{"book": "adl0711", "page": 1, "text": "Afghanistan Digital Library\nadl0711\nhttp://hdl.handle.net/2333.1/bzkh18f2\n\nThis is a PDF version of an item in New York University's Afghanistan\nDigital Library (http://afghanistandl.nyu.edu/). For more information about\nthis item, copy and paste the \"handle\" URL above into a web browser.\nWhen referring to or citing this item please use the \"handle\" URL\nand not this document or the URL from which you downloaded it.\n\nAll works presented on New York University's Afghanistan Digital Library website are, unless\notherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely\nreproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\nNYU Libraries, Digital Library Technical Services, dlts@nyu.edu"}
{"book": "adl0711", "page": 2, "text": "۶۰\n۱۷۲\nوزارت معارف\nسلسله\n۱۲۸\nریاست دارالتالیف\nاخلاق و تربیه\n۱۱\n۲۰\nمسائل هر روزه تدریس\nبرای استفاده معلمین مکاتب\n(اثر پروفیسر اوشی)\nو ترجمه محمد حسین خان رئیس تدریسات\nو تصویب\nع. ج فیض محمد خان وزیر معارف\nطبع اول — تعداد: (۱۰۰۰)\n۱۳۰۶\nمفید عام پریس لاہور"}
{"book": "adl0711", "page": 3, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0711", "page": 4, "text": "وزارت معارف\nسلسله\n۱۲۸\n\nریاست دارالتألیف\nاخلاق و تربیه\n۱۱\n\nمسائل هرروزهٔ تدریس\n\nبرائی استفادهٔ معلمین مکاتب\nاثر\nپروفیسر اوشی\nو ترجمهٔ\nمحمد حسین خان رئیس تدریسات\nو تصویب\nع- ج فیض محمّد خان وزیر معارف\n\nطبع اوّل ——— تعداد (۱۰۰۰)\n۱۳۰۶\n\nمطبوعهٔ مفید عام پریس لاهور"}
{"book": "adl0711", "page": 5, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0711", "page": 6, "text": "مسائل هر روزه\n۳\nبسم الله الرحمن الرحیم\nفصل اول\nمسائل حکومت درسخانه\nاهمیت انتظام خوب } باطمینان میتوان گفت که اکثریت مدرسان بهر ماه ستمبر در مکتب ہائے خود میروند بحالیکه درباره یک مسئله از همه متفقا بیشتر پریشان میگردند، مسئله حکومت است در درسخانه - غالباً، از ده نه متولی و اعضائے مجالس مدیریه از ہر چیز دیگر بلند تر تکریم (انتظام خوب) را در تدریس مینمایند در بعض جمعیت ہا یگانه مبحث مکتب که مذکور میشود انتظامیست که مدرس نگاه میدارد۔ او موفق شمرده میشود عیناً بآن پیمانہ کہ اطفال را ملتفت و دل شان را بمضمون متوجہ می کند۔ یحتمل که این ست"}
{"book": "adl0711", "page": 7, "text": "مسائل هر روزه\n۴\nچنانچه باید زیرا رانتظام قانون اول کبریائی ) است،\nلاجرم باید قاعدهٔ اول مکتب باشد، چنانچه اکثر مردم\nمی انگارند ـ در مفهوم بسیار حقیقی، انتظام خوب\nمطلقاً لابد است بیک اسلوب سلیمی در مکتب.\nیا برای آن معامله بهر جائی که باشد ـ این مطالبه\nمینماید که مردم جوان و پیر، حتماً باید چنان خودها را\nاداره کنند که همگنان بموثریت، کارهائی را که بدست است\nبجا آورده بتوانند ـ چون یک مجمع اشخاص بیرون انتظام\nباشند، آنها با هم بسر آورده نمیتوانند، آنها بیکدیگر\nمداخله مینمایند، و هر دو وقت و قوت ضایع میشود.\nماسوای آن، درباره نوجوانان، عادات بد میتوان تشکیل\nیافت که من بعد برای شان محال میگرداند تطبیق خودها را\nبقوانین و قواعد جمعیتی که دران زیستن شان مقتضی ست\nپس این محیر نیست که والدین واقربای مکتب انتظام\nخوب را در تدریس با فوق هر رعایت دیگر نهاده اند. این\nظاهر میکند که آنها بوضاحت کم و بیش ضرورت\nاصولی را در جمعیت بشری، در درشخانه یا بیرون آن تقدیر\nنموده اند +\nطریقه های ایام سالفتر ـ محرر را بیاد پس می برد"}
{"book": "adl0711", "page": 8, "text": "مسائل هرروزه\nبمکتب علاقه که در آن تجربهٔ اول تدریس حاصل کرده بود\nیکخط منقش بر فرش بود بمحاذ اطاق این را یک نسل تمام\nپیشینیان برائی حصول انتظام خوب در قرائت ها استعمال\nکرده بود، چون یک جماعت خواسته میشد طلبه پیش میآمدند\nسوئی مکتب رُخ میداشتند، که این خط را بشصت پائی\nخود مساس میکردند، یا پایهای شان که بیک زاویه شصت\nدرجه گشته بودند، رُخ بمحاذ و دستها پس پشت گرفته،\nالا چون یکی بگرتن کتاب احتیاج داشت. آنگاه این رواج بود\nکه در هر قرائت بیں انضباط حرکت دار همه اطفال اصرار نماید.\nمدرسین آن ایام از تعلیم اصلی بیشتر توجه بانتظام میدادند. آنها\nاوقات را انتظاماً دانشتند چون همه طلبه را در نشیمن پایشان\nپانزده دقیقه بدون وقفه استوار با بازوها بسته و هر عضله\nکشیده می نشانیدند. در میان ساعات مکتب همه مراودات\nممنوع بود، حتی احیاناً یک کلمه دوستانه هم با پهلو نشین\nمجاز نبود. سلوک ساکت و نمایش لباسی دار همواره\nمد نظر می بود. و با وجود آن در مکتب ها انتظام بدیلی\nزیاد بود که این یک نمونهٔ آن بود. علی الرغم سزائی\nمتواتر شاگردها بی تاب بودند و اکثراً بترصید موقعی میبودند\nتا یک بغاوت برپا کنند. مدرس در آن مکاتب همیشه"}
{"book": "adl0711", "page": 9, "text": "مسائل سهرروزه ۶\n\nدر خوف اغتشاش می زیست، و کمتر بوقوع نمی پیوست\nکه او مجبور میشد تا از در سُخانه بیک شتاب غیر مقبول\nبدر آید، و درین معامله دِکچه های کلان امدادش مینمودند\nدر صورت بهترین، در مکتب نمونه دار علاقه نیویارک لبست\nو پنجسال قبل یک بیطرفی مسلح دائمی بود *\nاما امروز در مکتب مذکور یک وضع بیسیار مختلف است\nیک عمارت جدید بعوض سابق، بدور آن خط منقش ایستاده\nاست- اکنون در آنجا راجع به انتظام داری مدرس بیسیار شنیده\nنمیشود - شاگردها بهتر گشته اند، از پیش بیشتر، من حیث مجموع\nدر مکتب خوش اند، و با مدرس صمیمنا وقت گوارا میگذرانند -\nاکنون بندرت یک بچه درّه زده میشود، حالانکه در ایام گذشته\nیک مکتب بغیر درّه زدنهای وافر مستثنا بود بعض قارئین\nاین صفحات غالبا گواه این امر خواهند بود که در ربع آخر\nقرن در مکاتب دناتی سیاست های متحده انقلاب در مناسبات\nمعلمین و متعلمین واقع شده است *\nمسئول این تغیر چیست ؟ } وجوهیکه در حکومت\nمکتب یک سیاست جدید را بر پا کرده اند، دو قوت\nاست که بتعامل باهم این نتیجه بخشیده است. در محل\nاول حالا تدریس مطالعات اِهم از سابق مرغوب تر است\n\nمسائل هرروزه امریکای شمالی شماره دوم"}
{"book": "adl0711", "page": 10, "text": "مسائل هر روزه ۷\n\nثانیاً مدرس ها از پیش زیاد تر نازبرداری فعالیت های\nبی اختیاراته طلبه را مینمایند - اکثر مردم حالا یقین دارند\nکه انتظام خوب بکار ندارد که اعمال جذباتی اطفال را بشدت\nمفرط مسدود سازند - درین نقطه آخر یک دلیل مینماید\nمن از یک بچه پنچساله سوال میکنم که بیک زینه\nنگاه کند و او اغلب است که ببالا شدن آن اقدام\nنماید - اگر من یک انجن نشانش بدهم او پف میکند\nبر نشان دادن یک سگ، او عوعو میکند، بیک شیر\nاو می غرد و قس علی هذا - چیزیکه در حواس میگذرد،\nمستقیماً بعضلات میدود، بس طفلیکه دلش بفعالیت\nتحریک می یابد، (مطلقاً ساکن) مانده نمی تواند، الا وقفه\nهای مختصر بیک وقت، من حیث مجموع ، هر قدر که\nتا بلوغ بچه کلان میشود، بیشتر زیر اداره میآید،\nثابت تر، متوازن تر، و مودب تر می گردد - افریقی\nتجربه چنانش می سازد - از اینهمه این است که یک\nنظام بزرگ انسدادی تدریجاً در نظام عصبی مرکزی\nقایم میشود و نتیجهٔ میتوان قوت ها از طرق مخصوص حرکتدانه\nدر مقدارهای افزون تر بر گردانید +\nپس برای انتظام کلمه عملی چیست؟ (۱) اول کل، توجه"}
{"book": "adl0711", "page": 11, "text": "مسائل هر روزه\n\nشاگردان تانرا در قبضه بیارید - لمحه که شما توجه ایشان\nرا از دست بدهید، طاقت در عضلات شان بس خواهد\nرفت و شما قانونی نمی توانید ساخت که منع آن بیقراری\nاو را بنماید که متعاقب آن خواهد آمد - و شما چگونه توجه\nشان را در قبضه آورده می توانید ؟ پیشتر از روی\nقوت، مادیت، و زنده دلی تدریسات تان - شما گاهی\nبی ترتیبی را در اطاقی ندیدید که آنجا تدریس محتشم جاری\nبود - خلاقاً شما گاهی تا یک طوالت زمان ترتیب را\nندیدید در جائیکه تدریس ضعیف بود - این را قانون نخستین\nانتظام خوب بدانید *\nاز ده صورت، در نه، غالباً شاگردیکه بفعالیت های مکتب\nمتوجه نیست، موقتاً یا شاید دائماً محکوم است، بسلاسل\nغیر متعلق خیال یا احساساتیکه نتائج قریبه تجربه ها اند -\nبرای مثال فرض کنید، که شما یک جماعت در تاریخ\nدارید، که آنجا طلبه رأساً از جماعتی میآیند که دران ادبیات\nدرس داده می شد - بگوئیم که درین جماعت سابق\nبحث مذاکره برای همه افراد مرغوب بود و بر ایشان یک\nتاثیر عمیق نمود - این حسیات شان را تحریک داد که البته\nمیلان استقرار داشت بعد از آنکه محرکات انگیزه رفع\n\nسائر نتایج روزمره تدریس که محسوس میشود"}
{"book": "adl0711", "page": 12, "text": "مسائل هر روزه\n۹\nشده بود ـ شاگردان در جماعت شما میآیند و تعلیم\nتان احساس زنده دلانه را بیدار می سازد عوضاً ناکام\nمیماند درینکه خواه در خیال یا در اوضاع احساسی طلبه\nایجاب را تولید کند ـ چون اثرات جماعت سابقه در آگاهی\nقایم شده بود، رجحان خیال بعضی یاکل طلبه را تعیّن میکند\nاین یک قانون اصولی طبیعت بشری است که یک فرد\nتابع خواهد شد بدعوتها مرغّب و مقتدر ترینی که بآگاهی نموده\nشود ـ بدیگر هیچ طریقه، او نمیتوان خود را تطبیق داد\nبحالیکه دروی زید ـ گما هی البته بهتر میباشد که او\nمقاومت محرکاتی را بنماید که باو حکماً دعوت میدهد لیکن\nقانون است که او باراده خود نمیتواند ذی اهمیّت نمودار\nساخت اشیائی را که غیر مؤثر، غیر مرغوب و بی لطف\nاند ـ محضاً این گفتن بس نخواهد کرد که « توجّه عمده\nبدهند یا اگر توجّه نمیکنید قسماً از اطاق بدر میروید »\nیا همچنین سخنان ـ این تدابیر مؤقتاً میتوان اوضاعی\nبر انگیخت که حسّیّات مضطربانه را بقرار آرد، لیکن این\nامتناع مدتی دوام نخواهد کرد اگر دیگر چیز نباشد که جذبه\nقوی را ایقاظ نماید و پس توجّه را ادعا کند+\nمسائل مزید در تأمین توجّه ـ راجع بنظم و نسق یک\n\nمسائل هر روزه دهمین کلاسه و محمودیه"}
{"book": "adl0711", "page": 13, "text": "مسائل هر روزه ۱۰\n\nجماعت بسیار تفصیلاتی است که مساعدت میکنند\nبرائی استقرار و تغلب مرغوبیت هائیکه بکار ساعت\nاجنبی اند . اگر اندرون شنوائی طلبه کدام جائی غوغاهائی\nمعنی دار نمیشود ، اغلب است که آنها سلسله هائی\nغیر متعلق خیال و جذبه را بجنبانند . غوغائی متواتر\nیا کمتر غیر متغائر چون غریدن آبشار و باد وغیرہ، غوغائیکه\nبطلبه کدام ماضی خاصی یا تجربه متوقعی را نشان نمیدهد،\nکمتر توجه را پریشان می سازد ، از غوغا هائی موقوته\nکه اشتیاق را می انگیزانند مانند قدم یا سخن زدن مردم\nدر ایوانی بیرون درسخانه و امثال آن . هر آواز یا حرکتی\nکه بر حواس شاگرد دارد آید و آن بکدام واقعه مرغوب\nیا مهم در زندگانیش مصحوب باشد ، اغلب است\nکه او را از افکار درسخانه بسلاسل غیر متعلق خیال براند\nطبیعت بشری برین نقشه متشکل شده است که\nاجزائی آن به نهایت مکملیت در سالهای ابتدائی\nمی شود *\n\nنفوذ چشم در توجّہ یک شاگرد . یکدیگر منبع بے\nالتفاتی در درسخانه هائی زیاده این است. یک شاگرد\nدر نشستگاه خود بسبب سرتا پیش رویش از نظر معلم"}
{"book": "adl0711", "page": 14, "text": "مسائل ہر روزہ\n۱۱\n\nپوشیده نشسته می تواند - اکنون، این یک امر بسیط\nطبیعت بشری است ، که لمحه که شما نگاه تلانده را از\nدست دهید ، شما قبضه قویترین را بر ایشان ترک\nمی کنید - در چنین حالات مواقع پیش میآید که محرکات\nشما بجماعت بزودی کاملاً ضعیف خواهد گشت ، تجارب مرغوبتر\nخارج در آگاهی شان تفوق خواهد جست، باین نتیجه که توجه\nشان اداره خواهد گردید، اکثراً شاگردها عموماً آنانکه بکار جماعت\nکمترین جلب میشوند، گوشه ہای در خانه را بعید از استاد\nاشغال میکنند تا که شخصیت او ، چنانکه از میان چشم او\nلہجہ صوتش، اظہارلت متغیّت چهره اش، مکشوف میگردد، بر\nجذبات و سلاسل خیال غیر مکتبی شان تاثیر کرده، آنها را در\nقابو نگاه کرده نمیتواند - البته اگر معلم کار خود را چنان\nمرغوبیت بخشد که همه محو آن شوند، این بہر حال شاگردهای\nآواره را ملتفت خواهد ساخت ، زیرا کیفیت ہای جذباتی\nرا بیدار خواهد کرد که نهایت عمیق اند، لیکن عموماً چیز نویکه کسی\nدر جماعت پیش میکند بسیار ضرورت کمک دارد که بمعیّت\nاظهار آن بواسطہ آواز چہرہ و چشم حتّی اوضاع جسمانی داده\nشود تا این توجہ طلبہ را تسخیر و اقامہ کردہ بتواند (و شاید چشم\nدر ادارہ موجب عظیم تمرین است)\nسال دوازدہم شماره پنجم ششم مجتمعاً"}
{"book": "adl0711", "page": 15, "text": "مسائل هر روزه ۱۲\n\nتربیه بی اتفاقی ما ـ آمد و رفت مردم در یک درسخانه\nبعد از شروع کار همیشه یک منبع اضطراب است\nیکدفعه که اعلام آغاز وظائف ساعت داده شد، احدی\nبجماعت راه داده نشود، بجز در ضرورت نهایت\nمؤکد ـ رواج بعض مکاتب که هر وقت هر شخص بخواهش خود\nداخل جماعت می شود، پر از تضیع است و اوضاع\nمتوجهانه طلبه تباه می کند ـ بعض اوقات مدیرها عادت\nدارند که معلمان را در اثنای کار شان در جماعت\nپیغامها میفرستند و نتیجه بد بسی این میشود که در میان تمام\nمکتب یک وضع بی اتفاقی منتشر میگردد چون چپراسی\nباستاد یک پیغام میرساند که بکاغذ نوشته میباشد همه طلبه\nتصور می بندند که مضمون آن چه خواهد بود ـ بیقین میتوان\nگفت که در میان سرگرمی درس هر پیغامی که که بمعلم میرسد اقلاً\nپنج دقیقه متعلم را ضایع می سازد، کل ساعت را هم برباد\nدادن میتواند *\nدروازه باز یک درسخانه تمام جماعت را در یک حالت دائمی\nبی اتفاقی گذاشته می تواند، اگر کدام قسم حرکت بیرون در ایوان\nباشد ـ این بدیهی است ـ جمعیت های جوانان هم همیشه راغب اند\nباشخاصیکه در مجالس دیر میایند، یا بآنکه میگذرند از پهلوی"}
{"book": "adl0711", "page": 16, "text": "مسائل هر روزه ۱۳\n\nدروازه باز جماعتیکه در آنجا آنها جمع اند این یک قانون\nطبیعت بشری است علی السویه صادق بصنوف دارالفنون\nو شاگردان مکتب عالی یا ابتدائی که مردم مشغول کار\nنزدیک ما جلب توجه مان می نمایند این یک امریست\nکم و بیش بی اختیاری یا شاید جبلی که بهمین سبب اداره\nآن دشوار تر میشود *\nدر بعض مکاتب دروازه های درسخانه آئینه دار میباشند\nتا که یک مدیر نگهبان ، یا زائر هر لمحه دیده بتواند که در\nجماعت چه میشود ، عموما دروازه ها در چنین وضعیت میباشند\nکه منقش در چشمهای طلبه نگریسته میتواند و طلبه بزائر دیده\nمیتواند و عینا همین خواهند کرد مادامیکه او روی خود را\nبآئینه چسپانیده است - گاهی این کلام شنیده میشود که طلبه\nباین گونه چیز سهلا متعود خواهند شد ، لیکن تجربه حیات\nروزمره ، قاعدتا این بیان را باطل ارائه میکند یک معلم کلیتا\nحق خواهد داشت که بالای آئینه های دروازه های\nجماعتش پرده ها بیاویزد، بشرطیکه مافوقانش بشدت مفرط اعتراض\nنکنند ـ او یقینا بهتر کار خواهد کرد که همه اثرات این قسم\nاختلال را نفی سازد *\nطرز نشانیدن طلبه اکثرا در یک درسخانه ذریعه اختلال"}
{"book": "adl0711", "page": 17, "text": "مسائل هر روزه ۱۴\nمی شود. شاگردها در یک نیم دائره ترتیب دادن تا که\nیکی چهره های دیگر ها را بتواند چون آنها قرائت میکنند، بسیار\nمساعده میکند که اوضاع متوجهانه را بکار سوست مبذول\nسازد - چون یک شاگرد تمام ساعت در عقب اطاق\nبنشیند و فقط پشت سر هم صنف های خود را بنگرد ،\nاینچنین ندرتاً رویهای شان را ببیند چون آنها تکلم میکنند\nنیز از مدرس دور باشد ، مواقع این اند که او مدتی بوظائف\nساعت التفات نخواهد داد - ماسوای آن چون یک شاگردیکه\nنمی خواند ، دیده می تواند روی آنرا که می خواند او یک تحریک\nمتواتر می یابد ، که بدیگر صورت اعتنا نخواهد داد بآن چیزیکه\nگفته می شود *\nدیگر! چون شاگردها نزدیک آنانی می نشینند که بیرون\nمکتب بایشان تجارب محتهجانه رفاقت دارند ، این غالب\nاست که این رغبت های غیر مکتبی در آگاهی شان\nمتفوق خواهد گشت ، چون آنها در درسخانه باشند محض\nموجودیت جسمانی رفقای صمیمی تحریک مراوده مینماید که\nبتجارب معمولی دنیائی شان متعلق میباشد این بهر مرحله حیات\nمهم است ، لیکن این بالخاصه در سالهای ابتدائی چنین\nاست - پس معلمیکه از همه شاگردانش توقع توجه دارد"}
{"book": "adl0711", "page": 18, "text": "۱۵\nمسائل هر روزه\nحتما کدام تدبیری را تشکیل کند که در جماعت چنان تقسیم شوند که رفیق های دیرینه بچنان مسافه ننشینند که بیکدیگر مخاطبه کرده بتوانند *\nیک چاره قابل عمل و موثر ـ این پیشتر گفته شده است که حتما مکتب در انتظام باید داشت ورنه تدریس ناممکن خواهد بود در عین زمان هر سعی که بتشتت مخاطبه را مسدود سازد نسبت بعلاج مرض، موجب افزونی آن خواهد شد - آیا کدام طریقه هست که این مشکلات را متوازن گرداند؟ بسیار اساتذه امروز این مسئله را بیک طرز بسیط و گوارا حل میکنند - آن در مغز این است - تلامذه بوظایف مکتب فقط وقفه های مختصر متوجه و مشغول گردانیده می شوند، در جماعت های ابتدائیه دراز تر از پانزده دقیقه، نه، یا بخارج بیست دقیقه بیک وقت بدون استراحت در وقفه های سه تا پنج دقیقه شاگردها بآزادی مکالمه و مخاطبه کرده میتوانند - آنها بقراریکه انتخاب کنند هر سو حرکت کرده می توانند و بیک معنا در بی نظامی مکمل بوده میتوانند - باین اسلوب رغبت مراوده برای آن وقت بتکمیل میرسد - تجارب وقت گذشته را بیکدیگر بیان میکنند و باین طریق از آن تضییق تخفیف می یابند که بدیگر طور تحمل آن اگر"}
{"book": "adl0711", "page": 19, "text": "مسائل هر روزه\n١٦\nبرائے بچہ ہا محال نبود دشوار بود *\nمعلمیکه این تجویز را نیازموده است یعنی وقفہ\nہای مختصر اشتغال مرکوز که عقب آن وقفہ ہای\nکوتاه تفریح مکمل باشد ، ہنوز اکتشاف نکرده است\nکه چگونه بطرز بهترین وظایف مکتب را اکمال کند و\nدر عین زمان بموافقت طبیعت طفل کار کند صحیحاً\nتجربه ہزارہا سال در تدریس متضمن این دعوائی میشود\nکه محال است یک مکتب عادی اجرا شود ۔ اگر\nبچه ہای خرد بیک وقت یک نیم ساعت بنشند و در\nضبط داشته شوند چون برائے این عمل کوشش کرده\nمیشود اغلب است که در نتیجہ مابین معلم و متعلمان\nتنازع واقع آید که برائے ہر دو مفید نیست، اگر\nکدام معلمیکه تدبیر مجوز را نیازموده است ، چنین بکند ،\nباید اقلاً شاگردہای خود را توضیحاً بفهماند که چون آنہا\nدر مطالعه مصروف اند حتماً ہمہ طاقت خود اشتغال\nکنند، آنگاه فرصت بازی آزاد کامل خواہد آمد و دران\nوقت بیکدیگر خوب اختلاط کنند ۔ ما می توانیم ہر طریق\nزیاده تر حاصل کرده ، ( در تقدم ذہنی طلبہ در باز\nداشتن تنازع مابین استاد و شاگردہا و در"}
{"book": "adl0711", "page": 20, "text": "۱۶\nمسائل هر روزه\nساختن مکتب یک موضع خوب تر برای بچه ها اگر ما کار کرده\nبتوانیم متوازه خطوطیکه در فوق بیان شد است *\nیک سبب مقتدر بی وقفه های تفریح قیمت\nدارند: نه صرف ازین\nلطفی و نیز بد انتظامی در درسخانه ها جهت که شر مراد ده\nو غیره متعلق را تقلیل میکنند بلکه فایده خاص آنها این\nاست که فشار عصبی را میکشایند که همواره در درسخانه یک\nمصدر زحمت میباشد . یک بچه که در حالت فشار باشد عموماً\nیک شاگرد غبی و غیر مؤدب میگردد . چون اکثریت طلبه در\nیک اطلاق بحالت فشار بیایند ، خوب نزدیک مایوسی میرسد\nکه یک نتیجه موثر از کارشان گرفته شود . یک چیز این\nاست که آنها بیتاب میشوند ، آنها هر سو حرکت میکنند.\nبی اختیارانه و بدون مقصد تا تخفیف آن تضیق بنمایند\nیکی تا مدت معتد به (ساکن نشسته) نمی تواند چون عضلاتش\nبکش در آورده باشد طبیعت تقاضا میکند که طاقت عصبی\nاو را از تبدیل وضعیت بر قرار داشته باشد . و نتیجه فشار هایش\nبالعموم رفع خواهد شد . مشاهده کنید که یک مجلس فرضاً یک\nساعت متوجه بوده است . بنگرید حرکات بی غایت را\nکه نمودار شدن میگیرد و آنها اعمالاً افزوده میروند تا بدرجه"}
{"book": "adl0711", "page": 21, "text": "مسائل هر روزه ١٨\n\nبد نظمی میرسند. درین چنین موقعیت یک خطیب مجرب چه\nمیکند؟ او یک حکایت ظریفانه میگوید که عضلات سامعین\nرا مستریح می سازد. و این چنین حقیقۀ آرام شان میدهد\nو امداد شان می نماید که باز بر خود ها قبضه کسب کنند. یعنی\nمنتظم گردند. معلم چیزی از مثال ناطق عمومی آموخته میتواند چون او\nدر می یابد که اطاقش غیر منتظم شدن گرفت او یک توقف کوتاه داده میتواند چنانکه با لا تجویز\nشد شاگردان خود را اجازه بدهد که هر قسمی که بخواهند آزاد گردند البته از شرارت عمل و\nبی قانونی ممنوع باشند ترجیحا باید آنها دو یا سه دقیقه بیرون در یا برای\nدویدن بروند. این کافی خواهد بود که عضلات فشار دیدۀ\nشان را بکشاید و شش های آنها را بهوای تازه پر کند\nو دوران خون را سرعت دهد. درین وقفه ها استراحت\nشاگرد های خود را بممانعت ها محصور مسازید. حتما با ید اراده\nهای شان گذاشته شود که حظ های پابندی اقل را تعقیب\nکند. که مراد ازین است. به تعمیل قواعد احکام یا هدایات\nمبذول مدارید. توجه شان را در قبضه بدارید ما دامیکه\nشما مناسب میدانید تا در پروگرام تان دروس منضبط\nرا یاد بگیرند، پس برای یک وقفۀ محقر آنرا\nمطلق بگذارید. این موثر ترین و مقصد ترین\nطرز های عمل است .\n\nمسایل هر روزه شماره بیستم"}
{"book": "adl0711", "page": 22, "text": "۱۹ مسائل هر روزه\n\nوقفه های استراحت متواتر حتماً مقضیاً است\nاطفال در جماعت های اول، دوم، سوم باید وقفه های وافر استراحت داشته باشند هر بست دقیقه بعد غالبا ـ بیشک این مقصود خواهد بود اگر کسی کار را چنان منقسم بسازد که یک تنوع فعالیت های صنعت دستی باشد، که بچه های پس از هر مطالعه فکری، اختیار کنند، زیرا اینها برای سبک ساختن عضلات فشرده خدمت خواهند کرد ـ لیکن با وجود این چنین ترتیب بچه ها حتماً بدفعات متعدد در اثنای هر دوره چند دقیقه برای بازی بی اختیاری داشته باشند ـ شاگرد های در جماعت های بلند تر وقفه های خورد اقلاً بعد از هر چهل پنج دقیقه کار دماغی داشته باشند ـ این بهتر خواهد بود اگر اینها استراحت سه دقیقه بعد از هر سی دقیقه توجه بدروس خود بیا بند *\nآیا شما گاهی بیک درسخانه فرضاً یازده نیم بجه رفته اید چون معلم شاگردها علی السویه آزرده بودند زیرا مانده شده بودند؟ اگر چنین است بیشک شما یکی از وضعیت های نهایت وخیم را ملاحظه کردید که در کار مکتب بر میخیزد ـ بیقین میتوان گفت که شاگرد ها بهیم لا از انتظام"}
{"book": "adl0711", "page": 23, "text": "مسائل هر روزه ۲۰\nخارج» میکشند ، وقت و طاقت استاد برای تادیب افراد سرکش بیشتر مصروف میشد . توبیخ و تهدید بسیار بود . آواز معلم اشتغال میداد و او در باره سلوک و کار طلبه شکایات متواتری نمود . یقیناً برای نارضامندیش دلیلی بود ، چه طلبه در مسائل شان غلطی ها میکردند ، هجاها ذمره درست نبود . جمیع تحقیقات بر تعب در سمانه تائید نموده است که میلان طلبه درین حالت این میشود که در کار شان غلطی ها را فرو میگذارند . آنها بکاریکه در دست دارند متصلاً ملتفت شده نمی توانند هاکذا بداهتهٔ خطاها از آنها سر میزند . آنها اغلب است که (بی پرواه) نیز شوند . آنها می توانند کتابچهای نقل خود را داغدار سازند ، اشیاء را بر فرش اندازند ، یا سیاهی خود را باطراف میزهای شان بزنند و قس علی هذا . زود تریا دیر تر، استاد ازین همه اغتشاش مختل میشود . آنگاه او فقط بدتر میسازد حالتی را که پیشتر بد بود. آیا نمی بیند که اکثر فاجعه های در سمانه در چنین اوقات وقوع می پذیرد چون هر دو استاد و شاگردها در یک مقیاس ادارهٔ خود ها را از دست داده میباشند ؟\nسایر ایام در مدارس چه سر میگذشت"}
{"book": "adl0711", "page": 24, "text": "مسائل سریروزه\t۲۱\nاگر شما کدام وقت در چنین موقعیت واقع باشید،\nبیان نمائید تدبیر بیان کردن کدام حکایت دلچسپ را\nبمکتب خود در صورتیکه شما وقفه تفریح داده نتوانید\nآیا شما گاهی ملاحظه کرده اید اثریرا که بر یک مکتب\nغیر منتظم میاندازد ، نظم خوبیکه ایستاده گی خوانده شود\nو شاگردها بجمعیت بی اختیارانه «خود» ها را دران بیندازند\nبسا اوقات بسیار مد است که کلکین ها را وا کنید و\nسه دقیقه ورزش تنفس بگیرید هر قدر عمیق که میتوانید\nشاگرد ها را بگذارید که چون نفس میگیرند دستش\nهای خود را آواز دهند ، این همه برای کشایش\nامداد میکند . من دیده ام مکتب غیر منتظمی را که\nباین حیله ساده بانتظام معقول مسترد شد . هیچ کسی\nخفه نشد و همه موقعیت بس بهتر شد او آنگه اگر معلم\nعمل میکرد باصولیکه شاگرد های توانند مؤدب شده\nاگر فقط اراده آن دارند . و چیزیکه آنها بکار داشتند\nاین بود که اراده هایشان تحریک بیابد . تجربه ها ظاهر کرده\nاست که در حالات مانده گی اراده کم و بیش غلط میگردد\nو یک شخص واقعاً نمیتواند کاری کرد که در اوقات\nبهتر بسهولت میتوان کرد - ما باین ملاحظه میرسیم که برای"}
{"book": "adl0711", "page": 25, "text": "مسائل هرروزه\n۲۲\nاراده حالات خوب بدنی خصوصاً حالات خوب عصبی مطلوب\nاست تا همه مواقع موثراً عمل کرده بتواند . شاگردهای\nخود را بنامهای درشت میخوانید که دران شرارت ارادی\nو قصدی مضمر باشد ، چون آنها قوهٔ امتناعی خود را از\nدست دهند ، بلکه سعی کنید که ثبات عصبی شان باز قائم\nگردد ، و اگر شما موافق آمدید شما در خواهید یافت که آنها\nمبادرتًا خود ها را بقواعد و ضوابط مکتب تطبیق خواهند داد.\nیک مثال ظاهر بسیار قریبا ، محر یک موقع نمودن\nیک مکتب غیر منتظم ملاحظات بر یک درسخانه یافته\nبود که دران هر چیز براه غلط\nمیرفت . طلبه فوق معمول (بیقرار) بودند کویا قابل نبودند\nکه بوظائف خود ها را اشغال نمایند ـ یک ساعتی که در جماعت\nبودم ، معلمه بر شاگردهای خود الزامات کوتاهی های مختلف می نهاد\nحسب بیاناتش آنها شوخ ، نافرمان وسست بودند\nبالمختر آنها مطلقا قابل ماندن در مکتب نبودند ـ ظاهراً چیزی\nاستحقاق این شکایات بود ـ زیرا بچه ها در همه کار خود\nبسیار بیکاره بودند ـ در یک جماعت بست طلبه که\nجغرافیه میخواندند یکی درس را نمی فهمید که بهمین یک\nنطق معقول کرده می توانست ـ اکثر طلبه ظاهراً بیخبر"}
{"book": "adl0711", "page": 26, "text": "مسائل هر روزه ۲۳\n\nبودند عملاً از هر چیزیکه در سبق بود - این معلمه را بسیار\nآزرده میساخت: در صورت، چهره، وضع او نارضائی\nنمایان بود را ابراز میکرد - در اکثر قرائت های خود بچه ها « احمق »\nبودند - آنها بوفور غلطی ها میکردند، در همه درسهای خود\nآهسته و بی ربط میخواندند +\nاین جماعت خاص ماتحت دیگر معلمات شهرت بغباوت یا\nبد نظمی حاصل نکرده بود، بر خلاف آن یک عدد شاگردان درخشان\nدر جماعت بود . لیکن بدین موقع آنها مثل دیگر هم صنفان\nشان کند مینمودند . چه اسباب این حالت معاملات بدبختانه\nتولید کرده خواهد بود ؟ حاجت ماندن در جماعت مدت\nزیاد نبود تا یکی وجوه این خموش و بد نظمی را دریابد که\nظاهر بودند - بمحل اول ، معلمه در صحت خوب نبود -\nدفعه اول که طلبه او را دیدند بعض شان به شکل لاغر شده\nاش ملاحظات نمودند حتی آنها گفتند که گمان شان\nنمیآید که او برای تدریس مکتب قوت کافی داشته باشد\nاو در کار خود دور نرفته بود که خنک زده گی واقعش شد\nچنان او خودش خیال کرد، غالباً آن بسبب مانده گی\nبود - این را خنک زده گی پنداشته او اصرار کرد که همه\nدر ها و دریچه های درسخانه جاریاً بسته باشد حتی در میان وقفه"}
{"book": "adl0711", "page": 27, "text": "مسائل ہر روزۂ ۲۷\n\nہم او اجازه واکردن آنها نمیداد ۔ در انجام آن، ہوائے\nاطاق نا قابل تحمل شد ۔ یک چیزیکہ معلمہ را مشتغل میساخت\nفاژہ کشی بچہ ہا بود ۔ چنانچہ در اثنائے سیر یک ساعتہ من\nاو بکبرات متعدد گفت کہ فاژہ ہائے خود را بند کنید و\nبکار متوجہ شوید ۔ اگر شما بسبق ہائے خود راغب باشید\nشما در نشیمن ہائے خود بخواب نخواهید رفت ۔ دو بچہ شکایت\nسر درد نمودند و معلمہ الزام شان نهاد کہ آنها سُست\nبودند و از سبق ہائے خود گریختن مے خواستند مناسبات\nدر بین او و شاگردانش چنان در فشار آمد کہ ہیچ تدریس\nموثر در اطاق شده نمے توانست *\nاین گفتن سخت مے نماید لیکن باید گفت کہ معلم\nدر چنین حالت جسمانی درسخانہ متمتع باشد ۔ این صحیح نیست\nکہ بست بچہ وقت خود را ضایع کنند و بهوشی دو چار شوند\nکہ غالباً آن عادتہایے را در آنها تکامل دہد کہ رذیل و\nمشتعلانہ باشد ۔ از طرف معلم این است کہ اگر او مفرطاً\nمانده شده باشد، خردمند می خواهد بود کہ کار خود را بکوتاهی\nقطع کند تا وقتی کہ قوت کافی پیدا کند برای اجرای کار\nبطرزیکہ مطلوب است ۔ اگر او در چنان حالت نازک سست\nکہ ہوائے تازه را ہم در اطاق راه داده نمے تواند یقیناً"}
{"book": "adl0711", "page": 28, "text": "مسائل هر روزه\n۲۵\nبهتر است که بیرون در شتانه باشد و طلبه را باحوالی تابع\nنسازد که بحیات مکتب معاند شان بگرداند *\nاستراحت معلم - در زمانه قریب ، محرر یک مکتب خوبی را\nمعاینه کرد - که دران یک اطاق جداگانه برای معلمان\nبود چون آنها فارغ میبودند - این سامان بسیط داشت\nاما کافی دلکش بود که آرام و استراحت را نشان میداد\nچون معلمان ساخت خالی دارند در آنجا میروند آنرا\nبسیار می پسندند - معلمان میگویند که اگر بعد از تعلیمات\nنیم ساعت قدر فرصت راحت بر ای شان میسر\nباشد باقی دقت روز بهمت و تازه گی تدریس کرده\nمی توانند - بر بنای حکم اقتضای ، می ارزد که در\nهر قسم مکتب چنان یک اطاقی باشد - معلمان بشیراند و\nماشین بشری چنین ساخته شده که بعد از فشار بلند وقفه\nهای فشار پست میآید اگر ماشین بموتریت تمام کار\nمیکند - چون معلم پیش روی جماعت خود میآید هر\nحاسه اش باید چست باشد - او باید متحرک باشد و درعین\nزمان بر نفس خود قادر وخوب متوازن باشد - اما چون\nجماعت فارغ گردد او بوقفه ها از لواح جماعت بیرون\nبلغزد و در جای مختلفی برود که آنجا آرام کند *"}
{"book": "adl0711", "page": 29, "text": "مسائل هر روزه ۲۶\n\nاین بهتر است برای طلبه و اساتذه که کدام وقت در اثنای اجلاس تدریس از همدیگر جدا باشند - اطاق استراحت برای معلم یک قسم حیات محفل درمیان روز مهیا میکند و بعد از محظوظ شدن در آنجا کارش تازه و زنده تر خواهد شد - غالباً او پیشتر مرغوب خواهد گشت و چون کار روز بانجام میرسد کمتر مانده و آشفته خواهد شد *\n\nلیکن ما این مفکوره را وراثت یافته ایم که تدریس یک امر بسیار متین و زاهدانه است و چون بر وظیفه باشند مدرسان باید استراحت نکنند - این خیال راست است که خوب تعریف نشده است و بسیاریکه ظاهرآ این را یقین دارند اعتراف آن نخواهند کرد چون مثل فوق واضح بیان شود یک نگران مکاتب در یک شهریکه خوب وسعت دارد یک مثال این نکته مسئول فیها را پیش میکند او خیال کرد که معلمان هیچ حاجت تفریح ندارند بلکه باید در ساعت خالی در درسخانه مانده کاغذ ها را بخوانند و دروس آینده را مطالعه نمایند و بجز شامهای جمعه و شنبه بدیگر روزها در محافل هم شرکت نورزند - نگران موصوف یک شخص صادق و خیرخواه معارف است - اما اصول فطرت را نمی فهمد بلکه از اقتصاد و موثریت تازگی و فرحت معلمان"}
{"book": "adl0711", "page": 30, "text": "مسائل هرروزه\n۲۷\n\nبیخبر است زیرا که در صورتیکه معلمان تازه و فرحان باشند یعنی\nاز ساعت های تعلیمی وقفه های راحت داشته باشند ، خوبتر\nتدریس کرده می توانند این معامله به احتیاط و وسعت\nسنجیده شده است و بطلبه و اساتذه علی السویه تعلق\nدارد .\nموسم طغیان شیرین هنوز اسباب بی انتظامی در طلبه\nتماما بیان نشده است - یک نظر\nدر سال مکتب یه مرغوب عام است که آنها در بهار\nوظیفه بیکاره شیرین را بجا میآرند اینکه بعد از کار در از سرما\nبچه ها مانده میگردند و چون برف گداختن میگیرد آنها ازادی\nبردن دراز را خواهان میشوند - بعضی تحقیقاتیکه در داخل\nخارج مملکت کرده شده است ارائه میکند که بچه ها نسبت\nبه نومبر در مئی بیشتر مانده میگردند که بیشک باین سبب\nمنسوب است که در دوره مکتب آنها زیاد تر طاقت اعصابی\nرا خرچ می نمایند از آنکه تولید میکنند و نتیجه این تقلیل تدریجی\nقوت وتحمل میشود تا که ماشین حیات بآن همواری و سهولت\nجاری نمیشود که در فشار بلند طاقت معمولش بود لیکن با\nهمه نقصاناتیکه در تدریس طلبه در بهار موجود است ، غالبا نقصانا\nعظیم تر است درین که از خزان تعلیم داده شود چه در بهار مانده گی"}
{"book": "adl0711", "page": 31, "text": "مسائل هر روزه ۲۸\n\nمیباشد و در خزان غیر منتظم است ، آیا شما مشاهده نکرده اید\nکه چون مقیاس الحرارت در اثنای روز زیر نقطه انجماد می ماند\nطلبه چگونه بی قرار و بی توجه میگردند . آنگاه دریچه های مکتب\nو نیز از خانه بسته می ماند تا که طلبه فقط آن هوائیرا تنفس میکنند\nکه حرارت منصنبع داده شده است بلکه اکثراً حرارت مفرط و در\nهوا گرد خراشنده هم آمیخته می باشد . این هوا معمولاً بسیار یابس\nمی باشد و بالکل مختلف است در اثر آتش بر نظام عصبی ، از\nهوائیکه در فضای کشاده بآفتاب گرم شده است دیگر در\nخزان طلبه بوتیره مکتب فقط بآهستگی تطابق می یابند ، چه\nآنها مطلقاً عادت نگرفته اند که ساعت های دراز در آن بنشینند\nدرمیان تمام ماه های گرما آنها عموماً از روی عضلات بسیار\nفعال میباشند . هر عضو رئیس فایده تحریک صحت بخش\nیافته می باشد چه ریاضت جسمانی متواتراً میسر میآید . در\nیک حیات فعال متحرک هشتش ، هر روز هزاره ها کثرت تماماً\nهوا پر میگردند . حالانکه در مکتب آنها باستثنای چند\nدقیقه که در زمین بازی صرف میشود ، در میان کل دوره\nموسم یک دفعه هم امتداد نیافته بودند نظامهای جسمانی\nکه بهضم اخراج فضلات بآنها مربوط است ، زیر پابندی\nهای مکتب نهایت ماؤف میگردند ، خصوصاً در زمانیکه"}
{"book": "adl0711", "page": 32, "text": "۲۹\nمسائل هر روزه\n\nدوباره اداره شروع میشود - نظام عصبی که در یک بچه ننمود\nورزش را خواهان است، در یک نشیمن مکتب بحالت\nبی عملی وغیره طبیعی گذاشته میشود ـ لمحه که شاگرد بعد از رخصت\nمشروع کارش مینماید ، فعلاً از همه نظام او مطلوب میشود\nکه یک وضع کاملاً مختلف را اختیار کند و وظائف مختلفی را\nبجا آرد از آنکه در اثنای نشو و نما کرده بود هرگاه یک فردی\nجوان یا پیر در طرق زندگانی خود یک تغیر اصولی را راه میدهد\nیک زمانه معتد بها همیشه بکار میشود که دوباره تطبیق خود\nبآن بدهد - درعین این زمان تغیر، او بیتاب و بیقرار است\nو می تواند درد واقعی کشید زیرا اعضاء قابلیتی ندارند که\nوظائف سابقه خود را فراموش کنند، وخود ها را بطرز جدید\nزیست مطابق سازند - این بالخاصه بیک بچه صادق میآید\nکه در حالت نمو است - اگر شما او را نزدیک اول اکتوبر در\nمکتب مشاهده کنید بعد ازینکه او دو یا سه هفته در مکتب مسدود\nمانده است و خصوصاً اگر باد وقت زیاد برای ورزش ها و\nبازی وهوای کشاده داده نشده است شما او را بیقرار\nبی قناعت خواهید یافت که توجه بکارش بزحمت زیاد\nمیدهد وبعضاً اقل مطالعات خود را ترک میدهد برای\nرغبت هائیکه عضلاتش می پسندد - اگر موسم تقاضا دارد\n\nسال چهارم اداره سراج الاطفال شماره ششیم"}
{"book": "adl0711", "page": 33, "text": "مسائل هرروزه\n۳۰\nکه دریچه ها بسته شود و هوای تازه بطلبه خیلی کم برسد،\nبچه فعال شکایت سرگرفته کی خواهد نمود و موثریت کار خود را\nکرده نخواهد توانست بعض اوقات اکثر طلبه را خواهید دید که\nدر یک در سخانه گذر های تنفس شان بعضا یا کلاً مسدود\nگشته است و ازین جهت چه در شب چه در روز بآسانی\nتنفس کرده نخواهند توانست. این بدبخت ترین موسمها برای\nشاگرد است *\nشاگرد ها را بتدریج در این یک خطای\nبزرگیست که در هفتهٔ دوم\nخزان بکار مکتب بیارید\nستمبر کار بتمام کر فر شروع\nکرده شود و هر طلبه پنج ساعت یا زیاده در یک نشستن باشند\nیک جوان هم بدون اخلال زیاد جسمانی بخود همچنین ثقل حالت\nرا در طرّ حیاتش کرده نمیتواند یقینا برای یک طفل محال\nاست که این را بغیر صعوبت بسیار حتی بغیر مداخلت وخیم\nبقوای رئیسه خود سر انجام دهد. این خوب معروف است\nکه امراض مکتب خصوصاً در زمان بعد رخصت رونق\nمی پذیرند . لیکن اگر ما تدریجا در خزان طلبه را بزندگانی\nمکتب رهنمائی کنیم ما آن ثقل را صورت می توانیم داد بدون\nاینکه بافعال جسمانی تشدّد ورزیم . باید ممکن باشد که چنین"}
{"book": "adl0711", "page": 34, "text": "۳۱ مسائل هر روزه\nپروگرام تشکیل کرده شود که از روی آن مثلاً شش هفته\nاول سال طلبه نصف روز در مکتب باشند بعد ازان دوره\nیک دو ساعته طرف دیگر افزوده شود اگر جهت تکمیل مقدار ضروری\nکار حاجت آن باشد - درین گفتن خطری نخواهد بود که باینطریق\nدر آخر سال همان قدر کار تمام شده خواهد بود که در صورت\nوقت دوچند میشد و متعلم از روی حالت جسمانی بهتر خواهد بود *\nمسئله تعطیل - شاید این بهترین زمان و محل است که\nاندراج یک احتجاج نموده بر علیه طریقی حاضر که مکاتب نه ماه جاری باشد\nو بچه ها سه ماه بیکدفعه آزاد گذاشته شوند - باحوال معاصرانه نظام\nموجوده مابد موافقت دارد این بیک زمانی ابتدا شده بود که ما\nیک قوم دهاتی بودیم واز بچه های ما مطلوب بود که برای منفعت\nدر حین شهور گرما مزدوری کنند . ما با تبدلات خفیف این نظام\nرا دوام داده ایم تا وقت حاضریکه تقریباً هفتاد صد طلبه مکتبی\nما در جمعیت های شهری اند که آنجا آنها هیچ موقع اجرای\nکار های نافع ندارند . که در حقیقت آنجا آنها هیچ کار\nبرای کردن ندارند - چون مکاتب در تعطیل باشند\nبعض بلاد بزرگتر تقدیر این مسئله را کردن گرفته اند و مکاتب\nتاسیس میکنند لیکن از ده نه جمعیت های ملک ما که\nباید در گرما کار مکتب میداشتند ازان نوع هیچ ندارند *"}
{"book": "adl0711", "page": 35, "text": "مسائل هر روزه ۳۲\nمحرر از بسیار می پرسیده است که سبب این تعطیل دراز چیست چون بعضی این معامله را خارج اقتدار شان گفتند دیگران این را برای تفریح طلبه لازم قرار دادند لیکن تجربه و تحقیق حاضر علی السویه تصدیق این تجویز می نماید که از تعطیل طویل بهتر این است که وقفه های مختصر و متواتر برای طلبه داده شود درین صورت صحت و ترقی دماغی شان بیشر است یوم کوتاه مکتب ، اما ایام زیادتر مکتب در سال از نقشه موجوده یوم دراز مکتب با سه ماهه ترک مطلق کار مکتب با قوانین علم النفس و حفظ الصحه خوبتر تطابق دارد بخیال محرر بهترین است که در هفته شش روز کار باشد و هر روز سه یا سه و نیم ساعت علاوه بران ، کار باشد و در سال چهل هشت هفته باشد، ازینکه روز مکتب شش ساعت داشته باشد و سه ماهه زمانه تعطیلات باشد یا ساعتهای معین که یک شاگرد باید در مکتب در سال صرف کند، باید بآن ساعتهای در کل سال متوازیاً تقسیم شود، بهتر است ازینکه آنها در هشت و نیم ماه مجتمع شوند*\nمسئله اداره اطفال در یک جمعیت خیلی آسان تر خواهد شد اگر آنها کم"}
{"book": "adl0711", "page": 36, "text": "۳۳\nمسائل ہر روزۀ\nکار در اکثر روز های سال داشته باشند . این مفید\nخواهد بود که آنها یک دو هفته را آرام چهار کرت در میان\nسال داشته باشند، اما تعطیل ازین دراز تر نباشد. معامله\nبا نوجوان مختلف است . آنها در تعطیل طویل مفاد ہای\nجدید را می پرورانند و دران مشغول میگردند اما اطفال\nخصوصاً در شهر ها از رخصت دراز پیچ استفاده نمی توانند. بلکه\nحیران می مانند که چگونه وقت خود را صرف کنند لہٰذا مکاتب تعطیلی\nبرپاشده است تا در گرما چند ساعت روزی یک کار ظاہر و\nمادی برای بچه ہای خورد مهیا باشد +\nنقائص جسمی و مشغلات بطور قبل از اختتام این باب\nمناسب است که اقلاً\nاسباب غباوت و بے انتظامی ۔ تلبیح نموده شود بان اثریکه\nاحوال فوق المعمول جسمی بر روش و کار دماغی دارد. از مطالعه حاضره\nاطفال یک تیقظی پیدا شده است درین امریکه نقائص و کوتاہی ہائے\nذہنی مبنی می باشد بر موجبات جسمی که علاج پذیر اند. در ده سال\nگذشته این قدر امثله ثقلب ذہنی وجذباتی در اطفال منسوب\nبباصره و سامعه ناقص ارائه شده است که بعض مردم این فکر\nکرده اند که همه ابلهی و شرارت از نقص قوای دیدن و شنیدن\nتولید میشود نیز در فعالیت ذہنی و حالت دندانها مناسب ظاہر"}
{"book": "adl0711", "page": 37, "text": "مسائل هر روزه ۳۴\n\nشده است - سابقاً از ملاحظه اطفال مکاتب در آمد در منچستر\nظاهر گشت که دندانهای ناقص بر احوال ذهنی طلبه اثر وخیم\nداشت و این نتائج تصدیق یافت از امتحانات وسیعه که در ممالک\nاجنبی نموده شد - استعمال مسواک برای دفعیه امراض دندان لازم\nاست - باید هیچ گاه ذرات خوراک درین دندان جمع نشود و در\nصورت درد یا مرض فوراً بمعالجه پرداخته شود ورنه تمام صحت\nخراب و درد شدید، طفل را از کار خواهد کشید+\nعلاوه بر مضرتیکه بشکل قبیح دندانهای ناقص پدید میآرد\nتنفس ناقص نیز بر فعالیت های ذهنی و روش اطفال اثر مضر\nمیاندازد - مردم عموماً تقدیر میکنند که مناسبات فریبه در میان\nتنفس خوب وصحت جسمانی و دلی موجود است - لیکن کسانیکه\nبا طلبه تعلق دارند اکثراً ازین بی پرواه مانده اند زیرا احوال\nمتداخل تنفس بزودی شناخته نمیشود مثلاً یک بچه دهان\nواکرده تنفس بآن می نماید و معلوم میشود که در تنفس او نقص\nاست اما او اگر دهان خود بسته داشت نقص او را نه والدین\nمعلوم کرده میتوانند نه معلمها اما بشب چون نظام عصبی کمی\nسست میگردد نتائج تنفس ناقص وخیم تر می شود +\nمحوره نقصیت اعمال دو متعلم را نموده است که در\nشب تنفس شان مختل می شد - یکی بسیار غبی بود و"}
{"book": "adl0711", "page": 38, "text": "۳۵ مسائل هر روزه\n\nهیچ توجه بدروس داده نمیتوانست و روز بروز غافل و کاهل شده میرفت - دیگر تند بود و باندک حرف می رنجید بلکه بیک اشتغال عادی میگریست - بسیار سعی کردند که در طعام شان ترتیب نیکو آوردند اما سودی حاصل نشد - بیتابی شانرا در خواب بخرابی صحت شان مربوط پند اشتند اما فکر کسی منتقل باین نشد که کل علت در تنفس بود - بالآخر بعد از امتحان طبی محقق شد که سدهای ضخیم در راه تنفس پیدا شده بودند چون از عملیات در گلون آنها برداشته شدند - هر دو طفل انقلاب کلی در اطوار خود یافتند - یکی چست و چالاک گردید و بتمام امور مکتب دلچسپی کرده یک متعلم درخشان شد و دیگر اگر چه کم ترقی نمود، اما فرق هویدا از خصلت او ظاهر گشت و بر نفس خود قابو یافت - علت در هر دو متعلم این بود که در خون شان هوای نیمی کم داخل میشد و تنفس ناقص پیدا شده در خواب بیتابی میآورد و آن طبیعت شان را بیقراری داشت - باید آکسیجن کافی بخون برسد و قابلیت تنفس آسان حاصل شود ورنه اثر بد کمی اکسیجن او خواهد داد و از آن بتر است اثر عصبی برینکه تنفس درست نباشد اهمیت این امر مطالبه دارد که تحقیقات"}
{"book": "adl0711", "page": 39, "text": "مسائل هرروزه\n۳۶\nمکمل دربارهٔ قصبات الریه و حنجرهٔ طلبه در مکتب نموده شود\nواگر مسدودیت معلوم گردد به ارتفاع آن پرداخته شود\nاگر این معامله بخود والدین گذاشته شود، در صدی یک\nهم علاج نخواهد شد زیرا مردم همیشه متخاصم اشیای جدید\nمیباشند - در هیچ شهر امتحان چشمها و گوش های طلبه نشده\nاست که در آنجا معلمان و متخصصان با والدین ها بعد از مجادله\nملاحظه نکرده باشند - در یک شهر مترقی چون متخصصان\nامتحان دندانها وگلوهای طلبه می نمودند اینقدر اعتراض\nاز والدین رسید که مجلس معارف از ملاحظه مذکور صرف\nنظر کرد - امّا با وجود این مخالفت و علی الرغم والدین این معاینه\nطبی لابد است و در بعض بلادیکه این معاینه بانجام رسیده\nاست بالاخر والدین از نتایج خرم گردیده اند+\nصحیفه مکتب\nسال اول روزه دوم محرم الحرام"}
{"book": "adl0711", "page": 40, "text": "۳۷ مسائل ہر روزہ\nفصل دوم\nمسائل تادیب\nیک بچه خراب شده - آنست که مواظباً با مردم نواح خود خوب نیست یا متخاصم است بقوانین روش جمعیتی که دران می زید - نسبتاً و درجهٔ هر جانور غیر بالغ کم وبیش بمحیط خود غیر مطابق میباشد . بلوغ یا پختگی این معنی دارد که تطابق مکمل حاصل آید - یک بچه را بگیرید که خراب شده تصور میشود سنش هشت سال است و با هیچ کاری برضا و رغبت متفق نمیشود الا آنکه کاملاً بقرار خواہشاتش باشد او سرکش و سینه زور است بزرگان و خوردان علی السویه احکام صادر میکند و ماہر است درین که اقسام فنون استعمال کند تا فرامین او نفوذ یابد و هر بچه بدرجه زیادتر یا کمتر این حیله ها یاد دارد . مردم بنزدیکش حس میکنند که باید باو تن ندهند لیکن حالا مقاومتش کرده نمیتوانند باظهاراتش"}
{"book": "adl0711", "page": 41, "text": "مسائل ہر روزه\n۳۸\nدر خشم چنان شدید و مدید میباشند که همه از شنیدن\nو دیدنش متاثر شده ندرتاً تا آخر باو مسابقه کرده میتوانند\nالبته این ظاهر میکند که تیزی و ثبات طبیعی دارد و این\nاوصاف قابل تحسین است اگر در اظهار آنها با طریق\nموجوده نظام اجتماعی موافق باشند . از چشمه اخلاقش هیچ\nفعالیتی سرنمی زند که با رادهٔ خودش کسی را اطاعت نماید\nنظر به حیاتش که البته هنرمندانه است، این است که مردم\nندیمش بکار آرند و آرزوهایش همیشه اول در لحاظ آورده شوند\nطبیعت باین مزاجش آراست و مربیانش طبیعت را باکمال\nرسانیدند . نتیجه چیست ؟ یکی این است که اوگاهی\nخوش و خرم نمیباشند .\nبچه خراب شده مشکل گاهی اکثر وقت او باکرامی تنازع\nخوش میباشد { دارد زیرا بسیار مردم بدون\nمجادله تابع او نخواهند شد . او خیلی بیقراری جسمانی\nبر خود وارد میکند زیرا هر چیز برا که می بیند و میخواهد\nمیخورد و پروائی ندارد که بزرگانش دران باب چه\nهدایت میدهند . بعضاً بسبب زندگانی طغیانی و جذباتش\nو بوجه عاداتش که اعتنا بقواعد حفظ الصحه نمیدهد، قدش\nاز معمول پست است . در مکتب او ترقی هیچ ندارد\nسائل هر روزه پیرید اگرس چاپ مکاتبات"}
{"book": "adl0711", "page": 42, "text": "مسائل هر روزه ۳۹\n\nزیرا او مطیع و قابل تربیه نیست . او وضع آموزنده ندارد\nاو بمنزله آقاد سرکش و اینچنین اشخاص سبق نمیآموزند\nآنها خود را بتجارب دیگران توفیق داده نمیتواند چنانکه\nدر مکتب پیش میشوند ، فلهذا این بچه بدبخت غبی\nاست و در جماعتش از همه پست تر میماند در عین زمان مرد میکه\nدورش اند نیز کم و بیش بدبخت اندچه هر لمحه احتمال نزاع\nمیرود . در تمام راه این یک موقعیت مکملاً ناگوار است\nآیا اجتناب ازین میتوان شد . یک کُره یا سگ چوچه\nطبعاً کمتر مطابق است از طفل که اهلی گردد معاهذا اسپها\nو سگها معمولاً تربیت کرده میشوند تا بنظام حاضر امور\nبسیار خوب موافق میگردند ، آنها غالباً از حیات مقدار\nخوب مسرت میگیرند و بکسانیکه مناسبات دارند ، آنها\nرا نیز خوش میسازند زیرا زود تر سبق تطبیق اخذ را\nمی آموزند . مسئله تربیه طفل پیچیده تر است اما\nاصولات میلانها همان اند . تربیه همیشه فقط یک چیز معنی\nدارد یعنی یک فرد را ، در اجراآت ذهنی ، میلانهای اخلاقی\nو عاداتش چنان متاثر کردن که او خود را مطابق\nسازد در مناسبات خوشگوار به محیطش اجتماعی باشد\n\nیا بدنی *"}
{"book": "adl0711", "page": 43, "text": "مسائل ہر روزۀ ۴۰\n\nمیلان های اعلیٰ و ادنیٰ دیگر جای دیده ایم که طبیعت در حصه معتد بها فرد را آراسته میکند، بیشک در حصه کلان ذبین اتکه او یک زندگانی بسر آرد که بیشتر ابتدائی بیشتر خود پسندانه بیشتر جذباتی است از آن که برای زیستن در هیئت اجتماعی معاصر مطلوبست، لیکن او نیز آراسته اش میسازد با مکانات تطبیق با حوال مرکب اجتماعی، تربیه مشتمل است بر این که میلانات اعلیٰ تقویت و ادنیٰ اضمحلال یابد. خوش بختانه طفل و دیعت یافته است خواصیکه ما آنها را برای تکمیل مقصد خود استعمال کرده بتوانیم. او نقال تولد شده است و نیز بسرعت تمیز کرده میتواند که کدام تجارب در آخر برایش مفید و کدام مضر است حیوانات خاصیت مؤخر الذکر دارند اما بمضامین مناسب از مقدم الذکر عاری اند، پس بنای تربیه شان کلاً باید بهمین خواهش باشد که از درد پر ہیز شود و خوشی افزوده آید. برای کدام حیوانات جنس بلند تر واضح سازید که یک فعل معین مثلاً عوعو کردن سگ برا ہر وان همیشه و بداہۃً نتایج ناگوار خواهد آورد و او بزودی یا دیری آن فعل را ترک خواهد داد ولو آن عمیقا جبلی باشد، آن حیوان بسبب این تقدیر کمتر خوش نخواهد گشت. این راست است که بعض تحریکات در حیات بشری -"}
{"book": "adl0711", "page": 44, "text": "مسائل ہر روزہ\n۴۱\nچنان صمیم و مؤکد اند که آنها ابراز داده خواهد شد اگرچه در\nتأصیل آنها جان برود، لیکن غالباً از ده نه فعالیت یک\nسگ معیناً و دائماً ازین طرنز بسیط مذکور تخصیص میشود\nکه اصول حقیقی آن این است که حیوان حتماً باید حس\nکند که نتایج متیقن بداشته از فعالیت های خاص می زاید *\nآیا سگی یا اسپی در دست آموزگاران غیر دانشمند بآسانی\nخراب شده می تواند - باز مثال سگ عوعو کننده را براهروان\nبگیرید - محرر تغییر را دیده است که در یک سگ جوان\nبسبب تربیة خوب هویدا شد، لیکن قبل ازینکه افعالش\nتقرر یافت، آنرا بیک خانه نو منتقل کردند که دران اطفال\nمتعدد بودند - دو سگ در جوار عادت عوعو کردن را\nتکامل کرده بودند و چون او در صحبت شان آمد میلانی\nظاهر کرد که بحس اصلی خود تابع گردد - جوانان این خانه نو\nبرای تقویت ممانعت سزایش میدادند تا عادات خوب\nرا نگاه کند، اما بچه ها تحمل مصیبتش را کرده نمیتوانستند\nآنها برایش عذر میکردند و میگفتند که دیگر کرت آن خطا\nنخواهد کرد و اگر میکرد خود شان منعش مینمودند - چون\nیک بچه زجرش میکرد دیگر ایلایش میداد تا در یکسال\nآن سگ مثل سابق خراب شد فقط این باعث که درو کم"}
{"book": "adl0711", "page": 45, "text": "مسائل هر روزه ۴۲\nموجوده‌اش را دیده نمیتوانستند تا دردمند دائمی ساختندش.\nکوتاه‌بینی در تربیه اطفال - بسا اوقات اداره اطفال مثل سگ مذکور میشود و نتائج همان می برآید شاهدان اجنبی میگویند که ما امریکائی تا از همه زیادتر در تربیه اطفال ناکام میمانیم - چون اطفال ما هنوز شیرخور میباشند ، آنها بر بزرگان شان حکمرانی میکنند - آنها در اختیار کسی نمی باشند و بهر موقع پیش قدمی مینمایند و حال خود شان و از آنانیکه دور شان اند، ابتر میگردد - این قدر مردم در تربیه شان مانند اطفال مذکور و سگ اند یعنی کوتاه‌بین اند و خیال را در سلوک طفل راه میدهند ! از مشاهده سال ما محقق میشود که فلان قسم تربیه نتائج بد را منجر خواهد ساخت - محرر یک مادری را می شناسد که بچه خود را خراب کرد - چون او خرد بود گذاشتش که باراده خود هر چیزی را که بخواهد بکند و همسایگانش نیز بر حرکات تیز او خوش میشدند زیرا طفل یک دو ساله اگر بی ادبی و بی قاعدگی بکند چه ضرر خواهد رسانید لهذا همه در خراب ساختن او متفق شدند. چون چهار ساله شد با برادران و خواهران و همجولیانش جنگ و جدل کرد - اکنون بنصیحت گرائیدند اما سود نکرد تا بچه مذکور در عادات آزادانه خود قوی تر شده مخالف قوانین اجتماعی گردید"}
{"book": "adl0711", "page": 46, "text": "مسائل هرروزه\n۴۳\nحیوانات چگونه آموخته میشوند؟ در آموختن حیوانات همیشه\nیک مزع اراده است لیکن یک بار که آموز کار درین کامیاب\nمیشود که حیوان آنرا بکند که از و خواسته میشود غالباً من بعد زحمتی\nباقی نمیماند، اما اگر او ناکام ماند، وحیوان تن داد. بعد از ان\nغالبش خواهد گشت اما فقط در صورتیکه نسبتًا وقت بسیار زیاد و\nبهر دو جانب طاقت عصبی افزون را خرچ نماید - دلیل ظاهر است\nهر چیزیکه نتیجه تجربه اول این قسم باشد، حیوان آنرا بطور رهنمائی\nعمل آتی زیر احوال تشابه قرار میدهد، د و بچه هم نتیجه این تجربه\nاول را رهنمائی عمل آینده خود می پندارد زیرا در باره این گونه\nمعاملات غیر متفکر است) پس یک بچه پنجساله که از گهواره بعد\nبرمردم دفع تحکم مانده است مشکلاً این حس را مغلوب کرده میتواند\nکه او هر وقتیکه مطلبش باشد هم چنان فرمان روائی نموده میتواند\nچون او طفل بود مردم بر حرکات کلان کاری اش میخندیدند و\nهنوز برین اطوارش تشجیعش میدادند و عملش را مرکز توجه خود\nمی ساختند و همین چیز است که هر متنفس انسانی از گهواره الی\nگور عموماً میخواهد، کل نظام ، او بدن ، ذهن ، جذبات،\nتماماً بمزاج محکمانه سرایت می یابد اگر شما اصلاحش نمائید\nباید ، حتماً یک شخص جدید را از سرنو تخلیق نمائید اینست\nکه از یمین شروع تربیت طفل را بمعقولیت ، مقتضی\n\nسایا بر روزه پترس پات"}
{"book": "adl0711", "page": 47, "text": "مسائل هر روزه ۴۴\nمیگه داند *\nضرورتاً باید اطفال از حال\nبیشتر آزاد گذاشته شوند\nچیز اول درباره طفل این\nاست حتی الامکان آزاد\nگذاشته شود و بالخاصه\nهمسایگان و همه بیگانه گان تقریباً کلی دور باشند تا والدین بعض\nعادات اصولی ایجابی را بتامین دور مستقر سازند. یقیناً درین\nگفتن مبالغه نیست که مادر امریکا با اطفال خود بسیار بی تکلف\nایم و بسیار مردم بجدی ناز برداری اولاد خود میکنند که در هر\nخیالش آزاد میگذارند و هر قدریکه مادیین خیال نازش میدهیم\nبهمان اندازه ادبی قناعت میگردد ـ نا علم محر ، اطفال مسرور الحال\nدر امریکا بحیات امروزه آنان اند که از آغاز فقط در آن کارها\nآزاد گذاشته شدند که زیر همه احوال تعمیل آنها بآزادی\nخواهد بوده آنانکه گاهی پایبند بيا حس نکرده اند. حقیقه بچه\nبچه مصیبناک آنست که هیچ اختیار را از دیگرے مشرف نگشته\nنتواندراً در پی اجرای منصوبه های خودش است هر قدر که\nاو مردم را مجبور میکند بهمان اندازه بیشتر موازانه جذباتی اش\nرا ضایع میکند باعتبار علوم معاصر و نیز بلحاظ تجربه اقوام شرقیہ\nمیتوان گفت که یک جانور خام است اختیار دار دانشمند را\nمطلوب دارد ، لیکن در نوجوانی حاجت این پابندی زیاد"}
{"book": "adl0711", "page": 48, "text": "مسائل هرروزه\n۴۵\n\nنخواهد بود اگر ما در بارۀ طفل از شروع در همه امور\nهم اوضاع منصف سرگرم باشیم. اگر ما در اطوار اخلاق\nخود کاملاً یک رنگ باشیم، در اجرای احکام خود محکم باشیم\nبچه زودتر روش خود را خواهد گزید تا در راه هموار باشد و\nدرین انتخاب او خُرم خواهد گشت. لیکن ضرور است که ما صحیح\nحرکت آغاز کنیم تا که هر بچه در عین دروس اولینش یاد بگیرد\nکه چه او بی تامل کرده میتواند و در چه او باید خویشتن را منع داشت\nبا تنبیۀ معقول اکثراً تشدد کردن لازم نخواهد شد، اگرچه بسا بهتر\nخواهد بود که یکدو کرت برای یک میلان غیر مطلوب سزای\nسنگین داده شود نسبت باینکه بچه را امروز و فردا و پس آن\nاز او بگذارید حتی در انجام لزوم افتد که هر روزه در آن فعل\nسرزنش یابد *\nشاگرد عزیز . به بینیم که در بعض حالات نمونه داره، اصول ما\nچگونه عمل خواهد کرد. آیا این مفید است برای معلمی که\nمراعاتش کرده شود تا کارهای او از دیگر هم صنفانش سبک\nتر واز خطیاتش در گذر کرده شود ؟ بعض مادر ها در موجودگی\nمحرر این مسئله را مذاکره داشتند. در جمعیت شان یک بچه بجماعت\nششم بود او را حماقتیانش می پنداشتند که نزد استاد عزیز است\nاو پسر نگران مکاتب بود و مادرها خیال میکردند که معلمہ برو\n\nمسائل هرروزه نمبر ۳ بحر طویل است"}
{"book": "adl0711", "page": 49, "text": "مسائل هرروزه\n۴۶\n\nمثل پسران خود شان درشت بنود، اگر او خوب نمیخواند معلمه اغماض کرده تلافی آن نرمی را بر سختی دیگران مینمود و روش شوخ او هم در معرض عفو میافتاد حالانکه بدیگران مجازات داده میشد فی الجمله آن بچه نزد معلمه وقعتی داشت که دیگران نداشتند این مادرها حسرت میخوردند که کاش پدران پسران شان اعضای مجلس معارف یا ارکان معززه حکومت می بودند. تا در حق بچه های شان نیز رعایت می شد. بزعم این زنهای احمق آن بچه از پسران شان بیشتر استفاده میکرد زیرانظر شان از تجربه آن لمحه در آتی نمیافتاد. اگر آنها دور اندیش میبودند شکر میکردند که چیزی باعث سفارش پسران شان بخدمت معلما نبود*\nاز همه مصائبی که بر یک بچه غلبه کند، کم اندکه این قدر بدبختی وارد آرند مانند مراعات برای وجوه تضییع - پسریکه اغلاطش بسبب رتبه اجتماعیش معاف میشود، تا انجام حیاتش متحسر خواهد ماند شاگرد رذلیدیکه مؤاخذه او نمیشود برینکه با معیار های در سخانه مطابق نیست و در هر صورت اصولی زیر بار خواست نیست، قابل رحم است نه تبریک. یک معلمه که پسر یرا عزیز می پندارد که ازین سبب که پدرش یک رکن معارف یا رئیس بلدیه یا حاکم ولایت است اگر بخبر است اما دشمن بدترین"}
{"book": "adl0711", "page": 50, "text": "۴۷\nمسائل هر روزه\nآن بچه است. او میتواند یک مسرت عارضی حاصل کرده اما بالاخره ناکامی اش در کار اولینش موجب بر بادی او خواهد گشت +\nاین یک امر آشکار است که پسران اشخاص ممتاز و مشهور در جمعیت اکثراً از والدین شان کمتر در قابلیت می برآیند و در مراد هایشان از هم صنفان های خود پست تر می مانند. بهر کیفیت متواتراً، این بچه ها لیاقت های جبلی داشتند که در مکتب و نیز در خارج آن تکامل نیافتند زیرا به سبب امتیاز پدران شان بسلوک ملایم دو چار شده بودند. بآنها اجازه داده می شد که دائماً به آن خطوط مشی حرکت کنند که کمترین مزاحمت داشت و نتیجه بدیهی این برآمد که بعد از آن آنها چیزیرا باکمال رسانیده نمی توانند که دران مشغولیت قایم جد وجهد و تمرکز قوة مطلوب باشد +\nدر بعض مکاتب بچه مزدور اگر غلطی ها کند معاف نمیشود لیکن از پسر حاکم میتوان باز خواست نشود، چون این حال چند سال دوام میکند، آن پسر باین کمال میرسد که غلطی هایش همیشه در معرض در گذر خواهد ماند و برایش ضرور نیست که مثل دیگران احتیاط ورزد. لیکن چون این فرد در عالم جای خود را اشغال خواهد کرد. مردم از خطهایش چشم پوشی"}
{"book": "adl0711", "page": 51, "text": "مسائل هر روزه\n۴۸\nنخواهند کرد. آنها مسؤلش خواهند دانست بهر کاری که\nاو میکند. چون معلمان جبان و بطل پرست بگذارند که پسر\nحاکم از میان مکتب بگذرد، حریفانش در کلانی نخواهند\nگذاشت که از میان دنیا بگذرد.\nبدین وجه خوب خواهد بود که مکتب با پسران مفتشان\nمکاتب و اعضای مجلس معارف از دیگر شاگردان معامله\nدرشت تر بنمایند. یگانه طریقه مراعات یک بچه اینست که\nتربیتیش صحیح باشد نه اینکه از کوتاهی هایش در گذر شود.\nو بقرار استعدادش از و کار گرفته نشود. همه میلان لحاظ و\nخاطرداری می پرورانند لیکن هر قدر که محرر تعلیم و حیات\nرا می بیند بهمان اندازه بیشتر یقین میکند که در در سجا نه\nگنجایش خاطرداری نیست. یکجای برای جمعیت و مسرت\nنیکو و محظوظیت است که در آن همه آن اوصافی ابراز می\nیابد که طلبه را محرم و نافع میسازد. لیکن حق اظهار این\nلحاظ داری نیست که از روی آن کمال آتی فدا شود\nازین خیالیکه مسرتنمائی مشتبه لمحه داده شود. برای شما\nضرور است که مزاحمت این میلانی را بنمایند ترغیب\nمراعات یک بچه را می نماید او در شهر بیک کوچه مطنطن\nیا در مسکن قصر نما بود و باش دارد یا والدین او"}
{"book": "adl0711", "page": 52, "text": "مسائل هر روزه\n۴۹\nشما را بدعوتها یاد میکنند و غیره +\nاعصار جدید مسایل جدید در حیات اجتماعی ما تبدلات\nرا در تربیه پدید میآرند. صمیم رخ میدهد و\nاین لازم می سازد\nکه به پرورش معقول و سلیم اطفال پرداخته شود زیرا\nاین پرورش نهایت مشکل گشته است ـ بعض تبدلات\nدر دیگر مدنیت ها واقع شده است و برخی ازان ها نتوانستند\nاند که مسائل متعلقه را حل کنند، این اقوام در تنزل افتاده\nاند عینا بهمان مقیاسیکه حیات جمعیت عالیه مترکب میگردد و تنعم\nزیاد میشود، در همان مقیاس این خطره زیاد می شود که اطفال خراب خواهند\nشد ـ این همیشه صادق آمده است که چون مردم نسبتایک زندگانی ساده بسر میبرند\nبچه با شروعای آموزند که برضا و مسرت خود ها را مطابق سازند بآن\nنظامیکه در گرد و نواح شانست ـ چون ضرورت این است\nکه کار بطریقی سرانجام شود که مردم بخواهش خود برسند\nبرای بچه هم این احساس آسان است که باید حتما باین\nکار کرده شود . او باید خود را موافق سازد با آنانکه برای\nکردن آن مسئول اند ـ لیکن با تنمو حیات شهری،\nاطفال غالباً این ضرورت را حس نمیکنند که وظائف\nمنضبط بجا آورده شود و متابعت بزرگان نموده شود"}
{"book": "adl0711", "page": 53, "text": "مسائل هر روزه ۵۰\nچنانکه آنها بسهولت در حیات بسیط تر میکنند -\nدر سخت احوال شهری امروزه خدام تربیت\nاطفال مینمایند بس زیاد تر از آنکه چون حیات\nاجتماعی کمتر مرکب بود و خدام برای این میباشند\nکه احکام بجا آرند نه اینکه اطاعت شان کرده شود - هم\nچنان مادر در شهر عصر حاضر بسبب فشار اجتماعی اکثراً\nبدرجه تیزی کوک خورد میباشند که نه او فرصت و طاقت\nدارد نه رعیتیکه موقعیت های اخلاقی اولادش را حل کند\nو کاملاً تعقیب شان نماید نا آشنا را عادت تطبیق بدهد\nو حسب حالات نشان بر رسوم و موسسه های جمعیت موافق\nگرداند - او معمولاً عصباتی و در شتاب افتاده میباشد - مانند\nاطفال باسک (در قصه مذکور) مسائل را مبنی بر ضرورت\nفوری نه برآتی فیصله می نماید - هر کدام شخص صاف\nدل مشاهده کند که چه قدر وافراً اطفال در امریکا در یک\nخانه شهری رشوت داده میشوند تا برای لمحه خود را مطابق\nیک قاعده روش بگردانند - او متأثره نخواهد شد از طرزیکه\nفشار اجتماعی بر بچه وارد میشود و خرابش میسازد قابل\nتذکار است که تا کدام حد این کار رشوت در بعض\nعائله ها اجرا می شود لیکن یک وقتی میآید که این رشوت بس نخواهد"}
{"book": "adl0711", "page": 54, "text": "۵۱\nمسائل هر روزه\nگردد آنگاه کیفیت شهر انگیز اینگونه تربیه مکشوف میگردد. این\nبدو خواهد داد که از دشواری حاضر برآرد ، این کل نتیجه اخلاقی\nبچه را ملوث میسازد و برای حیات جمعیت موجوده ناقابلش میگرداند\nالغای ذکوریت از تبدل نهایت متین که در حیات\nاجتماعی واقع شده میرود چنانکه\nتربیه اطفال ـ متعلق تربیه اطفال است ، نفی\nصریح مردها از کل کار در شکاگومک مجمع ذوات کریم این\nمعامله را متذکار داشتند . هر شخص بجز یکی اقرار کرد که\nدر حین هفته فقط عصر های شنبه و صبح های یکشنبه اولاد\nخود را دیده میتوانم و اکثراً این را هم ملاقاتهای مردم\nمانع میآید ـ در دهات همچو در شهر شاگردهـا اکثراً امروزه از\nمیان مکاتب میگذرند و هیچ مرحله تقدم شان زیر نفوذ\nیک مرد نمیآیند. اخبار تام بنتایجی داده که از نفوذ اناثیه\nدر تربیه طفل خوشگواریها امیداند ، باز هم بدون شرط\nمیتوان گفت که از ده نه بچه کم یا بیش خراب خواهند شد.\nاگر یک حصه معتد بهای حیات شان در مکتب و بیرون آن\nزیر اداره ذکوریه نیایند. بیک زن نمیتواند نمو تربیت بعض اسباقی\nرا درس داد که باید یک بچه کاملاً بیاموزد تا باحوال خاطره خود مطابق\nسازد . معلمه میتواند درباره روش او تکلمش کرد لیکن او نمی تواند تکلم\n\nمسائل در تبدل عسجده حیات است"}
{"book": "adl0711", "page": 55, "text": "مسائل هر روزه ۵۲\n\nخود را چنان قوت و حرکت داده که بر جذبه قبضه کند و موافق\nاحوال آنرا مسدود یا منحرف گرداند *\nدر ممالک ماوراءالنهر که در آنجا همه تدریس را مرد ها می نمایند\nبیک شاهد امریکائی در مکاتب یک درسی غیر مناسب بنظر میآید. در\nبعضی از اینجاها یکی غایب می ببیند همدردی را با طفل خورد و\nصبری را که در میان مشکلات مددش مینماید چون زنها بکاتب\nمحله آوردند طریقه های درشت و تیاری مرتفع شدند که در\nبعضی ممالک عالم عتیق اکنون نافذاند و پنجاه سال قبل در\nملک ما جاری بودند این یک ملاحظه عام است که مرد در روش\nخود با خورد ها چنان معامله میکند که از زنها مختلف است و این\nاختلاف در سختی است یعنی کمتر لطیف است و عضلاتی است\nیعنی بیشتر قوت دارد ـ او برای حصول مقاصدش زیادتر بر اجبار\nانحصار میورزد و زن بر ترغیب . در درسخانه یک زن قاعدهٔ خود\nرا باظهارات بی اختیارانه اطفال مطابق ساخته می تواند\nو از مرد ها درین امر سبقت میبرد . در طبیعت ذکور این\nجبلّت است که کسانی را بقواعد و ضوابط انطباق\nبدهند که از آنها انحراف میورزند لیکن طبیعت اناث بآسانی\nتحمل کرده می تواند که در خوردها خصوصاً درجه بیشتر مرتب باشند\nچون تکامل ملایمت در مکاتب ما قابل تحسین است آیا"}
{"book": "adl0711", "page": 56, "text": "مسائل هر روزه ۵۳\n\nهنوز این خوفیست که از حد نگذرد؟ آیا این حتمی است که یک مقدار معین سختی و درشتی در انتظام شاگرد بالخصوصاً بچه تا باشد؟ بچه نمونه وار عضله را از نرمی بیشتر وقعت میدهد و لحاظ قوت را از لطافت و هر دیگر اوصاف زنانه زیادتر می پروراند - یک شاهد غیر متعصب نظام تعلیمی ما نمیتواند قطع نظر کردن از دیدن بچه ها در مکاتب ما که رو بخرابی نهاده اند زیرا در دوره مکتب شان هیچ گاه زیر دست یک مرد قوی نیامدند هیچ چیز بدون تمکن ذکور که آن از حد زیاد متمکن نباشد چنین بچه ها را متاثر ساخته از راه های بدنشان مانع آمده نمیتواند. و نه صرف بچه ها این اثر را جهت تکامل سلیم خود بکار دارند بلکه احتیاج بآن در حیات دختر هم بنماید اگر چه نظر به مرغوب عام این است که هرگاه بچه باید اثر ملایم نفوذ زن را داشته باشد، دختر در انجام صحیح و سالم خواهد برآمد ولو از ابتدا الی انتها یکی از جنس خودش تعلیمش نماید *\nدر اعصار حاضره مردم با ظهارات طفولیت بسیار عجیب گشته اند - بسیاری از ما خجل شده نمیتواند که بطریقه های خشنه با اطفال معامله شود زیرا احوال حیاتهای ما بانگونه چیز حساس مان گردانیده است. پیشینیان ما که از ما درشت"}
{"book": "adl0711", "page": 57, "text": "مسائل هرروزه ۵۴\n\nتر کار و بار داشتند در روش شان با خوردان قوت وحرکت را زیاد تر استعمال میکردند. حساسیت های شان خصوصاً تیز نبودند در ایجاب مصیبت ظاهری بچه که درخانه مکتب و کلیسا بقواعد ضروری روش موافقیت نمیکرد. ممکن است که حساسیت های شان وافی نازک نبودند. لیکن این بیشتر غالب است که حساسیت های ما مفرطاً فعالیت گزیده میروند تا که ما بتکاهل تن داده میرویم باطفال حالانکه آنها برای بهبود خود اشان مزاحمت، انضباط و اداره مؤثر را احتیاج دارند- راجع بعدد زیاده طلبہ مکاتب یقیناً این صادق میآید و هر فلسفہ خاصیکہ نزاکت را در معامله ایشان تائید اکید بنماید - مضر ثابت خواهد شد نه تنها به بچه ها بلکه بجمعیت اعم - هرکیف ، خوف خفیف است که یک تنفس تذکر مثبت القلب در مکتب منفی خواهد ساخت بدرجہ مضر نرمی اناثیه را که دران باشد*\n\nسزائ بدنی، حساسیت های ما که در سلوک با خوردان بحد افراط رسیده است درین میلانی دیده میشود که سزای بدنی ممنوع گردد. هر کدام صورت اصلاح جسمانی برای فتا کاری در بعض بلاد ملک قانوناً ممنوع شده است. در فرانس قریباً یک قانون وضع شده است که از روی آن در مکاتب عمومی هیچ شاگرد محکوم بجزای"}
{"book": "adl0711", "page": 58, "text": "مسائل ہر روزہ\n۵۵\n\nبدنی شده نمیتواند حالانکه در جرمنی جزای بدنی بالکل مروج است یک مقایسه مکاتب هر دو ملک ظاهر می سازد که در فرانس درمیان بچه ها از جرمنی زیاد تر ارادیت است لیکن درعین زمان شاگردان اول برای قواعد و ضوابط مکتب نسبت ثباتی کمتر لحاظ دارند و جرمنان بیشتر منقاد اند و زیاد تر کار را سرانجام میدهند ۔ یکی مشکلاً شک کرده میتواند که در یک مکتب فرانسوی مفید تر خواهد بود اگر در انتظام کمی زیاد تر تشدد باشد از ان جهت بچه ها کمتر خوش خواهند بود و در انجام زیاد تر خوبتر کار بتکمیل خواهد رسید *\nطریقه های نرم در تربیه ۔ این قصد نیست که یک حجت آورده شود برای جزای بدنی که بست پنجسال پیش در مکاتب ما جاری بود ۔ لیکن این خطای غلطی مینماید که آنرا قانوناً منع سازید تا که بهیچ احوال استعمال شده نتواند ۔ مردم بسیار حساس باستعمال عصا معترض اند ۔ زیرا آنها ادراک میکنند که که این وحشیت میآرد ، لیکن این تداخل حساسیت بالغ است در اطفال خورد که در تربیه سلیم شان بسیار غیر مفید است ۔ البته اطفال باداره حساس تر شده میروند و سریعتر با ثرات لطیف ایجاب میکنند ، اما این گفتن بیهوده است که آشنا چنان"}
{"book": "adl0711", "page": 59, "text": "مسائل هر روزه ۵۶\n\nارتقا یافته اند که للہ احتیاج اداره بذریعه درد جسمانی فوق تر رفته اند - بدست یک معلم بسیار درشت ، سزای بدنی غالباً در مکتب ضرر میرساند ، لیکن واقعه این است که چنان معلمان اکنون در مکاتب شعبه او زیاد یافت نمیشوند چنانکه در ایام ما سلف بودند ، داخل بعد بعضی از ما که این صفحاتی را خواهند خواند ، خون درد جسمی یگانه مصلح حقیقی است که بعضی بچه ها نقد به گروه میتوانند - اگر آنها اوسطاً تکامل مییابند ، ازین مرحله میگذرند ، لیکن این کاملاً معتدل است و غالباً اخلاقاً شفا بخش بیک زمان معین در تکامل شان عصا مذکور شده است اما دیگر وسائط استعمال تحریکات جسمی است برای اصلاح که ازین بیشتر موثر است - عصا و حاکم غالباً از اصلاح زیادتر اشتغال میدهند - چیزیکه یک بچه سرکش ضرورت دارد این است که او ادراک کند که پیشی قانون وحکمی که استاد وکالتش مینماید ، یک قوه وسیعه ایست که از و لحاظش خواسته میشود - این قوت باید لازماً بواسطه فکر زیادتر برو اثر انداز گردد و میتوان این را بطاقت زیادتر براز دادند رائع که از ضرب مختلف اند *\n\nمفروضاً یک بچه شریر یکه بروح مکتب متخاصم است بیک مجلس با معلم مدعو میشود و او آن متعلم را در بازوی\n\nقال در مدارس فرموده است"}
{"book": "adl0711", "page": 60, "text": "مسائل ہر روزہ\n۵۷\n\nخود گرفته یک چاشنی آن قوت مدہشی را نشان میدهد که\nاگر تماماً برو صرف شود تباهیش خواهد شد . آن بچه درین\nتجربه آسیب نیافته است . لیکن از طاقت عظیم آگاه گشته\nاست که هر وقت بر علیه او رخ داده میشود اگر او در سرتابی\nاز متابعت قواعد وضوابط مکتب اصرار نماید. سزا ازین جهت\nکه موثر شود حتماً باید یک معامله توقع باشد . یکی مقاومت\nدر حقیقتی را کرده میتواند چون این میآید. لیکن چیزیکه بر یک\nمجرم اصلاح میآرد یک پیش بینی امر بدیهی است که غالباً ضرر\nمتعد به رسانده میتواند هیچکس گاهی یک مؤدب خوب\nنیست که متواترا اقتدار خود را تماماً صرف میکند . تادیب حقیقته\nموثر ندرتۂ بمانه داده میشود بلکه هر کس که زیرا داره آن باشد\nاحساسش بینماید *\nدر تادیب هیچ وقتیکه اعتراض مؤکد وارد کرده میشود بر اینکه\nقانوناً ممانعت سزای بدنی نباشد تا که این\nاکسیر نیست را میتوان در حالات انتهای اشتغال ساخت\nمعافیه چون برای معالجه نزغبت های زشت تنها برین\nنکته کرده شود ، این بداہتةً مایوسی ثابت خواهد شد.\nوالدین و معلمان یک فکر نافع ازین امر میتوانند\nگرفت که چون دوا فنی تر میشود و معالجات شکل علمی\n\nتأمل در مدرسہ کی محمود غائب"}
{"book": "adl0711", "page": 61, "text": "مسائل هر روزه\n۵۸\nاختیار میکنند ، اطبا درباره نظریات شان متعلق مرض کمتر\nمتعصب میگردند د ادعایے مثبت نمی نمایند بلکه در محافظات\nشان بجسم انسان بیشتر محتاط ومتفکر و ساکت میشوند ۔ طبیب مبادر\nدعاوی همیشه میداند که چه خواهد گردید او مجلہے موقتی را از دست نمیدهد\nکہ ادویه یا نشتر خود را استعمال نکند ۔ ہر وقتی کہ او علتی را مے بیند\nمستقیما حملہ آور میشود و این را ملحوظ نمیدارد که میتوان این نتیجه\nباشد از خللهایے بسیار پیچیدہ ودقیقہ کہ از نظر دور نہفتہ اند۔\nکارروائی یک نیم حکیم کاذب همیشه بنا دائقان ساستکارانه مستقیم و\nبسیط مینماید ۔ اگر شما زمان منکشف نشانش بدهید او اظهار\nاین علم میکند که سوهضم دارید یا جگر خراب ، پس شما باید بہ کرات\nمتعدد روز مره یک قاشوق دوائی محقق او بخورید ۔ اما طبیب\nحاذق میفهمد که بمقیاس زیاد تر یا کمتر ، کل نظام بدن در\nیک مرض خاص مبتلاست ۔ بکدام سبب این قوای مراجع\nرا ضائع کرده است یک علاج تامین میتوان کرد فقط ۔ در\nصورتیکه اینها بحال اصلی بیایند که عبارتست ازینکه پرو عزام\nکامل هر روزه زندگانی ملحوظ گردد*\nطبیب لایق همیشه آن شروطی را میجوید که طبیعت را از استعمال\nاثر مقویش منع ساختہ اند یا از مجرائے معمولہ اش آنرا منحرف\nگردانیده اند ، آنگاه او جهد میکند که آن شروط را تبدیل نماید این"}
{"book": "adl0711", "page": 62, "text": "مسائل هر روزۀ\n\n۵۹\n\nدلالتش میکند که در حفظ الصحه عقیده زیاد تر بنهد، و مفهوم\nاوسع آنرا بداند، و بادویه کمتر اهمیت بدهد ولو این در وظیفه اش\nعقده‌ها تولید میکند و این را در نظر مریض و تیمار دارانش کمتر مرغوب\nو پسندیده قرار میدهد از تظاهر فنی آتشین که طبیب خام مینماید چون\nشخصی علیل است اوی پسندد که کدام چیز بسیار مختص برایش کرده\nمیشود که در آن قوت و حرکت زود تر متصور باشد. این یک دلیل است\nکه چرا قطار گلاسها وقنی ہای حبوب پہلوی بستر بیمار این قدر مرغوبیت\nعام پیدا کرده است. چون یکی در چنگال مرض است او اکثر اشیای را بلع\nخواهد کرد که هیچ چیزی در تناول آن ترغیبش داده نخواهد توانست چون او\nبرای تحملش در حالت بهتر باشد او امید میکند که انچنین تدابیر بها ورانه\nبسرعت رو خواهد کرد آنرا که شاید در سالها مجتمع شده است او بطرز\nهنرمندانه اش استدلال میکند که معامله بدن انسانی و ماشین مساویست\nیعنی یک اثر بزرگ تولید میتوان کرد اگر طاقت کافی افزوده شود\n(مثلیكه از برق و بخار میشود)\nخامکاً در تربیه اخلاقی ۔ روح را در صحبت نگاه کردن و در\nحالت عت پس بصحت آوردنش بعضا تشابہ دارد بمعالجه بدن.\nخامکار و سیرت دائماً تیار است که مداوی شاهانه اش بتمام خطیات\nطفولیت و شباب بنماید. نسخه ہایش نیز در انظار بسی معلمان و والدین\nچنان موزونیت آشکار دارند که شوره اش باشتیاق"}
{"book": "adl0711", "page": 63, "text": "مسائل هر روزه ۶۰\n\nحسبه وتعذیب کرده میشود عموماً، نظام فلسفه اخلاقی وتعلیمی\nباین تحلیل می یابد. چون یکبچه خطا میکند اراده اش شرارت\nدارد یا غفلت، باید از درد ها ومجازات کدام نوع خالص\nکرده شود یا تحریک داده شود. یک مادر بمحرر گفت\nچون بچه هفت ساله اش درحالت دزدیدن چیزی\nمبلغ گرفته شد:- من اورا خوب لت محکم کردم.\nاوتفکر یک لمحه نداد که اثرات محیط را تبدیل کند که این\nعمل را دریچه اش پرورش داده بودند. او فقط نسخه\nخاصش را صرف کرد چون مرض عیان شد، احوال\nپیچیده و ما سبق گذاشته شدند چنانکه پیشتر بودند +\nکل مطالعه طبیعت طفل بتاکید افزون ترارائه\nمان میکند که روش در کدام حالت خاص نتیجه\nحسیات وتحریکات نهایت دقیق و پیچیده است و هر\nقدر زیاد که یکی منابع روش را در طفولیت تحقیق مینماید\nکمتر اعتماد حس میکند در قابلیتتش که ہدایات نقد\nبدهد تا پیروی آنها درباره کدام مثال خطاکاری\nنموده شود. او حس میکند همان خوفیکه طبیب\nذہن دارد در مداخلت بنظامیکه فقط ناقص مفہوم شده\nاست داد اشتباه میکند که آن امر معمولا این قدر عقده ها دارد که"}
{"book": "adl0711", "page": 64, "text": "مسائل هر روزه\n٦١\nبطرز بسیط و جسورانه بآن سلوک نمیشود که یگانه باعث تسلی\nمردم عام فهم است. لت کردن یا عتاب نمودن برای همه\nتجاوزات اخلاق یک طرز عمل ارزان و سهل را پیش میکند\nو این حیات آن محافظان اطفال را قرار میدهد که بخیال شان\nاصلاح در طبیعت یکی بز در میآید و نتیجه تجارب شدید میباشد\nلیکن متعلمان منصف این گونه مجازات متفق اند که در اکثر\nحالات این ناکام می ماند. اگر بهتری بیارد همین قدر است\nکه اثر آن عارضی میباشد و فقط حصص بیرونی سیرت را مساس\nدارد نه بمنابع آن حکومت انکشاف نموده است که حبس و دُره\nگاه مجرمان نوجوان را باصلاح نمیارد هیچ چیز این را صورت نمیدهد\nبجز یک زمان دراز تربیه که از ته آن شروع میشود و انتهای یک عمارت\nجدید اخلاقی را ایستاده میکند. این طریقه آئینه است و در نگ رویش\nخوشگوار نیست لیکن طبیعت بشری با شاره کلاه منقلب شده نمیتواند.\nمتعلمان تکامل طفلی تائید خاص برین مینمایند که در تربیه خوردان\nنسبت بتدابیر معالجانه بدفع اسبابی پرداخته شود که مولد مرض میشوند\nاین ها ادراک میکند که بسال هشتم یا نهم بچه درباره بسیاری بلکه اکثر\nحصه سیرتش میلانش کسب کرده میباشد فی الواقع او در سال\nسوم خود غالباً بنای تعمیر اخلاقیش را نهاده میباشد حتی تا اینوقت\nاو کشف کرده است که آیا او اطاعت اوامری را میکند که راجع"}
{"book": "adl0711", "page": 65, "text": "مسائل هر روزه ۶۲\n\nبجمعیت والدینش ظاهر کرده اند، یا او قواعد مسافت خودش را تعقیب\nنخواهد کرد. زمان برای اقامه عزت بزرگان و یک مزاج متابعت\nشان بغوریت و قناعت عبثاً آنست چون توقعات و عاداتش\nاستقراری می یابند. چه درین وقت این کار مقالیته کم مشکلات\nپیش میکند. اما یک طریقه نهایت مضر و غیر موثر تربیه اینست\nکه بطفل سر داده میروند تا وقتیکه او در عالم می بر آید که\nآنجا اعمالش اهمیت عمومی دارند و آنگاه تفش شروع میشود\nبا فعاليکه تا حال باجازه آنها بود.\nاز نقطه نظر شاگرد - مذاکره مادر باب تادیب، باین حد تماماً\nاز نقطه نظر بالغ جاری مانده است که مسئول است برای اینکه\nشاگرد را رهنمائی کند تا او خویشتن را بنظام اجتماعی توفیق بدهد که\nدران خود را در می یابد، لیکن چندی بعض این مسائل را بلحاظ\nنظریچه بنگریم که مجبور کرده شود تا لقواعد و ضوابط موسومۂ مردم\nمُسن موافق نگردد اینک یک مثال مادی نمونه وار. یک مدیر\nمكتب صرف ونحو شاگردان خود را در صنوف سوم چهارم سرزنش\nمیکرد که در وقفه تفریح در کوچه بازی میکردند و گلی را که بسبب\nباران در آنجا جمع آمده بود همراه خود در در سحانه ها آورده بودند ازینجهت\nمعلمان و مدیر آزرده شدند بطور مجازات حکم شد که یک هفته از ان\nتفریح محروم گردند. اگر چه شاگرد ها بشدت مدافعه کردند اما سودی"}
{"book": "adl0711", "page": 66, "text": "مسائل هرروزه\n۶۴\n\nبخشید. در اثنائے عمل آن درمیان تلامذه واساتذه نزاع باقی مانده\nطلبه گفتند که بغیر از کوچه دیگر جای بازی نبود ولای را آنها\nقصداً نیاورده بودند. معلمان گفتند که حاجت بازی چه بود و بعد\nاز مکتب وقت کافی برای آن داشتند. در مکتب باید سلوک\nخوب روا میداشتند. عیناً درین نقطه فاجه میآید. معلمان بازی\nمیخواهند بلکه استراحت میکنند و یکدیگر را می بینند. آنها فهمید ه\nمی توانند که چرا طلبه همان رضامند نباشند. این معلمان حس میکنند\nکه سبب خاص بیقراری بچه ها این است که آنها بی پروا و شوخ\nاند اگر خوش اطوار میبودند در محل ولای نمی در آمدند. غالباً اکثریت مردم\nبالغ و معمر تقدیر آن ضرورت مطلق نمیکنند که از روی راه یک\nبچه اظهار خیال خود بنماید بطریقیکه از بالغان مختلف است. آنها\nباختلاط یکدیگر خوش اند چه مفاد های دارند که از محض تکلم مشارکت\nشان میشود. لیکن طبیعت یک بچه جماعت سوم یا چهارم را مثل\nبالغان بآن مناسبات اجتماعی آراسته نساخته است بلکه میگوید\nشان که بازی کنید. فقط با رفقای تان سخن میزنید بلکه بایشان\nبدوید در سرعت رفتار مسابقه کنید وغیره وغیر، در بعض عبارات\nیک بچه کم قوت دارد که خود را اداره کند. چون طبیعت مضر باشد\nموقتاً البته می تواند که جذبه خود را ضبط کند اما نهایت مشکل است که\nیک مکتب پنچصد بچه در بین دفعه پانزده دقیقه میلانهای بازی خود"}
{"book": "adl0711", "page": 67, "text": "مسائل هر روزه ۶۴\n\nرا در قالب داشته باشند *\nطریقه‌های مثبت در تادیب - در موقعیت مذکوره چه می\nبایست کرد؟ آیا مجازات شاگردان برای بی‌فکری جائز بود:\nآیا استاد پیش بینی میکرد و آن فعالیت‌های را نشان میداد که\nباعث امتناع آن حادثه می شد، یقیناً بدوش معلمان الزام فرود\nمیآید شاید استحقاق بود که مجازات بخاطر تکامل مسئولیت در بچه داده\nشد. لیکن چه قدر خوب میشد اگر ازین موقع اجتناب کرده\nمی‌شد؟ میتوان بدون شرط گفت که اداره یک جمع کثیر شاگردان\nگاھی موفقانه نمی شود اگر بیشتر تدابیر منضیانه اطلاق گردد. اگر بہیچ موقع\nبرای استعمال ذرایع مثبت نباشد که فعالیت‌های جائزه مهیا\nکرده نشود بہتر است که از بعض انواع روش صرف نظر کرده نشود بدیگر\nحالات تحمل نمیشند بهر کیف فقط از نقطه نظر بارخ تادیب را نافع ساختن\nیک خطای وخیم است توجه غایی استاد حتماً باید دریافتن نقطہ نظر\nطفل باشد و بقرار آن انتظام نمودن اگرچہ بضرورت تماماً لحاظ\nبچه را بہیچ موقع مکیدن. لیکن ہر نوع طریقہ ہای تادیب\nاستعمال شود، این گفتن یقینی است که اقل موفق\nانفلی محض میلانهای طبیعی خوردانست بالخاصہ بچہ ہا *"}
{"book": "adl0711", "page": 68, "text": "مسائل هر روزه\n۶۵\n\nفصل سوم\n\nانصاف بازی در درسخانه\nیک صورت نمونه دار محتاج اصلاح - در یک شهر معمور\nخوب، ایک عمارت مکتب عمومی است که بفاصل دو بازار سر گرم\nوقوع دارد - تقریباً هیچ میدان بازی ملحق بمکتب نیست که\nدر آن بچه ها یا دختر ها تفریح بکنند - بطرف مقابل بازار از ان\nعمارت یک حاشیه تنگ زمین گیاه دار است که منتظم بازار\nاز مداخلت آن بشاگردان ممانعت کرده است در ابتدائی سال\nاو مدیر مکتب را ابلاغ نمود که طلبه را اخطار نماید چنانچه در\nمکتب اطلاع رفت که اگر شاگردی در آنجا داخل شده بود از\nوقفه های تفریح محروم خواهد شد - در صنف ششم این مکتب یک\nبچه است که با رفقایش مشتاق بازیها و ورزشها است و\nدر میان هر چند میبرآید - چون جسماً چنان مشکل است که\nباید متواتراً بیرون خانه ریاضت نماید، اگر چند بآن پردازد\nلازماً احتمال اختلال جسمانی دارد. بعد از اطلاع مذکور که طلبه"}
{"book": "adl0711", "page": 69, "text": "مسائل هر روزه\n٦٦\nدران جای قدم ننهند، این بچه را یکی از معلمائش در آنجا\nگرفت . دیگر بچه ها هم بسیار نزدیک خطره بودند اما تنها\nاو بر جرم اقدام کرده بود چون معلمه اش گفت که یک ماه برای\nتفریح از درسخانه نبرآید - او جواب داد که اگر چه بظاهر گنه کارم\nاما در حقیقت دیگر بچه ها مرا بزور در آنجا انداختند - این اغلباراست\nبود زیرارفقایش درشت و مشتاق جسارتها بودند . نه آنها مایل\nباعتراف خطای خود بودند . نه از یشان کسی پرسید لہٰذا آن بچه\nمورد مجازات شد و روح انصاف بازی در مکتب تکامل\nنیافت +\nبعد از دو سه روز والدین آن بچه استدعا خلاصش\nنمودند باین عذریکه صحتش نهایت خراب خواهد شد اما معلمه اش\nجواب داد که چون یک قانون مکتب را شکتانده بود - لاجرم\nباید جزائیش را تحمل کند . بعد از یک هفته آنها او را از مکتب\nعلیحده کردند، اما چند وقتیکه بیرون مکتب بود بحال خود قناعت\nنداشت باز او را در مکتب داخل کردند و اوقات تفریحش را\nنیز دادند. اما والدین او مدتها اندیشه دادند که مبادا بار یک\nحرکتی از و سر زند که موجب تکلیف و زحمت و نزاع\nبا معلمه شود +\nای قاری مجرب ، نعما که از میان فتنه های زیاد"}
{"book": "adl0711", "page": 70, "text": "مسائل هر روزۀ\n\nدر سجا نه گذاشته اید درینقسم صورت چه میگردید ؟ آیا برای\nمدیره بهتر بود که از طرف شاگردان خود مدافعه میکرد و بر\nعلیه منتظم بازار احتجاج نموده ، بشهریان التجا میبرد ، زیرا آن\nمطالبه غیر منصفانه مسئله اداره مکتب را بسیار دشوار ساخته\nبود ؟ اگر تخفیفی ازان باز کردن حاصل نمیشد آیا معلمه\nبر فیصله والدین رجوع کرده ، جزای آن بچه را بدیگر\nسزا تبدیل میکرد ؟ معلمه حسب مسئله نتایج طبیعی عمل\nبرانشد که دران مردم زیاد عقیده دارند یعنی اگر شاگردی آزاد\nبوده اطاعت قوانین مکتب را کرده نمیتواند پس او حتماً باید\nنظربند شود تا دیگر موقع شکستن قوانین را نیابد - اگر\nمعلمه مطالبات والدین تن میداد آن بچه را آزاد میگردانید\nآیا من بعد برایش ممکن بود که بر مکتبش اداره کرده میتوانست\nآیا اخلاقاً برای آن بچه مضر بود که معاف شود اینچنین از ضرورت\nتادیه تاوان برای خطایش سبکدوش گردد چون والدینش\nبخاطر او استرحام کرده بودند ؟ نیز اگر اجرای این سزا صعوبت\nثابت میشود و بیک عبارت نا انصافی بود ، آیا آن\nبچه در آتی اندیشه های خصوص نی پرورانید تا دوباره\nدر مصیبت نیفتد ؟\n\nتامین تعاون طلبه در معاملات تادیبی مفروطاً این"}
{"book": "adl0711", "page": 71, "text": "مسائل هر روزۀ 68\nمسئله را از یکدیگر نقطۀ نظر جمله نمائیم - آن بچه ادعا کرد در حقیقت\nاو خطاکار نبود بلکه هم مسلکانش او را فرمان فعل شریرانۀ\nنشان ساخته بودند - مفروضاً معلم یا مدیره آن معامله\nرا پیش تمام مکتب می نهاد و هر قدر وقتیکه میتوانست\nداد انرا کاملاً مذاکره میکرد و چون بوضاحت و صداقت آن\nرا بیان می نمود همه اهل مکتب میدانستند که مدیره\nدر نفوذ قوانین خود فقط پیروی ہدایات حکام شهر را\nنموده بود. یقیناً طلبه از صنف چهارم بالاترین راے رہنمائی\nیافته می تواند که چون حکام احکام صادر میکنند اگر آنها\nنامنصفانه هم بنمایند باز ہم اطاعت آنها واجب است ما\nدامیکه واضعان قوانین قایل ساخته نشوند که آنها عادلا نه\nنیستند فلذا باید مسترد شوند . اگر این واضح می نمود که حکم\nگذران بازار غیرمنصفانه بود و باید منسوخ شود آیا مدیرمکتب را تسکین\nباین خیال آورده نمیتوانست که هر دو طرف را بسنجند ؟ آیا او شاگردانش\nرا امداد کرده نمی توانست که تا یک عریضه بحکام شهر دربارۀ تنسیخ\nحکم شان کشیده شود آنها منتظر نتیجه باشند - این بهر\nکس عادلانه می نمود . بعد از ان اگر یکی نافرمانی میکرد\nآن برخلاف منشای تمام مکتب میبود . پس ازان اگر\nیک جمعیت بچه ها یکی از خود را در زحمت انداخته بودند"}
{"book": "adl0711", "page": 72, "text": "۶۹ مسائل هر روزه\n\nمی بایست آنها در مجازات کشیده میشدند لیکن بعضی معلمان\nخواهند پرسید که چگونه سراغ جمعیت مجرم رسانیده و گناه شان\nبر آنها بار کرده شود ؟ در هر کدام مکتبیکه معقولاً حیات سلیم\nباشد ، بچه ها اصرار خواهند کرد که در موقعیت های مذکوره انصاف\nبازی باشد این یک عاملیت در تادیب که دائماً ملحوظ می\nتوان داشت و ازان استفاده میتوان کرد شعور خوردان از\nهفتم یا نهم سال ببعد برای معامله مربعه است در یک مفهوم\nعام این درست است لیکن معاقبه در زندگانی ساده\nمیدان ورزش آنها مطالبه انصاف بازی خواهند نمود حتّی\nجمعیت های بچه هائیکه رسوم و قوانین هیئتی را شکستانده اند\nکه دران بود و باش دارند و برای اصلاح در دیگر مکاتب و\nموسسات فرستاده شده اند ، این چنین جمعیت ها هم در بین\nخود یک معنائی عنصری انصاف بازی را ابقا میکنند *\nبا شاگردان در تادیب در شهرها و در دیهات بهر حصه\nملک مدیران و معلمان یافت\nمسابقه افکار نشود میشوند که بشاگردان خود مرافعه\nمیکنند خصوصاً در جماعت های بلند تر تا باین طریقه روح\nعمومی معامله مربعه غلبه میتوان کرد . البته خیالات بچه ها و\nدختر ها عموماً اینقدر دقیق و تیز نمیباشند که در جوانان است."}
{"book": "adl0711", "page": 73, "text": "مسائل هر روزه ۷۰\n\nلیکن کافیست که از بسیاری مشکلات میدان بازی اجتناب\nشود چون سعی کرده میشود که مناسبات بچه ها را از خارج اداره\nکنند چون مدیر شاگردان در مکتب آگاه می سازد که نگرانی\nآنها کرده میشود - و اگر آنها در غلط کاری گرفته شدند مجازات\nخواهند دید، اغلب است که ازین روش او یک میلانی در\nآنها تکامل نماید که آنها مقابله افکار خود را با در نمایند که کدامین\nسبقت می برد . اگر آنها از و پیش قدمی میورزند، این\nرا کاملاً استحقاق خود میدانند، کسیکه موقع فهمیدن تکلم بی\nاختیارانه طلبه را یافته است خصوصاً از بچه هائیکه دور از مکتب باشد\nازین ایقان گریز ندارد که بسیاری از انتظام ما چنین کیفیت\nدارد که اوعای نماید بطلبه که اگر آنها بتوانند سبقت ببرند . محرر\nمکاتبی را میداند که در آنها در صنوف ششم هفتم و هشتم احساس\nانصاف بازی چنین قوی گشته است که هیچ گروه بچه های بیباک\nیک طفل بیچاره را در زحمت انداخته نمیتواند و دروغ را\nدر باره آنها نشر داده نمیتواند تا دیگر بچه های صنوف شان\nالزام و ندمت بریشان وارد نکنند . شاگردان من حيث\nالمجموع میدانند که چه در معرض اجرا است - آنها گفته\nمیتوانند که کدام اشخاص با گروه ها غالباً اختلال\nتولید خواهند کرد نیز اگر معلم آن را دریافته نتواند\n\nمسائل در تدریس پسر های مکاتب"}
{"book": "adl0711", "page": 74, "text": "مسائل هر روزه\n۷۱\n\nچون یک التجا باین معنائی انصاف بازی برده میشود و معلم بدون بیانات اخلاقی فقط بیک طرز سیمی وصمیمی امدادشان میجوید چنان فاجعه میدان بازی که قبلاً بیان شده است میتوان مجتنب شد. اگر آن بچه حقیقتهً شکار جرم نشان گردیده بود آن گروه اعتراف خطای خود ها مینمود اگر آنها جرم کرده دعوای بیگناهی مینمودند بر مکتب من حیث مجموع اعتماد کرده می شد که مؤثراً دران باره عمل میکرد *\nولی گروهی قبل از وقوع این تنه کار خاص باید در نظر گیریم یک حیله هم طفولیت را که اکثراً موجب زحمت زیاد در درسخانه میگردد. یک مثال مادی را برای تو ضیح میگیریم: یک بچه ده ساله بر مراجعت بخانه از مکتب شکایت شدید معلمہ خود نمود که ساعت ها او را مجازاهً بعد مکتب نشانیده بود چه او درباره یکی از رفقایش اطلاعات خطا کاریش نمیداد او با صرار از اطلاع مذکور را انکار کرد و معلم بهمان اصرار هر شب نیم ساعت بعد مکتب نشانیدش تا او مطیع شده احکامش را بجا آورد. او محسوس میکرد که گذرانش با طلبه سخت خواهد شد اگر برعلیه یکی ازیشان چغلی نماید و معلمه خیال میکرد که او قصداً نافرمان بود چه امدادش نمیکرد در تحقیق کسیکہ قانون و نظام مکتب را شکتانده بود این یک صورت نمونه"}
{"book": "adl0711", "page": 75, "text": "مسائل هر روزه ۷۲\n\nدار است که در انتظام بسے مکاتب بر میخیزد واکثراً منبع اختلال\nو ملال قیم میباشد باستاد و نیز بشاگردان هر کسیکه قاعده\nهای ضمنی حیات بچگانه را میداند میفهمد که چغلخوری تقریباً\nبد‌ترین جرمهای ممکنه در یک اعضای مکتب یا گروه شمرده\nمی شود. یکی از دروس اولین که گروه های بچه ها و اکثراً دختر ها\nنیز، یک نو وارد را درا میآموزانند این است که او بانیوه\nایستاده گی نماید و سخن کسی را چیده بالا نگوید. حتما باید أواسرارش\nرا بر علیه همه مدققان نگاه کند، استاد باشد وزیر یا پولیس.\nوفادار بودن باعضای جمع تان، یک قانون اصلی هر گروه\nاست و این در تکامل جمعیت مفید بخیر ثابت شده است. با وجود\nآن. اکثراً بچه ها بالخاصه این را بحد مفرط می برند و اخفای\nراز های مینمایند که برای چیز انبوه اعلامشان مناسب و نیز\nبرای انتظام مؤثر در مکتب و در کوچه ضرور بود.\nاما این یک روش دانشمندانه نیست که معلم درپی یک\nشخص افتاده احساسش را مغلوب سازد که برای حمایت\nمجرمیست که یکی از گروهش واقع شده است غالباً بیشیتر قابل\nتسلی ثابت می شد اگر معلم همگنان معامله کرده مفهوم\nانصاف بازی را دریشان تکامل میداد و یک حس تمیز معادله\nرا در آنها راجع بخود تولید میکرد تا یک فرد حس نمیکرد"}
{"book": "adl0711", "page": 76, "text": "۷۳\nمسائل ہر روزه\n\nکه اگر افشای سر مجرم را بنماید از حلقه جمعیت شان برانداخته\nخواهد شد بلکه بعوض اخراج رضامندی شان را حاصل\nخواهد نمود. یک گروه مکتب ممکن است که ادراک این امر را\nبنماید و معلم میتواند تقدیر این را در دلهای شان جاگزین\nساخت که قواعد ضروری منقضیتاً تعمیل شود و برای هر کس بهتر\nاست که بدون قضا پابندی اینها شود. انگاه اگر یک اعضای\nآن گروه بقوانین موافقت نکند و در پنهانی خلاف ورزی نماید\nروش او حتما باید اعلام شود تا که بپاداش واجبی خود برسد. یک طرز\nعمل مانند این وفاگروهی را اقامه خواهد کرد و در عین زمان تعاون\nشاگردان را بمعلم عطا خواهد نمود تا مجرمان را بکیفر کردار شان\nبرساند و یک مزد برای چغل خوری متعین نگردد. تعقیب این\nگونه کاروائی بموفقیت اعظم در موسسه ها همچو جماعت های\nبچه های اشاری نموده میشود و این بچه ها نسبت بطلبه\nمکاتب کمتر مایل میباشند که بانصاف بازی بفهمند و بـ\nپردازند *\nاستحصال عزت طلبه - بسیاری ازین مسایل که در\nبحث آورده ایم ازین واقعه تولید میشوند که طلبه عزّت\nمناسب معلمان را بجا نمیآرند بهر سببیکه باشد. آیا شما گاهی\nبیک گروه شاگردان دفعة درآمده اید که بآزادی درباره شما"}
{"book": "adl0711", "page": 77, "text": "مسائل هر روزه ۷۴\nو در باب کار شما مذاکره میکردند؟ اگر انها را شنیده باشید که خورده\nگیری شما میکردند روش شما راجع بآن چه بود علی السویه جانب\nآن طلبه و جانب خطاهای شما که آنها شکایت آنها مینمودند؟ آیا شما\nبرین مفروضه عمل کرده اید که باید شاگردان شما عزت شما فقط ازین\nحیثیت بکنند که شما بمنزله معلم شان می باشید؟ آیا شما استدلال کرده\nاید که آنها اکرام شان نمیکنند ازین جهت که بدرستی تربیه نشده اند؟\nیا ازین سبب که فطرتاً شریر اند؟ و آیا شما سعی کرده اید که در آنها\nروش های مختلف الکامل بدهید از مجازات شان یا از اصدار\nتقریری پیش مکتب اتان که ببحث آن احترام معلمان بوده\nاست؟\nدرینگونه معامله شما میگردید؟ یک گروه بچه ها اوسطاً یازده\nساله هم صنفان اند در جماعت ششم مکتبی که در یک شهر غرب درجه\nعمومی دارد. آنها از خانواده های بهترین آن شهر میآیند. آنها از شیر\nخوارگی بکلامهای گوش گرفته اند که بر مضامین مختلف بحث رانده است\nو متعلق وقایع حاضره بود است بحوادث تاریخی بالفنون و موسیقی\nبمظاهر طبیعت بسیرت معنوی و اخلاقی و امثال آن آنها مواقع\nیافته اند که در هر قسم ورزش ها و بازی ها مشغلت ورزند.\nاکثر بچه ها آلات جمناستک در خانه خود شان داشته اند و در\nاستعمال آنها ایشان مهارت و جسارت کسب کرده اند."}
{"book": "adl0711", "page": 78, "text": "۷۵\nمسائل هر روزۀ\n\nآنها جمعیت های فت بال و بیس بال تشکیل داده اند -\nمن حیث المجموع آنها بر اسپ و بایسکل سوار شده می توانند\nبدیگر بازیها و ورزش های عهد با نه سنج مالک بکفش های چوبی،\nکشتی رانی شناوری، ماهی گیری، نشان زدن بکمان و تفنگ\nیاد دارند، و اوزار را خیلی موفقیت استعمال کرده می توانند، الغرض\nآنها (چیز ها کرده) میتوانند اما آنها اینقدر حساب یا تاریخ\nیا جغرافیه را یاد ندارند که می باید و آنهای دانند که لسان\nخوب را چگونه بتحریر آرند چنانکه آنها بضرورت در بلوغ خواهند\nتوانست، والدین های شان بمکتب نشان میفرستند تا این\nنواقص را اکمال کنند *\nمعلم درین جماعت ششم اینقدر سنجارب وسیع و تنوع\nندارد که این بچه ها دارند - گو بموفقیت اوزار را استعمال کرده می\nتواند یا کشتی رانی یا شناوری یا نشان یا سوار شدن باسپ و\nبائیسکل وغیرہ را یاد ندارد وقت تر از همه او بآن وسعت مطالعه\nنکرده است و آن قدر کلام تنور نشده است که این\nبچه ها موقع یافته اند - فلذا آنها درین اعتبار بازو متفضل\nتراند - اوجساً هم مانند اکثر بچه ها قوی نیست و صحتش\nهم مثل شان نیست بعضاً ازین وجیکه محنتش زیاد\nاست و نیز ازین حیثیت که کار خود را سخت می پندارد و\n\nسال دوم سراج الاطفال شماره ششم"}
{"book": "adl0711", "page": 79, "text": "مسائل هر روزه\n۷۶\nبیشتر سببش اینست که او از تهدیدات و کوتاهی های خود آگاه\nهست فلذا ضرورت حس میکند که قدری درشت و تندخو\nباشد تا مانع بی احترامی طلبه آید :\nچرا شاگردها عزت یک معلم بچه با بضعت بدنش تنقید\nمیکنند و بطرز ناگوار بر\nرا از دست می دهند ؟ قلت تجارب وسیعه و\nمختلفه اش تقریظ می نمایند - او اینقدر سیاحت نکرده است\nکه بعض شان کرده اند و چون تدریس جغرافیه مینماید عادتاً\nبر بیانات رسمی کتاب متوکل است - حالانکه بعض شاگردانش مقامات\nو مواضع مذکور را دیده اند و آنها می توانند آن واقعات مادی و\nتازه را اندراج کنند که بدبختانه معلم فرومیگذارد چه خودش آنها را نمی\nداند . او مایل میشود که نکته چینی شاگرد ها را بنماید اگر آنها کلمات\nکتاب را قرائت نکنند و توقف نمایند . این بچه ها اکتشاف کرده\nاند خواه از بصیرت خودشان یا از روی تنقیدات والدین های\nغیر متفقه که معلم بسبب کوتاهی های خود اینوضع میگزیند این معلم\nبحال بدترین خود تظاهر میکند چون سعی مینماید که بچه ها را در\nورزشهای بدنی دلالت کند - اوکوشش بنماید که برای\nتقلید شان یک نمونه قایم کند . اما آنها بسیار ماهر تراند در\nاستعمال بازو ها و عصبهای خود - آنها در اظهار فضیلت خود"}
{"book": "adl0711", "page": 80, "text": "مسائل هر روزه\n۷۷\nکاملاً آماده اند و او درباره لیاقت خود آگاه، بحیثیتی شان سرزنش\nمیکند. بدیهی است که این درشان معاندت و مدافعت ایقاظ\nمینماید و آنها مترصد فرصت های میگردند که بران اظهار بی\nاحترامی بکنند. این موقعیت برای همه که تعلق دارند بدبختانه\nاست. وقت استاد فی الحقیقت تلخ است و شاگردهائی از تجارب\nمکتوبی فواید زیاده بردارند. فی الواقع بعض شان ضرر می یابند\nزیرا روز بجد روزه در نشیمن های خود نشسته عادت بی ادبی و بی\nپروائی را محکم کرده می روند. هیچ چیزی ازین آفت رسان تر نیست\nکه یک شخص عادتاً بی احترام گردد بآنانکه مافوق ترش اند.\n\nحصول معاونت شاگردان قابل\nدرین حالت خاص کدام روش را\nباید معلم بگزیند؟ چیز اولی که باید کرد این\nاست که پیش شاگردهای خود اعتراف\nمحدودیت های خود نموده بهیچ کوتاهی خود را پنهان نکند و بر هر\nچیزیکه در ان آنها فضیلت دارند، اقرار نماید، مثلاً یک\nقرائت را در جغرافیه فرض کنید. اگر او بآزادی و بدون تشنگی\nبجماعت خود بگوید که جبل الطارق را یا دیگر جای را ندیده\nام و میدانم که بعض بچه ها دیده اند اگر او بشادمانی آنها\nرا دعوت دهد که هر چیزیکه در ان باره میدانند بگویند یعنی\nموقتا بران مبحث استاد های جماعت گردند، او در حق خود"}
{"book": "adl0711", "page": 81, "text": "مسائل هر روزه\nVA\nنکات متعدد را حاصل خواهد کرد - اعتماد و ارادت مندی طلبه\nرا حاصل خواهد نمود و غالباً آنها بر اشگونی او تحسین خواهند کرد\nبعوض اینکه بر قلت تجربه‌اش خورده‌گیری نمایند - علاوه بران\nازین قسم تعلیم بجماعت نفع زیاد نخواهد رسید - باید یک\nمعلم مبادرت ورزد درین که آن فعالیت های را در مکتب\nکشف نماید که در آنها رهبر حقیقی شده میتواند - احترام طلبه را\nبدست آورد آنگاه باید مساعی خود را در آنمعاملات مرکوز\nسازد راست گوئی و نیک نیتی در باره نقائص خود اینچنین\nموقعیت را خوب حل خواهد کرد و اظهار خشم خطا گیری و انتباه\nبانضباط وتدريس على السويه مهلک خواهد بود.\nبے انصافی در سخانه بے  {یک معلم اکثراً ازین سبب\n                                              ارادت کیشی و اکرام طلبه را\nاحترامی ره پرورش میدهد} از دست میدهد که در مطالباتش\nمنصف یا منطابق نیست، مثلاً در جماعت هشتم یک مکتب شهری مشاهد\nبود معلم از مکتب عالی اثاثیه شهادتنامه تکمیل یافته بود و معلوم مے شد\nکه در مضامین درس خود خوب واقفیت دارد، اما او این خیال پیدا\nکرده بود که تصحیح و تسریع در تدریس بسیار مطلوب اند و این\nاوصاف مطلوبه را در بسیاری کارش خصوصاً در ریاضیات\nبجای همه مشق های تحریری حاصل کردن میخواست او سوالات"}
{"book": "adl0711", "page": 82, "text": "مسائل هر روزه\n۷۹\n\nرا بشاگردها املا میکرد و اولاً متنبه شان میساخت که هفت سوال را فقط در بست دقیقه بنویسند وحل کنند . چون شاگردها کار میکردند او بعد از هر سه چهار دقیقه تقاضا مینمود باین گونه عبارات که تعجیل نماید . شما بسرعت کافی کار نمیکنید من درین مکتب هیچ کاهل ها را بکار ندارم بعض شما بهتر است که پس در جماعت هفتم بروند که درینجا باشند . دیگر نظریات محرکانه در اثنای تقدم حل سوالات افکنده میشد . پر اختتام بست دقیقه کل کار بند شد کاغذ ها گرفته شد و بر آنها نشان زده شده . بس بهر محرر داده شد و غلطی ها بشمار آمد . دریافته شد که اکثر طلبه اقلاً یک غلطی نموده بودند بعضی شان بجز غلطی ها دیگر چیز نکرده بودند . پس معلمه بین اشخاص بی نصیب حمله اور شد از ایشان پرسید که چون کار خود را صحیح کرده نمیتوانید چرا دقت کافی نمیگیرید . اگر چیزیست که تحمل آن کرده نمی توانم ، غلطی هاست اگر شما کاراتان را صحیح کرده نمیتوانید بهتر است که بجماعت سوم یا چهارم پس بروید و در انجا یاد بگیرید ::\nبعد از مکتب دو بچه را شنیدم که درباره معلمه گفتگو میکردند اگر شما زودی نمی کنید او بشما چیغ میزند . پس اگر زودی میکنید و غلط می ننویسد او چیغ میزند که چرا زودی میکنید . هیچ راهی نیست که شما چیغ زدنش را منع کرده بتوانید"}
{"book": "adl0711", "page": 83, "text": "مسائل هر روزه ۸۰\n\nعبرت اینست که اگر کسی بر شاگردان خود پیچ ببندد از آن\nچاره نباشد باید که متوازی یک خط پیچ ببندد تا این خیال\nبادل طلبه جاگزین نشود که معلم غیر متطابق و بی انصافت *\nدیگر امثله . یک مکتب صرف نحو در یک شهر بزرگ بد و\nبازار بسیار پر غوغا و با رونق واقع است حتی اگر دریچه ها هم\nبسته شود صدا های سم ها، گادی ها و آواز های گادی و آنها\nو پیاده ها شنیده میشود بالخاصه در جماعت ششم این غوغا\nبتمام ها میرسد . معلم این جماعت عادتاً پشت میزش نشسته\nسبق میدهد - بچه ها در آخر اطاق اکثراً نمی شنوند\nو اگر دست های خود را بالا میکنند و طور علامه که\nآنها نفهمیدند - او میگوید که شما بی توجه هستید و پیش جماعت\nتمسخر شان مینماید - آنها مجبور میشوند که دست خود را بالا نکنند\nبلکه باین نایل میشوند که سعی شنیدن سبق هم ننمایند نتیجه آن بچه ها\nاکثراً غلطی میکنند فقط ازین سبب که الفاظ را نمی شنوند - پس\nبر غلطی های شان عتاب نازل میشود *\nیک دیگر مثال - یک معلمیکه از سالهای زیاد تدریس\nمیکند در عادی افتاده است که بافتتاح مکتب هر سال سه چهار\nروز امتحانات بگیرد-این امتحانات را سخت می سازد زیرا او میگوید که نمیخواهم در\nجماعت من بچه های بی مغز باشند *\n\nمعلم پر دردسر"}
{"book": "adl0711", "page": 84, "text": "مسائل ہر روزہ\n۸۱\n\nبست دقیقه بعد از روز اول مکتب، در صرف و نحو\nامتحان میگیرد- ازین بچه های جماعت هشتم سوالات بیشماری\nمیپرسد که پدرهای شان هم جواب داده نتوانند واد بعض\nشان تعلیم یافته بلند اند- این شاگرها اقلاً نه هفته در باره صرف\nو نحو هیچ تفکری نکرده اند- مغز هائیکه آنها داشتند عادت صرفی\nو نحوی را کم بیش در حیات نه هفته بیرون مکتب ضائع کرده\nاند و معلم درین امور همه خود را تیار نموده است تا علم فضل\nخود را پیش طلبه آشکار سازد- عقب صرف و نحو یک امتحان بعد\nدیگری میآید، چنان که میتواں توقع کرد خوب ناکامی های زیادی رخ\nمیدهد حتی طلبه بهترین غلطی های بیشمار مینماید- پس موسم نیت\nو شکایت آغاز میکند چوں معلم خیالات خود را درباره شاگردها\nظاهر میسازد- بروایت موثوق ترین بیان میکنیم که لااقل دوازده\nسال این معلم هر جماعت جدید را گفته است که آنها نادان\nترین جماعت های او بودند و محض بیکاره های که مثل\nشان را ندیده ام حتماً باید ثلث یا نصف جماعت را دو یا سه جماعت\nپست تر بفرستم که بآن مناسبت شان است عادتاً طلبه متعددی\nرا در جماعت خود نگذاشته است و چوں یکی را یکبار نمیگذارد\nهیچ چیز مانع آمده نمیتواند که آن شاگرد یک سال دیگر جائی بسر\nآرد- در ماضی مدیر و مفتش در باب بعضی مداخلت کرده بودند\n\nمسائل در تدریس پرنسیپهای مکاتب"}
{"book": "adl0711", "page": 85, "text": "مسائل هر روزه ۸۲\n\nآیا بدون موفقیت زیرا آنها میگویند که در اکثر طریقه نمایش آن معلم چناں قابل و قوی است که در یک صنف بهتر است که که مراعاتش سود *\nبعض معلمان خیال میکنند که این یک علامه درجات بلند شان است اگر خطای معلمانی را بگیرند که قبل ازیشان رفته اند و تحقیر هر جماعت نوی را بنمایند که بآنها داده میشود . یک نگران معروف یک مکتب شهری گفت که من بمعلمان خود تاکید کرده ام که کار شما فقط قبول کردن شاگرد جدید است و تعلیم دادنش حسب ضرورتش ، نه که خطای آن چیز را بگیرید که قبل از شما رفته است اگر یک معلم بافتتاح مکتب یک امتحان میگیرد و مدعا این است که چگونه جماعش را تدریس نماید نه اینکه شکایت کند بر انکه نمی دانند در امتحان من فقط یکبار معلم بمن میگوید که بچه بیکارگی معلمان سابق تدریس کرده اند *\n\nجهات کامگاری نه از ناکامی - معلم مذکور مسرت حس میکند درینکه دل بعض بچه ها را بشکنند - او میگوید که مبلغ شان در علم هیچ نیست و غالباً گا ہے نخواهد شد- این روش که بوفور در معلمان مشاهده شده است ، یک اساس بسیار مهم انضباط را ارائه میکند - یک مدرس یک حصه آن را که متعلق نظریه مایوسانه است در یک مقاله بیان میکند - درین زمانه معلمان بر کوتاہی\n\nرسائل در درس تیم ستم که کاتب دارد مدیر سراج"}
{"book": "adl0711", "page": 86, "text": "مسائل ہر روزہ\n۸۳\n\nہائے طلبہ زور نمیدہند بلکہ از آنها بخاموشی در گذشته بر خوبی\nہائے شان تائید مینمایند ۔ در زمان من این طور نبود و من نمیخواهم\nکہ یک بچہ من کہ گاہے غلط میکند بشنود و بداند نہ اینکہ سبق\nصحیحش برای او آشکار نشان داده شود از رواج گفتن غلطی ہائے\nقوی تولید مے شدند و از طریقہ ہای حاضرہ شک دارم کہ این حاصل\nبشود ۔ رائے مدرس موصوف کاملاً بر عکس فکر منست ۔ این ملیک اصول\nساده طبیعت بشری است کہ از تجہیل غلطی ہائے کسی شما او را\nتقویت نمیدہید بلکہ ضعف میدہید اگر یک شخص بہم شہر یایش\nپانزده کرت نطق کند و ہر بار ناکام آید عملاً تیقن است\nکہ شانزدہم بار و ہر دفعہ بعد ازان ناکام خواهد گشت تا وقتیکہ\nنطقش را اتمام نموده چندی حیات موفقیت را میندوزد مادامیکہ\nخوف ناکامی قبضہ اش کردہ است مواقع موفقیت برایش کمست۔\nاین از ہر چیز بیشتر در حیات روز مره ثابت میشود قاعدة چیزیکہ\nما میخواهیم این است کہ دلہائے شاگردان ما را مملو سازیم باینکہ در\nہر چیزیکہ آنها بدست دارند آنها کامیاب گشتہ میروند ۔ البتہ اگر\nآنها بے پرواہ بے التفات یا بیباک اند و نتیجہ در کارہائے\nخود ناکام میمانند حتماً باید بنہایت تاکید آگاه کرده شوند کہ آنها\nناکامند ۔ اگر احتیاط ورزند و بکار خود توجہ مناسبت بدہند\nتا ہر سرعتیکہ ممکن باید باید باین آگاہی ناکامی بر کنده شود و"}
{"book": "adl0711", "page": 87, "text": "مسائل هر روزه\n۸۴\n\nبجای آن خیال موفقیت نصب گردد. اگر یک بچه هر روز\nبرای غلطی ها از اول جماعت بآخرش فرستاده شود در انجام بدش\nحکم میگردد که با وجود هر کوشش او قابلیت بلندی در جماعت\nنیست لہذا بر پستی اقتناع میکند و این خیال بسیار مهلک\nاست باید معلم چندی بر ناکامی او متوجہش ساخته طرز اختیار\nکند آینده کامیابیش بدلش جاگزین گردد\nفرضاً اگر کسی بر کار یک روزه اش در مکتب نظر ثانی اندازد\nو بنگرد که اکثر کارهایش این بوده است که غلطی های طلبه را\nنشان داده است و برای آن تنبیه شان نموده قایل شان ساخته\nاست که آنها ناکام اند و گاهی کامیاب نخواهند شد نتیجه این بطلبه\nچه خواهد شد ؟ معلم جواب این را از تجربه خود بگوید - آیا دشمنش که\nخطایش گرفته است یا دوستش که تشجیعش نموده است، زیاد تر\nنفع میرساند *\nمعمولاً تصحیحات باید شخصی خصوصی باشد - اصول آشکار\nساختن موفقیت و سلوک نیکو زیاد تر از مقابل آن در درسخانه\nیک مسئله مهم انضباط را پیش میکند که معلمان مختلف تصور\nمختلف حل مینمایند. در یک شهر غرب وسطی دو معلم شاگردانی\nدارند که سن سیرت عمومی شان تقریباً یکسان است بعضی شاگردان\nدرین دو جماعت از عائله ها میآیند که آداب و لطافت در آنجا"}
{"book": "adl0711", "page": 88, "text": "مسائل هر روزه ۸۵\n\nحکم فرماست و دیگران از خانواده های کاملا مختلف میآیند پس\nمسائل انضباط درین در سحانه ها فوق العاده دشوارند بچه های عائله\nهائیکه بمحاوره عام بهتر گفته میشوند عادتا خیلی آزادی دارند وعموماً\nروش معلم را نمی فهمند چون او عتاب شان مینماید بر سخنانیکه در\nخانه نامی شان مجازاند بلکه همان والدین شان تحسین میفرمایند\nبچه هائیکه از خانه های کم بضاعت میآیند بتدابیر انضباط معمولی\nمعلم کم توجه اند و تنقیدات و شکایات شان که معلم درباره معامله\nشان مینمایند از دلهای شان می لغزد چنان سهولتیکه آب از\nپشت بط میرود*\n\nمعلمانیکه این جماعت ها را تدریس مینمایند مفکورات بسیار مختلف\nراجع بحل کردن این مسایل دارند. در یک در سخانه معلم همیشه هر\nواقعه تصحیح را اشاعت میدهد. اصلاح هر شاگرد را بطریقی مینماید\nکه هر کس در جماعت نکته چینی هایش را بشنود او عادت دارد\nکه در شروع مکتب همه را من حیث المجموع خطاب کند و\nنمونه وار اقسام بدسلوکی را بیان کند که از ان باید اجتناب ورزید\nچونکه در محنت و مشقت است آوازش انعکاس افشار مینماید که\nطلبه آنرا شکایت تعبیر میکنند. اثر این طریق بر مکتب عیان\nساختن کار اصلاح است بحدیکه از خود تعلیم بیشتر این آشکار\nاست. شاگرد ها همگنان این را حس میکنند و از هر واقعه انضباط"}
{"book": "adl0711", "page": 89, "text": "مسائل هر روزه ۸۶\nآگاه نیستند لیکن با وجود آن هوا پر است از تنقید خورده گیران\nاطلاق مجازات و این اموریست که شاگردها خارج مکتب مذکور دارند.\nاصلاح باید بخاموشی باشد. معلم ثانی در انتظام خود\nطریقه بالکل مختلف را تعقیب مینماید او ندرتّاً پیش کل جماعت\nدرباره اصلاح بیک شاگرد صرف میراند. اگر او ضرور میداند که\nدرمیان کار بکدام بچۀ هدایت و نصیحت کند، او بنشینش میرود و\nحتّی الامکان بخلوت و خاموشی سخن میزند البته جماعت میتوانند درک\nکرد که معلم ضبط و ربط مینماید لیکن طریقۀ آن بخیال عدم نمایش\nاست که بعوض اشتغال تمکن و اثر خوب میآرد +\nسکوت و خلوت - خصایص غالب این طرز اند، اکنون سکون\nدر رهنمائی یک گروه همیشه فکر میدهد که در مقتدیان هم سکون\nباشد و برعکس آن هم راست است. اکثر این ضبط و ربط\nواقع میشود چون اکثر طلبه هیچ بدستخانه نباشند - در اثنای روز\nمعلم نامهای آن بچه های را بر کاغذ خفیه مینویسد که\nدربارۀ کدام میلان ممانعت شان کردنی است و آنها را دعوت\nمیدهد که بعد مکتب باو باشند - پس او در خلوت با هر\nکدامی جدا مجلس مینماید و در آن بتائید تام میگوید چیزیکه\nبتنهایش گفتن دارد. اولاً در هر صورت ورنه از ده\nاین بس بیشتر اثر میافگند ازانکه پنجاه تماشا بین باشند"}
{"book": "adl0711", "page": 90, "text": "مسائل هر روزه ۸۷\n\nکه عموماً با تأدیب شده گی همدردی مینماید . درین حالت\nاحتمال است که قوت تنقید یا ترغیب ضائع رود اگرچه\nدر صورتیکه هر جماعت کاملاً موافق پروگرام معلم باشد\nو کمک احکامش را بنماید نتیجه نافع تر خواهد بود ـ اما بظاهر\nعمومی نکته چینی متواتر در انجام ناکام خواهد ماند درینکه از\nجماعت من حیث کل تلقی خوب بگیرد ـ گاهی گاهی در\nواقعات وخیم انضباط میتوان استعمال کرد و آنگاه این یک معاونت\nقیمتدار بمعلم خواهد بود بطور که دعوای عمومی میتوان بدون شرط\nبیان کرد که مؤدب بهترین آنست که رأساً بهجران منفرد معامله\nمینماید و کمترین موفق آنست که همه انضباط خود را چنان علانیه\nمیسازد که هر کس ازان متأثر شده یک فضای بیقراری و\nبی نظمی هویدا میگردد ـ آوازش باید شنیده شود در تعریف\nو تدریس بس زیاده تر و اکثر از تصحیح و خطأگیری اکثراً معلمها\nعادت شکایت پیدا میکنند که شور و غوغا در جماعت\nاست و همه را ملزم و بی ادبی قرار میدهند حالانکه\nفقط چند بچه ها خطاکار بودند ـ این غلط است ـ این ترغیب\nنشه بی نظمی در در سخانه مینماید و بدل طلبه نقش میکند\nکه همین یک امر مهم در مکتب است از یک شاگرد\nچنین مکتب بپرسید که در حین روز در مکتب چه"}
{"book": "adl0711", "page": 91, "text": "مسائل هر روزه ۸۸\nواقع شده بود و او غالباً مثالهای تادیب را باظهارات\nغضبناک معلم بیان خواهد کرد - این طبیعت بشری است که\nتعقیب نقشه تنقید و شکایت علنی نموده شود چون در درسخانه\nانتظام درست نباشد، لیکن لازم است که مقابله این میلان\nکرده شود و درین مظهر مهم تدریس یک طرز مختلف عمل\nمستمر باجرا آورده شود +\nمسئله مکالمه در جماعت - قبل از گذاشتن مضمون\nانصاف بازی در درسخانه چیزی باید گفت درباره منبع خاص\nنزاع در بین اکثریت معلمان و شاگردان شان اگرچه حواله\nاش بیک فصل سابق داده شده است - در همه اوقات\nبمعلمان زحمت از دست مسئله مکالمه رسیده است معلمان\nجوان خصوصاً بعمومیت بسیار مضطرب میگردند برین جذبه که\nظاهراً ناقابل انضباط است یعنی اینکه طلبه در درسخانه\nسرگوشی مینمایند - یک معلم نو هم بزودی ادراک میکند که بچه ها باید\nتمرکز توجه بسبق بنمایند ورنه پروغرام اتمام نمی یابد و این ممکن\nنیست اگر بچه ها بیدیگر حرف زنند و هرگاهی که بخواهند سرگوشی\nکنند - اغلب است که درین مکالمات آنها مذاکراتی خواهند نمود که بکار\nمکتب تعلقی نداشته نباشد در تفکر این مبحث بیک مجلس قریب معلمان\nهمگنان اقرار کردند که چون مکالمه در ساعات مکتب مجاز میشود توجه طلبه عموماً"}
{"book": "adl0711", "page": 92, "text": "مسائل هر روزه\n۸۹\nمنتشر میگردد زیر آنها در باب کار مکتب سخن نمیرانند مرغوبیت ہائیکه آنها دارند بیرون مکتب واقع است و متعلق است بواقعات درخانه که اتفاقی پیش میآیند اکثراً آنها مخابره خواهند کرد راجع بکدام خصوصیت معلم در اوضاع یا لباس یا کدام عادت هم صنفی که تحریک خصومت یا تمسخر بنماید غالباً اکثر معلمان متفق خواهند شد درینکه کار جایز مکتب طلبه را بمخابره تحریک نمیکند مثلیکه فعالیت ہائے خارج مکتب بر انگیخته میسازد. درین جا مشکل خاص مخابره در درسخانه واقع است +\nباید در آغازه تقدیر کنیم که جذبه مراوده یکی از عمیق ترین و مؤکد ترین میلان ہاست که حیات طفلی دارد بداہتہً طبیعت بیک ہستی بشری میگوید +\nتجارب تانرا ہمنوعان مشارکت کنید ـ ذکر خصائل دیگران را با دوستان و رفیقان تان بنمائید ـ ہیچ سخن را نزد خود نگاه نکنید و دیگران را ہم مگذارید که تجارب شانرا از شما اخفا کنند ـ چوں ہر چیز بدین طریق اعلان یافت ہر کس از تجارب مشترک مستفید خواہد شد ـ و چون امر قیمتدار کشف شود ہمہ ازان متمتع خواہند شد نیز اگر شما در باب خصایص دیگران اظہار کنید چیزیکه مفید و خوب است قائم خواہد شد و امور قبیح و معیوب"}
{"book": "adl0711", "page": 93, "text": "مسائل ہر روزه\n۹۰\nمنتفی خواهد گشت. اگر ہر کس درین باره تکلم کند و بآزادی رای\nخود را بگوید یک قسم فکر عمومی استحکام خواهد یافت و این\nموثرا روش آن مردمی را اداره خواهد کرد که بآنها تعلق دارد. اگر\nشما تجارب خود را بدیگران و در باب تجارب خود شان مذاکره\nنکنید. و اگر شما نقطه نظر خود را در باره دیگران و از آنها را در\nباب خود معرض بیان نسازید، انگاه اغلب است که ہر کس\nراه خود برود و یا ممکن خواهد بود تعیین این اینکه در اعمال\nمردم کدامی جایز و کدامی قابل اجتنابست *\nہر معلمیکه یک بچه را از دو سالگیش بعد مشاهده کند.\nبالضرور خواهد دید که آرزویش بحویت تمام این است که مردم\nدرباره او رجوع نمایند. اگر او یک خانه گک بازیچه میسازد\nبہر کس آزار میرساند که در خانه اش باشد که بیائید و سیر آن را\nبنماید. چیزیکه او میخواهد پسندیدگی شانست. اما اگر آنها ندمت\nآنرا بنمایند. یا انرا بی التفاتی ورزند این یک علامه است\nبرائی او که این گونه فعالیت را ترک دهد. مثال بہتر اینکه فرض\nکنید او یک مرغک میگیرد و پاهایش را کش کرده میگیرد و ہر کس\nرا در خود صدا میکند که او را بنگرید. فرضا مردم بشکایش متخاصمانه\nپیش میآیند. از چرو هایشان از اوضاع جسمانی شان از گفتارشان\nروش او ناپسندیده معلوم میشود بسیار غالب است که بچه دوباره"}
{"book": "adl0711", "page": 94, "text": "مسائل هر روزه ۹۱\nآنکار را نخواهد کرد - اگر بر عکس آن مردم ستایش عمل او را\nبنماید، مثلاً بر چیزیکه میکند بخندند بخیالش بدهند که از کارش\nمحفوظ میشوند و همین اغلب است که در یک گروه واقع شود-\nپس بچه کار خود را یکذریعه ضیافت طبع دیگران خواهد پنداشت\nو یک وسیله حصول امتیاز برائ خود خواهد انگاشت، اغلب\nاست که هر دفعه که موقع یابد تکرارش خواهد کرد تا کسی تقدیرش\nرا بنماید *\nامثله مذکوره بسیار بسیط و عام اند برای اظهار اینکه طفل\nجذبه دارد برائے جلب انظار و افکار دیگران تا بداند که از خیالات\nو اعمالش کدامی مردم می پسندند و کدامی باعث امتیازش خواهد\nگشت و از کدامی میبرند و کدامی موجب بدنامی او خواهد شد\nبیشک طفل خُورد درباره شهرت خود بسیار حساس نیست بجر امور\nچند مثلاً بیدل یا خسیس بودن وغیره - اما چون نشو و نمو می\nیابد او افزون تر متفکر شده میرود که در اوصاف لطیفتر چشم\nدیمن، سیرت نامداری کسب کند و او همیشه مشتاق است که بحضور\nدیگران چنان اظهار نماید که پسندیده شان بیفتد در آن\nکارهائی که او شایان میداند میتوان دید که بدون این خصلت\nتطابق اجتماع محال خواهد شد. اگر یک بچه تنها بخود نبرید\nو پروای اظهار خود نزد دیگران داشته نباشد واقعا"}
{"book": "adl0711", "page": 95, "text": "مسائل هر روزه ۹۲\n\nبخیال شان در حق خود ندهد، او یک وجود اجتماعی شده\nنمی تواند - مکالمه در بین مردم ضرورت اساسی است برائے\nتکامل احساس اجتماعی و لیاقت اجتماعی +\nپیرون مکتب طفل تشجیع آزادانه مکالمه داده میشود - قبل از آمدن\nطفل بمکتب عموماً آزادی زیادش داده میشود که تجارب خود را\nبدیگران مشارکه نماید - والدین عادتاً برائے بچه ہائے شان اجازه\nمیدهند که بهر چیزیکه رغبت شان باشد اظهار فکر نمایند و از\nرفقائے شان بپرسند - شاید بدستر خوان میتوان جذبه طفل را\nدرین باب منضبط ساخت و بعض سبقها در این امر داد، اما در\nحیات حاضره امریکائی برائے بچہ ہا بدستر خوان و دیگر مقامات\nنیز اختیار زیاد اظهار خود داده میشود. بلکه برین امر تحسین شان\nکرده میشود - فی الواقع خارج درسخانه مکالمه آزادانه خصوصاً در\nعائله ہائے امریکائی مامور میگردد و میلان این پرورش مییابد\nلهذا چون طفل در مکتب میآید او تجربه سابقه ندارد که پیش\nدیگران زبان خود را عنان دهد +\nخوش بختانه فضای درسخانه از عائله و بازار مختلف است و این\nیک پابندی میآرد - هر قدر زیاد که او شان معلم و درسخانه را حس\nمیکند همان اندازه او منضبط میگردد و باظهارات معلم و رفقایش\nمتوجه میشود در موقعیت ہائے عام بیرون مکتب بچہ بے اختیارانه"}
{"book": "adl0711", "page": 96, "text": "مسائل هر روزه ۹۳\n\nحسب محل اظهار خیال خود مینماید. لیکن در درسخانه چون هر چیز این فکر میدهد که باید معلم را بطور عمائد پیروی کرد او ملتفت بمعلم میشود و از بے پروائی تحریکات خود را تعقیب نمیکند. و در محیطیکه آواز او چون در خانه کردد اختیار انفرادی غلبه میکند اما در یک محیط جدید و اجنبی میلانش اینست که آموزنده شود. اکنون اگر معلم او را در موضع نگاه کرده نتواند که عظمت و اهمیت درسخانه را حس نماید، غالبا او مطیع خواهد ماند، نقشه های معلم را ادراک خواهد کرد. و اشتیاقاً هدایاتش را تعقیب خواهد نمود. درین حالت از جهت سرکوشی زحمت زیاد نخواهد داد زیرا او ضرورت این امر را حس خواهد کرد. که بیانات معلم و رفقایش را فهمیده، چون ازو پرسیده شود، درباره آنها خود بیان داده بتواند *\nطریقه موثر ترین برای اداره شرور مکالمه - بهترین طریقه این است که شاگردها در وضع آموزنده و منقاد ادامه کرده شوند تا بافکار و خیالات معلم متوجه باشند و چون او حکم کند که در پے آنها بیانات خود بدهند. اگر بآنها نشان داده شود که کار منضبط شود پسندیده است و می ارزد که یاد گرفته شود و چون بآنها موقع داده شود این را بیان کرده بتوانند، انگاه مکالمه شان جایز خواهد بود چه راجع بفعالیت های مکتب خواهد بود. مسئله فی الحقیقت این است که کار مکتب در درسخانه متغلب گردانیده شود. در هر مکتب خانه"}
{"book": "adl0711", "page": 97, "text": "مسائل هر روزه\n۹۴\n\nخوب منتظم بطلبه احساس داده میشود که بهترین طریقه امتیاز\nایفائے وظایف منضبط و مهارت آنهاست. لاریب، بعض معلمها\nباین اعتراض خواهند کرد زیرا آنها نامناسب می پندارند که یک\nشاگرد را برائے فضیلت در کار مکتب تحسین نمایند. لیکن تا اینکه طبیعت\nبشری اساسا تبدیل نمیشود این ضرور خواهد بود تا طلبه را تحریک\nداده شود که توجه مناسب بکار مکتب بدهند و رغبت های مخالف\nآنرا در قابو آرند و بآنها احساس داده شود که چون خود را موافق\nنظام درسخانه بسازند و موثراً در ان باره بیانات نمایند، کار وفادارانه\nو موفقانه شان برائے همصنفاں شان بوالدین شان و بدیگران\nمعلوم خواهد شد. ممکنا نامهای شان در جرائد شهر شایع خواهد\nگشت و انگاه امتیاز شان ماورای حدود درسخانه خواهد رفت *\nحیله ها برای امتناع مراوده - متیقن است که مراوده\nمضر در درسخانه خاطر خواه انسداد نمی یابد چون شاگرد ها حس کنند\nکه در جماعت خوب بودن چندان وقعت ندارد. بسیار معلمها\nبهر گونه حیله ها تشبث مینمایند تا مراوده را منع کنند، بجز\nتدبیر بهترین تدریس بطرزیکه مرغوبیت ہائے مکتب از حیات\nخارج آن بطریق مؤید و مؤکد، غالب و نافع تر نشان\nداده شود. از بچه ها بشب پرسیده میشود که در اثنائی\nروز چند کرت سرگوشی کرده بودند، بطور مجازات اسباق زائد"}
{"book": "adl0711", "page": 98, "text": "مسائل هر روزۀ ۹۵\n\nداده بشوند، نشيمن جای طلبه متواتراً تبديل شود تا از\nرفقای سابق دور تر گردند، اكثراً بعد مكتب نشانيده ميشوند\nو برای سرگوشی لت كرده ميشوند، ليكن حقيقةً سزا مراوده\nرا دائماً بحد معتد به منع كرده نمی تواند داد در بعض مواقع\nيگانه علاج باشد - ليكن اگر شاگردها في الواقع سرگوشی كرده\nنتوانند معمافيه متواتراً مراوده كرده ميتوانند بواسطه چشم\nتغيير دهن و روی حركت اعضا يا پيچيدن و تابيدن\nجسم كه اين همه زبان كر و گنگ است يكى در مكتب\nخانها می تواند ديد كه بعض شاگردها متواتراً مراوده دارند\nحالانكه يک حرف بيكديگر نميگويند . يگانه طريقه اداره اين\nچنين طلبه اين است كه رغبت های شان تحقيق شود\nيا اگر اين محال باشد از مكتب خانه نفی شوند - بعض\nاوقات شاگردهايی يافت ميشوند كه كار مكتب را تقدير كرده\nنميتوانند و وضع متخاصمانه بآن دارند - اين چنين طلبه مكتب\nو كارش را استهزاء می نمايد - آنها بآزردن معلم و باخلال\nديگران در وظائف شان سعی ميورزند - الغرض آنها در\nبر هم ساختن نظام مكتب جهد می نمايند - آنها بايد تبعيد\nشوند و اين چنين طلبه در مكتبي انداخته نشوند كه ضروريات\nخصوصی شان در آنجا نگرانی نشود - شر مراوده در كدام مكتب\n\nمسائل در تدریس هر سر و کاسب"}
{"book": "adl0711", "page": 99, "text": "مسائل ہر روزہ\n۹۶\n\nخانه بسیار تقلیل میتوان یافت اگر وقفه های متواتر برای\nآن ترتیب داده شود و طلبه بیکدیگر ملاقات آزادانه کرده\nبتوانند فرضاً برای بچه های خرد سه دقیقه بعد از هر بیست\nدقیقه باشد که درین وقت از فشار عدم مراوده تخفیف بیابند\nو درین سه دقیقه جذبه اظهار خود را سر بدهند بعد ازین\nآنها باز متوجه شده کار شروع خواهند کرد. برای شاگردها\nمدلل کرده شود که اگر کدامی در حین کار ضبط خود ننمود از وقفه\nاستراحت محروم خواهد شد اگر طلبه من حیث مجموع خاموش\nنماندند، وقفه تفریح داده نخواهد شد. این بموافقت طبیعت\nبشری است که یکی باید موقتاً از مسرت دست بردار شود\nتا من بعد بمقیاس وافر تمتع آن بردارد و باید معلم ازین در انضباط\nمکتب استفاده کند. باید ادراک کرد که مراوده مضر در مکتب\nخانه در پیمانه بزرگ بر شخصیت معلم منحصر ست. یک\nشخصیت ضعیف جذبات بی اختیارانه اطفال را منضبط\nساخته نمیتواند. این یک موقعیت بسیط رو حیات\nاست. اگر حیات مکتب خانه او خارج آن قوی تر\nنیست، طلبه رغبت های خارجی را در مکتب آورده\nمذکور آن نموده خواهند رفت یعنی درباره آنها بیکدیگر\nمراوده خواهند کرد و اوضاع مکتب را بمقابله آن بازی\nمسائل در مدارس بچه گانه وانه"}
{"book": "adl0711", "page": 100, "text": "مسائل ہر روزه ٩٤\n\nوار خواهند دانست ۔ ما همه باین مائلیم که پیروی یک شخصیت\nقوی را بنمائیم و همیشه بر آنها حاکمیت کنیم که از ما کمزور\nتراند، یا اقلا از قیادت شان ابا ورزیم پس در\nمکتب خانه یکی بمعنای بزرگ قائد باشد تا شاگرد ها\nبکار مشروع توجه بدهند . کسیکه فطرتاً از وصف رهنمائی\nمردم عاری باشد که التفات و اطاعت شاگرد ها جلب\nکند باید اکتساب تدریس را وداع گوید ورنه ایامش\nپر از مصیبت خواهد شد . او میتواند کامیاب\nگردید باستثان در موقعیتی که صفت قیادت در آن\nلابد نباشد اما این مطلوب خاص است در انضباط موفقانه\nمکتب خانه +"}
{"book": "adl0711", "page": 101, "text": "مسائل هر روزه ۹۸\nفصل چهارم\nتدریس تفکر بطلبه - غور ملاحظه یک تعداد زیاد پروگرامهای\nجمعیت های معلمین را ملاحظه می کرده است تا که بداند\nکدام مباحث در ازمنه ما در مذاکره میآیند . در بسیار ی\nآنها مضمون تدریس تفکر بطلبه) نمودار است. چونکه چند\nسال اجرائیات این مجالس را مطالعه کرده ام اکثریت آنانکه\nمذاکره کرده اند، ادعا دارند که کدام قاعده معینه برای\nتفکر است که تدریس آن بطلبه بتوان کرد بسی تجاویز درین\nباره پیش کرده اند اما این جهت تکرار نمی کنیم که اگر لفظی و\nرسمی است در هنگام اطلاق در مکتب خانه بیهود ثابت میشود. این\nمشکلا مطابق روحیات عصر حاضر است که تدریس قوه تفکیر را\nذکر کرده شود، گویا این یک فنی باشد که منفصل است از\nاجرائیات واقعی تفکر. چون یک شخص کدام تجربه فوری را بروشنی\nتجارب سابقه تعبیر میکند تا که او خود را بچیز نو صمیماً تطبیق\nداده بتواند او بیک طریقی مهم فکر میکند. چون او درباره عمل"}
{"book": "adl0711", "page": 102, "text": "مسائل ہر روزۀ\n۹۹\n\nمیکند بر مظاہریکہ گرداو واقع میشوند تا کہ او مناسبات عللی\nدر بین شان تحقیق کردہ بتواند ـ او فکر میکند ـ یگانہ وظیفه تفکر\nتنظیم تجربه است و استعمالش تا کہ یکی را در تطبیق بحالات نو\nامداد نماید +\nاحتیاج مہمیز فکر واضح پس در یک شاگرد جدید تکامل\nلیاقت تفکر چنانچه محاورۀ عام است آیا امکان ندارد؟ اگر ما بتوانیم\nکہ از ابتدأ شاگردی را در حالاتی بنهیم کہ آنجا حتما او تعلقات اصلی در بین\nاشیا، و مظاهر دریافته بتواند تا کہ خود را بآنہا موافق سازد ما او را\nحرکت میدہیم بسمتیکہ در ان همیشه علاقه ہای حقیقی را بیابد ـ قوم\nقوۀ فکریه را تکامل داده است ازین مجاہد تیکہ قبضۀ کامل تر بر محیط\nتأمین کند ـ ہیچ کس کا ہے استعداد فکر را کسب نمیکرد تا وقتیکه ضرورت\nاین می داشت کہ انطباق خود را برآرد یا حاجت ہای یک نوع یا\nدیگرش را رو اسازد ضرورت مادر تیزی ذہنی است اگر یکی شاگردان\nرا در یک جای گذاشتہ بگوید کہ کلمات یک کتاب نصاب را حفظ\nکنند و آنگاہ اگر او آزمایش کند درین یاد گرفتن چقدر کامیابی\nحاصل کرده اند واز آنها کلمات را زبانی بپرسد ـ او نمیتواند\nکه درین شاگرد ہا تفکر صادق را ایقاظ نماید هر چند قواعدی\nرا استعمال کند ـ دل انسانی بر آن نقشه تعمیر نہ شده است ـ وجۀ\nخاص که شاگرد ہا فکر کردن را یاد میگیرند مثلیکه ما"}
{"book": "adl0711", "page": 103, "text": "مسائل هر روزه\n۱۰۰\nمیخواهیم این است که موقعیت های تدریس ما تفکر را مطلوب\nندارند ـ بسیاری مشق ها و کارهای مکتب خانه ما زیاد اگر کلماتی\nحفظ زبانی را استعمال مینماید +\nچون از شاگردی مطالبه میشود که یک صندوق مجوزة الجهات\nو برای یک مقصد معین بسازد او یک معیار دایم وغیر متبدل دارد\nکه ازان خوبی تفکر خود را آزموده میتواند چون او روبرو میشود بیک\nموقعیت مادی که آنجا لازم است اشیا دچنان ساخته شوند که بهم مربوط\nگردند یا متحداً تعامل نمایند او بزودی یا دیهی ادراک میکند که\nبیک طریق ماشینی یا زبانی ترقی کرده نمی تواند و باین طرز صحیح\nبرآمده نمی تواند ـ هرگاهیکه یک شخص مجبور میشود تا چیز ها را چنان\nبسازد که کار کنند او حتی الامکان بموثریت فکر خواهد کرد ـ اگر در تدریس\nما یک پروگرامی را ترتیبی دهیم که دران مشق ها وتمرین ها باشند و\nآنها صورت مادی وظاهری داشته باشند و قابل قوت وحرکت\nباشند، میتوانیم که شاگرد ها را تفکر کنان نگاهداریم بحدیکه\nاستعداد افزون مداومت نماید ـ درحقیقت فن تدریس مشتمل\nاست بیشتر بر اینکه این نقشه بحد اعمش در همه دروس\nادراک شود ، در حساب ، جغرافیه ، مطالعه طبیعت ، لسان و\nسائره باید درین علاقه اعتراف کرد که بعض از متفکرین اعظم\nماگاهی در مکاتب تربیه نشده اند، بعض مردمی که یکی میباند از\nمسائل در محرکات {رسمی مکاتب}"}
{"book": "adl0711", "page": 104, "text": "مسائل هرروزه ۱۰۱\n\nمیان همه مکاتب گذشته اند، در استعداد تفکر شیرخواران اند-\nالبته این امثله انتهائی است، اما اینها تبیین قانون روحیات\nرا مینماید که در مسئله پیش روی ما مرتبط است\nمحک عالی یک طرز نیکو- هرقدر زیاد که یکی تدریس\nرا می بیند، بهمان اندازه موفق میشود که معلم موفق صادق\nآنست که میداند، چطور شاگرد ها را بنقطه ببرد که آنجا آنها\nدیده بتوانند اشیائی را چنانکه هستند وعلاقه ها عللی را درمیان\nتجارب دریافته بتوانند- در مکتب خانه هائیکه آنجا شاگرد ها\nعادت گرفته اند برفتن در جماعت و خواندن بحفظ کلمات\nو قواعدیکه آموخته اند، معلم هنرمند از میان کل تعقیب شان\nخواهد نمود وبحالات معین وامثله بین دو چار شان خواهد ساخت\nتاکه بداند آیا فی الواقع می فهمند آنرا که تکلم آن می نمایند\nیا فقط آنها قرائت میکنند برای تکمیل این هیچ قاعده\nظاهر وساده مقرر نیست لیکن باید این کار خاص معلم\nباشد از کنڈر کارٹن الی میان دارالفنون، از عین\nاغاز تعلیم تا من بین مدارس عالیه- درین طریق\nشاگرد ها میتوانند که بحالت یا عادت تفکر درآیند، تاکه رفته\nرفته بطور معمول جهد خواهند کرد که علاقه های عللی\nرا درمیان همه تجارب دریابند که یگانه دلیل است"}
{"book": "adl0711", "page": 105, "text": "مسائل هرروزه\n۱۰۲\nبرای اینکه در بین نوع بنظر تفکر محفوظ ماند است.\nمحک بریک درس تقریبا از شاگردها جماعت اول\nیک مکتب عالی مطالبه شد که\nتاریخ اطلاق یافته که یک فهرستی بنویسند که در آن\nچهل واقع مهم در تاریخ یوروپ مندرج شود از آنها متوقع\nبود که تاریخ صحیح هر واقعه را بنویسند و نامهای مردها و زنها\nرا نیز که بآنها متعلق باشند. این پرسیده نشد که کدام\nمناسب در میان وقایع مختلفه مذکوره ظاهر کرده شود. بل چهل\nواقع متعلق بیک زمان باشد و یا فقط راجع بیک شخص باشد\nمشروط براینکه شاگرد ها چهل کار مهم او را تفحص نمایند که اقابل\nتذکار باشند. غرض معلم در توزیع این وظیفه مجبور ساختن طلبه\nبود تا لا اقل چهل واقعه را حفظ کنند که آن دوره تاریخ یوروپ\nرا در بر میگرفت که مطالعه شده بود.\nدر اجرای این وظیفه طلبه استعمال متواتر کتابهای\nنصاب شانرا نمودند. آنها از ملاحظه فهرست مضامین شروع\nکردند. چون بر یک جمله که مثلاً بجنگ واترلو تعلق\nداشت رسیدند، آنرا نوٹ کردند و تاریخش را نوفتند\nباز روانه شد چون بیک واقعه دو چار گشتند آنرا نوشتند\nتا حفظ نمایند. اکثراً شاگردها از یکدیگری پرسیدند و از دیگر یکه"}
{"book": "adl0711", "page": 106, "text": "مسائل ہر روزه\n۱۰۳\n\nکلان تر بود و با و رسیده میتوانستند که آیا جنگ واٹر لو حقیقهٔ\nیک واقعه بود یا چه بود ؟ آنها گفتند که معلم این را حتم مقتضی\nساخته است که آنها فقط واقعات را یاد بگیرند چون از بعض\nشاگردان پرسیده شد که علاوه بر واقعات در تاریخ چه بود،\nآنها جواب داده نمیتوانستند و چیزیکه وخیم تر است اینست که\nآنها را غب نبودند تا بیابند که دیگر چه خواهد بود. چیزیکه\nآنها میخواستند اسمای چهل واقعه بود تا مقابله محکمی را بنمایند\nکه معلم پیش نشان خواهد گذاشت محرر حاضر از بعض شاگردان\nپرسید که چه فرق است در یک سبب در تاریخ\nو واقعه، واحدی جواب شافی داده نتوانست. جوابات\nظاهر میساخت که این شاگردها هیچ فکر واضح دربارهٔ اسبابی حاصل\nنکرده بودند که در تاریخ یوروپی عمل دارد. آنها بیشتر بهمین تاکید\nیافته بودند که تاریخ ناے غیر مربوط نامها واقعات را قیمت\nعالی بدهند *\nدر باره بعض طلبه مشاهده شد که ترس عظیم الشان این بود که\nتاریخهای صحیح بیادشان نخواهد ماند. آنها یقین داشتند که این\nمکتفی نخواهد بود اگر بگویم که فلان واقعه چنان عصر یا نزدیک\nسال بظهور پیوست مثلاً ایلا سکا نزدیک چنان زمان\nخرید شده. حین سال حتی برای امتحان حفظ کردنے"}
{"book": "adl0711", "page": 107, "text": "مسائل هر روزۀ\n\nم۱۰\n\nلیکن بدیهی است که سال صحیح برائے کدام واقع\nعلى الدّوام بیاد مانده نمیتواند اگر چه جماعت این واقعات را\nسابقاً مطالعه کرده بود اما قابل تذکار است که یکی از ده\nبدون جستجوئی کتاب وغیره در آن باب یقین نداشت چه قیمت\nممکن میتوان داشت برائے این شاگرد ها که چهل تاریخ را بیاد\nداشته باشند. اما این ضرر مثبت بنود تفکر صحیح تاریخی که یک\nشاگرد خورد عین سال یک واقعه را یادبگیرد زیرا این فراموش\nشده بود- آن واقعه نیز در تاریخ یورپی مربوط بدیگر واقعات\nنهاده نمیشد. اگر بشاگرد ها گفته میشد که محض این را بیاد بگیرند\nکه کے وخصوصاً متعلق کدام واقعات مربوطه، یک واقعه حدوث\nیافت، غالباً آنها یک احساسی مییافتند که دوره هائی مهم\nمناسب دارند تفحص خاصیکه در سبق فوق است واین نمونه\nوراست از بسیاریکه در مکاتب دیده میشود اینست که این\nاعتلای نمیدهد. آن را که در اهمیت مقدم دارد. اگر معلم میگفت\nکه در تاریخ یورپ پنج واقعه را بیارید وظاهر سازید که باعث\nاین واقعات چه بود عقب اینها چه آمد. حیات یورپی و تاریخ\nاز اینها چگونه متاثر شد، ازین سوال معلم جلب توجه\nجماعت بعلم قیمتدار حقیقی مینمود و از قطار مفاد واستعداد\nشاگرد هائی جماعت اول مکتب عالی خارج هم بنود."}
{"book": "adl0711", "page": 108, "text": "مسائل هرروزه\n۱۰۵\n\nهیچ کسی شک نخواهد آورد که برین تدبیر نموده ناست درینکه خدمت تاریخ در تعلیم منحصر است بر ساحتی که بران استعداد طلبه بکامل می یابد برای اینکه در جمعیت بشری علل و معلول را سراغ برسانند حفظ کردن واقعات منفصل تاریخی مشکلا در حیات یک فرد مفید شده نمیتواند و چیزیکه وقعت دارد اینست که چون بیا از اینقسم کار از و مطالبه میشود این یک عادتی برایش میدهد که از روی آن او قانع نمیشود بمحض حصول واقعات غیر مربوط و این بتکامل استعداد فکری متخاصم است *\n\nخیالات تاریخی که بحیات هر روزه مناسب دارد\nچون ما تدریس تاریخ را ذکر میکنیم توجه میتوان کرد بکیفیت خیالاتیکه پیش نموده میشود\nو نیز بطرز پیش کردن آنها ـ ما میخواهیم که شاگردان ما از کارشان در تاریخ مددی حاصل کنند تا درباره معاملات مفاد معاصر در جمعیت مستقیماً فکر کرده بتوانند لیکن آیا این میتوان کسب شد چون تعلیم بسیار بجنگ و بسیار کم بامن تعلق دارد؟ محرر با یکی از طلبه نوجوان مکتب عالی مکالمه کرده از و در باره تاریخ بعض معلومات غیر رسمی حاصل نمود که او در مکتب ابتدائی و جماعت اول مکتب عالی یاد گرفته بود چیزیکه بدلم تاثیر کرد این بود که آن بچه نهایت مخیر بود از مرد میکه بتکامل بشریت"}
{"book": "adl0711", "page": 109, "text": "مسائل هر روزه\n۱۰۶\nبالخاصه بترقی ملک ما افزوده اند باعتبار تقدمات ادبی ، منتظرتی\nتجارتی ، تعلیمی ، دینی ۔ او یک متعلم قابل شمرده میشود و مثل هر\nبچه لایق تاریخ یاد دارد و آن برای او یک بیان جنگها ست ۔ او\nنامهای بسیاری بهادران ازمنه قدیم وجدید حفظ دارد ومجهولیت\nبرنتایج محاربات عظیمه دنیا بحث رانده میتواند اما در مکتب\nمحضاً بطور اتفاقی توجه اش تحریکات حقیقی و مهم در تاریخ بشریت\nجلب شده است ۔ او چیزی در باب نیپولین میداند اما عملاً\nهیچ چیز در باره پاستیور نمیداند ۔ او کامیابی های خاص\nویلنگینن را بیان کرده میتواند اما ڈارون ، ہربریٹ سپنسرو\nگلیڈسٹن برایش محض الفاظ اند ۔ این بچه ظاہراً هیچ چیز راجع\nبحیات ملل یونانی و رومانی نمیداند بجز آنکه در مهمات\nعسکری نشان ابراز یافته بود او کدام جای در باب رپیل وانجیل\nخوانده است ۔ لیکن هیچ تصور درین امر ندارد که در تکامل بشریت\nآنها چه مساعی ورزیدند ۔ او میگوید که پیلوزی ، فروبیل یا هاریس\nمین را گاهی نشنیده ام ۔ لیکن راجع به واشنگتن ، سشُنوال\nچکسن وجرال گرانٹ ، خوب معلومات دارد ، چقدر مدت مزید\nلازم خواهد بود که ما زیادتز احوال شجاعان عسکری و حربی\nرا تدریس کرده خواهیم رفت آیا مجال است که متعلمان کدام عصر\nرا در شجاعان امن و حرب علی السویه راغب ساخته بتوانیم آیا"}
{"book": "adl0711", "page": 110, "text": "مسائل هر روزه ١٠٦\n\nاین اہم است که یک بچه این را بداند که کدامین محاربات\nیک ملت شرکت درزیده است ازینکه بداند که کدامین\nبکامل امنی آن حصه گرفته است برای یک متعلم اوسط\nمکتب ابتدائی وعالی چه نقص خواهد رسید اگر داستان\nجنگ در تاریخ اہمیت عشران داده شود وبعوض آن\nدیگر مفاد ها داخل تعلیم گردد - اگر ما یک نسل بچه\nها و دخترها را تربیه کرده بتوانیم که کمتر احوال محاربات\nرا بدانند اما پس زیادتر آن مجادلات را که انسان در غلبه کردن\nبمرض در منقاد ساختن ارض بدریعه علوم در ازدیاد آرام\nوامنیت حیات در تعمیم تعلیم نموده است، اگر ما این را کرده بتوانیم\nآیا تمدن ما از حال پایدار تر نخواهد گشت و آیا افراد قابلتر نخواهند\nشد از اکثر اشخاص درینکه خود ها را بنظام امنی عالم مطابق سازند\nو بالتوضیح در بار مسائلی تفکر کرده بتوانند که اکنون دو چار ما اند\nقلب تفکر موثره در حکومت ملکی - این مستقیما دلالت\nمیکند بسوال تدریس بطلبه تفکر درباره مسائل حیات\nاجتماعی حاضر - مدت زیاد نگذشته که محرر مهمان بود در\nصنف خانه که آنجا بطلبه سال اول مکتب عالی مطالعه\nحکومت ملکی را می نمودند آنها لفظاً تشکیل و دل متحده\n(آمریکہ) را حفظ کرده بودند و درین وقت خاص ترکیب مجلس"}
{"book": "adl0711", "page": 111, "text": "مسائل هر روزه ۱۰۸\n\nملی و وظائفش را می‌آموختند. معلم بیان کرد که قاعده\nتدریس اینست که صنوف یاد بگیرند چگونه قانون دولت\nتنظیم یافته است، چگونه اعضایش منتخب میشوند و چه وظیفه\nمجلس قانون ایفا مینماید. آخراً آنها تشکیل حکومت شهر و بلدیه\nرا می‌آموزند که تعقیب نقشه مطالعه حکومت ملی و دولتی\nاست کار تقریباً همه از طرف طلبه تمرین حافظه بود به یک\nطرز رسمی و بعقید آنها تجزیه میکردند چیزهائیکه حکومت\nمیخواندند بسیار همان قسم که در یک صنعت خانه علم الحیات\nیک درختک یا حیوان را قطع نمایند. آنها حصه‌های نظام\nحکومت را تصنیف میکردند و وظائف هر یک را بیان\nمینمودند لیکن آنها رهنمائی نمی یافتند در تقدیر مجموع\nزنده چنانکه این خود را در زندگانی ظاهر میسازد و چنان که\nآنها باین نسبت دادند یکی کاهی متعلمی رامی بیند که یک نهال\nرا قطع تشریحی مینماید و او از آن احوالی کم آگاهی\nدارد که ماتحت آن نهال زندگانی میکند، وخانه\nآنکه برای ادامه حیاتش لازم است تنازعش برای\nبقا مناسباتیکه در بین نهال و زندگانی حیوانی گرد آن\nموجود اند. نهال بچنین متعلم یک چیز بیجان است - بدون\nمناسبات و بیشتر بدون وظائف در انفصالش سهمی یا"}
{"book": "adl0711", "page": 112, "text": "مسائل هر روزه ۱۰۹\nکه او مثل ماشین مطابق قواعد بیان میکند او محض تعقیب یک\nقانون رسمی میکند . اگر او نهال را در طبیعت بنگرد احتمال دارد\nکه نشناسدش . عمل یقینی است که او تاریخ حیاتش را گفته نخواهد\nتوانست یا کدام امر عیانرا دربارۀ جدالش برای بقا بیان\nکرده نخواهد توانست یا اینکه چگونه این انسان یا دیگر مخلوق را\nفایده یا ضرر رسانیده می تواند متعلمان درین صنف حکومت\nملکی را مطالعه میکردند بعین گونه طرق بعید و بے اثر که ابتیجاً اکثراً در\nصنعت خانه ہا زیر مطالعه میآیند آنها اسمای اداره ہا و لواز مات\nآنها را که آگاه جاری بودند یاد میگرفتند و وظائف شان را\nمطابق طرز رسمی کتاب نصاب بیان میکردند اما عین این\nچیزیکه اعضای مجلس از علاقہ شان جہت کار روائی برای ترقیه\nمردم در جمعیت شان خواه بطور یک هیئت یا بمنزله افراد بجا میآورند\nآنها گفته نمے توانستند . شاگرد ہا ازان صنف خواهند برامد بغیر اینکه\nیک مفکوره کافی حکومت را حاصل کنند بطور یک چیزیکه جان ، زندگی\nقوت و حرکت دارد تا بحدیکہ تعلق مطالعه شان است آنها\nبالکل ناقابل تفکر واقع خواهند بود در مسایلیکه راجع بمفاد\nمعاصرانه در حکومت است و این گفتن معقول خواهد بود\nکه بسیار کم کوشش برای شان کرده است که آنها را\nشهری ہای بہتر بسازد چون ضرورت افتد که کدام سوال"}
{"book": "adl0711", "page": 113, "text": "مسائل هرروزه\n۱۱۰\nپیچیده عمل اجتماعی فیصله شود *\nتکامل فکر واضح ببیک\nطرز مختلف تدریس\nاینک یک طریقه که یک گروه بچه ها تقریباً\nیازده ساله را تدریس مفکر مؤثر راجع\nبمسائل اداره حکومت داده میشد: بچه ها\nرغبت داشتند درینکه مردم را بی بینید چون آنها بصفحه می آمدند\nتکت میگرفتند بیک اطاق خصوصی میرفتند بعد از وقتی از\nآنجا می برآمدند. نامهای شان خوانده میشد، تکت های شان\nرا مفتشان وصول میکردند . سوال برخاست که چرا مردم\nدر یک اطاق مخصوص میرفتند و ازینجا یک مذاکره بیست دقیقه\nپیدا شد بر سوالیکه در رای دادن فساد میشود چه طور علاج اندیشیده\nشد تا رشوت به رای دهند ها داده نشود یا مجبور نشان کرده شود که\nبیک طرز معین رای بدهند . طریقه رای دادن آستریلیا مذکور شد\nو پرکردن صندوق رای ها یک رغبت فوق العاده تولید کرد. برای\nبچه های نشان داده شد و چرا برای هر شخص ضرور است که نامش\nبر فهرست رای باشد و چرا این خوانده میشود چون او تکت\nخود را تحویل میکند روز متعاقب تکت هائیکه از روز سابق\nمانده بود، در میان بچه ها تقسیم شد و یک مذاکره منعقد گشت\nدرین باره که چه طور با اداره های مختلف مامورین مقرر\nمیشوند . این یک انتخاب بلدیه بود و مامورین منتخبه بودند"}
{"book": "adl0711", "page": 114, "text": "مسائل هر روزه ١١١\n\nرئیس، محله داران متعدد، قاضی هاى اینه متعدد، یک\nکاتب و یک خزانه دار - بچه ها بسیار شوق داشتند درین\nتحقیقیکه چرا در شهر ضرورت این ماموریت ها بوده چرا یک\nشخص بهمه کار ها مشغول شده نمیتوانست - چه نتیجه مى شد\nاگر هیچ کاتب یا خزانه دار یا قاضی امن در شهر نی بود؟ چگونه\nهر ساکن شهر باعطای معاونت مالی برای این مامورین مختلف نفع\nمى یابد؟ چه واقع میشد اگر این ماموریت ها موقوف میشد؟ درین\nهیئت افسرا هم کیست؟ برای درس روز دیگر از بچه ها پرسیده\nشد که یک یا چند صورت را بیان کنند که دران آسایش یا\nامنیت خود شان در خانه ها شان یا در بازار ها منحصر بود بر اینکه\nافسران متنوع شهر در وظائف خود صادق باشند. هر بچه ها\nفکر هاى متعدد در جماعت آمد برای ارائه که بواسطه فعالیت\nهاى این افسر ها بشهر ها مى میرسید - اکثر بچه ها متفق\nبودند براینکه مثلاً بدون آب چگونه زندگانی سخت مى شد\nکه آن آبرا بلدیه بزیر نگرانی یک مامور کارخانه هاى\nآب بهم میرساند - همین حال روشنی است که\nبرای کوچه ها خانها، مخزن ها وغیره مهیاست *\nثانیا بچه ها باین دانسته شده اندکه بپرسند چگونه\nباین افسر ها معاش داده میشود ، که تصمیم میکرد که فلان کارها\n\nبتاریخ یازدهم ثور ادای بوسه و کتیبه"}
{"book": "adl0711", "page": 115, "text": "مسائل هر روزه\n۱۱۴\nکرده شود و مصارف چگونه قرار می یافت وغیره - ازینجا\nبمضمون محصولات دلالت شد که عادتاً یک ذکر نهایت\nمشکل برای اطفال است ، لیکن چون ازین نقطه قیام\nبان تقرب ورزیده شود، ضرورت وطریقه استحصال مبالغ\nبشاگردان بازده ساله بهترین فهم و دلیل گردانیده میشود\nدرین طرز هر چیز را که در جماعت مذکور می شد بحالات\nواقعی مبنی ساخته که بچه ها مشاهده کرده می توانستند\nحکومت شهر بتفصیل حل شد - هر نقطه مسائلی پیدا میشد\nدر باب خوف افسران که از وظائف خود غافل گردند ،\nخواهشات بعض مردم که از حق خود اضافه ستانی کنند\nضرورت هر یک درینکه نگرانی کند تا پول ضایع نشود\nدر آن چیز هائیکه مهیا کردن آنها در هر قوم برای آسایش\nو حفاظت شان لازم است . هر قسم افکار در جماعت ابراز\nیافت درباره حیله هائیکه باعث تضیع پول میشود و افسر\nها غیر صادق میگردند فی الواقع هر فکر یکه ظاهر شد راجع\nبود بصورتھای رشوت خوری که بیک وقت یا دیگر\nدر تکامل یک ملت نمودار میشوند . مناسبات حکومتی\nرا در گروه های اجتماعی سرانغرسایندن . بعد\nازینکه تشکیل حکومت شهر یک طریق بسیار مادی"}
{"book": "adl0711", "page": 116, "text": "مسائل هر روزه\n۱۱۳\nمطالعه شد، سوال مناسباتی پیش آمد که مردم بحکومت ملک\nدارند. این شاگرد ها مشکلاتی کدام خیالی داشتند که ملک چیست\nو چرا ضرورت این واحد قیاسی در حکومت است؟ اما با آنها\nنشان داده شد که آسان و موثرتر است اگر مردم در یک\nخطه بست میل مربع سکونت داشته باشند و در بعضی اشکال\nحکومت نمایند، ازینکه حکومت از کدام محل مرکزی در\nدولت یا ملت بیاید. این ارائه شد که در تفتیش مکاتب\nملک مثلاً بهتر است که یک خطه باشد که نگرانی آن تعلق\nبیک آدم داشته باشد. معلمان این خطه بیک محل برای\nتعلیم و غیره جمع آمده میتوانند این فقط یک امر سهولت است\nکه دولت بحصه‌های خوردتر منقسم باشد پس بطلبه نشان\nداده میشد که کدام اداره عمومی بکار بود که برین حصه‌های\nمختلف نگرانی کند و ما این را حکومت می نامیم بچه‌ها\nمیدانستند که یک آدم از شهر بود که مردم او را بپایه تخت\nدولت میفرستادند و بآنها تعلیم داده میشد که دریابند چرا\nاو در آنجا فرستاده میشد و وظائفش چیست؟ بچه‌ها\nمیدانستند که یک حاکم بود و سوالی برخاست که چه\nوظائفی بود که او بجا میآورد و آن کار با سومین شهریا\nعلاقه نبود. آیا این شهری توانست که بدون داشتن"}
{"book": "adl0711", "page": 117, "text": "مسائل هر روزه ۱۱۴\n\nمناسبات حکومتی یا دیگران شهرہا گذران کرد آیا ضرور بود که کدامین مافوق\nرؤسا و دیگر مامورین بلدیه شهر باشد - اگر چنین است در کدام\nامور او اختیار دارد؟ ممکن بود که توضیح هر نقطه بطلبه کرد می شد\nاما چیزیکه اصولی بود بانها فهمانیده شد و آنها تقدیر کردند *\nاین برائے شان کاملاً ظاهر شد که کدام یک شهر یا یک علاقه بصور-\nتہائے چند با دیگر شهر ہا و علاقہ ہا چنان مربوط است که بهبودی آن خویشرا\nافزوده می شد اگر این ماتحت بعض قوانین عمومی بود و باش کنند که اطلاق\nآنها برهمہ باشند تصمیم این قوانین عمومی را باید مردمی بکنند که\nمنتخبہ جمعیت ہائے متعددہ باشند و باید کدام\nآدم اینہا را نافذ سازد که در شهر شکل رئیس اختیار\nمی کند - دیگر این قوانین را کدام اشخاصی باید تعبیر\nنمایند که مفتی ہائے ایالت و قاضی شهر می باشند درین\nطریقہ مطالعہ ہیچ حفظ کردن لفظی نبود - طلبہ اولاً تقدیر\nضرورت تشکیل وحکومت را نمودند و این یاد گرفتن اسمائے\nافسرانرا ساده طبیعی و گردانید *\nبالآخره، سوالی برخاست آیا کدام دولت یا ملک بدون\nلحاظ بدیگر ممالک بهترین گذاره کرده میتواند؟ یا آیا ہمہ\nریاست ہا کدام چنان مناسباتے بیکدیگر دارند که با\nشہرہا و علاقہ ہا تعلق دارند که مقتضی اینست که اینہاباید\n\nمسائلی که در مدرسه تدریس و ترجمه گردیده است"}
{"book": "adl0711", "page": 118, "text": "۱۱۵\nمسائل هر روزه\n\nماتحت بعضی قوانین مشترک زندگانی کنند که بهمه آنها\nاطلاق یابند یکباره که خیال حکومت ریاست (ممالک امریکه)\nبشاگردان واضح گردانیده شد برائے شان کاملاً آسان شد\nکه ملکه ضرورت یک حکومت ملی را حاصل کنند - آنها\nزحمت زیادی حس نکردند که حل کردن اینکه ضروریات\nبزرگ بلحاظ حکومت ملی و وظائف مامورین مختلفش\nچیست +\nاین گفتن مفرطاً زیاد نخواهد بود که درین سلسله هیچ\nدرس بیهوده و بی لطف نبوده و شاگرد ها یک بصارتی\nحاصل کرده اند در کیفیت حکومت محلی و عمومی که اگر توضیح\nداده نشود چون آنها بمکاتب ترقی کرده بروند خوب یقینی است\nکه آنها را ذهن و قابل تطبیق خواهد ساخت چون آنها من حیث\nشهری ها زندگانی بگزینند. صورت خاص این تدریس\nبود که این کل سبق را کاملاً معقول و طبیعی گردانید -\nمتواتراً پیش طلبه این استفسارات نهاده میشد : کدام\nقواعدی ضروری است تاکه مردم بطریق بهترین یکجا زیسته\nبتوانند ؟ که این قواعد را بسازد ؟ چگونه مردم برائے ساختن\nآن برگزیده شوند ؟ چه باید کرد که با مردمیکه تعمیل اینها\nننمایند ؟ چه لازم است تاکه دریافته شود آیا یک شخص"}
{"book": "adl0711", "page": 119, "text": "۱۱۶ مسائل هرروزه\n\nخلاف قانون روش کرده است ؟ وقس علی هذا این\nنوع تدریس نه تنها شاگردها را تفکر مستقیم در باره حکومت\nدلالت خواهد کرد، بلکه اغلب است که دریشان یک رغبت\nنیز در آن امر ایقاظ کند و یک میلانیکه در آن دخلی بگیرند\nچون بایشان موقع داده شود *\nتفکر واضح در ریاضیات - بیائید که اصول فکر واضح\nرا در میدان ریاضیات تعقیب کنیم از محرر یک معلم در جماعت پنجم پرسید که\nناکامی متواتر یک متعلم را در حساب دلیل پیدا کنید او گفت که بچه در اکثر\nمضامین روشن بود و همیشه بجدیت و اشتیاق میخواست که در جماعت\nخود بلند ایستد صحتنش ظاهراً خوب بود و در بازیهای بیرون در فوق\nالعاده همت بکار میبرد تا که بقرار گفته معلم باید در شعبات (تفکر)\nفضیلت می برد - در جماعت در مطالعه طبیعت او بآسانی بهترین\nمتعلم بود- او چالاک بود- درینکه نکات اساسی را در دروس خود\nمشاهده کند و تیار و صحیح بود درینکه علاقه ها را در بین\nاشیا دریابد و نتایج حقیقه سلیم بکشد از آنچه دیده میشود\nالحاصل او یک متعلم کاملاً معتدل بود ، مزین بسجاعت بدنی\nو ذهنی ناکامش در حساب یک راز می نمود - باید بیان\nکرد که او بالخصوص تیار و صحیح در عملیات اساسی\nنبود - او مثل دیگران در کار اعداد حتی در اجرائیات\n\nساکن برار در غشه در تدریس کم علمی کردی شب"}
{"book": "adl0711", "page": 120, "text": "مسائل هر روزه\n۱۱۷\n\nالبسط سریع نبود. در حل کردن کار خود در مکتب و\nبیرون آن غالباً او مشق کافی در استعمال تیز اعداد نیافته\nبود - او دران قسم کاری که مذکور شد بسیار راغب نبود مثلیکه\nبود در کار مادی و ظاهر تر و آنکه استعمال دستها میخواست\nصادق بطبیعت طفل او متوازی خطوط اقل المزاحمه\nحرکت کرد - پس او درجه بدرجه بالا شده رفت بدون\nاینکه در جمع ، تفریق ، ضرب ، تقسیم در حل کردن\nرقوم سهولت پیدا کند ، نتیجه چون او بدرجه پنجم رسید\nولازم افتاد که بسرعت سوالات را حل کند که هر روزه\nداده می شد او حتی در عملیات اساسی غلطی های\nوافر مینمود باین انجامیکه او حس کردن گرفت که از غلطی ها\nگزیر نیست. این برایش یک چیز منضبط بود که برای\nکار حسابی از پنجاه فی صد زیادتر نمبر نمیگرفت. طبعاً او\nهمیشه خود را در اسباق حساب باخت. او حس کردن گرفت\nکه بهر حال ناکام خواهد ماند و فائده کوشش چه\nبود ؟ چون شاگردی در کدام مضمون باین\nمرحله میرسد. اتفاقات این است که او بزودی\nترقی نخواهد کرد اما منبع خاص مشکلش در جماعت\nپنجم این بود که او عادت خواندن مسائل خود را"}
{"book": "adl0711", "page": 121, "text": "مسائل هر روزه\n۱۱۸\n\nحاصل نکرده بود تا که کاملاً ادراک میکرد که شرائط چه بود؟\nاو یک اثر عام وخیره شرائط را در مسئله میگرفت، آنگاه\nچون حلش میکرد اتفاقات این بود که او مناسبات را\nبطریق درست نخواهد دید، فلذا کارش غلط خواهد شد\nچون من درد دلجویی گرفتم شروعاً از و خواستم که هر مسئله\nرا بخواند و بزبان توضیح بدهد. از جمله شش مسائلی که او\nروز اول حل کرد و من با او در کار شریک بودم او فقط\nیکی را صحیحاً فهمید. او یاد نداشت که هر سوال را بخواند\nو بهر حصه آن توجه کافی بدهد. در یک مسئله حسابی هر\nکلمه معنی دارد حالانکه در سبق معمولی قرائت بالکل مختلف\nاست، این بچه از اسباق قرائتش فوراً اثرات میگرفت\nو بصحت کافی که همه ضروریات را تکمیل میکرد، لیکن در\nحساب این اکتفا شاید نکند+\nکار اولی که ازو مطلوب شد یک سوال را بیک وقت خوانده\nبود، و بالفاظ خودش بیان کردن که در مسئله مناسبات چه بود،\nاین بیانات خود را جائیکه ممکن بود باشکال تفهیم مینمود و این در\nهمه آن سوالات بآسانی کرده میشد که طول ها، رقبه ها، حجم ها\nوغیره را تفهیم کردن در آنها می بود. در مسائلی که عملیات در\nاوزان مقیاسات، نقد وغیره مشمول بود، از بچه خواسته"}
{"book": "adl0711", "page": 122, "text": "مسائل هر روزه\n۱۱۹\nمی شد که مناسبات واقعی را از استعمال واحد ہائے قیاس\nتوضیح بدهد و بدین طریق او هر مسئله را مادیاً تشکیل میکرد\nبعد از کار یک ماه بدین قسم، بسیار کم مسائلی پیش میآمد که\nشرائط آنها را بچه مادیاً بکدام طریقی تصریح داده نمی توانست . در\nصورت آخری او مناسبات را که در مسائلش مذکور بود، باشاره\nظاهر کرده میتوانست +\nبعد این قسم کار چند هفته معلم و متعلمان ہم صفتش ترقیيش\nرا مشاهده کردند و اگرچه در ہمہ عملیات اساسی کامیاب نمیشود\nاما عادت دریافتن بہ تحقیق حاصل کرده است که سوال چه معنی\nدارد. ضمناً میتوان گفت که ماورائے تفکر مؤثر در حساب این\nطرز عمل بدیگر دروسش هم افاده کرده، یعنی چنین خواندن\nاو بہر جملہ وکلمہ توجیہ مینماید چنانکہ معنی و تعبیر آنرا فہمیدہ\nمیتواند و قبلا نمیتوانست . البته نخواندن این نوع بافراط\nہم میتوان برد کہ آزادی یک بچه را در مضامین غیر ریاضی توقیف\nخواهد داد ، لیکن هر شخص در حیات روزمره خود اقلاً گاہی گاہی\nاحتیاج دارد که چنان انتخابات را بخواند که آنجا لازم نشود\nتا تفصیل اوقتش بصحت ریاضی فهمیده نشود . از خواندن\nصحیح مسائل حسابی زیاد تر یگانہ این استعداد از دیگر مضمون\nحاصل میتوان شد . محرر حس میکند کہ یک معلم باید اثر"}
{"book": "adl0711", "page": 123, "text": "مسائل هر روزه ۱۲۰\n\nجماعت سوم الی مابعد بچه ها را بگوید که هر روز مسائل را\nبخوانند و توضیح کنند تاکه عادت تعیین صحیح آن چیزی پیدا\nنمایند که در کدام مسئله بیان شده است *\nمطالعه لفظی اوزان و بیائید که بدیگر صورتهاے\nمقیاسات بطور یک مثال حسابق لفظی را بنگریم تدریس ۔ در یک مکتب محض\nمشاهده میکرده ام که در آن معلم اوزان و مقیاسات را باطفالی\nتدریس مینماید که قبلاً هیچ یا کم تجربه مقیاسات و اوزان مذکوره\nرا دانسته اند . و آنها چطور این واحد های قیاسی را مطالعه\nمیکنند معلم شاگردانر میگفت که مثلاً جدول پیمایش را\nحفظ نمایند . این بچه ها گاهی یک آله پیمایش فٹ را بدست\nنه گرفته بودند ، آنها یک تصور خیره داشتند که یک گز چلیست\nدیک عصا و یک گره برای شان می توان یک معنی داد\nلیکن آنها بتکرار بسیار خوانده بودند که دوازده انچ یک فٹ\nمیشود ، سه فٹ یک گز پنج نیم گز یک عصا و سی صد و\nبست عصا یک میل - معلم اکثر این مسایلی میداد که در سه\nیک فٹ چند انچ ؟ در سه گز ؟ و همچنان چقدر گز در دو\nعصا ؟ و غیره . درین کار کوشش بچه ها بیاد داشتن جداول\nبود و عملهای ضرب را صحیح کشیدن که معلم میداد"}
{"book": "adl0711", "page": 124, "text": "۱۲۱\nمسائل هر روزه\n\nآنها واقعاً هیچ موقعیت ہای را بتصور نمیآوردند که معلم\nپیش میکرد . او بظاهر گاہے یکبار هم بخیال نمیآورد که درازی\nیک گز را خواه به تخته یا بکشادن بازو ہای شان ، یا بدیگر\nطریق نشان بدهند. این برایش ضروری خطور نکرد که\nبچه ہا را بگوید تا یک خطی بکشند که یک انچ دراته ، یک\nفٹ دراز و همچنان باشند . مقصد خاصش همین بود که\nبچه ها بیانات لفظی را یاد بگیرند و آنها را بموقعیت ہای رسمی\nاطلاق بدهند که او پیش کند ، اما این موقعیت ها حقیقتاً ہیچ\nعلم پیمانه واقعی را نمیخواست بلکه محض علم الفاظ میطلبید\nتدریس اوزان و مقیاسات ہر قسم که دران با واحد ہای\nقیاسی واقعی معامله نشود ، ناقص است چه درین طریق چون\nآنها سوالی را حل مینمایند . نتیجه را در ا معانی مسافه واقعی\nبفکر نمیگیرند ، یا رقبه ، یا وزن ، یا جسامت پیمانه مذکوره را بخیال\nنمیآرند البته اگر شاگردی تجربه واقعی استعمال واحد ہای\nقیاسی پیمایش را دار است و از واحد ہای ادنی ، اعلیٰ ساخته\nمیتواند . آنگاه او باید تجربه داشت در حل کردن بسرعت سوالاتی\nرا که در آنها فقط عمل مینمایند بدون اینکه هر چیز و نتایج را سعی\nکند که بتصور آرد . اما احتیاط باید کرد در سالهای آغاز که تفکر حسابی\nاو معیّن و مادی باشد تا که او صحیحاً عندالضرورت ترجمه کرده بتواند نتایج"}
{"book": "adl0711", "page": 125, "text": "مسائل هر روزه\n۱۲۲\n\nرا که در حل سوالات حاصل شده اند بطور معاونت درین کار\nاز و باید اشکالی ساخته شود که همه سوالات اوزان و مقیاسات\nتوضیح بدهد، الا اگر اشکال بسیار پیچیده باشد که ندرتاً\nمی افتند مثلاً در تخمین رقبه ها طلبه باید همیشه در شروع\nشکل را بقرار مقیاس بسازد - بدریافتن مضامین مکعب\nاین میتوان کرد . بچه ها در جماعت های سوم چهارم بآسانی رسم\nهای را کشیده میتوانند که متناسب و حجم واحد های مختلف را\nدر پیمانه خشک و رقیق توضیح بدهد . چون از شاگردی\nاین کار مطلوب میشود او ادراک معنای این عمل را\nحاصل میکند که گاهی نمیتواند اگر محضاً جداول را یاد بگیرد\nو آنگاه سعی میکند که اطلاق نشان نماید بموقعیت ها ئیکه\nدر آنها واقعاً او چیزی ساختن ندارد +\nتفکر واضح ومسایل\nهیچ معلم بدون دلچسپی مانده\nنمیتواند در ملاحظه تبدلاتی که در\nمفید در حساب ما اثنای بیست پنجسال گذشته در\nکتب نصاب این مضمون شده است و شاید این تغیر مهم\nدر کیفیت مسائل آمده است . در کتب نصاب سالفه مسائل\nعموماً بیک نمونه مشابه بود و همه آن تعلق باموری داشت\nکه در اشیای واقعی مقارنت نداشته طلبه خارج مکتب"}
{"book": "adl0711", "page": 126, "text": "مسائل هرروزه\n۱۲۳\n\nبان توقع معاملات نداشتند . در همه کتابهای مسائل\nخرید و فروخت یکرنگ بوده بحالات واقعی مطابقت نداشتند\nو قیمت ها و طرز معامله غیر حقیقی و مستثنی میبود ـ آنها چنین\nنه بودند که طلبه هنگام بیع و شرای بآنها کار داشته ، از آنها\nاستفاده میکردند . مسائل پیمایش ، اوزان ، نقد\nجدول معماری ، وغیره نیز از زندگانی اصلی دور بودند\nیک شاگردی توانست مسائل را از کتاب حل کرد اما\nچنین تعمیر خانه بپدرش چون مسئله آن پیش میشد در حل\nآن کاملاً عاجز میآید :\nمحرر تا حال بعض مکاتب را مشاهده میکند که در آنها\nکتابهای قدیم درس داده میشود و معلمان بهمان اصول مسایل\nمیدهند چنانچه در یک ریاست غرب وسطی ده فیصد مسائل\nهم موافقت بآن ندارند که بیرون مکتب مروج است یک\nمعلم در یک مکتب قریه که اهالیش مزارعان آسوده حال اند\nمیتواند مسائلی نهاد که راجع باین اشیاء باشد: زراعت\nماشین های کشت ، مصارف تولید فصول ، در د آنها ،\nنگاه کردن آنها ، نقل و حرکت آنها ، دیگر کار و بار کشت وغیره\nلیکن با وخطور نکرده است که اینچنین مسائل بینوان یا\nباید در حساب استعمال کرو . درین قوم شاگرد با مطالعه"}
{"book": "adl0711", "page": 127, "text": "مسائل هرروزه ۱۲۴\n\nفیصد محصولات ذخیره بنمایند ، لیکن متولی مکتب مجبور\nشد که برای تیار کردن سیاهه محصول علاقه یک\nمحاسب را اشغال کند. دهقان هائیکه سران شان مسائل نمونه دار\nبپیمانه مکعب را حل مینمایند ، غله خانها و حوض انبارهای خود\nرا بکار قیاسی و تخمینی میسازند. تعلیم حساب در مکتب بکار\nعملی ملکداری مدد اصلی نمیدهد *\nمسائل را بمضروریات تجربیه در همین جائیکه مذکور شد\nشاگردان مناسب ساختن بمجلس معلمان سوالی\nتجویز شد که آیا مسائل در\nحساب از حیات روزمره متعلم کشیده شود یا باید مسائل اعدادی باشد\nتا آنها در اطلاق جدوال مشق بر عملیات اساسی بنمایند؟ اکثر\nمعلمان در مجلس امکان یا نتنائی این را بخیال نیآورده بودند\nکه مسائل باید از حیات روزمره کشیده شود در نظریات خود آنها یقین\nداشتند که مدعای تدریس حساب اینست که بطلبه در حل کردن\nسوالات زندگانی که واقعاً پیش میآیند امداد نشود اما عملاً آنها\nتدریس همین مشق بی رسمی نمودند بدون اینکه آنها در حیات\nواقعی مستعمل شوند حالانکه اگر مسائل از موقعیت هائیکه دران\nطلبه افتادند کشیده شود هم مشق عملیات اصولی میشود و\nهم آنها آن چیزهای را در مکتب یاد میگیرند که بیرون"}
{"book": "adl0711", "page": 128, "text": "مسائل هرروزه\n۱۲۵\nآن هم بکار بیایند\nمحرر بعض مصنفان را میداند که برای مکاتب علاقه کتابها\nمینویسند که در آن ها چنین مسائل درج میکنند که متعلق کشت و\nکار اند و بمنافعیکه مربوط آن است مثلاً بعض مسائل مناسبت\nدارند بحاصلات گندم و دیگر غله هائی جریب در کل ملک . این مسائل\nمشق غب در تقسیم طویل بدست میآید . درعین زمان بشاگرد معلومات\nمفید حاصل میشود که مؤخرا بدیگر طریق نمی شد . اگر او بنشیند و\nحفظ کند یک جدولیکه دران حاصلات فی جریب گندم در تمام\nممالک امريكه باشد این یک کار با لغت برایش خواهد بود لیکن\nچون این را حساباً حل میکنند نتایج در دلش جاگزین میشود واقتیتیکه\nاو میگیرد عمل را برایش قابل تحمل میسازد *\nیک مثال عینی در توضیح محرر یک تجربه مرغوب درین باره\nندریس حقیقی حساب یک مکتب شهر یک روز در سبقش\nکسب کرد . یک شاگر د جماعت هفتم\nتعین کردن داشت که در ریاست های مختلف ملک حاصل فی\nجریب کندم چقدر است کل جریبی و کل حاصل در هر ریاست\nداده شده بود. در شروع او چنین کار آزرده بود او پنهان کرد که این\nفقط یک مسئله تقسیم طویل بود که آنرا پیشتر بنفرت دیدن آموخته\nبود زیر اتا این روز مسائل او همه از قسم اعدادی بود. لیکن برین"}
{"book": "adl0711", "page": 129, "text": "مسائل هر روزه\n۱۲۴\nموقع پدر آن بچه در عمل باو شریک شد و چون آنها حل میکردند\nدر باب نتائج سخن میراندند و تنقید میکردند بر اختلاف حاصلات در\nریاست های مختلف ازینجا فکر باین دلالت کرد که چرا یک\nریاست از دیگری زیادتر حاصلات داشت آن بچه برین کار\nچهل دقیقه صرف کرد که دو چند وقتش بود که عادتاً صرف میکرد،\nاو همه مسائل را حل نمود. در انجام او در نتائجش بصد اقت\nدلچسپی داشت و بقرار خواهش پدر همچنین بدیگر شب ها از حل\nکردن مسائل همچنان مسرت برای پسر حاصل میشد. اکنون\nملاحظه کنید که دو نفع بسری رسید یکی از مشق عملیات اصولی و\nدیگر از حصول معلومات مفیده بخیال محرر اینقسم علم در حساب\nبهتر ابلاغ میشود از جغرافیه ، ولو البته در یک مفهوم این معلومات\nجغرافی است. در اینجا انسب است که بیان این واقعه شود که\nمسائل مفید ترین در حساب می توان از جغرافیه گرفت خصوصاً\nاز جغرافیه تجارتی *\nمسائل مفید برای متعلم شهری. برای متعلم شهری\nهر قسم موجوداند که دران رغبت او پیدا میتوان کرد مثلاً امر ترتیب\nکوچه ها و بازار ها فروختن اسهام ، مصارف فرش کردن سرک\nکوچه و بازار ، طول کل نل های آب در یک شهر . بعد از\nدادن طول اوسط کوچه ها و بازار ها و خرچ بر یک کوچه"}
{"book": "adl0711", "page": 130, "text": "مسائل هردوزه\n\n۱۲۷\n\nیا بازار، مصارف حکومت شهر، شرح محصولات برای مقاصد\nمختلفه و همچنین بقرار خواهش. یک معلم میتوان بآسانی مواد\nاین همه امور را در شهر خودش فراهم آورد و سال بسال بشاگرد\nهای خود داده برود، جمع کردن مسائل در شروع چیزی محنت خواهد\nخواست لیکن یکبار که گرد آمدند بدون تغیر برای عرصه مدت بها\nخدمت خواهند داد عملاً نکته اینست که در حساب امر مطلوب اطلاقش\nبموقعیت هائیست که در حیات متعلم پیش میآید. اکثر مشق ضروری\nاز حل چنین مسائل تابیین میتوان کرد مطلب این نیست\nکه همه مسائل اینچنین عملی و واقعی باشند، البته اکثریت باید\nهمین قسم باشد. این امر قابل بحث است که در کتابهای\nجدید مسائل حسابی برای متعلم محیطش را تعبیر و تنویر می نماید\nداد از چیزیکه گرد و پیش اوست متحس میشود و نقد بر آن مینماید\nاو میتواند که بواسطه همین مسائل حسابی از مقدار باران در\nرقوم صحیح، مقدار طاقتیکه از یک خروار زغال تولید میشود، نمو\nاشجار اوسطاً فی روز مقدار حرارتیکه آفتاب بمواسم مختلف\nصرف میکند و همچنان دیگر مسایل مفید را یادگیرد. اگر حساب\nمعامله اینچنین رغبت باین بیشتر و عظمتش زیاد خواهد شد از\nانکه پیشتر بود از آنکه در بعض قومهای است که در میان\nشان بطریق بی اصل قدیم تدریس میشود*\n\nمسائل که بر آمده از تدریس در مدرسه ها کاتیت"}
{"book": "adl0711", "page": 131, "text": "مسائل هر روزه ۱۲۸\n\nعلاج تفکر غیر صحیح درین زمینه ـ بسیاری از سهو هائیکه طلبه بعد از جماعت چهارم مینمایند از این جهت است که مناسباتی را بدرستی تعبیر کرده نمی توانند که در مسائل مذکور است ۔ اگر معلمی درین باره شاگردان را غلط بیابد این گفتن سود نخواهد بخشید که من بعد خبردار باشید یا اگر زیاده تر متوجه نشدید ، بعد مکتب تان خواهم نشانید ، یا در جماعت پایان تان خواهم فرستاد وغیره ۔ شاگرد هائیکه عادت غلطی را پیدا کرده اند بمحض این اراده که دیگر غلطی نمیکنیم اصلاح خود کرده نمیتوانند ۔ این گمان یک چیز سهل است که متعلم بقصد خود غلطی های خود را رفع کرده میتواند ، اما نه تهدید ، نه نصیحت ، مفید می افتد که طریقه های غلط عمل را تکامل داده است معلم قابل موقعیت را تجزیه کرده ، باعث غلطی های یک شاگرد را خواهد دریافت و آنگاه بتکامل عادات نو خواهد کوشید. چه آخر نا درستی یک عا دت دلی است که نتیجه عمل مدید کردن یک چیزیست بیک وضع خاص این عادت بیک لمحه نمی شکند ، بلکه چون یک عادت مختلف تعمیر شد ، جای ناپسندیده سابق را خواهد گرفت *\nثمره نادرستی در کار مکتب ۔ نکته اخیر توضیح مزید می خواهد ـ اکثر"}
{"book": "adl0711", "page": 132, "text": "۱۲۹\n\nمسائل ہر روزہ\n\nمعلمان دین زحمت می بینند که طلبہ خود را در تدریس حساب\nبقصد خود شان درست بسازند چون یک شاگرد نو سوال حساب\nرا حل میکند، یا یک کلمه را ہجا میکند، یا یک جمله می نویسد\nاو خودش قاصر است ازینکہ غلطی ہائے خود را بکشد زیرا او\nبتفصیل نظر ثانی بر ہمہ کار خود کردہ نمیتواند۔ این یک خاصہ دل\nبچه است کہ چیز ہا را من حیث مجموعات شان ملاحظہ می نماید\nو چون یکبار کدام کار را کرد، آن بخیالش درست میآید۔ این یگانہ\nدلیل است کہ معلمان ازین ہدایت خود پیچ فایده نمی بردارند\nاکنون بر کارتان نظر اندازید و بنگرید که این درست باشد\nبرائے یک جوان ہم مشکلست کہ سہوہائے خود را بشناسد\nدر آنکہ او کردہ است ۔ عین این امریکه او یک سوال را حل\nکردہ است یا یک عبارت را نوشتہ کردہ است بقراریکہ نمونہ\nآن دادہ شدہ ، شہادت است کہ او این را درست می پندارد\nو چون بتکرار آن را می بیند ، مایل بہمین است که آنرا درست\nپندارد نہ غلط ۔ چون این حال جوان است، بچہ ہائے خورد\nبیشتر مایل باین پندار می باشند کہ چیزیکہ کردہ اند و لوکبرات\nباز ملاحظہ آن نمایند صحیح است *\nاصلاح نفسی یک کار نا درست با وجود آن باید\nدر شاگردان ما استعدادی را تکامل داد که نظر ثانی کار خود را نموده"}
{"book": "adl0711", "page": 133, "text": "مسائل ہر روزہ\n۱۳۰\nغلطی ها را بکشند ۔ آنها می توانند در ہر مضمون بدرد خود غلطی\nہا را کشند ، خصوصاً در حساب ، بذریعہ سنجش و اثبات ہر عمل\nمسئله که باید پذیرفته نشود تا متعلم ہر عمل آن را سنجش و ثبوت\nنکرده باشد ۔ چوں یک شاگرد دوباره کار خود را می بیند و غلطی\nخود را کشف می نماید این یک احتیاط اتم است که آینده\nمرتکب آن غلطی نخواهد شد ۔ درین طریق او میلانہائے خود را می\nآموزد و بر علیه آنها اجتناب می ورزد ۔ پس درین کار سنجش\nشاگرد با مشق قیمتدار حاصل میکنند در عملیات اساسی و درین\nملاحظه که مناسبات را در یک مسئلہ بہر طریقیکہ بتوانند ببینند ۔\nدانستن اینکه سنجش یک مسئله چه طور میشود عیناً ہمان قسم قیمتدار\nاست که دانستن حل آن ۔ البته چوں شاگرد ہا در جماعت پنجم یا\nششم میرسند احتمال است که هیچ حاجت سنجش نماند چوں آنها\nبر مسایل معروف عمل مینمایند ، لیکن ہر گاہ آنها عملہائے نو را\nشروع کنند ہمیشہ خوب است که نتائج خود را باثبات برسانند\nگاہے سوال را حل کرده نپندارند تا وقتیکه خود را متیقن نسازند\nکہ بمعیار سنجش کار شان درست است +"}
{"book": "adl0711", "page": 134, "text": "۱۳۱ مسائل هرروزه\n\nفصل پنجم\nتدریس تفکر بطلبه محتشم\n\nتفکر واضح و حافظه خوب - در اینجا میتوانم یک نظر انداخت بر رشته که در میان فکر روشن و حافظه خوب موجود است یک معلم سرگرم و جدی را مشاهده کردم که جماعتی را تعلیم میداد که او را غبی میگفت شاگردهای درسهای اول خود را در کسور عام میگرفتند و بتانی و آهستگی بسیار زیاد ترقی میکردند بعد از فشار بست پنج دقیقه و جد و جهد زیاد آنها چیزی را یاد نگرفتند - معلم دل شکسته مینمود و اظهار این از چهره لهجه و حرکات جسمش میشد - آنها را سخت سست می گفت و الزامات حماقت بی پروائی و بی توجهی بر ایشان می نهاد الحاصل آن ساعت برای متعلمان معلم و برای زائر ناگوار بود *\nیکی از جملاتیکه معلم برای تسریع عملیات طلبه استعمال"}
{"book": "adl0711", "page": 135, "text": "مسائل هر روزه\n۱۳۴\n\nمیکرد این بود که دیروز آنرا بشما نشان داده ام، چرا امروز\nبیادش آورده نمی توانید؟ این کلام از اکثر در سخانها شنیده میشود\nو نقداً بزبان معلّم میآید . چون یک امر بشاگردی نشان داده\nشد باید اقلاً یک روز آنرا یاد داشته باشد . معلّم البته خودش\nآنرا ابقا کرده میتواند، ازینجا استدلال کرده که متعلم هم آنرا در\nحافظه نگاه کند، خلاف روحیات حقیقی است. باز هم معلّمان شاگردان\nخود را سزا میدهند که چرا بیک روز فراموش کردند چیزیکه معلّم\nپیشتر یاد دارد لامحاله روز دوم هم بیادش است امّا شاگردها آنرا\nچون خوب نمی فهمند فراموش میکنند مثلاً معلّم میگوید که اگر چهار یک\nرا با پنج یک ضرب کنید، نتیجه چه خواهد بود؟ طلبه نشسته اند\nو معلّم اصطلاحات حسابی را متواتراً استعمال کرده میرود که طلبه\nمعناهای آنها را نمی فهمند. او سرسری و عمومی یکدو کرت، قاسم\nو مقسوم علیه عاد اعظم وغیره الفاظی را که خودش بخوبی میداند\nبیان کرده بالتفصیل والتوضیح بر تخته عیان نمی سازد و طلبه را\nنمی طلبد که بر تخته خود شان هر جزو آنرا حل کنند. مطلب\nاصطلاحات را برای شان نمی فهمانند و اعمالی را که مبنی بر آنها\nپیش میآید، بدون تشریح معانی، حل کرده ما سبق خود را تمام\nمیکند طلبه اکثر شان هیچ نمی فهمند و بعض شان یک مفکوره\nخیره و تیره گرفته روز دوم ازیشان توقع کرده میشود که چیزی را\n\nسالس /۱/ روزه در شهریه یکسیر محمد کاتب"}
{"book": "adl0711", "page": 136, "text": "۱۳۳\nمسائل ہر روزہ\n\nکه دیروز یاد گرفته بودند بلا کم وکاست بیان کنند *\nفرض کنید که بعوض گفتگوی محض بمین مضمون معلم از هر\nشاگرد میخواست که کل چیز را خودش حل کند و عمل را بالفاظ\nخود بیان کند مبنی بر آنکه او کرده است ۔ مفروضاً او چهل تکه\nکدام چیز را میگرفت و از شاگردنا میپرسید که چهار یک را\nاز پنج یک آنها گرفتن چه معنی دارد ۔ قبل از شروع کار شاگردنا\nتجربه میکردند به دریافتن اجزائی کسوری یک واحد قیاسی یا یک\nمجموعه اشیاء ۔ اکنون آنها پنج و یک چهل تکه را دریافته میتوانستند\nپس چهار یک پنج یک را می دریافتند ۔ پس نقداً گیقن مینمودند\nکه کدام حصه چهل مجموعه دو تکه بود که از گرفتن چهار یک پنج یک\nچهل حاصل شد. ثانیاً آنها بیان اصلی را می دیدند و میدانستند\nکه چگونه بست یک حاصل میشود و از محض عملیات مطلوبه بر\nرقوم برائے تعین اصول معلم مثل اینها مسائل داده میتواند ۔ دو\nبر چهار یک بر پنج چهل را معلوم کنید ۔ سه بر چهار یک بر پنج\nچهل، سه بر چهار دو بر پنج چهل ، و همچنان از میان تعداد\nزیاد عملیات نتیجه این کار روائی این خواهد بود که از پیرون\nاین بیان در نتائج مادی شاگردها بواسطه دست زدن اشیاء\nدر اجرائے مناسبات مذکوره مسایل این قدر متاثر خواهند\nشد که آن تجربه بیاد شان خواهد ماند ۔ اما چون آنها هیچ تجربه"}
{"book": "adl0711", "page": 137, "text": "مسائل هرروزه\n۱۳۴\nدانسته نباشند بدون حل کردن رقوم هیچ چیز بغیر تکرار متواتر\nو متداوم، آن اعمال را بحافظه شان نگاهداشته نمیتوانند +\nشاید یک طریق بهتر از تکه های مذکوره این باشد که هر\nشاگرد یک دائره را بکشد و برین عملیات مطلوبه مسئله را\nبنماید و معلم بسیار مسایل را بهمان اصول تجویز کرده میتواند که\nآنرا محکم تعیّن خواهد کرد - این عملیات را میتوان بر یک خط\nاجرا کرد، یا بهتر بر یک مربع یا مستطیل جائیکه شاگرد دیده\nمیتواند و خصوصاً از میان اجزای واقعی حس کرده میتواند که چه\nمعنی دارد گرفتن یک جزو یک جزو، یا چنانکه من تدریس\nمیکنم ضرب کردن یک کسر بیک کسر حتی باین گونه تجربه هم\nالبته او در مراحل اوّل میتوان راه را گم کرد و من بحیثیت استادش\nمیتوانم حس کرد که او احمق است، زیرا جزر بمن چنان آسان\nو آشنا ست، اما باید فراموش نه کرد که شاگرد نو غالباً غلطی ها\nخواهد کرد در چیزیکه برایش جدید است، زیرا در انجام تجربه و تکرار\nمتواتر، دریافتن سبب هر چیز که برای تفکر لازم است، در\nدلش قایم نگشته است. یک ماهر بسبب تواتر گردش گویا\nیک پلی گذاشته است که عند الضرورت آنرا یافته راه رفته\nمی تواند و شاگرد نو تا بارها همان قسم تجربه حاصل نکند\nو یک رهنمائی خوب نداشته نباشد محتمل که اواره بگردد +\n\nمسائل هرروزه در تدریس کسر مکاتب"}
{"book": "adl0711", "page": 138, "text": "مسائل ہر روزه ۱۳۵\nیک مثال از جغرافیه - هر کس لاریب متفق خواهد\nبود که عادت تفکر واضح برای شاگرد اهمیت صمیمه دارد و نیز\nتفکر دقیق حتی الامکان درباره عالم مردم و اشیائیکه که بآنها\nفوراً یا بعداً مناسباتش شدنی است مطالعه جغرافیه باید در\nشاگرد تا این تفکر موثر را درباره صور معین عالم محیطش تکامل\nدهد طریقه های مروجه برین مضمون این است که در یک جماعت\nپنجم ملاحظه شد - بروز اول درس متعلق ارتفاع طبقات زمین\nبود از بالای آب و عمل عاملان متعدد فضای و غیره بر ساخت\nهای حجری که بر اتصال مسطح تپه های حجری می انجامید\nازینجا شروع شد مذاکره تا کل، تشکیل و حرکت افتار منفصله\nبچه های جماعت اوسطاً نه ساله بودند آنها کم کار سابق\nجغرافیه کرده بودند همه معلومات شان از یک کتاب نصاب\nابتدائی بود که حفظ کرده بودند - اکنون جغرافیه بلند تر را\nمیآموختند که بر مضمون بطریق منطقی فنی بحث میراند- باستعمال\nلغاتیکه جوانان فوراً تلفظ کرده نمی توانستند چه جائیکه فهمیدن\nآنها ! محرر بعد از ختم قرائت از طلبه ذهین و کلان پرسید\nکه تاکل و افتار منفصله چه معنا دارد ؟ آنها در بی کسی\nمطلق جواب دادند - درین درس بسی محاورات بود مانند\nعاملان فضائی وغیرو که اکثریت طلبه بعد از تعلیم معلم هم تلفظ"}
{"book": "adl0711", "page": 139, "text": "مسائل ہر روزه ۱۳۶\nکرده نمی توانستند *\nبطلبہ گفتہ شده بود که مطالعہ سبق خود را بہ نشستین\nہای خود بنمایند - چون نوبت بقرائت رسید بدیسی بود که اکثریت\nشان از مجاولہ سبق یک خیال روشن ہم کسب نکرده بودند\nکل چیز مضمون و اصطلاحات ازیشان بعید بود اگر جمعاً اکثراً\nبسبب کیفیت معنی اصطلاحات و بحث نظری عمومی مضمون\nآدمیکہ جغرافیہ را تیار کرده بود واقعات و اصولات خود را\nحتی الامکان در طرز مختصر ترین بیان کرده بود - چہ آنها را\nبلحاظ تجربہ بالغانہ خود دیده بود کہ از چهل سال فراہم آورده\nبود ۔ ازینها بقرار معلومات اخیره نتائج کشیده بود کہ ہمہ\nعمومیات منجمده بود معلم این جماعت پنجم کتاب مذکور را\nازین حیث پسندیده بود کہ بسیار خالص بود و او ماورای اقتدار\nطلبه برای آینہ شان مفید بود اگر حالا حفظ نکنند *\nدروس باقی برای هفته مثل روز اول بود - ساخت قطعات\nارض تطابق و سطح آنها قیام نظامات آبکشی بر سطح زمین\nوغیره وغیرہ در ہر صورت معلم اصولات کتاب را مثلیکہ دران\nمندرج بود بیان میکرد بدون آنکه طلبه را رهبری کند\nتا انہ مشاہدہ خود کدام چیزیرا دریابند و از واقعات مذکوره\nاستنتاج نمایند در کل ہفتہ حقیقتہ ہیچ چیز مادی بعمل نیامد - از تجارب"}
{"book": "adl0711", "page": 140, "text": "مسائل هر روزه\n۱۳۷\nطلبہ خارج مکتب هیچ استفاده نشد درین مکتب هیچ\nترسیم یا تجسیم اشکال جغرافی نبود و نہ سوالاتی بود از طرف معلم\nکتاب که طلبه را بران وا میداشت که از مساعی خود\nاصولاتی را حل نمایند که میآموختند مثلاً چون تصور تقسیم\nقطعات را دیده میشد معلم فقط طلبه را میگفت که کتاب را\nقرائت کنند. هیچ حواله حتی بعبد هم باشکال ظاهری در جوار\nداده نمیشد که خیال یک آبشاری، یک مجرای آبی و یک\nاقسامی را تعارف میگیرد. در مکتب هیچ کره مجسمه نبود و\nحالانکه یک نقشه در کتاب بود این هم بمعقولیت در اثنائے\nدرس ملاحظه نشد. مشتبه است که بکدام طریق این معاون\nمیشد. در هفته گذشته شاگردها در جغرافیه ریاضی دروس گرفته\nبودند. آنها بیاناتی آموخته بودند راجع بگردش زمین بر محور خود\nو در دور خود میلان زمین نصف النهار ہائے طول البلد و\nمتوازیہائے عرض البلد منطقہ ہا و غیرہ سہ روز بعد از تمام\nدروس ، بعض طلبه درباره واقعیت شان بر درجات عرض و\nطول آزموده شدند. ہر شاگرد یک مقدار تحیر ظاهر کرد\nدرین باب کہ آیا خطوط نصف النهار طول البلد از قطب\nتا قطب ممتد بودند یا متوازی خط استوائی کمربند زمین بودند\nچون پرسیده شد که آموختن درجات طول و عرض چرا مطلوبست"}
{"book": "adl0711", "page": 141, "text": "مسائل هر روزه ۱۳۸\nآنها بالكل متوحش شدند - از آنها سوالی شد که مردم در هر جائی دنیا از درجات طول و عرض چه استفاده میکنند ؟ یک بچه هم صاف گفته نتوانست - از نگریستن در چهره های بچه ها چون آزموده میشدند یکی میتوانست دید که یگانه ارتجاع شان بر سوال بیک طریق سعی بود تا بیاناتی را بیاد آرند که در کتاب خوانده بودند - باز سوالی نهاده شد که آیا درجات عرض و طول در صحن این مکتب است ؟ و آنها مضطرب گشتند - ظاهراً آنها گاهی خیال نکرده بودند که خطوط نصف النهار درجات طول و متوازیهای عرض البلد بجز بر نقشه در کتاب نصاب شان بدیگر جای هم وجود داشتند\nبظاهر نشان داده شد که جماعت دریافته است که مواسم از حرکات زمین در دائرہ اش پیدا میشود - سوالات فوق الذکر از طلبه بتاریخ ۳ اکتوبر پرسیده شده بود ـ آنها مشاهده کرده بودند که روزها کوتاه شده میرفت و او درین وقت گرمی اتفاق افتاده بود ، باز هم از تجربه بیرون در آنها ادراک کرده بودند که سال باختتام رسیده سرما بزودی در خواهد رسید ـ از آنها پرسیده شد که چرا روزها کوتاه شده میرود آنها این امر را واضح ساخته نتوانستند بجز این جوابیکه آفتاب بجنوب میرود - اولاً یکی گمان میبرد که طلبه ازین جواب خود میفهمیدند چیزیرا"}
{"book": "adl0711", "page": 142, "text": "۱۳۹ مسائل هر روزه\n\nکه میگفتند، اما چون این را مزید تعقیب کردیم کاملاً هویدا\nشد که بچه ها تصور صحیح نگرفته بودند که چرا مواسم تغییر مییابد\nاین مشتبه است که آیا شاگرد های این سن بکدام طریق این\nتصور را حاصل کرده می توانند یا باید این سعی از آنها مطلوب\nشود، اما این معقولا متیقن است که طریقه های مستعمله این\nجماعت مظهر مسئول فیها را ذهن نشین شان ساخته نتوانست\nدروس اکثراً کلماتی بودند عاری از مضمون با معنی این قدر\nمهم است تدریس جغرافیه تا طلبه علم حقیقی و اصلی زمین را\nحاصل کنند بطور وطن آدم که مایک نظر بیک سلسله دیگر دروس\nانداخته می توانیم که محض طریقه های رسمی را ظاهر میسازد که\nدر مکتب دیده میشوند - از عرصه چند ماه کار مذکور پیشتر مشتمل\nبوده است بر یاد گرفتن بنام (۱) دارالسلطنه های همه\nریاست های اتحاد (امریکه) (۲) پنج شهر اهم هر ریاست -\n(۳) سه دریای بزرگترین روان میان هر ریاست (۴) همه\nعلاقه ها دروسکائس (۵) پانزده شهر بزرگترین ریاست و (۶)\nهمه بلاد قری و دمات در علاقه که این مکتب در آن کائن\nاست عندیه طلبه باین کار معنی خیز است از ابتدا تا انتها\nمقصد شان این بوده است که خاصه محض نامها را از تکرار\nبیحد اکتساب کنند، در امیدیکه آنها را در یک سلسله صوتی\n\nمسائل هر روزه در تدریس تجر به مکاتب"}
{"book": "adl0711", "page": 143, "text": "مسائل هر روزه ١۴٠\nلصب سازند تا که مثلاً چون لفظ مسی چی سٹر مذکور شود\nدیگر الفاظ چون بوسٹن لارش - سهرنگ فیلڈ ۔ و وستر و نامھای\nسه دریا خود بخود بزبان خواهند آمد - طلبه من حیث کل تصوّر\nکافی دریں باره ندارند که چرا پنج شهر مدبور در یک ریاست\nمشهور گشته اند یا چرا دریا ها مجرای خاص در ریاست گزیده\nاند - معلم در حمایت طرز خود ادعا میکند که اگر شاگردها حالا\nچیزی مهم درباره بلاد و انهار هم ندانند که نامھای آنها را حفظ\nمینمایند - آنها گاہے راجع بآنها امورے خواهند شنید ۔ که\nبرای شان آنگاه حفظ داشتن آنها مفید ثابت خواهد شد - این یک\nعقیده بسیار غیر سالم مینماید - بصورت احسن این یک رسمیت\nاست - این تدریس این مضمون را بے لطف و پر تضیع میسازد\nاگر از آموختن نام کدام شهر بجز آنکه دران سکونت دارند شاگردها\nآشنا گردانیده شوند باحوال عام اقلیمی و طبیعی آں ریا ستیکه\nمطالعه آن جاری است حاصل چیزے خالش در قطعات\nمختلفش - مجرای طبیعی آبکشی و مشاغل اهالی در حصه ھای مختلفیکه\nاز احوال طبیعی تشکیل یافته اند ، و اگر بروشنی این واقعات\nبآنها دلالت این اکتشاف میشد که نزدیک کدام جای شهر ها\nغالباً تکامل خواهند پذیرفت آنگاه نامها آموختن چیزی معنی\nبرای شان پیدا میکند - هر نام یک شهر یا دریا علامه"}
{"book": "adl0711", "page": 144, "text": "۱۴۱\nمسائل هر روزه\n\nمیشود که بآن یک جسم علم حقیقی و اصلی بسته میشود ولاجرم\nآن بچه ها را هم یک رغبت در آن میدهد و فقط این گونه\nتعلیمیست که در حیات ما بعد افاده بایشان خواهد نمود - این\nاغلب است که اگر بشاگردها نامهای جغرافی یاد داده شود\nمنفصل از همه مضمون حقیقی دل شان یک عادت ضررناکی\nکسب خواهند کرد که تکامل یافته بعوض حقیقت ها بمحض نامها\nقانع شان خواهد ساخت *\nیک اصول خوش نما اما غلط تدریس - یک نامه نگاریکه\nرای محترمی درین باره میداشت استعلام میکند که چه اعتراضات\nمعقول میتوان بود درینکه بطلبه ده یازده ساله شهر های بزرگترین\nهر ریاست اتحاد و ممالک مشهور کل عالم بیاد داده شوند - او\nمیگوید برای شاگردها ضرورت خواهد شد که نامهای این\nبلاد و ممالک را یاد بگیرند و چرا آن را یاد نگیرند چون برای\nاین چنین حافظه دارند - اگر انتظار بکشند تا هفده هژده ساله\nگردند ، انگاه برای شان یاد گرفتن این تفصیلات بسیار\nمشکل خواهد گشت - از یک نقطه گاه این معقول مینماید لیکن\nیک غلطی اساسی درین مضمر است - برای یک شخص قیمت\nمشتبه دارد اگر او نام های بلاد را حفظ کند و قبلاً درباره آنها یاد\nنگیرد بعض اموری که یاد داشتن آنها می شاید علاوه بر آن از روی\n\nمسائل هر روزه در تدریس که محمود کاسب"}
{"book": "adl0711", "page": 145, "text": "مسائل ہر روزه १४२\n\nثروحیات مشکل است و پر تضیع حفظ کردن نام جغرافی را که از\nخصایص سیاسی یا از کدام دیگر خصوصیت طبیعی منفصل باشد\nحافظه انحصار دارد بر پیوستن اشیا حسب علاقہائے موقعتی، مکانی\nیا طبیعی۔ ثنا یک نام یک شهر مجہول تا حدیکه تعلق آن بچه است\nمشکلاً بکدام چیزے پیوسته میشود که بطور یک پیوند در حافظه کار\nبدهد ۔ باید حتماً از تکرار متواتر حفظ شود تا که این در سلسله صوتی\nمتعین گردد ۔ این است واقعاً که شاگردہائے خرد میکنند چون\nشہرہائے کدام ریاست را یاد میگیرند اولاً آنها نام ریاست\nرا میگویند و پس نامهای شہر را بیک ترتیب خاص میخوانند\nو آنها برین تکه این قدر بکثرت مرور میکنند که بعد از وقت\nمحنت زیاد این در عادت صوتی قائم می گردد :\nاین صریح مینماید که راه مناسب برای امداد یک شاگرد بیاد\nگرفتن کدام شهر اولاً این است که دور آن علاقه را خصوصیاتش\nمطالعه نماید که برائے قیام این شہر دلالت کرده است ۔ پس\nاو باید آشنا گردانیده شود یا صنایع و دیگر مرغوبیت ہا و\nفعالیت ہائے شہر کہ بتکامل این معاونت کرده اند برای یک\nشاگرد قیمتدار تر خواهد بود که بدین طریق ده شهر را در امریکه در\nاثنائے دو سه سال اول مطالعه جغرافیه یاد گیرد، ازینکه صد شهر\nرا محقنا بنام حفظ کند سو این اصول اطلاق دارد بیاد گرفتن بلاد"}
{"book": "adl0711", "page": 146, "text": "۱۴۳ مسائل هر روزه\n\nو ممالک جمیع عالم مطالعه این قسم شاگرد را را عادت تفکر\nسبب و نتیجه در جغرافیه خواهد داد که اهمیت مقدم دارد\nخطره خاصیکه باید اجتناب شود توکل است بر حافظه لفظی +\nجغرافیه یک مضمون خوب برای تدریس موثر - هیچ\nمضمون در نصاب تعلیم از جغرافیه بهتر موقع تدریس موثر نمیدهد\nامور این مطالعه مادی و معین اند و بدل بچه خوب مطابقت\nدارند - اگر بترتیب صحیح و بمرحله مناسبت تکامل پیش شوند\nاکثر ادراکات اساسی جغرافیه را بچه های خرد حاصل کرده میتوانند\nاگر کار بیرون درباً کرده شود یا اقلاً حواله متواتر نموده شود\nباحوال جغرافی در جوار، و اگر استمداد شود از نقشه ها و کره های\nبرآمدگی منظر های سیما وغیره - لیکن اغلباً در هیچ مضمون نقطه\nنگاه بالغانه چنین اصرار تعقیب نیافته است در معامله مواد\nمثلیکه در جغرافیه شده است و در نتیجه آن چنانچه همیشه\nبوده است - تضیع در تدریس مضمون پیش آمده است. چیزیکه\nبالخاصه قابل تاسف است درین تدریس موثر اینست که عادات\nدلی قایم میگردد که ما بعد در مطالبه بر علیه کار اصلی مجادله\nدارند - یکه بچه که جغرافیه را بطور انبار بیشتر بیانات لفظی یاد میگیرد\nکه اکثر آنرا او ادراک نمیکند و دلی هیچ رغبت ندارد - اغلب است\nکه در همه اجرائیات دلیش ضرر بیابد - او مایل میشود که بسوی"}
{"book": "adl0711", "page": 147, "text": "مسائل هر روزه ١٤٤\n\nتخیلش نسبت بیک وضع حقیقی و متحرک روش لفظی بگزیند\nیا بدیگر عبارت ، قوة فکریه اش بدرستی تکامل نخواهد یافت .\nطلبه را اعداد نفسی آموختن ـ تا بدین حد مقصد این بوده\nاست که ازاله شود که قوة فکر استعدادی را تضمین میکند که از روی\nآن یکی در موقعیت جدید خود را بدرستی اداره کرده بتواند ۔ برای\nاین مطلب یکی باید در ترتیب تجارب گذشته اش درباره کدام\nموقعیت سهولت داشته باشد و آنها را بطور یک مشعل متحبس\nبرای تنویر مقامات تاریک بطریق در پیش استعمال کند یک متفکر\nهمیشه آنست که در مسائلی راه خود را می بیند که از سابق و آنکه\nاو قبلاً حل کرده است، مختلف باشند ـ این چنین مسایل برای\nشخصیکه نمونه افراد غیر متفکره است نا قابل تحقیق خواهند\nبود زیرا او عادت نگرفته است که کدام مسئله جدید را ترک\nکند یا برای حل کردن آن بدیگران برای استمداد رجوع نماید\nچنین اشخاص در هر حصه حیات بنظر میآیند و آنها مقابلتاً بیکس و بی\nتاثیراند ـ پس این خیال معقول است که مقصد خاص معلم در تدریس\nهمه مضامین لازماً باید این باشد که شاگردان خود را در هر چیزیکه میکنند\nبآغاز کردن بگمارد تا مدو نفس خود را خود کرده بتوانند یک بچه\nدر موقعیت های مادی در حیات واقعی بتفکر آورده نمیشود مادامیکه\nاو عادت نگیرد که راه خود را از میان اکثر دشواریهای پیدا کند که در صنفخانه"}
{"book": "adl0711", "page": 148, "text": "۱۴۵\nمسائل مهر روزه\n\nپیش میشوند *\nیک مثال ناکامی در تعمیل اصول فعالیت نفسی - ازین\nمثال معلوم خواهد شد که چگونه معلمان بسیار ناکام میمانند وقتیکه\nاصول فعالیت نفس را تدریس نافذ سازند - در یک مکتب از\nیک بچه پرسیده شد که این کلمات را هجا کند در جای آنها)\nاو باین طریق هجا نمود در جوی اینها، معلم گفت که نی ؛ این درست نیست\nیکبار دیگر سعی کن - بچه باز همان قسم هجا کرد معلم گفت که بالضرور\nغلطی خود را دریاب، تو هجا میکنی گویا که این باشد (در جوی اینها)\nمعلم خود تلفظ کرد، لیکن این (در جوی اینها نیست، بلکه در جای آنها\nاست باز تلفظ میکند، باید یاد بگیری که چون آواز (واو) را بشنوی حروف\n(واو) و (یا) استعمال میکنی - اکنون میخواهم که باز هجا کنی ضرورت\nنیست که هجای (در) را بنمایی، چه آنرا درست کردی، فقط هجای\n(جای آنها) را بکن، یاد داشته باش چیزیکه گفتم - باین امداد بچه هجای\nصحیح نمود - اما در مفهوم صحیح آیا او فعال نفسی بود درینکه تجربه شد - آیا\nمعلم در اصلاح غلطی چیز اصلی را خود نکرد؟ تا که بچه در اصلاح غلطیش\nممد نفسی میبود باو باید گفته می شد که کلمات را بآهستگی تلفظ کند تا\nآواز هر حصه کلمه را خوب درک میکرد - اگر بعد ازین تجربه هم درباره\nغلطی خود مضطرب میماند، معلم باید میگفت که آنرا بآهستگی و تانی زیاد\nتلفظ کند تا که صوتاً آنرا جدا میکرد - معلم باید کدام چیز را بیادش\n\nچون در انگریزی هجا پرسیده شد که در فارسی مثلش نبود لهذا کلمات فارسی حتی الوسع بجایش آورده است (مترجم)"}
{"book": "adl0711", "page": 149, "text": "مسائل هر روزه ١٤٦\nنمیداد که پیشتر آموخته بود بذریعه سوالات هنرمندانه او باید دلالت میکرد\nکه موقعیت در پیش را تجزیه نماید تا که چیز برا آموخته است باین اطلاق\nمیدهد و آن برای حل مسئله مددش مینمود- آنگاه او ممد نفسی حقیقةً\nمی شد زیرا او یاد میگرفت که چگونه در مواقع تشابه در آتی مدد خود\nبنماید درین اثنا معلم گفت که (خواب و خور) را هجا نمایند- یک بچه هجا\nکرد (خاب و خور) معلم گفت که صحیح نیست باز کوشش کن- این دفعه\nبچه گفت (غاب و خُر) پس معلم تنقید کرد که چون اول کرت حصه آخری\nرا هجا کردی، «خور» صحیح بود- باید این را تبدیل نمیکردی، بلکه حصه\nاول غلط بود، اکنون باز آزمایش کن و بجای «خواب» را بکن- بدین\nطریق شاگرد بجای صحیح دلالت گر او شد- این واقعه مثل لعل ظاهر\nمیکند که در تربیه مدد نفسی شاگرد کمبودی هنر در معلم است- باید\nاو نمیگفت که (خور) صحیح است تا وقتیکه خود بچه از تجزیه کلمات و\nمعانی کن معلوم نمیکرد- او باید بچه را میگفت که معنی کلمه مطلوب\nالهجا را بیان کن و پس میگفت که «خر» چه معنی دارد و این باو\nنشان میداد که این صورت آخری استعمال کردن غلط است\nاو البته متحیر شده بود از یکسانی داد از دو کلمه، او فکر نداشت\nکه کلمه هجا کردنی چه مطلب دارد از کم پیش بایجاب آواز\nبی اختیارانه راه میرفت، که غالباً یک عادتی بشاگردان میگردد، آن\nشاگردانیکه بدیگران متوکل میباشند تا آنها در اصلاح غلطی ها\nقریه محمد یار در سدیره سال برآوردن طاحیت"}
{"book": "adl0711", "page": 150, "text": "مسائل هر روزه ۱۴۷\nشان کمک نمایند ـ اگر در کل کار شان برائے بچه\nها گفته شود که هر چیزیکه می کنند تجزیه آن بنمایند تا\nتجربه گذشته خود را بر آن عاید سازند باشیائے\nمتشابه علی السویه در صورت و معنی آنها یک میلانی\nپیدا خواهند کرد که این را هر موقع جدید بکنند که سپر\nمحفوظ ترین بر علیه اصدار سهوها خواهد شد ـ این است\nحقیقةً آنکه اصول فعالیت نفسی می خواهد و معلمیکه این\nرا بدرجه بزرگترین استعمال کرده می تواند یقیناً در کار\nموقعیت بلند ترین حاصل خواهد نمود +\nمطالعه خانگی شاگردان و تربیه در امداد نفسی ـ اکثر\nمعلمان حس می کنند که باید برائے طلبه کاری بدهند\nکه در خانه هائے شان بکنند ـ توقع کرده می شود که والدین\nہائے شان درین کار ها امداد شان خواهند نمود ـ\nبیشک معلمان اکثراً میگویند که برائے طلبه سر انجام\nدادن این کار ها بدون مدد کسی محال است ـ این\nیک چیز عام است شنیدن از زبان معلمان که باید\nآنها از والدین هائے خود استمداد کنند لیکن در\nعین زمان حتماً باید آنها خود کار خود بکنند ـ چند معلم ها ادراک\nمیکنند که اکثر کار هائیکه طلبه زیاد در خانه هائے خود میکنند بیشتر"}
{"book": "adl0711", "page": 151, "text": "مسائل هرروزه\n۱۴۸\n\nماشین وار میباشد ـ اغلب است که در پنجاه یک والدین به بچه خود را\nرهنمایی میتواند کرد که چگونه در مطالعه خود بدون کمک خود شروع\nکنند ـ مشاهده کنید که یک پدر بچه نه ساله خود را در حساب چگونه مدد\nمیدهد ـ سوال بسیط یک بچه در رفتن به مکتب پانزده عصا راه میرود\nبر کوچه که در آنجا سکونت دارد پس او بطرف راست میگردد بیک کوچه\nکه بزاویه قائمه روان است او بست پنج عصا میرود ـ پس او میگردد\nبچپ بر یک کوچه که بزاویه قائمه است و هیجده عصا راه میرود ـ او بمکتب\nدر صبح و دیگر برود برای طعام در خانه میآید چند عصا در رفتن و آمدن\nمکتب هر روز او میرود ؟ البته درین موقعیت هیچ چیزی نیست که\nیک بچه جماعت پنجم نقداً نفهمد اگر او بتفکر اول قدم بقدم دلالت کرده\nشود، لیکن چون او اول سوال را میخواند احتمالاً مضطرب میگردد زیرا\nهمه شرایط در یک آن واحد بدبش جوش میزنند و او یاد نگرفته است\nکه چگونه از میان آنها نقطه بنقطه راه بیابد ـ پس احتمالاً میگوید که من\nنمیدانم که چکنم ـ این همیشه این معنی دارد که کل موقعیت بشاگرد نو\nمتقابل شده است و او در شروع روانه شده نمیتواند و تعقیب راه\nرا تا آخر کرده نمیتواند ـ تدریس خوب برای کردن همین رهنمائیش خواهد\nکرد ـ یک معلم هنرمند شاگرد را هیچ چیز نشان نخواهد داد، مادامیکه\nضرورتش نشود ـ چنان معلم محضاً بشاگرد دلالت خواهد کرد که در تفکر\nخود از نقطه مناسب روانه شود ـ هر جزوش در ترتیب بگیرد و رسمها"}
{"book": "adl0711", "page": 152, "text": "مسائل ہر روزه\n۱۴۹\nبسازد تا او را در نشا ناندن کل موقعیت مدد دهد، مسافات را\nمقامات درست بنویسد و همچنان لیکن پدر غالباً چه خواهد کرد؟ جذبه\nنهایت فعالانه اش این است که آموزنده را مدد کند و آن سخیانش\nتقاضا دارد که بچه را از مشکلاتش بکشد و این عبارت است از\nکشیدن جواب بکوشش اقل و بنهایت آسانی، نه اینکه بچه را\nوا گذاشتن تا در دل خود موقعیت را نقشه کند مناسبات و سبب\nو نتیجه را دریابد و این چنین مسئله را حل کند پس در اکثر حالات\nوالدین بچه را نشان خواهد داد که چکد بلکه او قلم پنسل را خود گرفته\nبرای مدد بچه سوالش را حل خواهد کرد. این وضع در دل اولاد\nعادات شر آمیز تولید میکند عاداتیکه مغلوب ساختن آنها برای\nمعلم مشکل است *\nیک مثال طرز نامی خراب در تربیه خانه یک معلم برای\nشاگرد هدایت میدهد که در خانه کلمات جدید درس قرأت را\nاز کتاب لغات بنگرد و از تعریفات آنها یکی را منتخب کرده بعوض\nکدام کلمه اصلی استعمال نماید. معلم میگوید که از مادر خود مدد بگیرید\nاما بالضرور کار را خود بکنی. بچه از والده خود آنگاه مدد می طلبد که چون\nلغات را بسبب نا تجربه کاری بورق گردانی زیاد دیده صرف اول\nکلمه را می یابد مثلاً کلمه مظفر مطلوب است چون بچه بعد از لغزشهای\nزیاد میم را دریافت، مادرش بمددی شتابد باین الفاظیکه میانی میم"}
{"book": "adl0711", "page": 153, "text": "مسائل هر روزه\n۱۵۰\n\nدر آخر الف یا است و بعد از لام میآید پس باید در آخر کتاب باید دید ظ را پیدا کن. ظ قبل از ع میآید. مرا بده که نشانت بدهم پس خودش میم را یافته بعد ازان ظ را متصل آن نشانش میدهد و کتاب را بدست بچه میدهند. چون او باز حیران میماند مادرش هجا کرده میرود و حرف بحرف گفته میرود مع ترتیباتیکه در لغات مستعمل میباشند بچه فقط ورق گردانی کرده میرود بجز این کار دستی تفکر نکرده است که چگونه از میان مشکلات راه پیدا کند. چون او شروع مراحل کار را یاد نگرفته است، در دیگر موقعیت مثل این باز بیکس خواهد ماند زیرا از تجربه امروزه هیچ نیاموخته است. بعض معلمان کلیته میگذارند که طلبه در خانه خود یاد بگیرند چگونه دیدن لغات میشود و آن ضمنا برای بچه نو یکی از دشوارترین دستکارهاست و نیز یکی از مهم ترین زیرا درین وقت و طاقت بسیار ضائع میشود یک طبیب مستانه قرنها گفت که بصارت بسیار طلبه از استعمال کتاب لغات تباه میشود چون یکی بچه های پنجم یا ششم جماعت را بنگرد که چه قدر عبث و غیر معقول در میان لغات آواره میگردند، تقدیر میتوان کرد که بر خلقت بدنی و دماغی این یک بار شاق است بمثل نمونه دار را دوام بدهیم آخراً شاگرد کلمه مظفر را در می یابد و تعریف این باستعمال دو یا سه مرادف شده کرده است که ازینها یکی هم از کلمه اصلی برایش آشنا تر نیست - والده اش برای او مرادف ها را میخواند و نشانش میدهد"}
{"book": "adl0711", "page": 154, "text": "۱۵۱ مسائل هر روزۀ\nکه کدامی برائی عوض بهتر است. او برائی بچه دلالت این امر نمیکند یک قسم قبضه بر معانی کلمات نا آشنا پیدا نماید او فقط میگویدش که عوض مذکور را حفظ کند تا که مطلوب معلم بجا آورده شود بخانه ازین کار روائی تربیت خوب حاصل کند یا خیر. والدین باین تعلق ندارند که مقدماً تجربه خود بچه را در ایفای وظیفه قیمتدار بدانند. اگر معلم بپاید باید همیشه این را در خواهد یافت که بچه ها بدون اینکه حفظ کرده اند دیگر زحمت و تجسس و تعقیب مراحل در میان داده نشده اند.\nاگر دروس در خانه ضبط کرده شوند چیزی خوف است که کار بطرز ماشینی و حفظ محض کرده خواهد شد. رأی محرر ست که درین عصر و همیشه مشکل خاص تدریس این است که این به نتائج نهایی واصل شدن میجوید بدون اعتنا بنوع تجربه که شاگرد بوصول آن دارد صبوری و هنر عالی مطلوبست که تدریس آموزنده درین شود که چگونه خود شروع نماید در هر چیزیکه میآموزد یعنی از معلم پیش برود بعوض اینکه پیرویش نماید، درین طریق بمعنای حقیقی فعال نفسی گردد. چون یک معلم بشاگردش میگوید که باینطور خود شما کار را بکنید ، فکر غالبش این میشود که از بر نماید آنرا که دیگری پیدا کرده است. اگر معلم بطریقی متیقن شود که در خانه شاگردی مدد متخصص خواهد یافت آنگاه البته مفید است که بعض کارها در خانه ها داده شود. زیرا والدین بچه ها را منفرداً توجه خواهند داد باین ممکن باشد هدایت کردن بطلبه جماعت ششم که کار اصلی را خودشان بکنند و در عملیات"}
{"book": "adl0711", "page": 155, "text": "مسائل هر روزه ۱۵۲\n\nخود شروع کرده فقط بطور رهنمائی استمداد نمایند و در میان دلالت و\nامداد تفاوت اساسی است در دلالت یک شخص موقعیت پیش او برائے\nنظرش آورده شود تا که او دیده بتواند که چگونه حرکت کند. بدست یکدس منبر در\nشاگرد نو رهنمائی میباید که همه شرایط مشموله را بفکر آرد تا بدلی خود بسنجد که چگونه\nحرکت نماید، خواه در حساب، در جغرافیه، یا در دیگر چیز. اگر او بر یک موقعیت\nجدید حمله میبرد، لازماً باید تحریک داده شود که همه آنرا که تجربه کرده است و\nبدین اطلاق دارد بیاد آرد. میلانش برائے این فعل نخواهد بود. اگر او ارادتاً\nاین را بکند البته هیچ ضرورت معلمان نباشد. میلان شخص غیر تربیت یافته\nدر یک موقعیت جدید متحیر گشتن است مادامیکه تربیه طویل در استعمال\nتجربه خود نیافته است، او چنان ہمتے پیدا نمیکند که بدون هیچ رهنمائی آنرا\nچنان مؤثر استعمال کند که مسائل خود را حل سازد. یک سند یافته مکتب عالی\nکه تربیت خوب حاصل نموده است بر همه مواقع باید این را کرده بتواند و یک\nشاگرد خوب تربیت یافته مکتب ثانی در اکثر موقعیت ہائیکه در مکتب خود را\nدر آنها مییابد باید این را کرده بتواند یک بچه جماعت ہشتم باید کاملا ۱۵۱محمد\nنفسی باشد در بارهٔ بسیار یکه او مطالعه مینماید عملاً در هر چیزیکه در قرأت است بسیار\nزیاد در جغرافیه اکثریت حساب و هر چیز بجا البته شاگرد جماعت اول قابل قتل است\nکه تجربه خود را برائے حل مسائل جدید استعمال کند. اما بدون پروای اینکه در تکامل\nتعلیمی خود بکدام نقطه بالغ شده است تدریس صانعانه میتوان رهبریش نمود که در اکثر\nآنکه باید تدریسش شود، از خود آغاز نماید و بدون مدد دیگری شروع حل مسائل بکند\n\nمسائل هر روزه در تدریس"}
{"book": "adl0711", "page": 156, "text": "مسائل ہر روزہ\n۱۵۳\nفصل ششم\nتدریس اجرا لطلبه\n\nدر فصل ہای سابقہ ما مشغول بودیم بمذاکره تدریس مضامینیکہ\nبحث میرانند بر امور مضمون یا شاید بمفکورات چنانکہ متمیز میشوند\nاز صور با وسایل اظہار فکر چون طرز پیش کردن مطالعات مضمون\nرا بطلبه می سنجیدیم، ما کاملاً در تکامل استعداد تفکر مصروف بودیم\nلیکن اکنون چون لازم است که توجّه بدهیم بحصول مضامین صوری،\nاحتیاج خواہیم داشت بتحقیق اینکہ چگونہ شاگردان نقداً و اقتصاداً\nاکتساب سہولت کردہ میتوانند در استعمال محاو مخصوصہ در ہجا در\nتحریر در خواندن و همچنان- تحصیل تفکّر واضح باید غایتی باشد کہ\nدر تدریس تاریخ سائیس جغرافیہ و مثل آن مدنظر باشد۔ لیکن اجرای\nنفسی حتماً باید انجامی باشد کہ مقصود باشد در تدریس مضامینی کہ\nعلامات و فنیات دراں مستعمل میشود- وظائف مضامین مضمونی\nبرعلیہ فنی در جوہر خود مختلف اند در حیات بشری و باید در مکاتب\n\nحاصل اداره در تدریس"}
{"book": "adl0711", "page": 157, "text": "مسائل هر روزۀ\nمختلفاً تدریس شوند *\n۱۵۴\nهجا کردن یک مضمون نمونه واقعی ـ هجا کردن یک مثال\nخوبیست که در آن باید سهولت نفسی در اجرا حاصل کرده شود - اغلب\nاست که فی زماننا بر هیچ مضمون نصاب مثل هجا مذاکرات نشده\nاست. جرائد نگاران متواتراً شکایت مینماید که فارغ التحصیلان مکاتب\nعام کلمات معمولی را صحیح هجا کرده نمیتوانند - این محرران هجا را تاکیداً\nچیز الزام قرار میدهند ـ البته هجای خراب بزودی شناخته میشودـ\nیکی مطلقاً خود را در بحر مظاهر کرده نمیتواند بدین اینکه درباره این،\nقابلیت یا عدم آن مکشوف سازد، این یک وجه است که چرا نواقص\nدرین مضمون را بچنین مبادرت غیر متخصصین شناخته میتوانند ـ در زمانه\nماضی قریب یک شاگرد جماعت چهارم در مکتبیکه معمولاً خوب\nگفته میشود بخانه خود فهرست کلماتی آورد که بطور درس هجا یاد\nگرفتن داشت . فهرست این بود . صادق ـ زارع ـ جدار ـ حرث ـ\nصیف ـ حبوب عموماً . فصل ـ درویدن ـ شرکت ـ این کلمات از منتخباتی\nگرفته شده بودند که شاگرد تا آن صبح در سبق قرائت خود داشتند\nاین عادات آن معلم است که اسباق هجا را از دروس قرائت جغرافیه\nو لسان میگیرد و میگوید که بدین طریق کلمات را منتخب کرده\nمیتوانم که شاگردان می فهمند و او حامی سرگرم این نظریه است که\nبچه باید هر چیز یها که خوانده بتواند هجا کرده بتواند. نیز او یقین دارد"}
{"book": "adl0711", "page": 158, "text": "۱۵۵ مسائل هر روزه\n\nکه اگر شاگردی کلمه را هجا کرده میتواند او بهمان اندازه زود تر انرا\nخوانده خواهد توانست تا که هجا قرائت را مدد خواهد نمود اگر هر دو یکجائی\nتکامل داده میشود +\nیک محک عملی - اکنون بنگرید که چگونه نظریات عرفانی یکی ، علی\nالرغم واقعات بدیهی که بر عکس اصولات را ارائه میکنند اکثراً\nباصرار قائم میمانند - شاگردیکه ذکرش در فوق شد یک نوشتن\nهم داشت همان روزیکه باو فهرست زراعتی داده شده بود-\nمعلم گفته بود که مقاله بر مضمونی باشند که در آمد و رفت مکتب\nبتجربه آمده باشد - چون او بکار خود آغاز کرد - او اعلان کرد که چیزی\nنوشته نمیتوانم از خلای دلش برآمد که چه خواهم گفت بمعلم این\nخیال را تکمیل دادن داشت که براه مکتب او مرغهای متعدد را دیده\nبود و او هدایت داد که درباره آنها چیزی بگوید - پس بعد از جنبیدن\nزیادی در نشیمن خود و بدور خود نگریستن که رفقای صنفش چه\nمیکردند - بالاخر این را تولید نمود (( بر کوچی که براه مکتب است\nمن مرغا را دیدم - شمار کردم هفت تا طارغ بودند بگرفتن او\nناوس انداختم لیکن او نا پریدن و رفتن برای زمستان سوئی جنوب میرفتن))\nمعلم در مرور کارش بسیار مقاله ها مثل این دیده بود اما باز هم\nدر خیال خود محکم بود که طریقه یاد دادن هجا این است که روز مره\nده لفظ از اسباق قرائت وغیره گرفته برای بچه داده شود که\nبعوض انگریزی عبارت فارسی ضرورتاً مندرج شد (مترجم)"}
{"book": "adl0711", "page": 159, "text": "مسائل هر روزه\n۱۵۶\nبطور فهرست آنرا یاد بگیرد - در عین زمان او بشاگردانهای خود\nمیگفت که همان قسم کلمات مشکل را که در هجا یاد میگرفتند در\nنوشتن مقالات استعمال نمایند چون من فکر دادم که بجائی\nنوشتن مقالاتی متعلق راه مکتب اگر یک حکایتی بنویسند که\nدران ده کلمه هجا استعمال کنند او بجهت معترض شد - برایش غیر\nمعقول نمود که بشاگردنای خرد را چنان مضمون شکل بدهد،\nدلیلش خوب بود زیرا بچه ها برای اظهار خود درین طریق چه تجربه\nداشتند +\nمن شوق داشته ام که از چند سال فهرست های هجائی یک\nگروه بچه ها را نگاه کنم و بنگرم که رشته در میان فهرست ها و\nتکامل استعداد حقیقی هجای بچه ها چه بوده است - من دریافته ام\nو ازین بسیاری از قاریین من آشنا خواهند بود که شاگردنا میتوانند\nحفظ کرد هر روز فهرست های کلمات اما چون ضرورت اظهار\nخود شان بیاید - بسیاری از آنها را هجا کرده نخواهند توانست - و\nدلیل این تفاوت درین یاد گرفتن محضا برای قرایت و برای\nاستعمال واضح مینماید - این یک چیز است که یک کلمه را بطور\nاندراج منفصل و جداگانه یاد بگیرید، مطلقا چیز مختلف است که\nاین را در قبضه خرد بیارید تا این را در علاقۀ پایش بیک جمله استعمال کنید+\nمن اکنون یک شاگردیرا نیز مشاهده دارم که هر روز حفظ کردن"}
{"book": "adl0711", "page": 160, "text": "۱۵۶ \nمسائل ہر روزه \n\nده کلمه از او مطلوب است، او آنها را در حافظه رویائی خود محکم\nمیسازد که اگر من از ته فهرست تلفظ کردن گیرم او از سر هجا\nکردن شروع مینماید. اگر من از آغاز روانه شوم و پایان بکلمه\nپنجم بیایم، آنرا ترک کرده بششم یا بهفتم بروم او باعتماد کامل پنجم\nرا هجا خواهد کرد. او کلمات را فقط در ترتیب ماشینی تعین مینماید\nاو در میان آوازه کدام کلمه و صوت رویائیش علاقه ها را قایم نمیکند\nبسیار کمتر او چنان آشنائی پیدا میکند بکلمات که آنها را بطور الا\nاظهار استعمال کرده بتواند، فقط ازین جهت که او تجربه ندارد\nکه آنها را درین طریقه استعمال نماید. آیا شما تصور کرده میتوانید که\nیکی استعمال کارها را یاد بگیرد فقط از یاد گرفتن نامهای همه\nاقسام را که در سقیلدا ساخته و در فهرست ها آراسته میشوند. یگانه\nطریقه که در ان یک شاگرد استعداد استعمال کلمات را نقداً و\nصحیحاً حاصل کرده میتواند این است که آنها را یاد گیرد چنانکه\nاو احتیاج خواهد داشت که در موقعیت های عملی حیات\nآنها را استعمال کند *\nآیا معنی اینست که فهرست های هجا داشتن عبث است؟ هرگزنی\nلیکن معنایش اینست که هجا نمیا دند ازین حاصل میشود که جملات نوشته\nشود نه که کلمات منفصل حفظ کرده شود. بدون شبه شاگرد نو باید\nنوشتن کلماتش را جداگانه اول یاد بگیرد. اگر او در شروع یک جمله را"}
{"book": "adl0711", "page": 161, "text": "مسائل هر روزه ۱۵۸\n\nدست میزنند. او میتواند از پیچیدگیش مغلوب گشته باید او چیزی آزادی در افاده کلمات منفرده یک جمله حاصل کرد قبل ازینکه آنها را بطور واحد استعمال نماید ولیکن لازم است که هیچ کلمه را نگذارد که سعی یاد گرفتنش نموده است تا وقتیکه آنرا در علاقه های معمولیش فوراً استعمال کرده نتواند .\nاین یقیناً یک طرز مضیع و بی تاثیر است که هر روز یک فهرست کلمات جدید معرفی شود تا در سال عده نسیان زیاده گرفته شود من آزموده ام شاگردانی را که اینچنین تدریس یافته بودم و دریافتم که فهرست یاد گرفتگی هفته گذشته تقریباً کامل این هفته فراموش میتوان شد. آنها استعمال نشده اند. این کلفت است آنها آگاهانه برای یک ساعت یا برای یک روز منقش میتوان شد. اما برای دوام محکم نمیگردند. تامین آنها فقط باین میتوان کرد که در یک تنوع موقعیت ها تکرار فیاضانه آنها کرده شود گویا آنها باید حتماً در عضلات در آمده شوند بطور محض تصویر های اشیای غیر مستعمل گذاشته نشوند که احتمال دارد که در عصبیت منجر شوند. مشکلاً شک میتوان کرد که برای مشق هجا انتخاب آن کلمات مناسب است که بچه هر روز در کار منضبط مکتب بنهایت کثرت می بیند و استعمال میکند. یک اعتراض بکتاب هجائی نمونه قدیم این بود که فهرست های الفاظ تالیف کرده می شد بدون لحاظیکه شاگرد در آن"}
{"book": "adl0711", "page": 162, "text": "مسائل هر روزه\n۱۵۹\n\nجماعت چه میخواند۔ لیکن نیز درین حالیکه فهرست هائی هجائی انگیز\nاسباق هم گرفته شود که در آنوقت تعقیب آنها میشود، هنوز خطره\nایست که اگر آنها بطور فهرست ها یاد گرفته شوند نقداً فراموش خواهند\nشد. این گویا یک قانون نظام بشری است، چنانکه صادق به دل\nکه به بدن که چون یک عضو یا یک فکر استعمال نمیشود اغلب است\nکه ضعف پذیرفته میرود . اگر بازو را بر بندید عضلات بزودی\nتنزل کردن خواهند گرفت، یک شخص دو ماه بر بستر بیفتد پس خواهد\nدریافت که راه رفته نخواهد توانست .عضلاتیکه برای تحریک ضروری\nاند بخدمت گماشته نشده ضعف میکردند و از کار بر آمدن شروع\nمیکند .چنان در عمل دماغی کدام تصور یا مفکوره که در تطبیق\nروزمره مستعمل نمیشود اغلب است که بسرعت منفی گردد ۔ طبیعت\nگویا برین عقیده اجرائییت میکند که چیزیکه برای استعمال ضرور\nنیست بهتر است که بعجلت ممکن ترک کرده شود کسیکه تبادلاتی را\nمشاهده کرده است که در حافظه خودش واقع میآید حکماً ملاحظه کرده\nباشد که چگونه این قانون اطلاق دارد باشیائیکه باری نوک زبان\nبودند۔ لیکن بسبب استعمال نشدن جزعاً یا کلاً فراموش گشته اند\nمزیداً چون یکی کدام قوت عضله یا دلی را تکامل میدهد او میتواند\nاستعمالش کرده بطریقیکه آنرا حاصل کرده است ۔لیکن نه بیک\nطرز مختلف ۔ہمین حال تربیت دلی یا دماغی است، یک کمک\n\nسالها بر ندارد در تدریس یکم لوهیت"}
{"book": "adl0711", "page": 163, "text": "مسائل هر روزه\t۱۶۰\n\nفروش محرر را گفت که بلچه که در دفتر خود داخل میشوم که هر سوالی را متعلق\nتقسیم اوقات ریل را جواب داده میتوانم۔ لیکن چوں بیرون میشوم معاملات\nساده آنرا هم بیاد نگاه کرده نمیتوانم۔ سببش اینست که کدام چیز آنجا بیاد می\nآید که احوال متعلقه آن مربوط شود که ماتحت آنها ابتدا آن چیز یاد گرفته\nشده بود پس اگر آن احوال را تبدیل و بیم اغلب است که موقتاً آن چیز را فراموش سازیم\nاکنون رجوع بهجا۔ در حیات حقیقی ندرتاً گاهی ضرورت میافتد\nکه کلمات منفصله را هجا نمائیم عملاً همیشه در جملات شاں مینویسیم\nلیکن اگر ما آنها را در گروه های علیحدہ یاد گرفته ایم و او از مطالعات\nمنضبط انتخاب شده باشند، احتمال اینست که در هجا کردن آنها ما\nسریع نخواهیم بود چنانچه آنها در حیات روز مره مستعمل خواهند\nشد۔ نیز اگر ما شاگردها را بگویم که کلمات را در گروه ها\nیاد بگیرند، باید تعقیب تام آن را بکنیم که آنها را در جملات\nنمونه وار بنویسند که در آنها بمقتضیات حیات روز مره\nغالباً واقع خواهند شد۔ درین باره باید لحاظ داشت\nکه مجموعه لغات هجای یک بچه با مجموعه لغات قرائتش\nمسابقه کرده نمیتواند۔ قرائت از هجا بس سادہ تر\nو کارروائی بس سهلتر است۔ باید یک شاگرد بسرعت\nبس زیاده تر در خواندن الفاظ ملکه پیدا کند نسبت\nبهجای آنها۔ اگر یک چندی ورزیده شود که بجای کار قرائت،"}
{"book": "adl0711", "page": 164, "text": "مسائل هر روزه\n۱۶۱\nجغرافیه، لسان و دیگر مضامین برابر برود مضر نتیجه خواهد شد خواه\nبجایا بمضامینیکه بر آنها این مبنی است.\nمشق مضر در هجا - این یک قاعده اصول التعلیم است که از تکرار\nکدام اثر بتوان بدوام محکم گشت معلمانیکه اکتساب فن شان از آموختن\nقواعد میکنند نسبت بمشاهده نمودن بچه ها در مکتب خانه اکثراً تعبیر این قاعده\nرا لفظاً و عیناً مینمایند. این چنین معلمان عاماً مثل این یک درس را\nمنسوب میکنند: هر کلمه را در سبق بجای همان بیست کرت بنویسید. یک\nمعلمیکه طرز پالیش را محل مطالعه دارد قاعده مذکوره را بجهت در امور هجا بجهت\nنه بیجا اطلاق مینماید. اگر یک شاگرد یک کلمه را در یک درس خطا میکند او\nبر سرش آنرا بیست کرت می نویسد اگر او دو کلمه خطا کرد او مجبور است که هر کلمه\nرا چهل کرت بنویسد، سه لفظ شصت دفعه، چهار لفظ هشتاد بار، و همچنان یک\nبچه در اطاقش هفت کلمه را در درس خود گذاشته و او مکلف شد که هر کلمه را یکصد و\nچهل کرت بنویسد که مجموعه نهصد هشتاد کلمه شد و آن بچه بدبخت بدون توقف\nآنرا نوشتن داشت چون کار خود را تمام کرد، بالکل از طاقت رفته بود. بخانه\nرفته برین معامله دیگر نگریست یک امتحان کاغذاتیکه بران نهصد هشتاد\nلفظ نوشته بود ظاهر ساخت که در ربع آخر کار، اکثراً بجای الفاظ غلط\nکرده بود. او می توانست بیست پنج کرت یک لفظ را صحیح بنویسد\nآنگاه حروف متبادل میشد و بعض حرف گذاشته میشد و عوضاً\nدیگر ها درج میگشت. اکنون آیا قاری لطفاً ملاحظه خواهد کرد"}
{"book": "adl0711", "page": 165, "text": "مسائل هر روزه ١٦٢\nکه با لخاصه اینکه بعد از نوشتن کلمه ۲۵ کرت ، اغلبا او هجای\nغلط مینوشت ؟ چه فایده این مشق برایش مینمود ؟ در باره محض وخالص\nهجا کردن آیا او در ایفای این وظیفه متضرر نشد ، هر معلم مشاهد\nملاحظه کرده میتواند که بعد از بست و پنج کرت نوشتن یک کلمه غالباً\nیک بچه از ادامه نوشتن آن فیض یافته نمیتواند چیزیکه من بعد او میکند\nراجاً ماشین وار خواهد بود مستنجا او مربوط نخواهد ساخت آنرا که بنویسد\nبصورت رویائی یا صوتی کلمه بلحه که او اجرایش را وامیگذارد\nتا مربوطش بسازد بطوریکه آن کلمه شکل یا آواز دارد آن وقت\nقسمت مشق اختتام مییابد ، احتمالاً یک بچه اوسط بیشتر از ده کرت\nیک کلمه را بمنفعت نوشته نمیتواند ، یقیناً یکصد چهل کرت\nنوشتن آن بطور جرم بصورت نه نزن یک تضیع است. ضمناً\nمیتوان گفت که وخیم ترین نتیجه آن بر نظام عصبی میباشد ، یک\nبچه بعد از ختم مکتب منصد دفعه اگر کلمه را بنویسد لا محاله فشار بر نظام\nعصبی او میباید یک چند تجارب مثل آن غالباً در شاگردی بی\nمذاقی برای هجا خواهد کرد - اصول تکرار خوبست ، لیکن مثل\nهر چیز میتوان استعمالش بطریق سوء شد، واگر بافراط بروه\nشود، از شجاعاً بمضرت مثبت رسیده میتواند . یک معلم ده\nکلمه را برای متعلمان داد که بده دقیقه فکر کنند و آنها بهجا\nنمایند . چون بعضی غلط کردند معلم بر تخته آن غلط را صحیح\n\nسال اول دوازدهم سراج الاطفال صفحه ۱۶۲"}
{"book": "adl0711", "page": 166, "text": "۱۳۳ مسائل هر روزه\n\nکرده گفت که خوب بنگرید و باز هجا کنید - دوباره هم غلط\nکردند بمعلم گفت که خوب ندیده بودید ورنه غلط نمیکردید معلم\nچونکه پیشتر آن کلمه را یاد داشت بمحض دیدن از تجربه سابقه اش\nهمه کلمه از نظرش میگذشت اما متعلمان چون کرت اول در عمر\nخود آن کلمه را دیده بودند نمیتوانستند بیادش کار گر آیند معلم باید\nکلمات مشکل را تجزیه کرده هر جزوش را جداگانه بر سرشان مینوشت\nهجا میکرد یا تلفظ مینمود مثلا کلمه استنطاق اگر چه بچه غلط کند\nاس را جدا تلفظ و هجاتن را جدا طا را علیحده نموده بآخرش\nق مینوشت - اگر کدام جز و کلمه مشکل باشد باید آن جزو جدا گانه\nتلفظ و هجا شود و پس نوشتن آشنا گردد بالاخر یادگرفته شو و\nبا علاقه هائیکه بدیگر اجزای کلمه دارد - علی هذا القیاس در دیگر شعبات\nتدریس اگر معلم یک بچه را که در پیچیده گیهای کلمه یا کدام دیگر چیز\nحیران مانده باشد ، توبیخ نماید - بغایت مضر است معلم خودش\nبسبب تجربه خود آنها بآسانی فهمیده میتواند - اما بچه چون با شیای\nمبهم یا پیچیده خواه کلمات باشند یا اشجار یا حیوانات یا چه و چه ،\nبند بماند او عناصرش را ادراک نمیکند - پس باید معلم او را از مجموعه\nآن منصرف کرده انیده اجزایش را برای او واضح سازد شکایت متعلمی\nنمودن که یک چیز مشتمل را نمیفهمد مزیداً مضطربش میگرداند و\nتوجهش را از کاری در دست بدیگر طرف جائه مینماید*"}
{"book": "adl0711", "page": 167, "text": "مسائل هر روزه ۱۶۴\nدر یادگرفتن هجا مشکل خاص شاگرد همین است که کلمه را در عناصرش\nتجزیه کرده نمیتواند چون بچه نو بمكتب میآید و چند سال مابعد نیز\nواقفيش با كلمات از صورت صوتی شانست و كلمات چون گفته میشوند\nمختلف اند از آنکه نوشته میشوند مجموعه حروف نزد بچه فقط یک حرف و\nیک واحد مینماید- برای بچه شش ساله الفاظ مقول واحد های غیر قابل\nتقسیم مینمایند و برایش کم و بیش عمل دشوار است یاد گرفتن اینکه\nآنها اجزای حروف دارند که قیمت های نشان مستقل است چون او\nیک کلمه را هجا کردن میگیرد که آشنایش است ، از بنای صورت\nصوتیش شروع میکند و این برایش محال میشود که هر عنصرش\nتوجه خود را مرکوز سازد لهذا از هجایش گمراه میشود - در تجزیه کلمات\nنیز احتیاط لازم است که معلم تلفظ کلمه را صاف بنماید و متعلم\nرا بگوید که خودش آنرا تجزیه کند - اگر غلط کند معلم پس او را بکلمه\nمن حيث المجموع متوجه سازد و از وبخواهد که تلفظ آنرا آهسته\nبنماید و بر هر جزو کلمه متمیزاً زور بدهد چون این عادت پیدا کرد\nبرای آینده یک طرز مفید یاد گرفته خواهد بود در هجای انگلیسی\nبعض حروف صوتهاء خلاف اصل دارند لهذا معلم باید از سال\nدوم بچه ها را آگاه سازد که فلان حرف و هجا صدای اصلی خود ندارد\n( در فارسی ط ، ذ ز ض ظ ، ا ع ، و غیره محاوره عام یکسان تلفظ\nمیشود و در هجای کلماتیکه این حروف را در بر دارند برای بچه زحمت\n\nحصه می گائیت\nشام هم در دوره تدریس"}
{"book": "adl0711", "page": 168, "text": "۱۶۵\nمسائل هر روزه\n\nزیاد واقع میشود معلم باید وظائف این حروف را بطلبه واضح\nسازد*\nدر مراحل اول هجا باید بچه ها از عناصر آگاه ساخته شوند لیکن\nمقصد آخر خود اینست که آنها کلمات را واحد های جداگانه انگاشته\nاستعمال کنند- درین امر احتیاط لازم است که در اول باید اجزای\nکلمه روشن و صاف نشان داده شود و من بعد این تجزیه تدریجا بترکیب\nچنان جذب شود که بچه ها کلمات را بصورت مرکب بشناسند و این اثر\nاستعمال متداوم میشود که دران طلبه توجه خود را بفکر ظاهر نگیرند\nنسبت باینکه بر رواج الفاظ مستعمل *\nدرینجا ضرور است که معلم بعادات مطالعه شاگرد ها متفت گردد\nیک معلم در جماعت سوم ده لفظ را بر تخته نوشته گفت که بعد از پانزده\nدقیقه آنها تو خواهم کرد- سه چهار بچه قلم کاغذ را کشیده مشق نوشتن اینها\nشروع کردند و باقی بحفظ گرائیدند اما چندی بعد محسوس کردند که\nطرز نوشتن بهتر خواهد بود- چون بعد از پانزده دقیقه معلم هجای آنها\nرا پرسید کسانیکه بمشق نوشتن یاد گرفته بودند کامیاب بر آمدند و\nاز دیگران بهتر ثابت شدند- سببش این بود که محض تکرار صوتی الفاظ\nبرای تکامل لیاقت هجا کافی نمیباشد و نوشتن در اثنای مطالعه\nادراک شکل شئ ترا بنظر بچه ها تحریک داد احیای هجا در امریکا چنان\nشهرت گرفت که مکتب عالی غوب هم نفته آن شد- در مجلس معلمان"}
{"book": "adl0711", "page": 169, "text": "مسائل هر روزه ۱۶۶\n\nفیصله شد که باید غلطی های هجا از تحریرات کشیده شود و بجماعت های متعدد\nیک فهرست یک و نیمصد کلمه داده میشد و بعد از پانزده روز امتحان\nشانرا میگرفتند این را کافی پنداشتند که بطلبه انتباهی داده شود که\nخوب سعی کنید ورنه در این مضمون مشروط مانده اثر قبیح برای\nشان داده خواهد شد. طلبه عموماً آن کلمات را پیش روی خود گذاشته\nیک کلمه را می دیدند و آنرا زیر نفس تکرار میکردند تا یقین شان\nمیشد که حالا از دست ما بدر نخواهد شد. اکثریت طلبه اراده کلمات\nرا بنوشتند و کسی فکر ایشان نداد که این طرز را تعقیب نمایید. معلمها\nچنان کردند که هر دو طرز خوب بود بشرطیکه زحمت سخت بکشند\nاکثر کلمات مقایسه و بعضی کاملاً نو بودند- البته بسیاریشان را در\nمکتب ابتدائی حفظ کرده بودند اما بسبب ترک استعمال تقریباً\nهمه از یاد رفته بودند - یک متعلم هم یاد نداشت که ربع آن کلمات\nرا آنها در مکتب ابتدائی آموخته بودند، و دیگران بیاد آورد\nنتوانستند آیا اکثر شانرا کدام وقت یادگرفته بودند- عملاً تمام\nکلمات آشنا کم و بیش مینمودند لیکن چون از طلبه پرسیده\nشد که آیا آنها آشنا بودند ازین سببکه آنها را خوانده بود\nیا ازین جهت که آنها را هجا کرده بودند- آنها اولاً گفته نتوانستند\nاما بعد از تفکر برین نتیجه تامل شدند که آنها را دیده بودند\nنه که آنها را کدام جای نوشته بودند - دو غلطی بزرگ این"}
{"book": "adl0711", "page": 170, "text": "مسائل ہر روزہ\n۱۶۷\nطلبہ نمودند یکی اعتماد نشان بود که از قرائت متواتر بر آنها\nقبضه خواهند نمود ـ این طرز بے تاثیر و مضیع بود زیرا\nآزمایشهای آنها دائماً تحریری بودند ـ بعض شان که زبانی\nفهرست ها را هجا کرده میتوانستند ـ چون والدین شان این\nالفاظ را تلفظ میکردند ـ یک عده اینها را خطا کردند چون\nنوبت بنوشتن شان آمد وجهش این بود که عادت بصوت\nشان داشته در دست شان نگرفته بودند ـ لہٰذا از صورت\nبدست منتقل شان کرده نتوانستند ـ یک غلطی دیگرشان\nاین بود که جمله الفاظ را یک باره کی حفظ کردن گرفتند\nحالانکه از بست پنچ حرف زیاد بیک جلسه بیاد نیماند ـ اگر\nفهرست یکصد پنجاه کلمه را بشش حصه تقسیم میکردند ـ و هر\nحصه را حفظ کرده بعد ازان بکار مختلف مے پرداختند ـ\nباز یک حصه دیگر را ضبط مینمودند، عمل سهل بود ـ البته\nاگر الفاظ بشیر انشا باشند ولو زیاد باشند بعد از\nخواندن یک حصه آنها، اگر دیگر حصه متصلاً خوانده شود اثرات\nمختل مے آرد؞\nدیگر چیزیکه پیش آمد این بود که بعض طلبہ در جماعت مذکور\nبرخی کلمات را در فهرست هجا صحیح تلفظ کرده نمیتوانستند ـ نتیجه\nچون معلم تلفظ شان نمود آنها انشا ننمودند و شاگرد ہا بر اکثرشان"}
{"book": "adl0711", "page": 171, "text": "مسائل هر روزه\n۱۶۸\n\nغلط رفتند در بعض صورتها آنها بعوض یک لفظ دیگری را\nاستعمال کردند ازینجا لازم است که معلم قبل از خواندن بجای کلمات\nتلفظ آنها را صحیح بطلبه نشان دهد و بداند که آنها صحیح تلفظ نشان\nکرده میتوانند *\nدر اطالیه اجرای کار از ذهن بدست دیگر طرز دارد در مکاتب\nآنها از ابتدا تاکید میشود که شاگرد در کار خود صاف و صحیح باشد فی الواقع\nاو را خوش خط میگردانند شاگرد های نورا برای نوشتن حروف\nنمیدهند مدتی مدیدی فقط سطرها میسازند احتیاط اتم نموده\nمیشود که از حین شروع حرکت را بنفاست و صحت بنمایند بجائی\nسطرها نقطه مانده میشود و بطلبه هدایت میشود که خط بکشند چون نوبت\nبنوشتن حروف میآید همه تناسبات و علامه های محلی از خطوط رهنما\nو نقطه ها و نشان داده میشوند و معلمان سطرها خود را رسم میکنند چنانکه\nتخصیصات برای نشان داده میشود اطالوی ها باین فعلیت اهمیت زیاد\nمیدهند ازین سبب است که کارشان در رسم اصطلاحی لطیف تر و پاک\nتر میباشد از هر کدام مکتب مانا بحدیکه محرر علم دارد اما آنها رسم را بطور\nوسائل اظهار استعمال نمیکنند و شاگردهای شان مضمون را بواسطه\nرسم ندرت ظاهر ساخته میتواند حالایک شاگردیکه صورت های معینه\nرا هر چند دقیق باشند بهتر نفیس ترین ترسیم کرده می تواند،\nمیتوان رنگ بماند، چون او را بگویند که کدام چیز آشنا را منقوش"}
{"book": "adl0711", "page": 172, "text": "مسائل ہر روزه\n۱۴۹\n\nسازد- روحیّت این امر انیست که مثالاً در لسان چون یکی خود را\nدر زبان اجنبی ظاهر بسازد که کاملاً یادش ندارد می بیند که فکرش\nمتضیع و غیر مربوط میگردد چون توجّه مرکوز بوسائل اظہار مبدّل\nشد اعتناء مناسب بمضمون اظہار نمیتوان داد لہذا در آن نقص\nپیدا میشود چنان در موسیقی کسیکه از اصطلاح فنی بسیار آگاه دل\nاست حین اجرا محض نتائج متضیع یا کم و بیش ماشین دار تولید کرده\nمیتواند همچنان در تحریر، شاگردیکه در اصطلاح فنّی مفرطاً تربیت یافته\nاست چون سعی اظهار خود نماید، تفکر صمیم و مربوط کرده نمیتواند. کسیکه\nخطوط شخصی و مسوّدات قلمی مرده ها و زنهای بزرگ را مشاهده کرده است\nکه در موزه برطانوی یا کتب خانه با دلین در اکسفورد محفوظ اند خواهد\nدید که آنانیکه تفکرات حقیقی و خوب ورزیده اند گاهی خوش نویس نبوده\nاند مشکلاً این مجموعه های عظیم در یک مکتب اطالیه قابل تحمّل خواهد بود یا\nدر بعض مکاتب وطن بمعلمان خواهد گفت که شاگردان بچنان\nخط منفور، گاہے بچیزی نخواهند رسید و ممکن است که آرتور شیکسپیر یا\nجانس یا جارج الیٹ یا ہربرٹ سپنسر یا صدها مثل نشان تلانده\nما تحت بعض استادان ما میبودند بسبب دستخط خود روزشان\nبد میشد - بعض مطالعاتیکه محرر حاضر نموده است ظاهر کرده اند\nکه یک حصہ زیادی از صنوف مکاتب عالیه ، طرز تحریر خود را گذاشتند\nچون از مکاتب ابتدائیه برآمدند در آنجا انضباط زیاد کرده می"}
{"book": "adl0711", "page": 173, "text": "مسائل هر روزه\nشد که دستخط شان نفیس وصاف باشد لیکن ضرورت اظهار\nنقد ومؤثر مجبور شان ساخت که طرزی موزون مقتضیات گزینند\nو آن خود مطابق امرجهٔ نشان بود ـ اغلب است که هر شخص\nبعض خصوصیات طبیعی دارد که مناسبا در تکلم، خرام وحرکتش بروز\nمی یابند، نیز در تحریرش، اقتصاد وکمال مطالبه دارند\nکه باید همه شاگردان را بنوشتن یک قسم خط بیاریم ـ چیزیکه\nباید بخواهیم، خوانائی است و یک مبلغ معقول صفائی ـ چون\nخط یکی خوب خوانده نشود و تا درجهٔ صفائی داشته باشد من\nبعد باید در طرز خود شخصیت را اقامه نماید ـ یقینی این است\nکه اگر ما بر نقائص خطی یک بچه ایراد گرفته برویم، در استعمال\nخط ارادی ناقص مانده در محض اصطلاحات محدود خواهد\nشد، اینک یک نمونه شخصی که این اصول را تنویر خواهد\nداد ـ چون او می نشیند که یک مکتوب بسیط بدوست خود\nبنویسد او رجوع میشود گویا که این کار هم باشد باهستگی\nمی نویسد و بیحد احتیاط می ورزد که همه سطور وجایها ی\nخالی عیناً درست باشد مثلیکه مسایل ریاضی وفنون لطیفه\nمی باشند ـ در اثنای تحریر خالی الذهن میگردد وچند دقیقه\nسر خود را میخارد تا مغز خود را بفعالیت بر انگیزانده ـ چون\nاو تمام میکند محض یک مضمون درشت ورسمی میباشد"}
{"book": "adl0711", "page": 174, "text": "۱۷۱ مسائل هر روزه\n\nاصطلاحا این خوب است اما باعتبار مضمون کم بیش تهی و بیچاره\nاست . تحریر این شخص نتیجه تدریس ناقص است که رسمیت\nرا بر مضمون تفوق داده است یک مثال دیگری مفید خواهد\nبود که ازان معلوم می شود که تاکید غیر واجب باصطلاح چقد ر\nضرر بطفل میرساند - یک دختر در خانه خود تعلیم گرفته ، چون\nنه ساله شد داخل مکتب گردید و بصنف پنجم شامل شد ، آنوقت\nخطش یک طرز خاص خودش بود و بآن طرز خوب بسرعت و بے\nاختیارانه نوشته می توانست . اما معلمه اش دیگر طرز خودش را برای\nجماعت معین کرده بود لہٰذا او را گفت که یک ساعت در مکتب\nو نیز در خانه همان طرز معین را یاد گیرد - یک سال بر سرش\nاین زحمت کشید و نتیجۀ این ضرر رسیدنش که یک قسم رسمیت\nو تانی در تحریرش هویدا گشت چون در مکتب عالی رسید ولو طرز\nمعلمه را یاد گرفت ، اما در تسریع قلمش خیلی نقص وارد آمد\nو خطش هم خوب نگشت معلمه همه را مثل خود میخواست که خط\nبنویسند و بسیار کم مانند او شدند و این دختر خط سابق خود را که\nخوب خوانا بود فراموش کرده ، در خط جدیدیتر شد زیرا طرز هر شخص\nجداست و اگر ازان انحراف شد سستی در اظهار خیالات رخ میدهد.\nیک شخص از لہجه خود شناخته میشود چه این یک حصه خلقتش است\nهمچنان دستخط است و مثلیکه یکی بزبان متمیز میشود از دست"}
{"book": "adl0711", "page": 175, "text": "مسائل هرروزه ۱۷۲\n\nهم میشود این غلط خواهد بود که کل طلبه بک جماعت بیک قسم صدا\nاظهار خود نمایند یا حرکات دست و جسم یک رنگ صادر کنند یا ازشرو\nیک گونه ابراز جواب بدهند علی هذا القیاس تضیع اوقاتست و مضر که بدون\nلحاظ امرجه شخصی یک قسم خاص کتابت بهمگنان تعلیم داده نشود اینقسم مجبریت\nالبته ضرور دارد*\nاین مراد نیست که در خط هیچ گونه دلالت یا تعلیم نباشند بیدستیک در\nابتدا استنمائی بکار است که خط خوانا نوشته شود. برای بچه مفید است که در راه\nرفتن اولاً کمک بیابد نیز در تکلم واکتساب ملکه آن چیزی مدد مطلوبست\nاگرچه تعلیم رسمی درین باره بسیار معاونت کرده نمیتواند. نشاید توجه\nبیشتر بتحریر در شروع از همه فعالیت های دیگر باید داد لیکن چون بار\nشاگرد در استعمال کتابت روانه شد تاکید خاص آنگاه باین باید که\nهمیشه اظهار خیالات خود را کرده بتواند نسبت بکتابت بمضمون آن\nتوجه اشد مطلوبست اگر خطش خوانده نمیشود ضرورت احتیاط زیاد تر است\nجیتاً مثلی که چون تکلمش فهمیده نشود کوشش اصلاح آن لازمست\nازین اصول باین دستخط تعلیم نشود درین علاقه میتوان ذکر کرد که مطالعبات\nیک بچه بیرون مکتب ظاهر خواهد کرد که او بسیار یاد میگیرد کم و بیش تصادف\nچون در دیگر سمت ها فعال است این خاصه صادق می آید درباره حصول\nذرایع کردن چیزها بچه توجه آگاهانه براه رفتن نمیدهد او فقط با شیا ئیکه\nبیل آنها میخواهد توجه میدارد. باین بچه بسیار کم توجه آگاهانه بزیان تکلم میدهد"}
{"book": "adl0711", "page": 176, "text": "مسائل هر روزه ۱۷۳\n\nاو سعی میکند که خود را بنمایانده بتواند ـ دانش نمیفهمند بکدام فکر می مخفی است\nکه انرا ابلاغ کرده دارد وعین اجرائیت پیچیده تکلم بکوشش بسیارکم ارادی\nحاصل میشود بچه سه یا چهار ساله در حرکات واظهارات بدن و چهره وامثال\nآن ماهر میباشد حالانکه ندرتاً درین فنون سعی آگاهانه مینماید. همچنان می\nتوان بطوالت بیان کرد فعالیت ها ، هنر واستعدادیکه بچه بدون مطالعه رسمی\nشان حاصل میکند درین همه صورتها ، مقصد مطلوب چیزیست در تمرکز\nآگاهی و ذرائع وصول آن بر پهلوگویا که یکسو میشوند. این اصول بلا ریب\nاطلاق دارد بکمال اصطلاح کتابت ومانند آن ولودشاید بدرجه تکلم نباشد\nمسئله تعجیل تعلیم اصطلاحی بالخاصه در سالهای اول دیگر امور\nمتعلقه را پیش میآرد. بچه های اطالوی عصبی میباشند درین فشار\nمفرط عصبی در جماعت های اول مکتب ظاهر می نشود. بیشک اسباب\nاین زیاد است ، اما اغلب است که یک سبب مقدره عصبیت\nتاکید و اصرار است از حد افزون بر کار متناسب وموزون در\nتحریر د امثال آن یک معلم از یک شهر شرقی بحرر\nمی نویسد : در یک مکتب ، سرمای گذشته ، یک مقرر بیان\nکرد که بچه هاعین هنگام شروع اجازه داده نشوند که بحروف\nخورد بنویسند ـ تحریر شان باید سه یا چهار چند از نوشته\nعادی یک شخص کلان بزرگتر باشد. گر در آغاز کار\nخورد و دقیق باشد تحریر بچه آسیبی خواهد یافت . علی الرغم\n\nمسائل هر روزه در تدریس که عمومی است"}
{"book": "adl0711", "page": 177, "text": "مسائل ہر روزہ ۱۷۴\n\nناطق مذکور ، من بتجربه خود دریافته ام که بچه های خرد نویسن\nمی پسندند که حتی الامکان خورد بنویسند . بیادم نیست که بچه را\nبوقت نوشتن در ابتدا دیده باشیم که از رضای خود حسب مقرر\nبزرگ نوشته باشد . اگر خیالش درست باشد چرا بچه های خرد\nهمیشه چنین خرد می نویسند که پنسل های خود را محکم گرفته بآن\nزور میدهند +\nگفته معلم صحیح است و برای بچه ها طبیعی است که خرد بنویسند\nمعلم باید ممانعت کند که چنان ننویسند که مضرعصبیت شان باشد\nیا بتکامل مهارت تحریر ضرر برساند . اغلب اینست که طبیعت\nگاهی مقرر نکرده که یک بچه پنجساله بقلم یا پنسل بنویسد باین سن\nنرم او آن تناسب لطیف و دقیق انگشتهای خود حاصل\nنکرده است که در تحریر نفیس مطلوب است مثلاً در انداختن تار\nبسوزن بیازماییدش خواهید دید که او سوزن و تار را در یک\nطریقه نهایت فشرده میگیرد بسیار مشابه بآنکه در سعی نوشتن بقلم\nمینماید . بدیگر جانب اگر بفرماییدش که کاری بکند که دران نسبت\nبتطابق لطیف قوت خام بکار باشد آنرا بدون تعب و زور اجرا\nکرده میتواند بکاریکه در ان نوکهای شصت و انگشتان استعمال\nنشوند و فقط دست کار کند موافق بچه خرد است زیرا اعمال\nکلفت وغیر دقیق بجای اراده لطیف و تطابق نفیس در خود طبیعت"}
{"book": "adl0711", "page": 178, "text": "۱۷۵ مسائل هر روزه\n\nبچه پنج یا شش ساله است اگر یک بچه پنجساله را بگوئید که حرکات\nلطیفه و متطابق را بنماید او سعی اجرای آنها بقوت خام خواهد نمود\nباین نگفتن که حالا باید جهد دستی نه یا د برای این فعل بنمائیم، و جهد\nنزو او عبارت است از استعمال عضلات و زور زدن در گرفتن محکم\nبا انگشت ها و همچنان - در آگاهی جوان استعمال و اراده صحیح و دقیق\nانگشتان ، بدون قوت غیر مناسب برای نوشتن لازم است. در اثنای\nتحریش فشار عضلاتی در چهره ، دستناحتی در انگشتانش نخواهد بود\nکه بر قلم اداره مینمایند .عملاً هیچ سعی عضلاتی نیست بجز یک تعمیل لطیف\nکه در یک بچه خلاف آن بظهور میرسد هنگام تحریر نه تنها انگشتانش بلکه\nعضلانش در کل بدنش فشاری میابند من منطق مردی فوق اتفاق\nدارم که بچه های خورد باید خطهای کلان و آزاد بنویسند و باید در ابتدا\nمانع آئیم که آنها حروف خورد و کبیده بنویسند. لیکن چگونه این اکمال\nشود ؟ چون خط مذکورم رسید من با یک دختر شش ساله که از سه\nچهار هفته در نوشتن سبقهای کوچک میگرفت ، یک تجربه شروع\nکردم - او در خط خورد و کج و پیچ مینوشت و بعض حروف وکلمات\nنوشتن یاد گرفته بود - او حسب معمول بقوت عضلات مینوشت\nتا گردنش خمیده می شد. و سرش بطرف انگشتانش مائل میگشت\nیعنی آنقسم وضع میکرد که از خودش بود - این دختر یک پنسل\nباریک داشت که میلان گرفتنش را سخت تر میساخت من\n\nسالماً در اداره در مدرس مرکز مصحح مکاتبیت"}
{"book": "adl0711", "page": 179, "text": "مسائل هرروزه ۱۷۶\n\nبعوض آن پنسل خورد وسخت یک پنسل نرم و کلان دادمش و گفتم که\nاین را محکم نگیر فقط در کلکهایت نگهدار پس دستش را بدست خودم گرفته گفتم\nکه این را سبکی با من برحرف جنبانیده برو. بعد از نوشتن حرف بسرعت\nو خفت گفتم که حالا خودت بنویس چون باز خود مختار شد همان زور\nشروع کرد . دوباره دستش را گرفته تاکید کردم که بزودی بنویسید\nو نشان سبک از پنسل بسازد . بتکرار این خیال بدلش منقش ساختم\nکه بسرعت و خفت بنویسد . باین ورزش پنجدقیقه دوام ورزیده\nچندی گذاشتم که تا یازده دقیقه مشق سابقی را گرفته متاثرش ساختم\nکه بزودی و سبکی نوشتن خوبست مطلب این بود که او حرف پر و گران\nمی ساخت ومن میخواستم که سبک و خفیف نشان بیندازد تا پری حرف\nکه از قوت میشد بسبکی تبدیل شود که از استعمال قوت نمی شد بلکه بنرمی\nو زود ی بدست میآید . یک بچه شش ساله عضلات خود را اداره کرده\nمیتواند اگر او فکر پیدا کند که آن چیز را بسرعت و خفت بکند. اگر اولاً\nاحساس نوشتن سبک حاصل کند من بعد میتواند که حرف خود را\nپر بنویسد اگر چنان مطلوب باشد . اگر او بآهستگی بنویسد قوت و\nفشار را استعمال خواهد کرد از تفصیلات کار خود آگاه دل گشته\nبر عضوش توجه مفرط خواهد داد *"}
{"book": "adl0711", "page": 180, "text": "مسائل هر روزه\n۱۷۷\nفصل هفتم\nتدریس اجبار الطلبه محتشم\nیک مثال از تعلیم موسیقی - محرر طرز تعلیم یک دختر برا\nتعقیب نموده است که حالا چهارده سال است او این ده تعلیم\nخود را شروع کرد و سابقاً هیچ تجربه نداشت معلمه اول تاکیلین\nکرد که در استعمال انگشتان سهولت باشد و از ابتدا امر از نمود\nکه عادات درست باید کسب نمود در اداره انگشتان، دست، بند،\nآرنج ، بازو و بدن من حيث المجموع - شاگرد همه این را\nبحضور استاد تعمیل نموده بشروع کار میرفت - بسالتمام شاگرد\nفقط دو سه چیز بسیط یادگرفته بود و مقصد خاصش درینها، اقامه\nوضعیت های درست بدنی بود و در اجرای آنها اصطلاحات\nمصدقه را ظاهر نمودن - آن دختر روح آن چیز پیرا حس\nنمیکرد که اجرا مینمود او پیانو شعی نواخت ازین جهت که فرح\nو خط می برد بلکه محض ازین مقصد یکه اصطلاح فنی را"}
{"book": "adl0711", "page": 181, "text": "مسائل هرروزه\n۱۷۸\n\nتکمیل نماید اگاه بود خودش بیشتر مشغول بود بصنعت اجراے\nغمنے نسبت بروح حیات و رنگ خود موسیقی با ختتام\nسال اول تعلیم دختر بآزادی استعمال آله موسیقی نمی توانست\nو بآخر سال چهارم ولو چیزے آزادی حاصل کرده است\nاما چیز مقدم بدنش اصطلاح صحیح است بهیچ نقطه در تعلیم این\nواضحتر ساخته نشده است که دلیل کلی تکمیل قواعد ماشینتی\nاین است که آن نتایج را تامین نماید که در اظهار موسیقی\nمیخواهد . او اصلاح و فن را ذرایع یک غرض نمے انگارد\nاینقدر که یک چیزے بنفس خود قیمت دارے بپندارد که باید\nبخاطر خودش یاد گرفته و استعمال کرده شود .\nدر یک مکتب شهر شرقی (امریکیه) ناظر موسیقی هدایاتی بمعلمان\nصادر کرد که دران اول شکایت بد انتظامی در ساعت ہائے\nموسیقی بود باید طلبه در نشیمن ہائے خود راست و استوار بنشینند\nو جسمہای خود را نگاه کنند. اکثراً آنها در اثناء سرائیدن سر را\nبپائے زدن ادا میکنند که یک غلطی فاحش است باید\nمعلمان از انگونہ حرکات غیر ضروری و مضطربانه مانع آیند\nو طلبه را راست و استوار ایستاده کنند که ہی پایہاے شان\nیک جا نزدیک وجسم شان کاملاً در قابو باشد سر بطرف پیش\nباشد کتاب بدست چپ متوازی ذقن گرفته شود و دست"}
{"book": "adl0711", "page": 182, "text": "مسائل هر روزه\n۱۷۹\n\nراست پهلو آویخته باشند +\nدر شهر مذکور تدریس موسیقی از جماعت دوم شروع\nمیشود . در اول میان کندر گارتن سرائیدن از بر میباشد\nگاهی در جماعت اول بافتتاح وظائف یک نظمی سرائیده\nمیشود لیکن بسوی تقدیر موسیقی یا آزادی و مهارت اظهار\nدرباره تکامل وسائل آن اهمیت داده نمیشود . این خیال\nکرده میشود که تعلیم موسیقی اصلی در جماعت دوم شروع\nمیشود چون بچه ها امور عنصری اصطلاحات را آموختن میگیرند .\nآنها اولاً (مقیاس را می سرایند) که پیش نشان برتخته\nنوشته است معلم اجرایشان مینماید و طلبه را میگوید که به\nتقلیدش پردازند . چون بخیالش آنها در سرائیدن مقیاس\nروانی پیدا میکنند . اسمای علامات موسیقی را معرفی مینماید\nاین نامها را تعریف میکند و بچه ها آنها را ضبط مینمایند . درین\nجمعیت عقیده است که در خواندن موسیقی هیچ ترقی نمیتوان\nکرد تا که علامات چنانکه در اظهار آن مستعمل اند فهمیده\nنشود و از فهمیدن مراد گرفتمی شود استعداد تعریف نمودن\nبصحیح بقرار رسمیاب +\nپس این کار در میان سالهای دوم سوم دوام میکند و توجه\nتقریباً کلی بیاد گرفتن علامیت موسیقی و تعریفات آن اجرای"}
{"book": "adl0711", "page": 183, "text": "مسائل هر روزه در تدریس گرامی مکاتب\n۱۸۰\nمسائل هر روزه\nاصطلاح عنصری، (سرائیدن میزان) ها و تولید اصوات در\nارتجاع بر علاماتیکه خوانده یا املا کرده میشود. بعد از وقتی نظمهای\nسرود از حال میشود و بواسطه استعمال نوط ها که حفظ کرده شده است\nمی آموزند این نظمها اولا (بگوش) و پس بنوته سرائیده نمیشود\nلیکن در عین افانه طلبه آنها را میخوانند گویا از میان علامیت\nکه آن را آموخته اند معلم می پرسد که در کدام کلید این نظم نوشته\nشده؟ نوط اول کجا موقعیت دارد؟ نوث ها را بتجزیه کلمات\nدر پیمانه اول بخوانید اکنون بعوض اجزای کلمه خود کلمات\nرا بخوانید. باین طریق هر سرود آموخته میشود. مقصد از کل این\nطریقه مشق اصطلاح فنی کردن است بچه ها بسیار پروای\nماشینی سرائیدن را دارند. معلم برخی توجه (باظهار) هم میدهد\nلیکن این هم یک اطلاق اصطلاحات است که آموخته و حفظ\nکرده شد. بیک مقام خاص در یک سرود. علامه نوشته است\nکه ظاهر میسازد \"تاکید اجزای کلمه یا کلمات را که بر آنها زور\nآورده شود، زنده دلی ، جهر صوت ، یا کدام دیگر صفت را\"\nآنگاه از طلبه مطلوب میشود که در تعبیر این علامت چیزها\nکه آموخته اند اطلاق دهند. در اصول این طریقه همانست\nکه چند سال قبل در تدریس قرائت بیک شاگرد تعقیب\nمی شد، برای (تعمیل وقف در قرائت، بطلبه گفته می"}
{"book": "adl0711", "page": 184, "text": "۱۸\nمسائل هر روزه\n\nشد که بوقت خورد ، نیم اندازه شمار یک ، بوقت خورد ، دو شماره\nبوقت کلان ، سه شمار ، بوقت تام اینقدر بایستند که ناچها شمرده\nشود ، ماتحت این هدایت یک، شاگرد نو همیشه کوشش\nمیکرد که قواعد را اطلاق دهد بعوض اینکه خیالی را اظهار\nطبیعی دهد که مفهوم ومحسوس میشد. و باید آن در یک طریق\nمعین طبعاً اظهار داده شود *\nاین یک معامله بسیط روحیات است که در صورت\nاساسی آن وزن سُر با قافیه موسیقی تعلق دارد بفعل\nعضلاتی نسبت باینکه محض تقدیر صوتی باشد . بیشک بدون\nکدام جواب متحرک تقدیر صوتی محال خواهد بود. مشتبه است\nکه آیا گوش تنها اصوات را صورت قافیه داده می تواند\nفقط درین صورت است که نظام بدن یا کدام عضو آن\nبیک طریق منضبط خود را با صوات تطبیق میدهد که یک سلسله\nمقفه از غیر آن متمیز میگردد بھر کیف یک شاگرد جدید\nیک قافیه پیچیده را در نظم یا در آله موسیقی محض از شنیدن\nادراک کرده نمیتواند - اولاً حتما باید این را بعمل\nصادق سازد .طبیعت میخواهد که او را درین تشجیع\nدهد زیر ا ادبی اختیاراً نه بپای یا دست خود صدا خواهد\nکشید تا ایجاب کند قافیه را که کم و بیش باو آشنا ست"}
{"book": "adl0711", "page": 185, "text": "مسائل ہر روزه\n۱۸۲\nالبته اکثراً مردم در کل عمر شان بدست پای یا جسم بقافیه های\nواضح ایجاب نموده میروند چیزیکه طبیعت بچه را تدریس کرده است\nکه بی اختیارانه بکند معلم باید بمقصد متمیز بکند قبل از اینکه\nنظم سرائیده شود بچه ها بدست خود باید چک چک کرده جواب\nسرائیدن معلم را بدهند . اگر کل جسم در انجملاع بوزن حرکت\nنماید برای اقامه قافیه بهتر است . هر قدر زیاد که دستها\nسرجسم و پایها موافق سر حرکت کند همان قدر زود گوش آنرا\nخواهد گرفت و بهمان سهولت صوت اجرائی خواهد نمود\nقبل از سعی خواندن یک سرود ، آواز باید کلش را آهسته\nادا سازد بمقصد کلی که وزن و سرور آواز شناخته شود کلمات\nرا مقفه سرائیدن برای شاگرد نویس مشکلترست ازینکه آواز\nمقفه محض کشیده شود درینصورت آگاهی کلیه مصروف\nاست باینکه قافیه در آواز تمیز کرده شود . عیناً مثلیکه در ابتدا\nتمیز کردن آن در چک چک یا زدن پای جنبانیدن سر\nمی شود . اما چون کلمات اد حال میشود اجرائیات دشوار\nتلفظ شان در جملات یا نمونه های مشتمله لازم میآید -\nقبل از شروع این کار ، شاگرد کلمات خود را بدون\nلحاظ سرهای موسیقی گفته است و حالا باید مقابله\nاین عادت بنماید . یک شاهد مردم خورد لازماً دیده\nسائیل هر روزه در تدریس عمر مسمى بقيمه"}
{"book": "adl0711", "page": 186, "text": "مسائل هرروزه\n۱۸۴\nباشند که چون آنها یک میزان را باستعمال یک جزو کلمه مثل لا بسرایند، بآسانی میتوانند، اما چون خود کلمات سرود را استعمال کنند اکثراً مضطرب شده اجرای کار را نمیتوانند، در بعض تماشگاه ها که سرائیدن با حرکات جسم جاری میگردد - مردم عام بسیار ملتفت میشوند و بچه های خرد خصوصاً آنرا یاد میگیرند چه فعل را دوست دارند و عمل را با قوت عضلاتی می پسندند - در مکاتب چون موقع انتخاب منظومات برای بچه ها داده میشود از جماعت هفتم پایان تر ندرتاً ترجیح بآن نظمهای خود خواهند داد که در آنها تخیلات فطرت درباره رنگ و صورت آن سرائیده شده باشد. محرر یک معلم را مشاهده کرده است که کشش های بند مشک را که در یک نظم دلکش بیان شده بود چنان می سرائید که خودش هم حظ می برد و دیگران هم التذاذ می یافتند که آنرا ادراک میکردند لیکن چون بچه ها آنرا خواندند فقط ماشین دار بودند الا طلبه های کلان سال، زیرا اکثر شان تعمیل قواعد موسیقی را مینمودند اوصاف اساسی صوتی مفقود بود تشبیه شفقت لطافت، شهامت و غیره و اطلاق آنها باشیای طبیعت بتدریج تکامل می پذیرد و بچه ها قبل از بلوغ تقدیر"}
{"book": "adl0711", "page": 187, "text": "مسائل ہر روزه\n۱۸۴\nاین استعاره ها را گروه نمی توانند خود بچه نسبت ببالغ\nبحقایق طبیعت نزدیکتر است و فقط آن اشیا را می پسندد\nکه ادراک شان کرده می تواند - البته هر مظهر طبیعت\nرا باید بچه بذریعه تعلیم ظاهرا و باطناً بفهمد و از آن حظ\nو لذت ببرد اما باید معلم در تدریس این امور از متعلم\nسبقت نبرد بلکه موافق خیالاتش و حسب درجه تکاملش درس\nبدهد ورنه کارهای شاگرد همه متصنع و ماشین دار خواهد\nبود - یک سبب توضیح و رسمیت موسیقی در مکاتب همین\nاست ۔ شخص بالغ آن منظوماتی را انتخاب میکند که خیالات\nنازک و لطیف دار، بچه آنرا ترجیح میدهد که در آن عمل و\nحرکت باشد مثلاً اگر با فعالیت سوقی قدم زدن باشد او\nفي الفور راغب میشود، چهره، آواز، جسم او ظاهر خواهد کرد\nکه او تقدیر و تحسین آنرا بنماید ۔ درین سن حرکت و قوت\nبدنی تغلب داشته منظوماتی مرغوب نمیافتد که در آن\nارزو های بلند و دقیق مضمر بباشد - پس باید\nتدریجاً نظمها از قوت بلطافت معنوی صعود کند . در\nمکاتب عالی جهات بشری در همه تمنا هایش و ابتلا\nهایش و منظر بانش اگر سرائیده شود، متعلم میتواند که تقدیر\nاخلاقی و منظرتی فطرت را بنماید :"}
{"book": "adl0711", "page": 188, "text": "مسائل هر روزه\n۱۸۵\nدر قرائت همین اصول موسیقی منطبق است . باید\nطلبه بسرعت از علامات لسانی بتعبیر مجموعات کلمات گرایند\nدر قرائت ، مقصد کلی این است که آگاهی قاری بمعانی\nپیدا شود نه بالفاظ بطور محض صورد علامات ، چون معانی\nبکلمات منفصل ابلاغ نمیشود و باجرای کلمات چه\nجائیکه ابلاغ شود ، پس ضرور است که بجملات تام وکمال\nقرائت شود تا معنی مکملاً فهمیده آید :\nدر تدریس قرائت امروز معلمان خوب این را ترک\nداده اند که اولاً الفبا را حفظ نمایند پس کلمات را بسازند\nو اخر کلمات را بجملات را بیارند . در عصر حاضر هر معلم اولاً\nکلمه یا جمله را شروع میکند و در شروع تعلیم برهین تو جه\nدارد در اثنای مدت معقول ، او بچه ها را میگوید که\nکلمات را بعناصر صوتی شان تقسیم کنند که بآنها حروف مناسب\nملحق خواهد شد که بچه ها خود کلمات نو را ساخته بتوانند، اما این\nتجزیه ما بعد میآید نه قبل از اموختن کلمات . بچه که در\nابتدا حروف منفصل را یاد گرفته است یک سمت عادت\nدرین راه میگیرد که هر حرف را جداگانه قیمت بدهد و نتیجه این\nمی شود که استعمال موثر کلمات را در حصول افکار نمی\nآموزد . در اثنای خواندن جملات باید بر بعض کلمات"}
{"book": "adl0711", "page": 189, "text": "مسائل هر روزه\n۱۸۸\nبحث نشود در صورتیکه جملات مشکله در فهم بچه ها نیایند اما عموماً باید بحث مستقل کلمات آنوقت رانده شود که بذهن طلبه الفاظ عیان گردند که من بعد نخواهد شد. در آگاهلی یک قاری خوب نود و نه در صد کلمه محض عناصر غیره کدام واحد قیاسی بزرگ می باشد *\nبچه از درازی یک جمله خواهد ترسید و طبعاً مائل خواهد شد که بچیز خورد ترک دو چار شود لهذا معلم بیک جنبش قلم بالا جمله نشانش بدهد که معنای این قدر، اینست. آواز های حروف منفرداً بغیر جذبه و فکر است اگرچه در برخی نظامات تدریس قرائت سعی کرده شده است که عناصر صوتی را مفتضحاً باصوات حیوانات ارتباط بدهند در باره فهمانیدن معانی یک جمله یا مجموعه جملات ، معلم باستعداد بچه باید ملتفت باشد که آیا کلمات را خوانده و فهمیده میتواند زیرا گاهی چنین میشود که بمعانی مبتلا گشته خود کلمات را ادراک نمیکند این تطبیقات است درمیان خواندن نظم بقرار فن موسیقی و محض قرائت که هر دو تقارن و تقارب دارند *\nراجع بتدریس رسم محرر آنوقت را بیاد آورده میتواند چون تعلیم در رسم در کل مملکت محصور بود به پیشتر بس نقل کردن نقشه ها و خاکه هائیکه در کتابهای نقل مندرج بود"}
{"book": "adl0711", "page": 190, "text": "۱۸۶ مسائل هر روزه\nمقصد درین تعلیم این بود که شاگرد با صحت قانونی اصطلاحی نقلها را نمود کرده بتوانند - در آن روز های سابقه معلمان خیال میکردند که تجربه درین کار تکامل استعداد خواهد داد درین که اشیای واقعی و اصلی در تصویر کرده خواهند توانست قابل ایراد خاص است که معلمان ندرتاً آزمایش نمودند که آیا طلبه در نتیجه مشق نقل خاکه ها اشیای حقیقی را ترسیم کرده میتوانند. محرر از یک معلم پرسید که آیا او یقین دارد که طلبه اش تصویر یک سگ را کشیده میتوانند که آنروز در مکتب آمده بود - معلم مشتبه بود چون از طلبه امتحان گرفتم حالانکه شش سال در مکتب بود چهار سال از کتابها خاکه های سگ را نقل کرده بودند ، اما از . قدوم ابتدائی هم آگاه نبودند که چگونه یک حقیقت زنده را رسم نمایند، اگرچه خاکه ها را مکرراً ترسیم کرده بودند چون شی زنده را گاهی بقلم دست نزده بودند ناکام مطلق ماندند +\nنقل و رسم معانی جداگانه دارد. در اول فقط بنقط نقل کرده می شود. آنچه پیش متعلم گذاشته میشود و بآسانی و روانی اجرا کرده میشود آنچه بر کاغذ دیده مندرج است - درین صورت فعل قوت و حرکت ظاهری است - لیکن چون رسم یک چیز اصلی مطلوب باشد کار روانی از محض نقل کاملاً مختلف است\nمسائل پر ارزه در مکتب که رسم و تهذیب"}
{"book": "adl0711", "page": 191, "text": "مسائل ہر روزه\n۱۸۸\nدرین صورت جز و ضلع رسوم منفی میشود. در نقل محض شاگرد\nفقط بخطوط کار دارد. و در اجزای خودش سعی میکند که خطوط را\nعیناً مثل نقل بسازد. لیکن چون یک اصلی را نظر میکند که او گاهی\nخطوط را نمی بیند زیرا این تعمیرات معنوی است که برای فکر دادن چیز\nمستعمل اند. در چیز حقیقی اگر پیچیده باشد یک تعداد وسیع تفصیلات\nپیش میشود که بالا از آنها صرف نظر شود و فقط آن صورتها کشیده شود\nکه برای تمیز آن چیز کافی خواهند بود تا که ناظر را بر شخصیت آن و گویا\nبر معنائی آن واقفیت دهد *\nدر نقل یا تکرار آوردن اصل از روی کاغذ بر کاغذ عمل تعلق\nبانتخاب ظاهر ندارد. بلکه محض اعاده آن چیز است که دیده می شود، نیز\nدر حالیکه از صورت اصلی تفکر دادن در خط و رنگ در تصویر حقیقی هیچ\nتعبیر نیست تصویر در هر صورت مختلف است از اصلیتیکه آنرا ترسیم میکند.\nلیکن باز هم این اصلیت را باید حتماً نشان بدهد، او باید اکتشاف کند که\nکدام اوصاف و مناسبات خطوطی سایه ها و رنگ ها ارائه خواهد کرد خصائص\nاصلی را سیکی که صنعتش را بنظر می آرد یک ترسیم بعبارت یک مخلوق است\nکه این گاهی محض عکس یک اصلیت نیست این یک ترجمه صورتهای\nاصلیت در خواصیکه آنرا نشان میدهند*\nنکته این است که تجربه نقل نقشه تنها خیلی کم تعلیم میدهد\nدرین اجزائیکه اصلیت در صورت ترسیم ترجمه میشود و برای متعلم"}
{"book": "adl0711", "page": 192, "text": "۱۸۹ مسائل ہر روزه\n\nقابلیت این اکتشاف نمیدهد که خطوط والوان خود را چگونه در تصویر حقیقت استعمال نماید-علاوه در نقل بسیط چشم بآسانی یک خط را نقطه بنقطه تعقیب کرده میتواند تا که صورت کامل سر انجام میشود- لیکن در نگریستن بیک مثلا کل چیز مشتمل بصارت والتفاتش را جلب میکند اگر ماورای مجموع کدام خاصیت یگانه هم در آگاه دلپذیرش مرکوز نشود-ترسیم این یک خاصیت بهیچ وجه ترسیم کل چیز نخواهد بود-در نقل کردن آن عموماً بهیچ مظهر خاص نیست که توجه را مبذول سازد-یک خاکه محض خواص اشکال انفرادی را بیان نخواهد کرد اما در اشیای طبیعی این خواص انفرادی موثره غالباً توجه را در قبضه خود میگیرند-بلا شبه این انتظام نهایت سالم است برای مقاصد ادراک وتطبیق بآن اشیا امانه برای ترسیم آنها-ودر اینجا واقع است دشواری اساسی در رسم که باید طرز تدریس آن را تعیین نماید-بر بحث اصطلاحی آنوقت صرف کرده در ترسیم قوت صحیح نخواهد بخشید-یکی خطوط خوشنما را کشیده میتواند اما باین سبب در ترسیم اشیا قابل نخواهد شد چیزیکه در تدریس این مضمون مطلوب است تکامل هنر است بذرعیه استعمال واقعی آن در طریقه که ضروریات اصلی حیات روزمره را گفتی کند یعنی باید شاگرد در رسم تجربه داشته باشد وبمشق اصطلاحات وفنیات محدود نباشد *\n\nمسائل ہر روزه در تدریس رسم مکاتب"}
{"book": "adl0711", "page": 193, "text": "مسائل هرروزه\n۱۹۰\nسهولت تحريك بی اراده در حساب : آخرآ می توانیم یک\nلمحه تفکر کنیم که چگونه اصولات متعلقه تکامل آسانی بی اراده در\nاجرا بیک مطالعه مانند حساب عاید میشوند - حساب از کدام دیگر مضمون\nبیشتر بجز شاید نوشتن و هجا کردن باین غرض باید تدریس کرد که\nبسیاری از اجرائیات آن بی اراده تحرک بپذیرد - در تدریس تاریخ\nخیلی کم مذاکرات است که ضرورت یادگرفتن آنها ازین سبب\nباشد که آنها ماشین وار بگردند. اکثر تاریخ باید بدلیل عقلی\nو تقدیر ذہنی مرافعه کند ، باید این بسهولت بی ارادی تخفیف\nنیاید - علی السویه این صادق میآید بر اکثری که در ادبیات\nجغرافیه مطالعه طبیعت هندسه وامثال آن تدریس میشود لیکن\nحصه زیادتر حساب قیمت صمیمی شخص فقط درین صورت خواهد\nداشت که این بدون سعی و ہدایت آگاهدانه میتوان استعمال\nکرد باز کسیکه ضرور باید تفکر کند که چگونه یک کلمه آشنا را\nہجا کند در ہجا کردن خوب تعلیم نگرفته است . همان راست می آید\nبر نوشتن و عیناً راست است در اکثر آنکه در حساب استعمال\nخواهد شد - معافیه بسیار معلمان حساب را چنان خیال میکنند\nکه بعقل مرافعه میکند و آنها تدریسش مینماید . بنظر تربیه\nعقل نسبت باینکه عادات روانی را تحصیل میدهد. لیکن یک\nشاگردی که برای حل کردن بتفکر گذاشته میشود ، ما حصل"}
{"book": "adl0711", "page": 194, "text": "۱۹۱ مسائل هر روزه\nدو عدد چون ضرب شود، یا وقتیکه چون آنها جمع شوند، یا باقی\nکه چون آنها تفریق شوند وغیره را برای ضروریات روز مره\nدر حساب تیار کرده نشده است. همان نیج یک مانعیکه ضرور\nتفکر سه انجام دهد اطلاق اکثر موازین را بموقعیت های علمی زندگانی\nخوب تربیه نیافته است *\nفرضاً دو بچه بیک دکانی برای خرید سودا فرستاده میشوند\nیکی مثل ماشین بدون مقایسه اعداد، شمار میکند زیرا اینقدر زیاد\nرقمها را باجمع، حاصل ضرب و مقسوم باقی وغیره دیده است\nکه بلحه نتیجه بدیش واضح میگردد چون او دو و دو را در مناسب\nجمع می بیند فوراً او چهار را می بیند او بی اراده چهار را با ۲ + ۲\nمشترک میکند چون او هشت را با چهار در علاقه ضرب می نگرد\nعجالتاً ۳۲ را در خیال میآرد. ضرور نیست که او هشت را چهار\nکرت بشمارد و مجموعه را بداند. لیکن بعض معلمانیکه این کار روانی\nهای عنصری را با شاگردان بی ارادی ساختن میخواهند گاهی کوشش\nنمیکنند که در مناسبات پیچیده تر همان را بعمل بیارند .....\nبچه دوم که بدکان رفته است ازین قسم تعلیم زحمت دیده است\nاو حسدت میخواهد که همه کار روانی هایش را بآگاهی حل\nنماید و بدلیل هر چیز را که میکند ثابت کند. کدام بچه در\nاستعمال اعداد بهتر است. بچه اول بر یک تعداد قدوم جدیده"}
{"book": "adl0711", "page": 195, "text": "مسائل ہر روزہ ۱۹۲\nبانجام میرسد و دیگر ہرگام را بآہستگی می بردارد . در\nگرفتن این قدوم کوتاه در حساب از راه رفتن زیاد قیمت\nنیست . یک شخص یک گام شش انچ می بردارد و دیگری\nہمہ نقطه در میانی را طے کرده سه فٹ جست میکند . *\nالبته چون یک شاگرد اولا کدام عمل نورا یاد میگیرد\nلازم است که او دلیل معقول را پیدا کند که چرا آن\nعمل نبک طریق خاص کرده میشود ؟ مہم است که تا در آتی اگر\nضرورت افتد او مثل این مسائل را حل کرده بتواند که عمل آنها\nرابی ارادی نساخته است اما در ہمہ کار روائی ہای حساب\nکه ضرورت تکرار آنها در حیات عملی نخواهد افتاد تدبیر باید\nاین باشد که آنها روان سازید و شاگرد بدون تامل حتی\nبغیر آگاهی تفصیلات حائل حل نشان کرده بتواند ، و\nاین تکمیل میشود فقط از تکرار اطلاق یک اصول تا وقتی که\nشاگرد از نقطه تفکر گذشته ماوراے آن میرسد و او حیران\nنیماند که چه کند و دلش آواره نمیگردد زیرا او رخ\nکردن بیک سمت خاص معین آموخته است *\nبسیاریکہ معلمان در حساب استدلال نام می نہند\nبجز این نیست که دل شاگرد در راه ہای پہلوئی در\nمیماند زیرا او یاد نگرفته است که کدام راه بمنزل مقصود"}
{"book": "adl0711", "page": 196, "text": "۱۹۳\nمسائل ہر روزۀ\nخواهد رسانید. در امور حیات روز مره ماهر مستقیماً بنشان میرود\nحالانکه شاگرد باین و آن راه راهی آزماید زیرا او نمیداند که\nکدامین مناسب است . هیچ فایده نیست در تکامل دل\nشاگرد درینکه طریق غلط را آزموده برود و چون خطاهایش را\nدریابد برگردد. بسیار مردم در همنچین حالت راجع بتطبيقات نیاد حیات\nروز مره خود، وامانده اند . آنها این سو آنسو میگردند زیرا\nیاد نگرفته اند که چگونه فیصله فوری بنمایند و براه راست گرایند\nپس آنها بتانی روانه میشوند و دائماً غلطی ها میکنند . ماهر در\nکدام شعبه که بسیار کار روائیهایش برای ارادی ساخته است\nندرةً خطا ها میکند و او بسرعت پیش میرود ، حالانکه مبتدی\nگاهی نمیداند که کسی او درست است و غالباً متوقف و مذبذب\nاست در هرچیزیکه میکند *\nدر تدریس حساب، این یک ناکامی عام معلمان است که\nاصولات را در هوا معلق میگذارند تا که هر وقت چون شاگر دی\nموقع استعمال آنها رای یابد باید بالضرور طرقی متنوع را بیازماید\nپیش ازینکه بتصادف کم یا زیاد بطریقۀ صحیح دو چار شود .لیکن معلم\nدانشمند چون کدام اصول متکامل شد بر شاگرد در نیقدار\nطریقہ ہای زیاد اطلاقش خواهد نمود که او یک حس محفوظ\nخواهد یافت برای طرزیکہ دران فعل کردنی است . این\nمثل گم کرده و در تاریکی که میگردد کا سب"}
{"book": "adl0711", "page": 197, "text": "مسائل هر روزه ۱۹۴\n\nبرایش (طبیعت ثانی) خواهد گشت. این عبارت است ازینکه پیش او تنوع زیاد موقعیت های مادی خواهد آورد که در آن کدام اصول عائد کردنی است و هرقدر که معلم در ترغیب و عملی گردانید آن مسائل نه باو هنر باشد بهمان انداره تعلیمش در حیات شاگرد مامون خواهد شد و در اطلاق اصولات مهارت پیدا خواهد کرد. مثلاً در معلوم کردن رقبه، معلم باید در مکتب‌خانه و خارج آن این قدر مسائل بدهد که عادت دریافتن رقبه بی‌ارادی طبع ثانی گردد. لیکن اگر مسائل چند کتابی یکهفته امسال و چند مسائل سال دیگر داده شود در استعمال این مسائل روانی بے اختیاری حاصل نمیشود. این تدریس اصولی در همه عملیات حساب باید جاری گردد *\nقطره تجزیه مفرط- بسیار معلمان می پندارند که در حل کردن هر سوال، کدام قیمت فوق العاده برای شاگردان در تجزیه است. اکثراً یک شاگرد مناسبات را فوراً دیده بدون تاخیر حل مینماید، لیکن چون او بیان میکند که حسب اصول مسلمه چه کرده است او آهسته و ناقص مینماید. محرر یک شاگرد در امیداند که در تجزیه پست است زیرا او میلغزد و میافتد و اصطلاحات صحیح را انتخاب کرده نمیتواند که استاد برایش نشان داده است. او بطرز خود توضیح داده میتواند که بهرکس\nمسائل مروزه در تدریس گر مسمی بکتاب"}
{"book": "adl0711", "page": 198, "text": "مسائل ہر روزہ\n۱۹۵\nعیان باشد - لیکن دلش گویا اصول خاصی را قبول نمیکند که\nاستناد و استعمالش را میخواهد - او بہر سوال بسرعت زیاد پیش\nآمده میتواند و بالکل صحیح میباشد ، لیکن معلمش می پندارد\nکه امر عالی همان اسلوبیست که او نشان داده است و اگر چه شاگرد\nبدیگران بمنزل واصل شده میتواند اما معلم نمونه رسمی\nرا هم می انگارد که برای شاگرد تجویز نموده است تجزیه\nمقام خود دارد چون شاگرد کدام چیزی را حل کردن میگیرد\nکه مناسبات نود کار رسائی ہای نو را پیش میارد - لیکن قیمت\nاین فقط در نیست که این مناسب را بطریق درست ادراک\nنماید - بلکہ که این را کرده نتواند باید تجزیه خود را وداع گفته\nتربیه سرعت و سهولت را بنماید - باید او مطلقاً از کدام اصول\nدل آگاه نباشد - و اگر او بر تجزیه گذاشته شود در تکاملش مزاحمت\nخواهد شد - آن شاگردیکه در کار حسابیش مقدار زیاد تمرین را\nالقا کرده بتواند بشرطیکه نتایج صحیح برسد بیشک از تعلیم خود\nاستفاده زیاد تمرین کرده است - چیزیکه باید ما در کار حسابی\nمقصد داشته باشیم صحت و سرعت است و همه علمیات غیر\nضروری مفقود باشد - اگر یک بچه متخبطاً یک مسئله را حل\nکرده بتواند که دران کدام نوع مناسبات حسابی مفقود باشند\nباید به او تکلف تجزیه داده نشود این امریکه او حلش کرده میتواند"}
{"book": "adl0711", "page": 199, "text": "مسائل هر روزه\n۱۹۶\n\nشهادت کافیست که او مناسبات را ادراک نموده است - بسیار کمتر باید ازو مطلوب شود که بقرار یک صورت خاص تجزیه نماید که آن معلم را می پسندد ما بآن درجه نزدیک رسیده ایم که آنجا تعلیم بسبک رسمی و محنتی قیمت ندارد یعنی در سر انجام دادن اشیا بطرز خاص وقعت نیست اگر مدعا فقط این باشد که ما مکمل و موضح بگردیم هر قدر که چیز های زائد را دور کنیم بهمان اندازه ترقی در تحصیل بیشتر خواهد شد - از حساب زیادتر در هیچ مضمون این اصول ضرور نیست +"}
{"book": "adl0711", "page": 200, "text": "مسائل هر روزه ۱۹۷\n\nفصل هشتم\nتدریس فنون مخاطبه\n\nچگونه بچه بمعنی کلمات بالغ می‌شود. مشاهده کنید یک بچه را که\nشش ساله باشد. چون او فقط شروع کرده است. که درین کلمات و چیزها\nو یا تجربه هائیکه آن ها علامه شان اند تعلق بدهد :\nاگر بدقت بنگرید خواهید دید که در ابتدا او در باب معنی سراغ\nخود میآید از اظهار چهره و جسمانی متکلم و نیز از لب و لهجه آوازش کلمات\nاو را حالات جذبانی به بچه نشان میدهد. وجذبات را میتوان تحقیق\nکردند بذریعه اظهارات صوتی و بدنی آسان تر و صحیح تر از وسیله خالص\nعلامات. اغلباً این صادق میآید بحال جوانان مثلیکه این راست است\nبر صورت بچه و بر بعض حیوانات، چون سگ و اسپ لیکن غیر\nمشابه بسگ و اسپ بچه اگر او سطاً متکامل میآید میتواند که کلمات را\nبطور علامات رسمی و رواجى با اشیا ء ومظاهر وخواص معین تصاحب\nدهد. چیز اولیکه از ملاحظه بچه شیر خور چون او بمعنی علامات زبانی ما پلے"}
{"book": "adl0711", "page": 201, "text": "مسائل هر روزه\n۱۹۸\nمیبرد ظاهر می شود این اینست که او بصحت تمیز کرده نمے\nتواند که الفاظ ما چه تعبیر دارد. او فرضا بیرون دریچه بظاهر طرف\nآسمان می بیند و من میگویم آسمان، آسمان، و بر آن اشاره میکنم\nو سوی آن مینگرم وسعی میکنم که او هم آن سو ببیند. این طریقه ایست\nکه معمولاً با شیرخوار اختیار میکنند. زیرا خیال مینمایند که او تعلق خواهد داد\nچیزهای را که می بیند با آنکه می شنود و این چنین بسته خواهد کرد بهم آن\nکلمه را و آن چیزیرا که مطلوب است این گویا خوب منطق است اما خلل در\nصغرا و کبرایش است. این مفروض شده است که بچه می بیند آنکه\nمتکلم میکند. و این مفروضه معمولاً یک غلطی مدہش است بچه مثل\nمن آسمان را از هر چیزیکه در سلسله رویتش میباید متمیز ساخته نمے\nتواند. اگر ابر ہا پیش نظر باشند آنها شامل میشوند. اگر دور در هوا طیران\nکرده باشند در توجهش این زیادتر جایگر میگردد نسبت به نیلگونی سماوی\nکه من جلب نظرش را بر آن میخواهم - اگر در منظر یک درخت\nیا خانه باشد غالبا این ها از آسمان آشکار تر خواهند نمود\nچون روز دوم میپرسمش که آسمان کجاست؟ و او\nبدو دکش خانه مقابل انگشت نمائی میکند حیران میشوم\nزیرا اینقدر زحمت گرفته درسش داده بودم که آسمان\nاز دیگر چیزها علیحده است. او لازماً غبی است - از نقطہ\nنظر استعداد بالغ که از کل عموم اشیاء یا خواص معین"}
{"book": "adl0711", "page": 202, "text": "مسائل هر روزه\n199\nرا تمیز کرده میتواند شیرخوار غبی است زیرا او نمی‌تواند\nاگر می توانست پخته می بود زیرا همین یک فرق خامی\nاست این اصول تا یک حدی اطلاق دارد بعمر پنج\nده و پانزده، چنانکه مقایسه شود به پختگی بلوغ آنرا چنین\nواقع می شود که معلم بیک شاگرد کدام موقعیت جدید\nرا نشان میدهد که خیال میکند مثلیکه خودش آن را\nتقدیر میکند و میداند شاگرد هم همچنان ادراک خواهد کرد\nروز دوم چون او جواب گفته نمی‌تواند معلم او را\nپیش دیگر طلبه بطور یک احمق و غبی استهزا بنماید. غلطی\nخاص این است که باید همان چیز معین را مفصل\nساخته بشاگرد ارائه دهیم. این یک قانون بسیط روحیات\nاست که توجه همیشه آن خط مشی را تعقیب میکند که\nدران اقل امر زحمت باشد و آن خطوطی میباشد که\nقبلاً تعقیب شده است. پس واقعاً مجبور کردن داریم\nکه توجه از آن ها تمیز و انحراف نکند. این مجبوریت از تحریکات\nظاهری جسمانی مؤثر نیست. این دانا ندن توجه\nهنوز منتشرش خواهد ساخت. پس جلب آن باید\nکرد که قابلیت تدریس همین است، در باره تصحیح\nیک ساله بچه که آسمان را با بخاره‌ی سقف یا ابر مختلط"}
{"book": "adl0711", "page": 203, "text": "مسائل هر روزه ۲۰۰\nمے سازد چه باید کرد ؟ برایش توضیح باید داد که این چیز ها جدا نام دار . و علیحده است . و آسمان مختلف است لازم است که او کلمه را استعمال کند . یا ار تجاع کند به استعمال آن که دیگرے بنماید و چون دیگرے اظهار کند . او می تواند گفت که صحیح است محض تعرف رسمی یک کلمه بمعلم موقع داده نمی تواند که بداند یک شاگرد بدل خود چه معنی برای آن داده است حقیقةً یک بچه کلمات آموختن میگیرد موثراً فقط آنگا هیکه شروع استعمال آن ها مینماید و ملاحظه میکند که چگونه مردم بر آن ارتجاع میکنند . یک بچه خورد تصویری را می بیند که بران یک سپاهی و یک خراست مع این نوشته که او برخصت خود خانه میرود اومی نپدارد که رخصت نام این حیوان است لیکن چون این استعمال کرد از وضع مردم چون این را شنیدند دانست که غلط است و خواهش میکند که معنی صحیح آن را بفهمد . اکثر تعلیمات ازین شروع می شود که چون بچه استعمال کلمات مینماید می بیند که این چه تاثیر بر سامعین کرد و از وضع آن ها نصیحت کلام بالغ میشود . استعمال در عین زمان معیار فهم و تحریک اکمال فهم کلام است !"}
{"book": "adl0711", "page": 204, "text": "۲۰۱\nمسائل هر روزه\nکلماتی که اولا بچه می آموزد و صحیح یاد میگیرد آنست که\nبتجارب جای حیات تعلق دارند. آن ها همیشه مادی میباشند\nحواس معیار آنهاست و از یکدیگر متمیز میشوند. چون او باصطلاحاً\nمیرسد که از حیات هر روزه دور اند یا بکیفیت معنوی یا تصویر\nوسیع یا تعمیمات بزرگ دارند او دو چار زحمت میشود مثلاً\nکلمه نکوئی را بعد از مدتی یک بچه بلکه یک بالغ هم صحیحاً فهمیده\nمی تواند. اول خود شما تعریف آن را بنمائید پس شش یا هفت\nنفر دیگر را بگوئید که تعریف آن را بنمایند پس اختلافات را\nدر مفکورات خود را خواهید دید این اصطلاح قبلاً آن معنی\nنداشت که حالا مردم میدهندش و بعد از یک صد سال این\nمعنی همه تبدیل خواهد شد. چون نوعیت تکامل می پذیرد\nاصطلاحات تغییر می یابد و عمومی تر شده میرود. اولاً آنها مادی میباشند\nو همین حال بچه است بمعانی کیفی تدریجاً میبالند پس باید دربارهٔ\nآن یا تخمینات قانع باشیم چون بچه معانی این ها بیان نماید. از بچه\nده ساله این توقع عبث است که از تعریف یا بکدام دیگر طریقه معانی\nصحیح اصطلاحات عمومی را بیاموزد :\nازین جا بحث آموختن معانی بواسطهٔ تعریفات شروع میشود. در\nمجالس علمی این موضوعات پیش آمده است و هنوز معلمان بدریافتن\nاین موفق نشده اند که از کتاب لغات چه استفاده شود :"}
{"book": "adl0711", "page": 205, "text": "مسائل هر روزه ۲۰۲\nاکثر معلمان تاکید میکنند که لغات نظاماً از جماعت چهارم آغاز\nگردد و آنها میگویند که چون بچه ها کلمات را نفهمند باید بلغات\nرجوع کنند و چون معنی را از لغات یافته نتوانند باید برای\nشان زبانی نشان داده نشود تا که عادت دیدن کتاب لغات\nرا حتی الوسع زود حاصل کند کم مصنفان اند که در لغات\nعقیده دارند و میگویند که پایان از جماعت هفتم یا هشتم باستعمال\nآن بچه ها نکنند ـ حامیان لغات دلیل دارند که چگونه یک بچه\nمعنی یک کلمہ مجهول را بدون یا گرفتن تعریف آن حاصل\nکرده می تواند و چون او حفظ اش می نماید ادراکش\nکرده می تواند +\nاین خیال ادراک صحیح نیست زیرا در کتاب لغات تعریفات\nچنان داده شده نمیباشند که بچه خورد از آنها استفاده نتواند -\nبلکه اصطلاحات و الفاظ بزرگی مندرج میباشد که مطلقاً آنها\nرا فهمیده نمی تواند و این قطعاً یک طریقه عبث است که\nبچه از کتاب لغات اثر مفید بیابد و هر قدریکه کتاب لغات\nمحقر و خوردتر باشد همانقدر وقت بچه را ضائع خواهد\nساخت زیرا مادیت را الغاکرده فقط اصطلاحات عمومی را\nنشان خواهد داد که برای بچه فهمیدن آنها دشوار است . اگر برای بچه\nکتاب لغات تیار شود. باید همراه تعریف امثله آشنا برای استعمالات"}
{"book": "adl0711", "page": 206, "text": "مسائل هر روزه ۲۰۳\nآن نیز داده شود !\nیک بچه که اسپ را گاهی ندیده از حفظ کردن تعریف خواص\nعمومی آن چه فهمیده میتواند\nاست یا نشنیده است بچه شیرخوار معنی کدام لفظ را\nازین می فهمد که همه اظهارات متکلمان را ملاحظه میکند و بحساب میارد همه\nاقوالی را که بهریک آن لفظ استعمال شده است . باین طریق او مفهوم آن ها\nحس میکند او بچه که نشسته از محض حفظ کردن تعریف معنی را آموخته نمی\nتواند تدریجاً کدام لفظ را بمناسب آن در بین آن واشیا و حوادث احوال\nمحیط ملاحظه کرده بمعنایش میرسد و اگر کدام کلمه را از هر چیز مادی منفصل ساخته\nنشانش بدهید نخواهدش فهمید - نیز در یک مکتب عالی یک شاگرد الفاظ را\nچنان یاد میگیرد که چگونه آنها در تنوع زیاد موقعیت ها استعمال میشوند و این\nچنین از جهت مناسبات متن کتاب حس کردن میگیرد که چه معنی دارد !\nعلاقه های عبارت کتاب نه تعریفات رسمی لغات\nشاگرد را بمعانی سراغ میدهد. شاگردی که اگر دیگر شرائط مساوی\nباشد بسیار زیاد میخواند و مطالعه کتب مینماید لغتاً و صمیماً\nمعانی کلمات را یاد میگیرد برعلیه کسیکه کم میخواند شریک سلسله\nوسیع معانی شده نمیتواند هرچند زیاد مطالعه کتب لغات\nبنماید . با وجود آن بهتر می باشد اگر او چنان کتب\nلغات را مطالعه کند که در تفصیلات کلمات رفته امثله"}
{"book": "adl0711", "page": 207, "text": "مسائل هر روزه ۲۰۴\n\nاستعمال آن بتوضیح میدهند:-\nپس باید معلم بر کار منطقش زیادتر اعتماد نماید از کتاب لغات تا که شاگردها معانی الفاظ را یاد بگیرند و در صنوف بلند نیز بر لغات عقیده زیادتر نهاده نشود. با بچه های خورد درباره معانی کلمات باید بسیار دقیق نشوید و بسمت کامل ننگرائید اولا آنها باید محض یک شائبه معانی را بیابند. سپس بمناسبات صحیح برسند. چیزیکه آنها میخوانند بگوئید که مدعایش را بفهمند و چون مطلب یک عبارت را فهمیدند پس بجملات توجه شان را مرکوز سازید و ازان جا بمعانی کلمات شان برسانید. تا مفهوم شان را حس کنند در بسیاری کلمات این حس کافیست و ضرورت ندارد که معانی آن را از روی تعریفات بدانند، شاگرد را محض رسمیت خواهد داد و از عناصر اصلی و حقیقی دور خواهد انداخت *\nمحرر کار یک معلم را مشاهده کرده است که یک درجن کتاب لغات است و شاگرد هائیکه در جماعت ششم می خوانند بحکم او هر روز ده کلمه با علامات تحریری و تعریفات لغوی می نویسند بسیار وقت و توجه نشان صرف می شود اما کارشان ماشین وار است، فقط تعریفات را نقل میکنند و اکثراً الفاظ را صحیح تلفظ کرده نمی توانند."}
{"book": "adl0711", "page": 208, "text": "مسائل هر روزه ۲۰۵\n\nکه برای تعریف دیگر الفاظ استعمال شده اند - بسیار بهتر\nمیشد و مفید تر اگر آن ها بسیار تر وقت خود را در مطالعه\nآن چیزی صرف میکردند که اندرون دایره ادراک شان\nبود باین طریق معانی را می فهمیدند، کتب لغات بعض اوقات\nشاگرد را چنان بضلالت میبرد که از تعریفات استعمال غلط\nالفاظ را یاد میگیرند مثلاً، پیچ و تاب، کج طبع، ترش روی\nاوقات تلخ وغیره بصورت های مادی ومعنوی استعمال\nمی شوند - واگر متعلم استعمال این ها را فقط از کتاب لغات یاد\nبگیرد از تعریف این ها بدون لحاظ موقع استعمال غلط میتوان\nرفت، در کتاب لغات یک معنائی نماید. این خواند کسی که بحکم اکتفا\nکند پس شخص کم علم را وآنرا که کم عبادت کند زاهد بگوید\nیا در لغات یک معنائی کافر را زارع بخواند و هر دهقان\nرا باین کلمه خطاب کند البته استعمال درست این کلمات\nنخواهد بود :-\nمثال ها را از انگلیسی بفارسی در انگلیسی دیگر کلمات بود که بفارسی یا عربی نظیر لغت نداشت، مترجم منتقل کرده آوردیم زیرا\nاساس اجتماعی برای آموختن لسان - در تدریس لسان چون ذریعه مکالمه یک بچه سه مله را بنگرید که درین عمر یک"}
{"book": "adl0711", "page": 209, "text": "مسائل هر روزه ۲۰۶\nسکوت را عادت ساخته است !\nبطریق جبلی او ضروریات اساسی خود را ظاهر می سازد اما ابراز\nخواهش مکالمه با دیگران نمی نماید او باشیای گرداگردش\nبنظر حیرت می بیند لیکن سعی نمی کند که بآنها مخاطبه نماید\nبماه سوم اما او بالتدریج شروع میکند . که اظهارات مادرش را\nایجاب کند ، چون او بکلمات محبت آمیز صدایش میکند ۔\nیک کوشش ضعیف جواب او می نماید . فقط حضور مادر یا شاید\nپدر یا برادر یا خواهر این کوشش هایش را جلب خواهد کرد\nاین خواهش مخاطبه و مکالمه اقدام اول در آموختن لسان\nاست در ظرف شهور متعاقب همه فعالیت لسانش علاقه\nباشخاصی دارد که بآنها خواهش مکالمه مینماید ، بعد او تجارب خود\nرا با سگ و دیگر جانور های اهلی مشارک کردن خواهد خواست\nاما محرک در هر حال اظهار این خواهش است که با دیگران\nمکالمه کند ۔ یا در تجربه خود شریک شان سازد ۔\nلسان اول ، آخر و همیشه یک آله اجتماعی است . این\nاز همه با فضیلت تر ذریعه بهره گرفتن در تجربه است که\nتحریک آشکار ترین درجات طفولیت است و میان همه\nسنین ابتدائی چون بچه در اصطلاح اظهارات لسانی ملکه\nکسب میکند یک ترغیب دائم این ضرورتش است که حیات"}
{"book": "adl0711", "page": 210, "text": "مسائل هر روزه\nمدرکات و تمناهای خود را اظهار سازد. از شروع تا انتها حصول یک لسان یک مجادله شدید است و بچه ازین گریز نخواهد کرد اگر ضرورت سخت تقاضای قوی حصول آن برای مطالب اختلاط اجتماعی نمیکرد. بچه هائیکه تنها پرورش مییابند گاهی در لسان مهارت نقد و موثر پیدا نمیکنند مثل آنانکه با دیگران مناسبات جانی دارند و برای این مقصد یکه با مردم گذران خوشحالانه بنمایند لازم است که مالک ذریعه اظهار گردند که وصول مطلب راه نهایت مستقیم است!\nچون بچه داخل مکتب می شود او هنوز رغبت اساسی در زبان من حیث وسیله مراوده دارد. اگر او ادراک نماید که برای ضروریات خود خود را خوبتر ظاهر خواهد کرد. او بر هر قسم صعوبت در تحصیل لسان حمله آور خواهد شد بیرون مکتب بچه اکثرا کلمات و جملات هر ساعت نو استعمال میکنند که آنها را از مردمی شنیده اند. که دریشان مفاد و دلچسپی دارند و میخواهند که از آموختن اینها بایشان خوبتر مکالمه کرده بتوانند. بر علیه من گاهی یک بچه را نشنیده ام که استعمال محاورات شخصی بنماید که درو هیچ رغبت ندارد چون بچه ها بی اختیارانه تکلم میکنند همین تحریک اساسی را واضح میسازند.\nسال سیم روزه در تدریس ترسمی کاتب ۲۰۶"}
{"book": "adl0711", "page": 211, "text": "مسائل هر روزه\n۲۰۸\nیعنی ضرورت مراوده با رفقا و احبا . اگر در مکتب همین حس در طلبه تولید شود که با موقعن بعض صورت های کلام تحریراً یا تقریراً آن ها با دیگران بصحبت مکالمه کرده خواهند توانست ، بخوشی و بزودی آن صورت ها را یاد خواهند گرفت محرر اکنون مشاهده یک جمع بچه ها را مینماید که بر خیال اشاعت یک جریده کمر بسته اند . هر فرد باید یک چیزی برای اخبار بنویسد . این بچه ها پیش هرکس رفته میپرسند که این یا آن خیال را چگونه اظهار کنند و کدام کلمات برای یک اظهار خاص بهترین است . آنها بیک وضع قلب واقع اند که طریقه تحریه موثر و موجزه را بیاموزند باین لحاظ در مساعی نوشتن اخبار آنها در تکامل لسانی روز بروز ترقی کرده میروند حالانکه هیچ آگاه دلی ندارند که برای این آموختن لسان چه مقصد نشان است ازین جهت باید در مکتب خانه یک آزادی بدل طلبه تولید شود که اظهار خیالات را ظاهر کرده بتوانند *\nمحرک تحصیل فن بیان - دشواری زیاد در تدریس لسان در اکثر مکاتب این است که برای تحصیل طرز های نو و موثر بیان هیچ محرک حقیقی نمی باشد. یک بچه را بگوئید که برای محض اصلاح کلامش حرف بزند\n\nما تخمسی را که روزه در بند پسی [؟] کمر همی کا رند ثبت [؟]"}
{"book": "adl0711", "page": 212, "text": "مسائل هر روزه\n۲۰۹\n\nچون بهیچ فایده واضح نیست تا بحدیکه او دیده بتواند او\nدین تکلم با دیگران کم تقدم خواهد نمود. اکثراً در مشق ہای\nتحریری بچه چیز ہارا می بیند که از حاجات روز مره بعید\nاند او دائماً وضع مخاصمت با کار خود میگزیند و چون یک\nشاگرد از فریضه خود اجتناب کند او در صنعتی است که\nتعلیم را بی تاثیر و سراسر ضیاع میسازد معلمیکه پیش روئے\nشاگرد ہا آن قسم اشیا تحریه نهاده بتواند که روز مره بکارش\nمی آیند و این خواهش را در ایشان تولید کند که روز افزون\nذرائع بہتر بیان را اکتساب نمایند در مساعیش موفق خواهد\nآمد در سال ہای اوائل چون بچه نقشه طبیعت را در\nتکامل لسانی تعقیب می نماید. او بسیار با صورت خود بازی\nمیکند حتی چون تنها است متواترأ صدا ہا میکشد و بر همه\nالفاظ و بیاناتش ترکیب ہای مختلف عبور می نماید. بدیهیاً\nدین فعالیت نقشه طبیعت اینست که او ریاضت لسانی را\nبرای حاجات عنین زندگانی ما بعد بهترین کند کلام\nمنضبط معین تدریجاً ازین بازی بی اختیارانه بلسان خواهد\nمالید بچه که لساناً بازی ندارد یا ازین بازی منع کرده می شود\nدر وسائل مراووه مهارت نمی کند و در اظهار خیال قلت\nسهولیت و روانی را ایراز میدہند مطالبات استعمال موثر"}
{"book": "adl0711", "page": 213, "text": "مسائل هر روزه\n۲۱۰\n\nکلام یا کتابت در بلوغ تقاضا مینماید که در اوائل یک\nثروت عظیم بیان بی‌اختیاری را حاصل کرده باشد :\nیک فکر کهرای مدرس لسان :- محرر یک معلم جوان\nرا پنهن دارد که از طلبه خود استعمال محاورات معین رسمی\nرا بخواهد او یقین کرده است که اگر طلبه را در استعمال کلمات\nبی‌اختیارانه شان بگذارد همه کلام شان ملوث خواهد\nشد لہٰذا او اصرار مینماید که فقط الفاظ معین روایی را استعمال\nکند که او نشان داده است - او می خواهد که بچه فوراً\nباستعمال کلمات غیر مروج مکتب بشتابد و باز سعی کند\nکه الفاظ صحیح را بگوید :-\nمحاورات بیرون مکتب را او مطلقاً نمی گذارد که بزبان\nطلبه بیایند او برای شاگردانش امثله زبان خوب را از صرف\nو نحو بیان میدهد و فقط لسان کتابی را برای شان می\nخواهد که بیاموزاند :- این یک فلسفه غیر سالم تعلیمی است.\nاو دعوی دارد که باید ”بہترین“ پیش بچه ها نهاده شود و\n”بہترین“ خود آنست که شخص بالغ بسیار قیمتش می نماید\nیا آنکه در کتابهای مروج گشته است ، هر قسمیکه در باره\nدیگر امور باشد برای بچه ها یقیناً غلط است که طرزہائے\nمعین و غیر متبدل را یاد بگیرند - این در بیان شان قابل\nمسائل روز مره مدرسین مکتب متوسطه"}
{"book": "adl0711", "page": 214, "text": "۲۱۱\nمسائل هر روزه\n\nنمیسازد در مکتب خانه این معلم شاگردان بیان موثر صحیح\nندارند آنها خود ها ظاهر نمیسازند- آنها محاورات بسته و مسدود\nرا میآموزند و بیرون مکتب رفته آنرا بر باد می افکنند بمعلمان\nبچه های خرد تشجیع نماید بچه ها را تا خیالات خود را بوضاحت\nو قوت و سرعت بیان کنند و برای شان آنگاه فکر بدهید\nکه اغلبیت قبول آن باشد از روی روحیات راجع بالفاظ\nمناسب تر و اصطلاحات موزون تر از آنکه استعمال کرده اند\nاما بچه را در استعمال محاورات بی اختیاری متقاعد و امتناع\nننمائید - آزادی و دلیری استعمال محاوره را تشجیع\nدادن بهتر است حتی اگر غلطی ها هم بکند و محاوره عامی هم بمیان\nآورد از اینکه از اصرار بر رسمیت اظهار بی اختیارانه محقق\nنشود - بچه هائیکه لساناً ترقی می نمایند کسان اند که بسرعت\nو بی درنگ حرف میزنند و او بعض اوقات بلغزند بیفتند-\nاین طرز طبیعت در همه بکامل جاریست، بلاشبه بعض قارئین\nاکنون میپرسند : ایا ما متخل تکلم غیر مروج حتی عامی را در مکتب\nخانه های خود بنمائم؟ من از معلومات مقامات مختلفه امریکه\nویورپ اقتباس کرده میگویم که محاورات عامی مسلم نیست\nبعض محاوراتی را عامیانه می گویند- که دیگران آنها\nرا شائسته و منور می پندارند :-"}
{"book": "adl0711", "page": 215, "text": "مسائل هر روزه ۲۱۲\n\nدر می می می الفاظیکه عامیانه گفته خواهد شد -\nدر شیکاگو یا سن سنائی یا اوکلینڈ مقبول شمرده خواهد شد.\nمدرسان اوکسفورڈ بیانات را جاہلانہ خواهند انگاشت که\nدرائین یارگیی بخوشی و مخرمی تسلیم شان کرده در محاورت\nخود جاگزین خواهند ساخت - درائین یک نوع کتاب\nلغات شایع می شود که دران محاورات جدید و بدیع را\nدرج میکنند ، من اینقدر دریافته ام که اکثر علما، محد و بفضل\nو آنانکه یک نمود لیاقت و استعداد علمی دارند اکثر\nمحاورات را عامیانه قراری دهند و بیشک بعض آنها\nحقیقةً چنان اند ـ اما اکثر اشخاص متنور از استعمال آنها\nبکدام اوقات مناسب محظوظ می شوند ـ و لسان را از چاشنی\nاینگونه جملات غیر مروج لذت میدهند که احیاناً بدیگر\nالفاظ معین الاستعمال حاصل نمی شود ـ اینچنین کلمات\nنو را بچه ها بزبان اورده میروند تا بعمر شش رسیده\nمتامل می گردند - چون یکی علی السویه در عضلاتش\nدر حجرات دماغش و در افکارش استقرار گرفتن\nشروع مینمایند تمنای خاص او منع بدعات است\nدر هر چیزیکه مفاد جای دارد ـ سیاست این اجتماعیات\nلباس و تکلم زیبا او نقداً و حاضراً بطرز های جدید\n\nسراپل هیروز در تترشیس کلوسره اکادمیس"}
{"book": "adl0711", "page": 216, "text": "مسائل هر روزه\n۲۱۳\nتخیل و عمل خود را مطابق گردانیده نمی تواند چنان\nشخص بشدت مدافعت خواهد کرد هر انحرافی را که او از\nرو آداب شائسته کلام می پندارد - این وضع ذهنی\nبعضی زود حاصل میکنند و بس بہیت رسیده سبک\nو اسلوب جدید و مبتدع را نمی پسندند\nمدرسان و وزیران در اکثر جمعیت ها رسم و رواج را\nبعمل می آرند و آزادی کلام وغیرہ را گوارا نداشته\nبمقابله آن میبیند لیکن مدرسان و وزیران بس\nکمتر پابند رواج اند . از آنکه ۲۵ سال قبل بودند\nیک امریکه در آزادی لباس و اوضاع و نیز در کلام\nمشاهده میشود - بعض محاوراتیکه پیشتر مستعمل نبود\nحالا آنها هم زبان زد دارند - رسم و رواج زنان\nرا از مردان بیشتر محتاط ساخته است و آنها اسبک\nجدید بیان را خوش ندارند . لیکن زنهای متعلمه\nدر مدارس عالیه نسبت بدیگر خواهران شان کمتر\nپابند رسمیات اظهار کلام میباشند ، در مردم\nپر جوش و جوان ہر فعالیت جائے بکلام عام\nبیانات متحرک را اضافه میکنند . این یک\nاصول ساده در روحیانست که یک دماغ لطیف"}
{"book": "adl0711", "page": 217, "text": "مسائل هر روزه ۲۱۴\n\nاکثراً علاقه های دقیق را در میان اشیار ادراک میکنند که ظاهراً هیچ ربط بیکدگر ندارند خصوصاً چون امور دماغی اخلاقی یا معنوی کدام قسم زیر مذاکره باشند. یک دل کمالات منزل امثله را در موقعیت های جسمانی و طبعی اکتشاف مینماید که مردم عموماً بآنها آشنا اند. یک خطیب بلیغ پس متواتراً تصوراتی را باستعمال خواهد آورد که از حیات بری و بحری یا از کشت زار یا جبال یا بازار های مملو شهر یا جنگل و غیره مستعار خواهند بود تا مواقع پیچیده و عقده دار را بواسطه آنها تنویر و توضیح دهد. تالسان بموقعیت عیان استعمال شود از تنوع نیاد بیانات استفاده کردن لازم است که بتجارب - هیچ روز مره استدعای مرافعه مینماید اگر اوامر دین را واعظ بمحاوره عام آمیخته بیان نکند سامعین متاخر نخواهند شد و اگر او بنفرت ازین گونه محاورات عامیانه پرهیز کند البته نصیحت بلیغ کرده نخواهد توانست تجربه تلخ مجادله حیات بسیار محاورات را مروج ساخته است که اولاً عامی بوده حالا صورت عالمانه گزیده اند مثلاً راستبازی که در ابتدا بسبب کلمه بازی عامیانه"}
{"book": "adl0711", "page": 218, "text": "۲۱۵ مسائل هر روزه\nبود و حالا نیست مغلوب منکوب و غیره بحر و غیره\nمستعمل اند که اولا بمقابله دشمن استعمال مثلاً مغلوب\nالغضب ، منکوب الخمر ؛ ۱\nباید متفق نشوم باینکه اشخاص غالبا رسمی باید محاوره\nعامی را استعمال نکنند بلکه حسب عادت و مفاد خود باید\nمذمت آنرا بنمایند. - جلب شان کلام بهیئت فرجام جوانی نوآموزان\nخواهد نمود .چون ایشان در همه معاملات خود آداب متین و سنگین\nرا بروی کار آورند. البته زبان شان هم بمطابق آن باید جدی\nو دور از خفت شباب باشد. اما ایا این ها نمونه جوانان\nگردند . و بچه های نو آموز که جملات بدیعه را دوست دارند\nتقلید آنها بنمایند ؟\nطفولیت و نوجوانی دوره حیات است که طبیعت دران هرگونه\nچیز های جدید را میآزماید اما مردم بزرگیکه از ان مرحله گذشته\nبیک راه افتاده اند بچه ها را بنیش و از استعمال کلمات روان\nو سبک و بدیع باید منع نکند در نوجوانی مقصد همیشه\nتازگی و ابتداع است البته درین یک خطر است زیرا\nیکی میتوان در حرکت طرف چپ و نیز جانب راست برود\n۱ بعض کلمات انگلیسی در ترجمه بفارسی تطبیق داده شد و در بعض تغیره داده ترجمه شده است."}
{"book": "adl0711", "page": 219, "text": "مسائل هر روزه ۲۱۴\n\nلهذا رهنمائی مطلوبست که جادهٔ محفوظ را بدانند اما تقدم دائمی\nدر خطرات است و اگر ازین ها اجتناب شود مردم بزودی پیش رفته\nنمی توانند. اکنون بهترین چیزیکه برای نوجوانان تکامل آن ضرور است\nمذاق خوب است تا که در هر موقع و مقام موافق آن حرکت\nکنند. یقیناً ممکن است که در جوانان یک حساسیت تولید کرده\nشود که در آداب کلام و دیگر امور نیز از آزردگی مردم پرهیز کلی\nنمایند و از سخنانیکه بحضور شان زده می شود و باعث رنجیدگی\nشان می شود اجتناب شود علی هذا القیاس کلامی که در مکتب و\nمجلس علماء استعمال می شود. البته متغائر انان در محفل جوانان و میدان\nبازی باید استعمال کرد بهمین نهج در بعض مقامات موافق آن باید روش گزید.\nباید بزبان افزودنی های لغات و محاورات نمود شود\nبقرار خیالات احساسات و سیرت خود باید کلام خود را رنگ و بوی\nخوب بدهیم. اکثراً «مصفیان» بنام هیچ تبدلات را در تقریر\nو تحریر روا ندارند. این مردم فراموش میکنند از صد ها\nسال لسان ما تابع تغییر بوده است: و اصطلاحات و محاوراتیکه\nاساتذه قدیم استعمال کرده اند فی زماننا ناقابل تحمل\nاست زیها قویٰ مغیره عصر حاضر زبان هم اثر می\nاندازند. و آنرا طاقت ایجاب اختراعات و ابتداعات میبخشند\nو ما سد راه آن شده نمی توانیم. نوجوانان خود را باید اجازه"}
{"book": "adl0711", "page": 220, "text": "۲۱۶ مسائل هر روزه\n\nاستعمال زبان وسیع بدهیم اشخاص معمر نیز باید ازین خط ببر دارند اگر دیگر ضرر برای حیثیت شان داشته نباشد اما جوانان را باید بمطالبات محیط شان حساس بگردانیم تا خود را بآن مطابق سازند و مانند لباس و فعل اقرار کلام ندهند بلکه تازگی جدت وقوت اظهار را برانه نمایند، باز باید نگذاریم که چنان کلمات و محاورات استعمال شود که بے معنی و شاذ و غیر مانوس و آزاده است و بعض مردم فقط ازین جهت استعمال شان مینمایند تا از دیگران مختلف گردند نه اینکه معانی آن ها موثر و متحرک است. لسان حقیقةً بدیع و با صنعت از یک نهج بلند ذهنی سرمیزند. اما کلام غریب از یک ماخذیست می بر اید عنایت تفکر را ظاهر میسازد. لهذا این را مذموم میدانیم و صنعت های ادبی را اگر موافق محیط استعمال شوند تصویب می نمایم:-\nازینجا مسئله بزرگتر تدریس طلبه در اظهار موثر شروع میشود استعمال صحیح لسان مناسب فقط یک مظهر است و حکما در تدریس اهمیت اقل دارد . یک مظهر مسئله عام از مکتوبی ظاهر می شود که یک معلم مشاهده در جماعت هشتم می نویسید."}
{"book": "adl0711", "page": 221, "text": "مسائل هر روزه\n۲۱۸\nدشواری زیادی که دربارۀ شاگردان خود میابم هنگام\nتکلم و قرائت طبیعی ساختن شانست در عصر هر ماه مشق های\nعام و تمرین های ظاهر داریم که والدین ها بآن مدعو میشوند ـ همیشه\nشاگرد ها بعضی منتخبات قرائت میکنند ، اما فیصله کرده ام که این\nعادت را ترک دهم زیرا طلبه دائماً بد وضع و آگاهل گشتۀ تصنع را\nنشان میدهند ـ آیا همه بچه ها اینچنین میباشند ؟\nایا کدام طریقه نیست که آنها را طبیعی بگردانیم در هر چیزیکه روبرو\nدیگران میکنند ؟ این یک مشاهده عام است ـ بچه هایکه\nدر میدان بازی حرکات بی اختیارانه مینمایند ـ پیش\nسامعین وضع متصنع میگیرند و متکمل مینمایند ، خاصهً پیش\nمدعوین مضطرب میگردند ـ البته باید اعتراف کنیم که همه ما یک مقدار\nام بحضور یک جمعیت میراث یافته ایم چون آنها را هدایت\nیا ضیافت نمایم ، غالباً اکثریت مردم نیز در بلوع کاملاً طبعی\nمی باشند چون در عموم نطق یا سرائیدن یا نواختن بذمه شان افتد ـ\nدر خطبۀ عمومی پیش یک مجلس رسمی ، همین تصنع واگاهلی\nدر هر اظهار در چهره جسم صوت و حرکت ارائه می شود\nآگاهدلی این امر که دیگران متوجه ، و نگرانند در عضلات\nدر آمده بنظام عصبی سرایت میکند :-\nبسا بیار بچه های خرد دیده می شوند ـ که تیلی"}
{"book": "adl0711", "page": 222, "text": "مسائل هرروزه\n۲۱۹\nآگاهدل نیستند چون پیش دیگران قرائت یا نطق کند تجربه من\nاینست که در مکتب اگر گفتگوی زیاد مجاز باشد بلکه\nترغیب مکالمه باشد . این بد وضعی و اضطراب کمتر\nمیباشد برعلیه آن .اگر در کل قرائت شان اوضاع\nرسمی معین گزیده می شود و بتکلم رواجی تشکیل تاکید\nکرده می شود آنها بهیچ موقع سهولت و طبیعت را\nاختیار نخواهند کرد . اگر بیک بچه گفته شود که از نشیمن\nخود پیش آمده پیش هم صنفان خود بوضیعت مربع\nایستاده در یک طرز ماشین وار جملاتی را بخواند که او\nحفظ کرده است این تجربه او را طبیعی نخواهد ساخت .\nدر صورت و اظهار بشره طبیعت نمی آید . تآکل وجود\nوضع سهل و معتدل نگزینید . سبیکه مردم در کدام موقع خود\nآگاه میباشند اینست که آنها دران بی تکلف نیستند.\nو بیگانگی حس میکنند اندرین احوال هرچیزشان فشار\nمیآید و همین معنائی بد وضعی و اضطراب است بعوضی\nهفته دو روز این وضعیت بد وضعی و اضطراب احتمالاً\nاز خواندن منتخبات پیش دیگران باسلوب معین بیشتر\nتولید می شود اگر یک شاگرد . هنگام قرائت مذکوری\nسد و هر رسیده می شود ، شاید این عادت نگردد"}
{"book": "adl0711", "page": 223, "text": "مسائل هر روزه\n٢٢٠\nاگر شاگرد اعتماد زیاد تر درین باره حاصل کرده نمی تواند باید از و صرف نظر شود که پیش مردم قرائت نکند:-\nعین فعل پیش آمدن رو بروی اهل مکتب برای قرائت یک رسمیت است که حیات رم و ضبط را در بسیار بچه ها تولید می نماید . اگر آنها از نشیمن های خود یک یک دو دو قطعه از نثر و نظم بخواند و اجازه داشته باشند که در وضعیت های خود طبیعی باشند . البته بی پرواه وکامل نباشند این تجربه متغلبانه نخواهد بود و باین نهج بسیا ر بچه ها هم موقع قرائت خواهند یافت بتکرار این تجربه تربیه سهولت و رعائی کلام بی تصنع صورت خواهد بست :-\nدر بعض مکاتب ما سبق های رسمی در فن بیان داده می شوند . قواعد آموخته می شوند که مقصد آنها چنین استعمال کردن آواز است ! که خیال بهترین صورت اظهار یابد . معلمان بعض اوضاع بدنی را بطلبه نشان میدهند که چنین قرائت اختیار کرده شوند . قاری باید گڑی های خود را بسته ایستاده شود-کتاب بدست راست گرفته و دست چپ بشائستگی در پہلو آویخته باشند - یک معلم که این قواعد را نشان میداد خودش یک نظم طویل را بطور نمونه قرائت کرد و مشکلاً یکبار در اثنای خواندن سوی جماعت"}
{"book": "adl0711", "page": 224, "text": "۲۲۱\nمسائل ہر روزه\n\nقوه دید تا که خیال نظم را موثر بسازد کل بیانش چنین\nمعلوم میشود که طلبه را در فکر ندارد نتیجه یک متعلم هم تعقیب\nرونه نمود و معلم در ابلاغ ناکام ماند بهمین سبب است که اکثر\nمعلمان و خطیبان ناکام میمانند چه سامعین را در فکر نمی گیرند\nکه بکدام مقامات ضیافت تنویر یا ایقاظ شان ضرور است *\nاندیشه میرود که کل نظام تکامل بیان در مکاتب حاجت احیا\nدارد۔ آموختن قواعد درباره نطق خوب با فراوت بلیغ از عبث بہتر است\nزیرا ناطق یا قاری قواعد آموخته قاعده را در دل نگاه میدارد- و\nاین در میان او و سامعین حائل میگردد - اصولات بیان که حقیقتاً\nکامیاب میشوند آنها اند که شاگرد بدون آگاهی بی بی اختیاره\nیاد میگیرد و تلفظش چون بقول یا قرائتش ایجاب و توجه می\nنمایند نشانش میدهند که این طریقه موثر است زیرا مقصد کلی\nبیان اینست که سامعین واضح بدانند و بمطابق آن عمل کنند\nاین قانون باید طرز آموختن بیان را تعین دهد منتظر یک دوره\nزندگانی عمومی از ابتدا الی انتها در تربیه خود باید آگاه باشد که\nمردم شونده چیزی را که او میگوید بفهمند حس کنند و محظوظ گردند\nیک معلم طرز طبیعی متکلم را تدریس میکند طلبه متاثر\nمی شوند چون او حکایتی بیان میکند محو استماعش میگردند\nبرای خود شان نیز همین قسم تعلیم مینماید که برای سامعین\n\nمسائل ہر روزه در تدریس\nمتوسط مکاتب *"}
{"book": "adl0711", "page": 225, "text": "مسائل هر روزه\n۲۲۴\nلحاظ داده کلام خود را مؤثر سازند - دیگر معلم خودش هم رسمیات\nاختیار میکند و طلبه خود را هم بدون آنها نمیگذارد که نطق کنند\nآنها ماشین وار گویا جمناستک مینمایند اما در فن بیان ترقی حاصل\nنمی کنند - اگر چه بنظر مسطحی برای بعض ذائین مکتب این\nطرز موخر محبوب بنماید اما تاثیر و افاده پائدار را مالک نیست\nبعض معلمان کدام قطعات نظم را برای حفظ کردن میدهند\nو طلبه خود آنرا بدون فهمیدن معانی و مطالب آن شروع\nضبط می نمایند - چون این حفظ کردن مبنی بر اصوات\nکلمات میباشد اگر بزحمت شاق حفظ هم بکنند برای\nشان ضرر مینماید - باید اقل طلبه را نظم من حیث المجموع\nنشان داده شود و از مدعای آن آگاه کرده شوند - سپس\nکلمات مشکل آنرا خوب ادرک کنند بالآخره هر قطعه آن را\nنیک بفهمند و چون از معانی کامل آن آگاهی کسب نمایند\nبحفظ آغاز کنند و در میان حفظ معلم از هر قطعه جداگانه\nبپرسد که طلبه بالفاظ خود آن را بیان نماید - تا از\nمقصد نظم خط ببرند ضمناً از ترکیب مصرعه ها هم بحث\nرانده شود که برای قافیه کلمات موخر مقدم آورده\nمی شوند !\nتا از هیچ چیز در نظم بخیر نمانند - پس برای بچه های جماعت"}
{"book": "adl0711", "page": 226, "text": "۲۲۳\nمسائل هر روزه\n\nچهارم چون حفظ کدام نثر یا نظم را شروع کنند لازم است\nکه موقعیت هر حصه آنرا نیک بدانند و از اول الی آخر نظم\nهمه اجزایش را فهمیده ضبط کردن گیرند :-\nثانیاً خیال شاعر را ببینند که چگونه آن را تکامل داده است\nبدینطریق تضیع اوقات که در حفظ کردن واقع می شود کم\nمیگردد و اهمیت معانی و ترجیع آنها بر الفاظ جاگزین دلش\nمی شود +\n\nسال چهارم عدد دهم این عکاسی مکاتبه"}
{"book": "adl0711", "page": 227, "text": "مسائل هر روزه ۲۲۴\n\nفصل نهم\n\nمیلان های اساتذه نو در تدریس\n\nمحرر چندی قبل بروسا و نظار یک صد مکتب عالی در غرب\nوسطی، مکاتب فرستادم باین ادعا که تجارب خود را با معلمان جدید بیان\nنمایند و توضیح نقاط قوی وضعیف شان را درباره کار عملی شان برسمانه\nتحریر دارند از انکه اینچنین حاصل شد مقایسه کردم بنقاط قوی وضعیف\nیکصد از معلم که یک مجلس خاص یک دارالفنون دوستی بعد از معاینه محتاط\nکشیده بود روسا و نظار شکلاً باستثنای اعلام کردند که معلم مکتب\nثانوی نو وارد از مدرسه عالیه عموماً در موقعیت کوتاهی می نمایند ازین\nجهت که او تصور کافی مقصد مکتب ثانوی ندارد چون او شروع\nمی کند بنوع کار مکتب همدردی نمی پروراند. دیگر ادراک حقیقت\nاین امر دارد که علاقه صنوف رو پا دیگر صنوف مکتب ثانوی یا عالی چه باید\nبوده نقش این است که مضمون خود را بدون اعتنا با همیت تناسب\nبرای شاگردان مکتب ثانوی پیش برد. او خیلی کم توجه بدروس"}
{"book": "adl0711", "page": 228, "text": "۲۲۵ مسائل هر روزه\n\nمکتب ثانوی داده است و قیمت های آنها را کما حقه\nنمی داند که یک پروغرام متوازن خوب برای مکتب\nعالی تشکیل کند . او هنوز بفکر تکمیل طبیعات با لسان\nقدیم یا الجبر است و دلش کاملاً از ضروریات مجموعی طلبه مکتب\nعالی عاریست *\nچنین معلمان اصرار می نمایند بتند و برینکه طلبه کار خاص\nو قز را یاد بگیرید قبل ازینکه نظر عام یک مضمون را حاصل کرده\nاند. یک مشتاق طبیعات تمام سال را بر درس روشنی یک عالم\nحیات برضفدع فاضل لسان قدیم بر صیغه های صرف خواهد کرد تا\nطلبه خام درین چیز ها اختصاص حاصل کند همین حال همه دروس\nاست چون معلم خودش از مرحله نظر عام مضمون گذشته و ضرورت\nتغورامعان در کدام مسئله خاص حس میکند او آرزومند است که\nبسر حد رفته در ملک غیر معلوم نگاه انداز و طبعاً می سنجد که چیزیکه\nبرای خودش رغبت بزرگ دارد باید برای دیگر ی همچنین باشد\nاینک باز ظاهر شد که اکثر فاجعه های درسخانه از همین بر میخیزند که\nمعلم بنقطه نظر متعلم خود را مطابق ساخته نمی تواند و نتیجه این می\nشود که شاگرد از تعلیم هیچ متاثر نمیگردد *\nهشتاد و پنج از جمله روسا و نظار یک نقص سوم بسیار\nعام را در معلمین مکتب عالی خصوصاً بیان میکنند،"}
{"book": "adl0711", "page": 229, "text": "مسائل هر روزه ۲۲۶\n\nآنها بشاگرد های خود تقریر سبک رسمی می نمایند و درین نشان ندادن از بالای سرهای شان میگذرانند درین نطقهای معین چون شاگرد ها تعقیب کرده نمی توانند. و تقدیر آن نمی کنند ملزم شان قرار می دهد و توبیخ شان می نماید که کارش توضیح حقیقت است و فریضه متعلمین جذب کردن آن . او وظیفه خود را ایفا می نماید ، چون حکمت را در پیش این نوجوانان خام منتشر میسازد! تذکرات بر یکهزار معلم که مفتشان دارالفنون نمودند، شش هفت نواقص مشترک را بیان کردند که یکی از آنها مکرراً پیش نهاد شده و آن تدریس بروح است - اسباب آن بیشمار است، اما کار خشک کتاب نصاب تنه اکثر آنست - یک نمونه استاد مصر است برینکه متن کتاب لفظاً یاد گرفته شود که اگر بسیار خوب یاد بگیرند فقط بادراک بعضاً یاد گرفته می توانند ! طلبۀ محض ترجمه لفظی کتاب را فهمیده بمعانی بالغ شد نمی توانند از یکهزار معلم یک صد و سیزده بدین طریق تعلیم بیجان می نمایند - طلبه در میان اجزای درس خود هیچ علاقه را نمی بینند و بدترین همه چیزی را که آنها ضبط می کنند دیده می شود که بموقعیت"}
{"book": "adl0711", "page": 230, "text": "۲۲۶ مسائل ہر روزه\nہائے حقیقی حیات روزمره ربطی ندارد. چنین معلمان\nکه بعض شان هیچ مقصد واضح از کار در نظر ندارند\nبغرض انضباط رسمی مغلوباً والبته اند. بغیر قوای ذہنی\nطلبه را تکامل میدهند طرز حصول این بخیال\nشان اینست که متن کتاب را بیآموزند و لفظاً\nآن را پس بدهند. اینگونه کار بزعم معلمان عادات\nرا تکامل خواهد داد که بحیات ما بعد اہمیت عظیم دارد\nیعنی خصائل التفات ثبات صعوبت (جدید و لو معلم باین\nرسمش نخواهد خواند) و استعداد کردن کار ہائیکه\nغیر مرغوب و ناگوار باشد. زحمت اکثر و قناعت در آن\nو طاعت در بجا آوردن اعمال شاقه و چون حیات یک\nمجادله طویل است در تعمیل امور منفور باید یک شاگرد\nدر خود مکتب بآن متعود گردد :\nاغلب است که ہمان معلمان جدید خصوصاً انکه در\nمکاتب عالی درس میدهند از بعض ساعت منحوس\nبری خواهند شد و رہنمایان مساعد و حماء نوجوان خواهند شد\nاگر آنها را چنین تفهیم درس بدهند که بمحیط شان بکدام\nمظهر آن تعلق حقیقی و یقینی داشته باشد و باینطریق در آن\nمضمون مهارت و غلبه کسب کنند. ده سال نگذشته"}
{"book": "adl0711", "page": 231, "text": "مسائل هر روزه ۲۲۸\nمعلمان ابتدائی در باب تدریس بطرز رسمی اینقدر مذاکرات\nشنیده اند که لا محاله از آن متاثر شده باشند. لیکن برحال معلمین\nعالی صادق نمی آید بسیاری از ایشان که ناکام می مانند ازین\nجهت است که بتدریس لفظی ماشین و تعریفی مطمئن میگردند\nیعنی محضاً بتعریف اصطلاحی اکتفا می ورزند همین سبب\nاست که در صنوف این معلمین جدید پیشرفت کار سست است و\nشاگردها مشتاق اند که بختم ساعت از جماعت بدر روند - آنها از روی\nصورت می نمایند در چهرۀ شان قلت ذهانت و تقدیر کار، ظاهر\nمیباشد آنها بهر موقع آماده شکایت میباشند- وحیات استاد را\nپر از مصیبت میگردانند و در جماعت های شان بی قناعت\nوضیق و فشار حکفرما میباشند. این نمونه معلم علاوه بر تضیع اوقات\nمکتب را نزد متعلمان منفور می سازد*\nخطای دوم که صنفشان بنهایت کثرت میگیرند از اصل کاملاً\nمختلف است اینست تنگی نظر معلمان گاهی بتفصیلات دقیق داخل\nمی شوند و شاگردها را بمسائل بزرگ مربوط دلالت نمی کنند - باز\nشاگردها غرقۀ رسمیات تعریفات و ضوابط گشته بمضمون مطلوب\nآنها بالغ نمی شوند آنها در روح مضامین مطالعه خود داخل\nنمیگردند- این نقص در تدریس ادبیات و لسان اجنبی زیادتر\nملاحظه می شود اگرچه در تاریخ وغیره هم مشاهده میگردد\nمسائل هر روزه در مدارس مخصوص مکاتب"}
{"book": "adl0711", "page": 232, "text": "مسائل هر روزه\n۲۲۹\n\nدرین دروس که اینقدر از رغبت های بشری مملو اند\nمعلم جدید شاگرد ها را براه غیار پر محدود ساخته بر بلندی های\nنشان نمی یابد و تا مناظر نواح را تماشا کنند *\nالبته این نقص مقدماً منسوب است باینکه معلم تقدیر\nوسیع و صمیم دروس خود کما ینبغی ندارد. او پوست علم را خورده\nمغز حقیقی آن ذائقه بژده است او زبان را یک مجموعه\nاشکال لفظی میداند که این قواعد صرف و نحو و بیان بیکدیگر\nمربوط اند - او خیال میکند که این قواعد بذات خود یک\nقیمت قطعی دارند تاریخ نزدش انقدر داستان حیات\nبشری نیست که یک فهرست نامها و جداول تاریخ\nاست . ادبیات برای چنین معلم مقدماً یک تصویر موقعیت\nهای مادی حیات بشری نیست این در اصولات صرف\nو نحو و بیان یک کتاب مشق و تمرین است *\nبعض معلمان منظر وسیع این اشیاء برای خود یافته\nاند اما هنگام تدریس آن را ترک داده بقواعد و ضوابط\nو تواریخ و اسما و تعریفات همه تن مشغول میگردند *\nثانی در فهرست ناقلیت ها میاید علم غیر صحیح که بسیار\nتر در تدریس لسان اجنبی و تاریخ یافته می شود . بعض\nاوقات معلم در لسان اجنبی درس میدهد و خودش به ان"}
{"book": "adl0711", "page": 233, "text": "مسائل هر روزه ۲۳۰\n\nکتاب آنکه در مکتب خوانده است نه بیرون تکلم بآن کرده\nاست نه مطالعه آن نموده است. و بصورت جدی موقع\nاستعمال آن نیافته است نه در ان فکر بکثرت اوّل\nنموده است. یا خیالی را درین تعبیر کرده است\nنتیجه اکثر خصائص لطیف ذاتی آن لسان و علامات\nفارقه آن از دیگر السنه بتدریس شامل نمی شوند. و لسان\nاجنبی ماشین وار متضج میگردد *\nچیزیکه در تجربه هم ونفسی معلم نیامده باشد و آن را در\nتطبیق به محیطش قیمت دار نیافته باشد بوقت تدریس خشک\nبیحس و عبث خواهد گشت، دماغ انسان چنان متشکل است که\nفقط در ان موقعیت ها موثرانه کار خواهد کرد که عدم موثریت\nبرایش زحمت برساند اگر نتائج مساعیش معتنا بها نباشند و\nمردم بر وای صحت و کمال آن مساعی ندارند او کوشش نخواهد\nکرد که در ان کار دقیق و فعال گردد. پس معلمان باید\nهنگام تحصیل لسان اجنبی در چنان مواقع گذاشته شوند\nکه دقاقست و صحت مطلق را از تجربه تلخ خود بیاموزند سپس\nمتعلمان را تدریس لسان اجنبی بهمان طریقی نفسی بدهند *\nمفتش های مذکوره اکثراً بیان یک نقص را مینمایند.\nکه روسا و نظار مکاتب بسیار عام و و خیمش می پندارند\n\nمساعی پر از دقت و تمرکز کار محمود نیست"}
{"book": "adl0711", "page": 234, "text": "۲۳۱ مسائل هر روزه\nاین تذکرات ظاهر میکند که بسیار معلمان در گرفتن کارے\nاز شاگردان شان ناکام می مانند. \"معلم از حد زیاد\nعیان است\" همه \"تکلم را او مینماید\" \"همه آلات را او\nاستعمال میکند\"، \" شاگردی را میگوید که یک سوال حل کند\nپس خودش حل میکند\" همه امثله را خودش ترسیم می نماید. وغیره\nنقص درین کار این است که طلبه ایجاب و ارجاع بر درس\nخودے ورزند و آن را از خود نمی انگارند- طلبه ابتدائی و\nعالی هر دو اینقدر تجربه داشته می باشند که دروس خود را بنظامات\nتفکر و عمل سابقاً قایم شدگی خود تطبیق بدهند. لهذا باید\nاکثر دروس خود در جماعت خود شان حل کنند آنها یک علل\nطبیعات را ادراک کرده نمی تواند تا که خودشان برای\nاجرای آن همه آلات را خودشان ترتیب ندهند ورنه از\nمنظریکه از آن تجربه پیدای شود بیخبر می مانند :\nپس این تدریسیکه معلم گفته برود و متعلمان روز بروز در\nنشین های خود محض نشسته باشند بسیار بیکار است مقصد\nغائی در تدریس طبیعات یا دیگر سائنس در مکتب عالی\nوغیره باید البته این باشند که شاگرد مظاهری را تاویل کرده\nبتواند که بیرون مکتب واقع می شوند. باید او دلالت کرده شود بدین\nاینکه واقعات تتنوع بی انتها دورش اند و عقب آنها قوانین واصولاً"}
{"book": "adl0711", "page": 235, "text": "مسائل هر روزه\n۲۳۲\n\nبزرگی است که حقیقۀ عالم را بسیط میسازند و بدینطریق دران\nمظاهریکه متوحش می سازد او توازن ثبات و اعتماد خود را نگاه\nمیدارد . لیکن این مقصد حاصل نمی شد اگر متعلم محض\nتماشابین باشد در اطاق یا طبیعاتخانه و در تولید و تعبیر واقعات\nفعالیت نفسی داشته نباشد +\nیقیناً معقول خیال است اینکه معلم فوق آنست که از شجاعاً\nمناسب را از تدریس خود پیدا کند و بداند که چگونه طلبه بتعلیم\nاو ایجاب نمایند در ساعت خود تدریس خود کرده برود اما چون\nحس کند که طلبه اعتماد نمودند که بتمام وقت خودش درس داده\nخواهد رفت همان لحظه از آن ها سوالات پرسیده فعال\nنشان بگرداند ـ این را قانون احساسی تدریس میتوان\nگفت ! که تعلیم موفق نمیشود ما دامیکه طلبه بمضمون\nدرس وضع متحرک داشته نباشد فلذا باید فعالیت نفسی شان\nاقامه شود و در تدریس لسان و دیگر مضامین خود شان مواد\nرا بهم آرند که یاد میگیرند +\nحقیقۀ این بسیار اهمیت ندارد ایا معلم سوالی میپرسد\nکه جوابش بلی یا نه باشد که هوی علم التعلیم است . بشرطیکه\nسبک تدریس رو مجموعاً طلبه را بایجاب و از شجاع بیارد\nو جماعت از درس شان غافل نگردد بلکه خود در حل"}
{"book": "adl0711", "page": 236, "text": "مسائل هر روزه\n۲۳۳\n\nکردن مشکلات اماده باشند، تحریر یک معلم معرفتة الارض را\nدیده است که کرتی کشیده بدست های درشت و غیر نظیف در\nجای تعلیم میداد که اشیا و آلات همه دور او جمع بود و نقشه ها\nآویزان در پرسیدن سوالات لا و نعم بعض قواعد علم التعلیم\nرا بقتل میرسانید اما معلوم کردم که شاگردها معرفتة\nالارض را یاد میگرفتند، محض الفاظ را و تدریس او نهایت موثرانه\nبود . مطلب خود همین است نه قواعد تعلیم *\nمعلم باید بیطرف نباشد . بعض معلمان بجز پرسیدن\nسوالات در جماعت دیگر کار نمیکنند و خیال شان\nاین است که کل کار جماعت خود بکند آنها از سوالات\nگویا طلبه را آزار میدهند و خود هیچ چیزی نوشان\nنشان می دهد این قاعده را در مکاتب ابتدائی و عالی علی السویه\nادامه میکنند حالانکه طلبه کلانشان چون تجارب زیاد حاصل\nکرده می باشند حاجت ندارد که از ایشان متواتراً\nسوالاتی پرسیده شود که از طلبه خردسال ضرور است . پس معلم\nباید که از طلبه کلان چیزی نپرسد چون بداند که بسبب\nمشاهدات سابقه خود آنها درس نو را ادراک کرده اند، در این\nاز لب و لهجه نی بلکه از بشره و چهره و وضع متعلمان می شود و\nمعلم متجرب فوراً فهمد که طلبه مضمون را دانسته اند *"}
{"book": "adl0711", "page": 237, "text": "مسائل هرروزه ۲۳۴\n\nباید معلمان فن گفتن خوب را حاصل کنند. علم التعليم\nهربرتی درین باره جزم کرده است که نسبت بتقرير موثر پرسیدن\nسوالات را ترغیب داده است یک معلم راسخ تاریخ در باره\nهرسوال آن جذبه ظاهر خواهد کرد گاهی پسندیدگی و گاهی رنجیدگی\nرا ارائه داده طلبه را برای رهنمائی خودشان واقعات بطرز\nحمیت بیان کرده بجوش خواهد آورد و این از پرسیدن سوالات حاصل\nنمی شود. در مکتب ها بسیار چیزها تدریس می شود که برزندگانی\nحقیقی شان اثری اندازد حتی اگر آنها اصولی را درک کنند\nکه مقصود اند در اوضاع شان تاثیر عمیق نمی شود در تحریکات\nو جذبات شان نقش نمی افتد :\nاین از شخصیت معلم حاصل می شود. اگر عقائدش در عمل\nمتشکل گشته اند بطریقی های لطیف از میان صوت وصورت ظاهر\nشده موجب تقلید شاگردها خواهند گردید اکثراً گفته می شود که معلم حقی\nندارد بر واقعات تدریس تاویلات خود بنهد و طلبه بداند که او\nمتحبس شده است این یقیناً نظریه غلط وظیفه معلم است باید\nمعلم چیزی را که خودش بتطابق صحیح و راست دریافته است\nبرگوشهوش خود طلبه را برای اختیار آن بیارد اما در چیزیکه اشتباه\nدارد طلبه را بتجربه و دلائل خودشان بگذارد. معلمی که عزم\nنموده است چیزی را بطلبه نگوید و هر چیزی را از آنها برآرد"}
{"book": "adl0711", "page": 238, "text": "مسائل هر روزه\n۲۳۵\n\nهرچند کامل و هنرمند باشد خاصتهً در معاملهٔ طلبه کلان\nسال، نصف معلم گفته می شود معلمی طلبه را بعض\nچیز ها میگوید که در خانه خود شان یاد گرفته و از دیگران\nپرسیده بیایند و خودش هیچ چیز ارائه نمی کند بجز اینکه\nسوالات بپرسد و اگر جواب ندهند ناکام نشان میسازد. او وظیفه\nخود نمی شناسد باید وقت کند که چرا جواب صحیح نمی دهند و دران\nامداد نشان نماید تا جواب صحیح بدهند این کار ممتحن است که محض\nجواب را ببیند و در پی صحت آن نگردد کار معلم این است که بطرز\nموثر و مقتصد ترین بطلبه نو علم جدید بیاموزاند و درین عمل\nمعلم جرمنی از همه زیادتر سبقت برده است او بطلبه مدد میکند که\nعلم نو را صحیحاً وبدون تضیع اوقات یاد بگیرند و فقط کار مشق را\nبخود طلبه وا میگذار د یا بدیگری که ازو یاد بگیرند البته یک شخص هم\nهر دو کار را کر ده می تواند اگر معلمان فقط بپرسیدن سوالات و\nشنیدن اسباق اکتفا ورزند و متعلمانی را بگذارند که از دیگران\nاستمداد کر ده جواب بگویند چنانچه نتیجه بمشاهده پیوسته است با وجود\nمحنت سالها در تعلیم خیلی کم ترقی مرعی نمایند *\nمعلمان جدید اکثراً این کوتاهی نمایند که قواعد رسمی را بر اکثر\nاحوال حاوی میسازند حالانکه موجبات صحیح موجود نمیباشند مثلاً\nیک معلمی می خواهد که شاگرد ها هنگام قرائت ایستاده بخوانند و تا\n\nمسائل هر روزه در تدریس طلبه کلان سن و غایت"}
{"book": "adl0711", "page": 239, "text": "مسائل هر روزه\t۲۳۴\nاین درجه شدت میگیرد که اگر کلمه واحد هم کسے بگوید باید ایستاده\nبگوید حالانکه غیر از تضیع اوقات درین تاکید چیزی منصور نیست\nبلکه بعض اوقات طلبه ازین سخت گیری ممانعت شروع\nمیکنند. بیشک حالاتی است که دران باید طلبه ایستاده\nبخوانند. اگر جماعت کلان باشد کسانیکه از متعلم خواننده\nدور نشسته اند کاملاً متوجه شده نمے توانند تا او را\nبچشم نه بیند و نشنوند. دیگر اینکه چون یک جماعت از\nمدتی نشسته است یک منفعت او حیاقی در ایستادن است\nنیز اگر متعلمی یک مدت چیزی گفتن دارد بلاشبه او بر خود\nبهتر قبضه می نماید و یا قوت تر گفته می تواند اگر برخاسته\nبگوید اما وقت بیش بها ضایع می شود چون شاگردها متواتراً\nبیک دو کلمه جواب جیده و خیز زده بروند. ازین وضع\nدر خود قرائت یک خفت رخ می نهد چون جماعت خورد\nباشد و معلم بهمه شاگردان خیلی نزدیک باشد از طریق\nغیر رسمی قرائت روح بهتر تولید می شود و از مجبور کردن به برخاستن\nیک گونه بیگانگی مابین معلم و متعلمان پیدا می شود باز اگر شاگردها\nدر نیم دائره نشسته اند و یکدیگر را دیده می توانند بهتر است\nکه نشسته بخوانند بنزیک شاگرد کندل که از برخاستن فشار\nمحسوس می کند خوبتر قرائت خواهد کرد اگر نشسته بخواند"}
{"book": "adl0711", "page": 240, "text": "۲۳۷\nمسائل هر روزهٔ\nمفتش‌ها نیز ناظر‌ها و رئیس‌ها در اکثر معلمان نو قلت اقتدار\nرا کوتاهی فجیم میدانند اکثر آنها \"دعوت و اعتماد شاگردان‌شان\nرا بدست آورده نمی‌توانند\"، \"آنها خوب انضباط کرده نمی‌\nتوانند\"، \"در درس خانه‌های شان بسیار وقت در بی‌نظمی\nمیباشند\"، شاگرد‌ها تعقیب رضای شیرین خودشان را می‌نمایند\n\"در دل‌های شان کار جدی مکتب چیز آشکارترین نمی‌باشد\"\nآنها بشوخی آماده میباشند - \" بمطالعه نمیگرایند بلکه وقت\nقیمت دار را بعبث و بشرارت بر باد میکنند\" - و هكذا\nالی ماشاء +\nمعلمائیکه در باره شان بیانات داده شد رفع نقص خود را\nکرده بتوانستند زیرا اعتماد نفس نداشتند - آنها شجاعت کافی\nرا ابراز کرده نتوانستند تا روح شرارت را فرو بکنند که در سینه‌های\nطلبہ جوش میزد یا آنها درین تصور طلبہ کابل بودند که ازان‌ها\nچه متوقع میباشند یا بعضی خصائل خصوصی داشتند که بر علیه\nشان اثر انداختند . در بعض حالات آنها قلت قوت\nجسمانی داشتند که برای درسخانه لازم است و این امر\nاز صورت و وجوه شان مکشف بود - غالباً شدیدترین\nنقائص معلم شخصیت ضعیف است - شاگرد‌ها در مکتب\nمی آیند و میلانها با خود می‌آرند که ضرورت معاوضه آنها\n\nمسائل هر روزه در مدارس ملکیه مکاتب"}
{"book": "adl0711", "page": 241, "text": "مسائل هر روزه ۲۳۸\n\nیا دیگر رعیت های چون اندرون مکتب میباشند محرکات\nجبلی براهنه بحاذ آمدن می جوئید. و یک قوتی مطلوب\nاست که متداوماً عمل کرده، بخاموشی اما بیقین تسکین\nآن محرکات بنمایند اکنون این قوت که باید بی غوغایی\nخلل اما با وجود آن موفقانه اثر اندازد، شخصیت معلم\nاست این بعض اقسام روش را تائید و دیگر انواع آن\nرا تذمیم خواهد کرد و چیزیکه یک معلم مقتدر ملطفت می\nنگرد. در خیال احساس و عمل شاگرد خواهد بالید و چیزی\nرا او بملامت می بیند در منابع سیرت متعلم ساکن\nافتاده خواهد ماند. این یقینی است که اگر شخصیت معلم\nاز شاگردهایش زیادتر متحرک و قوی نیست آن ها راه\nخود را گرفته براست یا غلط خواهند رفت *\nبمقایسه معلم الکن وسست، دیگریست که همه اوضاع\nبا شاگردان مداخله و مزاحمت مینماید. عموماً در حق\nضعیفان و خاطئان او هجو و طعنه می گوید نذریقه از کوتاهی\nهای شان در میگذرد و یکمتر از ایفای کل عهد گاهی\nرضامند نمی شود. یک متعلم کم دل جوابش مینماید اما\nزیر تیر باران تنقیدش مضطرب شده پس پا می شود\nدرینصورت مناسبات در بین معلم و متعلمان کشیده"}
{"book": "adl0711", "page": 242, "text": "۲۳۹\nمسائل هر روزۀ\n\nمی ماند. و شاگرد ها دائماً در توقع رنجیدگی میمانند دکار\nپیشرفت نمی نماید *\nبعضی اوقات معلمان خیال می پرورانند که باید -\n”از حیات باشند، و در جماعت بسیار کار باشد و بزودی\nسرانجام داده شود و طلبه سرعت را شعار خود سازند\nچه در هر فعالیت حیات آهسیت مرهمین راست معلم\nدر کار خود بیتاب است و گفته میرود که زود شوید\nیک دقیقه بس است چرا دیر میکنید آن سوال آسان\nاست باید فوراً حلش نمایند *\nاگر متعلّمی سوال حساب را حل میکند معلم بسرش رسیده چیزی\nمی افشاند و حلش مختل میگردد *\nبرای معلم خودداری و ضبط نفس لازم است، باید صبر\nکرد تا متعلم جواب را بفکر آرد. اگر انتظار کرده نمی تواند\nتدریس کرده نمی تواند چون متعلم در میان کار خود متوحش است\nکه حالا معلم مداخله خواهد کرد این اندیشه بیمارانه بر نمو\nدماغی و جذباتي اثر مهلک می اندازد طلبه را اشتعال\nآزار و دل شکنی می دهد . باید معلم از چهره طلبه بشناسد\nکه کسی مددش را محتاج خواهد شد آنگاه پیش آید\nورنه بگذارد خود سوالش را کاملاً حل نماید *"}
{"book": "adl0711", "page": 243, "text": "مسائل هر روزۀ\n۲۴۰\nظرافت در سمانه، نزد بعض اثر نافع دارد و اگر بر\nمواقع مناسب استعمال شود مناسبات معلم و متعلمان\nرا خوش گوار میسازد محرر این سطور قریباً از میان\nبست کتاب بر علم التعلیم گذشت اما کلمه ظرافت\nرا در یکی از آن ها نخواند ـ در سه کتابیکه حاضراً\nتصنیف شده اگرچه بیان مستقیم درباره قیمت ظرافت\nنبود اما اعتراف عام شده است که بواسطه این طلبه\nمنضبط می شوند ـ غالباً در کتاب های تعلیمی آینده\nفصول بر مذاکره روحیات مطائبت متوقف خواهد شد\nکه چگونه خدمت فوق العاده مینمایند تا درس خانه سلیم\nشادمان و راغب بماند معلمی با طبع ظرافت بسیار مسائل\nشکل انضباط را حل کرده می تواند و معلمی بدون\nآن کاملاً ناکام می ماند ـ غلطی های درس خانۀ علی السویه\nراجع بکار دماغی و سیرت اکثراً از اختیار کردن وضع\nظریفانه نسبت به فاجعانه خوبتر ارتفاع مییابد ـ نیز در\nضیق و فشار حیات حاضره اطفال استراحت می\nطلبند که ظرافت حقیقتهً خوب می بخشد معلم ها\nباید عادت کنند تا تجارب بسیاری را که یک شکل\nشادمانی بدهند که بدیگر صورت آن ها آزار ده"}
{"book": "adl0711", "page": 244, "text": "اسم ۲\nمسائل هر روزه\n\nمیباشند. نزاع اکثراً از وضع سنگین متین و خشمناک معلم\nشدیدتر میگردد. مطائبه فشار عصبی راست میکند.\nو احساسات خوب را بعمل میآرد بعد از جذبات قهر و\nرنجیدگی هیچ چیز برابر مطائبه تعدیل مزاج را بزودی\nتولید کرده نمی تواند . ایا طبع مطائبه اکتساب می شود؟\nروحیات حاضر تا حال فیصله نکرده است اما درین گفتن\nضلالت نخواهد بود که یک معلم باید نزدیک خود یک کتاب ظرافت\nداشته باشد که بیک وضع کاملاً سالم پهلوی ظریفانه حیات را پیش\nمیکند در ده سال گذشته بسی کتب مطائبه نوشته شده اند\nباید بعد از رنجیدگی در جماعت معلم آنرا مطالعه کند وطرف\nخنده را بگیرد غم را تبسم و خشم را بمطائبه مبدل سازد زیرا اگر\nجانب اندوه را غلبه دهد. و امید خوبی را بیاس متغیر سازد امور\nهنوز تیره و تاریک تر می شوند *\n\nیک معلم دائماً شاگرد های خود را زجر و توبیخ میکند و گلابی\nتبسم برویش دور نخورده ، اگرچه متعلمان خورد عموماً پروای پیشیرو\nرا ندارند اما ازین معلم رنجیده اند. و خودش هم خوش نیست .\nهمراه این معلم دیگری را دیدم که نهایت بلند دماغ و سینه زور\nاست وی خواهد که طلبه را بشدت پیش ببرد ، اما یک وصف\nمتلافی دارد که نقائص دیگرش را غائب و زائل میسازد . اکثر"}
{"book": "adl0711", "page": 245, "text": "مسائل هر روزه\n۲۴۲\n\nچیزهائیکه در مکتب واقع می شود، او مزاح آن بلا ادیبه یا طلبه\nدر مطابقه مشارکت می ورزد، و در عمارت مکتب خنده\nاو باشاگردان شنیده می شود. شاگردان بسیار مشتاق\nرویند. واگرچه از استبداد خود بعض شان را از اطمینان قلب محروم\nمیسازد، وخواب شانرا امیرباید اگر در کار غفلت یا کسالت نمایند\nاما او بایشان خنده می کند و آنها حس میکنند که او انسانیت\nدارد. مردمیکه باهم خنده میکنند مدتی نمی گذرد که حیات\nتندشان بهمدیگر نرمی اختیار می نمایند این معلم بسیار\nزحمت کش است، لیکن قابلیت دین امریکه گلها اغماض\nکرده می تواند ومزاح را پیشه میگیرد. او را از نتیجه زیادت\nکار که خرابی صحت وافتادگی طبیعت می باشد نجات میدهد\nاهل تجربه میگویند که سلامت نفس ونوازن قلب ضرورت\nدارند. که در استقرار نظام عصباتی تغییر واخر واقع شود، و در\nحالیکه برای این تغییر متواتر دیگر طریقه هاست مزاح یکی از\nساده ترین ، سلیم ترین ، گوارا ترین ، ارزان ترین ، موثر\nترین طریقه هاست که تامین آن کرده می تواند *"}
{"book": "adl0711", "page": 246, "text": "مسائل هر روزه\n۲۴۳\n\nفصل دهم\nتعلیم دخترها\n\nپانزده سال گذشت که بسیار کم مردم چیزی در باب منوما نی\nمیدانستند که یک شهر کوچک در علاقه وسکانس است ، امروز هر شخصیکه\nدر ترقی تعلیمی راغب است. راجع بآن خبر دارد. اکثر معلمین امریکائی\nدائماً جویای احوال انش مینمایند و چون یکی بانگلستان، فرانس ، یا\nجرمنی میرود، درباره ترقیات جای مذکور ازو استفساری شود\nاکثر قائدان در تقدمات تعلیمی و اجتماعی از هر حصه عالم این موضع را\nملاحظه مینمایند و بچشم خود می بیند ایا نظریات تربیه این موقفانه است\nآن روز مستثنی خواهد بود که سیاحان ممتاز بالسنه مختلف گویا پیغام\nهای تعلیمی درین جا نیارند. چیزیکه جلب عالم را می نمایند اینست که\n”ایا این موسسه مضبوط، فی الحقیقت در امور تعلیم و تربیه مسائل\nقابل عمل و موثرانه خاصه در تربیه دختر ها ایرائه میدهد.“\nزیارت های که به منومانی نموده می شود بهم چنان جذبیات یک"}
{"book": "adl0711", "page": 247, "text": "مسائل هر روزه ۲۴۴\nصد ساله قبل را بیاد میدهد - چون پتالوزی در اطالیه اصولی\nرا توضیح میداد که بچه‌ها بعوض آموختن الفاظ باید در کل تعلیم‌شان باشیای\nواقعی معاملت نمایند این تفکر بسیار و نیز اصطلاحات مهم را که فروبل در کپل‌ها\nترویج داد یعنے شاگرد بجای تقلید محض معلم باید در کل کار خود فعال نفسے\nباشد این یکبار دیگر تفکر میدهد در ملک خودمان کار عصر گردانے را\nکه پنجاه سال پیش شیلڈن در روس ویگو ، و پارکر در کونسی\nجاری کرد ۔ هر یک ازین مواضع در بوم خود مکه مصلحان تعلیمی\nبود و هر کدامی بدرجه مهم بترقی تعلیمی اشتراک ورزیده\nبعض طرز‌های نهایت قیمت دار عالی امروزه درین\nمقامات آزمایشی اولا عملاً آزموده شدند - آن حصه\nکار که در \"موسسہ مضبوط\" جلب توجہ مے نماید ، دوره\nخانه ساز است دوره های تربیه در صنعت‌های دستی و فن\nخانگی برای انان اند که این شعبات را تدریس کردن مے\nخواهند ، لیکن دوره در خانه سازی برای آن دخترانی\nمقصود است که هیچ مقصد معلمی را ندارند و فقط\nدر این راغب اند که مسائل خانه را فناً مطالعه کنند - دروسیکه\nدرین دائره تعقیب مے شوند راساً بیکے یا دیگر منظر\nحیات خانگی علاقه دارند ولو برخی توجہ بہمچنین\nمطالعات هم داده مے شود مانند تاریخ و ادبیات"}
{"book": "adl0711", "page": 248, "text": "۲۴۵\nمسائل ہر روزه\nاما فهرست دروسی که در دوره خانه ساز است، برای\nیک دختری عجیب معلوم خواهد شد که در مکتب عالی مروج\nتعقیب دوره های رسمی را می نماید. درین دوره هیچ اله\nاجنبی نیست و ریاضیات فقط این قدر که بمسايل حیات\nخانگی مادیاً اطلاق دارد نیز هیچ دوره های مقرره در\nسائینس نیست و أُو کار بسیار زیاد در اطلاق سائینس\nاست بمسايل غذا حفظ الصحة وصفای صحییه وغیره *\nدر دوره خانه ساز، توجه مقدم داده می شود بمذاکره\nمسائل عملی راجع به اغذیه اجناس غذا قیمت های تعذیه\nو بازاری نشان خبرگیری و نگهداشت آنها اغذیه که برای\nاشخاص مختلف السنین والمشاغل مساعداند طریقه های\nتیار کردن اجناس غذا برای اشخاص در صحت و در مرض\nو طرز های بهترین چیدن اطعمه بدستر خوان وغیره . ثانیاً\nدخترها اموری را مطالعه می نمایند که تعلق بمنسوخات\nساختن البسه و اشیای دارد که برای زینت وجود مستعمل\nاند. باز مضامین است که بر مسائل تهییه سامان و آرایش\nخانه بحث میراند . ضروریات اشخاص مختلف الاستطاعت\nدائماً زیر نظر می باشند . تا که یک دختر آموخته\nبتواند که بموافق مبالغ حاضره اش خانه خود را"}
{"book": "adl0711", "page": 249, "text": "مسائل هر روزه ۲۴۶\n\nکشفدار ساخته بتواند - یاد تعلیم داده می شود- در بارۀ طریقۀ مناسبیکه بآن خریده بتواند چیزیکه در اقامۀ یک خانه لازم است موازنۀ مصارف برای مطالب مختلف در خانه و طرزهای موفقتانۀ حساب و کتاب در تنبیۀ کار و بار خانگی - او مطالعه میکند ، مناسبات خانه های منفرده را با جمیعت او معلوم می نمایند . که کدام جمعیت های محلی یا عمومی علاقه بخانه دارند - و روش این چه باید با موسسه هائیکه بچیز صنعتی ، اخلاقی ، معنوی اعضاییش تعلق ندارد +\nآخراً هر دختر دور های را تعقیب می نماید - که بطرزهای مناسب خبرگیری اولاد راجع است و با عضای عائله چون آنها بیمار باشند یا در حالت افاقه اند مرض باشند - او طرزهای بهترین دایه گری خانگی را میاموزد - در حوادث عادی چه باید کرد، استعمال اشیای ضد عفونت طریقۀ های موثر صحیۀ خانه وغیره از ین جهت که این مضامین عملی مبنی بر اساس محفوظ شونده از طلبه مطلوب است که علومی را بخواند بر آنها آن مضامین بنا یافته اند یعنی علم کیمیا طبیعات علم جراثیم ، روحیات ، و مطالعۀ طفل اما این علوم از دیگر مکاتب عالی مختلفاً پیش کرده می شوند بر محض علم اصطلاحی آن ها تاکید کرده نمی شود . چیزیکه"}
{"book": "adl0711", "page": 250, "text": "۲۴۷\nمسائل هر روزه\n\nغرض غائی است، مهارت آن اصولات اساسی است که \nبنهایت مستقیمیت بر مسائل واقعی حیات عائد اند. دران \nموسسه یک فضای خانگی است. دخترها مشارکت \nمی ورزند در فعالیت های واقعی که دران شریک شدن \nمفید خواهد بود. چون انها بخانه های پدران شان \nبرگردند یا خانه های خود را قایم سازند. فضای مکتب عالی \nعلمی است اکثر احفظ کردن محض بکار آن هیچ یا کم تعلق \nدارد باحوال واقعی خانه یا دفتر یا دکان یا مخزن یا کشتزار \nاهل مکتب گفته اند که این بهترین نقشه است زیرا \nاین مضامین قیمت دارد خواهد بود بهر متعلمیکه اخراً او \nاداره یک خانه، یک مخزن، یک دفتر یک کشتزار را بدست \nگیرد یا نه دلیل این آورده می شود که چون مضامین \nدرس داده میشوند بدون حواله با طلاق عملی شان \nانها دماغ متعلم را تنبیه خواهند کرد، و او میتواند \nکه بعد تنبیه خود را اگرچه علم خود را نه بخرچ آرد در هر موقعیتیکه \nدر بلوغ نهاده شود.\n\nمردم مشاهد کار و باری، و نیز متعلمان طبیعت بشری \nاین مسئله را ترک داده اند که مقصد تعلیم باید تربیه \nدماغی باشد بدون لحاظ ضروریات محققه ایکه یک فرد در"}
{"book": "adl0711", "page": 251, "text": "مسائل هر روزه ۲۴۸\n\nحیات حقیقی دارد. مردم در دنیا مینگرند و می بیند\nاشخاص را که از دورهٔ طویل مکتب مروج در مضامین\nگذشته اند که چنان پیش شده اند که هیچ مناسبت\nبمسائل هر روزه حیات ندارند، و این دیده شده است\nکه این مردم معمولاً بی‌کس می‌مانند در کدام موقعیت\nعملی، تا وقتیکه از تجربه واقعی یاد نگیرند که خود ها را\nچگونه بآن تطبیق دهند. اکثراً آنها عملاً از سر نو شروع\nکردن دارند و مهارت کسب کردنی دارند. در هر چیزی که\nدر حیات واقعی دو چار شان می شود. یک\nشخص غیر متعصب خیلی این چنین مردم را از میان\nآشنایان خود یافته می‌تـواند. و این اصول خاصّهٔ\nبخانه قابل اطلاق است متعلمان این معامله از مدتی میگفته\nاند که مطالعات رسمی در مکاتب عالیه چنانکه تدریس می‌شوند\nکافیاً یک دختر را آماده نمی‌سازند که در حیات خانگی خود\nخوشحال و موفق باشد، اگر چه درین شک کرده نمی\nشود که آن ها یک قیمت ذهن دارند. و مفید خواهند\nبود برای دخترانیکه بمعاملات حیات نه رغبت\nدارند نه ضرورت اشتغال عموماً مشاهده شده\nاست که دخترانیکه از مکاتب عالیه شهادت نامه"}
{"book": "adl0711", "page": 252, "text": "مسائل هر روزه ۲۴۹\n\nمیگیرند خوب گذران اعلی مینمایند . اگر خانه دار ی\nرا ترک داده بتدریس کتابتی و مانند آن پیشه میگیرند\n(موسسه مضبوط) یک مظهر مادی بے اطمینانی\nتاریست باثر مضامین رواجی مطالعه برغبت وقابلیت\nدختر در خانه :\nاین باید یاد داشت که در ماضی تربیه مکاتب عالیه\nاین غرض داشت انضباط بنام قوای ذهنی را مکمل\nسازد . نه طرف موقعیت های عملی را بگیرد . بنبر چنان\nنظام یک دختر چیزیرا که حاصل میکند بمسا ئل\nحقیقی جهان عائد شناخته نمی تواند - مثلاً یک دختر نصف\nوقت خود را در مکتب عالی بلسان اجنبی و مطالعات\nصرف و نحو صرف میکند و معما فیه نمی فهمد که چگونه یک\nطفل بنهایت سرعت در اظهار تقریری و تحریری تکامل\nپیدا میکند او یاد میگیرد اسمای مصنفان را تاریخ\nهای تولد و فوت شان را نامهای کتاب های\nشانرا و اوصاف اسبک و آسایب شان را که در\nکتاب نصاب مندرج اند . و هنوز احتمال دارد که\nاو حکایتی گفته نتواند بیک بچه که در ان دلچسپی بیاید\nیا مدو ببیند یا استعمال کرده نتواند ، محاورات"}
{"book": "adl0711", "page": 253, "text": "مسائل ہر روزہ\n۲۵۰\nخوشگوار و موثر را چون با اطفال یا ہمسایگان خود مصاحبت\nنماید ! ہر شخصیکه چشمهایش را وا دارد و عقائد سابق در\nچنان امور ندارد ، زنانی را مشاهد کرده می تواند که در\nشعبات عالیه ریاضی مہارت دارند اما در خانه های خودشان\nصحیحاً حسابات را نگاه کرده نمی توانند و بسیار مسائل\nعملی مانی را موفقانه حل کرده نمی توانند ۔ کہ بآنہا\nہر روز تعلق دارند باز نسبت بقاعده این استثناست\nکہ دختر ہا بسیار تواریخ و اسما ء تواریخ آموخته حقیقةً بغربت\nہائے سیاسی و اجتماعی حاضر را چنان بفهمند کہ\nبمعقولیت در ان تکلم کرده بتوانند یا در قیام حکومت سلیم\nدر جمعیت ہائے مداخله کرده بتوانند کہ در آن ہا بود و\nباش دارند ۔ زشک کننده این موقعیت را در جمعیت\nخود مطالعه نماید و ملاحظه کننده کہ آیا زنانیکه حقیقةً\n’ چیز ہا میکنند‘ بطرز بہترین من حیث خانگی یا\nاجتماعی و آنانکه از زندگانی بہترین استفاده می نمایند\nآیا آنانند که مبلغ زیاد ترین تعلیم رواجی حاصل\nکرده اند ۔ البتہ مسلم خواهد بود، کہ تربیہ رسمی از ہیچ\nچیز بهتر است ۔ بس بہتر لیکن این ہرگز مطلب\nنیست ۔ ہیچ دلیلی نیست کہ چرا تعلیم بضروریات"}
{"book": "adl0711", "page": 254, "text": "۲۵۱\nمسائل هر روزه\nزمانه تطبیق داده نشود . بهیچ وجهی نیست که چرا این\nدوام کند دور از مسائل واقعی که دو چار زنان می شود\nو آنها را حل کردن دارد تا که خود نشان استفاده زیاد\nترین از حیات بکند و کسانی را بر آن ها متوکلند مستفید\nکرده نتوانند*\nضمناً میتوان بیان کرد که دفتر های منومانی و همچنان\nمکاتب نسبت بکار خود وضع مختلف دارند از اکثریت دختر\nاینکه بنام دور های (تربیه) را تعقیب می نمایند. اکثر دختر\nهای مطالعه کننده لسان اجنبی ریاضی، سائینس، فننی\nتاریخ و ادبیات رسمی در مکاتب عالیه معمولاً درباره\nکار خود بسیار حمیت ندارد ـ او در مهارت آن جُهد نخواهد\nورزید اگر از تمنای حصول شهادت نامه تحریک\nنیابد. یا از کدام دیگر ترغیب کم و بیش خارجی او در باب\nآنکه در مکتب می آموزد بی اختیارانه و غیر رسمی تکلم\nنخواهد کرد. زیرا مکتب یک چیز است و زندگی\nیک چیز دیگر و مختلف کسیکه باین چنین دختر ها\nبیار و چار می شود ازین استفسار خود درای\nکرده نمی تواند که چرا آن چیز هائیکه در مضامین روانی\nمی آموزند در تفکر و تکلم هر روزه شان سهم بیشتر\nمسائل هر روزه دخترهای رسمی مکاتب"}
{"book": "adl0711", "page": 255, "text": "مسائل هرروزه\n۲۵۲\nندارد اما در موسسه «مثل مکتب مضبوط یا قوی» معامله\nمختلف است، بهر مشاهده این اختلاف را می نگرد. این جاه\nدخترها نیز خرم می نمایند در باره کار مکتب خود آنها زیادتر\nبی اختیارانه و با جمعیت وضع دارند. بعض دختر ها\nدرینجا اند که بدیگر جا یها در مکاتب عالیه وضع موافقت\nنداشتند. بآن ها چاپلوسی و تحریکات بکار می شد!\nتا سعی کافی بنمایند ، و از مکتب کشیده نشوند- لیکن\nآخر بیدار شده اند بعضاً ازین سببیکه اینقدر کارشان\nحالا استعمال دست ها بکار دارد و نیز ازین جهت\nکه کار مادی است ، و اطلاق مستقیم بمسائل\nهر روزه دارد. اقلاً بسیار دختر ها این را گوارا و\nدلچسپ مییابند که بر حفظ کردن دروسی مائل\nنمی شدند. که از همه موقعیت هائی عمل\nطلاق یافته بود+\nنوع کاریکه در فوق سفارش یافت در همه مکاتب\nعالی مترقی ترویج کرده شده است .و او بمقایسه\nدروس روایی در اکثر جایها امتیاز ندیده است. در\nمکتب جدید متوسط در فن خانگی کار داده می شود\nو در بعض مکاتب در مضامین کار و بار برای دختران"}
{"book": "adl0711", "page": 256, "text": "۲۵۳\nمسائل هر روزه\n\nمسائل هر روزه در مدارس ملکیه امریکا\n\nدورهای خوب است. در دارلفنون های ممتاز خاصه دولتی نصاب های زیاد در باره فنون خانگی موجود است. اما حصه معتد بها هنوز رسمی است و دور از ضروریات واقعی دختر ها. فن خانگی اکثراً در یک طریقه لفظی و ماشین وار تدریس می شود. و در معاینه یک مکتب دیده می شود که بعض دختر ها چنین مطالعه این مضامین واقعاً ادراک نمی کنند که تعلق این ها با اداره یک خانه است. یک مثال نمونه دار این اصول را توضیح خواهد داد. دختری در مکتب عالی غرب وسطی در فن خانگی چهار سال در هفته یک بار درس داشت او یک کتاب را پر کرده بود باصولاتیکه راجع بترکیب اجناس غذایی بود، چون کچالو، آرد حبوب وغیره، و راجع نیز بطرز های تهیه آنها برای دسترخوان روزی بدسترخوان طعام ازو پرسیده شد، که درین موقع قیمت غذایی اطعمه حاضره چه بود، آیا این اغذیه خوب موازنه یافته بود ـ آیا برای اشخاص مختلف حاضره ضروریات خاص را ایفا می کرد ـ آیا اشیا خوب پخته شده بودند ـ آیا اغذیه موافق بودند، بموسمیکه دران خورده میشدند ـ و بروزیکه در آن تناول می شدند، و آیا استعمال شده بودند در مقدار های متناسب عناصریکه برای تغذیه مناسب"}
{"book": "adl0711", "page": 257, "text": "مسائل هر روزه ۲۵۴\n\nضرور است ـ این سوالات معقول بود، و باید جواب\nآن ها داده می‌ توانست ۔ کسی‌که چهار سال مضامین خوراک\nو تغذیه را خوانده بود اما این دختری‌که در فن خانگی برگزیده\nصنفش بود و در مکتب عالی یکی از ممتاز ترین\nطلبه بود ۔ بهیچ سوال ما بطمانیت داده نتوانست جواب\nهایش ظاهر می‌کرد که توجهش بموقعیت متصل مبذول\nنه بود اظهار بشره‌ اش و مباعدت اجوبه‌ اش ابرازی\nنمود که او سعی میکرد تا بیاد آرد که در ماضی حفظ کرده\nبود ـ چهار سال او واقعات را از کتاب نصاب\nیا از تقریر های معلمین حفظ میکرد و در قرائت\nهم همین مشق کرده بود معیار عالی لیاقتش قابلیت\nکامیاب شدن در امتحان بود نه ملکه اش در اجرای\nکاری‌که مطالعه اش می‌ نمود خود او اکثراً در مواقع نیامده\nبود که علم خود را می‌ آزمود که آیا چیزیرا که خوانده بود\nمی‌ دانست و آیا آنرا با مثله مادی اطلاق داده می‌\nتوانست اینگونه تدریس البته فقط نتایج لفظی و ماشین وار\nداده می‌ تواند *\nهنوز در یک مکتب عالی یا مدرسه عالیه دایره فقیه خانگی\nاینقدر فضای عائله را استیعاب نمی کند که باید و برین یک نقص"}
{"book": "adl0711", "page": 258, "text": "۲۵۵ مسائل هر روزه\n\nشدید نیست که بآسانی رفع شده نمی تواند در موسسه که\nآنجا اکثر کار اطلاعات عملی ندارد، شاید اکثریت آنانکه در سائینس\nخانگی تعلیم میکنند خودشان خانه های را نساخته اند. آنها مسائل\nعائله را از دور مطالعه کرده اند. بعض شان احساس بسیار\nزنده دلانه خانه ندارند. چیزیکه آنها در باره خانه حاصل\nکرده اند. برای مطالب تدریس کسب نموده اند و نه\nباین نظر یکه آنرا در موقعیت های حقیقی باستعمال واقعی\nآورند بزیر این احوال محال است که بدختر ها تعلیم\nصحیحاً ممد داده شود. بانصاف باید گفته شود که معلمان\nسائینس خانگی نسبت بمعلمین دیگر مضامین روش\nزیاد دقتی بدرس خود دارند. معلم نمونه دار لسان اجنبی\nدر ملک ما اکثراً یک قواعد داده میباشد. عموماً او در\nلسانیکه تدریس میکند تفکر نمی نماید نه دران تکلم با قرائت\nخوب می نماید لیکن او در قواعد آن مهارت پیدا\nکرده است. و حصه زیادی همین را تدریس میکند\nلسان اجنبی چونکه در ممالک ما یک امر بسیار مهم نیست\nمردم ما در بارۀ نوع تدریس آن بسیار تنقید نمی کنند\nاگر چه آنها این حس را در کدام طریقی سری نمی پسندند\nکه دماغ های شاگردان از مطالعه لسانی تربیه و"}
{"book": "adl0711", "page": 259, "text": "مسائل هر روزه ۲۵۶\nانضباط می یابند +\nباز کسانیکه در علم نباتات تدریس می نمایند فقط یک علمی خفیفی بطبیعت زنده داشته گاهی همدردی زیاد بآن نمی پردازند مثل معلمان لسان آنها سمت اصطلاحی آنرا تکمیل کرده اند. و همین را آنها درس میدهند. اکثر شاگرد هایی از مطالعه علم نباتات میآیند که بسیار کم می فهمند احوالی را که بذریه آنها اشجار میآیند چگونه آنها خادم بشر شده می توانند، علاقه شان بحیات حیوانی بگرد شان چیست و علیٰ هٰذا القیاس، و چیزیکه بلحاظ تدریس لسان و نباتات صادق است، بر طبیعیات جغرافیه علم بیان و دیگر مضامین نیز منطبق است +\nاز تمایلات متعلمان علم التعلیم بمسئله جدال دارند که تدریس را بعوض محض رسمی نقلی بسازند، مقاله آسان است، درس دادن مضمونیکه منطقاً حل گردیده شود در یک سلسله تعریفات و اصولات عامه که علیحده ملحوظ شوند از کوائف مادی که بآن علاقه دارند. همیشه مشکل است بحث راندن بحالات واقعی در حیات بشری یا در طبیعت باینکه بتجارب معامله شود. دنیا چنانکه واقعاً موجود است، اینقدر تنوع دارد که بسیار معلمان را متغلب میسازد. و او بتعمیمات خود التصاق ورزیده میماند."}
{"book": "adl0711", "page": 260, "text": "مسائل هر روزه ۲۵۶\nآنرا سادگر اسمی دانند - بسیار مردم مثلاً روحیات تدریس میکنند اما چون بوجودهای زنده بشری روبرو می شوند خود را در ملک اجنبی حس میکنند و چون از ایشان مطالبه می شود که اجورات دلی و رغبت های نفسانیرا بیان نمایند حیران می مانند -\nروحیات کتاب نصاب پس چیزی بسیط تر است از یک علم حیات مادی - این امور محضاً برای این ارائه مذکور می شوند که چه قدر طبیعی است برای یک معلم پیش کردن علم در طریق رسمی متباعد و مجرد بطور یک مجموعه قواعد و ضوابطیکه حفظ کرده می شوند اما وضعیت بلحاظ این مضمون در مکاتب در مدارس بالنده یقیناً ترتیب و غالباً بسیار بهتر نسبت از وضعیتکه بلحاظ مضامین قدیمی گزیده می شود. از تذکره سابقه بحدی مفروض شده است که اکثر دخترها بهر حال ضرورت دارند - که حصه معتد بهای وقت خود را در مکاتب عمومی بمطالعه فنی مسائل مختصه خانه صرف نمایند - اما بعض قائلین گمان کرده می توانند که از حد زیاده فرض کرده ایم بعض خواهند گفت -\nما متفکر نیستیم که دخترهای بهیچ وجه در فنون خانگی آموخته شوند - چیزیکه ما می خواهیم اینست که دماغهای شان تربیه بیابد ما از دختر های خود می طلبیم که فکر و فیصله رای حاصل کنند - بصیرت کسب نمایند و باعتبار صحت در تفکر و روانی در بیان"}
{"book": "adl0711", "page": 261, "text": "مسائل هر روزه\n۲۵۸\nانضباط بیابند. ما باین اعتنا نمی دهیم که چه قسم واقعات آنها\nمی آموزند همه که بآن متفکریم اینست که تربیه خوب بیابند\nتربیه چیزیست، نه تحصیل یک مجموعه واقعات در کدام مضمون *\nعده زیاده مردم در ملک ما امروز خیال میکنند که یک دختر\nدر مکتب عالی فقط الجبر هندسه لاطینی جرمنی صرف و نحو علم بیان\nتاریخ و ادبیات را بیاموزند این ادعا کرده می شود که بهمین\nمضامین تربیه خواهد کرد. در استدلال صحیح در فیصله سلیم، در\nادراک تیز و در حافظه محکم ـ اقلاً نصف مردم ما هنوز ترجیح میدهند\nمطالعاتی را که «قوا را تربیه می نمایند» آن ها مطالبه دارند\nکه هر دختر در مکتب عالی باید مطالعه الجبر را یکم ونیم سال بنماید\nکه مثال نمونه وار است آن ها میگویند که این در ادراکاتش\nتیز خواهد ساختش و صحیح وعمیق در تفکر ـ بطرز اندک تجزیه\nاین را مفروض نمایند ـ یک دختر روزی یک ساعت در\nمطالعه درس الجبر و ۴۵ دقیقه در خواندن اش صرف می نماید*\nدر تیاری کتاب، او بآن فهمیده بر حروف واعدادی\nتوجه میکند که بنمونه های معین مرتب اند، در حل کدام\nسوال او این حروف اعداد را ترتیب دیگر میدهد وتعقیب\nقوانین می نماید که پیشتر حفظ کرده است ـ این حروف و\nاعداد گاهی در طبیعت و جوهر تبدیل نمی شوند ـ فقط"}
{"book": "adl0711", "page": 262, "text": "۲۵۹\nمسائل هر روزه\nیک تبدیل مناسبت مییابد و این هم واقع نخواهد شد\nتا دختر خود ایفاء عمل ننماید و اگر دختر خیال تبدیلش نیارد\nآن ها بحال خود خواهند ماند - او توقع ندارد که کدام انقلاب\nدرینها پیش خواهد آمد او حاجت ندارد که بجدیت و فوریت\nعمل کند او تابع تاوان نمیگردد اگر در تفکر خود مبادرت نمی\nورزد و تفکر دقیق نمی نماید زیرا بران کدام مصیبت منحصر\nنیست که اگر غفلت، کجی یا تاتی ورزید زیر صعوبت می آید الا\nاگر معلم مقرره داند *\nاکنون این دختر چه حاصل میکند که در حیات روز مره\nاش ممد خواهد بود غالباً چیزی وقتش را در مطبخ صرف\nخواهد کرد- بهر حال ۷۵ فیصد دختران ما در مکاتب عمومی در\nمطبخ ها بالضرورت کار خواهند کرد لا اقل نگرانی کار خواهند\nکرد برای یک دختر تا در تطبیق خود با موقعیت های پیش\nآمدنی تیار و موفق باشد، مثلاً در تحقیق تمیم اغذیه باید نگاهش\nسریع و صحیح باشد تا تبدلات را در رنگ - شکل - مساهت\nساخت و ترکیب کیمیاوی اجناس غذائی حاضر ملاحظه کرده\nبتواند یک تنوع زیاد در علامات است که باید تقدیر آن را\nبنماید تا بدانشمندی در انتخاب و تهیه خوراک بپردازد برای تسریع\nادراک اش الجبر چه حاصل نموده ؟"}
{"book": "adl0711", "page": 263, "text": "مسائل هر روزه\n۲۶۰\n\nدر کتابش او فقط تجربه احساس حروف اعدادی\nداشت که از رنگ و تنوع اشکال عاری و از خواص\nکیفی مطلق خالی بودند عین امریکه آنها علاماتی اند . ظاهر میکند\nکه آنها هیچ قسم کیفی ندارند. اما در مطبخ دختر کاملاً بصورتهای\nکیفی دو چار خواهد شد و اغلب اینست که الجبرش همان قدر\nکه مددش گردد سدش هم خواهد گشت . جه این یک امر بسیط\nروحیات است که چون چشم یا کدام جس یک و نیم سال بطرز\nمعین احساس کرده است، میلانش خواهد بود که در احساس\nهمان قسم دوام کند تجربه دختر باالجبر تقدیر صورت نا ونیم\nکیفی را افسرده و مرده ساخته است . اگر او صورت های کیفی\nرا در علامات تشبیهی و اصلی پیش می خواند مطلقاً در\nالجبر تقدم کرده می توانست شرط موفقیت القای همه\nکوالیف است، او همه قسم در ساخت و کار و همه اظهار\nترکیب کیفی را دور کردن :\nتصور کنید دختری را که فقط تجربه الجبر دارد چه قدر سکس\nمطلق او خواهد بود که کدام موقعیت حیات حقیقی ! عینا همان\nنتیجه خواهد برآمد از مطالعه علامات لسانی و قواعد آن بشرطیکه\nدختر از میان محض علامات و اصطلاح نگذشته است تا که او\nمضمون مطلوب آنها را تقدیر کند. البته اگر ضرورت افتد که"}
{"book": "adl0711", "page": 264, "text": "مسائل هر روزه\n۲۶۱\nدختر مهندسی را مطالعه کند تا کدام شعبهٔ طبیعیات یا ماشینات را آنگاه\nالجر برایش مطلقاً ضرور خواهد بود اما بیشتر از یک دختر در صد هزار در\nمکاتب عمومی ما الجر را برائے مهندس یا ماشینات بکار نخواهد داشت\nاکثریت بچه ها شاید ضرورت الجبر را بطور یک آلهٔ محسوس خواهند کرد\nو مردم از دختر خواهش کرده میروند چیزی را که برائے بچه مفید\nخواهد بود لیکن آنکه عملاً یقینی است که برائے دختر قیمت دار خواهد بود *\nبیائیڈ یک مدتی مزیدی در مطبخ با دختری باشیم که\nیک و نیم سال در لاطینی دو در جرمنی و شاید چهار در علم البیان\nیک در طبیعت ریاضی و چهار در لسان انگریزی صرف کرده است\nاکنون او را بمسئله دو چاری بینیم که تعلق به پختن کدام\nطعام دارد - برائے موفقیتیش لازم است - که چشمش\nتیار باشد برائے ملاحظه تغییر متداوم خواص چیزیکه تابع بحرارت\nشده است نه تنها چشمش بمظاهر منقلب حساس باشد بلکه\nگوشش و حس شامه رش علی السویه حساس تبدلاتی باشند - که\nواقع می شوند - باید یک محکمی داشته باشد که از روئی آن تصمیم کرده\nبتواند - آیا تبد لاتی که واقع می شود، باید واقع شود ورنه برائے امتناع\nآن ها چه باید کرد- نیز اگر تبدلات مطلوبه رخ ندهند برائے ایقاع\nآن ها چه میتوان کرد آیا کسی خواهد گفت که تجربه در نهادن چشم\nها بر یک کتاب الجر برائے یک ساخت روز تا یک و نیم سال"}
{"book": "adl0711", "page": 265, "text": "مسائل هر روزه ۲۶۲\n\nچشم یا گوش یا حس شامه یا حس درجه حرارت را برائے\nاین چنین موقعیت ها تیز تر خواهد گردانید! محض اظهار این امر\nبیهودگی مباحثه را منقوش می سازد *\nکدام قاری که تا این نقطه تعقیب ما نموده است. کنوں\nخواهد گفت که الجبر قوت فیصله دختر را تربیه می نماید. و فیصله\nسلیم بالآخر چیزی خاص است که در تعلیم خیال آن کرده\nمی شود چوں شخص معتقد این باشد. تقریباً محال است که\nاو را بر مغالطه تفکر روحیاتش قائل بسازید. کل معامله چناں\nمتعقد است و اصطلاحاتیکه عموماً استعمال می شود چناں عام\nو غیر معرف اند که مردم معمولاً در مذاکره آن بسیار تقدم\nحاصل نمی کنند. یگانه طریقه برائے وصول حقیقت بلحاظ این\nامر این است که یک دختر را در حالات واقعی حیات مفروض\nنمائد. در تفهیم قوائے اجتماعی و طبیعی در محیطش یا در صاف\nداشتن خانه اش بقرار حفظ الصحه یا در مرغوب ساختن آن\nیا در آرایش خودش یا در تربیه و ضیافت اولادش درین\nهمه موقعیت ها باید حتماً او بطوری استنتاج کند بلحاظ تجربه\nگذشته که تعلق مستقیم بآن دارد و نه بذریعه طرز معادلاتیکه\nدر الجبر استعمال شده است در هزار یکبار هم زنی بچناں\nاحوال گذاشته نمی شود که دران معادلات الجبر را\n\nساط یاهم روزه در مدارس ملکیه محمودیه نماید."}
{"book": "adl0711", "page": 266, "text": "۲۶۳\nمسائل ہر روزه\n\nبعمل آرد . مگه در مظاہر پیش خود را سعی کند که\nبصورت معادله تنزیل دهد ازان ها منقلب خواهد گشت\nهیچ کسی چنان احمق نخواهد بود که بگوید مطالعه الجبر وی را\nبهتر فقره فیصله خواهد داد - در تصفیه اینکه آیا بهتر خواهد بود -\nفرستادن پسرش را بمکتب پنج بچه یا تا هفت بچه انتظار\nکشد . یا دختر پانزده ساله خود را بدون زن ملازمه همراه\nیک بچه بسواری برف - آیا این خوب خواهد بود که دوازده\nساله پسرش را برای غوغا کردن در خانه پیشرو کند - یا بهتر\nخواهد بود که در پرورانیدن جذبات مردانه چیزی جلوس\nبدهید - آیا او بیشتر بحیات اجتماعی یا بخانه خود متوجه باشند\nوقس على هذا إلى ماشاء لیکن دقیقته این مسائلہ\nنمو دار است که یک زن باید در زندگانی روز مرہ اش حل\nنماید، البته ما ذکر آن زن بسیار نادری را نمی نمائیم که بفن\nماشین میرود و لذا باید در الجبر و دیگر شعبات ریاضی\nملکہ بکمال اکتساب کند - اما فقط در باره آن زنهای حرف\nمیزنیم که زندگانی نمونه دار زن را بسر خواهند برد و\nباید حتما دین دوام کند تا جمعیت آسوده بماند یک\nمبلغ مهم صنائع در تعلیم دختر ها که بمکاتب و مدارس عالیه\nمیروند یا کامی شانست - در نیکه مطالعه کسان اجنبی را موثر"}
{"book": "adl0711", "page": 267, "text": "مسائل هر روزه ۲۶۴\n\nبسازند تحقیقاتیکه در مقاماتیکه مختلف نموده شده است ما ورائی\nیک شبهه ظاهر کرده است که درینجا یک دختر هم لسان اجنبی را درین\nملک چنین تکمیل نمی کند که برای استحصال یا اظهار فکر یک آلتیار\nباشد همه مکاتب عالیه که شهادت نامه های حکمت می دهند شرطی\nنهاده اند که متعلم باید علم قرئت جرمنی و فرانسوی را داشته باشد، برای\nامیدواران چنان شهادت نامه چیز عادیست که سال آخر این السنه\nرا باز شروع کرده از یک امتحان بسیط آن بدر آیند و این متعلمان\nتشکیل میکنند یک گروه بسیار خورده و برگزیده را که خود را\nبتعلم وقف ساخته قصد دارند که حیات عرفانی بسر آرند آنها\nاین السنه را استعمال نکرده اند. اگرچه قبلا در مکاتب و مدارس\nعالیه مطالعه آنها نموده اند. اگرچه چند سال پیشتر خوانده بودند، این\nخبر عام است که اشخاص با درجه حکمت میگویند ما بیک مقیاس موفقیت\nالسنه اجنبی را نخوانده نمی توانم بسیار شاذ است که قبل از حصول\nدرجه مذکور متعلمی در مکاتب عالیته آنها را نخوانده یا گفته بتواند\nحزرانه چنین اکثرا پرسیده است که از یک مقاله کتاب فرانسوی یا\nجرمنی مدعا را بیان کنند، و جائیکه یک متعلم بیان خواهد کرد پنجاه\nو نه بیستی آن هم بخواهند پرداخت باین دعوائیکه این\nیک کار مطلقا بی ثمر و نهایت تعب آور خواهد بود.\nاما بعض قارئین که بامور لسانی مشغوف اند گفته می\n\nمسائل هر روزه رقم در مدارس چه محمود نیست"}
{"book": "adl0711", "page": 268, "text": "مسائل هرروزه\n۲۶۵\nنتوانند که باید دخترهای ما در بشریات (علومیکه السنه و\nادبیات را در میگرند) تربیه شوند، مردم امیدها و اندیشه ها\nو آرزوهای خود را بواسطه زبان اظهار کرده اند. و این بهترین مواد\nاست برای تربیه جوانان هر جنس بشریت یک اصطلاحیت که\nآن مردم در میان تاریخ قریب بتعلیم تبیین و تمسک نموده اند. تنویر\nیک دیگر چنین اصطلاحیت که مردم آنرا استعمال کرده اند بدون\nاینکه یک تصور واضح داشته باشند که این چه مراد دارد، من\nاین را بر صدها طلبه کلانسال و ذهین در دارالفنون آزموده\nاند که بپسندید که این را بطور مقصد تعلیم استعمال میکردند. اما\nچون پرسیده شد که تجزیه این چیست و در یک دوره مطالعه\nچه لازم است که شاگردها تا این این را بنمایند. آنها آواره\nخیال شده جوابش را داده نتوانسته اند. اینچنین اصطلاحات\nبسبب استعمال غیر مقیده اینها محمول شده اند باحساس\nتاریک غیر معرف ، و تمنائی و بهمین مضمون مقصد تعلیم گفته\nمی شوند یک دختر بشریت را جذب خواهد کرد از مطالعه صرف و\nنحو ، یک لسان اجنبی در همان مقیاسیکه علم هئیت را از مطالعه\nیک تقویم ، یا روحیات را از یک نقشه سطح دماغ دید حاصل خواهد\nکرد. اگر مراد از بشریت مشارکت در حیات نوع بشر باشد - یعنی\nمسائل هر روزه در مدارس چه قسم مورد بحث است\n\nع تنویر بمعنی روییدن وحرث است، و کلیم انیر بمعنی روشن مترجم"}
{"book": "adl0711", "page": 269, "text": "مسائل هر روزه\n٢۶۶\nحیات این، نه محض اشکال مراد ده اش آنگاه می‌‌توانیم قبول کرد\nکه این یک غایت شایان برای سعی در تعلیم است. اما امر بسیط\nاینست که دخترها در مکتب عالی که بسیار وقت خود را در ان صر ف\nکرده اند احتمالاً از حیات حقیقی اجداد ما خیلی کم آگاه خواهند\nبود. و هنوز در امریکه مرد مانند که ادعا نموده میبندند چشمان خود را از واقعاقت\nبسته که بر علیه آن دلالت می‌‌کند.\nدورۀ دختر فرو در امریکه چه خواهد بود؟ اولاً او عیناً همان\nتعلیمی خواهد گرفت با همان معامله که با بچه نموده می‌‌شود. کسانیکه\nاول تقاضای تعلیم را برای بچه‌ها و دخترها نمودند - دعوی کردند\nکه هر دو مساویاً بهر چیز استحقاق داشتند. و چون فیصله شد که\nبرای دختران مواقع مساوی داده شود، طبیعی بود که نظام بچه‌ها\nرا دخترها بگزیدند. مطالعه همواره این بوده است که باید\nدخترهای ما مثل بچه‌های ما تعلیم خوب بیایند. و این\nعبارت دانسته شده ازینکه بهمان تعلیم بیابند، البته در اکثر\nحصه عبارت همین است، اما استثناها هم دارد - در قرائت\nکتابت، هجا، و حساب بقدر ضرورت دخترها این اشیا باشرک\nتدریس خواهد بود. مکتب عنصری ابتدائی این قسم تعلیم را\nبرایش مهیا میسازد اما دران مکتب هم چیز کار باقی ماند\nاست که مبنی است بر تربیۀ قوا. در حساب مسائل پرسیده"}
{"book": "adl0711", "page": 270, "text": "مسائل هر روزه\n۲۶۷\nمی شود بدون لحاظ انطباق شان بکدام مظهر حیات عملی\nاگرچه مسرورانه در اکثر جمعیت های مترقی اینگونه کارحسابی\nملغی شده است و چیزی که مانده است برای همه افراد\nدختر ها و نیز بچه ها قیمت صمیمی دارد اما بجا اینچنین\nنیست، در بعض مکاتب ابتدائی و عالی یک دختر\nاز (۲۵۰۰) کلمه بیشتر هجا نمی کند. اما چنین مکاتب\nهم است که هنوز در آن جا تا (۱۰۰۰۰) کلمه هجا\nکرده می شود. باین نتیجه که هجای یقینی و بی اختیاری\nرا طلبه یاد نمیگیرند. اگرچه کلمات بسیط باشند :\nاندرون ده سال گذشته تعلیم در مکتب\nابتدائی انقلاب عظیم یافته است، اکنون شاگردان\nبرای مطلب مسرت و قدر دانی می خوانند و نه\nمحضاً برای تربیه و (تنوّر) درینجا بطریق مکمل\nمنظریت نظریہ معقول تعلیم دیده می شود. که\nدرین ملک تقدم اکتساب کرده میرود:\nمکتب ابتدائی در جمعیت های متقدم دختر ها\nچیزی تجربه در موسیقی و رسم میدهد، و اذ اینقدر\nموثرانه نه که مطلوب است :\nاما هر سال درین مضامین هم از رسمیت جدائی\n\nحساب با این پروره در مدارس ملکیه معمول کافیست."}
{"book": "adl0711", "page": 271, "text": "مسائل ہر روزه\n۲۶۸\nمشهود می شود. از همه مضامین نصاب همین\nمضامین اهمیت نفسی برای دختر ها دارند. اگر\nزندگانی را از نقطه نگاه بزرگتر بنگرید ضرورت\nجای زن تطبیق اجتماعی موزون است در\nمعامله جالب شدن در صورت ذاتی در استعداد\nمرغوبیت ، و بطریقه های گوارا سامان محظوظیت\nمهیا کردن *\nرسم و موسیقی اگر باین طریق تدریس شوند که\nموزونیت ها در همه موقعیت های متنوعه حیات\nتقدیر شوند. و استعداد این پیدا شود که چنین\nموزونیت ها در صورت و رنگ و آواز و نظام\nعام تولید توان کرد ، در هر حصه زندگانی که نصیب\nافتاده باشند. برای هر دختر خدمت عظیم بجا خواهد\nآورد - اما این مضامین حتماً باید چنین پیش کرده\nشوند که فهم نفس حقیقی بعوض محض اصطلاح\nحاصل گردد. و این در بسیاری از مکاتب عمومی\nاین ملک قبلاً احیا یافته است *\nقیمت تاریخ برای دختر ازینصورت کسب میشود\nکه در احوال قوم بصیرت پیدا کند . چون درس تاریخ"}
{"book": "adl0711", "page": 272, "text": "۲۶۹ مسائل هر روزه\n\nبطور فهرست ایام دائماً داده می شد تقریظ سخت بر آن وارد آمد. اکنون در اکثر مکاتب این مضمون جالب گردانیده شده است و احوال حقانی آبا و اجداد ما بیان می شود. تاکید برین نموده می شود که تجارب مردم واضح گردند که چگونه آنها همدگر و با طبیعت موافقت و مطابقت نمودند. اینک مطالعه آنهم برای دفتر و نیز برای بچه، لیکن خاصتاً برای دختر، زیرا چون بدرستی نشان داده شود برایش یک تصویر حیات بشری پیش کرده خواهد توانست که دران مناسبات معنوی و اخلاقی آن بیان شده اند درین باره مفادش بیشتر است. بچه زیاده خوبتر موزون راست برای معامله یا قوانین طبیعت بجانب ریاضی و طبیعی و دختر برای آن مساعدت ندارد *\n\nمکتب ابتدائی در بعض مواضع بدبختانه، در اکثر جاهانه جهدی ورزند که شاگردها را با طبیعت توافق بدهد و خصوصاً یا حیات اشجار و حیوانات برای دختر هیچ درس ازین زیادتر قیمت ندارد!"}
{"book": "adl0711", "page": 273, "text": "مسائل هر روزه\n٢٦٠\nمزاجش مستحسناً موزونش ساخته است که طبیعت\nزنده را تقدیر نماید سلسله انحفاظش در حیات از دیار\nعظیم خواهد یافت چون او طاقت ہائے بزرگی\nرا ادراک کند که در عالم محیطش پیشتر و بلندتر میروند\nاو آنگونه بصیرت ضرور دارد که از تعلق قریب\nبطبیعت در سالهای ابتدائی عمر حاصل می شود\nدر ازمنه سابقه طرز حیاتش بیشتر بنابعش\nساخته بود که از انسان کرده بیشتر در تو هم\nو توحش باشد . زن ناخوان ہنوز در هراس\nمظاہر فطرت مدنی خواهد زیست او بآسانی تفکر\nکرده می تواند که واقعات طبیعی از اسباب غیر\nشخصی منتج می شوند ـ او میراثاً عقیده دارد که هر\nچیز حیات دارد ، اما مطالعه روز مره طبیعت در\nکل دورۀ تعلیمی باید بعوض خوف اعتماد و بجای\nتوہم بصیرت علمی را دلنشینش سازد . ناکامی\nاکثر مکاتب ما امروز درینکہ دختر را بتجربه روز مره\nبدہند در سراغ رسانیدن قوانین طبیعت\nدر مظاہر متنوعه ، آن در تعلیم معاصر ضعف عظیم\nرا تشکیل میکند که باید بدون تاخیر چارۀ آن شود"}
{"book": "adl0711", "page": 274, "text": "مسائل هر روزه ۲۷۱\n\nاین مضامین را باید دختر مشترکاً با برادر خود در مکتب\nابتدائی تعقیب نماید. این مطالبات اساسی است\nبهر حصه زندگانی که دخترها بعد گذاشته شود. اما\nبسیار دخترها لازماً اکتساب روزی خواهند\nنمود و انها باید پس از عبور مکتب ابتدائی مبادرتاً\nتربیه بگیرند. که دران تعلیم اکتسابی ضروری باشد\nاین دوره دراز نیست برای حصول آن تعلیم\nعامیکه برای زندگانی موفقانه و خوب متوازن مطلقاً\nلا بد است این فکر میدهد یک مسئله موکده را که\nبعض جمعیتها زیر بحث آورده شده است یعنی یکدو\nسال دیگر بتجدید دوره ابتدائیه که بتربیه اکتسابی متوقف\nگردند. در ملک خود ما باید بالضرور این تجویز بعمل آوره\nشود. نقشه هشت ساله تعلیم ابتدائی را قطعی نمیتوان\nگفت هیچ چیز در جمعیت بشری یا در طبیعت مقتضی این\nست که اکثر شاگردها با تمام سال هشتم عمر خود مکتب را وداع\nنمایند در ماضی احتیاج اقتصادی تقاضا کرد که هشت\nسال حد تعلیم اجباری عمومی مکتب باشد. اما حالت حالیه\nما ترقی کنان است، علم بچیزهای وجت ها تقدم می\nنماید. واز نسل های نو برآمد بیشتر مطالبات می شود"}
{"book": "adl0711", "page": 275, "text": "مسائل هر روزه ۲۷۲\nتا آن ها مکتفیاً خود را بتمدن معاصر تطبیق دهند. معنی\nکل این اینست که دوره اجباری مکتب حتماً برای دختر\nو نیز برای بچه توسیع داده شود! برای آن دخترانیکه\nفرصت و استطاعت دارند برای گذشتن از مکتب\nعالی در میان مدرسه عالیه را کشاد است که خطوط عملی\nپیش برده شود که در مکتب ابتدائی شروع گردیده است\nضروریات اساسی زن بطرز بهترین بهم رسانیده می\nشود. بوساطت فن موسیقی تاریخ ادبیات سائینس\n(طبیعات و کیمیا) و مضامین که اطلاق مستقیم بر مسائل\nاجتماعی و اخلاقی دارند. در یک مفهوم بزرگ مسائل خانه\nسازی که دران آهمیت خاص بخبر گیری و تربیه اطفال\nداده شود. هر قدر که رغبت مفاد و حال اقتصادیش اجازه\nبدهند تا در مطالعات خود دوام کند این میادین وسیعه\nبرایش امور جالبه پیش خواهد کرد زیرا محال است که\nاین ها بانتها برسند*\nختم شد\nباهتمام بشیر محمد نائله"}
{"book": "adl0711", "page": 276, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0711", "page": 277, "text": "ق ۳۲۰\n۳۱۰\n[ILL]"}
