{"book": "adl0710", "page": 1, "text": "[ILL]\n[ILL]\nافغانستان\n[ILL]\n[ILL]\nمحمد علی خان [؟]\n[ILL]\n[ILL]\n[ILL]"}
{"book": "adl0710", "page": 2, "text": "وزارت معارف\nسلسلہ\n۱۱۷\nریاست دارالتألیف\nجغرافیا\n۹\nافغانستان\nمطابق پروغرام چهارم رشدیہ و دار المعلّمین\nبتحریر\nمحمد علی خان ایم ۔ اے معلم حبیبیہ\nو تصویب\nع ، ج فیض محمّد خان وزیر معارف\n\nطبع اوّل —— (۱۵۰۰) جلد\n۱۳۰۶\nمطبوعہ مفید عام پریس لاہور"}
{"book": "adl0710", "page": 3, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0710", "page": 4, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n\nوزارت معارف\nسلسله\n۱۱۷\n\nریاست دار التالیف\nجغرافیا\n۹\n\nافغانستان\n\nمطابق پروگرام چهارم رشدیه و دار المعلمین\nبتحریر\nمحمد علی خان ایم - اے معلم حبیبیه\nو\nتصویب\nس - ج فیض محمد خان وزیر معارف\n\nطبع اول - ۱۵۰۰ جلد\n(۱۳۰۶)\n\nمطبوعه مطبع مفید عام لاہور"}
{"book": "adl0710", "page": 5, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0710", "page": 6, "text": "۳ افغانستان چهارم [؟]\n\nبِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيْمِ\n\nدیباچه\n\nبزرگترین احتیاج امروزۀ ما به کتاب فنی و معلمین لائق است حکومت افغانستان درین عصر نه سال کار های فوق العاده درین خصوص بظهور رسانیده ، و یک عدۀ کثیر معلمین خارجه را چه از اروپا و چه از شرق بمعاش های گزاف جلب نموده است ـ و همچنین متعلمین را در هر گوشۀ دنیای متمدنه برای اخذ تعلیم فنون جدیده فرستاده است ـ مکاتب فنی و علمی در شهر های بزرگ افغانستان در تعداد کثیر تأسیس شده است و روز بروز تعداد آن ترقی کرده میرود ، و برای تمامی تبعۀ افغانستان درجه ابتدائیۀ تحصیل معارف حتمی و مجبوریست - برای رفع احتیاج کتب وزارت شعبۀ دارالتالیف تأسیس کرده است ـ بتوسط این اداره درین چند سال یک عدۀ کثیر کتب تدریسی که از لسان های مختلف اروپائی و شرقی در فارسی ترجمه و تالیف شده است ، که بیشتر"}
{"book": "adl0710", "page": 7, "text": "افغانسان چهارم رشدیه ۲\n\nآن بچاپ رسیده در دست اطفال ملک تقسیم گردیده است\nامید میرود که این احتیاج بزرگترین ما از حیث نبودن کتب\nفنی در زبان فارسی بتوسط این اداره در عرصه کمی رفع\nخواهد گردید .\nاین کتاب که موسوم به جغرافیه افغانستان است -\nدر اصل بیشتر اساس آن بر کتب انگلیسی نهاده شده ،\nو نمی توانیم که هر چیزی را که در اثرهاء ایشان نوشته\nشده است حقیقت شمرده قبول کنیم بعضی چیزهایی که از\nنقطه نظر ملت و اسلامیت خلاف حقیقت است دران\nدرج است - چون بنده عاجز بماخذ های مذکور مراجعت\nنمودم مجبور شدم که باین نقطه دقت مخصوصی نموده و پس\nاز فکر درست آن ها را تحریر نمائیم - ولی با وجود این بعض\nجاهای آن از غلطی و سهو مصون شده نمی تواند - و این\nجغرافیه کوشش ها بسیار بکار دارد تا در صورت مفصل و\nدرست به تکمیل برسد - و چون این « جغرافیه افغانستان\nاز تجربه نخستین من است بناءً علیه طبعی است که تجربه نخستین\nدر خصوص یک مملکت وسیع و در صورتیکه بیشتر حصه جات\nآنرا من نه دیده باشم بے قصور نخواهد بود - ازین جهت\nاز معلمین محترمی که این کتاب را در مکتب تدریس می"}
{"book": "adl0710", "page": 8, "text": "افغانستان چهارم شعبہ\n۵\nکنند عاجزانه التماس می کنم که در آخر تجزیه ایشان فکر\nو تنقید شان را لطفاً بخودم و یا بہ دار التالیف بنویسند\nاگر سهو و خطائے آنرا (در صورت پیدا شدن) معلوم\nنمائیم مع الممنونیت برائے تصحیح آن حاضر خواهم بود و خود\nبنده نیز چون معلومات جغرافیائی در خصوص این مملکت\nاضافه شده برود در اصلاح آن خواهم کوشید . اِنْشَاءَ اللهُ\nتَعَالَی . محمدعلی ۔ غلزائی ۔ ایم ۔ اے ۲۰ جوزا ۱۳۰۶\nدر نوشتن کتاب ہذا از کتب ذیل اقتباس و استفاده گرفته شده\n(۱) انسائیکلوپیدیا برتانیا\nانگلیسی\n(۲) دی کنگ دم آف کابل معنوافنٹس\n\"\n(۳) برنیز بخارا ۔\n\"\n(۴) سفر باوڈ در آکسس\n\"\n(۵) اورلینڈ جرنے بائے کونولی\n\"\n(۶) گریزی آیند گارڈن آف سنٹرل ایشیا۔مصنفہ میلن\n\"\n(۷) در درلذر گزیٹر\n\"\n(۸) سنس آف انڈیا ۱۹۲۱\n\"\n(۹) افغانستان مصنفہ ہملٹن\n\"\n(۱۰) انڈین اکانمکس بائے بیرجی\n\"\n(۱۱) اقتصادیات ہند حیدرآباد دکن\nاردو"}
{"book": "adl0710", "page": 9, "text": "افغانسان چهارم رشدیه ٦\n(١٢) كره ارض نفوس اسلام ترکی\n(١٣) كتاب آسيا مصنفه ای - ایچ کين انگريزي\n(١٤) جغرافیه افغانسان برای مکاتب ابتدائیه - فارسی\n(١٥) نظامنامه تشکیلات آسیایي \"\n(١٦) نظامنامه اساسی \"\n(١٧) نظامنامه تقسیمات ملکیه \"\n(۱۸) اوٹ لائن آف ورلڈ ٹوڈے انگلیسی (آمریکائی)\n(١٩) مختصر تاریخ صحرا نوردهای شارت هنری - انگلیسی\nوی ساز سز بائی آییر علی)\n(٢٠) تاریخ ترکستان\nاوقات  - - اندیش"}
{"book": "adl0710", "page": 10, "text": "افغانستان چهارشنبه\n۷\nافغانستان\nمملکت مستقله افغانستان در وسط بر اعظم آسیا واقع و در بین سه حکومت ایران ، مملکت بخارا ، و ترکستان روسی ، و هندوستان میباشد ـ و چونکه حاکمیت و عدهٔ کثیر اهالی آن از نژاد افغان بوده ، ازین جهت اورا افغانستان نامیده اند : اهالی افغانستان از عصرها باین سو از سبب عادات جنگ جوئی ، بهادری و پاسیه اسلامیت و مردانگی و مهمان نوازی ـ و دیگر عادات حمیدهٔ خود شهرهٔ آفاق اند و در تاریخ آسیا کار ہائے نمایان از ایشان سرزده :\nاین امر تا الحال در پردهٔ اختفا مانده ، که لفظ افغانستان برائے این قطعه در کدام وقت و بچه ذریعه در استعمال آمده ، زیرا که در تواریخ قدیم اسم افغانستان به ندرت دیده می شود ـ بعض از مؤرخین طرف دار این نکته اند که لفظ افغانستان بار اوّل در عهد احمد شاه ابدالی مستعمل گردید ـ طائفهٔ دیگر برآنند که موجد این لفظ اهالئے"}
{"book": "adl0710", "page": 11, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۸\n\nایران اند. لکن فریقین بر تاریخ آن متفق بنظر می آیند و عهد\nاحمد شاه ابدالی را ابتدائی آن تصور می کنند.\nازین لفظ مملکت بزرگ عبارت است که از حیث اداره\nامروزه بر پنج ولایات و چهار حکومتی اعلی منقسم است.\n(۱) ولایت کابل (۲) ولایت قندهار (۳) ولایت هرات (۴)\nولایت ترکستان (۵) ولایت قطغن و بدخشان.\nحدود اربعه . کشور افغانستان از بحر دور افتاده و\nاز ممالک وسیع احاطه گردیده. بطرف شمال آن ترکستان\nروسی یعنی مملکت بخارا و خیوا واقع است ، دریای آمون\nاز سطح مرتفع پامیر تا مسافت - ۳۳۰ سرحد قدرتی\nآنست و افغانستان را از ترکستان روسیه مفصل می\nسازد .\nبجانب مشرق شاخ هائی کوه همالیہ ۔ صوبہ چترال\nضلع پشاور و سلسله کوه ہائی سلیمان افتاده است-\nبیشتر این علاقہ جات در تحت اداره حکومت انگلیس\nاست و موسوم بصوبه شمال غربی ہند است ، در جنوب\nملک بلوچستان واقع است که در زیر نگرانی انگلیس\nاست . در غرب حکومت علیه ایران شمالاً جنوباً تقريباً در\nیک خط مستقیم افتاده است."}
{"book": "adl0710", "page": 12, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۹\nسطح :- افغانستان ملک کوهستانی است - میدان های\nوسیع بسیار کم دارد و بجز در حصۀ شمالی آن که موسوم\nبه ترکستان افغانی است سطح هموار به ندرت دیده می\nشود در بعض جائی ها از باعث کمی باران و آب اثر\nریگستان نمودار است کوه ها عموما از شدت سرما و برف\nباری از سبزه و جنگل عاری - اما در سمت جنوبی و\nمشرقی بر دامنۀ کوه ها و در ترکستان در بعضی جایها\nجنگلات یافته می شوند - سطح مرتفع پامیر که موسوم به بام\nدنیا است در گوشۀ شمال مشرق افغانستان افتاده است\nو این قطعه بلند ترین مقامات افغانستان است - بلندی\nآن از ۱۳ هزار فټ تا ۱۵ هزار فټ می رسد .\nطی نشیب افغانستان ازین جا بطرف شمال غرب و\nجنوب غرب است بیشتر حصۀ این ملک از سطح آب بحر\nچهار هزار فټ بلند است یعنی اگر بحر آب از سطح موجودۀ\nخود چهار هزار فټ بلند شود بجز از بعضی مقامات غربی\nآن که از قندهار تا هرات امتداد دارد جا های دیگر\nاز آب بلند و هنوز باقی خواهد بود - و اگر آب بحر\nتا هفت هزار فت بلند شود درین صورت نیز بعضی\nمقامات مرکزی که در دامنۀ کوه هندوکش و کوه بابا"}
{"book": "adl0710", "page": 13, "text": "افغانستان چهارم رشدیه ۱۰\nافتاده است از سطح آب بلند خواهد ماند، بیشتر اهالی این\nسطح مرتفع قوم هزاره است. همین سبب است که در\nایام زمستان از باعث شدت برف باری مجبور گشته بعلاقه\nجات دیگر رفته موسم سرما را بسر می برند. پست ترین\nمقامات این مملکت علاقۀ سیستان و اراضی متصل گوشۀ شمال\nغربی آنست. ارتفاع سیستان از سطح دریا از یک هزار\nتا ۱۲۸۰ فٹ است و بلندی دریای آمون تا ۱۰۰۰ فٹ،\nهرات بر بلندی تخمیناً ۳۰۰۰ فٹ و قندهار بر بلندی ۳۵۰۰\nفٹ واقع است .\nمحل وقوع و رقبه :- افغانستان مابین ۲۹ درجه\n۳۰ دقیقه و ۳۸ درجه ۳۵ دقیقه عرض البلد شمالی و ۶۰\nدرجه و ۵۰ دقیقه و ۷۴ درجه ۵۰ دقیقه طول البلد شرقی\nواقع است. طول این مملکت شرقاً غرباً شش صد میل\nاست و عرض آن شمالاً جنوباً تخمیناً پنج صد میل رقبه آن\nتخمیناً ۳۰۰،۰۰۰ مربع میل میرسد یعنی از رقبۀ فرانسه\nتخمیناً ۹۴،۰۰۰ مربع میل زائد است. و اگر ملک اقوام\nافاغنه که زبان افغانی دارند که از جنوب شرق تا رود\nاتک وسعت دارد درین حساب کرده شود. عرض آن\nنیز تا شش صد میل خواهد رسید و رقبۀ آن بالغ بر"}
{"book": "adl0710", "page": 14, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۱۱\n۳۵۰۰۰۰ مربع میل خواهد شد ۔ اکثر این اقوام بجنوب شرقی\nزندگانے آزادانه بسر می برند .\n۱- ولی بر بعض آنها از باعث غفلت و عدم اتفاق شان\nحکومت انگلیس استیلا یافته - این حصهٔ جنوبی نسلاً و طبعاً (۱) جزو\nمملکت افغانستان است زیرا که اقوام افاغنه چون یوسف زائی\nمهمند - آفریدی ۔ وزیری ، مسعود ، کاکڑ وغیرہ دران جا مسکن\nگزین اند .\nدر زمان احمد شاہ ابدالی مملکت افغانستان از شهر سرہند کہ\nبمسافت ۱۵۰ میل بطرف شمال دہلی واقع است شروع شدہ\nتا شہر مشہد وسعت داشت و عرض آن شمالاً جنوباً از رود آمون\nتا بحر ۹۱۰ میل بود د صفحه ۸۳ ٹنگ دم آف کابل مصنفه ایم\nایلفنٹن = ۱۸۱۵ و درین ملک کشمیر، پنجاب ، بلوچستان\nو سندھ شامل بود .\nEncyclopedia Britania, Vol. I., Page 227.\n“Though the last territory belongs ethnically to Afghan-\nistan, an important part of it forms the British District\nof Peshawar whilst the remainder acknowledges no\nmaster.”"}
{"book": "adl0710", "page": 15, "text": "افغانستان چهارم رشدیه ۱۲\n\nکوه ها\nکوه هندوکش :- افغانستان یک ملک کوهستانی است -\nسلسله جبال هند موسوم به همالیه چون داخل ملک افغانستان\nمی گردد موسوم به هندوکش می شود و این سلسله کوه از سطح\nمرتفع پامیر شروع شده از شمال شهر کابل گذشته تا جنوب غرب\nآن رفته است - نام قدیم آن قفقاز هند است و ما بین ۳۴\nو ۳۷ درجه عرض بلد شمال و ۶۸ تا ۷۵ درجه طول بلاد مشرقی\nواقع است - بطرف شمال شرق و شرق یا سطح مرتفع پامیر و کوه\nهمالیه ملحق می گردد و تا یک اندازه حد فاصل بین افغانستان\nو هند است - از جانب دیگر بدخشان را از میدان جنوب مفصل\nمی سازد بلندی این سلسله کوه زائد از ۲۰ هزار فٹ است -\nو قله مشهور آن موسوم به تیراج میر - (Tiraj Mir) )\nبجانب شرق دره نکسان ( (Nuksan) ) و شمال غرب\nچترال ۲۵۰۰۰ فٹ از سطح آب بلند است - اکثر حصه این\nسلسله کوه دائماً در زیر برف بوده از گیاه و علف محروم مانده -\nدر بعض جائی با برف کوچ هم بوقوع می آید - دره کوشان\nزائد از ۱۵۰۰۰ فٹ بلند است - این سلسله کوه مخزن برف\nهائی دائمی بوده - بیشتر دریا هائی افغانستان از همین کوه ها"}
{"book": "adl0710", "page": 16, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۱۳\nاست - و چون تالاب هائی قدرتی تمام سال متدرجاً آب را\nبهم می رساند بعض دریا ہائے این سلسلہ در ایام زمستان\nاز باعث شدت برف باری قابل عبور و مرور نمی باشد۔ بابر\nدر کتاب خود درہ ہائے این سلسلہ را که مابین قندوز -\nبدخشان و بلخ که بجانب شمال و کابل که بطرف جنوب واقع\nاست چنین شرح داده = سه ازان از راه پنج شیر است\nموسوم به خاوک ( ) (Khawak) ، تال ( ) (Thall) و\nبازارک ( ) (Bazarak) ازین سه دره بهترین تال است۔\nلاکن مسافت آن قدرے طویل است راه بازارک کوتاه\nترین این همه است راه دیگر موسوم به پیروان ( ) (Parwan)\nاست که حالا موسوم به دره سالنگ می باشد مابین پیروان و کوه\nبلند هفت دره کوچک است که به هفت بچه موسوم است\nسه دره دیگر در راه غور بند است - دره نزدیک ترین به\nپیروان موسوم به ینگی یولی (یعنی راه جدید) که به گوالیان\n( ) (Gawalian) و خنجان ( ) (Khanjan) می رساند\nراه دیگر را کپچاک ( ) (Kipchak) (چهار دریا) می نامند۔\nاین دره بسیار خوب است - راه دیگر موسوم به دره شیبرتو\n( ) (Shibetu) است -\nکلیمینت مارکم در یکی از مقالات خود که در ماه فروری در"}
{"book": "adl0710", "page": 17, "text": "افغانستان چهارم رشدیہ\n۱۴\nجنزل (رسالہ) رائل جیوگرافیکل سوسائیٹی نشر داده تقسیم درہ های این سلسلہ کوه را چنین می نویسد:-\nRoyal\nGeographical\nSociety.\nاز وادئی چترال - بروغیل ( (Broghil) ) دوازده هزار فُٹ بلند است - اشتراک ( (Ishtirak) ) و اگرام ( (Agram) ) و سنگان هفده هزار فُٹ بلند است - خرتاز ( (Khartaza) ) و دورا ( (Dora) ) شانزده هزار و پنج صد فُٹ بلند است از وادئے پنجشیر = انجمن (Anjuman) و خاواک سیزده هزار فُٹ بلند است - تال ( (Thall) ) زایا ( (Zarya) ) یتمک ( (Yatumak) )\nامراز ( (Umraz) ) شوا ( (Shwa) ) بازارک ( (Bazarak) ) د شتپال :- از وادئے پیروان ( (Parwan) ) باجگاه ( (Bajgah) ) سرالاننگ ( (Sar Ulang) ) دوازده هزار فُٹ بلند است از وادئے غوربند = کوشان (Kushan) پانزده هزار فُٹ بلند است\nگوالیان ( (Gwalian) ) ۔ گوا زیار ( (Gwazyar) )\nSee : Herat, the granary and garden of Central Asia\nby Colonel G.B. Mallison, C.S.I., Page 183."}
{"book": "adl0710", "page": 18, "text": "۱۵ افغانستان چهارم رشدیہ\n\nچار دریا (Chardarya) ) گالالاج (Galalaj) ) فرنجل (Farinjal) ) و شبر (Shiber) )\nکوه بابا :- این کوه را از سلسلہ ہندوکش دره بامیان\nجدا می کند و تخمینا تا مسافت صد میل غربا امتداد دارد -\nارتفاع این کوه نسبت به بلندی ہندوکش بسیار کم است و\nبطرف غرب با کوه های سفید کوه و سیاه کوه که متوازیا یکی در\nشمال و دیگری در جنوب ہری رود واقع است ملحق میگردد -\nبلند ترین قله کوه با با موسوم به شاہ فولادی ۱۶۸۷۰ فٹ از\nسطح آب بلند است - منبع دریا ہائ که ذیلاً ذکر می یا بد\nدرین جا می باشد از جانب شمال رود غوری یا قندز و رود\nبلخ جاری می شود از جانب جنوب رود ہیرمند دہلمند می\nخیزد بعض شاخهای این کوه رو بجنوب غرب رفته تا قندہار\nرسیده است ، در بعض جائے ہا بلندی قله این شاخها تا\n۱۱۵۰۰ فٹ میرسد -\nسفید کوه :- از مقام چہل برج در شرق شروع\nشده تا گوشه شمال غرب ہرات شرقا غربا متوازی رود ہری\nمی رود طول آن از دو صد میل متجاوز - رود مرغاب\n(مرکس) و منابع بعض معاون ہائے ہری رود درین\nسلسله می باشند - حصہ غربی این کوه را"}
{"book": "adl0710", "page": 19, "text": "افغانستان چهارم رشدیه 16\nسرا بند ( Seraband) می نامند بلند ترین قلعه ان تخمینا\n11800 فٹ است.\nسیاه کوه :- از گوشه غربی کوه بابا شروع شده متوازی\nکوه سفید تا جنوب غرب هرات امتداد دارد. منبع رود خاش\nرود و خورو رود وغیره در همین کوه واقع است. طول این\nکوه تا سه صد میل و بلندی آن از شش هزار تا هفت\nهزار فٹ است :\nکوه سفید- یا سپین غر :- این سلسله کوه بجانب شرق\nافغانستان واقع است تقریبا مسافت 18 میل از غرب شهر\nپشاور شروع شده و بطرف غرب رفته تا جنوب شهر کابل\nمے رسد، بعد از کوه هندوکش و کوه بابا و کوه های\nترکستان این سلسله کوه بلند ترین کوه های افغانستان\nاست بلند ترین قلۀ آن موسوم به سکارام (Sikaram)\n15600 فٹ بلند است ، ازین جا نشیب کوه طرف غرب\nرفته است ، و بعض شاخهای آن از کابل بمسافت چند\nمیل واقع است ، ازین جا شاخ دیگر بطرف جنوب میرود\nو رود کرم را از رود لوگر جدا می سازد - بمقام شتر\nگردن (Shutargardan) ما بین میدان توپی و غزنی\nبلندی آن تا ... 12 هزار فٹ میرسد - این سلسله کوه\nافغانستان اسم کشور."}
{"book": "adl0710", "page": 20, "text": "افغانستان چهار مرثیه\n۱۷\nوادی جلال آباد را از وادئے گرم مفصل می سازد ۔ در شاخہائے آن بے شمار وادی ہائے سر سبز و شاداب واقع گردیدہ ۔\nپامیر :- این سطح مرتفع از حیث بلندی در دنیا درجۂ اول را دارا است، و بدین جهتہ بہ بام دنیا موسوم گردیدہ ۔ سرحد اتصال کوه قراقرم، ہمالیہ، ہندوکش و کیون لن و ینتان شیان است بیشتر آب دریائے آمون ۔ کہ از حوضۂ وکٹوریا بر می آید از برکت کدام برف ہین سطح مرتفع است، بلند ترین قلّہ پامیر مستغ آتا (Mustag Ata) بطرف شرق تخمیناً ۲۴۴۰۰ فٹ و ماؤنٹ کوف مین (Mount Kauffmain) بطرف شمال ۲۵۰۰۰ فٹ ارتفاع دارد بہ حیثیت مجموعی بلندی آن از سینزده هزار تا پانزده هزار فٹ است ۔\nکوه پغمان :- در اصل شاخ از کوه هندو کش است متوازی کوه بابا و بجنوب آن واقع است ۔ منبع دریای کابل از همین کوه شناخته می شود ۔\nکوه سلیمان :- این سلسله کوه در جنوب شرق افغانستان شمالاً جنوباً افتاده است ۔ گوشۂ شمالی آن تا سفید کوه میرسد و سرحد مشرقی سطح مرتفع ایرانیہ را تشکیل می دہد نشیب این کوه بجانب رود اٹک است ۔ این سلسله در دو حصّہ تقسیم"}
{"book": "adl0710", "page": 21, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۱۸\nمی گردد یکی را سلیمان شرقی و دومی را سلیمان غربی می\nنامند تخت سلیمان که در گوشۀ آخری آن واقع گردیده -\n۲۸۳۰ فٹ بلندی دارد قلهٔ دیگر موسوم به کیسرغر\n(Kaisar Ghar) (۱۱۳۰۰ فٹ بلند است - بر بعض\nنشیب این کوه جنگلات و علف ہائے سرسبز است و در\nهیچ جا تانقطه برف دائمی نرسیده ، علاوه ازین بسیار کوه\nہائے دیگر در ہر گوشۀ افغانستان واقع گردیده .\nدریا ہائ افغانستان\nافغانستان را از حیث دریا ها در شعبہ ہائے ذیل تقسیم\nکرده می توانیم .\n(۱) وادی - کابل و معاونین آن ۔ مثلاً لوگر ، پنجشیر\nتگاب - علی شنگ ، علی النگار ۔ وغیره است .\n(۲) سطح مرتفع غلزائی - اراضی مابین غزنی و قندہار\nکه از دریا ہاء ارغنداب - تارنک ۔ وارغسیان سیراب\nمی گردد .\n(۳) وادی با معاونین اٹک ۔ کہ ازین مراد دریای کرم\nخوست و اور ۔ گومل ۔ ژوب بوری است .\n(۴) وادی رود ہلمند و معاونین آن ."}
{"book": "adl0710", "page": 22, "text": "افغانستان چهارم رضیه\n۱۹\n\n(۵) وادی هری رود .\n(۶) وادی مرغاب و معاونین آن .\n(۷) وادی معاونین آمون - که ازان مراد وادی رود\nمیمنه ، بلخ - خلم - قندوز - کوکچه است . درین جا تفصیل\nبعض مشهور این دریا ها خواهند آمد .\nدریای کابل :- نام قدیم ان کوفیس است - منبع آن\nدر درۀ اُونی در کوه پغمان بر بلندی ۱۱۳۲۰ فٹ واقع\nگردیده که بمسافت تخمیناً چهل میل در غرب شهر کابل است\nاز گوشۀ جنوب غرب در شهر کابل داخل شده آن را در\nدو حصه تقسیم می کند - ولی درین جا آب آن بسیار\nکم میباشد و در ایام تابستان عموماً خشک می گردد -\nبعد از مسافت چند میل از شهر کابل بطرف رود لوگر\nبان ملحق میگردد - که از سطح مرتفع غزنی بر آمده ـ وادی\nهای زرخیز را که در جنوب کابل واقع است سیراب می\nسازد :- قدری پیشتر ازین مقام رود پنجشیر که نام قدیم آن\nبامان است و از شمال کابل از درۀ متصل پروان می برآید\nبا رود کابل پایان از تنگ غارو یعنی تخمیناً ۲۰ میل از شهر\nکابل یک جا میگردد - رود پنجشیر از وادی های زرخیز و سرسبز\nغوربند - سرخ و پارسا و ترکمان و پنجشیر و از کوه دامن"}
{"book": "adl0710", "page": 23, "text": "افغانستان چهارم رشیدیه ۲۰\n\nمیگذرد.\nمعاون سیوم رود کابل تگاب است که از دامن کوه\nمتصل دره خاواک بسرآمده بعد از طی مسافت تخمیناً صد\nمیل در رود کابل میریزد.\nمعاون چهارم و پنجم رود علی شنگ و الینگار است.\nاول الذکر متوازی رود تگاب بطرف جنوب جریان دارد و\nغرب نورستان را سیراب می کند. آخر الذکر رود کوچکی\nاست با رود علی شنگ یک جا شده به رود کابل ملحق میگردد\nاما بزرگترین و طویل ترین معاون رود کابل رود کنر است\nکه بنام تاشقار مشهور است. بمسافت چند میل در جنوب\nشرق جلال آباد متصل مقام کامه بموضع شمر خیل با رود\nکابل الحاق می ورزد. و از همین باعث بعض اوقات\nرود کامه نیز نامیده شده. منبع آن بر پشتی خون قله\nبیلوت تاغ ( بلور داغ ) واقعه است و یا بروائت دیگر\nاز چشمه \"آب گرم می براید\" وادی یاغستان - چترال -\nباجور - وکنر و کامه را سیراب می کند.\nرود کابل بعد ازین بطرف شرق رفته از باسه ول\nلال پوره - و دکه گذشته داخل علاقه خود مختار که اقوام افاغنه\nمهمند دران جا مسکن گزین اند می گذرد. و بعد ازان"}
{"book": "adl0710", "page": 24, "text": "۲۱\nافغانستان چهارم حصه ییه\nداخل وادئے پشاور میگردد :- چند معاون دیگر چون صورت و\nپنج کوره آب بآن می آرد - آخر الامر از متصل نوشهره گذشته\nقریب شهر اتک با آباسین یعنی اتک میریزد .\nطول رود کابل از منبع آن که در درۀ اونی است تا رود\nاتک زائد از ۲۵۰ میل است - و اگر از منبع پنجشیر حساب\nکرده شود تا ۲۹۰ میل میرسد - و اگر از سرچشمه گنتی بسنجیم\nبالغ بر ۴۷۰ میل خواهد بود این رود اگر چه متصل جلال آباد\nوسعت و عمق کافی دارد ولی بباعث رفتار تیز و علاقه\nکوهستانی قابل جهاز رانی نیست - عبور و مرور ازان بتوسط\nمشک و جاله ها و کشتی های خرد ممکن است - لاکن برای\nتجارت چندان مفید نیست - بمقام درونته پل پخته بالای\nآن بطرز جدید ساخته شده - تا تعویق در عبور و مرور آن واقع\nنگردد .\nدریای هلمند\nبزرگترین دریا بین رود دجله و اتک است - نام قدیم\nآن ایتی مندر است - منابع آن نهر اقماش و فزنداز\n) (Fazindaz) ( در نشیب غربی کوه پغمان است -\nازان جا بر آمده بطرف جنوب و جنوب غرب روان است -"}
{"book": "adl0710", "page": 25, "text": "افغانستان چهارم رشدیه ۲۲\n\nاما چون در درجه ۶۲ عرض بلد داخل می گردد بطرف شمال\nمی رود ـ و مسافت آخری ۷۰ یا ۸۰ میل بطرف جنوب\nغرب جریان دارد تا آخر کار در غدیرستان می ریزد :ـ از\nمنابع آن تا مسافت چهل میل اول تا مقام گردن دیوار\nچیزی درست در بارۀ آن در دست نداریم ـ درین جا رفتار\nآن بطرف حصۀ شمالی سطح مرتفع اُرت (Urt) که\nبر بلندی ۱۱۵۰۰ فت است واقع گردیده ، عرض ۱۲ گز\nعمق اش کم از یک فت ، رفتار آن از باعث سطح نا هموار\nو کوهستانی بسے تیز است درین جا معاون اول اش موسوم به\nآب سیاه (Abi Siah) که از درۀ حاجی خاک ـ\n(Haji Khak) می خیزد بآن آب می آرد ـ در ایام سرما\nاکثر اقوام خانہ بدوش درین جا بر کنار آن خیمه زن می گردند و\nایام سرما را بسر می برند ـ بعد ازین جا از یک وادئے\nعمیق بطرف جنوب تا مقام غوچ خول (Ghaoch Khol)\nغوچ خول که بر مسافت ۳۵ میل از کوه بابا دُور اُفتاده است می\nگذرد ـ درین جا کنار هلمند از بوته ہائے گوناگون د گل ہائے\nرنگ برنگ پُر است و پلے بر آن ساخته شده و دو معاون\nدیگر یکی از جانب شمال و دیگرے از جانب جنوب غرب موسوم\nبه آب دلاور (Abi Dilawar) بآن میريزد ـ ازین مقام"}
{"book": "adl0710", "page": 26, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۲۳\n\nتا مسافت ۲۵ میل دیگر یعنی تا دیوال قول (Diwal Khol)\nبطرف غرب جاریست - چون چند میل ازین مقام می گذرد\nرُخ آن بطرف مغرب می گردد ـ و تا ۸۰ میل دیگر بدین\nسمت روان است یعنی تا مقام چک مک چک (Chak Mak Chak)\nازین جاه راه دیگر از بالای آن می گذرد ـ که بطرف غرب\nبسمت ہرات رفته ـ و از جانب شمال معاون چند بآن آب\nمیریزد ـ بعد ازان تا مقام ساخر (Sakhir) ۱۲۰ میل\nدیگر بجانب جنوب غرب جاری است درین مقام سه راه یعنی\nراه بامیان ـ میدان وگر شک ملحق میگردند از ساخیل تا\nمقام گرشک مسافت ۱۵۰ میل است درین جا رفتار آن\nبیشتر بطرف جنوب است ۲۵ میل پائین از ساخیر رود\nتیزنن تیزک (Fezin) بآن میریزد ـ بمقام گرماب ۵۰\nمیل پائین تر رودیکه بان ملحق می گردد موسوم به خورد رود ـ\nدر نزدیکئے گرشک عرض ہلمند ـ ۱۰۰۰ گز است کنار راست\nآن پست و ریگ زار است و کنار چپ آن کوہی است\nبعض اوقات چون آب ہلمند کم باشد عرضش تا ۴۰۰ گز\nنیز میرسد ـ و بهمین وجه است که بعض اوقات عبور ازان\nبسے مشکل و گاہے آسان ثابت شدہ ـ لاکن سُہ میل ازین\nمقام در جائیکه ہلمند در سُہ شاخ تقسیم گردیدہ است جائی"}
{"book": "adl0710", "page": 27, "text": "افغانستان چهارم رشدیه ۲۲\nعبور بسیار دارد ـ عمقش درین جا بیش از چهار فٹ نیست و عرض\nشاخها از (۷۰) الی (۱۵۰) گز است ۴۵ میل پائین تر از\nمقام گرشک بمقام (قلعه بست) (Kalia Bist) در دو حصه\nتقسیم شده جزیره مابین خود می گیرد ـ ازان جا تا بنادر کلان\n(Benadar Kalan) یعنی تا مسافت ۷۰ میل دیگر بطرف\nجنوب روان است ـ و بعد ازان تا ۱۲۰ میل دیگر رخش\nبطرف غرب است ـ بمقام پل الک (Pal Alak) صد\nمیل پائین تر عرض آن ۴۰۰ گز عمقش تا ۱۲ فٹ است ـ\nو بهمین قسم تا مقام تراکو (Traku) جاری است ،\nبعد ازین از باعث کوها ریگ وسعت آن کم می گردد و رخش\nبطرف شمال غرب تبدیل می گردد ـ و تا مسافت ۴۵ دیگر در\nسمتش فرق نمی آید آخر الامر چون نزدیک مصب خود می\nشود در سه حصه تقسیم می گردد موسوم به رود سیستان رود\nپوریان (Purian) رود نادعلی (Nadali) رود هلمند\nدر هیچ وقت سال خشک نمی گردد ـ\nحجم آن ۲۰۰۰ مکعب فٹ فی ثانیه چون رفتارش کم باشد\n” از ۵۰۰۰۰ تا ۶۰۰۰۰ ہزار ” ” معمولی ”\n” از ۶۰۰۰۰ تا ۷۰۰۰۰ ” ” ” تیز ”\nافغانستان - اراضی"}
{"book": "adl0710", "page": 28, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۲۵\nگذرگاه این رود از مقام ذیل است\n(۱) گردن دیوار (Garan Diwar) بمصافت ۴۰ میل از منبع آن\n(۲) غوچ خول (Ghaok Khol) \" ۷۵ \" بذریعه پل\n(۳) دیوار قول یا خول (Diwal Khol) \" ۱۰۰ \"\n(۴) چکمک چک (Chakmak Chak) \" ۱۸۰ \"\n(۵) گرماب (Garmab) \" ۳۹۰ \"\n(۶) سه میل از گرشک (Girishk) \" ۴۵۰ \"\n(۷) گرشک (Girishk) \" ۴۵۳ \" بذریعه کشتی ها وغیره\n(۸) شملان (Shamalan) \" ۵۰۰ \"\n(۹) کرناشن (Karnashin) \" ۵۵۰ \"\n(۱۰) قلعه سبز (Kali Sabz) \" ۵۷۰ \"\n(۱۱) دیشو (Deshu) \" ۵۹۰ \"\n(۱۲) پل لاک (Bualak) \" ۶۵۰ \"\n(۱۳) تراکو (Traku) \" ۶۸۰ \" بذریعه کشتی ها\n(۱۴) دشتک (Deshtak) \" ۷۲۰ \" \" \"\nاین دریا اگرچه برائے جہاز رانی از ملک کوهستانی و رفتار\nتیز مفید ثابت نشده ولی برائے زراعت و آبیاری بے\nکار آمد است - عموماً بر کنار آن تا مسافت یک دو میل\nرفت کردن بسیار گنز"}
{"book": "adl0710", "page": 29, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۲۶\n\nسرسبز و شاداب بنظر می آید ۔ حصهٔ زیرین آن از باعث ملک\nریگستانی ویران است ۔\n\nارغنداب :۔ معاون بزرگ هلمند است از سطح مرتفع\nهزاره برآمده بطرف جنوب غرب جریان دارد ۔ رفتار تیز\nعمقش کم است ۔ در ایام تابستان عموماً خشک می گردد ۔\nاز باعث رفتار تیز آن اگرچه عمقش زاید از سه فٹ نباشد\nبعض اوقات عبور آن بسے مشکل گردیده ۔ مجرائے جنوبی\nآن بسیار زرخیز و شاداب است ۔ آب آن قدرے نمکین\nو طولش زیاد از ۲۳۵ میل است ۔\n\nدریای لورا :۔ این دریا نسبت بکل دریا ہائے\nافغانستان جنوب تر واقع گردیده اگرچه متصل رود هلمند\nجریان دارد ۔ ولے آبش بآن نمی رسد ۔ منبع اش در قلعه\nہائے کند و جبه که در شاخہائے کوه سلیمان است واقع گردیده\nسمت آن بطرف شرق است و از وادی پشین می گذرد لاکن\nچوں سطح آب از اراضی متصله پائین تر واقع شده ۔ برائے\nآب یاری چندان مفید ثابت نشده طولش تخمیناً ۲۰۰ میل\nو عرض آن نیز کافی است ۔ در ایام طوفانی عبور از ان\nمشکل میباشد ۔ در علاقۂ شوراوک (عرض بلد ۶۶,۶۵) برائے\nآبیاری و زراعت مفید ثابت گردیده مصب آن در غدیر"}
{"book": "adl0710", "page": 30, "text": "افغانستان چهارم رشیدیه\n۲۷\nریگستان است که تا امروز حال صحیح آن را کشف نه نموده اند.\nخاش رود : از جنوب کوه سیاه برآمده بطرف جنوب\nجریان دارد تقریباً کل آب این دریا در آبیاری بمصرف می\nرسد. و آب بسیار کم یا خود در غدیر مراد می برد - اسم این\nدریا از یک ده آن علاقه گرفته شده - در ایامیکه آب آن کم\nباشد عبور آن سهل است ولی در ایام طوفانی تکالیف بسیار\nپیش می کند و اکثر بار چنین واقع شده که کاروان ها برکنار\nآن تا چند روز بتوقف مجبور می شوند.\nدریای هروت یا ہاروت : از کوه های جنوب\nغرب هرات برآمده بطرف جنوب غرب روان است - جویهائی\nمتعدد ازین دریا کشیده شده - و زرخیزی و شادابی علاقه\nجات گرد و نواح را نسبت بهمین رود باید کرد - بدیهای خود\nدیلتای می سازد و برشاخهای ۱۵ تقسیم می گردد - این دیلتا\nبسیار سرسبز و اراضی آن بسی زرخیز ثابت شده درختان\nگوناگون و خصوصاً از بید ، چنار در تعداد بسی شمار در آنجا\nروئیده - طولش تخمیناً ۲۴۵ میل است .\n\nهری رود\nمنبع آن متعدد است - و معاون بسیار دارد - ولی دوئی"}
{"book": "adl0710", "page": 31, "text": "افغانستان چهارم رشدیه ۲۸\n\nآن بسی مشهور است یکی جنگل لاب که از گوشه شرق سفیدکوه\nمتصل مقام چهل برج می خیزد - دوئم آن رود تنگل آب\nاست که از درۀ چلاب بر می آید - هر دوئی آن بطرف غرب\nتا مسافت صد میل متوازی یک دگر جریان داشته متصل مقام\nدولت یار با یک دیگر ملحق می گردند موسوم به هری رود می\nشوند - و رخ آن بالکل بطرف غرب است و از جنوب\nشهر هرات بمسافت سه میل - از راه هرات و قندهار گذشته\nاست و درین جا پل پختۀ بر آن ساخته اند ـ که ۲۶ قوس را\nدارا است - ازین جا ۱۵ جوی ازان جدا کرده اند - چند\nمیل پائین تر از هرات بطرف شمال غرب جریان دارد -\nو بعد از عبور جنگلات سخت که از جانوران وحشی پر است\nبه کاشان میرسد که بمسافت ۷۰ میل بطرف غرب هرات\nواقع گردیده - و ازین جا رُخ آن بطرف شمال تبدیل می\nگردد ـ آخرالآخر در باطلاق یا ریگستان ترکمان ناپدید می\nگردد :- اراضی که از رود هری رود سیراب می گردد بسیار زرخیز\nو شاداب است ، و درختان با ثمر چون توت ، و تاک ، و\nانگور ، و آلو بالو ، و گلاب دشتی در تعداد بسیار دارد - عرض\n\n\" Has been the means of converting into a smiling\nparadise the surrounding wilderness. \""}
{"book": "adl0710", "page": 32, "text": "افغانستان چهارم رقمیہ\n۲۹\n\nهری رود از ۱۰۰ تا ۱۴۰ فٹ است - در ایام تابستان آب\nآن بسیار کم می باشد - اراضی گرد و نواح از باعث این چون\nیک قطعه بهشت سرسبز و شاداب است - از ماه جنوری تا\nنصف ماه مارچ از باعث طوفان آب عبور ازان مشکل\nاست لاکن در اپریل عمق آن تا چهار فٹ میرسد - ازین\nرو بے شمار کاریز و جوئے ها ازین کشیده شده - حصۂ شمالی\nآن میدان ہار تجند ( Tejend ) و سرخس را شاداب\nمی سازد - اراضی که مابین رود هری و مرغاب واقع است\nموسوم به بادغیس است .\nرود مرغاب :- رود مرغاب که معاون بزرگ آن\nکاشان و کشک از حد اتصال کوه سفید وتیر بند ترکستان می براید\nو بطرف غرب مابین وادیئے بزرگ جریان دارد - و بعد از\nمعاونین چند بطرف شمال غرب متصل قلعهٔ افغانی موسوم\nبه بالا مرغاب و از نزدیکی مقام کراول خانه :- یعنی قراول خانه\n( Karawal Khana ) می گذرد - درین رود جا قیسار -\n( Kaisar ) نیز بآن یک جا می گردد - در همین سمت\nشمال مغرب جریان داشته از مقام مارو چاک\n( Maru Chak ) می گذرد - که برکنار راست مرغاب\nواقع گردیده و قدری پیشتر با رود کاشان ملحق می گردد-"}
{"book": "adl0710", "page": 33, "text": "افغانستان چهارم رشدید ٣٠\n\nپنج ده و آق تپه (Aktipa) برکنار چپ آن واقع\nاست. بمقام آق تپه (Aktipa) رود کشک بآن می\nریزد - و ازین جا رُخ مرغاب بطرف شمال تبدیل میگردد -\nو بعد ازان از مقام یولا تو گذشته به مرو (Mru) میرسد -\nو ازان جا گذشته در ریگستان کراکوم خشک و جذب میگردد -\nطول این رود - ٨٥٠ ورست است یک ورست مساوی\n٣٥٠٠ فٹ است) رود کشک بعد از سیراب نمودن\nاراضی با مرغاب ملحق می گردد - عرض مرغاب بمقام کنشت\nخان بند (Kanshut Khan Band) ٢٨ ورست\nو عمق آن ٧٠ فٹ ، آبش در ماه مارچ بسیار می گردد -\nو بعد از سرما رو به تنزل می نهد - ما بین ماه جون تا نصف\nاکتوبر حجم آب آن منحصر بر آب برف و باران است - در\nجون چون آب آن کم می گردد - مردم از باعث کمی آب\nبرای کشت پنبه بسیار در تکلیف می باشند - ساکنین آن\nعموماً از باعث کمی آب از حصهٔ بزرگ فصل خود نا امید می\nگردند :- از اراضیٔ که مرغاب جریان دارد - از قطعه جات\nزرخیز و ریگستانی مخلوط است - بعض اراضیٔ بلند این قطعه\nدر ایام بهار از گلهای رنگا رنگ تمّون و مزیّن می باشد -\nو در ایام زمستان یک چادر سفید برفانی بر روی آن"}
{"book": "adl0710", "page": 34, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۳۱\nگسترده می باشد :-\nدریای بلخ :- از نشیب کوه بابا بر آمده اول بطرف\nغرب و بعد ازان بطرف شمال جریان دارد - ازین رود\n۱۸ ہژده نهر کشیده اند - که در آب پاشی اراضی از بس مفید\nاند - از برکت همین انهار بود که بلخ در زمان سلف موسوم به\nما در شهر ها گشت درین قطعهٔ زمین میوه‌های گوناگون در مقدار\nبسیار حاصل می‌گردد - و از باعث اضافگی آب و هوا\nاین علاقه چندان برای صحت مفید نیست - آب بلخ به\nدریای آمون نمی‌رسد - و بعد از گذشتن در شاخ های\nمتعدد تقسیم شده در زمین جذب می‌گردد .-\nدریای آمون :- دریائی آمون در سرحد شمال\nمشرق افغانستان تا مسافت ۳۳۰ میل است ، و سرحد فاصل\nافغانستان و بخارا است از سطح مرتفع پامیر بر آمده بطرف\nشمال غرب جریان دارد - این دریا مشهور ترین دریاهای\nتاریخی آسیا است ، بعد از مسافت 1400 1 میل در غدیر\nآرال میریزد - رقبهٔ اراضی که از برکت این دریا سیراب می‌\nگردد ۳۰۸۶۸۰۴ مربع کلو متر است ، تا مسافت دو صد\nمیل در ملک بخارا جریان دارد - بعد ازان تا مسافت صد\nمیل دیگر سرحد فاصل صوبه سر دریا و ایالت خیوا است - در"}
{"book": "adl0710", "page": 35, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۳۲\nشمال مشرق معاون بزرگ آن رود پامیر دپنجه است آخرالذکر\nدر اصل نام ابتدای آن آمون است - در خصوص لفظ پنجه\nروایت مختلف است - بعض آن را نسبت به الحاق پنج جوئ\nمیدهند که از آن مرکب رود پنجه است - ولی دیگران خیال\nدارند که این لفظ از قلعه پنجه و قلعه یار پنجا دو قلاع که بر آن\nواقع گردیده گرفته اند - گروهی دیگر طرف دار این فکر اند که\nدر انجا سنگی است که نشان پنجه حضرت علی کرم الله وجه را\nدارا است و متصل قلعه پنجه است، و لفظ پنجه را ازین اخذ\nنمودند - در منزل ابتدای آن که در ایام زمستان دنیا برف\nو یخ است معاون بآن ملحق می گردد موسوم به آکسو (Aksu)\nبمقام قلعه وامار (Kala Wamar) پامیر و آکسو از جھیل\nوکتوریا و جھیل چک ساکتن (Chak Suaktin) میگذرند\nلاکن این جھیل ها را نبع آمون نمی توانیم گفت - جھیل وکتوریا\nرا در ۱۸۳۸ وڈ (Wood) کشف نمود - دریار پامیر در سطح\nمرتفع پامیر جریان دارد و بمقام لنگر کشت (Langar Kisht)\nبا رود آمون ملحق می گردد - جھیل چک ساکتن که بر پامیر\nواقع است ۲۰۹ فٹ در بلندی از جھیل وکتوریا است\nجھیل وکتوریا بر بلندی ۱۳۴۹۰ فٹ از سطح مجرا واقع\nاست"}
{"book": "adl0710", "page": 36, "text": "افغانستان چهارم طبعیه\n۳۳\nدریای پنجه : از درۀ وخ جیر (Wakh Jir) می\nبر آید ـ پنج دریا که از الحاق آن پنجه یاد می گردد ـ موسوم به\nپنجه ـ پامیر ـ اکسو ـ شخ و غند است (Shakh Ghund)\nاکثر این دریا ها زاید از دو نام دارند و این را نسبت به اقوام\nمختلف که بر کنار آن آباد اند یاد می کنند (اقوام مختلف\nافغان ـ چینی ها ـ تاجیک ـ کدغنی) چنانچه ذکر رفت آمون دریا\nدر اصل پنجه را می گویند و تا مقام گنبزد (Gumbaz)\nموسوم به همین نام است. رفتار ابتدائے پنجه بسے تیز است\nدر ۷۵ کلومیتر یعنی از منبع اش تا مقام سر حد ۴۲۷ میتر\nدر بلندی آن فرق واقع می شود ـ و ازین معلوم کرده می\nتوانیم که رفتار آن چه قدر تیز خواهد بود، چون بگنید بوزئی\n(Bozai) و متصل وادئی واخان (Wakhan)\nمیرسد رفتار آن کم می گرددـ بعد از گذشتن مقام عشق کاشم\n(Ishkashim) بار دیگر رفتارش تیز می شود متصل وادی\nواخان از جانب راست دریای پامیر بآن می ریزد ـ از\nجهیل وکتوریا یا مزارتپ (Mazartipe) در جائے که\nخرگوش بآن ملحق می گردد ـ دریار پامیر در ۴۰ کلومیتر ۲۸۰\nمیتر پائین می آید ـ و از مزار تیپ تا لنگر گشت که بآب پنجه\nیک جا می شود یعنی در مسافت همین ۶۰ کلومیتر تنزل ۸۳۱ میتر\n\nرافشئیکای پامیر است"}
{"book": "adl0710", "page": 37, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۳۴\nدر بلندی آن واقع می گردد - پنجه چون از منبع خود بیرون می آید تا مقام سیموت (Semut) رفتار آن بسیار تیز است - و بعد ازان رفتارش سست میگردد - و چیز های سنگین و وزنی که از بالا با خود آورده می باشد درین مقام می گذارد - زیرا که طاقت بردن آن برایش نمی ماند - بمقام لنگر گشت که جای اتصال پامیر و پنجه است از سنگ های بزرگ را که تا این جای باعث سرعت آب آورده بود کنار آن چون یک صحرای ویران بنظر می آید که زندگی انسان در آنجا نا ممکن است - و نشان سبزه در هیچ جای دیده نمی شود - در ایام تابستان چون آب آمون خیلی کم می گردد - ریگ آن از باعث هوا های تند هر جانب روان می باشد -\nچون بوادی های فراخ و وسیع میرسد - یعنی در مقام لنگر کشت و زنگ (Langar Kisht, Zung) پنجه در چند شعبه تقسیم می گردد - این دریاهای خرد ولدل بی شمار دارد و آب آن از یک قسم گل سیاه پُر می باشد - بوقت طغیانی از برکت همین گل سیاه اراضی قریب را زر خیزی می بخشد - دریای پامیر نیز بدین قسم تقسیم می گردد - ولی شاخ های آن گل سیاه ندارد و از ولدل نیز مصئون می باشد - مابین لنگر کشت و پتوک (Ptuk) هر دو جانب آن سر سبز و شاداب"}
{"book": "adl0710", "page": 38, "text": "افغانستان تاریخی\n۳۵\nاست و از علف معمور است ـ و درختان بید در عدد بیشمار دران جا روئیده ـ چنار سفید ـ و درخت ها خار دار نیز بسیار است ـ بعد از پتوک (Ptuk) حالت آن تبدیل گشته و در مقام سیموت وشتار (Semut, Shitar) کنار آن سراسر خشک و اثرات ریگستان نمودار است، معلوم می شود که گل سیاه نیز بمقام (Ptuk) پتوک ختم گردیده. کوهالنگرگشت و زنگ که دریای آمو را در بر گرفته ـ در اوائل از یکدیگر دور شده رفتند لاکن در غرب کاله پنجه بار دیگر نزدیک یکدیگر می شوند ـ و پنجه بصد مشکل ازان جریان دارد، بعد ازین پنجه بار دیگر بر وسعت خود می افزاید و وسعت آن بچند کلومیتر میرسد ـ و در شاخهای مختلف تقسیم میگردد و جزائر که در بر میگیرد از بوته های خار دار پُر است ـ بعد از ده شتار کل شاخها بار دیگر ملحق می گردند ـ و وسعت پنجه اضافه می گردد ـ اما از مقام در سئی (Dersai) تا، نُت (Nut) بار دیگر عرض آن کم شده میرود و رفتار آن این قدر تیز و پر شور است که آب آن با کوه ها و سنگ لاخ ها ما بین می خورد ـ و وادی را پر شور می سازد ـ بمسافت ۳ میل از سی خانه (Si Khanah) ابشارها چند واقع میگردد ـ از مقام"}
{"book": "adl0710", "page": 39, "text": "افغانستان چهارم شندیہ\n۳۶\nنت تا سم چان (Samehan) در ایالت اشک قاشم (Ishkashim) بعرض خود می افزاید - و کنار آن سر سبز و علف زار است - جانوران و طیور وحشی در تعداد بسیار یافت می شود - لاکن در ایالت غاران (Gharan) چند میل پائین تر از سم چان (Samchan) وادئ پنجه بار دیگر تنگ می گردد - زیرا که کوه های بلند از هر دو جانب آن در بر میگیرد بمقام چراگ (Chrag) رود غند بآن می ریزد - بمقام در بند (Darband) که بر سرحد غازان (Ghazam) و مشتق اشیم واقع است و قبل از الحاق غند - پنجه از چند آبشار ہاء بزرگ می گذرد - درین جا گرداب ہائے متعدد نیز دیده می شوند - اکثر معاونین پنجه مابین مقام لنگر گشت و نامه گوت (Namagut) بآن ملحق می گردند - بعض ازین معاون ها در ایام زمستان بالکل خشک و بعض در ایا میکه برف آب می شود جاری می گردند - دریا ہائیکہ از کوه ہائے بدخشان و از وادی ہائے جنوب بآن آب می آرد بجز از یک دوئی آن آب کل آن ہا منحصر بر آب برف است معاون بزرگ در ایالت روشان (Roshan) رود آکسو است که تمام سال جریان دارد - و در ہیچ حصّہ سال آب آن خشک نمی گردد - بمقام سزن بولاک (Sasan Bulak) دو رود دیگر به پنجه می ریزند - موسوم به غند و شخ دریا رفت"}
{"book": "adl0710", "page": 40, "text": "افغانستان چهارم شمسی\n۳۷\nو آمد از واخان ر (Wakhan) تا غازان (Ghazan) بطرز\nقدیم جاری است لاکن مابین قلعهٔ پنجه و قلعهٔ بار پنجه بجانب سرحد\nافغانی یک راه کار آمد ساخته شده اگر چه برائے ضروریات امروزه\nکافی نیست ولی برائے کار گذاری کفایت می کند ۔ این راه ها\nدر زمان امیر صاحب مرحوم تعمیر شده و تا الحال برائے عسکر بسی\nمفید و کار آمد ثابت شده ۔ در بعض جائها بالای جوی آب\nپل ہا نیز ساخته شده ۔ ولی در ایام طغیانی عبور ازین جوئها\nدشوار می باشد ۔ از شروع ماہ مئی عبور ازین ہا بباعث آب\nشدن برف بسی مشکل ثابت گردیده ۔ بعد از مقام اشک کاشم\n(Ishkashim) تا مقام الحاق دریای سوجان و پنجه که\nتقریباً مسافت ۵۰ میل است وادی که از بین آن دریا جریان\nدارد بسیار تنگ واقع گردیده ۔ بعد از قلعهٔ خلم که حصهٔ شمالی\nترین این دریاست کنار ہای آن سرسبز و شاداب بنظر می آید ۔\nآب و ہوائی آن گرم و برائی زراعت مفید ثابت گشته۔\nتاک انگور دشتی ۔ انار سُرخ ۔ سیب ۔ ناک ۔ توت ۔ و سبزی\nہائے گوناگون در مقدار بسیار کاشته می شود :۔ بمقامیکه آیالت\nکولاب (Kulab) بخارا بذریعهٔ آمون دریا از اضلاع قطغن\nدر شک افغانی جدا می گردد ۔ دریا آمون از کوه ہا نیز نجات می\nیابد ۔ و چند معاونین دیگر موسوم به کافرنهان ۔ سرخان ۔ درین"}
{"book": "adl0710", "page": 41, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۳۸\nبآن می ریزند - این معاونین از جانب شمال می باشند از طرف جنوب\nکوکچه - قندوز - غوری - خان آباد - آک سرائے - بآن اب میارند-\nاکثر جوئی ہائی دیگہ از باعث کثرت آبیاری و زراعت آب شان\nتا آمون نمی رسد - بمقام پتک یتک در خیوا نهر ہاء بے شمار\nازان کشیدہ اند - و چهار ہزار مربع میل اراضی را آبیاری\nمی نماید - آب آمون در آخر پر از گل می شود - و از باعث\nاین بر دہانہ خود دیلتای چند تشکیل میدہد - برای جہازرانی\nدرین دریا کوشش ہاء متواترے بروئے کار آمدہ در ۱۸۷۵\nجہاز موسوم به پتروسکی ( (Petrouski) که طاقت ۱۳ فٹ\nآب داشت تا مقام نوکس ( (Nukus) دران جہاز رانی\nکردہ توانست - سه سال بعد جہاز دیگر موسوم بہ سمر قند کہ طاقت\n۲۴ اسپ و سہ فٹ آب داشت از پیرو الگند و رسک\n(Pehro Alexandroosk) ) تاکیلف ( (Kelif) ) رفتہ\nتوانست - از ۱۸۷۸ تا ۱۸۸۰ کوشش ہا دیگر درین خصوص\nکردند - بعض ازان روسیه تا یک دستہ جہازات دائمی را\nبرائے این دریا فراہم نمودند - موسوم به گورنمنٹ آمون دریا\nفلوتیلا ( (Goreinment Amu Darya) ) دسته جہازات\nدریا آمون و تجارت با قاعدہ بتوسط این دستہ جہازات\nمابین شهر پیترو الگزند روسک و گند گزار ( (Kundgrar) ) جاری"}
{"book": "adl0710", "page": 42, "text": "افغانستان چهارم ضمیمہ\n۳۹\nنمودند و فراب و چار جوئی ( Frab) (Charajui, ) مراکز\nآن قرار یافت از پلته حصار (Paita Hissar) تا چار جوئی\nدر هفت روز این مسافت بذریعه این سفائن طی می شد زیراکه\nاکثر جائها آبش کم است، ریگ وغیره در رفتار بآن حائل میگردد۔\nدر حصه زیرین آمون جهاز رانی بسی مشکل است - چرا که رفتار\nدریا بسی تیز است و جهازات در آب ہائے مخالف رفته نمی\nتوانند . دریا ہائے دیگر ترکستان از قرار ذیل اند .\n(۱) دریائے قندز از کوه بابا بر آمده بجانب شمال روان\nاست .\n(۲) دریائے اندراب از نزدیک وادئ غور جریان دارد .\nاقلیم\nدر صورت مطالعه آب و ہوائے یک ملک چند چیز را خیال\nباید داشت ۔ که بر آب و ہوائے یک ملک اثری می اندازد -\nاول اینکه ملک مذکور در کدام عرض البلد واقع است دوم اینکه\nاز بحر به مسافت چند میل ۔ و در راه کدام باد ها، و از سطح\nبحر چه قدر بلند واقع است ۔\nافغانستان، چنانچه ذکر رفت در منطقۂ معتدلہ مابین ۲۹\nدرجه و ۳۰ دقیقه و ۳۸ درجه و ۳۵ دقیقه عرض البلد شمالی واقع"}
{"book": "adl0710", "page": 43, "text": "افغانستان چهارم حصه یوم ۴۰\nاست. سطح آن کوهستانی و حصۀ بیشتر آن از سطح بحر چهار هزار فٹ بلند است و بمسافت تخمیناً سه صد میل از بحر دور رفتیدۀ واز راه باد ہائے بارانی موسوم به مون سون جنوب غرب خارج است :-\nاز باعث فوق آب و ہوائے آن بری یعنی در زمستان بسیار سرد و در تابستان عموماً گرم است باران کم و در ایام زمستان در بعض حصه جات برف باری شدید واقع شده و ہمراہ برف باری طوفان باد نیز شامل می باشد .\nآورده اند که شهر غزنی چند بار از باعث شدت برف باری و مطر ویران شده - و برف باری آن جا بسیار شدید می باشد - واکثراً برف بعد از نو روز هم باقی می ماند .\nقلات غلزائے - کتا واز - علاقه جات ہزارہ نیز برف باری شدید دارند - وآب بطریق یخ بسته می گردد - که شتر بمعہ بار بالای آن گذشته می تواند .\nباین همه گمان نباید کرد که کل علاقه جات افغانستان در زمستان این قدر خنک است بلکه برعکس این آب و ہوائے بلاد این ملک خیلی متفاوت است جائے بسیار خنک ، و جائے خیلی ملائم است ، در قندہار برف باری بندرت دیده شده ، ولی گاه گاه آب قدری یخ بسته می کند - بعض قله کوه از خط"}
{"book": "adl0710", "page": 44, "text": "۴۱ افغانستان چهارم رشدیه\nبرف بلند واقع شده ـ جلال آباد که به بلندی تخمیناً دو هزار فٹ است ہوائش چون ہوائے پشاور در تابستان گرم و در زمستان خنک است ولی برف باری درین جا شاذ و نادر مشاهده شده :-\nآب و ہوائے کوهستان در بعضی سالها این قدر شدید واقع شده است که درجهٔ حرارت این علاقه جات مساوی درجهٔ حرارت ملک سائبیریا می باشد ـ سردترین حصهٔ سال ماه جَدی که مطابق ماه جنوری انگلیسی است ، و مقیاس الحرارت بعض جائها از ۳۸ درجه تا ۱۷ درجه میرسد ـ اکثر سالها این قدر خنک واقع گردیده که درجهٔ حرارت از صفر نیز ۱۲ درجه پائین رسیده خود کابل برف باری شدید دارد ـ و تا سه ماه برف آن آب نمی شود ـ و درجه حرارت در بعض سالها از صفر ۳ درجه کم می باشد ـ و مقیاس الحرارت شهر غزنی تا ۱۰ درجه کم از صفر رسیده است ، گرمی تابستان برعکس این بسیار است ـ و در علاقه جات متصل رود آمون ـ قندهار ـ جلال آباد تابستان بسیار گرم واقع شده ـ درجهٔ حرارت در حصه جات شمالی و جلال آباد از ۱۱۰ ، ۱۲۰ است ـ در شهر کابل که بر بلندی شش و نیم ہزار فٹ واقع است درجهٔ حرارت از ۹۰ تا صد درجه می باشد ـ مقیاس الحرارت در شهر قندهار ۱۱۰ درجه است ـ در ایام زمستان در علاقه جات بدون ، صَندَلی بخاری ـ پوستین ، و البسهٔ پشمی گذاره مشکل است ـ در بعض\nاقسام مکان البسہ"}
{"book": "adl0710", "page": 45, "text": "افغانستان چهارم رشدیه ۴۲\nحصه جات خصوصاً در هرات دگوشهٔ شمال غربی باد ها متواتر در\nایام بهار تا عرصهٔ ۱۲۰ روز می وزد و هوا را معتدل می کند -\nو تندئی هوا را زائل می سازد - در علاقه جات ریگستانی جنوب\nغرب و جلال آباد بادها گرم و سوزان می وزد - در گرشک هوا\nحبس می باشد - و درجهٔ مقیاس الحرارت در سایه به ۱۲۰ درجه\nمیرسد بهرکیف علاقه جات جنوبی و جنوب شرق افغانستان از حیث\nآب و هوا نسبت به آب و هوای ترکستان بسیار خوش گوار\nو صحت بخش واقع شده - و امراض بسیار کم دیده شده - آب\nو هوای خشک برای دفع جراثیم و امراض مهلک بسی مفید\nثابت شده است - اهالی عموماً قوی الجثه - طاقتور - و دلیر\nمی باشند - آب و هوای افغانستان برای پرورش میوها\nخصوصاً برای انگور - خربوزه وغیره خیلی مفید ثابت شده .\nمعدنیات\nافغانستان دارای معدنیات بیش بهائی است - ولی از باعث\nعدم وسائل لازمه تا حال به آن توجه نرفته - و فوائد از ان\nگرفته نه شده - ولی حال حکومت توجه خود را درین خصوص\nبعنوان که لازم است معطوف و مبذول داشته - چنانچه\nچند نفر طلاب را برای اخذ تعلیمات معدن شناسی و کان کنی"}
{"book": "adl0710", "page": 46, "text": "۴۳\nافغانستان چهارم رشدیه\n\nبه اروپا فرستاده – که امید که بعد از تحصیل تعلیمات لازمه آن\nطلاب مذکور خدمت شایان بملک و ملته خواهند نمود – و ترقئے\nآیتۀ افغانستان انشا الله تعالی که مبنی بر همین معدن و تجارت\nو صنعت خواهد بود :-\nاز معادن که تا حال بتوجهات شهریار غازی ذریعۀ کان\nشناسان وغیره کشف شده بقرار ذیل اند :-\n(۱)- طلا- در وادئ لغمان و اراضی متصل آن پیدا می شود.\nدر قندهار نیز معدن آن موجود است – طلا ریگی در\nترکستان و خصوصاً در قطغن و بدخشان با فراط یافت\nمی شود .\n(۲)- نقره – در وادئ پنجشیر دستیاب می شود- و در نقاط دیگر\nنیز مواد آن فراوان است .\n(۳)- آهن – در دره ہائے بامیان – باجوره – فرملی – کوه ہندو\nکش و متصل جلال آباد . موجود است .\n(۴)- سُرب – در حصه‌ جات بنگش شمالی – و ملک شینواری -\nو کاکڑ – و در کوه ہائے جوار ہرات، با فراط پیدا می شود و\nنیز در علاقه‌ جات هزاره آثار آن در اکثریه جا ہا دیده\nشده .\n(۵)- مس – تقریباً قریباً در کل نقاط افغانستان آثار تولید دارد."}
{"book": "adl0710", "page": 47, "text": "افغانستان چهارم رشتدیه ۴۴\nچنانچه در کوه های متصل کابل آثار معدن آن نشئت\nنمود .\n(۶) - سُرمه مع سُرب :- بمقام ارغنداب - در کوه هائی دروک\nو وادئی غور بند - و علاقه جات آفریدی - بکثرت وجود\nدارد .\n(۷) - سُرمه :- در شاه مقصود و متصل قندهار موجود است .\n(۸) - نمک :- در ترکستان و دیگر علاقه جات بافراط یافت\nمی شود .\n(۹) - سیلی کیت جست :- از وادئی ژوب میبراید .\n(۱۰) گوگرد :- در نقاط مختلفه افغانستان بمقدار کافی منکشف\nشده - ولی معدن بزرگ آن - در هرات و علاقه جات\nهزاره و بامیان ، و در بعض مقامات ترکستان موجود\nبوده .\n(۱۱) - ذغال سنگ :- در زُرمت - متصل غزنی - ترکستان -\nجلال آباد - نارین - بامیان - درّه یوسف - سمت جنوبی\nفراوان است .\n(۱۲) - شوره :- در جنوب غرب افغانستان بافراط موجود است .\n(۱۳) - علاوه ازین معادن - ابرق - سنگ آهک - سنگ مَرمَر -\nگِلِ سرشوئی - سنگ سمان - سنگ گچ - فیروزه لعل - مومیائی"}
{"book": "adl0710", "page": 48, "text": "۴۵ افغانستان چهارم رشدیه\n\nتیل خاک - (متصل ترکستان و هرات) یاقوت و الماس -\nسنگ شاه مقصود - و سیمنت موجود است .\n\nحیوانات\n\nتخمیناً از هر نوع حیوانات در افغانستان یافت میشود .\n(۱) حیوانات اهلی - اسپ :- افغانستان بباعث اسپ ها رخوب\nو قشنگ و قوی خود بسی مشهور است - چرا که بهترین\nاسپ ها ردنیا از روئے نسل و مضبوطی در علاقه جات\nترکستان و قطغن - و سرحدات ترکمان بکثرت پرورش و\nپیدائیش دارند - یابو - و قاطر - و مرکب ، بسیار خوب و\nقوی و تنومند در علاقه جات فوق پیدا می شوند - که\nبرائے بار برداری و حمل و نقل مسافات بعیده بسی\nبه کار می آیند :-\n(۲) - شتر :- که آن هم دو قسم است ، و هر دوئی آن برائی\nبار برداری بسیار مفید ثابت شده - که بیشتر تجارت و\nحمل و نقل آن بتوسط همین حیوان بوده - علاوه از\nبار برداری از پشم آن پارچه جات گرم ساخته میشود .\n(۳) گوسفند :- که بر چند قسم است ، ولی دوئی آن مشهور-\nغلزائی ، و ترکی - غلزائی خوردتر و ترکی بلند تر و قوی تر می"}
{"book": "adl0710", "page": 49, "text": "افغانستان چهارم رشته یه ۴۶\nباشد - ولی هر دوئی آن دنبه دار است - گوشت گوسفند\nغلزائی خوراک عمومی اہالئے افغانستان است - بلکه در\nبعض جاہا این را - قاغ و خشک کرده می خورند - شیر\nگوسفند نیز بکثرت به استعمال می رود - چنانچه مسکه و روغن\nو قروت و پنیر، و سائر چیزہا ازین ساخته می شوند - از\nپشمش تکه ہائے پشمی چون کُرک ، برک ، پتو ، وغیرہ را می\nسازند - و از پوستش پوستین ہاء متوغه و قشنگ ساخته می\nشوند - که در ایام زمستان خیلی مفید و کار آمد و پوشاک\nعام و خاص است ، در ملک ترکستان پیدایش گوسفند\nو وجود آن بدرجۀ افراط است ، که در هر قریۀ آن بتعداد\nہزار ہا پرورش می یابند - علاوه بران گوسفندان قره\nقلی نیز موجود است ، که پوست آن در بازار ہای دنیا\nبقیمت گزاف بفروش میرسد - و ذریعۀ آمدنی خوبی\nاست -\n(۴) - گائو :- تخمیناً در هر جائی افغانستان یافته می شود - که\nبرائے شیر و قُلبَه رانی استعمال می شوند - ولی چونکه ملک\nکوہستانی است ، نسبت به گاو ہائی ہند پست قد و\nخورد ثابت شده -\n(۵) - بُز :- نیز در بعض جاہا یافت می شود ، ولی تعداد آن"}
{"book": "adl0710", "page": 50, "text": "۴۷ افغانستان چهارم رشدیه\nاز گوسفند کم است .\n(۶) ۔ سگ :- بر چند قسم است ، که بعض آن ها مخصوص برائ\nشکار می باشند، و بعض آن ها برائے حفاظت رمه بکار\nمی آیند .\n(۷) ۔ پشک :- چندین نوع دارد ۔ ولی قسم مشهور آن براق\nاست که پشم ساسم را دارا است ۔ و در خارج بقیمت\nگزاف بفروش میرسد .\nحیوانات وحشی\n(۱) ۔ پلنگ تخمیناً در کل حصّہ جات افغانستان موجود است .\n(۲) ۔ شیر :- در بعض علاقہ جات شمال شرق و در علاقہ قطغن\nدر مقام قندوز و غیره بکثرت موجود است .\n(۳) ۔ خرس :- دو قسم دارد یکی زرد رنگ و دیگری سیاه رنگ\nدر حصّہ جات شمال شرق بکثرت دیده شده .\n(۴) گرگ :- در کل نقاط افغانستان موجود است ، و در ایام\nزمستان و برف باری بسیار خوفناک می گردند ۔ و اکثر\nاوقات در گله ها جمع شده به رمه گوسفندان و انسان ها\nحمله آور می شوند ، و باعث نقصانات شدید می گردند .\n(۵) ۔ شغال :- چون گرگ در هرجا بکثرت یافت می شود ."}
{"book": "adl0710", "page": 51, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۴۸\n(۶) - روبا :- اقسام مختلف دارد که بعض از آنها پوست بسیار نرم داشته می باشند و بسیار قیمتی تصور کرده می شود - علاوه از روبا موش خرما و خنگ و تاقم و سنجاب وغیره در بعض نقاط یافت می شوند که از پوست آن ها تجارت می کنند .\nاقسام صید :- از قبیل بز کوهی ، غزال ، آہو ، گوزن گورخر، و خرگوش موجود است .\nطیور :- صدها قسم دارد که مشهور ترین آن از قرار ذیل است .\nباز ، شاہین - کرگس ، عقاب ، بودنه ، مرغابی ، زرچه ، قره قش ، کبوتر ، لک لک ، چوچلی ، طلا ، چتک ، سائره ، اوتوتک ، فاخته ، قمری ، شانه ، سرک ، گل سر ، نیله زاغ ، بوم ، چغد ، قطان ، غنچی ، کلمرغ ، تراج ، جاہرہ ، کلنگ ، ملاگگ ، دختر صوفی ، جل ، قزاالاک ، سی سی ، گنجشک ، چتکا بمبل ، بلبل ہزار داستان ، وغیره وغیره .\nحشرات الارض :- چون مار ، شلنگ ، چل پا یه ، خار چنگ ، سوس مار ، پیدا می شوند .\nحیوانات آبی :- ماہی ، سگ لاہو ، خرچنگ ، بقه ، وغیره است ."}
{"book": "adl0710", "page": 52, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۴۹\nنباتات\nنباتات :- از قسم گل ، نرگس ، پیتونی ، گلاب ، رانا ، زیبا ،\nعشق پیچان ، کشمیری ، جربیا ، جعفری ، لاله ، کوک نار ، همیشه بهار،\nآفتاب پرست ، انتری ، نافرجان ، نیاز بو ، ریحان ، بنفشه ،\nزنبق ، سوسن ، ارغوان ، فرشی ، یاسمن ، شبو ، فلاکیس ، علی سنگل\nوغیره .\nسبزی باب :- پالک ، لب لبو ، مولی ، شلغم ، کدو ، کچالو ،\nاڑبی ، (کچالو ریشمی) ترائی ، بامیان ، فسوریه ، تره ، بادرنگ ، کاہو\nگندنه ، تراتیزک ، گشنیز، بادنجان ، بادنجان رومی ، شرشم ، شفتل ،\nچقندر ، کریله ، وغیرہ .\nغله جات :- گندم ، جو ، جواری ، برنج ، ارزن ، (باجره)\nماش ، نخود ، وغیره .\nمیوه جات :- سیب ، انگور باقسام مختلف ، نارنج ، بھی ،\nناک ، زردالو ، شفتالو ، گیلاس ، تیسی ، خربوزه بچند قسم ، انار ، انجیر،\nتوت ، آلو بالو ، آلو ، بادام ، پسته ، چلغوزه ، سنجت ، جوز ، تربوز ،\nتُستق ، ترنجبین وغیره .\nاشجار :- ارچه ، بید ، بلوط ، نشتر ، چلغوزه ، جوز ، پنجه ، چنار،\nپشه خانه ، سرو ، صنوبر ، کاج ، شیشم ( در جلال آباد ) و سائر بوته"}
{"book": "adl0710", "page": 53, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۵۰\nہائے خروار -\nصنعت و حرفت\nصنعت و حرفت :- افغانستان چون سائر ممالک شرقی در مملکیت زرعیه یعنی تخمیناً ۹۵ فیصدی اہالئے آن بر زراعت گذاره می کنند ۔ ولی صنعت و حرفت ہنوز چندان ترقی نکرده ۔ مگر مردم روز بروز توجہ بیشتر در ترقی آن مبذول می نمایند ۔ کہ ازین باعث در آتیه صورت صنعت افغانستان خیلی امید افزا و ترقی نما معلوم میگردد ۔ چنانچہ برائے ترقی و توسیع صنعت و حرفت بسدا تجارت شرکت ہا تأسیس یافتہ اند۔ کہ از ہر گونہ آثار و ذرائع کوشش برائے آن بروئ کار و نمایان است ، حکومت قوانین مناسب برائے پیش رفت و ترقی تجارت و توسیع صنعت و حرفت وضع نموده است و اہالی را تشویق می دہد کہ اسباب صنعتی وطن را بہ اسباب خارج ترجیح دہند چنانچہ صنعت ہاء مشہور شان از قرار ذیل اند :-\nقالین بافی - و تکه ہائے ابریشمی مشہور ترین صنعت اہالئے آن است کہ بکثرت بخارج فرستادہ می شود ۔ و در اروپا و آمریکا بفروش میرسند علاوه ازین تکه ہائے پشمی مثل ، کرک ، برک ، گلیم ، کاغمه ، نمد ، در سائر نقاط افغانستان یافتہ می شوند ۔ وبیشتر"}
{"book": "adl0710", "page": 54, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۵۱\nبخارج می‌فرستند.\nابریشم:- در مقدار بسیار در قندهار و جلال آباد پیدا میشود، و در کارخانه جات ملکی صرف می‌شود - و برخی آن نیز بخارج می‌رود، قندهار در اصل مرکز صنعت و حرفت است، ابریشم قندهار اگر قدری سعی کرده شود بقسم اعلیٰ اصلاح خواهد شد، پیلیه عموماً خورد و رنگ مختلف چون زرد سفید فولادی دارد - بسیار از کرم‌های ابریشم در قریه جات متصل قندهار و خصوصاً متصل ارغنداب که درخت توت بسیار دارد پرورش می‌یابند.\nپوستین سازی:- این صنعت در غزنی قندهار کابل بکثرت موجود است در این روزها از باعث طلب بیشتر در تعداد بخارج می‌فرستند - طریق دباغی بطریق قدیم جاریست - عمده ترین پوستین از غزنی شمرده می‌شود.\nتسبیح سازی:- این صنعت منحصر بر علاقه قندهار است که از سنگ شاه مقصود که بمسافت ۳۰ میل در شمال غرب قندهار واقع است می‌سازند - سنگ شاه مقصود رنگ‌های مختلف را دارا است، که از زرد تند گرفته به سفید نیلگون میرسد.\nبوٹ دوزی:- چرم در کابل برای بوٹ و موزه بطرز جدید دباغی می‌شود بوٹ‌ها و موزه‌های بسیار اعلیٰ در کارخانه"}
{"book": "adl0710", "page": 55, "text": "۵۲\nافغانستان چهارم رشد به\n\nحکومتی ساخته می شود - مردم افغان فطرتاً فعّال و ذکی و زود فهم\nثابت شده اند، و در ظروف سازی و تفنگ و توپ سازی و\nبارود ساختن و سائر چیز ہائی دیگر بسے ماہر اند .\n\nتجارت\n\nترقی تجارت یک ملک مبنی بر وسائل خوب حمل و نقل است\nدرین ایام حکومت افغانستان نیز توجه فوری را بجانب اصلاحات\nسڑک ہائے قدیم و ساختن سڑک ہاء جدید مبذول نموده است ،\nو امّید میرود که در عرصهٔ بسیار کم کل نقاط مملکت به یکدگر بتوسط\nراہ ہائے پخته ملحق خواهند گشت - فی الحال از دو راه به ہند و\nاروپا بذریعهٔ موٹر تجارت می شود یکی از راه بولان و دیگری\nاز راه درّهٔ خیبر - تجارت افغانستان روز افزون در ترقی است،\nواز باعث محصولات گمرکی حکومت را ذریعۂ آمدنی خوبی حاصل\nشده - نرخ محصول برائے اشیاء مختلف مختلف است ، عموماً\nاز اسباب متفنّن و سگریٹ محصول گزاف می ستانند - تا مردم\nترک آن را بگویند - و پول وطن رائگان نرود - البته بر\nادویات و مالهاء وطنی که بخارج فرستاده می شوند - محصول بسیار\nکم نهاده شده ، بوجه اینکه تجارت و صنعت داخلی ترقی نماید -\nبردن طلا و نقره را بخارج و مسکوکات آن را قانوناً ممنوع قرار"}
{"book": "adl0710", "page": 56, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۵۳\nداده - و حکومت سعی می‌نماید که تجارت وطنی را ترقی داده\nاز خارج جلب پول نماید - همین اصول را کولبر (Colbert)\nوزیر مالیه در قرن ۱۷ هم در عهد لوئی چهاردهم در فرانسه کار بند\nشده و در اندک زمان در ملک صنعتی رواج یافته ، و دارا این\nگشت که مالهای صنعتی خود را بخارج بفرستد -\nاز امید واثق است که اگر همین اصول کار بند شده بروند،\nعنقریب اشیاء وطنی از قبیل البسه و غیره فروغ فراوان خواهد یافت،\nو اسباب خارجی قلته پذیر خواهد شد - و پول افغانستان در خود وطن\nباقی خواهد ماند - و افلاس و ناداری مفقود خواهد شد -\nبرآمد افغانستان از راه هند :- از قرار ذیل است\nمیوه جات :- کشمش - چلغوزه - بادام وغیره - پوست، قالین\nنمد - گلیم - روغن - ابریشم - مصالح - چوب - پشم - پوستین - پوست\nروباه - خفک - قراقلی - سنجاب وغیره .\nاشیاء در آمد از هند :- تکه ها نخی اروپائی و هندی -\nفلزات - مس - برنج - آهن وغیره - تکه ها ابریشمی - قند - چائے\nماشین ها - روغنیات - ادویات - کلا با تون - صابون ، کاغذ - تیل\nپترول ، چرم ، سامان برق ، اسباب چینی و شیشه - تفنگ - باروت\nتوپ، کارتوس وغیره .\nدر آمد از ملک روسیه :- تکه ها نخی - ابریشمی - مخمل - تار -"}
{"book": "adl0710", "page": 57, "text": "افغانستان چهارم رشدیه ۵۴\n\nکلاه بالون - سوزن - تیل - چرم روسی - کاغذ چینی - ساعت ها -\nسموار ها - و ظروف مسی وغیره .\n\nزراعت\n\nافغانستان چنانچه در ذکر رفت ، ملک زراعتی است ، و گذارۀ\nبیشتر اهالی آن بزراعت است - زراعت عموماً بطرز قدیم اجرا می\nیابد - اگرچه زارعین بسیار فعال - قوی - محنتی اند ولی از باعث آلات\nنامناسب فائدہ تام ازان ها برداشته نمی توانند - همین وجه است\nکه حکومت را مجبور ساخته که مکاتب صنعتی و زراعتی وغیره را\nتأسیس نموده - و متخصصین اروپای را بتعلیم آن تعین فرموده -\nتا زراعت وطن ترقی نماید - چنانچه در خود شهر کابل یک مکتب\nزراعت موجود است در اکثر علاقہ جات افغانستان سالی\nدو فصل می شود - ولی در بعض مقامات بلند و سرد محض\nیک فصل حاصل می گردد - کشت گندم - جو - ارزن - جوار\nبکثرت می شود - و حاصل خوبی دارد - در جلال آباد نیشکر -\nپنبہ - نیز کاشت می شود :-\nغذائے مهم مردم همین گندم و برنج است ، ولی مردم\nغریب بر جوار و ارزن نیز گذاره می نمایند - گندم افغانستان\nبدرجۀ اعلیٰ می باشد - خصوصاً گندم [تگمی؟] که بسیار شیرین - قوی"}
{"book": "adl0710", "page": 58, "text": "۵۵\nافغانستان چهارم رشدیه\nثابت شده - برنج نیز بر چند قسم است و در بعض جای ها\nخصوصا در علاقه لغمان برنج اعلی و باریک دستیاب میشود.\nتعداد نفوس:- اہالی افغانسان\nتخمین درست تعداد نفوس افغانستان بس دشوار بل ناممکن\nاست زیرا کہ مملکت کوہستانی است ، و بعض قبائل خانه بدوش\nاند و از یک مقام بمقام دیگر دائما نقل و حرکت می نمایند -\nپس ہر شخص بخیال خود اندازهٔ آن را کرده است - از قرار\nتحریر بعض جغرافیہ نویسان انگریزی تعداد نفوس تا ۶ ملیون\nمیرسد - ولی این عدد بسیار کم است - و قابل اعتماد نیست -\nمصنف کتاب (در کره ارض نفوس اسلام) بر صفحہ ۱۰ تعداد\nنفوس افغانستان را (۷،۸۵۰،۰۰۰) در ۱۹۱۶ تحریر کرده\nاست - و بخیال او در عرصہ تخمینا بیست سال یعنی از ۱۸۹۶ء\nالی ۱۹۱۶ ۲،۰۳۵،۰۰۰ اضافه شده است و الحال تا حدیکہ\nمعلومات درست است تفوس آن زاید از ۱۰ ملیون\nاست - یعنی در ہر مربع میل تخمینا ۳۳ ۶ ۳۳ نفر آباد\nاند - درین جا به غرض مقابلہ اوسط آبادی فی میل\nممالک دیگر دنیا را تحریر نمودن بدون از منفعت نخواهد\nبود :-"}
{"book": "adl0710", "page": 59, "text": "افغانستان چهارم رشه به ۵۶\n\nنام ملک :- اوسط آبادی فی مربع میل :\n(۱) مصر (محض وادیٔ نیل) . . . . . ۹۳۹\n(۲) بلجیم . . . . . . . ۶۵۴\n(۳) انگلستان ویلنر . . . . . . ۶۴۹\n(۴) ندرلینڈ (ہالینڈ) . . . . . . ۵۴۴\n(۵) جرمن . . . . . . . . ۳۳۲\n(۶) جاپان . . . . . . . . ۲۱۵\n(۷) ہند . . . . . . . . ۱۷۷\n(۸) فرانس . . . . . . . ۱۸۴\n(۹) ہسپانیہ . . . . . . . ۱۰۷\n(۱۰) نیوزی لنڈ . . . . . . . ۸ و ۱۱\n(۱۱) ممالک متحدۀ امریکا . . . . ۳۲\n(۱۲) ایشیای روس . . . . . . ۵ و ۳\n(۱۳) کاناڈا . . . . . . . ۵ و ۱\n(۱۴) آسٹریلیا . . . . . . . ۲ و ۱\n\nتاریخ\n\nتاریخ قدیم افغانستان :- قوم افغانستان تا حدیکہ\nتاریخ سراغ می دہد هیچ گاہ استقلال خود را از دست نداده\n\nافغانستان (رتیجہ کلب)"}
{"book": "adl0710", "page": 60, "text": "۵۷\nافغانستان چهارم رشد یه\n\nاند - البته درین شک نیست که برای عرصه اندک قوم دیگر\nاز باعث نا اتفاقی داخلی واسلحه خوبی وعده زیادی متصرف\nمیدانها شده باشد ولی قبائل افاغنه همواره زندگی بالاستقلال\nرا در کوه ها بسر می بردند و در هیچ وقت بدست قوم دیگر مغلوب\nنگردیده اند و چون موقع را می یافتند فوراً بر دشمنی میدانی\nخود حمله برده از خاک افغانستان بیرون می راندند - چنانچه\nحملات چنگیزی - تیموری - نادر شاهی و انگلیسی هرچند منظم\nو متعدد بود ولی چندان مفید برائی (حمله آوران) ثابت\nنشد - اگرچه برائی چند وقت در میدان ها کامیاب بر آمدند\nولی قبائل غیور کوهستانی آرام نه نشستند و نه دشمنان\nوطن را بآرام گذاشتند - بلکه متواتر بآن ها زد و خور داشته\nتا اینکه از ملک خود بیرون می راندند :- درین خصوص مورخین\nانگلیسی نیز چنین می نویسند .\nملک افغانستان به یونانیا معلوم بوده ولی اسم آن دران\nوقت آریانا ( Ariana ) بود .\nو حصه شرقی مملکت عظیم ایران شمرده می شد - چون\nسکندر کبیر بر ایران تسلط یافت ، این ملک نیز بدست یونانی\nها افتاد - بعد از مرگ سکندر اعظم ضمیمه سلطنت وسیع شام\nگردید - معلوم می شود که چندی قبل از تولد حضرت مسیح ع"}
{"book": "adl0710", "page": 61, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۵۸\nقوم (ستین) بر آن قابض گردیدند و بعد ازان یک قوم بده مذهب از شرق دریای سنده آمده بر آن متصرف گردیدند۔ ولی تا حدیکه معلومات از آثار قدیم و مسکوکات آن زمان میسر گشته معلوم میشود که تصرف قوم ستین درین املاک تا صد صد سال دوام کرد۔ یعنی از قرن دوم تا چهارم میلادی و در تحت ایرانی ها دو صد یا سه صد سال دیگر بودند۔ چون اعراب ترقی نمودند و سیلاب فتوحات شان شرق و غرب را فرا گرفت در زمان حضرت عثمان رض حصه جات غربی ضمیمه سلطنت اعراب گردید درین وقت بعض قبائل صحرا نورد بر کوه های این ملک قابض گردیدند در همین قبائل که ذکر رفت قوم افغان یا اساکنی ( ) یافته می شد۔ که خود را از نسل سال ( ) پادشاه اسرائیلی می گفتند۔ و ازین لحاظ خود را اسرائیلی می نامیدند۔ این مسئله اشکالاتی بسی پیچیده را دارا بوده ، و بران بحث و تنقیدات بسیاری شده است ۔ در قرن نهم میلادی قبائل افاغنه حصه شمال شرقی حالیه افغانستان را متصرف بودند ۔ و در آخر قرن دهم یکی از سرکردگان سامانی بر این ملک تسلط یافت و غزنی را مرکز حکومت قرار داد ۔ تا دو صد سال دیگر خاندان این شخص در افغانستان حکمران ماند ۔ ولی آخر کار بدست"}
{"book": "adl0710", "page": 62, "text": "۵۹ افغانستان چهارم رشدیہ\n\nعلاءالدین شہزادہ غور کہ از قبیلہ افغان است، این خاندان\nمنقرض گردید۔ علاؤ الدین در ۱۱۵۹ داخل شہر غزنی شدہ۔\nآن را آتش زدہ۔ و در عرصہ اندک علاؤ الدین در شرق و\nغرب فتوحات نمود و سلطنت خود را از گنگا تا فرات وسعت\nداد۔ لاکن این خاندان در فتوحات خارج مشغول بودند کہ\nمملکت خود شان محل تاخت و تاز وحشیان مغلول گشت۔\nچنگیز خان و ورثاء آن محض در میدان ہا حکومت می کردند۔\nولی قبائل افاغنہ زندگئ آزادانہ را در کوہ ہا بسر می بردند۔\nو دائماً با مغل ہا زد و خور داشتند۔ بعد از مرگ امیر تیمور لنگ\nدر ۱۴۰۵ تا صد سال دیگر افغانستان استقلال خود را حاصل\nنمود۔ در ۱۵۰۶ بابر کہ از نسل تیمور بود بر شہر کابل قابض\nگشتہ آن را پائے تخت خود قرار داد۔ درین وقت میدان ہائے\nافغانستان در بین دُو حکومت یعنی ایران و ہند تقسیم بود۔\nلاکن قوم غیور افغان تابعیت غیر را قبول نہ نمودند۔ و چون\nسابق آزادانہ در کوہ ہا می زیستند۔ چون اورنگ زیب در\n۱۷۰۷ وفات نمود۔ و اقتدار حکومت مغلئ ہند رو بہ تنزل\nنہاد یکی از قبائل افاغنہ موسوم بہ غلزائے طاقتور گشتہ تاسیس\nحکومت نمود و بر ملک ایران حملہ بردہ آن را فتح کرد۔\nلاکن متاسفانہ این حکومت جدید دوام بیش نکرد۔ و از دست"}
{"book": "adl0710", "page": 63, "text": "افغانستان چهارم رشدیه ٦٠\nنادر شاه ایرانی بر اختتام رسید ـ و افغانستان جزو مملکت\nایران گردید ـ بعد از مرگ نادر شاه احمد شاه ابدالی که یکی از\nافسران قشون افغانی بود از ایران بجانب ملک خود مراجعت\nنمود و تأسیس حکومت افغانستان را کرد ـ که تا امروز دوام\nکرده است ـ ازان وقت تا مرگ تیمور شاه در ۱۷۹۳ حکومت\nافغانستان متدرجاً ترقی کرده رفت ـ و حالت ملک رو بترقی\nنهاد ـ ولی بعد از مرگ تیمور شاه جنگ داخلی مابین پسران\nتیمور شاه بظهور رسید ـ چهار برادر یکی بعد دیگری بر سر اقتدار\nآمدند ـ ایرانی ها نیز موقع را غنیمت شمرده حمله بر خراسان\nآوردند و اکثر خوانین علم بغاوت بلند نمودند .\nدرین جا مناسب دیده نمی شود که واقعات پریشان شروع\nقرن ۱۹ هم تحریر کرده شود ـ پسران و نواسه ها تیمور شاه با یکدیگر\nمی جنگیدند ـ و گاهی یکی و گاهی دیگری بر سر اقتدار می\nآمدند ـ در ۱۸۲۴ این مملکت عظیم در چند نفر تجزیه یافت\nامیر دوست محمد خان کابل را متصرف گردید ـ فتح خان بر\nقندهار قابض شد ، و شاه شجاع فرار نمود ـ در عرصه اندک\n\nElphinston's Cabul, Burne's Bokhara, Conolley's\nOverland Journey, Wood's Journey in the Oxus,\nand narratives by Hugh, Vigne Marson, and Lady Sale."}
{"book": "adl0710", "page": 64, "text": "افغانستان چهارم رشدیه \nامیر دوست محمد خان از حسن تدبیر و فهم خود صوبه های از دست\nرفته را بار دیگر ملحق ساخت - و امن و آرامی را در افغانستان\nقائم نمود .\nبعد ازین انگلیس ها چند بار بر ملک افغانستان حمله آوردند-\nاگر چه برای چند وقت از باعث بی اتفاقی داخلی و ساز و سامان\nبیشتر و فراوان و عده زیادی میدان ها را متصرف گشتند -\nولی آن را نگاه کرده نتوانستند - زیرا که قبائل آزاد منش\nافاغنه متواتر بآن ها میزدند- تا اینکه آخر کار آن ها را از خاک\nافغانستان بیرون کشیدند. تا زمان حکومت اعلحضرت\nامان الله خان غازی افغانستان در معاملات خارجه\nبدون صلاحیت و مشوره انگلیس کار کرده نمی توانست، ولی\nبمجردیکه اعلیحضرت امان الله خان غازی خلد الله ملکه\nو سلطنته سریر آرای سلطنت افغانستان گردید فوراً\nبزور شمشیر و همت شجیعانه استقلال خارجی را نیز\nحاصل نمود .\nتقسیم اهالی افغانستان از روی نژاد\nای - اچ - کین ( A. H Keane) در کتاب موسوم\nبه ( Asia ) آسیا اهالی افغانستان را از حیث نسل چنین"}
{"book": "adl0710", "page": 65, "text": "افغانستان چهارم رشدیه ۶۲\nتقسیم می نماید -\n\nآریانی\n(۱) شاخ گلچه\nواخی } در حصه جات شمالی هندوکش\nبدخشی } آباد اند\nسواتی\nسیاه پوش کافر } در جنوب هندوکش\nچک نن\n(۲) شاخ ایرانی\nکوهستانی -- در کوه های شمال کابل\nافغان -- در کابل - کوه سلیمان - قندهار هلمند هرات و حصه جات شرقی آباد اند\nتاجیک = در هرات و بسیار اضلاع دیگر\nشیان = در جنوب و متصل هامون\n(۳) شاخ اندک } اندکی = در شهرها بزرگ زندگی می نمایند\n\nمنگول و تاتار\nشاخ مغولی\nهزاره - در کوه های شمالی از بامیان تا هرات\nایماق -\nشاخ ترکی\nترکمان - در هرات - میمنه - و اندخوی\nقزلباش - عموماً در کابل\nازبک - در ترکستان افغانی\n\nاهالی افغانستان در چند قبیله مشهور تقسیم می شوند -"}
{"book": "adl0710", "page": 66, "text": "۶۳ افغانستان چهارم رشدیه\n\nمشهورترین و معروف ترین این قبائل قبیلهٔ درّانی است.\nاین قبیله در تعداد بسیار در قندهار و علاقهٔ متصل آن تا وادی\nهرات آباد اند در شرق تا شمال فوجک موجود است و در\nوادی کابل - باجاور - صوات - بونیر - و در کلبهٔ پشاور نیز مسکن\nگزین اند - هملتن (Hamilton) قبائل افغانستان را\nدر کتاب « افغانستان » خود چنین تقسیم نموده است ، صفحه\n(۲۶۷) کتاب مذکور .\n\n۱ - قبائل درّانی :-\n(۱) پوپل زائی - (۲) الکوزائی - (۳) بارک زائی - (۴) اچک\nزائی (۵) نور زائی (۶) اسحاق زائی (۷) خوگیانی .\n\n۲ - تارن اوّل :- سپین تارن = (۱) شادی زائی (۲) ماریانی\n(۳) لسران (۴) اددانی .\nب = تور تارن = دابتی زائی (۲) ہیکل زائی (۳) مالی زائی\n(۴) گدازئی (۵) خانی زئی (۶) خم زئی (۷) علی زئی (۸)\nنور زائی (۹) کلانی (۱۰) مے ترئی (۱۱) موزی زئی (۱۲)\nعبدالرحمن زئی (۱۳) جبیل زئی (۱۴) حمران زئی (۱۵) کربلا\n(۱۶) سی زئی .\n\n۳ - کاکڑ :- (۱) جلا زئی - (۲) موسیٰ خیل (۳) قاضی زئی -\n(۴) عثمان خیل (۵) عبدالزئی (۶) کابی زئی (۷) ہمزہ زئی"}
{"book": "adl0710", "page": 67, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0710", "page": 68, "text": "افغانستان چهارم هندیه\n۶۵\n۱۳ - آفریدی :- (۱) کاکی خیل (۲) ملک دین (۳) کمبر (۴) کمر\n(۵) لنخا خیل (۶) آکاخیل (۷) سیاه .\n۱۴ - تاجک :- (۱) کیوانے (۲) آوا خیل (۳) نیلا (۴) احمد خیل\n(۵) علی خیل (۶) جامو خیل (۷) حسین خیل (۸) کیریا احمد خیل .\n۱۵ - منگول :- (۱) میرا خیل (۲) خاجوری (۳) زاب (۴) مرگی\n(۵) کمال خیل .\n۱۶ - شنواری :- (۱) خوجا خیل (۲) شیخ مل خیل (۳) میر داد\nخیل (۴) اشک بن خیل (۵) سید خیل (۶) منگو خیل .\n۱۷ - جدران .\n۱۸ - مهمند :- (۱) ترک زئی (۲) علم زئی (۳) بے زئی (۴)\nخودی زئی (۵) عثمان زئی (۶) واے زئی .\n۱۹ - یوسف زائی کوهستانی :- (۱) بیزئی (۲) خوزو زئی (۳)\nمالی زئی (۴) ترکی لانی (۵) عثمان زئی (۶) حسن زئی (۷)\nآکا زائی (۸) مداخیل (۹) الیاس زئی (۱۰) دولت زئی (۱۱)\nچگد زئی (۱۲) نوری زئی (۱۳) عثمان زئی ، علاوه از قبائل\nفوق قبائل بے شمار دیگر اند مثل سادات - قریش - عرب - ہندو -\nقزلباش - اُزبک - دیگان - کشمیری - کرد - یہود - بلوچ - وغیرہ آباد\nاند، ولی کُل شان خود را اعضاء ملت واحد افغانستان شمرده\nدر تعالی آن از جان و دل کوشان اند."}
{"book": "adl0710", "page": 69, "text": "افغانستان چهارم رشدیه ٦٦\nشکل و شباهت :- افغانان که عدهٔ بیشتر افغانستان\nاند ـ قد متوسط دارند ـ و قوی الجثه و محنتی اند ـ عموم شان خوش\nشکل و سفید رنگ هستند ـ ولی بعض شان گندمی نیز میباشند ـ\nهمین وجه است که افغانان را بعض مورخین آریائی نیز می\nگویند .\nعادات و اخلاق :- افغانان از باعث عادت به جنگ\nجوئی ـ حب الوطنی ـ راست گوئی ـ صداقت ـ خیالات آزادانه\nو سادگی بسی مشهور اند ـ در ادای رسوم و پابندی مذهب\nخود خیلی مستحکم و پابند هستند ـ در مهمان نوازی و عزت داری\nاز سائر اقوام سبقت برده اند ـ آزادی را فریضه اولین خود\nتصور می کنند ـ و برای نگاهداشت آن به ایثار جان و\nمال آماده هستند ـ از حکومت اجنبی سخت متنفر اند ـ تابعیت\nپادشاه زمان را از فرائض مذهبی خود می پندارند ـ ولی با وجود\nاین اخلاق نکو بعض شان بباعث کوتاه فکری و کم علمی از\nبعض عادات قدیم خود هر چند که برای شان مضر هم باشد\nترک نمی کنند هم چنین طرز لباس جدید و لباس جدید را بیک\nنظر حقارت و نفرت می بینند ـ بلکه آن را بر خلاف شعار مذهب\nتصور می کنند ـ از تعلیم جدید و خصوصاً از تعلیم علم کیمیاوی ـ\nو جغرافیه خیلی نفور اند ـ لاکن الحمد و المنة این خیالات"}
{"book": "adl0710", "page": 70, "text": "۶۷\nافغانستان چهارم رشدیه\nشان که منافی و سد ترقی افغانستان و مبنی و منحصر بر بعض\nعلاقه جات بود- بباعث ترویج علوم و تأسیس مکاتب متعدده\nاز توجه شاهانه این خیالات فاسده روز بروز از ضمیر مردم کاسته\nو نازل شده می رود- و نیز عادت خانه جنگی- و دشمن داری\nکه باعث تنزل و تباهی شان بود کاسته و مفقود شده می روند\nو بیکدیگر از در اتفاق و اتحاد و محبت و الفت می در آیند.\nدر خصوص مهمان نوازی شان یکی از مورخین انگلیسی چنین\nمی نگارد. مهمان نوازی بزرگترین خصلت افغانان است- و\nاین را ذریعه عزت خود تصور می کنند- اگر شخصی مهمان شان\nرا از خانه شان منع کند بسیار رنجیده می شوند- هر شخص\nنان از یک گوشه ملک بمرکز دیگر بدون پول و توشه راه\nبلا تکلف سفر کرده می تواند- بدترین یعنے اشد ترین دشمن\nشان اگر بصیغه مهمان بخانه و دامن همت شان چنگ زند\nمعاف می گردد- اگر کسے بخواهد که معافی جرم خود را حاصل\nنماید و یا خواهشات خود را در محل اجرا آرد- همانست که\nبجای کسے پناه می برد و یا بخانه شخص مهمان می شود- پس\nتا وقتیکه کارش تکمیل و مقصد اش به انجام نرسد- از\nشستن دست و خوردن طعام اجتناب می ورزد چنانچه\nاین رسم مشهور و موسوم به (ننواتی) است و اگر کسی در"}
{"book": "adl0710", "page": 71, "text": "افغانستان چهارم رشدیه ٦٨\n\nچنین موقع انکار نماید - آنرا بخود باعث شرم و خجالت\nتصور می کند.\nقدری پیشتر مورخ مذکور خیالات خود را چنین اظهار می\nنماید افغانان ساده و صاف گو اند - اگر چه رتبه بنظر شان وقاری\nندارد ولی اشخاص معمر را بسیار به نظر عزت و حرمت می بینند-\nو مجالس شان را بسیار دوست دارند - و ضیافت ہائے متواتر\nبرایشان میدهند رود و سرود را نیز خوش دارند - بعض اوقات\nدر یک دائره نشسته قصه ہائے قدیم و غزلیات را نیز می شنوند-\nبر کارهای گذشتگان و خاندان خود افتخار می نمایند - و شجرهٔ طول و\nطویل خاندان و قوم خود را از بر یاد دارند- در بین شان هر آنکه شجرهٔ\nنسب خود را تا شش و هشت پشت نداند آن خیلی بنظر تحقیر\n\n\"Hospitality is the greatest characteristic of the\nAfghans, it is with them a point of honour, and a\ngreater affront cannot be given to an Afghan than\nby inviting his guest to another dwelling. A man\nmay travel from one end of the country to the other,\nand the bitterest enemy is safe if he claims the protec-\ntion of hospitality. A person who has a favour to ask\nof any person goes to his house, and refuses to sit\ndown or partake of food until the boon be granted.\nThis custom is called Nannawati, and it brings\ndisgrace on a man to reject a petition under such\ncircumstances."}
{"book": "adl0710", "page": 72, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۶۹\nدیده می شود ـ اگر کسی تعریف نسب شخص دیگر را نماید حسد\nمی برند ـ و اگر کسی بخواهد که کار خود را بر ایشان اجرا نماید\nبرایش لازم است که از در صلح و آشتی در آید ـ نه که از در\nتهدید و زور ـ زیرا که این بر ایشان اثری نمی بخشد ـ پس\nعادات حسنۀ شان را مختصراً چنین باید نوشت:ـ که آن ها ـ\nوفادار ـ مهمان نواز ـ بهادر و باسل ـ کفایت شعار ـ کار کن ـ\nمحنتی یعنی زحمت کش ـ و عاقل می باشند .\nو عادات بد شان :ـ ضد ـ گرفتن انتقام ـ حسد و حقد\nاست .\nلباس :ـ البسۀ شان منحصر است بمقامات رہائشی ـ یعنی\nاگر رہایش شان در شهر باشد کوٹ ، بالاپوش ، موزه ، برجس ،\nپتلون ، کلاه وغیره می پوشند ـ ولی چون عدۀ زیادی از\nافغانان در قریه جات رہائش می کنند ، و بعض شان خانه\nبدوش اند که در خیمه های پشمی که آن را (غژدی) گویند\nرہائش و شب باشی می کنند ، لباس شان نیز چون سابق\nهمان شلوار ، پیراہن نیم تنه ، دستار ، چپلی و پائیزار است .\nزبان :ـ زبان عدۀ کثیری افغانی یعنے پشتو است ـ\nو این زبان از ژند ـ پهلوی ـ سنسکرت و فارسی امروزه مخلوط\nاست ، در تحریر حروف عربی را استعمال می نمایند ـ و چند"}
{"book": "adl0710", "page": 73, "text": "افغانستان چهارم رشه یی\n۷۰\nحروف زائد نیز دارد - مثلاً، س - خ (تلفظ آن چون - Ch\nch آلمانی است) و ڈ - ٹ (تلفظ آن چون T. d انگلیسی)\nوگ فارسی کتب درین زبان منحصر بر چند کتب غزلیات است\nکه حسیات آزادی را در بر دارند .\nعلاوه از زبان پشتو افغانان زبان فارسی را نیز استعمال\nمی نمایند در شهر ها بزرگ فارسی بیشتر گفته می شود - و زبان\nرسمی نیز فارسی است اکثر اہالئے افغان نژاد از گفتگوئی افغانی\nبالکل بے بهره مانده اند همین سبب است که تصانیف و\nتالیفات شان در فارسی بوده و در زبان افغانی کتب بسیار کم\nبنظر می آید .\nتعلیمات :- افغانان طبعاً ذکی - زود فهم و محنتی ثابت\nشده اند - درین سالها تعلیمات ده چند ترقی نموده است-\nکار روائی و مساعی حکومت درین خصوص قابل تحسین و تقدیر\nاست - چنانچه در هر گوشه ملک مکاتب اعلیٰ بطرز جدید تأسیس\nیافته - که تعلیمات شرق و غرب دران اخذ و اجرا می یابند - خود\nشهر کابل در اصل مرکز علوم و فنون گشته تعلیم ابتدائی بر طلبه\n\n\"The only original Pashto authorities are poets,\ntheir compositions are chiefly lyrics, of a spirited\nand bold cast, breathing a strong attachment of\nliberty.\""}
{"book": "adl0710", "page": 74, "text": "۷۱ افغانستان چهارم رشدیه\n\nاز ۷ تا ۱۲ سال اجباری است - پروفیسران لائق را از هر گوشه دنیا بر معاش ہائے گزاف حکومت برائے تعلیم اطفال جمع و طلب نموده - و بعض مکاتب راسا به دار العلوم پاریس و برلن ملحق گشته اند - که علاوه از زبان و علوم ملکی و مذهبی زبان المان و فرانسه نیز در آن تعلیم داده می شود - همچنان در مکاتب دیگر تعلیمات زبان انگریزی - و ترکی - و اردو - و روسی درس داده می شوند -\nعلاوه از مکاتب درسی - مکاتب صنعت و حرفت چون تجاری - تلگرافی - ساعت سازی - معماری - و فنون عسکری - و زراعت کاری نیز تاسیس و تامین یافته - که معلمین اکثریه این مکاتب از خارج به پول گزاف طلب شده اند .\nعده کثیر از طلاب برائے تحصیل تعلیمات عسکری - و جہاز رانی - و اخذ دیگر علوم جدیده - بدار العلوم مسکو - و اسلام بول - و برلن و پاریس فرستاده شده که دران جا مصروف تعلیمات اند .\nتعلیمات مذهبی و دینی نیز کما فی السابق در ہر مکتب جاریست و علاوه از تعلیم در خصوص اخذ حسن اخلاق و ازاله سیئات عادات طلاب نگرانی و مراقبت حضرات نگران صاحبان کوشش و توجه زیادی کرده می شود - و تجویز عمده درین"}
{"book": "adl0710", "page": 75, "text": "افغانستان چهارم رشدیه ۷۲\n\nخصوص تأمین و تنظیم یافته - و آن اینکه طلاب را ادای وظائف\nمذهبی - و تنقید و تقلید حسن اخلاق و خوبی اطوار از روی نصاب\nو اصول مکتب لازمی و ضروری بوده - برائے ترقی توزیع اخذ\nعلوم دینی یک مکتب عالی در مرکز کابل علاوه از مکاتب دیگر\nتاسیس یافته - که بدون از مخارج مکتب کل مصارف متعلمین\nتا لباس و خوراک و لوازم تعلیمی را حکومت کفیل بوده :-\nدرین وقت تعداد مکاتب حکومتی افغانستان زاید از چهار\nصد است و از ملی زاید از یک هزار - و تخمین کرده شده که\nدر هر مکتب تعداد طلبه از ۲ صد تا چهار صد می باشد - عجب\nترین و مهم ترین واقعه تاریخی ملک افغانستان سعی تعلیمی است\nکه در تاریخ هیچ قوم نظیر آن که در عهد اعلیحضرت امان الله\nخان غازی بروی کار آمده دیده نشده زیرا که هیچ قوم در\nهیچ وقت باین جدیت و جان نثاری کوشش نه نموده با وجود\nواردات قلیل حکومت سالانه یک مبلغ کثیری را که در ۱۳۰۶\nتا شش ملیون روپیه میرسد برائے مصارفات مکاتب منظور\nفرموده - که بدون تنخواه مدرسین حکومت خرچ لباس و خوراک\nو جمیع لوازم درسیه متعلمین را بر دوش خود گرفته . ( در ممالک\nدیگر از طلبه فیس می ستانند که بوجه آن بجز از پسران متمولین\nکسی تعلیم کرده نمی تواند ) و برائے ترغیب و تشویق اطفال\n\nافغانستان چهارم رشدیه"}
{"book": "adl0710", "page": 76, "text": "افغانستان چهارم رشدیه ۷۳\n\nوطن برائے طلاب مستحقین وظائف مقرر نموده است - و بعد از کامیابی طلبہ علاوه از اخذ انعامات بماموریت ہائے بسیار بزرگ و خوبی مقرر می شوند که انشاء اللہ تعالیٰ این سعی و کوشش حکومت رائگان نخواهد رفت - و در عرصۀ بسیار کمی نتیجہ تسلی بخش کوشش ہائے فوق العاده آن آشکار خواهد گردید -\n\nتقسیم ملکی افغانستان\n\nافغانستان از حیث تقسیم ملکی بر پنج ولایات و چهار حکومتی اعلے منقسم است :-\nولایات :- (۱) ولایت کابل (۲) ولایت قندہار (۳) ولایت ہرات (۴) ولایت ترکستان (۵) ولایت قطغن و بدخشان - در هر ولایت در تحت ادارۂ یک نائب الحکومہ می باشد -\nحکومتی ہائی اعلٰی :- (۱) حکومتی اعلٰے سمت مشرقی - (۲) حکومتی اعلٰے سمت جنوبی (۳) حکومتی اعلٰے فراه (۴) حکومتی اعلٰے میمنہ :-\nہر حکومت اعلٰے در زیر ادارۂ یک حاکم اعلٰی تامین میشود -\n\nولایت کابل\n\nدرین ولایات مقامات ذیل مشہور اند :- شہر کابل - غزنی -"}
{"book": "adl0710", "page": 77, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۷۴\nده زنگی - جبل السراج - لوگر - بامیان - ریزه کوهستان - مقر -\nبهسود - میدان وردگ - غوربند - تگاب - کوه دامن .\nسطح :- بیشتر سطح مرتفع و کوهستانی است - اکثر مقامات\nاز سطح بحر شش هزار فٹ بلند است - کوه ہائے متعدد\nدارد - که در بین کوه ها وادی های زرخیز و شاداب واقع شده\nاند - که بعض مقامات آن در خصوص آبشار ها و مرغزار های قدرتی\nنظیری ندارند - کوهستان افغانستان بے شمار مناظر قدرتی\nدارد .\nاقلیم :- چون از بحر دور و بر بلندی واقع است، اقلیم\nآن تابع باد و آفتاب است - مون سون جنوب غرب بر آن\nاثری ندارد پس زمستان بسیار خنک و برف باری شدید دارد\nو ایام برف باری تا سه ماه طول می کشد (از قوس تا حوت)\nو بعد ازان تا دو ماه باران می بارد - و بعض اوقات باریدگی\nباران تا یک یک هفته دوام ورزیده - و بهمین وجه نام هفته\nباران زبان زد مردم بود .\nآفتاب کابل در موسم تابستان عموماً گرم می باشد - ولے\nدرجه حرارت از صد گاہے بلند نه رفته - و بیشترین ایام\nتابستان روئے آسمان کشاده و صاف می باشد - ہوا عموماً\nسالم و برائے صحت انسان خیلی مفید می باشد - امراض بسیار"}
{"book": "adl0710", "page": 78, "text": "افغانستان چهارم شعبه\n۷۵\nکم دارد .\nزراعت :- اراضی مزورعہ کم ولی بسیار زر خیز است\nو برائے کشت گندم ۔ جو و جوار وغیره مفید است .\nطریق کاشت :- اراضی مزروعہ چون سائر اراضی\nاین ملک در قطعات خورد تقسیم شده ۔ کشت بر پیمانہ حقیر\nجاری است ۔ و بیشتر وسیع می باشد نه که عمیق - طرق کشت\nبطرز قدیم جاری کہ آن را غیر سائنٹیفک گفته می توانیم۔ البتہ\nکاشتکاران خیلی ذہین ۔ محنتی ۔ جفاکش ثابت شده اند ۔\nولی علمیت آن در خصوص کشت منحصر بر تجربہ خاندانی\nو یا تجربه شخصی خود اوست ۔ اکثر شان از علوم جدید و طرق\nکشت کاری جدید بے بهره اند۔ درین امر ہیچ شک نیست\nکه زارعین کوشش بلیغ می نمایند ۔ که از اراضی خود حتی الوسع\nپیدا وار بیشتر حاصل نمایند اما چونکه بیشتر شان استطاعت خرید\nآلات جدیدہ و گاؤ ہاء قوی وعمدہ و تخم یعنی بذر اعلیٰ را دارا نیستند۔\nو نیز از ایجادات و طریق اصول جدیدہ لا علم هستند۔ ازین رو\nاز فوائد کلی و لازمی اراضی و زراعت کاری محروم مانده اند .\nکه ضرورت سرمایه ۔ و بہم رسانیدن اطلاعات در خصوص\nمعلومات و ایجادات جدید برائے شان از بس ضروری شمرده\nشده ۔ و ازین این را نباید شمرد که طرز کشت شان مفید و کارآمد"}
{"book": "adl0710", "page": 79, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۷۶\nنیست - بلکه برعکس آن تا حدی طریق کشت یعنے غیر سائنٹیفک\nکه مدنظر است - زراعت کاری این علاقه را در درجهٔ اعلیٰ حراثت\nکاری های دنیا شمردن درست و مناسب خواهد بود - البته اگر\nآلات جدید و اصول طرز جدید درین جا به استعمال آید که بذهانت\nو محنت شان همدست گردیده - ذریعهٔ ترقی و تعالی فوق العادهٔ\nزراعت و زارعین خواهد گردید - و شک نیست که در عرصهٔ بسیار\nکم درین خصوص باسائر اقوام متمدن غرب رقابت و هم سری بکه\nاگر خدا بخواهد سبقت و برتری نیز حاصل خواهند کرد - چرا که بیشتر\nاہالئے این ملک مصروف زراعت اند پس ترقی زراعت را\nترقی این ملک باید دانست - لہٰذا توجه بیشتر حکومت واہالے\nبدین جانب نہایت ضروری است پس ہمین وجہ بود که حکومت\nدر بعض جاها مکاتب زراعتی را تأسیس - و دران اصول\nجدید و طریق استعمال جدید تعلیم را شروع نمود که ادارهٔ آن\nبدست محققین اروپائے است - در خود شهر کابل و جلال آباد\nمکتب زراعتی تأسیس شده .\nآب رسانی :- آب رسانی نیز بطریق قدیم بوده - یعنے\nتوسط جوئی ها و کاریز ها آب داده می شود - که از آب برف کوہ ہا\nتمام سال جاریست علاقهٔ کابل تا حدیکه اراضی مزروعی حالیئهٔ\nتعلق دارد - برائے سیرابئے زراعت آن آب کافی میرسد - ولی"}
{"book": "adl0710", "page": 80, "text": "۷۷\nافغانستان چهارم به شد یه\nاگر اراضی غیر مزروع نیز در تحت کشت مندی آورده شود -\nدران صورت البته که کمی آب محسوس خواهد شد - و دران\nصورت بر چند طریق باید کار بند شد :-\nاوّل بندها :- چون در بعض ایام سال آب زاید از\nضرورت می باشد خصوصاً در ماههای زمستان و بارانی : پس باید\nبتوسط بند ها آنرا تا ایام ضرورت نگاه کرد و چون ملک کوهستان\nنشیب و فراز بسیار دارد که تعمیر سد ها دران ممکن است - و\nبمصارف کم تکمیل آن خواهد شد - چنانچه حکومت افغانستان\nدرین خصوص نیز کوشش ها نموده است - دیک بند را از\nشهر کابل بجانب شرق تقریباً بمسافت ۱۵ میل تعمیر نموده است\nکه موسوم به بند غازی است - بتوسط این بند ہزار ها جریب\nزمین غیر مزروعی در تحت حراثت آمده - و نیز بند دوّم که موسوم\nبه بند سراج غزنی است - متصل شهر غزنی واقع است و تعمیر\nآن نیز تقریباً به تکمیل رسیده است - و امید است که از آب\nاین بند هزار ها جریب زمین خرابه لامزروع که در زمان ماضی\nآباد بود بار دگر زرخیز و شاداب خواهد گردید بند سراج همان\nبندی است که سلطان محمود غزنوی در ایام سلطنت برای\nترقی زراعت ملک خود تعمیر نموده بود - ولی بمرور زمان\nاز کار رفته خراب و اوراق گردیده بود - (در دکن حیدر آباد"}
{"book": "adl0710", "page": 81, "text": "افغانستان چهارم رشدیه ۷۸\n\nهندوستان تعمیر بند ها فوق العاده ترقی و ترویج یافته - چون ملک کوهستانی و زمین نا هموار و باریدگی باران کم و آن نیز در بعض ماها سال پس تعمیر جدول ها نا ممکن تصور شده - که بجای آب دادن زراعت و نگاه کردن آب بدون از سد چاره نیست تقریباً کل کشت آن علاقه بتوسط همین بند آب ها آب داری می شود - بعض بند ها حیدر آباد را از حیث بزرگی و خوبی بهترین بند آب های دنیا می توان گفت - و هر یک آن مبلغ کرور ها روپیه باختتام رسیده - )\n\n(۲) کندن چاه ها و استعمال آرهت ها :-\n\nبتوسط این قطعات خورد اراضی را نیز سیراب ساختن ممکن است و در بعض حصص افغانستان استعمال ارهت شروع شده .\n\n(۳) چرخ هوای :- این نیز چون ارهت بکار می آید - ولی حرکت چرخ آب بتوسط گاو ها و حیوانها دیگر نمی باشد - بلکه چون آسیای هوائی توسط هوا می گردد - پس چون اکثریت علاقه افغانستان - مثل غزنی - هرات و غیره باد های تند و شدید دارد - امید که این طریق برای زراعت نیز خیلی مفید ثابت خواهد شد .\n\n(۴) بتوسط برق :- در جائیکه برق موجود است بتوسط آن آب رسانی بر پیمانه بزرگ میسر گردد - در علاقه کابل"}
{"book": "adl0710", "page": 82, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۷۹\nچون قوۀ برق کافی موجود است ـ که استفادۀ ازان در خصوص\nآب رسانی گرفتن نیز ممکن است .\nکاشت خشک : ـ یکی از ذرائع آبیاری جدید را\nکاشت خشک نامیده اند و این طریق نیز در بعض نقاط دنیا\nبسرحد کامیابی رسیده ـ و قطعات وسیع اراضی ہائے غیر\nمزروع توسط آن در تحت حراثت آمده ـ و ذریعۀ آن در\nثروت زرعیۀ ملکیۀ اضافگی واقع شده ـ در افغانستان نیز یک\nطریق کاشت خشک جاریست که آن را باصطلاح ملک (للمی)\nگویند .\nاز جانب محکمۀ زراعت، ریاست ہاء متحدۀ آمریکا در حال\nجریدۀ نشر یافته که دران مذکور است ـ که مراد از کشت خشک\nصرف این نیست که ہر قدر نمی که میسر گردد تحفظ آن کرده شود\nتا در مقامات که آب یا باران کم یا غیر معین است ـ آبیاری\nمیسر گردد ـ بلکہ مراد ازین کشت علاقہ جات نیز است ـ که\nباران یا مقدار آب برائے کشت آن بالکل نا کافی باشد.\nزراعت حکومت\nحکومت افغانستان در ترقی زراعت جداً کوشش می نماید\nچنانچه قبل ازین ذکر رفت مکاتب زراعی بر اصول جدید تأسیس"}
{"book": "adl0710", "page": 83, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۸۰\nنموده است ـ و بند ہائے آب را نیز تعمیر کرده می رود ـ و\nبرائے تشویق و ترغیب اہالی سالانہ در جشن پغمان نمائیش\nزراعتی مقرر نموده و انعامات برائے آن تعیّن بوده ـ که امید\nواثق می شود که این طریق ذریعهٔ تشویق کلی زارعین ـ و پیشرفت\nکامل در امور زراعت خواهد شد ـ و هرگاه طریق مذکور در هر\nنقطهٔ افغانستان استعمال شود ـ و علاوه بر این آلات جدید و\nطریق استعمال آن برائے شان فهمانده و نشان داده شود ـ البته\nکه زیاده موثر خواهد گردید ـ رسم قلبه کشی که سالانه در ماه حمل در\nنواح شهر کابل اجرا می یابد ـ ذریعهٔ تشویق زیاده زارعین\nگردیده است.\nصنعت و حرفت\nاگرچه در میدان صنعت و حرفت تا حال افغانستان پیشرفت\nکافی نه نموده و کوشش بلیغ و همت صمیم درین باره برایش از\nبس ضروری است ـ زیرا که محض زراعت برائے جمله ضروریات\nیک ملک هرگز کافی شده نمی تواند ـ و بودن صنعت و حرفت\nیکی از ضروریات اهمّ هر مملکت بوده ـ چنانچه حکومت درین\nموضوع متوجه و کوشان بوده ـ که تا حال کارخانه جات چند\nذیل را مهیّا نموده ـ یعنے کارخانه تکه بافی ـ بوٹ دوزی ـ توپ\nابتداے مکان درس نمبر ۱۰"}
{"book": "adl0710", "page": 84, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۸۱\n\nو تفنگ سازی - وغیره.\nلذا امید است که آتیا تعداد آن عجالتا تزئید خواهد گردید.\nو کارخانه جات فابریک بکثرت تأسیس خواهد شد - علاوه براین\nحکومت بعض اصول پروٹیکشن ر(Protection) یعنے\nمحافظت صنعت ملکی را نیز کار بند گردیده است.\n(۱) بتوسط محصول گزاف بر اموال خارجه ، تا کارخانه جات\nو صنعت ملک را از رقابت مالهاء خارجه تحفظ کرده بتواند.\n(۲) ذریعہ قانون ۔ کلے مامورین را مجبور به پوشیدن و استعمال\nکردن تکه ہائے وطنی سازد- تا باعث پیش رفت و ترقی\nصنعت وطن گردد.\nافغانستان چون مواد خام صنعتی را در نفس خود بمقدار\nکافی دارد. که اگر کوشش جدی برائے آن کرده شود - امید\nکه آئیتہ آن خیلی امید افزا خواهد بود و بعوض اینکه اسباب\nصنعتی را از خارج برائے خود بطلبند۔ وارائے این خواهند\nگردید که اسباب صنعتی ملک خود را بخارج بفرستند. و چون\nببازار ہاء ملک ہند قریب ہستند ۔ رقابت با دول خارجہ\nبآسانے کرده می توانند."}
{"book": "adl0710", "page": 85, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۸۲\nصنعت موجوده\n(۱) پوستین سازی:- در شهر کابل و غزنی پوستین ہا\nاعلیٰ ساخته می شود پوستین غزنی بهترین پوستین ہاء افغانستان\nمحسوب شده ـ که بخارج نیز برائے تجارت فرستاده می شوند\nولی طریق دباغی و ساختن آن بمان اصول قدیم جاری است\nقالین و پارچه بافی:- قالین اعلیٰ در علاقہٴ ترکستان\nو برک خوب در علاقہ ہزارہ جات ساخته می شود ـ قالین افغانستان\nدر خارج بقیمت خوب بفروش میرسد ـ گلیم پتو ـ و دیگر سائر\nچیز ہائے پشمی در مضافات مختلفہ ساخته می شوند ـ در کارخانہ\nشہر کابل تکہ ہاء پشمی وغیرہ بسیار اعلیٰ بافته می شوند ـ ولی\nمقدار آن برائے ضروریات کُل اہالی ناکافی است .\nتفنگ و اسلحہ سازی:- بر پیمانہٴ بزرگ در کارخانہ\nخود شہر کابل ساخته می شود .\nبوٹ و موزہ:- بوٹ و موزہ اعلیٰ در کارخانہٴ کابل\nدستیاب می گردد .\nعلاوہ ازین ساخت ظروف مسی شہر قندہار و غزنی خیلی\nشُہرت دارد ."}
{"book": "adl0710", "page": 86, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۸۳\nزراعت و صنعت\nدرین جا مناسب دیده میشود که زراعت و صنعت را\nاز نقطهٔ اقتصادی با یک دگر مقابله و مقایسه باید کرد - تا از\nفوائد صنعت مطلع گردیده در توسع و بسط آن کوشش بیشتر\nبر روئے کار آید .\n(۱) مسابقت و رقابت که هر چند باعث ترقی شمرده شده است-\nدر زراعت نسبت به صنعت کم نمایان است - کاشتکار\nبیچاره مجبور است که پابند زمین خود باشد - ولی برعکس\nاین صنّاع آزاد است - که به آزادی از یک جا بدیگر جا\nحرکت تواند یعنی در هر جائی که فائده بیشتر بیند\nمی رود .\n(۲) کار و بار زارع بیشتر مفوض بقدرت است - یعنے بر آب\nباران و دیگر قوائے طبعی که برائے زراعت مفید یا\nمضر ثابت شده - پس درین صورت کار زارع بیشتر در\nمعرض خطر است - و صانع درین خصوص فی الجمله\nمصئون و مأمون است .\n(۳) صنعت نسبت به زراعت بر پیمانهٔ وسیع تر ممکن است -\nو علاوه ازین گنجائش تخصیص در زراعت کمتر است ."}
{"book": "adl0710", "page": 87, "text": "افغانستان چهارم رشدیه ۸۴\n(۴) زراعت مربوط بموسم است ـ که هر چیز را بوقت معین آن کشت باید کرد ـ و صنعت ازین قیودات آزاد است .\n(۵) در زراعت قانون تقلیل حاصل بطریق کامل کار می کند ولی در صنعت قانون تکثیر حاصل جاریست .\n(۶) کار در ملک زراعی بیشتر غیر منتقل می باشد ـ زیرا که قطعه اراضی را گذاشتن و به دیگر منطقه رفتن و آن را آباد نمودن خیلی مشکل و دشوار می باشد ـ و در صورتیکه زارع صاحب زمین نیز باشد ـ در صورت مذکور برایش اشکالاتی پیشی در پیش است ـ و در ملک صنعتی نقل کار بسی آسان و سهل است ـ و اگر چیزی مانع آن باشد ـ البته که بجز از جهالت ـ لاعلمی ـ افلاس ـ و پابندی عادات قدیمه دیگر چیزی نخواهد بود .\n(۷) فوائد صنعت بیشتر از زراعت است ـ پس چون دو ملک در بین خود اکثر تبادل اسباب زراعی و صنعتی را دارند ـ اگر چه این تبادله بفائده طرفین عاید است ولی فائده ملک صنعتی نسبتاً بیشتر خواهد بود .\n(۸) در ملک صنعتی چون ثروت پیشتر پیدا می شود ـ بمقابل ملک زراعتی مردم در آن جا بآرام زندگی بسر میبرند ."}
{"book": "adl0710", "page": 88, "text": "۸۵\nافغانستان چهارم رشدیه\n\n(۹) ولی ازین مقابله این نباید دانست. که زراعت را نظر\nانداز باید کرد. بلکه برعکس آن چون صنعت یک ملک\nترقی می کند. زراعت نیز باید که همقدم آن باشد. یعنی\nزراعت نیز باید که مثل آن ترقی پیدا کند. چراکه بودن\nهر دو دوش بدوش برائی تمدن و ثروت ملک خیلی\nضروریست. زیراکه اگر یکی ازین هر دو کار کرده\nشود چندان فائده از ان حاصل نخواهد شد.\nدر صورت محض زراعت ملک عموماً مفلس می باشد و در\nصورت محض صنعت خوبی ها زراعت: یعنی آزادی مردم.\nتربیه و نشو و نما جسمانی خود اعتمادی وغیره کم شده می رود.\nو مردم طبقه اوسط روز بروز کم شده دو طبقه باقی میماند یکی\nاز سرمایه داران و دوم از کارکنان. چنانکه در اروپا امروزه\nاسباب بسیار مشکلات و شورشهاست.\n\nتجارت:- کابل از زمان قدیم مرکز تجارت بوده.\nولی درین سالهای چند تجارت آن ترقی فوق العاده\nنموده. که صادرات آن از قرار ذیل اند. پوست قره قلی\nفواکهات تازه و خشک از قبیل بادام. کشمش. چلغوزه وغیره\nقالین. گلیم. پوستین. پتو وغیره:-\n\nواردات:- اسباب آهنی. چون موتر. بائسکل. تفنگ"}
{"book": "adl0710", "page": 89, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n٨٦\nماشین ها -\nپارچه جات : - پشمی - نخی - ابریشمی - ادویات - تیل نفت و پترول - اسباب چینی - لوازم تعلیمی - اسباب فیشن - چرم - قند - چاء وغیره .\nتجارت بتوسط موتر - شتر - یابو - خچر وغیره جاری است - کابل بسائر نقاط ولایات خود براه ہائے کلان و سڑک ہائے عمده ملحق است - محصولات گمرکی آمدنی خوبی دارد .\nشهر کابل\nشهر کابل پائتخت حکومت افغانستان است - در دامن کوه آسمائی و شیر دروازه بر هر دو جانب رود کابل در گوشهٔ جنوب غرب وادی واقع است عرض البلد آن ٣٤ درجه ٣٠ دقیقه شمالی و طول البلد ٦٩ درجه و ۱۸ دقیقه شرقی است از سطح بحر تخمیناً شش و نیم ہزار فٹ بلند است ارتفاع کوه آسمائی ٦٧٩٠ فٹ و از شیر دروازه ٧١٦٦ فٹ است محیط شهر تقریباً ٦ میل است - در زمان قدیم دورا دورش فصیل بوده دارای هفت دروازه بتفصیل ذیل (۱) سردار - (۲) پیت (۳) ده افغانان (٤) ده مزنگ (۵) گذرگاه (٦) جَبَر (۷) لاهوری - که حال از فصیل و دروازہ ہائے آن بجز"}
{"book": "adl0710", "page": 90, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۸۷\n\nاز آثار چیزی دیگری باقی نمانده .\nقلعه بالاحصار در جنوب شرق کابل بر بلندی ۱۵۰ فٹ\nواقع است .\nشهر کابل بطرف جنوب و شرق قابل توسیع نیست زیرا\nکه کوه آسمائی و شیر دروازه آن را در بر گرفته ۔ محض در\nگوشه شمال و شرق گنجائش توسیع دارد .\nبازار ها :- بازار ہائے کابل عموماً تنگ ولی با رونق و\nسقف دار است ۔ بازار خرید و فروخت اش همواره گرم\nاست ۔ و اہالی ہر قوم و ملک دران موجود و سکنه دارند -\nبعض دکان ہائے آن بطرز جدید ساخته شده ۔ و روز بروز\nتعمیر دکاکین طرز جدید رو بترقی و تزیید است .\nعمارات :- عمارت ہائے قدیمۂ کابل از خشت خام\nو گل ساخته شده ۔ ولی خیلی دیر پا و مستحکم هستند ۔\nاگرچه دیوار ہائے برون آن خراب بنظر می آیند ولی صحن\nو اندرون عمارات خیلی قشنگ و منقش می باشد۔ و برائے\nروشنی و جریان ہوا روشن دانہائے کلان و متعدد داشته\nمی باشند ۔ د حال در بعض حصه ہا ر شهر عمارات باصول\nجدید نیز تعمیر یافته .\nعمارات :- مشہور شہر کابل ۔ باغ بالا که قصر عالی را"}
{"book": "adl0710", "page": 91, "text": "افغانستان چهارم رشدیه ۸۸\nدارا است و منظر دلکش دارد باغات و چمن زار ہائے پر فضائے\nبرکی رونق و شوکت آن را مضاعف نموده -\nدر دامن همین باغ حکومت انگلیس سفارت خانهٔ خود را\nتعمیر کرده - وادئ چهار دہی از حیث مناظر دلکش و دلفریب\nخود یکی از وادئ بہترین دنیا بوده باغات و درخت ہای چنار\nبہر جانب و کنار آن بہار رونق آن را دو بالا ساخته قصر چهل\nستون نیز در همین وادی واقع بوده - اعلیحضرت همایون بناء\nشهر جدید را که موسوم بدارالامان است نیز در همین خطه نزہت\nسما که نمونهٔ از بہشت است نموده - که اکثر عمارات آن بتکمیل\nرسیده یعنی قصر شاہی و اکثر عمارات وزارت که از حیث بزرگی\nو شوکت در کل افغانستان نظیر ندارد تقریبا به اختتام رسیده -\nکل عمارات این شہر بطرز جدید از ریچ و سیمنت د خشت پخته\nساخته شده - مهندسین اروپائی خصوصاً جرمنی برائ نگرانی\nکار و نقشهٔ ساخت آن مقرر بوده - و بہر جانب آن سڑک\nہائے خیلی وسیع و پخته ساخته شده می روند - چنانچہ جادهٔ\nکہ موسوم بنام سپہ سالار محمد نادر خان است و از کابل\nرا بدار الامان ملحق می سازد بهترین سڑک ہاء این ملک است\nکه عرض آن تخمیناً ۳۰ گز خواهد بود - بہر دو جانب آن درخت\nہائے چنار غرس شده و اکثر مواقع آن بباغ ہار متنوعه تزین یافته\nامان الله خان"}
{"book": "adl0710", "page": 92, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۸۹\nراه پیاده روی بهر دو جانب و راه آهن در بین آن ساخته\nشده - که انشاء الله تعالی در عرصه قلیل این شهر مبارک\nبا عظمت به لباس اختتام متحلی خواهد گردید و یکی از عمده\nترین امصار دنیا چه از حیث منظر خوش اثر قدرتی و چه از\nروی نظافت و تجلیل امکنه و رونق عمارات بشمار خواهد رفت.\nارگ مبارک بطرف شمال شهر کابل واقع - ونشیمن ذات\nستوده صفات شاهانه - دورا دور آن را خندق احاطه نموده از\nجمله عمارت های ارگ بعض عمارت را شهریار رؤف به نشیمن\nوزارات عالی بذل و احسان فرموده - موزیم را نیز درین موضوع\nشرف وقوع داده - قصر دلکشا و سلام خانه نیز در شمال شرق\nارگ واقع بوده -\nعلاوه بر این عمارات مشهور کابل از قرار ذیل اند:- (۱) قصر\nشهر آرا - (۲) باغ بابر که الحال سفارت خانه المان است - (۳)\nزین العمارت سفارت خانه ایتالیه - فرانسه - ترکیه - ایران - وزارت\nمعارف - وزارت حربیه - وزارت خارجه وغیره مساجد و حمام های\nاعلی و سرائی های تجارتی بکثرت موجود است - باغات سیب -\nانگور - ناک - بهی - شفتالو - زرد آلو و دیگر فواکهات در هر طرف\nشهر کابل بکثرت رونق نما است .\nشهر کابل بلدیه هم دارد - که تعیّن وتخصیص بازار های"}
{"book": "adl0710", "page": 93, "text": "افغانستان چهارم رشدیه ۹۰\n\nعادی و بازارها بزرگ موسمی و قبرستان ها و دیگر اشیاء که بر صحت عمومی تعلق داشته باشد - چون صفائی تقسیم آب پغمان ذریعه نل ها- روشنی برق وغیره از جمله وظائف آن بوده - که در عرصه اندک بسیاری از سرک های شهر پخته شده - و آب نل و روشنی برق تقریباً در هر گذر و کوئی آن رسیده . که باعث و آرام و مفاد ساکنین شده .\nشهر شهیر کابل مرکز علم و ادب است - مکاتب متعدد در هر گوشه شهر تأسیس یافته - که علوم جدیده و لسان های اروپائی چون انگلیسی - فرانسی - المانی و سائر دیگر زبانهای شرقی دران تعلیم داده می شود .\nمکاتب عالی نیز دارد- که تفصیل آن از قرار ذیل است:\n(۱) مکتب اعدادیہ امان (۲) مکتب مبارکۂ حبیبیہ (۳) مکتب دار المعلمین (۴) مکتب امانیۂ (۵) مکتب امانی (۶) مکتب حکام و اصول دفتری (۷) مکتب رسامی .\nکابل از زمان قدیم مرکز تجارت تصور کرده می شد - بابر در تزک خود بسیار تعریف کابل را نوشته - اگر چه بعد از جنگ پانی پت پائتخت اش دهلی بود ولی او دائماً بطرف کابل مائل بود - و مناظر دلکش این شهر مبارک همواره او را بی قرار ساخته بود - پس همین وجه بود که بعد از مرگ او را"}
{"book": "adl0710", "page": 94, "text": "۹۱\nافغانستان چهارم رشدیه\nدر باغ خودش متصل شهر کابل ساخته بود دفن نمودند. که باغ مذکور تا امروز بنام باغ بابر موسوم است . \nدر شهر کابل زبان فارسی بیشتر مروج و گفته می شودـ ولی اقوام مختلف نیز در کابل آباد و مسکون اند ـ تعداد نفوس آن زاید از صد هزار بوده .\nغزنی\nشهر غزنی در گوشه جنوب غرب بمسافت ۸۰ میل بر سڑک کابل و قندہار واقع است طول البلد آن ۶۸ درجه و ۲۰ دقیقه شرقی و عرض البلد ۳۴ درجه و ۳۴ دقیقه شمالی است۔ ارتفاع آن از سطح بحر ۷۷۳۰ فٹ بوده . شهر قدیم غزنی که در قرن دوازدہم از دست علاؤ الدین جہانسوز ویران و بر باد گردیده بطرف شمال شرق شهر موجوده بمسافت ۳ میل واقع است و آثار عمارات قدیم بر پیمانهٔ وسیع ظاہر است ـ در ہیمن جا مقبرهٔ مبارک حضرت سلطان محمود غزنوی موجود است که نه صد سال دوام کرده است ، شهر غزنی در ایام سلطنت غزنوی ہا خصوصاً در عہد حکومت سلطان محمود غزنوی رونق زیاد داشت ـ چنانچه وسعت حکومت این دولت وسیع از دجله تا گنگا بود . علماء ـ و شعراء آن ـ چون فردوسی ـ فرخی ـ"}
{"book": "adl0710", "page": 95, "text": "افغانستان چهارم رشدیه ۹۲\n\nاسجدی - عنصری بوده ـ که در ادبیات زبان فارسی خدمات نمایان کرده .\n\nدورادور شهر فصیل بر جدار بوده که تا حال موجود است که محیط آن تخمیناً یک میل است (۱۷۵۰ گز) و گرداگردش خندق حفر نموده اند ـ که از رود غزنی که بمسافت ۱۲ میل از گوشهٔ شمال غزنی برآمده است می گذرد .\n\nرود غزنی بعد از مسافت ۸۰ میل بجانب جنوب غزنی در غدیر آب استاده می ریزد .\n\nخانها و بازارهای آن چون سائر بازارهای این ملک ساخته شده ـ تعداد نفوس آنرا اندازه کردن مشکل است زیرا که در زمستان عدهٔ کثیر اهالی آن برائی تجارت بجانب هند میروند و در تابستان پس عودت می نمایند مرکز تجارت اقوام از قرار ذیل است ـ که از درهٔ گومل بهند تجارت می کنند : ـ (۱) ناصر (۲) اندر (۳) پوئیزه (۴) سلیمان خیل (۵) و دیگر قبائل غلزئی علاوه از قبائل فوق قبائل درانی ـ تاجک و هزاره نیز در شهر غزنی مسکن گزین اند ـ خانه های هزاره تا ۲۵۰ و از اهل هنود تا ۲۰۰ تخمین کرده شده .\n\nاراضی غزنی بسیار زرخیز است ـ گندم و جو در مقدار کثیر حاصل می گردد ـ که بکابل نیز فرستاده می شود ـ علاوه ازین اراضی"}
{"book": "adl0710", "page": 96, "text": "افغانستان چهارم رشدیه ۹۳\n\nمزرعه چراگاه خوب نیز دارد غزنی میوه ہائے بسیار و اعلیٰ دارد۔\nچنانچه سیب غزنی از سیب قندہار بسیار بهتر است .\nآب و ہوائے غزنی :- برائے چند ماہ بسیار خنک می\nباشد ۔ و برف تا پنج ماہ یعنی از نومبر تا مارچ بر زمین افتادہ\nمی باشد ۔ طوفان باد نیز دارد ۔ در ماہ دسمبر و جدی ، زمین تا ۳\nفٹ از برف پوشیدہ می گردد۔ حتیٰ کہ راہ رفت و آمد تقریباً\nمسدود می شود ۔ و این برف تا ماہ حمل قیام پذیر می باشد۔\nولے بہار غزنی خیلیے خوشگوار و نزہت آثار است ۔ چنانچه گلہاء\nرنگا رنگ قدرتی بادیہ ہا و میدان ہار آن را مزین می سازد ۔\nاگر چه باران بسیار می بارد ولے ناکافی و غیر معین است ۔ خاک باد\nنیز دارد ۔ و تابستان اش عموماً گرم می باشد ۔ ولی نسبت بہ تابستان\nکابل و یا قندہار گرمی آن کم است .\nبعض سالہا از باعث شدت سرما و برف باری عدۂ از\nانسان ہا و حیوان ہا تلف می گردند ۔ آوردہ اند کہ در زمان قدیم\nنام این شہر زابل بودہ و یک شہر بارونق بود ۔ ولے شخص کہ\nبار اوّل این را ترقی دادہ بر اوج رفعت رسانید ہمانا کہ\nسلطان محمود بود اما در ۱۱۵۹ از دست علاؤ الدین جہانسوز\nویران و مسمار گردید ۔ و بجز از چند قبورے کہ یکی ازان\nسلطان مذکور است و دو برج قلعه کہ بلندی آن ۱۵۰"}
{"book": "adl0710", "page": 97, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۹۴\nاست چیزی دیگر بجا نماند.\nامید می رود که شهر شمیر غربی بار دگر در عصر اعلیحضرت\nامان الله خان غازی بتوجه تمدن شعارانه شان ترقی باخته\nخود را باز حاصل خواهد کرد - و بند سراج باعث پیشرفت ترقی\nتجارت آن خواهد گردید.\nبامیان\nوادی بامیان بمسافت ۵۵ میل در شمال غرب کابل\nمتصل مقام تلاقی کوه بابا و هندوکش واقع است - ارتفاعش از\nسطح بحر ۸۴۰۰ فٹ است - دره بامیان با حاجی گک بسیار\nسنگلاخ و مشکل گذار است - و در بعض جاهها بلندی آن تا\n۱۲ ہزار فٹ میرسد - از همین راه سکندر اعظم گذشته بود -\nشهر بامیان را چنگیز خان مغولی در ۱۲۲۲ تباه نمود - که اثرات\nآن تا امروز دیده می شود.\nبامیان از نقطه تاریخی اهمیت زیادی را دارا بوده چنانچه\nمغاره ها بزرگ و بتها طویل و عظیم الجثه تا امروزه روز بوده\nکه ترقی و ترفیع گذشته آن را مشاهد و ثابت اند - از\nمعدنیات کوه های آن معمور است - بامیان ذریعه سڑک\nپخته بکابل ملحق شده - و رفت و آمد موتر ها بر آن جاری"}
{"book": "adl0710", "page": 98, "text": "۹۵ افغانستان چهارم رشدیه\nبوده اگر حفریات درین جا بروئے کار آید ـ البته که از اثرات\nتواریخ قدیمه معلومات زیاد بدست خواهد آمد .\nپغمان\nاین شهر ایلاق حکومتی است ـ در دامن کوه بمسافت ۱۸\nمیل در غرب کابل واقع است ـ بلندئی آن از سطح بحر\nتخمیناً هشت هزار فٹ بوده ـ رقبه دره پغمان تقریباً ۳ یا\nچهار میل خواهد بود ـ و بشهر کابل ذریعهٔ یک راه پخته ملحق\nاست ـ که بهر دو جانب آن بفاصله ها مناسب درخت ہاء\nچنار استاده ـ سڑک خود پغمان خیلی فراخ و صاف ساخته شده\nآب و ہوائے پغمان بسیار خوش گوار صحت افزا است ـ ہر\nمنطقه آن بخود جدا یک نظارهٔ دلکش خوش نما دارد ـ عمارات\nمزین و منقش که بطرز جدید در هر گوشه آن ساخته شده ـ\nمنظر دلپسند و خوبی خدا داد آن را یک بر دو ساخته ـ در وسط\nآن چهار سور واقع است که بطرف گوشهٔ شمال شرق آن\nیک مسجد عالی بنا یافته ـ قصر اعلیحضرت همایونی در حصهٔ شمال\nآن ساخته شده ـ ہوٹل ہاء پغمان از حیث نظافت و مناظر\nدل کش بخود نظیری ندارند ."}
{"book": "adl0710", "page": 99, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۹۶\n\nجبلُ السّراج\nبمسافت تقریباً ۵۰ میل در گوشۀ شمال کابل واقع است\nو کارخانۀ برق کابل در همین جا بنا یافته- تکه هاء جبل السراج\nبوجه خوبی و نفاست شهرت حاصل کرده - درّه هاء دیگر مشهور\nاین ولایت قرار ذیل اند:- (۱) شکر دره - (۲) استالف (۳) ریزه\nکوهستان - (۴) پنجشیر - (۵) گل بهار و غیره -\n\nولایت قندهار\nدر ولایت قندهار حکومتّے هاء ذیل مربوط است - (۱) حکومتی\nقندهار (۲) حکومتی کلان پشت رود (۳) حکومتی کلان\nازرکان .\nقندهار :- یکی از کلان ترین شهرہائے افغانستان\nبمسافت ۱۲۵ میل از کوئٹہ و ۳۱۵ میل از شهر کابل واقع\nاست - عرض البلد آن ۳۱ درجه و ۳۷ دقیقه شمالی وطول البلد\n۶۵ درجه و ۴۵ دقیقه شرقی است - از سٹیشن چمن نو ۶۵\nمیل بجانب مغرب است - ارتفاعش از سطح بحر ۳۵۰۰\nفٹ است - ہرات بجانب شمال غرب آن بمسافت ۳۰۰\nمیل واقع است قندہار در یک وادیئے کلان و زرخیز وسیع\n\nاِشاعت ۱۔ ایجوکیشن."}
{"book": "adl0710", "page": 100, "text": "۹۷\nافغانستان چهارم رشدیه\n\nآباد است - در جنوب غرب آن اراضی زر خیز که وسعت بسیار دارد\nدر شمال غرب سلسله کوه پست تا ۱۰۰۰ فت بلند واقع شده\nاست - شکل شهر تخمینا مانند یک مستطیل است - طول آن شمالا\nجنوبا و محیط آن ۳ میل و ۱۰۰۶ گز - بچهار دور آن خندق حفر\nنموده که ۲۴ فت عریض و ۱۰ فت عمیق است - و عرض فصیل\nآن متصل بنیاد ۱/۲ ۲۰ فت و در آخر بلندی ۱/۲ ۱۴ فت و\nارتفاع ۲۷ فت است - اگرچه این دیوار از گل ساخته شده\nولی بغایت مستحکم و استوار است - طول دیوار غربی ۱۹۷۷\nو شرقی ۱۸۱۰ جنوبی ۱۳۳۵ شمالی ۱۱۶۴ گز می باشد - و چهار\nدروازه بزرگ در خود دارد - دروازه بار درانی و کابل بجانب شکار پور\nدر جنوب هرات و توپ خانه در غرب عیدگاه در شمال - بار-درانی\nو توپ خانه دروازه ها خورد اند -\nحفاظت و نگاهبانی هر دروازه بذریعه برج ها مستحکم کرده\nمی شود - از دروازه هرات بازاری رأسا بدروازه کابل میرود -\nهم چنین راه دیگر از جنوب یعنی از دروازه شکار پور مستقیما بطرف\nشمال رفته - و سرک اول الذکر را به زاویه قائمه تقاطع می کند-\nو شهر قندهار را در چهار حصه تقسیم می سازد - راه دیگر تا قلعه\nرهبری می کند - این قلعه در گوشه شمال شهر و در جنوب توپ\nخانه واقع است - در غرب آن مقبره احمد شاه ابدالی است-"}
{"book": "adl0710", "page": 101, "text": "افغانستان چهارم رشدیه ۹۸\n\nکه قبۀ مرصع و مزین و منارها خوشنما دارد ـ در همین مقبره دروازه\nمقبرۀ دیگری است که از اولاد احمد شاه می باشد .\nخرقۀ مبارکه و مطهرۀ حضرت رسول اکرم این شهر را\nتقدیس خاص بخشیده مرکز را که راه دروازۀ هرات و شکار پور\nبهمدیگر تلاقی و اتصال می کند ـ چهار سومی نامند که در ان جا\nگنبد ی ساخته شده ۵۰ گز محیط ـ و نیز در همین منطقه بعض\nاز حمام ها ر مشهور و معروف این شهر ساخته شده ـ خانهای قندهار\nعموما از خشت خام تعمیر شده ـ سقف شان هموار می باشد ـ\nو بسیار کم آن دو منزله می باشند ـ خانهای مردم متمول باغات\nو تالاب نیز داشته می باشند ـ و مثل خانه های شهر کابل\nاز طرف اندرون مزین و منقش می باشند .\nسڑک ها ر شهر و خصوصا همین چهار سڑک خیلی وسیع و\nبزرگ اند ـ هر دو جانب آن درختان سایه دار غرس شده ـ\nدکاکین و عمارات عالی تعمیر شده .\nدکان ها پارچه فروشی در شرق بازار شکار پور بوده و در\nهمین جا دکان ها ر زین سازی و آهنگری نیز موجود اند ـ از\nچهار سو بجانب شمال دکانات اہل ہنود دیده می شوند که\nکار تبادلۀ روپیه یعنی ہنڈوی را می کنند ـ بطرف بازار\nهرات دکان ها مسگران است ـ در همین موضع دکانهای خیاطاں"}
{"book": "adl0710", "page": 102, "text": "افغانستان چهارم رشديه\n۹۹\nو بوٹ دوزان نیز می باشد. در گوشۀ شمال بازار شاهی بازار\nعلف و در شمال شرق بازار گاو فروشے است .\nاهالی :- از قبائل مختلفه چون بارک زئی دُرانی - نورزائی\nدرانی - پوپل زائی و غلزائی آباد اند ـ انگس هملٹن تعداد خانه\nہائے ہر یکے را در کتاب خود موسوم به افغانستان چنین می\nنگارد .\n(۱) بارک زئی . . . . . ۹۴۰ خانه\n(۲) نور زائی . . . . . ۶۰۰ \"\n(۳) الکو زائے . . . . . ۶۵۰ \"\n(۴) پوپل زائے . . . . ۶۰۰ \"\n(۵) مکو زائے . . . . . ۱۰۰ \"\n(۶) بادر زائے . . . . ۱۵۰ \"\n(۷) سعدو زائے . . . . ۱۰۰ \"\n(۸) کلیزائے . . . . . ۳۵۰ \"\n(۹) خروئے . . . . . ۲۰۰ \"\n(۱۰) غلزائے . . . . . ۱۰۰ \"\n(۱۱) با میزائے . . . . . ۴۰۰ \"\n(۱۲) سرمائے . . . . . ۲۰۰ \"\n\" Afghanistan \" by Angus Hamilton, Page 194."}
{"book": "adl0710", "page": 103, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۱۰۰\n\n(۱۳) اسماعیل زائی\n...\n۱۰۰ خانه\n\n(۱۴) ترک\n...\n۵۰ \"\n\n(۱۵) بابر\n...\n۲۰۰ \"\n\n(۱۶) اچک زائی\n...\n۱۵۰ \"\n\n(۱۷) اسحاق زائی\n...\n۶۰۰ \"\n\n(۱۸) کاکڑی\n...\n۵۵۰ \"\n\n(۱۹) علی زائی\n...\n۲۰۰ \"\n\n(۲۰) خوگ زائی\n...\n۱۵۰ \"\n\n(۲۱) بساک زائی\n...\n۱۰۰ \"\n\n(۲۲) مادو زائی\n...\n۱۵۰ \"\n\n(۲۳) پارسیوان\n...\n۱۲۴۰ \"\n\n(۲۴) پاربان\n...\n۱۰۰ \"\n\n(۲۵) دولت شاہی\n...\n۵۰ \"\n\n(۲۶) اکا خیل\n...\n۵۰ \"\n\n(۲۷) کشمیری\n...\n۱۰۰ \"\n\n(۲۸) ہندو\n...\n۳۰۰ \"\n\nعلاوہ ازین قبائل بسیار دیگر در آن جا مسکن گزین\nاند- و تعداد خانها زائد از ۲۰۶۰۰ است و تعداد\nنفوس بالغ به پنجاه هزار نفر می شود- درین چند سال ها"}
{"book": "adl0710", "page": 104, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۱۰۱\n\nقندهار بباعث تجارت ترقی فوق العاده نموده ـ چنانچه تجارت و\nصنعت آن یوماً فیوماً رو بترقی و تزئید است ـ و نیز هملٹن دکان\nهای قندهار را چنین تقسیم نموده :ـ\n(۱) دکان های ابریشم فروشی ٠ ٠ ٠ ٠ ٠ ۲۰۱\n(۲) ״ ظروف ״ ٠ ٠ ٠ ٠ ۱۳۵\n(۳) ״ شیرنی و شیر فروشی ٠ ٠ ۱۷۰\n(۴) ״ قصابی ٠ ٠ ٠ ۲۳۱\n(۵) ״ اشیای مختلفه ٠ ٠ ٠ ٠ ۳۸۵\nحالت اہل هندوی قندهار بسیار خوب است ـ تقریباً کل\nتجارت در دست آن ها است ـ امور تجارت شان را ساً به\nبمبئی و کراچی مربوط است ـ\nدر قندهار غله هر قسم بافراط پیدا می شود ـ که برائے اهالی\nآن کافی است ـ گندم ـ جو ـ و حبوب دیگر انگوزه ـ و سبزی های\nگوناگون ـ تمباکو ـ میوه جات خصوصاً انگور ـ انجیر ـ سیب ـ زردالو\nانار بوفور پیدائش دارد ـ\nصادرات قندهار از قرار ذیل است :ـ میوه خشک و تازه\nچون انگور ـ خربوزه ـ انار ـ کشمش ـ انجیر و غیره :ـ پشم ـ پنبه ـ روغنیات\nابریشم ـ بنفشه ـ زیره ـ تمباکو ـ قالین ـ پوستین وغیره ـ\nواردات :ـ نیل ـ چرم ـ تکه ها : پشمی ـ ابریشمی ـ سخی ـ آهن ـ"}
{"book": "adl0710", "page": 105, "text": "افغانستان چهارم رشدیه ۱۰۲\nآلات آهنی - مس - تار - کاغذ - مصالحهٔ دیگ - قند - چای - تیلِ\nخاک - ادویات - نمک - بوت - ظروف چینی و غیره .\nقندهار از حیث تجارت بزرگترین مرکز افغانستان است-\nو واردات گمرکی خوب دارد - و آتیهٔ تجارت آن خیلی امید\nافزا است - و یقین که عنقریب یکی از مراکز مهمی تجارتی شرق\nخواهد گردید - چرا که میدان تجارت و صنعت آن بسیار وسیع\nاست - علاوه بر این قندهار اسپ و گاو های خوب دارد .\nآب و هوای قندهار : نسبت به آب و هوای\nکابل و غزنی ملائم است - زمستان آن خیلی دلکش و صحت افزا\nمی باشد - و خنک بسیار ندارد - بهار قندهار بهترین موسم آن\nبوده - کوه ها خشک و برهنه در گوشه شمال و غرب آن نمودار\nاست از همین سبب هوای گرم در موسم تابستان ازان جانب\nمی وزد - درجهٔ حرارت صبح و شام قندهار فرق نمایان دارد - که\nبعض اوقات تفاوت آن تا چهل درجه نیز میرسد - در زمستان\nخصوصاً در ماه دسمبر - جنوری و فروری یعنی ( جدی - دلو - حوت)\nهوا ابر آلود می باشد - و باران نیز می بارد - طوفان باد و هوا\nعموماً واقع می شود - برف باری گاه گاه دیده می شود ."}
{"book": "adl0710", "page": 106, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۱۰۳\nدرجه حرارت هوا در زمستان\nساعت ۶ صبح + ساعت ۱ روز + ساعت ۸ شب\nبیرون در هوا ۵۷ - + در آفتاب ۱۱۵ در سایه ۵۹ - + در هوا ۳۲، ۶۱ } زیاده ترین\n\" ۸۱ - ۳۶ - . . . + آفتاب ۴۵، ۷۸ در سایه ۱۵، ۲۹ + \" ۴۴، ۴۴ } اوسط\n\" ۱۵ . . + آفتاب ۲۰، ۳۶ سایه ۳۲ + \" ۳۱ } کمترین\n\nدرجه حرارت در بهار\nساعت ۴ صبح . . - + ساعت ۱ روز . . . + ساعت ۸ شام\nدر هوا ۷۸ . . + آفتاب ۱۳۹ در سایه ۸۵ + در هوا ۸۵ } زیاده ترین\n\" ، ۵۶، ۷۳ + آفتاب ۱۱،۵۰ در سایه ۷۰، ۸ + \" ۲۵، ۶۹ } اوسط\n\" ، ۴۱ + آفتاب ۷۸ در سایه ۵۳ + \" ۲۵، ۴۴ } کمترین\n\nدرجه حرارت در تابستان\nساعت ۴ صبح . . . + ساعت ۱ روز . . . + ساعت ۸ شام\nدر هوا ۸۶ + در آفتاب ۱۵۰ در سایه ۹۶ + در هوا ۹۴ } زیاده ترین\n\" ۷۲ + آفتاب ۲۰، ۱۳۶ سایه ۱۰، ۸۷ + \" ۱۵، ۸۶ } اوسط\n\" ۶۳ + آفتاب ۱۰۵ سایه ۸۲ + \" ۷۷ } کمترین\nدر بهار هوا خوش گوار و ابر آلود می باشد - باران نیز می بارد"}
{"book": "adl0710", "page": 107, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۱۰۴\nولی کم - شب ها عموماً غبار آلود می باشند - در نصف بهار هوا گرم\nشده می رود - در وقت شب شبنم و بوقت روز طوفان خاک\nمی وزد - تابستان قندهار چون تابستان کابل باران ندارد - و\nاز جانب غرب ہوائے گرم می وزد - طوفان خاک بسیار وارد\nدر قندهار امراض کم است - و مشهور آن از قرار ذیل اند - تپ\nها مختلفه - چیچک - استخوان دردی - سل و غیره :\nقندهار از زمان قدیم مرکز تجارت و صنعت و حرفت بوده\nچنانچه آورده اند که این شهر را بار اول راجه گندھار بنا نهاده\nکه از نام همین شخص اسم قندهار یافته ولی بعض بر آن اند که\nسکندر اعظم بار اول این را تأسیس کرده و اسکندریه نامیده -\nچنانچه از آثار عتیقه قندهار ها پر است -\nدر قندهار معدن طلا - سرمه - زاک - سرپ - سنگ شاہ مقصود\nکه بکار تسبیح می آید - ابرق - گچ - نوشادر موجود است - معدن\nمومیائی نیز کشف شده - دو میل بجانب شمال در یک میدان\nکان طلا موجود است -\nزبان اہالی قندهار عموماً پشتو یعنی افغانی است - چنانچه\nافغانی قندهار خیلی شیرین است و در تلفظ آن بعض حروف\nمخصوص مثل گ و ښ که از پستو ر سمت مشرقی تباین و\nو مفروق است در خود دارد -\n\nافغانستان ایندکس"}
{"book": "adl0710", "page": 108, "text": "۱۰۵ افغانستان چهارم رشدیه\nاهالی اش قوی الجثه و فعّال اند ـ و برائے ترقی تجارت\nو زراعت خیلی کوشان اند ـ در تعلیم نیز کوشش می نمایند ـ\nمکتب رشدیه دران جا نیز تأسیس شده\n\nولایت هرات\nدر ولایت هرات مقامات ذیل مشهور اند ـ هرات ـ غور ـ\nسبزوار ـ غوریان ـ کشک قلعهٔ نو وغیره .\n\nشهر هرات\nخراسان را صدف دنیا و هرات را مروارید آن شمرده اند.\nبر عرض البلد ۳۴ درجه ۲۶ دقیقه شمالی و طول البلد ۶۲ درجه\nو ۸ دقیقه مشرقی واقع است ـ ارتفاعش از سطح بحر ۲۶۵۰ است ـ\nهرات مرکز تجارت است و این را بعض وقت کلید هند نیز می\nنامند ( Key to India ) قندهار بمسافت ۳۶۰ میل در\nجنوب شرق و کابل در سمت شرق بمسافت ۵۵۰ میل بخارا\nدر شمال به فاصله ۶۰۰ میل و خیوا بمسافت ۷۰۰ میل از\nهرات واقع اند ـ ازین جا چهار راه بطرف ایران میرود .\nرقبه شهر هرات تقریباً یک میل است و مستطیلاً واقع است\nدورا دورش فصیل مستحکم و استوار استاده و گردوش خندق حفر"}
{"book": "adl0710", "page": 109, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۱۰۶\nنموده اند که عمق آن تقریبا ۱۸ فٹ عرض آن ۳۵ فٹ است\nدیوار شمالی دو عمارت دارد و ارگ نو در مرکز آن واقع شده\nاست .\nاز وسط شهر هرات چهار راه بطرف چهار جانب آن می\nرود و شهر را در چهار حصه تقسیم می نماید ـ در وسط شهر بمقام\nچهار سو تالاب بزرگ تعمیر شده و گنبدی بر آن ساخته شده ـ\nبازار های هرات سقف دار اند ـ عرض آن تقریبا ۱۵ فٹ است\nتفصیل بازارها از قرار ذیل (۱) بازار قندهار بطرف جنوب\n(۲) بازار خوش بطرف مشرق (۳) بازار عراق یا مشهد طرف غرب\n(۴) بازار ملک طرف شمال ـ و نیز شهر مذکور پنج دروازه دارد\nکه نام های آن بقرار ذیل است :ـ در شمال دروازه ملک متصل\nارگ جدید ـ در جنوب دروازه قندهار ـ در شمال شرق دروازه\nقطب چاق در شرق برج کشک ـ در غرب دروازه عراق :ـ\nهر چهار بازار فوق شهر هرات را در چهار محله تقسیم می کند (۱)\nطرف شمال محله قطبی چاق (۲) طرف جنوب محله مهمند ها یا برج\nخاکستر (۳) جانب مغرب محله بردرانیها (۴) طرف مشرق محله\nخواجه عبد الله مصری .\nدر بازار قندهار دکان ها عطاری و بزازی موجود اند بمسافت\n۳ میل طرف جنوب دروازه قندهار رود هری جریان دارد"}
{"book": "adl0710", "page": 110, "text": "افغانستان چهارم رشده به\n۱۰۷\nو یک پل پخته بر آن ساخته شده ـ که دارای ۲۶ طاق ـ\nیعني رواق است .\nطرف شمال که بازار ملک است در انتهاء آن میدان واقع\nاست که موسوم به پائین حصار است ـ و در همین موقع ارگ\nبلند با فصیل که دورا دور آن خندق حفر نموده اند استاده ـ\nو طرف شمال ارگ که دیوار شمالی شهر مي باشد حالا هموار\nنموده شهر نو بنا کرده اند ـ که اکثر عمارات و دکاکین آن به\nتکمیل رسیده آب در ابتدا از طرف شمال یعني محله قطبی چاق\nداخل شهر شده بعده در محله هاي دیگر تقسیم مي شود :- شهر\nحوض هاي متعدد دارد ولي در موسم بهار و گرما آب برکه ها\nقدري خراب مي شود ـ یعني کرم هاي ریزه ریزه دران پیدا\nمي شوند خانه ها هرات عموما گنبد دار است ـ چرا که چوب\nرا یک قسم کرم موسوم به خوره مي خورد ـ باین سبب\nچون پوش سقف کم است ـ داخل شهر حمام هاي بسیار\nدارد ـ و هر حمام آن حوض دار است ـ یک حوض آن برای\nآب گرم که ده درده میباشد ـ و دیگري جهت آب سرد ـ که نسبت\nبه حوض اول کوچکتر مي باشد حمام هاي آن خيلي فراخ و صفا میباشند ـ\nچهار باغ که نشیمن نائب الحکومت است در محله قطبی چاق واقع\nاست ـ چرا که هوائی قطبی چاق از جمله حصه جات شهر بهتر و خوبتر"}
{"book": "adl0710", "page": 111, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۱۰۸\nاست - در مقابل آن بدرجهٔ دوم هوائی محله خواجه عبد الله\nمصری است .\nمسجد جامع هرات یکی از عمارات نفیس ترینی بوده\nرقبه اش ۸۰۰ مربع گز است و دارای ۴۰۸ گنبد ۱۳۰ دریچه\n۴ ۴ ۴ منار و ۶ دروازه و در آخر قرن ۱۵ تعمیر شده- هرات\nمزارات مشهور دارد که ازان جمله مقبره حضرت خواجه عبد الله\nانصاری - و حضرت عبد الرحمن جامی خیلی مشهور اند- قبور\nشهزادگان تیموریه و نیز قبر امیر کبیر دوست محمد خان رح درین\nجا است .\nآب و هوا :- در زمستان برفباری کم و باران کافی دارد\nزمستان هرات نسبت به زمستان کابل گرم تر است - و در بهار\n۱۲۰ روز باد مشهور دارد ولی چهل روز آن نهایت تند است\nو هرگاه باد هاء مذکور نباشد البته که آب و هوائی هرات خیلی\nگرم خواهد بود - هوائی هرات بسیار صحت افزا است .\nپیداوار :- وادی هرات یکی از بهترین وادی هاء\nآسیا بشمار می آید طول آن تخمیناً ۲۰۰ میل بوده و رود هری\nاز بین آن جریان دارد - زمین هرات بسیار زرخیز و شاداب\nاست - آب برای زراعت و کشت کافی است بطرف جنوب\nغرب شهر اراضی بسیار دارد - و اکثر بتوسط کاریز سیراب"}
{"book": "adl0710", "page": 112, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۱۰۹\nمی گردد نهر ها متعدد دارد و برائے آبیاری بسے مفید است.\nو تقریباً چهار صد مربع میل اراضی ذریعه این انهار سیراب\nمی گردد - پیدا وار هر گونه بمقدار کثیر دارد که براے اہالئے\nآن کافی بل واقع است - همین وجه است که هرات را از\nحیث پیدا وار غله ذخیره جا، آسیاء وسطی نامیده اند .\nگندم و جو رجواری مگر کم) حاصل میگردد. برنج بر دوقسم\nست نیلوفر- و پشتی - مگر قسم پشتی آن بهتر است - گندم هم بر\nدو نوع است یکی زعفرانی و دیگرے ثانیازی - پنبه قسم اعلئے\nدارد - سبزی ها گوناگون و بمقدار کثیر حاصل می شود. چون\nلب لبو - زردک - شلغم - کاهو - کرم - کچالو - بادنجان - بادنجان\nرومی و غیره :- میوها، هرات در افراط و لذات بے مثل است\nانگور تقریباً ۵۰ قسم است یک قسم انگور فخری است که تا\nوسط زمستان باقی می ماند - خربوزه نیز بر چند قسم - علاوه\nبر این انغوزه - ترنجبین - چهار مغز - انار - بہی - ناک - آلوبالو\nزرد آلو - شفتالو - انجیر - توت - آلوی سیاه - سیب مگر کوچک\nپستی رمیوه است بشکل امرود) پسته زرشک بسیار پیدا می\nشود. کوکنار نیز بسیار می باشد - درخت ها، بید و چنار\nمتعدد دارد .\nصنعت و حرفت :- پارچه جات از قبیل کرک- برک-"}
{"book": "adl0710", "page": 113, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۱۱۰\n\nنمد - قالین - قناویز - و دیگر اجناس پشمی و ابریشمی به ممالک\nدیگر برای تجارت می رود - قالین و کرک هرات بسیار اعلیٰ\nمی باشد - پوست قره قلی نیز برای تجارت بیرون فرستاده\nمی شود .\nحیوانات :- مواشی چون اسپ - مرکب - گاو - گوسفند -\nبه تعداد بسیار دارد - اسپ هرات خیلی قوی و کار آمد\nاست .\nتجارت :- هرات از زمان قدیم مرکز تجارت بوده است\nاگر چه چند بار تجارت آن از باعث مزاحمات و اقدمات برباد\nشده - ولی بزودی رونق باختهٔ خود را باز حاصل نموده .\nصادرات هرات از قرار ذیل بوده :- قالین - برک\nکرک - قناویز - پوست قره قلی - میوه های خشک وغیره .\nواردات :- شال - نیل - قند - چیت - ململ -\nسامان چینی - ادویات وغیره .\nمعدنیات :- کوه هار مجاور آن از معدن سُرب -\nآهن - نقره - معمور است - چشمهٔ تیل نیز کشف شده .\nاهالی شهر اکثر افغان - تاجیک اند - ولی یهود - و اهل\nهنود - هزاره و ترکمان وغیره نیز آباد اند - تعداد نفوس تخمیناً\n۵۰ هزار است و رو به تزئید است - زبان اهالی شهر بیشتر"}
{"book": "adl0710", "page": 114, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n111\nفارسی است.\nسبزوار :- مابین ہرات و فراه واقع است بمسافت ٩٠ میل از هرات و ٧١ میل از فراه است - بلندی آن از سطح بحر ٣۵۵٠ فٹ است - در جار که رود هری رود واقع است در قریب آن میدان وسیع است که محیط آن چهار میل است - اراضی بسیار زرخیز و شاداب است قلعه قدیم نیز دارد که طول آن ٢۵٠ گز است شهر سبزوار دارای فصیل است - و چهار دروازه دارد از قرار ذیل :- (١) دروازه عراق در غرب (٢) نشاپور در شرق (٣) ہرات در شمال - (۴) فراه در جنوب - محیط شهر ١/٢ ٢ میل است.\nفراه :- بر بلندی ٢۴٠٠ فٹ و بمسافت ١٧٠ میل به جانب جنوب ہرات واقع است - مسافت آن از گرشک ١۵٠ میل و از قندهار ٢٢۵ میل است - مربع شکل واقع است - و دورا دورش فصیل است.\nترکستان افغانی\nموقع جغرافیائی - سطح و حدود آن :- ترکستان در وسط آشیا واقع است - ازین کشور بزرگ عبارت است که از حیث ادارهٔ امروزه بر سه قسمت منقسم است - ترکستان"}
{"book": "adl0710", "page": 115, "text": "افغانستان چهارم رشدیه ۱۱۲\n\nشرق که تعلق به سلطنت چین دارد ـ ترکستان غربی که ضمیمهٔ\nحکومت روسیه است ـ و ترکستان جنوبی یا ترکستان افغانی :-\nترکستان افغانی در بین دامنهٔ کوه های پامیر ـ دشت\nمغان ـ دامنهٔ کوه های شرقی و جنوبی هندوکش واقع\nاست ـ سطح ترکستان افغانی از ده هزار چاقریم مربع (که\nمساوی به فرسخ) عبارت است اهالی ترکستان افغانی\nبقدر دو ملیون بوده که نیمهٔ آن ترک و باقی افغان\nتاجیک و ایرانی می باشند .\nعلاوهٔ اهالی ترکستان بطرز کوچگی زندگی می نمایند ـ\nزمین شان اکثراً از کوهستان و هامون عبارت بوده که قابل\nپرورش چهارپایان می باشد .\nسطح ترکستان :ـ سطح ترکستان خیلی گوناگون است\nمثلاً یک طرفش از وادی های پست عبارت بوده ـ و جانب\nدیگرش از کوه های بلند و بزرگ ـ طرف شمالش عموماً زمین\nهموار و صحرا ها خشک و خالی واقع بوده و طرف شمال\nغربی اش سطح کشاده و هموار که از هامون ها گل زرد پر\nاست افتاده و رفته رفته بوادیها سیاه خاک مبدل می شود\nو از دامنهٔ کوه اورال و سواحل بحر خزر شروع شده ـ تا\n۱ کوچری ـ غالباً بحرف وطن مان کوچی خواهد بود .\n\nاشرف نشان / عکس ."}
{"book": "adl0710", "page": 116, "text": "۱۱۴\nافغانستان چهارم رشدیه\nسواحل بحر و بحر سیاه امتداد دارد. این سطح کشاده برای\nترکان قدیم دروازه بوده که بواسطه آن از اقصای آسیا\nحرکت نموده به اروپا داخل می شدند. قغانهای با شوکت -\nدقهرمان ترک و تاتار- همچو بالامیر - آتیسلو - جوجی - چنگیز -\nهلاکو - تیمور لنگ ازین سطح فراخ اقوام ترک و تاتار را با\nاروپا سوق می دادند. این سطح بسیط از حیث موقع جغرافیائی\nتاریخی- اقلیم هوا- با ترکستان اصلی علاقه دارد. چنانکه یکسان\nبودن ارتفاع آن زمین ها از دریا - پقری آن ها از حیث\nطبیعت - خشکی و بی آبی - تبادل سریعانه هوا - و موافقت\nسائر حیات شان از یک عنصر بودن آنها را می فهماند.\nنظر بقول علماء جغرافیائی- در زمان قدیم درین زمین ها\nبحر بزرگی بود این حد در زمان های مجهول التاریخ با یک\nتبدلات اراضیه خشک و ناپدید گردیده است که بجز از\nبعض غدیر و دریا ها چیزی دیگر ازان بر جای نمانده -\nطرف شمال غرب ترکستان هامونی را تشکیل میدهد. که این هامون\nاز ثلث جمیع کشور ترکستان عبارت است. قسم بزرگ خاک این هامون\nشور و گل آلود بوده - آب شیرینش خیلی کم است - آب چاه های آن غالباً\nشور میباشد. اهالی در اطراف این گونه چاها زندگی می نمایند ارتفاع\nاین هامون از سطح بحر در هر جا یکسان نیست - ازین رو سطح زمین"}
{"book": "adl0710", "page": 117, "text": "افغانسان چهارم رشدیه ۱۱۴\n\nآن نیز یکسان نبوده .\nدر بعض حصه جات ترکستان افغانی بیابان ها و ریگ زار\nبی آب و علف موجود است ـ ولی در میان این بیابان ها\nو تپه ها در بعض جاها زمین حاصل خیز نیز دیده می شود ـ که\nخیلی قابل کشت و زراعت می باشد بدین گونه جمیع اطراف\nوادی ترکستان زمین ها با برکت و حاصل خیزی را تشکیل می\nدهد ـ که بهترین محل حیات و زندگی از روی همین نقطه ها\nبوده ـ مدنیت و معموریت در آن جا ترقیات زیادی کرده .\nهوای ترکستان غالباً گرم خشک بوده ـ و خاک روی\nزمین اش نرم است ازین جهت هر وقت بواسطه باد در کوه\nها و بادیه ها گرد و غبار همیشه بهوا صعود می کند ـ همین گرد خاک\nچون هوا صاف و ساکت شده ـ بر روی زمین و خصوصاً\nبر گیاه ها می نشیند ـ برنگ زرد طبقه بر زمین تشکیل می\nدهد ـ هنگامیکه بر روی آن باران باریده تر می شود ـ خاک\nآن سخت شده طبقه خاک زرد حاصل می شود .\nسلسله ها هندوکش :ـ کوه هایی است که از\nحدود افغانستان گرفته بساحل بحر خضر منتهی می شود ـ این\nکوه های مسلسل از کوه های ترکمان ـ خراسان ـ قوپطیه ـ\nکوه ان بزرگ و خورد و شاه قدم (کرانسو و وسکی) عبارت"}
{"book": "adl0710", "page": 118, "text": "۱۱۵\nافغانستان جزو چهارم رشدیه\nاست این کوه ها اکثراً از گیاه و علف محروم بوده ـ ولی اکثر\nدریا های ترکستان افغانی ازین جاری می گردد ـ ازین کوه\nها بطرف شرق سطح پامیر واقع است سلسله هندوکش و\nپامیر معدن برف های دائمی را تشکیل می دهد ـ آمودریا\nنیز از غدیر های همین سطح مرتفع می خیزد.\nاقلیم و هوایش\nترکستان افغانی از بحر دور بوده ـ از حیث اقلیم و هوا بتاثیر\nباد و آفتاب تابع است، سبب اینکه طرف جنوب و جنوب\nشرق را کوه های بلند احاطه می کند ازین سبب باد های\nمرطوب (مون سون ها) که از بحر هند می وزد بر آن اثری\nندارد. باد های که از طرف غرب می وزد ـ رطوبت خود را\nدر بین راه غائب نموده خیلی کم باران می آورد ـ از آن\nجائی که جانب شمال آن کشاده ولی دیوار است آن طرف\nباد های سرد و باد های خشک هر وقت معروض می گردد\nاین باد ها رطوبت خود را در کوه های که متصل (آرال)\nواقع اند گذشته در ترکستان بحالت خشکی داخل میگردد.\nآفتاب ترکستان خیلی گرم ـ و زمستان اش بسیار سرد ـ و\nتابستانش بشدت گرم است ـ در ترکستان بیشترین ایام"}
{"book": "adl0710", "page": 119, "text": "افغانستان چهارم رشدیه \n۱۱۶\nسال روئی آسمان کشاده و صاف می باشد سبب خشکی\nفوق العاده بتخیر هم کم بوده هوابی تاثیر است ـ در تابستان\nهم روز ها گرم و شب ها سرد می شود ـ بهار و پائیز کوتاه\nتابستان دراز و زمستان بارانی در بعض جاها سیر برف\nبوده ـ در وقت دیگر باران کم می بارد ـ بلکه در بعض سالها\nقطره باران هم نمی بارد ـ و این حالت غالبا در میدان وسیع\nبوقوع می آید ـ ولی در جائی ها نزدیک بکوه هوا خیلی مرطوب\nبوده باران زیاد می بارد ـ در زمستان گاهی برف هم میبارد\nعموما در ترکستان هوا بسرعت تبدیل شده گاهی بشدت گرم\nوگاهی نهایت سرد میگردد ریگستان و بیابان در تابستان\nبسیار گرم و سوزان می باشند ـ سبب اقلیم و هوا است که\nتابستان ترکستان دائم یک نوع نه بوده و مختلف می باشد\nبعض سالها در ترکستان زمستان کوتاه و بعضی سالها دراز\nمی باشد ـ و در دشت ها برف هائی زیادہ باریدہ یخ بندے\nشدید بوقوع می آید ـ و در چنین سالها به حیوانات و\nچار پایان خیلی ضرر می رسد در ترکستان بهار هم گوناگون\nاست ـ چنانچہ بعض سالها گرم و بعضی سالها خیلی سرد آمده\nولی بهار چنانکه زود می آید هم چنان زود منقضی میگردد\nبمجرد گذشتن آن گرمائی شدید بوقوع می آید ـ هوائے"}
{"book": "adl0710", "page": 120, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۱۱۷\nترکستان عموماً سالم و برای صحت انسانی مفید و خوب است\nولی در چاه های باطلاقی تپ و لرزه - درد (غوری) و در\nامصار امراض مختلف یافت می شود .\n\nآبیاری\nبسبب خشکی ہوا و کمی باران عموماً قلت رطوبت و مخصوصی\nطبیعت زمینش حیات و زندگی ترکستان فقط در سایه آبیاری\nصنعتی و دستی حاصل می شود .\nزمین ترکستان بغایت حاصل خیز و خاکش با برکت است\nولی با وصف این اگر آبیاری نشود هیچ فائدہ نمی دہد -\nدہقانان ترکستان همین که در بهار زمین را درست نموده -\nبذر افشاندند - چشم خود را بر رود ہا و جوی ہا میدوزند\nزیرا جمیع امید شان بسته بآب می باشد - چرا که اگر بوقت\nمعینه شان آب نیاید - ہمانا که زراعت شان محو و خراب\nمی گردد آفتاب گرم و سوزان ترکستان و باد ہای تند\nو تیز آن زمین را خیلی زود می خشکاند - بلکه زیر زمین\nرا حرارت گرم آفتاب سوزانیده فصل آن پوچ یعنے\nخالی از دانه می بر آید - و بدین گونه دہقان از آذوقه خود\nمحروم می ماند - پس چون آب در وقتش بیاید و زمین ہا"}
{"book": "adl0710", "page": 121, "text": "افغانستان چهارم رشدیه ۱۱۸\nدر سر بهار آبیاری شود - کفایت می کند - چرا که زمین ترکستان هموار و اکثراً نرم است - که برائے آبیاری خیلی موافق و مناسب می باشد رود ہائے ترکستان که از کوہ ہا جاری است سالی دو بار طغیان می کند سبب این طغیان ہا بر زمین آب بسیار بر آمده - بدشت ہا سر می دہد چنانچه این طغیان در وقت معیّن بوقوع می آید - در تابستان چون ہوا رو بگرمی می گذارد - برف ہا و یخ چالہا بالائے کوه آب شده و به این واسطه آب رود ہا افزوده طغیان می کند - این رودہا از جاہائے خیلی بلند بطرف پستی به شدت جاری میشود - ولی چون بمیدان می رسد شدت خود را کم کرده بآرامی جاری می باشد - اینک باین جہت سنگریزه ریگ - و گل آہک زیادی را از بلندی ہائے کوہ وارض راه با خود آورده - و این مادہا در گلو گاہے و دیلیتاء رود جمع شده کم کم بالا می آیند - و جزیرہ ہا را تشکیل میدہند اینک در چنین زمین ہائیکه از ماد ہائے رودی حاصل شده است دران زراعت خوبی بعمل می آید - قسم بزرگ رود ہائے ترکستان آب ہائے خود را بدریائے بیرونی نمی ریزند - بلکه در خود ترکستان صرف می نماید - نہر ہائے ترکستان نسبت بسطح ترکستان مساوی تقسیم نیافته است"}
{"book": "adl0710", "page": 122, "text": "۱۱۹\nافغانستان چهارم ابتدائیه\nقمی ازین نهر ها را برائے آبیاری زمین ها و باغ ها -\nبجوئے ہائے متعدد تقسیم نموده با تمام میرسانند.\nرود مرغاب :- بعد از سیراب نمودن اراضی بشمال\nغرب افغانستان داخل ملک روسیه می شود - و بسوی جھیل\nآرال جاری میگردد - و در بیابان ہاء قارا قورم ناپدید می\nگردد - از رود جدول ها بشمار کشیده اند که زمین ها بسیاری\nرا آبیاری می کند - و درمیان دشت ریگی جلگه هاء زرخیز\nرا ایجاد می نماید - مگر در بعض ایام سالھا آب این رودها\nکم می گردد و بعض اوقات تماماً خشک می شود.\nآمو دریا :- این رود که نام قدیم آن جیحون بوده\n( Oxus ) بمنزله رگ حیات ترکستان است و از میانه\nآن جاریست - منبع خود را از کوه ہندو کش می گیرد - و\nبطرف راست و چپ از خود خیلی شاخها و شعبه ها دارد.\nزمین ہا ء بسیاری را آبیاری نموده دشت ها و بیابان ہائے\nزیادی را آباد می گرداند - و بالاخره به بحر آرال میریزد\nاین رود خیلی سریع الجریان است - بقدر ۲۵۰۰ چا قریم\nطول دارد - حصۀ بالای آن را پنجه می نامند - سپس\nبوی رود ہاء واخشو - کافیر - سورخان پیوسته بزرگ می شود\nو چون بحد آمو رسیده به آن شامل می شود بعده بنام"}
{"book": "adl0710", "page": 123, "text": "افغانستان چهارم رشدیه ۱۲۰\nآمو موسوم می گردد - بیشترین شاخ و شعبه ہائے آمو دریا در خاک بخارا بوده - چون از پشته ہا و کوه حصار گذشته بوادئے ترکستان می دراید رودے دیگرے باوے ملحق نمی شود - بعد ازین آب آمو دریا بواسطه جوئے ہا و نهر بابیاری دشت ہائے خشک صرف می شود آمو دریا ہر قدر که ازین جا پائین میرود باوے ہیچ آبے مخلوط نمی شود بلکه بواسطۂ جوئے ہائے بسیار آب دے زمین ہا و فراوان را آبیاری نموده می گذرد - و در مجرائی پایانی خود از بعض شہر ہا و مشہور می گذرد - و بقدر ۳۶۰ جوئے خورد و کلان ازان امارت خیوا را آبیاری نموده و بیک ملیون اہالے حیات می بخشد - مسافتے را که این رود آبیاری می کند بقدر ۳۰۰ چاقریم است آمو دریا در نواحی مصب خود بشعبه ہا متعددۀ جدا شده جزیره ہائے تشکیل می دہد - درین جزائر نے ستان ہا با طلاقہا وسیع موجود است که در نے زار ہا حیوانات - درنده همچون پلنگ - شیر - گراز - سیاه گوش - و در با طلاقہا مرغان آبی وحشی بسیار می باشند پہنائے آمو از یک تا چهار قریم بوده - و ہنگام طغیان تا به پنج و پانزده چاقریم پہین می شود - آب دریائے آمو زرد رنگ و\nاشارت نشان انگشت"}
{"book": "adl0710", "page": 124, "text": "افغانستان چهارم حصه\n۱۲۱\nغلیظ بوده ـ لیکن بزودی صاف می شود ـ و خیلی خوش گوار می\nباشد :-\nنباتات و حیوانات به نظریه اقلیم و هوا و طبیعت زمین\nدر هر جا مختلف می باشد ـ چنانکه در بیابان ها و ریگ زار ها\nمی توان هر گونه ـ گیاه ـ علف ـ بوته هائی خورد مشاهده نمود\nمثلاً سکساول ـ قویان ـ سویاک ـ و بوته هائی کلفت و سخت\nدر زمین هاء گل زار و شورستان گیاه هائی و لاله و کوکنار ـ\nسوسن وغیره پوشیده می شود ـ ولی این گل و شگوفه در مقابل\nآفتاب گرم بزودی پژمرده شده خشک می گردد ـ و بوزیدن\nبادها بخاک مخلوط شده بهر سو پراگنده می گردد ـ در کوهستان\nها نیز گونه گونه گیاه ها علف ها میروید ـ در تپه ها که از سطح بحر\n۲۵۰۰ آرشین مرتفع است ـ همه گونه خارخص ها و علف هائی\nزرد ـ گندم ـ جو ـ جوار ـ کتان می روید ـ در تپۀ هائی که از\nسطح دریا ۳۵۰۰ آرشین ارتفاع دارد ـ در جنگل ها درختان\nبرگ دار پیدا می شود ـ درین جنگل زردآلو ـ شفتالو ـ سیب\nگردگان و سائر درختان میوه دار موجود است ـ\nبلکه همه گونه درختان خاردار سخت همچو کاج، صنوبر ـ بلوط\nمیروید ـ در جائی ها ازین بلندتر ـ زیره ـ زرشک ـ شبید ـ فلفل\nو مانند این گیاه هائی دیگر نیز می رویند ـ از حیوات وحشی"}
{"book": "adl0710", "page": 125, "text": "افغانستان چهارم رشدیه ۱۲۲\nدر وادی ها و زمین هموار ترکستان بسیار اند - در ریگ زار\nہائے دشت آن - آہو - غزال - گوزن - گرگ - روباہ شغال\nخرگوش و موش ہائے گوناگون زندگی می نمایند .\nاز پرندگان - جیق - دواداق - ساجا - فارا بازو - زاغ\nدشتی - بوم - صعوہ - کنجشک و انواع دیگر موجود است - از\nحشرات الارض زاحفہ (خزندہ) سوسمار ہائے گونا گون کہ بقدر\nدو آرشین درازی دارو - مار ہائے مختلفہ - مار ہائے چشم دار\nو شاخ دار :- از جانوران - ہوام (یعنے بے استخوان) کژدم\nبوی - میزیر - تارا قورت و از حشرات دیگر چون مگس و پشہ\nہائے گوناگون ملخ فاس موجود است .\nدر سبزہ زار ہا وعموماً در جائے ہائے سیر علف - حیوانات\nوحشی و درندہ ہمچو پلنگ - گربہ ہائے دشتی - گوزن گراز -\nشغال - و از پرندگان قرقاول - بلبل - کبک - کبوتر - مصری -\nبوم وغیرہ خیلی پیدا می شود .\nدر کوہستان ہا حیوانات درندہ وغیرہ :- مثل آہو - گوسفند\nکوہی - القار - گوزن - خرس - پلنگ - گربہ کوہی - گرگ - روباہ\nوغیرہ بسیار است .\nاز پرندگان قار قوش - بورکوت - باز - شاہین - شونقار -\nکلنجات - جای کیک - بیدانہ - مینا - طاؤس - سائر مرغان خوانندہ"}
{"book": "adl0710", "page": 126, "text": "۱۲۳ افغانستان چهارم رشدیه\nفراوان است.\nخلق و نفوس ترکستان:- اقلیم و هوای ترکستان و طبیعت زمین اش به زندگی و معیشت اهالی حتی بسکونت ایشان هم تاثیر کرده است در اهوازها طبعی اهالی بیشتر سکونت نموده ولی هر قدر که بطرف کوه ها بیشتر رفته شود - همانقدر اهالی کمتر می شود - و خصوصا در دشت ها مردم خیلی کم و در ریگ زار ها و بیابان های آن انسان هیچ زندگی نمی کنند.\nصناعت\nکسب عمده مسلمانان ترکستان چارواداری بوده - مقداری هنرهای دستی هم موجود است - استخراج - و اعمال ثروت های زیر زمینی و کارهای فابریک تا حال ابتدائی می باشند.\nزراعت ترکستان فقط در سایه آبیاری صنعتی بوجود آمده خصوصا با غداری - پنبه و شالی کاری بآبیاری صنعتی محتاج است.\nقسم دیگری بزرگ زمین های صنعتی بدون کشت و کار می ماند - در زمین ترکستان - گندم - شالی - جو - ارزن - جواری جوار - ماش - تمباکو می روید در باغ های آن بوته و درختان میوه دار بکثرت و فراوان می باشد ذریعه (ستاسانش) تربوز"}
{"book": "adl0710", "page": 127, "text": "افغانستان چهارم رشدیه ۱۲۴\n\n(هندوانه) کدو - خربوزه هاء شیرین بعمل می آید یکی از کسب هاء مهم ترکستان پنبه کاری می باشد - این کسب در بعض حصه جات ترقی کرده است - یکی از قسم پنبه محلی (جایداری) است که غوزه آن متصل و چسپیده بوده ـ که پنبه و دانه آنرا جدا کردن دشوار می باشد - دیگرے پنبه امریکائی است - که بذر یعنی تخم آن اصلاً از امریکا آورده شده - چون این پنبه میرسد همان است که غوزه آن شگفته و پنبه اش از هم جدا پاشیده می شود - تار پنبه امریکا از (جایداری) دراز تر و سفید تر می شود - کار پنبه کاری بطرز خیلی بے ترتیب و بے فائده دوام می کند - چرا که این کسب تا حال بطرز علمی وفنی باجراء عمل نیامده ازین سبب اگر چه زحمت و قوه زیادی دران بمصرف می رسانند - ولے حاصل لازمه را از آن گرفته نمی توانند .\n\nباغداری :- این کسب اہالے ترکستان فوائد بسیار حاصل می کند در ترکستان اقسام و انواع انگورها موجود است که اگر بقدر لزوم آبیارے شده و بخوبی پرورش آن ہا کرده شود - فائده و حاصل زیادہ بدست خواهد آمد - ازین انگور سرکه هاء گوناگون می سازند - میوه هاء خشک ترکستان - غولنگ مویز - بادام - پسته - آلوچه - سیب - خربوزه قاق بمالک خارجیه"}
{"book": "adl0710", "page": 128, "text": "۱۲۵\nافغانستان چهارم رشدیه\n\nبسیار نقل می شود - درین جا توت هم تربیه می شود چنانچه برگ ها توت را بکرم ہائے پیله می دہند - چرا که پیله داری برائے مردم از کسب ہار پر فائدہ محسوس شده - و در بعض جاہا زنبور داری (یعنی پرورش زنبوران عسل) نیز خیلی ترقی کرده - و مردمان زیادہ مشغول این پیشه شده اند .\n\nچارواداری (تربیه حیوانات)\nبیشتر اہالئے ترکستان به چاروا داری زندگی می نمایند - تمام معیشت خلق کوچی بهمین چارواداری منحصر است - جمیع ثروت آرام و آسایش و راحت مردم کوچی در سایه پرورش گوسفند و اسپ و گاو ہار شیر دار است مردم کوچی بباعث همین حیوانات از یک دشت بدیگری می کوچند - از بیابان ہار ریگ زار و دریا ہا و کوه ہا به پشت همین حیوانات عبور می نمایند و همین حیوانات است که زمین ہائے مردم کوچی و دیگران را شیار می کند و ہم بار ہا شان نقل می دہد - و بعض ازان حیوانات را ذبح نموده گوشت آن را میخوردند از پشم و پوستش :- نمد - جراب - کلاه - چکمن - موزه - کفش وغیره می سازند - از موئے آن ہا ریسمان و نخ ہار گونا گون می بافند اسپ ہار ترکستان بسیار قوی و خوشرنگ"}
{"book": "adl0710", "page": 129, "text": "افغانستان چهارم رشدیه ۱۲۶\n\nو اعلی میباشند. علاوه بر آن بره های قره قلی ترکستان نیز\nبسی مشهور و ذریعه آمدنی خوبی بوده .\n\nهنرهای دستی\n\nهنرهای دستی بطرز معیشت اهالی است. چنانچه مردم\nکوچی از محصولات خام حیوانات خویش مثلاً از پشم پوست\nچرم آن ها غالباً اسباب ضروری خود را می سازند. مثلاً\nنمد. قالین. خورجین. خلته. کیسه. انبان. پوشاک. پوستین\nریسمان وغیره میسازند. بعضی ازین مالها را بمقدار زیاد\nجمع نموده علاوه از احتیاج خود را بفروش می رسانند.\nولی مردم شهر اشیای خام را از مردم کوچی چارواداران\nخریده آنها را بدست خود نسبت بمردم کوچی ظریف تر\nو زیباتر اعمال می نمایند. اهالی شهر از پوست و چرم\nحیوانات هر گونه پوشاک می دوزند. و از پنبه و ابریشم\nکلاه. کمربند. و پارچه های گوناگون میسازند. از نقره\nو طلا و فلزات مختلف. ظروف گوناگون زیبا و منقش\n(کوزه. آفتابه. طبق. کاسه. لگن. سماوار. چاه جوش)\nصندوقچه و اسباب زینت می سازند. سوائی این در شهر\nصنعت کلالگری موجود است. که از گل ظروف گوناگون"}
{"book": "adl0710", "page": 130, "text": "افغانستان چهارم رشه یه\n۱۲۷\n\nسفالین درست می کند که در خمدان ہائے خشت و کاشانی رنگ\nرنگ می پزند - ہم چنین پیشہ صابون سازی - رنگریزی -\nزرگری - مسگری - آہن گری - خراطی وغیرہ ہم در شهر ہا\nخیلی ترقی کرده است .\nکارخانه داری\nبسبب نبودن راه ہائے آہن در ترکستان و دور بودن\nاو از مراکز مدنیت و کم یابی اسباب سوخت همچو زغال سنگ\nتیل نفت - انترا سائٹ (یک قسم ذغال است) Antheracite\nو درخت ہا ر کافی کاریگران و استادان ماہر و پیدا نمودن پول\nسرمایہ عظیم و موادیکه ہمہ آن ہا ضروریست : کار ہا ر کار خانگی\nرا بقدر لزوم پیش نهاد و پیشہ نموده اند - و تما ماً کار بطرز\nقدیم و پیمانهٔ خرد جاریست .\nمعدن و کان ہا\nاگر چه معاون یعنے (ثروت ہار زمین) خیلی دارد ولی\nآن ہا تا کنون بقدر لزوم کار کرده نشده - درین معدن ہای\nنمک - سرپ - آہن - مس - موم سنگ - سنگ ہائے گرانبها\nہمچو مرمر - عقیق - زمرد - در منصب ہا ر رود - به مقدار کم"}
{"book": "adl0710", "page": 131, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۱۲۸\n\nطلا در کنار نهر مرغاب نقره نیز پیدا می شود.\nجنگل داری\nکسب جنگل داری در ترکستان به حکم هیچ است ـ زیرا\nدرین جا جنگل و درخت زار کم بوده ـ آن ها فقط در کوه ها\nو ریگ زار ها می روید ـ به سوائے این جنگل ہائے طبیعی\nدرختان زیادی موجود است ـ که آن ها در لب جوئے ها\nحوض ها و در باغ ها کاشته شده اند . در جنگل ہاء کوہ\nمیوه ہائے گونا گون ـ ہمچو جوز ، فندق ، پسته می روید لیکن\nبیشترین جنگلہائے ترکستان ـ برائے هیزم استعمال می شوند\nچوب که برائے عمارت بکار میرود کمی آن در بالائے کوہ\nمی روید .\nکسب ماهی گیری و شکار\nدر ترکستان غالبا در سواحل نهر آمو و رود ہائے دیگر اجرا\nشده هر سال بقدر چندین میلیون ماهی گرفته می شود بشکار\nحیوانات و مرغان اہالئے محلی بہ آلات خیلی ساده همچو\nدام ، تلک ، تور، کمند ، فیقان مشغول می شود ـ هم چنین\nسگان تازی و مرغان شکاری چون باز و شاہین ـ را آموختہ"}
{"book": "adl0710", "page": 132, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۱۲۹\n\nبه آن ها شکار می نمایند بعضی اوقات تفنگ ها چقماقی را نیز\nبرائی شکار بکار می برند- درین جا از حیوانات درنده وحشی\nپلنگ و گراز، خرس و روبا گوزن - آهو - و از مرغان قرقاول\nکبک - بیقھو- قو - غاز - مرغابی - به دام شکار می شود در\nترکستان شکار برائی معاونت زندگانی و یا برائی شوق\nاجرا می شود.\nمعارف\nدرین زمان مکتب ہاء جدید بہ اصول جدیده تأسیس شده\nکہ علاوه از علوم دینی مضامین فنی نیز تعلیم داده میشود .\nمقامات مشهور ترکستان افغانی\nاز قرار ذیل است\nمزار شریف - بلخ - خلم - تاشقرغان - میمنه - اند خوئی وغیره:-\nمزار شریف مابین خلم و بلخ (9 میل در جنوب شرق بلخ\nو ۲۶ میل از خلم) بر کنار رود بلخ واقع است - تعداد\nنفوس آن تا ۱۰ ہزار و تعداد خانہ تا دو ہزار تخمین شده\nاست ، این مقام از باعثیکه قرار گاه حضرت علی کرم اللہ وجہ\n\nافغانستان المبرک"}
{"book": "adl0710", "page": 133, "text": "افغانستان چهارم رشدیه ۱۳۰\nاست در نظر کل اہالی افغانستان۔ و دیگر بلاد اسلامی مقدس\nتصور کرده می شود و هر سال ہزار ہا نفر برائے زیارت مرقد\nمقدس از ممالک دور و دراز می آیند۔ و در موسم بہار\n(ایام گل سُرخ) آن افتتاح شده و میلہ منعقد گردیده\nاز اطراف و اکناف عالم نفری دران وقت اجتماع می یابند\nچنانچہ مرقد مبارک را سلطان حسین بادشاه هرات تعمیر\nنموده است مرقد مبارک دارای دو گنبد است .\nمزار شریف بر بلندی واقع شده آب و ہوائے آن\nنسبت بہ بلخ و دیگر مقامات مجاور بسیار صحت افزا و\nخوب است۔ اہالئے ترکستان ایام تابستان را در ہیمں\nمقام بسر می برند۔ این مقام مرکز تجارت است۔ اراضی\nگرد و نواح آن بسیار زرخیز و شاداب است .\nبلخ\nاین مقام در زمان قدیم شہرت بسیار داشت۔ و یکے\nاز مراکز مشہور آسیا بشمار می رفت نام قدیم آن (بکترا یا\nبکثیریا) باختر است از روایات و قصہ ہائے قدیم معلوم می\nگردد۔ کہ ازیں مقام تعلیم مذہب زر دشتی ترقی یافته\nاست باختر یکے از صوبہائے بزرگ امیر الحوران آخانشی"}
{"book": "adl0710", "page": 134, "text": "۱۳۱\nافغانستان چهارم رشدیه\n(Akamunshi) بود در سنه ۲۵۰ ق م تیو دوتس\n(Theodotous) حاکم باختر اعلان بادشاهی نمود - و\nتاسیس حکومت مستقل باختری را نهاد - حدود این مملکت\nدر بعض اوقات از دجله تا گنگ می رسید - ولی از باعث\nرقابت پارتها و بعد ازان از تها جمات اقوام خانه بدوش\nترکنها که از وسط آسیا بدان سمت تاخت و تاز می نمودند\nرو به تنزل نهاد - ۱۲۶ سال ق م بر رود آمون چهار حکومت\nتاسیس شد - که چینی ها آن را چنین نامیده اند - یوشی\n(You Chi) کویش وانگ (Kweishwang)\nیته (Yeth) توکا راس (Tukhavas) این هر\nچهار سلطنت پابند دین بدها بودند - اروپائیان این سلطنت\nرا کوشان (Kushans) هیاتاله (Haiathala)\nہن ہا سفید (White Huns) و تو چاری نامیده اند.\nمورخین عرب نیز ذکر یک عبادت گاه مشهور را در بلخ\nمی کنند و آن را نو بهار (Nao bihar) خوانده اند\nو بخیال مورخ مشهور انگلیسی (راول سن) این عبادت\nگاه از بدها بود و لفظ نو بهار در اصل ناوادی ها را -\n(Navathivara) است و سیاح مشهور چینی موسوم\nبه هوان ستانگ (Hauanatang) در اوائل قرن"}
{"book": "adl0710", "page": 135, "text": "افغانستان چهارم رشدیه ১৩২\n\nچون این ناحیه را ملاحظه نموده - حالات مفصل آن را قلمبند کرده است و عظمت شهر و ترقی مذهب بدها را تحریر نموده است در اوائل قرن سیزدهم بلخ محل تاخت و تاز قوم مغول گردید - و این ناحیه از دست این قوم چون سائر ممالک اسلامی نقصانات شدید را متحمل گشت تا عرصه صد سال بلخ جزو مملکت مغول هند بود - و بعد از ان از بک ها بر آن استیلا یافتند.\nعلاقه بلخ در بین عرض البلد ٣۶ درجه شمالی و ۶۶ ۶۹ طول البلد شرقی واقع است - در شمال آن دریای آمون در شرق بدخشان در جنوب کوه ها هندوکش - در غرب میدان و ریگستان وسیع است :-\nشهر بلخ برکنار رود بلخ واقع است - و از قندوز بمسافت ۱۰۵ میل بجانب غرب است - این شهر را مورخین ما در امصار نامیده اند - اراضی آن زرخیز است و ۱۸ نهر آن را سیراب می نمایند - آب از ضروریات اضافه بوده باعث رطوبت و ناخوشی زیاده می گردد - ازین باعث آب و هوار بلخ خوب گفته نمی شود - ولی گرمی بسیار نیست در ماه جون (جوزا) مقیاس الحرارت از درجه ۸۰ تجاوز نمی کند - فصل ها در ماه جولائی یعنے جوزا میرسد - باغات"}
{"book": "adl0710", "page": 136, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۱۳۳\nبسیار دارد ـ و میوه جات وافر است رنگ اراضی زرد است و بسیار برائے زراعت مفید ثابت شده ـ بلندی آن از سطح بحر ۱۸۰۰ فظ است ـ آب رود بلخ به رود آمون نمی ریزد از باغلینکه کل آن در راه جذب می گردد. آثار شهر قدیم تا امروز موجود است و احاطه آن تا بیست میل می رسد ـ و حصّهٔ شمالی آن از آثار قدیمه پُر است ـ در دروازه آقچه سر محراب مسجد جامع تا امروز قایم است ـ آثار چهار سُو نیز نمایان است ـ آثار مذهب بدها بسیار است ـ دُو دروازهٔ قدیم بجانب غرب تا امروز پا برجاست ـ و هم چنین قلعهٔ مستحکم بمعه بُرجهای بزرگ بطرف شمال تا امروز قائم است.\nخُلم : در غرب قندوز واقع است ـ در زمان قدیم مرکز مهم بود و مقامات تاشقرغان ـ ایبک ـ ازین جا اداره می شد ـ ولی چون تاشقرغان ترقی یافت رونق خلم کاسته رفت ـ اراضی گرد و نواح خلم بسیار زرخیز است و طریق آبیاری نیز بهتر است ـ باغات و اراضی مزروعه بسیار دارد :ـ\nآقچه : در غرب بلخ به راه که جانب هرات میرود واقع گردیده ـ دارای یک قلعه و حصاری است ـ"}
{"book": "adl0710", "page": 137, "text": "افغانستان چهارم رشدیه ۱۳۴\n\nعلاقه گرد و نواح آن زرخیز و باغات متعدد دارد- میوهائیش\nمعروف و وافر است - خصوصاً خربوزهٔ این علاقه شهرت تمام\nدارد-\nتاشقرغان :- یک شهر مختصری است - که از فصیل\nگلی احاطه گردیده براه تجارت واقع است - محیط فصیل ۳\nمیل است باغات و درخت میوه دار بسیار دارد - خصوصاً\nانار این مقام بسے مشهور است - جوئے از رود دوآبا\nاز مرکز شهر جریان دارد - تجارت در پارچه - پوست - و\nمیوه ها خشک می شود :-\nاندخوئی :- در شمال غرب بلخ متصل سرحد افغانستان\nو روسیه بر کنار رود سنگاخ و یا سنگلاک (Sangalak)\nواقع است - این رود از بند ترکستان می خیزد - و از\nاندخوئی گذشته در راه خشک می گردد - آب این رود\nقابل نوشیدن نیست - امّا برائے زراعت مفید است\nو اراضی بسیاری را سیراب می سازد - میوها و غلّاجات\nاز قبیل برنج و گندم در مقدار کافی حاصل می گردد -\nحیوانات بکثرت دارد - تجارت با ایران و روسیه می کنند\nتعداد خانه ها تخمیناً ۳ هزار است فصیل شهر ویران\nاست - اندرون حصار قدیم یک قلعه بلندیست که سیصد"}
{"book": "adl0710", "page": 138, "text": "۱۳۵ افغانستان چهارم رشدیه\nگز طول دارد :-\nمیمنه :- این علاقه در گوشه شمال غرب کوه هندوکش\nواقع است طولش ۲۰ میل عرضش ۱۸ میل است - تعداد\nنفوس آن اگر اقوام خانه بدوش نیز حساب کرده شود -\nتا یک صد هزار می رسد و بیشترشان از قوم ازبک\nمن (Min) اچاملی (Achamali) دوز (Dog\nاست - علاوه از قوم ازبک افغان ، تاجک د هند و نیز\nآباد اند - شهر میمنه در یک میدان وسیع بین کوه ها\nواقع است - و دارای یک فصیلی بوده - که بلندی آن\n۱۲ فټ و عرضش ۵ فټ است - و خندقی دورا دورش\nحفر نموده اند برج ها متعدد و چهار دروازه نیز دارد -\nاحاطه شهر تخمیناً ۲ میل است .\nایبک :- دارای قلعه مستحکمی است - که دورا\nدورش خانه های گنبدی تعمیر نموده اند - تخت رستم\nرا که از کوه تراشیده اند - بر عظمت و شوکت آن\nدلالت می کند - اراضی قرب و جوار آن زرخیز و شاداب\nاست میوه ها و غله جات وافر حاصل می گردد - درین\nجا نیز بعض غارها مانند غار های با میان یافته شده\nاست ."}
{"book": "adl0710", "page": 139, "text": "افغانستان چهارم رشدیه ۱۳۶\n\nشبرغان : تخمینا ۲۰ میل بطرف غرب آقچه واقع\nاست که دارای یک قلعه بوده ـ و از باغات متعدد احاطه\nگردیده ـ اراضی گرد و نواح آن زرخیز است ـ آب آن\nاز سر پل حاصل میشود ـ اهالی بیشتر آن ازبک اند ـ\nفریه (Ferrar) در تعریف آب و هوا و پیداوار\nو راشاوت و دلاوری اهالی آن نوشته است ـ شبرغان\nو خربوزه شیرین آن را مارکوپولو (۱۲۹۱ ـ ۱۲۷۱) نیز\nتعریف نموده است .\nسر پل :ـ در جنوب غرب بلخ و در شرق میمنه\nواقع و کم آباد است ـ ۳/۴ اهالی آن ازبک اند ـ\nو باقی افغان هزاره و تاجک وغیره ـ شهر سر پل یک مجموعه\nخانها است و خراب است ـ و بر نشیب کوهی تعمیر شده\nاست ـ و نیز دارای یک قلعه بوده ـ در میدان های\nآن خیمه های بسیاری نصب می شود ـ آبادی این علاقه\n۱۸ هزار تخمین شده .\nولایت قطغن و بدخشان\nدر گوشه شمال غرب افغانستان واقع است ـ در شمال\nرود آمون جریان دارد که سرحد قدرتی آنست ـ در جنوب"}
{"book": "adl0710", "page": 140, "text": "۱۳۷ افغانستان چهارم رشدیه\n\nو شرق با سلسله کوه های هندوکش و سطح مرتفع پامیر احاطه گردیده - در غرب ترکستان افغانی است .\nسطح :- بحیثیت مجموعی کوهسار گفته می شود - ولی در بین کوه ها وادی های زرخیز و شاداب نیز واقع شده .\nزراعت :- اکثراً للمی کاشته می شود - و زمین آبی کم دارد - و از باعث سطح کوهستانی ، دریای آن تند رفتار و در اکثر جاها از باعث عمق بسیار برای آبیاری مفید است - رنگ زمین آن سیاهی مائل است - گندم - جو - جواری - ارزن - باقلا و غیره میسر می گردد - از میوه جات - پسته - بادام - سیب - ناک - زردآلو - شفتالوی بسیار اعلی دارد - و علاوه ازان توت - آلوبالو - امرود - نیز فراوان است - مبارک از باعث میوه ها اعلی و لطیف مشهور است - از سبزی باب :- کدو - شلغم - زردک - گندنا - ترب و غیره حاصل می شود .\nآب و هوا :- عموماً صحت بخش و خوش گوار است - هر قدر از فیض آباد بطرف شمال حرکت کنیم هوا سرد شده می رود - آب و هوای خود فیض آباد که حکومت نشین است - چون آب و هوای کابل می باشد - و سرما عموماً شدید است حتی دره های کوه از برف باری بند میگردد\n\nاث ترکستان المرکب"}
{"book": "adl0710", "page": 141, "text": "افغانستان چهارم رشدیه ۱۳۸\nو دریا ها از یخ بستگی ساکت می گردند - چون این علاقه جنگلات بسیار دارد - باران ها کافی می بارد -\nمعدنیات :- از معدنیات هر گونه معمور است - معادن نمک - گوگرد - آهن - مس - لعل - لاجورد - سُرب - نوشادر بسیار دارد بدخشان از باعث لعل خود تا امروز معروف است - طلا ریگی و معدنی نیز موجود است - نمک و گوگرد در وادیئے کوکچه کشف شده است آهن در فیض آباد - و معدن لاجورد متصل منبع کوکچه و در غازان معدن لعل - ۱۴۰ فط از رود آمون بلند واقع شده و از آثار قدیمه نیز کل جائها پر است متصل شهر فیض آباد بفاصله نیم کروه و در یک میدان وسیع سنگ یافته شده که بالایس عبارتی حکاکی نموده اند ولی تا امروز کسی آن را خوانده نتوانسته - بمحل اتصال دریا کوکچه (دریا بدخشان) و دریای آمون در حوالی ینگی قلعه و حضرت امام صاحب یک جنگل غلوّ و گنجان وجود دارد - میدان چراگاه بسیار است - که برائے پرورش گوسفند و دیگر حیوانات بسیار کار آمد است - خاش کاو بسیار می باشد - مردم گله هاء آن و اسپ و گوسفند و بز و یابو بکثرت دارند - از حیوانات وحشی روباه - گرگ - شغال - و خرس - آهو - شیر - و از طیور کبک - تدرو - و مرغ دشتی و باز پیدا"}
{"book": "adl0710", "page": 142, "text": "افغانستان چهارم\n۱۳۹\n\nمی شود - پیشه عمومی اہالئے آن زراعت است - ولے\nعده کثیر آن مصروف چاروا داری نیز هستند .\nحاکم کلان در فیض آباد می باشد - که اراضی زر خیز\nو وسیع را دارا است باغات میوه بی شمار دارد -\nعلاقه شیوه بسیار اباد است - و در تمام بدخشان این سطح\nمرتفع خوبترین و بزرگ ترین مرغزارها است :- مبارک\nیک میدان وسیع است - از باعث میوه ہائے لطیف\nمشهور است - در زمان قدیم پائے تخت بدخشان بود .\nواخان :- در گوشه شمال واقع است - و مشتمل بر\nدو وادی بلند که از پنجه سیراب می گردد - د این وادی\nہا را از ہر دو جانب کوه ہائے بلند در بر گرفته ، دره\nہائے مشکل گذار دارد- و آسان ترین آن ہا بروغیل\nاست که ۱۲۰۰۰ فٹ ارتفاع دارد - و ازین جا راهی بطرف\nچترال و گلگت رفته گذاره مردم به گله ہائے گوسفند و چاروا\nداری است - از باعث ارتفاع زیادے قابل زراعت\nنیست - ولے چراگاه خوبے را تشکیل می دہد ۔ پست\nترین مقام آن ۸۰۰۰ فٹ بلند است ۔ ور وادئے\nعمیق جو کاشت می شود .\nحضرت امام در میدان شاداب واقع است - و"}
{"book": "adl0710", "page": 143, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۱۴۰\nدارای یک قلعه بوده که دورا دور آن خندقی است.\nحکومت اعلی سمت مشرقی\nجلال آباد\nدر جنوب شرق کابل بمسافت یکصد میل در یک میدان وسیع متصل رود بهسود -(که دریا کابل درین جا به این نام نامیده می شود) واقع است - ارتفاع اش از سطح بحر تخمیناً .۲۵۰۰ فٹ است.\nآب و هوا :- آب و هوای جلال آباد در زمستان خنک و در تابستان بسیار گرم می باشد - و عموماً باد سموم هم می وزد - از باعث این که میدان های وسیع و بی آب متصل آن واقع است - مون سون جنوب غربی تا جلال آباد نمی رسد - پس در تابستان باران ندارد - در زمستان و شروع بهار موسم بارانی آن است - برف شاذ و نادر می بارد زمین جلال آباد بسیار زرخیز است - و در هر جائی که آب میسر می گردد دران جا غله جات هر گونه دستیاب می شود - مثلاً برنج - گندم - جو - وغیره"}
{"book": "adl0710", "page": 144, "text": "افغانستان چهارم رشدیہ ۱۴۱\nبا فراط حاصل می شود۔ کہ مقدار کثیر آن را در کابل برائے\nتجارت می فرستند۔ جلال آباد بجانب جنوب میدان ہائے\nوسیع دارد۔ ولے از باعث کمی آب قابل زراعت نیست\nکہ ازین وجہ نہر ہاءِ لازمی برائے آب رسانی آن زیر مراقبت\nگرفتہ شدہ۔ چنانچہ در این ایام یک نہر بزرگ زیر تعمیر است\nموسوم بہ نہر کریم۔ امید است کہ بتوسط آن ہزار ہا جریب\nاراضی قابل کشت و زراعت خواہد گردید ۔\nجلال آباد :- باغات بے شمار دارد کہ از حیث خوبصورتی\nو سر سبزی نظیری ندارند۔ درختان سرو ہمیشہ بہار رونق\nآنرا دو چند ساختہ است ۔ و میوہ جات ہر قسم چون نارنج\nمالتا ۔ میٹہ ۔ سنگترہ ۔ لیمون ۔ و سائر اقسام دیگر حاصل می\nگردد ۔ نیشکر و پنبه نیز کاشتہ می شود ۔\nشہر جلال آباد :- دارائے فصیل است ۔ تعداد خانہ ہاءِ\nدرون فصیل کم است ۔ و ہمہ آنہا از گل ساختہ شدہ ۔ ولی\nبازار ہائے باقاعدہ دارد ۔ تعداد نفوس کہ درون شہر سکنہ\nدارند تقریباً ۵ ہزار خواہد بود ۔ و بیرون شہر عمارات رنگارنگ\nو قصر ہا خوش رنگ دیدہ می شوند ۔ مزار اعلیحضرت امیر شہید\nنیز در ہمین جا است ۔\nعلاقہ لغمان کہ در گوشہ شمال مغرب آن بمسافت ۱۰ میل"}
{"book": "adl0710", "page": 145, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۱۴۲\nواقع است بسیار زر خیز و شاداب است - چنانچه درین علاقه\nغله جات هر گونه بمقدار کثیر حاصل می گردد- که از همه\nعلاقه برنج لغمان مشهور است- متصل جلال آباد بعض\nجنگلات نیز یافته می شود که در آن جا هر گونه درخت\nموجود است - امید میرود که عنقریب ازین جنگلات استفاده\nتام گرفته خواهد شد - در میدان هار مجاور آثار قدیمه و\nخصوصا از بدها دیده می شود .\nحکومت کلان سمت جنوبی\nاز کابل بطرف جنوب بمسافت ۸ منزل مقام خوست\nواقع است که حاکم نشین سمت جنوبی است - اراضی این\nعلاقه کم ولی زر خیز است - کوه ہائے جوار از جنگلات غلو پر\nاست - ولی تا امروز ازان فائده کلی برداشته نشده -\nالبته حکومت درین خصوص خیالات خود را مبذول نموده است\nکه امید می رود عنقریب این جنگلات یک ذریعه آمدنی\nخوبی خواهد گردید - درین جنگلات درختان نشتر - (دیار)\nکه در مارکت ہند قیمت خوبی دارد در تعداد کثیر یافته\nمی شود ."}
{"book": "adl0710", "page": 146, "text": "افغانستان چهارم ریشنل پیپر\n۱۴۳\n\nآب و ہوائے سمت جنوبی در تابستان بسیار گرم می\nباشد ـ ولی زمستان آن بسیار خنک نیست ـ اہالئے این\nعلاقہ بسیار دلاور و شجیع بودہ ـ و در جنگ ہاء ۱۹ ۱۹ با\nحکومت انگلیس کار ہائے نمایان و قابل تحسین از آن ہا\nبظہور پیوستہ ولی متاسفانہ کہ در تعلیم و معلومات\nعامہ بسیار پس ماندہ اند ـ\n\nحکومتی اعلیٰ فراہ\n\nبرکنار دریائے ہین نام واقع است ـ راہ قندھار کہ\nبجانب ہرات می رود ازین مقام می گزرد ـ قندہار بمسافت\n۲۳۶ میل بجانب جنوب و ہرات ۱۶۳ میل بجانب شمال\nواقع است ـ شہر با فصیلے محاط است ـ دورا دور آن\nخندق حفر نمودہ اند ـ دارایے دو دروازہ بودہ ـ در نواحیٰ\nآن آثار عتیقہ بسیار دیدہ می شود ـ چنگیز خان مغول این\nمقام را غارت نمودہ بود ـ\nشاہ کاری ہائے حکمدار جوان (افغانستان) نسبت\nبترقیات مملکت ! بادشا ہائیکہ حقیقۃً افغانیان را از خواب\nغفلت بیدار ساختہ ـ و ملتہ را بجادۂ ترقی و تعالیٰ رہنمونی"}
{"book": "adl0710", "page": 147, "text": "افغانستان چهارم رشدیه ۱۴۴\n\nکرده ذات یگانه اعلیحضرت قائد اعظم امان الله خان غازی بوده ـ چرا که همین ذات بسالت و شهامت صفات است که در بدو جلوس با یک عزم متین و ارادهٔ صمیم بامر مهم و عالی استقلال اقدام نموده ـ تا این که بفضل و کرم الهی ـ و اثر مجاهدت و مساعی به آن مقصد منیع و ادارهٔ عالی خویش موفق و فایز گردیده ـ و افغانستان را یکی از دول علیا و خود مختار جهان ساخته ـ و ملت افغان را بعالم دنیا معرفی ـ و از امور جهان ایشان را با خبر و آگاه ساخته ـ پس از حصول این امر خطیر توجهات جهاندار جات خود را به نظم و نسق داخلی مملکت ملتفت نموده ـ و درین عرصهٔ قلیل حکمرانی و سریر آرائی خود کدام ذریعهٔ ترقی و تعالی نیست که برای ملت افغانستان تهیه و فراهم نیاورده ـ ذریعهٔ نوائر مکاتب و مدارس که اساس اصلی و حقیقی تمدن و ترقی است گوشه گوشه مملکت را درخشان و تابان کرده ـ امور ملکیهٔ افغانستان را بقسم جمیع ممالک متمدنهٔ دنیا بطرز جدید و خیلی مرغوب بیک اصول درست ترتیب داده ـ بموافقت و صلاحیت علماء دین مبین و آراء صحیحهٔ اکابرین و اعیان سلطنت بیک غور سلیم و فکر متین نظامنامه های مقننه برای هر شعب"}
{"book": "adl0710", "page": 148, "text": "۱۴۵\nافغانستان چهارم ربیع\nامورات دولیه و ملیه وضع و طبع فرموده ـ و شریعت غرای\nمحمدی را سرمشق در جمیع امورات خود نموده کار بار مملکت\nرا بوزارت ها و ادار ها تقسیم کرده ـ محاسبات دولت را باصول\nجدیده جدول که از غل و غش پاک است تنظیم داده ـ\nقوه عسکری و تنظیم و تنسیق لازمی آن را نیز بدرجه امکان\nترقی و توسیع داده ـ چنانچه طیاره های متعدد را فراهم آورده\nکارخانه برق ترقی نمایانی کرده علاوه بر این کارخانه گوگرو\nسازی و سمیت سازی دکان کنی نیز مفتوح گردیده ـ حس\nصادقه اتحاد و اتفاق را بتوجهات حکیمانه در جمیع افراد\nملیه تولید داده ـ از تأثرات و تبرکات مواعظ و نصایح\nو ائمه خویش فرد فرد ملته را برای خدمات دینی و وطنی\nآماده و تیار ساخته از همه علاوه و قابل تقدیر کوشش\nذات همایونی برای ترقی ـ و آرامی و بهبودی ملته و\nدولت این است که به نفس نفیس و ذات شریف همواره\nبرای تفتیش و باخبری ولایات و حکومتی ها ـ و ادارات\nدولتی تشریف فرما شده و ذرایع مخصوصه از احوال رعیت\nو مأمورین خود را باخبر و مطلع می سازد ـ هرگاه مأموری\nبرخلاف قانون رفتار ـ و یا از کار داری سوء کردار برایش\nمعلوم شود فی الفور او را قرار قانون دولت بجزا و سزا\nافغانستان تاریخی"}
{"book": "adl0710", "page": 149, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۱۴۶\nمیرساند ۔ و هر گاه حسن سلوک و خوبی کردار مامور و\nعامل برانش توضیح و لائخ شود بمکافات انعامات خسروانه\nاو را نائل و مقرون می گرداند ۔ صفت اولین این شهریار\nمحبوب القلوب که همه ملت را بخود مفتون ساخته این\nاست که همه تن پابند شریعت نبوی بوده هیچ کاری\nبر خلاف شرع شریف نمی کند ۔ اعلیحضرت غازی بسا\nاوقات به تغیر لباس از احوال رعیت و عاجزان و\nشمدیدگان خود را با خبر می سازد ۔ و به غور و داد شان\nمی پردازد ذات شاهانه بحیثیت افسر کل نه تن با اداره\nو نظارت امور و مهمات را می فرماید ۔ بلکه قولاً و فعلاً برائی\nهمه مامورین و تمام اهالی ملک یک نمونه پاکیزه و کامله\nمساعی و خدمات خود را پیش می نماید ۔ ازین حیث تمام\nافراد وطن از خرد تا بزرگ ذات خجسته صفات شاهانه\nرا بمنزله روح و روان خود دانسته از جان و دل عزیز\nمی انگار اند ۔ و به متابعت امرش هر وقت آماده وحاضر\nمی باشند ۔\nیکی از مورخین بزرگ دنیا د امیر علی اعضائے جوڈیشل\nکمپنی آف ہز مجسٹی پروی کونسل ) توصیف اعلیحضرت غازی\nرا در دیباچه کتاب خود موسوم به مختصر تاریخ اعراب"}
{"book": "adl0710", "page": 150, "text": "۱۴۷ افغانستان چهارم رشدیه\nچنین می نماید :- افغانستان در جائیکه در زمان گذشته\nسلطان محمود غزنوی (دست راست) خلافت عباسیه\nحکومت میکرد - الحال در تحت اداره و هدایت یکی\nپادشاه جوان فعّال وطن پرست که از خاندان محمد زئی\nاست باکوشش ها بهاورانه خود می خواهد جسد مردم آسیا\nرا که از یک زمان رو به انحطاط نهاده بار دیگر احیا\nو مرتفع گرداند .\n\nتشکیل اساسی دولت علیه افغانستان\nدولت علیه افغانستان ادارۀ امور داخله و خارجه خود را\nبه استقلال تامه حائز بوده همه محلات و قطعات ملک\nبزیر امر و ارادۀ سنیۀ ملوکانه بصورت یک وجود واحد\nتشکیل می یابد - و بهیچ حیث در اجزائے مملکت تفرقی\nکرده نمی شود .\n\nدین افغانستان دین مقدس اسلامی است - و مذهب\nرسمی و عمومی آن مذهب حنیف حنفی است - دیگر ادیان\nاهل هنود و یهودی که در افغانستان هستند بتاویۀ جزیه\nو علامات ممیزه تابع بوده بشرطیکه آسائش و آداب عمومیهٔ"}
{"book": "adl0710", "page": 151, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۱۴۸\nرا اخلال نکنند نیز در تحت تأمین گرفته می شوند .\nپای تخت افغانستان شهر کابل است . و اہالی\nتمامی مملکت افغانستان ، بالمساوی بنظر حکومت هستند که\nهیچ امتیازی اہالی شهر کابل نسبت بدیگر اہالی شهر\nہا و قصبات مملکت محروسه افغانیه ندارند .\nبنا بر فوق العاده اعلیحضرت همایونی که در راه ترقی\nو تعالی و استقلال ملت افغانیه ابراز نموده اند ملت نجیبه\nافغانستان متعهد می شوند که سلطنت افغانستان به اولاد\nاین بادشاه ترقی خواه افغانیان به اصول اولادییت به\nانتخاب اعلیحضرت پادشاهی و اہالی ملت انتقال می کند\nو ذات ملوکانه در حین جلوس اریکه بالمواجه بحضور شریف\nو غریب اہالی متعهد می شود که مطابق شرع شریف و مواد\nاین نظامنامه اساسی اجرای او امر حکومت نموده - استقلال\nافغانستان را رعایت و برای وطن و ملت خود صداقت\nنماید .\nذات حضرت بادشاهی خادم و حامی دین مبین اسلام\nو حکمدار و پادشاه عموم تبعه افغانستان است - امور مملکت\nبذریعه وزرای دولت که بباراده سنیه پادشاهی انتخاب و\nو تعین می شوند ) اداره می شود و هر کدام از وزراء"}
{"book": "adl0710", "page": 152, "text": "۱۴۹\nافغانستان چهارم عقرب\n\nمسئول امور متعلقهٔ شان شناخته می شوند - ازین سبب ذات همایونی غیر مسئول می باشند .\nدر خطبه با ذکر نام پادشاهی و ضرب سکه بنام پادشاهی - و تعین رتب و مناصب مطابق قوانین مخصوصه و اعطای نشان و انتخاب و تعین صدر اعظم ، و عزل و تبدیل وزرا و تصدیق نظامات عمومیه و اعلان مرعیت شان و محافظه و اجرای احکام شرعیه و نظامیه - و قوماندانی و عموم قوای عسکری افغانستان و اعلان حرب و عقد مصالحه و علی العموم معاهدات و عفو و تخفیف مجازات قانونیه عمومیه و خصوصیه از حقوق جلیلهٔ پادشاهی شمرده میشوند .\nحقوق عمومیهٔ تبعهٔ افغانستان\nهمه افرادی که در مملکت افغانستان می باشند - بالتفریق دینی و مذهبی تبعهٔ افغانستان گفته می شوند - صفت تابعیت افغانیه مطابق نظامنامهٔ مخصوصهٔ استحصال و ازرعه کرده می شود .\nکافهٔ تبعهٔ افغانستان در امور دینی و مذهبی و نظامات سیاسی دولت علیه خود پابند و مقید بوده - آزادی حقوق"}
{"book": "adl0710", "page": 153, "text": "افغانستان چهارم شعبہ\n۱۵۰\n\nشخصئ خود را مالک هستند .\nحریت شخصیہ از ہر گونہ تعرض و مداخلت مصئونست ۔\nہیچ کس بدون امر شرعی و نظامات مقننہ سخت توقیف گرفتہ\nو مجازات کردہ نمی شود ۔ در افغانستان اصول اسارت بالکل\nموقوف است - از زن و مرد ہیچ کس دیگرے را بطور\nاسارت استخدام کردہ نمی تواند .\nمطبوعات و اخبارات داخلیہ مطابق نظامنامہ مخصوص آن\nآزاد می باشند ۔ نشر اخبار فقط از حقوق حکومت و یا اہالئے\nتبعه افغانیہ است در بارۂ مطبوعات خارجہ دولت علیہ\nافغانستان بعض شرائط و قیود نہادہ می تواند تبعه افغانستان\nمطابق نظامات موضوعہ برائے تجارت وصنعت و زراعت\nہر گونہ شرکت ہا کردہ می توانند .\nتبعه افغانستان مفرداً یا مجتمعاً اگر خلاف شریعت غرا\nو یا نظامات دولت از طرف مأمورین یا دیگرے حرکت و\nرفتارے ملاحظہ کنند بہ ادارہ ہائے دولتی عرض می کنند-\nاگر در دوائر حکومتی مرجوعہ اش بہ باز خواست و استماع عرض\nشان پرداخت نشد ۔ بسلسلۂ مراتب بما فوق شان عرض و\nاستغاثہ نماید ۔ در صورتیکہ ہیچ یک از مامورین و کار دار\nبعرض حالش پرداخت نہ کرد ۔ راساً عرض حال خود را"}
{"book": "adl0710", "page": 154, "text": "افغانستان چهارم رشديه ۱۵۱\nبحضور اشرف همایونی پادشاهی کرده می تواند .\nامر تدریس در افغانستان بالکل آزاد است - مطابق نصاب معارف عمومیه هر فرد تبعه افغانستان بطور عمومی و خصوصی برای تدریسات مأذون و مجاز می باشد . اما اشخاص اجنبی باستثنای نفری که برای تعلیم استخدام می شوند - بداخل مملکت افغانستان به افتتاح و اداره مکاتب مجاز نیستند .\nعموم مکاتب افغانستان در زیر نظارت و تفتیش حکومت می باشد - حکومت همه اسباب و تدابیری که برای تربیه علمیه همه تابعین افغانستان که بر سیاق انتظام و اتحاد باشد بمراقبت و نظر دقت می گیرد . اما اصول تعلیمیه با امور اعتقادیه مذهبیه اهل ذمه و افراد مستامنه که تعلق دارد اخلال کرده نمی شود - کافه تبعه افغانستان بحضور شریعت غرا و نظامات دولت در حقوق و وظائف مملکت حق مساوات دارند .\nعموم تبعه افغانستان به اندازه قابلیت و اهلیت شان در همه ماموریت ها بقدر احتیاج دولت استخدام میشوند.\nمالیات و محصولات مقرره مطابق نظامنامه های مخصوصه برای تبعه افغانستان نسبت به ثروت و اقتدار شان گرفته"}
{"book": "adl0710", "page": 155, "text": "افغانستان چهارم رشدیه ۱۵۲\n\nو تعین می‌گردد.\nدر افغانستان هر شخص از مال و ملک خودش که در تصرف او باشد در امن می‌باشد - اگر اراضی بقدری منافع عمومیه بکار دولت شود مطابق نظامنامه مخصوصه آن اولاً قیمت آن را بصاحبش تادیه نموده بعده ملک آن را گرفته می‌تواند.\nمسکن و جای هر فرد تبعه افغانستان از هر گونه تعرض مصئونست در هیچ کس از طرف حکومت و سائره بدون احکام نظامات بخانه شخصی جبراً بلا استیذان داخل شده نمی‌تواند.\nدر محاکمه عدلیه عرض و داد عمومی مطابق شریعت و اصول محاکم حقوقیه و جزائیه فیصله کرده می‌شود - مصادره و بیگار مطلق ممنوع است - اما کار و ضرورت که در زمان محاربه پیش شود مطابق نظامنامه مخصوصه آن ازین قاعده مستثنی است خارج نظامات دولت از هیچ کس چیزی گرفته نمی‌شود - شکنجه و دیگر انواع زجریه تماماً موقوف است - و خارج احکام شرع شریف و نظامات دولت که موافق احکام شرعی تنظیم یافته برای هیچ کس مجازات داده نمی‌شود."}
{"book": "adl0710", "page": 156, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۱۵۳\nهیئت اداره\nدر افغانستان وظیفهٔ ادارهٔ حکومت مفوض است به\nهیئت وزرا و ادارهٔ مستقله در حین اجتماع هیئت وزرا\nریاست مجلس را ذات ملوکانه ایفامی نماید ۔ و اگر ذات\nشاهانه احضار نداشته باشد ۔ صدر اعظم بوظیفهٔ ریاست\nمی پردازد ۔ و هر گاه صدر اعظم هم نباشد از جمله وزرا\nوزیر وزات اوّل وظیفهٔ ریاست را اجرا می دارد ."}
{"book": "adl0710", "page": 157, "text": "افغانستان چهارم رشدیه ۱۵۴\nهیئت ادارۀ مرکزیه\nادارة مرکزیه مرکب است از وزرات ها و ادارۀ\nمستقله وزارت ها بر حسب ذیل می باشند .\n(۱) وزارت . . . . حربیۀ\n(۲) \" . . . . خارجیة\n(۳) \" . . . . داخلیة\n(۴) \" . . . . عدلیة\n(۵) \" . . . . مالیۀ\n(۶) \" . . . . معارف\n(۷) \" . . . . تجارت\n(۸) ریاست . . . . شورای دولت\nادارۀ مستقلۀ طبیه مانند دیگر وزارت ها براه راست\nدر حضور اشرف همایونے مسئول شناخته می شود .\nوزارت حربیة :- مامور است باجرای امور\nعسکریة افغانستان - چون وزیر حربیۀ آمر بزرگ عسکری\nمی باشد - تمامی منصبداران قطعات عسکری در تحت\nامر مشارٌ الیہ اور رفتار می نمایند - و علاوه بر تقسیم عملی کل"}
{"book": "adl0710", "page": 158, "text": "۱۵۵\nافغانستان جغرافیه\nنفوس افغانستان از فن حرب اداره مکاتب حربیه نیز بآن تعلق دارد - که در آن تعلیم حربے باصول جدید جاری است .\nمدیریت ماشین خانه عسکری نیز بوزارت حربیه مربوط است -\nوزارت خارجه :- وزارت خارجه مامور است بتدابیری و مناسباتیکه افغانستان با دول خارجه دارد - سفراء - و جنرال قونسل ها - و قونسل ہائے که از افغانستان در دول ہائے خارجه تعیین و مامور شده می روند جمله در زیر امر و نظارت وزیر خارجه می باشند .\nمخابراتیکه در میان حکومت افغانستان - و سفرا و مامورین سائیرین اجنبیه که در مرکز سلطنت می باشند - مبادله می شود خاص بتوسط وزارت خارجه اجرا می یابد - و کافهٔ مناسبات رسمیهٔ دولت که با سفارت ها بوقوع می آید از طرف وزیر خارجه اداره می شود .\nوزارت داخله :- وزارت داخله مامور است بامور ملکیهٔ افغانستان والئے کابل و جمیع نائب الحکومه ها و حاکم ہائے اعلے در امور داخله کاملاً در زیر امر وزیر داخله می باشند - مدیریت پوسته - و تلگراف - و ٹیلی فون"}
{"book": "adl0710", "page": 159, "text": "افغانستان چهارم رشدیه ۱۵۶\n\nو مدیریت ماشین خانۀ ملکی نیز بوزارت داخله مربوط است.\nوزارت عدلیه :- در افغانستان برای منتظم\nگردانیدن امور عدلیه و قوۀ انضباطیه مامور است:-\nوظایف وزیر عدلیه از قرار ذیل است\nاوّل :- نگهداشت و محافظه وظائف مامورین محاکم\nعدلیه و قوۀ انضباطیۀ افغانستان تا هیچ کس به کارهای\nوظیفۀ شان جبراً اجرا و مداخلت کرده نتواند .\nدوم :- نگرانی ایفای وظائف قضاة و عموم\nمامورین محاکم عدلیه و انضباطیۀ .\nسوم :- راه نیافتن خصائل قبیحه در وظایف مامورین\nعدلیه .\nچهارم :- نظارت کردن بر این که کسی از طرف\nدولت اجازۀ قضا را نداشته باشد باید وظیفۀ قضا را اجرا\nننماید .\nپنجم :- نگرانی کردن بر این که هیچ دعوی در محکمه ها\nبحال تعویق و تعطیل نماند .\nششم :- نظارت نمودن بر اینکه در هیچ یکی\nاز محکمه های عدلیه لحاظ شخصیت و جنسیت و دین و"}
{"book": "adl0710", "page": 160, "text": "۱۵۷\nافغانستان چاپ ششم\n\nمذهب کرده نشود و در حق هر کس بالمساوات فیصلهٔ\nاحکام شرعی و سیاسی و تجارتی اجرا گردد.\nهفتم :- نظارت کردن به تنسیق و تنظیم غند ہائے\nکوتوالی و افراد پولیس ایالات و حسن ایفائے معاملات\nداخلیهٔ شان در دائره نظامات دولت .\nوزارت مالیه :- وزارت مالیه مامور است به\nامور مالیهٔ افغانستان عموم مامورین مالیه خواه در مرکز و یا\nاطراف باشند در زیر امر وزیر مشار الیه ایفاء وظیفه می\nنمایند .\nحسابات دولت در اداره ہائے مالیهٔ وزارت و اطراف\nدر کتاب ہائے که موافق اصول دفتری ترتیب و تنظیم\nیافته - قید می شود ۔ و موازنهٔ حسابات سالیانه جمیع وزارت\nہا را می نماید (بودجه)\nوزارت معارف :- ادارهٔ تفتیش ہمہ موسسات\nتدریسیّه عمومیّه که برائے تعلیم و تربیه می باشند وہم دوائر\nعالیه که خادم حفظ و حراست علم ہستند بوزارت معارف\nعمومیه مفوض اند - باستثناء مکاتب حربیّه .\nوزارت تجارت :- دائماً برائے توسیع و تسهیل\nتجارت داخلیه و خارجیهٔ افغانستان و ترقی زراعت و"}
{"book": "adl0710", "page": 161, "text": "۱۵۸ افغانستان چهارم یشادیه\n\nانكشافات معاون در مملکت افغانستان تدابیر لازمه را بعمل می آورد - تأسیس مکاتب علمی فلاحت و به ترتیب کشت زارهای نمونه زراعت و حفر انهار جدید و تقسیم آب آن ها و حسن محافظه جنگل های افغانستان ـ و از سر نو بسر رسانیدن جنگل ها و احداث درخت زارها و اغراس آن در جوار قریه ها و بکندن دکاویدن معاون موجوده بصورت احسن و اصلاح جنس حیوانات نیز از وظایف آنست .\nشورای دولت :- شورای دولت مرکز مذاکره مصلحت های عمومیه ملکیه است .\nوظایف شورای دولت بدو نوع منقسم است :-\nاول :- تنظیمات ملکیه که مراد از تغییر و تنظیم هر گونه لوایح نظامیه و علاوه کردن و تعدیل نمودن قواعد آنست .\n. دوم : محاکمات مامورین ملکیه\nشورای دولت در تحت ریاست یک رئیس عمومی اداره می شود - رئیس مذکور داخل اعضای شورای دولت بنام اعضای طبیعیه یعنی وزرا و اعضای منتخبه\nاعضای منتخبه از طرف رعایا وکیل می باشند .\nهرگاه برای یک وزارت و یا یک دائره مستقله وضع کردن یک نظامنامه لازم دیده شود لائحه همان نظامنامه\n\nافغانستان ادب ... [text runs along the side margin]"}
{"book": "adl0710", "page": 162, "text": "۱۵۹\nافغانستان چهارم رشدیه\nاز طرف همان وزارت و یا همان دائره مستقله تنظیم یافته\nبشوری دولت حواله کرده می شود شوری دولت بعد از اجرا\nکردن علاوات و تعدیلات لازمه آن لائحه نظامیه را با\nفیصله آراء مجلس عالی وزراء تقدیم می دارد و بعد از\nتصویب مجلس عالی وزراء و منظوری حضور پر نور\nشاهانه نظامنامه مذکور بوزارت متعلقه آن تسلیم شده\nدستور العمل قرار داده می شود.\n\nمدیریت مستقله طبیه\nمدیریت مستقله طبیه در امور صحیة افغانستان صرف مساعی\nمی نماید.\nوظایف مدیریت مستقله طبیه بقرار ذیل است:-\n(۱) بقدر ضرورت جلب و استخدام اطباء متخصصه از\nخارج برائے محافظۂ صحت عمومیه مملکت.\n(۲) کشادن یک یک شفاخانه مخصوص در مرکز ولایات\nو ملحقات.\n(۳) تأسیس نمودن ڈیسپا هنرهائے عمومی یعنے معاینه خانه\nہائے رائگان طبی بغرض شمولیت مراجعت اہالے بہ اطباء."}
{"book": "adl0710", "page": 163, "text": "افغانستان چهارم رشدیه\n۱۶۰\nتشویقات نمودن بکشادن عطار خانه های خصوصی .\n(۵) کشادن یک مکتب (قابلات) در مرکز سلطنت برای\nجلوگیری واقعات مدهشه که بباعث قابله های نادان درمیان\nنسوان بعمل می آید .\n(۶) تأسیس نمودن یک باقتر پیلوژی خانه برای اجرای\nتدقیقات خواه بتهیه و استحضار کافه ادویه زرقییه یعنی (سروم)\n(۷) بوجود آوردن یک دائره (رونتگن) و یک کیمیا خانه\nمکمل در نفس پایتخت .\n(۸) فرستادن هیئت های طبیه سیار برای محافظه\nصحت اهالی قریه های قبائل کوچی .\n(۹) اتخاذ نمودن تدابیر مانعه و دافعه برای رفع جلو\nگیری بیماری های ساریه و امراض متعدیه که در داخل\nمملکت ظهور می نماید .\n(۱۰) تعین مدت قرانطین و اداره نمودن قرانطین\nخانهائیکه در وقت ظهور وبا و طاعون .\nدر ممالک مجاور بنقاط لازم ساخته می شود .\nاداره ولایات\nافغانستان از روی اداره بولایات و حکومتی های"}
{"book": "adl0710", "page": 164, "text": "افغانستان چهارم رشدیہ\n۱۶۱\n\nاعلیٰ منقسم می شود و ولایات بحکومتی ہای کلان ۔ و\nحکومتی کلان بہ حکومت ہا و و حکومتی ہا بعلاقہ داری\nہا و علاقہ ہا بقریہ ہا تقسیم می یابند ۔\nامر ولایت کابل بنام والیے و دیگران باسم\nنائب الحکومہ ہا یاد می شوند کہ از روئے وظائف در\nبین آن ہا ہیچ فرقے نیست ۔ ولایات و حکومتی ہاء\nاعلیٰ برائے امور داخلہ بلا واسطہ بوزارت داخلہ مربوط\nاند در میان ولائت و حکومتی ہائے اعلیٰ از روئے\nایفائے وظائف عمومیہ ہیچ فرق موجود نیست ۔\nتن ہا در ولایات یک نائب الحکومہ و در ہر حکومتی\nاعلیٰ یک حاکم اعلیٰ اجرائے احکام می نماید ۔\n\nمجالس مشاورہ و شوریٰ دولت\n\nدر مرکز دار السلطنۃ یک ہیئت شوریٰ دولت و\nدر نائب الحکومہ گی و حکومتی ہائے اعلیٰ و حکومتی ہائے\nدرجہ اوّل و دوم و سوم و علاقہ داری یک یک مجلس\nمشورہ موجود است اعضاء مجالس مشاورہ و شوریٰ\nدولت از اعضائے طبیعیہ و اعضائے منتخبہ مرکب"}
{"book": "adl0710", "page": 165, "text": "افغانستان چهارم در عهد یه ۱۶۲\n\nمی باشند - مجلس مشاوره و شورای دولت علاوه بر\nوظایفی که در نظامنامه تشکیلات اساسی نشان داده\nشده بوظایف ذیل موظف هستند :\n\n(۱) برای ترقی صناعات - تجارت - زراعت -\nمعارف - همه تکالیفی که لازم به بینند بدولت عرض\nمی نمایند .\n\n(۲) در خصوص مالیات و محصولات و دیگر معاملات\nحکومت اگر مخالف اصول نظامات معاینه نمایند به\nمقصد اصلاح این چنین امور بحکومت عرض و\nالحاح نموده می توانند :\n\n(۳) اگر در حقوق که موافق این نظامنامه برای\nاهالی داده شده از یک طرف اخلال و اضاعه\nملاحظه کنند در نزد حکومت صلاحیت عرض و استغاثه\nرا دارند .\n\nدیوان عالی\n\nدیوان عالی خاص برای محاکمه وزرای دولت\nعند الاقتضا موقتاً تشکیل می یابد - و بعد از ایفاء"}
{"book": "adl0710", "page": 166, "text": "۱۶۳ افغانستان چهارم رشدیه\nدر سر انجام نمودن کارے که باو سپرده شده فسخ می\nشود :-\nطرز تشکیل دیوان عالی و اصول محاکمه آن مطابق\nنظامنامۀ مخصوص آن اجرا می شود .\n\nباهتمام شیر محمد ناشر\n\nختم شد"}
{"book": "adl0710", "page": 167, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0710", "page": 168, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0710", "page": 169, "text": "[BLANK PAGE]"}
