملتش پریشان و برباد شود\nچنانچه با دوام هم که در همین موضوع بغاوت سمت جنوبی روزی کا\nبا ورثا ایانت آشنا و ملت دوست وطن خواه ما بزبان حقیقت\nنخونین میفرمودند که مرکز آرزو ندارم که باین یک عضو ملت خود ، که بر تحری\nدشمنان سلام از جهالت خودشان امروز با حکومت خود مقابله داند\nنقصانی عائد شود جرا یک مقلا میت در اعضای حسیه جامعه با داری\nاگر جدانخواسته هم پریشان شمر باشد البته که دولت بر معالجه مرش متوجہ\nو قتی که مجال از امتناع این مرار متجاوز دید این بنوا خود ما فاح کردیم\nاینک نظر با هم ر است شکل پر در سرشان جنگل معلوم میداریم : سے\nظاهر پرستہنا و ہو بدارن با دائما همواره در شہر ہا و جود داشته بها\nدکوته با دشته از تواسجود سر اکراین علی العموم عار بوده زشت زنان\nجامه جهالت و غباوت انرا کله با صغر و مجنون بسته با نادانی و خیره شدا\nلرت و عصا بوده و سیماه حتی جعلی و نادانی مردما نا ده کرد جنگان\nبا طلاقه مشین و سعت گوشه دار کلمات حویثی تحریف آمیز ، که هزاران در\nمور و جهالت و ادعاء مقدمانه حتی مولنا روح قدس سره میفرماید است\nل در مروه و سر فر را احمق کند بی عقل ترابی نور و شریق کند.\nهرگز قارئین گرام باندیشد گداشته باشد که از فلان گود باند\nفلان شگل یک عالم فاضل ویکہ شخص مقام کامل ظهور کرده است، بلکه\nهمیشه فنه جویہا ۔ بغاوت ہا۔ وقت نگیریهای سرکشی ہا جاهلی ما از همین\nطوائف جنگل نشین باد یه گرد دید و شنیده میشود. ازینجا ست\nکه علامه صفی الدین مصنف کنز که علماء افغانستار بصفت اکیا\nمیگویند اکفرد علم مانتی در در ماه کلمات تقطاخونه میفرماید که\nوالْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَعَزَّ الْعِلْمَ فِي الْأَوْصَيَا يعنى\nستایش دنیایش مرفدا را که عزت و داده است علم را در سر طوطین\nاین باب از طوله امکلات درین مور د سطر و سمت میں انزمین تجمله با\nخباله و شبهه ممرمون است معلوم و مفهوم میگردد که عمامه شم که کراکر\nمهمو امصار مرجع جا و ملجا ہر اشخاص عالم نما و فضلای جنگلها د کو تها بند\nو باشرف ترانده بعد ازین تمهید سرش ما ناظر گرام خود میدها\nو افکار خود شا را نسبت با آدو نفر علم سو جنگل نشین محکم ولولہ\nعمد و ملا عمر ار شید که برعنه با غبا و سرکرده طاغیا و مسلو میریک شر\nبنگار میباشند قائد کرد و میتوانند. این بود خطاسردار\nمانگلین ، اکنون بخوشنیدیم که عنان شغب جفت جا نخواد قت\nآن ہنگامہ جو ما رو داده چند کلماتی را بر آئبنانیکه تو می ساخت\nأى بدبختان بی نغوش ! وای جاهلان مخرور بکرو\nاین قدامی نیست که شما برا میں ترقی دین اسلام و ترویج دیع تا زار\nالانعام انتيما بحال مجامعونا مین میلا وزیر بطه نداشته اید. بلکه ما اسی تم\nمیدانی کا محرابلی یک حت ہے و سلسلہ علم است از ہنگامہ خوانی تو این\nبی جهت بیشتر در مرصه ما اعظم سرا با ابعاد قیام وزریا اما همان\nدشمنان اسلام همینه کوشاند که افغان فرصتی را مینه کند و این ملت و\nاقوام در یز ند که باعث اخلال حالت سلام و پرستان و غر او ا هر بلاده\nمیدانه ام با البته درین موقع معلوم کہ مخافانا در تر بهلاده قطعی قرار\nلکه بهتر د مانیز فیر بزنید ما منافع رمضانی ایشانرا اعداء حلا مست نود\nآیا این قطعه ملت مهم ما انقد ابعانشا نیست با که شمائی کہ امرود\nرعایا بخود را مجهول جہانی شاکر و امین با بی ساخته نه خدیجه ای که نما بات\nاسلامیت اثنا کار کرد بآواز نقاره و اندیشه حکومت اسلامی که همه وقت ز\nدر گوش و هوش شما نخلن نغما را برگزیدند که حکومت افغانیر او کو شه سر داد\nبر خلاف شرعرا احمد رو نه باخه گانده و ا دارد. حالانکہ امروز در ہمہ اعداء\nتار عالم سلام و متادین میمان مبتلا الامام و حکومت حاز حاضرة\nآیا این از شقاوت و سفلمت دشمان نیست ، که آن با مواد بحق\nاعطاف جانودا که موقع صنایع این کلمات ہے خو اشیم میخواهند که\nشما شومیر سرا جنونی که حال مخاربعین مناسب سلطنه ذو الامترا\nخود میگو مید در ابتدا مظهر پست و قد محرف اخلاط بکامل حله اختلاعاتی\nدگر پوشانید برا ناو آن شیاطین شما دانندند که هوش بین اهل فرض\nزده بده بموجب کہ شامل شعیه گشته میشود. امی جا بله و او صاع بو\nو با دان شمانی که از ابتد ائیش تا الان تا ما بر خواه شاه به\nد بود و اعماد نمود در هر مجاهدت بهر حکومت مبوعه خولته جهد را دورور\nو در جج آورد هر اقوام وافر اد جبال خود بیش از پیش شهیدان انشرع خود کر"}
{"book": "adl0717", "page": 167, "text": "(۴۳)\nسنبله شمارهٔ (۱۴) جلد اول جریدهٔ چقیقت کابل شنبه (۲۱) سنبله\nنظامیه شما اګر حکومت تان خواهش ضرر رسانی و اذبّت شما را میداشت و اِنا ایاً\nکابهار و سبر آیا نمیتوانست نمیتواند که در جای نان روشن ملحبا سود در ګرمسرغنه ثجابها\nلاعم خودس بدون انزحمتی کشی بصل میرسانیدیم آیا انیقدر شکر یک قوه در\nاین سګهان اولین مریش حکومت تا موجود نبود تا که این طائفه از بین جنګلش\nبسلامید بر میکشت ؟! ! و یا آنها را بؤاسلام آورده طوق طاعت حکومت را بگردن\nخطایا، محمودشان میکرد، اما باز کلارا میگوشیم که حکومت عادل را از ابتداء این\nه جنائود واحد تا الان خواستاران نبود که تا دفعه از مقاصد برسګلان مورد\nوضع در مباحات و حق ګذاری دمت و مملکت وابسته شما ما بتبا عی از عام خواه\nران پنجه را کر مرکز قاصر شد از نظر تا خود حکومت را ستفیه رسانه ها تا واسطه\nهیچ دین ما از ما این همباری ورستیم به خود غلط بود انجه ما میدا شتیم\nد به ملکا ایچنی جنکلی با شاید که درین رستګاه سلامت انیز مکاریخنه و افسؤ\nبرخواهی جهانان میان اکرن به دماغ میپرورانید ! این منکلا بنا شقی زمانه\nمیشد ! اما چتان مسلمانی میتد لګیرا میموز زمان مره خود را برخلاف شهرت الو\nاکنون نیزا میداری منکلیان شما ار این کروه پلید که بر خلاف\nدخرادار امر میلا به مرد سو تارت بیدار محمدیه شمانماید که خلاف ام\nاسلام ما قطعی قران شریعت را میکند در نزد به مایه حیرت به شما نمیداستارکه\nاعلا اسلام ست بنوبه که تا حال ختنه سؤدفتر تالان حواله شتا ذالار شما همه\nشما یک که امروز در عیله حکومت اسلامیه بس کیر کوردانه بغرض سؤ در یمیلیان\nبه جاهل کو نامد اس آنها بدانش مرام حکومت را فراموش کرد شمانید\nاسلامیه را به مرد و عرف لا بدنه در این خود جنگ حلال دار بید؟ شاید\nتفاسیر عالم غرض و واسطه کشی و جو سر بز را میدید ما لآخر نمیدانید که بزانه\nز کم امروز ادا فرفطادن و نه از احکام احمدی اطلاعتی دارید\nو به بعصه حاضرین بیاید ! وانصافکیند ! این جاهلان الحق\nبا که آن کوادبی و جنګلها با حیوانا مطلق زندگانی نموده اند،\nجوابم به بخواهید که علمای اعلام و فضلای کرامهٔ مسلمانان\nسطنت قوّهٔ الاسلام افغانشا را از مقررات اسلامیه شان\nجاعل طلبه اطلاعاتی بهم رسانیده خودشانرا بمرتبه ستاد\nبوش کند. عمل فرض کرده ما میان شهر خوشه چین خرمن این\nی جادان بیداد عملی جهالت قرین خود نمائید\nقواع شنا سبحان الله !!! ما شا الله !!!\nبه خوانی جه راه دور !!! و چه خیال محال !!! سید\nمیدایدا لکرج خود ګم است که راه شبر کند: امنة عبدالحمید\nرسید غازیان جوان شجاعت این\nشکریه افغانان از دمت سفیر ہای افتخار اعلیحرت\nمزید بر سابق درینونه اخبر سه هزار تن بسلامت خوانان صادق دمت\nدولت اقامت سمت شمالی مجدداً از طبقات پرادر واقبا کارت عالیجان\nآقای محمدعلیخان حکمران کلان مالیات سمت شمالی بیک سوق و شعت غرصت\nدارد مرکز شده بکمال کر مجوشی و تاسؤ کو به دومت اید به رقم فرمایشان العیار\nعازی رامانده در جه زفرط جرئت و خراعتهمانند مزید بصری ان اطراف متواجی\nپیر شرف بحرکت اند تا از تفصیلات مساعی با سلامت آقای محمدعلیجان شها\nو تفری اپرت شمالی وستوز سرفایلی شان بحضور همایونی در کوش را دفوعی را\nدروار نظار باید کرد: )\nورود نما بیدین است شرق\nموسه وقید دین امیس مساعی\nرقم طابعت بصمت شرقی\nآقای محمدعلی احمدخان شناسای انکی بجد مد ایام مرخصه سر موبر دانه\nنقوی صبح سرجره ودواته ان حضار ای علیجانی کالا اسلح و منور السمات نظای\nوارد کابل شده بزودی عازم صوب مقصولون بیامدن علاوه برین آقای\nمریم حورجانی پشواری پجمعه، آفریدی بگر بار ودیگر طبقاتی مسا\nشرو شرف بحرکت به پاستیند قائرین قبلا میداند که یک جمع بجهتری آ\nمیدانمان دها مشر کابل بایکده بزرگی از بازار شوی اسلامی توطنی\nاین سمت شرق بر سوق میداند\nآمدنی میران چرا بهر شوق\nبکند باید تازی سکی که ارتقون کوشش\nعلی حیات مقدمه ثابت لا زی نفوس مجود\nهزاران پر شوق دارد مرکه شده اید روزیم قطارات شان زیر صدد سمت و\nحرکت بکمال شوق و شعفند.\nنظامیه ای که از رمانم مانه را زولت عیلیه\nچه نالیا مدیر افغان استانی مطاع نموده ات ها را به شماره\nحکومت غیور و انتمایی امند سابق زراء میند که جلالآباد و محمد ذکرش بطریق\nدر یه علاوه با سر رفض ایمین و ساره حق اعتراضاتی برا واسطه کالای مدینه\nدیگه اینه نفزان عید انجای شکمان چست کوتفن طیاره های برفیه بودند.\nکامیابیانہ با آن طیارات خوانید سید گفته مسطور این شجاعت خی\nکنه ایه مدعی بید سبت بن طباقاتی جای شک است و همن را با نام\nدین قدار تا ندیم : سیر تیرا نیم پر خورک است البته و با مخمود\nأيا أى عسكر افغان که بیدار است و آگاه که تا جان در بدن دارند بجز از حفظ این درگاه نمیدارد غبار هیچ ترد و به سر خود چه یکبار این تن خاکی بهر راهی که افتد خاک خواهد شد پس چرا در راه حق آنرا نیاندازد که تا ابدالآباد بماند نام نیک"}
{"book": "adl0717", "page": 168, "text": "شماره (١٣) جلد اول جریده عقیقه کابل شنبه ٢١ سنبله\nطیارهای افغانی در جرائد انگلیسی\nمحاضر معظم اینجریده محترم، از صحائف هم عصر انگریزی ما\nپانیر خبرنشرہ اله آباد در نمبر (١٩٠) خود در نظر است که چند قبل ازین\nان هوا پر وانها ئیکه ہمرک طیارۀ افغانی بکابل رفته بودند بآمدن\nآنجا بمکفر مراقبه گز در قوۂ فضائیه (میدلس) مدعا واپس آمدہ\nحکایت دلچسپی حفظ و نظر ناخودش که در اینجا دیده است\nبیان میکنند. این طیار ہا را که حکومت افغانستان خریدار نموده او\nرنگ رو او را تبدیل داده متعاقباً نقاشی کار با امتیاز می اورا\nمحور و ابو د کمان بعوض آن در اطراف و حواشی ال نقام (الله اکبر)\nرا بخط نہات جلی تحریر داشتند سیل برا طیا ر ہا مزبور از پیشاور روا\nشد بصباح جمعه (۳۱) جند بکابل رسید در بینجا این طیاره با یک نفر\nمنصبدار قشونی افغان ش محمد عمر خان کریل پر از فیا د است بود.\nدر کابل انتظار این طیار ہا که در هند یکهزار و سر منصبدار را بجریه ایران\nمتنا بهم طیار باز بیع موثر بکابل رسید بود که در عین نزول با هیمان\nاز هوا امین الا امه و باز دیدار انور معاقباً بر ما استوالی خاند\nدرین روز آغاشیر احمد خان رئیس شورا دولت وکیل حمه وزارت قا)\nنہایت مسرۀ نظر میآمد و خواهش داشت که او لا خودش بر طیاره سوار\nشود. اما چون سردار عبدالغزیز خان وکیل مهماً وزارت حربيه حضورش\nبالا شدن طیارہ را فرمودت میں خاں میرل پشک معصو طیا را\nعلانہا دادند چنانچه وکیل مقامه وزارت در طیارہ تاب جا در\nفضا گشت و کذا بحو امتعاقباً از مال فرمودند در با شد آن،\nاحضر ر میں حکام نیز جائی را تعد به طیارہ دیگر بردار گمان پر\nان احداث تماشاجیا نیکہ در زیر بیک شوق زیادر سستادہ بودند\nبحوکت داد رو مال خویش از بالا سلام گفتند -\nذات ہمایون اعلیحضرت غاز نیز متون شرد و صعود پردار این طیاور\nدر موقعیکه یک م غفری از کاشانیان بکمال شوق حاضر بودند\nبیک روز دیگر ملاحظہ فرمودند.\nبعد از امتحان الحمص خاله خریداری طیا رہار که در نشور منصور\nمحمد داند و ہوا با زا مزبور را علیمدقة بشرف ملاقات خویش مسرفان\nبخشیده با نهار حسین گفت و شیند فرمودند که همر طیار ہا از ارسال\nو ابتیاع این طیارات حق دوستی خودش را ادا کرد\nواپسی شاه ایران از فرانسیه\nو فاداری علما و وزیر اعظم\nوقایع نگار خار پرٹ از طهران مقطراز است که علما\nایرانوسط یک را پورتی شاه کی کلاه ایرانرا دعوت برایران دادند\nوطن جلوس تخت عالی بخت سلطنت دلدہ اند۔ واصل\nکه سردار سپاه (آقای رضا خا) وزیر اعظم نیز بهمین مضموں ۔\nبتوسط زبان بری بچتو شانامه سال داشته اند. و همگی ساخرا\nپادشاہی را بدین مرفوعه داده اند که تو در مملکت تشریف بیا ایستادم\nمراعات جذبات مکث ملت را بفرما بند۔\nبخواب بن عروضداشت با ملحمص شاه ابیانه پیام تلکراف اول\nدر پارس ارسال کنندان فرمود اند یکه صحت مراج و اجم خاک قد شه\nذات همایونها نه مساعد وطش از پاریس طاحا که میسند در دانتره\nعازم دیار خوایش خواہد شد لکن در زمان اقامت خوای در ایام\nپاریس باند وزارت عظمی ایرانرا آل صبح مملکت بشارع\nبواسطه تلگراف جسیم ہم رسا از مشوره صوابدید ا مفیدا\nضرور بیستفاده ورزد.\nمادر چه خیالیم فلک در چیست | خانه به اتفاق کندم\nکه حیران آنها شد اند\nطبی که بنور تجلیات ربقانه تعالی خود می برد یا جدره غرق دنتا\nمیمی ہست۔ ملت ایرانیا رضا خونہ کہ جزئے قشتر و موضع کمالات\nبکار کلک ملت تکلیہ میکند و درین موقعه عوالف سلام\nو لمحات عل مشكل تعين مشكل بیجا و شاتونی خوابد دیا انجام خوابد\nاو قامتها روز خویش بجر از رفاه می شود برتر و قد ملت دیا\nملی چیزی تحرم میکند و غویسکا رد عباشی داده که تبلگ ایران\nگشتمی سحن در برپا شاد با موں کی دو دولت بهیج صائم مشرویه\nکه مروہ راحت و رفا با مادر نموده اید و با این معامله کرد.\nمملکت ایمان اور دید منظر قبولیت مینگر یم دیا علم و شته\nدر یام کر با امانی ناموس چاره بود از دال ویستا قبول بیا یم"}
{"book": "adl0717", "page": 169, "text": "قواعد و ضوابط\nاین اخبار بعلیه ایام تعطیل در کابل یکروز درهفته\nنشر میشود و بدیگر مقامات در هریات پسته ها\nارسال میگردد\n\nامور تحریریه بکارند حقیقت ارسال\nو مقالات واصل و را داعده اند جراید در اندراج\nو اصلاح و عدم انتشاران ازاد است\nاشتراک توسط جریده اخی و نقود\nنقدی از دنیا خالا دریافت\n\n(۱۵)\n۱۳۰۳\nتحقیقت\nصيقل دلها\n١٥ ٨\n\nيك سال اول کابل دوشنبه (۲۳) سنبله ۱۳۰۳ شمشی ۱۵ صفر المظفر ۱۳۴۳ قری شماره ۲۵\nا نقشه چها از محطمه خنوی افریقای شرقی و جنوبی داران به برسه تا برحسب جبر ایا ش بطریق تحریری نسبت\nزیر داکتری از خواستاری را به ه ایده ای امده در مین ال ار یک مقام را در پر مل به میکند دی رات\nن را اطلاعات به اخباری این انتشار پروان بشود.\n\nمقياس یک اینج ۱۳۷ کرور ۱۰۰"}
{"book": "adl0717", "page": 170, "text": "(۳)\nشماره (۱۵) جلد اول  جریده حقیقت کابل دوشنبه ۲۲ سنه ۱۳\n\nمساعی جمیله مجلس عالی شوری و علماء با دیانت در اول:- مجرمینیکه الی ۳ سال محکوم بحبس باشند تصدیق آمرین\nو مامورین اداره منسوبه آنها-\nحبس جنائی الی ظهور صلاح و آثار توبه\nدوم:- مجرمینیکه زیاده بر ۳ سال محکوم بحبس باشند تصدیق\nبا اینکه مجلس عالی شوری دولت و علماء اعلام متبحرین مجالس ادویه جرگه\nدورین و مدیر مستقل متبوعه شان\nبعد از امضاء آن محفل مبارک الی الان بجهتین در ترسم و اصلاح قواعد (۲):- در تصدیق با آثار توبه صلاح تو\nو مواد مندرجه نظامها بطریق فیصله علماء اعلام بود جز که مقرر و در انقاد محالس مشوره اداره یا حکومتی منسوبه شان علی الترتیب\nبر سائر مایه تطبیق نمودن با مواد و مندرجات آن بر وفق مسائل قور مفتی به\nکم یا نمی آن داده میشود، یا میگردد شود-\nشرعیه موافق اند. اندیانه هم مادر البته آن مساعیاتی را که از نتایج زحمت کشی (۳):- تصدیقهای آثار توبه صلاح ک\nو ترغیبهای آن محترمان جلیلا انطباع را در بر کشیده است محض پوضه آگاهی توضیح ماده (۱) و (۲) ترتیب مییابد بمواضع ذا\nناظرین ذکی قتلا فوتا ارقام خواهیم نمود . فعلا آن اشتهاری که تسلیط گردیده از بین محافظین عضو مجازات مدت قیا قیه جس مجرم\nبتواند بر تأثیر دهین جناکار در موقع ظهور آثار سلاح و توبه است و از طرف\nاختیارات شان نموده میتوانند.\nاعلیٰ ضرت (16) سنبله مجلس عالی در نظام مطهر است:- الف: عضو مجازات متباقیه مجرم مأمورین :-\nابتدای در اعلا ضمیمه (لویه جرگه) چنین مشروع گردیده که حبس جاء اول:- مجرمین محکوم بالحبس یکساله از طرف مجالس مشاوره\nالی بآن ظهور توبه صلاح است [ملاحظه شود حصه مجازات] بنا بر آن بآثار\nو حکومت های اعلیٰ-\nوصلاح و آثار انظار و اینطور است:-\n(۱):- مدت حبس محرم ما بین یا ظهور آثار صلاح و توبه دوم مجرمین محکوم باضافه از یکسال الی حبس ۳ سال از طرف مما\nوزارت های منسوبه شان یعنی مجلس تحتانی مامورین\nمحکومین جزاء حبس اگر قبل از اکمال معیاد حیس، توبه و صلاح شان از شرائط سوم :- مجرمین محکوم باضافه از ۳ سال بمنظوری حضور ملوکانه\nذیل ظاهر و ثابت کند مدت متباقیه ایام حبس شان معاف میشود:-\nالف : مجرمینیکه بموجب فیصله محاکم عدلیه محکوم بحبس گردیده باشند ب:- عفو مجازات قیا قیه حبس غیر مامورین :-\nاول :- مجرمینیکه غیر واقعات قتل و سرقه مرتکب جرم دیگر گردیده باشند اول:- مجرمین محکوم جبس الی یکساله از طرف مجالس مشاوره حکومت ها و در باره آنها\nدوم:- مجرمین محکوم حبس اضافه از یکسال الی ۳ سال از طرف مجالس شوری\nالف:- مجرمینیکه آل ۳ سال محکوم بحبس باشند نظر بمیعاد محکومیت حبس و حکومت های اعلیٰ و حکومتهای کلاً منسوبه شان\nبتصدیق ثلثان نصف اهل قریه و یا محله او-\nسوم:- مجرمین محکوم حپس اضافه از ۳ سال تا ۵ سال بمنظوری مجلس مشوره\nب :- مجرمینیکه زائد از ۳ سال محکوم بحبس باشند بتصدیق دو ثلث چهارم:- مجرمینیکه اضافه از ۵ سال محکوم بحبس باشند بمنظوری\nاهل قریه و یا محله او\nبعضه تصدیق وزارت عدلیه-\n* ص :- مجرمین قطاع سرقه مقدماً ناحیه اهل قریه یا محله او (٤):- تصدیق آثار توبه صلاح بقراء بهاو\nتصدائق اهل قریه و محله باید شرعی یا و مشروط بر آنست که قضات احاد و مراتب در باره یکشخص منظور میشود علاوه بر آن\nکلیه قوم یا قریب مجرم بالغ رسند و تصدیق اهل قریه محله که در آنها آثار شریکین سرقه و مشهور بالفساد محل اعتبار نیست .\nتوبه و صلاح مجرم بنمایند محاکمیکه مجرمین را بکار ها میشد ند و با ماده (۳)\n(امضاء علماء متبحر مجلس لویه جرگه)\nواضح گردید اطمینان حاصل کنند و اگر قریه خورد و نفوس آن کم باشد مجالس\nالعبد (مولوی عبد الخالق طلس قاضی) مولوی عبد الخالق صدیقی مولوی\nتصادق حال بصدقین، بدرستی علم آورده منظور نمایند.\nمولوی عبد الرب مولوی عبد الرزاق\nب :- مجرمینیکه بموجب فیصله مجالس مشوره و محاکم مامورین محکوم بحبس دیده باشند:- این شرائط که در نظامنامه مجازات بتصدیق علماء حصه شریعت افوا\nمطابق این قرار داد تا بر آنها امتیازات شول تطبیق نمائید از ان پر\nمجرمین هم در بارگاه علم حضور\nموقف هم در بارگاه حضور منظور شد"}
{"book": "adl0717", "page": 171, "text": "(۳)\nشماره (۱۵) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه ۲۳ سنبله\n\nهنگامه در چین پوشیده نماند تو یکت در مانیار خلاف حکومت بولشویک\nمصروف سازش بود اما حکومت مجردیکه از انها مطلع شد\nاز ملاحظات جرائد متعدد چنان بمیان میرسد که اخیراً علی الفور یکشعبه از آن باغیان را فو کرده افراد مهم\nیک هنگامه فوق العاده و مواد یک بغاوت و انقلاب شان را دستگیر نمود و فی الحال بولشویکها بکمال جدیت\nزبردست در خطه چین بنظر می رسد و حکومت چین در انضباط و امنیت آن مقام میکوشند\nتدبیر حربی را اختیار نموده اند معاهده ترکیه با یونان\nزمزمه مصالحت خواهی اشرار باغی با حکومت افغانی\nدرین روزها خبر یکه جالب توجه ناظرین عظام باشد از حجاز و جگان نز گفته می شود که از طرف وزارت خارجه ترکیه آقا\nاطلاعی که در صفحه چهارم همین اخبار برقم ما است بهم رسید.... توفیق رشدی بیگ برای انعقاد معاهده ترکیه و یونا\nاین گفته میشود که سردار در وند مذاکرات صلح است بلکه با افغانیه که از مرکز نامزد شده است و نام برده با نماینده آثونانی درین\nاعزام شده اند با نماینده اشرار آغاز شده است اطلاعی ایام مصروف به مذاکرات بوده بر عقد مواد یک تعهد\nمفصل از مدارشات کمافی از ان بمیان نامه که از رو آن حدود ترکیه با ادعای\nتا هنوز هم نپیوسته است چیزی که نقشه رسمه جنوبی که در صفحه اول است ارترک بود مجدد د ا پس به ترکیه سیر\nشماره ثانیه حقیقت عنواناً از واقعه خرد در این یک حصه از ایالات این معاهده عنقریب ناره\nدر آنجا تحریر شد توجه نا ام در مدار ناکننده کابلی سمت مشرقی دیگر محلقاً آن نیز جهت هموطنان قرن تصدیق حکومتهای طرفین را\nبا تشکر است لا لم آن خبر تیری که عنوان حریر شده است زیرا اکشری از خوانندگان چون در انجا بلدیت\nندارند خبر یک مقامه با بد که موضع تصور میکنند باید این نقشه را بر ناصیه قبول خود خواهد کشید\nقدر ید و معامله میشوند خیر را تفهیم تماسه بر مواضع تطبیق دهند تا بعد حلاقت\nنماینده ترکیه مسئله موصل هم صفر و به حکومت قتل یک جرنیل جاپانی\nانقره اراده نموده است\nکه جهت استماع مسئله موصل سرحد عراق و تحفظ حقوق ترکیه بطلبو برلن اول صفر جرنیل کو نوقت جاپانی در توکیو از\nجمعیته الاقوام فتحی بی و شکری اتی و زکی بی نماینده خاص خو را باه دست یک اشتراکی بهلاک رسیده است و قاتلش دستگیر شد\nنماینده وزارت خارجه ترکیه که در مذاکرات لوزان نیر مشمولیت\nواشتمند از انقره بصورت نماینده بر جنوا ارسال دارند. یکجهاز هوائی جدید الاختراع فرانسه\nبغاوت در مملکت بولشویک انلند وم ۲ در قراة کپتان سیکن لو نیر با هما د مورین با خیردن دو بار\nصفر برساختن چنان یک جهاز هوائی موفق شده اند که بقوه برقی\nدر مقام جارجیار خلاف بولشویکها بغاوت شدیدی کار فرهات حرکت میکند و به هزار ها کرد و راه را قطع کنان هر نقطه و\nحتی گفته میشود که جمعیت باغیان تقریباً در مناطقه جار جیا شرو مقامی که خواسته باشد می افتد و هر چند که بر خلاف او\nدر فساد و مخالفت بوشویک کامیاب آمده است گله باری و مساعی مخالفانه بکار برده شود دران موثر ثابت نمیشود\nلکن محکم خبر ار سان لندن بر خلاف آن می نگار دیگر جمعیت\nکابینه ایران کابینه جدید ایران که یوم صفر تری شد\n\n(اطلاعت) در شماره ۱۵ صفحه اول شماره جریده ۳۱ و ماه اسد غلطی طبعی بوده در اصل شماره ۱۴ و ماه سنبله باید خواند که با سهم این جریده تصحیح فرمائید."}
{"book": "adl0717", "page": 172, "text": "شماره (۱۵) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ۲۳ سنبله\n\nپرواز جهازهای هوائی افغانی\nطیاره ها که تا روز ۱۸ دور بعض ایام چند روز بعد بواسطه سوء هوا برآمدن شهر بود بتاریخ ۱۹ سنبله بدولت افغانی در فضا کابل و حوالی آن دوره کنان بعضاً سقف ها را پرواز و طیر کرده بمقره قرار مسعود جائیکه دایم بوجود میمون شکوه آن با مردم شهر کابل گردیده است ازین رو اقبال اهالی میکنند که این طیاره ها افغانی محض جهت نمایش حرکت است البته در بعض احیان به یک نگاه در این موقع آنها را تماشا ورزند از جوانب مرعی اندارند. و هم در بعض اثنا حسب بمقصد اجرای قشونی در کشف باز دید غیر از هم میکوشند. چنانکه با این مسئله را در نمبرهای سابق خویش طبع نموده ام. و چنانچه سهام در دست با حال غازی مآب ها با قیام داشته است. اگر جمال و جلال که با این قرین اند خداوند با مجاهدی عسکر این و کوششهای المائقه را اراده فرمودند البته که این آرزو و امید در آینده ان شاءالله تعالی نیز تکمیل خواهد شد.\n\nچپاول در درک\nمظلوم مقام انقره چی حصه (درک) ناگهان حملا آور شده بعد از زدو خورد قلیلی از طرف سکنه آن مقام شکست فاحش عالم بقیادت سخت باغی میرسد بدست. در محو هجده نفر از مهاجمین مجروحاً با مقاما تسلیم رسانده است علی الفور از طرف خوانین آقا محمد عمر خانواخه و از جانب لوگر و جاجی عسکر لوکل فاحیه سر دار کابل با اداره ده کیلو که در قبض حاکم و مفتی بغاوت اجرا عمل گردیده اند و در حصه شرایط دیگر اثری از اداره بازار در نیافته اند و اتهنوز مقدم تحقیق وقایع و استعمال سرای میباشند.\n\nمحفل توزیع شهادتنامهای مکتبی\nروز پنجشنبه ۱۹ سنبله عموم اعزه لیلیه و فروع کار با ساعت ۴ م از طرف وزارت جلیله تجارت بموجب تقسیم شهادت نامهای طلبه مکتبی در وزارت جلیله معارف مدعوشده بودند حضرت عالیه ربابت آب آقای عبدالمجید خان وزیر تجارت اقلیمه ارفع همجوار در اینموقع تشریف آور بنی محفل مندرجه در فوق با مجود است و در درست ایراد کنایع حمناً اوضاعیات مجله شوکات که تمام جزئیات مملکت و اما مداخلت ورزیده اند بیان و متعاقبین بر چیری بالا تر از فهم و تصور کار بردار و متخصصین آن رسالے دار مدار اطهار شکر داد کنایع فرمودند که فی الحمد لله و که در ناله ذکاوت افراد افغانی مشهور است امروز درین کامیاب طلبه فر بیند کشی درین مدت قلیل که شاید در دیگر به برای اثبات آن مدعا قائم شد. چنانچه دوم طلبه فن پیله در همین سال اول در امتحان بر عالیه و متخصصین خارجه عموماً درجۀ افاده شایسته عالی را اشغال نموده اند. سپس اندان آن طلبه را که با ترتیبات ان اعلی و عالی العالی خواب تعلیمات علمی و عملی پیله کشی در محوطہ های شاد بودند شهادت نامهای شان اعطا... که در یک روال سنه در مکتب صنعت سجاده در ... کلمات مسرت افزایی ترکه دو عایه عطا فرموده بعد برای عموم طلبه شهادت نامها آنها را با ساد گمان میفرمودند.\nبعد از توزیع احکام و شهادت نامها را حضرت وزیر آقای جلیله پر او را خطاب کنا مکتبای صنعت برا ساد حصول را دایر فرمود و بتوقع دیگر ارشاد طبع و ترق بیانات در صفحه و راهنمایی تا امور تعلیمی علمی ملکیتی نصر مساعی فرموده ماخذ اجازاتی در... قاضیت این حرفت نیز شعبۂ بوجود آورده اند. امید... در ازدیاد شأن افزونی خواهد کوشید و به سرعتی که ممکن باشد در این عالم مشهور... [ILL]"}
{"book": "adl0717", "page": 173, "text": "طبع اشتراك\nتفصیل مقامات قیمت به روپیه کابل\n۶ ماهه سالیانه\nدارالسلطنه کابل ۵ ۹\nداخله افغانستان ۷ ۱۱\nممالک خارجه ۸ ۱۵\nفرد ما و سفراء ۱۱ ۲۰\n\nقواعد وضوابط\nاین جریده ایام تعطیلات کابل هر روز بعد نشر\nمیشود و بدیگر مقامات هر پست قطعا ارسال میگردد\nامور تحریریه بکارندۀ حقیقت ارسال\nو مقالات واصله در اداره مانده جریده در\nاندراج و اصلاح و عدم اشتهارش آزاد است\nاشتراک بتوسط\nخزاین دولتی و بصورت\nنقدی از همه جا قبلا دریافت\nمی‌شود\nنگارنده برهان‌الدین کشککی\n\nحقیقت\nح ۱۳۰۳\n\nمباشر است از سادات علاء طلب\nمفت سرآمد نگاران نجاشی ثانی\nمولوی - بایر المد اسلا و شرقی\nقید یخشاره : عنوان بحر عشق دود\n\nجلد اول کابل چهار شنبه (۲۵) سنبله ۱۳۰۳ مطابق (۱۸) صفر المظفر ۱۳۴۳ هجری شماره (۱۴)\n\nهزیمت فاحش اشرار و فتح بسیار | نمایش عسکری در چمن حضوری\nنامه‌نگار موقر ما از گردیز بشارت داده‌اند اما تمر مجردا لواش از طرف\nموضع سپیدان تعاقب اشرار در کار وارد الجی حضومی درنه گردیده در این محز\nظاهرا اثر و خبری از اتحاد در میان بود لکن حصه معقوله مکن بموقعیت از\nپیش بجمیع تپها و تا پها که تعدادش متجاوز هزار نفر بو و مطلع شده از پیش و پس بها\nبه قوه مکفی پرداخته و تا اینکه باغیها درک همی تخریب بودند درین مقام متوجه\nیافته اقامت ابدی مجاله نهاده بعد از زدوخورد قلیلی اشرار با کمال هراس و\nبیم راه فرار و قرار اختیار کرده تمام سله و سامان محار به شانرا با ذخایر که از قبیل\nگل و کارطوش خوراکه و غیره دست بطو غنیمت براهل کار حرا سا گذاشته\nعلاوه بر تلفات مهلکت ما که بر اشرار درین محارزه به رسد تقریباً بیست و\nبیست نفر شانرا زنده هم دستگیر نموده اند. و عده از آنها در در فرارگاه\nخود زنده بند. لهذا بقلعه مجد میر احمد خان حنی پناه گزین شدند باینکه\nاز طرفها قلعه مذکور از طرف و نبری بمبارد ایش تو پ جنگی که متوجه شده\nبود اکنون هنگام شام است کل گرفتار کما خوانش ماندند. و عده را تغیم برسره\nکوه سفیده اون بفرار نهاد که این عده هم بقلب و قلعه مزبور شوت و محفوظ و\nنامعلوم قرار گرد. اند.\nو حقیقت امر از ین اعلی افغانت در محله سلاحیت انجام محجوب د اظهار\nنموده سرد مو فجات بر این دشمن خدا سنبانه خود خواستار است.\n\nعصر روز فیروز بخت اسفله یک عصر بسیار مسرت از اقصدون شان اجلال\nو موحب فکری شگست اعدا احماثا بود. اگر ما بخواهیم که تفصیل این\nنمایش عدیم النظر و این تشکر بی هم خود بها که چمن حضوری را نظر و به خواب\nاو به عالی الطول و محمله دیده بگرد را کاملا قلمه مون و شمیا حضور گذارشات\nمخجره تا عبد العزیز خان وکیل جریده گر منصب الا عمود افغانیه و متیا قابل\nتقدیر آقا محمد علیخان حکمران با ایمان صاحب وجدان و\nکر نوحلی تا از مدیر مهد عسکر بپردازیم با این غلبه نودان تمام این وقایع\nشگفت آور موقتی بقیویم لکن این یاد رقمه ما سراپا اختلاط دریافت.\nلهذا از بارگاه قد عزیر مرا حضرت وکیل بجا دوام حریه اقای\nعبدالعزیز خان دیگر منصب داران حاکم کلان و فراهمان شجاع حصر عموماً\nملت و بنی خواه ان ملکت که برای به الطفا بے محجوبہ ک دامه\nحاوی جمان تنظیمات و سیغات و ترغیبات عالیه را بکار برده‌اند\nو یا هم در کمال مدنیت در اشران مصرو فیت دارند\nاجر جزیل و ثواب جمیل را خواستار بوده در\nمزید موفقیات ملک و ملت\nو مملکت و سلامتی وجود\nمسعود اعلیحضرت با همیانی"}
{"book": "adl0717", "page": 174, "text": "(۳)\nشماره (١٦) جلد اول\nجریدهٔ حقیقت کابل\nچهارشنبه (٢٥) سنبله\nقدر و قیمت افغانسان با توغان شیرور ملی دوستی امیر امان الله خا\n(یک ورق لکتی که یکی از خیرخواهان به یک نظر سرسری نوشته و هذا الکریم العصرارے)\nای ملت محبوب افغانی ای برادران مرغوب دینی من !\nما و شما که برادران عزیز یکدیگر و در یک جایجی همین خطه مبارکه مملکت عزیز\nافغانستان آزادانه دین و ملی دنیاداری زندگانی کرده و میکنیم باید که نقد حیثیت\nو منزلت و دلجوئی مدام چون بن دل دوست را فرصت نیست که تیغ سرابی\nوقیمتی ملی این سرزمین افغانی بردارم . لهذا مجمل ناخوشمند از تاریخ این مسکن\nافغانستان تا تجدید بادشاه ایلس مبارک خطه خود با ستفاضه از درگاه احدیت و ثمن\nپرتو خردانه عزت شناس بصیرت موهبت مهربانی با او بود و وا سهم !\nافغانستان سرزمین مبارکی ست که نیدلان شجاع و یلان کاجها محترم او شهابانی\nداشته نا می سهم آگاهی که در خصوص محافظه اینخانه عزیزان از شر اسرار بلا د شامان\nبرای ابای باهرا بر سیناست افغان ایک لاته كابب آشاندلارا بام زندگانی\nآباد میدار دو شمایست که برای او شها با تحاله است افغانستان اوشها و اجداد نامیا\nپشت به سهم نازنین خود عمرها پرورش داده تا و پرورش میدهد و از سجی خونها ناگوار کیا\nدر کناف خود بجان دل مهربانی برداشته حفاظت و صیانت نموده است افغانیک\nخنا صورتي ما وشما است در نظر انصاف غور و دقت کنید که کوتاه با چه قیمت محترم\nتمام شد بست؟ افغانست ها که خانه شماست باین قیمت محتر الصفر الح\nصحائف تاریخ افغانستان با ما و شما بهتر و خوبتر واضح و نمایان کرده ایست که بعداز\nفوت آنحضرت پیمبر عظیم الشان چه خرابی کی طاقت سوز است با نجام رسان\nو چه ضررهای ملی وجانی است که بساکنان اینجایعزیر یعنی پدران ما و شما و عزیزان\nمادشها و اقوام با دشنها وارد نگردیده ہم خطه با دشمها که در بانده پداران دشمما نگرفتم\nچشمها و تار بجها آنه در بارزان وطن دوستان بعمل نیاوردند ؟\nاما با وجود اینها نقصه ها و ضره ها جمله اوشمها پدران غیرتمند ما د شمها تا دادیکه\nاماطنه خود را از دست ندادند. اگر چه یک سر بزرگ ایشان در ما شل ار حصار\nکابل که ایم که جمعیت که کور و بقیمت هشت ایران دیگر کوشند و یا خویچه مکید\nبرای چه شده و از دست غفلت که شده ؟ در زمین الاحصاء اطراف این شهر\nو نواحی ان خونهای گلگون کیست که تا امر و لاله امان خود را میروید ؟ اگر خوابت\nکنید خونها مظهر پدران و عزیزان و شهاست که واسطه تمادی علی بدون گناه خطا\nریخته و تا امروز تا ران خونهای مبارک لاله میروید !!!\nعلاوه بدان تا بامانه و کرور رو پیدا این مملکت خانه و جانداد و پستی روش\nو ظرف مهر اقبای طلا و نقره دست است و وغیره امان زندگانی ما و شما و پدارن\nما و شمارا جوجه ها و تاراج شده برای چه شده و از دست کی شده و بزار بانها\nجوانها و سفید افغانها تا بقتل رسید و یا نفتی شد و چرابی و واسطه چه کا\nآیا سیف واسطه این چه خرابی را میداند که کدام مخصوص اینهاست\nہمین وطنیه و همانه اگر فراموش خاطرتان گردید باشد یاد آوری میکنیم که آنچه\nو نقصه او قتلها و ظلمها و هم انها مو به اتها لنبي يا قي حمد مصری\nاز زمان بسیار متمادی که در سلطنت اعلیحضرت امیر علیجان خواد نمود\nو اخوالات شجاع و دلیر بان دانشمدانه شد و شنود که چون عضنا و کشی و\nاز حمله نگذشت اعلیحضرت امیر علیجاح محترم او المجموس گرداندند عاقبت امر کودها\nبالحضر شیر علیجان سفر مودند شیر و اشد افغان تا از دست دو لا مر ترانا\nبلی بلی آهن پاشان پوستا بانی خود سندان و مدان در مخبوط نمودند راه\nچناب ا مشار سلب و قلعه پرینی با حضرت امیر علجان تخلیه مسافر نمودند امام\nو تعرض ناکرو د سلطف بھی دھنو انکار انگریزین قدیمی کشور افغانست\nمهم معزز کان فلان نامی پدر نامگنگ دیگر هم قبال یکی دو نفر رسل که\nرفت نا بماند به خلوصیت خود را بر کابل بپاکی از صاحت و جناب خود\nانگلیزان بی لیاقتی ک سعت مصری دادند نذ کالیف شاقه برای\nبا انگساری شوره سفری مخدومنجو کان سفر کردند. المهم معجوا کافر\nقوای انگریزین بی باک نا در هیئت ملکی و عسکری او کابل آمد.\nکه نارنجی قلعه خود که داشت دستخوش کر در محمد یعقوبحان با گران\nد عشر بید پر بنام میدانست که اشتعال که تاری کدام کاست او دظلمه\nتا اینکه بواسطه غفلت بی خبری محمد یعقوبجان تنس فساد شعله زن\nعساکر فین انگریز تا داخل فغانست شد. محمد یعقوبجان بدون انگلا\nرا کند و با میسیری ملت سجا و نظر کند با اینکه شیر را نیام برآورد و مفت\nمنصب دانانگریز کی تسلیم شد و پنداشت از ت د همین حلام مصلحت میری داد\nبعد از ان میدانیم بآنچه مبارک شما یعنی افغان تا رسیده جانها\nو پر نان تا اسلامیه و چه قصه ها و زیادش با فغان تا رسید که اقامه\nماند تا این امر و برگر دارد. آه بزار افسوس با محال بربها خون شهدان\nریزه میرسد و مقصود این است کہ گوشہ کی مملکت و در موج زنی است\nرو بگذار به بماند فغاست بعد ازان نقاله یک حوال بسیار اندکی بحر\nو شهدای عرض سید که کدام مقصر بی باک سپاه مقبوق نلوس سمان بعد\nبداند که با عنوان موقع تک نصر او افغان تا رسید و امان و بلی سوزان\nدار کود نیم این محسو انتخضرت شیا اللہ الدین امیر عبد الرحمن"}
{"book": "adl0717", "page": 175, "text": "(۳)\n۲۷ سنبله شماره (۱۹) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل چهارشنبه ۲ سنبله\nشما هم بدان نا شور بو که بغداد افغانستا رسند و چه خدمت نا بود کربران\nافغانستا نکرده با وجود ضیاء (۲۳) ساله فنایه خود با نما ئر طغیت\nتا دم مرگ ز بوال و پریشا و خرابی تا افغانستا بکش ریایود و صنیعه شد\nکه با ان اعلیحضرت مکا میفر مودند که در مذهب بد جن ستی\nگوشت میدهید یا خودام بخور هم میگذار کے مبارک بواسطه حمد عفو بنجا\nما نغانستا رسید معلوم نتوانسته ام خینیکه سطنت بذات علیحضر\nشهید امیر حبیب الله خان سراج الله والجنت آرامگاه\nرسید کدام توجهی و کدام خیر و سناد بود که بر ما لکت افغانستا جمع و نثار\nنشد در این سال سلطنت شا تمام خرابی با که در افغانستا باقیمانده بود\nتمامی اصلاح شد و بر الاحصا کابل در اگر د لایو باد کار حمان خرابی شدند\nتا خشت و گل در دیوار و کنگره تمام اجرات آن سمار حال ملت افغانستا\nرا بایمان و آبے بریکا یا دو بانی کند، صافی و کواین دوزا سر احصان\nشانان مرحوم افغان افغانستا کردند این سیر ما و شاطات معلوم دیا نجا\nنیری نیست که حاجت بشر و بیان کشته با لیمانه از انکر سلطنت\nافغانستا بذات خجسته صفا اعلیحضر غازی امیر امان الله خان\nرسیده این پادشاه نامدار واین پاشا شجا مت کر د ارهای باسی با نمونجان\nافغانستان دیدند و سنجیدند که جهت تام الخد مت خدمت بزرگیز\nو خدمت بزرگ مذکور را که مراد از آزادی و استقلال افغانستا است\nبوجی برسانند که تا بروز قیامت باطت افغانستا از عهده شکربان\nمعه برآرد نتوانیم کوا یحضر ضیا الملة والدین بدارت گذشته\nنخته کردید اما ضیر شهید تعمیر کرد داما اعلیحضر غازی تعمیر ند کو را بسرساند\nدست وزد را از پیرامونش قطع کردند تا که افغانستا افغانستا شد\nاگر چه بعضی از نادانا قدر قیمت این مصاحبها ندانند اما خدا وند ادعا\nجل جلاله و رسولش صلی الله علیه و سلم و صاحبان دین مسلما تا با علم\nو یقین خوبتر میدا ندرة مطلع میت د میدا نند که علیحضر امیر امان خان\nچه خدمستان شاندار با افغانستا کرده اند و چه خد تا بیش کردی دوستی\nر ا بر فاده ارام با عت به میرساند. حال با مد گفته شود که\nعبد الکریم نامیکه خود را بچه محمد یعقوبخان\nعری میکند و ثبوت نرجی در شجر فا ندارد. سلنا اگر پسر او میر باشد\nسل بن بن عاق است باز بکدام غیرت و بکدام قد نمایاه مدربات\nدین افغانست خود با کدرام یادگار تاریخی پدر خود قدم در خاک افغانستا\nمیگذا رد خرت کجانی ؟ حمیت کجار فتر هم شرم و حیا چه شد ؟\nاما افسوس من بکمین است که بعضی از بر ادرا نا سمت جنوبی انگفته\nپسر جان پدر کر خیفه شد اند که افغان با خراب تر دست او شده بود.\nاگر ناظرین بد بر چها گذشته سوم جرائد وطنیه پارسال رجوع نمایند خواندند\nدینگذات شاهانه غازی بهرامیر محمد یعقوبخان مقبره به نام و نداها به صفوی\nتوسطه در پر قیا د اباد اقا بے وزیر صفا خارجه بخوبی فرستاده فرمودند که\nبا نغانستا مسقط الرأس شاست بیا ئید چو کر مراحیق است مرده خود را\nدر خاک غیر دفن نکنید و از رخمی که بقرار حکم شریعت غرا خدمت آن را مرید\nدر یوم النشور بمحشر غیر خاک سلام خود را دفن کنید، اما محمد یعقوبخان قبول در\nنشد، چرا قبولند؟ و چرا از امر خدا جل جلاله و رسول الله صلی الله علیه وسلم\nسرکشید از خاک کر مدار سلام نیامد در صورتیه پادشا سلام او را دعوت کند\nو آن دعوت بطبق امر و فرما خدا وند جل جلاله وسنجر بر حق او بود بیا و او قبول\nنکندی علما اندر جیر ختیا بیں می برا در با و هر شها خود انصاف کنید که اطلا بر نجات\nپدر چه خواهد بود.؟ حدیث منظر نبوی صلی الله علیه و سلم است کے\n( الولد سر لابيه) یعنی پر نمونہ بدار عاقلی فرموده است که عه\nبیکوندار دنشان پدر   تو بیگا نہ خوانش نخوانش پسر\nزنا اہل چشم، بھی دوستین    بدو خاک در دیده انساستان\nدرختی که تلخت او را شرت    اگر برشانی بباغ بهشت\nدراز جوی خیزش بهنگام آب  بہ بیخ انگبین ریز کی شہد نا\nسرانجام کو بر بکار آورد   همان میوه تلخ بار آورد.\nخواجہ حافظ متا میفرماینکه سه من مجرب مجربت خلت پیاندند\nاز و حیا نا اخلا طوبیت که فرزند شخص الایق با لایق است اجتنان\nشاید سعدی صاحبی تا کرده از موده را از مونده خطاست.\nحضرة لقمان میفرمایند که اگر چه فریب دشمن مکار مجو ان دوستانبطوریا\nجلوه میکند اما اخرش تلخی شدید دارد که از طلخی ناکند ہمہ ابلع فردا\nپس ای برا در ا جا با سمت جنوبی ای خوانا دا سنگی مزارید و کفر\nنهمید با گفته دشمن عمل نگندن با جانیا دارد اگر خو کنید حاضر میر بن\nعبد الکریم امضا میکنند که عبد الکریم دشمن بدین شما شما است با اندکی\nدقت کنید حاصرا عبد الکریم دشمن طبا شش ستی دو دشمنی را با شما واسط\nتادار به سمت جنوبی امیز کرده شماها را با ر حرکت خوابان کردن\nاست و خواهد دور محشر گردانند هر قدر که از باد شا کشته شوید ریم\nچه نقصد نما کم بدین خانه از ما و شما خراب میشود ( لا یستاه)\nاسلام د سلما با ضعف میاید د افغانیان پریشان شد ."}
{"book": "adl0717", "page": 176, "text": "(۴۲)\nشماره (۱۶) جلد اول جریده حقیقت کابل چهارشنبه ۲ سنبله\n\nمراد دشمن حاصل میگردد و تا عمر که شهار بلاد ان شاء الله تا با شد بد و جاده بر خد\nآن و حقق الاسلام مصر شد باز شریک همه شد شمشیر و دو صفوا نجنی باری ویگلی\nهای خود که تمنا داشت خواهد شد. اما افسوس بر حال شما برادران نادان صوفی\nکه آتش شما کباب شوید داغ برادران هم درین هم ملت مبتلاده بفلان\nخون دیگر ناحق خورد رو فراموزول و مجول نزد خداوند تعالی جل جلاله\nور سول الہ صلی اللہ علیہ وسلم بوده بعذاب ابدی گرفتار باشید.\nبعد از انگفت بود : تاگر از میانم که مگذاشتین ملات فلان تا دو تن\nو ناموس خود حل کردن پشیمانی با داره _ مباد اول آن فرو مایه شاد\nکه از برز نیاد بدن یاد به هجومی .ع\nحقیقت مقاله سرا پا فاده فوق که در بحه قطعه ی ساخته دوست مهربانم\nآقا ( هـ ـ ی . ع ) است حقیقتاً نگارش است موزون و قرا وتنی\nلهذا آن حقیقت مقرون این دوست در خباب شانزا بر من مقالات\nعالیات نمائی میگویم و تبریک همرا هی این علامۀ حجم و عموم ارباب قلم\nپیش از پیش بیقین تحریمه کلمات حقایق آیات را خواستار بوده\nحقیقت گوی دوست اقیت نویس را آفریک میکنم.\n\nدر روزنامعین تقیم تبریک یا جناب شجاع الدولہ سامے\nوزیر داخله سابی و رئیں تنظیمیه قطعه\nهرات که یکی از رجال معتبر و دحال وطن بقباسہ در کار شاد ر خدمت دولت\nووطن چه در موقعی که وزیر داخله بودند و چه در ملیکہ بعنوان ریاست\nهئیت تنظیمیه بر آرام ادارۀ اصلاح و ترقی آن ولایت مکلف کفایت\nشان گذارده شد بود بموشع مروه و واضح است ترقی معارف و مطبوعا\nبر احد ذوق و سلیقہ با برا گواہی فیت .\n\nدیگر\nآگاه عظم که از هرات بمشهاد قد روز راه بعبداد ر د لیتنا و گشته و از راه\nو مجدل آباد چند قبل ازیں مع الخیر و العافیہ وارد کابل گردیدند ما\nدر ددفتر عالی شان اظهار مسر کرده بذات تا شا نهم روشنی و تهنیت عضد\nمیکنیم و بر آمد و شاد رو قلعہ کہ صد آن زیر نظر گرفتہ شد باشند توفیق بیام\nدر و آخند زاده حیا بنات جناب مانا اخند زاده جناب کا\nکه چندی قبل بزیارت بعبدالله\nالحرام رفته بود قرمینی هم با بجاد در دو تبله قبل بر این وارد کابل شادند.\nو و با نزا تبریک مسلم .\nنبهه در ایف و اند شید گونه یک کسی اسم گای تا تریونی\nاستاد تا در معاون بیا میں معاون نجا انستا نرا گرفته پولی\nتا حد بنکه معان برا در ربا املحه هی در یات معاون بهی تو با قیا ما سوا کرداده\n\nنشده است البته شنیده شده است کیلی از متبعه افعانیه بعصی مقام\nبسته شده است . رامان افغان)\n\nتنزیه مصالح خواهی شر اباغی را حکومت فیانه\n\nتاریک تر را از گور بنود که سلسہ مدا کر این عکا اصلا با دار می ایرانی\nو چند تنی از علما و عمائد منگل مساک زیر دست و جلادان او احمد الملک آخوند\nو المون که در ان میان علایمی لنگ نیز شامل است بسیار رسمی حال الوقع\nدارد و تا حال گفت و شنید یکی احوال مذکو کاملا بمنطقت قطعات این بین ناو\nاطلاعی که برای اهم پیوسته عین طار است. البته اخوانا د عدم شموکت\nشنید شده که بیعت ملای لنگ منگلی عبد الکریم نام فراری بهت بجه\nشمولیت درین مجلس مصالحیت خواهی باعتباد اعضا و د و له : - ا\nدیگر علما ء و سادات افغانی حاضر است .\nچون مخبرین و نامه نگاران ما تا حال تصدیق با تحریم\nخبر افواهی را ننموده اند از ین رو ما هم نمی توانیم که دلیل اول\nنامی را بقمین مصالحت و معذرت خواهم\nقرار گاه نظامی خویش تائید نمایم یا تردید کنیم . صور\nپیشتر از رو هسد یم که خداوند د و از زودان اخوان ع\nو فرزندان نادان افغانستان را که تمام شنیدمت\nشان بغیر از تباهی اسلام و خونریزی مسلمانان هیچ می ند کور\nنمیدهد، بدایت نصیب کناد. و جہتها قصه\n\nتبریک ترفیع منصب معبر مجھے سامی و نصرت غاز\n\nچون ذات ستوده صفات اعلیحضرت غی لمها کہ زیادہ\nاز خدمات فوق العاده ومساعیات جمیلہ حضرت اجل مجھے سر اعلیحضرت\nلوامش کتب حربی کہ علاوہ بر خدمات آبائی که در راه تنویر افکار دحاس\nافغانی و تعلیم منصبداران عسکری نموده اند در یه بودند. تا\nنبر در تعلیم و تربیه افراد مجید و اشخاص نو دار د د صنف خلیل گردیده دیا۔\nاز مذكور سیده اند مسرور وخرم شده اندوار یا د زمام و عتبات جو\nقا مد لایق پنداشتند لہزا دو شأنزا از لواستری بمنصب فرقه میاد با واقتدار\nترفیع وار تقار بخشوده اند با یجاب شان این منصب واہم الف نصربایی\nملی را تبریک کنان دعای موفقیات شأنرا در امور کا مو خود با ؟\nد وظایف مفوضعه عالی . آوردمندم . این باید توی"}
{"book": "adl0717", "page": 177, "text": "--{ قواعد و ضوابط }--\nاین اخبار خیراً ایام تعطیل در کابل یکبر و در جمعه نشر\nمیشود و بدیگر مقامات در هر پست منتظماً ارسال\nمیگردد\nامور تحریریه بیگانه در «حقیقت» ارسال و\nمقالات واصله در اداره مانده جریده در اندراج\nو اصلاح و عدم انتشارش مختارست\nاشتراک بتوسط خزائن ملیت بصورت\nنقدی از همجا قبلاً دریافت میشود.\n\nنگارنده برهان الدین کشککی\n\n--{ شرح اشتراک }--\nتفصیلِ مقامات قیمتِ روپیۀ کابلی\n۶ ماهه سالیانه\nدارالسلطنۀ کابل ۵ ۹\nداخلۀ افغانستان ۷ ۱۱\nممالکِ خارجیه ۸ ۱۵\nبجهت معارف پروران ۱۱ ۲۰\nبجهت کسانیکه کمتر از ۶ روپیه معاش دارند نصف قیمت. از سادات و علماء و طلباء\nهیچ قیمت گرفته نمیشود فقط قیمت\nکاغذ و پسته و طبع آنرا که ۵ روپیه کابلی\nمیشود اداء نمایند. یا جرائد اسلامی شرقی\nرا بجهت مبادله بفرستند. عنوان مکتوب بمدیر\nحقیقت باشد.\n\nحَقیقت ۱۳۰۳\n\nجلد اول | کابل شنبه (۲۸) سنبله ۱۳۰۳ شمسی مطابق ۲۰ صفر المظفر ۱۳۴۳ قمری | شماره (۱۶)\n\nصورت شرفیابی و کرمبخشی نفری غیرتمند سمت شمالی بحضور اعلیحضرت معظم غازی\n\nعصر روز سه شنبه (۲۴) اسنبله که جهت شرفیابی نفری\nتفنگدار سمت شمالی از حضور اعلیحضرت غازی تخصیص شده بود عموم منصبداران\nمأمورین ملکی و سرشناسان نظامی این سربازان اطراف و جوانب\nبرج و چمنها قصر دلکشا را گرفته انتظار شرفیابی این جوانان را بحضور\nاعلیحضرت غازی بدل می پرورانیدند تا اینکه قبل از ساعت «۵» آوا\nموزیک و صدای فرحت انتمای دهل و سرنای ملی آن سربازان\nرسید کار که زیاده از سه هزار نفر در تعداد بودند اطلاع مشرف شدن ایشا\nبحضور اعلیحضرت نموده عموماً بیک شوق و شغف فوق العاده ما\nمیدان بحر ذخائر تأسیس رک را از حد شیر پور الی دلکشا در تموج و تلاطم\nمیدیدند تا اینکه بوره بساحت «۵» از رواق شرقی قصر دلکشا\nتجلیا محمدیه دیده منتظرین و قلوب شائقین را زین درود اسلامیست\nو رحمات و جذبات جمعیت کنارانه خود مسرور و فرحمان گردانیده با صدای\nزیر و بم موزیک و نوانیدن درم مسرآخوایش وارد خط اطراف\nقصر عالی دلکشا را باین سعت و مساحتی که دارد از جمعیت\nو ازدحام خود مالامال ساختند.\n\nاینجا باز میگوئیم که بصورت اخذ موقع و ترتیبات صف بندی که بطرز\nعسکرآ بیک صول نهایت مرغوب قاضی احمد علیخان درین روز بکار برده\nبودند نیز قابل تقدیر است. بدینصورت والا پنج صف طولانی از سادات\nو مشائخ و علماء و معتبرین و کلان شوندگان سمت شمالی، ثانیاً دو صف\nاز طلبه کلان سال مکاتب سمت شمالی در عقب نهاده، صف سه جوانا\nسر را سمت شمالی و دهم، صف از اشخاص میانه عمر دو ۳ یا ۴، صف از\nمردان کاراگاه ضرد آزمای ریخته عمر.\n\nبعد ازینکه عموم شان بصورت فوق اخذ موقع نمودند بیک جوش\nو خروش عسکرانه و یک وضعیت شجیعت کارا انتظار لقای فرحت نمای\nشهریار محبوب القلوب خویش را بدل می پرورانیدند. ذات خجسته صفات\nاعلیحضرت غازی مقارن بساعت دی بجه بود که بایک تاصب\nخندان از دهواره مرتفع مقابل جلوه افگن و نمایان شده روشنی\nافزای دیده منتظرین و جوانان سمت شمالی شدند.\nعلی الفور بتومانده حاکم صاحب آقامی احمد علیخان دلو بسلامی\nگرفته شد. درینجا نیز مسلکه جودت و فعالیت قاضی احمد علیجان و بایق\nسرباز انرا نشان میدهد اینست که برخلاف معمول در هرسره و قطار\nدر میانی بویه سلامی و ترانائیکه در ذیل مرقوم است بیک آواز و یک صدا انجمام"}
{"book": "adl0717", "page": 178, "text": "شماره (١١٢) جلد اول\nجریدهٔ حقیقت کابل\nشنبه (٢٨) سنبله\nنظرم شان شریاس برسد. (١) بهشتی گره ورق شود در نایاب\n(٢) لنگه چره و ترنگ ولتن زلفتا پاشا، دخل من وافغان آفنان باشا\nبعد از اداء خطبات فرایضه ذیل عموم اعزہ و معتبرین سمت شمالی سر تا\nسر نیز جہد صلا نماء و مهر بترت بود جناب شیرجان صاحبزاده قرائت نمود.\nنقل عریضہ: حضور شفت مرحمت ظهور انحضرت شهریاری را\nصد قانه تسلیم اندوز یکه وجود نسخه شهریاری روسا\nانرای اورنگ پادشاهی ملت افغانی بفضل خداوندی گردیده است، از انتی لا\nعموم ملت افغان با یک حیات باشرف نشأت هم آغوش گشته از هستی بقا جهان\nدر شبستان تجمع عظما استقلال موهبت کبرئی حریت حقیقی و آزادی واقعی\nبرخوردیم و ابهر رخسار تجلیات شاقه و امیدواریم و انواع انواع مکرمت اقسام اقسام\nشفقت نایل و سرافراز گشتیم حقیقتاً دورہ ہستیٔ انیہ یک دورہ بانشان فخریت\nکه هیچ زبان طافت بیان و ہیچ قلم قوه شکر راش ندارد. افسوس نیست که در این\nعالم عالم بہجت جهان جهان سرت فتنۂ خرہ وحشت تحرسیتی بعادت شکی بخوا\nلا یخومت با جهت شکل محضر دیگراقوام جو مال سمت جنوبی سایه خراش ما عقیده\nکیشان افغان شده اند، در هم زدن خیالات ترقی لیات نگردیدہ بطرف ملاطفت\nفداکاری و خلوص جانثاری که با اقوام شمالی بحکومت عظیم خود داریم بمجرد شنام\nاین خبر جوش آور در جمع آوری نفری قومی خود، برای سرکوبی آن قوم ناسپاس\nحق ناشناس زیر امر وا دادهٔ جناب حکمران صاحب اعلیٰ خویش کوئید لی دریل\nنفری قومی خود را را پورتا رت حربیه فرستاده ایم اینک همئه با خدا، عقیدهٔ اتسام\nیک جمعیت کلیه قومی خود با اصافه بلنفری خود با قبلة فرستاده ایم حاضر آوردیہ\nبکمال خلوص بحضور اعلیحضرت بدر نامدار هموت بغلوبان عرض مینمائیم کہ سراق\nملت و فدائیان حقیقی وجوه اسرار ہو د اعلیحضرت که فعلاً ار صمیم قلب با یک قطره\nخون خود با تحفه فدا ملت و مملکت خود نموده، بحضوت حاضر یم امروز اجازه فرما\nکه سرکوبی آن باغیان گمراه که یک لک بہ بانہ ناشیر اور تاریخ باشند و شرف مات\nو ار داور دوامد باس اور ان عسکری و دیگر ہمقطاران ملکی خویش دوش بدوش نمائیم\nتا آنهان دست از تادیب و سرکوبی آنها بر نخواهیم داشت. تا با دی مطلق دفتر مرق\nنشاہر وحقانی اسلامیت که منوط بر اطاعت اولوالامر معظم افغانیان است\nمطیع و منقادشان نگردانند و یا صفحهٔ افغان تر از وجود ناپاک این بغزونا\nپاک نماید باین مقصد زنده و آبادیم و یکجال التماس از حضور اولو الامر مقدس خود\nسنام ایم که حضرت عالی آقای احمد علیجان حکمران علاوه بر اینکه از حضور ملوکانه\nحاکم و فرمانفرمای ما اقوام است نظر بحسین عواطف فداکاری او که نسبت بدول\nعلیہ خود و با ملت داشته دائماً خیرخواہی و سلوک حفظ شرف ما قوم را چنانچه بنماید\nو ابدالمرضی حضرت غازی سبق داشته ما نیز جانو قلباً اورا شخص مشفق\nو خیرخواه موافق دولت ملت خود باستناخته و پیش رو جملہ خود قرار داده\nآرزومندیم که مایا نرا ہر سمت - برای خدمت مقرر و مأمور میفرمایند بسمعراً وسراست\nو قائد امتثال الیه را مقر فرمایند تا حسب هدایت د مذاہب موصوف فداوری توان فری\nو جانشاری خود را بجا اورده بدین تقریب وسیله رضا و خلدای متعال و حریت با خود را\nرسول ختم با کمال صلی الله علیہ سلم و خوشنودی اعلیحضرت شهریاری را ما گره عرض\nنموده در اقران و امثال ممتاز و سرفراز گردیم.\nزنده باد پادشا شریعت پسند افغان، هدایت باد اقوام جنوبی همانتر باد دورہ\n(این جمله دعائیہ اخیره را باز عموم بیک صدای متفقاً خوانده یک عالم فلت که باند\nرا بر پا نمودند).\nجواب اعلیحضرت غاز: همه شما خوش آمدید از امه خودرا\nشما برادران خود خیلی میگردہ اگرنہ\nو مشکورم ! بچھو رضا لق بی نیاز خود عرض مینمایم که همیشه نه تنها شما اور میر حم\nبلکہ عموم عسکر و ملت افغانرا به مقابل دشمنان دین و دولت غالب وقاه\nو فاتح و کامپاب داشته باشد.\nبعد ازین ذکر حیالات و افکاری را که نسبت بترقی و تعالیم آسمانی\nعموم ملت و مملکت افغانستان دارند و از ابتداء جلوس الی الان تین وقوع\nرا از قوه به فعل اورده اند نموده ضمناً گفتند) حقوقی را که شما ملت بالای من انده منی\nحاجه که اولوالامر و به امر خداوند امروز پادشاه شما میباشم داشته اید که خلاصه ارت\nآنرا شکر میگویم که من اداء کرده ام و باز بخواه ندا میدوارم که تا جان در غط و ندم\nدارم باشند یک لمحه از خدمت شما فروگذاشت نخواهم کرد. البته حقو الم حظ وما\nرا که یک پادشاه و یک اولوالامر مثل من حاضر بالای رعایای صدا بمحضر\nو فاکیش خود مثل شما دارد تا اکنون شما ملت ادا نکردید و شکر میکنم که من جنو محمد\nایفاء تادیه آن خدمات و رضا مندی من حاضرهٔ عموم شما بلکه در سراستانها دا\nافغانستان یک شوق و شغف زیاده دیده میشود.\nاز عطف کلام شانا نه خود بسوی بغاوت منگل نموده اراز ن دالبت و از\nالی الان مجملا بحث رانده فرمودند ) اگر آن بدکیشان همسیکر آرد و خواره پرده اسلام\nو ام پر مراد صلاح و اسلامیت آمدند و طور یکه فی الحال سلسله چندان دهیم که نام گو\nبستند واقعه ابراه راست بیایند کاہی آرزو میکنم و خیال ندارم که بالای مجلس علی\nتکلیفی برسد چرا که اگر آنها راستا و بر باد بسازیم، البته اولاد و احفاد مه ظلما نرا با\nرا نیز که افغان و تحفه افغانست گفته میشود برباد کرده ایم اگر چه دیم ده حوار برا\nاحیان چنان قہر می آید که هرکدام شان را گرفته پرچہ پرچه کنم لیکن هم در دو اجوا\nخداوند شاهد است که چون قهرم فرو میرود و خوب در ان اطراف فکر میں علمنا اسیا.\nمیخواهم که برای احدی از ونشان اذیت و نقصانی برسد. در بیجا ستع رای ما\nتبسم کنان فرمودند که وا الله اگر آنها براه راست بیایند و از پیش کنم\nمانند سابق . حکومت عادلۂ افغانیتان و من صاحب"}
{"book": "adl0717", "page": 179, "text": "(۳)\nنه شماره (۱۷) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شنبه ۲ سنبله\nبسرگر اور تا سر امثال فرزند دلبند خود میدانم کابیم و این مخنداران پره نشان خوایم\nاوری از ان فرمودند که این سخنان که جای شماها پسندیده عناگر شود برادران\nحضرة ملايا خود را بعد از شهدای شما در خصمهای شما بهتر بر جهانده تکلیف میرساند\nاینجا در عوض این مرضیه اور جسما شا نز استد از مجر و جا یخونش ده ا و ما بردار\nره بعد از صحت واپس براه خود شما روانه میدارم تا باشد که آنها برامدهان\nحافزا سید و دوست را از دشمن تمیز دهند باز فرمود که این جهالت خود یرا\nلم خطی ست که مانند شما جوانا و برا در ا و مسلما نا نز بقتل میرسانده اگر ما با تفاق\nما را بکشیم معلوم است که ما و شما انسانها یکیشم بلکه خود\nدا از مایہ خود بدست ما میکشد و هم ما را اذیت میرسانده بعد از ان\nیا کی شود. اگر تنها از اول با حکوم خویش صفا میکردند و با محمد کل جان\nها شمایان در بر حر به میاختند و برای سلامت میآمدند اینقدر شکر امر نوینان\nخاک هرات قدم تمام اما افغا نشته یعالیه و بنا شورید و با چه ش مر و درد\nان بعد نشار برخلاف ان کا ایک کا بانی مهد معبد راز فرمود: من برادر\nر مقامات شمالی خویش حذر داده میشود مشکونا کر بازار در این سلامی انا انا\nن ان رق و تد دست بسته و جوق جوق نسبت بکو شمالی و قبایلیه غربی باغی\nی ساند و هی بند از خد و ند ساز دارم که در مال و در تجارت و در زرها\nبد اختر مقاصد مشروع الا یشان اکٹ منفعت حاصل شود. جان مال اولاد\nیان در پناه دادند در حفظ خود نگهدارد و مطیع بر کا ولو الامر شما بسیار شمار با\nتحقیق اسم خداوند کرم و رسول کرم (ص) از شما راضی شدار حمود على المسحات.\nصادق اعم حضرات واشر فع الکرما نیز که شما درباره طائفه بدبخت مذکورا\nت که چون کو دانه طلبی شما سخن است. و باید بر حال نزار شمار با مربیان\nر سید جانبا الطاف پاجما یونی را پامال نمود بر علیه حکومت خویش متفان\nمروز بر او لا یتیم خداوند و با زمان نواز شاه محمد عصر در ما خهوم\nانتدار هلیت دار ندما حاضر و اماده هستیم که بسیار سهولت و آسان القائقه\nو اپنی سر براه سلامت و اطاعت پادشاه خود بیاریم و با یک تنفس\nجید شما را بنام نگذاریم همتوم محفظه خون طفیل کارت ) بعد از\nبرای عسلس اعم حضر از حد با ابا شکر کیا ر نمود شما در عریشه خود نوشته اید\nرنا ان علی شما که ما مادر جهاد حناک و از کوهسار سمت شمالی بر خلیفہ\nی جسیم جو از راه ساده محمه عنان نداریم فی الحال جوان جای گفته ای یام\nن به ده فرو را جواب شما را میگویم مجرد شنیدن این سخن هموم اها لی تظر\nمرد عمو علیجا یکدست رخت آوره در حالیکه بنا ک هم لولو نما\nاین مستعمل می بود دو آدو آ خود را بزیر یا اعلحضر تبرسا نیند گفته که\nد باره این شتی نام که برگر مهره دم در جهاد چتک و خدمت نما بند و متن\nمیکنم بگذرا بدر که من هم در ضمنا این تحظه و خوان بر کف ایما الله\nخوان شما پادشا در پایم که موج بود و امر کار بر نام اعم حضور معظم غازی (بوریا انیمه\nبالا نمودند و سر و رویش یکمال محبت بوته فہ فرمودند که این مرد را تنها که شما .\nبداخل مملکت عزیز خویش نموده اید بر قابل تحسین آفرین و صفا میز دهاد است\nهه شما با زمهوم را مخاطبه کسان فرمودند فردا چنانچه سابق گفته جواب بای نخشی\nبرای تان مید هم حال بعد با شکر می خود کو ستا در تعلیم نظامی جدید حبه بناته\nچند روز بعد ان شاء الله به بر نقطه که لازم دیدم شما را روانه میدارم.\nدر آخر ذات خسروانه اشخاص معتبرین دو کلا و مشائخ و سادات شانه را\nمخاطب کسان فرمودند که آرزو د ار ہم شما را که برای دولت و ملت خویش\nفدا کرده اید کیا تا از درستی بپذیریم تا در بین اتصال و اقرانخ این سردا\nو ممتاز باشید در این مروز وقت تنگ است نایران هر وقت کا فرصت\nمیدافقه شما را خواسته لوازت با الطاف که لازم باشد حکومت بجا می نمایه\nباقی همه شما در بخدا سپرم بعد از ان پیسته تیکہ آمده بودند بعد از\nاداے نامی تکبیر بکمال گرمجوشی و پایین فديه حول السلام صندق :\nمعذرت خواهی دم احمدرسا کویت از مره له احمد را که درین\nایام بطرفید خما شنه شهر مر ماند.\nمحد د ا برای بلدا و شتاد شتابیز دسر در شاه انجامان سالاره و اقا غلام نبی خانه\nمقدره مانده ارند و حضرات موصوف قدر بنظور سر جواب کا کر غیور حضور\nاعلیحضرت همایونی یکا بل فرستاده شدند چنانچه نزدیکان که بو جوه ملوکانه\nشرف شد نما با کمال بے جوابی استخوان کا ر ا مرده چه خود شد نون از معذرت خواهی\nو فدیموشی تقدیم نموده بیعت مجد در میانه نمودن از حضور علامحضه غازی بعضوی\nو بانعام و اکرانا عالمي وجار شده الدیاس مقره و به کار می خه هم منجا مانده مصفا\nواپس بهای خویش عود نمودند ( تفصل در اتیه)\nدستگیر شد عشر اشرار جنگ خیلیون بر مساعیا جمیلا اواعد\nرقمن حضر محمد سمیع خانمان بست نظاره\nنظار اور دسه کرده با شعبه اشرار یعنی عبد الاحده بغانات را که مکرو بر طر زنا و ان\nباخیه شرار نفر یاد جی ندا خته و قصار سوختاندن بی شمع اباد را نیز نموده بو\nگرفتار بند بکامل در حبس شما توقیف شُدُ انو همچنین از مساعیا حفر\nاوامتر محمد عمر خان یکنفر محمد حسن نام ساکن جنو که در بین اواخر با نفری خود درد\nو خوبی را داشت و بر علیه رعیت حکومت افراط دانیست گرفت ارشد؟\nقرار کا نظا مجته است مردانگی میجر اس کا کوئی\nلوکره پاسپل چت فلیون بند و لو کرنا ان مقرری نظامی حزب برما کے یکن فر بره\nاز شرار افعنه عملا آمده بین بر شاه شاه در گیر معاملات قریه یان دو که و امضا و درد\nکو ہالقریہ اجتماع در بند اند و حفر ی ا د ر آمدن شرار این روانه از کانال\nبرای انا مسلق د مقابله شرار اما مری ما تو ان کا نفری خود را ستی فرستاد در ان\nما شاء الله این همه حصه حاکمانه یک حاکمیت غیور خود است که اینطور اشرار میگزند و با عساکم قلیه خود مقابله و مجادله مینمایند پاداش خود را هم دریافت میدارند"}
{"book": "adl0717", "page": 180, "text": "شماره (١٧) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه ٢ سنبله\n\nافغانها دوست یار در شمن شنا\n\nمعاصر عالیجنابان مجله شریف امان افغانرا شماره تازه ترنج بود که یک مقاله عالیه آنتیها درین سنجه تحت اولهوطن عزیز قلم نموده اند که مبادا خطر افکار از قرأت آن محظوظ و بر مسامع ذمی و حیدلان ما نه مطالعه آن فرحان شادمان میگردد، چون ما سمرت مقام ذکر او کلام میخواهم که با قله آن کلمات اسما منقول نمایم ادین جهته بر جسته ترین مقاله سراپا مقوله از ذیل مینویسیم!\n\nآقای محترم! امروز طبیعت ارتقا محیط و دوره موجوده شان مساعیا صلا میت کارانه امارت امیرامان الله خان در رصد اموادر افغانتنا خام داده قرن خرد و انها را سپری ساخت عصر شاه بازیها و پادشاه کرده شیها را خاتمه خواهد داد کلوره منشار عیب را باطل گردانیده در افکار و نظریات و احساسات مردم انقلاب کلی انداخت ابواب معرفت حیات الا شرف، اصول زندگانی با افتخار، ادای حقوق و ارتقا مدارج و دابرره کشاد. امروز افغانها هوشیار و بیدار و از اوضاع دنیا خبردار گشته مناعرد مدارک حاسس نگاهها روشن بها مستعد زبانها گویا چشمها باز، گوشها شنوا شده، بکات از مد دوست دوست را از دشمن، خیرخواه را از بدخو تمیز میکنند حقیقت را از خرافات روز را از شب می ما از ظلمت تشخیص میدهد توطیه ها و انتریکها خائنین حقد بار با شبا د امنیت طلعت، گربه رقصانیها اجانب را خوب می فهمند.\n\nاولا و غیور افغان میتوانند تمام این افخار را دا نام مندی که ملت افغان درین چند سال در تمام نقاط دنیا حاصل کرده است از دست بدهید میتوانید هیچ باره زندگانی ننگین به قبول حیرت و بردیت رحمت قهقرانی نمایند، میتوانند بار دیگر احمقا تا دستان ومظالم ظالمه را که محمن جابل طرشان برحه میخواستند میکردند تحمل کنند میتوانند درین عصر که حقوق مدین و امور ملی کشته بار دیگر بیاد علمی و طوائف ملک الملوکی قدمه گذاری کنند\n\nبس است دو بار مملکت را بواسطه زعامداران سود خو گذار داده بس است که خاطه محترمه حاکمه سمت شرق و سمت جنوب را از پشاور تا دک و ارگومات تا نواحی خوست که مهد لاتعلقت بود بدست خیانت پرست امیر محمد یعقوب خان بر دشمن فروختند. خمیازه این قضایا پے نگین طین فروش که همه وقت ملت بیچاره میکشد برای تنبیه و بصیرت و کار و بازگول نخورد.\n\nاولاد طبیعی افغان نا ابد رهین احسان و امتنان قهرمان افغان علحضرت املیامان الله خان هستند که در تارک ترین موقعیکه اشخاص بزرگ در چنین مواقع هرگونه ذلت و قبولی نموده اند او بر خلاف ان شمشیر حالت خود را بر کمر دست د تاج شاهی نبات وطن شرط استقلال افغانشان بر سر نهاده خود را در پیشی وظیفه ملی عملی ساخت وقت اختار گر مرغ طن را از چنگ اجنبی خلاص نمود و افغانتنا را ازین گناهی و بیگنانه کو آخران میرا در بلا بد معظم شرایان اولاد باحمیت و شجاعت افغانها و اشار حقدق و بخاطر داشته ازین بعد از هیچ طرف گول نخورند و باین میاه چند نفر دزد نا اهتمی نبگذرند و عقیده دارند همچنانکه با احمقاننا و محاکنده تک خائنا علحفر امیرامان الله خان ان هم فقط وفقط خود اوست وطنی بین حکم الهی شروع دو سال روز اول گر در جا مجفومق و اندکا اغالتا بود باعث طاغی و دفع شری به خشان فرض حتمی است و ملی رویکر میگویند : برافغاننا کسی دست نخواهد یافت گرا خو تها میو دوست و دشمن بشناخته شود و از اولاد و با حمقیعی افغان کسی ندارد\n\nانگلستان مستعمر انگلیسی\n\nبرای انسداد رواتجاه فی بین هندوستا و انگلتا استرالیا و افریقا جنوبی انگلیسی دارد که تلگراف و تلفن دائر نمایند دولت انگلیس متصل مستعمره خود در نیار میل شده است میگوید این شر و بنگاه در کمال تحتیل تواند بدیدنت نمایندگان"}
{"book": "adl0717", "page": 181, "text": "فایده انحصار\nاین اخبار بغیر از ایام تعطیل در کابل یکمرتبه بعد\nنشر میشود دیگر کاغذ درپست بخطا ارسال میگردد\nامور تحریریه نگارنده حقیقت ارسال مقالات\nواحاصل در اداره مانده جریده در انحصار\nو اصلاح و عدم انتشارش آزاد\nاشتراک بتوسط خزاین\nدولتی بصورت نقدی\nاز هر جا قبل دریافت میشود.\nنگارنده برهان الدین کشکی\n\nشرح اشتراک\nتفصیل مقامات قیمت بروی کابل\n۶ ماهه سالیانه\n\nداخله کابل ۵ ۹\nداخله افغانستان ۷ ۱۱\nممالک خارجه ۸ ۱۵\nوزرا و سفراء ۱۱ ۳۰\n\nحقیقَت\nج ۱۳۰۳\n\nمکان شرکت از سادات علما و طلبه\nنصف برا نامگاران مجانی است\nسال اول با جز اسلامی و شرقی\nشرکت قیمت یکماهه یعنوا زر یکعن دور\n\nجلد اول کابل دوشنبه (۳۰) سنبله ۱۳۰۳ شمسی مطایق (۲۲) صفر المظفر ۱۳۴۳ قمری شماره ۱۸\n\nراز میباید او نیدرین را جهالتی از نو پیدا\n\nیک نظر سرسری بمقره اسلامی بغداد و پتو سمن جنوبی\n\nیدالله مع الجماعة\nهرگاه ارکان جامعة یک قوم اساساً بروابط ایمانیه وثاقاً حیات\nروابط و احساساتموثیآن در داخل حوزة جامعه که انمبنی منظور واچ یک\nآله موجودیت در انفکک و خلل اند نتواند توانست بالعکس ممالیکه\nشکه غوری در آن رخ نمون گرد ده بتواند بخوبی حفظ ترکیب خود را\nنمایند مخاطراتی در ان ثبوت اندام میکند که حیات ان جامعة تحویل\nپاسبسی قرعات نختونه متعرض نمانید و آن حیات که بمعروض سبی\nشترات محولی بوده ابدا نتواند موجودیت خود را در دورۀ زندگانی استعمال کند\nجامعه اسلام که در دورۀ اول تا بندگی خود ضمیر دیگر که نور افشاری شروع\nانرا پوشیده و سر بپو نشت گلوی او را نفشرده بود اکثر انطائفه حوران\nکید انسته اثر بنسحات مدینت شرانوار جامعهت شریعت در آورد\nلها اثم حنوه بین تا عادات و روابط بود که یکر انجاسم مهمان و طایفه که دنیا را\nمبادل سیل خنده بوده بگیر هیچ یک غرض در ان وجود نداشت بگیال تاملات\nداند میشان نیز خیلی ساده و عاری از طمع و بالامال صفات حسنه\n\nو عادات مرضیه بود بنابرین در سال کا چان کواطیضیزدگی را انصرام نمود\nکه تا امروز صفحات تاریخ ثبت و قلم دوست فخر از انوصف طیمت میباشد\nزیرا همان ابو نذ که روح جامعیت دا ستود نا کرده و خللت بر انقطاع نمود\nمگر بایک نظری بسوانح آن جبر أسفها انداخته و یک وقتی در اوضاع روز\nما بر بهر ما هم اتساحه خود بانرا شر انغلفهای آنان مکروب جامعه احساس\nخواهیم کرد چه بالعکس مخو انیم در اجسام جامعه تولید افساد نموده بهترت\nبتوانیم دونی و نفاق و عداوت و شقاق در ان پدید آریم تا بتدریج\nاین اساس مقدس را بر هم زده روح انصاف و شریعت را از خود\nمان منقو رو خود مانرا در محیط بر بریت و وحشت مشهور نمائیم.\nحقیقت این حال مسلماً از نعاس و غنودگی و فکارت و خوا\nرفتگی اثبات وجود میکند.\nوبالحقیقه فتور آن جامعه که دم از سنگ خارا نیز در گو فتی\nموسس و بانی اجتماع بشریت و مرد یگر انسانهادعوی یقدیرت نمونو\nاز جيث فقدان همین تاملات بود که اخیراً تمام موجودیت و شئونات\nخود را بقباله کرده فاقد آن عظمت و شوکت شدند و شقایق آن\nفتور خلافت اسلامیه و روح جامعة مارا بنجاح منتقل بهلا کوی\nمغلی ساخت و اقتدارات ما را از اسپانیه و لواز مصد تا قدم\nعقب انداخت که از ان سبیع شج توانسته ایم قوای اولیه خود را"}
{"book": "adl0717", "page": 182, "text": "شماره (۱۸) جلد اول جریده حقیقت کابل (۳) دوشنبه ۳۰ سرطان\n\nتلصق نمائیم. دائره جامعه ملیه وسیع و بقدر قرار بی همت باسبقتر\nترقیات آن فائز شد ممکن محتمل است طبعاً طبع ملی بموجب کرد در دستگاه\nجمعیت خون بیجا دو قدر نموده تخم و داد و ارتباط در دلها افراخته یکدیگر\nاحساسات و مالکه ذاتا از امرا و اتصا مضر با و اطوار هم مرتبط با اتحاد دینی\nو وجدانیما بوده با طنا از سوء عادات و اخلاق وحب شهوات ناشیه برات\nملوت بنا از طریق یک اتهام ناگوار بر و مقاصد پست که از نگاه مبدا\nمنزلزل مقصدا بی نمود متصلاً مرغ منشین خود را مشرف بهلاکت مینما\nو بکلی طوق حریت و راه بهبود برا نان مسدود میسازد. همچه مرابط در قور\nکلام انیکہ عوامل یگانه جنایات جماعی را تا همین طور ظاهر و بنظر ما ر نمودان\nشیرازه از هم سخته را ساز نو پیدا ور د شایقه مقصود در آغوش کشیده خفا\nمباهلات را متر متر نموده بیهای محبت را مجدداً عمار کرد پیش از ساسات\nبیرق ظفر روز و برلاف انموده یکجا کله اولها در دایره حیا شاندا\nخود تا عاداتیکه و ومز را پسندیده را تعقیب فرمود اما با هم شخص اینکه\nعظمت ملی و شوکت جامعه موجودیار هر کما حیات ما با انطرف بردام\nک جولا صحیحی نمائیم ۔ بنابراین بر ما حفظ مقام خود تا همه قسم قطعه\nو تخمها را پایمال کرده نفاق و ضدیت و تعصبات جاهلیه را\nکه ماده الم و اضعف اضمحلال است از بین براندازیم و نیاد قوما\nو مستحکما با هم متحد و متضاد شویم آغوش محبت و اتلا بر تا هدیه\nگشاده بر خلاق اموال دشمنان پنجه انگشت مشت محکم تشکیل داده بود\nگل آرزو کاشیدن بر تاب نمائیم محفظه وقتیکه ما می بینیم در محیطی وان\nهستیم که ما در میان شوشا و موجود خود را تباه تباه کرده در برایر بیگان\nحاضر تمام قدر و طاقت بر آنرو میگر باشیم با همنوا باهم متحد مترقی\nمتضمن باشیم با میخوانیم او بر اگرس من مامور کر مل محشو شد در دبا ہے\nموجود ا بر از موقعیت نمائیم. این است که برادر ما نادا\nخود مانرا مینی سمت جنوبا که در کنایه کوره بصیرت کور و غنا\nجهالت دید ماختران نورا گردانید بر علا حکومت با کمال استار\nنمود اند ضار کرشته میگوئیم که ما از جنه روابط هموطنیت و شیفت\nکه طبیعت ما را با ها مربوطه گردانید بادیانه فاحشه آسما با بالتو\nبا کمال مجددا باید اگر تمام ورزیده در استیصال شما بسور مکنوسم\nعرضی الحاح می نمودیم حکومت علیه ادامها بر شهربا\nاشفقته فائز باند. باینکه در برابر اعمال ذمیمه رو نمود صلاح چنان کورت\n\nیضا لا هرگونه شائد در مقباله بر خود هموار میا نماید بکمال بھرنا\nگذرانید و از راه اندر ز و لصالح پدرانه شما را دعوت او نه و با را\nنجات نموده ایچون هموز وقت که نشانیه او مته مهیباتی\nباز گردید تائب شدید و این ز اعمال و افعال خود که مربیان دامن دار\nدگر باش دشمنان می ما است رو گردانیک من الغا خواه اور\nشما در موحد نمی شوم واگر اینیم شرارات ملجا کدا به یک دله و بخو\nلاحه کار صبر و مکمل لبریز شد بحران داند ادام شه با تصیر کوره مینی قوام\nمکر و بهانه فساد را که مانع ترقیات ماشا ابدا زمانه خوابين الصدق\nو هیچ یک چاره شوز ندهد خواهد گذشت. بیانه اره برای این\nاحمد زا خود مانرا که اینکا طالع بیدار شانه ظاهر با معامله مخدوم\nپرده گرد د نمانند از مداهم بدرش ها با هر حصه غازی پرور و اما مینی علم ما\nبیایند میخوربان بیقه صلاح مرا شما کشاده و باز دست می در حد\nخاک بنفش شعلها کشته تو که بشو ید و قدر سگی که ما در او بالا نما\nواقعاص می که از شما سر ز د ما تا در ملاحظه نمائید با کلت سرها آورد\nواللَّهُ يَحْصُ بِرَحْمَتِهِ مِنْ يَشَاءُ\nآفرین امسلمان احمد زای\nو آغوش رحمت باز است و دل مؤمن صاف میدان خفر\nایبو دشت معاصی دوره گر شد تا کجا خواهد رسید آخر شکار موت خو\nاز انجا که رحمت عام بیاض معنی ذات خطہ کا ہل عصما وحمله او صاد قاز\nجالت مسلک مجاهلات خنگام شقاوت سموم مصبح با تنہا بخوبک میگرد\nشارع شیر از همین آمد و بخيابط طیه چین انکیسی از قبیل (یو ر قصه ده\nفي صد و د ل لناس من الجنَّةِ والناسِ بلند کرده ادشما\nطلوع عطا فرمود لب شفا و دارو جو د شایع بر که فرو اسعاد\nمن سابنها اثر کشت کور نز د یکی طائفه احمد زائی حبت\nدر زمره ضار بد کردار فریحی در سمت جنوبی که تحریکات به\nو مد عیات بطلال مخالفاثه حیات کورکورانه شما مر منورین بی آکام کرد\nكم کرده براه تنگ و تاریک جهالت ره پیا بوده بر علیه حکومت حماله د شعارن\nتعمیر خودیها مر عله و مکرشی مینمود شاهه از عالم هو متنی من المهار دبیر\nبتوانده حشیا فطر سلامت حتو ا مبارتن و باطل نمودن قال ان ولو\nکه این حرکاد او ضاجا بلاشابر خلاف قواعد شلابه و بر خلاف سیاشاره عادان"}
{"book": "adl0717", "page": 183, "text": "(۳)\nشماره (۱۸) جلد اول جریده حقیقت کابل دوسنبه (۲۳) سنبله\n\nلیاخیان طایفه انقیاد اهالی الامر را عدار شمرده بیدر ناه جاریم میکردند و دقیقه از دقایق ظلم و ستم و بی ناموسی بآثار فرو گذار نشدند\nخودی را که بجهل شقاوت ایبداند راسند لاطائل نهاده بشه اند کرده ارز در و چند قبیل ببرین لعدار با بسیار کوشش و سعی اشتیاد دستگیر شدن مداراست\nجهانی سر خاک پای پادشاه محمود قطف محمود را نموندند. عده ارردوسا وجود اورده شده بودند چون تحقیقات رحله وه مرا لعبد پیوست بحامین شخص\nبرایا ایشان در کابل برا سه رفته در گردنم انگنده دؤ به عبرت هر جا کہ طاہر شرارت پیشه نقص عهد و ہتک عزت فرقائیہ بر تحقر دیگر مواعید\nخواه اوست۔ گفته محتا تو نج نماند که مضمون آيه شريفة توفيها وتلفظاً حکومت را ہم نموده اند و موجاً بسیار کشت خوارج جاہ دوتار با\nدر گرد دره مجرو بیعت بو د کما فیہ مبارکہ حبل المتين عروة الوثقا مبين ان سه دنوان شده بودند ازین رو قبیل از غروت سنبله محكوم باعدام\nیعنی قوله عظیم بستان مجرمرا ماخود با لارتيا بين ( التائبون شده لغير توپ عدہ کوب گردیدند.\n\nطیاره افغانی در گردیزا\nالعابدون الحامدون الساخون الراكونَ السَّاجِدُونَ\nالآمرون بالمعروف والناهون عن المنكر و الحافظون\nلحدود الله وبشر المؤمنين) محسوس و محفوط عصر غاز از او چندیست کہ در شهر کابل زمزمہ بانہائی و گفت کوہاے\nمدحاله حامی غیور آردو منو خود را با آية رائعه و كعبه ان برافگندگی تخاشیعه نمیدانست ملان طیاره افغانی که چند روز پیشتر از فضا کابل مو جومیه\nبلي من بعدى الله فلا مصل له ومن يضلله سمان بغرمیت فرامی گردیز شاند - و در واقعه آن اکد نه ملائی وجود\nفلا هادى دات نما يزاوا استقرار نجر مریم گانستی انجام بدست . جریان دارد - لہذا امیہ تسکین آبا خنکار بزرگ\nساحا اورده و مشمول ستو ( ان الله تواب الرّحِيم مرا آن طياره بر آمدے کہ از کابل عزاهم شده بود کاملا را در گردیز\nمومن و منظو نظرو پیشه قدر و توجه خاطر بدتر مه مکنا با امش الماطن بطرف چند وقبضه رسید لکن همایان چند او در سیدا محفو طیاره مجربہ\nو برا هر خسروانه بدرمانه ممتاز گردانیدند و مصلی با مضمن فرموده دفعه علائم ہوا و تموج باد کہ یگانہ موجات کٹ شو طياره است\nانا ان شر العفو نمودند. واه واه در عفو لذتیت کہ دانتقام معاند و گردید از پیش طیاره بر خلا میل و ارز و طیار چی مقام مجفف خود\nماف سیزل حضور ارشاط دل در ما دل بادل خود ترخیص خارمز طن گذارده با رانی که مساعده هبوط کجا جہاز نبود پايان آمد است خوشبختاً\nسگاه مالوف خود تأکید تداحا رامش امانی بگوشهای اقران خویش به اینکه طياره ما ریزه ریزه شده اساس منیات فرہروانہ خسروي ما\nبطحا کہ صادقانه تائب شُداند رسانیده از مراجع و شقاقا لالہ کالاً صدمه سید شکسته بست و دیگری هیچ گونه ضر و نقصانی بدیگر افراد مروة\nتی نام بچنگ گرا و قہر ابا عذاب شات آن رو هم د کنار اشارت و نوید او عائد نکشته است. بعد بحضرت عا و زیر صاحب هہ آقا محمد ولیخان\nنويس بخشد ( زنده باد اعلی غاز با و بقا امیران افغان ) - (نابوا مرور را بانگذر ٹمایگر د بر نقل داده بوسید مرا به بر منی طیارہ چی افغان\nرقبار راباد دشمنان نیست و استقلال افغانستان ... سید محمد ادوات اقا محمد لطفے کہ ناگفته شهر از گردیز بکابل جمته اخذ این سباب\nاعداد شد و بکیفر کر دارسید چند سه ر شتر از واز تآکر جہ آسا حان پروانه جہاز بکار بست کابل فرستادند ريناً\nبه ۲۰ سنبله انرا بوزارت حربیہ آملہ در صد و فرامہ اوردن جره با\nاگر اعدام شد و بکیفر کردار رسید این چنین اشرا ر برا شوشی عموماً خود بوده عنقریت پس بسپروند تا بعد از ترممہ عزومتی در طیارہ پروا\nحق وطنی با آمرکز دارالسلطنۂ کابل و اطراف آن از دبا غوث ہرو بجھنے سنبلہ آمده قرار فراینها سنیں برا نظاره ها در جناب ملت نماید -\nم به قلعه ده بیار شده است . و ز علما باز خواند این مرد تا این خنده الہ لوگر ۲۰ سنبله باز در شاه توابع\nشب اسفندار دنیا مزار در حده بت عظیم الشان باغی و\nاظهار دلیسی خواهد کرد فاما ابلاغ این طلا به ارقا ر ناین دوره شاهزار کار زار شد که بو تنی پیوسته است درین مجار به از طرف دوت\nلیست تقالی ارو دیسی نخواهد بود که چندتن از معاد بندگان سینو که بہت سوہا اقا عبد الوکیل کافرو مز و از طرف چیت قاع محمد غو نخان و محمد این قاعد مران\nانایان ایا مظلوم افغان اسیا سه گردانی ظالمان افغانه را از دید در طرف قلیقهای میرزا کلمان کوه اشتراک و کافی با شراب خود آورده در\nحرف العین بمردان تابی از ابناط دوران گودته و کفاره گذار ده شاه هزار سا\n\nنصف شدہ کہ تلفات او درین غزو بہت زیادہ است بقدری که تا صد نفر مقتول و بسیار مجروح شده بدست افتاده."}
{"book": "adl0717", "page": 184, "text": "(۴)\nشماره (۱۸) جلد اول جریده حقيقة كابل دوشنبه (۳۰) سنبله\nمساعی جمیله اهتماماً قیمتدرا را رئیس حت من مشوقی جنانکه آن مبروران با همت همجه سرگرمیها و عطفی که بمباحثه\nکسب فضائل دارند که تماماً سزوار تحسین و تعجب است.\nبنده درین ایضاح مختصر آن جریده نگاران را برفقید\nجلال آباد (۲۹) سنبله : نامه نگار صاحب ! عبار ما در تهراد تا اگر انزوم انگارند در یکی از صحائف جریده خرید یا خوانین در ارا\nاز جوش و خروش و جذبه اگر چه مثل آن آبش حیاتیست بس بخونی و اعلام گیر طايفه در آتیه انشا الله السامعین، اطلاعاً موقوفی وارده اسما را ضمر دا\nهر چند بنویسم کم، و حقیقتاً ببطانه آمار فمائیستم. یکه بطور خصار در خدمت تان ترقیم خواهم نمود. در خاتمه خرایا عاطفه قم تقدیم مو دارا\nاستحضار اولوالابصار و ناظرین ذکا جریده شریفه حقیقتاً بان له اعتلا دولت و زنده باد شهنشاه عدالت اکتساه غازی را نمود\nآتی در طی تقدیم خدمت است : گرچه از بدو ورود مسعود حطر اجل الله تعالی عساکر که تا سالهای دراز این خیمه اسعاد غاز یا را هم مگس\nالمفهم و انجهل کرم (ح، ج ) حسنات صحیفہ ہدا نبولا آبی جان وحقوق اهلاً و اغلامیان را جمله ارکان بشامت تمکن بر سر سلطنت است.\nبجو پیش اخبار تاسف تا درجه - جوق جوق وگروه گروه ، از هر گوشه کنار امثال حضرت ریاست مآب عظمت پناه بنی در نگاه سرداراد ، مادك -\nو هر قریه و پا بها نیوا بتزاید آبک، جملا استحقار و افطار احسا و طرح نیا تفصیل مصار شتر در کرمراجاً تجات کا\nبکمال سیل در خانه مخصوصا تقدیم و اصدقت تام عرض آمادگی خدمت\nو عزیمت صادقانه خودها را بموقع آن نمود از جذبۂ عصبانیا ابراز نسبت بدین خیانثر ادر شماره (۱۸) خود تحت عنوان من بلایا رو\nانكار افکار شاشه را جمع باقشار غی غریم با بحرم خودها را برنجاندن لويجا خیری تحریر داشته بودند یک مجر موقر تفاصیل آن جهاد و برو\nقطات بخونش ان بخدمت ملت و اندکا موافقا تعالی دولت آبادی برا بفرستاده است : اشتر ارا ز التمور ٢٧ سنبله یوم دوشه ۲۳\nآفرین نموده جضرت عظیم مکرم و شه عظیم جبین بکمال ملاطفت تبورقا آمده خیال جهاد انداخته اند بر سر کی راجان گفت بیراه این جمعیت\nکرمانه و عنایات رحمانه اوشانه را مفتخر ساخت !!! که درین مرز و نظر بسابق شیر رخ ترامده بود قلعه غده غوره علماس استنده\nالجا افراد صداقت نهاد جنباتها انکاری تجری و غیره نواجهاین با غیم بانز موقوفی از طرف آقا شاه و مجا نات لاریوجانی علیها در که\nکه بسفاحا ضر گردیده بودند ـ واز غوفر زيبها و ابذال توجهات حضا معین ارکان نزد رویش (ص.ش) میرزا نما این عشرانزا به معاً\nریاست ما بی مسلح باسلمه رقمر جدید برگ فایلی حضور با هر نمود غضرت پر انحطاط کمالها معرکت بهادر که آنها بدانجا شرید شد اند اکنون از\nجیانبانی عازم و بعضی بحده و حصارک جلال آباد و غیره با حسانا طلوع آفتاب اشر افساد کنا محاربه شدید را آغاز نیاز مد افراشه نموده که\nشیر مردانه منتظر اصدار احکام اند، علاوه از سه روزست که قریبا برگر با و تقیہ آباد محاروقنی و قلعه شاکیا و دیگر مقابلها که اقدام بهر ماضی\n( ٥٠٠٠) على اعلام و کلا شور سنگا کرام و اشخاص حساس ہرمند لکن بحمله اولین بپانی خودها نشانداخته، به ۲۵ سنبله م خود نو\nقوم مترو نژاد شجاع افریدی مع عدد کثیری از مردم با مردمی و همتین غند مشر و جانباز خان عند شر نیز با یک مفرزه چت شقال کردن هوا بدر\nبا وحدا انقانت و شوق و شغف اسلامیت. در جلال آبا خوش بر کی کرواه شیر دانه مقرون شد این قطعه شر در عرض بات شقال اگر برست\nحاضر و بحضو مهمی اتبا و بود بودیکمان عزم جزم وجسارت و خوانین در حمزه شمشیر بپسا و انتقام از آنها منتصری شد. ۲۶ برا تعاقباً به پیر و غن\nاستبدلان بونی و اعلام اعداد منین در شرار نجار جبال الا بقلمه حادها و شاکا مزید بر ترسل جنده مفرزه شیکا سے غمه تو تا غمه به پیاما\nمینمایند که قشر نقش انه راقتدار انسانی خارج است.\nتوانسیر بالا کردیدند و درین بسیار شند ها محاربه را با کمک شیوادانه در اخر چون په\nحضرت امیر صاحب مختار احمر احمد انه با عزازه و اکرام و تا ر پوری جند جمعیت اثبات جاره شاخه و بعضی تا بناکز مین ما شر شده من بعد آوری در\nنظرف شناشر وجب عده ی را خلیفت محمدی و محمدرقه اش یا ما حه آن قلعه ها را در شب جازه نهاده لبعد اهترا بتز و داشتند در قدم\nجر قبایش اندازه بخشید است ! و هر یک سبل احساساتت برورونا نا معلوم پاشان شاد اند، درین محاربه تلفات بیاریا در حمدا\nام در این ایام محمد بنام می برده اید که امتیان بانه در قاره می شد"}
{"book": "adl0717", "page": 185, "text": "شرح اشتراک\nتفصیل مقامات | قیمت برویه کابل\n| ۶ ماهه | سالیانه\nدارالسلطنة کابل | ۵ | ۹\nجملہ افغانستان | ۷ | ۱۴\nممالک خارجه | ۸ | ۱۵\nوزرا و سفراء | ۱۱ | ۳۰\nمخابره - ارسالاً و حتماً و طلباً\nبه نام نگارنده جریده حقیقت\nمبادلة - با جراید اسلامی و شرقی\nقیمت یکشماره عماً یکران ندیده\n\nفواید و ضوابط\nاین اخبار غیر از ایام تعطیل در کابل یکروز بعد\nنشر میشود و بدیگر مقامات در هر پست منظماً\nارسال میگردد.\nامور تحریر به نگارنده حقیقت ارسال\nو مقام او احاط در اداره خانه جریده در اندرابی\nواصلان و عدم اختلال را در پست\nاشتراک توسط خوانین ولایتی و بصور\nنقدی در پائین تاه در یافت\nمیشود.\n\nحقیقت\n۱۳۰۳\nنگارنده برهان الدین کشککی\n\nجلد اول | کابل چهار شنبه ۲۶ میزان ۱۳۰۳ شمسی و (۲۴) صفر المظفر ۱۳۴۳ قمری | شماره (۱۹)\n\nالدعوت الی الحق\nاجسامی متحرکیکه نه تنها بسبب حیات جود و بقاء باعث امتیاز انا موجود\nهستند بلکه قوه ناطق و محرک بے صنع و در بست مشحون مساعی\n(مدرک با غیر مدرک) یعنی فکرت بی مادی در آنهاست. برای\nپیدا معانی ندیده حرکاتی چرا استعداد داشتن روح اینجاست، تبهکامی\nشدن در ذرات جو ان اشیاء، اما با اینهمه لازم نیست که نها مدل تقویم\nافرادی نموده بشناخت روح سفارش کنیم آیا تاریخ خود بقدر مانده\nماضی بی علاقه بود، اجزاء ترکیبی خود را فراموش کرد ریشه\nخود در یک دن نیست؟ خود را در حسام غیر محصور در آوردن\nبد بود؟ آیا داغ در بی چگی، از دگر چشمی ، منحوس ترین\nمحل حکومت تیرا چقدار در در حریم مقاله که خط اصلی که راه حرکت\nما قعابه پیر و عوارض خود را گم کرده تصیح میکنیم سؤال او کر کنیم باکتیستر بایست\nبلی ! تاریخ ماضی خود را در استقبال خود ذی دخل و مؤثر میداند\nچون بخواهیم بر خلاف این قانون فطرت بنا حق بجنگیم، اشکال\nاین فید تاریخ در شبا خود را مختصرا مثل خاتم شوم تا خون العاده جهت بی نور\nطی در قید همان کلمات نا متور سیاه و بی جنبش مادی بیدار بمرسیم؟\nدر مهد نور حسن جستجوی حقیقت را نداشته و ندارند و اکثراً\nلا تومنون تنها خواب دستا خور! جام بے صهبا و مقصر ترین\nاصناع حیوی چون سهم امنیت کمتر داشته و دارند! اما بهامان\nکرام یا رضی اللہ عنهم ازین خود و تمیه بخدا مسلا بودند که از همجا\nبا انگیخته سابقاً منفعت خالی و مبر آ ! ارام نشسته، از تاثیر محیط\nخود را آزاد کردند و عقائد خود را بصور امما خود در دگما ، زمانه\nالک کردند! باز از مردمی نبودند که بلینود، گفته مایوس شوند\nاز کار بمانند، حتی در عقائد بعضی مقرر اخود بخود شباهت کننده ها\nصحیح نباشد! ... بلی ! فیصله کردند عقیده ساختند و انرا بجام فتح\nخواندند، را حقیقت کلیات را شناختند، در دلہای مجامد\nکه نکردند؛ اوّل شناختن راه درست، دوّم ثبات برا سوار جس\nنهایت فضیلت کما ر ا نه تخم آن را اراده کردند باز نہ محض سعی\nخالی بلکہ حیات خود را نذر و قطاً ان سهیم نمودن و بالاخراً\nکامیاب شدان امروز مرغ تو از مساعی بغرضانه اونی بخدای\nپاک همان مجموعه سعادت! همان خزینه حکمت یعنی دین اسلام!\nشاید هم این روزگار را عادی یا اشاعت دسحان الله\nوقتیکه کلمات مجموعه سعادت یا خزینه حکمت ،، را می شنوی گما\nمیکنی که محرر در جمله فقط نوشته و بس! نیانی این کلمات\nپر معنے و حقاً فوق العاده سهم دارند که اهمیت انرا در خصلت اما"}
{"book": "adl0717", "page": 186, "text": "(۳)\nشماره (١٩) جلد اول جریده حقیقت کابل چهارشنبه (۲) میزان شهـ\nادا کرده نمیتوانستند) با دمیدن روح در تبهکاران نظام مقدسش در\nدست ، بر تاریکی جاهلیت مثل آفتاب حمله بردند، و شعبه از\nآفتاب روشن تر است ، کوه را به بینائی ، تاریکی را بر روشنی و\nعالم جهل را بر مسلم منقلب ساختند. این ما هستند بزرگان\nاسلاف ما انبیا باین صفات و اخلاق عظیم کیتیا نمودند، و ه نبودند یک\nذره ، نه صد ، هزار ها ، این هم شعر نیست ، علم و حال که از جزئی\nاسلاف محترم است این اثبات میکند ، یک ملت یک عصر\nبلکه تعلیم عاماً از همین رقمی که اگر عن اخلاقی یکی از ایشان در یکی\nاز افراد عالم موجودہ پیدا شود ، در آنا بطل قهرمان ہیرو ساخت\nتعدیل افکار نسبت بشهدا و تلفات شان\nاکثر میشنویم که بعضی از اشخاص نسبت لقلت تعداد شهداء خود\nافغانی در کثرت تلفات جانفری جہاد الجوج با واہ طعنه میزنند درمقاله\nجریده ما اعتراضاً کرده میگویند که چطور میتواند شد که همچو یک مشتقی\nشدید و محاربۂ مرید متقابلۂ یکنست با شخاص با عنی اندک کا صفرا\nهیچ تجویز نمیشود ، حتی چند ذوات محترم را این چنین ترهم داخل شود\nکه شخصا باین نگارنده گفت و شنود طولا را درین موضع امیلدار\nتضییع اوقاتا کردند الافر چون باز هم اسناد دادسته داند زیرا که\nمبداء ارکانی است این بوز نامه بزرگان مانا و اجداد\nما را در تحریرات ما صادق دمتن مکاتب وقایع نامه اند . لیکن\nما که در کمتر از صد سال از اباسین تا بحر قلزم سلطنت دامنکدیر شد\nمعلوم است که حصول مخار به یکر با متقا با در سنه واقع آیا میدانی\nو سلطنت شان مثل جهانگیران امروزه برای مقاصد رزیله یا مرآناً باصول جبرنی بوده است . و در جنگها سوق و بسره کمالا\nاست؟\nبهمدا انسانها و استثمار نفوس و ناساس فلسفه شان مساوات با ادله سار با نیروی در و حاضر در سازمانهای کادست\nبطنی و حیوانی از پے خورد گیحیی بود بلکه بکامی استعداد برس و متین کنها بوده لهذا زانکه مدا تراً اتواب از هرا دی\nعسکر و فوجی با پیشرفت آغاز میکند! با دشمنان ، وای\nدر بعضی مواقع که عساکر ما با نگو نو بجانۂ ہا ہزار\nعرب مهیج دادند که ان احکم الایلتہ ، و بکا حرص پر دری\nمقاومت امریه و نذکر نیترن جاده اضطرات نسا نهاست آبا و\nخیر پیشان بحر فضول و تمدنات عظیمہ شان نهایت مقبول ، اول میشوند علی الفور مقامی را باصول جزئی برما خود شکار\nاز همه زیاده قابل تقدیر آن نشان علمی بود که بمجرد هی علی الصلوة ازینکه یک عده از آنها شترار را بزیر ش میگیرند کعده دا\nوالسلام را از جوم گرز با زنا می افکارا جنبیه و سفسطه تا ملوق قدر شیر نغر سنگر و بگرمی را اتخاذ میکند ، جوان مین نفرست\nفرق داخلیه حفظ نمودند، از دیگر طرف یجاد علوم نهایت صحیح شروع با تش نمودند متعاقباً نفری مقدم الذکر شروع\nکردہ وحتی در ترقیات محیرته مروزه اروپا وساطت بهتر با وه همچین! ، وهم .... علاوه برین همواره عر\nقلعه ها و مقامات حاکمه و محفوظ نشیمن دانسته ندر\nوچون بهره ها و دیگر ترقیات نظامی خویش عرض\nشمارا اورد با نی با ہم فراموش ننموده اند، وضائع و اثاره\nمهم برو برو بگفت کوی بساز تا تصوف میواندی و اینطوری بسپار، به از مرز د موازین نخلے بیا و د ا د که هر روزه اند را اور دیا کر بیان شیرین را به مر تقدیم میکنم\nارت شان حیرت افزای مہرین مدنیت امروزه است\nاین خبر الام و این سرت وسط که شابانی و حجان طافق\nدر بیگر انسا نہا ہستند تاریخ مارا ، فقط افغانه ما را تشکیل میند\nو اننما ما افتخار مسکنہ ، زیرا افتخار یگانه خیان مسلمه و مومن بود\nبی این افتخار مسلکی بست ، نه افتخار سلی چینی ، چون ہر دو کجا واهم ماند\nمیگرند که مثلا ما چون مسیح در سمند ، عقیدت بسته داری یما افتخار مسلم\nعزیرا ! اشک تاریخ در جداول دنیا ا ( ارو با ونتر مقیمی ما علیم\nمیباشد همینکه از ورود خصم مطلع شدند، قرار بدام\nقائد شان شروع بمدافعه و تعرض آنها مینمایند .\nدر بسا موزینگرها چون از ورود شهداء اقو\nخود ها را بلطائف الحیل در اطراف و نوا\nو کنار پنهان نموده مترصد وقت و فرصت که\nبر دشمن میشوند همینکه دشمن بزیرش پیدا شدن\nتین بفر شد، ما باین رنج امروه محض بانیست ، وانا به مابات نو که متفق و متحداً بیک آن قرار اشارات و کنایا\nکه از است فر ندانند بن کارنامه او خویه عا ( بانی آینده )\nامضاء ع . ق. ت\nو غیره مصطلحاتی که دارند فیر کنا نیکا شطیم استقلامی"}
{"book": "adl0717", "page": 187, "text": "شمارهٔ (۱۹) جلد اول\n( ۳ )\nجریدهٔ حقیقت کابل چهارشنبه (۲) سنبله\nاکثریه با آن زمان دست تعرض دراز نموده عسکر تار یجا را بیجان یا از\nتحریک دینه که آنها اموال و اثقال را کر بطور دزدی و دیماره در پنیستی\nخود بر میدارند و با مشغول بدست اندازی و جمع آوری اموال هر جا\nرعایای مظلوم افغانی یا میباشند پس درین فرصت بیکبارگی دشمن بازبر\nآتش آورده فریاد از نهاد آن بد نهادان میکشند !\nبعض از عسکریان که پیشرفت تها دت میرسند آنهم بواسطه رسیدن\nاجل مقرره و یا بواسطهٔ غفلت خود آنها و یا بواسطه عدم پابندی انها\nبتعلیمات نظامی یا از سوء تدبیر قائدین آنها و یا از مسائل اتفاقی بوده است\nزیرا که عسکر تا آنزمان دست تعرض در انه را سر تعلیمات دراز\nمیکنند تا که او تا خودشانرا بآلات تعرض و مدافعه، مامنه موقع پیشرفت\nوپسمانی و خبر و اموراتی را که بلفحه در محاربه بوقوع میرسیند بی دست\nو پا کاملاً از زبان منصبداران خویش بیعلم نباشند . و ما من در عسکر دیبا\nبر آنخود اتحاد کنند ! امید که حالا متعرضین بخیر طبقه فهمیده دارا\nدر تحیرات احمق بجانب انگارند (یَا لَیْتَ قَوْمِی يَعْلَمُونَ)\n\nورود آقای دست محمد خان کلان\nجونغ خروتی تفری قندهار و ازرگان\nمخبر نامور ما از غزنی، اطلاع میفرستند که یوم ۲۰ اس آقای معلم\nدوست محمد خان صاحب کلان کلان مقام ارسکان پوزه بیکعده\nکثیری از سرداران فدائی دلیر ایام بغرض سرکوبی اشرار باغی و بقای\nپیشگان منکی منصبه نیتدوک وار دغر می میباشد که د اقای کلانی در عر مین\nمورد داند اقای معروف حسین کا ند را ست و پیمدایت انهم بر شقته چند تا خوان\nدر قت درین احساسات انه اني بظهور ما انیم که در افاسه قیا می کانی\nروایا مورد او توجانا بعنایت و عنایتی میدارند یک با چه و او چه ار تو با دو کیا\n\nرجعت علمای اعلام وسادات عظام از مرکز بآباد ناکت ان سلام !\nابر اگر آب زندگی بارد :: هرگز از شاخ بید بر نخوری\n\nطوریکه در موقوع حکومت پلیت صلاحیه علما و فضلا و مشایخ و سادات\nافغانستان جهت مذاکرات اصلاحیه با تفر جی باعی و سرکشان کلی اطوار رای نمود\nبو تا اینکه نتیجه بعد ارشادات و توضیها و تلقینات از حد شماری که در رفع و\nدفعات مفسدین فضا و روحانیت با آن محترم در کلمه الله اعضا الخصوص\nبا آن دسته بغاوت پیشه با آن شوره سراون سال نموده اند در اینجا از راهنمائی و هوا\nمسلمانی آوردن هانا کامیاب نماند فعلاً بکامل پای در نجخ خودشان بانحطاط\nنهایت دقت ورده کلما از سفاهت انگیز بلها بگمراہی جہالت و بغاوت آن\nجماعتها را بگمره و شیلطان شمرمانده بلداً در انمودن ملت وحکومت مچگد فیلا تو\nتمام سنگ تفاقات را بر فرونشاندن این آتش فساد و سرکوبی و گوشمالی\nاین طوایف صاحب عناد حق بجانب نشان داده مقاتلین و مجاهدین آن بجنا\nکثیر سراسخنه است تقا غازی کنندگان رارتر ملگیا شہادت مقتولین شاد دیانا\nباون ضلالت را سردار و بدر دار فتوی دادند .\nتی پی انکریزیا گفته ایم جاکی مشت شیر نے کسے شرابت غذا اسلام و معنا\nافغانستان چندان مسروق و مزمن آن شوره باین اخیر چشم ندارد زنبو و\nکبار با معلوم کردیده است که آیات قرانی با احادیث نبوی یا ارشادات خلفا راشده\nن تا تابعین مطهرین کبرا باب سلف حمتہ علیہ اجمعین آنها را تحت تاثیرا ورڈ\nنمیتواند . جاهلان نادانان بخصو جماعت بے دماغ انه بحدی در اورهام را رحس\nدگوی بحکم تک سے کہ باقتدار بازار هم مکو تو سفیدی بخار لے\nالبته فائده ابداری در پایین اہمیت بصلاحیه علما و ساداب وصول یوست چند قابل\nتفکر و تاملات پنداشته نشوی بیت کن تو اکو در سایه لوح و مآلات اور خود را\nو فکر و خیالی ندارند ما بناء أون آیا د انجا عا سو ولت کجایل خون کاسب کاری ندارن\nبلد اعما افغانی در بانات شته اسلامی ملکی بسوی حق و حقانیت کشانیدند\nو گذارشات وافكار حما نیکه دارند در ابا نظر همه کینیسه قلباً عموم آمده یسلا\nیچگوی در طالع امت تنها همین علمای سو و کلا شونده جاهل ترسند و با بکه\nو بلعا دشمناں را غائت ا مید ان مبیافته و عمومانه با دارند و بس.\nحقیقت نا محبه کو یا د ثنا شریعت غرا معظمه غازی خود مضمون هذا مستحون\nآیه شریفه قرا نیکه درین مورد توجو دیا اور ی فرمود دملت ومملکت خود راد عوت\nیز مانی و سرکوبی و صیادی شتر میدیم.\nانك لا تهدى من حبیبت تحقیق ای محمد (ص) تو رابنماند برده نمیتوانی بکسیکہ کہ تو\nولكن الله يهدي مشاء هو دوست داری بلکه پروردگار با میسار در اجما ه\nاعلم بالمهتدين کسانی را بداینت خوابه باشند.\nو ازین مساعیات جمیله و مواعظ و نصایح حسنه این علما و فضلا و\n\nو سادات د است سلامی کسبب پند و نصیمت ببد کبران باطل و اعمای ابدالابات نگردید انها را باستدعا یه د و عاه درگاه رب العالمین که با ما یای من است سپردند دست حق پیوسته مجاهدین و عسکر منصوره اسلام را هم در دفع و کسر مفسدین در حفظه خود داشته باشمدہ"}
{"book": "adl0717", "page": 188, "text": "(۷)\nشماره (١٩) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل چهار شنبه (۲) میزان\n\nدوستی وطن زایمان است ما اظهار خدمت و تشکر از صداقت\nسربازان افغانی مقصریم باید آنها ما را معاف فرمایند\nیا عموم پیشوایان صادق و شریعت پرور بالا نق مملکت غازی پرور\nعموماً مردانه از بکمال صداقت و خلوصیت در فدای اسلام\nو وطنیت و ملت و مملکت و دولت خودشان فوق العاده\nلیاقت و ابراز فعالیت همی نمایند [عام از یکه از حصه\nباشند و یا از جمع با شرف لشکری] مقدر گردید و تا دوش\nبایستی در طی ایفای وظائف و خدمات خودشان\nتعمیل اوامر خدا وند و امتثال اقوال رسالت پناهی را\nفرائض منصبی میلانمی و ذمه دارایهای عالم انسانی دانقائی\nبمدح و صفت و تمجید و تلقی و چابلوسی خویش مدعاء از افراد\nو قعت دایمینی ندهند - هر کار مینمایند باید محضاً لله برای\nو بر آوردن خود او بر آفت خود او بر مملکت خود او برآورند\nنمایند و اجر کلی انرا از درگاه ایزدی خواستار باشند که ان اجر\nالا على الله - با انیمه که خود این نگار نامه غلامان\nبمدح و صفت نمیباشم با هم چون از مشاد ماندانه و فدا کاریه\nانباء طنم مطلع میشود خدا شا هدست (و کفی بالله شهیده\nکه بیضا آن صفت ببر دایم و با ظهار تشکر از صداقتا خود را مقروم مید\nلکن علاوه براد را سيا مواقع مشکلات اداری و تنہائی و تو\nمتردد و غیر مونئی و بالاخر مجری ما را بدین امر و دا میکند که از ن\nان سر بازان شجیع و منصبداران منبع افغانش صرف نظر یا اظهار ته\nو شکر از صداقه مدرانه و تلق گونی و چاپلوسیمای علوم انداخته\nامور الیقوتی که فرصت و موقع مساعد آن را ذخیره نمائیم معر\nو صد مقرره صداقت کیشان مفتخر ما را درین پوزش\nمعذرت دوستی که لغتیه از ان انما ر فعت معذور و محمد میند\n\nهمچونین غازی را دوست نداریم\nاز ره صدق و راستی کردیم\nتا شود نام با معالم فاش\nہست شیر امجدا وطن گلر بو\n\nسمت پیر مروت\nہمہ عمزدا در پاس\nاز غلامان و چاکر\nتو ہی انجان\n\nاز طبع علامه مجد آقای میر شیر احمد منا جلال آبادی معلول التماسش\nخوش بهشتی است بوستان وطن بهتر از جسم ماست جان وطن\nجان او حیات ما هیدنا جسم او کیست ساکنان وطن\nهست غازی امیر ایمان الله باعث امن و هم امان وطن\nاز بهار وجود مسعودش رفع شد بیخظم خزان وطن\nنظری کن بعهد اوایدل زنیگران تابان کیوان وطن\nرشک گلزار کرده هر جا را اثر دست باغبان وطن\nدوره ماش بمهد عشرت و ناز غنچه دار مدرس دمان وطن\nاز در میشتر بملت خویش اوست دلسوز مهربان وطن\nبر سانی فکر و دانش او رفعت نبر یافت جان وطن\nگنجیهای علوم و حکمت را کرد امروز رایگان وطن\nساخت صد تا مدارس مکتب بهر تسلیم طالبان وطن\nطالبانند صد ہزاران کس مشتغل پیش عالمان وطن\nصنعت و حرفت و تمدن را داد تر ویج در میان وطن\nدر هنر از جہانیان برون گوی سبقت هنروران وطن\nحسن و تدبیر او سلاطین را بر خود ساخت من حوان وطن\nسر نہادند با مجیبان دول بخشمورش در آستان وطن\nنصب شد رایتش بر دولت عزیم او گشت کامران وطن\nتحت گوید در صحایف دہر از وی این نام جاودان وطن\nجان فدای چنین سہی که درو تازه شد روح و جسم روان وطن\nباد یارب و جود امجدا و قطب و اقطاب آسمان وطن\nیا جمال عنایتش گرا سر بدخواه و حاسدان وطن\nسایه این همای فرخ بال کم مباد از آشیان وطن\nشکر الله عم چدین را هر ماگرد زیب خوان وطن\nہمت اوست روز و شب محصوره امي رفعت نشان وطن\nدوستی وطن ز ایمان است مژده بادا بدوستا وطن\nهر گز الکابل است ایمانش اوست البته عاشقاو وطن\nمقتضای حمیت است که ما همه باشیم حامیان وطن\nبکمال و فاق و ہمد روی کف فشاریم در عنان وطن"}
{"book": "adl0717", "page": 189, "text": "-{قواعد شرائط}-\nاین اخبار بغیر از ایام تعطیل در کابل یکروز\nبعد نشر میشود بدیگر مقامات در هر پست قطعاً\nارسال میگردد\n\n”امور تحریریه بجگارند[؟] حقیقت“\nارسال مقالات واصله در اداره مانده نمیرود\nدر اندراج و اصلاح و عدم اندراج\nآن ادبیات اشتراک توسط مراجعین\nدولتی و بصورت نقدی از همه جا\nقبلا دریافت میشود\nنگارنده (بسرجان الفتین ختکی\n\n- شرح اشتراک -\nتفصیل مقامات قیمت برروپیه کابلی\n۶ ماهه سالیانه\nدارالسلطنه کابل ۵ ۹\nداخله افغانستان ۶ ۱۱\nممالک خارجه ۸ ۱۵\nسرمایه دار ششرا[؟] ۱۱ ۲۰\nمحل شرکت:- از ساداتا[؟] طلباء\nیک صنف[؟] بپدرآنانیکه با او میخانه کابل\nبتبادله سبا[؟] جزا[؟] اسلامی شرقی[؟]\nشاگرد قیمت یکشماره عموماً ایکپیس[؟]\n\nحقیقت\nح ۱۳۰۳ \n\nسال اول | کابل شنبه (۵) میزان ۱۳۰۳ شمس مطابق (۲۷) صفرالمظفر ۱۳۴۳ قمری | شماره (۲۰)\n\nقوم عاقل خود دو تو حکم قتل منگل را\n(طبع دوم بکله[؟] ممهور بمهر مجلس اصلاحیان)\n\nاکنون که منظر افغان است تاجنت سارا بعبرت باز کن یکلحظه اینجا چشم بینا را\nببیند مشاطه قدرت جمالش و فزون کرد سلامت که کجا باشد یکو عشاق شیدا را\nدمادم می ریزد هر طرف از شک خود خونی ضیا میکند چون لاله پیرامون صحرا را\n[ILL] از گلشن فردوس مو زونست میدانم کنند تشبیه سر و شقایق شیعه خان عند[؟] را\n[ILL] بش از روی ناز خاکش تار و پود ما هوایش میبرد از جادلا ہل تمنا را\n[ILL] بگویم وصف همچون پرشنا[؟] و شوکت را که از خوبی ربوده است دست انخو قلب سارا\n[ILL] دریغ و درد بر احوال ماضی چنین کشور که خور داند در جگر چندین هزاران تیر عدل[؟]\n[ILL] باسم روسفید و صفحه تاریخ میگوید که همچون بلبل بچانم این گل د ید عو غا را"}
{"book": "adl0717", "page": 190, "text": "شماره (۲۰) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه (۵) میزان\n\nبمکر احمقی در دام دشمن رفته بود اما\nچو گویم جو یعقوب ستم گر را که با او کرد\nخجالت میکشد از نام او تاریخ افغانی\nنه ننگ از شان افغانداشت نی پاس مسلمانی\nظلمهای گوناگون ستمهای ز حد افزون\nپیران میشنیدی اندر اندم آه جانسوزی\nبسا طفل یتیم و مادر خود چشم گریان داشت\nعمارتها تمام ویران عموما خوار و سرگردان\nدرین هنگام مایوسی کز هر سو ناامیدی بود\nامیر خلد مسکن شیر غران مملکت پرور\nبتمیر چنین ویرانه بنیاد مرمادی\nکبخش از حلم و نرمی کرد و صار جنبش قهر و بیم\nولی چشم زمان اندر کمین بود و ندانستیم\nزمام سلطنت چون بکف شاه شهید آمد\nچو از کوس بشارت نصر من الله باز خواست\nقدر قدرت امان الله شه غازیان بادا\nچه یهودی که بالدست سحر در این حماق فاصل\nگر از شبهای کارش میکنم تذکار میشاید\nالا ای حضرت بادت هشت شکل جاهل\nبرای خواهشات حلق بر علاقات میکوشید\nکسی کو عادت کفار را سازد شعار خود\nبگفته پیمبر بر حق که از صحبت بود تاثیر\nوگرنه حال تان مانند کفار لعین گردد\nمگو سرور دگر حرفی بایشان از ره نخوت\n\nمقطع بساخت حق از دانش مکر پیچھا\nبهم بر میزنم صد غصه یوسف زلیخا را\nگل و خار است با او نسبت احد او و معادن\nبدشمن خواست تا بسپار در این محبوبیان اسلامیه\nبقوم و ملت خود کرد و بشنید حرف بدخواهان در یوقو\nز خون نوجوانان می بدیدی غرقه دریا\nکه دل میسوخت بر احوال شان گیر نصارت او\nنه بستری بود و نی عصمت چبانگر تماشا را\nچو نرگس چشم در راه بود ملت شاه دلا رادری\nضیاء الملتہ والدین ضیغم اقرار قلب اعدا را تماسی\nاساسی از سیاست ماند و بنکر فکر اعلی حوادث\nبسنگ غیرت خود در شکست پیشان اعداد بر کشته\nقلم خونبار میگردد چو گویم فوت آنشاهان علیات\nمنور کرد چون خورشانه ویرانه ما را مشهور\nافق با خط زر بنوشت این مضمون یکتار انده و اند\nسر فکرش دید با مردگان نفخ مسیحا را فتح کا\nبصورت افتخاری داد ملک چون هیولا را\nکه قربانش نمایم این سرپیچیده سودا بسیار و نداری\nکه یا ور گشته اید عبدا الکریم مسیر و اغلام نبی ا\nبتحریکات دشمن میدید بر باد جانها را در ان پنچ\nز اسلامش بیاید قطع کرد ریشه تمنا را پدری\nباین گفتار باید برگشید آن فتنه بر شده اند\nخلل انداز میگردید دین پاک العمدرا دریاب\nبقوم عاقل خود ده تو حکم قتل اینها را نبه سالها مضا\nاند بدست ابرا\nحقیقت\nای انتخابند سر ور ایل قلم توئی :: از نظم خویش در نظرم محترم توئی :: فکر رسات یافته ات بنجمان اخت :: در عهد خویش شکر محقندم توئی با حضور را\n:: فکرم د خیال مهر رو یک سمراند :: یعنی که بیم خواه دل پر الم توئی :: اطراف حجات"}
{"book": "adl0717", "page": 191, "text": "( ۳ )\nشماره ( ۲۰ ) جلد اوّل جریده حقیقت کابل شنبه میزان\nتشکر از فدائیان اسلامیت کابل و افغانئ جریده نظر قاطبه اخوان افغان از معنویّت همینه این حال عسکرئ\nبعد ازین مصادمه مجادله که درین باغیان تمانه و مردان شمشیر زن\nاسلامیت نشان افغانستان بمواضع برکی برک بر کی راجان\nو غیره بوقوع پیوسته در تمام ان مظفر یات مخصوصا بتصمیمات قاطع عسکری\nسپاهی و تلفات کافی بر آن باغیان پیوسته است گیاه تماماً از روی عقیده\nکدام پر اولایاک حضرت باری و برکت روح قدس حضرت سید انام علیه\nبوده او از در عالم اسباب از حسن تدبیر و دلاوری جناب سپه سالار معین الان\nنا سپه سالار و حضرت غلام نبی خان معین الان مردانگی شجاعت\nو دارامندی اقا عبدالوکیل خان فرقه مشر و اقا عبد الاحد خان رئیس\nعمله ارکان آقا محمد حسین خان معاون آقا میر زمانخان لوا مشر واقای\nعلی محمد غوث خان و محمد امیرخان مکتبمشران و محمد طاهر خان\nو دیگر منصبداران ضابطان عسکری [ که ذکر اسماء سامی آنها\nبطولت می انجامد و اعلیحضرت معظم غازی و مقام وزارت حربی افغانی\nاز نهایت مهر قوبین مساعی و جانفشانی آنها کمالا تحسینها دارد ]\nو د در شهر و پیوتهری بخش قلوب افغانیان را با غلغان تمام و موجب\nمالیده و خلق دشمنان اسلام و افغانستان گردیده زاد الله هم قوت و قدرت\nفتح کوتل تیره و مستولیات عسکر کرو و درک\nراپور عسکری مورخه ۳ میزان بشارت داهن است که اراسات\nجمله دفعات جانانه اقای شاه ولیخان سپه سالار و حضرت\nغلام نبی خان و دیگر منصبداران نظامی الیوم کوتل تیره با\nبدون هیچ یک فیر خونریزی بر تیره که کوه صعب المرور و سنگی\nاست و بدست باغیان بود دفعة هجوم اورده او را تسخیر\nشده اند. فعلا در همہ قله هاگ آن افواج افغانی نشیمن داشته قوای\nکرو و درک را با تیر که پیوسته اند و الحمد لله والشكره\nاگر چه این تیر رفت او تیرا واقعیتومددگاری خدا و رسول از حسن تدبیر مقات\nار سپه سالار صاحب معین انجلاب اسپرسم المومند و غازی و دیگر میران انجامین\nمده است با برهم که دلاوری حصار رجال عسکرئ محتاج میشه پیام جوان صفاً\nعسا کر لوگر و وردک و دیگر مقامات ایک در صف خوب بود و جبهه و خواهم عمله\nمیتون است با تعویض تیره وزارت حربی افاقت تمام ساخته بود که پیر و ترک است\nاز اطراف و جوانب متعه میران حمله اور شوند البته در انصورت هم با های\nگردیز خوست، ارگون\nقوای استوار ارگون\nخوب گردیز و تخطیات\nجنابعالی وزیر صاحب جنگ محمد ولیخان سر کرده تا بگیرم اطراف خوست و\nشتافته برکامل و خوب جدی و عزم نظام نصرت انجام انتقام با یک\nحیات قومی تو انا خطر امراء در منویات میمه اراده همایونی و بیا\nدبس بجمعیت پوره موصول مقرره را افغانی مقیم خوست و ارگون\nبتربیعت آورده نسلی از شریعت و اراده او انکار آنها نیز می بازند.\nقوای ملکی و نظامی و ذخائر\nجاجی چمکنی سمرت ہے معالیہ ناری یک تعداد تا\nنهایت غالی عالیجناب محترم آقا علی احمد خان ایشیک اقاسی ملکی\nرئیس تمیز شرقی ) ترتیب یافته اند در ین ایام اکثری از آنها بمقامات\nلازمه همه رسیده اقای مزبور در شرف طبا قر کرت است مضاین\nقبل تجمع نموده بم علاوه بران سر بازانیکه از سمت مشرقی بمرکز افغان\nو نقطه محاربه ز طرف لوگر بهم رسیده اند. کندکها بسیا نظام و قومیت\nبسیار متر و سلح ملکی از طرف نمرار راه حصار علحان و ارزینه تقیث جوان\nجاجی و چکنی مندو تو طغیان و علاقه عباد آنها بهم طریق فرقه و سکر سراه\nالمية زیر نو سنده شا خاسی ملکی ) و محطیات محترم محمد صدیق ما\nلوا مع دت کا و علیشاه مواد دیگر قواد عسکری می مر جا و چمکنیا که حیات ہے\nو معنویات آنها جدا قابل تقریت اند در دست معروضات اسکارستان\nهمچنین غضبات و جانفشانی پاکر تاج\nغزنی و قندهار\nآقای علوم محمد ها و زیر داخله که ہوا\nمحمد عمر نوا لو امر و آقا عبد الحکیم حاکمکمان کلال غزه خونین اقا می گل احمدره\nدر اطراف سوگوا بملال و مده اند مخصوص در سرکوبی و مدافعه و تعاقب\nبا غنیاند دافع جا کونیمداند قابل تشویست و همچنان از احساسات است\nکامله مردم قندهار و حضرات و منکومه خاویه جنابعا یمان جوانین جان\nو مهتران شهر ملکی و نظا قند بار سرد و مرمز که معرفی در سه برسی کنر نهایت دارید.\nهرات ترکستان یکا فنی توا که جما حا غبر وا منوع\nقوادارده و مزا قطغن افراد عساکر نیا\nمهمات هرات و مزار خیر آباد مغل من مجلان دو مکه حرکت دور و بیر که\nبنده یکنیم تا که در وقت طبع راپور نرسیده تا در شماره اینده درج خواهیم کرد\nانتخابات دارا اور قطغن بدخشان میمنه هرات و جلال اباد با اطراف در این احصه پیش افتادی که اخبار و دیگر اخباا"}
{"book": "adl0717", "page": 192, "text": "شماره (۳) جلد اول\nجریده حمیدیه کابل\nخلاص مقالات وارده\nبحر اغوای اهل منگل بود\nاین همه شور و غلغل بی سود\nتحت عنوان فوق برادرم میرزا محمد اکبر خان م . ن\nمقاله طولانی را در چند صفحه قلمبند کنان بر حالات سمت جنوبی\nنظریات خودش را قائم کرده بر اسباب و موجبات شورش\nمنگل و دنیا طلبی و شهرت پسندی ملا عبدالرشید و عبدالله تبصره\nکنان مینگارد: - ملایان جہالت بنیان عبدالله و عبد الرشید\nنامان که بزیان دیگر انها را میتوانیم مجسمه کذب و جہل و ریا و\nاغوا، معرفی کنیم و بعباره دیگر میتوانیم نوشٹ کین شیطانی و تاسیس\nبانی را محض جہت اغوا ء و گمراہی منگلیان بغاوت پیشگان از استاد\nبدنہاد خود کہ شیطان علیہم اللعنہ است آموخته و در ابتداء\nمحض بغرض اجراء مقاصد شخصی و اشغال کدام یک مقام عالی\nحکومتی این زہر قاتل را در قند پیچانیده و شکل منحوس دیو بغاوت\nدر جامه پر لطیفه مجری مسائل مذہبی پوشانیده بغات منگلی را\nبسو خود بصدا مکر و شد ید جلب نمود باز درین مورد عطف\nقلم نموده که اعلیحضرت غازی در اول مرحله بدین حقایق پی برده\nمطلع شده بود فاما چون برین واقعه صورت مذہبی و جبہ شرعی\nپوشانیده بودند ازین رو نخواستند کہ بدون آفتابی نمودن\nاین مسئله و ظاہر نمودن حقایق بدانها که ظاہر سنگ شریعت\nبسینہ میکوفتند و در حقیقت دلداده ریاست و حکومت بوده\nاذیت و ضرری را عائد کنند - و بعد از اینکه نه تنها افغانها\nبلکه عالم و عالمیان از منافقت و شیطنت و بغاوت آنها اطلاع\nیافتند بپنجر دست سیاست و گوشمالی میتوان فرقہ باغی را نرم نموده اند\nفمها و در عفو شتر ازین هم میدانستیم که لطف و مرحمت و شفقت\nاعلیحضرت باره خرابی و زبونی آنها را نمیدید فاما با همین احمق طغیان\nشوریده سر بدون نوشید نے آب شمشیر خونچیک براه اسلام و امین\nبرابر نخواهند شد فمروه الفردی باید که حکومت سخت تنبیہ و سر کو بی انها\nای بسا ابلیس آدم صورتی !\nہمچنین اخوی ملا محمد دلاور خان یک مقاله را در چهار صفحه و طویل درا و در\nموضوع بغاوت منگل قلم بند کرده اند که مطالعه ی آن بیلا منتظر است .\nای تارین عیین بغاوت وای اکالان جنگ کہ تو نی ملت افغانی را\nشرم وننگت ای پیر زان باغی جنگل نشین و ای مشکل های جنگی\nقربان اسلام شوید با اسلام و افغانست از وجود شما باغی کے شمار\nشما این حدیث را چه میگوئید مَنْ قَاتَلَ تَحْتَ دَايَةٍ\nيَغْضَبُ لِعَصْبَةِ أَوِ يَدْعُو الْعَصْبَةَ أَوْ يَر اولى\nفَقُتِلَ فَقِتْلَتُهُ جَاهِلِيَّةً ان درین باغیان شورشت\nدعوت میکنید ! و اسفا کہ ملت نادان سمت جنوبی اگر کے\nہدایت احمدیہ و مسائل شرعیه ندانمانده در نمد مقابل از بندر\nشیطنت آیات عبدالله و عدو اللہ و عبدالرشید راهی مقاع فرو\nگردن خم نمیگردند و مشت در وایگان مطلقه بجه ای اسلامی و الله\nافغان کدار میرانو ند یکہ یک تن این مردانه از راه دین و سفیدی قایمش\nآیا در کدام دین و ائین است که گاه باره دنگی که دولت اسلامی باش بعد را\nمدیر باین مقصد جمع نموده بود که محضا جهت اعلا کلمته الله مبرح داران قلب\nانرا در بینظری اعدای دین مبین اسلا تسلیطین نماید امروز آنرا در حمیت بیجا\nبغات نمانید که بنا بر نادانی خودشان تحریک محوسانه شیطان برای الاور\nاطاعت اولوالا مر خویش کشا ئید صرف میکنند. در اخره ین مقاله حضرت\nخود را نموده است: الحمد للہ ملت افغان چنان ملت نادانی نوات دیگر\nمنافق احمدی اند که مکرو فریب حوشه دانستہ اند و یقین دارند کہ ہما توقانی کار کہ\nاولا خود خدا وند و باز در عالم اسباب جلال وجود یا عصر اسلامی و صدور\nدرین خطه افغانی میباشد رو جهت راه اسلامیت آباد کردن و از جاب سیاسیہ\nشخص استی بلجغی بصغری هیچ افغانی را از اعمال سرایا و بال خولیش بین و منماد\nہمچنین حاضر و آماده اند حتی اگر یکنفر طفل افغانی باقی بماند کا ہی محا طراف و تو"}
{"book": "adl0717", "page": 193, "text": "اخبار مخصوص\nاین اخبار بغیر از ایام تعطیل در کابل یک روز\nبعد نشر میشود و بدیگر ولایات در هر پست خفقاً\nارسال میگردد.\n\nامور تحریریه بکارندة حقیقت »\nارسال و مصالحات و العط در اداره اندو خبر ها\nدر مدارج و اصلاح و عدم اندراج\nآنها ولست اشتراک توسط تارک\nو والی ومصارف تقدیمی از دایره\nقیله دریافت میشود\nنگارنده (بسم الله بسمل خنگی)\n\nشرح اشتراک\nمواضع و مقامات ششماهه سالیانه\nدرپایتخت ایالتی کابل ۵ ۹\nخطۀ افغانستان ۸ ۱۵\nممالک خارجه ۱۱ ۲۰\n\nپول اشتراک پیشتراد\nمستقل د پوسته دارسادتها و مجمل طلبہ\nمکاتیب و مدرسین که از نگاه تنخواہ بکم مائی\nگرفتار اند با ارائه تصدیق شرعی\nجهت یکشمارہ عموماً از ریں دوت\n\nج حقیقت\n۱۳۰۳\n\nسال اول کابل دوشنبه (۷) میزان ۱۳۰۳ شمسی مطابق (۲۹) صفر المظفر ۱۳۴۳ قمری شماره ۲۱\n\nنمایش عُنده از فیضان بمقابل وزارت حربیّه\nسالان جندے پیشتر جناب عالی آقای عبدالعزیز خان جبل کستر\nمدار عساکر بمقابل وزارت حربیه منحیث آن نغمه ها که از مزار فیضان بار\nباسمها رسیده اند را در شماره های سابق خود در جریده و آن جوابها\nکه بمشرق قارئین کرام خود را مستفید نموده ایم، ملاحظه کنان در موقع\nنخستین نمایش بعد از ایفای سلامی حضرت وکیل صاحب منربور\nبا جمع بزرگی از مخاطب کنان کوائف اجمالی بغاوت منگل را با تفصیلات\nدر تره سوانحات همایونی که نسبت بآن افراد باغی از ابتدا ئین\nمخارج سر انجام تا ألان فرموده اند، بیان داشته در آخر گفت :-\nان تفانی ها اعلیحضرت معظم غازی نخواسته اند که در سرکوبی و گوشمالی آن\nخائنین بنا و ست پیشگان تنها از قوای مرکزی و نظامیان وزارت\nجنگی حامی افغانی کار گرفته درین معامله مذهبی و وطن قومی که تما افراد\nا یحیی بصورت جند عسکر خدا کیشی خویش را در ولایت افعانی بمجادا\nدر محا منها اسلامیت مملکت حاضر و آماده ایده حصۀ نه بیند رسائل لنگر\nخویش با میان دو شما و بزبان معنوی دعا که ظفر نا ئرا فعلا بنوسس کبار\nمان های شمال طراف و نواحی بودند نیز خواسته اند که همراه و یکرا زیلی\n\nخویش دروق بدوش شده در احساسیت واجد است\nبیان مدافعه و بند اندر که بیماست سنگر اخوان عسکری تحریم جبهتر\nرسیده آئید، عنقریب دیگر برادران عسکری شما که از مقامات\nخود حرکت کرده اند و در عرض راه هیئات سفریه را رو بگر خوانشد\nبا ز صورت قاطع این معامله را خریں که در بر کی برکثرت برگ گیا و\nشاخ مزار همراه باغیان خیانت کار بدین تارکیها بوقوع پیوسته\nبود در نتیجه مظفریت و غالبیست بنصیب عساکر ظفر ائر افغانی\nبود سبک تفصیلی و درستی ایراد فرمودند باز عطف کلام\nخودشان را با حطار نسبت ، تبریک افتتاح کوہ تیره والتمر بموٴڈ\nاین مسئله بر آنیا حالی نمود که نزدار لقطۂ نظر عسکری یک موقعت\nاهمی را احراز نموده قبلاً بدست باغیان بوده دست ما را ازاں\nقوای که در طرف کوه و استیم قطع نمود و این همه هنگامه پای جهالت\nو داره نار بجا که خوگرد و ویردک و سرخ و ترواره دیگر اطراف\nبوقوع می انجامید عماد بواسطه اسی دو همای نقطه الهم بود کنون\nکه از سباقت حسامنشانه ما غافل آبدوین یک سمت چون\n\nمهاجرین محترم بشنوند که در این روز ها که اشرار بی دین منگل و کبوتر و احمد زائی بغاوت کرده اند با عساکر بی دین باصلحه یورش که میداند نامردانه و بزدلانه در هر سنگر شکست خورده روی بفرار گذاشته و عساکر غازی ظفر یاب گردیده اند بناءً برین از محاذ جنگ سر کوتی خبر بسیار مسرت ندی دکابل رسیده است باین معنی که از طرف سرکرتی عسکر نظام و غازیان قومی متفقاً بر محاذ کوه تیره یک حمله و پورش نمایان کرده یکشبانه روز در محاذ کوه تیره جنگ کردند عساکر غازی در جنگ محاذ کوه تیره شکست فاحش با شرار داده ایشانرا در کوه تیره عقب زدند. اشرار از کوه تیره فرار کرده کوه تیره بدست عساکر غازی افتاد شکر لله که عساکر غازی منصور ومظفر و غالب شده اند باین بشارت سلامیت آثار خوانندگان جریده را بشارت داده یک مسرت بخشم."}
{"book": "adl0717", "page": 194, "text": "(۲)\nشماره (۲۱) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه ۷ میزان شمار\n\nعینا رپوت و نظریهٔ قدسیتلا علما افغانستان\nچونیکه روز دوشنبه در عمارت معصومیه دالر\nبرآمدند حضرات عصومیه بزرگان و اساتذا\n\nاتحاد و اتفاق مسلمانان بحکم\nآیه کریمه واعتصموا بحبل الله\nجمیعاً فرض عین است. واختلاف و نزاع شان مطابق\nجمله ولا تنازعوا فتفشلوا وتذهب ریحکم موجب\nزحمت، مادی و حسرت نزاع مسلمانان علی هذا اتفاق نماید\nاگر در میان دو یا سه موضعی اختلاف بپیدا صلاحش خیلی ضروریست بگر\nحق تعالی شانه را فرضیت اصلاح هم که مستقل (وان طائفتا\nمن المومنین اقتتلوا فاصلحوا الآیة) نازل فرموده است\nو مرتبه و جوابش بوجه ظاهر و آشکارا گردد. اعلیحضرت غازی\nامیر مومنین ایده الله بنصره سمت جنوبی که توجه بحرکات خود و دشمنان دین\nو دولت اسلامیه بوجود آمده بود پادشاه اسلام و عالم سلام ایده الله بنصره\nبر همین فرمان الهی عمل فرمودند. یعنی وقتیکه شرار جنوبی و قندهار از\nاصلاح اشاره نمودند اعلیحضرت فورا و توجدا اصلاحیه که مرکب از سادات\nعظام ـ و علماء اعلام ـ و مشایخ کرام ـ بوده به رفقا و ترتیب داده\nفرستادند - وفده مذکور بواسطه رفع حج و تکمیل صاحبت\nندر مد موتر با بوسطه قندهار روان شدند. یک موتر ازین\nمیا که ماور علماء محترمین است تا تیرز بود بمقام کمی با لم نند خراب شد موصوف\nدفعه تا محمد آغا با سایر رفقا من حوال السفر در ایده مکلفین سوار شدند موتر\nو غیره با محترم نایب الرضا شاه ولیخان که بخط فمرد اشته ایلنا نمودند.\nماحسنا اتفاق پیش مییاد بنه نتوانیم که اقا با طه نشاد لمان انتظارات\nتکلیف اعضا و قد توجیها نامه مبذول نبوده ایا الغور تسلی داده تذکر هیلی اعضا\nموتر را نیز رفقا را بخط منبر فرستاده بودند و علی الفور به صد عاقله دائر\nعالیجا با من کا محمد امان امداد ند گر شتر از طعام تا در نموده تسل کوشت شقایم\nباشند. و خود نایب الرضابا با تلیقون احوال پرسی می نمود جنا نیقا\nموتر را نیز رفقا من نائب الارسید اعضا و قد را تکمیل ایند بودند نیز بوستان\nرسانید در مرکز مقر (کا ریز در کل) جناب نائب الارضا واقا غلام نبی خان\nشفقت را که بر و در اتقایق خود شابت میگرد که هر دو افغان بزرگ الکاملی محتر\nاعلام میباشند - ایجا ا تبجاحت و انیکه بر نفس قدم تا حد در حصور الخلوس خود\nکامترین بوده سریقه قباوازه یاد او د ر بین جا طوائفا رسانده دعائیکر\nو حق تعال شانرا زیاده نموده توفیقی بدهد که افغانت ارکانا لها استقا\nبنماید! آمین - اعضا با قمانده و در در روز شنبه اسالاضان سیارات\nنموده برا شب پا دخوا بشانه گزار قلعه شکر مفاصله تیم کرده و مرکز جنا\n\nاخلاص کائلاً متوجه می نمود بودند ـ و فد حضرات علما از ستر تدقیق و اطـ\nقائم نمود امور ذیل را تجویز و تصویب میشوند (۱) علما و قد در تمام و عبد الر\nنمود در مسائلی زیر بحث تدقیق مزید نمایند (۲) خلاصتاتی که افعا\n(۳) دلیل هر مسله را اکتبت مصیره بجواز صفحه بطور آزادانه بنویسند اگر از خوار\nمناظره و چند نفر معا و بین ان انتخاب شد ند که بوقت بحث نمونه ادوات منا\nکنیم هجومی کنند. درین مجلس یک هیئت محترمه از حصور اعلیحضر غازی میرین\nمنظور پس حاضر در ولت و خروج محترمه و بر رفقا معارف و الوفدا\nنبر د انه بیانات مصلحانه کارا مستقد من هر بار مخارا جانانه ادای حار جوابه زدا\nاعلیحضرت غازی فلمیکرده در حقه کوسینه چنین حکایت مینمود محضور خود شته میفرمانید. آبرو قـ\nو بد شا خود را سرفدی ابل خطابا فرموده بودند که : ذات شاهانه موتا مقدر ی\nحسرت اینطور احوالی را راجع بده گمان میبردم که گو بکار دو د و خوانید مفسد میحوا\nداد و لا غرض بود که او بگوست نداشته و بروی شما زیادت و هم ولی د سستی حال و ا\nدریغ می نمایم که از دست شما پهلو می کشید ند خط راه برآمده خود هم در مناظره\nبجوانند. حکومـت میتواند که بقوت قاهره خود شما را از طرف خود\nمقام را بوی شانکشد لکن که آن جواننت پیشانی ندند که بعیدی شمار ا قاتلند.\nیکفر ستا و با کل طومار بامد طرفتان کند یعنی و یک فرق را ضایع ندند اتکا\nهمین طرف هم شامل پاره کی هاست چه جمع می شناسم، باک از نقشه های من میشوند\nبطر فی ست بی در غرض خود نمیتواند که بر نقشه های من کارام باشد ما تا بزرگا\nمیفرستم که موافق حکم خدا و رسول اکرم صلی الله علیه و سلم او شانرا براه خوبی پوه\nکنید، او چون من به منظور شان میدانم ، با وجود انتبا حال خود در اهلیت و\nشان هیچ قصور نمیباشند - و فد مبارک محض همین مقصدی که مقو عغازی بـ\nبود ا عقو و اقرا ما مدر تبلیغ و اگر زیاده طلبا بکرد که بر حرکت شکور حاضر شوند کا\nدر خدمت بلکه به علت خود بطرف و در فکره غایتیان هوای مرید ا معلوم ان را\nپدرانه برعایا خود همدر گذریست ، جرا و فد مبارک عقلوی کما هی بهدایتی\nپیشرابی شورا دولت هم بودند که از خصوصیت و قد صلاحیه قندهار وکالت امراء\nسمت جنوبی گفته اند - سردار حقام و عنوانی ایک بگرد با نجره اه کنند زیاده ا\nبلکه کعالم مذهبی نیز میباشند باین خدمت علیه موزه افتادند - و و فد مکمل دکا\nکا ویز جهازگانه خود را بخدمت شما تقدیم کرد ، جناب موصوف بهز ا به ر ابسیا\nنورین نمودند ـ علاوه برین حسب بل اکابر دیگر که در مرج بیانات بنبت وطـ\nالامانه درین سمت مفضل بود ند نیز تجاویز مزبور را منظور شرکت دوم با گـ"}
{"book": "adl0717", "page": 195, "text": "(٣)\nمیزان شماره (٣١) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه ٧ میزان\n\nنیز اقای قدوه السالکین زبده العارفین حضرت صاحبزاده آقا، شراقای شور بازار و قدیم محض لغرض احقاق حق بایند ضوابطی جوز او در بود، برآمد هستند\nنیز قران استاذ العلما رومن الفضلا حضرت حاجی عبدالرزاق خان قزلباش اندخوئی، میان حق کوشی با به بندند سوم : اگر از ناظر و هم پهلوی کشته ها\nنیز قراق مخدوم الطالبین حضرت اخند زاده صاحب منشی و جامع معقول و منقول جناب در ان اثر او حق بگریز ند پس کاره وفد خلاصه شه باید حتماً دست از کار\nدرسنا را ملا عبدالرحمن خان قاضی مرافعه کابل - سپس علینام و فد علما و سادات و کشیده به معامله را بحکم وی آيه (فمن بغتا فلو اللتى تبغ الآيه) بشان\nمتمادی مشایخ افغان تاجر ک حاجی بحرعوض اشتر خیل حاجی عبدالرزاق خان افغان بارکزا بر گزینین، واقع ( السيف ابلغ فى عاظ ) (شمشیر بهترین وعاظ است\nبند را تجویز شد که: جناب الحاج مو لو محمد ابراهیم خان مدیر کا پینه مندر جوانی گفته اند ـ چون وفد اصلاحیه ترتیبات حق جو یا نہ بخوبی\nنخود از دولت مناظر مقرر شد - علما ذیل معاون مقرر شدند. مولو محمد احان مکمل و یکجا الى خطه افغان با سلسله اقای آطلاع داده تقاضا نمود که بیا\nتیز قرا رحیم پخت قاضی و مولوی عبدالرزاق خا اعضا خلیفه و مولوی فضل رحمان مجالس سها بنیا پوسند که زود اجتماع کنند که وقت ضایع میرود -\nعارف و مولوی عبد القدیر زالقها و مولوی تاج الدین بود، بکاممه و مولوی عبد الحالت علما کسمت جنو بی نمیدانیم چرا تأخیر را پیشه گرفته بودند کہ بالآخره بعد از\nتیز قرا خواجه ز د حسینی و مولوی عبدالرحمن خان شکر کدر کامه و آخند زاده ملا تقاضا بار سه آقایان ذیل از ان خطی که یکنفر خلیفه م کامه یک سید یک شریف\nتے قرای عبد القادر و مولو محمد زاہد خانقا و مولوی عبد الحی خا الفها و مولو محمد العلی کی پرزہ کاغذی که بهرگنه کجا گفته باشند چند سطر قول رابط بحر آنه با الونوشته بود\nتا نامبر سوء مقرر د که کس پتو مناط و مجاز نیست که گفتگو یا سوالی و یا جواب بجا نماید در پیش ته قاضی سلطانی فرود معنوی آورده بوطن را قاضی بین الکریم فوری پیش\nخواهد کنند محمد ما علت بمقر ر ینیست عبارتی که با کرش باید بحث و مجادله دگری خدمه آور و سخر افزا بود ، بآنه این مکتوبش این مشفع نمود که علماً بزرگ قندها (١٣٥)\nولی بر امینی مدلل و بدلیل با مجاب باعتراض بیما، معاون گیرد، آخرالوقت مقرر را برام نیامده اند لاجرم تا قام یکیر ابراهیم پنده اند ـ باقی با نمد این\n\nخود و مهر که در خاطر و مزاحم و قیل و قال میشود، بعلاما مقابل هم گفته شود که یک مقر خورا از طرف خود مقرر نموده باقی همه بطوریکہ منافی سکون و احقاق حق نباشد وعده فتح مبین در احوال متخلفان پاجیا\nبا هم کز او نمایند در وفد اصلاحیہ مک جا علامه سرفراز علما و مشایخ متطیر\nز مضایه زبدة الكاملین علما و المواصلين، حضرت اخند زاده صاب کا لطور نمایند توای ملکی و نظامی که از طرف رئیس صاحب تنظیمیه\nتنا محمد صاحب پشوری قیادت دو علما نامدار پیر خورالمحققین میان بخوا آثار دارنا مشرقی بعیت رح، داودشاه خان غنډیشه باز دوگا\nهم نیز ملا صاحب روه ) شرکت داشت ـ اخند ملا صاب به نماینده ہا جنوبی حاجی و چپنی اعزام شده بود با نظامی و شتم آنجا سرکرده گی\nمراسله مکتوبی بھی علما و مشایخ و معتبرین سمت جنوبی داده بودند که مضمونش بانی\nدرین او، الفست : بعد از انکه از حرج بیت الله و الجمیل عدم واقعه منوع شمار با آقای معظم محمد صدیق خان قاما، فرقه دار کابل و آقایان\nند کار متوطنان شیند و ملکی مخزون شدیم و محو سمیہ کہ برتا اصلاحته خودم برو تر علیشاه خان و سعادتخان پیوم میزان بطرف میدا\nنے سکون حاضر شوم لکن ضعف طبع مانع آمده ناچار علماً معتدین خویش را فرستاد که در دوم خون حلا بریده بعد از محاربات شدید یکشبانه روز پنجر ساعت\nمی و همه اصطلاحات البدور از طرف فقیر و نمایند، دولتی و پیدا صلا حیت یافت میدان خولدا که یک شصت با هم در تمام قشلاقهای شگل میدان\nمورث با حاجی عبد الرزاق منظورند . اول مکتوب مبارک اخند زاده صاحب ماتمام است بتصرف آورده قلعه جات اشخاص بغاوت\nنوشته اند نکات اساسی گفتگو قرار داده منشور کار را بدینگه با اختیار نمایندگان نامبرده :\nمجریه و اثند زاده تھا مکتوب شأن را بمردم جنوبی داده بگو بند که اولین مقصدی پیشه و متعرض آتش داده علاو بر مقتول ومجروح بسا\nو وفد محمکمان در است برآنی و الصلتا بابتقاء انه اصلحوابین کما ) اشخاص زنده هم دستگیر نموده اند ستور و طالغا ناتی یا غیان\nوقوات پرش با ر ہا میکه سوء تلاق و بے اصلاح میرود طرفین آنرا اختیار، در حمریک\nیکو ضعیت سلامت آو طریق ناموسکار آنجا است سپر و بدست تقهری تا بید شرع رجوع گشته و فساد است آنرا ترک کرده قران بین المسلمین انضباط بند و معذرت خواهان اقوام سپرد شده است ـ مزید بر ان از انتظامات پول شریکٹ دوم ـ: اگر مردمان جنوبی دعوت اصلاح را قبول کنند مجبوراً علماً رئیس تنظیمه مشرقی قوای بسیار مکمل افغانی از عدلیہ دان بخول آجا با امداد شمر میرود"}
{"book": "adl0717", "page": 196, "text": "(۴)\nشماره (۲۱) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ۷ میزان\n\nعلاقه محبکارانه افغانستان و ایران\nاگر حیات محمد محبت اثر تحفه فرستادن قا اقا شجاعسنا امیرن\nبحضور اعلیحضرت امان الله خان از مدتیست که در روزنامه شرق او دار الاشرف\nهرات و دیگر جراید و غیره کسب تشتهر نموده است و همگنان ایران\nعلاقه دوستانه و روابط محبنگانه که این دو دولت متکیش\nو تمدن و همزبان با همدیگر دارند کاملاً مطلع و معروف لکن درین\nمورد محض جهت مزید اطلاع ناظرین محترم با این نظریه معاصر شهیر\nخود ما نرا جریده شرق قد میه خراسان که درین مورد قلمزده گردیده\nدینا بناظرین با التکبیر موافق سیده همی مانیم :-\nقا آقای سالار جنگ که از طرف دولت قوی با و حضرت شرف\nالدولہ دراس مل امه دوستانه و مجراس اسب عربی ممتا بطرو\nهدیه بر اعلیحضرت امیر افغانسه بود ، مراجعت نموده است .\nاین هدیه دوستانه در نزد اعلیحضرت امیر مقام نجهی را حایز شد\nبشخص سالار جنگ نیز بتوسط آقای اعتلاء الملک سفیر کبیر با -\nبحضور اعلیحضرت معرفی شده بود ، بملا طفها رافت واقع شده و از\nطرح قبولی ایران اعلیحضرت خیلی اظهار خرسندی و امسید و ابی\nنموده اند. و بمشارالیه بعلاوه یکهزار تومان انعام\nنشان مخصوص عزت عطا فرموده اند - و بپنجمہ سوار ، نظامی\nکه جمعیت او بوده اند بهر کدام دویست تومان و بنظر\nمہتر ها هر نفری یکصد تومان انعام مرحمت فرموده اند.\nو با قتبا مہر بانی عامین اسب ها را مرخص فرموده اند.\nواقعاً روابطیکه طبیعی است همین و وابط بین دولت ما\nو دولت افغانستان میباشد .\nچون از حیث جغرافی و نژاد و دین دست قدرت ما را\nیقسر با هم منظم و متفق قرار داده است که فعل طراز نیست .\nمخصوصاً با را اثر مسافرتین طرز یگانگی و مراقبت اعلیحضرت\nامیر را کوقت بآقای اعتلاء الملک میفرمایند\nپدر بار کابل می شنوم .\nاین عقیده و رای ما در طبیعی بودن این اتفاق\nکاملتر می شود .\nیک عمارت ممتاز چهار صد هزار تومانی با بهترین\nمیل اساسیه که متعلق به شخص شجاع اعلیحضرت امیر\nاست و در کابل اول عمارت بحساب می\nبه آقای اعتلاء الملک بخشیده اند.\nبعلاوه یک اتومبیل خاصه را هم برای ایشان\nمختص فرموده بعلاوه نوازش مهربانی های دیگر که تماماً\nدلیل برین عقیده و را نمحکو بیاست و همانا خیلی شایسته است . اور\nبین دولت قوی ما و دولت اعلیحضرت امیر یک معاهده واقعاً\nلشکری هم اگر معقودت میافت چقدر تا اثرین اتحاد و مودت عالم -\nقوی میگر دید و امید داریم حالا که آقای سردار اعلی محمود خان طرز\nدوباره سمت وزارت خارجه افغانستان را اشغال فرموده ا\nو این طرف هم یک نامور مقتدری مثل آقای سردار سپاه رول\nایران موجود است.\nبا این معاهده حدالیسند را که نقطه آمال و منتهای مطلوب\nسلامت از قوه بفعل در آورده روح مطهر حضرت پیغمبر خاتم و و و\nاکریم را از خود راضی و شاد فرمایند .\n\nکوائف محاذ جنگ\nبیدک ۵ میزان :- نامه نگار ما مینویسد که سلسله تلیفونی\nافتتاح کوتل تیره الی گر دیز درست گردیده است چندی قبلش رو\nشاه ولیخان نائب سالار ، و حضرت غلام نبی خان معین بعوض ما\nعسکری عرض راه و حبیابی گردیز و لوگر به تیره تشریف برده قوای\nهدایت کافی داده اند - مقری ز دست و صلیا تجیل و حص نقری\nچشمه بصورت معذرت خواهی بنزد نائب سالار صاحب حاضر آمد\nمصالحت و امان طلبی میباشند - درین روز ها از عبد الکریم پلی\nو دیگر نفری باغی ده مقامات معیشه شان نام ونشانی نبوده معلوم هیچ\nکه یکدم نقطه و همیشه جانبر شده اند د ف م )\n\nحقیقت : بایستی که متصداران مقامات با نها بنده\nباطراف تخلیه این پسپائی با غیان فکاهی ان\nنسر بن گردید محضر بضعف ناتوانی موجود و دشمن فریفته نه شده و آماده"}
{"book": "adl0717", "page": 197, "text": "قوانین مخصوصه\nاین اخبار بغیر از ایام تعطیل در کابل یک روز\nبعد نشر میشود و دیگر مقامات در هر سمت متحداً\nارسال میگردد.\n\nامور تحریریه نگارنده نسخه حقیقت\n\nارسال مقالات اصلاحیه اداره این جریده\nدر اندراج و اصلاح و عدم انتشارش\nآزاد است، اشتراک قیمت وافزائش\nدوانین و قبوض نقدی از مراجعاتیها\nدریافت میشود، همگیش\nنگارند ناظر مالی بن منشی\n\nحقیقت\nح ١٣٠٣\n\nنرخ اشتراک\nمع قیمت داک در کابل\n٦ ماهه سالیانه\n\nبرای اهالی محترمه کابل ٥ ٩\nخارجه افغانستان ٧ ١١\nشال خارجیه جیته کانه ٨ ١٥\nو تماثیل خارجی شش عدد ١١ ٢٠\n\nمستثنیات: - از سادات و علماء و طلبه\nو اطفال مکاتب نگاران کتبخانه هائی\nعالم اسلامی، با هر طایفه سلامی شرقی\nناظر مالی بنفش واز ان پس وجه چسپه\nنخواهد داد\n\nسال اول کابل چهارشنبه (٩) میزان ١٣٠٣ شمسی مطابق (غره) برج الاول ١٣٤٣ قمری شماره (٢٢)\n\nباید گفت حقیقت را نباید نهفت\n\nجواب: (سعد الاقطاب) وجدان حساس که مظهر انفعالات احاسب\nبا نفع و ضرر هم تنیت هم در هر نقطه دنیا و ده خواص و اعمالم بمد انون سبک\nو تاشف یک گوشه از ان اعراض دارد، منسوب ام ومطربایک دایره بدانم\nامروز مهمترین مسئله که اوضاع محیط را تهدید میکند! امروز یکجا\nبیک افکار عمومی را مشوش و مرتبط خود داشته است! امروز تسکین\nبغضان نامرئیه سلسله انتظام جامعه را سکته دار و گلوی ترقیات وطنی را\nسیرن نموده امروز تازه ترین رویدادیکه با بهانه و سالهای سابق افغانستان\nمعاصر که قوای ملی کر میده پارتی بازیها و اده اخواهی یا راردی گذاشته تا!\nای غایله که علیه از جبال و بقاع سمت جنوبست که از چندی\nبقراری توضیحات دشمناان رویه مزاحمان ما بضد افغانستان روکش نموده\nبرآمد و باغ و مصایح ملی روی ما استعمال میکنند؟ !! :...\nاگر بین المللی اما نتایج شادهاست؛ اندمان احداثاً با که بر سلسله\nحوق طبع و شالوده دودمان شجاع افغاناست تا از موقت دشمنها\nاز کدام محله نامشروع خود تا چنان لحظات و ثاتاً جبران\nما عدت اجماع برداشت نموده اند که اکنون در مخیله جهان افزاکه آگاه\nاز مغرضانه سر در خود را ضدان بشناس اند، نسبت بعظمت افغانیت\nو آئینه و قصد می و خطر پندار کردید صوت یا هوس ماند، نیاکان او زمانه زند\n\nو از بین برآمدند، اندا و خوار سگر و الزغ شاخسار نخوت بدست سکند !\nو در مقابل هر گونه تحریکات تعارض طبعی خود را از حیث حمیت فطری و شجاعت\nذاتی به تقویم عصر حریت و مجسمه سنگ همت بالیک قویا ممتد بحال شان\nعلی التوالی چنان پامال و معلقه گردیدند که هر وقت صحائف تاریخ عضوا مهتریه\nپیغمبر فی نسلی استهزای خود را ملحولا و ستمزار دنیای شان مینماید؟ !!...\nالبته از بادی النظر وجدان سلیم وعقل فهیم رحال مخبر اله دلیرانه ای سند مجوبم،\nو در کین اغوائی غیر قرص و نامق را از جان پهلوی متمرق سفلت مالی که برای شجر\nراه جنگی را باز داشته حسرت تعمل بر داشت مینمائیم !\nخوب : آن نادان عاری از عقلی که نام موزون میر محرم تسلم سست\nاگر بگر وسکوب حقیقت مبنی را بچشم انصاف و گذاشت افق سیاسی\nشکل را از نقطه تشخیص بنگر باز ! آیا : نمیتوان دید که این مکروف شرارت\nو این دستکشیفه عوایت از کجا چاپر و پیرا خون این سنگ تا ز را احاطه\nداشته است؟ آیا ! نمیتوان فهمید که رواج امشواج این ماد نغاد متجرا\nضلالت تباه را مواجیه و مخالف کدام ... بخت رسوخ مردم تبختر\nابلیسها آورده است؟ آیا : عبد الکریم نام این لایزه پناهی جفای\nاین رخ سیاست دشمن، این سنگ خاندانی شیر علیخان را بچه\nبسر حد افغانستان جا رو شد ه است !!\nآیا : این مبالغ هنگفت، و این اهتمامات شگفت که با برقی"}
{"book": "adl0717", "page": 198, "text": "(٢)\nشماره (٣٢) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل چهارشنبه ٩ میزان\n\nمدرسه، کمانی جاوی عبدالکریم کجک بخرج میرسد کدام یتیم را بد ای تمرد مجهول و ای مجهول النسب بفضول! تو آنی که از کدام و خشت\nکدام تجارت شبوق و از کدام سرمایه مشروع اوست؟ و نامردی در هند وستانگشته عاندان بد قولی بوده عمرت بکار و بارون\nدر صورتیکه یک نالایق دانی، و شر اینخو ر بوده از هرده گردی، گذشته دیده بطرف نفرت بوری که وجود نحوس نجاست آلود تورا\nافسانه جود اشکرار و مرات بحوس شده باشد و کافه اعتبارات خود باطراف دیده دون مینگذاشتند!\nبدون یعنی اسقوط کردیده باشد. آیا با بی کدام پهلو، ابی کدام استعداد ای شاطر ابلیس، ای محیل پر تلبیس اگرچه عاق بن ارشیب کر\nطبیعی و حالتیکه یکرو پرکیم مقدور نبوده، چگونه میتواند یکباره اینطبقات امروز وطی موروثی اسلامی تو افغانستان هم ترا عاق نمود و نار\nمفلسین را بدستسگاه ترین، مقهور ترین را بنشیحی جوابی خود قانع نمو خاک معلوگست مروگ دشمن پرورده ات تف می اندازد اقامت\nدر میدان اشتهار میندازد؟ ای خائن غدار، ای معاون کفار ! تو آلی که بتول جوان\nآیا افغان تا اینجامه باییها ، این شعبده خوابیها، و این بو کتبهای پدر و پدر ست بثت تا تاریخ افغان سخت نمود فر\nشقتنها و این خیانت معلوم لاسید المدار نه خیر؟! افغانستان بخط نگین و حروف خونین یادگار جهالت افغان گذاشته بشود\nبخوبی میداند؟ اگر مرام این فلوته بازیها چیست و ما یه الطوام این ای خام طبع کول خورده ! زود تر این خیال کنده اور ما را\nشورش کیست؟ و بهمین المساعه او ما دارد با قامه چندین اولیات جهان افروز را از مغز طباع فکریه و امخرد دور بیندار که امروز دارای او\nدر این مشروعه این سطوت در دستگاه با معدیت یار وطن ثبوت سازا در وقت کریستن پدرا نامرد تو با حق بخاک ریخته بود در غلیان امروز یکد\nافغانتا این قدم های لرزنده و این سارق ترسند ار ار پیش امروز بهمان یکپای خونین که از پنجه گر داندن پدار نگرفته بد اینمقطور\nمیشناسد و میتواند پاهای پای خیانت را بفا حش نقمی بدارد؟ مشی و قدمهای خونین طلبد که و حرکت نا مٹر ای تو ! و امروز المیٹ کر\nافغانتا این سیاست پینه خورده و این بلوط پر بیها را از محترین و خبر را سید انکه بصورتیکته بدنم اتش جلوه چه نفتک دشمن باز باش کرد\nمحسوس نموده ، و میشناسد سلسله جنبان این مسئله سرح و این بحار از جوهالی برقیه خاندانی تو تفریح میکند ؟!! لیس است ضایع و\nمفتضح که امروز در اثر آن مشت خدار جم مالش کرد بنای مسکرین تو هم مانند پدات از تشکیل بر جن خون در لخن بقدر خونهای کر مکوی !!\nدست شیطنت پوست مواعید و تحریک دشمن تمرسنده است؟! ابدی را گانگی کردی !! بس است ! ای مرداد که از شیطان خوشمداشتر\nهنگام خومان آگاه باشند که افغان تا ! این عبدالکریم زندیق بیجو بند با سردت و با چندین هزار سلمان ضعیف ساخت و با فراء ا بین در شا\nاین عبدالکریم حیوان حلم این دست خونین دشمن این کما حما جهنم تفنگ جہالت دادی! لعنت بر آنجا بازه که زاد داند شمر انخونن\nمسکن را خوب میشناسد و بجرد شنیدن نام آن غلیجان وجدان آخ ! ای ملت شجع افغان، ای انکه از شابکای وی بار تاریخ شانه فقرار\nوحس روحانی جامعه بجوش انتقام، هوای معنویاتش اصاعقه و چنگالی مال آن در رقم است! چگونه شجاعتی آن کردنی آوا در اجواب و\nبنظارین بیا مات لعنت بر این خباثت و سلامات میسازد که :- عبدالکریم والدالزنا را برداشت کرد و میتواند؟ عبدالکریم چشم چنگه که یک قرآن\nای عبدالکریم خبیث گمان مکن که بدون از بهمان یک پرچه خونخوار این فضای اسلام اندک که تو در چنگال قهاره نگاه کر نظر برد\nخاموس ، بخیر بهون یک سره قسی القلبان دیگری ترا قبول بدارد، دشمن مینماید!! انچه رو گذاشت باید که این ملک شباب کیار دارد با اجرا\nچه امروز هینت مجموعی ترا تحقیر میکنند، تو آئی که از روی بی ایمانی ننگ زمین طر بان معانات نار ایجاگ خون نشانده وقف خاکش محکم تر\nسیادت و حابت دشمن دینت را بر خود گوارا گشته از طفلی بغرض تحمین خود مینمایم؟ مجلدام وجدان اسلامیست قبول متوالید که ابهای محابا توا\nو عروق و شرائین بردار تو مسفو د ود د جریا نست ؟! این مجهول الهویه، این فاسد العقید با د باندھم رساله متصل دشمن\nای مسوخ الایمان ! تو آئی که صدها مجادان کارایی قضاروی صفائی بامر تا نتاجون اولادان و پدران تان ملک میں اس فلا اسکلت\nکنچنی بازیهای ترا دیده و رسوالیهای تو تثبیت کفری تراقرا رک داند!! خیر تدار اتش شعار ابز خیر باد! بخشیده از دور تر این کالوس پهلو براارد"}
{"book": "adl0717", "page": 199, "text": "(۴۳)\n۹ میزان شماره (۱۶) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل چهارشنبه ۹ میزان\n\nوطن با آثار است یا پانصد الاحوال گویان مجذوبانه دیوانه وار خاک پای دلیران جر\nقره باد را بندا نوای قوم بیخبر خواه از غضب میشوم مضوبتیه خوبیا خود را یکباران\nابتدائی اند و میانه امروزی نصیحت خوشاستان پر تاب نماید تا در انتها بحر طلوع\nحوض نشان از صدا نجا نتجاری تان پس محلق شان فرود نریزد!! ای عسکر\nشیر گیر بوئجه غیبی فعالین ذاتی خود را با وجود این کافر نعمه از انچه عضو خوبی\nشما در طرف ستادن شان نذار کنید تا از آگاهی خوف حریم تباه و دخمن\nخانه بطردی حنیف کاری گردد!؟ ای قشون مظفرون بی مقابل جامه بی شست\nبون نو جامه معین عبد الملک و آن حرس دنکش اند وج خودیری\nو غرو شیطنت مابی بقا ساخته خوبان با کانه غیر از مد یک مقاصد د لیجه اش\nبدسترسید و پیشانی چشمارا با کفنج های محونی صبح آویزان بداریم ؟!!؟\nبا برخلا نماد قراء بطوران مابری چالاک و دلیر هم دین بستیم با و د یا هم تاکید\nامروز در امور احسانه گشت از مان صلاح و سداد نوردیده شد امروز یوم خمیت\nامروز یک عده کار را از نصایح ما با نند و د غنیمت شمرده امور نظام می توان انصار بنا\nالقدر خیر بی کفایش یافت ما بر سوکته خوردند. دروغ برآمد ! اکر بقران عظیم میرسوید\nالتمسک مند! اگر عهد و میثاق نموز بد نقض شان آشکار گردید. اگر چه بلمه\nچنین کند در غلط بود؛ اگر مذاکره علماء خواستند مقصد دیگری داشتند ایشانرایی\nنصائح و مصالحت سودی نمی بخشد ؟! اگر چه گفته اند که : گرچه دانی که نشنوند\nالمانصیحت بجا نیگ کوس نصیحت بنوش شبانند اننصیحتی که\nخونبها ایشان بطیلا سوامع و درش می نشد باشد؟! نصائح با اثبات دهان\nنشان نداده باشند ؟ نصائح بطائفه که مانند بوزنه جنگلی کوههای سگ\nباکرد احصنه نداشته باشد!! باآخر نصیحت به کسانیکه سکنا واهلال\nنمد و فران باشند؟! ای نامداران افغانی ! این همان سک است که اکنون\nاز خواب شبانه اشان تعب چشم است امروز انتاهیج تفاوت (۱۴۴۸) نشان\nمیکرد که قران نگذشته ؟! امروز ک با بخونهای تسخی که در تاریخ بهار چوم از مینو با\nخون دل جنگ جویان باشد ! امروز تا جان کامسار یکد دستانم تا بارگ دورند\nیداموا آخرین بل نفست که نصیحت شنو نباشند آخر انخوای پریشانرا نصحیت\nخون خود بانوش تو چیستن ؟! وقت ست که مجلس عسکری سر تا پای قطعا\nتمامی محاذ جنگ حکم تعارض نوع ملیه و قیمت که وزارت جنگ بین قرش تسا\nشرع من مکرر نمایند و چیست که دست یا اعلیحضرت مهرجانب حاکم مقتل\nعسکر هند تا بالای براخیال محال شاترابنوک سنان مرویه شربت دو شما\nیلو بردارند وقتست که حضرت در ماسیون برای تشریق و پروپاگندا\n\nمبدا پر خطر بها آغاز نمایند تا قضیه غوائله حصام و اغلاطات خیالات دشمن\nبمحشر و المی و ناکام کرد و والسلام (ج : ن : م)\nحقیقت این مقاله مسما کلمات اندیشه و احتیاج ان دلت و جوان سود الفکر\nمسلمان با هیجانات غیور جناب شام مانند خوبر شت پشاوری پر کلچر قومیت\nحامی همتای سخن بالفظ ری به ربی امد و ماهم باین ناگزیر صاد طبع مخصوص و تفویض داریم\n\nعینا رپورت نظریه در حصاد علماء افغاستان\n( مابعد از ستون حصق شماره (۱۴) )\n\nو خلاصه ایه ما با ز مجلس شوری کرد که : با یکروز اول صرف یکو نصف کرواتی عمله\nحاضرین خیل شده بود و تا بالشب از مد با آکارستان دیده اسباب صدمه او خاطر شده\nداد تا مزاحمت بیلیرزان معامله را خوب سنجیده جلد را ابجن متفرع حس التام حضر\nصاحب پشاور با زار و حضرت ساب عبد الرزاق خان صاحب و حضرت آمنه را باهوی\nرقه علی دوله بحضرت مصالح ایما مباحثه خواستند کرد و چنانچه در مذکوره از سادا\nعظام و علما اعلام و مشایخ کرام بطور قطعه کشفی که وکالت رفت دارا کارد مل و دین\nسید خاکسار آغا ومولوی جوان کی سبار میں سمیت جلال الدین اور او امی محمد عظیم\nمیان مهرآباد دارع مبارک فضل ربانی صا بسلیمی مولوی صاحب جلال بننا و مولوی\nکلمته حیان مولوی محمد فریق آنها و مولوی عبد القدیر تا مولوی ملاسکیں بیا مولوی\nعبدالله خواجه زامی دهمند و مولوی محمد رضا و مفتی فیض انها بطوره ها ) و ملا بزرک\nآخوندزاده نمایند و مصاحب ناداز و گرملا ها شاهراره د شاه ملا فضیل نیز همرا شاند\nولده کشفیه ما بدست معین مقام محترم شد از مقام لمن افاده در همی زمان حراکه اسبها\nجنوبی مقام شبا سمرار جمع شده استعاره در با داده شدند و فرمان اسیای\nخویش که طرف شام سمزار دور داده به امید نیاست نیز رقعه دکر شاور مزار در مزار پاک\nخر خوسان مردمان جنوبی را نداد - وفله ما بخلف صد و یا سی کر در شرف\nبود که ناگاه شور حشریه باشد که لا لشکر با غبان نا بکار در رسید و از این وحشت\nاثر مردمان و بخرف پریشانی صدرت مت فرخوا ظها سراعه عرض نمودند که نورا خرا\nنمائیدست که ما ما یه مقالحت شاری رانیان نداریم لیکن در پاگوش سران شمابها\nیمانجا تابیر بار کر سر کاری بود و الپ فرستاد- لشکر اشرار با پوسی معنویات\nخود در یتیم ضری و قدمان خنداند تفنگهای جفت اسپر بار و ادات نفوس و مالید کرگا\nپایان غبار بود کوپیش از ابان ما رفت و ساعتی نگذاشته بود که یکی از علما بنوانی آمده\nبطرف دوستانه تلاقی سرد و معرض حق پرستی علم و مشایخ و سادات افغانستا را\nگزار یافت که تو چه با مصالحه می شوتی و مردمان آن صفت سلیم را در پرست اوریاد"}
{"book": "adl0717", "page": 200, "text": "شماره (۳۲) جلد اول جریدهٔ حقیقیت کابل چهار شنبه میزان\n\nامیر آنا دابت اند بجواب گفتند : بلی ! بحمدالله ما دین\nهستیم و بجز از مقصد اعلاء کلمه‌حق و دفع فساد بر شما چیزی نیاورده ایم\nعلی هذا بوقت مندیجی عبدالرشید هم رسیدن جمعیت ما در هر مکافی رقابت\nملا صاحبنان هزار یکی از اعضاء فدائی صبح و هم پذیرا و فدا را\nکردند . ملا عبدالرشید چوق بر شما بقدر اعضاء تو کر پنچ نفر از لشکر خود را که\nبنام خدمت و بنام حبرئی شاگرد آخر شر بخدا از سی نفر هم اخد شدر فرون\nامیدا د جلیل محافظت ما نظر میدا بودند که مگس ال سحر گا ها را بخون سرانجام داد\nبوقت صبح شنیدیم که مدیر و آمر یک عصیا ( ملا عبدالرشید )\nهم رسیده‌است . وقد را پس ازین جرثومه موهوم جمعیت علمای\nذام نهاد خود ) که بالغ بـ (۸۰) نفر بودند در مسجد بکر وفقه قیام دادند\nرسیده امید نفره قد شحبه را بغلام یکی کر ڈ ا هلا جمعیت خود نصورت سا\nکه بر قلن روحی خود و خدا را از حق بغزانند . چون مجلس با طرفین\nترتیب یافت . ف محرم طابر بر ما مکتوب تمنا نگاری لکل حساب\nنکایت بعلماء مقابل رسانید و علماء فد تفصام ظا هر کردند که غرض محام\nمحض اصلاح ذات البین . لکن او شمار بخواهند که چون\nبا بر حق میباشیم صلح و امتیار را قبول نداریم و اگر خیال شما بر خطه\nجهال باشد دروازه تحقیق و مناظره را باز میکنیم . چون بحث را\nدریا نمودم گفتند که سمت مسایل اصول ندرد و رو کلامی ندارند چوان\nبریا خود اسیر را گرفته ایم و حریث با لحقه و طرفدار انش فرض میدانیم\nدر ذیل گفتگو از علماء فقه سمی ج . ف الحاج موئد محمد ابراهیم خان\nمولف شورا دولت و ج . ف مولود عبدالخانی حام ضمن بنسبت خاس\nنمود . ف مولو فضل رحمة خاد مولوی عبد الخالق جامع عضا تمیز\nبه برا هر بعض افادہ شریفه و مسائل فقهیّه علم کلام خامی خیال شانرا\nثابت نمود . علی هذا ف مولو عبد القدیر لقا وف ملا سکین\nکامر وف مولو جمال الدین قند ہارے و مولو عبداللہ خواجہ محمد عطایی\nروف مولوی محمد زمان قاضقاً در گفتگو ها نمود جوابا بر محل دادند.\nیا تفلے فاتا مان کعبه با طر بعض مقربین سمت جنوبے بولو\nمحمد ابراهیم خا حکم جنگ جنوبی را بیا کردند که این جنگ چون خروش\nبر پادشاه مطاع پیامد حرام است و مرگ با شما مردم مرگ جاهلیت است\nبدین حکم آن مردم بخشم آمد گفتند که تو عالم مباح الدم شد لازم در قتل\nترا بکنیم. جواب مندیگبارا ف مولو قهر را بلفظی که دست دا\nکه حالا با ز صلح آمده ایم اگر از صلح مایوس شدیم از کشتها شما گوط برود\nدر مینا گفتگو اکثر واقع شده که بعضی جهال که لباس علماء را بدار\nکرده بود تفنگهارا نظر علماء دور دادند مگر علماء حقه‌بلا خوف از\nقتل شدن را با انسان تر است ازینکه حق را پنهان نود\nبوادار بے آتش فساد را بنمائیم -\nعلاوه ازین بعض علماء که با لبطنه علمای جنوبی بعضی ۱۱\nو باند رسی داشته اند بموجب اشاره ابطو خدو چی مخفیه\nکه امکان صلح قطعاً نیست\nپس از ان مرد ما جنوبی وقد مختیه را رخصت داد\nدعوت دادند که فردا یا پس فردا با زهمین جامع در\nمناظره در باب مسائل غوثی بکنیم و همراه خود خیالت کی\nصاحب جناب جرنیل غلام نبی خان و حضرت صالح\nشوربازار و حضرت حاجی عبد الرزاق تا و صاحبزاده\nموسی و ج محمد غوث تا عهد مشر و میرزا جان کرزی\nهم باورند -\nلکن بعد از حرکت نمودن و فد ها از شاهزاران\nجنوبی بر نفری میرز ما نجان حمله بردند و بعد از جگه\nشکست فاحش یافته با طراف پراگنده شدند.\nو فد ما پس ازین هم با مید گفتگو چند روز فاد\nمگر دوام سلسهٔ جنگ چون گفتگو را نه صرف ناممکن کار\nآخرا با لکل فضول و عبث ساخت . ضاء علم علموا\nعجز خارے وفد و مجد بزرگان ملت را د مثل حترم\nشور بازار و حضرت حاجی عبد الرزاق تا صاحبت خو\nصاحب موسی ،، را واپس خواستند -\nعلماء وفد ما حالاً مجبوراً فتوای بغی شانزا بو د\nداده در صدد اشاعتش میباشند -\nما دعا میکنیم که حق تعالی این فتنه کورانه را او\nو دولت سلامی زود از زود دور فرموده دستم\nکفرکیش را مخذول و فدائیان سلام و هواخوانان\nانسانیت را مسرور سازد آمین ثم آمین ..\n( نامه نگار شما پکتینی ج مولوی مفتو الاصغر)"}
{"book": "adl0717", "page": 201, "text": "قواعد و ضوابط\nاین اخبار بدون ایام تعطیلی در کابل هر ده روز بعد\nنشر میشود و بدیگر مقامات هر پست قطعا ارسال میگردد\nامور تحریریه به نگارنده حقیقت پیرا\nمدیر انور مسلم باد اداره مندرجاتیکه\nاندراج و اصلاح در عالم بشریت سودمند\nست۔ اشتهارات بتوسط غزنان\nدولتی در صفحه شانزده با اجور\nچاپلا در یافت میشود.\n\nنرخ اشتراك\nتفصیل مقامات قیمت جز و کامل\n۶ ماهه سالیانه\n\nداخل السلطنه کابل ۵ ۹\nداخله افغانستان ۷ ۱۱\nممالک خارجیه ۸ ۱۵\nفی پرزه و متفرقه ۱۱ ۲۰\n\nمحافظتکت: از سادات و علما و طلبه\nمعاف : براء غازيان دکتها تباعلی\nتبادله: با جراید اسلامی مشرقی\nقیمت تک شماره : عموما از هرکس دو پیسه\n\nحقیقت\nح سو ۱۳۰\n\nمطبعه مطبع معارف ماشین سنگی\nجلد اول کابل شنبه (۱۲) میزان ۱۳۰۳ شمسی بود، برج الاول ۱۳۴۳ قمری شماره (۲۳)\n\nنقل لوایح اطبای فی از ی السلطنه فی نواری ناب کا ملنا گردیده\n\n۱ - باری تعمیکها طماحسکر نمونه عینی می خدا نصرت تا بر گرفت\nسبحان الله باین مساعدت بحیث امروز نمایان مملکت عزیز ما\nبالامی امپریال پرواز گردیده و انهم مسرت های که از سلامتش بخو قشونا\nبحال طمانیتم از ساعت حاصل باد شاه محبوب القلوب ما رفع شده\nافزون باد دارای شوکت و شان اعلحضرت غازی !!\n\n۲ - یارب توجهائی جهانتمائی تو گرد جهت صلح کذا شگانج\nای ملت عزیزه افغان!! اتمام روند بوجود چنین شانزانهام بود بر خویشد\nصفش لارا بحیث می او لطف ممرور و فضای میر میلون کامل علی از طارا\nغروه بر آنتا بنها منا لایق دولت نجات بد انهم کامین اور اعلحضرت غازی\n\n۳ - طیاره عرض میکند: اعلحضرتا ! قدر و منزلت تا ذرا رو نخواهم کرد\nالاعم بدبر رفعت ار و چروز دارای بزیست شکر احسان در پائی آمد\nترا کهام درجه وسعت دارد کلاه افتخار ملت افغانرا بکیوانسائید\nحسنا بحال طبعی که چون شاہی دارد !! خد از یاده کند دولت و کمال ترا\n\n۴ - ای قہرمان اعظم عسکر افغان !! نسبت بثبات و\nاقدامات عالی که برای عالم عسکری افغان ! بجا فرموده ترقیات آن\nنبنان اٹک بآسمان رسانیده، اینک حسانتا فدا کارا خود را از آسمان\nبهمرکاب جلالت تقدیم میداریم سربازی و جان سپاری را با موت بحث\nافتخار خود شمارم. نمرده دیشه پادشاه !!\n\n۵ - ای قهر یمانان ! تمنيات اكاذب فرز دار ملتے بضرت غازي\nیقین نمایند و برعایق تما جد ہے سود غافل نسی دعا کن بکمین صبح دعا جوی با ایان\n\n۶- اعلحضرت طيارة انه امید انه نیاب نموده و نشارگر ملت ملت نجیب\nافغانرا باین ترقی و نما حیر سامد که دشمنانت را خطاب کرده میگوید: ے\nبا صاقدل مقابل اخورشید است با سر کش نامه خمیر سجد کشد\n\n۷ - ای اہل عزیز!! اینک مالکانمار با آسمان شریکند حیف ست بارانهای\nمادی بمانت بیکارند، وامیدهای آینده رابینج مقابل سازند .\n\n۸ - چنانی که فدايت امروز که مالکان پر در را برای پرواز و نشان دادا من حث ها\nبا نسبت غازیان باسمان برساند. ننده بادی الخضرت غازی ما !\n\n۹ - ای پدر ملت عزیز، چون که احساسات مطیلات طیار هائی امروزی بروان\nید وطن عزیز و ملت نجیب افغان با دارا یمد میگوید: ے\nخوای شاہاں ہر رعیت پیاگند : چرخ اخضر خاکی را خضر اکند"}
{"book": "adl0717", "page": 202, "text": "شماره (۲۳) جلد اول\nجریده حقیقت کابل\nسنبله ۱۳ سینزده ۳\n\nسنگ خار انبر دور بار ان کہبا\nمَن يَهدِ اللَّه فَلَا مُضِلَّ لَهُ\nوَمَن يُضلِلْهُ فَلَا هَادِيَ لَهُ\n\nظاهر است کسانیکه بضلالت ضلاله يا و الا خره گردان\nو شرمنده دو عالم غنی میسازد. مانند جنگل جنگل اتش بایل است\nآثارین خواهد بود که در ظاهر داستلا صلالت و گمراهی در لجه\nهلاکت و تباهشان جوید و عمده تر شب بلید که خود را در جا علما و\nدلیل دانند جلوه میدیدند و حقیقتاً تعلیم یافته شیطان رحیم\nو پرورده دست کفر پرست اعدا دین مبین حضرت\nسید المرسلین اند گفته است نَا وَفَتيلهُ سَرتَا کفر\nظاهر و تباه با هر شاطا پر و پنجوانه وجود تفاوت شانرا\nحمل بناد او جهالت میکردند . امروز بفر دا گفته مقصدی\nکه بر اسلام خواهند لاند و زیاده برین تشت حقیت مصلات\nخواهند بتوان با دیدند آن کلی در ظاهرم خونخوار خود توقیق\nو ترغیب یکبونی شان میکرده سورو دانه شانرا معد و ایران\nمیشونیم - بل مصالح و بدایات می نمودیم و نمیدانستیم کیفیه\nخدا وند گمراه ساخته اند نصیحت اندر رو او کارگر نمی نشه\nتیغ بران هدایت در مخه زرجها لت شانا شرمی بخشد\nمَن يَهْدِ اللَّه فَلَا مُضِلَّ لَهُ وَمَن يُضلِلْهُ\nفَلَا هَادِيَ لَهُ گلیم بخت کسی را که با فندید یاء\nآب زمزم و کوثر سفید نتوان کرده امروز که بنانا\nرطابی در صدد و معارضه با معارضه با ما با هم در آمدیم که ستم کاری\nباطل و واغ عاطل را دسر و ستم کند و فتنه برپا نمائین نبود\nمقاصد و مطالب شیطان پیش از بین لغاو و سرکشی خدا\nبیکی خود صفت در بیگا بر می زنند و خود را پیش خدا و سول\nمقبول شرمنده محروم میسازند. زیرا اگر مقصد شان\nچنانچه در اول جلوه داده تا بمدینه پین دهی همان از دولت\nنه بدت بر در سلام دوست خود سرکشی نمیکنند ما رو علاد\nبروقه میکنند که تو مکرس حمزه تسلیت خاطر انما میسازد دیده\nعلیٰ الا عماء و سار اکرامی را که در دندا روی پا بند او الفترا\n\nخرابی عهدی و نظر شان در اضا ستانے بلکہ در قام رویا\nدیده نمیشود بنظر عزت و وقعت نگریسته ملایات مصلحی\nآیات و نصایح شفقت آمیز را کوش دل شنیده طوق انه\nحکومت را بگردن می انگندند اما جرا و از کدام رهگذر خو\nواندرزها مشفقانه پدرانه شانرا گوشت بهامش بگیرند بابت\nاحمد بی احکامات خدا وند بود شنیدن و الان کما کانی\nدر زمره جاده پایان ضلالت ادامه نموده تا هنوز در\nاراطاعت و صحبت عاق ابن العاق (که فی الحال در\nبرکدام سینه و کون حاضیر شده آب حقیقت بخشده ا\nشیرین نو و راجه بلکه زنها خود و ای شوهر دختران خود را\nمادر شانرا بی پر ساخته برنا خیل گرفتار و امتداد و\nحرمت نفر شیطان مجسم هدف گله تو پش تفنگ طیا\nحکومت ابسازند و این همه الطافه و مراحمات عظیمه شایع\nخاوند دین پرور از بین همر بنا خود را که در بین قدر نده\nنسبت بغدا و باوت چنگان پلید مرعی فرموده اند بر آنان\nو بعصیا و طغیان جواب میدهند و خواهش دارند که با\nابا و اجداد ما با تراز این شیطنت خود ها از دیگران ما\nد دین مبین حضرت سید المرسلین با حاکم بدین بی مقرری\nکمرو و گردانند. پس امی سر بار از حرمین و دولت\nو فدائیان ملک و ملت ! و جوانان بر از سلاحمت!\nبمضمون آیتونی هدایه (وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ\nفِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ فَإِنِ انتَهَوْا فَلا\nعُدْوَانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِينَ ) نگذارید زما\nنگذارید این جبال سر با عصیان و و بال گردند\nجاده حمایت را بگیر و وسائی شیطانی خود و طبر یا\nتا خوا که پرورش کننده آبا و اجداد شان است با\nاحماقت دیگران سازند پس هر جا هر بوئی و کوشر\nاین طائفه بدبخت با نو گر زننده اینجام واوامر المان\nاطاعت امتحض مظهر خاصتا حمان حمید حق روان در\nدارید محتو آیه شريفه (وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ\nيقا تلونکم) مقاومت و بیستاد کی را نخرج در"}
{"book": "adl0717", "page": 203, "text": "شماره (۱۳) جلد اول\nجریده حقیقت کابل\nشنبه (۱۴) میزان\n\nنادرستانی و تنگ فضارا ندرند. دریجا نمیرسد - (امضاء محمد داود)\nصور تشرفیابی سربازان هزاره بحضور شاہانہ\nبتاریخ ۶ میزان نفری ششصد سربازان ہزارہ کہ از\nغزنی معیت عالیجاه محمد حلیم خان نائب سالار محترم بخشی\nو صنف فوق العاده درین روز ها قرعه تخصیص دیگر کجای\nہزارہ محض بغرض سکوبی و گوشمالی سرکشان بغاو پیشه منگل\nوارد دارالسلطنه افغان گردیده بودند، بظاهر فرت اتمام\nملوکانه و استماع کلمه جواہر آیا شاہانہ بقصد دلگشا اندرقر\nلواشه میرزبانخانی آقا لواء مشر احمد علیخان شرفیاب شده\nیک ترانه سرود قابل دید و شنید اسلامی است قابل تنقید\nیک سمت میدان قصر موصوف اولین سربازا موصوف\nتا به دو ہزار نوعا بمراسم انتظام ایستاد نموده سرا پا چشم نظام\nواکشود و بقدوم میمنت اثار پادشاه دین پناه خود را قید\nذات همایون بقرار سابق از گرے وازه قصر موصوف که در\nمقابل قلب صفوف این شیر مردان هزاره بود بیرون آمده از عموم\nبا حصول احترانه مراسم تعظیم شاهانه بجا اورده شد در انثران\nعریضه خلوص فریضه ذیل را که با مضا آقا کبیر احمد کاوه برگرد\nو ارشاد عمائد و کلان شوند کان هزاره و منصبداران نظامی این\nطائفه مخمه (که کرار صابر و امضا بنود) مزین شد باقراء\nذیل قرائت شد\nحضو اقدس اعلیحضرت\nنقل عریضه سربازان هزارو\nظل اللهی خدمات جمعیت داری که شما از بدو سلطنت خویش\nالی حال بپایان ثبت نموده اید و مجاهدات و مساعی جمیله\nمارا از خضیص ذلت باوج رفعت رسانیده تمام عالم\nبهترین نیکنامی و سعاد دمعرفی کرده اید اطریه خه الشمس است\nدر داخل مملکت چه اسباب او ضا عد محت و سلم و قدر رفع\nو بحانه از والبوائے دل و انصافا مروت و حمیت کو\nبر اعلمیت کشور اید که اگر تمام وجود ماملت زبان شوب\nدر شکرانه این نعمت عظمی موهبت کبری نمایم بنوز از عهدا\nیک قطره شربت ذامرام صفائی ملائیکہ اور نہ میتوانیم سچره\n\nاصالت اگر شعور داشته باشیم باید بصد بصیر کی بپاس محافظ\nاستیصال زبان گذشته و سعاد و ترقیا فوق العاده ذات و\nنقد کسی از رگ سلامت و بسایت لازمه و او اننمائیم\nکه ساعتی در قیقه از شکر یه باز نمانیم - تا انقد تقا این\nنقل حمایت شاہانہ مانرا از مفارق ما عاجزا نہ بگر دانیان\nتا سالها در از پاینده دیتے سجد گاہیچ آرزو خاطر مبارک\nدر باب سعادت و فلاح و ترقی ما ملت است ناکام کر دیم\nاقوامی که مثل قوم بد بخت جاہل مشکل از فایت جہالت\nو نادانی و معلمی خویش کفران نعمت نموده مذخودت بیضی\nخود را بمرتبه اعتبار عموم و خود را خسرا لد نیا و الاخره ساخا\nدر تنها ہا بخرا دخترا میند و بحجر حاصلی نتواند برد بہت کو\nآنچهر حمیت و شفقت که در بین نادار اعلیحضر معظم غازیان\nبر ما بر خود قرار داده شب روز اوقاتی مت دار خود صرف\nاصلا احوال ما ملت نموده شما از خدمت و غم خواری قوم\nباز نمانده اند ہر آئین نبوده که بایجی خوشنود مطلبیشان بشو\nیکہ ما ہو ا میداریم که غمخواری شاهانه شما در حق نعد و محض\nخوشنود ی روحانیت حضرت رسول الله بوده دوست\nو حسن شفقت ترحمت ڈا طوکانہ اچنان مورنیست\nکه ببیه پینا و اظہار دیگران با صفت مرحمت و الطاف\nو بذل توجهات فوق العاده ہما یون ہما احرات مجدداً\nایست که امروز علانیه بد سنده پیوند رسد و مجبل در دهی برود\nو دوست که صاحب معرفت و شعور باشد از ان نگاه\nنمیتواند - بالاخرا بین عرض کرد و میتوانیم که ماملت برای\nحق تعا از فضل خود بچین عطا بزرگ سرفرازی بخش که بیدا\nزیاد بما آحییان توجهات و غمخواری این ذات مقدس\nمتصور است اگر ہر ساعت شکر یا نرا بجا نیاوریم ما محست\nترین کافر ترین تمام ملل عالم خوا ہیم بود اس مشت\nعاجزان اقوام هزاره قطره مرحمت بآبی اندار و با لیموم\nبه چگان بالخصوص ما حا جرا از طرف حکومت مبلدها\nمبذول شده اگر ہزار با دبت باشیم در ادا سپاس ای\nشتم را بدار خویین قربان سازیم بنوز کم است اگر چه"}
{"book": "adl0717", "page": 204, "text": "شماره (۲۳) جلد اول\nجریده حقیقت نگارمی\nشنبه ۱۲ میزان\n\nتمام اقوام با پا از خرد و بزرگ برآئید گونه خدمتی که اعلیحضرت افغان\nبفرمایند مستعد و آماده اند و بخواهش سرکف بر امتثال اوامر عالی\nخویش ایستاده اند، لکن فدائیان اعلیحضرت تاحدود قریب بودیم پیشتر\nدیگر برادرانخود شرفیاب حضور شده ایم و از مواضع بعیده هزاره نیز\nعنقریب حاضر میشوند بهر خدمتی که لایق باشیم امر فرمایند که ما برای\nبر باد دادن و فدا کر دکنیان خود با صدقیا مستعد و آماده ایم که با دشمن\nپادشاه و وطن خود را نابود که با جان خود را قربان خدمات\nپدر مهربانخود نمائیم - زنده باد اعلیحضرت غازی پادشاه جشمنا بسالا\nجواب اعلیحضرت معظم غاز\nبعد از احوال پرسی\nابراز خلوص کیشا دولت مدار مجلی از ندآوسم محبت جوش و عدم اعتنا آنها\nبا نصایح دلسوز و شفقت حکومت افغانی و تعرض نمودن و\nچپاول کردن ابنا ومتبکران آزاد مانیکو توسط افغانی و مقابله و\nمقاتله نمود انها با عساکر افغانی سیدا ضمناً باید واثق کلماتی چند مودی\nکه مطالب ان از انحگا ایز بخشا سلامت کارانه وجدانا ون\nاقوام هزاره من خیلی ممنونم و عموم شما را از صمیم قد و سکننا افغانی\nاز جان برابر می نکارم آنچه در این حوالی از گفت شنودیکه فلان\nهزاره و فلان افغانست نه تنها این نوبتنگدار میلاد و افغانستان\nبلکہ عموم افراد دولت و رعیت قلبنا بر بطلان بو د هیچ فرق و تفاوت\nدر حد و نگهدار نیم و عموم بین و حقد و اخلاق افغانی و هزاره در رادی\nو افغانستانیت اینم و عموم سکنه شربل افغانید را در غم و ستا دو سرت\nو مصیبت مملکت یکیم شریک می انگار من خودم انا افغان هزاره\nو عموم تبعة افغانيه يک نظر محبت شفقت نگرسته تمام نبط افغا\nمانند فرزندان معنوی خود میدانم و مخصوصا از حسیاست اسلامياته\nگرم جوشی ها و نجوا يا نه شمایان ک نسبت باستقامت مملکت و حکومت\nخود صداقت اشرانظہار داشته اید اظهار خوشنودی دارم (بعدان\nکلاید شا یا نہ بسوبر چه راز کلماتی که نمود در خاتمہ متقال طوکان\nخویش فرمود ) اکنون بحال شما تا ورود یک برادران وحفظ تا نخوا\nدر کابل بود بسیار خشه در حفظ و تعلیما نظامی خویش کوشش نمائید\nوقتیکه دیگر وطندار آیا تو شما به کابل وارد شدند شما را در آرین\nبهر نقطه و موضعیکه لازم دید ارسال میدار نیا منتظرامانه از نجاد تم\nندانان بندگان خدا کا کار تمامه اعنا و نوانشنا و ارکان حکومت و\nفرمانده قشون خود به قطعی در سنگر خدمات و حفظ و حراست خانان و دین و وطن که ما ابقا بگذارند این مضامین وجیبه بسیار در مبرور و پر اثر در دل انظار ها مجاز ا تاثیرات را بخشید که هر یک از حضار با صدای بلند و کشیده میگفتند ما سر باد می کبر با برادرانه خود در ادای حق وطن و پادشاه خود ما فماید پس از آن از حضور پادشاه شرف با خضت حاصل کو نا قرار یکه بجهت شان از طرف سر کار اعلی جا و مقام تعین شده بود عازم و رخصت گردیدند و همه روزه عموم جوانان و مردان که از سن ۱۸ ساله تا ۵۰ ساله اند از\nگرم جوشی اهالی پرور و طیاره باز افغان\nبه ۱۸ میزان طیاره افغانی یکبار الطرا ف استید و بستم حرکت\nلكن بسيار قدرائی ہوا د بعضی مسائل لایتر متوقف مانده در حرکت کردی\nبفردا ان تبار دو پنجه و حمید با حرکت افتاده با طیاره افغانی در فضاء\nکابل بپرو از سیرت قرا اطراف شما را طوری که در قد و ماتیکر نمواین\nو محالہ نعمان و کشم را در هم یکهم قطری از مسافرمان قطار بطرف پادانا\nبزونیکی اطراف در کو د مین پرو داسن احاطہ نمو د مندر یکه حکمران بید\nنهایت توقیر از هم فرمودند و با همه مطا یکیک با لمستون دمشق د\nدو فارتینا بحد منتظر فاتحه ساعت دشن پر دادنا بطرف کا\nواقعه استقامت روسیم د طیاره چنان بفرمانی شده مهوالباری\nكلها حطيم متظا ضر پناه خواب و خیر بود که طیاره از برین دور\nنوبت بدین طیاره با یشتر رسیده بود داند می از شجاعت فکار کو\nمیکر و زید بپرو وسیرو حضره کابل و خاک چهار عباد بشار\nکه از ان حمرص مقاط اهالی ارد نشواری نیست تفریحا با محمد وقت\nکه از معدش تخمین نیافته است نه که از کابل تجاوز دیگر یاد دارد.\nقریبان رسیده است ، از بن روداء یک مارک ویرانه در دیانا\nدر اطراف کشته شمل یکمر دام میدان مطیع کو مساحه شمر و با بست کینجانی\nفرود آمده بست چون با با که اغوالی اطراف را گرفته اند بیانی\nخودش را که از سارت افغانی بنشیند باسکو امضای آقا محمد جل اول\nوزیر مختا به ریاست بهر با آورده نه با نکہ فی قصبہ بھر فی محمولا\nافغانی پرور در محوطه خلو ان این خبر را مرکز شهر گرد چون کامنا شکر\nآن طیاره را داشت این اطلاع را قصری رو میدادن بنتا\nسفارت روسیه در نفصل بان طیاره بیگاه مکالمه کنان اوله\nهر کسی اطلاعات و اما رات شجاعی مینمایند اتو اخبار و اینها\nدریا\nطیاره از انحا حرکت کنان بمجلس خواهی پرواش فرود آمد هری نظر منوی\nا بن طیاره اگر جلی وسطی نیز البومشین کوٹ و میٹ بودند. اما سرد\nمحاشینند متر قا یا نہ و پلان که میتال است که پاک تم بنا دی تا آنکہ ہما\nمیباشد ویکعد دیکران که از جرد کرو و غیره قالبی قسما\nبه المرد فلان یک حمر منی است این طیاره داره با یک وابی برای بخر\nخوب مشور و منقش است که هرطیاره دیدواره را بدیده در آنا\nو اندرون آن چوکی و فرش خوشرنگ مفروض شده دانان\nشر کا نہ چند نفری مسافرین بخوبی شده میتواند و علاوہ برتر منظم ترین\nکار های حربی با صول نهایت عالی کمال کامیابی خون بخوری خوبی ایام\nبالا أوز\nنمایش طیاره با فضا در حین حضور : بالا و\nپیشتہ کے دی و افواج افغانی و مامورین دولتی حشی دوراه مانعت\nکار هم حضوری و سرکهای جوانب و بر مقامات را نظام این دفاع و تا\nاز طرف مستحانه الاتصال خانه جهان بالفعل گروه انند\nباطلانا میکر فتند و تعداد شان بیشتر از تو و هزار نفر طویا\nو امانه کن\nهزار برآمده و بر فوجی که اند که همین بالا طلا محه تواحی که در موقعد\nبرو کاران یکسره با فلاه و ترانه کلا بيا بریم و با سیما نیا قربانا راز\nخبر با حشا ینگا اخدا با فرمی از ساعت شروع شد تا نودا\nاین مو روز و جاسم یک نا ساعت شام دوام در دید و بانه\nمحبت شجاعت و ستا در سر کله هر فرد شان با ما یه هیجان است انکابها و هم چنانچه در تماشای استماع ان بیانات تمام اهالی شهر کابل از طفل تا پیر و از ذکور اناث تا جوامع و مجامع بشما ستایش خوان این قوم جان باز بودند .\nپایین سمت چپ : از حاشیة پائین متن همخوان با حاشیة چپ میباشد."}
{"book": "adl0717", "page": 205, "text": "شرح اشتراك\nمقیمین مقاماً قیمت بروی کابل\n۶ ماهه سالیانه\nدارالسلطنه کابل ۵ ۹\nداخل افغانستان ۷ ۱۱\nممالك اجنبيه ۸ ۱۵\nفرد انو شیفرا ۱۱ ۲۰\nقیمت یک نسخه ان سادار داخل باطله\nخارجه یافت. بگزاده ها و کتابخانہای\nنزدیکی بادل در اخبار اسلامی و شرقی\nتبادل است یکنیاز ضمنا از یکور دو\nحقیقت\nج ۱۳۰۳\nقواعد و ضوابط\nاین جریده هریزا یام تعطیل در کابل که در عهد\nترسید و بدیگر مقامات در مراتب مفصله ارسال\nمیگردد . امور تحریریه دستگاه ندیده حقیقت\nارسال و مقالات واصله در اداره بانده\nجریده در اندراج و اصلاح و عدم اختیار\nآزاد است\nاشتراک بتوسط خزائن دولتی و بصور\nنقدی از همه جا قبلا دریافت\nمیشود\nمخار نزادن بر کنکی\nجلداول کابل دوشنبه (۱۴) میزان ۱۳۰۳ شمسی بق (۲۶) ربیع الاول ۱۳۴۳ قمرى شماره (۲۴)\nتشکر وزارت از الطافا حضور عین\nوزارت حربیه کاوکالت داده است که قلبی تشکرمار طوری شکر\nظفر سوتر و قارمین خویش بخدمت دیگر مت جلالتماب اقامه\nآقاسردار عنایت الله خان (معین السلطنه) تقدیم نمائیم گود\nتا اگیها یکه قبلا درین نهایت علی قسم (کرن هوائی دار تفتکو\nبرای صنف توپچی بسیار مفید، بکار حیات را ارسال فرمودنده\nاین دوربین بالا دو پایه غندی شده است در یک\nنقطه مرتفع خود د بسته دو چنگک گیرها تحت دارد که مقعد\nتو بچی در میان سنگر گذارده بادقی از یکه مار داشتند چشم\nبالا آو را بطرف موضع مطلوبی بالا شکر گذاشته خود می چکر با\nماتحت آن ترصد کرده امان تمام مطبوب بقد میرساند و\nدر فاع و زوایا و انحراف حوادث دیگر ملو با مفیده تو بچی بیاد\nوارائه کرده توپچی حکم میدهد که آتش نماید مجرد آتش فورا اثراتی\nکه در موضع مرو که توپچی بوجود می آرد با ندرا منکر برای\nقوماندران ترصد خود و این دوربین حالی میکند که در\nنتیجه کرد را نظر شده به مطلوب وی\nحکم آتش میدهد قدم عتم\nعده از با عتاب جنوب می سا حكوما وابسيد\nنامیکار از لوگر در حطه رات که چندتی از کلان شوندا نان\nالتمر چیزی نقدی غو ر دارو تفنگ سه صاره سوار و حربه\nو چند سرج و یرق چند راسل سوبی با ر دو گاه نظامی شتر\nمنضد ار بورک شکرئی با حاضر داشته عرضے پردازشند بات\nکہا این اشیاط در موقع فتور از عسکر یا خویش گرفته بفرض\nنگهداشت بخانه بردند اکنون چنان میفهمیم که این\nامانت حکومت را بشما و ابس تسلیم کنیم\nمفصلار نظامی ما بربنیاد مندرج الذکر ازان ...\nتسلیم شده بتصدیق و تردید آنها چیزی نگفته است\nحقیقت تیریدین مورد مانند همان نما بداران\nعسکری خمو بخوبی گفتن را لازم نمی باید زیرا که\nناظرین گرام خودشان چون برگ عماشت فکر دست\nدارند نتیجه را بلا و خواد بات بطور حقیر تر میآور در میخوانند.\nتصرفای جای اخبار غیر\nسماعی مکتو انتون اخبار امینی بیاویز مشتر دانه نباید"}
{"book": "adl0717", "page": 206, "text": "شماره (۲۲) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه (۴) میزان\n\n(۲)\nاخبار مطبوعه ۱۹ سپتمبر صرف ستون اظهارات را بنام جريده حقیقت قلمید کناں دراں از تصرفات بکار برده است که در جريده حقیقت هر چند تجسس میکنیم اثری ازاں نمی یابیم بخیال ما که مدیر دانشور اخبار پاو نیز دراں قصداً که بنام جریده ما در اخبار خود انتشار داده معذورست اغلاط خود شارا بان رفع نخواهند دانست ترجمه او برون مجرای فعالیت خود در سد بنویسد الحاق ان روزنامه برقم ضمنا بعضی کلمات را از خود دران افزوده است و با اینکه نامه هابی که با عموماً معلوم خود شا نرا میتراشند تراز دله الاعلی دقیق تراز کلام المکاتیبین می پندارند این مقاله را برای این ذکر که بی جای ارسال داشته است نظر بطهارت قلم ده الا خاصه ارباب جرائد است با این مقطرات خود را از مقالات انصاف در تیدا زر یگذر که بانی و میگویم و هیچ خواهش نیست که یکباره ارزه قلمی باند درین بر انند موجبات تضیع اوقات طرفین بعمل اورده شود\n\nیک نظر سر سر بر قرارات انتظامات ولایات\n\nدرین روزها خبر که جالب توجه ناظرین کرام و قاریان ذوالاحترام باشد در سمت جنوبی تازه بوقوع نپیوسته است البته عرض از اطلاعاتی که با درین نزدیکیها میرسد اندکاً عنقا در ضبط وقایع کوئی نبیره فتح میدانحوله بعمارت نماید در سر تا سر اپو که قراص العمار بوده تمام قوای نظامی بیجا قرار یافته و لا ینه که وزارت حربیه با براً اقای شاه و لیمخان حضرت غلام نبی خان بعضی دیگری منصب داران شجاعت نگین عطا نموده دست بد اقدامات میباشند\nدر وردک و اطراف آن نیز از مداخلات آقا عبد الاحد خان و اقا سید عبدالوکیل حاکم فر مشیر و حضرت محمد سمیع خان و دیگر منصب داران نظامات کا ملا با امنیت بوده درین ایام واردات سرقه\n\nو دگریش را عدالت اورانیدادران اطراف و نوا بظر نمی آید و آنها نیز بر طبق هدایا تیکه از مرکز مید دارند مصروفیت بخدمات مفوضه توفیق می نیا بند دیگر فارغ طبقات ان نیز از انتظامات حضرت عالی و زیر صاحب جلیله و اهتمامات لواق صاحب محمد عمر خان و اقای عبد الکریم خان حکمران غزنی اقا دوست محمد خان و بناظم و اقای گل احمد خان بصدر خوشی و خرمی اطلاعاتیکه موجب تسلی دوستان باشد دران منطقہ درین ایام رخ نداده است و قوای نظامی انجام نیز بر طبق اطلاع و پروژه که از عقون بکوش داریم مصروفند بتعمیل نمودن ان هدایات و پروزه پراگندن از دار السلطنه هم پیوسته است\nدر گردیز نیز حضرت عالی و زیر صاحب و با عسکر مقیمه انجا در صدد بجا اوری آن هدایات که امر فرموده اند و چندی قبلتر من جرو خران مفصلی نسبت بقوه انجا اقای محترم حبیب اللہ خان وزارت حربیه از کابل با خود بخضور وزارت بنا بر برده است و از اطلاعات تازه مقولات در گردیز و ملحقاتش نیز خبر تالم اثری (بفضلہ تعالی مسموع نیست\nبحاجی و چکنی نیز احس انتظامات آقای اجل علی احمد خان رئیس تنظیمه شرق و حسن مداخل حضرت محمد صد یعخان قوماندان و دیگر منصبداران نظامی با نجا خیرت و امنیت کلی بوده بعد از فتح میدان خوله هیچ یکه پیش آمد ناگواری نماندند است و تا انا یکه معنویات سیلوبات و احساسات وطنجواهانه در بی تعمیل و بجا اورد آن هدایت امور پروژه هائیکه با بنا بیر بدین\n\nنبود\n\nاعلان وزارت تجارت :- ہر خاطر عموم افراد مقیم افغانستاں و دو ائر حکومتی وزارت با"}
{"book": "adl0717", "page": 207, "text": "میزان شماره دهم جلد اول جریده سراج الاخبار دوشنبه ۱۲ میزان\n\n(۳)\n\nرسیده است بمصروفیت دارند.\nنواحی خوست و ارگون مانتر میگویند\nدر صدد پیکار حمله بردان براغیان تابکار شفیق\nاو را بپاداش خود بیا بند.\n\nاعطای خلعت تقدیم توبه نامه\nخبرهای تازه و اطلاع مجدد میرساند که عده از بغاوت\nایشان معاصیت بنیان در سدد اعطای غسل و\nنمودن توبه نامه بحکومت عادلانه خویش بوده\nو کفنهای در بدر و کمرهای حمیده حاضرند\nخود را بدست حقانیت پیوست حکومت تسلیم\nگردیده راضی هستند که حکومت با خلعت حیات\nواسطه تائب شدن اطاعت پذیرفتن برایشان\nبآنان بدین راه امان بدوشان ارزانی فرماید برایشان\nمخصوص کردارشان برساند و درین مورد حکومت\nبر طرف تعزیرات شرعیه توجیه میکنم که نسبت\nو خسارات پیشتر ها مقررست تعیین دانه\n\nاز قریه ها آغاز کرده اند باعطاء\nکه آنها را از اموال حکومت\nآل بودند اغاثه حضرت اجل محبت مینو طلب\nنیز ببعضی شقاوت پیشگان پیام داده اند که در اطراف جان\nبرده بودند حاضر کنند.\n\nروایت می شود که عده اند بغاوت\nاز غافل باشا نز الغر معین است\nتا از افعال و اعمال آینه خویش نزد\n\nقوماندان معظم آقای محمد صدیق خان اعدام نموده\nو مفرحی الیه بلاح مشکلا موقوف بالتصویب و تعیین\nتنظیمه مشرقی و وزارت اسلحه افغانی بوده است.\n\nو هم یکی از نامه نگاران با صواب که آقای\nشاولخان و غلام نبی خان و عده از منصبداران\nمنظمه و قوای معظمه لوگر بغرض اقامه و اداره کردن\nگردنکوهان بر داشتن و غلبه اهانت حالی و زیر جنات\nحر به بصوبیکه ما تحقیقاً از نام ان اطلاع نداریم با قوه\nمنظمه جتیه سرکوبی و گوشمالی یکعده از بغاوت پناهان\nسمت جنوبی اعزام شانمی میباشند و حضرت محترم\nآقای محمد عمر خان لواء مشر از غزنیاین در صدد تشریف\nآوردن باطراف و نواحی لوگر برای ایفای\nبرخی از خدمات میباشند.\n\nو یکذ اسمیع است که آقای رح فضل محمد خان\nغندمشر با یک قوه کفیه از گردیز بصوب مینا خوله\nبصورت قوة الظهر افواج ظفر امواج مقیمه مقام\nاعزام شد در عرض راه در هر موضع و هر محل از طرف\nبغات مورد تعظیم و تکریم گردیده تا با شدیش پرستان\nاسلامیت بنیان حکومت امانیه خویش گذارد\nبانواع معذرت و اقسام ندامت خواهند مقام\nو مسلسل معذایانی اطاعت و انقیاد حکومت افتانند اند\nشنیده میشود آیا سباک زحمت کامله معت نامه ی\nنهایت دقت آور و معذر نامه حسرت ختامه شانیر و رجال\nاختیار حکومت افغانیه نمود قلبا خواهند مدعای طویق اطلا\nو انقیاد حکومت را زیب گردن روان عله خود سازند\nآطلا عا موصوله مانتا در ینینم تا از عبد الله چار\nدکو نگار رفتن ذتک آن هیچ اثر و خبری تلاوا نیب نند\nآیا پاک در مقام مجهول جانبر تقاعند ایا فرار بر قرار اختیار کرده\n(حسب الم با الصواب)\n\nمیدانم در شرکت ما بگرونه مشترک شده امیدی برت دارند\nاز ادارات کار شرکت حکم میدهم میدار است و بعبارتهای قیمتی است تا غیره را حتا قرارداده که انم کم و زیاد شده است به بند\n\nود و اشرکتهای جلیله افغانستان واضح باد . مینوز شرکت اسمان و شرقی که بنام شرکت اسمان همراه\nامکان سرمایه خود را بپرد ازند و در دو سال دو هزار روپیه که و حواهد بر دوزند و امروزه با عتبار خو د هیمت بندند و را پور برودت\nاعلان چهر می شرکت به شرکت بگرونه مشترک شده امید برت دارند"}
{"book": "adl0717", "page": 208, "text": "شماره (۲۳) جلد اول\nجریده حقیقت کابل\nدوشنبه (۱۳) میزان\n\nهمیخواهیم از درگاه حق تخریب اعدا را\n(متممه احساسات سلاله پارسیان شرقی)\n\nالا ای قوم جاهل تا بکی عصیان و نادانی که آمد در تموج بحر خشم پاک یزدانی\nبمغز فضولیان خلک چنگ شاه خود افتد که مورانرا و بال جان شود پرها طرانی\nبلی هرکس بقدر خود ستم کرده می یابد قدح می کوفتن یا بدک یا تقبیح سلطانی\nچو از طاعات شرطیان نمود و مشکل طاعتی بود واجب که یا بد سرزنش تو در خبطانی\nچو پنجیان صحرا را در ان دم خون بجوش آید کند قصد قتال شیر غرانرا بدانائی\nاگر چه شاه ما یک قطره خونرا گرون ست بغرت دوست تر دارد ز صد لعل بدخشانی\nولیکن غیرت افغانی و ننگ مسلمانی کند شش مستعد از بهر توبیخ سلیمانی\nچو کوبکان قبضه زن در کوهساران رخ نمایند برای طعنه بازان کنند او سینه بریانی\nبه قانون و فاداری ملی عدل شهر یار خود نموده هر کسی خوان بین ننگ مسلمانی\nطرفداران سمت مشرق اعیان سمت بمیدان بروز آورد اخلاصات پنهانی\nزطراف کنرها و جلال آباد و شینواری مومند و کامه لقمان افریدی خویگیانی\nهمه یکسر باخلاص کلی با اسلحه آید کیان در جان فداینه هم با مرد نهی قائی\nعموم مله و مه قاندان عسکر شرقی بیک تنظیم خوب اراست عسکر نامی خاقانی\nزسرتاپای هر یک بسلاح جنگ می شایند معین ساخت هر یک را بآهنگ میلا د مجد دجانی\nاگر آن شور بختانرا سعادت روی ننماید رسن گردن که در دهن آرد پشیمانی\nشود ملبوس الطافات و خشنود نوازشها که ایزد عفو میسازد خطا و سهو انسانی\nاگر از کوه اغوا و ضلالت سربرنیارد درآید زیر شمشیر سیاست گاه خاقانی\nهمیخواهم ز درگاه خدا تخریب شیطانرا که اندازد درین ملت تحریکهای شیطانی\nبلی تحریک شیطان است عالم همگی دانند که از عبد الکریم آید چنین افعال حیوانی\nگر استیذان شه آید به تخریبات نمرودم بیک دم میدهد تعمرا وستان رو بویرانی\nمرا از غصه هر لحظه خون اندر گلو بندد ولی پا بند تعلیم بدارم وقت چندانی\nاگر صدجان مرا باشد بصد بارش سازم چه حاصل جان بمعنی درین نقش هیولانی\nخدا یادربر تر داری بقا حضرت خاقان برو مصطفی و غوث اعظم قطب جیلانی\nمضرا داین دولت چو بستان ارم هردم زشاپه حکمرانی ز جم گل گشت خوانی"}
{"book": "adl0717", "page": 209, "text": "{شرخ اشتراك }\nتفصيل مقاما ت قيمت بروي كاغذ \nماهه ساليانه\nدارالسلطنه كابل ۵ ۹\nداخله افغاستان ۷ ۱۴\nممالك خارجه ۸ ۱۵\nوزرا و سفراء ۱۱ ۲۰\nسفارشات- ازسفراء وعلياطبقه \nمفت ۔ برآي مكاتب كتابخانها\nجدول۔ باجرايد ديگر ومشرق \nقيمت كنجانه. متوازيكرسي زرد\n\nمخارج ضوابط \nاين اخبار بغير از ايام تعطيل دركابل يكروز \nبعد نشر ميشود و بديگر مقامات درهرپست \nفقطها ارسال ميكردد. \nامور تحريريه بكار زانه حقيقت . اشيا\nومقاله واصل دراداره بمانده جریده\nدراندراج و اصلاح وعدم انتشارحق دارد\nاشتراك بتوسط خزاين دولتي يا \nبصدورت نقدي ازابتدا قبلا دريا \nمیشود . \nنگارنده محي الدين کشکی\n\nحقيقت ۱۳۰۳ ج\n\nجلال اباد كابل چهارشنبه (۱۹) ميزان ۱۳۰۳ مطابق (۸) ربیع الاول ۱۳۴۳ شماره ۳\n\nاين دولت چي خطر محو دينگي در جبهه تأليف مشاهير دارالسلطنه\nمد ما جبهه سريريونان خوابها اشتراکي لندن\n\nاضافتاً سعادت اكه امروز روزانه جبهت بركتاب \nبر مفحرت درنظر يارو اغیار میخواندا زهمت ازين عزيز\nوجدوجهد شباره روز با اشخاص باهوش وكا يست که در ارتقاء \nقدر وحیثت این عالم فرحت انگیزو این سرزمين لاله ويز از\nسترطاق جاني و او لاد خويش دریغ نداشته اند . \nبلی غرباء و بوالغرآخرد کارانه شاید وكه نامند آب حیرت\nیک پر تو خفر او کشیده غازه ترقيات عصر حاضر تزيين \nتاخیر جمال بي مثلش سر مرايا انداخته است . \nهزار هاي كاهوت و صاحب احجرت نهايت واضح مبرهن\nاست که این سرزمين گلشن قرین باينكه دست قدرت و \nرا طبیعت اورا ربیع بسلوک و زنده . از آفرينش ارستان\nتراك ديا وخلیق میمانا نزانمش قير داده یه ترین پہلو و\nافتخار يعنی دل صفا منزل قطعه جسیمه ازعظم ایشيا بأسرا\nراحت ماسایش موصوع ومقرر کرد انيده است\nاواسظامابل ازعصر حريت عصر ناینده برخطر بئيه اسلامییه\n\nچنانکه خا يا انشا شد در دوله عالم و لاح می ادم نا وقتها \nنداشت و از هر طرف جوانب در آصید این آهوی صحرا تحقيق\nپاره\nدامها سياسي ند اخته شده بود : انواع فلاكت و زبونیت\nبكونه كونه مصائبات و الملمات دير خونخوار گرفتار بود. \nالجاصل این مریض سکیں یاین يعقوبي فریادرس محتاج طبيبات\nدانشور و حكيمان مفصل وسری بود که از ضيق كنامی و ورطه\nمدعا دور باب امل خرد و نجا برساند؛ تاآنکه از فضل عمیم خداون\nکار ساز وحکيم بي نياز علتكند در دوره سيف امانه و محمدفرخ \nجہد مجتمغازی افغان يك ستار اختنامي كه وكاه ضدايتير\nمنورالفكر که اگر سر حلفه شان فقیه العصر ووحیدالدهر \nجناب على محمود افغان طرزي را بگوئيم سر است \nنطاق نجار داری اور ا سر کمر بر غیرت خود بالبسته \nو خاک یا سرمه الم را در ديده لب معاندين \nعداوت بنیان و دشمنان مخالف اثار خیالات عالیات\nوافکار ابکار خويش باستي ده اند."}
{"book": "adl0717", "page": 210, "text": "(۲)\nشمارهٔ (۲۰) جلد اول جریده تحقیق کابل چهارشنبه (۱۶) شمار\n\nاگر بر ترقیات موجوده افغانستا نظر انداز شویم\nبی تکلفی دو ثلث حصه و دو حصه انرا از یمن همت این\nعالم فاصل دانسته با بقیه انرا بر سائر کار آگاهان که\nامروزه روزه انها را وظیخواہ و خادم افغانستا می انگاریم\nتقسیم خواهد رسید . این ذات خجسته صفات همان\nذات مبارکیت که در هنگام مسافرت و سیاحت ا نین\nافغانستزا انرا بمبده خویشتن را ببرداشت انواع مصائی\nتاملما لترحات عجب همو عزم نشان میداد روزنها بسا\nاشخاص بیگانه قدر و حشمت افغانسترا بخش راندہ شان\nاز دود مفارقت بمهاجر نش زیاران میل آه و افغان\nبر سر خواب خویش پر کم خود میراند بتسویدات مفیده و\nتالیفات عجیبه و تصنیفات برجسته شان که در موقع\nمسافرت ارقام سعادت رقم شان اثرات قیمت داری\nمینمود در وطن اصلی شان (کابل فرحت شمائل)\nحل طبع را در بر میکشید در عالم مطبوعا افغانیه دارای\nهمان فوق العاده میباشد هیچ فراموش شدنی نیست\nآن خدمات شایانر ا ان که در راه بیداری قوم و ملت\nاز مقالت قبل و غوایت بر در یافته مدت (۸) سال\nمتمادی با جمله با شرکایان شرکتی ائل سراج الاخبار\nافغانی رانته داده اند جنینکه مهام مهام وزارت\nخارجه در کف اقتدار شانرا و شالوده و اساس این نو خد\nرا بتصویبات و نظریات حسن شمگاه حفر عمار یک به\nنظم و نسق متین گذاشته بیک عرصه خیلی سرعت اخطاه\nنامی افغانستا نرا با دول عالیه عالم رابط و مربوط\nساخته و در راه استقلال و حریت افغانستا و حفظ\nمناسبات و معاملات و مذاکرات بمنفعت ملت\nو حکومت خود خدمات شایان بسزا ابراز داده اند\nیا متنو ایم که شما از این خامه ما بسیار افتخار تار یکی براین این\nدانشور بماند پد کارا نچه در منز کا سکه د نامه ها مربیات\nخارجه را مکف کفایت خویش گرفته بودند چه در اوانی که\nنسبت منع السفرای در در با ردولت فرانشد د راه شرف\nو شاد شمان شرف پذیری حضور و مطوطی افغانستار فرمودانده\n\nدر جر یجر پرور آوردیم انجمه عطیه کلمه حوشش سلیما بر نفر با ا\nآوری شان مجدد ا بنجه انتظام مهام وزارت خارجه کابل\nقارمین محترم خود را از پنچارت سرماستاد سرو و مشعره هی می داد\nهنگام چاشت روز یکشنبه ۱۳ میزان این حفر عالی کار ۱۷\nبغایت اللدبر کمال فرحت و سرور وارد قصر سعادت حصر شیوه ۲۱\nبکمرام می گردید بماند کو انچه آن خطیره پنو سرما له حشمانا\nدوستان خویش بیاد نیجر نرگس بر استقبال دید یارانی دپو دقات\nایستاده بچشم نظاره شهنده بیکتاز کی و شطارت لطف عادت\nکار انه را خوی دنا بعد از مصافحه و معانقه و شرط بام با اینکه\nنمروزه عازم کابل مینو مشاکل شدند و عموم وزرا\nو مشائخ مدیران اغزه وحنا منصبان نظامی بعد از\nرفعات و اطلاع نامه که قبلا از مدریت تشریفات\nبرایشان میشده بود بساعت ده قصر بو دست سرور\nاستور گرداند یاندر ستاره سحر خبیر بر طلوع این اقتا بہنا\nسما علم و دانش بودند تا اینکه حفر ممدوح رونق افزایی پانا\nآن مقام گردیده نورا لطافا خرد مندانته و کلمات بغا\nغنا کارا که از در رشان استه شان مشا بادریا یه کارستان\nزالئی و مضمحل ساخته و از حوت مندر حضار تشکر کنا گردین ورز\nحضرت بر شسته مذ متکا مع حفر محترم عمار خارحیه اقا به بید\nنیز احد فمارش عمومی شویه و دعایت لطق بیابان میشه\nدر موضوع تشریف آور و خیر مقدم خدا اعلی و نطقی مهمی پر\nداخله و مسائل خارجیه بحث راند و ودارت خارجه ازون بصفا\nمشو حه مجتمع یک تخت گفته پر از تشکر از حسن سه واز با این\nمدیرایی اعضا وزارت که در زنما دکالت با و شان بود جوانا\nو تقدیم فهرست کارد و اخویش ان خلاصه نظر یات خیر میام\nو آثار های پر دراگون اعلی حفر معظم نما د حفر خان باران\nد راثر آن چنان علی یک نطق زیبان از حمه موهون ول\nایراد و در حیات مخفیق گانه حتما عالی و نا له ته د کبون\nغاری دراسه هر آیا کلایت افغانی باند مطرف موریات\nکہ بر گلها بوستانفر مسیرانی میکند کلماتی برا ابیز و کالا مجرد\nفرمود که در حطت افغانستا چید و منگا نمیکر بوتار فانه پر\nو چه در وقتی که در پاریس اقامه د باشم کونا ہی تمو ودا"}
{"book": "adl0717", "page": 211, "text": "(۴)\nشماره (۵) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل چهارشنبه (۲۸) میزان\nوبلاخره با اینگونه طریقه و آہنگهای سوق دهنده الفت خصومت خود را بادارات\nحقوقیه ارجاع الیها در صداقت در دیم . اهالی از رو بدایع این نطق های\nدلسوز و بیدار کن را تزا به آغلبه یکتیم لنگه برای چندین اشجار اپلی می پرست\nصرفاً بلکه با صرف قسمتی و چای و قوا به پرداخته کلمات خیلی دلچسپ و\nاثربخشی در باره ممنونی جریده تا این اواخر ساعت (۳) با این خطابه ها که کفها\nمی آرد جنابان علی هر سه سید میرزا شیر محمد خان واقای محمد امین خان\nایرانی و دیگر رفقای جراید پس ما غرض شرفیابی بحضرت باری بهرها قصر\nسلطنه عادت حصو لاکشا گردیدند . حقیقت\nاینکه در ابتدای مقال خوابه نظریات خود را نسبت تشریف\nفرمائی عموم عاد با مسرت تمام اظهار داشته با یکه از علم معلوم است در امر بور د\nاین ورود عاقبت محمود ترانرا بر عموم هموطنان عزازم و دشت های کلان\nد خواهندگان شار صمیمانه تبریک گویان میگوید . —\nصفائی ہندستانی صیله نمانده و انما با سمانی هم مدارانش میباشد\nهمین جهت نتواند با محمود ” نظر زنان بدریج عایلی که باشد\nزبان نگاه این زهرت و قوت به کار از ان بدویجه یی نماند\nولو انیچه و جو د موهوم داند ؛ جوادث زمان بران باشد\nدریک ایام برامان داند ؛ لحظات عمر تو مامون مبانند\nسرو قد تو نگردد موج سدره غم و که پیکر این گره تاثر باشد\n\nدرخت عمر عدو را بریز برگ و ثمر\n\nبهار غث خزان رسید بر سرکار \nباندام عدو مثل برقراری یزد \nبضریت تیغ بیفشر گلوی اعدا را \nدرخت عمر عدو را بریز برگ و ثمر \nبه ندر زانکه شدی سرخ رو بنزد خدا \nبه نور خود در فروز کشور خویش \nبقتل منگل باغی بعزم راسخ باش \nزفتق رتبہ طغیان و کفر و عصیان شان \nچواش غضنفر قهر را کنند محسوس \nبامر شرع خداوند خویش منقادیم \nولی چو امن ببینید و سر فراز شوند \nگهی بلوگر و گاهی بعزنی و وردک \nبجاہلانہ خیالات خویش مستغرق \nہزار چال و ہنر را ازان برانگیزند \n\nاز طبع طالب علم مکتب حبیبه محمود حسن نورستانی (حمران) ولد حاجی بهرام\nبگیرد پنجه خوان عمر باغیان بحصا\nکه برق تیغ ہو جہ فید میکند قمرا\nمدہ بابر من بن بنی می زنهار\nوجود ناکس شانزا بسوزیمنه وا\nز خون جسم رہیزن جو لاله غرقے بیار\nبصبح بیغ ہمہ نون ل شب کفار\nکه نیست بودن این قوم نابکار بکار\nبکو مملکت خروج و دشان بچه کار\nبات یده فغان میکنند باستغفار\nکینہ خادم شاہ جوان برخو ردار\nبکند خویش برنگی که کنند تکرار\nبرای دارہ دزدی چومار پر ازار\nبہر نوائی یک میبرید ہ آزار\nکه بر حکومت مانیست غیر عدل شعار"}
{"book": "adl0717", "page": 212, "text": "شماره (٢٥) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل چهارشنبه ١٠ میزان\n\nدرین زمان که چو موشامیان غار روند بجان میرشان آب تیغ کین ریزا\nقبا هستی شانرا کفن نما بکنید که در میانه دوزخ مگر شوند اخبار\nانارنار جهنم نصیب شان سازید که هفت فصل بهار و نخورده‌اند ثمار\nچو سیب سرخ نمائید کله را از خون چو شمشیر در میدهد دین احمد مختار\nزکار زار نبوت مآب یاد کنید و یا زهمت مردی حار بار کنار\nبدور امن امان سخطه تیما سازید که نیست امن سلیمان عاقل هشیار\nبغیر ننگ اعدای دین پیغمبر ق برهزنان ترقی خاک عشر تبار\nدینی امان بدهید این گروه باغی را که به بود سر جاهل غرزمین دار\nرخ تیره و میدان حوله بهر جا رسد تا بفلک نغز نای گیر و مدار\nبجان خسر حر از قائدان غیور چشکرها که نگفت ملت نکو کردار\nبفکر شاه دگر قائدان روشن فکر هزار رنج و تحسین همی کنند نشار\nچنین دلیر و شجاع با در شرایط غم برای روز وغائی چو شیر نر سرشار\nخموش سرور ازین عرفها دگر برایم که نیست در خور تو مدح عسکر جرار\n\n(حقیقت)\n\nخسرو با این شعر روشن نخواهد ماند زین خیالاتت منور مالات بی اثر نخواهد\nآفتاب امان دینوری ظلمت شب کر نخواهد ماند زین جوش علت عسکر بخدابی ثمر نخواهد\nملت آثار بغی شان جانشان بخیر نخواهد ماند باغیان رضی برمل دانند هم دگر خیره سر نخواهد\nجمعی از عفو خلعتی پوشید جهل شان کارگر نخواهد ماند تخم سنگل نموده حیف نین بغاوت ثمر نخواهد\nدست عبدالکریم با دومحیث مکرشان برو در نخواهد ماند در دگر بر چه نای ما بنگر کر خم وپیچ اثر نخواهد\nفکر بیمان وظلمت کفر سجم ضفت ثمر نخواهد ماند غیر تاثیر کی گنهگاری دو شب تا سحر نخواهد\n\n(در شمارهای آینده ما)\n\nخبرور در یک قطعه از افواج ظفر امواج ولایت ختکن عهدخشان که الیوم مع الخیر والعافیه رسیده اند ..... بود\nدرجی از خبرهای دلخوش و دست را که قرارگاه حضرت عالی وزیر صاحب حریه است با صورت فتح مفصل میدان خوست\nاز مردم منگلی وعوارض معذرت خواهی بعضی از اقوام مطیعه ساکنه جدران را ملاحظه وانتظار کشند که بعد الوصول یکی بعد\nدرج و انتشار مییابد"}
{"book": "adl0717", "page": 213, "text": "شرح اشتراک\nمحل توزیع قیمت بروپیه کابلی\n۶ ماهه سالیانه\nدارالسلطنه کابل ۵ ۹\nداخله افغانستان ۷ ۱۱\nممالک خارجه ۸ ۱۵\nوزرا و سُفرا ۱۱ ۲۰\nمکاتیب از سادات علما وطلبه\nمفت بقرائتخانه های مساجد مجاننا\nتبادل با جراید غرب و شرق\nقیمت یکشماره ششغاز یکپیسه\n\nقولنامه و ضوابط\nاین اخبار بعبارت فارسی طبع در کابل یکروز بعد از\nنشر میشود و دیگر مقالات در هر پست خطی\nارسال میگردد.\nامور تحریریه نگارنده حقیقت\nارسال مقالات واصل مبادله جات\nجریده در اندراج و اصطلاح و عدم آن مختار\nاراده است. اشتراک بتوسط حُکّام\nو پستی بنقود نقد علی رسد جا\nقبلا دریافت میشود\nنگارنده برهان الدین کشککی\n\nحقیقت\nج ۱۳۰۳\n\nجلد اوّل کابل شنبه (۲۱) میزان ۱۳۰۳ شمس مطابق (۱۲) ربیع الاول ۱۳۴۳ قمری شماره (۹)\n\nای قوم اگرچه سنگ جفا بر دلم زدید این شیشه شکر که هنوز از وفا پرست\nغیظ و غضب وزارت حربیّۀ افغانی و رحم و شفقت اعلیحضرت امیر معظم غازی\n\nباز طیارهای مسلح بعوض گلهای آتشین، فرامین ملاطفت و شفقت آگین میندازد\n\nیکی از کرمفرما یان محترم ما حکایت میکند که دو سه روز پیشتر\nازین وزارت حربیّه ما تصمیم نموده بود که چند دسته طیاره های\nمسلح افغانی را بهمراه گلوله های آتشین تباہ کُن عده از اقوام سرشور\nو بلا پیشه سَمت جنوبی مخصوصا بر اقوام منگل شهر دمت که\nدرین اخیر با مرکز باغیان و شرارت پیشگان معرفی میشد ارسال\nنمایند و در پدران بیخردِ ننگ و آباء جاه و مقامِ بغاوت و عصیان\nبوریه نبوی (الاسلام تحت السیف) در الاز\nدهیده نهاد آن دسته تاریکردار بقوه نظامی و بله شکری برآورده\nبعداً آنها را براه صلاح و سداد آورند این اطلاع برسمع\nمخصوص شفقت ظهور پدر معنوی افغانیان اعلیحضرت غازی\n\nامیر امان الله خان سایۀ خالق قهرمان بانیتِ\nاسلامیت جهان بعد ازین اقدام وزارت حربیه آشفته\nبسیار بشدت وزارت ازین تصمیم آن باز داشته اند که هیچکس\nوکیل مقاصد بر ملاعثی شواهد عرض محلهای جهالت و انقیاد\nپلنگی آن ابله های یاغی طوریکه بر عموم ظاهر و عیان است برخاشان\nمخصوصا و عموما بدینارت بر طبق الخواطبا لکتی، اخذ پیام\nحمله و داغ دادن است وزارت حربیه بر تصمیم وقتی بجا\nگفته اند که فاقوا تا اینکه قوات حملات ساسه آنها را شکسته و\nدر هم بسته از جهالت و انقیاد و شیطنت آنان سراً صاحب\nاست اطلاع دارند این بار هم تار ومار فاقع نموده اند."}
{"book": "adl0717", "page": 214, "text": "شماره (۲۹) جلد (اول) جریدۀ حقیقت کابل دوشنبۀ (۲۱) میزان شمسی\n(۲)\nتا اخر از صیغه جمع آمده طریقه دیگر در اقتباس که به\nبواسطه بیدار عالی در طیاره های افغانی معمول شده بود تخمه\n(۵) دانه بم را بنابر احیاء وزارت حربیه بآن گذارده اند عوض\nدیگر بمها و مواد التهبین تخففاً مرحمت همایونی بل در\nحالیکه ذات همایونی بزبان حال آن شعری را که ما در عنوان\nاز طرف خود نوشته ایم که ضمار حالی محمود ند بطیاره ها داده\nکه بر مساکن آن جهالان فگند .\nنقل شفقت نامه اخیر همایونی\nای قوم فریب خوردۀ بد بخت ! ای گروه جاهل حال که بقصد\nدرتدارک مادیا با صلاح حال شما چه سعیی کردم. کوششی\nنمودم که شاید پرده ضلالت و گمراهی که دیدۀ بصیرت شما\nکورساخته انه نصایح پدرانه ام زائل و برطرف و فتاد\nقابیلی که از دود آتش فتنه و فساد در تحریک دشمنان دین\nوامنیت چشم تیره و تار گردیدۀ بصیقل مداد ام و مواسأت قلبی\nزدوده گردد؛ بیجا انه غراض مغرضه و تحریکات دشمنان\nدین مقدس اسلامی دشمنان دولت و آسائیت و حریت\nتأتی بر شما اثر کاری کرده انهمه سعی و کوشش من فائدئی\nنکردید و همچنان مخیالات مخالفت کارانه خود ثابتاً\nو قیام نموده با در بر آنحکومت تان بگرو صبر و تحمل نمانده\nبآن وادار ساختید که همین زودی چار و ناچار در قطع\nوانتلاع یک عضو فاسد شده خود اقدام کنم و از بهر طر\nفوجسکر بی افواج قومی بنظر استیصال و اضمحلال بطرف شها\nحرکت کرده اسلحه وجه اخانه که جراً دفاع دشمنان خارجی مود\nاند و حز یست در مقابل شما صرف نماید ملکه طیاره های\nآتش بار که چندی پیش قرای من بلطف و مرحمت مرارت بارات\nبود امروز با نند اختن گلهای بم الا شما بپردازانند .\nاخر شما همان قومی نیستید که بنظر حمیت وعزت\nشما امید بادۀ نسبت بدیگر اقوام افغانستان شماره و\nمقابل دشمنان دین یک سد انین می پنداشتم !\nوای بر حال فلاکت اشتمال شما قوم نادان !!!\nاین آخرین نصیحت و تنبهی است که بدر دیه\nاعلا بر شما ختم و اتمام حجت نمودم و اغازی ناب\nو سر زنش شما است که این طیاره ها چنانکه بد آمد آمد\nانتبین خود را بالای شما پر تا میکنند. بورد آده\nمزرع الخ ۱۱۱ اور پر حریدۀ نامه اثر معطوفت اس\nبراه شراهت بخوا خود رفت نمائید بطریق نسفین\nاولی الامر خود نارا اختیار کرده بیر احد مندالله\nخود مل مردم احمد زآ و غیره بایت و با فتگان سر\nکمربت کنید تا نزد انبا و دیگر اقوام با تجار\nنمانید وسخنان بی اصل و اساس غرضه بخانه\nآئین گوش ندهید تا از پامالی عسکر ظفر اثر بانیان\nاگر با این هم بجهالت خود پا بدار بوده از کرداری\nتان تائب نشوید بعد از ین به ملا دخدا و ندا\nمذاکره و مکالمه با شما بزبان تیغ اندار و گله ها\nتوپ تنگ بمبیا طیاره با آتش بار خواهد شد برائین\nهر خسار و زیانیکه بشما دارد گرد د انجهالت و نادانی\nخود شما هست و من نزد حضرت بانیعالی عز شانه\nرسول کریم صلی الله علیه واله وسلم مسؤل بخواهم بود\nدرین صورت اولاد و اطفال تان از بین بخو داگر\nتا از صدمه بما طیاره که اینده نسبت بجهالت و نادار\nتان بالا شها خواهد انداخت محفوظ بو دانهنا ضر روزن\nنرسد زیرا زحمات شت روز نجمه الرحمن کدر فرما\nتعالی و سایش نیمنا کت هم شما جا هلان تبریکن\nچند است تقدیر خدمات من بسریک چشم خوابت\nمقابل من قیام نمودید من را و لاد باعتماد معا\nخداوند تعالی امید قوی دارم که خا ملکی کا\nگه باد و شما واگرا شما بنخبت اینه اور محت حم حکم شدید و\nپلا و غلت فتا خود محشی و قتال شما جا بلا پمجلوس نامه\nاز جهالتی که دارید از باراک از مکیدنه ان معصو\nبیگناه ان در بین مقایسته با نجبار با طیار تلف بخوابند\nدنیا و اخرت مشمول خون انها خود شما بستیدار\nنظریه\nمسلم\nوری\nمظلو\nنذیک\nگفته\nرا میبد\nضب\nاسلام\nمیدیم\nمارته\nکه بعد از\nو حاشا\nبرائی\nمل در ۱\nدروید\nکاتیاشه\nدشفقه\nدعاگو\nاسلام\nکشته دیگر\nازین ا\nمع محمل\nموضحهان"}
{"book": "adl0717", "page": 215, "text": "شماره (۲۴) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ۹ میزان\n\nسیاحه قطغن بدخشان\nروز چهارشنبه (۱۶) میزان در قصر بوستانضای\nقطغن بدخشان ظل ممدود آقای معظم علی امیر نصرالله بعد از\nصرف طعام در محفل ودایع سمت جنوبی در مکشم تشریف\nچنگی باعیان مراحم گستری و شفقت پرور علیحضرت\nمعظم غازی بحث کنان در اینحراز موفقیت حمیده\nو نیات خاصه متباکه انصره در چرخ و خروار و شات\nورد و لوگر و غزنی مخابره و در مدت میدانحول و دیگر\nمقامات بعمل آمده است (و تفصیلات آن در همان ایام معلوم)\nذکر کرد برین احصا و شمولیت بروقت رسانید قطع\nایشان ملت دولت اسلامیت بدوستانسر که فرموده\nگفته که فی الحال شما چند در کابل آمده بعد از رفع خستگی\nرا بهر مقامیکه لازم شد فرستاد خواهید شد.\nدر اثران آقای محمد اکبر خان غندمشر احساسات\nخدایه اندیش خود را اظهار کنان عرض کرد که ما برین امتیاژ\nحضور خانمی فرقه (۵) بدخشانرا درین حمایت مملکت\nبسلامیت داده اند اظهار شکر و امتنان نموده خود را بجنا\nمیدانیم که بموقع خدمت رسیدیم و کمال و ارز و انتظار\nما انست که یک خطه اولیه بخدمت مقر گردیم اینکه فرشود\nبعد از رفع ماندگی خدمتی براتان مشخص میشود علاوه\nبرحا و حاشا ماندگی طبعا در خا ملت و دولت اسلامیت\nبرای یکدینشه رفع ماندگی ما در عوض خواهد شد ما امید\nبزرگرا توشن دوش با دوش در میدان محاربه ملت\nمعانه ور زید تکمیل مقاصد حقه علیحضرت غازی تواند المعظم خود\nکامیاب شویم بعده بازا قا محمد نصر بن خان بکمال نصیحت آمیز\nو شفقت انگیز ایراد فرمودند مقصد سار که بعد از\nدعاگو شیا بیرین اعلیحضرت غاز و دعا ترقبات دین و دولت\nاسلامی افتاد گانیتن عساکر رسم (بچت) و کونه ها علحضرت نیا\nکه حضو کل شاهماندار انحرا میده و این خا تمه خاتمه ما حقه تست\nازین احساسات این نوجوانان صاحب وجدان اقای شیر مکبر\nصلح کل بلاتنا تعلیم با فرقه بدخشان اظهار بشاشت کرده دعای\nموفقات را برایشان میکند.\n\n(۳)\n\nمحاربه در زر و شکر این تفاو\nاعلان که بنظر میرسد متجاوز رو گرایش پایز بر\nحریم اور می کند یک بزرگی از فرار عام شاپور کوس مین\nبرای سعید را نظامی در کوه مصغو گردید در اثر آن اما محمد شیر\nلوا مشر و آقا میر دادخان علی ان ابقری خویش برا تقویم می د\nهران باغیان افشار دادن جمعت شان تخصیص بعد از رد\nو خورد و مجاربه طولانی که بسبل خیان تلفاتی با آنوجیب\nچند تنی از لشکر ما شهاد و مجروح و چند نفر افتا حرا وارد امد\nعلاوه بر کشته و خسته بسیار ما عما جمعی از ذکور و اناث شانرا\nنیز زنده دستگیر نموده اند که سنور ایشانر بصحت سلامتها\nوطریق نمود سگارانه وایس بر فساد عامه طبع شاتسلیم\nشدن است و د کور ستا در نثار سکریج حفظ اند.\nپیشدستی کامیابانه اکراد در میداجوی\nن نایت ہے. ان ..\nمید انجوا ۱۹ میزان ار تیمی با اقاتواندا نظامی ادا\nمقید جامع و تجیق و مساعی جابلیت کارانه حقه شانها تا\nساحتی ساولضہ انحنا از و مبد ان حول آغاز کردند بصیرت\nدشمن تمام تو اما بدانمان هیچ یکنه مرغ رود خورد و ما افو سالما\nو خانما به تمام از نیس کار توست در حمیل اطرف میدانمو\nاست رسید امار این خبر مجابه ۱۹ میزان ممکن است که\nفی الحال هر دو قوه ما در خوست تلخی شاد و مانند حقیقت\nدر خود میدان جولا که یک نقطه لیکا هم است نیز قوامک انداژ\nشد علاوه بر انچہ تنظیمات محکم و دیگر تشکیلات لازمه درین\nمقامات بعمل آمده است.\n\nتشکر حسا سانه گلیر جان تاجر\nبایننگا نه اسلام اند که حماقت نمناقاً کلبرخانه تاجر کابلی تقریباً\nموازه شدار دانه در مکشهای رویه چرمی تشریف بی بطور تحضیر یم\nعسکریه موتور افغانیه حواله اعانه تقدیم دانه است دفتر\nخیریه احساسا سلامت کارانه مزبور از جزئی اظهار سردا\nمنطقت ازین حباسی و همدردی آقای کلبر خان\nاقوال و احادیث در کمال و رسا اکر که منم در عروق غیرت دین و ملت\nاظهار نماید از نقد و جنس مال و حلال برین است که هر کیر و حسه مقدور و وسعت با ادارات خیریه و دولت به اعانه اسلامیت خود را شریک سازه و در حفظ استقلال\nدین حنیف و عزت دولت اسلامی مجد سعی نماید تا ان اجرمیم متصل با ثواب ابدی بهر دهم رسیده مجاهده و مرده هر گز مرده نیست بلکه زنده جاوید است"}
{"book": "adl0717", "page": 216, "text": "شماره (۳۶) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه (۲۶) میزان\n\nبیعت نمودن دفتری مجر منگل معذرت خواهی انا طلبی از مردمان\n\nمجلس ۱۵ میزان مجرموق با نقیبا ساعث نقل بیعت نامه\nکه عماید و مشاهیر مجه منگل در قران پاک تحریر نموده بزار عذر و نیاز\nبغرض امانطلبی معذرت خواهی برای متصدار امضا اختیار نظار\nتقدیم نموده اند برای ارسال داشته است که آن بیعت نامۀ\nمجیدیه حکومت را به اور ذیل تحقه جهت تسلیت طبعیت ملاطبی\nدیگران خود محرر داشته از خدا و ندا میدواریم که بسیار زودی\nدیگر برای اجرا جورده مالایرید است نصیحتی مذکور و پارۀ\nشمشیر عساکر نامنصور ا را در صلاح و سداد را بختیار خوا بخود\nقالط بواند و رالمطیعا لرسول و اولی الامر مینکم\nبحکم ایه شریف طاعت پادشاه اسلام امیر امان الله خانی\nمطابق شرع شریف قبول داریم و انچه افعال و اقوال که\nاز دست ما سر زده است با آن خجالت داریم و باز\nکنیم، دشمن پادشاه اسلام دشمن رسول الله صلی الله علیه\nو سلم دشمن است هرگاه در ازین خیال بدی یا فاسدی نمایم\nهمین قران خصم ما کردد و رنج و عذاب ایات ان که بدایای عساکر\nسرکاری که نزد امان باشد انرا کا ملا میدهیم هرگاه دادیم\nو یا پنهان کردیم و نشان ندادیم همین قران خصم ما باشد\nحاکم و مالیات دیگر مقررات حکومت دولت را بهر در گرا\nدستور او جان قبول داریم و خود ها را خدمتکار دولت اسلم میدانیم\nو بهر جا که خدمت دولت اسلام در پیش شد در ان مرد و زن\nو کلان شیران کا تیار باشیم و صداقتانه داریم از اوردر\nملک میودا و را فی الحال قبول داریم درین اقرار خود صادق\nمباشیم و هرگاه خلاف عهد پیمان کنم همین قران خصم خود\nو بنیاد ما انیزاکند و نیز شروارد ما سهم که مردم جدران و احمدرزای\nو طوطا خیل و مگیر و شت پر کترخیل و میرکان است شمس الدین خیل خان\nکه با خط بهادر کور و جبار و تنج یک عهد بودیم ما در آنجا نیز حاضر\nمباشیم که این نصیحت الصلاحیت از نام سمت جینوست پیز\nبعضی مقام کشنی گشت با آنر ادایم کا مارد با و یا رعایا ابقا را نیز\nمطیع میسازیم که اطا پادشاه اسلام قبول دارید چهار شنبه ۱۱ میزان ۱۳۰۳\nنزد سنده (۱۵) میزان که بر فرما محترم ما ر قطعه اربعه\nالمفرزه که تحت قیادت اقا محمد عمر خان لوانی بری\nاین سمت قرار امده راز بطه جریه گردیده بود الیوم میمان\nالعافیه بمزد هیچ یک تلف و ماله او اقته یکجا به حمایت هم\nصاحت قا محمد ولیخانم الحق پذیرفته متفقا بر طبق پروج\nو هدایاتی که مقصود بد گوئی بدست دو اور انما اهالی اقامت کرده\nعماید و مشاهیر طایفه مانج که سو فک مقام کشی با و مرحم\nو و طنا نمر این دولت را برنجا حضرت در مرحما حضرت\nمعذور و متاسفوا حاضر شده خواستار عفو و مرحمت خون گشت\nو یقیناتی که با بجناب بر علیه حکومت اسلامیه مخالفت نمودیم\nاظهار خجالت و ابراز ندامت بفرض ضمانت از حرکات\nآیندۀ خود و تسلیت رجال حکومت یکرشته از فرزندان\nو عزیزان و خوانخود با طبا بیعت نامۀ امجد بتخویقه عالیه فرفر\nبا حضر عالی وزیر صا حربۀ شناس محمد ایق خان معین حدید\nتذکرات در مفع غلط فہمی با تحولیش هما شده و یک شش\nبطور معتمد انه و بیقا با جیه دو سر خواهی مسلحه واعدات\nحکومت را بطور هیاول و داره در تد برده بودند نزد\nآورده اند. و از طرف انها مورد شفقت الطاق واسط گردن\nتفر می کشی خیل سمت خیل و صالح خیل دارای\nبجرد خبر ورود دو خول عساکر شو قا با مرافقتانه در منطقه\nکورکورمانه در جبال شامخ و جنگل با انبوه جندگا باان و مو\nو اطفال شان تخنوم و متور گردیده از سو تفاهم و مغالطی طرا\nحتیا حکومت را شفقت اسلامیه خود را انتقام خوانان برات\nاینک زیر صاحب حیه در صدد فرستادن تسلیت ابان\nقوم در عقب شان بوده عنقریب انها را نیز د محلی\nظلال رافت و سایه حکومت اسلامیه نشان مجیب\nآورده باز آغاز میکنند به پیشرفت و دگر\nاجرا و هدایاته و امر که از مرکز بر الشام میر سدرت\nرخط طلا خجت مقابله (۱۵) کلک عجز نامه مکتوب"}
{"book": "adl0717", "page": 217, "text": "شرح اشترال\nتفصیل مقامات قیمت بروفتی کامل\n۲ روپیه سالانه\nکابل التوابع\n۵\n۹\nداخل افغانسْتان\n۷\n۱۱\nممالک خارجه\n۸\n۱۵\nدور او سفراء\n۱۱\n۲۰\n\nفواید و ضوابط\nاین اخبار بقرار ایام تعطیل در کابل هر روز\nنشر میشود و بدیگر مقاما در هر پست منظماً\nارسال میگردد. امور تحریریه بیگانه\nبه حقیقت ارسال و مقاله واصله ایدین\nمانده جریده در اندراج و اصلاح مقدم\nانتشارش آزاد است. تبرک متوسط\nخوائین دولتی و تصویر نقده که\nاز مجرا تجاوز نیافت شایع\nمدیر\nمحمود طرزی\nسرمحرد\nعبدالهادی\n\nحقیقت\nمکاتب بران میں کشککی\n\nجلد اول کابل چهارشنبه ۲۳ میزان ۱۳۰۳ شمسی و (۱۶) ربیع الاول ۱۳۴۳ شماره ۲۷\nامتنا علیحضرت محمدی ملا افغان از کاروائیها اقای شیر احمد خان\n\nحضور موفور السرور اعلیحضرت معظم غازی عموماً و سلفا عبدوا\nونرآیا متبوعه ده که داران محظوظ تقدیریه خدمات عاجزانه زیردستان\nخود بر پایه عالی النوال میفرمایند و بمقابله جولانا نا گذری که\nدر تحت کشی که از طرف یکی از خادمان و اخلائی کی خالصاً محققا هند\nدرباره ملت و مملکت دولت و در گاه عزت نماید مخلصانه بدیداید\nچیز ظهرا تشریف میدهد با آن دینوط پروردگار این صفات اند\nاظهار رافت و د تعاوصت اور ادرات کا مقبو خویش عل مانع میسازند نشان\nو اقران دارا یکتیازی و امتیاز فوق العاده عالمشان همی نمائید\nچنانچه درین ایام فرحت توام قرار اطلاعاتی که دربر\nوصول امده است لایق و جامع رس و (ع) اقای شیر احمد خان\nرئیس عمومی شورا که دولت را نظر بمجد نامدار و اجرا\nتحت اداری که سترالیه در موقع ریاست قومی بوی محول درد\nتفتیش و تعدیل نظامات دولتی با مسایل مفتی ربتی\nدر خیلی با مهام معظمه کوه فی دست اندریه و در دیگوریزیها\nو مسقار او از آن محطه عالیه فرمانده هم در پایان\n\nجدی وجه و مدتی سکس که مشارالیه در موقع وکالت وزارت\nخارجه علیه در انقانه تا منظو خویش برا داشته اند پادشا\nدرینجا سرورانه عالی اعزاز یا فته صاحث مبارکه در تا بخیر\nاز جنبه درد عانون و صداقت کسی ضبوث مظفر کار خواص\nاظهار عنایت دارند - مادر ذیل نقل این فرمان عالمین نشان\nامیر اعظم خود را که بهر انسان و متوجه اکتسا عطا و عنایت\nفرمود اند تبریکان تبریکات جانانه خود را ترکر این\nمرد پوششمه ضماً دیانت د صدا و خدا را تقدیم میتم!\nنقل فرمان\nنشان میتیا سز دار تعالی در حضور\nعلینحضرت پادشا نا مدار حسن مقامت\nو مجر و قبوی که جامع رس خیر محمد خان رئیس شورا در وقت نام\nوکالت وزارتخارجه رسانمانه بویصه گرویه نعد دیاد\nقدردولت و ابرا نمود عطا و خشام فرموده تا با این قول\nوالا نائل تمار و ستخرا بود میکانا بعد حسن استعاد شجاعه و مواع\nاغزاز د تحویر تلافی نشد. ۱۵ میزان ۱۳۰۳ در محط مجمه فهد مبارک تمام"}
{"book": "adl0717", "page": 218, "text": "شماره (۲۷) جلد اول جریده حقیقت کابل چهار شنبه ۲۲ میزان\n\nاز حرف حق دریغ نکردم چون قلم * هر چند دانم نبرم بوجز حرفی بکس است\n\n[این فرمان شفقت توامان را بنیر غمخوار حقیقی افغانان اعلیحضرت امیر امان الله خان در مقابل نامه جوش خروش ندامت کرانه قوم\nبنسبت سرکردگی اقوام سمت شدید ان دشت بقرار ملغی افغانی را ماگذاشتین ملعومين کسان در صد دارسیا که درین هنگام بدان جنایتهای\nقبول سارده بودند صادر دیم هایم بد نگی بنا بر تطمیع فرموده نصیحت امیز ان چار چوب دا بمکذبین دار نزید بر بیانات گیرا طوق بخوانت تمام محترمین\nآن نگاشته نموده سار فرمودند که با انحضرت باری چنانچه عادت ناآشنای است آلات اداه احسن دو قواعی سکری اندام لا طبعین مد اخلاقی\nعلاجچه در نوشت بجا نقطه نظر شان تجلید مداج و تالیف قلوب و توافق زوجات ملت است و بس ۔ حقیقت ]\n\nنصیحت نامه خیراندیش قهر مان افغانبرقبائیل حدران\n\nاقوام ناواستقاوت شعار حدران!\nتا این زمان هر قدر با شما از در مرور و مواسا پیش آمدم\nخوشم سخنان ملایم و نصایح سودمند شمار محرکات بیجان\nتانتانش نکرد و ما از اعمال خود سر والتمانه را که از سخنان\nبی اصل و اساس اشخاص مغرض و دشمنان دین و دولت\nو شیرین در لحت دماع شما جایگیر شتاع کرده شمارا\nبفرمایم که چنان حرکات جاهلانه با برادران برادر بی قتل و\nمثال ، تباهی روزگار ، مخالفت شریعت غزا، عالم سلام\nو باقی اقوام غیور افغان باعث خساره خودتان چیتر نخواهد\nبود بسیار محل و مدارا کردیم که شکه طفره اثر واقعا به قومی\nافغان تان آرزو رو نرد کملی داده تا بیجه برادر شابک است\nو جلدی کج شد اند دست تا افغانیت خود را بخون\nشمار نگین نکنند و لوث نفتانت بلده جهل خانه را که بیزار\nزحمت و مشقت هرگاه اعدا د شمنان دین افعانستان خیر\nکرده ام بر دشنام و نکنم شمایکه از همه باد د وگذشت من\nبفهمید روز بروز جهالت تان فرزده متمادی دارید\nکه معاونت امداد و ندای اخواه خواه بغیره حرفی و حرکات\nتعدی نفتات بسیاری طياره پاتش در ستاف خود سر و جهان\nشما و کفار تان بگذارد . انفرست کامه و ادله نیست\nاین حکومت تو لمانه براسر انتن تا دیسا قوم حدران چند\n\nینوی و طرمت عشت تا را میدیدم و امیدای بزرگی\nمحافظه ناموس مملکت در جنگ در مقابلی من بسته بودم\nبخاطری پرور انجامید رانجه بحیا ر طیاره پاتش بارانی\nکرده او ان نتیجه حرکات بغاوت اند نریگوش شما میرسد\nاندوه بزرکی مرا میدرد تا اصلاح کاراته خود ارم\nبحارطه تعرض بشما امر داده ام . این ارتش\nکه بمقانیت آن مایت قسمت بحالت تا نوا داد\nمقاوت و نادانی خود شما هست بس. آیا میدانی\nحرکات محالف کارانه تاریج در مقابل حکومت\nحقه خود علم دینه او ستیه و از طاعت من که او\nهستم بمباریا بر خلا وند قهار شانه و محمد رسوی\nصلی الله علیه واله صحابه وسلم از شما نا راضی میکنه\nکه عالم سلام و اقوام نجیبه افغانستا از دور و گذا\nنفرین میکنند و بمیسر انظاع وقع شما مصمم کردید و\nمعهمذا افسوس میکنم بحال اولاد بانشمار اما\nو بیچاره ستمقد و نایق از شماست مخالفت اره\nمیشوند و من بر آنها امید ، با قومی دارم که شما\nعلم و کمال کمدید ه بر در دولت ملت فعال است\nو این حمالت و شقا شمبا روز محصا و امرا که در تریق\nکشفه و محبت میهن اینهائیکه باشما کرده ام و شدی"}
{"book": "adl0717", "page": 219, "text": "شماره ۲۴ جلد اول جریده حقیقت کابل چهارشنبه ۲۳ میزان\n\nجهالت نفهمید باد آنها صلح و تقدیر نماند و حق آن شود موافق احکام الهی و شرع شریف حضرت\nآخرین اصلاح حال اولاد و اقارب خرد تکیه ده خود کوشند نبوی (ص) خواهد بود.\nبا بوقت آخر هم شانه بملامت در سر کار تیغ خون آشام زینهار عقب هر ناکس و هر خائن که دشمن دین\nکه اتم بخون خورده، این اولاد تا بخت گشته حتمی ما خود ناگز و دولت شما باشند نگردید خانی و کلانی با عتبار\nو خود را بگاه ضلالت میفگند و از کردار ناصواب خود با نادم حکومت و پادشاهی است آنها ایکه حکومت و\nشوید و بحکومت حقّه ان مجدد بیعت طاعت نمائید کردار خائنانه شان برار است عزت اعتبار شانرا\nو کرامت دولت اسلامیه که باعث سرافرازی السند که نیازی نیز ساقط شده و کسانیکه از خوانین و ملکان و شما رعایا\nبحالت و نرمیندی و بدنامی دنیا و اخرت و امیه زود تر از غوایت بخود بازگشته بحکومت متبوعه خود\nاین چند نفر ملا نا فصاد مشرب حنیف خانها و ملکهای بصداقت اطاعت و دولت خواهی متعهد\nخائن و هیحر فن برفع دولت آرامی شما بجز اغراض شخصی از طرف حکومت مورد بخشش و عزت، واقعاً\nخود امد، خانه را زن و اطفال و مبال و خون شما معیشت در همان حیثیات خان و کلان خواهد بود ، من آرزو\nو زندگانی کرده آنها بدر و حظالت بکیفتر شار گردید خیر خواهی شما از نصیحت آخرین خود نیز خودداری کردم.\nو شما را بهدف گلوله توپ و تفنگ می کنند، مال و اولاد هسی اگر هنوز بر همان جهالت خود محکم و پایدار\nزندگانی باشم تک و فنایست شما را برای کند و گفتار بیها هستید، پس خساره و نقصانیکه بر شما وارد\nچند نفر ملا نام مقابل تمامی علما افغانستان اعتبار دارد میشود از عمال سینه خود شما است و من در دنیا و\nمن پهلوی دختر راسل اولاد خود دوست دارم و نسبت آخرت نزد خلایق و حضرت خالق جل علی\nبه پدر آنها اضافه در ترقی و اسایش شما کوشش کرده شانه مسؤل نخواهم بود . ۱۷ میزان ۱۳۰۰ هـ (موضع بره کی)\nو میایم با این علما و ملکا با وقلا آخان برا مقصود و وظائف یکنفر سر قرار کا نا نظامی منطقه منگل\nامید وارم و بعید و بی اعتبار کردن یک امر مسلم است که قوام\nشیع افغان بمعه با بیان خود ثابت قالب مستدار\nاما شما را بهمین ملاها و خانها و ملک با خائن من همینه مدتیو\nساختند، شما در بدره سلطنتم از بحه شیرین سنت بیعت\nدادید و حال نقص عهد نموده از حکمه آیه کریمه\n(اطیعوا الله واطیعوا الرسول واولى الامر منكم)\nخارج و یاغی شدید، سگ بر دروازه را که چهان\nدیده باشد سنگندار و جابجا و مهر با نیها مرا این من\nاز خاطر شما فراموش کردند.\n\nالحمد لله تا امروز حکومت حقّه تان احکام شرع\nشریف موافق مذهب حنفی در هرد کار قرار\nو بمراجرات دولت بفتوای علمانی علام\nافغانستان اجرا شده و اینده هم هر اجرا تیکه\n\nاسمد در جبهه ات اخیرت منطقه پستان\nاطلاعا محمدة موصول است مبنی از تمام قرارگاهها\nقشونی مسرت فزایست و مذیکور در هیچ یک مقام از تفاوت\nپیتگان شرارت گیزا ثر و خبری نیست و متصدیان\nلشکر می در تمام مقامات مدافعه با پیرو تسلیت دائی اند\nآن طواف عشائریکه در زرمت کور کورانه و چشم گوست\nنسبت بخولیش انتقام خوانامه جسارتی بجنگل و جبال فراز شده\nبودند از حسن تضحیات دلا یجان حقه عالی قدر صاحب\nجبهه الیس برجا با خود شندگان طوق اطاعت حکومت\nزیب گردن خودنموده بیعت تانه با خود را با نزه کل با\nخویش تقدیم داشته اند بغات الباقی بر جا که جوانب شده"}
{"book": "adl0717", "page": 220, "text": "شماره (۲۸) جلد اول جریده حقیقت کابل چهارشنبه ۲۳ میزان\n\nیارب از فضل هدایت ده باقوام جهال\n( انتخاب از قصیده عالیجناب مستاجن صاحب موید الاسلام متضمن شکر فضل عساكر منصور و موعظه اقوام جهال )\n\nشکرلله موسم غم رفت و وقت عشرتست دشمنان غمگین صد هزاران فرحتست\nطائر فرخنده پی طیار فتح و ظفر بر سر اردوی شاهی همای نصرتست\nاز مساعی امیر غازی این میمون ہما بر فراز ملک افغان چتر اوج رفعت است\nآخر از عطاف شاهنشاه گردون اقتدار مشکل هر جان احمد زایداز راحتست\nبغی و عصیان کی روا باشد باہل شرع و دین بی چنین خم گشته و در خورقوم ذرمت است\nاز برای آنکه از افعال خود تائب شوند اینقدر تعطیل می بینم ز روی شفقت است\nاستمالت هرقدر شد صرف از شاہ و وزیر لیک این بدخصلتانر ا شر و فخر و بہرتست\nقائدا ان غرنی و وردک بلطف دلبری باغیانرا گفت یا را باشمایان خوبست\nہمچنان گردیز و حجاج و پکتیا و خوست و نیر گفت با و شان را که بغی ان سراسر بدعتست\nراه حق پوئید و ترک معصیت پاک کنید لطف شاه و هم شما را نشئه پر عزت است\nسعی ہا کردند که تا این قوم وحشی یکتنه انقیا د شا نمایند که اکنون فرصت است\nلیک از بد بختی بسیار این قوم شریر پند نشنیدند اکبر این خسر افزا وحشت است\nدوستان بیند رحم و لطف مردان غیور با وجود آنکه با ایشان تمام قوت است\nجاہل از اشر تن از لطف خود نا مید سازند زانکه هر دشمنان را کام شان در حسرت است\nیارب از فضلت هدایت سایر اقوام را کز جهالتها شان غمگین تمام ملت است\nتیغ شاهانما بر آن بفرق دشمنان مضحمل کن کفر بردشمن کبربا غیرتست\nشاه افغانر الدین آخر زمان تائید کن کز هجوم کفر در اسلام ایجاد حیت است\nاخترش را در سما اشرع و دین تابنده دار تا که بان جهان انوار شمس دولت است"}
{"book": "adl0717", "page": 221, "text": "می شرائط\nاوراق رهنما با ام تعدیل در کابل که پارچه\nنشر میشود و هما که مقالات جهت انتظام\nارسال میگردد. امور تحریریه نگارنده\nحقیقت ارسال و مقالات و احادید\nاداره مانده جریده در اندراج در حص\nو عدم انتشارش آزاد است.\n\nنخ اشتراک\nتفصیل مقاما\nقیمت سالانه\n۶ ماهه رسانی\nدر اکابل ۵ ۴\nخار معادتا ۷ ۱۱\nمالك خارجیہ ۸ ۱۵\nوزرا و سفرا ۱۱ ۲۰\nمباشرة ارسال داخلی و غیبره\nسفت بر اسما کار او کامتجات\nتبادله با جراید اسلامی و شرقی\nمین کی نام افغانه بیکر پیروه\nحقیقت ۱۳۰۳\nاشتراک توسط فرایض دالتی و\nبصقه نقدى از هر جا قبلاً\nریافت شود.\n\nجلد (۱) کابل شبنه ۳۰ میزان ۱۳۰۳ ش (۱۹) ربیع الاول ۱۳۴۳ ق شماره ۲۸\n\nاظهار موسیو اسکولنکوف وزیر مختارساره در افغانستها\nدر عری گذشته که افغانستان یکی از مستعمرات امپراتوری\nانگلسا بود. در ۱۹۱۹-م افغانستان آزادی خود را\nبقوت بازوی خود حاصل کرد. افغانستان موجود مثل\nسلطنت ترکیه یک حکومت مستقل است که سیاست داخلی\nو خارجی آن از اثرات خارج آزاد است. این اسب است.\nکه حکومت سلامی حربیه حاضر بد و شاد رحیم بخان\nبو لارد کوزاغ جواپونش مثل خار میخلد که میخواهند.\nافغانستان را محاصره و هندوستان و عراق عریت اسارت\nطبیعی اش را برگ خطو این مقصد انگلیسها از هرقسم ما\nسخت خواهند کشید. انها کوشش کردند که خانه دا\nسوویت را از کابل خارج کنند و بند دابواعلان جنگ\nحرکت افراج بر سرحد و دیگر طریق خصومت با علمی در\nایر غاز راه عوایند لیکن پیچ فائده نپخشید.\nبرخلاف این اقوام آزاد شده شرق سعی بلیغ دارند\nکه خلاف مستعمارین خود قو بگیرند و افغانستان روز علوی\nاین چنین ممالک میباشار افغانستان بخوبی نمیبد که\nخود مختاری خود را بدر یعه تعلیم ملی لایق تنظیم افراج خود\nو اخیراً بلکه ضروت تر بمراحم اتحاد حکومت سوویت\n(۴) نگاه داشته میتواند. این پرو گرام را در حصال\nاستقلال خود به پابندی تمام اختیار کرده. در سنین اخیراً\nمدارس بسیاری جاری کرده در کابل چندین مدارس\nمیباشار که در انجا تعلیم بطریق خوب داده میشود و قرن\nیکصد نو جوان افغان برای تحصیل هم بار و پا فرستاده اند.\nاین بمه بیداری عظیمه رو پیش با درآوری میکند که از ان\nشخصی میتی علیه شدار غازه ی کفر تعبیر کرده میشود ا عالی حشر\nخیلی جفاکش خیر خواه ملک خود و دوست سوویت و\nحکمران بیدار میباشند. این بدیهی است که شهریار\nبا این چنین اوصاف بنظر اهل انگلیس ناپسند میباشد.\nآنها حکمرانی مثل امیر فیصل عراق و حسین حجاز یا خوشنودند."}
{"book": "adl0717", "page": 222, "text": "شماره (٢٨) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه ٢ میزان شماره\nکه در حقیقت در مقابل اعلیحضرت امیر غازی مثل اطفال اند\nو چونکه پادشاه غازی مثل اہل جمعیت لناد انگلیش کاهی\nدست از جانبازیها بر خلافشان نمیکشد.\nجانبازیهای انگلیس: در زمانیکه آشفتگیهای اعلان جنگ\n(دسمبر) کلکتا رو بسکون نکرده بود طغرافی تا شکند ظاهر\nکرد که بغاوت در خوست و دیگر مقامات رو داده -\nاین را دال نمود که انگلیس ها کوشش کردند تا برای حکومت امانیه\nمشکلات پیدا کنند. سال گذشته آنها سلیمانخیل را برای\nبغاوت اماده کردند و حالا سمر بهمین کار مشغول اند\nاہل یعنی مطالبات دارند که قوانین جدید اعلیحضرت\nمنسوخ کرده شود ایندرشانه نامه که دیده شود و سیا\nملکی موافق خواہشات انگلیس باشد - خیلی خفاء اورست\nکه از بیکاریها انگلیسها در مخالفت افغانها و مخالفت\nسیاست و خواہشات مصالح و بهبودیه تعلیم اہل ملک\nکه اعلیحضرت میورزند نه صرف احمق کردن بلکہ از رنگ اراده\nهم که جنون حکومت مزدوران جنس بین الملل دوم جهانی\nدر ظهور میآید با این عملیا خود میگویند و میخواهد\nثابت کند که سیاست استبدادی پر مشرق از مدل\nکابینه تغیر نخواهد کرد اقوام مشرق تعین داشته باشند که در\nسنین گذشته و حالا ہم در پر جنگ که مخالف استبداد\nجهانگیران بکنند سوویت را پشت و پناه قومی خود\nیافته بودند و خواهند یافت حکومت سوویة\nاحوال مذکور را مراقبت خواهد داشت و اگر\nبمجبت مراسم اتحاد در میان انگلیس و روس\nچند نفر رهزنان سیاسی خیال بدارند که\nحالا وقت رسیده که اقتدار خود را در\nممالک مشرقی قائم کنند خیلی ناامید خواهند شد\nحکومت سوویت ہر کوشش را که برای\nاستبداد عالم شمول و تباه کردن آزادی اقوام کچک\nکرد میشود از هر موضع که باشد مراقبت خواهد داشت اگاه\nبنجزائش ہر نا کوشش کنندگان کوشش نماید . امان افغان مقوله دیلی\n۲\nدارالعلوم اسلامیه کابل\nاز چند قبل ببرین ایام الان بمحکمه معارف باحضور\nعلما تمیز و بعض علمای دیگر که وکیل تمام علما و مشائخ\nو سادات عنصر بویه جرگه میباشند انعقاد مییابد که مجلس\nبرای ترتیب پروغرام (دارالعلوم عربیه ) است که\nتاسیس آن در لویه جرگه از طرف علما و وکلا بطور یکه\nمعارف سمات امیر معظم غازی و وزارت معارف رسید\nاز مدتی در صدد اثر نمود ان بوده تقاضامند فرمان نامی خو\nپروغرام و تشیخص مصارف آن بمرین تقریب بوزارت و براه\nمعارف از حضور شاهانه رسیده در نتیجه با تفاق آرا قط\nبتشکیل این دارالعلوم عربیه بطور مرتبته اصولی که ہزار\nخوبی موفق گردیده اند. بکمال کامیابی و نظام خودرا\nنظریات و آرا در تعیین موضوع و تنر صریح در جانیز\nتعلیم و سنین تحصیل انتخاب کتب احادیث و تفاسیر\nفقه و صرف و نحو و عقائد و اشباه آن کامیاب درواه\nاین دارالعلوم برای محصلین علوم عربیه و دینیہ مالی در\nدر وطن رواج دارد و طلباء در کنج مساجد نزد مدرسین\nبدون یک نظام و ترتیب با امتحان میخوانند.\nتحصیل آن تمام عمر خود را بحرکت سفر میگذراند\nمدد میکرد که هنوز از مساعی اسلامیت کارانه اعلیحضہ\nغازی و بو حضرت عمل فیض محمد خان و زیر و دیگر\nاعلام و انجمن معارف نصاب تعلیم و پروغرام\nتکمیل یافته برای طلباء افغانیه تسهیلات مفیده بیوه\nآمده طلابا از ان حمالات و تکالیف راحت زند\nحقیقت معاصر حالیه ما و معلم صدف\nمجلہ امان افغان ما بعد از قلم بند نمودن این خبر پر\nاثر یکطہ بی نمینداره می را نیز برای وزارت معا\nتقدیم داشته است که آن مفقودا ساسا بقعید\nخیلی موافق و موزون است لکن سردست\nتعجیل نمودن از قوه بفعل آوردن نظر آن نان\nادامه\nاغاز نه\nاخ\nنظری\nو براه\nاراطہ\nہزار\nخود وا\nنیز کل\nالمقبول\nدروات\nمالی در\nمدرسیہ\nخواند\nو الا يا\nافغان\nیکسا\nصرف\nفرایم\nکه دره\nو ناپد\nالسا\nلم\nآرچند\nممکن"}
{"book": "adl0717", "page": 223, "text": "شماره (۲۸) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه ۲۶ میزان\nادارت و تکالیفی که وزارت معارف دچار آنست بخیر همگین بنظر می آید البته بعد از اینکه دارالعلوم عربیه بطور مطلوب\nآغاز بکار کرده در پروغرامها ابتدائی و ثانوی خود کامیابی حاصل کرد این امید و منیت ادا یاتیز قامه ایا خواهد انداخت\nخریده علیحضرت غاری از اشخاص نظامی افغانستان\nدر موقعیکه خبر واقعه سمت جنوبی بگوش صداقت\nنقری ملکی و نظامی اطراف و اکناف مملکت افغانی بهم\nرسید از طرف عموم جوش و خروشها گرمجوشیه فدا کارا\nهای فوق العاده مالی و جانی نسبت بسرکوبی و گوشمالی\nبرای مسلمانی آوردن این فرقه باغی بعمل آمده علاه\nاز اطراف قرینه هند سمت مشرقی و سمت شمالی و\nهزاره و امثال آن بکمال صمیمت قوه باسطر ملکی\nخود را یکجا یکجا طوعا نه حاضره تقدیم نموده و تماما د وره\nنیز بکمال بصیرتی انتظار امر و اجازه اعلیحضرت غازی نسبت\nمقبولیت نشان دیگر برادران عسکری ملکی و نظامی خود\nدر واقعه سمت جنوبی کرده برگز امداد و معاونت\nمالی و جانی خود تا عرض گوناگون سندر نما نامها و تلگون\nمخصوصا ناً ارسال داشته اند که اگر ما یقل نمودن ان\nعرایض صداقتمانه رعایا صادقه و نظام نیست انجام\nو ولات و حکومت ها افغانستا نو شفقت نامه اعلیحضرت\nافغانست را بپردازیم مسودات آن بر ما تمام نو سر پای\nیکسالۀ اخبار ما اکتفا نخواهد کرد. لذا از نوشتن آنها\nصرف نظر کنان بطور انموذج و نمونه نقل آن چند\nفرامین جوابیه شهریار و بایت مدار مملکت افغانیه\nکه در جواب عرایض تجا ند انها نظامی عساکر افغانی و حکام\nو مامورین ملکی و رعایا صادقه این مملکت سلامی شرف\nاصدار یافته ست می پردازیم.\n(اول) چون حسیتا نقل چند فرامین آرزوی همر آغوشی\nو همدردی را بنسبت معالجات سمت جنوبی با برادران\nعسکری خود داشته از وزارت حربیه متخو است نموده اید\nکه شما را معاش خود را بطور اعانت به برادران عسکری خود\nمبر ذول مینا ئیم ( اردو می تا بن مدرن و ر اور شمیر\nبمحضوم تقدیم میکنیم حضور والایی از هیجوشیوه سلامیت\nپرورانه صادقانه عسکریا تان مشعوف و رضامند\nگردیدند خداوند اعتماد و اتفاق کر یکی از خصال ستاین\nبرای عموم ملت کلیه افغانیه و خصوصا به آغساکر غیور\nمثلت و جنه ارشاد مینا یم که نام ملت افغانستان\nمال بلقاء و هستی خود در راه خدمات سلامیت مملکت\nخود وقف فی سبیل الله بدانند و میدارند بالفضل دوله\nمتبوعته که اینتحل هر گونه مصارف و مخارجاتی که در هر سلح\nبوقوع انجامد مستعد و اماده است تا از لازم دیده شد که\nاین التجا و عرضداشت نیز چاره قبولیت را بر ناصیه\nمفخرت خود خواهد کشید ( امضا همایونی)\n(۲) حضور والا در مقابل این جناس فداکارانه مسار نما\nکه بنسبت خدمت دین دوله خود اظهار داشته درخواست علی\nعسکری مرکز نموده اید اظهار خرسندی مینماید و چون درار\nحربه نمو د کار منتظم و امرتب نمود که دشمنان دین خانمان\nتجدید ز تو به برادرانه عسگری نماید مجمل معطوف بر ما احوال گردید\nدیر و رسد و مردنا بود گردید این معامله تصفیه و اتمام میشود دانت\nحضور والا بفرستاد عسکری نولازم ندیده مجمل محمولہ شما امر ندارد\nمینماید. (امضا همایونی) (سوی) از حتما اسلام کا نبانه و\nاظهارات همدرانه که نظر بعه در مجیعت سمت جنوبی نسبت دولت\nمتبوعه و اطاعت اولی الامرتی ابراز داده و ضمنا قبولی کیسار\nمعاخود اعاشه برا مرفه برادرا عسکری درخواست کرده اید حضور والا نما\nاز عموم شما اظهار خرسندی نموده و از درگاه رب العزت درباره انتر\nخلوص نیت و حشن عقید تا نرا بنسبت دولت متبوعه مقده ساسان\n\nنیز مزید تمنا مینماید و در امر ارسال مصارف و اعاشه شما که دولت متبوعه مستعد است تا مرا میخواند و اما از انجا ئیکه خدارت که کینه عسکریا با ما\nنارضا یدی که میگذارد تا اتمام حال سمت جنوبی که تصفیه انرا شروع کرده ایم بجهته هر مستعد و با خبر باشید. (امضا همایونی) *"}
{"book": "adl0717", "page": 224, "text": "شماره (۲۸) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه (۲۶) میزان\nای ملت غیور وطن سعی و جد وجهد\nاز طبع رسای وطندار شیرین کلام آقای میر محمد قاسم حسنی فیض رقم (جلال آبادی)۔\nایدل کمر ببند به غمخواری وطن فرض است بر من و تو نگهدازی وطن\nحب وطن نشانه ایمان کامل است تکمیل آن نما بهواداری وطن\nبرخیز و در مقابله دشمنان ملک خود را رسان چو شیر بپای وطن\nلاف وفا و حب وطن گر همیزنی جانرا نثار کن بوفاداری وطن\nدشمن علم کشید بمیدان کارزار قصدی نموده بهر خونسایی وطن\nای ملت غیور وطن تیغ برکشید در دفع مفسدین بهم شرداری وطن\nناموس و دین ما همه برباد میرود غافل شویم گر ز مددگاری وطن\nباید که در حفاظت ناموس خویشتن گردیم متفق پی دلداری وطن\nمرد و زن و صغیر و کبیر وطن همه غیرت کنیم بهر نگهداری وطن\nبیگانه گر بکشور ما پای بر نهند قصدش نبوده جز بخفاکاری وطن\nند هید فرصتش که عدو پای خویشتن بگذارد اینطرف ببلد آرایی وطن\nاز بار سرکه تا نشود دوش او سبک کی پست میکشد زهوادار وطن\nشیر احمد او دوست دعارا بلند کن\nبه فتوح ونصرت انصاری وطن"}
{"book": "adl0717", "page": 225, "text": "{قواعد وشرائط}\nاین اخبار بغیراز ایام تعطیل در کابل در روز\nنشر میشود و در محلات ظاهر بر پست منظماً\nارسال میگردد امور تحریریه بمکانگارنده\nحقیقت ارسال و مقالات واصول در\nاداره ماند و جریده را ندرج و اصلاح و عدم\nانتشارش آزاد است\nاشتراک بتوسط خزان دولتی\nبصورة نقدی از هر جا قبلاً\nدریافت میشود.\n\n{شرح اشتراک}\nتفصیل مقامات  قیمت بکابلی   ماهه   سالیانه\nدارالسلطنة کابل   ۵   ۴\nداخل افغانستان   ۷   ۶\nممالک خارجه   ۸   ۱۵\nوزرا و سفراء   ۱۱   ۳۰\nمحصول پست از سایر ولايات علاحده\nاست. برای مکاتب و مجالس\nتبادل ۔ اخبار اسلامی شرقی\nقیمت کینه از عمله و امیر کسر میشود\n\nسراج الأخبار حقیقت \n\nجلدا) کابل ۲ شنبه ۲۸ میزان ۱۳۰۳ش ۲۱ ربیع الاول ۱۳۴۳ ق شماره ۲۹\n\nجنرال عزیزی و پذیرائی ملی علی خادم صادق اعلی حضرة بومعانی\nسردار علی محمد نادر خان غازی\n\nدیری نگذشته که معاصرین از رسانهای محلیه بشرفه\nانا افغان موضوع تبدل کابینه وزراء افغانستان و\nتقرر سردار علی محمد نادر خان بسفارت مختاری افغانیه\nدر فرانسه موسیات آن غازی محو میموریه وزارت جلیه حرية\nو اتحاد شرقی، جلال آباد با جهت قادمیجی و جیه مکترین شان\nپدر علم نموده مخصوصاً امان افغان در نوشه مهره خویش\nصورت آن خبر مقدمها گر چه شانه و پذیرائیها محت\nکارانه را که در موقع حرکت آن جلالتماب از پغان تا\nپشاور معرض عرض در آمده و به رسم متفظی که در داخل\nافغانستان از کابل الی تورخم از طرف میمونخواهاد ودین\nمندان شان در محلاج جرا آمده از در قا صلا سرحد\nالى بومبائی از طرف برادران اسلامی و باشندگان\n\nهند و ستا جایجا بکمال احترام و صمیمیت بجال آمده بقون\nمحض تقدیر بابای ملت جو این و لطف محبت برادران\nبندانها را تشکر از عواطف آنان که علایق اجتماعی بین\nاین مملکتین ملتین از همه جا بیشتر است بقلمند رو دیدند.\nالحق در پیش عاقل انشمند بین ایشان صادق\nاشا فدائی بین بی الایش این خیر خواه ان خادم\nبنخون پرور ذی عاطفه، انشا ذی حربیها حبیب اه\nانشاوطن دوست با ایمان بنهاد و طبع در میا قوام\nخویشتن بلکه بر حرا محترم و عزیز هر دل است ! ہر کس این\nچنین شخص را قدر دانی میکند و هر کس را او را محترم میشمارید\nو هر شخص ملاقاة محبت او را آرزو مینماید و هر کس با او\nعاطفه میل و محبت دارد۔"}
{"book": "adl0717", "page": 226, "text": "شماره (٢٩) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ٢٨ میزان\nما قبلا نایل بودیم که از صورت آن پذیرائی باشأند امورخارجه را که قبل از وزیر مختار می فراپز دارالوز\nو خبر مقدمهای میمندار مبارکحضرت معظم له از دارالسلطنه جناب اجل محمد طرز در ادریس مشاهده با داف\nکابل تا رد که دارالوارگ اکنون به نظرف عموم در خصوص از خود با لذات و ظاهرا به انفعالیت اراد مداخله تصریکی\nنسبت بحد ترین مرد نامدار و شخص دنیا در عمل آمده است نزدیک شده و شناسا بندره شخصیکه کها اوتار\nزینت افزائی صفحات جریده خود را همی نمودیم لکن فوق العاده بزرگ در قضیت یکی از عمال استقلال افغان\nدو مسئله مانع اول قلت محل اندراج (٢) چون جناب اجل مارشال محمد نادرخاست) وزیر حرب افغان\nصور پذیرائی تا امروز بکمال تفصیل در جرائد روسیه دربار فرانسه خنده رو است که بپاریش رو شده\nو اخبارات خارجیه بر قم کشته ما از انقال آن معنی بوام معظمی هست که بشهدارش نهایت از سرمایه\nخوش بخانه درین ایام صورت پذیرائی و نید مقدم عملو کرده ـ از خانواده بسیار نجیب خاندانش بعد\nمحبت کارانه آن دانشور یگانه را در پاهی تحت فرانسه در آسیا وسطی دارند ـ از خانواده مغربی الیه مز\nنیز بیک اصول مرغوب طریقه از حد خون یافته نظرتا مشابهی پرون نده که بر اعظمست افغانتس کار کرده\nجرائد اروپائی را در صفات و مزایا و خصال حمید این فعلا چند برادرش در دو شونی و جدادارا شوگومد\nمرد کار آگاه عدیم و بینوای در مد وطنی خونین مادرش کله با بزرگ سفه یلی از برادر مارشال کھا\nچون میخوانیم که بر تمام آن مندرجات تبصره نماییم و ژنرال و یویژ یون بوده (محمد ھاشم حان) امروز در\nیا عده از آنها را اقتباس کنیم درین ضمن تنها بر نقل و ترجہ د یار سکو میباشد. برادر دیگرش (محمد عزیز خان) سز\nنمودن نظریه مجله سیاسی، پیرس که نسبت لعموم اخلاق کل طلبه افغانی است که درا روا مشغول تحصیل اند\nغربی او را جامع و مانع درین موضوع دریافتیم میپردازیم و سابقا یکی از بتها محل قابل ملاحظه حکومت بوده است\nاین مجله سیاسی در مخالفت شماره (٣١) ماه دوت سومین برادرش شاه محمود خان قوماندان طعت حق در\nم ١٩ کہ مطابق ٨ سنبله ١٣٠٣ میباشد یک سرمقاله بسیا دیگر که سابقا حاکم تقال کابل بوده (شاه ولیخا ) وا\nغرایی را که دارا بسیار کنایات و اشارات مسرت افترات نائب سالار و مصاحبت علم الحضر امیر، سن خاد\nخاصه بقلم فرانسوی است نسبت بحضرت اجل محمد نادر خان (محمد نادر خان) چهل سال است محترمی یک فجور\nغازی بعد از یکہ در آغاز آن تصویر شجاعت محمد محم نا دیانا درعلا افغانی است که مرا کویس برا آنیا کردند س\nرانگولا فی نموده در آخر آن عکس منار یادگار استقلال را که با یک قیافه، با هوش وزیرک پر معنی . اعمال را در\nبنام شان تعمیر یافته ثبت گرفته تحلیه نموده که ما در ذیل ولی ساده . بعلاوه در اولین نظر از مارشال یک جا\nعنا ترین محله مجله سیاسی نقلا میگا بانو و داخل کابل محرم شجاعت تورید میتونا البته باید فراموش کر د م خاندار این\nنود را بستین می خوام ملا شریک صحن مخلصانه خود تو بر ید صاد کوراخل در خط سیاست کرد دی جبه رزمی بوده است . در دوره ها\nمخابا پود معلوم بود خواهد و درن فنائٹ اظهار اعتان میکنیم در مه عسکری سال (١٩٠٣) بوش (١٩٠٤) بندری\nفوج مقرر گردیده در (١٩٠٨) بسمت علوست سپهدار معرو جناب احل مارشال محمد نا درجان و خار خار در فران و پارک\nالفت سے\nبخش در (١٩١٣) بود که بخوبی تو امر پایا و شانی یکی نظامی\nدر نوره آخر خو در قیت اجل محمد طار را با نامه کامل است\nدو سال نمایند فوق العاده و وزیر کار نگشتش و ایران کو جلا دیو\nشما\nباتوجه نظام حبانرد ـ در آنموقع قبا بل سمت جنوبی افغانسا سخت\nالامان الرمان ارگ اند که با این مجاری را ندار کرده درین خاموش کردن رفته به تباند سالار صفرکرد\nو چند سال بعین نصب ارسالی دسپسالاری) نائل است"}
{"book": "adl0717", "page": 227, "text": "شماره (۲۹) جلد اول\nجریده حقیقت کابل\nدوشنبه ۲۶ میزان\n\nدر (۱۹۱۹) زمانیکه در جنگ استقلال جرعه بظهور رسانده\nفوق العاده مضری لیه طرف قطریه و تمدن ملیت برضد افغانها نمو\nامیر جواباً بی ملاحظه مید و ساعد داد که پس ازین مملکتی درا\nخارجی خویش بلی اداره خواهد نمود. تامدت مدیدی جوابی نفرستاد ولی\nدستجات قشون انگلیسی را با طال نمود ما نتونخا صمت بطرف\nافغانستان شروع ، قشون کشی جبا ر ا طواف خیمه حکومت نتیجه\nکه و بر کادو تو تجار و تو ابساله اعزام دانه. در ماه (۱۹۱۹)\nمتا صالح در راول پیند با مضار رسید معاهد قطعی چنانکه معاهد در کابل\nامضا شده بموجب ان استقلال کل و افغانستا شناخته شده و همه\nقیود از ان مرتفع گردید - تا در فغان در تیوا جریده لفظه\nو فادینسی کرده با الجمله اگر سوال کنیم از خود او جوابی نخواهیم فند\n(زیرا که دیمی شخص خود پسند نبوده بلکہ جو کوئی خودر پختنی دیم)\nولی در (۱۹۲۲) با عتبار و با د کا ستفلال افغانستا (منادی)\nدر کابل ساخته شد و در رو آن این لوحه (هدیه فیشنی) نصب\nگردیده: - \" با فتخار وطن پر سطر محمد نادرخان فرمانجنگل و\nو شجاع دختونی) که تقویه شمشیر و استقلال مملکش را از چنگال من\nگرفت . از ۱۹۱۹ نادر خان در هر جنگهای بواسطه رصناقد\nاگر افغانستا از حیث عده بهترین قو اینجا وسطی است الافل\nاز حیث تعلیم و انتظام عسکری باین رتبه را دار است.\nاین تحجیل بر تخییلات محمد نادرخان با محوطر در مصحو\nگردید در موقع ورود بمارسیل اظهار داشت ست که من\nکمال افتخار این ماموریت را قبول کردم . با برکه درال\nبسیار مستعد که محبت فرانسه در دل داریم. فرانسه بزرگتریت\nو بهترین شاخص پیشوا آزادی بوده و ماه تنها برا ارادتی\nخود جنگ کردیم ۔ و ما ملقیم که پیش از پیش خود را فرم\nنزدیک سازیم. عملیات و رفتار اعلیحضرت امیر و ملت افغان\nبهترین دلیل اثبات این کلمات است ؟\nپس از انکه ترتیب مسیر خود و اطفال منصبداران\nبگوش بطرف مسیر، علحضرت امیر مکرر گفته است که مملکت\nافغانستان باید کمک فرانسه قبل از دائرہ تجدد گردد.\nهیئت نماینده خود را در پاریس تاکید کرده است که\nهیئت معلمین برات تشکیل مکتب مقدماتی و تاب کابل\n\nبفرستید. و قنیکہ هیئت عتیقه شناسی بریاست موسوی.\nبکابل رسید اعلیحضرت صمانا حصه را بمملکتن را بر آمدت\nسی سال بدولت فرانسه واگذار نمود.\nبالاخره امیر نهایت مایل است که راه فراند و\nافغانستان زودتر شروع یابد. برای تحصیل و نا خوان سوق دان\nو بعلا هر سلک عسگری . مایل است که اہل فریبہ فرانسه هیأت\nقبیل طب محصلته فاعلیه. مهندسی و مرد مان صنعتی بخدمات او در آند\nبا این تفصیل هیئت کار ما مور افغان در ما رسیلد درست\nتا بجه ندازه ؟ و خشکی ببو این ماموریت بخیائید معلوم است\nبا چه وقعتی بوده است؟ وظیفه و خیال نادر خان\nفقط این نیست که افکار فرانسوی بمملکت خود داخل کنید\nبلکه توسعه روابط اقتصادی بین این دلت نیز خا با رت\nمحمد نادرخان اظهار داشت جبریکه ما بشیر توانمایم بدست\nکه نفوذ اقتصادی فرانسه بمملکت ما زیاد شود. دالیان وست\nمملکتی را بر آثار را شما از مال التجارة ما برد و امیر خرسندند\nنباید فراموش کرد که در افغانستان معادن ، ذعالى\nسائر معد بنیات فراوان و هنوز دست نخورده است نقطه\nزراعتی صنایع ثروت و فغانستان بسیا خوبست ، تجارت میوه\nخیلی ترقی کرده . تربیت حیوانا اهلی در حال و نمو است\nپشم ( در بعضی ) ایالات افغانستا خیلی\nطرف توجه میشود. وضعیت فعلی افغانستانی وضعیت\n(دقم ١٨٦) ژاپون است و نخواهد آن هم بمدت مثل\nحلل (۱۹۲۶) شود. البته وضعیت جغرافیای است\nجوان بہا و سطی مساعد وضعیت مملکت شخراصنی، ولی\nدر موقع استقلال افغانستا از حکومت هند متوقتة امال انهاد اثر با\nاز بنا و کراچی و مینئی سائر بنادر هند تحصیل کردن تمرین گواد و جابجا\nاین سمت سوه و توما مبادی که افغان از فرانسه خرید و محمد با سائر\nمہمانگرا یطالی و غیره یاد کرد از سند و شا بخر و چمن و ساحل پتیل .\nبخر آن از طرف حکومت فراهم آمد . بنا برین برأتوسط رابط جاریه\nافغانها و فرانقته جنابه اجل محمد نادرهای تیغ را می دید نچه و دیفرام\nایندیار که مقاصند . نه لائق توح و نمایند مظه ملت کو دولت است اقامت\nکه پله آن رو خط سیر ساله و پنا بر آن متغنم ست عظیم اما : به\n\nامیر افغان در هر مجلس و محفل تصریح می کند که در افغانستان تجارت مجرد است و آزاد در تجارت\nفرانسه و بر تجار فرانسه در افغانستان خطر و ضرر ندارد بنده از طریق وفا داران امضار می کنم. رفقایم مقالات شایسته و قابل درج دادند ولی مندرج شد."}
{"book": "adl0717", "page": 228, "text": "شماره (۲۹) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه ۲ میزان\n۴\nخیال ابوالکلام در باره مناطقه مقدسه و شریف مکی\nدر حجاز یک حکومت آزاد و منظم و کامیاب تاسیس می کنند\nمقصدا موجوده امیر مکه هم عین مقصد کافه اہل اسلام است\nشما مسلمانها را از بین امر با خبر و متنبه ساختن\nلازم می بینیم که شایعه لازمہ شریف مکیه گوش فرا ندیک\nکه خبر ها کتبا قلبه و دروغها بیفروغ را نشر و شایع بکنند\nعوام را از مسیر مکیه بدگمان بسازند .\nگفته خواهد شد که انها جمعیت و با بی راستها\nاگر بر مکه معظمه قابض شدند ظلم و شد تو را گورا بمیان\nآورده اما مسلمانها را بکار است که بدستور دیمر\nفهمی واقعات حال و ماضی را فکر و درک نموده انرو\nسخنہای بے سروپا متاثر نشوند ۔\nپیریر وز خبری از قاهره رسیده بود که امیر\nامیر مکه گنبدها و مزارات طائف را منهدم ساخته\nبقایی برهم که خبرها قطعا بی بنیاد است و محض برین\nغرض شایع کرده شده که عوام مسلمیه را بطرف امیر\nخدا ناخواسته بدگمان شوند : لاس محقیق\nمانند، اتحاد مشرقی ، هموطنان صداقت ناد واحدہ\nممدوح را تائید کرده از فارابین کرام خود هم این تو قع و امید\nدارد که محض سخنها غلط و دروغ اعدا در هنگام قبول\nنخورده اقدام و تجاو زیر سنجی سلطان عبدالوهاب شیه که\nاین سطور ا بطرف حجاز مقدس بریده بینم تحریکت\nمحمول نکرده بپذیرند .\nو ببارگاہ خالق مجیب الدعوات دست ایمان بلند\nکرده باشند که خیر عموم اہل اسلام و فور\nو عزت دین مبین حضرت سید المرسلین\nعليه الصلوة والسلام را محکم و مضبوط نامی بیرونه\nو حمله خط ها مبارک اسلامیه را که معظم مالی شرفه\nمدینہ منورہ : بیت المقدس و لبه کنده شهرتی\nو نجف اشرف و کربلا به معدو ہے و خود\nرا از شر اجانب اغیار محفوظ داردا تارا قضات\nثم آمین :\n\nخبرها ئیکه از اند را با د حیدر آباد، و میئی بند شر شند\nکه امیر مکه سلطان ابن سعود بر طائف قبضه کرده و عنقریب\nبخصت وتلين سعی خواهد نمود که سرز مین مقدس نام\nو مکه معظمه را از فساد عظیم شریف حسین پاک از زاد نماید.\nفی الحقیقت این بشارت مجزده جانفزا و نوید\nحیات بخش است بر تمامی مسلمانان عالم که سلامتی خون\nمرده باز را از حصول خوشنودی ممد و حیه بخیر خواهد بود.\nمن میخواهم که بغرض اگاهی عموم بعض حقانی در خصوص که\nاز ذرایع قابل وثوق معلوم شد که از من مسقدم مقصد\nامیر مکه این نیست که بر حجاز مقدس قبضه کنند بلکه\nمنشائین ہمنوائی و مطابقت مطالبات عالم اسلامی\nفقط انیست که سرزمین حجاز را از قبضہ سفالانه\nشریف مکه براورده مسیر عموم عالم اسلام نما بظهور\nچنانچه امیر ممدوح در یک اعلان خود بهین\nتحریر رفته که ہر گاہ سرزمین حجاز از شر فساد شتر\nپاک گردید کار من تمام خواهد شد من همان شان\nتمامی مسلمانان نبا را دعوت خواهم داد که نمائیندا\nخود را روانه کرده در مکه معظمه مجلس اسلامی منعقد نمات\nدر باب انتظامات آئندہ ہر فیصلہ و حکمیکہ مجلس\nمذکور طی نمود ہماں نافذ بودہ اجرا خواہد شد :\nباز علامه موصوف میفرمایند که : خیال ذا\nمن این است که سرزمین حجاز چون با یجاد نگاہ قدس\nمسلمانان ربع سکون است شا با تحت کا ہی پادشاه\nوسلاطین نیست. پس لازم است که از نمائیندا\nمسلمانان عالم یک مجلس بین الاقومی در آنجا تشکیل داده\nشود که با ختیار خود صلائے رہم خود چنان کرده بتواند\nو مسلمانان روئی زمین معاونت او را نموده زمام\nحکومت حجاز مقدس نیز بدست همان مجلس باشند.\nاگر قرار تجویز من مسلمانها مل پیرا شدند."}
{"book": "adl0717", "page": 229, "text": "{نرخ اشتراك}\nتفصیل مقامات کابل\nششماهه سالیانه\nدارالسلطنه کابل ۵ ۹\nداخله افغانستان ۷ ۱۱\nممالک خارجه ۸ ۱۵\nوزرا و سفراء ۱۱ ۲۰\nمندرجات\nنشر اخبار و مقالات داخلی و خارجه\nمفت ـ مکاتیب نافعه را و آنچنانکه باصلی\nنتبادل ـ با جراید اسلامی و شرقی\nقیمت یکشماره ـ تمامت آن در کابل ۲ پیسه\n\n{قواعد و ضوابط}\nاین اخبار بغضاً و یا باخر تعطیل در کابل که یوم\nپنجشنبه میشود چاپ گردیده تا روز شنبه پست مطبعه\nارسال میگردد. اوراقیکه بریه بنگارنده حقیقت\nارسال دو مقابل واصله در اداره ماند\nجریده در مندرجات و اصلاح و عدم\nانتشارش آزاد است . شراک بتوسط\nخزاین دولتی و بپُستورتهای\nاوجہ قبلاً دریا میشود.\n\nحقیقت\nنگارنده سیدالشهدا کشککی\nح  ۱۳۰۳ ش\n\nجلد (۱) کابل چهار شنبه ۳۰ میزان ۱۳۰۳ ش ۲۲ ربیع الاول ۱۳۴۳ ق شماره ۳۲\n\nانَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ\n(از طبع ملیح ترین زبان آقای داکتر عرفان اصل پوری)\nثناء واحمد ده رب العالمين ته حمد بیان روم ده محمد آخر زمان\nير تم نیاوتو ملت حق ته و کا مه چه کلک می دین په رنجه با سبحان\nاو مر رنگ ته ای ملت او قومندب دین اسلام ستا در شجاع قهرمان\nبالعزم الله و ملت بوساطنت ز پیل خانه د سلطان خدا امان\nتنی په حشم ستا په مستی دی برابر لړ زه ګوري که اما افغانستان\n... شارت متابعت بجا نیو ـ قول د غول نکرد استلقاء کریما\nاستامان څخه نیاموستا کو بله چه شرمباندی په لړی د هندوان\nونقوم ځکه کرش مشورت له عالمانو شریعت دتندي کر رپمان\nلرستانه با و مبارک نظر به لیر الگیری نکه حقیر اور شته موجود عیا\nبه كریا تو به زمانه حال دي په ياد کړه ده امیر شیر علیخان و یعقوب خان\nنظر کمالی سخنی ولی دشمنا نو شریک سیکړه هغه د افغانان\nونه شک تره شوته نور دینها و شیر غلود كښته کین پایندهات\nمعرف دین و کوش غازی امان ته پدی تور مبار اکبرتن شیرینا\nردا آثار او سابق حینه یا سه باشت اس دنینم باز و توکرمی میران\nرج بلک حمو و ییم ولر له ارفق پول و و توبوخه به پیرن میدان\n\nد تاریخ خیلومه دی په لن رخطات دامان الله شایده ده امان\nداده ده استقامت و شجاعت چا تر و قه پیش کی و غران\nشوهانی مست ده دین محالم شو مد لا رده مو جنگ پاسبان\nیا نظر کری یعقوبخان د همت پیشکش کو د اکر زینه تون افغان\nبالغمر یه کی دل زوش دستنبه دی تابع شو او تبوع کافران\nيا الله ځانکبونی خپس کی زو دادم یی غافل کابل مشغول شود تمثان\nشکامه خبر شوبیته کول په زون کابل شی نا سوزی زبان\nلیستبرده غفلت و بده مستی شیر و شتر شور دانستکین نمایان\nبیا فرصت شو غنیمت د شمنا باندی مجهدم شدی غافل عالى په شان\nد توره کړی له ننگی د دُخمن نظاروت موند پرن میدان\nلیابس ـ ناموی استقبان کی غماز بار و شوبند لاكه زغان\nشو مجوس داندي چی خانگی آل عیال دی برد شاهد در ان\nلوی ملت و پشتونی بی سببه ده دشمن لاس کین تر کر بند غمان\nشخصیا تو پہ تھائی پہ کابل کښی د کونی سملہ افغانستان\nغومرد وینی شوا تو می عالیمون بلا مرد یکو خنوتک شابها دار\nپیرو سنو سفر مخلق برقی کر چھ ملک دنیا ز ورشه بمیدان\nدایوه توره و دی هست قوی پاستی دی تر شوه او تو نکه کوره مان\nسیا خبر چه دتو و بایی الیتان کرش غلوی پر پیر میدان تو محمد"}
{"book": "adl0717", "page": 230, "text": "شماره (۳۰) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل چهارشنبه ۳۰) میزان شما\n\n۲\nچه اغیار رحمن شوط داخل\nبالكل يخارج کړه دښمنان\nشا غازی لناسونکه حخه\nیحییٰ اقوالی دے ژونده شیطان\nداورت کوری په آباد کړ چه لنډ\nکه چوتو مونه اسباب دزمانی\nچه چوتو مره طاقت کبوته و\nدامسکل حاکم عنی فرزدان\nیا سعید جید اللہ امیر شهید\nپرون که دو بالا افغانستا\nدشمنان تحرامی وی تباهی\nحو صلاح ندی د نا خبر جهان\nتخمیرات و اصبح کتا مناسبات\nحنى وسلی خه اسبابونه خوارا\nچی د ودنی افغانش بشخوابه\nاو به مرزی شی حوضی دزندان\nاستحکام جملہ می افغان کمہ\nاستقلال الحام اللہ ده حقامان\nدی انصاف او رحم نه نظرد کی\nدسم و کری حم پیش هم په هند\nحیرت کړی ده امان پوره شاهان\nدا وقت دی ده نفاق و تفرقی\nجمعیت او اتحاد ده مسلمان\nروله خا یستہ گوره د پښتو افغانیه\nخنگ ایلا شوی اباد د جاودا\nده کفران نه شی زړہ او د کر\nده غفار غفران دی الامان هام وی\nده الله امادلی لونک قائیم وی\nاولی نعمت شی شکر کی پر افغان\nکه‌ده شالیخه وی و دست\nزوہ کری جمعہ پلا د انو دی مملکت بیا\nخدافون جہالت و بعضی خلقو\nچیہ خانہ تسکر کانه وی قران\nبی نعمت شکر د نعمت یابی\nویئی دگوری یادی دی ده دست آ\nنه دیده مونکه وری نی جنگل\nسخت فریب کی د خورلی دشیطان\nده بلخ غومر غربی چه پښتو ده قبول تک شوی دی نوان ده عقـ\nبی شیطان مجسّم عبد الکریم\nخلق باسبقی یعقوب خان\nانر مهم مقاطعة جنوبي تامر و کا نيا بر انواع مع\nدی بین وسستی احبت کانی شیک\nنوابا نی خود نو شید لرمان\nچقہ تکہ خایسته و ږغہ مقام\nپہ غیری خبری چی سوګودان\nمنطقه بغداد محمداه د آباد در مدار\nنوال ده پاشی خاورین و متکلیمان\nلگیہ شر نه کری دننه پر گھیوان\nاطلاعات اخیره موصوله سمت جنوبی تا ما اشعارنده اعلا\nبه خرة گرنظروکی تجسس پسته\nدی تحیله پلاس شکون تختر کنا\nبفضل خدا وند و از مساعی جمیله سپهسالار ان ٹیلہ شکر\nپشتون فصیلات و همغو دکره\nقواری خوره فاری بی ایشان\nو نبات حسه و رقایم محار کانه الاعمر خازنی وضیاع بر معانی اقوا\nدجا بلاه چه بدل شدی توی تخته\nدا مشر دی شر مخ دی چی وان\nسمت جنوبی در کمال امنیت انضبا و انتظام بود لپس در راه\nولی شکروه د چیل و هرحکایے\nچیہ یړن کړہ یہ قوم دین درمان\nاُز طرف قشون اخیر در اطراف مناطق اور مزمت بعلوا اياه\nدہ شر ابو داد نه چه رسید ی\nداسی مست کیہ بیانہ وینی عمان\nتمام باغیان بيك دفعت ببرایش ابطرف دره با مدراء جمع\nاوکبر دی خلايق دوجيرانك\nولی ولقی مومی تا سی اوغان\nمتواری بنظر ا يکہ عقب گیری انها بواسطه سختی کوه و باشیا\nغرض ده خلقو و ینی قدیری\nعاقبت به شوم نه شی پشیمان\nو بعد مسافه کابل بمحله طیاره با افغانی برانها برد در گشتی\nخداید پان د اتلی دہ بازنگرو\nوہ خیل خاته په زودکی کروی گردان\nعلاوه برا نها نضیحت نامه با همایونی بر بعضی از بند کر ده نشیند\nپشتون پرو العب ده پنجاب\nچیر بود بادی کروی دمار\nلغات بمبار نیز بود تلفاتی راه با نها وارد اورده است اشیا\nچیہ مسیرتہ کا سابیہ انگوریان\nچریہ چرتہ شاغازی خته امان\nبالفعل ترتیبات عسکری و سو قیات لشکری نیز مخل ارشد\nچی تو چو تو نژده بازنگر و -\nچہ تو چہ شکو تک کے الایون بان\nمنظم د ان منطقه زیر نظر گرفته شده است، از مکاته شیم\nچه دیره خره لمړی ده سه شته\nچه تو حظو تک اعمال بدر محشر\nشاه ولیخان که دیروز بفرص اعطا بفی معلو ما بگرین اخط\nشکر شکر و یک عالم یاد شا عماد\nدی تو تک سنگ نوه نه دیوتیا\nبعضی سرفتہ کا لاردو شمولیت در جشن استقلال بکار را\nداسی شای قبخوان و تو بی پروٹی\nبه اسوا وہ نه پرس دی عیان\nمعلوم میشود که یک قسمت هدا از هدایانی که مقصر خواه شدان ش با گونه\nدومره بس دید و شه نادانی وه\nبس لدی خوشحالی کی نی عثمان\nتامین آندا از لغات متنزع و مفاد حکومت عاد که کوشانه اخد قبیرا"}
{"book": "adl0717", "page": 231, "text": "شمارۀ (۳۰) جلد اول جریده حقیقت کابل چهارشنبه ۳۰ میزان\n\nنعقاد جشن استقلال افغان یا یوم حریت در پغمان\n\n-(شمولیت کفره و اکابرات ، تنظیمات و تقسیمات سراپا بهجت )-\n\nقارئین کرام از مطلع از وقت نیل فتادن جش استقلال در غار با گذشتن میوقند، با کندین ایام فرحت التیام\nطی با نیا حکمت از مشکلات و موانع خود را فارغ دیده بسرکوبی و گوشمالی و راهنمایی همت باغه بفضل ایزد متعال حتمیت\nحقیت که در با شجاعت تمثال تقریبا موفق آمد، و تقاضا و اصرار ملت نسبت بانعقاد این هنگام آزاد یا دگار حریت معانی بطور\nهمان هل من مزیدش را بخیار گردیده بود و هم در واقع جامه انعقاد این جشن تاریخی بر قامت امت افغانی و علاقمندان حریت بخشان\nوملکت افغانی خلعت سراپا به معظم قانه موهبت موش حر یامادولتی بود، ازین رو قبل از اینکه قهرنا سراپا طرز دندانها در دنیا\nدراز میکرد و مرده و خراطها ان حیات و حیا را برمیه افسرده میتود. یک تاریخ متبرک یوم مقدس یوم\nاست، این جشن فرحت حشو و میله حریت و شرور در پغمان جنت نشان بدست طبیعت تصنع قدرت او را\nبا انواع محاصر عالی آراسته و مساعی جمیله شهریار افغانیه او را باقسام اقسام خوبی و قشنگی وانواع زیبا و عما را و مثال\nپیراسته است، شرف انعقاد می پذیرد عموم و خصوص بزیبایی و ملاحظه کردن حظه برداشتن آن درین ایام در صرف اغرام دخته\nما در ذیل صورت پروغرام این جشن را بعنا جته تبصره واعطایی معلومات بناظرین حریست کیش تحریر میکنیم.\n\nاعلان رسمی تاریخ انتقاد میله جشن مبارک استقلال دارالا و تماشائ آن تقسیم روز با و شبنگ میله برنامها\nو اوقات تماشا را که قبل ازین اعلان کرده بودیم و بنوا بواسطه توجه حکومت بر ترقی\n\nاست و به اس مت بی مطلق گردیده الخدسته توجه مبار حضت غاز خاطر مارا جمع گردیدند از جشن تقسیم و قا آن اکنون برایی\n\nاحتکار غلام پرور دسر پرستان از توصیح انم مجبو یم -\n\nایام تاریخ نوع نمایشات مدت نمایش\nاز ساعت الی ساعت محل نمایش\n\nجمعه اول عقرب اطلاع جش بمطالق اعلیحضرت غازی دار الامان خاور مجمع میدان تفنگ اندازی\n\nشنبه ۲ = تفنگ زوان به نشان ۷ الی ۱/۲ ۱۱ میدان سپاهیانی\nاسپ دوانی ۱/۲ ۱۲ ۱/۲ ۴ = =\n\nیکشنبه ۳ = شطار تمهای عسکری و تعلیم نیزه بازی و پرواز طیاره ها ۷ الی ۱/۲ ۱۱ = = =\nبایسکل دوانی و مسابقه ادم ۱/۲ ۱۲ ۴ چهار های موچی\n\nدوشنبه ۴ = فراغت\n\nسشنبه ۵ = صنعت، حرفت، زراعت تجار، تصنیف، تالیف، خیمه پوشی ۱۰ الی ۱/۲ ۱۱ کوتی عمارت مجاز\nشیرخوارات ۳ الی ۴ میدان پشاورچی\n\nچهارشنبه ۶ = فیل دوانی و مرکب دوانی ۳ الی ۱/۲ ۱۳ میدان سپاهیانی\nفت بال ۴ الی ۶ = =\n\nپنجشنبه ۷ = پهلوانی و چوب بازی ۱۰ الی ۱۲ خندق پهلوانی\n\nخطاق تفنگ نشینچه زدن، نیزه تیر در موضع متصل بیدان پهلوانی با تقیسم اسامسیر روز اجرا میشود.\n\nهرشب این صحنه بلیل از ساعت ۲ شروع و بساعت ۹ ختم میشود، سینما از ساعت ۳۰ -۱-\n\nاز ساعت ۲ شروع و بساعت ۹ ختم میشود در میدان اسپ دوانی.\nنمایشات هوایی آتش بازی هر شب بقدر (۱۵۰) عدد گلوله هوایی آتش بازی در داده میشود از ساعت\n۱/۲ ۱۰ در موضع باغ عمومی. ۱- ضیاء الحصق یاور حضور"}
{"book": "adl0717", "page": 232, "text": "شماره (۳۰) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل چهار شنبه (۳۰) میزان\n\nمراتب مسرت قلی نیستان\nمشعر از حُسن اساس سالار با ظفر خرد\n\nوزارت حربیه با اطلاع میدهد که درین ایام عوارض حمیده\nو شجاعت التیام عموم اعزّه و رؤسا و مشاهیر و صاحبنصبان\nو غططین در یگانه توسط آقا محمد سلمانخان اندلی کو تاریکیا\nعالم جوشش خروش بحضور اعلیحضرت معظم غازمملکت فخائیه\nبتوسط وزارت حربیه ارسال داشته اند در شست.\nدرین عرایض عقیدت قوامت مرقوم آنکه تفوق افواج فاتی الان\nقطعه فتین تا یکه خانه بایا کلمی بطوریکه مخارج سفر و زاده و طعام\nو پوشاک ترا نیز خود پیشین نماید حصد الالا تهیه نموده اند حاضر بود\nادعای جهاد داد و طلبی داکستان علی العموم بمرکز امات حکومتی مال\nآمده است بلكه بیشمار سه هزار نوجوانان سر بازار صلای حرب جنگو غواتر\nنمایام کلهای شجاعت را در دنیائی آلوش فدا کارانه سرنوشیا\nاجازا حکومت صلاحیه اثر اجازه حرکت هجوم با حضور خوسان دراند\nکه بجدان شرمائی حضور بر اینکلمه مر فر مانا نجاته فداکنند.\nلكن پیشتر الفتو محمد سلیمانخا در عریضه خویش متطراز ستب کلامیت\nلذا انها انحذارین جوانان و شیریان فن کا زایج و شالانمارا سران\nچند در مکان های معطل دار بر بشما گفتم باشند تا گیر بر اوزار و مهمانات\nتان نیر با شمام هم ستنفقاً عازم دار السلطنه کابل شوید. و این\nاطلاع و اتحصل سمیه بنواسطة حضور خانه عوض خوری کحریم دید\nحقیقت کابل خیر امتناع شمول شیر واقع میماند اخوان دو قارش ایون\nرا می که خرافات خرافات کفرم و دالس که بفضل فخار را حکومت\nحقا بمقابل این حمیت ثمره فخارح و احساسنتا اهمیت یعواهر این\nفتوحها عالی عساکر افغانیه کاسند و بهمت نجبای جمعیت عساکر\nفاتح با عشقر غاره فتیح عمومی سخت مایه مناضه مائی و امانی\nعمومی ملت فتا کشیده خواهد شد و اگر باینها مرا و اجازه هیجانی اغرا\nاحان منطور کلی ام ایج صدایک غطها ارسال مشود در خوان\nاین عریضه دا تر خربه تر از حسا سا سالار کارانه آیا قطعه شجیه خان\nبالاشوم سکنا افغاستان که در جوم امطال صداده میله شانه انهو الله\nلشکر کشا حاصل مین حمته غاز او شانزا از حرکت مع ابدا نه و بدانها\nحاکم شده که وزارت حربه بر حدت دید نخوبی هیو العون متوجه خویش\n\nدر گوشمالی دشمن ملت و بیاد و مملکت خویش موفق گردد\nتحقیقت.. نیز اواز رمانده اقوام با همته بین\nخدا با ظفر نیدل کنان احاسایب این ویرا\nشایان هنسون\nامثنا از حذباء اقوام وجد افواج من\nمكتوب علا لاقا\nاز قومیت و اهمیت بایشکونه اینولا اقعد نام\nمیشو خواهد بود پله بخوا هر که دایره افتخار استیو ا کا فی دعو دو\nعضواء اد سکن ایشکونه اقوام باشکونر او خضمانه\nقبیله قوم محترم شترا د بلوچ وجندرا ها دکر آثیر سکنا یزمانی\nنسبت بقرابت و روابطیکہ ہمہ سانیانا نده سلا اقوام\nعلزائی شریکا ندارن نورزائی شینی میرود لہذا نظر کی\nنور بور را و عنایی نسبت بدیگر اقوام همیت سلام\nمحسّس میشود مشا الیهم بجهت حُسنا حصد امثله که\nبمقابل غد و طوع صمیمیت با دشامنجو التفاوت دارم\nامتیاز اندا نیست که درین روز ها عیورو مادان\nو خماند و کلا سوند کا وار مار کوثیر و اقا محمد نور غان\nدر چه بونه با نام است میلی هد یا اظهار افتخار مدردات\nو از حکومت اعلی اجازه حرکت لبشمت نیل خویش بریم\nولی چواز حضور قشر شا با در عنا وه شهر تست دار\nجر یا حقیقت رقم ان در رسانه ابو افغان کرد درک\nاختتام بیتا میشود لهذ ا حرکت ونها باستیندان ام\nخبر و الخوی است.\nحقیقت این ناودگان محترمه الامه نام نوعی بیان\nداوطلبان فرالیان اخلاص نشان ملیه ستطری\nافغاستان نتر قلمه ده استه که ما محض خوف طوری\nباندرج ان نپرداخته از عشم ان ظهار شادا\nو در ر دایات موفقیات مزید بر مزید ای را بدوم\nتذکر با اینکه قرار اطلا نیکه داریم میالیست\nایام تعطیل جشن ستقلال جریده خود را انتشاردیم\nی ولو جمعیتی ملاقمه ی ناظرین محترم با خبار با قیه است\nم اخبار را تعطیل کنیم. ومن الله التوفیق یادر"}
{"book": "adl0717", "page": 233, "text": "قواعد و ضوابط\nاین اخبار بفرمانده عالیه مطبعه کابل مجرد طبع\nنشر میگردد مگر مقاماً ده برید منتظماً\nارسال میگردد. انطبع بر هیچجا زنده\nحقیقت ارسال نرسانده احدی در این\nمانده جریده را ندراج و اصلا بعوض شتمانی\nافتاده است، باشتراک توسط\nخزائن الح واجنبور نقدی از\nہر جاهما دریافت میشود.\n\nتفصیل مقامها | ششماهه | سالانه\nادارات کابل | ٥ | ٩\nداخل افغانیہ | ٧ | ١١\nممالك اجنبیہ | ٨ | ١٥\nوزرا و سفرا | ١١ | ٢٠\nمراسته از ماورای کابل و طر\nمفت در بر ابسکار جابجا ایی\nناول در ماورا هلویی دفتر\nدر مند خانہ ہلو آریز پرش سود\n\nحقِيقَت\nح ١٣٠٣ س\nکابل شنبه ۲ عقرب ۱۳۰۳ ش ۲۶ ربیع الاول ١٣٤٣ ق شماره ٣١\nیادیاز جش استقلال و دل ملت عشاق الاعمال\n\nامروز که روز دومین فیروز جشن استقلال و بمعنی\nوقت در اوز انا روز حیات گذشته است و ظلمت شب\nبصار صحه یگانگانے فضای این جهان فانی بدرود گفته\nضیای مسرت انشایی در قلوب خاصان مستحه پاشید انند\nدوره حیات ششمن سال مارانشان\nمیدہد لازم و لازم دیدہ میشود کہ نسبت با ثار و اسمار و\nمجهولات و روشنی ها و محلا باشامانی که مراد از ظهار مسرت\nو علاقمندی باستقلال است توضیح در میانا یند تا بدانم\nکه این لفظ استقلال که یک بنا بقیش معادل است\nچه عظمت واهمیت در دار که در تصور در تذکر خوا بدر شد شاستر\nهمجوه مالاً یاده نمایند ایم حاجت مکرار چیست ؟\nآری ! چون تحفظ و تحجب بقایم بن مجرد فی العلقه\nكثير المعني كار غوا و ملت خار اختصا محفو با نفاث و دانی\nجانی و مالی ساخته و اثراتش در نعمت حیا کشته پس کر اهمیت آن\nبکرات پیشگاه خاطر سامعین را نگهبا ر شود، اهمیت آن\nاضافه و سابق علاوه میکرد دی که نسبت باثر توثیت استقلال\nاستقلال بمعنی بذات خود استادن و خط در معیاون\nکب و دیگران است یعنی بی معاونت عالم ماده ی با سلیت\nامران دیگری انسان با یک جمعیت انسانا قوه که در خود و\nظاهر ساخته مقاصد خود را خود حاصل دارد و در اثر دلیلی\nکرات ضعیف ما شراف را تصور بستی بصفت ہستی تبدیل\nنموده است قوہ قویہ را بفرار پذیر آید گرچه دانا هدینا\nالسبیل امأشا کواً واماً کفورا ) در ان طوار قبول\nنمود که با جرائت خود آن شخص مخیر است بہر گونہ و بہر طرقیکہ\nاوامر شریعت وطبیعت و نیاز در مصالحی باشد استعمال\nنماید و کسی نتواند و حق مداخله را نداشته باشد کمال ان قوه اختیار\nاوالفیس دید : بالفرحال گربیقا طر اختیاط و احرائتش احدی\nبراینه شخص بر علیه او برخاسته مخالفتن طالب کند تا خد احتیالا"}
{"book": "adl0717", "page": 234, "text": "شماره رابع) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه ۲ عقرب شماره\n\n۲\nخود را بدیگران نداده حیات آینده خود را بسپرده تسلیم ترحم ها و باشندہ ان محمد و دلور و خارج مسکن و وطن خود را رفته دیده نتواند گو با غله\nبه نواسطه حقوق فاعلیت مختاری بشری معدوم گشته در طیات شرف طبقا ایا کریم (اولم بیسیر وافی الارض) در حالیکه (انته الاعلون الفرکلن)\nقدرت کها بلک سرا مر جعی بس اند و که ضمناً نتایج انسانی را از حیثیات باشند و دانسته از لطائف قدرت و لطائف مدنیت خود را بی نصیب توانستند\nدینیه و اجتماعیه در بحره آخرخش مسلمینان را از روی امور اسلامی مجهول و نزا امثال و اقران خویش سر افتخاره نیهان گشته مر مراتب تحقیر و ایداری آقای\nفاعلی مختاری کا شتی به نور و نما ر هبت الغو و لکد دار عصاره کسکد پینا اوضیه آمان و خواسته اواان کدام زدن از ترقی عالم و عالمیان با ادانت جر\nاصلاً حریت حقیقی ما میگردد یا قوای علمیه و عصبیه برای خود حاصل میتوان بی خبر واقع عتیه با او در انگ تریاک میساند. و ضعیفه که مطالعات نیه به وجه تبد\nببینید و متفکرانه ملاحظه کنید که به تیزیه اجراات این قوی افندی چه اجراءات چه افعالیت معرض تحصیل میآیند که باعث ترقیات نقش صفحه\nصدمه های مهلکه در میان آورده میشود که باعث بر باد بها میگردد شان گردید و صرف نظر از ان یک نقص بزرگی را که در دایره تمدنیت های\nبدین واسطه گفته اند که انسانیت بانسان شدن و دولت بخریت عالم مزع قومی با شرف ملی و اعضائه کردن و انتجا روا اعتبار دولتی را بروج تنزل و\nمنحصر است همین بود که اعیلحضرت همایونی با بخار و انظار و کثیره سالیانه نمودن نسبتی نیز بوجود میآورد و کذا لک از حقوق صیانت ناموس شرف دیان\nخویش ہمہ جہات تفوقیه اسلامیت بهیئت و حیثیت واهمه آواز عالم مجروم می نماید و حقیقت ولا دست اختیار معیوب در محقه حال میگوید که را با مکتو بو\nمملکت یک باب است حقوق علمیه و سنتی و اطراف و جوانیش میگردد تا\nاسلامی و دنیای افغانی را مخصوصاً درین جائیکه ادوار آزادی چنگ یک وطن در صورت عدم استقلال اختیار داخلی و دیدم ایا خنداری محکم کاریزا در\nفقدان و این امر و اعتبار اخوی تو در پای نخلہ شو است کیفیست حال جزر\nدر ممالک مترقیه عالم متد اول است مفاہمہ ملاحظه فرموده بتصدیق بر میدن قوای ملکیه و ریالش شمل از روی احوال و اجتماعی و انفراد میتوں و تک تمام قو\nتاثیر شرف و اعتبار بیت و باعث جالبیت و اعتبار ممالک آن همراه عالیها\n(الحریت فی الاسلام) آله مجاہده و مفاصلہ را بالا نموده به درد بگرین آن در سلسلة ایشانی مسلمات شریک در مرادوات و مناسبات دوام گیر را در تغیر\nو هیم بگذار میگرد و یعنی استقلال روح دولت است وقتیکه\nطوق قدم هبند میگذشتند اعلان حریت آزادی عطا فرمودند استقلال ما نخوشید حیات و قوام شما امین و اختیار بدست نمی نام باشد تا سای\nعلاوه بر کیفیت هجومی جریان محجوب اسلامی این است و خلاصه و\nچه دانسته اند که زنده بود یک ملتی با دولت محمد دست محصل استقلال اسباب فقدان این منو یک دولت ملیه افعانه متضمن این است که اغازه بنایه محبو\nتماشا گه تمدن طلعت امیر امان الله خان غازی حقوق و اصلی و خارجی\nو نامی رشدنش در تمام عالم و عالمیان و محسوبیست پیدا شفت ملکیت ممالک محدوده بحت مخصوصیت خویش خودداری با قوایتی فردی و اجتماعی در معطل داشته\n(دیم نام بیت لیمانی دولت خدا داد میفرموده و بهمین برابر بر سر لوحه\nاستقلال راداری و طایفت کامل انسانی دستور است برا بودن حود اشتهار اتش جلوه اکتسابالی قدره از شرفنامی و در نیو به جوان شرف ملی را با ترت\nتشکریم زلال از این توتیای مذاکر بهیقتی نهان شکر ان گوهیم که پیش تافه هانه\nمختاری ارضی تا ملوکتے نے ملنے کہ اقتدار خود مختاری خود را در داخل حقی شکر یک ادایقه درست تقدیم کرد و همچنان هم رئیس باید قدر و منزلت ریم سپد یک\nداشتند و مقام اساس کی یکی در یکی گمان نو احدث معرض حسن تایید ها\nو خارج نداشته باشد اگرچه مدارج عالیه مینوی را بدرجه کامل مالک ارده در حفظ و احترام آن از مال و استباب نفس و عرض نظر نموده با طیار هم بیت ها عدا ایچ هما\nو این والم مجاهدت در بنای مساعیات ہر کسی خود را آراوند نماین تا در دنبال\nباز هم از انظار دول و مل متحدانه عالم خارج بوده و دستش نمیداند\nحاصل بدایت نام نامی خود را میدان دولت و گلهای نشرا ه آزادی به\nمیتواند الی سبیل و سداد مجراست در دارخواه ملت و دولت روان پرد اعدال صالح دانس نجیه انداتی کتب که در معاقده اجراآت نیا محن نیاد وطن خون\nو تعالی وطن و ابراز فرموده تقدیر به کلیه عالم نثار کرده ای در انجا به تلاف\nطیعه الیاس\nصور اجمالی محاربات کرانه افغا با با عیا جنو بیا اطراف ا\nدست داد و رول\nدر شماره سابق خود اطلاع و رو دحضرت اجل آقای شاء ولیخان نائب سالار به مرکز بغرض اعطای بعضی معلومات اعدار مجاز مستند است\nو گذرانیدن ایام قبض تحریر داشته و از این تفا و عده در موقعیکہ بہ سلحشوران ثمان فائز شده ام ممنا ارزومند شدم که یک راپور مختصر ایران در مانند در ا\nبمرض اطلاع قارئین باداره عطا فرمایند در تیوآن مکرم قریبا تحریه اجمال ذیل را با این مکتوب ارسال داشته ام بر قرد جوامع اولیفری مد\nنتمند یک رہوٹہ تحریر اجراء اتیکه از از ماه بردا تقصیر یک الی انه ماه کوش تیره در میدان برمه واقع بمرز که ظار ور و عقیده ات قلات ، لشکر در پیار\nوتوقیع دهانی بالکان شهر تر رسیده بن غلیل مرزآن ارسال داشتم و نقد مدار آبها معلو است شخصی ان مجلات لا لزم الشهرا میدانست تاریخ های بار است\n(شاہ ولی )"}
{"book": "adl0717", "page": 235, "text": "شماره (۳) جلد اول\nجریده حقیقت کابل\nشنبه ۲ عقرب\n\nراپورت محاربه لوگر که از شروع الی ختم آن بقرار ذیل میباشد\nازطرف کل اردوی افغانستان اعلیحضرت امیر امان الله خان که بدرجه\nعالی سر غندوی سرفراز ومفتخر و در جبهه خانه واسطية قطعاتی که در فتح پران\nمحاذ پکتیا ادای خدمات نمایان را نموده باش مأموریت دادند و بمقتضای ملاحظات\nنظامی بشهامت و شجاعت تمام در آن جبهه با کمال موفقیت و کامیابی پیشرفته و از کابل الی\nپکتیا امن و امان را مستحکم ساختند راپورت جبهه تخته آن فتح و کامیابی حاصل شده قرار ذیل است:\nبتاریخ ۱۲ برج عقرب سال ۱۲۹۸ قطعه اردوی تحت قوماندانی من با معیت خوبی تعداد کثیری از سپاهیان\nمحلی و اهالی شجاع سمت جنوبی در محلی بنام سراج قلعه بالای لوگر آمده بودند و کوه نوراب دال صاحب\nرا که محاذ غربی آن حصارک را اشغال کرده بودند محاربه جاری شد الی عصر شنبه\nوقتی طالوت در محاذ کوه گاریز باندک دوام یافت بعد از آن استقرار قرار را اختیار\nنموده سرکردگان بقوای کمتر با کمال سرگرمی و جانفشانی بمقابل قطعات پا ثبات\nاردوی افغانی آمدند روز شنبه تاریخ ۲۸ اسد فرج ما از کلنگار حصارک حرکت کرده\nراست بجانب کاریز درویش و قلعه الیاس خان لوگر مقیم شدند خیال متمردین را دانستم\nکه چون تمام قوه ما بدره زرمتیه میرسد و برای دولت لازمی بود که یک فرقه\nعسکری که مامور تنبیه راغیست قوه زیاده در مرکز قوای کابل موجود داشته\nباشند تا مبادا کدام وقت باغیانرا از طرف سوی مرکز صدمه نرسانند\nبناءً علیه تجویز نمودیم که باین ملاحظات در لوگر اقامت دهیم که کاریز درویش\nمکان معطلی و منظر موقع اشتغال مریه باشیم. همان بود که دوباره اشرار بموجو\nآمدن قوای غلیجائی بیاد فرقه ما در محمد آغه سرکرده گان خود در داخل لوگر شده بتاریخ\nدوم عقرب یک حصه قوت شان مزار از کوتل شیو از عبور کرده اخری بازار\nمحمد آغه را و حصه دیگر در آنجا بود عقب نشاندیم بلکه میدانلوگر را انتقام\nمذکور نموده و خیال کله را بطرف مرکز نمودند و از تعدادشان یکحصه بکوه\nگار بز دال صاحب موضع گرفته و باقی اخری شان به تپه های بادخواب شانه\nو قلعه الیاس خان بالای کاریز درویش حمله آوردند و برای اینکه مبادا\nدشمن بقوای که دارد از تنگی واغ جان عبور کرده بطرف دارالسلطنه بروند\nبموافقت قوه عسکر دلی ارج با محمد غوث خان غندمشر از قلعه الیاس خان\nحرکت داده در تنگی داغ جان نکویم غندمشر مذکور با لفی که معیت خود\nبرای این محاربه انتظام تنگی داغ جان را نموده یک فرقه که مراد از فرقه ملی\nمراقب او باشند در آنجا ماند و حصه الفر قطعی که قبل از ان مقرر بود در گذشته\nاستقرار یافتم و خود بطرف کلنگار عاودت نمودم با باغیان\nدر حصار کلنگار خطوره کوه نور ابدالی سرگرم محاربه گردیده باغیانیکه\nدر تپه های بادخواب و قلعه الیاس خان و سنگر خیل و قلعه های\n\nو تپه های حصارک موضع گرفته بودند همه شان یک خطه که مراد از\nکاریز درویش باشد محاربه را جاری کردند و با هر روزه از قلعه برآمده هجوم\nمیکردیم بلکه از تپه هائیکه در دامان شدیه مامون زراعات جواری\nهای اطراف کاریز مذکور موضع گرفته گله باری می نمودند آب کاریز\nمذکور را بالای ما مسدود نمودند سه روز از آب مقید حوض کاریز\nمذکور که مستقر شده بود گذاره نموده دو نفر زخمی را بدست آوردیم\nکه از راه مجره آب کاریز که بدر قلعه درویش واقع شده بود در آمده\nزیر زمین رفته آب را که باغیان بند کرده بودند جاری نمودند این فتح\nیکی از رویه پخته کابلی برای شان دادند مکافات کرده شد.\nبتاریخ یوم پنجشنبه ۶ برج سنبله رخاص برادر عزیزم\nغلام نبی خان معین صاحب وزارت خارجه نیز بقطعه محاربه\nداخل شده فوجی را برقدا کاری تشویق داده کمان داری\nمی نمودند و فوجی با کمال جان فشانی بالای دشمن هجوم نموده\nالی عصر یوم مذکور به شدت محاربه را جاری کرده باغیانی که\nدر کلنگار و خطوره کوه نورابدال را اشغال داشتند موسعات\nمذکور را در یوم چهار شنبه ترک داده بپادخواب شانه جهت قطع\nو قمع فوجی توقف کاریز درویش آمده مشغول محاربه گردیدند نماز\nعصر این یوم خاص به معاونت خداوندی جل جلاله باغیان\nفرار را بر قرار اختیار کرده سراسیمه و از شکست فاحش\nیافتند مرده های بسیار شان که بر دو نتوانستند در میدان\nمحاربه افتاده بود درین محاربه شش روزه از طرف ما\n(۲۶ نفر شهید و ۱۰۰ ) نفر مجروح و مقتول را که بموافق مخالفتات\nدادیم. با این محاربه شش روزه هردوه نفر نظامی از قلعه\nبرآمده محاربه کرده دشمن را از دور و پیش خود دور میکردند تاکه روز\nششم شکست فاحش خوردند بعد از ان باغیان یوم چهار یوم بعداً\nدر مصالحه خیال درآمدند گذاشته مطر روی نموده ام روزه خواهش\nمتارکه را نمودند که علمای طرفین آمده جرگه مذاکره نمایند تا آنچه راه حق\nبوده باشد رفتار شود و غیور چوان ظاهر مرحمت نوازش که بالای رعایای\nخود دارند اعلیحضرت غازی متارکه را منظور فرموده علما سمت شرقی و جلال آباد\nطلبیده به لوگر فرستادند چون باغیانرا که شقاوت شعارند از حقد شناء ازین\nمتارکه عهدی بوضع آوری فتنه بی خونبار انموده این شتر بتعداد کثیر هرا و عساکر کریم\nفراری و طایفه احمدزی سرکردگان در شاه مزار لوگر موضع گرفتند."}
{"book": "adl0717", "page": 236, "text": "شماره (۳۱) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه ۲ عقرب\n\nچون بر اثنا یکهزار و یکصد نفر نفری کندی تعاقد ص، شب کابل تیره چون ز شدت اب المه به تکلیف میبودند کدو هم\nمیرزا کمال الدین رسیده بعد مباحثات با اوید شد که قوه مذکوره قصدا در محارباتیکه به چو گرد واقع شد و شیر از شکست فاحشی خورد\nآنجا اقامت کنند تا غفاله شترار ده بود با دار و کار بار مابها در شام قوه مقبوشان خرابته از سابق کاپرو آدا نمیر انخواستند که\nشود علاوه برآن مقابل بانیوان نیز فوجی ماثل تو بتیک بکار تو درین بی تلفات داده کوتل تیره مصنوع شود حالت موقع را بغور\nنفری میرزا کمال الدین شاویشر دیگر تجاز به یاد خوار فوجی مرکز را تا دیده هم غوث حما عده مشه را با یک تعدا نظامی دیگری با فرم\nشروع بهجوان سبت عظیم شکستی نداده شکستن راهان تباره عظیمی براه اصدارا گر حاضر نشده متعذر بطلبید بودند بطلبید بخور با خود گر\nجلو گیر طی دهنجو پانسد انه لازم دید شکر که کند و لشکری از کرد ها حمان در النبو آمده و فردا وقت شفق صبح نظری مذکوره در کوتان\nو محله هائیکه آن منزل محدود رسد بفرط ف برگر ایک قره باغ شاو شده فرستاد کوتل مذکور را متصرفا در دیم تا را رفت آمد بازار\nو بهار در بقیه تباره خود در داخل اثنا رساندند او با وقوع مرکز ترک و بهمین است که فضل خدا و نذر جل ضانه تبار میر ا موافقه\nدانسته بدینم تا مقابلی شد محار به شروع کرده و مرکز را تا جیه محاربه شیرازی کرده باز گردید بعد از انکه اما ملطف قدام تاره کول تیره بوم\nاز طرد چار تو بیرا سنگر تیبار را اخته نظر اما کرده و باز از اشنائی کے برا نامز شاد از ارد و گا د القعود و از اینجا به کوتل تیره رو\nنفر د جمانیم سرا مبذره که با عملیات او کام ان بکار بود دو بدوک غلاموکر نمونه دیدیم که مبا دنت الله لقا مجید با خیریا\nلغمانتیک مرآ اقای جبهه الادب تا ثمره تعلیمیه که فی رساد شما بکه انتظام کارات خود یا را بدرستی نموده بودند و نظری که\nجه در اور از ان مایه و جلودار شان سختی شرها را بان زمان محاظت سره میر ا فوجی خدمت میبود و راه رفت\nاز اطرف خود حی التدار تھا تا اکند فوجی فوج ملی که با خودشان را دیر مفتوح شد جیشیت خر اسیکه از طرف شما من سلم\nبا نطر زهد الکوتل شاور در بین زمره ا ستلم آمدن شروع محاربه است شده بود تاریخ ۱۱ برج میزان از کاریزا\nنمودند د شتی در جلو را توقف نموده و از طرف ما بی کار بر دوطس حرکت کرد تاریخ ۱۲ برج مذکور مع الخیر وارد کردا\nنیز نظیر در یک بقیه نفر اثناء مجما به زبانه حوز نز با د ولسان حین جناب ع ، ج ، ا، اشان زیر صاحب حرسه الله\nستاری که نفر عبدالله کا مله جهه کوتل شاه مجید سمیع تا از طرف مهانی و تلطف یک تولی سواره را در قلعه به\nجا که و نظه میرزا کا مل ها که بو کر ر و بدیم بر گز تما مقابل نظیر بشکه تیره باستقبال برای ادایی رسم تعظیمی\nدر بگیر که باید رزو میرود ند از اینجا براز دو تا ز دشمن تا چهار نفر درون پیاده را از رباط گردیز ! بالاتره بر ضی ارادت\nبودند چهار یکصد فوج ماذویکت جرعه مجر ابا خود آورد و تو اپتا زیر الا حصار برای رسم تعظیم مقرر در\nدر دو کو سله و یکهضد لکمان شیب را از طرف پشت ملک ع بودند، دع ، صص معین حرسه شرع ، ش\nمحمد حیه فاخته نیز مقرر و روانند درین خطط مجانی یم کرده فرقه مشره باقی عند مشران و خواند\nسرمید از ساعت ۴ به حصه نفری همما کر شرفت کردند نیز استقبال تا قلعه نیاز بے فرستاده بوده\nکیه را گدانه بدیگر جا تحصن جستند و بعد از ان شکست فاحش خو بهتینکه وارد گرد نیز شد یم بغیرنا بے نو به\nاز را پیا شتند فرار کردند همین روز به لور شب روز دوار دشت تعظیم را ادا نمودند.\nقلعه و خاقا اراضی گشت زار حواری کمدی محل ک برا تبار را متحصین فردا یوم مذکور یعنی ۱۳ برج میزان\nگشته بود با با یاد کار ده ابجد نیز از شکست فاحش خورد را بو گر دریا از وزارت پناهی با فوجی معیت خود عازم\nکرده توانستند این محاربه شیر پر شهید و یکصد پانزده نفر محر و درمان که حالا به خدمت سرگرم کار روانی خود بیا\nاین بود که حاله و کوائف محاربة ابوگر و کرانها را مرقوم گردید - اعزاز بی قوالی جریه بینو کور است پناه در گرد نیز افام"}
{"book": "adl0717", "page": 237, "text": "شرح اشتراك\nقضيحا مقاما  قیمت بروبیه\n۶ ماهه سالیانه\nداخل افغانستان ۵ ۹\nخارجه افغانستن ۷ ۱۱\nممالک خارجه ۱۵ ۸\nوزراء و سفراء ۱۱ ۲۰\nمأمورین اوسط ادنی علماء وطلبه\nمفت برای کافه مامورین اوسط ادنی\nقیمت یکشماره : محتو از یکتای ۵ روپيه\nحقیقت\nقواعد ضوابط\nاین اخبار بفرمان مام خطیر کی درکابل کروه باطبع و\nنشر میشود و در گیر ملا حسب حبيت شخطة\nارسال میگردد . اسمی و تحریری مندرجات\nحقیقت،، ارسال مقالات باحطی با وی\nباندر جریان در اندر راجع و اصلا و عدم نشستهای\nآزاد است . اشتراک بتوسط فرافون و احتی\nبقبض نقدی از هرجا قتلا دریا\nمیشود\nنگارنده برهان الدین شگکی\n۳۳۴ امان\nجلد ۱ کابل دوشنبه ۴ عقرب ۱۳۰۳ ش (۲۸ ربیع الاول ۱۳۴۳ ق شماره ۳۲\nدرین جشن ملت غزان چون بهار است\nمراسم افتتاحیه جشن استقلال بروز جمعه پنجم عقرب ۱۳۰۳\nبطریقیکه در غرافیک قبلا بمقامات لازمه تقسیم و توزیع شده بود روز جمعه پنجم عقرب سرتاسر خیابان ها قصور و عمارات آن الله علی\nشهری و شش کروهی دائره کشوری د قشوانی ابتلا و باقته اطراف سرکها از حد طاق ظفر تا متها ی باغ عمومی و جوار جنبه ای علی\nباغ عمومی بچراغهای گوناگون برقی پراسته و بیقم های رنگارنگ تزینات بوقلمون اراسته شده بود تقریبا از ساعت\nده امدامداشخاص محفل جهت اخذ موقع وادای صلوة جمعه واستماع نطق اعلیحضرت معظم غازی جوق جوق ودسته دسته آغاز\nگشت ساعت ۱۲/ عموم افواج ظفر امواج تیز مرتبهای ہائی جامع امانی و میدان مقابل انراصفوف جنگ خویش تزئین داده\nازدحام اما کم کثرت خاصه عام باندازه بود که در میدانها و سر کها دور و بین سید جا پا می ندن تمکن نبود. ذات ستوده صفات شهریار\nبانگ و تدینه روشنی بخش دیده مشاهدین منظرین گردیده بعد ازادای نماز جمعه فراز تختیکه در چنین صحن مسجد موضوع بود برآمده قطنی یاد\nآورییه گوش صداقت نیوش حضار فرموده ضمناً کلمات شایانه سفیه دعا کو تها و کف زدنها قاطبه با قطع شد بعد از سکتات عمومی\nباز بد بیا خویش دوام میفرمودند نطق اعلیحضرت معظم غازی در ایران لغمان\nای اولاد های غیور جرئتگر ! وای ملت جسور جان برابرسوا !\nامروز بهمه ملت این جشن سال ششم استقلال افغانستان را تبریک میگویم و عموم بر شما مبارکباد سایه آن شرکهم مبارک درجات عالی\nالتعلق این نیاز خود آسا بگذارد از بلکه تا ابدالابدازادی استقلال شما ابدا قایم و بسیار برا برای شما حاضرین و برای\nعموم ملت افغانستان آرزو و نیاز دارم ( عموم آمین آمین ، کف زدنها ی شادمانی ]"}
{"book": "adl0717", "page": 238, "text": "شماره (۳۲) جلد اول جریده حقیقیت کابل دوشنبه ۴ عقرب\nاگرچه با آمدن نفری بواسطه غند مکلفین غائله شد\nازوشان معانی میخواهم، زیرا بهمه شما معلوم است که موعد\nانعقاد جشن همه ساله در بهترین موسمهای کابل و\nبزمان معین مقرر بود فقط درین سال بنابر غائله\nاز موقع خود بس‌القاده در وقت انعقاد یافت.\nمیخواهم مختصری ازین جهالت مدعیان جنوبی\nباطلاع داخلی برای تان معلومات بدهم، درینمحل\nاولین واقعه نی یک عدهٔ مکلفین برای دولت متبوعه\nنماینده است (کف زدنهای شادمانی)\nاگر چه در ابتدا این بدبختان با عاقبت اندیشی سخت\nامیدمانع فریت سمنان ترقی خود مقابل دولت خود\nبرخاستند، مگر در نتیجه بجز از تباهی و بربادی چیز مرا ندیدند\nدر همه جا مقابل عسکر شجاع و دلیر ما مثل سنگ فرار کرد\nمیگرفتند (عموم مظفر باد عسکر افغانی! کفهای شادمانی)\nلکن اید و صد حیف که بلدل من عاجز ازین واقعه رسیده\nاینست که نقص و خساره طرفین بر آمت محبوب من\nبرامی سلام عاید آمده است! از خدا وندید خواهان\nدشمنان ترقی افغانستا را نیست و نابود خواستار میگو\nآمین آمین کف زدنهای شادمانی]\nتصور نکنید که این جشن مسرت استقلال در موسم خزان\nهست زیرا در این جشن ملت خزان هم بهار است-\nبلی برامی با هروقتیکه مسرت و خوشی بدست اید و برسوم\nو مقصد خود کامیاب قائم باشیم بهار است (کف زدنهای)\nاز انجا که این استقلال را خداوند کریم بافغانستان از\nهمت و شمشیر بران عسکر عطا کرده است! و ازادی خود از رو\nسریزه گرفته ایم، از تمام عسکر اطهار مسرت و ممنونیت دارم\n[عموم ما از شما رضا مندیم: کف زدنهای شادمانی]\nاز طرف خود اصاله و از جامه غیر کرد عائنا انقدر\nعرض میکنم چون برای ترقیات دین ملت و مملکت کوششی\nازاد تا بیدار مندیرا بملل می برو دانم بیکس نمیتواند که این\nارزو و تمنا را بربستانه ! و با این مسلکی خیالم را که من\nنسبت بترقیات افغانستا در سینه ام ابد ماغ دارم و\nتا امروز انرا بکمال کامیابی پیش برده ام و بعد ازین نیز\nبتوفیق خداوند ی انرا پیش بردن میتوانم دور کند\n[عموم از خدا کامیابی تا نرا بخواهم: کف زدنها شادمانی]\nاگر تبغضی از جاهلان سر راه ترقیات ما خود را امیده\nو گفته میشود که دشمنان دین دولت و مملکت ما بسیارند\nکاش و انها مینمایانم و آگاه میکنم که اگر بدخواهان بیارست\nالحمد لله دوستا وطن اران شمشیر نیز بسیارست و ما فردا\nمنو و قصد که داریم حاکم بوده طاعت که میابد ست خدانورا\nکردنی استیم [کف زدنهای شادمانی] خیر و لطف\nنظر و رحمت خداوند بنیر با ماست، زیرا که ما بر ا تأیید دین\nو روشنی شریعت معوض و ترقی ملت و مملکت خود کوشش\nداریم و جانها خود را بکمال صداقت درین راه فدا میکند\nو مانند دیگر اشخاصی که برای نفع و مقاصد شخصی خود با مسلا\nبرده گلیت کاری میکنند، نمی باشیم و پس از طلای مقصد\nخود را بیار خداوندی در مقابل تمام دشمنان تراخو\nاز داخل باشد یا از خارج یک قسم امین شرمیرا.\nباقی از درگاه خدا وندی ارزو دارم که ان مرد\nبلندی را که از خیال و خواهش من ظاهر منهد است ترا\nافغانستان نصیب کند! [عموم آمین]\nهر کس وطن خود را طبعا دوست میکند مگر\nلت خود را فنیر بتر از همه دوست دارم و نمیتوانم که این\nنسبت بدین عشق و محبتی که باشم دارم عاشق به پرور\nزیرا دلچسپی علاقمندی من با آنها بلند تر از مرتبه عشق\n[عموم زنده باد شهربار محبوب القلوب: کف زدنها شادما\nاله العالمين عموم شما را در دنیا و اخرت کامیاب\nداشته باش! [عموم آمین]\nاله العالمين ! هیچ وقت ما را ممنوع مشمنان تم\nو شرمسار نگردانی که ما بر آ ترقیات افغانستا دیم\nبجان دال همته خود دانیم [عموم آمین کف زدنی\nشادمانی]."}
{"book": "adl0717", "page": 239, "text": "جريده حقیقت کابل\nشماره (۳۱) جلد اول\nدوشنبه ۴ عقرب\nبسم الله الرحمن الرحیم\nالله اكبر الله اكبر لا اله الا الله والله اكبر ولله الحمد و لا آله الا الله محمد رسول الله (غلقله عموم ایضاً)\nباقی بر شما بخوشی و خرمی ایام جشن را بگذرانید و بکمال شادمانی ساعت تیری کنید و با همدیگر بخط محبت و شفقت\nو آرامش داريد. سه مباش در پی آزار و هرچه خواهی کن ـ که در طریقت ما غیر ازین گناهی نیست.\nبعد از اتمام این نطق ذات ملوکانه حضرت اجل مفخم آقای عبدالقویز خان از یک مرتبه مقابل کرسی جوف این جمع عسکر\nبدست عرايض ذیل را از جانب عسکر بحضور اعلیحضرت بسايت بكمال سلاست و طلاقت بفرض رسانیدند نطق و تأثیر جانبایك\nاز دلها می ستاد بانی تحسین و تقدیر میشد.\nعرایض عسکر بحضور امیر اعظم و پرور غازی\n\nبحضور اعلیحضرت شهریار قهرمان اعظم غازی:\nعسکری افغانی را بکارنامهای قیمتدار تاریخی که .....\nخدای کریم که بخوابد یک مملکت آوار و شتیر و حملات محتاط و افتخار پرور آن آینده است معطلیه ..... ابراز غیرت\nو خیانت خائنین داخلی و قایه کند. اراده الهی بآن پیرد عسکری را از رنگ مجلیه فرموده اند.\nعزت\nپس از ششصد سال استقلال این دین شش سال که از گیاد\nتا از ولادت وجود یک راد مرد ضربات ثبت دولت را کفایت سلطنت بفرض مشکرانه ذات اعلیحضرت شما نمایان یافته\nدارش داده بتوسط عقل کمال و فکر سالو که: ”آن قوم اندرا\nمساعی جمیله و اهتمام جلیله. در راه اعتلاء سعادت\nعقل عطا نموده افراد ملت را بجای یک اردهٔ محاربه شمات و ترقی اردو بنظیم و تنسیق امور عسکر ی ما، با الزمه....\nشوکمت تجهيز اسلحه اخلاق مجد ساخته ـ بعلمت، صداقت، مجالت، و حوائج آن مانند تأسیس مکتب حربیه مکاتب\nدیانت، امانت، فداکاری، سربازی، جانسپاری خون عسکریه بصور اساسی جلب ضابط، فنون حربیه عسکريه\nو قهر شکری هست ارزانی داشته رزمگاه حیات آنرا تدارک طیاره با و پیکر ـ وضع قوانین نظامیه، نظام\nبهر وسایط بحریہ وسایط تحفظ، و ستم کامترین مسایل تمید تشکیلات مطبوعاتعسکری اصول فدر عسکر عالم عسکری\nنماید، و ملت سارت دیده را از حضيض ذلت باوج افغانی را درخشان میدارنگاه قیاوترقی را بتوجهات جهانگر\nذات نامور شما نمایان میگذارد جاوید اردهٔ همایونی و\nغلام با سر پذیر لو با این قوماندان میدار معتر عالیقاه\nخاطر عسکر ی فغانی که دوره ایکه ملت و محافط حقوق و طرح\nآن صدا با ترقی و موانع تعالی را شکستانده ـ اوردیکر ممالک است و مکافات خدمات برگزیده مساعی جميله سهام\nسنوات ستوده صفا شان بصوره شنده قومانده عسکری ـ زمام حکومت ـ طه و کوشش حلاله که تمدناً افغان اعلیحضر شهریا ر شهرداد شاه\nامها اداره را در دست گرفته اند شروط عظیم قائدی دینامه الحريزنا موبأ تدبير المحاهد في سبيل الله فاز (امیرالاسین)\nعقلا خواند کتب این شمر قهریا میت، در راه استقلال لات مؤسس اردهٔ منتظم افغانسان در راه استحضار استقلال اعتلای\nخویش و بحصالی آن و بکمال رشادت و بهادری و ترقی نظر و لسق امور عسکری برار و لیست عکثیار اعلیحضرت\nامنی و انتباهی شجاعت در از در می که قائدان عسکری را شکالی موفقت کرده اند اینک با تشکر با احساسا فداکاری\nسزاوار مینماید بحسن صورت وغایہ العابه ملائی بجا کرده و باین\nوجانسپاری خود را در حمله انج ہر زمان بر آہو گونہ مقاصد عالی\nرویات حیث الراعسکری افغانسا نز فیمابین دنیای عسکر ی\nوایشان در صاحب امتیاز فرموده اند، بل صفحات تاریخ\nشما بر کتاب همایونت تقدیم میداریم.\n\nبنده آقا علی سلام می کنم و عرض می کنم که محط در کابل می باشم امید وارم بزیارت شما مجرف شوم و بپای شما بخطم و این هم رضای شما است.\n(حفظ محمد حسن بای بای)\n(از طرف محمد حسن)"}
{"book": "adl0717", "page": 240, "text": "شماره (۳۲) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشینه ۴ صفر\nمبارک است باحباب جشن استقلال\n(از طبع لطیف جناب آقای محمد شریف ناز الطف)\n\nجذبات صحیح خطی موج دار\nچندے قبل برین مندرج\nبهار امد و زد خیمه نسترن بچمن برید لاله و ریحان سنبل و سوسن\nز خون دختر رز ساقیان سیمین تن قدح قدح می گلگون کشید در گلشن\nبعهد سلطنت خسرو خجسته خصال مبارک است باحباب جشن استقلال\nآقای عبد العزیز خان در\nشیرپور معاینه و آن عندلیب\nبامید گل بیدل رسید فصل بهار بجوباتی گلرخ که جام باده بیار\nبانتظار تو تا کی کشیم رنج و خمار زبان شمع بهر انجمن کند تکرار\nبعهد سلطنت خسرو خجسته خصال مبارک است باحباب جشن استقلال\nناشری که از دارالسفره هند\nواصل شده اند بمدد فزیانه\nصمیمی از حضرت ممدوح و قوام\nبدل نه فکر زمانه نه غم ز ایام است زسیر رشته الفت رمانه بر دام است\nنشاط باده کشان در صراحی و جام است بیار باده که امروز جشن اسلام است\nبعهد سلطنت خسرو خجسته خصال مبارک است باحباب جشن استقلال\nعسکری غند پیاده آقای محمد هاشم\nردو بدل شده که اگر باینجا مندرج\nآن عطف قلم نمائیم بمقاله\nشنیده ام بگلستان حدیث وصف الحال زبلبلان خوش الحان باین ترانه مقال\nرسیده دولت افغان برتبه اقبال نگردد خاک مذلت باسمان جلال\nبعهد سلطنت خسرو خجسته خصال مبارک است باحباب جشن استقلال\nحاصل و از مندرجات سایر\nحکایة رانده ایم\nبا لجمه آقای عبد العزیز خان در\nسمت جنوبی ولتیاووت و سفیر شمع\nگل که تازه از ان گشت نوبهت کاوطن آن شہنشه که بود بار و غمگسار وطن\nبدوکشن جهت خود تا نها ده باروطن ا دمی نیافت فراغت زفکر کار وطن\nشد که بسته میان بهر خدمت ملت : فروغ چهره او شمع عترت ملت\nشجاعتش شده دارای غیرت ملت باسما ن رسد امروز نعت ملت\nآن اطراف نواحی در احمد شه خان\nو گذشته در میاحلی اینجنجره غازی\nبر آن طرف معلوم شد و شاکر آن\nدر اثر آن آقای محمد هاشم خان\nترقی وطن از علم میشود پیدا کمال حسن فن از علم میشود پیدا\nشرافت سخن علم میشود پیدا هدایت یمن از علم میشود پیدا\nخدا پرست وطن دوست خسرودانا بحق خلق جفا را گرفته تهیا\nزسر زمین یوروپ تا بخطه ایشیا بر ملاد لواء محبت بالا\nضبط نایبند پرش د پویش برساند انجدان\nالوح رفتن محافظه غند پیوستن شناور\nبرادران عسکر خود خود فاما در\nاستخلاص اینجه جرید ستم دیدگانه\nخلیفه حامی دین پیرو رسول الله :: شجاع و عادل و غازی امیر امان الله\nملک کرد رقم نسخه کلام الله :: رقم به تیغ تو زد جدی سبیل الله\nبعهد سلطنت خسرو خجسته خصال مبارک است باحباب جشن استقلال\nبرین شیوه بپاره ترین منطوقات پیدا میکند\nقرارگاهی نظامی در سمت\nتخت با قلم صنع صانع تقدیر بلوح نسخه هستی ترا نوشت امیر\nخدا که داده وجود ترا چنین تاثیر اطاعت تو بود واجب صغیر و کبیر\nزمانه چون تو شهنشه نیاورد بقدیم ببرده باری و حلم وحیاء وجود و کرم\nمفصل هیات بوصف خودت با این قلم که کلک صنع باو صاف تو نویسه در قم\nخسروی کوکب بختت چو مهر تابان باد بر زمین که رسد مقدمت گلستان باد\nزکار دار محبت دوستان دشمنت پریشان باد زحادثات زمان ایزدت نگهبان باد\nقلم چو کرد رقم این مقاله عالی نیز بدر بزم حجة نوعیب بنمای عالی\nبیا د از دل طنت مخبثت خالی خوشس است چت پیال سرور در تو هم حالی\nدر تو سعه سمت جنوبی بقطعات عسکری\nرسان است و برین روز باها\nسابق اشعاری وطنی أبیات بحال\nو از طرف دولت مقام سکوبیت\nآقایون و همچنان ملکان و امره که درین\nاظهار صداقت نموه نیز در بین مقام مسطور\nو گزمزیکه حاکی توجه\nآهالی بامیان است"}
{"book": "adl0717", "page": 241, "text": "سراج الاخبار\nتفصیل مقام\nدارالسلطنة کابل\nداخل افغانستان\nممالک خارجه\nوراء بحر قفقاس\n\nاین اخبار بطوار ایام تعطیل در کابل هر روز\nنشر میشود دیگر مقامات در هر پست منظمآ\nارسال میگردد، امور تحریریه بمدیر جریده\nارسال مقالات واصله در اداره مانده\nجریده در اندراج و اصلاح عدم انتشار\nازاد است .\n\nاشتراک بتوسط تخانه های\nبصورت نقدی وجه الا داریا میشود\n\nقیمت ربعی کابل\nماهیه سالیانه\n۹ ۵\n۱۱ ۷\n۱۰ ۸\n۲۰ ۱۱\n\nشراکت از ساده علماء و طلبه\nمعاف و سائر اهالی\nباید اول، اما در ممالک خارجه\nقیمت ششماهه و یکساله\n\nمدیر\nمحمود طرزی\n\nعـ ۳۰۳ ۱لـ\n\nنگاشته سید طالب الدین کشکی\n\nجلد (۱) کابل چهارشنبه عقرب ۱۳۰ ش ۲۳ ربیع الاول ۱۳۲۹ ق شماره ۳۳\n\nتشریف اوری اعلیحضرت\nسراج لایا فغان حضور محترم\n\nخبر ورود آن عساکر منصور افغانیه را که از طرف\nولایات افغانستان بغرض تعلیم بدست و پناه پسند\nانتظار واسطه کمال جد بندگان والا دفاع این گل جمال\nو تحویل در استعمال سمت جنوبی از خیالات ا که اظهار\nقارین محترم حسب الموقع در روزنامه ها خوانده از احساسات\nو نظریات و جذبات آن سر باز ان شیر افگن بلا کسب\nاطلاعات کرده اند.\nاینک خواهشمندیم که بصورت شرفیابی این سر بازان\nافغانی در حضور اعلیحضرت همایونی و بشندار کلمات شفقت آیات\nذات جهانبانی و بنده پرواز تظاهرات اخلاص کیشی و عقیدت\nمندی این عسکر افغانی را نیز تبصره صحیفه اطلاع تماشا قدوسی\nنمود قارئین محترم را از ان مطلع و مستحضر دارید.\nبرادرم عبدالسلام درت بی درین خویش\nتقریبآ هشت صفحه طومار را بغرض اشاعه به کابل\n\nداشته که ما ازان بمناسبت ذیل را اقتباس میداریم.\nروز چهارشنبه ۳ سرطان نظام نصرت انجام ولایات\nافغانی بترتیباتیکه در موقع نقل و حرکت صنف علیہ عسکری\nلازم است بعرض شرفیابی والاء لقاء میعیت\nو مسرت انتمای همایونی از جهاونی نیر بور وارد شهر\nدلگشا گردیدند. مردم وطنی و اشخاص ملی نیز در اطراف\nو در عقب تحرک اموری که متصلا داخل بنادر فرمان\nو پشاور بر حصہ شا لشکر گردید صفوف نظامی جانب\nشمالی قصه کاملا تربیع کردند نظام بر آنوجي و سواره\nو پیاده و غیره مقررست از بستر سراپا انتظار استماع\nکلمات ہمایونی و تماشا شده دیدار و فرحت با رذات\nشاهانه بودند تا اینکه حضور پر شرفیت بر ورقه سایبان\nانجا ایکه جائیکه محاذ وسطی نظامیاں مقابل بود\nانداها به جہانتاب بخلا افزای ابصار و انتظار گردید"}
{"book": "adl0717", "page": 242, "text": "شماره (۳۳) جلد اول\nجریده حقیقت کابل\nچهار شنبه ۲۹\nعلی الخصوص قرائت نامہ خدا را بزرنگ مراسم تعظیم بجا میآوریم\nمقرر است که با گردید نطقها کلمات دعائیه اطراف وجوانب\nمسگرانه بعدہ ذات جهانبانی کلمات جواہر آیات وحیانات\nارحه مفصل و مسمی را ایراد فرمودند که با در دیل بایراد\nمطالب عمده بعضی از کلماتم درین نشانہ مضمون تاریخی\nافزائی روز نامہ خویش را می نمائیم\nمطالب عمده نطق همایون الحمد لله که شما\nبصحت میبینیم\nپایتخت افغانستان خانه شما است همه شما بخانه خود آمدید!\nماند نباشید! [ عسکر : سلامت ...]\nانسان بعضی اوقات اشکالاتی را که بدر و عاید میشود\nاگر ببطنها نظر انگاه میکرد و او را بخود شرو ضرر می پندارد،\nمگر در حقیقت از ان برای وی فوائد بدست آمده شجره ثمر\nخوبی برایش حاصل میشود! [ حقیقت این کلام شاهانه در حقیقت\nترجمه ایه کریمه که مومن یا مسلمانان آشنا شد، یعنی ان\nتکره واشيا وهو خير لكم وعسى ان تحبوا شيئا هُوَ\nشر لكم ] واقعه سمت جنوبی اگر چه در اوائل\nخلافا عسا پر دلته میشد فاما در واقع بسیار مفاد کلی را\nبزیر وایت متبوعه تان بهم رساند که از جمله آن اول\nدید این ولا تمام و دست ماست با شما عسکر با فرزندان غیور\nو او فامون میباشد. اگر چه بسیار آرزو داشتم که شما را به مینم\nلکن فرصت وقت و کثرت مصروفیت بمن اجازت\nنمیداد، زیرا خدا وند شاید است درین ۶ سال با اسلفت\nیکدقیقه و یکساعت از هدایتما معملت و دین مملکت کہ بآت\nما و شما بسیار در یکها حقوق دارد فارغ نبوده ام و همیشه خیالت\nترقی و نما شما را جستجو نموده و بر خو اورده ام [ عسکر : عمر و دستم با دشام\nدوم علاوه برین مساعیاتی که دولت تا در ترقیات\nعالم عسکری بکار برده هست این مشکلات تشکیلات و تنسیقانی\nکہ پروگاه او رو هست این اسلحه و اثواب مشین کرنائی توتم\nجدید اعلی و طیارات دیگر لوازه عسکر یه که مهیا رفته است\nخواهد تا که همیشه تر و خوبتر تر در ترقیات و تنظیمات ترتیبات\nعسکریه تجهیزات ان کو شارا میایم و در راحت همیم\nدر صد د خرید از خساره بود لکن سیاض وقوع این\nبصور تو ر درین مورد یکمهیا این طیارا را که می بینیم\nاگر این مسئله در میان نمی امد البته تاده سال دیگر هم\nفوری در باره طیاره بعمل نمی آمد!\nسوم : تاحال با از داخله خویش که بشمار و زر\nشان مناعلت دارم و آنها را از خداوند خویش\nترقیات و اعلی ترین کامیابیها آرزو و و بنوی وی\nاین میدانستم که برخلاف توقع برعلیه حکومت خدا\nخواست و بقدر الله خویش خواهند گشت، واگر\nکاملا منقسم که لطف خدا وند و روحانیت رسول اکرم\nقوم ملت نسبت شما عسکر با است مگزین بود،\nلامن رابا را بسیار دوست داشتم و بانه بسیار لطف\nکرده بود هم چنان گمان میرود که بعضی از اقوام جای\nما را دشمنان باز برو ما ایستاده خواهند کرد، از ین\nآما، که باید قوا عسکری ار تنهاب برای رفع دشمنان خارجی\nخارجی و داخلی بایستی بیک پیمانه کافی آماده و موجود\nاگر چه نظر بصداقت راستی که در خدمت ملت مملکت\nو با این چنین قوم شجاع و همدرد و تیم شریک دلاوران\nکه بار نا داد مردانگی و با ار مخواهی و وطن پرور خود را\nو باز در مواقع نر مردانه و از بکمال گرمجوشی و پاختر\nداد صداقت و محبت و اطاعت را وا\nبهمت و فعالیت خویش این واقعه را دار\nاند، امیدوارم که در همه جا و در بر وقت برد\nخویش کامیاب فاتح خواهیم بود [ عسکر :\nهمیشه شها را مظفر و منصور دارد ]\n[ باز عطف کلام حقیقت التیام خود\nاز وقایع سمت جنوبی نموده بعد از حکایه سر\nو جهالت سنگی و نادانی و غدر و خیانت کے\nآنها و رحم و شفقت که رد دولت بدانها فرمود\nافسوس میکنم بر حال آن قوم جاهل وناد"}
{"book": "adl0717", "page": 243, "text": "شماره (۳۳) مجلد اول\nجریدهٔ حقيقت کابل\nچهارشنبه ۱ عقرب\n۳\n\nاجمال پیشکش فوج کابل بنده غازي\n\nعلیمون با ا خود را ندانسته بعصا گرانیست\nیا طرائف واكناف نعاسمان جسار و ساختند\nبشما هم که شرف لقا و اعزاز مکالمه ذات شاهانه بیجوا\nیافته از ملاقات تان بپشتیبانی فراح دیده مائوریے\nو از بیانات شما بسینهٔ رحمت کنهٔ اسرور دست داد\n\nالحق طور که ذات ملوکانه ارشاد دهتند\nکه این اقعه در آغاز تصور بشر تلقی شده اما رفته رفت\nبعیان پیوست که از امثال این وقایع برائے\nآتیهٔ فعالیستان و تجر‌بات و ترقیات و نيات\nحکومت ان فوائد عالیشانی هم مع ست نيز ازین\nواقعه باید ممنون باشیم که موجبے فیانی انجضرت در پیائے\nو حصول فضل الهی گردید است تا محارثمرے بزرگی و که خیر اوران باشط\nو اینکه فرمودید که ما بعد ازین خواستندیم که بیشتر تر\nدر ترقيا و تعالیات عالم عسکری بذل مساعی میغدایم\nعلیحضور اگر بدیده حقیقت نگریسته شود نظر بلطف وکرمت\nعلمحضرت بر عالم عسکرے اردوئے افغانی تا حال بزمایه از کرمائے\nدینها پیما دریست خود بیت بید نواز تے ست برادرانه نمیدنا وجه\nو معاونتی ست دلدارانه فرار نموده علاوه بر تجبرزات و قطعاشته\nوتحقیقات خود او معنویون منظور داشته در یمینه قلیل به طور الات\nو ادو او اقوا د نفنگ ماشین کنجها حلباره گوناگون طیاره تو فقهاست\nواله دیگر لوازم ما را بر جهان جهانیان شرف فخرتے بیجار عطا و گره\nفوقها پیما را از تمام فرقه های معنی و از تمام مشا کلا و اعصا بها هاداوره\nو بیا اینچنین منصف عفتی عطافر مودی که بر طبق ہدایت سرور ادین\nاسلام کار روا نمود مصداق کریه مجاهدوا باموالكم\nوانفسكم في سبيل الله گردید ای قبل از شریعت برورنا\nو تمام اردو افغان بمقابل نئمہ عنایات ابنا وانا دو شکر نوازیشتر\nبازیگر قطره خون تار بربها بر زنایم وان بال همتنی با سمانخور با ولواً\nثرا در راه رقی دین مبین اعلای الی حفظ امین بآفرین خود و\nسرکوبی و گوشما اعداء داخله و خارجه ملت مملکت خصصی شخص است\n\nخود راهم بکر و خریب نفس بلاک میکنند و فرزندان\nو اطفال و عائلهٔ خود را نیز بر باد و تباه می نامند\nمعلوم ست که این قوم جاہل نه تنها ملت را شکره\nبقتل میرسانند وقتل و تباهی و بربادی خوشتان\nنیز از دست خود بوجود واور د میکنند. امروز\nفرزندان و زنان و عائله شان در کوهابا نہایت\nسخت و سرد از دست جہالت خودشان تبار\nو بیجوه و برخوت گرفتار اند.\n\nای بدبختان چرا برادر عسکری خود را میکشید\nو خودتان را هم بقتل میرسانید بگذار تا این قوت\nرا ما و شما متفقا در راه اسلام جهتہ ترقيات افغانستا\nصرف کنیم! بگذار تا این گله و بارود و جنجا ئیه را\nکہ افغانستان از سہ پشت با بیطرف بغرض حِنا\nاین خطہ اسلامیه از شر اعدا اندوده ست\nبمحل اصلی آن بصرف برسد و این هیچ انگشت ها\nیک مشتی را تشکیل داده طپانچه رخسار دشمنان\nافغانستان گردد!\n\nافسوس بدو چیز می آید (۱) با این طائفهٔ\nنادان بسیار نیکی ہا واحسانہا بے از حد مزید نمودم\nلیکن اولتر همین قوم احسان فراموش بردیم بر خلاف\nشخصی که با یک سگ احسان میکند، سک احسانا\nفراموش نمیکند بهتر یکه نسبتا با یک اسپ\nملاطفت میکند و یا او را خدمت می نماید\nو پر ورش میدہد احسانش میدانند (۲)\nاز ہر طرف کہ نقص گردد و کشتہ شود نقصان افقان\nو مسلمانان یک مثل بودہ از ہر طرف کہ شو کشته شو اسلام\nاما واسفا فی الحال آن مثل بر عکس افتاده ست\nاز ہر طرف که شود کشتہ نقص اسلام است\n\n[در اخر این دیگر کلمات رقت آوری را\nنیز بر ادکمان بہین موضوع ختم کلام فرمودند.\n*....*....*"}
{"book": "adl0717", "page": 244, "text": "شماره ۳۳ جلد ۱ جریده حقيقة كابل ۶ عقرب\n\nقربان و فدا نمائیم دیگر چه کرده خواهیم توانست ۵\nاحوال این اشتباه چه محتاج بگفتن است هر مجمع حالت این درمانده روشن است\nاعلیحضرت هم بسیار متاسف و متحیرند بر حال جهالت اشتعال آن برادران احسان فراموش سمت جنوبی خویش که از امرة الله مانند تنها یک اولی الامر از حد مهربان خود چندی قبل برین نخیان نموده کفران نعمت کرده بودند و در نتیجه از حسن مکارم و نیات فی آلایش پاک این و همت و فعالیت خدام صادقیت براه اسلام شتافتند و حق را در باطل شناختند!\nخوشا بحال آن همقطاران و برادران غازیان و آنا فاجعه مردانه وار داد اسلامیت و افغانیت خود شان داده براه اسلامیت آوردن آن برادران گمراه و آن باغیان ضلالت پیما خود کامیاب شده نیکنامی دنیا و آخرت و رضای خدا و رسول و اعلیحضرت را اکتساب کردند\nاعلیحضرتا بعشق و محبت و خلوصی که عموم ملت سکنه افغانستان نسبت بذات شاهانه دارند در هر سه مواقع اظهار همدردی و غم شریکی نموده و می نمایند تا ما از نیات قلبیانه و رقمانت اعلیحضرت کاملا است مطمئن باشند که خدا و رسول دنیا و مافیها معاون و مددگار شان است\nچوخسرو بفرمان داور بود : : خدایش نگهبان یاور بود\nایکاش اگر ما فدائیان و سربازان حقیقی اعلیحضرت غازی نیز درین مفرت و اعزاز تاریخی با دیگر برادران ملکی و نظامی خویش در راهنمائی و گوشمالی دادن باغیان سمت جنوبی شامل می بودیم\nای پدر شفقت گستر و ای قهرمان عدالت گستر ! مطمئن و شادمان باش عموم ملت و کافه رعایا صادقانه بر خلاف باغیان سمت جنوبی و گرانان و کافر نعمتان جهانی و جنگلی مساعیات جمیله ات را در راه ترقی و تعالی مملکت افغانی و اعلای کلمة الله و محبت این دین اسلامی بنظر عزت تشکر و امتنان می نگرند ـ اینک چاپران مدعاء احرام و وصول قوای متحد و ملکی افواج ملی قوای قومی از تمام اطراف اکناف افغانی بکمال گرمجوشی و پافشاری است بر اسرکوبی و گوشمالی و فنامودن\nو برباد نمودن این اقوام جهالت التیام که منافع مشروع وطن پافشاری دارند\nبعد از رد و بدل گذارشات فوق که ما حضار از تحریرات فراغ یافتیم باز مراسم تعظیم و اداب بندگی اعلیحضرت معظم غازی مان از طرف عسکر بجا آورده به پهلونی رخصت شدند\nکامیابی عسکر افغانی در سمت جنوبی\nنیز و معذرت خواهی هزیمت خویان فقری باغی\nاطلاعات در لابور آکمه بدین تا کید هرا که اداره ما از مجاری موثق که با نظامی در سمت جنوبی بهم رسیده اند نما تا مکتوب و ظفریت عساکر را مانند سابق در مقابل بغات مزده رسانده اند عده از عسکری غند مزاد فیض آباد بعوض آن سپاهیان که برای محافظه و پیره دار با اسیران و یرغمل های اغنیا بکابل آمده اند احضار بطور قوة الظهر بر سمت جنوبی فرستاده شده اند\nنقل چند قطعه معذرت نامه و معذرت خواهی که نقطه در دعایت پایان سمت جنوبی (که چندی قبل دین ستیزی باغیان بودند) نیز باداره ما رسیده است که در ان اظهار رفتار و گفتار احمق خود نادم و پشیمانم و در آتیه خواستار امان و متعهد اند که در منافع حکومت جزئه خود و عظه نصیحت را گوش خواهند کرد، در آتیه اگر مکن شد عینا ناقل آن معذرت نامه را در خوان خواهیم نوشت\nیاداوری چون بر انگیزه ها ابلاغ و ترغیبات و مخابرات (این خصوصا یکروزنامه در پغمان هر روزه طبع میگردد و قابلیت و تکاپوی نزدیک محظوظ و مستفیض میدارد، ازین رو اداره چنان مناسب انگار که تا هنگام اختتام (بحرانیکه اعلیحضرت غازی و حواشی که از طاقتی را که هر روز افزون ایراد خنده انزیر مضامین کار و شماره (۳۳) خود مجبورا کوائف بقیه ننوخته و در خاتمه در یک اخبار خوش که آنرا جهة تفریح قلوب ناظرین اطراف و ولایات حکومت ای..."}
{"book": "adl0717", "page": 245, "text": "شرح اشتراك\nتفصیل مقامات\nدارالسلطنة كابل\nداخلة افغانيستان\nممالك خارجية\nوزرا و سفرا\nششد ما هه سالیانا\n٥ ٩\n٧ ١١\n٨ ١٥\n١١ ٢٠\nقیمت ہر نسخه کابل و اطراف\nمكاتيب\nخالصا برأى افاده عامه داخلا و خارجاً\nمفت براى مدرسگان مكاتب كابل\nتبادله: با جرائد اسلامی و شرقی\nقیمت شماره: عموماً از هر کس یک قیه\nحقیقت\nقواعد و ضوابط\nاین اخبار بغير از ايام تعلیل در کابل یکروز بعد\nنشر میشود و بدیگر مقامات در هر پسته منتظماً\nارسال میگردد، امور تحریریه نگارنده\nدرحقیقت «ارسال و مقالات احسنه\nدرباره افاده عامه که براه اخراج و اصلاح و علوم\nانتشارش آزاد است . اشتراک بتوسط\nخزائن دولتی و بصورت نقدی\nاز همه جا بملا دریافت میآید\nنگارنده برهان الدین شگی\n١٣٠٣\nجلد ١١ كابل شنبه ٩ عقرب ١٣٠٣ ش ٣ ربيع الثانی ٤٣ م ١٣ ق شماره ٣٢\nنقل بیعت علما و فضلاء سمن جنو بی\n(باغی منگیر عنقریب مطیع خواهند شد)\nنامه نگار موقر ما از زر مست رقم طراز است که بیعت نامه رجال دانش و حکومت متبوعته نیز چون مقصد عوای در تباهی\nذیل را جمهور علماء وفضلا و روحانیت مآبان این اطراف و جوانب و بربادی این اخوان نادانی باغی خود یار اندارند باینکه جوئیر\nکه هند سے طسلیمین از سرف یا وه د رایان اترى باغی مهرزه شده ازین مکر و فریب و خدعه آنها آگاهان بانصس راه ادائی\nدرجواب آن فرمان شفقت توامان اعلیحضرت معظم غازی بدد و جهل و عارفانه را بکار برده تا میتوانند با صلاح و تالیف\nافغانسان عرض و تجرد و تقدیم نموده اند که توسط منسبدار قلوب آنها بپردازند .\nبزرگ شگری اینجا برای تسام رسانیده شده است- بالجمله ما در ذیل خواند سندی که عینا نقل همان بیانان\nدرین ایام چون چاره از هر طرف بر آنها حصر شده از حمله جوابات علما جنوبی که دران امضا کرده و هر بسیاری از آنها بوده\nقوائے ملکی و افاغنه افغانی این منطقه باغی را محاصره تمام نامه را ما از ان میان بنوشتتن اسما چند نفر معتبر و صاحب\nنمود است و ظاهر هر کدام آنها در طبقه بلا یا تا عوام بخوبی رسوخ آنها قرار ذیل پرداخته است تا بسنویسیم :- شروع\nدانسته که این اقدام باغیانه شان خلاف دین و شریعت فدائے حضور مبارک پادشاه اسلام غازی دام قباله\nاست ازین رو فتوای اذا ادرکه الغرق قال انی تبیت عرض خادمان دین و دولت اسلام بحضور مبارک انکه :-\nبرایکه فرعون غرق مشد گفت اینک من ایمان آوردم فرمان مبارک از مورخه ۲۱ برج اسد که اسمی ما خادمان\nمجبور را بر کدام در راه فلاح و نجات و دائم الفرستادن معد مرقوم شده بود مورخه ۲۰ سنبله بامان خادمان اسلام بحیات\nنامه ها و تجدید بیعت ودست اندا و بس ! فرمان مبارک سرفراز شدیم مضمون مخلص فرمان مبارک"}
{"book": "adl0717", "page": 246, "text": "شماره ۳۴\nجریده سراج الاخبار افغانیه\nشنبه ۹ عقرب \n\nاینکه :- بعضی مواد نظامنامه را که علمای سابق بر\nاساس مسائل ضعیفه شرعیه گرفته بودند همه را اصلاح\nکرده از انظار نامه پاکنیده شد چنانچه اعلان موضوعه\nبرای دانستن شما فرستاده شده علی هذالقیاس امید\nمیدارم که دولت علیه ام افغانستان یکدولت اسلامی\nاست و هرگز آرزو ندارم که هیچگاه خلاف اوامر شریعت نبوی\nصلی الله علیه و آله و سلم حکام و مامورین دولت افغانستان\nرفتار داشته باشند همه اساس حکومت بر طبق شریعت\nغرای احمدی بوده از روی اسلامیت خواهانست\nشکر گذارم که الله تبارک و تعالی این عاجز را که پادشاه\nافغانستان ساخته و برای خدمت اسلام خلق کرده باشد\nدین حنیف محمدی فرموده است و عهد کرده ام تا زنده باشم\nبرای اعلای کلمة الله خدمت دین محمد رسول الله کوشش\nورزیده و در راه اسلام و روشنی شریعت متبرکه اسلامی سر بازی\nنمایم .\nرعیت پرورا ! الحمدلله رب العالمین وجود مانند شما یک\nپادشاه اسلام از نعمت های عظمی است ما همه احکام اعلحضرت\nمعظم غازی خود را که مطابق شرع شریف است بسرو\nچشم قبول داریم و همواره بدعا گوئی و ترقی دین و دولت\nاسلام و قوام سلطنت شما پادشاه اسلام اشتغال مینمائیم\nدرین ایام که دیگر خدام دین و دولت بتالیف قلوب\nو اطاعت عموم میکوشند ما نیز با ایشان همنوائی\nداشته در معاونت شان کوتاهی نمی کنیم و ما علمای\nو سادات متفقاً برای هدایت و رهنمائی اهالی و عضویت\nمی کنیم چنانچه اکثریه مردم بر احق و حقانیت شتافته اند\nآنانکه تا هنوز در جهالت خود مانده اند نیز امید داریم که\nعنقریب براه فلاح خواهند آمد ۲۸ سنبله ۱۳۰۳\n\nامضا\nملا محب الله ملا شیرین گل ملا محمد الدین\nملا عبدالوهاب مولوی محمد اکبر شاه مهاجر ملا طری\nملا نعیم الدین ملا عبدالمجید ملا محب الله فقیر آباد ملا محمد محمد مهاجر\nو غیره علما و در سادات :\n\nفتوی علمای شرقی\n\n[نقل فتوی است که علمای سمت جنوبی درین ایام\nاورا تصدیق و تحریر کرده در سر تا سر سمت جنوبی تقسیم نموده\nاند، حقيقت ]\nهزاران شکر و سپاس مرخدای را که از\nجانب سُنی اعلحضرت طاع\nمُعظم غازی مہربان ما اعلحضرت امیرمان جان\nخان خُلد اللہ مُلکهُ وَسَبَّرَهُ وَاحْسَانَهُ اخباتی\nو اشتهارات با فرمان مبارک ایشان کرده\nدرین تر و دفتن و انتظار شرف ورود نمو و شمیر\nغبار شک و ارتیاب را از دلهای ما اهالی\nساده عوام مسلمین زدود و از لجه بحر عمیق مظان\nطغیان و بغی بر ساحل اطاعت و\nآوردند و صالحین عدول دولت علیه\nافغانیه را که در یک عالم شقاق و نفاق\nو محسوری بودند تقویت و فرصت بخشید\nو مسایل حق اندیشانه و خیالات شریعت بیگانه\n\nو در شماره (۲۱ و ۲۴) صنف اول و سوم و دوم مسله (۲۷) قیمت حیوانات که سورت شرعیه اشی از حاکم قاضی محکمه دیگر بمحکمه قاضی کابل بیاید : ۳۰ میز ان کابت ۳۰ : میزان بلو چند ست و کابین سرطانه نیزان پیله بندی در ایران میباشد"}
{"book": "adl0717", "page": 247, "text": "شماره ۳۴\nجریده حقیقت کابل\nشنبه ۹ عقرب\n\nپرورانه ذهن نشین قلوب گردید و از\nجنگلهای دشوارگذار حدران است این دره از\nاطراف و جوانبش مراقبت و تحفظ عموم افواج بویژه غازیان خا\n\nجمله عنایات خسروانه که دران محسوب\nامر هجوم و اقدامات شانرا برین یاغیان دارند قاما از طرف\nمنصبداران عمده عسکری نظر بدینکه تعرض عسکری در دره\n\nبود ممنون شدیم پس بر همه مایان کافه\nحدران بالفعل چندان مفید نیست تا تگ و مالی دران\nمقاوم معطل است، لکن در بعض هنگام که از تجمع آوری\n\nانام از خواص و عوام لازم بوده که پادشاه\nباغیان در سینه بدی شان اطلاع می یابند علی الفور\nبر آنها حمله آورده جمعیت شانه پریشان میسازند چنانچه\n\nمطاع ذی اقتدار خود را مطیعان بحال\nدرین ایام در اطراف باک خبر اجتماع باغیها بقرار گاه افغان\nبهم رسیده در نتیجه یک قوه نظامی و ملکی برای سرکوبی آنها\n\nو جان خود بالبوده و میباشیم و بیعت\nاعزام یافت بعد از محاربه قلیل داخلی اسلحه تلفات و مقتولین با\n\nیارمانی میکنیم و سم ادل باوشان سحبت\nیک شکست سرانجام هریت نصیب باغیان آمده درین\nمصادمه متاسفانه باغ ، ببرگ خان که یک اخلاص\n\nن کرده بودیم عبدالکریم فراری که بمقابل\nکیش دولت متبوعه ما و فدائی اعلحضرت غازی بوده و در\nجهاد سابق بمعیت سردار اعلی محمد نادرخان خدمات شایان در\n\nعلحضرت معظم غازی طالب بیعت\nاز وی سر زده برتبه رفیع شهادت پیوسته و ملی سلطان محمد سر\nاندکی مجروح گردیده است انالله وانا الیه راجعون\n\nبا هالی سمت جنوبی بود بحکم کتاب\nما برای ببرگ خان خلد آشیان دعای مغفرت\nو برای بازماندگان شان صبر و تسلیت را مسلئت داریم\n\nبیطان و منافق بوده مستحق گردن زدن\nقرارگاهای نظامی در سمت جنوبی\n\nاست و ماعلینا الا لبلاغ\nدرین ایام جناب مستطاب علی احمد خان شانا نام\nرئیس تنظیمیه سمت مشرقی اقامت گزین جاجی و چکمنی بوده\nدر اصلاحات این مقام کامیابانه کار روائی دارند جناب\n\nملا محب الله ملا شیرین گل ملا احمد الدین ملا عبد الوهاب\nمحمد صدیق قوماندان بمقام زیر که در میان خوست و میدان\nمولوی محمد اکبر شاه مهاجر ملازی ملامسیم الدین ملا عبدالمجید\nیک مقام مهم است مصروف اقدامات مفیده بود و آقای\n\nملا محب الله فقیر باک ملا عبد الصمد ملا سلام\nفضل احمد خان که قبلاً خبر حرکت او را از گردیز برادر زرمت\n\nمصابا باغیان و رباک اطراف\nاقام داشته بودیم در میدان خوله و محمد گل خان غند مشر\nخوست\nدر خوست اقامت گزین بود و حضرت عالی وزیر صاحب حربیه و جناب\n\nخوست ۳۰ میزان : درین ایام معلوم است\nمعظم عبدالوکیل خانار قد و جناب عبدالاحد خان و محمد سمیع خان با قوای\nکه بخانه مرکز تعاوت پیشگان مدر پای صعب المرور\nمکفیه در ارگون ٹو توامشر صاحب محمد عمر خان در سمت واقای سلام خان\nبا حسن دمدار مفرس خوست او را دو را با هسپانوی توجه کامل محمود خان هم در میدان اتمام بمهری بودیم،"}
{"book": "adl0717", "page": 248, "text": "شماره (٣٤)\nجریده حقیقت کابل\n۴\nشعبه ٩ عقرب\n\nانقلاب در مکه معظمه\nباعث شکست و هزیمت افواج حجاز و عدم قدرت\nو طاقت حکومت شریف حسین در حفظ مال و جان اهالی\nدر سرتاسر حجاز یک انقلاب و پریشانی بر انگیخته است چون\nزیر خطر بودن مقامات مقدسه بنگاه عالم اسلام دچار\nاهمیت و تقدس خصوصی را مالک است، بنابرین\nاعراب چنان فیصله کرده اند که شریف حسین را از حکومت\nمعزول، و از مکه معظمه خارج نمایند تا انقلاب در تمام\nمملکت سرایت نکند.\nبعد از فکر متمادی قوم برین نتیجه رسید اند که پسر خرد سال معزول\n(امیر علی) نام را مجدداً پادشاه مقرر کنند و لقب امیر\nپادشاه حجاز بگذارند (یعنی مثل شریف حسین لفاظ غلیظ\nاختیار نخواهد کرد) و طرز سلطنت او قرار رفتار یک\nحکومت ایالتی بوده در باب مقامات مقدسه و حقوق مقا[م]\nپابند فیصله جمیع عالم اسلام خواهد بود. اعراب سلطان\nابن سعود را قبل ازین اطلاع داده اند که تا گفتگوی صلح نمایندهای\nخود را روانه کنند (اتحاد مشرق میگوید که سرکردگان هند تقرر\nپسر شریف حسین را هم بحکومت حجاز پسند و منظور نکرده اند)\n\nتردید سلطان نجد\nدر دوران محاربات\nشمال یزدن دلائلات\nغیره بعض جرائد عراقی و شامی پروپاگند کرده اند که: عساکر\nنجد بفرط جوش انتقام، زن و فرزند را بقتل رسانده اند.\nاین خبر سراسر کذب و افترا است، مقصد ازین اتهامات\nاین است که محرک الاخوان و عساکرشان در دنیای\nاسلام بد نام کرده شود (سلطان نجد برای وحدت و یگانگی کل تما[م]\nعرب تحریک اخوت و برادری را جاری کرده و هر که دران\nسلسله داخل میشود یک دیگر را الاغ یعنی ای برادر\nمیگوید و میدانند که بهمین سبب عموم عرب آنها را بنام الاخوان\nخوانده مذهب مقدس اسلام در قلوب و دلها اخوان\nمحکم گرفته است و اسلام اینچنین اعمال و افعال شنیعه\nحرام قرار داده است.\nالاخوان مطابق فیصله اسلام و ضمیر خیر خود بهیچ حال\nبطفل یا تیغ کشیده نمیتوانند،\nو محض بخیال ازاله همین نوع غلط فهمی این اعلان\n\nجواب به مجلس خلافت\nسلطان عبد العزیز ابن سعود بنام جناب عالی مولانا\nصاحب صدر مجلس خلافت مرکز یه هند پیغام ذیل\nتلگرام روانه کرده: — بجواب تلگرام شما در باب مجد\nو عهد جدید یکه شما با متعلق عموم امیه اسلام مخصوصاً با عرب\nشکر یه ادا میکنم! از جناب شما ما را همین توقع بـ[ود]\nلكن واقعاتیکه شما ذکر کرده اید محض سخن آرائی و مبالغـ[ه]\nبعض اخبار ها است جمله الزام هادی و اخلاقی ہما[ن]\nشریف و پسرانش باید میگردد.\nتا هم برای عساکر خود حکم داده ام که هیچ نوع تخریب\nو بکسی تکلیف و اذیت نرسانند. (زمیند[ار]\n\nتزلزل در کابینه انگلیـ[س]\nنظر باختلافاتیکه در یمن وزارت موجوده در دست پرا[؟]\nدر بعض امورات مخصوصاً در شرایط معاهده روسیـ[ه]\nو قبولیت ذمه داری قرضه جدید روسیه\nغدیری بظهور رسیده است باطنا\n(مجلس شوری) شکستانده شده و در ٢٩ اکتوبر\nباز انتخابات عمومی روی کار آمده در نتیجه دیـ[؟]\nکه باز کمرا با همین جمعیت مزدوراں بر سرکار ا[؟]\nو یا کدام جمعیت دیگر این افتخار را بدست مـ[؟]"}
{"book": "adl0717", "page": 249, "text": "شرح اشتراک\n\nقواعد و ضوابط\nاین اخبار بعد از ایام تعطیل در کابل که روزه\nنشر میشود دیگر مقامات در ہر ہفتہ فقط ارسال\nمیگردد . امور تحریریه نگارندۀ حقیقت\nارسال و مقالات واصله در اداره مانده\nجریده در اندراج و اصدار و عدم انتشارش\nآزاد است اشتراک توسط\nخزائن دولتی و بپوسته های\nاز هرجا حتماً دریافت میشود.\n\nتفصیل مقامات\nدار التاج کابل\nداخله افغانستان\nممالک خارجه\nوزرا و سفراء\nکابل\nماهیه | سالیانه\n۵ | ۹\n۷ | ۱۱\n۸ | ۱۵\n۱۱ | ۳۰\n\nمشتہرات - از معادن و فابرقجها\nمفت - از داکتر ها و دوکانداران\nسرکانی\nلین سے ملی\nتا اول - اجزا سالانه و ششماهی\nقیمت گنجایش عموماً اخذ میگردد\nحقیقت\n\nمدیر مسئول\nبرهان الدین کشککی\nسنه ١٣٠٣\n\nجلد (١) کابل دوشنبه ۵ عقرب ١٣٠٣ ش ۵ ربیع الثانی ١٣٤٣ ق شماره ٣٥\n\nگزارشات اجمالی جشن استقلال ١٣٠٣ از ابتدا تا آخر\n\nقاریئن کرام از تعطیل از وقت ہول افتادن جشن استقلال شما را ای\nالی چهار در باغ عمومی\nگذشت اسمیه وقفه اینک برین ایام فرحت التیام بعد ازینکه نسبتاً حکومت\nاز این مشکلات و معلقات خود را فارغ دیده و بکوچه گونشه‌هائی رہنمائی یافت آیا\nبفضل ایزد متعال اہمت جہان قیمت رجال شجاعت و قال تقربا موقع\nآمد ، و تقاضا و اصرار ملت نسبت بانعقاد این عید یوم آزادی با دیگر حریت\nافغانی شور دل و تن پرور را اختیار کرده بود و هم در واقع عدم انعقاد این جشن\nتاریخی برای تمام ملت افغانی و علاقه‌مندان حریت بخشای مملکت افغانی\nبالشخصیت پر عظم قاری موجب بأس هو الم و تسکین و دائرین و قبال میگرد د پرتا\nسراسر اطراف اکناف بنیا دست تطاول شل و داز میکرده برودث حران\nطبائع جهان و جهانیانر اسراسر افسرده مینمود یک تاریخ متبرک یوم مقدسات\nکه یوم جمعه ۱۸ عقرب است این جشن فرحت فزا و وسیلۀ مسرت سرور\nدر پغمان جنت نشان دست طبیعت بصنع قدرت و را بانواع محاسن\nو مزایا آراسته و مسافه تا جمیله شهر را افغانیان را باقسام اقسام خوبی\nو قشنگی انواع زیبایی وعمارات مناظر سحر است تا اشرف انعقاد یافت عموم\nخصوص چون بدان ملاحظه کردن علی ہذا التاریخ کش و پرجوش شهوار یکے کیفیت دیگر\n\nشنبه ٤ عقرب- رسم گذشت بارشان از ساعت ۶ الی بازار پیم\nو اسپ‌دوانی از ساعت ۲ الی ۴ در میدان ہسپ‌دوانی .\nیکشنبه ۳ عقرب:- شطرنج کشی عسکری ، نیزه بازی ہر دوار\nطیاره بار رسیدان اسپ‌دوانی از ساعت ۱ الی ۲ بایسکل دوانی\nتنقع آدم اتن ملی در چهار راهی ہوٹل فرسا ۱ الی ۴.\nدوشنبه ۴:- فراغت\nسه‌شنبه ۵:- نمایش صنعت، حرفت بالوف ترجمه\nتصنیف ، تالیف، خوش نویسی، از ساعت ده الی ۲ تشہیر\nحیوانات ٤ الی ۶ در اطراف کوتی ولایت تجارت\nچهارشنبه ۶:- فیل دوانی و سرکس وانی از ساعت ۲ الی ۳\nفوتبال از ساعت ۲ الی ٤ در میدان اسپ دوانی .\nپنجشنبه ۷:- پہلوانی و چوب بازی از ۱۰ الی ۱۲ دیدن خانه\nپہلوانی، تفنگ تفنگچه زدن، نیزه تیر در وضع محل\nمیدان پهلوانی با تقسیم انعام ہر روزه اجرا میشود بیترک لاش\nپروگرام | روز جمعه اول عقر بعد از خاتمه افتتاح جن نطق اعلیحضرت فازی\nصحنه تمثیل ساعت ده شروع و بساعت دوہ ختم میشود\nو بینا از ساعت ۱۰ الی ۱۲ آتش بازی شب پنجشنبه\nدر میدان تحصیل پغمان ، واتن ملی نفیس بازی ساعت ۲"}
{"book": "adl0717", "page": 250, "text": "شماره (۳۵) جلد اول\n(۲)\nجریده حقیقت کابل\nدوشنبه\nعقرب ساعت ۱۲ شروع میشود در میدان اسپ دوانی.  اضافه\nبران هر شب بمقدار (۱۵) عدد گوله هوائی اتش بازی در داده میشود\nاز ساعت (۹) تا (۱۰) در موضع باغ عمومی اضافه تجویز در حضور\nمراسم افتتاحیه\nدر بین همین پر و گرام روز جمعه پنجم عقرب سرتاسر\nپغمان خصوصا عمارات آن از نفری و شش کریها\nو اخره کشوری قشونی استلاباته اطراف سرکها از مطاق قصر تا خیابان باغ\nعمومی جوانب نواحی باغ عمومی بجراغهای گوناگون پیراسته و بعلمهای\nرنگارنگ در نیات بوقلمون اراسته شده بود و برای اشخاصیکه از حضور جهان\nنشیمن نداشته اند از طرف دولت علی حسب المراتب کرسی های عملی و مقامات\nنمائشی حیا بپاهای اعلی تبهیا شده حتی سررشته طعام و جام دارو و بازار و غیره\nلوازمات نیز مجمل امده بود بالجمله تقریباً از ساعت ۶، اما ما اشخاص محض\nجهة اخذ موقع و ادای صلوة جمعه و استماع نطق اعلحضرت معظم غازی\nجوق جوق و دسته دسته اغاز کشته بساعت ۱۲ عموم افواج نیز بره تا\nهائی جامع امانی و میدان مقابل را از صفوف قشنگ خویش مزین\nداده ازدحام انام و کثرت خاص و عام با ندازه بود که در میدانها و پرکها\nدور و پیش مسجدهای پا ماندن ممکن نبود، ذات ستوده صفات عدلانه بیا\nنماز آدینه روشنی بخش دیده مشتاقین و منتظرین گردیده بعد از ادای نماز جمعه\nفراز تختیکه پیش صحن مسجد موضوع بود میآهد نطق ذیل را آویزه گوش صدان\nنیوش حضار فرموده مسنا کلمات شاهانه نچاهانه دعاگویانها و کف زدنهای\nشادمانی قطع شده بعد از اسکات عموم با لبیان خویش اتمام میفرمودند .\nنطق العحضرت غازی\nای اولاد های غیورم عسکر!\nو ای ملت جسور کیان برابرم!\nامروز عید ثالث یا پنج مین سال ششم استقلال افغانستانرا تبریک میگویم.\nعموم سر شما مبارک باد و سایر ات از سر تا بپاد. کف زدنهای شادمانی\nاز خائن بی ریا خود تا سایر آدبنا د بلکه تا ابدالاباد آزادی استقلال افغانستان\nبسیار و برای شما حاضرین و برای عموم ملت افغان آرزومندام\nدارم (عموم آمین آمین، کف زدنهای شادمانی)\nاگر برای بعضی نفری بواسطه تکلیفی عائد شود از وزنه ان\nمعافی میخواهم زیرا همه شما معلوم است که موعد انقاد جشن همه ساله در\nسنبله با وجودیکه ا سمان افغان من و مقرر بود فقط درین سال تا ریخی است\nاز دفع خود پس افتاده در نیوقت انعقاد یافت .\nمیخواهم بگذری ازین جهالت بچگان چنوبی انقلاب داخلی بر آسان معلق کا نام\nاگر چه ذرات این بنایگان تا عاقبت اندیش سمعت جنوبی ما در بازار و درگاه\nدشمنان ترقی خود بمقابل دولت خویش برخاستند و کردن\nدر پیشانی خود اندیدند د در هر دو بمقابل عسکر شجاع و دلیر با مثل بر که بانی خون\nمیگردیدند عموم مظفر یاد عسکر افغانی ، کف زدنهای شادمانی\nلکن الم حصار نه که ملا میں حاضر از جوانقد در میدانهای اتفاق شاد\nو خساره طرفین برای ملت محبوب من برای اسلام عائد ا د.\nاز خداوند خواهانم و دشمنان ترقی افغانه تا نرا نیست\nخواسته ام د عموم امین امین، کف زدنهای شادمانی\nتصور نکنید که این جشن مسرت استقلال در موسم خرید حیات\nزماغ بار جشن ملت خیرات کیم بهار است. بلی ابرا ہا برف مین کهت\nو خوشی بدست آید و عموم ومتحد شو کامیار دایم بریم آیا ان کا ایجو\nاما هما اگر این قلا ندارد کربم باضافه تا امنیت شیروار بمه با کارانه یان\nکرده است با وارادی خود را زود تر بر میگرفتند ایم ، از تمام عسکر اعلم داراتی باند شد\nو ممنونیت دارم عموم ما از شما رضا مندیم، کف زدنهای شادمانی کنید\nاز طرف اصدق و از جانب عسکر وکالتا اینقدر عرض میکنم کانت مرفا\nترقیات در هیئت ده مملکت خویش آرزوهای بسیار بلند را بادل و مار و حتا\nهیچکس نمیتواند که این ارز و و تمناهای ما را بشکنا ند ! و با این دست کینه ای است\nکه بن سلت بیر و با افغانستان وسیله ابلاغ دارم و تا امروز انرا کا اسکو محظور\nجشن دوام داشته این نیز توفیق دراوندی ترابی بردی میم از مین سار\nعموم از خدا کامیابی تا حرا میخواهیم کف زدنهای شادمانی عرض\nاگر چه این بغاوتها بلان سداد ترقیات خود تا را در پیشگاهم.\nکرده نشا و من و دولت مملکت تبار با نکش و رانا میدانم و اما میدم کد دست\nبسیارست الحمد لله دستگاه و ملز و داران عیشقرب یا است و از فرمان ببره و کو\nو قصدیکه داریم دائم بوده مطلب خود را به معاونت خداوند دگردن کف کفایت\nد کف زدنهای شادمانی)\nمطار بوده\nضرر را بر طورد جرحمت خداوندی نیز بالا است. ادراک مرا اتفاق میمونه\nو روشنی شریعت کبرت در بی حات و مملکت خود کوشش دایم و و تا کاری\nخود را بکار انداخت درین راه فدایی کند و مانند در گرانتر از راغی داد\nبرای تعمیر و مقاصد شخصی خود نام اسلام را برده کلمات یکه احکام دی\nمیکند انبیا شمشیر مطلب و مقصد خودر در لطیه فوح اد\nخداوندی دره خاندان تام دشمنان مرقی ما خواهد حدیقه ای\nباشند با از خارج میگیریم چنین پیش میرویم عموم این موانع\nیم الحمد بجد تو انا بچه کار صدمه تخفیفی برای دولت قومی آن پیش نیا کف زدنهای شادمانی )"}
{"book": "adl0717", "page": 251, "text": "( ۲ )\n( ۲۵ ) جلد اول جریده حقیقیت کابل دوشنبه ١١ عقرب\nرورگانه امیدی نور و دارم که ان ترقيات بكند در اکا نا جمال بتوانند\nعاجز نینداست بر آافغانستان نصیر کے ! (قوم آمين )\nابی وطنم در طبقه دوم است امروز لیکن فدا کر من ملت خود را بلند تراز همه\nاست دارم و میتوا نم که خود را نسبت بدین عشق و محبتی که با ملتم دارم\nحق شان بگویم زیرا و پیشین علاقه مندی با تها بلند تراز مرتبه عشق است\nعزیز ما در هر با ر محجوب القلوب ، کند نزد قباشا دمانی ) امین! یا العالمین!\nام پرور دنیا و آخرت کامیاب نشت باشی ! ( قوم آمین)\nیا العالمین ! هیچ وقت ما پیش دشمنان خجل و شرمسار نگردانی که ما برا\nمترقیات افغانستان اسلامیان بکمال مال دوستی خود حاضر یم (قوم\nامین گفت نزد آها شادمانی)\nالله اکبر الله اکبر لا اله الا الله والله اکبر الله اكبر ولله )\nللا الله حمد رسُولُ الله (ما خدام قوم الفنه )\nبا صدائی بلند سر را بخوشی و خرمی ایام جشن بمانند نمائید و بکمال شادمانی سعات\nرا تدارک کنید و با یعدیگر میوه محبت و شفقت و برا در سرام رعی دارید\nو هر امپاس عربی آنرا در سہر ہر خواہي کن بيدار کر و در بیغایت اخیر زمین کتابی ست\nعلیم در اختتام این نطق ذات ملوکانه حضرت کل الخزانهای عالیجه بیانی\nتاريك بر اعطای کم مکرم و این مجموعه عسکریی داشت عريضه طویل را از یا.\nعسکر بخور و اعمال سید میر شمس الدین خان و بکمال سلاست و متانت\nبعرض رسانید . نطق اودر ان برحبا بجا بکف زدنها شادمانی بخشینه شد چه !\nخدا کریم کہ نخواہد یک مملکت را\nکه دست برد حملات دشمنان خارجی و خیانت خائنین داخلی نماید کند الهای\nرا ه آن نیرو که از افراد ملت بسیوتی برگزیده مقدرات ملت و دولت\nعنایت خودش را و بتوسط عقل کامل مفکر سالم که به ا قو ماندان عظیم\nعطا نموده ، افراد ملت را چوبیک د د سمار بے امان شوکت بخیه اسلحه\nمتفق مجرد ساخته ۔ بعلت ، صداقت ، دیانت ، امانت ،\n، فدا کاری ، سربازی ، جانبازی که خواص تربیه عسکر است\nبیکد ارزانی داشته رزمگاه حیات آنرا همه اساسات بمجیزه وسایط تحفظ\nیار را باستحکام حصین و سائل تعمیر نماید ، وملت اسارت دیده را از\nبا ب الخضوع لبست باوج عزت و رفعت میرساند .\nخدا که بیحیکست ندریعه این قوماندان بیدار مغز عالی تماغ\nآنرا موانع تغلل راحت بخشا نده - از رو زیکہ ذات ستوده صفاء\nعشان بمبوث شده قوا، عسکری زمام حکومت مهمات اولیا\nدر دست گرفته اند ، خط اعظم قائدی و وظیفه تفویض را بکشیدن شمشیر\nقهر مانت ، در راه استقلال ملت خويش و استحصال آن ،\nبکمال رشادت و بہاوری ابتها شجاعت و دلاوری که قائدان\nعسکری را منتها انجمن ستوده غایه الغایه جلالت جا کرده، این سبب عالم عسکری\nافغانسانه را با مین مساعی عسکری در شراف همه تا امتیاز فرموده اند این بجهت\nتاریخ عسکری افغانے بکار نامه اقعدت دار خویش که افتخار\nہر دور و آیندہ است ،، مطلا ، و بنا برین مشیر عسکر یه از نمان\nمهنا فرموده اند پس از استحصال استقلال درین شش سال که\nیک سلطنت بعزم عسکرا نه ذات عالیحضر یجنیا او یه ساعی میبده\nاهتمام جلیله ، در راه اعتلاء ۔ سعادت و ترقی اردو با تعلیم و\nم\nتنسیق امور عسکری با، الزمه تجهیزات و حوائج آن مانند تاسیس مکتب\nمكاتب و مكاتب عسکر یہ بصورت اساسی ، جلب معلمین فنون حربیه و عسکریه ، تدارک\nطیاره ها و اسلحه و وضح قوانين نظاميه نظام تشکیلات مطبوعات عسکری\nاصول اخذ عسکر بعالم عسکری افغانی را درخشان و میدا نگاه تعاموترقی را-\nتوجهات جهاندارپات ذات نامور ضیا نمایان میکنند ، بناءً عليه ،\nارد و همایونی و عالم عسکری افغانی که روح روان پیکر ملت و محافظ حقوق\nوطن و مملکت است بکافه خدمات برگزیده و مساعی حمیده اهتمام-\nحمید و کوشش جلیلہ کہ قہرمان افغان اعلیحضرت شہر یار نصیر پادشأ\nر یگا، با توقیر و نامور با تدبیر المجاهد في سَبيل الله الغازي الى الامان\nمؤسس اردو منتظر افغانستان در راه استحصال ، استقلال،\nاعتلاء ترقی نظم و نسق امور عسکری ابرازه و بنسبت عصیانا داخلی سمت جنوبی\nاستکمال موفقیت کرده اند اینک عسکر با احساسات فداکاری و جانپا\nخود را در مهد آن و هر زمان براے ہر گونہ مقاصد عالی شمار رکاب بیالو\nتقدیم میداریم .\nبعده آقای عبد العزیز خان ہجوم عسکر حکم سلامی کلان پادشهای داده\nو سه دفعه های در میان غلغله عمومی برپاشده بعده این محفل\nاتمام یافت .\nنطقه با فوق وگمر نجوشی ها مزد اور ساعت یک\nاختتام یافت تا ساعت ۳ میله دم بیخترت\nمیله بام و تفریح و گردش در باغ عمومی و خط بره داخلق از گل و ریحان و-\nصنائع طبیعت که سر تا سر جهان هران برنگی رخ داشت بعده در باغ عمومی\nیکدست از نوجوانان نظامی با میس و لباس ، سرخ و خوشرنگ نظامی شنان دائرۀ را\nمتحداً بناء نمودن آئین ملی داغنموده استن جنار تجلیل اد، و ملی سرتاہے\nملی بزرگام ملی با و آوازه دلنشین فرموده ذات املیحصرت همایونی مهمانان شیار یمردم ملی\nو تماشای مرکز او و در پیش موقع آئین ملی در احاطه کتان تا وقت مد حود"}
{"book": "adl0717", "page": 252, "text": "شماره (٢٥) جلد اول\nجریدۀ حقیقت کابل\nدر شب شنبه (١)\nاین مسابقات بخوبی دوام داشت بالاخر بکمال بهجت و شادمانی بوقت\nانفعالات میگویند، گفته میشود که درین مسئله خطبه یک مکتب تحریه که جمعیت کثیری\nعصر اختری خاتمه یافت\nتینس بازی\nدر افغان در بکتريه باغ عمومی که بجهه\nتینس مخصوص است بدیدگاه سابقه\nتینس آغاز گشت در آن هجوم و ازدحامیکه اطراف میدان آن بازی\nحلقه و احاطه نموده بود با اطراف و نواحی میدان تینس بازی شقایی\nاین منظره قابل دید بکمال فرحت و شادمانی نیز تا وقت موعوده\nآن دوام یافت آن ذوات محترم که درین مسابقه بازی را از\nحریف با خود برده بودند انعام مقرره را نایل گشته بالاخره این منظره\nو تماشا نیز خاتمه یافت .\nصحنه نما و سینما\nبر طبق خبر غرا جش در شب سه\nجشن استقلال در عمارت بخیر\nخایشان صحنه تمثیل که در بنجاه امارت نعمان به از جامع امانیه\nاولین عمارت است مخصصی گذار شاتاپل دریافته تمثیل و هم\nسینما با ی قشنگی نشان داده میشود تماشا گران را غایات آن تماشا\nاخلاقتاً ادبی ، علمی و خبر اددایت که اگر احمال آن یاد رشا\nکتب محفه مفصل و یا سینما عداقد نامه سید که بعد از اسار کتابچه\nبر در کی با نجام خواهد رسید. با بجمله میخواهیم صرف سر تحریر\nعناوين صحنه تمثیل که خاور زیاده از تما شاستی جاذا کر سینما\nکه بر بند چندین تخصخص نمایشات عالی از ملاحظه ما را بجهه محفظیت\nو مسرت ناظرین نشان میداد محض بواسطه طوال به تحریر در آرم\nشب اول یکی از صحنه تمثیل در شب اول جشن طوری متوجها تما شا بیان دار شده\nدر بیانه طوری می گذا در حام اعظم در ستا له انجاسته در تو سخط از عظم الشام میشویند\nنو حمن را با اعدام در استقاء بدار می پوشانده مقتول مینمانما نیست ۱۲ و ر حریم شب\nبروز دویم درین روز شاد بیست ثانی تو سازه دیم یک طانه صاکران یم\nو ما عده از طانه دیگر که جمعت با محربی نما شکانه ماک بناب میباشد با یکدیگر پیک\nمیخواستی است، محل منازند طبع یک از طرف این من تا آیند و من اگر نیز آسمانی\nمحانات لطيف در فشان وضعیت درون مینه ، در تیجار تما شاگاه را\nتسبیح ۱۲م در حقه طاقتی که نتایج یک تا تو گرا، مکتب می د و نقا محاظه گر یتا ب بند\nنموده استی درین مانا مبرا دال و دوم و سوم را در دیزانو بیجانتا رقرر نمال شد\nاز روی خرت دانای بو روی اینای می ظهر یه مکس طبعت برنده این سر آهنگی\nسرا در طریقی در امال و واعده انها می کاردرست الی از حرفها توصیه براکیمون با مود\nشب دوم\nدر بعض فنون با رستی توام با صحت تلقی در یز د نماندانه ۱۲۰ برو در عمل\nپس خواست وزیر کتنا بموه آید روی عقایسی که از خواندن واسع پیدا دور مدام\nمینماید بام بشرا ظاهراوی مکتب تبدیل کند با این ستمهای نجا و ر پر کند یل\nمینماید مدیره پوشان بپروفور سنده کتب داشته وقت رسید و برد ۲۰۰ و ۱۲\nاست نماینده او تمامه جزیه و معارف ترقیات و ارد میکند ما را ننگی خود را برای\nخود رسیکده ، پرده سوم . د ختر مدیر معارف بر خو د مدیر محرم شنی عرض\nمیکند فیصل شمو در براش میفر این گفته او ائمائش میدهد که مجانا در سالت ملاهی\nشامل شود. پرده چهارم ، دختر بیست پسر خود بعد از تحصیل علوم\nتعیین شده مشغول اجرا وظائف خود است بهر کاله بعد از وفات\nدیر قمار باری با بالاخر عمارت روی ملنا کار برده در بازی قم به بیست و یکم بزم\nممالکه آمده است بر داستان افزار درد و حام فرسودهاش بسیار متوجه\nو در بور خویش بسیار حسوس میکند. میگوید شماستد انکه میتوانم یا توانی بستم\nدهید را بهتر هم امداد مالی و عده اش میبد و نا چار پیر مایاگیر بد نال برو برای\nدر عقب آن سینما فر از عادت مطر به عمل آمار . روز سوم درین روان\nاستان یا به یک تارینور یکه ای میزون اما موده تما د یار در مینو\nبصد قشان طیاریکا عقار دشانت نامنون گذشت در اقدام خوالی آن میوه او کارا اور\nانواع گلها و اقسام اقسام ریاحین اور اشته و بیز یک تینی استقلامی تورات\nنسمحاشره او کند عسکری در زل تجر بر بندو ر ده خض طرح و طبعیت بیلیه را بنجام\nی است انشگر گان ایک کتب حرب بپرستیگانی تمام میر بینش میمون می تازود\nدستگاه حق الماسوار شد، فرود میاند و باز سوار شده نزول می می نایان\nطرف حمار کیفی درینجا شادمانی تامین رفیق کی شده سکت کی که\nبریم کشتی آغاز نهاده در اوایل بعد از کشنی بخت آزمائی با تک عملی طوری\nهزار صد طلای کست بالاخر قوی مدها رفت تقلیل نوجه بعد از گشتنی سمار\nدر محل سراقی مویجه است صمت جموعیت برای او میشد و درین لباس کشتی است\nجمعیت غالب کفته ای شادمانی بستن ترین میشود بطرف اطراف منادین\nجامع کمال مساطر قایم و پا مجل د والی تا باز افر حتما تا با با متعد و دیگر\nو با کشه سبقت فخر میپوشد آقار به پاییکه درین مسافقه می ماند فانا\nسه نفر نمبر اول و دوم و سوم برآمده، با تا تا مقرر د میدان را منتقان\nمی رودند ( میدان مسابقیه پیشتر از نان میس بود) در خاتمه قطعه ارکان\nگلنار خطامی بمانتون باد افرام صورد دشت حاضر بین رویا طارمه\nد طراز\nبعداد\nمرده تر\nنها\nحیات\nجلوه\nپدیده\nباست\nاول\nشام\nشد\nآرزو\nایم\nبا شاری\nچشمو\nدر راسته\nکندد\nبان شاکه\nکه مولد\nامانی تا\nکر برنج\nانجا در\nا حضوان\nمترست\nاسلام\nپیشگاه\nروزس\nشه\nاستلا\nنادر\n1054238.1673\nبراهیره ۱۲ دایره ۱۲۱ می ۱۳ به ۱۳ و ۱۳ انچه را ۱۳ قوام ۱۳ انیسه ۱۳ و ۱۳ به مسجدی ۱۳۵۱۱۴۵ ۱۲۱ ۱۲۷ ۱۴۸"}
{"book": "adl0717", "page": 253, "text": "شماره (۳۵) جلد اول\nجریدۀ حقیقت کابل\n۹ سرطان (۱۱) عقرب\nلعل اقصی و دلهای که در هیکلهای افغانار (۲) طیاره ہوا استقلال شما را تبریقا تبریکات خود ما نرا شما ایصال میداریم طیاره براین روز تاریخی ملت غیور\nدر اول میزند انروز رو بفرزانا افغانیان را از صکیکاً شما تبریک میگوید . آئین طیاره باشنا افغانمبارکبا، گفته چندین دور کا سقا داتید ا نیار میکند طیاره در چکر کردی\nدر جو ہو ابا بانان در این بان میرساند باران بان شگفت اندا ز دیر کتر انتیه دستانمکا کند و معاف گستری سلطنت اعلی المی شادمانی نموده با این فن پر وز تبریک میگوید\nداغله شما است جلال در سماند این دو باله عالیت از اموا ما ند میکند، طیاره در چه خوش روزی است که طیاره های افغانی بر شوکت این میله میله شبن\nحضرت اقدس سلطنت آباست ما دوجو با اعلان را تغیر میکند، توش استقلال شنید مردم و انه اسر مباركباد بسمع افغانان میرساند .\nاز ایرا میانه که امروز با باهای افتخار و جو با یک هم در مشوق طعا او از بانده شب سوم ) در این شعب منحصراً تمثیل چند پر زا بنام عدل و انصاف ضا د امارة\nاد کی با هوا استقلال با گوش عموم میرساند منصور و ظفر افغانستان طوریکه امرد در تا صورت رفتار حاضری ملازمین یک کا معرفی را با وزرا د درا نجار دلت\nملی از عرض میگر است بر دارد در هر دین ایام فیروزت بنیار هم کیا در معرکه آزایی و مشاهد آن حسن باخبری و اطلاعات خصوصی و عدالت و فرما اموز آسیا\nین بات تیره مقدم دانما زیم، ای افغانشاه مسولات با نفر بر از بیمایی و مدلی آن نشانه داد شد و در عقب حسب عادت قمر رو بکار با یافت .\nسال عمده که اولا دان نطق ک در هر سال روز برما با شرف بخشی ان می افزاید از قضا روز چهارم ) درین روز قرار پروگرام جشن و استراحت متراً میلان است\nموت ایمانی تحسین میخوانیم، آئین طیاره با شکه در فضا خوش بوی بری احبا بی دوستان فارغ گذاشته شده بود علی العموم اهالی میله اوست\nیر با پغان شرف گردش است بسیم سر تباه با لیگ بها این میادین تبریز کا و ستایر و خصوصی مصروفیت داشت از نماشا بیری بمرض و همر ا ر ما فقط\nدادم دهنده نیست این روز را محط محفل بحضور تما شاجیان شنا میکند . اما در وقت عصر حسب معمول یک عده از نظر امیدار باغ عمومی شمن بندا\nاما این آرزوی دقدہ مکنت نجم مستعدا خفا مر از صکی کی حماک یاس ان میکند شب چهارم در این اسل بنحو تمثیل نمایش اسرار و خوارش عموم و شرکت\nر در ارمان ای ملت آگاه افغانا شرف اندور این روز فیروزا که ازون قله ناله وش التمر و اطلاعات سیمان جمعیت اخلاقی که در شب گذشته شدا دور شما د بو ار و چهار\nاین دویم با نامحبوب القلوب خانیان است شما تبریک میگویم ای افت استار جاجانا تکرار شده در آخر آن بمنا نشا د اده شد روز پنجم ) ایزر ز نمایش استقاعی\nتین پر اراده است که امروزش را فر میجکان بنات سالت افغان ہوا علاتر ازار مقربہ و عمارت وزارت تجارت محل این نماینیس تحصیص شده بود قیس از ددنه کوه\nدا مامانه راستم آوار آورد با ترسمیرک میر سیم بولد د سموار این زمین با زیبارتی خود افغانا ارباب صنعت و حرفت و استعد و مصنوعا خودرا به نام زبونه ما شر اور دو\nجرات که در خاکی با دزده طیاره ہوا ارتقا و اعتلا دین دال ارام آمار عظمت با دوتا اشیا و کوررا بر ا عطا انعام بہ آنها شبکر د بانصرف میوا جرا خواجه دی کندی دار\nمروار با شا شکر برداشت در حفل مسرت میکشاند، طیاره در خوانی اسعادت ننا بودند انتخاب در میبودند وقت نیم روز کسانیکه متناع خوبی ما در خادمی بود\nتقان که مارک اول رسیم ما با شرق زمین با شرف بخش بیانی ارکور با این دل را باسب درجه انعام داده شد کسانیکه متاع شادرا بادل در علاه و انجام عیدی انا\nاونی دیار امانی است با ملت نجیب افغان تبریک میگوید، ای قوم سخن هوش با هوش یک شال شصت و هفت بزرگتر دیدند، ایشانیکه بشتی ال تقدیر بود نه با اینه\nنگرد گوہر پرینی استقلال را جلال تان را که برای ای جان دعوت صحت بیدانکی دین میانه کا کان جونی سا ومس سازی دیه وم وم به نخت کی ای نانی\nیرو و ایدا داستردا نمود باد تا زنده ابد جان بخشش نمائید . طیاره در هوا را حت می تدار بجت فر در نمایش شرکت تعدیل صفرا ساخته شده است فقط تا این بات ان\nمسیاره خود استقلال قوم غیور افاغنه استقلال درخشان این مملکت را بمر ز رنگ فوق العاد مستمر در اشیا ی بد ن ق ی د را نوین اناری بوزار بری\nشتر یک سرت تهنیت میگوید ای ملت بہ دل عزیزا این سلطان قهر با نارک روح کرجار ماتی اتو پاره ایی تا این ماه و یک را در من\nاسلامیت قوم افغانیت از حدیقه او لولا عنه آن دا شاد است شیر تعالی قصوری نمود کا اسما نم معوض مارک کی ان کار با من بود ای خوری بر را در\nر کی تا با مها از اخلاص قلوب طی از شلون اغراض نقد بر د مجد وش نماد و ای ام کلک انا من کلامی شتر امان مثل منار ما در کانون در یک جا من میان\nتا مرا روزی که افغانستان بنا به حصول استقلال تا دم دمیله جشن سال جز دوستی کارگران شرکت رفض متاد نادک بانو سیال نال درت موتور دست نوار کی\nمان شن مسین خود را بجرائیا طیار باز رفتنیا ہوا، اوازا مسرت و ساز شده از ممالک اپنی متی خت نمایند باد وان کار فرائی دارتالی میز کر نشد عاشرت\nطیارہ آوازہ بیداد غرش مظریت از عالم سمارت از جو ہو ابام کل در انتهای مسکوت کا وقت اسلات احمد امامی کل مسلکوں ا زا ز اوت"}
{"book": "adl0717", "page": 254, "text": "شماره (۳۵) جلد اول جریده حقیق کابل دوشنبه ۱۱ عقرب\n\nروز ششم درین روز شوم نظری در اطراف میدان\nاسپ دوانی احاطه و حلقه بسته بمانا در مسابقه فیل و مرکز انچه انظار\nداشتند اور ساحت مسابقه را نیز با غار با فر کردن دو اسپه اسبه دوده\nخلیها و مرکز با حریف یی یی آمده مساحه آنرا بانظار مقره قرائن تما شایل شدند\nاز طرف تحریریات ۱ زرمی آغاز گردید درین مسابقه و نمایش نیز وجود قدری\nاز چارینچ و بالا طریقه تماشا انتما را خود را گرفته این همت آویز انعام بانو\nشب ششم درین علاقه روشتنی زبها که هر شب در باغ عمومی\nداده میشد و باغ عمومی اندک مه له نور ستا\nناظرین بودی بشری کشید که گل ریز و تنبیا از مخصوصا ساخت با آبپاشی\nاقسام خویش را بتیساند و گلمر یزه چنپانی و چرخها و دوا شجره بر و مشجره های تادا\nبسیار دور دار و دیگر نمایشات کترینم بلقوه آنی مینا ند فرخته شدند که بمانا نماشاید\nکه سر تا سر میدان بشتابانی از درخشان پر بود مسرت و خرم گردانید.\nهفته درین روز بعجز اشخاص مقرر موضع بلقوه آرا در از دوام گرفته\nروز هم منظره تماشا بود مسابقت چوب زنی و پبلوا واری کی\nآغاز شده تا دوازده دوانچه با کسانیکه غالب شدند با نعام نایل شدند.\nتبریکنامه جشن استقلال\nاگر چه بروز اختام این جشن فرحت انجام تبریکنامه مستعد از حاب\nقوم و ملت ادا کیش مشایخزده تحریر شد. تا نا از نجا رو وضع و فرصت موقع\nدانستی آنهار المخصوص با نجوا دانستند غلباً د ر جبار با بعض اقسام منطو بلوها\nو جو بیاد بواسطه کسالت تب شد ید یکه در تب لوجود شان محق\nشده بود درد گلو نینکه در حنجره شرف عرض مخلص زیر مایه در بالفاظ مخصوص\nجواب خوانی مجلس خاسته عازم مقام پادشهی شدند ما در ذیل عرایضه پبوسو\nد جو بهائو و یک قصیده فخرئی با بی عزالفصیکه از نظر مشتریان گذارش خابات\nعریضه پدرس تا لیمن العبیت مجموع مقادیس افغانیان!\nامروز که از فضائل و مراحم\nخداوندی و کوشش در جها د جود شبانه باد شاد فدا کار و جانبا ز عساکر\nظلله آثر ترا تا نثار عالما صادر و بخش سال شستم استقلا وطن زجان عزیز خو\nنایل شد این حسین بر سر تو با حضور مبارک و لید الامر مقدس خود را تمام\nرسانید هر نا اشتهای مبارکب میعروض مینمایم با علت افغا نستان که از\nحس نیات مجا هدانه حات بایونیکه به همین سعید استقلال گردید بیعت میبا\n\nاین حسین استقلال کو مخصوصا در عرض نمود بند ا امانی افغانستان عبدار تال\nمی نماید خوصت با در جای عظم شما میدانیم که در محی استقلال وطن عزیز خود نظر میکردی\nجوافر خویش نظرا ما بود جانها خود کبرای در ترافیک جان ام انا\nنموده مخصوص تو به بند و نیم فدینائیم درخرم و عید انقسام خن بیان جواد\nسائلی بستم استلا خود اسلامی جوده امین عایت س مین دینا روز دت کاش\nدهند افعالت عظم عناد این بار استقلابا شاه و افغانان اماما\nدر تاریخ عالم مکروز روشن دینا بر گیر یاد الا انا مالاروید\nجو اب بانون ذات ستو دو صفاحت شهر یاد ہوا حرا رد با\nوعلا نیکه بو قوعا عاند بود با لفاظ مخصوص و فدا\nدا د فرسو نه چون خود کسالت دارم اگر حضور شما این سر و نما یا عموما و\nاما انقد درض میکنم که من هم ترهبیان و مبایکرا برافغان من دور برا\nدینها نمود دست و ما امروز بادگارا بحیت یا خیالی میام دبا گیر کم آد\nمیکردم نمایم از بربری شجاعت نما قوم دلیر فغان احمد کدام\nافغانستان را این کامیا و شاد تا کند دست ها هم شما را ارض ومایل و\nتبریکنامه ساکر اوفیا از مدنی جو و\nحضور با برانوار قد بها بو بدر تاجدار خو د را فدا شوم با مجان خود یا وا\nاستقلال افغانا عالیه امروز و را یک بحث بیعت افعانا خوان\nبوجود نجم شکر کرم شما خره گر وید امروز روزی اهمیت گردید\nاز چند شهر بار لیمیتاد، طبت افغانی در سالی باز با و متحجبه سماجا، بانه\nحمایت مکار نیست میکرد اما از تا به شجاعت غر و نما غیری بیداد\nکفار بود کافر کار روانها مبعثر غاز داثر و دائری بکر\nمجلس داد و دیانا سحجت و سبت را اردینا مر وز رو است\nکربن کامل به بود عالم اسلام ار نون نور محمد با مجلات صفحه صحت\nبنما ده مهرت این کار بود را بر پا نمود مکردستان مبارک را دملت بدراد\n(لیدر) سلام علیه غازی ملت افت امروز ده میان\nشرف میکند\nروزیست که علم نصرت بال استقلال دولت علیه افغان حق البیا\nدر دول کره زمین بر باد لیمان هست امروز روزی\nو چهار سا\nکه پرده نامتناهی بی علمی از چشمهای ملت برداشته شد انبار\nہر گو نه علم و معرفت بر روی ما کشاده شد. بان که خوه\nامروز روزیست قد و انا مرو لننا خسه افراهنا وانده پس"}
{"book": "adl0717", "page": 255, "text": "شماره (۳۵) جلد اول\nجریده سراج الاخبار افغانیه در دارالسلطنه کابل\nبوجود خسته پر دو ضعیف تا دار خود مساحبات و اظهار مسرتها میکنیم خدمت خواهد بود - شهریارا- برای فخر افغان و افغانسان از\nاعلیحضرت رؤف خصلت این جشن مسرت بخش که میعاد دو ماه از تو یادگاری پای رزکی در صفحه تواریخ دنیا باقی خواهد بود که نام نیک تر\nقبل بفرامین حضور شاهانه انعقاد مییابد در از نجابت ذاتی و الطاف احمد شایان گذشته این شرف و شان را دارا و با خواستند بود تولی و اکا\nبخصوص ذات اقدس بوده و هست از آنجا که دران موقع عساکر تارهیا تو حامی اسلام هستی خداوند جل جلاله در همه امور معین و مدد کار توس\nخاصه نامند طوائف بجهات سمت جنوب بودند و بازماندگان آنها نگران چه کونه اعدای دین و دولت مغلوب و منکوب نخواهد شد وجود درد امر\nاحوال اوشان کو استی که از خلا مسرت این جشن عمومی اجبار هره و حصه خود میگونیم عیدت مبارک پادشاه ! در ضمن دعای و بدیع شهریاری شما\nکامی گرفته بتوانند و مخصوص برای اینکه عموم ملت شرکت در ابتهاج این فدائی جان نثار ؛ فدائی شہریار غازی، محمد ابراہیم غندمشر مارشین مکان عربیه،\nجشن داشته باشند موقوف به اتمام و انجام معامله سمت جنوبی گذشته غلام نبی ، عبدالرزاق غندمشر ، غندمشر مفرزه فرقه ۴ ، محمد اکبر کندکشر\nو حالامنعقد فرمودی همانا یگانه دلیلیست واضح و برمانیست لائح برای طوپی شاه، غلام حسین، وکالتا امضا شد، وکالتا امضا شد، غلام حیدر کندکشر\nرعیت پروری و عسکر نوازی حضور شاهانه ات - کندکشر، کندکشر، عبداللطیف غندمشر، محمد غوث غندمشر، پیاده\nپس در صورتیکه شفقت و عنایت و الطاف حضور انور ت برعایا امیر چند، وکالتا امضا شد، شیرجان ،\nو خدام در بار خسروانه ات باین درجه وسعت دارد اگر تمام ملت افغانیه کندکشر، اعظم کل کندکشر، کندکشر باقی ۱۷ نام نفر منصبداران\nعموما و این جان نثاران خصوصا هزار هزار جان داشته باشیم و آنرا\nبرای یک ساعت رضا جوئی و خرمی حضور ملوکانه ات فدا کنیم هنوز سیرائی ملا لنگ و رفیق دیندار\nکم است دانای حقوق نوازش و مرحمت بردوش ما باقی بوده و خواهد بود\nحضور مبارک حقوق مراحمت نداریست که ملت ما بدان جان . گویند که درین ایام وضعیت ملای لنگ و رفیق دیندار آن خیلی\nو مال در راه رضایت اند آن سبگدوش شود بلکه امریست که نثار مال جان پریشان و احوال شان منزل نزل است گاهی بحکومت همسایه شکاره افق\nدر راه آن خیلی سهل و آسان است ! چون ما بمقصد ادای حقوق بکار در استدعا مینمایند و هنگامی برحمت توسل آفریند و پوسته بران\nمیباشیم از حضرت ایزد متعال المجد به اوقات در ذوالجلال عزه شانه برای جانی و چشمی عریضه ها در میشوند فرستند به ارگان خود پا را خوار دزیبون عرضا\nنورباه تمام ملت افغانسان توفیق خدمت و صداقت در راه رضا جوئی میکنند و از هر جا استدعای امان جان و مال پر خجالت و پشیمانی نموده\nنواستار و برای حضور انورت اجرا این و امتیاز گونین را طلبگار آرزومند معافی میباشند، حتی میشنویم که مرکز بزرگی بی ثبات هندوستان\nگروه و تبریک جشن سعید را با هزاران جشن دیگر و نیچو این جشن بزیر سایه خوا اقدام دانند یقین که حکومت ما با این دو شاگرد شیطان چه معامله وسلوک\nجماعات برای ملت نجیب خود خوبان بوده از خالق قادر توانا تمایم کیجود را مرعی می نماید .\nمسعور را که امروز فخر ملت افغان بسبب مفاخرت تمام اهل اسلام\nداشته خولی های هر دو جهان را نصیب کردانا د اعلیحضرت ۔ ذات جدائی زن مفت و سزائے عجیب\nاقدست شهریاریست که خرمی خود را بسته به مسرت خود میدانید پس و انه\nملت بدان جان و مال در راه خدمت سفائیقه خواهد نمود . مخد و ما -\nوجو دمبارکت آن ذاتیست که استراحت خود را برای راحت طبع خود\nاز عبدالکریم فراری\nصرف میکند پس ملت چه کونید دیوان نثاری حضور اقدست غفلت خواهد نمود. همچنین مسموع شده ایم که بالفعل عبدالکریم فراری در اغض مقامات\nدلی المعینا تو آن پادشاهی که برخلاف - شاهان ماضی خود را بر حمت صعب المرور در پای جد ردن با یک عبد انه باغیان که جزا و مردی\nو چار ساخته آسایش رعیت خود را فراهم میکنی رعیت چه گونه از عهده بسر خود با مرگ و قتل و احمق ولازم می پنداشته اند جا بز شده است و\nشکرانه مراحمت بلا حدد تو اهد توانست ! پادشاها - تو آن پدر تماما قبل برین د وسده فرار نمودن از مملکت افغانسان بود مکروره و روان\nنالی که عسکر را فرزند خود دانسته بیضه اندوز حیل مهربان تر بر عساکر خو مهربان او را از گرفتن باج انداخته آما محصول عظیمی که داری بهانان مهمزان\nبود دایس جان و سر عسکریت حاضر خدمت و رضا است مصروف همین وتسلیم دادن نو دیگر هیچ یک لوم وسیله در مظاهر الوجدان نه کا ودا"}
{"book": "adl0717", "page": 256, "text": "(۸)\nشماره (۳۵) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه [ILL]\n\nدیو زشتش ندارم با چند یی بیگانه خسر خود بود آنهم دست\nاز وی کشیده او را از خانه خود بیرون و دختر خود را\nاز وی گرفته است !!!\nاعوان و انصارش نیز درین ایام چون ہیزم ہای\nخیسه از وی می گریزند نه باون ضم و سرخی بروی کنونی\nپیچه بدی دارند بد و پناه میکنند رو بمرجه که بزبان\nستان می آید بد و میشناسند از جانب دیگر\nرئیسای کلان و بہا پے ناحق با بعض برا ہے\nوی چنان قبجه بخشیده است که با سال کبری\nمبتلا بودہ نشانهٔ دیشت رفقاے خود اریک\nکوه بدیگر کوه و از یک دره بدیگر دره نقل\nو حرکت می نماید میشود .\n\nتشکر از احساسات مردانه نالی غربی\n\nما نمی توانیم که از ابراز سپاسگذاری اہالی غربی\nکه درین واقعه فاجعه بسمت جنوبی مردانه وا به داد\nصداقت و شجاعت و مردانگی شانرا داده در\nاقبیل ہمہ گونه اوامر و فرمایشات رجال معظم حکومت\nخود کوتاہی ننمودہ اند حتی درین موقع که ایام سرد\nو خنک بسر رسیده تماماً بیک جادت و فعالیت\nفوق العادہ در فراهم آوردن پوستین ہا و پوستیچیها\nبرائے برادران عسکر می خود بذل مقدورات\nکردہ اند و ہم از اول این مرحلہ الی الآن در\nاعطای غله و فراهم آوردن ارزاق جہت خوراکه\nاخوان عسکری خویش در سمت جنوبی صرف\nمساعی داشته اند ، و در مواقعه که دسته ہای\nبزرگ جمعیت ہاے شرک باغیان در اطراف\nو نواحی غزنی متمردہ شدہ دست بغار گری\nکشاده بودند بس بهمرا ہیای قشون دولت\nمتبوعہ افغانی خود داد صداقت و سلامیت\n\nو افغانیت را داده اند، کوتاهی ننمائیم\nدرین ضمن بیشتر از خدمات قابل تقدیرش\nشیت غلام حسن خان وزیر داخله و طرق [ILL]\nو مکرای جمیله جناب عبد الحکیم خان حاکم برای\nغزنی و آقای گل احمد خان ناظم عوام انقره و یزد\nو کلان شوندگان آن اطراف و نواحی افزحلہ\nمسرت میکنیم و برائے عموم شان مزید تو[ILL]\nخدمت و صداقت را خوا ہانیم .\n\nشاباش و آفرین برقوم الا سلیم\nجدیدا\n\nخبرہای مسرت افزا و اطلاعات سختاً\nو عقیدت انتمای را که از جانب فراد خسر\nمند و جوانان صداقت کیش جدید الاسلام\nیکی بعد از دیگری می شنویم ما را برین امرد؟\nمیکند که بی ساخته برائے این سکرتھا و نادان\nشاباشی ہا و آفرین گوئی ہا خود را تقدیم کنیم .\nاین قوم که نہال دست نشانده ضیا المله و[ILL]\nگفته میشوند کلاً با دولت متبوعہ خود داد عه[ILL]\nو یگانگی را دادہ اکثری از وشان مظہر خدا\nبزرگ در افغانستان گردیده اند مخصوص این مردو[ILL]\nمسلمان در موقع ظہور واقعه جنوبی بعد ازین ؟\nعالمینان بہم ملی وطن صاحب تنظیم و قراول نزد ا و محله\nوحد تکشیش بده هم باوقع داده و عملا و سرانگ این روال\nرا سایر کر وافر شتابز و رارت به پیوسته نانودر  [ILL]\nع باش محترم آقا عبد الوکیل خان و فریکر بی\nواعزه مقرر این قوم است و در موقع جہاد در سمه\nو شمشیر زنی ا ہما ہرا زیگوت میزانها فوق العاده ابی\nشائد برائے درج تمام بجا آورد آمد درین واقعه که صند [ILL]\nبین معتصمانه با با آمد قدم مالیات و نصرتها خوانی\nمقابل با عنا محله اثاره الا تخشتر و فریز ایمان [ILL]\nفهم و سعی بود [ILL]"}
{"book": "adl0717", "page": 257, "text": "قواعد و ضوابط\nاین جریده اخبار از امرا صلاح کاران که بروحیه\nنوشته و درجاتیه مقامات آدرس مدیرت حفظه الله\nارسال میگردد . امور تجریه نه نگارند تا آنده\nارسال و مقالة واقعه در اداره باند\nاجریه در اندراج و اصلاح و عدم\nانتشار ان مختار است نے\nمسلک جریده خلوص بود\nدلبجو یہ اعلے انحضرت ضلال پناه است\nمدير التحرير كشككي\nبرہان الدین\nسراج اخبار\nسرا  شرح اشتراك\nدر کابن    ایضاً عباً         ۶  حجم ۴ الہ\nسالانه         دار السلطنة          ۹    \"\nالی افغان        داخله افغانستان    ۱۱   ۷   \"\nباید بتواند     ممالک خارجه        ۱۵   ۸  \"\nورقه او شفل   \"    ۲  \"\nاعلانات از یک سطر الی چهار سطر\nشراکت   یکرد پید افغانی بیشتر از آن\nجراید          یکسطر سه پول نیم وضع میشود\nقیمت   در یک شش تو بار یکپیچه\nو غیره           \"         \"         \"\n\nسراج الاطفال (کابل چهار شنبه ۳ عقرب ۱۳۰۳ ش ۷ ربیع الثانی ۱۳۴۳ ق) شماره ۲۶\n\nعالم عسکری\n\nصُور جغرافية طبعی جغرافیای متصله با عسکر\n\nظاهر است که ترقی و بقا پرور ده همت و به\nارتباط پیوسته  است میانه نیز مخلل بفاعل آن ممدوح\nمفصد صمیمی لزوم و مبوط هست اگر یکفرقه\nجمعیت کر بی اراده روان بخالی از مد عا گردانند\nو چه میداند کجا رود و نمیعمدانه کدام فضلا بحت زند\nآن رو البته به ببو در افتاده در چاه از منالیدن پادعا\nو آورده خرابه خواهد شد :-\nپس لازم آمد که اولاً مور نقطه مقصد و کامیابی\nرا بصمیمی شناخت و بخاطرنشان جمع نموده و صور اصلیه و\nشرایط مباره خود ک بایدش بندران نقطه کا مباب\nنمایان مارغاز نتیجه نماید.\nمقصد چیست و برأیه مقصد است ؟\nاگر یک هیئت جمعا عیه افراد ملت است که بصورت\nبهم و سوق بوده برآ بدست آوردن حاصل کردن\n\nحقوق سیاسی اقتصادی و سائر منافع ملی و دولتی\nخود در ابتلای اجانب دشمنان بکار برده میشوند\nوبخاک پاک وطنہ بواسط اردو حامیه و حفاظه بتوان رسید\nبعد از تکمیل احتیاج و لوازمات گونا گون برده مکمل است\nاست برای حاصل کردن مقصد عالی که یادست\nتفویض شمشیر بمدافعه کوتاه کردن بابردشمن تعرض بجوم\nبر دن و هنجا نان برتحصیل عزم بالجزم مخوفنم نمودن\nسوق کردانی رده آبرهاک پاک خود از باین مصرحة خصم۔\nدربا نوره با ظمه که بخیال دست و ترتبات موقعه\nکه بالخاصه است خواه تعرضی باشی یا تدافعی مسبطلاو بخلاف\nاراضی و و جمعیت زمان خواهد بود بندان ملاحظه اگر\nاز عادات زمین و اراضی کہ عبور شان لازم است بلاد\nحاصل نباشد وجهد یگرا لا و خذابا وجود دادن از\nسطح های مستوی و مرتفع سخت دشت که دق شود با ا۔"}
{"book": "adl0717", "page": 258, "text": "شماره (۳) جلد اول جریده حقیقت کابل چهارشنبه\nاحوال مستهلک دشمن خبری هم نرسد آیا سوق الجیش کذا نتیجه\nاجرا خواهد شد و دارالحرکات کجا خواهد بود و بر آن حرکات کدام\nمنطقه و بکدام صفت منتخب باید شد. و خطوط الحرکات کدام و از\nالقطع کردن چگونه را بایکدیگر سریت خطوط داخله و مواصله بکدام موضع\nواقع شدنی است و سوقیات اردو را بکدام نقاط موانع صیغه\nدشمن دو چار مشکلات خواهد نمود. و بکجا موانع طبیعی پیش خواهد آمد\nو برآن چگونه لعب لازم است و مجمع سوق الجیش بکدام زمین\nخواهد شد. و کدام اراضی برایش مناسب است از کدام\nاراضی استفاده میشود و پلان حرب چه صورت ترتیب باید کرد\nپس اگر چنین بنام نائل شدن مقصد تشکل بل محال است و نیز\nمیشود که اردو نشب را نا بلد و نادیده شوق کرده شود این\nسوقیات مواضع و منزل با تا بلدی معلومات بدرست تا\nایا چقدر مشکلات بهمرساند این طلاع و معلومات از چه حاصل\nمیشود از تهیه دانستن جغرافیای طبیعی و لغایای مفصل ملک خود\nو خصم خود موجود بودن نقشهای مکمل طبع خود و دشمن .....\nو برسم کردن هر رقم کردگی با و نمودن فهمیدن طول بلاد عوض\nچون برخغرافیای مکمل و طبیعی جغرافیای مفصل ملکه نا حاصل بود\nقاطعان اردو بسهولت میتوانند که اردو خود را مانند یکتیار\nآهنین بمقابل یک خصم قوی سوق و اراده کنند زیرا طلاع\nکه برآورد و کدام راه و بخدمه اراضی مخاطره دارد و کدام را\nو کدام اراضی برای اردو بسهولت بهم میرساند و از کدام راه حقه\nعسکر را نان میتواند و بکدام اندازه آذوقه میسر شود بکدام\nاراضی قلیل تعرض است و کدام اراضی بر مدافعه مناسب\nپس معلوم شد که جغرافیا عموماً وطبیعی جغرافیا خصوصاً برای\nاردو همیت قیمت زیادارد بدون دانستن جغرافیا وطبیعی جغرافیا\nکارمی مطابق مقصد بران پیش برده نمیشود بل مثال یکی غریت\nکه بجای تاریک قاده باشد و نیز معلوم است که کویایان عالم\nبذریعه معلومات جغرافیا وقتیکه نائیکه بدست دارند از مشرق\nو مغرب لحظه دیگر ندیده آنا بکمک دانستن همین جغرافیا\nو سمبولیدن و دانستن نقشه های گرد عالمه می برانید و کندا .....\nاز بدیع الاول و اختیار نامه ها است اگر چران کیهان خاکی هم مجهوننا\nسفید کاغذ گفته شود لطوالت مما لحاله\n\nخوب که باحتیاج مبرم یکه بعض خصائر مکمل که دراجرای\nاردو نشود نیاید گفته شود هیچ امور لشکر کما حارث\nمسخاه اند نایافت مضم خصاره موجودیت کیدار\nیک قدر مطمئن یک اکمل مالم مقصد را دارا با نار دوارا\nتشکیل اردو والا تحت ارویگر میشود؟ ملکی\nحیثیت وقوت دشمن خواند تا بندانی بطریق الکلی تصون\nداخلی ملکت اردو محفوظ و اراضیه و تعریفات و کرات\nمطوله و لمین خود بتولے قوت مقابل حیثیت دشمن را باید\nصرف کرد بر دانست عملی یک حقت مجمہ یک ردیگری باید\nباید چیده شود که آیا مملکت چگونه اراضی دار و ولدا تخواهی\nقوت شان چه مقدار و ثروت شان بحیث معه\nو جاہیت شان بکدام درجہ اسلم شان کدام فرقه\nپیدا و ار ملک چه چیز است فلان نقطه یا فلان قوم کیا\nبرآند مرفع فوری چقدر قوت لازم است و برآمد\nخوا امداد بدر ساندن ذخائر و سلسله مخابرا آب\nو چه کار آمد و آیا که از کم چقدر قوت و خورا که دشت\nاز اول باید بود و علی ہذا ...... قوماندا نها بلده\nحالت اخلاقی و غیره امنیت ملک بکدام یکه\nداده میشود باید که بکدام راه برود و بکدام کا\nخود را سوق و اداره می نماید و مایحتاج وجه\nاز کجا حصل میکند و باید بداند که عادت این قوم جه\nرویه و چه زبان مدعا خود را اظهار دارد و یه\nعادات دلخواه اپنے ہامی متحصہ ہاں وسائل\nخود با بنر کو ار رد محققانہ تاریخی و معلومات با\nکہ بکدام اندازه قوت بر آنها لازم هسگر کده\nبران سرز میں شونده و منصبداران سابق کدام\nبا نجا چه رویه کردند و کدام چیز سبب غیرت و کار\nو کدام مسئله با براد با د مرمیست نشان افزود امادی\nکدام کدام کمائی سو و اعتبار دارد آیا کدام شخصی\nدولت و کدام شریر الطبع و خائن گفته میشود تا بدا\nچه رویه اینچنین نفوس عاد و با این جنائیکہ بو دانه اونا\nرو بکار آورند و بچگون شکر تخلیه شده نام و دو کانام\n\nباز هم بموقع در شماره (۳۴) تحت عنوان یعنے شامل دے عمل نیست مضمونے انقدر درشت غلط است زیرا کلمه اراضیه بالا را تحریر و مخصوصی انحور است ارسال داشته اند ."}
{"book": "adl0717", "page": 259, "text": "شماره (۳۶) جلد اول جریده حقیقت کابل چهار شنبه ۳ عقرب\n\nتشکرمتین از حسن نیت و محمد گوئی جراید\nوامنا حقیقت درین از باجرا\n\nجنگه قلم عاجزانه ما در بياض عشرت امبار نذر شکر بارى نظر بر احساسات در جان معظم دولت که عقده جذبات خواہی نیات\nقلبی ملت و دولت را آئینه آسا با همدیگر نشان عیان کنان قدم زن صداقت و اخلاص میگردد از همه اطراف و جوانب اندیشه بیانات\nشیرین بیان ارباب احباب در تهنیت نامه پر از پیام و شکر باری با میرود که ما نمیتوانیم در جواب آن تشکر و امتنان و کلمات دانه\nممنونیت توامان در اتق جداگانه جداگانه را نامه دندان گردانیده مقابل تمام احساسا خیر خواهانه آنها یکر یکیه بپردازیم .\nنہ تنها در حین نگارش این احقر از جبین فرحت تضمین این نیکو خواهان انوار مسرت و فربحت لمعانداز است . بل در ہنگامیکه\nدل قلم از دست ما قلم شود نیز جهان اندازه که انبساط میرسرت شان مکرم مشاطه اندوزی بوده در ہر دری گره ابرهای یاس و محزونیت\nچهر برار انوار سعادت د بشاشت شان را می اندازد و خطوط ناصیته شان قوس قزحی را به میکشد\nخوش نسبتی است حال عزیزان درین دووم پایا غنچه که بشگفت و در خزان رسد به چنانچه در موقعیکه مژده بردانه آسا باشتیاق\nدیدار شمع خیله امیلت افغان اعلیحضرت امیر امان الله خان از جلالت باد بکابل آمده اتحاد مشرقی را فرو گذاشتم د غبضه\nمزرع امید دامانی برادران بلی د ارباب جرائد قومی در داخل و خارج یک برق یاس دحرمان طاری گردیده نسبت عالمان نادانیم\nاز مهات ملی د جقیداری ہم نام شان اظہار ملالات کنان در صفحات مجله اد خویش کلمات همدردانه را سپرد قلم حسرت رقم شان نمودند\nاکنون که نگارش این مدعاصر عاجز خود را در روزنامه حقیقت می بینند. با یک جهان سرت د محاطه جهت خبر مقدم ما را در اخبارات\nکہرآیات خود جابجا برداشته برجسته نیات ما افزودند۔ لہذا حقیقت دست ادب را به سینه ممنونیت گذاشته تشکرات صمیمانه و\nامتنالات مخلصانه خود را با تجو بان خویش عموماً و مدار باب جرائد داخلی و خارجی خصوصاً و به مقطاران وطنینش لته طلوع افغان حندان\nو فریاد هرات داتحاد مشرقی جلال اباد و آمان افغان کابل د بیدار مزار شریف والمجاهد قسیم کند و غیره جرا بدیگر هر یکی از ایشان در\nاخبارهای قیمت دار خود با اهتمام شوق و ذوق تبریک و خیر مقدم ما گفته اند . و صفائی را که خود شان در خود می بینند باین نگارنده\nعاجز نذر و نثار کرده اند . خاصتا تقدیم نموده میگویید کاسه چینی که صدا میکند به خود صفت خویش ادا میکند . بلی اینی\nتحریرات گہر آسا و این مجله مضامین فرحت اقرای را که معاصرین عالیشان دقیقہ روانان بانشا و تحریر النسبت بدین خادم این\nو دولت لطف و عنایت کرده و میکنند بنده منصعفانه خویشتن را سزادار آن ندانسته انرا حمل بر حسن ظن شان نموده توفیق خدمت\nو صداقت را نسبت ملت و حکومت خود خواست آنی د ه میگوید گونیز هم زقلم حرف خارہ گل کل حقیقت من دانه به\nهم ميكویم اظہار دور خوان دوستدار په زیرا که ظن شان لمن از حم خا ر نیست به گرداو در شمع جوایم عالمی په اخگرچه سود و اتبرکی از تن کنایت\nدر خاتمه نظیر بہائے مجد مت د زانرو که حبیب من کنتاک کاریت : الملتجيك بن بها الدین شکلی\n\nعزیمت فوجی قندهار بغزنی روز پنجشنہ ۲۴ محرم دو کندک فوج پیاده قومی متخلیه بر اصولی چم\nمسلح به تفنگهای جانور دار با زده تیر مع دوشرب توپ و فن که عددا\nعبارت از ۲۴۰ نفر بوده به ۴ سوار جو امین اقوام درانی قندهار با ۹۱ نفر سواره پیاده ملازمان خودشان بسر کردگی\nیک نفر تنه مشر فوجی از قند ہار عالم غزنی شدند د عده فرسه کندک دیگر بر روانه شدنی است دو لیج مجروح قو با از رج\nغزنی در قطر از سمت که حوالی مزبور تا الخیر والعافیه د اصول غزنی گردیده اکنون قرار هدایتی که وزارت حربیه بدانها د ده کذا المرام ختانه"}
{"book": "adl0717", "page": 260, "text": "شماره ۳۶: جلد اول جریده حریت کابل چهار شنبه ۱۲ عقرب\n\nچه می بایست\nترسلم بدل عزم کشود کار بایستی ثبات عزم هم بایستی و بسیار بایستی\nتو شرکت نیستی تو جان انی نیستی تو مقصود جهانیتی خوشی گیر و دار بایستی\nبیاران نیستی قاهر باعدا در سکون ماهر ترا داما دل طائرین آندار بایستی\nچرا رنجاد از پا فتاد و بی نگهگشتی پی دفع عدو تیغ یلرجن یوار بایستی\nخدا کردست ما مور از ازل برامده معروف بشوق غرق مهستی در شر بایستی\nبرا لطافت میاید با خویشان با غوان بلخویشا واعوا بلکه با اغیا بایستی\nداغ عاصی عصیان وقت شکرامی تابان لبانرا بد نخوت محو استغفار بایستی\nبیان غفلت تا چند در دیر و حرم مشنوم ثنای همتت در کوچه و بازار بایستی\nتو فارغ از ملال خسرو بر ذات حاصل سرور دریغا چشم تو چون میگو بر بار بایستی\nز خذلانی که بهر تو پسندیدند اعدا بدل اگر را بایستی بلی بی نهار بایستی\nبداندیش مهم تو چرا در خاست ایمن اضرب تیشه هایشانش مار بایستی\nز روم و شام چین در تاتار و توران فرور حریت تا گنبد دوار بایستی\nشدی خوار سکون استا د تاکوی مونتا دقاقی کز خرد غم درا نار بایستی\nنهمرنگ بتدریم رخ خورشید بیبینم تر در خویشتن بس بنده استظهاری بایستی\nنظمه الفروغ من نشاید همت بنشید سوادش سرمه علم ولو الابصاری بایستی\nطبع مک خاتون طمان زرع میں"}
{"book": "adl0717", "page": 261, "text": "قواعد و ضوابط\nاین اخبار بغير از ايام تعطيل در کابل ہر روز\nنشر میشود و بدیگر مقامات در ہر پست منظماً\nارسال میگردد. امور تحریریه بنگارنده\nحقیقت به ارسال و مقالا واصله دراید\nماخذ جریده در اندراج و اصلاح و عدم آن\nآزاد است. اشتراک بتوسط خزائن\nدولتی بصورت نقدی از همه جا\nقبلا دریافت میشود.\n\nسراج الاخبار\nحقیقت\nبکانه بیزان امیر کیش کی\n\nنرخ اشتراک\nمدت قیمت بروپيه\nنفصهام وافغان ۶ اپر سالیانه\nدارالسلطنه كابل ۵ ۹\nداخل افغانست ۷ ۱۱\nممالک خارجه ۸ ۱۵\nوزرا و سفراء ۱۱ ۲۰\nمأخذه. از سادات و علماء\nمفتیه بیانه بیگانگان مکاتیب کانه\nندارد. باطراف اقاصی و سفراء\nقیمت مکتبدار و عمار او بر برتر است\n\nجلد ۴ کابل شنبه ۱ عقرب ۱۳۰۳ ش ۱۰ ربیع الثانی ۱۳۳۳ ق شماره ۳۷\n\nجذبات همدردانه اهالی فراه با حکومت\n\n۲۰ میزان :. نامه نگار موقر ما از فراه میگارد که\nچندین قطه بین گلستانی نسبت بحسیات این دلداد مخبر از گرگوی\nاھالی میں جابر آنان تحفه نمودیم اینک جہان بضوع اطلاع خانه\nخود را باگذارشات سابق یکجا مینمائیم :- از قتی خبر نوروز\nدلخراش د مجموع وجدان غیور کنند که بیستقرار قد ولا وا و کمک کک\nحور پولین گردنده کثیری دو بار مجمع کشته مکاشق و موقف\nفوق العاده بر آسرکونی باحیا سمت جنوبی ایجا دو حرکت قابله\nدرخواست کردند با تو کلی در نظر میدانستند بان جو کو ہا ہونے\nملک او را را باستبدان خسروانه موقوف نمود، اخباريات\nاسلامیت و جویه قطامیست آن ضیاع را یکجا کافته النموز دستانی\nبدین تناسف میداد که اغوش اسلامیت سقط در قبه فولاد دور\nایند کلیوس اعلی پیشنهاد کرد و طوری افراطین د خواهش کردید.\nعریضه شانی به شرح زیرین است (احوال علها دنیا و کفار\nدیگر برادران خود قاعدتی حقوقیات فقه در این متراحت و\nآرامی را که از برکت توجه ذات ذی شوکت، شان شهر یار\n\nبا فضل و عرفان خود شخص بجا بد نمازی جا فراهم است بیدرجی\nمیدانیم بدرستی بہت کہ توجہ حیرتخواهانه ذات شرف شمایا تا شاهان\nجمینه طو کانا علت مجاریه عمل شده فراه را بوردو ذات عالیہ\nشاستانا ده بخشید حالا میدانیم که مبشرات صمیمت د آرامی است که\nالحمد لله از همه مصائد فارسته داشته راحت محموده ایم. امروز\nہمہ دل و جانست باین ارامی خود فخر میکنم این نداء روبی\nلستان میگوییم بلکه از روی ابزار و مدان از واقع جان مجیده\nبر آنا مل نمی دستها بد با ز و حضار عرض میکنم بخر توارثات\nپدرانه ذات خروانه که در راه حیات و نگهداری دین مقدس\nدناموس سرو مال و شرف و شان ترقی و تعالی ماء وطن\nفرموده بدست عاطفت و آغوش مرحمت پدرانه تریانه\nشا ہانہ شما نرا کشاده اند. بمتوقعات و قوم بر آنند کاری در\nجان شارم، و آخریدا بند عمامات ذات عالی را مانع ابراز\nما نمیشود، مددیه عرض میکنم د ایبارہ حرکت را بخواہم خوا ہو\nمصمم میکنم )"}
{"book": "adl0717", "page": 262, "text": "شماره (۱۳۷) جلد اول جریده حقیقت کابل شبنبه ۲۱ عقرب\n\nپارلمان انگلستان بعد از گفت و شنید مزیدی لایحه اخذ ورقه جریمه از کافه اتباع ایرلندی واقعه در انگلستان را پاس نموده مبادا اتباع مذکور در کلمه امر مدار مداخله است که بتاریخ ۲۷ اکتوبر با تلگراف بمحل اورده شود\n\nلهذا اگرچه از مکنونات شوکت سمات همایونی دربار\nمؤتامر دیار یمی صادر نگشته بود نظرباین بیانات اقوام مترحیم\nبا و جیدن دع، ع، ص، محمد سرورخان حاکم اعلی فراه\nاز هوادران بخشود کندک مراسمی بقدوم ایشان متوجه میکند\nپولیش نوجوانان فراه دواندک منظمی بوجود اوردگی را شخصی\nابا نیلر افسری بصف عبد القیوم شاد بکر شرط اندسهم المانی جان\nافسر کاغبد الرشید قا قوم نورزائی تشکیل داد\nدرین مورد حس میرزا نظام الدینخان سررشته دارتا\nو ع، ا محمد موسی خان کر محی التشو وحس میرزا غادر محمد خا\nمدیر تحریرات حکومتی اعلی برپایاسه از خلوص نیت تبرای\nبعرض اتی پرداخت : بنده عاجز از طرف خود هما\nواطرف مامورین قومی و کافه اعرض سکنجه از سالها در از\nکه بدولت مقدسه خود مستخدم و شواترش نقی ذات شریف\nپادشاهی باشیم و متاسفانه مقابله خدمتی بساحه اعمال درنگ\nنتوانستیم نا ما د یعضونی دولت گرد د بنا برین هر وز که اقدام ملل\nمتکال علم اجابت شیر علیه حکومت مکر به الم سلامت برداشته\nشمولیت ان ببنده عمار نهی دلا وست اما نظربه جدت\nو عدم استیذان حکومت شخصا نمیتوانیم که با برادران خودد\nمعاونت نمائیم : لاجرم از معاونت مالی خود داره\nشوم ته دوامیه ما د ترفی و ترفیع ہر دو کندکی که انه تاشیر مقرر\nخواهد معهد از دعای ا نورانی بریک مدانک حاکم صاحب اعلی\nنظر بموضوع تر وشر مامورین مترحم یکما به معاش ہر دو کندک\nپذیرفته بجهت طی مالی مجلس شوره تدارک امحتاج سرفرازان\nمخضه پرداخت خوانند تعالی بروز شنبه کندک با شهره جا داه\nکندک امانی بعطف حضرت باری غرضنا ر مجاسمت کا ملته\n\nمرات جسار مردم غوری بغلام\n\nمشنو شده ایم که یک جمعیت از ملت جوانان غوری بغلان\nتبرجیه خاله بر بفرض سرکوبی بغا سمت جنوبی وارد دارالسلطنه کان\nگردیده از واردات جریله سد غا خدمت پادشاهی خوش خروش تا\nدادند از احساسا مکنان غوری ها بظواهر اعضا و کلا شوندگان\nدرباره انفرقه بعد سمت جنوبی باید گفت \nیقینا قابل تمجید و در خور ستایش است .\n\nاظہار تنفر بربغاوت من جنوبی \n\nیکی از نامه نگاران بما اطلاع داده است که درین\nفیض ابادی حالیه بسیار سکی از قیامند و اعزه صاحبی بود\nو نواحی العتماد یافته بربغاوت موجو د ہ سمت جنوبی اظهار\nنمود بانهم بخاطر غازی متاثرانه سرکوبی و هلاک شدن\nبامید اورده معه تشر غریبان تا با سر با عقاید مجهو نه اعلان\nو مالی کمال کو شوشی اظهاره امادگی نموده اجازه حضو را د بایا\nخود با خواستا ر شده اند د ین محفل جذبت ثنا محمد قابلا\nوی انتظام حکمران دریم و بعضی از عماید مشالانقور تابان\nایراد داشته اند که درین پیشاد عا خود ثنا ترانا ام دیدن\nمخبا باداره ارسال داند که ملاحظا ر خوف طوالت\nطالت قاریان از تصرف نظر دانسته این قدر اکتفامند\nخرمی و مسرور داشته موقضات مزید را برای تا توت\nوالی شام ایران بمبای مجد د منظمه بست\nشاه ایران عنقریب عرض اود\nمیفرمایند و خیالات بهتر شکلیتی را مملکت ایراد و مدل کا\nشیخ محمد بمکده از افواج اینرا در اطراف\nمجتمع شده اند تا اگر بوضاحت\nاحتیاج بکار رود بحمکری افتند علی الفقه بدراین دارم باره\nمز بوز قلا بر خلاف قامتی سو دلسیب اظهار داشته میانه\nکلمنه حاضره و دیگر مطالبات امراضیه را میدارد.\nشریف مکه تاب مقاومت را با عساکره\nنیاورده بالاخره یک چهار\nبرای حضر جریان تخت منصه خود را واگذار شده اند\nبیک طرف نا معلوم سفر نمود . لکن اکنون گفته میشود که\nاقامت را در بصره خواهد فکنده شروط بر یک بانه کا\nگذاره نموده در هیچ گونه نشئات سیاسی دست اند\nنکند پیش از ین طی بعد از غرایبات بهنوز اگریده نوقانه\nتمام کند خواست تا ازمام مهام سلطنت حجاز را بدی\nگیر دلکن در راه خود موانع بسیار مرا نگرید خیالات بیا\n\nوقتی ایام\nقرار داده\n\nوالا لا\nعالم سلا\n\nکامی\n\nقضا اور\nو است ای\nداشترنا\nمجدبی خواد\nمیفرمایند\n\nایران\nباته\n\nمہاج\nامیر کا\nقضا\nغلام\nنگاه\nبسال"}
{"book": "adl0717", "page": 263, "text": "شماره (۳۸) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه ۱۶ عقرب\n\nهنگامیکه خو دونه الاخر که معظم واگذارده در حین مراجعت بملاقات میجه\nقرار داده بود افواجا را مسلح و قهرسا رکه بکردن باندیمن در شهر طرابلس اما در دورت\n\nفوست ملی اخراج تنجا\nپیاده میکرد که مخبت تنجا نه\nبر خلا حکومت باب عالی سازیلی است\n\nاحترام مقا مقد با سفارت آلو نیجرو ببلغار با و مما تست بخونریزی داشته از بعضی اثر مقاما را ابلاغ و قوا حکومت قضات رو حجه الله یک\nو نه الفوج را نشان داده اند بکار با غلط است ابلار معلامات\n\nغم ترکیه\nنامه نگار اودره مد کتب در او تا لا ثواترکی\nتعبیر نموده اند که خبر از صید غطش یا لیمونجی\n\nمارسیا مراجعه میکنیم . ومتا اسف سفار تر ک معونی سفر حضرت سلیم\nمجالسین فدر بر لیم بانگاه سخن خود\nجانگاه ساز دو سخن بمقام مهم برا\nاثرات که مثلاً خارج فی قصه مانه ازین گمان خیر بر کزیک طو لیس طن\nسجیان مصر\nاهالی مصر از متجاوزین طولی شار انگلستان\nکه بیجا نود مخالفت و شما خود بعیا طما غدار\n\nخارجی\nکامیا نغز امتیا\nدرباره در مانده بنقاط شافعی کر فر قهر ستیار وسیع در سرا جالی خود\n\nمیگوید که با نیز پر اقواقی خود را مرکب بود و در حقه تحالته بنمایود اظهار باسمی مینمایند !\n\nبخویش راه قدم در حریم جانان را\nایان دیده بکیتی حریم امن وامان بروز کار جهاندار نی کشتهان\nباحترام گذر کن بخطہ کابل باعتبار نظر کن بکشور افغان\nبین اہالی کشور چسان نودستند بزیر سایہ پر خدا یکان جہان\nمہین خدیو عظم امیر امان الله کہ صیت معدلتش پر گشته کر یان\nامیر عالم و عادل شہنشه غازی کلاو سرتہ دین نبي یگانه بنیان\nقضا مشال قدر قدر فلک رفعت سکندر ابہت و جم سریر و دارا شان\nغلام در که و صد نیکلا و پتر کمینه چاکرا و صد چوقیصر خاقان\nبگاه بزم بود ماه بر فراز سریر بگاه رزم بود شیر شرزه غران\nبسال گر چه جو انست شاه لیکین برای پیر کند کار های صعب آسان"}
{"book": "adl0717", "page": 264, "text": "شماره (۳۷) جلد اول جریده حقیقت کابل شبنه‌ ۱ ثور\nچنانکه کرده و خواهد کند بیاری حق مظفرانه فتوحات عالی و شایان\nشها، مها، ملکا خسرو جهاندارا بسیط روی زمین را ز تست امن و امان\nکنونکه کرد خدا بر تو ملک ارزانی بتاک توفروهشت افسر شاهان\nرجال دولت قومی مردمان دشمنند مقربان درت کاردار یا ایران\nبخویش راه مده مردمان خائن را حذرنمای زمکر فلان زرق فلان\nعدوی ملک تو هر چند دوست ننماید چو مار دان که چکد زهرش از بن دندان\nاگر که راه بیابد بملک دشمن دین شود اساس زیان شیخ و برنازان\nشها عدوی تو د ملک آن نگاه بخش است که سرفت شمن اسلام و کعبه و قران\nشهادت چیز و باعث ترقی ملک یکی عدالت و دیگر سیاست شاهان\nمرین دو نکته بود شرح واضح و کافی که داد جد تو توضیح آن بتفریان\nاگر که در پیشکی در عرائض چاکر رجوع کن تو بتاریخ دولت افغان\nر چند تراد و ستان از دل و جان بقای ذات تو خواهد خورد و کلان\nزحصرت تو شها معذرت همی جویم که نیست در خور من پند دادن خاقان\nهمیشه تا که بود ماه و مهر و خورشید بماره تا که بود روز و شب کران و زمان\nعنایت تو همین همہ امت زیبا بماند بر تو این تاج و تخت جاویدان\nبحصرت تو مقرب ہر انکه دوست بود نصیب دشمن تو باد خواری و خذلان"}
{"book": "adl0717", "page": 265, "text": "شرح اشتراک\nتفصیل مقامات ۶ ماهه سالیانه\nدارالسلطنه 5 9\nداخل افغانستان 7 11\nممالک خارجه 8 15\nمزد او سفراء 11 20\n\nبدون قیمت - از سادات و علماء اعلامیه\nقیمت بهر آدرسیکه حواله میشود با فتابه مهر\nنما یان بیا بیجره بیدلوعی و شیرینی\nفرستاده میشود تا مرکز بگرس نرود\n\nفوائد و ضوابط\nاین اخبار بفرمان امان مطبع ان یک ج بل محروق\nنشر میشود و در هر مقالة مديریت منظور یسار\nمیگردد . امور تحریر یہ دیگر باداره حقیقت\nارسال و مقالات واسطه در اداره مانده\nجریده در اندراج و اصلاح و عدم انتشار\nامار ست. اشتراک بتوسط خوانین\nدولتی و پسته والقدس از همه جا\nقبلا در یافت میشود .\n\nحقیقت بران بین کی\n\nح ۱۳۰۳ ۳ ش\n\nجلد (۱) کابل دوشنبه ۱۸ عقرب ۱۳۰۳ ش ۱۲ ربیع الثانی ۳ ۴ ۳ ق شماره ۳۸\n\nرا پور خلیفه قراو گاههای نظامی وحرکات عسکری در ماسه جنوبی\n\nدر همه مقامات خیریه منظفرت با\nمرکز بغاوت پسته کان حیران ؟\n\nاطلاعا اخیره که با داره با هم پیوسته است نما انمور\nخیر و طفر د منتصرت هرا که شجاع مارا در سر تا سر سمت جنوبی بما\nگام بغاوت بیشتگان بطرف د نه خوانی میدا د صوبا اقلام انصر\nانجام مارا در بدست و افراد ا و معنویات مزار انخیل خوب\nد از مدرجه است حکا یه میکند.\nاگر چه بعضی اخری نو نیز خوانندگرا که سیا ه قلعه که تا\nدرین موسم سردی دران جبال سر کوه خجه وت صافی منقر\nد محمک جنگی خواهد بود .\nاما با بنها تسلی میدهیم و این سنور ا فاطرنشان\nشان میتر یم که با تحضر غازی محبو ب القلوب نخباب محترم\nجان احمد خان ۱ آقای عبد العزیز خان تقریبانصف دما\n\nاست که شماره پیش میشم میسله بوده مظاهر ا واصل دار کنا\nوقرار کا نظامی را در جمله مقام آطور پر فنون اصول حود نموده\nعلاوه پر ورایبر اور گه و ارسال نشریات تسیلائی خبر و پوستین جا\nمزید و شا کلی ای کسا و مالا پوشان شمار مراکز مقاما عسکری\nهمه جانکبار شده مقام تنظیم نفر کردید اتحاذ گردیده است که مرا\nآن غزنوا نگه نبره در بعض دره ها و بواد می قلاع جال صغیر\nبیش قراولی و محافظ و مجال بهره مقررست انتظام حمده مخروط\nولوازمات ضروریه نیر بطور یک میاید و میبا ید بعمل امده ست .\nقواہی نظامی مقیم خوست تا ماده\nخوست جواد نی مکن هر گزینی غدد اندا\nمقامات غیرا قا مت گزین بوده ایک معنویات یاد اد احظه اور طبیعی"}
{"book": "adl0717", "page": 266, "text": "شماره (۳۸) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه ۸ شوال\n\nبشرف ملازمت مفاخر با عزا شرفیاب کردیده اداشکرانهٔ این احسان خدا\nسونی را متواتر بجان مصادقانه با بغات در اواخر میزان در مقام بها\nسیونه خضرت را فائز شرافند با نیا مده است .\nزرمت آن قطعه عسکریه که تحت قیادت آقا محمد صدیق خان\nدر مقام زنی که بمقام هند مرجع تقریباً میاد\nدو در قرار خوست و (۸) میل از میدان خوارد مسافت داشت\nبوده درین ایام با طاعت کرفتن باغیان اطراف جوانب دبت\nآوردن برغمل دخول بعیت کذا کمافی قریه جواز تو و موق دکبکر\nاقطار دیکر اوامر شهر یاری را دادند.\nمیدان خوله چنا نچه سنقاً تحریر داشته بودیم در این قره\nمهم جنا نقنصل احمد خانعد مت که از مقام\nگردیز برآنسمت در خوآمده بود با عسکری معیّت خود بخون\nظفر و نصرت بود مصرف الیه نیز بآرند سفیه رازسر در خولات\nمفوضه خود موفقیت را حاصل دانسته منتظر است الحکم بو جزء\nیرالسال عساکر درود و مردانگی و فعالیت خود را بدید.\nحاجی چمکنی قبلاً بچواین مسئله ایاتشد بود که حصر\nاجل قاتل احمد خانش ناشی کلمی رئیس\nملیشه سرخ در نداد رشده است کنون طالع شدن الحمد کہ در قره\nخدمات ذاتیہ وظائف تفول شدیم این مقامات بوده تمام مجربا\nو اموات و امر قیا طرخواه بخش جای در سینه پورعطا مد است\nو در بسته ترآقای میدان خوار و زرمت مینی بآمرسنی پاشیم\nحصارک غلزئی در این مقام جناب لطا نفرتی\nراخته ی خان قطب شبر نی\nبرناجرات و اعمال واطعیان دانته است تا مقربی که با صفا\nخوایش از مرجعی جمیعت اقاسکنده خان کم کل مسرت مقر تو دوایان\nاوامر و سعادت معمل قطعات المحت حضرت ریاست مجلسی\nارگون درین نقطه توضه حضرت قاتلحمدد عا و رتوری\nو آقا عیداله خان مدین اقاعد ام احمدها\nداقا محمد سمیع قاور کیر منصبداران شجاع دلاور درین ایام اقا\nگزین بوده در نظر دارند تا حسب بشارات مرکز دیجونه میکار بند\nدارند بعدا نه مقام امورات دکمر یا مرگز ی انجام بر عهده کی بخند\n\nدرین ایام مرکز بغاوت پیشکان سمت جملا آور شوفون بود و ۵\nقوه ظهرو جلازو و بکر ضر وزبان حسف با ئش ارکون مطبیا\nنوبشدن راسا قلیلی برانه است و بعد ازین برآمر کنونی است دو\nشجاع بقرار یکد داد عملاً و ورئی مردانگی را بدهند درین کار بر قرار نظا\nباقی نیست تا قبلاً ارزو میدیم که یک تن اولتر درا قطا کین شتاء\nتعرض خود این خیر و مردان جیش دلاور ی مساعیات قتل و جرا\nمفاخر ایکا رببر دوست این گلندار ند که این کوهستان در بصر خاند\nبغاوت پیگکان حمد یانی در نیه ضلالت جاده بیمار بستر ایلات فو\nو بهم او شاشر ازین مسئله یا دا ور مشویم که تن فم ادری بر خو\nطمار یت و تمرد کامرن بود این مسلک نفقت و با تد بر موافقه\nدر ویته محت نمیتواند که شهر یار مبدور الغنو شار می شارد در احمدی\nبدین اولاده نابکار خود از اول الی الان مشک دست کوس با\nبا انها میکہ اندور ضد و معبدیت و خبط طبع مشن جان دی\nزرمت درین خطه حضرت محمد عمر خان با قتله\nبا خوانخوار خود موقع تعصب انه\nدلجوی نامی بوده دقیفه از دقائق حفظ دحراسه فروگزانه چه سینه\nکردیز در بالا حصارا رنم احضرت پلو در یحیی خاب استقلال یی\nمد یر محن سالنا شها شرب غریو راه تشکر جبل العها\nبوده بطریق پر و عزام به هدیانی که برانیسان انه فردا است\nحمید موصول بشده کار روائی دارند. مبارکی\nغزنی حضرت غلام محمو د ز مر واعلیه و جناب شرود در وجود\nحکام دا قا کل احمد خان مدیر تحریر ولابته حاجی حبیب\nمقامام محصول شده مجداً و بنند وظایقه دریدن امدادی\nو پیوستا کمال سر گرمی مصرو دستنه علاوه بر قضا موجوی را ول غده\nبر این رویه او که از قصار نیز رسیده است. عفو بس و\nوردک از فتلر حکام مصحف و رد که ابو الواطا با نشد\nتازه بد ندایم غاما گفته منوانیم کار بانه با پیروان\nفارغ از حدثیت بکار رو آقای مطلوبه میباشند. بچوکه\nلوگر در پنجا جناب محمد عمر فا نام اسد براهیم علی طاق\nفرمایا نیکه از دلی لوگر با قطاعی بهم عهده\nاو امر که از مرکز میرسد حفرت با اجرائی هم می آید. تا اعشاب"}
{"book": "adl0717", "page": 267, "text": "شماره (۳۸) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه ١١ عقرب\n\nاظهار مسرت بر عهدهٔ شیر احمد خانانا\nبدین جا با فخر تمام مطلع شد ایم که عالیجا حشمت و سنا بجا میجر\nآقای شیر احمد خان تاجر کابلی بعلاوه بر آن اظهار\nچندین هزار و معاد نیکه از طرف منوط بحفظ مرام پنهانم او اسلمنث و در بعضی موارد شکرانه فرا هم آمده متمتعات بنیاق او میگرد\nدر تراز نهای مسرت بزرط آمده و مهر را بر آن مطمحا عسکری لا نطر بر بعضی مقامات نورا نقریبا محصول گفته میشد بواسطه ناملا یکه مجانا\nحاکم شد ناله خوانی نوع عاد و دیگ ضرورتها همه شب است و علی الخور دولت معظمه کامریه پر انجا ها را ستر ازین نهر حماصر میداست\nعالیجا و اجا و ابر و تا بیست در این ایام برین موسم سرا را یکب سرت و مسرحت عالی سرفراز سرفراز و ارجمند و ارجمند ا است اینی سیم اعلی\nفقر و نام نام حریدار بوستان بی ابر آبردانه عسکر ی نخود صغیر مجاز د مجد سه سمت جنوبی بوزارت جلیله حربیه تقدیم داشته اند تا\nبقدر غرض العمار کرده آنجا خود و امت عریه ان در اعانه ذارد می گرفته اظهار مسرت داشته است .\nحقیقت : - از فذ و جهر و علاقمندی این تاجر افغانی که در موقع محاربه ستطول حکومت قبلاً معافی و در موقع خیریه از تمان گو سبقت و صداقت را ربوده است و متفکر درین واقعه ناجیه بخوبی از پیچ گونه اماد و معاونت حکومت ساخمید ارنخوده آره علاوه بر ان در ین موسم سرما این مبلغ را محض بغرض انشترا پوستان چه بار با اخوان عسکر ی خویشتن\n\nمی شاق د علم و فنہ ولک مشی\n(از طبع ملا محمد عمر خان جلال افغان)\n\nچه هیشتی دا حتیاج دیره زمان سوال بی کړلول خدایه الامان\nانقلاب را نقلاب ده پریشانی عاقبت کی سوال قبول كرباك حمن\nخپل ځان ئی کړه سلطان په تولد کی شکوشی په تول دنیا خاص سلمان\nمبارك شه زمانی دا کاميابي مبارك صد مبارك هر مسلمان\nد وجود دلاروحید قریش العکز امن غوارہ تول عالم د خدای امان\nخاص تريك دي ديلانج داسلا ميا نو داقبال ستوري لا د وی شو در خشان\nپا ول قد چه شخت دلایاسه و خوت اسارۍ ئی کړ خلاص افغانستان\nشملو لي دي دهند و ستانی کړطاهر بجل ندھم خبری تول جهان\nد ایران شمس وشو زیب محراب شو هم دي ځپل کرهخه ماري خيسته کان\nته به کوری اتحاد چه ده اسلام با خدی ده حنی تولود سلطان\nعلی غازی امان الله خیر خواله دوکل ای صلحای نیکخواه د کل انشان\nد احمد يب دمانی روشن چراغه خالی مشه لتنا داخره شبستان"}
{"book": "adl0717", "page": 268, "text": "شماره (۳۸) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه [ILL]\nتشدد په یوه ځل کړیترفعه نن روان په تجدد افغانستان\nای عاشق ده علم وفنند ورکشی عاقبت به چشیاشی ستاقدر\nنيک نيت داولوی همت نه در انکار چند خدای کاناده تول سلام سار\nسوك به وی داسی بی فکره او ناشکره چه جمله خوښ وی ده خدای له خلقه\nاوکه بعضی نادان وی لکه منگل په آخرهغه هم خدای کړی پښیمان\nهدایت ئی خدای نصیب کر شکر اغله په تحريك ئی خجالت شود شمنان\nمبارک د دافتحه شه بادشاها مبارك دشه بهادرنه افغان\nدسردار عبدالعرنزخه خوبیونه چه کول بی وزارت حنی سمره\nتکمیل به ده دی تول فرمان برداری ده گردیز او ده لروکر کلیوال\nآفرین دی په حکمت ششاولی شی چه تیره کړی خالی له د شمنا\nبل پځای کړی شرایط دخدمتونه بی‌ریا خدمتگذار علی احمد\nدپسی عبدالوکیل عبدالحکیم صداقت کړدی رښتیاپ[ILL]\nهم اظهار خدمت په جګ وکړه عبدالواحد او شیخ خانون نظمیه\nغلام نبی غلام محمد محمد عمرهم ټولی اظهار د شجانه لوی میدان\nهم خدمت محمد ولی ګل الخلا آفرین د امرديني په وجدان\nخالص ده مبارکی ورتوم شالقه په خدمت او صداقت دتول افغان\nمبارك د شه صادق محمدصدیق ده میدان خوله فاتح خه قهرمان\nمبارك د شه عمری هم د عزیزه ! همدردی د خپل تمام افغان\nمبارك دشد جش استقلال حریت دنصیب اوسه جاودان\nکامباب شی کامیاب بلند خیاله بیریاد دعاګوی بلبل افغان"}
{"book": "adl0717", "page": 269, "text": "هدایت و ضوابط\nاین اخبار بغير ايام تعطیل در کابل هر روز\nنشر میشود و بگرنه مقاله در بپست خطاً ارسال\nمیگردد. امور تحریریه بکاربرد حقیقت\nارسال و مقاله واصل در اداره مانده جریده\nدر قطع و اصلاح و عدم انتشارش آزاد است\nاشتراک بتوسط خزائن دولتی و بصورت\nنقدی از هر جا بپذ در بافت\nمیشود\nمحل اشتراک\nقیمت کابل\nتفصیل مقامات\nروپیه سالیانه\nدارالسلطنه کابل\n۴\nداخل افغانستان\n۷\n۱۱\nممالک خارجه\n۸\n۱۵\nوزرا و سفراء\n۱۱\n۲۰\nسراستد. ارسال وجه اوطيه\nپست. بر آدرش اداره كتابهاي\nقابل. با جاره محلاتی شرقی\nقیمت اشتهار بخطوار بچپش دو\nحقیقت\nج ٣\nنمره ۳۰۳\nنگارنده برهان الدین کشککی\nجلد (۱) کابل چهارشنبه ۲ محرم ۱۳۰۳ ش ۴ ربیع الثانی ۱۳۴۳ ق شماره ۳۹\nاهمیت مملک افغانی و خدمت اعلحضرت محمد غازی در تنویحه وطنداری\nنویسنده رقم الجريد جمال الدین کشک که در جراید بر\nو هندر پانی آلا نش با چشم مورد معروف است. در تاریخ پایتر\nدر حجا ندار اوف د فقاشان بادی در نما بیداری و ترقی در\nمملکت ایرانی اطهار خیاصلی است در شماره (۱۶) سال (۲۳)\nنو محت عنوان افغانستار کنونی» یک مقاله بسیار تا قتدار کلمند اوشان\nکه از ہر افزا بین بسیار مست حقیقت است عینا با در ربیع آن میپدازیم.\nافغانستان ملکن نیست که آن با عهد ضه خود گذار ده نار\nکه آنزا بهم د هنوا را یز دمونی نامیم دیر کا می است که از آنا باتار\nمیشناسد و بخوا د مقو داد تباطات ظاهری دانسته و بروز د برا\nچیزی بقدر کفایت ز تاریخ این مملکت صیبت کرده و خاطرات\nخویش تعیین نایده ولی باید اقرار کرد که امور تصب امروز افغانستا\nدر تهران مجمع خطوط و اطلاعات کافی نیستند پمان قسم کی افغا نوتون\nبا نا بخدمین سال قبل شباهتی ندارد افغانستان امروز با افغانستا\nسال پیش نیست .\nامروز باید اعترا باد افغانستان بطور که لایق و شایسته\nاوست توجه کرده دولت مملکتی را که از حیثیت مذهب تمدن با\nاحساسات ملی سر نوشت با او کاملاً یکسان میتی ندارد بهتر شناسد.\nباید ابرا تصدیق کند که او افغان یک قائد و پیشوا لایق\nچگونه در ظرف پیش قلیل می میتواند رتبه و مقام خود را حائز گشته\nو نیت خویش تمام عالم ظاهر نماید .\nافغانستانی سالها سختی دید و زحمت کشید عز خود را در تفتیم\nگذرانید در انهاد توجه اینبار و تو را نمود و امرو ز خوشبختانه بپر محدد\nراست نموده بازو توش بونا کی نشاند دقتی بنده خود را تا به میزند\nفریب شش سال است که دور منع زندگانی این طلقت شروع\nو در خلال تو جهات مساعی امر جواد تهمر اهدای خود خصوصا متخلل الرشید\nبا قدمهای سریع بجانب ترقی پیش میرود.\nدر بدو جلوس خود یعنی بنجا موقتیکه از قبل رع و امادگان املی\nبنام دنیا میسوخت، ایحضرت غازی بیفرمان الله خان انو رو پیدا\nمشروعی که از صفات عه و مردنا بر درک زیب اسلامیت عظیم است\nکمر برای استقلال افغانی بته بسلسله عد کار با که حقیقت زینت"}
{"book": "adl0717", "page": 270, "text": "شماره دوم جلد اول جریده حقیقت کابل چهار شنبه ۲۰ عقرب ۱۳۰۳\nدر تاریخ افغان ها بمروزه مبدء مقدسه دیگر گشت .\nشتابجوئی ملل افغان درین موقع تمام عالم فجا مید که\nدر فاصله بسی کوتاه باندازه که برای هر ملی از محالات\nخواریش دارا گردد ، افغان مستقل شد و با این ستقلا بر روشن\nفکر برانست که نقائص ما مینه لیست که پیش از برآمدن اوان\nسعید نائل شده باید در هم آوردن آنها همت گماشته ، جمیع اداری خود در\nانتظامات جدیده جدی در ان برقرار نماید .\nقانون در افغان ها نمونه ندارت معارف متحدثه میگویید\nدر شهر کابل ، اسم اسمی بود ملا سمی و نظام آن با بطل اصول\nقدیمه اداره می شد ، از تشکیلات وزارتی واداری تجدید\nچیزی بنظر نمی رسید .\nآن روز هم افغانستان شخصیت بین المللی نداشت بل امروز\nکه مستقل شده باید در ردیف دول متمدنه دنیا عرض اندام نماید.\nهمین بود که اعلیحضرت امیر پس از تحصیل استقلال فکر موط\nبا صلاح این امور حیاتی معطوف ساخته ، پس از وضع ودتو\nیک رشته قوانین و نظامات با بهترین وجه و خواستن یکی دو\nمعلمین مته عمیین خارجی وانیست و فوراً امر با ستخدام آنها صادر\nفرمود ، این مصلح مقننه رسید انست که روح مملکت معارف\nو نظام است، بیشتر اوقات و مولانه خود را به سرپرستی و نظارت\nامور معارفی وعسکری میگذارند ، گذشته از ان که دوران\nشهر با افغانستان مدارس با اصول جدید تاسیس شده در غالب\nدبات و قرار مکاتیبی با مقتضای محل و موقعیت دایره بتربیت تو\nاوگان افغانی اشتغال دارند، و عده زیادتی محصلین شخص که ناگاه\nاز ایران ، فرانسه آلمان بر آ تاسیس و تعلیم در مدارس مختلفه خواسته\nواکنون در کابل بانهایت جدیت مشغول کار هستند، در مجارین\nمدارس هر چند خیلی گران است بل فدای یک جهتی از ملت او بخاره\nو ما بقی له دولت می پردازد.\nمحصلین اعزامی بممالک مختلفه اروپا از ستم صمد متجاوز است،\nعده از انها در برلن عده بپاریس ، مشغول تحصیل در شعب\nمختلفه علوم و صنایع و بینداطری نیز در ایطالی بتحصیل مکتب\nبحریوری اشتغال دارند.\nدر حق وزمانه تا روزن شاه آزادی افغان طبعت براین و\nبین افغان گرا ور با این برادران محبوب ومودان نورو\nبدوستی است قلبی مشاور د کرده و می کنیم .\nبن القدیر نظام در سالها اوایل جوشن طبیعی ترکیده و مد\nو لیوم کابل قویم بین راهیس از هم بر آسیا یک شکل بود\nاینک نیز چندی است که سفیر ایطالی با آن مارس در\nو استخدام شده به کابل هم درود نموده اند\nاعلیحضرت امیر بی نظام عشق و علاقه مخصوص دارد\nعسکری و مانورها قشونی بیوق حصص حاضره دور اندر\nشول الطاف ومراحم مخصوصة اليشان ميتند، عمر\nلایقی که چه در دوره قبل از جلوس و چه در مدت سلط\nخدماتی نموده اند قوایجاد، محبوب و معزز میباشند\nدر منصب بزرگ ولایتی بعهده آنان مقبوض است\nوزیر حربیه سابق افغانستان یکی از ذرا کاران بزرگ\nو از فرزندان نامی افغانستان حضرت سردار حیات\nو غالب و ضیاب اعلیحضرت ملا است همین ها\nدانست ، بر حسب خدمات با متری و غیور و ستا\nسابقہ اشہر ین الشمس در همان اوز نیز منصب\nسپه سالاری نائل گردید ولی قدر دانی اینحصر\nاز زحمات او بقدر بود که بر تبه اولین وزیران\nمینوی معروض میدارد\nروز نامه وقت چاپ اسلامبول در شماره ۶\nتصویر مین شخص معظم را گرا ور کرده و از انتخاب با\nمختاری پاریس تلگراف سوال نموده و حتی به\nو صورت بعیدی تصور کرده باین\nو انجامودراس محسوب اکون، او با بنده واین\nاین انتباه تسلیم گردیده و یک چنین خلائی ورودی\nبزرگ افغانی برده است ، هرچند که اطلاعات\nمغزی الیه و چگونگی انتصاب باین شغل مطبوی\nنیست و آنچه را که سابقه داریم و نا در جراید\nبکلی این تصور مکانه مدیر محترم روز نامه وقت را"}
{"book": "adl0717", "page": 271, "text": "شماره (۲۹) جلد اول \nجریدهٔ حقیقت کابل \nچهارشنبه ۲۰ عقرب\n\nجناب سردار اعلیٰ محمد نادرخان سپه سالار از اقرباء علیا حضرت\nامیر امان الله خان فرزند ارجمند سردار محمد یوسف خان\nو این مرد تجی امان الله سردار سلطان محمد خان وله سردار\nپاینده محمد خان اکابر چیلزائی امیر شهید با حس و ش مراتب جلیل\nو کمانات بر جسته ۱۳۰۰ هجری بیست و سه سال قبل از این تبریز فتح\nتولد و در طفولیت در مکتب عسکری تعلیم و تربیت دیده است،\nاین دانشمند صفات شایان تعوی الیه به دولت و ملت افغانستان\nدر موقع داخله قطعه نظامیه افغانستان ماموریت داشت و مدتی\nاثر تجدد و تحسین اعلیحضرت شهید بوده است ولدزائی که امور ملکی\nدر امر و سلطنت سابقه در روضنا خان نوی محسوب جلال خانتان\nو سایر اطلاعات سرحدی دایمی کرد و اسردار اقدار و افغانستان فراموش\nنخواهد است لیاقت و کاردانی این فرزند رشید افغانی باعث شد که در\nزمان دولت العلیمی در سنه (۱۳۲۶) برتبهٔ عالی سپه سالاری سرفراز\nدر آن فرصت بزور قیافت عسکری از دور یاد ها و فایده نظام امور ممالک\nنظام الجباریه شد و چنانکه جنگ استقلال هم از تباه دست پرورده\nمحمد نادر داود که در تحت فرماندهی داود بیگ محاذ جنگی که علماً گران ستنگ\nنبرد و مقابل عسکر دولت برطانیی که میجنگیدند بپشاری نمود د مجود\nاین موفقیت از مور ولی نعمت غازی سردار سپه سالار بر رتبه عضویت دار\nیا گاری انتی در این سردار نامی بفرمان اعلیحضرت امیر در کابل ساخته شد\nدر روزها سلطنت اعلی تبریک و و هر خدمت عسکری خدمات کشوری\nمصدر می نموده ماموریتها ئیکه بآن استلام رفته با پراگنده نقاط قد آمد\nامانت الجبل الا قمر قطره بدخشان و حدود شرقی و جنوبی الی ولایت\nبا نهایت خوبی و صحت بانجام داده و همیشه مورد تحسین و تقدیر ذات شاہانۂ\nبوده است خدمات این شخص بزرگ بقدری است که اگر بخواهیم حتی الامکا\nبنویسیم از نام کاملاً موضوع منحرف خواهیم شد این دست که مختصر میگوئیم\nچون در حین انجام وظائف و ماموریت پا نتایج اخیر را در اواخر خزان\nسفر بپکتیا نمود بولایت براج و امراض معده و فرطاً در سالیه\nمدتی معالجه مجبور با ستعلاج در اروپا گردید اعلیحضرت امیر\nهمان نقطه نظر نوازش های حقیقی تفقدات شاهانه نهایت دادند که\nیک پسر جلیل القدر کار آگاه بدون داشتن یک سمت رسمی که\nاستفاده پزیر گی با بری او شود باین منظور اروپا برود این بود که\nسردار محمد ایام زارت مختاری پاریس منصوب فرمودند تا علاوه\n\nبر اطلاقات معلومات اعلی تجربه و بصیرت کامل از سیاست و نفسیات اروپائی بدست\nآورده و در واقع این سردار بزرگ یک مرد سیاسی بزرگ و ۔ سایر برادران\nو اعضای خاندان معزی الیه که هر یک بنو به خود اندر ادو کرم شان افتخارات\nنوازش کا فی السابق مظهر الطاف شاہی بوده و میباشند حقا یک برادر\nشان آقا محمد هاشم خان دلیر افغانی در سگاه برادر دیگر آقای شاہ ولیخان\nبا ستعداد و اما و اعلیحضرت امیر که در حین بغاوت اخیر سمت نبولی در\nهمین مقابله جهل و علم و ظلت و نور بفرماندهی یک محاذ شرکت شرف است\nبرادر کوچکترین مستون تضامن و برادر دیگر برادر شان آقا سردار محمد امین خان\nگران تحفه لم افغانی در ار و پا میباشند و هچنین سایر برادران و اعضاء\nخانواده از قبیل آقا احمد شاه خان مصاحب حضور و اسد علینان بردار دوان\nوکریم خان هر یک با تنظیم دستگاه عسکری و یا برح خدمات کشوری در شعیه\nاز الطاف و توجها ت مخصوصه اعلیحضرت غازی کامیاب و برخوردار\nمیباشند این است قدر دانی اعلیحضرت امیر امان الله زمان باین\nروح واحه امانت وملت باید در دامان خود بپرورش داده و آینده درخشان\nاز افغانین بدانیم با کمال مسرت مزید فرداً غرۀ کار داران مستعد و بین اندود\nمی شناسد را هم اندر بخمرو اراده خویش را ارکان از بیدار دارای ما اساسات\nآخرین شب در اطاق کار خود نشسته و دائم بوسیله چرخ دستگاه تیلفونی\nکه در دست اوست شخصاً بتمام جزئیات امور رسید گی کرده و دستورات\nلازم میدهد حوادث و اتفاقات بزرگ را با کمال خونسردی تلقی میکند\nاما مصائب ملت خویش سخت متاثر میگردد ، هر یک بوسائلی تسکین پذیر\nای ملت افغان وای افغانستان از صمیم قلب با یک چنین شهریار\nهوشمند ملت دو تبریک میگوئیم ۔ ۔ باش تا صبح دولتت بدمد\nکمن هنوز از علائم سحر است ۔ احساسات و آمال علحضر تا میرا\nاگر شرح دهیم یچ مثنوی هفتاد من کاغذ شود ۔ ۔ کمر را خمیره نند\nکه در نطفه های خویش یا مستغنی از عامه میکند به اذا العلیینا با این مدعا غازی\nخود توفیق حمایت فرداً را حیا تاً و آنده را که از اسلام و اسلامینا و\nکلیت ممالک اسلامی داریم بحوایج مخوله بیاوریم .\nیکی از مواد معاهده افغان وروس آزادی بخارا است و در موقع کنفرانس\nلوزان جناب اعلیٰ محمد دخان طرزی وزیر مختار سابق افغانی در پاریس و\nوزیر امور خارجه فعلی با مرا علیٰ حضرت با حضار خود ۔ تا در باره استم خطی بارا\nبزعم ترکیه واصل مداخله ونمد، ایده ال از ادیشه اعلیحضرت امیر امان الدخالتنها\nداد خواہی براء جارا در کنفرانس بوی مطلب که بیر مقوله ی در موق امضا عهد نامه یا"}
{"book": "adl0717", "page": 272, "text": "شماره (۳۹) جلد (۱) جریده حقیقت کابل (۲۰) عقرب ۱۲۹۸\n\nواقعا از حضور چندین هزار افراد ملت خود ایراد فرموده و احساسات قاطبه ملت ایران\nو ایرانی ظاھر ساخته قلب ھر ایرانی واقعی را متعلق به طپش مینماید اینلحیقه از طریقی  شفقتنامه همایون بجهت جو عرض مکی حصر\nخطاب بملت ایران کرده میفرماید : به ایران عرض میکنم ( حیف است نصیب    (این فرمان شفقتناي مرحمت توامان را اعلیحضرت ظل اللہ\nدشمنانت گویم : درد تو بجان دوستدارت بادا ) نویسنده مطلبی کامل نوی  بجواب ان عریضه اعطا کرند که عساکر ظفر ماثر مقیم گردیز بجهة\nکہ در لوی جرگہ یا مجلس بزرگی کہ در دو ماه قبل از نمایندگان ملت در تحت ریاست      اصدار فرمانیکه بتعقیب اعدا و خشن اشتغالان تبرید جایز میشوند\nشخص اعلیحضرت تشکیل کردیده بود اختیار در اینحالہ سلطنت طرح و یک یک بتصویب تقدیم نمودہ بودند : در صف ۱۶ شماره ۳۸ حقیقت بطبع رسيد\nنمایندگان ملت رسیده و موقعی کہ بمناست عقد اثریہ و معاہدۂ منعقده افغان ویم حقیقت ) اولاد نامی غیوریم منصبداران و ساير عساکر دلیر\nو ایران بعمل آمده اعلیحضرت امر نطق مفصلی ایراد کرد دو برهانهرین نطق حسی آند مقیم گردیز بود عریضه شما محتوی بر حسیات اسلام خواهی و\nنفرمودند. دقیقا فرمود قبل ازینکہ داخل در قرائت معاہده و مذاکره گوناگون باشیم اظهارات مشعوفانہ تان در امر جلیله جشن استقلال محطالعه \nمیخواهم تا ذھن شما را خود را درین مورد بضمائم بمانم ایران مملکتی است که از حیث گردیده این مرتبه مرضيه ومقدمات همت بنیانہ شما اولاد غیور\nنزاد دین، جغرافیائی کاملا با افغانسان مشابہ تشکیل گردیده ، سعادت ایران و باحمیت خودم را کہ در حفظان ناموس وطن خواھان دادہ\nنباسعادت افغانستان و خوش بختی ایران بھان خوش بختی افغانستان است اگر و تقدیر میکنم. در میکہ جشن جہشمنا ولادان غیور م را فراموش\nخدا نخواسته حادثه ناگوارے در ھر قومیکہ حقیقة خود را مسلمان داند و خصوصا افغانسان نکرده بدعایا و نیاز بخاکپ و فیروزیمیمان تذکار داشتیم. از درگاه\nباید کالمناثر شریک نسیم باشد اینہاتنہا مملکتی است که خداوند جل جلالہ پر مملکت ست است  خالق بی نیاز جمعیت شما رانیح وسرور درخواہم . ن.\nظاهری و معنوی افغانسا تراما میبیا کرده افغانسا استراتی ک مخواد قوانین خدمات دیر و هم مجاہدین است\nمجدش نباید بکاملت پیچیز رانمن مستعد میگردیک درهیچی از کوچکترین چیزی\nکہ برخلاف دین متین در مہمات و مقاصدات، خلاف ظاہری نگردد یچو قلم\nشنیدہ نشود زبیا من دوستی ایران را بابن چیز برابر نمیتوانم داست    انجام شجرتی میکوید که در مجاہدہ سابقہ که در دوغیرہ وغیره تاریچه\nمیخواهیم درا. سبل اسلام ھماہنگی اتحاد و یگانگی بین دو است ایران وافغانستا وافواج ظفر امواج فصیل عسکری سمت مشرقی درامتد گرفت و\nمحکمرست فرد با فرد افغانی نیز برادران ایران خود را بانظرو برادر معنویت    با آنکه درین روزها که فتح میدان خوله وامداد اقتضا او دمی کرسره\nهمسایگی و دوستی قودا و کرین آرزو دارند همین ارزو در قلبهائی پر گوش گذار عموم ملت عزیزمان گردیده است. تحریر سوانح فردا فرمہ\nقرار باشند . این است اسلامیت این بہا در شاہجوانان بر است جبیب سے  مسلسلا از مرکز ارد و باینجه طوری دقیق و قوی بمانحداد فردا و آمدند\nکه نسبت بایران وایرانی صفحه طاہر ساخته و میسازد ایراکامی بهتر ازین ،  که این شوق و شقف همادقائدانسان علوم خیرخواہا دولت علیہ\nتیور عاطفه ارد خاطره فزون دارایز بهترین باره یک معاف پیشمانی کشاده دستکورند اما منتظر بوداکہ دردو جا تہا مجاھدین ھن دکانہ کہ بہ \nبافغانسا تا کہ نیاز محرم دربط او حاتمست پس سلاماتچه درانوقب است تخاقتی آزاد قطره و توطن دارند وعلی الدوام در خدمات اسلامی است\nمورد انتر شریک روایط سیاسی جوان ہوشمند و توانا و طبران در عهد شاہد غرض خو  بشنود و احترکند پاکنجا مہارتی و سرتیاری بر منوصا شدا وبمقابلة\nبیگانگی یک ملت وساحد رنتی که مفاد مخالفان اسلام درده با شد پروانہ کار را خواهید بدستہا برد آمد و قابل بسیار تقدیر بود. چنانچہ سکر وگلی حیات میرم\nمی نماید امروز با الموت پر نامنفقته شلی نما مراز بی ی میگذردا ایرانی وایران بی بدل عارمی وبجایا شیرمردان کلانتر صاحب یک جا قد شاکیان\nبه تمام قراء تیا بیست گرفته با عضیه فدا کاری سعی میکند وقتی کا تمام در در این خوب واعلی در شنی پاکیها و مزین با اساسیه بوده بکمال ذوق وصل \nدار دبا قدسانه صلح در و میل حالتی را که برآر مقبوه اهرا بهرو است میردارد سید منابع ۳۶ سنسلی دارد جلال آباد گردیده بودند . اینک یک نامه\nداید شکر بر انتر ار تمایلات این دو ملت هم خون بهم دینی متهم و قایم کرده و مروج مسلسی ذکر شان ہم در این روز ها برای معہ حصص حاضر شده \nتا در همه جا ه هم خواهید شود- این بود مختصری از وضعیات کنونی افغانستای\nواخلاق و انظریات و احساسات اعلیحضرت غازی که حسب الوظيفہ حقیقت ازین احساسات مردانه و خدمات اکارانه ایشان\nاطلاع ہموطنان عزیز رسانده و میدواریم که بزودی قاطبه\nاطلاقات مقتصاصہ خودرا مفصلاً بعرض قارئین محترم برسانم . اظہار مسرت میکند."}
{"book": "adl0717", "page": 273, "text": "شرح اشتراك\nقیمت کابل\n٦ ماهه سالیانه\nدر داخلۀ افغاستان ٥ افغانی\nدر داخلۀ افغاستان ٧ افغانی\nدر ممالک خارجه ١٥ افغانی\nدر ممالک خارجه ٢٠ افغانی\n\nادارۀ جريدۀ حقيقت\nکابل\n\nداخل ضوابط\nاین اخبار بغير از ایام تعطيل در کابل هرهفته\nنشر شده و در غزنیګات به قیمت قطعی فروخ\nمیګردد امور تحریریه به نګارنده حقیقت\nورسائل و مقالات واصله در ادارۀ مذکوره\nجریده در اندراج و اصلاح و عدم\nاختیار ش از ادارست\nاشتراک ششماهه از فروش و شش\nبالصورت نقدی از جبالقرقه\nدریافت شود\nادرس\nنګارنده - نریمان (قاضی)\n\nجلد (١) کابل شنبه ١٧ عقرب ١٣٠٣ ش ١٢ ربیع الثانی ١٣٤٣ ق شمارۀ (٢٠)\nپیوند سیب و بردان تخم هندوان کبز در زمین تاریخ\n\nانجیل است و تفاعل خود من کثرت میکوید چرا معامله\nمحاسبه اعمال منتقد انرا در مجاسبۀ ؟ امورات وجدان\nو پرافهای ترقی ممالک ان قرار با یکدیگر روی تراز\nترازویان دکانداران در تقابل اسراءت ولن خاوس میگردد\nمیتوانستند ازین رهگذر در آمد تا حقایق را بدانجا برسانیم\nاز یکطرف ناقل متراحم صفات شرایانه ماست که بدون\nاخراج لات وافر در آورده بهر و جهی از وجوه یکی از اعضا\nملت خویش نمیتوانند و بیلون دسته بندی مکاشفات و تبق\nهمان گذشتګان ملت در بلیغ بوا الحق حیق ماست اګر\nهخوانی حدیث طایف خطرت رسالت بناهی زبان حالش را\nبین مقاطع حزم نمی کرد . - به بیان مدعیان اشد چرا پیوند\nاګر بروی انس وجن اسماﺀ بینه و نمود پر سالات عملیات\nو سحات متبرکات اعلام مبین از درگاه حق متعال برکامیان\nو نخل او قات حشمت لازم میګوئيم ( اللهم زد فزد )\nو از این سله از جان مسلۀ خود کتاین در طول کشیده\n\nدر اداز نه بیائید بیاید سرعات حقواست که این اقوام ذلیلت\nخدمت بنوئی را براه صالح بیاورد ، و من داطلوق المعت بکوئی\nبر کلهر نشان نماید . ازین امت لا محسو با کیست که با توجه\nقابلیرین و نا در قال مذاهب نموده حق طبقه ګیاهان بهتها عالم باد\nنصیحت داند در اسیا د شاه مراحم اکتاه خود با آقاخان ناری بود\nرا چند روز بصحبت نمایند گرفت و یا و، بدین وحشت خشونت\nو طلاقت را جاده بیا استونند .\nانا واسفا که بجد مراحمات و مشفقات ان حضرت\nخاص اسلام نموده اکستریت مجمل ملت ضان کنند. و غبار ورقی\nنمود او را نکا ر رشتی، پهنوی دلن خویش را بنون یوانش اریامال خمان\nنمود او بر حشمت بز رکی بیو کی دست بهر تمافر و خونخوا صعده بیند\nو کشا د اسائش دار بپوشین و اماد ستند. بجای اینکه لشکریان و\nلوازم تمتع را قارج شوند. این کول غورو و نبت دشار نمودا جه اسیا\nجواب می دهند - و بر پر و پا کشنده بحر ما عدا تا روشندان بین\nاست تا ان علت قتل در لاز وصیت نامه برون از خیط هفکری"}
{"book": "adl0717", "page": 274, "text": "شماره (۴) جلد (۱) جریده (حقیقت) کابل شب ۱۶ (۲۳) عقرب سال ۸\n\nداشته اند بکلی دیوانه وار خود را بهدف گلوله توپ تفنگ حکومت متوجه کرده\nو ترقى و تعالى ملت نجیب افغان امیدوارم الخ\n\nوایش بین بعد ازین نموده در مقابل برادران دینی خود جنگیده دل دشمنا\nخدا و دوستان را ناشاد و اینجانبه میکنند و نمی دانند در عین امر بطرف\nمصا با غیان جدرانیا عما افتاد\nکه شود کشته نقض اسلام است ازین رو سر از امر اطیعوا\nچنانچه قبلا مذکور شد که بالفعل تمام باغیان سمت جنوبی از\nواطیعوا الرسول و اولی الامر منکم پیچیده از راه اسلامیت و\nدربدر و متعذرت و سلسله جنبانی اطاعت نیز حکومت آمده\nاسلامیت محرف گشته را ضلالت و شیطنت را تعقیب نموده خود را\nطوق مطاوعت حکومت را زیب گردن خودشان نموده اند\nخسر الدنيا والاخره گردانیده در دنیا متوجه لعنت خلایق و در\nاہالی جدران کہ تا هنوز سرشار باده ضلالت جهالت مخالف دولت در\nاخرت شرمنده در سول علی و رسول مقبول ماخوذ قهر مساجد سازند\nحکومت هر صور تیکه لازم بدانند گوشمالی آنها میپردازد چنانچه چند\nفاعتبروا یا اولی الابصار برادران گول خورده ما\nعالی آقای محمد ولی خان وزیر حربیه درین ایام اقارب خودشان مامور تو\nنمی دانند که عموم ملت اسلام درین ایام نکبت القیام بکدام اندازه\nبنموده اند و وقتاً فوقتاً آنچه از انحا و سمتان محترم مامور اردو بمکاتب\nدر میان کفار در کردار یک قوم و ملت ضعیف و نحیف است\nوزیر صاحب حربیه حسب ذیل مینویسید در ترقیات کلانتر بر بور تما\nزیرا از غفر اغیار المس دنیا که تصفیه این بحث در اینجا شده عموماً\nده بمشرته آقای عبد الاحد خان و جناب عبد الوکیل خان\nبی خبریم ! اگر میدانستند البته خودشان فکر مینمودند که چون ملت\nفرقه مشر از میمنه نو اوه از راه شیره میدان حرکت نموده بکوه تعرض\nاسلامی بدین اندازه خوار و زار و ضعیف و نحیف اند پس\nنماید درب ۴ مشر ته آقای شیر احمد خان فرقه مشه و بشیر احمد\nنباید بیشتر ازین منجر بحیات دشمنان دین و خانمان ملک\nو قسمای قواسے خود را در زیر وک آرمراے سدہ او جدرانها مامور\nو ملت و برهم زدن ترقی خویش فریب بخورند ؟؟ و مقاصد فاسد\nکه در سنگی تجمع دارند و به تعاون اهالی ز نیکه با متناقته نتواند\nشان را از ظالم بدمن کہ الخلائے دین مبین سید المرسلین\nباشند و مانده ما بقیه قواے خود را از جانب دیگر (وک) بجانب\nتلف کردن و بر باد دادن حقوق بدست آورده ماست حقیقت\n(سنکه) با مشرق امیر زمانخان لوا مشر تقدم بهر پا راهی مقرت\nدر اینگان بجا بیاورند (اللہم اهدنا الصراط المستقیم\nجناب محمد عمر خان لوا مشر از اسپین تمت و شاهی کوش پر دا\nلذا از خداوندی نیاز خویش نیاز و آرزو دارم که در تمام ملت اسلام\nبه دنیکه تعرض نماید بغیر از غرق به ۵ ها قهر و مشر ته آقای\nعموماً و در اهالی عزیز افغانستان که یک خطه بیمه اسلامی است\nعبد الاحد خان و جناب عبد الوکیل خان از جانب سردیها\nخصوصاً مزید مزید اتفاق واقعی دو همدردی را تولید کننده تا\nو آقای شیر احمدخان یک قسمتی قواسے خود را از جانب زیر اک\nبتوجهات جهان درجات دین پادشاه دیانت آکنا افتر\nبا مشر ته محمد ابراهیم خان ، مشر و میر زمانخان لوا مشر جهت\nبرو روحانی اسلام محبوب القلوب خویش تبرقیات تحری و ثنوی\nدار و خوردش با یک کندک و زیر تک با غرض عدم کامی بورا\nعالم بانگ قدمان کامیاب گردیم ، و براے این برادران کو\nسنگی با باغی هاے دنیکه و اقامت نمود و مقرره محمد عمر خان\nخورد و ما هدایت نصیب کند تا دوست را از دشمن تمیز کرده کیا\nلوا مشر نیز از جانب شاهی کوٹ واسپین مت حرکت کماں\nکیه و تعالی و برتری وطن مارشک میبرند، و خواهان انحطاط و تنزلم\nبه سه طرف پائے مذکور از سه طرف تعرض و تقدم را بیان\nما هستند بخاک در چشم گنده تا بقیه العمر بز یبستن با استقلال\nشروع نموده و جنگ را از همه طرف سخت حجم و فتاره\nو آزادی تا مه که یک نعمت عظمی الهی است در تمام دول معظم یه\nمحاربه آثار که تا به سوجه عصر دوام داشته بالاخر بالی\nجهان با شان و شرف نیست و زندگی بداریم اور د اخته تیر دعا\nنراک قوائد ها را نیکه را اشغال نموده بودند متفرق و سیم\nرا در رویا و مر درختی خیالات عالیه افغان حضرت بر امیر الموت\nگردیده عسا کر ما موضع دنیکہ مر احیله و اشغال نمک"}
{"book": "adl0717", "page": 275, "text": "عقرب شمارة (۴) جلد (۱) جریدة (حقیقت) کابل شنبه ۲۳ عقرب\n\nدر رحمان لازمه را ادراک بکار بردند درین محاربه تلفات مردم منگل بیشتر و این اطلاع وقتیکه بپشاور بصاحب جرنیل الفرد حکم بفرستادن\nمقیم این مفرزه با نتها یک نافهمیده بهار مجروح گردیده است شیب قوه اطهر نمودند چنانچه از مفرزه عبدالاحد خان آقا از طرف خود\nاورماره ۱۶ عقرب مفرزه آقای عبدالاحد خان در تنگه و قوای تیکه و از توالی بوچه و در پصوبه نیز از مقام زیروک قوة اطهر\nبوبی از شیر احمد خان مفرزه سر و میرزا خان لوا مشر به تیکه و کوه قتود برای مفرزه لوا مشر صاحب از چندی باین طرف متوالیاً\nآمده نما نمودند به ۱۶ عقرب مفرزه عبدالاحد خان آقا در (جنیه) داخل محاربه میباشند فرستاده شده.\nاخبار از رفت وقتیکه مفرزه محمد عمر خان لوا مشر به (۱۵) عقرب شایقین اشیا ابو حصین را ما\nبندی بغرض مقبوض بر (تنگی) از راه (ارمد) رهسپار و در حدود\nان حضرت (لله) با جمعیت بزرگ مصادف کنان طرفین بمجادله افتاً\nبو طرف نمایند چون باغیان در نقاط حاکمه و صعب المرور این قطعه تعداً\nرکایی بسیار اما ول در کمین بودند و بعد از قریبای طرفین دیگر فتری دارا بنما طع و بدن اتمام میشود\nدر موضع بدای هم معاونت شان شتافتند اسلحه به محله این اقدام قیمت فی نسخه را به نقی پردیه بکجاس\nخان کمال شدت و قوت و مزید را می نمود ازین رو برای مردود عسکر تا افریقی و بیداری نظامی خصوصا در مقا و محاسن طبع میدری ها\nش لوا مشر صاحب مشکلات بزرگی تولید شد تا اینکه بسیار عظمی مشق از مجوعه عسکری بیاد اطلاع یافته اند این سخته تقاضه پرنده\nبرائی تا تلفات باغیان مغلوب شده قرار را بر قرار اختیار کرد واوا وزارت جربه تحلیه این کتاب طبع را که دارای ۳۰ صحیفه و ده و باشته\nا اینکه صاحب جوان بطرف تیکه به ۱۷ عقرب در اسلحه مرکز شتار با است مبلغ شش و پریه بکجاسی مقرر داشته بہت شایقین در ساری\nوانند جمعیت کثیر باغیان دست بگریبان شده به محاربه آغاز نهاد خران را عقد ان کی بصوتی بازیافت دارند در مقا هم مجد یکانه کنسی\n\nچرا عجب وطن جان خود فدا نکنیم\nچنین که تازه مسر سبز باغ عرفان است ز آب یاری شاه جوان افغان است\nز لطف خسرو غازی بهر کنار وطن فروغ علم و هنر همچو شمس تابان است\nزبان خامه و فکر رسا، در دامان هزار مرتبه بهتر ز تیغ بران است\nچه لحظه ایست که هر کس بقدر طاقت خود پی کمال و هنر همچو برق پویان است\nگل مراد ز گلزار علم و فضل بیچین که بی هنر همه جا خار راه انسان است\nچرا عجب بوطن جان خود فدا نکنیم که این نشانه اجداد و مدفن شان است"}
{"book": "adl0717", "page": 276, "text": "شماره (١٠) جلد اول جریده سراج الاخبار افغانیه ٢٢ عقرب\n\nزمان علم کمال است و وقت سعی عمل بکوثر فضل وقت شروع دوران است\nبخط و خال نکوویان چه میندادیش که خط و نقطه تحریر بهتر از آن است\nبگلستان معانی درآئی غنچه بچین که گل ز شرم سخن بسته گریبان است\nنگویمت بتن کاغذ و کتابت کن مراد کاغذ و مکتوب معنی آن است\nبصرف منرفکانو روید، قوت ذهن که آنچه صرف باین صرف گشته شایان است\nنظر نمایان ببین توقف کمال که هم سران همه تا اسمان بطیران است\nزآتش هم طیاره درگرفت چمن ازین قضیه دل عندلیب بریان است\nزجهل دور گریزید و علم آموزید که بچه حکم ز نفس منیف قرآن است\nمعارف است که جان بخشد حیات دید معارف است که فخر بنام انسان است\nبدرس خانه عرفان بیا و علم آموز که بی هنر نجد ننگ نوع انسان است\nبجاد خال ریاضی دمی بشو مشغول که بر ورق زدیاضتی فیض رحمان است\nزمانیں چاره گر احتیاج ملت شو که این وظیفه اصحاب عقل واذعان است\nبکن زجیوگرافی تو پرس جوی زمین که فن جیوگرافی عمد عرفان است\nتر از دوره ماضی خبر دهد تاریخ جوان ماهر این علم جان پیران است\nدلا ز معارف خوری بدان امید کنونکه فیض خداوند زیر عرفان است\nازین کلام تو سرور همی شود معلوم که از جدائی مکتب دلت پریشان است"}
{"book": "adl0717", "page": 277, "text": "شرح اشتراك\nتفصیل مقامات قیمت در یکسال\n۶ ماهه سالیانه\nدارالسلطنة کابل ۵ ۹\nداخله افغانستان ۷ ۱۱\nممالک خارجیه ۸ ۱۵\nوزرا و متفرقه ۱۱ ۲۰\nمناصفه اترکست :-\nاز مراسلات عطا بالمانیت :-\nبرای نگارمان و مکاتبان ملی\nنباید - با جرائد اسلامی و\nشرقی قیمت کشتار هموار پرس\nروپیه -\nقواعد ضوابط\nاین اخبار غیر از ایام تعطیل در کابل یکمرتبه طبع و\nنشر میشود و بدیگر مقامات بسپریت منظما ارسال\nمیگردد امور تحریریه نگارنده حقیقت ارسال\nو مقالات واحد در اداره مانده جریده در\nانتخاب و اصلاح و عدم انتشارش آزاد است\nاشتراك بتوسط خزاین دولتی\nو بصورت نقدی از هر جا\nقبلاً دریافت میشود .\n(ترک این الکتی)\nسراج\nحقیقت\n۱۳۰۳\nجلد (۱) کابل دوشنبه (۲۵) عقرب ۱۳۰۳ شمسی ۱۹ ربیع الثانی ۱۳۳۳ قمری شماره (۲۱)\n(از مقالات وارده)\nعسکر کیت وظیفه اش حبیب است؟\nعسکر ایک فرد وطن دوست ملت پر ور است که جان عزیز\nرا محافظ کردن ناموس و شان و شرف وطن محبوب خویش خطیر\nغبطه توت طیاره اجانب می سازد!\nوظیفه اش جانبازن و سر نهادن است که در مقابل ارتقا\nمعظم خویش حیات قیمتمندار و ریختن خون لاله گون خود را حتینی\nعسکراست که همه گونه تکالیف و مصیبتها و و قر همت بدوش و درا\nگذارده در حصول طلب و نوشانیدن آخرین قطره خون خود قدم\nدرین میدان ثبات و مقاومت میگردد. و بر آنروز می که انشمر\nبر افوش امور و مولف شو و سنین انقیا دو اطاعت اولوالامر حین\nنظروانت اما موفقیت و مظفری از خالق بینا زنم و خواستار\nسرگرم تکمیل نمودن وظیفه خود میگردد چنانچه عساکر طفر تا تمارد و\nمحشم افغانی ما که با قوت ایمبان آتش فساد و د فاخ باغیان نامراد\nسمت جنوبی از طرف دولت متبوعه شان اعزام شده اند.\nاکنون چیز برا که در نظر گرفته و به و تکین آن می کوشند همان تحفط\nو شرف وطن مرغوب و اطاعت امر تواند و محبوب شاہ است\nکه بهیجان جبلت و فعالیت ابراز خدمات نموده هیچ نوع مصا\nو الایی اهمیت نمیدهند که مقاصد شان ضایع شکر گفته میشود.\nو هنوز میگویند که تا ظهور تو به وصلاح برگز دست از سرکوبی\nو گوشمالی شان با ز نخواهیم داشت و در ایضای وظائف\nو اطاعت امرا اولوالامر خویش تا جان در تن و روان در بدن داریم\nمقاومت و ایستادگی خواهیم ورزید. تا باشد که بیرا شهر مسرات\nو تکالیف و مشکلاتی را که در راه اعلا کلمته الله بامر ولی الامر\nخویش دیده و کشیده ایم از بارگاه او میر با نز حور نائل شویم . لہذا\nما بدانها بشارت میدهیم گویم که او تبارک تعالو کلام پاک تو\nبندگان خویش واعطا این آید وافی باید سرفراز می نخرید که (والذين\nجاهد وانی سبیل اولئك يرجون رحمتہ اللہ واللہ\nغفور رحیم) و نیز حگما گفت اند هیچ راحت بی سهولت و هم مبیست\nنی راست مکن فیست تائید این مقوله اعلی قرآنی را نیز گواه داریم\n(أن مع العصر يسرا ان مع العسر يسرا) زيراج -\nنابرده رنج گنج میسر نمی شود - پس معلوم است که جز محنات نمی خورد\nخویش راحت ابدی را که عبارت از رضای الهی خوشنودی\nحضرت رسالت پناهی ارضا مندی حضور پادشاهی است فایز\nونائل شوید. پس خوشا بحال کسی که رحمت نموده زندگی قالی\nاین نعمت عظمی ایدیزنائی شود . اللهم اعط هذه النعمت\nالكل امت مرحسول اللہ ۳ - (محی الدین حامدی)"}
{"book": "adl0717", "page": 278, "text": "صحیفه (۱۲) جلد اول\nجریده شفق کابل\nدستاویز ۲ م ۲۳\n\nپیام سلطان نجد بنام مجدانیه\nمحاربات قفقاز\nاو در نگار دکه ملت خواهان قفقاز بیب ان پر علیه\nحکومت بلشویکی مصروف اقدامات هستند تا با\nحالی در مقابله خود با کامیانی را در نتیجه دیده اند چنانکه\nتخته میشود که شهر تفلس و مقام میشار تحت تصرف\nخود آورده اند و مزید بران مسموع است که از نقطۀ ایران\nنیز جهت امداد و معاونت ملت خواهان قفقاز تفریباً\nپنجر تفاهی بر عصد و حرکت و اعزامند.\nبمبی ۲۵ :- اکتوبر یک قاید سیاسی بیاضی سب\nاین از طرف سلطان نجد موصول گردیده است :-\nحیات اسلامت عمله انه مان بواسطه مارفری\nموصول بیست مینویسم که دیده از ان حبات انسانیه\nو همدردی تا این که تا عالم اسلام مخصوصا مقامات مقدسه\nنمدیدید انتها را در ریشه محترم اعلان خدمات شریفه\nمان استه زید میم که امدو آیه که در اسلام شانجی\nکه درین سر زمین مقدسه قبل از تعرض اجانب و بعد\nمخالفت مصریان با انگازان از داخل شدن افواج نجدی بحال مخابر دارد کشته\nچنانچه قبلا سوی ناکامیابی سفند انگار باران\nدر مذاکراتی که مابین دی و مسفره میلز انده در نشد\nبوقوع پیوسته بود اشاره نموده دکر مایوسی به خیز\nجوائر قومی وملت خواهان مصری را نمود ها بودند\nاز ملاحظه اخبارات تازه چنان بعیان میرسد\nکہ مصریان بجز از اعلان جهاد و کار روائی های به\nبدیگر پیچ صورت نمی توانند و شاهد مدعاء اعدا قوم\nخود نکشند.\nمسئله موصل و مجلس ثالث\nمیگویند در باله موصل شوخی میرود که مقامات\nمصالحه محلی خواهد آمد چنانچه درین ایام سفیراند\nرا خود را ثالث با بخیر در باره انجام درین مسئله\nامرام و نهای طرفین معین داشته خواشتمند\nکه ہیئت مذاکرات طرفین بکدام سوال ثالث قرار\nفریو در این مسئله را مذکو بدارند تا شخصی از مصالح\nدران باب اظهار رابی نماید !\nمجاهدین ریف\nمجاهدین ریف در ترتیبات عسکری خود صالح\nباشد یا شه ماما بشریف حسین (مغفوری) و پسرش\n(امیر علی) است زیر تا ہنگامیکه دست خیانت\nرست آنها از حکومت و سیاست این سر زمین قرائت\nفرین دور نشود با یجال عاجزانه ام امن و سکون در\nکمہ معظمہ و اطراف و نواحی آن قابل تصور نیست.\nمملکت مکه معظمه بواسطه حوف و هراس بیولی پسیری\nحقیقت نمی نو سد که - الہ با حقانی به پردازند -\nعمانه خیال دارند و من در بیات خلافت و خدمت گذاری\nمقامات مقدسه تابع دنای افکار عمومی عالم\nاسلامی بہت .\nجده شهر بقیه زیر خطره است\nپورت شوردان ۲۱ اکتوبر - هر چند سعی و شنی\nبرای ساخت و تفاهمه دین امیر کی جا و\nشرف نامه بادگار ه امیر علی به عمل می آید و نتیجه دیگرنا\nحسب خاطر خواهی دید و عساکر نجدی تما اراده دارند\nتصمیم نموده اند که بدین نزدیک ها بعده اتحت هجوم وفشار\nداوند جز چنانچه ایالی ازین وضعیت نجدی سراسیمه وا\nبهم پراختیمیه کنان با طراف و جوانب جانباز میشوند در سر\nتاسر شهر یک انقلاب و پریشانی فی اثبات تم فریاست"}
{"book": "adl0717", "page": 279, "text": "شماره (۱) دهم صفر الاول جریدهٔ حقيقت کابل دوشنبه ۲۸ ثور\n\nصرف دانسته بناحق ناموس و ست تو بان شهرت\nبا فعل با خود شرت داده اسطار مجادله و محاربه دیگر\nرا بین نزدیک بیا دارند .  (جراند هندی)\n\nتشکر از اجرا او مساعی اعلام ابی نام مین\n(قضیه بمقام اثمانی)\nبا اینکه تفصیل این اقدام عالیانه و تقدیر شجاعت کار\nنام عساکر ظفر پیکر در درین ایام در مقام (اثمانی) که\nمسقط الراس و مسکن دشمنی مالی نمک و رهزن شنگ\nوی و دارالبغاوت ایالی سمت جنوبی (ناچندی و اقای\nعبدالکریم فراری بود نموده اند تا حالی بآداره ما رسیده\nاست هنگامیکه بوصول شدا تفصیل انرا رو لو الا بصار\nمیشود اما رسانیدن این خبر در رابطه را اجمالی این نگارنده\nلازم و بدایه انا تحریر میدارد\n\nانتخابات پارلمانی بگلستان\n۲۹ اکتوبر انتخابات انگلستان خاتمه پذیرفت روز\nنامه آب زور می نویسید که کش مکاری دعلانایتی\nانگلستان همیشه در موقع انتخابات بروزی یافت اما\nدرین موقع جا انداز بیش کاری بالا گرفته که مورد خورد و\nافراد رسید او شاید تاریخ انگلستان تالی انرا بیاد ندارد\nحزب کارگر لزوم و حزب محافظه کار کامیاب آمده و ثلث\nکرسیهای پارلمان را حزب محافظه کار اشغال خواهد کرد\nمستر ناکشین وزیر مستعمرات انگلستان اظهار\nداشته بود که ولو حکومت در انتخابات\nشکست یافته باز هم از کار کناره نخواهد گرفت\nو تا آخرین ساعت کابینه استعفا نخواهد داد .\n(حبل المتین)\n\nزفیر نیکه و مظهرت شکر افعانیه\nمابعد ادعیه اریه ومجادله طولانی در بین نظامیان شجاع\nافغانی و باغیان جدرانی در حدود (ارند) و اطرف (نیکه)\nپوقوع پیوسته برای محافظه مانر ما ضبح و مظهری حبیب\nتوپخانہ ہمرکابی جناب محترم محمد زمان کو نستر عزیز\nمانند حضرات آقای عبدالوکیل خان و غیر هم\nآن حدود را مهیجان و سمع جان کامیابان دل اینکید)\nگردیده بغلات تخلیه شده باغیان انحا خیمه زن فتح\nو نصرت گردیده اند ، دیگر کدام خبر جالب توجهی از ان جام\nمخبر حریت با داره هم نرسیده است حقيقت :-\nبانتم ها جناب عالی وزیر صاحب حربیه د باقی رجال\nمعظم افغانیه را که پگو شمالي و تمدید بغاوت چشگان در روانی\nموظفند بلکہ مقام عالی وزارت حربیه را نیز بسوی این مسئله\nتوجہ میدہیم (که بار بار نظماً و نثراً او را با درین صفحت\nخویش بعرض حضور این حضرت نموده ایم ) تا میتوانند\nبسرعت و عجلت در اصلاح این ماده فساد و انقلاع\nو انقطاع این ریشه بغاوت و عناد یک آن بیشتر\nصرف مساعی ورزند و اگر بالفرض والتقدير غايله\nد مانعی راست راه تسهیلات و اجراءآت خود بنگرید\nعلي الفور بالستی او را بحضور اعليحضرت غازی دالا\nمجلس مفخم وزراء مطرح مذاکرات فرموده د باطرات\nو جواب این مسئله بدقت و توجه خود شان را\nبصرف رسانند که اقضا است در تاخیر و طالت زیان نادردی\nو كوه جه سینه کی بلا به در رگ و مفصل است الله الا\nپریشانی روس از شرکت المان د مجمع المللی\nپاشیوز پیام امداد کاری انسان در اور وباء المان بود اینکه\nکه دولت متفقه المان از مجمع بین المللی بخواهند شامل مسائله شورت\nیخنا بی میشود، اما امرا امید دیگر با ممتنع ساخته است که تا شرکت\nمجمع بین المللی یک نتایج کونفر استردار رو سفید داشته باشد ور بیهارا\nمیگوید که اگر المان اب مجع بن اللی مداحام مجمع سر فر داون طلایرا"}
{"book": "adl0717", "page": 280, "text": "شماره (۱۸) جلد اول جریده حقیقیت کابل داشتداد عقرب\n\nادبیات\n\nفلک برندیه چون در دی روز کشید نقاب تیره شب از فروغ صبح درید\nہوا ز رخت لطافت لباس نور پوشید زمین از سبزه و گلها چمن چمن خندید\nنسیم با همه فیض سحر زطرف چمن چوحرف مهر لب بار بر مراد وزید\nزجوش آب طراوت گریخت ابر بهار چه کرد کلفت و اندوه کز جهان نرمید\nغبارشک شد آن گرد کز زمین دوست غذای روح شد ان نغمه که گوش شنید\nحواس پنج من از قید قبض سم رستند دل از نشاط و ما هم بسوی بسط دوید\nولی چو نسبت این جمله بود در ایام ہوس به محض تمیزش بجان و دل گنجید\nکه یارب از چه زمان عبرت جنان گشته ز خار وخار چرا غنچه های گل خندید\nچه کیمای سعادت ظهور کرد امروز زکیست این همه آثار نشو و بخت سعید\nزمین نه جیش و طرب از چه رو ببار است که غیر حسن و نزاکت با تباع کس نخزید\nخرد بگوش دلم گفت بر زبان ادب که هیست نور مقدس ز اصل چون خورشید\nمروج است که سلطان عدل ضل اله ز عدل و داد شب و روز در بخشد\nشہی کہ پرتو رویش ز ملت و دین است شہی کہ شمس عدالت نے ذات او تابید\nشہی که یافت شریعت زجہد او تعظیم شہی کہ داد خدا یم بپرورش تائید\nامیر امت و محبوب حق فخر زمان که عقل در حیث او را نمی توان فهمید\nمبلغ همه دانش مربع فہم و عقل و بصر بشارح پایه چو حق گشت پس از دید\nکمال شوکت او برتر از قیاس و خیال جلال حشمت او شد ز قید نظر در برید\nزبس که لطف عمیمش بکار دین پرداخت که مانده است که عالم نشر و لوعد و وعید\nخرد چو داد بشارت بدین حدیث دل بگزرم سر موئی تنم زبان گردید\nزبان بر سخن دل شد و کردر نشار دعا که یا حکیم و قدیم ای خدای پاک مجید\nزفرق با نکنی ظل رحمتش کوتاه کفار غم زمالش همای کس دزید\nجهان چه نشان از شهان دهدولی چنین سیر عدالت بعهدشان او ید\nکمینه بنده بکاو مدرج شهم بکجا بقر حمت وظرف دلم رسید\nهزار شکر که قفل سخن بشرع رسید به اتفاق زبان و دلم چوباه امید\nزمین بترحبت او اشک اب جو ہر شد درین قصیده بران طر از کلک چکید\nوظیفه ام بسیہ صبح و شام این است که بادعمر شهم از حد حساب پدید\n( از طبع جناب محمد اکبرخان مکتب داکتر جلال آباد)"}
{"book": "adl0717", "page": 281, "text": "{نرخ اشتراک}\nتفصیل مقامات قیمت روپیه کابلی\n۶ ماهه سالیانه\nدارالسلطنه کابل ۵ ۹\nداخلۀ افغانستان ۷ ۱۱\nممالک خارجیه ۸ ۱۵\nوزراء و سفراء ۱۱ ۲۰\n\nمحافظ شرکت :-\nاز سادات وعلمام وطلبه\nمفت- برآنکه بیگاران و یتیمانها\nمی افتدوله :- با جرائد اسلامی\nو شرقی قیمت یکشماره :-\nعموماً از هرکس دو پیسه\n\nقواعد و ضوابط\nاین اخبار بفر از ایام تعطیل در کابل بروز\nنشر میشود و بدیگر مقامات در هر پست فقط\nارسال میگردد. امور تحریریه بیگانه در\nحقیقت ارسال و مقالات واصله\nدر اداره مانده جریده در اندراج و اصلاح\nو عدم آن مختار است\nاشتراک بنوط پولی و کتی و سفوف\nنقدا از هر جا قبلا دریافت میشود.\nبکارنده بدیگران کنندگی\n\nحقیقت\n۱۳۰۳\n\nجلد (۱) کابل چهار شنبه ۲۶ عقرب (۱۳۰۳) شمسی (۲۱) ربیع الثانی ۱۳۴۳ قمری شماره (۴۶)\n\nتعالی و ترقی افغان\nوقتیکه باوضاع حاضره و ترقیات موجوده ملل دول\nنظر اندازیم و بخواهیم که افغانستان در میدان ترقی ارتقا\nرا سار یتقد طمار این اثنی دول جدید التأسیی در مدارج ارتقارا\nگرفته پیموده هر کس تاریخ افغانستان را بعد کته داند\nکه در هیچ زمان افغانان زیر بار همسایگان خود نرفته هند ، ایران،\nترکستان ، روابط سیاسی و اقتصادی نداشته اگر چه گاهی\nافغانان ترقیات عمده در هند وغیره نموده ولی آن ترقیات\nاساسی نبوده اما درین دوره از نیروی سیاست کیاست\nحکمرا کنونی امیر جوان بخت خود اعلحضرت امان الله خان که\nمدارج ترقی را باساس و پایۀ محکم متنماید امروزه در اکثر مملکتیت\nکه سفارت افغان موجود میباشد و داخل عقد معاهدات\nسیاسی واقتصادی شده باشند اگر مقایسه شود وضع\nحالیۀ افغانستان را بدوره مرحوم امیر عبدالرحمن خان که\nبهترین دوره صد سالۀ اخیره افغانستان گفته میشود باز\nهم خواهیم دید با دوره حالیه قرین قیاس نتواند گردید امیر\n\nعبدالرحمن خان مرحوم فرزند خود سردار نصرالله خان را بدربار ملکه\nوکتور یا فرستاد و کمال جهد و کوشش عه که فقط در انگلستان\nیک نماینده افغان قبول شود ولی انگلستان زیر بار نرفته قبول نکردند\nاما امروز برقیبای انگلستان هم در افغانستان نماینده\nدارند الحق امالی افغانها چقدر بلند رفته و خود و اخلهای\nکنونی خود افتخار نمایند کم است ، همان قسمیکه غازی مصطفی\nکمال پاشا را باید مؤسس دولت ترکیه کنونی داند ، امان الله خان\nغازی را هم باید موجد آزادی سلطنت افغانستان بشمارد،\nاین دو حکمران بزرگ اسلامی آنچه یافته اند در سایۀ شمشیر بوده،\nلهذا با نظر خیر خواهی صمیمی که با این دولت همسایۀ اسلامی خود\nداریم لازم دانست که مشکلات یک با خود دچار شده اید متذکر\nسازیم ، باید دانست در ادوار سالفه افغانستان را\nچون با هیچ دولت و ملت رابطه نبود حکم یک قلعه را داشت\nکه دروازۀ آن بسته بود ، ولی امروزه افغانستان بادول\nسایره رابطه حاصل و ابواب مراودات بتو یعه اقوام باز\nازین رو موقع دسیسه کاری برای اجانب خیلی فراهم تواند آمد\nمگر اینکه افغانان حد و مخصوصی برای واردین\nخارجی معین کرده نگذارند که سر خود بهر کجا رفته با هر کس\nملاقات نموده موقع دسیسه کاری بدست آرند و نیز باید"}
{"book": "adl0717", "page": 282, "text": "شماره (۳۴) جلد اول جریده حقیقت کابل چهارشنبه ۲۷ عقرب\n\nو نیز باید افغانستان حین اخذ حق قضاوت نمایندگان\nخارجه در داخله افغانستان بچه وجه بند نام حریم داد ۳۰ سال\nاخیره اتباع افغانی که مولد ازادی خارجه بود حجه حین در امر بوده است\nو چون افغانستان میخواهد با دول دخل سائره رابط اختیار نماید\nتا کنون هم رعایا خارجه در افغانستان یا دستبند بآسانی بتواند\nجلوگیراین دو امرنماید پس ازین اول قدم یکه افغانستان در ترقی\nو تعالی باید بردارد همانا تفکیک قوای ... از سیاست است\nچون ما درین موضوع مقالات بسیار نگاشته و مینویسیم بناء\nچندان محتاج نباشیم که مقصود و مرام این مسئله را شرح وبسط\nمخصوصی بدهیم امروزه تمام خرابی ایمالک گر به نقصانی تا خارجه\nو یا زیر بپای متمدین علی همه از دخالت .... در سیاست است\nهمین که ازین بربگذر یتیم افغانستان آسوده اول قدمیکه باید بردارد\nدر موقع این مختصه در کلیه ادارات ملکی وطنی و دولتی است چه در دارا\nقانون مجری هر که بشود عدل و داد گفته میآید ولی بهرکام مستبدی\nکه خارج از دائره قانون با و اگر چه قد دارنه و عدالت رفتار\nشود باز هم ظلم جلوه تواند کرد افغانستان باید متوجه کند که با این\nمواد امروزه چندان محتاج نیست ولی چون میتر از بان روابط\nتازه افغانشتکا با خارجه بسرعت باید و پیش ازین احتیاج برا\nافغانستان نشان خواهد داد و آن وقت که ضرورت احساس\nاجرا این مواد مشکل تر خواهد گردید ولی قبل از وقت که در حفظ\nو جلوگیری باشند مورث هیچ گونه اشکالی نتواند گردید و دولت\nجلیله خادمه اد افغان باید در مشکلانیکه هرا تمنائی و ایران در\nهمین چهار مسئله پیش آمده بذل د شود علاج واقع را قبل از وقوع\nبنماید که گفته اند\nسرچشمه شاید گرفتن بمیل : چو پر شد نشاید گذشتن پیل\n\nافتتاح موزیم افتخار در کوتی باغیچه\n\nروز دوشنبه (۲۵) عقرب ساعت (۴) عصر حشر\nمعظم غازی عاليقدر اعلحضرت نزرأ ووكلاء عالی شان\nصداقت مآب معین صاحبا و زارات و صداقت بگرا\n\nعده از مدیران معزز و اعزه داخله خارجه تقریبی افتتاح موزیم\nافتخار در باغیچه مراجع ارك شاهی جلوه ورزیده لهذا بملاحظه\nو باز دیدن اشیا قیمتی و یادگارهای تاریخی که خصوصا بجهت\nافتتاح از طرف آن حضر تیکه علاقه‌مندی بترقیات و تعالیها\nمملکت افغانی دارند تحفه معروضه قابله اقدس میشد اعم از\nبیر گنجاشته همراه هر کدام آن تختی که مخبر از تعریف وی\nو نام هدیه کننده او میبود تقدیمی دید و اخذ بعد و تفویض\nبر جوکها میگردید با فخز بزرک تماشائیز مینما ده شکرانه رهایت\nنمود درینجا حصر عالی محترم آقا فیض محمد خان و زیز معارف بیانات\nلطفی را در افتتاح موزیم و خدمات با نتیجه خطیر و پر ستی حضر ما را\nمحترم میانه فرمود که ما با مهم از زبان لطف ترجمه حصه تر محترما در\nنطق وزیر صاحب معارف \n\nعرفان پرور - وحضار محترم : حقیقتا امروز قدر و قیمت\nلزوم شایانه درین محفل عرفانی با صاحب تہتان\nسعادت این افتخار تازه و متر را باندازه تجلید قصیت\nعاطفت و حسن نیت شاها نه بر آ افغانستان و خلود ها\nشان همیشه ارزانی باد حضار محترم :\nوزارت معارف بینت تشریف آوری حضرات\nاظهار امتنان مینماید و ازین گونه توجهات قاطبهان\nمی پندارد که حضرات عالی مستطابت همیشه در توسعه ترقیات\nو اصلاحات معارف وطن را از مالکار میخواهند مشاهد\nالته این ارزو و توقع بمقابل آن خواهش است که بد\nاظهار کرده ام که باید حضرات محترم نسبت به تربیت\nاولاد خویش متوجه و مساعی شوند تا اولاد صداقت یا\nوطن ازین همه سرما به اسعاد و منابع عرفانی که بمقابل\nدر وطن عزیز فراهم شد استفاده کرده نتوانند.\nحضرات عالی : علاوه ازان همه منابع عرفانی که امر\nامروز تاسیس تخیری با فتح و نصرتیکه بنام موزیم افتخار\nموزیم یعنی محزنشاها صیقه قادیخیه مکتبت ایک ملک\nاقلیم تمام قطعات خمسه زمین است موزیم یعنی مچ"}
{"book": "adl0717", "page": 283, "text": "ماره (۳۴) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل چهار شنبه ۳ عقرب\n\nطراز اجتهاد در تاریخ امم است که تاریخ احوالِ\nچیزیکه درین روزها در سر لوحۀ جراید عالم بطریق گندۀ اشتهار داده شده است:\nامپراطورها سلاطین عثمانیه را رشتۀ نامعلومیت میشمارند تانا مجبوری\nغائله بنام مجادلات بنام ممالک اعمار و بساط اختلافات در هیچوقتے نمیکند\nومقاصد خود رابمظالم استعمار نموده ذات عالیه اوضاع را بسالت سیرت\nپذیر نبود بالجمله در انساب مستعده واقعه خود بنادلائل گفته اند که اگر یک جای\nاز تجلّی نطق چنانومس خود ثابت عنصراً نظیر او راد اولی الابصار بعد از\nفراغ طبع شدن هیئت مجلسی مجذوبین بخواجه اقبال در احصین بحیّزِ ناپذیری\nمحاصره بگمارند مسروراً مجهد او بخوایش چونکه بیریش مجدد ارتقائی کابل در جر\nنامور افکار تحریرات نا بطوالی بکار- مستحکم با سطور سردار وبا-\nنماند بآمدار سلاطین عظام اکوانظریه- سر بکف بکار با افخام\nمناقابل در مرکز مضافر انواع محصولات- انوار الرحمان فلک مفعوف\nقديم الاوضاع عاليشان بلند صبا بصدق مرایا بید مجسم بالغه دیگر مجاناً\nتذکرۀ آن بطوالی بماند و هم تو آن ممکن نیست که با طریق محررِ خطوط\nزیر اکتب العنی نذر و جلب بدیاعت ملاحظه و تماشای بصفحۀ نندین پیوند\nبا جمله مفاصل و مضمر شم تفریقاً با سایۀ بلحاظ موزیم خبر ارتقامون\nاین جمله محمد ملطفت از ان تضاء مدیت خوانی با نو د عثمانیان تقد\nو نارسار افکار در ترحض نمودیم اظهار سن اکش بمیفرمود محتوی دریا\nحضور فیضامخت مبادر بساخت طالع بمرتبا ده بینش اقتصاد بوم اد شاستر\n\nاسلام ضعف دید مسلمان بماند\n\nای معشر منظم اسلام خسته حال\nما را چرا رسید بیکبارگی زوال\nطاقے بخوابیم گردون دون مدار\nبالنگر ز خواجه شان برگشته محال\nما آن کسانیم که دران ایام شباب\nاز بس سعی و کوشش یافت رواج کمال\nما آن قومیم که در ظرف چند سال\nکردیم هر چه دشمن دین وبد باجال\nما آنکه شهرت علم و علمای ما\nدر روز بود بهتر ازین گام بخیال\nیا للعجب شد که ز دولت جدا شدیم\nبی اعتبار و بی شرف و خوار شدیم\nما را کدام دشمن برهم خشم کار\nبیدست و پا فکنده بمیدان گیر و دار\nما را کدام دست تعدّی بزیرِ سنگ\nدر زیر پای دشمن کینجو نخوا را\nبرحال خویشتن دلمان کباب شدن\nکزدار بوده دشمن دین حق پرستن\nدینان عصمت شرفان بی وقار\nشان بلند ما مخفیان زعداوت"}
{"book": "adl0717", "page": 284, "text": "شماره ۲۴ جلد اول\nجریده حقیقت کابل\nچهارشنبه ۲۷\n\nاز ملت منور مان آبروی نریخت\nوز سطوت و تهور ما انتها درفت\n\nدشمن برای کشتن ما قد فراز کرد\nاز خون مان بطرفی نهر باز کرد\n\nای گریه زان مناره پرنور ساز یاد\nگر ضرب توپ دشمن دین سنگها\n\nرهبان گرفت جای بسجاده امام\nقسیس پا بصفحه قرآن فشرده نهاد\n\nناقوس در صدا است بجای اذان ما\nای خاک دهر بر سر و چشم دیان ما\n\nبتخانه گشت مسجد و منبر خراب شد\nسجاده سوخت زین غم قندیل آب شد\n\nآتش گرفت صومعه افتاد خانقاه\nمحراب جای خواب گروه دواب شد\n\nاسلام ضعف دید مسلمان غریب ماند\nناموس ما بصورت موضع غریب ماند\n\nای آفتاب بر سر دنیائیان متاب\nکش ای قمر ز ظلمت تیر حسین نقاب\n\nای کوه پاره پاره شو ای آسمان بدر\nای ابر جنب ای همه عالم بشو خراب\n\nای آتش جهنم بیرون بیا بتو\nاین کهنه دیر را که نه شب ماند شش نه روز\n\nای آب باز ایست الا ابر بر مبار\nای سبزه خشک گز تو ای دانه بر میا\n\nای رعد نعره بر زن ای برق خیز کن\nمستی کن ای سموم جنون ساز ای صبا\n\nبر هم زن این زمانه بی اعتبار را\nرحمی مباد خسته و پیر و نزار را\n\nبا قامت خمیده بزن نعره ای حطیم\nرو با خدای عرض دل دردناک کن\n\nبر خاک طائفه کوی که ای داد بر کبیر\nما را مکن به پنجه بیگانگان اسیر"}
{"book": "adl0717", "page": 285, "text": "[شرح اشتراك]\nتفصیل مقامات قیمت به کابلی\nششماهه سالیانه\nدار السلطنة کابل ٥ ٩\nداخل افغانستان ٧ ١٤\nممالک خارجیه ٨ ١٥\nوزراء و سفراء ١١ ٢٠\nشرائط اشتراک :—\nبر سادات، علماء و طلبة قیمت نصف\nبیست نگاران کتابخانه‌های\nتادول—با جرائد اسلامی و\nشرقی قیمت یکشماره عموماً از\nهر کس دو پیسه\nحقیقت\n[لوگو]\n١٣٠٣\nقواعد و ضوابط\nاین اخبار بغیر از ایام تعطیل، کامل هر روز\nنشر میشود و بدیگر مقامات در هر پست منطقاً\nارسال میگردد امور تحریریه بنگارنده حقیقت\nارسال و مقالات واصله در اداره مانده\nجریده در اندراج و اصلاح و عدم انتشارش\nآزاد است، اشتراک توسط خزانها\nدولتی و مکتوب نقدی از پسته قبلاً\nدریافت میشود .\nنگارنده (بهرام الدین کشککی) .\nجلد (١) کابل شنبه ۳ عقرب ١٣٠٣ ش ۲۳ ربیع الثانی ١٣٤٣ ق شماره ۴۳\nباغی که فتنۀ خوابید را بیدار کرد تصریح شبان اخواب می که تا یوم الوعید\nموجب معلومیست که امسال از حضرت نظم غازی مولوی صاحب سلیم اله هندی جهدی نمایان بحکام پادشاهی دست داده اند، توسط یکی از اخلاصمندان محترم غزل مسدسی که\nیکی از اهل تخریج باقرین مشاعره با هم قران کلاه مایا کرده اند دام مولویصاحب مورد الطاف شاهانه گردیده در اسعاف پاداش احسان شان احکام ملوکانه اصدار یاس\nحضرت اعلی امیر غازی آمان الله فى امان الله رک در کشر سلطان الله انگشت از رخ برانس مهر از آن بود متین پاشق نوسش سینۀ مساطبید\nآسمانی زاده لوحیح به معنیات حضرت علم از روئے غازی غیر الفرا با این اثر رو بیت خمار کینیا نیب انکه در انقلام بر همت ممتاز و فرید\nلیکه از اوج تنائی سرو آزاد صد و خاک در روشن تر از جد سلیما نا سید تا نمک چیست منظور نظر در خلد تست دستیمای قرنها در شیشت بنگذاش رسید\nدست آزاد از رقم حیاط الی از بر اقامت خوا و مورد بریا کوهیه لطف دقت بجرت مپندارد از سلیمان انی هر ماغ دال تب پلید\nبنده کرد و فرامی زنانه شی سالها با ترتیب دارو را زون با جمال مزید حور پس مسیر سال آن دل خود مسجود غوث غلید از منظر شما شومه رسانید\nخاطر خود بر یاد آورده ادوات تازه و شاد با دت تا کشتند سر بیام بکه از فیض حضور خرده است دانۀ دخر تمن زو کردد بصد از فن وید\nمیکرد و چشمانه از بی شوه شکر و سالی دائمی در خاز خود پیشین مجرای رسید کن که مرکب با و ده مانی و د ارغاء نمود بوده تنها هر اکز نطق شیرین بشنید\nاو حد تیل را از سال تا باقی است بلکه ارسالی دوام حشره هم در دمید دیده ام با دولتی یکدیگر متصل شد زانکه خود از موقفت نطق مغاشم ارمید\nکودا نام ها د حده تا کامل قطار شید و زارت بظاهر خیر شد پدید مخد محمود طراز را بجان شیرین نما کو فیض خالم از شیر که بزند و برسید\nمن نمیدانم که علت نزد در شهرستانی یا مربی باز میکنم ندا نفازی کی آن محدد و محمد شیر خوش خصال آن کریزی که هم در شب دهم خورشید\nروز هم نخواسته دادم گماتی زیر کو حق حق سحرش طی نمود متصلید اندر احمد که سیند ها بمدار بود هرگز نه تند تا ماه اند رخ چهر رسید\nای محلی شیر که مهربانی میکند و اما اثر داش وبشاید در باطنی شید احمد این سه له خورشید مستنند با رو آید تو نود رکنی است پدید\nاور مزن یک تسلیم است این دوست دلکما در خاتمة دو حرف از پید از عطاء یکلاس شہریں کشی آورد روح خور خلبه گشته زلفت وا دید\nتا تو ر گواد بسیار از عالم آدما یا خود کرد داد نفع سخت ترین کشت او شاید رحمت شیت و اکبونا در کنا عاطفت شمس کا مهر پرویید"}
{"book": "adl0717", "page": 286, "text": "شماره (۴۳) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه نهم عقرب\nانگلستانیکه خبائث میبار آنجا\nگوئی بعوض مدح گفتم کفه ام\nبرلاوۀ سوسن ابا نظر می بالم\nدر حق ثریای مشبک باندا بس\nباوهم و خطایش چو چاکرانم دانما\nاز خدا خواهم بر بر اینجا ارجو طوباً\nاشهب طبع روان کر ملک اندیشه\nبس خن کو آلم شاید که طبح شاه\nپس درین دم آرم محال باز نواتین\nجهت منظور شاهی سخن کنم کمال\nنظہ ہر جائیکه یا عور فرماید سوء\nبست او ظلی المعفو از مجر رحیم\nهست با نیکان زنیر بر شاه گدا\nخادم مخدوم پرور دایم المدح اند\nیا فیض اکرام بند شاہا هم پست\nهست در حضرت علی که با و التجا\nپیش پیر حفر الطیف بنده جا که کجا\nگر بند با توسل حبل المدینوان\nکز نقصار خاکسار راد داریوم\nابشی افلاک بر من بنده ام تا دندانه\nشیاطین کاخ او تا بکل خدامید\nبجو این آب لیسکوانه مین باید نوید\nارزوش با وقتی بستم غلام در خرید\nبحران خوش تر این مدح خرامد وعید\nاز سجل شرک ان احم تو ابا مجید\nبارک الله فی کل یوم من سزید\nمن بانداز بها و آبکا خوا یا حمید\nدر حلال آید وفیا سخن جویا کشید\nزاغداری حوت بخواب خون بدید\nشاد الا خاطر موده آلها یکه مکید\nفائدہ غیر فنایته ای ملکه السعید\nكان سلواست رندای نجا معید\nہست تار تار کار استاد ابحار سعید\nزیرا کاندامد جناله پر حمید\nبجو نفسی الجو یا کسی بی المرید\nاین کشد سمری با و پناه خواهد برید\nاین الطبق نبا جست بروان کشید\nاز ره القا ای دارا اخلاق حمید\nمبوم از بیان که مهربانسان ندید\nدستھے دارد امن نیخواہم کشید\n\nافتتاح جریان آب امیر غاز\nبه (۲۹) عقرب بعد از ظہر در راه کاوه و بدید الی در جی از\nمدیر انواخو آگاه اخبار دار السطته کابل بمیکتاب از جناب میر فاروق\nاز طرف وزارت حوادث مدعو شد نیر از ساعت م محمود الدین\nدر سربند مزبور در کوہبنا کر بمقابل مهرا با خیر می تحت کوساغا عالی\nقبلہ نزدیچے کند موقع نموده بعد از وقفه قلیل ذات همایونی\nبا عده از مصاحبین خود بر مطور غیر رسمی شرف نزول مهر رشان\nقرب خرسندی حصار داده بالدست بدست شهمیه شما به طرف\nحضار و یکر یہ شکر و موز که در مجالس فلاح ملی که منظر خواد و آیا\nبربی عمارتی در ملک در آناں\nبذل تو کرد در سخا خود کہ شاہ کا ربود\nتا که باشد جای حیم درین عالم نفس\nخورده ام در سفره انعامدات شباب\nچون لا مو خه کردی باحسانی کہتا\nبندہ عاصی است مقصر و ضیعه با\nکام تر و بر مدت بدسکالست با زنا\nکلیم متقون باد از خوش اهنگ\nباشی که وقد خوابید را بیدار کرد\nهر که از جهاد دین او را محرک بوده\nکرده ام جو شریک ایام حمایت کار\nگشته ام جو با یک مجلس مشاورین دین\nتا فیل پرین کرده معاطاتی بخته مهرا\nاین نیر که از راه تکلف کردم\nرحمت حق زبان هسمه تا روز حشر\nدامن شکای کرستم چون سگ اصحاب\nبا تو کل بر خدا بر در که این انجمن\nشاعرا داد چو مستغنی بسی جاد و یا\nختم سازم بر دعامخا مد این نامه را\nو این حامید مقصر شید بادت مدا\n\nسیف نسانیکه اندرز انسان نظام\nبا من همگام پیری مریانی و\nداد ایبی کی خود در دو بانها فیزو ریکی\nدر نسیم خسش نسی نادانی روشنی کیا\nداغ خواری ببین من در این خواهد شت\nکشو رمحشواد انلی مومی کالی\nگردد از لطف خداوند عریانی دا\nمجبه در بقه شنا زرا نیکے مواقع تو\nخیمه پیشین بخواب مرکنی را بیدار\nگردد امام بلائی ز لوم نتوانسته\nوقف سام از طی با با بعداز\nاور حامیت گذار وقت\nمالکه روح افزادر حالی و تمزان\nاز مین بر تو بانه الفاستان\nگیر واقع شبید روز سلطان\nتا بیاموز و خدا و ندار الفائی و\nگشته ام کوی که حلقه انا فعال الک\nحرف حق تا اینکہ اندازی در در دام\nکم مبادا سایه الهی بدام مواقعة\nبهر شوکت شبقدر ترقیات\n\nقریبه یک عالم ممنون در رعیت بادبی با د سرانا\nطی نسان در هما جناب و پشته سر تا سر دره را م شاد مانی\nگرفت بودند کمال گرمحوشی بجا آورده شا در اقامته باش\nذات شاخته فرمودند که در دام بیه تقریب بطو غیرا جدید یا با\nاست خواستم که حصار یکطفه ما برطرف داره کلفت که\nبعد از فهیدن بیا یه که وزیر صاحب عمارت بیا و فاد\nاز ادات مصروف تفریح ماست نیلا بعده خورستان و یاد کران\nکرد پر شد شا میرا وادی ها یک شربت بنی محمد امین در اداره\nدر بیجات تنجیم آیا طه آبازی در سرکار بات ہے سرید اند دانا\nمجار آب ان کو جند که از حصار سفطی مطاطا باش کار نینو"}
{"book": "adl0717", "page": 287, "text": "شماره (۳۴) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شعبهٔ ۲۳ عقرب\n\nنطق وزیر صنا تجارت\nبیتخانهٔ بزرگ افغان\nجائیکه هنگام این\nفرودگاه افتتاح بند امیر خان زنند احضار عالیه که ذات همایون اعلیحضرت\nروشن ضمیر نظر ما گردیده اند انچه در تاریخ افغان دیده شود و ملتی\nخواهد شد که احمد شاه بابا بیدار فکر استقلال نفاق را برادشت و تحصیل\nنمود بجا خواهد شد آرزوی هی مهم استقلال ترقی اقتصاد می افغان\nغزنی در غامومنی مقیبر اثر امور سیاسی بود اما متاسفا بنا بر بعضی\nموانع داخلی و مشکلات خارجی نتوانست که بر غرض موفق\nنا بیدار پیشه و با خیالات بدل می پرورانید اما بدبختانه\nتوانست که در رفع اغتشاشات گروہ که معتاد اطراف کابل\nبوند آمده بوفق نیافتد همچنین دیگر سلاطین الخمین افغا نیز از ۱\nوقت الی الان نتوانستند که گامی بطرف اصلاحات در فا و تکوینی\nو عمران مملکت و ترقی اقتصاد با ملت بدارند دست همت برزد\nالبته تاریخ بنام ضلائع بن مجازاً و اهمیار را بدست میالیم\nمطلق محمود غزنوی و کشیاران آنها و و ساخن بندها و بر\nلانات نموده اند الحمد لله در عصر تر قی حصرا بیداری بال این\nاعمال نمی با وجی در اوراق خلا تاریخ افغانست بقلم زرین ثبت\nو ارقام شده و ساعیاً جمیلاً مبرقات با شیمیہ شجاعت آن ہمہ\nموانعاً و مشکلات را از چهره ملیت دور گرد با علم حقیقت\nبر مرقد ترقیات و فعالیات افغانست افراز هم فرمود.\nاعلحضرت غاز با تجمان که بر تحصیل استقلال و شرف و حکمت اقدم مخزیم\nنزد یکه از اوضاع داخلیه مملکت و اقتصاد یافت غور سریع نها\nنما و اثرا ر تجار و صنایع را افتا این عالیشان می افرمایند که در\nاقدام منام پیشنگی از نوا و نون انخوار عما یام مین گردید قا و سزارا\nنه بیدار مین کی اقتصاد و مفاداتی مقدمه نه و شعار از دانه به صرف\nداریم بلک ثروت در شما و در کار با شما خود اشته در کا نفیت مملکت ملی باسب\nبینها دا و حکومت مکلف و حتی تنجا دارا کل امومی فاد اقتصادی اندان\nدارد کر قرا و سود عانها اجرا امیر احصا محسوسی د اگر مر آره و شنایی\nد نهار و فضا و بودی بین کار بر نود اند بر د یار ما از قوم که ثروت بین\nند و ای او از یک طلقه و بار است شرم شوم دلی\nم او و هم کار ما از وای ها ملتی عاید میشود ثروت طبیعی هر ملت\nو ملکت غناک گل و این سنخه محصولات همان سرزمین است\nاگرچه بر فر و ملت تنها اقتبأ باداره امور بر آیند معلوم است\nکه آنها برهم خود موفق نیستند و نه کاریعالی میبرد توجه\nنمودن و ساعی جمیله را درین امورات اجتماعی در فارآوردن\nو شری مملکت و عمران آن بکار بردن کار حکومت است\nچنانچه اعلحضرت نجی ملت افغان تمام این مسائل وقت دقیق تر\nدقیقه از دقایق شبانروزی ضائعات جز از همین امور بدیگر چهره\nصرف نمیکنند بزرگترین ثروت طبیعی یک مملکت آب است\nکه در سرسبزی و آب پاشی عمران هر ملکی در گذاشته نشود اینجا\nو بی محا با بصرف برسد چنانچه ذات همایونی آب این دره را که سالها\nرایگان میرفت بگیرا نا و زین نقیصه اجتماعی که تخلف افغان و بوراناما\nفرموده این بند عالیفان را که می بینید بنا فرمود که بعروز ماخوشجات\nبرا رسیم افتتاح آن حاضر شده ایم و از دیدنش کیهان که محولات با با\nمالیات و اندیشی با می سر داده نیر میدهیم تا قصیم شادت سیالی\nو کارخانه کاری صنایعت را بکار کنند و بقر بشنود چا نر مجھے\nاخراج کا رجہ وا از این بندعاً بحساب طبی و مراقعه ماشین ایجاد\nمقرری خویش دیگر نوار شات جهانیانی ہم نائل شدند ....\nبعد از اتمام نطق وزارت پناهی بخیرا از ان ایما رقت کا ہے\nعبد الخالق خا علاقه دار حصه اول نجما که بروح حضرت میدانی\nنائیب لحکومہ سرکن نا می در عهده شکرانه نسبت بساختن این بندفاری\nاز طرف تا بجمال قرائت نمود که تا اثر این در ائیہ بجواب پیش نیک\nبرد و نطق فوق در مقام الازمه در غائله از طرف حضار بند از نها\nبنادانی تحسین تجلی میشد در عقب آن شلامه با آهنگ لند آبشار\nمذکور رو بجران نهاد دیده با که خیره کوچه تابه خیره نه . مذکور\nافتاده بود برداشته شده بستر تمام قرائت شد که ما نقل انظار\nنا نظریه خویش در آتی خوا نگاشت بعده حضار رو حصار\nبالاسبند رفته از انجا تماشای آبشها بخنی د دل ما شنیدن نواحی\nموزکی خوردن شلاله ب آن وکر بخوشی که آیا و صرف چاؤ شیرینی\nو اطعمه گوناگون فواکه و قولین که از طرف دیانتین تحفه ابرا\nشده بود پرداخته الاخران بشطر بالشتی حریت یافت بود\nخاتمه یافت مدعوین بطرا تفکر آمده بآداب واپس عودت نمودند"}
{"book": "adl0717", "page": 288, "text": "شماره (۴۳) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه ۳ عقرب\nبمناسبت افتتاح مکتب حکیم\n(مقاله وارده خدا از قلم امرالدین خان غافل)\nسالی نمیگذرد بلکه ماهی نمیرود که در افغان با احاضریت شأن والیان\nحالت تا زه‌ای با تجدیدی مفیدی در تهیه قوم ساده و ندادته سار\nسریان نعمات نا متناهیه آن کبریا بآن آن امور یکه لوازم بقاء\nوجدان است و موافق ضرورت و منفعت عامه مجرا\nاجرا در بروز میرود در هیچ حادثه به جبه و هیچ بامان اقدام شهریاری\nنمیتواند - خاصه افراد اولو العزم جهان هست که جامع کمالات\nبوده همیشه با متوجه و موظف بمآثر جلیله شرعیه که منسوب بكلمة الخير\nاواخره است اشاره بهمین طرف است (ان الله\nاصطفه علیکم وزاده بسطۀ فی العلم والجسم)\nفراخی و وسعت علم و جسم که با تجهر قاری آمده حسب فر\nودلیعت مضاربت میکند او در کثیر التعداد تسجیم یعنی عکس در قوا\nعلى من کان مع نظر سردار حضرت علی کبرائی دخله و در فوا\nاهله فکر ادراک نشدند بمدت کرم پروردگار حقیقی اکتساب\nفعل آورده میشود- بحمد و منته درین عصر با سعاد که اصدار پاتی\nطاف بیست و یک آمد و وقایه عظیم ربت افغانستان با یجاد میرود\nبعلاوت همت معنون اسلو مکانی هم به تاریخ افغانستان بادل در\nدلدانی بسته و طرة غراء فاعل بخشیده امید و انیق این علمی شیرین\nو مپروره خاوره موقعیت پذیله نما بیت مملکت کلی مکن ان کا\nاگر در خشاوه آن توغل و ندیده شور در رتبه اها بدار جهان\nمنهمک نمودیم و یکام تفکر سرکانی دجوه بگذر و البته میرود\nبا خبا واع مساعد سبیا رضا و معطابق اعلی اهالیان با تمدن نیچه\nنبات ارتقائی بنشانی و التفات متمدنی وطن قلع شجر آب\nسلطنت ما قدیلان است- دست بخدا برداشنگر و بی مهیا\nاما دل و دماغ شان بمدد این باصت بین در احضار یک شر\nنمی یابد على هذا القياس خوارج علماً مؤمن بصيانت کابر\nمدریت گذار عارضی که بملطات بقایای منزل روح و\nروان نیابت ولایت ریاست میکند مآلاً فرأ واگذاق\nلذت از پرور از نعمت و عطوت مینماید.\nارک آپادر که پادشاه سنتی تو بکم سرحد رو به دول\nاساتذه در ستا نه میگذارین بکه یک نصیحت آموخته بور منزالی\nارکی بقبال این سنتی برد که مشغولیت مفرط از بعضی کارهایش\nیعنی بعد را همیت امور همیشه انبار برداخته شود مجرای کا\nدر بو تا غنی میگرا برای تو اعظمی قرارداد داده است\nآنجا مبرز با بود که بر قول طبیعه حکمی تأشکر دند استنام\nو موازینها چه فی نغمهائی مغز و عصبیت - موزیکری آ\nکرد که بنه جمع بیتا حت اهل معارفان میدان کار سر بر می\n(وعلم ادم الاسماء کلها) فضیلت دهی از\nمترتب شد که پر جوله آور و چون تمام بنما در مکن ال\nشود چقدر سهولت مرا اكتساب علم بحكم لفصل پاد\nمیآید - طلبه مکانت بر وز نا گشته و بخته گرم\nرخصت دارند اینجا حاضر شده و رہنمائی و انعام سلال\nخود از تاریخ و جغرافیه و سلم الاشیا و تاریخ طبیعی و نابه\nمعلماً گرفته میتوانند که از روی کتب خیلی شکل\nدشوار است و درین جا با شاگردت نیری نهایت\nآسان خونگوار برای اموریس و باز نهاد دانا\nوقت بوده فرف غیره هیأت در کر حکمر است منجور\nحاجت تما شا مهیا می اند بنز جوان در هل اینک این\nبرای شوم پلت در با پے موضوع و انگشتا دان\nکه بشربت داشت میتواند در اوقات جمعیت و الله\nمملونه و پزه گشت و از ادگار با ما ندار حرمان\nدامنه ندارو بی بها عنوان فرصت قطعی معتنا\nو عکست اطلاق افردوه طبع معلومات را مخدوم\nپرور دولت میکشودند- از خدائے واسع الرحم\nو علامیکه میدان نمائی و ترفیع ما درین عهد\nدو عهد چنین ساخت ست برای ذات شا\nتولید ما در دفتر مزید فرطاح و برائے جواء\nنمانده بادی بکنیم و شیره اربد شلیکه در پلت مه\nشهر است بپای وسیع وفائے دوائی\nتشیع میباشد"}
{"book": "adl0717", "page": 289, "text": "تفصیل مقامات\nولايات کابل\nجلال آباد غزنی\nممالک خارجه پشاور\nقندهار و هرات مزار قطغن\nقیمت اشتراک\nسالانه ششماهه\n۵ ۴\n۷ ۱۱\n۸ ۱۵\n۱۱ ۲۰\n\nشرايط و ضوابط\nاین اخبار هر پانزده روز یکمرتبه در کابل بیرون امده\nنشر میشود و در مجالس و محافل دولتی و ملیت منظماً\nارسال میگردد. امور تحریریه نگارنده حقیقت\nارسال و مقاله واصله در اداره مانده جریده\nدر اندراج و عدم اندراج ان مختار است.\nاشتراک توسط حواله بانکی و نقداً\nاز هر جا قبلا دریافت میشود.\n\nناشر: از سادات و علماء و طلبه\nمعاف، برائے مکاتب و ایتام خانگی\nنصف. اجرت پسته لاوه شرقی\nیگانه افغانی میگردد.\n\nحقیقت\n۱۳۰۳\nمدیر\nبالد شکشکی\nنگارنده برهان الدین کشکی\n\nجلد ۱ کابل دوشنبه ۲ قوس ۱۳۰۳ ش ۲۶ ربیع الثانی ۱۳۴۳ ق شماره ۴۴\n\nاجمال احوال سمت جنوبی\n\nاز چندی بدینطرف متأسفانه بنابر بعضی محتویات وادار یای\nمفسدانه که از حالات مؤلمه سمت جنوبی ناظر و مجرور بودیم طوری که\nبه همه میباشدیم اکنون خواهشمندیم که باریک نظر سر سری\nدر گذشت بغاوت سمت جنوبی واگذارن اعمال آن خطه\nانداز ولو الاجمالاً نمائیم: چنانچه منور کفر نامرد و دزدان\nقاره لعنت\nبی ایمان قام اهل بغاوت سمت جنوبی در سلسله حفظ این شریره\nاز تمام اطراف و نواحی بطور جنگ شکست بدره قرا مزار گذرا\nبه هم فاصله در مدعا جا نبر و بنا گزین شده گواسطه\nن\nن\nاسباب جان فشانی مجد د و محافظ شرف و ناموس را با\nدولت میان هم عساکر مظفر میوندیدند بالاطراف و نواحی کوه گری\nو مواضع احاطه و حلقه درسته در هجوم و حمله آوری و تعرض بیدا\nدر محبوسین با قطار آمدند حالیکه هنوز جوق عساکر می روند شرمند\nو کوه کوه آمدنیا و هم با تاخت و متنی عسکری نظامی در مقابل آنها کرد\nاز طرف ارگون زرمست فتاحت نامۀ مکمل ما\nاوفا ابل و خداداد محمد خدا خان و سایر مشائخ و پیرنما ها و محمد عمر خان\nاوگده با ستعداد نیکر درحصار نزدیکي داند بطن بنجوشکرديد\nتعرض کنان بعد از رسیدن تلفها\nجزوی عسکر افغانی و خطای نقصان شگفت ما\nعساکر افغانی ما تخت تصرف اورده اند\n\nدرین ایام در صدد قدم برید یکه تعرض شدید دگر بر عساکر ما بنمایند\nبعد از ترتیب قشون حرب جنگ میباشند.\nحقیقت: - از بطانه مخابره جنان مفهوم میشود که\nعده از عسکر شجاع افغانی با اتفاق محمد اصف خان که نظر\nعزای خلقی د دلا ورا نه میگری در بطن بتجاولمه اثباتی عسکر ما\nدر صدد دارند تحت قیادت حضرت محمد عمر خان سفیر\nبوقوع پیوست در حین نیاد لات سهمیت مشت دولت و ملت\nحيف\nشریف ابطالوی با هیبت الويقو اما الاليقه والقاله نزان\nخونی خیال د خائنه د نیا بنها داور با بر خط بضامین مجروح و سادان\nگردن جاے ماندانه کما شاین امروزه بل و فراب محیل\nو مصروف عصیانی با تعصب کورانه ای"}
{"book": "adl0717", "page": 290, "text": "شماره (۴۴) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه ۲ عقرب\nهمچنان از طرف خوست خبرها که نامبرده بعد ازانها تخویفا و غلطاً\nرا کتهابایش گرفته و چندی بهرطرف شروع معروض اقدام نموده و چند\nمعمار عساکر برگی در شاه لشکر مامان جمعیت باغیا که در ساحه کلایا\nطهور نقاط که هجا قبلاً احد بموقع نفوذ خود یا رابط انفصل را قطع نظر\nفرصت کلی کمان عسکر هانیه می نمودند و عمل مکردن بوقوع پیوست\nکه بفضل ایزد پاک روحانیت حتا لولاک در تمام این مصاد\nو معمار و سفیش که در اطراف خوست تاک و مندوزائی وغیره با انکه\nنقاط حاکمه شوهست کویره را اشغال نموده بودند مقابله حکومت ما\nانحصاراً مسافرته و عقابی اندازه این انداق هیچ نسبت ندارد و\nبلی بلکه در مقابل هیچ یک موضع عسکر ظاهراً قصه نه نموده و از\nکه انرا تحت تصرف بیاورده اند و با هیچ\nجمعیت بغات مقابله نموداند تا اینکه آنها\nشکست سراپا مصیبت و یک هزیمت سرتا پا\nنکبت سردچار شده باشند (زنده باد عسکر افغانی)\nحقیقت : از راپورہائیکہ یہ چہار روز قبل مین دوازده\nیوم عقرب در ضمن این توضیحا نیگہ از طرف خوست بالاتفا\nاز طرف عسکر العمل آمده است در محار به مقام منده زائی سحبت\n(۸) میل دورتر از خوست متأسفانه جمعیت صد صدارا\nآب عسسین قاعده نیز عساکر مقامی سمت جنوبی دراچی\nاجل لبیک گفته شربت شهاد را در عین تقاضا صادقانه و ابرا\nعبودیت کشته ملی مختصام علیه متو معظم غازی داد الخقوق مملکت\nانتخاب نوشید انا لله وانا الیه راجعون، ازین شهاد\nقبل از وقت محمد حسین نامبرده که کی مجسمه صداقت یک پیکر اخلاص\nرشادت کی از هله ند فارغ التحصیل مکتب حربیه منظور قدیماً\nغالیه بوده در آواجر استقلال تحت قیادت آقامحمدند باقا\nدر سعت مشرقی خدا نادانه را ابراز داشتند در علاه برانها خدا اخوان\nفرانسوب محمد هاشم خانسالار حاکم اعلی شش کمال فعالیت\nنورستانیا نیز اداره کرده در مهمجه در اواخر کمان جهانه گرند قایحاکم\nکل و قو ماندان نظامی و سر حددار اسمار مقدر شد در استه عددا\nکامیابی مزبور در امتحانها تخته عجاز شخصا از مامورین ملکی و نظامی\nدر جلال اباد میگرفتند بغضا ندانه عسکری سمت جنوبی سرفراز رفتند\nدر هنگام فتتاح این غز در ابتدا الی انتها بکمال مهارت\nدر شادت اظهار صداقت و فعالیت خدمت نمودند\nدر طی بجا وظائف جانس کمان افرین سپرده بکامی\nو عظمت ابدی را حاصل کرد اجز آن مغفور ار در حضور جمر\nحضو و بر بازماندگانش صبر تسلیت خواستاریم.\nاز طرف نیرو میدان خوله و جاجی و منگل با\nاطلاعات تازه نداریم اما انقدر گفته میتوانیم که افغان\nغالیه و حرکات لازمه از ان مقامات نیز در عمل ا\nقاضی محطمه کردیز یا نیز ا ما خصت اقدمات نموده\nکامانه و عملیات شکرانه خوابش بحسنت و امر قاندا\nبلکه قهرخان آقایی علامد بهم زمان مصرو عند حلی\nجناب کے قطب الدین شرده اسحر مقام اخائی که یک موقع بر\nبود و از مدتی باین نزدیکی کوه گردیز دارد در تصرف خود\nو قبضه نمودن آن اقدامات لازمه رده بودند\nاز حسن مساعی همان جوا نمرد جای تفخر بر دینیم\nبا مجمله اینقدر در قاره این خود خوره را مژده در\nمیدانم که پناه گزینان جدوانی و پا\nمکروب ها و سرغنه ها و سرکرده های ر\nباغیان سمت جنوبی که بالفعل گزین\nدر جدران میباشند تاماخوره\nباخته سراسیمه و پریشان بر\nمغلوبی منکوب بنظر میرسند\nو عنقریب اگر نانشی ندارد بر اصلاً\nو به لایت و مطارعت اعلیحضرت غازی پادشاه قبه نام انا\nمیشوند و یا دستگیر و رسیم خواهند شد بعد از آماده شده انطور"}
{"book": "adl0717", "page": 291, "text": "۳۲ و ۳۳ شماره (۴) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ۶ عقرب\n۱۳\nاز محبسی که در محاذ سمت جنوبی روضه طینت منبع افند یقع بر حقاق\nمکی عبدالکریم فراری الفاخته داده بودند گردن زدن گشت مهر آرا\nاز طرف ثواب معاونین و طرفداران اور ا ملعون و منافق پیرولا\nعذاب تبریر داشته بودند اطلاعات مختلفه از ارائه دلگیر بخطری\nمیخواهم بعضی او را مریض بستری و گرفتار اسهال کبدی میحکاید\nبیکسان برخی مینویسند که آن بدبخت بکدام طرف نامعلوم فرار\nنموده عاقبت دیده منگناز در ندهد ز جهان نتواند خلاص بختی یاب\nاز طریقه خود مردم بغاوت پیشه جدرانی بقتل رسیده است\nهر تقدیر نگارنده نسبت بدین خیر تا تحقیق صحیح نتواند که فورا\nاکذب التابعین مثل عامه دائی الیمن بوبیه نسبت بدین محمد الا حوالی\nعبدالکریم فراری گفته میتوانیم که جا است وجولانیست\nهر مشوم چون فلیتها کبار با شقای خزن با تمام رسیده و چیر که\nانشا نیم از حسن فعالیت و کاردانی آقای علید محمد خان حکمران\nکلان کتری بخوبی اجراء میشود لهذ ا حضرت عا غلام محمد خان میر\nداخلیه پین نز دیم بها دار و مرکز خواستند والله اعلم بالصواب\n\nبمناسبت افتتاح بند امیر غازی\nعریضه شکریه اهالی تجاک\n(که علاقه دار خجاک آخر انجا بے ذیعه مخابرات مخابرات نموده است)\nاعلیحضرت شهریار غیور غازی رعیت پرورا ! می\nکمترین خادم زاده و تمامی رعایا علاقہ داری حصہ اول نجا\nاولا برکت جش افتتاح آبیاری بند سارک امیر غازی را\nگفته بعد ازان باستان مبارکت بعرض میرسانیم که سالها\nسال از آباء و اجداد اہالی قریه تجاک بیک قطره آب\nاحتیاج و سرگردان بودند که بجز از یک حوض ذخیره که دران\nآب باران وغیرہ جمع آوری می شد دیگر دست رس -\nنداشتند ! امروز توجهات جهاندرحات اعلیحضرت\nقرار رعیت پر در چه نهر با جاری و آبها بخیر بن صفاء\nدر شگوار از دین قریه جات شان شب و روز روان\nو جمیع اہالی سیراب و شاد آب اند الہی بروز محشر از دست\nساقی کوثر از شراب طهور سیراب گردی\n\nاز دست و زبان که برآید * کز عهده شکرش بدراید\nپس بهیچ زمان شکر یه این نعمت عظمی را ادا کرده نمیتوانیم\nبدون از اینکه بگویم الهی امتحان ناتوان ما عاجزان را فدا همیچه\nپادشاه غازی و پدر تاجدار ملت نجیب افغان گردانی\nوالا العالمينا جميع مامورین و رعایا و دولت افغانستان\nعموماً و ما رعایا و صادقانه را خصوصا توفیق خدمتگذاری\nصداقت عطائی تا بخون خود را برکاب چنین پادشاه\nمحبوب القلوب مقابل شمعی پر کشانده سرمایے خود را\nفدا سازیم الیا العالمینا کسیکه بدر دادار محمد پادشاه\nعمار و اخلال امنیت افغانستان است بقهر و غضب\nخودت گرفتا رش کنی در خاتمه ختم کلام را بسلامتی وجود\nمبارکت میداریم که الهی زنده باد اعلیحضرت دلیلی افغان\nغازی پاینده باد دولت با استقلال افغانستان -\nکامیاب و فاتح و مظفر باد بهر حال عساکر غیور افغانستا\nنایاب و معدوم باد دشمنان دین و دولت افغانستان\n\nلوحه تاریخ بند امیرغازی\nاین لوحه تارنخیه بریک پارچه سنگ سفید دست\nطولانی سر درک شنده بر رنگ سرخ پر کار مرگردیده\nو در مرقه دور اول و ثانی این بند بذالون نصب شده\nآئین بنام سنگ بنیادین موسو به بینید امیر غازی\nحسد الله راد و منقشی شیرمان در بان طانه باد شانا\nدولت علیه مستقله افغانستان تحریه نموده میر الله نمار\nتاریخ اول ثور ۱۲۹۰ شمسی برسمانی و لوم شار با قاشترون\nو آغا و در تاریخ اول جقه ۱۳۰۳ بحاضر آثار و اخمارتین\nنا را گردانید دارالمهندس غلخانه طاقعه منا العلمین\nکارنده امور نظارت ایام محمود اور حصو بنا و بر امین خان\nو محمد ود معمار مشاور المهر قاد شاه محمد لعو محمد اسهار آلیانی\nبعفر من مزار علوم پور عشر رآب ان لما ترسم بدار الار ما در قاع\nاقتصادی مسخارت پید کور نقد محمود منوی ۲۲۴ ۱۳۰۲ افعانی است"}
{"book": "adl0717", "page": 292, "text": "شماره (۳۴) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه ۲ قوس\n\nحقیقت:\n\nبا درنظریهٔ با قید اطاعت همایونی و شاه کاریهای اعلیحضرت معظم غازی که در را ترقی و تعالی ملت و عمران و سر سبزی\nمملکت مبذول میدارند اظهار شکر و سپاس نموده بر آنسان توفیقات مزید بر مزید را در مثال این کارنامه‌ها\nتاریخی میجوئیم و وزارت جلیله تجارت را که بکفیل رفاه عامه ملت افغانیه شمرده میشود بامثال این اقدامات عالیات مورد\nآفرین بهر که اولا آبیاری و آب باشی آن مقاماً بکلک با نظرم اصلا و بمبدء داران تفحص مسکنه‌ومی هندایالت کابل و متعلقات\nپنجشیر است پردازند و زیر دست شناسی امرد این مجا میکنیم که تمام آبها ئیکه از سفید کوه بشرق و یا بامند مابها ر بسیار در جریان\nبوده در ته ناما بقی مسز و نیتو و محفوظ آب تنگی ما ما خیل، و در سه سرخ پل بجهر و کوت و امثال آن قابل سربند های علی البقا\nنموده میتواند حتی ماتحت ان دایم ترو و با بیشتر از یابزار جریب اراضی نهایت عالی سرسبز و شاداب میشود\nزیرا که انما ج توسط بخوجه این رودا در سه ماه بهار کمتر از ۲۰ فوت مربع نیست و اصلا با خود اراضی را که ابابی بطور غیر منظمه\nازین آبها برف او محیط نقصان و سرکشی و خاکه در میزنند و بهنگام مریزد عیارات ناعشقی بمطالب خیل تاریک و بی‌خوان است امان اصلاح نماید\n\nان الله لا يضيع اجر المحسنين\n\nاعلان وزارت حربیه\nبرای رشته شهدا و اشخاصیکه بشمت جنوبی بخدمت گردیده‌اند\n\nچون اعلیحضرت معظم غازی پدر شفقت گستر تمام\nسکنه مملکت افغانی خدمات و اقداماتی را\nکه وطنی خواهان صادق و ملت دوستان لایق\nاین سرزمین خلافت قرین، قرار فرمایشات\nدینی و اوامر سلامی و وجدانی خویش در راه\nخدمت بای ملت و دولت و مملکت\nمینمایند بنظر تحسین و تقدیر مینگرند درین\nایام مراحم پدرانه و نوازش رعیت نوازانه\nشاهانه شان چنان تقاضا فرموده بامر هدایت\nداده است تا شخاصیکه در فتح این غائله\nسمت جنوبی مظہر خدمات شایسته شده\nاند و تصدیق یکی از روسای تنظیمیه این\nاطراف و نواحی را بدست داشته به\nثبت وزارت حربیه رسانیده باشند\n\nبایستی که بنام این معامله بعلاوه رویداد ها\nوزیر صار ب حربیه بالعجب باز غوری باندید\nبمكافات نعم البدل خدمات خویش نائل\nو سرافراز شوند.\nو نیز برای ورثه و بازماندگان آن\nسربازان غیوری که درین واقعه شربت\nشهادت را بمردانگی و شجاعت\nنوشیده اند اطلاع داده میشود که بکمال\nتسلیت و اطمینان صورت احوال و کوائف\nخودها را به وزارت حربیه تقدیم دارند\nتا وزارت عرض احوال مشارانما عده\nبحضور شفقت ظهور همایونی معروض داشته\nدر تحت بنوارش شاهانه و مراحم ملوکانه تسلی\nو مطمئن شوند (مضا و گیلوم تار حربیه عبد العزیز خان)"}
{"book": "adl0717", "page": 293, "text": "شرایط اشتراك\nقیمت سالانه\nمحل توزیع ششماهه کابلی\nکابل و کل افغان ۵ ۹\nخارج افغانستا ۷ ۱۱\nممالك اجنبيه ۸ ۱۵\nورد او سفرا ۱۱ ۳۰\n\nمكاتبات\nمآخذ اخبارات داخليه و خارجيه\nمكاتيب داخله و خارجا بای\nباداره با جوزه یله یی و شرق\nترجمانه ، عنوان میگردد.\n\nشرایط درج اعلانات\nاین اخبار اخبارا یا لاصل و مکاتبال بحروف واضحه\nنوشته و دو پر گه مقاصد هیات نظاما ادما\nمیگردد. امور محرر یه بکار زار جریده حقیقت\nارسال بومه الا واصله در باره ماند جریده\nداند اداره بصلاح د نظام اخبارش\nاناد هست بشتر ك توسط حواله باخ و باینجا\nمطبعته نقدین بلز هم بفاصله دریافت\nمیشود\n\nسراج الاخبار\nافغانیه\nحقیقت\n\nمدیر\nمحمود طرزی\n\nنگارنده\nعبدالرحمن کشککی\n\nجلدا کابل چهار شنبه ۴ قوس ۱۳۰۳ ش ۲۸ ربیع الثانی ۱۳۴۳ ق شماره ۴\n\nاخرین خدمات اسلامیه یی عسکری شاه\nقرار اطلاعاتی که کتباً آموژ ايمر بچون درین موعد حصه حقیقت\nرساله های اختتام رسیده بود و می بایست که در اخبارات\nداده شود تا قرار قاعده مقرره باوطان مالوفیشان در\nقطر و اطراف نواحی این شرف الاسلامه مراجعت میکردند\nازین رو از وزارت جلیله حربیه شجاعه نسبت بر خصی شان بزبانی\nو ثبوت پر عرضی شما اصدار یافت مگر این سلایز افراد ان کرد با\nو خانه بیگر موصول شدند تمامتر بطرفین حکام و ناور ین\nموضع خویک خدمت سرا پا شرافت که زنها\nدانم عسکر بلکه تمام افراد ملکی جوق جوق و دسته و دسته\nاز یر گونه و عمده بر اپنے نائل شدن بدین شرف و\nمطاعت شکر احقایی و اطاعت و انقیا د حسین\nخیلانه بدین پادشاه سلامی و سرکوبی بغاوت\nبیچانی مستعدیلی و اقر نموند نه برا شفتند و تا با شمیم\nدر این پیرین مسئله بحت و مذاکره نمودند با الاخر متفقاً\n\nمیداند که درین موقع گذشتن خدمت باشرف\nعسکری و کوحب المر باد خایے باشه موجب تنگ و\nعاری و باعث خجالت و شرمساری ماست بنز عوام ملت\nافغانی لہذا تمام شان متسداً ومتفقا عريضوا\nبرای آقای محترم عبدالرحمن خان فرقه مشر در موضوع\nمهر و امضا ونشان انگشت نهاده بعرض رسانیدند بهرجا\nوالییس خان بن مرامه را از وزارت حربیه توسط مشارالیه\nخواستار شدند بنانچه مغزی الیه این معروضه خاطرا بمقام\nعالی وزارت تبلیغ داشته در نتیجه جناب کھیل صاحب حریہ\nاین هنگام خود را بر طبق ہدایت ملوکانه گنته در قوانین نظری را\nکلا و خانخواسته شده بودند که بعد از تکمیل ایام خدمت واپس رفتن\nعرض شنا دیگر نظری هیچ بلعب نبود حتى انشان داد چنانچه فرقہ مشر\nموصوف این تفصیل را بزانظری موقعونه باشیرین ترین بیبان\nکردانا خلا این کیفیت شها اینکه تا با فرینت های ففنون اسب\nقربانی و در اختباق متهانیکن میں محتدہ شانیک شدین جہاد حریت\nتابع ماند، در غیه شحاذ اجازه گیر مه تا خود نفری را ساز بگذشت\nنار کریت کلیل متقا سر به مشرف شدند و الیس که فقره یی اخمام\nوقاد از با انجام سلاميه هجیعی را با خود عرض البيا ادند"}
{"book": "adl0717", "page": 294, "text": "شمارهٔ دهم جلد اوّل جریدهٔ حقيقت کابل چهار شنبه ۴ قوس\n\nمجلس شصت نفری بشاهبره این بارگاه وزارت حرّیّت اثر بتقريب\nعرضِ امضا یافتهٔ ما اما بمقام امنیّت علّیه بخواهشیکه بمانعِ مشکلا ت\nپناهی قرائت کرده در غضب آن تأمّل برخلاف قانون ضابطه\nو مساکن خود در ین موقع خدمت اسماً ناماً عرض طالبا ت داده\nبکمال عجز و معذرت آرزو دارند که ما را الان کماکان\nبعين خدمت باشرف عسکری تا انفا فیصله شدن معاملۂ\nسمت جنوبی بخو و مختار فرمایند:-\nعريضه عسکر شاهی با نفری مستخدمين صنف شاهی\nاول در جوابنامه که ازمقام\nوزارت عظمای حرب درباره مرخصی چهل نفر ایان فخر خامه را\nیافته بود بواسطهٔ حراست حیاتی ما خاطرنشان ایان گردید و\nدرست از مرخصی چون هر نیم فرد علیحده علیحده دقت نمودیم\nو اطراف وجوانبش را خوطر سنجیدیم در نتیجہ چنان التماس\nمیکینم که چون در ین ایّام موقع خدمت و ضرورت خدما ت\nونظراً بمقصدت ایان بادولت و مملکت براها هی ایان\nنمکخواران پادشاه و سربازان صداقت کیش مملکت را قطعاً\nسزا و زیبائی نیست که خدمت محبّ یک پادشاه غیور و\nغازی خود را که نسبت بسائر مستخدمين دولتی دربارهٔ\nما نوازش و مهربانی مزید دارند گذارده بخانه یا خود برویم.\nلهذا ما از جان به کمال عجز و انکسار عرض میداریم که این نقضِ تعطیل را\nمانع و کسر شانخو دجلی میگماریم بلکه در هیچ یک موقع بجهت نگذاشتن\nیک خدمت با شرف را مرگ بی عزّتی درین خویش عقیده\nداریم لہذا از حُسنیٰ جذبه هائیکه فوائد اعظم ما میباشد چنیہار امیدا نواری\nرا بدال می پرورانیم تا این التجا و معروضهٔ خاص و فریضه مان را\nکه آمد وکیل ما حکومتِ علیه حر بیه میباشد بقبول فرمایند که آئے ازینجا ما\nبرخصتی درخصت گرفته و بخانه یا خودستان در هیچ یک موقع نجهت\nکه عبارت در خاک خون غلطیدن در شجاعت و اطاعت و\nعقیدت خود ما بر ا بادولت عهده نمود که سالہا سال پروردهٔ\nنیک نام ما شاء باشیم میداریم رضای خاطر ما مقبو لیت این مرام ان\nبرای ما عموم شایسته و بی ثمر وکل ہست! افسوس بچگونه فکِ\nاز میانیا بر خصمدریت را تا عایلی و مشکلات شخصی خود ترّین\n\nخو د را مترو ریلے نگارند بر طبق مقررات عسکریہ بتو اند که حقِ\nمقدّر خود را از خلطه مربوطہ خود گرفته بروند.\nاینک از مقام وزارت حربیه بحکم رفتن چهل چهل رو\nبطور نوبتی در تلگنامه توضیح و امر شده هیچ نمیدانیم که در تجوی\nبر کدام واسطہ بوده!! از ادِ صداقت نہادِ عسکری که از سالہا\nدر از برد و رده دست حما ئل مرحمت پموست علیحضرتِ\nسلاطینِ غفانی هستیم بگی با د اجداد ما نیز از ین خوانِ جوان\nپاد شاه بخش و مستفیض شده اند در هرچیکہ دیگر ما در انما ندان و و\nنه توارثی بار بگذار گم شده کنا ر افغانیستار برآندم از\nو ار و حضو العلیحضرت میشوند چطور متو ائد شد که ما با وحال\nمساکن خود رجعت کنیم و در موقعهٔ کہ همراه دیگر برا در\nخود که در صدر حه کنون در عرضِ راه رو بر و و مواجۂ شور و جنهم اس\nکه فجایع را میرویم!! و ما برا نچہ واپس می آئیم؟!!\nلہذا بکمالِ عجز و انکسار معروض میداریم که مقد\nعر ضِ اینِ حکمنامِهٔ خو د را پس گرفتہ ما مجموع میح الا فواج را\nموقع ازین خدمت سراپا مفخرت محروم ندارند درین\nمهمه را نه مارکو همتی و پست فطرتی نشاناند.- درا\nذاتِ پادشاہی کہ خصّه در ما ر ا بنظا م و اراده فرموده بانه\nمعاش مقررهٔ ما را قطع فرمایند ما در اصلانه یچ گفته نمیتوانی\nصداقت و خلوصیت و حُسنِ عقیدتی که با ذاتِ همایو مجت\nداریم میخواهیم که انفصال این معامله سمت جنوبی مفروضِ ابا با امر\nو ظروف و ملبوساتیکہ از تحویلی انبار الطافانهٔ شاہی در بر خودم\nہستی خود غررا یا گر گروه ایم هرا رحیا خود را نموده ما کزاند\nنمائیم واگرائیم روبه نام گذشت حاضریم که ارسوا ل نا\nگذار خود را نموده این خدمت سراپا مفخرت را امینِ موقع تک گل\nنگذاریم ۔ تا نزد اقران مأ ما ئل خود شرمسار و نداد کر لشکرِ خو\nدشمننا و اربابِ غرضِ زمین گذشتن مقد و کلیه ای خودم نیز بروض\nجوایز وکیل حُضا محتشم بعد از انجام این عِران در این\nدیدن این جذا فراب\nکہ جوشی قدم راتا طو یلی رهنمو د ملاحظهٔ آن قرائی ا استلام\nحاجبا عرضِ من اند که از ین رفتن شما پادشاه کبر یا وانِ یا بطانچ"}
{"book": "adl0717", "page": 295, "text": "شماره (۵۳) جلد اول جریده حقیقة کابل چهار شنبه ۴ قوس\nخدمت ثابت کمال صداقت و فعالیت مجری گذشه توأم\nبتیا مندارات داخلی نا بلکه وزارت حریبه نیز از فعالیت و\nرشادتهای شما کر یو ما هیونا از شما سرور کرده است! اظهار\nامتنان دارد و بوی در دارم که اکتیبی از نما اسما جوی نیم\nبپرو با خزانه و جنخانه درین معاطه یکی از عماد ناصریه متمع فی\nرفته است از فرط اخلاص و عقیدت با دولت و مملکت\nخویش با اینکه موظف بخدمت مقامی انجا نبودند اطهار استجار\nو فعالیت نموده منصب داران و عریضه برداران شهری که انه هری مکرز\nاز مدار خدامت نمک خار میر انم !\nمقصد که این منجنان تریدی بیرگ ایشان گفته شده\nو ملاطال بنها را میماندند که این هنگام شما با وطانان محب\nاز قیل ایام خدمت استعمالیته بر گزیدگان اقلیم دیگر هیچ یک\nمقصد را مانع نیست و اما از طرف اینها جوابات کافیه و عریض\nعقیدت مندا نہ بمرفر فلا قراین ما حضور د کمل صاحب اینامین دانا ایکه\nمسل برین قرار گرفت که این معروضه تا بحضور ما نقدیم شود تا\nبانو خیال خود را آستان ملوکانه نشان معروضه داریم\nمرحم ملوکانه جناب ضرت عبد العزیر خان میں کاملا\nدستگاه نفوس پر ور هند این کیفیت\nو کار تو جی عقیدتند ی حکمر شاپکا بی کنان عرضدا و شانیز از مظهون\nمحدست همایونی قرائت کردند . ذات پادشان بیامون\nامر فرما کر دستگاه ملعونی بدار سجده و جوابا در دلابی بیارا که\nخودم برائی این فرزندان مزیزیم میگویم بدوشان گوئیا نباشد\nکه از مقصدی پرده درین خطابات نصت مراتی بجانب کارانه\nحضرت و کیل مختار بنفور که مقابل معتو عسکری نهاد\nکلمات فراینمات ہمایونی را بعسکر میتواند ند دو جا آبار\nشکر اخلاص کیشانه و عقیدت مندانہ مھر و هر حضور مرد شستند\nنیز برون میرسانید ند خلص گذارشها نیکه درین بین معمول آمد\nد این نگارنده انرا بخاطر دار و حسب ذیل است :\nذات شاهانه : - ما مسلم که شما مقصد بود اکیورین\nحضرت مجو طر داشر منهد ند سوليستادید الا از رفع خود\nبا دکول بیشتر دید. مطلب از این عطای\nحضرت زیر ما یو یا که با جورین اور کار سے یونا نه بهانه\nکر حکومت در ادای طلبنه خوایش باید کمرین کتمان مامو دست\nولیس مقامات خود ر حمت نمود و بخوض انجا دیگر منامنه باب\nمیشود با و ناگفته شود و اقوام نان گمان نگند که مستند\nسمت جنوبی جهارده کسب ندامت کرده است که علاء\nغیر شکری که تسلا داده ایم و در مرکز ما صدف خوانای\nداخزه و عموم رعایا اینحا شیری صدای دیګری میردند بر هیچ\nاحوال شما معلوم نه میبود اکنون که شما برو یه هم دولت\nبوعده خود و نا کرده و هم موجب مسرت خاندان و ایمیلی\nوطنان خود بمظالم نگر بدین مسائل اگر همین تعدا دیلر که\nوزارت حرب تصویر نموده است بروید بهتر خواهد بود!\nعسکری وکیل صاحث مخاطب نمودند کریسیون\nپادشاهی معروضدارد که در موقع\nود فردا غائستان من امید و آرزو را بدل می پر و رماند که\nسلامتی را بر طور یکه ممکن باشد بر آلت و مملکت حکومت خود\nبرساند ا قوام و عشائر در وستانها اکثربها ایک از تعلیمات\nنظامی مانند اکب اطلاعات ندارند میر انتظام این اثرها\nبمقاومت حاضرند و در موقع لازمه مظهر خار تا عالیه خواهد شد\nآیا پادشاه مقدس عبور بر ما میتوانند که این نکته عار را با\nکنار که باعث کرد ن خود را با قاریانه اوطان خود بدهیم\nاگر همها بها ما از ما استفسار کنند که شما برای چه آمدید و در\nجنتا جوا حصہ گرفت چه خواهیم گفت!\nذات شاهانه : برای رفع این گمان تصدقی\nفعالیت در شادت تا وزارت حریه شا را تصدیق میدید\nو خودم شما قرار حمانه را عطا میکنم و مفروانه شما را با وطان\nتان روانه هستم تا از من خدشته بتر مطلان با شیها\nعسکر شا ہی کا مضنا مائید دید نظروفه تصدیق و\nفرما نجو ونا لا شان بداهیم و مجوازم و بداند کته که ما از فست\nنجریه ایم و حسب الامر شاهانه ما کو خود در موضع قدمت\nمودت کرده ایم - محفر خوف اطاله کلام خلاصه عرض میکنیم\nکه ما سیچ مین از توابع در حضورمت رفتن خودر ضر و مجواب"}
{"book": "adl0717", "page": 296, "text": "شماره دهی جلد اول جریده حقیقت کابل چهار شنبه ۴ ثور\n\nمسلحی نه فهمید کرذات شاهانه حمکما اور رارها سنگان پس بفرمایند که غل\nدر کردون و زنجیر در پای ما افگنده بالا یا بونا با را پا در طان ها\nکنند و پاچه همین جا جان ما دی نماید و بسلام.\nذات شاهانه:- ازین کر گوشی و جذبات عساکر شاهان\nخود اظهار مسرت کنان فرمود که من شما را انشا اله لا د و کشته\nخود نمیشمارم و هیچ یکه نه رنج و الم و نفقا نان رو ا دار هستم\nخوب است بعد از بیست روز گرات انقله معالم سمت جنوبی\nبرقرب کجابر برسد مرانرا هم فرا رفته اند بی خوش شمار است\nعشر شاهی:- ما از رفتن با دلخواه و افکار نداره\nو نمیتوانیم که مز یلدبرین جرات و جسارت کنیم سا بو فی جوانیم اما\nعرض اخرمین همین است که بدون هیچ یک نوع تردید محص خوشنودی\nما بایستی که شهر با رمحبوب القلوب نرا منظور فرمائید:- که پیشتر\nایام و قیاء میعاد را بر تا رفتن پامعین نفرمایند بلکه پر انکه\nکاغد معالم سمت جنوبی اختتام یافت و در بر خا صه نی دیگر\nروسا تنظیمه در کابل عودت کردند اقوام ما خارج نشد با وطان\nخود رجعت نمودند ما هم دران وقت حاضر یم که این تکلیف\nرفتن را بعساکر خود بپذیر عید ا و از با غر و و یر شاه پادشاه\nسلامی کلان پادشاهی)\nاعلحضرت مسلم غاز نمیر زید این مشیر خالصانه خود چیزی\nنفرمودند و وکیل صاحب حزب الفاظ خیلی شیرین\nدر رسانه بنایی اظهار شکر نموده او سانا نرا ما جا با رخصت کرد.\nتشکر از حکومت های علی فرا\nدر تما صاد قان را که ع جلالجا آقا محمد سرور خاں\nحاکم اعلی فرا در ین ایام قسمت پوست انتن خون نمودہ اند عادات\nما را در اخباری حقیقت میخواندیم سوق بلا شک محکوما آقا محمد مرورخا\nمذبود که شمه از حشات اور ایقنانا اکته با داد ماهیه او از ناهیه سبرات\nلازمه مطرف کابل سوبی داده اند حسب و ظایفه می باید که برامده\nمالی و تقدیری مز بو دایت حمه را اشرف اند و ین صادر فرمده\nطرت خواهان این سر زمین بعض امر که امو مینان بعد از شکر نموده\nبزرگاشهال بدین طرز کتمان نوش امیت حتما که با مناد ار ز دانته\nپیوسته های وله\nتبريك و تهاني بمحار فاش الينا\nفد یا نبزرگ جثه شاد نجا به اثر و و نو ا می تو کردد فد و نانان\nنا شره بلو که تقریبا الی دنگی ناصر اختر اکرده بود. در سر کا ریه\nکوشما لی جمعیت تها از این کرد علی در حدو د بکار بورد\nالنور و شنا همراد در بر کوشه و کنار نمره ده اند و در\nحقیقت تفصیل هر کدام از ین بخار نا وصافنا صبت اینه\nتحریر و اشاعه مند جهت حکیم شرع شمس است. صفت\nجنبکه معرض اجرا نه نجام و سا خنوطه خونیک به اس جلاله\nملکی و نظامی تو کر دوه در اعت ماضنه و هم امسال صبا قدکنا\nخویش کر خدا قابل تقدیر بست کو نا حصول دارد جهرا\nنفع و تصرف نبوده خانمانه نبرود و محصول بنده از مه ملارد\nبیا ونت آقا غلام نبی خا معابر ین عملیات انتهای سرور\nحمیله سنا نوا بکار بردند سزانه کیست حشره سفله ار از\nبعض معشو با چنانچه قبلا مر فوم کشته سر براد را در کابل\nاز انجا که امنیت کلحه و انضباط عمومی و نظم تقومی بر اجرا\nجوان عالی کر لو کر و اطراف و نواحی آن شهر ده نبط ش ا د\nمکملی با ست و هم کار با نظامی کرد نیر د جوان بین براند نو\nحالش القابے غلابه می تھا بخوبی و درستی انجام و خارش میله\nلذا نمردار فتن او شنا نمبرو نیر لازم دیده نشد ایزیم در\nیک خدمت مجم و کاصی ضابطی لی که رفته خلیفه ما و ر ه قاری\nحضوم علیحفر اعظم غازی ثبت نایل شدند که فرانموده ام\nشناسی مهند شمایا دشا هی نسبت بمقرر مغربی ایام قا مت\nبهانجبه خبر فیروی موصول دست مستم کو بهمه دارت\nحقیقت:- از طرف خود و د زارت علیه ا\nو تبانی این صفت جلیلیے باوری پادشا هی کند و بسار بخورد\nشاه و لوخان تقدیم نموده از خدا میگذر ندای این مبیر پیقو\nسمت جنوبی با یرا در بسته است و عموم بناو د عماد حلا\nکمال ممنونیت و مشرت خود د ا براز کتان به قامه رضایی کے\nدر قد مانت مکمت ذات کیفر آلود داد تانه با خیانه"}
{"book": "adl0717", "page": 297, "text": "قیمت اشتراك\nتفصيل مقامات\nكابل\nو ساير\nولايات\nبما هـ\nبسال\nكابل تمام ولايات\n4\n5\nمكاتب حكومت\n11\n7\nمعلمین و مامورين\n15\n8\nوزرا و سفراء\n30\n11\nعذرات\nتمامی مقالات با امضا پذیرفته میشود\nمكاتب و مراسلات بنام مدیر\nسراج الاخبار نوشته میشود\nاعلانات بموجب خطوط چاپخانه\nطبع میگردد\nدائرۀ مديريت\nدر شهر کابل جوار ارك شاهي\nحقایق\nشرايط\nاین اخبار بعد از اخذ محصول ارسال میگردد کسانیکه\nنخواهند دیگر مقالات بدست انها ارسال نمیگردد\nامور تحریریه بخانه مدیر حقیقت ارسال باد\nمقالات اصليه را داره اعاده نمینماید در انعادها\nو اصلاح و ترمیم اختیارش از ان هست -\nاشتراک توسط نفوس دولتی در صورت\nنقدی از همه جاها دریافت میشود\nيا الله كشكلي\nنگانده بران بين كى\nجلدا / كابل شنبه ٧ قوس ١٣٠٣ ش ٢ جمادى الاول ١٣٤٣ ق شماره ٤٦\n\nروپرټ يو كميشنر فراسوي بملت افغان\nدر ملاقاتی که مرا با او دیده میشود که عمارات طویل\nو بی فائده را دوست ندارد. تمام اطلاعات و اشارات او\nصاف و بی الایش با مدرک میباشد.\n(جريدة مشهور(ترنل) منطبعه پاریس، در شماره (۱۸)\nاکتوبر مطابق (۲۶) برج میزان ۱۳۰۳ مقاله ذیل را از قلم میسو\n(شراك لوب) که از کمینشر های خارجی میشود، قرین محبت بعد از\nورود کردن قونوی و قرا محقانه خوابی که با انران در انحا به مر بوط شان\nکرده ام، بخدمت هموطنان ، با سرافزا با بل اخبار دید یکی از دوستان\nخویش مکتوب کردم ! ترجمه ان نظر شایقت اکاهی خواند کند ان در میاید\nچون این شخص محترم تعارف شنیده بودم با یل ملاقات\nشدم. در ضمن ملاقات بمن چنین اظهار داشت که طبیعتاً\nدر قلب اسیای مرکزی بین هندوستان - روسیه - چین -\nو ایران است. در چارسوی تمام راهها را پنجه اسیا\nقدیم راه عبور از روسیه بمنابه ستارج واسطه رابطه ایالے\nسواحل «مدیتران» و «شرق اقصی میباشد.\nتا ازل محمد نادر خان وزیر جنگ خوانته با سمت وزیر\nمختاری از طرف دولت متبوعه خویش بتازگی بپاریس ورود\nنمود، با پیش امید شایان و حياتهم می تواند زی کرد مدت ۲ سال\nاقامت در مملکت ما نموده بود بنها ر به پایتخت ماموریت دایم\nوزارت خارجه را بایشان بسپرد.\nمذہب اسلامی اسلام و پادشاه خطیر کنونی با یک شخصیتی\nدارای حالات افکار روشن مایل است که مملکت خود\nکا بلا یک مملکت جدید بنموده و از تمام ترقیاتیکه باعث\nسعادت سائر ممالک شده است از انها استفاده\nمملکت ملت خود را به شاهراه ترقی هدایت نماید.\nپایه و اساس تمام این ترقیات را امور معارف دانسته\nباین دلیل پادشاه محبوب من قبل از هر چیز مدولت فرانسه\nرجوع کرد و از حکومت شما امداد بر انحلالات معارفی\nخود طلب نموده یک عده زیاد از جوانان افغانی را که تمام\nاز مثل یک شخصی است . بلند قامت ، باریک\nبا خویش قیافه دارا یک لبش که تاه کمی که ما زبا بعضی ازانها\nمیل بسفیدی اورده. در چشم عنیک با طلائی مدون ، وزیر\nمذکور جدید یک تصوّر و قیافه کامل افغانی را دارا میباشد\nدارای یک خلق شمولانه با و قار وسنگین نژاد و نجابت\nارتباط و پیوستہ ہوید است. با غرور و نخوت ملایتانی"}
{"book": "adl0717", "page": 298, "text": "شماره (۴۱) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شنبه ۶ قوس ۱\n\nآنها از خانواده‌های کهنهٔ اینمملکت بشمار می‌رود است که الحال در بعضی صنفی مشغول بکار می‌باشند و قدم ترقی اینکه باعث خوشنودی ملکیان است نموده و مینمایند.\nموضوعیکه جناب پروفیسرفوشه فاضل معروف بکابل وارد می‌شود راجع بامور بلدیه مشورت‌های مفیدی بآنها داد و یک کمیته فرانسوی را بجهت تاسیس شفاخانه‌ها باطلاع طریقهٔ جدیده که بجهت مشغول تعلیم و تربیب میباشد حکومت افغان انحصارات امتیاز آثار عتیقه را برآ مدت سی سال بهیت علمیه فرانسوی عطا فرموده که در تمام خاک افغانستآن تجسس نموده آثار تاریخی قدیمه مملکت را اکتشاف نمایند این‌ها پایه و اساسی است که تاکنون بیاد شده و فی الحال امروز لازم است برای تاسیس ادارات اقتصادی و ترقیات آن فکری مدقاقانه بنمائیم.\nدر خاک مملکت من معادن زغال سنگ فراوان موجود است هیئت که اکنون در چند نقطه معین در اطراف ولایت کابل کشف و پیدا شده است، و یک معدن آهن هم که بدست فرانسوی جستجو کرده بدست یافت شده از قرار گفتهٔ آنها آهن آن نقطه نهایت اعلی میباشد معدن مس هم در چند نقطه مملکت یافت شده است که بسیار قابل استفاده خواهد بود طلا هم در قندهار بکار افتاده است و در چندین نقاط دیگر هم یافت می‌شود. معادن نفت ایران از قراریکه حدس می‌زنند دامنه آن معادن بخاک ما سرایت میکند از طرف دیگر مملکت ما بمراتجارت پنبه یکی از بهترین نقاط است و حاصل شهم بمحیرم پنبه در نهایت نفاست است.\nآبشارهای زیادی در مملکت ما است که میتواند آبشارها را بر قوه برق بکار انداخت ایم. باین حال بطوریکه می‌بینید مملکت ما از حیثیت ثروت یک مملکت قنی‌ست از نقطهٔ نظر جغرافیایی دیده می‌شود که در آتیه نه فقط یکی از مملکت حاصل‌خیز بلکه یکی از مجاری در تبادل خواهد شد. و مرکز عمدهٔ ادویه ممالک آسیایی مرکزی خواهد شد و معادن که انگشتاً بسته‌ایم بها کا طوم می‌آید که مال تجاره ما آزادانه از راه کراچی و بمبی عبور و بخارج فرستاده خواهد شد.\n\nدرین ماموریت خود بنهایت صنف خوبی سعی می‌دارم که بسریعترین اصول محتمل الامکان نقشه جدید تشکیلات تازه صنعتی و اقتصادی افغانستا را بآهنگ شرکت با فرنجی‌ها متفقاً عملی نمایم قبل از هرکس ایجاد و ادله میل و آرزوی ما انست عقل و فراز نفاست مودت بداده و بر منافع ملکیین با اساس محبرو و در انجام و قراری این کار با شرکت ورزد که فایده دو مملک عمده از آرزو دوستی فی الابن صیغه خادصادقانه درین خواهد بود.\nدر خاتمه اجازه بدهید که آرزومندانه هم دل امیدوارم که درخواست پادشاه معظم محبوب صدا مملکت خود را که بیش از محام آن هستم در مملکت دوست که من آنرا بی‌اندازه عزیز و پاک میدانم بپذیرید.\n\nقابل توجه محترم مدیر جبل المتین کابل\nبمقدار امداد ما قبل مدیر جریده جبل المتین کلکته در شماره ۲۸ از ستون اول ما صفوی ۲ حصه مقاله‌ را از طریقی از فضلای محترم محض از نقطهٔ نظر محبت اسلامیت علاقمندی و دلسوزی وحکومت افغانستآ دارد قلمبند نموده است. مندرجات زقمیه ما موجب حیرت و تأسف این نگارنده فکر از خواندن عزیز گردیده است. لهذا مودیانه خدمت وفیر احر در آیت مخبر محمد موصوف یاد دهانی میکنم با در آتیه نطق و کلمات که باعث حسرت و مراق ناظرین آن بود که در افغانستان باشد مبادرت نورزند و آگاه داد در آن مورد اطلاعاً موثقه را بدست نداشته و از رویهٔ او دور است نوشتن صاحب مقاله اطلاعات کامی نباشد در مثال این مقالات در لیت یا لیش اندراج مستدعی این نگارنده گمان میکنم که نویسنده این از اوضاع و سیروان جهان علمی لنگ خواهد بود که از جابجا در کابینه همراهانی آتش افاده است دانسته و دلنواز موجبات برأت فی عالم اسلامی را عموماً و افغانی را خصوصاً بر پا نموده است این دانه بر تحریر آنبا تقویت پایم و با مقاله خائنانه دیگر بپردازند."}
{"book": "adl0717", "page": 299, "text": "شماره (۴۶) جلد اول جریده عفیفه کابل شبنبه ۲۰ قوس\nورود بیلهای تائید انجا مرکز ورود متبوعین صاحب خرید الباطنه\nعلاوه براد عال صمیمیت تا به درگاه ذیجل قا باطنیه که از روی دو سه روز قبلبرین ج، ص، اقایی حبیب الله خان\nد سلی دو دیگر طعتهای بافیه سمت جنوبی مکرراً وارد مرکز شده واقایی محترم محمد سمیع خان ج اقایی محمد عظیم خان\nوخبردود بعضی از انها را ما درین اخبار و اطلاع آمدن و چند ذوات محترم دیگر از سمت جنوبی برآعطای\nماعد از عشایر اقوام از نموده ایم درین ایام بارتفع پا بعض معلومات و اخذه سررشته هایی لازمه سمت\nایی رصدا تن بر قمنایی دیگر را جناب مستطاب جنوبی وارد مرکز شده اند، با اینکه این نگارنده\nآقایی علی احمد خان رئیس تنظیمیه سمت مشرقی از بعض ذوات محترم این هیئت لایحه را متضمن خلاصه\nاز عمائد و سران اطراف جدران و منگل نظرات شان باستد خواستار شده ام اما با هنو ز\nوالت غیره ارسال داشته اند درین ان بهم نرسیده جنیکه موصول دست ممنونیت\nیو فصل هایی مزبور برادر یک باغی مشهور که گشت در انتشار ان مضائقه نخواهد شد.\nبا فعل مطیع شده است و جنت خانم دارد نیز شامل است.\nبجز صاحب کمالی عیب در عالم نمیدانم\n(اشعاریست که حسب مطلب و هم برای پرایم اقایی محمد سردخان سرور ایر و ده است)\nاوضاع زمان با یک جهان شور وافغانم چونی فریاد میخیزد دما دم از رگ جانم\nبخاک یاس می غلطم زن خود کشتی بر انم ز دست پوچ مغزان کریدارد موج طوفانم\nبچشم احولان کل خاری آید درین گلشن بیا آئینه با ما باش ! من هم سخت حیرانم\nسپند آتش عشقم مرا جز ناله کاری نیست زاین و آن خود گر سوختند اغیار و جانم\nبچندین رنگ میگردد زبان اهل شهر امروز آلهی از کرم پرنور کن خورشید تا بانم\nچو نظمی نیست در قلب دیار باب همیاران بجز صاحب کمالی عیب در عالم نمیدانم\nزتبا دل بخون از دست جاهل میشود مارا بخابلهای عارف نیز از غم ساخت بریانم\nهدف چون میکند با زار گوهر را همی شاید که جای آب خون از دیده با ردا بر نیسانم\nدرون تیره اهل غباوت مائل است که تاروز ابد خاموش سازد شمع عرفانم\nبداغ سینه خود ساختن بهتر از ان باید که هر شام و صبا باشد نشان من زدو نانم\nبرنگ گهر با گردید تم با شد بوس ایدل گرببرق تجلی بر جهد از جسم سوزانم\nطلبم از چه اندر کار با افتاده است یارب که همچون بلبل بیچاره اندر شوره افغانم\nزحرف راستی هر کس بخود چون ما می پیچد کمانها بشکند از جستن یک تیر پرانم\nبجای دور سیده جهل را افراط نادانی که معنی هم ندارد این زمان حرفی سخندانم\nدگر شایع شود از پرده حق پرده اخبار مجویب در سو دکی دارد نه بخت زعقل و افغانم"}
{"book": "adl0717", "page": 300, "text": "شماره (٢٧) جلد اول جریدهٔ تحقیق کابل شنبه ٧ قوس\nاگر گوئی بایشان شمه از حال داخل را ٤١ ٤٢ بگویند حال داخل چیست خارج را بپرداز\nچرا با احوال خارج حرف چند مرا بیان سازی بگو بیند لفظ با آفرین هم ندارد سود چندان\nاگر باز نثر نویسی بایشان دفتر معنی بسوی نظم می پیچید چون یک شمه در عالم\nدگر بر جبه گوئی حرف را گویند معلق گفت بسیط و ساده باشد در نظر ما کار آسان\nدلی کاغذ پر از داغ و تسلم از دیده خون بارد چو ببینی سر تنقید بگشایند اخوان\nبخون آغشته دل را در بر خود زار می بینم ازین معنی چو گل افسرده و خاطر پریشان\nچو عقرب قصد آن دارد که نیش کارگر افتد بموی خصم شدن معنی دگر داد میزان\nبسنگ نا امیدی بر شکستن کار آسان نیست فلاطون درد از جیب سانیرسای مژگان\nسخات اہل دانش کار دشوار است دانستم زگردابی که باشد جابلان ملاح طوفان\nچو گل خواهم گریبان چاک سازم از غم گردون سر تقلید تا دارد ز بس هوش پریشان\nبراحوال جهان چشم بصیرت بر کشا یکدم پی آبادے ملت بکوشید ای عزیزان\nز ظاهر در گذر اندر حقیقت صرف فکرت کن نشبت تا نماید از هر نفع هملاخوان\nبهوسا صرف خدمت کن که تا فیض ابد یا بی چه حاجت اینکه گوئی طرز فیض نیک میدانم\nبشیخ و زاہد و صوفی نباشد اعتمم چندان که آن در عم خود مانده بی درد گریبان\nبہ نیک و زشت گفتن کی دہم سر خیالم را چو ماه از چهره خورشید شاه آئینه گردان\nفلک همت ملک سیرت ظفر عقلت امان الله وجودش را رو با باشد که فخر اشیا خوان\nرسید پرده او اندر عبادت حلقه میگردد تن مجداب شبم گردد که ابرو می تراء\nکجا کام دل بیچاره گردد از لبش حاصل ز شادے روزه می بالد که من شکر ستان\nبپاس کعبه دلها را بدست خویش میگیرد باین معنی بود بر کعبه رفتن کار آسان\nزکواة جسم او شد دور بینی های کار ما زکواة دست او را قبضه شمشیر عریان\nسراسر جون و جودش وقف راه دین احمد شد من او را سایه حق حامی اسلام میدان\nبا حیای سنن از بسکه میکوشد بروز و شب هزار اجر شهادت را بر قدر یک قران\nکفش جود سخی و گردش طوق اطاعت شد با مر واجب التعظیم ذات پاک یزدان\nلباس طاعت اندر جسم او چون جلوه افروزان وجودش را منزه از همه آلام خوان\nبیاشو خوشه چین خرمن اخلاق شاہ خود تمدن را چو میخوانی که گیری در رتبت ان\nمطیع این چنین خسرو شدن لازم بود مسرور خدا یا ! دور میدار از ره طغیان و عصیان\nہزاران تو به از کاری که کرده مشکل حائل الہی شکر آن دارم که نی از اہل جدائی\nکلام حق همه آیات نصرت را باو بخشید دمیکه تیغش اندر قهرمانی گفت برہان\nشها! روشن دلا! فیروز بختا ! مملکت پیرا تو آن ذاتی که دادے رونق دیگر بافغان\nقدت تا جلوه افروز سر پر سلطنت گردید بعالم صاحب عز و شرف گردید عنوان\nہر چیزیکه خیر ملت دیدے ہمان کردی بسکرت مرحباس، آفرین ای شیرغرا\nاگر ہر تار موی ملت ما چون زبان گردد عطارد گر غطرب التماس و عرض احوال\nبا ہر - دفتر شکره جودت کی شود کامل : ہمان بهتر که باشد همچو داغ سینه پنهان"}
{"book": "adl0717", "page": 301, "text": "شرح اشتراک\nحصول مقامات قیمت روپیه\nکابلی سالانه\nداخل افغانستان ۴ ۵\nخارجه ۱۱ ۷\nادارات خیریه ۱۵ ۸\nداروئیه فقراء ۲۵ ۱۱\n\nقیمت اعلانات و طبع توافق\nسطر برآمده شش پسیه اگر اعلانات\nطویله یا بطول دائم چاپ شود رعیتی\nمیشود\n\nقواعد و ضوابط\nاین اخبار بقرار ایام تعطیل در کابل ہر ده روز\nنشر میشود و بدیگر مقامات هر بیست طغراء\nارسال میگردد. امور تحریریه بنکارنده\nارسال و مقالاتیکه مفید اداره باشد بدرج\nآنها مندرج و اصلاح و عدم انتشاران با داره\nاشتراک بتوسط بوسطه‌داران دولتی و بصورت\nنقدی از همه جا قبل در یافت\nمیشود.\n\nحقیقت\nسراج ۱۳۰۳\n\nمدیر\nمحمد حسن قاضی\nنکارنده میرزا محمد حسن کشککی\n\nکابل پنجشنبه ۹ قوس ۱۳۰۳ ش ۲۴ جمادی الاول ۳۴۴ اس ۳ شماره ششم\n\nنظر باستحقاق علمی و خطاب کریمی که سراج الاخبار بمدیریت شجاعی بمدیر طنا و با او بختیار فرستا\nده شده\n\nمقابله مهمان و عساكر افغان\nمن بظاهر گر چه دارالکتب کوهی توام ہر کجا باشم بجان و دل خریدار توام\n\nدر ذیل تفصیلی از انوار حسن اعطایی اعلیحضرت همایون تاجدار محبوب القلوب افغانستان امیر حبیب الله\nخان خلد الله ملکه و سلطانه تحریر میشود پر فرامین رسمی پادشاهی که منقش بنقوش طلائی تحریر شده و با مقدما\nعطایای شهریاری مقرون گشته در میان پاکت هائی سربسته بخط مکاشا زده شده روز پنجشنبه ۶ قوس\nبا ساسه واطنباره تا افغانی محل کسان بوابع و زمر افگنده موجبات خرمی و خوشنودی و مزید\nاطاعت و فرمان برداری و دعا گوئی عساکر افغانی را فراهم آورده ست. ب، ح]\nظاهر خطوط دست خط\nمقیم خوست!\n\nاولادهای دلاورم صاحب منصبان و افراد عسکری دافلوی ملکی\nمقیم خوست!\n\nخدمات و مردانگی که در راه حفظ وطن و ناموس و شرف افغانیت ابراز و در دفع\nبغارت سمت جنوبی که فی الواقع دفع بلای جهل و ظلم است) با کمال"}
{"book": "adl0717", "page": 302, "text": "شماره (۴۷) جلد اول جریدهٔ حقيقت کابل\nرشادت و مسابقت از همهٔ مقابل آسان میکند می سزد که\nاو را در وطیفه ادای حمایه صفحه محال شمرده در ساب سبقت\nدر خزاینه از کل وجود مرا بقا را یکنند\nشما را مطلع میسازم قدر و قیمتی را که شما در مه کهدانی آن\nاقوام با نجا رسانده اید بخیرا کا یام می نجواد دلیری شما را\nمیداند کمال صحت داشته مقدر میدارد در تمام مظفریت و\nکامیابی شما یم و شما را مخبر اسباب طلبی فرزندان غیورم!\nافواج زبیر اولاد دلاور حمہ مناصب و او اسکرین\nو افواج قومی مقبر زبیر !\nاز من قدامات خبر و تا و سلام برانه که فی الحقیقت در نظر\nدشمنان شما هیبت عالیه جبریل را مطرح ساخته بود تا پیج\nزیاده وقت پیدا ندارم دست و ارکان یک شما را از ادای\nاینهمه مساعی نامطور انشکرین دارم خواهیم کو شیا نظام برسانم\nو ہمہ از شما سلام بغل و ساتنا خود را رسانده پیشخوانم شما یع\nفرزندانی مکرم مسایا فید که تاریخ افغانتا امجا گرامی حیاتم با\nجانبازا نه شما بیاد را افغانی را نحت عنوان افتخار آمیزه و جلالت\nان تو قیر در شته بست با این آرزو مینماید یار تا مجهود نیست\nدارم و شب و روز مصرف خانه دولت و مواظبت امورا\nشما یم در تاخیر فنج دقت شما را از بارگاه احدیت دار هم افزرنام\nپیامیدا خو له اولاد ہے دلاور ہند مسقا، اور عسکری\nو افواج قومی مقیم میدان خواجہ !\nعالم افغان این بنده تامیه و تسلط پایی تا که در ورطات\nمملکت و در ماسوق طول و عریضی قطری جهاندانی صلو نمودید\nہر زمانی مبارزه او من بوده اداره مشقه شما بر خویشتن حیا لند\nو من از خده ما نجا و افدا با دلیرانه شما تمتع و مسرورم !\nای شیر بچے با افغا سننا مینا کنہ کہ فی الاما شهبا د کارشام\nحصبیت تا نبر تاریخ افغانستا ما بقا مجمل جزیره را نسبت خویش\nمور است من استادی از ا محمد الله صحت دارد می یا دولت\nمیخوات امور شما مصر فهم و در تا خیر ما لیت فیروز شما را دارا از\nپیر اور غیورم و شما را مجد میرانی، ای فرزندان خیو رم !\nقشوں بھی اولاد ہے دلاور همه منصبا و افراد حظیه\nافواج قومی مخبر حجز این مجهه تنده موقع را سایه بیریه\nمحبت دارم در جنگ اقد با ولیرانه فتاح کو اشمارا\nمطہر می باشند که حسا فنا بنا واقدام در شمارا که در بر مقبره\nاشر است بخوبی مقابله مبل مسلم است مبادیست از مسیرست\nنظر قدیر تحسین کردیم و این حب الوطن یزده با ورسانه\nشما را تاریخ افغانستا زیب صفحات خود نموده است\nزیاده از حضرت ایمیز و متعال مظفریت سر خردی بعد از\nمسئلت دارم و شما را مجرای دی میمانم ای فرزندان خیرا کو اخه\nعسکر گردی او لا وہ دلاور ہے مناصب او اوه ی کوره ای\nو افواج قومی میمر کردیمر ! در تا\nاز ثبوت فدا کاری جانباز ر شمار در دفع عابجا وی بر ناته\nسمت بخوبی که هما نا (مقابله علم و جبل است ) خاطر رعایا تیم را\nاز خود خوشنود و مطمن کرد ه اید و افغانها ناله از\nاسلامیست شکی طول او در پر علاما خونرین کنده ای\nتطبیق داده که من آنرا خیلی تقدیر و تحسیم کنم و شما را اساس کال کے\nمیدم ار قیا ما مردانه و دایر آن را تاریخ افغانستا صفحه خو دار صحت جنو\nنبان تا بجا کما صحت داشته بمواظبت امور و در ماسه\nکا ر کا شمایم واز پروردگار نیم که شما فرزند با غیورم از کملک بعد\nخدا در بخیر سرخرود انا یہ شمار امجدا سپا رم ای فریدر اخیر در حجر\nفوج میکره اولاد یا دلاور رها نسب او اداری سکرام که\nقومی مقیم میرزا این کارنا، آثا نیا ماده کا\nقوخا نا با ته نالایی در همه ایجاد شما را سمت با بی کر مجانا د من\nعلم و جبل است ابراز داشته و محمد شیر ا و ضر به با در یران دار اشیا و\nاز بربطوایف جا داد مجندان منهزم گردانید ایده و بی یار\nوا دار میکرد اید که مرد و پسنی اسکار مسین میگویم و احوال مطور یه\nجنبش ریز ش بخودیم تا در ناله کارنامه ا مرد تو سمت شیر خدا کو مسلوا\nافغانستانی جوعت و نفوس گردیده است. ارای ارده قایم\nاین دوست دار خرد ز نان بفضل الله صحت دارم و داس شولی\nاحوال شما چیا مور با دولت تا مصروف است باطره تفا\nو با نافه از هر کدام احوال پرسی خود میکنم خدا و شکا این و\nمددگار شماباد . ای فرزندان غیورم ."}
{"book": "adl0717", "page": 303, "text": "خارجه داخله جلید اول جریده حقیقة کابل لا شجره فلوس\n\nلشکریان منگل\nاولاد با دلاورم صاحبان\nو افراد عسکریه افواج قومی\nمقیم تره منگل! بمناسبت فدا کاری و جدیتیکه در قمع غائله\nشورش جنوبی که فی الواقع مقابله با جهل و علم است ابراز داشته\nاید مرا بکمال قدری و خاطرم را خرم کرده و مرا باین و ادار داشته اید\nکه پیشین شده اقوال جستجو کنندۀ مال شما باشم حقیقة شجاعت\nمردانه شما که در این مرحله بپایه ثبوت رسانیده اید. در خور تحسین\nو تاریخ عمومی افغانستان ثبت نمودن انرا میسزد اینم تا بان ترین صفحات\nتاریخی شما است. این بنده اله بحمدالله تعالی صحت داشته در مدینه\nکابل در امورات دولت بمراقبت احوال شما مصروفیت دارم .\nباز باز شما را بانظریت سر خروئیباری دارای سلطنت\nمقام معظم رب العزة بخدا می سپارم. ای فرزندان غیورم.\n\nلشکریان خیل\nاولاد با دلاورم صاحبان و افراد\nعسکری و افواج قومی مقیم حد خیل !\nبشارت مسرت مآل جمعیت و ترفیه خاطر دلیریها و کار نامها شما را در دفع بغاوت\nمشرکان بغاوت جنوبی که همانا مقابله جهل و علم است تقدیر و تحسین میکنم.\nبمناسبت این سرفروشیها و جدیتها ئیکه در تحفظ شان و شوکت\nملیت و دولت بمعرض ظهور رسانیده اید رضا و خوشنودیم را با سلام\nو پیام محبت و تبریک بشما ارسال میدارم . و شما را تسلی میبخشم\nکه این قسم خدمات شما برآئینه گی در صفحات تاریخ و دلاورئهاے\nشما ابداً ماندگار خواهد بود .\nمن بحمد الله بکمال صحت مصروف امورات دولت\nهستم و باز شما بوده از خدا خود شما را فاتح و مظفر خواستارم.\n\nلشکریان ابو میلن\nاولاد با دلاورم صاحبان\nو افراد عسکر ملی افواج قومی\nمقیم جاجی و پیلن ! نظر باقدامات دلیرانه و فدا کار یها یکه که در راه\nتبیین قتنه و قمع نائره شورش قلع و قمع و استیصال کافۀ اشارت بغاة شقاوت\nآیات جنوبی (که مقابله با جهل و علم است) ابراز نموده اید تا غایت\nدرجه تحسین و تقدیر بخسین می نگرد و من خرسند و رضا مندم .\nاین فداکاریها و غیرت مردانگی شما در صفحات تاریخ افغانستان\nیک افتخار عظیم گردیده ابداً الغا نخواهد یافت . این پیام\n\nسلام تحسین مباهت الم دلالت کننده بشارت محض دور ضا\nمنوییم در باره انفعالات و اما نظریت شما را در جایز میکنم و شما را\nبخدا می سپارم . ای فرزندان غیورم .\n\nبازان و دو منده\nاولاد با دلاورم صاحبان\nو افراد عسکری افواج قومی\nمقیم دوه منده ! خدمات شایان و مظفریات نمایان\nشما که در مقابله بغاوت پیشگان سمت جنوبی که همان مقابله\nجهل و علم است . مرا بان روادار ساخته که احوال خیریت\nمال شما را بذریعه این فرمان الطاف توامان مستفسر شوم\nو شما را نوید میدهم سپاداش این خدمات صادقانه و اقدامات\nمردانه تان که ملت افغانستان بنظر تمجید و استحقاق\nبشما نگرانند و من مسرور و بالینایم . مباهات کنید\nکه الفاظ غیرت و محبت شما بر صفحات تاریخ افغانستان\nبیادگار نوشته شد . درین خواستار قاطعیت\nالحمدالله صحت دارم و بهیچ گاه از خدمات دولت غفلت\nامورات شما نیا رمیده ام .\nدر خاتمه از خداوند بی نیاز همه شما را فاتح و منصور و ابانم در جا\nمحافظ حقیقی می سپارم .\n\nنظامیان منده و زائی\nاولاد با دلاورم\nصاحبی منصبان\nو افراد عسکری و افواج قومی مقیم منده و زائی ! اگر چه از تیره پیش\nحالت محص آل شما هیچگاه اهمالی ننموده ام و همواره در تفکر، بر خورد\nو رفع حوائج شما ثابت قدم بوده ام اما نبت باین دلاوری ها\nپیاپی و اقدام مظفرانه تان که در برابر بغات منبگان سمت جنوبی\nکه فی الواقع (مقابله جهل و علم است) ابراز داشته اید این أ\nاز فضای مواد لها شجاعت منزل شما را آگاه و متاخا\nپیام محبت ثمره رضا تمیم را ابصا میدارم. و شما را فقر میدهم که\nتاریخ افغانستان شجاعت و فطری شما صفحات خود بکلمات مزین\nگردانیده است از یه رقم بسلام الا فصل خبا ونز صحت کا ملم علم هم\nداشته و در خانه دولت تان یک ان هم باز نمانده ام در خاتمه\nتا مرا از خدا متعال ستاد میفدارم . ای فرزندان غیورم ."}
{"book": "adl0717", "page": 304, "text": "شماره (٢٤) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ٢٩ قوس\n\nنمونه دلبستگی اوستا شاگرد با این منصبدار نظار در ضمن جنون\n\nلشکری امریست که چندی قبل من عموم منصبداران\nنظامی و امراء و راکبرین ضابطان بخوبی مفید سمت جنون\nانور سر اعلیحضرت امان افغان (ابقاه محمد سامی) انشآءالا\nفرستاده اند و در ذیل ان در حصه حصه هريك صحتبان\nنیز تصدیق آنرا تحریر داشته عموم صحتبان گرانقدر\nملی بحضرت ممدوح افتخار دارند گفت التقا نهایت\nمؤثر امضأ داشته اند که امضأ کنندگان آنشکرنامه\nکه از (٥٠٠) امضأ نیست\nتاریخگر نامه دیگر عرایض اخلاصمدانه و عددی نامچه اعضای\nکیک اتباعیه و جمعیت غازی ملکی صاحب مملکت افغان\nنیز عرض و تقدیم شده است . م. د]\nمجلد احساسات شده ات : روح روانگر شجاعت\nهیکل تهور و جلادت، حضرت سار خطوا محمود سامی پاشا!\nشاگردان گرام و رقراء رحنه تما نتایج ره تصیص معنویان\nعملیات نام خیلی بخیار اند، که امروز نتایج مساعی متمادیه\nدر میدان ملی ابراز میدارند و اظهار ملیت نشان میدهند\nکه کوشش یک استاد امور مقدسه چقدر ثمرات دارد\nو بعالم اثبا میارد که افراد کینه ان استاد یگانه معلم فرزان\nتاکدام انداز، در دفتر استاد خویش بعملیات حقیقی میرسانند\nاستاد محترم! در اثنا یکه امواج تهاجمه و نور شعله بوبک.\nعسکریان ما تا بخو قارسیده در ثنا اثنا اثا تجربه ی عسکری که\nشما بماداده بودید در میانه حقیقت برآمدیم - و در انجائیکه\nآتش مبارزه در پی آنکه شاگردان شما تعلیمما، پادشاه دگو - فارقلمه -\nسب طابغ وظائف خویش را فراموش نکرده به تیم در میان اثار\nفشرده. نظراً را مینا بغلیا رسانیدیم . تعلیم انداختن فنون\nای مارا از یادر نینداخت - وفن نظام سگر و ترجمان -\nپشم بی بقیة دو فرار میسوختا، و علم تعبیه ولت کلامی میکند\nاستاد معظم ! شاگردانکم یک نام نامی و ذما سامی\n\nشما یاد نمودند خیلی خوش بختند که فدا کار به سیم محضو پاشا\nدین ملکه معظمه ما نام موفقت تفوق منظور شده است\nاحتراما با ، کلما با ضمیر نماد طلا باند و انور بش شد است\nحقیقتاً محمود پاشا سامی جبلیا آن استاد نا متریزم تا\nدر موضوع موقتیتها مجاوز شخصی حکم میشو، ارسطو یابرا یاد\nشخصیتی ارسطو برسید که ارسطاطالیس چگونه در باره صنیع\nدوستد دارای، ارسطو گفت ما در حقیقی من مرا از مکانی\nعلوی بمقام سفلی رسانند و این معلم دانشمند که مادرمان\nو معلم روحانی است ! ما را از مکان سفلی بمقام علوی\nرسانید، پس چگونه از پدر حقیقی خود دوسترد بهتر ندانم.\nشاگردانیکه قدر را از بدر حقیقی بلندم مقامت\nاو را اعلیتر و خود ارجمند میداند .\nم محمود سامی پاشا !\nفدا کاریه شاگردان رشید شما الحق که قابل\nتحیدر و تحسین است خدا یک صد را در بزرگستان پیام\nویا حقیقت اعتراف و تصدیق میکنم و برای شمانز\nموفقیت نشان مدرا بنده میباشم. محمد قا در دریدم\nوزیر صنانچہ بیہ حو سنے\n\nدر ین ایام حضرت عالی وزیر صاحب جلیله با عده از\nمنصبداران غیور یک قطعه سواره بصرف مواضع -\nصعب المرور جنگل دشوار گذار شکه از راه الحده جان\nقوست شده در انتظام جسام انتظام صرف\nمساعی دارند و دیگر قرار گاه های عسکری را\nعلاوه بر لو گرد گردیز و عسیر ماین و نردمت\nوار گون و جاجے و پگنی و زیر و مبدل ما\nمجرد او در مقام های ذیل نیز معین متعین\nشده است: - را جو مشی مرز که نشر مشکل حضرات با"}
{"book": "adl0717", "page": 305, "text": "{شرایط اشتراک}\nتفصیل محله جات | قیمت بروپيه | کابل | ششماهه | سالانه\nدر ممالک افغانیه | ۵ | ۹\nدرممالک خارجه | ۷ | ۱۲\nدر روسیه و قفقازیه | ۸ | ۱۵\n{...}\n\n{قواعد و ضوابط}\nاین اخبار بغیراز ایام تعطیل در کابل هر پانزده\nنشر میشود و بدرگه مقالات بدریافت خطه -\nارسال میگردد. امور تحریریه بنکارنده حقیقت\nارسال ومقالات واصله دراداره آمده .\nجریده دراندراج و اصلاح و عدم نشرآن\nمختار است. اشتراک بتوسط دفتراین دولتی\nو بدستور نقدی از همه جا\nقبلا دریافت میشود .\n\nحقیقت\nبرگرانی بین المللی\n\nجلد ۱ کابل چهار شنبه ۱۱ قوس ۱۳۰۲ ش ۶ جمادی الاول ۱۳۴۲ ق شماره ۲۸\n\nوجود صلح حقیقی در بسیط عالم حلم عقارداً\n\nاهمیت نظام\n\nادائیکه ملل عالم برا تحصیل زندگانی مرتب و\nمنظم و بدست آوردن شوکت و اقتدار و تالمین تبانی\nاسلاف خود بمکشیر قواعی تعرضیه جدیت نموده و مینمایند\nاسم آنرا جنگ ( صلح ) عوام فریب تبدیل خواهند شد\nشما تا اثرند اگر این مقصد صلح چند روزه بینا آمده با\nنطقه کرانچ و تابو دکوک صلح فیروز واقع صیغه عالم است .\nجزینکه درعالم وجود خارجی پیدا نخواهد کرد کلمه ضا\nدر کا(صلح) است و جالا ملتی که باشد ملت را بخواهد\nدر اثرزندگانی با شرف تحصیل کند قبل از همه نواقصات\nملی هیئت به قوای دفاعیه خود بریزید و در نظر\nدقت اشارۀ دشمن سائر نواقصات خود را رفع و\nتکمیل نماید زیرا با وجود شتون غلبۀ خصمات ملکی\n\nخود بخود رفع و یا تکمیل خواهد شد چنانچه در دنیا اوروپا\nایجاد شوارع شوسه تسطیح و راه آهن و استخراج معادن\nو اختراع تلگرافات شعبه های هوای و بحری و بیوائی\nوزیرزمینی و تکمیل کشتیهای برقی بحری و ہوائی\nو. و. و. الخ جهت تنظیمات شئون نظام ایجاد شد\nو بواسطه سر باز و لشکر تکمیل گردیده است.\nدر جنگهای سابق فرمانبهای فرمانده بو اسطه\nسوار های مخابره فرستاده میشده این سوار ہا غالیا\nبموانع زیادی دچار شده و از رسیدن آنها بمقصد بک\nیگانه تأخیر پیدا کرده و تلفات و خسارات زیاد را با\nمیکردند بعد کار را بشبکات وجه آسان نمود و بمهمهای\nتکلیف و تلفون را اختراع کردند بعد سرعت تغییر"}
{"book": "adl0717", "page": 306, "text": "شماره (۴۸) جلد اول جریده حقیقت کابل چهار شنبه ۱۲ ثور\nنقشه میدانهای جنگ را نقطع بهم اور جهت مجدد را میسازد تا\nفران و احکام فرمانده آن را بلا نتیجه و ثمر نگذاشت . آنوقت\nمجبور شدند که تلگرافات و صنفونهای بسیم اختراع نمایند، تا\nببینم حوائج نظام و سوق الجیش بعد با چه چیز دیگر ایجاد\nخواهد نمود. و همچنین از لوازم حتمیه قشون تشکیل کارخانه\nهای اسلحه سازی و توپ ریزی و مدون ساز و پارچه بافی\nالبته شرکتهای اینگونه کارخانهای فابریکهای دیگر که لازمه\nیک ملت است هم میتوانند دائر کنند رفته رفته بر ثروت\nمیرسد که اغلب اختراعات بواسطه نظام ایجاد و برای\nگردانیدن چرخهای ماشین سربازین قشون تشکیل کرد.\nدر سیاست داخلی تعلیم اجباری و تعمیم معارف عمومی\nو تخلیه عایدات مملکتی ترویج خواهد شد، غرور سایه شمشیر\nسربازان فداکار، رفا هیت عموم، فلاحت ، تجارت\nو غیره بدون خود قوای نظامی رونقی نخواهد گرفت\nبلکه خالدینیات نفاقآمیز لبر بزقناتها و سیاه جاریدر\nسد راه تجارت و عابرین خواهد بود.\nبالفرض که همسایه ای نادیدا مداخله در امورات مملکت\nنکنند (در صورتیکه امری است محال) ما با سر پرستی بشئونات\nمملکت خود واگذار نمایند ایا اقلاً احتیاج بیک قوه نافذیه\nنخواهیم بود ایا باغیان مملکتی و دسته با دزد و کسانیکه بتحریک\nاجنبی مسلح مشغول اند وقتی سر بزن خود میزنند ما را بتعوذ خوانند\nمکتوب\nالقاب :-\nهیئت شرکت تجارت المان\nکه با اراده تجارت با فغانس\nآمده و قرار داد موقتی شان بصحت رسید - سواد قرار داد\nموقت هیئت مذکور را یک ورق در لف مکتوب پلید باداره\nجریده حقیقت تبلیغ نمودیم تا بعرض خطارا بالی و مراکز\nو دوائر حکومتی درج نمایند زیاده موقع را غنیمت شمرده\nاعلان از وزارت تجارت\nسواد قرار داد موقتی شرکت تجارت المانیر با افغانست\n۱- شرکت بانج کش هیچ دائره در افغانستان مسلحه که\nاتمام آن از تاریخ ۱۷ دلو قسلا دراز تر مدت نخواهد بود\n۲- شرکت برای زو د شروع شدن کار مبلغ کذا\nپوند در خزانه تحویل خواهد فرمود این بطور امانت خدا\nتاوان تادیه دین خواهد بود که بموجب فیصله محاکم اقدام\nواجب الادا باشد!\n۳- وزارت تجارت متعهد است که بهمانچی نجاری\nکه شرکت مذکور تنها بآنها کار کرده بتوانند بزودی پس از\nامضای این قرار داد تسلیم شرکت نماید!\n۴- تمام معاملات شرکت بدا و اشخاص متعلق بآن\nتابع قوانین داخله افغانستان خواهد بود !\n۵- شرکت درخواست نامه در باب آغاز کاری\nبوزارت تجارت می نویسد، و در آن قبول فرماید که\nتا وقت رسیدن تصدیق قرار داد اصلی از جرس) که\nتاریخ ۱۷ دلو قلا نخواهد گذشت قرار داد فوق آیم\nدرخواست نامه خواهد بود) دستور العمل من در همه ام\nبا افغانستان در تعیین آنجا خواهد بود!\n۶- شرکت مخا ذکور تجار متذکره (۳) با حکومت\nبواسطه میرزای حکومتی که باشه مرس و س و شرک در ته\n۷- این قرار داد پس از تاریخ وصول تصدیق\nقرار داد اصلی از مرکز شرکت المان و شروع نمودی\nخواه تصدیق مذکور برسد یا نرسد!\n۱۶ میزان له مطابق صفحه ۱۷۱ کتاب اول مراسلات\nمشت تار حجر افقانی\nسر عجلج وفیا از ماند الو\nعزیزم اقاچے امین الله خان مدیر شعبه او\nو جغرافیایی وزارت حربیه مکتوبی را در شکر و\nمسرت از اقای حمید محمد افضل خان\nنظامی حکومتی اعلی بجانور و خواه با داره اندره\nاشاعه فرستاده مظهر سهت .\nاز انجا که حسن طن پروری و فعالیت فرد"}
{"book": "adl0717", "page": 307, "text": "قوس شماره (۴۸) جلد اول جریده حقیقت کابل چهار شنبه آتحوت\n\nفدائیه با قنونی و صاحب منصبان موقر افراد جلیله عسکری کندهار\nطمع کینزات و مملکت یگانه نقطه نظر و مرکز نظر صداقت\nت خدمات اثر شانت چنان تقاضا دارد تا بهر ذریعه و بہروسیله\nلم افغانیه اندک باشد وطن حمانا مدح ملت با کفایت خودشان\nکمالات عالیه خود مستفید و از معلومات نالید عمق خود\nتجارتی مستفیض داشته ابنای جنس و سائر همقطاران\nاپس راز باشرف خود را از نظریات عالیه و کشفیات نادره\nخفی کیت خود اطلاعات بهم رسانند لهذا جناب\nمحمد افضل خان غند مشر قوماندان\nلوای فراه و چخانسور یکین معاونت دیگر منصبداران\nدیگار خود دانشور ماتحت خویش یک نقشه مکمله آن ولا را\nعیکه در با یک لایحه مرتبه معلومات خود شانرا بدائره شعبه\nمی که از ارکان حربیه ارسال داشته اند و در ترتیب و\nی که منظور تدوين ان طاهر است که زحمات دعرقریزیها پی\nه امور فریدی را کشیده خواهند بود .\nوزارت حربیه محضا این شعبه تاریخ و جغرافیه\nمت از حسن ساعشی اوشان ممنون و مشکور بوده این\nدہ میتوان سطور را محض جهت اظهار خدمت و رضائیت از مترا\nیق نال الیه و تشویق و ترغیب دیگر قوماندانهای معظم تحریر\nخ بہت داشتند و سلام علی من التبع الهدی\nمجلس توزیع نشانها سته\nدر وزارت مالیه\n\nبروز سه شنبه در وزارت مالیه منعقدیث ده عموم\nرین نشانها وغره دران مدعو بوده مراسم توزیع نشانها\nولای عالیه شهریه بر آنشخا میکه از حسن فعالیت و\nی نا مساعی خویش را پور های شهریه را ترتیب نمود\nرض و کامیابانه دمو نقانه بمقام عالی وزارت جلیلہ ماليه\nتیم نموده بودند از حضور اعلیحضرت ترقی خواه خدمت\nره ناخن اساس توسط معمر عالی و زیر صاحب مالیہ اعطا دو هست\nشد و آن خدامیکه در راه ساختن حسابات ماهواره\nخود متحمل زحمات شده بودند از اخذ این نشانها عالیشان\nدر بین امثال و اقران خود معزز و سرفراز شدند.\nخود این نگارنده بنا بر بعض معاذیر ریت های\nخویش نتوانست که درین حفله عالیه حصه میگرفت و از\nگزارشات و جریانات و منطوقها مهی که درین\nمحفل عالیه بوقوع پیوسته است معلوماتی را برای\nخویش اکتساب می نمود و در نیجه برانا ظرین محترم خویش\nاتحفه میکرد مستر صمد یم که صدر این مجلس تا اخلاصه\nوقایع و عمده مطالب ان حفله مبارکه را مختصر بقرین\nاشاعه اداره ما خواهد فرستاد تا بر استغصاء او الادرح نماد سود\n\nمحمل وقایع ناسم جنوبی\nدر همه نقاط خیر بیست\nمقعد بها محدود بدر در سیال جهاد و غزاین محبان\n\nدرین ایام اینجره طلائی که جالبی بی قرین با نمکین باند\nاز طرا ست مانع بکریشه ایامته محلا انقدر مشحونست که اطلاع بیها\nو سماع بی صدای انقاد و سر تا سر محبتی که بین عالم رویت نیزل\nگذاشته و نشا و د ستان سینه خود را با خلا هموم فرشتا دو داند\nجات و خیر و محفت انشرا ا کنیز و افتاد، آمیز خود ملا حظه نموده اند.\nدر شهر با اینکه آغاکران اند و را ومثلا و مشاورات نقا ها معالین\nو دره ها دشوار گذار که سکنه دازند خودشمان خیال قاطر و مجا درا\nبا حکومت عاد له خود داشته تما دره مو بیجه الطاغ در میان چه دنده\nو چند دسته دیگر باغیان است که عما قرب مرده\nاطاعت و سرکوبی و بیگو شمالی رنجیدن آنها را\nسیاهی حضرت با مهی و روحانیت حضرت\nرسالت پناهی علیه الصلواه والسلم و بخشش و رضاوت\nنوجوا های عسکری خود بقطار میں نمکین خواهد باهم رسانید"}
{"book": "adl0717", "page": 308, "text": "شماره (۴۸) جلد اول جریدهٔ حقیقت چهار شنبه ۱۴\nچه داند کور نابینا شعاع نور مشعل را\nالهی کن تهی عقلان ونوش قوم جاهل را\nهدایت ده برابرمرد بغیری ضل منسجل را\nبگمراهی چنان درنده در ظاهر در عالم\nکه از کردار نا کا فرستم آپرستی با بجل را\nاگر در گمری مانند آخر حکم خواهد شد\nپی تخریب این شاه افواج ملوکل را\nتو از شاها شاه غازی خود را نمیگویند\nچه داند کور نابینا شعاع نور مشعل را\nندار شرع سر یک شیطان بایشان نموده\nبلی عاد بود جاد و دو بینی چشم احول را\nسرکوه است ماسو کاه ایشان نمیدانند\nکه پیش موج طوفان چیست کوه و تل را\nاگر خشم بر طیاره توپ حشم بدهد\nبرایشان بحر ترین کند طاع سفال را\nبنازم نیری را که او هرگز نخواهد\nبمال جان اہل دیشه خود فصل و حل را\nو گرنه تیغهای عسکر بی تشنه خونند\nبیکرم میکنند از کشته همچون دشت مقتل را\nبان بید انشایار کپی مکن بجز از دوش\nکه یابند گهی خیر و شر انجام اول را\nاطاعت شمع آسایش بکام آرزو ریزد\nبغاوت نیز شه سلام با طعم حنظل را\nنفاق انداخته ابلیس چون در بین این ملت\nخدایا مقصو را صلاح ده این این امیر محتل را\nدو جانب خون سلام است سے بهمانا\nتو دفع شر ما و حفظ فرما دین اکمل را\nای افسوس است محمد بحال در مکمن\nاگر در کوش خود نارند پند مقبل را"}
{"book": "adl0717", "page": 309, "text": "شرایط و ضوابط\nاین جریده از اداره مطبع کابل بروز\nپنجشنبه در یکهفته یکبار در ریاست مصطفی\nارسال میگردد امور تحریریه بکارند حقیقت\nارسال و مقاله واصله در اداره ماند بحریده\nدر اندراج و اخراج و جرح و اضافه سر آزاد\nاشتراک بتوسط خزانچی دولت له و\nبمجوز را هداری در همه جا\nحواله در یافت میشود\nبها الدر یک کا\nکارنده بحران بیدی\nنزخ اشتراک\nتفصیل مقامات قیمت در یکسال\nبه روپیه کابلی\nداخل افغانیت ۷ ۱۱\nخارج حصه ۱۵ ۸\nوزرا و سفرا ۲۰ ۱۱\nمکتوب استاد و علما و طلبه\nمعارف که رایگان آگاهیهای\nندارد امور آبادی و ترقی\nملت میتگازد بطور رایگان بوی\nحقیقت\nح ۱۳۰۳\nجلد ۱ کابل پنجشنبه ۲ قوس ۱۳۰۳ ش ۹ جمادی الاول ۱۳۴۳ ق شماره ۴۹\nیکت بتائے کہ طفیلی خان\nپر و مسیر سریز پا بر دلو ظفر علیخا\nمولوی ظفر علیخانصاحب یکی از رجال و بنام درو\nبزرگی با هندو در تنویر افکار و در تبغلیت حریت و انشای\nاظهار حقیقت بر علیه حکومت کارهای ظاهر و نمایان\nکردند و بر آزادی وطن و سوق ملت بطرف منزل\nمقصود کو شش بیعدیل اور دند.\nاحرار متورما مدار هندوستان میباشند . مشارالیه اکرچه بعلاوه زحمات و تکالیف که از ابتدا تا پنج سال\nبجه نگارش مدیری روزنامه مشهوره زمیندار که شهرت قبل ازین کشیدند در (۱۹۲۰ء ) بحرم وطن خواهی\nو نام آوری اندرز نامه لی داتما یک برزندگی و جیدان در سه گونی محبس پنج ساله محکوم گردیدند در حالیکه تا\nصاحب فضل عرفان میباشند، بعض کتابهای مفیدیکه مال و جایداد شان ضبط کردید تکالیف جبس شان\nاکثر جند تناول است نوشته اند و بعض کتابهای عمده هین تر شد . پسرشان مولوی اختر علی خان نیز با هین\nترجمه نمودند ترجمه شان کتاب دنبایع دبی قطبی داکتر جرم که آزادی خواه و وطن پرور است حبس شدند\nدر بر که در هیله نامه (میر که ماشییت سایمن) برکال حته باز مدبرهای زمیندار منتخبات خرم و حبس کردید\nفضل شان دلالت میکند . بالاخره روزنامه زمیندار نیز چندی محال متطال توقیف قاد\nدر حین روزنامه نگاری خدمات قلمی بزرگی چونکه حیاتمردان است و بر هر حال خوارنج تا\nعالم اسلام و هندوستان نمودند و بوجوهگونگونی حقیقت با راحت دوام ندارد ، جناب مولوی ظفر علی خانصاب\nنویسی تکالیف شاقه را متحمل گردیدند ، جراید داند روز پس از پنسال حبس چندی قیلبرین را گردیدند و باین\nشار توقیف شد نظر مندی کشیدند حبس گردیدند این سرو و مرغ بآزاد نجد ان که محصن اسلامیت و حسب\nالواغ مصائبیکه به سرشان وارد آمد با کمال متانت وطن هر گونه تکالیف و تضییقات را قبول نمودند\nو همت محل نمودند . در نهضت تا د نیز ید طولا و همت و از تصمیم خود بر نگشتند با عث خرسندی بی خوشوقتی"}
{"book": "adl0717", "page": 310, "text": "اول جریدۀ حقیقت کابل شنبه ۴ قوس\n\nسلام که در پدۀ دست و حقیقت بر پلاسی (۳) بیاید این قصه زود تر تصفیه شده یکند از نگرانیها راحت کند و باقی مراجعت نمائید تا اهالی نیز از در بدری و محنت، فکر مجارات و غیره بر آمده، خاطرۀ شان مجملٰی شده مشغول کسب کار و تأمین حیات خود شوند و کله با شان از ارا فاسده بواسطۀ اشتغال بکار فراغت یافته کشایش می کند» از محمله عله قرار واقع و ... معلوم میشود که خبر پست، امنت و انضباط ضبنی در سر تا سر سمت جنوبی حکفرماست، ادارۀ هیم تخیلات مدته که عدم اطمینان نا ارامی و پریشانی، بالسوء حتی از خواب حکایه میکند و سراسر غلط و بی حقیقت بوده محفر ترهات و مدلول تصنیع خودش را نشان میدهد و اما از ابتدا این ای الی الان از کمال رافت و شفقت وطبیعی که اعلیحضرت غازی با این فرزندان جاهل گول خورده و فریب در خورده دارند با وجود تحمل زحمات کثیره و تکالیف شاقه وجبانه تلفات و برداشت نقصانات حکومت موقتاً در بدری و محنت و فکر مجارات و غیره آن اقوام نادار ا کر شکر شمام تا چندی بنجلرین بدفواصلها و جهالت التیام و سقمومات یا غیار شقاوت کارانه خود داشتند و تاکنون بعضی از انها که نادانی و جهالت بینکی خود پی برده نشوب اند هنوز اند خود گشته با عساکر دلیر ما مشت و گریبان بوده ای شیو گری از مقابله دارند، روی کار نیاورده است حتی در پد تمام خواندانہا عسکری نسبت بدلد ہی و تسلیت رفع غمام جميع نوائر مرحمت مراحم، با ساتراً بای سمت جنوبی احکام و ہدایات کافی تحریر شده و مخصوصا در باب فرار المهار و اوضاع عوامانہ سلامیا و تالیف قلوب نیز رفع پریشان و خطرات سائرہ تأکیدات مزید شد علاوه بران بذار و پیرو عوامہا یوماً فیوماً از خود مرکز بر آنطوائف و اقوام پر تسلیت احصاً رافت شفقت ختام ترسیل شد و میشود و ذکر این کرامات کثیره در حقیقت کشته و میگردد -- مجدداً درین مورد جهة اطلاع بانی الضمیر و انقطاع خاطر ها تجلیه حضرت سردار اعلی اقا جنزلی مرحم ابلاغ منوی بغار در\n\nو سائر ا سلامیه تقدیم میکند.\nای حلیفیت - تبر امنت امان افغان، باین برادریت و همکار محترم خویش تبریکات و احترامات دوستانہ خود با قلب شاد بوی خاطر در خمان تقدیم، و یادگاری با سشان و سائر علاقه مندان شان عرض تہانی مینماید و در خدمت به سلام و نیل مرام توفیقاو تائید ا پر ارنا خواستارند\n\nتنعید برادر امان افغان\nمجله عالیشان امان افغان در صنف شماره ۱۷ و ۱۸ خود راجع با مورات سمت جنوبی نظر را اطمینان فرموده حصه اخیرہ آن محطه حالبه بعضی اشخاص ان شت دوست افغانی را تنقیداً - اکین دولتی خاصتاً اشخاصی که احوالات مقصلہ وصال سابقه و لاحقہ جنوبی کا ملاً مطلع و مستخصر میباشند گردیده است چون این ذوات محترم و منتقدین معظم در تنقید خود حق بجانب پنداشته میشوند، و ہم اگر بتردید و تعدیل بعضی حصر هم آن تحریه پر داخته نشود، تقریبا ، نی بلکه کاملا اکثر می در مندرجات «حقیقت» که انتشار واقعیات صحیحه سمت جنوبی و طبعه مکانه بی کم و کاست مطابق بحقیقت اطالعات است است تنهانا بناطرین کوتاه فکر بر آن مفاد ین اختبار که در گل ساطرات بنیان افغانستان بجز از خار و خس و دیگر چیزی در طبیت شان نمود نمیتواند غلط و بی اساس بنظر آمده، گرفتار او فام میباد میشوند - لہذا حقیقت تنہا بتعدیل ما امنا مهجو بلکہ درین قدرات پنیانی عضو ترار پر معین نساز و تحرابه انیست که بر خور از نام نسالیہا امان افغان : امنیت کل بید طرف تلفن و احمدالله خیریت و غیر از دستگیر نمودن و معدوم کردن چند نفر خیل شراز چیزی در شما و حضور عالی وزیر صاحب د پنیاب تدابیر کلی میفرماند که عنقریب برام خویش موفق خواهند شد» [ بعد از چند سطر دیگر در اثناین تحریر کلمات ذیل که با مضمون فوق متضاد کلی و مخالف ظاهری دارد مرقوم شد است :-]"}
{"book": "adl0717", "page": 311, "text": "شماره (۳۹) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شنبه ۳ قوس\n\nاین بنده بالله عرض میشو دکه حکومت عادل ما بحرمت و بتخوا نفوسین\nعالم بشکر خود شاید یک تانه را در بردارد. مزدور یوی تند کامی بندیز\nآغاز مینیمار نماید. مگر بخافظه نقشهٔ بزرگواری خود بابا\nتلفیق نمادین بیا نا طاعت نیس پوره و او الاحاجا میشما دنیا\nای تان را کرمکونیه یا مجارته مجادله دور نداشته که برده\nباز در نهاد اسم معانی خود که در نهاد ما صدق وصفا است قروات\nمشان\nدار الاهیا او سود خانی تمه ملت افغانود تاه مینی یی مسلط\nیقا نهاد اجداد نیم نگشت زنی مکوم می رسیدم\nبر او انکیم ام وی نستم که در طریقت کا فرست و تجدید\nامان افغان مفصلین از تنقاط الامین\nبزرگ استفاه کرو نا سکی\nتراز الاه بالا و یاکوه میون یاکافه والدین خداوت\nاری یا خود سلیم یکتیم اعدا ر ان کیو دگزاریم یا طایفو\nواست کوب ان جان کرگ مشونا طراو را هم فریت یا\nمدنی و من این تم تا این تم کارنا وا وانیو اظهارات\nنخونی اند ونوس میتونه همین مقصور بدست آقا شاید تا\nمالی میتونه بر از دکوه لطیع یم مکتن با\nحقیقت با اینکرین مهیم قدس در حضار افوا\nو معنا با ترار قرار فراخودی نیا.\nداشته با احوال و سریعتی لا فتاک رفیق و بیگانه کرمه آماری\nیول استعداد مدارج و وسائل خود ها در زمره صالحین\nحباب میدادند مناسبتی هم بمر میرساند. فاما این محکم امر مر تو جان\nها ما قلدین و ذاتجاهت عیان تورین مشرق روز روشن\nکان استوار به رفتاد و خود و امثنیات حیات مد افراح بهرستان\nدرین مقصد با بزرک سکرتی می سیم کا نتواند این مضمون\nمان نگاه صرف دگربرا و اشکال محاط ظهرا را وارد میکند مسخووت\nمحل دین عامر عظیم برداشته اند. بهر تقدیر چون خود و نیز\nیالا او مقد نیست د مجانست ان خودش ضابط بوله ان مدعی\nعزیر اسخن اهیت اگر یک خوق سی در ست شبی با رقیت\nت ظا هر مینمود تا زمانیکه اعتقا بجد یک دنیائی بو قاعره مدار\nشاسته و یک خریده معین و من این محکم با شما یک خانه اند\nآن مقالات آن ذی در اقدر و قیمت حاره از خود میا بیا\nو معلمات حقیقت این حقیقت بالثنا محق اند که ترکیبات از\nقواعد انها عسکر به در امثال این امور مجرب در ندام خصلو د هدایت\nکافه امو جردیه کلیا دوازرهب خطاکرد یه آرا و ستوان در\nخارج از ان مقرر انکاری نمایند در یکی او اد ا و ان بروز رام بی\nتصریح شده که اقد د ا مورا جزوه ی مطلع که بوماند ک بر شرعی\nشده مداخله کند. دیم ها رو شده ملاحظه و موانست که بقا فیاتی\nرو سا انرا از طرف خدرتدی میتونه که بر طبق مجبال تا قعاره اینا از\nقد مامور بزرگی در خومت د همگین و گرز بزاعدا این بعد سیاه\nدر بین این مقام کوهد. دبا این سکر و جهاز با عسکر های جا کجامه دور\nالی شعب بلخ نے\nتانا مرا هر گونه اعو حیا استعداد نمایند و بار جاجی اعماد وحرکت کنند\nبدون انکه ما متور بزرگی را فریب بدهند\nتازم هضرسیکه درین پل نظر را به از بو سیاسی بذرفشت و راست\nامان افغان لازم ست که کیفرز ماموری\nبزرگ را در انجا مانده دگران ا\nخونه شوند و الی، مردم از سایه کرونه اور بر هشت میکند و مکاره\nحقیقت : با حیرت است که مقرون ای خوان\nامان افغان از اورا مسمو ع مری\nنموده ام تجرانرا بصور ی دالت پرداز محوله ملک از همکاران\nمنجی بزه مضایقه نموده همچنان اجرا انان را از سوید\nسطوع مواضع و هبا طرفین حاخیر حکومت فقط نظر انه درست\nاظه رسد شت البته که بدین تجویر خود جرات میکرو\nکدامی کو شتینی لو حاحا محر و جنیه امور ملکت خویش دسر دارند\nدوستانه معروض میداریم که عل تقدم امور بزرگ بودن\nحقیقت\nافواج را در سمت جنوبی از لوایح سابقه و اشاعات لاحقه\nمعلوما بگیرند واقتیا برین عبود آوار حیف گوش نگرند ب\nپلو مینا جده د سینه دلم را : تا چند گلوتر که بخون و جلای\nحمله یک ابریان در علیه\nاطلاعی که دیروز رسیده مشعر است که گلدسته از را\nپازان شهر اهرجان منفرده نظامی ما که از ارگون با جبر کی رجه\nواین جوانی را که بهر تربت دوز با په کا ممت ارند ای در دوریان هدیم می دهم اند و بخدا د ند که باز از ده ها این کلمه را داد تا در اینک و مجله است ."}
{"book": "adl0717", "page": 312, "text": "شمارہ ۹ جلد اول جریدہ حقیقت کابل صفیہ ۱۲ قوس\n\nشد بپایان عمر اندر خیال شش و کم\n\nای بدینابیسته‌دل کارت ز سر تا پا غلط افتخارت بی اساس و عشرتت یکجا غلط\nهست ما را با جهالت فكرت دنیا غلط فكرت دنیا غلط اندیشه عقبیٰ غلط\nکار ما بیچارگان اینجا غلط آنجا غلط\n\nحاصل ما در بی دانشی مادون بدنیا بستن است راہ مردی در جہان از قید ہستی رستن است\nچون بكسر و داشته دلھے ایا دل شكستن است دل بصورت بستن از معنی تغافل جستن است\nحق باین معنی بین با صورت زیبا غلط\n\nعارفان را حب و بغضی با کسے در کار نیست دل شکستن جز ب خود را عادت احرار نیست\nزمرہ ابرار را با کس سر آزار نیست دشمنی بهر جهت با کس شیوہ اسرار نیست\nدوستی هم با منافق مردم دغلا غلط\n\nشد بپایان عمر ما اندر خیال بیش و کم فكر و ذكری نیست غیر از صحبت بگل و ارم\nهست این شبه مرغ ہر وجود ما عدم چون نباشد زندگی را حاصلی غیر از کرم\nداشتن در مرگ یاران چشم بالا غلط\n\nبا وجود انیكه میدانست راه خیر و شر ادم از یك ترك اولی زد بجان ما شرر\nميكند تاثیر بر اولاد افعال پدر شر مذهب از خطای بوالبشر فرع بشر\nجرم فرزندان چه باشد در آن با غلط\n\nکافر و مسلم کین یكد یگر استادہ اند وز برای قتل ہم با صد جهاد آمادہ اند\nای بسا بالخوسها بر باد وجدان دادہ اند هر دو تن از معنی دین چرخہ دور افتادہ اند\nبہر شہر تہتک مسلم ترسا غلط\n\nچون نباشد قطعی رہنمایی سودمند میرسد از جهل شان بردین و دنیا شان گزند\nپایمال ظلم گند هر ضعیف و مستمند ای ستم کش شکوه از جور ستم گر تا بچند\nنکته سنجان نیست در کشور تو شکوا غلط\n\nبی نوایی شد رقم اما با گر بدو رانت نصیب عادت دیرینه دهر است این اندھیب\nچاره بیچارگان را نیست جز صبر و شكیب گرنہ باشد آیت کتاب نقش گیے دلفریب\nبسكنو ناصح که این نقش است تا پا غلط"}
{"book": "adl0717", "page": 313, "text": "د قيمت اشتراك )\nتفصیل مقاما ششماهه سالیانه\nدر دار السلطنه کابل 5 9\nدر داخل افغانستان 7 11\nدر المالك خارجه 8 15\nاوراق سفار 11 20\nحقیقت در مکاتب با معلم و طلبه\nمفت بر تمام مکاتب مجاناً برای\nشاگردان با همه اسلامی و خیرجاتی\nافغانستان بلا قرار یک پرچه \nحقیقت\nج ۱۲ حوت ۱۳۰۳\nشرائط درج اوراق )\nاین جریده بعید از ایام تعطیل در کابل که روز دوشنبه\nمیشود در دیگر مقامات هم بحسب خطوط ارسال میگردد\nمودیگر جریده بگار مدته حقیقت ارسال و\nمقاله واصله در اداره آمده جریده نه اند راج\nاصلاح و عدم انتشارش آزاد است .\nاشتراک توسط مخازن دولتی و بصورت\nنقدی از صدفخانه دریافت\nمیشود .\nمدير المسئول \nمجازند برهان الدین کشککی\n\nجلد 1 کابل دوشنبه 20 قوس 1303 ش 11 جمادی الاول 1343 ق شماره ( 15 )\nاهمیت و لزوم تعلیمات نظامی تا ما لایغ\nباید همیشه برای حفظ شرف ناموس وطن آماده باشیم\nبدیهی است رشته سیاست هر دولت مملکت\nوقتی شئون نظم و کلتی است و دولتیکه اردو با قومی و منظم\nندارد نه حرفش مسموع و نه حقوقش محفوظ میماند \nوزیر معروف اطریش میگوید : برای آنکه با دداشت\nوزیر خارجه یک دولت محل توجه و اعتنا گردیده و\nقابل ملاحظه و مطالعه باشد ببرق سيف نیازمندیشود\nدر عقب سران و زیر لازمه است .\nوقتی ما کلمه ( ضعف ) میگوئیم و فلان دولتی\nضعیف و ناتوان میشماریم چه در نظر انرا و ضاع آن\nدولت مجسم میشود ؟ فقدان یا قلت قشون . این\nدولت ضعیف است یعنی بقدر لزوم و باندازه حفظ\nحقوق خود عساکر و سرباز ندارد دیگر نه ثروت آن\nمملکت در نظر میآید و نه جمعیت و نه درجه تمدن و\nترقی یش، همه مملکت آباد و معمور و پر ثروت دنیا است\nو از هیشک که آباد ترین ممالک روپا است بیش از دو\nبرابر جمعیت دارد و بی چون سرانه ندارد ضعیف است\nچین با چهار صد میلیون اهالی و بیچ چون اه را ضعیف\nاست چرا که بقدر حفظ خود قوه نظامی ندارد. آلمان\nحاضر را شصت ملیون نفوسش آن درجه عالی در علوم و\nاختراع و تمدن چون خلع سلاح شده ضعیف است\nبر عکس یک دولت و مملکت هر قدر خراب غیر منظم و\nاهلش فقیر و اوضاعش مختل باشد تا وقتی قشون کافی\nدارد صاحب اعتباد و اعتبار و در مخمصه دول مقام بحق\nاستقلال مینماید چنانکه وایتیه که هی با آن مفاسد و مظالم\nداخله و قروض خارجه و اختلال احوال بواسطه ملیونها\nقشونی که داشت محبوب دول غربی گردیده و دست"}
{"book": "adl0717", "page": 314, "text": "شماره (۵۰) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه ١ قور\n\nاثر او بد و داده حتى از شارع و فضایخش دفاع میکرد.\nبرای کشف این حبت قواى نظامى بهترین و سرعترین\nملاحظه حال دولت عثمانی است که بعد از جنگ عمومی\nمتفقین ابتدا، قشونش را خلع سلاح و متفرق کرده او را میلا\nبضعف نمودند و سپس ترویج تحریکات بگر تحریکیاتی\nکرد و چندانکه ملت ترک ناله و زاری نموده آینه‌ناشناساً\nاجماع و پرستش اصول انسانیت را شفیع گرداندندی\nبخشیاد بر نشده و انقیر طرف افزوده یونان را متصرف قطعه\nسراسراع از میر و غیره تشجیع کرده در شهر سلام انبول نیز کیها\nتوسری میزدند فقط قیام مصطفی کمال و ملیون ترک\nو غلبه بر یونان بود که لجه دول را بر رو نماید و بانمردی\nو کرامت اینقواس لوزا نگردن مجور ساخت.\n\nتشکر از نامهای اسلامی علمای بزرگ\n\nبمجلی های مسلمین هند\nلعنت الله تشبیری قادیانگر از باعث دست\nزدن او در مسائل سیاسی و تحریک فتنه بر علیه دولت\nمحفوظه در مواقع نازک و معیوب ساختن عقاید مردم بتبلیغ\nعقیده قادیانی و در کتشین خود بغد او مملکت صحیح اسلام\nسیاستاً و شرعاً محکوم به اعدام گردیده و از طرف مسلمین بمیرم\nشمار قادیانیها ازین واقعه که بجان آمده بر علیه دولت بچه\nدر قدرت شان بود جل او د زند بهر طرف دنیا تلیگراً نامه‌جات\nو جرائد مقالات نوشتند بد عل او و پاک نسبت به ایشان\nدادند استغاثه نمودند بجميع بین الملل شکایت کردند لکن\nهیچ چیزی اثرین تبدیلیات واقدامات شان موثر واقع نشده\nو فائده نبخشید زیرا اهل دنیا خصوصاً عالم او باطل قادیانیها بی\nبصیرت و جاهل نیستند.\nهیأته‌أولین در هر چه بود در هندوستان بود زیرا هندوستان\nچنانچه اهل خبرت در اطلاع میدانند نظر بچه ارضی چند امر و\nملاطم گاه ادیان محل اصناف مردم و عقائد و افکار و اختلافات\n\nاست لکن جرائد سلام محقق جریدهٔ شریفه زمیندار اور\nکه اهمیت شان در عالم مطبوعات بند ثابت است و همو ار\nاز حق و حقیقت طرفداری و دفاع میکند جوابها مسکت\nقادیانیها دادند و سؤانیها مقالات متین درین دارا\nوازم حیث مدلل نمودند که لعنت الله واجب القتل کـ\nو بجرم بوده و کسیکه بر او درین مورد حق اعتراض ندارد.\nبیا هوی قادیانیها خلاف دین اسلام و حقوق بین الملل اسـ\nبگذا جمعیت تأسلمانی ببر شهر نگرو ما و مجلسی بـ\nباب عقده نموده و عملیات افغانستان و طهدار رماندند\nبر افعال و اقوال قادیانیها نفرین گفتند جریانات واقـ\nاین بگرد ما و مجلسها در روزنامه شریفه زمیندار که بسیار\nو دیگر روزنامهای سلام بابجز انتشار یافته ند العبارة\nعلمای بزرگ اندردی قرآن و حدیث واجماع اسم\nو اقوال ائمه مجتهدین نعنت الله را مرتد و واجب تقص\nاثبات نمودند فتوئی والطهارات این علمان شخص مـ\nگوئی نیز در روزنامهای سلام انتشار یافته و تنفر منوهـ\nاز اعدای دین و اعدای اطمینان در هندوستان\nزمیندار و سیاست مقاله در این زمینه و شوخی نامها د\nدیده میشود.\nما هم از ین جمعیت اسلامی جواند مذکور می بـ\nاسلامی و حق کوئی علمای حقیقی مسلمین هند بانتهای داره\nو ممنون بوده از خداوند برای شان مزید توفیقا\nو تائیدات در احقاق حق و طرفداری از اسلام\nو بر محبت شان تبریک میگوئیم.\n\nاتحاد روسیه با ترکیه\n\nبمناسبه روسه انگلیس مظهر معیت که حکومت کـ\nاجتماع بجميع قوای عثمانی در ردیف انگلستان دو\nتصمیمی عجل صادر داده است.\nو از پیغام مذکور این معلوم نیز معلوم میگردا\nترکیه با جهت آن جنگ شروع بشود. خالصوں"}
{"book": "adl0717", "page": 315, "text": "احوال سیر حداموصل غایت مصالحه کمال پادشاه رافت پادشاه والدین پاشا\nاز مدت توجه سختی شده بود. علی الفور در اردو آمدید ک کافه‌ای\nبکارستان امد و المصموها است قطعه حائل اداره و قوانینش را نمایند و بحضرت پادشاه رجوع جنگ باشند\nعامل حرکت را اختیار کرده ترکی چند قطعه شکر خود را بپایدا؟ اگرچه ترکی باین اندازه که شمن از آثار رفت تیاری دارد ونجا\nالاف و جوان سوق داده عموم امرا قشونی بعد از مدار کرات در ملحه با با خبر جنان کانگر زد که مسئله موصل بطریق صلحی و یا انیاتی\nمحسوسی خود فیصله کرده‌اند که در تمام اختیارات قبله انجام خواهد یافت و سر تا آن نوبت جنگ جدال نخواهد رسید\n\nبحر بخشیدم پیر شاهد منظور؟\nرفت انکه کسی چودل انعقصه میکشیدیم بگذشت بر آن بار بلای که کشیدیم\nچون گوی چوگان اجانب بودیم المنه لله که مردیم و شنیدیم\nبجمعیت شات به مقصد رسیدیم\nبیدار نشستیم بسی در شب بیجور در حسرت روزی که شود کشور معمور\nآخر بکشیدیم ببرش آمنظور از بهر برافراشتن رایت منصور\nبس فاتحه خواندیم با خلاص دو میدیم\nباز و بکشاوند چو دزدان پی غارت تعطیل زراعت شد و تقلیل تجارت\nتا همت شهنشه غازی زکیاست زو بار دگر در دیده گوش بشارت\nآواز دراتی شقران باز شنیدیم\nدیروز گذشتیم یکی کلبه دهقان دیدم پدری پیر که مسکفت به طفلان\nباعزم متین فه غازی ظل سبحان تاسیس عدالت شده در صفحه افغان\nرنجی زستمگاری دزدان بچشیدیم\nاز بین طوایف شده نایاب عداوت از فضل اله است شد رفع غباوت\nدر حد سپاس آمده ارباب ذکاوت شکر شکر عافیت از کام حلاوت\nامروز بچشم که خلل نحس شنیدیم"}
{"book": "adl0717", "page": 316, "text": "شماره (۵۰) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه ۱۱ قوس\nاندر گله اجنبیان همچو شکستیم بر دزد وطن سخت در حیله ببستیم\nامروز توان گفت که از سلسله رستیم در سایه ایوان سلامت بنشستیم\nچون کوه و بیابان بمشقت ببریدیم\nباید پس ازین پرده اوهام دریدن سر رشته کار از کف نادان بریدن\nاز اهل خرد موعظه و پند شنیدن وقتست بدندان لب مقصود گزیدن\nکان شد که بحسرت سر انگشت گزیدیم\nهر چیز شنیدی نبود در خور تصدیق بایست در اقوال کنی دقت و تحقیق\nابناء وطن را بهنری ساز تشویق دست فلک انروز چنان اتش تفریق\nدر خرمن ما زد که چو گندم بطپیدیم\nبردیم بسی رنج و کشیدیم مرارت یکجو ندیدیم مگر باغی و خسارت\nامروز اثر نیست از اشوب و شرارت دشمن که نمیخواست چنین کوس بشارت\nهمچون دلش پوست چوگان بدریدیم\nاز یاس برون آی به پنه پادر امید هر شام سیه را بعقب صبح شد اسپید\nاز جور فلک مرد خردمند نرنجید سعدی ادب آنست که در حضرت خورشید\nگوئیم که ما خود شب تاریک ندیدیم (اشعاریست که حضرت او به مفرح خانه نگاشته)"}
{"book": "adl0717", "page": 317, "text": "تفصیل مقاما کابل\nقیمت روپیه\n۶ ماهه سالانه\nسال اول کابل ۵ ۹\nداخل افغانستان ۷ ۱۱\nممالک خارجه ۸ ۱۵\nوزرا و سفراء ۱۱ ۲۰\nمناظر در مساوات هموطن\nمفت بیهنگام کاغذهکوتا باطلی\nندارد با عهد بمدیر تمبر\nقیمت کاغذ بخطانه یک پیسه ده\n\nحقیقت\n\nطریقه وجه رابطه\nاین اخبار احرار ایام تعطیل در کابل بچرمطبعه\nدستر میشود و با دیگر نقاط در هر پست نه بخلا ارسال\nمیگردد امور تحریریه نگارنده حقیقت\nارسال و مقاله وارده در اداره ماند هر چیزی\nدران راج و اصلاح و عدم انتشار مخ تا دارد\nاشتراک بتوسط معرفی دولتی و بصورت\nنقدی با وجه با فغلا در یافت میشود\n\nنگارنده برهان الدین کشکی\n\nجلد(۱) کابل چهارشنبه ۲ قوس ۱۳۰۳ ش ۳ جمادی الاول ۱۳۴۳ ق اشماره (۵۱)\n\nاهمیت نویسندگی و مسؤلیت روزنامه نگاری\n\nنویسندگی عبارت است از تالیف مقالات و کتابها عقیده\nیا مدعب و شعر این مشغل نقاشی دستی است که نتیجه ان اشکال\nمجمل و مشخصی یا جمع و کسر افکار خواہد بود و مجرد قلم را مکتب بایدر\nروزنامه نگاری کار بزرگ پر زحمتی است و در\nعین حال خیلی رفیع و دارای مقامی عالیست (کارلیل میگوید\nروزنامه نگاری چو قائد افکار عامه چه نباشد ایا یکی از حکام\nو فرمان فرمایان بزرگی بود و نخواهد بود؟\nروزنامه نگار نه تنها آن کس است که رخا خوان حوادث\nو یا عبارات مسلسل بنویسد بلکه روزنامه نگار حقیقی کسی است\nاداب نویسندگی و آداب اجتماعی را بخوبی آموخته با و کفایت\nکه در نویسنده روزنامه دو چیز جمع باشد یکی معرفت حقوق و\nدیگر بساطت و سادگی و نویسندگی بر دو سه پایه قرار دارد که\nیکی از همه بزرگتر و باهمیت نقره و توانایی فکر\nروزنامه نگاری محتاج با عالیست که\n\nچیز از نقاطی کار دارد زیرا خطابت ناطق هر چیز میگوید فورا فراموش\nشده جزو فضا میشود اما انچه که روزنامه نگار مینویسد همیشه میماند\nو افکار بشر امراجعه میکند و ازان مطالب استنباط میشود و قابل\nتقریظ یا انتقاد میباشد.\nهمچنان روزنامه نویس محتاج بکندی کاوت و\nتندی فکر است که نویسنده لزوم ندارد زیرا مولفین د مسنونان\nمیتوانند مراجعه نموده و وقت دارند که فکر کنند اما روزنامه\nنویس نمیتواند تتبع کند نه وقت دارد که بفکر مراجعه نما خواید\nدر یک صفحه ای جدید نویسی که هر در همه چیز داخل شده و از همه چیز بنویسد\nو از تمام علوم و فنون بسر وی نماید و این عقل کامل و ادراک\nزیاد و سرعت تحصیل و حکمت و فلسفه لازم دارد که رضایت\nہمو گو قیمت عظیم مرحم را بتواند جلب کند و با بحضرت خیلی سخت\nکه بتواند خود را بخوبی قرار و بدست کارند و ازاد دراد، گرنند\nروزنامه نویس باید کماوی باطبیعت مفیده و طبیعت"}
{"book": "adl0717", "page": 318, "text": "شماره (۵۱)\nجریدهٔ حقیقت کابل\nچهارشنبه ۱۴\nدر عالم در هر باره سیاسی روزنامه دار اغراض بکلی با در د ابعد بود توقع شیر تشکر از جناب مستغنی و غایت المنظور مطر قرار ندهد، نویسندگی یک صنعت فکری است روزنامه نگار\nدر مکتب اجتماعی خادم شمرده نمیشو بلکه در بیست بر کا افکار وار اغوی اگر یک کسی\nکله را بنزلی را به کلی ترجیح دید و با فرض را به جرسرمه سعیت دید با عرض حقیقت کیا یک قصیده بنهایت غرای طولی بخطر ست ما یه با\nسازد وقتی اتکاه کند در برابر عوارا زموی است که برای تکذیب بیا دهانم خواند اخبار حقیقت این سروده است که این\nداند اختیارند و آن وقت مسئولیت بزرگ خود را خواهد شناخت تکلیف ندی حقیقتا در خود نمی گنجید، از اند راج آن صرف\nبزرگ است، اما برای کسی که بزرگ است کلام نویسند، یک ناموس است که بعد آتیه تشکر آن علامه پرداخت باب ددها\nارائه آن زائل کردن جابر و رو انخواهد بود یا است که روزنامه که بخل عامه دلاکن بلطف پایان مسرت ز مستغنی بحرم\nمفید تمر دو میشود اصول نویسندگی همان است که شیر سرد نویسندگان روزنا بوصف حقیقت حقیقت سرود این طبع دلکش\nمینویسند یک کسی یک کسی عقیده مرا راجع مرد ساله نویس که افکار او مصدمه اینه اینک دستان نغز گفتار بیوسف در نوروز\nدر خواست کرد در جواب روزنامه نگار مفید کسی است کینیه را خوب مینگرد خدا یا احسا و لطف عطا کن بمن حق این\nو معنی استقلال را بخوبی میفهمد و مسئولیت میشناسد ... (فریاد جریده)\n\nتفصیل توزیع انعامات قشلهای شهریه\nنقل در تو که بفرخی تاریخ برج قوس بعد از ان حضرت انیخوز د ارسیر با بوده که صعوبا و اشکالات آن بر همه معلوم است در بد\nمستقل رؤسا و اساثر مدیران در ارسما از وزارت مالیه تحریر و تقدیم حصورا الفا بنا گرد و تناول تجدید وترقی حلت اگر گفت شو\nگردیده بار ادء اعظمیت متبوع مقدس مان بکافات خدمات صادقانه که مامورین افکار سانا به ریت قرار گرفت، و دفاترد ولقتی به اصول\nمحاسبات شهر به دولت متبوعه خودمان ابراز نموده اند بساعت ۳ روز (۹) نیا میزداده شاهد تجو افخیر شو ول حال هیاته\nقوس بوزارت جلیله مالیه با عطاء انعام نقدیه و نشان زیستان سرفراز شد احتمالی این کار جایولی را بد مه غیرت و مسبت خود گرفته کار را\nوزارت عالیه مارضورجناب دشما، خوانش منابت که در ساعت ندکور مخل برف اصول دری خاری کتب اصول دفتری سس مین دار\nتشریف حضور داشت با شتابی از ساعت ۲ یک صفر عسکری بلباس کل برام چوتور بدون اینکه حاسبین در بین ماستعالی خود کودنده یک\nمشرو در باز مالیه حاضر آمده بودند بعد از ادء تعظیم وزارت مله که بوزارت مالیه می سعی جاده دند، تا اینکه وزارت حریه سی\nتشریف فرما گرد ند بودند اطراف وزارت عالیه قرار کل بخبر وجه که یکنامه قراشه و شعبات تقدیه عمده کارخانه جا وغیره ستبا د دات\nخاصی محترم احصا وزارت عالیه تشریف آوری شهولت حضرات بازمان ش د شتر و کوشش مزرا عبدالحدخان قابه اصول جدول را\nمحاسبین دولت علیه تبوع خودمان که مامور در ارساء شما در تادی امانه این که هم ان جوانمردان افغانی بر انام بکج و دارت\nبات د عرض تشکرات سمانه خود خود را کرد ناموا حصیر این تشریف دو بی ده دا ان حصد صلاح اند، علی تحق پر دهم ا د ن ا ا\nصنابر د ستادن رو در انکه با دولت تبوع خود و سیمی دی و دوم جو امینی ایانا شامل احفوه اصال حمل من مندر در بنده در بود\nخودمان ست را را جمال خنا و سوه تیزر قدم گو با تشکرات خود را تقدیم مینمایم. یکنفر مستشار خارجی بوزارت عالیه منظور نموده\nنطه وزیر ما بلیه اینکر اسرا در تحریف وتوصیف عملیات دا وقت جلیله بهت کند وسرد ماروی ای\nاسبقدر گفت شود اظهار علم و معلوم خواهم تعلم افغان او بیاد، و سبی جومت رمین نام من\nعس الجلاس باستانه عالیه رملکت نا با علم تابی نیازمند و اصولی ای را بتقدم شناستهای انشا وروسیه بودند درافغانستان بی"}
{"book": "adl0717", "page": 319, "text": "شماره (۵۱) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل چهارشنبه ۱۹ قوس\nبنده پیشتر نیازمند گردیده اِبداع نمودند که بوزارت مالیه\nتسلیم و سپرده نمودند که بوزارت مالیه تدقیق و تفتیش حسّاب\nگردیده از هر یک نُور اکثر به دوائر مذکور یک یک نظام و نسق\nپذیرفته از هر قضا جلو گذارش یافت، اولتر درجه که پیشتر پیشا\nقریب بوزارتِ الیه شرف امتیاز و افتخار آمد و مفاد افکار وزارت مالیه با\nباء عمل با برابریتر رسیده که بعد از تطبیق بهیچ نُور حساب\nاین کار بود که از قوانین موضوعه که دیگر اساسی بوزارت مالیه پیش نیاد نمودیداً\nعملی تسلیم ریاست سنجش میشود.\nلهذا وزارت مالیه این همه کامیابی را بامورِ پر کار و پرُ با\nبصرف کرن را از تأیید دل و جان روز و شبانا حصول مایحواج قطع و انفصال می‌نمودند\nاز نتیجه حُسن نیت خیر مرصاد و افکار شاهانه دانسته بجان\nبنا علیه اوّلات جمله محاکمات جاری را قطع و فصلی جهت آثار از مجاریها\nنمود در سنهٔ اخیر درین کلا وزارت مالیه تنصیب نموده چون در فوائد و نتیجه اتم\nتشکر و ممنونیت از امورین مذکور تصدیقا بجاکپای\nاثر این کار بود که حاصل شود بنتیجه این خصوصاً را در عرض نمود که مخلص نتائج آن\nشاهانه عرض می‌نماید که اعتداد وزارت الیه اگر چه کامیابی و\nرا در دالان از و جوہی که بصفحه مبارکه شرف بلی شدند خاکسار حصراً کم می‌شود :-\nاجرا و اصلاح کار مذکور را بیدَش راه خیال کرده بود\nحصه شان با در باب جمله محاکما تحفهٔ شاهانه که بقدری با قطع و انفصال یابند\nمگر نتیجهٔ کار یکنیم با امید تحری داریم که بعضی جزوی اصلاً\nبا رو بایسما بند تا ہیئتی که شخصیه بصرف اینذ ممالک بعینه جلدی برای\nکہ اعتماند، بادر اجراآت روز گار درست شود خصوصاً\nاتمام کارهای مملکت شاهانه مأمور و موظف نمودند.\nدو شعبه کار که بسبب کثرت کار و اجرا حسابی نسبت بدیگر\nاین بخوشیہ کمالیہ تنظیم و کمال محاسبه بود، بنابر یر و خیالاً عالیه\nدوائر مشکل معلوم میشد بیکا بخوبی و درستی نظام یافتہ۔\nبخشی درین قضیه قدد وزارت مالیه دفتر محاسبه را همواره تقدیم\nکار و محساباتیکه کار با نے بالنسبه بکار دارالاماره بود از یاد\nاز جلوه نمودند هم رو بخود اجرا نخواهد دالمر حساب و امید مدارم اهتماما میبود\nگار در امسال بالا جیا نهایت با سابقه سبا کمال جاریه شده کاره\nو د جاوانه از انجا که حضور با هر امورا را منظره قدریه یه و به اساس\nمجھود تمام شد انرا با اعتما و تصدیق خود دارد کرده میخوانیم.\nناح شرف از دار ایام که با سمت هیچ روی ندارد همه اراده نمودند که در احکام دستخطی حضور مبارک\nاین شروه این الیا نمونجا یکث لاهیت سمت مشرق و بعضه روانه سمت حه\nبما این نفر که ملاحظه حسابی می نمود از صور اجراآت آن\nر عالی جناب و جهات معلوم شود دانسته امید که درین کار مدار رجاو\nهم معلوم معروفی شد که اعضا این دولت محکمه مجدّدا از هر دائره که\nو دارن اهتمام نموده هزار درجه با افکار خود بے شاذینات مخر خواهد\nحسابیته خود رسانید اند نسبت بجدت رقایع رسانیدن حسا\nکونگرا را براد اخیراً بسال ۱۳۰۳ شروع این کار شده در اتیت که اول تر حساب را تمام کرده بوزارت مالیه داده سنجد درجه انعام نقد\nنی کو شنید سمت دائره محاسبه وزارت حربیه، دائره محاسبه خاء\nو نشا دار رحمه سه در جه که مخلت گوزاره می داند تفریق کرده مخرومه\nدارند القابنامه جزأً کار را بکمال افرانیز ترتیب داده حاضردار\nی دائره محاسبه وزارت نملہ، دائره محاسبه وزارت عدلیه\nکاری و دائره محاسبه وزارت معارف، دائره محاسبه وزارت\nدال دائره مرکز یہ وزارت مالیه ، دائره الشکایاتی حقوق\nنی و تصدیق دائره محاسبه جلیه ، دائره تملقہ بیگی ، زیوا سر خاریه\nو عہد سو ہنر ام دیہ کارخانہ ہجر تخریج پوت دوثر مقیم کالات نفت را که\nکه بعد از ملاحظه محمو تم در معرض اجرا گذارند. (امضا مبارک)\nحکم باراده و با دشاه امروز توزیع نشانها دُنیا و انعاما برای\nمحاسبیان مذکور میشود اوّل باول وزارت الیه همه تا رو پود خود\nمجود ملا تھا باور را امیان ، روُساء، مدیر ها و دیگر امروین\nملک و تا الاهمیت ہمہ قسمہ ہار امعا نوع همند ار من عسکری که خواه اداره ہای دولتی که محاسبه نشان درست\nه دولت همین کل با آثار شده همه دو ائر مذکور حسا با در راسته\nبا ما با این روقت و خریده و فروش نقد و فزیکی و غیره حسابات\nحاکمات باین عهده بخوبی تنظیم و ترتیب داده بو زارت الیه\nتوجه شان باین درجه کوشش نموده سزاوار امیر الطافا\nپادشاهی گردیده اند شکریه ادا نموده امید دارم که اجازه\nتوزیع مکافات خدمات آن با بوزارت مالیه داده شود."}
{"book": "adl0717", "page": 320, "text": "شماره (۵۱) جلد اول جریدهٔ حقيقت کابل چهارشنبه\nجولیه زیرصنا نجار\nبعد از نطق ذراعفت ایا\nی و دیر مانان است\nمیرزا غلام محمد خاکسریہ امیر خانه، میرزا محمد سلیمان خاکریا\nمیرزا غلام عبد الحق خان سکرتر بار بها، میرزا عطا اله محلی نگری\nهر نکته قراراتی سیکم افغان بنا تحفه محرم افومودن درج آثار د یگر\nصدا قتے کا محمد دوست جهاندار ما که قبلین مع التا د ا را ترجه یکہ\nسیاست کا ملی نمود ه چنانچه بعد که مخاصما دولت ابد طومال\nقطع نمیشد حالا از توجهات اندرخانه مخصوصاً مدارخانه بالغان\nاصول بند را د ا ر ا و نظامات تنظیم بیجانهها اصول جدید تاسیس\nکردید و امیہ کہ در آینده سر از توجه اشاما رو ترقی خود حفظاً کرده\nدولت ابدیت دیگر دست پیدا دار دو کا مامورین جا بیان جمعی است زیرا\nدر تو که دولت محل نخرج خود را از اداره مرد با مال خود دایر کرده\nمیتواند در محل خرج خود را از رو جهلا و چنابچه که اندا سے\nبا خوان تاسیس باید گرفت پنه که دانش بود تو رو نه فر ساسات\nحالا هری توجه ور ز ا ر ا یا مل نضرح دو را با صول شہر یعنی بومیته\nتوقیت عظیم خود ودیته را آگاهی مید به چنانچه در حال کل مالک دایا\nداده بخود را با خوشینه قرار داده اند و باصول شهر در د و گرفت صفات\nحالا مید به و خط کردن بی اس کا ضونیت جوانان دکنایه ده اسات\nخودر تنظیم نمود ه اند از حضور دار المدارجه - به دارن ہی ۔ جے آقا\nوزیر مختار ایه که قابلیت وجوه ڈیو آتی اصحاب فونز زینی اسکیر\nدفاتر معامه خود را با خوشیه شهر دو تنظیم نمود به د عطا نشانده اعلام که\nتوزیع نشانات و مکافات نقدی\nعطیہ نمدار حما ما مور کنایہ میت مشرقی، میرزا محمد اکبر کان با\nدیہا فتا شرقی، دیواند رامل اموکوٹ و محمد\nتو صیح نظاماً، امور میکه در اجرا اصول شهر به امروز دار\nمیر نصر الدین خاکیه محلی و جه حضوری میرزا غلام بهاء الدین کاری\nمیرا محمد دین خماکتو یقی و مت حرمه میرزا محمد عمر خاکسیری\nمیرا نیابت نھا سر کا نیا ن میر محمد حسین ابین میرت\nمیرزا محمد محمد کریم خاکسریہ نا مده میرزا حسن خان\nد وار معارفه علوم شرعیه ماکت مکتب جب به هدا الدین\nمکاهم واصول و فرعی میرزا محمد ابوبکر دریا را دار اتے\nمیکسر ظهیرالدین میر محمد تسیم خاکسیری بالا، میرزا احمدیان\nمیر ضیا الدین سکرزی بالات، میرزا محمد حسین، میرزا\nدار الا نار، میرزا میر حاجی کا سرے دائرہ نیابی، میرزا عدل\nمیر ظہور من خاکسیری با نا میرزا طاهر من میز امحمد علی خان\nمیرزا محمدتک کا پشکے نیابہ میرزا محمد حسن کا تب کا مر دار\nسر یتیم دالمعلمین ، میرزا محمد یحی کان کاتب و جه نازی\nسکرتری حضور با میرزا محمد قسیم خاکسری دائرہ اور میرزا\nمیرزا محمد د میں حمان میرزا محمد عمید حمام میرزا محمد حسین ان\nا شخاصیکه بطور خمره ای تنظیم اصول شهریہ معاونت نموده اند میرزا محمد یعقوبا، میرزا محمد عم حار، میرزا میر محمد حالی دایا\nمیرا محمد یوسف معارف بالا ، میرزا عبد الرحیم مدیر حمام شرکت مکاتب مجازہ دار الانش، میرزا محمد حسین ابن کاتب مکاتب\nمیرزا محمد می خما معارف میرزا محمد نسطو جرا، میرزا محمد نو روی قلمده بین\nمامو مینکه در اجرا اصول شهریه فعالیت نموده اند :-\nمبرا سید عبداله این بین دار الا نار، مبرزا غلام محمد خاکسر دارد مالی مشرقی\nمیرزا محمد جمعه خاکیه برلو امر دلار مه میرزا غلام رضا قا مدیر محلی وزارت\nمیرزا شجاعی بنام د میر حسین داخله، مبرر محمد قاسم خاکریا معارفہ، میرزا میر\nسلام الدین خان امور منتا ماليه مبرر عبد الکریم خما کتر یہ معارف میرزا محمد جان\nمیرزا عبد الغنی حما سکرتر شرکت فن، میرزا میر محمد علی امین\nقلعه بیگی، میرزا میر عبد المجید ان دارہ فشبہ مانا، میں\nسکرتر تقابل صنایع میرزا عبدلواحد خاکسریہ کا\nمیرزا محمد سمعیل خامکاته محلی شرکت تجارت\nبحضور حضرات محمد و ر را ورؤسا ب معاونین و مدیری\nمدیر را وزارت خانہ و مکافا نقدی که از جنوب\nما مور فرین منتصر گردیده بود بر آبر کدام داب\nمدیر حمار تجارت، میرزا محمد نیم خالیہ محلی دارالانشامیر احمد حمام امور\nباند ارتش های امور حسین بنام امور قبا ملی، میر محمد امین حما اموری مطالب عروقن تادیه گردید.\nان در میان ما در این نام مدیر حسین امامی با یکدیگر از انتی در این بانان بعد از صر شیرینی و چا و نیز برداشته استان بردن\nایران و او و تمام شهر کا محفل با یک عالم دعا کوئی دسان را روزی\nمورد امور خما مور کنا تو حبیبی، میرزا محمد سلیمان مدیر سر کوتی"}
{"book": "adl0717", "page": 321, "text": "شرایط و ضوابط\nاین اخبار بغیر از ایام تعطیل در کابل ہر روز\nنشر میشود و در غیر مقالات ہر بیت خطا ارسال\nمیگردد. امور تحریریہ بنگارندہ حقیقت و\nارسال و مقالہ واصلہ در ادارہ ماندہ جمرد و\nدر اندراج و اصلاح و عدم افتخار مرتر تا در آن\nاشتراک بتوسط خزائن دولتی و بصورت\nنقدی از ہمہ جاقبلا دریافت\nمیشود.\n\nنگارندہ برہان الدین کشککی\n\nسراج الاخبار\nقیمت کابل\nتفصیل سالیانه ۶ ماہ سائر\nفی الا سطة کابل ۹ ۵\nجلال آباد قندهار ۱۱ ۷\nمزارشریف قطغن بدخشان ۱۵ ۸\nوزارة شقانه ۲۰ ۱۱\n\nشرکت اسناد اعضا و باطیہ\nست جز آگاہی کا دکوٹھا ہائی\nخارطانہ با عزا و کلات و شرایط\nنصت گنجانہ طبع آن برکرش ۱۳۳\n\nحقیقت\nج ٣٣٣ سال\n\nکابل شنبه ۲۲ قوس ۱۳۰۳ ش ۱۹ جمادی الاولی ۱۳۴۳ ق شماره (۵۲)\n\nیک لوح عبر زمان نمیمانہ تو مدنیت حاضر\nانکشاف یک قدیم و جسد تو مخ المون مصر\n\nاگر ساعتے از قیل و قال زمانہ رستہ\nفکر ہے در بی مہری ایام و بیو فائے عمر\nفکر نمائیم و زمانے از ہیا ہو ہے جہان گذشتہ\nبروز ہائیکہ چون آب روان گذران است\nفکر افگنیم بی اختیار بر قتے دست دادہ خواہیم\nدانست کہ سال ہائے متماد ہے و روزہا ہے\nبشمار خواہد گذشت کہ ما، در زیر زمین قا\nبگل شدہ و خفتہ و ہر ذرہ خاک، ما را باد بجائی\nبردہ است ۔ پس از ما ! خوابا زہم نہا و کل\nو آبادان و بخانہ خسان فخر خواہند شد\nبعد از ما! بازہم خورشید جہانتاب ہر روز\n\nصبح از شرق سر زدہ خندہ بخوش بر غرور\nکامگاران خواہد زد ! آرے چہ روزہا کہ\nخورشید عالم تابان ، آب در گلزار ہا روان\nو چہ شبہا کہ ماہ در آسمان سر گردان\nو ستارگان در فضا ہے لایتنا ہے\nدرخشان خواہند بود در حالتیکہ ما جام\nمرگ را سر کشیدہ بخبر از این و\nغافل از آن در واد ہے خاموشان\nبے یار و مونس، بی رفیق و شفیق بسر\nمیبریم ! گذشتگان بصورت آیندگان\nاگر عبرت گیرند و بے افسوس کہ"}
{"book": "adl0717", "page": 322, "text": "فواید و ضوابط\nاین اخبار بغیر از ایام تعطیل در کابل هر روز\nنشر میشود و در هر مظاهر بسریت خطه ارسال\nمیگردد . امور تحریر یہ نگارنده حقیقت به\nارسال و مقاله واصله در اداره مانده جبران\nدر اندراج واصلاح و عدم انتشار آن اداره\nاشتراک توسط خزاین دولتی و بصورت\nنقدی از همه جا قبلا دریافت\nمیشود .\nنگارنده برهان الدین کشککی\n\nتفصیل مقابل\nفی الساطنه کابل\nنجلرا افغانست\nممالک خارجه\nوزارو سفراء\n\nقیمت سالیانه ششماهه\n۵ ۴\n۷ ۱۱\n۸ ۱۵\n۱۱ ۲۰\n\nشرح اشتراک\nحقیقت\nح\nسال سوم\nجلد کابل شنبه ۲۲ قوس ۱۳۰۳ ش ۱۹ جمادی الاول ۱۳۴۳ ق شماره (۵۲)\nیک لوح عبر زمان ضمیمه نو مدنیت عصر حاضر\nانکشاف یک قدیم وجسد مومیای فرعون مصر\n\nاگر ساعتی از قیل و قال زمانه رسته\nصبح از شرق سرزده خنده خوش بر چهره\nمهر بی در بی مهری ایام و بیوفائی عمر\nکامگاران خواهد زد ! او بی چه روزها که\nفکر نمائیم و زمانی از هیاهوی جهان گذشته\nخورشید عالم تابان، آب در گلزارها روان\nبروز هائیکه چون آب روان گذران است\nو چه شبها که ماه در آسمان سرگردان\nفکر افگنیم بی اختیار بر قتی دست داده خواهیم\nو ستارگان در فضای لایتنا ہی\nدانست که سالهای متمادی و روزهای\nدرخشان خواهند بود در حالتی که ما جام\nبیشمار خواهد گذشت که ما ، در زیر زمین جا\nمرگ را سر کشیده بخبر از این و\nو گل شده و خفته و هر ذره خاک مارا باد بجائی\nغافل از آن در وادی خاموشان\nبرده است - پس از ما ! خدا باز هم هزار گل\nبی یار و مونس، بی رفیق و شفیق بسر\nو لاله در بهار جهان شگر فر باشد\nمیبریم ! کله گان مسبوت آیندگان\nبعد از با اجسم خورشید جهانتاب هر روز\nاگر عبرت گیرند و یا افسوس که"}
{"book": "adl0717", "page": 323, "text": "شماره (۲) جلد اول جریده حقیقیت کابل شنبه ۲۱ ثور\n\nچشما بوره گوشها کرست و هرگز تصور نمیکردند افتادگانها بدا\nندستور د هند پدر مخلوق وزنده گردند است صبح انگه بحل نمره آن\nپایدار باشید مگر برعکس بنیر به ایا حیاته خود به خوانیکه با سرامد\nخواهد دانست شبه روز در صد و تحصیل مال هر وسیله زشت\nیا زیبا میگوشند نظر از فریاد اندار حقیق ندارند بادها و الاخر چندان\nاین پیرزال دنیا ابداً بکسی نفا کرده و بفقیر وغنی به کوجک و\nبزرگ مهربانی ننموده است. دستش همیشه بخون عزیزان رنگین\nو رجاایش همواره از خون پادشاهان گلگون است. ۰\nهر گل نو گل رحمی نمیداند تنا ولی به گوش سخن شنو که او بدا اعتبار کو\nچه سلاطین عظیم الشان جہان داران با شان شوکت\nچه فضلا، چه ادبیا چه قهار بجا امدند و کا مرا نمونده داخیر غرب دار\nدر گور خواب ابدی رفتند همین مصر عصر که مدتش از بزرکترین و\nقدیم ترین تمدن عالم محسوب میشود دار آباد شانان سرافرازانی\nبوده که صیت جهاندار و اوازه کشور کشائی سنا در افضا عالم پیچید\nاست. امروز میسر د مومیائی همین پادشاهان باریکها ماد زان\nشده. امروز با قدانشان دست آویزاین ان گشته بر خبر بد دیا\nمن حیرانی کنید و تا موزه مصر را بید تا یک یکے ان چوک پاشان شرینت\nو ابهاتشان د هم و مهند مطور فنه و جهان بخواب بدر رفته اند این\nبچارگان تصور نمینمودند که اگر لم کنند حبه شار از برکوه با سنگ مخفی\nکنند یا در زیر زمین تو در تو پنهان نمایند یا د ارباب انواع » را\nبگمایند خو و طلسمیدا ز سر حیوانات را حت تو انند مانند بلی از شمر\nحیواً راحت نمانند ولی از شمر لبشر بتواند و پاک خود را شریف مخلوفات\nمیداند اسوده نماندند. یعنی دستهای نامحرم در عرصه ایجاد\nشاه برده عصمت انانرا بکرته بدریده اسرار شانرا افتا نمودند\nآیا بنها نمودن جواہرات پیچهاول محتویات و پیلی احترامی با موا\nاکتفا کردند، خیر آن ابدان داز خوانگاههای ابدی بیرون آورد\nشهر بشهر ده بده بر دند واز رو در یاها و کوه ها عبور داده دریا\nگاههای خود بزینت گذشت متماد لی بنام مقدس علم این حرکات\nشنیعه را جانه دانستند و این اعمال قبیحه را مرتبت شدند. آه اگر روز\nدست انتقام از آستین بیرون آمد کینه خود را بدرد نماند آه اگر\nنو پس امروز بود فردا نی\n\nای عجزه مرحم ما چشم\nدر اواخر نوامبر ۱۹۲۲ یکی از مهم ترین آثار مصر در کرا نیا ا\nکنج اکتشاف کردید این اکتشاف در نتیجه زحمت شستگی نامو ا\nکارتر » و حقه « لرد کار نا رفون » است که مدت شانو ده نمود که\nتمام در ساحل غربی نیل و در محلی که بحوقت شهر طلبیت او مادی\nحفر گذاشتند. طول زمانه نرسیدن بمقصو ابدا خللی جهت بزبان\nوارد نیاورد تا اخیرا امر مقضی المرام شد در دور طلائن خود میانه\nطلیب زیر مدفن و سیس شتم پی بر گنج عظیمی بردند و فوراً\nکه در مصر بود به » لرد کار نارفون به در انگلستان از مجرا عراق\nنمود و لرد مذکونهم با رکتش با مصر غریت نموده به دارالاقصر\n«مستر کارتر» در چالش درب خارجی را باز کرده سرداب\nمقبریه رہنمائی میکرد و طولش تقریباً ۲۵ قدم است با کی\nاگر چه درب غرفه اول را مسدود یافتند ولی آثار و علامت\nکه قبلاً هم باز شده و بعدا بسته گردیده است باری پس از\nشدن بحرف اول از محتویات آن حیران ممانده شرم و اکر\nجواهرات، اثاثیه ، تخت ها ے طلا، صندوقهائیدا\nو سا ئر عتیقه جات نفیسه که در اینجا یافتند مقا لیست ار\nکه عجاله از شرح آن در میگذریم .\nامین است توت شیخ امون بواسطه هر اکتشافی از\nو بسب ترویج علم و صنعت است بلکه شهرت ایلر\nنمودن مذهب ( اتن » یا افتاب هست که بدر زنه\nاتن در مصر جاری نموده و عودت او سمت مذهب\nامون امان که معبود مصریان قدیم بوده است مدارا\nاتن ، پدر زن توت شیخ امون اصلا آسپانی والرا\nیا شام بوده است. گویند این ملکه پسر خود را به پرستن\nتشویق نمود و لقب او را در عوض محتوبت بع ( چون\nزنش محتب الت بود ) اخن تن گذاشت که معلم\nاللفظی آن قرص خورشید زنده است. زن (اخیری)\nهم آسپانی بوده و تسلطی پر شوهرش داشته است.\nدانست که چون پا تحت معر از منف بطبیست منه\nمذهب امن نهایت رواج یافت وجاهه و مقدسی\nکه در التون صناعت بود بگرنت ولی از اینجهت کاله\nو ابی"}
{"book": "adl0717", "page": 324, "text": "شماره ۵۲ جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شنبه ۲۱ قوس\n\nان لبطش ربک لشدید\nاشعہ شمس بود چیزی کم نشد چون بقبه مصر یاب گشتن میخواستند تمام امور را بدست گرفته بتواند مملکت داری کند و پے\nقائم مقام خورشید را اتن هم مینامیدند «اخن تن» دعوی واختن آتن» جز مسائل دینی و فلسفی اهمیّت نمیداد و همت\nنو و که آتن با دومی کرده است که مردم را از پرستش خورشید خود را بر ان گذاشته بود که توحید دین و باطل نمودن عبادت\nمادی منصرف نماید و بعبادت قوهٔ فیاض یا حرارتی که ازان «ارباب انواع» و محو کردن بهاء آنها خصوصاً نام «امون»\nمیان میرسد و باعث حیات موجودات است بپردازند از را از هیاکل موفق گردد حتی مجبور شد سراً تحو نمودن اسم «امون»\nتصویر قرص شمس با اشعه‌اش میبودند. اسم پدر خود را هم که با آن توام بود محو نماید و هیچ مرتبه هم\nدر ان اوقات امپراطوری مصر از سودان تا شام و ننموده بود که از سرای اتن معابد در شهر های مختلفهٔ مصر\nعراق امتداد داشت و لازم بود پادشاهی لایق در خادا آباده نو به برپاکنند تا اینکه غیر از اتن معبودی نباشد چنانچه\n\n(۱)\n(۲)\n\n(۳)\n\n(مثال قوت نفخ اصولی که در مقبره تیافت گردیده) (این کلیهٔ که در نهایت ظرافت است او ز مقبره توت نفخ آمون یا فتکر دیده)\nدر مصر بین قاهره و طببت در مکا نیگه امروز موسوم به تل العرننه و بخ قدیریل سبت لقعته بنا نمود که طولش (۱۵) و عرضش\n(۸) میل است و انرا وقف (اتن) کرده سه هیکل در ان بنا نمود یکی برای خود و دو یگر برای مادر و زنش قصر خود و مساکن\nرجالنش را هم در دوران هیاکل بنا کرد.\n\nوسمرد دیگر در مدح شمس از و باقی است دارای عبارتی است که از حیث معنی بغایت شبیہ بہ بعض عبارات\nمزامیر داود ست و تخمین از انها معلوم میشود که برخلاف اسلافش که معبو د خود را بحیث جباری و قهاری میسرو دند و هر کدام\nخدائی مخصوص خود داشتند «اخن اتن» معبود خود را خدای عالم و بخشنده حیات بجمیع موجودات و پدر مشفق و رحیم میدانید\nو این اولین مرتبه ایست که در تاریخ عالم مشاهد ه میشود پادشاهی خدای رحیم خود را خدای همه عالم دانسته است این پادشاه"}
{"book": "adl0717", "page": 325, "text": "شماره ۵۲ جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه ۲۱ قوس\n\nبرطرف نمودن اوهام و تمسک بحقایق و تحقق فوق العادگیهاشان\nو با مرد معوم که میبوسات عادات کرده حقایق فلسفی را\nنمی فهمیدند ما او و شمس گفتند که چرا معبودهای قدیم را ترک\nگفته و معبود جدید بر خود اختیار نموده است.\nبد بختی این پادشاه از دو سه جا بود: اول افتخارش\nبا مورد طبع و را از کارهای ملکی باز داشت چنانچه در شوریل\nفتنه بر پا گشت ثانیا رعایای و که خاصه کهنه معبود «امن»\nنسبت با و فوق العاده کینه ور و خشمناک شده بودند. ثالثا\nپسر قابلی نداشت که بتواند جای او را بگیرد و مجبور شد یکی\nاز امرا موسوم به ساکری را ولیعهد خود نماید.\nپس از او ساکری مدت قلیلی در پایتخت جدید\nسلطنت نمود و چون دار فانی را پدرود گفت (توت\nغنچ اتن ) هینکه مقبره‌اش بتازگی کشف گردیده و داماد\n«اخن اتن» است جانشین گردید گمان کهنه «آمن»\nکه با زسم قدرت و قوی یافته بود در کود عوش در آمد و او را از\nپایتخت خود را در طییبت نماید و ثانیا تغیر عقیده داده باسم\nخود را توت غنچ اتن» نماید که معیش تاب زنده آمن\nاست ولی سلطنت او طولی نکشید و کاهنی موسوم به\n«ای» شوبیه قوی دایر ساختند تاج وانی را نشست و\nخواست مجدداً عبادت اتن را معمول داشته مارکتین را\nترویج دهد ولی کاری از پیش نبرد و پس از اندک زمانی\nسلسله هیجدهم فراعنه مصر که مسس دارا از مصر رانده و\nامپراطوری مصر را از سودان تا فرات امتداد داد\nبودند منقرض شد. ( مجله رستاخیز مصر)\n\nمحفل اعطای نشانهای انویه\n\nبرای مامورین دولتی\n\nروز یکشنبه ۱۷ قوس اشخاص محترم و آن\nامور بن معظم که از پیشت عالیه بویه سر کار اعلیحضرت همایون\nمذاکرات آن در یک یک کتاب شایع میشود کهر کدام\n\nشان در شعبات کار خود جواب سوال بیاد داد\nزیبائی را ایراد نموده و ابحاث لازمه اماله\nنموده بودند در مجلس شورا یی دولت از طرف\nتاریخ اس آقا یی نصر احمد خان رئیس عمویم\nشورایی دولت بمقام بیدت شمایی مامورین\nبعد از نطق مفصلی که رئیس صاحب ممدوح در\nاهمیت مشوره و خوبی مذاکرات و مبادر\nافکار که یکی از شعائر اسلامیه و سنن حضرت\nنبویست (ص) ایراد دادند ضمنا فرمودند که این\nشهنشاهی اعلیحضرت غازی در این دایره مفت\nدر احیای این سنت مقتره که احمدی صلی الله علیہ\nوسلم ببدل مساعی فرموده و تاسیس مملکت با را\nخیر و اعظمی قایم داشته علاوه بر ان برای افضال\nاز جهات بعض مجالس فوق العاده مشوره را نیز من\nلازمه که قایم نمیدند از ان برای ملت و ممه\nکسب استفاده مینمایند. وبرای پادادار\nاین خصله ها یی طیبی فرمانی نشانهای ذی\nعطای نمایند. چنانچه برای شرکایی محت\nدو کلایی معظم آن مجلس جابی در همان وقت\nنشانهای مذکور عطا و کرامت شده و برای\nبشما مامورین درین فرصت بنا بر خواهش و تقاضا\nخود مان لازم دیدم که آن نشان غرابی ظهور\nکار عطا شود.\nدر اخر آن نشانها یی مزبور و فرامین متعلق\nمنشور برای شرکایی محترم اعطا شد، پس\nخاتمه مجلس، حضرت عالی وکیل صاحب\nحربیه، و اس ، ، اقایی عبد العزیز\nوکیل حربیه نیز نطق و خیری در مفاد مشور\nو صفات و مزایایی اعلیحضرت منظم فازی\nمملکت افاضه ایراد داشتند شخصی مذکور کمال\nگرمخوشی و دعا گوی اعلیحضرت خاقانی انفضت یافت."}
{"book": "adl0717", "page": 326, "text": "[قواعد جریده]\nاین اخبار بعون پروردگار جل و علا در کابل هر پانزده\nروز یکمرتبه روز دوشنبه چهاپ میشود هر مقالاتیکه بدرد ملت و\nدولت اسلامیه بخورد درین جریده درج میگردد امور تحریریه\nنگارنده متعلق است ارسال هر مقالات واصل و دادن\nبآن در دو ماه و ترویج آنرا بخارج و داخل افغانستان بپسته\nاداره اخبار و یا توسط یکی از نمایندگان جریده در\nولایات مربوط است.\n\nملاحظه:\nاز سادات و علماء و طلبه\nمساجد و اهل مکاتب و اشخاص\nبی بضاعت نصف قیمت\nاخذ میگردد.\n\nسراج\nالاخبار\nافغانیه\n\nحقیقت\n\n[جدول]\n[ستون اول]\n[ستون دوم]\n\n[عنوان]\n[عنوان]\n[عنوان]\n[عنوان]\n\n[ستون سوم]\n[ستون چهارم]\n\n[عنوان]\n[عنوان]\n[عنوان]\n[عنوان]\n\nقیمت اشتراک:\nسالانه در کابل (۶) روپیه کابلی.\nدر سایر ولایات (۷) روپیه کابلی.\nدر ممالک خارجه (۸) روپیه کابلی.\nقیمت یک شماره (۳) پیسه.\n\nشماره ۲۳ قوس ۱۳۰۳ ش ۱۸ جمادی الاولی ۱۳۴۳ ق سال ۳\n\nاعلان ادای قضا روزه\nبر ضمایر اخلاص مطاهر رعایا اسلامی مسکونۀ ولایت\nکابل پوشیده نماند: (قَالَ اللهُ تَبَارَكَ وَتَعَالَى\nفِي كِتَابِهِ الْكَرِيمِ وَفُرْقَانِهِ الْعَظِيمِ شَهْرُ رَمَضَانَ\nالَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى\nوَالْفُرْقَانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَنْ كَانَ\nمَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللَّهُ\nبِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُوا\nاللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ) خداوند متعال\nدرین آیه وافی هدایت خطاب بکلیه بندگان خود را میفرماید\nهر یک از شما مریض و یا در سفر باشد و خورده باشد روزه\nماه رمضان را پس لازمست که بجا آرد قضای آنرا\nدر روزهای دیگر و مطابق تعداد آن روزهائیکه خورده است.\nخداوند متعال میخواهد آسانی را بسبب مباح گردانیدن\nخوردن روزه در سفر و حال مرض و اراده ندارد\nبشما گرفتاری و تکلیف در امر شمارا (الخ)\nحضرت کریم مطلق و قادر توانا جلّت عظمته بعنایت\nشؤون تخفیف حال و آسانی تکالیف بندگان خود\n\nخوردن روزه را در سفر و مرض جائز فرموده تا عسر و ضیق\nو محنت و رنجی بر آنها عارض نگردد و بجا آوردن\nقضا آنرا در موقع حتم قرار داده تا در حال اقامت و صحت\nبأدای آن پردازند و شکرانه این مراحم و مسابقت حصریه\nکبریه الهی قیام ورزند، پس بحکم این آیه مبارکه ثانیه\nانقضا روزه بر هر فرد مسلمان لازم و فرض عین است\nو مستحب است که متصل اختتام و گذشتن ماه رمضان و\nحصول صحت و اقامت قضای روزه بجا آورد میشود\nکه اگر تا ماه رمضان آینده در ادای قضا تأخیر شود در فضل\nکراهت واقع میگردد. بناءً علیه بر کسانیکه متصل اختتام\nماه صیام روزه قضائی خود را بنا بر اعمال و اغفال\nادا نکرده باشند و در امسال و سالهای آینده از وجوه\nنواقص ایام متذکره در صدد تلافی فوت شده اوقات اقضا\nو امساک هدایتین نکرده شده نظر باینکه غفلت کثیرے\nاز مسلمین و مسلمات درین آوان بسبب طولانی بازار قضا"}
{"book": "adl0717", "page": 327, "text": "شمار (۵۳) جلد اول جریده بحقیقت کابل دو شنبه ۲۲ عقرب ۵۳۱\n\nروز ای قضائی خود را موفق میشوند، باین روزها\nاز طرف صبح و شام مثل ماه مبارک رمضان یک یک\nفیر توپ کرده میشود، این ده روز که برای ادای\nروزه های قضائی تعیین یافته و بروزهای مذکور\nمثل ایام ماه مبارک صیام فیر توپ میشود محض افاده\nاست برای مسلمین تا کسانیکه روزه قضائی داشته باشند\nمتنبه گشته اگر بر ارادات ادای روزۀ فضای\nخود این ایام را اختیار بگردشان است والا انجا که در میان\nاستوار اختیار و حریت باید باین روزهای معینه\nادای روزۀ قضائی خود را معطل نکرده بهر وقت بر خیز\nو روزۀ قضایی خود را نمایند بهتر است (مترجم بگر محرر جریده)\n\nمصادمۀ افغانها در مقابل\nبدین نزدیکی ها خبر تازه از مدعا جوئی و بیجانی در مطبوعات است\nکه گوای یکهئیت از باغیان بغاوت تفویض جداول بود\nبر شکر جهانحق شدن باز نگردسته های خویش بیک طرف\nکه در ان فرصت توقع ورود امدن انها کرده نمیشد،\nدیده شدند که نتیجه از طرف عساکر مقامی انجا سخت ترستی\nگرفتند. در حصه از زدوخورد قلیلی از یادر افتاده فقط\nجانی انها بیشتر از ۳۳ مقتول در چهل نفر زخمی، نقصان\nمالی شان چند صدر اس گاو و بز و ندہ غسﻞ در وطن\nو امثال اور بوده است\n\nشمه از جریانات سفر جلالتمآب سردار\nنصر الله خان نایب السلطنه\nگزارش های پیش از ۳ اکتوبر مطابق خط ، ۱۳ بلمداد است که گران\nمحمد الله خان در ایام ورود اشرور ( کویت ) بمسلمان قلعه ) با\nملاقات وجبه رئیس مجلس ملی انشو را به ی قوله\nو از دید وئیس مجلس اعیان فرانسویان رفت. در\nانجاییکه سفراء دول خارجه مقیم در ماه فرنیه\nیکی در معیت احترام کارانه بر جسته ملاقان کردند\nو هم بر مقبره سرباز گمنام قرتویی یکدسته گل بغایت\n\nاعلی قیمتی نثار داشته است در تمام دول متمدنه بنا\nیا د کار محاربات تاریخی مقبرہ سربازان گمنام\nرا در مقامیکه جالب توجه عامه باشد میسازند\nو عموم وضعیت احترام را نسبت بدان اظهار\nداشته مخصوصاً سفراء نماینده گان خارجه بران\nگل نثار میکنند - حقیقت ]\n\nصو بالا و زر محمد افغان در پارس\nخبر نیه ذیل را مجریه سیاسی مسکو در حصه تعین نومرد خویش\nاصدار گردیده نمودان شرکت جالب توجه نادر خان غازی\nو رئیس جمهوریه (الیزے) و رئیس تشریفات و هم متن\nمنی از مقولان بارگاه ریاست پناهی مرقوم داشته اند\nجناب اعلیٰ محمد نادر خان وزیر مختار\nافغانی در پاریس برای تقدیم نمودن اعتماد نامه\nنامه خویش بریاست جمهوریه فرانسه الیزہ\nتشریف فرما شده اند ( الیزہ عمارتیست بر شگوه\nکه ریاست جمهوریه فرانسه در انجا مسکن دارد الحقیقه\nروز مزبور موسیو ( اب دو کوکی) معلم تشریفات\nبد سفارت خانه افغانی واقع نمبر (۵۷) خیابان\nمانی هر تن رفته دو کالسکه بسیار مجلل را بر آسوار\nجناب اجل ارسل محمد نادر خان و سائر اعضای سفارت\nحاضر کرده یکدسته سوار نظام هم تحت فرماندهی یک\nصاحب منصبے موکب ایشانرا مشایعت کرده است.\nدر موقع ورود به الیزه » گارد و شمس» جمهوری\nاسترضات نظامی را بعمل آوردند مستخدمین کشوری\nلشکری مقام ریاست جمهورییات افغانی را نزد\nرئیس دولت رهنمائی کردند و چند لحظه بعد جناب اجل\nارسل محمد نادر خان نطق ذیل را ایراد نمود:-\nنطق اقا محمد نادر خان جناب رئیس جمهوری\nامروز خوشبختم که بمدی\nجناب اجل اقدم رئیس جمهور و صدر دولت پر افتخار فیت"}
{"book": "adl0717", "page": 328, "text": "(٥٣) جلد اول خبر یکتا حقیقت نما کابل دوشنبه ٢٣ قوس\n\nنام بند اثر و فاصل کرده و اعتماد نامه را که توسط ا نطق پر مهر و پیا تو تا آقای وزیر !\nسفارت جمہوریه فرانسه در سویس برای جناب اجل محمود طرزی پدریت در موقع که نامه هاسندی\nد فخاری در دربار فراس مقرر و منو فرموده اند تقدیم میدارم. فوق العاده وزارت مختاری شما را میگرم خیلی خوشوقتم که صنف\nالجمهوری فرانسه که محمو الم احساسات دوستی واقعی جمهوریت فرانسه را نسبت باین انتخاب اعلیحضرت شاهی ابراز و از نمایندگی\nدرت متبو عرم و ملت افغانرا نسبت بحکومت صر فر از قراه او مبرز و مشخص بن اشخاص افغانرا برائیا میند با ربوخ رسندی\nکه چون تمایل حکومت تهیه فرانسه بر بهبود و پیشرفت ملت فرانسه در نمایم. انصافاً برای جانشینی شخص مثل جناب اجل\nان طرق محتونا مخالصا د بنده احساس میکنم امید وار محمود خان طرزی که روابط ملل جدیدیه فرانسه و افغانستا\nبارا با ترتیبا آرزو بائیک در ترقی ملت نجیب افغان بر قرار نمود و امیدوار موفقیت و شان در وزارت مختاری\nایمان و در دل میپرورانم صور ت وقوع یافته و موفق هستم یک شخص سردار فاتح نباید بود که حصائل عسکری و سیاستش\nدر روابط دوستانه کی حکومت صمیمی است را محکم تر سازم توا نست استقلال مملکتش را تاءمین و تثبیت نماید.\nاز من شخصاً از مساعی خود بر آمیل این مقصود از تو تا نخوابم این حسن انتخاب یقینی را که اعلیحضرت بر علایق دوستی موجود\nر یاری اولیا حضر باری تمنا دارم که مرا موفق بالنجام بین فرانسه و افغانستا و محظوظی و مناسبات علمی و معارفی بین طرفین\nمام فراید و سپس اقای مپیوگستان دیمیرك بارین مید هید کاملا مبر بن صنع و آشکار نمود متوقع دارم که این روابط\nبار طبه بیانات تویل را ایراد نمودند:- در مدت ماموریت شما بیش از پیش ترقی کرده و توسعه یا با\n\n(حاشیه در بغل ستون اول)\nنماید و ضمناً اطمینان مید هم که حکومت جمهوری\nفرانسه نهایت مسرت را در پیشرفت کار های شما در دو طن محبوب\nشما دارد و برای نیل باین مقصود بکمال میل بشتراک مساعی خوا ہر دبر داشت\n\nبادهٔ جمعیت انگیز وطن بس\nاز طبع آقای میرزا شیر احمد خان جلال آبادی\n\nهستی بهتر ز کسب دانش وعلم و هنر ای وطن داران بعالم نیست در چیز دگر\nاز نشر معارف در همه روئے زمین هیچ شغلی را نخواهید یافت کس فرخنده تر\nپالآن چیز نا در داکه ما را در فانیت پیش قدرے ندارد آنہمہ گنج و گہر\nر حقیقتی است سر تا سر منور این زمان از شعاع آفتاب حکمت و علم ای پسر\nرق تا غرب جهان داده نور و روشنی اہل صحرا و بوادی گشته از وی بهره ور\nلو سان کلا مادر زاد زان نو روضیا مانده محرومیم و از فیضیش هم بی خبر\nبالکنه بس کور او بل در زاد از چندین علل در مدارس یافتندا از مسئله نوری در بصر\nاز تعلیمات شان موجود مکتب با کشیر هر چدا ید نام شان ہر جا بعالم مشتہر\nا به کثر شهر با پی خود بتحصیل علوم ما مدارس بی اثر داریم و بی از خود خبر\nحیف بر حال بزرگان و یا ما که نیست هیچ ایشان را سوئی علم و ہنر فکری بسر"}
{"book": "adl0717", "page": 329, "text": "شمار (۵۳) جلد اول جريدة حقيقت كابل ۱۹ سنبله ۱۹۳۱\n\nای برادر با پر دانش زشان مسلم بے فی ض این سخن برغرو و اضح است از آئنه خیر بست\nبلکه فرموده که کسب علم بیکارے بے علم از مدینه تا بچین کودن پس باید سفر\nمردم دیگر ملل از علم و دین با طلش مرد و زن شخص ندونیت ناتوان کفر\nماز علم و دین حقا بے خود و احسرتا نیستیم از یک هزاری ده نفر هم خب\nرتبہ عالی خدا علم و هنر را داده است در حقیقت شخص مسلم است همچون گل جن\nغیرتے اسلامی اخوکجا رفت و چه شد جهل بر ماگشت غالب بارها این کند\nیاد میباید گرفتن غیرت از شاه غیور کز پی علم و هنر بگذشت از تخت جگر\nیعنی از بهر حصول دانش و علم و کمال گوشه دل را بخسردی داد تکلیف و\nما ز باغ غفلت خود کودکان خویش را از مدارس باز میداریم در عین حضر\nاین چه غیرت این چه انصاف است کان شهزاده در سفر جا باشد و ما را از و صرف نظر\nما بے باید پسر ها را کنیم ای دوستان یک بیک قربان آن شهزاده والا گهر\nزینهاری ملت افغان نمی شاید که ما از خجالت دائما باشیم سرافگنده بسر\nپیش ازین گر غفلتی کردیم در تحصیل حکم بهر اصلاحش کنون ہندیم میباید کر\nجا جہدی کر بود ما را بوضع نفاق غفلت بگذشته میباید تلافی زودتر\nچون زفرط مرحمت شاه معارف خواه ما غمگسار ماست در کسب کمالات ہنر\nبخت یار ماست کز لطف خدا و فیض او شاه مکاتب ساخته ما را بهر جا پیش در\nکلفت و رنج سفر را رفع کرد از پیش ما نیست در مهج مکاتب نیز با نقص زر\nپس بفرمان اولی الامر و بر آلغ خویش نیز از بهر رضای خالق جن و بشر\nکودکان را از مغاک جهل بیرون آوریم بر بساط علم و دین بیدیم خوش جای و مقر\nدر مکاتب از پی تحصیل شان ساعی شویم بعد ازین از جہل نگذاریم فرزند و پسر\nنونهالانر ابدبستان دبستان جادهیم تا خوریم از گلستان بلوغ و قد شمر\nدولت و دین ترقی نیست غیر از علم و فن علم وفن سه مایز مجه سر تے سامان ظفر\nاینهمه کستاخی شیر احمد از دلسوزی است گر کنید ایدوستان فکری پی نفع ضرر"}
{"book": "adl0717", "page": 330, "text": "قواعد لحاظ\nاین اخبار بعد از ایام تعطیل در کابل در هر جمعه\nنشر میشود و بدرجه مقالات مرتبت مسلمانها\nمیگردد امور تحریریه نگارنده حقیقت ..\nارسال مقالات واصله با داره مانده جریده\nدر اندراج و اصلاح وعدم اعتبا ر مختار است\nاشتراک بتوسط عمال دولتی و بصورت\nنقدی و هم با قبله دریافت می شود\nشرايط اشتراک\nقیمت در کابلی\nتفصيل مقاما | ۶ ماهه | سالانه\nحواله جات کابل | ۵ | ۹\nداخلہ افغانستان | ۷ | ۱۱\nخارجه | ۸ | ۱۵\nقیمت یک شماره | ۱ | ۲\nملاحظه ارسال وجه داخله\nمفت جزنامه نگاراد کی انتہائی\nندارد اعلانات سلامی و شرق\nدرج میکنند مقولیه میگردد\nحقیقت\nمکاتبته بان کابل\nمدیر ان اشکالاتی\nجلد کابل چهار شنبه ۲۰ قوس ۱۳۰۳ ش ۲۰ جمادی الاول ۱۳۴۳ ق شمار (۴)\nقابل توجه یاست سردم شخصیه\nقراردادیکه تاحال بهران تعمیل شروع شود\nدر موقع بروز غائله فاجعه سمت جنوبی خدارا\nشکر گذارم که ملت غیور و سکنہ جسور سمت افغانیه یک\nگر وشی را لاتر از ان قصور نشود سبک رشادت\nو حالیکہ همه ترامان در خیال و و هم گذر نانا داد\nبصمیمت و صداقت و فعالیت واطاعت و رضا\nخود تا نما دادند.\nاکثر ی خودشان با ستعداد کفیلہ بوزارت حربیہ\nحاضر شده لباس باشرف عسکر یرا زیب تن نمود محقیقت\nسلوم آمد بر خند و لواء کندی کی اسرا ، حربی اوند\nعنق وشامل نمو د سلک شهدا در شجاعت وحمیت\nنانزا داده مردانه وار در کوشمالی و سرکوبی مناجه وئی\nباغیان شقاوت پیشه حصه گرفتند\nو عده از اعزه واکابر مات بیک قلبی بشجاعت\nو حمیته مملو از حمیت و اسلامیت و افغانیت\nبوزارت حربیہ حاضر آمده عمل حسب الے خیاره شخصیته\nخود با اظهار آمادگی و مردانگی نموده بریاست شخصیته\nمتعهد شدند که ما از اقوام وعشائر و دوستان و\nروشاسان خویش بطور داوطلبی سرباز و عسکری تعلیم\nیافته کار آگاه را حاضر میکنیم تا آنها را داخل ملک غشکر\nنظام گردیده حسب جیم الیش و هدایات منصدار ایران\nعسکری حبه مقا میکه امر فرمایند خدمت کرده موجیات\nخوشنودی خدا و رسول واولو الامر معظم غازی و وزارت\nحربیه افغانی را کوسش میکنیم که فراهم آوریم.\nچنانچه از وزارت عظمی حر بیه برای این شجاعان"}
{"book": "adl0717", "page": 331, "text": "شماره (۲) جلد دویم جزو کن حقیقت بل جو اسد ۱۳۳۴ اخبار\n\nایجاد دوم\n\nداوطلبی پیشیاره تر آنرا انکه اینها مجز از اظهار عقیدت و خلوصیت با دولت دیگر هیچ یک مقصدی نداشته اند محض بجا اوری نعم البدلی شاهجیان الطاف و عنایت شأنده همراه انجمن اشخاص داوطلب بصورت عهده بزار قرار داد از ریاست محترمه شخصیه منعقد کرد دانمحیطیکہ هر یک عمده از سربازان خوش برضا و رغبت را بوزارت حربیه بدون هیچ گونه تکلیف و زحمت حاضر کنند نظر بتعداد نفری حاضر آورده برایش منصب از کندکمشری گرفته الی لوا مشری اعطا و عنایت شود.\nدر اخر این عهدنامه و تصویب بر اصل و تجویز اقای امین عبد العزیز خان وکیل حربیه چنانچه بعموم ظاهر و هویدا است که یک جمع غفیری از داوطلبانرا که بدستور و طریقه مزبور نفری مطلوبه متعلقه خود شان را حسب الموقع بیک سرعت صاعقه خانی احضار نموده اند مناصبی گرفته مأموریت بآ عالی از کندکمشری گرفته تا مناصب بسیار عالی اعطا و کرامت شده تماماً بمقامات و مواقع لازمه حثیت وزارت حربه مصروف خدمات و اقدا مات اند که تحریر نمودن اسماء سامی و نامهای گرامی و تعداد نفری آنها را اگر خواسته باشیم که بنویسیم شاید طوالت انجامیده موجب ملالت ناظرین خواهد شد.\n\nصورت مناسبات امروزه انگلیز درین ایام بیما مطابق سفت کنند صدور گریز می گنجد چگونہ اخبار المزمته با داشتن کمال تنقیح از طرف بریتانیه را با زادی متر سزد نه بند و غیل را وارد میکند حکومت معذو رست یاده !\n\nبا مجله درین بین اشخاصی که بنا بر خدعه و فریبند موجب تضییع اوقات مامورین ریاست محترمه شخصیه و بعض رجال معظم وزارت حربیه گردیده است و قرار داد احضا نمودن یک هزار سواره را از ولایات قطغن و بدخشان نفری خویش بر ضا بیک طمطراق فوت القاه نموده و در تجو قرار هان صورت تحریره از ریاست مشخصیه امید و ارگردانیده شده اند، میر محمد قاسم ساکن بینه و میر محمد ی ساکن اندر و محمد قاسم خان ساکن کواجهی و میرزا عبد الصمد خان ساکن کابل و عبد الله خان بوده اند که از موعد قرار داد ایشان قرار حلوا نی که اکتساب نموده ایم الی الان تقریباً چهار ماه\n\nدر گذشته و تا هنوز نتوانسته اند که بایفای وعده تحمیل قرار داد خود موفق هند بقه دمی ضمیمه قلم بر زبان احضار آمده بسب تضییع اوقات مامورین وزارت را وام می آور د نمیوانم که سخن با لیست و علی هذا قیاس میتواند این مدین فریب گمان میکنم که اولی کلاو وکار قرار داد آنها را باطل نموده جواهر بلو د الکر با لفرض و بقدر شیرا ر داد آنها را که بیشتر از یک و یا طله کاغذا همیت ندارد باطل نموده باشند.\nاینک جریده حقیقت ریاست محترمه شخصیه را توجه میدهد که قرار داد مزبور را کتاماً چاکه تحلیلی را در بر نکشیده و از قو بفعل نیامده سر بر اذنها و سد احمد وزارت حربیه هم از مزید جمع اوری سربازان مستغنی شده حتی اعلان نپذیرین آمدن نفری بتجبار یی را نیز انرمانی است شایع نموده هست فسخ نماید و بدانها بدانماند که قصور درین مسئله انقطاع قرارداد از طرف خودشان بوده است نه از طرف ریاست شخصیه و محمل اعلانی را بنام اقوام و عشایر و مقامات لازمه متوسطه حکومتی و علاقه دا مربوط شان شائع نمایند که قرار داد وزارت حربیه بهمراه فلان فلان منقطع شده است بایستی که بموجب قرار گفته آنها خود ها را سرگردان نکنند مشغول امور غریبی خود بوده بد غاب تربی دین و دولت هلا بے مشاغلیت ورزند.\nتا در آینده کسانیکه مقتدر و مستعد در چنین مسائل نباشد درین اقسام بی تکلیف و خلاصت وارانه و اوقات خود ها را عبث و بیکار و ما علينا الا البلاغ."}
{"book": "adl0717", "page": 332, "text": "(۵۴) جلد اول جریدهٔ سراج الاخبار افغانیه نمره (۴)\n۳\n\nاختلاف مابین مجالس کمالیه و کمیته\n\nاستانه (۱۰) نومبرـ از روزیکه تحریک کمالیه شروع\nشد این اختلاف دایمی است که در مجلس ملی روزکبشند\nبروز زیادنموده تحت کارروائی ۱۸ نفر عهده داران\nمحض عبداله فنجی که اخیرا پاشایان روف بیگ صدراعظم\nو عثمان بیگ و مرحمت پاشا نایب الحکومتة سلانیک\nاتفاقیه میداشتند مخالف بعضی اجراآت جماعت کمالیه\nکردیده پارتی و جماعت علیحده شده اند ـ درین\nحال وزیران دیگر نیز حمایت اختلافیون کرده کاظم\nپاشا وزیر انفاخ و جواد پاشا با ایشان شامل باشند\nآوری جماعت مذکوره مطالبه میکنند که رعیت بحقوق برحق\nخلیل خود آزادی نداشته اسمبلی (مجلس ملیه موجوده)\nدستورالعملات بالو بطریق معاطات بلدیده\nمانند موافق مرکز نداشته در امور ملکی کارروائی های\nشروع میگردد بدون کدام فایده رواج مجری است\nمت ازین وحکام مطلق العنان نباشند.\n\nقانون جدید مجالس نظامی\n\nبمبئی (۲) نومبرـ امروز شام جماعات سوخه های\nایك مجلس منعقد نموده تا بر حکومت حالات نظام\nقانون جدید بنگال غور و خوص نماید ـ چنانچه لندن\nملاقات ساعت و نیم امتداد ذیل را منظور نمودند ۱-\nاین مجلس بحیثیت نمایندگی جمها های هند اظهار\nمی نماید که از سربه شوپوش و عداوت برای\nهندستان کاهی سوراج حاصل نمیشود ـ و اکر\nانقاد مجالس مخفیانه وجود داشته باشد انرا منظور ختار\nکه میسازند این سرکار کارروائی کوونر برنق بنگال که\nازین جدید ترمیم ضابطه فوجداری بابت ۱۹۰۸ را\nناکامون نفرین ملامت نماند وانرا نا پسندیده\nاید و جزاین قانون غیر معمولی که براه راست\n\nبر ازادی انفرادی حمله نمودن است بدون منظوریکه\nمجلس قوانین هند نافذ بنایدش.\n(ب) مجلس هذا براین سخن تاکید میکند که قانون جدیه\nمذکور فورا رفع و کرفتاران باعزت آن رها کرده شود.\n(ج) این مجلس تصمیم گرفته که قانون نمبر ۳ بابت ۱۹۰۸\nکه از روی آن حکومت میتواند اشخاصیکه برایشان\nشبهه جرایم عام باشد بلا در یافت محاکمه بیان\nدر حده کوفتار نماید فی الفور دالیه موقوف کند.\nاین مجلس یقین میکنند که سوراج اساسی که در هند\nرونما شده محض ازین است که حکومت از حقوق غایة\nایشان افکار کرده است و علاج و موخر آن این است\nکه نهایت زودی سوراج قایم کرده شود.\n\nفتوحات احرار مرکش\n\nبمبئی (۲۸) نومبرـ هسمایان شاه که عده\nکثیر افواج هسپانیا که بالغ برده هزار نفر بودند بیک\nترتیت علی از ستیو ان بدارالعقوبه که بفاصلة\nکیلومتر از ستیوان واقع و آباد است بر ہسپانی کانیها\nو زیاده از سه نفر مقتول نشده اند.\nاز روزیکه جنرال مرینودائی نام مختار سرداً این جنگ را\nدر دست گرفته بخشه معتاد حوزه و ہنگام قا نونہ ہسپار دیها\nمجاهدین سرهوش بند و برکاته ننو ـ افواج هسپانیا راست\nناخته اند و جنرال مکامار ، اسپیر نامه منظومه داکتر برده باره\nسردار افواج هسپانیا بر تا خراج کود داکتر امود ظاهر شده است\nکه مراجع اراف معاوضه خراج کویر کبرگ زگه اطلاعا الیوه دا\nیکی کسی خرچن خود شیر کوع بام بہادرانہ ترقیضانہ بامردانہ\nنشان دانشد\n\nاخیرین خبر از سمت جنوبي\n\nقبلار قم قد و شماره بود که نقطه بغاوت جبال محمدود\nیکوشش و مشکل در ری خیل جادران ـ انیما ـ بعد از تکمیل\nکاپنی کله سنه اطلاع میدهد که قایم غره وملکان وکلان\n\nشخص معلوم میشود که در سمت جنوبي بغاوت کرده بود و حکومت هند اور ار و پیه کلدار میدادند\nتا او در سمت جنوبي بغاوت نماید اما فایده نکرد و پشیمان شده خود را بدست حکومت سپرده\nاز تقصیرات و بغاوت خود عذر و الحاح نموده پشیمان گردید که ای کاش ما این کار را نمیکردیم :\nشاید که ایما نام طایفه ای باشد از طوایف افاغنه و یا کدام رئیس ایشان : در ینحالت چنان\nشخصی که نامش معلوم نیست عذر تقصیرات خود را خواسته : و خود را با تباعیت\nحکومت هند سپرده است : و بعضی طوایف دیگر نیز متابعت ایشان کرده : لهذا\nمقصود ازین عبارت این است : اما بموجبیکه اخبار نویسان انگلیس از ینطوایف\nافاغنه که در انطرف سرحد واقع اند بسیار میترسند و اینطایفه را باشکال و صور مختلفه\nیاد میکنند : لهذا ترجمهٔ ایشان نیز بخوبی مفهوم نمیشود : اما خلاصه اش همین است که یک\nشخصی از طوایف افاغنه که در انطرف سرحد واقع اند و سرکار هند با ایشان\nبسیار در تشویش است : خود را بشفاعت سپرده و عذر تقصیرات سابقه خود را خواسته است :"}
{"book": "adl0717", "page": 333, "text": "شماره ۱ مجلد اول جزو لا یتجزای سراج الاخبار چهارشنبه ۱\n\nبا دل روشن نباشد حاجت شمع و چراغ\n\nاز طبع آقای ابوالقاسم ذوقی از محررین سراج الاخبار دار خاقان\n\nصرف غفلت کی بعصیان روزگارت میشود عقل کی در دام عشق موزه گارت میشو\nگرت در غفلت دلت چون مویت همچون شیر وای اگر این حاصل لیل و نهارت میشو\nاز علائق دل ببر ورنه بسان مرغ حق اندرین بستان سراسر خار درت میشو\nنا به بند رشته چون سر آزادی مجوی کز تعلق عقده هر دم بکارت میشو\nگر ز لوح سینه ات نقش علایق بستی سیر پنهان حقایق آشکارت میشو\nتا بچشم دل ببینی آنچه آن نادیدنی است لوح خاطر گاه فکر آئینه دارت میشو\nخویشتن را گر برون زین چار دیوار افگنی جای آسایش برون زین حصارت میشو\nلیس للانسان الا ماسعی گر خوانده شیر گردون انج فی از گوش نظارت میشو\nاز حمایت زیردستانرا دمی گرنیستی باز بر دستی فلک از بینهارت میشو\nدستیار ناتوانان باش تا داری توانی کان بگاه ناتوانی دستیارت میشو\nبا دل روشن نباشد حاجت شمع و چراغ تادل روشن چراغ شام تارت میشو\nدر جوانی گر بیاموزی ز پیران معرفت سختی سست روزگار آموزگارت میشو\nآنچه از بعد تو میماند بجا باشد سخن کان بردن زیست مزارت میشو\nگر بیابی شو ذوقی ذوق علم و معرفت صرف تحصیل دانش روزگارت میشو"}
{"book": "adl0717", "page": 334, "text": "شرائط اشتراك\nقیمت سالیانه ششماهه\nدر دارالسلطنه کابل ۵ ۹\nسایر محلات افغانستان ۷ ۱۱\nممالک خارجه ۸ ۱۵\nورقه آدرس سفارشی ۱ ۲\nبدون امضا و علیل وجه\nمکتوب و مقاله در اخبار چاپ\nنمیشود. اجراى صیغه جمع و تفرقه\nاین اخبار بتمام مأمورین پست است\n\nاوقات چاپ اخبار\nاین اخبار فعلاً در ایام تعطیل مکاتب که روز های پنجشنبه\nمیباشد در هریک از پایتخت سلطنت ادای\nمیگردد. امور تحریریه نگارنده سراج الاخبار افغانیه در\nدفتر اخبار که در اداره مکتب حبیبیه است\nانجام میشود. اصلاح و علامۀ اختتامیه با ارادت\nاشتراک و رسید حواله پولی و تصدیقنامه های\nاز جریده اخبار ادات میشود.\n\nمدیر الجراید\nنگارنده محمود طرزي\n\nسراج الاخبار افغانیه\nحقیقت\n\nجلد ۱ کابل پنجشنبه ۲۸ قوس ۱۳۰۳ ش ۲۲ جمادی الاول ۱۳۳۳ ق شماره (۵)\n\nیک یادآور مقدس و مهم\n\nاتحاد کلمه‌ایست که موضوع هزاران مقالات و درسی‌ها\nنویسندگان دنیا واقع، ناطقین منبر بر قوم و خطابا با پای فزا\nدر اطراف آن ایراد نموده، و نویسندگان هروقت، مقالاتی\nدرین باب نوشته اند، صفحات جراید نیز تحت عناوین\nتحفظ اتحاد و اتفاق در گوش زد طالبان نموده اند، ما درینجا\nقصد بسط این معنی، و تشریح کامل این کلمه نداشته، و علاوه\nثمرات اتحاد را بحدی واضح و روشن میدانیم که فرصت بیاناً\nنمیدهد، بزرگترین برهان این مدعا جنگ بین المللی اروپاست\nکه می بینیم، در نتیجه اتفاق چند مملکت، مقابل اتحاد\nچند دولت دیگر چطور آبادیهای را آتش زده یک تخمین\nعظیم قابل جبران بیامعه بشری وارد اورده آبادی ها را\nخراب و ویران کرده، بیوه بانوان و بچگان را بخاک هلاک\nانداخت، و باز نیمی از جان دولت دست از اتحاد بخو\nبرنداشته (غرض ما از اتحاد یگانگی است، چه سود دو شخص\nیا دولت را گویند، که معاملات و مراوداتشان با یکدیگر\n\nبرادرانه بوده، از روی قلب، یکدیگر را دوست دارند و\nدر غم شریک در شادی هم شاد بوده، از حقوق حقه یکدیگر دفاع\nو در حوائج یکدیگر از جان و دل حاضر باشند و در آسایش و\nراحت یکدیگر کوشش نمایند، بالاخره دست بدست\nداده برای ترقی و تعالی خود کار کنند باین تمهید\nاین مقدمه برای آنکه از راه منطق مدعای خود یعنی\nلزوم اتحاد ایران و افغانستان را برای یک اتحاد نظامی\nدر نیز واقع که دول اروپا برای محو ملیت آسیا کمر در ان بسته\nثابت کنیم.\nبایستی یاد اور شویم که اتحاد و یگانگی خصوصا بین جامعه\nدو مملکت وقتی مصداق و حاجت دارد که آن دو در زندگانی\nاجتماعی یک جهات ما بها الاشتراکی داشته باشند، و در همینه\nاتحاد کلیه متناسب بست با شدت و ضعف مشترک یعنی بهر\nاینجهاتی بیشتر و قوی تر باشند، اتحاد برای آنها ضروری\nتر است، تا جائی میرسد که مقتضیات وقت اینکو یا سر رشته"}
{"book": "adl0717", "page": 335, "text": "بديهي است یک چنین دولت و مملکت من حيث الشان و\nوحدت منافع دارند، و در مقدرات اجتماعی و سیاسی نیز در\nهمدوش و شریک اند همانطور که در فوق اشاره شد اگر قریب تر\nبچشم حقیقت نگریم افغانی، ایرانی و ایرانی افغانی است، دیگری و\nنهایت در سابق دشمنان این دو ملت یکی بوده، و حالا همان بساط\nهم یکی است چیزیکه هست بعد از جنگ اروپا این دو این کرده\nمملکت متدرمی از خواب غفلت بیدار شده، و بر استقلال\nکه در جوف از میان بر داشته اند پس از رفع موانع نیز نو اسلامی\nاتحاد از طرفین بجنبش در آمده، روابط دوستی ان نتوانند\nاست. سفرایی بیکدیگر بمقر ماموریت خود مستقر و ساب ملت اسلا\nکارند، پاره قرار دادها و معاهدات مختصری نیز بسته ایکه آسی\nمراوده و رفت و آمد بین چنین زیاد گردید، در البستان\nحمل و نقل و روابط تجارتی تسهیل شده خان اف\nما خیال میکنیم برای عملی شدن این یگانگی، از و یا با\nازینجا شروع شود، که اولا هر جز و در ایران افغان کا بنه هیئت\nبرای آزادی وطن مقدس، و آسایش در آرام خطه خا\nیک اتحاد نظامی بایستی با هم به بندند تا بتوانند از هنگی با ایرا\nطالمانه مستملکات طلبان دول اروپائی با تمام که خارجی ؟\nخود جلوگیری از تجاوزات دشمن ملام نمایند بر حسب\nثانیا دولتین بمشورت و معیت هم در مقام امور اداره این\nسیاست خارجی با سایر ملل مظلوم شرق بطرح اتحاد استقلال\nو عقد معاهدات نمایند، تا شاید باین وسیله بتوانم عمارت ا\nتمام ملل آسیا را که در وسط آسیا، یعنی آسیای محمد محوطه د\nایران، ترکستان، کابقیه افغانستان، هندوستان در بار ایک\nچین، جزائر ساتر، یعنی جاوه، بر اعظم عرب و جزام مقابل دشتی\nافریقا، تا برب، مصر و مراکش که دهنه، اروپاست راحت و با\nکه امتداد زنجیر بهم پیوسته اند متحدها بر این این تر\nدفاع حقوق مشروعه خود عملا حاضر بیایند این بنام\nدرین موقع خطرناک، که پولتیک دشمن اسلام واضح کرد\nتمام فضای ممالک اسلامی را، تیره و تار نموده که وافق\nغفلت، و نفاق خود غرض مانه، بعضی از سران از ی قطعه\nردیل ب\n۲\n\nسموم حیات این دو برادر را بسته با اتحاد و یگانگی نها\nطی مدت زمانی ابرهای تیره تسلط و نفوذ دشمن\nاسلا، مانع بود که با حیل و تزویر بین دو همسایه\nدو برادر شجاع برای بر داشتن بار خود جدائی\nانداخته، از جنگ عالم سوز که این دو ملت بهوش\nآمده بهمت مردان کاردان افغانستار مخصوصا بیگانه\nمرد بزرگ دوره حاضره اسلام اعلیحضرت امیر\nامان الله خان دولت افغانستان استقلال\nتامه خود را دارای اثر شرم بختی مدروزگار و انقلاب بجو آسیا\nعالم این مانع را برطرف کرده ایران و افغانستان بایجا داره\nاتحاد و یگانگی کوشیده و دست یگانگی یکدیگر داده\nاین دو جامعه طبقی که در میان ملل مظلومه شرقی تنها دو مملکتی\nهستند که فعلا صاحب استقلال تامه سیاسی، و مختار در امور\nداخلی و خارجی میباشند، چطور میتوانند یگانه نباشند دو ملکتی\nکه اتحاد این تنها بوجود است. - چه هر دو ساکن یک سر زمین\nجغرافیایی یعنی درشت واسع مرکز آسیا، هر دو همسایه و از حیث\nنژاد محورند در سابق که اجانب تخم نفاق کاشته بودند\nدولت رفیما بین این دو مملکت سلامی ابیاری نمودند،\nتا شاید بدین وسیله این دو برادر را از هم بازهم جدا نگاه\nدارند و نگذارند اینها از ان ابیاری استفاده کنند با این هم\nکه صدای اسلام ندانست و بیقین دانستند که هر دو مسلمان\nو برادر دینی هستند و بساعی وطنی بتوانند اعلیحضرت\nامیر امان الله خان اره تعصبات عصبية\nطائفیون که اجانب در خت آنرا آبیاری کرده بودند، از میان\nبرداشته شد. تا این درجه که عمل شود که اتباع آن دولت مثل\nسایر ممالک محد ثه از هر جهت در حقوق مدنی مسا و و شخضا\nمحترم است انجا بیگان که از هر جهت نزدیکتر از سایرین\nمیباشد مذهبیم هم انت روزبان رسمی آنها بهمان زبان\nشیرین فارسی است پس جامعه ملل افغان ایران که از\nساعهای دیرین بوه و محنت یک فشار ستم دیده اند یک\nچشم کشانده با یک قوه جابره پغار تر حشم بیدار گردند."}
{"book": "adl0717", "page": 336, "text": "(۵۵) خلاصهٔ اخبار جریدهٔ سراج الاخبار شبكه ۲۸ قوس\n\nعثمان دقت را اسم شمرده جا بجا برادر مسلمانان کوشن\nمقدور دفعیهٔ دشمن اسلام مشغول کند ان شاء الله تعا\nقریباً باین حضرت خیر الانام میباشد، بعقیدهٔ ما برما\nاست ، الیوم ، از سیلاب قشونی دشمنان اگر مسلما نا میبرند\nو مالی و مال بسلامت بابر سرند، و شئونات خود را در مقابل\nاین دو کر دیا سه نیز حفظ کنند، ناچار بر آحفظ قومیت\nو حواس استقلال مملکت اسلامی خود بازماندهٔ دولت عظیمهٔ\nافزون اسلامی با هم عقد یک اتحاد نظامی بر قرار نمایند\nی بازمان تا بتوانند در موقع خود، در دو سیلابها یل اروپا، سدا\nمز بور است آهنی اسلامی خود بایستد. اگر ایوان، افغانستان،\nشد فنی آسیا ، از آسیا ئیان شمرده، آنوقت پندار در\nآورهٔ ایشان با ایشان نیز بدست و باز دن آغاز نهند\nنیان باز وا برابطه در آوردند، و همانطور یکه آسیائیان\nمی، با اروپا را از دست اروپائیان رها نسازا\nحیاستمان اند بر سر امروزه سیاسیات دول اروپا را بنظر قد\nاگر آسیا و احاطه در نگر نتواند گردید که نتیجه این همه کشتی با\nو خونابهای دیوانی ۵ ملیونی قشون ، علیا روتا\nمنافع، برای انهدام دول آسیایی است. پس\nبر اساس فقها سیاست. بر همه اهالی آسیا لازم است\nر محفظ تا از دست اتحاد را داده طینت، و قومیت و\nو اتحاد استقلال مملکت خویش را تحت لوایک اتحاد چنانکه\nمیتواند عبارت از چین، ایران، ژاپن، ترکیه، افغان بیا\nی عصر، ملحوظ داشته و بدون فوت وقت مامورین بصیر خود را\nشان دار معاً دیگر بفرستاده عقد یک اتحاد محکم آسیائی را در\nعور تم مقابل دشمنان اروپائی خود بنمایند تا این قطعه بزرگ\nراست امن و از آسیاسیون اروب محفوظ بماند.\nیحیی این قطعهٔ چرک تنها از طرف غرب بقطعهٔ اروپا چسبیده\nاست.\nارند و اطراف دیگران را بحر احاطه نموده آسیایی است.\nاسلام در این یک یکال مربع غیر معظمی را نشان میدهد که قطعهٔ\nن بایدی اروپائی در برابر جرب، با این قطعه بسیار محدوده میشود حیات\nدر این این قطعه از استوا در دیده بحر منجمد شمالی ، و جهات\n\nجنوبی آن بابحر محیط میگردد و جزائر ان بسمت غرب تا\nباکوهها اورال و قفقاز نقطه اروپاو وجهت شرقی\nآن بابحر محیط در میآید دراز این قطعه از ساحل غربی\nاناتولی تا بابنا بر نگ که نسبت فراوان داخل حسان\nنباشد (۱۱۰۰۰) کیلومتر مک مسافت است که تقریباً چهار\nماه و اگر شبها و فراز طویل و کوهآ آن نیز داخل حساب شود\nاز پنج ماه نیز بیشتر راه میشود برهائن از دماغه (ژولسکین)\nتا بدماغه (کوموقن) دو ماه را راه میشود جمله مساحه سطحیه آن\n(۵۳۰۰۰۰۰) چهل و پنج ملیون کیلو متر مربع است به نسبت\nکه چهار و نیم برابر قطعهٔ اروپاست در این قطعه بزرگ که\n(۸۰۰) هشتصد ملیون نفوس می گنجد ایا غیر با بر با پذیری رواست\n\nقرارداد یا قایل تحمیل و وضوح شدرا\n\nمکتوب وزارت جلیله محرم شخصیه\nقراردادیکه میرزا محمد شفیع و میر محمد قاسم الداری مجمد مقیم تجار\nبگرامی و میرزا محمد هاشم قاغانی و میر محمد قاسم را با ست تحصیلی\nوزارت جلیلهٔ حریه انقضا نموده بود نده خودشان نتوانستند\nکه بتکمیل قرارداد خود موفق شوند، از این جهت که نفع نظاری\nاز نظر یه جریدهٔ حقیقت که در باره انقطاع قرارداد\nمزبور که فائده از ان بجز از پریشانی امور دولتی و خرابات\nمرتب نشده بود، ریاست تحمیلی مسرت میکند. و از شرح\nنظریه خود و آن جریدهٔ بی آلایش تشکر دارد و مسئله ایکه\nمشعر از فسخ شدن قرار داد ه فوق بود بطور مقتضایت\nادارهٔ حقیقت مرقوم شده اسلام.\n\nاعلان قا دکاکین کا رز و زار نجار\n\nدکاتها که فی الحال بورزار نجاران قرار داده آورده دفتر\nو دوکانها و دکانگر دیگر بکا سها و بقال حصته الی خریدار\nو دو سلف با ماکوش تذکره جویاند و بعد از و عدیده بر و خط خرید\nمیتواند حصه بی بی مهربان ..... بیاب دکان ناله مرها\nداند میشود باما و کفش فروش که در آن سه حصه تاوان هم شد\n\nعذر و بهانه قبول ندارد در اینصورت هر کس که باشد مقصر بحضور عالی میشوند دیگر بانه نمانده دانند هر کس عهده دار کار خود است. در صورت عدم حضور عذر کسی مسموع نمیشود این اعلان برای اطلاع عامه طبع شده است."}
{"book": "adl0717", "page": 337, "text": "شماره ۵۵ جلد اول سراج الاخبار حقیقیت کابل سنبله ۱۲۹۸ شمسی\n\nاطاعت شیخ محمره\n\nطهران (۲۰) نومبر ۔ امروز از دائره ارکان حربیه ایران بدریعه انتر اخداعه یافته که شیخ خزعل (محمره) بحضور صدر اعظم ایران عفو تقصیرات گذشته خود را خواسته برای اینده اظهار وفاداری نموده است فانظر باین عضو انشاش کرده است. \nسردار سپه برای این خصلت او را بشرطیکه او کاملا مطیع و منقاد شود عفو فرموده است.\n\nمطالبات بطانیه در مصر\n\nحکومت برطانیه نسبت بقتل سر دار بحکومت مصر و جنرال سوڈان مطالبات ذیل را نموده است :-\nاول۔ حکومت مصر در باره قتل مقتول محبط بریتانیا معافی بخواہد۔\nدویم۔ برای کشف حقیقت این جرم تحقیقات و تفتیشات کامله بعمل آورد و در تحقیق و تفتیش مذکور بیحولی کار کند۔ و مجرمین این جرم را اگر چه دارای یک جمعیت باشند، مجازات درست داده شود.\nسوم۔ ہم از حالا ہمہ مظاہرات عامہ را سد و بند نماید.\nچهارم۔ برای حکومت برطانیه پنج لک پوند بطور جرمانہ تادیہ نماید.\nپنجم ۔ در ۲۴ ساعت حکم اخراج ملازمان افوا[ج؟] طائفہ مصری را از سوڈان صادر نموده مذاکرات نظارت این مواطہ را در اثبہ انتظار بکشد۔\nششم ۔ اعلان کند که حکومت سوڈان رتبہ [؟] محکمہ را اضافه از لک فیدن حسب ضرورت نامہ دو غیر محدودہ وسعت داده میتواند.\nہفتم ۔ در داخل مصر حکومت عملی آنجا در مسئله تحفظات\n\nمالک دار بندید ہر گونہ مزاحمانیکہ در داخل مصر بعمل آوردہ شد ننماید.\nہشتم۔ اگر حکومت مصر برا یے تعمیل و قبولے مطالبات فوق الذکر تسلیم خم نمود ۔ حکومت برطانیه برای تحفظ مفاد خویش در مصر و سوڈان ذرائع مناسبه اقتدار خواهد کرد. میگویند کہ کابینه زغلول پاشا استعفا [؟]\n\nنظریہ جرائد نسبت بالی حجاز\n\nاطلاع مییابد : که اگر حکومت برطانیه در حجاز بزور اسلحه داخل حوادث میشد، یک خطایی نا قابل[؟] او بود که از ان اقتدار و اعتبار شریف در عالم اسلام با لکلیه زایل میشد، جریده دنیا نیوب در کشف شکست ہای انگلیس، انگلیسہا را از این ادعایی[؟] خارج نموده حال در عراق نیز حالت او خطرناک شده. انگلیسہا یونان را بر اناطول گماشت و او را هیچ امداد کافی نکرد، اخرالامر ترکیہ او را بایک دمہای شرمناک از اناطول خارج نمود. مختصرا اینکہ در ہر جا سازش ہایی انگلیس عقیم میشو واقعہ ہا نیکہ جہالت او را در گردن میزند نا کام ثابت میشود. \nغلطی بزرگی که از شریف حسین سر زدہ اعلان خلافت[؟] کہ قبل از مشورہ عالم اسلام بقبول آن اقدام نمود. از جوانب[؟] ظاہر شد و فعلا کہ انگلیس برای حفاظت جده ایستادہ غیور و دلیری[؟] سخت کینز و در ناتوان بود۔ و سقوط حکومت شریف یک پیام[؟] سیا بر طالوی است- جریدہ دیگر ہدائت میکند عدم مداخله انگلیس در حوادث حجاز از انست کہ مشیر مکڈانلد در سیاستے کہ لار کرزن، ہمہ شبالدون وضع کردہ بود[؟] نبود و سقوط شریف حجاز عنقریب در التهاب [؟] اثر پیدا کرد و بمتخالفست مصر، قوت زیر دست[؟] \nجرائد روسیه ذرہ و آفرین عربستان کالم [؟] راجع با عمیلہی که برطانیه امر با عرب برا نفا کردن[؟] اتحاد یہ اعراب بجنگ یکدیگر واگذارید نخواهد شد [؟]"}
{"book": "adl0717", "page": 338, "text": "{قیمت اشتراک}\nمقام سالانه ۶ماهه\n{در پایتخت} ۹ ۵\n{در سایر ولایات} ۱۱ ۷\n{در خارجه} ۱۵ ۸\n{قیمت یک نسخه} ۳ {پول}\nمراسلات، اخبار، مقالات و مضامین\nمفیده در اداره نگارنده به کابل\nپذیرفته میشود. باجرأتهای علمی و صنفی\nمخالفت نمیکند عنوان هر کس هم بی\nحقیقت\n{مدیر}\n{صاحب امتیاز و مدیر}\nاین جریده یومیه انتیعطیل در کابل که در جمعه\nمیشود و بدیگر مقالات در پست حفظه ارسال\nمیگردد. امور تحریریه بنگارنده حقیقت «\nارسا و مقالاتی واصله در اداره ماند جریده\nدر اندراج و اصلاح و عدم انتشارش\nآزاد اشتراک بتوسط خواتین دولتی و صغیر\nنقدی از همه جا قبلا دریافت\nمیشود.\nمحارثه ببرهان مبین کشائی\nجلد (۱) کابل دوشنبه اول جدی ۱۳۰۳ ش ۲۵ جمادی الاول ۱۳۴۳ ق شماره (۵۶)\nورود سرکردگان پیما به حنفی بکابل\nچنانچه در شماره اسبق خود گفته بودیم اینک تمام سران سرکردگان بغات پیشه بازنگهای\nبریدہ و کفن در یدہ و مجرمهایے بلامت کشیدہ بریاست آقایے عبدالاحد خان یمین\nدارد مرکز گردیدہ عنقریب شرفیاب اعلیحضرت معظم غازی نائل شدہ قلعت اسرع ایمان را در بر\nو کلاه مراحم و شفقت پدرانہ شہنشاها افغان را بر خواهند کشید ـ و ہم حضرت آقایی\nغلام محمد خان وزیر داخلہ حسب الامر شاهانه از غزنین عازم مرکز شدہ دو سہ روزی\nدر وردک مانده تا جمعه آیندہ وارد کابل خواهند شد ـ\nجناب غلام نبی خان معین نیز از گردیز خواسته شده اند تا در وزارت جلیله خارجیه\nمصروف خدمات خود بوده، عوض ممدوح آقایے محمد غوث خان غند مشر بقوماندانی\nانجا امتیاز یافتہ است ـ\nنظری لولیکان میرزمانخان بومشر با یک قطعه دیگر از شکریے انجا فاتحانہ و کاملاً\nاز فتوحات شاندار سمت جنوبی و گوشمالے بغات منگل و حدران دارد مرکز دارالسلطنه\nافغانی گردیدہ اند کہ بعد از پذیرش و ملاقات اعلیحضرت غانیے مسرورانہ عازم\nمقامات خود میشوند.\nحضرت اجل افخم وزیر صاحب حربیه نیز در صمد داغد یعقل و ضمانت از باغیان بوده\nموجبات تسلیت و دلای اہالی و مسکونین مقامی انجا فراہم می آورند."}
{"book": "adl0717", "page": 339, "text": "سنا (۵۶) جلد اول سراج الاخبار کابل پنجشنبه ۲۱ جمادی الاول\nهمه اغراض خود را می پرستیم زرند پادشنان شیخ و زاهد شد\nاین درد را علاج بجز اتحاد نیست\nتشکیل احزاب متعدد، و تأسیس افراد غیر واحد، و دسته دسته شدن اشراف، و طبقه\nطبقه گردیدن اعیان، اگر برای تعالی و تقدم پیشرفت و انچنان مرام حره مآبانه\nمقدسه باشد، که آزادی حقیقی، و استقلال واقعی، سیادت اصلی، و سعادت موروثی\nمملکت افغانی ما را متضمن مشتمل - پس بعقیده عاجزانه ما نی! بلکه در واقع این امر نهایت\nاست نهایت عالی و افکاریست زیبا و قابل همه گونه فخر و تباهی -\nزیرا بدیهی است که این مقصود محمود بدون اکثریت پارلیمانی، و داشتن دست عمل\nغیرممکن خواهد بود - احزابی که در مجلس وکیل ندارند و جمعیت هایی که مقدر نما\nکه یک حصه مهمه پارلیمانی را از هم خیالات صاحب مسلکان و رفقای خود تشکیل\nکامیابی در کنار حتی نخواهند توانست که یک قدمی رو بموفقیت در پیش گذارند\nبایستی که اولاً در سرتاسر مملکت از طبقه ادنی تا دسته اعلی یک اتحاد و متفقت\nو اتفاق برادری و دوستی صمیمی و محبت و یگرنگی حکمفرما شد - و الا اگر برخی\nحضرات خیلی متمایل و دلداده رقابت و فرقه بندی و احزاب پروری باشد\nپس این رقابت و احزاب راست و چپ و کند و تند همه باید تنها\nتنها در امورات پارلیمانی باشد و همه باید روی اصول و زمینه ترقیات\nاتخاذ چنان اصول و طرق و اسباب مسائلی باشد که تحفظ استقلال و پرورنده\nآزادی ابنای وطنی را بتوانند بعهده گیرند.\nمتاسفانه در مملکت عزیز کلمه حزب و جمعیت هم متبذل گردیده و مانده\nمقتبسات در اکثری از موارد سوء استعمال شده است - در عوض جلا دادن\nبرای شکست دست خیانت پرست دشمنان ملت و ملکی\nبجای فداکاری و جان سپاری در راه اسلام و آزادی در بدل"}
{"book": "adl0717", "page": 340, "text": "شماره اول دوشنه ۱۶\nدر امورائیکه تعلق بترقی و تعالی و مصالح مملکتی است، عوض دست گریبان\nشدن با خائنین و مسببین تیره بختی، بجای بذل مساعی در قطع نفوذ\nمداخله دشمنان ترقی و تعالی مملکت افغانی و ایجاد روح شهامت\nو جسارت در عموم طبقات بگوشت و پوست یکدیگر افتاده ایم -\nاین دستها ئیکه میباید بخون جنایت کاران آلوده شود، این ناخنها ئیکه\nبایستی در خون کسانیکه مارا سالها از ترقیات ما بعقب نشانده اند فرو\nرود، این حربه های که فقط و فقط در جگر و گلوی سیه کاران خلانیده شود\nاین ضربها و لطمه ها که باید پیکر ستمگاران و سیاه روزی این مملکت اسلامی\nوارد اید۔ بدبختانه تماماً صرف خودمان شده، و این قوائیکه دست طبیعت\nبرای انتقام از گناه کاران جامعه گذاشته تماماً بخرج خودمان رفته، عملیات\nو اقدامات برجسته خود را از دست خود عقیم و خنثی گذاشته بدست اعدای\nاستقلال و آزادی و دشمنان ترقی و تعالی خویش موقع میدهیم -\nبلی! این دست بردنی است! که بتوسط دستها خیانت رشته با اتحاد و حبل المتین نقات\nما را بریده و آن مظلومین بجان مال و ناموس چله گیرشان می افگند، تا وی\nاز حملات و دستبرد شان محفوظ و مامون ماند - آری این همان صنیع خیره سر و این هما سیا\nتسلط و راو ست که بیگانگی و وحشت ما را بر علیه سیاست خویش نپذاشته و بر اپستی و فروتنی ملت\nمظلوم و عقیم ساختن عملیات دولت و دور کردن اجراات آزادی خواهانه بطریق سره و غیر معهود\nما را بازیچه و لعبه چال باز و حرام زاد و انتریکای فریبنده قرار داد در ظاهر الاصول میخوانند و در باطن\nبموفقیت نقشه سیاست و کامیاب انتریک منافقت خویش بتور تشتت و اختلاف و کشتن و خشن\nدر بین مادر خروج و تلاطم است مسرورند که با نجو د مشغول بوده عاجز که با انار پلیتگان او شاید د افته\nبطبق وظیفه سوالپرست و اخفائیت از تجاوزات طعنت کارانه و تعدیات ظالما آنان جلو\nگیری کنیم، بلی دشمنان باختلاف ما را با کمال شعف و انبساط تلقین کرده کف زنان پای کوبان نجوما\nبدین کامیابی خود مبارکباد میگویند ولی عده از ما ها هنوز در خواب غفلت بوده و تا حال نمیدانم\nکدام دست است که ما را با اینطریقے انطرف میجر خاند۔ هنوز حس نکردیم که امثال این اختلاف و جزوی"}
{"book": "adl0717", "page": 341, "text": "دوشنبه اول جدی\nجریده سراج الاخبار\nشماره (۱۰)\n\nچیز خطیر میبلی برامکن است (خاکم بدهن) متوجه ملت مملکت یکی نمیشوند نمیدانم کیست تا ما بازرسیده بآنها را بیدار\nو تازی بانه خفتن بر میکند در تدارک امور بدنیوی و صاحب قند و احکام بیداری الهی نباید در مقام مواقعه مختلفه مسامحاتی کرد\nکب این اختلاف اختساف متوجه ملت مملکت شده مشاہد بگر دا یم و بیائی که ایک در این گونه بدست بیاوریم و هوز در کندا دارای\nروز کار سیاه دفتارتها دفته بوده دست گرفتن یکدیگر متی مراجع ترقی مملکتی بالاتفاق دسته با تحف فرظله اولی فلا خیل در و اسلام\n\nو شرف دین مبین اسلام\nخدا سار به بدر کادات\nبیخلافه او میامیده و از\nسنیت عموم مسلمانان\n\nاین نگارنده مسکین\nبوالدین در مقام\nتحیر داشته و ار سرگردنی\nدر مجلس تفکر نقطہ مثال در ارتحال شاخ کل نوشگفته فرو ریخت از حد یار ماتم\nبا خد انحسان بست. که مشهود این واقعه جم اندر در و کلفت\nو تعزیت افغانستان باشان تقدیم بدارم چونه در سلار داکتروانا\nحادثه جگر سوز را چگونه اعلام نماید و بیقوت در قید کتابت\nطرف بیتر حجه ملکہ کا بینانات والا جرت به شهزاده به اند\nآرد تقریبا ساعت یهو شب جمعه ۲ قوس ۱۳۰۲ شتمال برده\nجریج سخته و ندارم که بواسطه رعائت این مقدرات معصوم جگر\nچون امانت در چنگل دلپسند نشا نانخه مصاحبه عصمت جلاوت\nتعزیر داری انعقاد داده خودم را با مامورین خوانین زانیم\nزمان گرفتار تطاول خزان کردیده از شاهران کل انیش\nدولتین یاوه دارم - زیرا که فانکوه داری بنام مرده سفر میاری\n( خالقی المنوی) بجموته ساکنان قدس برین در حصور (۱) استرحام متوحی (۲) تسلیت بازماندگان - حالا گو\nمتوطنان ( اعلی علیقن ) پیوست و\nاین طفل خودش معصوم است حتی خودم امید شفاعت خواهیم\nسر و قاز بو دار باغ بشارت که زومبیل سحر موج ریم آمانش\nد من بنز کالا دین واقعه تسلی بوده فقط اکیش کاش او را بوجود\nنان علی باغ فردین کا ایک جانور کا بر روی قا دستاده\nدر خدمت شما است و این مملکت کلمه شیم و لیس - در آندون\nتقریبا ساعت روز جمعه قوس بود که هموم و زواله وا عتمه کلی و\nآقای شیراحمد خان رئیس شورا دولت نطقی از مدارج درمان\nقطار ی پر از ارکان بنازه آن نو باده گلزار ا ابده که چار سال\nپدر دانه نسبت بتائید کلمات بیانیه و اظهار حزن و ملا\nدر اغرب عمرو در شرع لا د نش حصه گرفته بودند با مقبره باب عموی را بر و فاحسرت ایات این شہزادہ انچنان در بر انوا\nترکیر دشانہ داو ابا ملاحظہ کند بعد از بنازه ، ذات شاہانہ\nخاتمه آن را بدعا ترقی عالم سلام حفظ افغانی سلامتی و بینا\nنطق موثر نهایت رقت اور طاقت فرسانی را ایراد دوست مسعود این پدر نامدار غازی با که قائد عانه نیم ترقی انا\nدر خاتمه آن مطالبی را فرمودند که ماحصل آن تقریبات چنین اتے مملکت افغانی است با تما عیوم حضا نمود . پس اران بدارم\nگفتند کنید که این خادم ملت افغا ت ا و زنانه این فرزند تدفین آن شہزادہ معصوم در اساسا برد افعانه\nمعصوم خود ملول و متأثر نیست ، زیرا که در بین امتیاز فرونیکا\nحقیقت و تمام فاربقین آن با تمام افراد قشونی بورز\nبنیا و اولاد بنیه که الفالت از دنیا علم است از خدار بر سر مریدا راد\nبر حسرت این شاهزاده از عمیق دل حلول و محزون بود.\nزیادت شانرا خواستارم، یک طفلک معصوم از من مراحقی\nقرار فرمایشی که اعلیحضر در این مور و فرموده اند جز بر ا بد دین\nپیوسته که از ان از شاگر فتہ ناگداختی فرزانه سرد و اشیار رسانیدن لازم ندیده تنها در ان ارشادات با همیمت\nخلاصی یافته است و آنچه نذر و عقیده پہلوی کہ دارم تمام مبتوا بود از ته دل ترقی اسلامت و افغانیت بصحه سلام\nاز منفعت دینی و اجراختر و من نیست من از همه شما علمحضرت امیرامان الله خان با خواستارا بوده برات\nحضار محرم کہ با من همدرد را اظہار نماید و عم شریکی میکنید با برا\nملکه منظمه افغا ن با وجدته مکر مه و دیگر با زمانه کان آن شہزاد\nممنونیت میکنم در از خدای خود شمار قوم ملت افغانرا با خرو صبر و تسلیت و ا از رب العزت مسئلت داشته بدعایم که آنا"}
{"book": "adl0717", "page": 342, "text": "{قواعد وجوايط}\nاین اخبار بغیراز ایام تعطیل در کابل ہر دہ بعد\nنشر میشود و بدیگر مقام در پست خطه ارسال\nمیگردد. امور تحریریه بنکارنده حقیقت\nارسال و مقالات وارده در اداره باینده جریده\nنداند راج و اصلاح و عدم انتشارش ذات\nاشتراک توسط خزائن دولتی و بصدور نقدی\nاز هر جا قبلا دریافت میشود.\nشرح اشتراک\nحقیقت مقاما\nدر دارالسلطنه کابل\nسایر ولایات افغانستان\nممالک خارجه\nوزرا و سفراء\nقیمت هرسال\nباپوسته\n۵\n۷\n۸\n۱۱\nسالیانه\n۹\n۱۱\n۱۵\n۲۰\nبنا شرکت - ارسال و علما و طلبه\nمعاف ۔ برائے ہمہ گانها درج اعلانات کی\nتبادل ۔ با جز ایدلامی و مشرقی\nقیمت یکشاه نخواه کرس دوه\nسراج\nالاخبار\nحقیقت\nج ۳- س ۱\nمدیر\nنگارنده\nعبدالرحمن کشککی\nجلد ۱ کابل چهار شنبه ۳ جدی ۱۳۰۳ ش ۲۷ جمادی الاول ۱۳۴۳ ق شماره (۵۷)\nکامیابی امان افغان بر مشکلات روزنامه نویسی\nروزنامه نویسی درکل ریاہت\nمعاصر عالیشان مجله امان افغان در سر مقالهٔ\nشماره (۹) خود می نگارد : ۔ قبل از اقدام بروزنامه\nنگاری عقیده داشتیم که کار مزبور مشکترین کارها است\nو این عقیده ما درین ۲ سال محکم تر و راسخ تر کردید\nو مشکلات بسیار که سابق تصور نکرده بودیم خانه گی\nاندویی تجربہ تصدیق نمودیم دستور روز نامه نگار\nر ہا عقیده ماست بلکه ہچہ روزنامہ نویسی مقده\nیہین عقیده دارند و میگویند روز نامه نویسی مب\nکارہا است؟ صعوبت ہای روزنامہ نگاری حر کے\nبہ قسمت عمده منقسم میشود. با اول صعوبت جوہر کہ بے\nتحرمین روز نامه تمام صفات و ممیزات مخصوص نوستن\nو قدرت قلم و تیزی ہوش و غیره را مالک باشند.\nتا بتواند افکار جمہور را بخود مایل نمایند، ہنگامیہ\nتمام این صفات و ممیزات و کفایت روز نامه\nنویسی را دارا باشند خیلی نادر است د وُم صعوبت\nمحیطی برای روزنامه نگاری یک محیط آزاد عرفانے\nیک محیط سخن بشنو و سخن شناس میباید تا برای جولان\nفکر وسیع خیال روز نامه نویس میدان وسیع و زمینه\nانتخاب ہر گونه موضوعات و خریدا نمد یار باشد\nاما وجود ہچہ یک محیط مناسب در مشرق زمین ہنوز\nدر عالم خیال است و ہمین است علت اصلی انحطاط\nو تا خران سوّم صعوبت جہاتی : وجود جہات زیاد\nاز قبیل محرورین اقتدر، مطبع مستقل اداره خانه موزون\nکتابخانہ کامل و امثالی آن برای روزنامہ نویسے\nحتمی است که بدون یکی ازین مادیات پیچکاہ\nاز پیش نمیرود . فقدان معنویات و مادیات فوق\nالذکر ہر قدر تیرا شد بر صعوبت روزنامه نگاری\nمی افزاید و این صعوبات را روزنامه نویسان شرقه،"}
{"book": "adl0717", "page": 343, "text": "شماره ٥٧ جلد اول جریده حقیقت کابل چکاشنبه ۳۰ قوس ۱۳۰۰\nوسطی بنیر حسن میکشد. ذکر صعوبت ها که در راه روز\nنویسی ما موجود است مناسب نیست زیرا نا ما حسبت تا افوق\nرا در اول وهله حسن و تقدیر کرده بر داشتن آثار جلو نمونه\nگرفته بودیم چیزیکه مناسب می نماید ذکر از میان رفتن\nصعوبات مزبور است که مقارن فقدان آن بهوا خواهان معرف\nعرفانی وطن اطلاع بدهیم، اینک در نتیجه دوسال زحمات\nو جانکنی های فوق العاده ما، امان افغان یک مطبع متوسطی\nو یک مقدار حروف جدید (۸، ۱٦، ۲٤، ۳۰، ۳٦)\nبنط و حروف رقم خط ترکی و حروف انگریزی را مالک گردید\nو ماشین خورد دستی آن بکار افتاده و این نومره اولین\nآن است که در مطبع خودش طبع شده و انشاالله بعد از\nبموعد مقرره پیش نشر خواهد یافت و دیگر ماشین های آن\nهم عنقریب دایر خواهد گشت. مطبع امان افغان، عربی،\nشرقی، عربی، افغانی، فارسی، ترکی، و اردو، و سه زبان\nاوروپائی: فرنچ، انگلیسی، آلمانی را طبع میتواند، از حضرتا که\nدر باب مطبع با ما مساعدت نموده اند در آیه تشکر میکنیم ضمناً\nاز برادر عزیز خود آقای سید هاشم خان مفتش محصلین افغان\nدر آلمان که مطیع و حروف را با قیمت خیلی ارزان خریداری\nنمود و در ین دار گنجانه ها زحمت کشیده اند تشکر فوق العاده مینمائیم\nحقیقت :- ما در اخطارات فوق که این دلسریهای\nاهل علم و اکمال قلم افغانی مبادا وانان پرشگافدارنده آن را\nعرفان ضمیر را حق بجانب دانسته برین موفقیت و کامیابی\nو نفحه داد این جرئی دبیرسها تیکه الان خلاصه از مدتها ما تمنیات\nدر راه تنظیم و تنسیق و بر محور اصلی آمدن و بر موقع شایانی\nشدن اخبار نامدار خود کشیده اند او شانو انتریک\nو تهنیت گفته، موفقیت مزید شانه را در خوبی و شل و\nزیبائی وصفات صوری ومعنوی و بر اوقات مقرره\nشایع شدن بمجله عالی را خواستاریم\nکابینه جدید ترکیه\nعصمت پاشا از باعث کسالت از ریاست\nوزرا استعفا داده، کابینه جدید ترکی در تحت ریاست\nفتحی بیگ تشکیل و شکری بیگ بست وزارت خاجی\nاشغال نموده است فتحی بیگ دستور کابینه خودراد\nجمله خوانده و مختصر آن نیست ، (۱) الغای محکم\nتاکو (۲) تهیه وسائل تامین تسهیل برای سرد\nهای خارجی (۳) تادیه قروض داخلی و خارجی\n(٤) نگاه داری یک قشون محکم (٥) اصلاحا\nو ترقی سرمایه ملی (٦) محترم شمردن تعهدات\nسیاست خارجی و انتظار تصفیه منصفانه قضیه مو\nدر مجمع ملل (۷) ایجاد رشته های دوستی دار\nو محکم روابط قلبی با فرنسه. دستور جلسه که دانی\nبکابینه بود باتفاق آراء مجمع تصویب گردید.\nخطوط تلگرافی در ایران\nمملکت ایران تا آخر سنه ۱۹۲۱\n۱۹۰ - ۱ فرسخ خط تلگرافی که ۲۴۰\nفرسخ امتداد سیم آن بوده است تلگراف\n٦٦٧٣٨ صله تیر اهنی و ۱۷۸۲۸\nتیر چوبی نصب شده است و اغلب ای\nخطوط از ۳.. الی ٦ ملیمتری اس\nو تنہاہیم ۳۲۲۱۷ نقره مصرف در\nتلگرافی ایران لو حدید بنگال\n۲۸ نفر اسیران کلکته که بموجب فارم\nجدید بنگال گرفتار شده بودند در و\nهای مختلف شکم پاشی و در مقامات\nسرخ پولیس برای ایشان\nشد نظر میرسد بوده که در بی\nشان بی اجازه حکومت محلی ممنوع\nبدون استیدان حکومت از مقا\nمخفیه خارج نمیتوانست بشوند."}
{"book": "adl0717", "page": 344, "text": "جلد اول جریده حقیقت کابل جمادی الثانیه ۱۳۴۳\n\nکابینه جدید وزرای مصر\nقاهره ۲۴ نومبر وزارت مصر بطور نمایان اعتدال پسند واقع شد فهرست اسمای شان حسب ذیل است :\nزوار پاشا صدراعظم و وزیر داخله احمد ذولفقار پاشا وزیر خارجه ابو سعود وزیر عدلیه صدقی پاشا وزیر اوقاف - صادق یحیی پاشا وزیر جنگ - یوسف قطنی وزیر مالیه عثمان محرم وزیر تعمیرات عامه سید ابوالعلی وزیر زراعت - نخلہ جورجی مطبع وزیر مواصلات کاش پاشا وزیر معارف.\n\nبرطانیه روس\nلندن ۲۱ نومبر: ریوتر حاکمیت اسراسین چمبرلین وزیر خارجه انگلستان حکومت روس را بیک مکتوبی اگاهی داده نوشته است که چون محقق است مکتوب زینو ویف اصلی است برطانیه از تسلیم نمودن و منظور کردن معاهده روس و برطانیه که بتاریخ ۸ اگست امضا شده بود انکار مینماید و نیز تحریر داشته که حکومت شاهنشاهی انگلستان مضر براشاعت مکتوب زینو ویف از منظوری معاهده انکار نمیورزد، ولی از پروپاگاند ہائیکه جماعت کمونست علناً و حقیقتاً می نمایند شکایت میکند و مکتوب مذکور ثبوت\n\nاست که برطانیه در اصلیت آن بقدر یک ذره هم اشتباه ندارد و نه درین برای او شک می افتد که پروپاگانده بالشیوک جاری نیست - حکومت سابق - حکومت روس را متنبہ نموده بود که هیچ حکومت این را متحمل نخواهد شد که در بر بادی او حکومت غیر پروپاگانده جاری داشته باشد، لہٰذا حکومت روس متنبہ باید شد که از چنین پروپاگانده های خرابی کن سرمایه داری برطانی دست بردار شود ورنہ نتایج آن خوب نخواهد بود حکومت روس جواب مکتوبیکه وزیر خارجه انگلستان نسبت بعدم منظوری معاهده روس و برطانیه گسیل داشته بود، اظهار افسوس کرده احساس اضطراب بی اطمینانی که در نتیجه آن متصوّرا راجع بحکومت برطانیه داشته اصلیت مکتوب (زینو ویف) بلا دلیل و امارت بوته قراء داده بر جعلیت و عدم اصلیت آن فیصلہ و تصدیق و بعد حکومت برطانیه را کہ تا حال برائی تحقیقات بکوٹی کور در ماسکو میباشد برهان و دلیل خویشتن ظاهر نموده است.\n\nعزیمت بکابل جناب عالی آقابی غلام حیدر خان لوگر\nبعد از دویم پایه توقف در قندهار و جدیت و فعالیت بسیار، با توجه (و دج) آقا محمد سرور خان نائب الحکومه قندهار کندک عسکری قومی از جوانان بیدار وطن عزیز ما جمع آوری نمود و چنانچہ قبلا قارئین محترم را مستحضر نموده بودیم، کہ دو منظم بصلح اسلحہ جدید تکمیل احضوب کابل رهسپار شده بود این و دو کندک منظم و صلح دیگر نیز تکمیل با سّہ عنقریب بکابل اعزام خواهند شد، اینک روز یکشنبہ (۵) قوس هردو کندک بعساکر مسلح پیاده و سواره با جناب عالی جانب کابل حرکت نمودند. (طلوع افغان)"}
{"book": "adl0717", "page": 345, "text": "افتتاح مکتب صنایع\nصنایع نفیسه انقدر در سالے و طباعت و لیتوگرافی\nبسیار جهد و متابی در عصر حاضر با بدست مختار رسامی کہ\nکار و صنعت مسلم بدون ان پیش نمیرود. در اہمیت\nصنایع نفیسه در سالے مقالۀ مبسوطی در سامان اخبان\nانشاءاللہ نشر خواهد شد. لہذا ازین رہگذر پیشتر نمے سلیم\nجناب پروفيسر غلام محمد خان در فن رسامی و\nشعبه های مربوطه به آن. و فن لیتو گرافی رنگه وغیره\nچنان درجۀ عالی را حائز میباشند که موجب افتخار\nافغانستانیست و در اروپا ہم از رجال درجۀ اول این فن\nبشمار میروند چنانچه دو سال قبل از ین اروپا رفته در دارات\nصنایع نفیسه برلن فن رسامی و لیتو گرافی و چاپ رنگر را\nامتحان داده در نتیجه چند ما به زحمت کشی نمره اولی\nبرآمدند و نام افغانها را بلند و افغانستا نرا با افتخار سانتا۔\nپروفیسر غلام محمد خان بعد از ورود به کابل تشکیل مکتب\nصنایع نفیسه عطف توجه نمودند ولی بنابر عوارض و موانعی\nچند تا این وقت شاگردان برای مکتب تهیه\nنشد در این مدت ہمان دوسہ ماشین خورد دستی لیتو گرافی\nکه برای تعلیم شاگردان و بطور نمونه از برلن آورده بودند\nبعض اشیا مثل نقشه رنگه تاریخی فتوحات اسلام در پورتنها\nرنگه و قطعه ہایے و دستمالهای رنگه و غیره طبع می نمودند\nہفتہ گذشته روز دوشنبه حضور شاہانہ بجهت جایے\nبر وفیسر صاحب مایل شدند و از کار و مکتب وجوہ باشند ؟\nبالحملہ تا روز چهارشنبه شاگردان و لوازم ضروریہ ولی\nکتب از طرف وزارت معارف تهیه و احضار گردیده برو\nچهارشنبه حضور شاہانہ بہ مکتب صنایع نفیسه تشریف\nآورده با حضور حضرت عالی آقای فیض محمد خان\nوزیر معارف مکتب را افتتاح نمودند.\nکار رسامے مکتب بحالت حاضره هم تا یک جایی\nبتو خواهد رفت ولی کار لیتو گرافی رنگه باین نشین\nتعلیمی حرفے نمیکند براے آن ماشین ہایی که\nبرقی که دقیقه از (۶۰) الی صد گز ورق را با پنی\nطبع میکند و همه عملیات بتوسط ماشین اجرا میثور\nلازم است. بشیندیم که حضور شاہانہ خواستن این\nماشین ہا و جمیع ما لنزم را منظور فرموده وزارت معا\nامرداده اند که غور نموده از اروپا جلب نماید.\nاز اجرای این مکتب که ترقیات عرفانہ\nعمران مملکت وابسته بہ ترقی آن است خیلی خو\nگردیده از خداوند تبارک و تعالی دوام و مسنقر انا\nغازی ترقی پرور را کہ تمام امور را بنفس نفیس خود\nدرست و اجرا مینمایند تا سالهای دراز از بی\nالکمال زمان در امان خواسته توفیقات و تائیدات\nایزدی را همیشه برای شان نیاز مینمائیم\nرفتن وزیر صنایع با توپا\nبسمت مشرقی\nحضرت ملآ آقای فیض محمد خان روز شنبه ۲۱\nبرایما محض تفریح بسمت مشرقی رفتند. روز پنجنه دار\nوزارت معارف و مدیر ہا مکاتب بزرگ مربوط بوزارت\nو داع او شانیو ر ا تجمع کمد بودند جناب زیر صاحبا عیون\nخوایش پښتنے وزارت و توصیه اجرا مور در غیاب نان\nصاحب معارف را طی مفصلی نمود و در ضمن بر روی کارا\nاعضا وزارت بغایت نان اظہار عقیدہ و نظر نمود در الا\nیکتہ شروع کرد و چون تمام میشد و میگر نیل مفید آمون\nیک پیرایہ و عبار موثر و اظہار میدانستند. حقیقتا که خصون\nجناب زیر صاحب بکلی مطابق حقیقت بوده در یا\nدارد در نکوئی ذات و اعمال تمام ما مورین دلایات\nمحمد مصطفی کمال باشا\nانجر بیست که مصطفی کمال جمیعت یکه فور حراین\nار پوسته و بعد از شکست درین حرکت اطهار اخلا مامیلی"}
{"book": "adl0717", "page": 346, "text": ">قواعد داخلى<\nاین اخبار د رهرماه تمام شمسی د ركابل يكبار\nنشر ميشود مدیر انمقا م اداره پستخانه ارسال\nمیگردد، امور تحریریه نگارندۀ حقیقت\nکه در امضای مقالات وارده مجاز میباشد و مجرید\nدر انطباع واصلاح و عدم انتشار آن از اد است\nاشتراک بتوسط بوسط خوانین دولتی و نقد بة تفقد\nآمده جا مجاز در یافت میشود\n<قيمت اشتراك>\nتفصيل مقامات   قیمت سالانه  کابلی  افغانی\nدارالخلافۀ كابل   ٥   ٩\nداخل افغانستان   ٧   ١١\nخارج افغانستان  ٨   ١٥\nوزرا و سفراء     ١١   ٢٠\nشخصیکه از صادر کنندۀ جریده\nبسته را کاملاً بدست آرد مجانامى\nیابد اما مراسلاتي كه مصلحتى\nکه بکندۀ طبع آید بگرسنده\nپس داده نمیشود\n\n٧     حقیقت     ٤\nح\n\n<اداره>\nنگارنده ميرزا محمد بن بهاء الدين\n\nجلد (١)    کابل شنبه ٣ جدی ١٣٠٣ ش سلخ جمادى الاول ١٣٤٣ ق    شمار ( ٥ )\n\nبرادران و اى گر بخته گر خام عزیزا\nاشعار است که از مجلۀ اشعار گزندۀ نوازشهای مستمره اومیطالی\nمستغنی موصول دست ممنونیت اداره حقیقت\nبوده است ـ از انجا که طبعاً این نگارنده با امثال این نوازشها\nکینی نداشته مقصود بجز از خدمت بملت و اظهار\nعبودیت بدولت ندارد محض اسعاف مامول آن\nبرادر ها نیکه نسبت بشهرا رافغانیه در بن اشعار\nداده شده است اورا برخلاف کرات انطباع نشر\nانصاف داده در اعتب عطف خیالات مفکره وافکار\nو ان علاقه ابجد این شرح کو شیاد ملتن نوایسه ما به بندۀ گرانمایه و طواطن\nمحترم ما امین دو دستگا و بدخواهان مملکت خواستار یم ـ م ـ ح ]\n\nگلدسته بود زین چمن احباب باشد مدد گار کسان کار حقیقت\nمستغنی از خبر نامد که مارین باشد بحقیقت ہمہ کردار حقیقت\nارمش یسی مایه فخر است بکابل چون مینو نویسد سخن اخبار حقیقت\nنورادۀ اگر سخته اگر خام عزيزا شد عسق سجلی شرف بار حقیقت\nشاید که کند شکر بهر کوشه چوکو برگزتا خبار گہر بار حقیقت\nدانا و خبیر اند پر سر و نا بين جوبند تدوین با خبار حقیقت\nبموقع تجلی ست و مقامات کی گوش کنی گوش با خبار حقیقت\nدانی که شد افغان زچہ جو بامقا دانی ز چه شد خلق خریدار حقیقت\nاز فکر جباباً ناخرد احمق انبیان ار زا برانوا رجهاندار حقیقت\nاز فیض حقیقت که عادل انشو در کشور ما عام شد آثار حقیقت\nاز مرحمت حشمہ غار نکہت مردم ہمہ کیان طلبگار حقیقت\nاز لطف امیر شہ و ابنائ کی اب روشن ہمہ ملک انوار حقیقت\nایش وجوان بخت جو باقوی نمودا اولاد وطن جمله بیدار حقیقت\nار فکر حکمانہ شہنشاء معظم بات بحل علم در پی کر دار حقیقت\nطی کرده بجه تمو لیسی راه ترقی این مشعل ناز شتین پر دار حقیقت\nگلدست مالیم زباغ آو جمال از هر طبقات است هوادار حقیقت\nمعمار سعی پایشش کر نماید ویران شود این مهره با ز حقیقت\nمستغنی را و قتا حقیقت نجوای آرد و حقیقت کن اظہارے\n\nواه واد اگزست خبر از حقیقت گهر بردے کنون دلق بازار حقیقت\nیسی معانی دلا یار ماتا که شد یکی اونست خریدار حقیقت\nاز پیا مل تفت خبرد بها مبا چچو گردد بد خبر دار حقیقت\nه مگیر ده نامین بد دایم شود شت گریه یاد حقیقت\nاز بهر ما عید بیا فکر دود تنک است اسرا رحقیقت\nمن نام خود انیخ را بخوا شد بارت مار هم که بود غاز حقت"}
{"book": "adl0717", "page": 347, "text": "شمار (٥٨) جلد اول جریده حقیقت کابل سنبله احک شمار\n۲\nنواخته شدو پروش ملوکا\nروز شنبه (۲) جدی در قصر دلکشا نظر فاتح وسید\nشجاعیکه تحت قیادت عالیۀ اعلیحضرت میرزا محمد زمانخان لو یگان\nدرین غائلۀ سمت جنوبی در اطراف لوگر و شاهتر ار وسایر محلات\nو زرمت و زاهو میلوید نگو بجه گیر مقامات مهمه اظهار فعالیت\nوشجاعت نموده داد مرد آور حصا ست را در همه جا داده اسباب\nخوشنودی مقصدار امقامی انجا و وسائل مزید خرمی و خوشنودی\nاعلحضرت محبوب القلوب غازی را فراهم اورده، در تمام مصادما\nبزرگ و حملات عدت هین تلفات بسیار جزوی و معمولی داده\nعدد شهداء و مجروحین شان کمتر از صد تن بوده است،\nبا دبل و سرنایی ملی خود بطوریکه بروز اول شرفیابی خود\nبحضور اعلیحضرت غازی بیک جوش و خروش لایتناهی مسر\nشده بودند- اثبات وجود نموده بعد از وقفه قلیل ذات\nجهانبانی رونق افزایی دیده این سربازان با حمیت\nکه سراپا دیده انتظار شده شرفیابی با نو بی و وداع\nهمایونی را بدل هیر و رانیدند، گردیده مراسم تعظیم و تکریم\nملوکانه طوریکه مقربست از طرف عموم این خلاص کشان\nو فدائیان مهر که تمام صحن دلگشا از وفغان غلو لو و هلهل آمد\nآواز های دعاکوی و نعره های دیده باد شاه را با\nرسانیده تا ما سراپا گوش شده بکلمات ایرادیه ملوکانه\nتوجه بر گماودند [ درین مورد نطق ایرادیه ذات شاهان\nجوابیحضرت غای عبدالرحمن خان وکیل حربیه، نهایت\nصحیح و جالب بود که قرار آتی را بخلاصه مطالب تذکاره یاداب\nخلاص نطق شان فرزندان غیور دلاورم\nهمیشه شادمانده باشید!\nالحمد عید که شمار با بصحت و سلامت ملاقات میکنم ! و بران\nکامیابی و مظفریت شما درین غائله سمت جنوبی که مقابل\nباعلم و عمل بود، شما را تبریک میگویم.\nخدا یی را شا کرم که آن وعید و خیالاتم را که نسبت\nبشما فرزندان شجاعم در موقع ملاقات اولین خویش قبل\nحرکت نمودن تان بطرف سمت جنوبی نموده بودم\nکرد، وشما ها کامیاب ، مظفر بانجیز و این قادم بیلا د خو\nدعا میکنم که خداوند آن فرزندان با حمیت مرا که در\nراه شرف شهادت پیوسته اند مزید بر مزید مرحمت خود نموده\nخود قرین دشته در ریاض رضوان از لقایی ایز دسمه\nخرم و شادمان باشند و بازماندگان شانرا صبر\nتسلیت عطا فرموده. مجروحین غیرتمند تا نرا شفای عاجل\nنصیب کناد و شما را الی ما دام الحیات معزز و مامور ا\nنیکنام داشته باشد! میخوایم که محض امتیاز وشه داز\nماندگان و تقدیر این سربازانی که درین غائله جانباز\nنموده سراپای خود را در راه خدمات باسلامیت و افغا\nو ملت و مملکت خود فدا نموده اند خیزی مکافات نقد\nو زمین، و برای مجروحین شما مکافات نقدی و\nبرای عموم شما انعامی خطا و کرامت بشود. ( بوزارت\nحربیه علیمه درین موضوع سر رشته و هدایت لیا داب\nفیضا نه داده شده است و برایی منصبداران ما را\nبهر کار یکه در خور حال شان در نظام یا در ملک باشد و\nخواهیش کنند داده میشود، و اگر مائل بخدمات ملکی و نظامی\nنبوده باوطان خود سکونت را بخوبستار باشند مستمری و\nداده میشود. با این قدمهایی را که شما و دیگر سربازان\nافغانی در رفع این غائله ابراز داشته ایده، و با این\nکه این قادم افغانشا د بیلانبیانات بشما اظهار میکنم ب\nکه هر کدام از ما وشما ایفای وظیفه باسلامیت و افغانیت"}
{"book": "adl0717", "page": 348, "text": "شمارة (٥٨) جلداوّل هندا حقیقت کابل سنبلة ١٣٣٠\n۳\nبدور خلا دو بران کاری نموده ایم لهذا بایستی که زمین برشا\nخونی گذارده شما بر کسی احسان گذارید ادرینجا حضر\nعلی آقا عبد العزیز خان وکیل جریده مطلع کلام موکا\nنوبه بعرض رسانید )\nعرض وکیل سحر اطیعہ مخبزید که ذات\nشاهانه درین مورنیت\nبا مدام تمناو خواهش فرمودند الحق کوهیجان بست کیا\nبخوانم عرض نمایم و یا توانم که برطبق فرمایشات ملوکانه کار\nقبول\nچوان را پیش برویم بنوانیم همانا که ایفاء وظیفه بصلاح ملی افغان\nموان را مو د عشرتی از حمتاران خدمات خود با را که ملت\nدین مکث دولت شخص اعلیط با خلوص کی نی و تبه داند ابد\nمنقوره و الفاظی که ذات جهانبانی نسبت\nسبحان ادت ملیات و عرقریزیها شاهانه خویش که در راه تیتر\nبمیرد اصلاح مملکت و سرسبزی آبیاری ملت فرموده و میفرما\nغلامان ناه دانی شد که امن بر شما منت نمیگذار تم نہ تنها حفا\nو در اتمام سکنه ثلث افغانست از صنف ملکی و کشوری تماما ممنو\nو باز شکر مجرون نوایش و این خدمه پادشاهانه نامان بود\nباشند. تا جان در بدن و روح در تن ما باشار\nمحبت و عقیدت اولی الامراط عما یانرا\nلله نخرابے امتیاز و تمغای اعزار خود خواهیم پنداشت\nایز داک مالها در از سایه ہما یا شاهنشاه بدار\nوت افتا دار سرمافانا وسائر سكنة افغانشائم دکوتاه ند\nخوب وانت مباخوانی و بیاد پادشاهشما سترقی و تعالی پیر\nها ال تر و کوله در و هم و خیالی ل و افغانستا و با افغانیا\nاردو سرنواز شویم. و افغان یک شل ست کویر\nال شاة جو قطعه ی صدا محلے کی صدا تر به هر دو\nبدنا مادر برگیرد اگر تماما ملت در قدمت اسلامیت مکت\nشخص حضرت جانان خود با را قربان ننو نماند خویش\nن امان نجویز مویزیکہ جو نو شخص ول و فر با قریبا فضاء\nت باز هم ناکامیاب ہستیم - این مراتبی که در د بیاد\nنا مائل شده اند و این مکافاتی را که مجرد مین و\nو کر جانهای خلوص کیشان افغانها از طرف شما بر خود\nمیگزند تا ما بواسطه وجود مسعود اعلیحضرت شما ها شد\nدر میاندا همایونی برکها خود دوام و بروز فرمودید ]\nعلامت من از لوامثر میز مانجا نو بخان جو\nو تمام قران بشر پر واقع طور ولائيات\nنیکیهاد آرس خواستارم چون بفضله تعا غائله سرد خونی\nرو بانقتام گذارده است و هم مدنی بست که شمار رفت\nمونا\nو ها تونان بصیر میباشید لهذا بعد از اخذ مکافات\nاز وزارت حربہ با و طان تا رج المرجعت کنید رویکای\nعرض میں زمانجات لامر تو فخان شبانی مقام\nعراضه طولانی را ان بصبیعت\nمثابة فداکانه خود و عموم قهر با براز دبشہ ضمنا بعرض ساسانی\nجون در سمت جنوبی خار محول ما رو با ختام گذارده بود\nن ازمین رو حا ضر رتان شاهانه شدیم و جداً و قلباً آرزویم\nکه مچنین بشرف غزاء دین ملکت اسلامی تخت اوامر\nپادشاهی بوده تا رضاء خداوند می و حضرت رسالیت\nپناهی را استحصال نمائیم هیچ علاقه مندی و دلبستگی\nبوطون منجانبه و جائله خود با غزا ر ضیاء دولت و ملت خود ندایم\nتیر چیز مرا که این شما کفته قبول کنید که انز\nغیر شما خابلے نیست و مع الخیر و\nوالعافیہ بما کرشان رجعت کنید.\nباز کلمات بیاردار سود و صداقت و\nعقید خود اظهار د بنته آرزوی خدمت\nملہ جون با آخر نموده بالاخر عرض رسانید کوی ایما\nمر شخصی از اوامثر مکانه با دل اخونه مرحص شویم. اما محفوظ\nشابار جو بقد بردار میشویم که سر بر می کا بفرماند که مرا ر فخر\nسطع و کمر با سر با بخروغ خدمت ملت ملک و دولت های ام\nت بسیار خوب است. اسن از شامام\nالحفر و شما از من میباشید مسلحه دولت باز\nشما است واه سحافات او ستشیر موئید لازم شد انال\nمیرسد زیاده شمای را بخدا سپردیم با امان خدا باشید\nهر یک نفرجه صد نفر با لاداره پادشاه را بردید احسان بریم و ما هم بر سر با را به پیشه دولت و ملت باید گذاشته ]"}
{"book": "adl0717", "page": 349, "text": "شمار (۵۸) جلال اباد سراج الاخبار کابل صخبه انجاس\n\nپذیرائی اقا غلام محی الدین\n\nروز دوشنبه اول عقرب حضرت غلام محی الدین خان\nخارجه بعد از ایقای خدمات قابل تقدیر بسلامیت و افغانست\nدرین عرض پنج ماه در اطراف لوگر و گردیز و پختمال در قاخضه\nکبریا و خوشنودی روح پرفتوح سید الانبیاء با دو مسرت تبریکر\nعالیه با پیجاه مسفر مانه وارد ودارت حربیه گشت.\nمراسم پذیرائی و احترام توسط یکدسته عسکری موزیک\nلشکری بعمل امد و چون از طرف وزارت حربیه بر امغربی\nقبلا تمام محفل پذیرائی و چایی و شیرینی تهیه شده بود و\nعموم ضابطان و مدیران معظم و اعضای محترم وزارت حربیه منتظر\nورودش انرا داشتند حضرت محمدوح بعد از احوال پرسی چایکر\nو ادای مراسم مصافحه و معانقه با حضار تبادل کلمات صمیمی کهان\nبرای پذیرائی او حضور بهم رسانیده بودند و اعطای بعضی معلمو\nاز عملیات و گزارشات سمت جنوبی عقلای شهریاری\nمشرف گردید با سبیل زمان عازم محل خود گردیده در افتش\nدر وزارت جلیله خارجیه الان کماکان مصروف خدمت محکومه با\nحقیقت :- درود این نوجوان هوشمند را تبریک\nگویا برین موفقیات برایش تهانی خود را تقد کند ان در اتیا\nنیز در خدمات دولت و ملت و مملکت برایش توفیقات\nحسن را خواستار است.\n\nورود قوہ شتاب کابل\n\nروز چهارشنبه (۳) عقرب این دو کندکی\nاز بنایت برای رفع غائله سمت جنوبی\nاز مدتی در اطراف و نواحی لوگر و گردیز\nاقامت گضین بوده قرار فرمایش سپهداران\nخو، اجبات بیے بنورند واره سرک کر دیر\nبہدایای بے مراحم عظیم حضرت علیا برادرم\nوکیل دستار تعلق موثر معنی انبه که در اموالی\nبه سیده بسیار خرسی از مو فضیت و کامیابی\n\nو اماده نیاستی این سربازان شیر پیکر بود ـ از\nطرف انان تهیه اخیا ز مزید خلوص نیت و\nعقیدت و فدا کاری برای خدمات\nدولت و ملت و وطن و شخص اعظم حضرت\nمعروض گردیده بعد اخذ لوبه سلامتی\nپادشاهی و غلغله دعائے (عمر و دیز ننه باد\nکا مکا را نه بمقامات خود عودت نمودند!\n\nسه دو نیول فخا باد\n\nاداره محترمه متحسده در مکتوبی که بادار و پا\nارسال داشته است مینوبسد که حفر عبدالغفونا\nقونسول دولت متبوعہ افغانیت متعہد امدر\nکه اجی از روی وطن خواهی و ملت دوستی\nکه دارد پول تنخواه شش ماهه خود ش را بطور\nاعانه بفرض مصارف ان عساکر افعانی که\nمردانه در اندفاع غائله سمت جنوبی داد شما\nو حماست خود ها را داده اند، بوزارت جلیله\nحربیه با عرایض خویش که نسبت بقبولیت و\nوجه بوده است ارسال داشته است، ازا\nرو وزارت حربیه مرمی الیه را با دین درام\nوطن خواهانه و فدیه بسلامیت کارانه او تبریک میول\nحقیقت : ـ نیز از ین همدردی آقای\nعبد الغفور خان سرور و برایش اجر جزیل و\nو توفیق جمیل را خواستار است .\n\nشرفیابی سر کردگان ناصر\nبحضور الخصت همایون\n\nقدری با یکرا اکتاب بود دهم\nبقامی داد و برایش دیستیرین شاماتربیعی بوجیه قصات\nعافیہ محوطه غازه شرف سے حضور ملاقانان عوم\n\nچو بود که اعال گزراثرات شان در حضور همایونی اطلاعی نداریم محض محبت تحصول ان باداره جلیله سراج محصول شد البنته کبارین بکریم با انرا درج جریده مید گرید."}
{"book": "adl0717", "page": 350, "text": "قرایدت ضوابط\nاین اخبار در ایام تعطیل در کابل یکروز بعد\nمیشود دیگر مقامات در هر پست فقط در سال\nسیگه روز امور تحریریه مکتامند: \"حقیقت\"\nارسال و مقالات علمیه و ادبیه باندرجه مطـ\nدر اخبار لا واصلاح و عدم انتشارش ،\nاز اداره است قیمت آن بتوسط حرا من دولتی با\nقیمت نقد ازین بداخلله دریافت\nمکارنده محی الدین میں\n\nقيمت اشتراك\nفيصل مقامات ٦ ماه ساله\nكابل مكمل ٥ ٩\nداخله عنايت ٧ ١١\nدوزا و شقام ١٠ ٢٠\nشرکت استاداد لایق به\nجنبه طلا و حکایات بجای های\nدارد - اجرای فرابقی و شوش\nاست گذار نقدا از هر کس درو\n\nسال ۳\nبلد (۱) کابل دوشنبه ۸ جدی ۱۳۰۳ ش ۲ جمادی الثانی ۱۳۴۳ ق اشماژ (۵۹)\n\nهوای کابل\nکابل نیز با شامی برف\nامسال قبرلاج شتانیت بیضاء بیشتر تر در شهر\nعزیز دست بطاولش در دراز کرده اولین برف\nدر کابل باری روز جمعه (۱۹) قوس بود که با نداره -\nام (الی) بعد از ادای صلوه صبح بیک نزاکت و لطا\nافت آماده اطراف و جوانب دارالسلطنه را با نادیای\nاسانی لباس سفید قبا پوشانیده مقامات دورت\nدست بوایتی را کتاب نموده ایم مانند گرد نوہوا\nصاف و افتاب در تابش بود - این برف بکجا ته\nبا دو سه روز مقاومت نمیکرد و دو در مقامات مرتفعه\nدر پیش باد اگر رطوبتیش پیوستند صلابتی بسته\nاس و تریبانت (۲۶) قوس اطراف وحوال\nتابے خلیل کشیده در انیه که با اینکه در بین ماه\nبات پر اور نا ، در حیات اسما در همین عقرب\nانت برف باری شد باری اثار شد تا\n\nبسیاری باریده کوهسار ها ، میدانها و اطراف جوانہ\nعیا سفید پوشانده هم این برف کمتر از ده اینچ نبود\nدر اثیر این فقر ها باد سردی در میدن آغاز نهاده\nو در اسمان نیلگون الا کا شفته باطی آغاز نمود روز\nشنبه ۲۰ خفیا از اسمان صاف و حصه از ان پیراگین\nبود تا اینکه روز یکشنبه ۲۹ ساعت ۱۳ بازبانه از د\nدو سوت برف باریه بشب دوشنبه اول جدی\nاز ساعت (۱۱) الی بهنگام عصر روز سه شنبه ۲ جدی\nبھارہ قطرے قلیل در سرتا سر کابل و جابها تیکہ\nمد نظر بود تا د ساچ) برف بارید و فقر خانی سخت\nبل چهار حصه برف از باریدن بازماند - و بار اطراف\nو اکناف کابل و فضای اسمانرا ابر های گران کیها\nنمودم بود، بعد از ساعت (۱۲) شب مذکور بعضی\nحصه اسمان صاف و برنجی امان پرده سحاب را\nبرخوایش کشیده بود و فقر براین شب هطوالطیفی هم\nروی مهار شید ۳ جدی بروت بوارطه بودن ابر\nرو به تنزل افرد د کنیت بسرد و کربت چندان\nخنای سردیے مشاہدہ نمیشد و روز پنجشنبه ساعت (۹)"}
{"book": "adl0717", "page": 351, "text": "شماره ٥٩ جلد اول جریدۂ سراج الاخبار افغانیه‌ كابل دوشنبه ١١ حوت\nبروز یوم جمعه ٧ حوت تا ساعت ١٠ بمانند بهار باران آغاز نداده متعاقباً برف و باران با هم مخلوط که عوام آنرا (سفیده‌بار) می‌گویند\nتا ساعت ٤ میبارید و اثری ازان بجز از گل و لای در کوچه‌‌ها و سرک‌های كابل پیدا نبود، بعد تا شبانه شبانه هوا صاف بود، شب روز شنبه ٨ حوت\nدر روز آفتابی و شام غبار بوده عصر شنبه باز برف باری آغاز نهاده تا ساعت ٩ شب کلان کلان برف بارید که سحر روز یکشنبه ٩ حوت\n۱،۲ دوشنبه ١٠ حوت کاملا برف بکمال شدت باری‌ را آغاز نهاده فضا غبارآلود و سردی بکمال شدت حکمرانی میکند.\nبمناسبت این موسم راقم الحروف اشعاری را که در زمان طالب العلمی خویش در صفت سرما و شدت مشارک در شکار و\nشعر آنامور در بیاض خود جمع‌آور نموده است محض تفریح ناظرین کرام و خیر مقدم این سردی مصیبت التیام مینویسم سه\n\nموسم سردی شد و سرگرم یخ‌بندیست آب بط بسیر بیضهٔ فولاد گردید از حباب\nحلقه ناپی و ام مایی عیان گشته ز یخ کاش بیند چشم او خط شعاع آفتاب\nتا نبیند از نگاه دور آسیبی زبرف هر زمان خورشید گیرد پرده بر رخسار سحاب\nپیش ازین تعبیر نتوان کرد از بیداد وی چشم نگردد سفید ار برف را بیند بخواب\nزین ریاضتها که در ایام سردی میکشند جای دارد گر روند اهل زمین بر روی آب\nدود هنگام وداع شعله از بیم هوا بر سرآتش قدم مانند مو پیچ و تاب\nاز زبان تیغ یخ را سرزنش‌ها میکند گر تو دی سختر رو از شرم میگردی آب\nکس درین شبها نیابد نشان روشنی آسمان تیری تاریکی فکنده از شهاب\nفصل سرما شد که دیگر دستها افتد ز کار همچو ایام خزان برگ ریزان بهار\nبوستان کزلاله پوشیدی قبا یک تهی این زمان از برف در بر کرده رخت پنبه‌دار\nقطره آبی خوان که باشد رزق طفلان دایه‌ را شیر ناگر دیده می‌بندد بپستان جان الله\nنغمه رنگین تر کز لب برون آید بگوش آشنا ناگشته می‌بندد چو لعل گوشوار\nموج یخ بسته کار تیغ و نشتر می‌کند گشته مانند دکان سرتراشی آبشار\nسینه چاک است اطلس منقل ز دست انداز دی چون جگر کز سوده الماس گردد زخم‌دار\nنی همین عضو جدا از پوستین افگند پوست گر برآید چوب زآتش پوست اندازد زسنگ\nجای گرم از بس که مطلوب است در فصل چنیں برنخیزد دود آتش همچو زلف از روی یار\nاین زمان از تاب سرما بچه گرم شب چراغ هر که بینی جبرو لایلف خود کرده است\nلرزه سرما ز بس بیتاب دارد شعله را گر نباشد کنده بر پایش نمی‌گیرد قرار"}
{"book": "adl0717", "page": 352, "text": "شماره ۵۹ جلال آباد جریده حقیقت کابل دوشتبه ۲۵ حوت\n\nفون مان البین خان نایب الحکومه\nیک نوع توارث و از\nجوانبه برا در دیگرشان\nآقایار محمد خان کسم باشی هم\n\nخاندانها تافوت کرده مشارالیه یک شخص دانسته و\nکار صادق دولت بود. و عمر خود را از صدارت\nبوی تا بعهدت حکومت گذرانیده از اوضاع حاضره\nمعلومات و واقعیت داشت. زبان انگلیسی\nر که آنداز میدانست خاطرش به ترقی و عمران\nوطن مائل بود. گویا مرگ مفاجات در خاندان ایشان\n\nخیلی دانسته و یک شخص فاضل و صاحب اخلاق ستوده بود\nدر موقع حرکت با حضرت عالی آقا محمد ولیخان در زمره\nهیئت سفارت فوق العاده افغانی باروپا فرایتا شرکت\nگفته، از وفات محمد یک خدمتگار صادق و موروثی\nحقیقت هم با شتراک اقارب ایشان اظهار تاسف نموده برایشان\nمغفرت را بازماندگانرا اجر و صبر را نیازمنداند.\n\nپذیرائی وزیر صنه داخله \nروز پنجشنبه نهم جاری عموم اراکین و مامورین ولایت\nعلی کو عببت پذیرائی (ع. ج) آقا غلام محمد خان وزیر\nداخله با تند اعضا محترمه ریاست تنظیمه شان که از مدتی\nبطرف و نواحی غزنین مظهر خدمات دانسته و کار روائی\nها نمایان شده اند، شرف حضور بهم رسانیده اند\nبعده از مبرازان پا موزیک عسکری در میدان مقابل\nولایت حربیه ادائه با یغما سی مراسم تعظیم معظمه له بپرداخته\nبر از آن روی بستا لارے (عنا بطانی) مقرن\nولایت بر سمت بوی محزی الیه\nنان گردیده و منصب آن عموم مدیران و\nمحصل داران و زارت با حضرت وزارت\nمراسم مصافحه و معالفت را بجا\nآوردند.\n\nسپس در زمان بصرف شیرینی و چایسیکه\nتهیه میشده بود بپرداخته کلمات\nطیر و گفتار شایسته سری در پی حق حضرت\nمعدلت پناه نمودن حضار رو و بدلی ندائه باری\nمحترمه مظاهری مایان شکر بابت عهده دارا نوغ باشته اند\nکتاب باطنه خوده بعده در مورد با نفعل انار آنخوان\nشال تلاوت میفرمایند: حقیقت ورود این پیر مرد با\n\nتبریک آقای محمدسلیمانخان نائب الحکومه\nشنیدیم که از حضور لامع النور اعلیحضرت معظم غازی\nنظر بشیوه خادم نوازی که در اندر چندین قبیل برین\n(ح ج ، س ، ا ) آقای محمد سلیمانخان نائب الحکومه\nولایت قطغن و بدخشان سابق و زیز صاحب\nمعارف افغانستان نظر بخدمات فوق العاده\nشاندار پی که در وزارت جلیله معارف و در\nموقع وزارت خویش طوریکه بر همگنان روشن\nو هویداست نموده اند و هم در ادائی مناصب\nخویش در ولایت قطغن و بدخشان چنانچه شاید\nو باید خدمات مفوضه و وظائف محوله خود را\nبیک صورت صلا حیت کارانه مدیرانه انجام و ایفا\nنموده موجبات خوشنودی غازی رسول داد بی الاثر\nمعظم غازی و عموم سکنه آن اطراف را تو اما حاصل و شندام\nپادشانا ایشان سردار اعلی بتقدیر و عنایتی گردن آویزین\nامثال و اقرانه سرفراز و ممتاز فرموده اند.\nحقیقت :- با لحضرت غازی پادشاهش نتیجه خادم\nصادق تهنیت و آقای سردار سلیمان خان را بدین نوازش و قدر\nدانی و خادم نوازی پادشانه مبارکباد و تهنانی گفته توفیق مزید\nخدمت و صدا بته از مهیمنانه الشان خواستارست."}
{"book": "adl0717", "page": 353, "text": "شماره (٥٩) جلد اول جریده حقیقیت کابل دوشنبه حـ\n\nخورشید سان مشرق دانش طلوع کن\n\nخواهی اگر مجمع اهل صفا شوی\nباید بعهد کردن خود با وفا شوی\n\nبر عهد خویش چونکه وفا کردی و ترا\nنوری رسد بدل که ببی با صفا شوی\n\nراهی برو که جمله نکویا بر فته اند\nتا شمع جمع گردی و خود رهنما شوی\n\nشب تا بصبح منتظر نور آفتاب\nحاجت نموز نیز چی خود رضا شوی\n\nخورشید سان ز مشرق دانش طلوع کن\nتا برتر از کواکب و شمس وسما شوی\n\nصنع خدا نظر کن و در او نمای فکر\nتا آنکه خویش مظهر صنع خدا شوی\n\nبیگانه شو ز هر چه جز او وجود یافت\nوانگاه در وجود باو آشنا شوی\n\nدام از برای کس مفکن بهر دانه\nتا از مقام دام خلا تو رها شوی\n\nبر بینو اتر حم و بر عاجزان کرم\nبنما که خویش با شرف با نوا شوی\n\nچاهی اگر ز راه ستم بر کسی براه\nالبته خود بچاه ستم مبتلا شوی\n\nپیوسته در جهان اثری در طبیعت\nکردی اگر جفا تو پیر جفا شوی\n\nدرد کسی گر نمائی دوا بهر\nاز بهر درد خویش یقین دانج واشوی\n\nچشم حقارت ار بکشانی بهر گدا\nشاهی گر فقیر و حقیر و گدا شوی\n\nاز بهر بندگان خداوند مستقیم\nآنکار را بخواه که بر حو رضا شوی\n\nصادق اگر که سعی کنی در امور خلق\nفرخنده بیستوده و فرخ لقا شوی"}
{"book": "adl0717", "page": 354, "text": "نمرۀ اشتراك\nکابل\nقیمت سالیه\nتفصیل مقامات ششماهه سالیانه\nدر داخل کابل ٥ ٩\nسایر جاهاي افغانستان ٧ ١١\nممالك خارجه ٨ ١٥\nوزراء و سفراء ١٠ ٢٠\nمكاتيب - از سفراء و علماء و طلبه\nمعاف واز سایر کسانیکه با مجتبی آباده ملی\nیا دایر امورات اسلامی دفتر\nقیمت کنند از عشریه بیرون رود\n\nحقیقت\n\nطریقه ضوابط\nاین اخبار بغير از ايام تعطيل در کابل هر ده روز\nنشر میشود : در گر مقاما در هر پست منتظماً ارسال\nمیگردد . امور تحریر بنگارنده حقیقت\nارسال و مقالۀ واصله در اداره اندرجش\nوامندارچ واعلان و عدم انتشارش\nآزاد است قیمت آن بتوسط ممرات پوسته\nولیتور نقد از هرجا میتواند دریافت\nنمود\nبنگارنده محی الدین\n\nجلد اول کابل چهار شنبه ٤ جدی ١٣٠٣ ش ٧ جمادی الثانی ١٣٤٣ ق شماره (٦٠)\n\nخاص جبر از نهايت جبهه پائین\n\nاجمالی است که عاج حضرت محترم آقا غلام محمد خان ذکر\nداخل بخش طبيع این بغرض شائه بادارۀ ما ارسال داشته است عبدجا\nبروز دوشنبه (٢٠) ہما از کابل عازم غزنی شدم بشیخ آباد دود\nکام یافته و درکت از بدایات بهاني و غرض ورود مطلع نموده ، مردم\nورضيه وتکی وردك بدست دادم که چون شما بمحافظت بغاوت\nجانب بلازم که حصہ تو جیه با زحسیت اسلامی خویش محافظت نفوس\nو اموال و ناموس ما را نموده اگر تسهیلانی از حکومت خواستارانید برآور\nآنها شود و هر قراء دیگر مضافاً آنها اطلاع دادم که در غزنی آمد و در سوتو\nمیع اوري افراد غیر ہا که سابق در نظام بوده اند : فرستاد و مگر سربازه\nقومی کامل مذاکرات نمایند . بعد از یکہ بغزنی رسیدند در مآهید کہ یکصہ\nمکران و باقی منصبداران ملکی و نظامی و اعز و غزنی را از بن ام امر و ہدايا\nافی دست داد تا با در مراتب همدردت و اخلاص کنیه العینۀ غازی\nظاهرات خوانی التصور نموده شب امام سه از معلمه آنجا گرفته ملا به آباده مکران\nاز انتها اطلاعی نسبت بپلا آوردن یکبار بموضع راملک قیاس رسید و\nاحتیاطاً كسبتهم بمدير تحفظات هم از قوم مقرنی دو تو پیاده و سی نفر سواد\nبطرارت محمد از پائین یکت فرستاده است. فردا آن خبر رسید که بغاوت\nرا یک داخل محارب آغاز شد عماننا آقا محمد عمده تمام عشرا، تا کید\n\nو ده ضرب توپ صحرا وہ بقمر حرکت داده شد و بعد از مکث خیلی\nمآبقا دست و گریبان شده با تو خو القا را عقب نشاندند .\nپس از نشر قوه بقدر بواسطه نزد کی و نالایقی محمد بازکن تک شهر\nنه تنها بر آنفرزه با تخت شکسته بلکه متوجه بیا و بیر آنها از نیر بیات\nگرفته اند و فقط در تموقع عبدالودود نونشره ٤ نفر صلوح انداز\nدیگر داد شجاعت را داده با وجود مجروحیت بصورت جنگ\nو گریز خود ما را با پیکر نظامیها الحاق داد. اند که در نتیجہ عبدالودود غیور\nعوض محمد آیا کہ موقوفاً بکابل فرستاده شد بکمانڈ نثری نائل گردید.\nدارد تذکر از تنها ده ناص بهدف عوض سرقت و نهب اموال د پیچه\nپش میاد و عبدالحی الدین و سندا ور در دک آمده بودند اما بنام\nبا غیرت ایذا قراء تحقیقات که از حکومت بر ایشانشده بود از هیچ\nاین روز ر اعجبه کمال فعالیت و رشادت میگید، بالآخرا سوال\nخود را از دستان رفته نجات شدی به بر برایشان عائده نموده\nحتی شخص محمدمت کثری از قها را در موقع لازمه بر درخت باد\nپنجاب هامی معفون نیز آویخته بود . آنها با دو محروهین زخانی\nاعظمی ہے در قیو واقعه تا (٣٠) نفر رسیده بود از ین\nرو برای آنهام انظامات لازمه و اسلحه مخصوصاً :\nکارطوس بی اندازه اعطا شده برای نشان دادن\nغدراتی نیز مهمان مرحمت حوال با غیران پاشند ."}
{"book": "adl0717", "page": 355, "text": "شماره ۶۰ جلد اول جریده حقیقت کابل صفحه ۲\nدر موقعیکه لا عبدالاحد نام مرغنه مشهور با غی\nخیال غار نمودن مسافرین را که پول و اموال وافر\nداشتند نموده بود، و ملاک عبدالقادر خان برخلاف\nادعیتها در مسافرین را از و رهانیده بقلعه خود پناه داد\nو تیران مفسدان چون پل شیخ آباد را سوختانده برای\nحمل و نقل اشیا مشکلاتی را تولید کرد بهمین عبدالقادر\nبکمال سرعت سراز نو او را تعمیر کرد فلذوی دولت\nاو را بر آنمحافظت راه و تعقیب بغات تأکید کرده چیزے\nانعام نقدی علاوه بر تفنگ کارطوس بخشیدیم.\nشب ۲۴ اسد اطلاع رسید که ملاعبدالاحد و\nدوست محمد مفسدین با یک مجمع بزرگی از اشرار در گرد\nمسجد بر محمد حسن خان هم در دک حمله برده حالا در سیده\nتاراج نمودن خزانه دولتی که در شخ نشین است میبا\nعلی الفور خر محمد تولید را بعیده از سواران شیخ نشین\nفرستاده شد و براتالے آنجا نیز مکتامه تا تأکید ی\nباره تعاقب این جمعیت بغاة و حفظ خزینه دولت\nتحریر دیشم اما اینجمله تشبتات مابی سود رفته بنا خزانه\nتاراج و دست تطاول خود را بالآ اموال و فانهای\nاتالی دراز کرده بالآخراین جمعیت فساد پیشه از شمشیر\nو شجاعت ملک شیر خان و باقی نفری و کرناہا متعلقین\nو اقوام اینجانب عبا شند هر سهیم و پراکنده شده و تور\nسواران ما بو ر د آپ سیدند خوش بختانه آغا عبدالاحدا\nرئیس تنظمیه وردک و آقای محمد سمیع خان میکیوه بزرگ\nعسکری رسید از حسن مساعیات اوشان ملاعبدالا\nشیطان دستگیر شد\nسابق برین بده (۱۱) اسد واقعه که مقابل مزار شده\nبود چون دران موضع چنانچه شاید و باید ترتیبات مادرست\nمینو و بقدر مسیری بود، و خوب کما دانستم که آن مقاومت\nچندگان تا نبود یکفیر کردار خود نا بدرستی نرسیده مابر ما\nحمله میآوردند، ازین رو فدوی دولت با تفاق آقای\nعبدالاحمد خان مبران غرق و آقا محمد شروان ابوالشیر تجلیق\nو منظم لازم خود بذا مقدرات کرده با اعمال نظری برفتی\nخویش گفتند شنیده هشتم تا اینکه به (۲۶) اسور\nآنجا بر اطراف و نواحی غزنی پیشتر از (۱۳) هزارن\nخود آورده اند در اثر آن دیده شد که قلعه تپه تاک\nو قلعه سردار قطه محمد خانه تپه نقاره خانه ما بر رش\nتحت تصرفا نها است در چنین را هجومی چنان قرار\nنیالستی اولا بر بقا حملا آوردند بلکه پیشتر در حفظ شهر\nآوردن ضروریات لازمه باید پرداخت و بنا\nدنماند که تا صمیمیم تا آنها دلبر گشته خو سر بقر نوزا\nمانشوند درینجا حکم بقلعه ناری شهر داده یران حصا\nشهر که خراب خلطیده بود بهر کا درست مقرر داند\nاتالے غرفی نیز باندازه یک کندک نفری جمیع کرد تا آن\nبالآخر به (۲۸) اسد با اتفاق عسکر او او اشعرا\nمهاجیم چون شمال مکل تحت آتش آمده اند و از برهم\nبمیدا که علط فهی تولید شود ازین رو ضروری بود\nبالغہ ہا تائیکه کل صمد تھا و میرزا فتح محمد قاصد با عرصه\nضرب تو بے قلعہ قطرہ محمد خانه را بر آتش بگیرید از\nاز قلعه بمیدان بیایند چا از تپه روضه با آنها مد\nبر سعد از بالاحصار بالآشان فیر شود. همانامر\nعبدالرؤفا غند مشر با دیگر منصبداران قومندان\nصفه بران قلعه حمله برده محاربه بکمال شدت ا\nشروع شد درینجا نام نیک باید برد که اشرار کے\nاستحکام گرفته بودند بغرض معاونت رفقا این\nآمده تمام دشت از وشان مملو شد، درین بین\nمحمد عمر خا بوالعش و عبد الکریم خان غند مشر از بالاحد\nبا عثمان چنان زیر بمبا دو اتواب گرفتند که بعد از\nاکثری از وشان مقتول و عده مجروح و باقی\nمبارک تے لاوحه پناه گزین شدند و بالآخردیم\nزیارت بالا آنها طوری بمباری آغاز شد که تا\nیا مجروح و برخی از انها جانب شند. تا عصر نام تا\nفاتحانه بشهر داخل شد اخری از اشرار دران کوسا\nپد دارد نمود بخیال غلط سر تپه که میگفتند که در ان الحبه\nکه با غیان بوده باشند ازین رو بولواشر صاحب حیه"}
{"book": "adl0717", "page": 356, "text": "شماره (۶) جلال آباد جریده سراج الاخبار افغانیه کابل چهار شنبه ۱۳ عقرب\n\nقلعه نیز حمله برند تا باقردوی دولت اورا بوالحصار کنند بعد از واقعه قبل چوبین بغات ناکامیابی خود را در تمام\nدو تفنگدار و یا هر رساله رو بمالع شده گفتند که افراد اورا اطراف و نواحی هری مشاهده کردند ازین رو بنای شرارت و بلوا\nخود بقایز ہمت میکنند و الا سرازه فردا بترتیبات دوست گرمی را در اطراف و نواحی وردک بکمال شدت وحدت گذارند\nایندان نقصی بر آنانار نشود بر قلعه مذکور حمله اور اولا به انداخته هزار ها شی مسلح از جبال و روئیس سر بکردگی نشان\nمیشویم - چنانچه تا فردا غائیکه درین قلعه پناه گزین شدند دوست محمد پاش بر چشمه و گردان مسجد محله اور شده علاوه بر دست\nپوسته خود قرار را بر قرار اختیار کرده بتاد تا این فتح نظامی اندازی و تاختن ملحنان و کلانان انیجا را بقسم رهزل با خود\nونگاه با جنتی را بر باد فدء دولت بر آمده مضایقه برده مالاخر قر به داود پای حسن بیگ و شینوارخان ملک وردک\nنداشت در هر آفراد عسکری بقدر لازمه تفاهیر داده با نفری زیاد قومی خود بتعاقب اشرار در مزار از قوه اسلامتی\nدر وقتیکه ما مصلی خود را قلعه میر نموده بود یکرود و شجاعت افغانی نه تنها بر مدخل پای را خلاص بلکه برای\nنظارل بغات کا طراف و نواحی غزنی حویط از مناعتی اشرار تلفات زیاد را رسانید و اندر یحین یک دسته بسیار بزرگ\nعبور و سر در بالائی نیز مسدود شده بود چنانچه با رعانه اشرار بقرابت عبد الکریم خان تحصیلدار شان در قریه کند و فتاه\nو اسباب لازمه فدء دولت که از کابل بغزنی می آمد گزین بوده بحال حمله را بر علیه حکومت و رعیت داشت علی الحمو\nو همراه آن چند تن رساله شاهی بخیری نفری قومی ملک برای قریه داران اندر و تا خکیا طلوع و کمکی معاونت اور\nعزیز خان وردکی بود در عرض راه از طرف بغات محصور شد تا بمقاومت و مدافعه ثابت قدم باشند باینگ قوای\nشده ایچند مردانه وار با انها جنگیده اند چون قوه نظام نظامی نیز از قربین میرسد - چنانچه از رسیدن این مکتوب\nبنیه دیده اند واپس بوردک رفته یکی از قلعه جا پناه بری و مطلع شدن بغات ازین کیفیت خود بخود بایشان نهیدی\nبعد دو سه روز که بغات بعقب نشینی مجبور شدند ۱۹ سنبله اطلاعی از جناب مجد الاحمد خان رئیس تحکیمیه\nدراه خلا مورع تر دو جریان یافت - وارد غزنی شدند. وردک رسید که بغات اندردانی و سنگل و جدران حال\nہم چنین در فرصتیکه جباخانه از مقربراکر بغیات تنگی شده و ملک با و اغره انجا را بقسم بر مدخل برده بجو ابند\nغزنی خواسته میشد نیز شنیدم که دسته از بغات برجال جیا که برده سید دار فداران خود را بدین حیله بیقرار میدارین\nبردن را براهن دار و از ین رو بغلاوه بر پیره که با خود درینجا و رسی انها از بہرار شرف لازم است و نیخین با عرو خفته\nجابجا بود مجلوله دیگر برا از غزنی با شبسوار خان و وردکی نیز و تابه نزدیم نا خبر آمده از دست درازی و ضرر\nوحیدالدخان فرستادیم بغا چون تاب مقاومت اینام رسانی بغات عرائیض گوناگون نموده اند ازین رو شب\nندیدند مایوسانه برگشتند ۱۹ سنبله آقای محمد عمر خان بوا مشر و عبدالرسوف خان\nبعد ازینکه از طرف بغات نسبتا نا راحتی حاصل شد از و عبد الکریم خان عفه سران و باقی منصبداران نظامی\nحسن معاونت عبد الله خان حکمران شروع بجمع آوری نفری و غیره ملکی با دو کندک و چند ضرب توپ و عمله خودیم دورار\nقومی خریداری غله شدیم و انقر میامد خروار آرد گندم با علی و خزانه دارو و بازار عمل و برو غرام کافی بدان طرف حرکت\nنرخ بسیار خوب عوض برضات قبیله اد نموده نفری قومی نیز نموده ساعت ۵ صبح چون بقریه کمال خیل رسید ندیه\nبیک اصیل مرغوب جمع آوری شد اولین قوله قوقی که بغات سر دو چار شده تا دو بچه روز با نهار انشکست نامین\nبفوق اندرم و برسی شاد جوی و در عقب آن طایفه محمد حومه دادن یک عده از بغات شکست خورده بقلعه الد دادیها\nو چهار دسته و چتو هزاره بود و قد که منصہ داران نشان نیز اخلر خیل پناه گزین شده از انجا بر عسکر فرمی نموده اند\nاز همان نفری قومی مقرر گردید قلعه مذکور زیر آتش توپ گرفته شد و ابراسطه جریه"}
{"book": "adl0717", "page": 357, "text": "شماره ۶۰ جلد اول جریدہ تحقیق کابل صفحه ۱۱\nوقت بکشادن قلعه کوہی شانہ باین کار داخله داشته ی اور گرفتہ یکبار به مروم فاما تلمیضرت فامره\nشانکه کدام گوشه قلعه را سوراخ نموده بگریزند نظر بر چقادر تلفون اراده رفتن مانع شانه تهیه نمودن ظله ور\nتعاقب شد اثری از انها نبود بملاحظہ نوبرید اور آمده و پوستین و دیگر ضروریات عسکری را بر اما\nبواسطہ موقعد پریس معنا تنظیمہ و درک قواعد الاهداف فرسودند بالحله از ان میان الے الان که به درار\nنوشت بفرمایند اگر اثری از شرار ومان دیار باشد به فرسهما آوردن غله و جو و کاه و پوستین پر اخیل\nتا خود را زود برسانیم در جواب تحریر شد که بفضل قها دریا ضروریات عسکریه باتفاق حکمران صاحب با مال له\nگونه دکنا ر یچے حبر و اثری از بغات نیست ما نفوطه تقریبا چهل کذار سریازان قوتے لا یہ ہم کیے کہ\nفوجی از ۱۰۰ ہندل از شش گاد به هاسن در تلفون این طلا نموده ام که عده از آنها در خود فرقه فی و ہو برا\nرا دادند و شانه اوالپسه بغرافی خواستم دیرین فتح دیده تر از و شان در خدمت و اکثری از انها ا\nشادیانے کر دو و ضیافتی را ترتیب داده مجموعه متصب را اعزام شده اند.\nشانرا فرا خود حال شان رو به نقد ہے بخشیدم\nدر اینجا حضرت وزیر صاحب کہ کر\nاصلاحات مهمه وتنظیمات عالیہ شانرا کہ\nدر اوائل میشیدن اسله و مبا خانه را کہ قدرتی امورات شائده و امورات عرفانیہ و بلال او\nدولت از قلات خواستہ بودم یا نفری مسلح قوچے این ولا فرموده اند با صورت مصارفات\nوقطا۔یے بمعیت واقع باش در حضور حاکم نام كونہ با قظه را ضیا مات شان کم است .درم\nحکمران اندکان بغرے رسماہ قا چند پے طرز غسلی و پوشش منهی بنابے خودلش را که\nدر خت نے قرار اوامر مرکز در تقویمات خدا پے نموده اند و با جملی از گذارشات سفت به.\nدولت اجراآت ہے نمود نام چون نسبتا گاه وانعام و اکرایی با انالے نموده اند و صورت\nیک مقامے انجا رو بھی گذار دہ بود و نیم نفری نوای فوجی را بیک گرمجوشی فوق العادہ ہوا فلا\nتعد اد کانے درانجا موجود، لهذا درین روز حسب مشایعت خود شائرا اوغر بے در غزین قرار ایا\nالاحکام وزارت حربیہ از ہر قریہ قبیله وعشیرہ اند، کہ اندرین جا بواسطہ طوالت کلام در ایراد\nچیزے چیزی نفریے بنا بر خوشی وطبعیت خاطر آنها\nبہت کابل\nنفریے نگہداشتہ شد و ما بقیہ آنجا بمعیت ناظم شک از کل ولا اکای د موقع عضو و درد کا\nصاحب برائے انجام مهام انام مقا می انجنا کا بی حوا ز جبل شو به علوم است که درین موضوی شیری گرا\nعودت نمودند.\nمحتاج نمیباشیم چیز یے که دینجانب حیرت ساند به\nدلیل (۱۶) میزان حمل ۲ ، بخوشب انتظام وحکمرانی بلد به است که با وجود مصارف بیکن گدا\nبر وف اینکه بر مستحلہ انجم نقط بما ہو لے نسبت در ستی که دارد سال بتمام اخراج کل و آلو بری کسی نهم دیا\nبحروکت قوای نظامی مقیمہ غزنے بغرادت از راه نظارت بجرانی میگذرد و در مواقع حانیه بنگای این\nاتما ہے محمد عمرخان بواسطہ بصوب ندمت در کر باترین طر شے جی بور میه داند تا از سبرت اس کے کالی ارا\nیار مابے لازمه بود رسیدم اینکه فدویے دولت بهتر ی توسل بخواہد بود آیا بادیه با متقدر دست این که چها\nبعد از خو ستار بودم کہ ماخز یک سپاہیے سلاح مابعدہ بیک مسئول در سیت بی کاری نموده ابی های سر افزار ازو\nداشته باشند و مالید بال کی صد که جوانی بود سلا دار به حقیقت برای افتخارش حاضر است!"}
{"book": "adl0717", "page": 358, "text": "سـراج الاخـبـار\nتفصيل مكاتبات\nبـرای داخـلـه كابـل\nبـرای داخـلـه افـغـانـسـتـان\nبـرای خـارجـيـه\nبـرای فـقـراء وغـيـره\nوجه اشتراك شش ماهه\nنصف وجه سالیانه است\nو اعلانات یک سطر عالی\nاول ـ بار فقا اسلامی\nشـش قـيـمـت یـكـشـماره\nاز داهره کـر دويــسـه\nقیمت سالیانه\n۵ ر\n۱۲ ر\n۱۵ ر\n۲۰ ر\nقواعد وشرائط\nاين اخبار بغيراز ايام تعطيل دركابل كروزي\nنشر ميشود وبديگر مقامات در هر پسته منظماً\nارسال ميكردد امورتحريريه بنكارندة\nمخـفـيه مـعـت الـسـائل بـوسـتـه اسـت\nو اسـنـاد را اداره بـاز نـمـيـكرداند\nد اصلاح وعدم انتشارش آزاد است\nاشتراك بتوسط مرائی دولتی و\nبصورت نقدی از همه جا\nقبلاً دریافت میشود .\nسال اول کابل شنبه ۱۳ جدی ۱۳۰۳ ش ۷ جمادی الثانی ۱۳۳۳ ق شماره (۱۱)\nبغاوت سمت جنوبی از نقطه نظر عموم\nاز طبع نقاد میرزایحیی خانی سیند اکهو کرد\nفلک چه شوروشر انگیند در جهان امسال که از جفا و ستم ساخت عالمی پامال\nز بیوقتی چرخ و از جفای سپهر بیان او نتوانم بصد هزار مقال\nبهیچ وقت چنین واقعات کس نشنید نه در زمانه ماضی نه حال و استقبال\nپریده گشت ز دلها رگ ترحم ومهر ز خوف مانده نمانده بشبه ثواب وبال\nکدام سر که نشد سرنگون بتیغ اجل کجا دلیست که از خون نگشت مالامال\nکدام تن که درو خنجر جفا نه خلید کدام جان که ز بار نفس نگشت ملال\nبجای اشک هر دیده ریخت خون جگر فضای سینه زانده گشت چون غربال\nاراده ازلی را درین چه حکمت بود که درمیان همه افتاد جنگ و قیل وقال\nجهانیان بجهان هول روز محشر دید رمیدن از همه کس دل بریدن از شمرال\nز دیده شرم و حیا رفت لطف و مهر از دل ازان گروه که ندانسته اند حرام و حلال"}
{"book": "adl0717", "page": 359, "text": "شمار (١١) جلد اول چرند و حقيقت کابل شمس النهار\n٢\nچو فتنه با که نیامد چه تلخها که نشد ز دست مردم شرور محل بدافعال\nخرابه مجلسی را ستم در طریقه اسلام نکرده و نکند هیچکس بدین منوال\nز عقل تا بنا بیند برق باطل از حق ز علم تا که مخوف شوند اهل ضلال\nخیال باطل شان بر همه هویدا شد که بود غسل مسلمان بر در این اموال\nز هر طرف که شدی کلمر دهم بپيا بهای داو پی تندی بکر یک شغال\nزانه نعی حنا بند این چنین وافی بهیج طایفه هرگز نمیرسد بخیال\nخیال باطل ایشان که زین دروغ و نفا خلل بسلطنت خود کنند اشتغلال\nجناب شہر غازی امان ملت دین که داد دولت دین را ترقی و اقبال\nشداز دیانت خویش و تقویه همت خویش امان ملت و دولت باین بیت المال\nنمود خسرو گرانمایه صرف خدمت دین خزانه دیانت او در ولایتی استغلال\nامیر دولت افغان شہر یا رحبان که داشت طینت و ملتقا جا ه جلال\nبچای سلطنت نیچو کرد کار افروخت ہنزا که کرد باد دین بسوخت آتش ساز\nلسان مردم نامرضی که از تر سل حقوق دین باولی الامر برده اند با مال\nچو مهربانی و لطف و نخست تا امروز نکر در حق این مردمانی خام خیال\nچو گشت چند کسانی ناگسان بموجيا مزاج ناسمه فاسده باغ را اخلال\nچوشہرا ر رعیت نواز دید بهر مزاج طایفه ناقصان بدین ابطال\nبرای صحت بدان آن جفا کیشان نمود بت حکیمانه چند با رار سال\nشرافت حکما و نصیحت صلحا بهیچ گونه نداشت در وحیم سال\nصلاح خیر هدیث و رسنګ خلان بعجز ذب دغا بازی و جواب سوال\nگلیم بخت کسی را که بافند سیاه سفید کے شود ہر گز نشست شونمی الاول\nہر انکه ضایع کند حق الطف جهانرا سزای او بده عالم نصیحت و نکال\nغرض چو خسرو غازی و شہریار دلیر ہزار گونه ز بد خواهان شنید مثال مقال\nگلوت این همه فرزند ناخلف ماریست که سرکشی زیدار مکنت استعما ل\nاگر چه معدل اخبار و برنامه بشنید مکرد خیسه ترحم ندارد اور قت ان\nچو بے دیانتی مفسدان دید گذشت مزاج تا پیے شاہانہ را نمود جلال\nز رای عالی و فکر طبیب شاهانه به پیش خواست دو شخص این یک بال\nز پیشگاه حضورش دو ا فسردانا برای تند یه مدعی نمود ار سال\nچه مدعی همه را مدعا خرابی دین ز خون ناحق و تاراج و سرقت اموال\nبها نه دعوی دین بود کذب این دعوا فگند مردم شهرار را برا حتلال\nفساد طایفه مفسدا ز کجا بخیال رسیده تا به گلینگر کوه نور ابدال\nز هر کناره بخیا، گریخت چون یا جوج دوان دوان برسیدند از ورتا جبال"}
{"book": "adl0717", "page": 360, "text": "شماره ۱ جلد اول جریده حقیقیت کابل سنه ۱۳ سنبله\n\nز خویش بغیر انها که ستعد ستندند ستاد و به رخ یا جوج شور و دجال\nدو شیر بیشه میدان هر کجا و برخواست بدین گروه مخالف نمود استقبال\nسر محالمه بر سر دار ستاده ولی خان بود دگر غلام محی الدین حسین فرخ فال\nز اتفاق به هم هر دو چون برادر شد هم خوردن تن آمیختند گرد خیال\nچو بر مدافعه دشمنان کمر بستند رسید مردم بد خواه از یمن شمال\nگرفتن قوم مخالف لسان سور و ملچ چهار جانب درویشیلی به استعجال\nز جنگ بیشه درویش شد جگرها ریش چنان محاربه هرگز نشد به هیچ محال\nسر دار و هر جا بعرصه ابو گیرد محاربه چهل روز و شب کشید طول\nدران محاربه غضنفر خان محمد غوث مدیر مرکز درویش بود چون یکال\nزفرقه شر که عبدالوکیل خان نام است ببین که تا بکجا رفت در د جنگ و جدال\nدگر محارب بسیار کشته در آخر کار بجز فرار و اثر اردون نماند مجال\nاثر بزار بماند بیشه مکر و فریب ز شیر کی شود همیوه روبه محتال\nزیمن همت و شمشیر افسران بزرگ ز بعد گوسفندان شدند اهل خیال\nجناب حضرت سردار دستطاب معین چو گشت یک دل و یک فکر و یک نگاه و مقال\nیکی تربیت کار عسکری پرداخت یکی بنظام رعیت نمود استکمال\nبضرب تیغ زدوی شجاعت ابابورد ز بیمراف نکشیدند مردم ارفال\nبه قتل عامی هر دو گرفت خنجر کین یکی بسنگر جنگ شد از دنبال\nکه رفت در عقب دشنام بهر دافعه بجز معین که معین نمود فتح و کمال\nنهاد بر کجکامت سر فداکاری لوای نصرت و فتحش بزگانه جلال\nچو گشت هر دو شجاعت منش بهم یکجا بهر دو مقاصد دل داد ایزد متعال\nز اتفاق بے کام دل بدست آید عروس بخت نماید ز اتفاق جمال\nباتفاق زیا جوگر شدند نا گریز قلا خوف رها در دل فساد رجال\nزروی حالی خیر کار دولت دین بیف توجیه گرفتند بندگان ارغاب\nز حسن نیست اقبال و شهر یار غیور نهاد گردن تسلیم مردم جهال\nبروی آتش این فتنه آب لطف فشان نکو دیانتی پادشاه نیک خصال\nخدای عزو جل بادشش حافظ و ناب همیشه سلطنت و دولتش به استقلال\nمباد جمله امورش بجز نکو نامی طبقه ترقى و اقبال عمرتے ابدال\nهمیشه تا که سجهر است در بناریا مباد طالع خورشید عمر شاه زوال\nبشاله محمدی پناه نیم بے چنین تصرف بیچون مراست کوال\nامیدوار برانم که مستحاب شود دعای من بطفیل محمد در آل\nاگر قرین اجابت شود عجب نبود دعای من بخداوند در پیشان خصال"}
{"book": "adl0717", "page": 361, "text": "سراج الاخبار افغانیه کابل صفحه ۱۳\nتعلیقه شان خدمت قرارداد تجارتی المان و انگلیز\nروز شنبه ۱۱ جاری حضرت قام آقا محمد طاهر خان\nپسر عالیجناب قدوه مبالغ ارجمند نایب الحکومه\nعلیه سمت غاز برای نظری فاتح و با جمعیت یکسد نفر\nمیرزا عثمان لویخان همراه رقم های عالی آن گرنها\nیا کار آن اظهار جلالت و چنانچیکه صداقتمندان\nموصوف درین عماریه سمت جنوبی که حقیقت مقابل\nقلم و جهان بود ابسته ها پای صداقت و فدایه آن\nسربازان صداقت کیش اقلیت تعلیق فرموده رقمهای\nمزبور خود آن جلالتمآب ببرادشان از جانب علحضرت\nمحی ملت افغان و کاننا عطا و حسان میفرمودند.\nدرین روز نطق های کر مجوشانه و ادعای\nنمایانه از طرفین ردو بدل شده تماماً دعاطوالت\nعمر علیحضرت غازی و ترقی و تعالی مملکت افغانی\nو سرسبزی این ملت سالاری طوریکه از استماع آن\nبدلهای خاطره بکل ها سرور موصول میشد انجام بود\nمیدان طیاره در جلال آباد\nمیشنویم که چند تن از هوا پروازان افغانی\nدرین نزدیگها عزیمت فرمایی احسن البلاد جلال\nآباد شده میخواهند تا در آنجا مقام کدام میدانی\nکه مساعد فرودگاه طیاره های افغانی\nباشد، هدایت بدهند که ساخت شود\nدرین موضوع برای ریاست خطیه\nسمت مشرقی و قوماندان اتحادیا یی\nنسبت بغرا هم آوردن تسهیلات بهمانینز\nمرحموم آمده ست.\nاگر این مسموعه ما درست بادپس مقامی که یتیم کا\nبیشتر برآید اظهار مناسبت دار سهمانا اراضی جنوب شرقی چها و بایتی\nمخبر رویتر خبر میدهد که قرار تجارتی انگریزان\nدر لندن با مضا طرفین رسیده اخبارات انگریزی\nباین قرارداد خوش بین اند و میگویند تا کنون قرار داری\nبین انگریز والمان بسته نیامده بود که جزئیات مسائل تجاری\nرا هم حاوی باشد دولت انگلیش در تجارت المان یک\nبرتری بر ملل سائره خواهد داشت و نیز دولت انگریز\nقانونی وضع خواهد نمود که تمام قوانین سابقه را که در بیان\nجنگ برای الاپی المان وضع شده بود باطل سا\nوقت و دولت انگلیس المانها را در جمیع محافل و مجالس جاری\nوطور تجارتی بهتر از اول قبول خواهد نمود و بر قسم المانیان\nدر تجارت انگلیس بر سائرین تفوق خواهند داشت.\nبرخی از روزنامحا انگلستان مینویسد که بعد ازین قراره\nتجارتی باید مدان که تمام معا ملا خصومیت آمیز مابین المان\nانگریز را موش گرد داند و میتوان گفت هیچ وقت مناسیا\nالمان و انگریز قبل ازین قرارداد مثل امروزه نبوده است معلوم\nقرارداد تجاری کالا قائمه پذیرفته نقطه رتق و فتق او باید فر\nشود و این نیز عنقریب از طرفین شیر دوشه خواهد شد.\nمدافعه مسعوو و زیر یا حکومت\nاطلاعات که منسخوائد دیو قیکو به ادر آور قطار لیا\nمیگو یسرد کو افکن کی بیتاقور مسعود کثیر که از یکه بان بو داره\nعلیه برد نصعد را نایور برترا شور گوشزد دکر بدید ا\nخودا و باش بغرسیاه مخشو کشته اخیرا منحصرا ذ کو معونا\nچند نفر زخمی شد. سپاه تا سه ساعت مقابله روی بار\nساعت بساعت در تعداد مسعود های افزود حتمی صدف\nچوان این خبر به شیر گرسید یکنفر میگر بارد دیگر نظامی همراه\nسپاہیاں میرزا ملک نظری ساله روانه اندر ا نیا ہم حقو نداری\nبشارت کار گشت. سپاهی تا از سرو نوع خرد نمیده اند\nتلفات بنیا رسید و بشکل تمام دینه خلاص سپاهی انگریز راهی"}
{"book": "adl0717", "page": 362, "text": "این اخبار ایام تعطیل در کابل در دو صفحه\nنشر میشود دیگر مقامات در پوست خطارانه\nمیگردد . اشخاصی که بهر مکا تیکنه حقیقت\nارسال دستانه و جارد را دارن انهار حریرا\nدر ابا مدارج و اسلوبه علیم التماس داردی\nبناک دوستے مطابق دو اباد\n\nامور نقدی بنار طه دریافت\nمیشود .\nنگارنده برهانی نین کا\n\nقیمت مقاما\nواہر سالانه\nالسالب كابل ۹ ۵\nد خارا فغانا ۱۱ ۷\nممالك محاله ۱۰ ۸\nدر راه و سفراء ۱۱ ۳۰\n\nتأخیرات از ماده ۶ طلا وحب\nعنایت بمانند و دو عمار تیا ملی\nندارد اخبار سلامی و خیرتی\nثبت کنند و عذر از پرکب پزت\n\nحقيقت\nس ۱۳۰۳\n\nجلد اول کابل پینگا جدت ۱۳۰۳ ش ۹ جمادی الثانی ۱۳۳۳ ق شمان (۶۲)\n\nمکتب بود که باز کند چشم و فکر و گوشن\nمکتبی بود که باعث فیض و سعادت مکتبی بود که ماحی جبل و غباوت\nمکتبی بود که کرده و بمدارج دول مکتبی بود که فیض بود اران علل\nعلمت حبان و جسم بود روح وطن بجان حسان تو زند شمار حن بان\nمکتبی بود که منبع علوم است جان ہم مکتبی بود که زندگی آید از و به است\nمکتبی بود که ہر نئے دان بہر حان ہے مکتبی بود که دور کند غافلی و نوم\nعمل ز کا د مہوشربان نشانه فر عط با آن بشد ز فرقہ حیوانیان جدا\nعلم ہے عقل و ذ کا صیقل جلا ۔ بعد از عقل و زیر یک کنگے سیدا\nمکتبی بود که در تعلیم مست عقل و ہوش مکتبی بود که باز کند چشم و فکر و ہوش\nمکتبی بود که برتر عقل از و بود مکتبی بود که بر ترفع فضل از و بود"}
{"book": "adl0717", "page": 363, "text": "(عدد ٤٢) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ٢٨\nتفاريق عليمعظما بائى بے كرافيغان\nصورپذيری توزیع اعیحضرت مرکزى د انتظامی عسكری\nقارئان محترمرا در روز دیگر بخوشی ہاۓ عموم ملت افغانه و بیدارے \nو فداکارۓ قواى اثنا عشریہ جو اردو مرکزى کہ بمجرد استماع این مسلم فاجعه شورشیان \nمحصل بغاوت اعداء اسلامیت و افغانیت جہہ سرکوبی و گوشمالیذات پلید\nو بیگل بیکری در مصافجه تا نامند موری بلا واسطه افغان بمحضور اعلحضرت سراج \nالمله و الدین شرف حضور بهم رسانیده تما ما اظهار فداکارے در راہ شہاوت نمود \nو در تجزیه دار افغان و سمت یا اطرف و نواحی غراوه اقصاه شان بیقین\nدلجوئی و تسلیت انما نتاجیدار کامل پخوتہ سلاح اور وہ شان بود ماد هجوم قادریہ \nدست خضره درین ایام نصرت التیام که بخوش بختانه درہم کوفته و آذان داد نبتھا\nو فرار بغاوت پیشگان سمت جنوبی مسموع او لحضرت وقوع افزاید این اطراف\nنیز کار بکارانہ رجعت نمودند و وزارت حربیہ خیان بفسونین اقوا موجوده\nمرکز ٹی اجازه رخصت بعطا نمایکه بخانہا خویش اگر خواسته باشند بروند اما آن\nرو از جمله غول کار جبیہ ظہار رضا منده با نبا و جناز حصرت امیر بحسن الله \nتخصيص تا در جامع عیدگاه اظهار را خضو ش نموده رخصت دہند \nروز مزبور سرتا سر جامع از سہ ہتیا مو حشوملو و مرسم تعظیم که بیا چون\nجناہ مقهر بست بیک طرافند صحبت کمانا بجا آمد سس لسان ذات شهریاری\nدر جو شکر یہ اینان نطق لا برا نمو د کہ مکرار مطالب کمه آن حسب ذیل است :-\nمفهوم نطق اعلحضر خاقانی | اولا از خدا وند متعال خود\nصحت و عافیه یہ تمام عالم\nاسلام علی الخصوص از فتنہ آنا انشان پنجشخواد شکر شراید و نیز در نمازهات\nبارک بانکہ نظرشان بحرکات و خیا تا اثناء بار رفاه و بینجود آرامم و ترقیات\nافغانتا میاشند از خداوند او تا نرا با عزت و نیا از یخواہم وار آنجاکہ\nکه نصرت واجب کجل خورد و خسته خویش مدامی بایتشان بدمت جوئی \nکہ لیکہ در حث جاہ و قدری جوی الانم با و در نبرد ثمان پہلو بازی خورد \nخونجود خالہ بے بی دو خونی در آغوش حیل میلاندنه گانشان از عدالله\nخویش درجه دوست با متنا دارم .\nبر میدیدم ابد کالین که خو د را درد مندی لا فکندا و تا دا عناد و\nو فم میران الناس خویشه و زیم بادام کا دو سکر شارع بمرم آثرا باش\nسگ عقرب ترازه خرما را نے ارد باشار یه کارمتان برادر ایده\nیتیمیدوز اینکر ید بیتی روی پیری اوردن بہا خود را بقسم غدر خونمی \nمقذرت طلبی نبرد اولاد عزیز و عسکر آوردہ بر شما و آرزو ہے دل کہ\nخود ہارا مینمودند کہ در حقیقت افغانا این طور دلا در آن دید که مانا\nبار خدا وند شا ہدیست که گا ہی آرزو مدالم چنین نبود کہ درین \nمد گیره تمدن و از اندگان ابناء سمت تعلیم و شا ود در از کار اسا \nزیرا کہ اگر خدا وند بخواہد آنها اولا و اعفانشا گفته میشوند در ان نواح\nچون از جهت و شجاعت و دوستی و صداقتی که شما براده است\nعسکر یی نون نسبت باین خادم سلام و ملک میفزیون دارم ابی تمام آپ \nناکوار سمت جنوبی و این نا مرہ بغاوت پنی اگه میدند که کل دادا نہ ارد\nبکلانٹریہ آنان با تمام خوا میں مارم کہ شما قطعاً را رخصت نمی با شاش \nسنگ ترین خدمات و تا و اجراءت وطن خواہانہ شا ہجران ایران بکر یه\nسمت شمالی و ہزاره کہ درین راه که حقیقتاً مقابلیہ حمل بران و به\nاید غیر منمور د ندامز لوده دعا میکنم ما در دین و دنیا نیکنام و سمیرا نقل\nدر بانخستی کہ کتب شہریہ شردونصا کے والد و تو ہر اے آباد درزا\nنصحیتی که برای شما میکنم نصحیت که شما بخدمات در کابل امرانما بخر\nبوده از اخلاق وعادات اہا لے دارب له خونر متلو ، مان ما شاده\nکرده اید باید که شما با در زمان رجعت با و طان خویش ابنا برف بارکی\nآن ولاد مقلد نیک نمائند تا آنها افسوس نمایند که ای کارش ما در ایا\nمیر تیم و از عادات پسندیده و اخلاق حمید ا بجا صه میگرفتم منو سا\nآنجا شاکر غیورم که در خود کابل بودند و در واقعه سمت صرف معا نه\nشامل نشدند البته بخیال آنها خواہد گذشت که ما هر از یه ز شرفها\nخدمت در راه مملکت بی نصیب نشده در کابل ماندیم تا قطعات\nاطمینان میدہم کہ آن عساکر یکہ در سمت جنوبی داد افغانیت انسان کی\nاسلامیت دادا وند و این قدر سعی و کوشش از صد سرمایه صد ساله\nبغاوت سمت جنوبی کردند اند تا با بواسطه اینجا با راه\nو قاطر جمعی آنها بوده است از طرف مرکز و شادمانی در راه منا\nو پشتیبان و مدد گار خود ہا ہے بے پنداشتند ای ام بیا ر\nپشتیبان بسته با و شجاعت را وند ست ."}
{"book": "adl0717", "page": 364, "text": "[ILL] جلالتمأب جمعيت حتمية كابل دو نقشه نظاميه شوقى\n\nآيندگان امیدواری میداریم و از تمامیتما اظهار خوشنودی و جا\nفزائی نموده میگویم که دگر هر کدام ازشما اکنون بلحسب خواهش\nخویش با خواهش بلا شرط امید و وزارت حربیه رفته پر کا یک رقعه\nدرخواستى را مرقماً با جرا نمائيد.\nاى جوانان اگر از یک قلب و جان امادگی رفتن حاضریاے تاز عسکرى\nهستید وندار گروهی از خوانندگانم واقعه ناگوارى رخ بدهد اینجا هم عرش\nاست که اگر بدین معاونت سمت چتولى بدوشم میرود بزم يك ايك اشاره\nشما در زمرۀ عساکر ولی گوشهای آن مسیر و جان و مال حاضر خواهم شد گر\nجای از جای اگر نه بهیچ قسمتى از خدمات عمومی اطمینان ندارم و اس باب\nا برادران زیر در مثل سنگ دلش خوش آشیان و مضا مضا میست میخواهم میدهد\nاین تقصیر از آب حیات منصب ها را بگویا تجدید دوره قطعات عسکری ساخته اند\nملی و دود مان را در احصائیه نفوس تحمیلی داخلی و ارج نداده نفر با جان مناصب\nرا کنم که شامل هر یک صاحب جریبه مقرر مامور خود دانند منظوریت نقد\nو امان از این حیث بجان عرض میکنم.\nخرا د و بگذار (۱) منصبداران مذکوره در قطعات نظامی در صورت استرقا\nعمر وا خیراً در بین اهل شوره ایجاب وظایف مفوضه خود را الان کماکان میدارد\n[ILL] (۲) اگر در قطعات نظامی منصبداران امده باشد حاجت\nدر کابل گرفتن منصبدار وزارت حربیه مألاحت باشد و بلکه مابش در وقت\nو اصل اما ستر از خون اقل باشد ادی میشود. و جهان نخواهد انست در غیر\nامیر آنا بر این باره رفو ارشد .\nمیش (۳) اگر کرامی از شما با ور خانه خویش دیگر سرپرستی نداشته باش\nشخصی عسکر و غش شدن تو در از خدمات عسکری نباید برای او\nمجبر و امانت چیزی تو ارش بعمل خواهد آمد .\nعزیزین اگر شما با هدایت ناسا در مقام محلى و ولایت جویه باشی و اعلان به تریخ\nبرای قطعات بزارد کوهستان سمت شمالی کسا حال از طرف دولت\nدست و رسانی بشفقت و اخراجات با نخرج رسیده و نیز دین بند دمات\nاگر در امید بازی او ناد تعلم عسکری بسان عرق ریزی و جان فشانی\nاطمینان کرد و برگزیدگان شما در راه خانه های تان زحمت بکشیم تا بیست که\nواقوی نامردی ضعیفان سنگین جنابه یک طفل را که بعد از اخذ نمودن امدگ\nکر دهم به بند را مکتب های که کننده اند از ان گرفت نمیشود . شما\nخود بهتر درک کرده میتوانید هم میدانم که در ان صورت شما\nدولت با تمامیت شما از اظهار محبت خوش میکنم فقرى بحت شمالی و مرکز کابلستان\nیکه وضع مراکز خاتمیها همته و یک باشد و همین دار خلافتمان اعمال شرار در مرکز\nداوه ا و مساكن خویش کدام مقالمی را ننویس و بند تا هس منصبداریا که\nحال از خودتان میباشند در همانجا صفته جهار روزه یعی روز شنبه، یکشنبه دو شبه\nو سه شنبه تعلیم عسکری را نموده در سه دیگر روز آن بکارهای خود رفته بار همین طور ان\nدر مدت سیا چهار ماه باقی مانده تعلم عسکری خود را تحیل نموده نیاور دین نیجات\nو سمت خوز را نسبت برقیان بخود ظاهر کند. فائدہ شما اینست که بعد ازان\nنمودن فعلیات خودها از نفوس خاطر جمع شده و دیگر کسی به سلک عسکری شما\nتکلیف نمیکند زیرا که معقلان خدمت کرده و در قید تحیل تعلیمات نظامی است\nدر صور تیکه شما تعلیم خودرا تکمیل کنید باز اسم کدایتان در قوه با رشاد د سخا خواهد بود\nو در بین زمان مصروفیت شما با تعلیم از طرف دولت دوقی تحصیل شما را بخشاند\nیکی اینکه بهم تحوله هم لباس و هم طعام از طرف حکومتی اعطاء وا د را نه ثابت\nمیگردد . دوم نفقۂ حتمہ او د لباس میدهد و جهان اندازہ بقای کار میکرد.\nعرض احقر خلیفان او لمش در بین ادنی ارض مند رجی خوانی\nکه ذات اعلیحضرت نسبت بحافظ\nبیان میفرماید زبانی ندارم که ادای شکرانه آن براید. فقط از خداوند بخود\nآرزو و نیاز داریم که یک قطره خونی را که داریم برضاء المحضرت علاقه خویش بفرودگاه\nوکیل صناحب بسیار جای شکر نیست که امروز بخطین فراق\nدین و آنشوهن اسلام واقعاً نیت خوای\nمحمد شکر مجالا نرم هست نگردی و صرف یک قطعه دار گر خوشی نیت ایفا\nآن نموده اینیم از طرف شما بدرگه ستوان شین آنقدر شفقت و رأفت و لطف\nو مرحمت لایز الى حمید یار با ر خالق خود عرض میشائیم که الهی بحرمت رسالت\nو کرامت\nأن أرزو و خیال را که اعلحضرت بنیت ترقی ونجاه مملکتے تھا دار ندم بیا\nشی اطفاء نشان بگردا و برا مان ایشان توفیق رفیق تا تا املا و لی الامر مخلع خود\nکربل ا زار تا بپادره تا چنانچه شاید و باید بجا بیاوریم ، اعلیحضرتا ، ما فد و با\nعهد میشویم باشما بجنانه در سابق شرط بجا واشارت نان بمال و جانت\nدریغ نگردیم. کما طواله این دفعه تا خواسته و اقال را بدیهی د خیال نخرید\nو براه وطن بسیار جریها را دیده باش باز با شاره بت حاضره همانجات\nخود را فد العسازیم. د دریغ از نشاء یک قراره وارد بسیر ویدران\nنویسنده مکتب نظامی کابل شاد)\n(پایان دوره نظامی) پایدار خود بهتر و فد ا مهجوم عالم اسلام\nداگر زان از با د نموده میگم کاهی مگر شما باد لیریم و باز نمودن عنان فرسای راننده فعل مکن و لی و بزرگان برای این راهین سپس در انتقام بلین بادام بی\n(زود خیالات نماید ) د ونید که جلوت بروید تمنای ما به برادران عزیزم در ه هر جا که بوده باشند و عزیز اند بخاطر رسید که این مسوله شوم مکرر است عرض میدارم کہ انشا الله برائی رواج و ترقی همگی شما را در کابل و طوایف\nو مضافات ان چشم داریم )"}
{"book": "adl0717", "page": 365, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0717", "page": 366, "text": "قواعد و ضوابط\nاین اخبار بغیر از ایام تعطیل در کابل بگرد\nمطبعی میرود دیگر هر مقامی در هر نسبت قطعا\nاجمال میگردد، امور تحریریه نگارنده\nارسال و مقالات و اخبار دارای افکار\nجایز در افکار عامه و اصلاح و عامه مباحد ثار\nآزاد است بشرطیکه توسط معزلین دولتی\nو بقد و تندی از مجله میلا دار\nمیشود\nبا این کشکی که\nنگارنده مهران بین\n\nتفصیل مقامات\nکابل\nقیمت همروت\nماهه | سالانه\n\nداخل کابل\nخارج کابل\nخارج افغانستان\nدر روسیه و مسقاو\n۹\n۷\n۸\n۱۱\n۵\n۱۱\n۱۵\n۳۰\n\nاجرت شرکت اوراق و اعلانات علیه\nبر آمد مخارجه گنجایش\nحوالی حواله جات و صرف\nداکخانه بعهده خریدارت\n\n۶\nحقیقت\nشماره ۱۳\n\nجلد اول | کابل پنجشنبه ۱۵ عقرب ۱۳۰۰ ش | ۱ جمادی الثانی ۱۳۴۰ ق | شماره (۷۳)\n\nدسهای دو جمعیت با وی غیر عمل بنا بکابل\nچنانچه بعضی از مساعی جمیله منصبداران\nغیور و حسن کار روائی کارکنان جسور دولتی بادسته ها\nمتعدده جمعیت های غیر واقعه یغمل بنای بغات\nدر مزار افغانی شده و میشوند و بر تا عموم شان از طرف\nدولت علیا پاد امیه شان بیک اصول پرست عادلانه و\nطریق شفقت کارانه پرداخته میشود و مجلات شیرین افراخور\nحال شان عطا و کرامت شده است که روز نامه حقیقت\nورود اکترن از ین دسته های پر غیمل محض باین واسطه\nبه تا مالی انداختن آنها مطلقا و تمام آنها را با لراس\nالعین مشاهده کرده و میگفتند تا حال صرف نظر نمود\nمحول تواق انبا را موکول بآتیه نموده بودیم اینک بخوارسگا\nاغراض و استحضار عامه قارئین محترم دور دست\nخود به این مخمرا خامه فرسائی میکنیم!\nاین دسته پر غایل بی مدر تا جمعیت دسات\nآقای مدیر الافاق جمیعت نفری شجاع\n\nمیرزا محمد انور کابل شده بودند و شمه از آمدن آنها را\nدر یکی از شماره های گذشته خود مرقوم داشته بودیم، تا آیا\nبیک طرز انسانیت کارانه و اصول درسته شجاعانه\nدر کابل بوده مصارف یومیه آنها را حکومت عادله\nمی پردازد البته چند تن از و شان در عقب را نجا گرا\nخصوصی که اعلیحضرت عظیم غازی مابآنها در گلخانه بطور خصوصی\nفرموده بودند میرزا دلیوار هم موخر مقاتاً تا فرستاده شده\n\nنمایندگان ونجبای جنوبی که جهت عزان\nنائب کما عهده چند راج\n\nبواسطه معیت تاب محمد گل خان خواند ان غوست\nو مجلات خفیه آن ولا بمعیت فرزانه ارجمند مزار د\nتاب ببرك خان مرحوم برای اظهار همدردی\nو نظرات حکومت دارو مرکز شده این ابنا را اظهار\nداخله اور رضامندی شهر را در نیاز از حسن مدیریت\nو خدمات آنها با اوشان فراخور احوال شان بخوا"}
{"book": "adl0717", "page": 367, "text": "شمار(٦٣) جلال اباد جریده شریفه کابل جمادی الثانی ١٧ سنجه\n\nتلگراف جواب آگاهی: سالان افغان مقیم هند وجود مطهر اعلحضرت سراج الملة و الدین و شهزادگان را بخیر و عافیت میخواهند و استدعا مینمایند که در اخبار سراج الاخبار حالات سراجیه چاپ شود تا مایه تسلی و اطمینان افغانان گردد چون سراج الاخبار ازین پس چاپ نخواهد شد درین جریده اطلاع چاپ شده و بر آورده خواسته شانرا اطمینان میدهد که ذات همایونی اعلحضرت والا با شهزادگان عظام در کمال صحت و سلامت بوده بکارهای مملکتی بالطبع مشغول اند و ازین خبر بیحد تسلی یابند. \n\nدر موحقه بوده بعد از اقامت قلیل انها را بمقامات\nشان فرستاده اند. ازین سر کردگان حضر تعالی\nوزیر صاحب حربیه و باقی منصداران نظامی ماتحتی\nوزارت جلیله حربیه بواسطه اینک از ابتداء این نائله\nالی الان تمام نفری و اقوام انرا برحمت حکومت\nو صداقت با دولت مبعوثه داشته اند، اظهار رضا\nمندی و مسرت نموده اند.\n\nورثه ببرکخان مرحوم\n\nو هم مطلع شده ایم که اعلحضرت معظم غازی\nاز فرط شفقت و رافت و مراحمی که نسبت بعموم\nرعایای صادق خولیش دارند و مخصوصا در مصاد\nو مصیبت کشان انو خود را همواره منظر لطف\nو مرحمت میگرند علاؤه بر نوازش و عطایای\nتکفنی که برای پسران و بازماندگان و ورثه برکخان\nمرحوم نموده اند، امر و ارشاد فرموده اند تا فرزند\nو بازماندگان آن مغفور با هم نشته فیصل نمایند که\nکدام یکی از پسران آن مرحوم را مستحق و قابل آن\nمی انگارند که بعوض پدر بصداقت پروری خویش\nآنمنصب خواه و اعزاز یکه از طرف حکومت مشارالیه\nداشت، معزز و سرافراز گردد.\nپسران مرحوم باستعانت جود چنانچه سابق\nبرین محر نموده ایم یکی از طرفداران صادق و\nخدام جدی این دورۀ سعید امانیه است و در\nمحاربه استقلال چنانچه بعموم مبرهن است معیت\nحضرت اجل آقای محمد نادر خان مظهر خدمات\nعالی شده و هم در بغاوت سبق منگل که در دوران\nحکومت سراجیه بوقوع پیوسته بود نیر داد صداقت\nو شجاعت را بیک اصول بسیار صادقانه ابراز داشته\nدر بغاوت حاضره نیز از ابتداء الی الان با جمیع اقوام\n\nو طرفداران خود دقیقه از دقائق صداقت وفان\nداری حکومت امانی مالا فروگذار نشده تا انیکه\nدر عمل ایفای وظائف سلامی و ابراز خدم\nبضيق و با ارشادت منصبداران نظامی مجاهده\nبجان افرین سپرده { إنا لله و إنا اليه راجعون\n\nموسی خیل منگل\n\nناظرین مستحضرند که درین اواخر لفظ لوم\nهم چنانکه در اوائل از موسی خیل منگل درین جای\nآغاز شده بود، مجدد و گشته است. و از\nخبیه موقره اطلاع میرسد برکه از حسن ملایہ\nحضرت اجل آقای علی احمد خان رئیس\nسمت مشرقی که در پچی توقف دارند، در\nبرگخان موسی خیل نیز طوق اطاعت حکومت\nمحوطه را از یب گردن شان زده بکم عهد\nبایشان از بر عمل های خود اظهار ندام\nصاحب موصوف عفو در آورده اند.\n\nجانی خیل و باک\n\nہمچنان یکدسته از یرغمل های\nجانی خیل باک که در ان قطعه یک\nبزرگی در میان باغیان و عساکر افغان\nبوقوع انجامیده بود، و قارئین از\nسابقه ما از صورت آن بیفش اطلاع\nدارند نیز بتوسط حضرت علی احمد خان\nملکی سبق رئیس قطغنه و مشرقی تحت\nج عبد الرشید خان غند مشر داده\nانها که مدانها نیز از طرف حکومت نام\nیر غمل با جای سکونت و مخارج بوی\nمیشود و تا چندی در کابل متوقف خواه\nنامبرده اخبار خود را بدین تصرف و اطمانانها یگردانند تا در شرائط است و بر تخلف و ستا ابد از امروزه خواه انده و تسلی و شانرا با بیده"}
{"book": "adl0717", "page": 368, "text": "شماره (٦) جلد اوّل جریدۀ حقیقت کابل جمادی ثانیه ١٣٣٧\n\nقوای اعزامیه قندهار\nقلمًا مسطور آمد که یک قوۀ مهمّی مسلّح مکمّل باسباب نظامی از اشرف البلاد قندهار بمعیّت جی۔مش آقا یے غلام حیدر خان بواشر قلعه یگی از قندهار عازم دارالسلطنه شده اند. اینک یکی از دوستان معظم از وتار عرب بما معلومات داده ست که آن قوۀ جرّار مع الخیام العالیه وارد غزنی گردیده از طرف وزارت جریه با مورشان اند تا در جهان اجنبی خیمه افگن نصرت و اجلالے شند و حسب تصویبات وزارت حربیه بحکومت مقامی انجا اگر خدماتے باشد انجام دهند.\n\nنائی الحکومتۀ دارالنصرۀ ہرات\nو قوماندان\nتبریک\nاز ذرایع موثّق مطّلع شدیم که از حضور باهرالنور علّیحضرت معظم غازیے بعد از نصب المجلس عالی دربار حضرت مخبر آقای محمد ابراهیم خان رئیس تنظمیه سابق ترکستان وزیر عدلیۀ سّبق افغانستان بنیابت الحکومتی دارالنصرت ہرات جناب عبدالرحمن خان فرقہ مشر فرقہ سواری عوض حمتیت آب محمّد الخلیل خان قوماندان نظامی هرات که برای ایفای خدمات مهمه بوزارت حربیه خواسته شده اند، بوماندانی قوای عسکری انجا عزافتخار و شرف سرافرازی یافته اند\nحقیقت:- برین قدر دانی و مراحم علّیحضرت غازیے کہ نسبت بخدّام مملکت افغانی دارند حضرت محمّد ابراهیم خان نائب الحکومه و آقایے عبدالرحمن خان\n\nفرقہ مشر را تبریک و تهنیت گویان از درگاہ خداوندی برای اوشان توفیق خدمات درست و اجرائیات حسنه را در راہ رفاه ملّت و مملکت و ترقّی دولت خواستار است.\n\nمراحم شہریار با خوانین وارد\nدر موقع بروز مخاطره سمت جنوبی همچنانکه عموم اہالیے افغانستان اظہاراٰمادگی وجهاد محنت و وفاداری غیرتمندی نمودند، اغزه و خوانین قندهار نیز بیک جذبات مردانه و گرم جوشی سلحشورانه اظهار آمادگی برای خدمات نموده با یکعده از انها با حضور شاہانہ که دیده واسطه وزارت حربیه عرضداشت شمولیت خود با را بمیدان جنگ نمودند. چون دران موقع بفضلہ تعالیٰ عساکر مستعد اوکافی بمہ مورجبهات سرحدی حاضر و موجود بودند از ورود پیشر پیشهنگان و مسرت شان مسترنانه در حق مہربانی ہا بخشیے دربار اقامت دادہ شدند، تا درین فرصت که اٰن معامله رو باختتام گذارده ذات ملوکانه خلاصه نوازش و مراحیمیکه باند قبیله فرموده بودند درین روزہا بپذیرشے کرمت ونگه خیرآنه افزوده مخارج سفريه اوشانرا با یک یک تفاقی شرففت در یکے یکے قرکہ بران ذکر این بند روی داد که اینہا بوطن بدوشان عطا و کرامت فرموده حضرت ملیاہ آقا عبدالاعزیز خان نشا نعای موصوف را بوکالتاً از طرف دات ملوکانیه باندا توجیه اٰن الله فرموده نطق پاکی پرجوش فاکارانه بمدارت میدانه و اوامید مزید در موقع تعلیق نشانہ مذکور از راہ خوانین مذکور بعمل اٰمدہ عزوانہ عازم مقاّر خود باشاند. و مزیداً بخود بار خود آنہا یکطغرا فرمان را بنام نایب الحکومه قندهار نیز تحریر و اصافه نموده اند که بر اٰین ددات مکرم\n\nدر تجر کارے محولہ شان از ہر گونه مساعدت ہای لازمه دريغ نہ فرمایند شيوء اٰداب مرحمت و قدردانی از چاکران وفادار اٰنکه ديديد.*"}
{"book": "adl0717", "page": 369, "text": "شماره ٢٣ جلد اول جریده سراج الاخبار افغانیه صفحه ٣\n\nتراجم نافعه\n\nافسوس افسوس حما عزیز دولته \nافسوس افسوس خما با ذل دولته\nد خدا د پاره الاک سریک شه\nرب ته و کوره اوس تاکبنا شه\nوصف خور شولوله دنیا کش\nهند وستا لا فی کا ستا پر \nتمام اسلام دی په انتظار\nمد افی ندکاروس شلکاری\nهمت پیدا کا غایرت پیدا کا \nده امیدونو او انتظار \nفکر خرداد کا خیل نفی پر کا \nشخصی اعراضونه فادع خانشه\nد خدا پاره نما حالاد \nحاکم باید ده کچه وی حکیم\nقاضی باید لا دی خادم شرع \nد خدا پار پزدی رشوت\nدلخه غیرت دیچه بالادست\nژبه مو سوړه په د گفتن\nافسوس افسوس ارتمان ارمان\nهمت په کار دیغیرت بکار دی\nد کوشش وقت دی مسلمانا نو\n\nافسوس افسوس خما مریض م[..]\nافسوس افسوس خما کاهل مل[..]\nد رب دپاره اوس اک خنیا [..]\nرسول ته کوره او سر اک شر[..]\nدلخپل صفت باید و بندیا کو[..]\nبجار اکو شحالی مح[..]\nافغانستاته سن امیدوار[..]\nطاقت دکم دی سنگین دربا[..]\nپه خپرا هما تاوس نورابالا [..]\nقدر دا خپلو ناله بک[..]\nعمومی غم له خا چا پیر[..]\nخیر خواه د لا کل شه ولکسا[..]\nلعل وغشه او من فاد عبال[..]\nده رعیت په غم کوری سید[..]\nندلچشی دی خاده شر[..]\nپه حرام خورد خدای لعن[..]\nا خلی مال له خپل زبر دست[..]\nپه زمره محال دی خائی[..]\nدلحالت عوا مری بیناحج[..]\nکاروان باریگی وقت کج با[..]\nخبر و لشه طی په بلبل[..]"}
{"book": "adl0717", "page": 370, "text": "قواعد ومندرجات اخبار\nاین اخبار خبر نمدار قطعا در مقابل کرایه ها\nعزنموده بدیگر مقالات هر بست خطائيا\nمیگردد. امور تحریریه بخار نامه جات اور\nمقاله واصل در اداره آمده جریده دانش\nوالسلام به اشاعتش نامہ ست تبریک\nتوسط خزاین دولتی با لقبول نقدیے\nاز به با قبلا دریافت میشود.\n\nتفصیل مقاما قیمت روپ\nداخله کابل\nاطرافے\nخارجیه\nمزد اوستقرام ۱۱\n\nسال\n۵\n۷\n۸\n۲۰\n\nششمانه\n۴\n۱۱\n۱۵\n\nباقر\nدار\nکابل\nحقيقة\n۱۳۳۰\nما الله کالی\nنگارنده محی الدین\n\nملا اور شنبه ۲ جد ۱۳۳۰ ش ۲۴ جماوی الاثانی ۱۳۳۳ ق شمار ۶۸\nحکام و علاقه داران فوائے عید و مر مری بانه\n\nدر هر جزو نوسختی بر ملکت وقوف ان متری کنونی\nا دور بوهمی امکان پذیر دور عنوان بدان میدود شارد\nتحقیق در احترام واقعی قوانین بلکتی وا آمدنجان از ماسور\nاقل از محکوم و بالا دست بهتر از زیر دست دقیقاً\nاکل از فرمان بران منظور نظر عدالت دست و یا نشته\nجده و کمال بایک بینی و منتها دقت تقریری حولی\nاصول و مواد و فقرات و عدد و آن بخود داده\nموشد و در که حقائق ونوا ئد آن بدیل مساعی و\nجدت ورزنده و از هر بیشتر جلا و جبر و عروز\nما نرا در تعدیل افعال و تطبیق اعمال خودان فر نیا\nبذالے کلیات مقررات و فرائعات محمد وقوانین\nموضع بنمایند.\n\nدر امور زیر رو حکام و علاقه داران مسول و\nارت آثار انه تا بادر بمقتضیات حقیقی قوانین کارگر\nت به صراحت که افکار را عملان در نقاد افکار\nنظار آن مملکت و مکمه آخرد دیگرک ملت جلوی\n\nو نقطهر نموده زندگانی با شرق و حیات ناموس کارآ\nو سیر آزادانه در سرتاسر مملکت تولید بشود. و در\nزوا یا کوخه و کوشه هائے آن مملکت روح عدل\nقوہ مساوات و خوستختی جلوه گر شده باران رحمت\nو ناله مسرت و برف فرحت ببار و دیبات شادام\nو اسباب نمودن حقیقی و مایه آبادانے عمران\nکشور بے را فراهم می آورد.\n\nزیرا در این صورت مجمع اعمال مختلفه وافکار\nمتصاده بواسطه حکمرانی این قانون حقیقی عدالت\nو آزادی مجبوراً متحد شده و تمام کلمه ہائے مغرانہ یک\nگریمان بیک صورت فلز مر کشیده نقطه نظر بشوار مرکز\nواحدی وا کہ عبارت از نفع عمومی و ترقی د تما لے\nملکیست قرار میدنهاست و منافع بجرو ملکت توانه نمید\nدر میشوره تاثیر محنت بشهر و افراد و احاد رعایا آن ملکت\nلبذار رحمان و طریق عدالت فرحت آیا ت .\n\nدر این صورت تمر و تجو این عمل ودخل داقر این"}
{"book": "adl0717", "page": 371, "text": "شماره ٤٦ جلد اول محلات سراج الاخبار افغانيه كابل شنبه ٢٠ جمادى الأولى سال ١٣٣٠\n\nمساكنيا خوش بختي و غيره در شان نزد حضرات حكام كرده ميتوانند؟\n\nو مأمورين و علاقه داران هيئت ادارتيه است؟ آنها هستند كه از رفاه و آسوده حالى و از سير سيرگى و بيمارىها\n\nچرا، آنها هستند كه مصدر و مجراى اين قوانين و عادات و رفتار وكردار عامه چنانچه شايد و بايد معلومات\n\nكه مقدرات آتيه ملت و مملكت را در پنجه اقتدار براى خود اكتساب كرده ميتوانند؟\n\nآنها گذاشته شده است نظارت نمايندگى ولياقت آنها هستند كه بر زارع آساده گى ملت و حكومت\n\nهر كدام آنها نظام ملت، و قوام مملكت را در كف اجراآت مينمايند؟\n\nكفايت خودها گرفته اجراآت عمده ديار فتار گرديگر آنها هستند كه فلسفه و دقائق و محاسن قوانين\n\nرا اختيار ميكنند! و نظامات را بهر طوريكه خواسته باشند در افكار و قلوب\n\nاما تنها وضع قوانين و تأسيس نظامات و نوشتن رعايا تزريق و تحكيم مينمايند؟\n\nآنها بر صفحات كاغذ و گذاردن آن از تصويب آنها هستند كه فرشته امن و امان را در ميان\n\nمجلس عالى شوراى معظم دولت و برسانيدن كشوريان حكمفرما ميكنند؟\n\nآن در پيشگاه مجلس عالى وزرا كو تريين و توشيح نمودنش آنها هستند كه اوامر و احكامات بالادست را\n\nبامضاى بيضاء اعليحضرت همايونى در صورتيكه حسب بحسن انتظام و كمال اهتمام بانجام داده ميتوانند؟\n\nمطلوب بيك اصول مرغوب در سرتاسر مملكت از آنها هستند كه در اصلاح اماكن و مساجد و معابد\n\nتساہل و گران جانى و فروگذاشت و اغراض و گندناى حصبه البلد و در تأسيس رباط ها و آب انبارها\n\nنفسى برخى از مأمورين يا علاقه دارها يا حكام سركار و محافظت طرق عموميه بذل مساعى ميورزند؟\n\nكه آنها مجراى حقيقى قانون و منبع واقعى تسلسل نظامات آنها هستند كه مكاتب و مدارس را افتتاح نموده\n\nميباشند صورت جريان و جامه عملى را در برنكند و جزیه را در بين رعايا اجرا ميكنند؟\n\nاز طرف مجريان قانون كمال اعتبارد اقع نشود و آنها بنكاه آنها هستند كه در احداث جنگل زارها و جلوگيرى از\n\nاحترام بوجهى قوانين معظمه مملكتى خويش نگردند معلوم است حريق و غريق و تشكيل طريق شوسه روز تكتر هاى عميق\n\nكه ازين چنين قانون ثمر حاصل و نتيجه اصل نخواهد شد. غوطه خوار ميباشند؟\n\nو موجب رفاه و آسايش رعايا شده نميتواند!! و بدين اين ها هستند كه مجرمين و محكومين را اختصا مى كرده\n\nتقدير گذشتن قانون نگذشتن آن حكم واحد را دارد. و اوباش را تعقيب و در اصلاح و نيكوكارى آنها كوشش\n\nپس بايستى آن اشخاصيكه محل اجراى قانون و منبع - ميورزند؟\n\nتسلسل نظامات شمرده ميشوند پيشتر از پيشتر از خيلان اشخاص ممتاز آنها هستند كه از و فيات و توليدات و حضور\n\nديانت و رجال صاحب كفايت تشكيل و تصويب گردد و مرور مسافرين و محل اقامت گزينان مجدد بر طبق\n\nكه آنها در واقع داراى صفات حميده و خصال ستوده باشند حكومت كسب اطلاعات ميكنند؟\n\nپيشتر بايستى در تقرر و انتخاب علاقه دارها و حكام آنها هستند كه امورات اشخاص را كرفتل ميكارند\n\nسركانه جدت و دقت مزيديي بكار برده شود. چرا اينها و تأسيس بنيان مكتب و و خريقيس زندگى اسواق و قراء و\n\nهستند كه بار على اخلاط دار ند. قصبات و خرمن ها و آمدن سيلاب ها و سائر وقوعات\n\nآنها هستند كه رفاه و سوده حالى حقيقى مملكت تأمين مهمه را بحين الوقوع با نظريات عميقه دار خود تا هابالاست"}
{"book": "adl0717", "page": 372, "text": "شماره ۴ جلد اول سراج الاخبار افغانیه کابل شنبه ۲ جدی\nبلی اخبار و اشعار عیانا میبیند؟\nبلی خوانها هستند که مسئول و مترقی بچگونه\nادارات عمده و کار فرمایهای عالیه بوده میتواند\nبدرجات سعادت و سیادت ملت و دولت و\nمملکت را در هر نوع و از هر قبیل تهنیت و\nاغوش کنیم و بر خود ببالیم که حکومت علیه افغان\nدارای مجلس مقننه است، مجلس وزرا داریم و\nمیشوریها و کلا داریم و برای حل و عقد ملکیها\nو ترقیات ملکیه پولیس انجمن وزرا داریم کین\nمعنی داریم که انبیای شرف روز خود را صرف طرح\nوضع قوانین زندگانی و نظام والانضباط امورا\nو پایپ و کلی و ارعایای صادقه دوره امانیه میدارند\nتا بدین آوازه ها در اطراف و جوانب داخل و\nخارج هم منعکس شده علی العموم میدانند و میفهمند\nکه قوة حافظه ازین جمعیت در نهایت راحت و رضا\nبیک مملکت قانونی پا درایت شده است.\nو اما اگر رعایای مملکت و رجال با درایت\nاین الطائف که درین عهد در هم توجه شاهانه بزیاد\nاست امداو از وقت نبرده و در بنیانهای مفید کار\nعمیق به آغاز با عملیات جزوی در قارنای عادیه عموم\nحکام و سائر مامورین متعلقه و زیر دستان خود را\nبکر دو امر مطلوب یگانه جمعیت معظم غازی ماست\nشصت دقت و مراقبت نگیرند و چقدر خوب خواهد شد\nباید رعایای مملکتی با در دست واقف شوند که\nامور هم این عادله و نظامات شرعیه را که حکومت معظم\nتو اپنا برای سیادت ملت و سعادت رعیت\nبطرح و وضع نموده است، از خود غرضی و\nساله خود پسندی و شخصیات و مفاد ذاتی بر هم باز\nداده این عهد شرف منفعت پسند احمدا به جهان را\nتبدیل نکنند\nمست و بناء اعم از ادان و دانیت امروزه اینچنین جمعیت\n۳\nفرض لازم میباشد قدر بی توجه خود را در اجرای قوانین\nموضوعه و مصوبه مجلس عالی شورای ملی و در او هر\nتاسر ولایات و حکومتی علی خونه معطوف داشته و\nدر تاثید حریت مجرده و دیقوانین ملکیتی و رفع از یانها\nبد بختی و ابطال هر گونه و هر بگونه پای نفسانی طلب\nمنافع بر خلاف قانون داده میشود جدیدیت فرمایند\nتا بدین وسیله احدی از مامورین مراجعی الی\nرعایا داری هیچگونه تسلطی نباشد مگر در اموریکه قانون\nاجازه داده است چنانچه نشان عدل و حقیقت اعظم\nاست در این مراتب را در همه جا حتی در گوشه ها\nدور افتاده از مرکز بالصراحه نشر و اعلان نماید\nتا حاکم و محکوم مقاسه اطاعت را در حضور قدرت\nقانون ختم نموده تا با تفاق با جرای ان موافق باشند\nتا بدین وسیله مملکت آباد و رعایا آسوده و حکام\nو عمال راحت و دولت قوی و مقتدر گردد\nو مصداق آیه شريفه (لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ )شوم\nشرکتی برای تنویر شهر کوئتا\nتنویر در مورد دارای شرکت\nمذکور اعلان نموده که فعلا میتواند در منطقه اینطرف\nدر یا که اند رابی ده و افغانان و نوابا د باشد، بخانه\nچراغ برق و بگه بر فد و نجاری برق بصدف جاری\nنماید و قیمت چراغ طایسیار ارزان گفته است که\nاز تیل خاک شمع ارزان تر تمام میشود.\nاحتياج معاون معلمين\nچونگی مکتبان و افغیه ابتدائیه دیگر احتیاج و ارد و درین\nباره از فواسیه قند و بقیات اعلانی بر آمده که د نا حـ\nلیاقت علم و ثیقه تد را بو همنا یاده مخواه اند زود\nبایه بصورت داغایت و اقوت داد میرگزی روارد\nبوزارت مذکوره رجوع نماید."}
{"book": "adl0717", "page": 373, "text": "شماره ۲۴ سال اول سراج الاخبار حققت کابل شنبه ۸ جوزا\nتبریکات و مراسلات رسمی دولت اعیانی\nتشکیل کا بینہ جدید ه انگلستان\nقطعه حبر ذیل بواسطه اجنسی تلفرافیه رویتره تاریخ\n۱۲ جوزا بمدین اخبار رسیده است و در آن مطیه خارجیه تبریهات همایونی\nبہ تقرر وزیر اعظم و کابینہ جدیدہ دولت برطانیای عظمے بتوسط سفارت\nافغانیه بوزارت خارجیه دولت ہند برطانیا ابلاغ فرمودہ ومکتو؟\nانجاتیه بکار زارت خارجیه دولت متبوعہ خود را قرار آثار پیام\nترجمه مکتوب نمبر (۱۸۸) مورخہ ۲۶ نومبر (۱۹۲۴)\nسفارت افغانی در لندن بوزارت خارجیه دولت برطان\nمن شرف فرستادن مضمون پیغام ذیل را که از حکومت\nمتبوعہ ام برایم رسیده است بخدمت جناب یکسلانس نام\nلندن در باب ہنگام رشته دوستی ارادات صمیمانۂ خود را\nاظهار داشته اند و نیز برین موقع که جناب اکسلانس نور وزیر اعلم\nوکابینه جدید عنان حکومت برطانیای عظما بدست\nخود گرفتہ اند تبریک میگویند :-\n(لطفاً بوزارت خارجه لندن تبریکات صمیمانه\nمارا به تقرر وزیر اعظم جدید و وزیر خارجه و کابینه تقدیم نما\nواظہار دارید که این آرزوی قلبی ماست که بواسطه\nکوشش ہاے جانبین مناسبات فی مابین افغانستان\nو برطانیای عظما بیش از پیش مستحکم و خوبتر شوند)\nبا احترامات فایقہ (امضا) شانواز اقا در نمایندی\nترجمه مکتوب نمبر(۱۰۳) مورخہ اول دسمبر(۱۹۲۴)\nوزارت خارجیه لندن بسفارت افغانیے :-\nجناب عالی سید نا محمدا تا نوار افراط با در ارضای\nپیغا میکه شما ہمراہ مکتوب مورخہ ۲۶ نومبر ۱۹۲۴ نمبر (۱۸۸)\nلطف فرمودہ بمن فرستادہ بودید گرفتم . و من میخواهم\nکه بشما از امتنان قلبی و خرسندی خصوصی میر ہا ئیکہ از طرف\nحکومت افغانیه بوزارت خارجہ شاہ اظهار نماید،\nمن باین موقع استفاده کرد و از احساسا تیکومت علایحضرت\nنسبت به دولت اعیان تا شما را متیقن ساخته دارا روید\nازین بر آمد حکام مناسبا تیکه حا ضر آخوش نخجار\nملتین نمایم است شما را یقین میدهم .\nبا احترامات فایقہ\n(امضاء) واستن چیمبرلین\nتعزیت واری جلالتیان اور الی\nترجمه تلگراف ۳۳۱ ) دسمبر(۱۹۲۴م) مطابق\nعقرب ۱۳۰۳) از جانب اسحق (جان) بوشاہ نظرات\nاز لندن پیشوا علیحضرت امیر امان اللہ غازی\nکمال تاسف از خطرات بانده ناکانے فات ستور\nآیات فرزند دلبند آن اعلیحضر شهزاده حمایت الله در حال\nحالی شده در این داغ مفارقت به آن اعلیحضر اظہار\nهمدردی صمیمانہ خود را مینمائیم . (جانج آروال)\nاز طرف علیحضرت همایونی بجواب علامرفوق اتوا\nتوسط سفارت افغانی در لندن :-\nاز اظہار تسلیت و همدردی که آن اعضرت زا سا\nفوت فرزندم (حمایت اللہ بر یانی) فرموده اند کها\nاحترام ممنونیت قلبی خود را بآن اعلیحضرت اظہار میایم\nترجمه تلگراف ۳۳۱ ) در دسمبر (۱۹۲۴م) مطابق\n۳ عقرب ۱۳۰۳ منجانب حضرت مستطاب و ارل اف\nدینگ والیسر آهند) پیشو این علیحضرت امیر امان الله فا\nبکمال تاسف از واقعا اندوہ ناکیکہ بر ان حضر\nپیش آمده، خبر یافتہ بہ آن اعلیحضرت درین موقع\nضياع الما اظهار در دی قلبی تقدیم مینمایم. (دینگ)\nاز طرف علیحضرت ہمایونی\nبجواب تلگرام فوق توسط قونسل جنرل افغانی\nور د عے اظہار تاسف و ہمدردی که\nنسبت بہ فوت فرزندم (حمایت اللہ بریال\nفرموده اند ازین مدارکت و همد ردی\nآن جلالتماب کمال ممنونیت دامین میام"}
{"book": "adl0717", "page": 374, "text": "شرایط اشتراک\n\nافغانستان و ملحقات ۵ کابلی\nممالک خارجه ۱۵\nمعلمان مکاتب ۱۱\nطلاب مکاتب ۱۰\nنزدیک و بفا ۱۱\n\nداخله ارسال و مخابره\nصرف برای اشتراک بجهت نام مدیر\nخطوط با مراندم بیام و غیره\nقیمت اشتهار شش سطر یکسوچه\n\nاین اخبار دفعه با در هفته طبع میگردد قیمت\nپیشوه در کابل اوراق به خطه ارسال\nمیگردد . امور تحریریه نگارنده حقیقـت\nارسال در مقالات مندرجه اداره ماذون\nدر اندراج و اصلاح و عدم اندراجش\nازاد است اشتراک بجهت کمتر اس ۶ والق\nو یکسوتر نقد میباشد بها قبل از\nدریافت میشود .\n\nمدیر اخبار الدین کشکی\n\nحقیقت\nسال ۳\n\nجلد اول یکشنبه ۲۲ جدی ۱۳۰۳ ش ۱۶ جمادی الثانی ۱۳۴۳ ق شمار ۶۵\n\nبرنامه سالان، باخبار با اشتهر\nبمواقف آغاز بکارانه سال چهارم اخبار درین\nرف باو بهارت و اعتصام سال شروع بنجمین دوره حیاتیه\nآن نامه عالیه حقیقت در بان کل حقیقت نسخه تبریک\nموئثرش را خدمت مدیر درایت تخمر و اشراف آن\nتدرر محنه پیشته از خدای توانی برحرمانه بصیر\nکیاست اثر خود تحت ظل رافت و سایه عطوفت\nصمیمانه قدر قدرت خویین امپرا اور بالث در خان\nتوفیق خدمات برجسته ملت صادقه و این ملک نا بالا\nحوادث نیو خواهد اند را بر آخوده آن معاصر حاضر خود نقاد\nو ضمناً از خدمات برگزیده و تحریرات فی الایق\nو علاوه از بن ریز ربانی اندازه حضرت جلالتہ الم\nبپروگرانه چه تاسیس این روز نامه ملی الی الان\nشخصه مدیریت وا و قانی بحیثیت عضویت درمانی\nنیست ... اجرا و ایفا فرموده اند ا برا ز مسرت شققا\nخریدن نموده از میضا و الاجر و سجا یفعیم که آن علامه در راه\nنشین این ائمه مقدسه تا قائما و و تا موفق کشید یکی را\nاظهار همدردی نموده در بدل آن برای\nآن فاصل جنیـل از خـدا و نـد جلیل\nاجر جزیل و ثواب جمیل را طلبگار بوده بعارف خوولان و\nعلاقه مندان شبوه ا تا بی تحویل ابخضرت عالیه نامه گورسانه\nجدید بمرات یاد بانی میکنم تا ابقا در افانه سنجا باو موالقات\nو تکمیل ضروریات انرا از بنیت و مساعی و رزنده.\nاتحاد مشرق و افغان\nمراسله گرامی بجریده اتحاد مشتر من طبعه سن الجلال ا با در حیه\nنومرو (۷۸) خویش بنه شرع و توضیح مواد کرد در مجمل عبطر\nکجزه ترفته امان شار کابل که این چشمه میر ستمر حد و ریا قوس\nکر فتنی اخضره بخونه و انبا مرقود ایده بود؛ در جرسی القدح\nتخدیری بخط علوم حده الفاصدق قاضی احمد محمد مری مدیر\nتت غازنده کالو شکی ستون خواند اخیرا خور استرداد\nند مکا نبوده است. حال آنکه امان افغان نیز آن معنا و مزایا یکه\nدا تحاد مشرقی نیست بغرض خود با فوراند محتوی آنمضان نبوده است\nامکان نداری با دوران مطریه مندرجه نامه حقیقت باوی سفق آن\nاین مدیر تو میباشد در تن آن نشر ارست باری می بکار برد که پید"}
{"book": "adl0717", "page": 375, "text": "شماره (٦) جلد اوّل جریدۀ حقیقت کابل دوشنبۀ\nادارات مترقیۀ اصلاحیه بحریه پیشین را بفضله کم نظیر جلوه\nباید که آب رو‌ها بیاید دست خرابی میکند صحاح شهر ساخته بیابی کامل\nبخشید و رو بمقصدۀ امان افغان را معمور و باقرار میسازد دو طرف آن بلند و حصه میانی آن پست مسلماً در اوقات بارندگی\nاصلاحات بلدیه کابل بیگمان مینمائیم خود سطح این کوچه ها را بوجه سنگها پاره سنگها\nخوبی مفروش کرده در حصۀ تحتانی آن چند پرزه پخشه یا کاه\nاز انجا که جریدۀ حقیقت یک بقیه محقانه براینست انشود زیرا که پخشه گاه با یخ مقاومت کرده عضم اسعار استخوان\nبعضه انتظامات و نگرانی بلدیه تحت عنوان شکایت در کارتون کوچه ها در جایها سرکوبها در طریقه حسن آنست که آنها را قرار دید می\nمطروح داده بود و ضمناً از حائیکه درین ضمون افکاری بریاسته داره صحیح ساخته خود در روزها یقصانی و اخراج گل و خاک اش\nباشند شکوره شانه را نیز خواستار شده بود فدا محرر این شما را و خطوط صفاتۀ ارویکارها و معابر ضیغه مقصدیه را برآورده در\nنیت که درین موضوع با ادارۀ سراج الاخبار شقاقاً مثلی در تنقید ارکان\n(٦) در بازارها و معابر شهر یکجا خاک انداخته نشود.\nیور کامل را تمام و انتظام بلدیه که آن محتاج بشرح و ثنایست احصاه بهنگام بادیدن برف و باران از سرفۀ دکاکین آب شاره\nو مقصد از انتشار آن مدارج که اگر کسی را بکار وضع داکتر شی مقصود\nجمع شده بمهام از سیل میاشی بشود گل و لای دشت\nخیر باشد میتواند با ادا بتواند که حلوۀ خود را بمدانها مالیده ساقه اخیراً\nبلکه حوضهای دو سر تاسر بازار با خط و سنگ و تنظیف الان\nبلدیه تواند آن مخمصه خود را کند و ده لامسال داند در چه صورت پیش ازین کچه آن کمتر از ٣ فوت نباشد (۷) هر تاسی\nموسس و حلیت بلدیه را در حصه یبلدیه افاده بدار اداره نشان میدادم غیر منظم باندی کوچه ها تاخته تاریکی که بنظام انوار اراکین\nلذا با این بعد محر یکی از دهاست دار و حقیقت یک شیر بیاتی و تاریکر شفت به خاتر جست آیا نمیتوانیم از برگه بلند زده\nشخصت محریر و راست جریدۀ حقیقت نظرة بل را راجع با مورات بلدیه که خانها نو ساخت و قابل مرمت پیک اصول و خود اکران دو\nشخصیت شهر و مسائل بلدیه قایم اینکه چنین می کرده نوشته ایم و انرا بمدیریت\n(٨) لزمی بلدیه که جبهه خالی کوچه ها و بازارها تخصیص کردی\nمجرم جریدۀ فی بلدیه دفع مشقت در دست با ذان علن مقدر کرده کار جاروبکشی و اباشی را مینمایند باید بلدیه بالایشان نظر\nو خاصه در ایام زمستان محمل آن میشود بوفق وقت بگوای حقیقت است\nنرمت پر یکه و دیگر امور لازمه را اجراء نماید ۹۲ اره\nدر رشک بلدیه طر زده و فانی سیکهر انداز ان که مسطور مسبقور در میاد\nبازار ها که خسته میشود باید که فاده دات باشند که که\n(۱) اگر بلدیه متعهد باشد که موجب ارام انور اماکن و مبانی\nشهر انداخته نشود تفریح متعفنین بلدیه اجرا آنکه بهین\nشهر حچنانکه جواره دیده میشود ایا در مرکب است از نقطه نظرات مجوره در جاها مخصوص محصور و مهدود بدون باتر نخیط نفاق\nغلط و این خیال بی اساست باید که انتظام بر اصلاح بازار به سر انجام\nسوخته ماده شود تا از بودن آن در شهر تحلیل صحت اوام\nتنظیمی شهر قبل از انجمه اقسام که درین موجه بلدیه به بعضی از خرافات تکلیفه الم نباشد (١٠) بر اى حصه تا و غیره امورات تظاهر\nبذل مقدر ورزید استراحت کند (٢) ترمیم جبرا باید که عوما کما نی پرخواه خویچه منابر مدرست کلدار شود تا راج\nبقد ها ی شهر مرمت کاری شده سابال کاگل و در ایام زمستان\nخدمت بلدی را از اطفال جارو کشها و آباشی باشند\nبرفش پاک کرده شود (٣) جاهای سرازی کشته جراء صحیحه\nاو داق جو ایجها و صاف کردن شیشه های دیرینه\nومره مره میباشد غیر مجدد پاکش شود و یک اصول منظم با بارداری\nالواح دکاکین و تقویم جو ایجا رسانند و مکررا ازینها\nآن چه ساخته شود درین موضوع اردوها کین مبحوث مجا و ر آن اگر\nثابت ندیدۀ فردیات اوراق و غیره امورات\nمعاوش را خواستار باشند آنها در رفع خواهند کرد باز هم بلدیه\nدر خمان زبیل و غیره حشریات متوجه باشند که ازین\nاران کوهها که اخراج آبها فاضله بآن زیر زمین احتماب میباشد\nو باشخاص قرار برخاطر موضوعی شد تره بگردون کی"}
{"book": "adl0717", "page": 376, "text": "شماره (جلد اول) جریدۀ خفیف کابل دوشنبه ۳ حوت\n\nاکثری از ممالک مدعو نموده اند، و درین\nضمن مکتوبی باسم سایۀ دانۀ نایب\nآقایی عبدالعزیز خان وکیل وزارت\nحربیه نیز موصول شده و دران شمولیت\nیکعده از صاحب منصبان عسکری افغانی را\nتحت ریاست آن جلالتمآبی دران مانور\nآرزومند شده اند. فاما حضرت ممدوح\nبواسطه کثرت مشاغل غزائم منصبی خویش\nاز حصه گرفتن در آن مانور شکریاً معذرت\nخوسته یک هیئت از مراحب منصبان\nعسکری را تحت ریاست حضرات محترم\nآقایی محمد حسن خان غند مشرو رئیس ارکان\nحربیۀ عمومیه چند یوم قبلبرین فرستادند.\n\nشکریہ قوانین انتظا بات عثمانیه\n\nمکتوبی در اظهار مسرت از مساعدات\nممیزۀ قوانین صاحب نظام محتشمی و نیای\nآقایی لوا مشیر شاہ محمود خان و لوا انور\nآقایی قطارۀ آقایی عبد القیوم خان بواستر\nو آقایی عبد الغیاث خان غند مشر اعضا\nاز ریاست ارکان حربیۀ عمومیه.\nاداره موصول آمد، دران باز حسن معاوینت\nو فعالیت و فرستادن لوایح نظريات\nحضرات موصوفین اظها را تا دعا یی فی\nشده برای او شان توفیقات مزید\nغایت نموده شاکر انخوبیات شده ضمناً -\nبعضی از دیگر قوانین نهایی نظامیه را نیر\nبهمین این غرض مصنح تکمیل این لایحه ضرورت\nکہ بها عنقریب بعموم انها نسبت به حربیات آن\nاز وزارت حربیه رو پذیریت رقمه بود، توجه داده اند.\n\nاهالی بلدیه اطلاع دهند! (اگر چه که مخواه این فقر\nرا جمعیت کو بیست شان زیاد است اما از باطیکه\nتکلیف و زحمت زمهتا نرا متحمل میشوند و از طرف بلدیه\nبکاره شان انها ملحق مفوضه خود مسئول میباشند بیضا\nسخوابین هجو انها ستفها را !!) برتا برف انداختن\nدر ملا یهای وسیع که از خانه با خیری مسافت داشته\nاند بمحلات لازمه ان خود شهر ترغیب داده شود.\nو در اثناء انداختن ان درخت های غیر منظم طور اغرس با\nبیند با انه را که برتا برف انداختن تخصیص میدارنده\nاند فاً انداخته شود با ید که بصورت یک با نچه خیر\nمنظر انکیلی و مدار العموم در ایام تابستان لا سایاً\nشبه بندی شود بتر مو حیات حفظ الصحه را خواهم اور د!\n(۱۱) در اطراف و جوانب شهر بر آور گردن ایهام\nقعدید کو از کوچه با و با زارها شب هر می اید برنای مقر\nزره آیا ! پے عما را در جریان ان رنده آمد در محلات\nداخله لازمه خواصی شهر چیزی با و هیکل ان قیل پیر\nار د بنود ! فاقده از بین نیز بالوده انبان و\nاپر کیسا ر توب جنین را باید که بلدیه دایما با بند گاد\nشهر صرار مگر ضرورت بقد ر د کر را توجیه انکه\nشه نور کشانده شود و یا اگر کدام جا اتس داشت\nفي الجمل با شيداني مکا شری جنبه الطفا ہے آن از پیر\nبسرعت فوق العاده حاضر شود و در دیگر مواقع با بیان\nهرکدام معا به میر دازند ! (اداما تحمت الله)\n\nمانور افواج مجیدیه\n\nمینویسیم که یک مانور (جنگی صنوعی)\nعسکر یہ اموار تا تایی تحت قوماندایی\nالا ار و دائسه ان کماندار نجیب بہت دیکعدا ح\nوی از ١٥ جنور ہے الی ٢١ انعقاد\nیا بد و دران صاحب منصبان نظامی"}
{"book": "adl0717", "page": 377, "text": "شماره (۲۵) جلد اول\nجریدۀ حقیقت کابل\nدوشنبه ۲۲ جدی\n\nخداک دیال!\n\nای په خوب کښی دغفلت تلالیامران\nولی نکوی عاله ته دجهان\nچه په کی اندامردی قددا کدارشول\nچه پیشه یی کړه ترقی په روز و شب\nلا تراوسه دی په سعی او به کوشش کښی\nورځ په ورځ یی برتری کښی شوکون\nتاسی ناست یاست په عیش او عشرت کښی\nنوم المدی د وطن خپل په ویران\nمناسب دی چه بربادکړی هڅه وقت\nچه اسلام دی به ترقی کښی ولاکړی\nلگ نظر د انصاف وکړی اجانب ته\nچه دی تحریکه مصروف پکار د\nیو ساعت یی دی فاکا دملت خپل\nندی دوی دا کا اسراء کوم دی\nتاسی واخلی نصیحت لو تواریخو\nای حما د دین مذهب یواو\nدغه توولو کا وايم با خلاصه\nدر این آقا سرور د لاور خان)\nچه پدوری شی پیشبین لو تاریخ\nهغه کس چه موظف وی پخدمت کښی\nپاکجام دکړی کوشش بلخ پر\nتر که وام رعیت د دوی همت له\nپا تمام کی دهنی دی بخار\nخدا ید پا مرأای کسانو چه مامورثی\nرب کیا مرهم کی واسراء عد\nخدا ید پا مراء حاضری دتولی مکری\nحاضری کښی خان داخل کړی\nتاسی پریدی عیش عشرت چه کا ایام کښی\nتاسی لری کی اعراض نفس دو\nصداقت سرد خدمت دملت وکړی\nخان سه یه ترقی کدی داخ\nرعیت لڑمی د امر یک نصیحت دی\nچه په توالی دی سید وازد\nسرسی ترسی نذ الله تر پر مرام یی شی\nشکر دار دشی کدی نعمت الله\nچه و رکمی بدی خاونددوی مفادم\nپه رشتیاراسه ددین او دالا\nپه نامه سره اَمَانُ اللهُ یادیگی\nخدای ددی لرے محفوظ خپل\nپه رشتیا سره حافظ دی د ناموس\nد همه وامرا اسلاط خصوص\nنظر وکړی دی پادشآء مهربان ته\nشپه او ورځ دی بخت ده\nدَلا وَر نصیحت کوکوی تا خپل یا رانات\nچه داوقت غنیمت و ګنزی دور\nترقا وتعا لى كمرخان کامیاب کړی\nخدای دنه كامیاب دنیانی"}
{"book": "adl0717", "page": 378, "text": "حقیقت ۱۳۰۳\nروايد حصه انظاربه\nباین اخبار بغیر از ایام تعطیل روز کار که هر روز\nنشر میشود و یکہ گونہ مقاله حریت شعار درضا\nمیگردد امور تحریریه هنگامیکه حقیقت،،\nارسال و مکاتباته واسطہ در اداره اخذه جریده\nدرامد طبع و اصلاح در عدم اخباریه افتاده\nاشراک ابونه ساز حقانی و داخلی در صورت\nنقدی انز جہ جا بغذ دریافت\nمیشود کلاتند\nبرہان الدین کشککی\n\nجلد اول چهار شنبه ۲۲ جدی ۱۳۰۳ ش ۱۸ جمادی الثانی ۳۳ ۳ ۱ق شماره ۶۶\n\nریاست بلدیه بجواب حقیقت\n\nریاست محترم بلدیه در جواب مطویہ بکاغذ حقیقت\nرا ندفاع شکایت گیل ولا سے و ارتفاع دیگر شکایات\nاہالی مرقوم شده بود در یک جواب طولانی را بعد از تفکر پُر\nخمارے در این ایام بعرض تردید و انتشار باداره ما ارسال\nداشته است اسب وعده که درین مورد نموده ایم،\nبا ظهر آن جوابہ را طور یکہ یک جمله و یک مطلبی از ان فوت\nنشود اختصاراً گرفته، از ان صفات بلدیه که خودوی\nدر صفت خود تحریر داشته است با آن کلماتی که از\nشرافت ذاتی آن ہیئت محترمہ نسبت باداره حقیقت رقم\nآمده است، چون خارج از مطلب است و نحن برا بطلالت\nمی کشاند صرف نظر میکنیم:-\nاگر مرحمت کرده بلدیه انصاف نظر کنند از سالها\nبمین کابین بود و همچنین گل ولا ہے۔ بلدیہ اگر آیندی نکرده\nخوابی هم نکرده خواہد بود، اگر بیگار ند بفرموده بلدیه رحمت افزاشده\nکارروائی ہاے بلدیہ را در وظایفے کہ وارد و مواقعات\nو مقدورات آنر بلحاظه فرمایند، کاملاً مستقر خواہند گردید\n\nاگر ریاست بلدیہ اینقدر که مردم بیرون از کار بسته\nبنواقصات کار خود ندانند پس باید حیف بحیات خود کنند دگر\nباصل مسائیلہ آوری شود خرابی ہاے امروز جن قصورہا\nسابق است، در گذشته هم کابل ہمینقدر نیست قدامیم\nتغییر و تخریب کرده جدید سررشته نکرده خشکہاے سرچشمہ\nرعایا را کندند و جدید بخندگاری نکردند؟ مستغلات\nعمومی را فروختند مجدد آنها نخرند، ابنهاد آب را؟\nفروختند و مسدود کردند و سررشته باغ و صفائی را نکردند\nدرین نزدیکیها که از طرف حکومت متبوعہ ماتشکیلہ\nبلدیه روی کار آمده اگر اہالی خواستہ باشند که بلدیه\nکابل را کہ جدید از عرضہ نو ماتشکیل یافته دفعتہ بایت\nسے اروپا که سالها تشکیل شده و تحریها نموده و بوه\nوسائط چنه کاری را بدست دارند مقاما کنند، از انصا\nدور است .\nدر سال روان چنته کاری بازار چوک و سنگی که در ندره\nشاہی دو گذرا کبر زانی و سه دو کان چند اول در باطری کوچہ\nچقوره داخلته کرده سنگ فرش میماند اخته در دست مهوروین بول\nنشست کردیم و ز و نیمه کہ فرصت وقت مساعد بود رول\nوسنگی کار کرد، اکنون که رول ما بدست آمد و هم فرصت سات"}
{"book": "adl0717", "page": 379, "text": "شماره ۱۰ سال اول جریدهٔ حقيقت کابل چهارشنبه ۲۴\nبررفتن با دی میگردید لهذا خبر عام کشته کار می اسعار\nو تا نار نابلیه بوجود آمده بين اهالی صفه ور\nو شرائط حق بجانب معامله گذار و در سال آینده\nتجربه حاصل کرد امیدواریم طور مزے بین دو فریق یکو نظر\nدر باب لای و برف کشی کوچه ها و گذر با شها\nالان نسبت بوار دات بلد یه سالیانده شهر بار روپیه نقد\nتعین شده اگر چه روزه نام گذر با پاک شود یک کاره روپیه\nهم اینطور ها آن بدرد نمیتواند . قبلا نظامنامه بلد یه کان\nبطبع و نشرتشه ده بود نفری بلدیه سائقه و پولیس برف\nبا زار با را بوجه دوکانداران و از گذر یا را با یام با وجود\nدادن تصفیه\nکه حال مید هرن\nو ناظرسنا و\nنوید اندیشه\nمیکشیدند\nو انیکه از اد ائل\nجمندار نفری\nانتظامات و مقا\nچنانچه پارسان\nیک هرا به هزار\nمیدادند. هر کدام از اهالی نقصی و رجمهٔ آن بلدیه\nرا در باد و کار خود با انجمن بلد یه مذاکره و تباول\nنموده میتواند. اسرار ریاست فرو گذاشت نموده\nرخصه آن. واگر معترض ندانسته بود مستحقه میگیرد\nدوان هم ریاست بلدیه اوقات خود را ضایع ننمون\nتزین مساجد را که از چند سال پیشتر بود کرده\nو سرابهای زیاد بر اکه تعلق بلدیه بود مرمت و آبادو\nجابجا نل با آب را رسانده اگر انصافاً ملاحظه نمائید\nدر سال روان که نسبت بگذشته و سال\nقلت ارزاق را بواسطه خشخاش سمت جنوبی\nتشکر از روزنامه طلوع افغان قندهار\nسکرانے کا مای اب ان عزیز کند از تضعیف شیمار (۸) سال (۴) خود اشعار داده است\nنواز شمایا باسن وه غرق ماتیرم قلم را نیزمان دوشم در وقت تحریرم\nکمه را میکنی از فرط الفت پیری ان سے بود پروان شایں گز مجراست تسخیرم\nبمصرح ما چون سنگین قطم شینی ز محضر عز تقد مار وقت تعبیرم\nخدایا فضل با انشا مست توحشی یا مبادام بجز این آرزو و فکر و تصویبم\nاز نفری انتقالات و صد نفر از معابر کالای کشی بازار با\n(۲) اسباب حمل و نقل ارزاق وطنی عزیزان او\nشماره بود. حالا بموجب نظامنامه بلدیه اہالی خود پاکی دستر درابو و مرکب عنیت. اکثراً گرفتار بار بردار\nدانسته برف با خانه خود را در کوچه با و گذر با انداخته عسکری بود. (۳) نسبت بسابق واردین\nچنان خاکها بسیار است که از چہار الے دو روپیه وجه صدام عسکر ملکی و نظامی در شهر یک برو بود که به مقاما\nمیدهند. به بقرار نظامنامه از چهل الے پنجا روپیه باین ها داشتند (۴) بار گیر بکرایه گرفتن خوش رو\nمصارف برف کشی آن میشود. و تا این زمان از بهر برف تشهیر غلط هم بیکار و کنار شدن بار گیر د نال\nکجکی پیدا شده درین موضوع بولایت هم مخابر مشاع\nو غیره ظاهر است.\nدر حال ریاست بلدیه با نفاق ده هزار روپیه اجره با وجود انہمہ و سائط قلت دژ در فرانی\nلایی و برف کشی را متحمل کردید و متواند و بس\nشهر رقابه سنگین بینظر غله به نرخ و و غله ارزاقی\nریاست بلدیه خود در جمیع وظائف خود مسؤل | بسال گذشته اگر مقائسه شود معلوم میگردد."}
{"book": "adl0717", "page": 380, "text": "شماره (٦٦) جلد اول جریده حقایق کان چاپارشنبه ۲۴ عقرب\n\nاعطای نشان خدمتهای هوایی\nروز دوشنبه ۲۲ عقرب بعد از ظهر حفله از شمرا مدبران\nمحترم داخله تا کرده وزارت حربیه معسکر علیا پناه رقم با قدت\nکه از حضور اعلیحضرت معظم غازی ملی برای بان پیلوتهای\nو ابا دو دولت دلا و ما در روسیه که در عایق موقع مجد د وقات\nخطر متوجه سمت جنوبی پنج فروند طیاره افغانی را از ترند در\nظرف سه ساعت و چند دقیقه بتفصیلی که حسب الموقع\nآن مرقوم گردیده است آورده بودند، و در اثر آن\nازان زمان الی الان حسب الامرو زارت جلیله حربیه\nخدمات هوایپائی را نموده اند، انعقاد یافته حضرت\nسفیر مختار روسیه با ترجمان خویش نیز بوزارت محترمه\nدرین یوم حاضر بودند ـ بعد از صرف چا و شیرینی\nو ردو بدل برخی از کلمات سطحی و محادبات مسرتبخر\nحضرت عالی وزیر صاحب وکیل وزارت حربیه اقا\nعبدالعزیز خان از خدمات پیلوتهای مذکور بنزد\nجلالتمآب سفیر روسیه اظهار مسرت کناں فرمودند\nکه از حضور همایونی در بدل این خدمات هواپیمائی\nآن مخوست دوستانه که هسه فرمايش وزارت حربيه\nخدمات نموده اند یک یک قطعه قد مک یک قطعه نشان\nدل با خدمت که با افاضه خطوط نصف جلیله عسکری لیا\nاو را اهمیت میداهم و منظر تقدیر مینگرم ،اعطا و مرحمت\nشده است ـ از طرف سفیر صاحب موصوف ازین\nقدر دانی وزارت حربیه و امتیاز حکومت افغانیه که\nنسبت بان ہو اپیمایان روسیه فرموده اند بالفار\nدرمت اظهار تشکر و ممنونیت بعمل آمده از طرفین\nتمنیات مزید ارتباط مناسبات دوستانه و او ائم\nاوضاع محبت کارانه دولتین عظمتین سایه درو و بیا\nمعبور شد بالآخره خضرت وکیل نشانهای مزبور را بسینه های\nپیلوتها مذکور نصب ترقیمهای آنها را عطاشد خفله مزبور\n\nعوائد تركيه\nانجمن ملات داخلی و خارج سانه\nحکومت ترکیه را قرار ذیل\nداده است ـ آمدنی ١٤ کرورو ٥٣ لاک هزار و\nصدم و ٨ پوند خرج (١٩٧٢٨٨٩٣٢) پوند\n\nزلزله در جاوه ـ زلزله تا با زا داده نموده قصبه\n(لورین) واقع وصوب کیدیه را بالکلیه\nبرباد و تباه گردیده تقریباً ٩٠ نفر بان بیجا انی هلاک شدند\n\nبیماری\nبر لوح پراسله تلگراف کناس\nبهم د سیمبرسواری جهاز\n(کابل) یونس نام از لندن بطرف هندوستان عازم\nو ایام سردی را در انجا بسر خواهند برد.\n\nقوای بحری عجم\nنامه نگار تایمز از\nبرو سلز اطلاع\nمیدهد که وزیر قوای مدامی بلجیم با ضابطه حکومت تصمیما\nشمار کرده که در آینده عسکر شما ۳۰۰ هزار خواهد شد.\n\nامداد انگلستان\nدر انگلستان امداد بیادوطنا\nیونان در یکساعت زیاد\nمیلیون پوند بطور قرض فراهم آورده شد.\n\nزنان کسبه\nدر انگلستان عمایه زنان کاسبه\nو کار بگر ۱۲ لاک و ۷۰ هزار است\nکه قرار ذیل بکسب کار مشغول اند:-\n٦ لاک نفر در کارخانه های مسوجات کار\nمیکنند و هم لاک ۳۰ هزار در د فاتر ـ\nمشغول تحریر اند و ۳ لاک ۶۰ هزار\nہیئت در مباث رو که اکثر شان معلمات\nموسیقی و کانه نویس میباشند ۲۰ هزار شما\nدر مطابع خیرانه کار میکند ـ ۱۲ نفر\nداکتر و ۲٤۰ نفر نقشه سازی شتغال دارد\nزنانیکه عمر شان زیاده از ۱۲ سال است ۱۵ میلیون\nاند که از جمله آنها فیصدی ۶ ـ ۸۱ سالہ بہت کہ فیصد\n١٤ ازیشان شوهر دارد باقی آن دوشیزه یا ( طلوع افغان)"}
{"book": "adl0717", "page": 381, "text": "شماره (٢٢) جلد اول جریدۀ حقیقت کابل چهار شنبه ٢٧ جدی\n\nمردان کنند گوش بتوپ و تفنگ جنگ\n\nکاری کن که دیده مسکین شود پر آب\nکرنیل هنگ گشته بی فانها خراب\nاز ظلم قلب تیره و تار و سیه شود\nروشن شود ز عدل بمانند آفتاب\nپاینده گی مملکت ار آرزو تر است\nبر عدل و داد کوش بکن لطف بیحساب\nبر زیر دست خویش مسلط مکن کسی\nکز حق نترسد و نکند خوف از عقاب\nخدمتگذارا با بفر ا قدر و منزلت\nبر پا و دست دزد ببر تا زان نده عذاب\nآباد ملک گردد و ثروت شود فزون\nدهقان چو دید رافت و لطف از عالیجناب\nامنیت ار کحا صفا، دانشان ز چه؟\nسرکرده که شب همه شب مست در خواب\nمردان کنند گوش بتوپ و تفنگ جنگ\nنی بر صدای تار و نوآ دف و رباب\nجانی که نیست پرشش ز جبر و سیاستی\nهرگز نمی کند ره مظالم کسر اجتناب\nخدمت نهند اسم خیانت زهی حیا\nنام گنه ثواب گذارند زهی حجاب\nمردم بیک وسیله ربایند کلاه ما\nگاهی باعتدال و زمانی با نقلاب\nدر باطن اند گرگ ولی در لباس میش\nکردند استفاده بمید و بحجاب\nتا چند حق کشی کند از بهر سیم و زر\nباکل گمان مبر، شود اندود ماهتاب\nاز کرده های زشت تو داور کند سوال\nدر پیش گاه عدل چه گوئی در انجواب\nبا آشنا بگوی که با زادگان خاک\nبیگانگی مکن منا عجب ز عتاب\nآنرا که علم و عقل شعار ست در جهان\nبر آرزوی خویش شود زود کامیاب\nگوی سعادت از دو جهان در ربود هند\nهر کس که علم و فضل و هنر کرد اکتساب\nباشد شرافت بنی آدم بعلم و فضل\nنی آنکه بر زیادتی مال است و خراب\n\n(از مقالات انقلاب آبادی )\n\nصدق و صفا و مهر بیاموز ایجوان\nدوران چرخ عاقبت میکند مذاب"}
{"book": "adl0717", "page": 382, "text": "شرایط و ضوابط\nاین اخبار بهیچمرام تعلقی نداشته کر در مور\nمن و قوید و پاد یکر محقانه مر حبت قطعا برضا\nمیکردد- امور محرمه نیا کارند و تنقیدات اومد\nدر محافظه اصول اداره آمده چای داده میسود\nلجه اصلاح و عدم انتشار خیر را اداره مختار است\nبنو سده غیر اش و بالنی و قصور افشا ساز\nهر کر فبو دریا فت نمیشود .\n\nمدیر اخبار\nمحمود طرزی\nسراج الاخبار\n\n٦ حوت سنه ۱۳۰۳\nاداره آن کابل\nخانه محمود طرزی اسلم (ع)\n\nجلد اول کابل شنبه ۲۳ حوت ۱۳۰۳ مطابق ۲ جمادی الثانی ۱۳۳۳ هـ ق شماره ۱۷\n\nرابطه ضمیر جوان تاریخ فرار حق\n\nسلطنت از جلالتجم بی است که از حد انشا\nاگاهی بعضی افراد اعبا و عباد را ارزانی شده و جوهرت\nمید که حضرت مالک الملوک یکی از خواص بنیاد را بمسند\nخلافت خائفه ممکن داشته از انوار عظمت حقیقی پرتو\nبزاحوان اواندازد و تعیین مراتب وحقوق کافه بنی تو\nبماند و حکم او منوط سازد تا همه را علی اختلاف\nالمراتب روی با حبت اکیل بارگاه کردون شنا\nاواشده در حدیث وارد است که پادش اطل ابه\nاست در زمین کتبت مظلوم از انس اواخر حوادث\nزمان پناه با و اور دم بشکراین نعمت عظمی خطبه کبری\nالحث از طایت عنایت است میان احاد\nفراد بادا اگر (يَا دَاوُدُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً\nفِي الأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ) اتَّبِعُ\nأن نخواهد بود سیس سیادت ملک را علمای به کامل\nوحکای تا زمان بدو قسمت قرار داده اند\nست فاضله که انرا امامت خواند و\n\nاز انمله نستم مصالح عباد است در امور ما داس\nومعاد تا هر یک محا بی که لایق اوست برسد\nو بتزاید سعادت تمیم لازم او تواند بود. و حات\nاین سیاست بحقیقت خلیفه الله ظل الله باشد-\nو در کیمل سیاست مقدسی اصاحب شریعت-\nدوم سیاست ناقصه و انرا تغلب خوانند و شرس\nاصحاب این معنی ام عبادالله و مخرب بلاد الله\nباشد - بنا ا ین ساسب ناقصه است که پر و برو هند\nو انرا روی ذایقه حوار صغیر و صانع خود را باین دوره\nجدید و زمان سعید با ما سیند بمیزان امین دو سیاست\nسنجیده مقال و مقامی تسنجند . خوب این انجا بید\nفمیده میتوانیم که چی مشکلات دچار و بکدام انداره\nخسارت را متحال بودیم از همه افزودن ترخسارت نومی\nکه از دست ماهیت و رایگان برفت تعمیم اصول کردی\nبجای میر دانیم بند کانی خود را بصور انواع مختلف به\nبزراعت خود حاضر نمیرسیده تقویش نمیا دیم من حرج\nفصل حصید زوا رو دارد ؟ کسپری خانه وخیر رحال سوخته\nگدامانه خشه کو با انرا منوز باز نکرده بودیم -"}
{"book": "adl0717", "page": 383, "text": "شماره (۱۸) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شنبه ۲۰ میزان\nاطلاق پر آشوب و پر درد اسیری و زاریکه\nهم خیریت و فضایل پیام است و این سیرت تاثر از\nچشمی تر بماند و با دو پای شکسته با سر پر از\nشجاعیه و خصایص مفتاح الابواب مطالعہ ہمت واهتمات\nخجالت و مانده گفتم گفتم آیا با معاذی کوافتح\n(من قرع باباً ولج ولجا) (۵) اصالتا طینت و دیانت\nالدین خواهد آمد ای کاش ذره از شجاعت و نیر وجبر بر قالات\nمفرط میشود . (۶) تشکر تامه یافتن (۷) کسب علوم\nنبود که با پنجه فولادی این گرفتار شده بمید و حلیله زار در دست\nموجب اکناف قاطره مهابت و قار خواهد بود این مصور\nدست بر آمیخته هفتم را که گر خود بمردم شکر شما را از میان\nضرور تیت اما آهبت و یسار و لشکری توسل\nرا با نباید توران و نیستان حصار شور مچه مساویاً بو رایگان\nچیز التماست که علوهمت و تاکد عهد و عصمت برام\nخدا اند رو گیر میکر دشم میکند ا....... از حالت فقر و\nتوان کرد این عهده بهمین چهار یا شعار و امعدنده\nبلادیم دست پر زاری و درد بخش است و اشیا لازمه مخلہ\nکه حضرت پادشاه دین پنا را بجمع این خصال فایزه\nدارلابارت کاری و دعائیه الحمدان بحمد الله کیه قیاس\nو ذات گر میش به نهایت معار را بیست جلالت\nکر در اختلاس اضعاف بر دخون با پیکر چه تود با یوم انبر\nو اکناف گولشن یافته مائده زحمت با تحضیر ا زا متر\nسرا پای غیر نیار شده و با در\nراه ترقی و تعالی را تا دیر وقتها مقاطعت کشیده کیر\nمهربان خود گرد افراشته قوام فرموده انحراف عبوران بید\nاند دو دلیله روشن تر از آفتاب در خصلت اب افغان\nپیکر آکر ناگه بلی که اراده شمر مانع بودیم و علاده خواندیم\nمدعیات مقاصد است و معید امید که دبلجهم مکام العباد\nبانچه آن مبادرت نموده یم - و غیره ..... از همچه باران\nو حشو خون ملت و قوم خود که با آن تشبث نموده اند\nبا فی بار مالا در قرآخون با لرد جان خراش اسارت و متاسف\nدر قید اسارتت ننموده مجمل کا افہ انجا م که تا مد کو\nدست و حوش می بود بر دهمد و تو تغیر کو شه شینی هم بخون\nحالت اسارت و فلاکت جاننا حوالش بوده ام\nخود میریدیم با هم آزادی و تشویق بر زبان میراندیم.\nآن تاج دار والا همت با عزم تحکیمه بهمت که یکی\nامروز در عصر سعادت متصلاب اگر د بده اند اگر شکوه\nاز حلقه اسارت و حمایت و شوم خود دارهای ما\nاز تنگ سلطت اندا خته طبیعت زور ده با همی رسانه خود را\nدر عالم بسر عقده کشان میکند و ممتازا مت\nمیدانیم و خود را بحاله یک فرد آزاد و توح یگانه بشماریم\nبرو تحفتی بکا لیف غیر شمرو ده متضاد با قواره\nدست تشکر دست یاد را از گریبان چود کجاه دیده عز غرزه\nمتباین عقد و انصاف درعیت پرور و باشند ا نام\nدر خدا آزاد میگیریم درین نعمت ثبوت مربت\nبر هر گوشه و طین که مجاز وسیله و واسطه ترقی و تاتی خود\nفاضله و عمل احد امیر امان الله خان است که نقار\nبلکه قانون است بمعرفت الهی دلیل روشن این که\nعدالت متمسک بود، رعایا را بجائز و بدایع دوست میداند\nآن مخوار مالک ملت است چتیر با تجز در حین شاه سگ و\nو حق جو سال را مشهور قوت عقلی خود گردانیده پست\nو کلا اکفته اند که پاد شاه را بهفت خصلت باید ...\n(۱) علوهمت و آن به تهذیب اخلاق حاصل میشود (۲)\nاصابت در را و فکرت و آن بجودت فطرت و کثرت تجبهه\nدہد (۳) قوت همت و آن بر آصوا و قوت ثبات عائد\nمیشود و انرا عزم الملوک عزم الرجال خوانند و اصل هرآشناست\nتحت محافظت و قوالی نفر موده بلی تا اقدام نرها\nدسته بغلام و کف ملت خود نکرده پنجه تمان بر عزم قوت بت\nو ضرب شمشیر بر عزم خود ثابت قدم ماند، دستقوال در باره\nحامل نمود و علی ہذا ..... و چولی پادشا عالی بیان\nو محیطی از موقت در معرض اسباب در د و کیفیت اطبع این"}
{"book": "adl0717", "page": 384, "text": "شماره (۶۷) جلد اول جریده حقیقت کابل یکشنبه ۲۶ جمادی\n\nال نصیب در خوردن غذا و عمارت بیست عرصه بر کدام\nازین هر دو یک سردار انگیزند دانشی هست که بیا با با\nمربی طوائف محوله مسن را در میانه این طوائف و هر طر این علمی که شاه ما این ایام در میدارند الله تعالی\nو اقوام و فجایع که وظیفه ایشان هست قیام نمایند و ایجاب زیرا که حاکم فرموده چون مسلما نرا قانون عدل دارد\nایشان لایق پادشاه اند این وکلا است یعنی برآمد و دیوان\nهیچ یک ملت را مردم را در مرتبه خود داد و یعنی رو است\nایران و مدیر آیند در این مدیره هر یک فضائیل ماب منظور برنجا که در از نماید و ایشا را از نظلم و تعدی قلب\nنسبت به نظام موسوم - پس ایران هر دو سن و سرت زیاد زائع فرماید مراینه مملکت با نظام با وزیر عقیق تریت\nباری با این بحث نخواهند ماند در آن حقوق شاهی تکه چون بحت پادخواست این مجلاد وضع قوانینو حفظ\nمامور، داد ستند در این برا بحاله معلوم و نامستوره و آمین این سنگه را مد نظر دارند که هر دولت و امارات\nمطمن نیست و کلا و رؤسا بر قوم را با خود فرموده اند و\nاسراف آن موافقت بود و سلوک سیرت عدا\nدگر دائما اراده سلطنت و حکومت ولایت محکوم می شود ممنون کله بور خواند بوده اتحاد بغایت و نقاص قد است\nمقرر فرموده اند. تا از امراض رعایا و مظلومان که پد دست عدل انصاف ضمیر خلق را منور میسازد و بلاد عدل را را\nمستقلہ ظالمان برآمد و آنگاه بشکایات آمده آنهانی مکابر مینماید و نیر بخیابان گفته اند - رالملک سیقی\nدجالت و داد دسی معالج خواهند - و نیز چون میدارند مع الکفر ولا یبقی مع الظلم ) و دولت مد وزیر\nاتفاق آرا مجالیست که در معاون منزله عمقاش همی تکا توان داشت کی بتابدی نماید و بآموز قواش و کبر\nدانند با چه بر تقدیر بنمادن با تو شخصی در عالم پیدا شد پایان بمنازعت و اختلاف میدان دشمنان رسید کل تیکه\nشتران این جمعی مع داشته باشند به این جمع کلی را بیان آن یگانه زمان میخواند!! توان انداخت و شید پلیکر\nبا او مقاومت توانند کرد پخاص بسیار متوجهون مخالفات اثر از قوه بفعل آورده اند میتواند که جمیع صاحب\nباشد و غلبه بر خوانند کرد مگر اینکه میان ایشان اتفاق است بصیرت از ان غماض نماید یا بشکر یه او حبان\nطریق داخل شود تا بمنزله شخصی بسیار شد که قوت او بیش پرده اختداد اسازد و این با منت و احسانه که بنا بر\nاز قوت این جماعه باشد چپس متوقع کثرت بی وحدت یا تمام رفا بیت و عدالت و انفاذ ملت خود را تا این ها\nمفطو نشود و این وحدت عدالت است که اثر بخل الصدر است گذاشته اگر همه تن زبان شوند شکر یه انرا آدا نتوانند\nبر در عدالت کشمرا حاصل هست این مواد بر عدالت ساخت .\nونگو داری یک ملت شان بمبا با عبه دیران قاطع است ایندمستی زبان کی برآید پایکر مجده شکرش در رآید\nشیت روز سکو شتند و ساعتی آرام ندارند این نادات\nپس برا باست افغانستان لازم است که خود را در این\nوالتمات شراته خود را بنا بر فراهم آوردن پسباب حرت و مهر مهربان را نصیحت شمرده دست حبل المتین فاق\nداشرقی ملت خود بطبع احت و ارام میدانند میخوانند و اتحاد زده با خیالات عالیه قطار شاه غیورو\nد خود را و کوه پسندی کنند چون مقصد یگانه شامات ترقی خواه بود و شنب روز بکوشیم که وسعت اعلامی\nعقایت و نظم و نسق دولت و مملکت پس طریقی که داخلی و خارجی خود را با عث اتفاق و اتحاد کوه کوته نام\nپناه فاشیت و در پش را که مرا تعالی ملت اراده میکند و دینا د ایما نام اتجاد واتفاق واطاعت اولی الامر خود\nاسپو امصدیده گل و رو صالت خود بزا اقدا شیر نمایند و از جان فدا شود تکلیخم و محافظت دین مبارک\nد این شیوه مرضیه ز مجتهدین دین و خلفا را شدین است مقدس اسلام و خاکپاک وطن عزیز مان که اولاد سعید دینا\n\n(ج ۱۰ ص ۱۰۷) ج ۱۰ ص ۱۹۱۷ ج ۱۰ ص (۵۷) جلد اول جریده حقیقت کابل ۱۲ حوت ۱۳۳۰"}
{"book": "adl0717", "page": 385, "text": "شماره ۶۷ جلد اول جریده سراج الاخبار افغانیه شنبه ۲۷ عقرب\n\nملالناگ و فیق دینام\nنزد وزیر صاحب حربیه مطهره\nعقرب.. وارد کابیل شد.\nعبد الکریم فراری فرار کرد\n\nخبرای تاخرین سمت جنوبی کرد پزینه البته\nچنانچه از انتشار شماره (۶۶) نامور عنوان آمده مشعر با کمال\nجذاری ارعنا بد عمارتا که بر حصه قیاس خصوصی عاقبت\nمظلم خاز نا عازم هند تا شده بودند علی الفور دریابانی\nنمودن کوشاک در فیق دینگ از امده رته درعقبا\nبر آمده از خلل جبال دشوار گذار آن ملا با مشقت شبار\nکه بپاسبست و لباس بودند دستگیر نموده حیث به با\nکمیتر در جال عظم حکومت عادلا انموده بودند انی\nاخوان الشیاطین را بابه رخی از طرفدارا شده ی حضرت سید\nوزیر صاحب حریبه در المطر تسلیم نموده اند.\nگفته میشود که آن مرخنه نجات دسیگار خر در هان\nغر و کیهادار و مرکز کوه پنجهامند شده عبد الکریم خوان\nبعد ازینکه در سرتاسر سمت جنوبی خود را با کامیایت بید\nالنسبات معاندانه دو سافل و و سائل انداختن\nکارانه خود را بلانمرو تیجه دید قبل از ممدیدنا در حالیکہ\nریش بروت و ابرو و موی سرخود را\nکاملا تراشیده بلباس اناثیه بود\nبا چند تنی از پیشوایان و را بنجابان خویش اولاً\nبترات تیرا فرار را بر قرار در جنگار شب از راه های\nت اختیار کرد و تنها بجا بخاک قیر جان\nهست بعضی اظمالیت مغیره مخبر ند که آن بنیتی\nپیاده انبار در گذرا سمند هند با طرف میقا\nآنجا ایستگی به تیر ستم بخدا ره است\n\nاعطای امتحار جندبای طل ورز\nاسناد معزز جوانی\nقوسه مترقی مدار معارف و خدمت مورد بوده ابا و\nبحث کردید که از نگاه مهار قاهره نشانیا درا با یه\nبز را ن با حسب تصویب المتجین اعطابع داده شود\nبعد از مد کرت طویل چنین قرار انجر مپایرون ست\nدیده تصویب بمد د ند که از طرف وزارت معارف کم\nمساعی جوقان برولانه شان با نهافتاد ها را در\nتا باعث افتخاره اند از امانی ترحمه و نشونا داد\nکردیده هر کس ترعرقه وطین بادوست تر نشاط با نام\nنشان اور اول انا یا نوار علامات\nعلیه در اسکوکر هنگام مأموریت بنجا بحکوه اناسی که\nدر راه عارف بذل مساعی نوده اندرس اقا عود\nتوقو مرتشون سیت شرقی که بوقت و در انعام\nدرتاسیه مکاتب انجا کوشش توزیع امداده نبوده اند\nبا آقای شاه شهنه کا لو سر قطعه قزین باز اور\nایت حکوست محلی سمت جنوبی در تا سیون این\nتر عرفان انجا صرف محمد تا نموده انده ) اقای بابا\nشائق افندی معاون ار ارسارف که از توجه است\nشان دار التالیف و زارت معارف کوشش واین\nکتابه ادبی تالیف و ترجه شده است (۵) راما\nادیا غندی رئیس کتابه نی و امانه که سنگاه بود\nدر سفارت بر و ریلج جج تنظیم و ترتیب اموال واسم\nامانی بذل متیام و ساعی نموده اند (۶) بالا\nسید محمد خان مخز و مید کابل کور تھی اصالت\nآزا\nنشان در دوم و برا ج که در هاته خوبی این\nدرت این کوشش نیارموه اند ینی )\nمحمد مینی کادر نشان در با کوشیدند"}
{"book": "adl0717", "page": 386, "text": "دائره اشتراك\n\nتفصيل مقاما\n\nاطراف کابل\n\nداخلہ افغانستان\n\nممالک خارجه\n\nفرزاق وسفرا\n\nقیمت بروپيه کابل\nساله ٦ ماهه\n\n۵ ٢/١\n\n٧ ١١\n\n٨ ١٥\n\n١١ ٢٠\n\nبا شرایط جوانل\n\nاین اخبار مقدراً در دو کالم در یوم پنجشنبه طبع\n\nمیشود و وجه یکسالہ آن بجهة ششماه سالا ۱\n\nمیگردد. امور تحریریه و همه حصت\n\nارسال و مکاتبات در اداره اندوخته جردید\n\nمندرج و اصلاح در وجه اشتراك باو بسته\n\nاشتراك بتوسط عنوان اداره در\n\nاشتهار بمتعاقبه چاپ وفصل و اوا\n\nمیشود\n\nرنا اللہ کر تکلی\n\nنگاشته سر ان مین\n\nما شرکت از ما وا واشیا و اطعمه\n\nمنفعتها، مدعا را و سجا تباهی\n\nرا در ابقا مادی و نشرت\n\nآیات کتبها و تضها از یگدیگر رسید.\n\nحقيقت\n\n۱۳۰۳\n\nجلد اول کابل دوشنبه ٢ حوت ١٣٠٣ ش ٢ جمادی الثانی ١٣٤٣ ق شماره ٩\n\nمقام مقدس قلم\n\nقلم پیش قلمزن عزیز و محترم است\nبصاحب قلم حق نویس حرمت کن\nمقام لوح بدان زانکلا و سر بجنا فضیل\nسخن که گفته شود نیست بهر کس سند\nکلام سخت کند روح جسم را آزار\nقلم مماد حیات است مظهر حسنات\nقلم چو دست گرفتی شدی معرف خویش\nهر آنکه نسل بدان را ز قلم کند مکتوم\nولی برای تنبه اشاره کن صریح\nز حق نویسی شخصادق است برخوردار\n\nهمیشه عصمت و عفت وظیفه قلم است\nبنزد خلق وجودش شریف و محترم است\nقلم بامان خدا همچو آهو حرم است\nولی نواشته چوگرد د سند بهر رقم است\nسخن که نیک بود همچو گلشن ارم است\nبهر کسی اثر فکر او ز بیش و کم است\nکز اثر بد و نیک عدالت ستم است\nبود وجود پلیدی که بدتر از عدم است\nکه در عفاف همین راه اولین قدم است\nکه نزد اهل حقیقت صدیق محتشم است"}
{"book": "adl0717", "page": 387, "text": "شماره (۶۸) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ۷ حوت\nهسپانیا و احرار ریف\nطیوی ۱۷ دسمبر - جمعیت عساکر هسپانوی از طیوان و الارایس بیست و دوهزار نفر از جمع سپاهیان بها سکور بخوایۀ جوده نیاورده واوار و مخذول شده‌اند.\nهسپانیا کوشش میکند که شورش علاقه بحریه را فرو نماید و برآلات حربش بسیار گردیده و چنانچه در روز گذشته درین علاقه مذکوره چندین دیم‌های طیاره گفانده است.\nلندن ۱۷ دسمبر - از خبر اهالیه ظاهر است که قبایل علاقه های طیوان و طنجه نیز بر خلاف هسپانیا علم جهاد را بلند نموده از تلگرافی محکمه احتسابیه هسپانیا که نسبت بحیر نای وقایع کرد میشود صاف ظاهر میگردد که حالت بسیار خطرناک است و ازین واقعه مدهش فرانس نیز تا اندازه مشوش میباشند که مبادا احرار ریف حمله‌آوری شروع نمایند.\nامیر نجد و حجا\nدر کنفرانسیکه در مکه معظمه قرار دعوت ابن سعود امیر نجد منعقد میشود تجاویز ذیل تقدیم خواهد شد:- (۱) حکومت امیر علی پسر شریف حسین برسمیت شناخته نشود (۲) بطوریکه در اروپا مجلس ملل اتفاق قیام دارد همان طور یک مجلس بین الاقوامی اسلامیه قیام یافته که مرکز آن مکه معظمه بوده و (۲۵) نفر از نمایندگان اقوام مختلفه اسلام در آن شرکت داشته باشند (۳) حکومت مکه و مدینه سیادت هیکی از شریفان حجاز و زیارت آن را در رؤسا تمام و صدور یکه علاقۀ عربستان بشکل یا با (۴) همه حکومت مجاز راهمان دول اسلامی که در اکمال آزاد و مستقل اند بنمایند، و هر یک از دول مذکوره در تیار تخانه در دانسته سفرای مذکور در معاملات مختار بمداخله نمایند و با انتظام حج را سقرأ دول اسلامی فوق الذکر خواهد نمود.\nایران\nطهران ۱۷ دسمبر - از هوائی شرکت جنگی پارا دل است که پسته از طهران گرفته و روانه انزلی گردیده پسته مذکوره را از انزلی بدریا بباد مکوجه و باکو میرساند و این مسافت دور و دراز را در ۲۵ ساعت طی خواهد کرد.\nحضرت اجل آقای سردار صیاء از مقام ام\nبذریعه تا رخبر داد که قشول اعتدتان جبرئیل را بتای عرابستان مقرر نموده بم و اقوام عربستان را بطور قرا تعین فرموده از خرم آباد الی عربستان هئیت کا مال بخیال تصفیه عربستان فاتحیاف لهذا عقبات عالیات بطور غیر رسمی بسوی عراق عزیمت و از راه خانقین وارد خاکه یمان خواهد شد.\nطهران ۱۷- دسمبر حکومت تخلیه یمان نسبت کرو رو ده لک دالر تجویز امریکا را منظور نموده اس\nوفد مهند\nبتاریخ ۱۸ دسمبر - وفد هند بوه جهاز «جهانگیر» نام از بمبئی بو حجاز عزیمت نموده قبل از عزیمت ازیان وفده جلسۀ بسیار با رونقی بسر کردگی مولان... ت علی صاب و دارع شان انعقاد یافته بود بعد از بیانیه مولانا مولانا عبد الماجد صاحب یکی از ارکان وفد بیان نمود که ما بجاز برای آن میرویم که برادران عرب را مجبور نمائیم که ایشان در حجاز حکومت را قایم نموده و حلقه غلامی اقوام دیگر را در بقا قوقه\nورود\nبمبئی ۱۹ دسمبر - امرو صبح پال کنیث مصاحبت برنیر وارد بمبئی بطرف برما روانه خواهد شد.\nشریف حسین\nپاریس ۱۷ دسمبر- پاریس و بنظر از است که شریف حسین مخلوع جهت بعض قبایل عرب و با او در بر خلاقی امیر نجد معاونت نمایند و بعض شمولیت نیز ورزیده اند.\nعلاوه بیان از حکومت الطالیا سالا جو مونر آمسلح و جهاز با هوا پر میته خریداری نموده دار\nاکالی\nاگرچه تا ۱۰ دسمبر در مقام میلین نفر گرفتار شده اند ولی در مجد یک زره هم ضعف دیده نمیشود و هر روزه آلم"}
{"book": "adl0717", "page": 388, "text": "(٦٨) جلال اول جزوۀ ١٨ حقیقت کابل دوشنبه ٢ جدی ٣\nلندن ١٨ دسمبر جنوباً\nالبانیا و ایتالیا ما الآتار نیگار در البانیا\nتردین در است ایتالیایه با معمولی لن درین خا لبر\nکه البانیا از هر طرف خوارج بمقاعده حمله کرده اند\nدر ضلع «قساوه » با مل جنگا چار است و ایتالیا\nو جهاز جنگی را برای معاونت حکومت البانیا\nسواحل بحری البانیا فرستاده است.\nامیر نجد و مدینۀ منوره جریده قتلی العرب حاکبیت\nکه اهالی مدینه منوره یک\nو فد ی که لاکه عبارت از شش نفر اعزه و شرفای انجا-\nمیباشند بحضور ابن مسعود امیر نجد فرستاده در خواست\nنموده اند که انتظام مدینه منوره کرده شود.\nداد امیر محام محب العزیز ابن جلوی را برای\nانتظام شهر باصفای مدینه مامور فرموده است.\nقتل قونسل از یک پیغام برقی شیر از علم میشوه\nکه یکی از ارکان سفارت برطانوی\nدر محله ای شیراز مقتول شده و حکومت برطانیا\nبحکوت علیه ایران استخراج نموده است.\nفتحی بیک صد اعظم جمهوری\nکابینه جدید ترکیه ترکیه کا بینه جدید را قرار\nحرف ذیل ترتیب داده است:-\n(١) فتحی بیک، صدر اعظم و وزیر حربیه - (٢) رجب بیک وزیر داخله\n(٣) عبد الخالق بیک، وزیر مالیه (٤) فیض بیک\nوزیر امور عامه (٥) شگری بیک وزیر خارجه (٦)-\nمحمد السعد بیک وزیر قانون (٧) سراج زاده بیک\nوزیر معارف (٨) داکتر مظهر بیک وزیر صحت (٩) شیخ\nعلی رضا بیک وزیر تجارت (١٠) حسن شمی بیک وزیر بحریه\nمطلع اتحاد روس و فرانس\nروس و فرانس کمی غبار آلود گردیده و حده\nان نیست که بتاریخ (٩) دسمبر مذاکره ایکه نسبت بمعاهده\nتجارتی روس و فرانس شروع شده بود التوا یافت ،\nکه باعث ان بهیچ بیان نشده است . کو نوسیو کوس من\nسفیر روس غرضه اینکو نوده البته با حکومت متبوعه خواب\nسور و خایند نمود.\nسفارتخانه علیه در حال\nندیم جدید ترکیه ترکی از جماعت خلق بودا\nبماده شتر یک دا قارص، و رحمی بیک دو طراپزون »\nمستعفی و ٣٩ نفر دیگر نیز برای استعفا اماده میباشند\nحتی میگویند که خود مصطفی کمال پاشا نیز از ین مخالفت\nبستوه آمده مایل است که استعفا کند.\nپروگرام جماعت جدید که مبنی بر (١٠) ماده است\nشایع شده در ماده اول اصول اساسی را طرح نمود\nو در باقی مواد بر سیاست داخلیه اقتصادیه، مالیه ،\nمعارف، مقاصد جماعت جدید را ظاهر نموده اند\nدر ماده ششم پرگرام مذکور جماعت جدید و عده احترام\nافکار و اعتقادیات دینیه را کرده و مجمع الغرض\nعمومی بران وارد شده است.\nکاظم قره بکر پاشا تا حال در مباحثات مجلس ملی\nازین جهت حصه گرفته نمیتوانست که او محاسبات عهده\nسابق خود را پوره و تمام نداده بود و حال از حسابیات\nریاست سابق بری الذمه بر آمده در ترقی مقاصد\nجماعت جدیده جد و جهد بلیغ مینماید.\nلندن (١٠) دسمبر\nظلمت انگلستان یک پیغام برقی\nرسمی نظهر است که تنها برلندن بے بلکہ\nبر همه انگلستان یک ظلمت فوق العاده\nطاری و از ان بہت همه د و ایر و\nو شعبه هاتیاترو ها را بند و مسدود است . نسبت بهمه حصا\nانگلستان براندن ظلمت براتر و در تیره تاریکی باید درجه هیم\nرسیده بر سر کیا علاوه بر چراغها مقداری از شعالها کا میگیرند\nد درامد و رفت عوام او موتور ها نیز خلل و نقصان واقع شده است."}
{"book": "adl0717", "page": 389, "text": "شمارة (٦٨) جلد اول جمودہ حقیقت کابل دو سنبلہ\n\nتعزیہ شہزادہ خمار اندیجان\nرئیس جمہور دولت علیہ ترکیہ غازی مصطفے\nکمال پاشا تلگرام ذیل را بحضور اعلحضرت غازی\nفرستادہ است:\nخبر موت مفاجاۃ ارتحال شہزادہ عنایت اللہ خان بر یالی\nبا یک پاس بزرگی گرفتم باذات اعلحضرت غازی و خاندان\nشاهی شان درین ماتمہ اشتراک نمودہ و خاندان شان را\nاز بار تقسیم آلام و اندوه با مصون و محفوظ تمنا دارم.\n\nایران تسلیت از طرف والاحضرت\nولی عہد دولت علیہ ایران بحضور شاہا\nمورخہ ۸ جدی (۱۳۰۳) نمرہ ۸۸\nجناب مستطاب اجل مشفق محترم مهربان آقای\nمحمد دیبگ خان سردار اعلی و زیر خارجہ دولت علیہ افغانستا\nبا کمال احترام بہ استحضار خاطر مودت ذخائر آن جناب\nمستطاب میرساندہ بموجب تلگرامی کہ از وزارت علیہ پناہ بارت\nمتبوعہ خود دریافت نموده ام دستدار ماموریت دارد کہ نظریه فقه\nاسف تاثیری کہ برای اعلحضرت اقدس غازی دست داد است\nاز طرف و اعلحضرت اقدس حاکم عہداقات علیہ ایران بضور احضرت\nاقدس ہمایونی تبلیغ تسلیت نمایم چون کسالت دوستدار تما\nشرفیابی بحضور همایونی میباشد لہذا تسلیت یا قلبی و احضرت\nمعظم لہ را که بجا دولت علیہ ایران را بوسیله آن جناب مستطا\nبحضور با ہر النور همایونی تقدیم نمودہ و از خداد د متعال طول\nو بقا شوکت و عظمت اعلحضرت خواستارم موقع متغیر عمر در امارات\nفائقہ را تجدید مینماید. (ربیع الملک)\nجواب وزارت خارجہ: آقای سفارت دار افم\nمراسلہ مودت کارانہ آن عالیه مندرجه تبلیغ احساسات درد نه والی حضرت\nاقدس حاکم عہد نسبت بہ فقدان شہزادہ عنایت الله خان حضور العضرت\nمتبوع معظم بودہ اصل بدست نشان گردید مهند مراتب شکریہ پیرا\nمراهم تقدیم رسانیده شدار علی ہذا شرف دارم کہ ما راده شاہانا شتا\n\nمراسم احراری کمال دریافت با دلی پر است.\nو والاحضرت ولیعہد دولت علیہ مہنشاہی ایران توسط آن\nمحتر مهدی را ابلاغ نمایم بخاتمہ حضار کسالت ان\nکہ مانع شرفیابی شاد حضور العضرت گردیدہ با کمال تا\nاست تمنا کند کہ این عارضه مجد د مساعد باشد و در منان\nتا کدام وقتی جهت باریابی آن شخص اعلحضرت و یک زدارم\nبآن مشفق محترم اطلاع دادہ شود بدین مناسبت اخلاص\nفائقہ خود داری میتواند.\nع ۱ حص آقای فرج الله خان نزهه از وزارت خارجه\n\nفرانسه تبلیغ تسلیت از طرف رئیس جمهور وان\nبحضور همایون اعلحضرت توسط از\nسفارت فرانسه در کابل ۲۱ دسمبر م ہزار و ۱۹۲\nآقای وزیر.\nبمحض اطلاع از واقعه مولمه فقدان غفرت مآب سها\nعنایت اللہ خان بر یالی بکوچہ نے خویش را اعلام\nدیروز از رئیس الوزرآو تلگرامی گرفتم که در مین با\nتقاضا شدہ بود کہ تسلیت های الصانہ رئیس امر\nاحضہ او حکومت فرانسہ را حضور اعلحضرت غانی\nاز جناب اجل خیلی متشکر میشوم اگر لطفاً احساسات\nبیچگویا اعلحضرت تبلیغ نموده و این اظهارات در\nبر علاقہ شخص اعلحضرت مملکت دوست میباشد حضور\n( ادوارد شوه) جناب اجل محمود طرزی وزیر امور\nجواب وزارت خارجہ: آقای سفارت دا قمر.\nاز حضور اعلحضرت هم متبوعم مامور دم\nبه تلگرام تسلیت آمیز یکه جناب جلالتماب رایا\nدولت پیر فرانسه از جانب جناب سمت آپ\nجمهور و سائر ارکان حکومت جمهوری نسبت به\nعنایت اللہ خان (بریالی ) مخابره نموده اند کا\nواقعان اعلحضرت و قادیم را ابراز نمایم مفتی است\nرا خوا با بحکومت معظمہ خودتان تبلیغ داشته شود\nفائقہ ام را بپذیرید تا باص مسیواد وارد شود سفا"}
{"book": "adl0717", "page": 390, "text": "تعرفهٔ اشتراک\nحصهٔ\nتفصیلِ مقامات کابل\nسائر ولایات\nدارالسلطنت ۵ ۹\nممالکِ هندوستان ۷ ۱۱\nممالکِ خارجیه ۸ ۱۵\nدرُّ روسیه ۱۱ ۲۰\nقیمت اشتراک در کابل و طرابلس\nهفت روپیه کابلی و خارج از کابل\nبادا بره مکاتب و اوراق\nقیمت یک نسخه یک روپیه کابلی\nقواعد و ضوابط\nاین اخبار ۱۵ بار ایام تعطیل در کابل که در روزها\nنشر میشود و دیگر مقامات بپوست خانه ارسال\nمیگردد. امور تحریریه بنام ادارهٔ حقیقت\nارسال و مقاله واصله در اداره ماند. و جواب آن\nداده نمیشود وجه اشتراک و اعلان ارادت است اشتراک\nتوسط خزائن دولتی و بقیه‌تر نقدی\nاز چپ یا قطه در یافت میشود.\nنگارنده\nحقیقت\nبرهان الدین کشککی\n۱۳۰۳ هـ ش\nجلد اول کابل چهارشنبه اول دلو ۱۳۰۳ ش ۵ جمادی الثانی ۱۳۴۳ ق شمار (۶۹)\nكلمات فی الاستقلال\nالاستقلال ثمره حریت دانسکاریکالت بخواه تا عنایه افکار قومته بهمان قسمی که بر پا یه حتم کاری خود از مدتی با اشتغال\nنموده بالا آمده و ترجیحات ان بفرض وحست با کمال بیحث سرا یا سر طینت او و اقصیون است و چیز شوم د بر این نشود ، که طن\nساز و کبدام انداخته برای حصول آن بلیغات دیریز باشند وانکس با می کنند: -\nعربی\n(۱) الاستقلال حق طبيعي للشعوب والامم\nوالحرية حق طبيعي للأفراد، فالذي يعتدى\nعليهمان انما يعتدى على الطبيعه القاهرة\n(۲) الاستقلال الظليه الانسانيه التي تحس\nبحياتها و تو عظمة في شخصيتها.\n(۳) الاستقلال صفه من صفات الانسان\nوالذی یحمل على سلبها يعتدى على الانسانية\n(۴) الامة لا بل تطبيق قواعد المساواة بين ابنائها\nللجنر البشرى.\n(۵) الاستقلال مسئولية حكومة اماما لامة\nفى اصلاح شؤونها وترقية احوالها.\n(۶) الاستقلال يلا الامم من التلاشی او\nاندا به أجعا فى امم اخرى\nفارسی مضمونی\n(۱) استقلال حق طبیعی تمام قبائل و ملل است و\nحریت حق طبیعی افراد عامی کسیکه تجاوز میکند\nبرین هما نا که تعدی نموده است بر طبیعت قاهره\n(۲) همچو استقلال انسانیت که نقدر و قیمت زند\nخود را بدانند و ببرتوکمه بزرگی و ضل حسا سر بنموده باشد\n(۳) استقلال صفتی است بر صفات انسانیت حسیکه عملنا\nخود ت سلب آن بیاید ما تعدی بکار خور شر و اتلاتی میکند\n(۴) استقلال تطبیق نمودن قواعد مساوات است\nدر بین اقسام جنس بشر.\n(۵) استقلال عبارت از مسؤلیت حکومت است نزؤ\nملت در باره اصلاح حال و مال آن مملکت .\n(۶) استقلال سلامت ماندن ملل است از پریشانی\nیا سبب الدفالنس امت در کافه ملت دنیا"}
{"book": "adl0717", "page": 391, "text": "شماره جلد اول جریدهٔ حقيقت کابل چهارده\n\n(٧) الاستقلال اوجدني الحيوانات الطيور وحرّ\nان يشاکله طير اخر في وکره والوحش\nلا يرضى ان يقاسمه وحش غيره في\nحجره. فمن لم يعمل لاستقلاله فهو\nاقل من هذا الحيوان.\n(٨) الاستقلال شفاء الامم من امرضها\nالاقتصادية والاجتماعية والاخلاقية\n(٩) الاستقلال تهذيب لوحدة القومية\nالامم والشعوب.\n(١٠) ايها الانسان عليك بالاستقلال\nوقد كفل لك سل ان يكونوا احرارا في بلادهم\n(١١) ايها المصري الاستقلال الاستقلال\nفلا بقاء في ظلام زائل فالمال يزول\nوتيقي لك ولابنائك وعشيرتك ـ\nسوء الذكرى\n(١٢) ايها المصري لا تطلب لاسترداد بدل\nالاستقلال والرق بدل الحرية فتكوا\nقد اسأت لنفسك ولوطنك ودينك\nمعا.\n(١٣) ايها المصرى لا تهمل شأنك وتأتيک\nمنافع الاستقلال وفوائد الحريه\nفتكون اديت واجبا عليك.\n(١٤) ايها المصري لا تفرح بحديقة لان هنا\nبک لا بيدك ما دمت في قيود الاستعبا\nبعيدا عن الاستقلال.\n(١٥) ايها المصرى لا تحتقر نفسك مهما كنت\nصغيرا او حقيرا فان الجبل العظيم انما يتألف\nمن فتلات ضعيفة\n\n(٧) حيوانات نيز از خيال و تمناي استقلال\nبی‌نصیب‌اند زیراکه یک پرنده اصلا راضی نیا\nدر آشیانهٔ او پرندهٔ دیگر با او شرکت کند و یک حـ\nهیچ‌کله یک حیوان با او توأمیت نکند پس انکسیک\nپست‌تر است.\n(٨) استقلال شفاي ملت است از امراضی\nو اجتماعی و اخلاقی.\n(٩) استقلال سبب تهذیب ملیت و سـ\nوحدت قومیت است.\n(١٠) اي انسان واجب است برتو تحفظ استقلال و\nاست که ابناي انا احرار و آزاد باشند در ملکت خر\n(١١) اي مصري کوشش کن بر تحصیل استقلال است\nمشو بر حطام زائل زیرا که مال زوال‌پذیـ\nو بر تو و فرزندانت کلمات نگین و خـ\nباقی میگذارد.\n(١٢) اي مصري مخواه قیود بندے در بدل استقـ\nدر برابر آزادی زیرا درینصورت کناـ\nنموده بر خود و وطن و دیـ\nات\n(١٣) اي مصري اهمال مکن در تعظیم داد و قدم\nدانا ئی خویش در منافع استقلال و فراـ\nخود که درینصورت شُما ادا حقوق واجبات خواد\n(١٤) اي مصري متسري بستاني جديد و عرصه‌گاه بیـ\nلذید تا زمانیکه در حلقهٔ نامعبود اغیارم\nخودت را مخود حاصل نمائی بے سـ\n(١٥) ای مصري محقر مشمر خودت را کر که تو خرد ایا مـ\nجنگال افتادی بیشما بزرگ اتفاق و اتحد مـ\nدائتلاف تو اتحاد حمیّت و اندیشی اند؟ـ\n\n[Vertical Text Left Column]\nدر آخر بعض مقالات در دایره های کو چک کلماتیکه از درك مفهوم ان اشتباه میرود محل صحیح انرا بغلط و غلط انرا بصحیح مقابله بنظر خط خطائی مطبعی تذکار یه تصحیح ذیل قید میشود:\nصفحه (١) ستون (١) سطر (١٢) غلط: استعانا - صحیح استعانة! صفحه (١) ستون (١) سطر (١٤) غلط: ثبید - صحیح : تجدید - صفحه (٣) ستون (١) سطر (٥) غلط : انطلال! صحیح : اختلال میباشد - ايضا صفحه (٣) ستون (١) سطر (٧) غلط : باسمه صحیح : وبنامو\nصفحه (٣) ستون (١) سطر (١٣) غلط : یبد ا مائل - صحیح : مبد ا مائل میباشد - صفحه (٣) ستون (٢) سطر (٤) غلط: الطاف منت - صحیح : الطاف منّت - - برادران منکرین\n\nتصحیح\nحقیقت از اغلاط لفظی با وجود صرف مساعی این نگار نا هنوز نتوانسته است که خود را دارا بـ\nیکطرف سهو کاتب بـ در انطرف دیگر خرابی امول مطبعی اعم از جانب دیگر تنهائی این احقر دارنـ\nدیگر در پیشگاه با این افکار پریشان خود دست کیمیع الاسف در بعضی احیان از زبان میبراید. محترم مخبرین مطلـ\nبده با به دلیل دلیلی خوانده دید میشود. زیاده ببر از طاعت اثر صحبات صرف افکارانـ"}
{"book": "adl0717", "page": 392, "text": "شمار (۶۹) جلد اول جریده حقيقت کابل چهار شنبه اول دلو\nعریق\nاز شماره ۲۰ اتحاد مشرقی معلوم شد که جناب محمد علی خان\nکاموی مدیر سلف نشریه مذکوره برای حفظ\nامتحان دار المعلمین بکتب شکر برای کامه از\nدریای مشرقی بمای صوب شد داد و ما شای\nعبور از در یاد در میان کاسته و ملاتی بد وجون و سائل عبور\nدارد و در حین این دو منقطعه بزرگ تر از دیاله بالاکه چیزی\nنیست با آن حاله که حائل دو بر ساحل جزر و بختار میباشد که یک\nرجمه بشد و تمام رحال و اموال آن نقال محمول آن مندوق\nشد و بهر این واقعه بغض باز نیات با شکان مقامات لازمه\nاطلاع داشته در جستجو بعد از تفتیش و تفحص مرد نعش آن نوینجا\nآب لا بر دو درائیل رمیا نمود اند (انا لله وانا اليه راجعون)\nمتوفی یک ود انشمند و حال بود هنگامتی بهمراه را قم حروفی\nدر اتحاد مشرقی وظیفه ترجمانی یا نگار منبی دوستمانما با ترجمان\nمیدانست مقر شده و در امور تحریت معارف مشرقی نایل\nگردید، امورات مترجاتی آن دلا را سبک اصول منظم میبستی\nبمناس بعض خدمات علی و تراجم جرائد را برای جریده اتحاد\nمشرقی نیز می نمود.\nدر خندق ساختن پل و تعمیر پیر باور یکی از شاهرهای سال\nسوم اتحاد مشرقی نظریات خود را تنها برای حکومت بل\nابالی مقامی سمت مشرقی که متادیانی محکومیہ دو مرور\nاز ان دریا خون ا محتمل میباشند نظریات خود را تحفه نموده\nتقضای بیستن پل و ساختن جسر را بشدت بنا بر درد دبیات\nاین تلفات جانی و مالی که همواره عابرین محل آن شده\nمیشوند نموده بودیم اما متاسفانه آن نظریه عاجزانه\nنتوانست که جلب توجه احدی را بنمود، منون بآثوروی\nاین مسئله مه را نموده برای آن غریق مغفور استدعات\nرحمت و برای باز ماندگان شان دعای صبر وسلوان\nاز درگاه رب العزت می طلبیم +\nملای لنگ و رفیق دیگ کابل سید\nروز سه شنبه ۳۰ بجد على مجد الدرتية\nو عہد شد تا مان که با اثر انها ملای لنگ و رفیق دیکه\nاو نام میبریم یک چهره پرندہ قابل دید و کفن در بده\nتمرد تحت نگران حضرت محترم آقا محمد سمیع خان نایب سید\nاز سوار اشاہی در موقعی واصل وزارت حربیہ شدند\nکہ نام دار خرو جوانف نمایان حضر ت امیر از صبح ناشام\nگرفته یک کارم احشام جو بانه و اد خان غضب کارانه بطرف\nآن شیاطین شقاوت ترین و ضلاله پردرکه شهادت کلامین\nمی نگریستند این حالات ازدحام و نگرانام در میدان\nوسیع مقابل وزارت حربیہ از ساعت ۱۲ - الے ۲ -\nدوام داشت با لآخر حضرت شاء كجل ماب حربيه آقا ہے\nعبد العزیز خان بر رواق وزارت حربیہ بیرون شده\nبعد از انجام رسم تعظیم شان از طرف عسکر سوار، و احزاں برے\nبا انها یک اصول درست نطق موثر مهیجی را در شرف خدمات\nعسکری و سعادت و نیک بختی اشخاصی که با طاعت و\nاولی الامر مظهر نماز خود داد صداقت در شادت و محبت است\nداده اند ایراد کرده ببرین حالت گمراهی و بغاوت سنگی\nملای لنگ و رفیق دیگر آن اظهار طالت کرده آن اخوان\nالشیاطین را با لفاظ دقت آتھا مخالفت و انفعال داده\nضمنا فرمودند که از خدا وند عالم برا صلوحی منخصوص طنت\nافغانتا ماند امروز بفضل هم مسرت و خرسندی را خوا\nبوده دشمنان اسلام و افغانستان را مانند\nامروز در همه وقت ملول و مخول و شرمسار خواست دارم\n( مخلصہ عموم ) - با الاخرامر دادند تا آن نمره ها منختی\nبفاوت را بمجبس ارگ شاہی برده تحویل قله بیگی نمامین +"}
{"book": "adl0717", "page": 393, "text": "شمار (٦٩) جلد اول جريدة سراج الاخبار افغانيه كابل چهارشنبه\nحذر كن از خيانت حاضر با صفا ميباش\nنه در فكر ستم نی در پی نقص هوا میباش خدا را حمد کن یک لحظه در راه خدا\nبفرقت تاج گرمنار آخر قدر خودبشناس موظف بر همۀ احکام شرع مصطفی\nهوای گلشن گیتی گھی نور است گر ظلمت برای دو بنیها میکنه در سایه ها\nنباشد از مروت پر شکستن چیقی دل را بسنگ یاس که بشکسته انرا مومیا میباش\nهنر آموز از بهر وطن گر بے نھادت كين بفتح عقده ها از همت مشکل کشایی\nبكف بر گیر از روی کرم دلهای تسكين را بزرنجشتی چو خود در طارم نیلی سما\nگذر از انتفاع خویشتن گر صاحب عقلی پی سود عمومی نور چشم برق ها\nمگردان چهره از ارباب حاجت نے بہر بہنگام عصای منوالیان چنتی بیدر ست پا میبا\nتواضع با تو اضع پیشگان نیکین ہنرمات چو در محراب قاضی هیچو ابروی دو تا\nبیات یادگاران خواهی اثر های گرندار بیامردشتگان کو شر آب بقا\nبده مرهم پرخم سینه چاکان غم ملت قلم ها با اهل علم و دانش آشنای\nبزن برسه بهد خویشتن چون مرغ زیر کی نه کم از اقتابی سایه بال هماي\nبارقت باز نگر یسچ ونائی خسته تار نشود در بردیده ارباب حاجت توتیا\nمکن رشوت ستانی کن حذر از اه مظلومان فراچین دامت زین گردو گلشن میبد\nحکومت جوانہائے کار را اندر كفست نیا حذر کن از خیانت ها مصاحب صفا\nتو ای سرور مکش بچهره دستان مجالدت تمیز حق و باطل کرد نیب ارا وا"}
{"book": "adl0717", "page": 394, "text": "تفصيل مجلد اجزا قیمت روپیه\nکابل المشترکین ۹ ۵\nسائر افغانست ۱۱ ۷\nممالک خارجه ۱۵ ۸\nپیز دار تفنگ ۱۱ ۳\nترک دارنده ماده ۱۶ مجله\nهفت برآمد نگاه آدابنامی\nندارد. اعلانات متفرقه\nنسبت گنجایش مطبوع در پر سطر روپیه\n\nقواعد وحوافظ\nاین اخبار نظر باوامر مطاع مکابل کروز چهار\nنشر میشود دیگر مقالات در هر ست که نظار منافع\nملیه و د امورد تحریریه نگارنده \"حقیقت\"\nارسال داشته اند لعل دارادمانده جریده\nدر اندراج او اصلاح آزاد است شترک\nتوسط خزاین دولتی و پوسته های\nاز همه جا قبله در یافت میشود\nنگارنده\nحقیقت محمود طرزی\nبران این کشورکی\n\nجلد اول کابل شنبه ۴ دلو ۱۳۰۳ ش ۲۸ جمادی الثانیه ۱۳۴۳ق شماره ۷\n\nتشفایی عسکر فاتح بخضور عالی کیفیت و پر فنون\nاحساسات عمومی قضیه ملای اینک بیان قراق با کاشان ادهای\nمحب جیروان دشمنی شیطان مرحد پیجا بان نوازش سرزنش عراضیه\n\nروز چهار شنبه اول دلو بنا بر عرض استعداد و ارادت\nمهر جوشه شرفیابی آن عسکر فاتح غیور افغانی که در غائله\nسمن جنوبی داد شجاعت و رشادت و حماست را داد و درین\nایام با یک پرورم و احتشم تحت قیادت آقای معظم محمد گلخان\nخان بغرض تحفظ و بهره داری و رسانیدن ملای لنگ و\nرقای ننگ آن و دیگر اعوان و انصارش که مرکز کابل احضار شدند\nدر بار انور اعلیحضرت عظیم غازی با تخصیصی یافته بود.\nمقارن بساعت (۱۱) بود که\nاحساسات عمومی صفوف نظامی با یک کیفیت با\nو قار این بنده ماه اندان جوانی یگانه اثر زمین و آسمانرا بر کار در برد\nسرخوش امواج تداخل ممانعت می نمودند، بندنگ عسکر یم\nنیز با یکوضعیت و حالت مخصوص به ترنمات دل انگیز در مرکز\nامیری تا الی دقیقه ارتقائی را فرو گذار نمیشد - هر چند\nموزیک نغمات دلکش را می نواخت ولی با یک آهنگ\nمخصوص کلمات تهدید آمیز، مجازات را اعدام اسرگ\nدر دار ، را بگوش خائنین و جنایت کاران میرسانید.\nتماشاچیان با وجود ممانعت با یک حس انتقام\nغضب کابانه از اطراف و جوانب مانند سور\nو ملخ این خبر و تا بزرگ دورا این عسکر غیور را در حلقه\nاز دھام گرفته ، و علی العموم دور هم ایستاده ،\nگردنهای شانرا از حد یگر کشان کشان کرده،\n[با اصطلاح مردم کابل ، الدیلدنگ مینمودند و با یک حس کنجکاو"}
{"book": "adl0717", "page": 395, "text": "شماره (۷) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه (۴) دلو سنه\n\nباعث این منظره را استفسار میکردند، آنانیکه از اصل مسئله\nمطلع بودند خیلی مشعوف مائل بودند تا جزئی تر این منظر پرخنده\nبیایند، در عین زمان ازین مجمع عالیشان، عدیم المثان بمحکمه\nبالا در عوام و خواص زمزمه حکم ما شده بالبها شادمانه بعبارات\nمسرت آمیزانه و اوضاع انتقام جویانه صدائی بلند شد:-\nاین است میکوب شرارت این است محکمه بغاوت\nو مشته دیگری با صدای بلند تری پر طنطنه و شلوغ روی شغف\nبد و گفت:- این است ماسیائی دانست خون\nو نگیش! با جمعیت دیگر فریاد نمود که :-\nاین است آن شقی النفسی که هستی و ثروت و شاد باشی\nسمت جنوبی را بباد فنا داد، مگر شکوه با شکوه آمد قطعه نها و خود بخود\nآهنگ با دلکش موزیک خاتمه ایام کامرانی و جمپ حالات\nو ستمگاری اذیت و مردم آزاری و ظلم و اعتساف بی پایان\nاو را بمه باز و وحشت و شقا و تبار را اعلا و حیات او را بیداد نموده و\nترتیب کلنگان تا اینکه بصورت و هیئت مزبوره بیاست\nآن بلائا یما بی جہالت دستور\nبدرب قلعه کشانه و رسانیده شده ندوہ انجام حسب\nترتیبات که حضرت شاهناسی حمه معتقد و فدائی محزون\nنموده بود او و امیر کبریا نایب و الیفان با در صیفر مینگو\nعده از اعیان مشاهیر دولتی و مصاحبین جنا بمان\nاز پیاده است و رسالہ با که در موقع مبرو ز این قا ئد\nبدست او پر از مرکز اعزام شده در سمت جنوبی و اطرافه\nبسیط و محیط\nقریات شقاو تپشد قلعه جلول بدبخت و منبه میزد و بر طرف\nوضعیت لنك بالجمله از این قبیل سخنان و بیانات\nمورد از هر زبان بسری و با\nبسته در محافظه و پیره دور این دوسیه روتر کار بدکار\nشنیده میشد که تحریرات بطولیت میکشید ـ در بین این\nو طرفدارانشان فاتحانہ بمرکز خواسته شده\nدار و برد که سینه چروکدار شرار را می باند بامر نقوی و بی چون\nبا زدن بید حول کناره بادشاہی شدہ حسب الا\nزرد و خونها بی سرد خنگ لبته در صفوف\nجعفر تعالی عبد العزیز خان وکیل حربه میفرموده\nنظامی دنبال دسته موزیک چیان\nاین سپاه ظفر اکتنا بصفوف متعددی ترتیب\nبا چناب پی که ظاهرا آثار خباثت و علایم\nشده ملانگ و رفیق دینگ آن از مناظر کردیم\nشرارت و ماده بغاوت و مبدر شقاوت از آنها ظاہر\nفرحت التیام نشانه تخصیص شده بود بجانب\nچثه ملوسینها مرده با سیما تا پریده و کله تا در بر\nو هویدا بود چشم ناظرین را بخود متوجه نمود.\nعکس فعال و محبوب یا بر قرار موزون قدم بر طبق اداره\nملنگ بدست مشک بسته ایستاده کردند و به ایون\nاثر تماشا و تماشا بعد ازینکه ترتب التزام\nموز یک که دران فرصت نغمه سرائی میکرد در رفتار بوده تاثیر\nاین اوضاع و قرانهای موزیک در قلوب بلائی لنگ\nمکار برده شد تمام این\nفاتحین شجاعت بکین و سپا ہر حصار دین متین\nو رفیق دینگ آن چنان تاثیرات تهدید آمیزی را تولید\nمیکرد ، که گوئی چوب دار را در برابر خود دیده این صناعت را\nبتمامی اهلیحضرت غازی با مش آقا میں\nکہ آخرین دقایق زندگانی خود تصور میکرد بایک عالم\nاریکتاب که سیائی خونی و مبی در موضع جای بمان\nاندوه الم میگذرانید تغییر رنگ و حالت اضطراب آثار در کله آتشناسی شخصی پاس گردید در سی تا و جانبا\nروحی از رخسارشان مشهود بوده همان ندامت و خجالت شان چنان بند داشته میشد که اندکی گرفتن و افراهم\nبیگد و تنویر انظار عسکر ظفر ماثر لنگا محرمت شعار میشام\nشان از اعمال سرا پا و بال و افعال سرا پا ضلال سابقه\nدیه از حلقه و عموی شیر پادشاه از مبادران بند\nشان حکایت میکرد - بیم مجازات و اعدام، برق چشم\nوافروختگی چهره تماشرا سلب و نابود کرده از فرط وحشت عاشقانه درا ضلاب فدا کارانه برامد از می دادی که\nان کاند بود که از روح قالب تهی کنند.\nسلام کو بشین مردم مسام شاه خوی خام و عسکر غازی مرکز با یوب سران"}
{"book": "adl0717", "page": 396, "text": "(شماره ٧) جلد اول جریده حقیقت کابل دشنبه ٢٤ دلو\nعالیات و عائیه که بحضرت معظم غازی با عساکر غیور پیش از انجا...\nبیان نمایند رایرا کردید که باحساسات فدائیه انرا از روی\nصدق درونی که کلف نویسان حضور بما سپرده اند در این موسیم\nسرما بپایه ذات شاهانه اولاد با عزیز من با الحمدلله\nکه میبینم شما را مظفر و کامیاب\nبصحت و عافیت می بینم زممکن است که در ایام مبارزات و شئون عربی\nلشکر فی العالم سکته واقع شود، مهربانی کرده معافم دارید!\nزیرا از نوالی که ازین واقعه و مسرت نجوبی بدل من منزل کرده\nنمیتوانم یک بیک بیان خوبی کرده بتوانم (عموم عاهم والرادور\nاز ما یا وار کامیاب و سربلند دارد)\nخدمات و فدا کاریهایی که شما عسکر دلاورم در بینقدر\nوقت نموده اید و داد صداقت و اسلامیت و افغانیت\nرا در بار بار خدمات ملت و مملکت و دولت خود داده اید\nاز نهایت درجه اظهار رضامیکنم که در واقع شما اولاد های\nبسیار بر حقی برا که من بالائی تان داشتم بجائی اورد گردید\nخداوند خواهای شما را سرفراز دارین و شهدا را شما را در آخرت\nبهترین مکانات نائل گرداند و مجروحین نانر ایزودی شفاء\nنصیب کند! (عموم الهی آمین)\nاگر چه کسانیکه در راه خدمت اسلام سر بازی نموده\nو شهادت را کمال کرده اند، خداوند انهارا از دربار خود اجر\nمیدهد باز من هم که پدر معنوی شان هستم ادشان ابخوبی درسم\nو میکشیدم و دعای مزید آمرزش را برای شان میکنم و باز\nمیدانم شاہد است که هر مر فرد عسکر غیورم را از اولاد های\nخود کمتر نمیدانم (عسکر : زنده باد پدر عسکر پرور افغانها\nاشخاصیکه درین واقعه از فرزندان نیک بخت اولاد های\nبا بخت من از دست این ملعون پاجدار (بسوی ملا لنگ\nو انیق و بنگ او اشاره فرمود) شهید و تباه شده اند\nدر واقع ناناً نقص اسلام و افغانستان است.\nزیر طرف که نبود کشته بود کفار است\nباز الحمدلله شکر میکنم که شما عسکر غیورم این سگهای\nملعون غدار و گردن بسته پیشم حاضر اور دید از خداوند\nنور خواستام تا شیرهای روی دنیا را مانند این کارها\nپیش این پدر عاجزتان گردن بسته بیاورید (عسکر: الهی امین\nعمر و دیرینه پادشاه)\nبغل کشی و دیده بوسی\nالحال آرزومندم که\nبا همه شما معانقه کنم و سر\nو روی شما فرزندان عزیزم را ببوسم (درینجاذات خسروانه\nفرود آمده بداخل صفوف عسکر کما شده با هر هر فرد سپاهی\nعلیحده علیحده بغل کشی نموده سرو روی آنها را می بوسیدند\nو از طرف هر کدام آنها بالمقابله ادعیه بگر مجند شبانه و اظهار\nفدا کاریهای عقیدتندانه و بوسیدن دست و پای ملوکانه\nبعمل می آمد این راز و نیازها معانقانه تقریباً ٢ تا ٢ ٤ دقیقه\nدوام ورزید)\nمحبت یزدان دشمنی شیطان بعد از نیک\nامیر بترین\nانواعامان سر از فدائی علیحده علیحده بغلگشی و دیده بوسی\nفرمودند بمقام اولین خویش عودت کنان از یک نطق\nنهایت رقت آور مرثیه را ایراد داده بدین جهالت\nو نادانی سمت جنوبی که دیگر نتیجه را بجر از خرابی بر باد ی خویش\nو عالم اسلام و فراهم آوردن موجبات پریشانی حکومت\nاسلامی افغانستان ندارد و بکشمه از خیالات عالیات\nو ترقیات و تعالیای که نسبت بعالم اسلام و مملکت\nافغانستان و این ملت جاهل افغان که بعضی از انها کورکورانه\nبقول این ملا لنگ فریفته شده تیشه ریشه خود شدند پرداخته\nضمناً فرمودند که از اول عقیده دارم چون من خدمت ملت و\nمملکت افغانستان و اسلام را بصداقت مینمایم حتی آرزومندم\nکه یک یک بوته و گیاه افغانستان بغرض ترقی و افرونی آن گر\nممکن شود بخون گردن جو و آبیاری کنم و انقدر که ضرور بین مقاب مقصود\nکه ترقی اسلام و افغانستان است کامیاب هستم و هیچ یک ستئی لازم\nنخواهد بود ـ می داند و بهترین دلایلی که امان الله بهیچ یک مقصدی جبر\nاز ترقی و تا مین حین حال جودت و سرسبزی شان این ملت پرنیا\nو این وطن ابا جا کر نیو غرضی ندارد حماقتی این خیاطین غدار و امثال شان دیگر\nاحتیاج بانکار و استحضار از بین قیاس حسنه که ذات شاهی خود کرده ام\nیارب ارده نیست از جهت طعن مردم ـ (عموم : زنده باد\nشهیار ترقی خواه افغان ! سرنگون باد دشمنان افغانستان)"}
{"book": "adl0717", "page": 397, "text": "شماره (۷) جلد اوّل جریدهٔ حقیقتِ کابل صفحه چهل و دو\n\nقهرِ خدا بیجا ملا و بغضبِ عُمومی و غیضِ رحمانی که عسکر هم در ماه فرو نشاندنِ این اتشیِ بغاوتِ برافروخته و بادِ زدنِ آن بزمِ دو ملعون غدارِنده و نظرِ بصدها نیکیِ بی المان و امانی و ارزو ها این خادمِ عاجزِ تا که برآ ترقی و تعالیِ شمالت و این مملکت داشته و دارد آمده، در پیشِ مردانِ مقامِ خود بالات بهنگامِ جنگ دادنِ مقاومت و هجوم که از فرقِ سر تا ناخنِ پا این دو ملا نما شطنت پناه را بانواعِ مجازاتِ واقعه سرزنشِ سرد چار نموده بلکه هر پارچه پارچه و پاره پاره نشان کنم. مگر باز چون دقت میکنم می‌بینیم که چه اندازه فرزندانِ نیکبخت و بد بختم از دستِ این دو ملعون غدار درین کارزار کشته و تباه شده‌اند؟ و بچه مرتبه از طرفین اشخاصِ معیوب و مجروح گشته؟ و چقدر خساراتِ فوق العادهٔ با مالی وارد آمده است که اثرِ آن برای هر ثمره برمی‌گشته یک یک کار و از فرق تا پا این دو ملعونِ طوری گذارده شود که باندازهٔ یک سرمو در وجودِ مرد و دسان جائی خالی گذارده نشود، باز هم گمان می‌کنم که تعدادِ کارد ها که در اعضاء از جسدِ منحوسشان مانده است بسیار خواهد ماند و علا بران از جوانانی که بالمقابلِ مابینِ شیاطین داده شود هیچ منفعتی را برایم عائد نمی‌کند زیرا نه جسد را که ملت و حکومت عائد شده است، تلافی می‌شود! و نه آن فرزندانم که از طرفین کشته و تباه شده‌اند باز بدست می‌آیند! و نه موجبِ ارتفاعِ این بُلا و خجالتی که ازین واقعه بوجود آمده است، میگردد! لهذا این دو ملعون غدار بلکه جمیعِ اعوان و انصار و طرفدارانش را بهر جائیکه با عام از اینکه در اینها را بشناسم یا نشناسم بقهرِ پروردگار و غضبِ جبار که سخت تر من مجازات است کی بسیاریم و قطعا نجومِ آئینِ از خدا خواسته و می‌خواهم که در دنیا این غداران ملعون را مخذول گرداند، و بدست در آخرت نیز شرمنده و خجالت و رسوا باشند (غضب عموم الهی آمین)\n\nاین حصهٔ آخریِ کلامِ ملوکانه چنان واقعاً از جوشِ محبت که در اثناء گریه دهانِ خود را ضبط کرده نتوانسته تماما در بارِ ارادهٔ فرمائی محمد درآمده مهدی الی معذرتِ اینهمه حتماً فرمودند که از افظاطِ خریطِ همکباری بود هذا ازین رو را قم الحروف نیز نتوانست که یاد داشتی میگرفت \n\nبا الطافاتِ شاهانه با شما نوازش میکنم کلامِ خود فرمودند اما با کسانیکه از شما در مینِ کاردارِ خداوند بحقِ برانها و انانیکه از میانِ شما در میدانِ شهادت افتاده‌اند از خدا زیاده و زیاده رضا شود من از انها رضا هستم و خداوند برینگا و در هر میدانِ شرف و سرفراز و مظفر و ممتاز درآید خدا کارساز که از شش سال شاه و نوابه الا مهارت عسکرِ غیور و شجاعتکیِ خونینِِ در فرو نشاند این نائرهٔ بغاوتِ باندازهٔ قابلِ تقدیر و تحسین است که از هیچ نقط و زمان و نظیرِ آن دیده و شنیده نشده است طوریکه امروز سرفراز و مظفر و نیکنام هستید از خدای خود امیدوار تا ابدالاباد بهمین صادقی و فدا کار و سرفراز و ممتاز باشین این دو ملعونِ درینما بگذارید که من با طالکار و انعام فی الحال خود بسیارم دعا که با از شماها میبینم و با نالها هیچوقت نوازش و مکافات باشید و مملکت تان مخللِ آن شاد شد امیدوارم کسانیکه در نیواقعه خدمت کرده‌اند با نقال و مرزنج بعد از اختتام کلامِ وقت رسام حُکامِ حظرتِ عسکر با فرقهِ مدّاقِ کل و جریده کشانِ دیگرِ متفرق آمدند الا عسکر آنچه که ترقّیقات را برایم حُضُورِشان میدید و در حُضُور خادِ تمامت از خدا وند آرزو دارم که شما را دِ تمامِ مقاصدِ در خیرِ سلامت و تعالیِ مملکتِ ما را در آغوشِ دعائمِ گردانید عمومِ آئین) و بیجنبه تا سائرِ روز دستها ترقی و قضایا در دهاتِ طول و مجهول دیشها را خالیق باستثنا و استقوی حکومتِ عالیحضرتِ اعلیحضرتِ امیر را بیاد دارم که در سلطنتِ نانا خیطِ با فعالِ اشقیا و تفاوتِ ناپسیا بوقوع پیوست این مسئله را مقدما در نداده کلامِ کیش و شاهی در نه شند از عسکری مهوش نشأتی درآیند و در بر محمود در میانِ قومیِ کارده باغ در اجرایِ این منظورِ کلمات و نوازش و مراحمی مرعی داشته مهرم و با شکرِ بقان عسکرِ نوازِیا ملحقتِ خود ر کحضورِ با حضورِ اجزاءِ مهربانیِ خود نمود و بر کمالاتِ در موردِ معروضه یابد!"}
{"book": "adl0717", "page": 398, "text": "سراج الاخبـار\nقیمت برویت\nتفصیل مقامات ۶ ماهه سالیانه\nدر دار السلطنۀ کابل ۵ ۹\nدر سایر بلاد افغانستان ۷ ۱۱\nممالک خارجه ۱ ۵ ۱\nهندوستان ۲ ۱۱\nدر ممالک خارجه ارسالات و محلات علاوه\nاز قیمت اشتراک بمطابقۀ تکت پسته های\nهمان ممالک علیحده گرفته میشود بید\nشرطیکه پول تکت قبلاً فرستاده شود\nج ۱\nشماره ۷\nسراج الاخبار\nحقیقت\n۱ ۳ ۰ ۳\nقواعد و ضوابط\nاین اخبار بغير از ایام تعطیل در ماه ۱۳ مرتبه\nنشر میشود و جایگه متقام در عربیست شفاخانه\nمیگروه امور تحریریه سرکار تا حضت\nارسال و معامله وصل و داداده آباد بیریه\nدارای ان حاصلانه عده از شماره این اخبارات\nاشتراک نموده خواهش درود بیشتر العاب\nاز همه جا بنظور ما میشود.\nنگارنده\nبرهان الدین کشککی\nمجلد اول کابل دوشنبه ۶ دلو ۱۳۰۳ ش خزه رجب المرجب ۱۳۳۳ ق شمارۀ (۷۱)\nیک لحظه سر بسر ترقی خویش و غیر اهم مجا بدا خیا\nبخت ؟ طالع ؟ ادبار ؟ = سعی ! عمل ! جِد ! جہد ! غر ! ثبا\nبدیهی است که هیچ یک مقدمه و تمهید و دلائل\nبا اثبات و تائید بر تری و تفوق و تقدمت های\nفرنگ خصوصاً اهل فرنگ در امورات دنیاوی\nو مسائل را قمه ادابی بر الازم نیست ! و احتیاج\nمقدمات ابتدائیه و شواهد اولیه و ارائه دلیل و\nنشان دادن برهانی درین مورد نخواهیم داشت!\nآنها هم میدانند و برخی از ما نیز خواهند فهمید\nکه دیا اروپا یکیتی بیا دیگر و محیط غربی یک عالم\nو محیط دیگر است!\nبلی ! سرزمين ارتقاء دنيا تکامل ، عالم\nبزرگ جهان ترقی هیچگاه بزمین مجهول، مقام تسفل\nمجهان نحو و عرض و عالم عیاش و تن پرور محیط\nاختناق و هبوط و انحطاطی ، که تماما پستی و انحطاط و\nعدم سیر را در شاهراه اصلاح و تعالی برای العین با\nانشان میدهد، شباهت نخواهد داشت !\nهمه اعتقاد دارد و تو نیز میدانی و من هم مرکز شرقی\nغرب ساکین جمیع نقاط عالم غبراز از کره خاکی آدم و نو و جشم\nتمامی سکنۀ آن از یک طین از یک خاک از یک فامیل جی اندیا\nپس یک تن آقا و فرد دیگر خادم است؟\nچرا یک فامیل خاء و خاد گر پست و ادنی شمار تا ؟\nبرای چه یک ملت متفوق و برتر، و ملات\nدیگر خوار و زبون و به نکبت مقرون است ؟\nو علاوه بران بار مذلت را بدوش خویش کشیده\nتحمل هم میکند؟\nبلی ! آری ! و جومات و سبابیتی و تار\nو تنزل و تعالی را علل خیلی روشن و بسیار بسیار"}
{"book": "adl0717", "page": 399, "text": "شماره (۷) جلد اول جریده حقیقت کابل دوسنبلہ\nنمایان میمون را با حضرات .... نشان داده؛ کہ\nبقدر الکد تکسب المعالی یعنی سہ\nبدبخت؟ طالع؟ اقبال؟ ادبار، گردش چرخ ا\nبقدر ورند با که کنجت مبار؛ بی ریخ بام قصر کرت انی\nدر قطرہ غذا۔ وپستی و انحطاط مدخله می دهند ؟\nمرید برین آیات صریحه و احادیث بینہ نبویہ\nاما چنانچه مشهور است حروف این ہجائی مسمی\nمضامین حدیت قرین در دیگر احادیث و آیات\nو این الفاظ بے معنی را در ترقی و تنزل و تعالی دو سفل\nقرآنی و دستورهای اجتماعی و اسلامی که بزرگترین دار\nهیچ غرض و مداخلتی نیست.\nدینی وعقلی است درین باب در کتب سلامی احاد\nاینها همہ اوہام و تخیلاتی است کہ قبلہ افراد دنی دهم\nو مجله ها مسطور و مذکوزند. و بالا ترین شواهد جابجا\nاحادیث فطرت آنها را برا تسکات سائل وتتفی جاہل\nدر تجور در بهمین ارتقای ملل غربی است.\nوتسکین قلوب عاطل و قنع وبر گستلیت خود با تراشیده اند.\nسعی و عمل، جد و جہد۔ عزم ثبات، کار،\nو بر آید بختی و فرومایگی خویش این الفاظ را علت قرار میده!!\nخستہ نشدن، او کار۔ بندا ترین عوامل ترقی و تعالی است\nاما این نگارندہ معتقد است و بار ها بر ضمیر تنوع بیانات\nمتاسفانہ اکثرے از افراد بالمثل فرقی کہ ہا\nرا ایراد و مقالها بی را انتشار داد کہ ہر انسان نیک بخت\nلا تغیر و بینی هست معتقد هستند و شاید تا یک مدت کیا\nو بہروز بے نصیب را افراد دنیا بر قرار و کردار خودش مقرون\nمعتقد نخواہیم بود۔ ارتقا و الخطاط خود و است بکار و\nو همچنین یک ملت و یک مملکت و یک عائله و یک فامیل و جامعہ\nبعمل وسعی و ثبات ندانسته و شاید این انحطاط را\nرا پا کی نیز پاک بر آنر از این اوهام و تا کید بدیعت\nهم جس نکرده خواهیم بود - و این سیه بختی و حاله باقی با\nوسعی دو عمل ترقی انسام بندگان قاصر خودش بار شایان\nندامت و پستی نخواهیم شمرد -\nاوامر اعطاء وارشاد می نماید کہ :-\nبی علمی و نداشتن معلومات عالی این با\nلَيْسَ لِلاِنْسَانِ الا مَا سَعِى یعنے ے\nبدبخت را بد بخت نموده و کسب\nنابر ده رنج گنج میسر نمی شود به مزد آن گرفت بجانبدار کہ کارکر\nساختہ کہ بہ بد بختی خودم معترف نیست و نمیدا\nاِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِاَنْفُسِهِم یعنے\nکہ بدبخت ہست یا نیست ؟\nکسیکہ بدبخت روز به بخواہد ؤسه حمید و بدا و محمد بسیار رنگ سہ\nنداشتن معارف اکه نبودن بوسائط تربیه\nاز مکافات عمل غافل مشو : گندم از گندم بروید جو زجو\nواختنا آن نداشتن فہم برای کسب معارف این جا\nمَا أَرْضَ لَا تُوْتِي بِثِمَادِي الا بكم الجاهل يعنى سه\nبدبخت ساخته و بحالت بد بختی نگہداشتہ ہست و ها\nتا توکوشنجی باطنی اندام کو نہ جامہ را کہ بتو ساخت خیاط ازل\nبدبخت نموده هست که نمیداند بدبخت ہست یانا\nو ہر رسول اکرم درین مورد اوامر شدیدہ اکید، تاکید فرمودہ کہ\nیگان من آفرین وسیلہ بر ہے سرکوبی بن\nالنَّاسَ مُجْزِيُونَ بِأَعْمَالِهِم يعنى ے\nدشواری ہمان توسل بقوا رو سعی تعیین کسب معلومات\nچو آور دی دلی را در مکافاتش مشوایمن ۔\nترویج فنون ہست\"\n٣ مَنْ جَهَدَ فَقَدْ وَجَد یعنی ے\nاین احاد نوعی و افراد معلوم الحال باید بدهی خوا\nہر کرا شد جدد کوشش ہمراہ قبالیہ ہنگفضا از خویبیش میخواما لہا\nهیچ وقت بی تیتر وہ بیچگاہ تاکس اینها را بفہماند و کا بیا\nإِلَى اللَّهِ اَنْ يَجْعَلَ لَا مُورِ الْأَسَاسَا بِهَا يعنى\nفہمیده که در دنیای متمدن افرادی هستند کہ ہے\nامید حاصل کر محن مقصود توجه در سعی بین تا کردی نو دیگا تا\nآسایش آنها بهتر و بیشتر است. و با وجود آنها بها در این"}
{"book": "adl0717", "page": 400, "text": "سال اول شماره ۱۸ جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ۶ دلو\nنسائی وامورات شخصی صرف نظر نموده در ترقی و\nاسوده حالی ملت و خیر اندیشی باسری دولت کوشش دارند تغییر سرسری در علاقه چغند\nبس دایق در مراتب اولیه حشت د ودانے غنتا\nمرید برین اقدام پیوسته معارف کند و تلاوة برخلاف\nمدارس ملی و ابتدائی برای تعلیم اجباری مفتوح بسا\nبرای قطع مراحل ابتدائی و تمرین معقول دارالتالیف\nاز طرف حتمی وزارت معارف احداث نما نماید\nملتیه ملگنی که دران سالیانه (۳۵۰۷۸) کتاب\nعلمی فنی یا زیاده و کمتر تازه تالیف و نشر میشود. با ملگتی\nکه تربی از افراد آن معنی کتاب تالیف را بجز از گرفتن\nرشوت و تعارف و بدیه و خوردن پلو و وصالون فورزه\nنمیدانند معلوم است چه قدر فرق خواهد داشت مملکتی\nکه در میان افراد کارگر و عاقل ادیک تن که عاری از\nمعلومات اولیه باشند زنده گانی برآورد در میان آنها\nغیر ممکن است. با ملگنی که در میان فراو یکه عاملین\nاو ہر گاه یک تن قادر بنوشتن و خواندن باشد چنینی\nاعجاب بهره نشان دست تا چه اندازه عرق دارد\nخورسند و اجا سجون هم معتقدند که ارتقایک\nمات بدست توانای همان ملت است و بایستی\nنظار قطعات دولت را داشت بلکہ ملت پستی\nدولت خود را بدرجه ارتقا و تعالی برساند. ان\nفي ذلك لعبرة لاولى الابصار وما ظلما\nيظلمون انصار .\nبقرار اطلاع یکی از احباب، مورخه ۲۴ چهارطاق بر\nعلاقه چغند که جزو ار رود) از انجا گذشته دولایت مرغاب\nمیرود بر اثر بالا شهر یه خه ر پسری بوده که از توابع باشد و دران و از\nبی مبالاة بانی حکام رو بحرابی نماده و اهالی از ان مست به ربی\nحیرت سخت بودند جنیه مکرم آثار نسوانخان با موری\nعلاقه داری منصوب در و انجا گردیدند، اولیس خدمتی که بابیانی\nاقدام خیر جسر مذبور برود ساتی برطرف، و یوم از مساعدت مجار نقدی\nموصوف جسر مذکور بکلی رو با بادی گذاشته و اهالی از ان عبور\nو بکمال استراحت و ارامی شده اند. (فریاد)\n\nطوفان در انگلستان\nعلاوه بر طوفان سابقه یک طوفان شدید دیگری در انگلیستن\nبوقوع پیوست که از ان برانداختن جهاز اور، در بار باسا\nاسکانی بیدا آمده و امکنه آه در وقت بسیار کوتاه درجه ازرکونگ\nو پایین نماید بیست نیز مسدود شده است این طوفان چہار مع تالم\nکه ساکنا وادی نایبمراز ان در یک حالت بسیار بر سر ناکان\nگرفتا راند و اندان عرض و طول در یا تا سملها وسیع در پایاب\nدبوس است و در بعضی جاها آب بسیار شده بیلی شهرها را احاطه\nکرده است.\n(زمیندار)\n\nروس فرانسه از لندن ۲۳ دسمبر ۔ منیار تیلو گرام\nاست . که تعلقات روس\nو فرانس موڑ کشید تنظر می آید. و فی الحال بهبودی آن\nامید میرود د اجلاس کانفرس مجهز و قریں قبل از ماه میتو\nمنعقد خواهد و هرگاه حکومت روس در انیمه نیز دو نیابنده\nمیزنه ان اجلاس کا نفرس معرض التوا و ضیق خواهد افتاد.\nمصر و ایران\nحکومت مصر برائے شہزاد ارفع الدوله سفیر\nایران معینه د لیگ اقوام تا را داد و که شما معاملات\nمصر و برطانیه را در لیگ اقوام پیش کنید. واین\nخبر عا سه ما بق برین خوانده اند که حکومت ایران نماینده\nمذکور خود را اجازه داده است. که قضیه بمجرا را در محبس\nبین الاقوام تقدیم نماید.\nترقیات کے حکومت ترکیه، از حکومت ابطالیه زیاده از جبل فروند جهاز هوائی خریداری نموده، در حال\nدارد، دیگر سامان حربی واسطه خریداری نماید و عنقریب یک معلم جهاز ها ہوائی ارجرمنی\nطیاره ایر که کستر کرد را فرو گرفته کارخانه طیاره سازی و غیره افتادن"}
{"book": "adl0717", "page": 401, "text": "شماره (۱) جلد اول جریده حقیقت کابل شبنه (۸) [دلو؟]\nعارف از خواب خوشش در چه بیدار نشد\nهرکه از ذلت اسلام خبردار نشد\nعارف واقف یکنکته زاسرار نشد (قند مکرر)\nگر خبردار بود نیز نخوانش تو حکیم\nحکمت و دانش اگر قبضه درین کار نشد\nنیست این جاده شه آسان دان مشکل\nپیش این باخچه و اینهمه دشوار نشد\nزنده شد مرده صدساله زین نفحه و\nعارف از خواب خوشش در چه بیدار نشد\nپیچ و تاب خم دستار نشان علم است\nلیک یکعقده ما باز ز دستار نشد\nغیر بر لیلی اگر دیده بگیرد همه راست\nگوید: فاش که او عاشق غمخوار نشد\nاز پس پرده خبر بود حریفان که فلان\nبی سبب این همه شبگرد جی بازار نشد\nقیمت یکسرموئی زسر یوسف ما\nنبود هند و بریتانیش خریدار نشد\nقسمت بیع و شری فاسد و باطل آمد\nزانکه وارث زگرانی هیچ خبردار نشد\nاسفا نیست ندیدی یکی خائن را\nکه به پاداش عمل سرور سردار نشد\nدیدم ای یار که لباس حیل و مکر و دروغ\nهیچگه ساتر عورات ریاکار نشد\nنیست اوزنده جاوید بدنیا مخزون\nکه باسلام و وطن یار و مددگار نشد"}
{"book": "adl0717", "page": 402, "text": "قیمت اشتراک\nتصدیق پیامنا ۴ روپیه سالیا\nکابل حوائج ۹ روپیه\nداخلۂ افغانستان ۱۱ روپیه\nممالک اجنبیه ۱۵ روپیه\nدر راولپندی ۳ روپیه\nقیمت اشتراک در استاد با خود ولایته\nنصف وبیرای مکاتب دارالایتام مجانی\nدر اوردن با جراید اسلامیه و نشر\nقیمت کشته بفوائد دیگرش حصه\nطریقه و شرایط\nاین اخبار بغیر از ایام تعطیلی در کابل یکروز صد\nنشر میشود و در دیگر محلات در پست حتما ارسال\nمیگردد امور تحریر به نگارنده حقیقه\nارسال و مقالاتیکه دران فایده جریده\nمآخذ اینج حاصله بود بعد از نشر اکی زباده\nاشتراک بتوسط خزائن دولتی و بقیعه نقدی\nاز هر جا فبلا دریافت میشود.\nحقيقة\n۱۳۰۳\nیا الله گشاکی\nکابینہ کران بن کران\nجلد اول کابل چهارشنبه دلو سم ۱۳ ش ۳ رجب المرجب ۱۳۲۳ ق شماره (۷۱)\nدیانت او اقان د دین اسلام\nبه دیراسلی به ښکاره شی چه واسطه\nإن أكرمكم عند الله أنقيكم ترقی او برتری دخول ملل اسلامی دیا\nوسب د خواری او ذلیلی دهغی قوم\nهی مونږ په سترګی دبیا ئی او د و دینی حابت نه کول د هغی دی ځکه چه مطلق\nاطراف دعالم شو ګوری و پی ښکه ظاهره دین داسلام سبب دنیکمرغی و شرافت\nشی چی ترقی د هر ملت او استقلال ا و انتظام دمعیشت او قوام دمدنیت\nد هر مملکت په هر زمانه کښی بواسط دی حو اسارا د دین د اسلام اوشری\nنشر و لرا و نومی ولر د علوم او فنون د محمد علیه السلام چه فضیلت اور\nاو مسائل و قوانین د احکام دین او شرافت دهغی هر صاحبانو د عقل اور\nدهنه قوی ی لکه چی فی الایات ظاهر ان ویښته دی . او احکام مقدرت\nچی ځاینیه د ژونی دهغه خلک کښی دهغی ټو ټپکه وسیله اود ذریعه دی\nمسلمانان وی او ځان به اسلام کښ له پاره د رسیدل چنی ته د خلان\nشريك بولی تاثیر پیدا کولى شي ونه له كناهونو او ساتونکی دی لا چشم\nحلاك له آفنالو د دُنه ګړي ولي شی او ګمراهی تونی .\nدیانت دی چه خلك له ضلالتوڅخه عربو په زمانه کښی د جاهلیت\nونه مانع او افعالحسنه ته متوجه کونی دی به سبب دهندی عقائد وحقابی\nکه په کتابون دتواریخ کښی دفت و کره شی د خیل او پا بندی د قانون آسمانی"}
{"book": "adl0717", "page": 403, "text": "شمار (۷۴) جلالت مآب جریده شریفه کابل چهار شنبه دلی\n\nخط پر وزارت حربیه: گمانست سطر سه یازدهم برآورده شود و از دست چپ سطر هفتم افتاده پذیرفته در این ملاحظه فرمائید :\n\nخپل بدخویه لکه زمانه کښ لغړښت او خواری نه خلاصی او په کی درجه دبرتری قدم گذا ر شول چه شرق او غرب دعالم کښ مشهور او ټول جهان ځان ته مسخر کړي. \nاوس دا دمره بدبختی او خواری او مذلت چه له هر طرفه په مسلمانانو ځکان شوی دی سبب دغه یی بیداری ندی چه مقدمنو ښیایی داقوامین دینی اوامر حسنه با یدی ټول په احکام مقدسه وی برعکس ندی هوا هوا به اشیاسی چه دابغدی له همه شی نه بد لکه اسامی په خپل ذات کښ هیځ عیب . . . مرعیب چه دی په مسلمانی ځموږ کښ دی.\nتاسو هم انصاف وکړی چه کمراو څوک په مقرراتود مسلمانی او وظائفو دملت کښ خپل په هنه شان سلا چه ښائی او لازم دی عمل او رفتار کوی کمراو خموږ کدی چه لا په بدی یا مؤمنی او مذهبی و نکوی اښیثه پابندی داوامر شریعت خپل ولری هغت ددین دین داووګلا داسی حال دلری چه مسلمان ، اسلام پیکر ا وضعیف گڼی او مقررات دهغی له هیځ اهمیت نه ورکي ټولمښه نه به ترقی وکوی . او په زینه دترقی به قدم گذار شی . \nزکه چه بعضی مسلمانان په ځای ددی چه په جمع کول د اسباب ترقی اوبرتری دملت خپل کښ سعی او کوشش وکوی په خلاف دهغی مدام فکرونه په ساز ولود کونی کانځاخه اوباغونه غودو امینه او د اسباب عیش کله کفا و کا لوا ولخښل او ښځموږ له او مازونه لری .\nبعضی په عیش وعشرت خپل مشغول او\n\n[ستون دوم]\nخپلونہ ښکلو لو اورشوت اوازارول دظ او عناد کښ سرګرم او په عشق بازی کښ محبوس او د اخلا دښخامنه ځانشه بخلو او مخرباته محتوی او صماد ځری مست اویی هوشه دی ترک دد و ام باوکي چه دصغوی مجال څوک لکا ده وی . هیچ بادی اوبصمبه صفاتی نه وایل شی مس ق ز ځامخه لکه په دور کښ ناست او با . . . ام د سپاره ښخو واک دا پڼ او څکول دب تره اوپکا دشار بازی او ټو لکار ونانا مشخول نیی اوله هغی کمالونو او هنر وا د چه لازم دی نوع انسانی دی محروم اویی . . . \nښاغلی لووچه په نامه دسلاښموږ دځما انمانا یادیږی به حقیقت کښ تن دمردا و ځانځ ن لداریا مظلوم ازار دی لکن داکس داوا و رفتار خو وواقع ځکلو له ده نامه سړی دمراوسلوک نکار کوند ی کارکم گویا گندم نمای او جو فروش صل ځکان ونکوبری\nلدی وجه نه چه پورتنه ذکر شول پداشت اوبحت او ترقی او برتری د اسلام ځموږ کښ طبع س ځه فقری دی چه دشود تعلیم وافن او پاید د مجد د کوی له بنا پر ددشمنی دپرا پوښ د دایی کارونه څه بولی اودکناستل یا خبد ل مطهرة کول ځناکس نه اجتناب کوی او دغه ډ استعدل اوخلیت دکغوی ځان دپارہ توہین فعال او اوامر وحل او بدی خپل لرے په هغی چه لازم دی فرمانبرداری نکوی . او په مخشوا فاکارو کښ دغه عادتونه خپل جملي داخلاق حسنه او کار ونہ جبل دا دغه قسم خلک بدفکرو نوورکښ ب کسانښکارا وحیځوان بولی ۔ آفرین بر دغه خوالی او پیړی نا دین توب !!!\nپه خاتمه کښ پری د دی کلام خپل د خاد خمی ددی پادشاه اسلام پناه ام"}
{"book": "adl0717", "page": 404, "text": "دل (۷۲) جلداول حریفه حقیقت کامل چهار شنبه دلو\nافغان و ملت ددی زمکی اسلامیه د افغانیت چه یه حقیقت کښی یو تضکه به شرقه\nاسلامی دی ایضای دس د نور و اسلامی افوندی اوکو پایه تمام عالم کښی د اسلام\nبنیاد دی خاوند و مغلن ورته کیږی او په رښتیا سره اهالی د دی سا تونکی دین\nو ایمان چیل دی گوم ، او دایمر چه خدای پاک داز مکه د افغانستال کر دی خنقه\nوری به ام عاله خلته لمپنایړی په خپل حفظ کښی سائلی دی ایا ۸ دی هم خیال اما\nین د اسلامت د دی ساتون کے ناموس او شرف د ملت دا فتار کی حشر اهلمان مخ\nکو وو موژ د خد محمد وی که او که ناوکرین دمی اودی پخپلو مقاصد عالیه کی چه\nو ترقیات د اسلام کچھ دی ، کا میاب دلڑی ۔ امین ثم امین (محمد ولندی)\nیک خبر عالی اقا عبد العزیز خان شاه اند. نشان خیرت باده هزار روپیه بخش در انجهت است.\nامیر محمد کا کن کفتر نیز نشان شجاعت دو د هزار روپیه\nذکوریبهای فوق العاده د اسرار رشاد و شهامت بیکدی دیگر یکنفری بخش شاه در هر آن نیز قشانها و نوازشها بعمل آمد\nسردار که حضرت عالی آقا عبد العزیز نما و زیر رئیس خلیه حیات است که تا اجیال این تفضل را فدایانه یله حضرت وزاری\nشبهار در کمال وکیل حربیه در الطفا نفا دست سلطان حمد نام میر پناهی که الف انی سلطان محمد عزیزی را که ما از او شاک\nخل در انچه در قندهار نمود، بود. و آن خاطه را که از آثار و خوش هایم و سیرا بمیراد آن در نظرداریم که انا صله م جلیلی\nوی را هرگز درافغانس جسته نموده بلکه اگروه مان بد ید ر فتگی و\nمکن بر روی داقت صدمه ونمائه افعان سهم تا خانه شما ناز و نوازش همی نمایند ، همان مرتبه بلکه همان عطاه نیز بچی\nیکی با همگان میکند دارد کدام و صدا مکان ان ناز نائل شاذانه شانی با قلم ولی اعلم بذل و کرمت میفرمایند. چنانچه\nینم این امید واریها الحیقه فاز شده بودند از حضور علیرت درین نزدیکیها بفق منظر این دهس، آقائی محمد الویا\nعظم شادانه وز کشیده ادلوبه نشان ایشان درجه اول سر منشی حضور معین ولایت آیه در صله فد آشانها دیدگا\nسیم کامل حربی سرفراز شدند این اولین نشانت ه فالفه که بوانخواه ارتقا با متعدده سوائح خمیر والعوادم ورده\nانشان که در عصر مانیه با قا عبدالعزیز خان اولا داده شده است نشاننا المستوى و مکافا ده بزار رو پسته نقد می از بین\nاعلیحضرت توام برین تقدیر و نوازش پادشا شانه امتثال واقوان مغزز و سرافراز فرمودند.\nکنند تا این قادم صادق وفدا آلا ئن اعلیحضرت که باکید حقیقت : - بدین قدر دا عحضرت معظم غاز افغانمار\nمیکن نمایند پر و انهای لائق تقدیر شار و ر کو با عث دیه مستی را قا با مبارک گفته از خداونده بر ایشان و هر سانه ای\nا مملکت خود مشغولیت معرو دارد تو فیق مرید بر مزید را بخوا شهر با کمرید تو فیقار نیست و بیات آروزه همی میخواستارید\nای عالی او مطلع معظم غازه سر من شرافت ترین افغان\nدیکھے خویش را داناستن بهم رجالی منظر تهنیت همی گوئیم. نان\n(یادداشت: درین روز بر آحباب پر از شیر گرج محترم آقایی که طیر نان محمد حسن ما نه ارغندا بات\nیل نمایند و زیر فازیس علاوه بر تفاق بار در هنگامه کا خدا خلد ملت د دولت را میرات عمده رو حمت جوابی بدهد\nوانگ آقا عبدالعزیز کا خوارب حر به متماد با مظهر ندات عالی آباد برین محور گر این داری فانی را بدر و د کنان در سیار عالم\nخان آن همش که با هند آباد به پشاور رفته در هند و دار اداره و سر حد داد اداره اداری\nیادر اوری آن مش دار اداره اید چه این جراید سراسر د ستم کا بپرسیده است چون برید یک از شمرده شده\nبا محترم ۱۲ حوت ۱۲۵ اسعوت ۱۲ برج حوت اسعوت درک شده از ادار هم که موسوم بصد اداره اسعار است آن بان کا سلیم کیا ہم ۱۲ سعوت ۱۲ در اسقوط ۱۲ سعوت با میرسیم"}
{"book": "adl0717", "page": 405, "text": "شماره ٢ مجلد اول جریده حقيقت كابل چهارشنبه\n\nترقى الانسان بالعلم والادب لا بالمال والنسب\n\nزبان من امان است دور استقلال مینه که وقت تو گردد عزیز من پامال\nوظیفه که تو داری در انقدر سران که این طریق ثواب است و باعث اجلال\nچو دوره من امان است در امانت کوش گیر نقد دیانت بکف تو در همه حال\nنخست پیشه خود صدق و راستی را کن که این سلوک بود مقتدا برای رجال\nمباش در پی ازار هر چه خواهی کن که این بلاست در سرا پا بعیندار و بال\nبرای منفعت ملت و وطن بکوش اگر وزیر و مدیری و گر یکی حمال\nچو خواهی اینکه نگردی بهیچ دم محتاج بعلم کوش عزیزم بجد و احوال\nباکتساب هنر جنب و ما بپایند کرد که در ترفع آن نیست هیچ نقص زوال\nز علم صاحب جاه و جلال آدم شد بمال مورثیت و صرف مینما اعمال\nکشوده که طلوع کرده شمس دانش و علم دریده پرده ابرو جهالت و ضلال\nتمام خطه شخص ستاره پر افشای منزه است ز آلام و غصه هر بی زحمال\nبفطرت انچه توانی تو علم و فن آموز که نقش چون حجر است نقش سید اطفال\nبرای نوع بشر شوید نسبت ہوا ہما نما ہے جو طیاره میزند پرو بال\nز بحر سرعت تلغراف ممنون باش که میبرد خبرت را ز شرق تا به شمال\nچناں کہ مجمع جہا اک اثر نمایی تو بروی آب جو ما ہی بمیبردی تمثال\nزنیز رفتن ریل است بر همه معلوم که نیست در کف تارش غبار رنج و ملال\nکنونکه در کف تو هر چه شی قوی تفنگ چنین که چوب ترا خوش کند بحرف و مقال\nچنین که در نظرت جلوه میدید اشیان زرنج و زحمت بسیار گشتی فارغبال\nهمه ز فیض کمالست و سعی جد و عمل بکوش در هنر انچه ترا کما است محال\nسرآمد همه عالم زعلم یورپ شد دماغ شان همه عالی مجد و فر جلال\nخدایی را نمائید همت ای ملت برای حیف چنین آهویی رمند از فعال\nباتی که پرون گشته از کف اسلام شرک تا بنموده علوم را پامال\nمقام هر شهری ما بخاک گشته عدیل باذن جاه و جلالت رقیب ما خوشحال\nبدین که نا بجد و حال مسکنت داریم جبین ما بمه پرکنده است و خاک و گال\nهر انچه که نظر پر کنی شرو شور است. بهر ولایت اسلام غفل دست و کال\nنہ پرشدو دست یکجا زخم سینه ای فکار که رنگ دیگر ہے بیرون ہی شود بجمال\nنه در هنر نگرانند و نی کنند تحصیل علوم را که وی است دافع هر یک کال\nنفاق و غدر و خیانت همه بنام علمی است تو صرف همت خود کن می شود بکمال\nهر انکه دست بدامان علم و فن بزند بتقد نوشی در آرد عرویس مال و منال\nپفکند همه مملکت شعاع و ضیاء ز فیض علم که دارد سینه با لا بال\nبرای ملت ما غیر علم و فن چه ضرور نه احتیاج بپنجر ہے و کرشو واکمال\nایشان معارف نمائنده تکلفی بدور خسرو غازی شبی بند بخیال\nامین هست و الدین شبی که در عصرش گرفته ملت افغان بگیف بطت ا کمال\nیکجوی بکف خود کو ہر تہ سرور گذار بر سر خود تاج عزت و اقبال"}
{"book": "adl0717", "page": 406, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0717", "page": 407, "text": "شمار (۷۳) جلد اول جریدهٔ حقيقت کابل شنبه ۱ دلو\nمقرون که موجب این هنگامه و پیش خیز و این غلط اندازی\nمنافع مملکت اسلامیه خود بمدعا عند و تبلیغات نموده امین کردین\nنادان و اقوام ساده لوح ما را که از خود حرکت و ارادت\nو سرا پا گوش باستماع الفاظ شیطنت کارانه شان فیا عظیم\nبودند، بروی حکومت متبوعه شان بیافتاری مجدداً برادران\nمجالت کاران دادانه همت و شجاعت عسکر شیر زاد و با غیر تطهیر\nارباب بخرد میلا مده بجهت حسن کرد اند که دشمنای نا حزت\nو قالی افغان ها که سالها که رفتار و طرز عمل موجوده افغان را بی ربط\nخارچشم شان است ابدا دیده ندارند که افغانستان بیله دیدارسها\nمدارج عالیه ترقی و مراتب بزرگ تعالی بگذند ازین روبه منفعت\nپست فطرتی و خباثت ذاتی خویش امثال این هنگامه با شکرانه\nو پیرایش های بی بنیانی ملت جاهل و ملاهای سوء نیت خود د\nهمی نمایند. معذلک امت جنوبی اگر چه از حسن کار در بادشاه\nو فعالیت عساکر غیور افغانی بسیار زود ممکن بود که در محو از طول\nغائله که موجب طوالت مسلکه و دقایق واقعه کردیدند گر برای\nگندم نمائی و جو فروشی مرکز دکان نفاق سمت جنوبی که پادشاه\nثانیاً شفقت ورافت پنهانی حضرت معظم فأن بدهم امت شاکرد\nافغانستان بود که نمیخواست حتی الامکان بقایع واقع بار\nفرزندان بدبخت شبیر دازند. هیچگاه یک تصمیم جدی در برادران\nوایفای شان نفرمودند دیدید که یکه یک سرعت عافیت و و ناوار\nغائله کبری اختتام یافت.\nدر خاتمه از خداوند میرتمنامند امروز همیشه دعای ما پادش\nترقی و تعالی و برتری افغانستان را خوار و زبون مر حمت باد\nدارین و شا شکر مظفر و سائر جبهه طالاب شکری خلاصی تشکر آن\nو کامیاب فیکنام و سرفراز هر دو جهان بزیر سایه جهان قاطبای کا\nذات شانه خواستارم.\nبرادرانم شکر خدا از نوازش و مراحمه نوباله\nکه باشما ذات ملوکانه به مگانه فرموده اند بازدارند بسیارند\nمرحمت و امتیاز ماشا و امثال ما کافیست لہذا در با صیاد\nبدعائیم که ایزد پاک سایه رحم وایه شانه را از مرفه و کان عمارتے\nنکند (خمرد و بدت پادشاهی در حفظ عموم) از پر معار\nوزارت حربیه نمانده بود آقایی محترم عبدالغفور خان\nوکیل حربی در وسط عمارت بزرگ وزارت حربیه\nبپا ایستاده در صدد ایراد نمودن کنجانه شدند بندگان\nتقریب تمام موزیک و ساز ها وطنی سکوت ورزید با ما\nتوجه و ملتفت بود آن ناشر ا با صد امینه وزارت پناهی یکف\nزدن های هم شادمانی که یک غلغله بسیار بزرگ د ولوله\nعالی را افگنده بود نشان دادند.\nسپس از فرو نشستن آواز با تصفیق حضرب کیا\nنطقی را ایراد فرمودند که ما حصل آن حسب ذیل است :-\nاحضار محترم مهمه شما\nنطق وکیل ضاح\nخوش آمدید و از حضوری\nاز شما اظهار سرور و شکران همی نماید].\nبرادران یکان برایم عساکر مظفر رساله شاهی\nو نوبالان معارف ا امروز و نادت جلیله حربیه کوس\nمتبوعشان برین فتوحات و کامیابی تان که در شاه راه\nابراز خذ مات و مملکت و شخص محبوب القلوب علحضرت معظم\nغازی خویش در محاربات معلمه و پیل، بمواقع جبهه سم جنوبی\nاظهار نموده، داد صداقت و اسلامیت وافغانیت را\nداده اید، اظهار مسرت و شادمانی میکند!\nحقیقاً که شما شیر مردان افغانی و سربازان غیور\nاسلادین فاطر حما شجاعت و داد حماست را داده عملاً\nبر رضای خدا و رسول خوشنودی عموم وز را و امرا و مشاهیر علیه\nو مسروریت کافه رعایا صاد و اعلیحضرت معظم غاز خویش\nشیری آزما در خورده اید بر خود جلال و تفوق انتا مملکت خوایی\nایفا نموده اید. حضار محترم ا بدرگاه حضرت کبریا بسیار\nشکر گذاریم که از ماد ایمز و پاک روحانیت هدا لولا آن تصفیق\nخیر میر را که برضد ترقیا و تعالی مملکت خود بر خاسته ناحیه و جنون\nسوق الجیش و مقره وزارت جلیله حربيه ما را تولید نموده بود\nبراه هدایت و اسلامیت شتافه طوق اطاعت حکومت\nمحقۂ امانیه خود را سرو و باره زیب گردن خود نمودند.\nو آن بدبختان ملعون شقاوت پیشگان ضلالت"}
{"book": "adl0717", "page": 408, "text": "جلالتوں جریدۀ حقیقت کابل شنبه دلو\n\nاز طرف عالی حضرت وکیل صاب حرب آقا فیض محمد ایراد فرمود که ماحصل نطق محترمی حسرت اینست :-\n\nدیکر رساله ششم و را که عهده داران حسن فعال او فروزان حضار محترم ! حقیر وکیل\nمحمد شاکر نبیره اصالتاً از طرف خود فیض خاو زر معصا صاحب معظم بالتشکر غرور\nفیض کی کار دو کالتاً از طرف دیگر و دلیرانها ! این شرف واسناد تسلکه یه از طرف جناب عقل طای\nبرادران رساله شاهی بخطو حضرت محترم دو کیلا صفاً محترم وکیل صاحب نسبت بمضافات را ببی وزارت معارف علیا یه\nمخصوص میدارم ! ماین قدمت ناچیزا باین کار مناصب نگرد شده بند معروض میکنیم . وزارت معارف این نو بها ل\nمیداند و اگر مار ساله شاهی بسا وحست جنونی نمود ایم حقیقاً بر دربان دست حق پرست علیحضرت درین سالی ناحیه است\nعالم ما اسلاف تفنگانی داشته میشود و باز چنیکه ما از اریان خدیجات ثنانا تقدیر و قابل تحمید با اظهار نکر داند لکن اتی نام\nمدیران در شمار جان مال نسبتی تشویق و ترغیب به پدر هما نا نوار شاست از حسن و ثار عظیمی حقیر ست استعداد نوار شری بوزارت معارف\nای در این سمت کمانده ایم که تا شعار تا پا یوری ان تر عیفه غازیها مدید مینمایند . حقیقاً در یک ملکی که وطن عزین از نوارم منور\nلات الم را در خوار میدانیم که نیه رسانهامان بعقید و صفت شمرده میشود . اگر کسی بخواهد که بکه جهل و نادانی را از خود دوشش\nو قواهم این دو غنو بحله مقاصد یکه داریم کامیاب نمیبرند . اینشتر در حمه نوع گرداند پس باید فرزندان خود را در مکاتب معارف\nمردانی اتمام فریق عموم افغان - پس از ختم کلام آقا محمد شاکری داخل نموده خود را و اولاد و احفاد خود را ازین درد بی درمان\nکه از طلاقمند فیض یکه لیست که علیہ السلام ا حتما همدردان جهالت و رط . باز برآند و من ترتبیت عرفان کی سرنی مقالات\nمیراند مراد بان مکرمی خونین وعرض شد بود در مقابل حضرت در یک سردست قائل بکجارا تا در عظیم سبق اموراً معارف\nرابیان دیا د اکرمی که ماحصل آن چنین است میآورد :- آن ابراز جده جهد نماید امروزه از ایران کریم که در اوج\nشار کمنت  با فدا تیان حضرت غاز خود تیل ایجا عز زمانند علحضرت غاز یک مربی با شعور در ما اعلا فرمودند\nو سعاد تمند مینمایم که امروز ما دیگر که ترویجات ایا شان در گوشه و کنار مملکت عزیزان در پایتخت\nع این\nشیر یا عسکری خویش کتاب در ش گوش بگوش درین کار خیر ها در برآنا ولاد وطن مادران تعلیم هی آخورند . اگر عموم افراد\nبه دانی دارا الطافه اودیه حضر مربی عامل و قابا خوشنود بودی در یک ملت از صمیم خون بهر در گرونده تنها کار با عرفان\nبنیه محیض عمر خود را غاز گرد ما نسبت بعضاران خویشان از د شا گرفته میشود بلکه در چنین واقعه الم اندوز خود را\nندان امیداوریم . شفقت و رافت نیا فیضی حبیب به علی حضرت غاز کیف و عظمی در را حفظ ناموس شرف خاک ملت خویش ان\nرصنا  سب این دانستانه که خویش ارام بستر تر نا نداریم که از اقدام سر خود ر دریغ نموده باد گیرا داد لقا بخش میگردند.\nالم می کنم آن بد تر آه از یکه قطره خون خود را برکابی بکشید شان زند با خرت غاز معارف پرور ! شرق باد وزارت علیمان\nملا یا خود برنیانیم و نیتی قا حمال خوی پیش فدائی گردانیم افغانی ، مطفره کامبای شکر جهات دلیرا سلات محقق !\nدر محاذ حضرت وکیل صفام نطقی را نسبت محمد ا این نطق اقا در پر محضا معارف خلف زدند است و سادها\nالے او مال حار ایراد فرموده حمیرا تشکر و مسر و خوشی و قر در اجرت و غلغله دعاکونی حلیحضرت غاز مقام با سرور عسکری به قامت\nمن در خانه همه معار تقدیم فرمود کلام خویش و بد عاترقی افغا مارش امیری اغاز نهاده سا ز با باشتی که داخل کوئی دربار\nدست و یا ران شکر افغان نمودند. بعد از اختتام نطوح حضرت بودند بر سر آشنروع نمودند. سو مر ما رو بین آن خطبه جان\nو او بارت بناهی آقا عبد الغریر کا جناب حمید محمد فیض محمد خال بصرف شیرینها مشاغلت ورزید بر کدام بادوست با تور\nویری در مقابل جوا یه افغان وزارت حریه بی کے الفامین دکبر نان گرم مصاحبه و مکالم مشفقانه بودند تا اینکه بساعت\n\nحواشی\n\nبوزارت معارف باید همیشه دعا گو بود که عجب حسن ترتبیت داده اند که یکه عسکر که به غیر از تو پیگ  هیچ کاری و باره ندارد این قسم بیانات عالمانه میکنند ما را از خواندن این مضامین جرات می افزاید .\nکاش که در تمام عسکر همین قسم حس بیات میبود که همه سر و کله یکدست میشدند. و هم چنین به تمام مدارس ملکی ما باید اهالی همین قسم از سر و کار در میامدند."}
{"book": "adl0717", "page": 409, "text": "شماره (۷۳) جلداول جریده حقیق کابل صفحه (۱۵)\nکلاه نخوت از سر دور کن با هر که در فکرت\nاز طبع آقا میر اکبر خان از وزارت عدلیه\nدلا گر نیستی بیگانه با یار آشنا میباش\nبسان ذره غیر از مهر او دائم جدا میا\nکدورتها از دل خود دور کن گر معرفت خواهی\nبهر کس روبرو آئینه وش زا بل صفا میا\nشجاعت پیشه کن در عرصه مردانگی آخر\nمبارا خویش را چون زنده زلفی گشتی بپایان\nجهانی را بخون دوستدار تشنه می بینم\nبفرق دشمنان دین بر و تیغ آزما\nبود کم گوهر جان گر نثار ملک و دین سازی\nپی ناموس و ننگ ملت دین دل فدا میا\nچه حاجت احتیاج دولت... را بردن\nتوهم در سینه برق عشق او دارد رسا میا\nمعارف نیست الا رهبر منزل مقصد\nچو خواهی آب حیوان در پی خضر و فامیا\nبیاید پور چون خورشید و آداستان عشقی\nپی تحصیل علم و فن دانش چو گدا میا\nکلاه نخوت از سر دور کن ای مرد فکرت\nبرای حاصل مطلب بهر کس آشنا میا\nبجای ننگ در لشکر نباید پشت سردادن\nاگر خواهی شوی ممتاز در غیرت لوا میا\nمکن از ترشرویی تلخ کام عاجز و بیکس\nپی تیمار هر بیمار چون دار الشفا میباش\nمشو غافل عروج سیر و جاه خویش را بنگر\nچو کهبنا شنیدی واثق قالوا بلی میا\nتکاهل چند و ز تنبلی از پیشه ور تا کی\nبیگن کسب هنر با دصبا میاش\nبیک سرزنش هم گاه گاه کن بابی سی\nو به تنبیه ظالمان زور از مایا\nعزیزان را بعزت خدمت لائق بجا آور\nبپای خاکساران محبت نقش پا میباش\nشکر آمیز نطق خویش کن طوطی دورانشو\nبصد لطف و ادا با خلق یا ر دلر با میباش\nخموشی بخور و خون دل شیدائیان صابر\nچو بلبل در چمن خود گاه گاهی در نوا میباش"}
{"book": "adl0717", "page": 410, "text": "نرخ اشتراک\nتفصیل مقامات ششماهه سالیانه\nدارالسلطنت کاب ۵ ۹\nداخل افغانستان ۷ ۱۱\nممالک خارجه ۸ ۱۵\nوزرا و سفراء ۱۱ ۳۰\nسائر مدرا روسا و علما و طلبه\nمعاف ۔ بہر ا کا تبادلہ با جہانها ملی\nندارد . باجراید اسلامی و مشرقی\nنسخه بنسخه معاوضه میکرد\nقواعد وضوابط\nاین اخبار بغیر از ایام تعطیل در کابل دبر در روز\nتوزیع و در دیگر مقا ما ت ہر پست منظما ارسال\nمیگردد . امور تحریریه نگارنده حقیقت ارسال\nو مقالا وار ده را دارہ بالار جور با در اندراج\nو اصلاح و عدم انتشار مخال زادست -\nاشتراک بتوسط خزاین دولتی و پسته خاند های\nحقيقة\n۱۳۰۳\nاز همه جا بخط در یافت میشود.\nنگارنده\nبرهان الدین کشککتی\nجلد اول کابل دوشنبه ۱۳ دلو ۱۳۰۳ هـ ش ۸ رجب المرجب ۱۳۴۳ ق شماره (۷۴)\n(بگذر زمکافات که عالم هیچ است)\nہر چند کہ عقل ما فراوان پیچ است نگشود معما که بس پر پیچ است\nبا ہر چه ترا بہ پیش آید می ساز بگذر ز مکافات که عالم هیچ است\n(از دوست گرت رنج رسد شکوه مکن)\nدانم که فلک مدام ظلم آئین است با کاہکشان ناصیہ اش پر چین است\nند دوست گرت رنج رسد شکوه مکن آئین وفا و رسم الفت این است\nدرین گلشن خزان من بهار است)\nدل از داغ تمنالاله زار است زجوش اشک چشم آبشار است\nزنگهت شد مشام جان معطر نسیم صبح گا ہی مشکبار است\nز پیر ابشاخ گل عنادل نشاط انگیز فصل نو بہار است\nزفیضش شد شگفته غنچه دل چه جان پرور ہواے مرغزار است\nہمہ سامان تسکینم مهیت است نمی دانم چرا دل بیقرار است.\nاگر یارت در آغوش بیضا درین گلشن خزان من بهار است"}
{"book": "adl0717", "page": 411, "text": "شمار (۷) مجلد اول جریده حقیقت کابل دو شنبه\nحالت داخلی البانیا خبر ابا دقتی منظریست که البانیا بیم دشمنی ارته\nصدر اعظم البانیا با ارکان سابق خویش و چندی از افسران\nقومی بمقام (بر ندیسی) فرار کرده بدانجا وارد شده اند\nاحمد بیگ زاغو که قایمقام اعظم انقلابیون است داخل ترانا\nترانه گردید حکومت جدید را مرتب مینماید\nبلگراد (۳۱) دسمبر۔ احمد بیگ زاغون در عهده\nسابق البانیا با علام بهم دادن حکومت «موسولوفائیتی\nحکومت یوگوسلافیه را مطلع نموده که در البانیا یک حکومت\nقانونی قیام می یابد غیراین حکومت البانیا بدست خود اهالیون\nدا نقلا بی سقوط کر د حکومه یوگوسلو فائیتی مجمع اقوام در بابا\nفاریخ نموده بعلاوه ۶۰۰ نفری که آلم محبوس اند اجاری نمانده است\nحادثه ناگهانی برایشین توکیو یکصد و ده تن از جمله ۳۰۰ صندوق دانی میت\nکاز یکخانه مال گارد می کدام طرف میروند از دست کار\nافتاده و از صدمه د نپیدن آن صندوقهای فوق الذکر بها\nکفیده بسیار از محلات دو رو نخ را بیک آتش گرفته (۵۰)\nنفر ہلاک و (۳۳) نفر مجروح و یک کدامه زغال سنگ\nیک دائرہ آتش گردیده چنان با کوچک کو چاک که در بندرگاه\nتو کیو لنگر انداز بود در غرق آب گردیده و در قریه جوار آن\nعمار تا زیاد را سکته و نقصانمند ساخته است.\nنجد وحجاز جریده القدس ترکیا از ستان ده نظراتا که در مصا فا جده مابین امیرعلی و ابن سعود\nبعداد شش ساعت جنگ عظیمی در ثبت دایر طرف امیر علی دوصد\nنفر مقتول شده اند۔ از یک تاریخ از استنباط کرده میشود\nکه ابن سعود امیر نجود قبایل طرفدار امیر علی را بذریعه اعلان\nمطمئن داشته اند که ما بین دو امیر علی بطرفی اختیار نمودن\nهیچ یکے دشمن خود با اعتبار ند۔ اطلاعات منظریست دی\nکه شریف حسین بتوسط چندی از معتبرین مکه کوشش میکند کے ببا\nحکومت مصر مذاکرتی اور امنظور فرماید لکن از طرف حکومت بها\nمصر هنو از جوابی نیافته است جریدة الدیبان خبر میدهد که -\n\nنام جده پایتخت سوئد\nکو ہجان ۳۱ دسمبر۔ الیا نبا مجمع اخیرا آمار\nاطلاع داده است که نام پایتخت سویدن بعوض که در (۱)\nاز اول جنوری سنہ ۱۹۲۵ اسکارین خواهد بود. از قوه\nانتحار مصرع طلوال شفق دیزود ا نموده\nکه بر نادر د زمانه انتخاباته مصر قریب نتیجه در عالم ظهور خوار (۲)\nسعد زغلول مرکز یکتر مهتما سعی میکند که زیاد تو را بسلطنت\nوطالباً مدارس خیور ا چنان حضار یافته مدیر کرد که (۳)\nچماضر۔ دنده و حزب العمال صدار طوفان امال اخر\nیازده نفر امیدواران را بانتخاب نامزد کرده اند که حکومت\nاحمد ماهر وزیر معارف سابق و عبد الرحمن که این یک کا\nگذشته گرفتار شده بودند شمولیت دارند. (۴)\nقاہرہ یکم جنوری ۔ وزیر معارف مصر اموور در اوا\nکه فیصله قطعیه اینکه در حین اخراج طلبا فسادات شهر داء\nدروس خود را ترک داده نیز تایی نموده بود نداء (۵)\nمدارس خارج و در آتیه برای تعلیم در هیچ مربی را از\nنشوند و نیز ظاهر نموده که هر گاه حکومت مصر کو دادم قیصره\nمنظور نماید البته در مقبل غالبا طر عمل طلبا قابو نه (۶)\nگردیده بر نتایج تقاضایان تمریکا نیز معقول خواهد اماده شرکته\nور و دآقای دارا ہے طهران\nآقای سردار سه رئیس الوزرای ایران\nطیارانه از طرف مهران و روسای طهران استقبال و\nفرنوج طاوثر وسطی و دیریتی\nفرانس در یک بیانیه خویش ظاهر نموده که ایا یخی\nنسبت بمشرق وسطی واقعی د بحروم مقاصد\nو مشرب پیر باین بر طریق عملی فرانس در باره معمارون\nکہ نسبت بمرا کو طریق عملیات برطانیه نیز طر دواران اند که"}
{"book": "adl0717", "page": 412, "text": "قیامت ۷ مجلالا قلم جریده حقیقت کابل دوشنبه ادلو\nرپونظام و مساحت کلجاز بحری روس مسترد کردید.\nریاست ها آزاد روس\n(۱) الما لے یوگرین بتاریخ ۲۰ - نومبر سنه ۱۹۱۷\nاز حکومت روس بپادشاه اعلان حکومت جمهوری\nنموده و در کانفرس \" بریسے لیٹو وسک \" دول\nمعظمه حکومت موجوده راس جمهوری شانرا برسیمت\n(۲) فن لیند بتاریخ ۵ دسمبر سنه ۱۹۱۷ اعلان قیا\nو خود را سلطنت جمهوری نموده حکومت و ارسوبلند را رد تسلیم کردند.\n(۳) جمو بیو نیهای روس بتاریخ ۸ جنوری ۱۹۱۸\nخود را بخود مختار می بسوع دنیار سانیده و برای استان\nمملکت مذکور در استاکہالم دیا پے خوسه بھی\nایک کانفرس نمایندگان جمهوریها نیز انعقاد یافته بود.\n(۴) ڈان کا سکه زحکومت جمہوری مبرا کار نوی\nمرکز خود را در اپل جنوبے بسنه ۱۹۱۸- اعلان کرد\nخودر ارسوتوں را دار السلطنه خود قرار داده اند.\n(۵) اہالی کور لیند بحیثیت یک حکومت خود مختار\nسے آزادی خویش کرده و تاج ریاست را تقدیم بار\nبصری نمودند و شرف منظوری یافت .\n(۶) علاوه بر جما ہیر فوق الذکر ایالے قفقا\nترکستان سایبر یا و مسلمانان تا تا رهم از ا ذکر ید\nحکومت ہا سے خود را قائم نموده اند.\nمنگولیا مسلک بالشوکی اختیار نمود\nنامه نگار تا نیز مقبر ریگا رشطراز ست : که در\nمنگولیا ہر مسلک بالشویکی اعلان جمہوریہ کرده شده و\nاعضای حکومت از رجال بزرگ بالشوبک مسلک ان\nاحرار ردیف ہسپانیا\nباریس ۴ جنوری - از طلجه رسماً اعلان کردی\nاند که حالت علاقه ہسپانیہ در سرکش بدین خط است .\n(سارد) جنرال ہسپانیا با (۳) ہزار قشون خونے داخل\nعلاقه بین الا قوامی گردیده بره این بکیشن که یک مقام\nسرحدی ہست توقف نموده انتظار قوت الطیر مینا\nتا در علاقه الجوور ،، تیا نہ جمعیتہ را بضبط خود اورد\nبعض افواج ہسپانیا قصد دارند که بسوی محاذ جنرا\nریوار رجعت نمایند در مصادمات یکم و دوم جنوری\nاز افواح هسپانیاد ۲۰۰ نفر مقتول و (۱۵) نفر مجروح بی\nآمده و احرار ردیف مقام سیکو ولا، که قریب تل بابا رنو\nواقع است، محاصرہ نمودند، و هسپانیا بد ر بویها\nہای ہوائی در دیہات و قریہ جات احرار\nہم ہای زیاد کفانده. و بذریعہ کشتیہای\nبحری بر سواحل شان بتاریخ ۳۔ جنوری گله باری\nنمود و افسر بزرگ قشون هسپانیا اراده دارد که\nبر حد علاقه بین الا قوامی را به مام بهتکدام تهازینه مصور\nحکمران کلات شمالی\nاطلاعات اخیره مظهر ند ، ع . ش، آغا\nعبد الرحیم خان لو انگر سبق معادن انه تا جا\nبحکومت کلان سمت شمالی نامزد و\nسرافر از گردیده اند. مخبر می السبہ اند مدتی\nدر خدمات مهمه مملکت مصدر عملیات شداند\nاول بحضور اعلیحضرت شہید سعید بمنصب کرد\nدفندمش اجرآت می نمودند سپس از ان\nقوماندان افواج ہرات شده در اواخر\nقوماندان افواج سمت مشرقی بوده در موقع\nانقلاب نیز چنانچه همگنان معلوم خدمات کرده اند.\nپس از ان قوماندان افواج مزار فیض آثار مقرر شدنا\nبعد از واقعه مشہوره اتو لا چندی علیل و مدتی بمانه\nو ما بعد از ان معادن سوم شو را مقرر شدند اکنون\nبحکمرانی کلان سمت شمالی موزون دیده شده ابی حضور\nملوکانه مقرر شدند . حقیقت از قدام جلیله و سمان\nخیر خواهی و در اداری امور علمیہ مجاز\nکردن ترقیات و اموریکه بمرتبه ها خسته خمار ممیزه میاید مستعد و بنده فدوی سر کار شانه است و از\nشرفیابی همسری جلیله برست کارهای عمده لایق و شایسته اند. یع. وقع فی العالم الا ما بجد مرید است. ۵.۱."}
{"book": "adl0717", "page": 413, "text": "شماره ۷ جلال آباد جریده حقیقت کابل دوشنبه ۲۰\n\nگور دوران اتفاق\n\nاز ربع میرزا محمد انور\nخدای دپاره اتفاق کڑی اتفاقی\nرب دپاره اجتناب کڑی در نفاق\nهغه څه دی لچه وطنی علی آباد\nای یارانو اتفاق دی اتفاق\nسرمایه د ترقی واورئ ځوانانو\nپه اشیا سره یاد یږی اتفاق\nبل ساتونکی د شرف او د ناموس\nهم باعث دعزت جاویدان اتفاق\nد یر قومونه بیګانه سره پخلا شو\nچی واصل شول په دسی اتفاق\nهغه خلک چه اتفاق دخپل میلمه\nلحظه اله یی پری نګدی اتفاق\nچه مصدر وی د کارونو حسنه\nبل په لری بیا په شان د اتفاق\nډیر و صفونه ښځا پکښی موجود\nخدای دهیچا نه نصیب کاندی نفاق\nأخدا و اورئ سبب دبرتری\nدیو ملک او ملت کیرګی اتفاق\nڅه منحوسه کلمه دی د نفاق\nچه قلم ترنه نفر تکړی و نفاق\nګوری چه په کوم ملک کښی خوله کیکی\nای یارانو نتیجه دی دنفاق\nزوی دپلار نه کزیراک پکلا بی رویه\nورور دور ور په قتل کله کاندن نفاق\nنه مامو وخپل د امز خبره آوری\nنه تو کړ خپل دپلار په الشقاق\nرعیت او حکومت سره و راکړی\nچه مکتب کښی می الخل دګری نفاق\nای نفاق خانه است کورد دوران\nچه عالم دګمر کړی ویران نفاق\nد نفاق مذمتونه که بیا کړم\nله اوصافو کدیری یادیږی اتفاق\nنکر دومر وصیت کومه و اوری\nای ځوانا تو کزیزا شی د اتفاق\nدلاور نصیحت کاند حلال خان\nچه د نکاندی پیښه د نفاق"}
{"book": "adl0717", "page": 414, "text": "قواعد و ضوابط\nاین اخبار بغير از ايام تعطيل در کابل يکروز\nنشر میشود و ديگر مقامات برحسب خطوط پست\nمیگردد امور تحریریه بکارند حقیقت\nارسال و مقالات داخله را اداره بانتخاب حریره\nدر اندراج و اصلاح و عدم انتشارش\nآزاد است اشتراک توسط خوانین دود\nو بقیمت نقدی از همه جا قبلا داده\nمیشود\nحقیقت\nبرهان دین کشکلی\n۱۳۰۳\nجلد اول کابل چهارشنبه ۵ دلو ۱۳۰۳ ش ۱۰ رجب المرجب ۱۳۴۳ ق شماره (۷۵)\nکوس نادانی زدیم اینخواجه تا دانا شدیم\nخاموشی برگزیدیم از جهان گویا شدیم چشم تا زین مردمان بستیم نابینا شدیم\nحساب خویش با دنیا دون کردیم پا زوجدا گشتیم و فارغ بال زین سودا شدیم\nخزف ناید بدست از بحر هستی بارها ماز دریا سرزدیم و باز در دریا شدیم\nاز دل بستیم جوید آنچه زاهد در حرم از پی در یوزگی تا بر در دلها شدیم\nاند ر گوشه گیری هست اگر نام بلند بهره ور گشتیم از ان تا پیر و عنقا شدیم\nنیز نهشتن بآتش یا بآب افگن که ما کوس نادانی زدیم اینخواجه تا دانا شدیم\nحشمت از خواهی کمال و همت و الا طلب محتشم چون ما ز یمن همت والا شدیم"}
{"book": "adl0717", "page": 415, "text": "شماره (۱۵) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل چهارشنبه ۱ دلوا ثمار\nشرائط نامه بهائی علمی غازی\nیومیه عرفه یه موراجه هر\nبکوها از نطق ذات شاهانه\nیا ایها الذین آمنوا استجيبوا لله وللرسول اذا دعاكم لما يحييكم\nافغان در پل مرغ مینویند که بتقریب شرفیابی عساکر فاتح سمت جنوبیه بکابل\nبادل ولو قتت لطیفه طراقت افزوده بودند که شما را خوشته انداخته در بیانات\nکویانا و کرت نظر آوریم تا کارا پنداریم که خویشته بودی لیک از زمانه بیدار\nو بعضی روسا و با حضور خوانین داینوز قضا کار عالی معارف خواندان بنامان\nشما نونهالان معارف که فرزندان معنوی من میاست\nبجگر خویش شما را بپرورش داده ام درین واقعه سمت جنوبی\nکه حقیقت مقیاس علم و جہل بودن تعلیماتی را که از معارف حاصل\nنموده بود گواهی داد نموده اید.\nامروز کجایے خود یکم و کر آن آرزو ها را که است\nبشما فرزندان معنوی خود داشتم بیک اصول خوبی ادا کر دید\nچنانچه لباس با شرف عسکری را دربر، و تفنگها بر دوش با\nبا دیگر برا دران عسکری خود شانه بشانه و دوش بدوش از\nهمگنان گوی سبقت را ربوده اید. ه طوبی\nاز خداوند نیاز مینمایم تا شما را مانند درخت\nدر مقاصد عالیه تان ثمر ور و بهره ور گرداند. چه می بینند\nامروز که پر قصود فدائیان بواسطه شما بدست آمده\nخدا و رسول و ملت و مملکت از شما رضا مند و خرسنداد.\nنطق بسیار طراوت حصہ حبیب الله\nه بهنامی از مستعاد در محضر وزارت\nعبدالغفور خادم امه تا از طرف خود و و کافه اوباما\nبرادران مسلک هم مکتب خود بعرض میرساند: ه\nجهان به برف از او طراقت خدمت دین و دولت\nبمقتضای امرالهی فرض عین است کما حیات مطلقا وجود\nصرف ترقیات وطن مالوف خویش نموده حسب الامر\nاولی الامر مر شبی خدمات صادقانه بسلا میانه و اقداماات\nفعالانه غیورانه بود پا دارند. که خصا حصین متجاوزین دین\nمبین بدولت جلیله استیلا و خاک پاک وطن مقدس ما\nپامال اجانب نگردد.\n\nاندرین آوان که ما خدام مملکت در طلبه معادن\nو شیدائیان ترقیات ملت خود از حضور پدر تا جدار همگان\nمبوفر شاشید نگیران و مراحمات بی پایان المظاهری که فرمانی\nابراز خدمت ممتاز و کلیه همگنان سرافراز گردیدیم\nشکریه آنرا نمیتوانیم که بھیچ لسان و بیان ادا کرد نما بناید\nواز عدم ايفا خدمات واجبه حسب المراد خود با نمایت اوایل\nمتاسف و ازین اشفاق و عطاف با دار تا جدار خودرا از قطط\nعجز مخفر وشکر بوده بدر کا قا در بی نیاز نیانه مینما این بار\nحضرت خالق تو انا این پادشاه حقایق آگاه ما را که این\nسجود باعث حیات عالم معلوم خصوصا امره طلایی ما موده\nاست تا سالها سال سر افراز حیات و بختیار داکار گردید\nو کافه ملت ناجیه را بزیر سایه معدلت پروستند تا در محصل\nاقبال افغان - توفیق پیش ارزانی فرمایند که ما با برابر یاد\nنار رضای اعلیحضرت محمود القلوب که عیناً عین زما اولاد\nقادر علی الاطلاق است نموده از زمره فدایاکی\nمحسوب شویم . ه که اقلا\nنہ بکف بازو و نجاک رستم : بکجا بر سر میتی زکدورت قانون\nبکئے دانه بی ریشه ربا میکویم - که زنده باد نماند بر نارد\nشه از معونت آگاه ارمان ، با سده باد دولت\nمستقله با بالشکر وفائی عساکر افغانستان مضافه ام عساکر\nفعالیت حاکم ضافرا از منبر\nامین افغان معلوم میشود که اقا محمد سرور خان حکمران قریه\nیک علاقمندی خصوصی بترقی و طرخ عمران عمارت ختام\nمملکت عزیز خویش دارند چنانچه عنقریب افتتاح\nمجلسی که دران اعزه و معتبرین و صاحبان رسون را جنوی\nفراه شامل بودند منعقد نموده فوائد شفاخانه رامین کار امانی\nاملی نمودند. وضمن فر مودند که فیدانی تصمیم دارن واطرافه\nبر شفا خانه یک باب مکتب حفظ و اصول دفتری ما العمر\nرادر حکومتی فراه آغاز نماید تا دران اطفال حماد انس مسوولین\nعلوم و فنون بشوند. کثیرا"}
{"book": "adl0717", "page": 416, "text": "دلو شماره (۷۵) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل چهارشنبه ۱۵ دلو\n\nمعارف کولونل غاز محمد حسن لطف اقائی را که صاحب در\nرپورتر این محفل کافه تحریر ست شائقین بدان رجوع\nنماید\n\nحقیقت۔ امید استیم مقاصد حصر محررینویش برای\nمآل مشارالیه و سائر مامورین دولتی توفیق خدمت\nدیانت و جمعیت را بآنچه امور نافعه خیریه که باعث\nاعلاء وطن و افتخار دولت هست نیاز میکنیم.\n\nخبری مصر قاہرہ ۔ شیخ نادیش که از\nعلماً معروف سیاسی و دینی\nبود باشار تیبه عمومی مدرسیات ابتدائی مصر مقرر\nگردیده اند. از اجرا د کی اشتان بتحصیلات ابتدائی\nدر فر د قریه یک علامه فاضل بزرگ همچی شیخ نادیش\nبر است آن واقع میشود که حکومت تعلیمیه ابتدائی\nرا در وطن خویش باهتمام فوق العاده دارد.\n\nزغلول پاشا به نماینده (رئوتر) اظهار داشته\nکه نظام از شرکت در انتخابات تازه برای مخالفت\nبا قانون اساسی مملکت هست. وزارت موجوده\nبرخلاف قانون اساسی رفتار دارد.\nهیئت وزرای مصر برای افزودنی در\nعساکر پیاده و سواره مصر بدست آوردن قرضه\nمنظور نموده بوزیر حربیه دستور داده شده که شهری\nرا در خرید گرا ترتیب قشون و آلات هوائی را\nترتیب داده بمجلس تقدیم نماید\n\nخبری ایطالیا از چند وقت باینطرف\nمخصوصاً پس از کشته شدن\n(متیوتی) در ایطالیا بر علیه حکومت فاشیستی حلقه\nکار انداختن موسیو مسولینی رئیس الوزرأ ایطالیا حزبات\nو تظاهرات شدیدی در جریان ست میگویند که\nمخالفین حکومت قتل موسیو مسولینی را تصمیم گرفته اند\nمسولینی هم سخت گیری و تضییق را بنانھاده بسیار\nکلوب قهوه خانها ، مجلس هانه بند کرده و خانه با را تفتیش\n\nنموده ، عده را حبس کرده وزیر معارف و وزیر تقریر\nعمومی استعفا داده بجایشان دیگر وزرا مقرر شده اند.\nروزنامه (تیمس) لندن عقیده دارد که\nبقا حکومت حاضره ایتالیا غالبا غیر ممکن است\nو مسولینی به این اجرات جابرانه و تضیقات\nوسعت گیر بداسوقتی نخواهد شد.\n\nجدول توقعات نو ار شهر کابل\nابعد از شمار ۵۹ - ۸ جد\n\n| تاریخ | وقوعات موسمی | مدت |\n| ۸ جد | باران | ۱۳- ساعت |\n| ۱۷ جد | برف | \" - ۱۶ |\n| ۱۴ \" | \" | \" - ۶ |\n| ۲۶ \" | \" | \" - ۲۰ |\n| ۴ دلو | \" | \" - ۱۲ |\n| ۵ \" | باد | \" - ۲۴ |\n| ۱۳ \" | برف | \" - ۱۰ |\n\nیاد داشت با د گیر تاریخ ۷ دلو و زبده\nیک طوفان نهایت مدهش هولناکی بود نا از فضل\nایزد پاک برای احدی تلفات\nجانی نداد وقوع آن هم نبویت البقه\nنهایت ملیے تا یک اندازه قابل بتعجب\nو حیرت است که علاوه بر غلطانیدن\nعمارات معمولی و دیوارهای\nخاکی با عمارات پر شکوهی\nو قصور دولتی ازان خسار\nکشیده مخصوصاً تا هن پوتها\nمقاما متعددی را بر انده ست\n( نفوذ باشد من غضب الجبار)"}
{"book": "adl0717", "page": 417, "text": "شما (۷۵) جلد اوّل جریدهٔ حقیقـت کابل چهارشنبه\nنازله مرض در سرحدات ایران\nمرض مجهول نامی هنوز در ضلع پاخورنه دوام دارد که تقریباً (۲۲۴) نفر بمرض مذکور در هسپار عاله جاودانی کشیده اند با وجودیکه از مشهد داکتر ها برای تشخیص آن مرض و معالجه بطرف موضع مزبور اعزام شده اند باز هم تا حال تشخیص مرض مذکور نشده است، علامات این مرض قرار ذیل است:۔\nدر سر دردی تب شدید، دردسینه، و تا چشم اندران ازین مرض زرد می پیدا میکند اگر مریض این مرض استفراغ خون کند صحتمند میشود، والا از چشم، وگوش و بینی، و نوک انگشتهای مریض خون سرکرده در بین (۴) ساعت فوت میشود.\nعرقابی\nخبر های مشهد اقدس مظہر است که نصف شهر بر جند مرکز قائنات تحت آب گشته و دریا چنان طوفانی شده است که از آبادی و عمارات اثری دیده نمیشود.\nخبرهای روسیه\nمخبر ریمس اطلاع میدهد که اوضاع داخلی روسیه کسب نزاکت کرده باعث آن تولید اختلاف میان رؤسا و بزرگان حکومت روسیه است حتی گمان تولید جنگ داخلی ہم میرود، برای جلوگیری ازین اضطرابات حکومت روسیه فرمانی راجع بدقت در قانون اساسی روسیه و تطبیق آن با خواهشات مزدورها و دهاقین در همیامیات صادر نموده یک کمسیونی مرکب از (۶۵) نفر برای این کار مقرر گردیده است.\nخبر با بعد از برلن حاکی است که ایم قرونسکی دستگیر شد و در ماسکو در بند نمانه کریملن محبوس است. گفته میشود که سبب دستگیری و حبس نمودن او انکار و سرکشی نمودن از احکام مجلس تراکموریت است.\nنامبردار ستر جیمس نیز تحریر میدارد که دایی جورج\nوزیر امور خارجه اتحاد جهازات آلیه روسیه در جمله\nاظهارات رسمی بیان نمود که حکومت برطانیای\nممالک ضیا و ضدیت حکومت سویت را\nنموده و در اخلال مناسبات حسنه، و تحرک انقلابت\nسویت با منگولیا کوشش دارد.\nمخبر سنترال نیوز از برلن خبر میدهد که\nفهر آنگلیز بقل رسانده جهت تمکن این خبر باخطا\nفرکنندگان دستگیر شده اند.\nاز رنگا خبر نفیس تحریر میدارد. قراولانی\nجواند روسیه از خانقاه کییف) (۷) سیر طلا\n(۱۰) سیر نقره وعلاوه بران مقداری نقره از\nظروف نقره و جواهر گران بها بدست حکام کمیته\nافتاده. گفته میشود که نقود و جواهر فوق الذکر برن\nاز ترس غارت نمودن بالشویکها در تنها و نهان بود\nخبر های ترکی\nکمپنی موصل افزا نقره وارد قونیه گردید\nحکومت ترکیه به فابریکهای مختلف اوروپاکه\nزیاد مهمات و الات جنگ از قسم طیاره و مواهب\nزره پوش فرمایش داده برای خرید این\nجدید (۳۰) لک پوند منظور نموده شصت\nصحت مریض است خیال دارد با یک نفر داکتر\nیا مصر میرود.\nبوزارت معارف ترکه (۲۵) هزار لیراب\nبر آشویق و ترغیب نمودن مولفین، ارباب قلی\nمطایع. اعتبار داده شد جهت وزارت نو میدم\nبه خانم (ضیاء گوک آلپ) ادیب و مفرد ترکی جهت\nپشتر وفات نموده در هزار لیره نقد داد دراین\nلیرا ماہا نہ وظیفه مقرر نمودہ و برای ہر یک از\nدویم سی سی لیرا وظیفه ماہوارہ تشخیص نمودہ مصاری\nتعلیم هردو لیلہ را متکفل گردیده است (الان)"}
{"book": "adl0717", "page": 418, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0717", "page": 419, "text": "شماره (۷۶) جلد اول جریده عقیقت کابل شنبه ۱۵ \n\nحاشی یه دارنگه مغناطیس دی، \nچی لدی فندا منوا هشان ورب \nاو حکومت به مثل د خاکی د \nوستی خان ته را کاکی . \nپه خلاف دوی حخمل به سیاه \nچه بواسطه د نسل د قدرت \nاو دالایق نوب او خراب فکر ونه \nترلامد ی د تاثیرات دو اقعا \nچه هرا ورخ واقع کیربی او په \nمناسبت د تل محیط هتا ترکیبی \nقاعد یه سائل د نظام اجتماعیته \nاو ادارقه او سیاسه خیلو فکره \nلا محاله په مشکلا تو ز یا تو دعا \nاو په نزد د خاوندان دبینا \nشرمسار کخشی . \nلدی سببه لازم دی چی تره \nد سیاست لروشه او قصد قطعی \nشرلیک د مملکت په قرا دد خوبی \nاو دزود ملت له طرفی د کار \nدارانو د لولو ولایات او حکومتی \nکانونونه به دین جاری او \nمری و کری . (امضا محمد دلاور) \n\nگرفتار وزیر داخله ایران \nاز طهران هیجده اخیر جنوری خبر رسیده است وزیر \nداخله ایران را آقای سردار سپه بجرم اینکه نظامات \nوقوانین حکومت ایرانی را تقدیر نمیکند و حرکاتی را که \nاز ان تحقیر نظامات مستنبط میشود نشان میداد، نظر بند \nنموده است. \nپایونیر اخبار مشهور اله آباد رقمزد است که گرفتار \n\nوزیر مزبور از نقطه عوام الناس نظر تجزیه میشود \n\nوصول و قد تر کی به رایانه \nاز بغداد در وسط جنوری پیامهای موصوت \nمشعر است که وفد ترکی برای مذاکرات بوم \nمرحلات آن درین ایام بیواری موتر از \nبغداد داخل شده اند. میگویند در میان این \nیک جنرال مشهور و معروف ترکیه (جواد پاشا) \nمیشود گروه وفد مزبور بعد از اقامت \nدر بغداد باطراف و نواحی موصل حرکت خواهن \n\nصد امهی تاریخی بلده لند \n\nاز مطالعه جرائد تازه هندی مفهوم میشود \nجنوری کی صدای از عد شدید و مهیبی سموم اند \nکه از اثر آن تمام عمارات و قصور بلنده لند \nو اکثری از باشندگان آن فریاد های بی اختیا \nاز نهاد ناشاد شان برآورده، بهیچ نتوانسته اند که \nاین صدا مدهش از کجا برآمده و علت پید \nالبته گفته میشود که در ابتدا آتله نظیر او \nعجیب نیز دران سر زمین دیده شده بود. \nدوم مشهودست که طلاوہ بر عادت محو \nنزدیکیها تقریبا تا دو هفته چندان یک غبار غلیظه \nو اطراف و حوالی لندن را فرا گرفته بود که چه \nبسیار روشن برقی لمپ ها سه بزار لمپ \nآفتاب بیشتراز یکه انگشتش در ان تاریکی دید \nدر اثر این ظلمت حیرت سوز رفت دانه \nو ترام ریل و کالسکه ها در تمام شهر مسدود و \nنیز خسته شده است. حتی میگویند که از اثرات ای \nتاریک و تا راطراف و نواحی بریس نیر بی نصیب دی"}
{"book": "adl0717", "page": 420, "text": "ولو شماره (۷۶) جلد اول جریده حقیقات کابل شنبه ۱۸ دلو\nچپاول پشاور\nبا و نیز مینویسد که درین سال ببر نفری اقوام\nافریدیها انقدر معاشات و امتیازات مستمری\nخود امید یشاور شده اندها اسنا سفا نه بر چندی\nاز دکانچین شهر دست تطاول و تاراج و نهبگری\nشاملوا دراز کرده اسعه و بعضی اموال انها بجور کرده ۔\nبغارت برده اند .\nاخبار سیاست در قطه از بست که در اثر این\nواقعه چندے بازار چوک شهر پشاور کاملاً تخته بند\nو مسدود بوده بست - تا اینکه انتظام تحفط آنجا\nبدریعه نفری پولیس مسلح بعمل آمده الآن کماکان\nدکانچین بازار راه داد و ستد را کشوده اند.\nاخبارات مینویسند که بالفعل انتظام پولیس\nسطح شهر پشاور قابل تعریف گفته میشود .\nترقی تجارت ایران\nتجارت شمالی ایران بسیار خوبی اخیرا با همت\nفوق العاده داخله نشر گردیده بست زیرا هر روز کشتی\nروس به بنادر ایران وعده دخول و خروج نمود محمولات\nبار و تجارت بست از قند و شکر، آهن الات و غیره\nو معلم ارش غلبا برنج و گندم، تخم مرغ ، میوه جات\nپنبه، پیله ابریشم و غیره میباشد ۔ چند لیست قیمت\nبرنج بواسطه کثرت حملی بروسیه ترقی کرده و قدریم\nکمیاب شده بست . کمیسیو نی هم که چندی قبل برای\nجلو گیری از حمل غله بروسیه تشکیل گردیده با زادی\nاین انو نقط توسعه و ترقی تجارتی رای داده و دولت\nمشغول اجرا آن میباشد ۔ و بموجب تصمہ مقرره کمیسیون\nدولت حق انچ کو نه ملاحظه در امور غله ندارد. و تجار آزاده\n\nطیارات پستیه ایران\nبموجب تلگرافیکه از انزلی واصل گردیده\nده فروند طیاره متعلق به کمپانی ( یونکرس ) از\nاثر ویلا بئیانیکه برای پست ایران اختصاص\nداده از باوکو به برانزلی فرود آمد.\nفتوت فتحته بیگی\nنظر بکیر بود خبر ندارد است آقائی\nرئیس الوزراء دولت شمتشاهی ایران\nاز حقوق شش ماهه خود را که بالغ ب (۴۵)\nہزار روپیه بست صرف نظر فرموده اند.\nتأسیس زایشگاه\nنظر برینکه بعضی از نسوان فقیر ایران در موقع\nوضع حمل بواسطه دست تنگی دچار مضیفه بودند\nاداره بلدیه طهران محلی را موسوم به زایشگاه تاسیس\nنموده که در موقع ضرورت بدان محل مراجعه نمایند\nو پس از دریافت تصدیق از قابله قارع بتوانند\nشوند. قابله ها و اطبای تخصیصی برای ائلین است\nتغییر لغات\nبر حسب امر ربات\nوزراء عظام ایران\nہئیتی تشکیل یافته که لغات ارو پائی را\nکه در نظام معمول و مصطلح بوده بر زبان فارسی توجه\nنمایند . که بجای لغات اجنبی استعمال گردد.\nماشین حسن مرگ را می فهمید.\nمیرزا ہم بیگنا\nمعاون ایڈیٹر\nیکے از ملین خرمن کو بی ایجاد نموده که گندم را بعد از دروی\nدر دل ما نخواهد بود  (محیطی) از جریده شفق\nبا مجله اور دو سے ساخت ہما کو سہ بارہ سید بها مدام بہ بست ، فهمیده صحت ما با وجود حرکت دادہ ہا متغیر بود"}
{"book": "adl0717", "page": 421, "text": "شماره (٦ و ٧) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه ١٨ دلو\nخواب بیداری ایام جهان کوتاه است\nدر توحید و تقوی\nجز بتقوی نتوان راه خدا پیمودن بینمازی نتوانیم خداجو بودن\nگر خدا می‌طلبی ترک هوا باید کرد با هوا که نتوان راه خدا بنمودن\nرشته تو بخداگر بهوا خورده گره جز بتقوی نتوانش گره بکشودن\nنه بسعادت بود انباشته ارزری قوم پاراسباب تجمل همه گاه افزودن\nگر خدا می‌طلبی زآئینه قلب هوا ذره باشد باید که همان زدودن\nخواهی آزاد شوی در قیامت زجحیم باید آزادی بر خلق خدا بخشودن\nبوی بدکاری ما آید ازین خمره تن سدراین خمره نتوانیم بگل اندودن\nگیرمت خلق ستودند بروغ ارنی خویش را پیش خدا می‌نتوان بستودن\nور برخلق نتوانیم نمودن نیکو کی توانی بخدا خویش نکو بنمودن\nبا هوا چونکه نجنبد بیکی قلب خدا از هوا باید یکباره دلک پالودن\nخواب بیداری ایام جهان کوتاه است سالها باید در قبرهمی بغنودن\nپاک و بی آلایش کرسوی خدا باید رفت\nجان نباید بهوا و هوس آلودن"}
{"book": "adl0717", "page": 422, "text": "طریقه جریده سراج الاخبار\nاین اخبار نفوس را براه تفصیل و تکامل گرفته\nنه میسود و نه میگیرد اما در هر پست خانه\nمیگردد. امور تحریریه مکتوبات متعلقات\nارسال وجهه قیمت اشتهار برادران و امنای\nجریده وازلا نلاج و اصلاح در لزوم\nانتشار مرغ زار دست باشتراک بتوسط\nخزانه دار انتی مقصود نقد\nاز همه ما قبلا دریافت میشود.\nشرايط انتشر کنندگان\nنگارنده محمود طرزی منشی\n\nسال یکم\nجلد اول کابل دوشنبه ۲ دلو ۱۳۰۳ ش ۱۵ رجب المرجب ۱۳۴۲ ق شماره (۷۷)\n\nمژده نظامنامه محترم مطبوعات\n\n(۱) محاکم در باره (۱۱) نظامنامه اساسی تصریح دارد\nافغانان شرایط در فقط بر همه افغانه مائده بدست.\n(۲) هر روزنامه و یا رسایل یومیه موقته باید یک مسئول\nداشته اخذ صاحب روزنامه و یا رساله مدیر مسئول را\nبنگاه صلاحیت روزنامه و یا رساله با مدیدت مسئول قبول کند\nیک شخص گیر می ضروریست که مدیر مسئول مقرر شود.\n(۳) صاحب روزنامه و یا رساله و مدیر مسئولش باید از طبقه\nافغانیه بوده و مدیر مسئول بیست یکسال عمرش اکمال کرده\nعموماً از حقوق مدنیه شخصاً حظ لذت دارد و سلطنت ذات\nیگانه اعلیحضرت غازی که جرمی مانند ساخته کارتی فریب\nیا به سؤ استعمال امنیت که بسؤ اخلاق دلالت میکند محکوم نگردد\nادعائیکه روزنامه و یا رساله نشر نموده از کرامت بود یا کتاب\nبهره داشته باشد.\n(۴) نشر روزنامه ها و رسائل یومیه موقته باجازه رسمیه\nنهائیست شخصیکه میخواهد روزنامه و رساله یومیه موقته نشر کند\nباید مرکز وزارت داخله و ولایات و محلات در اطراف بالکینه یا\n\nو اما بحاکم اعلی باید در خواست نامه تقدیم کرده درین در خواست نامه\nتفصیلات ذیل را نشان بدهد :-\n(۱) ۱- عنوان روزنامه و یا رساله (۲) در کدام محل و در کدام مطبع\nچاپ میشود (۳) موادی که بحث میکند (۴) اوقات نشر.\n(۵) اسم و شهرت و سن محل اقامت و کیفیت سندش. (۶)\nاسم و شهرت و سن و محل اقامت با کیفیت مدیر مسئول (۷) بکدام\nزبان نشر میشود. به نائب الحکومه و یا حاکم اعلی درخواست نامه را\nگرفته در ضمان خط و مهر میشود بنمره بوزارت داخله فرستاده بنا بر\nخواست نامه از طرف وزارت داخله بعد از تحقیقات دقیقه\nلازمه برای متمنی یک اجازه نا داده میشود.\n(۵) هر نسخه روزنامه و یا رساله یومیه و موقته که بطبع اعتبار شی\nباید دستخط مدیر مسئول را داشته باشد.\n(۶) در صورتیکه صاحب یا مدیر مسئول روزنامه و رسائل یومیه\nموقته عوض میشود اول باول در مرکز بوزارت داخله و در اطر\nنائب الحکومه و یا حاکم اعلی رجوع کرده کیفیت بخود رخصت\nنشان داده شود و همچنین در حالیکه عنوانی یا ایام انتشار و یا مطبعه\nروزنامه و رساله تبدیل و تغیر میخورد قبل ازین همان دوائره\nمعلومات اعطا کردن ضروریست.\n(۷) همچنان بدرج نمودن تبلیغات رسمیه که در مرکز از وزاریا"}
{"book": "adl0717", "page": 423, "text": "شمار (۷۷) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ۲ ذقعده\n\nو در اطراف از طرف حکومت محلیه فرستاده خواهد شد و از خواندن آنه[؟]\nضروریست بچنان جوابی که شخص مأمور خواه غیر مامور در مقابل\nنشریاتی که برخلاف شخصی خودش واقع شده است بشرطی که از\nبرابر مقاله اصلی زیاده نشود در نسخه اول بهار روزنامه و یا رسا[؟]\nدر جا ستون نشر گردش بده اجرت مجبور است.\n(۸) رسائل موقوته که به سیا تعلق نداشته و محض ادل\nوفنی باشند به این نظامنامه تابع نیستند.\n(۹) روزنامه و یا رسائل یومیه موقوته که در داخل شفا\nبرطبق احکام این نظامنامه در ظرف سه اجازه خواهند گرفت\n(۱۰) هیچ کتابی بدون تصویب اجازه وزارت معارف\nدر مطبعه‌های افغانستان طبع شده نمیتواند.\n\nاحکام جزائیه\n(۱۱) مجازات قانونیه که از رو مندرجات روزنامه و رسائل\nیومیه موقته می‌آید بدرجه معمول و یا تا روزنامه و رسائله که\nمدیر مسئول باشد و در صورتیکه در زیر یک مقاله دستخط\nکسی با مسئولیت این مقاله شریک باشند بحال مدیر مسئول رجوع میا[؟]\n(۱۳) روزنامه و یا رسائل یومیه موقوته که بلاحصت نشر شده\nباشند و یا مدیر مسئول شان بموجب ماده (۶) معامله قیدیه جهت\nنکرده تا فوراً تعطیل میشوند.\n(۱۳) کسانیکه بلاحصت روزنامه و یا رسائل یومیه نشر میکنند\nو یا در حال تبدل صاحب مدیر مسئول روزنامه رساله بدون\nنشان کردن کیفیت در رخصت نامه به نشر روزنامه و رسا[؟]\nدوام می‌نمایند علاوه بر جزای تعطیل تغزیر میشوند.\n(۱۴) روزنامه و رسائل یومیه موقته که نشریات ذیل را\nمیکند بموجب ماده (۱۰) در محاکم عدلیه محاله محاکمه زیر تعزیر\nمی‌آیند. (الف) نشر عبارات تحزیف و تحقیر در باره دین\nمبین اسلام و مذهب اسلامیه و طوائف سینه (ب) نشریات\nیا تحریکی از جرائمیکه در ماده های (۳۳) الی (۳۵) و\n(۳۰۳) نظامنامه جزا عمومی مصرح است متضمن تحریکات\n(ج) نشریاتیکه مغاثر آداب عمومیه مخل اخلاق می‌باشند\nاجرای نشریاتیکه متضمن ذم و قدح باشند (۱) در حق حکمداران\n\nو یا رؤسای حکومت دولی که با دولت افغانستان دوست\n(۲) در حق خاندان سلطنت. (۳) در حق دوای\nو هئیت رسمیه قشون (۴) در حق مأمورین سفار[؟]\nاجنبیه مقیمه قونسلهای مقیم افغانستان (۵) در حق\nو افراد اناثی . (هـ) به تهید مداخله و یا با اسنا[؟]\nاخلال ناموس یا کسر اعتبار یک شخص را موجب با\nکرده باشند. (ش) کوائف بی‌اصل و اساسی\nو یا محرف و یا بدون اصل و اساس و یکی به کا\nنشر و نقل کرده باشند.\n(۱۵) از جرایم فوق مطبوعات جرائمیکه در فقرا\nالف ب ج و (۱، ۳) بیان شد\nمراه راست از طرف حکومت در پیش محاکم عد\nمحاکمه جرحه با ذم و قدح که در باره حکمداران رؤسای\nسیاسیه اجنبیه واقع میشود و در فقره د (۲و۵) مرقوم\nمراجعت سفارتهاشان زارت خارجه محاکمه جرحا\nکه در حق محاکمه دو واثه و هئیت رسمیه قشون واقع میشود\nد (۴) نوشته شده است بنابر مراجعت رؤسای م[؟]\nبنابر طلبی شکایتا اردو از طرف حکومت محاکمه بدر\nجرحه با ذم و قدح دیگر بدون طلب شکایت کاغذی\nعدلیه محاکمه شده نمیتواند.\n(۱۶) در حالیکه در باره مأمورین شکایت یابد شاکی\nشرکت با نیکه با سهام متکفل اند با تضمین ذم وا[؟]\nذم به شالیکه داخل ماموریت وظیفه نشان ب\nهرگاه عندالمحاکم افعال مذکوره ثابت شود از رو\nمجازات مرتب نمیشود.\n(۱۷) وقتیکه از طرف دولت لازم دیده شود\nدر رسائل و یا بجرکاتو اکعکسی و اشیا و سا[؟]\n(۱۸) ادخال روزنامه و رسائل یومیه دو[؟]\nاجنبیه نشر شده با قرار هئیت وزرا بمنع میتوا[؟]\nداخلیه بنابر طلب و تکلیف اداره مطبوعات یک یا\nامر داده میتواند که ادخالش منع شود. نظا[؟]\nغیر رسمی عائد بوده روزنامه‌های رسمی خواهند[؟]"}
{"book": "adl0717", "page": 424, "text": "شماره ۷ جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه ۲۰ دلو\nادخال این نظامنامه را در زمرهٔ نظامات دولت بضمیمه تفصیل احکام موادش برا اراده مینمائیم . مورخه ۱۰ جدی ۱۳۰۴ [مهر بانو]\nحقیقت ازین نظامنامه با اقدر دوره مبارکاتی بر خود می بالد. و از ملاحظهٔ آن پیش از پیش اضافت حسنه و حریت نوازی حکومت متبوعه خود را تقدیر و تحسین نموده عموم اهل جراید و صاحب قلم مملکت افغانیه را از اینجا و اجرای قوانین حریت شرعاً که بشعبت فرستاده سراً خود بر تا عموم اهل قلم افغانیه چنان توفیق انیق را خواهانیم تا ازین آزادی و قدردانی استفاده حاصل کرده بر خلاف سابق شیوه‌های را که در رو درین حقیقت باطراف مملکت از ملت یا هئیت دولت مشاهده نمایند حقانه در بیداری و هوشیاری شان اقلام سحار ارقام خود را بجنبانند. و خیانت متجاسرین و ظالمین را باستی بی پرده بآریا داران وقت حکومت خود ابراز فرمایند. و هم از تملک بادنجان بازیها دشمنان داخلی و خارجی دهقانه بطرز ادیبانه گوشزد حکومت عادله خود نموده تجاوزات خائنین مملکت را با عبارات آتشین حقیقت آئین بر آئینه هئیت دولت ثبوت خود بنفعت مملکت خویش گو شگزار نمایند . نکته که عموماً در بحر جاودتیه مقام مبدأ مراعات آن بر آهل قلم مخصوصاً اهلمبر\nلازم بلکه الزمست همانا نگهداشتن عفت قلمی و شرافت ادبی است. و ملاحظه نمودن این امرست که اختلاف ادبی و یا تجاوزات پر نزاکت قلمی موجب اختلافات شخصی عناد محض نگردد و هم حتی الامکان از مداحی بیجاه کلاً فارج از مبحث صرف نظر داشته همواره بمقابل دولت خیراً و در طرفداری مملکت اغراض . و در بیدار کردن ملت بی‌ بادبیات رسانیدن آواز با نظم اوشان بگوشها مامورین بافتاری . و در تحقیر و تمدید نمودن جابرین و ظلام همت بر گمارند. و ما علینا الا البلاغ .\nبودجه سنه ۱۳۰۴ | هر روز حسب عادت معموله که همواره بتقریب اختتام سنوات شمسی مجلس عالی وزرا برای ملاحظه و ترتیب بودجه دولتی منعقد میشد . یک حطه‌ه عالی از همان ذوات مکرمه تحت صدارت علیا حضرت غازی معظما انعقاد یافته در ملاحظه و بازدید و ترتیب بودجه سال آینده صرف مساعی میورزند مسئله ایکه مادیست و امید درین سال نیز مانند پارسال حکومت عادله ما ترقی اقلاً بصد الیام بودجه آن مملکت از فضل الهیش نقطه نظر خود قرار داده شایق اینمورد که امسال از مزید قدردانی شهریار ستوده خصال و وزرأ عادل ما مصارف و واردات محکمه عالی تفتیش با عایدات آن یکجا به \nامروز مهتم از هر چیز قشون است\nاین اشعار رالقه از طبع آقای زین العابدین خان متخلص بقره که امثال این اشعار اشعار دیگری را نیز در آزادی شرق سروده اند\nای آنکه به تحقیق ترا حب وطن هست\nغمازی افغانت اگر سر و علن هست\nبار بجز ان مهر تو بر وجه حسن هست\nبشنو اگرت از دل و جان گوش یمن هست\nاین جمله وصایا و تو باز بکینه پندار\nامروز مقدم ز همه چیز قشون است\nتوصیف یه ی از حسنه تحریر برون است\nما را بسوی مجد و شرف راهنمون است\nانکار هر کس کند الحق ز جنون است\nزیرا نشود منکر این مرد هنر دار\nلکن چه قشونی که بود پردل و جنگی\nدر جنگ گرو برده ز هر شیر پلنگی\nدر دشت هنر بر یی و در بادیه تنگی\nنی که دلار و میکاره و چیر سی شده بنگی\nاز غرفه کسالت بجگنی نسل دو پیکار"}
{"book": "adl0717", "page": 425, "text": "شماره ۷۷ جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل ۵۱ صفحه\nدربلی خوردن مر مور و باجب رسوم مواجب بود حبس داودار\nنه وقت بس بود از بنده اصاحب تکلیف در افتاد آن هم شده نایاب سودیار\nاین رسم دونش پر بود از سر و رو سردار\nدر ماجه خوبی نسب برنام و نسب داد پر فاش خرمی را شرف و افرو و لقب القد\nبیکار نگرد دل دکمار ونج و تعب داد هم منت خرمی را زبرسیم بخسیس\nبخشید بامداد و بفرمود بیا سردار\nاین حال بافغان نه زتاثیر نجوم است نی از اثر بخت بدوطالع شوم است\nشک نیست که این کار ز فقدان علوم است آبادی وابسته بتحصیل عموم است\nباید شود این فعل مزید از ره اجبار\nمتقی و قت تو باشی اگر عارف همواره کشی سعی تو در نشر معارف\nافسرده نخواهی شدن از حرف زخارف تسلیم نده گنج درین راه مصارف\nآخر شجر علم ترا بر دهد اثمار\nگر زانکه نمائی بوطن مدرسه تأسیس ابنای وطن را بکنی امر بتدریس\nاین طرز و روش است بطابق تدریس نی آنکه کنی سیم و زرت را تو زندلیس جها را\nصرف از پے کاری که بود موجب اضرار\nبنگر که کنون مقتضی دور زمان را علم و هنر آموز و کمالات زنان\nتا قطع شود دست طمع راهزنان را وانگاه بکنی شکر امن و امان\nوز تربیت نول ببری فائده بسیار\nنقد و تو در تربیت نول مکن ایزاد در سلم وحقوق و ادب اوزن نوزاد\nدان ارزہ تحسین که ملت شود آباد زان رو که ز غافل که زنان عاقل رزان حریق\nخواهان وطن کرد و از جمله احرار\nبنمای توجہ تو بقانون مساوات بگذر تو ازین کهنه پرستی و خرافات حسا\nبنگر که زبی فکری ما عقل شودمات خواهیم که از گریه و از خواندن امریکن\nمشرق شود آباد بود فاعل مختار\nگز بوطن دوستیت شور بیماکن بشناس تو در دادن آنگه در آیکن افکار\nنی خویش چنین سحره و انگشت نما کن هر کار بموقع کن و هر امر بجا کن میکرو\nتا دشمن بدخواه تو نماید بت انکار دادن\nبس جائے تأسف که بمشرق همه خوابند در خواب زخود بیخبر و مست خراب که خون\nمست ز غفلت نه زتأثیر شرابند پرون زره دانش و از کار صواب با مثال\nسرگشته و حیران همه هستند چو پر کار\nخاموش فرح طول سخن این همه آریا فریاد و فغان را پیر مرا یار میخواهش\nآن کو کہ وطن خواہ بود از دل جان کیست در بیت ہزاراں تو یقین دان کا ہوا میں\nاشخاص وطن دوست بگفتار بکردار"}
{"book": "adl0717", "page": 426, "text": "[نرخ اشتراک]\n[قیمت]\nتفصیلات ۶ ماهه ۱ ساله\nداخلۀ شهر کابل ۵ ۹\nداخلۀ افغانستان ۷ ۱۴\nممالک خارجه ۱۵ ۸\nقیمت یکشماره | [؟] [؟]\n\nمحل اشتراک : -\n[؟] دارالامان و تمام\n[؟] مدیریت ها محرر اوراق\n[؟] و[؟] میثاق ها اداره : -\n[؟] اداره و[؟] و شرقی\n[؟] سمت کشته از هوتل کیزدو[؟]\n\nحقیقت\n۱۲۳۰ شمسی\n\nقواعد وشرایط\nاخبار چهار شنبه بازار [؟] بانام اشتراک کنندگان درج[؟]\nنشر میشود و مرکز مقالات در مدیریت عماً\nارسال میگردد، امور تحریریه اداره حقیقت\nارسال مقالات حاصله در اداره با[؟]\nحریره در ادراج و اصلاح و عدم نشر\nآزاد است اشتراک توسط مزاران\nدولتی و بصورت نقدی\nاز همه جا آسان دریافت میشود\n[؟] روزنامه\nبرهان الدین کشککی\n\nجلد اول کابل چهارشنبه ۲۳ دلو ۱۳۰۳ ش ۱۷ رجب المرجب ۱۳۴۳ ق شماره ۶۶\n\nادبیات ملی\n\nعجب عصر عجب دور دلا امان دی هر طرف چه نظر کڑی ثانی دلا شکران دی\nهر سړی مالک ده خپلی آزادی استبداد أسانت درزی انصاف رو د[؟]ي\nمساوات دی پرې بل څه غرض نشته گویا هر سړی خپل کورکښ سلطان دی\nاست په کور کښ خبرداس کل جهان اخبارون دی جاری ملك پرودان دی\nکاپره دولت یا ده ملت دی پښت نه دی هریو فخر و ته عيان دي\nعرض داد لاشاه غانټیادی له اعتباره چه ملت وربخی بیداو[؟] ویر زاده ان دی\nهر که خپل دولت په احوال پوه شی بیا خبرشی چه په څوك نور چستان دی\nشکروب خپل او د ه نور و پوری والی ورمعلوم شی غیرت و کاند افغان دی\nلادب له مقالا و ادب واخلی مهذب شی تابکی بومرغی وحشت زیاندی\nهم سبق انصاف و کرم یا رنو د ه اخبار هر یوه مضمون اب حیوان دی\nل مثال جام جهان بین دی دلا جمشید آینه د جهان نماسوی روښان دی\nفخرته اوستاد دی عالم كامل څه نصاب د جاهلیت د هر انسان ی\nخسوس څونګ له دیری بیفکری چه همیش بی د نعمت ورمی کفران دی\nبهی خاضر[؟] اخبار ته مونگه نکرو که و خاضر[؟] دی یک نام[؟] لا بدشاندی"}
{"book": "adl0717", "page": 427, "text": "شماره (۷) جلالت مآب جریدهٔ حقیقت کابل چکامه بندان\n۲\nمامورین وائی اخبار میه مونگہ چہ کرو ہیچ وصول له دینہ شتہ دی اسمان\nنہ چلینی نہ وظیفہ مینہ مدار پیدا افغان پہ حیلہ نہ دہ ویر دلان طومار دی تہ ارمان\nځوک چہ لوي غوښي یک هدی ده دولسو بچیه حیران یم چہ دا څرنگه انسان دی\nخدایږگو یاس کاچہ ھمده او غشرید شی دغه محکمہ لاحدیث اوبلا قران دی\nباخبر شی باختوچہ غفلت بددی فہم وصیّت داده فقیر بلبل افغان دی\nمرحمت و نوازش شاہانہ با اقوام هزاره\nاظہار مسرّت وعدهٔ اعطای نشان\nتقرر یک ہیئت تنظیمیہ برای بازدید امور ملکیہ هزاره\n\nچند قبل برسم انچه بعرض وزارت جلیله حربیه و بمطالعهٔ حضور\nمحترم آقای عبد العزیز خان وکیل جوئیان خوانین متعلقهٔ دایزنگی و اطرافی\nاقوام مقیم دست التزام هزاره که در موضع مروز خاک اسمت غوری انجا\nاحساسات خودشانرا و جذبات اسلامیت خویش را خورش فوق العاده را در درک و تخیّر\nحضور مراحم ظہور شہنشاہ محلی افغانشته در بطریق مجاہدانہ در سُلوک\nو راہنمائی اقوام و طوائف با غیرت و حمیّت شمولیت خود شان\nبجہاد جنگ میمون در ہنگامِ ناکرنگ تا تشریف احتقان امیر المومنین\nپادشاہی گردیدند! این طوائف با تفصیل لازمه در شماره حقه\nدر صفحات حقیقت مفصلاً مرقوم گشت)\nاعلیحضرت ہمایون از تمام خوانین زعمأ ملکی اوضاع گزاریہ و\nاظہار عقیده شمُولیّت با دولت متبوعہ شان نموده بر آتطالیات\nو ترقیات ملت خود یک حماست و شطارت قابل امتیاز\nجوانان شجاع سرباز را بمرکز اعزام نموده بودند اظهار مسرت و\nخرمی مزید فرموده علاوه بر نوازش کلام و انعامی که قرار نامزو\nطاری عرش اتای محمد نسیم خان نائب الارو تصدیق وزارت حربیه\nعلی حسب المرسوم با هرکدام اوشان فرمودند ادعیه مزید در کثرت\nمال و وسعت تجارت و زراعت و انجاح امورات مشروطهٔ\nدینی و دنیوی شان نیز ایراد نمودند.\nوہم با اوشان وعده فرمودند که نظر باین فدا کاریہ\nو شجاعانہ و احساسات فدا کارانہ کہ از شما اقوام باخدا\nدرین غائلہ تقابل مسلم در جبل دیده شد. بعد از فتحیه\nسمت جنوبی و در دور و سا تشخیصهٔ در ہر سرحد و قلعهٔ\nعمومی که در نتیجہ موضوع انعقاد شده به بیست قرار آن شد\nکہ در وزارت حربیّه موجود است بر آمتیاز و اعزار ہرکدام\nدر این امثال واقران یک یک قطعه نشان عطا و مرحمت\nوبجا و خاطر تسلیت و اطمینان دادند که بره\nلوزمه ملکی هزاره و دفع شمرار مشکلات و فراہم اوردن اسباب\nو موجبات سودۀ ساکنان حکومت عادله شما را در نظر گرفت\nیک ہیئت تنظیمیہ و ماننده بگرد و سا تنظیمیه که بولایات مخموره\nشده اند، بر اجرای این مقاصد مملکت تان اعزام\nمزید بر مزید و سائل آرامی و خرمی تان را فراہم\nآورده اذیت و شکایتی اگر داشته باشید اورا\nمدفوع و مرفوع گرداند.\nدر اثر آن ادعیه مرجوعانہ دلبہا و عقیدند ایجانہ\nاز تمام خوانین رُعما ملکی هزاره حمال اماده و یک عالم خرمی\nشادماً از حضور رو باجر با برآمد مرخص شدند."}
{"book": "adl0717", "page": 428, "text": "(۷۸) جلد اول جریدهٔ حقیقیت کابل چهار شنبه ۲۲ دلو\n\nانتظامات قابل تعریف روضهٔ مبارک\nمزار شریف\n\nمعاصرین بیدار و قعطه نویس است که مساعی برین وجود معارف پروریکه از طرف حکومت دانرا وقاف مزار شریف در انتظامات روضهٔ شریفه بعمل می‌آید۔ امادر واقع این انتظامات چندان قابل تعریف نبود انیکه حسب توجهٔ حضرت محترم آقا عبد الکریم خان نائب الحکومه ترکستان از جذبات اسلامیه و احساسات عقیدت ارادت اقدس شاهانه تنسیقات از حد خوبی ترتیبات اندازه مرغوب برای آن مقام مقدس بعمل آمده است که از انیک باب مکتب نیز در حوزه ان روضه متبرکه تأسیس و کار آیی و باز دید مخارج و مصارف و تنظیمات آن یک نفر معتمدین آقای میر محمود خامه مقرر شده اند۔\n\nنرخنامه مزار فیض آثار\nاجناس\nگندم للمی\nآبی\nبرنج\nروغن زرد\nگوشت گوسقند\nپنبه\nزغیر\nپسته\nبادام\nمکش\nقند\n\nوزن مزار شریف\nفی من\nفی سیر\nفی من\nفی سیر\n\nقیمت\nروپیه   پیسه\n۴   \"\n۳   ۳۰\n۱۴  \"\n۱۲  \"\n۲   ۱۲\n۱۲  \"\n۷   \"\n۹   ۳۰\n۴   \"\n۱   \"\n۱۶  ۳۰\n\nمیدان طیارهٔ جنگی\n\nبیک میدان وسیع جحه فرودگاه طیاره افغانی در مقام علاقه داری ایبک که یک موضع خوش آب وهواست از طرف حکومت در تحت تسطیح و تعمیر است تا جهت هبوط و صعود طیارات افتاد سلسلهٔ حرکة آنها تسهیلاتی را دهد\n\nتغییر در رژیم هسپانی\n\nآشنایان بتاریخ میدانند، از زمانیکه هسپانیها رفتار غیر عادلانه را نسبت بمسلمانان نمودند و آنانرا از خاک اروپا با آن همه خدمات اخراج کردند هسپانی رو بزوال نامیده و اگر دران دوره انحصاری هم ترقی کرد چراغ سحری بود گفته اند:۔ (الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم) بهرقد ہسپانی بر مظالم افروخت عظمت اقتدار کاسته آمد. شکست بزرگ کنونی ہسپانی را مجبور به تبدیل رژیم حکومت نموده و گمانها بتبدیل رژیم فائده ندارد تا وقتیکه ملت هسپانی تبدیل مکالمات ظالمانهٔ خود را ندهند.\nبا جمله تکلمات روئیه ظاهر میدارد که هسپانی را از شکست ریف قسمی سررشته از هم گسیخته که یک دفعه مجبور آمده است سلطنت را تبدیل بجمهوریت دهد۔ و میخواهند در دورهٔ اول پادشاه الفنسو را رئیس جمهور منتخب سازند و از روی رژیم امریکا بگیرند. جمعی مخالف این اصول اند. چه عقیده شان آنست که رئیس جمهور امریکا را اختیارات باندازه است که اگر ان اختیارات را بیاد الفنسو بدهند، همان اختیار استبداد در ہسپانی باقی خواهد ماند. نتیجهٔ این خروجی قدمها و بیهابیها مردم چاره جز تبدیل رژیم نمی بیند و صلاحت[؟]\n\nاسلام در انکلیشیا\n\nناظرین گرام سبقون ما، که چندین مهم خبر از قبول اسلام (۱۸)\nنفر از جماعت خوانین انگلیس را اد تا فرا مسرور داشته بود، به تلالها نیز از اثر تبلیغات اسلامیهٔ وقد سلم در گانگ (بالقر) سه[؟] نفر بشرف اسلام مشرف شده اند۔ مشرف شده اند: محمد، زین الدین، کمال الدین و غیره۔ نام نهاده اند۔"}
{"book": "adl0717", "page": 429, "text": "شما (۷۸) جلد اول جریده حقیقت کابل پچکاشی\nاحرار ریف و هسپانیا\nشرط اولین نماینده احرار ریف در مقابل حکومت\nهسپانیا که با مصالحت باین اهالی ریف در میان ا منعقد می کنند\nپیرایه ها وی (۱۰) هزار تفنگ با (۲۰۰) هزار دانه کارتوش\nمفرون بقرار جوان روز (۳۰۰) صد ریق جرا به حقوق الی میم\nشیخ سنوسی سلطان نجد\nشیخ سنوسی اراده داشت که از راه نجد عازم حجاز\nسیاست برطانیه در شرقی\nترکیه میگوید که: سیاست برطانیه تقاضای\nدر اقوام مشرقی یک چنین اضطراب و جوش تولید میکند\nاقوام اروپائی جرآ مداخلات و تشکالات بین الاقوام\nگذشته متوجه شوند، و درین ملک غنیمت گواین کاره\nعملی نتیجه شورش سیاسی است.\nامداد یا امیر علی پسپاهان\nجواند ترکی میویسند که، از طرف شیخین بان\nشود و با یسفر که از پیغام ابن سعود امیر نجد با و خبر داده که امیر علی پسیه مرائیه برای امداد سامان جنگی امروزه\nشیخ سنوسی تا زمانیکه با برای اهالی نجد خبر میداریم و ایشان\nتیاری بپذیره گرمی مصافحه و محانقه از بیعت خود التوای قزبار\nداد گوشش میکند که ببر کو مسند قبضه نماید .\nترکیه ایران قرنطینه در وزارت ها\nسازش ارمنی با خلاق ترکیه\nقسطنطنیه جریده تنکیتو ترکیه اطلاع ذیل را از انگاه\nترکیه بران نموده کو\nطی نمودن معاهده و تصفیه امور استلاقیه دال بر قریه\nبحرب مصدقه خواهد شد که با سفیر ایران مقیم این از گروه\nمقامی پولیس بحروف درشت اشاعه داد بنویسید : ترأس آرای جرائی فرایند جراید فراز است کار\nدر مصر افاده داده\nاز ذرایع موثوقه اطلاع موصول شد که ارمنبون برآ اخذ\nانتقام خودها از ترکیه یک جماعت باغبانه که مرکز شان\nبلغاریا قایم کرده اند و شعبه آن در همه جا کم مینا بر کار است جریده اند که میگال ممیز طوح امنیت زیاده باری کماکرات\nافکار و خیالا ثابته - جریده (ا که دیکی برادران\nمقصد اولین این جماعت نیست که در رجال بور\nدر میلان اساس تحرکات انتقام گرفته شود. الافای داد\nشمس کم هسپانیاک\nانعقاد اسیر مصرو برطانیه و فیصله شرائط فیصله خلوت\nجریان از پاریس دریافت میکند که بزوو وری\nمدخله بود و امروز برایت پای حل جره شده اند باید مادر\nجنرال هسپانیا اعلان کرده که در ظرف (۲۱) روز\nفردا چه مطالبه میشود - جریده تان با کمال طهارم را\nمیوبد: که ترکیه برطانیه مناسب است که معامله شده ای\nجميع افوارج هسپانیا از خطه ریف خارج خواهد شد.\nانجمن اتحا د مصر انجن جدیدی بالتمامی\nانداخته و مصر را ذلیل نماید بلکه حکومت کردان که دانم\nجریده ، ابری نو د بال مخصوصی که اوردیات ابری در ایران\nی در روز افراد کند میشود لیکن این کار با شکلات توجه است در یک روانیان\nنماینده لنجمن مذکور جدیدا تاسیس شد و اشخاصیکه درین مته ضرونا ممکن است از رابی اقدام آباد کی بکنند کیا\nرستان معقول علاقه دارند زیاده شمولیت میورزند و با آدم\nساعت باین قسم سر درد شده او تبصرا و محفظه از قبیل به\nال میکند هر دی کار رجال زادگان قیمت ایران شاملند شکر بی تو تم یافته زیبا ک اضطرار به مصر نظراست\nسوال ازین سبت که این جزیه یکصد و بیست و دو را متجاوز کرده -- خیر میباده روز مال و دولت را بیست و پنج رو بیه کابلی در کابلستان از رو بنده فیضه خویش برای حکومت اجرا میکندام\nمشفقی باید مجید اینجا ایرادی در عنوان نیست ، خود با دلیل قایمکار بر می کاست که این مخالفت خورو ابس کنند ! ! ( طلوع افغان )"}
{"book": "adl0717", "page": 430, "text": "شرط اشتراک\nقیمت برحسب\nفضائیل ومقاماتها  روپیه  سالیانه\nداخل کابل        ۵      ۹\nداخل افغانستان   ۷      ۱۱\nخارجۀ اجنبیه     ۸      ۱۵\nوزارآومشهریه     ۱۱     ۳۰\nاشتراک از ششماه کما ترپذیرفته\nنمیشود پول آگهیها و اعلانات\nمطابق باحوال باندازه حروف\nقمت یگیرد و اشتهار یکمرتبه تا۵\nروپیه است\nحقیقت\n۱۳۰۳\nبراه اعلان و ضوابط\nاین اخبار بعد از ایام تعطیل در کابل یکروز بعد\nنشر میشود و برگه مقاله در هر پست خط ارسال\nمیکرد و اموزتحریر بنگارندۀ حقیقت ارسال\nو مقاله وارده در اداره ماند جریده در اندراج\nو اصلاح و عدم انتشارش آزاد است\nاشتراک شونده اخلاص دوایی و طبابت\nسقدی و اجره با جلو دریافت\nمیشود     نگارنده\nبرهان الدین کشککی\nجلد اول کابل شنبه ۱۲ دلو ۱۳۰۳ش ۲۰ رجب المرجب ۱۳۴۳ق شماره (۷۹)\nتجارت ! ثروت ! زراعت ! کار\nفکر آزاد\nما هر کیستیم؟ و تا اینجا بشغل و کار مشغولیم؟ درین\nعصر و درین دنیا ئیکه بسرعت برق رو بتکمیل وتراق\nانام سیر خود دارد، ما و شما کدامین موقعی را باشغال و\nچه مقامی را احراز داشته ایم؟ بکدام عنوان بیجب\nبایستی نامیده شویم؟ اگر خود پسندی را یکطرف کنیم\nو درین اثو به بتجاهل عارفانه را بکار نبریم، و بطرز محققان\nواسلوب منصفانه این سواله را بجواب بگوئیم، تنها جوام\nهمین است و بس: - یکدستۀ ذلیل ! یکعدۀ حقیر !\nیک جمعیت مفلس !!! - بلی ! بلی ! ما افاغنه و\nابنای آن پدران غیرتمند و آن آباء نیرومند\nو آن اجداد آزاد از سر تاپا، از شاه تا گدا، از خرد تا\nبزرگ باستثناء از حیثیات امورات اقتصادی و منابع\nتجارتی و مقامات پولتیکل اکانامی مفلس و بیان\nمرفوعیم و بیکار بالاخره حاکم بر همین محکوم به گیر و دار\nدر خور ماتم و اضمحلال ! چرا؟\nبرای اینکه محتاجیم ! بجهت اینکه اهم ترین فطران\nمدنیت و سعادت یعنی ثروت عمومی و غناء ملی\nگم کرده ایم ! برای انیکه از جمیع هنرها و از تمام صفا\nو فنون بی بهره و بی نصیبیم ! برای اینکه در ضروریات\nو کلیات لوازم زندگانی و اجتماعی و انسانی دست\nگدائی و نیاز ما بطرف بیگانگان و تنور محتاج در از ا\nچرا نباید اکثری از ملت عزیز ما از اثر و نتیجه سوء\nتربیت افراد نالائق، و اشخاص تنبل، و مهمل و\nبیکاره بار آورده دارای اخلاق فاسده و انحطاط کنده\nبلی ! یکطبقه مزدور، یک جمعیت رنجبر، و یکدسته کار گریم\nکه از صبح تا بیگاه بجهت شکم وبالا خره بر روزانه دوریای\nاجوره، ما حصل زحمت خود را در ته چاه قند و سیکار دود\nمیکرد اثاث البیت و لوازم پش پشمینه سرمایه داران اجنبی"}
{"book": "adl0717", "page": 431, "text": "شمار (۷۹) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه ٢٥ \n\nدر روسی و امریکایی و انگلیزی و ژاپنی آنقدر نوبت بمهر ہای متعدد ی در مقامات لازمه تمام دالی \nسرمایه دارانکه در برابر امثعه و اقمشه خود از چیز یرا بجز و ایالات و حکومتی حتی علاقه دار یها قرار بشود لغات \nاز طلا و نقره نمی پذیرند و قبول نمیکنند . تبلیغات حفر کرد و معادن طلا و نقره کانهام \nامروز مملکت ما مقدارے نیست که یک ایاله هم شود صاحوا استعداد مملکت را بہر ذریعه ممکنه که مات کر \nدر سر تا سر افغانستان شما رویه یا خط آہن در یکجای مملکت انداخته شود . اسباب و وسائلی که چرخہ یک مملکت \nداشته باشند و ما دارا لوازم و لواحق مدنیہ یا حیرت ومستقل ما نند این مملکت ما که دانه دار میان دو \nبز اینی اینکه پول نداریم چرا اینکه دیگر طلا و نقره طاحونه اثبات وجود دارد بفراہم آورده شود . تا و \nریخته شده و سکه زده علناً در مملکت ما یا نمیشود و مهام و سرکہہا شوسه بن امضا و دبات کشا نید بشور \nو کا بینا ئیکه داریم انرا حکومت دفع الوقت از نافہمی مزید منافع گرفتن از مال مواشی افغانستان مانند ال \nو نادانی با مقدر ر رعیت که بشد منابع اقتصادی، غربی بعمل آید . . . . . . . . . . . . .\nرکار آنجار تی را که دست طبیعت درین سرزمین مسلم است که حریف ما قومی جه باما بن آب \nپر شرافت گذارده از تنبلی و ملات تا ہنوز بچکار نیاورده است تجارت و فراہم آوردن اسباب مدنیت و ارک \nکلما نینکه از قلم ما تراوش میکند، مبالغه نیست و عواری بدست آوردن ثروت ما راضی نخواهند بود به \nگفته نمیشود از چاپلوسی و تملق نویسی بکر و نا راه دور است با مجال اینگونه خیالات را ندهند ہزاران حمله وه \nو در واقع بعین حقیقت و بیان واقع است . بکار میبرند . اغتشاشا سمت جنوبی مملکت از \nاراکین ملت و زعمار مملکت ! باید چیزیکه با لغالی همین مقصد ست. طغیار منگلا، ہجوم سلیما نخیل، \nاز عدلا ز حمیت بنمان ما بایستی بسرعت تمام در مقام غزنین ، آشوب لوگر، ولوله رو مت ، حلول \nعلاج بر آمده اول با دل تشخیص درد همت بر گمارود دویم حصه مهم بال سمت جنوبی تمام و سالن \nمتعاقباً دوائی را که مزیل این امراض باشند ترکیب ہند که برای مشغول داشتن ملت و حکومت ما ایجاد \nو دفعه از دقایق چاره جوئی و عاقبت اندیشی را فرو گذار نشو! شده اند تا ازین گرفتاری با زا اخله نفکر و اصلاح \nاز ہمہ بیشتر برا ابداع این اصول مقایص استا خارجه و اساس مدنیت خود نیفتیم !\nاین مسئول با شرف وجود شخا صی است که حاوی عزم لیکن ہماین تشنجات داخلی ، در ہر ہو کر کے \nثابت و شجاعت قومی و رای صائب افکار مصد وبات و نیرو مندی که بلحیضرت امیر امان اللہ تھا یہ \nمحسوس ہے ضروریات مملکت را مقدم ترا ز همہ چیز در آغا بکار! دار است هیچ گفته میشود . بلی! با مجدانه وجه جوی \nگمان نکنید که مقصود از کار اجرا اموراتی است بسلسله مراتب این عزم قومی و اراده آہنین راجہ \nکه از زما باستان الی الان ہر یک شب محکو مہ و حاکم و علاقہ مطلوب است از دیگر عناصر طنیه فداکار بایسا ہے \nدار و مالک ارباب قله خواه خوایان و اخذه باجان میشه خوب مقصود دگر چیز بود قلم اکثرا ماده بگردان \nو مقرر. بلکه مقصد ما از ان عملیات افعالی است که علاؤه ورزید . امروز تمام افکار متوجه کله کجادت است به \nبران اجراها باشند که شمه آنها در ذیل میبردا زیم : بیکاری و دیگر مقاصد لا زمتر من مملکت دانستنی که \nبا یا تجارت انحصارا مرفوع گردد ا بوابت اگر از میزان سا نخورده و طفلان خور د بپرسید اشخدا \nدستد و معاملات ما با تمام دنیا بتقاضا آزادی استقلا برای این مرض اجتماعی علاج دارند بلا تامل کید \nکه آنها مقتضا احد عمارتي ما نمی اند دانه با ز گردد . بلی! ما ہم عقیدہ داریم که ثروت عومی را ہے"}
{"book": "adl0717", "page": 432, "text": "جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه ٢٥ دلو\n\nمملکتی و مزدوری بسرمایه داران بیگانه، ملت\nو منابع ثروت خود را بخود بیگانداخته\nفوائدی که دست طبیعت در و خلقت نموده\nاستفاده کند. معادن خود را استخراج کند.\nدریانها تاسیس نماید راه های شوسه بسازد\nخطوط آهن و تلگراف بکشد صنایع و اختراعات\nداشته باشد. هر وقت یک ملت توانست\nوسائل مزبوره را خود شرا تماد و حوائجش را\nرفع نماید ان ملت را میتوان ثروت مند\nنامید.\nلازمه این ثروتمندی توسعه و بسط تجارت است\nانق الوقت احتیاجات خود را در بازار های دنیا\nبفروش رسانده با موادیکه ندارد در بخارج محتاج\nاست مبادله کند.\n\nنشان\nخدمات خطیره حضرت آقا محمود طرزی\nوزیر خارجه که ملت و دولت در\nامورات انیه و سیاسیه غیره میامودهیچو که ظاهر است در وجود\nمعاهدات بعدانه در تشید روابط دولتین و ایجا دعا\nدوستانه دولت متبوعک نیز ابراز مدیت ورزیده\nدرین عهد د خوشیس بین دولتین طرفیه مبشر یک یا ختوق\nبزرگی دائر گردیده چنانچه از طرف دولت معظمه فرانسه\nنشان لژگون افینه باین بد و نوس او ار جناب دولت\nپز بزرگ نشانه کراند کر داده لژیون دن) برایشان\nفرستاده شده است.\n\nحقیقت : - بدین اعزاز و اعتبار بحضور آن وزیر\nدرایت تخمیر ممتاز ملکی که خود عرضه تبریک تہانی میکند.\n\nاحتراق\nبعد از میوه اسباب مکتب صنایع\nنفیسه جریان یافته در یک فرصت قلیل\nشعله رسا و لند گردید اچه ترقی بی عدیلی دانشان داده\nاما بد بختانه در اواخر جدی دران حریق واقع شد پلی\nدر عین زمان با طفا آن پرداخته شده درین روزها\nبار دیگر در ان تشعل افتاده در موقتی که چاره با طفا آن نما\nبود املا رسید خسارة کلی آن سوختن عماره ماشینها طباعت است\nگویا این حریق ذو حیاتین رسو که دام خائن تره بالا نبوده است.\n\nاعلام قاديا\nملاحید العلمیه چهار آسیائی و\nملا نور علی کند فروشی که از\nگروه برگا بطایفه قادیانه و بمردم عقاید او را تبلیغ و تلقین\nمینمود و آنها را از راه گلا میکیند بموجب مردم عرض آنها شورد\nدعوانی را بلاد نهار اثر نمود چند فیصلہ محاکم عدلیہ تصدیقت\nعالیہ بحر بیست جم غفیری انا قابی در جهت شهر فورا عدام شد\nتفصیل را بواسطه طالت مکان در مجله نشانه کرائیه نشر خواهد شد.\n\nرحلت المشتا\nعفت مآب علیا حضه صاحبه\nبرادر استاد ایام ماضیہ سر باندی\nقبل برین بسوار موٹر ما سائر خدم و حشم خوش بپاره جنان\nجلال آباد گردید. حقیقت نیز مانند امان افغان نیاز دارد که\nوقت شان بخوبی گذشته مع الخیر والسلامه باز بکابل مراجعت نمایند.\n\nدر همه آفاق دل شاد کو\nقند مکرر\nما که همه زاده یک آدمیم ما که همه از ساده آب و کند میمیم\nما که همه قطره از یک یمیم ما که همه عظمی یکت مریمیم\nما همه پرورده یک عالمیم\nاز چه پی جنگ و جدال همیم"}
{"book": "adl0717", "page": 433, "text": "شماره (٧٩) جلد اول جريدة حقیقت کابل\n\nخود ببر کيئي دستها با دو هر یک موی دسر کیها\nیک سر و جفت چشم سنها نبرت بر تن نشست بیست و یا\nبهر چه اعضای همه اند را نسیم\nاز چه پی جنگ و جدل باشیم\nساقي این جام شوق یکی است قطره این بجن بعشق یکی است\nدر همه جا مستي مطلق یکی است نوع یکی جنس یکی حق یکی است\nبا که بهم مر تبط و منقسم\nاز چه پی جنگ و جدل باشیم\nگر که همه عاقل و فرزانه ایم در ته یک بيغش و دیوانه ایم\nگر که همه طالب افسانه ایم ورنه زهم با همه بیگانه ایم\nبهر چه با هم همه نامحرمیم\nاز چه پی جنگ و جدل باشیم\nراه بیک پایه همه برده ایم مهدی یک سایه همه کرده ایم\nشیر زیک دایه همه خورده ایم نان پرورده یک ما دریم\nماند زهم بیغرضانه بهم کینیم\nاز چه پی جنگ و جدل باشیم\nمهر دو قاسیه تلیفون است صوت و صفا کار گران فن است\nعلم و عمل بال بیالون است از چه زمین لار و مثل نسون است\nآه چرا ما همه در ماتیم\nاز چه پی جنگ و جدل باشیم\nمن نه اگر مظهر رحمان شوم ورنه نتوانم چرا تو بان شوم\nلا اقلا با عدم حیوان شوم ماهی نوع خودم از جان شوم\nور نه زحیوان بخدا ما کمیم\nاز چه پی جنگ و جدل باشیم\nای حکما فضل حقش داد گو اے امیر کشور آباد – کو\nای علماء شکر خدا داد گو در همه آفاق دول شاد کو\nبهر چه اینگونه بغم مدغیم\nاز چه پی جنگ و جدل باشیم\nرشته هر کار زهم پاره شد بسته زهر سوی ره چاره شد\nپاره دل خاره زهم پاره شد بهر شه خون دل آواره شد\nما که بزخم دل هم مرہمیم\nاز چه پی جنگ و جدل باشیم"}
{"book": "adl0717", "page": 434, "text": "با قوا عذ وضوابط :\nاین اخبار بغیراز ایام تعطیل در کابل هروز پنجش\nمنتشر میشود و بدیگر بمقامات هر پست منظما ارسا\nمیگردد انچه بمدیریت نگارنده حقیقات\nارسا و مقالاً و اصلا دا داره اخده جبر نمیده\nدر انداز او اصلاً و فقما اختیا تداون بناد است\nاشتراک توسط خزاین دولتی و بصورت\nنقدی از میر جا قبل دریافت\nدنگارنده،\nبرن ان شلکنی\n\n[TABLE]\n\nسال اول کابل دوشنبه ۲ دلو ۱۳۰۳ش ۲۲ رجب المرجب ۱۳۴۳ق شماره (۸۰)\n\nعوام و عوام فریب\nهر گاه بخواهیم پاره بپاره ترین مخلوق خدارا نشانبدهی\nبطرف قشره ترحم جلب عوام میٹگیریم.\nاین مخلوق بیچاره در عین اینکه منشاء همه کار همی است\nبارک بار اخوت از آن محرومیت و مظلومیت تا بدست\nاین جماعت بدبخت بیش میبرد و در صورتیکه خود ابداً\nنفع وخیر آنرا درک نمیکند لذت از کندن خود هم بهیچ وقت\nفائده نمی برد.\nبر واضح است که این بیچارگان این بیگانک\nدارای هر قسم قوه و استعداد ترقی و تربیت میباشند\nدر هر جامعه وجود دارند منتها درجه کثرت وقلت انها\nنسته بدرجه رواج معارف و میزان مؤسسات علمیه\nو این نور چشمی علمیدر و از موضوع این مقاله خارجی است\nامروز اکثریت مملکت را توده عوام تشکیل داده\nبنابر ظاهر هم میشنویم که میگویند ملت حقیقی دارا ی اکثریت\nاست و انوقت باین اکثریت فخر ها کرده ورشاه با\n\nبخرج میدهند که چون اکثریت یا ملت حقیقی بست\nدیگر عقه عیب دست تسلط سود پرستان کوتاه گشته\nوملت حقیقی بآسایش زندگانی خواهد کرد.\nاما چه اشتباه بزرگی است که با این اکثریت\nبخود نویدها داده و امید استفاده ها از این اکثریت\nداشته باشیم.\nاین توده عوام و این جماعت نادان که بجز\nطول امتداد نظر خود محیط دیگری را ندمان و حتی\nاز تصور انهم عاجزند و این گروه جنبدگان مفلوک و\nبیچاره که ما هم آنانرا اکثریت گفته ایم تازه نیستند\nکه الات و ادواتی که هر کفظه و حرکت محیل نتواند تمام\nانها را یک مشت زیر و زبر کرده و بوسیله آنها نفسا\nخود را تکمیل نماید.\nشاتو براند فرانسوی در مقدمه کتاب خود مینویسد\nه تمام افکار و قواه معنوی مردمان جاهل تازه بقدر\nفکر یکمرد نیمه عالمی قدرت و ارزش ندارد . »\nتمام با احساسات سطحی و غیر عقلانی انچه در الهام\nبیفتد با احساسات ظاهری می پسندند و نمیکنند."}
{"book": "adl0717", "page": 435, "text": "شماره ۸ جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ۷ ۳\n\nبیمار و در خطرات عوام که دین و دنیا همیشه از جهل انان معرض\nاز عوام است هر ان بد که رود در سلام\nداد از دست عوام\n\nکار سلام ز غوغای عوام است تمام\nداد از دست عوام\n\nبا من خوان شده در آرزوی شهرت و نام\nداد از دست عوام\n\nجان با آیتی و نشنیده کنم جان کلام\nداد از دست عوام\n\nدر نبوت ننگر فتند ره نوح نبی\nداد ازین بی ادبان\n\nدر خطائی بنمودند گوساله سلام\nداد از دست عوام\n\nهوای نفسی جمله غایت قصود\nآه ازین قوم عنود\n\nبطین سی جمله باید قیام\nداد از دست عوام\n\nعاقل ار بسمله خواند بهوایش بخشند\nهمچو غولان به بیابان\n\nغول گر رقصه کند گرد شوند از در و بام\nداد از دست عوام\n\nنه برین قوم نماید نفس عیسی کار\nنه مقالات هزار\n\nنیمه سحری بگذرد از سنگ رخام\nداد از دست عوام\n\nانگلستان از لندن یک کمیته صوری بیدار\nاز آنست که با جنگهای انگلیری بوسیائط تحریریه\nمیگویند اعضاء این کمیته ستری با وقار\nپولیس بقیض اشخاصی طور با تهام شرکت یک\nو حبس نموده است\nاز چند سال است که در انگلستان\n\nو از انچه که بمنظره شان خوش ظاهر نیاید نفرت مینمایند. بهر حرفی بسی\nگوش نخورند و از هر چشم اشک آلودی رقت بخون می درینند.\nاین جماعت عوام خود شخصا بعالم اجتماع چند انضرر\nنمیرسانند ولی اینها میکروبھائی تولید میکنند که آن میکروبها\nبوسیله این عوام جامعه را اتشی میزنند و بباد نا میکنند.\nانها همان عوام فریباً استند که جمعیت عوام آماده\nنمایند. و پرده درستی داده بکان زود دو بخیالش سرمیدهند.\nعوام فریب یکساعت در نظر سر آعوام گریه میکند عوام\nیکسال در طویلایش سنگ بسینه زده پشتیبان او میشور اما\nغافل است که آن جمیل شیاد رو را بپشت سر برگردانیده\nو لب خند میزند عوام فریب نمیساخت بپائیستاده بیان مده\nعوام دست است بحمایت او بر خاسته و متصون میکند. بالاخره\nعوام جان باکنده و پوست نا می اند از د عوام فریب ریا\nکار بر سرند گشت و بوسیله این ادوات بی حس پر کار اختیار\nکاملین مینماید. حقه بیچاره است این مخلوق زبان بسته\nکه بخواهد به بند مگر همان هياكل ریا و تزویر را نمیخواند بگويند\nمگر همان کلمات عوام فریبانه که در لفافه با صداقت و حق پرستان\nپیچیده شده و در مواقع کار عقل هر مگس بیچاره زحمت کشی\nگشته و مانند ورد و افسون ماہر تر برافون گران در این کار\nبای روز از حقایق کار گمگشته در بیچاره خطر که بجز خاک و خاکستر\nچیز بر او نیارید با فلان بنای فلک زده که بجز کج د آیا چیز\nنمیپندار د چگونه میتواند خیالات پیچیده ناب عوام فریبان را\nتمیز داده و با عماق تیره مقاصد انان پی برد.\nاین است خلاصه از بد بختیهای ما و این است نمونه از\nعلل پریشانی ماکه تا این محیط تعلیم عوام میروداند و این توده عوام\nیکیشت جیل ریا کار د کیر ته شیاد عوام فریبی دوش و بدوش است و\nذوق بندال نشود میاد و حق عما بی نتیجه و کوشش با ثمر خواهد بود.\nخود ریای ردا اورده و عوام فریب دیوانه در د دیوانه ار و قشو\nنماید زیرا مراد عوام چون پرجمعی است هر کوام فریبانا کا این معرکه شیر\nاشور دست عوام قریب اور رجا آن کوتاه خواهد شد.\nاین است چند شعر از قصیده مسدوق قابل این شهرام"}
{"book": "adl0717", "page": 436, "text": "جلد اول جریدۀ حقیقت کابل دوشنبه ۲۷ دلو\nشماره (۸)\n۳\nندادند و مردم را دوچار پریشانی اشد ساخته اند. با یک طرفی خواهد گریخت و یا بجنگ اقدام خواهد نمود.\nدر انگلستان\nدر انگلستان یک معدن بسیار عمده زغال سنگ خلاف پریس - قرار قاعدۀ روزنامه دان، فرانسه\nمیدانند میگویند که زغال این سنگ بهترین زغالهاست در معاهده روس و جاپان بیش و کمی بسیارامید موجود است\nکه مقدار (۴۰۰۰۰۰۰۰) چهل ملیارد و دو صد هزار غرض او این ماده که هریک از طرفین با قوام هیچه محرکت نتواند\nتن بیرون خواهد همین نموده اند. و این مقدار برای صد و نیا نمود که تکلیف دیگر را باعث گردد. نظر باین اگر موقع\nهار صد سالی اینده انگلستان کفایت میکند. گفته میشود جنگ برای حکومت سوویت در انود یا پیسران با جاپان\nکه این استخراج زغالیکه تحت بحر محیط است نیز وسائل سنجید. بیطرف خواهد ماند.\nشده و کار مشکلی نیست. ماسکو - جرائد روسیه معاهده روس و جاپانر ا با-\nاز مسکو موافق باطلاع مطبوعه انگلیس و میزانیان خورسندی تمام تلقی نموده اند. و اظهار میکنند از انمعاهده\nمیکاردون جهازات جنگی انگلیس که در اینجا یعنی و شیرایا موقعیت بین المللی جاپانوی تر میشود. و امریکا بر سیاست\nمتقدمه میتازید و برای کانیفرنی مسمح محرکت میکانند خود با حکومت روسیه تماماً یک نظر ثانی خواهد کرد.\nمستر اسکیویت رئیس حزب احرار انگلستان دراوقاتیکه لندن - از ماسکو خبر رسیده است که نتیا و زار\nوا داشته و قرارا خواه مستر اسکیویت هم قبول نموده. در بر بحریه فرقه سوویت روسیه معاهده عقد شد که هیئت\nمستر اسکبویت بنام دارن آف اکسفورد بیاد خواهد شد. انتظامیه محلات تیل روسیه (۱۳۲۰۰) خروار تیل را\nهمه روز بر عده بیکاران انگلستان افزوده میشود. دہی حکومت فرانسه میفرستد. جرائده و سیه عقیده دارند که این\nجنوری عدد دستان بـ (۱۳۰۳۷۰۰) رسیده نسبت معاهده یک اهمیت نمایانی دارد. چونکه این معاهده\nبماه جنوری سال گذشته (۲۰) هزار نفر زیاد شده است مقدمه روابط روس و فرانسه است.\nباین انگلستان ساعی است که برای همگین خود کاری برای فرانسه خندی بشر اوضاع فرانسه انشا شده کند و برادر معلوم\nبیکاران پیدا نماید. چند سفری بیکاری در انگلستان مورث میشود مکن میسرا معاهده تجارتی بین لفین صورت انعقاد بخوا\nپریشانی کابینه توان کردید. گرفت کنون تها و جاجار پنهان است ناطه میشود که خطره\nمیگویند (۴۰) هزار نفر عمله جاه معادن زغال سنگ شکست مذاکرات تجارتی دولین از بین رتبه میریس،\nبواسطه تقاضا ازدیاد مواجیشان حاضر شده اند که دی مینگارد که جواب پیش نهاد دلاله فرانسه که درین زمینه\nاز کار بکشند و اعلان هم به مالکین معدن داده اند انتخابی با لمان فرستاده بود از برلن رسید. اگرچه هنوز معلوم نیست\nخلاصه معدن زغال در انگلستان خیلی اهمیت دارد. چه که المان در جوابیه خویش چه نوشته است؟ اما مجرد وا شر دی بینی\nانگلستان مرکز صناعت و محول کارخانه جات از زغال است. چنان مینماید که اوضاع خوب است. و مذاکرات بیانیه\nروسیه | لندن مسیو تراتسکی درین روزها در قرب ماسکو لندن - مخبر عیوان پارلمن مینویسد که موسیو هر یو\nدر یک عمارتیکه کنار جنگل است و اطراف جنگل نیز به موسیو هر بتی سفیر فرانسه در ماسکو نوشته است که مذاکرات\nمحاط است نظر بند میباشد یک دسته بزرگه پولیس معاهده تجارتی با فرانسه و روسیه موقعی شروع میشود\nاز بالی از موجود است طرفداران او یا تبعید شده اند و روسیه وضعیت ان زمانه ی ملل را تصدیق کند. وقتیکه\nیا تحت مراقبت هستند. اثر شیر اکمیت بحواطه تمام ابوحشر و روسیه باین تکلیف خود. سفیر فرانسه اجازه داده میشد\nنموده. نامه نگاران جرائد اندن مینویسند که مو سیو تماشایی که داخل مذاکرات تجارتی بشود. اگر روسیه این شرط را توجیه\nمیکند برای فرانسه تجارت بامیکا بهتر از روسیه است."}
{"book": "adl0717", "page": 437, "text": "شماره (٨٠) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ٧\nاحتفال در بیت قوم وزار معار\nجان نثاری فدای کاری او را\nمجلس سروری را در وزارت مه\nانعقاد داد که عموم وزرا و اعیان\nبزرگان معروف در احتفال حصـ\nداشتند !\nدر موقعی که مجلس قطعه طبیعی را\nنمود حضرت عالی آقای فیض ما\nوزیر معارف برخاسته نطقی را راجع منا\nاهمیت و ضرورت معارف و مفـ\nکلیه معارف و حساسات فدای تادا\nارباب معارف در راه مصالح و قره\nخدمات و حساسات محصلان مکاتب\nدرین فاقد ایراد و به ارتباط سیف و قلم از جلد\nنمودند .\nبعد از ان حضرت عالی آقا عبد الما\nوزیر تجارت و زراعت برخاسـ\nنهایت بلیغی در علاقه داری خلوص\nو خدمات ارباب قلم و فدا کاری\nآنان شانه بشانه با اهل سیف و مکاتی\nدر موضوع اصول و نشر معارف کردا\nوطن و نواقص حاضره عرفانی و یکـ\nمان بموفقیت بر فع نواقص در بود\nتوجہات عرفان پرورا اعلیحضر صا\nغازی بیان فرمودند. ورا\nحضرات مدعوین پس از\nطعام و چایی بعضی مرخص و مط\nرفتند و بعضی به تماشایی کار\nکه سببا اعتبار بی دعوت\nبعضی نمایش .\nتشریف بردند.\nدر وقتیکه قائله سمت جنوبی کشی کیے\nعمله معارف و شاگردان بزرگ مکاتب\nبایفای وظایفی که معارف ایجاب میکند\nیعنی فداکاری در راه اسلامیت و\nترقی وطن از هر حیث بطریقی که باشد قیام نموده\nحسب مقتضای موقع دو طلب فدا کاری\nدر میادین جنگ خائنین و طرد و تنکیل آنان\nگردیدند و لباس نظامی را پوشیده داخل شد\nنظام شدند و زمان درازی شب روز پنبطا\nامر شاهانه را میکشیدند که کی اجازه میرهند دایره\nسمت جنوبی و کمک برادران عسکری در حصه مفاسد\nهمان بود که ایام تعطیل مکاتب تمام شده\nاعلیحضرت غازی فرمودند که شاگردان مکاتب\nپس مکتب های خود رفته به تحصیلات\nخویش مشغول شوند گر چه که آنها بسیار آرزو\nشرکت به جنگ داشتند عده از انها\nلسمت جنوبی فرستاده شده در پنجا حضرت\nعالی وزیر صاحب معارف از حسا سات\nعرفان پرورانه مخصوصی که دارند با حوال امین\nبنفس خوبی توجه و اهتمام داشته در اطاقهای\nخوابی خویش برای شان جاه داده بودند\nدر نیو قع که ملا عبد الله و ملا عبدالرشید\nبا قطعه رساله شاہی بکابل فرستاده شدند\nمحصلین مذکور نیز با زمره محافظین دشمنان\nدین و عرفان غازم کابل گردیدند!\nور در اوائل دلو محصلین موصوف\nمع الخیر و بسلامت وارد کابل شده ندا\nوزارت جلیله معارف بافتخار آثار تقدید"}
{"book": "adl0717", "page": 438, "text": "قواعد و ضوابط\nاین جریده بنام جلیل زرکانش مدیر و مدیر\nمیشود. وجه کرایه طارات در هر جائیت\nمنظما ارسال میگردد. امور تحریریه بجا\nحقیقت ارسال و مقالات وارده\nدر اداره آمده جریده در اندراج و\nاصلاح و عدم انتشارش آزاد است\nاشتراک بتوسط معرفی مکتوب\nبقبول نقدی از هر جا قبلا دریا\nمیشود\nدرحقیقت\n۱۳۰۳\nمحل قیمت پرزه\nافغانها با مبدلها\nه ۹\nافغانها بخارجین ۷ ۱۱\nخارجین ب افغانها ۸ ۱۵\nخارجین بخارجین ۱۱ ۲۰\nمیتواند از مقالات علمیه\nادبیات تراجم اخبار داخله و خارجته\nبا مزاید مبلغ و ترقی\nدولت محلیه سهمانه مکر می پدید\nجلد اول کابل چهارشنبه ۲۹ دلو ۱۳۰۳ ش م ۲ رجب المرجب ۱۳۴۳ ق شمار (۸۱)\nاعزام یکدسته از طلبا افغان بروسیه\nبرای تعلیم ہوا پیمائی و طیاره رانی\nبتوسط یکی از کره فرمایان محترم خوانین طبع شدام\nکه این روز ها از حضور شاهانه بصدور عضویت سفارتخار جی تا\nیکدسته از طلبه افغانی که از مکاتب ابتدائیه خوانین فارغ التحصیل\nبوده و عقاید اسلامیه در کلو شان رو به نمودها در اثر قبلا تکمیل نمود.\nعادات و دارای اخلاق حمیده و افعال حسنه اند که در ابتحصیر\nادارت جلیله حربیه شرأ انتخاب تعلیما طیاره رانی به وسیا عازم مملکت\nروسته اند. این طلبه ها تحت نگرانی و مهادی آقا\nعطاء الحق قاضی میر بها سکولار وند مخارج سفر و التا لوا\nلازمه ارا دره علیه اینها از طرف وزارت بیک حول دورت\nبوده بطر زیرخوب بعمل آند ه است و در ان محل نیز علاوه هزینه\nدکرابی همه مشر حایه یک متر حضرت اجل محترم آقا محمد شهر حیا\nوزیر مختار افغانیه متعدیه مرکز روسیه تقفیل احوال و چکونگی\nعقل و معاش نیز مساعده بخوبی می می ورزد.\nامید است این طلبه افغانیه یک فرصت مغتنم و در\nتعلیمات لازمه و عملیات ضرور یه ہوا سمائی و طیاره را\nکاملا گردیده از ثمرات تعلیمیه خویش شرا ملت و مملکت اور\nحریه خویش خدما شایان نمایند. علاوه بران گفته میشه\nکه یک مکتب طیاره رانی خود مرکز افغانیه تحت مراقبت\nحریه گشایش یابت یکد از طلبه مقامی در مکتب\nتعلیما عملی و تمرینات نظری خود شان تحصیل خوابی کرد\nحقیقت : - این مسا میمیه علیا حضرت خه غاز خویش که در\nراه ترقی ملکیه مخصه در بنا حریه و ملحقه و کافه اعصائره\nوالعموما وزارت حربه مملکت امروز م ابد الیمن از تحت فرخوانه\nو غرض بی رخا نبهار وز حفر قدا آقا عبد العزیز یا د کبال حیر به برا\nامداد شته از در کا خداوندی تکمیل جمیع مقاصه باد شاه ترقیا\nپرورده نمایم و تا تنها تاریخ اتفاق در فنون هوانوردی و قانونی می باش."}
{"book": "adl0717", "page": 439, "text": "شماره (۸۱) جلد اول جریده حقیقیت کابل جمعه ۸ سنبله\nگر تمدن این بود لعنت براو\nبیقانونی در امریکا چند روز پیشتر در امریکا یک سیاه\nرا که از باشندگان اصلی امریکا میباشد بحکم قانونگیر ستا نمودند\nسفیدپوست امریکایی با تمام اینکه بر یکدیگر سفیدپوستر فرتر\nیافته اند با دست درازی نموده پوست او گر بیانش گرفته\nکشان کشان تا به نزدیک درخت آورده ریسمان بگردونش\nانداخته بشاخ درخت آویختند بعد از هلاک نمودن جالش\nنمودند بعد ازینکه وجودش از تیر بارانسیار ماند در بان\nاتفاقا گلمیر بمیدان پیدا محش بسیار زمین افتاد سپس\nدستان پایش مد بخه با عقب موترش ذریعه لعبوب\nتشبیه کوچه با و بازار تا شهر و پراگشانیدند . در عمار دیوان\nاز طرف مردم که فوق العاده انگیخته بودند بضر با تفنگجه\nنعش نیرا پاره شد بالاخراین همه وحشت و مظالم\nاکتفا نورزید آتشی فروختند و نعش آن مظلوم سوختند\nغرب با مدنیت با بها ما مردم شرقی را دیوانه\nو مجازات ما را با اینکه قانونی و بر حسب قصادی\nروحیا و طبائع مردم میباشد وحشت مینامند اما\nچون دست خود شان میرسد و دل شان میخواهد\nدرجهان تمدن نیز انجنین کار ها میکند -\nگر تمدن این بود لعنت بر او (امان افغان)\nژاپون | در ژاپون - تازه بیماری خواب شیوع یا\nو نتیجه نجات و هلاکت آن در (ه) الی (۱۰) معلوم میشود و د\nصدری (۶۰) نفر از ین مرض هلاک شده اند و میگویند\nممکن است این مرض بکلیه شرق سرایت نماید. و انچه\nبتجربه رسیده اشخاصی که عمرشان از (۵۰) تجاوز نمودی\nباین مرض میگردند مرض خواب در اروپا نیز دیده میشود\nوبلی با این فرق دارد.\nمعدن طلا در ماداسکر | در جزیره (مداغاسکر) معدن\nطلا کشف شده از طرف دولت فرانسه کار استخراج آن\nکه اصول نظر در جرما آمده است.\n\nمهمانخانه عالی | یک هوت یا بهتر بهیمانخانه برا\nدر لندن ساخته میشود که دارآی ۱۰۰۰ اطاق بس\nنام آن مهمانخانه شا در راهوتس ، خواهد بود.\nکنال سوئیز | در اند و یا د عمق کانال سوئیز اقل\nامسال عمق آنرا تا (۳۳) فیت خواهند رسانی\nدر سال آینده (۳۶) فیت خواهند ساخت و\nجهانز بزرگ هند و مراتا نیا بافرین کمال السهوله توران\nطیارات بحری | میگویند فرانسه و المانی\nطیاراً جنگی را قسمی تعبیه نمایند تا در حرکت هیچ حد آراو\nو این قسم طیارا در جنگها آینده خیلی خطرناک خواه\nچه بجز بر سر دشمن خواهند تاخت.\nایجاد تازه | لندن - یک مهندس ژاپون\nبعد از تجربہ ہا ہے متوالی موفق شده است\nآله که میتوان بتوسط آن اطلاعاتی که با تلگراف\nداده میشود طبع بشود\n\nشورش در پرو\nمخبر اخبار تایمس از لندن خبر میدهد که ب\nحصص روسیه بر علیه حکومت جنگ شروع کر\nقشون سوویت ترکستان امر شد است که شورش\nخاموش کنند.\n\nمعاهده روس جاپا\nپیکین - در معاهده روس جاپان ا\nشده که جمیع معاهدات سابقه دو باره مطل\nشوند. یک مقاوله تجارتی هم شامل آن ست\nطرفین را در ممالک یکدیگر آزادی تامه برایم\nو قیام ملکیت حاصل است و مثل فقط مل کا ناه\nبا یکدیکر معامله دخل دارند. در یکی از مواد آن ما\nشده که حکومت دو جانیه متعهد شود دسته کاسه\nکمپانیها ستون جایه را در خاک خودشان نخواهد داد، روزه"}
{"book": "adl0717", "page": 440, "text": "شماره ( ) جریده حقیقت کابل چهار شنبه (۲۹) دلو\nسره‌گر چند روزی فرحت آری\n(اشعار گهرباریست که صدا اشتیاق رواق افزائی اعلیحضرت سرکار را تقریب سمت مشرقی برادر بجان برابرم)\nسید محمد صادق الامام و خطیب جامع مسجد سلطانیه در علیا سروده است\n\nبیا غازی که گل گشت بهار است گل و نسرین و سنبل انتظار است\nز هجرانت بمشرق غم دچار است دلم چون لاله از غم داغدار است\nبرای دیدن شاه بیقرار است\nنسیم باغ مشرق خوش سفر کن ز هچوران سوی کابل گذر کن\nگل گلخانه را از اشک تر کن امان ملت و دین را خبر کن\nکه شاه نازنین تاج دار است\nکه ای سرو قدت شمشاد دوران فدای خاک پایت تاج شاهان\nوجود نازنینت فخر افغان جهان از پرتو عدالت چراغان\nخزان عالم از یادت بهار است\nبافغان گر شهیدت هست با من چو ارگ دلگشایت ار مسکن\nبهر جاهیکه باشی است گلشن جلال آباد ما هم است روشن\nکه وی شاه شهیدان مزار است"}
{"book": "adl0717", "page": 441, "text": "شماره (۸۱) جلد اول جریدۀ حقیقت کابل چهارشنبه (۲۹) دلو\n\nبیادت هر طرف قمری و بلبل بشاخ سرو و گل افگند\nبگلشن ناله دارد لاله و گل که صد چون فدای خاک\nکه عطر آمیز بوی شهر یار است\nتکلف برطرف ای سر آزاد بحمدالله که هستی از غــ\nسرت گردم خدا را بادل شاد جلال آباد ما را ساز\nبمشرق نیز خورشید بکار است\nشده عمر یکه گرم کار باری برای خدمت دین\nسزدگر چند روزی فرحت آری چو مامورین ملک\nکه در نمله چه خوشوقت شکار است\nگلاب و نرگس و نسرین و سوسن بیادت گشته اند پُر[؟]\nچنان دارد شبو گلها بدامن که گلگون و گل شبهای\nسراج قصر ما چون لعل یار است\nعزیزان وطن احباب و یاران فضولی گر ز صادق\nکه جوید ذره سان خورشید تابان بلی دعوت کند موری\nبخورشید عالمی امیدوار است"}
{"book": "adl0717", "page": 442, "text": "شرايط و ضوابط\nاین اخبار معیارا در ایام تعطیل در کابل یکروز پس\nنشر میشود و بگرنه فقط در هر پست خانه طاهر\nمیگردد . امور تحریریه بکارنامه حقیقت\nارسال و مقالات و اصله در اداره باند\nجریده در نقد و درج و اصلاح و عدم\nانتشار ان آزاد است . نقدیکت بتوسط\nخزائن دولتی بصورت\nنقد از بر طلبکار دریافت میشود .\nحقیقت\nسال اول کابل شنبه ۳ حوت ۱۳۰۳ ش ۲۷ رجب المرجب ۱۳۴۳ ق شمار (۸۲)\nنتایج متگاذری و وقت کشی نظیر شقی\nبرهمگنان معلوم است که معاملة سمت جنوب\nاز روزی که در روحانیت حضرت رسالت\nو طالع اعلیحضرت غازی و حسن مساعی\nعهده داران غیور نظامی و قشون ظفر نمون قدام\nانجام گذارده است ، ولی الی الان امان\nا عالیصاحب ضیاء قانونی مایر تمام آن امال و\nانی و مقاصد و نظریات عالیه شان که جهت\nبهار قومی، واسوده حالی مستمری سمت جنوبی\nمنظور بودن فرشتاً سریع امان قائم بودن\nاز خاطره امنیت فرحت توامان برای همیشه\nاران محل بطوریکه نشاید و باید کما ینبافه از شر اشرار شق\nچنانچه برخی از مفسدین و شرارت پیشگان\nاوقات ترین سمت جنوبی که در جنبه رسوخ\nاقتدار و قومیت و شرارت بلند تر از گلانان\nو رفیق دینگ آن نداشته میند. ندار با اینکه دست\nبیعت را منافقانه بحکومت ، دراز ، و خود ها را\nشیطنت کارانه مطیع و رعیت افغانستان شمار\nداده بودند ، لکن تا هنوز در اعطای پرعمل\nو تکمیل بعضی مطالبات مشروعه درخواستهای\nرحمانیت کارانه حکومت قنانیه با نواع لطائف الحیل\nوا قسام لیت و لعل پهلو تهی کرده امروز\nو فردا گفته ضمناً اوضاع و حرکات اوشان\nمشتبه بنظر می آمد .\nدر جمله این رجال سلاله دبال و نامردان بنار\nعدوان نامهای بدنام سنگ و زلمی که مکانی\nخود ها را بنام سرکرده با غیان و سرغنه شرارت پیشگان تنها\nدر سمته جنوبی بکه در اطراف لوگر و غزنی مشهور و سزاره\nنموده بودند مخصوصاً از قلم با تراوش میکند ."}
{"book": "adl0717", "page": 443, "text": "شماره (۱۶) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه ۷ حوت شمار\n\nچون وزارت حربیه با از اطلاعات خصوصی با وجود موانع طبیعی و جنگلهای کثیف شدت از ادنا\nدر ابوابهای رسمی قرارگاهای نظامی خود از شرارت و برف باری مصروف پیشرفت و تا خته عسکر بكونى\nوسلسله جنبانیها ی مزید بغاوت آنها نیکو بواسطه تفادم های عالیه غدار نظامی بوده بالاخر نامبر\nخیانت پنهانی و خباثت باطنی که در ضمیر آنها مخمرو و بغاوت پیشگان شرارت پیشه را بجموع باستلام اتم او\nدر خمیر آنها مستر بود کسب طلاعات نمود علی الفوم دایره قلعها آنها حلقه عسکری را تشکیل داده اندرق در\nبرئیس تنظمیه سمت مشرقی آقای علی احمد خان امر مجموعه قلایع این عوام ارا از خلاص دادمتا آن د ظلم بم است جوید کین\nداد تا در تکمیل مطالبات حکومت و تحصیل جمیع بیانات اطلاعات اخیره مانشعره اند عام تفاینکه بران امان ها\nدولت که از انها مینماید بطور یکه لازمه هست بکوشد عسکر دلو دین محاربه اخیره که با اوراخاتمه بغاوت شل نیرانه\nاگر با لطف و خوشی مطالبات مزید کامینمایند ند نعم المطلوب عقیده داریم بیشتر از پنجاه شهید و چند مجروع نشان شد\nوالا بایک حمله عزیزانه و یک هجوم شکرانه فریاد را از نیا که ابنا هم بواسطه سرماد شدت برف متاسفانه فرقتمار\nان طبقه بغات سراباعباد گشته و یک لوحه عبرت اجل را لبیک گفته اند {انا لله وانا الیه راجعون\nکه تا نیا تا نصیحت را از گوشمالی و تادیب این جبهات و تلفات بغات در یک میدان محاربه بیشر از ام مشروا\nاز ابتدا الی الان در بغاوت پافشاری خود باز کشته و چندین صد نزع هسته بود دست و علی برا ر را ماند\nنشان میدهند برایاد کار بگذارند! میگویند اسرا و محبوسین این بگا یک ندانستند متو\nحضرت ریاست مآبر جنبد که بآنها سلسلانمان کثیری عنقریب دارالمرکز خواهند شد ! افکار عما\nلطف نوازش و مراعات مینمایند بهمان اندازه آم ازین اقدامات شیرانه و کار روابیها، ناموسین تو\nشوره پشتان تیره سرانه بی اعتدالی ها و مجاووات اقای علی احمد خان رئیس تنظمیه متشرقی و باقی صاحبه عمازادا\nو خیانات و خبائا نیکه مرتکب آن شده بودند فالت متخبثا ضابطان عسکری خویش که درین مقابل غزول مرد مجمع\nو ترسناک تر با بوده بران تلقینات پدرانه و بندا نموده انداظها ر امتنان و شکر کرده بدین فداکارا صومعه ها\nشفقت کارانه حکومت گوش ننهاده در ظاهر خود را قیمت عسکری آن افراد و ظر اف دانسته بر آنها و به حکومت\nبرای نام مطیع گفته و در حقیقت از همان اوضاع سربازان افغانی مزید بر مزید توفیق صداقت استشفقت\nجاهلانه خود مشعل نظر نیامده حرکات و عملیات ایشان و فداکاری های باصلت و برای جبال دادن اروم پنه\nبیشتر تر موجب سوظن و محل اشتباه می آمد! مملکت خویش تر دعایا یت و را هنما را از احادیت صبح ترا\nلهذا قوای عسگری جاجی و منگل و صیلات خودت مستر اقوام قبایل سیمه جنوبی ادو نو\nو باقی مفرزات عسکری ما که دران اطراف بودند دفعةً\nبدین نقصت از اقوام جاجی و جاجیواع علی توانا یح جاجی سیو\nبر این نجستان سیاه روزگار بتاریخ (۸) دلو حمله\nآورده و هر دوزه مقامات مهم او شانرا متصرف شد در دست و گرویز و سلیمان خیل و جاجیم دیو منگل و ما فردا گفته\nقلعه هه پوشیگری و بسا اشخاص بسیاری از آنها را کشته عشائر واقوام سمس جنوبی که با نکرد تحریرهایشان دانه بهانه انجام\nدست نمود و متعادیا آنان تابع الی الان عساکر مظفر نمایا می انجامد اظهار مسرت میکنیم که آنها بر نفوس و مفاد اشنید از\nدران شعبه جبال دره با دشوار گذار که محل نشیمن وظیفۀ انتس و سوتج این تا کع مرشان سنجیده شعار معروف قدر شوو\nسنگ دلهای و طنغداران بها بوده است سفالت و غدای و انهر از بلای دین میوه در محورها نامرد\nبا ابنا شجاعت فعالیت لازمه شاقه ایمیه مینیا داد بیوه را نوازند گودین ملاطات یلا دیود یات بوم"}
{"book": "adl0717", "page": 444, "text": "شماره (۸۲) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه ۲ حوت\n۳\nبه وفاداران شان الی الآن قلباً و فعلاً و قواه دقیقاً از دنگام تعرض مقام ما را مورد سایر نوازشات کرشمه یک قرار با جراء الدعاء\nباین حکومت و فرمانبرداری دولت متبوعه شان فروگذاشته فرماید امره ارقم تاریک دان مقررات اثبات مقرر انداز ان اسامی ماموران\nاین طرز عمل صادقانه و رفتار سلامیت این اقوام صفه صفت و طوايف تعرض یابند خود را همراه سفریه بریان نموده بطرف دشمن هجوم\nاحمر حمل از طرف ذکر پرورده تنر مقامات یک دو حکایت شاکمه سواران\nخاطر کیانه که گواۀ ښکار دست شخت پرست دشمنان در سال قبل سال بر منگل در پیش واقع است بایک پرشب ۱۹ و ۲۰ حوت ۱۳۰۳\nد و افغانستا شند بودند و جاهلانه بر علیه حکومت مادربه روزاً محمدالدین صوفی عالمه شابه که در عین سر آسیاب قبیلی میباشد سر محمد زنده\nمحلات این دره که مسافت ان همه خالی دست افتاده کرده است که ازین\nخود حائل دانستد و قتی را از یا سانی امور اد باد شا بنوه ۲۰۰ قطعه جات تخفیات خراب کرده مساو در اد ا شتر را با سهارات\nاطاعت حکومت خویش نشد او ساز با نکنی نه اسیا دنت نموده تاریخ ۲۰ باو فاکتاه د کا بهانه سرتا سر ان دره تفصید و عبارات\nبنهبست غرضیه تلفات لشکری در ین محاربه از طرف لشکر ۲۰ نفر مروقات و\nماد امنیت و اطمنانی میذیر که همواره در انظار حکومت ۲۴ مجروح منجمله شش متما داد تعرض حومه است در حصه ملتان\nعصرا الا تصرف نموده در اثر روز مقامات فرقه های کوت بازار در ا شتری\nنسبت بانها عادلاً بوده الان كما كا دقیقاً از رفاه سوه وسیعی قلعه جاتیز و با من اشرار بعد سوختاندند- سفریه کوبیان در قاعه\nترقیات مادی و معنوی اوشان فروگذار نمیشود! که محل ما در پناه بودند قبله و شتات حصه گرفته وسته از تلیات انمخته\nو سته و اموال بناترا غنیمت اوردند- ۲۱ حوت نظر از انکه عوام\nاستظهار در کر بعضی ازین قوام که ما زانه اظهار مسرت تعرض خود فتوحات نمایان کرده و تماماً سوله جرگر را بتصرف شده\nا ابراز مهم و الطاف حکومت متبوعه شان میداد امیدوار مدشمنی بثبات دارد گردند هجوم با نی اسبو جنگل در ین روز حریف اندیشمند\nو برای سوقیات عسکری اخطاری نماند بومر غصه خویش که بر محمد جان ما\nکه اقوام نادان جهالت تواباً بغاوت بنیان سوختی فاعل مجد باطریها ران خود تا امار به داشت با الا تمر قلعه حویق در این جنگ بیریان\nنظر صیانه نار و با حرکات و اوضاع آنها بند حکومت محلی خوزانی تقریباً طوالیس گرفتند ۲۳ حوت در این روز حرکات تعمیریه و سخوریم\nحصروہ اطراف کا د کوت را که تا تالا فرود شیعه صوره\nه حکومت مفهوم گشت. البته احوال تباه تر و خراب متصل در یک میدان از باغیان جبال حصر تعرضات در یبار شنامی مجروح\nدر خاتمه از قاطبه اقوام و قبایل سنی خانی و کجدار مزیدی انانه او شکر شده تلفات لشکری به شش از ۱۱۳ است بارزه\nمحروح شود ۲۴ حوت در ین ایام تعرضا کرد معفرزات بامقدم\nامروز ثنای سوستی پلی منگل که یکدیگر دار خود رسیده نعنی و آ پیشرفت چو دوست محمد آباد بالا مجروح غضها حبه است .\nمحمد امی که با از ابتدا اینا رافد استشو و بغاوت نجار ۲۵ حوت درین روز اطلاع رسید که تلفات کوئل بنام حمال داننها\nمورد و سفرده میدان نموده و کجدار طرف کو تل بوده حضور مرزوق\nدوبال افتاد نا کرده بر آنها باند حال توفیق صلاقت جان آفرین روبک قطعه عسکری با مور می رندانهاتر در جرتیم تا کما یک\nاست متبوعه شاهانه انشار بوده زیاده بر زیاده بارات و شفقت با شرار رسیده قرار را برقرار اختیار نمود ۲۶ و ۲۷ حوی\nدریان ایام خمارها در ابنیه تر وسایل هجوم ومدافعه کوششد در من بابا\nملاطفت و مرحمت دولت را براء انا سلمت نموده باور طن و فقر دات راه و فرار و اضطرار براه اشرار نمود ۲۸ حوی درین\nپزون پر حالم سالک که از ابتدا الى انتها زده بغاوت بودند سزار با الکتود و منفر با نماند به ان کو ده مرد ترشی همان ثمرات بیات ایلام\nآیا تم یک یک پرنسا روزه محمدان برنجی قله های شاد و اکش پناه و فاقع دره ایلامی\nخدا بر شته و شب آویز گرفتند - در ین روز عسکر تا جبار مالیان جمعیت\nروز ۱۲ و ۱۳ حوت اتفاقی غدر کان بندر محمدی بین)\nو تا راجی را بکف آورده تبدلا و بسیار مال مواشی وظروف\nدل حوت ۱۳۰۳ عبداز نکه ماهر اعمال و افعال و اقوال و حرکات قوم جنی و ملبوسات و مفرشات واثاث البيت وغيره\nین محلی شنبه طراز در تکمیل عوام نیا و انعام مقامات حکومت ہر اموالی را که سکانه رسمی در بین بفاوت از اطراف دیا\nعن التوجهی می نمودند در انزور زارت حریه نگین که مزید برین جور و تباه کرده جیپادان اورده بود گرفته بکارت\nجان رحمی و مسابقه شود بکر یک نجوه شنکار نه خو در نبال مجعول الا موال شت که گذاشته بند با دیار تا تخم بیست\nاندار کو شتا این شخاص خدامن کذبه و غیره، بهر با ترجیم چون راه مجدده مرور شمار نات بسته باد\nدر تجوید بانوان عسکری خویش در مقابله و رد میر نگرد میانی و شعار ما بے الازم حرات مراقبت بایست.\nورود کابل ترکی و سمانه محتماتی شاه هم آن بحر ستارانیدن و جل ممكن نیست که انزار کنشد و در بارہ ظلم\nاین باغات روز حمله ترتیب دادند بی ترتیب آهن مضامین نگاه خود کو تکه جایگاه مرکز فیات محمره صوبه دست"}
{"book": "adl0717", "page": 445, "text": "شماره (۸۲) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شنبه ۳ حوت\n\nقوه تعرضیه\nاز ملاحظات جراید تازه معلوم میشود که در اطراف و نواحی مراکز مزبوره برین مواد اتشکین محاربه سردان و تمام شیر مردان شجاعت قرین آن سرزمین برای یک جنگ جدال حریت اختتام بگرماخرمی خودشان همی گویند مخصوصا قبائل لا ریجی داره علیا نیزی در فراهم آوردن اسباب جهاد سر گرم قیافه منظر می‌آیند و هم سران و سرکردگان مقاماً حبالاً گشتان اعلی کلمته الله و جهاد از مناقشات خانگی و منازعات در میانی شان صرف نظر داشته ایجابا بدین رفیق اتحاد و سلسله وداد را قاطبه داشته از حامیان واقعی و خواهان صمیمی حکومت مراکز بشمار میروند. \nپاو نیز و نالمرز و سائر جرائد انکلیز بن جوش و خروش اهالی ریف را پیش خیمه و مقدمه الجیش کدام یک محاربه دیگر عقیده دارند. \n\nانگلستان و روس\nصورت مناسبات تازه انکلیه با نیز چندان خوشگوار بنظر نمی‌آید جرائد طرفین بمخالفت همدیگر خامه فرسائیها، بر وقت ناوالزامها را عامله میکنند حتی درین ایام جرائد روسیه دعادارند که انگلستان مواد مخالفت را در میان مرکز و فرانسه در مناسبات اتحاد روسیه تولید میکند و بر ذرایعه گنه کوشان است که آنها را به مفارقت مطلق کند و همچنین در معاهده بانک و نفاستیزه از انکلیز شاکی است. \n\nشهزاده ارتهر کنا و در دیره\nناظرین عبارة از صفحه حقیقت خبر ورود شهزاده ارتهر کناوا را از انگلستان به هندوستان و از شمولیت در لاهور الخ خوانده‌اند اینک نامبرده عشر فروری بمهرا جهه کشتی پشاور و یکعده از مصاحبان و لشکر صیام خود چته ملاحظه سدرافغانی از پشاور بمحرد دو شاره بکار و دره خیبر و سمحکمالواز گت ملاحظه کنان تا بکوه تورخم که سرحد افغانی است وارد شده است. \nبا و نیز نزدیک که در رسم استقبال شهزاده نامبرده هیئت تکریما مقیمه سرحد جند مجلتی یعنی ماده گوری پر تفطیه سجاد کرنیل کماندوف بلوچ کمال گرمجوشی در برابر شهزاده مزبوره بمعیت عساکر خویش نموده بعد انکاری درهم جایگاه در ارتهر کنات نراوار گزرا بنورس بسواری موتر رفته در انجا بتوسط محمر مرت بارشان محلی انجا ملکانه سد مراد زندگانی داشته و حاضرین شعبدوارتی افریدی را دی ملاقات مخصو صی بوده‌اند\n\nاعتراض مجمل انگلیز\nانکلیز باین اعتراضای و غدیر گویه که بر کردی جراید پاشا بوا لصفیه مسالحه آمده‌اند چنان تنقید و تمزست میکند که احوال و اطوار و جساسا انها را انکلیز با خیلی معاند از حد معلوم است که طرز عمل آتیه انها نیز تحت شده است زیرا که همین نقر هنگامیکه بر خلاف حکومت عراق دهان باز حقه با کافیه گرفته اند. (جراید سندی) \n\nمحکمه احتسابیه قسطنطنیه\nمحکمه احتسابیه مقرر شده که کار ایشان جلو گیری بنی عوام میباشد که بفسق و فجور اشتغال داشته باشند و برای پولیس مذکور شرط لازمی اینست که هر سپاهان و زیاده از چهل سال عمر خوابد داشت. \nجریده «وطن» ترکیه مشعربت که شهر قسطنطنیه جمیع رقاصان و رقاصات قسطنطنیه از فعل الشنیع رقص منع فرموده و بمناسبت این حکم از همه شهرها ی حکومت ترکیه نامها تهنیت و مبارکبادی برای ایشان می‌آید و مطالبه میکنند که در دیگر شهر هایت حسکه ممانعت رقص فرموده شود. \n«طلوع افغان»"}
{"book": "adl0717", "page": 446, "text": "قواعد و ضوابط\n\nاین اخبار بغیرا ز ایام تعطیل در کابل مکرراً\nنشر میشود و بدیگر مقامات بر پست منظماً ار\nسال\nمیگردد اسود تحریریه نگارنده حقیقت از\nمقالات واصله در اداره مانده جریده\nداندر درج و اصلاح و عدم انتشارش\nاشتراک بتوسط خزائن دولتی\nو بقصور نقدی از بدو ابتدا\nدریافت میشود.\n\nنظار باالله در کمدین سلیمی\n\nقیمت برچه\nمقاماً ۶ ماهه سالانه\nکابل ۴ ۸\nخارجه ۷ ۱۱\nخارجه ۱۰ ۱۵\nروسیه و غیره ۲۰\nمشرکت از سال و اقل بداخلته\nنیست ہر گاہ مکاتیب مضمونا هامی\nقابل بنا حواله میشود شرفی\nش کاغذا نشو د از هرکس میشود\n\nحقیقت\nج ۲ س ۱۳۰۳\n\nجلد اول کابل دوشنبه ۵ حوت ۱۳۰۳ ش ۲۹ رجب ۱۳۴۳ ق شمار (۸۳)\n\nصفحه دل پاک نما از غبار\n\nگر بزنی چنگ بدامان کار داریتی از سلف ائتبار\nیک نظری سوی اروپا فگن تا شویے آگه ، دبر می انتها\nسعی و عمل پیشه نامرد شو تنبلی و حیل برو واگذار\nاہل اروپا ہمہ از یمن علم بر درستی کشته چنین کامگار\nبین که چو میسازند بیہ سرفراز صاحب هر نعمت و ہر اقتدار\nگاہ چو مرغ بفر از ہوا گاہ جو ماہی یہ نشیب بحار\nمطلب خود با مد و تلگراف نشر نمایند با قصی دیا\nآن ہمہ بستند لتر مثل ما از جه نما بند بها افتخار\nفرق درین بین ببین انچه هست فکر نما بلکه شوی هوشیار\nبا جو خراطین همه در پیچ و تاب در گل و لا ئیم کمال نزار\nہر کہی از حیل برایے دوان هرتنی زنکربویے فرار\nخسته و بیکار هر گوشه رویے ہم انبوہ ہزاران ہزار\nدسته اندر پی وصل بت و هجر قوم دگر شعر نموده شعار\nگذشته شده شعر عتب در لزوم عمر مکن صرف درین رہگذار\nگر شما ہم عده شاعران می کشد در کار برو زشمار\nشعر که موعظه و حکمت است دور پئے آن بہت خود بر گمار"}
{"book": "adl0717", "page": 447, "text": "شماره (٣) جلال اول جريده حقیقت کابل دوشنبه [؟]\nدر نه هر انچیز که یابی به بین جاهل و نابود و بود زینسا\nنیست کنون موقع این ترهات زین سمین فسانه بیا میار\nگاه صوانی بپرا طروات روز مرا کرده چو شبهای تا\nگاه گوئی صنمنا چهره ات برده زماه الخشز دست و قرا\nگاه کنی ناله مثال جرس گاه زنی نعره بسان حمار\nقدح ز ممدوح کنی از هوس مدح ز مقدوح کنی بیقرار\nگاه دم از عشق درویشی زنی غصه داندوه کنی آشکار\nپای درین تو به ضلالت منه دست بهر جای مدارخ ما\nفائده در گفتن اغراق چیست نان بهر کش میوه ی بیضه را و\nذمه ازین گفته باطل بشوی دست از ین شیوه ناحق بدار\nمیل ہوا در سر احمق مند تخم هوس در دل ابله مکار\nراست بگو راست بگو راستے حظه دل پاکٹ از غبار\nفرض که از علم لغت با بقا مترجمین قائده دارد بیار\nشعر متمم است ابسی بیش تر از چپ کنی صعب بسهل اختیار\nشعر میامین است بازار علم نیست نیست درین شعر توی استما\nخواهی اگر شعر برایے بگو لیک بطر زیو تن کامل عبار\nانت من الشعرا لحكمه بخوان از دم آن سید عالی تبار\nدرره بیداری ملت بکوش او پی اصلاح وطن و سار\nیا پی ترویج معارف سرا تا بشود سخت علیم احتقار\nیاپی ایجاد بدایع که هست از اثر قدرت پروردگار\nساده سر ا مغلق و مبهم نگو مغلق و مبهم نبود خوشگوا\nموقع ابهام و کفایت گذاشت صنعت الفاظ چراید بکار\nچشم خرد باز نما ان ببين قَدْ ذَهَكَ الْعَيَا وَالنَّهَا\nدم زحقیقت زان که بکو مجاز قدر بدان زندگی استعاء\nباش بیائی معنی و صورت ببین خیز و دمی در پی الفتق بیار\nمن ز تو قادر تر جان این سخان\nخواهی اگر آشی و نما اختیار\nسود نگو می چو درین طر زنیست\nنثر نویس بیهم جا خوشگواء\nشاید قوله کلماتیکه یافت\nاز سر شکم بیان اختار\nمز يوجه اولياي دولت مخروج\nمقاصد نامدار را روزنامه بیدار هزار فضل آگاہ تدوین و\nآن مقاله که در شماره (٢٠) خود تحت عنوان تحقیق شیر\nو شقه قرداران افغانیه تقدیم و امتداد قوانین را بار\nنوشته بودید میبالید :-\nاز انجا که ما پیرو رهای نمایان ملت ایم\nدر اثر رواج یافتن قانون مشایع نموده و این\nبیش از یک سال است که بیخود دار از اند\nتوجهات جناب لاشان جلالتماب اقا عبد القدوس\nنشیب نموده موضوعه و شرکتان شده ایم موضوعی و\nآقای مدیر حقیقت مآب تقدیس در باره\nمکرر خاطر نشان عموم علاقمندار ترقی دولت\nمحسوب خود نموده و ار بعیبی جوایح که ما را بمه\nدادن قانون داریم صاحب نام ای محمد\nخود را باندازه مسبوق داریم ، زیرا ا یما مور\nباید با سائر موضوعات حشریه جز اند\nدیده چرا که ماده حیات دولت و قوام جا\nحکومت قانون یک مملکت است . ظلم\nاساسا درین حین مسئله تبلیغ محاسنات قانون\nنیست، تنها از حیث تجربه خود بخواهم خوا\nاولیای دولت را معطوف با سبابه\nقوانین نموده وضاحت او صاف قانون\nبه علمی ، کنجه محصلا که مسلک این یگانه یم\nدور از وضائی است و انچه لازم است\nانرایقین مین شده در عمل خواستارست\nاز فحوای نگارش آقای مدیر روز\nمیر من است که یگانه وسیله دمیدن\nبه عدلت حکام سه گانه وعلاقه داران\nکه ذریعه پیراه این در حالت حاضره یافته"}
{"book": "adl0717", "page": 448, "text": "(۱۸) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه \n\nرا مصرح و وسیع تر قدم دیگر هم بر داریم به\nانجام حیات این همه نفوس متعدده را منتخب\nبنمایم یعنی بعد از وضع قوانین سپاریده\nباید در هر کام چهارگانه موصوفه از دست تسطیر\nبتواند جریان آن نیز انداخته شود.\nمجلس شورای دولت که ملت افغانستا\nارکان اساس موسس آن ذات ملت خواه\nسیرت غازی الی الابد بر آمده میتواند وضع\nآن میکند و بمجلس عالی وزرای تفویض با امضا\nبپایه همایون موشح گردیده مستند برای اجرا\nبه ابلاغ دار. پوشیده نیست که با تمام مساعی\nمطلوبت رعیت که فقط فطره وطن خواه حقیقی\nدر اولین حقیقت و ایچاپ شدن همان طبعہ\nاست فوائد قانون را تلائہ داران سرت لغتہ\nو زره کام سه گانه تیر باهیمی است که در نظم\nآباد بیان ارتباط بین حکومت و رعیت\nرا تفویض است به صنف مذکوره اولیا\nهر اهل و عقاید دولت واجب است که\nچاکه علاقه داران را آشنایی وظیفه شان\nبسازند تا مواد مطلوبه قوانین را بالای عمیت\nجاری دارند همچنان رعیت را معرفی به تکلیف\nشان نمایند که حقوق ہر طبقہ تابان بوده ثمره\nعدالت سرتاسر مملکت را احاطه نماید برای\nتأثیرات این نیت واجب مقصد را حواله بید\nعارف کنیم کلی ملاحظه کرده خواهیم بود چرا که موقعه\nلازم بنظر بر میخورد ما ذکر از قدم سرا به ولین ارکا\nمجلس است اولیاء امور دولت از کثرت رفتار\nقوانین خواه در بطه جرائد مخصوصہ ہوائی آن باشد\nو خواه از تاسیس دوانت خانه مختص قوانین تیجا\nمحلات خاک وطن عزیز را که از توسط انبا\nمعارف باشند این اراده نورانی را انجام دھید\n\nاز این رو پیش نهاد جریده ما در حالت حاضر نصی \nاین پیش رو داشته باشد صورت سود در\nالخصوص از دولت متبوعه خود تمنا میکنید که چنانچه \nمستقیم مکانه فروش قوانین در دارالسلطنه کابل \nموجود است باید بر طبق آن همه شهرها افغانستا \nدوکان فروش قوانین نامه با همو وقت\nمفتوح باشد که شایقین خریداری نمایند.\nوضاحت دیگر اینکه اگرچه تا الحال قوانین\nموضوعه مقابس آن (۴) سال است که با\nعرصه جریان مانده است باز هم ابتدائی گفته\nمیشود. بدیهی است که قوه تطبیقات قوانین\nکه تقسیم اجزا کرده بامضای شاهنشاہی\nرسانیده بدست اہل اجرا که امراں توقے \nو حکام اعلی باشند داده میشود. ایشان دریک \nاجرا میدارند مگر بعض چیزها در محل اجرا در ولا \nو اطراف معلوم میشود که از قانون مانڈ نباشہ\nکه موجب عرض امران ولایات بوزارت\nداخله کما شورای دولت لغرض ترتیب \nلایحه تقدیم میشود پس باید که امرائے دولت\nمرکز در وضاحت و توسیع این مواد جریان\nقانونی نیز میا بر مزید عطف توجه فرمایند که از حکا\nہدایت قانون آن امورات دست بند\nنماند و یا اینکه مظنونین و مجرمین که بنزد\nقانون در ولایات پیشتر حاکمه\nشوند تا زمان برائی شان از مراجع ولایات\nدر وزارت ها برای او را شرف بار و صلاحیت\nکار داده شود تا قوانین محترمه کمال شایستگی و دوستے\nاز شرعت خود نماید :۔\nحقیقت بقیت وظایف کنندگان\nت\nشرد یرا با ملاطفت در اوائل زمستان آقای\nاحمد رامخان خلف الصد\n\nاقبال به نسبت رنج و تکلیف که به مسافرت کابل متحمل شده بود. زکام و بلغم سینه و زرد در سر عاید شده مدت یک ماه سخت با آن ابتلا نموده کار ها\nعقب مانده بود خدا را شکر که بصحت کامل دست یافته به کار های روزمره عود نمود امید است پس ازین پرچہ حقیقت که چند پرچہ بعلت مذکور\nعقب افتادگی حاصل نموده بود از عقب یکدیگر چاپ و بشرف مطالعه خواننده گان بر رسد.\nحضرت امیر امان الله خان که درین اوقات در جلال آباد تشریف دارند چند روز قبل به واسطه زکام در تپ مبتلا شده بودند و نظر باطلاعات\nتلگرافی که اخیراً مواصلت نموده صحت کامل یافتہ اند. ہمہ رعایای افغانستان بالخصوص اعضای جريدة حقيقت بصحت ذات ہمایونی شکرانہ ہے\nدرگاه باریتعالی بجا میآورند و از خداوند متعال مسألت میدارند که کامگاری و صحتمندی وجود مسعود پادشاه را پایدار داشته باشد.\nصحیفه\n۳\nکج قانون\nنامه شدن\nان را به\nن رهنمائی\nت را به طبع\nو از دریچه\nا کر میداد\nطرح مناط\nطر دارد\nمطبوعه\nأو معنى\nمملکت\nمتبوعه\nساوقی\nل بردن\nنظر پاک\nمن نور\nنظار فلم\nای ندار\nدان را\nبر شته\nت ہوا\nوم\nت\nبحر"}
{"book": "adl0717", "page": 449, "text": "شماره ۸ جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ۶\nمکتب حریه ریا بلدیه\nناظرین اذعان علا نیکه وزارت حربیه بجهت\nدائر شدن یک مکتب حریه برای اخراج کو چکها\nضابطین قطعات عسکریه نموده است قبلا مستحضر\nخواهند بود که در ان طلبہ را که حائز شھا ده فاغا\nاز تحصیل دوره ابتدائیه بوده در عمر از ۱۸-۲۱\nباشند برای تکمیل تعلیمات نظامی دعوت\nداده در زمان تحصیل که بمسال و شش ماه است\nبرای شان از طرف مکتب البته طعامه نیز اعطا\nبعد از انتشار این اعلان اولین ذات بزرگواری\nیکعده از طلبہ نوجوان رشید را بر طبق شرائط\nبوزارت حربی از تشویقات و ترغیبات\nخود فرستاده ست آقای محترم محمد یونس خا\nرئیس بلدیہ کابل ست کہ وزارت حربیه ازین\nحسن معاونت شان اظهار امتنان و بر آوری\nو امثال شان در نا توفیق حدرنا عالیه را می نماید\nمعاہدہ تجارتی ایطالیا ومتی\nبطور عارضی با مین حکومت ایطالیا و جربنی\nیک معاهده طی شده که تا تکمیل عهد نامه با بین مقر\nحکومت کن باز (۱۱) جنوری سالیه تجارت طرفین\nاغاز با فت - جارے خواهد بود.\nپروپا گند انگلیس کردستان\nرستار\nجراید قسطنطنه می نویسند که چند نفر متباعضی\nکہ محاظ ذکی بیگ آئین ذکی بیگ پاشی، مصطفی\nکمال با شا از جمله ایشان و در سلطنت سابق\nعثمانیہ رتبہ های افسری داشته اند و اکنون خاری\nاز قلمرو ترکیه اموجودہ سکنا پذیر اند. با انگلیسر شمولیت\nورزیده از مجلس اقوام در خواست کرده اند که در\nکردستان یک حکومت جدید های ترتیب\nبیا بده بے مجمع اقوام تا حال جواب ندارم\nو انگلیس میخواهد که شیخ محمود سلیمانیه را نیزیا\nشامل نماید، لیکن تا هنوز کامیاب نشده است\nترقی میشکه در ایران\nاخبار المقطم حاکیست که مستعد بی بیداری\nحضرت اجل افخم آقای سردار سپاہ برای دائم\nملت ایران این نتیجه بخشیده که حکومت این ناشر\nاکنون دارای (۸۰۰) ہزار سپاه عر صفت\nو مسلح بالات واسباب جدید است تبادل\nو نیز میدارد که دشمن در اذربایجان و خراسان قمت\nسخنر میر بالای باک در میکند ایم بی تائیر کیا ہے اور\nاتحاد مشوق جلال آبا در نمبر (۴۹) نشته دوما\nخویش تحت عنوان آرزوی کچوان مرکب خیالیهای\nادبی و قلمی قانونی شکرا اند وی تقلیمی اقصا نمودم\nبا اینکه سر تا سر آن مقاله یکشای بیختی حالی اسل\nتپلی داشت ما مخصوصاً ستون واغ و دو اسفحہ اولی\nنظر خود متقید ہمت اشراف قلمی عفت ادبی او م مل غار\nاز نیک چشم رنج و مهربان خامه فرسایی شود. این او نصف\nخدمت آقا محمد بشیر خان یاد اور شویم تا و هوال\nو تحریری مقالات که در دریافت بدرست دوست و دشمن شده\nقدر نمی وقت نگار اند راج مقالات شانه والفافلیکہ ہا\nبشیر از راست فکر و ذکا و به تحر یر ا جبار خود دار هم دو\nبمعنی بیارای نقطہ انجان ہا کہ کہ دوستانش براورتی میتون\nمتناسب هر معنی خد با حسن عروسی جمیل ملباس ها\nدر آب سخن آتشی بر نگار په که گرد نفس شعلها هم\nکسی را در پیشه خود دعوی سد به که نطفش بغیر رده خویی من انشو\nسخن در ترازوی معنویت پیپ که مهره با طلای طرف\nبطرف"}
{"book": "adl0717", "page": 450, "text": "حقايق علامه و شرائط\nاین اخبار بفرار د ا رات علیا در کابل گز از\nنشر میشود و در همہ محا در بد پست ها طلالر\nمیگردد. امور تحریریه بنکارند و حقیقیت\nارسا و مقالا و اصل در اداره مانده جویدا\nدر اند راج و اصل و عدم اننها از شن داد\nاشترا که بتوسط خزاین دولتی د بغور\nنقدی از همه جا قبلا در یا\nمیشود\nحقیقت\nسال اول اکابل چهارشنبه ٧ حوت ١٣٠٣ ش غره شعبان ١٣٤٣ ق شماره (١٤)\nتایین اساس علم را زیر بر نکرد اسوده خالق دنیا را شور و\nسلام مینگذر که برین عالم انسانیت میخندد\nتیجه این شواشها و انقلابات چیست؟\nعالم راچه آمال و ارزوی در طرف بخور شو\nنصحت میکشد؟ حق و عدالت ظلم و تعدی\nاست کدام ایجاب ایجاد این انقلابات کتاب\nشده که عالم را بطرف نصحت میبرد\nانقلابات و بنضعت ، شورش جهانها\nهم دو ش زندگی بشرست، هیچ مورخ د کار ندارم\nنجواند بد و اتسیس شورش جه اوبین انقلابی در نایا\nمین کرده موجب دلی انرا خاطرنشان نموده اداورا\nاین انسان، این بشر کینه و مجبوقت در\nکشاکش و نکرش تنازع حیاتی و بقانی بوده و خوابند\nبود که روز و سرام ارام نمیگذار دو همه وقت در\nطرف انقلاب و شورشها سوق داده و میدهد. تاریخ\nدنیای گذشته، خراب های دنیا، تبدیل ملوک\nسلاطین، اضمحلال طی و برومندی ملت دیگر یا\nنشانی میدهند و بخوبی یاد آور میکنند که این دل باهیچ\nوقت از انقلاب شورش سوده نبوده و بچکار و نه\nآسائش را ندیده است !\nاگر برحسب اتفاق یا بضرورت یک نقطه یا\nسنگاهی جستجو خویش در مبدا سالہ بصوت مخموره به\nباید که او د کرد که آن تسائیش موقتی دان سنگول خالی یک\nشور شریع انقلابی همول شاکم، د در بر نداشته و چینه\nانکار عالی یک اتش انقلاب نهانی نبوده است بلکه\nهمان آسایش موقتی و همان راحت آتی وهان\nسکون عامی نمائیش تاسیس و ایجاد یک بنگامه\nبزرگ یک شورشی بس مهیب بوده موجبات"}
{"book": "adl0717", "page": 451, "text": "شمار (۸۴) جلالول جریده حقیقت کابل چهل ششم\nو اسباب از مادران موقع مهیا و فراهم میکنند.\nاروپا بر حسب صورت قبل از جنگ عمومی\nآرا، شمع آسایش نمایش داده و افکار ساده دلان\nسطحی جوی عموم را در دیگهای هوس پخته انتظار\nهیچو یک روز مقدسی میداشتند لکن افکار باز، و دیدۀ\nدور بین، این جنگا خانمان سوز گذار را باشکال بسی\nمهیب و صورتی بس مجیب پیش بینی کرده و خطر\nوقوع آن بوده بلکه اثرا در کمال سرعت تفاجیح\nحتمی مال و آرزو های یقینی و آمال حقیقی تصور میفرمود\nبلی واقع شد دلها را بریان دویدۀ نا را گریان\nکرد، کرور ها بد زنی بیسر و بپرتی بدر و آوار گشتند\nخانه با خراب شد، شهر با بغارت و نهب رفت،\nمعابد و مساجد ها و کلیسا با طعمه آتش گردید !\nآیا بشتر پس از آن همه فجایع جانسوز و آن طلفات\nرقت آور دست از انقلاب و شورش برداشته\nبطرف صلح و آسایش خواهد رفت ؟\nآیا دیگر این انسان به برادری و مهر گردیده\nاز کینه و عداوت بیزار گردیده یگانه جلال خواهد شود؟\nتصور نباید کرد بلکه این جنگ دنیا را بطرف\nیک بد بختی بزرگتر و یک شورش زبس هولناک تر\nسوق داده گرگ انقلاب باشکلی بس مهیب\nبا چنگالهای تند و سخت این بشر را دنبال کرده\nبطرف ہلاکت این رمه را خواهد کشید !\nآری گرگ آرزو و آمال، ثروت، تقدم\nو سروری و حاکمیت بر دیگران بانچه های\nآهنین در دنبال این بشر با یک ہیئت بس زشت\nو بس مهیب بوده هیچوقت او را آسوده نخواهد گذارد\nعقربیت خونخوار سگ داری و اسبرین تو نگیری\nہر گز نخواهد گذاشت این بشر روی آسایش باند\nدمی از چنگال آن چین بار کلمہ حق و عدالت غبار\nمروت از مخیلات مظلوم و از افکار بیچارگان ہر گز\nدر خارج صورت ندشته جز یک فکر موہومی بیش خواهان\nملل بیچاره و مظلوم مشرقی صبحو را که باین حقایق\nمقدس و این معانی عالی خواهند رسید نهضتهایی\nشورش و انقلاب سبب میشود که لکن دست قوی\nو توانا ملل مغربی بین آنها را بطرف مرگ کشید که\nنخواهد گذشت باین آمال و آند و نائل شده بین\nحقایق را درک کنند جمالطور که امعلوم ملل\nمشرقی زمین باین مرام مقدس روز و شدار\nو تو اگر بآدینه هم آرزو ثروت و اقتدار را از\nشدت دلبستی دست از معشوق خود بر مجال است\nشورشها جهانی و دنیا انقلابها عمرو حاد بنهانا\nثمره همان آهنگهای مخالف و نتیجه همان دو آرزوی\nمتضادیست قومی ثروت میخواهد ، عشقی توانگری\nاو را هر گونه ظلمی باز داشته از پیچ نشناخت دهی\nشرم نکرده معشوق خود را با همه طایفه ها هم خوان\nاین بشر و این انسان آیا پس از این\nهمه شورشهای پس ازین بدبختیها روزی روی\nسعادت و آزادی را خواهد دید؟ یعنی آیا\nمیشو دمیلها و آرزو ها تعدیل شود تا انه بتواند\nدر سایه عدالت و حقانیت یکروزی زندگی کند\nاین حقیقت روشن را درک کنند اگر چه این سیان\nبقدری غامض و باندازۀ مشکل است که طرفین با\n(قبیبت یا منفی) کتابها لازم دارد تا گفته شود\nو ابدا این ورق پاره ، قابل و لایق دنیا است\nمعاذ این مسئله مشکل نیست لکن بقد را مکان نوین\nاین ورق پاره این مقصد مهم را شگافته را حل\nاین معماء مشکل را میگوئیم شاید افکار باز و عقول\nبقدر حدس مهم را در آن بطرفی را خود خنا خود قرار\nهمه وقایع این دنیا تمام مسائل عظیم و برای\nو ہر شیئیکه محول نقش بر شیئه است اقتصادی\nو توانائی بشر افزوده بهتر است این برد و در\nویر\nجاہل\nبیداد\nبگیرد\nنیست\nتا از\nحتی تو\nاشیاد\nای مے\nتادان\nبیجا\nپد الله"}
{"book": "adl0717", "page": 452, "text": "(۱۲) جلالة ولی جریده حقیقت کابل چکامه سینه خوش\n\nروزی اطعمی برملت دیگر نتیجه و ثمره ظلم است\nبا د بیداری و اتحاد نتیجه علم است\nحالی مقهور بدست نادان بارکش است\nبا چرا گرفتار یک مشت اروپائی\nمورد حمله زون و بیگانه است غافل\nبیست کرور ملت سلام برای چیزی\nقوی در مقابل محکوم است - بر طعمی\nگرفتار دست یک عده معدود\nدارای رتبه معاونت و علم شود البته\nهستند برای آنکه جاهل اند و جاهل\nگروه فخار ظالم اسوده شده روی\nناتوانست ، ای ظالم تو بیدار باش کوست\nمایش را خوابد دید هر وقت نائم\nانتقام بر آید، نگذار ناحق تو پا مال شود\nبیدار شود هر روز یکه نور علم سراسر جهان را\nتا کی خوابی ؟ تا کی در جهالتی بس است ایارین\nبرو عفریت جهل که ملازم با ظلم است\nانقلابات و شورشهای پیاپی دنیا ترا بحقوق\nاست و نابود خواهد شد! نی دنیای افغان\nخود آگاه نکرده آیا در ش حیرت نمیگیری روز\nجهل کناره نکردی بی شتی سرمایه داران\nجهانی نفاق نیست - روز خلاف و اخلاق\nمفاهم خود را از دست نخواهند\nزان با هم از جهل تو بسته است چه بگوید و چه\n\nاحال دانی دی شوی ولی\n\nاشعاریست که انه مدرسه شمس الاسلام بمهانه ماری پشاور بتوسط آقای محترم محمد عثمان افندی ارکان حرید سراج الاخبار افغانیه ارسال پوست\nافغان ها گردیده است\n\nمسلمانه داسلامه مرور شوی ولی\nسره د عقله لیونی پخری نو سو شوی ولی\n\nیاد الله مرسون و مستی کښ څه فضا ولیده\nداته په لسمه ذا بلیس لعین کا فر شوی ولی\n\nبجا نكن كړياي رسول وإلى امت امتی\nداسی بی پتمند داسی بیغبر شوی ولی\n\nرونبی سوله به غروی په قیامت کښ رحمان\nستاد جان غم به محجن خویی پرشوی ولی\n\nپه افغان چه رائرو نياز کوی نبي ستاد پاره\nداسی ستو مانده په فرمان دی افسر شوی ولی\n\nهغه بوستان چه به سوسن و د لا لوی و پینو\nداند دشمن او پاره هرسجر شوی ولی\n\n(۱) چترالین\n(۲) شدى هرا\n(۳) دیوانه کوه\n(۴) دیدی\n(۵) فریب\n(۶) بالاده دزین\n(۷) خواب"}
{"book": "adl0717", "page": 453, "text": "شماره (۸۵) جلد اول جریدۀ حقیقت کابل چهارشنبه ۸ حوت\n(۱۰) خود میدانستی\n(۱۱) بسیار\n(۱۲) تاریکی سیاه)\n(۱۳) رشت\n(۱۴) سرگرانی)\n(۱۵) فیل - خاک\n(۱۶) پشتکی\n(۱۷) الآخار درمی)\n(۱۸) در پشت\n(۱۹) نرم شکم\n(۲۰) برگز\n(۲۱) اصلاح کنندۀ)\nدیگران + زخم\n(۲۲) بی نیازی )\n(۲۳) گرفته)\n(۲۴) همراه آنها\n(۲۵) شیر\n(۲۶) روبه\n(۲۷) پدرتر\n(۲۸) پشت\n(۲۹) می بردی)\n(۳۰) گشتن ـ\n(۳۱) کلان ـ\nمی پنداشتی)\n(۳۲) کاپی\n(۳۳) دلاور\n(۳۴) خانه\n(۳۵) کفا نستی)\n(۳۶) سگ)\n(۳۷) میدیدم)\n(۳۸) سرداپسر)\nدل\n(۳۹) برآمدیگی)\n(۴۰) بی خبران)\n\nمَر و مِی عزّت په دِ اسلام تا خپل عزت گنلّو\nتر په دنیا کبر دِ اسلام کری د سرون قطار\nتور لاتیار په دِ جهالت په تا اسلام کِرگِر نِوا\nهمیشه بد نه وی مساوت درح سّت دِپاسه\nستابە نور چا پلتی مداه ولِ خپل وجود پاسه\nمحال ده بیګا لادبل غلام نه کېدو نا کسر سَرِی\nتاد دنیا مِومَر نول سر په خلا کړی پردی\nتا په دافِسرو په کوتر مرهم مدام لگول\nستاپه دُشمن وه هغه کس حتدِ اسلام وه دشمن\nهغه اقوام چه وو رسول په بنیښی نیولی\nمَ و مِی هر کِلا وی د میدان خوارو دسخ نه وو\nتا د دُنیا ملکو نه ټول وه په تدبیر ترلّی\nتا د د پلار قِیکہ میراث عِلم وهنزم ولول\nمر و مِی بی کاره کری دتاله تالور عیب گنلّو\nتا خُوخپله چه دَ کّي مِحال په کافرو نکرلّه\nمَ و مِی تا داغ په شَ زل وی جذبه گنلّو\nمر و مِی خورا لنّدوَنگّتان په کورتر\nتا چه قرآن مسلم په خِوالله بر محمودَ ی ت\nمَ ومِی مینه تر و تا ر یه هوسا مِ لید لی\nداننگ چا م مسلمانجان تدکور مِه ځاڼ\n\nاُس سودا کری دِ اسلام دمال وسری واره\nاُس د په پوږ لا کین کلیل دی اشتر شِوی واره\nداسې د قرانین نه بدل بختہ کور کوشوی وا\nاُس لعنتی لکه هاتی خاورا په سرشوی وا\nاُس بل پیتی په شاگُدیی گا وخر شوی وا\nد سر دنمن له سپک دِ بل تر شوی وا\nدانه بدخواہ داسی د قوم و برادر شوی وا\nداغ د د سور عنز پر دسرگ وتر نترشوی وا\nدانه دنمن ځرح اسلام برادر شوی واره\nنن د عَروسره آشنا اشیر وشکر شوی واره\nاسّ قِید مه په شام هم زیاتوره او تر شۆی وا\nداسې بی پندَ لّه خپل مال و دو فترشوی وا\nداسې مجال اسې بی علم بے ہنر شوی وارہ\nاسّ بی کاره یی دَ خپل کاثر لائق سرشوی\nاُس دخپل د سور عِزیز په حالتے شکرشوی وا\nاُس د هم عیب هوز ضَافا عمل حصہ شیر وا\nترمسلما دطمعون غریونز بر شوی واره\nتا چه قر بی ځی ځر ی نِشِ سکرشوی وا\nدانه خادم داسی غوځ دز لبه شرشوی وا\nمَ و مِی اشنا وی خِخوانه دی توسری وا"}
{"book": "adl0717", "page": 454, "text": "ترخ ششماهی\nقوت نام مقامات قیمت بپہ کابل\nرباپیہ سالیا\nی ولی در دالسلطنت کابل ۵ ۵\nی ولی داخله افغانستان ۶ ۱۱\nہمالک خارجه ۱۵ ۸\nی ولی قیمت یکشماره ۱۱ ۲۰\nی ولی برائے سادات از سادات\nی ولی کر دالیه معاف است برای\nمکاتبان د سنجان پنجاہ فی صدا مروعات\nبرائے استا و شرق\nی ولی\nقیمت یک شماره عداً یک کرس\n\nقواعد جریده\nاین اخبار بصورت ایام حسین دایکمرتبه\nبعد سر سود و بدیگر مقامات دہم بدست\nشخصاً ارسال میکردد .\nامور تحریریه به نگارنده حقیقت\nارسال مقالات واصله را دارہ مانده\nحقیقت\n۱۳۰۳\n\nجریده در ادراج و اصلاح وعدم\nآن ازاد است اتراک\nبواسطه خزائن دولتی صورت\nنقدی از همه جا قبلا دریافت\nبران دین کشککی\n\nجلد اول کابل شنبه (۱۰) حوت ۱۳۰۳ ش ۴ شعبان ۱۳۴۳ق شماره (۸۵)\n\nتبریک سال هفتمین جلوس شهریاری\nحقیقت ، با دلی مملو از صداقت ، از طرف خویش کافۀ ناظرین\nارادت کیش خویش این جشن جلوس حمیت مانوس اعلیحضرت\nمحبوب القلوب خودها را تهنیت گویان، ترقیات وافره تعالیات\nمتکاثره را برای ملت و مملکت و دولت افغانستان بسلامتی وجود\nمسعود اعلیحضرت امیر امان اللہ خان خواستار و دعا میکند.\nتا بود روانه خورشید با فرشه بت شمع اقبالت چراغ افروز هر گرگا باد!\nبر سر میدان ہستی از بلندیهای بخت دست دوان در رکاب دولتون یا باد .\nدر بہارستان عشرت خانه تون ایرا رو خورشید چگو شهرت دلخواه باد .\nرو هر جانب کہ آرمی میان بزم بزم صد هزارت بلبل من عما القا باد."}
{"book": "adl0717", "page": 455, "text": "شماره (۱۵) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه (۱۰) حوت\nتصرفات شان بموجب تحسین محرر وافرین ناظران\nآرزوی یک جوان نوی است\nمانند آزادی بکوشش با برجسته او پیش تا اخد جله تقدیراین\nمدیر مدیر صاحب محترم نیز خان ختم است و بس\nاین کار از تو آید و مردان چنین کنند - اگر این\n(از مقالات وارده اداری)\nاز بام نمودن تحریر با خرقات العظام خود و آرا بخوبی\n؟\nاختراج بطریق یونان ازقانون\nچون آرزوی یک جوان را در اتحاد شرقی خواندم\nتصور کردم که تقریباً همین مضمون را در ضمیمه ژویکیمیا\nبر طبق معاهده لوزان که دران مبادله آبادی یونانی\nیکی از جراید محترم ایرانی خوانده ام خواستم\nتبعه ترکیه بونان مرقوم است درین ایام ترکیه الیوم\nبستجویش وانمایم لکن این تفکر مانعم شد که چون عموم\nکه در سال ۱۹۱۹ عیسوی بقسطنطنیه اقامت گزیده\nاهل جرائد در پی اصلاح ملت و مملکت اند ممکن است\nبودند تا او بگا صبح ۳۱ جنوری بتوسط دسته از مامورین\nکه افکار میکنان درین زمینه متحد دلو و بر حسب اتفاق\nحکومتی از کلش معزز انه کشیده از سرحد ترکیه اخران شدند\nیک مضمون بالفاظ متغائره جرائد متکاثر برآید\nازین قضیه مشروحه در سرحدیونان یک هیجان\nدین این عقیده حقیقت برین مضمون شایع شد و\nبی پایانی حکمفرما بود و کبر اطرو هنگت بر خلاف این\nبر سیم زدن این خیالها تم گردیده دست تحقیق مجد اندیکه\nو این طرز عمل ترکیه را مخالف معاهده لوزان شهده\nجهته مطالعه آنرا فراهم آورده بودم کشادم بعد از تفتیش\nاروپانیز صدای آزاد خوانه شاترارسانده\nمزید نظرم بر شماره (۳) آفتاب شرق شعبه اقدس\nترکیه نیز بر دست داده از انقطاع تعلقات\nمنتشره (۲۴) عقرب (۱۳۰۳) افتاد که در اوال\nسفارتش ترکان را ترسانیده است ترکیه\nعینا همین مضمون صفحه ۱۹۱۲ اتحاد شرقی مرقوم بوده\nخودش عینا تمعین معاهده لوزان عقیده دارد و\nدر آن بر خلاف اراکین دولت فر تا ملت چنانچه عادت\nنمی دهد درین دوست و یا زدن بی محل ترکیه را از\nجرائد ایرانی است کلمات شد یه مرقوم آمده بود\nهر حکومت در اجرات داخله مملکت پیش هر طریقه\nبعدا اتحاد شرقی را خواندم دیدم که وی بقول حقیقت\nاقداما ورزد . ما ابداً بودن این چنین پیش بیها\nآن مضمون را که از روی عبارت و نزاکت الطافت\nکه بر خلاف منافع مان مخفیانه عملیات نماید در سلک\nیک مضمون از بس شیرین بود یک عیبا بمعنی و معانی\nپذیرفته نمی توانیم بس است که در از منه سابقه از امور\nو مقاصد ا با افترا و تحویل و تحریف داده بود لهذا بنظر\nپیشوایان مذهبی ار و پانیز نقصان خریده ایم\nقلع سرقت ادبی مدیر اتحاد شرقی با هم یاد آور شویم که دانتیه\nهنگام بخارا جرائد انگلیس درین ایام از زبان\nحتی الامکان سرقته با جرائد خود را از قلم خویش نگاشته مضامین\nمخبرین خویش مینویسند که در اطراف\nآن از شکل خویش نمایندو اگر بخیول از دیگری مینویسد\nبخارا در بین مدت خواه آن انجا و افواج روسیه یک\nحتا بالاستثنی دران تصرفات بیجا ننموده حواله او را بدهند\nشدید نبرد کار آمده اولاً مردمان کارمی و این\nو باز اگر لا بد خواست باشند که تصرفی دران بنمایند لازما که\nرا از کار انداخته متعاقباً عده اعظم رقمیه به یکایند"}
{"book": "adl0717", "page": 456, "text": "شماره (۱۸) جلد اول\nبحر و حجاز می گویند بمرض تپایبند جده افراج و\nلسعود حمله نموده عنقریب تصرف مینوید.\nامیرالمومنین شریف مکه فقط جانب خشکه شهر کجا خاردار\nنوانسته لغد و برا که در خزانه داشته از ان یک قطره بجنگي\nو علمداری از انکایزیه او غزه درین ایام بیام غره\nمراسلی پیه کشت و گذار دارد . امیر علی مراسلی را بنام تاه\nمکه نوپته چه از کوهها افگنده در ان مرقوم داشته است که\nباید مل برای تبغه نمود مکه چند نفری را اختیار کنند از قراین پیه\nالام میشود م ام ار قوانت مربی اگر چه پایش عسکر ابن سعود است\nاما آنکه اکر تسکین میمحد نقد آبدر نجازی مراهم جولی کی از شکنکی\nتوقع اگر چه در نتواند سپر نام کند }\nقانون ال آن قوانین غیر منصفانه که حکومت بال\nبنام قانون جدید تسوید نمود. بود اما با نگیر\nلموقع بكار بر آمدنی افتاد استاد لکی کی ان کی اور تعویق\nبیا و فرسندی از جان رمیدار از نظر ایات که یه\nمیکند نی وزیره بدیو نام\nبدکار ۔ در لاقاتهات مختلف بهت معاش جهاز با ابن سعود\nمذاکره ها کثیر نموده بود آخرین اواز وی گرفتیم تجویز حضور اور امیر\nمکه الدین بن العلی سمی غزه دیدند ولی بقیام حکومت\nامیر که رضا مند و متحمل امیر علی برا ادر یکین بر ضرور می نظارند\nبرای مقاصدت با خلافت مرکز به آماده و بر این شیران مذهبی در\nار و پنه نظر نفرت نمی پیندارند. باید بگذارند که پوسته عرب در دیار\nاسلام و غر مقاصه ابن سعود بسر شومیت و ند سندی بی املی که\nیر امام محول مانده است. امیر علی کو یاد تیجه شما مرار حضا\nبامارت قبول نکنید رفتن جده و مذاکرات تان با ابن سعود\nیا ممکن است. انتظار تصدیقات کافی میکشیم!\nمحمره سرحد ایران\nبفضل تعالی غائله محمره خوزستان از توجهات و تطمیات\nحضرت اشرف رئیس الوزا ایران موقعه الفتد آقای\nامیر المؤمنین از طرف حکومت ایران حکمران محمره مقرر گردیدی\nتر حقیقت کار\nقونسلگری افغانی در مرو\nمرویکه در خاک و ترکمیته ایک موقع با می است و مقرر بود\nکه قونسلگری افغان در آنجا داند چندی قبل آقای\nغلام جیلانی خان که در قدوس کا بل تحصیل کرد و ترجیین\nبوزارت خارجہ سابقه بود حیث قونسلگری در مرو شرف تقرر پیدا نمود. ندی المحررده\nپس از تهیه قونسل خانه لواه افتخان افغانی را د مرو برافراشته\nیمتر که در احتفال رو زیر افراشتن لواه قونسلگری حصور\nداشت گذارشات آن روز را چنین مینویسد : روز دو شنبه\n(۹) قوس ، او گرگوم اسپان گوم، حکران و یک ناحیه،\nبا سایر مامورین و اخره مروکه بالغ بر در ، و نفر میشدند\nو د اتصقاں ، با کلماتی و بخار آئی و نماینده و اعضای\nنمایندگی دولت علیه ایران و کلانتون کان معیت معتباق مقیم\nمرو، باعت هم به روز مذکور در قونسلگری افغانی تقریب\nبرافراشتن لو افغانی از طرف آقا غلام جیلانی خان قونسل عورت\nشدند نیز عموم افغانها که در آنجا بود ر بایک جهان شوق و شغف\nحاضر این محفل سرور و افتخار گردیده بودند یکدسته موزیکه نظامی م\nتهیه دیده شد بود، به ساعت ۴ حضرات مدعوین با کمال فرح دوستو\nچون کلیه حضور بیجمع آمدند آقا قونسل با عده از معاریف بالا\nبام رفتند و کوا افغانی را بر افراشته و حسب موقع نطقی هم ایرام\nنمودند جواب ایشان رئیس ، اسپالوم که خودش ترکمن و نیز\nحکم داو گرگوم ، میباشد اظهارات دوستانه نمود، در همین موقع\nکه لواه افراشته دسرود آن در تموج آمد ، موزیکہ با لحن خوش آهنگ\nسرودن آغاز کرد و صدد آکف و نهاب مسرت باطله شادمانی مغیر بنا\nخوشنودی براوران افغانی فضا را پیچانید و کیفیت مجلی تشکیل یافت\nبعد اتعارف مونا حا مرین روی کرسی با و فرش با آرام گرفته منگوبا\nمجمت گردیدند. پس از صرف شام رئیس (او کرگوم نطق\nرابح بتشکر از پذیرائی هثیت قونسلگری از ایشان و تبریک\nاین روز مسعود ایراد نمودند و حاظر من مرخص گردیدند.\n(اسلامی)"}
{"book": "adl0717", "page": 457, "text": "نمره (۸۵) جلد پنجم سراج الاخبار افغانیه کابل سنه (۱۰)\nد جهالت په سبب د قوم زوالیده\nاشعارت که در مدح شیخ الاسلام بهانه (؟) در پشاور توسط آقای محمد غزنویان بس خان حریری قومیه باداره مامور است\nما چنی خوند کری خلک د خپلہ دور ان ولیدہ چہ نہ وی م پلا سر د پچنکہ مشرت گی لو لیدا\nدغه تأثیر د جعلی سر امعلومیکی داسی ځکه مشفق م د دنيا په سود و زیان ولیدا\nشوی دریا نو جلوی د لامبو چل نه ویر بږی دجهالت په سبب غرق م ټول جهان ولیدا\nظاهر موس وی دقرآن جه احکام آوری د غوره پکښ پابند م دستراح تمام افغان ولیدا\nدلیل ی در خلیل نه د آیا ریش کا دو داسی هم نین په دا اُمت کی قول ان ولیدا\nقارون چه غرق شو دانی ویل چه مال می پاکشتی اوس هم کو یا په دُونیا سر غنیان ولیدا\nشافی د کل امراض دی او در نخمونگ عقیده راسخ ما په عقید و کښی داکتران ولیدا\nدخدا بلاد کښ یو پیسه لکول عامر شی ورته په نفسانی خواهش م تول مبذلان ولیدا\nبه توشه هر مکد به دل سر دی غوږی لګول ددین په کار کښی هم بي شنگه مسلمان ولیدا\nعجل مکابج انصاف عجب مخلوق شپږانی پولی صادق به نو مړکښ تک م هر انسان ولیدا\nظاهر خود بین خوظاهر کوری دلراندی فکونه کا په فریبی لباس عظم دشیطان ولیدا\nنعت وصفت یی د رسول په زړو بدلګوږی ظاهر امیل م دتسبو په لاس دشیخان ولیدا\nنرج ملا فضل واحد فکر کومه چومره ؟\nپه داسی حال کښی هم افغان تیرول کران ولیدا\n(۱) چنکو (۲) پس چابود (۳) این (۴) کشتی (۵) می براند و مجازاً آب اندی مرادش معلوم نیست (۶) می شنود بگوش (۷) انچه گوید؟\n(۸) عقیده (۹) صرف کردن (۱۰) بياسيا چرا بدين سراء دیگران خود را گوشت سرخ می رساند (یعنی چنگه بدل میکند) (۱۱) ریش تحر یک\n(۱۲) گوشهایش برای تو رو (۱۳) تسبیح (۱۳) برقدر (۱۵) افغان گذشتاندن را سخت دیدم ."}
{"book": "adl0717", "page": 458, "text": "قواعد وضوابط : -\nاین اخبار بغير از ایام تعطیل در کابل ہر هفته\nنشر میشود درجایکه نظام در ہر پست متصل\nدار سال میگردد امور تحریریه مکارند شخصت\nارشاد مقالات واصل در اداره اند مجریات\nاو را ندارند درج و اخبار و عدم انتشارش در ادات\nاشتراک بتوسط خزاین دولتی و بصورت\nتاکنا از هر جا قبول و برافیت میشود\nد نگارنده ی\nعین الدین حسن خانی\nسیراج الاخبار در این است\n\nشرع اشتراک : -\nقیمت بروق پول\nتفصیل مفاها ۶ ماهه سالانه\nکابل داخل ہ ۱۰\nداخله افغانستان ۷ ۱۱\nممالک خارجه ۸ ۱۵\nفرواد مفراء ۱ \"\nاگهی از شانو اعلان المیه\nهفت بجرانه مگارام ملی خانها\nتناول ایواب اسلامی و نشر\nسنگ بزار محو از نیگران بود\n\nسراج\nالاخبار\nافغانیه\n۱۳۰۳\n\nجلد اول کابل دوشنبه ۱۲ حوت ۱۳۰۳ ش ۶ شعبان ۱۳۴۲ ق شمار ( ۸۶ )\n\nسایر موزیم\nموزیم که قبلاً از افتتاح آن اطلاعی داده شده تا\nدرین روز ہا برای مطالعہ با ذوق شوق کشاد کشته و\nبان قرار ذیل اعلان شده است\nبر ناظر و قاطبة قارئین کرام ظاهر و هو یدا که بهترین\nوسیله اعلا و ارتقای ملی ، اخلاقی ، و صناعی یک ملت او\nصحیح آن ملت میباشد هم باعث حفظ شعائر مذهبی و ملی قوم\nبابت دروا پاکنندگان آن قوم بوده و هست تاریخ نگار\nاثار سلف را برای اخلاف ان ظاهر کرده آئینه اعمال وان\nاو لاد و احفاد آتیه خود شده میتواند .\nچنانچه امروز ضما نینکه از تاریخ عالم انسانیت بر ایا\nگردید نسبت تمام مفاد یکه از دیگر مباحث و مضامین عملیات\nظاہر شد ارجح واوضح است ازین رو صدرا و طبع تواریخ عالم\nدو چیز قرار داده اند ( اول ) روایات (دوم) اثار یکه از اقوام\nمانده باشد. آثار باقیه قوام تا هم روایا تاریخی را متبعه و تبوت\nساخته و میسازد ازین باعث گفته میتوانم آثارا بقیه قومیا\nیک ملت با تمام عالم بشریت بهترین مبدء ومنت تاریخ است.\n\nچنانچہ تمام اقوام مترقی عالم باین مسأله تسلیم شد شمر یہ اناث\nو تاریخیه را تشکیل داده بنام ( موزیم ، مشهور ساخته ، در عهدیده\nاز توجهات مجدانه رواه بدست پروری شخصیه شهریار مجاهد\nغازی امان الله خان در مملکت عابدین افغانستان پرور\nدارا عرفانی دائر شده هیئت حکومت خانه ترقیات\nعالم با هم تا و طن توجه و مساعی فرمود علاوه از دیگر سنا\nعرفانی مؤسسلاً موزیم تشکیل و افتتاح گردید. دالا میخواهیم\nکه حسب اعلان ہذا حفر ایکه نسبت بحسنا به ، و مطالعه\nآثار تاریخیه مملکت شوق و ذوق دشته بشرایط ذیل\nبروز جمعینه اداره مو زیم را به تشریف آوری خواننده ممنون\nسازند : موزیم در کونی باغچه داخل ارگ معلی تاسیس شده\nاست. هر کس بدون موانع بروز ہا ذیل با قید تادی قیمت تکت\nان تشریف آورده میتواند\n....... ( شرائط ) .......\nدر زمستان - در تابستا\nشنبه : - از ساعت (۱) الی ۵ - از ساعت ۲ الی ۶\nیکشنبه : - \" \" \" \" \" \"\nجمعه : - بیه بیه \" \" \" \""}
{"book": "adl0717", "page": 459, "text": "(16) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه 1 حوت 13[ILL]\n\nامتحان مکتب قضات\nمکتوبی از مدیریت دارالمعلمین و قضات\nباداره ما موصول شد و مشعر است که: چند ماه\nقبل ازین عده از متعلمین قضاة بتوسط جناب\nع، ص، معین صاحب وزارت جلیله عدلیه علیا در\nشماره واسطے شهادت نامه گردیده بنجابات\nدولت مقرر گردیدند. چون درین (برج دلو)\nامتحان صنف دوم دارالقضاة از پروغرام جدید\nمجوزہ انجمن وزارت معارف گرفته شد ده نفر\nطلبه فارغ التحصیل گردیدند که شهادت نامه ہا برا\nشان داده شده ۔ لہذا خلاصه کیفیت امتحان\nمذکور تحریر شد تا موجب تشویق و ترغیب سائر\nطلبه معارف گردد چنکه قبل برین بقرار حکمنامه\nوزارت معارف از ریاست محترمه مجلس عالی شورای\nدولت صداقت نشان ف مولوی محمد ابراهیم\nکاموی مؤلف فتاوی بائیه قاضی محکمه تمییز مامورین\nشورای دولت که یکی از علمای منتخبه مجلس عالی\nلوئی جرگه میباشند برای امتحان متعلمین قضاة\nدرخواست شدند: بهمان بود که معزی الیه\nحسب اجازہ ع ، ج ، رئیس صاحب شورای دول\nتشریف فرمای دارالمعلمین گردیده بگذعیت\nمناسب که از صفات خاصه ممتحن عقائد کو رشمردہ\nمیشد بیجمله طلبه ملاقات فرموده برای هرکدام\nمصافحه و خوش کلامی و حسن اخلاقی ظاہر کر دہ نتقر\nمختصراتی رابیان فرمودند !\n\nبند حسب انتخاب انجمن وزارت معارف\nبرای معلومات و ظہور نتیجه تحصیل شما بان بصفت\nممتحنم سرافراز شده در مکتب شما حاضر گردیده بیم\nخدمت گذاری خدمت امتحان را ایفا خواہم نمو\nلازم که شما در ادایی امتحان ہیچ خوف و وجات\nبخود راه ندهید، بلکہ جسارت و دلاوری در\n\nجواب سوالات امتحان ابراز و اظہار نمائید ریست\nتا در نمبر ہای خود کامیاب شوید نیکنامی دنیا و دوست\nو آخرت را بر خود حاصل کنید و شهادت دهم میا\nنامه ها فارغ التحصیلی خود را گرفته بقیه عمر خود را در راهی سه\nخدمات قضاة و تدریس و تألیف و تصنیفی که فرائض ده تر به\nو لازمہ ہر فرد اسلامی میباشد اشتغال میدارید تردع\nروز بروز در حصول ترقیات و تعالیات دین بالاخر\nو دولت خود کوشان باشید، و در حق پادشاه نشروا\nاسلام دعاکنید کہ اللہ تبارک و تعالی دوو مسعو رفت\nچنین پادشاہ ترقی خواہ را که برای تحصیل اولاد یگرمه\nمعنوی خود اینچنین انتظامات کافیہ و لوازمات مهام أ\nشافیه و هدایات وافیه مقرر و منظور فرموده اند برداشت\nبعد از اختتام نطق مذکور افتتاح امتحان صبح آرا\nنموده کتاب داخل و خارج و تقسیم اوقات و درق گر\nنصاب تعلیمیه و حاضری طلبه و تعداد را بندہ مشوق ال\nملاحظه آن با متحمان مضمون خواندگی معلم کیه\nمعلم ہمان مضمون را آغاز فرمودند حسب این شا\nطالب و نظر بملاحظه قوه علمی او نمبر ها و جدول\nعلیحدہ قید و ثبت کردہ تا بچہار روز مصروف\nخدمت مذکور بودند الحمد لله طلبه صنف :\nکہ 9 نفر بودند کاملاً کامیاب گردیدند.\n\nترقی زبان انگلیسی\nدر حالت موجوده (17) کرور نفوس زیا\nانگلیسی سخن میگویند و بالفاظ دیگر پ حصه\nانسانیت واقف زبان مذکور ہست الد\nہر قدر جرائد و رسائلیکه شایع میشود نصف از\nبزبان انگلیسی نشر مییابد. و نیز تقریباً به\nحصه خطوط و پارسل ہا و کتابت زبان انگرن\nاستعمال کردہ میشود\nتقریباً بعد از پنجاہ سالہ محنت و مشق\nصالحهانه و تحقیقات و تفتیشات واسعه کتاب"}
{"book": "adl0717", "page": 460, "text": "(۸) جلد اول جریدهٔ حقیقیت کابل دوشنبه ۷ حوت\n(مسی به اکسفورد نگلش دکشنری) بنام نکیل\nمری لیو نارد ، مهتم اعلیٰ طبعه دارالعلوم اکسفورد\nبر میآید؛ که جمعیت للسان در سنه ۱۸۵۷\nمّی مواد ضروریه یک لغت انگریزی که\nنویس و بسیط ترین لغات باشد\nرع نموده تا سنه کار آن سرد مانده بود\nن اخیره (کلاریندن پریس) انتظام و اهتمام\nتر و اشاعت لغت مذکور را بعهدهٔ خود\nت در سنه ۱۸۸۸ سرجیمس - اے - ایچ - مری\nر سادمین همکار خویش بطور مستقل مصرف\nمام آن شده برای نشر ربع و توزیع\nین مثال تا یی منعقد گذشته و حصه\nن آن هزار ها جلد تصنیفات و تالیفات\nثی گردانی نموده و تا سنه ۱۹۱۳ (۳۹۴۳) کاپی\nتسویید یافته بود ، که هر کدام بیحی بجد\nدیگری گذشته شود طول آن تقریباً (۶۰) میل\nوسطر های آن باندازه طول و عرض چاپ\nنایپ (۴۴۴۶۳۲۰۴) سطر است که اگر سطر\nهای مذکور مترادف و متصل قیاس شود\nیک نوشته بطول (۱۶۶) میل از ان ساخته میشود\nتعداد حروف آن تا سنه مذکوره بعد از استثنای رموز\nواوقاف (۱۹۰۸۳۲۹۲) بودند .\n(طلیع افغان)\nانتظار بکویف جشن جلوس\nتیار ها حقیقت را نسبت بود و دستی جشن جب است\nمانوس اعلیحضرت معظم غازیامان، ناظرین عالیات حقلا خوانده\nلکن بنا بر بعضی وجوه تا هنو ز مقدور نشد ایم که طق ارادت نیا\nکدورت دیجه ممانعت و جوا به دات جہانیانی را\nنمودہ این سفوا خا پر عرایض صدقانه فیندہ ملت ، و جوا به\nعاطفت قرینه ذاتشاه را بمالعت در اخبار خویش انده\nشکایت از جفای پیر ذرسنا و انتظار بقدوم بهار نا\nاز طبع ادیب امجد ا قای میرزا شیر احمد خان\nکجائی ای بهار وح افزا\nز خواب ناز چشم خویش بکشا\nببین کز دست زسرمای زمستان\nچه جورست و ستم بر حال ما یا\nسپہ سالار برد از تهه یری\nعلا افراخته در ملک گیری\nسپاہ برف وریخ از چار اطراف\nکشیده صف پی تسخیر اکناف\nرسیده لشکر بادش ز دنبال\nکه عالم را کند یکباره پامال\nعنان کرده بیدان تیز آهنگ\nکه با من کیست کاید در صف جنگ\nبفرمانش حیا و انداخته برف\nکه اطاقت گریش اور زتاد حرف\nبسی از پهلوانان بیان گرد\nکنه بر برف شد جایقاشان سرد\nزد یگر سو بہین افواج یخ را\nگرفته چار جانب کوه و شیخ را\nبروی خلق کردندش مسدود\nز حال یکدیگر کس نیست آگاه\nحصاری کرده مردم را یکبار\nبسان نقطه اندر خط پرکار\nمعاذ الله ازین طغیانے برد\nکه کس را نیست با او تا بعد رد\nزعیم این همہ افواج جانکار\nهمی بینیم شیرا نما چو رو باه"}
{"book": "adl0717", "page": 461, "text": "شماره (۱۶) جلد اول جریده حقیقیت کابل دوشنبه ۱۴\n\nلشکرت فاحش از دمی خورده مفرم شده راه گریز اکثری گم\nنشست شاه سر ما بر سر تخت زکینی کرده گرما را برون رخت\nبچارم آسمان خورشید تابان از وکشیده ببرج جدی پنهان\nوزانجا سوی دلو او را گریزیست هنوزش آقطرف جولان تیزیست\nزخوف قہر مان سرد دسته را که یارب باد گم از روی دنیا\nبگویم حال اہل دهر چون است جگرها از جفا کاریش خون است\nدرون خانه از بیمش پناپے بسان مرغ کرده بیضا پے\nبرون نبود کسی را تاب رفتن شده گلزار مردمی گنج گلخن\nکسی در تابه خانه جا گرفته کسی در صندلی ماه اگر فنه\nکسی برده پناه خود بآتش کسی از بی ہنری مانده مشویش\nیکی را پوستین افتاده بر دوش یکی کرکی چوبگر گ دراره در آغوش\nکسی را بسته با لین سمور است کسی را خوابگه گنج تنور است\nکسی چون من حریف راه تلبیس بظاهر حق بموده قلب ابلیس\nغرض کزظلم سرمای جہانسوز بتاراجی رسیده دهر امروز\nابدا از نیاید در ملک اے محال است ارعطایم زندهگانی\nبیا را جان مشتاقان فدایت زمستان ای تدر خاک بایت\nتو تاکی شبستان مدهوش خوابی چرا غافل زمال شیخ و شابی\nدمی بیدار شو بخیرام اثر ناز بروی ادبیارم عیار باز\nبیاد خاک خود را از زمستان جزو ریشه خود باز بستان\nزمستان کیست تا گردد جہانگیر بیاد انتقام ما از و گید\nجہانگیری تر از یبد که شاہی چو من ببرین نوایا ترا میناہی\nبیاد کن تماشای وطن را ببین گلزار و بستان و چمن را\nچنان بشمرده کر دیش زستان که آثاری نیابی در گلستان\nببین سرسبزی اشجار تو - کو؟ عروسان تو در گلزار تو - کو؟\nبگلشن نیست از بلبل نشانه گرفته بوم در وی آشیانه\nزمستان و ہزاران محنت و رنج تو لے وصد جهان عشرت و گنج\nزمستانرا حدث شکل نحس معیوب تو نے چون شاهد اقبال مرغوب\nزمستان ملک را افسرده سازد زمین و کوه راچون مرده سازد\nزتو ہر چیز یابد زندگانی زتو بار ست عیش کامرانی\nبگفتی چونکه نام تو بہار است جہانرا بہره از تو بیشمار است\nشجر قیمت از تو دارد زرع دیسجا تو ئی سرمایه انواع اثمار\nتو ئی قلب حیات جمله مردم مبادا پر تو تو از جهان کم\nنوشت این نامه شیر احمد چویت که جانش خسته اندر آرزویت"}
{"book": "adl0717", "page": 462, "text": "قیمت اشتراک این است.\nقیمت به روپیه کابلی\nتفصیل مقامات ششماهه سالیانه\nدارالسلطنه کابل ۵ ۹\nاطراف افغانستان ۷ ۱۱\nممالک خارجه ۸ ۱۵\nوزراء و سفراء ۱۱ ۲۰\nاشتراک از\nسائط از سادات علماء وطلبه\nسنت از مامور شاه و دکانداران\nتا دار اعلاها استاد و غیره\nقیمت بختیار مخواه نیمی آوه\nآداب نگارش و شرایط اشتراک\nاین اخبار بفرار الایام طبع کابل گردیده\nنشر میشود و هر که مقاله در هر پست مضمونی\nمیگردد امور تحریریه بکارنده حقیقت\nارسال و مکاتیب و اصله در اداره مانده میشه\nدر انداراج و اختلاط غلظ مقالات برای شانان\nاشتراک بتوسط خزانون دولتی و بقیہ\nنقدی از همه جا بعی؟\nمیشود.\nسراج الاخبار\nحقیقت\n۱۳۰۳\nمدیر اداره محمد اکبرا خان\nدر کارخانه سراجی طبع میشود\nجلد اول | کابل چهار شنبه ۱۱ حوت ۱۳۰۳ ش ۸ شعبان ۱۳۴۳ ق | شماره ۲۸\nمقندر و دزد چند کلاشین\nیک حرفت نو برآمد\nقوای نفسانی آدمی چیز های خوب را دوستان\nهوس حصول آن شی سعی و عمل را بمیدان\nمی اورد. و این خدمتی است هم بخود هم بجامعه\nاین هوس و آرزو منشاء تمدن است در اخیر\nمساعی و اعمال بس خوب است و نافع.\nاین طرز استعمال قوای نفسینه معتدل است\nمشروع و پرورش دهنده روح اخلاص است\nکه فریضه ذمت ادمیت است.\nتمام پراگندگی امور اجتماعیه ناشی است\nاز عدم حسن اداره قوه نفسانی و فقدان\nاعتدال آن. زیرا دم نفسانی وقتیکه قویت\nاعتدال را مفقود کرده چیز های خوب را طبعا\nمیخواهد ولی نه از راه سعی و عمل بلکه از طریق\nتجاوز بر حدود سایرین. این خود سرقت\nاست و باعث تنبلی و نکبت.\nدولت ما بجمهور نظامات انرا که\nبرای جلوگیری دو دزینه زدن از بنام خه رده\nمیتواند. که قصاصم میکند یا تخویف دیگر\nو دفن مینماید مجابدت و اهتمام داره\nگردیده و نازل شده است\nباینکه برای خوب گذاشتن باین گونه\nرویداد بجمه نظامات رومانیه نیز اقدامات\nنیز باز هم تهدیدات ادبی توطئه این نوعه ای\nظهور کرده فی الحقیقت این نزدیک تر است\nبمقصد. زیرا می بینیم آن ارتکاباتی که عادتاً\nاز هیچ طرفی مرتکبین ان تخویف نمیشود،\nعدد عاملینش بیشتر و هم عملیات جسورانه\nتر است\nگمان میکنیم مجازات یک ارتکاب\nمقدار عظمت آن خواهد بود. در سرقت\nقیمت شی زیر نظر اعتبار گرفته خواهد شد\nاگر انطور است سرقت ادب و ادبیات\nسنگین و عظیم است، چونکه ادبیات خلوقه"}
{"book": "adl0717", "page": 463, "text": "شماره (۸۷) جلد اول جریده حقیقت کابل حوت\nبر روحیات و عادات جامعه دارد.\nچرا تعجب نکنم که بعضی با این مسئولیت بزرگ\nسر می نهند و سرقت ادبی را طور حرفت\nارثی استعمال مینمایند. مگر این زمینه را خدام حجلوا\nآباد نمیکند؟\n\nتطبیق و اجرای مجازات ادبی اسیماً\nو عهداً جراید حقیقت گوی است، ورنه کثرت\nاین حرف از یکطرف - چون بحدی و ساتیریا\nاصابت میکند - بسباب عمل آنها را فراهم نواز\nدیگر طرف موجبات بدنامی محرورین و جرائد وطنی\nرا تهیه مینماید.\n\nسال ماضی در جریده مستوفی شفق سرخ ایرانی\nدر زیر عنوان اوراق پراکنده بعد از شماره (۷۲)\nیک سلسله نگارش ادبی میباریدیم، که بهر عالی و مطبوع\nو هم نفیس و مقبول، مشاهدات ظاهری و احساسات\nداخلی را بتازگی ترین طرزی زیر تحریر کشیده بود.\nاین روزها در شماره (۳۸) گرامی نامه عالیشان\nامان افغان یک صفحه بنام پاییز روزگار بعسرت\nپدرش بسوزد! دیده شد که نصف قسمت آخرین آن\nعیناً از همان سلسله که در بالا گفتیم نقل شده درین\nمیماند که قسمت دیگرش نیز عیناً از امثال آن سلک\nنقل گردیده است.\n\nبخم افزونی گرفت وقتی که با حروف خشن\nدر خاتمه مقاله دیدم مقاله دیگری رقم گردیده است.\nدرین چه شک که یک مدیر دانشور ابداً نمیتواند\nو مقدر نیست که حافظه خویشتن را مسئول تمام عالم\nادبیات یک لسانی قرار دهد که میلیون ها میلیون انسان\nبان تکلم میکنند و مینویسند. مضمون توفی دید و شنود\nحق هم دارد. تنها اینقدر لازم می بداند که بعد از کسب\nاطلاع چگونه گه ممنونیتی به تردید ان شایعه را نمایند.\n\nتذکرهای شعراء سرزمین مستعد وطن ما، چنان کنز ها\n\nقابل افتخاری از منطقه های کابل و غزنین\nو بلخ و هرات، بافغان میدهد، که عالم ادبیات\nبا بسی بان ناز میکند.\nشعرای عدیم المثال عصری ما، مانند: رسوایی\nمستغنی، قاری، بسمل، محمود، پریشان هروی و امثال\nآنها، که نظیرشان در کمتر از گوشه های زمین ارزیابید\nدارد. با هر یک دایم جهان اما برگزیده تر حد کی میتواند\nچکا ادبیات فارسی در شرقستان کبیر حد بخشد. و نوار\nما را است که از آنها استفاده و در عالم ادبیات بخا\nافتخاری اندازه نماید.\nو نیز امید میکنیم که آینده بعضی آقایون سرقت\nحرفت و ترجمه را مقاله قرار ندهند، تا ادبیات با بیا\nمان صدمه نخورد. والسلام علی من التبع الهدی\n\nقدردانی خادم نواز شهریار غازی\nبدین تازگیها مطلع شده ایم که اعلیحضرت غازی\nخادم نوازمان بر یکی از خدام قدیمی و اخلاص کیشان\nصمیمی حکومت افغانی الطاف و نوازش بزرگی رموا\nنخواه او نظر لغدایت و صداقت و شبخونیش کاین\nاضعافاً مضاعف فرموده است.\n\nاین مرد صادق و این خادم لایق که ما شخما\nبا ایشان هیچ معرفی نداریم و از زبان همکنان است\nصداقت و خلوصیت او را مکرر شنیده ایم آقا میرزا\nغلام محمد قا مدیر اوراق وزارت خارجیه است که در\nهنگام جوانی خویش یعنی در عصر امارت اعلیحضرت\nضیا الملة والدین نویسنده امورات خانگی اعلیحضرت\nشهید بودند سپس از ان منشی تحریرات امورات\nاعلیحضرت شهید بوده در عصر امانیه وزارت خارجیه\nمظهر خدمات پسندیده گردیده اند -\nما ازین قدر دانی و خادم نوازی اعلیحضرت غازی\nبنیاب ترقی ملت و مملکت شان پرداخته بخضرت مدوحا"}
{"book": "adl0717", "page": 464, "text": "شرط ولا (۸۷) جلد اول خبر ولایت کابل بستم بهمن ۱۲۹۰\nورود\nجناب محترم آقا میرزا محمد خان از رجال موصوف بذكاوت و درایت\nبموقع نفت نگار و افراد صالح وطن میباشند و از اوان\nرسوا\nبر آید مدتی در اروپا بکارهای سیاسی گذرانیدند\nشمایل\nوسمت وکالت تجارتی افغانستا در ماسکو داشته\nبه ایران که حضرت آقا غلام یحیی خان معین گمرک خان ولایت\nدر بوظیفه مذکور مقرر گردیدند. آقای میرزا محمد خان\nبزايد\nيت حضرت عالی آقا محمد ولیخان بکابل آمدند و باس\nات آیند\nايمان مدت قلیلی بکار خریداری بعضی اشیا بایو\nن ادوات مهمه و فروش بعضی محصو لا متقنوا افغان\nامریکه با محمد وابولایت مذکوره رفتند. سال گذشته\nی در بمبا بعضی وزارت تجارت گماشتند. چند روز\nبا ناله بعد از یک مسافرت طویل در اخر والا جانب خلیج\nامده اند ورود حسنا و شاملا بغهار شھر تو باقربا و\nایشان عرض چشم روشنی و تہنیت مینماییم.\n\nجنرال قونسل پند\nصداقت ماب میرزا\nیار محمد خان بر شعبه هند\nوارد با وزارت خارجیه قونسلی در بمبئی و جناب حاجی\nمحمد اکبر خان قونسل بمبئی بپوستہ جنرالی دہلی مقرر گردید\nو جناب میرزا یار محمد خان بصوب ماموریت خود شا\nرفتند. آقا عبدالحسین قاؤنسل جنرال که از جوانان\nممتاز بمرایا صوری و معنوی و محاسن وجدانی و\nکاردانی و صمیمت و جدیت میباشند. برای\nانجام کار مهم دیگر تحت نظر گرفته شد. هرگز خواست بندگان\nامریکا نیویارک - پولیس داخلی امریکا ( با مستین )\nنام جهاز انگلیسی که ده هزار پسب خراب\nبا خود حمل نموده میخواست مخفیانه وارد امریکا نماید توقیف\nنموده به بندر گاه آورده اند و ملح جهاز را گرفتار کرده اند.\nجهاز مذکور بساه کساحت راه دور تر از ساحل گرفتیا\nشده است. کسانیکه جهاز را توقیف و گرفتار نموده اند.\n\nای ملت افغانیه خبر شوید\nامروز که ایام بهار وطن است\nای هموطنان مژده که جان در بدن آمد\nبر خنده چو گل زو که ز شادی چمن است\nکال و تو بلبل خجل اندر انجمن است\nسر و بمرغ لاله بیایین در چمن است\nپژمرده گلستان وطن بود ازین پیش\nبودند نالیش زان غصه جگر ریش\nشکر پست خدا را ز خد افرق خرد کیش\nتا بدم ز سحاب کرم شاه خرد کیش\nسرسبز و پر از گل چو رخ دشمن است\nپژمرده زاین باغ زاکار خزان بود\nبی تربیت تشنه لطف ان ان بود\nمحتاج بیجر کرم شاه جهان بود\nدین تازگیش نیگسی را نه گمان بود\nکاکنون شده از همت شاه زمین است\nشکر که امروز ترقی و تزاید\nدر دولت تا آملادین شاه مجامد\nآسائش ملت شده تکثیر فوائد\nبا دولت ما جمله دول گشت معاهم\nکیفیت فاق همه پیرهن ماست"}
{"book": "adl0717", "page": 465, "text": "شماره ۸۸۷ جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل چکلستینه\nاز حال جهان تاکه نبودیم خبر دار\nماندیم ز تحصیل هنر معطل و بیکار\nاکنون چو عطا کرد خدا خسرو غمخوار\nاز خواب تغافل وطن ما شده بیدار\nتمدید برینت خیال و کهنکی است\nانصاف گر داده شود کهنه خیالات\nبی ضابطه بودند و مغز ار افادات\nما راست ضرورت بهنر و علم و کمالات\nدر فن جدید است چنان کشف معامات\nکان جمله نشاط اور بیت الحزن است\nچون کل جدیده که نیند اند منسوب\nانکه که نواز کهنه بود بهتر و مرغوب\nاید بکف ز فن نوت دامن مطلوب\nامروز همین شیوه بعالم شده محبوب\nزین شیوه ببین روح دمیده ببن است\nیک فرقه بدخواه که در سابقہ ایام\nبخندید بکوس خود طمع خام\nماندند قدم جانب این کشور سلام\nرفتند خجالت زده کفلت با ضام\nای وایکه افغان بجد ایت سکن است\nدانیم که بود آن ظفرانه یاری الله\nور نہ بی پرواز ستم دہلی بشاہ\nزیرا که ازین فن نومی قوم وطن خواه\nبا و تو نبودیم درین مرحله آگاه\nاین فن نو اکنون شده فرض سنن است\nبر ما جو جہاد است بحق فرض شرت رو\nکر جار طرف خصی نمود است رخ امرو\nدر مشق غزا تا کہ نباشید نوآموز\nبر خصم نخواهیم شدن فاتح و فیروز\nبر حمله شجاعت ہمہ جا پیرهن است\nخورشید کمالات و ہنر جلوہ طرازی\nکر دست بعهد عهد همین خسرو غازی\nاز علم و هنر بیچکیان است چه بازی\nباید بهمین شغل نشود دست درازی\nکاین علم و ہنر زندگی و ہم کفن است\nای ملت افغانیه تا چند خموشید\nپیرامین غیرت ہمہ یکبار بپوشید\nدر پیروی شاہ خود از صدق بکوشید\nاز میکده علم و ہنر جرعه بنوشید\nکابین علم و ہنر فرض بہر مرد و زن است\nمحروم ازین دولت اگر ما و شمایم\nاز طعنه بدخواه بباید کہ بر آئیم\nتاکی بتعلیم پسہ باجنایم\nبا زو بتلافی گذشته بنمایم\nواجب بہمین سلسله آویختن است\nدر یاری معارف زده در کشور ماجوش\nاز غیرت این شاہ عطا باش تلاوش\nدر اخد گہر دست برارید زآغوش\nبر گفته شیر احمد اگر سن شما کوش\nبی شایه چون در عدن پرمحن است\nاز طبع هموطن خلوص کیش معارف اندیش محمود اقا پسرزا شیر احمد سررشته دار معارف"}
{"book": "adl0717", "page": 466, "text": "حجره اشتراك يكي ...\nتحصيل مقامات شش ماهه سالانه\nكابل ٥ ٩\nداخله افغانستان ٧ ١١\nخارجه ٨ ١٥\nاداره سفراء ١١ ٢٠\n\nملاحظه: از سادات و علماء و طلبه\nمعاف و تارا ماه كاذوكعاً مافي\nکابل اعزاد بمشاعی دیگر\nبسیه سمه مو اد بریکسی دو\n\nجای ادار مو حفظ انظر اپنے\nاین اخبار غیر از ایام تعطیل در کابل ہر روژه\nنشر میشود و بدیگر مقامات در بیست خطاً\nارسال میگردد امور تحریریه نگارنده شخصاً\nارشاد مقالات واصل در اداره بانداز جریده\nدر اندراج و احکام و عدم اقتدار نماید اذا\nاشتراک بتوسط خزائن دولتی دستوره\nنقدی از همه جا قبل دریات\nمیشود.\n\nحقیقت\nج ٣ نمره ٣٠\n\nو ما ارسلنک الا\nکافة للناس نذیر\n\nسال اول کابل شنبه ١٧ حوت ١٣٠٣ ش ١١ رجب ١٣٠٠ ق شماره ٩٨\n\nترانه زبان فارسی افغانی مقابل علوم جهل\n\nدر انتبه علم و عرفان بر همیان است | د دوران است | پاشنه شه ورته جهل خواری خوار دوران امان\nجهل است که از غم بینوایان ندارد | دوران ماست | جهل خواری خورده زاری | دوران امان\nجهل است که شاد خانه خراب هر جنگل | از وحشت اوست | جاهلا نه گلم و نه نادانی و ارحیل | دیلو به خاس\nجهل است که لطف غصه غازه مراد است | دوران است | پاجايه گم کرو و حونتك السن كليمان | دوران امان\nجهل است که ناعم اخوان عساکر | برگشته فاجر | حامل دو چار حیا سویه خیو دو بیکر | دی دور کاس\nجهل است که شکر عوض لطف کناست | دوران است | د علمه شکر ول په دلیسا کردان | دوران امانی\nجهل است که مشت خشن خاکتا مرغار | دارنده دکا | جهل سوالا شین وان بورا شتاد | دشکنده دکماً\nجهل است که شیر حافظ انجمانه ساخت | دوران است | پوهنه پلخانی موتی په شه شادی | دولات امادی\nجهل نبودی اشتهی سرکش و باغی | این زمره طاغی | ناپوهه دی مولو و احه در کاند کری | افول میاسدی\nجهل بنودی چهل حکم روا نست | دوران است | دعلم شر فاجه غه شاه زاری | دولات امادی\nجهل است که تاراج کند خانه اخوان | از ظلم نمایان | جامل تلا چه ده جور که دعورون | مشوهم این\nجهل است که بروکا خود ود فنا است | دوران است | پاچایه خله کور به لاحاته فریادی | دورانه دات\nجهل است که انسان بغمی شانه ندور | در انسبت غفور | دہ پری جاهل مکمل بلاد تشنگه | کفراشی مینه\nجهل است که شته شفق این چاکریه است | دوران است | پاچاید را بوشی پد کر لحم کتان | دورانه امادی\nجهل است که شد منبع هرگونه خجالت | اسباب کالت | جهل شجرة بوله غرسی دسیا | پونه لوتیدا\nعلم بخاری همه فتوحات خیانت | دوران است | د علمنه غلایی میدانکنی نمادی | دور ان امادی"}
{"book": "adl0717", "page": 467, "text": "شماره (۸۸) جلد اول جریده حقیقت کابل ۱۷ شعبان\n\nوه از چی حلیمی که کماندار بے لشکر\nوقت آمرزش حشر بنام دگران است\nاف این چی جهالت که کند قتل مسلمان\nگویند که این امر خدای دو جهان است\nاف انجپ بطالت که تحصیل زرو مال\nعلم شعر کاریست که جنّاکنال است\nجز جهل ندامت نکشد در همه این کار\nعلم است که آدم ملکه فخر کنان است\nدر خاتمه گویم که خدایت ز علمی\nفتح و ظفرت بنده فرمان و بنت\n\nخود کرده سرامر\nدوران انه است\nبر گفت شیاطا\nدوران انه است\nپیش بزرگان\nدوران انه است\nاز ماده شرر\nدوران انه است\nحکم نماید\nدوران انه است\n\nدا حزنه دلم دچه خپله کاستند جار مجنگی\nچه وقت حکمرانی دمل دحتیاج دی\nاف دخه جهادی چه خنگی مسلمان پوہوی\nبیا داسې اخن چه په دانشا امادی\nاف دخه گمراهی دی چه مقصد لری روپیه د\nبل چادی مانع که دوزخ دوادی\nبی جهله بل خه ندی ملامت به دنیایی که\nد علم نه بابا پہ ملایکو بیه خوانی دی\nآخر کی حمزه دپریستال علم دی شی چا عسکر\nمیدان کبد یقین دی د شمن نه پاندی دی\n\nاز طبع روان دوست مهربانم آقای میرزا میر غلام خان که فضله کتابت بخاطر سمت جنوبی سرودند\n\nمدیر معارف سمت مشرقی\n\nمیشنویم که شرفان مآب آقای مولوی\nعبدالرزاق خان مفتش وزارت جلیله معارف\nکه در دوره حکمرانی آقای اجل محمد هاشم خان\nوزیر مختار افغانیه بروسیه مدیر معارف\nسمت مشرقی بوده در زمان مدیریت شان\nیک روپتازه و امید ترقیات بی اندازه\nعرفانی سمت مشرقی مشہود و محسوس شده\nو تقریباً یازده باب مکاتب ابتدائیه در نقاط\nعمده آن خطه افغانیه از عرقریزی خویش\nو حسن مساعیات آقای محمد هاشم خان -\nنائب سالار افتتاح و تاسیس نموده بود\nو طلبه اینکه کاتب نیز در تمام امتحانات اکثر یہ\nکامیاب و صاحب انعام و در موقع\nورود ذات ملوکانه به جلال آباد نه تنها\nاز طرف وزارت معارف بلکه از حضور\nذات همایونی نیز اجراآت و عملیات عرفانی\n\nآن اطراف محل تحسین و آفرین و\nبمدیریت معارف آن والا مقرگرده\nما ازین حسن انتخاب وزارت\nمشکور و بدان مدیر فعالیت تخمر تیران\nنیز مانند ازمنه ماضیه برای شان\nکافیه را در خدمات عرفانیه خواست\n\nمشتہر معاهده جاپان و روس\n\nدر توکیو پای تخت جاپان جشن\nو باشانی بمناسبت عقد معاهده\nو روس بر پاشد درین جشن\nحکومت و نمایندگان روس\nطوائف شمولیت و حضور داشتند\nدر محفل دعوت بالغ بر هزار کس حصر\nدر حین اجتماع و انقاد این مجلس عالی"}
{"book": "adl0717", "page": 468, "text": "شماره (۸۸) جلد اول جریده حقیقت کابل صفحه (۷) و (۸)\n\nاز ماسکو به تهنیت اتحاد و دوستی بین جاپان و روسیه از طرف ملت اقوام متحده باین حکومت روسیه فرستاده بود، رسید. حاضرین مجلس از بیان تلگرام مزبور بکف زدنهای شادمانی و مسرت و آوازهای هورا کشیدند رئیس حاضرین بر ستیز دعوت رفته ناطقین بیاناتی از اتحاد و یگانگی روسیه جمهوریه و متحد شدن دولت جاپان با ساویت روسیه ایراد نمودند نجاب حکومت جاپان از نفوذ انگلیس تفسیر و تصدیق کردند و بمیان نمودند که با هیچ یک از دول همجوار اتحاد و دویستی مانند یگانگی روسیه و جاپان نشده و تمامی حاضرین که این شتن حضور داشتند متوجه شده قرار و تصمیم نمودند که حکومت جاپان چیزی لازم داشته باشد بزودی و خوبی تصدیق کرده اجرا نمایند. عابده و قرارداد سویت روسیه و جاپان این چنین امضا گردید و تلگراف تبریک و سلام از عموم حاضرین بمیجیونکو کوفی فرستاده شد.\nروسیه امریکا\nنامه نگار تمیس از ریگا خبر میدهد که جراید روسیه مینویسند که رئیس جمهوری امریکا کولینج اراده دارد حکومت سویت روسیه را رسما بشناسد لهذا یک مجلس ترتیب داده که درین موضوع غور و دقت کرده شرائط لازمه را تعیین نماید مذاکرات رسمی در ماه مارچ که مصادف است با ( ) دعوت شروع خواهد شد. میگویند که مقصود رئیس جمهور امریکا برای شریک نمودن حکومت روسیه وجه منفی است در کنفرانس (تخفیف اسلحه) امریکا خیال دارد که این کنفرانس را بزودی عقب بدهد.\nایضا اخبارات حیس بریدگی و شورش در ترکستان بر علیه کما امثال آن حقیقت نداشته از طرف مخالفین روسیه انتشار یافته است\nایضا روسیه هلاک حمال ارد از دکنیه را خواسته است و قیمت آنرا نقد تادیه نموده است.\nهندوستان\nمادراس - وزیر معارف (مدراس) مشغول این است که درونات اصلاح و ترویج مکاتب ثانوی چطور بشود؟ برای اصلاحات پروگرامی ترتیب داده، بعد از نشر لائحہ کمیسیون دارالفنون کلکته وزیر معارف به تعقیب تحقیق این مسئله ذات دوره و لائحہ حکومت را تحت دقت گرفته است در چار سال گذشته عده مکاتب عالیه فزون و برای تعلیم ثانوی میدان وسیع شده است از اصلاحات ادبی و تعلیمی بر محصلین دروس عملی هم داده میشود تا در موقع اصلاح اوضاع عمرانی و اقتصادی مملکت دارا کفایت باشند. مسلم است که در علاقہ جات و بانی مسئله مهم اصلاح زراعت و کارہای دستی ہست بناءً علیہ تجویز شدہ است کہ امور مذکور جزو پروگرام قرار دادہ شود برای تعلیم ابتدائی پنج سال مقرر شدہ است ۔ و تعلیم ثانوی بدو دورہ منقسم یافتہ دورہ متوسط و دورہ عالی ۔ بعد از تحصیل ابتدائی با تعلیم فن و کارہای دستی بیشتر اهتمام داده شده و در دوره عالی تحصیلات فوق حتمی تعیین شده است. باینمقصود اکثر مردم از تحصیل در دارالفنون با مستغنی میشوند و تکلیف دارالفنون از حیثیت کثرت طلبه کمتر میشود در دارالفنون فقط همان اشخاص داخل خواهند شد که اراده تحصیل اصول نقطه علمی داشته باشند ( امان افغان )"}
{"book": "adl0717", "page": 469, "text": "شماره اول جریده حقیقت کابل شنبه ۱۷ ثور (۸)\n\nریاست محکمه ابتدائیه شورای دولت\nناظرین محترم قبلاً از تقرر آقای محترم حاجی محمدقاسم\nرئیس محکمه ابتدائیه شورای دولت بحکومت سمت\nشمالی از صفحات حقیقت کسب اطلاع نموده اند، اما\nازینکه عوض ممدوح در ریاست محکمه ابتدائیه شورای\nبمعاونی سوم رئیس صاحب عمومی شورای دولت\nکدام ذات جلیل القدرے تقرر شده اند بر مطلع نخوا\nبود . اینک مرقوم میاید که بریاست موصوف آقای\nحافظ عبدالغفار خان که در عصر اعلیحضرت شهید امام محو\nشابانه شان بوده و در عصر با منصه ما یک زمانی زمام\nمهام قضاوت حریمین را در کف کفایت دانش گرفته\nمتعاقباً یکی از اعضای مهم شورای دولت بشمار\nمیرفت مقرر شده اند. ما ازین تقرر مسرت\nکنان بعد از صهبای تبریک توفیقات خدمت را\nبرای وی خواستاریم .\n\nترکیه اندن: مسأله اخراج بطریق\nاز قسطنطنیه که باعث کشیدگی\nمیان دولت ترکیه و یونان شده رو بتخفیف\nگذار در چنانچه از یک اطلاع یونان ظاهر میشود\nکه احوال رو باصلاح است !\nعراق اجتماع عساکر نجد در سرحدات عراق،\nحکومت عراقی را دوچار اضطراب سا !\nامیر فیصل بیک جمعیت مشغول تنظیم سرحدات متصل ان\nحجاز ایک هیئت مرکب از دسم، نفر عضو از شید\nمعروف سبعین هند را نی مطل الطواون !\nسابقه و حاضر حجار و اصلاح حالت کنونی که از تاز\nابن سعود و امیر مکی در ما تحت عقیده اسلامی منکشف ها\nرفته بود، بهیئت هندی چون وارد جده شد. امیر مکی\nآنها را در دل نگذاشت به حمازه روند بحدیک نوع اجازه\nهم داد. لاکن بدرست معلوم نمود که اصلاح حال حاضره\n\nبه مذاکره و تکلیت امکان ندارد، زور و قوت\nرا نصف خواهد نمود، و هیئت بصیر رفت و با الما\nاز ریم ملاقات نمود. و راجع بعقد کنفرانس و سلامی\nخلافت با هم تبادل افکار نمودند، موالفت بیا\nحاصل شد میگویند محلات ابن سعود بر جده و\nروزنامه فتی العرب مینویسد قرار اطلاعاتی که هـ\nوزیر حربیه امیرانلی تلگرافاً به امیرمکی داده\nلشکر ابن سعود و امیر مکی جنگی واقع و دو هم ا\nاز طرف ابن سعود کشته شد . عدہ مجروحین جلا دو ا\nاست . زنگهای اشانال و سوانحی بلاک که .\nفوت جنته ابن سعود افتاد، جبداً حرکت شدند. میکه\nکه این سعود با برادرش هم کشته، و از روز\nامیر علی خبر میدهد که خبر یا صواعر، شکستن با ایا\nتصدیق مینماید. و نیز جهازیم از آن میوه ی قطر به\nروسیه محبوس محبوس، از در گاه حرصد یک او\nانسلا شو بر علیه برطانیه در آسیا و دائره\nاخبار وایزدیشا یک مقاله را ند از طرف شیخ الا\nترکانه شاعه داده است، در قصه نادا مذو حط اوی\nشید و اگر برطانیه مسلمانان را گرم میکند که در اخر ا داء\nمکن نکنه بحال خود اند و خون برادر اسلامی را عرفان\nمیرود اینگو اکثری از ممالک استعدا ظلام و اسیر خود ساخته\nعرس وطمع او هنوز بسندگی نمیکند و اراده دارد است\nتعاون خود را با فغانستان هم در از نماید و بر قطح ورز\nحیات مضرهیم حاضر شده است، حکومت معودت را\nمحومتها اسیر شرق مژده آزادیست!\nماسکو وزیر حرب حدید روسیه در یک قرانم که\nبروشی بحری اصدار خود اخطار داشته که شنا مزدور با درو\nرتبه اتحاد واستحکام را بدر دار و با هرا خوادی موت\nانجمنها بجوته کوشش دارند . حکومت جابر روسیه رور\nخطر است و چند قوت بر علیه و نمودارد که مبی نشوید با هر ام\nاحمد بخرد انا وقته که ازین خطرات موقع این وقایع ایا"}
{"book": "adl0717", "page": 470, "text": "[قاعده روابط]\nاین اخبار بغیر از ایام تعطیل کابل\nیکروز بعد نشر شده و بدیگر قطعات در هربر\nقطعا ارسال میگردد امور تحریره کارندۀ\nحقیقت ارسال مقالات اصلا\nدر اداره مانده چیده در اندراج و\nاصلاح وعدم انتشارش آزاد است\nاشتراک بتوسط برافه های\nوجوه زر نقدی در همه جا قبلاً\nدریافت میشود.\nنگارنده\nبرهان الدین کشککی\n\n[جدول]\n[ستون اول]\nانواع اوراق ...\n[ستون دوم]\nقیمت یکسال ...\n[ستون سوم]\nقیمت ششماه ...\n\nشهر کابل ... ۵ ۹\nداخله افغانستان ... ۷ ۱۱\nممالک خارجه ... ۸ ۱۵\nبرای سفراء ... ۱۱ ۲۰\n\nقیمت اعلانات - از سطر اول تا\n۱۰ سطر ۲۰ برای یکدفعه یک افغانی\nاز آن بپایان سطر ا پول\n[ستون چهارم]\nحقیقت\n۱۳۰۳\n[ستون پنجم]\nجلد اول\nکابل دوشنبه ۱۹ حوت ۱۳۰۳ مطابق ۱۳ شعبان ۱۳۴۳ق\nشماره ۸۹\n\nشرح جشن مبین و نیابون مسلسل هفتمین اعلیحضرتی غازی\n\nیادگار تاریخیه - ترتیب سلاحخانه - احساسات ملت - ورود اعلیحضرت\nترنم تعظیم همایونی - عریضه ملت افغانی - بیانیه سفراء خارجیه - جوابیه شریان کعبہ\nلجهت موگا بترقیات افغانستان - تعلیق نشان محمدرتبه دعا - تنر مینا دلکشا تفریح و ساعت تیری\nمهمانان حبر مبادلات نوشایانی - صوفیها و شیرینی - آتش علی ساز ها وطنی - سینما ، نمایش ، نطق - خاتمه\n\nهنگامیکه آثار نور ستارۀ زرنگار آفتاب تابان کیا قباب شرافت مآب\nافق یکشنبه ۱۸ حوت آمبرو نواری باسموع حرمین و پیشگاه حقیقت\nافغانستان برداشته است با روز مقدسی است که جلالت\nتوقان اعلیحضرت امیر امان الله خان جلوه افروز سر پر سلطنت گردیدند\nروزی که دهم انقطاع بندهاش فرسای اسارت از اندام مات\nکمر روز فیروز سعادت اند و زمو که آفتاب عم اثبات امانیه\nپادشاه غازی را از خطه بیعدۀ افغانستا سر بر زده\nسر زمین مشرق را محمو بخشاه اهمیت نموده است.\n\nروزیکه یک روح تازه در قالب ملت نجیب\nو روحیه مرآء تاریخی و صفات حقیقی و شهامت\nذاتی وحمیت فطری باشنده سرزمین افغانی را\nعلاوه بر همسایگان یمن یسار خویش در تمام دول\nمعظمه بنا بر وی جهان وجهانیان\nآشکارا و مملکت مقدسہ مارا تمام\nقطب استر نما اشکار گردانید. همین روز میکنوس\nمیمنت مانوس اعلیحضرت امیر امان الله خان است"}
{"book": "adl0717", "page": 471, "text": "شماره ۱۸ جلد اول سراج الاخبار افغانیه کابل دوشنبه ۱۹ حوت\nروزیکه باوائیکه تر مراسم این مقصده د قیقیا میکه مخالین بهو\nدعوت داده ـ با طراز گرد این غم و اندوه بساحل فوز و نجات\nرسانید همین روز سرور بود بلی با شیر و زمهر بین روز یکہ انتا\nاستقلال افغان وحریت افغانستان بجهان و جهائیان نشود\nپشعه باشی نموده است همین روز مسرت اندوز نهم حوت\n۱۳۸ بود و هشت که تمامه افغانیان بیاد گار آن روز\nمقدم تاریخ جشن ها است را در سر تا سر افغان با تشکیلی تند\nو خاصه درین مرکز ممالک افاغنه بسبو ضاع و مراتب بر پا میشود\nترتیبات سلام ها \nدر سال روان نیز مقرمه\nدرود مستحقر این روز سعید که\nتمام اعزه و اعظما مملکت افغانستا بموجب مکتوبهای مطلاقی\nخبری کاقا محمد یعقوبخان شاتا حضور اعلیحضرت امیر معظم\nبر تمام منصبان و ارباب تبقسیم نموده بود که تا محتمار تمایل\nساعت (۹) جمعه (۹) حوت ۳۰۳ ملبس بلباس طور ریمی\nدر سلام خانه حضور اجتماع نموده بمانند مرکز چشم انتظارشان\nبود و در شوکت اندو ز شهر یاد لور در ساحت تخت عالیحنت\nشاهانه بر انصهرای دیکرا عینیه جاقتیام تحصص بود اگر عرف\nچند دقیقه پیشتر از ورود همایونی از اطاق انتظار بیرون شه\nدر انجا منظر بیا دفنا و لطرف چپ تو را محترم دولت علیا\nاثبات وجود داشته در مقابل تخت جابجا صاح منصبان\nقشونی و در عقب وزرا و بزرگان ملکی صف بسته احترام بود.\nاحسانات ملت\nقبل از تشریف اوری العیضرت\nغازی حضرت نری صاحد شجاعی\nدولت آن لایحه را که وکلای ملتی که در ریاست شورا\nدولت اثبات وجود دارند بمنظور شکر گذار عمومی جفایت این\nمو قصه قبلا ترتیب نموده بودند محتلوین مدعوین محتره خوانده\nکه این نوکر با تقریب این فرصت مسرت تاریخی از طرف\nشہامت، و کالایان بحضور اعلیحضرت ترتب بنقصی رخصتی داده\nبر نگارین سو یاد میکنه تا هم پرپے مزید و تقصی خود ساریا\nگونه اصلاح شود چون نخلیه سرا با نوا اندیشه در تمچه\nبا خود که حوش بی اندازه و خروش فوق العاده انهار\nمقدمه برگزیده و افادات شایسته که علینحفرت ہمایونی برای\nمملکت افغانی درین عرصه شش سال از فرار مرحمت\nشفقت شاهانه خویش اندک پیدوغم خودا براز نمودار\nبسیار کته از مد قصری انگاریم دارن ادرار انجام است\nاز دیگر صفا و مزایا و خد مات شاهانه و مزید تشکرات قمه\nملت افغانه را نیز شخص جبهت مزید تقدیہ بنای ان\nاین او فی الامه محبوب القلوب خویش در این سفر ایران\nرئیس صاحب نے را دولت بر این زیادت از حد به\nو قلت وقت معذرت خواسته او را از طوالت مواد\nوطرف طبیعت ذات ہمایونی می محرم اندان تا\nمبالغه آمیز بر بخشان دست داد !\nورود مراسم الحضر\nبا مجهانه قصه\nدرود همایونی\nسفرا فاجعه نیز از خانه انتظار و ارو سلام خانه قرار دار\nشاتا سی حضور و آغا عثمانجان مدیر تشریفاتیز کمال\nشان در محل خود اخذ موقع نموده بودند که ذات کیا\nبساعت ها ( تشریف فرما سلام خانه گردیده دربار\nعالیحنت همایون خان قدم گذار شوکت و جلال شد\nخواند و سلام ہا ئی نظام محتر را بتعظم و تحریر توم\nموزیک نوش صدا نکه هنگامه خود اور دہ ادائی۔\nسامعین خود را تا عیوق رسانید بعداز سکوت خوان\nو نغمه سرائی موز یک حضرت عالی آقای نصر الله حالی\nصاحب شورا دولت عریضه پر جوش ملت الاغانه\nمنین حضور پادشاهی قرات نموده جملگی در انانی\nمعروضه و دعائيه دستر عائیه اظهار حجت بیبه بپرد\nخود نشانرا بحالے اکٹ لطافت قابل دید داند\nعريضة كل مجربة والمحرك\nتبريک ششمين جلوس با ستقلل سال ہم\nکھی ملت خاشی دین المواید في سبيل الله بقالة المهر\nظل الله ملکی و سلطانه\nاعلیحضرتا :- قبل از شش سال در ایں"}
{"book": "adl0717", "page": 472, "text": "شماره (۸۹) جلال اول جريده حقيقت کابل دوشتبه ۱ حوت\nبرای تو با اینکه جلوس اعلیحضرت شما را در افق با\nجلال اعلان میکرد در ان زمان در سماناریک افغانستا\nطلوع خورشید استقلال را نیز اخبار مینمود دران\nقوت وهمت پادشاه جوان و غیور را که متوقعات\nان افزون بود قبلا مسلم و مجهل که افغانستانیها احاطه نمو\nمیشنا ختند اینک ۱۱ امروز انروز فیروز واسعد\nمیکند چون موجودیت یک ملت با استقلال تمام\nیات این روز مبارک در تاریخ ملی ما حائز یک\nموقع مهم و بالا ترین دانشی او موفقت است\nاو الک این یوم مسعود که سند و و ر مین معین جلوس الملال\nما بونی مصادف میباشد ببارگاه حضرت الهی حمدو ثنا\nمجانیم و تمام ملت افغانیته عرض امتان و تبریک و عظی\nمام خود تقدیم میکنیم ! ذات اعلیحضرت همایونی\nدا استحصال استقلال عنان خنک همت را بطرف\nملت خود که از حصر تا با معاملات خود سرانه این و آن\nطرف زندگانی خود ہمہ مالک نبود توجه کرده حقوق\nتطبیق انسا نید ملت را اعاده و برای اینکه در آینده این\nخون پامال تجاوزات وحقوق و وطائف متقابله دورو\nملت را تعیین، قواعد و نظا ما تیکه درین خصوص لازم\nاوند و بین، و بر آنچرخ حکومت و تشکیلات عصر یه\nموجودہ دولتی را وضع و تقریر و علاوه بر مجری وجوب\nالعمل (وشاوفهم في الامر ) ما را نه تنها اصول\n(شورا) مفتخر بلکه تعلیم و تلقین فرمودند، و راه های\nماده داری را صرف بیک اشارۂ ابر ولی ، وملت را\nالی الا بد به حیان خود مدرک، و تاریخ پیشو نیه را بجهان\nلاده تمرین فرمودند که در دنیا نظیر هم ندارد !\nتدبیر و شهامتی را که در اطفای نیران جهل\nالو تجارع واعمای ظلمه و خونزیت ، واقعا اداره علیا\nدان روز ها انجه در نظر تمام دنیا اثبات فرموده اند\nقدیر علیم وشخص شخیص همایونی را با اراده آهنین شان\nبرای سعادت علت مد وست و ویمن بخوبی میشناسند!\nجای تردیدی بیست که هر یکی ازین احداث خارا\nپنداز که مترقی مملکت در قاهیت و سعادت ملت\nمعطوف بود علو علوه یک اثر عظیمی است که بتاریخ کله\nکهن سال و سلطنت قویم با اجلال افغانیته شرف تدرین\nداده است ، ما ملت بوجود این فرد اول د ریس کل\nخود افتخار میکنیم، افتخار میکنم، افتخار میکنیم ! امید واقع\nداریم که محمد ترقی و سعادتی را که علیحضرت در مملکت خود\nافشانده اند و بخون جگر را بیاری و بعشق وطن مربی\nداده اند ضرور نتیجه میدهد این قانون لایتغیر فطرت\nالبته مدت طبیعینه که میخواهد انتظار باید کشید و ما همان\nوثوق از در بار الهی امید داریم سالهای هجرت ما\nختم شده اعلیحضرت پس از ین مچیدن ثمره آرزو هایخو\nکه سر سبزی ملت است نائل خواهند شد، ولی درین\nزمان اگر مالی روح دیدمانہ ملت برای پاس حقوق\nعلیحضرت که از همه چیز حتی از راحت و آرام خود صرف نظر\nکرده اند و بشعله محبت وطن که بتقلید و تلقین پدر\nتاجدار مهربان خود در دل افروخته اند و برای اعلای\nکلمه الله که مقصد حیات و ممات شانرا تشکیل میده\nقطره آخرین خود را باشاره روح در با نخود بعنی\nذات ناجی نشانثار نخواهند کرد و شجره نامت الاصلی\nکه اعلیحضرت نشانده اند بخون چشم آب نخواهند داد!\nعلیحضرتا ! موفقت شما در سایر دنيا --\nترقیات آینده مملکت که در خیال مبارک دارید\nور د زبان در وح عملی فرد فرد ملت است منطره\nشاط توفیقات رحمانی با کمال تضرع و نیازمند\nاز امتد تبارک و تعالی مسئلت مینمایم . دوباره تبریکا\nسال ہفتمین جلوس استقلال مانوس همایونی را نیز تما\nدل ادا میکنیم که زنده باداد شاریها و پدر تاجی مدار\nپاینده با دقوت و شوکت و مظفریت آباد افغانسا!\nسپاس از سکوت غفلت بپاست بنای علی العماد\nقامت ماب خربی پا تا با یک عقوبت نخوایم باز\nا منا بوخاشا ا الستاره نطق آید را یک\nلیا شیرین و هر گاه امدا بنین ایراد کرد"}
{"book": "adl0717", "page": 473, "text": "شماره (۱۹) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه الحمد\nنطق کور نیر ماکب\nمسعود صفات\nو احساسات خالصانه خود را اگر بزبانیکه که محبوب ذات عقیدت\nهمایونی است مقدور میشدم - بعرض برسانم، بر من\nیک کامیابی شیرینی حاصل میگردید. ولی افسوس که با این ن\nهنوز آشنا نشده نمیتوانم بیانات خود را انمیتوانم بیانات خود را پیشوا، وانماید!\nاکنون که خانم، خطابان خود نمیتواند بزبان فارسی\nتقدیم حضور میکنم، تاثراتیکه از ین محرومیت پیدا شده\nاست تعدیل میشود\nاعلیحضر تا ا چون جناب شیخ السفراء مامور در با\nآن اعلیحضرت ، ماذو نا در این موقع از کابل عود میکنند،\nاز یگرو دسته دار فرصت عرض تبریکات سال بیهمین\nجلوس شاهانه را بنام خود اصالتا و بنام حفظها را لجحرم\nوکالتاً بذات شوکت ماب همایونانه ام خوش بختم\nو این تبریکات را در حضور مبارک شاهانه ملت نجیبه\nافغانستان نیز تقدیم میدارم چونکه ما نمایندگان\nسیاسی مشاهد، می کنیم که همت و مبارزه با تمحا، دیرور\nاعلیحضرت در پیشرفت ترقی و تعالی مملکت افغانستتان\nبرای یمین ملت است. و تمام ساعات با اسمى حيات\nتان در هر شعبه ادارات افغانستان برا یک اثر نوین رفاً\nو سعادت همین ملت صرف و وقف شده است نمیتوانم\nادعایایم که افغانستان در یک گذشته که بسیار دور نیست\nغیر از همسایه تا خود فقط با یک موجودیت جغرافیایی\nمعلوم بود چیزیکه او را بعالم با اوصاف ممتازه امروز\nمعرفی نموده و در نزد ملل معظمه یک مقام مخصوصی داد\nهمان سیاست و علو عزم داراره ذات همایونی میباشد\nبا وجود آن که طی مراحل ترقی و مدنیت با وضعیت\nجغرافیائی شان مشکل بنظر می آید لکن در تسهیل موانع\nموجوده از طرف ذات همایونی باندازه بمدل محبت\nمیشود که کو یا قهر، طبعیت نفوذ فنا نیز نموده است.\nبناء على ارادات فوق العادة اعلیحضرت این مملکت\nدر آتیه بسیار نزدیکی بمدارج اعلای ترقی خواهد رسانید\nدر خلال سال گذشته سلطنت تان حوادث\nکه بظهور آمد تجلیات مشهوره و مقدر، عزم داران مندر\nآن در یک قدم مانع نشد این هم در سایه را بهریانی\nاعلیحضرت در آینده بسیار نزدیک بوصول رفاه ومر\nکه لایق مملکت و ملت با شه شانی با اطمینان\nقوی تر ساخت !\nاعلیحضر تا در خاتمه امید وارم سال منظمین برسی\nکه این روز مسعود مرید در آینده نیز برآن ذات و مملکت\nترقیات جدیده منظمه را آرد و بقاء اعلیحضرت باره\nو کامیابی و جمعیت ملت شجاع و صادق افغان\nو سلامتیت پیشوا ر ا تمنا میکنم !\nاقر نطق مذکور جناب جلالتماب نزار را\nنطق نهایت پیرایی را از زبان ترکی اور بالی که\nحضرت شیخ السفراء مامور حضور د ولت میانی\nمخاطبه میفرمودند بیاد نمود که حقیقت آن بایستی\nشرف و افتخار ذات والا آن بود بنیطقه کلام\nصحائف خودش را مزین می پردازد :\nجوابیه کور میر بو مانگاب\nسفیر حضرتری ! حرار تیکه در کنندگی سر\nکور مورم - بریرانه یا افکن ران\nحفظا بر گزا فر انساند، بولو و را\nو اعدر با ستمطيرك مدحی مهنه\nنظا ولمحتر بريان حريكز ، تشکرند\nجناب اللهد، نمنا امرهم که افغانستا\nپاشا سو یه در ول مشروعه گزله بدی خوانی\nمناسبات کوررسيه .\nذات ها لیکزه عاجزانه خدمتی تقدیم کنم\nالمجون، کوره آنم شوط طمیعی اینگی مکله با\nزاتها ليكنز افغانه طولو شه صدا قندارم\nاظهار تأسفایده برکنر ملت و دولت\nبوعبار يقدر به ظهور، اظهار صفار\nخوابا مجمو عن اولانه، ترکیہ لسان د را\nافاده مرام انیرم ."}
{"book": "adl0717", "page": 474, "text": "(۸۹) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ۹ حوت\n\nترجمه مضمونی نطق فوق\nحضرت سفیر صاحب من امروز خود را بختیار\nمیبینم زیرا ذات عالی و میق طاران تاریخ افغانستا\nمیباشند و در اعلان دورۀ هفتم سنه استقلال ما\nبمن و ملتم تبریک میگوئید. تشکر میکنم از حضرت باریتعالی\nتمنا میکنم که افغانستان ابد یاً مستقلا نه زندگانی کند\nو هم از دول متبوعۀ تان ابدی و شیرین یک مناسبات\nبگذراند ذات عالی تا برای انیکه حاضرانند قسمتهای\nاز تاریخ کردید گویا اتش عشق وطنرا دو چند میکنید.\nذات عالی تان از سبیکه افغانی حرف زده نمیتوانید\nاظهار تاسف میکنید. از سبب میلان قلبیه که ببه\nملت و وطن ما هست، با وجود اظهار مسرت جواب\nبقدر دانستنم بزبان ترکی که محبوب ما هست اقا\nمیرام کردیم.\n\nعقبه انجمابی سفیر صاحب بشور ای دولت\nو عموم حضار عطوف توحید نموده در جواب\nشان کلمات جواهر ابات ذیل را ایرا د فرمودند که\nچنانچه در انجا از قلم انجام تخلف توابع حضور\nایرا د گردیده هم قلمی شد\n\nنطق اعلیحضرت غازی بجواب ملت افغان\n\nملت عزیز من!\nاز ین تبریکات و الطافی که بمن حاضر فرمودید\nیعنی ممنونیت خودم را عرض میکنم، خدایم بهتر میداند\nکه من هیچ حیات و بهبود و زندگانی خود را بکار\nندارم فقط حیات با شرف و ارامی و استقلال\nدر رفاه عمومی شما ملت را آرزومندم و بس!\nاستقلال و ترقیات را که خداوند تعالی از\nلطف و مرحمت خویش بشیر عسکر دلیر و همت شما\nقوم شجاعم با فغانستان عطا کرده هست و شما\nانرا بمن عا نیز نسبت میدهید از ین قدر دانی\nشما ملت عزیز هم تشکر و ممنون هستم عقائد اسلامی\n\nما همه وقت ما را بلطف خداوند امیدوار میدارد\nو همه کار ما را پروردگار ما انجام میدهد دیگران\nبعالم اسباب یکواسطه هستند استقلال که ما شما\nبه آن نایل شده ایم تا ما از مرحمت لطف خدا وند ماست\nوگرنه من همانم که هستم\nما را همه قد که ما مستقل هستیم و این دوره\nششم سال خود را با استقلال وحیات با شرف\nگذرانیدیم. واز خدای خود میخواهم که ملت\nافغان تا سالها سال مستقل و باشرف معزز\nو سرافراز باشد!\nچیزی که استقلال و شرف دائمی شمارا نگهبانی\nمیکند عرض میکنم که چند چیز است!\nاول خدمت با شرف عسکری که بر فرد\nمسلمان یک امر ضروریست باید که زیاده بر زیاده\nعسکر خود را تقدیر کنید و ضابطان خود را یک\nلکبر عزت و احترام به بینید و خدمت عسکریرا\nیک خدمت بزرگ مسلمانی بشمارید!\nدیگر ترقیات علمی و عرفانی هست. زیرا\nملی که عالم نباشد ابدا حقوق خود را محافظه کرده\nنمیتواند. و ضرور دیگران دست تعرض خود را\nبر حقوق مشروعه او دراز میکند.\nترا علم در دین و دنیا تمام :: که کار تو از علم گیرد نظام\nاگر شما عالم و دانا باشید گاهی بر حقوق شما احد\nتجاوز کرده نمیتواند ـ تنها توصیه من حاضر برای\nشما در همه وقت مزید شوق و محبت شما ملت است\nبخدمات عسکری و معارف!\nحقیقتاً تا شما در معارف کوشش نکنید و\nتمام اهالی نادان خود را بیک درجه عرفان نرسانید\nآزادی و استقلال خود را محافظه کرده نمیتوانید!\nهم چنین زراعت، و تجارت نیز محافظ\nاستقلال میباشد، باید تجارت شما خوب باشد\nو زراعت کاران تان بسیار حلیمی کار نمایند!"}
{"book": "adl0717", "page": 475, "text": "شماره ۸۹ جلال آباد جریده حقیقت کابل دوشنبه ۱۹ حوت\nتا از عرق جبین آنها بر آلت و مملکت واردات\nبعمل امده ازین عاملات عسکر و معارف شما\nترقی کنند!\nاگر شما خیال کنید که ما استقلال ممالک\nشده ایم پس باید آسایش و رزیم، و آرام کنیم-\nغلط ست، اگرچه شما را کابل نمی بینیم درهیچ\nسستی و تنبلی را نیز اسنکه در شما ملت عزیزم\nمشاهده ننموده ام با هم تاکید میکنم که باید شما بسیار\nجد و جهد و کوشش نموده عسکر و معارف و زرا\nو تجارت و دیگر امور مدنی خود را ترقی بدهید\nکه در واقع همین چیزها استقلال شما را محافظه میکند\nباقی از خدای خود آرزو دارم که ملت\nافغان را بهترین ملتهای روی جهان بگرداند\nو خداوند قادرست که ما را بدین مقاصد\nما کامیاب کند، زیرا که ما بجز دربار کبریاپنے\nاو بدیگری امید نداریم\nتو کریم مطلق و من گدا چه کنی جز اینکه بخوانیم\nدر دیگری بنما بمن، بکجا روم که برانیم\nتبریکی که شما و و کلای شورای دولت باین\nخادم ملت فرمودید از ان تشکر میکنم. قدردانی\nو حوصله افزائی آشنا اتش عشق وطنم و آرزوی\nترقیات شما را بدل من دو چند میسازد و\nشب و روز بجز از رفاه و اسودہ حالی تان دیگر\nچیزی کوشش ندارم. از الطاف خداوند خود\nترقیات بسیاری آرزو داریم و خداوند هیج\nوقت دوستان خود را از دربار خود نا امید نمیسازد\nدرین شش سال صاحب منصبان و افراد-\nرساله شاهی علاوه بر وظائف عسکری خود با خدا\nشایسته که اشخص من انجام داده اند در هر سیچ\nوقت و فرصت از من جدا نشده اند با یک\nقلبی مملو از وفا ابراز صداقت کرده اند من از\nرساله شاهی اظهار رضامندی مینمایم و به تقاریر قدسی\nآنها که نسبت بشخص خود من است برای همریک\nنشان و فا منظور کرده ام و اینک برای ۶۰\nآنها در همین شب که یکشب مبارک و خوار\nنشانهای شانرا بدست خود تقدیم میکنم و ما\nشان در آتیه داده میشود (کف زدنهای حام\nتعلیق نشان بعد از اختتام این کاری\nفرحجام همایونی حضرت\nآقای عبد العزیز خان کفیل وزارت حربیہ آں فقر\nرا که در طفوس رومیز بره این اشخاص شنولی نا\nو تیار بوده بیکان بیگان روی دست گرفتن\nذات همایونی انرا بدست حق پرست نواخته\nسینه های صداقت دفینه هر یکی از ان سواران\nشاهی که بوضعیت عسکری از مقامشان حرمین\nبحضور ملوکانه حاضر میشدند نصب کنان سوه\nشانرا در بغل چسپانیده بوسه داده از طرف\nعساکر نیز بمقابل غنچه نوازشات سزاوار جنان\nعکسر نوازشان اداها عاشقانه و اوضاع احمد\nاحترام کارانه بعمل می آمد بعد ازین حرکاته بیه\nو نصب نشانها لطف معمول دف همایونی\nکاموی جناب حضرت رئیس صاحب شورا دولت\nدعائیه را قرار اتی بخطوط ملوکانه بیان نمود.\nمحمد مدعا ہزاراں حمد و ثناء ونام\nسزاوار خالق مخلوقات\nو هزاران صلوه و سلام مراحمدی را رسد که کاخا\nمیباشد . از جمله نعمتهای معظمه حضرت لایزال -\nپادشاه جوان بخت جوان سال علیحضرت غازی\nاقبال ترقی خیال بیشکمال فی الحال في الدارين\nکه تمام عمر خجسته را لیل و نهار خود در اصلاحات\nملت نجویر مقدسه افغانستان (حما با الله نان\nمحمن المخزنان ) صرف کرده و میکند در خود\nدانشاء الله تعالی بنده از طرف خود اصالة\nبالغ حضرات علماء مختصر محلیه عالی بوی جمر که و کافه ی"}
{"book": "adl0717", "page": 476, "text": "(شماره ١٩) جلد اول جريدة حقيقة کابل دوشنبه ٩ الحوت\nدرین اثنا یکدسته از رساله شاهی برای\nاتن ملی کسب جمعیت نموده چندان در حظ و خوشی\nناظرین عشرت قرین افزودند که حد آکف زدیبا\nممجید و تقدیر و آواز های پچ پچ قصه دلکشان\nبود موزیکه بآواز های دلربا خویش چشم جانطریقا\nهای سرفرازی و مقدرت خشونت بر میکشاد\nو قوه سامعه را از نواهای زیر و بم خود مدرک و\nحساس مینمود عقب آن بعد از ساعت تفریح و\nساعت تیری سینمای لطف پیرا بپرده با نزاکت\nادای خویش جلوه گر و تا ساعت ٢ دوام دارد\nبرچید که صحنه تمثیل و دیگر تماشاآت با همه شوق\nو ذوق در مجلس انبساط جلوس شرکت پذیرا\nبود اما از تنگی وقت تطبیقی با نها بعمل نیامد\nبالجمله در موقع اختتام این حصه فرحت\nمشاکل در حصه تحتانی قصر موصوف تمام\nوزرا داراکین د شهر کا مخفو را شرف\nملوکانه جهت : دارع و ایفای مراسم\nاختتام مجلس مجتمع گشته درین بین در\nموقب که ذات جہانبانی بمقابل\nتشریف داشتند باز حضرت عالی\nاقای شیر احمد خان وکالتاً از طرف\nحضار بر مقد سیت این شب و حظ\nبرهان عموم ازین بزم شادمانی و طرب\nبحضور ملوکانه کلماتی را لعرض رسانید و بالاخر\nختم مجلس به تشکرات مزید ذات شاہانہ از طرف\nحضار خاتمه پذیرفته یاران هم بزم از چهار غیر متفرق\nحقیقت اینکه ادعیه سبحانه خودش فیلا موضع\nاین جشن بدرگاه رب العزت عرض ومسئلت نموده\nاست. در اینجا از بمناسبت انداراج کو ائف این\nيوم مقدس تاریخی عموما از دربار خالق کردگار برای\nایمان و افغانسان تحت ظل عاطفت خسرو استوا\nصفات غازی امان اله جشن های فرحت و مسرت\nسره دولت افغانستان بنا بتریک جشن جلوس\nمستعجل دوره سال همین دور در حقیقت\nمی نماید میگنجیم که اعت تبارک وتعالی وجود پادشاه\nطالب علم و دائم الوجود داشته باشد و در مقاصد\nکار خیر و مصلحت خود آرزو دارد کامیاب\nارز و گردانید امین ثم امین یا رب العلمین\nسپس بعد از نمان شهنشاه ذی اقتدار\nپیشرو شده و عموم بمراتب\nتازه شان از سلام خانه خارج شده بطرف دلکشا\nزینت افزاء روان گردیدند لمحات الکتیریکی نور باریم\nگرفت و هوا این شب فرح فزا از سیرین انظام\nبهجت آمود به از یک گریبان بر بخشید بر\nخوشی انبساط مدعوین می افزودند دلکشا لطف پیرا\nبکمال زیب و آرایش در صور انعقاد این محفل مینو\nشماکل در فقص خویش توسیع نشاط آبادانه بر خود\nتفرح و مهمان جویاری بر کرسی جاگشته\nاز اقسام سرود و\nساعت تیری و انواع انواع ساز های وطنی تفرغ\nو خوشحالی نموده از هر اطاق و محفل این قصر فرحیت\nصدائین عشر بر مناست بخریکه در فرحت انبساط\nو خرمی مدعوین خسروی می افزود همانا عطوفت و عنایات\nو نوازش و دلجوئی های اعلیحضرت جہانبانی بود که درین\nلیله مسعوده تمام تکلفات را برطرف و مراسم تکریم توهیم\nشامانه را برطرف نموده و بتا خوشا و لمحة عبد لمحه بنرو\nپر محبت و برسبت حقه تعفر خویش آمده در سره ی\nچای شیرینی اتن ملی سینما و خیال\nدر خانه آغوش جنوبی پر رو میر اساساً\nکه بکمال تزیین آراسته و بیک جهان ارایش پیراسته\nشده بود میوه تاشیرین انتظا ر دهان خند نطمعین\nمهمانان خسروی را در سمت بعد از صرف میوه و چا\nو شیرینی اتون کماکان بیه و عبور شکار گوشزدت\nسرگرم نشاط اندوزی بودند."}
{"book": "adl0717", "page": 477, "text": "شماره (۸۹) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه (۱۹)\n\nفیصله کلی غایله سمت جنوبی\nاز اطلاعات اخیره که از مفرزات عسکریه و بقیه نقاط مهمه سمت جنوبی و از اخبارات موافقی و از منابع معتبره قشونی در راپور هائیکه از وزارت جلیله حربیه باداره حریده حقیقت موصول آمده چنانچه منضبط و مهبط میگردد که بفضلہ تعالیٰ تمام محاملات سمت جنوبی اختتام پذیرفته و عساکر نصرت ماثر با بمطالبه خویش کامیاب و تمام اسباب و مسائل بغاوت مرفوع و کافه سرغنه ها و میکرو بها بغاوت بان آنهیح مجوس مدفوع گردیده است بلی باینکہ کہ ما در یکی از شماره های اسبق خویش تحت عنوان اعتراف از خدمات رئیس تنظیمه مشرقی تهدید و گوشمالی قوم موسی خیل منگل را خاتمه بغاوت آن اطراوف گفته بودیم در واقع همچنان با عیان رسید که در اثر این کوبی بجا و این گوشمالی زیبا در سرتاسر سمت جنوبی فرشته امن و امان حکفرما بوده اثر و خبری از باغیان شقاوت بنیان در هیچ محلی از وشان مسموع و مشهود محسوس نیست\n(الحمدلله على ذالك والشکر له)\nایفاء رسمی حبس و موجب نماینده مهریه اوره حریه و ضابطیه (دارالسلطنه کابل) -\nنظر باطلاعات و بخوش فوق چنانچه توقع\n\nمیرود که عنقریب حضرت عالی و جناب علی احمد خان رئیس صاحب مشرقی و باقی منصبداران معظم عسکر و قوای مزید قشونی ما نیز از سمت ج فاتھانہ و کامیابانہ وارد مرکز خواهند فقط بهما من یک قوه لازمه عسکرہ کو زارت حربیه تصویب میکن بصورت دائمی الان کما کان م خواہد ماند و بس،\n\nحصه مهمین نظلم یا حیا\nآقا غلاء بن حاکم\nنظریشادت و فعالیتی که از جناب محترم آقای غلام نبی خان در موقعه استقلال در اطراف سمت ج مشهود شده و هم در فرصت از مختاری خویش به روسیه مهمد سیاسیه را از قوه بفعل حتى در اطفای التهاب این غائله در در وقتیکه تا لو کرد شاهزار و نورا با لـ و منجان شعله ور شده بود بمعیہ معظم شاه ولی خان بذل مسائی ورزیده و از بهر حیث صاحب و لیاقت و کیاست و سیاست بحکومیت اعلی وریاست عمومی قوای سمت جنو مفتخر و مباہی شده اند ما این ح آنهار ایز در نجناب غلام نبی خاک اظهار تهنیت مامان مای به باین مزید فائز المرام جو موفقیت را از امان"}
{"book": "adl0717", "page": 478, "text": "نرخ اشتراک\nتفصیل مقامات شش ماهه سالیانه\nداخل کابل ۵ ۹\nخارج افغانستان ۸ ۱۵\nممالک اجنبیه ۲۰ ۳۰\n\nفوائد و ضوابط\nاین اخبار غیر از ایام تعطیل در کابل که در روز\nنشر میشود و در دیگر مقامات در هر پست خانه\nارسال میگردد امور تحریریه یگانه در حقیقت\nباشد و مقالات واصله در اداره مانده مصروفیه\nدر اندراج و اصلا و عدم انتشار ان ازاد است\nاشتراک بتوسط خزائن دولتی و بصورت\nنقدی از هر جا قبل ازین\nمیشود. (بکار نامه)\n\nمحرمیت این کلشکلی\nش ۳۰ س ۱۳\nحقیقت\n\nجلد اول در کابل چهارشنبه ۲۱ حوت ۱۳۰۳ ش ۱۳ رجب ۱۳۴۳ ق شماره (۹۰)\n\nتعلیق نشان وفابرسینه هاصداد فینه سالشا\n\nچندی قبل برین قرار اطلاع وزارت حریه اشخاصی است که شخصه این خادم ملت و مملکت\nسواران رساله شاهی وارد حصه دکانها گردیده افغانستان خدمات شایسته را انجام دهنده داده میشود\nطراوت و فرحت اسود بحضرت ظل اللهی را داشتند. تقدیم نمایم لکن چون تعلیق اینقدر نشانها بر سینه ها\nبعد از یکه شهر با و منظره غازی دولتی افزائی فله شا تمام ان در این شب مسعود بسیار وقت را صرف\nمراسم تعظیم پادشاهی شان طوریکه مقرر است بجا میکرد لهذا اینجا برای چند نفر تان که از هر کن کند\nو نسبت بطرف عسکر جلال مد دات جهانبانی ولایتی انتخاب شده بود دران شب برای\nتفصیل دلچسپی و نسبت بخدمات و جانفشانیهای عموم تان فی الحال نشانها تانرا با کمال مسرت و\nسواران رساله شاهی که علاوه بر خدمات محوله عسکری ممنونیت به از شما، بر آتان اعطا میکنم و علیده\nبریت شخصیه شخص پادشاه خاجه فدا ایمار نموده بوزارت حربیه احکام اصدار نموده ام تا برای\nدار ایراد داشته از وشان استعمار درجه مسرت و هر کدام شما مکافات نقدی و جنسی که با عتبار مراتب\nودی پروانش اظهار کنان ضمنا معلومات رانه در خرد نشان مستحق در خور یا کی بود متری یابید.\nانکه از طرفشان خیلی آرزو داشتم حصول شمایه عرض ولایتی با ابراز\nکدام شبے بتمام شما\nین بر آثام تما فرزندان غیر و این نشانها را که مخصوص کلمات جواهر ایت شاهانه عالی آقای عبد الغمد خاں"}
{"book": "adl0717", "page": 479, "text": "(۹) حُرّيتِ حَقِيقت چقَار مق بينَه مَحو ١٠\n\nوکیل حربیّه یک عرایضۀ طولانی را از طرف عُموم رسالۀ شاهی بحضور خُسروی معروضداشته وطیّ آن مضامین ذیل را نیز بکمال تمنّیات ابراز نمود\nاعلیحضرتا شُکر نَوالِ رسالۀ شاهی بکاک پای جوایز ساجت بمرس میرساند با اینکَه افندیا پادشاپے خدمتی را که درخور اینقدر تحسین و قدر دانے ذات جهانبانی باشد تا هنوز از قوّه بفعل نیآورده ایم و عُشر از عشیر و قلیلی از کثیر آن عقیدت صمیمیت و جان نثاری را که در دلهای عقیدت منزل خویش نسبت بخدمات آستان سمیع الشان ملوکانه مان دارد بجاّی عمل نپوشانیده‌ایم باز هم از امثال این الطاف و نوازش و خادم نوازی و دریا دلیِ اعلیحضرت مجیب القلوب غازی که خویش را از همّت و خیالات کماں البیار افزون و فراوان ست دست تمنیات عاجزان عقیدت کیش اناقا و آفاقاً فوّن نظرها نمید بر خود میبالیم و تفخر میکنیم و زبانی نداریم که بشکر آن چنانچه شاید و باید بپردازیم بجز اینکه آخرین قطرات خون خودها را فدای مقاصد عالیه و مآرب سنیّۀ شاهانه‌تان که برای رفاه و ترقی و سعادت ما دارد بی‌مُحابا نثار کنیم.\nاعلیحضرتا! این نوازش و مراحم شما را از امروُز ما رسالۀ شاهی بر خود نمیگیریم بلکه در اوان شهزادگی و فرصت ولایتعدی بودن تان همواره الطافِ بیکران و عِطاف بی پایانِے را از جانب رسالۀ شاهی بوجوه مختلفه و طُرق خیر خواهی بر خودِ می‌نگریستند حتّی ذات محبوب القلوبِ و ستایے در آن فرصت اکثریّه آن ایّامِ پُر خُطُرات ماها که بواسطۀ معذُوریّت و یانجوب بودِن از سِلک نِظام سگ درویشی می‌زَند از تخواۀ شخصی خویش معاونت میفرمودید و در\nفراهم آوردن اسباب خاطر جَمعی او بذلِ مساعی میفرمودید باز مکرراً از عمیق قُلوبِ خویش بعرض میرسانیم که فدا و نذر قطراتِ خون ما را نثار رکاب میمونِ یک پادشاهِ شُکر نواز عظما بگرداناد\nتعليق نشانها بعد از اختتام منظوقات فوق اعلیحضرت غازی نشانهای مزبور را که روی میزها در پطنوسهای عالی گذارده شده بود گرفته علی حسب الترتیب بَسینه های عُقیدت دُفینۀ عسکر شاهی تعلیق فرموده از سَر و روی شان بوسهای شَفقت میگرفتند و از طرف عسکر نیز بالمقابل احساسات عَقیدتُمانه و اوضاع فداکارانه دست بوسیِ قدمهای اعلیحضرت غازی بَعمَل می آمد - تا اینکه سینه عُمومِ شان بنشان و فائز من شده ذاتِ جهانیبانی فرمودند که برای آن فرزندانی که از میان شُما بالفعل بخدمات قُرت اند و حاضر نباشند نشانهای شانرا نگه میدارم تا حین الملاقات فِدای دارا برای شان تقدیم شود باقی همۀ شُما را بخدا میسپارم.\nدرینجا وکیل صَاحِبِ قُوماندانهای سلامی پادشاهی را داد عسکر بکِ جُوش و خُروش قابل دیدن گرفت و موزک عسکری نیز سلامی گرفت در وقته که در ساعت دوازده بجه پادشاه غازی دم مکافات شاهی از معلوم اینکه نگاهدارند آورده بر اعضا رکاب رساله شاهی که تا اوامشر مباشد نشان داده"}
{"book": "adl0717", "page": 480, "text": "جلداول حقیقت کابل چهار شنبه ۲ حوت\n۱۳\nاحتفال زنانه بحضور شاہانم ضیا\nشب یکشنبه (۱۱) حوت یک احتفال سنتی بحضور شاهانم صاحبه تقریب\nسر وتهایی جشن جلوس سالان حتم افغانیافته عموم نسوان محترمه وزر او اعیان\nو با قی معارفین بانو اصاب بیطیقه یامستخرجین خارجه دران احتفال حضور\nداشتند. محوطه از جواهر واہم تعالیم حسنی بشکل خوب تزیینت داده بود.\nحضرت عالیہ شاہانم صاحبه یک نطق مفصلی که راجع به آثار تو بر بنات\nبر تحصیلات وزرانات و افتخار ناز و قاطفه عالیہ نسوان و ادارہ خانہ و تر\nاولاد و مساعدت باشوہران و در ان در حقیقت تکلیقات حیاتی حاله سندران\nاز اوضاع حاضره وغیره با ایراد نمودند بعد یکی از شان از بین سوران\nآب کرم محترم جناب جلالتماب صدر اعظم صاحب نطق آتی رابیان کردند.\nحضرت ملکه معظمه !\nاین روز مبارک و فیروز یک روز با اہمیت تاریخی است که از عزم متین\nو ہمت عالی اعلیحضرت غیور غازی پادشاه متبوع ماحاصل گردیده\nکه با آغاز جلوسمیمنت مانوس خویش استقلال و آرزوی دولت که\nافغانشان را اعلان نموده معاونت و توفیق خدا را در و غیرت و ہمت\nشامانه شان باستقلال تامه ملکه و ملت خود کامیاب شده اند .\nما باین روز مسعود افتخار مینماییم با این اوقات باصفات بنوانان وشه\nقدوم میمنم و اہمیت مساعی عالیه نامی افغانها تجو بی میدانم و به حارتر کردن\nاین یوم مسعود و جشن سال مقیم جلوس با استقلال شاهانه بدر گاه خدا\nتعالی محمد و سپاس نموده بحضور ملکہ معظمہ از طرف خود و سائر دار طرف\nدیگر خواتین ملت افغانیه وکالتا عرض تبریک و تقدیم میدارم :\nاعلیحضرت غازی نامی ملت افغان بعد از تحصیل استقلال درین\nجایے\nدور وشش حال سلطنت خود امجرات که در ترقی مملکت در رفاہ و اسود\nملت خود نموده اند مشهود خاطر و محوط نظر زن ومرد افغان است. در صفحات\nخدا پسندانہ این حامی ملت افغانشان در صفحات تاریخ روزگار محو نخواهد\nامید قوی داریم که مازن ہاملت افغانشان نیز از تو حیات حسنه مربی حقیقی خود\nبصعادت علم و کمال فائره شده بدولت متبوعه بخدمت ایلام نامی در سیستم\nانجام دهیم. در خاتمه از خدامند قهار برو نیاز سئلت میگیم که این پادشا نخود\nمبر ابا راه آرزو با نیکه در ترقی و تعالی افغانان بخاطر میرورانند نائل دکاماتنا\nکر داید در سایہ رافت و مرحمت شاہانہ و حضرت ملکہ معظمہ را از سر ما کم و کو تا نگرداند\n\nنگهدار جریده این دبیرا نصفه مزدشان\nاست نشان درجه دوم وفا بانه با قائی با\nین درا قتنه ضابطان آنها که تا بلوکشر\nبودند شاهد سید سوهیم با مکافات میں\nای سائر نقدی رساله تابی مکافات\nتوسط وزارت جلیلہ حربیہ ایتخت بوشاہان\nمقام عالیہ اعلیحضرت غازی\nجز شرف مندلاج جنین\nوکیل حربیه را به نشان و یشان درجے\nاستقلال جونی تحریر داشته و بتائید و تصدیق\nفرف جوین عبارات آتی را مرقوم داشتم\nایکه منظور او را برین تقدیر و نوازش پادشام\nاز براه این خادم صادق و خدایی لائق برنجشتر\nبا یک امارت سکنه تا پذیری انتهای لایق فقد\nدر خدمات ملت و دولت و مملکت خود\nایت و مصروفیت دارد توفیقات مزید\nار خواستار بوده اولی الامر مطا ع معظم خار\nبان نرافت قرین اخلاقی خویش را با دیدن\nم عظم بهت می گوئیم و تصدیق میکنیم که یا\nامر من ہر قدر خوبستند در رفع غائله بدانی\nمام ثابت کند. ولی احسانت را بی\nانت ظرا و انبه مواقع را قبل بانا نگری در خون\nای برسد خاتمه داد، نیس موجود ہمہ\nمکافات دولت علیه خود باید تشکر کنیم.\nدیگر آقای میرزا عبد العلی یا نو بسته\nت وزیر صاحب انیس تنظیمه را که یک شخص\nطلاق نجدی اند و علاوه بر خدمات حمدا\nر وکالت آقای عبدالغفور خان،\nت حربیہ متمادی نامطلو خدمات\nانند اند با مکافات نشان غیرت با دو ہزار رویی\nافته اند، تبریک میگوییم\n\nاز هویدا با دلا بیدارسوخته افغانان با پایه دار باد استقلال مملکت و ملت افغانان"}
{"book": "adl0717", "page": 481, "text": "شماره (۹) جلد اول جریده حقیقت کابل چهارشنبه\n(۱) نیست (۲) روی خویش\n(۳) بپوشند پنهان کنند (۴) خود\n(۴) کی (چه، که، تا (۶) از جنس\n(۸) برای این (۱۰) بپا کردن\n(۷) یا (۹) بیان (۱۱) تحقیق\n(۲) بپوشیم (۵) بپالیم\n(۲) یک کرب (۱۵) نرسید\n\nتحقيق\nدر تمدن جان بابي\nاز طبع قاری میرزا محمد زمان کاتب دارالسوانح نگاری\n\n(۱۳) بیرون کردیم\n(۱۷) ساخته اند در لباس\nدیگران است (۱۹) فرد\n(۱۱) کربات (۲۰) بجهت\n(۲۱) بازهم (۲۲) بطرف\n(۲۳) امروز (۲۴)\n\nمی افسوس چه عمل نشته په بیان\nپه ظاهر کښی که دی دعوه د تمدن\nتمدن که عبارت وی له فیشنه\nیا کالسری چه تری په خپله غاړه\nیا آثار چه ورکوی د اعمالمتـه\nیا تسبیح او یا مسواک وی دی لپاره\nکه باطن کښی مونږه هم خده و کر و جانه\nهی توبه مردوی دغه تمدن نه\nتمدن په حقیقت کښی ځان ایستنه دی\nهغه کس تمدن چه ځان ته وائی\nشپه او ورڅی کوشش خوی پیدا کړی\nحقیقت کښی واسطه دی په فیتن\nمونږه لا کمدیو غم خور دی د ملت وکړی\nمونږه لا کمدی احتیاج نه ځان بهر کدی\nهی افسوس په خپله ول دستی نه شو\nهمدوی حه چه خدمت کړوښکه دیل دی\nلیر افسوس وخوړی خپل دامن زحمت\nپرلکونه عالم مونږته انتظاردی\nمناسب چه بی اساس کدی نه پریږدو\nمی باید حه فکرو کړو وای یارانـو\nهم دن ورڅی فرصت مونږوته پیدا دی\nدلاور دثری دسوز دابیان کا\n\nلاهم یم په خپل ویلو پښیمان\nپه باطن تری بیگانه دی نمایان\nیا پودر وی چه وهی په مخ دجان\nیا وی کفا و یا وی نور سامانه\nیا ثروت او یا رحمت بی نشانه\nچه عالم کی شو د محترم موریږو صور\nپه ظاهر به پو په شه صفت عیان\nهم توبه کم مه د لاس تکه انسان\nلـه حتیاج دبل چاوا و عجایب سامان\nدی په کمد خیری محتاج د عالمیان\nمستحق د دعوی کړلو خپل ځان\nهم شایگی چه سینگارس و کاد خان\nمونږه لا کمدی دی باب کښی شود جیران\nچه نو مریخ دتمدن وهوشوران\nمقتدی مه شقیا کدی ددابیان\nکدی وشنه کړو دا خپرد وا ر پنهان\nلیرد ښکنه کړی سرونه په گریوان\nچه به خه پیښی و مونږته باماخوان\nآبادی کی دوطن خپله شو کوشان\nلا نجوا تمدی چه کردی وینیمان\nچه دو لوای د مترقی کښی دی کوشان\nپروا مکاکړ په قاهر یی وطنیان"}
{"book": "adl0717", "page": 482, "text": "-- فاعلان و خوارط --\nاین اخبار غیر از ایام تعطیل در کابل که روز\nنشر میشود و در گمرک اموال بدست خط داران\nمیگردد امور تحریریه بنگارندۀ حقیقت ارسال\nو مقالات واصلہ در ادارہ ماندہ جریدہ\nدر اندراج و اصلاح و عدم اشاعتش آزاد\nاشتراک بتوسط خزانۀ دولتی و بصورت\nنقدی از همہ جاقبلا\nدریافت میشود (نگارنده)\n-- خقیقت --\nمؤتمن ملکی\nح ۱۳۰۳\nکابل شنبه ۲ حوت ۱۳۰۳ ش مطابق ۲۴ شعبان ۱۳۴۳ ق | شمارۀ (۴۱)\nطپانچه مجازات بچه آتش بازی شبهه\nكُلُوا وَ اشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا\nخیلی متأسفم که مسلمانان تا هنوز نتوانسته اند\nکه برای عالم سلام هیچ یک وسیله و ذرایعُ تعادلی\nبیک طرز عمل صحیح وطریق وصول در ستی برا ترقیا\nمادی ومعنوی شان جز از اتخاذ طرز عمل عالی\nمادی و معنوی شان اتخاذ کنند، بلی ! اگر نقطہ\nپیشوایان مذهبی وعمل صادرآن مقررات صیلی\nنگاه عمیق بسور رفتار و کردار عا\nاسلامی مفید و کارگر شده نمیتواند.\nسلام نگریسته شود. علی العموم تمام سُنّاً\nاسلام ما، مذهب پاکیش ما ، آئین ما ، ابداً\nآن دیده میشود که راه مواصلت بمقصود ، از\nماوشمار ا تها اتخاذ اسباب مُدنیّت وسایل\nوانها مفقود شد تماماً بن که از تقلید عمر و بزه\nارتقاء امروزی مانع نشده است بلکہ کرۂ\nمتابعت بکر و طرز رفتار دیگرارغ وديا\nبط الاولی ، ومرۃً بعدالاخریٰ، بہمۂ عالم سلام\nما همراۀ مدیرت و عمران فاثر المراح سازند\nتأكيد اکید تعلّم علوم و فنون ، ومآہر بودن\nلکن شخص این نگارندۀ مکرراً برین موضوع\nشانرا در تمام صنایع وحِرفَ، وخالق بُودَ\nامه فرسائی نموده ام و باز مکرراً یاددهانی همان\nمانرا در امورات حرف ضرب ، واقتدار مسلمین\nاردو ماضيه خودم را بخدمت ملت عزیز میکنم\nدربابات وسائل تعرض مدافعه دشمنان عرضه"}
{"book": "adl0717", "page": 483, "text": "شماره (۹۱) جلال آباد جریده حقیقت کابل صفحه (۲۲)\n\nعزت شان توصیه کرده است. و از طلجات فضول\nو کار روائی لایعنی جهول و از انچاب ملاهی و مناهی\nدیگر خرافات و واهیات جداً ما را امتناع نموده است عموماً\nرا که ما مجملاً در فوق قلمبند داشتیم از خیل مسلمات است که ابداً\nهیچ یک مرد اسلامی (بهر فرقه و طبقه که باشد) در قبولیت\nو صحت آنهیچ انکار ندارد. ازین رو در اثبات و اقامه دلائل\nبران احتیاج نداریم اما چیست که علمای اعلام ما چنانچه\nمی‌شاید و بطوریکه که حبایۀ تلقین دین اوامر و نواهی را بعامه\nپیروان اسلام تا هنوز ننموده اند و یا بفعل می نمایند.\nفضلا و مشایخ اسلام ضمناً باستیلاص وجود خودشان مستون\nبوده مسئولیت این پریشانی و بی نظمی ممالک اسلامی را بر خود\nنمی‌انگارند باقی صاحبان فکر و ذکا نیز اساساً تحمل این\nرنج و جفای تنویر افکار ملت را بر خود گوارا ننموده از شاشه نبات\nو از طبقه عالی بلطانی بزعم خود تاباً خودها را ازین بارگران سبکدوش\nانگاشته در محفل مذاکرات و گفت و شنید تنها خودها را به کلمۀ\nو من چه آید تو چه می‌تسلیت میگریند امثال این افعال ناگوا\nری است که ملت اسلام را روز بروز فرسوده است و دشمن را دلیل\nو ضعیف معرفی نموده است ! و همین طرز عمل و عدم کوشش منور\n! افکار عامه در ترقیات علمی و عرفانی، جامعه ما را خوار و زبون\nنموده است. واگر بیدار نشویم، و از عقل و شعور هشیاری کا\nنگیریم و خاتم بدین، رفته رفته این افعال نکوهیده ما را باندک\nجهل و ادبار انداخته بخاک و خاشاک برابر خواهد ساخت!\nبدین تقریب نامناسب نخواهد بود که ما از علماء اعلام و فضلای\nکرام و مشایخ و کافه بزرگان ملی و دولتی خویش استفسار کنیم\nدر شب بمرات این قدر پول و پیسه را که ملت بیچاره ما از\nکد یمین و عرق جبین شان استحصال نموده اند، چرا اطفال\nشما گرا بان نذر آتش نموده بدر هوا میسد پست بر ؟\nآیا ما از اکمال دیگر ضروریات خود فارغ شده ایم که ما حصل\nروزگار خود را طعمۀ اتش کنیم؟\nآیا ما توانسته ایم که جود ها را از احتیاج و اجانک شکنیم که پولی\nدر دستی خود را کمال دریا دل با لقیمه آتش میکنیم ؟\n\nآیا ما بقدر شده ایم که بطرق و شوارع خودرا بیک اصول\nمنظم تاسیس و تعمیر کنیم تا در اثر آن بآتش بازی تفاخر یا\nآیا شماملت توانسته اید که خاک ریزی خانهای خود\nد لالی که جوهای نا بر استرفع کنید که اشغال شاق ایام ما را بطر\nشما را به آتش گلخز قربان میکنند؟\nآیا رجال ما توانسته اند که از فساد هوا و تاثرا تعفن حصول\nو مهتاب چنانچه سائرین مستفید شده اند، مستفاد و جاه\nکه نقودشان سالها مقوله مصرف اتس گاهی اشغالی\nمهتابی یا نشود؟\nآیا متمولین و صاحبان ثروت ما توانست اند مود و یه\nکه فی هزار یک نفر هر سالیه دارائی صد گونه لوازم التذاذه\nحفظ الصحی باشد بخرید و ده در ان زندگانی شانز اگر خان اما وند\nاز خلل و عش باشد بگذرانند، که اطفال آنها همه ساله اکریون و\nچندین گونی پیست شانز انجا بم کوهی نذر اتش فشانی میکرو باد\nآیا شما با همه شوق و ذوق خویش که دارید در تکمیل مخارج امت\nبوسه خود با چنانچه که شاید و باید موفق و کامیاب آمده در پاس\nاید که بآتش تباقی پاره نموده در دو یوار را نقره مینماید؟\nآیا با این جمله خار و خسریکه دشمن با ترقی و تعالی وطن برای ما\nبانیا اند و آمال ما گشوده اند و کمد را همت تان تا خذ آتش استیم در\nآیا پولی را که بدان تهیه سامان قلم و دوات نموده از قل شان\nمیتواند یکمالک د طن خود را از حبیب قوت و مکسمیت نورا کینان طوع ۱\nنذر و تحفه راه مرغان نمود، است که الان مجر آب دار برومعرو\nدر خرید ذوات آتش برای دوه و قهوه نقرس\nمباد فدا میرود. بالاخره تمام مالر خروش و ظروف سیمی ار\nو آثاث البیت خود مستغنی شده اید که طفله ا و د و خرودن مع\nبنام اتش بازی فرشی بعرش بلند میکنند.؟ متأسفات\nاطلا میکنیم که ملت عزیز ما ز بنوا و رایج اسلام و صدها آیه های کردن\nمما نقه فرزند کما بوبی شناحته د غفرد و اشیا ئر دستور روال مى از\nنموده اند که نه تنها تصریح با ختذری با لفت کلنا الموت\nنیز نرا نشنیده؟ امین اخیوص هر حمیک سکوت را به با دانان من از\nو د فلق را برین ارتکابات منکر کبرت نصیحت میکند. و الوکوی\nمستعدیم که بر قلب هر پیر و فر و مستعجلانه بایت عحد الهه و"}
{"book": "adl0717", "page": 484, "text": "شماره (۱) جلد اول جریده متفقه کابلیه ۱۷ عقرب قابل شنبه\nاصول\nدر صورتی که ما افغانان تا هنوز مقدرات باریکرا\nاز اصاب ثروت و دولتمند نداریم. در صورتی که\nبانی خویش را بپایه جام و السلام رسانیده ایم۔\nالفقرا، وفقرا و ایتام و مساکین خود امداد و\nمحنت لازمه را نمو دیم - پس بالینی که در اندفاع نان\nعوارض جویه و اشراء جنگی ماجداً بر آنیم\nدر خاتمه با کمال یاس آرزو از تمام اراکین دلتی\nمیلی خود امیدواریم دستم ببطار داریم که رسال\nده و کارین وحق کش بازیها موقوف و صندوق\nدر هر پرده تخمین آتش بازی هجوم موافتی عام\nلوازم بمناسبت این لیله مبارکه در تاسیس خیریات\nخیالی رویت نقراء و داری مساکین در مد و رو صداها\nمالیه این ساجد تسطیح شوارع و تنویر طرق و دیگر\nمی کند مروات جهت شریعت وطنية\nچرخ بنه در بدل این تجنش پرستی\nدر باشی صرف مساعی نمایند.\nمعین حبا و تار بار ونبار\nشریحی تحت عنوان روز آقا محرر جریجی خاور بوم آمده بود انست\nدر ایران اطلاع یافته یم که سحه محمد وح بعد از یکه اقای خ ناها\nغلام نبی خا بریاست عمومی قونسلونی و امور قنطوری\nسمت جنوبی منصوبه متباھی کردیده اند بمقام میمنی وزارت جلیله خارم\nسرافراز و امتیاز یافته اند. عیوض ایشان معین وزارت\nمحترم خارجہ اعر اجل اقا محمد حیدر خان جبرالی فونسل\nاسبق افغانی دار الحکومه هندوستان مقرر و بحر کارمده اند\nما این نقر رو انتخاب با هده نجاح ان حبه نا بر د و د روان\nعالم استخلافیه تبریکات تقدیم داشته ملطانت و مملکت\nو حکومت متبوعه خویش براشا کا میار و موفقیات دلخوا ستاریم.\nعزو زیر خارجہ افغانبه\nکه در ابتدا، بود جهان (۱۳۰) بر اور رہنمائی دولت متبوعه\nافغانیه ما بدر با رلندن نتخاب شده بود بنا بر پا بر معنی\nومن يوت الحكمة فقد اوتي خيرا\nعن لام و میم دانش از عطاهای خداست ملک ملت دین و دولت اندر انش رگھا\nزعفران بر شکست قلبها چون مومیا آ گرد ماه معرفت بر حجم هر کس تو تیاست\nهر که دار د علم و حکمت صاحب عز و علات\nی از علم و دانش شد مشرو فلک علم و دانش چلان فی الدین حج ن کرک\nته علم و دانش چون طلاسم بی یک بی ہنر را سیم ندانم از بهائم کمترک\nعلم از هر نیز و ہر بیت ته از سیم طلا است\nای از علم و دانش آدم وانسان شود آدمی از علم و دانش صاحب مینا شود\nهای از علم و دانش معدن عرفان شود آدمی از علم و دانش مندر سلطان شود\nعلم و دانش آدمی را عنوان هیر و و سلاست\n[Left margin text, written vertically]\nهر کی با نا دان\nدر خشم آید میکشد\nرنج ہا\nباید این کار نکو از طبع دانشمند هاست\nمرد عالم با طبع خود کند کار و با\nمرد جاهل از سر خود می برد این رنج را\nچشم دانا بر حقیقت میرود اندر نظر\nکوردل از خود نمی بیند بغیر از گنج را\nبا کمالان هر که میکرد و حسد باشد سیه\nبوالفضول از منعم خود می برد این رنج را\nپردلی طبع هوس گر می کند با کار دل\nاز خیال خام خود او می برد این رنج را\nطبع جاهل همچو آتش ہر کر ا سوز د عیار\nعاقل ار عاقل بود او کی برد این رنج را\nسر که با درویش مسکین بیجهت کبر و کند\nدرد مندا زدر د خود او می برد این رنج را"}
{"book": "adl0717", "page": 485, "text": "شماره (۹۱) جلال آباد اول جزوۂ حقيقت كابل شنبۀ آخر\n\nبهره دارد ز دانش هر كه او نيك اخترست ميكند تحصيل دانش هر كه او دانا ترست\nظلمت بيعلم و دانش خوار و زار و ابترست شاه افغان در محبت دائم معارف پرورست\nمملكت را بسلم و دانش ده و اصلح بپاست\nمملكت را دانش و علم و هنر باشد ضرور از هنر طياره طيران مینمايد چون طيور\nتلگراف و تلفون آرد سخن از راه دور كرده تاسيس معارف نيز حبيب شاه غيور\nبا د بي شاه افغان تا كه كيوان بقاست\nمملكت را علم و دانش گر نباشد ميهيا هنر بوده باشد در بمب با ستين و گر\nزين جهت دارد ترحم شاه افغان چون پدر بر معارف پر لطف احسان بين بحديكه\nدر معارف لطف احسان شهنشا پيراست\nاین همه الطاف احسان شه افغان شده از معارف افتابی رفت تابان شده\nدیگر عبرت ساعد دست ا و بی شان شده توسن کشور بی امروز در جولان شان\nدیده غولی براد و اکنی ناكیدا ينو قع تیاست\nاز غبار خاك بينش ديده بینا بی شود خاك بينش دیده ذان را مداوا می نماید\nكودن نادان عالم مرد دانا بی شود هر كه را از فیض عام او تمنی بی شود\nبس بود مد بر كه از فيض معارف سنيويست\nهر كه را روز نخست اقبال شد با بخت یار روز و شب دارد كنار سلم و دانش در کار\nدر علوم دین کوشش مینماید بيشمار خدمت اهل معارف ميكند لیل و نهار\nخدمت اهل معارف مملکت نائل دولت\nعلم دینی از قديم است خاصه اسلامیان علم دین را برده اند میراث از پیغمبران\nمیکند اکنون کوشش ملت افغانیان تا بيا بند از معارف حکمت یونانیان\nاین همه از بخت اقباق بن شاه باست\nميكند محمد فاروق از صدق دل صبح ومسا آن شهنشاه معارف پرور خود را دعا\nدر پناهت از همه آفات میدار ش نگا يا الهی دشمنانش را ز كبر كن تباه\nروسیاه شرمنده با طاهر که بدخواه شماست"}
{"book": "adl0717", "page": 486, "text": "نحرح اشتراک\nحمیر سلالة کابل\nالسالمة ۵ ۱۰\nسالمه شش ماهه ۵ ۶\nیک مارحیه ۱۵ ۸\nید اورسه ۱۱ ۱۱\nبدون شتر که از ملاه دله و خطیبہ\nگرفته نمیشود کانیجای آفاقی ،\nاز مردن اسلامی مشرقی\nمحترمه یک انرا ابزرگ من بیبها\nقواعد ومحلوظات\nاین اخبار جبرا بله تعطیل دیوزها\nدفتر بد و و دیگر روز را با بجدت تشکر انتہا\nمیکرد و اموز حریره با که منفعت عام\nدر قاله اصله در اداره امده محرقه ماندانی\nاصلاح وعدم انتشارش از ادارست\nاشتراک محملہ اطراف دایلی امیدوار\nخقیقت\nسر ۱۳۰۴ شهر ۲\nحـ تصدی از همه عاجلا\nدریافت میشود (کارنده)\nمحی الدین کٹکری ہے\nپہلوان من ہوئی ؟\nداول کابل دو شنبہ ۲ حوت ۱۳۰۴ ش مطابق ۲۰ شعبا ۴۳ ۱۳ شماره (۹۲)\nلوحجه تاريخ بما سند هجرية\nغره شهور مطابق به\nربیع الاول ۲۰ حمل\nحمل\n۱۳۰۴\nثور\n۱۳۰۴\nجوزا\n۱۳۰۴\nسرطان\n۱۳۰۴\nاسد\n۱۳۰۴\nسنبله\n۱۳۰۴\nيکشنه\nدوشنبه\nسه شنبه\nچهارشنه\nپنج شنبه\nجمعه\nه شنبه\n۱ ۴ ۳ ۲ ۱\n۸ ۷ ۶ ۵\n۱۵ ۱۴ ۱۳ ۱۲ ۱۱ ۱۰ ۹\n۲۲ ۲۱ ۲۰ ۱۹ ۱۸ ۱۷ ۱۶\n۲۹ ۲۸ ۲۷ ۲۶ ۲۵ ۲۴ ۲۳\n۳۱ ۳۰\n۵ ۴ ۳ ۲ ۱\n۱۲ ۱۱ ۱۰ ۹ ۸ ۷ ۶\n۱۹ ۱۸ ۱۷ ۱۶ ۱۵ ۱۴ ۱۳\n۲۶ ۲۵ ۲۴ ۲۳ ۲۲ ۲۱ ۲۰\n۳۱ ۳۰ ۲۹ ۲۸ ۲۷\n۲ ۱\n۹ ۸ ۷ ۶ ۵ ۴ ۳\n۱۶ ۱۵ ۱۴ ۱۳ ۱۲ ۱۱ ۱۰\n۲۳ ۲۲ ۲۱ ۲۰ ۱۹ ۱۸ ۱۷\n۳۰ ۲۹ ۲۸ ۲۷ ۲۶ ۲۵ ۲۴\n۳۱\n۷ ۶ ۵ ۴ ۳ ۲ ۱\n۱۴ ۱۳ ۱۲ ۱۱ ۱۰ ۹ ۸\n۲۱ ۲۰ ۱۹ ۱۸ ۱۷ ۱۶ ۱۵\n۲۸ ۲۷ ۲۶ ۲۵ ۲۴ ۲۳ ۲۲\n۳۱ ۳۰ ۲۹\n۴ ۳ ۲ ۱\n۱۱ ۱۰ ۹ ۸ ۷ ۶ ۵\n۱۸ ۱۷ ۱۶ ۱۵ ۱۴ ۱۳ ۱۲\n۲۵ ۲۴ ۲۳ ۲۲ ۲۱ ۲۰ ۱۹\n۳۱ ۳۰ ۲۹ ۲۸ ۲۷ ۲۶\n۱\n۸ ۷ ۶ ۵ ۴ ۳ ۲\n۱۵ ۱۴ ۱۳ ۱۲ ۱۱ ۱۰ ۹\n۲۲ ۲۱ ۲۰ ۱۹ ۱۸ ۱۷ ۱۶\n۲۹ ۲۸ ۲۷ ۲۶ ۲۵ ۲۴ ۲۳\n۳۱ ۳۰\nيکشنه\nدوشنبه\nسه شنبه\nچهارشنبه\nپنج شنبه\nجمعه\nه شنبه\nمیزان\n۱۳۰۴\nعقرب\n۱۳۰۴\nقوس\n۱۳۰۴\nجدی\n۱۳۰۴\nدلو\n۱۳۰۴\nحوت\n۱۳۰۴\n۶ ۵ ۴ ۳ ۲ ۱\n۱۳ ۱۲ ۱۱ ۱۰ ۹ ۸ ۷\n۲۰ ۱۹ ۱۸ ۱۷ ۱۶ ۱۵ ۱۴\n۲۷ ۲۶ ۲۵ ۲۴ ۲۳ ۲۲ ۲۱\n۳۰ ۲۹ ۲۸\n۴ ۳ ۲ ۱\n۱۱ ۱۰ ۹ ۸ ۷ ۶ ۵\n۱۸ ۱۷ ۱۶ ۱۵ ۱۴ ۱۳ ۱۲\n۲۵ ۲۴ ۲۳ ۲۲ ۲۱ ۲۰ ۱۹\n۳۰ ۲۹ ۲۸ ۲۷ ۲۶\n۱\n۸ ۷ ۶ ۵ ۴ ۳ ۲\n۱۵ ۱۴ ۱۳ ۱۲ ۱۱ ۱۰ ۹\n۲۲ ۲۱ ۲۰ ۱۹ ۱۸ ۱۷ ۱۶\n۲۹ ۲۸ ۲۷ ۲۶ ۲۵ ۲۴ ۲۳\n۳۰\n۶ ۵ ۴ ۳ ۲ ۱\n۱۳ ۱۲ ۱۱ ۱۰ ۹ ۸ ۷\n۲۰ ۱۹ ۱۸ ۱۷ ۱۶ ۱۵ ۱۴\n۲۷ ۲۶ ۲۵ ۲۴ ۲۳ ۲۲ ۲۱\n۲۹ ۲۸\n۳ ۲ ۱\n۱۰ ۹ ۸ ۷ ۶ ۵ ۴\n۱۷ ۱۶ ۱۵ ۱۴ ۱۳ ۱۲ ۱۱\n۲۴ ۲۳ ۲۲ ۲۱ ۲۰ ۱۹ ۱۸\n۲۹ ۲۸ ۲۷ ۲۶ ۲۵\n۱\n۸ ۷ ۶ ۵ ۴ ۳ ۲\n۱۵ ۱۴ ۱۳ ۱۲ ۱۱ ۱۰ ۹\n۲۲ ۲۱ ۲۰ ۱۹ ۱۸ ۱۷ ۱۶\n۲۹ ۲۸ ۲۷ ۲۶ ۲۵ ۲۴ ۲۳\n۳۰\nربيع الثانی ۲۰ ثور\nجمادی الاول ۲۰ جوزا\nجمادی الثانی ۲۰ سرطان\nرجب ۲۰ اسد\nشعبان ۲۰ سنبله\nرمضان ۲۰ میزان\nشوال ۲۱ عقرب\nذیقعده ۲۰ قوس\nذیحجه ۲۰ جدی\nمحرم ۲۰ دلو\nاپریل ۲۰ حمل\nمی ۲۰ ثور\nجون ۲۰ جوزا\nجولائی ۲۰ سرطان\nاگست ۲۰ اسد\nسپتمبر ۲۰ سنبله\nاکتوبر ۲۰ میزان\nنومبر ۲۰ عقرب\nدسمبر ۲۰ قوس\nجنوری ۲۰ جدی\nفروری ۲۰ دلو\nمارچ ۲۰ حوت"}
{"book": "adl0717", "page": 487, "text": "شماره (۹۳) جلد اوّل جریدهٔ حقیقَتِ کابل دُوشَنبَه\nشکور بازار مالیه بشور ادو\nبِحُضور جناب مُستَطاب\nاِظهار شُکر و اِمتِنان دَر مقابل مَجلِس عُلیاے شوراے دَو\nخُودِ خُود اگر گردَونیچُوانَد مُتَصَوِر نِمیآیَد یَعنی اَفردا\nشُورا دولت خُود داخِل نِظام مَجْمَعه مَجْزَء اظهار شُکر\nعَرض دارَد دَر خاتِمه مَعرُوض مینمائیم کِه اَگرچه اَعضاے\nمالیه بَخُوبی میدانَند کِه وِزارت مالیه تابیع حُوزَه\nشوراے دوَلَت مَجلِس مُحترم رَأی صواب خُود میدان توَجُه\nاِجرائیه وَتَحت اَمرِقانُون مَوضُوعَه شُورأ دوَلَت\nبااِین حُسنِ اِتِفاق واِتِحادی که قُوَه قانُونیه دوَلَت بـ\nعَلیحَضرت پادشاه جُمُهوریعِلّیَتِ ما بِمَن نِدادند اَدا مـ\nکِه قُوَه اِجرائیه میباشم مینمایند مسائل مُشکِلَه را دَر\nمنقُوله حَل نِنمُودِه کِه با هدایت و رهبُری فیما بَین مـ\nداریم کِه دَر تاریخ افغانستان نامِ نامی مَجلِس مُحترم شـ\nنَوِشته شُود وِزارت مالیه تَصدیق نامه عُمر اَعضاے کِرام آ\nجَ مِرج اَقاشیر احمَد خان مَأموُر حَسَبی مَحْکَمه شُوراے دَولَت\nعَلیهِ خُودِ اِین مَجلِس عُلیاے مُحترم مَجلِس شُوراے از طرف خُود\nاِحسان و اَز طَرفِ هَمه مَأمُورین وِزارت مالیه وِکالَتاً\nدَر مَوضُوعِ نِظامْنامه مُحاسَبه شهَریه وَطَور طَرز مَقاصِدَ\nکِه بُوِزارَت مالیه تنظیم و دَر مَجلِس مُبارَکَه تَقدیم شُد\nبُودعَرض میایم که مَوادّ تَنظیمِیه وِزارت مالیه که دَر\nمَجلِس مُبارَکَه تعدیل و تَبدیل وتَصحیح شُد هَمه مَواد مُوافِق\nقاعِده حِسابیه بَلکِه اَکثر نِکات که بوِزارت مالیه مَجهُول\nنشُدَه دَر مَجلِس عُلیا فَصل شُدِه یَک ثَمَرہ عُلیا مَحاسَبِیَت\nبَرآما مُحاسِبین دَراین مَجلِس مُبارَکَه کِه گِره حِسابات نِسْبَتْ\nبِعَوائِد بی فِکر آسان تَر دیگَر زَحْمَت تَر نَمُودِه اَند لِهَذَا اَز\nبِجهَت تَنوِیر اَفکار مُوَجَه مُحاسِبین و سائرین دریک طَرف این مَجلِس هَمه مَضامین را کِه بَشَرفِ مُطالَعِه خُود تَنویِرمُینوِیسیم بَروَقْت اِست تا اِین شُدَه زِیادَه مَوضُوع را تَصدیق نَدهید دَر اِجرائیه حَتْماً توَجُه شُود لِهَذَا رَسیده\nوَ مَقْصَد حُضُور اَشْرف مَعْلُومُ\nجدول ساعات نَماز ظُهر وَ عشا بمانِه سَمتانی ید\nساعت\nبروج\nسنبله\n١٣٢٢\nعشا\nظُهـر\nعُشرِ اَوَل\nعُشرِ دوُسْطیٰ\nعُشرِ اَخیری\nعُشرِ اَوَل\nعُشرِ دُوسْطیٰ\nعُشرِ اَخـیر\nساعت\nدقیقه\nساعت\nدقیقه\nساعت\nدقیقه\nساعت\nدقیقه\nساعت\nدقیقه\nساعت\nدقیقه\nحَمَل\n۳\n۲۷\n۳\n۳۶\n۴\n۴\n۱\n۳۹\n۱\n۳۷\n۱\nثور\n۳\n۴۹\n۳\n۵۵\n۴\n۴\n۱\n۲۹\n۱\n۳۰\n۱\nجوُزا\n۴\n۸\n۴\n۱۴\n۴\n۱۷\n۱\n۳۲\n۱\n۳۳\n۱\nسَرطان\n۴\n۲۰\n۴\n۱۷\n۴\n۱۴\n۱\n۳۳\n۱\n۳۲\n۱\nاَسَد\n۴\n۸\n۴\n۴\n۳\n۵۵\n۱\n۳۳\n۱\n۳۱\n۱\nسُنبُله\n۳\n۴۹\n۳\n۴۷\n۳\n۳۶\n۱\n۲۹\n۱\n۲۸\n۱\nمِیزان\n۳\n۲۷\n۳\n۱۸\n۳\n۱۳\n۱\n۲۶\n۱\n۲۵\n۱\nعَقرَب\n۳\n۶\n۳\n۱\n۲\n۵۶\n۱\n۲۳\n۱\n۲۲\n۱\nقَوس\n۲\n۴۲\n۲\n۴۱\n۲\n۳۹\n۱\n۲۰\n۱\n۲۰\n۱\nجَدْی\n۲\n۳۷\n۲\n۳۹\n۲\n۴۰\n۱\n۲۰\n۱\n۲۰\n۱\nدَلْو\n۲\n۴۳\n۲\n۵۶\n۳\n۱\n۱\n۲۳\n۱\n۲۳\n۱\nحُوت\n۳\n۴\n۳\n۱۳\n۳\n۱۸\n۱\n۲۵\n۱\n۲۶\n۱\nایام تَعطیل و رُخصتی ـ رُخصتی عُمُومی بمُقرَری عید سَعید تاریخ ۸ ه ثور ـ رُخصتی عُمُومی بمُقرر حِصّی سِپاهی تاریخ\n۱۲ وَ ۱۳ سَرطان ـ رُخصتی عُمُومی بمُقرّری عُید مُحرم تاریخ ۹ اسد ـ رُخصتی عُمُومی بِمُقرَری بو د شُدَن ۸ میزان\nرُخصتی عُمُومی بمُقرَری جَشن اِستِقلال اَوَل جوزا اسد بے حِصّه، رُخصتی عُمُومی بِمُقرّری جَشن جُلُوس عَلیحَضرت نادِری ۱۶ مـ"}
{"book": "adl0717", "page": 488, "text": "سال ٩٢ جلد اول جریده سراج الاخبار ش ۱۲\nنایب السلطنه هندوستان و انگلیست\nاز مدتی است که در سرتاسر هندوستان اوازه\nاست لارد ريدنگ لیسری عهد با انگلستان دفتر\nارکان عوض هر دو در مقام نایب السلطنتى هندوستان\nانتشار یافته است. از انجا که تردید این اطلاعات هنوز\nاز گمان میرود که این افواه صحت خواهد داشت\nیک پیام تازه محکما بپردست اشعر بست د لارد\nريدنگ در اپریل ایستاندر رخصتی عازم لندن میشود\nاز انجا لارد زیر کی چند و چندی میبد در بعضی امور مہمہ\nہندوستان گفت و شنید نماید و مذاکرات بالمشافه\nبنماید در زمان غیاب هندوستان مستر می قایمقام بلاد\nدارکان حکمران هیمالای میکند\nاگر چه مافتی نمی توانیم که تر د د لاردینگہ کہ ہم یک امری مهی\nپیش امده است که دوران مذوکرات خصوصی و گفت و شنید شفاهی\nخود د می دیلا دینگ محسوس نموده اند. لکن از خواندن این\nفرمان امر مبالغه تصور نرسیده بدست که آن افواه کم از کم کورت\nدرم اثار و قراین بن دیه پی می برد که اعضا لاردرید نیگه مگررا\nخواهد امد. و لارد و کتن بطور مستقل نایب السلطنه هندوستان میماند\nهمچنین در این خبر چندان بحث و مذاکره نمی نمایند که کدام سر دار\nهروقتیکه آمد و نه بردا و دیتیکه در نظام حکومت تغییر و تبدیل بوقوع\nمیایی مادا از تبديل شخصاص مردم متاثر نمیشوند. اگر در حالت\nموجوده شخصیت این دو مرد متمال شود، یکی از انها بر دیگری\nاہمیت و خصوصیتی را حائز نمیباشد. زیرا که این ہر دو ذات از\nشہسواران نامور میدان اردی کش محال میباشند و هندوستان\nاز ذات لارد ردینی هیچ توقعی ندارد که در ملکه خود در کار افغان است\nشکرانه مدیر در تخطیل التبسائین\nچندی قبل بدین در اثنائه (۱۶) سال دار\nروزنامه مدرس ملی المیقین قطعه یکی از فضلا افغانی یک مقاله\nسریاد امیه نسبت با فغانستان مرقوم نهاده بود که\nاز خواندن آن در سرتاسر د تا افغان یک رحیه امید\nو رنجیدگی نسبت بدان جریده محترم بوجود امده\nبود بہذا تنقیضت مجملاً بتردید آن تا جائیکہ گنجا\nداشت پرداخت اینک در نومره ۶۶\nسال (۳۳) آن نامه مقدس یک تردید مفصل\nہمان ہرزه سرایی فاصل افغانی از قلم آقا\nمحرم (داغ قندہاری) در شش صحیفه\nطولانی مرقوم آمده تمام حقایق را دران\nافغانی دیاده سرائیہا ہے آن محرر\nافغانی باطشت از بام نموده ست\nازین حقیقت گوئی آقا داغ قند هاری وحقایق نگاری حضرت\nاقا مو یا لاسلام مدیر نان مدین تشکر کجا درین با و ثنا متفق هستیم\nهم میشوم کایشه گفتی متین و لعل شکرا\nبدانی که جوانگوی چون مجری بخارا\nہمان است ان ریشه چشمه اقا شیون شیر سید\nپردمان سفینه کا جرج انا - بنا بر شیر شدیم\nبد نیست که آهای محمد بشیر خان از شرافت ذاتی و نجابت\nفطری خویش بر خلاف این نگارنده کلمات نمادیب سوز،\nوالعاذ بغضب فرمودى برا سر قوم میدارد، در اول بدان\nتشکر اقسائی نامی و ی التفاتی نکردیم، و ی اینده بدان صرف\nاوقات میشود. مگر بعد از ملاحظه شمانه منجم جلد ۶ اتحاد مشرقی\nنصور کردیم که شاید آن محرر فاضل مرشد کاملش این بیکران ایا\nخویش انقطا ر جوانی را که علاوه بر سکوت اشد، از ما متوقع است\nازین رو مرقوم میشود که عیوب و نقائص ونادانی شخص مرا\nان دانشور باندان که خود می دانم ندان ماند.\nصفت\nدرین موضوع هر قدر شرح و بسطی که بنویسند، در سرت من و\nخو دمی افزایند\nعیب پوش من پیشم غنچه نادان امثال مراشن ندامی من\nقازین جو ہر سخیفید کہ ہمد خریرات تنقیدات ما بمنافع ملت\nو مملکت و حکومت متبوعهم بوده است وبس -\nاینده بکارشات و هین زمینه میباشد. و درین را ا یچیچ\nعالمته نمی اندیشیم وبحجرد اطلاع یافتن از خیانت و سوء نیت\nاحدی نسبت ملکت و ملکه مه عزر از کلی بندارید رونگا\nخواهیم کشید! الله مقام یک نفر باشک را زغ نمایان می نگیرد\nبناب شرع بدین اغراض شخصی و تنصریح تخیلی است، که در امتحان از نقاد\nنقشى ما غیراحتی قرنیم آمد محد بشیر ناسرتی، اندا کا کوفتہ تیں کرم\nدعا کی شل غنچه نادان ایت پذیر جو د آو چندان جوش زار دانک"}
{"book": "adl0717", "page": 489, "text": "شماره (٩٧) جلداول جریدۀ حقیقت کابل دوشنبه\n\nصور شرفیابی وزیر مختار طالیه بحضور شاهانه\n\nسال گذشته «کمانده سیارکی کانا لو پاترلو دمانتنی دی بلیسی» وزیر مختار و نمایندۀ فوق العاده دولت بهیۀ اطالیا بدر بار کابل باطالیا مراجعت نموده قرار تصویشلت متبوعۀ خویش بماموریت دیگری مقرر گردیده و عوض او کینفردیگر بوزارت مختاری دولت پادشاهی اطالیا ـ دولت علیۀ عمانیه تقرر یافته ولی از قضا وقات قضائی مشارالیه در برلن یکسفر ضعیف و عوض او کینفرد یگر تعین گردید برای او هم کعالم عارضه پیش آمد و نتوانست وارد کابل شود. درین اواخر «کماندا تورانتونیو کا و گیوردی» که قریب (۳) سال بحر دارد و مدت دراز در سفراء قونسلی اطالیا گذرانیده و چند ماه قبل به سمت (قونسل جنرالی) دولت خویش به کلکته مقرر شده بود و در فنون اقتصاد و تجارت مهارت دارد. بوزیر مختاری و نمایندگی فوق العاده دولت بهیۀ اطالیا بدر بار پادشاهی کابل مقرر گردید بتاریخ ٤ جدی وارد کابل گشته و به روز ۳ شنبه ۲۲ دلو حَسَبِ اصول مقرره تشریفاتی بحضور شاهانه شرفیاب گردیده، پس از ایفای مراسم احترام نطقی ایراد نمود که ترجمه اش قرار ذیل است.\n\nنطق وزیر مختار اطالی\n\nاعلیحضرتا! بناتمت اینحضور همایونی جاز میطلبم تا اسناد که بتنها اعلیحضرت متبوعم ماموریت ((کماند ور مارکی کا نا تو پاتر فردی مانتنی دی بلیسی)) وزیر مختار و نمایندۀ فوق العاده در بار شاهی خاتمه بخشیده و از مراحم ذات همایونی نسبت بنامبرده در مدت اقامتش در بین مملکت تشکر نموده تقرر چاکرم را در یکی از نقاط بارز که جدیداً مراجع بیا است خارجی اطالیا بانتخاب القام رئیس الوزرا، و وزیر خارجه ایراد می‌نمود در ضمن اظهار خوشنودی از حسن روابط مسعود\n\nو ممتاز با دول خارجی بمناسبات قلبی موجوده بین اطالیا و افغانستان اشاره کردند. برین وجه کمال فوق العاده مفتخر و مشعوفم که درین وقت نماینده مملکت خود درین دربار شاهی انتخاب شده ام من با کمال مسرت شنیده ام که روح بشاش و خصال کریمانه و نداهای قلبی با روح و صفات اطالیائیها شباهت کلی دارد و قطع دارم که این خصوصیات طبعی پیشرفت مساعی ماموریت مرا من درین مملکت عقیده دارم استاساسات حُرّیّت آزادی من در تسهیل خواهد نمود امیدوارم واثق دارم که شخصا با علیحضرت اعلیحضرت نایل گردیده و با یک روح پاک و قوی بآن اعلیحضرت معظم میگردانم که تمام فعالیت من در افراز تشدید روابط قلبی و دوستی خالصانه موجوده بین اطالیا و افغانستان مصرف خواهد یافت و امید دارم که اینمظاهرات حکومت من از نظر اعلیحضرتم گردید انتم معین بمقصد اعلیحضرت همایونی مترین و در تحکیم کمک و معاون باشد. تا بر اۀ اعلیحضرت متبوع و کامرانی سند سعادت و صحت آن اعلیحضرت و خانوادۀ جلیله سلطنتی امیدوارم همچنین عظمت سلطنت آن اعلیحضرت و ترقی ملت با شهامتش افتخار وصلت مییابم. باین احساسات این آرزو‌ها را از افتخار دارم که نامۀ که مرا از طرف اعلیحضرت نمایندگی اعلیحضرت معظم غازی تقدیم دارم. پس از ختم نطق اعلیحضرت غازی کلمات ذیل را بجواب او ارشاد فرمودند.\n\nجوابیه شاهانه\n\nجناب سفیر!\n\n((ماموریت شما بسمت سفارت و نمایندگی افغانستان ختم هستم و اعتماد نامه شما را بکمال خواهش و شغف قبول مینمایم امید قوی است که از عقیدت حسنۀ شما مناسبات دوستانه و خالصانه دولت افغانستان و دولت اطالیا بر قرار و استوار باشد. من از اظهار که جناب رئیس الوزراء دولت متبوعۀ اطالیا در یکی از محافل بود در مناسبات قلبی افغانستان اشاره ایراد فرموده ابلاغس بمسعد مسرت تاثیری ان اطمینان دارم که اواشحساسات خود و اطالیائیها قائم نموده اند با زافزون تر خواهد\n\nامید و مآبی که اعلیحضرت پادشاهی در خانوادۀ معظم شان بهمراه با سعادت و محبت قایم مستحکم باشد آمین\n\nدوشنبه\n... م قلم مینمود در بین\n... من با کمال مسرت\n... و نداء های قلبی\n...\n...\n...\n...\n... در تسهیل\n...\n...\n... و افغانستان\n...\n...\n... جلداً\n...\n... (١)\n... خود را\n... تواند\n...\n... نام\n... که این\n... نشان\n... (٢)\n... کرنا یه\n... اختیار\n... از رو\n... گرانی\n... همیشه\n... ضابطۀ\n... خواهد او\n... وکیفیت\n... والفريز"}
{"book": "adl0717", "page": 490, "text": "ميزان اشتراك\n\nقيمت روپيه كابلى\n\nمحل مقامها\n\n٦ مايهه ساليانه\n\nداخله كابل ٥ ٩\n\nمحلات افغانيه ٧ ١١\n\nخارجه جيبه ٨ ١٥\n\nيكشماره ١١ ٢٠\n\nملا از سادا و علما و طلبه\n\nمعاف است كاغذها بپاشى\n\nباقى و برادران سله و نشرتى\n\nبپذيرند حواله نميگردد\n\nحقيقت\n\n١٣٠٣\n\nقواعد و ضوابط\n\nاين اخبار يوار ايام تعطيل در كابل يك روز بعد نشر\n\nمیشود و بپديگر مقامها در پوسته حتما ارسال\n\nميگردد. امور تحريريه به نگارنده حقيقت ارسال\n\nاست\n\nو مقالات واصله بمراداره باند مجريد در اندراج\n\nو اصلاح و عدم انتشارش از ادست\n\nاشترک بتوسط خزاین دولتی بصورت\n\nنقدی از همه جا قبلا دریافت\n\nمیشود. (نگارنده)\n\nسيد محمد الدين كشككى\n\nسال اول كابل چهارشنبه ٢ حوت ١٣٠٣ ش مطابق ٢٢ شعبان ١٣٤٣ ق شماره (٩٣)\n\nلایحه اداره مساکین\n\n(١) برای انفاق و اعاشه اشخاصیکه نادار و غریب\n\nو در اثار گرفتاری علاقم اسقام و یا شخوخیت\n\nتواند اکنون در شهر كابل و ديگر مركزها ی\n\nولات حكومتیها و علوقتيهاى اعلى و كلان مشغول\n\nکدائى استند بر وفق مواد آتى تدابير تامين معیشت\n\nشان گرفته میشود تا از تکلیف گدائی رهایی یابند\n\n(٢) كسانيكه گدائى را پیشه خود كرده اند يا اشخا\n\nنابر عللی که در ماده اول توضيح يافته لا بدأ سئوال\n\nاختیار کرده اند یا نفری يله گرد و تنبل میباشند که\n\nاز روی کسالت بدیگر کار اقدام نکرده\n\nگرائی را پیشه و کسب پنداشته ازان تأمين\n\nمعیشت و زندگانی خود را مینمایند مأمورین\n\nضابطه همه اشخاص گدائی گر را خواه ذکور با است\n\nحالات سجم و شهرت و محل اقامت و احوال\n\nکیفیت شأنرا تحقیق کرده بسیاهه مینمایند\n\nو تفریق اشخاص صحیح و قابل کار و نفری علیل\n\nو معیوب ناتوان ذکوراً نها را قوائدا نها ی\n\nکوتوالی و از اناثیه شان را عیال دیائیکه\n\nاز اقچه بای قوائد نها و اگر عایله و اقربای\n\nشان نباشد کیفروتیکه قوائد ان تعین کنند\n\nدر باره شان بر وجه ذیل رفتار میشود.\n\n(٣) اشخاصیکه با وجود ندشتن علل و سقامیکه\n\nتدارک معیشت شان شود گدائی را پیشه\n\nگرفته باشند هر گاه سن بلوغ را تجاوز\n\nکرده و بکار مستعد باشند از طرف مأمورین\n\nضابطه بخود آنها تنبیه و از آنها خط -\n\nگرفته میشود که بیک کسب مشروع اقدام\n\nکنند و اگر صغیر باشند با ولیای\n\nشان سپرده و از آنها خط گرفته\n\nمیشود که ایشان را بمکاتب و یا بدگر کار\n\nمشروع اشتغال دارند و هر گاه\n\nولیے نداشته باشند از طرف حکومت\n\nبقرار قانون ایتام خواه دختر باشند یا بچه اداره\n\nآنها کرده میشود."}
{"book": "adl0717", "page": 491, "text": "شمارۀ (۹۳) جلد اوّل جریدۀ حقيقت کابل چوتۀ شش\n\n(٤) اشخاص سالم صحيح الاعضا که بمو فق احکام\nاِگدائی منع و دیگر کاریش مشروع امر اشتغال میتواند بنا\nبکابل تا اول حمل نبات کوته ها و حکومتهای اعلیٰ و کلان\nتا اول ثور باز گدائی اقدام کنند مجزای تعزیری از طر\nقوماندانهای کوتوالی مجازات می یابند بعد از\nمردن ابکار پایے مخابر و امثال آن مقدر و معاش\nآن کار با وشان داده میشود و زنها بشفا خانه اناثیه\nو اطفال ذکور بدار الایتام و اناثه بشفا خانۀ اناثیه فرستاده\n[شده?] و در خانه بموجب نظا[منامه?] از طرف قوماندانی ؟\nدار خواندانی درخواست کنند مقدر و باجرت آن\nامرار حیات [نمایند?] (۵) نفریکه اقرار بآده[?] جباری[?]\nاز طرف حکومت بکار انداخته میشوند [باید?] از برای خو\nیک کسب هنریرا پیدا نموده بتوانند اجراء اجازه همان شغل را\nکه بآنجا مقدر هستند میتوانند که بآن کار شاغل گردیده\nکسب معیشت خود ها را نمایند.\n(٦) کسانیکه باین درجه معیوب و معلول باشند که خو\nشان تدارک معیشت خود ها مقدر نباشند اگر اقاربیکه\nکفال آنها شد. و بتوانند باشند باشند اقربا شان دلالاً\nیا بل محله و یا قریۀ او سپرده از آنها بموجب[?] در ذمه[?]\nخط گرفته میشود که تا مادام معیشت ایشانرا کرده بمدار[?]\nنگذارند و هرگاه یک قریه و محله خرد زیاده از یکنفر\nنقص میرسد و یا بل قریه و محله مذکور تأمین معیشت آنها\nتکافو[?] باند بوقریه جا محله قریشی[?] که مذکور تقسیم میشوند\n(٧) اقاربیکه شرعاً بانفاق مکلف اند. (الف)\nزوج بر زوجه بدون اشتراک (ب) پدر بر اولاد\nصغار بدون اشتراک (ج) پسر بر پدر و مادر واجد\nوعلات (د) پسر دختر بر مادر و پدر . (ح)\nزوجۀ محرمہ بیا ذو رحم محرم خود بجهت صغارت انوشه\nیا مثل انکور بودن بقدر میراث مثل خوابر برادر اما\nعم بعمه . خاله بواسے . نواسے ، برادرزاده، خواهر زاده\nکه ذو رحم محرم اند (۸) تدارک معیشت این فقری[?]\nبرعهده اقارب شان بمدارج بالا در صورتیکه اقار[ب]\n\nمادراً جا ذیی و موافق دین مقدورست (الف)\nبا ثبوتیکه بشفیع اهل همان محله و باتجربه صار\nیہ شاکر ، در سال یکدست جاموں پیارہ دیگر\nو یک لحاف شریت بتن (۹) اهل قریه[?]\nاین فقری را نذر یعہ ملا امام محوط خبر شبا بکر؟\nاز بین خود معاش در مرکز یافته جمع را تدارک نو[?]\nقرار بلافه اگر مصرفی کنند تأدیه میکند و فقت؟\nارز و [شما?] و تقر[?] بستر تو و اما تا نهایتی بپردازند\nکه خود اہل قریہ محله انتخاب میکنند مسئول ده ماند؟\nو یوساً کرایه مذکور شناخته میشوند اگر وا\nمذکور تأمین بل کنند عوض انرا بتوماندانی یا محا[?]\nمعرفی نمایند. (۱۰) اشخاص معیوب و معلو\nنداشته باشند به سکونت گا نها معلوم نشود د\nکوتوالی در جائی که ایها اقامص این هست می\nآوری گردیده تا زمانیکه با وا به و مساکین در\nاز طرف دولت براه انها خورا که معین و یا\nاشخاص اکشه مکفل اعاشه و ملبوس ا\nنقدی شود از قوماندانی کوتوالی وجه معا\nببر اشان داده میشود (۱۱) در هر مزار شری\nخمید که نیست و هم هوا آن معتدل است\nحصده سیر و کرچه بر موافقت میکند مگر آن\nمعلول بوسیله معین نشده و در این فقرا\nہر سال از شہر کابل و دیگر شهرهای اف\nحکومتهای اعلی و کلان بدار الضومی شهرب\n(۱۲) در مزار شریف بمقدار زمان زال؟\nمذکور معین گردیده به یک مامور مخصوص\nو تمام احتیاجاتفری مذکور از جامہ و جان بار\nبا جری نقدی ہم از طرف دولت او داده\n(۱۳) جای رہایش این فقری کہ شرکت بآن پر\nمردها علیحدہ و بر زنها جدا خواب بود تا وجه\nانها عاجزگانہ معین میشود (١٤) در سر؟\nفطری بشفا خانہ مخصوص آن برده شود."}
{"book": "adl0717", "page": 492, "text": "شماره ۱۲ سال اول جریدهٔ حقیقت کابل چهارشنبه ۴ حوت\n\n(۱۵) برای مصارف تنخواه فعله و کاغذ آیین بقدر دو صد کلدار مخزانه\nترکستان با اداره موصوفه هر ماهه حواله میشود و اداره وافدا\nآنها را با اخذ رسید زبان بمدد کارش میخورواند که در ثبث\nامور محکمه سرمکاتب بطی بروز و مکاتب را بمحرض خود بماند\n(۱۶) خوراک این نفرا از طرف روز نان شبوا و از طرف\nشب هر حصه سه حبّه تنور با و سه حبه تنور دو گند پیاله\nواز طرف صبح نصف آن و چای داده میشود\n(۱۷) برای مریضان بستری تا زمان صحت پرهیز از حکیم\nداکتر داده میشود (۱۸) پوشاک آنها در سال دو دست\nخت گرمایسی و یک کرتی بهاری و یک کرتی دواتی\nدسته دو تجده پایزار و دو کلاه داده میشود\nزمستانی آنها بسته خواهد شد (۱۹) برای شبهای شان در\nو در سال یک لحاف و یک توشک با یک متکا که موج بموجب\nصادر گردانده میشود. جمله پوشاک آنها از بیدار وار نجسخانه\n(۲۰) هرزمان که موعد معینه کاردار برای شخص تمام\nآنها کشیده میشود لباس بخشی نیز آن باید از انمرد گان تماماً اخراق میگردد\n(۲۱) حسابات واردات و مصارفات این اداره\nسرمکاتب دایره ساخته با اداره محاسبه مستوفیت ترکستان\nبآسیا میسپارد (۲۲) اگر ازین مساکین که مساکین\nترکستان را در میآورند کانی از اقارب بیابیدار شود و\nبا ارائه قباله و خطله محاکمات قاضی گردیده بموجب\nباز مستمر خط تعهد باخانه و ادای تاوان مصارفه بوی\n(۲۳) نائب الحکومه ترکستان در سال دو دفعه محض بخبر گیری\nاحوال این نفری و قسمتی مینماید و علاوه باوقات\nمختلف تاجها و وقفه دیگر هم تفتیش کرده میتواند\n(۲۴) نفری که حسب مواد فوق لازم اعزامیت\nمساکین خانه ترکستان میشوند این گونر با حکام\nاعلی و کلان محلی پیش از اعزامیت نشان تعداد\nنفری را برای نائب الحکومه ترکستان اطلاع میده\nتا پیش از ورود آنها ناله ی جایز باش آنها را کرده باشد\n(۲۵) بهرایی که مساکین ترکستان اعزام میشود از طرف\n[ILL] از انجایکه مساکین کابل و دیگر\n\nمحل بیاد سی کلاه پایزار و شریط هی که در ماده هژدهم\nمعین شده فی نفر داده میشود پوشاک بندها\nآنها بر وفق ماده مذکور در ترکستان از مجوز\nاداره مساکین تهیه خواهد شد\n(۲۶) برای بارگیر و سواری نفری مذکور\nفی نفر بگرایسی اسب کراهی و برای خوراکی\nعرض راه شان فی نفر منزل بگردید از قوماندان\nمحلی پرداخته میشود\n(۲۷) در حین اعزام نفری مذکور از قوما\nدانی محلی از دو الی چهار نفر سوار از ملازمین\nکو توالی و همراه آنها مقرر و یک مکتوب\nحواله که اسامی مساکین با محلی اقامت و\nشهرت شان مندرج باشد برای نائب الحکو\nترکستان بذر یعه سواران مذکور ترسیل\nمیشود تا ما مور مساکین خانه حب مکتوب\nنفری مساکین را داخل مساکین خانه نماید\nمحافظت و تدارک خوراکی عرض راه نفری\nمذکور بر عهده سواران کوتوالی ست.\n(۲۸) بعد از نشر این لایحه در شهر کابل و دیگر\nشهر های مرکزی نائب الحکومگی و حکومتهای علی\nو کلان گدایی موقوف است هر شخصی که گدایی\nکند از طرف امورین ضابطه گرفتار کرده بموجب\nمواد فوق درباره اش تفصیل میشود\n(۲۹) در اجرا و تطبیق مواد لایحه ندا وزارت جلیله\nمسئول است ۲۸ ثور ۱۳۰۳ دس گدیک بی بی\nبمهر علیمرتبه غازی\n\nحقیقت:- این لایحه سرا پا همه از خیل\nاقدامات مفید و شایانکاریهای وحید عصر فرخنده\nحصه مایلیست که صحائف تاریخیه از قرون ماضیه\nخطی و بیین اثرا بخاطر ندارد و نام نامی و اسم گرامی\nاعلیحضرت معظمه امیر امان الله خان را نخبله\n\n[ILL] این لوایح با حیات و زنده شد\nپایه ترقی و تمسّک ما بسته است چه گرچه بر ما است که این اوامر را عملی نموده پیش رودیم چه\n[ILL] این لوایح که بموجب ارشادات پادشاهانه برای حیات و زنده گی ما افغانها مرتب شده است تنها با طبع شدن و خواندن مقاصد ما تمام نمیشود بلکه در قدم [ILL]\nعین زنده گی دران حصر است. [ILL] ما به عمل و اجراات [ILL] مقاصد غائیه خود که [ILL] است برسیم تا مادامیکه این احکام در روی کاغذ است [ILL] هیچ و ما زنده نیستیم."}
{"book": "adl0717", "page": 493, "text": "شمارۀ (۱۳) جلد اول جریدۀ حقیقت کابل چقاشنبۀ\nفرمان همایون نسبت بی آقا غلام محمدخان\n(نومبر ۱۳ اوبل ۱۳ تو ۳-۱۳- صبح امداد مطالعۀ خوانندگان)\nعموم منصب داران و مامورین و کلان تران و کان و رعایای\nسمت جنوبی! برای اجراآت امورئیه اداره\nعمومیه ملکی و عسکری سمت جنوبی (پیچ پیچ پیش)\nغلام نبی خان را که تا این وقت بمملکت افعانستان\nچه از خدمات شایان و خیالات بهبود خواهی\nخودش و چه از حیثیت کار روائی و خدمات\nلایق تقدیر پدر مرحوم او غلام حیدر خان سپہ سالار\nکه در زمان سلطنت جدا مجدم حضرت ضیاء الملۃ والدین\nمرحوم بدولت متبوعه خود ابراز داده طرف اعتما\nو اعتبار سلطنتی واقع گردیده از حضورم بمنصب\nنائب سالار معزز و برتبہ قو ماندان عسکری و حاکم اعلیٰ\nسمت جنوبی مقرر نموده با اختیارات کافی و\nہدایات وافی فرستادم که عامه اجراآت امورات\nحکومتی و اصلاحاً احوالات رعیتی آن دولار ا\nبطور خیر خواهانۂ اصلاح کارانه تصفیه و حل بسازد\nبر شما عموم رعایای سمت جنوبی امرو\nارشاد میدارم که معزی الیه را بعد ازین نائب\nسالار و قوماندان و حاکم اعلیٰ ی سمت جنوبی\nدانستہ حسب اوامر و ارشادات رفتار و تعمیل دارید\nوانچہ راجع بامورات دولت و است با حوالم ریت\nمشارالیه خبر و بهبود ملاحظه نمودہ بحضور عرض نمایید\n(بر طبق مضمون بشارت محمون یک فرمان مہر لمعان بھی خود جناب\nع ج وغ غلام نبی خان نائب سالار حاکم اعلیٰ سمت جنوبی\nو دیگر فرامان ہدایت توامان بوزارت جلیلیه ست مقدر ی معزلی الیه\nشرف اصدار یافت است م ، د )\nدر وزارت خارجه آقا سلطان احمد خان استاولی\nشعبه هند و اروپا که از چهار\nبا امورات خارجیه خدمت نموده در سر کا تبتی در بیته\nسفارت افغانیه تبتہ برلس و اقا غلام احمد خان\nمعاون شعبه مذکور کار تبتی داره اواعمال رد خواند بند مقامت کجا\nنطق شاہانہ جناب خصرت\nاز ملفوظات کوہر حضرت\nشاهانهم بغا در شب جشن استق\nخلوص صحیفہ غازی در احتفال زمانه ایراد داشته اند)\nغازیانی غیور! برادرانی عزیز!\nاین مجلس با سعادت که بوجود شما زیب یافتہ\nجشن سال (۷) استقلال دولت متبوعه اس\nکه اعلیحضرت غازی پادشاه محبوب القلوب افغانستان\nاز بدو جلوس میمنت مانوس خویش بتحصیل آزادی\nو استقلال افغانستان ملت نجیب افغان مصروف\nاز لطف و معاونت خداوند توانا بنعمت عظمی نایل آم\nو مقدس عالی آزادی ممالک ملت خود کامیاب\nشده اند و بمناسبت این یوم مسعود که یمی آ\nمستان بست همه ما و شما باین جشن عالی نائل شده\nعزیزہ با من یاد . گمان نکنید که خدمت\nوطن تنها بر مرد با واجب د او لیسانی زنها هم\nباید بوطن و مملکت خود حتی الوسع خدمت کنند\nچنانچہ باوائل اسلام زنه پہلا و انا بعلم وصنعت درا\nمعاونت ہا نموده اند به خدمات شائستہ از رنهاب\nبشہو آمده زیب صفحات تاریخ مسطور است. زنها محض\nتضیع حق آسانی خلق نشده اند ما و شما باید کوشش\nتا خدمت و معاونتی بوطن ملت خود با نمائیم این\nنمیشود الا بعلم کمال عزیزه ہا من کوشش نما ئید\nعلم وکمال نماید و بنجوز نها اسلامی خدمات بایملاکت قا\nحالا با لطاف خداوند تعالی و بذل مسا\nملوکانه پادشاه غازی خود با مالک استقلال راین\nمقدس خود شده ایم همه ما از صمیم دل بذها\nسلامتی وجود مسعود این حامی ملت افغان ده\nکشاده میگوتم (زنده باد محی ملت افغان امام\nامان الله خان - پاینده باد استقلال دانا\nافغان و افغانستان - باقی از درگاه الهی\nمیکنم که بیت عاطفت پادشاه معظم خود نا علی الایزید"}
{"book": "adl0717", "page": 494, "text": "[ILL]\nاین اخبار بغیر از ایام تعطیل در کابل گره\nبعد نشر شود دیگر مقامات بر پست منتظر ارسال\nمیگردد امور تحریریه بیانگانه حقیقت ارسال\nو مقالات واصله در اداره مانده جریده در اندرح\nو اصلاح و عدم انتشار مخبر آزاد است\nاشتراک بتوسط خزائن دولتی و بصدور\nنقدی از همه جا قبلا در یافت\nمیشود (نگارنده)\nمدیر آقا الدین کشککی\nحقیقت\n۱۳۰۴\nسال اول کابل شنبه اول حمل ۱۳۰۴ شـ ۲ شعبان ۱۳۴۳ ق شماره (۹۴)\nجشن جلوس همایونی در سمر قند بی\nدر (۹) حوت واقع کوبه قزیل کوه در بر قطار مرحومت مآب امیر جا\nدماغ اسفند در زود تر زمین ده (کمپ) با عظمت و سایابی\nترتیب معمول بتوفیقے محیا شد عساکر با این توبرقتی\nبملا حظه جناح موقع انتظار گرفته اند قسماً عساکر (یولی\nاظهار) با یه بآسیته با یک وضع دلربا با د کشان شوکت\nاعلیاده شکوانه پیاده اند. مردمان سمت جنوبی قطرا بقطان\nدر در شتر که از طرف او در جناب علی بر آستان شد از هر سمت قوم\nوالطوائف دبل نواخته آئین کرده بلباسهای مختلف خود بخطو عین\nصدا دول نوع آواز با شادۀ تفنک نشان گوشها مخطوط چشمها\nنگاه بطرف خود جلب میکند ! ترتیبات و نصب عسکری\nرسم حوطه دوره محمود این موضع را یک حصے پر شکوه عسکری ساخته\nبمواضع مخصو خود جا گرفته اند ! در وسط این موضع جید\nصورتی لشکال شانه چرمی و میزها بر اصول رنگ آسا منتظر آرائش\nرین تمدنا با لباسهای مخصوص سفری خود بمقابل نیزه چہ کیہا یکہ\nبقال و خوش سلیقگها پیاده اند. تماشائیان از هر دو طرف\nمحظوظ نشاخت از هر طرف چون سیلاب نظر فشاران\nو هیاهوی افغان اما بصدت و مسرت نمایان یکطرف\nہدف بیضوی الشکل بزاده میل باین کوه موضوع و در وانردین\nگانه تقسیم یافته دگروه کندانی نقشه بین عسکری با طلا یه باد اسناد\nحاضرند کہ ادین یک منظره نمایش انداخت از طرف افغان\nو سیا تها معلوم دار است. دیگر هر سمت جوق جوق نظری برا سینما\nجوش ملی در آمدن در جا با مخصوص شانتا با هست. دیگر جهت\nسواران با قامت ها کشیده اسپ ہا کو ہر کجہ نیزہ ہا بدست با\nوضعیت مردانه و صولت شیدانه منظر مجردرد- میدان روید\nگرم و استعمال نیزه ها خود را کشیدن بر مجها قومی شانگزارین\nمینمایند. بدیگر طرف یک جمعیت سواران بر استهای تعلیمیه و\nبراو لوب ، سپاہی گری محظوظ آدمی بہ قابینت بریده ہوائین\nو بوضعیت بانگیط خا سرنتازی مینمایند بدیگر جانب سورا\nترکشاد ر دبیر قاله کشی، برسم و رواج اہل ترکستان در این\nمهارت و شطاره فا فوق العاده نشان میدهند گوساله را جوله\nبر زمین انداخته از سرخ دار بر بن نزدیک کرده بدست تو جسم\nبزرگ را بقا شروح میگذارند بجمرو یکه به بر داختن توح یکنظر\nبا قیا میکردد از هر طرف سواراً براه مجله نموده و بحوا میکنه از\nچنگال شیر تلاش گوساله را می برند و این سور شهور توست\nبا یک عالم شوتی کی مقاومت میم کرد تا از اسپها در وین نشست\nبا شفته فوق العاده گرفت دیگر ددی کیفیت باین با تو سواری"}
{"book": "adl0717", "page": 495, "text": "شماره (۹) جلد اوّل جریدهٔ حقیقت کابل شبه ۱۷ حمل ۱۳\nملکی و همتارد رسوار کار میخواهد، با یک موضوع موزیکهای\nعسکری ترانهٔ شادی استقبال که فی الحقیقت روح نواز است\nمی سرایند و از هر طرف صدا با خواندن نامی بلند است.\nبعضی که مرکز این میدان است بعد از مرور یما قلیلی جناب\nبابی در پرحاضرینه بجهت نشان گیر صائب نشان شمع نمان\nکه هر کدام نسبت به فدا کار با یکیه ذات پادشاه خود نمودار\nعموم ملت را بطرف خود جلب کرده اند چو کبوتر ته طاقه آشیان\nمیکنند و در بین تماشائیان زمزمه تار بعضی از خوش صنایع عربی\nاز یک ملاتی دگرد بی از جمع مردا و اطوار تخم این فرخنده زگربا\nبساخت (۱۱) اقوام تنگی جلد که بر اهتمامات کاره با مخصوص\nخرد شادیشانه با عساکر دولت خیال مقابل را با دستان خاین اده\nوعملت عزم و اراده کرده اند ( در المده حاضرند) و در نشان انتها\nجوش خروش و حسّ ابتهاج برامدند صدا نامی خود موافقتی\nبا هزار آدر دنده بر ا ظهار شاد باشی کدرد و دیل ملای بسته\nاهنگ تن گرفت این جوانان نقد تا کنید و میمون قانون با\nلباسها سوزون کا کل ها دراز مواق یک جوش بی عمال سرا\nگرده اتن نمودند حاضرین و تماشاجیان بیش ازین حرکات شیرین\nقوم خود خط بر اشتند. . . . . بوبعضی تاریخ کج اتن شامل بند بعد\nمنظما از طرف و زیر صاحب حکم اندا داده شد افسران بیرون\nاماج شروع کردند و بمسافه ۵۰ ۳۰ متره در بند راثمره بو قسمت\nتیر و اندامیشد و هر کدام بانعام مقرره خود از حضور و زیر صاحب\nنایل میشد ند. نظر به برور مخصوصی که ترتبها حرب که ترتیب بابت\nبود در ین انداخت، نشتر جنگی ، نیزه زدن ، نیز خاکتر ، انتظام\nسوار ا شاهی سوم ، اتن اقوام مختلط اقوام پیشنی ، گریز ، متون\nرق حیل چلد تا گیا تحلیل عباد ملک بر چیل صد را بعنا ولد مولی\nجلد تا که هر کدام از قوم مذکور بریگی و فوجی تن کرده معظم میشنون\nو افرین افرین میگردیدند. تقریبا ۶۰۰۰ هزار عسکر بن ملکی درین\nمحفل سرور حاضره شامل بودند. . . آیا این سرور و شادیا بے\nبرما چه و وسیله از دمام چیست که دی بی مرو کدام انجا است ؟ امروز\nمقدس ترین روز است یحی انقلاب امروز روز علوه جلال است\nامرز آغاز سال پمایان برکه پیرایی اعلیحضرت امیر امان الله خان\nخجی ملت افغانست، امروز یادگار همان روز است که ملت انسان\nدیده افغان با همت بغیرت و شهاباد شاهیه خود مه با آزادی کامل\nاین ملت صبحت به روز شیوه نوکیه نمره با بهران عسکر خود حاصل کرده اند،\nسایه آن شمع علوه بیمر افتاده با تحت عالی منظرا ده با در امنه آزاد\nقیام نمود اندامروز یادگار هو با نیهای علی افغانست، امروز\nالبکار شمع آفتابیز بر رخه دلا کا رهبا بجبر العفو گرمی قدر حمت خو\nخانه از دگری خانینی مجر مکی و نامها آساند. امروز روز که میا خوست\nپینے بر قلاو با حکومت خود کو دکو با هی چکید بر غیرت نامزد یا کوه\nخار افتا و دگر در حقیقت بپس تعلیم متماد خود او خطا با شادیا بخابری\nبنمایند و عدد قتار نهار انظر برحم العلمت اعلیحضر متصرف از گنار خودشا\nجاهل خود گذاشته اند، این بیتا فرصت که منظر عالم مخالفت مخبر\nو امروز محفل سرو و میگز جشن جلوس پادشاه محبوب العلوب حامی با\nواخیه اخراج شد. و از تبدل ذیق پادشا محمد مرنا خود در کانه مهد\nدیگرد ا باظهار نمیت پیشمانی میکنند. حقیقتا امروز به بسیا وقت گذشت\nکه جوانان شا هنیته شادمانی اعلیحضر دهم میکرده و در (۷) سالگی آتان\nالقابسته بر نوار بر حمیلی سمت متوجه که جماعت بندگان مانده\nعساکر هانه ادرا ئی میکند. تا ستادم) این ب الم منر و صاد یاد دکود\nتبا مذکور توجها خوب میکر عساکر نظما اواسیع قطارا استاده بودند\nبعد از انجام یک تعظیم نطق طولو را ایراد فرمود که مواد این قرار ذیل آن\nنطق اولاد با محبوب العلت و برادار عسکر کا من چندین\nسال عظیم جلوس واستقلار ی نهاما مبارک باشد\nامروز که روز سرور شادمانی مهدی بر شما و شما عساکر است. امروز روزت\nدر صفحه تاریخ افغان شان و شوکت شما ثبت میجرد او شاد باشی دانا جانان\nامیر امان الله خاغاز روی عدل و جلا کا ر با وغیره خانسان انقا\nشناعساکر تا بادگار امد ثبت میشود. امرو زاد گا نهاد خیر وبیت کوہ\nاعظم هر دولت افغانست و بیگانه حامی دین مبین سلام علیه مقامه\nاعلا استقلال افغان از گویش سالگهای ارض صامند و مایه خر و خود دانا\nافتخارات گردانند. امروز دز که محجه شجاعت شام د لها و صداقتی\nمخصر توصیفند امروز روز که با عسکرستم خرد به آیا می ورز با یک یه بار\nکه اسم کی نسبت که افضال الت با محمد و لا قدر انه میکردند نگابو بر همت\nکه شما عساکر خوب الرمالیت و فولاد کار خود رو ارا برادر خونی می رو در صوام\nدلا ساکتیرا برتمام کا کار و ریاست اور انتقاد و من جوار غلام اریا\nمرکانه مستور داخت لقاء قاتله ملاحده سمت جنوبی راهی کرده است"}
{"book": "adl0717", "page": 496, "text": "[ILL]\nجلد اول جریده حقیقت کابل شنبه اول حمل ۱۳۰۲\n\nرونق افزائی اعلحضرت غازی بشرقی\nبه سفر رفتنت مبارک باد\nبه سلامت روی و باز آئی\nرفت شاه سفر و بی ما ما اننا به اطمینان دل خسته دلوطوا\nعلی الصباح روز پنجشنبه (۲۹) حوت ۱۳۰۲ ذات همایون\nبسواری موترهای صبا رفتار دهمت پا جلال آباد گردیدند -\nحسب معلومات موثقی که نگارنده را درین موضوع بدست است\nاعلیحضرت غازی در سمت مشرقی محض جهت تفریح صرف اوقات\nنمیفرمایند بلکه علاوه بر بازدید کارهای مهمه مشرقی که متعلق ملاحظه\nذات جهانبانی است با آن قوای قومی و نوجوانان سمت مشرقی را که\nبیک تعداد کافی بمعیت آقای علی احمد خان رئیس تنظیمیه شرقی از راه\nجاجی منگل در استیصال غائله سمت جنوبی بذل مقدرت و داد صداقت\nدادا ده اند ، نیز شرفیابی می بخشند . و هر نوئیکه لازم انگارند در بند و بست\nاحوال شان دریغ نمیفرمایند.\nدرینجا کارهای عادی مرکزی را حسب معمول هیئت عالی وزرا\nافغانی بر طبق نظامات دولتی تا هنگام تشریف آوری موکب خسروی\n(که بسیار قریبا ست) اجراء داشته ، مسائل مهمه را بئرمین مجلس عالی\nوزراء ، اجراء میفرمایند که تحت صدارت حضرت عالی آقای\nعبدالعزیز خان وزیر، وکیل وزارت حریه شرف انعقاد خواهد پذیرفت\nحقیقت : - ما ازین فراق موقتی شهریار غازی را (اگر که خیابات\nبر خود سخت میگویم ) و دست بدعا کیم که این سفر خیریت اثر صحت مزاج و تاج دارا\nد هوش و نشاط ایشان تیج بوده با قات موکا متجلی کند متمتع العمر والعافيه با این جهت\nفرسوده تسکین دلهای علو بسنعت شرال با لی کابل بپردازند که بوجود مبارک شان از\nجانب خویش عزیز می پندارند و باالفعل داکان کابل بسپارد عقیدتمندی چشمانشان راه ما را\nخوش باش اوطن که با مئید رسی\n\nافتاد کر\nگوشه اندازی\nدانسته اندیم\nالماموري\nرحمت را در بیج\nینمایند و حت\nمقابل قوم بها\nناگرفتار ندانم\nاز گناهان\nپشیمان شده\nبا کمله کلام\nخیر نمانده\nکه بدست ما\nکجا آن امین\nما شاهدان\nدوم که درد\nغیر در خودمی\nدول با هم\nهمین احکام\nمی میسازند\nرایت او\nامان اله\nاماما را\nت که قیام\nغاره دلی\nوالاترین\nاعلیحضر\n\nرا گداشتا گوشینه تا بر سر و بهجت اینجا ایستاده اید.\nین خیام جنانکه پادشما در جنگه با بوده و از همانم د جیل با هم در\nهمینطور در جمیع با عنا یا کمال شفقت نمیدیم اعلمضرت غاز\nیم یک لحظه در شب روز ما را حه وراحت نمرد ، در حالا بوند یا\nرسد د عا ما که عمو خود با جه بود و هر آمر و که شما شاد قته سابقه ک\nتیرا در بعض مهالک خود در تا ادوقه و اسبا را حتی در شالی والاش\nندار یک باره از هم برای شما اوامر صادر کرده قبل کوشت خود را در\nوا داشته اند بعضی از قطاع که حاشا در بعضی قطاع که حاشا در بعضی قطا عا د در ازا ر دو خصومتا\nن. ت عوت می بینیم منتظر\nانداخت، در محافظه خد تقصیر نمانده یا بتوا مکه مبادا آنها گزند باشید ظلماو\nبا ند و با را غرور من و جلیلی بختیار بهم که مان خلیل غار را تا ندوه\nاو قد ر شما سعی میکنیم که از ته دل شکر شجاع و دلیر خود را دوست دنا\nدقت از احوال شما با خبر بوده و همه زمان دعاً فتح و فیروزی شمایی\nند گذشته این احشام شما را ملیت عزیز خود توصیه امر میفرمایند اعلحضرت\nکه تا آنجا کله روا و ا ر نمیدونستند که یک سر بز شاد چار مشکلا\nو خود در بین آن یا د میخواستند غائله سمت جنوبی کو مخاصمت کنند و گا\nقوای مالی سمت جنوبی را اعلیحضر غانه مثل فرزند خود و دوست\nو با خصومت که بر آن سمت جنوبی وارد آمد از دست خود آنها\nاینکه نفری که حله گرفته شد و لصال قضا ر پادشاه متبوع\nاینکه هر چگونه خصه می تو صو نمود تما آن تقصیر را طر ف باز گرده\nاکنون که به لا ملا آمدند باز هم فرزندان پدر خود بوده ابو او\nرحمت و برویشان کشاده است.\nحقیقتاً پادشاه با اعلیحضرت متبوع مقدس غازی پایا\nاسلام و ترقی خواه امه و پیرو شریعت محمدی صلی الله\nبوده وقت گرانبهای خود را در آخرتی ملت عجز\nو اعلای کلمته الله صرف مینمایند. پس شکر از صمیم دل\nزنده باد اعلحضرت غازی ، پاینده با د علمدار\nعسکر امان افغان) خوش باش اوطن که با مئید رسی\n\nدرخت و کیشه اند و چشما آمد بهار دور غمرت سر برا گا نرگس شگفته گمر مرد آز قرار خود چندین هزار لاله براید بکهسار\n[ILL] گنک کی می رسید ای عاشق و فین گرمت کینی در کار چیل بها ست قمت کن مطرب بیا ترانه و صوفی مرا بکار\n[ILL] دام مرد و نگیر باد هم میم یار صین بمان سر مراب بخدا است انشر کر ہاسے نوش تو نیش باور فا\n[ILL] داغ گرفت لاله عاشقانه ما این لاله که زمین با ستم میکند و ارغوان و من و سر ما بیرون اور ساسا\nمغلوب و قندشان رح یا غنام آور دو شیشه یکجا من بایر و خمار"}
{"book": "adl0717", "page": 497, "text": "شماره (۹) جلد اول جریده حقیقت کابل شعبه اول حمل\nیاد ار دمی که حضرت خورشید مرتبت\nاین جاهلان ذره صفت را بلطف خویش\nبالعکس از شرارت خود باشند مد علم\nتا آنکه تیغ یافت ز شاه حُکم اُقتلوا\nیک تن نماند باغی و طاغی برای نام\nافسوس و حسرت است برین قوم بدسرشت\nمینا شکست بادۀ عشرت چرا شدند؟\nخوشباش ای وطن که بامید خود رسی\nگلهای علم و فن دمد از خاکت آنقدر\nخار جهالت از کف پایت شود بدر\nطیاره هر دمی بهوای تو میپرد\nموتر اگر بخاک تو دل را نداده است\nشد تلگراف گوش توانات ای وطن\nفرزندهای ارشد تو بحر علم و فن\nاکنون که مرد صاحب عز و شرف شدی\nاندر نجات تو ترقی نورسد\nتا حاصلش مخارج جیش ظفر شود\nسُرور ترا چه حد که زبان میکنی دراز\nختم مقال بمدعای امیر خود\nشاها ز حادثات زمان حق ترا حفیظ\nاعوان دوستان تو دل شاد باد و خوش\nفرمان تو چو جان روانست در بدن\nعشق تو در سراچۀ دلهای قوم ما\nدانا دل ستوده سیر شیر روزگار\nخواهش نداشت آنکه شوند بچه خوار و زار\nچون عنکبوت دام حیل کرده استوار\nسرهای شان گرفته مقامی بنوک دار\nالا گد و تابع و منقاد و همیار\nافسوس بر جهالت این قوم غم دچار\nکافتاد در جمعیت شان فقر و انکسار\nاز جذبه های حُسن و غیور کامگار\nکز بوی وی شبیه عبهر شود صحار\nشیرین شود بان رخست کج چون انار\nبرق از تو یافت روشنی و عز و اعتبار\nاز چیست گردشیش بر کبهای خوشگوار\nشد سیم تیلفون تو اقصای هر دیار\nدر ملک ها نموده بخود مسکن اختیار\nآزاده باش در طلب نفع کار و بار\nهم از زراعت تو منافع بی شمار\nعسکر نژاد ملت با شیر سر بدار\nبگذار ایجان با ثنای تاجدار\nبر تاج حشمت اش دمی معلق گهر ببار\nبادا معین شوکت تو رب کردگار\nاعدای دشمنت بغم و درد اضطرار\nخورد و کلان بقای ترا هست خواستار\nچون جان به تن رسیده بنائب پایا\n(از طبع کلشی آقازاده ما تا محمد سرور خان)"}
{"book": "adl0717", "page": 498, "text": "[ILL]\nاین اخبار مقالها را مصحوباً در کابل نشر داده\nمیشود و یک گونہ کار در ہر بستے ظاھر اسما\nمیگردد امور محررہ نگار نامہ حقیقت ار\nو مقالہ و صلہ در ادارہ ماند و جبر یا در\nاندرگاه اصلاً وعدم انتشار آن بآن بست\nاشتراک توسط خزائن پوسته و بصورت\nنقدی از میر جا قبل از دریافت\nمیشود - (نگارنامه)\nمیرزان الدین کشکی\n\nقیمت اشتراک\nمقامات / ۶ ماھہ / سالانہ\nساطنه / ۵ / ۹\nخارجه / ۸ / ۱۵\nمزار و شبرغان / ۱۱ / ۲۰\nپنهان از مقامات خطوط طالب\nآگاهی نگار او که بنام عالی\nابو اسلمے مجی مشرفی\nمطالبه عنوانه میگرید پیوسته\n\nحقیقت\n\nسال اول / کابل / ۲ شنبه ۵ حمل ۱۳۰۴ ش مطابق ۲ شعبان ۱۳۴۳ ق / شماره (۹۵)\n\nورود قوای انظار لوگر\nچند روز میشود که تا کر تیپ از منطقه لوگر که تحت\nقیادت آقای شجاعت بنیان محترم محمد غوث خان\nایشاً بعبدار مفتح کوتل تیره و ورود آقایے\nیار محمد خان بکابل در مقابل آقای محمد غوث خان\nرا نیز در شاه سرای لوگر القهای اقامت داشتند\nوارد کابل گردیدند روز پنجشنبه ۱۹ حوت حضرت\nعالی آقای محترم عبدالعزیز خان وکیل حربیه\nدین قوایے استعجابی را که در اول بروز این غائله\nمداد دادی با هر مقدرات اسلامیت و حراسات\nقومیت خویش برای خدمات ملت و مملکت\nامیر کوبی آن اہل بغاوت از گونه ها و غیره مقدماً\nداده مرکز شده در بین اواخر بلوگر بمعیت آقای\nمرکزیت مقاما میبودند بوزارت خوسته ، بعد از\nانجام رسم تعظیم مغزانه ، حضر تعالی آقای ویز ریہ\nنطق نهایت دلنشین و موثری را در شرف فدا\nعسکری و سعادت و نیک بختی آن اشخاصیکه درین\n\nمقابلہ علم و دین داد اسلامیت و افغانیت را داده\nدر خدمات ملت و مملکت و دولت خود جانبازانه\nگردیده اند و ارقام عالی از معظم غازی امان الله خان پادشاه\nایراد نمود بر طبق آن بقسمیکه ذات جهانبانی در موضع رحصت\nدادن قوای باطنه قوام بسمت شمالی و هزاره جات حیث\nآن اعلامیکه درین مورد قبلاً از وزارت جلیله حربیه\nبوده بیاناتی را نسبت با عطیات و امتیاز این افراد عسکری که\nمرخص میشوند و بر حال بودن مقاماً مناصب امراء دستہ\nنطق شان بکف زدنها تا دیراً اختتام یافت .\nدر اثر آن آقای محترم احمد علیخان قوماندان\nقول اردو نطقی را نهایت مقنع و مکمل بمصادیق موضوع شرف\nخدمات عسکری ایراد کنایع کافہ ، بطرف عسکر روصیا\nرسانید که نظر به صداقت و اخلاص که ما بدولت و ذات اعلیحضرت\nداریم تا میبون کاری نمود ایم البتہ آرزو مندیم که قطرات\nخون خود را برای استرضا خدا و رسول و این اولیا امر\nخویش بریزانیم اما مریکہ حضرت وزارت پناہی\nنسبت با میفرمودند از ته دل او را قبول داریم\nو خونے و نیز رگ ما ، همواره برای بر آوردن ہمہ گونہ"}
{"book": "adl0717", "page": 499, "text": "شما (۱۹) جریدۀ حقایق کابل جهاز سفینۀ حمل\nاگر شخصاً از خود ماید مدعایتی باین لوانح ضمناً بادارۀ محرمۀ تا عرض نمودم، اگر درین\nواخباریکه حکومت بخلاصی ایشان فرموده است یکی از شماره های اخبار خود لازم ببینید عالی اند\nبادعای حق دولت د ملت و مملکت خود برداشته بابل است در بعضی ذوات محترمه که از هیچه تصادی\nتا جهت این خدمت با شرف را توزیع میکنم در مقابل آرزو و التماس بعضی عرضچیان خود داری\nوکیل صاحب: عمومی دیگر شاه پادشاه نتوانسته و تقدیم میکنند. و الی اگرچه اولا در\nعنایت عموم :-\nسر دار احسن نکرده و آنها بی اهمیت میدانند تا\nوکیل صاحب :- (فی امان الله) شما را خدا خبر از مجیه مواد و نظره ها ی عریضی برای دوای\nبسپردیم – عمومی بخار همه کار میکنم زنده باشی تولید توفیق آن و مورث تضیع اوقات مامور\nغاز ی کار میگردد. محسوب خاطر نشان گردیده دور\nقدر برای خود فرمایند. و هم کویا مجازات\nگرفتاری یک ساخت اشخاص که از قبیل امور بین دولت کد\nباند کوشش که باز هم نموده و بدانند که اکر\nغلام حیدر محمدی از وجه نقدی تخمین اینا هم احدے ہمچون بد خائی خود کامیاب نے\nجو د سار منیو را وزارت مالیه از چند ی با طاق قبل برون اتی کابل\nمظنون تلف وجه دولت گردیده از طرف وزار\nجلیله مالیه محاکمه کشش اراده رفته بود و بمقتضای\nنظامات دولت امر درت مخففات ابتدا آن بوستا ساعت ۳۴ مجھ شب ۲۱ اسعد\nتدقیق بریاست ابتدای محاکمات مامورین شوریا ( ہنگه ) اسمانی مهندس سیمینت سازی و\nراجع گشت . در محکمه موصوف محاکمه کیش دایره و برائی مهندس طیاره را قتل نموده علت و صویر\nتدقیق پرونده مستند شد . غلام حیدر مذکور با درتکام قرار بیانات المانی با بطور آتی است :\nفعل خود قانع و نی بل با یک خطیه تصدیق بی معنی بهر وستان میخانیک طیاره اندرت باد\nکه انرا بوسیائلی جعلی از بعضی مقصداران نظامی و مادام داکتر دیرانترین لورک با اصول داد\nنائیان کمک بدست آورده بود کمسک ورزید دوستانه معاشرت داشت. نادام مناس\nخود دن بخیه دولت را نصب العین و آنرا وسیله اواخر با دکتور دینگه ) مهندس سمنت سال\nاشتن دانسته و دعادی سوء بر علیه بعضی شورشان نامز د شده بود و از مین باعت برونان از\nولی در علی مراحل تدقیق احترائی مقبائی گردیده و از طاقعه صلحین بر اندام ها\nاز طرف محكمه حکم اتهام درباره اش صادر گردید: که باشی دیوانگی را اختیار نموده بود برای اخلاقی\nاسترداد وجه دولت (محبس بماند ) مس قانون جانی بهر وستان ، بر قدر حاکم بر اندین بورک و باران\nعمومی تقدیم یافت از سال پس در قلبه عمومی بھی بودند فائده نکرده و در ساعت 4 اب\nنموده از فرست دولت برای اینکه دور ارم حوت در حد سفارت ایران که منزل اداری\nفرنج کاری گرفتا نشو د بطرز و احد بے باب رفته بر دوستان بیگائله است مهندس کورال"}
{"book": "adl0717", "page": 500, "text": "(شماره ۹۵) جلال آباد جريده حقیقت کابل چهارشنبه ۲ حمل\nاکنون مجدداً بآ دکتور هیل سخت مبد اولتر موتی\nبدلالی پر و ستان گردیده که یکی بسینه و دیگری\nنخدا اصابت نموده به فوراً بی ترک حیات نموده پی\nاکنون داکتور هیل در تحت استنطاق و پودا\nپولی محبوس مرات تفتیش و تحقیق میشود کذا لواقعی\nنفر تا از جهت دفاع از خود پر وستان مقتول نموده\nبشوات طور دیگر ست البته بعد از طی مراحل\nتصفیات مقامات مربوطه مطابق قوانین موضوعه\nملکی در باب دکتور فیصله صادر نماید (دامان افغان)\n\nفرمانهای تنبیه وارش مطه شرفی\n\n(تحریر (۲۸) دلو ۱۳۰۳ موشح با مضآغازی علیحضرت\nغازی ۱۹۲۴ اسمی آقای علی احمد خان رئیس تنظمیه مشرقی)\nرایت ہای کار روائی مدبرانہ یہ تعرضات پر\nفتوحات شجاعانه شما که در آغاز قوه نظامات یه\nبا کمال منصه شهود رسانیده دشمنان\nوطن تان اسرار بغاوت پیشه منگل را بیاره\nخداوند تعالی و بیمن کفایت شعار ہے\nخویش با زضرب شمشیر های قشون شهادت\nنشان رو بر مرحله مشکوب و مخذول نموده\nخاقان آن کا فرنعمتان را از التهاب آتش\nطوبہ تفنگ محروق و مخروب ساختاید\nحضور مرا بواترد احصا بگر دیده ازین اقدامات\nجزاء فتوحات مهورانه شما مقصود الاعم از شما نهایت خرسندیم\nبنابنگاری خورسندی که در این قمه سات جانگدازهای خوبی\nشما را شرخ روی و سر سبز از دارین\nخواسته غیبت و مظفریت و کامیابی\nشما را خواستگارم. عزیزی من خداوند\nیاریست باد. تحریر ۲۹ دلو ۱۳۰۳\n( موشح بدسخط مبارک اعلیحضرت غازی )\n\nشفقت ملکیانه برین\nبنیان لمعان معظمه افغانیتا\n\n(فرمانی است که از حضور حضرت ملکہ\nملکه معظمه افغانیه شاہ خانم صاحب در\nاواخر ماہ دلو ۱۳۰۳ بنام صاحب\nمنصبان وافراد عسکر کے مقیم منگل فرستاده\nشده ) ۱۹۲۴ع\n\nاز استماع شهامت و استقامتی که\nنظرا بصلاح و بقاء اقوام فضول و\nوطوایف جهول سمت جنوبیے\nالی الآن در معرض امتحان\nآورده اید قلبم را محبت و حواسم را\nاشفاق شما احاطه نموده حاضریم\nکه شنا مرزندان بسالت عنوانم را\nپیام بو جویے و تحسین بفرستم.\nایے او لا فغان دلیران\nافغان من خوش باشید که این\nفدا کاریهای جانبازیهای شما\nخاطر حضرت اولی الامر متبوع\nتان را بماله مستمرت گردانیده\nشجاعت و مردمی و نامی ہای\nشما را تقدیر و مظهر نیت د لیے\nتان را از خداوند مسئلت و نیاز\nمی نماید بارے من هم غالبیب\nشما را براعدا بقیا و سالمیت\nشما را از خدا وند مدعا و قعاً میکنم\nایے شیر بچہ های افغان من\nتحریر ۲۹ دلو ۱۳۰۳\n( مهر افغان شاه خانم صاحبہ )"}
{"book": "adl0717", "page": 501, "text": "شماره ٩ جلال‌آباد جریدهٔ حقیقت کابل ٤ شنبۀ حمل\nنوازش شاهانتم عنایت معظمانه در جدران\n\n[فرمان بمثابه مورخهٔ ٢٩ دلو اسی بنام منصبان مقیم جدران صبت الجنوب]\n\nفرمان دستخطی ملکه به عنوان صاحبمنصبان و افراد عسکری جدران !\nاز زحمت و امتحان شجاعتیکه تا اینوقت بمقابل بغات شقاوت\nشعار سمت جنوبی نموده اید کراجان و اداریامصت تا پیام مسرتم را بشما\nابطال و سلام مشفقانه‌ام را ارسال دانم فخر کنید که این مجاهدت\nو جانفشانی که در محافظت ناموس وطن بان نموده اید رضامندی\nخداوند تعالی و خشنودی حضرت اولی الامر خود پادشاه را بدین\nازین موقع با هر یک از اولاد یک شجاع احوال پرسی نموده فراوانی\nو عافیت شما عسکر شیر صولت افغانزا از خداوند دانا و دانا التماس\nمیکنم ای فرزندان غیور من\n\nایضاً به افواج گردیز\n\n[فرمان بمثابه دستخطی ملکه صاحبه به عنوان صاحبمنصبان\nو افراد عسکر گردیز] از خدمات فداکارانۀ شما عسکر فاتح منصوره\nافغان در غائلهٔ سمت جنوبی که باعثات و باسے داری مجهصه\nشهود رسانید و عظمت مملکت را باشجاعان و همت و سرفرازی\nوفا بگر دیدید خیلی از شما اظهار امتنان مے نمایم باید بدانند که این\nخدمات قیمت دار شما سبب رضا مندی الهی و خشنودی حضرت\nاولی الامر شما گردیده اخلاف امیدنگان شمان به آن می‌بالند\nمنهم در اثر این رضا مندی که از شما حاصل کرده ام سلام\nو دُعاے خود را به شما ایصال کرده ابرند ادند شما او لاریا\nمنصورم را فاتح و کامیاب میخواهم\n\nعریضه قوماندان مجروح و ثنا خانم صاحبان\n\nای ملکه معظمه ! ای مادر کریم گستر شفقت پرور عسکر !\nفرمان مهر لمعان خسروانه و پردیش احوال مادرانه\nبر فخر و مباهات ما افزود جان و شوکت عسکریه ما در نشان نمود\nما عسکر ہاے جانباز که بمیدان عملیات براهیم غرم\n\nداریم دو داشتیم که حیات آخرین خودا و مرتاه\nلحظه و ادوا له مرا فخر خود را در عرصه ظهور رسانیم. وا\nخونی وا که ابر دوش ہاے ذات نابست\nمعزوق ما جریان دارد براے رضاے اولوالامر\nرایگا، ہدیہ، دوست این باغیان ارذار\nما الغرب گلویمان خراش و نوک نیزهای\nخود قطع نمایم .\nما در ان درجه نهایت و نده انگار می نمون\nایم و آن امید ہاے را کہ اعلیحضرت غازی\nبامامت عهده دار دیگها بنیاد د وایم نها یہ فخر با باسه\nعسکری خود افزوده و پانے این خیانت در هر\nاین بعت را ابعاد ساخته خداوند و پرور در غی\nفر وانت ا، خاتمه دادیم ، با وجود این ہم\nاران نهاد این قوم بد اندیش نمی کشیدیم\nگذاشتیم ، اما عرق رحمت و شفقت بادل\nمہربان مانسبت بہ رعایاے شان حرک\nکرده اوامر آن تا جدار اعظم مانع تعرضات\nہاے ما گردید .\nپس از خدای خویش مسئلت میوان\nکہ بقه ہیں دشمنان دین ووطن خود با مهر\nاعلیحضرت تا جدارمان ، جانہاے خود را فدا\nو خیالات عالی تا جدار اعظم خود را بہ نقطہ منظور\nبرسانیم ! !\nبا عساکر کہ از مرحمت و شفقت ہاے یا\nتونسس ملکه معظمه مادر محبوب اسلوب خوان\nہدیه ناب آستان مبارک ما در مهربان مالا س\nفرنده پادشاه خانم صاحبه ! پاینده باد ان\nغازی ! نابود و منهدم باد دشمنان ما !\n\nامضا\nمحمد ولی د ربط صاحب حو به حبیب الله معین حوبه ماند\nمحمد نور فرقه مشر. نیک محمد فرقه مشر . شیر احمد فرقه مهر"}
{"book": "adl0717", "page": 502, "text": "خلاصه عنوانات\nاین جریده علیه با محصل در کابل د هر پانزده روز\nمیشود و بدرگه مقالات برحت قطعا ارسال\nمیگردد امور تحریریه نگارنده حقیقت پیوند\nو مقالات اصلاحیه ارانه ائمه جریده دانائه\nو اصلاح و عدم انتشار شهر آزاد است\nاشتراک توسط خوانین وجه و بصورت\nنقدی از همه جا ببلاد ریاست\nمیشود. [نگارنده]\nبرهان الدین کشککی\n\nشرایط اشتراک\nحصول مقامات روپیه سالیانه\n\nدر داخل کابل ۵ ۹\nدر اطراف کابل ۷ ۱۱\nدر ممالک خارجه ۸ ۱۵\nبدون رعایت معافیات و تخفیفات\nقیمت یک شماره درکابل و اطرافکابل ۳ پیسه\nدر ممالک خارجه نظر بتفاوت محصول پست افزوده میشود\nرسیدگی امور مالیه با مدیر ادراه و ششر\nکردن مقالات با محرر آن معین است\n\nمدیر مسئول\nمحمود طرزی\n\nحبیب\nاول در کابل، دوشنبه ۱۱ حمل ۱۲۹۴ حبط ۱۳ قره رمضان المبارک ۱۳۳۳ق شماره (۹۷)\n\nشرح استانه\nطرز پرورش احساسات وطنی\n\nبقیه فولیه شماره (٩٦) حقیقت\nبطوریکه در کمیت رو طن پرستی شامل ہر کسی\nمیتواند باشد علاقه بوطن مستلزم یک عقیده راسخ و جمعیت\nاعتبار میباشد یعنی عقیده به لزوم اشتراک ملی. فداً\nنثار جان در موئسسات نظامی است .\nبرای ایجاد آن در ضمیر فقرات باید بوسیله\nحملات مختصره مؤثر روحی بیغر د فرد آنها نفوذ نماید\nکه بلحاظ اہمیت و یعساد تعالی را برای ابناء\nوطن سمع و نظر درک مینمایند در هیچوقت نگران نام با پیلی\nنیست ازین مملکتی که اساس نظامات مسلح و مسالمت\nاجتماعی و ملکی بر مدیر یه محترمه و مطاع شمار انداخته\nسازش و توافق بر هست. و اگر ستاو ال دنا منت فلی به بیگی\nبشر خواست اما در مهد تره روز نا کرده زحمت میخواند\nبرای جا بینی است نامه این طبیعت نمیتوان\nان را بطور یک رسانه تمام نمود که باید مقاصد حسب\n\nنظرات خود را بر حسب محیط و ذکا و اختلاف بمران حاصر\nالقار محمدین دسته تقسیم نموده و بهر یک بالفاظ نو فحم\nو ذرا کو آنها صحبت نماید.\nبا لغزات جوان تا با دهش بی سواد همان مطا\nرا با زبان ساده تر می یعنی بهمان زبان مخصوص\nخودشما گوش زد نموده برای فهمانیدن مطلب\nامثلہ و حکایات اخلاقی. ضرب المثلها و حکایات و\nتشبیهات و مقایسات بکار برده جا و صوع مقایسه\nحتی المقدور از چیزهای انتخاب نمایند که درک\nپذیرش طرف القنا الله آنہا بہت مثلاً در آنجا\nاز زندگانی مزارع و دهات چشمہ ہا۔ گر دو غبار\nاز تزئینات کار و کارخانه و برای کسانیکه مبیون\nو خرفت میباشند فقط باید بوسیله تهییج احساسا\nیعنی از طریق قلب آنها افکار و مطالبت را در جبه یشا\nتزریق نمود. و با حسن شعب در میان آنسوی و\nتنویر افکار و روشن و مصفا نمودن اذان بغرا\nخود با شد باید ملوب بغازه نقش رزده نماید\nتا اینکه بتواند افکار روحی فلا احساساتیکه است و بعد"}
{"book": "adl0717", "page": 503, "text": "شماره ٩٧ جلد اول جریده حقیقیت کابل دوشنبه ٢ حمل\n\nبمراحل بآمقصد بماند. یا یک مجرا و لحن موثر یی حصه گیرید که در اعماق و بطون مستمعین نفوذ تام حتى الامکان بطور فصاحت و بلاغت صحبت کرده و چنانچه فصیح نباشد با کمال قدرتی که میتوند کار کند که بتواند مقصود را بطور واضح و روشن بیان نماید\n\nولی لازم است این نکته مهمه را در نظر داشت که در وجود اشخاص تا وقتی کلام قدسی اثر میکند که بنز با خود تعامیا گردد کلمات موافق تاثر ساحرانه خود را کشیده اعماق انسان متاثر میسازند که ما حالا چندین منبر مجالس و مولت دسته باشند مثلاً کلبه افکار و تهیجانیکه شخص درامن در فرار گرفته و در تمام دور و جو آشتر و شقات آمال و آلام خود را بوسیله آنها ابراز داشته تا در اینجا با تا الیاف حساس قلب و آمیزش و اتصال پیدا کرده و باین واسطه فقط باجبه کلی که از روی حرارت و زبان ساده خود انشا صحبت شود بهتر میتوان او را بتصنع مقرون با عبارات پیچیده با این ترتیب بدیهی است که این قبیل تعلیمات بارها بادی بوعظه و مصاحبه هنگام آموخته شود و اطفالنا و صباریت آنرا بر قدر مهیتر داده باشد و جهت بتوانند انجام این کار را بجار اور عهده بر آند حتی بعضی از آنان باید خود را قبلا برای مخصوص تهیه و آماده نموده باشد با یعواسطه بهیچ وجه مانع نیست که در این وظیفه مهمه و ظریف برا خویش معاون قایم مقا مقاما نمایند که در مواقع استعافی مشروط برانیکه در بین عده آنان دارانی موجود باشد که دارا قدرت و نفوذ کلام بوده و اند وقت داشته باشند که بتوانند درسهای خود را بخوبی تهیه نمایند\n\nمحول نمودن این عمل بعاماد فصیه کولار، و مربیونه ها در واقع بمنزله عام علاقه و بعقیده یی است که از طرف مر آنحصا نسبت بمقدس ترین وظایفه این امرار میگردد. گرین بوسیله حیات روحی و نطقی تاملی و نیز عقائد مذهبيه را میتوان در ضمیر پیر دستان رسوخ و حس وطن پرستی در طونبی نمو د ترقی داد ولی باید دانست که این مسائل قویانه حساسات شخصی باید تقویت نمایید که میدان جنگ بحرس محافظه سن این اید پس برای تکمیل تا شرات آنها نا چار باید چاره وسایل هر کرد نگرانست بست به\n\nسهمین ترین وسائل جور بین نطقی خواندان انشا قطامی سرور آمیزیست مجالس اجتماعات سرود های بی اندازه موثر و مهیج\n\nاست که محفظ درد و جانی اثرات خستگی و زحمت را. از همن افراز دو ده و در موقع حرکت بطرف دشمن هله گذار ستا ار من مفاخره ملی و لزوم حفظ عظمت استقلال وطن و ملت را با وان جانگدازی بگوش آل نان بیشتر برای فخر خدا کار و جانفشا د ا فوا مینماید چنانچه عطف نظری بتاریخ حتا ملل نمایم از جمله الا ام کاله ملل بزرگ عالم از قبیل (دسن) تا (یونانیها) دارای سرودهای فخروره بوده اند. رجز خوانی مهلوان ایرانی در میدان جنگ بر آمیح تشجیع قشون معروضیتن دشمن یعنی متزلزل نمودن قها روحی آن بوده است شاهنامه حمس دین کتب طویلیه یست که در ضمن احیای دور عظمت و قدرت عدلاتر کوار و نیاگان قوی حست را در هم با بهیجه را که هر یک از دلیران نامی ایران در ذکر خود در مقابل دشمن ابراز و نموده بتمیم فردوسی علیه الرحمه افراحته وطبع سرشار خویش نقسیمی مکمل و مجسم نموده است که فی نامزوی خواص در موقع استماع آهنگ شهامت آمیز آن تمیمی و سیع نام پر خود حماسه شجاعان دلاوران عرب همین منزلر بوده و در محفظه عبادا و کلمات شجاعا اولین سردار نامی اسلام یعنی حضرات علی ابن ابوطا (کرم الله وجهه) معروف و مشهور است. قرأت حکایا و روایات سمیح ملی با زبان فصیح و اشارات شجاعت آمیز و همچنین تماثات جنگ و انقلابی کر واکه از قشون کتیبا و فتوحات قدیم دور تا درخشان تاریخ ملکی باشد در تهیج و احیا روح سلحشوری قشون بی نهایت مفید اهمیت این قا نقاشی قدیم که تصویر غائله ملی و میادین جاها وسردا بان بزرگ و او باشد در اطاقها سربازخانه نیز خالی از فائده سلام و چر احترامات فقها نسبت بلسدیت ملی و بینری مملکت نیز یکی از مهترین و حتی خیلی موثر یی است که میتوان کو در تمام قلوب میان حساسات شدیدی تولید نماید.\n\nاین قبیل چتاسات عورانه ملی در مملکت ما وقتی خواهد شد که نظام اجباری در پر یه مربی اصول کردوم عموم ملت بوسیله خدمت در نظام در حفظ استقلال و مدافع وطن شرکت جوییه دا مقا، غلام حسين _ مفتش قشون تهران،"}
{"book": "adl0717", "page": 504, "text": "سال اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ۲۸ ذو حجه ۱۳۲۹\n\nوکلای افغانان بود جه مسال در قوام مدت توفیق استحصال رضای خاطر انور را عنایت فرماید.\nتحریر ۲۹ حوت سنه ۱۳۰۳، ( در طریقه صداقت فریضه بدار بعد\nانند جوابی اعلیحضر سراجا نخلد ا از امضاء وکلاء تمام ولایات حکومتی گاہ علی افغانستان حضرت عالی رئیس\nبعرض حضور انور تسلیم باد بنیا بر تقرب سال نو، بودجه عمومی سنه صاحب شوراء آقای شبر احمد خان الفا نویس را تحریر فرموده است)\n۱۳۰۴، دولت علیه افغانیه که از وزارت ودوار متکفله عریضیه افغانان و تشکر و مکالمت افغانسان که تصدیقاً از تصویب\nبهم وزارت جلیله مالیه مجموع و توحید تر تصویب مجلس محترم عمومی بحضور انور ملوکانه معروض داشته اند بحضور مبارک تقدیم\nشوری تقدیم شد و بوده فضل فصل و ماده بماده بکان بگان ملامه عرض جوابیّه سراج، ورع ، س، ع شیر احمد خان رئیس شورای\nدولت افغانستان تماماً انرا چشم شکران و امتنان دیدم که : از فضل دولت و وکلامت عزیزم ! عریضه که شماه و کلاء\nالهی و یمن نیات و مساعیات عالیه اعلیحضرت غازی ترقی خواه ملت عزیز و شکر ایه واردات و مصارفات بودجه سنه ۱۳۰۴\nما دژان مملکت با بو ما فیه ما زیاد شده بخلاف دیگر دول دنیا بدون استقراض دولت متبوعه تان با وجود مصارف فوق العاده فائله جبهال صخت خرملی\nر زیکان از مملکت کافی و وافی بوده همه اسباب ترقیات و تعالیات نموده بودید ملاحظه کردم. بلی تا زمانیکه یک مملکت بودجه ( موازنه\nبندی سرکها و تاسیس تلگراف و تعمیم معارف و توسیع زراعت و صنایع دخل و خرج ) نداشته باشد از روی جرئت در ترقیات خود اقدام کردن\nهم تقویم دیگر ذخیره لشکریه و کشیدن انهار و غیره را تا مین و اسهال میکند نمیتواند. و هر مصرفی را که منظور و اجرا کند تخمین و قیاسی خواهد بود\nر تران زبان مجد و شکران است که غائله نمائله که از جدال و قلمو میل ) در نتیجه مصارفات قیاسی اگر چه با حتیاط و حر مجو شی گرفته شود\nهیچ بیج همجوار و دولت علیه رخسانیده است با راه میجله اخلاص شما ملت نجیبه در هر سال یک مبلغ مکلف بیکار مانده از ساسه مخارج گرفته میشود\nرو و از غایت عمر و سلامتی ذات معالی صفات اعلحضرت همایونی را که مهبط و سر کار متهورانه خرج کرده میشود و واردات مصرف را پوره نکرده و\nبنگاه امن و اسایش و جود مسعود خود را به ترقی و تعالی مملکت وقف فرموده خرطوش هم که یک یک پشیزه خانده سرکار یکا نا حصه میبخشانه است\nت داره امید وسایل رفاهیت و ارامی و بهبودی ملت ما مید و ساتی درین دو سه سال که بترتیب بودجه خود موفق شده ام ، خرج خود را با مدارا\nات محمی و ساز از حضور حضرت خالق نیاز ارزو و نیاز میکنیم و اینکه درین کل قرار داده بحمد الله هم مصارف خود را هم از سطع عسکری و سامان\nدر عریضه ها نذو را تصدیق خاطر انور همایونی معذرت خواسته معروض میداریم حربی و هم از ترقیات زراعت و معادن و عمران مملکت مجده اجرا\nمی نماید کرده ایم و هم یک اندازه پول سر کیسه انداز دولت گذاشته ایم\nملک این ازار یک ملاحظه شد در بودجه عمومی برا بر اور این مهم و اج را د کان درامید سوراخ نوزادان دار با به ترتیات نافعه مصر ی کندار ده\nچیز ے کہ از بعض بنود این مصارف حصصه خودم و مردمان معاش\nامید کریت و بر خو اتمین ، اگر اسلاف همایونی معاش مقرر و منظوری داد شده خایله در نزده ام عرض شود اگر با عین معرفت حصنی من و معاش\nتارات شبابانه و لکنه معظمه عالیه افغانستان دادا و د تا خیری معاش انها را در بودجه دولت نموده اند، من این قدر شجاعت کار را بقدر جسام\nنداشتند ، الہذا نظر باینکه ذات اشرف ملوکانه وجود مبارک شاهانه شما را اسائند؟ حاضر انقدر کنایه خود را وسعت نداده ام که خواه مخواه ما خذ ولر\nملت احتیاج داشته باشم مصرف زندگانی شخصی که مرا خورده عایله ام\nمای مجلس همایونی همه اوقات خالصاً لله تعالی بخدمت ملت و دولت قرار داده ام از واردات مسوع بطل من بدرستی کفایت میکند، انحما یه کہ\nذوق استراحت و آسایش بدارم و این را هم میخوانم که وجه علت و\nد اولیای ملکه معظمه افغانسات نیز در موقع بانمونه ای مخده شما برای تشجیع و گرفته مرا نموده میشود که وحی که بشوق و آرزو دارم ترقی فایی و تعلیمات\nاستان مستکهای و خسته براقته منادی مجر وسن مصرف پول و بذل مجهودات عزیزان است و پس ۔ خیر تیم که پول ملت را نز د رقی و تنزیو وشان ؟\nمو مصرف کنم ، این بیست که من ملت و مال ملت د را ز خود میدانم کی\nی جلد میفرما خدا، ما د وکلا التا میکنیم که در بودجه عمومی سر کار ذات شاہانه ملت از من دمن از ملت هستم و مال من از ملت است با ور زندگانی من :\nشهدای محتره ملکه معظمه واد لا رشان معاش منظور فرموده شود تا آثار فخر حرکات باقی از عوائد و بر اجمعه ملت افغانستان ترقی و تعالی بالخواسته\nار دایام ملکت ناصناسی واضح نشود در موخص تصدیق بودجه عمومی ، از خدا حقیقت نه برین مساعی جمیله و ترقی پذیر های کثیره ای شما برادر انار\nشعاع اظها را مسا ریخو د د ارند؟ و نه خود خواسته ار است که عارضی رمان\nا ا و اد ارزو و سائز مسکنیم که سایه وجود مسعو دو قمر با تأثیر او د ترقی و نجی ملت تا سالها ی در از تحت ظل عاطفت خان لها ملا در آن احراز حیات\nا را سالهای در از بر مفارق همه شاه مخالنی پاینده و مستدام را ندودن روز به افغانستان را در تجلیات نافع، اینجانه طور یکه بنجانه نود\nا مقولاست ( زارعت بر که بر دبیری پودجه که از دست رفته کار و دیار ماند ؟ یعلی در سال حریری که خله و غله جات ما با در تیکه پایش هم گراتر شده بود و هم از سبب جبا باری های یک دو ساله اسباب در هرات ملت از دست رفته بفر و شیدند در چنین یک و قتیکه همه از دولت پول تقاضا میکردند، بحمد الله دولت افغانیه بودی خود را را پوره کرده توانست ؟ اگر بودجه نمیبود ؟ مصارف را معلوم است ؟ که از هم میپا شید! (شیر احمد رئیس شو را )"}
{"book": "adl0717", "page": 505, "text": "شماره (۹۷) جلد اول\nجریده حقیقت کابل\nدوشنبه (۱۰) حمل\n\nزخود بنال ! نه از بخت بد، نه از تقدیر\nبرنج و صدمه توان صبر در جوانی کرد که عمر از پس آن عیش شادمانی کرد\nخورند مردم دانا غم عواقب کار نبرد سود کسی فکر نفع آنی کرد\nبفکر خویش هر آنکس که اوفتاد پیش برای آتیه تأمین زندگانی کرد\nهر آنکه دل بمشقت نهاد اوّل عمر علاج فقر به پیری و ناتوانی کرد\nبعلم کوش برای پسر نمیدانی چه دشمنی که به نسل بشر ندانی کرد\nمکن به جهل و بطالت دشمنی با خویش سپس مگوی که تقدیر آسمانی کرد\nبفکر مردم بیچاره باش زآنکه خدای کلیم خویش کند هر که را شبانی کرد\nکند خدای بخود مهربان هر دو جهان به بندگان خدا هر که مهربانی کرد\nدر از تر ز گلیمت مکن تو پا که گلیم نمود خویش سزاوار تنگانی کرد\nهر آنچه نیست میسر مخواه کانسانرا هلاک عاقبت این خواهش امانی کرد\nمعائب دگرانرا میاور و بزبان اگر بخویش کسی یک نظر نهانی کرد\nزخود بنال ! نه از بخت بد، نه از تقدیر که دشمنی تو باین سستی تمانی کرد\nچو سرمه همه اخلاقی است شعر طبیب چو حرز جان همه گو از بر توانی کرد\n\nاز طبع آقای میرزا علی اکبرخان اسکانی ایرانی"}
{"book": "adl0717", "page": 506, "text": "قواعد و ضوابط\nاین اخبار بجر از ایام تعطیل کاری روزجمعه\nنشر میشود دیگر مقالات در هر هقته ایم ارسال\nارسال\nمیگردد امور تحریریه نگارنده حقیقت\nو مقال واصله در اداره مده جریده در درج\nو اصلاح و عدم انتشار ان ازاد است\nاشتراک بتوسط حزانی دولتی و بصورت\nنقدی از هر جا قبلا در یافت\nمیشود و نگارنده )\n\n(نرخ اشتراک)\nبقیمت افغانی قیمت کابلی\nششماهه سالانه ششماهه سالانه\n١٦ ٥\n١١ ٧\n١٥ ٨\n٢٠ ١١\nشرکت و مساوات و علایم طلبه\nمعارف رایگان است\nبمقاماتی که\nاداره افغانیا مخبر دارد\nقیمت باز انحواز د میشود\n\nحقیقت\nبرون دین کشکی\n١٣٠٣\n\nجلد اول کابل شنبه ٥ حمل ١٣٠٤ش مطابق رمضا المبارک ١٣٤٣ شماره (٩٩)\n\nرقوق در دین اسلام خصوصا در ایام\nاسلام جنبه انرا بخانید لکن جز حیرت در فضای\nعالم بخوبی نظر کنید ایا ندیدید بصیرت که انار نیم بابی ها\nو جمیع بلاد اسلامی دور تمام اعصار بی که در انها\nغلطه کامله دوله پر رگت حضرت سرالبر یه بر پا و جا\nبود اکنون در ان محلات جمیع سامان تار از منابع اعمال\nبر و بال ما مسلمانان مهیا و موجود و از هر سو بر دین اسلامیه\nماتمها بد حالی و بر بادی ما مشهود میشود نمیدانم فداستی\nبررو ما تنگ تاریک، و روی زمین بشیم ها تیره و تاریک\nاز هر طرفه نگا با خفت و پست میشود یه و از هر جانب مورد\nملامت سخت و نفرین درشت شده ایم کر افسوس که\nبا وجود این الات کا ما بر حالت زار خود غور نکردیم و پیش بینی\nو گرانجانی خود حو موضوع یوم بیگاه مه دا مثلاً این ذلت و\nرسوا او گرانی دور بد ترو بی سرو سامانی خود نا دیم ؎\nاخر ای خفته دی پیدایت اخرای مرد وقت بیانیست\nخیر گواه بر فروز چراغ که تبه رنگ چون شب تا ریست\nعمر و اوی بیاد د سردریست نوبت بجهد و وقت عباریت\nکریمه قعر بره قرار دم اخر چه وقت طراریت\nمملکت یکسریت یغما ری مکین\nکسکین بجمه تیرگی زمینیکا ر است\n\nدرین ایام افوط عموما اغا نه سلا از افعال و سننا\nاز قوامین طبعہ گریزانیم - بسیاری از وجو بات تنزیل\nمدار و استاذالت و انکسار خود را تقریر و تحریر نمینو\nاما انچه مکم کرجایی تاسف و تحسر است که روی چیا\nلذات بر نامی دور، از اثر ان اسباب نکبت که همراشی\nاحقانه کما هی بکوشید یم و مردانه وار مثل سلف کرا\nو ادنی تر قی و تعالی دین مبین اسلام مسلای مرکه بکوشیم\nو ابی ما و بر بن خصلت بیکاره ما ؎\nلهذا زیاده تر بر ما مسلمانان الزمیست که بر با ر بپرد\nاصلی درین ما در کی بی سرو پا و شیب طلا ظلمت نما\nان عالم اسلام طاری است - از خزاین اخلاق میتوق\nو من با فعال حمیده اسلامیه صرف ان لعل با روا\nامین و جواهرات حسن و تلاش و جستجو کنید که از ان دین\nبین با انبودنها و خالق ما ستو یا منور و شفاف گردد ؎\nسرد است که خصیص اکبهانی تیره کند اب زندگانی\nمات بکن صلاح کارت کما یا بی جزا یی ان ستاد"}
{"book": "adl0717", "page": 507, "text": "شماره (۱۹) جزء اول جریدهٔ حقيقت کابل سنبلة الحصاد\n\nای مسلمانان! اگر شما در انجام این امراض قبیح باشد والا عوض شان دیگران بر اریکه سلطنت\nبیمار نالین محنتید آن طب تطبیق و شفا بر حق الله در و الله جاگزین خواهند بود ۵\nرجوع کنید که دو البس العسير و غلا و داءالنفوس در جان تست از پی دین داده نه از پی بار است که باریت\nوبی تقصیر است - در فرقان مجید قرآن حمید باربار در غطی کوش که پاکی بود کوشش ناپاک بلاکی بود\nمارا مخاطبانه میخواند : دولت ارزش عزیز و جودند عزت صورت بکنی مردان\nاَفَلا يتدبرون ، افلا تعقلو ، افلا تتفکُرُ گر بریاضت صفت لا توترا زنش بزنار از گرفتار آرا\nاز خواب غفلت بیدار و از مستی مدا با نگہ پئے خواری بعد ازین مقدمه حالا قدر جلب توجه ها ریان کجا دار\nهشیار گردانیده - اگر مسلمانانرا علت دست سنے د حیات بطرف حقیقت روزه مینمایم - خداوند کریم در ان\nاسلامیّه که یکی آردو دیگر بی ار د سُبّ مسلمانان رهد دردِ رمضان پر بندگان خود فرض گردانیده آن ذات\nایا اگاه و دانا باشید که خالق دو جهان در قرآن پاک و حکیم مطلق است پر امری از تفصیلهای مهربانی\nذو العباد را با حشین و دلاش خواند که شما بیخواه میر حین در رود صاحب مدعاست - پس جمیع فعل و قول و امرو نہی\nکذاشت - سوآئیکه بر خیر عباد و فلاح و بهبود بندگان عالم\nتلك الدار الاخرة نجعلها للذين لا يريدون علوا في الارضين و خیر اندیشی منوبش مینی بنیاد بگزر چیری از ان مصا\nولا فساداً والعاقبة للمتقين] ليذا برکات و حنات و فوائد روزه و مادی و\nدر جای دیگر بموضع مفسر مانده : و منافع که در روزه ماه رمضان اے روزه داران\nتم جعلناکم خلائف في الارض من بعد هملتظركيف تعملون شریعت غراى محمدیه دلائل طبی و حکمی و عقلی داج\nحالا بعد از سلطنت و قوام دیگر بنام مسلمانان بحکم قرآن خلیفه و است ، برای تذکره و اطلاعی انها ضرورت انشاء\nگردانیده تا که نظرم بیما بی که شما چه کار روا میکنید - یک کتاب جسیم است - مگر از جمله مقاصد بزرگ فریاد\nو هم خالق بیزیناں رسول د خلعت مبعوثی را در شاد یک روزه یک مقصد اعظم تقوی و پرهیز گاری است\nنموده اند که اگر شما مسلمانان فرائض منصبتی را بخوبی ادا کنید چنانچه از فحوای این آیه مبارکه که فرضیست روزه\nويستخلف ربي غيركم همین تقوی در علت اصلی و امتن روزه مبرهن است\nپس در رنکالجای شما اقوام دیگر را خلیفه و حکمران مقرر خواهد کرد یا ایهاالذین آمنو اکتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین دیار\nو نیز کذا در محل دیگر بندگان خود را مبنما میفرمایند که : لعلکم تتقون ] پس ازین آیه واضح شد که غرض و غایت\nلا يرثها الا عبادي الصالحون - خداوند کریم فقط تقوی است و پرهیز گاری ، و قبلاً مرقوم آمد که نیکباران\nمیراث حکمرانی جہانرا بغیراز بندگان صالح خود بدیگر کر ممیزنده و پرهیز گاری و ترس خدا باعث قیام حکومت و دوام سلطنه\nو بجای دیگر خالق بر تر ما را هدایت فرموده که اسلامیان است پس دور افت زمین که تا بحال اسلام\nإن الأرض لله يورثها من يشآء من عباده والعاقبة للمتقين مشروطیت ہے پس ! علاج صحیح و دادی دور است این\nالله پاک زمینها خود هر کسی که بخواهد و آرزو میکر دا مگر بنهامی موجوده عالم اسلام و تزلزل مقاما خلافت و غیر اند\nآخر کار حق وراثت را هیچ کسی نمی رسد مگر پرهیزگاران و آلام در تقوی و ترس خدا است یای مسلمانان ایا\nالغرض که از آیات شریفه مذکوره للصدر سُوا این امر دیگر اوامرد و دنگا را تحصین و ترس خوف او را در جمع خیالات\nکوئید محصول نمی آید که قیام حکومت در میان مسلمانان امید وار نوازش حمراحم خداوندی بود، از عقوبت و باز پرسی ها\nبدین شرط منوطه و مربوط است که صالح و نکو کار و بهر متقی و از افعال و اقوال خارچیے و گردان در ان اعمال دایناں"}
{"book": "adl0717", "page": 508, "text": "الحمل شماره (۹۹) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شنبه (۱۵) حمل\n(۳)\n\nای آمدنت باعث خوشنود بما\nورود مسعود موکب اعلیحضرت غازی امیر شبیر کابل\nشکر خدا که موکب غازی شهرقی :: چون مهر نور پاش بکابل رسید باز\nزان رخ دوم میامن قدوم او شاه :: فربحت رسید و غم زولایت رسید باز\n\nبروز فیروز چهارشنبه (۱۲) برج حمل\nموکب اعلیحضرت معظم غازی با مع الخیر افغانیا\nدر دارالسلطنه افغانی گردید یعنی انچه که\nموقع حرکت ذات جهانبانی این نگارنده\nمرقوم داشته بود که اعلیحضرت ظل اللهی در ایام\nاقامت موکب شاهی شان در سمت مشرقی\nصرفاً جهت تفریح و ساعت تیری صرف وقت\nمیفرمایند بلکه عملا و مراراً به امور مهمه مشرقی و\nامور ایله اقوم والا افاده سلامتی سبحا ان سامان\nمی فرمایند فوراً که بیایست اگاهی از اطراف ولایات\nمشرقی برای انتظام امور ملکی و سمت\nجوبا بنا بر مقررات دینی اسلاما احساب نشان\nبسوی اعضای شان بجمعیت نومباهت عظیم بـ\nمشرق دادند و خلوصیت نشان دادند انخزت\nبأیاب فرموده در نوازش پرورش آنها به طوریکه\nخیال عالی المعالی شاهانه شان خواسته باشد\n\nفروگذاشت نمیفرمایند۔ واقعاً اعلیحضرت همایونی در آنجا\nتماماً بامورات فوق بوده علاوه بر آنکارهای مهمه مرکز را\nنیز که وقتاً فوقاً بذریعه موترهای تیز رفتار بخدمت شان\nمیرسید اجراء وازاد داشته علی الخصوص قرار سال نیز در\nو در اعطای بعضی امداء لازمه برای کابینه افغانیه بدار\nتلیفون نیز فروگذاشت نموده اند. تا اینکه بتاریخ فوق\nوارد مرکز دارالسلطنه کابل گردیدند و الان کماکان\nباموران سلطنتی بذل مساعی میفرمایند.\nحقیقت نظر بدین مرحمت کشیها و عرق ربانیها\nاین شهریار معظم خویش که از مرکز بنام سیر و تفریح برو\nافزای سمت مشرقی شدند و در آنمحل یک لحظه و\nو یک لمحه از خدمات مملکت دولت فارغ نبود\nدر آنشب و روز در سمت مشرقی هم مانند دار السلطنه\nافغانی اجراءات عالی را مصدر گردیداند میگوید۔\nسعاد د وجا، تو حشمت این ، بخدا عز و جل تا صرمعین باد\nگل ریاحین جلالت ہمیشہ خندان ، و نسیم روح آرام وزنده باد"}
{"book": "adl0717", "page": 509, "text": "شماره (۴۶) جلد اول جریده سراج الاخبار کابل صفحه (۱۵)\n\nدر عهد او اینه وطن گشت منور\n\nهر دل که بود واقف اسرار معارف\nکلمها ست عجب تازه و خوش رنگ و معطر\nنخلیست برومند که که دست خداوند\nعلم است و کمالات همین سرمایه او\nبر اهل خرد سیب نهان انکه بلند است\nبه معرفت حق نشود هیچ کس آگاه\nآثار تنزل چه جهل است هویدا\nافسوس باحوال چنان جاهل نادان\nبد بخت بود آنکه نصیبے نگرفته\nفرسوده بود طالع انکس که در ایام\nمست ابد آنست که در دهر رسیده\nای از رہ بے دردی و بے سازیه بے برگ\nاز بهر حصول خرد و علم کمالات\nزنهار که تا جان بودت در بدن ایدل\nجز نخل بر آور که بروای خرد آموز\nدر مکتب دردوغمت از غایه بین چش\nلیکن بعنایات خدا وند کنون است\nخوش بختی مابین که بعصر شه غازی\nدر عهد او اینه وطن گشته منور\nزود است که این خانه غرفان شود آباد\nصد شکر که از لطف خدا شاه جهان است\nدر هر محل و شهر مکاتب و مدارس\nیا رب به کرم مزرعه دولت ما را\nایمان و عمل و طن و دست مناجات برآند\nنکو ز ارخدا با د عطاو دولت جاوید\n\nپیوسته بجان است خریدار معارف\nموجود و مهیاست بگلزار معارف\nاز عزت دایر من پرو بار معارف\nخوش انگه خرد میوه اثمار معارف\nاز اوج فلک رتبه و مقدار معارف\nتا راه نیابد بیمن زار معارف\nاوضاع ترقیست رفتار معارف\nکر کور دلی نیست خبر دار معارف\nیک اندکی از نعمت بسیار معارف\nباشد ذره صدق طلبکار معارف\nیک جرعه از ساغر سرشار معارف\nچون نقطه در آ در خط پر کار معارف\nشایی مهرو مال خود انبار معارف\nاز دوست مده دامن دلدار معارف\nآور بکف از وی در شهوار معارف\nمے رو نمی بود سازا ر معارف\nدر کشوری ما غلغله و ندگار معارف\nترویج نکو یافته اطوار معارف\nاز پرتو خورشید پر انوار معارف\nبرحسب دل از همت معمار معارف\nدر دولت خود حامی و غمخوار معارف\nآماده شده بهر طلبگار معارف\nسر سبز بکن از ابر گهر بار معارف\nاز جبهه شد داد گر بار معارف\nهر روز فزون گردد از و کار معارف\n\nنصیر احمد این نغمه سرائی خود ایجان\nاز خیر و طن میکند در اظهار معارف"}
{"book": "adl0717", "page": 510, "text": "شرح اشتراك\nدر تمام مقامات\nساله\nششماهه\n۱ ماهه مالیه\nكابل\n۱۵\nپوست\nخارجه از سرحدات\n۱۱\n۷\nممالک اجنبی\n۸\n۱۰\nيك نسخه ۲ پول ۲۰\nمضاميني كه اسلا و علما و عامه\nمفید امه اسلامیه و ترقیات اهالی\nنجيب افغانستان و مشوق\nمعارف مگندم مواجه بمطبع اید\nحقيقت\n١٣٠٣\nطرزياد وضوابط\nاخبار روزي دوشنبه تعطيل بمكان ميگردد تقسيم\nميشود بنابر كثرت آو ارجات تعطيل ارسالی\nميگردد امور تحرير به كار مذيقت مالي\nو انتظار از داخله و يا خارجه مأخذ مجريد\nدر اندارچ و اصلاح و عدم اشار\nآزاد است مشتركين بوساطه ظروف\nو پولی و قصور اقدی بار میم\nمجلاد در اداره میشود\nنا ابته مكانکی\nبرای این\nسال اول كابل دوشنبه ۱۸ حمل ۱۳۰۳ هـ مطابق ۱۳ رمضان المبارک ۱۳۴۳ قمری شماره (۱۰۰)\n\nورود ظفر امور\n\nسِراءِ محیی السُنَن حضرت قسیم دَينَ المَتين ناصر الدين افغان\nامیر تَعَاليا نجمه رو ضانير و محقنها و افواج افواج\n( از سمت جنوبی بكابل )\n\nپذیرائی با شکوه ملکی و نظامی در میسرت عمومی نسبت بہا نرج کا نامہ میر جنوبي\nانتقال برعنہ ہای بغاو جنو بی انتقال اموال استان مرکز افعاني\n\nچنانچه قبلا بعرض اطلاع قاریہ محترمه خویش مژده نقرب ورود عرج را به حصه تبانی افانی شمالیان\nاین جریده دولت متبوعہ افغانیه ام رسانیده بود اینک برو طبر دوشنبه ۱۵ حمل ۱۳۰۳ حضرت ممدوح المع بهر\nمرور الی با ننا مجز پیشرو در كابش بمنطقه ہای پولی محمل خان نائب السالا رح فرقه مشر تا سد نان فرقه بمشر و\nنائی المرقبي محمد باقر فرقت ومحترم محمد علیخان فرقه شترح با اندی مهره خرفان تمام شر الى با حفت اور پیش روان\nالغان ان د شرايت ار نقالی سته الی الما و بطراسمہ کی چونی حسب پر گرام نراقوه آمنه جوته المشعر تور ادکامل ندید"}
{"book": "adl0717", "page": 511, "text": "شما (١٠٠) جلد اوّل جریدۀ حقيقة كابل دوشنبه ٦ حمل شما\n\nتقریب این یوم مسعود عموما ہای دارالسلطنۀ کابل و اطراف و نواحی آن که علاوه بر قطعات مظفره افواج نصرت امواج دارالسلطنه کابل بودند، اطراف و جوانب سرک را از هردو طرف از حد ده مزنگ که چرا اقامت موقتی سرغنه های بغات سمت جنوبی از طرف وزارت حربیه معین شده است الی منتهای صنع حصار که تقریبا (٧) میل راه میشود احاطه کنان با چهره های بشاش و لب های خندان که از ہیئت و وضعیت ہر ہر فرد ملت علایم مسرت و آثار بشاشت بخوبی مفسرین گوئی میشود محبوس و مشغول نظاره بوده ضمناً انتظار ورود صاحب منصبان غیور افغانی را داشتند درین ضمن کشیدن مرقع از دحام انام و کثرت خاص و عامی را که باطراف واکناف حرمین حضور ہی و جامع عیدگاہ و مقلات قریبه آن موجود بود، از قوۀ قلمی ما خارج است!\nتقریبا از ساعت (٨) آمد آمد احمال و اثقال و مال و مواشی و دیگر اثاث البیت سرغنه ہای بغات بیک صورت منتظم آغاز گشته مقارن بساعت ده بود که جمعیت های بغات ہر قوم و ہر قبیلہ و ہر عشیره در حالیکه ماقبل و ما بعد و یمین ویسار آنہا محافظین عسگری موجود میبود و بدست اولین نفرین بغات لوحۀ می بود که بخط جلی بران اسم و صفت و نوعیت\n\nشرارت آنجمعیت بغات مرقوم شده بود، وارد شدند۔\nبہمین ترتیب چندین جمعیت بغات عبور کنان بمقاماتیکه از طرف وزارت حربیه برای ہر واحد شان تخصیص شده بود میرفتند۔\nدر اخیر ہمہ سواری گاریہا بمعیت پیر مردان عمر خورده خودشان طبقه اناث آن جمعیت با خیمه الواز مستر و پرده محافظت سواران عسکری در حرکت بودند۔\nاز طرف عموم اوضاع گوناگون و حرکات بو قلمون این جمعیت با تنقیدات اشخاص دسته و دور اندیش از دیدن حال و زبان حال برین حالت فلاکت اشتمال شان که خود ہا را از دست خود و به تحریکات دشمنان ترقی و تعالی خود بدین حال رسانیده و زمانے بموجبات پریشانی ملت و سوق الجیش دولت را باعث شدند و بالاخر بکیفر کردار خود گرفتار آمدند اظہار افسوس و حسرت مزید برین جهالت و نادانی شان ہمی نمودند۔\nعوام الناس و اشخاص بی حساس بمحض دیدن آن جمعیت ہای جہل و غماوت و ہیولای شرارت و بغاوت بانواع شتم و داد و دشنام زیر لب نیز افرا میزدند و میگفتند - عدۀ از مردمان مبہوت و متحیر و ساکت بوده ہنگامی از بدست آمدن سرغنه باغیان و این راہنمایان مفسدان و اندفاع این غائله شرم آور، خودسرا با عیدان و بدرگاہ خدا شکرانه ہا نژاد نموده بدعای بقای سلطنت قویشوکت امانیه که از مساعیات جمیله\n\nشمای ۵٣\nای پینٹ\nاز خص\nاطرافا\nین ما\nملريت\nت و\nمملکت\nای که\nبميم\nمملکت\nادانی\nاست\nاز انعال با\nالممکری\nدیگر ۔\nالامراء\nالطرف\nندارد.\nانده نبا\nاست کے\nطرزت\nش ہا۔\nمیگویند\nتوصره\nاین\nصادق\nاین موزه\nنکامی و\nرا نگاه\nي"}
{"book": "adl0717", "page": 512, "text": "جلد اول جریدۀ حقیقت کابل دو شنبۀ حمل\n... درین مقصد همه کامیاب آمده اند یحیی افغانها حضرت عالیه شاه خانم صاحبه بضرب این\nچنیکه در اصل مسئله دقیق میشدند و از نقطه درد و خطرات خود قرار غدایی غیور و دلیر مجالس\nافغانیت و سلامیت و هموطنیت بصور خیر مقدم \" و مانده نباشید، قبلا تحریر\nحالت را می نگریستند بی باکانه \" و امضا نموده ارسال نموده بودند که دران موقع\nمیستند و میگفتند که خداوندا زود تر این ابر قرائت کردد خوانده شد و جوابئه ان با یک جوش\nعداوت و دشنام جهالت را از ملت و خروش فوق العاده از طرف عسکر معروض\nملت ما از عرقریز بهای این شهر یاربخون آمده ختم این نمایش بجلواز لوی سلامی با دعا\nبن بخت اگر بیجانه \"نقطه نظر شان نقطه عموم و معاینه عسکر و رسم بچیت بعمل آمد\nکه معارف و دستبری ملت و آریاری در اخر آن حضرت وزیر صاحب همراۀ\nملت است دور فرما تا مزید برین بجهالت و معیت خویش وارد قصر عالی وزارت حربیه\nنانی باشند این خیره سران بی وجدان گردیدند که در انجا نیز عمومی وزرا و اراکین عالیتی\nت جنوبی تیشه ریشه خود شده اثر ترقیات و مامورین حکومتی و اعلی رتبه سرکاری که برای\nمارات خود بخود را تعقیب نداریم! ان خیر مقدم گفتن و پذیرائی حاضر شده بودند\nالجمله مقارن ساعت (۱۱) بود که ان شیر مردا اجتماع داشتند انتظار ملاقات وزارت مابئی\nری و صاجب منصبان افغانی نما یکی بعد داشتند بمجرد رسیدن وزیر صاحب عمومی\nبگری بترتیب نظام و رود همین حصور پسند حصار در میدان مقابل وزارت برآمده\nدر اسم تنظیم شان قرار مقررات عسکری حضرت وزیر و باقی صاحب منصبان غیور را\nاز قشول گمرنون مرکز بآ امدۀ با داتنا پذیرائی نموده با هم مراسم مصافحه و معانقه را\nابی و خرمی و شجاع مسرت و ایفا کنان داخل قصر شدند درینجا حضرت عالی\nدا با نھی و کف ونهای بخش عسکر دارد آغایی عبد القدیر خان وکیل حربیه یک نطق مختصری\nت جنوبی از طرف عساکر مرکز ی عموم خیر مقدم در خدمات عسکر افغانی سمت جنوبی و خیر مقدم\nش شدند و از طرف صاحب منصبان قطعات این حاضر یان بابا ایراد فرموده در اخر آن این\nجوابات مهیجی درین موقع بعمل آمده سبتی عش مخصوصات بانشا ک لایخو طولا\nگویند درین ضمن نطق نائت سالار عبد الودود کع بصورت خیر مقدم در صفات و مزایایی\nصاحب محمد علیخان جداً قابل تعریف ستای حضرت وزارت پناہی و دیگر صاحب منصبان\nبعدهم عساکر انتظار در و و حضرت وزیر افغانی ونما آمده بود مرحمت جنوبی بود قرات\nادین داشتند تا اینکه حضرت ممدوح وارد نمود این نطق تا در موقع قرأت و اختتام بکف\nمراسم تعظیم شان از طرف عموم قوای زدنهای بلید و مسرت ملطی شده با لاترام\nاجی و عالی بعمل آمده متصلاً فیر هابی اتوب خلا مسرت اختتام یافت حضرت وزیر وباقی\nانکاف این درود خظیر اسعد شارا تبلیت صاحب منصبان شرف یابی دات جهانبانی بار\nاسمیل زان ان لایحه مختصره را که ملکه معطمه شاهی شتافتند اور ملاقات فوق نورنیا ت ان امامت در خواهم بیتا"}
{"book": "adl0717", "page": 513, "text": "شماره (١٠) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه (١٧) حمل\nبکف سپار سپررعنان علم و هنر\nزهی سعادت جویندگان علم و هنر که می ند حلاوت زخوان علم و هنر\nخدا نموده از ان فرض علم را بر ما نیست حرف سخن در میان علم و هنر\nبا هل علم عطا کرده رتبه عالی که بس رفیع و شریف است شان علم و هنر\nره حقیقت و عرفان کسی می یافت که رفت بر اثر رهروان علم و هنر\nبقول مصطفوی از پی طلب آمین برو چو مرغ سئو آشیان علم و هنر\nکلید گنج معانی مسلمت باشد زبان هر که بود ترجمان علم و هنر\nجواهر دو جهانی اگر تر است بکار قدم بزن بره بحر و کان علم و هنر\nبود بلند نشین بساط عزت و جاه سریکه خم شده در آستان علم و هنر\nلبت\nتو ای پدر که شدی بد نصیب از یابی بکف سپار پسر را عنان علم و هنر\nکتاب و لوح قلم را بنه در آغوشش که تا نداندش کامران علم و هنر\nبسوی علم بشیر احمد است پند و بخلق\nاگر چه نیست خود از ماهران علم و هنر"}
{"book": "adl0717", "page": 514, "text": "تفصيل مقامات ششماهيه ساليانه\nداخل كابل ٥ ٩\nخارج از كابل ٧ ١١\nبلاد هندوستان ٨ ١٥\nممالك خارجه ١١ ٢٠\nيكنمره ان مساوى ديبول پيسه\nقيمت اشتراك از بابت جاى باقى\nبادل ماه حوت پيشكى ومشرقى\nكلى دركابل تا حوت از هرسال تسويه ميشود\nقواعد وضوابط اخبار\nدرين اخبار مقالاتيکه متعلق بامور پوليٹيک ميباشد\nنشر نميشود و ديگر مقالات در هر بابت ک[؟]با[؟]\nميگردد امور تحريريه بکار نگارنده وقت است\nو مقالات واصله در اداره بان حصه در[؟]اداره[؟]\nو اصلاح و عدم انتشارش آزاد است\nاشتراك بتوسط خزان دار[؟]\nد اسب[؟] رقعه از مدير افغان\nاو رافت ميشود (نگارنده)\nمحمود طرزى\nسال اول كابل پنجشنبه ١٩ جوزا ١٣٠٠ ش / ٢ ربيع الاخر ١٣٣٣ ق شماره (١٢١)\nمست آتش نفاق، جان سوز آفتى\nهر كس كه رو نهاد بميدان اتفاق خيره زمند گشته زفيضان اتفاق\nاز اجتماع دانه شود خرمنى پديد سيلاب راست مايه زباران اتفاق\nياران گرفته اند حلاوت بكام دل هر جا نشسته اند چو بر خوان اتفاق\nيك قصر سلطنت نشود قايم الاساس تا نبودش مصالح او سامان اتفاق\nهست آتش نفاق جهان سوز آفتى وين آفت از كجاست؟ ز حرمان اتفاق\nاى مومنان بغيرت اسلام خوشويد در جسم يكدگر همه چون جان اتفاق\nكفار چار جانب ما را گرفته اند جسته زجمله سلسله جنبان اتفاق\nاز بهر حفظ دولت و ناموس خويش ما بايد زنيم دست بدامان اتفاق"}
{"book": "adl0717", "page": 515, "text": "شماره (۱۰۱) جلاله دارالسلطنه کابل ج ۲ کاسبنبله المحل\nآثار تاریخی اکتف شبرت مشاهده باآثار و انقاض\nاهل فن که برو داشته بوجود وشروع رو بروی صودا اتها\nشیر احمد در باره این بن خود از ما کانع شده جوا با انغا\n\nرسم عرض عساکر فاتح قنصا بحضور خصوص\nروز سه شنبه (۱۸) حمل از ساعت (۹) الی (۱۴)\nدر چمن حضوری اعلیحضرت سلم غازی آن عساکر مظفر و\nفاتح افغانی را که در مقابله حمله و جهل داد صداقت\nو اسلامیت را در انطفای غائله سمت جنوبی داده\nبودند بحضور پادشاهی خویش باریاب فرموده بعد\nاز رژه تعظیمی ملوکانه و معاینه سنگرذات همایون یک نطق فصیح\nوبلیغ طولانی از خدمات عسکری ایراد کنان اظهار\nاحسان از وشان نمودند در جواب ملوکانه فرقه ها و فرقه ها\nمصر به عرضانه ها و پرجوشی را بعرض رسانید پس ازان که\nتمامی عسکر بر سخیست از مقابل حضرت ضخشاهی گذشته\nسر کندک آواز های مفرجی بکف زدنهای شادمانی\nتماشاچیان که حوالی جوانب چمن را بصفوف متجله خود در\nگرفته بودند تحسین تقدیر میدان این نمایش باشکوه عسکری\nانجام یافت - [در اتیه بعد ازینکه سواد نطق ذات پادشاهی\nو عریضه حضرت وزارت پنای موصول ستت افغان شد\nکواکب دیروزه را مفصل خواهیم نگاشت. ن. و ]\n\n(کشفیات جدیده حیرت انگیز)\n(در کونه نقا رخانه تهران)\n(از غرائم عفته جکو میتیان) -\nدرین روزها آقایان نشید یا شحی موسیو شیکران از جانب وزارت مآبه\nو آقای حکمت و کیفر دیگر از طرف وزارت معار\nبرای تحقیق حظریات امین آباد که در شماره ایران قبلاً\n\nمذاکره آن شده بود مامور شده بودند اینها-\nاین ها بعضی نقطه و چند دخمه و سرداب را معاینه\nکرده چندین عکس برداشته در راپورت مفصلی\nاز تحقیقات خود بوزارت داخله محوطه خود داده اند صقته\nمطابق اطلاع جدیدی که مخبرین مارآنها\nداده اند نقطه که بیشتر از همه جالب توجه است و دوره\nتپه کم ارتفاعی است و و هزار درعی کو و هزار عت\nکه در وامنه آن یک سرداب عریضی در بورارت\nو تو در تو با سقف آجری بنا شده از چندین استان\nقسمت و دخمه و اطاق مرکب است- جواله\nآجرهای که بکار رفته یا ذکر واردات بری بو\nاز آجرهای معمولی حالیه و پیچ هم علی وجد با مو\nاز یک نوع مخصوصی است-\nگذشته از این در اغلب جاها در وف\nدامنه کوه تپه و قتی را میروند زیر پا ختان خندانه\nخالی بودن را میدهد با عتبار اینکه دخمه و سرایی در\nدیگری موجود باشد یا از بعضی حظایات کمه و قدم\nمند حظریات و تاریخ قدیم ایران هستند تحقیقاتی که در نو ترک\nاغلب بر این است که همانطور که عهد شده زایمان سر\nمومیا بیها خیلی قدیمی و متعلق بدوره قبل از ما و یا بو د\nو بعضی میگویند زیر جاده شاپورزا وہ عبدالظیم و یا فروت\nبعضی سماد کارجی بازاری یا پید و افج شدن سان کرده\nباری چیزی که از کشفیات مرعوره کفش حالی شد\nعبارت است از چندین قبور شتا قدمی که متا قلم در اسلامی تو\nکنده شده حتی ممکن است که قبل از انقدار تاریخ ایران و ماند\nدرین محل موجود با .\nاز عجائب این قبور تست که اعضا و جواره اما نیه تا\nو عجیب نکرده و سالم است گذاشته رو کی بالی میر\nومپاشده و بقدری سفید و شفاف است که بو یاد\nو اعضا رو پا کاملا از پر خلم پیداو این اجسام کفن دار ها این ق\nزمینان سفید بکلای چسب و بعضی حیوانات رو آنها ما ما در-"}
{"book": "adl0717", "page": 516, "text": "(۱۰۱) جلد اول جریده حقیقت کابل پنچشنبه الحمل\n\nیک کشف جدید\nہر روز چیزای در مقام بدست وزرا حکومت جلیله\nمستند با مود و منصوصات شرق افتاده حامل اثرات\nاتفاقاطمی کہ ستان ایران را بر گرد در سالانه و تاریک\nآن اور میکنه کشف شده تاریخها ایکے\nاز ان بر می تا بومیر تو جے کے درعہ بیرون آوردن آنہا\nداغ ممکن نبود نظامیان بطریقه خرا با روت برانده\nان را برون آوردند ان مقابر یکے کرد کر شده ہر مجیبی\nاز آن الماری کشته یک که طولش دو درع بحری مرضش\nنیز کمتر رع میباشد فقط با خوب طارق بے وجد آب\nآهن این نمود سپس باز نمودند که مطه و کش تفاتمه\nدارم دست\n[بورس] بخود\nگذاشته یکے بشبہ بیا نمودند این خودکشی ان زر کے\nو سوتان را طرفانی دلخواه در کینه‌ جوی آن ذکر خاموش تر\nنمود هجه امروز تقر بیا دو برابر کل مریان امروز است\nبواسطہ مرگ مرحوم نبود که ازین رو نعش یکی مردو سے\nدیگر است اور آن دو تابوت نیم سوخته یکی جنازه\nدیگر که تمام اعضا او سالم است فقط کوشت نعش\nمعلوم شد با لباس تابوت خوابانیده اند و پارچه\nان را که باقی است مثل اینکہ مسمع بوده ولی پوسیدہ\nال شدہ تابوتہا فوق را نظامیان حسب الامر حکومت\nطمی تحویل داده و از انجا براء معاینه آواے رئیس الوفاقیانی\nداده و در آنجا ہم قرآول نظامی کذاشته شد است این\nساحه محترم میما قریر دو نوبل اینطور مینگارد\nبراء تحقیق این کشفیات عجیبه نظرا مطبوعی ایرانی\n[اهمیت] التے تنتهای لزوم را دارد که از علمای بزرگی\nباید در این خصوص استمداد و استعانت نشود\nتا این کشف تاریخی در سایہ تحقیقات آنہا برا\nمستعدی از دریا یے بستہ تاریخ قدمت\nو عظمت مملکت ایران با کاملا مفتوح بسازد :\nو کول این یهود نبأ محققة حفر الخورنده بن بحر بان\nاشیای گران بها را از دست ندهند که ہوا بشناسی\nشرمی نخواهد داشت.\n\nاتحاد شرق در مقا غرب\nکافر دو ما راز دی آماده باش\nاغلو اللابس غداً راشنابش\n\nاز مسایل اساسی روز افزون حین جاندار فرد دو یا\nاتحاد دول ثلاثه عظیم الشان شرق است بمقایسه مقربه\nاگر چه این موضوع خلل در حال ابتدائی است ولی با نظرا\nمهم است که بتوان گفت در آینده از جمله مسائل سه ا\nحتمی الا ابتدای کردید امروزه اتحاد ثلث غله بین دولتان\nان دنانی خوبی انجام کرد یگانه پا با دول طویل و عران\nکر یکد وہ اتحاد بسیط پیدا نموده تمام دول غربیہ سرق برآ\nکژ سریل تخطہ و آخر بموقف فرد فرونده و غدقانه خوایا\nاین هر چیز کو فاسد است دقد دقه نزدیک میشود. این مسله برقی\nامروز در حالت تدارک و کسب است با انکه مقتضیات زبانها و انواع\nپر مقتضای مخالفتی تخمینی خواب دید المدعوز یی چون تمام\nمترتبه دارای متدینات بسیارند . بلکه تا کہ\nمطلق مشرقیان میتوان خواند و سخطا به اجنبیان منی\nبا این مسله نداده اسیا د ا شرقون قید نشده بخش الله ولی\nبا طریقه دانند تحریری نوش ند بر می زاهر اشکالات این\nاتحاد را بحث نموده میگویند پیش از کلما ایوجہین شرقی مطرح\nسؤز فرض هم که بشود چندان سود واقع نتواند کرد بد\nبرخی از جرائد جاپانی تردیدی صغیر را چون کند گرفت\nبا شرمانه تکذیب میکند ولی روحی معرفتہ ترسیخ محمد\nو دستت در کلماتشان هویدا است."}
{"book": "adl0717", "page": 517, "text": "شماره (۱۰۱) جلد اول جریدهٔ تحققت کابل چهارشنبه ۱۹ برج حمل\nبا مجله اتحاد مذکور عبارت است از عهدیکه\nکه در جنوب پی یعنی در جبل پاین (جاپان، روس، و فرانس)\nشده و این معاهده را از بین قرار ذکر مینمایند روس\nلوکلانر کر» المان خبر یافته که در ماه گذشته یعنی خون\nدر شهر پیکسن بین روس و جاپان چنین عقده تعهدات\nبدست آمده و چند مواد انرا هم اشاعه داده یکی ازین\nمواد این است که اگر انگلیس و فرانس و امریک متفرداً\nیا متفقا بر خلاف جاپان با سرحدات آن در در جنگ\nایستند در انوقت دولت روس مکلف است به دولت جاپان\n(۳۰۰۰۰۰) لشکر تائید نماید در اینجاء انجه ذکر دارد\nکه هر قدر دولت جاپان را در ان جنگ اسلحه لازم شود\nتهیه نماید؛ دوحه دولت روس در حصه (۶۰)\nحصهٔ راه اهن شرقی جابان خرا بون واگذار کند\nژاپن\nسومه دولت روس کلیه جزیره سخالاب به دولت\nواگذار میکند و در مقابل دولت ژاپون در مد\nده سال بدولت روس خواند سپرد چهار کروزر\nو یک جهاز جنگی و (۳۰) کشتی سمبرن و ده جهاز استرو\nچهارم اینکه شهر ولا دیوستاک یک مرکز بهری\nمشترک قرار خواهند داد و مصارف ساختن این بندر\nدر حصه (۶۰) ژاپون خواهد پرداخت پنجم دولت\nجاپان متکفل (۸۰۰۰۰) قشون در تحت مشاوران\nروسی و ژاپونی مرتب خواهد نمود و ششم دولت\nجاپان انچه سلحه لازم داشته باشد محترم است که از روس\nو ژاپان خریدار نماید - مدت این معاهده را (۳۰)\nسال قرار داده اند .\nسفر کبیر ژاپون اطمینانی با طلا ازین عهد نامه میدهد . بالا\nمیخواهیم بصحت و سقم این عهد نامه بحث نمائیم ولی\nاتحاد، انگلیس، امریک و سبک و ساختن انگلستان و\nمرکز بحری، و نیز ترتیب قانون انسداد مهاجرین\nامریک بر خلاف ژاپون خساره ژاپونیان تسلیح قشون\nرا بخته ساله است برای آتیه خود در کوشش نزدیک کند\n\nبا روس و عقد معاهده تجارتی مابین این دولت از\nدر قاب ممکن است تصدیق نمایند کنته با\nاز وقتیکه ژاپون با ایجاد ترتیبات منقوط بران متوجه شده\nو روسها نیز شوار را بدست انداخت و بسلاطین این\nو غیره شخصا بوقوع جلوه کردن خصوصاً این جابه که دران\nانتظامات قومی اروپاراً نادیده از هم پاشید اسباب خشون\nو نوشیدن جهاد تاکنون بمرا شده بات يقناً خواهد\nنیز ذکر گذاشته ایم که پیش آمد با براسی تمام ملکی را\nبپاشیوان اندیش گشته است، لهذا بران مجوز متوجه\nو ما هم قبل از وقت میگوئیم در انحاد آینده شرق می\nحفظہ ایران و افغان شرک موقع خیلی اهمی را دارا\nاگر از حالا موقع خود را نشناسند در ان جرو قت\nحفظ منافع نیه خواند شد کاملاً مورد ور نه عبور زال کورت\nاز خویشن قدمی خیرخواهانه در این ملت شاه و مفاد ایران\nاهم و بی جهت ارز و من مدارا متجاوز گردیده گردان\nاستقلال خودشانرا حفظ نمایند که قبل از وقوع واقعا\nبا آمادگی تامه در جلوگیری سیل باسیانی قدم گذارند او\nحقوق حقه خویش قدم را نگذارند در موقع رسیدن این\nدسته پا خود را گم نموده و هست خود را براب خواهان\nچنانچه اگر ایران قبل از جنگ با این منابع حقه برا خرس تو\nشده بود امروز مقامی پس از جمبه درین نائل می\nولی بنجوسیاستگوها قسمت این روز سهم در موقع ری\nسیاتی خود بر آب در باد بود انقلاب شرقی هشت\nیک زمینه درین جنگی واقع گردیده و خساراتا ما امکانات\nجنگ بوکثر نبود و در موقع صلح محل اعتنا واقع کردید\nبواسطه این که قبل از وقت پیش طلبی نداشته\n( علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد) حالا هم میگوئیم مسله\nاتحاد شرق و غرب مقابله یک کرختمی بوقوع رسانند\nنه فردا امسال نه (۱۰) سال دیگر قطعا این اقدم بی\nآمد، اگر از حالا با هم مجد شویم و آماده گردیم در این دین\nیکی از ارکان اتحاد واقع گردیده اقتدار بر حقو\nخویشتن گردیم. و ثمره بحران ندارم جمیع منافع قومی این فرض\n\nجماليت دو جمالی بی خبر محلی حضور در است محتویو د به در بند چنان میتا نیم آ سه کار فرو را از ندای از بار باش ؛ اخلوالاهب قبل از یاباس - : (علی ابن ابیطالب کرم اللدوجیه)"}
{"book": "adl0717", "page": 518, "text": "قواعد ضوابط\nاین اخبار بغیر از ایام تعطیل در کابل ہر دوشنبہ\nمیشود و در کلیہ مقامات بر پست منظماً ارسال\nمیگردد امور تحریریہ بنکارندہ حقیقت\nو مذاکرہ اصلہ در ادائی نقد جریده رانده\nواضعا و عدد انتشارش از اوست.\nاشتراک بتوسط حزائن دولتی والببور\nنقد بحق رحمه عاجله دریافت\nمیشود. (نگارنده)\nبہر افغان یک افغانی\n\nشرح اشتراک\nتفصیل مقامات ۶ ماہہ سالانہ\nپایتخت کابل ۴ ۸\nشہر ہای افغانستان ۷ ۱۱\nممالک خارجیہ ۸ ۱۵\nبہا، یک ورق سفراء ۱۱ ۲۰\nملاحظات از ساداء علما وطلبہ -\nدر قیمت بهای آن محابا تاملی\nنداریم مگر بشوق\nشایق که بنماید دشوار ہر گزنیت.\n\nحقیقت\n۱۳۰۴\n\nجلد اول کابل شنبہ ۲۲ حمل ۱۳۰۴ ش مطابق ۱۷ رمضان المبارک ۱۳۴۳ ق شمارہ (۱۰۲)\n\nذکر موصل قضیہ موصل\nقضیہ موصل و فقط ہای آنجا یکی از مسایل\nمشکلہ آسیای وسطی بلکه مشکل ہمہ مدکره ده انگلیسش\nترا معنی درافہ را بخود مشغول نموده و انیر ایک ہیئت مجمع\nاتفاق ملل برای حل این مسئلہ مہم اقتصادی و\nجغرافیائی اعزام گردیده است.\nاگر جرائد ترکیه و انگلیس را مطالعه و تدقیق تمام\nبآسانی معلوم خواهد شد که هر دو دولت جدا\nمشغول زمینہ سازی ہستند که رأی مجمع را برلہ\nشان تمام کرده و در صورت عدم موفقیت حکمیت\nمجمع را قبول نمایند.\nدولت ترکیہ سا\" عضویت خودیش را در مجمع\nاهمیت نداده است که بتواند به آسانی حکم صادره\nبر علیہ خود شر بپذیر د نماید. اخیراً عموماً جرائد سیاسی\nانگلیس ستونهای خود را وقف قضیہ موصل نموده\nو بالا متحد الکلمہ میگویند کہ اگر موصل به ترکها واگذار\n\nشود نہ اینکہ عراق بلکہ عموم شرق وسطی گرفتار سفالت\nخواهد شد. وحتی پیش بینی یک انقلاب مهیبی را هم مینمایند\nدولت ایران ہر قدر بقضیہ موصل بی علاقه باشد.\nباز از تحت تاثیراتی که بالطبع در این تغییرات مهمه در\nنزدیک ترین سرحدات او بوقوع خواہد پیوست\nخارج نخواهد بود قضیہ موصل در سیاست داخلی\nو خارجی ایران فوق العاده مؤثر بوده بیداری یا\nخمودگی امروز ما در آتیہ نزدیک نتایج خودش را\nخواهد بخشید.\nاینست برای تنویر افکار سطور ذیل\n(مورنیک پست) را ترجمه میکنیم:\n« ما در عراق از طرف مجمع اقوام به یکی معاہده\nتحت الحمایه کی تصاحب کرده ایم در ۱۹۲۳ بواسطه\nعدم توافق ترک و انگلیس در تعیین حدود عراق\nبرای منافع خودمان بلکہ برای حفظ منافع\nعراق حکمیت مجمع را تقاضا کردیم. در ماه جی گذشتہ\nدر ساعات آخر کہ سر پرسی کاکس با عصمت پاشا بہ\nنتیجه قطعی نرسیدند قضیه دوازده بهش [ILL] جوع نمودید"}
{"book": "adl0717", "page": 519, "text": "شماره (۱۰۳) جلد اول جريدة سراج الاخبار افغانيا کابل شعبه حمل ۳\nوضع برای حل قضیه تحدید حدود یک کمسیونی انتخاب\nکرده است که مقررات کمسیونر برای طرفین مطاع\nخواهد بود.\nتحدید حدود این هیئت مقدرات ارامنه\nو آثارا که در جوار این حدود هستند تعیین خواهد کرد ولات\nموصل که از جهت وسعت خاک مساوی با مملکت\nانگلستان است فعلاً تحت عدلیه او سنه است که بقیه\nمملکت در موند روس) در ید تصرف انگلیس است .\nبموجب دهم معاهده مذکور منطقه که علی اسان\nپاشا تخلیه نموده است (سرو علیا ارمنالی) تصرف اشغال\nکرده است. طي کر نیوز تصدیات نماید این منطقه با\nغربا کلیساهای عتیق و یهودی نامبرده در این جا متخاطب\nگرد با واسطور یا که در شرق و کوه آشانالی ساکن بدانند.\nتعیین خواهد شد. واسطوریها که علاقہ بجهت تحدید\nاستقلال دارند بزرگترین مسائل تشكيل مديرة فقط از آنها\nدر شمال وجنوب حدود یکه مکمی داده شد است.\nترکها اذعان کرده اند برای یک رای عمومی حاضر\nو تحریک نموده و برای قطع مخابرات اشوریدا از حدود رسن\nآنها تجاوز کرده مملکت آنها را تخریب، واہالی آنها را\nبعراق تبعید کردند\nعلاوه براین که کلیه اهالی این ولایت یکمرتبه در\nسنه ۱۹۱۹ و مرتبه دیگر بسال ۱۹۲۱ برای جدا شدن\nاز عراق و برای تبعیت ملکیتا پیل اظهار آ کرد یلوز\nکلیه نفوس عراق امروز بالغ بد و میلیون و ربع میشود\nو نفوس ترکیه هم بعد از قتل و اتلاف دو میلیون ارمنی دروم\nاز ۱۴ (۱) باین طرف فقط شش میلیون می رسد و ارقام جمیع نفوس\nولایت موصل نیز سصد هزار بالغ میشود که از این مقدار ۲۰ ہم بیزار\nکرد ۵۰ هزار عربها و ۷۷ هزار عملها و ۶۶ هزار ترکها\nو ۳۰ هزار یزید یها و ۱۷ ہزار یہو دکها تشکیل میدهند!\nکردهانیکه اکثریت را تشکیل میدهند میخواهند که آداب\nخودشان را نموده و بطور آزاد بیاند در مخت اموال خود\nشان را بنز وشند. چون ترکها در ین حوالی بازار و تجارت\nمساعدی ندارند. بالطبع کردها مایل به عراق\nبوده و اقوام کوچک دیگر هم چون از ترکها معامله قولی\nندیده اند، آرزو دارند جزء عراق بوده و مملکت\nخودشان را بترقی و انکشاف سوق بدهند!\nترکها نیکه در پنجا هستند مقدار آنها نسبت بنابع\nکم است در نظریه میگوز در ۱۹۰۸ که حریت انگیزی\nبه ایتام و ارامل و متقاعدین نظامی و کشوری انحا\nهمان حقوق و توجهات قدیم بصره و بغداد را می داد\nکاملاً رضایت آنها را جلب نموده است!!!\nاگر کمیسیون مطابق با اساسات فرق یک قراری\nنداده ولایه را به ترکها واگذار نماید. آن وقت در\nعراق یک انقلابی رخ داده و آن روز روز عود ترکه\nنبوده بلکه روز بعث کلیه آتار و اسلی در عمان خواهر ابادی\nورود یک احمر شصت کابل\nروز چهار شنبه ۲۶ حوت حصه آخره قطعه ملا حظه نامها\nالمیه پوسته فاریاب (میانه وتی) و جمابه انه رجال موجه انور بابا\nتعمیر کلاه مجاز استیتی\nشمیم کر در ین اثام مرمر قوت بکه ست در شعبه تیارات\nکارگاه ملکی افغانی دایر و سه عه د قلاتا دو پنچائی خنده بیات\nآماده مینی میکرد ملکه پسرسه آستین مجاز و شرقه دانا و غیره کاماً\nدر بیاموزید اطفال و دانا در صرف روز د رشب آماده میکردن دید\nنطق جن و دسامي پاشا بمدير و روانها\nج قوزی ما هم مه با یصال بد عهده و دابت چانه کو درمانی\nنمیداند، هنوز یک جریان شان در تختیشه ذوب امور مشکوری\nعلم آوری کامل حاصل نکرده یعنی پاینگ تقلیل جدید خود انوار\nاشنا ننده اند، میدان محبت دند کاری خیزند. و لقوه المال\nکامل است که شب و روز کو شیده و یا انواع مشکلات حریفه\nدر و نوروز آورده یعنی مقاومت عسکری فوق العاده کرده.\nوظائف مدرن خود را بقرار بغایات وارشاداتیکه از باشی\nقوماندان اقدس خود ضهدرت غازی گرفت تو فلما مجرا دایما نیوند\nدر سان دایر است که کار عمومی شدند که و اینا بر طالعه\nعسکریت چه چیز با این ضخمریت و ایتا در مساحت بیدین و کریو\nشمانه که شایله در مقطعیت است چه که اسباب التماس شد\nفرق بافته مجموعتهای متوطنینی متعدده ر ! ! انا علی ای من و در این\nجزایره شگون جناب ولادت پناہی امروز در ہر حال که خیلی قدیو نان\nتولید کرد. خدا وندا این وجود قیمتداری را از بلیات ظالم معذور و\nمظفر باش که مظفریت غازیایت با رو ز مکه ."}
{"book": "adl0717", "page": 520, "text": "حمل\n[۰۲] سجل اول جریده حقيقت کابل شنبه ۲۲ حمل\n۳\nبر ادرای افتخاریم مهتمین جریده صاحب ! وطائفه مقدسه\nایمانکه حماست و دیانت عسکریه را بجا آورده بود\nدر خدمات شاندانه تعهدات بلکه خود فن حربیه را ذکر\nاست. حق تعالی باین ستاره درخشان عسکری\nمظفرات اردوئے محتشم افغانی را زیر سایه\nخدا اقدس کل امیر عازیت دیر سال بگذار دین\nتم محمد امین خانقدر شیر فیل ارکان حرب و علمدار نقد\nعلامه ضابطان قرارگاه عالی و تیر قوماندان\nلشکر منصو جناب اجل برادر محترم عبد الوکیل خان نایبا\nدل اور حسام احمد محمد خان فرد شمشیر زنگ محمد علی جان\nا قرار دفر محمد صدیق ان قومندان فضل احمد بان و غیره\nرات ومهمات جانبازانه که ابراز نمودند تاریخ حرب\nاب طلا بنویسید که بست حق تعالی اینگونه مثالهای\nات محتشم برا افواج ظفر منهبات افغانی سالها\nی نمونه صداقت و شجاعت بدارد .\nاسباب موفقیت حرب اگر چہ در عرض کنیم جب سے\nمعنويات است: قوت تلفات وغيره عمارت\nمبالغه مادیه است. نظره حیرانه حربیّه که مرا بنده\nمدام است. معنويات فوج بدرجه بلند بود که قلم\nبیان آن اظهار عجز میکند . چنانچه ضابطان اردو\nار تفاوت را استمر از نمودند در حالت نزع بهمین\nاین فداکاریه را تکرار نموده ترک حیات کردند در آه\nسرفرازانه کلمه جانسپار صد جانم فدایت باد !» اطوا\nعسکر یه را سر د دی، مجروحی ، تشنگی، گرسنگی و سجون\nالبر مشتاق عسکریه که لازم غیر مفارق حرب اند\nلدر سردی پر وا نکرده است خصال ممدوحه مذکوره\nبا شجاعت حربیه اردو با یک پاٹی عدل یا اند.\nاین تلفات ممتازه و خصال ممدوحه مذکوره را برای\nرا در قطعه عسکریه را با یک تصدیق الهام کردیم اینک\nاگر مانم بنده ضابطانشان است. پس حق تعالی اینگونه\nالامبدان ضابطها و قطعهای شجاعی ظفر و در میدان : معلوم\nا بانواع توجهات ظہیریه مفتخر و مسرود بدارد . آن فوج که\nبالش کو باند تش مراقاز باشد منظر بر مشتاق و میرام\nحربیه : انتها صبر تحمل را اظهار و ارائه کنند و صدیان\nخود را در نا معلوم فمایش نکنن. بگیونر : تا بر مته\nراه از جانب شمار قاطعه ارزاق عسكر : با مجبوری راه\nدراز را اختیار نموده دینار علیه ارزاق مذکور بر ا کیجه\nفوج ! دیر رسید. این خبر بسمع شهر یاری که رسیدیم\nفرمودند که با ارزاق به فوجم، باولاد هایم نرسد طعام\nبرا من حرام است دو شب دو روز بعد با خبر رسیدن\nارزاق رسیده در مدت مذکوره با ذات شاهانه در انتقا\nکار از شدت گرسنگی ول نان ضعف میکرد. و قدر مستکا\nمقربان شان برای اینکه ذات شاہانہ کی طعام فرو میند\nهر قدر که قدر و استر عام میکردند ذات شهر یارا ر قبول\nنیفرمودند زهی سقاط چنین فوج !\nو شخص سمر على اثار کذا کتیبه خوان جریبه گنجائش\nبیان مینه . ممنونیت شاهانه و علاوه آن شهادتها\nسلطنت ہر با صفای قوماندان و عضوا با مضای\nجلالتمانی بان سند مزین بوده نشر اخبار کردید\nشارق حال صداقت شتمال نشان است؛ مگر نقطه\nعرض میکنیم که در مکتب ! اکثر تا بعد از خطائی علم کا\nعودت میکردیم . به عوض مانده نباشی بر گشتای خیبر گمان\nمیگفتم : از زبان من : مانده نباشی را انوقت\nخواہم شنید که میدان جمعیت را زده کا میابی این\nباشد ، انیک مر وز وقت مذکور رسید لہذا مفخر او\nمسر و را دیده بوسی برای شما رسانده مانده نباشیدی\nمیگویم و این موفقیات شما نرا تبریک میکنیم .\nوزارت بنانا ! بعضی در اینگونه میدانم نظر\nقدر رائی قنا دینی مصار فی زیادہ حالات که گرفتم\nدقیقانه فکر کنیم قضيه بالعكس مييا بيم مصار فيكر شده ای\nاولا مقصد حرب، حاصل شد. ثانیا اردو محتشم کوراس\nکیا قره یه که در واسطه کا ذلو، نوعا هشام به بود ! استرداد کرد\nدهنده مصارف که خبز یا رضاربیت شکر که زنده است\nیک پر بزار آن تلافی خواهند فرمودا با وزارتہ نا،\nوزارت پناه !\nبایم اولاد دو ! المنيت اشیاء که بغارت برده شده پرورد، در دست مست است اند کے بنام را خواسته اینه و ست است با نام ادهام نیست پهر چه با عما ر است ؟\nواسطه سر پرستی یک شین بچه مخافت یکم بر سرپرستی دو تا پینه دو نیم بر سه تا پیچه سه بر چهار تا پینه جهار نهم بر چنج تا پینچه پخت نیم خیمه بر شش تا سیزہ ہے کہ\n[الصلالتحقیقی : تضاد کلاتی که در جرینه ترحیم کلیدی مجری شد در مطبعه بحرط کلیدی بجر رسید بنا بر ان حصر ا انرا بر جریده مجری کلید تیم : ]\nرا ق\nمطرفي\nمملکت\nسیمانی\nمانه اقتصاد\nقراری\nت در\nتوسطه نگر\nيض\nبر مطابقت\nخود را جزار\nتوسالاد\nان اشیا\nولدا على\nد که در این\nدر همه حین\nبند ایند در\nعسكر\nبهره بر اینه"}
{"book": "adl0717", "page": 521, "text": "شماره (١٠٣) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شنبه ٢٣ حمل\n\nعائدات المان\nاز بابت گمرک و مالیات در اواخر ١٩٢٣ع\nتا (٥٢٩٣٠٣٠٧٧٩٣) مارک طلا بوده است\n\nتجارت ترکو روس\nدر مسکو جمعیتی تشکیل شده سرمایه آن (٣٠٠)\nصد هزار منات طلا ست و سهر (٤٠٠٠)\nحصه منقسم است قسمت مهم این حصص از\nطرف ترکیه خریدار می شده از طرف\nروسیه معاونت های مهمی برای ادخال\nو اخراج اموال التجاره بعمل آمده. این معاه\nبا موال تجارت کلی اقوام اروپائی حتی\nبا مریکا بکشاکش است\n\nقانون تکثیر نفوس ترکیه\nاین قانون قراراتی تشکیل شده است: - (١)\nترئید اولاد جزء خدمات وطنیه محسوب میشود (٢)\nکسانیکه ٢ اولاد دارند فقط خدمات نظامیه\nدر پشت سر عسکر انجام خواهند داد (٣)\nپدریکه صاحب (٦) بچه باشد از خدمات\nنظام معقو با این چنین مادر از طرف مجلس ملیه\nببزرگ تقدیر نامهٔ رسمی داده میشود.\n\nازدواج شاه بلغاریه\nاز لندن اطلاع میدهند که پادشاه بلغا\nخیال دارد (ژیروانا) شهزاده بیگم ١٧ ساله\nایطالوی را بحبالهٔ نکاح خود درآورد.\n\nطیران بافریقه یک هیئت اعزامیه فرانسوی\nچندی قبل برین از پارس با\n\n١ - در شماره (١٠٠) در طی تذکره ای معیناتی که در ضمن نمایش هجوم انگلیس از سمت جنوبی در اول حمل ش. هـ انداخته شده اشخاص محترم محمد طاهر خان قوماندان عسکر پیاده غند اول گارد با آخرین مدالی الصدر نیز در ردیف\nهمان صاحبان منصبان معظمی که از حضرت حسینی بمدال معذره افتخار یافتند.\n\nتا دریاچهٔ (چاس) که در مرکز افریقه است باد\nزحمت دریلر مین پرواز نمودند.\n\nعزای لینن\nاطلاعات روسیه مشعرند که روز\nمرگ لینن برای همیشه روز عزاء ملی محسوب خواهد\n\nقشون مصر\nاز اطلاعات قاهره مفهوم میشود ک\nدولت مصر در نتیجه اعلان استقلال خود البی\nمن بعد سکی بر قوای خود باشد لهذا یک\nشورای عسکری را تشکیل داده اند تا قوا\nمصر را بر اصول جدید ترتیب نمایند\n\nخط آهن ترک\nدولت ترکیه در بودجه امساله خود معین\nنمود مبنی برانکه کلیه خالصیات دولتی و غیره\nسابق در اسلامبول بفروش رسیده و بقیمت\nدر خطوط آهن ترکیه توسعه ات و ترمیمات اجراء\n\nشریف مکه\nبر حسب اطلاعات جرائد شام و مصر تیم\nبرای انتخابات (شرایف علیمین) عمومی در حصا\nکه خلافت مسلمین در کنگره که در مکه معظمه\nشدا یجاد گردیده است و این سعود هم با این\nنهضت موفق است.\n\nبودجهٔ المان میزان واردات سال\nگذشته المان بمبلغ\n٩ ملیارد ٣١٦ ملیون ٣١ ٨ میصا\nو میزان صادرات او بمبلغ ٦ ملیارد\n٥٦٦ ملیون ٨٥٤ هزار مارک طلا بود\n(اقتباس از افق)"}
{"book": "adl0717", "page": 522, "text": "[ILL]\nاین اخبار اخبار ایا م تعطیل در کابل هر دوز\nنشر میشود و با بر مقام در هرایت ششماله\nمیگر د امور تحریر به نگارنده حقیقیت\nو مقالا ت واصله در اداره مائید حمیده\nدر اندراج و اصلاح عدم انتشار ان ازاد\nاشتراک نیمه سال نرا ئن دور وبے\nوالشوق لعد از عهده جا نیلر\nدریافت میود تک رنامه\nبهاء الدین شکاتی\nتفصیل مقامات قیمت ہر دوپاره\nششماه ساله\nکابل ۵ ۹\nاطراف افغانسان ۷ ۱۱\nخارجه ۱۵ ۸\nعلاوه شقراع ۱۱ ۲۰\nمدیر از مساد ا د علیا وطیفه\nت بر ا می ارکان عالیجا\nبانک [ILL] وتری\nنواع اخبار دیگر اقن\nسال اول کابل دوشنبه ۲۴ حمل ۱۳۰۴ ش مطابق ۱۹ رمضان المبارک ۱۳۴۳ شمار ۱۳۰۴)\nالصدق ينجي والكذب يهلك\nکسی هست بآفاق ہر سخن صادق چو مسیح گشته مسمی بہر دھن صادق\nصداقت است چنان گنج پرخنه که نیست در آب تاب هیچ او گوہر عدن صادق\nبدین که طفل گواه کلام یوسف شد چو بود در سخن چاک پیرہن صادق\nبصدق بنده شود کامکار ہر دو جهان کہ ہست نام خداوند ذوالمنن صادق\nرسول گفته که راه نجات در صدق است خلاص بوده زہر کلفت و محن صادق\nدروغگوی بہر کشور است خوار و خجل بود عزیز و مکرم پسر وطن صادق\nطریق عشق ز پروانه یادگیر و بسوز جواد تو نشنوی ای بلبل چمن صادق\nمقام صدق به شبیر احمد ایخدا بخشای\nکہ باز بر افواه مرد و زن صادق"}
{"book": "adl0717", "page": 523, "text": "شمارهٔ (۱۰۳) جلد اوّل جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه ۲۸ حمل\nمنافع و مضرت وهم و خیال\nواهمه خلاق است\nخیال با آدم چه میکند\nانسان هر خیالی را در مغز خود تخیل نماید\nآنرا می بیند بلکه بعضی اوقات خیالی و واهمه\nآدم را هلاک مینماید چنانچه یکی از اطبای بزرگ\nواله (داکتر درو) خواست از وهم و قدرت\nخیال را در وجود انسان بداند باین تحریر\nدر حق یک مقصر که محکوم با عدام شده بود قبل\nوقت مردن آن مقصر و باو گفت امر\nشده است خمداری ترا به زندم و بعد نشتر\nبگردنت بزنم تا خون از تو برود و تو بمیری\nبا مر داد با دستمالی سخت دیده های او را\nبستند و بعد هم گردنش را با آلات آهنی خارا\nبدون اینکه مجروح بشود بازخم شمشیر براو بزند و\nدلوی را گفت در نزدیکی او نهادند و بعد آبی\nکه در حرارت مثل خون تازه بود از آن دلو\nبالوله ای گرد بر جسم او بچکاند که او تصور بکند\nاین خونی است که از فصد گردنش جاری شده\nدر صورتیکه نگردن او را فصد کرده بودند و نه هم خونی\nاز گردنش جاری بود پیش از پنج دقیقه از ین عمل\nنگذشت که مجرم مزبور از واهمه قالب تهی کرد.\nمن جمله در فرانسه یکی از نسوانکه از قورباغه\nمیترسید و از دیدن او بهول میکرد تا چه برسد بلمس\nنمودن قورباغه با بدن او روزی که چند نفر از دو\nاین زن یکپارچه سنگی را که خشک شده بود بروآ\nانداختند و بشوخی گفتند قورباغه است ضعیفه بدبخت\nهول کرده در دم جانجه بعضی کشد سه\nهم بچون و هم از امراض مهلکه نجات داده است\nچنانچه مردی که مبتلا بضیق النفس بود و\nدر موقع خواب نفس بر او دشوار میشد لاد\nاز شدت فشار بنمرد و در هوای سرد در ولش را\nباز کند و بخوابد شبی بهمین قسم که خوابید لیدو چرا\nخاموش کرده بود نیمه شب از ضیق انفس از\nخوابش برخاست که دریچه را باز کند هرچه کیه\nدریچه باز نمیشود از غایت تعب شیشه که\nخودش شکسته راحت خوابید و راحت هم شد\nصبح که سر راست دید این شت دریچه بود که ی\nاست بلکه یک شیشه سطحی را که نصب بود اورا\nبگمان شیشه دریچه شکسته است و دریچه همان طور\nاست فهمید محض تو هم اینکه دریچه باز است و هوا\nدر مورد شو نبوده راحت شده است (حرفه\nتبریک سال ششم افغان\nامروز تحت ملاحظه ما شماره اولین سالش\nمجله عالیت الشان افغان در نهایت محیط با ما\nشیرین و عبارات رنگین دو شمول است برین\nاز ملاحظه نمرات اخیره سال گذشته این\nبجمله گرامی زحمات و عرقریزیها ست من\nاو وامراء عهود بودیم المتعابل بدین نمره تازه\nآغاز ششم کم نگاه از زحمات شبانه روز مین\nمنهاد خویش اند واقع باره از مسایل ادارا از این\nسوانه اخبار تا بل منصبا را و لین سال ششمی بیو قوم\nافشار دادند، بدوشان عرضه تهنیت و بمر\nاز خداوند برآستان توفیقات بیپایان براه\nعطا هوشیار مملکت حیات دولت خوان\nدست بر عائیم که والشؤون موصوف در مان\nخویش فائز المرام گردد."}
{"book": "adl0717", "page": 524, "text": "شماره (۱۰۳) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل دوشنبه ۲ حمل\nسنه ماضیه\nداده است\nیور وپ\nسرلشکر\nمیلهٔ قلبه کشی\nامسال میله قلبه کشی که در اول هر سال بعمل\nمیاید در روز دوشنبه (۳) حمل (۱۳۰۴) در باغ با\nسمت حضرات مدیری شعبه (هند و انگلستان و غیره)\nوزارت امور خارجه مقرر گردیدند بهر آقاے موصوف تبریک\nگفته توفیق جلیله و فعالیت برای شان خواستاریم.\n\nبو دولت\nبا ورجمال\nشول نمرودشان\nهرچه که با\nرا به حضور\nمهمته شد و\nمسیو کر شکن\nبر سوار\nعضواں\nو مواد\nعضواں\nافتحاء\nسلامت\nه باقے\nجناب\nآقا ہے\nسرآمار\nکامیابه\nمر کرسکے\nاز طافه\nموقع مقرر\nو تحریک\nلازمه\nاست که\nدر معارکه\nبرابر امراء و مامورین ولایت کابل و بعضی وزرا و جمهور\nحاضر را دسته سرودهای ملی هر طرف نواخته شده\nانجمن حیوانات زراعتی کار زراعت خدمت میکنند\nرا بمحصولات زراعتی برای نمایش حاضر آورده بودند\nساعت (۱۱) حضرت عالی جناب فخر الحاج امان حقیقی\nال پس انجام ادای نطق راجع به اهمیت زراعت و\nزارع در میتینگه تخت حوض باغ با بر است رحم قلبه را\nاجرا نمودند . بعد از ساعتی پهلوانان حاضر شد و کشتی گرفتند\nتا روز کرم را سرگرم تماشای شغل کسب سرور بودند\n\nدعوت در سفارتخانه ایران\nدر شب دوشنبه (۲) حمل بوقت سحر در سفارت خانه دولت\nعلیه ایران اضحیائے بعمل آمد بحضرات مدعوین که در قونسل\nجنرالے (۲ع. ص ) آقاے رفیع الملک شارژ دافر\nدولت علیه ایران دعوت شده بود بدید ت مراجعت\nبهم رسانیدند. حضرت عالی آقای فخر مر امرحباب علیه\nوزیر عدلیه و حضرت عالی جناب غلام محمد خان وزیر داخلیه\nو آقاے فیض محمد خان وزیر معارف و آقای عبدالہادی\nخان وزیر تجارت و جناب نائب سالار محمود سامی پاشا\nو آقای میرزا محمد خان معین وزارت امور خارجه و آقای\nشیر محمد خان معین وزارت تجارت و بعضی ارباب جرايد\nامرا و مدیرها در این ضیافت حضور داشتند .\nانواع شیرینی ها و میوه خشک و تازه و شربت\nگلابی کا شقوی ، چای ، قهوه و غیره که تا صرف کردن\nسحری ممدود کس با نهایت شیرینی با قا ابدام داشتند.\nساکی با ایران و افغان بنای برقص سماع و غزلگذار یرید\n\nآقای حبیب الله خان آقائے حبیب الله خان که در سفارت پاریس\nفوت لاردکرزن\n\nلاردکرزن که از رجال معروف و سیاسیون\nبزرگ انگلستان بود و در سیاست استعمار شرق\nبد طولا داشت و عموم شرقیها او را خوب می شناسند\nبدر روز زندگانی نمود . جرائد لندن در تعریف\nاو مقالات مبسوطی نوشتند .\nدر پارلمان احزاب برک او اظهار\nهمدردی نمودند و تمام وزرا لباس ماتمی\nپوشیدند تلگرافات تعزیت از هر طرف\nبه لندن رسید . جرائد فرانسه نسبت\nبه او اظهار داشتند که یک مدیر بزرگی بود\nنسبت به فرانسه راه غلطی اتخاذ\nنموده جرائد المان نوشته که مشارالیه\nمدبر جلیلی بود و بعد از جنگ عمومی المان را\nاز فشار فرانسه نگهداری نمود.\n\nفوت داکتر سن یات سن\nداکتر سن یات سن از رجال معروف\nو قائدین مشهور چین بود که بر علیه خاندان مانچو،\nقیام نموده پس از بذل مساعی و تحمل مشاق\nاساس جمهوریه چین را گذارد مشار\nالیه در اواخر حوت وفات کرد .\n\nفوت لارد رالنسن\nلار در السن نائب سالار و قوماندان کل هند اگر\nہند نیز وفات نمود ."}
{"book": "adl0717", "page": 525, "text": "شماره (۲۳) جلد اول جریدۀ حقیقت کابل دوشنبه حمل\n\nیک بشارت مهم\nیا کشف چشمۀ مایع تیل\nچشمه های تیل یا که تیل پترول وغیره ازین تیل سوخت وغیره ازان متولد میشود بهترین منابع ثروت دنیا و بزرگترین مایحتاج عموم عالم است. دوئیکه چشمه های تیل در مملکت امان موجود است اهمیت بزرگی را مالکیت افغانستان که سینه خاک آن از همه انواع معادن مملو است از روی حدس و علامات قابل اعتبار در خیلی جا دارای چشمه یا دخایر مایع تیل است. از چندی است که می شنیدیم در نواحی هرات بچند جا چشمه های تیل معدنی زمین موجود است الحمد لله که خبر فوق محقق گردیده که چشمه های تیل پسیار عمده که مهندسین و متخصصین این فن از مردم خارجه آنرا تصدیق نموده اند واقعا موجود است و نمونه های آن چند بار تجربه و امتحان شده است.\nتیل را هر کس دوست دارد. انسان اگر غور کند می بیند که قسمت عمده جنگهای دنیا در عصر حاضر یکانیتی بر سر تیل بوده است. انگلیس که موصل را سخت در بغل گرفته سرت برای یافتن چشمه های تیل دارد. قرار یکه شنیده ایم بعض شرکت های برای بدست آوردن امتیاز آن حاضر شده اند\nبهر تقدیر این یک مژده خیلی مهمی ست که هر دوست بآن خوشوقتی میکند.\n\nجلسات بلدیه\nقبل از رسیدن نوروز (ع. ص) جناب محمد یونس خان رئیس بلدیه کابل اعلان نموده بودند که در روز های اخیر ماه حوت جلسات متعددی در ریاست بلدیه راجع به طرح های مفیده که نسبت به بلدیه اتخاذ و یا بازار ارباب تجره و بیکر طرحی دیگر راجع به مسائل مربوطه بلدیه داشته باشد بریاست بلدیه اظهار نماید بنابرین بود که از لیل (۲۵) حوت جلسات بلدیه در مکان عمومی بر شب علی الاتصال انعقاد مییابد. و اغنیا و معارف و سائر ارباب فکر باین محافل داشتن مدعوین حیثیت مهم رسمی را در خود چنانچه دوشبانه شب جمعیت خاصه مهم بخشم که در تجویزات بلدیه حق اظهار رأی دارد حضور امان اقبال مجدد به در ابست که در اینه تجویزات بلدیه را اشاره ای داده می یابد.\n\nمجلس ملاحظه گمرک\nروز شنبه که نوروز سال (۱۳۰۳) لغایت سال گذشته (ع) حضرت عاآغای یاور ادل حضور شاهانه ازین حیث که دلی کابل را هم ایفا مینمایند (ع، ص) معاج آقا میرزا یحیی خان مستوفی ولایت کابل آقای سعد الدین خانمدیر ادان کوتوالی کابل آقا محمد یونس خان رئیس بلدیه و دیگر مامورین ولایت کابل در قساوتخانه بهادر خان جم غفیری تشکیل میدادند. بدانی ملاحظه نمودند. میدانید نسبت به سال گذشته واردات گمرک بیشتر شده بود.\nدرین موقع ادل حضرت عاآیاور صاحب موقعی کابل و بنده جناب مستوفی صاحب جمع نتایج مساعی ذات شاهانه و تقدیر خدمات گمرک را بر او خلق با نموده لطف عامی نشان داده خارج شخص یافت. بعد از آن از جمله تجار محترم قوار قطعا مقره گمرک از حیث کثرت واردات بگمرک مستحق نشان انعام بودند انعام و نشانه\n\nداده شد و در خاتمه شکر یکدیگر محل عده مجلس بخوشی و سرور متفرق گردیدند. (از ملحقات افغان)"}
